1
00:00:06,250 --> 00:00:09,625
‫[این سریال ساختگی است]
‫[تمام تشابهات اتفاقی هستند]

2
00:00:19,625 --> 00:00:22,500
‫[۳ سال پیش]

3
00:00:44,375 --> 00:00:47,375
‫[غذاهای دریایی منجمد اس. چایووت]

4
00:01:06,875 --> 00:01:09,250
‫رسیدیم. پیاده بشین.

5
00:01:18,125 --> 00:01:19,750
‫اینجا صف بکشین.

6
00:01:24,250 --> 00:01:25,700
‫حرکت کنین.

7
00:01:25,750 --> 00:01:27,250
‫به رفتن ادامه بدین.

8
00:01:28,125 --> 00:01:29,625
‫برین.

9
00:01:30,416 --> 00:01:32,625
‫رئیس، من این دو تا رو می‌برم.

10
00:01:33,750 --> 00:01:35,250
‫- هی!
‫- بله، قربان.

11
00:01:36,625 --> 00:01:38,125
‫بیا.

12
00:01:41,875 --> 00:01:43,666
‫خواهرهام رو کجا می‌برین؟

13
00:01:43,750 --> 00:01:45,250
‫همون‌جا بمون.

14
00:01:45,375 --> 00:01:47,875
‫اون برادرمه! برادرم!

15
00:01:48,000 --> 00:01:49,083
‫ولم کنین!

16
00:01:49,125 --> 00:01:50,916
‫ما با هم اومدیم اینجا.

17
00:01:51,000 --> 00:01:52,500
‫سیا!

18
00:01:54,125 --> 00:01:55,625
‫نیئو!

19
00:02:07,416 --> 00:02:10,750
‫ررن، چند نفر رو می‌فرستی توی قایق؟

20
00:02:10,875 --> 00:02:12,375
‫۱۰ نفر.

21
00:02:13,291 --> 00:02:14,791
‫این عوضی رو هم ببر.

22
00:02:45,166 --> 00:02:47,125
‫چرا صید این دفعه این‌قدر کمه؟

23
00:02:48,375 --> 00:02:50,166
‫شاید کمتر از ۵۰ تن.

24
00:02:51,000 --> 00:02:53,000
‫چند نفر کمن؟

25
00:02:53,125 --> 00:02:54,666
‫دو نفر، رئیس.

26
00:02:55,291 --> 00:02:57,000
‫و تازه الان داری به من میگی؟

27
00:02:57,500 --> 00:03:01,000
‫وقتی مأمور پیپو برای بازرسی میاد،
‫چه غلطی باید بکنم؟

28
00:03:01,625 --> 00:03:03,625
‫بهتره همین الان برگردین. برین.

29
00:03:03,750 --> 00:03:05,750
‫وگرنه کل حقوقتون رو کم می‌کنم.

30
00:03:05,791 --> 00:03:07,291
‫بله، رئیس.

31
00:03:18,250 --> 00:03:20,250
‫[غذاهای دریایی منجمد اس. چایووت]

32
00:03:37,416 --> 00:03:39,291
‫خواهرمو کجا بردی؟

33
00:03:42,541 --> 00:03:44,041
‫اون پلیس.

34
00:03:44,125 --> 00:03:45,625
‫اون با تو کار می‌کنه، مگه نه؟

35
00:03:46,875 --> 00:03:48,375
‫خواهرم کجاست؟

36
00:03:48,750 --> 00:03:50,250
‫فقط آروم باش.

37
00:03:51,250 --> 00:03:53,541
‫کدوم پلیس اذیتت کرده؟
‫بهم بگو، خودم حلش می‌کنم.

38
00:03:53,625 --> 00:03:55,375
‫دروغ نگو.

39
00:03:55,500 --> 00:03:57,916
‫همه‌تون با هم
‫توی این قضیه دست دارین، درسته؟

40
00:03:59,000 --> 00:04:00,625
‫کجا بردیش؟

41
00:04:01,916 --> 00:04:04,416
‫بهم بگو وگرنه شلیک می‌کنم.

42
00:04:08,375 --> 00:04:11,375
‫خواهرت؟
‫احتمالاً تا الان خوراک ماهی‌ها شده.

43
00:04:24,000 --> 00:04:25,541
‫فکر می‌کنی گنده‌لاتی، عوضی؟

44
00:04:25,625 --> 00:04:26,708
‫فکر می‌کنی گنده‌لاتی؟!

45
00:04:26,750 --> 00:04:29,791
‫حتی نمی‌دونی چطوری ضامن رو بکشی،
‫ولی می‌خوای بهم شلیک کنی؟

46
00:04:31,291 --> 00:04:32,791
‫هی، رئیس!

47
00:04:33,625 --> 00:04:36,125
‫رئیس! رئیس!

48
00:04:36,166 --> 00:04:37,791
‫رئیس، کافیه!

49
00:04:39,125 --> 00:04:40,666
‫کارگرها دارن نگاه می‌کنن.

50
00:04:45,166 --> 00:04:46,916
‫رئیس.

51
00:04:47,000 --> 00:04:48,500
‫به فرمانده زنگ بزن.

52
00:04:54,375 --> 00:04:55,875
‫سلام، فرمانده؟

53
00:04:55,916 --> 00:04:59,541
‫یه مهاجر سعی کرد به رئیس چای شلیک کنه.
‫لطفاً یه نفر رو بفرستین اینجا.

54
00:05:12,250 --> 00:05:13,750
‫[آقای مک پیریاوی]

55
00:05:14,041 --> 00:05:16,166
‫این عکس رادیولوژی متهمه؟

56
00:05:16,250 --> 00:05:17,750
‫بله.

57
00:05:17,791 --> 00:05:19,541
‫این همون ترقوه‌ی شکسته‌ست؟

58
00:05:19,625 --> 00:05:21,125
‫بله، همونه.

59
00:05:21,291 --> 00:05:23,875
‫آیا مریضی با این نوع شکستگی می‌تونه

60
00:05:23,916 --> 00:05:26,250
‫بعد از آتل‌بندی
‫یه زندگی عادی داشته باشه؟

61
00:05:26,291 --> 00:05:28,000
‫بله، تا حد زیادی.

62
00:05:28,125 --> 00:05:31,250
‫ولی نباید دستشون رو زیاد تکون بدن
‫یا چیزای سنگین بلند کنن چون باعث درد میشه.

63
00:05:31,916 --> 00:05:34,250
‫یک ماه بعد از شکستگی چطور؟

64
00:05:34,291 --> 00:05:36,625
‫ممکنه بتونن از یه چوب گلف استفاده کنن

65
00:05:36,666 --> 00:05:38,250
‫تا جمجمه‌ی یه نفر رو خرد کنن؟

66
00:05:39,375 --> 00:05:41,125
‫به نظر من، غیرممکنه.

67
00:05:41,250 --> 00:05:42,875
‫معمولاً برای همچین آسیبی،

68
00:05:42,916 --> 00:05:45,250
‫دو تا سه ماه زمان می‌بره تا خوب بشه.

69
00:05:45,875 --> 00:05:47,200
‫ولی فقط یه ماه گذشته.

70
00:05:47,250 --> 00:05:48,700
‫حتی اگه دستش رو بالا بیاره،

71
00:05:48,750 --> 00:05:52,000
‫بازم زوری برای کتک زدن کسی نداره.

72
00:05:52,875 --> 00:05:54,375
‫صبر کنین.

73
00:05:55,750 --> 00:05:59,000
‫چرا متهم در مورد این آسیب‌دیدگی

74
00:05:59,041 --> 00:06:00,541
‫توی اظهارات اولیه‌ش چیزی نگفت؟

75
00:06:01,875 --> 00:06:05,166
‫پلیس هیچ‌وقت
‫در مورد هیچ آسیبی سوال نکرد.

76
00:06:05,250 --> 00:06:08,366
‫ولی شما دکتری رو که متهم به تعرض بود،

77
00:06:08,416 --> 00:06:10,791
‫به عنوان شاهدتون احضار کردین

78
00:06:10,875 --> 00:06:13,875
‫و وکیلش توی اون پرونده هم بودین.

79
00:06:14,000 --> 00:06:15,666
‫این یه کم زیادی تصادفی نیست؟

80
00:06:17,666 --> 00:06:19,991
‫می‌ترسم تبانی برای جعل مدرک

81
00:06:20,041 --> 00:06:22,375
‫بعد از وقوع جرم در کار باشه.

82
00:06:22,416 --> 00:06:23,575
‫اعتراض دارم.

83
00:06:23,625 --> 00:06:27,041
‫دادستان داره پرونده‌ی دیگه‌ای رو
‫مطرح می‌کنه که ربطی به این نداره.

84
00:06:28,125 --> 00:06:30,750
‫دادستان، سوالاتت رو
‫مرتبط با پرونده نگه دار.

85
00:06:30,791 --> 00:06:34,250
‫پرونده‌های مختلف رو با هم قاطی نکن.

86
00:06:34,750 --> 00:06:36,750
‫وگرنه میدم اون‌قدر شلاقت بزنن
‫تا کمرت چاک‌چاک بشه.

87
00:06:36,791 --> 00:06:38,500
‫وآنگ‌چائو، ماهان!

88
00:06:38,541 --> 00:06:39,575
‫بله، قربان.

89
00:06:39,625 --> 00:06:42,041
‫مجازات رو اجرا کنین...

90
00:06:42,125 --> 00:06:43,625
‫کافیه، بچه‌ها.

91
00:06:44,625 --> 00:06:46,125
‫واقعاً خیلی تصادفی به نظر میاد.

92
00:06:46,875 --> 00:06:49,500
‫قاضی فکر نمی‌کنه ما داریم تبانی می‌کنیم؟

93
00:06:50,125 --> 00:06:52,000
‫شاید، ولی که چی؟

94
00:06:52,041 --> 00:06:54,916
‫وظیفه‌ی دادگاه بررسی این پرونده‌ست.

95
00:06:55,000 --> 00:06:58,291
‫اونا نمی‌تونن پرونده‌های دیگه رو وارد کنن.
‫پس خیالت راحت باشه.

96
00:06:59,875 --> 00:07:01,375
‫باشه، عالیه.

97
00:07:03,291 --> 00:07:04,791
‫آخ، مامان!

98
00:07:06,541 --> 00:07:08,041
‫قوز نکن.

99
00:07:08,750 --> 00:07:10,250
‫وگرنه استخون درست جوش نمی‌خوره.

100
00:07:10,375 --> 00:07:11,875
‫- باشه؟
‫- باشه.

101
00:07:17,000 --> 00:07:18,500
‫دردت بی‌نتیجه نمی‌مونه.

102
00:07:28,416 --> 00:07:29,741
‫چیه، آنگ؟

103
00:07:29,791 --> 00:07:32,500
‫[بیمارستان تا کوه]

104
00:07:37,291 --> 00:07:39,375
‫گلوله به هیچ عضو حیاتی نخورده.

105
00:07:39,416 --> 00:07:41,000
‫ولی سیا خون زیادی از دست داده.

106
00:07:42,000 --> 00:07:43,500
‫بهش حمله هم شده.

107
00:07:44,125 --> 00:07:46,375
‫برای همین،
‫پلیس گذاشت قبل از بازجویی استراحت کنه.

108
00:07:47,750 --> 00:07:51,041
‫طرف مقابل اول شکایت کرده بود،
‫برای همین سیا شد متهم.

109
00:07:56,666 --> 00:07:58,166
‫سیا.

110
00:07:59,041 --> 00:08:00,666
‫به من گوش کن، سیا.

111
00:08:02,750 --> 00:08:04,408
‫پلیس فردا برمی‌گرده

112
00:08:04,458 --> 00:08:06,791
‫تا سوالای بیشتری ازت بپرسه.

113
00:08:08,916 --> 00:08:10,666
‫ولی نترس.

114
00:08:11,625 --> 00:08:13,125
‫من اینجا پیشت می‌مونم.

115
00:08:17,916 --> 00:08:20,125
‫باید با تیر می‌کشتمش.

116
00:08:25,250 --> 00:08:27,541
‫اون عوضی نیان رو کشت.

117
00:08:29,791 --> 00:08:32,125
‫و نیئو رو هم با خودش برد.

118
00:08:42,541 --> 00:08:44,041
‫سیا.

119
00:08:45,291 --> 00:08:46,791
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

120
00:08:48,416 --> 00:08:50,000
‫اسلحه رو از کجا آوردی؟

121
00:09:02,250 --> 00:09:07,125
‫[کلینیک ارتوپدی و مفاصل دکتر کورن]
‫[گزارش رادیولوژی: آقای مک پیریاوی]

122
00:09:11,875 --> 00:09:14,375
‫- جیتری.
‫- بله؟

123
00:09:14,416 --> 00:09:15,916
‫زود بیا اینجا!

124
00:09:17,000 --> 00:09:18,666
‫زود بیا اینجا، جیتری!

125
00:09:19,750 --> 00:09:22,041
‫صحنه‌ای که یه کارگر مهاجر

126
00:09:22,125 --> 00:09:24,500
‫به یه ساکن محلی حمله کرد.

127
00:09:24,541 --> 00:09:27,125
‫خبرنگار ما رفته اونجا تا با قربانی مجروح

128
00:09:27,166 --> 00:09:29,875
‫که صاحب شیلاته صحبت کنه.

129
00:09:29,916 --> 00:09:32,875
‫اسمش آقای چایووت سینتورنسوکه.
‫[حمله‌ی امشب کارگر مهاجر به صاحب کارخانه]

130
00:09:33,000 --> 00:09:36,125
‫اون اعلام کرد که قبلاً
‫هرگز مهاجم رو ندیده بوده

131
00:09:36,250 --> 00:09:39,250
‫و شک داره که شاید اشتباه گرفته بودنش.

132
00:09:39,291 --> 00:09:41,450
‫قیافه‌ش خیلی عوض شده،

133
00:09:41,500 --> 00:09:43,625
‫ولی چشماش دقیقاً همونه.

134
00:10:34,041 --> 00:10:36,125
‫- بله؟
‫- اسلحه‌ی گمشده رو پیدا کردم.

135
00:10:36,166 --> 00:10:38,250
‫برادر نیئو ازش استفاده کرد
‫تا به صاحب شیلات شلیک کنه.

136
00:10:38,291 --> 00:10:40,791
‫- مطمئن نیستم اخبار رو دیده باشی.
‫- بعداً حرف می‌زنیم.

137
00:10:52,875 --> 00:10:55,375
‫هی، کجا داری میری؟
‫نمی‌تونی بری اونجا.

138
00:10:55,416 --> 00:10:56,916
‫آقای چایووت.

139
00:10:58,250 --> 00:10:59,875
‫من وکیل جیتری هستم.

140
00:11:00,000 --> 00:11:02,666
‫شنیدم یه مشکل قانونی پیدا کردی
‫که می‌تونم توش کمک کنم.

141
00:11:08,250 --> 00:11:10,500
‫وکیل معروف.
‫توی تلویزیون دیدمت.

142
00:11:11,500 --> 00:11:13,041
‫ولی من هیچ مشکلی ندارم.

143
00:11:13,125 --> 00:11:14,750
‫الان نیازی به وکیل ندارم.

144
00:11:15,250 --> 00:11:18,041
‫یه حامی قدرتمند داری
‫که بهت کمک می‌کنه.

145
00:11:18,750 --> 00:11:20,750
‫چرا پولتو
‫برای استخدام وکیل هدر بدی؟

146
00:11:22,416 --> 00:11:24,791
‫ولی بیش از حد مطمئن بودن چیز خوبی نیست.

147
00:11:25,375 --> 00:11:28,500
‫در نهایت به ضررت تموم میشه.

148
00:11:29,791 --> 00:11:32,166
‫کارتمو پیشت می‌ذارم.

149
00:11:32,250 --> 00:11:35,166
‫شاید یه روزی به خدماتم نیاز پیدا کردی.

150
00:11:45,416 --> 00:11:47,125
‫جای زخم بدیه.

151
00:11:47,166 --> 00:11:48,666
‫چی به سرت اومده؟

152
00:11:50,666 --> 00:11:52,875
‫یه سگ گازم گرفت. به تو چه؟

153
00:11:54,250 --> 00:11:56,616
‫حتماً خیلی عصبانیش کرده بودی.

154
00:11:56,666 --> 00:11:58,250
‫خیلی بد گازت گرفته.

155
00:12:03,291 --> 00:12:04,916
‫اگه کمک خواستی باهام تماس بگیر.

156
00:12:05,000 --> 00:12:07,875
‫برای تو، یه نرخ ویژه در نظر می‌گیرم.

157
00:12:20,625 --> 00:12:22,583
‫[گروهبان یوتاچای کومپاچارا]
‫[بازرس ایستگاه پلیس مائه تاوو، تاک]

158
00:12:22,625 --> 00:12:26,500
‫اسم قبلیش یوتاچای بود.
‫سال ۹۲ از نیرو بیرون اومد.

159
00:12:26,541 --> 00:12:28,666
‫درست بعد از پرونده‌ی بان مائه تاوو.

160
00:12:28,750 --> 00:12:30,500
‫بعد از اون، کاملاً ناپدید شد

161
00:12:30,625 --> 00:12:32,750
‫و سال ۲۰۱۳ دوباره پیداش شد.

162
00:12:32,875 --> 00:12:34,875
‫از اون موقع
‫داره بازارهای ماهی محلی رو می‌چرخونه.

163
00:12:37,416 --> 00:12:39,750
‫این یارو خیلی وقته که با آنان کار می‌کنه.

164
00:12:40,541 --> 00:12:42,750
‫مطمئنی می‌تونی بیاریش سمت خودمون؟

165
00:12:44,166 --> 00:12:45,666
‫یه آدم در حال غرق شدن،

166
00:12:46,000 --> 00:12:48,041
‫همیشه هر کاری می‌کنه تا زنده بمونه.

167
00:12:51,875 --> 00:12:55,500
‫همون‌طور که گفتی، اسلحه‌ای که اون پسر
‫برای شلیک به چای استفاده کرد مال آنانه.

168
00:12:57,750 --> 00:12:59,750
‫اینم مدرک و شماره ثبت اسلحه.

169
00:13:00,625 --> 00:13:02,125
‫خیلی سریع بود.

170
00:13:05,666 --> 00:13:08,000
‫حالا در مورد خودت بهم میگی؟

171
00:13:09,416 --> 00:13:11,291
‫چرا یهو به زندگی من علاقه‌مند شدی؟

172
00:13:16,375 --> 00:13:17,916
‫[مدرک: حمله‌ی کارگر مهاجر به کارفرما]

173
00:13:18,625 --> 00:13:20,166
‫تو نمی‌خوای در مورد من بدونی؟

174
00:13:21,541 --> 00:13:23,041
‫از قبل هر چی که نیاز دارم رو می‌دونم.

175
00:13:29,500 --> 00:13:31,000
‫دیگه طلاق گرفتم.

176
00:13:39,916 --> 00:13:41,416
‫بهت گفتم...

177
00:13:41,500 --> 00:13:43,875
‫که بهت نشون میدم چقدر جدی‌ام.

178
00:13:47,375 --> 00:13:49,375
‫زنم بچه رو برد،
‫برای همین خونه رو دادم بهش.

179
00:13:51,625 --> 00:13:53,250
‫این کوچولو
‫تنها چیزیه که برام مونده.

180
00:13:55,750 --> 00:13:58,541
‫ولی مشکلی نیست.
‫می‌تونم شروع کنم...

181
00:13:58,625 --> 00:14:00,916
‫من از روز اول
‫حریم‌هامون رو خیلی روشن کردم.

182
00:14:02,666 --> 00:14:06,041
‫با زندگیت هر کاری می‌خوای بکن.
‫نیازی نیست به من بگی.

183
00:14:07,291 --> 00:14:09,875
‫من همیشه حد و مرزهامو روشن کردم.

184
00:14:10,000 --> 00:14:12,000
‫این کافیه؟ یا خیلی کمه؟

185
00:14:12,041 --> 00:14:13,541
‫فقط خودت می‌تونی جواب اینو بدی.

186
00:14:16,791 --> 00:14:18,291
‫ممنون برای این.

187
00:14:46,166 --> 00:14:49,416
‫جزئیات اسلحه رو
‫روی فیسبوک پست کردی؟

188
00:14:50,625 --> 00:14:51,708
‫اوضاع چطوره؟

189
00:14:51,750 --> 00:14:53,541
‫همه‌چی تمومه.
‫الان می‌خوام پستش کنم.

190
00:14:54,875 --> 00:14:58,166
‫[چطوری یه اسلحه‌ی پلیس]
‫[دست یه کارگر برمه‌ای افتاد؟]

191
00:14:58,250 --> 00:15:01,125
‫لعنتی! داری مقاله‌ی تحقیقاتی می‌نویسی؟

192
00:15:01,250 --> 00:15:03,375
‫کی قراره این چرت‌وپرت رو
‫به اشتراک بذاره، احمق؟

193
00:15:03,416 --> 00:15:05,500
‫برو کنار. خودمون حلش می‌کنیم.

194
00:15:05,541 --> 00:15:07,125
‫هی، بچه، تشکیلات آماده‌ست؟

195
00:15:07,250 --> 00:15:09,375
‫بزن بریم، داداش!

196
00:15:17,625 --> 00:15:19,625
‫آماده، حرکت، و...

197
00:15:20,375 --> 00:15:21,200
‫[پست]

198
00:15:21,250 --> 00:15:24,583
‫[مأمور عالی‌رتبه]
‫[رسوایی اسلحه رو گردن کارگر مهاجر میندازه]

199
00:15:24,625 --> 00:15:27,916
‫[رئیس شرکت عمده‌فروشی ماهی]
‫[از گلوله‌ها جان سالم به در برد]

200
00:15:30,791 --> 00:15:32,075
‫[اسم صاحب اسلحه رو در اسرع وقت نیاز دارم]

201
00:15:32,125 --> 00:15:33,241
‫برو!

202
00:15:33,291 --> 00:15:36,166
‫[می‌خوام بدونم اسلحه مال کیه]
‫[من قطعاً می‌دونم]

203
00:15:36,208 --> 00:15:40,166
‫[۱۰۰ درصد اسلحه‌ی پلیسه]
‫[گروه عاشقان اسلحه تأیید می‌کنه]

204
00:15:40,208 --> 00:15:41,700
‫[مأمور پلیس اون مهاجر رو استخدام کرده بود؟]

205
00:15:41,750 --> 00:15:43,200
‫[شماره‌ی ثبت رو]
‫[برای پیدا کردن صاحبش چک کنین]

206
00:15:43,250 --> 00:15:45,875
‫[چک کردن شماره ثبت صاحبش سخت نیست]

207
00:15:56,375 --> 00:15:57,875
‫[رسوایی بر سر اسلحه‌ی لورفته!]

208
00:15:58,875 --> 00:16:01,125
‫داره مثل بمب صدا می‌کنه.
‫[کارگرهای مهاجر مثل دیوونه‌ها]

209
00:16:01,250 --> 00:16:02,866
‫[پلیس‌ها اسلحه‌های سازمانی رو می‌دزدن]
‫[تا به کارگرهای مهاجر بفروشن]

210
00:16:02,916 --> 00:16:04,416
‫بوم!

211
00:16:05,000 --> 00:16:06,500
‫بوم!

212
00:16:06,750 --> 00:16:09,083
‫[اون عمده‌فروش ماهی یه پلیس سابق نیست؟]
‫[این یه رسوایی بزرگه، دختر!!!]

213
00:16:12,000 --> 00:16:14,750
‫با تمام قوا پیش میریم، عزیزم!

214
00:16:15,500 --> 00:16:17,875
‫واقعاً هیچ محدودیتی نیست!

215
00:16:19,250 --> 00:16:21,250
‫[پاپ‌کورن به دست.]
‫[اسم مأمور عالی‌رتبه امشب لو میره!]

216
00:16:25,250 --> 00:16:27,625
‫[مجوز سلاح گرم]

217
00:16:28,500 --> 00:16:30,875
‫[صاحب سلاح گرم]
‫[ژنرال پلیس آنان متانیپایسال]

218
00:16:30,916 --> 00:16:33,000
‫هدف قفل و آماده‌ی شلیک.

219
00:16:34,666 --> 00:16:37,125
‫توی جهنم می‌بینمت، دوست من، داداش!

220
00:16:40,166 --> 00:16:43,000
‫[اخبار داغ]

221
00:16:47,416 --> 00:16:50,750
‫سلام. من اینجا هستم با مهم‌ترین اخبار

222
00:16:50,791 --> 00:16:52,375
‫برای ۱۹ فوریه ۲۰۲۶.

223
00:16:52,416 --> 00:16:55,625
‫موضوعی که این روزا
‫توی اینترنت جنجال به پا کرده،

224
00:16:55,750 --> 00:16:58,625
‫انتشار ناشناس شواهد

225
00:16:58,666 --> 00:17:01,000
‫درباره اسلحه‌ی استفاده‌شده

226
00:17:01,041 --> 00:17:02,750
‫در پرونده حمله‌ی یه کارگر مهاجر

227
00:17:02,875 --> 00:17:06,291
‫به صاحب شیلات در منطقه‌ی تا کوه بوده.

228
00:17:06,375 --> 00:17:08,250
‫طبق داده‌ها و مدارک،

229
00:17:08,375 --> 00:17:10,666
‫صاحب واقعی اسلحه

230
00:17:10,750 --> 00:17:13,166
‫ژنرال پلیس آنان متانیپایساله،

231
00:17:13,250 --> 00:17:14,333
‫که به آنان بزرگ هم معروفه.

232
00:17:14,375 --> 00:17:16,250
‫الان خیلی‌ها می‌پرسن،

233
00:17:16,375 --> 00:17:20,250
‫چطوری اسلحه‌ی آنان بزرگ
‫افتاده دست یه کارگر مهاجر؟

234
00:17:20,291 --> 00:17:22,416
‫بیاین جوابش رو بشنویم.

235
00:17:22,500 --> 00:17:25,541
‫مجرم از اسلحه‌ی شما استفاده کرد
‫تا به صاحب شیلات شلیک کنه.

236
00:17:25,625 --> 00:17:28,625
‫می‌دونستین صاحب اونجا یه پلیس سابقه؟

237
00:17:29,916 --> 00:17:32,166
‫فکر نمی‌کنم این ربطی به پرونده داشته باشه.

238
00:17:32,666 --> 00:17:36,250
‫تنها واقعیت اینه که اسلحه‌ی من دزدیده شده
‫و توی یه جرم ازش استفاده شده.

239
00:17:36,291 --> 00:17:39,075
‫ولی قربانی آقای چایووت سینتورنسوکه.

240
00:17:39,125 --> 00:17:41,125
‫اون زیردست سابقتون نیست؟

241
00:17:45,125 --> 00:17:46,666
‫من تمام عمرم یه مأمور پلیس بودم.

242
00:17:47,541 --> 00:17:50,750
‫افسرهای بی‌شماری رو فرماندهی کردم.

243
00:17:50,875 --> 00:17:53,416
‫مسلماً نمی‌تونم اسم همه‌شونو به یاد بیارم.

244
00:17:53,500 --> 00:17:54,583
‫ببخشید.

245
00:17:54,625 --> 00:17:56,875
‫- قربان!
‫- قربان، ما توضیح بیشتری نیاز داریم!

246
00:17:56,916 --> 00:17:57,991
‫لطفاً نرین، قربان!

247
00:17:58,041 --> 00:18:00,500
‫نرین! باید توضیح بدین!

248
00:18:00,541 --> 00:18:02,041
‫قربان! قربان!

249
00:18:02,125 --> 00:18:06,291
‫در مورد کارگر مهاجری که
‫به صاحب شیلات حمله کرد،

250
00:18:06,375 --> 00:18:10,500
‫منابع ما تأیید می‌کنن
‫که صاحب شیلات، چای،

251
00:18:10,625 --> 00:18:12,416
‫یا آقای چایووت سینتورنسوک،

252
00:18:12,500 --> 00:18:15,125
‫زیردست سابق ژنرال آنانه

253
00:18:15,250 --> 00:18:18,041
‫از زمان مأموریتش توی استان تاک.

254
00:18:18,125 --> 00:18:20,125
‫و عکسی که الان می‌بینین

255
00:18:20,166 --> 00:18:22,291
‫همونیه که داره توی اینترنت دست به دست میشه.

256
00:18:22,375 --> 00:18:24,250
‫نشون میده که
‫این دو نفر به هم نزدیک بودن.

257
00:18:25,500 --> 00:18:27,500
‫[پرونده‌ی کیفری ۱۹۹۲]

258
00:19:00,750 --> 00:19:03,000
‫رئیس! پلیس‌ها اینجان!

259
00:19:12,791 --> 00:19:14,291
‫چه خبره؟

260
00:19:18,625 --> 00:19:20,125
‫حکم بازرسی.

261
00:19:20,791 --> 00:19:23,375
‫شنیدم قایق‌هات
‫تازگی چیزای کمیابی پیدا می‌کنن.

262
00:19:23,416 --> 00:19:25,125
‫باید یه نگاهی به اطراف بندازم.

263
00:19:26,541 --> 00:19:28,500
‫رئیست کیه؟
‫من تا حالا ندیدمت.

264
00:19:29,750 --> 00:19:31,500
‫من برای کسی کار نمی‌کنم.

265
00:19:31,625 --> 00:19:34,250
‫یه نفر بهمون خبر داد،
‫برای همین اومدم بازرسی.

266
00:19:34,291 --> 00:19:36,000
‫هیچ چیز شخصی‌ای در کار نیست.

267
00:19:36,125 --> 00:19:37,116
‫کی؟

268
00:19:37,166 --> 00:19:39,375
‫کدوم عوضی‌ای بهت سرنخ داد؟
‫بهم بگو!

269
00:19:39,416 --> 00:19:41,283
‫قایق‌های من فقط ماهی حمل می‌کنند.

270
00:19:41,333 --> 00:19:43,583
‫هیچ گندکاری غیرقانونی‌ای اینجا نیست.

271
00:19:43,625 --> 00:19:45,541
‫و اگه چیزی پیدا نکردی...

272
00:19:45,625 --> 00:19:46,991
‫میام سراغت.

273
00:19:47,041 --> 00:19:48,666
‫پیداش کردم! شیشه‌ست!

274
00:19:49,791 --> 00:19:51,875
‫ستوان، بیا کمکم کن بگردم.

275
00:19:52,000 --> 00:19:53,541
‫فقط ماهی حمل می‌کنی؟

276
00:19:56,875 --> 00:19:59,625
‫به نظر میاد خیلی چیزا برای بحث داریم.

277
00:20:03,666 --> 00:20:05,166
‫دستتو بیار.

278
00:20:25,166 --> 00:20:26,666
‫هی.

279
00:20:27,500 --> 00:20:29,000
‫دیگه به کی می‌خوای زنگ بزنی؟

280
00:20:40,875 --> 00:20:42,375
‫حقیقت رو بهم بگو.

281
00:20:42,791 --> 00:20:44,291
‫کی پشت این قضیه‌ست؟

282
00:20:45,291 --> 00:20:46,791
‫چند وقته این شیلات رو می‌چرخونی؟

283
00:20:50,250 --> 00:20:51,750
‫اول تو جواب منو بده.

284
00:20:52,125 --> 00:20:53,625
‫کی گفته این کارو بکنی؟

285
00:20:53,750 --> 00:20:56,750
‫مواد مخدر از کجا اومده،
‫و قراره کجا بره؟

286
00:21:05,291 --> 00:21:07,375
‫اگه از همکاری امتناع کنی،

287
00:21:08,416 --> 00:21:10,125
‫میگم بچه‌هام خونه‌تو بگردن

288
00:21:11,291 --> 00:21:13,666
‫و این ممکنه خانواده‌تو توی دردسر بندازه.

289
00:21:18,500 --> 00:21:20,000
‫دخترت...

290
00:21:21,250 --> 00:21:22,750
‫مایسا.

291
00:21:24,041 --> 00:21:25,541
‫اون هنوز خیلی کوچولوئه.

292
00:21:40,000 --> 00:21:41,500
‫من وکیل می‌خوام.

293
00:21:48,250 --> 00:21:49,875
‫زودتر از چیزی که انتظار داشتم
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

294
00:21:52,666 --> 00:21:55,500
‫کی رو عصبانی کردی
‫که برای قاچاق مواد برات پاپوش دوختن؟

295
00:21:58,750 --> 00:22:00,250
‫ولی وکیل درستی رو انتخاب کردی.

296
00:22:00,875 --> 00:22:03,375
‫خیلی‌ها برای یه مظنون بزرگ قاچاق مواد مخدر

297
00:22:03,416 --> 00:22:05,250
‫اعتبارشون رو به خطر نمیندازن.

298
00:22:05,375 --> 00:22:06,833
‫من هیچ‌وقت با کسی مشکلی نداشتم.

299
00:22:06,875 --> 00:22:09,666
‫معنیش این نیست که اونا با تو مشکلی ندارن.

300
00:22:10,500 --> 00:22:12,375
‫پول خیلی زیادی توی شیلات هست.

301
00:22:12,416 --> 00:22:15,875
‫اگه بازارت
‫که یکی از بزرگترین‌هاست یهو نابود بشه،

302
00:22:16,500 --> 00:22:18,625
‫سهم بقیه خیلی بیشتر میشه.

303
00:22:21,250 --> 00:22:24,375
‫گوش کن،
‫اگه می‌خوای توی این پرونده برنده بشی،

304
00:22:24,500 --> 00:22:26,250
‫دقیقاً همون کاری رو بکن که میگم.

305
00:22:28,375 --> 00:22:29,875
‫می‌شنوم.

306
00:22:31,916 --> 00:22:35,041
‫هر کسی که برات پاپوش دوخته
‫احتمالاً مختصات دقیق ناوگانت رو می‌دونه.

307
00:22:36,625 --> 00:22:38,416
‫مختصات هر کشتی رو بهم بده.

308
00:22:39,250 --> 00:22:41,250
‫و فعلاً کارگرهای غیرقانونی رو قایم کن.

309
00:22:42,250 --> 00:22:44,250
‫من بخش حقوقیش رو حل می‌کنم.

310
00:22:51,500 --> 00:22:54,791
‫و زن و دخترم رو
‫از این قضیه دور نگه دار.

311
00:22:57,125 --> 00:22:58,750
‫حتی حامی بزرگت هم نمی‌تونه کمک کنه؟

312
00:23:03,125 --> 00:23:04,750
‫اون احتمالاً سرش شلوغه.

313
00:23:05,625 --> 00:23:09,250
‫مطمئنی کاری نکردی که عصبانیش کنی؟

314
00:23:12,750 --> 00:23:14,250
‫من اینو خیلی دیدم.

315
00:23:14,375 --> 00:23:17,666
‫آدمای قدرتمند همیشه آماده‌ان
‫تا آدمای کوچیکی مثل ما رو دور بندازن.

316
00:23:20,000 --> 00:23:21,366
‫ولی نگران نباش.

317
00:23:21,416 --> 00:23:24,000
‫بهت قول دادم.
‫تمام تلاشمو می‌کنم.

318
00:23:26,000 --> 00:23:28,625
‫اگه آدمای کوچیکی مثل ما
‫به هم کمک نکنن،

319
00:23:28,666 --> 00:23:31,000
‫کی این کار رو می‌کنه؟ درسته؟

320
00:23:45,916 --> 00:23:49,500
‫وای! عاشق دیوونه‌ی گربه‌ها رو ببین.
‫[مرکز خدمات تک‌ایستگاهی]

321
00:23:52,250 --> 00:23:53,450
‫خیلی ممنون، جو.

322
00:23:53,500 --> 00:23:55,041
‫همه‌چی ردیفه؟

323
00:23:55,125 --> 00:23:56,875
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- می‌بینمت، داداش.

324
00:24:02,875 --> 00:24:04,375
‫صبر کن.

325
00:24:08,000 --> 00:24:09,500
‫متأسفم.

326
00:24:23,500 --> 00:24:24,741
‫چطور پیش رفت؟

327
00:24:24,791 --> 00:24:27,625
‫داره شک می‌کنه که
‫آنان مواد رو گذاشته تا از شرش خلاص بشه.

328
00:24:29,375 --> 00:24:31,166
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم نقشه‌ت جواب بده.

329
00:24:31,666 --> 00:24:34,000
‫انداختن آدما به جون هم آسونه.

330
00:24:40,250 --> 00:24:42,250
‫ولی بی‌صبرانه منتظرم که
‫یه نظری هم به من بندازی.

331
00:24:44,041 --> 00:24:45,541
‫راه بیفت.

332
00:25:06,666 --> 00:25:08,166
‫مک.

333
00:25:11,375 --> 00:25:12,875
‫چیه؟

334
00:25:15,291 --> 00:25:16,791
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

335
00:25:17,000 --> 00:25:18,916
‫یه چیز مهمی هست که باید بهت بگم.

336
00:25:20,250 --> 00:25:22,375
‫- گوش کن، امروز من...
‫- در مورد جیتریه.

337
00:25:36,125 --> 00:25:38,291
‫وقتی بچه بود دیدمش.

338
00:25:40,375 --> 00:25:43,250
‫نه فقط جیتری، بلکه مادرش رو هم.

339
00:25:46,000 --> 00:25:48,750
‫مادرش یه بار یه شکایتی ثبت کرد

340
00:25:48,791 --> 00:25:51,791
‫مبنی بر اینکه شوهرش
‫به قاچاق انسان متهم شده

341
00:25:51,875 --> 00:25:53,500
‫و بعداً دزدیدنش.

342
00:25:56,375 --> 00:25:59,375
‫پلیس محلی از تشکیل پرونده خودداری کرد

343
00:26:00,666 --> 00:26:02,625
‫چون از رئیس‌های محلی می‌ترسیدن.

344
00:26:03,791 --> 00:26:05,291
‫برای همین خودش پرونده رو ساخت...

345
00:26:07,000 --> 00:26:09,125
‫و تحویلش داد به دادگاه کیفری بانکوک.

346
00:26:12,250 --> 00:26:14,500
‫رئیس ارجاعش داد به من تا بررسی کنم.

347
00:26:17,000 --> 00:26:18,666
‫چرا پرونده‌ش رو قبول نکردی؟

348
00:26:22,750 --> 00:26:26,541
‫هیچ مدرکی برای ادعاش
‫در مورد دزدیده شدنش وجود نداشت.

349
00:26:28,375 --> 00:26:31,416
‫و با نگاه به گزارش پلیس،
‫احتمالش بالا بود که

350
00:26:31,500 --> 00:26:34,375
‫شوهرش فقط فرار کرده باشه تا دستگیر نشه.

351
00:26:43,166 --> 00:26:46,875
‫برام سواله که جیتری هنوز هم بابت رد کردن
‫پرونده‌ی پدرش، ازم کینه به دل داره یا نه.

352
00:26:52,791 --> 00:26:54,291
‫شاید دارم زیاد از حد فکر می‌کنم.

353
00:26:56,250 --> 00:26:57,875
‫ولی باید حواستو جمع کنی.

354
00:27:00,125 --> 00:27:03,875
‫چون هیچ ایده‌ای نداریم که
‫اون واقعاً چی می‌خواد.

355
00:27:12,500 --> 00:27:22,500
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

356
00:27:31,125 --> 00:27:33,625
‫- چیه؟
‫- چای الان دستگیر شد، رئیس.

357
00:27:34,666 --> 00:27:36,116
‫برای چی دستگیر شد؟

358
00:27:36,166 --> 00:27:38,291
‫توی سردخونه‌ش شیشه پیدا کردن.

359
00:27:38,875 --> 00:27:41,000
‫جیتری همونی بود که با وثیقه آزادش کرد.

360
00:27:45,625 --> 00:27:47,541
‫وکیل جیتری اینجاست تا شما رو ببینه، قربان.

361
00:28:03,041 --> 00:28:05,000
‫شما هم به این چیزا علاقه دارین؟

362
00:28:09,500 --> 00:28:12,041
‫به عنوان یه سرمایه‌گذاری جالبن.

363
00:28:14,500 --> 00:28:16,875
‫ولی نه برای پرستش.

364
00:28:18,125 --> 00:28:21,250
‫به چیزای انتزاعی یا غیرملموس اعتقاد ندارم.

365
00:28:22,500 --> 00:28:25,291
‫تو وکیلی هستی که برای عدالت می‌جنگه.

366
00:28:26,000 --> 00:28:28,041
‫اونم یه مفهوم انتزاعی نیست؟

367
00:28:29,791 --> 00:28:31,416
‫ولی به عدالت ایمان ندارم.

368
00:28:31,500 --> 00:28:33,625
‫نداری...

369
00:28:34,625 --> 00:28:36,125
‫به خاطر گذشته‌ت؟

370
00:28:37,375 --> 00:28:41,125
‫اگه منظورت گذشته‌ی ماست، شاید.

371
00:28:43,125 --> 00:28:45,750
‫ولی اومدم اینجا تا بهتون اطلاع بدم

372
00:28:45,875 --> 00:28:50,041
‫الان وکیل آقای چایووت،
‫زیردست نزدیکتون هستم.

373
00:28:50,750 --> 00:28:54,416
‫مطمئنم می‌دونین که
‫برای قاچاق مواد دستگیر شده.

374
00:28:55,666 --> 00:28:58,500
‫به عنوان یه وکیل، باید بدونم

375
00:28:58,541 --> 00:29:02,125
‫موکلم توی چه کارهای دیگه‌ای درگیره.

376
00:29:05,291 --> 00:29:07,541
‫آدما وقتی گیر می‌افتن
‫می‌تونن وحشتناک باشن.

377
00:29:09,416 --> 00:29:11,875
‫اونایی که یه زمانی وفادارت بودن...

378
00:29:11,916 --> 00:29:14,625
‫می‌تونن به همون راحتی
‫برای زنده موندن بهت خیانت کنن.

379
00:29:17,916 --> 00:29:21,000
‫مختصات همه‌ی کشتی‌هاتون،
‫چه ثبت‌شده چه ثبت‌نشده.

380
00:29:22,625 --> 00:29:24,791
‫مدارک انتقال مالکیت.

381
00:29:26,000 --> 00:29:28,416
‫مدرک مجوزهای حمل‌ونقل دوگانه.

382
00:29:30,125 --> 00:29:31,750
‫مجوزهای کار جعلی.

383
00:29:32,416 --> 00:29:36,000
‫قایق‌های ماهیگیری،
‫بازارهای ماهی... دیگه چی؟

384
00:29:39,000 --> 00:29:41,541
‫قاچاق انسان، اون چطوره؟

385
00:29:42,666 --> 00:29:45,000
‫شما پول، پشتوانه‌ی قوی و نفوذ دارین.

386
00:29:45,125 --> 00:29:48,041
‫ولی این روزها، اطلاعات سلاح نهاییه.

387
00:29:49,041 --> 00:29:51,750
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کِی ممکنه یهو منفجر بشه.

388
00:29:52,875 --> 00:29:54,875
‫و چیزی که در مورد انفجار وجود داره

389
00:29:54,916 --> 00:29:58,500
‫اینه که نمی‌تونین کنترل کنین
‫چه کسی توی انفجار گیر می‌افته.

390
00:30:02,416 --> 00:30:03,916
‫چی می‌خوای؟

391
00:30:05,666 --> 00:30:07,166
‫واقعاً چیزی نمی‌خوام.

392
00:30:08,000 --> 00:30:10,375
‫فقط می‌خوام به مک کمک کنم
‫توی پرونده‌ش برنده بشه.

393
00:30:11,250 --> 00:30:13,041
‫کمک کردن به یه همنوع

394
00:30:13,125 --> 00:30:15,291
‫کار درستیه، مگه نه؟

395
00:30:34,416 --> 00:30:36,625
‫حتماً تمام زندگیت برات سوال بوده که

396
00:30:36,750 --> 00:30:38,625
‫چه بلایی سر پدرت اومده.

397
00:30:41,916 --> 00:30:43,416
‫و این حقیقت که تو...

398
00:30:44,750 --> 00:30:47,666
‫داری از قاتلی که پسرمو کشت دفاع می‌کنی...

399
00:30:48,875 --> 00:30:51,250
‫و توی خونه‌ی خودم تهدیدم می‌کنی...

400
00:30:54,375 --> 00:30:56,000
‫ثابت می‌کنه که فقط در مورد پدرت

401
00:30:56,625 --> 00:30:58,166
‫یه جواب می‌خوای.

402
00:31:13,625 --> 00:31:15,875
‫بهتون یه کم وقت میدم
‫تا در موردش فکر کنین.

403
00:31:17,291 --> 00:31:18,791
‫ولی فراموش نکنین...

404
00:31:19,250 --> 00:31:21,625
‫همه‌ی مأمورهای پلیس
‫بهتون وفادار نیستن.

405
00:31:22,625 --> 00:31:24,125
‫آخرین باری که شنیدم،

406
00:31:24,750 --> 00:31:27,625
‫یه نفر داره برای همه‌ی کشتی‌هاتون
‫حکم بازرسی صادر می‌کنه.

407
00:31:29,916 --> 00:31:32,125
‫ولی اینکه واقعاً به اونجا کشیده بشه...

408
00:31:33,875 --> 00:31:35,625
‫کاملاً به شما بستگی داره.

409
00:31:59,250 --> 00:32:01,958
‫اول باید به پرونده‌ی مواد چای رسیدگی کنیم.
‫[آشنایی آنان با بابا چای در سال ۱۹۹۴]

410
00:32:02,000 --> 00:32:03,791
‫اون روی کار دستگیر شد.
‫[بابا چای، در حال حاضر ۵۶ ساله]

411
00:32:03,875 --> 00:32:06,916
‫اگه می‌خوایم قسر در بره،
‫باید یه داستان جدید ببافیم.

412
00:32:08,750 --> 00:32:12,166
‫صبر کن، نمی‌فهمم.
‫چرا پای چای رو وسط بکشیم؟

413
00:32:12,250 --> 00:32:14,666
‫اسلحه از قبل به آنان ربط پیدا کرده.

414
00:32:15,875 --> 00:32:18,375
‫به چای نیاز داریم تا شاهدمون باشه.

415
00:32:18,416 --> 00:32:20,875
‫اون همه‌چی رو
‫در مورد عملیات‌های آنان می‌دونه.

416
00:32:20,916 --> 00:32:23,375
‫مدرک اینو داره که
‫آنان داره قاچاق انسان می‌کنه.

417
00:32:24,041 --> 00:32:26,500
‫خواهر و برادر برمه‌ای
‫که دنبالشونی واقعاً وجود دارن،

418
00:32:26,541 --> 00:32:28,041
‫و اونا قربانی‌های آنان هستن.

419
00:32:30,416 --> 00:32:32,375
‫فکر کردم گفتی از این راه نمیری.

420
00:32:34,666 --> 00:32:37,875
‫همه‌چی عوض شده.
‫باید چند تا گزینه داشته باشیم.

421
00:32:38,750 --> 00:32:40,625
‫چطوری چای رو
‫از این مخمصه نجات بدیم، رئیس؟

422
00:32:41,791 --> 00:32:44,791
‫با یه کشف مواد به این بزرگی،
‫دادستان باید علیه‌ش کیفرخواست صادر کنه.

423
00:32:46,250 --> 00:32:48,000
‫در هر صورت حکمش زندانه.

424
00:32:48,750 --> 00:32:50,500
‫ولی چای توی زندان نمی‌مونه.

425
00:32:52,666 --> 00:32:53,825
‫این له هست.
‫[بیانیه‌ی آقای آمنات لرتفیان]

426
00:32:53,875 --> 00:32:56,666
‫یه کارگر تایلندی که
‫چند سال روی یه قایق قاچاق شده بود.

427
00:32:56,750 --> 00:32:58,791
‫اون کسیه که برای این کار میره زندان.

428
00:32:58,875 --> 00:33:01,666
‫می‌خوای از یه سپر بلا استفاده کنی؟

429
00:33:03,875 --> 00:33:05,875
‫توی یه پرونده‌ی بزرگ مواد مخدر مثل این،

430
00:33:06,000 --> 00:33:08,750
‫تنها راه خروج پیدا کردن یه سپر بلاست.

431
00:33:08,875 --> 00:33:10,375
‫پس من نیستم.

432
00:33:10,916 --> 00:33:12,500
‫من دارم می‌جنگم تاکسی سپر بلا نشه.

433
00:33:13,250 --> 00:33:15,250
‫و الان می‌خوای برای این یارو پاپوش بدوزم؟

434
00:33:15,291 --> 00:33:17,250
‫این کار من رو
‫تبدیل به چه جور آدم عوضی‌ای می‌کنه؟

435
00:33:17,291 --> 00:33:19,750
‫تو تصمیم نمی‌گیری.
‫من می‌گیرم.

436
00:33:19,791 --> 00:33:21,375
‫- حرفامون تموم شد؟
‫- نه، نشد.

437
00:33:21,500 --> 00:33:23,250
‫اصلاً تموم نشده.

438
00:33:23,291 --> 00:33:24,916
‫اگه چای رو برای شهادت دادن نیاریم،

439
00:33:25,000 --> 00:33:28,041
‫نمی‌تونیم ثابت کنیم
‫شخص ثالثی توی پرونده‌ت دخیل بوده.

440
00:33:28,125 --> 00:33:31,166
‫و چی باعث شده این‌قدر مطمئن باشی که
‫چای قبول می‌کنه شهادت بده؟

441
00:33:31,250 --> 00:33:33,875
‫اگه آنان برای قاچاق انسان بیفته زندان،
‫اونم باهاش می‌افته.

442
00:33:34,000 --> 00:33:35,500
‫درسته؟ خودت گفتی

443
00:33:35,625 --> 00:33:37,875
‫که چای همیشه دست راست آنان بوده.

444
00:33:38,500 --> 00:33:41,250
‫می‌تونم اتهاماتش رو
‫تا حد کار اجباری پایین بیارم.

445
00:33:41,291 --> 00:33:43,125
‫در هر صورت چای فقط یه زیردسته.

446
00:33:43,250 --> 00:33:45,625
‫مجازاتش خیلی سبک‌تر از قاچاق مواده.

447
00:33:45,666 --> 00:33:47,166
‫فکر می‌کنی کدومو انتخاب می‌کنه؟

448
00:33:50,875 --> 00:33:53,250
‫گوش کن، له تصمیم گرفته این کار رو بکنه.

449
00:33:53,375 --> 00:33:54,741
‫دلایل خودش رو داره.

450
00:33:54,791 --> 00:33:56,875
‫نگران اون نباش.
‫خودش تصمیم گرفت.

451
00:33:57,500 --> 00:33:59,541
‫و ما تا جایی که بتونیم
‫براش جبران می‌کنیم.

452
00:34:03,375 --> 00:34:04,875
‫بیا ادامه بدیم، نوی.

453
00:34:27,125 --> 00:34:28,750
‫هی.

454
00:34:28,875 --> 00:34:31,125
‫بابایی، کی میای خونه؟

455
00:34:31,166 --> 00:34:33,541
‫مایسای شیرینم.

456
00:34:33,625 --> 00:34:36,291
‫هنوز بیداری، عزیزم؟
‫داره دیر میشه.

457
00:34:36,375 --> 00:34:40,625
‫دعواش کن، بابایی.
‫بهش گفتم بخوابه ولی گوش نمیده.

458
00:34:40,750 --> 00:34:42,500
‫میگه منتظر توئه.

459
00:34:42,541 --> 00:34:44,125
‫منتظر من نمون، عزیزم.

460
00:34:44,166 --> 00:34:45,666
‫برو یه کم بخواب.

461
00:34:45,750 --> 00:34:48,166
‫مو دنگ رو بغل کن
‫و از طرف من بغلش کن.

462
00:34:48,250 --> 00:34:51,750
‫بعداً که اومدم برات قصه می‌خونم.

463
00:34:52,250 --> 00:34:54,416
‫- بگیر بخواب، عزیزم.
‫- باشه، بابایی.

464
00:34:55,125 --> 00:34:57,875
‫مامانی،
‫محافظی که فرستادم هنوز اونجاست؟

465
00:34:58,416 --> 00:35:00,666
‫آره، دقیقاً بیرون خونه‌ست.

466
00:35:02,000 --> 00:35:04,166
‫خوبه. زود برمی‌گردم.

467
00:35:04,250 --> 00:35:06,250
‫مایسا، به بابایی بگو بای‌بای.

468
00:35:06,375 --> 00:35:08,166
‫بای‌بای. بای‌بای.

469
00:35:09,125 --> 00:35:10,458
‫براش یه بوس بفرست.

470
00:35:10,500 --> 00:35:12,000
‫بای‌بای.

471
00:35:17,125 --> 00:35:18,625
‫پوی!

472
00:35:21,541 --> 00:35:23,416
‫کامیون رو آماده کن. دارم میرم بیرون.

473
00:36:08,750 --> 00:36:10,250
‫پس بقیه کدوم گوری‌ان؟

474
00:36:20,750 --> 00:36:22,250
‫هی!

475
00:38:41,375 --> 00:38:42,875
‫از قبل می‌دونستی...

476
00:38:43,250 --> 00:38:45,625
‫که یه نفر داشت می‌اومد منو بکشه؟

477
00:38:45,750 --> 00:38:48,875
‫کسی که پشت این قضیه‌ست
‫همیشه قصد داشت ساکتت کنه.

478
00:38:49,000 --> 00:38:51,125
‫من فقط آدمامو فرستادم
‫تا هواتو داشته باشن.

479
00:38:56,541 --> 00:38:57,950
‫می‌دونم کار کی بوده.

480
00:38:58,000 --> 00:39:00,166
‫می‌خوام این قضیه هرچه زودتر تموم بشه.

481
00:39:00,250 --> 00:39:01,616
‫می‌تونی حلش کنی، درسته؟

482
00:39:01,666 --> 00:39:03,166
‫قطعاً می‌تونم حلش کنم.

483
00:39:03,625 --> 00:39:05,750
‫ولی فکر نکنم همه‌ی حقیقت رو بهم بگی.

484
00:39:08,125 --> 00:39:11,125
‫کسی که سعی کرد منو بکشه آنانه.

485
00:39:11,750 --> 00:39:14,791
‫شاید مواد رو گذاشته باشه توی وسایلم
‫تا منو در مورد اسلحه ساکت نگه داره.

486
00:39:16,375 --> 00:39:18,750
‫باید این پرونده رو زودتر ببندی.

487
00:39:18,791 --> 00:39:21,166
‫می‌خوام خانواده‌مو از کشور خارج کنم.

488
00:39:22,666 --> 00:39:24,166
‫چی می‌خوای؟

489
00:39:24,375 --> 00:39:26,541
‫پول نقد، طلا؟ فقط لب تر کن.

490
00:39:26,625 --> 00:39:28,250
‫پولتو نمی‌خوام.

491
00:39:29,250 --> 00:39:31,375
‫ترجیح میدم حقیقت رو از زبون خودت بشنوم.

492
00:39:32,000 --> 00:39:33,450
‫من که دارم میرم شهادت بدم.

493
00:39:33,500 --> 00:39:35,000
‫نه برای این پرونده.

494
00:39:37,750 --> 00:39:40,416
‫پرونده‌ی گم شدن بان مائه تاوو
‫توی سال ۱۹۹۲.

495
00:39:41,125 --> 00:39:42,875
‫چه اتفاقی برای
‫راننده‌ی قایق مسافربری افتاد؟

496
00:39:48,125 --> 00:39:50,250
‫اون پرونده
‫مال بیشتر از ۳۰ سال پیشه.

497
00:39:51,666 --> 00:39:53,250
‫قانون مرور زمان شاملش شده.

498
00:39:53,375 --> 00:39:55,125
‫دیگه از جون من چی می‌خوای؟

499
00:39:55,166 --> 00:39:56,666
‫باهاش چیکار کردی؟

500
00:40:05,416 --> 00:40:07,000
‫آخ!

501
00:40:10,125 --> 00:40:12,250
‫ولم کن، بچه‌ی عوضی!

502
00:40:12,375 --> 00:40:14,041
‫- بابایی!
‫- مولنگ!

503
00:40:14,083 --> 00:40:15,491
‫برو خونه!

504
00:40:15,541 --> 00:40:18,166
‫- بابایی!
‫- برو خونه!

505
00:40:18,291 --> 00:40:20,416
‫- بابایی!
‫- برو!

506
00:40:21,541 --> 00:40:23,041
‫- برو!
‫- بابایی!

507
00:40:28,791 --> 00:40:30,291
‫تو همون دختر کوچولویی؟

508
00:40:37,333 --> 00:40:40,041
‫بابات مُرده. دیگه چی می‌خوای بدونی؟

509
00:40:41,541 --> 00:40:43,041
‫چرا کشتیش؟

510
00:40:44,166 --> 00:40:45,666
‫کار من نبود.

511
00:40:47,291 --> 00:40:48,791
‫جنازه‌ی پدرمو کجا انداختی؟

512
00:40:52,583 --> 00:40:55,416
‫اول اتهامات مواد مخدری
‫که علیه‌م هست رفع کن.

513
00:40:56,666 --> 00:40:59,083
‫بعد می‌برمت پیشش.

514
00:41:07,833 --> 00:41:10,416
‫بیا دوباره مرورش کنیم. مواد از کجا اومد؟

515
00:41:10,541 --> 00:41:13,041
‫با ماشین از مرز اومد.

516
00:41:13,166 --> 00:41:14,791
‫بعد توی سردخونه نگهداری شد.

517
00:41:14,833 --> 00:41:16,666
‫کس دیگه‌ای در موردش می‌دونست؟

518
00:41:16,791 --> 00:41:19,666
‫هیچ‌کس جز من و مصرف‌کننده‌ها.

519
00:41:20,833 --> 00:41:25,291
‫- و مصرف‌کننده‌های روی قایق...
‫- فقط اونا و من می‌دونستیم.

520
00:41:25,333 --> 00:41:27,166
‫ناخدا و چای هیچی نمی‌دونستن.

521
00:41:28,333 --> 00:41:29,833
‫باشه.

522
00:41:33,416 --> 00:41:35,041
‫- بذار یه چیزی ازت بپرسم.
‫- حتماً.

523
00:41:36,291 --> 00:41:38,166
‫چرا داری گناه چای رو گردن می‌گیری؟

524
00:41:41,041 --> 00:41:42,791
‫بودن روی اون قایق لعنتی...

525
00:41:44,041 --> 00:41:46,291
‫وحشتناکه.
‫ترجیح میدم برم زندان.

526
00:41:47,666 --> 00:41:49,416
‫روی قایق واقعاً این‌قدر بده؟

527
00:41:50,666 --> 00:41:53,291
‫انگشتام قطع شده...
‫وینچ رو می‌شناسی؟

528
00:41:54,041 --> 00:41:55,541
‫همون دستگاهه.

529
00:41:55,708 --> 00:41:57,208
‫روی قایق.

530
00:41:57,833 --> 00:42:00,958
‫یه پیراهن آستین‌بلند تنم بود، و گیر کرد.

531
00:42:01,583 --> 00:42:03,541
‫منو کشید داخل.
‫نتونستم خودمو بکشم عقب.

532
00:42:03,583 --> 00:42:05,166
‫برای همین انگشتام کنده شد.

533
00:42:05,791 --> 00:42:09,791
‫وقتی بدون انگشتام نمی‌تونستم کار کنم،
‫ناخدا بازم مجبورم کرد.

534
00:42:09,833 --> 00:42:11,791
‫با دم سفره‌ماهی به سرم شلاق زد.

535
00:42:12,666 --> 00:42:15,791
‫بعد روی پشتم آب‌جوش ریخت
‫و به خدمه گفت لگدمالم کنن.

536
00:42:16,291 --> 00:42:18,208
‫انواع و اقسام اتفاقات
‫روی اون قایق می‌افتاد.

537
00:42:18,291 --> 00:42:20,741
‫باهام جوری رفتار می‌کردن انگار آدم نبودم.

538
00:42:20,791 --> 00:42:22,291
‫انگار یه تیکه آشغال بودم.

539
00:42:24,541 --> 00:42:27,541
‫و هنوز حتی نمی‌دونم
‫پدرم کی از اون قایق پیاده میشه.

540
00:42:29,458 --> 00:42:31,041
‫پدرت هم روی قایقه؟

541
00:42:31,166 --> 00:42:32,916
‫آره، اون هنوز اونجاست.

542
00:42:33,666 --> 00:42:35,541
‫وقتی ناخدا به یه سپر بلا نیاز داشت

543
00:42:35,583 --> 00:42:38,166
‫بابام افتاد به پاش،

544
00:42:38,208 --> 00:42:39,958
‫التماس می‌کرد که منو انتخاب کنه،

545
00:42:40,041 --> 00:42:43,083
‫چون می‌دونست
‫دیگه نمی‌تونم روی قایق زنده بمونم.

546
00:42:43,166 --> 00:42:44,916
‫بدون انگشت و ناتوان از کار کردن.

547
00:42:46,041 --> 00:42:48,166
‫خوشبختانه، پرتم نکردن توی آب
‫تا خوراک ماهی‌ها بشم.

548
00:42:50,166 --> 00:42:51,708
‫فکر کنم برای امروز کافیه.

549
00:42:53,583 --> 00:42:55,416
‫اونجا کلی گندکاری‌های داغون هست.

550
00:42:55,541 --> 00:42:57,041
‫هر روز گندکاری پیش میاد.

551
00:42:58,291 --> 00:43:00,333
‫اون روز خیلی عجیب بود.

552
00:43:00,416 --> 00:43:03,041
‫یهو ناخدا یه زن رو آورد روی قایق.

553
00:43:03,791 --> 00:43:05,291
‫فکر کنم خیالاتی داشت.

554
00:43:05,791 --> 00:43:07,458
‫سرتاپاش کبود بود.

555
00:43:08,291 --> 00:43:10,708
‫لنگ هم می‌زد.
‫نمی‌دونم چه بلایی سرش اومده بود.

556
00:43:19,041 --> 00:43:20,541
‫این زن بود؟

557
00:43:31,291 --> 00:43:32,791
‫این زن بود؟

558
00:43:39,333 --> 00:43:40,833
‫یه اطلاعات جدیدی دارم.

559
00:43:41,083 --> 00:43:44,083
‫له بهم گفت که هفته‌ی پیش،
‫یه زن رو بردن روی قایق.

560
00:43:44,208 --> 00:43:46,708
‫برای همین عکس نیئو رو بهش نشون دادم.
‫گفت خیلی شبیه همونه.

561
00:43:46,750 --> 00:43:48,958
‫از همه مهمتر،
‫برمه‌ای بوده و می‌لنگیده.

562
00:43:49,083 --> 00:43:52,333
‫اگه واقعاً نیئو باشه،
‫به مقامات خبر میدم تا نجاتش بدن.

563
00:43:52,458 --> 00:43:55,708
‫نه. به نقشه بچسب.
‫و به هیچ‌وجه نجاتش نده.

564
00:43:56,208 --> 00:43:59,583
‫از کجا می‌دونی؟
‫شاید داره دروغ میگه، یا فقط اشتباه گرفته.

565
00:43:59,708 --> 00:44:01,708
‫ولی اگه درست باشه،
‫نباید حداقل امتحان کنیم؟

566
00:44:02,375 --> 00:44:05,083
‫تو وکیل چای هستی چون می‌خوای تأیید کنه

567
00:44:05,208 --> 00:44:06,708
‫که نیئو وجود داره، درسته؟

568
00:44:07,083 --> 00:44:08,750
‫اگه اون زن نیئو باشه، همه‌چی تمومه.

569
00:44:08,833 --> 00:44:10,750
‫دیگه به چای نیازی نداریم،
‫و له هم نمیره زندان.

570
00:44:10,833 --> 00:44:12,708
‫- و پرونده‌ی من بسته میشه.
‫- و اگه اون نباشه چی؟

571
00:44:14,500 --> 00:44:16,958
‫چیزی که از دست نمیدیم.
‫بازم یه نفر رو از روی قایق نجات میدیم.

572
00:44:17,083 --> 00:44:18,075
‫بابای له هم اونجاست.

573
00:44:18,125 --> 00:44:20,000
‫از کجا می‌دونی چیزی برای از دست دادن نیست؟

574
00:44:20,083 --> 00:44:23,083
‫اگه بی‌گدار به آب بزنی و
‫به قایق آنان حمله کنی، اون می‌فهمه.

575
00:44:23,125 --> 00:44:25,125
‫بعد تقصیر رو میندازه گردن یکی از آدم‌هاش.

576
00:44:25,208 --> 00:44:26,833
‫و آنان قسر در میره.

577
00:44:31,833 --> 00:44:34,333
‫پس در نهایت،
‫این هیچ ربطی به پرونده‌ی من نداره، درسته؟

578
00:44:34,375 --> 00:44:36,500
‫تو فقط می‌خوای آنان رو نابود کنی.
‫این تنها چیزیه که برات مهمه.

579
00:44:37,208 --> 00:44:39,708
‫اینکه در نهایت چه بلایی سر من میاد
‫پشیزی برات مهم نیست.

580
00:44:41,125 --> 00:44:42,833
‫می‌دونم آنان
‫چه بلایی سر پدر و مادرت آورده.

581
00:44:48,833 --> 00:44:51,125
‫منظورم اینه که،
‫می‌فهمم می‌خوای انتقام بگیری.

582
00:44:51,208 --> 00:44:52,708
‫ولی این زندگی منه.

583
00:44:53,458 --> 00:44:55,333
‫نمی‌ذارم از من
‫به عنوان یه مهره استفاده کنی.

584
00:44:57,333 --> 00:45:00,000
‫فکر می‌کنی این‌قدر از من بهتری
‫که می‌تونی قضاوتم کنی؟

585
00:45:00,958 --> 00:45:02,325
‫اون زن چند وقته رفته؟

586
00:45:02,375 --> 00:45:04,583
‫تا حالا برات مهم بوده که زنده ست یا مُرده؟

587
00:45:04,625 --> 00:45:06,125
‫نه! هیچ‌وقت مهم نبوده!

588
00:45:06,708 --> 00:45:08,583
‫هیچ‌وقت واقعاً خیال نداشتی بهش کمک کنی.

589
00:45:09,500 --> 00:45:12,083
‫فقط می‌خوای بره زندان تا بتونی آزاد بچرخی.

590
00:45:12,708 --> 00:45:14,958
‫اگه میگی من ازت به عنوان مهره استفاده کردم،
‫خودت چی؟

591
00:45:15,083 --> 00:45:16,583
‫چه فرقی می‌کنی؟

592
00:45:21,625 --> 00:45:23,458
‫من اون زن رو برمی‌گردونم

593
00:45:24,375 --> 00:45:27,000
‫و نمی‌ذارم حتی یه روز هم توی زندان بمونه.

594
00:45:28,208 --> 00:45:31,083
‫تا ببینی که ما اصلاً شبیه هم نیستیم.

595
00:45:40,333 --> 00:45:42,250
‫ولی درمورد رنگ سفید یه کم حواستو جمع کن.
‫[مک]

596
00:45:42,333 --> 00:45:45,583
‫نمی‌خوام ۱۰۰ درصد سفید باشه.
‫سفید مایل به خاکستری رو ترجیح میدم.

597
00:45:45,625 --> 00:45:48,083
‫یه لحظه ببخشید.

598
00:45:51,708 --> 00:45:52,908
‫چه خبر؟

599
00:45:52,958 --> 00:45:54,416
‫سلام، آنگ. گوش کن.

600
00:45:54,458 --> 00:45:57,125
‫یه سرنخ در مورد نیئو پیدا کردم.
‫همین الان بیا شیلات چای ببینمت.

601
00:46:07,583 --> 00:46:09,708
‫این جزیره دورترین جاییه که می‌تونیم بریم.

602
00:46:09,833 --> 00:46:12,125
‫بعد از این نقطه،
‫وارد آب‌های کامبوج میشیم.

603
00:46:12,208 --> 00:46:14,208
‫ولی از روی اطلاعاتی که دارم،

604
00:46:14,333 --> 00:46:17,083
‫یه جزیره با یه اسکله
‫دقیقاً قبل از عبور از مرز هست.

605
00:46:17,125 --> 00:46:18,625
‫فقط نمی‌دونم کدومه.

606
00:46:19,333 --> 00:46:21,333
‫اون جلوتر، یه جزیره هست

607
00:46:21,458 --> 00:46:23,583
‫که ماهیگیرای محلی
‫میرن برای ماهیگیری.

608
00:46:24,083 --> 00:46:26,208
‫پس بهتره یکی‌یکی چکشون کنیم.

609
00:46:27,333 --> 00:46:28,416
‫- باشه.
‫- گرفتم.

610
00:46:28,458 --> 00:46:30,208
‫ناخدا، بیاین یکی‌یکی چک کنیم.

611
00:46:41,083 --> 00:46:42,583
‫پاشو!

612
00:46:43,833 --> 00:46:45,333
‫چیه؟ داری می‌میری؟

613
00:46:45,708 --> 00:46:47,033
‫گفتم، پاشو!

614
00:46:47,083 --> 00:46:48,533
‫پاشو!

615
00:46:48,583 --> 00:46:50,208
‫- ناخدا!
‫- پاشو!

616
00:46:50,250 --> 00:46:51,750
‫ناخدا!

617
00:46:52,208 --> 00:46:53,958
‫پلیس دریایی داره میاد!

618
00:46:54,083 --> 00:46:55,866
‫پلیس داره میاد داخل!

619
00:46:55,916 --> 00:46:58,333
‫لنگر رو بکشین و حرکت کنین!

620
00:46:58,375 --> 00:46:59,875
‫چیکار کنیم؟

621
00:47:02,083 --> 00:47:05,250
‫- بهشون بگو زیر عرشه قایم بشن. عجله کن!
‫- هی!

622
00:47:05,333 --> 00:47:07,208
‫- بشین!
‫- گفتم، پاشو!

623
00:47:07,708 --> 00:47:08,791
‫پاشو لعنتی!

624
00:47:08,833 --> 00:47:10,333
‫گفتم، پاشو!

625
00:47:15,875 --> 00:47:17,375
‫عوضی!

626
00:47:17,833 --> 00:47:20,583
‫برین زیر عرشه!
‫عجله کنین! حرکت کنین!

627
00:47:20,625 --> 00:47:22,750
‫برین!

628
00:47:22,833 --> 00:47:23,908
‫برین زیر عرشه!

629
00:47:23,958 --> 00:47:26,708
‫- بدویین!
‫- حرکت کنین! برین اون تو!

630
00:47:38,375 --> 00:47:41,375
‫قایق رو دیدیم.
‫ولی هیچ نشونه‌ای از آدم روش نیست.

631
00:47:42,000 --> 00:47:43,500
‫خیلی بعیده.

632
00:47:45,625 --> 00:47:47,375
‫همه بخوابین روی زمین!

633
00:47:48,958 --> 00:47:51,583
‫مرکز، مرکز!
‫درخواست نیروی کمکی وی-۷ دارم. تمام.

634
00:47:51,625 --> 00:47:53,333
‫تکرار می‌کنم،
‫دارن بهمون شلیک می‌کنن. تمام.

635
00:47:53,458 --> 00:47:55,250
‫نیروهای کمکی تو راهن.

636
00:47:55,333 --> 00:47:56,833
‫دریافت شد. وی-۲، وی-۸.

637
00:47:58,333 --> 00:47:59,833
‫ناخدا، آروم ببرمون جلو.

638
00:48:18,333 --> 00:48:20,083
‫برو، برو، برو، برو!

639
00:48:23,125 --> 00:48:24,625
‫لطفاً همین‌جا منتظر بمونین.

640
00:48:29,833 --> 00:48:31,333
‫هی، تکون نخور!

641
00:48:32,250 --> 00:48:33,283
‫اسلحه‌تو بنداز!

642
00:48:33,333 --> 00:48:34,875
‫- اسلحه‌تو بنداز!
‫- بندازش!

643
00:48:34,958 --> 00:48:36,875
‫آروم! زانو بزن!

644
00:48:38,125 --> 00:48:39,625
‫عرشه‌ی بالایی رو چک کنین!

645
00:48:41,583 --> 00:48:43,083
‫عرشه‌ی بالایی پاک‌سازی شد!

646
00:48:43,208 --> 00:48:44,708
‫- مک، صبر کن!
‫- مک!

647
00:48:45,208 --> 00:48:46,708
‫مک!

648
00:48:53,958 --> 00:48:56,375
‫دریافت شد. مظنونین بازداشت شدن. تمام.
‫دریافت شد. وی-۲، وی-۸.

649
00:48:56,458 --> 00:48:58,833
‫- آقا، نباید بری اونجا.
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.