1
00:00:06,250 --> 00:00:10,375
‫[این سریال ساختگی است
‫تمام تشابهات اتفاقی هستند]

2
00:00:59,000 --> 00:01:00,916
‫این زن خواهر سیا نیست.

3
00:01:02,541 --> 00:01:05,375
‫یه زن تایلندیه که با فریب دادنش
‫سوار کشتی کردنش.

4
00:01:52,750 --> 00:01:54,416
‫چطوری؟

5
00:01:55,416 --> 00:01:57,375
‫به نگهبان‌ها میگم مراقبت باشن.

6
00:01:58,041 --> 00:02:00,000
‫نگران هیچی نباش.

7
00:02:00,041 --> 00:02:01,125
‫چشم.

8
00:02:02,625 --> 00:02:04,916
‫بریم. اگه بیشتر بمونیم مشکوک میشن.

9
00:02:11,916 --> 00:02:14,875
‫بابام که تو کشتیه رو فراموش نکن.
‫خواهش می‌کنم کمکش کن.

10
00:02:31,125 --> 00:02:32,125
‫بشین تو ماشین.

11
00:03:07,541 --> 00:03:08,875
‫باید برم دستشویی.

12
00:03:10,166 --> 00:03:12,625
‫بگو ببینم وقتی غیبش زد
‫چی شد.

13
00:03:19,291 --> 00:03:22,791
‫اون روز، کنار اسکله‌ی رود موئی
‫دستگیرش کردم.

14
00:03:23,541 --> 00:03:26,541
‫واحد ما خبردار شده بود که
‫درگیر قاچاق انسانه،

15
00:03:27,541 --> 00:03:29,625
‫وظیفه‌مون رو انجام دادیم و دستگیرش کردیم.

16
00:03:31,041 --> 00:03:32,541
‫سرنخ رو از کجا شنیدین؟

17
00:03:33,875 --> 00:03:35,041
‫از یه مخبر.

18
00:03:35,750 --> 00:03:37,416
‫آنان از قبل حواسش بهش بود.

19
00:03:38,250 --> 00:03:40,500
‫بابات داشت مهاجرهای میانماری رو
‫قاچاق می‌کرد،

20
00:03:41,041 --> 00:03:42,791
‫واسه همین به اونجا حمله کردیم.

21
00:03:43,791 --> 00:03:46,666
‫بردیمش به یه خانه امن تو جنگل
‫نزدیک مکونگ.

22
00:03:50,041 --> 00:03:52,666
‫اون روز، آنان رفت ازش بازجویی کنه.

23
00:03:55,000 --> 00:03:56,750
‫وقتی آنان از اتاق اومد بیرون...

24
00:03:58,750 --> 00:04:00,250
‫بابات مُرده بود.

25
00:04:04,916 --> 00:04:08,375
‫به من دستور دادن کل مدارک رو
‫نابود کنم و ردی از چیزی باقی نذارم.

26
00:04:10,166 --> 00:04:13,041
‫تو گزارش نوشتم که مظنون
‫فرار کرده.

27
00:04:15,416 --> 00:04:17,250
‫چرا نگفتی مجبورت کردن؟!

28
00:04:18,291 --> 00:04:20,541
‫اگه می‌گفتم، الان زنده بودم؟

29
00:04:21,291 --> 00:04:24,291
‫همه می‌دونن آنان لعنتی چقدر
‫قدرتمنده.

30
00:04:24,916 --> 00:04:27,416
‫بابات خیلی لجباز بود.
‫اگه جلو جلو پول می‌داد...

31
00:04:32,916 --> 00:04:35,541
‫مگه نمی‌خواستی بری دستشویی؟
‫برو دیگه!

32
00:05:26,666 --> 00:05:28,416
‫[مایسای عزیزم]

33
00:05:31,750 --> 00:05:34,375
‫الو، عزیزم. اتفاقاً خودمم می‌خواستم
‫بهت زنگ بزنم.

34
00:05:34,416 --> 00:05:37,916
‫کجایی؟ پلیس‌ها حمله کردن به خونه‌مون.

35
00:05:38,041 --> 00:05:41,375
‫گفتن واسه پیدا کردن کارگرهای غیرقانونی
‫به کشتیت هم حمله کردن.

36
00:05:42,041 --> 00:05:45,250
‫گفتن ناخدا به همه‌شون شلیک کرده
‫و کشتتشون.

37
00:05:45,291 --> 00:05:47,666
‫هی، من خبر نداشتم.

38
00:05:48,250 --> 00:05:49,666
‫کی اومد خونه‌مون؟

39
00:05:49,791 --> 00:05:51,875
‫اک و اونایی بودن که تو تولدم حضور داشتن؟

40
00:05:51,916 --> 00:05:56,041
‫تا حالا ندیده بودمشون.
‫الان دیگه رفتن.

41
00:05:56,625 --> 00:05:59,250
‫دخترمون ترسیده.
‫مدام گریه می‌کنه.

42
00:06:00,000 --> 00:06:03,041
‫بابایی، پلیس‌ها دستگیرت می‌کنن.

43
00:06:05,916 --> 00:06:07,041
‫سلام، عزیزم.

44
00:06:08,041 --> 00:06:10,125
‫چرا اینقدر گریه می‌کنی؟

45
00:06:11,416 --> 00:06:14,166
‫اونا پلیس نبودن، عزیزم.
‫دوستای بابایی بودن.

46
00:06:15,250 --> 00:06:16,791
‫داشتن سر به سرت می‌ذاشتن.

47
00:06:18,000 --> 00:06:20,500
‫- میای بریم سفر، مایسا؟
‫- آره!

48
00:06:20,541 --> 00:06:22,000
‫بابایی می‌بردت.

49
00:06:22,625 --> 00:06:24,541
‫بذار دوباره با مامانی صحبت کنم، خب؟

50
00:06:24,666 --> 00:06:28,666
‫مامانی، بابایی می‌خواد ما ببره
‫به جزیره خوک‌ها!

51
00:06:30,541 --> 00:06:34,000
‫عزیزم، خوب گوش کن ببین چی میگم.

52
00:06:47,666 --> 00:06:48,875
‫الو.

53
00:06:52,541 --> 00:06:53,750
‫باشه. کافیه.

54
00:06:58,291 --> 00:06:59,666
‫هی، بیا بیرون!

55
00:07:07,125 --> 00:07:09,000
‫هی، میگم بیا بیرون!

56
00:07:25,875 --> 00:07:28,250
‫اومدم خونه‌ی چای.
‫هیچکس اینجا نیست.

57
00:07:28,291 --> 00:07:29,666
‫احتمالاً در رفتن.

58
00:07:29,750 --> 00:07:32,375
‫نگهبانی بده، شاید یکی برگشت،

59
00:07:33,125 --> 00:07:34,666
‫و رد ماشینشون رو هم بزن.

60
00:07:35,166 --> 00:07:37,750
‫ولی صداش رو درنیار.
‫به من گزارش بده.

61
00:07:39,166 --> 00:07:40,791
‫هیچکس از تو اون کشتی جون سالم
‫به در نبرده؟

62
00:07:41,916 --> 00:07:44,666
‫همه بیست و سه کارگر زیر عرشه
‫تیر خوردن و مُردن.

63
00:07:45,791 --> 00:07:48,041
‫آنان واقعاً می‌خواد چای رو ساکت کنه.

64
00:07:48,875 --> 00:07:50,416
‫نمی‌تونم از دست بدمش.

65
00:07:52,041 --> 00:07:53,916
‫ما زودتر از اونا چای رو پیدا می‌کنیم.

66
00:07:58,125 --> 00:08:00,416
‫تیم خبری ما فعلاً جلوی

67
00:08:00,541 --> 00:08:03,500
‫خونه ژنرال پلیس آنان متانیپایسال قرار داره،

68
00:08:03,541 --> 00:08:05,916
‫و منتظریم بیانیه بده و بگه که
‫چطوری اسلحه‌ش

69
00:08:06,000 --> 00:08:07,166
‫افتاده دست یه مجرم،

70
00:08:07,250 --> 00:08:09,916
‫یعنی آقای چایووت، یه افسر سابق پلیس.

71
00:08:10,041 --> 00:08:12,791
‫آقای چایووت به تازگی حین تلاش

72
00:08:12,916 --> 00:08:14,625
‫برای قاچاق مقدار زیادی

73
00:08:14,666 --> 00:08:18,000
‫مواد از طریق دریاهای تایلند
‫دستگیر شد.

74
00:08:18,041 --> 00:08:20,166
‫پلیس‌ها در حال حاضر دارن تحقیق می‌کنن

75
00:08:20,250 --> 00:08:22,416
‫ببینن این عملیات مغز متفکری داره یا نه.

76
00:09:01,166 --> 00:09:03,291
‫چیزی می‌خواید، پدر؟

77
00:09:03,375 --> 00:09:04,625
‫خبرنگارها.

78
00:09:08,166 --> 00:09:11,666
‫همه چیز که تموم شد،
‫داستان هم فراموش میشه.

79
00:09:12,666 --> 00:09:14,291
‫نگران نباش.

80
00:09:24,041 --> 00:09:26,291
‫همه رو ناامید نکن.

81
00:09:30,541 --> 00:09:31,625
‫چشم.

82
00:09:53,666 --> 00:09:55,041
‫پیداش کردم.

83
00:09:55,166 --> 00:09:57,041
‫تو یه خانه امن ساحلی پنهان شده.

84
00:09:58,541 --> 00:09:59,541
‫هوم.

85
00:10:11,125 --> 00:10:12,166
‫چای!

86
00:10:13,041 --> 00:10:14,000
‫چای!

87
00:10:16,166 --> 00:10:17,416
‫چای!

88
00:11:51,541 --> 00:11:53,666
‫الان وقتش نیست.
‫راهت رو بکش و برو.

89
00:11:54,416 --> 00:11:56,375
‫- داداش...
‫- تو رو خدا. التماس می‌کنم.

90
00:11:58,125 --> 00:11:59,791
‫حواست هست چیکار کردی؟

91
00:11:59,875 --> 00:12:02,291
‫ها؟!

92
00:12:02,416 --> 00:12:04,625
‫فقط به فکر خودتی.
‫ببین چی شد.

93
00:12:04,666 --> 00:12:08,041
‫بیست و سه نفر به خاطر خودخواهی
‫تو مُردن!

94
00:12:09,291 --> 00:12:10,291
‫نه.

95
00:12:11,125 --> 00:12:12,791
‫بیست و چهار نفر.

96
00:12:13,291 --> 00:12:14,916
‫چای مُرده.

97
00:12:15,750 --> 00:12:17,291
‫آره، مُرده.

98
00:12:17,416 --> 00:12:19,291
‫و هر چیزی که می‌دونست هم باهاش مُرد.

99
00:12:19,916 --> 00:12:22,666
‫حالا چی میشه؟ می‌خوای مسئولیت
‫قبول کنی یا نه؟

100
00:12:26,375 --> 00:12:27,291
‫متاسفم.

101
00:12:34,791 --> 00:12:36,000
‫تو کی هستی؟

102
00:12:38,916 --> 00:12:40,750
‫من رو یادت نیست؟

103
00:12:45,666 --> 00:12:48,291
‫دخترم رو یادته؟ ببین!

104
00:12:48,375 --> 00:12:50,791
‫- هی!
‫- پوی به خاطر تو خودش رو کشت!

105
00:12:50,916 --> 00:12:53,250
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- قاتل‌ها!

106
00:12:53,291 --> 00:12:55,375
‫- هی!
‫- دخترم رو بهم پس بده!

107
00:12:55,416 --> 00:12:56,416
‫هی!

108
00:12:57,916 --> 00:13:00,416
‫- هی!
‫- دخترم رو بهم پس بده!

109
00:13:01,541 --> 00:13:04,166
‫- دخترم رو بهم پس بده.
‫- ولش کن.

110
00:13:04,291 --> 00:13:05,666
‫ولش کن.

111
00:13:07,000 --> 00:13:09,416
‫- ولش کن!
‫- دخترم رو بهم پس بده.

112
00:13:12,875 --> 00:13:14,791
‫دخترم رو بهم پس بده.

113
00:13:16,166 --> 00:13:18,541
‫دخترم رو بهم پس بده.

114
00:13:19,125 --> 00:13:21,666
‫دخترم رو بهم پس بده.

115
00:13:30,541 --> 00:13:32,041
‫دخترم رو بهم پس بده.

116
00:13:56,875 --> 00:13:58,666
‫دخترم رو بهم پس بده.

117
00:13:58,750 --> 00:14:05,750
‫[جنازه شاکی پرونده دکتر کورن پیدا شد،
‫مظنون به خودکشی بعد از رفع اتهامات]

118
00:14:05,791 --> 00:14:07,625
‫[بیمارستان کوه]

119
00:14:28,666 --> 00:14:29,750
‫درد میاد؟

120
00:14:31,750 --> 00:14:33,125
‫فقط می‌خاره.

121
00:14:34,125 --> 00:14:35,375
‫یه کوچولو می‌سوزه.

122
00:14:38,791 --> 00:14:40,125
‫این رو برات آوردم.

123
00:14:40,666 --> 00:14:41,916
‫موهینگا؟

124
00:14:43,041 --> 00:14:44,750
‫می‌خوای الان بخوریش؟

125
00:14:47,791 --> 00:14:49,250
‫می‌دونی چیه؟

126
00:14:50,291 --> 00:14:51,541
‫پس چی.

127
00:14:53,166 --> 00:14:55,666
‫...دبیرکل بنیاد متحدان کارگری

128
00:14:55,791 --> 00:14:57,541
‫- که در صحنه دستگیری حضور داشت...
‫- ممنون.

129
00:14:57,666 --> 00:15:00,000
‫مطمئن است که کارگران مهاجر
‫و فوت شده

130
00:15:00,041 --> 00:15:01,791
‫قربانی یک باند قاچاق انسان بودند

131
00:15:01,875 --> 00:15:04,125
‫- که با فریب به ماهی‌گیری غیرقانونی مشغول بودند.
‫- بوی خوبی داره؟

132
00:15:04,166 --> 00:15:07,541
‫مشکلی است که همیشه نادیده گرفته شده.

133
00:15:08,250 --> 00:15:11,416
‫تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کنند که
‫حادثه تیراندازی در کشتی

134
00:15:11,500 --> 00:15:15,500
‫به احتمال زیاد روی نسخه اولیه
‫قانون شیلات کابینه تاثیر می‌گذارد،

135
00:15:15,541 --> 00:15:19,166
‫که به تازگی در دومین رای‌گیری
‫رای آورد.

136
00:15:19,750 --> 00:15:20,666
‫سیا.

137
00:15:25,875 --> 00:15:28,125
‫اگه نتونی نیئو رو پیدا کنی چی؟

138
00:15:36,500 --> 00:15:38,541
‫اینقدر دنبالش می‌گردم تا پیدا بشه.

139
00:15:45,791 --> 00:15:47,416
‫چون دیگه کسی رو ندارم.

140
00:15:54,291 --> 00:15:55,541
‫چی شده؟

141
00:16:00,791 --> 00:16:02,416
‫چه اتفاقی افتاده؟

142
00:16:03,791 --> 00:16:05,000
‫متاسفم.

143
00:16:06,750 --> 00:16:08,291
‫واقعاً متاسفم.

144
00:16:11,666 --> 00:16:13,500
‫شبی که نیان مُرد...

145
00:16:15,041 --> 00:16:16,541
‫منم تو کشتی بودم.

146
00:16:18,416 --> 00:16:20,541
‫ولی نتونستم کمکش کنم.

147
00:16:22,166 --> 00:16:24,916
‫براش احیا انجام دادم،
‫ولی دیر شده بود...

148
00:16:25,000 --> 00:16:28,000
‫بعد جنازه‌ش رو پرت کردن توی آب؟

149
00:16:32,541 --> 00:16:36,291
‫نیئو گفت چه بلایی سر نیان آوردن.

150
00:16:38,791 --> 00:16:41,166
‫گفت سعی کردی کمک کنی.

151
00:16:43,666 --> 00:16:44,916
‫ولی نتونستی.

152
00:16:46,916 --> 00:16:48,791
‫نیئو اسمت رو یادش مونده بود.

153
00:16:51,750 --> 00:16:54,541
‫می‌دونم تقصیر تو نبوده.

154
00:16:58,541 --> 00:17:00,791
‫ما از دستت عصبانی نیستیم.

155
00:17:13,041 --> 00:17:15,625
‫اگه از روز اول حقیقت رو گفته بودم،

156
00:17:16,916 --> 00:17:19,791
‫الان... کار به اینجا نمی‌کشید.

157
00:17:25,041 --> 00:17:27,625
‫به نظرت حقیقت می‌تونه
‫کمکمون کنه؟

158
00:17:33,291 --> 00:17:34,416
‫هوم؟

159
00:17:52,791 --> 00:17:55,791
‫اوه، چرا دوتا بشقاب چیدی؟

160
00:17:56,291 --> 00:17:58,541
‫مک از سر صبح اومده.

161
00:18:08,541 --> 00:18:11,166
‫از بس استرس داشتی برگشتی خونه؟

162
00:18:14,291 --> 00:18:15,666
‫به خاطر پرونده‌ست، نه؟

163
00:18:16,375 --> 00:18:19,250
‫بمون و با من غذا بخور.

164
00:18:19,291 --> 00:18:20,791
‫نوی غذا گذاشته.

165
00:18:21,666 --> 00:18:23,291
‫ممنون. گرسنه‌م نیست.

166
00:18:23,875 --> 00:18:26,500
‫قاضی پرونده‌ت رو عوض کردن.

167
00:18:31,041 --> 00:18:34,750
‫یکی از تاخیر رسیدگی شکایت کرد،

168
00:18:34,791 --> 00:18:36,916
‫چون جیتری زمان خواسته بود.

169
00:18:38,000 --> 00:18:40,750
‫رئیس هم پرونده رو داد به پادونگ.

170
00:18:43,541 --> 00:18:46,041
‫قبل از جلسه دادرسی داری
‫خبرهای محرمانه رو بهم میگی؟

171
00:18:46,791 --> 00:18:48,416
‫از تو بعیده، بابا.

172
00:18:50,916 --> 00:18:53,666
‫می‌دونی حالا که پادونگ قاضی
‫شده چی میشه دیگه؟

173
00:18:56,666 --> 00:18:58,875
‫پرونده رو می‌بازم و میفتم زندان.

174
00:18:58,916 --> 00:19:01,541
‫همه می‌دونن شما دوتا با هم
‫سر جنگ دارید.

175
00:19:04,125 --> 00:19:06,916
‫به جیتری بگو دفاعیه خوبی
‫آماده کنه.

176
00:19:09,750 --> 00:19:12,666
‫قاضی‌ها باید بی‌طرف بمونن.

177
00:19:13,541 --> 00:19:16,416
‫تموم عمرت همین رو می‌گفتی.
‫چرا الان فراموشش کردی؟

178
00:19:27,041 --> 00:19:28,916
‫واقعاً هیچوقت قرار نیست من رو ببخشی؟

179
00:19:31,041 --> 00:19:32,041
‫واسه چی، بابا؟

180
00:19:32,916 --> 00:19:33,875
‫ها، بابا؟

181
00:19:34,375 --> 00:19:37,041
‫که تا وقتی مامان مُرد حاضر نشدی
‫از اصول کاریت دست بکشی؟

182
00:19:37,791 --> 00:19:41,375
‫یا حتی امروز هم حاضر نیستی
‫اعتراف کنی که به خاطر تو مُرد؟

183
00:19:42,041 --> 00:19:43,666
‫دقیقاً واسه چی باید ببخشمت؟

184
00:19:50,791 --> 00:19:54,000
‫اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟

185
00:19:56,416 --> 00:19:59,250
‫اون پلیس یه خانواده بی‌گناه
‫رو کشت، مک.

186
00:19:59,916 --> 00:20:01,541
‫حق مامان بود بمیره؟

187
00:20:02,416 --> 00:20:03,666
‫ها، بابا؟

188
00:20:03,791 --> 00:20:07,291
‫من چی؟ تو اون ماشین گیر کرده بودم.

189
00:20:07,416 --> 00:20:09,541
‫مامان جلوم تیر خورد.

190
00:20:10,916 --> 00:20:12,916
‫حقم بود همچین چیزی رو ببینم؟

191
00:20:14,916 --> 00:20:18,125
‫مامان تا نفس آخرش هنوز باور داشت
‫که نظرت رو عوض می‌کنی.

192
00:20:21,291 --> 00:20:24,875
‫به همه کمک می‌کنی.
‫خیلی بی‌طرفی.

193
00:20:26,875 --> 00:20:28,500
‫ولی به ما پشت کردی.

194
00:20:36,166 --> 00:20:38,791
‫پس می‌خوای درست مثل پادونگ...

195
00:20:40,916 --> 00:20:43,166
‫طبق دستور بقیه قضاوت کنم؟

196
00:21:16,000 --> 00:21:19,416
‫[خانم پراپاسورن بونکامهوم]

197
00:21:52,125 --> 00:21:53,750
‫فکر نمی‌کردم بیای.

198
00:21:55,666 --> 00:21:56,750
‫چرا؟

199
00:21:56,791 --> 00:21:59,125
‫اینقدر به نظرت ظالمم؟

200
00:22:06,541 --> 00:22:08,875
‫بعد از اینکه گذاشتی مامانش
‫اونجوری بهت سیلی بزنه،

201
00:22:08,916 --> 00:22:10,750
‫حالت بهتر شد؟

202
00:22:13,416 --> 00:22:14,416
‫نه.

203
00:22:15,750 --> 00:22:17,666
‫ولی حداقل مامانش حس می‌کنه

204
00:22:17,750 --> 00:22:20,625
‫کاری کرده که عدالت رو برای
‫فرزندش برقرار کنه.

205
00:22:27,291 --> 00:22:29,875
‫عدالت برای مُردگان؟

206
00:22:40,500 --> 00:22:41,791
‫چیز مهمیه؟

207
00:22:45,000 --> 00:22:46,041
‫نه.

208
00:22:48,125 --> 00:22:49,916
‫اونی که بهم دادتش برام مهمه.

209
00:22:56,500 --> 00:22:57,666
‫مولنگ.

210
00:22:59,541 --> 00:23:00,875
‫اسممه.

211
00:23:02,916 --> 00:23:04,666
‫اسمی که مامان و بابام برام گذاشتن.

212
00:23:05,875 --> 00:23:07,500
‫وقتی تاک زندگی می‌کردی؟

213
00:23:11,416 --> 00:23:12,791
‫بان مائه تاوو،

214
00:23:13,625 --> 00:23:15,500
‫یه روستای کوچولو نزدیک رود موئی.

215
00:23:17,041 --> 00:23:19,541
‫یه کم با میانمار فاصله داره.

216
00:23:21,416 --> 00:23:23,166
‫بابام قایق‌ران بود.

217
00:23:24,541 --> 00:23:25,666
‫عاشق کافه بود.

218
00:23:27,791 --> 00:23:30,250
‫این ژتون رو به عنوان طلسم شانس
‫داد به من.

219
00:23:31,291 --> 00:23:32,666
‫وقتی به دستم رسید،

220
00:23:33,666 --> 00:23:35,250
‫همه چیز نابود شد.

221
00:23:45,791 --> 00:23:47,291
‫مولنگ.

222
00:23:48,791 --> 00:23:52,166
‫این رو نگه دار. بزرگ که شدی،
‫یادت میدم چطوری بازی کنی.

223
00:23:56,625 --> 00:23:58,125
‫باشه!

224
00:24:03,375 --> 00:24:05,250
‫بابام خیلی مهربون بود.

225
00:24:07,166 --> 00:24:10,166
‫به کارگرهای قایقی اهل میانمار
‫کمک می‌کرد.

226
00:24:19,916 --> 00:24:21,291
‫شما آقای جای هستی؟

227
00:24:22,291 --> 00:24:25,041
‫اون موقع آنان معاون کلانتری
‫مائه موئی بود.

228
00:24:26,916 --> 00:24:29,291
‫احتمالاً فکر می‌کرد بابام
‫مانع کارشه.

229
00:24:30,000 --> 00:24:33,000
‫آخ! ولم کن، آشغال!

230
00:24:33,666 --> 00:24:35,541
‫بابام یه قایق‌ران ساده بود،

231
00:24:36,416 --> 00:24:38,000
‫ولی بهش اتهام قاچاق انسان زدن.

232
00:24:38,041 --> 00:24:39,166
‫بابایی!

233
00:24:40,416 --> 00:24:42,791
‫چطوری می‌تونید به انسان‌های بی‌گناه
‫اتهام بزنید؟ شوهرم کجاست؟

234
00:24:42,916 --> 00:24:44,291
‫جواب بده! کجاست؟

235
00:24:44,375 --> 00:24:46,666
‫من و مامان رفتیم ایستگاه پلیس.

236
00:24:46,791 --> 00:24:49,375
‫بی‌شرمانه به دروغ گفتن بابام
‫فرار کرده.

237
00:24:50,625 --> 00:24:52,625
‫که فراری شده.

238
00:24:53,416 --> 00:24:55,041
‫مامانم هیچوقت باور نکرد.

239
00:24:55,166 --> 00:24:56,375
‫کجا بردینش؟

240
00:24:56,416 --> 00:24:57,541
‫بابام رو خیلی خوب می‌شناخت.

241
00:24:57,666 --> 00:24:59,625
‫اون شوهرمه! خانوادمه!

242
00:25:00,416 --> 00:25:02,875
‫همه جا دنبالش گشتیم!

243
00:25:02,916 --> 00:25:05,791
‫درخواست تجدید نظر دادیم،
‫ولی گوش نکرد.

244
00:25:05,916 --> 00:25:07,500
‫- ببخشید.
‫- بلند شید، خانم.

245
00:25:07,541 --> 00:25:09,041
‫- مدرک دارم!
‫- پاشو!

246
00:25:09,166 --> 00:25:12,291
‫- مدرک دارم!
‫- خانم، خواهش می‌کنم اینجوری نکنید.

247
00:25:14,291 --> 00:25:16,375
‫کمکم نمی‌کنی چون یکی از اونایی.

248
00:25:17,875 --> 00:25:21,625
‫هر چقدر بیشتر ما رو نادیده می‌گرفتن،
‫مامانم بیشتر باور می‌کرد که بابام رو کشتن.

249
00:25:23,750 --> 00:25:25,875
‫در نهایت، هیچکس نمی‌خواست باهاش
‫سر و کله بزنه.

250
00:25:29,791 --> 00:25:31,166
‫آخرش...

251
00:25:33,291 --> 00:25:34,916
‫یکی جنازه مامانم رو پیدا کرد.

252
00:25:36,625 --> 00:25:38,416
‫تو اسکله غرق شده بود،

253
00:25:39,666 --> 00:25:41,541
‫درست همونجایی که بابام هر روز
‫کار می‌کرد.

254
00:25:44,791 --> 00:25:46,750
‫همه گفتن مامانم خودش رو کشته.

255
00:25:49,125 --> 00:25:50,791
‫زنی مثل مامانم خودش رو بکشه؟

256
00:25:52,625 --> 00:25:54,041
‫هیچوقت باور نکردم.

257
00:25:57,166 --> 00:25:59,666
‫حتی وقتی قانون مرور زمان
‫پرونده بابام تموم شد،

258
00:25:59,791 --> 00:26:01,041
‫و نتونستم ازش تقاص پس بگیرم،

259
00:26:02,250 --> 00:26:03,500
‫فقط می‌تونم امیدوار باشم...

260
00:26:06,375 --> 00:26:07,916
‫که یه فرصت گیرم بیاد.

261
00:26:09,916 --> 00:26:11,250
‫فقط یکی.

262
00:26:13,416 --> 00:26:15,750
‫اون وقت از تمام گندکاری‌هاش

263
00:26:16,541 --> 00:26:17,916
‫علیه خودش استفاده می‌کنم.

264
00:26:25,666 --> 00:26:27,666
‫پرونده من همون فرصته، نه؟

265
00:26:32,541 --> 00:26:34,541
‫نه اینکه نخوام کمکت کنم.

266
00:26:36,916 --> 00:26:38,416
‫می‌بینم چقدر لجبازی.

267
00:26:38,500 --> 00:26:39,791
‫که هر کاری می‌کنی

268
00:26:39,916 --> 00:26:42,041
‫تا ثابت کنی آدمی که اونا میگن نیستی.

269
00:26:44,916 --> 00:26:46,500
‫مامان منم همینجوری بود.

270
00:26:50,375 --> 00:26:52,500
‫قسم می‌خورد که بابام بی‌گناهه...

271
00:26:54,500 --> 00:26:56,666
‫حتی وقتی کسی حرفش رو
‫باور نمی‌کرد.

272
00:27:03,250 --> 00:27:06,541
‫به نظرت می‌تونستی کار بیشتری
‫انجام بدی؟

273
00:27:08,291 --> 00:27:09,916
‫برای محافظت از والدینم؟

274
00:27:14,291 --> 00:27:16,916
‫تو چی؟ واسه مامانت؟

275
00:27:19,916 --> 00:27:21,291
‫هر روز بهش فکر می‌کنم.

276
00:27:38,041 --> 00:27:39,750
‫پس جفتمون تو یه تیم هستیم.

277
00:27:43,166 --> 00:27:44,166
‫چه تیمی؟

278
00:27:45,041 --> 00:27:46,166
‫تیم قربانی‌های آنان؟

279
00:27:48,166 --> 00:27:50,416
‫ببین، من حتی زیاد ازت
‫خوشم هم نمیاد.

280
00:27:50,541 --> 00:27:51,916
‫خیلی حقه‌بازی.

281
00:27:52,041 --> 00:27:53,291
‫هیچوقت نمی‌تونم درکت کنم

282
00:27:53,416 --> 00:27:55,416
‫و همیشه همه چیز رو به نفع
‫خودت می‌چرخونی.

283
00:27:55,541 --> 00:27:58,416
‫- و احتمالاً فکر می‌کنی من...
‫- بی‌احتیاطی.

284
00:27:58,541 --> 00:28:01,375
‫لجبازی و به حرف هیچکس گوش نمیدی.

285
00:28:06,166 --> 00:28:08,291
‫نیاز نیست از همدیگه خوشمون بیاد.

286
00:28:09,375 --> 00:28:11,166
‫کافیه یه هدف مشترک داشته باشیم.

287
00:28:19,666 --> 00:28:22,541
‫- واقعاً لازمه؟
‫- یالا.

288
00:28:27,541 --> 00:28:29,125
‫خیلی فیلم می‌بینی.

289
00:28:44,416 --> 00:28:45,750
‫از این طرف، لطفاً.

290
00:28:46,291 --> 00:28:48,791
‫- سلام، اندی.
‫- سلام، پادونگ.

291
00:28:48,916 --> 00:28:51,166
‫ببخشید معطل شدی.

292
00:28:51,916 --> 00:28:54,875
‫این اندیه،
‫دستیار آقای ژو فنگ.

293
00:28:54,916 --> 00:28:57,791
‫آقای اندی، این دوستمه.

294
00:28:58,291 --> 00:29:00,375
‫با آقای ریت آشنا شو.

295
00:29:02,666 --> 00:29:05,875
‫می‌خواد تو پرونده آتیش‌سوزی
‫در کارخونه کمکمون کنه.

296
00:29:11,250 --> 00:29:17,916
‫[پرونده زمین گلف]

297
00:29:46,166 --> 00:29:50,041
‫[نگران نباش. حقیقت از ما
‫محافظت می‌کنه.]

298
00:30:06,541 --> 00:30:08,791
‫ببخشید! برید کنار وکیل رد بشه.

299
00:30:08,875 --> 00:30:11,541
‫وکیل، نظر شما درباره جلسه دادرسی
‫امروز چیه؟

300
00:30:11,625 --> 00:30:13,916
‫شنیدم دادگاه اجازه‌ی تعویق
‫دومی رو نمیده.

301
00:30:14,041 --> 00:30:16,500
‫می‌ترسید دادگاه منصفانه‌ای نباشه؟

302
00:30:16,541 --> 00:30:17,750
‫یه چیزی بگید.

303
00:30:17,791 --> 00:30:19,041
‫جدی؟

304
00:30:20,375 --> 00:30:22,666
‫نه، از صبح جلسه‌م.

305
00:30:22,791 --> 00:30:23,916
‫آره.

306
00:30:24,041 --> 00:30:25,041
‫درسته.

307
00:30:25,750 --> 00:30:29,541
‫خیلی دلم خورشت اردک قرمز

308
00:30:29,625 --> 00:30:31,000
‫از رستوران همیشگی رو می‌خواد.

309
00:30:33,041 --> 00:30:34,166
‫دو پرس.

310
00:30:34,250 --> 00:30:36,125
‫صدف راه‌راه یادت نره!

311
00:30:37,166 --> 00:30:38,166
‫باشه.

312
00:30:38,291 --> 00:30:40,375
‫دیگه باید برم سر کارم.

313
00:30:40,416 --> 00:30:42,041
‫شب می‌بینمت، عزیزم.

314
00:30:42,791 --> 00:30:44,541
‫آره، خداحافظ.

315
00:31:08,125 --> 00:31:11,291
‫پرونده او.۹۲۷/۲۵۶۸.

316
00:31:12,541 --> 00:31:14,666
‫خواهان و خوانده حضور دارن.

317
00:31:15,500 --> 00:31:16,791
‫می‌تونید شروع کنید.

318
00:31:18,541 --> 00:31:21,416
‫دادستانی می‌خواد آقای سورن سنگرنگنوپ رو

319
00:31:21,500 --> 00:31:22,750
‫از لیست شاهدین حذف کنه

320
00:31:22,791 --> 00:31:27,041
‫چون ایشون در پرونده تیراندازی در
‫مراسم کهنوت با متهم همکاری می‌کنه.

321
00:31:27,750 --> 00:31:29,875
‫می‌ترسیم بیرون دادگاه
‫دست به یکی کرده باشن.

322
00:31:29,916 --> 00:31:31,625
‫دادگاه اجازه میده.

323
00:31:32,666 --> 00:31:34,416
‫فکر نکنم تیم دفاعی اعتراضی داشته باشه.

324
00:31:34,541 --> 00:31:36,416
‫چون تصمیم درستیه.

325
00:31:36,541 --> 00:31:38,416
‫اعتراض ندارم، جناب قاضی. متوجهم.

326
00:31:40,041 --> 00:31:42,791
‫می‌خوام کارشناس جرم‌شناسی
‫رو صدا کنم.

327
00:31:48,000 --> 00:31:50,791
‫بر اساس اثر انگشت‌های روی
‫چوب گلف،

328
00:31:50,916 --> 00:31:55,166
‫جز اثر انگشت قربانی،
‫اثر انگشت متهم هم پیدا شد.

329
00:31:55,291 --> 00:31:59,250
‫به این نتیجه رسیدیم که قاتل
‫با استفاده از چوب و گرفتن وسط دسته‌ش

330
00:32:00,041 --> 00:32:01,791
‫به سر قربانی حمله کرده،

331
00:32:01,916 --> 00:32:04,041
‫همونطوری که از اثر انگشت روی
‫صفحه مشخصه.

332
00:32:04,166 --> 00:32:07,375
‫چند بار به جمجمه ضربه خورده،
‫تقریباً چهار پنج بار.

333
00:32:09,166 --> 00:32:12,041
‫تو اولین ضربه، خونی نپاشید.

334
00:32:12,166 --> 00:32:14,416
‫فقط باعث کبودی زیرپوستی میشه.

335
00:32:14,541 --> 00:32:18,125
‫ضربه دوم جمجمه رو خرد می‌کنه.

336
00:32:19,166 --> 00:32:21,250
‫وقتی زخم باز شد، خون پاشید.

337
00:32:25,416 --> 00:32:27,166
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

338
00:32:29,666 --> 00:32:31,541
‫تیم دفاعی می‌تونه پرسش و پاسخ
‫رو شروع کنه.

339
00:32:36,000 --> 00:32:37,791
‫طبق سند دابلیوجی۱۲،

340
00:32:38,541 --> 00:32:40,541
‫میشه ساده برامون خلاصه‌ش کنید؟

341
00:32:40,625 --> 00:32:44,250
‫چی باعث شده خون بریزه روی
‫شونه و لبه‌ی پیراهن؟

342
00:32:45,791 --> 00:32:47,416
‫رد خون روی شونه

343
00:32:47,541 --> 00:32:51,125
‫احتمالاً در اثر بلند کردن چوب از
‫سر قربانی برای ضربه بعدی بوده.

344
00:32:51,625 --> 00:32:53,500
‫و لک روی لبه لباس،

345
00:32:53,541 --> 00:32:56,666
‫احتمالاً بعد از مرگ قربانی از
‫روی زمین بهش منتقل شده.

346
00:32:58,416 --> 00:33:01,291
‫پس می‌خوام ادعای شاهد
‫رو تست کنم.

347
00:33:02,000 --> 00:33:05,875
‫درخواست دادم که تجهیزات بیاریم.

348
00:33:05,916 --> 00:33:07,625
‫امیدوارم اعتراضی نداشته باشید،
‫جناب قاضی.

349
00:33:26,166 --> 00:33:28,125
‫این یه آدمک خون‌داره.

350
00:33:28,166 --> 00:33:30,166
‫ضربه محکم رو شبیه‌سازی می‌کنه.

351
00:33:30,291 --> 00:33:33,041
‫یه تست نزدیک به واقعیت
‫رو انجام میدیم.

352
00:33:33,666 --> 00:33:35,750
‫درخواست دارم ردام رو دربیارم.

353
00:33:37,250 --> 00:33:40,000
‫فقط حقایق. کشش ندید.

354
00:33:42,416 --> 00:33:43,916
‫که وقت نهارم رو نگیره.

355
00:33:54,791 --> 00:33:56,541
‫یه ضربه باعث خونریزی نمیشه.

356
00:34:06,041 --> 00:34:08,125
‫جناب قاضی، این کارها زیاده‌رویه!

357
00:34:08,166 --> 00:34:10,750
‫زیاده‌رویه. تمومش کنید.

358
00:34:13,375 --> 00:34:16,125
‫یه شبیه‌سازی واقع‌گرایانه‌ست که
‫بتونید ماجرا رو درک کنید.

359
00:34:18,541 --> 00:34:20,541
‫چیکار می‌کنی؟

360
00:34:20,666 --> 00:34:23,125
‫می‌خوام بپرسم قاتل چوب رو
‫چطوری نگه داشته.

361
00:34:23,166 --> 00:34:24,250
‫اینجوری؟

362
00:34:24,291 --> 00:34:25,750
‫- یا اینجوری؟
‫- بسه!

363
00:34:26,416 --> 00:34:28,291
‫- افسر، چوب رو ازش بگیر.
‫- چشم.

364
00:34:28,375 --> 00:34:29,666
‫بسه، خانم.

365
00:34:29,791 --> 00:34:31,166
‫کافیه.

366
00:34:32,875 --> 00:34:34,041
‫کافیه!

367
00:34:34,750 --> 00:34:38,166
‫پرسش و پاسخ تیم دفاعی
‫همینجا تموم میشه.

368
00:34:38,291 --> 00:34:39,666
‫متوجه شدم.

369
00:34:40,166 --> 00:34:43,166
‫چون اگه لباس افسر اینجوری
‫با مایع قرمز کثیف شد،

370
00:34:43,291 --> 00:34:45,000
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

371
00:34:46,125 --> 00:34:48,041
‫می‌بینید؟

372
00:34:48,125 --> 00:34:51,666
‫علت پاشیده شدن خون فقط
‫شدت ضربه نبوده.

373
00:34:51,791 --> 00:34:55,125
‫ممکنه دلیلش درگیری سر چوب
‫برای نجات قربانی باشه.

374
00:34:57,791 --> 00:34:59,041
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

375
00:35:02,666 --> 00:35:05,041
‫[جایگاه مردم]

376
00:35:09,416 --> 00:35:12,041
‫دادستان، سوال بیشتری دارید؟

377
00:35:14,000 --> 00:35:15,791
‫جلسه رو به بعد موکول می‌کنم.

378
00:35:15,916 --> 00:35:17,041
‫یه لحظه، جناب قاضی.

379
00:35:17,166 --> 00:35:20,875
‫تیم دفاعی درخواست ثبت
‫یه مدرک دیگه داره.

380
00:35:20,916 --> 00:35:23,750
‫یه شاهد داریم که می‌تونه حضورش
‫به عنوان نفر سوم رو

381
00:35:23,791 --> 00:35:25,500
‫در صحنه جرم ثابت کنه.

382
00:35:25,541 --> 00:35:28,166
‫و دکتری که می‌تونه آسیب‌های
‫متهم رو تایید کنه.

383
00:35:28,791 --> 00:35:32,041
‫مگه نمی‌دونی اضافه کردن شاهدهای
‫جدید خلاف قوانینه، وکیل؟

384
00:35:32,125 --> 00:35:35,166
‫ولی این اطلاعات مهم روی پرونده
‫تاثیر داره، جناب قاضی.

385
00:35:36,000 --> 00:35:38,541
‫لطفاً به صورت کامل در نظر بگیریدش.

386
00:35:39,666 --> 00:35:40,541
‫رد می‌کنم.

387
00:35:41,416 --> 00:35:43,291
‫قبل از اینکه رد کنید،

388
00:35:43,416 --> 00:35:45,541
‫چرا اول سند رو نمی‌خونید؟

389
00:35:45,625 --> 00:35:47,291
‫حواست به حرفات باشه، وکیل.

390
00:35:47,875 --> 00:35:49,166
‫وگرنه بهت اتهام بی‌حرمتی به دادگاه میزنم.

391
00:35:49,916 --> 00:35:51,291
‫حق دارم که سند رو قبول نکنم.

392
00:35:52,416 --> 00:35:54,541
‫خواستم اول یه نگاه بهش بندازید.

393
00:35:55,291 --> 00:35:57,375
‫چون اگه بلافاصله ردش کنید،

394
00:35:57,916 --> 00:36:00,000
‫میان و درباره‌تون تحقیق می‌کنن.

395
00:36:11,250 --> 00:36:12,791
‫[درخواست شاهد جدید]

396
00:36:12,916 --> 00:36:14,791
‫[درخواست رفع صلاحیت قاضی]

397
00:36:14,875 --> 00:36:16,166
‫این چیه؟

398
00:36:16,291 --> 00:36:18,541
‫درخواست رفع صلاحیت از قاضی؟

399
00:36:18,666 --> 00:36:21,541
‫ای وای! سند اشتباهی رو تحویل دادم؟

400
00:36:22,166 --> 00:36:26,375
‫داشتم یه دادخواست آماده می‌کردم
‫چون از تحقیقاتم متوجه شدم

401
00:36:26,416 --> 00:36:29,166
‫که شما و آقای آنان یه رفاقت صمیمی
‫و قدیمی دارید.

402
00:36:29,291 --> 00:36:32,291
‫چون هم‌دانشگاهی بودید.

403
00:36:33,541 --> 00:36:36,166
‫هم‌دانشگاهی بودن که خلاف
‫قوانین نیست.

404
00:36:36,250 --> 00:36:38,291
‫دانشگاهی که هزاران دانشجو داره.

405
00:36:38,916 --> 00:36:40,166
‫حالا چون هم‌دانشگاهی بودیم

406
00:36:40,291 --> 00:36:42,625
‫دلیل نمیشه همدیگه رو بشناسیم.

407
00:36:43,625 --> 00:36:47,041
‫پس دارید به صورت رسمی دادخواست
‫من رو رد می‌کنید.

408
00:36:49,041 --> 00:36:54,500
‫مشخصه خیلی نسبت به این پرونده
‫تعصبی هستید.

409
00:36:56,541 --> 00:36:57,791
‫تعصبی نیستم.

410
00:36:58,291 --> 00:36:59,791
‫اگه می‌خوای ازم شکایت کن.

411
00:37:00,625 --> 00:37:03,375
‫دادگاه همچین چیزی رو در نظر نمی‌گیره.

412
00:37:03,416 --> 00:37:05,791
‫اگه واقعاً تعصب ندارید،

413
00:37:05,916 --> 00:37:09,791
‫لطفاً مدارک جدید رو بپذیرید،

414
00:37:10,541 --> 00:37:15,416
‫که مطمئن بشم پرونده به صورت
‫بی‌طرفانه داوری میشه.

415
00:37:39,375 --> 00:37:42,291
‫[بیست سال از حزب روآم‌تای،
‫قدمی به سوی آینده]

416
00:37:42,375 --> 00:37:44,416
‫تبریک میگم، دکتر آچ.

417
00:37:45,000 --> 00:37:47,041
‫اگه چیزی خواستی بهم بگو.

418
00:37:47,125 --> 00:37:49,291
‫در خدمتم.

419
00:37:49,375 --> 00:37:51,291
‫- فهمیدید؟
‫- آنگ جان.

420
00:37:53,500 --> 00:37:55,791
‫- سلام.
‫- سلام.

421
00:37:55,875 --> 00:37:58,916
‫آنگ، ایشون خانم نونگنوچ،
‫مدیرعامل بِی انرژی هستن.

422
00:37:59,041 --> 00:38:03,041
‫و ایشون هم آقای سونگپول هستن،
‫از مدیران گروه سونگپول،

423
00:38:03,125 --> 00:38:05,541
‫بزرگترین صادرکننده‌های غذاهای
‫دریایی فرآوری‌شده.

424
00:38:06,166 --> 00:38:08,666
‫همیشه از حامی‌های حزب ما بودن.

425
00:38:09,375 --> 00:38:12,291
‫و خیلی از ایده تو برای
‫تغییر برند حزب خوششون اومد.

426
00:38:13,291 --> 00:38:15,500
‫ایشون نیروی پیشران اصلی ماست.

427
00:38:15,541 --> 00:38:16,666
‫مامانت گفت

428
00:38:16,750 --> 00:38:20,625
‫که تو روی لایحه شیلات اصرار داری، درسته؟

429
00:38:20,666 --> 00:38:22,291
‫- بله، خودشه.
‫- من...

430
00:38:22,416 --> 00:38:23,750
‫اون با سازمان‌های غیردولتی
‫سر و کله میزنه.

431
00:38:23,791 --> 00:38:26,250
‫وگرنه امکان نداشت بتونیم باهاشون
‫توافق کنیم.

432
00:38:27,416 --> 00:38:31,166
‫خیلی ممنون. قوانین قدیمی
‫خیلی سختگیرن.

433
00:38:31,250 --> 00:38:34,541
‫کار کردن رو برای تاجرهایی مثل
‫ما سخت می‌کنن.

434
00:38:34,625 --> 00:38:37,750
‫سازمان‌های غیردولتی خیلی لجباز
‫و بی‌منطق هستن.

435
00:38:38,375 --> 00:38:42,041
‫سر هیچ و پوچ به بخش تجاری حمله می‌کنن،

436
00:38:42,166 --> 00:38:45,125
‫و مدام ما رو آدم بده جلوه میدن.

437
00:38:45,166 --> 00:38:47,750
‫دقیقاً. همیشه یادش دادم

438
00:38:47,791 --> 00:38:50,041
‫که اگه به کارمون ایمان داشته باشیم،

439
00:38:50,166 --> 00:38:53,541
‫باید محکم و پابرجا بایستیم.
‫مردم یه روز درک می‌کنن.

440
00:38:53,625 --> 00:38:57,291
‫- روت حساب باز می‌کنیم.
‫- ازت حمایت می‌کنیم.

441
00:38:57,375 --> 00:38:59,000
‫- ببخشید.
‫- اوه.

442
00:39:01,000 --> 00:39:04,750
‫احتمالاً چون سخنرانی داره
‫یه مقدار استرس داره.

443
00:39:04,791 --> 00:39:06,541
‫برای پیشرفت کشور،

444
00:39:06,625 --> 00:39:09,750
‫باید متحد باشیم و کشور
‫پایداری بسازیم.

445
00:39:09,791 --> 00:39:11,541
‫این آخرین فایل ارائه‌ست.

446
00:39:11,625 --> 00:39:12,666
‫لطفاً به روز رسانیش کن.

447
00:39:12,791 --> 00:39:15,625
‫تصمیم گرفتیم وارد دوران جدیدی بشیم...

448
00:39:15,666 --> 00:39:17,791
‫چطوری، عزیزم؟ استرس داری؟

449
00:39:18,625 --> 00:39:20,125
‫سخنرانیت رو حفظ کردی؟

450
00:39:23,166 --> 00:39:27,291
‫می‌دونم از خیلی چیزها خوشت نمیاد
‫و دوست داری تغییرشون بدی.

451
00:39:28,125 --> 00:39:31,666
‫ولی برای ایجاد تغییر،
‫اول به قدرت نیاز داریم.

452
00:39:32,416 --> 00:39:34,666
‫حرب ما قدرت توئه.

453
00:39:35,291 --> 00:39:36,625
‫پس حتماً باید موفق بشی.

454
00:39:38,541 --> 00:39:40,291
‫وقتش که رسید،

455
00:39:40,416 --> 00:39:42,041
‫هر چی رو بخوای عوض کنی،

456
00:39:42,541 --> 00:39:44,416
‫می‌تونی عوض کنی.

457
00:39:47,125 --> 00:39:48,916
‫اول که وارد سیاست شدی،

458
00:39:49,750 --> 00:39:51,875
‫می‌خواستی چیکار کنی؟

459
00:39:52,416 --> 00:39:56,041
‫خودت می‌دونی دیگه، عزیزم.
‫مگه یادت نیست؟

460
00:39:57,166 --> 00:39:58,750
‫وی‌آی‌پی‌های شهرستان.

461
00:39:58,791 --> 00:40:02,125
‫همیشه از استانداردهای دوگانه
‫بیمارستان متنفر بودم.

462
00:40:02,166 --> 00:40:04,541
‫همیشه اول بیماران وی‌آی‌پی
‫رو درمان می‌کردن.

463
00:40:05,041 --> 00:40:07,500
‫فقرا و ثروتمندان لایق
‫حقوق برابر هستن.

464
00:40:08,125 --> 00:40:11,500
‫یادته؟ اول با همون مشکل برخورد کردم.

465
00:40:11,541 --> 00:40:13,875
‫نابرابری در بیمارستان‌ها.

466
00:40:15,916 --> 00:40:18,666
‫از این کارزار توی انتخابات
‫بعدیمون استفاده کنیم؟

467
00:40:20,541 --> 00:40:23,791
‫برای تویی که از نسل جدید هستی
‫مناسبه.

468
00:40:25,916 --> 00:40:27,625
‫همه آدم‌ها با هم برابرن.

469
00:40:29,041 --> 00:40:30,625
‫خوبه؟ نظرت چیه؟

470
00:40:36,416 --> 00:40:38,541
‫احتمالاً از گوش دادن به حرفای من
‫خسته شدی.

471
00:40:39,666 --> 00:40:41,791
‫ولی خیلی بهت افتخار می‌کنم.

472
00:40:43,041 --> 00:40:46,791
‫حالا، لطفاً به خانم آنگسومالین تومنارت
‫خوش‌آمد بگید،

473
00:40:46,875 --> 00:40:48,666
‫- رئیس کمیته کارگران...
‫- مامان.

474
00:40:48,750 --> 00:40:50,541
‫از بازآفرینی برند حزب روآم‌تای.

475
00:40:50,666 --> 00:40:53,041
‫ایشون وارث و عضو جدید
‫حزب روآم‌تایه...

476
00:40:53,166 --> 00:40:55,666
‫- ممنون که بهم اعتماد کردی.
‫- ...که سخنرانی افتتاحیه رو انجام میده.

477
00:40:55,750 --> 00:40:58,250
‫- یه کف مرتب به افتخارش.
‫- می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

478
00:40:58,291 --> 00:41:00,916
‫آبروم رو نبری‌ها، خب؟

479
00:41:21,541 --> 00:41:23,041
‫ظهر همگی بخیر.

480
00:41:23,750 --> 00:41:25,916
‫ممنون که امروز به ما ملحق شدید.

481
00:41:28,041 --> 00:41:29,500
‫همونطور که می‌دونید،

482
00:41:30,000 --> 00:41:32,750
‫حزب روآم‌تای به بیستمین
‫سالگردش رسید،

483
00:41:33,625 --> 00:41:36,916
‫که بیش از نصف عمر منه.

484
00:41:38,250 --> 00:41:39,375
‫بچه که بودم،

485
00:41:40,166 --> 00:41:42,541
‫به اندازه کافی تو بیمارستان مامانم
‫وقت می‌گذروندم

486
00:41:42,625 --> 00:41:44,750
‫که اونجا خونه دومم شده بود.

487
00:41:45,416 --> 00:41:47,250
‫فقط چندتا دکتر بودن،

488
00:41:47,916 --> 00:41:51,375
‫واسه همین مامانم هر روز بدون
‫مرخصی کار می‌کرد.

489
00:41:54,166 --> 00:41:55,500
‫ولی یه روز،

490
00:41:56,291 --> 00:42:00,666
‫گفت دیگه نمی‌خواد بیمارها رو
‫درمان کنه.

491
00:42:04,375 --> 00:42:07,666
‫بعدش فهمیدم که مجبور شده
‫استعفا بده

492
00:42:08,416 --> 00:42:12,875
‫چون قبل از بیمارهای وی‌آی‌پی شهرستان،
‫یکی از بیمارهای قبیله کوهستانی رو درمان کرد.

493
00:42:14,791 --> 00:42:17,000
‫تو بچگی از دستش عصبانی بودم.

494
00:42:19,916 --> 00:42:21,916
‫ولی وقتی برگشتم بیمارستان،

495
00:42:23,750 --> 00:42:27,666
‫می‌تونستم حس کنم که بقیه دکترها
‫داشتن یه جور متفاوت بهش نگاه می‌کردن.

496
00:42:28,916 --> 00:42:31,666
‫انگار مامانم فقط دکتر نبود...

497
00:42:32,625 --> 00:42:35,916
‫قهرمانی بود که نماینده بقیه
‫دکترها بود.

498
00:42:37,416 --> 00:42:40,500
‫و من رو هم فقط به چشم
‫دختر دکتر نمی‌دیدن،

499
00:42:41,500 --> 00:42:43,541
‫بلکه به چشم دختر قهرمانشون می‌دیدن.

500
00:42:47,875 --> 00:42:49,875
‫من خیلی به مامانم افتخار می‌کنم.

501
00:42:51,375 --> 00:42:54,541
‫چون از اون روز تا الان...

502
00:42:56,541 --> 00:42:58,541
‫همون آدم سابق باقی مونده...

503
00:43:00,750 --> 00:43:04,125
‫که یادم داد آدم‌ها رو برابر با هم ببینم،

504
00:43:05,166 --> 00:43:11,791
‫حالا مهم نیست سرمایه‌دار هستن، کارمند اداری
‫یا پلیس یا سرباز...

505
00:43:14,541 --> 00:43:16,916
‫یا یه خدمتکار میانماری

506
00:43:17,041 --> 00:43:18,041
‫به اسم نیان.

507
00:43:19,166 --> 00:43:20,625
‫[جنازه مرموز در رود چائو پرایا]

508
00:43:20,666 --> 00:43:23,791
‫نیان یه خدمتکار تو مهمونی
‫حزب روآم‌تای بود،

509
00:43:24,416 --> 00:43:27,541
‫که تو کشتی متعلق به ژنرال پلیس
‫آنان متانیپایسال برگزار شده بود.

510
00:43:28,666 --> 00:43:31,166
‫بعد از اینکه وزیر سوات مجبورش کرد

511
00:43:31,250 --> 00:43:32,750
‫بنوشه و دچار نارسایی قلبی

512
00:43:33,666 --> 00:43:35,375
‫شدید شد فوت کرد.

513
00:43:35,416 --> 00:43:37,791
‫بعد جنازه‌ش رو انداختن تو رود

514
00:43:38,416 --> 00:43:40,541
‫که از مهمون‌های تو کشتی محافظت کنن.

515
00:43:40,666 --> 00:43:43,666
‫واقعاً شرمنده‌م که بخشی از

516
00:43:43,750 --> 00:43:45,625
‫این اتفاق نفرت‌انگیز بودم.

517
00:43:46,375 --> 00:43:49,791
‫بنابراین، از حزب روآم‌تای استعفا میدم.

518
00:43:49,875 --> 00:43:52,125
‫و درخواست دارم...

519
00:43:52,166 --> 00:43:54,041
‫که تمام دست اندرکارها

520
00:43:54,166 --> 00:43:56,791
‫مسئولیت این حادثه رو بپذیرن.

521
00:43:56,875 --> 00:43:58,416
‫خانم آنگ.