1
00:00:06,250 --> 00:00:10,375
‫[این سریال ساختگی است
‫تمام تشابهات اتفاقی هستند]

2
00:00:38,291 --> 00:00:39,541
‫کشور به هیاهو دراومده،

3
00:00:39,666 --> 00:00:41,750
‫چون دختر رهبر حزب حقیقت پشت

4
00:00:41,791 --> 00:00:43,666
‫مهمانی بازآفرینی برند روآم‌تای رو
‫افشا کرد.

5
00:00:43,791 --> 00:00:47,375
‫...جزئیات لاپوشونی جنازه در مهمونی
‫کشتی روآم‌تای هستن.

6
00:00:47,416 --> 00:00:50,541
‫...یک سری از افشاگری‌ها در ارتباط با
‫دکتر سوات پاتومدچاساکول،

7
00:00:50,666 --> 00:00:53,125
‫وزیر کشاورزی و تعاون انجام شد.

8
00:00:53,166 --> 00:00:55,750
‫هی، دکتر سوات داره فرار می‌کنه!

9
00:00:55,791 --> 00:00:58,166
‫دکتر سوات! دکتر سوات!

10
00:00:58,291 --> 00:01:01,375
‫- دکتر سوات!
‫- دکتر سوات، می‌خوایم باهاتون صحبت کنیم!

11
00:01:01,416 --> 00:01:03,791
‫دکتر سوات!

12
00:01:07,500 --> 00:01:08,875
‫ژنرال آنان اومد!

13
00:01:08,916 --> 00:01:10,416
‫ژنرال آنان!

14
00:01:10,541 --> 00:01:13,041
‫ژنرال، اتهامات حقیقت دارن؟

15
00:01:13,125 --> 00:01:14,916
‫ژنرال، لطفاً جواب بدید!
‫ژنرال!

16
00:01:15,000 --> 00:01:16,416
‫ژنرال آنان!

17
00:01:17,250 --> 00:01:18,916
‫می‌خوایم باهاتون صحبت کنیم، قربان.

18
00:01:22,916 --> 00:01:24,041
‫الو؟

19
00:01:24,125 --> 00:01:26,541
‫حزب هنوز بیانیه رسمی نداده.

20
00:01:26,666 --> 00:01:28,666
‫همین که چیزی گفتن باهاتون
‫تماس می‌گیریم.

21
00:01:28,750 --> 00:01:30,125
‫باشه. خداحافظ.

22
00:01:30,166 --> 00:01:32,291
‫بله، حزب داره درباره‌ش صحبت می‌کنه.

23
00:01:32,375 --> 00:01:33,750
‫زود بهتون خبر میدیم.

24
00:01:33,791 --> 00:01:35,250
‫- الو.
‫- واقعاً متاسفم.

25
00:01:40,541 --> 00:01:43,041
‫اگه نمی‌تونی دختر خودت رو کنترل کنی،

26
00:01:43,125 --> 00:01:45,041
‫حزب چطوری می‌تونه به فعالیت
‫خودش ادامه بده؟

27
00:01:47,000 --> 00:01:49,041
‫چطوری می‌خوای مسئولیت قبول کنی؟

28
00:01:49,125 --> 00:01:52,041
‫حداقلش باید از مقام رهبر حزب
‫استعفا بدی.

29
00:01:56,166 --> 00:01:59,541
‫می‌دونم همه‌تون مضطربید.

30
00:01:59,625 --> 00:02:02,166
‫ولی اگه بخوایم تصمیم هول هولکی بگیریم،

31
00:02:02,291 --> 00:02:04,291
‫به اعتبار حزب ضربه وارد میشه.

32
00:02:05,166 --> 00:02:07,916
‫لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید.

33
00:02:09,666 --> 00:02:10,916
‫ببخشید.

34
00:02:12,291 --> 00:02:16,041
‫طبق گفتگوی حزب، به این نتیجه رسیدیم

35
00:02:16,166 --> 00:02:18,166
‫که حرف آنگ حقیقت نداره.

36
00:02:18,916 --> 00:02:22,500
‫بلکه یه کارزار تخریب از طرف
‫رقبامونه.

37
00:02:23,291 --> 00:02:26,166
‫لطفاً درست و حسابی به این مسئله
‫رسیدگی کن.

38
00:02:31,916 --> 00:02:34,875
‫[سیا، بازمانده جهنم کشتی‌های ماهی‌گیری]

39
00:02:34,916 --> 00:02:36,916
‫[درخواست‌های بازمانده]

40
00:02:37,041 --> 00:02:40,416
‫[گزارش پلیس،
‫لیست افراد داخل کشتی]

41
00:02:42,375 --> 00:02:44,916
‫یه بار دیگه دادخواست رو باهات
‫مرور می‌کنم.

42
00:02:45,041 --> 00:02:47,666
‫وقتی شهادت دادی، کافیه حقیقت
‫رو بگی.

43
00:02:48,166 --> 00:02:51,416
‫بهشون بگو تو اسکله‌ی چای
‫از خواهرت جدا شدی،

44
00:02:51,500 --> 00:02:53,416
‫و اون رو فرستادن به کشتی آنان.

45
00:02:54,541 --> 00:02:55,666
‫باشه.

46
00:02:55,750 --> 00:02:58,875
‫پیش خبرنگارها استرس نگیر.
‫نیاز نیست جوابشون رو بدی.

47
00:02:58,916 --> 00:03:00,291
‫ما حلش می‌کنیم.

48
00:03:01,041 --> 00:03:02,166
‫باشه.

49
00:03:03,041 --> 00:03:06,375
‫با برنامه تاه تماس گرفتم.
‫منتظر جوابش هستیم.

50
00:03:06,416 --> 00:03:09,291
‫نوچ، ده‌تا کپی بگیر.

51
00:03:11,166 --> 00:03:12,750
‫نترس.

52
00:03:12,791 --> 00:03:15,041
‫خیلی‌ها پشت ما هستن.

53
00:03:16,791 --> 00:03:18,250
‫من حاضرم.

54
00:03:18,791 --> 00:03:21,750
‫نمی‌خوام بقیه بلایی که سر خواهرهام
‫اومد رو تجربه کنن.

55
00:03:23,666 --> 00:03:26,125
‫افسرها، نمی‌تونید بی‌اجازه
‫وارد بشید.

56
00:03:32,250 --> 00:03:33,541
‫دوستان، لطفاً بیرون منتظر بمونید

57
00:03:33,666 --> 00:03:36,041
‫تا افسرهای ما ملک رو بگردن.

58
00:03:36,125 --> 00:03:37,375
‫وایسا ببینم.

59
00:03:37,416 --> 00:03:38,791
‫دنبال چی؟

60
00:03:39,666 --> 00:03:44,000
‫یه گزارش به دستمون رسید که دارید به صورت
‫غیرقانونی بودجه خارجی می‌گیرید

61
00:03:44,041 --> 00:03:47,666
‫و کارگرهای مهاجر و بدون اقامت رو
‫استخدام می‌کنید.

62
00:03:47,791 --> 00:03:50,500
‫ما یه سازمان غیردولتی مستقل هستیم.
‫بودجه ما کاملاً قانونیه.

63
00:03:50,541 --> 00:03:52,500
‫همه‌ش قابل ردیابی و قابل بررسیه.

64
00:03:54,375 --> 00:03:56,416
‫تو چی؟ مجوز داری؟

65
00:03:58,541 --> 00:04:00,125
‫ایناها.

66
00:04:00,166 --> 00:04:03,375
‫به صورت قانونی وارد کشور شده و مدارک
‫لازم رو داره. دیگه چی؟

67
00:04:05,000 --> 00:04:07,125
‫شاید به صورت قانونی وارد شده باشه

68
00:04:07,166 --> 00:04:10,416
‫اما کار کردن برای سازمانی که
‫بودجه غیرقانونی دریافت می‌کنه

69
00:04:11,041 --> 00:04:13,291
‫بهرحال مجازات قانونی داره.

70
00:04:13,416 --> 00:04:14,666
‫- بگردید!
‫- هی!

71
00:04:14,791 --> 00:04:15,916
‫به اسناد دست نزنید!

72
00:04:16,041 --> 00:04:18,166
‫- برید عقب! بکش کنار!
‫- هی، بسه!

73
00:04:18,291 --> 00:04:19,791
‫- برو کنار!
‫- سیا!

74
00:04:19,875 --> 00:04:23,041
‫پرونده چای هنوز بسته نشده.
‫می‌خوای بری رو اعصابم؟

75
00:04:23,125 --> 00:04:24,541
‫چون همین الان می‌تونم دستگیرت کنم.

76
00:04:25,291 --> 00:04:27,541
‫تکون نخور!

77
00:04:29,291 --> 00:04:30,500
‫بشین!

78
00:04:31,666 --> 00:04:32,750
‫بشین!

79
00:04:35,416 --> 00:04:36,916
‫به چی نگاه می‌کنی؟

80
00:04:37,041 --> 00:04:38,916
‫- ولم کن!
‫- اونجا رو هم چک کن!

81
00:04:39,000 --> 00:04:40,625
‫- بسه!
‫- همه جا رو بگردید!

82
00:04:41,666 --> 00:04:44,666
‫دختر رهبر حزب روآم‌تای

83
00:04:44,750 --> 00:04:47,291
‫داوطلبانه اعضای حزب رو درست

84
00:04:47,375 --> 00:04:49,291
‫وسط مراسم بازآفرینی برندشون
‫رسوا کرد.

85
00:04:49,416 --> 00:04:51,041
‫گفت که اعضای داخلی حزب

86
00:04:51,125 --> 00:04:54,166
‫- دستی در لاپوشونی یک قتل دارن.
‫- خدای من.

87
00:04:54,291 --> 00:04:58,791
‫خانمت چه حرکتی زده.
‫باورم نمیشه.

88
00:04:58,875 --> 00:05:02,166
‫اگه به خاطر دختری که تو کشتی مُرده
‫رفته بودی زمین گلف،

89
00:05:02,291 --> 00:05:03,625
‫باید بهم می‌گفتی.

90
00:05:06,041 --> 00:05:08,541
‫فکر نمی‌کردم به پرونده کمک کنه.

91
00:05:08,666 --> 00:05:10,416
‫تازه، روی بقیه آدم‌ها تاثیر می‌ذاره.

92
00:05:12,166 --> 00:05:14,625
‫می‌دونم نمی‌خوای عشقت رو درگیر کنی.

93
00:05:14,666 --> 00:05:17,666
‫ولی اگه بتونیم اعضای حزب رو
‫به حرف بیاریم،

94
00:05:17,750 --> 00:05:20,291
‫دختر مُرده‌ی تو کشتی مستقیم ما
‫رو می‌رسونه به آنان.

95
00:05:20,375 --> 00:05:21,750
‫چون کارمند آنان بوده.

96
00:05:21,791 --> 00:05:24,250
‫و چون نیئو نفر سوم پرونده‌ته،

97
00:05:24,291 --> 00:05:25,791
‫تاثیر بیشتری داره.

98
00:05:27,166 --> 00:05:30,041
‫ولی هر کی تو کشتی بود برای آنان
‫کار می‌کنه. به حرف نمیان.

99
00:05:33,625 --> 00:05:36,666
‫اگه بگم یه آتو دستمه که می‌تونه
‫به حرف بیاردشون چی؟

100
00:05:41,125 --> 00:05:42,291
‫چی؟

101
00:06:00,875 --> 00:06:01,875
‫سیا.

102
00:06:13,125 --> 00:06:14,416
‫واقعاً همچین غلطی کردن؟

103
00:06:15,291 --> 00:06:16,416
‫پنگ چی؟

104
00:06:17,291 --> 00:06:19,000
‫برای بازجویی بردنش.

105
00:06:19,750 --> 00:06:21,750
‫اتهامات هیچ پایه و اساسی ندارن.

106
00:06:23,291 --> 00:06:26,416
‫پلیس تمام مدارکی که درباره مهمونی
‫تو کشتی داشتیم رو توقیف کرد.

107
00:06:27,166 --> 00:06:29,125
‫باید همین الان یه کاری کنیم

108
00:06:29,166 --> 00:06:31,750
‫وگرنه حزب مامانم صد در صد
‫لاپوشونی می‌کنه.

109
00:06:43,916 --> 00:06:45,250
‫و اگه لوشون بدی،

110
00:06:45,291 --> 00:06:47,791
‫و بهرحال لاپوشونی بشه چی؟
‫می‌خوای چیکار کنی، آنگ؟

111
00:06:51,250 --> 00:06:54,416
‫نقشه دومی برای محافظت از خودت داری؟

112
00:06:59,291 --> 00:07:00,791
‫احتمالاً فکر می‌کنی من احمق،

113
00:07:02,166 --> 00:07:04,041
‫بی‌احتیاط و خیلی چیزهای دیگه‌م.

114
00:07:06,875 --> 00:07:08,291
‫ولی اگه این کار رو نکنم،

115
00:07:09,166 --> 00:07:11,541
‫تا آخر عمرم از عذاب وجدان می‌میرم.

116
00:07:15,416 --> 00:07:17,000
‫فکر نکن نمی‌ترسم.

117
00:07:19,166 --> 00:07:20,541
‫اتفاقاً بدجور ترسیدم.

118
00:07:24,166 --> 00:07:27,291
‫بزرگترین ترسم اینه که حرف امروزم

119
00:07:28,166 --> 00:07:29,791
‫کافی نباشه.

120
00:07:30,916 --> 00:07:32,625
‫و فردا مردم فراموشش کنن.

121
00:07:51,375 --> 00:07:53,250
‫اطلاعاتی دارم که صدات رو بلندتر می‌کنه.

122
00:07:56,041 --> 00:07:58,916
‫افراد تو کشتی رو مجبور می‌کنه
‫باهات همکاری کنن.

123
00:08:04,125 --> 00:08:05,416
‫چی هست؟

124
00:08:25,416 --> 00:08:26,791
‫[آنگ]

125
00:08:38,250 --> 00:08:40,250
‫مشترک مورد نظر...

126
00:09:15,125 --> 00:09:19,291
‫حالیته داری مرتکب خودکشی
‫سیاسی میشی دیگه؟

127
00:09:20,416 --> 00:09:22,166
‫من خوب می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

128
00:09:22,875 --> 00:09:25,166
‫واسه همین می‌خواستم امروز ببینمت.

129
00:09:26,041 --> 00:09:29,125
‫نگو می‌خوای جا بزنی.

130
00:09:32,166 --> 00:09:34,291
‫اول برو با مادرت صحبت کن،

131
00:09:34,375 --> 00:09:37,541
‫وگرنه باید بیخیال انتخابات بعدی بشی.

132
00:09:38,750 --> 00:09:41,166
‫کار حزب روآم‌تای تمومه.
‫کسی دیگه ازتون حمایت نمی‌کنه.

133
00:09:43,916 --> 00:09:46,500
‫واقعاً نگرانی، نه؟

134
00:09:46,541 --> 00:09:48,416
‫واسه همین داری تهدیدم می‌کنی؟

135
00:09:51,000 --> 00:09:53,166
‫ولی اگه همه چی رو بندازیم تقصیر
‫یه نفر دیگه،

136
00:09:54,375 --> 00:09:56,541
‫نیاز نیست نگران باشی، نه؟

137
00:09:57,875 --> 00:09:58,875
‫منظورت چیه؟

138
00:10:00,541 --> 00:10:03,916
‫باید اعتراف کنی که اتفاقات
‫توی کشتی واقعاً افتادن.

139
00:10:04,916 --> 00:10:07,166
‫ولی همه‌ش تقصیر آنان بوده.

140
00:10:08,041 --> 00:10:10,166
‫مطمئنم همه چیز زود تموم میشه،

141
00:10:10,250 --> 00:10:12,000
‫و تاثیری روی تو نمی‌ذاره.

142
00:10:13,125 --> 00:10:15,166
‫به چه جرئتی همچین حرفی میزنی؟

143
00:10:24,916 --> 00:10:27,791
‫پرونده دزدیدن جنازه نوزادها
‫برای سود بردن از پروژه کومان.

144
00:10:27,875 --> 00:10:29,666
‫ولی پشت همه اینا

145
00:10:29,791 --> 00:10:32,166
‫یه باند قاچاق جنازه نوزاد بین‌المللیه

146
00:10:33,416 --> 00:10:35,416
‫که شامل امدادگرها، معبدها،

147
00:10:35,541 --> 00:10:37,666
‫بیمارستان‌هایی میشه که بچه‌های
‫مُرده رو می‌فروشن.

148
00:10:37,750 --> 00:10:41,916
‫یه لیست از دلال‌هایی داریم که آماده
‫صادرات هستن، هم از آمریکا و هم از اروپا.

149
00:10:42,000 --> 00:10:44,625
‫مثل یه صنعت با زنجیره تامین
‫سیستم‌دار مدیریتش می‌کنن.

150
00:10:45,916 --> 00:10:48,125
‫سوات صاحب تمام این تجارت‌هاست.

151
00:10:48,166 --> 00:10:49,916
‫اگه با این مدارک

152
00:10:50,000 --> 00:10:52,416
‫به حرف بیاریش،
‫به نظرم جواب بده.

153
00:10:54,416 --> 00:10:55,416
‫اینا رو از کجا آوردی؟

154
00:10:56,375 --> 00:10:58,875
‫جیتری قبلاً وکیل شمن سوات بوده.

155
00:11:02,541 --> 00:11:04,541
‫می‌خوای از سوات اخاذی کنم

156
00:11:05,375 --> 00:11:07,916
‫که به اتفاقات مهمونی کشتی اعتراف کنه؟

157
00:11:08,916 --> 00:11:10,125
‫بهش فکر کن.

158
00:11:19,375 --> 00:11:22,791
‫مخفی کردن مرگ ته تهش یک
‫سال حبس داره،

159
00:11:23,625 --> 00:11:25,916
‫ولی دزدیدن جنازه بچه برای صادرات؟

160
00:11:26,916 --> 00:11:29,791
‫یه جرم بین‌المللیه.
‫تو خیلی از کشورها مجازات داره.

161
00:11:29,875 --> 00:11:31,750
‫اینا رو از کجا آوردی؟

162
00:11:32,875 --> 00:11:35,666
‫به مسیری که می‌خوای انتخاب کنی
‫فکر کن.

163
00:11:40,166 --> 00:11:41,291
‫عوضی کوچولو!

164
00:11:41,375 --> 00:11:44,375
‫تو و مامانت جفتتون نابود میشید!

165
00:11:44,416 --> 00:11:46,375
‫جرئت داری که من رو تهدید کنی؟
‫بشین و تماشا کن!

166
00:11:46,416 --> 00:11:48,000
‫حالا می‌بینی!

167
00:11:49,500 --> 00:11:50,583
‫[سوات]

168
00:11:55,666 --> 00:11:56,916
‫- الو.
‫- آنان.

169
00:11:57,041 --> 00:11:59,375
‫این آنگ آشغال افسار پاره کرده.

170
00:11:59,416 --> 00:12:03,541
‫سعی کرد با اطلاعاتی که جیتری درباره
‫کومان بهش داده بود ازم اخاذی کنه.

171
00:12:04,541 --> 00:12:06,541
‫خوب شد بهم گفتی.

172
00:12:07,291 --> 00:12:10,041
‫اگه واقعاً جیتری اطلاعات رو بهش داده،

173
00:12:10,666 --> 00:12:11,750
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

174
00:12:11,791 --> 00:12:13,291
‫خوبه. نذار...

175
00:12:21,250 --> 00:12:23,250
‫[اخبار جدید]

176
00:12:23,750 --> 00:12:25,666
‫وقت اخبار ساعت هشت صبحه.

177
00:12:25,791 --> 00:12:26,916
‫جنازه آقای بونلو سانسین،

178
00:12:27,000 --> 00:12:30,500
‫همچنین معروف به ارباب بونلو
‫از مرکز سامیان ساماکی،

179
00:12:30,541 --> 00:12:33,125
‫امروز صبح در مرکز پیدا شد.

180
00:12:33,166 --> 00:12:35,041
‫پلیس‌ها فکر می‌کنن خودکشی کرده.

181
00:12:35,125 --> 00:12:39,000
‫حدس و گمان زده میشه که در
‫حال اجرای تشریفات جادوی سیاه بوده

182
00:12:39,041 --> 00:12:41,541
‫و از عمد با مواد مخدر اوردوز کرده،

183
00:12:41,625 --> 00:12:44,291
‫که منجر به بیهوشی و این نتیجه
‫تلخ شده.

184
00:12:44,375 --> 00:12:45,916
‫و جدیدترین اخبار

185
00:12:46,000 --> 00:12:48,250
‫مربوط به افشاگری شوکه‌کننده
‫لاپوشونی

186
00:12:48,291 --> 00:12:51,791
‫مرگ کارگر میانماری در مراسم
‫حزب روآم‌تای،

187
00:12:51,875 --> 00:12:55,500
‫وزیر کشاورزی، دکتر سوات پاتومدچاساکول،

188
00:12:55,541 --> 00:12:57,791
‫بیانیه‌ای رو برای مطبوعات منتشر کرده.

189
00:12:57,916 --> 00:13:00,791
‫حالا که دختر رهبر حزب روآم‌تای

190
00:13:00,916 --> 00:13:02,916
‫بدون مدرک به ما حمله کرده،

191
00:13:04,375 --> 00:13:06,416
‫مطمئن نیستم

192
00:13:06,541 --> 00:13:08,791
‫ماجرا یه بازی سیاسیه یا نه،

193
00:13:08,875 --> 00:13:11,375
‫چون خودش هم از حزب استعفا داد

194
00:13:11,416 --> 00:13:13,916
‫و به نهادهای غیردولتی ملحق شد.

195
00:13:14,000 --> 00:13:18,625
‫این گروه‌ها همیشه آماده‌ن که با
‫دروغ‌های ساختگی به ما حمله کنن.

196
00:13:23,041 --> 00:13:24,750
‫اعضای مطبوعات،

197
00:13:24,791 --> 00:13:26,666
‫من دکتر آچارا تومنارت هستم،

198
00:13:26,791 --> 00:13:30,666
‫عضو پارلمان از حزب روآم‌تای،

199
00:13:30,750 --> 00:13:33,666
‫حزبی که بیش از بیست ساله
‫در کنار مردم ایستاده.

200
00:13:34,916 --> 00:13:37,791
‫چیزی که می‌خوام امروز بهتون بگم
‫حقیقت کاملیه

201
00:13:37,875 --> 00:13:41,500
‫که دخترم خانم آنگسومالین ناگفته گذاشته.

202
00:13:42,291 --> 00:13:43,375
‫واقعیه؟

203
00:13:43,416 --> 00:13:45,041
‫- چی؟
‫- راست میگه؟

204
00:13:45,750 --> 00:13:46,791
‫چه خبره؟

205
00:13:46,916 --> 00:13:48,916
‫باید از حزب استعفا بدی.

206
00:13:49,666 --> 00:13:51,166
‫اومدی همین رو بگی؟

207
00:13:53,416 --> 00:13:56,291
‫ببخشید که تو همچین موقعیتی قرارت دادم.

208
00:13:56,416 --> 00:13:58,666
‫ولی بابت شجاعت به خرج دادن
‫عذرخواهی نمی‌کنم.

209
00:13:58,791 --> 00:14:00,166
‫چون خوب به تصمیمم فکر کردم.

210
00:14:01,250 --> 00:14:02,875
‫یک هفته کامل ناپدید شدی،

211
00:14:02,916 --> 00:14:05,625
‫که بیای و بگی استعفا بدم؟

212
00:14:06,291 --> 00:14:07,791
‫این نقشه‌ایه که خوب بهش فکر کردی؟

213
00:14:08,291 --> 00:14:10,791
‫- و اون وقت...
‫- می‌دونی چقدر خطرناکه؟

214
00:14:10,875 --> 00:14:12,166
‫می‌دونی؟

215
00:14:13,041 --> 00:14:14,916
‫جرئت کردی تا اینجا پیش بری...

216
00:14:15,041 --> 00:14:16,500
‫نمی‌تونی انکارش کنی.

217
00:14:16,541 --> 00:14:19,166
‫چون مادرت رهبر حزبه.

218
00:14:19,250 --> 00:14:22,291
‫و الان می‌خوای استعفا بدم؟

219
00:14:22,416 --> 00:14:25,916
‫از کجا مطمئنی که بلایی سرمون نمیاد؟

220
00:14:26,000 --> 00:14:27,791
‫بهرحال به زور بیرونت می‌کنن.

221
00:14:36,166 --> 00:14:38,750
‫ازت نمی‌خوام قهرمان باشی.

222
00:14:39,666 --> 00:14:41,541
‫ولی این تنها راه فرارته.

223
00:14:43,916 --> 00:14:46,791
‫اگه ساکت بمونی، کارت تمومه.

224
00:14:56,916 --> 00:14:58,916
‫ولی اگه تصمیم بگیری با من بجنگی...

225
00:15:00,541 --> 00:15:02,041
‫یه فرصت برات می‌مونه.

226
00:15:04,041 --> 00:15:05,791
‫حداقل تو انتخابات بعدی.

227
00:15:19,875 --> 00:15:23,125
‫حالا که لایحه شیلات داره میره
‫برای رای‌گیری دوم،

228
00:15:23,166 --> 00:15:24,916
‫یه دختر به خاطر

229
00:15:25,041 --> 00:15:27,291
‫این لایحه بردگی مُرد.

230
00:15:31,541 --> 00:15:34,416
‫این لایحه به نفع صنعت صادرات
‫ماهی‌گیریه،

231
00:15:34,500 --> 00:15:36,666
‫چون راه‌های فراری برای انجام
‫قاچاق انسان می‌سازه،

232
00:15:36,791 --> 00:15:38,916
‫و کار کشیدن از کارگرها تو کشتی رو
‫آسون‌تر می‌کنه.

233
00:15:39,041 --> 00:15:43,500
‫دخترم آنگ می‌خواست این راه فرار
‫رو درست کنه.

234
00:15:43,541 --> 00:15:46,291
‫ولی یه پرونده قتل لاپوشونی شده
‫تو موقعیت سختی قرارش داد.

235
00:15:46,375 --> 00:15:48,416
‫یه لیست از تمام دست اندرکاران

236
00:15:48,541 --> 00:15:50,791
‫لاپوشونی مرگ خانم نیان دارم،

237
00:15:50,875 --> 00:15:53,541
‫خدمتکاری که در کشتی ژنرال پلیس
‫آنان مُرد.

238
00:15:54,416 --> 00:15:57,166
‫و به عنوان نماینده حزب روآم‌تای،

239
00:15:57,291 --> 00:16:01,125
‫اگه نتونم کل حقیقت رو برای
‫مردم فاش کنم،

240
00:16:02,125 --> 00:16:04,291
‫با استعفا دادن مسئولیت قبول می‌کنم.

241
00:16:10,125 --> 00:16:12,166
‫قربان، قبلش با شما مشورت کرد؟

242
00:16:12,916 --> 00:16:14,041
‫قربان.

243
00:16:20,541 --> 00:16:22,916
‫علیه ما مدرک کافی ندارن.

244
00:16:23,041 --> 00:16:25,791
‫اگه بترسیم به نفع اونا میشه.

245
00:16:26,625 --> 00:16:28,666
‫کاری نکن. من حلش می‌کنم.

246
00:16:55,875 --> 00:16:57,291
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

247
00:16:57,416 --> 00:16:59,250
‫ببخشید که بی‌خبر اومدم.

248
00:16:59,291 --> 00:17:02,166
‫ولی پدرخانمت لطف کرد
‫و راهم داد داخل.

249
00:17:07,000 --> 00:17:08,291
‫نباید اینجا صحبت کنیم.

250
00:17:09,000 --> 00:17:10,625
‫همینجا صحبت کنید.

251
00:17:10,666 --> 00:17:11,791
‫بشین.

252
00:17:25,125 --> 00:17:29,416
‫می‌دونم باید درباره چیزهای زیادی
‫صحبت کنیم.

253
00:17:29,541 --> 00:17:32,875
‫ولی عجله دارم. باید برم.

254
00:17:33,541 --> 00:17:35,666
‫چرا؟ از چی می‌ترسی؟

255
00:17:38,291 --> 00:17:41,416
‫اینجا نمیشه درباره کار صحبت کرد.

256
00:17:41,541 --> 00:17:43,916
‫منظورت کاریه که داره شکست می‌خوره؟

257
00:17:45,291 --> 00:17:50,125
‫الان صدها کانتینر زباله تو
‫لائم چابانگ گیر کرده.

258
00:17:50,166 --> 00:17:53,375
‫و هنوز پرونده آتیش‌سوزی در کارخونه
‫رو هم نبستی.

259
00:17:53,500 --> 00:17:55,250
‫طاقت رئیس ژو داره تموم میشه.

260
00:17:58,750 --> 00:18:01,166
‫من نگران نیستم. تو چرا نگرانی؟

261
00:18:01,250 --> 00:18:02,666
‫جدی؟

262
00:18:03,666 --> 00:18:07,041
‫اگه نگران نیستی،
‫چرا دست راست خودت رو کشتی؟

263
00:18:09,666 --> 00:18:10,916
‫چای.

264
00:18:12,291 --> 00:18:14,166
‫اسمش رو درست گفتم؟

265
00:18:15,166 --> 00:18:18,000
‫حتی نمی‌تونی مرگ پسر خودت
‫رو حل کنی،

266
00:18:18,291 --> 00:18:20,625
‫اینکه پرونده آدم‌های زنده‌ست.

267
00:18:21,375 --> 00:18:22,791
‫همین الان پرونده رو حل کن.

268
00:18:22,916 --> 00:18:25,375
‫رئیس ژو دیگه نمی‌خواد پولی سر
‫این پروژه تلف کنه.

269
00:18:28,250 --> 00:18:29,416
‫حرفت تموم شد؟

270
00:18:31,291 --> 00:18:34,625
‫برات احترام قائلم.
‫واسه همین اومدم باهات صحبت کنم.

271
00:18:34,666 --> 00:18:37,541
‫وگرنه با رئیس‌هات صحبت می‌کردم.

272
00:18:39,291 --> 00:18:40,541
‫مگه نه، عمو؟

273
00:18:51,791 --> 00:18:53,791
‫نیروهای خوبی داری.

274
00:18:54,666 --> 00:18:57,125
‫یکیشون رو بفرست زیر دست من.

275
00:19:12,166 --> 00:19:13,666
‫حلش می‌کنم، بابا.

276
00:19:26,000 --> 00:19:27,366
‫در دوازده مارس سال ۲۰۲۶،

277
00:19:27,416 --> 00:19:28,666
‫تقریباً ساعت نُه صبح،

278
00:19:28,791 --> 00:19:31,166
‫اداره مبارزه با قاچاق انسان به

279
00:19:31,250 --> 00:19:35,916
‫یه رستوران تو هوای خوانگ حمله کرد.

280
00:19:40,625 --> 00:19:42,666
‫هیچکس تکون نخوره!

281
00:19:42,750 --> 00:19:44,541
‫دستتون رو ببرید پشتتون!
‫همین الان!

282
00:19:44,625 --> 00:19:48,750
‫آقای اندی لوسن تیان،

283
00:19:48,791 --> 00:19:53,291
‫صاحب شبکه کارخونه بازیافت
‫وارداتی غیرقانونی رو دستگیر کردیم.

284
00:19:53,375 --> 00:19:57,666
‫یکیشون کارخونه زباله‌های الکترونیکی
‫رانگروآنگ بود،

285
00:19:57,791 --> 00:20:00,541
‫که همین چند وقت پیش آتیش گرفت.

286
00:20:00,625 --> 00:20:04,500
‫آقای اندی برای مجازات شدن به
‫کشور خودش تحویل داده میشه،

287
00:20:04,541 --> 00:20:07,166
‫تا ارتباط سیاسی ما با اون کشور
‫بهم نخوره.

288
00:20:07,250 --> 00:20:08,875
‫هی! چه غلطی می‌کنی؟

289
00:20:09,500 --> 00:20:10,875
‫آشغال.

290
00:20:11,458 --> 00:20:13,750
‫باید دوباره تاکید کنم...

291
00:20:15,250 --> 00:20:16,583
‫که این افراد،

292
00:20:17,375 --> 00:20:19,875
‫بدون همکاری تایلندی‌ها،

293
00:20:20,000 --> 00:20:22,125
‫نمی‌تونستن همچین کسب و کاری بسازن.

294
00:20:23,208 --> 00:20:27,750
‫با گروه‌های سیاسی همکاری می‌کردن.

295
00:20:27,833 --> 00:20:31,583
‫برای کمک به رفقای خودشون

296
00:20:31,625 --> 00:20:34,500
‫از قوانین سوءاستفاده می‌کنن.

297
00:20:34,583 --> 00:20:35,958
‫[مجازات سنگین علیه قاچاق کارگران]

298
00:20:36,000 --> 00:20:38,125
‫نسبت به تمام افراد دخیل در این ماجرا

299
00:20:38,208 --> 00:20:41,125
‫اقدام قانونی انجام میدم.

300
00:20:41,250 --> 00:20:43,875
‫خانم آچارا، می‌ترسید ازتون بازجویی کنن؟

301
00:20:44,000 --> 00:20:45,125
‫لطفاً جواب بدید.

302
00:20:46,375 --> 00:20:47,583
‫پسرتون تکین قبل از مرگش

303
00:20:47,625 --> 00:20:51,000
‫نماینده مالکین کارخونه‌های پسماند بود.

304
00:20:51,125 --> 00:20:54,500
‫در برخورد با این پرونده فشاری
‫رو حس می‌کنید، آقای آنان؟

305
00:20:55,875 --> 00:20:57,000
‫به هیچ عنوان.

306
00:20:58,250 --> 00:21:00,000
‫من فقط دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.

307
00:21:00,875 --> 00:21:03,958
‫و در ارتباط با پرونده پسرم...

308
00:21:05,250 --> 00:21:07,333
‫من به سیستم قضایی اعتماد دارم.

309
00:21:08,500 --> 00:21:12,000
‫باید بسپریمش به قاضی...

310
00:21:13,500 --> 00:21:17,875
‫و مطمئنم که دارن نهایت تلاششون
‫رو می‌کنن.

311
00:21:20,458 --> 00:21:23,625
‫[دادگستری]

312
00:21:27,208 --> 00:21:33,208
‫من نمی‌فهمم چرا قاضی ریت داره
‫از موقعیت قاضی کل بودن استعفا میده.

313
00:21:33,250 --> 00:21:37,250
‫واسه همین امروز جفتتون رو
‫دعوت کردم.

314
00:21:38,125 --> 00:21:40,250
‫چون اگه استعفا بدی،

315
00:21:40,333 --> 00:21:45,333
‫مجبور میشم به قاضی پادونگ که
‫نفر بعد از توئه ترفیع بدم.

316
00:21:47,375 --> 00:21:51,125
‫من دیگه شایسته انجام این
‫وظایف نیستم.

317
00:21:55,375 --> 00:21:57,750
‫به مشکل شخصی برخوردی، قاضی ریت؟

318
00:22:03,250 --> 00:22:04,833
‫مشکل اینه که...

319
00:22:06,250 --> 00:22:08,583
‫من تو پرونده کارخونه پسماند
‫رشوه گرفتم.

320
00:22:11,125 --> 00:22:15,583
‫و خجالت می‌کشم که بخوام
‫قاضی کل بمونم.

321
00:22:19,000 --> 00:22:21,333
‫میشه توضیح بدی چی شد؟

322
00:22:24,375 --> 00:22:27,875
‫یه نفر پیشنهاد داد که اگه پرونده
‫کارخانه پسماند رو مختومه کنم،

323
00:22:29,250 --> 00:22:32,208
‫تو پرونده پسرم کمکم می‌کنه.

324
00:22:35,083 --> 00:22:37,125
‫لطفاً حکم پرونده

325
00:22:37,250 --> 00:22:39,500
‫کارخانه پسماند رو امضا کن.

326
00:22:42,500 --> 00:22:45,500
‫- چقدر می‌خوای؟
‫- پنجاه میلیون.

327
00:22:48,250 --> 00:22:52,500
‫[آقای ریت پریاوی، یکی از قاضی‌ها]

328
00:22:54,750 --> 00:22:57,625
‫و نگران پرونده پسرت هم نباش.

329
00:22:58,250 --> 00:22:59,458
‫خودم حواسم بهش هست.

330
00:23:01,708 --> 00:23:03,000
‫ممنونم.

331
00:23:07,750 --> 00:23:09,833
‫چون ایشون مسئول اون پرونده‌ست،

332
00:23:11,000 --> 00:23:14,625
‫قول داد دیگه نیاز نیست نگران
‫پرونده پسرم باشم.

333
00:23:16,625 --> 00:23:17,875
‫به شرط اینکه...

334
00:23:18,875 --> 00:23:22,375
‫همونطور که می‌خواست، پای
‫پرونده کارخانه پسماند یه امضا بزنم.

335
00:23:22,458 --> 00:23:25,625
‫وایسا ببینم، قاضی ریت،
‫چی داری میگی؟

336
00:23:26,833 --> 00:23:28,000
‫مگه میشه؟

337
00:23:28,125 --> 00:23:30,333
‫قاضی پادونگ رو میگی؟

338
00:23:33,500 --> 00:23:34,500
‫بله.

339
00:23:36,000 --> 00:23:37,000
‫بگیر.

340
00:23:40,875 --> 00:23:43,125
‫از همه چیز مدرک کامل دارم.

341
00:23:43,833 --> 00:23:48,333
‫تمام سوابق مالی بین من
‫و قاضی پادونگ.

342
00:23:50,208 --> 00:23:53,375
‫می‌دونی که اعتراف به همچین چیزی

343
00:23:54,083 --> 00:23:56,583
‫نه تنها باعث اخراج شدنت از
‫سیستم دولتی میشه،

344
00:23:57,375 --> 00:24:00,333
‫بلکه کمیته مبارزه با فساد اداری بابت
‫ارتکاب فساد کاری مجازاتت می‌کنه؟

345
00:24:02,375 --> 00:24:03,500
‫در جریانم.

346
00:24:05,458 --> 00:24:07,750
‫برای همین من و قاضی پادونگ

347
00:24:08,583 --> 00:24:12,500
‫دیگه مناسب قضاوت نیستیم.

348
00:24:23,375 --> 00:24:25,083
‫ممنونم.

349
00:24:26,750 --> 00:24:28,125
‫خبرهای خوبی دارم.

350
00:24:28,250 --> 00:24:30,125
‫یه قاضی جدید برای پرونده
‫مک مشخص کردن.

351
00:24:30,250 --> 00:24:33,625
‫بابات اعتراف کرد که از پادونگ واسه
‫پرونده آتیش‌سوزی کارخونه رشوه گرفته.

352
00:24:33,750 --> 00:24:35,125
‫جفتشون از کار مرخص شدن.

353
00:24:36,000 --> 00:24:38,083
‫نوی، به دکتر کورن زنگ بزن.

354
00:24:38,125 --> 00:24:39,833
‫باید عجله کنیم و یه شاهد دیگه
‫به لیستمون اضافه کنیم.

355
00:24:39,875 --> 00:24:40,875
‫چشم.

356
00:24:41,958 --> 00:24:43,708
‫مک، یه سوال جدی دارم.

357
00:24:44,625 --> 00:24:46,625
‫هنوز به خاطر پدرت راهب نشدی؟

358
00:24:47,125 --> 00:24:48,958
‫- چی، رفیق؟
‫- خدا لعنتت کنه!

359
00:24:49,000 --> 00:24:52,125
‫بابات اینهمه برات زحمت کشید.
‫باید براش جبران کنی.

360
00:24:52,250 --> 00:24:54,125
‫برو هشت سال به راهب‌های معبد
‫ملحق شو.

361
00:24:54,250 --> 00:24:56,875
‫بذار با اون ردا تو رو راهی
‫بهشت کنه، عوضی.

362
00:24:58,958 --> 00:25:01,375
‫تو جلسه دادرسی بعدی،
‫تنها مدرکی که باید ثابت کنیم

363
00:25:01,458 --> 00:25:03,625
‫اینه که استخونم شکسته بوده و
‫نمی‌تونستم تکین رو بزنم.

364
00:25:03,750 --> 00:25:05,375
‫درسته. و در مورد آنان،

365
00:25:05,500 --> 00:25:07,750
‫اگه حاضر باشه سرمایه‌گذارهای خودش
‫رو قربانی کنه،

366
00:25:07,833 --> 00:25:09,750
‫یعنی این تنها راه در روشه.

367
00:25:11,208 --> 00:25:13,875
‫هی، خبرش خیلی سر و صدا کرده.

368
00:25:13,958 --> 00:25:15,500
‫میگن می‌خواستی تکین رو بکشی

369
00:25:15,625 --> 00:25:18,708
‫که قضیه آتیش‌سوزی کارخونه رو
‫برای حزب روآم‌تای لاپوشونی کنی.

370
00:25:18,750 --> 00:25:20,875
‫تازه، داری برای پاپوش دوختن برای آنان
‫با دختر رهبر حزب

371
00:25:20,958 --> 00:25:22,458
‫همکاری می‌کنی.

372
00:25:22,500 --> 00:25:23,500
‫اوه...

373
00:25:23,625 --> 00:25:26,500
‫لعنتی! اینا اخبار هستن یا
‫داستان کتاب؟

374
00:25:27,375 --> 00:25:30,458
‫زن دکتر کورن میگه که
‫حاضر نیست شهادت بده.

375
00:25:30,500 --> 00:25:33,125
‫- چی؟
‫- می‌دونستم.

376
00:25:33,250 --> 00:25:35,208
‫زنش خیلی بد ذاته.

377
00:25:35,250 --> 00:25:38,583
‫اگه خبرش بپیچه که شوهرش به یه
‫قاتل که با پول خلاف پولدار شده کمک کرده،

378
00:25:38,625 --> 00:25:40,375
‫حسابی فریاد می‌کشه، رفیق.

379
00:25:43,625 --> 00:25:45,375
‫لعنتی!

380
00:25:46,208 --> 00:25:48,333
‫حیف، چون قاضی که عوض شد.

381
00:25:49,125 --> 00:25:50,625
‫پادونگ عوضی رو اخراج کردیم،

382
00:25:50,708 --> 00:25:52,333
‫الان دکتر کورن ما رو پیچوند. لعنتی!

383
00:25:52,375 --> 00:25:55,375
‫حالا که رفته، نمی‌تونیم ثابت کنیم
‫که آسیب دیده بودی.

384
00:25:55,458 --> 00:25:58,625
‫الان رفتنت به دادگاه فرقی با
‫رفتنت به زندان نداره.

385
00:26:00,958 --> 00:26:04,708
‫باید یه راهی پیدا کنیم که ثابت کنیم
‫یه نفر سومی هم اونجا بوده.

386
00:26:04,750 --> 00:26:06,833
‫دی‌ان‌ای نیئو روی دستبنده.

387
00:26:06,875 --> 00:26:08,625
‫با اون مدرک تو دادگاه می‌جنگیم.

388
00:26:09,500 --> 00:26:11,208
‫اگه یه دفعه سر و کله‌ی همچین
‫مدرکی پیدا بشه،

389
00:26:11,250 --> 00:26:13,625
‫بدون شاهد، قاضی ردش نمی‌کنه؟

390
00:26:13,708 --> 00:26:15,000
‫نمی‌دونم.

391
00:26:15,125 --> 00:26:17,625
‫باید ببینیم قاضی جدید قبولش
‫می‌کنه یا نه.

392
00:26:17,708 --> 00:26:21,375
‫زمان زیادی برامون نمونده.
‫کار بیشتری از دستمون برنمیاد.

393
00:26:33,958 --> 00:26:37,125
‫[وکیل خلافکار قصد دارد پسر
‫افسر پلیس را ساکت کند]

394
00:27:04,750 --> 00:27:05,875
‫[فوت شده]

395
00:27:06,000 --> 00:27:07,958
‫[دکتر کورن، تایید مجروحیت]

396
00:27:08,000 --> 00:27:09,875
‫[نوزده سپتامبر سال ۲۰۲۵]

397
00:27:10,000 --> 00:27:11,583
‫[برادر و خواهران کارگرهای مهاجر]

398
00:27:11,625 --> 00:27:13,958
‫[سوابق تراکنش‌های بانکی
‫روز حادثه]

399
00:27:16,500 --> 00:27:18,250
‫فکر کنم یه راهی پیدا کردم.

400
00:27:24,625 --> 00:27:27,000
‫[پرونده زمین گلف]

401
00:27:33,958 --> 00:27:36,250
‫این دفعه خبرنگارها رو آوردن داخل.

402
00:27:36,333 --> 00:27:37,750
‫واسه همین اینقدر شلوغه.

403
00:27:39,083 --> 00:27:42,000
‫نمی‌دونم وکیل جیتری باز
‫می‌خواد چه غلطی بکنه.

404
00:28:04,958 --> 00:28:08,583
‫[جایگاه مردم]

405
00:28:29,708 --> 00:28:35,500
‫جلسه پرسش و پاسخ از شاهد
‫تیم دفاعی پرونده او.۹۲۷/۲۵۶۸.

406
00:28:35,583 --> 00:28:38,500
‫چون حل این پرونده به اندازه کافی
‫طول کشیده،

407
00:28:39,625 --> 00:28:42,958
‫می‌خوام پرسش و پاسخ با شاهد
‫مختصر و مفید باشه،

408
00:28:43,000 --> 00:28:44,958
‫و همین امروز هم به پایان برسه.

409
00:28:45,875 --> 00:28:47,750
‫اولین شاهد بیاد.

410
00:29:02,875 --> 00:29:04,750
‫تیم دفاعی می‌تونه بازجویی
‫رو شروع کنه.

411
00:29:12,750 --> 00:29:15,208
‫- حاضرید؟
‫- بله.

412
00:29:15,250 --> 00:29:17,375
‫لطفاً تعریف کنید اون شب
‫چه اتفاقی افتاد.

413
00:29:19,708 --> 00:29:22,750
‫اون شب، طبق معمول شیفت بودم،

414
00:29:22,833 --> 00:29:25,250
‫تو کل زمین گلف قبل از خائو یای.

415
00:29:27,750 --> 00:29:30,250
‫صدای دوتا گلوله رو شنیدم.

416
00:29:30,375 --> 00:29:33,250
‫پارک کردم و دویدم سمت صدا.

417
00:29:39,750 --> 00:29:42,500
‫از دور، نگهبان رو دیدم

418
00:29:42,583 --> 00:29:45,333
‫که متهم رو چسبونده به زمین
‫نزدیک جنازه.

419
00:29:46,458 --> 00:29:48,125
‫ولی قبل از اینکه برسم به صحنه جرم،

420
00:29:48,250 --> 00:29:51,958
‫یه زن کوله‌کش با یونیفرم دیدم که
‫سر تا پاش خونیه و می‌دوئه سمت جنگل.

421
00:29:53,125 --> 00:29:56,583
‫موهاش بلند بود و اسلحه دستش بود.

422
00:29:56,625 --> 00:29:57,750
‫وایسا.

423
00:29:58,833 --> 00:30:02,250
‫چرا تو بازجویی به این جزئیات مهم
‫اشاره نشده بود؟

424
00:30:02,375 --> 00:30:04,375
‫اون روز همه چیز رو به پلیس گفتم.

425
00:30:04,500 --> 00:30:06,458
‫ولی گفتن مهم نیست،

426
00:30:06,500 --> 00:30:08,375
‫واسه همین ثبتش نکردن.

427
00:30:09,625 --> 00:30:12,083
‫شما داری به پلیس اتهام
‫مخفی کردن مدارک رو میزنی؟

428
00:30:12,125 --> 00:30:14,458
‫واقعاً می‌خوای با پلیس در بیفتی؟

429
00:30:14,500 --> 00:30:15,875
‫اعتراض دارم.

430
00:30:16,000 --> 00:30:18,125
‫دادستان داره شاهد رو تهدید می‌کنه.

431
00:30:20,125 --> 00:30:22,875
‫عذر می‌خوام اگه اینطور برداشت کردید.

432
00:30:23,500 --> 00:30:25,625
‫داشتم یه حقیقت رو ذکر می‌کردم.

433
00:30:25,708 --> 00:30:29,333
‫دادستان، لطفاً تهدید نکنید.

434
00:30:29,375 --> 00:30:31,000
‫شاهد بعدی رو صدا کنید.

435
00:30:43,250 --> 00:30:45,000
‫اینی که تو عکسه کیه؟

436
00:30:53,333 --> 00:30:54,958
‫من برادر کوچیکه‌ش هستم.

437
00:30:56,375 --> 00:30:59,500
‫خواهرم اون شب به قربانی حمله کرد.

438
00:31:08,208 --> 00:31:10,041
‫خواهرم گفت

439
00:31:10,083 --> 00:31:12,458
‫که رئیسش می‌خواسته بکشتش.

440
00:31:13,583 --> 00:31:16,291
‫و می‌خواسته از خودش دفاع کنه.

441
00:31:16,333 --> 00:31:19,708
‫اسلحه رو برداشت چون می‌ترسیده
‫دوباره بهش حمله کنه.

442
00:31:21,708 --> 00:31:23,166
‫همین اسلحه؟

443
00:31:24,208 --> 00:31:25,208
‫آره.

444
00:31:26,458 --> 00:31:29,583
‫همونی که خواهرم پنهان کرده بود.

445
00:31:30,791 --> 00:31:34,083
‫وقتی غیبش زد،
‫باهاش چای رو تهدید کردم.

446
00:31:35,458 --> 00:31:37,833
‫اونم با همون اسلحه بهم شلیک کرد.

447
00:31:42,083 --> 00:31:44,416
‫دی‌ان‌ای لکه خون رو تست کردیم،

448
00:31:44,458 --> 00:31:47,833
‫و خونی که روی اسلحه پیدا شد،
‫ادله‌ی یک،

449
00:31:49,458 --> 00:31:51,708
‫شامل دی‌ان‌ای خانم نیئو بود.

450
00:31:51,791 --> 00:31:54,166
‫با مقایسه کردن نتیجه دی‌ان‌ای

451
00:31:54,208 --> 00:31:56,916
‫با دستبند یعنی ادله دوم،

452
00:31:56,958 --> 00:31:59,541
‫تایید می‌کنیم که سیا و نیئو

453
00:31:59,583 --> 00:32:00,833
‫خواهر و برادر واقعی هستن.

454
00:32:01,833 --> 00:32:05,083
‫گزارش دزدیده شدن اسلحه رو دادن.

455
00:32:05,166 --> 00:32:08,291
‫از کجا بدونیم بعدش اسلحه رو
‫خونی نکرده باشن؟

456
00:32:09,916 --> 00:32:12,083
‫شغل من فقط آزمایش کردن
‫مدارکه.

457
00:32:12,208 --> 00:32:15,791
‫نمی‌تونم تشخیص بدم بعدش
‫اسلحه خونی شده یا نه.

458
00:32:15,833 --> 00:32:19,541
‫پس ممکنه که بعداً خونی شده باشه.
‫درسته؟

459
00:32:23,208 --> 00:32:24,583
‫بله، ممکنه.

460
00:32:25,708 --> 00:32:28,041
‫و تنها مدرکی که از دی‌ان‌ای روی دستبند
‫به دست آوردیم

461
00:32:28,083 --> 00:32:31,166
‫اینه که خانم نیئو و سیا خواهر و برادرن.

462
00:32:31,666 --> 00:32:33,166
‫ولی نمی‌تونید تایید کنید

463
00:32:33,208 --> 00:32:35,333
‫که طبق ادعاتون خانم نیئو نفر سوم

464
00:32:35,458 --> 00:32:38,083
‫توی صحنه جرم بوده باشه. درسته؟

465
00:32:41,791 --> 00:32:42,958
‫درسته.

466
00:32:44,208 --> 00:32:45,416
‫نمی‌تونم تایید کنم.

467
00:32:49,166 --> 00:32:50,833
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

468
00:32:53,791 --> 00:32:55,458
‫اگه شاهد دیگه‌ای ندارید،

469
00:32:55,583 --> 00:32:57,083
‫متهم می‌تونه بیاد تو جایگاه شاهد.

470
00:33:11,958 --> 00:33:13,166
‫روت حساب می‌کنم.

471
00:33:34,728.5 --> 00:33:44,728.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

472
00:34:06,291 --> 00:34:08,208
‫وکیل، می‌تونی از متهم سوال بپرسی.

473
00:34:16,166 --> 00:34:17,458
‫شب حادثه،

474
00:34:17,583 --> 00:34:20,458
‫رفتی خونه قربانی؟

475
00:34:20,583 --> 00:34:21,833
‫لطفاً برامون تعریف کن چه اتفاقی افتاد.

476
00:34:27,791 --> 00:34:28,833
‫بله، رفتم.

477
00:34:29,458 --> 00:34:30,958
‫تکین دعوتم کرد.

478
00:34:32,333 --> 00:34:34,916
‫گفت باباش بهش دستور یه
‫کار مهم رو داده.

479
00:34:36,166 --> 00:34:38,083
‫و گفت اگه کمکش نکنم...

480
00:34:39,958 --> 00:34:42,958
‫آنگ، نامزد سابقم هم

481
00:34:43,083 --> 00:34:44,291
‫تو دردسر میفته.

482
00:34:47,166 --> 00:34:49,291
‫اون شب، تکین یه کوله‌کش جدید
‫رو آورده بود.

483
00:34:49,333 --> 00:34:50,583
‫اسمش نیئو بود.

484
00:34:51,083 --> 00:34:54,208
‫اون شاهد حادثه کشتی چاپرایا بود

485
00:34:54,333 --> 00:34:56,833
‫که توش مرگ نیان رو لاپوشونی کردن.

486
00:34:56,958 --> 00:34:58,458
‫نیان خواهر کوچیکه‌ی نیئوئه.

487
00:34:59,708 --> 00:35:01,833
‫تکین از لو رفتن حقیقت می‌ترسید،

488
00:35:02,958 --> 00:35:05,083
‫واسه همین تصمیم گرفت
‫نیئو رو ساکت کنه.

489
00:35:07,708 --> 00:35:10,041
‫منم تصمیم گرفتم کمکش کنم.

490
00:35:27,708 --> 00:35:30,250
‫نیئو رو بردیم تو زمین شنی.

491
00:35:30,333 --> 00:35:31,958
‫تصمیم گرفتیم همونجا بهش
‫شلیک کنیم.

492
00:35:43,625 --> 00:35:45,250
‫ولی در نهایت، تکین نتونست.

493
00:35:47,625 --> 00:35:50,875
‫همونجا ایستاد و خودش رو بابت
‫ناامید کردن باباش سرزنش کرد.

494
00:35:51,000 --> 00:35:53,250
‫منم تصمیم گرفتم اسلحه رو
‫ازش بگیرم.

495
00:35:53,375 --> 00:35:54,375
‫من می‌زنم.

496
00:35:57,000 --> 00:36:00,125
‫نیئو از فرصت استفاده کرد که چوب گلف
‫رو برداره و یه ضربه بزنه به شونه‌م.

497
00:36:00,208 --> 00:36:02,125
‫تکین سعی کرد کمکم کنه.

498
00:36:03,083 --> 00:36:06,458
‫وقتی تکین رفت اسلحه رو برداره،
‫نیئو به پشت سرش ضربه زد.

499
00:36:18,708 --> 00:36:20,375
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم.

500
00:36:22,875 --> 00:36:24,250
‫ولی دیگه دیر بود.

501
00:36:33,375 --> 00:36:34,583
‫فکرش رو هم نمی‌کردم...

502
00:36:34,625 --> 00:36:37,625
‫سعی کردی خواهرم رو بکشی؟
‫آشغال!

503
00:36:38,250 --> 00:36:40,250
‫شاهد، لطفاً خودت رو کنترل کن.

504
00:36:40,333 --> 00:36:41,375
‫سیا.

505
00:36:46,250 --> 00:36:48,708
‫چرا قبول کردی مرتکب همچین
‫جرمی بشی؟

506
00:36:53,750 --> 00:36:56,125
‫من و تکین از دوران مدرسه صمیمی بودیم.

507
00:36:59,625 --> 00:37:01,125
‫با اینکه ازم کوچیک‌تر بود،

508
00:37:02,375 --> 00:37:04,333
‫دوستای صمیمی بودیم.

509
00:37:05,583 --> 00:37:07,875
‫بعد از فارغ‌التحصیلی هم با هم
‫در تماس موندیم.

510
00:37:09,375 --> 00:37:12,625
‫مثلاً تو پرونده آتیش‌سوزی کارخونه پسماند
‫هم ازم کمک خواست.

511
00:37:14,375 --> 00:37:16,125
‫می‌تونی ثابت کنی؟

512
00:37:18,708 --> 00:37:20,958
‫از سیصد هزار باتی که

513
00:37:21,000 --> 00:37:23,458
‫تکین روز حادثه برام زد مدرک دارم.

514
00:37:24,083 --> 00:37:27,458
‫پول تشکر بابت کمک کردنم
‫تو پرونده کارخونه بود.

515
00:37:31,833 --> 00:37:33,625
‫ولی من پول رو نمی‌خواستم.

516
00:37:33,750 --> 00:37:35,375
‫فقط می‌خواستم کمکش کنم.

517
00:37:39,208 --> 00:37:40,833
‫می‌دونم کارم اشتباه بود.

518
00:37:41,875 --> 00:37:44,375
‫ولی دلم براش می‌سوخت.

519
00:37:46,125 --> 00:37:49,458
‫پدرش بهش فشار می‌آورد که یه
‫کار خلاف میلش انجام بده.

520
00:37:58,083 --> 00:37:59,125
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

521
00:38:06,500 --> 00:38:08,625
‫دادستانی می‌تونه پرسش و پاسخ
‫رو شروع کنه.

522
00:38:21,083 --> 00:38:24,583
‫چرا شهادتت با اعتراف اولت فرق داره؟

523
00:38:25,583 --> 00:38:27,583
‫مدرکی مبنی بر مجروح شدنت
‫وجود نداره.

524
00:38:29,250 --> 00:38:33,000
‫افسرهای دستگیری سوالی درباره
‫آسیب‌هام نپرسیدن.

525
00:38:34,583 --> 00:38:36,833
‫فقط با عجله زندانیم کردن.
‫هیچی نپرسیدن.

526
00:38:36,875 --> 00:38:38,250
‫تو وکیلی.

527
00:38:38,375 --> 00:38:39,875
‫بلدی چطوری جوابشون رو بدی.

528
00:38:39,958 --> 00:38:42,125
‫و چطوری برای نجات خودت
‫یه داستان بسازی.

529
00:38:42,208 --> 00:38:43,333
‫درست میگم؟

530
00:38:43,958 --> 00:38:45,750
‫بگو آره یا نه.

531
00:38:52,375 --> 00:38:53,583
‫بله.

532
00:38:55,125 --> 00:38:56,875
‫خوب با قوانین آشنایی.

533
00:38:56,958 --> 00:38:58,375
‫همین الانش هم می‌دونی

534
00:38:58,500 --> 00:39:00,083
‫که حکم اتهام رشوه

535
00:39:00,125 --> 00:39:03,250
‫از حکم اقدام به قتل سبک‌تره؟

536
00:39:03,333 --> 00:39:04,875
‫واسه همین این داستان رو
‫انتخاب کردی.

537
00:39:08,125 --> 00:39:10,500
‫شاید فکر کنی حقیقت رو نگفتم،

538
00:39:10,625 --> 00:39:12,000
‫یا حتی دارم دروغ میگم.

539
00:39:15,458 --> 00:39:17,500
‫ولی این تنها داستان واقعیه.

540
00:39:34,625 --> 00:39:36,000
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

541
00:39:40,625 --> 00:39:42,708
‫جلسه امروز به پایان رسید.

542
00:39:43,750 --> 00:39:47,000
‫حکم در تاریخ دو آوریل صادر میشه.

543
00:40:02,375 --> 00:40:03,958
‫هی!

544
00:40:04,000 --> 00:40:05,875
‫- آشغال!
‫- آروم باش!

545
00:40:05,958 --> 00:40:07,500
‫سعی کردی خواهر من رو بکشی؟

546
00:40:07,625 --> 00:40:09,500
‫عوضی! سعی کردی خواهر من رو بکشی؟

547
00:40:09,583 --> 00:40:11,750
‫- سیا!
‫- می‌کشمت!

548
00:40:13,458 --> 00:40:15,625
‫اینجا دادگاهه، بیشعور!

549
00:40:18,625 --> 00:40:19,750
‫آشغال!

550
00:40:20,250 --> 00:40:21,708
‫خوبی؟

551
00:40:23,375 --> 00:40:24,458
‫خوبم.

552
00:40:25,875 --> 00:40:26,791
‫نیاید دنبالم.

553
00:40:29,250 --> 00:40:31,375
‫من کجا برم؟

554
00:40:34,125 --> 00:40:35,583
‫بیرون منتظر می‌مونم.

555
00:41:21,375 --> 00:41:23,333
‫- چی شده؟
‫- بذار باهاش صحبت کنم.

556
00:41:23,375 --> 00:41:24,875
‫خب صحبت کن.

557
00:41:27,125 --> 00:41:28,625
‫می‌دونم عصبانی هستی.

558
00:41:29,750 --> 00:41:31,500
‫ولی باید این حقیقت رو بپذیری

559
00:41:31,583 --> 00:41:33,375
‫که خواهرت ممکنه دیگه هیچوقت برنگرده.

560
00:41:34,708 --> 00:41:35,708
‫نه.

561
00:41:36,750 --> 00:41:41,250
‫تا نفهمم نیئو کجاست،
‫دنبالش می‌گردم.

562
00:41:44,375 --> 00:41:46,333
‫نمیگم دنبالش نگرد.

563
00:41:49,750 --> 00:41:52,333
‫چون منم هنوز دنبال بابام می‌گردم.

564
00:42:35,833 --> 00:42:36,833
‫اه...

565
00:42:57,291 --> 00:42:58,541
‫چطوری؟

566
00:42:58,583 --> 00:43:00,291
‫چه زود بازنشسته شدی.

567
00:43:05,333 --> 00:43:06,416
‫تصمیم خوبی بود.

568
00:43:07,708 --> 00:43:10,083
‫الان وقت دارم هر کاری می‌خوام انجام بدم.

569
00:43:14,833 --> 00:43:17,208
‫حتماً مامانت خوشحاله که اومدی.

570
00:43:21,208 --> 00:43:22,958
‫اول می‌خواستم بیام دیدنش،

571
00:43:23,541 --> 00:43:25,458
‫از ترس اینکه شاید نتونم تا یه
‫مدت طولانی ببینمش.

572
00:43:31,291 --> 00:43:33,208
‫اگه واقعاً بیفتی زندان،

573
00:43:34,916 --> 00:43:36,708
‫دلم می‌شکنه.

574
00:43:41,958 --> 00:43:44,458
‫سیستمی که تموم عمرم بهش
‫اعتماد کردم...

575
00:43:48,416 --> 00:43:51,458
‫حتی نمی‌تونه عدالت رو برای پسر خودم
‫برقرار کنه.

576
00:44:22,208 --> 00:44:24,583
‫ماهی رو... بذار اونجا.

577
00:44:24,666 --> 00:44:25,666
‫کجا؟

578
00:44:25,708 --> 00:44:28,166
‫- اونجا.
‫- چشم.

579
00:44:28,208 --> 00:44:30,791
‫- پنگ فقط همین رو گذاشته؟
‫- بله.

580
00:44:36,708 --> 00:44:37,833
‫ممنون.

581
00:44:52,916 --> 00:44:54,041
‫چی شده؟

582
00:44:56,583 --> 00:44:57,916
‫سیا نیست؟

583
00:45:07,708 --> 00:45:08,958
‫می‌خوام ازش عذرخواهی کنم.

584
00:45:09,916 --> 00:45:10,958
‫لازم نکرده.

585
00:45:11,791 --> 00:45:13,083
‫خودم براش توضیح دادم.

586
00:45:23,541 --> 00:45:24,958
‫چاره‌ای نداشتم.

587
00:45:29,708 --> 00:45:31,208
‫دروغ گفتی که جونت رو نجات بدی.

588
00:45:32,291 --> 00:45:34,333
‫ولی ریسک افشا کردن حقیقت رو
‫به جون خریدم،

589
00:45:35,541 --> 00:45:37,791
‫و آخرش هیچی عوض نشد.

590
00:45:53,916 --> 00:45:55,458
‫می‌فهمم.

591
00:45:58,916 --> 00:46:01,291
‫رسم زمونه‌ست دیگه.

592
00:46:04,208 --> 00:46:06,291
‫ولی نمی‌تونم بپذیرم.

593
00:46:37,458 --> 00:46:39,166
‫اگه دادگاه بهم اجازه نده
‫وثیقه بذارم...

594
00:46:47,458 --> 00:46:49,708
‫لطفاً هر وقت تونستی به
‫بابام سر بزن.

595
00:47:23,708 --> 00:47:30,666
‫[عضوگیری برابر حزب تایلندی،
‫با ما یک تایلند برابر بسازید]

596
00:47:35,291 --> 00:47:37,416
‫مطمئنم موفق میشی.

597
00:47:51,208 --> 00:47:55,583
‫جستجوی مجرم پرونده قتل
‫زمین گلف ادامه دارد.

598
00:47:55,708 --> 00:47:58,083
‫ژنرال پلیس آنان متانیپایسال

599
00:47:58,208 --> 00:48:02,708
‫اعلام کرد که عدالت را برایش برقرار نکردند
‫و مدارک پرونده قتل پسر خودش

600
00:48:02,833 --> 00:48:05,083
‫غیرعادی بودند.

601
00:48:05,166 --> 00:48:07,833
‫بیاید به بیانیه ایشون گوش بدیم.

602
00:48:07,958 --> 00:48:10,416
‫من هنوز هم میگم که بی‌گناهم.

603
00:48:10,458 --> 00:48:12,958
‫تو زندگیم با دشمنان زیادی روبرو شدم،

604
00:48:13,083 --> 00:48:15,083
‫ولی همیشه سربلند باقی موندم.

605
00:48:16,333 --> 00:48:17,708
‫باور دارم

606
00:48:17,791 --> 00:48:20,583
‫که قدرت والاتر از ما محافظت می‌کنه.

607
00:48:54,833 --> 00:48:57,541
‫[شخص گم شده]

608
00:50:43,833 --> 00:50:45,166
‫[پرونده دکتر کورن]

609
00:51:13,041 --> 00:51:16,333
‫[حزب برابر تایلندی]

610
00:52:52,833 --> 00:52:56,458
‫[روز صدور حکم]

611
00:53:20,166 --> 00:53:25,958
‫حکم پرونده شماره او.۹۲۷/۲۵۶۸.

612
00:53:26,708 --> 00:53:31,833
‫دادستانی ادعا می‌کنه که
‫در تاریخ ۱۴ اکتبر سال ۲۰۲۵،

613
00:53:31,916 --> 00:53:33,166
‫شبونه،

614
00:53:33,208 --> 00:53:36,833
‫متهم با چوب گلف چندین بار
‫به سر قربانی ضربه زده،

615
00:53:36,916 --> 00:53:39,833
‫و باعث شده قربانی بیفته زمین و بمیره.

616
00:53:39,916 --> 00:53:43,041
‫دادستانی شاهدی رو احضار می‌کنه
‫که ادعا می‌کنه چوب گلف رو

617
00:53:43,083 --> 00:53:44,958
‫تو صحنه جرم دست متهم دیده.

618
00:53:45,083 --> 00:53:46,708
‫مدارک تازه به دست اومده هم
‫ارائه شدن.

619
00:53:46,791 --> 00:53:49,583
‫متهم تمام اتهامات رو رد می‌کنه،

620
00:53:49,666 --> 00:53:51,708
‫و ادعا می‌کنه که روز حادثه،

621
00:53:51,791 --> 00:53:54,291
‫قربانی با اسلحه تهدیدش کرده

622
00:53:54,333 --> 00:53:57,833
‫که خانم نیئو اهل میانمار رو
‫ساکت کنه.

623
00:53:57,958 --> 00:54:01,166
‫اما متهم بیانیه‌ش رو پس گرفت

624
00:54:01,208 --> 00:54:05,208
‫و اعتراف کرد که برای ساکت کردن
‫خانم نیئو

625
00:54:05,291 --> 00:54:07,708
‫با مرحوم دست به یکی کرده.

626
00:54:08,333 --> 00:54:11,041
‫بعد از مرور اتهامات و شهادت‌ها،

627
00:54:11,083 --> 00:54:13,833
‫مدرک دادستانی

628
00:54:13,916 --> 00:54:16,458
‫جای زیادی رو برای شک معقول
‫باقی می‌ذاره.

629
00:54:16,541 --> 00:54:20,666
‫اسلحه گم‌شده‌ای که بعداً
‫پیدا شد.

630
00:54:20,708 --> 00:54:23,416
‫طبق شهادت آقای سورن سنگرنگنوپ،

631
00:54:23,458 --> 00:54:25,208
‫ادعا کرد که صدای گلوله شنیده.

632
00:54:25,291 --> 00:54:29,208
‫مدارک جرم‌شناسی هم تاکید می‌کنن
‫که اسلحه پیدا شده

633
00:54:29,291 --> 00:54:31,708
‫هم مربوط به قربانیه، هم مربوط
‫به متهم.

634
00:54:31,791 --> 00:54:33,583
‫هرچند، دادستانی در ارائه‌ش اصلاً

635
00:54:33,666 --> 00:54:36,166
‫به اسلحه‌ی حاضر در صحنه جرم
‫اشاره نمی‌کنه.

636
00:54:36,208 --> 00:54:40,791
‫این کارشون باعث میشه به چگونگی
‫به دست اومدن مدرک شک کنیم.

637
00:54:41,416 --> 00:54:44,958
‫یعنی در مدرک شک معقوله.

638
00:54:45,041 --> 00:54:47,333
‫متهم نمی‌تونه محکوم بشه.

639
00:54:48,583 --> 00:54:52,416
‫دادگاه بنا رو بر صداقت متهم می‌ذاره،

640
00:54:52,458 --> 00:54:57,708
‫طبق پاراگراف ۲ بخش ۲۲۷
‫قانون آیین دادرسی.

641
00:55:06,958 --> 00:55:08,166
‫دیدی؟

642
00:55:08,958 --> 00:55:10,083
‫دیدی؟

643
00:55:11,833 --> 00:55:14,083
‫گفتم که، عوضی!
‫تو مرد خوبی هستی.

644
00:55:14,208 --> 00:55:15,208
‫ایول!

645
00:55:15,291 --> 00:55:16,458
‫داداشم مرد خوبیه!

646
00:55:16,583 --> 00:55:18,541
‫مرد خوبیه.

647
00:55:21,333 --> 00:55:22,708
‫داداشم مرد خوبیه!

648
00:55:24,333 --> 00:55:26,208
‫قربان، پسرتون مرد خوبیه.

649
00:55:26,708 --> 00:55:27,958
‫خونه می‌بینمت.

650
00:55:34,833 --> 00:55:37,416
‫تو یه مرد بی‌گناهی، عوضی!

651
00:55:39,083 --> 00:55:42,458
‫سربلند مثل یه مرد آزاد،

652
00:55:42,583 --> 00:55:44,833
‫از دادگاه محترم میای بیرون،

653
00:55:44,958 --> 00:55:47,083
‫ابرهای تیره‌ی گذشته

654
00:55:47,166 --> 00:55:51,458
‫حالا روشن و آبی شدن.

655
00:55:51,583 --> 00:55:54,666
‫هی، مک، مرد آزاد!

656
00:55:54,708 --> 00:55:56,291
‫خوش برگشتی، داداش.

657
00:55:56,333 --> 00:55:59,083
‫وایسا، دارم برای مامانم
‫ویدئو زنده می‌گیرم.

658
00:55:59,166 --> 00:56:00,208
‫- ببین.
‫- هی، نیمو.

659
00:56:00,291 --> 00:56:02,208
‫- بله؟
‫- می‌دونی الان چقدر عصبانیم؟

660
00:56:02,291 --> 00:56:04,208
‫- نه، نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونی؟

661
00:56:04,333 --> 00:56:06,041
‫شاید باید نشونت بدم.

662
00:56:06,083 --> 00:56:09,208
‫گفتم خونه بمون و منقل کباب
‫رو روشن کن.

663
00:56:09,333 --> 00:56:11,458
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- تقصیر موک بود!

664
00:56:11,583 --> 00:56:13,583
‫می‌خواست بیاد ببینه اینجا چه خبره.

665
00:56:13,708 --> 00:56:15,083
‫منم باهاش اومدم.

666
00:56:16,291 --> 00:56:17,708
‫آره، تقصیر اونه.

667
00:56:18,666 --> 00:56:21,458
‫مک کار درست و بی‌گناه.

668
00:56:21,541 --> 00:56:24,208
‫آره، مثل بچه‌ها بی‌گناهه، عوضی!

669
00:56:24,291 --> 00:56:26,791
‫یالا. بیاید بریم!

670
00:56:26,833 --> 00:56:29,041
‫قهرمان رو راهنمایی کن.

671
00:56:29,083 --> 00:56:30,833
‫به سوی وطن.

672
00:56:30,958 --> 00:56:33,208
‫- آره!
‫- بریم!

673
00:56:33,333 --> 00:56:37,208
‫امشب کباب داریم! با گوشت نازک.

674
00:56:37,333 --> 00:56:38,416
‫می‌بینمتون.

675
00:56:39,708 --> 00:56:42,166
‫امشب کباب گوشت داریم.

676
00:56:44,291 --> 00:56:45,708
‫خوشحال نیستی؟

677
00:56:55,041 --> 00:56:56,541
‫خیلی زور زدم

678
00:56:57,541 --> 00:57:00,458
‫که بی‌گناهیم رو ثابت کنم.

679
00:57:02,291 --> 00:57:04,958
‫ولی در نهایت، دروغ گفتم که
‫همچین کاری کردم،

680
00:57:06,458 --> 00:57:07,458
‫و آزاد شدم.

681
00:57:10,208 --> 00:57:11,458
‫بهش عادت می‌کنی.

682
00:57:22,666 --> 00:57:23,958
‫چه خبر شده؟

683
00:57:24,041 --> 00:57:25,958
‫ما تیم قربانی‌های آنان هستیم؟

684
00:57:27,458 --> 00:57:28,708
‫از اسم این تیم متنفرم.

685
00:57:37,041 --> 00:57:39,583
‫و امیدوارم دیگه هیچوقت همدیگه
‫رو نبینیم.

686
00:57:43,958 --> 00:57:45,208
‫یه لحظه وایسا.

687
00:57:49,291 --> 00:57:50,708
‫یکی می‌خواد ببیندت.

688
00:58:27,208 --> 00:58:28,666
‫نگران نباش.

689
00:58:28,708 --> 00:58:30,666
‫آنان جرئت نداره بلایی سرت بیاره.

690
00:58:32,041 --> 00:58:33,791
‫بهرحال حس خوبی ندارم.

691
00:58:33,833 --> 00:58:37,916
‫حتی اگه آنان بخواد با درخواست
‫تجدید نظر اتهامات قاچاق رو رفع کنه،

692
00:58:37,958 --> 00:58:40,333
‫چرا الان می‌خواد با ما صحبت کنه؟

693
00:58:48,458 --> 00:58:51,458
‫یه مرد در حال نابود شدن
‫برای نجات خودش دست به هر کاری می‌زنه.

694
00:59:26,708 --> 00:59:28,333
‫بشین، جیتری.

695
00:59:32,208 --> 00:59:33,291
‫مک.

696
00:59:44,541 --> 00:59:46,083
‫چرا اونا رو آوردی اینجا؟

697
00:59:46,833 --> 00:59:49,333
‫آروم باش، آنان. گوش کن ببین چی میگم.

698
00:59:50,833 --> 00:59:54,291
‫ماجرا از این قراره که سرمایه‌گذارهامون
‫رو تحقیر کردی.

699
00:59:54,333 --> 00:59:56,333
‫نماینده‌شون رو دیپورت کردی.

700
00:59:56,958 --> 00:59:59,666
‫بالا سری‌ها راضی نیستن.
‫خودت هم باید بدونی.

701
01:00:03,041 --> 01:00:06,666
‫امروز همه رو دعوت کردم چون
‫مشورت می‌خوام.

702
01:00:08,708 --> 01:00:10,958
‫همه اینا رو...

703
01:00:12,541 --> 01:00:13,916
‫پدرخانمت تایید کرده.

704
01:00:18,833 --> 01:00:21,666
‫می‌خوام شما وکیل‌ها فکرتون
‫رو بریزید روی هم.

705
01:00:24,916 --> 01:00:27,958
‫چطوری باید علت مرگ آنان رو
‫توضیح بدیم؟

706
01:00:35,583 --> 01:00:37,666
‫برای فرار از استرس اتهامات قاچاق

707
01:00:37,708 --> 01:00:39,458
‫به خودش شلیک کرد.

708
01:00:40,833 --> 01:00:42,333
‫زیادی کلیشه‌ایه؟

709
01:00:44,916 --> 01:00:46,416
‫نه!

710
01:00:52,541 --> 01:00:57,708
‫یا به خودش شلیک کرد چون همه
‫فهمیدن که داره با دستیارش قرار می‌ذاره.

711
01:00:59,166 --> 01:01:01,083
‫می‌ترسید آبروی پدرخانمش رو ببره.

712
01:01:02,583 --> 01:01:05,208
‫اول می‌ذاریم خدمتکار جنازه
‫رو پیدا کنه.

713
01:01:05,833 --> 01:01:07,458
‫اسلحه واسه خود آنانه.

714
01:01:10,416 --> 01:01:11,416
‫هوم...

715
01:01:12,333 --> 01:01:13,833
‫چیزی رو از قلم انداختم؟

716
01:01:17,583 --> 01:01:18,958
‫نظرتون چیه؟

717
01:01:31,916 --> 01:01:34,083
‫وظیفه‌ت رو انجام بده، جیتری.

718
01:01:41,083 --> 01:01:43,458
‫اون... دستیار پلیس چی؟

719
01:01:46,208 --> 01:01:47,583
‫بهش رسیدگی کردم.

720
01:01:48,708 --> 01:01:50,583
‫با همین اسلحه.

721
01:01:50,666 --> 01:01:51,666
‫خیلی خب.

722
01:01:53,458 --> 01:01:56,458
‫مچشون رو گرفتن و جفتشون
‫خیلی خجالت کشیدن.

723
01:01:58,541 --> 01:01:59,666
‫تحمل اون شرم رو نداشتن.

724
01:02:01,833 --> 01:02:02,916
‫پایان پرونده.

725
01:02:15,708 --> 01:02:17,208
‫خیلی بزرگ شدی، مک.

726
01:02:19,916 --> 01:02:21,166
‫بابات چطوره؟

727
01:02:41,333 --> 01:02:43,041
‫نترس، مک.

728
01:02:47,333 --> 01:02:48,583
‫کمک!

729
01:03:00,458 --> 01:03:01,708
‫من رو یادت نیست؟

730
01:03:05,583 --> 01:03:06,833
‫من کاسول هستم،

731
01:03:07,583 --> 01:03:09,083
‫همونی که دستور قتل مادرت رو داد.

732
01:03:12,833 --> 01:03:13,958
‫اینم جیتریه.

733
01:03:15,041 --> 01:03:16,000
‫وکیلم.