1
00:00:04,629 --> 00:00:06,923
پارک جو هیون

2
00:00:12,762 --> 00:00:15,598
کیم یونگ ده

3
00:00:18,393 --> 00:00:21,021
کیم وو سوک

4
00:00:35,160 --> 00:00:37,454
این یک اثر نمایشی است
شخصیت‌ها، اتفاقات، مکان‌ها

5
00:00:37,495 --> 00:00:39,706
عناوین و محتوا هیچ
ارتباطی با واقعیت ندارند

6
00:00:39,956 --> 00:00:42,459
قسمت پنجم
شین وون

7
00:00:42,500 --> 00:00:45,245
هی، لی شین وون! چرا یهو اینجوری شدی؟

8
00:00:45,295 --> 00:00:48,999
احمقی؟ می‌خوای بگی احمقی؟

9
00:00:49,049 --> 00:00:51,126
واقعاً نمی‌فهمی چی به چیه؟

10
00:00:51,176 --> 00:00:54,295
چطور ممکنه ندونی چه بلایی قراره سرت بیاد؟

11
00:00:54,345 --> 00:00:57,057
مگه چه بلایی قراره سر من بیاد؟

12
00:01:00,351 --> 00:01:03,805
امشب برای اینکه برم پیش پادشاه
توی اقامتگاهش برنامه‌ریزی شده

13
00:01:03,855 --> 00:01:06,566
به نظرت قراره کی وارد اون اتاق بشه؟

14
00:01:17,327 --> 00:01:19,245
داری دروغ می‌گی

15
00:01:56,825 --> 00:01:58,993
چه اتفاقی افتاده؟

16
00:01:59,828 --> 00:02:02,288
چیزی نیست، سرورم

17
00:02:06,501 --> 00:02:09,420
از تو پرسیدم، چه اتفاقی داره می‌افته؟

18
00:02:14,008 --> 00:02:17,387
هوا سرده. اجازه بدید که

19
00:02:20,557 --> 00:02:26,304
ـ امشب... نمی‌تونم بذارم سو رانگ بره
ـ چی گفتی؟

20
00:02:26,354 --> 00:02:29,732
منظورم اینه که، نمی‌تونم اجازه بدم
سو رانگ وارد اتاق‌خواب شما بشه

21
00:02:33,153 --> 00:02:36,614
این تصمیمی نیست که تو بتونی بگیری

22
00:02:38,950 --> 00:02:41,236
داری سعی می‌کنی از دستورم سرپیچی کنی؟

23
00:02:41,286 --> 00:02:43,121
لااقل در این مورد

24
00:02:44,455 --> 00:02:47,125
نمی‌تونم از دستورتون اطاعت کنم

25
00:02:48,126 --> 00:02:52,338
لی شین وون. نگام کن

26
00:02:57,385 --> 00:03:01,097
دیگه منو به چشم یه دوست نمی‌بینی، مگه نه؟

27
00:03:02,807 --> 00:03:05,310
چرا جواب نمیدی؟

28
00:03:06,853 --> 00:03:10,140
به نظرت جواب من چیه؟

29
00:03:10,190 --> 00:03:11,733
اگه اینطوره

30
00:03:15,153 --> 00:03:17,730
سعی کن منو شکست بدی

31
00:03:17,780 --> 00:03:21,317
سرورم، این کارو نکنید

32
00:03:21,367 --> 00:03:24,195
هی، شین وون. چت شده؟

33
00:03:24,245 --> 00:03:27,574
هر وقت منو شکست دادی
اون‌وقت می‌تونی با خودت ببریش

34
00:03:27,624 --> 00:03:29,626
دنبال من بیا

35
00:03:40,428 --> 00:03:42,805
شمشیرت رو بکش

36
00:03:44,933 --> 00:03:48,394
تا کجا می‌خوای از دستورم سرپیچی کنی؟

37
00:04:00,448 --> 00:04:04,194
سرورم، سرورم، لطفاً شمشیرتون رو غلاف کنید

38
00:04:04,244 --> 00:04:07,113
مگه جناب لی شین وون دوست صمیمی شما نیست؟

39
00:04:07,163 --> 00:04:08,865
هست

40
00:04:08,915 --> 00:04:12,794
همین دوست صمیمی که ازش حرف می‌زنی
نوک شمشیرش به نیت‌های خودخواهانه آلوده شده

41
00:04:14,170 --> 00:04:16,798
بهم بگو، اشتباه می‌کنم؟

42
00:04:27,350 --> 00:04:30,345
چرا؟ فقط می‌خوای دفاع کنی و حمله نکنی؟

43
00:04:30,395 --> 00:04:33,231
بهت گفتم که بهم رحم نکنی

44
00:04:46,911 --> 00:04:50,415
تا لحظه آخر داری منو بازی می‌دی، نه؟

45
00:05:22,113 --> 00:05:24,073
چرا داری چشمات رو می‌بندی؟

46
00:05:32,373 --> 00:05:35,752
ـ جرئت کردی بهم دست بزنی؟
ـ وای، خدای من

47
00:06:26,552 --> 00:06:28,671
بکش کنار

48
00:06:28,721 --> 00:06:32,183
این چیزها توی دعوای بین دو تا مرد طبیعیه

49
00:06:49,784 --> 00:06:53,204
پس سو رانگ، اون پروانه توی
باغ تو بوده، اینطور که معلومه

50
00:06:56,332 --> 00:07:01,295
منو به چشم دوستت می‌بینی یا رقیب عشقی؟

51
00:07:10,763 --> 00:07:12,932
جوابم رو بده

52
00:07:31,951 --> 00:07:35,113
داری سعی می‌کنی از شین وون محافظت کنی؟

53
00:07:35,163 --> 00:07:39,826
سرورم من دارم از شما محافظت می‌کنم

54
00:07:39,876 --> 00:07:44,422
دارم از خودتون در برابر
خودتون محافظت می‌کنم، سرورم

55
00:07:55,308 --> 00:07:57,009
لطفاً تشریف ببرید داخل اتاق‌خواب‌تون

56
00:07:57,059 --> 00:08:01,147
مگه نگفتید امشب با پادشاه ملاقات داری؟

57
00:08:02,273 --> 00:08:04,358
ملاقات با پادشاه؟

58
00:08:39,143 --> 00:08:40,895
ولش کنید

59
00:08:41,938 --> 00:08:46,234
به خاطر تمرین شمشیرزنی امشب، نفسم گرفته

60
00:09:15,638 --> 00:09:20,017
ما گناهی مرتکب شدیم که سزاش مرگه، سرورم

61
00:09:20,851 --> 00:09:23,479
همه برید بیرون

62
00:09:32,071 --> 00:09:35,283
گفتم برید بیرون

63
00:09:50,548 --> 00:09:56,846
یا شاید هم دلتون می‌خواد اون
نقشه‌ای که ندیمه‌ها کشیدن عملی بشه؟

64
00:09:59,015 --> 00:10:02,510
شما به سمت جناب لی شین وون شمشیر کشیدید

65
00:10:02,560 --> 00:10:07,056
با کمال احترام، اصلاً ذره‌ای
ملاحظه‌ی دوستتون رو کردید؟

66
00:10:07,106 --> 00:10:09,225
داری طرف شین وون رو می‌گیری؟

67
00:10:09,275 --> 00:10:12,270
فقط دارم می‌گم این موضوع
نباید باعث خشم شما بشه، سرورم

68
00:10:12,320 --> 00:10:18,776
من آدم خاصی برای شما هستم؟
خودتون می‌دونید که من براتون هیچی نیستم

69
00:10:18,826 --> 00:10:21,862
یعنی می‌خوای بگی من مثل
یه آدم حسود رفتار کردم؟

70
00:10:21,912 --> 00:10:24,165
سرورم، شما هنوز

71
00:10:26,125 --> 00:10:27,960
هنوز چی؟

72
00:10:34,467 --> 00:10:38,763
چیزی نیست من دیگه مرخص می‌شم

73
00:10:46,145 --> 00:10:48,973
همون‌طور که قبلاً گفتم

74
00:10:49,023 --> 00:10:52,560
تمام ندیمه‌ها متعلق به پادشاه هستن

75
00:10:52,610 --> 00:10:58,524
پس منم باید یکی از اون زن‌های بی‌شمار باشم

76
00:10:58,574 --> 00:11:03,120
از مجازات مردی که به
یکی از ندیمه‌های قصر

77
00:11:03,996 --> 00:11:06,999
ـ چشم داشته باشه خبر داری؟
ـ اگه این‌طوره

78
00:11:08,125 --> 00:11:12,713
پس علاقه‌ی شخصی خودتون کجاست، سرورم؟

79
00:11:25,851 --> 00:11:30,773
برای همینه که گفتم، هنوز نه

80
00:12:09,061 --> 00:12:15,393
♪ توی این شب، که حتی ماه هم خوابیده ♪

81
00:12:15,443 --> 00:12:21,615
♪ داری با این عجله کجا می‌ری؟ ♪

82
00:12:23,492 --> 00:12:30,741
♪ امشب بدون یه کلمه حرف
می‌ری به یه سفر طولانی ♪

83
00:12:30,791 --> 00:12:37,256
♪ شتابان به کجا می‌ری؟ ♪

84
00:12:42,511 --> 00:12:45,256
ما رو ببخشید، سرورم

85
00:12:45,306 --> 00:12:49,510
به جای جناب لی شین وون، ما رو مجازات
کنید که همه‌چیز رو برنامه‌ریزی کردیم

86
00:12:49,560 --> 00:12:53,806
چطور می‌تونم شین وون رو
همین‌طوری به حال خودش رها کنم؟

87
00:12:53,856 --> 00:12:58,352
با اینکه گفتنش برامون سخته و معذوریم، ولی
اگه جناب لی شین وون از مقامش برکنار بشه

88
00:12:58,402 --> 00:13:01,814
دیگه سو رانگ در امنیت نخواهد بود

89
00:13:01,864 --> 00:13:05,568
حقیقت اینه که، وقتی سو رانگ
به دیدن خانواده‌ش رفته بود

90
00:13:05,618 --> 00:13:07,695
نزدیک بود بلای وحشتناکی سرش بیاد

91
00:13:07,745 --> 00:13:11,282
قاتل‌ها تعقیبش کرده بودن

92
00:13:11,332 --> 00:13:14,076
کسی قصد جون سو رانگ رو کرده؟

93
00:13:14,126 --> 00:13:18,873
خارج از قصر خبر دارن که
اون ندیمه‌ی تحت حفاظت منه؟

94
00:13:18,923 --> 00:13:21,292
اگرچه نمی‌تونیم مطمئن باشیم

95
00:13:21,342 --> 00:13:27,381
اما اگه جناب لی شین وون
نبود، سو رانگ الآن مرده بود

96
00:13:27,431 --> 00:13:29,341
یکی دیگه رو می‌فرستم که ازش محافظت کنه

97
00:13:29,391 --> 00:13:32,928
اما اون شخص هم به اندازه‌ی جناب
شین وون جونش رو به خطر می‌ندازه؟

98
00:13:32,978 --> 00:13:37,725
سالگرد فوت ولیعهد نزدیکه

99
00:13:37,775 --> 00:13:43,531
اگه بلایی سر سو رانگ بیاد
خدمتگزاران فروتنِ شما هم

100
00:13:50,830 --> 00:13:52,873
لی شین وون

101
00:13:55,501 --> 00:13:58,921
خدای من، لی شین وون

102
00:14:00,422 --> 00:14:03,042
منم با حرف اونا موافقم

103
00:14:03,092 --> 00:14:08,756
در حال حاضر نباید هیچ نقصی در
محافظت از اون وجود داشته باشه

104
00:14:08,806 --> 00:14:14,261
همون‌طور که می‌دونید، چند روز دیگه
یه قتل مشابه دیگه توی این قصر رخ میده

105
00:14:14,311 --> 00:14:18,557
چنین اتفاقی نباید دیگه تکرار بشه

106
00:14:18,607 --> 00:14:23,028
برای همینه که دارم دوباره
همه چیز رو بررسی می‌کنم

107
00:14:27,825 --> 00:14:31,237
این‌ها گزارش‌های تحقیقاتیِ
مربوط به مرگ ولیعهد هستن

108
00:14:31,287 --> 00:14:34,156
ما که این گزارش‌ها رو هزار
بار بررسی کردیم، نکردیم؟

109
00:14:34,206 --> 00:14:37,368
دارم دوباره نگاهشون می‌کنم
تا شاید یه چیز جدید پیدا کنم

110
00:14:37,418 --> 00:14:41,372
اما مثل همیشه، همه گزارش‌ها
باز هم به خودکشی اشاره دارن

111
00:14:41,422 --> 00:14:44,166
چطور ممکنه اون حادثه

112
00:14:44,216 --> 00:14:49,847
چطور مرگ اون می‌تونه خودکشی باشه؟

113
00:14:56,812 --> 00:14:58,731
چرا این کار رو کردی؟

114
00:14:59,857 --> 00:15:02,059
گفتی قصر جای خطرناکیه

115
00:15:02,109 --> 00:15:05,404
گفتی اگه یه کار اشتباهی ازت
سر بزنه، سرت رو به باد میدی

116
00:15:06,739 --> 00:15:09,817
ـ الآن نگران کی هستی؟
ـ نگران تو! تو

117
00:15:09,867 --> 00:15:12,202
نزدیک بود کشته بشی

118
00:15:12,995 --> 00:15:16,866
اگه بخوای یه ندیمه رو این‌طوری با خودت
ببری، به جرم خیانت بزرگ اعدامت می‌کنن

119
00:15:16,916 --> 00:15:20,169
ممنونم که این‌طوری نگرانمی

120
00:15:21,754 --> 00:15:24,248
پاره کردن بند لباسِ سلطنتیِ پادشاه

121
00:15:24,298 --> 00:15:25,833
می‌دونی این چه معنی‌ای می‌ده؟

122
00:15:25,883 --> 00:15:28,919
پس باید چیکار می‌کردم؟

123
00:15:28,969 --> 00:15:34,308
این رو می‌پرسی چون واقعاً نمی‌دونی
چرا به اون حد از جنون رسیدم؟

124
00:15:37,019 --> 00:15:38,812
پس

125
00:15:39,480 --> 00:15:42,024
واقعاً می‌خواستی به پادشاه خنجر بزنی؟

126
00:15:46,403 --> 00:15:48,614
احساست چی؟

127
00:15:53,535 --> 00:15:58,540
با اینکه اون همه خطر رو به خاطر تو به
جون خریدم، واقعاً هیچ حسی بهم نداری؟

128
00:16:00,793 --> 00:16:02,962
ما دوستیم

129
00:16:03,587 --> 00:16:06,090
کاری که کردی واقعاً اشتباه بود

130
00:16:06,924 --> 00:16:08,592
دوست

131
00:16:10,928 --> 00:16:13,347
پس بذار یه چیزی ازت بپرسم

132
00:16:14,306 --> 00:16:19,061
تا حالا منو به چشم یه مرد
دیدی؟ حتی برای یه بار؟

133
00:16:28,362 --> 00:16:31,523
نه، هرگز

134
00:16:31,573 --> 00:16:35,527
پس، از این به بعد
بیا فقط همون دوست بمونیم

135
00:16:35,577 --> 00:16:37,246
لطفاً

136
00:16:38,122 --> 00:16:39,873
از اون حد فراتر نرو

137
00:17:29,757 --> 00:17:34,094
بابت اینکه یه مهمان مهم رو تا چنین
جای حقیرانه‌ای کشوندم، عذر می‌خوام

138
00:17:35,596 --> 00:17:39,933
می‌گید می‌خواید شخصاً ببینید
تدارکات چطور پیش می‌ره؟

139
00:17:47,733 --> 00:17:49,143
رو به جلو، همین‌طور

140
00:17:49,193 --> 00:17:50,728
پنج

141
00:17:50,778 --> 00:17:52,896
یک

142
00:17:52,946 --> 00:17:54,690
دو

143
00:17:54,740 --> 00:17:56,742
سه

144
00:18:04,541 --> 00:18:08,120
همگی زیبایی خیره‌کننده‌ای دارن
و شخصیت‌شون هم خیلی موقره

145
00:18:08,170 --> 00:18:10,456
همه از خانواده‌های اصیل و محترمی هستن

146
00:18:10,506 --> 00:18:15,252
انگار هر کسی که برای ملکه‌ی این
مملکت شدن مناسبه، توی این مکان جمع شده

147
00:18:15,302 --> 00:18:17,930
فقط بهم اعتماد کن، عالیجناب

148
00:18:53,298 --> 00:18:55,167
اسمت چیه؟

149
00:18:55,217 --> 00:18:58,887
من یه هیون سون هستم

150
00:18:59,763 --> 00:19:02,341
پس تو هیون سونی، می‌بینم

151
00:19:02,391 --> 00:19:05,052
واقعاً دوست‌داشتنی هستی

152
00:19:05,102 --> 00:19:06,812
خیلی دوست‌داشتنی

153
00:19:10,732 --> 00:19:18,398
به هر حال، دربار داخلی لیست
نامزدهای آینده‌ی ملکه رو انتخاب می‌کنه

154
00:19:18,448 --> 00:19:20,075
بله

155
00:19:30,669 --> 00:19:33,080
الآن بهترین وقته برای شستن لباس‌ها
چون آدم زیادی اطرافمون نیست

156
00:19:33,130 --> 00:19:34,456
دقیقاً، مگه نه؟

157
00:19:34,506 --> 00:19:37,000
ـ حالا که تا اینجا اومدیم، یه دوش بگیریم؟
ـ ای بابا

158
00:19:37,050 --> 00:19:38,377
چه حرفای بی‌مزه‌ای می‌زنی

159
00:19:38,427 --> 00:19:40,387
منظورت چیه؟

160
00:19:41,013 --> 00:19:41,964
اون چیه؟

161
00:19:42,014 --> 00:19:43,715
ملکه؟

162
00:19:43,765 --> 00:19:47,436
ای وای! ما فعلاً توی این مملکت ملکه نداریم

163
00:19:48,228 --> 00:19:50,689
اون کیه؟

164
00:19:57,905 --> 00:20:02,442
خب، می‌خوام بگم مردی مثل
من دقیقاً همونیه که تو لازم داری

165
00:20:02,492 --> 00:20:06,530
می‌دونی این روزا چقدر خطرناکه
که آخر شب‌ها توی شهر بچرخی؟

166
00:20:06,580 --> 00:20:09,658
اگه می‌خوای این مسخره‌بازی‌هات
رو ادامه بدی، اصلاً برو باشه؟

167
00:20:09,708 --> 00:20:12,202
اصلاً اون شایعات رو نشنیدی؟

168
00:20:12,252 --> 00:20:15,289
اون زن‌هایی که دیشب برای لباس شستن
بیرون رفته بودن، همه‌شون غش کردن

169
00:20:15,339 --> 00:20:16,957
انگار که روح دیده باشن یا یه همچین چیزی

170
00:20:17,007 --> 00:20:20,043
چرا؟ چی شده؟

171
00:20:20,093 --> 00:20:22,004
اصلاً هر چی شده، چرا
هه یونگ ما باید نگران باشه؟

172
00:20:22,054 --> 00:20:23,889
داداش‌تون اینجاست تا از شما محافظت کنه

173
00:20:23,931 --> 00:20:26,099
تازه، من توی اداره
بازرسی سلطنتی کار می‌کنم

174
00:20:26,141 --> 00:20:28,468
تو که فقط یه زیردست ساده نیستی؟

175
00:20:28,518 --> 00:20:31,480
داداش دو سوک

176
00:20:34,608 --> 00:20:37,144
یه زیردستی که فقط دنبال بقیه راه می‌افته

177
00:20:37,194 --> 00:20:41,323
مثل یه سگ که همش دنبال صاحبش می‌ره تا-تا-تا

178
00:20:43,200 --> 00:20:44,826
یه لحظه صبر کن

179
00:20:46,245 --> 00:20:49,198
ـ بفرما
ـ باز هم کتاب‌های عاشقانه برام آوردی؟

180
00:20:49,248 --> 00:20:53,827
بهت گفتم که هر چی بخوای
برات فراهم می‌کنم، دوشیزه هه یونگ

181
00:20:53,877 --> 00:20:58,165
اتفاقی در یک روز
وای قلبم! اینا رو از کجا میاری؟

182
00:20:58,215 --> 00:21:01,843
بله، اگه شما بگید، حتی می‌تونه اون کتاب‌های
عاشقانه ممنوعه رو هم براتون جور کنه

183
00:21:02,803 --> 00:21:03,837
دهنت رو ببند

184
00:21:03,887 --> 00:21:07,174
دارم هر کاری می‌کنم تا اون تصور
اولیه‌ای که ازم داشتی رو عوض کنم

185
00:21:07,224 --> 00:21:08,217
بخند

186
00:21:08,267 --> 00:21:12,179
منظورم اینه که، الآن وقت
خیال‌بافی و داستان‌سرایی نیست

187
00:21:12,229 --> 00:21:15,774
کلی آدم مثل ببر این‌ور و اون‌ور پرسه می‌زنن
و آماده‌ان تا به زن‌ها حمله کنن و بدزدنشون

188
00:21:15,816 --> 00:21:19,152
زنای جوون و زیبایی مثل هه یونگ ما
باید خیلی مواظب باشن

189
00:21:19,194 --> 00:21:21,071
کسی که توی اداره
کار می‌کنه، اینجا چیکار می‌کنه؟

190
00:21:21,113 --> 00:21:22,906
چرا نمی‌ره اون
آدم‌رباها رو دستگیر کنه؟

191
00:21:22,948 --> 00:21:24,233
آره، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

192
00:21:24,283 --> 00:21:27,411
چه فایده‌ای داره که از ده‌ها
یا صدها زن محافظت کنم؟

193
00:21:28,328 --> 00:21:30,030
زنی که من باید ازش محافظت کنم، زنِ منه

194
00:21:30,080 --> 00:21:32,366
ز...زن تو؟ ز...زن تو کیه؟

195
00:21:32,416 --> 00:21:35,327
چرا، مرد بد دهنِ کوچولو
باید دستگیرت کنم یا نه؟

196
00:21:35,377 --> 00:21:37,079
کبوتر با کبوتر، باز با باز؟

197
00:21:37,129 --> 00:21:38,413
کند همجنس با همجنس پرواز؟

198
00:21:38,463 --> 00:21:40,424
اون زیردست

199
00:21:59,067 --> 00:22:01,194
من رو احضار کردید، اعلیحضرت؟

200
00:22:25,177 --> 00:22:27,512
این زخم رو من به تو زدم؟

201
00:22:28,930 --> 00:22:30,424
نه

202
00:22:30,474 --> 00:22:33,802
با چند تا قاتل بیرون قصر برخورد کردم

203
00:22:33,852 --> 00:22:36,763
شنیدم که دنبال سو رانگ بودن

204
00:22:36,813 --> 00:22:38,557
حدسی داری که اونها کی باشن؟

205
00:22:38,607 --> 00:22:41,351
در بینشون، یکی بود که با
چاقوی خاصی حمله می‌کرد

206
00:22:41,401 --> 00:22:43,904
پس به سربازام گفتم که اون رو بررسی کنن

207
00:22:44,988 --> 00:22:46,740
خیلی خب

208
00:22:51,578 --> 00:22:54,331
من در واقع می‌خواستم تو رو تنبیه کنم

209
00:22:57,000 --> 00:22:59,578
ولی فکر نمی‌کنم بتونم این کار رو بکنم

210
00:22:59,628 --> 00:23:01,296
شین وون

211
00:23:02,214 --> 00:23:04,966
لطفاً به محافظت از سو رانگ ادامه بده

212
00:23:08,678 --> 00:23:11,048
فرمان شما اطاعت می‌شه

213
00:23:11,098 --> 00:23:13,183
این یه دستور نیست

214
00:23:14,101 --> 00:23:16,019
این یه خواهشه

215
00:23:17,604 --> 00:23:19,606
و در حین انجام این کار

216
00:23:21,358 --> 00:23:23,860
از دوست داشتنش خودداری کن

217
00:23:25,195 --> 00:23:27,364
ازش محافظت کن

218
00:23:28,198 --> 00:23:30,659
اما بهش نزدیک نشو

219
00:23:31,368 --> 00:23:34,746
ـ این هم یه دستوره؟
ـ اگر دستور نیست

220
00:23:36,289 --> 00:23:38,458
چنین درخواستی رو نادیده می‌گیری؟

221
00:23:43,296 --> 00:23:46,425
اعلیحضرت می‌خوام یه چیزی ازتون بپرسم

222
00:23:47,592 --> 00:23:49,594
اعلیحضرت، شما

223
00:23:50,929 --> 00:23:54,099
بانو من رو کاملاً فراموش کردید؟

224
00:24:26,214 --> 00:24:29,092
اعلیحضرت، سلامت و پر از آرامش باد

225
00:24:29,885 --> 00:24:31,720
بانو

226
00:24:33,930 --> 00:24:35,590
چرا مدتیه که

227
00:24:35,640 --> 00:24:38,643
دنبال من نگشتید؟

228
00:24:39,686 --> 00:24:41,396
نگشته‌م؟

229
00:24:42,397 --> 00:24:44,766
قلب اعلیحضرت

230
00:24:44,816 --> 00:24:47,736
این اواخر دلتنگ من نشده

231
00:24:49,154 --> 00:24:51,031
این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه

232
00:24:51,948 --> 00:24:56,403
چ...چرا چ...چه اتفاقی داره
میوفته، ولیعهد خانم؟

233
00:24:56,453 --> 00:25:00,157
من همین‌طور کم‌رنگ و کمرنگ‌تر می‌شم

234
00:25:00,207 --> 00:25:05,295
چون اعلیحضرت به آرومی منو فراموش کردن

235
00:25:12,802 --> 00:25:15,672
لطفاً نرو، ولیعهد

236
00:25:15,722 --> 00:25:19,226
یه چیزی هست که امشب باید از شما بپرسم

237
00:25:23,313 --> 00:25:28,401
کی تونست این بلا رو سر تو بیاره

238
00:25:28,985 --> 00:25:33,448
می‌خواستم مجرمی رو که این کار رو
با تو کرد، پیدا کنم و از دلتنگیت کم کنم

239
00:25:35,992 --> 00:25:38,361
اگر نتونم این کار رو بکنم

240
00:25:38,411 --> 00:25:41,531
افراد بیشتری در قصر آسیب می‌بینن

241
00:25:41,581 --> 00:25:44,000
بگو دیگه

242
00:25:45,043 --> 00:25:47,128
برام

243
00:25:47,671 --> 00:25:50,165
مرگِ من

244
00:25:50,215 --> 00:25:52,626
ن...نرو، بانو

245
00:25:52,676 --> 00:25:54,553
بانو

246
00:26:11,111 --> 00:26:14,189
چرا اینجایی؟

247
00:26:14,239 --> 00:26:15,857
شیفتم بود اومدم

248
00:26:15,907 --> 00:26:18,994
ولی دیدم تو خواب بی‌قراری

249
00:26:20,328 --> 00:26:24,115
باز خواب ولیعهد خانم رو دیدی؟

250
00:26:24,165 --> 00:26:27,419
اواخر زیاد پیداش نبود

251
00:26:28,545 --> 00:26:31,873
شکلش توی خوابم داره کم‌کم محو می‌شه

252
00:26:31,923 --> 00:26:35,135
حتماً روحش داره ناپدید می‌شه

253
00:26:36,094 --> 00:26:37,887
سو رانگ

254
00:26:39,806 --> 00:26:43,143
می‌تونی همین الآن روحش رو برام احضار کنی؟

255
00:26:44,019 --> 00:26:45,478
چی؟

256
00:26:48,815 --> 00:26:52,352
حالا دوباره می‌خوای روحش رو احضار کنم؟

257
00:26:52,402 --> 00:26:55,188
وقتی منو بغل کردی، همه‌ش شوخی بود؟

258
00:26:55,238 --> 00:26:58,149
و اون لحظه رو داشتم تصور می‌کردم؟

259
00:26:58,199 --> 00:27:01,494
این احضار روح همه‌ش یه بازیه

260
00:27:01,578 --> 00:27:04,030
تا الآن گول خوردی، اعلیحضرت

261
00:27:04,080 --> 00:27:05,657
ـ این چیزا وجود نداره
ـ گول خوردم؟

262
00:27:05,707 --> 00:27:09,411
همه‌ش توهم توی سر اعلیحضرت بود

263
00:27:09,461 --> 00:27:12,631
هنوز به خودت نیومدی؟

264
00:27:17,093 --> 00:27:19,921
یه چیزی هست که باید ازت بپرسم

265
00:27:19,971 --> 00:27:22,090
باید جوابش رو بدونم

266
00:27:22,140 --> 00:27:26,061
تا از این درد خلاص شم

267
00:27:46,581 --> 00:27:50,168
اعلیحضرت سلامت و در آرامش باشن

268
00:27:59,260 --> 00:28:01,296
دیگه دنبالم نگرد

269
00:28:01,346 --> 00:28:03,840
تا بتونم از اینجا برم

270
00:28:03,890 --> 00:28:06,760
روح من رو صدا نزن

271
00:28:06,810 --> 00:28:08,178
یه لحظه پیش

272
00:28:08,228 --> 00:28:11,723
همون چیزی که می‌خواستی
همون لحظه بگی رو بهم بگو

273
00:28:11,773 --> 00:28:15,060
داشتی یه چیزی رو بهم می‌گفتی

274
00:28:15,110 --> 00:28:17,520
بگو دیگه

275
00:28:17,570 --> 00:28:19,906
درباره مرگت، ولیعهد

276
00:28:24,744 --> 00:28:26,363
نمی‌تونم جواب بدم، اعلیحضرت

277
00:28:26,413 --> 00:28:31,960
این درست نیست که
مرده‌ها به زنده‌ها آسیب بزنن

278
00:28:33,002 --> 00:28:36,956
ولی مرگ تو که خودکشی نبود

279
00:28:37,006 --> 00:28:41,544
اعلیحضرت، هفت سال از مرگم می‌گذره

280
00:28:41,594 --> 00:28:43,755
چیزی که الآن برام مهمه

281
00:28:43,805 --> 00:28:48,935
اینه که شما از این‌ها خلاص
بشید و به جلو حرکت کنید

282
00:28:49,644 --> 00:28:51,730
چطور می‌تونم؟

283
00:28:52,313 --> 00:28:56,434
تنها گناهی که کردی، دوست داشتن همسرت بود

284
00:28:56,484 --> 00:28:58,278
این

285
00:28:59,863 --> 00:29:01,981
عشق نبود

286
00:29:02,031 --> 00:29:03,616
چی؟

287
00:29:04,617 --> 00:29:06,444
هان؟

288
00:29:06,494 --> 00:29:08,079
چی گفتی؟

289
00:29:08,997 --> 00:29:12,534
منظورت چیه، نه، ولیعهد خانم؟
تو هم منو دوست داشتی

290
00:29:12,584 --> 00:29:14,035
گناهِ دوست داشتنِ بیش از حد من

291
00:29:14,085 --> 00:29:19,174
گناه دلتنگ من شدن

292
00:29:20,925 --> 00:29:22,794
منظورم اینه که

293
00:29:22,844 --> 00:29:27,465
بیشتر از عشق خب

294
00:29:27,515 --> 00:29:29,592
بیشتر نگران تو بودم

295
00:29:29,642 --> 00:29:31,803
واسه همین گفتم، اعلیحضرت

296
00:29:31,853 --> 00:29:33,763
زود باش

297
00:29:33,813 --> 00:29:35,974
به خودت بیا

298
00:29:36,024 --> 00:29:38,268
به خودت بیا

299
00:29:38,318 --> 00:29:40,061
ولیعهد خانم

300
00:29:40,111 --> 00:29:42,772
پس چه عشق بود چه نبود

301
00:29:42,822 --> 00:29:45,900
الآن دیگه همه‌ش گذشته

302
00:29:45,950 --> 00:29:47,277
نمی‌تونم بذارم اینطور بشه

303
00:29:47,327 --> 00:29:49,320
چطور عشق ما الآن گذشته‌ست؟

304
00:29:49,370 --> 00:29:50,989
گفتم که عشق نبود

305
00:29:51,039 --> 00:29:53,616
چطور بگم

306
00:29:53,666 --> 00:29:55,118
شاید وفاداری؟

307
00:29:55,168 --> 00:29:56,828
وفاداری؟

308
00:29:56,878 --> 00:29:58,872
آره، وفاداری

309
00:29:58,922 --> 00:30:00,790
و اگه گذشته نیست

310
00:30:00,840 --> 00:30:04,878
چقدر دیگه دلت برای مرده‌ها تنگ می‌شه؟

311
00:30:04,928 --> 00:30:07,297
چیزی که من می‌خوام

312
00:30:07,347 --> 00:30:09,340
ـ اینه که لطفاً
ـ لطفاً

313
00:30:09,390 --> 00:30:12,685
ـ فراموش کن
ـ فراموشم کن و برو جلو

314
00:30:22,654 --> 00:30:24,823
حالش خوب می‌شه، مگه نه؟

315
00:30:27,325 --> 00:30:29,244
خب، هر چی

316
00:30:35,124 --> 00:30:38,870
یه مشت یاغی مخفیانه از
بوگاکسان سنگ جمع می‌کردن

317
00:30:38,920 --> 00:30:40,955
و تو بازار می‌فروختن

318
00:30:41,005 --> 00:30:42,874
باید به مقام دولتی مربوطه خبر بدیم

319
00:30:42,924 --> 00:30:46,010
و این موضوع رو بررسی کنیم، اعلیحضرت

320
00:30:51,933 --> 00:30:53,560
اعلیحضرت

321
00:31:01,109 --> 00:31:05,947
فرماندار استان چانگ ‌چونگ
گزارش دقیقی از خشکسالی فرستاده

322
00:31:21,300.5 --> 00:31:31,300.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

323
00:31:46,654 --> 00:31:49,691
روحش رو از دست داده انگار؟

324
00:31:49,741 --> 00:31:53,244
وای، نکنه زیاده‌روی کردم؟

325
00:31:55,204 --> 00:31:58,750
عرق روی صورتش رو پاک کنم

326
00:32:00,293 --> 00:32:02,128
اعلیحضرت

327
00:32:09,636 --> 00:32:11,379
حقیقت داره؟

328
00:32:11,429 --> 00:32:12,672
چی؟

329
00:32:12,722 --> 00:32:14,382
عشق نبود؟

330
00:32:14,432 --> 00:32:16,759
ولیعهد خانم واقعاً گفت که منو دوست نداشت؟

331
00:32:16,809 --> 00:32:18,303
خب، منظورم اینه

332
00:32:18,353 --> 00:32:20,305
آدم چطور می‌تونه واقعاً
قلب دیگری رو بشناسه؟

333
00:32:20,355 --> 00:32:22,724
حتی احساسات موجودات زنده
هم تو طول روز بارها عوض می‌شه

334
00:32:22,774 --> 00:32:24,392
نه این نمی‌تونه درست باشه

335
00:32:24,442 --> 00:32:25,894
ولیعهد خانم، اون قطعاً

336
00:32:25,944 --> 00:32:28,146
قطعاً

337
00:32:28,196 --> 00:32:30,481
قطعاً

338
00:32:30,531 --> 00:32:32,367
قطعاً

339
00:32:34,077 --> 00:32:38,323
شاید کلماتی بود که موقعی
که زنده بود بهت گفت؟

340
00:32:38,373 --> 00:32:40,833
مثلاً، ابراز علاقه‌ای؟

341
00:32:43,586 --> 00:32:47,624
چطور می‌تونم قلب فداکارم رو
از شما، اعلیحضرت، آروم کنم؟

342
00:32:47,674 --> 00:32:49,334
اعلیحضرت

343
00:32:49,384 --> 00:32:53,596
عشق رو از مسائل دولتی جدا کن

344
00:32:57,266 --> 00:32:59,644
نگاهش چطور بود؟

345
00:33:22,000 --> 00:33:23,960
مطمئن نیستم

346
00:33:25,128 --> 00:33:26,913
واقعاً چی می‌تونست

347
00:33:26,963 --> 00:33:29,632
احساس واقعی ولیعهد خانم باشه؟

348
00:33:30,758 --> 00:33:34,003
پس الآن باید ولیعهد رو فراموش کنیم و

349
00:33:34,053 --> 00:33:35,672
این درست نیست

350
00:33:35,722 --> 00:33:38,341
مستقیم از خودش می‌پرسم

351
00:33:38,391 --> 00:33:40,551
از کی؟

352
00:33:40,601 --> 00:33:42,053
رئیس خواجه‌سرا

353
00:33:42,103 --> 00:33:43,304
بله، اعلیحضرت

354
00:33:43,354 --> 00:33:46,891
برو و آن جی هیونگ رو که
صدر اعظم سونگ ‌گیون ‌وان بود، صدا کن

355
00:33:46,941 --> 00:33:48,768
بله، اعلیحضرت

356
00:33:48,818 --> 00:33:50,061
ا...اون کیه؟

357
00:33:50,111 --> 00:33:53,281
پدرزن سابقم

358
00:33:55,867 --> 00:33:58,369
چرا اوضاع از کنترل خارج می‌شه؟

359
00:34:01,164 --> 00:34:03,332
ا...اعلیحضرت

360
00:34:04,042 --> 00:34:05,835
اعلیحضرت

361
00:34:07,128 --> 00:34:08,746
دلم برات تنگ شده بود

362
00:34:08,796 --> 00:34:13,301
حالت خوب بود، پدرزن؟

363
00:34:14,927 --> 00:34:17,213
من...من متاسفم

364
00:34:17,263 --> 00:34:19,382
هر چی سنم بالاتر می‌ره

365
00:34:19,432 --> 00:34:21,509
انگار بی‌خبر اشک می‌ریزم

366
00:34:21,559 --> 00:34:23,219
بی‌خبر

367
00:34:23,269 --> 00:34:24,804
لازم نیست عذرخواهی کنی

368
00:34:24,854 --> 00:34:27,356
اشکالی نداره

369
00:34:28,608 --> 00:34:31,853
هر وقت به جا یونم فکر می‌کنم یعنی

370
00:34:31,903 --> 00:34:34,313
هر وقت به اعلیحضرت فکر می‌کنم

371
00:34:34,363 --> 00:34:38,117
حس می‌کنم پوستم کنده می‌شه، برای همین

372
00:34:41,454 --> 00:34:46,918
خواستم شما رو ببینم چون سؤالی داشتم

373
00:34:49,462 --> 00:34:50,997
بپرسید، اعلیحضرت

374
00:34:51,047 --> 00:34:53,708
وقتی ولیعهد زنده بود

375
00:34:53,758 --> 00:34:56,260
منو دوست داشت؟

376
00:34:56,969 --> 00:34:58,629
البته

377
00:34:58,679 --> 00:35:01,215
وفاداری عمیقی به شما داشت، اعلیحضرت

378
00:35:01,265 --> 00:35:04,844
می‌گفت چقدر خوشحاله که تونسته
به خورشید، یعنی به شما، نزدیک باشه

379
00:35:04,894 --> 00:35:08,097
و وظایفش رو به عنوان
خدمتکارتون رو با وفاداری انجام می‌ده

380
00:35:08,147 --> 00:35:11,943
هر بار که منو می‌دید
مصمم بود این کار رو بکنه

381
00:35:14,112 --> 00:35:17,073
پس، وفاداریش رو درک می‌کنم

382
00:35:17,698 --> 00:35:19,942
اما احساسات عاطفی‌ش نسبت به من چطور بود؟

383
00:35:19,992 --> 00:35:21,819
با احساسات عاطفی

384
00:35:21,869 --> 00:35:23,404
منظورتون

385
00:35:23,454 --> 00:35:24,947
احساس عشق

386
00:35:24,997 --> 00:35:28,367
بین یه زن و مرد

387
00:35:28,417 --> 00:35:29,535
آره

388
00:35:29,585 --> 00:35:31,412
درسته همینه که دارم می‌گم

389
00:35:31,462 --> 00:35:34,632
به عنوان همسرش، طبیعتاً

390
00:35:35,633 --> 00:35:36,584
طبیعتاً؟

391
00:35:36,634 --> 00:35:38,544
ـ طبیعتاً
ـ طبیعتاً؟

392
00:35:38,594 --> 00:35:41,380
عمیقاً، عمیقاً

393
00:35:41,430 --> 00:35:43,966
دوستت داشت، احتمالاً

394
00:35:44,016 --> 00:35:46,519
احتمالاً؟

395
00:35:48,563 --> 00:35:52,350
البته پدرش می‌گفت دخترش احساسات
عمیقی از عشق و وفاداری نسبت به شما داشته

396
00:35:52,400 --> 00:35:53,601
غیر از این چی می‌تونست بگه؟

397
00:35:53,651 --> 00:35:57,730
علاوه بر این، احتمالاً دخترش رو
زیاد نمی‌دیده وقتی وارد قصر شده

398
00:35:57,780 --> 00:35:59,232
تا جایی که من می‌دونم

399
00:35:59,282 --> 00:36:04,237
پیدا کردن این موضوع با
روش‌های رسمی سخت خواهد بود

400
00:36:04,287 --> 00:36:07,365
فکر نمی‌کنید که در مورد عشق

401
00:36:07,415 --> 00:36:09,075
خدمتکار اون خونه

402
00:36:09,125 --> 00:36:12,036
بهتر از پدرش می‌دونسته؟

403
00:36:12,086 --> 00:36:13,121
خدمتکار؟

404
00:36:13,171 --> 00:36:15,623
می‌خوای با من با لباس مبدل بیرون بری؟

405
00:36:15,673 --> 00:36:18,000
ـ با لباس مبدل؟
ـ گفتی کنجکاوی

406
00:36:18,050 --> 00:36:22,763
بدونی آیا اعلیحضرت
واقعاً شما رو دوست داشته یا نه

407
00:36:24,682 --> 00:36:27,552
اما چطور بفهمیم اون خدمتکار کجاست؟

408
00:36:27,602 --> 00:36:30,513
خونه‌ی خانوادگی ولیعهد در گانگ ‌نئونگ هست

409
00:36:30,563 --> 00:36:33,307
منظورم اینه که، من از
عهده همه‌ی اون کارها برمیام

410
00:36:33,357 --> 00:36:35,476
چند سال در سراسر کشور آواره بودم؟

411
00:36:35,526 --> 00:36:38,613
پیدا کردن کسی مثل آب خوردنه

412
00:36:44,076 --> 00:36:46,654
ولی باید اینطوری لباس بپوشیم؟

413
00:36:46,704 --> 00:36:49,615
چون صورت شما، اعلیحضرت
سرشار از نجابت و ثروته

414
00:36:49,665 --> 00:36:51,450
اگه اینطوری لباس نپوشیم، لو می‌ریم

415
00:36:51,500 --> 00:36:54,170
اما باز هم، این یه کم

416
00:36:56,756 --> 00:37:00,668
ولی منم واقعاً باید اینطوری لباس بپوشم؟

417
00:37:00,718 --> 00:37:02,678
بهت میاد

418
00:37:06,307 --> 00:37:09,810
پس چرا شما اینقدر قشنگ لباس پوشیدید؟

419
00:37:12,897 --> 00:37:15,933
من باید مثل بانویی از
اشراف‌زادگان رفتار کنم

420
00:37:15,983 --> 00:37:19,695
تا خدمتکارها به سؤالاتم خوب جواب بدن

421
00:37:32,291 --> 00:37:34,919
فکر کنم خوب باشه که شما بیاید بالا

422
00:37:42,009 --> 00:37:44,170
بله، شما اول برید بالا

423
00:37:44,220 --> 00:37:45,638
بله

424
00:37:47,390 --> 00:37:49,141
شین ‌وون

425
00:37:57,525 --> 00:38:00,645
ا...ا...اعلیحضرت! لطفاً
هوای من رو داشته باشید

426
00:38:00,695 --> 00:38:01,771
ا...اوه بله

427
00:38:01,821 --> 00:38:04,023
می‌خواید با پا گذاشتن روی شاه ازش رد بشید؟

428
00:38:04,073 --> 00:38:07,118
اگه اینطوری پیش بریم، امشب
رو همین‌جا می‌مونیم! عجله کنید

429
00:38:08,119 --> 00:38:10,121
نه، واقعاً

430
00:38:10,162 --> 00:38:11,155
ای وای

431
00:38:11,205 --> 00:38:13,115
ث...ثابت بمون

432
00:38:13,165 --> 00:38:15,042
ب...باشه

433
00:38:16,752 --> 00:38:18,587
اوه، کار کرد

434
00:38:20,798 --> 00:38:22,208
یه لگد خوردم

435
00:38:22,258 --> 00:38:24,877
هی، هی، هی! شنیدی که
می‌گن از وسط دو نصف کردن؟

436
00:38:24,927 --> 00:38:26,804
تو زمان قدیم، اگه کسی به بدن شاه آسیب می‌زد

437
00:38:26,846 --> 00:38:28,881
حتی اگه ملکه بود، خلعش می‌کردن

438
00:38:28,931 --> 00:38:31,550
باشه، من رو از وسط نصف کن یا از بین ببر

439
00:38:31,600 --> 00:38:34,971
اگه نیاید، ما تنهایی می‌ریم بریم

440
00:38:35,021 --> 00:38:37,773
چرا دنبالش اومدم

441
00:39:03,466 --> 00:39:05,259
باورنکردنیه

442
00:39:15,519 --> 00:39:17,555
خیلی وقت پیش

443
00:39:17,605 --> 00:39:20,391
وقتی ولیعهد خانم انتخاب شد

444
00:39:20,441 --> 00:39:21,892
چه حال و هوایی داشت؟

445
00:39:21,942 --> 00:39:26,314
وای یه غوغایی به پا بود

446
00:39:26,364 --> 00:39:28,866
چون دلیلی برای جشن گرفتن تو خونه بود؟

447
00:39:29,658 --> 00:39:32,236
نه، چون اصلاً نمی‌خواست بره قصر

448
00:39:32,286 --> 00:39:34,989
تو سنی که دوست داشت بدو بدو کنه و بازی کنه

449
00:39:35,039 --> 00:39:37,575
قرار بود تو قصر خشک و رسمی زندانی بشه

450
00:39:37,625 --> 00:39:40,286
پس چرا باید خوشحال می‌شد؟

451
00:39:40,336 --> 00:39:43,122
فریاد می‌زد و قشقرق به پا کرده بود

452
00:39:43,172 --> 00:39:45,416
و می‌گفت دیگه نمی‌تونه پدر و مادرش رو ببینه

453
00:39:45,466 --> 00:39:49,503
به زور تونستیم آرومش کنیم و راهیش کنیم

454
00:39:49,553 --> 00:39:53,966
خب، احیاناً بعد از اینکه وارد
قصر شد، ملاقاتی با ولیعهد داشتید؟

455
00:39:54,016 --> 00:39:56,969
نه خونه خانوادگی‌ش تو گانگ ‌نئونگ هست

456
00:39:57,019 --> 00:39:59,221
فکر می‌کنید می‌تونست
به این راحتی بیاد اینجا؟

457
00:39:59,271 --> 00:40:02,266
یه نامه پر از خشم برامون فرستاد

458
00:40:02,316 --> 00:40:07,438
و شکایت کرد که ولیعهد
اجازه نمی‌ده به خونه سر بزنه

459
00:40:07,488 --> 00:40:10,399
ـ تمام بدگویی‌هایی که پشت سرش کرد
ـ ای بابا

460
00:40:10,449 --> 00:40:16,906
تو نامه اسم تک‌تک ما رو نوشته بود

461
00:40:16,956 --> 00:40:21,669
کی فکرش رو می‌کرد به همچین سرنوشتی دچار بشه

462
00:40:22,670 --> 00:40:24,497
آه عزیزم حتماً خیلی سختی کشیدید

463
00:40:24,547 --> 00:40:27,500
حتماً خیلی سختی کشیدید

464
00:40:27,550 --> 00:40:31,212
ممنونم که تا اینجا اومدید
و این‌ها رو برام گفتید

465
00:40:31,262 --> 00:40:32,680
بله

466
00:40:33,889 --> 00:40:35,758
خب، سفر سلامت

467
00:40:35,808 --> 00:40:37,726
بله

468
00:40:40,187 --> 00:40:41,389
حرکت کن

469
00:40:41,439 --> 00:40:43,399
ا...اعلیحضرت

470
00:40:47,361 --> 00:40:49,105
نمی‌دونم قبل از ورود به قصر چطور بوده

471
00:40:49,155 --> 00:40:51,816
ولی احتمالاً بعد از ورود
به قصر من رو دوست داشته

472
00:40:51,866 --> 00:40:55,486
واسه همین خواستم یک نفر دیگه هم بیاد

473
00:40:55,536 --> 00:40:57,496
اوناهاش، اونجاست

474
00:40:59,457 --> 00:41:01,033
ولیعهد، حالت خوبه؟

475
00:41:01,083 --> 00:41:03,911
ولیعهد، این کار ماست

476
00:41:03,961 --> 00:41:06,497
ما مراقبش هستیم

477
00:41:06,547 --> 00:41:09,717
برگرد و قایم شو! چیکار می‌کنی؟ همون‌جا بمون

478
00:41:11,385 --> 00:41:15,047
وای، حتماً خیلی سختی
کشیدی که تا اینجا اومدی

479
00:41:15,097 --> 00:41:17,808
بله، لطفاً اینجا بشین

480
00:41:22,563 --> 00:41:25,015
ممنون که اینطوری اومدی اینجا

481
00:41:25,065 --> 00:41:30,438
فقط چند تا سوال داشتم که ازت بپرسم

482
00:41:30,488 --> 00:41:33,732
گفتی چند ساله که تو قصر کار می‌کنی؟

483
00:41:33,782 --> 00:41:35,901
یه عمر اونجا بودم

484
00:41:35,951 --> 00:41:38,446
هفت سال شده که اعلیحضرت

485
00:41:38,496 --> 00:41:41,449
اونطوری شدن و قصر رو ترک کرد؟

486
00:41:41,499 --> 00:41:48,080
از نظر شما، در اون زمان
رابطه ولیعهد و ولیعهد خانم چطور بود؟

487
00:41:48,130 --> 00:41:53,260
در اون زمان، ولیعهد خانم
اینقدر به ولیعهد اهمیت می‌داد

488
00:41:54,678 --> 00:41:56,130
که مشکل‌ساز شده بود

489
00:41:56,180 --> 00:41:58,807
چون اینقدر بهش اهمیت
می‌داد و ازش محافظت می‌کرد

490
00:41:58,849 --> 00:42:00,726
منظورم اینه که، مجبور بود
به آسمون نگاه کنه تا

491
00:42:00,768 --> 00:42:01,927
ستاره‌ها رو بچینه

492
00:42:01,977 --> 00:42:05,139
اما اعلیحضرت سرش رو بلند نمی‌کرد

493
00:42:05,189 --> 00:42:08,392
سر اعلیحضرت همیشه خم بود، می‌بینید

494
00:42:08,442 --> 00:42:10,186
درسته

495
00:42:10,236 --> 00:42:13,230
بزرگترها مدام می‌گفتند
که باید وارثی به دنیا بیارن

496
00:42:13,280 --> 00:42:16,358
اما حتی کف دست‌های شما هم
باید به هم بخورند تا صدایی ایجاد بشه

497
00:42:16,408 --> 00:42:17,693
اون

498
00:42:17,743 --> 00:42:19,653
هیچ صدایی از این نبود، می‌بینید

499
00:42:19,703 --> 00:42:24,700
وای، این می‌تونه دلیل خوبی باشه
که چرا پادشاه از طرف اون رها شده

500
00:42:24,750 --> 00:42:28,662
این احتمالاً شروع شایعاتی
بود که اون عقیم شده

501
00:42:28,712 --> 00:42:32,374
نه، صبر کن، شایعاتی که
اون بی میله از کجا شروع شد؟

502
00:42:32,424 --> 00:42:35,753
می‌دونی، اون جنگجویی که همیشه نزدیکش بود

503
00:42:35,803 --> 00:42:37,880
ولیعهد رو فرستاد بخوابه

504
00:42:37,930 --> 00:42:41,509
و گفته می‌شد که او هر شب
با اون مرد اینقدر عرق می‌کرد

505
00:42:41,559 --> 00:42:43,219
ـ عرق؟
ـ عرق؟

506
00:42:43,269 --> 00:42:46,347
ـ ما با شمشیر تمرین می‌کردیم
ـ اونقدر که ردایشان خیس خیس می‌شد

507
00:42:46,397 --> 00:42:49,642
اوه، خب، می‌دونی

508
00:42:49,692 --> 00:42:54,897
به نظرت ولیعهد خانم در اون زمان
به ولیعهد چطور فکر می‌کرد؟

509
00:42:54,947 --> 00:42:58,275
دقیقاً می‌دونم چی فکر می‌کرد

510
00:42:58,325 --> 00:43:01,737
عمیق‌تر از عشق

511
00:43:01,787 --> 00:43:03,364
وفاداری

512
00:43:03,414 --> 00:43:05,824
ـ وفاداری
ـ دوباره وفاداری

513
00:43:05,874 --> 00:43:09,662
اوه، پس، زمانی که اون
با ولیعهد ازدواج کرده بود

514
00:43:09,712 --> 00:43:11,580
همه‌ش

515
00:43:11,630 --> 00:43:15,793
بیزون یی سو

516
00:43:15,843 --> 00:43:17,086
بیزون یی سو؟

517
00:43:17,136 --> 00:43:19,213
حس وظیفه‌ای که به یه مافوق داده می‌شه

518
00:43:19,263 --> 00:43:20,673
بیزون یی سو بود

519
00:43:20,723 --> 00:43:23,008
تعهدی که احساس می‌کرد باید به
خوبی به اعلیحضرت خدمت کنه

520
00:43:23,058 --> 00:43:24,802
پس، شما می‌گید که

521
00:43:24,852 --> 00:43:27,763
اون اعلیحضرت رو به عنوان شوهرش دوست نداشت

522
00:43:27,813 --> 00:43:30,099
چرا به عنوان پادشاهش دوستش داشت

523
00:43:30,149 --> 00:43:32,476
اما نه به عنوان شوهرش

524
00:43:32,526 --> 00:43:35,946
پس یعنی واقعاً نسبت به اون احساسی نداشت

525
00:43:36,822 --> 00:43:39,400
درباره مرگ اون، همون زمان که اتفاق افتاد

526
00:43:39,450 --> 00:43:43,904
دربار نتیجه گرفت که خودکشی بوده

527
00:43:43,954 --> 00:43:46,448
تو چی از این موضوع می‌دونی؟

528
00:43:46,498 --> 00:43:48,784
فقط از بدشانسی اون روز نوبتِ من نبود

529
00:43:48,834 --> 00:43:50,828
واسه همین نتونستم شاهد چیزی باشم

530
00:43:50,878 --> 00:43:54,331
ای وای واقعاً دلم برای
اون که از دنیا رفت می‌سوزه

531
00:43:54,381 --> 00:43:57,835
اما هر چی باشه، زمان همین‌طور می‌گذره

532
00:43:57,885 --> 00:44:02,214
حتی اگه پسر خودم بود
بهش می‌گفتم دوباره ازدواج کنه

533
00:44:02,264 --> 00:44:04,300
راستی، یه لحظه صبر کن

534
00:44:04,350 --> 00:44:07,553
اون شایعه درسته؟

535
00:44:07,603 --> 00:44:09,305
دقیقاً در موردش چی می‌گن؟

536
00:44:09,355 --> 00:44:10,889
بین عقیم بودن یا بی‌میل بودن؟

537
00:44:10,939 --> 00:44:12,641
بازم که! تکون بخور

538
00:44:12,691 --> 00:44:14,852
یا عقیمه یا بی‌میل

539
00:44:14,902 --> 00:44:18,772
بی‌خیال! منظورم اینه که شنیدم قراره
به‌زودی فرمان ممنوعیت ازدواج رو لغو کنه

540
00:44:18,822 --> 00:44:21,609
شک ندارم که این کار رو می‌کنه

541
00:44:21,659 --> 00:44:23,944
آه، بله

542
00:44:23,994 --> 00:44:27,448
اوه، ممنونم که این‌همه راه
رو اومدید تا من رو ببینید

543
00:44:27,498 --> 00:44:29,742
بله، خواهش می‌کنم به سلامت به خونه برسید

544
00:44:29,792 --> 00:44:31,377
ای وای

545
00:44:49,478 --> 00:44:51,271
بله

546
00:44:52,147 --> 00:44:53,315
خودتون که می‌دونین، نه؟

547
00:44:53,357 --> 00:44:55,059
باید دهنتون رو در این مورد بسته نگه دارید

548
00:44:55,109 --> 00:44:56,435
بله، حتماً

549
00:44:56,485 --> 00:44:58,103
ممنونم

550
00:44:58,153 --> 00:45:00,280
لطفاً به سلامت به خونه برسید

551
00:45:08,455 --> 00:45:10,199
اووه! ترسوندیم

552
00:45:10,249 --> 00:45:12,076
الآن داری چه غلطی می‌کنی؟

553
00:45:12,126 --> 00:45:14,036
من؟

554
00:45:14,086 --> 00:45:17,047
تو! مگه اونجا نبودی؟

555
00:45:20,759 --> 00:45:22,344
باورکردنی نیست

556
00:45:22,386 --> 00:45:23,846
یعنی همه‌ی اینا یه نمایش و فریب بود؟

557
00:45:23,887 --> 00:45:24,838
چی؟ نه

558
00:45:24,888 --> 00:45:27,341
پس چرا بهشون پول دادی؟

559
00:45:27,391 --> 00:45:30,302
پس یعنی همه‌ی این‌ها

560
00:45:30,352 --> 00:45:31,595
همه‌ی این‌ها یه دروغ بود؟

561
00:45:31,645 --> 00:45:33,105
وفاداری‌ای که از عشق هم عمیق‌تر بود؟

562
00:45:33,147 --> 00:45:36,308
خب پس چی؟ می‌خوای اعلیحضرت
رو در اون وضعیت رها کنی؟

563
00:45:36,358 --> 00:45:37,851
بازم، مگه این کار از حد گذشتن نیست؟

564
00:45:37,901 --> 00:45:39,687
حد؟

565
00:45:39,737 --> 00:45:42,114
تو بودی که از حد گذشتی

566
00:45:45,117 --> 00:45:49,113
اون موقع برات اشکالی نداشت
همچین کاری بکنی یا داشت؟

567
00:45:49,163 --> 00:45:52,866
منظورت چیه که یهو الآن یاد اون افتادی؟

568
00:45:52,916 --> 00:45:54,910
با این حال، همه‌چیز رو به اعلیحضرت می‌گم

569
00:45:54,960 --> 00:45:57,162
اینکه به آدم‌ها برای این کار پول دادی

570
00:45:57,212 --> 00:45:59,331
اوه، نکن! هی

571
00:45:59,381 --> 00:46:00,416
ما دوستیم

572
00:46:00,466 --> 00:46:02,167
اون موقع قول دادیم

573
00:46:02,217 --> 00:46:04,670
به عنوان دوست از همدیگه محافظت کنیم

574
00:46:04,720 --> 00:46:06,555
ولم کن

575
00:46:07,514 --> 00:46:12,678
هی اگه به جرم خیانت به
پادشاه بمیرم، خوشحال می‌شی؟

576
00:46:12,728 --> 00:46:14,555
می‌گن برای مجازات اعدام

577
00:46:14,605 --> 00:46:16,598
اون‌ها رو مثل یه ماهی
خشک‌شده تیکه تیکه می‌کنن

578
00:46:16,648 --> 00:46:19,476
اون موقع می‌تونی دوباره ماهی خشک بخوری؟

579
00:46:19,526 --> 00:46:22,988
می‌دونی چقدر خوشمزه‌ست؟ می‌تونی
تحمل کنی که دیگه هرگز اون رو نخوری؟

580
00:46:23,113 --> 00:46:25,190
باشه هر وقت خودت خواستی

581
00:46:25,240 --> 00:46:28,861
یواش یواش بهش فکر کن

582
00:46:28,911 --> 00:46:30,571
داداشی

583
00:46:30,621 --> 00:46:33,323
دیگه این‌طوری نباشیم، باشه؟

584
00:46:33,373 --> 00:46:35,042
داداشی؟

585
00:46:38,462 --> 00:46:40,998
فقط تو این مواقع بهم می‌گی داداشی

586
00:46:41,048 --> 00:46:43,125
باشه

587
00:46:43,175 --> 00:46:44,877
دیگه چیزی نمی‌گم

588
00:46:44,927 --> 00:46:46,920
فقط یه قولی به من بده

589
00:46:46,970 --> 00:46:50,090
حتماً قول می‌دم چی هست؟

590
00:46:50,140 --> 00:46:52,926
قلبت رو به اعلیحضرت نده

591
00:46:52,976 --> 00:46:57,606
قول بده که هیچ احساس عاشقانه‌ای
نسبت به اعلیحضرت پیدا نکنی

592
00:47:06,448 --> 00:47:11,945
بهتر نیست این‌طوری بکشیمش که
انگار کمربند لباسش داره باز می‌شه؟

593
00:47:11,995 --> 00:47:14,039
ـ درست مثل
ـ برو اونور

594
00:47:18,961 --> 00:47:22,039
چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

595
00:47:22,089 --> 00:47:23,373
اوه، حالا چیکار کنم

596
00:47:23,423 --> 00:47:24,833
چرا؟ چرا؟

597
00:47:24,883 --> 00:47:26,001
دوباره کسی رو دزدیدن؟

598
00:47:26,051 --> 00:47:28,545
نه این دفعه حتی بدتره

599
00:47:28,595 --> 00:47:29,963
داخل شهر

600
00:47:30,013 --> 00:47:35,302
ولیعهد خانم ظاهراً از مرگ برگشته

601
00:47:35,352 --> 00:47:36,512
شوخی می‌کنی

602
00:47:36,562 --> 00:47:38,013
مسخره‌ست

603
00:47:38,063 --> 00:47:40,599
مگه آدم مرده چطور زنده می‌شه؟

604
00:47:40,649 --> 00:47:43,519
او... اون احتمالاً یه روح باشه

605
00:47:43,569 --> 00:47:45,062
حتماً یه روحیه

606
00:47:45,112 --> 00:47:46,313
ولی حتی فکر کردن بهش هم ترسناکه

607
00:47:46,363 --> 00:47:50,359
اگه...اگه ولیعهد خانم تمام این
مدت زنده بوده باشه چی؟

608
00:47:50,409 --> 00:47:52,694
بی‌خیال بابا

609
00:47:52,744 --> 00:47:56,365
اون‌وقت معنای اون فرمان ممنوعیت
ازدواج در این هفت سال گذشته چی می‌شه؟

610
00:47:56,415 --> 00:47:57,533
از کجا معلوم

611
00:47:57,583 --> 00:47:59,701
شاید همه‌ی این مدت بیخودی سختی کشیده باشیم

612
00:47:59,751 --> 00:48:01,745
اینکه بگیم همه‌ش بیخودی
بوده، خیلی زیاده‌روی بود

613
00:48:01,795 --> 00:48:03,831
فکر نمی‌کنی این‌ها فقط
یه شایعه‌ی خیابونی باشه؟

614
00:48:03,881 --> 00:48:05,791
از اون‌هایی که بی‌دلیل
مردم رو به هیجان می‌آورد

615
00:48:05,841 --> 00:48:09,503
خیلی‌ها ولیعهد خانم فقید رو دیدن
پس این‌ها فقط یه شایعه‌ی ساده نیست

616
00:48:09,553 --> 00:48:12,130
بعضی‌ها اون رو توی محل
شست‌وشو، و بعضی‌ها هم توی معبد دیدن

617
00:48:12,180 --> 00:48:16,552
در حالی که لباس تشریفات
تنش بود و چشماش کاملاً باز بود

618
00:48:16,602 --> 00:48:19,646
اگه اون ولیعهد باشه، فکر می‌کنی بیاد با
لباس تشریفات این‌ور و اون‌ور بچرخه؟

619
00:48:19,688 --> 00:48:22,891
یا شاید، فکر نمی‌کنی ممکنه
یه روح انتقام‌جو باشه؟

620
00:48:22,941 --> 00:48:25,227
می‌گن نفرینِ فرمان ممنوعیت ازدواج
برای چوسان اتفاق افتاد

621
00:48:25,277 --> 00:48:29,031
چون ولیعهدِ فقید از مرگ
ناعادلانه‌ش کینه داشت

622
00:48:32,284 --> 00:48:33,485
هه یونگ

623
00:48:33,535 --> 00:48:36,572
دوباره داری اراجیف می‌بافی

624
00:48:36,622 --> 00:48:38,448
بیداری؟

625
00:48:38,498 --> 00:48:40,576
فکر کردم گفتی می‌خوای یه چرت بزنی، پیرمرد

626
00:48:40,626 --> 00:48:42,703
اگه روح ولیعهد خانم واقعی باشه

627
00:48:42,753 --> 00:48:44,830
پس منظورت از این حرف‌ها
درباره‌ی کارای سو رانگ چیه؟

628
00:48:44,880 --> 00:48:46,957
خب، کاری که خواهر داره می‌کنه، خیلی فـ

629
00:48:47,007 --> 00:48:48,834
فـ؟

630
00:48:48,884 --> 00:48:51,211
فـ

631
00:48:51,261 --> 00:48:53,881
فول عشقه
یعنی پر عشق

632
00:48:53,931 --> 00:48:55,507
از اونجایی که اون همیشه پیش پادشاهه

633
00:48:55,557 --> 00:48:58,468
فکر نمی‌کنی همه‌جا پر از عشق باشه؟

634
00:48:58,518 --> 00:49:00,095
پر از عشق

635
00:49:00,145 --> 00:49:01,388
آره، عشق

636
00:49:01,438 --> 00:49:05,100
ببخشید آقا، می‌شه یه لحظه با هم صحبت کنیم؟

637
00:49:05,150 --> 00:49:06,693
با من؟

638
00:49:07,569 --> 00:49:08,812
بله

639
00:49:08,862 --> 00:49:11,031
حتماً، چرا که نه

640
00:49:13,909 --> 00:49:17,996
چون سوک، تو چرا همیشه اینجایی؟

641
00:49:26,505 --> 00:49:29,583
از کجا فهمیدی که دفعه‌ی
قبل باید برام پیام بفرستی؟

642
00:49:29,633 --> 00:49:32,878
همین که از قصر اومدیم
بیرون، نزدیک بود بدبخت بشیم

643
00:49:32,928 --> 00:49:37,007
اون پیام رو فرستادم چون توی طالع‌بینیِ
این ماه، خطر برای اون وجود داشت

644
00:49:37,057 --> 00:49:40,761
نمی‌دونی کی اون آدم‌کش‌ها رو فرستاده؟

645
00:49:40,811 --> 00:49:45,190
حتی اگه همین الآن هم تحقیق کنی، مدرکی نداری

646
00:49:46,316 --> 00:49:47,768
زمان مناسب حتماً از راه می‌رسه

647
00:49:47,818 --> 00:49:50,354
یه وقت دیگه هست که دوباره
سو رانگ رو هدف قرار بدن

648
00:49:50,404 --> 00:49:52,522
و اون موقع همون وقتیه که باید حمله کنی

649
00:49:52,572 --> 00:49:54,900
اگه اون موقع آسیب بزرگ‌تری ببینه چی؟

650
00:49:54,950 --> 00:49:56,693
بی‌خیال دیگه

651
00:49:56,743 --> 00:49:59,321
آدم با فرار کردن از درد
بر اون غلبه نمی‌کنه

652
00:49:59,371 --> 00:50:00,781
تو با تحمل کردن در بعضی مواقع

653
00:50:00,831 --> 00:50:04,117
و روبرو شدن با مسائل در زمان
احتیاج، به آدم پخته‌ای تبدیل می‌شی

654
00:50:04,167 --> 00:50:08,080
آدم‌های بیشتری سعی می‌کنن
جون سو رانگ رو بگیرن

655
00:50:08,130 --> 00:50:10,882
و اونا لجبازتر و پیگیرتر هم خواهند شد

656
00:50:21,184 --> 00:50:22,853
الآن برگرد خونه

657
00:50:27,733 --> 00:50:28,976
هی، رئیس

658
00:50:29,026 --> 00:50:31,186
لطفاً این یارو، یعنی این
چون سوک رو از اینجا ببرید

659
00:50:31,236 --> 00:50:34,731
در حالی که تحت فرمان ممنوعیت ازدواج هستیم
داره واسه یه زن سیگنالای عاشقانه می‌فرسته

660
00:50:34,781 --> 00:50:36,817
من؟ امکان نداره رئیس

661
00:50:36,867 --> 00:50:40,162
تا کجا می‌خوای بری؟ من همراهیت می‌کنم

662
00:50:50,839 --> 00:50:54,418
اون قضیه‌ی ضربه‌ی چاقو
که گفتم تحقیق کنی چی شد؟

663
00:50:54,468 --> 00:50:56,670
زیادی اینجا وقت تلف نمی‌کنی؟

664
00:50:56,720 --> 00:51:00,132
آخه فکر کردم ممکنه اون
آدم‌ها دوباره برگردن اینجا

665
00:51:00,182 --> 00:51:02,718
مگه همه‌ی اون اتفاقات موقع
اومدن به ئه ‌دال ‌دانگ نیوفتاد؟

666
00:51:02,768 --> 00:51:04,344
ولی رئیس

667
00:51:04,394 --> 00:51:06,179
شنیدید درباره‌ی این شایعه چی می‌گن؟

668
00:51:06,229 --> 00:51:07,180
کدوم شایعه؟

669
00:51:07,230 --> 00:51:11,810
می‌گن توی شهر، ولیعهد
خانم فقید دوباره زنده شده

670
00:51:11,860 --> 00:51:12,894
چی؟

671
00:51:12,944 --> 00:51:15,614
همه‌ی این‌ها رو از داخل همین‌جا شنیدم

672
00:51:21,411 --> 00:51:24,114
هی! یه بطری دیگه نوشیدنی برام بیار

673
00:51:24,164 --> 00:51:26,992
خواهش می‌کنم اعلیحضرت، دیگه ننوشید

674
00:51:27,042 --> 00:51:29,119
لطفاً دیگه ننوشید

675
00:51:29,169 --> 00:51:31,663
ای وای

676
00:51:31,713 --> 00:51:33,373
هی، سرپرست خواجه‌ها

677
00:51:33,423 --> 00:51:36,043
این بطری رو تموم کردم یکی دیگه برام بیار

678
00:51:36,093 --> 00:51:38,720
موقع نوشیدن نباید وقفه‌ای بیوفته

679
00:51:48,939 --> 00:51:52,225
ای وای، اعلیحضرت دیگه نه، باشه؟

680
00:51:52,275 --> 00:51:53,894
بی‌خیال، هنوز یه ذره اون تو مونده

681
00:51:53,944 --> 00:51:55,729
نه، هیچی نمونده

682
00:51:55,779 --> 00:51:57,906
اوه، ببین، همین‌جاست

683
00:52:00,784 --> 00:52:04,863
اعلیحضرت، لطفاً یه کم
به خودتون بیاید، باشه؟

684
00:52:04,913 --> 00:52:06,581
آه

685
00:52:08,333 --> 00:52:10,043
ولیعهد خانم

686
00:52:12,254 --> 00:52:14,289
ولیعهد خانم اومده

687
00:52:14,339 --> 00:52:15,540
ـ باز دوباره شروع کرد
ـ ولیعهد

688
00:52:15,590 --> 00:52:18,126
من می‌رم ولیعهد خانم رو ببینم

689
00:52:18,176 --> 00:52:20,045
ـ ولیعهد
ـ ای وای

690
00:52:20,095 --> 00:52:22,881
کجا می‌خوای بری؟ می‌خوای بری اون دنیا؟

691
00:52:22,931 --> 00:52:25,926
نه، واقعاً می‌گم! حالا چیکار کنم؟

692
00:52:25,976 --> 00:52:28,145
بیشتر بهش نوشیدنی بدم تا بیهوش بشه؟

693
00:52:31,273 --> 00:52:33,558
لطفاً یه نوشیدنی قوی برامون بیارید

694
00:52:33,608 --> 00:52:36,903
بـ...بله، یه نوشیدنی قوی،
یه نوشیدنی خیلی سنگین بیارید

695
00:52:37,529 --> 00:52:38,814
بیا، اینم یه جام

696
00:52:38,864 --> 00:52:41,650
بله، بله خودم شخصاً راهی‌تون می‌کنم

697
00:52:41,700 --> 00:52:43,618
به اون دنیا

698
00:52:59,342 --> 00:53:02,137
اوه، اعلیحضرت، اعلیحضرت! حالتون خوبه؟

699
00:53:05,056 --> 00:53:07,926
آره تصمیمم رو گرفتم

700
00:53:07,976 --> 00:53:09,511
چی؟ در مورد چی؟

701
00:53:09,561 --> 00:53:11,471
باید دیگه نوشیدنی نخورم

702
00:53:11,521 --> 00:53:12,931
واقعاً؟

703
00:53:12,981 --> 00:53:14,474
اوه، چه خوب

704
00:53:14,524 --> 00:53:16,776
اینطوری معده‌تون رو به هم می‌ریزین

705
00:53:16,818 --> 00:53:17,853
سو رانگ، به من گوش کن

706
00:53:17,903 --> 00:53:21,323
سعی کردم توی این چند روز گذشته ولیعهد خانم
رو فراموش کنم، ولی خیلی خوب جواب نداد، نه؟

707
00:53:21,364 --> 00:53:22,482
ـ خب
ـ منظورم اینه که

708
00:53:22,532 --> 00:53:24,901
باید همچین فرایندی رو برای
فراموش کردن کسی تحمل کنی

709
00:53:24,951 --> 00:53:26,736
یعنی اعلیحضرت تموم
عمرتون رو فقط به خاطر اینکه

710
00:53:26,786 --> 00:53:28,538
الآن درد می‌کشین، به
درد کشیدن ادامه می‌دین؟

711
00:53:28,580 --> 00:53:30,365
باید الآن خیلی درد بکشی
و بعداً حالت بهتر بشه

712
00:53:30,415 --> 00:53:32,701
پس، لطفاً همین الآن شاهزاده
خانم رو رها کن

713
00:53:32,751 --> 00:53:34,786
و اعلیحضرت، لطفاً به خودتون بیاید

714
00:53:34,836 --> 00:53:36,496
ای وای اوه، خدای من این طرف این طرف

715
00:53:36,546 --> 00:53:39,124
این طرف

716
00:53:39,174 --> 00:53:41,801
من خوبم، من خوبم

717
00:53:44,387 --> 00:53:48,141
امشب بیشتر از همیشه دلم برات تنگ شده، دخترم

718
00:53:49,267 --> 00:53:51,269
امشب

719
00:53:52,187 --> 00:53:54,773
حداقل به خوابم بیا

720
00:54:06,326 --> 00:54:09,871
باد به من می‌گه که برم داخل و بخوابم

721
00:54:24,094 --> 00:54:25,845
سرورم

722
00:54:33,770 --> 00:54:35,730
دخترم

723
00:54:36,773 --> 00:54:39,142
جا یون، تو اینجایی

724
00:54:39,192 --> 00:54:42,696
اومدی چون دلت برای پدرت تنگ شده بود؟

725
00:54:43,488 --> 00:54:45,490
دخترم

726
00:54:47,075 --> 00:54:49,077
چطور می‌تونی اینقدر زیبا باشی

727
00:54:49,786 --> 00:54:52,789
حتی بعد از این همه مدت؟

728
00:55:01,339 --> 00:55:03,250
دخترم! جا یون، جا یون

729
00:55:03,300 --> 00:55:05,135
جا یون

730
00:55:12,267 --> 00:55:13,643
نه

731
00:55:19,149 --> 00:55:21,109
جا یون

732
00:55:22,277 --> 00:55:23,979
دخترم

733
00:55:24,029 --> 00:55:26,197
نه

734
00:55:29,534 --> 00:55:31,619
جا یون!

735
00:55:36,833 --> 00:55:39,536
بیا! هیچ شبحی وجود نداره

736
00:55:39,586 --> 00:55:42,789
خب، حتی اگرم باشه
شبح به اون شکل وجود نداره

737
00:55:42,839 --> 00:55:45,542
فکر می‌کنی شبح کسیه که برای
جلب توجه دیوونه شده باشه؟

738
00:55:45,592 --> 00:55:47,335
این طرف و اون طرف ظاهر می‌شه؟

739
00:55:47,385 --> 00:55:50,171
چرا باید در مقابل مردم ظاهر
شه و اوضاع رو آشفته کنه؟

740
00:55:50,221 --> 00:55:51,222
درسته؟

741
00:55:51,264 --> 00:55:53,967
کنجکاوم بدونم چه کسی سعی داره با
پخش این شایعات این ملت رو متزلزل کنه

742
00:55:54,017 --> 00:55:56,344
من هیچ انرژی سردی در
سرزمین هان یانگ حس نمی‌کنم

743
00:55:56,394 --> 00:55:59,439
پس منظورشون از شبحی که پرسه می‌زنه چیه

744
00:56:04,569 --> 00:56:08,606
این سه مکان جاییه که شبح دیده شده

745
00:56:08,656 --> 00:56:12,110
ولی به نظر نمی‌رسه که شبح
برای جلب توجه ظاهر می‌شه؟

746
00:56:12,160 --> 00:56:14,112
جایی که زنایی که دوست
دارن حرف بزنن جمع می‌شن

747
00:56:14,162 --> 00:56:16,698
ـ وای
ـ وای

748
00:56:16,748 --> 00:56:19,834
برای یه بار هم که شده، واقعاً شبیه
رئیس اداره بازرسی سلطنتی هستی

749
00:56:20,710 --> 00:56:22,871
به نظر می‌رسه نوعی حیله در کاره

750
00:56:22,921 --> 00:56:25,332
مردم حتی قبل از این، صورت
اعلیحضرت رو به درستی ندیدن

751
00:56:25,382 --> 00:56:26,833
اون هفت سال پیش فوت شد

752
00:56:26,883 --> 00:56:29,127
از اونجایی که این شبح
با لباس تشریفاتی می‌چرخه

753
00:56:29,177 --> 00:56:31,004
اونا حدس می‌زنن که
این باید ولیعهد خانم باشه

754
00:56:31,054 --> 00:56:33,640
ـ بله، احتمالاً کسیه که نقشش رو بازی می‌کنه
ـ خواهر

755
00:56:33,765 --> 00:56:37,260
این بار دیگه واقعاً
واقعاً! صد در صد مطمئنه

756
00:56:37,310 --> 00:56:39,104
منظورت چیه که صد در صد مطمئنه؟

757
00:56:39,145 --> 00:56:41,314
یعنی دیگه جایی برای شک و
تردید نیست، قبول کن که واقعیه

758
00:56:41,356 --> 00:56:43,725
اون شبح با لباس
تشریفاتی، حتماً ولیعهد خانمه

759
00:56:43,775 --> 00:56:46,603
می‌گن اون شبح تو خونه‌ی خود ولیعهد پیدا شده

760
00:56:46,653 --> 00:56:48,355
خدمتکارای اون خونه بهم گفتن

761
00:56:48,405 --> 00:56:51,032
که پدرِ ولیعهد خانم مرحوم شخصاً اونو دیده

762
00:56:51,074 --> 00:56:52,117
چی گفتی؟

763
00:56:52,158 --> 00:56:57,197
گفته که از قیافه‌ش گرفته تا قد و
هیکلش، همه‌چی شبیه دخترش بوده

764
00:56:57,247 --> 00:56:59,574
اما خودِ پدر هم می‌گه شک داره

765
00:56:59,624 --> 00:57:01,993
که شبح دیده

766
00:57:02,043 --> 00:57:04,120
یا یه آدم زنده

767
00:57:04,170 --> 00:57:06,164
این قضیه مشکوکه

768
00:57:06,214 --> 00:57:08,166
یکی داره سعی می‌کنه ملت رو سر کار بذاره

769
00:57:08,216 --> 00:57:10,543
و یه دردسر بزرگتر درست کنه

770
00:57:10,593 --> 00:57:13,088
منم همین حس رو دارم

771
00:57:13,138 --> 00:57:15,673
این جن‌گیرِ غیررسمیِ دربار اینجاست

772
00:57:15,723 --> 00:57:18,176
چطور روشون می‌شه اینقدر پررو بازی در بیارن

773
00:57:18,226 --> 00:57:20,303
همینه دیگه هر چی پیش بیاد

774
00:57:20,353 --> 00:57:22,847
این عوضی رو پیدا می‌کنم

775
00:57:22,897 --> 00:57:24,432
تو هویت این کلاهبردار رو در بیار

776
00:57:24,482 --> 00:57:26,818
من پیداش می‌کنم و حسابی کتکش می‌زنم

777
00:57:31,239 --> 00:57:33,858
ولی نکته اینجاست که

778
00:57:33,908 --> 00:57:37,654
لباس تشریفاتی رو که هر کسی نمی‌تونه بدوزه

779
00:57:37,704 --> 00:57:39,447
نـ...نه

780
00:57:39,497 --> 00:57:41,416
فقط خیاط مخصوص دربار

781
00:57:43,126 --> 00:57:46,121
می‌تونه لباس تشریفاتی بدوزه

782
00:57:46,171 --> 00:57:48,590
خیاط دربار...می‌گی؟

783
00:57:56,931 --> 00:57:58,383
کسی خونه نیست؟

784
00:57:58,433 --> 00:58:01,519
کیم چان ‌مان خیاط، خونه‌ای؟

785
00:58:04,939 --> 00:58:06,983
بیا تو

786
00:58:09,152 --> 00:58:10,437
باید مراقب باشی

787
00:58:10,487 --> 00:58:13,865
ممکنه اونها از قبل پولش رو داده باشن

788
00:58:31,925 --> 00:58:34,335
ببخشید مزاحم شدیم

789
00:58:34,385 --> 00:58:35,628
خب

790
00:58:35,678 --> 00:58:38,965
می‌شه با این پارچه لباسی دوخت؟

791
00:58:39,015 --> 00:58:40,216
چرا؟

792
00:58:40,266 --> 00:58:43,394
قصد داری در این وضعیت که
ممنوعیت ازدواج هست، ازدواج کنی؟

793
00:58:44,145 --> 00:58:45,680
خب

794
00:58:45,730 --> 00:58:47,265
حتی اگه همین الآن نباشه

795
00:58:47,315 --> 00:58:50,235
هر وقت این ممنوعیت تموم شد، حتماً

796
00:58:51,069 --> 00:58:54,022
رئیس اداره‌ی بازرسی سلطنتی
نباید اینجور آدما رو بگیره؟

797
00:58:54,072 --> 00:58:55,857
منم باید ازدواج کنم

798
00:58:55,907 --> 00:58:57,909
وقتی که ممنوعیت ازدواج تموم شد

799
00:58:58,743 --> 00:59:01,446
چون هفت سال منتظر موندم

800
00:59:01,496 --> 00:59:03,698
می‌خوام لباسم تا جایی که ممکنه
پر زرق و برق باشه، عزیزم

801
00:59:03,748 --> 00:59:05,416
ع...عزیزم؟

802
00:59:05,792 --> 00:59:07,827
باشه، پس

803
00:59:07,877 --> 00:59:10,163
این بهترین پارچه‌ایه که داری؟

804
00:59:10,213 --> 00:59:11,414
اون یکی گیر نمیاد

805
00:59:11,464 --> 00:59:14,384
این یه پارچه خیلی باارزشه، فقط واسه
لباس‌های تشریفاتی دربار استفاده می‌شه

806
00:59:14,425 --> 00:59:16,344
که این‌طور

807
00:59:17,637 --> 00:59:19,430
واو

808
00:59:20,181 --> 00:59:22,267
لباس تشریفاتی؟

809
00:59:25,645 --> 00:59:27,096
ولی انگار

810
00:59:27,146 --> 00:59:29,891
خیلی وقته که لباس تشریفاتی ندوختید

811
00:59:29,941 --> 00:59:32,352
شاید حدود ده سالی می‌شه؟

812
00:59:32,402 --> 00:59:34,979
ملکه بعدی رو باید به‌زودی انتخاب کنن

813
00:59:35,029 --> 00:59:38,525
تا بتونه لباسی که من واسه
مراسم عروسی می‌دوزم رو بپوشه

814
00:59:38,575 --> 00:59:42,745
این خواسته‌ی این پیرمرد هستش

815
00:59:45,582 --> 00:59:49,035
اگه با این پارچه یه لباس
بدوزید، خیلی خوشگل می‌شه

816
00:59:49,085 --> 00:59:52,622
پس یعنی دیگه هیچ لباس تشریفاتی‌ای
تو کل چوسان باقی نمونده، درسته؟

817
00:59:52,672 --> 00:59:55,291
احتمالاً فقط یکی دیگه باقی مونده

818
00:59:55,341 --> 00:59:56,384
کجاست؟

819
00:59:56,426 --> 01:00:01,214
اعلیحضرت پادشاه، یه لباس
تشریفاتی رو به عنوان هدیه ویژه

820
01:00:01,264 --> 01:00:03,925
به پدرِ ولیعهد آن، یعنی
ارباب آن جی هیونگ دادن

821
01:00:03,975 --> 01:00:08,346
فکر کنم با این کار می‌خواستن به پدری
که فرزندش رو از دست داده تسلیت بگن

822
01:00:08,396 --> 01:00:11,057
اوه، واقعاً؟

823
01:00:11,107 --> 01:00:16,362
پس یعنی حدود هفت سالی می‌شه که
من لباس عروسی تشریفاتی ندوختم؟

824
01:00:18,239 --> 01:00:20,608
خب، حالا وقتشه که یه بار
دیگه از دست‌هام استفاده کنم

825
01:00:20,658 --> 01:00:22,527
حتی لازم نیست اندازه‌گیری کنم

826
01:00:22,577 --> 01:00:25,071
فقط با یه نگاه می‌تونم بفهمم

827
01:00:25,121 --> 01:00:27,323
فکر کردم گفتید این پارچه ممنوعه

828
01:00:27,373 --> 01:00:32,211
ولی نمی‌دونم چرا، حس می‌کنم لباسی که
با این پارچه دوخته بشه، خیلی بهت میاد

829
01:00:38,176 --> 01:00:41,971
با این حال، ما جرأت نداریم از پارچه‌ای
که مخصوص خانواده‌ی سلطنتیه استفاده کنیم

830
01:00:43,014 --> 01:00:44,632
ـ بیا بریم
ـ بله

831
01:00:44,682 --> 01:00:47,560
وقتی ممنوعیت ازدواج تموم شد، برمی‌گردیم

832
01:00:53,232 --> 01:00:55,818
شما دوتا دوباره با هم برمی‌گردید؟

833
01:01:01,532 --> 01:01:04,369
بله، حتماً

834
01:01:13,211 --> 01:01:16,714
خیاط

835
01:01:19,926 --> 01:01:21,294
بیا بریم به دهکده‌ی شمالی

836
01:01:21,344 --> 01:01:22,970
باشه

837
01:01:29,060 --> 01:01:31,304
من لی شین‌ وون، رئیس
اداره‌ی بازرسی سلطنتی هستم

838
01:01:31,354 --> 01:01:35,516
من یکی از ندیمه‌های دربار هستم
که به اعلیحضرت خدمت می‌کنم

839
01:01:35,566 --> 01:01:39,070
می‌خواستم درباره‌ی اتفاقات
دیروز ازتون یه چیزی بپرسم

840
01:01:43,241 --> 01:01:46,994
نکنه تمام شب رو گریه کردید؟

841
01:01:48,871 --> 01:01:52,250
واقعاً چقدر احمقم
همش اشکم جاری می‌شه

842
01:01:56,087 --> 01:01:58,831
ببخشید که مدام درباره‌ی موضوعی
که باعث ناراحتی شما می‌شه می‌پرسم

843
01:01:58,881 --> 01:02:00,708
اما کسی که دیشب دیدید

844
01:02:00,758 --> 01:02:03,344
واقعاً همون ولیعهد خانم بود؟

845
01:02:04,929 --> 01:02:06,923
مگه من

846
01:02:06,973 --> 01:02:09,976
دختر خودم رو نمی‌شناسم؟

847
01:02:10,560 --> 01:02:12,845
مطمئنید که توی تاریکی اشتباه نکردید؟

848
01:02:12,895 --> 01:02:16,482
اونقدر نزدیک ایستاده
بود که نمی‌شد اشتباه کنم

849
01:02:26,826 --> 01:02:28,411
اونجا

850
01:02:30,663 --> 01:02:32,874
کنار اون چاه بود

851
01:02:37,253 --> 01:02:40,581
وقتی سعی کردم نزدیک‌تر برم تا ببینمش

852
01:02:40,631 --> 01:02:43,718
مثل دود غیب شد

853
01:02:50,975 --> 01:02:53,553
می‌دونم درخواست سختیه

854
01:02:53,603 --> 01:02:57,940
اما می‌شه جعبه‌ی یادگاری‌های اون رو ببینیم؟

855
01:03:09,577 --> 01:03:12,447
این اولین باریه که بعد از هفت
سال، دارم این رو باز می‌کنم

856
01:03:12,497 --> 01:03:14,782
حتی نترسیدم بهش دست بزنم

857
01:03:14,832 --> 01:03:17,335
می‌ترسیدم خراب بشه یا رنگ و روش بره

858
01:03:51,077 --> 01:03:53,446
حرکات خانواده‌ی سلطنتی غیرعادی به نظر میاد

859
01:03:53,496 --> 01:03:57,542
انگار این دفعه واقعاً مصمم
شدن که مقصر رو گیر بیارن

860
01:04:10,596 --> 01:04:12,548
می‌دونی

861
01:04:12,598 --> 01:04:17,804
چرا مردم همیشه گولِ همون کلک‌های
کلاهبردارای بازی لیوان و مهره رو می‌خورن؟

862
01:04:17,854 --> 01:04:22,024
چون فکر می‌کنن خودشون هیچ‌وقت گول نمی‌خورن

863
01:04:26,153 --> 01:04:30,700
همین که حواسشون رو به حرکات
فریبنده‌ی دست‌های کلاهبردار جمع می‌کنن

864
01:04:32,827 --> 01:04:34,320
تق

865
01:04:34,370 --> 01:04:37,123
اون‌موقع است که از پشت بهشون خنجر می‌زنن

866
01:04:39,166 --> 01:04:40,618
پس

867
01:04:40,668 --> 01:04:45,164
فکر می‌کنی چرا به محض اینکه اون
دختر از قصر رفت، ندادم بکشنش؟

868
01:04:45,214 --> 01:04:47,625
چون یه جای دیگه

869
01:04:47,675 --> 01:04:49,126
واسه مرگش نقشه‌ای کشیدم

870
01:04:49,176 --> 01:04:54,348
اگه اون دختر هم آخر سر، توی
قصرِ ولیعهد خانم آویزون پیدا بشه

871
01:04:55,016 --> 01:04:58,769
اون‌وقت پادشاه، یی هون

872
01:04:59,687 --> 01:05:02,732
دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه دوباره سر پا بشه

873
01:05:43,356 --> 01:05:44,982
این صدا

874
01:06:13,427 --> 01:06:15,262
ولیعهد خانم

875
01:06:15,930 --> 01:06:17,798
همون‌جا بمون، ولیعهد خانم

876
01:06:17,848 --> 01:06:19,926
مـ... من دارم میام پیشت

877
01:06:19,976 --> 01:06:21,636
اعلیحضرت

878
01:06:21,686 --> 01:06:23,312
اعلیحضرت

879
01:06:26,107 --> 01:06:27,733
ولیعهد خانم

880
01:06:29,276 --> 01:06:31,437
ولیعهد خانم

881
01:06:31,487 --> 01:06:33,406
ولیعهد خانم

882
01:06:34,657 --> 01:06:36,776
مگه شما هم با چشم‌های خودتون ندیدیدش؟

883
01:06:36,826 --> 01:06:38,861
بله، دیدیمش

884
01:06:38,911 --> 01:06:40,363
واقعاً خودِ ولیعهد خانم بود، مگه نه؟

885
01:06:40,413 --> 01:06:42,531
بله، واقعاً خود اعلیحضرت بود

886
01:06:42,581 --> 01:06:45,584
پس اینجا چه خبره؟

887
01:06:53,759 --> 01:06:55,294
اعلیحضرت

888
01:06:55,344 --> 01:06:56,921
اعلیحضرت

889
01:06:56,971 --> 01:06:59,223
ـ ولیعهد خانم
ـ اعلیحضرت اعلیحضرت

890
01:06:59,265 --> 01:07:00,216
ولیعهد خانم

891
01:07:00,266 --> 01:07:02,718
ـ اعلیحضرت
ـ همون‌جا بمون من دارم میام پیشت

892
01:07:02,768 --> 01:07:04,428
خواهش می‌کنم، اعلیحضرت

893
01:07:04,478 --> 01:07:06,722
بهم نگاه کنید

894
01:07:06,772 --> 01:07:09,191
خواهش می‌کنم، فقط یه لحظه بهم نگاه کنید

895
01:07:31,630 --> 01:07:37,595


896
01:07:47,063 --> 01:07:49,724
♪ در این شب، وقتی حتی ماه هم خوابیده است ♪

897
01:07:49,774 --> 01:07:52,268


898
01:07:52,318 --> 01:07:55,021
باید قبل از اینکه اون زن از
قصر خارج بشه، پیداش کنیم

899
01:07:55,071 --> 01:07:56,939
یعنی تمام ندیمه‌های دربار رو بازجویی کنیم؟

900
01:07:56,989 --> 01:07:59,859
اون داره مستقیم به سمت گور خودش می‌ره

901
01:07:59,909 --> 01:08:03,487
دستور رسید که یه ندیمه‌ی مشکوک
رو که هویتش معلوم نیست، پیدا کنیم

902
01:08:03,537 --> 01:08:05,948
اسم واقعی‌ت چیه؟

903
01:08:05,998 --> 01:08:07,575
منظورت چیه که اسمت واقعی نیست؟

904
01:08:07,625 --> 01:08:09,160
منظورت از این حرف چیه؟

905
01:08:09,210 --> 01:08:12,413
فکر نمی‌کنی این یه جور
هشدار در مورد سو رانگ باشه؟

906
01:08:12,463 --> 01:08:14,999
یعنی قراره سو رانگ رو هدف قرار بدن؟

907
01:08:15,049 --> 01:08:16,625
اعلیحضرت

908
01:08:16,675 --> 01:08:18,878
سو رانگ، سو رانگ

909
01:08:18,928 --> 01:08:20,880
دلیلش چیه

910
01:08:20,930 --> 01:08:23,966
که می‌خوام کنارت باشم، حتی اگه قراره بمیرم؟

911
01:08:24,016 --> 01:08:27,394
باید امشب پیداش کنیم