1
00:00:05,000 --> 00:00:09,574
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:09,624 --> 00:00:11,833
‫شاید بزرگ‌ترین خرابکاری در تاریخ گلف باشه.

3
00:00:11,916 --> 00:00:14,916
‫لانی هاکینز، در آستانه‌ی گرند اسلم
‫دوران حرفه‌ایش،

4
00:00:14,999 --> 00:00:17,874
‫یه ضربه‌ی پات از یه متری رو خراب کرد
‫و به گلدن فیسک باخت

5
00:00:17,958 --> 00:00:20,499
‫و بعد تقریباً به فراموشی سپرده شد.

6
00:00:20,583 --> 00:00:21,458
‫تا الان.

7
00:00:21,541 --> 00:00:25,208
‫هفته‌ی پیش، فقط با استفاده از سه چوب...
‫درست شنیدید، فقط سه تا چوب،

8
00:00:25,291 --> 00:00:28,916
‫اختلاف یازده ضربه‌ای رو جبران کرد
‫و بعد از سال‌ها اولین تورنمنتش رو برد.

9
00:00:28,999 --> 00:00:31,791
‫بعدش هم مسابقات آزاد ناکسویل رو فتح کرد.

10
00:00:34,374 --> 00:00:37,541
‫در کنار یه وردست که
‫توی پارکینگ والمارت پیداش کرده...

11
00:00:37,624 --> 00:00:38,666
‫حالش رو ببرید، بچه‌ها.

12
00:00:38,749 --> 00:00:43,166
‫فقط یه برد دیگه تا برگشتن
‫به تور انجمن گلف‌بازان فاصله داره.

13
00:00:43,249 --> 00:00:46,374
‫خطاب به تمام طرفداران لانی هاکینز،
‫یادتون باشه.

14
00:00:46,458 --> 00:00:48,458
‫گلف‌بازهای پیر هیچوقت نمی‌میرن،

15
00:00:48,541 --> 00:00:50,249
‫فقط جسارتشون رو از دست میدن.

16
00:00:51,458 --> 00:00:53,958
‫هی، اینجا کیا فکر می‌کنن
‫من تورنمنت بعدیم رو می‌برم؟

17
00:00:55,166 --> 00:00:56,374
‫آره!

18
00:00:56,458 --> 00:00:59,458
‫و محض اطلاع، هنوز جسارت و جربزه‌ام سرِ جاشه.

19
00:00:59,541 --> 00:01:00,624
‫خدا رو شکر!

20
00:01:00,708 --> 00:01:03,208
‫اسم‌هاشون هم آلانیس و موریسته.

21
00:01:04,208 --> 00:01:05,166
‫این طعنه‌آمیز نیست؟

22
00:01:06,916 --> 00:01:08,749
‫هی، نوشیدنی مهمون من!

23
00:01:08,833 --> 00:01:10,708
‫- آره!
‫- آره!

24
00:01:10,791 --> 00:01:12,916
‫نوشیدنیِ گرون‌قیمت نه.
‫فقط دلستر و نوشابه.

25
00:01:13,458 --> 00:01:14,708
‫- فقط دلستر.
‫- آره.

26
00:01:14,791 --> 00:01:16,416
‫ولی بازم مهمون من.

27
00:01:16,499 --> 00:01:18,874
‫- لانی! لانی!
‫- لانی هاکینز، بچه‌ها.

28
00:01:18,958 --> 00:01:20,999
‫- ♪ بهش میگن شاهین ♪
‫- ♪ شاهین! ♪

29
00:01:21,083 --> 00:01:22,833
‫♪ یه گلف‌بازه ♪

30
00:01:23,374 --> 00:01:26,124
‫♪ بزرگترین گلف‌باز دنیا! ♪

31
00:01:26,208 --> 00:01:29,416
‫فقط یه برد دیگه تا برگشتن
‫به تور انجمن گلف‌بازان فاصله داره.

32
00:01:29,499 --> 00:01:32,124
‫خطاب به تمام طرفداران لانی هاکینز،
‫یادتون باشه.

33
00:01:32,208 --> 00:01:35,458
‫گلف‌بازهای پیر هیچوقت نمی‌میرن،
‫فقط جسارتشون رو از دست میدن.

34
00:01:36,874 --> 00:01:38,124
‫ون پلت کارش درسته!

35
00:01:38,208 --> 00:01:39,916
‫شنیدی لنس؟ محشر بود.

36
00:01:39,999 --> 00:01:41,916
‫خفه خون بگیر، جری.
‫فقط تمرکز کن، باشه؟

37
00:01:41,999 --> 00:01:43,291
‫آره، حتماً.

38
00:01:43,833 --> 00:01:45,666
‫- لعنتی!
‫- چیزی نیست.

39
00:01:45,749 --> 00:01:47,624
‫جمع کن و بترکون.

40
00:01:49,124 --> 00:01:51,583
‫- سلام.
‫- وای خدا! چیه؟

41
00:01:52,916 --> 00:01:54,416
‫- اوه، سلام، عزیزم.
‫- سلام...

42
00:01:54,499 --> 00:01:57,458
‫خب، در مورد بابات چه تصمیمی گرفتی؟

43
00:01:57,999 --> 00:01:59,999
‫همین الان جواب می‌خوای؟

44
00:02:00,083 --> 00:02:02,249
‫یه جورایی. جشن نامزدی یه هفته دیگه‌ست.

45
00:02:02,333 --> 00:02:04,458
‫ایول! داداشم داره زن می‌گیره!

46
00:02:04,541 --> 00:02:06,708
‫خب، نامزد می‌کنم.
‫چرا انقدر برات مهمه؟

47
00:02:06,791 --> 00:02:07,833
‫فقط باید بدونم.

48
00:02:07,916 --> 00:02:10,249
‫ولی، دعوت نکردنش عجیب نیست؟

49
00:02:10,333 --> 00:02:12,583
‫بالأخره تقریباً نصف تور رو دعوت کردیم،

50
00:02:12,666 --> 00:02:15,583
‫حتی عوضی‌هایی مثل گلدن فیسک
‫و آنتون فلوید.

51
00:02:15,666 --> 00:02:18,458
‫آره، ولی اونا قراره بیان.

52
00:02:19,291 --> 00:02:20,124
‫آره.

53
00:02:20,208 --> 00:02:22,708
‫نمی‌خوای دوباره استرس بکشی
‫و ناامید بشی،

54
00:02:22,791 --> 00:02:24,999
‫مثل مراسم خاکسپاری هنری پیر، نه؟

55
00:02:29,166 --> 00:02:30,458
‫نه، حق با توئه.

56
00:02:30,541 --> 00:02:32,249
‫- معلومه.
‫- به اون استرس نیاز ندارم.

57
00:02:32,333 --> 00:02:33,249
‫- آره.
‫- بدون استرس.

58
00:02:33,333 --> 00:02:35,166
‫می‌دونم این جشن برات خیلی مهمه.

59
00:02:35,249 --> 00:02:37,749
‫عزیزم، فقط برای من نیست.
‫برای تو هم هست.

60
00:02:37,833 --> 00:02:40,708
‫خب، اگه برای منم بود، احتمالاً یه...

61
00:02:40,791 --> 00:02:42,708
‫برج دونات برای رفقام می‌ذاشتیم.

62
00:02:42,791 --> 00:02:43,749
‫آره، ایول!

63
00:02:43,833 --> 00:02:47,208
‫باشه، خب...
‫پس یه برج دونات هم می‌گیریم.

64
00:02:47,291 --> 00:02:49,708
‫- جدی؟
‫- ایول، برج دونات!

65
00:02:49,791 --> 00:02:50,874
‫- روز تقلب!
‫- آره!

66
00:02:50,958 --> 00:02:53,083
‫- من که کلی دونات می‌خورم.
‫- خواهیم دید.

67
00:02:53,166 --> 00:02:54,624
‫خیلی خب، بعداً می‌بینمتون.

68
00:02:58,083 --> 00:02:59,791
‫هی، چه خبر، چه خبر، چه خبر؟

69
00:02:59,874 --> 00:03:02,499
‫داجرز چطور بازی رو خراب کرد؟
‫اوتانی رو توی میدون داشتن.

70
00:03:02,583 --> 00:03:03,624
‫اوه، لعنتی.

71
00:03:04,208 --> 00:03:06,874
‫صبر کن، فکر می‌کردم...
‫دیگه از اون کارها نمی‌کنی.

72
00:03:06,958 --> 00:03:08,333
‫- برگشتم، رفیق!
‫- اوه، بزن بریم!

73
00:03:08,416 --> 00:03:10,749
‫- لامصب خیلی اعتیادآوره.
‫- آره. لعنتی خیلی اعتیادآوره.

74
00:03:10,833 --> 00:03:14,166
‫- واسه همینه که بهش میگن اعتیاد.
‫- تحت کنترلمه. عاشق هیجانشم.

75
00:03:14,249 --> 00:03:15,499
‫آره، معلومه.

76
00:03:16,082 --> 00:03:18,874
‫اوه، راستی جری...
‫می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی.

77
00:03:18,957 --> 00:03:21,041
‫به نت بگو امروز بعدازظهر یکم دیر می‌رسم.

78
00:03:21,124 --> 00:03:23,999
‫یه چیزی سرهم کن دیگه.
‫تو توی این کار استادی.

79
00:03:24,041 --> 00:03:25,791
‫بگو توی زمین تمرینم یا یه همچین چیزی.

80
00:03:25,874 --> 00:03:27,291
‫حتماً. فقط مواظب باش، داداش.

81
00:03:27,374 --> 00:03:29,624
‫چیزی نیست، رفیق.
‫همه چی تحت کنترلمه.

82
00:03:29,707 --> 00:03:30,957
‫تحت کنترل نگهش دار.

83
00:03:31,791 --> 00:03:33,499
‫بوم! خودشه!

84
00:03:34,582 --> 00:03:36,707
‫حالا که این همه پول داره میاد،

85
00:03:36,791 --> 00:03:38,916
‫چرا توی یه پارکینگ متروکه موندیم؟

86
00:03:38,999 --> 00:03:41,124
‫سر راه یه هتل ماریوت دیدم.

87
00:03:41,207 --> 00:03:42,499
‫من پارکینگ دوست دارم.

88
00:03:42,582 --> 00:03:44,541
‫تو توی پارکینگ زندگی می‌کردی.

89
00:03:45,416 --> 00:03:46,749
‫می‌دونی، الان می‌فهمم.

90
00:03:46,832 --> 00:03:48,374
‫اون چالش،

91
00:03:48,874 --> 00:03:50,457
‫اون نبرد ذهنی.

92
00:03:51,374 --> 00:03:52,957
‫تک‌تک ضربه‌ها مهمن.

93
00:03:53,041 --> 00:03:54,124
‫با عقل جور در میاد.

94
00:03:54,207 --> 00:03:56,666
‫کم‌کم نظرت داره عوض میشه؟
‫حالا دیگه از گلف خوشت میاد؟

95
00:03:57,332 --> 00:04:00,124
‫- من از پول خوشم میاد.
‫- معلومه، کاملاً مشخصه.

96
00:04:00,207 --> 00:04:01,832
‫- این رو میگی؟
‫- آره.

97
00:04:01,916 --> 00:04:03,291
‫فکر نمی‌کردم متوجهش بشی.

98
00:04:03,374 --> 00:04:05,541
‫اوه، کاملاً متوجه شدم.
‫سخت میشه متوجهش نشد.

99
00:04:05,624 --> 00:04:07,416
‫خب، ممنون.

100
00:04:07,499 --> 00:04:09,874
‫این چرمِ ویلسونز لدره.

101
00:04:09,957 --> 00:04:12,249
‫کالکشن جدید، همون کلاسیک‌های همیشگی.

102
00:04:12,332 --> 00:04:14,666
‫هنوز کامل جا باز نکرده.

103
00:04:14,749 --> 00:04:16,916
‫- زمان می‌بره.
‫- معلومه، چرمه دیگه.

104
00:04:16,999 --> 00:04:20,582
‫آره. من به چیزهای زیادی حسودی نمی‌کنم...
‫ولی به این یکی حسودیم میشه.

105
00:04:20,666 --> 00:04:22,916
‫ببین چه حرفه‌ای دوخته شده. معرکه‌ست.

106
00:04:22,999 --> 00:04:24,832
‫- خوشحالم خوشت اومده.
‫- خیره‌کننده‌ست.

107
00:04:24,916 --> 00:04:27,249
‫- شاید منم لباس چرمی بگیرم.
‫- آره، باید بگیری.

108
00:04:27,332 --> 00:04:30,416
‫- با شلوار چرمی برم زمین گلف.
‫- خیلی باحال میشه.

109
00:04:30,499 --> 00:04:32,249
‫- باشه.
‫- ببخشید.

110
00:04:32,332 --> 00:04:35,832
‫نمی‌خوام مزاحمتون بشم،
‫ولی خانواده‌ام توی اون ماشینن.

111
00:04:35,916 --> 00:04:39,249
‫ما داریم می‌ریم ایندیانا،
‫برادرم اونجا برام کار پیدا کرده.

112
00:04:39,332 --> 00:04:41,166
‫فقط یکم پول بنزین کم داریم.

113
00:04:41,749 --> 00:04:43,082
‫- بذار ببینم.
‫- خب...

114
00:04:43,166 --> 00:04:45,207
‫- چی دارم؟
‫- آره، یه لحظه صبر کن.

115
00:04:48,999 --> 00:04:50,124
‫بفرما.

116
00:04:50,874 --> 00:04:52,166
‫توی ایندیانا موفق باشید.

117
00:04:52,249 --> 00:04:54,916
‫- یه چیزی هم برای بچه‌هات بگیر.
‫- ممنون.

118
00:04:55,582 --> 00:04:56,624
‫از هردوتون ممنونم.

119
00:04:57,666 --> 00:04:59,332
‫توی هتل ماریوت از این خبرها نیست.

120
00:04:59,416 --> 00:05:01,707
‫نه. واقعاً نیست.

121
00:05:01,791 --> 00:05:04,416
‫خدا رو شکر اون یارو
‫کاپشن چرمم رو نخواست.

122
00:05:04,499 --> 00:05:08,416
‫- نه، سر اون باهاش دعوا می‌کردم.
‫- دل کندن ازش واقعاً سخت بود.

123
00:05:10,541 --> 00:05:12,541
‫وای، اون جمعیت رو ببین.

124
00:05:13,082 --> 00:05:15,332
‫اون جمعیت نیست، سم.

125
00:05:15,416 --> 00:05:17,791
‫اونا طرفدارهای خودمن. شاهین‌بازها.

126
00:05:23,041 --> 00:05:24,582
‫خیلی خب.

127
00:05:25,082 --> 00:05:26,124
‫خوشم اومد.

128
00:05:37,916 --> 00:05:40,624
‫به روز چهارم رقابت‌های اوکونت کلاسیک
‫خوش اومدین.

129
00:05:40,707 --> 00:05:43,499
‫من شین بیکنم،
‫در کنار همکار همیشگیم جیمز نیتیز.

130
00:05:43,582 --> 00:05:45,832
‫جیمز، موضوع اصلی این تورنمنت

131
00:05:45,916 --> 00:05:48,707
‫فقط و فقط یه نفر بوده
‫و اونم لانی هاکینزه.

132
00:05:48,791 --> 00:05:51,124
‫دقیقاً. داستانش همه رو درگیر کرده.

133
00:05:51,207 --> 00:05:53,832
‫این مردم اومدن تا قهرمان قدیمیشون رو ببینن

134
00:05:53,916 --> 00:05:57,124
‫که سعی می‌کنه سومین برد پیاپیش رو بگیره
‫و دوباره به تور انجمن گلف‌بازان برگرده.

135
00:05:57,207 --> 00:05:58,916
‫ولی کار آسونی در پیش نداره،

136
00:05:58,999 --> 00:06:01,416
‫چون کنار هانس کورسگارد،
‫گلف‌باز دانمارکی، بازی می‌کنه.

137
00:06:01,499 --> 00:06:05,166
‫کورسگارد عجب بازیکنیه.
‫امروز واقعاً داره می‌ترکونه.

138
00:06:05,249 --> 00:06:07,374
‫اونم با یه برد
‫به تور انجمن گلف‌بازان صعود می‌کنه،

139
00:06:07,416 --> 00:06:08,457
‫پس قراره یه نبرد حسابی ببینیم.

140
00:06:08,499 --> 00:06:11,291
‫برید کنار! جا باز کنید!
‫از سر راه برید کنار!

141
00:06:11,374 --> 00:06:14,374
‫مراقب باشید. جا باز کنید.
‫از سر راه برید کنار.

142
00:06:26,582 --> 00:06:29,707
‫- امروز حالتون چطوره؟ خوبید؟
‫- آره!

143
00:06:29,791 --> 00:06:31,957
‫اومدید گلف ببینید؟

144
00:06:32,041 --> 00:06:35,791
‫خب، روز خوبی رو انتخاب کردید،
‫چون امروز حسابی گلف بازی می‌کنم.

145
00:06:35,874 --> 00:06:36,791
‫آره!

146
00:06:36,874 --> 00:06:39,791
‫می‌دونم طبق رسم،
‫باید برای احترام ساکت باشید.

147
00:06:40,582 --> 00:06:42,874
‫ولی نظرتون چیه امروز
‫یکم سروصدا راه بندازیم؟

148
00:06:42,957 --> 00:06:45,499
‫با تمام وجود فریاد بزنید. یالا.

149
00:06:45,582 --> 00:06:48,582
‫- بگو داد بزنن «تا تهش».
‫- باشه. شنیدید چی گفت.

150
00:06:48,665 --> 00:06:52,124
‫تا تهش! تا تهش! تا تهش!

151
00:06:53,582 --> 00:06:56,790
‫یالا! آره.

152
00:07:01,624 --> 00:07:02,999
‫ایولا!

153
00:07:03,082 --> 00:07:04,915
‫دمت گرم!

154
00:07:06,290 --> 00:07:07,332
‫هو!

155
00:07:11,165 --> 00:07:12,707
‫آره!

156
00:07:23,082 --> 00:07:24,874
‫با چی طرفیم؟

157
00:07:28,582 --> 00:07:29,957
‫کسی کاری کرد؟

158
00:07:33,499 --> 00:07:34,999
‫شاهین! شاهین! شاهین!

159
00:07:44,832 --> 00:07:46,499
‫- تمومش کنیم.
‫- آره.

160
00:07:46,582 --> 00:07:48,124
‫فقط یه سوراخ دیگه‌ست.

161
00:07:48,207 --> 00:07:49,957
‫نه دقیقاً.

162
00:07:51,624 --> 00:07:53,207
‫این یه لحظه‌ی سرنوشت‌سازه.

163
00:07:54,082 --> 00:07:57,874
‫یکی از ما به اوج گلف می‌رسه،
‫یعنی تور انجمن گلف‌بازان حرفه‌ای.

164
00:07:57,957 --> 00:08:00,374
‫اون یکی هم توی گل‌ولای
‫با خوک‌ها بازی می‌کنه.

165
00:08:00,457 --> 00:08:02,415
‫کل روز یه کلمه هم حرف نزدی.

166
00:08:02,499 --> 00:08:04,707
‫این سوراخ سرنوشت ما رو تعیین می‌کنه.

167
00:08:04,790 --> 00:08:06,540
‫ببین، من یه ضربه جلوترم، رفیق.

168
00:08:06,624 --> 00:08:09,040
‫- اینجا یه پات یه متری دارم.
‫- همه چی بهش بستگی داره.

169
00:08:09,124 --> 00:08:11,124
‫کاش برگردی به همون حرف نزدنت.

170
00:08:11,207 --> 00:08:12,915
‫موفق نمیشی این ضربه‌ی پات رو بزنی.

171
00:08:12,999 --> 00:08:15,665
‫متأسفم.
‫امروز تمام افتخار نصیب من میشه.

172
00:08:15,749 --> 00:08:18,582
‫ما دانمارکی‌ها برای آدم‌هایی
‫مثل تو یه اصطلاح داریم.

173
00:08:18,665 --> 00:08:21,582
‫مردی که همیشه تا دمِ برد میره
‫اما هرگز برنده نمیشه.

174
00:08:21,665 --> 00:08:25,082
‫- «تریست توم اسلپ کلاون.»
‫- باشه، لازم نیست ترجمه‌اش کنی.

175
00:08:25,165 --> 00:08:27,082
‫«دلقک غمگینِ پوچ و وارفته.»

176
00:08:27,165 --> 00:08:29,290
‫- ممنون. انگلیسیت خیلی خوبه.
‫- می‌دونم.

177
00:08:29,374 --> 00:08:33,040
‫خدایا، یادم بنداز هیچوقت نرم دانمارک.

178
00:08:33,124 --> 00:08:34,249
‫واقعاً.

179
00:08:34,832 --> 00:08:36,332
‫کدوم چوب رو می‌خوای؟

180
00:08:36,415 --> 00:08:38,124
‫- پاتر رو می‌خوام.
‫- اوه، باشه.

181
00:08:38,207 --> 00:08:39,332
‫بگیر.

182
00:08:39,415 --> 00:08:42,124
‫- وای خدا. زدی به پام.
‫- وای، ببخشید!

183
00:08:42,207 --> 00:08:43,165
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

184
00:08:43,249 --> 00:08:45,832
‫و اون‌قدری محکم بود
‫که حالت تهوع گرفتم.

185
00:08:45,915 --> 00:08:46,957
‫ببخشید، رفیق.

186
00:08:52,290 --> 00:08:55,624
‫دقیقاً شبیه همون پاتیه
‫که توی مسابقات آزاد آمریکا خراب کردی.

187
00:08:55,707 --> 00:08:58,915
‫همونی که پرتت کرد
‫توی سال‌ها شرمندگی و فراموشی.

188
00:08:59,582 --> 00:09:00,540
‫نگاهت می‌کنم.

189
00:09:00,624 --> 00:09:04,124
‫جیمز، انگار دو گلف‌باز دارن
‫با هم کل‌کل دوستانه می‌کنن.

190
00:09:04,207 --> 00:09:05,749
‫یه جنگ روانی کوچیک.

191
00:09:05,832 --> 00:09:09,082
‫این جمعیت هر لحظه ممکنه منفجر بشه.

192
00:09:09,165 --> 00:09:11,290
‫با توجه به تمام اتفاقاتی که افتاده،

193
00:09:11,374 --> 00:09:13,957
‫آدم کنجکاوه بدونه
‫الان توی ذهن لانی هاکینز چی می‌گذره.

194
00:09:23,499 --> 00:09:24,707
‫هی، هانس.

195
00:09:25,415 --> 00:09:28,707
‫چرا خودت نمیری وا بری،
‫دلقکِ پوچ وارفته؟

196
00:09:31,790 --> 00:09:34,499
‫آره! موفق شدم!

197
00:09:34,582 --> 00:09:37,040
‫موفق شدم! من لانی هاکینزم!

198
00:09:37,790 --> 00:09:39,707
‫تنهایی انجامش دادم.

199
00:09:39,790 --> 00:09:41,957
‫- موفق شدی.
‫- آره!

200
00:09:42,040 --> 00:09:44,832
‫- دقیقاً کاری رو که گفته بودی کردی.
‫- همون‌طور که گفته بودم موفق شدم.

201
00:09:44,915 --> 00:09:46,915
‫خدای من.

202
00:09:46,999 --> 00:09:48,540
‫صدای جمعیت رو گوش کن.

203
00:09:48,624 --> 00:09:49,915
‫می‌دونم!

204
00:09:49,999 --> 00:09:51,957
‫موفق شدم.

205
00:09:52,040 --> 00:09:54,332
‫پاشو، چیزی که می‌خوان بهشون نشون بده.

206
00:09:54,415 --> 00:09:56,415
‫- نمی‌تونم.
‫- زیادی احساساتی شدی؟

207
00:09:56,499 --> 00:09:57,749
‫نه، پاهام سست شدن.

208
00:09:57,832 --> 00:09:59,207
‫اوه، باشه، باشه.

209
00:09:59,290 --> 00:10:00,749
‫آره!

210
00:10:00,832 --> 00:10:02,540
‫از ذوق صعود پاهاش سست شدن.

211
00:10:02,624 --> 00:10:03,957
‫ولی سعی کن بلند شی.

212
00:10:04,915 --> 00:10:08,415
‫اوه، هر بار که به تماشاگرها نگاه می‌کنم،
‫دوباره پاهام سست میشن.

213
00:10:08,498 --> 00:10:09,623
‫دوباره پاهاش سست شدن.

214
00:10:09,707 --> 00:10:10,748
‫و بالأخره انجامش داد.

215
00:10:10,832 --> 00:10:13,623
‫بازگشت لانی هاکینز به تور انجمن گلف‌بازان.

216
00:10:16,957 --> 00:10:20,207
‫دوربین‌ها و سنسورها دقیقاً تشخیص میدن
‫که توپ کجا قراره فرود بیاد

217
00:10:20,290 --> 00:10:22,832
‫توی یه زمین واقعی و باید بگم،

218
00:10:23,790 --> 00:10:25,290
‫خیلی خیلی حال میده.

219
00:10:26,915 --> 00:10:28,623
‫در ضمن، کنترل‌شده‌ست.

220
00:10:28,707 --> 00:10:32,623
‫دیگه خبری از تأخیر به خاطر آب‌وهوا نیست.
‫تجربه‌ای بی‌نظیر برای طرفدارهاست.

221
00:10:32,707 --> 00:10:35,707
‫و فرصت‌های تبلیغاتی هم بی‌پایانه.

222
00:10:35,790 --> 00:10:37,332
‫این می‌تونه برای ما عالی باشه.

223
00:10:37,415 --> 00:10:41,165
‫موافقم. به نظر فرصت خیلی خوبی میاد.

224
00:10:41,248 --> 00:10:45,248
‫ترجیح میدم با این خرخون‌ها متحد بشم
‫تا اون عرب‌های تور لیو گلف.

225
00:10:47,290 --> 00:10:50,332
‫من رو می‌شناسید. بیاید فضا رو بیشتر کنیم.
‫آدم‌های بیشتری رو راه بدیم.

226
00:10:51,998 --> 00:10:53,290
‫چی... چی شده؟

227
00:10:53,373 --> 00:10:55,123
‫لانی هاکینز، داره برمی‌گرده.

228
00:10:55,207 --> 00:10:56,915
‫نه، عمراً! برنمی‌گرده!

229
00:10:56,998 --> 00:11:00,040
‫آره، برمی‌گرده. همین الان سومین
‫تور کورن فری پشت سر هم رو برد.

230
00:11:00,123 --> 00:11:01,498
‫دهن کثیفت رو ببند، لیندا.

231
00:11:01,582 --> 00:11:05,665
‫این فوق‌العاده نیست؟ شین بیکن تو شبکه گلف
‫گفت آمار بیننده‌های شنبه

232
00:11:05,748 --> 00:11:07,707
‫از جزیره‌ی عشق بالاتر بوده.

233
00:11:07,790 --> 00:11:11,498
‫خب، داستان خوبیه. یعنی، فکرش رو بکن.
‫پدر و پسر با هم رقابت می‌کنن.

234
00:11:11,582 --> 00:11:14,207
‫ببینید، صبر کنید، صبر کنید.
‫کاری از دستمون برنمیاد؟

235
00:11:14,290 --> 00:11:17,248
‫مثلاً... نذاریم بیاد؟ می‌دونید، یه چیزی
‫مثل منشور اخلاقی یا این حرف‌ها؟

236
00:11:17,332 --> 00:11:19,207
‫آخه چرا باید این کار رو بکنیم، آنتون؟

237
00:11:19,248 --> 00:11:21,248
‫این مرد قراره کلی طرفدار جدید به گلف بیاره.

238
00:11:21,332 --> 00:11:24,248
‫اوه، منظورت همون احمق‌های
‫تی‌شرت‌‌پوش و دلسترخور

239
00:11:24,332 --> 00:11:26,207
‫با شلوارک‌های کوتاه و دمپایی لاانگشتیه؟

240
00:11:26,290 --> 00:11:30,207
‫خب بهتره کلاً مسابقاتمون رو تبدیل کنیم
‫به مسابقات کلاسیک رودخونه‌ی گنداب.

241
00:11:30,290 --> 00:11:34,248
‫عاقبت این مؤسسه به کجا داره می‌رسه؟

242
00:11:34,748 --> 00:11:35,998
‫می‌دونید چیه؟ می‌دونستم.

243
00:11:36,498 --> 00:11:38,915
‫مخالفش بودم، ولی می‌دونستم.

244
00:11:38,998 --> 00:11:42,248
‫به محض این‌که گذاشتیم یه زن بیاد
‫تو این اتاق هیئت مدیره،

245
00:11:42,332 --> 00:11:45,248
‫کار تور انجمن گلف‌بازان
‫که می‌شناختیم تموم شد.

246
00:11:45,332 --> 00:11:46,165
‫راست میگه.

247
00:11:46,248 --> 00:11:50,082
‫دیگه طولی نمی‌کشه که این اتاق پر بشه
‫از زن‌ها و آدم‌های نامطلوب.

248
00:11:50,165 --> 00:11:52,540
‫بیخیال. تا قبل از پایان فصل حذف میشه.

249
00:11:52,623 --> 00:11:55,415
‫بابا راست میگه. بیشتر گلف‌بازهایی
‫که از دور مقدماتی میان بالا

250
00:11:55,498 --> 00:11:58,082
‫تو لیگ ما دوام نمیارن، ولی داستان خوبیه.

251
00:11:58,165 --> 00:12:00,123
‫خیلی بامزه‌ست، بریک. واقعاً بامزه‌ست.

252
00:12:00,207 --> 00:12:03,998
‫می‌دونی چیه؟ بیشتر گلف‌بازهایی
‫که از دور مقدماتی میان بالا،

253
00:12:04,082 --> 00:12:05,666
‫لانی هاکینز نیستن!

254
00:12:08,873 --> 00:12:13,082
‫قیافه‌ی اون یارو دانمارکیه رو دیدی
‫وقتی اون ضربه رو انداختی تو سوراخ؟

255
00:12:13,165 --> 00:12:14,790
‫آره. آره.

256
00:12:15,457 --> 00:12:18,790
‫قیافه‌اش جوری بود انگار یکی
تاپاله کوبیده بود تو صورتش.

257
00:12:18,873 --> 00:12:21,373
‫یعنی، گوش کن،
‫من هیچ مشکلی با دانمارکی‌ها ندارم.

258
00:12:21,457 --> 00:12:22,832
‫اونا بزرگترین سگ‌ها رو دارن...

259
00:12:22,915 --> 00:12:24,498
‫- فقط درکش نمی‌کنم.
‫- چی رو؟

260
00:12:25,040 --> 00:12:27,040
‫طایفه‌ی هاکینز.

261
00:12:27,540 --> 00:12:30,207
‫یعنی، هیچ خبری از استیسی و لنس نیست.

262
00:12:30,290 --> 00:12:32,832
‫نه تبریکی، هیچی.

263
00:12:32,915 --> 00:12:35,998
‫فکر می‌کردم استیسی حداقل یه خط بنویسه:
‫«هی، پول من کجاست؟»

264
00:12:36,082 --> 00:12:37,207
‫ولی لنس؟

265
00:12:37,915 --> 00:12:40,873
‫یعنی، اون می‌دونه دارم برمی‌گردم.
‫حتی یه کلمه هم حرف نزده.

266
00:12:41,540 --> 00:12:44,373
‫احتمالاً درگیر جشن نامزدیشه.

267
00:12:44,457 --> 00:12:45,540
‫درگیرِ چیش؟

268
00:12:46,498 --> 00:12:48,415
‫آره، فکر کردم می‌دونی.

269
00:12:48,498 --> 00:12:51,498
‫شنیدم یه یارویی تو باشگاه
‫می‌گفت قراره بره مراسمش.

270
00:12:52,373 --> 00:12:53,373
‫آره.

271
00:12:54,082 --> 00:12:55,498
‫آره، درسته. نه، نه.

272
00:12:55,582 --> 00:12:56,998
‫نه، خودش بهم گفت.

273
00:12:57,748 --> 00:13:02,040
‫من فقط... حتماً دعوت‌نامه‌اش رو گم کردم.
‫انقدر رو مسابقات تمرکز کردم که...

274
00:13:02,123 --> 00:13:04,290
‫آره، احتمالاً همین بوده.

275
00:13:05,290 --> 00:13:08,832
‫خب، داشتی در مورد سگ‌های بزرگ چی می‌گفتی؟

276
00:13:08,915 --> 00:13:10,332
‫اوه، دانمارکی‌ها، اونا...

277
00:13:10,415 --> 00:13:13,582
‫پسر خودم نخواسته من
‫تو جشن نامزدیش باشم.

278
00:13:13,665 --> 00:13:15,332
‫این خیلی نامردیه.

279
00:13:16,290 --> 00:13:17,748
‫راستی، گفتی کجا بود؟

280
00:13:17,832 --> 00:13:20,040
‫یارو گفت داره میره پنساکولا.

281
00:13:21,123 --> 00:13:22,540
‫پنساکولا؟

282
00:13:22,623 --> 00:13:24,665
‫حدود... ۲۸ ساعت فاصله داره.

283
00:13:24,748 --> 00:13:26,082
‫۲۸ ساعت؟

284
00:13:26,998 --> 00:13:29,123
‫جشن سه‌شنبه‌ست.

285
00:13:29,207 --> 00:13:33,248
‫پس اگه... می‌دونی، همین الان راه بیفتیم،
‫احتمالاً می‌تونیم سر وقت برسیم.

286
00:13:33,332 --> 00:13:35,706
‫آزادراه شماره ۱۰ مستقیم میره اونجا.

287
00:13:36,415 --> 00:13:37,790
‫برم پسرم رو ببینم...

288
00:13:37,873 --> 00:13:38,915
‫آره.

289
00:13:38,998 --> 00:13:40,415
‫زنم...

290
00:13:40,956 --> 00:13:42,165
‫همه‌ی اعضای انجمن گلف‌بازان...

291
00:13:42,248 --> 00:13:44,540
‫- شرط می‌بندم همه‌شون اونجان.
‫- زیر یه سقف.

292
00:13:46,415 --> 00:13:48,998
‫که بازگشتم به انجمن گلف‌بازان رو جشن بگیرن.

293
00:13:49,081 --> 00:13:51,123
‫علاوه بر جشن گرفتن نامزدی پسرت.

294
00:13:51,206 --> 00:13:52,415
‫- آره، آره، آره.
‫- درسته.

295
00:13:52,498 --> 00:13:53,665
‫- نه.
‫- آره.

296
00:13:53,748 --> 00:13:56,540
‫نمی‌خوام صرفاً به خاطر اصول اخلاقی‌ام
‫به اونجا برم.

297
00:13:56,623 --> 00:13:59,581
‫می‌دونی که پایگاه «فرشتگان آبی»
‫توی پنساکولاست، نه؟

298
00:13:59,665 --> 00:14:01,206
‫نه! من عاشق فرشتگان آبی‌ام.

299
00:14:01,290 --> 00:14:02,331
‫اونا فوق‌العاده‌ان.

300
00:14:02,415 --> 00:14:06,081
‫اگه یکی از خلبان‌هاشون رو ببینیم
‫و بعدش ما رو ببرن تو آسمون چی؟

301
00:14:06,790 --> 00:14:08,206
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- واسه پرواز.

302
00:14:08,290 --> 00:14:10,790
‫کلی نیروی جی بهمون وارد میشه،
‫شنیدم بهش میگن نیروی جی.

303
00:14:10,873 --> 00:14:12,873
‫- ولی نمیشه، چون قرار نیست بریم.
‫- نه.

304
00:14:12,956 --> 00:14:15,331
‫- می‌تونیم اینا رو برداریم واسه راه.
‫- می‌تونیم.

305
00:14:15,415 --> 00:14:16,706
‫چون ما، مثلاً،

306
00:14:17,206 --> 00:14:18,831
‫چند تا سریِ دیگه هم سفارش دادیم.

307
00:14:18,915 --> 00:14:22,706
‫اگه فکر می‌کردیم لازمه می‌تونستیم،
‫ولی دلیلی نمی‌بینم که باید انجامش بدیم.

308
00:14:22,790 --> 00:14:24,456
‫- حق با توئه.
‫- نه.

309
00:14:24,540 --> 00:14:26,456
‫قطعاً نمی‌ریم.

310
00:14:31,352 --> 00:14:41,352
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

311
00:14:46,248 --> 00:14:48,456
‫خدای من.

312
00:14:48,956 --> 00:14:51,331
‫- چقدر دیگه مونده؟
‫- حدود ۴۵ دقیقه.

313
00:14:51,415 --> 00:14:52,706
‫نزدیکیم.

314
00:14:52,790 --> 00:14:53,873
‫تو خواب حرف زدم؟

315
00:14:55,123 --> 00:14:57,498
‫- در مورد گرگینه‌ها؟
‫- آره، حرف زدی.

316
00:14:57,581 --> 00:15:00,165
‫من همیشه خواب چارلی چاپلین رو می‌بینم

317
00:15:00,873 --> 00:15:02,415
‫که گرگینه‌ها دارن تعقیبش می‌کنن.

318
00:15:02,498 --> 00:15:04,790
‫اوه. من خواب گربه‌ها رو می‌بینم.

319
00:15:04,873 --> 00:15:06,665
‫خواب ناگت مرغ هم می‌بینم.

320
00:15:06,748 --> 00:15:10,831
‫خب، یه لطفی در حقم بکن.
‫اگه یه پابلیکس یا کروگر دیدی، وایسا.

321
00:15:10,915 --> 00:15:11,998
‫حتماً رئیس.

322
00:15:14,790 --> 00:15:16,456
‫- سلام.
‫- هی، از دیدنت خوشحالم.

323
00:15:17,290 --> 00:15:18,456
‫- ممنون.
‫- ممنون.

324
00:15:19,165 --> 00:15:20,581
‫خبرم کن نظرت چیه.

325
00:15:21,206 --> 00:15:23,915
‫خب، تو آستین با تایرل هدنی بازی می‌کردم.

326
00:15:23,998 --> 00:15:25,831
‫تو بخش آخر یه پار ۵ سخت و طولانی بودیم.

327
00:15:25,873 --> 00:15:27,873
‫اینو بگیر. و من می‌خواستم ضربه‌ام رو بزنم.

328
00:15:28,040 --> 00:15:31,456
‫گفتم: «به آجیل حساسیت نداری؟
‫چون می‌خوام این ضربه رو بترکونم.»

329
00:15:32,831 --> 00:15:34,373
‫باحاله. گرون‌قیمت به نظر میاد.

330
00:15:34,456 --> 00:15:36,998
‫حس می‌کنم می‌تونستیم
‫یکم کمتر خرج کنیم.

331
00:15:37,081 --> 00:15:39,248
‫- آره.
‫- آنتون، ممنون که اومدی.

332
00:15:39,331 --> 00:15:40,748
‫لنس، خیلی خوشحالم که اینجام.

333
00:15:40,831 --> 00:15:43,248
‫- ناتالی.
‫- از دیدنت خوشحالم.

334
00:15:43,331 --> 00:15:45,706
‫می‌بینم که مادرت داره چای مخصوصش رو
‫به همه تحمیل می‌کنه.

335
00:15:45,790 --> 00:15:46,623
‫نوش جان!

336
00:15:46,706 --> 00:15:49,873
‫- نمیشه یه کاریش کنی؟
‫- می‌خوای بیرونش کنم؟

337
00:15:49,956 --> 00:15:51,498
‫- شوخی کردم.
‫- درسته. نه، می‌دونم.

338
00:15:51,581 --> 00:15:53,456
‫- سلام، لنس.
‫- سلام، اومدی.

339
00:15:54,623 --> 00:15:55,873
‫اون دیگه کدوم خریه؟

340
00:15:55,956 --> 00:15:58,790
‫- سارا. کسی رو تو این مهمونی می‌شناسی؟
‫- فکر نکنم.

341
00:15:58,873 --> 00:16:00,998
‫ما همین الان هم یه نوشیدنیِ ویژه داریم، خب؟

342
00:16:01,081 --> 00:16:05,248
‫شربت سبز. آب سبزیجات ارگانیک که
‫تو لیوان سوغاتی رایدر کاپ سرو میشه.

343
00:16:05,331 --> 00:16:07,540
‫- خودت اختراعش کردی؟
‫- آره.

344
00:16:07,623 --> 00:16:09,456
‫لعنتی.

345
00:16:09,540 --> 00:16:11,831
‫- خب...
‫- تو خیلی خلاقی لعنتی.

346
00:16:11,915 --> 00:16:13,123
‫هی، مامان.

347
00:16:13,665 --> 00:16:16,248
‫میشه چای مخصوص رو پخش نکنی؟

348
00:16:16,331 --> 00:16:18,915
‫ناتالی... نمی‌خواد این کار رو بکنی.

349
00:16:18,998 --> 00:16:20,040
‫بیخیال.

350
00:16:20,123 --> 00:16:22,165
‫این مهمونی یکم شور و حال لازم داره.

351
00:16:22,248 --> 00:16:24,165
‫آره، می‌دونم. واقعاً هم همین‌طوره، نه؟

352
00:16:24,248 --> 00:16:26,623
‫لنس، می‌دونی داری وارد چی میشی، نه؟

353
00:16:26,706 --> 00:16:29,373
‫- اون می‌دونه وارد چی میشه؟
‫- منظورت چیه؟

354
00:16:29,456 --> 00:16:32,706
‫یعنی، فکرش رو بکن.
‫مثلاً، اون اصلاً از تو چی می‌دونه؟

355
00:16:32,790 --> 00:16:34,623
‫لنس. مهمونی خیلی خوبیه.

356
00:16:34,706 --> 00:16:36,665
‫گلدن، خیلی خوشحالم که اومدی.

357
00:16:36,748 --> 00:16:38,165
‫- تبریک میگم.
‫- ممنون.

358
00:16:38,248 --> 00:16:40,081
‫- هی، همسرم بانی رو که می‌شناسی، نه؟
‫- سلام.

359
00:16:40,165 --> 00:16:41,498
‫سلام... اوه، بانی.

360
00:16:41,581 --> 00:16:44,331
‫رفیق، واقعاً ناراحت شدم
‫وقتی دیدم تو شواب لغزیدی.

361
00:16:44,414 --> 00:16:46,331
‫- خیلی بد شد.
‫- اوه نه، من...

362
00:16:46,414 --> 00:16:47,664
‫فکر نکنم لغزیده باشم.

363
00:16:47,748 --> 00:16:49,706
‫چرا، لغزیدی.
‫خیلی سفت و خشک شدی.

364
00:16:49,789 --> 00:16:52,873
‫- ضربه‌ات، کلاً خراب شد.
‫- ضربه‌ام خوب بود. ضربه‌ام عالی بود.

365
00:16:52,956 --> 00:16:55,998
‫- نه، هی. پدرت کجاست؟
‫- پدرم؟ اوه، اون... اون...

366
00:16:56,664 --> 00:16:59,664
‫- نتونست بیاد.
‫- پسر، باید خیلی هیجان‌زده باشی.

367
00:16:59,748 --> 00:17:01,873
‫شاهین داره برمی‌گرده بالا.

368
00:17:01,956 --> 00:17:04,873
‫یعنی، هر گلف‌بازی که تو مهمونیه
‫داره ازش حرف می‌زنه. باورنکردنیه.

369
00:17:04,956 --> 00:17:07,414
‫- آره، من... من... خیلی هیجان‌زده‌ام.
‫- عالیه.

370
00:17:07,498 --> 00:17:09,164
‫گفتی همه دارن در موردش حرف می‌زنن؟

371
00:17:09,248 --> 00:17:11,123
‫- مثل موج تو جمعیت پیچیده.
‫- اوه، واقعاً؟

372
00:17:11,206 --> 00:17:12,456
‫استیسی.

373
00:17:12,539 --> 00:17:13,664
‫گلدن.

374
00:17:13,748 --> 00:17:15,748
‫اصلاً باورم نمیشه چقدر عجیبه.

375
00:17:15,831 --> 00:17:20,039
‫تصورش رو بکن، تو و پدرت
‫توی یه تورنمنت گلف بازی کنید.

376
00:17:20,123 --> 00:17:24,123
‫آره، این جالبه. خیلی جالبه.
‫ولی من زیاد نگرانش نیستم.

377
00:17:24,206 --> 00:17:26,081
‫- خبری از مسائل پدر و پسری نیست؟
‫- نه، نه، نه.

378
00:17:26,164 --> 00:17:28,498
‫- این چیزها رو نمی‌خوای.
‫- ولی تو چی، گلدن؟

379
00:17:28,581 --> 00:17:30,956
‫بازی کردن تو و پدرم
‫توی یه تورنمنت چی؟

380
00:17:31,039 --> 00:17:33,123
‫یه خاطره‌ی زنده از گذشته که دوام نیاورد.

381
00:17:33,206 --> 00:17:34,873
‫- آره؟
‫- نه، من...

382
00:17:34,956 --> 00:17:37,164
‫خب، آره، من قبلاً اون اژدها رو کشتم.

383
00:17:37,248 --> 00:17:38,331
‫اوه، شانسی بردی.

384
00:17:38,831 --> 00:17:39,748
‫دو بار.

385
00:17:39,831 --> 00:17:41,539
‫- هی، اون رو می‌بینی؟
‫- اوه. آره.

386
00:17:41,623 --> 00:17:44,414
‫اون و شاهین، حتی دیگه با هم نیستن.

387
00:17:44,498 --> 00:17:46,331
‫اون هنوز کاملاً بهش متعهده.

388
00:17:46,414 --> 00:17:49,164
‫کاملاً وفاداره. عاشقشم.
‫بعداً می‌بینمتون. مراقب خودتون باشید.

389
00:17:49,248 --> 00:17:52,456
‫- باشه. ممنون از راهنمایی‌هات.
‫- از دیدنت خوشحال شدم، گلدن.

390
00:17:52,539 --> 00:17:53,998
‫این مردکِ عوضی رو ببین.

391
00:17:54,081 --> 00:17:55,664
‫- عجب آدمِ پست‌فطرتیه.
‫- لعنتی.

392
00:17:56,414 --> 00:17:58,414
‫خب، ببین کی برنده شده.

393
00:17:59,539 --> 00:18:00,998
‫اون چیه؟

394
00:18:01,081 --> 00:18:03,706
‫خب، این گل‌ها و این خرس کوچولوی ناز رو گرفتم.

395
00:18:03,789 --> 00:18:06,498
‫نمی‌خواستم دست خالی برم.
‫یعنی، کیه که از خرس خوشش نیاد؟

396
00:18:07,748 --> 00:18:10,164
‫نمی‌دونم، کسایی که خرس گازشون گرفته؟

397
00:18:10,248 --> 00:18:11,914
‫خیلی خب، چقدر دیگه راه داریم؟

398
00:18:11,998 --> 00:18:13,539
‫اوه، انتهای همین خیابونه.

399
00:18:13,623 --> 00:18:15,831
‫خب، بیا یه تکونی به خودمون بدیم.

400
00:18:15,914 --> 00:18:17,248
‫بریم تو کارش!

401
00:18:17,331 --> 00:18:21,206
‫خب، من هنوز معتقدم چوب درایور
‫نایکی سومو ۲ روری غیرمجاز بود.

402
00:18:21,289 --> 00:18:22,748
‫این یه حقیقته.

403
00:18:22,831 --> 00:18:25,914
‫و اون عوضش کرد، پس چرا هنوز
‫در موردش حرف می‌زنیم؟ ولش کن.

404
00:18:25,998 --> 00:18:29,331
‫یعنی، بیخیال شو، آنتون. همه‌مون
‫اینجا سعی داریم برتری پیدا کنیم.

405
00:18:29,414 --> 00:18:31,081
‫بیخیال، کاری به کار روری نداشته باش.

406
00:18:32,164 --> 00:18:34,331
‫می‌خوای همین‌جا بشینی
‫و نوشیدنی بخوری؟

407
00:18:34,414 --> 00:18:36,914
‫آره. اونا چند ساعته اون تو دارن می‌خورن.

408
00:18:36,998 --> 00:18:39,414
‫یعنی، اگه هوشیار برم اون تو،
‫احمق به نظر میام.

409
00:18:39,498 --> 00:18:40,831
‫پس، باید بهشون برسم.

410
00:18:40,914 --> 00:18:42,331
‫اوه، هوشمندانه‌ست.

411
00:18:42,414 --> 00:18:44,414
‫خیلی خوشحالم که اومدیم.

412
00:18:44,498 --> 00:18:45,956
‫فکر کنم این ایده‌ی خوبیه.

413
00:18:46,039 --> 00:18:48,373
‫آره. نه، شکی نیست.

414
00:18:48,456 --> 00:18:50,414
‫حس خوبی داره.

415
00:18:50,498 --> 00:18:52,956
‫- تصمیم محکمی بود.
‫- صد درصد.

416
00:18:53,039 --> 00:18:54,623
‫- حس می‌کنم کار درستیه.
‫- آره.

417
00:18:54,706 --> 00:18:56,873
‫- نمیای تو؟
‫- نه، من همین‌جا بیرون منتظر می‌مونم.

418
00:18:56,956 --> 00:18:58,414
‫یه مسئله‌ی خانوادگیه.

419
00:18:58,498 --> 00:19:00,914
‫گل‌هات رو بردار و برو.

420
00:19:00,998 --> 00:19:01,914
‫خیلی خب.

421
00:19:01,998 --> 00:19:05,206
‫حقیقت اینه که لنس اگه می‌تونست
‫الان تو باشگاه بود.

422
00:19:05,289 --> 00:19:07,914
‫پسرم کوه عضله‌ست!

423
00:19:07,998 --> 00:19:11,998
‫تنها راهی که تونستم بیارمش جشن نامزدی خودش،
‫این بود که این رو براش بگیرم.

424
00:19:16,289 --> 00:19:18,789
‫بفرما، لنس. برج دوناتت.

425
00:19:19,581 --> 00:19:21,373
‫فوق‌العاده نیست؟ نگاهش کن.

426
00:19:21,414 --> 00:19:23,414
‫یه متر دونات. شایدم یک و نیم متر، وای!

427
00:19:23,498 --> 00:19:25,831
‫- چه چندشه!
‫- خفه شو، جری.

428
00:19:25,914 --> 00:19:26,789
‫آره، آره. ببخشید.

429
00:19:26,873 --> 00:19:30,498
‫عه، ولی جدای از شوخی،
‫این خانم که اینجاست

430
00:19:30,581 --> 00:19:33,664
‫خیلی بیشتر از یه فرشته‌ی جذاب و خوشگله

431
00:19:33,748 --> 00:19:36,081
‫که تو باشگاه اَلو دیدمش که
‫حرکت فایر هایدرنت می‌زنه.

432
00:19:36,164 --> 00:19:38,373
‫نه، ولی جدی میگم، اون شریک زندگی منه.

433
00:19:38,456 --> 00:19:39,623
‫آخی...

434
00:19:39,706 --> 00:19:42,664
‫و... نمی‌دونم بدون اون کجا بودم.

435
00:19:43,831 --> 00:19:46,123
‫- شاید می‌تونستم...
‫- ببخشید، بذارید رد شم!

436
00:19:46,206 --> 00:19:48,498
‫صبر کنید. صبر کنید،
‫من اینجام! ببخشید.

437
00:19:48,581 --> 00:19:50,956
‫- نگران نباش، من اینجام.
‫- حتماً شوخیت گرفته، لعنتی!

438
00:19:51,041 --> 00:19:52,456
‫درست سر وقت رسیدم، نگران نباش.

439
00:19:52,539 --> 00:19:55,414
‫اوه، اون هات‌داگ لقمه‌ایه؟
‫خدایا، خیلی خوبه.

440
00:19:55,497 --> 00:19:58,081
‫- خدایا. اشکالی نداره.
‫- اون لانی هاکینزه؟

441
00:19:58,831 --> 00:19:59,956
‫- سلام، ریکی!
‫- سلام، مرد.

442
00:20:00,039 --> 00:20:01,581
‫- چه سورپرایزی.
‫- از دیدنت خوشحالم.

443
00:20:01,664 --> 00:20:03,581
‫این روزها عالی بازی می‌کنی. گلدن.

444
00:20:03,664 --> 00:20:05,747
‫- سراغ جفتتون هم میام.
‫- چطوری، شاهین؟

445
00:20:05,831 --> 00:20:08,039
‫- لعنتی، یه کاری بکن.
‫- می‌خوای چیکار کنم؟

446
00:20:08,122 --> 00:20:11,831
‫از این هات‌داگ لقمه‌ای‌ها غافل نشید.
‫خیلی می‌چسبه. واقعاً عالیه.

447
00:20:11,914 --> 00:20:15,164
‫یعنی، اولین نفری که به ذهنش رسید...

448
00:20:15,247 --> 00:20:17,866
‫خمیر رو برداره و بپیچه دور یه مینی هات‌داگ،
‫اون مرد...

449
00:20:17,916 --> 00:20:19,414
‫یا زن، چون نمی‌دونیم...

450
00:20:19,497 --> 00:20:20,997
‫نمی‌دونم.

451
00:20:21,081 --> 00:20:23,997
‫تو نمی‌دونی. تو نمی‌دونی.
‫هیچکس نمی‌دونه.

452
00:20:24,081 --> 00:20:26,414
‫راستش، یه زن بود.
‫بتی کراکر، ۱۹۵۷.

453
00:20:27,206 --> 00:20:29,372
‫اطلاعات دقیق و جالبی بود، فاولر.
‫دمت گرم.

454
00:20:29,456 --> 00:20:31,206
‫هی! لنس، نانسی.

455
00:20:32,289 --> 00:20:33,372
‫خیلی ببخشید که دیر رسیدم.

456
00:20:33,414 --> 00:20:35,164
‫مجبور شدیم تخت‌گاز از آماریلوی تگزاس بیایم.

457
00:20:35,206 --> 00:20:37,033
‫اونجا تو یه تورنمنت بازی می‌کردم،
‫که بردمش، که یعنی...

458
00:20:37,083 --> 00:20:39,497
‫آنتون! اصلاً اونجا ندیدمت.
‫همسرت چطوره؟

459
00:20:39,581 --> 00:20:42,081
‫به تو هیچ ربطی نداره!

460
00:20:42,166 --> 00:20:43,331
‫توی یه تورنمنت بازی کنم،
‫چون برگشتم بالا.

461
00:20:45,414 --> 00:20:47,414
‫اما می‌دونید چی بهترین هدیه‌ی دنیاست؟

462
00:20:47,497 --> 00:20:50,831
‫این‌که یه مرد با پسرش وقت بگذرونه.

463
00:20:50,914 --> 00:20:52,664
‫ممنون.

464
00:20:52,997 --> 00:20:56,206
‫لنس، عشقم به تو خیلی زیاده،

465
00:20:57,372 --> 00:21:00,122
‫و این دلیلیه که جنگیدم تا برگردم،

466
00:21:00,206 --> 00:21:03,539
‫تا بتونیم با هم بازی کنیم،
‫شونه به شونه،

467
00:21:04,122 --> 00:21:06,622
‫و من بتونم به تو و دنیا نشون بدم

468
00:21:07,247 --> 00:21:08,914
‫که کارِ بابات تموم نشده.

469
00:21:09,497 --> 00:21:11,956
‫می‌خوام چهارمین قهرمانی رو به دست بیارم.

470
00:21:12,039 --> 00:21:12,956
‫نوش جان!

471
00:21:14,247 --> 00:21:15,997
‫- به افتخار نانسی و لنس.
‫- بسه دیگه.

472
00:21:16,081 --> 00:21:17,122
‫بسه دیگه.

473
00:21:17,206 --> 00:21:18,914
‫زندان‌بانم اینجاست!

474
00:21:18,997 --> 00:21:20,747
‫انگار دارم میرم حبس!

475
00:21:20,831 --> 00:21:23,122
‫دست زدن کافیه. دست نزنید!

476
00:21:23,706 --> 00:21:25,664
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫جواب نده.

477
00:21:26,372 --> 00:21:27,116
‫- من...
‫- نه! جواب نده.

478
00:21:27,166 --> 00:21:28,331
‫هیس! نه. لانی، می‌دونم چرا اینجایی.

479
00:21:28,414 --> 00:21:30,956
‫شنیدی چی گفتم.
‫چون اومدم از پسرمون حمایت کنم.

480
00:21:31,039 --> 00:21:32,497
‫خفه شو، لانی.

481
00:21:32,581 --> 00:21:34,789
‫اومدی اینجا همه چی رو برای همه خراب کنی.

482
00:21:34,872 --> 00:21:36,789
‫- مثل همیشه.
‫- خدای من...

483
00:21:36,872 --> 00:21:38,122
‫حتی نمی‌خوام...

484
00:21:38,206 --> 00:21:40,872
‫متوجه نشدی که هیچکس
‫دعوتت نکرده بود، لانی؟

485
00:21:40,956 --> 00:21:43,331
‫اصلاً فکر کردی چرا همچین اتفاقی افتاد؟

486
00:21:43,414 --> 00:21:46,581
‫آره، چون من صندوق پستی ندارم.
‫احتمالاً دلیلش همینه.

487
00:21:46,664 --> 00:21:49,206
‫- وای، تو توهم زدی.
‫- فکر نکنم توهم زده باشم.

488
00:21:49,289 --> 00:21:52,664
‫هیچ دوناتی توی این برج دونات نیست
‫که تو باهاش تماس داشتی

489
00:21:52,747 --> 00:21:54,331
‫و با مزخرفاتت خرابش نکردی.

490
00:21:54,414 --> 00:21:55,706
‫خب، این اغراقه.

491
00:21:55,789 --> 00:21:58,747
‫- و اون دونات، پسرت که اون پشته؟
‫- آره. ما به دنیا آوردیمش.

492
00:21:58,831 --> 00:22:00,581
‫- اون انقدر دونات خورده...
‫- آره.

493
00:22:00,664 --> 00:22:03,372
‫فقط من و بازیِ دونات هستیم
‫که سر پا نگهش داشتیم.

494
00:22:03,456 --> 00:22:05,039
‫- این رو می‌دونستی؟
‫- نمی‌دونستم.

495
00:22:05,122 --> 00:22:06,664
‫ممنون که بهم اطلاع دادی.

496
00:22:06,747 --> 00:22:10,331
‫بهت گفتم اگه دوباره برگردی اینجا
‫دمار از روزگارت در میارم، پس...

497
00:22:12,456 --> 00:22:16,539
‫به من نگاه نکنید.
‫اون یه برج دوناتِ بدساخت بود.

498
00:22:16,622 --> 00:22:18,081
‫تقصیر من نبود.

499
00:22:18,164 --> 00:22:23,372
‫هر کسی اون رو ساخته هیچی
‫از برج یا دونات حالیش نیست.

500
00:22:23,456 --> 00:22:24,789
‫خب؟

501
00:22:24,872 --> 00:22:28,456
‫- همه خوبن؟ بیاید یه آمار بگیریم.
‫- لانی، فقط گورت رو از اینجا گم کن.

502
00:22:28,539 --> 00:22:32,081
‫تنهامون بذار! دیگه بریدم.

503
00:22:32,164 --> 00:22:34,206
‫- گُم شو بیرون!
‫- باشه، اون ناراحته.

504
00:22:34,289 --> 00:22:37,414
‫می‌فهمم. بهت بدهکارم. می‌دونم.

505
00:22:37,497 --> 00:22:38,872
‫و پولت رو پس میدم.

506
00:22:38,956 --> 00:22:40,747
‫ولی اینجا یه چیز خوب دارم.

507
00:22:42,206 --> 00:22:44,747
‫نمی‌دونم، فصل تقریباً یه ماه دیگه تموم میشه.

508
00:22:45,456 --> 00:22:47,997
‫وگاس؟ نه. نه، وگاس نه.

509
00:22:48,539 --> 00:22:51,289
‫توی وگاس اتفاقات بدی می‌افته.
‫نه، خودتی و خودت.

510
00:22:51,372 --> 00:22:53,581
‫و دنبالم راه نیفت، خیلی ناجوره.

511
00:22:55,955 --> 00:22:56,955
‫لعنت به این یارو.

512
00:23:06,330 --> 00:23:08,580
‫هی. دونات می‌خوری؟

513
00:23:09,705 --> 00:23:10,747
‫شوخیت گرفته لعنتی؟

514
00:23:10,830 --> 00:23:13,039
‫چیزی که گفتم، جدی بود.

515
00:23:13,122 --> 00:23:15,664
‫جالب نمیشه اگه هر دومون
‫می‌تونستیم باهم بازی کنیم؟

516
00:23:15,747 --> 00:23:17,330
‫لبران و برانی.

517
00:23:17,414 --> 00:23:20,372
‫یعنی، تور گلف‌بازان حرفه‌ای می‌ترکه.
‫باحال نیست؟

518
00:23:20,455 --> 00:23:24,372
‫نه، باحال نیست. باشه، تو برنگشتی
‫که با من بازی کنی.

519
00:23:24,455 --> 00:23:26,455
‫برای همین برگشتم. لبران و برانی.

520
00:23:26,539 --> 00:23:31,080
‫نه. تو برگشتی چون دیدی که
‫دارم واسه خودم اسم و رسم بهم می‌زنم.

521
00:23:31,164 --> 00:23:33,955
‫- و نتونستی تحملش کنی.
‫- می‌خوام تو هم عالی باشی.

522
00:23:34,039 --> 00:23:35,955
‫هر دومون می‌تونیم عالی باشیم.

523
00:23:36,039 --> 00:23:36,997
‫لبران و برانی.

524
00:23:37,080 --> 00:23:40,330
‫- انقدر نگو لبران و برانی.
‫- خب، پس چی بگم؟

525
00:23:40,414 --> 00:23:42,497
‫این یه وضعیت لبران و برانی نیست.

526
00:23:42,580 --> 00:23:46,247
‫لبران و برانی توی یه تیم هستن، خب؟

527
00:23:46,330 --> 00:23:47,789
‫نکته‌اش همینه، بابا.

528
00:23:47,872 --> 00:23:49,872
‫ما توی یه تیم نیستیم.

529
00:23:49,955 --> 00:23:53,289
‫پس اون بیرون موفق باشی،
‫چون قراره شکستت بدم.

530
00:23:53,372 --> 00:23:55,455
‫- خوبه.
‫- برای من خوبه.

531
00:23:56,372 --> 00:23:57,455
‫- خوبه.
‫- خوبه؟

532
00:23:57,539 --> 00:23:59,205
‫- آره، خوبه.
‫- آره، خوبه.

533
00:23:59,289 --> 00:24:01,497
‫- آره، خوبه.
‫- آره، خوبه.

534
00:24:01,580 --> 00:24:02,747
‫- لنس.
‫- خوبه.

535
00:24:02,830 --> 00:24:03,830
‫خوبه.

536
00:24:03,914 --> 00:24:05,539
‫لنس، بیا بریم.

537
00:24:06,414 --> 00:24:08,455
‫الان میام. بعداً می‌بینمت، لانی.

538
00:24:09,039 --> 00:24:09,872
‫بگو «بابا».

539
00:24:09,955 --> 00:24:11,664
‫آره، خب، اون ناتالیه.

540
00:24:12,164 --> 00:24:13,705
‫باشه؟ نانسی نیست.

541
00:24:16,039 --> 00:24:17,080
‫و لانی.

542
00:24:17,164 --> 00:24:18,080
‫بله؟

543
00:24:18,164 --> 00:24:19,205
‫برو به جهنم.

544
00:24:19,289 --> 00:24:20,330
‫درسته.

545
00:24:33,122 --> 00:24:35,122
‫اوه، چطور پیش رفت؟

546
00:24:36,622 --> 00:24:40,164
‫خب، به طرز عجیبی...
‫یعنی، واقعاً خوب بود، آره.

547
00:24:40,247 --> 00:24:42,580
‫آره، اونجا بود، می‌دونی...
‫خیلی خوش گذشت.

548
00:24:42,664 --> 00:24:44,205
‫یعنی، برج دونات...

549
00:24:44,289 --> 00:24:46,372
‫- اوه.
‫- غذا و نوشیدنی سلف سرویس.

550
00:24:46,455 --> 00:24:47,497
‫خوبه.

551
00:24:47,580 --> 00:24:49,330
‫در کل، یه برد بود.
‫به نظرم برد کردم.

552
00:24:49,414 --> 00:24:53,539
‫خیلی خب، عالیه.
‫من... می‌دونی، خوشحالم که رفتی.

553
00:24:53,622 --> 00:24:55,622
‫توی جیبت که دونات نداری؟

554
00:24:55,705 --> 00:24:57,372
‫آره، یه دونات جیبی دارم.

555
00:24:57,455 --> 00:24:58,372
‫اوه!

556
00:24:58,455 --> 00:25:01,414
‫عاشق این شور و شوقشم!

557
00:25:01,497 --> 00:25:04,372
‫زنِ خیلی جذابیه!

558
00:25:05,375 --> 00:25:06,864
‫کثافتِ آشغال عوضی!

559
00:25:06,914 --> 00:25:07,366
‫«ترجمه از سینا صداقت»

560
00:25:07,416 --> 00:25:11,872
‫«ترجمه از سینا صداقت»