1
00:00:15,458 --> 00:00:20,458
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:31,875 --> 00:00:33,416
‫روزی که به دنیا اومدم،

3
00:00:34,500 --> 00:00:36,666
‫مادربزرگم کلارا تونست آینده‌مو ببینه.

4
00:00:38,166 --> 00:00:41,708
‫گفت که کائنات دست به دست هم دادن
‫تا به من موهبت‌هایی ببخشن

5
00:00:42,166 --> 00:00:45,625
‫که توی هر بدبیاری و بدشانسی تقدیرم کمکم کنن.

6
00:01:04,666 --> 00:01:05,833
‫مادربزرگ.

7
00:02:18,000 --> 00:02:20,833
‫مادربزرگم توی خاطراتش نوشته
‫که حافظه شکننده‌ست.

8
00:02:23,458 --> 00:02:26,041
‫و مسیر زندگی اون‌قدر کوتاهه،

9
00:02:26,125 --> 00:02:29,083
‫که متوجه ارتباط بین اتفاقات نمی‌شیم.

10
00:02:31,083 --> 00:02:34,166
‫و به عواقب کارهامون فکر نمی‌کنیم.

11
00:02:47,166 --> 00:02:49,791
‫واسه همین، از سن خیلی کم،
‫مادربزرگم صدها دفترچه رو

12
00:02:49,875 --> 00:02:52,041
‫با نوشتن زندگی‌نامه‌اش پر کرد.

13
00:02:54,416 --> 00:02:56,250
‫تا ۵۰ سال بعد،

14
00:02:58,000 --> 00:02:59,625
‫من ازشون استفاده کنم.

15
00:03:00,625 --> 00:03:02,625
‫تا بتونم گذشته رو دوباره زنده کنم

16
00:03:03,333 --> 00:03:05,583
‫و از روزهای وحشتناک خودم جون سالم به در ببرم.

17
00:04:06,500 --> 00:04:09,625
«خانه‌ی ارواح»

18
00:04:10,208 --> 00:04:14,208
«قسمت اول»

19
00:04:31,208 --> 00:04:33,416
‫کلارا دل وایه، مادربزرگم،

20
00:04:33,500 --> 00:04:35,583
‫همیشه یه پاش توی این دنیا بود

21
00:04:35,583 --> 00:04:37,625
‫و یه پاش توی اون دنیا.

22
00:04:39,291 --> 00:04:41,166
‫- بدش به من!
‫- خودت دادیش بهم!

23
00:04:41,250 --> 00:04:42,833
‫حواسمو پرت می‌کنین!

24
00:04:42,916 --> 00:04:44,166
‫بدش به من!

25
00:04:44,166 --> 00:04:46,125
‫بدش به من، لوئیس!

26
00:04:46,208 --> 00:04:48,333
‫هی، مامان میگه عجله کنید!

27
00:04:48,416 --> 00:04:50,375
‫- دیروز خودت دادیش به من.
‫- نه!

28
00:04:50,458 --> 00:04:53,041
‫چرا همه‌تون اینجایید؟

29
00:04:53,125 --> 00:04:56,250
‫بهتون گفتم برید لباس بپوشید. برید!

30
00:04:57,000 --> 00:04:58,541
‫تو چی، کلاریتا؟

31
00:04:58,541 --> 00:05:01,208
‫تو هم باید واسه رفتن به مراسم حاضر بشی.

32
00:05:02,666 --> 00:05:03,666
‫من نمیام.

33
00:05:04,208 --> 00:05:05,208
‫منظورت چیه؟

34
00:05:06,125 --> 00:05:07,833
‫فکر می‌کنی دست خودته؟

35
00:05:07,916 --> 00:05:09,833
‫- بدو!
‫- نه!

36
00:05:10,875 --> 00:05:14,041
‫فکر می‌کنین خونه با جادو خودشو تمیز می‌کنه؟

37
00:05:14,916 --> 00:05:16,625
‫از اون طرف، عزیزم.

38
00:05:16,708 --> 00:05:18,625
‫همه‌تون عرق می‌کنید!

39
00:05:19,375 --> 00:05:21,625
‫کلارا قدرت‌های روانیش رو

40
00:05:21,666 --> 00:05:24,250
‫با تشویق دایی مارکوس عزیزش پرورش داد،

41
00:05:24,875 --> 00:05:29,166
‫یه کاوشگر سیری‌ناپذیر که دانش‌های پیچیده
‫و مرموز رو از سراسر جهان جمع می‌کرد.

42
00:05:31,333 --> 00:05:32,666
‫من نمیام عشای ربانی.

43
00:05:32,750 --> 00:05:35,166
‫- چرا؟
‫- چون دایی مارکوس داره میاد.

44
00:05:35,833 --> 00:05:38,416
‫عزیزم، دایی مارکوس توی سفره.

45
00:05:38,416 --> 00:05:40,000
‫خیلی دور. خیلی خیلی دور.

46
00:05:40,083 --> 00:05:41,750
‫آره، می‌دونم، اما داره میاد،

47
00:05:41,750 --> 00:05:43,916
‫و می‌خوام وقتی می‌رسه اینجا باشم.

48
00:05:44,625 --> 00:05:45,625
‫رزا!

49
00:05:45,708 --> 00:05:47,166
‫- به من نگاه نکن.
‫- رزا!

50
00:05:55,958 --> 00:05:56,833
‫کلاریتا!

51
00:05:56,916 --> 00:05:58,833
‫خواهر بزرگترش، رزا،

52
00:05:59,500 --> 00:06:02,916
‫تنها کسی بود که واقعاً کارای
‫عجیب‌وغریب کلارا رو درک می‌کرد.

53
00:06:03,375 --> 00:06:05,666
‫شاید به این خاطر که خودشم
‫متعلق به این دنیا نبود.

54
00:06:05,750 --> 00:06:06,750
‫رزا!

55
00:06:12,416 --> 00:06:14,083
‫اینجا بهترین مخفیگاهه.

56
00:06:14,083 --> 00:06:15,916
‫هیولاها ازت محافظت می‌کنن.

57
00:06:17,125 --> 00:06:18,875
‫داریم از چی قایم می‌شیم؟

58
00:06:18,958 --> 00:06:21,541
‫نمی‌فهمم چرا باید به مراسم بریم.

59
00:06:21,625 --> 00:06:24,291
‫مامان میگه می‌تونیم مستقیم با خدا حرف بزنیم.

60
00:06:24,958 --> 00:06:27,375
‫آره. می‌تونم یه اعترافی کنم؟

61
00:06:28,541 --> 00:06:31,666
‫توی این دنیا چیزهایی هستن
‫که منم درکشون نمی‌کنم.

62
00:06:31,750 --> 00:06:33,458
‫اما به این نتیجه رسیدم

63
00:06:33,541 --> 00:06:36,041
‫که دلیلش اینه که هیچ منطقی ندارن.

64
00:06:36,125 --> 00:06:38,833
‫واسه این کارا یکم بزرگ نشدی؟

65
00:06:40,500 --> 00:06:42,666
‫اگه منظورت گلدوزیمه بابا،

66
00:06:43,250 --> 00:06:46,875
‫تا وقتی که بزرگترین رومیزی دنیا نشه،
‫قرار نیست دست از کار بکشم.

67
00:06:46,958 --> 00:06:48,125
‫یالا بریم.

68
00:06:48,208 --> 00:06:49,291
‫نه، بسه!

69
00:06:50,791 --> 00:06:52,416
‫بریم. کافیه دیگه.

70
00:06:57,875 --> 00:07:00,500
‫- خوش اومدید.
‫- سلام، حالتون چطوره؟

71
00:07:00,583 --> 00:07:02,416
‫ممنون. سلام.

72
00:07:02,500 --> 00:07:03,833
‫نیکولاس، خیلی وقت بود ندیده بودمت.

73
00:07:03,916 --> 00:07:05,666
‫- حالت چطوره؟
‫- حالت چطوره؟

74
00:07:05,750 --> 00:07:07,375
‫چه ورود باشکوهی، جناب نامزد.

75
00:07:07,458 --> 00:07:09,708
‫- خانم نیویا.
‫- حالتون چطوره؟

76
00:07:09,791 --> 00:07:12,208
‫ردیف سوم رو رزرو کردم
‫تا بتونید همه کنار همدیگه باشید.

77
00:07:12,291 --> 00:07:14,208
‫- عالیه. خیلی ممنون.
‫- بفرمایید.

78
00:07:14,291 --> 00:07:15,291
‫بفرمایید.

79
00:07:15,291 --> 00:07:17,083
‫نه، نه، نه، بذار ببینم.

80
00:07:17,833 --> 00:07:20,625
‫- ممنون.
‫- بیشتر از حالت عادی دارن نگاهمون می‌کنن.

81
00:07:20,708 --> 00:07:21,833
‫بهش عادت کن.

82
00:07:21,916 --> 00:07:24,666
‫وقتی به عنوان سناتور انتخاب بشی،
‫از اینم بدتر میشه.

83
00:07:24,750 --> 00:07:26,958
‫در این پنجشنبه‌ی مقدس، ما توبه می‌کنیم

84
00:07:27,041 --> 00:07:30,666
‫تا یاد روزی رو گرامی بداریم
‫که مسیح، فرزند خداوند،

85
00:07:30,750 --> 00:07:32,458
‫به خاطر گناهان ما فدا شد.

86
00:07:32,500 --> 00:07:34,208
‫پس، برادران من...

87
00:07:34,291 --> 00:07:35,291
‫بابا.

88
00:07:36,583 --> 00:07:38,833
‫خوبه که روی مجسمه‌ی قدیس‌ها رو پوشوندن.

89
00:07:38,916 --> 00:07:40,958
‫خون روشون حالمو به هم می‌زنه.

90
00:07:41,958 --> 00:07:43,208
‫حواست جمع باشه، کلارا.

91
00:07:46,125 --> 00:07:47,833
‫به رزا دل وایه نگاه کن.

92
00:07:48,916 --> 00:07:50,625
‫خیلی معنوی شده.

93
00:07:51,041 --> 00:07:52,375
‫اون یه فرشته‌ست.

94
00:07:52,458 --> 00:07:53,750
‫یا یه پری دریایی.

95
00:07:53,833 --> 00:07:59,041
‫...منجی‌مون، تا یه خلافکار
‫به اسم باراباس رو نجات بدن.

96
00:08:01,375 --> 00:08:03,833
‫و حالا جهنم در انتظار ماست

97
00:08:03,833 --> 00:08:06,750
‫مگر اینکه توبه کردن رو یاد بگیریم.

98
00:08:06,833 --> 00:08:08,000
‫باورنکردنیه.

99
00:08:08,583 --> 00:08:10,416
‫بعد از این همه وقت،

100
00:08:10,500 --> 00:08:14,583
‫داستان جهنم هنوزم حسابی طرفدار داره.

101
00:08:18,791 --> 00:08:20,083
‫چرا قیافه‌ت تو همه؟

102
00:08:21,166 --> 00:08:22,708
‫- می‌خوای برم؟
‫- نه!

103
00:08:25,375 --> 00:08:27,166
‫اون دختربچه با خودش حرف می‌زنه؟

104
00:08:29,416 --> 00:08:31,250
‫دلم واست تنگ شده، دایی مارکوس.

105
00:08:32,125 --> 00:08:33,583
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین.

106
00:08:34,000 --> 00:08:36,708
‫حالا دیگه مجبور نیستم واسه دیدنت سوار قایق بشم.

107
00:08:37,250 --> 00:08:39,333
‫می‌تونم همین‌طوری بیام.

108
00:08:39,916 --> 00:08:41,291
‫عالیه، نه؟

109
00:08:42,208 --> 00:08:45,458
‫«باراباس! بذارید باراباس بره!»

110
00:08:45,541 --> 00:08:47,625
‫می‌خوای همچنان قدرت‌هات رو تمرین کنی؟

111
00:08:50,958 --> 00:08:54,666
‫خیلی از آدمای زنده
‫آرزو دارن موهبت‌های ما رو داشته باشن.

112
00:08:55,833 --> 00:08:57,375
‫تو خاصی، کلارا.

113
00:08:58,083 --> 00:08:59,958
‫قراره به آدمای زیادی کمک کنی.

114
00:09:00,041 --> 00:09:04,958
‫یه مشت گناهکار باراباس رو از جهنم نجات دادن.

115
00:09:05,375 --> 00:09:07,208
‫و وقتی پیلاطس پرسید،

116
00:09:07,208 --> 00:09:09,000
‫«چه کسی رو باید آزاد کنم؟»

117
00:09:09,083 --> 00:09:13,708
‫کشیش‌های اعظم و بزرگان
‫به جمعیت پیشنهاد دادن

118
00:09:13,791 --> 00:09:16,916
‫که باراباس رو انتخاب کنن،
‫که باراباس رو نجات بدن.

119
00:09:18,500 --> 00:09:19,500
‫کلارا!

120
00:09:21,375 --> 00:09:23,791
‫واسه همین باراباس دزد، نجات پیدا کرد.

121
00:09:23,875 --> 00:09:28,166
‫واسه همین شما گناهکاران باید توبه کنید،

122
00:09:28,250 --> 00:09:31,750
‫وگرنه تا ابد توی جهنم می‌سوزید.

123
00:09:31,833 --> 00:09:33,625
‫به جهنم!

124
00:09:34,541 --> 00:09:35,666
‫پس...

125
00:09:39,375 --> 00:09:42,541
‫پدر رسترپو، اگه جهنم وجود نداشته باشه چی؟

126
00:09:42,625 --> 00:09:44,166
‫چی گفتی، بچه؟

127
00:09:44,750 --> 00:09:46,041
‫چی گفتی؟

128
00:09:46,125 --> 00:09:47,666
‫اگه هنوز نمُردید،

129
00:09:47,750 --> 00:09:49,958
‫هیچ راهی ندارید که بدونید اون طرف چه خبره.

130
00:09:50,041 --> 00:09:52,416
‫- ببخشید، پدر.
‫- گستاخ شرور!

131
00:09:52,500 --> 00:09:54,250
‫اون بچه جن‌زده شده!

132
00:09:54,333 --> 00:09:55,333
‫دیدی؟

133
00:09:55,833 --> 00:09:57,333
‫بچه‌ی اهریمنی!

134
00:09:59,291 --> 00:10:01,250
‫- چشم‌سفید!
‫- پدر.

135
00:10:01,916 --> 00:10:04,458
‫اون بچه شروره!

136
00:10:04,541 --> 00:10:07,875
‫فقط یه آدم متعصب مثل پدر رسترپو
‫هنوز می‌تونه به اهریمن باور داشته باشه.

137
00:10:07,958 --> 00:10:10,416
‫- قرن بیستمه.
‫- آره، اما مسئله این نیست.

138
00:10:10,500 --> 00:10:13,500
‫مسئله اینه که اگه اونا از
‫توانایی‌های کلاریتا باخبر بشن،

139
00:10:13,583 --> 00:10:15,083
‫شایعات شروع میشه.

140
00:10:15,166 --> 00:10:17,500
‫نامزدی من واسه حزب لیبرال به باد رفت.

141
00:10:17,583 --> 00:10:18,625
‫غلو نکن.

142
00:10:18,708 --> 00:10:21,666
‫نمی‌تونم مدام با آدمایی سروکله بزنم
‫که پشت سر خانواده‌م حرف می‌زنن.

143
00:10:21,750 --> 00:10:23,500
‫برادرت به اندازه‌ی کافی دردسر درست می‌کرد.

144
00:10:23,583 --> 00:10:27,708
‫نه، نمی‌ذارم به خاطر هرچیزی که به ذهنت می‌رسه
‫مارکوس رو مقصر بدونی.

145
00:10:27,791 --> 00:10:30,291
‫اون تأثیر بدی روی کلارا داره. و حالا...

146
00:10:30,375 --> 00:10:32,750
‫مراقب حرفی که می‌خوای بزنی باش،
‫سورو دل وایه.

147
00:10:33,458 --> 00:10:37,291
‫خانواده‌مون از منافع شخصی‌مون مهم‌تره.

148
00:10:37,375 --> 00:10:38,583
‫هیچ‌وقت اینو فراموش نکن.

149
00:10:39,083 --> 00:10:41,416
‫و ما کلاریتا رو همین‌جوری که هست دوست داریم.

150
00:10:49,708 --> 00:10:50,916
‫مراقب باش.

151
00:10:54,416 --> 00:10:56,041
‫- وول نخور.
‫- بس کن!

152
00:10:56,125 --> 00:10:57,625
‫- مراقب باش!
‫- شرمنده.

153
00:10:57,708 --> 00:10:59,000
‫بس کن!

154
00:11:01,000 --> 00:11:02,083
‫مامان، اونا کی‌ان؟

155
00:11:02,166 --> 00:11:03,958
‫- دایی مارکوسه؟
‫- دایی مارکوس.

156
00:11:04,041 --> 00:11:05,250
‫مارکوس!

157
00:11:06,666 --> 00:11:08,041
‫برادرت اومده.

158
00:11:08,125 --> 00:11:11,000
‫منظورم... جسد برادرته.

159
00:11:12,541 --> 00:11:14,083
‫- نه.
‫- دنبالم بیا.

160
00:11:14,166 --> 00:11:15,458
‫نانا. نانا.

161
00:11:25,166 --> 00:11:26,250
‫مارکوس!

162
00:11:27,250 --> 00:11:28,458
‫بازش کن.

163
00:11:28,541 --> 00:11:31,500
‫این‌طوری بود که دایی مارکوس
‫از آخرین سفرش برگشت خونه.

164
00:11:31,583 --> 00:11:32,750
‫برادرم!

165
00:11:32,833 --> 00:11:35,375
‫اون به خاطر یه طاعون مرموز آفریقایی مُرده بود

166
00:11:35,458 --> 00:11:38,375
‫که باعث شد مثل کاغذ پوستی،
‫چروکیده و زرد بشه.

167
00:11:38,458 --> 00:11:40,500
‫کلاریتا گفت که اون میاد.

168
00:11:45,625 --> 00:11:46,625
‫برادرم!

169
00:12:06,375 --> 00:12:07,375
‫رزا!

170
00:12:10,500 --> 00:12:11,708
‫یه توله‌سگ.

171
00:12:14,750 --> 00:12:16,208
‫- سلام.
‫- نجات پیدا کرده.

172
00:12:20,833 --> 00:12:22,250
‫همه‌چی درست میشه.

173
00:12:23,916 --> 00:12:25,500
‫- چقدر کوچولوئه.
‫- باراباس.

174
00:12:32,458 --> 00:12:35,750
‫اون روز می‌تونست یکی از
‫غم‌انگیزترین روزهای زندگیش باشه،

175
00:12:36,208 --> 00:12:39,708
‫اگه باراباس با وسایل دایی مارکوس نیومده بود،

176
00:12:40,125 --> 00:12:44,000
‫و رزا اونجا نبود تا بهش دلداری بده.

177
00:12:48,750 --> 00:12:52,708
‫کلاریتا، دایی مارکوس کتاب‌های خیلی بیشتری آورده.

178
00:12:54,125 --> 00:12:55,125
‫نگاه کن.

179
00:12:56,666 --> 00:12:59,375
‫اون درباره‌ی تمام ماجراجویی‌هاش نوشته.

180
00:12:59,458 --> 00:13:00,625
‫پاریس رو ببین.

181
00:13:02,250 --> 00:13:05,791
‫هی، شاید تو هم بتونی همین کار رو بکنی، نه؟

182
00:13:06,375 --> 00:13:08,250
‫ماجراجویی‌هات رو بنویسی.

183
00:13:09,291 --> 00:13:12,458
‫اینم یه دفتر کوچیک. خالیه.

184
00:13:13,041 --> 00:13:14,083
‫ببین.

185
00:13:27,291 --> 00:13:29,333
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

186
00:13:43,000 --> 00:13:45,541
‫«باراباس از راه دریا وارد خانواده‌مون شد.»

187
00:13:46,541 --> 00:13:48,250
‫و این‌طوری مادربزرگم کلارا

188
00:13:48,333 --> 00:13:52,375
‫اولین دفترچه خاطرات زندگیش رو شروع کرد.

189
00:14:03,375 --> 00:14:05,791
‫به این میگن رشوه، و یه جُرمه.

190
00:14:07,583 --> 00:14:10,166
‫تمام سناتورهای بسیار محترم این کشور

191
00:14:10,250 --> 00:14:12,875
‫از همین راه کرسی‌هاشون توی کنگره رو به دست آوردن.

192
00:14:13,916 --> 00:14:15,333
‫اما من یه وکیلم.

193
00:14:16,000 --> 00:14:20,166
‫من از قوانین محافظت می‌کنم
‫تا نذارم چنین اتفاقاتی رخ بده.

194
00:14:21,166 --> 00:14:22,750
‫رسوایی پنجشنبه‌ی مقدس

195
00:14:22,750 --> 00:14:25,208
‫واسمون خوب تموم نشد، دوست من.

196
00:14:25,291 --> 00:14:27,291
‫و ما در آستانه‌ی انتخاباتیم.

197
00:14:30,541 --> 00:14:33,708
‫من به همسرم قول دادم که این کار رو
‫با صداقت کامل انجام بدم.

198
00:14:34,166 --> 00:14:37,833
‫خب، اگه می‌خوای نیویا رو خوشحال نگه داری،

199
00:14:39,041 --> 00:14:40,500
‫این تنها راهشه.

200
00:14:41,291 --> 00:14:45,958
‫هیچ‌کس جز تو نمی‌تونه پیشنهادات
‫طرفداران حق رأی زنان رو پیش ببره.

201
00:14:47,375 --> 00:14:51,208
‫باید با مردم واقعی حرف بزنیم، مردم شهر.

202
00:14:51,291 --> 00:14:56,083
‫خونه‌به‌خونه بریم، وارد کارخونه‌ها بشیم،
‫حسابی سروصدا به پا کنیم.

203
00:14:56,166 --> 00:14:58,083
‫اگه شوهرم به عنوان سناتور انتخاب بشه،

204
00:14:58,166 --> 00:15:00,833
‫می‌تونیم اون تغییرات رو از توی کنگره اعمال کنیم.

205
00:15:00,916 --> 00:15:03,291
‫خب، شاید اگه شوهرت یه زن بود.

206
00:15:03,375 --> 00:15:05,458
‫ما می‌خوایم بقیه تغییر ایجاد کنن،

207
00:15:05,541 --> 00:15:08,875
‫و خودمون کوچکترین تلاشی
‫واسه حق زنان انجام نمی‌دیم.

208
00:15:08,958 --> 00:15:10,083
‫خب تو انجام بده.

209
00:15:10,083 --> 00:15:11,083
‫چی؟

210
00:15:13,083 --> 00:15:15,166
‫- خانم.
‫- دختر کوچولوی من.

211
00:15:15,250 --> 00:15:17,166
‫ببین، یه نامه‌ی دیگه واسه رزا.

212
00:15:18,166 --> 00:15:19,541
‫ممنون، نانا.

213
00:15:19,625 --> 00:15:20,625
‫مامان.

214
00:15:21,583 --> 00:15:23,000
‫- می‌تونم ببینم؟
‫- نه.

215
00:15:23,083 --> 00:15:24,500
‫از طرف پسر استر تروئباست؟

216
00:15:24,583 --> 00:15:27,458
‫آره، اون مجوز یه معدن طلا رو گرفته.

217
00:15:27,541 --> 00:15:30,500
‫- تقریباً دو سال روش کار کرد.
‫- طفلکی.

218
00:15:30,583 --> 00:15:31,750
‫چرا، مامان؟

219
00:15:31,833 --> 00:15:35,291
‫چون مرد خیلی مصممیه، و من از این خوشم میاد.

220
00:15:35,375 --> 00:15:38,166
‫چون وقتی یه زن به زیبایی رزا باشه،

221
00:15:39,208 --> 00:15:41,583
‫مردها حتی جرئت نمی‌کنن بهش نزدیک بشن.

222
00:15:42,541 --> 00:15:44,625
‫- دو تا.
‫- ممنون.

223
00:15:45,500 --> 00:15:46,500
‫نگاه کن.

224
00:15:47,375 --> 00:15:48,916
‫قشنگه، کلاریتا.

225
00:15:49,000 --> 00:15:51,083
‫- می‌تونیم بخریمش؟
‫- بذار ببینم.

226
00:16:06,125 --> 00:16:07,375
‫بیاید دخترا، بریم.

227
00:16:07,458 --> 00:16:08,625
‫همراه من بیاید.

228
00:16:08,708 --> 00:16:10,416
‫همیشه دنبال رزیتای من هستن.

229
00:16:10,500 --> 00:16:11,791
‫بی‌شرف‌ها!

230
00:16:12,916 --> 00:16:14,333
‫بیا اینجا.

231
00:16:19,166 --> 00:16:20,208
‫عذر می‌خوام.

232
00:16:23,500 --> 00:16:24,750
‫اسمت چیه؟

233
00:16:25,333 --> 00:16:26,541
‫شما؟

234
00:16:27,916 --> 00:16:29,208
‫استبان تروئبا.

235
00:16:30,041 --> 00:16:32,041
‫بیا بریم، وگرنه به دردسر می‌افتم.

236
00:16:35,625 --> 00:16:37,208
‫اسمش رزا دل وایه‌ست!

237
00:16:37,208 --> 00:16:38,791
‫و هیچ خواستگار دیگه‌ای نداره!

238
00:16:38,875 --> 00:16:40,166
‫- کلاریتا!
‫- کلارا!

239
00:16:40,666 --> 00:16:42,541
‫به چی فکر می‌کنی؟

240
00:16:43,125 --> 00:16:44,125
‫رزا.

241
00:16:48,625 --> 00:16:49,875
‫اون روز عصر،

242
00:16:49,916 --> 00:16:52,041
‫رزا مثل یه فرشته‌ی رؤیایی

243
00:16:52,125 --> 00:16:55,416
‫وارد زندگی استبان تروئبا شد و روحش رو دزدید.

244
00:16:57,833 --> 00:17:00,458
‫و از اون لحظه به بعد، به خودش قول داد

245
00:17:00,541 --> 00:17:03,541
‫که هر کاری بکنه تا تبدیل به یه مرد ثروتمند بشه...

246
00:17:03,625 --> 00:17:04,625
‫[عاشقتم.]

247
00:17:04,708 --> 00:17:07,041
‫و لیاقت بردنش به محراب کلیسا رو داشته باشه.

248
00:17:16,541 --> 00:17:19,291
‫رزا، یه نامه‌ی دیگه. می‌تونم بخونمش؟

249
00:17:20,916 --> 00:17:22,291
‫«رزای زیبا و محبوب من.»

250
00:17:22,375 --> 00:17:23,750
‫- «هر ثانیه...»
‫- بدش به من.

251
00:17:25,166 --> 00:17:27,916
‫«هر ثانیه اینجا بدون تو مثل یه عمر می‌گذره.»

252
00:17:28,916 --> 00:17:31,500
‫دلم می‌خواد یکی منو همون‌طوری دوست داشته باشه
‫که استبان رزا رو دوست داره.

253
00:17:31,583 --> 00:17:34,583
‫من هنوز نمی‌فهمم عشق چه ربطی داره

254
00:17:34,666 --> 00:17:36,750
‫به کندن صخره‌ها واسه پولدار شدن.

255
00:17:36,833 --> 00:17:38,541
‫چون اون دوستت داره.

256
00:17:38,666 --> 00:17:39,708
‫من طلا نمی‌خوام.

257
00:17:39,791 --> 00:17:40,791
‫منم همین‌طور.

258
00:17:40,875 --> 00:17:43,500
‫اما دلت نمی‌خواد یکی پیدا بشه
‫که یه خونه مثل اینجا بهت بده؟

259
00:17:44,041 --> 00:17:46,250
‫- نه.
‫- پس چی؟

260
00:17:47,250 --> 00:17:49,375
‫می‌خوای با حیوونای خیالیت زندگی کنی؟

261
00:17:49,458 --> 00:17:50,458
‫شاید.

262
00:17:51,208 --> 00:17:52,458
‫منم همینو می‌خوام.

263
00:17:52,500 --> 00:17:54,041
‫درکت نمی‌کنم.

264
00:17:54,125 --> 00:17:55,708
‫تو هم از این خوشت میاد؟

265
00:18:05,500 --> 00:18:06,708
‫باراباس!

266
00:18:06,958 --> 00:18:10,250
‫واسه کلارا، زمان با هیچ خبر دیگه‌ای

267
00:18:10,333 --> 00:18:13,541
‫جز ظرفیت نامحدود رشد
‫سگش، باراباس، نمی‌گذشت.

268
00:18:15,583 --> 00:18:16,583
‫اونجا!

269
00:18:16,583 --> 00:18:19,833
‫خیال‌پردازی‌های مردم
‫و عدم شناخت از نژاد اون سگ

270
00:18:19,916 --> 00:18:23,000
‫در نهایت باعث شد بهش
‫ویژگی‌های اساطیری نسبت بدن.

271
00:18:25,041 --> 00:18:26,041
‫همه عاشقش بودن.

272
00:18:26,125 --> 00:18:27,166
‫[برندگان]
‫[سورو دل وایه]

273
00:18:27,250 --> 00:18:29,666
‫به جز سناتور جدید، سورو دل وایه.

274
00:18:30,250 --> 00:18:32,125
‫هیولای جهنمی!

275
00:18:32,208 --> 00:18:33,583
‫و نانا.

276
00:19:24,583 --> 00:19:25,833
‫قراره یکی بمیره.

277
00:19:29,958 --> 00:19:31,041
‫چی شده، عزیزم؟

278
00:19:32,625 --> 00:19:33,833
‫قراره یه نفر دیگه بمیره.

279
00:19:33,916 --> 00:19:34,916
‫چی؟

280
00:19:37,083 --> 00:19:39,875
‫نه، عشقم، نگران نباش.
‫این اتفاق نمی‌افته.

281
00:19:40,875 --> 00:19:44,250
‫اما کلارا گفت که من قراره
‫از روی اسب بیفتم، و همین‌طور هم شد.

282
00:19:44,333 --> 00:19:48,833
‫این افتخار رو به من بدید که به
‫سناتور جدید این جمهوری تبریک بگم.

283
00:19:52,333 --> 00:19:54,250
‫انگار روح دیدین.

284
00:19:54,333 --> 00:19:57,166
‫قیافه‌هاتون رو عوض کنید.
‫امروز روز جشنه.

285
00:19:57,833 --> 00:19:59,208
‫هدایای بیشتر.

286
00:19:59,291 --> 00:20:03,208
‫این نوشیدنی و یه خوک شیرخوار
‫از طرف حامیان جنوبی‌تون.

287
00:20:03,291 --> 00:20:05,500
‫باید یه سفر واسه تشکر ازشون برم.

288
00:20:05,583 --> 00:20:07,250
‫نه! نرو.

289
00:20:08,416 --> 00:20:11,125
‫- چت شده؟
‫- بعداً توضیح میدم.

290
00:20:11,208 --> 00:20:14,125
‫همینه. مراقب باشید، نندازیدش.

291
00:20:17,250 --> 00:20:19,208
‫عجب حیوون گنده‌ای.

292
00:21:18,875 --> 00:21:23,666
‫سورو. از همگی می‌خوام که بیان
‫و به صحبت‌های سناتور جدیدمون گوش بدن.

293
00:21:30,208 --> 00:21:31,333
‫ممنون.

294
00:21:32,083 --> 00:21:35,166
‫از همه‌تون ممنونم که اینجایید
‫تا با من جشن بگیرید.

295
00:21:35,791 --> 00:21:39,208
‫البته باید واقعاً به خاطر
‫کمبود نامزدها سپاسگزار باشم.

296
00:21:41,708 --> 00:21:42,708
‫مامان.

297
00:21:43,000 --> 00:21:44,958
‫نمی‌خوام هیچ اتفاقی واسه بابا بیفته.

298
00:21:45,041 --> 00:21:47,416
‫نه، همه‌چی درست میشه.
‫نگران نباش.

299
00:21:47,500 --> 00:21:50,125
‫واسه من باعث افتخاره که نماینده‌ی
‫حزب لیبرال توی کنگره باشم.

300
00:21:50,208 --> 00:21:52,416
‫بریم سراغ دسر.

301
00:21:53,250 --> 00:21:56,708
‫همون‌طور که همه‌تون می‌دونید، من این شانس رو داشتم
‫که یه زندگی پر از امتیاز داشته باشم...

302
00:21:56,791 --> 00:21:58,875
‫چقدر خوشمزه‌ست.

303
00:21:58,958 --> 00:22:01,416
‫و حالا وقت جبران کردنشه.

304
00:22:01,500 --> 00:22:02,500
‫توت‌فرنگی.

305
00:22:02,541 --> 00:22:05,500
‫- من اینو می‌خوام.
‫- امیدوارم که از غذاتون لذت برده باشید،

306
00:22:05,583 --> 00:22:08,416
‫و به خاطر ما هم که شده
‫بازم واسه خودتون غذا بکشید،

307
00:22:08,500 --> 00:22:11,333
‫وگرنه مجبوریم یک هفته‌ی تمام خوک جنوبی بخوریم!

308
00:22:13,250 --> 00:22:15,625
‫- نوش جان!
‫- نوش جان!

309
00:22:15,916 --> 00:22:17,125
‫زنده‌باد!

310
00:22:17,125 --> 00:22:18,583
‫- زنده‌باد سناتور!
‫- زنده‌باد!

311
00:22:19,083 --> 00:22:20,541
‫زنده‌باد!

312
00:22:30,000 --> 00:22:31,083
‫نه!

313
00:22:34,291 --> 00:22:36,541
‫آروم باش. آروم باش.

314
00:22:53,666 --> 00:22:55,666
‫نمی‌خوام کس دیگه‌ای بمیره.

315
00:22:56,083 --> 00:22:58,041
‫نگران نباش. یه کابوس بود.

316
00:22:58,041 --> 00:22:59,458
‫بیا. بگیر بخواب.

317
00:23:00,125 --> 00:23:01,791
‫می‌شه پیشم بمونی؟

318
00:23:02,375 --> 00:23:03,916
‫آره، یکم برو اونور.

319
00:23:08,166 --> 00:23:09,250
‫خیلی سرده.

320
00:23:14,833 --> 00:23:17,083
‫من همیشه باهاتم، باشه؟

321
00:23:18,375 --> 00:23:19,875
‫همیشه.

322
00:23:26,541 --> 00:23:27,833
‫دستت کوچولوئه.

323
00:23:35,958 --> 00:23:37,125
‫یه سرماخوردگی معمولیه.

324
00:23:37,791 --> 00:23:39,375
‫دیدی؟ بهت که گفتم.

325
00:23:39,458 --> 00:23:43,000
‫بهش یکم لیموناد با شکر و مایعات بدید
‫تا تبش با عرق کردن بیاد پایین.

326
00:23:43,083 --> 00:23:45,750
‫نانا، از اون نوشیدنی جدید که بهم دادن بهش بده.

327
00:23:46,500 --> 00:23:48,416
‫ممنون که به این سرعت اومدید.

328
00:23:49,000 --> 00:23:50,333
‫تا دم در همراهیتون می‌کنم.

329
00:24:09,666 --> 00:24:14,458
‫همون روز، بعد از یه دوره‌ی طولانی
‫تنهایی و سخت‌کوشی،

330
00:24:14,541 --> 00:24:17,833
‫استبان تروئبا به چیزی که خیلی دلش می‌خواست رسید.

331
00:24:28,583 --> 00:24:32,541
‫بالاخره، می‌تونست به آرزوی ازدواج با رزا برسه.

332
00:24:34,916 --> 00:24:36,666
‫لطفاً نخ قرمز رو بده به من.

333
00:24:36,750 --> 00:24:39,958
‫نانا. باراباس قراره بره روی رومیزی.

334
00:24:41,041 --> 00:24:44,125
‫هر لحظه ممکنه اون هیولا شاخ دربیاره.

335
00:24:44,208 --> 00:24:45,208
‫و بال.

336
00:24:45,708 --> 00:24:46,708
‫ممنون.

337
00:24:47,875 --> 00:24:48,875
‫خیلی‌خب.

338
00:24:49,625 --> 00:24:50,625
‫ممنون، نانا.

339
00:25:50,458 --> 00:25:52,625
‫اونجا چیکار می‌کنی، کلاریتا؟

340
00:25:54,875 --> 00:25:56,583
‫چرا اینقدر تاریکه؟ چی شده؟

341
00:25:58,500 --> 00:26:01,000
‫چرا اینقدر بوی گل رز میاد؟

342
00:26:05,041 --> 00:26:06,041
‫رزیتا؟

343
00:26:09,041 --> 00:26:10,041
‫عزیزم؟

344
00:26:10,916 --> 00:26:11,916
‫رزا.

345
00:26:13,750 --> 00:26:15,041
‫وای خدای من!

346
00:26:19,416 --> 00:26:20,541
‫خانم نیویا!

347
00:26:21,416 --> 00:26:22,416
‫آقای سورو.

348
00:26:23,041 --> 00:26:24,791
‫آقای سورو!

349
00:27:14,708 --> 00:27:16,041
‫خیلی متأسفم.

350
00:27:17,416 --> 00:27:19,416
‫دلیل این اتفاق یه تب ساده نبوده.

351
00:27:22,291 --> 00:27:25,166
‫یادتون میاد که رزا کار غیرعادی‌ای کرده باشه

352
00:27:25,583 --> 00:27:28,416
‫یا چیزی خورده باشه که بقیه نخوردن؟

353
00:27:29,250 --> 00:27:33,041
‫هیچی. نمی‌دونم.

354
00:27:34,416 --> 00:27:38,916
‫اون لیمونادی که گفتین بهش بدم
‫با یه ذره نوشیدنی.

355
00:27:39,000 --> 00:27:40,000
‫کلاریتا.

356
00:27:45,166 --> 00:27:47,125
‫- همه‌اش تقصیر من بود.
‫- نه، نه.

357
00:27:48,166 --> 00:27:51,125
‫تقصیر تو نبود.
‫دیگه هیچ‌وقت اینو نگو.

358
00:27:51,958 --> 00:27:52,958
‫بهم قول بده.

359
00:28:20,083 --> 00:28:21,708
‫انتظار نداشتم اینقدر زود بیای اینجا.

360
00:28:21,791 --> 00:28:22,958
‫عصر بخیر.

361
00:28:27,458 --> 00:28:28,458
‫بیا.

362
00:28:50,541 --> 00:28:52,250
‫[تلگراف از طرف دولت]
‫[استبان تروئبا]

363
00:28:52,333 --> 00:28:55,500
‫[استبان، باید برگردی. رزا مُرده. فرولا]

364
00:28:58,041 --> 00:29:00,750
‫شک من بر اینه که این باعث مرگ دخترتون شده.

365
00:29:01,875 --> 00:29:02,875
‫متوجه نمیشم.

366
00:29:02,916 --> 00:29:05,750
‫واسه انجام کالبدشکافی به اجازه‌تون نیاز دارم.

367
00:29:12,125 --> 00:29:14,291
‫داری میگی که باید بدنش رو بشکافی؟

368
00:29:14,375 --> 00:29:16,166
‫نه، نه کاملاً.

369
00:29:16,750 --> 00:29:18,125
‫کاری به سرش نداریم.

370
00:29:18,208 --> 00:29:21,333
‫اما واسه این کار، باید رزا رو ببرم سردخونه.

371
00:29:21,416 --> 00:29:22,750
‫سردخونه؟

372
00:29:25,125 --> 00:29:26,250
‫سردخونه نه.

373
00:29:26,916 --> 00:29:28,750
‫- نه، نه، نه.
‫- خیلی‌خب.

374
00:29:29,333 --> 00:29:31,583
‫- هیچ‌کس دخترم رو نمی‌بره.
‫- خیلی‌خب، نیویا.

375
00:29:32,833 --> 00:29:34,208
‫آره. کسی نمی‌بره.

376
00:29:35,708 --> 00:29:36,708
‫قسم می‌خوری؟

377
00:29:37,208 --> 00:29:40,125
‫- قسم بخور. واسم قسم بخور.
‫- باشه.

378
00:29:48,458 --> 00:29:49,500
‫عشقم.

379
00:29:52,875 --> 00:29:54,375
‫بهش دست نزنید.

380
00:29:54,458 --> 00:29:55,875
‫- حق نداری بهش دست بزنی!
‫- نیویا.

381
00:29:59,625 --> 00:30:01,958
‫اینو بخور یکم آروم شی. فقط یه کم.

382
00:30:10,958 --> 00:30:12,208
‫متأسفم، عشقم.

383
00:30:12,916 --> 00:30:14,750
‫من این کار رو به خاطر کل خانواده می‌کنم.

384
00:30:16,583 --> 00:30:19,875
‫نانا، به خدمه بگو
‫می‌تونن بقیه‌ی روز رو مرخصی بگیرن.

385
00:30:19,958 --> 00:30:20,833
‫چشم، آقا.

386
00:30:20,916 --> 00:30:23,583
‫و لطفاً بذار کلاریتا پیش ترسا بخوابه.

387
00:30:24,375 --> 00:30:26,000
‫نمی‌خوام تنها بخوابه.

388
00:30:43,416 --> 00:30:44,416
‫سورو.

389
00:30:48,666 --> 00:30:50,208
‫شب بخیر، آقا...

390
00:30:57,958 --> 00:30:59,041
‫مراقب باش.

391
00:31:11,875 --> 00:31:14,791
‫توی اون بطری نوشیدنی مرگ موش بود.

392
00:31:16,500 --> 00:31:18,458
‫اون‌قدر که یه گاو نر رو می‌کشه.

393
00:31:21,333 --> 00:31:24,750
‫حالا فقط باید از نظر پزشکی تأیید کنیم
‫که این یه قتل بوده.

394
00:31:27,541 --> 00:31:29,291
‫باید لباس‌هاشو دربیاریم، سورو.

395
00:31:45,958 --> 00:31:47,333
‫متأسفم، فرزندم.

396
00:32:18,708 --> 00:32:20,583
‫نمی‌تونم تماشا کنم.

397
00:32:30,208 --> 00:32:31,208
‫رزا؟

398
00:32:40,083 --> 00:32:41,083
‫آقا؟

399
00:32:41,833 --> 00:32:43,208
‫رزا کجاست؟

400
00:32:47,125 --> 00:32:48,166
‫آقا...

401
00:32:51,208 --> 00:32:52,375
‫پیش دکتر.

402
00:32:53,458 --> 00:32:54,791
‫توی آشپزخونه.

403
00:32:56,083 --> 00:32:57,875
‫لطفاً همین‌جا بمون.

404
00:32:58,541 --> 00:32:59,541
‫بمون.

405
00:33:00,416 --> 00:33:03,375
‫لطفاً یه نوشیدنی بخور.

406
00:33:07,291 --> 00:33:08,291
‫بشین.

407
00:33:09,708 --> 00:33:10,708
‫بشین.

408
00:33:36,791 --> 00:33:37,791
‫ممنون.

409
00:33:39,750 --> 00:33:41,250
‫تقصیر من بود، نانا.

410
00:33:41,958 --> 00:33:43,208
‫تقصیر من بود.

411
00:33:44,291 --> 00:33:46,916
‫این من بودم که باید می‌مُردم.

412
00:33:47,750 --> 00:33:50,083
‫- این حرفو نزنید.
‫- نه رزای من.

413
00:33:56,708 --> 00:33:57,708
‫نانا.

414
00:34:17,583 --> 00:34:18,583
‫دختر بیچاره.

415
00:34:19,125 --> 00:34:20,875
‫هدفشون سورو بوده.

416
00:34:21,333 --> 00:34:22,666
‫باید بهش هشدار بدم.

417
00:34:26,541 --> 00:34:28,125
‫از سیاست کنار می‌کشم.

418
00:34:28,500 --> 00:34:30,166
‫از حزب لیبرال کنار می‌کشم.

419
00:34:30,875 --> 00:34:32,208
‫از تمام این مزخرفات.

420
00:34:46,125 --> 00:34:49,958
‫خدا کنه هیچ‌کس توی خانواده‌م
‫دیگه هیچ‌وقت وارد سیاست نشه.

421
00:35:36,208 --> 00:35:39,833
‫مادربزرگم کلارا تمام
‫پوچی دنیا رو درون خودش حس کرد.

422
00:35:41,791 --> 00:35:44,125
‫سکوت وجودش رو کاملاً فرا گرفت

423
00:35:56,083 --> 00:36:00,166
‫و تا نُه سال بعد دیگه حتی یه کلمه هم حرف نزد.

424
00:36:08,166 --> 00:36:11,208
‫قتل رزا اولین مورد از
‫اقدامات خشونت‌آمیز متعددی بود

425
00:36:11,291 --> 00:36:14,125
‫که خانواده‌ام مقدر شده بود تجربه‌شون کنه.

426
00:36:14,208 --> 00:36:15,958
‫خداوند با تو است.

427
00:36:16,041 --> 00:36:18,750
‫در میان تمام زنان خجسته هستی

428
00:36:18,833 --> 00:36:21,583
‫و میوه‌ی وجود تو، عیسی، خجسته است.

429
00:36:21,666 --> 00:36:22,666
‫مریم مقدس...

430
00:36:22,750 --> 00:36:24,083
‫حقیقت اینه که،

431
00:36:24,083 --> 00:36:27,833
‫یه نفر سعی کرده سورو رو به قتل برسونه.

432
00:36:28,500 --> 00:36:31,833
‫پلیس سعی کرد منبع بطری سمی رو پیدا کنه،

433
00:36:32,125 --> 00:36:34,625
‫اما نه اونا و نه کارآگاه خصوصیِ

434
00:36:34,625 --> 00:36:36,791
‫استخدام شده توسط جدّم سورو،

435
00:36:36,875 --> 00:36:39,125
‫نتونستن قاتلین رو پیدا کنن.

436
00:36:39,208 --> 00:36:43,041
‫مریم مقدس، مادر خدا،
‫برای ما گناهکاران دعا کن...

437
00:36:43,833 --> 00:36:46,083
‫و سایه‌ی اون انتقام حل‌نشده

438
00:36:46,708 --> 00:36:49,125
‫توی نسل‌های بعدی هم باقی موند.

439
00:36:49,208 --> 00:36:52,250
‫تو پر از فیض هستی. خداوند با توست.

440
00:36:52,333 --> 00:36:55,041
‫تو در میان تمام زنان خجسته هستی

441
00:36:55,125 --> 00:36:57,875
‫و میوه‌ی وجود تو، عیسی، خجسته است.

442
00:36:57,958 --> 00:37:00,708
‫مریم مقدس، مادر خدا،

443
00:37:00,708 --> 00:37:03,000
‫برای ما گناهکاران دعا کن،

444
00:37:03,083 --> 00:37:06,166
‫اکنون و در هنگام مرگ ما، آمین.

445
00:37:18,125 --> 00:37:19,291
‫کلاریتا.

446
00:37:24,500 --> 00:37:25,666
‫کلاریتا، عشقم.

447
00:37:28,583 --> 00:37:30,583
‫بیا و با خواهرت خداحافظی کن.

448
00:37:38,666 --> 00:37:41,125
‫این اتفاق به خاطر حرف تو نیفتاد.

449
00:37:41,583 --> 00:37:43,500
‫شاید تو بتونی اتفاقات رو پیش‌بینی کنی،

450
00:37:43,500 --> 00:37:45,666
‫اما نمی‌تونی جلوی رخ دادنشون رو بگیری.

451
00:37:55,250 --> 00:37:56,750
‫فرشته‌ی کوچولو.

452
00:38:02,458 --> 00:38:04,083
‫کجا نگهش داشتید؟

453
00:38:05,083 --> 00:38:06,208
‫می‌خوام ببینمش!

454
00:38:07,625 --> 00:38:08,625
‫اون کجاست؟

455
00:38:09,250 --> 00:38:10,458
‫رزا!

456
00:38:11,791 --> 00:38:12,833
‫رزا!

457
00:38:44,208 --> 00:38:45,666
‫رزای من.

458
00:38:50,083 --> 00:38:52,250
‫متأسفم که به قولم عمل نکردم.

459
00:38:53,291 --> 00:38:55,083
‫دست من نبود.

460
00:38:56,875 --> 00:38:58,250
‫متأسفم.

461
00:38:59,541 --> 00:39:01,458
‫با ما به مراسم خاکسپاری بیا، استبان.

462
00:39:09,750 --> 00:39:12,000
‫چرا ما نمی‌تونیم بریم؟

463
00:39:15,541 --> 00:39:18,208
‫مراسم خاکسپاری فقط واسه مردهاست.

464
00:39:31,000 --> 00:39:32,125
‫کلاریتا!

465
00:39:36,541 --> 00:39:37,708
‫ماشین رو نگه دار!

466
00:39:37,791 --> 00:39:39,583
‫چیکار می‌کنی، عزیزم؟

467
00:39:41,625 --> 00:39:43,041
‫بیا اینجا، عشقم.

468
00:40:05,416 --> 00:40:06,750
‫تو کلارا هستی؟

469
00:40:09,583 --> 00:40:12,000
‫رزا توی خیلی از نامه‌هاش از تو گفته بود.

470
00:40:14,208 --> 00:40:15,583
‫چند سالته؟

471
00:40:22,291 --> 00:40:23,833
‫کلارا، چرا حرف نمی‌زنی؟

472
00:40:26,625 --> 00:40:29,000
‫کلارا سکوتش رو حفظ کرد،

473
00:40:29,000 --> 00:40:31,375
‫اما توی اون لحظه می‌دونست

474
00:40:32,208 --> 00:40:34,708
‫که سرنوشت اون و استبان تروئبا

475
00:40:36,125 --> 00:40:38,125
‫واسه همیشه به هم گره خورده.

476
00:40:38,708 --> 00:40:43,708
‫«ترجمه از حـامـد»