1
00:00:28,416 --> 00:00:33,416
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:39,958 --> 00:00:42,249
‫قبل از اینکه از اون فاجعه باخبر بشه،

3
00:00:42,583 --> 00:00:44,958
‫استبان تروئبا درباره‌ی ازدواجش رویاپردازی می‌کرد،

4
00:00:44,958 --> 00:00:46,958
‫چون به‌زودی پولدار می‌شد.

5
00:00:54,458 --> 00:00:56,916
‫با این حال، هیچ‌وقت به ذهنش خطور نکرده بود

6
00:00:57,333 --> 00:01:00,583
‫که رزا فانیه.

7
00:01:05,374 --> 00:01:07,374
‫عشق چیز خطرناکیه.

8
00:01:13,333 --> 00:01:14,749
‫از من یاد بگیر.

9
00:01:14,833 --> 00:01:18,124
‫من عاشق یه آدم احمق عیاش مثل پدرت شدم،

10
00:01:18,208 --> 00:01:20,083
‫و ببین آخرش چی شد.

11
00:01:24,874 --> 00:01:26,833
‫تو همیشه نق‌نقو بودی.

12
00:01:27,874 --> 00:01:29,541
‫گریه کردن چه فایده‌ای داره؟

13
00:01:32,083 --> 00:01:35,708
‫آیا عزت و ثروت از دست‌رفته‌ام رو
‫بهم برمی‌گردونن؟

14
00:01:36,624 --> 00:01:37,624
‫و تو چی؟

15
00:01:38,208 --> 00:01:40,041
‫آیا اون دختر رو به زندگی برمی‌گردونن؟

16
00:01:40,041 --> 00:01:41,833
‫- دخالت نکن!
‫- نمی‌تونم!

17
00:01:42,791 --> 00:01:45,916
‫می‌خوام یه زن نجیب پیدا کنی
‫و سروسامون بگیری!

18
00:01:46,583 --> 00:01:49,458
‫واسم مهم نیست دوستش داری یا نه،
‫این موضوع اصلاً ربطی نداره.

19
00:01:49,458 --> 00:01:50,999
‫ولش کن، مامان.

20
00:01:51,874 --> 00:01:53,541
‫استبان دل‌شکسته‌ست.

21
00:01:56,333 --> 00:01:58,208
‫تو از عشق چی می‌دونی؟

22
00:01:59,666 --> 00:02:02,416
‫داری چیزی رو از من مخفی می‌کنی، فرولا؟

23
00:02:06,374 --> 00:02:07,499
‫مراقب باش.

24
00:02:17,541 --> 00:02:19,624
‫من دیگه به معدن برنمی‌گردم.

25
00:02:20,874 --> 00:02:23,333
‫اما باید یه کاری پیدا کنی، استبان.

26
00:02:23,333 --> 00:02:26,249
‫ما خرجمون کمه، اما داروی مامان گرونه.

27
00:02:26,249 --> 00:02:28,874
‫من از ۱۵ سالگی خرج جفتتون رو دادم.

28
00:02:29,124 --> 00:02:31,249
‫تا وقتی زنده‌ام، هیچ کم‌وکاستی‌ای نخواهید داشت.

29
00:02:31,249 --> 00:02:33,249
‫معلومه، گفتنش واسه تو آسونه.

30
00:02:33,249 --> 00:02:35,916
‫این ماییم که توی بلاتکلیفی زندگی می‌کنیم.

31
00:02:37,416 --> 00:02:39,208
‫میرم به «لاس ترس ماریاس».

32
00:02:41,291 --> 00:02:43,249
‫اونجا کاملاً ویران شده، استبان.

33
00:02:43,999 --> 00:02:46,583
‫- اونجا تنها جاییه که توش خوشحال بودم.
‫- خوشحال؟

34
00:02:46,583 --> 00:02:48,749
‫زندگی ما همیشه سخت بوده.

35
00:02:48,833 --> 00:02:51,749
‫و اگه پول معدن رو به باد بدی،
‫بازم همین‌طور می‌مونه.

36
00:02:51,749 --> 00:02:54,458
‫درست همون کاری که پدر با ارثیه‌ی مادر کرد.

37
00:02:54,458 --> 00:02:57,249
‫پدر یه شکست‌خورده بود.
‫من قصد ندارم دوباره فقیر بشم.

38
00:02:57,249 --> 00:02:59,041
‫مراقب باش، این یه چیز ارثیه.

39
00:03:01,458 --> 00:03:03,041
‫اگه شمّ اقتصادی خوبی داشته باشی،

40
00:03:03,041 --> 00:03:06,499
‫پولدار شدن توی شهر
‫خیلی آسون‌تر از مزرعه‌هاست.

41
00:03:07,374 --> 00:03:08,749
‫من از این شهر متنفرم.

42
00:03:14,416 --> 00:03:16,083
‫بهتره بگی از این خونه متنفری.

43
00:03:16,083 --> 00:03:17,083
‫اونم همین‌طور.

44
00:03:21,208 --> 00:03:23,166
‫کاش یه مرد به دنیا اومده بودم.

45
00:03:23,499 --> 00:03:25,166
‫تا بتونم از اینجا برم.

46
00:03:25,624 --> 00:03:28,416
‫من اصلاً دلم نمی‌خواست یه زن به دنیا بیام.

47
00:04:36,999 --> 00:04:40,207
‫«خـانـه‌ی ارواح»

48
00:04:40,832 --> 00:04:44,832
‫«قسمت دوم»

49
00:05:34,957 --> 00:05:36,207
‫مامان!

50
00:06:14,499 --> 00:06:15,791
‫برمی‌گرده.

51
00:06:17,749 --> 00:06:19,957
‫گاری قصاب حدوداً همین موقع‌ها می‌رسه.

52
00:06:19,957 --> 00:06:22,874
‫یه چیزی می‌دزده و زود برمی‌گرده.

53
00:06:30,332 --> 00:06:32,874
‫داری جهت اشتباهی رو نگاه می‌کنی.

54
00:06:36,541 --> 00:06:37,582
‫کلارا،

55
00:06:40,749 --> 00:06:41,916
‫اینقدر نگران نباش.

56
00:06:43,457 --> 00:06:46,041
‫تو اصلاً نمی‌تونستی بفهمی که کی قراره بمیره.

57
00:06:46,041 --> 00:06:47,707
‫ما همیشه نمی‌تونیم درست بگیم.

58
00:06:48,916 --> 00:06:51,999
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که
‫به قلب‌مون اعتماد کنیم.

59
00:06:52,791 --> 00:06:55,416
‫و با ذهنی باز با ناشناخته‌ها روبرو بشیم.

60
00:06:55,707 --> 00:06:57,332
‫اینا رو بذاریم واسه بعداً.

61
00:06:58,749 --> 00:06:59,957
‫فعلاً،

62
00:07:05,624 --> 00:07:07,582
‫تمام ما یه موهبت منحصربه‌فرد داریم.

63
00:07:07,665 --> 00:07:09,790
‫و وقتی اونو با بقیه به اشتراک می‌ذاریم،

64
00:07:09,790 --> 00:07:11,915
‫نه تنها زندگی اونا رو روشن می‌کنیم،

65
00:07:12,124 --> 00:07:13,665
‫بلکه زندگی خودمونم روشن میشه.

66
00:07:16,749 --> 00:07:18,415
‫به خودت اعتماد کن، کلارا.

67
00:07:19,040 --> 00:07:21,915
‫تو خیلی قوی‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی.

68
00:07:30,999 --> 00:07:33,457
‫از موهبتت استفاده کن، کلارای روشن‌بین.

69
00:07:47,665 --> 00:07:49,415
‫بهش خیره نشو، دوشیزه کلارا.

70
00:07:49,415 --> 00:07:50,957
‫ممکنه باعث بشه کابوس ببینی.

71
00:07:50,957 --> 00:07:53,915
‫دیشب واسه من اتفاق افتاد.
‫انگار کار اهریمن بود.

72
00:07:53,915 --> 00:07:56,582
‫خواب دیدم که مارها دارن از پاهام میان بالا.

73
00:07:56,582 --> 00:07:59,832
‫تکونشون دادم که بیفتن،
‫اما دوباره میومدن بالا.

74
00:08:00,165 --> 00:08:01,707
‫جونورهای اهریمنی.

75
00:08:11,457 --> 00:08:13,374
‫[تو پول زیادی به دست میاری]

76
00:08:13,374 --> 00:08:15,290
‫[زیاد دووم نمیاره. روی ۱۹ شرط ببند.]

77
00:08:16,207 --> 00:08:17,207
‫واقعاً؟

78
00:08:22,999 --> 00:08:23,999
‫بیا.

79
00:08:24,374 --> 00:08:26,832
‫بذارشون توی آب تا تازه بمونن.

80
00:08:27,624 --> 00:08:29,707
‫همون‌طور که مادربزرگم پیش‌بینی کرده بود،

81
00:08:29,749 --> 00:08:33,082
‫باغبون ۸۰ پزو توی یه قمارخونه برنده شد،

82
00:08:33,165 --> 00:08:36,040
‫که با اون پول دو روز بی‌وقفه نوشیدنی نوشید،

83
00:08:36,290 --> 00:08:38,749
‫و یه عروسک چینی واسه دختر روشن‌بین خرید.

84
00:08:38,749 --> 00:08:39,749
‫[شرط‌بندی نکن.]

85
00:08:40,790 --> 00:08:44,040
‫شهرت اون به عنوان یه پیشگو بین خدمه پیچید.

86
00:08:44,332 --> 00:08:48,165
‫و کم‌کم، با این سرگرمی و همینطور عشق مادرش...

87
00:08:48,249 --> 00:08:50,957
‫دردش تسکین پیدا کرد.
‫[به‌زودی نامزد پیدا می‌کنی]

88
00:09:12,207 --> 00:09:14,790
‫چیزی که استبان تروئبا رو بیشتر از همه عذاب می‌داد

89
00:09:14,874 --> 00:09:18,540
‫این بود که می‌دونست دیگه هیچ‌وقت
‫نمی‌تونه رزا رو داشته باشه،

90
00:09:18,540 --> 00:09:21,207
‫یا موهای زیبای سبزرنگش رو باز کنه،

91
00:09:21,540 --> 00:09:23,874
‫یا در اعماق وجود اون غرق بشه.

92
00:09:32,374 --> 00:09:34,999
‫اما می‌دونست که باید به راهش ادامه بده،

93
00:09:35,165 --> 00:09:38,915
‫چون درجا زدن به معنی تجربه‌ی غمی بود

94
00:09:38,999 --> 00:09:41,415
‫که هنوز آماده‌ی تحمل کردنش نبود.

95
00:10:10,165 --> 00:10:13,582
‫کارگران لاس ترس ماریاس
‫بیشتر از ۲۰ سال رو

96
00:10:13,665 --> 00:10:15,457
‫بدون اینکه رئیسی ببینن گذرونده بودن.

97
00:10:16,374 --> 00:10:19,582
‫و فرض رو بر این گذاشته بودن که
‫اصلاً رئیسی وجود نداره.

98
00:10:28,873 --> 00:10:32,123
‫[لاس ترس ماریاس]

99
00:10:47,998 --> 00:10:50,248
‫هیچ‌کس نمی‌تونست توی اون مرد،

100
00:10:50,332 --> 00:10:53,290
‫پسرک موطلایی‌ای رو ببینه که سال‌ها قبل

101
00:10:53,373 --> 00:10:56,165
‫با خوشحالی توی همون حیاط بازی می‌کرد.

102
00:11:44,623 --> 00:11:46,415
‫بقیه‌ی کجان؟

103
00:11:46,415 --> 00:11:47,540
‫رفتن.

104
00:11:48,498 --> 00:11:49,498
‫کجا؟

105
00:11:50,207 --> 00:11:51,873
‫که خرجیشون رو دربیارن.

106
00:11:53,123 --> 00:11:55,082
‫پدرو سگوندو گارسیا هستم، آقا.

107
00:11:56,957 --> 00:11:58,707
‫اسم من استبان تروئباست.

108
00:11:59,332 --> 00:12:00,790
‫من از این به بعد رئیستونم.

109
00:12:01,123 --> 00:12:03,540
‫کسایی که سخت کار کنن، محتاج چیزی نمیشن.

110
00:12:03,540 --> 00:12:05,290
‫اونایی که نمی‌خوان، بهتره برن.

111
00:12:05,290 --> 00:12:07,832
‫من اینجا آدمای تنبل نمی‌خوام. فهمیدید؟

112
00:12:07,832 --> 00:12:10,373
‫ما تمام عمرمون اینجا زندگی کردیم.

113
00:12:10,915 --> 00:12:12,665
‫ما از اینجا نمی‌ریم.

114
00:12:16,832 --> 00:12:17,832
‫بسیار خب.

115
00:12:21,665 --> 00:12:24,623
‫این خبر خوب رو به گوش هر آدم زحمت‌کشی برسونید.

116
00:12:26,332 --> 00:12:27,332
‫اون کیه؟

117
00:12:29,540 --> 00:12:31,998
‫امیلیو. یه پسر از یه مزرعه‌ی دیگه‌ست.

118
00:12:50,123 --> 00:12:51,832
‫حیاط رو تمیز کنید و سگ رو بسوزونید.

119
00:12:51,832 --> 00:12:54,123
‫و تو، چمدون‌ها رو بیار داخل.

120
00:12:55,623 --> 00:12:56,998
‫اون پسر رو ساکت کنید.

121
00:13:16,248 --> 00:13:20,623
‫تب‌وتابی از فعالیت شروع شد که
‫لاس ترس ماریاس رو از اون رخوت بیرون آورد.

122
00:13:23,332 --> 00:13:24,790
‫یالا، زود باشید!

123
00:13:24,873 --> 00:13:26,123
‫یالا!

124
00:13:34,457 --> 00:13:37,332
‫تروئبا هر مرد، زن، کهنسال یا بچه‌ای رو

125
00:13:37,332 --> 00:13:39,998
‫که می‌تونست روی پاهای خودش بایسته استخدام کرد،

126
00:13:40,082 --> 00:13:44,165
‫تا توی چند ماه، چیزی رو که طی سال‌ها
‫ویران شده بود بازسازی کنه.

127
00:13:45,165 --> 00:13:46,415
‫سنگینن.

128
00:13:54,040 --> 00:13:55,331
‫ممنون، رئیس.

129
00:14:00,040 --> 00:14:01,540
‫با این حال،

130
00:14:01,623 --> 00:14:05,456
‫زحمت کار واسه سرکوب کردن انرژی مردانه

131
00:14:06,165 --> 00:14:07,831
‫و نیازهای شخصیش کافی نبود.

132
00:15:16,748 --> 00:15:18,415
‫ببخشید، جناب استبان.

133
00:15:20,373 --> 00:15:21,373
‫بگو.

134
00:15:22,373 --> 00:15:25,331
‫فقط می‌خواستم بهتون خبر بدم که
‫کارگاه خیاطی آماده‌ست.

135
00:15:25,331 --> 00:15:26,331
‫خوبه.

136
00:15:26,790 --> 00:15:29,290
‫و کی رو قراره مسئول اونجا کنیم؟

137
00:15:29,290 --> 00:15:31,456
‫باید یه زن سخت‌کوش باشه

138
00:15:31,456 --> 00:15:33,665
‫که بتونه نظم رو برقرار کنه، رئیس.

139
00:15:38,581 --> 00:15:39,581
‫پانچا.

140
00:15:41,206 --> 00:15:43,081
‫اون می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه.

141
00:15:44,998 --> 00:15:46,790
‫با تمام احترام، رئیس،

142
00:15:47,915 --> 00:15:51,040
‫خواهرم واسه همچین مسئولیتی خیلی جوونه.

143
00:15:52,540 --> 00:15:55,206
‫زود یاد می‌گیره و شخصیت محکمی داره.

144
00:15:56,290 --> 00:15:57,581
‫موافق نیستی؟

145
00:15:57,998 --> 00:15:59,665
‫من کارمو خوب انجام میدم، رئیس.

146
00:16:01,415 --> 00:16:03,081
‫پس حل شد.

147
00:16:03,956 --> 00:16:05,956
‫پانچا کارگاه رو می‌چرخونه.

148
00:16:07,540 --> 00:16:08,540
‫با اجازه.

149
00:16:19,415 --> 00:16:20,540
‫بیا بریم خونه.

150
00:16:21,206 --> 00:16:24,415
‫پدر داره صدات می‌کنه.
‫می‌خواد همه‌مون سر میز جمع بشیم.

151
00:16:24,415 --> 00:16:27,373
‫نمی‌تونم. باید یاد بگیرم
‫چطوری از این وسیله استفاده کنم.

152
00:16:28,415 --> 00:16:29,915
‫لجبازی نکن.

153
00:16:30,498 --> 00:16:33,040
‫اینا دستورات آقای استبانه، پدرو.

154
00:16:38,956 --> 00:16:40,706
‫مراقب باش، خواهر کوچولو.

155
00:16:41,706 --> 00:16:43,456
‫الکی خیال‌بافی نکن.

156
00:16:45,915 --> 00:16:48,831
‫تو همیشه یه گارسیا می‌مونی و بس.

157
00:16:49,623 --> 00:16:51,331
‫اینو فراموش نکن.

158
00:16:54,998 --> 00:16:56,456
‫من یه زن بالغم.

159
00:16:57,331 --> 00:16:58,998
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

160
00:17:17,081 --> 00:17:18,206
‫خواهران،

161
00:17:18,623 --> 00:17:22,789
‫ما دیگه نمی‌تونیم تحت سلطه‌ی چیزهایی
‫که مردها بهمون تحمیل می‌کنن زندگی کنیم.

162
00:17:22,873 --> 00:17:25,123
‫همه‌ی ما برابر به دنیا اومدیم،

163
00:17:25,123 --> 00:17:28,873
‫اما بهمون گفتن که ما پایین‌تریم،

164
00:17:28,956 --> 00:17:32,331
‫و لیاقت حقوق برابر با مردها رو نداریم.

165
00:17:32,414 --> 00:17:34,414
‫صدای ما، قدرت ماست.

166
00:17:35,664 --> 00:17:38,831
‫حق رأی زنان خیلی بیشتر از حق ماست.

167
00:17:38,914 --> 00:17:42,206
‫این به رسمیت شناختن کرامت ماست،

168
00:17:43,206 --> 00:17:45,373
‫حق ما واسه برابری،

169
00:17:46,123 --> 00:17:47,789
‫و رهایی ماست.

170
00:17:48,331 --> 00:17:50,331
‫و اگه همگی کنار هم بایستیم،

171
00:17:50,331 --> 00:17:53,039
‫متحد بشیم و یک‌صدا فریاد بزنیم،

172
00:17:54,206 --> 00:17:57,331
‫بهم اعتماد کنید، هیچ قدرتی
‫نمی‌تونه جلومون رو بگیره.

173
00:17:58,206 --> 00:18:00,664
‫ما باید خودمون رو متقاعد کنیم
‫[زنان خواهان حق رأی هستند]

174
00:18:00,664 --> 00:18:03,081
‫که خواستار لطف و ترحم نیستیم.

175
00:18:03,081 --> 00:18:06,289
‫ما داریم حق قانونیمون رو طلب می‌کنیم.

176
00:18:06,664 --> 00:18:08,373
‫دیگه نمی‌تونیم صبر کنیم.

177
00:18:08,373 --> 00:18:09,373
‫کمکم کن، کلاریتا.

178
00:18:09,373 --> 00:18:12,873
‫توی کشورهای دیگه،
‫زنان حق رأی رو به دست آوردن.

179
00:18:12,873 --> 00:18:17,123
‫اونا حتی شروع به تغییر مسیر کشورهای خودشون کردن.

180
00:18:17,873 --> 00:18:23,456
‫این کشور به صدا و درایت
‫تمام دخترانش نیاز داره.

181
00:18:23,539 --> 00:18:25,748
‫اونا از ما می‌خوان مثل مردها کار کنیم،

182
00:18:25,748 --> 00:18:27,664
‫اما مثل اونا رأی ندیم.

183
00:20:07,081 --> 00:20:10,623
‫کلارا بین دیوارهای خونه‌اش
‫تبدیل به یه زن جوان شد،

184
00:20:10,998 --> 00:20:13,789
‫به دور از واقعیت‌های تلخ زندگی،

185
00:20:13,831 --> 00:20:16,706
‫جایی که واقعیت و رویا به راحتی
‫با هم ترکیب می‌شدن،

186
00:20:16,706 --> 00:20:20,789
‫و قوانین فیزیک یا منطق همیشه صدق نمی‌کرد.

187
00:20:43,956 --> 00:20:46,039
‫حالا تقریباً هم‌سن هستیم.

188
00:20:47,539 --> 00:20:48,581
‫بیا کلارا.

189
00:20:49,039 --> 00:20:50,497
‫کمکم کن تمومش کنم.

190
00:21:00,581 --> 00:21:03,789
‫هر کدوم از ما جایگاه خودشو
‫روی این پارچه‌ی بزرگ داره.

191
00:21:08,831 --> 00:21:11,747
‫جور دیگه‌ای نمی‌تونست باشه، کلاریتا.

192
00:21:13,039 --> 00:21:15,581
‫من باید می‌رفتم، چون نوبتم رسیده بود.

193
00:21:16,956 --> 00:21:19,497
‫حالا نوبت توئه که جایگاهت رو پیدا کنی.

194
00:21:51,914 --> 00:21:53,081
‫چی شده؟

195
00:21:53,664 --> 00:21:55,122
‫حالت خوبه؟

196
00:22:00,622 --> 00:22:01,622
‫مامان.

197
00:22:02,414 --> 00:22:03,414
‫بابا.

198
00:22:06,164 --> 00:22:08,164
‫من به زودی ازدواج می‌کنم.

199
00:22:08,706 --> 00:22:09,706
‫چی؟

200
00:22:10,039 --> 00:22:11,414
‫تو حرف زدی!

201
00:22:11,664 --> 00:22:12,664
‫کلاریتا.

202
00:22:13,914 --> 00:22:17,747
‫شنیدن صداش بعد از این همه مدت چنان شوکی بود،

203
00:22:18,039 --> 00:22:20,372
‫که همه فراموش کردن چی گفته بود.

204
00:22:21,247 --> 00:22:24,456
‫و چندین هفته بعد حرف‌هاشو به یاد آوردن،

205
00:22:24,997 --> 00:22:27,622
‫وقتی که یه مهمون سرزده واسشون اومد.

206
00:22:36,289 --> 00:22:41,331
‫♪ میگن من گل پاییزی‌ام، پاییز ♪

207
00:22:41,747 --> 00:22:45,831
‫توی اون سال‌ها، لاس ترس ماریاس
‫تبدیل به یه تجارت خیلی پرسود شد.

208
00:22:45,831 --> 00:22:48,539
‫یه مزرعه‌ی نمونه توی جنوب کشور.

209
00:22:48,539 --> 00:22:52,581
‫و استبان تروئبا تبدیل شد به
‫قابل‌احترام‌ترین رئیس منطقه.

210
00:22:53,414 --> 00:22:57,831
‫نه‌تنها ثروتش بیشتر شد، بلکه
‫تعداد فرزندانش هم افزایش پیدا کرد.

211
00:22:57,831 --> 00:22:59,831
‫♪ زندگی من زرد و نارنجیه، نارنجی ♪

212
00:22:59,831 --> 00:23:03,747
‫♪ زندگیم، میگن من گل پاییزی‌ام، پاییز ♪

213
00:23:04,456 --> 00:23:10,247
‫♪ میگن من همدم یه ابرم، همدم ♪

214
00:23:10,331 --> 00:23:12,039
‫به چی نگاه می‌کنی؟

215
00:23:15,289 --> 00:23:16,664
‫اسمت چیه؟

216
00:23:19,206 --> 00:23:20,206
‫استبان.

217
00:23:22,247 --> 00:23:23,956
‫یه کم می‌خوای، همنام؟

218
00:23:29,831 --> 00:23:31,539
‫عذر می‌خوام، جناب استبان.

219
00:23:41,414 --> 00:23:42,414
‫آفرین!

220
00:23:43,372 --> 00:23:44,372
‫آفرین!

221
00:23:45,956 --> 00:23:46,581
‫همسایه‌های لاس ترس ماریاس،

222
00:23:46,872 --> 00:23:48,081
‫ما اینجا جمع شدیم

223
00:23:48,081 --> 00:23:51,122
‫چون باید یه تصمیم خیلی مهم بگیریم.

224
00:23:51,122 --> 00:23:53,872
‫ما داریم آینده‌ی کشورمون رو تعیین می‌کنیم.

225
00:23:54,956 --> 00:23:58,914
‫تمام چیزهایی که به دست آوردید
‫به خاطر سخت‌کوشیتون بوده.

226
00:23:59,289 --> 00:24:03,331
‫اما جناح چپ می‌خواد
‫چیز کاملاً متفاوتی رو بهمون بقبولونه.

227
00:24:04,289 --> 00:24:07,247
‫اونا بهمون قول بهشت میدن، اما بهتون اطمینان میدم

228
00:24:07,497 --> 00:24:10,497
‫که اگه برنده بشن، همه‌چیز رو نابود می‌کنن.

229
00:24:10,581 --> 00:24:13,497
‫واسه همینه که ازتون دعوت می‌کنم
‫به پیشرفت رأی بدید،

230
00:24:14,164 --> 00:24:15,914
‫به ارزش‌های اخلاقی رأی بدید،

231
00:24:15,914 --> 00:24:18,331
‫به حزب محافظه‌کار رأی بدید.

232
00:24:37,080 --> 00:24:39,705
‫رأیت اشتباهه. دوباره بنویس.

233
00:24:41,830 --> 00:24:43,539
‫یکی دیگه بهش بده.

234
00:24:56,830 --> 00:24:58,414
‫نامه‌هاتون، رئیس.

235
00:24:58,497 --> 00:24:59,497
‫[برای استبان تروئبا]

236
00:24:59,497 --> 00:25:01,705
‫- چیز دیگه‌ای لازم دارید؟
‫- نه.

237
00:25:09,914 --> 00:25:11,580
‫[تلگراف ملی]

238
00:25:11,664 --> 00:25:13,372
‫[به: استبان تروئبا]

239
00:25:13,455 --> 00:25:15,497
‫[مادر در بستر مرگه.]

240
00:25:15,497 --> 00:25:18,622
‫[می‌خواد تو رو ببینه. فرولا.]

241
00:26:13,830 --> 00:26:16,080
‫پسرم، نزدیک‌تر نیا.

242
00:26:16,914 --> 00:26:18,539
‫این بو.

243
00:26:19,539 --> 00:26:20,872
‫مُسریه.

244
00:26:22,664 --> 00:26:24,580
‫اون ریش‌ها رو بزن.

245
00:26:26,539 --> 00:26:28,830
‫شبیه وحشی‌ها شدی.

246
00:26:34,039 --> 00:26:39,497
‫واسه خودت یه زن نجیب و کاتولیک پیدا کن...

247
00:26:42,039 --> 00:26:44,664
‫که بتونه بهت بچه‌های سالمی بده.

248
00:26:49,872 --> 00:26:52,747
‫دردسر درست نکن.

249
00:26:53,414 --> 00:26:55,789
‫استراحت کن. باشه.

250
00:26:59,497 --> 00:27:00,539
‫استراحت کن.

251
00:27:36,622 --> 00:27:38,830
‫مقدمات یه مراسم خاکسپاری آبرومندانه رو فراهم کن.

252
00:27:38,830 --> 00:27:40,539
‫تکلیف من چی میشه؟

253
00:27:41,455 --> 00:27:43,289
‫تمام زندگیم رو صرف مراقبت از اون کردم.

254
00:27:43,289 --> 00:27:44,414
‫زندگی کن.

255
00:27:44,497 --> 00:27:45,830
‫سفر کن.

256
00:27:45,914 --> 00:27:47,622
‫واسه خودت یه لباس بخر.

257
00:27:48,413 --> 00:27:50,955
‫از پول داروهای مادر استفاده کن.

258
00:27:54,538 --> 00:27:55,663
‫استبان.

259
00:28:38,622 --> 00:28:43,497
‫[رزا دل وایه کورتس]
‫[۲۴ سپتامبر ۱۹۲۴]

260
00:28:49,747 --> 00:28:52,413
‫تنها دخترمون که هنوز ازدواج نکرده کلاریتاست.

261
00:28:52,413 --> 00:28:53,413
‫کلارا.

262
00:28:54,038 --> 00:28:55,330
‫کوچک‌ترین دخترتونه، درسته؟

263
00:28:55,330 --> 00:28:57,497
‫آره. و همین‌طور خاص‌ترینشون.

264
00:28:57,497 --> 00:28:58,497
‫خاص؟

265
00:28:59,913 --> 00:29:01,038
‫از چه نظر؟

266
00:29:01,747 --> 00:29:04,372
‫راستشو بخواید، اون یکم عجیبه.

267
00:29:04,580 --> 00:29:06,413
‫نُه سال حرف نزد.

268
00:29:06,413 --> 00:29:08,122
‫چون خودش نخواست که حرف بزنه.

269
00:29:08,997 --> 00:29:11,288
‫سکوت یه حُسنه، نه یه عیب.

270
00:29:11,372 --> 00:29:13,497
‫آره، اما چیزهای دیگه‌ای هم هست.

271
00:29:13,497 --> 00:29:14,997
‫مثل حرف زدن با مُرده‌ها.

272
00:29:14,997 --> 00:29:16,788
‫یا تکون دادن اشیاء با ذهنش.

273
00:29:16,788 --> 00:29:18,497
‫پیشگویی کردن فجایع.

274
00:29:22,455 --> 00:29:24,288
‫من نگران این چیزای عجیب‌وغریب نیستم،

275
00:29:24,288 --> 00:29:26,122
‫تا زمانی که بتونه بچه‌های سالمی به دنیا بیاره.

276
00:29:26,122 --> 00:29:27,663
‫عجله نکن، استبان.

277
00:29:28,372 --> 00:29:30,455
‫اول باید با دخترمون آشنا بشی،

278
00:29:30,455 --> 00:29:31,913
‫و اونو بهتر بشناسی.

279
00:29:31,913 --> 00:29:35,205
‫با توجه به اینکه اون دختر شما و
‫خواهر رزاست، مشکلی نمی‌بینم.

280
00:29:35,205 --> 00:29:38,372
‫اما باید نظر کلارا رو هم بپرسیم.
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

281
00:29:38,372 --> 00:29:39,580
‫اوناهاش.

282
00:29:56,705 --> 00:29:58,455
‫منتظرت بودم.

283
00:30:05,830 --> 00:30:06,830
‫بیا.

284
00:30:10,913 --> 00:30:11,913
‫با اجازه.

285
00:30:16,330 --> 00:30:19,205
‫پدر و مادرت حسابی ازت تعریف کردن.

286
00:30:20,747 --> 00:30:22,413
‫من یه مرد یتیمم که سنش هم از تو بالاتره،

287
00:30:22,413 --> 00:30:25,288
‫پس باید خودم از خودم تعریف کنم.

288
00:30:30,788 --> 00:30:33,080
‫هیچ‌کس تا حالا چیزی به من نداده.

289
00:30:33,497 --> 00:30:35,122
‫ثروت من چشم‌گیره،

290
00:30:35,122 --> 00:30:37,288
‫و امیدوارم بازم بیشتر بشه.

291
00:30:37,497 --> 00:30:40,247
‫من به سخت‌کوشی و نظم باور دارم...

292
00:30:40,330 --> 00:30:42,122
‫دلت می‌خواد با من ازدواج کنی؟

293
00:30:43,872 --> 00:30:46,205
‫منظورم اینه که پس دیگه وقت رو هدر ندیم.

294
00:30:50,080 --> 00:30:51,872
‫از رک‌وراست بودن خوشم میاد.

295
00:30:54,663 --> 00:30:56,372
‫دلت می‌خواد با من ازدواج کنی؟

296
00:30:57,830 --> 00:30:58,830
‫آره.

297
00:31:00,372 --> 00:31:01,372
‫چرا؟

298
00:31:02,872 --> 00:31:04,580
‫چون تقدیر منه.

299
00:31:09,705 --> 00:31:11,497
‫باراباس. بیا اینجا.

300
00:31:19,996 --> 00:31:21,163
‫چیزی نیست.

301
00:31:32,788 --> 00:31:34,496
‫چی شده، باراباس؟

302
00:31:37,913 --> 00:31:39,621
‫بسیار خب. چیزی نیست.

303
00:31:40,121 --> 00:31:43,121
‫برو یه چیزی از قصاب بدزد.

304
00:31:43,746 --> 00:31:46,288
‫اما واسه جشن دیر نکن، باشه؟

305
00:31:58,080 --> 00:31:59,080
‫عذر می‌خوام.

306
00:31:59,121 --> 00:32:01,663
‫- برادرم می‌خواست بدونه...
‫- بیا داخل.

307
00:32:09,288 --> 00:32:11,788
‫من از وصلت خونواده‌هامون خوشحالم.

308
00:32:11,788 --> 00:32:13,080
‫منم همین‌طور.

309
00:32:13,163 --> 00:32:16,413
‫بهم گفتن علاقه‌ای به کارهای خونه نداری.

310
00:32:16,913 --> 00:32:18,246
‫اما من علاقه دارم.

311
00:32:22,455 --> 00:32:24,580
‫دیگه لازم نیست نگران باشی.

312
00:32:27,788 --> 00:32:29,330
‫تنها نمی‌مونی.

313
00:32:30,455 --> 00:32:33,246
‫تو با ما زندگی می‌کنی.
‫ما مثل دو تا خواهر می‌شیم.

314
00:32:38,371 --> 00:32:39,538
‫ممنون.

315
00:33:18,788 --> 00:33:20,496
‫- خیلی خوشگل شدی.
‫- عزیزم.

316
00:33:22,455 --> 00:33:24,163
‫واست آرزوی خوشبختی می‌کنم.

317
00:33:27,246 --> 00:33:28,871
‫خیلی ممنونم.

318
00:34:12,330 --> 00:34:14,871
‫باراباس به آرومی جون داد،

319
00:34:14,871 --> 00:34:17,663
‫در حالی که چشماش به کلارا دوخته شده بود،

320
00:34:18,496 --> 00:34:23,413
‫کسی که جشن رو کاملاً فراموش کرد
‫که تا آخرین نفس کنارش باشه.

321
00:34:24,913 --> 00:34:28,163
‫استبان تنها کسی بود که از اون بدیمنی بی‌خبر بود،

322
00:34:28,163 --> 00:34:30,038
‫چیزی که توی فضا حس می‌شد،

323
00:34:30,038 --> 00:34:32,455
‫و هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد درباره‌اش حرفی بزنه.

324
00:34:33,538 --> 00:34:38,538
‫«ترجمه از حـامـد»