1
00:00:26,083 --> 00:00:27,583
‫پدریتو، بلانکیتا!

2
00:00:28,291 --> 00:00:29,625
‫بیاید اینجا!

3
00:00:29,708 --> 00:00:30,791
‫زود باشید!

4
00:00:33,541 --> 00:00:36,666
‫داستان مرغ‌ها رو واستون گفتم؟

5
00:00:36,750 --> 00:00:40,833
‫همونی که روباه هر شب تخم‌هاشون رو می‌دزدید

6
00:00:40,916 --> 00:00:42,833
‫و جوجه‌هاشون رو می‌خورد؟

7
00:00:44,750 --> 00:00:47,208
‫روباه فکر می‌کرد اونا احمقن،

8
00:00:47,291 --> 00:00:50,583
‫اما مرغ‌ها با هم متحد شدن
‫و شروع به همکاری کردن

9
00:00:50,583 --> 00:00:53,583
‫چون فهمیدن که تعدادشون زیاده،

10
00:00:53,666 --> 00:00:56,750
‫و روباه فقط یه‌دونه‌ست.

11
00:00:58,541 --> 00:01:02,416
‫بعدش وقتی روباه شبونه اومد،

12
00:01:02,500 --> 00:01:06,375
‫مرغ‌ها پریدن روش و بهش نوک زدن.

13
00:01:08,208 --> 00:01:13,000
‫و این‌طوری، روباه دیگه هیچ‌وقت اذیتشون نکرد.

14
00:01:15,041 --> 00:01:16,708
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

15
00:01:17,000 --> 00:01:18,666
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

16
00:01:18,666 --> 00:01:20,125
‫- نه!
‫- من بردم. بپر تو آب.

17
00:02:19,083 --> 00:02:23,000
‫«خانه‌ی ارواح»

18
00:02:23,750 --> 00:02:26,750
‫«قسمت چهارم»

19
00:02:27,583 --> 00:02:32,333
‫مادربزرگم تونست همون‌طور که
‫رسم اون زمان بود، توی ازدواجش بمونه،

20
00:02:32,500 --> 00:02:36,958
‫چون شوهرش از جادو
‫و کارهای ماورایی اون دور می‌موند،

21
00:02:36,958 --> 00:02:39,375
‫و اونجا بود که آرامشش رو پیدا می‌کرد.

22
00:02:41,791 --> 00:02:43,583
‫هر سه‌تاتون اونجایید؟

23
00:02:46,666 --> 00:02:49,583
‫معلومه، شما همه‌جا با هم میرید.

24
00:02:51,958 --> 00:02:54,166
‫اینجا آفتابیه. عالیه، آره.

25
00:02:55,583 --> 00:02:56,791
‫اونجا چی؟

26
00:02:58,458 --> 00:02:59,500
‫ابریه؟

27
00:03:00,208 --> 00:03:02,875
‫عجیبه. ما که اون‌قدرا هم دور نیستیم.

28
00:03:03,791 --> 00:03:05,375
‫نه، منظورم از نظر فیزیکیه.

29
00:03:05,375 --> 00:03:08,875
‫می‌دونم واسه چیزایی که واقعاً مهمن بهم نزدیکیم.

30
00:03:08,875 --> 00:03:09,958
‫آره.

31
00:03:10,041 --> 00:03:11,041
‫مامان؟

32
00:03:12,041 --> 00:03:13,041
‫مامان.

33
00:03:13,208 --> 00:03:14,375
‫- مامان.
‫- بله؟

34
00:03:16,125 --> 00:03:18,291
‫بلانکا کتاب زیستم رو قایم کرده.

35
00:03:19,000 --> 00:03:21,375
‫و خودشو زده به مریضی که مدرسه نره.

36
00:03:21,375 --> 00:03:23,041
‫من مدرسه نمیرم.

37
00:03:23,250 --> 00:03:25,791
‫خایمه حسودی می‌کنه، چون نمی‌تونه بره روستا.

38
00:03:25,791 --> 00:03:27,375
‫اینقدر دعوا نکنید.

39
00:03:28,750 --> 00:03:32,791
‫وقتی تو بری مدرسه‌ی شبانه‌روزی
‫و توام بری روستا،

40
00:03:32,875 --> 00:03:34,416
‫دلتون واسه هم تنگ میشه.

41
00:03:34,416 --> 00:03:36,375
‫- منم می‌خوام برم، مامان.
‫- می‌دونم.

42
00:03:36,375 --> 00:03:39,333
‫اما می‌دونی اگه برنگردی مدرسه
‫پدرت چطوری میشه.

43
00:03:39,333 --> 00:03:41,583
‫وقتی مدرسه تموم شد میری.
‫فقط یه کم دیگه.

44
00:03:41,583 --> 00:03:43,500
‫- کمکم کن.
‫- یالا، خایمیتو.

45
00:03:43,541 --> 00:03:47,041
‫بیا، قراره کیک مورد علاقه‌تو
‫واست درست کنم، باشه؟

46
00:03:58,875 --> 00:04:00,375
‫چیزی شده؟

47
00:04:02,541 --> 00:04:04,208
‫خیلی بزرگ شدی.

48
00:04:05,708 --> 00:04:07,583
‫رنگ هاله‌ات عوض شده.

49
00:04:09,333 --> 00:04:11,000
‫ناخوشی؟

50
00:04:11,708 --> 00:04:14,583
‫مامان، من که دیگه بچه نیستم.

51
00:04:15,208 --> 00:04:16,916
‫نانام حسابی حواسش به همه چیز هست،

52
00:04:16,916 --> 00:04:19,875
‫چون تو همیشه سرت توی ابرهاست.

53
00:04:21,041 --> 00:04:23,458
‫باید بیشتر با همدیگه وقت بگذرونیم.

54
00:04:23,750 --> 00:04:25,833
‫- آره.
‫- حالا توی روستا.

55
00:04:38,375 --> 00:04:41,541
‫پدربزرگم مدام به لاس ترس ماریاس سفر می‌کرد

56
00:04:41,541 --> 00:04:44,500
‫تا با فاصله‌ای که همسرش ایجاد کرده بود کنار بیاد.

57
00:04:44,958 --> 00:04:47,291
‫این‌طوری وارد یه دوره‌ی خیلی پررونق شد،

58
00:04:47,291 --> 00:04:51,250
‫و به نظر می‌رسید یه چوب جادو
‫کسب‌وکارش رو لمس کرده.

59
00:04:52,125 --> 00:04:54,250
‫- خوش اومدید، آقا.
‫- عصر بخیر.

60
00:04:54,541 --> 00:04:56,291
‫می‌دونم کی این کارا رو شروع کرده.

61
00:04:56,291 --> 00:04:57,958
‫شناساییش کردم.

62
00:05:01,250 --> 00:05:03,291
‫نمی‌خواستن سیب‌زمینی‌ها رو برداشت کنن.

63
00:05:03,291 --> 00:05:04,916
‫درخواست افزایش حقوق دارن.

64
00:05:04,916 --> 00:05:05,916
‫یکی دیگه!

65
00:05:07,625 --> 00:05:09,208
‫این دیروز رسید.

66
00:05:09,208 --> 00:05:11,083
‫توی اصطبل پیداش کردن.

67
00:05:12,708 --> 00:05:16,041
‫«جلوی سوءاستفاده رو بگیرید.
‫برای کشوری بدون اربابان بجنگید.»

68
00:05:18,875 --> 00:05:20,750
‫این تقصیر توئه، سانچز.

69
00:05:21,500 --> 00:05:23,458
‫در طول این سال‌ها خیلی نرم شدی.

70
00:05:23,458 --> 00:05:25,708
‫داره توی تمام مزرعه‌ها اتفاق می‌افته، استبان.

71
00:05:25,708 --> 00:05:28,625
‫هیچ‌کس توی لاس ترس ماریاس شورش نمی‌کنه.

72
00:05:29,333 --> 00:05:32,333
‫من خیلی خوب می‌دونم چطوری با این آدما رفتار کنم.

73
00:05:33,125 --> 00:05:35,541
‫باید افسارشون رو کوتاه نگه داری.

74
00:05:36,791 --> 00:05:39,375
‫و وقتی لازمه از شلاق استفاده کنی.

75
00:05:53,250 --> 00:05:54,208
‫خداحافظ.

76
00:05:54,208 --> 00:05:56,416
‫قرار نبود با هم وقت بگذرونیم؟

77
00:05:56,416 --> 00:05:58,083
‫بعداً می‌بینمت.

78
00:06:00,125 --> 00:06:02,375
‫معلومه که دوشیزه بلانکا از اینجا خوشش میاد.

79
00:06:02,375 --> 00:06:05,291
‫اینجا آدم متفاوتی میشه،
‫انگار دو تا بلانکا وجود داره.

80
00:06:05,291 --> 00:06:07,458
‫توی شهر همیشه مریض و بی‌حوصله‌ست،

81
00:06:07,458 --> 00:06:08,791
‫اما اینجا رو ببین.

82
00:06:15,458 --> 00:06:17,333
‫- سلام، خورخه.
‫- سلام، خانم.

83
00:06:17,333 --> 00:06:19,916
‫- پدرو رو ندیدی؟
‫- توی اصطبل‌هاست.

84
00:06:31,250 --> 00:06:34,416
‫♪ و روباهه میاد ♪

85
00:06:37,416 --> 00:06:41,375
‫♪ مثل هر شب ♪

86
00:06:42,000 --> 00:06:43,500
‫♪ تا ببره ♪

87
00:06:43,583 --> 00:06:45,375
‫♪ تا بدزده ♪

88
00:06:46,750 --> 00:06:49,750
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

89
00:06:50,541 --> 00:06:53,458
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

90
00:06:53,916 --> 00:06:55,583
‫♪ تا بدزده ♪

91
00:06:56,375 --> 00:06:57,291
‫♪ تا ببره... ♪

92
00:06:57,291 --> 00:06:59,666
‫گارسیا! چرا کار نمی‌کنی؟

93
00:06:59,750 --> 00:07:00,750
‫بلانکا!

94
00:07:02,750 --> 00:07:04,041
‫زودتر اومدی.

95
00:07:04,041 --> 00:07:05,541
‫مامانم رو راضی کردم.

96
00:07:06,208 --> 00:07:08,000
‫به هوای روستا نیاز دارم.

97
00:07:09,958 --> 00:07:10,958
‫ببین.

98
00:07:12,083 --> 00:07:13,750
‫واست یه هدیه آوردم.

99
00:07:14,041 --> 00:07:15,625
‫خودم بافتمش.

100
00:07:21,833 --> 00:07:22,833
‫بزرگ شدی.

101
00:07:24,083 --> 00:07:25,750
‫به خاطر کاریه که اینجا می‌کنم.

102
00:07:26,125 --> 00:07:27,791
‫اون آهنگ مال خودت بود؟

103
00:07:29,291 --> 00:07:31,416
‫می‌خواستم سورپرایزت کنم.

104
00:07:33,833 --> 00:07:34,833
‫سورپرایز؟

105
00:07:36,833 --> 00:07:37,875
‫آره.

106
00:07:39,291 --> 00:07:40,416
‫- بیا.
‫- چیه؟

107
00:07:40,625 --> 00:07:42,625
‫اما شاید بتونیم امشب همدیگه رو ببینیم؟

108
00:07:44,250 --> 00:07:45,583
‫کنار رودخونه.

109
00:08:06,791 --> 00:08:10,291
‫مادربزرگم نتونست اونطور که دوست داشت
‫به پانچا نزدیک بشه.

110
00:08:10,291 --> 00:08:11,750
‫حتی وقتی فهمید

111
00:08:11,750 --> 00:08:14,666
‫که پسرش استبان بخاطر عیش و نوش مُرده.

112
00:08:15,625 --> 00:08:19,291
‫و هیچ‌وقت هم نتونست خودشو ببخشه
‫به خاطر اینکه نتونست

113
00:08:19,291 --> 00:08:22,166
‫به تنها پسر ارباب که اسم اون روش بود کمک کنه.

114
00:08:31,166 --> 00:08:33,458
‫حالا که دیگه از نیمکت‌ها

115
00:08:33,458 --> 00:08:35,333
‫و تخته‌سیاه استفاده نمی‌کنیم،

116
00:08:35,416 --> 00:08:38,166
‫می‌تونیم اونا رو به مدرسه‌ی روستایی اهدا کنیم.

117
00:08:38,291 --> 00:08:40,208
‫خیلی خوب میشه.

118
00:08:40,375 --> 00:08:42,500
‫- ترتیبش رو میدم.
‫- ممنون.

119
00:08:44,750 --> 00:08:47,541
‫بچه‌ها به مدرسه‌ی جدید
‫توی سان لوکاس عادت کردن؟

120
00:08:47,541 --> 00:08:48,541
‫آره.

121
00:08:48,625 --> 00:08:50,666
‫میگن بچه‌های لاس ترس ماریاس

122
00:08:50,666 --> 00:08:52,708
‫بهترین دانش‌آموزای منطقه‌ان.

123
00:08:52,708 --> 00:08:54,541
‫- همه‌اش به خاطر توئه.
‫- نه.

124
00:08:54,625 --> 00:08:56,291
‫به خاطر خودشونه.

125
00:08:56,291 --> 00:08:58,500
‫و به خاطر شما، پدر و مادراشون.

126
00:09:02,958 --> 00:09:04,875
‫زمان چقدر زود می‌گذره.

127
00:09:06,750 --> 00:09:08,416
‫این ناراحتت می‌کنه؟

128
00:09:09,000 --> 00:09:10,000
‫نه.

129
00:09:10,666 --> 00:09:12,416
‫حس عجیبیه.

130
00:09:13,875 --> 00:09:15,916
‫حس می‌کنم واسه کارایی که قبلاً

131
00:09:15,916 --> 00:09:18,083
‫پیش‌بینی‌شون می‌کردم همیشه دیر می‌رسم.

132
00:09:18,083 --> 00:09:19,458
‫حرفام دیوونگیه.

133
00:09:19,541 --> 00:09:21,750
‫- نه.
‫- بهم توجه نکن.

134
00:09:22,208 --> 00:09:23,958
‫شاید فقط دارم پیر میشم.

135
00:09:23,958 --> 00:09:26,708
‫چطور می‌تونی این حرفو بزنی؟ تو هنوز جوونی.

136
00:09:27,333 --> 00:09:30,416
‫و انرژیت از همه‌ی ما روی هم رفته بیشتره.

137
00:09:31,375 --> 00:09:32,750
‫- ممنون.
‫- نه!

138
00:09:32,750 --> 00:09:34,500
‫نه، برید بیرون! یالا!

139
00:09:34,583 --> 00:09:36,416
‫برید بیرون!

140
00:09:36,500 --> 00:09:37,791
‫بیرون!

141
00:09:55,250 --> 00:09:58,458
‫چطور ممکنه من از یه کارگر
‫بفهمم که تو اینجایی؟

142
00:09:58,458 --> 00:09:59,583
‫سلام.

143
00:10:00,625 --> 00:10:03,583
‫حس کردم که باید بیام، واسه همین اومدیم.

144
00:10:04,583 --> 00:10:07,041
‫- مشکلیه؟
‫- نه، اصلاً.

145
00:10:09,958 --> 00:10:11,416
‫داشتم کم‌کم دلتنگت می‌شدم.

146
00:10:11,416 --> 00:10:14,416
‫کیک نانا رو امتحان کن.
‫این دفعه یادم نرفت.

147
00:10:15,083 --> 00:10:16,083
‫سلام.

148
00:10:16,791 --> 00:10:17,791
‫به‌به.

149
00:10:19,541 --> 00:10:21,750
‫مزرعه خیلی قشنگ شده، بابا.

150
00:10:23,083 --> 00:10:26,000
‫داشتی چیکار می‌کردی؟ با خوک‌ها غلت می‌زدی؟

151
00:10:28,166 --> 00:10:29,833
‫رفتم یه کم قدم بزنم.

152
00:10:30,916 --> 00:10:33,875
‫دلم می‌خواد همه‌چیز رو درباره‌ی
‫لاس ترس ماریاس بهم یاد بدی،

153
00:10:33,875 --> 00:10:36,125
‫تا شاید یه روز بتونم کمکت کنم.

154
00:10:36,333 --> 00:10:39,416
‫بلانکا، تو دیگه اون‌قدری بزرگ شدی
‫که مثل یه خانم رفتار کنی.

155
00:10:39,416 --> 00:10:40,416
‫بخور.

156
00:10:41,291 --> 00:10:44,208
‫تو خیلی لاغری.
‫این‌طوری هیشکی ازت خوشش نمیاد.

157
00:10:44,666 --> 00:10:46,791
‫یه پیردختر دیگه توی خانواده نمی‌خوایم.

158
00:10:46,791 --> 00:10:49,083
‫اذیت نکن، استبان. ما تازه رسیدیم.

159
00:10:49,083 --> 00:10:50,750
‫به صلاح خودشه.

160
00:10:52,500 --> 00:10:55,291
‫بسیار خب. بگید ببینم. از پایتخت چه خبر؟

161
00:10:59,500 --> 00:11:01,166
‫- سلام.
‫- سلام، پدریتو.

162
00:11:07,666 --> 00:11:09,125
‫پدر خوزه ماریا!

163
00:11:09,416 --> 00:11:10,416
‫پدر!

164
00:11:10,500 --> 00:11:12,166
‫- پدرو.
‫- حالتون چطوره؟

165
00:11:12,875 --> 00:11:16,208
‫خوشحالم که هنوزم می‌تونی بیای مدرسه.

166
00:11:16,291 --> 00:11:18,375
‫- خوب بود؟
‫- آره، خیلی چیزا یاد گرفتم.

167
00:11:18,375 --> 00:11:20,250
‫اینم از مانیفست.
‫[مانیفست کمونیست]

168
00:11:20,250 --> 00:11:23,666
‫مراقب باش. این مثل این می‌مونه
‫که با یه اسلحه راه بری، مخصوصاً الان.

169
00:11:23,666 --> 00:11:27,083
‫پس ثروتمندان از یه چیزایی استفاده می‌کنن
‫تا فقرا رو از قدرت دور نگه دارن.

170
00:11:27,083 --> 00:11:29,625
‫این تنها چیزیه که یادت موند؟

171
00:11:29,625 --> 00:11:31,291
‫انتظار بیشتری ازت داشتم.

172
00:11:32,125 --> 00:11:33,791
‫چیزی که اونا نمی‌دونستن

173
00:11:34,458 --> 00:11:36,333
‫اینه که خدا سمت راسته

174
00:11:36,750 --> 00:11:38,583


175
00:11:38,583 --> 00:11:40,250
‫اینو فراموش نکن.

176
00:11:41,083 --> 00:11:43,333
‫نه!

177
00:12:00,291 --> 00:12:01,375
‫این چیه؟

178
00:12:01,958 --> 00:12:03,208
‫نه!

179
00:12:26,625 --> 00:12:28,250
‫داری چیکار می‌کنی؟

180
00:12:29,916 --> 00:12:31,083
‫چطور تونستی؟

181
00:12:35,250 --> 00:12:38,166
‫به یه مخلوق کوچیک خدا آسیب می‌زنه.

182
00:12:38,250 --> 00:12:41,375
‫بذار هدف‌گیریش رو تمرین کنه.
‫توی زندگیش به دردش می‌خوره.

183
00:12:41,375 --> 00:12:42,666
‫دلسوزی.

184
00:12:43,208 --> 00:12:45,000
‫این توی زندگی بهش کمک می‌کنه.

185
00:12:45,041 --> 00:12:46,458
‫دلسوزی.

186
00:12:47,416 --> 00:12:48,708
‫- هی.
‫- چیه؟

187
00:12:48,791 --> 00:12:50,916
‫بذار نوه‌ام رو به روش خودم بزرگ کنم.

188
00:12:51,291 --> 00:12:52,958
‫تو توی بزرگ کردن پسرم کمکم کردی

189
00:12:52,958 --> 00:12:55,208
‫و ببین که عاقبت خوشی نداشت.

190
00:12:55,583 --> 00:12:57,291
‫بی‌احترامی نکن.

191
00:13:02,333 --> 00:13:04,000
‫چت شده؟

192
00:13:06,916 --> 00:13:07,916
‫پسرم.

193
00:13:08,375 --> 00:13:12,416
‫دیدی ارباب‌ها با ازکیل روخاس
‫از مزرعه‌ی سانچز چیکار کردن؟

194
00:13:12,416 --> 00:13:14,208
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

195
00:13:17,583 --> 00:13:18,875
‫کشتنش.

196
00:13:21,083 --> 00:13:23,416
‫خروجی شهر دارش زدن.

197
00:13:24,583 --> 00:13:25,958
‫واسه ترسوندن ما.

198
00:13:29,875 --> 00:13:31,666
‫باید آروم باشی، پسرم.

199
00:13:32,500 --> 00:13:35,000
‫هیچ قطعیتی نیست که ارباب‌ها این کار رو کرده باشن.

200
00:13:35,000 --> 00:13:36,208
‫پس کی کرده؟

201
00:13:38,375 --> 00:13:40,041
‫باید یه کاری بکنیم.

202
00:13:40,583 --> 00:13:44,541
‫فقط می‌خوای مثل احمق‌ها اونجا بشینی
‫و چای ماته بنوشی؟

203
00:13:48,083 --> 00:13:49,750
‫اونوقت تو پیشنهادت چیه؟

204
00:13:51,875 --> 00:13:53,166
‫هیچ مدرکی داری؟

205
00:13:53,166 --> 00:13:55,500
‫می‌خوای با پلیس حرف بزنی؟

206
00:13:55,791 --> 00:13:58,583
‫اونا به حرف کی گوش میدن؟
‫تو یا ارباب‌ها؟

207
00:13:59,083 --> 00:14:00,125
‫جوابمو بده!

208
00:14:00,208 --> 00:14:02,291
‫پدریتو، وقتت رو تلف نکن.

209
00:14:02,791 --> 00:14:06,625
‫این مردها شاهد جنایت‌های زیادی
‫توی خانواده‌ی خودشون بودن،

210
00:14:06,833 --> 00:14:09,708
‫و هیچ‌وقت جرئت نکردن صداشون رو بالا ببرن.

211
00:14:10,541 --> 00:14:11,583
‫بریم.

212
00:14:14,666 --> 00:14:15,791
‫این خونواده

213
00:14:17,083 --> 00:14:18,750
‫پر از آدمای بزدله.

214
00:14:21,541 --> 00:14:23,041
‫اما من بزدل نیستم!

215
00:14:24,333 --> 00:14:28,541
‫دلم نمی‌خواد مثل اون مرد بیچاره
‫آویزون بشی، می‌شنوی چی میگم؟

216
00:14:38,666 --> 00:14:39,666
‫گوش کن.

217
00:14:41,208 --> 00:14:42,208
‫هی.

218
00:14:47,166 --> 00:14:48,750
‫اگه دنبال تغییر هستی،

219
00:14:51,500 --> 00:14:54,416
‫سلاح‌های قدرتمندتری در مقایسه با

220
00:14:54,416 --> 00:14:56,708
‫چاقو و گلوله وجود دارن.

221
00:15:07,916 --> 00:15:08,916
‫مادربزرگ،

222
00:15:09,833 --> 00:15:11,625
‫چرا اون مرد رو کشتن؟

223
00:15:13,166 --> 00:15:14,458
‫تو نگران نباش.

224
00:15:15,166 --> 00:15:17,750
‫کارهای بزرگترها رو بسپار به خودشون.

225
00:15:17,750 --> 00:15:19,166
‫من دیگه بزرگ شدم.

226
00:15:19,166 --> 00:15:23,125
‫و اگه ارباب‌ها بخوان کاری باهات بکنن
‫من ازت محافظت می‌کنم.

227
00:15:27,500 --> 00:15:30,041
‫هیچ اتفاق بدی واست نمی‌افته.

228
00:15:30,416 --> 00:15:31,708
‫می‌دونی چرا؟

229
00:15:33,000 --> 00:15:34,500
‫تو نوه‌ی منی.

230
00:15:35,458 --> 00:15:38,375
‫و مثل پدرت یه آدم بی‌فایده نمیشی.

231
00:15:42,791 --> 00:15:44,958
‫- هی، اون تخت منه.
‫- می‌دونم.

232
00:15:46,083 --> 00:15:48,083
‫خیلی‌خب، اما فقط یه کم.

233
00:15:56,750 --> 00:15:58,416
‫یه چیزی بهت میگم

234
00:15:59,166 --> 00:16:00,916
‫که هیچ‌وقت نباید فراموشش کنی.

235
00:16:03,000 --> 00:16:05,416
‫تو هم‌خون اربابی.

236
00:16:06,958 --> 00:16:09,166
‫تو به دنیا اومدی تا کارهای بزرگی بکنی.

237
00:16:10,500 --> 00:16:12,916
‫و این تویی که قراره دستور بدی.

238
00:16:13,083 --> 00:16:14,750
‫نه برعکس.

239
00:16:15,416 --> 00:16:16,500
‫فهمیدی؟

240
00:16:18,166 --> 00:16:19,416
‫بیا اینجا.

241
00:16:49,041 --> 00:16:50,208
‫بلانکا.

242
00:16:52,541 --> 00:16:54,583
‫مامان، تو چرا بیداری؟

243
00:16:54,666 --> 00:16:58,041
‫یه چیزی بی‌قرارم کرده بود
‫و باید یکم هوا می‌خوردم.

244
00:16:58,958 --> 00:16:59,958
‫تو چی؟

245
00:17:01,166 --> 00:17:04,083
‫یه صدایی شنیدم و می‌خواستم به بابا بگم.

246
00:17:05,916 --> 00:17:06,916
‫چیه؟

247
00:17:08,750 --> 00:17:10,916
‫- بشین.
‫- نه.

248
00:17:13,416 --> 00:17:15,083
‫واسه بیرون رفتن خیلی دیره.

249
00:17:15,291 --> 00:17:17,750
‫من بزرگ شدم. می‌تونم مراقب خودم باشم.

250
00:17:17,750 --> 00:17:19,250
‫زود برمی‌گردم.

251
00:17:21,500 --> 00:17:23,166
‫باشه، اما مراقب باش،

252
00:17:23,208 --> 00:17:26,416
‫چون اون‌قدر که فکر می‌کنی بزرگ نشدی.

253
00:17:27,458 --> 00:17:29,458
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

254
00:17:44,333 --> 00:17:47,166
‫مریم مقدس

255
00:17:47,250 --> 00:17:49,458
‫برای ما گناهکاران دعا کن،

256
00:17:50,958 --> 00:17:54,083
‫اکنون و در هنگام مرگ ما.

257
00:18:55,541 --> 00:18:56,541
‫سلام.

258
00:18:57,041 --> 00:18:58,708
‫بهتره بری، بلانکا.

259
00:18:58,791 --> 00:19:00,875
‫پدرت چند لحظه پیش اینجا بود.

260
00:19:02,166 --> 00:19:04,916
‫دیروز کنار رودخونه منتظرت بودم.

261
00:19:06,458 --> 00:19:08,041
‫خوابت برد؟

262
00:19:10,708 --> 00:19:13,291
‫پدرت بهت نگفت چه اتفاقی افتاده؟

263
00:19:13,833 --> 00:19:14,833
‫نه.

264
00:19:16,708 --> 00:19:17,708
‫چی شده؟

265
00:19:19,791 --> 00:19:23,625
‫اگه یکی از ما سرش رو
‫از روی زمین بلند کنه، کشته میشیم.

266
00:19:23,958 --> 00:19:25,541
‫و آب هم از آب تکون نمی‌خوره.

267
00:19:26,291 --> 00:19:27,875
‫هیچ‌کس نمیره زندان.

268
00:19:28,666 --> 00:19:31,125
‫عدالت توی این کشور مثل زمین می‌مونه.

269
00:19:32,250 --> 00:19:33,916
‫فقط واسه ارباب‌هاست.

270
00:19:36,708 --> 00:19:37,708
‫چی؟

271
00:19:39,208 --> 00:19:40,875
‫یه دهقان کشته شده؟

272
00:19:42,500 --> 00:19:44,291
‫این کار رو کردن تا ما رو بترسونن.

273
00:19:45,458 --> 00:19:47,000
‫تا ما رو به وحشت بندازن.

274
00:19:47,958 --> 00:19:48,958
‫پدرو!

275
00:19:49,666 --> 00:19:51,875
‫بیا. کمک کن کامیون رو بار بزنیم.

276
00:19:51,958 --> 00:19:52,958
‫اومدم!

277
00:19:54,500 --> 00:19:56,000
‫امروز همدیگه رو می‌بینیم؟

278
00:19:58,458 --> 00:19:59,500
‫نمی‌دونم.

279
00:20:11,125 --> 00:20:12,125
‫بابا.

280
00:20:12,875 --> 00:20:15,875
‫درباره‌ی قتل یه دهقان چی می‌دونی؟

281
00:20:16,958 --> 00:20:19,375
‫توی شهرهای کوچیک همیشه از این اتفاقات می‌افته.

282
00:20:19,666 --> 00:20:22,666
‫دعواهای الواتی، جنایت‌های عشقی.

283
00:20:24,041 --> 00:20:25,375
‫چیزای همیشگی.

284
00:20:28,000 --> 00:20:30,916
‫میگن انتقام ارباب‌ها بوده.

285
00:20:31,250 --> 00:20:32,500
‫کی اینو گفته؟

286
00:20:34,000 --> 00:20:35,000
‫من میگم.

287
00:20:39,083 --> 00:20:41,333
‫با من این‌طوری حرف نزن، بچه پررو.

288
00:20:41,333 --> 00:20:42,333
‫می‌شنوی؟

289
00:20:44,416 --> 00:20:47,208
‫اما مردم اینجا به رفتار عادلانه هم نیاز دارن.

290
00:20:49,375 --> 00:20:51,666
‫این افکار رو از کجا آوردی؟

291
00:20:51,750 --> 00:20:53,750
‫من می‌تونم افکار خودمو داشته باشم.

292
00:20:58,583 --> 00:20:59,833
‫بهتره این افکار

293
00:21:00,791 --> 00:21:02,375
‫همون افکار ما باشه.

294
00:21:08,375 --> 00:21:09,375
‫برو.

295
00:21:27,875 --> 00:21:29,541
‫- گند زدی، سانچز.
‫- چرا؟

296
00:21:29,541 --> 00:21:31,833
‫تو یه جان‌فدای کمونیست بهشون دادی.

297
00:21:32,666 --> 00:21:34,625
‫و چون هیچ‌کس نمیره زندان،

298
00:21:34,666 --> 00:21:36,625
‫اوضاع فقط بدتر میشه.

299
00:21:36,625 --> 00:21:38,833
‫نگران نباش، هیچ اتفاقی نمی‌افته.

300
00:21:39,541 --> 00:21:41,041
‫درستش کن، سانچز.

301
00:21:44,083 --> 00:21:45,208
‫اون کیه؟

302
00:21:45,291 --> 00:21:46,958
‫یه هفته پیش رسید اینجا.

303
00:21:47,041 --> 00:21:48,875
‫یه کُنت فرانسویه.

304
00:21:48,958 --> 00:21:50,000
‫یه کُنت واقعی؟

305
00:21:50,000 --> 00:21:51,500
‫با کلی پول.

306
00:21:52,500 --> 00:21:54,166
‫هی، چه خبره؟

307
00:21:54,416 --> 00:21:56,875
‫- تو پول می‌گیری که گارسون باشی.
‫- نه، نه...

308
00:21:57,500 --> 00:21:59,916
‫ببخشیدش، آقا. همه‌اش تقصیر منه.

309
00:22:00,000 --> 00:22:03,208
‫آخه اون خیلی عجیبه، مگه نه؟

310
00:22:03,750 --> 00:22:05,208
‫این قیافه رو ببین.

311
00:22:06,125 --> 00:22:07,625
‫فوق‌العاده‌ست.

312
00:22:07,708 --> 00:22:08,708
‫خیلی‌خب.

313
00:22:08,708 --> 00:22:11,166
‫می‌تونی بری. نمی‌خوام دردسر درست کنم.

314
00:22:11,166 --> 00:22:12,750
‫نوشیدنی من.

315
00:22:12,833 --> 00:22:13,958
‫ژان دساتینی.

316
00:22:13,958 --> 00:22:16,166
‫- سانچز.
‫- از آشناییتون خوشبختم.

317
00:22:16,833 --> 00:22:18,000
‫ژان دساتینی.

318
00:22:18,000 --> 00:22:19,458
‫استبان تروئبا.

319
00:22:20,333 --> 00:22:21,416
‫تروئبا؟

320
00:22:22,875 --> 00:22:24,541
‫لاس ترس ماریاس، درسته؟

321
00:22:24,583 --> 00:22:26,916
‫چیزای شگفت‌انگیزی درباره‌ی مزرعه‌تون شنیدم.

322
00:22:27,208 --> 00:22:29,625
‫بهش میگن مزرعه‌ی نمونه.

323
00:22:29,708 --> 00:22:32,000
‫چی شما رو کشونده به این سر دنیا؟

324
00:22:32,000 --> 00:22:34,000
‫خب، یکم از همه‌چیز.

325
00:22:34,000 --> 00:22:36,916
‫دوست دارم توی این کشور سرمایه‌گذاری کنم.

326
00:22:38,708 --> 00:22:43,625
‫♪ آروم در سپیده‌دم ♪

327
00:22:46,875 --> 00:22:49,250
‫- این داستان رو بلدین؟
‫- آره!

328
00:22:50,958 --> 00:22:53,458
‫♪ اونا پرسه می‌زنن ♪

329
00:22:53,458 --> 00:22:55,541
‫♪ بال‌هاشون رو باز می‌کنن ♪

330
00:22:58,541 --> 00:23:04,416
‫♪ از آینده دفاع خواهند کرد ♪

331
00:23:05,500 --> 00:23:09,083
‫♪ و روباه میاد ♪

332
00:23:09,166 --> 00:23:10,791
‫♪ مثل هر... ♪

333
00:23:20,125 --> 00:23:21,125
‫بخون.

334
00:23:22,708 --> 00:23:24,541
‫می‌خوام صدای آواز خوندنت رو بشنوم.

335
00:23:28,041 --> 00:23:29,125
‫با کمال میل.

336
00:23:32,291 --> 00:23:36,125
‫♪ و روباه میاد ♪

337
00:23:36,208 --> 00:23:39,875
‫♪ مثل هر شب ♪

338
00:23:39,958 --> 00:23:45,708
‫♪ تا ببره، تا شرافتشون رو بدزده ♪

339
00:23:47,166 --> 00:23:50,708
‫♪ تو موفق نمیشی، دوست من ♪

340
00:23:50,791 --> 00:23:54,333
‫♪ ما همه شاهدیم ♪

341
00:23:54,416 --> 00:23:57,458
‫♪ تو تنهایی ♪

342
00:23:57,458 --> 00:24:00,500
‫♪ و تعداد ما بیشتره ♪

343
00:24:01,875 --> 00:24:05,375
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

344
00:24:05,375 --> 00:24:08,875
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

345
00:24:09,250 --> 00:24:12,625
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

346
00:24:12,708 --> 00:24:15,708
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

347
00:24:22,166 --> 00:24:23,791
‫چه آهنگ عجیبی.

348
00:24:28,833 --> 00:24:30,125
‫کاملاً عجیبه.

349
00:24:36,083 --> 00:24:37,458
‫درباره‌اش بهم بگو.

350
00:24:41,000 --> 00:24:44,500
‫ما دیگه به خاطر محکوم کردن بی‌عدالتی
‫کشته نمی‌شیم.

351
00:24:44,541 --> 00:24:46,000
‫بی‌عدالتی؟

352
00:24:47,250 --> 00:24:50,166
‫به اطرافم نگاه می‌کنم و فقط پیشرفت می‌بینم.

353
00:24:50,541 --> 00:24:52,791
‫بذار پدربزرگت بهت بگه
‫که قبلاً چطوری زندگی می‌کرده.

354
00:24:52,791 --> 00:24:54,208
‫داستانش رو می‌دونم.

355
00:24:54,791 --> 00:24:58,291
‫خودم باهاش زندگی کردم.
‫همه‌چیز مال شماست، و هیچی مال ما نیست.

356
00:24:58,291 --> 00:25:01,083
‫- بیا بریم خونه، پسرم.
‫- نه، نه، نه.

357
00:25:02,916 --> 00:25:04,583
‫اون چیه اونجا؟

358
00:25:12,291 --> 00:25:15,625
‫«جلوی سوءاستفاده رو بگیرید.
‫برای کشوری بدون اربابان بجنگید.»

359
00:25:26,291 --> 00:25:30,083
‫توی این کشور، مالکیت خصوصی یه حق قانونیه.

360
00:25:31,750 --> 00:25:35,750
‫تشویق به قیام مسلحانه
‫به منظور سلب مالکیت از مالکان قانونی

361
00:25:35,750 --> 00:25:38,333
‫یه اقدام خرابکارانه‌ست که مجازاتش زندانه.

362
00:25:39,083 --> 00:25:40,875
‫تو باید توی زندان باشی.

363
00:25:40,958 --> 00:25:42,583
‫برو خونه.

364
00:25:42,666 --> 00:25:44,916
‫می‌خوام از لاس ترس ماریاس بره بیرون.

365
00:25:46,708 --> 00:25:49,083
‫- پدرو!
‫- نه، بلانکا، الان نمی‌تونم.

366
00:25:51,500 --> 00:25:52,500
‫ارباب،

367
00:25:53,208 --> 00:25:55,541
‫بعد از این‌همه سالی که با شما کار کردم...

368
00:25:55,541 --> 00:25:58,666
‫خدا رو شکر کن که تو و خانواده‌تو نمی‌ندازم بیرون.

369
00:25:59,000 --> 00:26:00,916
‫چون با کمال میل می‌تونستم این کار رو بکنم.

370
00:26:20,375 --> 00:26:21,541
‫بلانکا، عزیزم؟

371
00:26:23,375 --> 00:26:24,375
‫باز کن.

372
00:26:26,708 --> 00:26:29,625
‫تا نفهمم حالت خوبه از اینجا نمیرم.

373
00:26:31,083 --> 00:26:33,500
‫من خوبم. برو.

374
00:26:39,958 --> 00:26:41,208
‫من هنوز اینجام.

375
00:26:45,416 --> 00:26:48,458
‫پدرو مجبوره از اینجا بره.
‫بابا انداختش بیرون!

376
00:26:50,708 --> 00:26:53,333
‫عزیزم، شما قرار نیست دیگه همدیگه رو نبینید.

377
00:26:53,333 --> 00:26:55,583
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوتونو بگیره.

378
00:26:56,458 --> 00:26:57,875
‫و تو خوش‌شانسی.

379
00:26:59,875 --> 00:27:00,833
‫چی؟

380
00:27:00,833 --> 00:27:04,625
‫خوش‌شانسی که می‌تونی چنین حس عمیقی داشته باشی.

381
00:27:06,291 --> 00:27:07,833
‫همه نمی‌تونن.

382
00:28:03,458 --> 00:28:07,833
‫[برج]

383
00:28:15,000 --> 00:28:16,500
‫[عشاق]

384
00:28:16,583 --> 00:28:17,583
‫بلانکا.

385
00:28:26,375 --> 00:28:27,500
‫بلانکا؟

386
00:28:47,708 --> 00:28:48,708
‫پدرو؟

387
00:28:51,291 --> 00:28:52,291
‫کلارا.

388
00:28:52,791 --> 00:28:54,083
‫چه خبره؟

389
00:28:54,333 --> 00:28:56,583
‫قراره زلزله بیاد.

390
00:28:56,750 --> 00:28:59,250
‫خب که چی؟ این زمین همیشه می‌لرزه.

391
00:28:59,333 --> 00:29:01,458
‫این دفعه فرق می‌کنه.

392
00:29:05,291 --> 00:29:07,291
‫چرا پیشم نمی‌مونی؟

393
00:29:08,333 --> 00:29:11,458
‫تو به کارت برس، کارت‌هات رو بخون.

394
00:29:11,541 --> 00:29:14,333
‫منم کار خودمو می‌کنم.
‫یکم با هم وقت می‌گذرونیم.

395
00:29:16,041 --> 00:29:18,041
‫باورت بشه یا نه، بهت نیاز دارم.

396
00:29:21,166 --> 00:29:23,083
‫و وقتی دیگه بهم نیازی نداشتی،

397
00:29:23,083 --> 00:29:25,083
‫منم مثل پدرو می‌ندازی بیرون؟

398
00:29:26,250 --> 00:29:27,541
‫مثل فرولا؟

399
00:29:28,083 --> 00:29:29,875
‫من هر روز بهش فکر می‌کنم.

400
00:29:29,875 --> 00:29:32,291
‫تو همیشه گذشته رو شخم می‌زنی.

401
00:29:33,041 --> 00:29:36,375
‫فکر می‌کنی بیرون انداختن پدرو
‫چیزی رو عوض می‌کنه؟

402
00:29:59,500 --> 00:30:00,708
‫بلانکا.

403
00:30:01,625 --> 00:30:03,500
‫دوستت دارم.

404
00:30:03,625 --> 00:30:04,875
‫منم همین‌طور.

405
00:30:08,000 --> 00:30:09,375
‫می‌خوای چیکار کنی؟

406
00:30:11,291 --> 00:30:14,250
‫پدر خوزه ماریا ازم خواست باهاش برم سفر.

407
00:30:14,583 --> 00:30:16,250
‫می‌خوام باهات بیام.

408
00:30:16,250 --> 00:30:17,750
‫نه، این حرفو نزن.

409
00:30:19,458 --> 00:30:21,333
‫من هیچی ندارم که بهت بدم.

410
00:30:21,625 --> 00:30:22,916
‫واسم مهم نیست.

411
00:30:24,333 --> 00:30:26,000
‫می‌خوام با تو باشم.

412
00:30:31,625 --> 00:30:34,583
‫بهت قول میدم هروقت تونستم برگردم.

413
00:30:44,916 --> 00:30:45,916
‫بلانکا!

414
00:31:13,375 --> 00:31:14,458
‫بلانکا!

415
00:31:25,583 --> 00:31:27,041
‫نه! استبان!

416
00:31:27,750 --> 00:31:28,833
‫استبان.

417
00:31:28,916 --> 00:31:29,916
‫کمک!

418
00:31:30,375 --> 00:31:31,416
‫کمک.

419
00:31:46,291 --> 00:31:48,458
‫استبان؟ استبان؟

420
00:31:50,125 --> 00:31:51,791
‫زنده‌ای.

421
00:31:52,083 --> 00:31:53,125
‫کمک!

422
00:31:56,458 --> 00:31:57,458
‫مادربزرگ!

423
00:31:59,458 --> 00:32:00,458
‫مادربزرگ.

424
00:32:02,708 --> 00:32:03,958
‫مادربزرگ!

425
00:32:09,791 --> 00:32:10,875
‫مادربزرگ!

426
00:32:12,250 --> 00:32:13,250
‫نه.

427
00:32:15,250 --> 00:32:16,250
‫دخترم!

428
00:32:17,041 --> 00:32:18,625
‫دخترم!

429
00:32:34,333 --> 00:32:36,791
‫کمک! کمک!

430
00:32:38,166 --> 00:32:40,250
‫خانم کلارا کمک لازم داره!

431
00:32:40,333 --> 00:32:41,333
‫پدرو، پسرم.

432
00:32:44,500 --> 00:32:46,958
‫من پیش بچه می‌مونم. برو!

433
00:32:59,666 --> 00:33:01,333
‫فکر کنم پاش باشه.

434
00:33:03,291 --> 00:33:05,458
‫آروم باش. باید ببریمش بیمارستان.

435
00:33:05,458 --> 00:33:07,416
‫نه، اگه تکونش بدیم خون‌ریزی می‌کنه.

436
00:33:07,416 --> 00:33:09,833
‫باید آروم باشی، باشه؟ میرم کمک بیارم.

437
00:33:09,833 --> 00:33:10,875
‫نه، نه.

438
00:33:10,958 --> 00:33:14,208
‫- صبر کن. میرم بابامو بیارم.
‫- کمک کن بلندش کنم.

439
00:33:17,416 --> 00:33:18,416
‫بابا!

440
00:33:19,208 --> 00:33:20,541
‫- بابا!
‫- پسرم!

441
00:33:22,875 --> 00:33:24,541
‫خدا رو شکر سالمی.

442
00:33:25,625 --> 00:33:27,375
‫آروم باش. دارن میان.

443
00:33:28,333 --> 00:33:29,916
‫- بلانکا!
‫- مامان!

444
00:33:32,000 --> 00:33:33,000
‫من خوبم.

445
00:33:33,666 --> 00:33:34,666
‫بابا!

446
00:33:35,125 --> 00:33:36,333
‫مراقب باش.

447
00:33:36,416 --> 00:33:37,583
‫بابا؟

448
00:33:38,041 --> 00:33:40,958
‫حالت خوب میشه.
‫پدرو ال ویه‌خو داره میاد.

449
00:33:43,541 --> 00:33:44,666
‫بیا.

450
00:33:53,875 --> 00:33:55,583
‫یه بطری نوشیدنی بیارید.

451
00:33:56,250 --> 00:33:58,041
‫قوی‌ترین چیزی که دارین.

452
00:34:02,458 --> 00:34:03,750
‫آروم، ارباب.

453
00:34:04,958 --> 00:34:05,958
‫آروم.

454
00:34:08,416 --> 00:34:09,875
‫این واسه درده.

455
00:34:10,583 --> 00:34:11,625
‫خوبه.

456
00:34:21,375 --> 00:34:23,958
‫[زلزله در جنوب کشور]

457
00:34:24,041 --> 00:34:27,791
‫مامان، من از مدرسه‌ی شبانه‌روزی اومدم
‫که بیام یه سر به خونه بزنم.

458
00:34:29,541 --> 00:34:31,958
‫یه خبر خیلی بد دارم.

459
00:34:32,916 --> 00:34:34,708
‫آره، می‌دونم، عشقم.

460
00:34:34,791 --> 00:34:36,583
‫درباره‌ی ناناست، آره؟

461
00:34:37,875 --> 00:34:41,333
‫آره. نانا از زلزله می‌ترسید،

462
00:34:41,333 --> 00:34:43,291
‫و سکته‌ی قلبی کرد.

463
00:34:44,375 --> 00:34:45,666
‫اون مُرده، مامان.

464
00:34:46,208 --> 00:34:48,291
‫من ترتیب مراسم خاکسپاریش رو میدم.

465
00:34:48,375 --> 00:34:51,375
‫خاطرجمع شو که توی آرامگاه خونوادگی دفن شه.

466
00:34:52,125 --> 00:34:53,708
‫کاش می‌تونستم کمکت کنم،

467
00:34:53,708 --> 00:34:56,875
‫اما بابا صدمه دیده و کارگرها بهمون نیاز دارن.

468
00:34:56,958 --> 00:34:58,125
‫دوستت دارم.

469
00:36:42,125 --> 00:36:45,458
‫مادربزرگم خدا رو شکر می‌کرد
‫که تونست از پانچا خداحافظی کنه.

470
00:36:45,458 --> 00:36:47,458
‫با اینکه پیامش رو نفهمید،

471
00:36:47,458 --> 00:36:50,125
‫و وقتی واسه رمزگشاییش نذاشت،

472
00:36:50,291 --> 00:36:53,666
‫چون در اون لحظه،
‫نه کارت‌های تاروتش به دردش می‌خوردن،

473
00:36:53,666 --> 00:36:55,333
‫و نه پیش‌بینی کردن آینده،

474
00:36:55,333 --> 00:36:58,541
‫چون وظیفه‌اش این بود که
‫با تمام توانش کمک کنه.

475
00:37:03,291 --> 00:37:04,291
‫کلارا!

476
00:37:08,166 --> 00:37:09,458
‫کلارا!

477
00:37:24,000 --> 00:37:25,083
‫کلارا!

478
00:37:46,000 --> 00:37:47,250
‫خیلی خوبه.

479
00:37:49,750 --> 00:37:52,625
‫بلانکا تونست به پایتخت برنگرده.

480
00:37:52,625 --> 00:37:55,833
‫می‌خواست وقتی پدرو ترسرو برمی‌گرده اونجا باشه.

481
00:37:59,791 --> 00:38:01,666
‫واسه اینکه آرومش کنه،

482
00:38:01,750 --> 00:38:05,208
‫پدرو ال ویه‌خو تشویقش کرد
‫که خودشو مشغول نگه داره

483
00:38:05,208 --> 00:38:07,208
‫بدون اینکه بدونه داره چیزی بهش میده

484
00:38:07,208 --> 00:38:10,291
‫که بعداً قراره تنها راه امرار معاشش بشه،

485
00:38:10,291 --> 00:38:12,750
‫و مایه‌ی تسکینش توی غم‌انگیزترین لحظات.

486
00:38:17,333 --> 00:38:19,166
‫چیزی که شروع کردی رو تموم کن.

487
00:38:28,583 --> 00:38:29,791
‫خوشگله.

488
00:38:30,333 --> 00:38:32,000
‫واقعاً.

489
00:38:32,083 --> 00:38:35,125
‫- نقره‌ی ایتالیاییه.
‫- خیلی ممنونم.

490
00:38:35,583 --> 00:38:37,666
‫این، چه با لنگیدن چه بی لنگیدن...

491
00:38:39,000 --> 00:38:41,833
‫- واسه ناهار بهمون ملحق میشی؟
‫- با کمال میل.

492
00:38:41,833 --> 00:38:46,333
‫و می‌تونیم به صحبت‌هامون
‫درباره‌ی پیشنهادت واسه چینچیلاها ادامه بدیم.

493
00:38:46,500 --> 00:38:48,375
‫بلانکا، بیا با کُنت آشنا شو.

494
00:38:49,166 --> 00:38:50,583
‫ژان دساتینی.

495
00:38:52,541 --> 00:38:54,208
‫از آشناییتون خوشبختم.

496
00:38:54,625 --> 00:38:56,666
‫واسه ناهار بهمون ملحق میشی، جورج؟

497
00:38:56,666 --> 00:38:58,708
‫ژان. کُنت واسه ناهار می‌مونن.

498
00:38:58,708 --> 00:39:01,583
‫بلانکا، تو بهتره لاس ترس ماریاس رو نشونش بدی.

499
00:39:01,583 --> 00:39:02,958
‫نمی‌دونم می‌تونم یا نه.

500
00:39:02,958 --> 00:39:05,458
‫البته که می‌تونی. مگه چه کاری جز این داری؟

501
00:39:05,458 --> 00:39:06,458
‫زود باش.

502
00:39:07,041 --> 00:39:10,333
‫خب، نمی‌خوام مزاحم بشم.

503
00:39:10,416 --> 00:39:13,208
‫می‌تونیم هروقت بلانکا تونست این کار رو بکنیم.

504
00:39:14,208 --> 00:39:16,625
‫واسه مدت طولانی توی کشور می‌مونید، پُل؟

505
00:39:16,625 --> 00:39:17,708
‫ژان.

506
00:39:17,791 --> 00:39:19,375
‫هر کاری که سرنوشت بهم بگه.

507
00:39:19,375 --> 00:39:21,291
‫- خانواده‌تون توی فرانسه چی؟
‫- نه، نه، نه.

508
00:39:21,291 --> 00:39:23,458
‫اونقدر خوش‌شانس نبودم که ازدواج کنم.

509
00:39:23,458 --> 00:39:28,375
‫هنوز منتظر یه آدم مناسبم.

510
00:39:31,166 --> 00:39:34,000
‫بلانکا، اینو واست گذاشتن.

511
00:39:34,083 --> 00:39:35,750
‫ممنون، آلخاندرا.

512
00:39:38,583 --> 00:39:42,250
‫[ساعت ۴ زیر درختمون می‌بینمت.]

513
00:39:59,208 --> 00:40:01,833
‫♪ من عاشقِ ♪

514
00:40:02,958 --> 00:40:06,500
‫♪ یه ماه شدم ♪

515
00:40:07,916 --> 00:40:11,666
‫♪ یه ماه خیلی سفید ♪

516
00:40:12,541 --> 00:40:15,916
‫♪ یه ماه ♪

517
00:40:16,000 --> 00:40:19,208
‫♪ که نور می‌پراکند ♪

518
00:40:20,458 --> 00:40:23,041
‫♪ خیلی سفید ♪

519
00:40:25,333 --> 00:40:27,083
‫هنوز تمومش نکردم.

520
00:40:30,875 --> 00:40:32,000
‫استبان!

521
00:40:33,250 --> 00:40:34,458
‫استبان!

522
00:40:36,958 --> 00:40:38,000
‫عذر می‌خوام.

523
00:40:38,083 --> 00:40:41,083
‫من بلانکا رو دیدم که داشت
‫با یه دهقان دل می‌داد و قلوه می‌گرفت.

524
00:40:57,416 --> 00:40:59,083
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

525
00:40:59,666 --> 00:41:01,458
‫نه، بابا! نه!

526
00:41:06,541 --> 00:41:07,541
‫بابا!

527
00:41:08,208 --> 00:41:09,875
‫عوضی بی‌حیا!

528
00:41:46,625 --> 00:41:48,875
‫چی شده؟ چی شده؟

529
00:41:50,500 --> 00:41:52,875
‫- باهام حرف بزن، دخترم.
‫- کار بابا بود.

530
00:41:52,875 --> 00:41:54,166
‫چیکار کردی؟

531
00:41:54,208 --> 00:41:56,583
‫دخترت حیا نداره!
‫با یه وحشی ارتباط داره!

532
00:41:56,583 --> 00:41:58,375
‫اونا همدیگه رو دوست دارن. وحشی تویی!

533
00:41:58,375 --> 00:42:00,666
‫تو اون بیرون مشغول کثافت‌کاری هستی!

534
00:42:00,750 --> 00:42:01,875
‫هیولا!

535
00:42:11,458 --> 00:42:13,416
‫مامان؟

536
00:42:15,916 --> 00:42:17,666
‫کلارا.

537
00:42:36,375 --> 00:42:38,333
‫بیا. بیا بریم.

538
00:43:42,666 --> 00:43:44,541
‫کاش کمک بیشتری از دستم برمیومد.

539
00:43:45,250 --> 00:43:46,750
‫من کسی‌ام

540
00:43:48,083 --> 00:43:50,708
‫که باید بیشتر کمک می‌کردم.

541
00:43:52,250 --> 00:43:55,291
‫آشنایی با تو و خانواده‌ت یه موهبت بوده.

542
00:43:58,416 --> 00:44:01,541
‫من و خانواده‌ام داریم میریم.
‫دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردیم.

543
00:44:10,625 --> 00:44:14,541
‫مادربزرگم می‌دونست
‫که دیگه هیچ‌چیز مثل قبل نمیشه.

544
00:44:15,250 --> 00:44:17,375
‫اون قسم خورد که از بچه‌هاش

545
00:44:17,375 --> 00:44:20,041
‫در برابر خشم غیرقابل‌کنترل پدربزرگم محافظت کنه،

546
00:44:20,166 --> 00:44:24,125
‫و دیگه هیچ‌وقت باهاش حرف نزد.

547
00:44:27,833 --> 00:44:32,791
‫«ترجمه از حـامـد»