1
00:00:16,916 --> 00:00:21,916
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:31,458 --> 00:00:33,124
‫مامان، حالت خوبه؟

3
00:00:40,874 --> 00:00:43,208
‫نه، اما درمانش به‌زودی می‌رسه.

4
00:00:48,083 --> 00:00:49,333
‫آره، پرنده‌ها.

5
00:00:50,416 --> 00:00:53,291
‫همینه. قراره یه عالمه پرنده بگیرم.

6
00:00:53,666 --> 00:00:55,541
‫چطور می‌تونی به پرنده‌ها فکر کنی

7
00:00:55,541 --> 00:00:57,833
‫وقتی حتی دندون توی دهنت نمونده؟

8
00:00:59,291 --> 00:01:00,833
‫ناله کردن دیگه کافیه.

9
00:01:00,833 --> 00:01:03,541
‫یه عمره که اینجا حبس شدیم.

10
00:01:05,124 --> 00:01:07,499
‫- بوش رو حس می‌کنی؟
‫- گل‌ها.

11
00:01:08,333 --> 00:01:09,499
‫بنفشه‌ها.

12
00:01:16,208 --> 00:01:17,541
‫پیرمرد لعنتی.

13
00:01:18,624 --> 00:01:22,499
‫دیگه هیچ‌کس توی خونه درباره‌ی
‫کاری که پدربزرگم کرده بود حرفی نزد.

14
00:01:22,499 --> 00:01:24,374
‫و اون راز هم

15
00:01:24,374 --> 00:01:27,374
‫مثل خیلی چیزای دیگه، توی خاطرات زندگی مخفی موند.

16
00:01:29,749 --> 00:01:32,666
‫مامان، حالت بهتره؟

17
00:01:32,749 --> 00:01:34,833
‫بهترم. آره، بهترم.

18
00:01:36,833 --> 00:01:38,833
‫بعد از اون چند هفته‌ی اول،

19
00:01:38,916 --> 00:01:40,666
‫مادربزرگم تصمیم گرفت که

20
00:01:40,666 --> 00:01:43,333
‫دیگه تحمل بدبختی رو نداره.

21
00:01:46,791 --> 00:01:47,916
‫اول تو، مارتیتا.

22
00:01:47,916 --> 00:01:49,958
‫ما اینجاییم، خواهر عزیز.

23
00:01:54,666 --> 00:01:56,208
‫- بالاخره.
‫- آره.

24
00:02:00,791 --> 00:02:02,249
‫بچه‌ها، بیاید.

25
00:02:02,833 --> 00:02:05,374
‫بذارید خواهران مورا رو بهتون معرفی کنم.

26
00:02:05,374 --> 00:02:07,291
‫اینا لوئیزا، نورا، و مارتا هستن.

27
00:02:07,291 --> 00:02:10,041
‫- خواهران اثیری تو؟
‫- آره، زدی تو خال.

28
00:02:10,041 --> 00:02:11,041
‫و تو...

29
00:02:12,958 --> 00:02:16,458
‫دختر کوچولوی عزیز، دیگه نباید به این فکر کنی

30
00:02:16,458 --> 00:02:18,749
‫که اتفاقی که واست افتاد حقت بود.

31
00:02:19,208 --> 00:02:20,333
‫باشه؟

32
00:02:21,874 --> 00:02:22,999
‫آره؟

33
00:02:25,749 --> 00:02:27,749
‫بیاید داخل، اینجا رو بهتون نشون میدم.

34
00:02:27,958 --> 00:02:30,583
‫- بچه‌هات دوست‌داشتنی‌ان.
‫- آره.

35
00:02:34,208 --> 00:02:35,666
‫اینجا همون جاست.

36
00:02:36,791 --> 00:02:40,708
‫همون جا بوده... و خواهد بود.

37
00:02:41,791 --> 00:02:44,666
‫- اینجا منتظر ما بوده.
‫- آره.

38
00:02:45,333 --> 00:02:46,999
‫ممنون که اومدید.

39
00:02:51,833 --> 00:02:53,041
‫چیزی نیست.

40
00:02:55,583 --> 00:02:56,916
‫چیزی نیست.

41
00:03:04,999 --> 00:03:07,499
‫انرژی این مکان رو حس می‌کنید؟

42
00:03:07,499 --> 00:03:08,541
‫نه.

43
00:03:10,999 --> 00:03:12,249
‫به‌زودی حس می‌کنید.

44
00:03:15,999 --> 00:03:18,166
‫با اجازه‌تون باید برم درس بخونم.

45
00:03:18,249 --> 00:03:21,791
‫همون‌طوری که می‌خوای، وارد
‫دانشکده‌ی پزشکی میشی، نگران نباش.

46
00:03:22,708 --> 00:03:24,333
‫ممنون که اینو می‌گید،

47
00:03:24,333 --> 00:03:26,624
‫اما ترجیح میدم زیادی مغرور نشم.

48
00:03:26,624 --> 00:03:28,374
‫اینجا...

49
00:03:28,457 --> 00:03:31,624
‫یه عشق سرریز شده وجود داره.

50
00:03:32,707 --> 00:03:34,624
‫یه رودخونه‌ی خروشان.

51
00:03:37,832 --> 00:03:39,249
‫نگران نباش.

52
00:03:45,332 --> 00:03:47,332
‫این چرخه به پایان می‌رسه،

53
00:03:47,332 --> 00:03:49,124
‫تا یه چرخه‌ی جدید بتونه شروع بشه.

54
00:03:50,457 --> 00:03:52,166
‫قراره یه دختر باشه.

55
00:03:52,832 --> 00:03:55,166
‫اما فقط در صورتی که خودت بخوای نگهش داری.

56
00:03:57,916 --> 00:03:58,916
‫مامان.

57
00:03:59,457 --> 00:04:01,124
‫تو بارداری، عزیزم.

58
00:04:01,916 --> 00:04:02,832
‫نه.

59
00:04:02,832 --> 00:04:04,957
‫نگران نباش، ما اینجاییم تا ازت حمایت کنیم.

60
00:04:04,957 --> 00:04:06,707
‫- امکان نداره.
‫- داره.

61
00:04:06,707 --> 00:04:07,707
‫نه.

62
00:04:08,041 --> 00:04:09,041
‫آره.

63
00:04:11,374 --> 00:04:12,541
‫عذر می‌خوام.

64
00:04:13,166 --> 00:04:14,249
‫بلانکا.

65
00:04:14,332 --> 00:04:15,582
‫نه. تنهاش بذار.

66
00:04:16,791 --> 00:04:19,249
‫این‌طوری نمی‌تونی بهش کمک کنی.

67
00:04:19,832 --> 00:04:21,791
‫اول باید خودت رو درمان کنی. باشه؟

68
00:04:21,832 --> 00:04:26,374
‫از اینجا، از اعماق وجودت، مثل یه تولد دوباره.

69
00:05:32,291 --> 00:05:36,457
‫«خانه‌ی ارواح»
‫«قسمت پنجم»

70
00:05:37,541 --> 00:05:40,166
‫ببخشید، بارها سعی کردم وصلتون کنم،

71
00:05:40,166 --> 00:05:41,707
‫اما کسی جواب نمیده.

72
00:05:41,707 --> 00:05:42,832
‫دوباره امتحان کن.

73
00:05:42,916 --> 00:05:45,249
‫متأسفم آقا، اما ما اجازه نداریم

74
00:05:45,249 --> 00:05:47,082
‫خط رو اینقدر طولانی اشغال نگه داریم.

75
00:05:47,082 --> 00:05:48,416
‫بعداً دوباره امتحان کنید.

76
00:06:17,416 --> 00:06:20,207
‫آقای استبان، آدمایی که فرستادید...

77
00:06:20,291 --> 00:06:21,457
‫اومدم.

78
00:06:23,166 --> 00:06:27,082
‫پدرو ترسرو گارسیا پول زیادی از من دزدیده.

79
00:06:27,207 --> 00:06:29,166
‫به احترام پدر و پدربزرگش،

80
00:06:29,166 --> 00:06:30,457
‫من شکایتی نکردم.

81
00:06:30,457 --> 00:06:32,374
‫اما اگه پیداش نشه،

82
00:06:32,374 --> 00:06:35,124
‫از دست قانون فراری میشه،

83
00:06:35,207 --> 00:06:37,999
‫و هیچ‌کس دلش نمی‌خواد اون بره زندان، درسته؟

84
00:06:39,499 --> 00:06:42,582
‫پس به هر کسی که بهم اطلاعاتی بده
‫یا اونو پیش من بیاره

85
00:06:42,582 --> 00:06:44,207
‫پاداش خیلی خوبی میدم.

86
00:06:53,832 --> 00:06:55,832
‫- اینو به همه بگید.
‫- چشم، ارباب.

87
00:07:06,290 --> 00:07:08,290
‫من می‌دونم پدرو ترسرو کجاست.

88
00:07:12,915 --> 00:07:14,207
‫جدی میگم، ارباب.

89
00:07:14,499 --> 00:07:17,582
‫همه می‌دونن کجا قایم شده، به جز شما.

90
00:07:24,249 --> 00:07:25,915
‫منو می‌بری اونجا.

91
00:07:26,624 --> 00:07:30,540
‫و اگه چیزی که میگی دروغ باشه،
‫بدجور کتکت می‌زنم.

92
00:07:30,624 --> 00:07:33,290
‫اگه راست باشه، پاداشم رو میدید.

93
00:07:59,749 --> 00:08:01,374
‫پدرو باید بدونه.

94
00:08:14,874 --> 00:08:16,874
‫- داخل اونجاست؟
‫- آره.

95
00:10:33,623 --> 00:10:35,290
‫پاداشم کجاست، ارباب؟

96
00:10:36,540 --> 00:10:38,665
‫آدم‌فروش‌ها هیچ پاداشی گیرشون نمیاد.

97
00:11:49,582 --> 00:11:51,790
‫- خانم.
‫- اومدم.

98
00:12:00,540 --> 00:12:03,582
‫- اونجا چی می‌بینی؟
‫- یه برآمدگی روی سقف.

99
00:12:03,582 --> 00:12:07,415
‫دقیقاً. یه گنبد شفاف
‫تا یه عالمه نور خورشید بیاد داخل.

100
00:12:07,498 --> 00:12:09,790
‫نقشه‌ای هم دارید، خانم؟

101
00:12:09,832 --> 00:12:12,498
‫نیازی نیست. خودم بهت میگم چطوری ساخته میشه.

102
00:12:13,957 --> 00:12:15,707
‫اینجا یه سوراخ درست می‌کنیم.

103
00:12:15,790 --> 00:12:17,707
‫و اگه در نهایت بزرگ‌تر شد،

104
00:12:17,707 --> 00:12:19,623
‫حتماً قسمت بوده که این‌طوری بشه.

105
00:12:19,623 --> 00:12:21,582
‫بسیار خب، هرچی شما بگید.

106
00:12:21,665 --> 00:12:22,665
‫- کمکم کن.
‫- حتماً.

107
00:12:22,665 --> 00:12:23,582
‫ممنون.

108
00:12:23,582 --> 00:12:26,248
‫نمی‌دونم قراره چند تا اتاق جدید بسازیم،

109
00:12:26,248 --> 00:12:27,832
‫اما هرچی بیشتر، بهتر.

110
00:12:27,832 --> 00:12:30,123
‫پله‌ها باید بیان اینجا.

111
00:12:30,207 --> 00:12:32,207
‫متأسفانه متوجه نمیشم.

112
00:12:32,915 --> 00:12:35,373
‫زیاد پیچیده نیست. ببخشید.

113
00:12:53,748 --> 00:12:56,040
‫نگران نباش، درست میشه.

114
00:12:56,040 --> 00:12:57,582
‫اینجا رو خونه‌ی خودتون بدونید.

115
00:12:57,582 --> 00:12:58,790
‫ببخشید.

116
00:12:58,873 --> 00:13:02,082
‫مادربزرگم با راهنمایی حس ششمش و دوستان ارواحش،

117
00:13:02,165 --> 00:13:06,040
‫تغییر و تحول خونه‌ی بزرگ نبش خیابون رو پیش برد.

118
00:13:06,040 --> 00:13:08,915
‫و همه‌ی افراد اونجا واسه کمک بهش ملحق شدن.

119
00:13:08,998 --> 00:13:11,998
‫- بازم واست پارچه آوردم.
‫- عالیه. ممنون.

120
00:13:16,790 --> 00:13:19,290
‫- ببخشید. حالتون خوبه؟
‫- آره.

121
00:13:20,790 --> 00:13:24,415
‫اون تصمیم گرفته بود که خونه‌اش
‫محل ملاقات و اقامتگاهی باشه

122
00:13:24,415 --> 00:13:28,498
‫واسه تمام کسایی که می‌خوان
‫توی کشف دنیای پس از مرگ

123
00:13:28,498 --> 00:13:31,207
‫و کمک به ارواح نیازمند در دنیای زنده‌ها،
‫بهش ملحق شن.

124
00:13:31,207 --> 00:13:32,748
‫ببخشید که اینجا به‌هم‌ریخته‌ست،

125
00:13:33,040 --> 00:13:36,873
‫اما تا وقتی بازسازی طبقه‌ی بالا تموم شه
‫باید همین‌طوری سر کنیم.

126
00:13:36,873 --> 00:13:38,082
‫سلام.

127
00:13:42,623 --> 00:13:45,165
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- بله. ممنون.

128
00:13:50,415 --> 00:13:52,165
‫- سسی.
‫- بله؟

129
00:13:52,248 --> 00:13:55,790
‫- چیزی واسه من نیومده؟
‫- نه، هیچی، بلانکیتا.

130
00:14:11,248 --> 00:14:12,373
‫جناب استبان.

131
00:14:12,456 --> 00:14:14,081
‫پستچی اومده.

132
00:14:14,081 --> 00:14:17,915
‫این آخرین نامه‌ایه که گرفتیم
‫و واسه پدرو ترسرو بوده.

133
00:14:18,206 --> 00:14:19,331
‫ممنون.

134
00:14:21,290 --> 00:14:24,248
‫- پولش رو بده و یه غذای خوب هم بهش بده.
‫- چشم، آقا.

135
00:14:24,665 --> 00:14:25,706
‫با من بیا.

136
00:14:44,248 --> 00:14:47,831
‫استبان تروئبا هیچ‌وقت توی زندگیش
‫این‌قدر احساس تنهایی نکرده بود،

137
00:14:47,915 --> 00:14:50,873
‫حتی توی سال‌های حضورش توی معادن بیابون.

138
00:14:51,915 --> 00:14:55,581
‫اما اون راهی پیدا کرده بود
‫تا از کارهای خانواده‌ش باخبر بشه،

139
00:14:55,748 --> 00:14:59,206
‫و این‌طوری بود که فهمید به‌زودی پدربزرگ میشه.

140
00:15:03,831 --> 00:15:05,873
‫آیا مارگا در بین ماست؟

141
00:15:13,873 --> 00:15:16,415
‫تکرار می‌کنم. آیا مارگا در بین ماست؟

142
00:15:18,331 --> 00:15:20,248
‫چرا جواب نمیدی؟

143
00:15:21,831 --> 00:15:23,665
‫من یه گل آفتابگردون می‌بینم.

144
00:15:23,748 --> 00:15:27,165
‫ممکنه دخترت یه گل آفتابگردون توی دستش باشه؟

145
00:15:27,623 --> 00:15:30,373
‫توی خونه‌ی پدر و مادرم، جایی که اون به دنیا اومد،

146
00:15:31,123 --> 00:15:32,790
‫گل‌های آفتابگردون بود.

147
00:15:47,998 --> 00:15:49,706
‫لازم نیست نگران باشی.

148
00:15:50,915 --> 00:15:52,581
‫حال دخترت خوبه.

149
00:15:53,081 --> 00:15:55,623
‫توی جایی که هست، دیگه دردی حس نمی‌کنه.

150
00:15:56,373 --> 00:15:58,123
‫اون می‌خواد تو آزاد باشی.

151
00:15:58,123 --> 00:16:00,331
‫می‌خواد به زندگیت برسی.

152
00:16:10,665 --> 00:16:13,748
‫اون میگه که باید با مرغ مگس‌خوار حرف بزنی.

153
00:16:14,081 --> 00:16:15,748
‫پس واقعاً خودشه.

154
00:16:19,706 --> 00:16:23,498
‫اون همون مرغ مگس‌خواریه که میاد پشت پنجره‌ام.

155
00:16:24,081 --> 00:16:27,540
‫اون این‌جوری بهت نشون میده که همیشه کنارته.

156
00:16:48,373 --> 00:16:50,998
‫- اومدید خانم رو ببینید؟
‫- درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

157
00:16:50,998 --> 00:16:53,665
‫- من شوهرشم. اینجا خونه‌ی منه.
‫- جناب استبان.

158
00:16:53,665 --> 00:16:55,540
‫عذر می‌خوام. من اینجا تازه‌کارم.

159
00:16:55,915 --> 00:16:58,290
‫خانم دارن بازسازی انجام میدن.

160
00:17:10,540 --> 00:17:12,248
‫درست همون‌طور که توی تصوراتم بود.

161
00:17:12,248 --> 00:17:14,998
‫- فکر می‌کردم قدبلندتر باشه.
‫- و جوون‌تر.

162
00:17:17,123 --> 00:17:18,498
‫صبح بخیر.

163
00:17:21,331 --> 00:17:23,331
‫کلارا، باید باهات حرف بزنم.

164
00:17:25,081 --> 00:17:26,081
‫کلارا...

165
00:17:27,498 --> 00:17:28,956
‫جوابمو بده.

166
00:17:29,039 --> 00:17:32,289
‫کلارا دیگه هیچ‌وقت باهات حرف نمی‌زنه.

167
00:17:34,539 --> 00:17:36,914
‫- میشه چند لحظه ما رو تنها بذارید؟
‫- نه، امکان نداره.

168
00:17:36,914 --> 00:17:38,664
‫شما کی هستید؟ من شما رو نمی‌شناسم.

169
00:17:38,664 --> 00:17:41,956
‫نورا، مارتا، و لوئیزا مورا.
‫ما خواهران مورا هستیم.

170
00:17:43,748 --> 00:17:45,081
‫کلارا، بیا این کار رو بکنیم.

171
00:17:45,081 --> 00:17:47,914
‫من توی کارات دخالت نمی‌کنم،
‫اما باید درباره‌ی بلانکا حرف بزنیم.

172
00:17:47,914 --> 00:17:50,456
‫کلارا میگه همه‌چیز رو درباره‌ی بلانکا می‌دونه،

173
00:17:50,456 --> 00:17:52,623
‫و بهترین کاری که می‌تونی بکنی

174
00:17:52,623 --> 00:17:54,539
‫اینه که برگردی به لاس ترس ماریاس.

175
00:17:57,498 --> 00:17:59,123
‫تو از قبل می‌دونستی؟

176
00:18:01,123 --> 00:18:02,998
‫یعنی من آخرین احمقی هستم که متوجه می‌شم؟

177
00:18:02,998 --> 00:18:04,748
‫لوئیزا، لطفاً به این آقا بگو

178
00:18:04,748 --> 00:18:07,914
‫که تنها تصمیمی که
‫بهش احترام می‌ذارم تصمیم بلانکاست.

179
00:18:07,998 --> 00:18:09,998
‫- کلارا میگه...
‫- من کر نیستم!

180
00:18:13,956 --> 00:18:16,081
‫آینده‌ی اون واست مهم نیست،

181
00:18:16,998 --> 00:18:18,664
‫یا حرف مردم.

182
00:18:35,248 --> 00:18:36,414
‫آروم باش.

183
00:18:37,081 --> 00:18:38,081
‫بلانکا.

184
00:18:40,373 --> 00:18:42,623
‫- چیز خاصی هوس نکردی؟
‫- فقط نمی‌دونم...

185
00:18:42,623 --> 00:18:43,664
‫بلانکا.

186
00:18:47,081 --> 00:18:48,748
‫با من بیا.

187
00:18:51,831 --> 00:18:52,873
‫بلانکا!

188
00:18:56,956 --> 00:18:59,623
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌ذارم دستت به بلانکا بخوره.

189
00:19:01,081 --> 00:19:02,373
‫خوشم اومد.

190
00:19:03,748 --> 00:19:06,039
‫خوشم اومد که اینطوری از خواهرت دفاع می‌کنی.

191
00:19:06,581 --> 00:19:07,581
‫آفرین.

192
00:19:16,248 --> 00:19:18,039
‫من صلاح تو رو می‌خوام.

193
00:19:19,498 --> 00:19:22,498
‫و صلاح اون بچه‌ای که توی شکمته.

194
00:19:23,873 --> 00:19:26,789
‫ژان دساتینی فامیل خودشو روش میذاره.

195
00:19:27,539 --> 00:19:29,289
‫بچه‌ی من الانشم فامیلی داره.

196
00:19:29,289 --> 00:19:30,498
‫درخواست نکردم.

197
00:19:31,289 --> 00:19:33,331
‫تو با کُنت ازدواج می‌کنی و می‌رید شمال،

198
00:19:33,331 --> 00:19:35,123
‫تا هیچ‌کس حرفی نداشته باشه.

199
00:19:35,123 --> 00:19:37,206
‫مجبور نیستی کاری رو بکنی که دلت نمی‌خواد، بلانکا.

200
00:19:37,206 --> 00:19:40,206
‫ما توی این خانواده بچه‌ی
‫بی اصل‌ونسب نمی‌خوایم، لعنتی!

201
00:19:44,498 --> 00:19:46,706
‫فکر می‌کردم الانشم چندتایی داریم.

202
00:19:51,373 --> 00:19:52,748
‫لطفاً بیا بریم.

203
00:19:54,164 --> 00:19:55,164
‫لطفاً.

204
00:19:55,164 --> 00:19:57,831
‫بهت پیشنهاد می‌کنم اون دهقان رو فراموش کنی.

205
00:20:01,998 --> 00:20:03,039
‫من کشتمش.

206
00:20:09,498 --> 00:20:11,998
‫همون‌طوری که یه سگ کمونیست رو می‌کُشن.

207
00:20:14,539 --> 00:20:16,498
‫بیا، بریم.

208
00:20:16,581 --> 00:20:17,831
‫به من دست نزن.

209
00:20:42,581 --> 00:20:43,789
‫تنهام بذار.

210
00:20:44,956 --> 00:20:47,831
‫بلانکا. بلانکیتا، در رو باز کن.

211
00:20:49,789 --> 00:20:51,331
‫می‌خوام تنها باشم.

212
00:20:51,414 --> 00:20:53,872
‫دردت رو درک می‌کنم،

213
00:20:53,956 --> 00:20:56,247
‫اما مجبور نیستی ازدواج کنی.

214
00:21:02,789 --> 00:21:04,497
‫اوه، عزیزم، بیا اینجا.

215
00:21:06,581 --> 00:21:09,706
‫دیگه تصمیمش گرفته شده.
‫من با کُنت ازدواج می‌کنم.

216
00:21:10,122 --> 00:21:12,664
‫دیگه هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد بابام رو ببینم.

217
00:21:16,872 --> 00:21:19,997
‫کاری نکن که بعداً پشیمون بشی، خواهش می‌کنم.

218
00:21:21,706 --> 00:21:24,372
‫فقط می‌خوام یه چیزی رو بدونی.

219
00:21:25,831 --> 00:21:29,622
‫من اینجا کنارت می‌مونم،
‫واسه هر نیازی که داشته باشی، همیشه.

220
00:21:34,081 --> 00:21:37,789
‫مادربزرگم چاره‌ی دیگه‌ای نداشت
‫جز اینکه تصمیم دخترش رو قبول کنه،

221
00:21:37,789 --> 00:21:39,997
‫چون اونو خیلی خوب می‌شناخت،

222
00:21:39,997 --> 00:21:42,831
‫و نمی‌تونست نظرش رو عوض کنه.

223
00:21:49,956 --> 00:21:50,956
‫بلانکا؟

224
00:21:51,914 --> 00:21:52,956
‫درسته.

225
00:21:52,997 --> 00:21:55,747
‫یالا، واسه عکسه. بیا اینجا.

226
00:21:55,872 --> 00:21:58,831
‫- بله، یه عکس بگیریم؟
‫- البته.

227
00:21:58,914 --> 00:22:02,289
‫بهتره عروس خانوم یه لبخند بزنه، نه؟

228
00:22:02,372 --> 00:22:04,789
‫آره، آره، آره. یه کم احساساتی شده.

229
00:22:05,664 --> 00:22:07,164
‫یالا، شاد باش.

230
00:22:07,247 --> 00:22:09,081
‫خیلی‌خب. اینجا رو نگاه کنید.

231
00:22:09,081 --> 00:22:10,914
‫لبخند. آره. آفرین.

232
00:22:10,997 --> 00:22:11,914
‫استبان.

233
00:22:11,914 --> 00:22:13,622
‫یه عکس بگیریم؟

234
00:22:17,164 --> 00:22:18,289
‫نه، بلانکا...

235
00:22:18,372 --> 00:22:20,914
‫بذارش به حال خودش. روبراه میشه.

236
00:22:27,997 --> 00:22:32,164
‫عروسی‌ای که بلانکا دلش نمی‌خواست
‫اتفاق بیفته، حسابی سروصدا کرد.

237
00:22:32,664 --> 00:22:35,539
‫خیلی‌ها متوجه شدن که عروس گریه‌اش بند نمیاد،

238
00:22:35,539 --> 00:22:38,664
‫و فرض رو بر این گذاشتن که
‫به خاطر احساسات اون لحظه‌ست.

239
00:22:38,956 --> 00:22:41,706
‫اما اونا نمی‌دونستن که اشک چشماش از وقتی که

240
00:22:41,706 --> 00:22:43,622
‫پدرش اعتراف کرده بود

241
00:22:43,622 --> 00:22:45,956
‫که عشق زندگیش رو کشته، خشک نشده.

242
00:22:50,456 --> 00:22:54,372
‫با این حال، مهمونی از هرگونه رسوایی دور موند،

243
00:22:54,372 --> 00:22:56,414
‫درست همون‌طور که پدربزرگم برنامه‌ریزی کرده بود.

244
00:24:13,539 --> 00:24:15,206
‫خوشگله، مگه نه؟

245
00:24:18,955 --> 00:24:21,455
‫فقط خشکی و گرمای بیابون

246
00:24:21,455 --> 00:24:23,789
‫تونست اشک‌های مادرم رو خشک کنه.

247
00:24:43,372 --> 00:24:44,664
‫سلام به همگی!

248
00:24:48,455 --> 00:24:50,455
‫اینجا همه‌چی مرتبه؟

249
00:24:50,539 --> 00:24:54,164
‫همه‌چیز در بهترین وضعیته، آقا.
‫همه‌چی آماده‌ست.

250
00:24:54,164 --> 00:24:58,122
‫لطفاً با همسرم بلانکا دساتینی آشنا بشید.

251
00:24:59,830 --> 00:25:02,997
‫اینا گاسپار، بالتازار و لئونور هستن.

252
00:25:03,705 --> 00:25:05,997
‫برید چمدون‌ها رو از ماشین بیارید

253
00:25:05,997 --> 00:25:08,955
‫و واسمون یه نوشیدنی خوش‌آمدگویی درست کنید
‫تا این گرما رو بشوره ببره.

254
00:25:08,955 --> 00:25:10,955
‫- چشم، آقا.
‫- یالا، زود باشید.

255
00:25:12,414 --> 00:25:15,747
‫از خونه خوشت میاد؟
‫خودم تزئینش کردم.

256
00:25:16,622 --> 00:25:22,789
‫یه هنرمند حساس نمی‌تونه تحت تأثیر
‫فرهنگ پیشاکلمبی قرار نگیره.

257
00:25:25,247 --> 00:25:26,247
‫نه، نه، نه.

258
00:25:29,955 --> 00:25:30,955
‫دست نزن.

259
00:25:34,830 --> 00:25:37,664
‫مراقب شمشیر روی این مجسمه باش.

260
00:25:37,664 --> 00:25:39,164
‫معمولاً آدما می‌خورن بهش.

261
00:25:48,122 --> 00:25:50,580
‫خب، نظرت چیه؟

262
00:25:50,664 --> 00:25:53,080
‫میشه لطفاً اتاقم رو بهم نشون بدی؟

263
00:25:53,164 --> 00:25:55,664
‫آره، البته. فقط یه چیزی.

264
00:25:58,289 --> 00:26:00,289
‫صبر کن، لطفاً.

265
00:26:01,164 --> 00:26:02,872
‫اون در چه رنگیه؟

266
00:26:03,830 --> 00:26:05,080
‫قرمز.

267
00:26:05,164 --> 00:26:06,164
‫خوبه.

268
00:26:06,247 --> 00:26:08,997
‫رنگ قرمز تو رو یاد چی می‌ندازه؟

269
00:26:09,289 --> 00:26:10,289
‫خون.

270
00:26:11,497 --> 00:26:13,747
‫همیشه خیلی بزرگش می‌کنی، زن.

271
00:26:13,830 --> 00:26:15,205
‫قرمز یعنی «توقف».

272
00:26:15,247 --> 00:26:17,247
‫من استودیوم رو توی اون اتاق راه انداختم.

273
00:26:17,247 --> 00:26:18,997
‫لطفاً اونجا نرو.

274
00:26:19,039 --> 00:26:21,955
‫نور ممکنه عکس‌ها رو تار کنه و از بین ببرتشون.

275
00:26:22,122 --> 00:26:23,122
‫باشه.

276
00:26:23,664 --> 00:26:26,789
‫بیرون از این خونه، ما زن و شوهریم.

277
00:26:27,747 --> 00:26:31,414
‫پشت درهای بسته،
‫سعی نکن بهم دست بزنی یا بیای تو اتاقم.

278
00:26:31,414 --> 00:26:32,497
‫عجب...

279
00:26:33,622 --> 00:26:34,622
‫خیلی‌خب.

280
00:26:37,205 --> 00:26:38,330
‫با اجازه.

281
00:26:40,789 --> 00:26:43,080
‫هرچی که دوست داری واست آوردم.

282
00:26:45,622 --> 00:26:50,289
‫خوبی شناختن همدیگه بعد از سال‌ها ازدواج همینه.

283
00:26:50,289 --> 00:26:51,289
‫اگرچه،

284
00:26:52,705 --> 00:26:55,705
‫با وجود بعضی اختلافات، ما ازدواج خوبی داشتیم.

285
00:26:55,705 --> 00:26:57,414
‫هیچ‌کس نمی‌تونه اینو انکار کنه.

286
00:26:58,455 --> 00:26:59,455
‫بفرما.

287
00:27:07,705 --> 00:27:10,955
‫توی لاس ترس ماریاس اون‌قدر که
‫اینجا بهم نیازه، بهم نیاز ندارن.

288
00:27:10,955 --> 00:27:14,622
‫واسه همین یه سرکارگر استخدام می‌کنم
‫تا مسئول مزرعه‌ام باشه.

289
00:27:16,997 --> 00:27:20,205
‫دلم می‌خواد از توانایی‌هام
‫واسه یه هدف بزرگ‌تر استفاده کنم.

290
00:27:24,539 --> 00:27:26,997
‫می‌دونم که می‌تونم واسه کشورم مفید باشم.

291
00:27:36,205 --> 00:27:39,622
‫می‌خوام کاندیدای سناتور جمهوری بشم.

292
00:27:42,872 --> 00:27:45,497
‫و دلم می‌خواد که بهم افتخار کنی.

293
00:27:49,747 --> 00:27:53,330
‫مادربزرگم نمی‌تونست به قتل رزا فکر نکنه،

294
00:27:53,330 --> 00:27:57,705
‫و به اون قانون پدرش
‫که خانواده رو از سیاست دور نگه داره.

295
00:28:16,997 --> 00:28:18,705
‫اینطوری؟ اینطوری خوبه؟

296
00:28:28,538 --> 00:28:30,913
‫این موقع شب چرا بیداری؟

297
00:28:30,913 --> 00:28:34,580
‫- یه صداهایی شنیدم.
‫- اینجا یه خونه‌ی قدیمیه و توش موش هست.

298
00:28:34,580 --> 00:28:35,913
‫برو.

299
00:28:35,913 --> 00:28:37,372
‫برو استراحت کن، بلانکا.

300
00:28:38,205 --> 00:28:40,163
‫برگرد تو اتاقت، لطفاً.

301
00:28:55,288 --> 00:28:58,872
‫واسه مادرمه. میشه ببریش اداره پست؟

302
00:29:01,955 --> 00:29:02,955
‫حتماً.

303
00:29:12,955 --> 00:29:14,080
‫مامان عزیزم.

304
00:29:14,663 --> 00:29:17,580
‫چرا هیچ نامه‌ای ازت نگرفتم؟

305
00:29:17,663 --> 00:29:20,580
‫من چهار تا نامه واست نوشتم و تو جوابی ندادی.

306
00:29:20,580 --> 00:29:22,622
‫از دستم عصبانی هستی؟

307
00:29:22,705 --> 00:29:27,038
‫«بیابان می‌تونه خیلی زیبا
‫و در عین حال خیلی بی‌رحم باشه.

308
00:29:27,122 --> 00:29:29,747
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم دارم دیوونه میشم.

309
00:29:29,830 --> 00:29:33,038
‫توی این خونه همه‌چیز عجیبه
‫چون من نمی‌تونم...»

310
00:29:33,497 --> 00:29:35,163
‫خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

311
00:29:35,372 --> 00:29:37,872
‫هر روز که می‌گذره، ترسم بیشتر میشه.

312
00:29:38,538 --> 00:29:40,997
‫فکر نکنم بتونم مادر خوبی بشم.

313
00:29:41,663 --> 00:29:45,455
‫خیلی بهت نیاز دارم.
‫با عشق، دخترت.

314
00:29:48,663 --> 00:29:52,663
‫بلانکای عزیزم، نمی‌تونی تصور کنی
‫چقدر دلم واست تنگ شده، عزیزم.

315
00:29:53,288 --> 00:29:55,247
‫چرا واسم نامه نمی‌نویسی؟

316
00:29:57,038 --> 00:29:59,663
‫بازسازی خونه خوب پیش میره،

317
00:29:59,663 --> 00:30:01,288
‫اما من خیلی دلتنگتم.

318
00:30:03,038 --> 00:30:06,538
‫همراه با خواهران مورا،
‫بین مُرده‌ها دنبال پدرو گشتیم،

319
00:30:06,538 --> 00:30:08,288
‫اما نتونستیم پیداش کنیم.

320
00:30:09,372 --> 00:30:11,080
‫به خودت اعتماد کن، عشقم.

321
00:30:11,080 --> 00:30:14,538
‫می‌دونم که می‌تونی هر چیزی که
‫دخترت نیاز داره رو بهش بدی.

322
00:30:14,538 --> 00:30:17,830
‫دوستت دارم. لطفا جواب نامه‌مو بده.

323
00:30:18,747 --> 00:30:22,038
‫بعد از ماه‌ها بی‌خبری
‫و دریافت نکردن نامه از بلانکا،

324
00:30:22,038 --> 00:30:24,955
‫کلارا سعی کرد از راه‌های دیگه‌ای باهاش ارتباط بگیره،

325
00:30:24,955 --> 00:30:27,372
‫اما تله‌پاتی هم جواب نداد.

326
00:30:27,455 --> 00:30:31,122
‫و کم‌کم پشیمون شد که چرا بیشتر تلاش نکرد

327
00:30:31,205 --> 00:30:34,913
‫تا جلوی ازدواجی که اونو
‫از دخترش دور کرده بود رو بگیره.

328
00:30:35,205 --> 00:30:36,413
‫چیزی نیست.

329
00:30:37,622 --> 00:30:38,747
‫نگران نباش.

330
00:30:39,830 --> 00:30:41,538
‫دخترت قویه.

331
00:30:41,872 --> 00:30:45,080
‫خیلی قوی‌تر از چیزی که فکر می‌کنه.

332
00:31:18,830 --> 00:31:20,538
‫یه بار دیگه، بلانکا.

333
00:31:23,413 --> 00:31:25,663
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- تمومش کن.

334
00:31:26,455 --> 00:31:27,913
‫تمومش کن، لطفاً.

335
00:31:49,371 --> 00:31:51,121
‫با گذشت زمان،

336
00:31:51,663 --> 00:31:55,455
‫بلانکا حس کرد که تنهایی
‫بیابان داره دیوونه‌اش می‌کنه،

337
00:31:55,455 --> 00:31:58,121
‫واسه همین راهی پیدا کرد تا خودشو مشغول نگه داره.

338
00:32:15,996 --> 00:32:19,746
‫غرق در افکار خودش و بی‌خبر
‫از اخبار دنیا و خانواده‌اش،

339
00:32:19,746 --> 00:32:24,163
‫بلانکا کاملاً از تغییراتی که
‫داشت رخ می‌داد غافل بود.

340
00:32:30,038 --> 00:32:34,163
‫مثل خوشحالی مادربزرگم از موفقیت حق رأی زنان...

341
00:32:34,830 --> 00:32:39,455
‫یا افتخار پدربزرگم از اینکه
‫به عنوان سناتور جمهوری انتخاب شده بود.

342
00:32:48,080 --> 00:32:49,080
‫ممنون.

343
00:32:54,496 --> 00:32:56,913
‫مادرم این اخبار رو نشنید،

344
00:32:56,913 --> 00:32:59,288
‫چون توی انزوای درونی خودش زندگی می‌کرد.

345
00:33:48,830 --> 00:33:51,121
‫- طعمش قویه.
‫- واقعاً.

346
00:33:51,205 --> 00:33:52,413
‫می‌شه یکم بریزی؟

347
00:33:53,496 --> 00:33:56,580
‫- آره، بذارید واسه همه بریزیم.
‫- میشه فندک بدی؟

348
00:34:04,746 --> 00:34:05,746
‫بذار رو چشات.

349
00:34:05,788 --> 00:34:06,871
‫- نه.
‫- بذارش.

350
00:34:06,871 --> 00:34:07,830
‫- نه!
‫- اما...

351
00:34:07,830 --> 00:34:09,538
‫بیخیال، اون یه زنه.

352
00:34:12,830 --> 00:34:13,330
‫چقدر عالیه، بلانکا.

353
00:34:13,330 --> 00:34:14,288
‫چقدر عالیه، بلانکا.

354
00:34:14,371 --> 00:34:16,788
‫چقدر باید عالی باشه که با یه کُنت ازدواج کنی

355
00:34:16,788 --> 00:34:18,413
‫و پدرت هم یه سناتور باشه.

356
00:34:18,413 --> 00:34:19,621
‫بهت حسودیم میشه.

357
00:34:20,246 --> 00:34:21,871
‫پدرم سناتوره؟

358
00:34:23,038 --> 00:34:24,746
‫اون یه قاتله.

359
00:34:24,830 --> 00:34:25,955
‫ببخشید.

360
00:34:26,038 --> 00:34:30,330
‫مگه تو دختر سناتور تازه انتخاب شده
‫استبان تروئبا نیستی؟

361
00:34:34,038 --> 00:34:36,163
‫احتمالاً این مقام رو خریده.

362
00:34:36,871 --> 00:34:38,663
‫بی‌ادب نباش، زن.

363
00:34:41,205 --> 00:34:44,788
‫حالا که تروئبا سناتور شده،
‫واسمون نوشیدنی بهتری می‌فرسته.

364
00:34:44,788 --> 00:34:48,663
‫پس به افتخار سناتور تروئبا.

365
00:34:48,746 --> 00:34:50,288
‫نوش جان!

366
00:34:51,371 --> 00:34:54,371
‫ما به لطف سناتور اینجاییم.

367
00:34:56,621 --> 00:34:58,413
‫داری چیکار می‌کنی؟ بلانکا!

368
00:35:00,954 --> 00:35:02,496
‫لعنت به این لباس.

369
00:35:02,538 --> 00:35:04,288
‫داری چیکار می‌کنی، بلانکا؟

370
00:35:04,288 --> 00:35:05,788
‫ابریشم خالصه!

371
00:35:05,788 --> 00:35:07,413
‫ضدحال نباش، ژان!

372
00:35:07,413 --> 00:35:09,954
‫اون پولداره، هر کاری دلش بخواد می‌کنه!

373
00:35:13,413 --> 00:35:15,246
‫آروم باش، عشقم.

374
00:35:18,913 --> 00:35:19,913
‫بلانکا.

375
00:35:21,204 --> 00:35:23,329
‫بلانکا. بلانکا!

376
00:35:27,996 --> 00:35:29,371
‫خیلی‌خب، بلانکا.

377
00:35:30,038 --> 00:35:31,621
‫من تسلیمم.

378
00:36:01,163 --> 00:36:02,163
‫یالا!

379
00:36:04,288 --> 00:36:05,871
‫من اینجام!

380
00:37:08,246 --> 00:37:09,246
‫مامان...

381
00:37:14,038 --> 00:37:15,371
‫مامان.

382
00:38:18,829 --> 00:38:24,829
‫من نزدیک بود توی یه قطار با ریل باریک
‫ساعت ۳ بعدازظهر وسط بیابون به دنیا بیام.

383
00:38:24,912 --> 00:38:26,621
‫اما به گفته‌ی مادربزرگم،

384
00:38:26,621 --> 00:38:30,162
‫اینجوری واسه نمودار طالع‌بینی من
‫خیلی ناجور می‌شد.

385
00:38:32,996 --> 00:38:38,121
‫سناتور جمهوری هستم، اما هنوزم مجبورم
‫مثل یه خدمتکار لعنتی در رو باز کنم.

386
00:38:51,871 --> 00:38:52,871
‫مامان!

387
00:38:54,204 --> 00:38:55,371
‫مامان!

388
00:38:59,037 --> 00:39:02,787
‫انگار تمام اشک‌هایی که مادرم نگه داشته بود

389
00:39:02,871 --> 00:39:05,912
‫حالا از بدنش خارج می‌شدن تا به تولد من کمک کنن.

390
00:39:12,704 --> 00:39:16,246
‫مامان!

391
00:39:33,537 --> 00:39:38,496
‫«ترجمه از حـامـد»