1
00:00:11,541 --> 00:00:16,541
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:21,833 --> 00:00:23,416
‫تبریک میگم، سناتور.

3
00:00:23,416 --> 00:00:25,041
‫شما دیگه پدربزرگ شدین.

4
00:00:30,916 --> 00:00:32,916
‫- میرم ببینمش.
‫- دختره.

5
00:00:33,375 --> 00:00:34,875
‫یه دختر کوچولوئه.

6
00:00:52,625 --> 00:00:55,875
‫موهاش سبزه.

7
00:00:59,833 --> 00:01:01,375
‫دقیقاً مثل رزا.

8
00:01:06,500 --> 00:01:08,541
‫برخلاف انتظار، اومدن من

9
00:01:08,541 --> 00:01:11,125
‫هماهنگی جدیدی رو به خانواده آورد.

10
00:01:13,375 --> 00:01:16,125
‫هفت سال اول زندگیم رو
‫توی آزادی کامل گذروندم...

11
00:01:16,125 --> 00:01:17,041
‫آلبیتا.

12
00:01:17,041 --> 00:01:18,875
‫توی اون کالسکه مسافرتی عظیم

13
00:01:18,875 --> 00:01:21,458
‫که خونه‌ی بزرگ نبش خیابون بهش تبدیل شده بود.

14
00:01:21,458 --> 00:01:22,833
‫- سلام، مادربزرگ.
‫- سلام.

15
00:01:22,833 --> 00:01:24,750
‫مادربزرگم کلارا موتوری بود

16
00:01:24,750 --> 00:01:26,666
‫که باعث می‌شد اون جهان جادویی کار کنه.

17
00:01:26,666 --> 00:01:28,875
‫مکانی پر از آدم‌های روشن‌بین

18
00:01:28,875 --> 00:01:31,333
‫که دنبال جواب‌هایی توی معنویت بودن.

19
00:01:47,708 --> 00:01:50,916
‫پدربزرگم هیچ‌وقت متعلق به اون دنیا نبود.

20
00:01:50,958 --> 00:01:55,583
‫و سال‌ها بعد دلیلش رو فهمیدم.

21
00:01:58,166 --> 00:01:59,166
‫پدربزرگ؟

22
00:01:59,250 --> 00:02:02,125
‫پرنسس من. اینجایی.

23
00:02:02,208 --> 00:02:03,666
‫مادربزرگ خوشش نمیاد

24
00:02:03,666 --> 00:02:06,500
‫توی این قسمت خونه راه بری.

25
00:02:08,125 --> 00:02:10,708
‫چطوره اینو یه راز کوچولو بین خودمون نگه داریم؟

26
00:02:12,791 --> 00:02:17,166
‫شنوندگان عزیز رادیو،
‫با خوشحالی بهتون اعلام می‌کنیم

27
00:02:17,250 --> 00:02:22,291
‫که مجموعه‌کنسرت‌های دفتر مرکزی
‫اتحادیه‌ی فلزکاران ادامه داره...

28
00:02:22,375 --> 00:02:25,083
‫مادرم درباره‌ی گذشته حرفی نمی‌زد،

29
00:02:25,083 --> 00:02:26,958
‫مخصوصاً درباره‌ی پدرم.

30
00:02:28,083 --> 00:02:30,125
‫خودشو با مرتب کردن خونه

31
00:02:30,125 --> 00:02:32,375
‫و ساختن موجودات عجیب‌وغریبش مشغول می‌کرد،

32
00:02:32,375 --> 00:02:34,708
‫بی‌خبر از اینکه داشت با گِل
‫دقیقاً همون چیزی رو می‌ساخت

33
00:02:34,708 --> 00:02:37,791
‫که خاله‌اش رزا روی رومیزیش گلدوزی می‌کرد.

34
00:02:37,791 --> 00:02:40,916
‫و قلب تمام دخترای جوون رو به دست میاره.

35
00:02:41,708 --> 00:02:44,291
‫حالا بیاید به اولین آهنگش گوش بدیم.

36
00:02:44,375 --> 00:02:47,250
‫از سرزمین‌های سخت‌کوش جنوب،

37
00:02:47,875 --> 00:02:52,000
‫این شما و این پدرو گارسیا.

38
00:02:52,083 --> 00:02:55,791
‫♪ مرغ‌ها تمام شب بیدارن ♪

39
00:02:57,333 --> 00:03:01,041
‫♪ آروم در سپیده‌دم ♪

40
00:03:02,416 --> 00:03:06,083
‫♪ اونا پرسه می‌زنن، بال‌هاشون رو باز می‌کنن ♪

41
00:03:07,500 --> 00:03:11,333
‫♪ از آینده دفاع خواهند کرد ♪

42
00:03:12,333 --> 00:03:17,041
‫♪ و روباه میاد، مثل هر شب ♪

43
00:03:17,125 --> 00:03:21,500
‫♪ تا ببره، تا شرافتشون رو بدزده ♪

44
00:03:22,416 --> 00:03:25,166
‫♪ تو موفق نمیشی، دوست من ♪

45
00:03:25,166 --> 00:03:27,458
‫♪ ما همه شاهدیم ♪

46
00:03:27,541 --> 00:03:31,708
‫♪ تو تنهایی ♪
‫♪ و تعداد ما بیشتره ♪

47
00:03:32,916 --> 00:03:37,416
‫♪ و حتی اگه صدامو تغییر بدم ♪

48
00:03:38,083 --> 00:03:42,625
‫♪ درونم همون‌طوری فکر می‌کنم ♪

49
00:03:43,208 --> 00:03:48,458
‫♪ قراره ناپدید بشم ♪

50
00:03:48,541 --> 00:03:52,750
‫♪ و بقیه به فریادم گوش میدن ♪

51
00:03:53,500 --> 00:03:56,125
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

52
00:03:56,125 --> 00:03:58,750
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

53
00:03:58,833 --> 00:04:03,708
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

54
00:04:03,791 --> 00:04:06,291
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

55
00:04:06,333 --> 00:04:08,833
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

56
00:04:08,916 --> 00:04:13,583
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

57
00:04:13,958 --> 00:04:17,041
‫«خانه‌ی ارواح»
‫«قسمت ششم»

58
00:04:18,000 --> 00:04:22,625
‫«ظرافت زمین رو در طبیعت بلورین‌تون تجربه کنید.»

59
00:04:22,708 --> 00:04:28,416
‫شاعر، میشه «ظرافت» رو با «رایحه» عوض کنی؟

60
00:04:28,750 --> 00:04:31,666
‫قوی‌ترین رایحه مال پیازه.

61
00:04:31,708 --> 00:04:34,333
‫کلارا کجاست؟ باید کلارا رو ببینم.

62
00:04:34,416 --> 00:04:35,916
‫«رایحه.»

63
00:04:36,000 --> 00:04:37,166
‫کلارا!

64
00:04:46,416 --> 00:04:49,000
‫یادت میاد اسم این یکی چیه؟

65
00:04:49,291 --> 00:04:52,083
‫اون یه ستاره نیست، سیاره‌ی زهره‌ست.

66
00:04:52,166 --> 00:04:53,416
‫آفرین.

67
00:04:55,416 --> 00:04:58,875
‫و اسم اون سه‌تای دیگه رو هم یادت میاد؟

68
00:04:59,125 --> 00:05:02,541
‫«لاس ترس ماریاس»، درست مثل مزرعه‌مون.
‫(سه ستاره‌ی صورت فلکی شکارچی)

69
00:05:04,875 --> 00:05:06,750
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

70
00:05:07,666 --> 00:05:08,833
‫پدرم.

71
00:05:11,958 --> 00:05:15,208
‫بعضی وقتا خواب می‌بینم که توی بیابون نمُرده.

72
00:05:15,375 --> 00:05:17,375
‫و میاد به دیدنم.

73
00:05:19,375 --> 00:05:20,500
‫می‌دونی چیه؟

74
00:05:21,916 --> 00:05:26,208
‫من باور دارم که اگه کسی
‫چیزی رو با تمام وجودش بخواد،

75
00:05:27,291 --> 00:05:28,875
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.

76
00:05:30,666 --> 00:05:31,791
‫دختر کوچولوی من.

77
00:05:31,791 --> 00:05:34,375
‫توی اون لحظه، نمی‌دونستم که

78
00:05:34,375 --> 00:05:37,375
‫یکی از آخرین آرزوهای مادربزرگم توی زندگیش

79
00:05:37,458 --> 00:05:41,166
‫این بود که پدر واقعیم رو ببینم،
‫کسی که هیچ‌وقت نمُرده بود.

80
00:06:20,875 --> 00:06:26,041
‫[کنسرت]
‫[پدرو گارسیا]

81
00:06:26,125 --> 00:06:28,750
‫♪ و تعداد ما بیشتره ♪

82
00:06:30,250 --> 00:06:34,541
‫♪ وقتشه، دیگه صبر نمی‌کنیم ♪

83
00:06:34,625 --> 00:06:35,583
‫ببخشید.

84
00:06:35,583 --> 00:06:39,541
‫♪ بیاید دستامون رو بالا ببریم ♪

85
00:06:40,541 --> 00:06:45,333
‫♪ از زندگی و آزادیمون دفاع کنیم ♪

86
00:06:45,708 --> 00:06:50,000
‫♪ و اگه با هم همراه شیم ♪
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

87
00:06:50,541 --> 00:06:55,500
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

88
00:06:55,583 --> 00:07:00,916
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

89
00:07:04,791 --> 00:07:07,083
‫ممنون، رفقا. زنده‌باد مردم!

90
00:07:07,083 --> 00:07:08,625
‫و زنده‌باد کارگران!

91
00:07:09,958 --> 00:07:12,625
‫پدربزرگم همیشه بهم می‌گفت که از یه آهنگ

92
00:07:12,625 --> 00:07:15,250
‫میشه به عنوان یه سلاح توی مبارزه استفاده کرد.

93
00:07:16,041 --> 00:07:17,375
‫من گیتارم رو برداشتم،

94
00:07:17,375 --> 00:07:20,291
‫خسته از دیدن این همه بی‌عدالتی توی مزارع.

95
00:07:20,291 --> 00:07:23,125
‫شاید بعضیا بگن این کار بزدل‌ها یا راحت‌طلب‌هاست،

96
00:07:23,125 --> 00:07:24,708
‫و شاید حق با اونا باشه.

97
00:07:27,166 --> 00:07:28,958
‫اما حالا اگه اجازه بدید،

98
00:07:28,958 --> 00:07:31,083
‫می‌خوام از عشق بخونم.

99
00:07:33,416 --> 00:07:35,458
‫چون می‌دونید، آدم فقط با کار کردن زنده نیست.

100
00:07:35,458 --> 00:07:37,666
‫- آفرین!
‫- تقدیم به همه‌تون.

101
00:07:45,333 --> 00:07:48,750
‫♪ من عاشق یه ماه شدم ♪

102
00:07:48,750 --> 00:07:52,125
‫♪ یه ماه اون بالاها ♪

103
00:07:52,791 --> 00:07:56,666
‫♪ یه ماه خیلی سفید ♪
‫♪ که نور می‌پراکند بر مزارع ♪

104
00:07:56,750 --> 00:07:59,875
‫♪ چقدر زیبا در مزرعه ♪

105
00:08:03,958 --> 00:08:07,708
‫♪ اما چیزای این دنیا ♪

106
00:08:07,791 --> 00:08:11,583
‫♪ یه مرد ثروتمند ♪

107
00:08:12,041 --> 00:08:15,750
‫♪ صاحب مزرعه بود ♪
‫♪ صاحب زمان و ثانیه‌هاش ♪

108
00:08:15,833 --> 00:08:18,625
‫♪ صاحب ستاره‌ها و ماه‌ها... ♪

109
00:08:35,250 --> 00:08:36,416
‫پدرو، عشقم!

110
00:08:36,416 --> 00:08:37,958
‫فوق‌العاده بودی!

111
00:09:29,541 --> 00:09:32,333
‫کلارا داره از پیشمون میره.

112
00:09:32,416 --> 00:09:34,916
‫کلارا داره از پیشمون میره!

113
00:09:35,000 --> 00:09:36,708
‫مارتا، برش گردون.

114
00:09:37,625 --> 00:09:38,750
‫خیلی‌خب.

115
00:09:41,333 --> 00:09:44,250
‫- چقدر این‌طوری خندیدن خوبه.
‫- آره.

116
00:09:44,333 --> 00:09:46,583
‫بین تموم جلسات احضارمون،

117
00:09:46,583 --> 00:09:48,500
‫خندیدن کار موردعلاقمه.

118
00:09:58,541 --> 00:10:01,708
‫- مادربزرگ، حالت خوبه؟
‫- آره، عشقم. من خوبم.

119
00:10:01,791 --> 00:10:03,541
‫بیا اینجا، دختر کوچولوی من.

120
00:10:12,500 --> 00:10:15,500
‫دیگه تموم شد.
‫چیزی که توی گذشته‌ست دیگه وجود نداره.

121
00:10:15,708 --> 00:10:17,208
‫منظورت چیه؟

122
00:10:17,291 --> 00:10:20,291
‫زمان یه چیز خیالیه، عزیزم.

123
00:10:20,375 --> 00:10:22,000
‫منظور نورا اینه که

124
00:10:22,000 --> 00:10:25,166
‫نه گذشته واقعاً وجود داره و نه آینده.

125
00:10:25,250 --> 00:10:28,000
‫فقط «حال» وجود داره.

126
00:10:28,458 --> 00:10:31,416
‫تصور کن که همه‌چیز همزمان اتفاق بیفته.

127
00:10:31,458 --> 00:10:34,583
‫این‌طوری می‌تونیم توی گذشته‌مون دست ببریم

128
00:10:34,583 --> 00:10:36,833
‫تا آینده‌ای که می‌خوایم رو بسازیم.

129
00:10:36,916 --> 00:10:40,958
‫مثل رفتن به آشپزخونه
‫واسه اینکه یه چیزی واسه خوردن پیدا کنی.

130
00:10:41,041 --> 00:10:42,208
‫ایده‌ی محشریه!

131
00:10:42,208 --> 00:10:44,500
‫اون همه کار معنوی گرسنه‌ام کرد.

132
00:10:44,500 --> 00:10:46,375
‫منم همین‌طور. تو چی؟

133
00:10:47,458 --> 00:10:48,541
‫بریم.

134
00:11:20,666 --> 00:11:22,250
‫- سلام.
‫- سلام، کلارا.

135
00:11:50,708 --> 00:11:52,375
‫چه بلایی داره سرت میاد؟

136
00:11:53,916 --> 00:11:57,958
‫مامان، لطفاً دیگه کسی رو دعوت نکن اینجا.

137
00:11:58,416 --> 00:12:02,625
‫من نمی‌تونم همه‌جا باشم تا
‫به تمام کارهای این خونه برسم.

138
00:12:03,583 --> 00:12:04,708
‫تو پدرو رو دیدی.

139
00:12:07,250 --> 00:12:09,875
‫از من بشنو، نگه داشتن حرفات توی دلت کمکی نمی‌کنه.

140
00:12:09,875 --> 00:12:12,375
‫نفرت همیشگی از پدرت هم کمکی نمی‌کنه.

141
00:12:12,458 --> 00:12:14,000
‫این یعنی چی؟

142
00:12:14,000 --> 00:12:16,458
‫فقط می‌خوام تو خوشحال باشی، عشقم.

143
00:12:17,333 --> 00:12:18,375
‫مادربزرگ!

144
00:12:19,833 --> 00:12:23,125
‫به این دختر چی گفتی
‫که نمی‌خواد من ساعت دستم کنم؟

145
00:12:23,125 --> 00:12:26,375
‫اگه حساب زمان رو نداشته باشیم، چطوری
‫می‌خوایم تولدت رو جشن بگیریم؟

146
00:12:26,375 --> 00:12:27,666
‫به‌هرحال جشنش می‌گیریم.

147
00:12:27,666 --> 00:12:28,666
‫آره.

148
00:12:29,250 --> 00:12:33,166
‫به پدربزرگت بگو اگه قول بده
‫رو اعصاب نباشه، می‌تونه بمونه.

149
00:12:35,833 --> 00:12:37,875
‫مادربزرگ میگه اگه قول بدی...

150
00:12:37,875 --> 00:12:39,875
‫آره، شنیدم. ممنون، آلبا.

151
00:12:40,333 --> 00:12:43,000
‫این کبوتر کوچولوی نامه‌رسون باید بره بخوابه.

152
00:12:43,000 --> 00:12:44,125
‫سلام.

153
00:12:44,208 --> 00:12:46,208
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

154
00:12:46,291 --> 00:12:48,416
‫- دایی!
‫- سلام، فسقلی.

155
00:12:51,250 --> 00:12:52,916
‫اتفاقی افتاده؟

156
00:12:53,083 --> 00:12:55,458
‫خیلی وقت بود که همه‌مون دور هم جمع نشده بودیم.

157
00:12:55,458 --> 00:12:57,875
‫امروز یه شام خانوادگی داریم.

158
00:13:05,750 --> 00:13:07,500
‫حالت خوبه، مامان؟

159
00:13:38,500 --> 00:13:40,166
‫منتظرت می‌مونم.

160
00:14:09,208 --> 00:14:10,625
‫فرولا مُرد.

161
00:14:19,666 --> 00:14:24,958
‫همه‌ی ما، حتی اونایی که از جادو دوری می‌کردن،

162
00:14:24,958 --> 00:14:27,208
‫تونستیم فرولا رو ببینیم.

163
00:14:33,500 --> 00:14:34,791
‫منو ببخش، کلارا،

164
00:14:34,791 --> 00:14:36,833
‫که زودتر نیاوردمت اینجا.

165
00:14:36,916 --> 00:14:40,458
‫اون ازم قول گرفت که مخفیگاهش رو به کسی نگم.

166
00:14:41,833 --> 00:14:43,291
‫باورم نمیشه.

167
00:14:43,291 --> 00:14:46,375
‫دو روز پیش اومدم دیدنش و حالش خوب بود.

168
00:14:54,125 --> 00:14:57,083
‫اون‌همه پولی که توی این سال‌ها
‫براش فرستادم کجاست؟

169
00:14:57,083 --> 00:14:59,166
‫منظورت چیه، استبان؟

170
00:15:19,291 --> 00:15:20,750
‫خیلی متأسفم.

171
00:15:27,958 --> 00:15:31,375
‫اون دوست داشت
‫از این‌جور لباس‌ها و کلاه‌گیس‌ها بپوشه.

172
00:15:31,458 --> 00:15:33,291
‫اما آزارش به کسی نمی‌رسید.

173
00:15:35,375 --> 00:15:38,500
‫هر روز واسه رستگاری گناهکاران دعا می‌کرد.

174
00:15:39,833 --> 00:15:42,916
‫نمی‌فهمم چطور تونسته این‌طوری زندگی کنه.

175
00:15:44,791 --> 00:15:47,708
‫چیزایی که واسه یه زندگی راحت می‌خواست رو داشت.

176
00:15:51,541 --> 00:15:53,750
‫اما تو چیزای دیگه‌ای رو نداشتی.

177
00:16:18,416 --> 00:16:21,708
‫می‌دونی کی توی کارهای خونه کمکم می‌کنه؟

178
00:16:21,791 --> 00:16:22,791
‫بلانکا.

179
00:16:26,083 --> 00:16:29,541
‫بعضی وقتا حس می‌کنم یه چیزی درونش تغییر کرده.

180
00:16:30,250 --> 00:16:33,375
‫اما استعدادش توی مجسمه‌سازی با گِل رو کشف کرده.

181
00:16:38,000 --> 00:16:40,375
‫خایمه توی یه بیمارستان دولتی کار می‌کنه.

182
00:16:40,500 --> 00:16:42,166
‫به‌زودی یه دکتر میشه.

183
00:16:42,750 --> 00:16:44,208
‫و می‌دونی چیه؟

184
00:16:44,291 --> 00:16:46,083
‫من عاشق مادربزرگ بودنم.

185
00:16:47,083 --> 00:16:49,500
‫آلبیتا ستاره‌ی درخشانیه که به دنیا اومد

186
00:16:49,500 --> 00:16:52,000
‫تا کارایی رو بکنه که ما هیچ‌وقت
‫جرئت انجامش رو نداشتیم.

187
00:16:57,250 --> 00:16:58,750
‫اون کسیه که بهم میگه

188
00:16:58,750 --> 00:17:01,041
‫گل‌های ادریسی که با همدیگه کاشتیم

189
00:17:01,041 --> 00:17:02,875
‫به زیبایی شکوفه دادن.

190
00:17:04,208 --> 00:17:06,666
‫من دیگه هیچ‌وقت به لاس ترس ماریاس برنگشتم.

191
00:17:06,791 --> 00:17:09,750
‫هر بار که گل‌های ادریسی رو می‌بینم، یادت می‌افتم.

192
00:17:10,333 --> 00:17:12,500
‫همیشه به فکرتم، فرولا.

193
00:17:14,666 --> 00:17:16,541
‫چون از روزی که رفتی،

194
00:17:16,541 --> 00:17:18,791
‫دیگه هیچ‌کس منو به اندازه‌ی تو دوست نداشت.

195
00:17:23,500 --> 00:17:25,166
‫به‌زودی پیش همدیگه خواهیم بود.

196
00:17:34,166 --> 00:17:35,916
‫من تو رو نفرین می‌کنم، استبان.

197
00:17:38,625 --> 00:17:41,000
‫جسم و روحت چروکیده میشه،

198
00:17:41,000 --> 00:17:43,166
‫و مثل یه سگ توی تنهایی می‌میری.

199
00:17:43,833 --> 00:17:45,500
‫استبان، حالت خوبه؟

200
00:17:46,375 --> 00:17:48,500
‫توی باشگاه می‌بینمت، درسته؟

201
00:17:50,500 --> 00:17:51,750
‫نه، ممنون.

202
00:17:53,000 --> 00:17:55,083
‫توی خونه منتظرم هستن.

203
00:18:26,458 --> 00:18:30,958
‫واسه مادربزرگم، ملاقات فرولا
‫تأییدی بر سرنوشتش بود،

204
00:18:31,583 --> 00:18:34,375
‫اگرچه این موضوع فقط واسه خودش قابل درک بود.

205
00:18:35,500 --> 00:18:39,333
‫بنابراین قبل از ترک ما
‫مخفیانه شروع به برنامه‌ریزی کرد،

206
00:18:39,708 --> 00:18:41,958
‫بدون اینکه هیچ‌کدوم از ما متوجه بشه.

207
00:18:43,875 --> 00:18:45,750
‫اونجا چیکار می‌کنی؟

208
00:18:45,833 --> 00:18:47,208
‫توی مخفیگاهم بودم.

209
00:18:47,208 --> 00:18:49,791
‫اوه، مخفیگاهت خیلی قشنگه.

210
00:18:50,875 --> 00:18:53,375
‫یادم رفته بود هنوز اینجایی، مامان.

211
00:18:55,166 --> 00:18:57,625
‫یه چیزی هست که می‌خوام بهت نشون بدم.

212
00:18:58,500 --> 00:18:59,541
‫نگاه کن.

213
00:19:00,666 --> 00:19:02,375
‫این چمدون زیبا...

214
00:19:05,625 --> 00:19:09,166
‫که مامانت وقتی بچه بود
‫عاشق این بود که توش قایم بشه.

215
00:19:15,250 --> 00:19:17,125
‫یه روز این مال تو میشه.

216
00:19:17,875 --> 00:19:20,541
‫میشه لطفاً دفترچه‌ها رو بهم بدی؟

217
00:19:28,458 --> 00:19:29,833
‫ممنون.

218
00:19:33,625 --> 00:19:35,083
‫کاری که الان باید بکنیم

219
00:19:35,083 --> 00:19:37,375
‫اینه که این چمدون رو ببریم اتاق زیرشیروانی.

220
00:19:38,208 --> 00:19:39,458
‫چرا، مادربزرگ؟

221
00:19:40,375 --> 00:19:41,666
‫تا جاش امن باشه.

222
00:19:45,041 --> 00:19:47,416
‫هیچ‌کس تاحالا این‌همه سفارش نداده بود.

223
00:19:47,416 --> 00:19:49,833
‫اما این چیز خوبیه، خانم بلانکا.

224
00:19:53,125 --> 00:19:55,000
‫اون تیکه کاغذ رو بده به من.

225
00:19:57,250 --> 00:19:58,625
‫[ساختمان ال کامینو]
‫[بلوک ۱۶۴۱، آپارتمان ۳۸]

226
00:19:58,625 --> 00:20:01,208
‫خیلی عجیبه که هیچ اسمی روش نیست.

227
00:20:02,458 --> 00:20:05,250
‫می‌دونی چیه؟ بهتره خودم به دستشون برسونم.

228
00:20:05,250 --> 00:20:07,916
‫چی؟ مگه شاگرداتون امروز نمیان؟

229
00:20:08,250 --> 00:20:09,916
‫می‌تونن فردا بیان.

230
00:20:15,416 --> 00:20:17,875
‫- مطمئنی اینجاست؟
‫- بله، خانم.

231
00:20:20,625 --> 00:20:22,583
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

232
00:20:30,041 --> 00:20:33,250
‫ببخشید، پلاک ۱۶۴۱ کجاست؟

233
00:20:33,250 --> 00:20:34,541
‫یکی از هموناست.

234
00:20:56,458 --> 00:20:58,083
‫به نظرت خنده‌داره؟

235
00:20:58,083 --> 00:21:01,375
‫نه. بفرما داخل.

236
00:21:07,375 --> 00:21:08,666
‫خوش اومدی.

237
00:21:16,333 --> 00:21:19,458
‫- می‌تونم ببینمشون؟
‫- باید پولشون رو بدی.

238
00:21:24,708 --> 00:21:26,375
‫تو یه هنرمندی، بلانکا.

239
00:21:27,208 --> 00:21:28,833
‫چه بلایی سرت اومده؟

240
00:21:28,833 --> 00:21:30,291
‫یه تصادف احمقانه.

241
00:21:31,583 --> 00:21:34,166
‫چای می‌خوای؟ آب تازه جوش اومده.

242
00:21:50,625 --> 00:21:52,750
‫هنوزم با عسل دوست داری؟

243
00:21:54,958 --> 00:21:55,958
‫آره.

244
00:22:03,750 --> 00:22:05,708
‫انگار دارم با یه روح حرف می‌زنم.

245
00:22:06,750 --> 00:22:08,750
‫هنوزم با اون کُنت هستی؟

246
00:22:21,000 --> 00:22:23,333
‫فکر می‌کردم پدرم تو رو کشته.

247
00:22:24,125 --> 00:22:26,541
‫مهم نیست، چون زمان زیادی گذشته،

248
00:22:26,541 --> 00:22:29,208
‫و من دیگه اون زن سابق نیستم.

249
00:22:33,125 --> 00:22:35,708
‫واسه من، تو هنوز همون بلانکای همیشگی هستی.

250
00:22:37,750 --> 00:22:39,083
‫تو مُرده بودی.

251
00:22:40,833 --> 00:22:43,541
‫روز بعد با لبخندی بر‌گشت

252
00:22:43,541 --> 00:22:45,458
‫که از اون به بعد کمتر روی لباش دیدم.

253
00:22:54,833 --> 00:22:57,000
‫مامان، داری چیکار می‌کنی؟ دیروقته.

254
00:22:57,000 --> 00:22:58,916
‫می‌خوام چند تا چیز رو اهدا کنم.

255
00:23:02,083 --> 00:23:03,791
‫خیالم راحت شد، دخترم.

256
00:23:05,083 --> 00:23:07,541
‫شما دو تا حق دارید با هم خوشبخت بشید.

257
00:23:11,625 --> 00:23:14,416
‫چطوری؟ نمی‌تونیم که زمان رو به عقب برگردونیم.

258
00:23:15,083 --> 00:23:16,750
‫قرار نیست این کار رو بکنید.

259
00:23:16,750 --> 00:23:18,416
‫باید به سمت جلو حرکت کنید.

260
00:23:18,416 --> 00:23:20,083
‫آلبا هم حقشه.

261
00:23:22,666 --> 00:23:24,250
‫بهش فکر کن.

262
00:23:24,916 --> 00:23:26,666
‫بذار حداقل باهاش آشنا بشه.

263
00:23:28,041 --> 00:23:30,958
‫بذار پدرو به نحوی بخشی از زندگیش بشه.

264
00:23:34,083 --> 00:23:35,833
‫داشت یادم می‌رفت...

265
00:23:39,416 --> 00:23:40,458
‫بیا.

266
00:23:45,166 --> 00:23:49,333
‫شاید یه روز بتونی ازشون
‫واسه کاری به جز خاله‌بازی استفاده کنی.

267
00:23:49,333 --> 00:23:51,333
‫چرا اینا رو به من میدی؟

268
00:23:51,583 --> 00:23:54,041
‫چون هیچ‌وقت مال من نبودن.

269
00:23:54,791 --> 00:23:56,791
‫اونا بهت استقلال میدن.

270
00:24:04,416 --> 00:24:06,666
‫- می‌تونم کمکت کنم؟
‫- آره، ممنون.

271
00:24:13,250 --> 00:24:15,458
‫می‌بریش تا پدرو رو ببینه؟

272
00:24:21,041 --> 00:24:22,750
‫خوشمزه‌ان؟

273
00:24:22,833 --> 00:24:24,333
‫- یکی به من بده.
‫- نه.

274
00:24:28,083 --> 00:24:30,166
‫امروز قراره با یه آدم معروف آشنا بشی.

275
00:24:30,166 --> 00:24:31,166
‫واقعاً؟

276
00:24:32,083 --> 00:24:34,666
‫آره، همون خواننده‌ی رادیو. یادته؟

277
00:24:40,208 --> 00:24:42,708
‫- خودشه؟
‫- آره.

278
00:24:45,666 --> 00:24:47,791
‫آلبا، ایشون پدرو گارسیا هستن.

279
00:24:48,833 --> 00:24:53,041
‫- سلام. تو نامزد مامانم هستی؟
‫- آلبا!

280
00:24:53,375 --> 00:24:54,750
‫مگه چیه؟

281
00:24:55,708 --> 00:24:57,583
‫از دیدنت خوشحالم، دوشیزه آلبا.

282
00:25:13,500 --> 00:25:15,416
‫با دو تا انگشت گیتار می‌زنی؟

283
00:25:20,041 --> 00:25:23,291
‫نه، با هفت تا، ببین.

284
00:25:27,166 --> 00:25:30,250
‫همیشه یه راهی پیدا می‌کنی تا
‫کاری که دوست داری رو انجام بدی.

285
00:25:31,125 --> 00:25:32,791
‫اینو فراموش نکن.

286
00:25:34,125 --> 00:25:37,583
‫مامان! تروخدا! میشه برم؟

287
00:25:55,458 --> 00:25:56,458
‫پدرو.

288
00:25:58,000 --> 00:26:00,000
‫- من...
‫- هیچی نگو.

289
00:26:03,666 --> 00:26:06,666
‫بیا از این لحظه لذت ببریم، باشه؟

290
00:26:10,625 --> 00:26:12,625
‫از ترس پدربزرگم،

291
00:26:12,708 --> 00:26:15,583
‫مادرم مجبور بود ازدواجشو مخفی نگه داره.

292
00:27:12,041 --> 00:27:13,708
‫مامان، چی شده؟

293
00:27:27,375 --> 00:27:28,958
‫بیا، بشین.

294
00:27:37,625 --> 00:27:39,875
‫از دهن نفس عمیق بکش.

295
00:27:47,583 --> 00:27:49,708
‫باید بریم بیمارستان. به اکسیژن نیاز داری.

296
00:27:49,708 --> 00:27:51,208
‫نمی‌خوام برم.

297
00:27:52,083 --> 00:27:54,083
‫مامان، چی داری میگی؟

298
00:27:54,166 --> 00:27:57,083
‫اینکه تو نمی‌تونی بدن منو درمان کنی، پسرم.

299
00:27:57,916 --> 00:28:00,250
‫روحمه که آماده‌ی رفتنه.

300
00:28:03,625 --> 00:28:05,291
‫مامان، بذار کمکت کنم.

301
00:28:05,291 --> 00:28:08,583
‫خایمه، پسرم،

302
00:28:09,666 --> 00:28:13,708
‫بهم قول بده با همون فداکاری و تعهدی که

303
00:28:15,208 --> 00:28:17,208
‫نسبت به بقیه داری، از خودت مراقبت می‌کنی.

304
00:28:19,416 --> 00:28:22,958
‫اگه یاد نگیریم درخواست کمک کنیم، زندگی سخت می‌شه.

305
00:28:23,041 --> 00:28:24,708
‫تنهایی از پسش برنمیای.

306
00:28:27,375 --> 00:28:29,041
‫داری خداحافظی می‌کنی؟

307
00:28:45,916 --> 00:28:47,916
‫دایی خایمه سعی کرد به ما توضیح بده

308
00:28:47,958 --> 00:28:49,958
‫که مادربزرگم آماده‌ی مُردنه،

309
00:28:49,958 --> 00:28:53,458
‫و دیگه از دست علم کاری برنمیاد.

310
00:28:55,666 --> 00:28:58,625
‫هیچ‌وقت پدربزرگم رو اینقدر داغون ندیده بودم.

311
00:28:59,208 --> 00:29:03,750
‫واسه اولین بار، خشمش نمی‌تونست
‫حواسشو از دردش پرت کنه.

312
00:29:07,458 --> 00:29:08,916
‫بخور.

313
00:29:34,541 --> 00:29:36,208
‫دیگه چیزی نمونده.

314
00:30:13,000 --> 00:30:15,125
‫گفتیم که قرار نیست گریه کنیم.

315
00:30:18,291 --> 00:30:21,625
‫گفتنش آسونه، وقتی داری تنهایی
‫یه راه میان‌بر رو میری.

316
00:30:21,708 --> 00:30:24,541
‫هروقت تونستی بیا دیدنمون.

317
00:30:24,625 --> 00:30:27,875
‫و تمام جزئیات رو یادت بمونه
‫تا بتونی همه‌چیز رو برامون تعریف کنی.

318
00:30:27,875 --> 00:30:29,041
‫آره.

319
00:30:29,125 --> 00:30:31,916
‫دقیق نمی‌تونم بگم چقدر گذشت.

320
00:30:32,208 --> 00:30:34,333
‫دقیقه‌ها به نظر یک عمر می‌رسیدن،

321
00:30:35,541 --> 00:30:37,958
‫اما روزها خیلی کوتاه‌تر از اونی بودن
‫که بشه ازش خداحافظی کرد.

322
00:30:37,958 --> 00:30:39,625
‫امروز تولدته، دخترم.

323
00:30:43,083 --> 00:30:47,291
‫بهت گفته بودم که کائنات دست به دست هم میدن
‫تا بهت موهبت‌هایی ببخشن؟

324
00:30:47,375 --> 00:30:48,458
‫بارها.

325
00:30:55,916 --> 00:30:58,375
‫نباید از مرگ بترسی.

326
00:31:01,541 --> 00:31:03,291
‫دقیقاً مثل به دنیا اومدنه.

327
00:31:04,541 --> 00:31:05,541
‫تازه...

328
00:31:07,541 --> 00:31:10,250
‫اگه من می‌تونم با دنیای
‫بعد از مرگ ارتباط برقرار کنم،

329
00:31:10,833 --> 00:31:13,833
‫چطور می‌تونم دیدن نوه‌ام نیام؟

330
00:31:14,250 --> 00:31:15,458
‫قول میدی؟

331
00:31:17,458 --> 00:31:18,666
‫قول میدم.

332
00:31:32,291 --> 00:31:33,875
‫تولد آلباست.

333
00:31:33,875 --> 00:31:35,750
‫امروز روز جشنه.

334
00:31:40,708 --> 00:31:46,708
‫♪ فرشته‌ی کوچولو، کجا میری؟ ♪

335
00:31:46,791 --> 00:31:52,916
‫♪ فرشته‌ی کوچولو، بگو حالت چطوره ♪

336
00:31:53,000 --> 00:31:59,000
‫♪ روی زمینی که پشت سر گذاشتی ♪

337
00:31:59,083 --> 00:32:05,250
‫♪ به پایین نگاه کن، بقیه‌اش گفته میشه ♪

338
00:32:11,250 --> 00:32:14,750
‫♪ فرشته‌ی کوچولو♪

339
00:32:14,750 --> 00:32:18,250
‫♪ فرشته‌ی کوچولو ♪

340
00:32:35,125 --> 00:32:38,916
‫مادربزرگم خواسته بود
‫که کنار سر مادرش دفن بشه.

341
00:32:41,208 --> 00:32:44,291
‫این‌طوری متوجه شدم توی اون جعبه‌ی چرمی کلاه

342
00:32:44,291 --> 00:32:47,500
‫که بارها ازش واسه ساختن مخفیگاه‌هام
‫استفاده کرده بودم، چی بوده.

343
00:34:05,708 --> 00:34:09,541
‫سال‌ها بعد، فهمیدم مردی که چشمای مهربونی داشت

344
00:34:09,541 --> 00:34:11,333
‫پدرو سگوندو گارسیا بود،

345
00:34:11,916 --> 00:34:13,583
‫پدربزرگ پدریم.

346
00:34:14,916 --> 00:34:18,583
‫مادرم آرزوش رو واسه
‫نزدیک‌تر کردن من به پدرو ترسرو برآورده کرد،

347
00:34:18,583 --> 00:34:22,625
‫اما تا مدت‌ها، جرئت نمی‌کرد
‫تمام حقیقت رو بهم بگه.

348
00:34:36,916 --> 00:34:39,916
‫برای اینکه یاد مادربزرگم
‫تا جای ممکن دست‌نخورده بمونه،

349
00:34:40,166 --> 00:34:43,750
‫پدربزرگم نمی‌خواست هیچ‌کس دیگه‌ای وارد اتاقش بشه.

350
00:34:44,458 --> 00:34:47,625
‫اما نتونست مانع اون بشه که مرگ مادربزرگم

351
00:34:47,708 --> 00:34:51,416
‫زندگی ما رو توی خونه‌ی بزرگ نبش خیابون
‫به کل زیرورو نکنه.

352
00:34:51,416 --> 00:34:53,916
‫آلبا، بیا بریم.

353
00:34:54,791 --> 00:34:58,208
‫بعد از رفتن اون، ارواح، مهمون‌ها،

354
00:34:59,166 --> 00:35:03,250
‫و اون شادی روشنی که همیشه
‫توی خونه‌ی ما موج می‌زد، همگی ناپدید شدن.

355
00:35:10,750 --> 00:35:13,250
‫من نمی‌تونستم اونطور که خواهران مورا بهم گفته بودن

356
00:35:13,250 --> 00:35:14,958
‫توی «حال» زندگی کنم.

357
00:35:18,166 --> 00:35:20,208
‫چون بدون مادربزرگم،

358
00:35:20,208 --> 00:35:22,458
‫زمان حال من پر از غم بود.

359
00:35:34,416 --> 00:35:37,375
‫اگه دنبال خانم کلارا می‌گردید،
‫متأسفانه خیلی دیر اومدید.

360
00:35:37,375 --> 00:35:39,583
‫نه، نه، من اومدم ارباب رو ببینم.

361
00:35:40,583 --> 00:35:42,458
‫سناتور تروئبا.

362
00:35:42,541 --> 00:35:45,916
‫- شما کی هستید؟
‫- یه کارگر از لاس ترس ماریاس.

363
00:35:47,208 --> 00:35:48,541
‫بیا داخل.

364
00:35:56,166 --> 00:35:57,458
‫دنبالم بیا.

365
00:36:11,875 --> 00:36:16,083
‫می‌تونی اینجا منتظر بمونی، اما حتی
‫فکرشم نکن که به چیزی دست بزنی.

366
00:36:37,291 --> 00:36:38,291
‫سلام.

367
00:36:40,958 --> 00:36:41,958
‫سلام.

368
00:36:43,333 --> 00:36:44,708
‫اسمت چیه؟

369
00:36:46,666 --> 00:36:50,000
‫استبان گارسیا، تو چی؟

370
00:36:50,666 --> 00:36:52,333
‫اسم من آلبا تروئباست.

371
00:36:53,791 --> 00:36:55,958
‫- آلبا؟
‫- آره.

372
00:36:56,833 --> 00:36:59,708
‫آلبا تروئبا. یادت بمونه.

373
00:37:06,541 --> 00:37:09,250
‫یادم می‌مونه...

374
00:37:09,250 --> 00:37:11,458
‫آلبا تروئبا.

375
00:37:19,458 --> 00:37:22,125
‫لباس قشنگی پوشیدی.

376
00:37:25,083 --> 00:37:27,000
‫پدربزرگم بهم داده.

377
00:37:27,791 --> 00:37:29,291
‫معلومه.

378
00:37:33,041 --> 00:37:36,583
‫تابستون‌ها باهاش می‌ری لاس ترس ماریاس؟

379
00:37:50,833 --> 00:37:54,208
‫کارگرها هر مشکلی داشته باشن
‫سرکارگرم بهش رسیدگی می‌کنه.

380
00:37:55,041 --> 00:37:56,583
‫تو کی هستی؟

381
00:37:57,958 --> 00:37:59,166
‫استبان گارسیا.

382
00:38:01,750 --> 00:38:04,083
‫- منو یادتون نمیاد، ارباب؟
‫- نه.

383
00:38:06,916 --> 00:38:08,291
‫چی می‌خوای؟

384
00:38:09,708 --> 00:38:11,708
‫می‌خوام افسر پلیس بشم.

385
00:38:14,458 --> 00:38:17,541
‫گفتم شاید بتونید بهم کمک کنید
‫وارد آکادمی بشم.

386
00:38:17,958 --> 00:38:19,833
‫من سال‌ها پیش بهتون کمک کردم.

387
00:38:21,791 --> 00:38:25,750
‫دنبال یه مرد می‌گشتید، یادتونه؟

388
00:38:33,666 --> 00:38:35,875
‫آلبا، برو بازی کن.

389
00:38:36,416 --> 00:38:39,625
‫یه توصیه‌نامه واست می‌نویسم.

390
00:38:47,875 --> 00:38:51,708
‫با فرمانده هورتادو تماس بگیر.
‫بهش بگو من فرستادمت.

391
00:38:57,083 --> 00:38:58,291
‫همین؟

392
00:39:05,791 --> 00:39:06,791
‫مادربزرگ؟

393
00:39:10,666 --> 00:39:12,125
‫اینجایی؟

394
00:39:14,041 --> 00:39:15,791
‫بهم قول دادی.

395
00:39:20,125 --> 00:39:23,958
‫فکر می‌کردم اون آخرین باریه که
‫استبان گارسیا رو می‌بینم.

396
00:39:28,875 --> 00:39:32,583
‫اما اون موقع نمی‌دونستم
‫که تا دوباره منو به چنگ نیاره،

397
00:39:33,583 --> 00:39:36,083
‫دست‌بردار نیست.

398
00:39:38,500 --> 00:39:43,500
‫«ترجمه از حـامـد»