1
00:00:11,583 --> 00:00:16,583
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:18,624 --> 00:00:21,333
‫هر سالی که بدون مادربزرگم می‌گذشت،

3
00:00:21,333 --> 00:00:25,291
‫مخفیانه به این امید چنگ می‌زدم که بیاد به دیدنم.

4
00:00:29,041 --> 00:00:30,708
‫اما وقتی ۱۸ سالم شد،

5
00:00:31,374 --> 00:00:34,499
‫حس کردم وقتشه که بالاخره
‫کودکیم رو به همراه ارواحش

6
00:00:34,499 --> 00:00:36,166
‫واسه همیشه پشت سر بذارم.

7
00:00:41,791 --> 00:00:43,249
‫مادرم عادت کرده بود

8
00:00:43,249 --> 00:00:45,999
‫که با محدودیت‌های یه زن متاهل کنار بیاد،

9
00:00:45,999 --> 00:00:47,624
‫حتی با اینکه شوهری نداشت.

10
00:00:47,624 --> 00:00:50,458
‫هنوزم قرار بود یه عشق واقعی داشته باشه.

11
00:00:50,791 --> 00:00:52,874
‫اما سنگینی تمام ترس‌هاش

12
00:00:52,874 --> 00:00:55,291
‫میلش به آزادی رو تحت‌الشعاع قرار می‌داد.

13
00:00:56,541 --> 00:00:57,541
‫آلبا!

14
00:01:00,041 --> 00:01:02,374
‫- آلبا!
‫- من اینجام، مامان.

15
00:01:03,416 --> 00:01:06,499
‫- تولدت مبارک، عشقم.
‫- ممنون.

16
00:01:07,083 --> 00:01:09,874
‫می‌خواستم قبل از رفتنت اینو بهت بدم.

17
00:01:09,916 --> 00:01:11,624
‫مال مادربزرگ بود.

18
00:01:11,624 --> 00:01:13,166
‫۱۲ سال گذشته.

19
00:01:13,999 --> 00:01:16,249
‫این‌طوری اونو همیشه کنارت داری.

20
00:01:16,249 --> 00:01:17,999
‫- بیا.
‫- ممنون.

21
00:01:18,083 --> 00:01:19,916
‫اگه بود خیلی بهت افتخار می‌کرد.

22
00:01:19,916 --> 00:01:22,499
‫اولین زن خانواده که میره دانشگاه.

23
00:01:22,499 --> 00:01:23,999
‫هی، دختر متولد امروز.

24
00:01:27,624 --> 00:01:30,791
‫چند تا کتاب پایه واسه یه دانشجوی فلسفه.

25
00:01:30,791 --> 00:01:33,291
‫ممنون، دایی. چی هستن؟

26
00:01:33,666 --> 00:01:35,541
‫مطمئنم عاشقشون میشی.

27
00:01:35,541 --> 00:01:39,249
‫داییم خایمه تصمیم گرفت به خاطر ما
‫توی خونه‌ی بزرگ نبش خیابون بمونه.

28
00:01:39,249 --> 00:01:41,624
‫اون به کارش توی بیمارستان دولتی ادامه داد،

29
00:01:41,624 --> 00:01:44,916
‫و رابطه‌اش با پدرش هرگز درست نشد.

30
00:01:44,916 --> 00:01:47,791
‫- فقط در صورتی که با تو باشه.
‫- با مادرت بدجنس نباش.

31
00:01:47,791 --> 00:01:49,749
‫آلبا، تولدت مبارک، پرنسس.

32
00:01:49,749 --> 00:01:51,249
‫ممنون، پدربزرگ.

33
00:01:59,166 --> 00:02:00,166
‫آقا.

34
00:02:00,916 --> 00:02:03,583
‫- بعداً می‌بینمت، خاویر.
‫- روز خوبی داشته باشی، مرد جوان.

35
00:02:03,624 --> 00:02:05,291
‫هنوز از دست دایی عصبانی هستی؟

36
00:02:05,291 --> 00:02:08,583
‫اون پسر فامیلش رو عوض کرد.
‫پس روی کاغذ، اون پسر من نیست.

37
00:02:08,624 --> 00:02:11,083
‫- اما من از فامیل شما استفاده می‌کنم.
‫- خنده‌دار نیست.

38
00:02:11,083 --> 00:02:13,541
‫تو یه فامیل فرانسوی داری
‫که باید از همون استفاده کنی.

39
00:02:13,541 --> 00:02:16,791
‫- که هیچ‌کس نمی‌دونه چطوری نوشته میشه.
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.

40
00:02:16,791 --> 00:02:20,499
‫- سوار شو. دیره.
‫- نگران نباش. می‌خوام خودم برم.

41
00:02:20,624 --> 00:02:22,374
‫واسه من مشکلی نیست.

42
00:02:23,041 --> 00:02:25,833
‫اون دوستات دارن افکار عجیبی توی سرت می‌ندازن.

43
00:02:25,833 --> 00:02:29,708
‫مراقب باش. اون دانشگاه محل پرورش چپ‌گراهاست.

44
00:02:30,291 --> 00:02:32,374
‫دارم علائم کمونیستی از خودم نشون میدم.

45
00:02:32,374 --> 00:02:34,249
‫نزدیک نشو. مسریه.

46
00:02:35,624 --> 00:02:36,624
‫باشه.

47
00:02:38,874 --> 00:02:41,333
‫- مراقب خودت باش.
‫- هستم، پدربزرگ.

48
00:02:44,374 --> 00:02:46,333
‫- مراقب باش!
‫- باشه!

49
00:02:47,499 --> 00:02:50,374
‫توی دانشگاه، گریز از سیاست غیرممکن بود.

50
00:02:50,916 --> 00:02:54,499
‫بیشتر دانشجوها در کنار طبقه‌ی کارگر ایستاده بودن،

51
00:02:54,583 --> 00:02:57,749
‫مخصوصاً اون سال توی انتخابات ریاست جمهوری،

52
00:02:57,749 --> 00:03:01,666
‫که واسه اولین بار، مردم احساس امیدواری می‌کردن.

53
00:03:01,791 --> 00:03:04,124
‫و من می‌خواستم بخشی از اون تغییر باشم.

54
00:03:04,124 --> 00:03:06,124
‫[واحد دانشگاهی غربی]
‫[دانشگاه ملی]

55
00:03:08,874 --> 00:03:10,624
‫خانم، امروز کلاس ندارید.

56
00:03:10,624 --> 00:03:13,624
‫هر کی نمی‌خواد واسه اعتراض بمونه می‌تونه بره.

57
00:03:13,624 --> 00:03:15,374
‫من دوست دارم بمونم.

58
00:03:15,999 --> 00:03:18,291
‫می‌دونی چرا داریم دانشگاه رو تسخیر می‌کنیم؟

59
00:03:18,291 --> 00:03:20,874
‫ما به آدمایی نیاز داریم که متعهد به هدف باشن.

60
00:03:20,874 --> 00:03:23,083
‫آره، می‌دونم چرا داریم این کار رو می‌کنیم.

61
00:03:23,083 --> 00:03:25,749
‫- خب؟
‫- من می‌مونم، رفیق.

62
00:03:31,249 --> 00:03:35,624
‫[مرگ بر شورش، زنده‌باد انقلاب!]

63
00:03:42,416 --> 00:03:45,332
‫بدون مبارزه هیچ تغییری رخ نمیده، رفقا.

64
00:03:45,624 --> 00:03:48,291
‫همون‌طور که بدون همبستگی هم هیچ عدالتی نیست.

65
00:03:49,416 --> 00:03:52,291
‫ما دانشجوها نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم.

66
00:03:53,499 --> 00:03:58,207
‫خشونت سیستم باید با خشونت انقلاب جواب داده بشه.

67
00:03:58,624 --> 00:04:01,124
‫این لحظه‌ی تاریخی ماست، رفقا.

68
00:04:01,249 --> 00:04:02,332
‫[ما دانشجوها میگیم دیگه کافیه!!]

69
00:04:02,332 --> 00:04:04,332
‫جناح راست مانع پیشرفت این کشور میشه.

70
00:04:04,332 --> 00:04:07,374
‫اگه شنیده باشید دیروز سناتور تروئبا چی گفت،

71
00:04:07,832 --> 00:04:09,499
‫می‌فهمید منظورم چیه.

72
00:04:10,874 --> 00:04:14,374
‫پیرمردهایی مثل اون کشورمون رو
‫زیر بار سیاست‌هایی می‌برن...

73
00:04:15,916 --> 00:04:17,124
‫شرمنده.

74
00:04:19,832 --> 00:04:22,832
‫نمی‌خواستم سخنرانی شیواتون رو قطع کنم.

75
00:04:22,832 --> 00:04:24,874
‫خوشحالم که به نظرت شیوا بوده.

76
00:04:25,874 --> 00:04:28,916
‫با این حال من با بعضی از نظراتتون موافق نیستم.

77
00:04:29,749 --> 00:04:31,541
‫با خشونت، همه‌مون می‌بازیم.

78
00:04:33,249 --> 00:04:35,082
‫هر کسی باید یه نقشی ایفا کنه.

79
00:04:36,916 --> 00:04:39,999
‫پلیس چند ساعت دیگه برق رو قطع می‌کنه،

80
00:04:41,541 --> 00:04:43,207
‫پس باید آماده باشیم.

81
00:04:44,624 --> 00:04:45,624
‫هی.

82
00:04:46,666 --> 00:04:47,957
‫میگل اسپینوزا.

83
00:04:48,582 --> 00:04:51,166
‫از دیدنت خوشبختم، میگل اسپینوزا.

84
00:04:54,374 --> 00:04:56,916
‫نمی‌خوای اسمت رو بهم بگی؟

85
00:04:58,999 --> 00:05:00,707
‫همیشه اینقدر عبوسی؟

86
00:05:02,124 --> 00:05:03,291
‫آلبا...

87
00:05:04,582 --> 00:05:05,749
‫دساتینی.

88
00:05:06,124 --> 00:05:11,332
‫فکر کنم اون تنها باری بود
‫که از فامیلی توی شناسنامه‌ام استفاده کردم.

89
00:05:11,749 --> 00:05:13,832
‫آدمی مثل تو اینجا چیکار می‌کنه،

90
00:05:13,832 --> 00:05:15,916
‫بین مردم عادی و طبقه کارگر؟

91
00:05:15,916 --> 00:05:18,666
‫حقوق خوندن هم خیلی به طبقه کارگر نمیاد.

92
00:05:19,124 --> 00:05:20,499
‫از کجا فهمیدی؟

93
00:05:20,582 --> 00:05:22,249
‫حدس زدنش سخت نیست.

94
00:05:23,749 --> 00:05:25,791
‫قبلاً اینجا ندیده بودمت.

95
00:05:26,166 --> 00:05:27,749
‫دانشجوی سال اول هستی؟

96
00:05:27,749 --> 00:05:29,499
‫فلسفه. تو چی؟

97
00:05:30,166 --> 00:05:33,082
‫سال چهارم. واسه اعتراض می‌مونی؟

98
00:05:33,999 --> 00:05:36,124
‫- هی، میگل!
‫- بله؟

99
00:05:36,624 --> 00:05:39,874
‫- بیا ورودی. اونجا بهت نیاز داریم.
‫- اومدم.

100
00:05:40,332 --> 00:05:42,082
‫امیدوارم بمونی،

101
00:05:43,374 --> 00:05:44,499
‫آلبا دساتینی.

102
00:05:44,499 --> 00:05:46,874
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

103
00:05:46,874 --> 00:05:49,291
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

104
00:05:49,374 --> 00:05:54,416
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

105
00:05:54,541 --> 00:05:56,957
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

106
00:05:56,957 --> 00:05:59,416
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

107
00:05:59,499 --> 00:06:03,624
‫[دانشگاه ملی در کنار کارگران می‌ایستد]

108
00:06:03,749 --> 00:06:06,666
‫میگل به سرعت تبدیل به روح اعتراض شد.

109
00:06:07,499 --> 00:06:10,749
‫اون یه رهبر مادرزاد بود.
‫شور و اشتیاق توقف‌ناپذیری داشت.

110
00:06:11,249 --> 00:06:14,166
‫به دنبال عدالت بود، و این منو مجذوب خودش کرد.

111
00:06:14,291 --> 00:06:16,124
‫♪ قدرت مردم ♪

112
00:06:16,249 --> 00:06:19,541
‫♪ عدالت برای مردم ♪
‫♪ کار، عشق، و نان ♪

113
00:06:19,624 --> 00:06:23,541
‫♪ ما می‌تونیم حسش کنیم ♪
‫♪ قدرت مردم ♪

114
00:06:23,624 --> 00:06:25,624
‫اون روزها فراموش‌نشدنی بودن.

115
00:06:25,916 --> 00:06:28,291
‫خوندن سرودهای پدرو گارسیا،

116
00:06:28,291 --> 00:06:30,624
‫پر کردن ذهنمون با حس قهرمانی.

117
00:06:31,416 --> 00:06:33,124
‫اما زیاد طول نکشید.

118
00:06:37,082 --> 00:06:40,499
‫ما در رو باز نمی‌کنیم. نه، آقا.

119
00:06:41,624 --> 00:06:43,457
‫ما کارگرا عدالت می‌خوایم!

120
00:06:43,999 --> 00:06:44,874
‫عدالت!

121
00:06:44,874 --> 00:06:47,041
‫بسیار خب، بچه‌ها، بهتره مسالمت‌آمیز
‫اینجا رو تخلیه کنید.

122
00:06:47,041 --> 00:06:48,374
‫ما هیچ‌جا نمیریم.

123
00:06:48,374 --> 00:06:50,874
‫شما آب و برق رو قطع کردید.

124
00:06:50,874 --> 00:06:54,749
‫ما از دولت می‌خوایم
‫که به حرفمون گوش بده و همین الان اقدام کنه.

125
00:06:54,749 --> 00:06:57,874
‫اگه نیاید بیرون، ما میایم تو
‫و می‌ندازیمتون بیرون.

126
00:06:58,790 --> 00:07:01,624
‫خود رئیس دانشگاه از ما خواسته که مداخله کنیم.

127
00:07:02,082 --> 00:07:04,582
‫شما حق ندارید پاتون رو تو این دانشگاه بذارید.

128
00:07:06,249 --> 00:07:08,790
‫چه سوپرایزی. ببین کی اینجاست.

129
00:07:14,790 --> 00:07:17,832
‫من تونسته بودم اون مرد رو از ذهنم پاک کنم.

130
00:07:18,540 --> 00:07:19,957
‫تا اون لحظه.

131
00:07:24,332 --> 00:07:27,540
‫سناتور تروئبا می‌دونه نوه‌اش اینجاست؟

132
00:07:29,249 --> 00:07:33,165
‫استبان گارسیا هیولای یه کابوس تکراری بود،

133
00:07:33,290 --> 00:07:36,915
‫که توی سایه‌ها کمین کرده بود و
‫آماده بود که هر لحظه روی من بپره.

134
00:07:37,582 --> 00:07:40,999
‫من نمی‌دونستم این یه دلشوره
‫و پیش‌آگاهی بابت اتفاقات آینده‌ست.

135
00:08:37,624 --> 00:08:41,540
‫[خانه‌ی ارواح]

136
00:08:42,540 --> 00:08:46,540
‫[قسمت هفتم]

137
00:08:48,624 --> 00:08:52,374
‫♪ ما می‌تونیم حسش کنیم ♪
‫♪ قدرت مردم ♪

138
00:08:52,415 --> 00:08:56,332
‫♪ عدالت برای مردم ♪
‫♪ کار، عشق، و نان ♪

139
00:08:57,290 --> 00:08:59,832
‫نتونستم به آلبا فکر نکنم.

140
00:08:59,915 --> 00:09:01,582
‫اون الان دیگه بزرگ شده.

141
00:09:02,374 --> 00:09:07,082
‫وقتشه که ما هم مثل یه خانواده‌ی عادی
‫توی یه خونه زندگی کنیم.

142
00:09:07,332 --> 00:09:10,832
‫آسِوِدو قراره توی انتخابات پیروز بشه
‫و من توی دولت باهاش کار می‌کنم.

143
00:09:10,832 --> 00:09:13,124
‫- تو؟ یه وزیر؟ بعید می‌دونم.
‫- جدی میگم.

144
00:09:13,124 --> 00:09:15,540
‫اما این دفعه، اون برنده میشه. مطمئنم.

145
00:09:15,540 --> 00:09:17,040
‫و منم تصمیمم رو گرفتم.

146
00:09:17,040 --> 00:09:18,499
‫جدی میگم.

147
00:09:21,540 --> 00:09:23,665
‫ما قبلاً درباره‌اش حرف زدیم.

148
00:09:29,207 --> 00:09:31,999
‫من دیگه نمی‌خوام خودمو از پدرت مخفی کنم.

149
00:09:33,249 --> 00:09:35,332
‫نمی‌خوام درباره‌ی پدرم حرف بزنم.

150
00:09:35,332 --> 00:09:37,832
‫می‌خوام آلبا بدونه که دختر منه.

151
00:09:40,207 --> 00:09:42,624
‫ما خیلی خوب داشتیم پیش می‌رفتیم.
‫چرا این موضوع رو پیش کشیدی؟

152
00:09:42,624 --> 00:09:45,540
‫اگه حقیقت رو بهش نگی، چیزی بینمون نمی‌مونه.

153
00:09:46,457 --> 00:09:49,332
‫دست از تهدید کردن بردار.
‫همیشه آخرش پشیمون میشی.

154
00:09:49,332 --> 00:09:50,332
‫خواهش می‌کنم.

155
00:09:51,874 --> 00:09:54,624
‫حقیقت رو بهش بگو. فقط بگو.

156
00:09:55,374 --> 00:09:56,457
‫نمی‌تونم.

157
00:09:57,249 --> 00:10:00,457
‫چرا؟ از چی اینقدر می‌ترسی؟

158
00:10:00,540 --> 00:10:03,249
‫بعداً وقتی که این موضوع رو هضم کردی، حرف می‌زنیم.

159
00:10:05,957 --> 00:10:07,540
‫هضمش نمی‌کنم.

160
00:10:14,374 --> 00:10:15,374
‫پدرو.

161
00:10:43,790 --> 00:10:44,790
‫مامان؟

162
00:10:45,290 --> 00:10:47,373
‫مامان! بیا.

163
00:10:47,457 --> 00:10:49,290
‫چی شده، آبجی؟ نمی‌خوای رأی بدی؟

164
00:10:49,290 --> 00:10:51,415
‫شاید تو دلت نمی‌خواد من رأی بدم.

165
00:10:51,873 --> 00:10:54,082
‫یه بار وقتی پدربزرگت نامزد شده بود،

166
00:10:54,082 --> 00:10:55,957
‫یه برگه رأی که از قبل علامت خورده بود بهم داد.

167
00:10:55,957 --> 00:10:58,457
‫و پسر لجبازش اونو دور انداخت و به چپ رأی داد.

168
00:10:58,457 --> 00:11:01,165
‫- این ماجرا رو بهت گفته بودم؟
‫- بارها.

169
00:11:01,623 --> 00:11:02,873
‫خب...

170
00:11:02,957 --> 00:11:05,540
‫تو نمی‌تونی پدرت رو انتخاب کنی،
‫اما می‌تونی رئیس‌جمهورت رو انتخاب کنی.

171
00:11:05,540 --> 00:11:07,582
‫و وقتی پدر نداشته باشی چی؟

172
00:11:08,498 --> 00:11:11,790
‫اون‌وقت گیر پدربزرگ غرغرو و داییت می‌افتی.

173
00:11:11,790 --> 00:11:13,040
‫و مادرت.

174
00:11:13,582 --> 00:11:16,123
‫من به محافظه‌کارها رأی نمیدم.

175
00:11:16,207 --> 00:11:17,873
‫یه رأی دیگه واسه آسِوِدو.

176
00:11:17,873 --> 00:11:21,040
‫الان گفتم که به محافظه‌کارها رأی نمیدم.

177
00:11:21,790 --> 00:11:23,748
‫آماده‌ای که رأیت رو بندازی تو صندوق
‫و تاریخ رو عوض کنی؟

178
00:11:23,748 --> 00:11:24,623
‫آماده‌ام.

179
00:11:24,623 --> 00:11:27,457
‫بقول مامان، «طبق معمول
‫همون آدمای قبلی قراره برنده بشن.»

180
00:11:27,457 --> 00:11:29,123
‫نه، نه، امروز آسِوِدو قراره برنده بشه.

181
00:11:29,123 --> 00:11:32,040
‫بقول مامان، «کائنات بهم اینو گفته.»

182
00:11:32,373 --> 00:11:37,623
‫[آرامش - کار - خانواده - آزادی]
‫[رأی ۲ - سندرینی]

183
00:11:37,748 --> 00:11:42,040
‫جناب تروئبا، مصاحبه با تلویزیون دولتی
‫۲۰ دقیقه دیگه شروع میشه.

184
00:11:42,123 --> 00:11:45,207
‫خوبه. چند تا بطری نوشیدنی داریم؟

185
00:11:45,290 --> 00:11:47,082
‫- ۵۰ تا.
‫- بکنش ۱۰۰ تا.

186
00:11:47,957 --> 00:11:49,873
‫- صد تا بطری؟
‫- ۱۰۰ تا.

187
00:11:49,873 --> 00:11:51,998
‫فکر نمی‌کنی زیادی مطمئنی؟

188
00:11:51,998 --> 00:11:54,123
‫چرا اینقدر بی‌اعتمادی، فرمانده؟

189
00:11:57,082 --> 00:11:59,415
‫گزارش‌های اطلاعاتی‌ای دارم که میگن

190
00:11:59,415 --> 00:12:01,957
‫اوضاع خیلی حساس‌تر از چیزیه که فکر می‌کنید.

191
00:12:02,040 --> 00:12:04,790
‫از کی تا حالا ارتش نظرسنجی انجام میده؟

192
00:12:04,790 --> 00:12:06,040
‫ولم کن بابا.

193
00:12:06,040 --> 00:12:08,165
‫صد تا بطری، نه یدونه کمتر.

194
00:12:10,123 --> 00:12:12,998
‫- ببخشید.
‫- هی! ما اینجا کارها رو درست انجام می‌دیم.

195
00:12:14,540 --> 00:12:16,207
‫بجنب دیگه، لعنتی!

196
00:12:24,790 --> 00:12:28,498
‫فارغ از طبقه‌ی اجتماعی، سن یا جنسیت،

197
00:12:28,582 --> 00:12:31,165
‫مشارکت رأی‌دهندگان بیشتر از حد انتظار بود.

198
00:12:35,873 --> 00:12:37,498
‫پدرو رو ندیدی؟

199
00:12:39,332 --> 00:12:41,457
‫نه، اصلاً.

200
00:12:42,373 --> 00:12:43,373
‫واسم مهم نیست.

201
00:12:43,873 --> 00:12:46,915
‫الان تمام هم‌وغمش وزیر شدنه.

202
00:12:50,790 --> 00:12:54,123
‫درست مثل رؤیاهای دور از ذهن مادربزرگ مادرم نیویا،

203
00:12:54,123 --> 00:12:58,415
‫رأی زنان توی انتخاب رئیس‌جمهور بعدی خیلی مهم بود.

204
00:13:00,373 --> 00:13:03,707
‫[ریاست جمهوری]
‫[۱ - نیکانور آسِوِدو کامپوس]

205
00:13:12,123 --> 00:13:13,373
‫ممنون.

206
00:13:13,873 --> 00:13:15,540
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

207
00:13:15,540 --> 00:13:18,082
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

208
00:13:18,123 --> 00:13:19,498
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

209
00:13:19,498 --> 00:13:21,623
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

210
00:13:21,707 --> 00:13:24,123
‫همون‌طور که داییم پیش‌بینی کرده بود،

211
00:13:24,207 --> 00:13:27,540
‫کاندیدای سوسیالیست با حمایت ائتلاف چپ‌ها

212
00:13:27,540 --> 00:13:30,332
‫برنده‌ی انتخابات شد.

213
00:13:33,873 --> 00:13:37,707
‫این پیروزی متعلق به مردهای زحمت‌کش،

214
00:13:38,748 --> 00:13:41,623
‫و زن‌های فداکار کشورمونه.

215
00:13:42,707 --> 00:13:45,373
‫این پیروزی متعلق به مردمه.

216
00:13:46,540 --> 00:13:47,540
‫آفرین.

217
00:13:49,082 --> 00:13:50,498
‫خاموشش کن.

218
00:13:53,123 --> 00:13:55,623
‫مردم نمک‌نشناس. مزخرفه.

219
00:13:58,373 --> 00:14:00,790
‫نه، نه، نه، نه، نه.

220
00:14:02,248 --> 00:14:04,165
‫بذار نوشیدنی‌ها رو سرو کنن.

221
00:14:04,498 --> 00:14:08,123
‫اجازه نمیدم این مارکسیست‌ها جشنمون رو خراب کنن.

222
00:14:09,873 --> 00:14:12,415
‫می‌تونیم دلمون واسه خودمون بسوزه،

223
00:14:12,415 --> 00:14:15,331
‫انگشت اتهام بگیریم و خودمونو سرزنش کنیم.

224
00:14:15,373 --> 00:14:18,456
‫می‌تونیم کسایی که بهمون پشت کردن رو مجازات کنیم.

225
00:14:18,748 --> 00:14:20,623
‫اما من موافق این کار نیستم.

226
00:14:22,040 --> 00:14:23,790
‫الان زمان میهن‌پرست‌هاست

227
00:14:23,790 --> 00:14:27,290
‫که حاضرن همه‌چیزشون رو
‫واسه این کشور به خطر بندازن.

228
00:14:27,373 --> 00:14:30,373
‫و بهتره همه‌تون بخشی ازش باشید.

229
00:14:32,373 --> 00:14:35,706
‫به افتخار لیگ میهن‌پرستان علیه مارکسیسم.

230
00:14:37,706 --> 00:14:40,123
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

231
00:14:40,206 --> 00:14:44,790
‫رأی مردم تصمیم گرفت
‫به یوغ امپریالیستی پایان بده،

232
00:14:44,873 --> 00:14:46,790
‫امتیازات رو لغو کنه،

233
00:14:47,290 --> 00:14:50,415
‫و اصلاحات ارضی که مدت‌هاست
‫به تاخیر افتاده رو اجرا کنه...

234
00:14:50,456 --> 00:14:54,081
‫- ببخشید خانم، ما داشتیم تماشا می‌کردیم.
‫- راحت باشید، مشکلی نیست.

235
00:14:57,331 --> 00:14:59,873
‫نمی‌خوام زیاد توضیح بدم.

236
00:15:01,540 --> 00:15:07,956
‫اما اینجا کسی رو می‌بینم که نمایانگر
‫روح رهبری جدیده.

237
00:15:13,456 --> 00:15:15,581
‫جناب پدرو گارسیا.

238
00:15:15,623 --> 00:15:17,290
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

239
00:15:17,290 --> 00:15:19,831
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

240
00:15:19,873 --> 00:15:21,456
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

241
00:15:21,456 --> 00:15:23,873
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

242
00:15:23,998 --> 00:15:25,790
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

243
00:15:26,623 --> 00:15:28,081
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

244
00:15:28,123 --> 00:15:30,081
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

245
00:15:30,123 --> 00:15:31,623
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

246
00:15:31,623 --> 00:15:33,873
‫آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

247
00:15:33,956 --> 00:15:37,956
‫ما می‌تونیم حسش کنیم! آسِوِدو واسه ریاست جمهوری!

248
00:15:37,956 --> 00:15:40,040
‫ما می‌تونیم حسش کنیم!

249
00:15:40,873 --> 00:15:42,831
‫هنوزم از دست پدربزرگم عصبانی هستی؟

250
00:15:42,831 --> 00:15:44,665
‫کی به اون اهمیت میده؟

251
00:16:04,165 --> 00:16:07,081
‫پس تروئبا اینجا زندگی می‌کنه.

252
00:16:07,081 --> 00:16:08,665
‫الحق که برازندشه.

253
00:16:08,790 --> 00:16:12,290
‫یه روز یه نفر پدربزرگت رو می‌کشه.
‫شاید خودم این کار رو بکنم.

254
00:16:12,290 --> 00:16:13,915
‫اول باید منو بکشی.

255
00:16:13,915 --> 00:16:15,331
‫اگه با شمشیر زندگی کنی، با شمشیر می‌میری.

256
00:16:22,165 --> 00:16:23,831
‫منو کجا می‌بری؟

257
00:16:26,873 --> 00:16:29,790
‫آخرین باری که اینجا تمیز شده کی بوده؟

258
00:16:29,956 --> 00:16:31,665
‫هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه بیاد اینجا.

259
00:16:33,123 --> 00:16:35,373
‫مادربزرگم اینجا جلسات احضار روح برگزار می‌کرد.

260
00:16:38,081 --> 00:16:39,331
‫ساحره بوده؟

261
00:16:40,373 --> 00:16:41,373
‫تا حدودی.

262
00:16:42,123 --> 00:16:44,290
‫داره جالب‌تر میشه.

263
00:16:45,623 --> 00:16:46,873
‫بیا.

264
00:17:01,706 --> 00:17:02,956
‫شگفت‌انگیزه.

265
00:17:02,998 --> 00:17:05,498
‫اینجا رو پر از هنرمند تصور کن،

266
00:17:05,540 --> 00:17:07,998
‫آدمای دیوونه از هر قشری، آدمای بی‌خانمان.

267
00:17:08,748 --> 00:17:10,706
‫بعضی وقتا کل خانواده‌ها.

268
00:17:12,248 --> 00:17:15,873
‫مادربزرگم از هر کسی که
‫دنبال معنویت بود استقبال می‌کرد،

269
00:17:15,873 --> 00:17:17,748
‫یا یه جامعه‌ای که بهش تعلق داشته باشه.

270
00:17:21,998 --> 00:17:24,414
‫- الو؟
‫- آقای خایمه دل وایه؟

271
00:17:24,498 --> 00:17:26,706
‫- خودم هستم.
‫- رئیس‌جمهور می‌خواد باهاتون صحبت کنه.

272
00:17:26,706 --> 00:17:27,998
‫- رئیس‌جمهور؟
‫- بله.

273
00:17:27,998 --> 00:17:30,331
‫- کدوم رئیس‌جمهور؟
‫- نیکانور آسِوِدو.

274
00:17:30,914 --> 00:17:32,914
‫سلام، جناب خایمه؟ حالتون چطوره؟

275
00:17:33,456 --> 00:17:36,664
‫از آشناییتون خوشبختم، جناب رئیس‌جمهور.
‫این افتخار رو مدیون چی هستم؟

276
00:17:36,664 --> 00:17:39,664
‫خواهش می‌کنم، بیا تشریفات رو بذاریم کنار.

277
00:17:40,373 --> 00:17:45,873
‫بهم گفتن که شما یه متخصص بهداشت عمومی هستید.

278
00:17:45,956 --> 00:17:48,664
‫دارم یه کمیته‌ی کاری تشکیل میدم.

279
00:17:48,664 --> 00:17:52,039
‫حتماً، من کاملاً آزادم.
‫می‌تونید روی من حساب کنید، جناب رئیس‌جمهور.

280
00:17:52,039 --> 00:17:54,706
‫می‌دونی دلیل دیگه‌ای که می‌خوام بیای دفترم چیه؟

281
00:17:54,706 --> 00:17:57,623
‫بهم گفتن علاوه بر اینکه دکتر خیلی خوبی هستی،

282
00:17:57,623 --> 00:17:59,748
‫شطرنج‌باز خوبی هم هستی.

283
00:18:00,039 --> 00:18:02,456
‫و من اجازه نمیدم این‌طور بمونه.

284
00:18:02,539 --> 00:18:05,706
‫من بهترین دکتر شطرنج‌باز توی این کشورم.

285
00:18:05,789 --> 00:18:08,456
‫همین الان تو رو به چالش می‌کشم.

286
00:18:09,123 --> 00:18:11,706
‫زمان و مکان رو مشخص کنید، جناب رئیس‌جمهور.

287
00:18:13,456 --> 00:18:16,914
‫دولت جدید مجموعه‌ای جاه‌طلبانه
‫از اصلاحات اجتماعی،

288
00:18:16,914 --> 00:18:20,748
‫اقتصادی، و سیاسی رو آغاز کرد
‫که باعث شد احساس شکست‌ناپذیری کنیم.

289
00:18:21,248 --> 00:18:23,706
‫اما مخالفان دست روی دست نذاشتن.

290
00:18:23,706 --> 00:18:26,123
‫قدرت اقتصادی جناح راست

291
00:18:26,206 --> 00:18:29,039
‫به‌سرعت منابعش رو واسه ایجاد کمبودها،

292
00:18:29,039 --> 00:18:31,289
‫افزایش قیمت‌ها، و دامن زدن به احتکار به کار گرفت.

293
00:18:31,289 --> 00:18:33,539
‫این تجارت پر از محتکرهاست، دوستان من.

294
00:18:33,539 --> 00:18:35,873
‫و ما اجازه نمیدیم این اتفاق بیفته.

295
00:18:38,664 --> 00:18:41,039
‫[تعطیل به دلیل احتکار]

296
00:18:41,164 --> 00:18:43,248
‫و این شکاف، شروع به نفوذ در تمام خانواده‌ها کرد،

297
00:18:43,289 --> 00:18:44,456
‫از جمله خانواده‌ی خودم.

298
00:18:44,456 --> 00:18:45,498
‫صبح بخیر.

299
00:18:49,873 --> 00:18:51,873
‫اونو بذار کنار. گرسنه نیستم.

300
00:18:57,498 --> 00:18:59,956
‫چه بلایی سر اون تلفن بیچاره اومده؟

301
00:18:59,998 --> 00:19:03,581
‫یه صدای عجیبی می‌داد.
‫سعی کردم درستش کنم، اما...

302
00:19:03,998 --> 00:19:06,706
‫دیگه چیزا رو مثل قبل نمی‌سازن.

303
00:19:11,498 --> 00:19:13,831
‫اینو به عنوان یه شکست شخصی نبین.

304
00:19:14,664 --> 00:19:18,039
‫- این چیزیه که کشور بهش نیاز داره.
‫- کشور به چی نیاز داره؟

305
00:19:18,039 --> 00:19:20,206
‫آدمایی که پولشون رو می‌برن اونور آب؟

306
00:19:20,539 --> 00:19:22,664
‫سقوط ارزش املاک؟

307
00:19:22,664 --> 00:19:26,039
‫این کار کساییه که از تغییر می‌ترسن،
‫اما تغییر اجتناب‌ناپذیره.

308
00:19:26,039 --> 00:19:28,373
‫مادرایی که نمی‌تونن شکم بچه‌هاشون رو سیر کنن چی؟

309
00:19:28,373 --> 00:19:29,789
‫این یه شورشه!

310
00:19:31,289 --> 00:19:32,748
‫می‌خوای دعوا کنی؟

311
00:19:37,956 --> 00:19:39,623
‫تو هم مثل مادربزرگتی.

312
00:19:41,039 --> 00:19:42,873
‫اون حتی باهات حرفم نمی‌زد.

313
00:19:50,039 --> 00:19:52,206
‫رئیس‌جمهور نمی‌تونه به‌تنهایی حکومت کنه.

314
00:19:52,748 --> 00:19:54,623
‫کنگره هم باید نقش خودشو ایفا کنه.

315
00:19:55,373 --> 00:19:56,373
‫تو این کارو می‌کنی؟

316
00:19:57,248 --> 00:19:58,789
‫اینقدر همه چیز رو مسدود نکن.

317
00:19:58,789 --> 00:20:01,039
‫من چه گناهی کردم که گیر این خانواده افتادم؟

318
00:20:01,039 --> 00:20:03,456
‫خایمه توی یه بیمارستان دولتی کار می‌کنه
‫که داره از هم می‌پاشه،

319
00:20:03,456 --> 00:20:07,414
‫- و تو هم با کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها هستی.
‫- تمومش کن، پدربزرگ.

320
00:20:13,456 --> 00:20:14,873
‫با این یکی امتحان کن.

321
00:20:34,456 --> 00:20:36,623
‫- ببخشید. ممنون.
‫- بیا تو.

322
00:20:47,081 --> 00:20:49,581
‫اینجا چقدر غذا دارید، خانم؟

323
00:20:51,706 --> 00:20:54,956
‫نمی‌دونیم این جنون قراره تا کی ادامه داشته باشه.

324
00:20:54,956 --> 00:20:56,164
‫البته.

325
00:20:59,164 --> 00:21:02,706
‫بیا. اینو ببر واسه خانواده‌ت.

326
00:21:04,831 --> 00:21:07,289
‫خانم، خانم، نیازی نیست. نیازی نیست.

327
00:21:08,206 --> 00:21:11,122
‫واقعاً ممنونم. این بهمون کمک می‌کنه.

328
00:21:11,206 --> 00:21:12,706
‫چند تا از اینا هم ببر.

329
00:21:12,831 --> 00:21:14,789
‫باید از بازار سیاه ممنون باشی،

330
00:21:14,789 --> 00:21:17,039
‫و از سناتور، که پول اینا رو میده.

331
00:21:17,789 --> 00:21:19,706
‫خب، من برمی‌گردم سر کارم.

332
00:21:23,706 --> 00:21:26,497
‫به بقیه هم بگو بیان یکم ببرن.

333
00:21:27,122 --> 00:21:28,122
‫اون چیه؟

334
00:21:28,122 --> 00:21:29,456
‫از طرف مادرت.

335
00:21:38,872 --> 00:21:40,914
‫مادرم واسم مثل یه راز بود.

336
00:21:41,664 --> 00:21:44,372
‫به نظر می‌رسید توی دنیای خودش زندگی می‌کنه.

337
00:21:44,956 --> 00:21:48,622
‫و اون سال، حس کردم داریم
‫بیشتر از هم دور میشیم.

338
00:22:15,164 --> 00:22:18,581
‫احترام به مالکیت خصوصی یه حق قانونیه.

339
00:22:18,581 --> 00:22:22,414
‫حزب محافظه‌کار خواستار محاکمه‌ی رئیس‌جمهوره.

340
00:22:23,164 --> 00:22:24,664
‫عذر می‌خوام، سناتور.

341
00:22:25,289 --> 00:22:26,956
‫با شما کار دارن.

342
00:22:28,289 --> 00:22:30,581
‫خانم، من باید برم.

343
00:22:30,664 --> 00:22:34,247
‫لطفاً اینو بدون هیچ تفسیر شخصی‌ای چاپ کنید.

344
00:22:34,456 --> 00:22:35,622
‫عصر بخیر.

345
00:22:40,164 --> 00:22:41,331
‫لوئیزا مورا.

346
00:22:49,872 --> 00:22:52,456
‫باید با آلبا حرف بزنم. خیلی فوریه.

347
00:22:53,206 --> 00:22:55,039
‫یه پیام از طرف کلارا دارم.

348
00:22:56,081 --> 00:22:57,081
‫از طرف کلارا؟

349
00:22:57,122 --> 00:22:58,706
‫خیلی مهمه.

350
00:22:59,622 --> 00:23:01,414
‫راکل، برو آلبا رو بیار.

351
00:23:05,872 --> 00:23:07,872
‫اومدم یه خبر بد بهتون بدم.

352
00:23:08,622 --> 00:23:09,831
‫اوه، لوئیزا.

353
00:23:10,706 --> 00:23:13,331
‫پیروزی جناح چپ خودش یه خبر بده.

354
00:23:14,206 --> 00:23:16,372
‫روزای وحشتناکی در پیشه.

355
00:23:17,289 --> 00:23:20,122
‫مُرده‌ها اون‌قدر زیاد میشن که نمیشه شمردشون.

356
00:23:22,914 --> 00:23:24,497
‫به من نگاه کن، استبان.

357
00:23:31,581 --> 00:23:32,664
‫آره.

358
00:23:33,956 --> 00:23:36,664
‫تو توی جبهه‌ی برنده‌ها خواهی بود.

359
00:23:38,372 --> 00:23:42,706
‫اما اون پیروزی جز رنج و تنهایی چیزی برات نمیاره.

360
00:23:47,414 --> 00:23:48,622
‫لوئیزا.

361
00:23:48,706 --> 00:23:50,872
‫خیلی خوشگل شدی. بیا اینجا.

362
00:23:51,914 --> 00:23:52,956
‫بیا.

363
00:23:54,289 --> 00:23:55,289
‫چشمات.

364
00:23:55,789 --> 00:23:59,622
‫درخششون همون‌قدریه که توی ذهنم بود. بیا اینجا.

365
00:24:03,414 --> 00:24:06,789
‫اومدم ازت بخوام
‫که مراقب خودت باشی، پرنده‌ی کوچولو.

366
00:24:06,872 --> 00:24:09,581
‫مرگ در کمینته.

367
00:24:13,122 --> 00:24:16,539
‫مادربزرگت کلارا از دنیای پس از مرگ مراقبته،

368
00:24:16,539 --> 00:24:21,289
‫اما حتی ارواح محافظ هم
‫در برابر فجایع بزرگ ناتوانن.

369
00:24:24,497 --> 00:24:27,330
‫کلارا بهم گفت که آلبا باید به یه سفر بره.

370
00:24:27,997 --> 00:24:29,747
‫اون طرف دریا.

371
00:24:30,289 --> 00:24:33,414
‫- اونجا تنها جاییه که در امانه.
‫- لوئیزا.

372
00:24:33,414 --> 00:24:35,330
‫نوه‌ی منو نترسون.

373
00:24:35,497 --> 00:24:37,955
‫اینا روزای وحشتناکی هستن، سناتور.

374
00:24:39,664 --> 00:24:41,330
‫لطفاً از خونه‌ی من برو بیرون.

375
00:24:42,914 --> 00:24:45,580
‫نگران نباش، بیشتر از این وقتت رو نمی‌گیرم.

376
00:24:45,580 --> 00:24:47,330
‫- نه، بمون.
‫- اشکال نداره.

377
00:24:48,997 --> 00:24:50,830
‫نگران نباش، پرنده کوچولوی من.

378
00:24:52,330 --> 00:24:55,997
‫فقط به چیزی که بهت گفتم فکر کن. باشه؟

379
00:24:58,414 --> 00:25:00,039
‫پرواز کن برو.

380
00:25:03,539 --> 00:25:05,539
‫بارها از خودم پرسیدم که اگه

381
00:25:05,539 --> 00:25:08,705
‫به هشدار لوئیزا مورا گوش می‌دادم
‫چه اتفاقی می‌افتاد.

382
00:25:09,497 --> 00:25:11,080
‫اما اون موقع،

383
00:25:11,164 --> 00:25:14,955
‫نمی‌تونستم نسبت به اتفاقاتی که
‫توی کشور می‌افتاد بی‌تفاوت باشم.

384
00:25:14,997 --> 00:25:18,330
‫این اخبار مردمه.

385
00:25:18,414 --> 00:25:22,955
‫بیشتر از دو ساله که
‫رئیس‌جمهور آسِوِدو روی کار اومده

386
00:25:23,039 --> 00:25:26,705
‫و کشور با منابع جدیدی از تنش روبروئه.

387
00:25:26,789 --> 00:25:32,580
‫کامیون‌دارها به خاطر کمبود سوخت اعتصاب کردن،

388
00:25:32,664 --> 00:25:37,622
‫در حالی که زنان طبقه‌ی مرفه
‫به خاطر کمبود کالاهای اساسی اعتراض می‌کنن.

389
00:25:37,705 --> 00:25:41,205
‫با وجود این، دولت ادعا می‌کنه که پیشرفتی در کاره.

390
00:25:41,289 --> 00:25:43,164
‫یه طرح مسکن در حال اجراست،

391
00:25:43,164 --> 00:25:45,580
‫آمار اشتغال رو به افزایشه،

392
00:25:45,664 --> 00:25:48,205
‫و یه اصلاحات ارضی با هدف سلب مالکیت

393
00:25:48,247 --> 00:25:51,955
‫از بیشتر از ۲۰ هزار هکتار در سه سال آینده.

394
00:25:56,664 --> 00:25:59,455
‫دولت سعی داشت با ضربه زدن به مخالفان

395
00:25:59,455 --> 00:26:02,664
‫و فشار آوردن به نقطه ضعفشون،
‫ابتکار عمل رو دوباره به دست بگیره.

396
00:26:02,664 --> 00:26:04,622
‫آسِوِدو، بی‌شرف.

397
00:26:17,289 --> 00:26:19,330
‫کمونیست لعنتی.

398
00:26:20,997 --> 00:26:23,789
‫پدربزرگم تمام روز رو بدون توقف سفر کرد،

399
00:26:23,789 --> 00:26:27,372
‫با چشمی که از خشم کور شده بود،
‫و بدون هیچ برنامه‌ی مشخصی توی ذهنش.

400
00:26:46,747 --> 00:26:52,372
‫[زمین متعلق به کسانی است که روی آن کار می‌کنند.
‫آن‌ها راه ما را سد نخواهند کرد]

401
00:26:52,455 --> 00:26:53,747
‫پست‌فطرت‌ها!

402
00:27:10,872 --> 00:27:14,622
‫آروم باش، رفیق.

403
00:27:16,914 --> 00:27:19,247
‫می‌دونی که من رفیق تو نیستم.

404
00:27:19,330 --> 00:27:21,872
‫من رئیس تو و صاحب این مزرعه‌ام!

405
00:27:21,872 --> 00:27:23,330
‫نه، آقا.

406
00:27:23,414 --> 00:27:28,455
‫شما به طور غیرقانونی وارد زمینی شدید
‫که حالا متعلق به ما کشاورزهاست.

407
00:27:31,164 --> 00:27:33,747
‫آلبا، خدا رو شکر که اینجایی.

408
00:27:33,830 --> 00:27:35,622
‫- چی شده؟
‫- نگاه کن.

409
00:27:37,414 --> 00:27:39,914
‫سناتور وقتی اینو خوند دیوونه شد.

410
00:27:39,914 --> 00:27:43,455
‫مسلح رفت. نمی‌دونستم چیکار کنم.
‫[لاس ترس ماریاس مشمول سلب مالکیت شد]

411
00:27:43,455 --> 00:27:46,622
‫به خانم بلانکا گفتم، اما گوش نداد.

412
00:27:49,247 --> 00:27:51,372
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

413
00:27:52,788 --> 00:27:55,288
‫دخالت نکن، آلبا.
‫این موضوع به پدربزرگت مربوطه.

414
00:27:55,288 --> 00:27:58,622
‫قبل از اینکه کار احمقانه‌ای بکنه
‫باید جلوشو بگیریم، مامان.

415
00:27:59,038 --> 00:28:01,038
‫مامان، به من نگاه کن.

416
00:28:01,622 --> 00:28:02,705
‫مامان!

417
00:28:03,872 --> 00:28:05,080
‫چیه؟

418
00:28:05,830 --> 00:28:09,413
‫از حبابت بیا بیرون. الان موضوع مهم اینه.

419
00:28:11,747 --> 00:28:15,205
‫پیرمرد با یه تفنگ و یه کلت
‫رفت لاس ترس ماریاس.

420
00:28:15,247 --> 00:28:16,580
‫آزادش نمی‌کنن.

421
00:28:16,580 --> 00:28:19,580
‫بهت گفتم. خوب شد به کسی شلیک نکرد.

422
00:28:19,663 --> 00:28:21,663
‫شانس آورد به خودش شلیک نکردن.

423
00:28:23,372 --> 00:28:25,247
‫تو مگه با رئیس‌جمهور دوست نیستی؟

424
00:28:25,247 --> 00:28:27,455
‫نمی‌تونی ازش کمک بخوای؟

425
00:28:28,247 --> 00:28:29,622
‫اخبار نگاه نمی‌کنی؟

426
00:28:29,622 --> 00:28:31,830
‫رئیس‌جمهور باید به کارهای مهم‌تری رسیدگی کنه.

427
00:28:31,830 --> 00:28:33,455
‫چرا باید واسه این موضوع مزاحمش بشم؟

428
00:28:33,455 --> 00:28:36,038
‫- پدرو گارسیا می‌تونه کمکمون کنه.
‫- پدرو؟

429
00:28:36,122 --> 00:28:39,622
‫آره، دهقان‌ها تحسینش می‌کنن.
‫حتماً کمکش می‌کنن.

430
00:28:44,663 --> 00:28:46,788
‫من نمی‌تونم همچین درخواستی ازش بکنم.

431
00:28:46,788 --> 00:28:48,913
‫مدتیه که باهاش حرف نزدم.

432
00:28:48,913 --> 00:28:52,205
‫من حرف می‌زنم. شماره‌ی وزارت کشاورزی رو داری؟

433
00:28:52,247 --> 00:28:53,497
‫نه، صبر کن.

434
00:28:55,288 --> 00:28:57,788
‫خیلی‌خب، منم باهات میام.

435
00:28:59,788 --> 00:29:01,580
‫فقط چند دقیقه بهم وقت بده.

436
00:29:32,288 --> 00:29:35,830
‫عذر می‌خوام، وزیر.
‫سراغ شما رو می‌گیرن...

437
00:29:35,913 --> 00:29:37,913
‫- ممنون، لورتو.
‫- ممنون.

438
00:29:42,205 --> 00:29:44,538
‫- سلام، پدرو.
‫- آلبا.

439
00:29:45,913 --> 00:29:47,080
‫ببخشید که این‌طوری اومدیم داخل.

440
00:29:47,080 --> 00:29:48,080
‫مشکلی نیست.

441
00:29:50,247 --> 00:29:51,913
‫کاری از دستم برمیاد؟

442
00:29:53,955 --> 00:29:55,288
‫به کمکت نیاز داریم.

443
00:29:55,288 --> 00:29:57,288
‫پدرم توی لاس ترس ماریاس گروگان گرفته شده.

444
00:29:57,288 --> 00:29:58,830
‫ولش نمی‌کنن که بره.

445
00:30:00,080 --> 00:30:01,830
‫و چرا باید بهش کمک کنم؟

446
00:30:02,997 --> 00:30:06,663
‫با اون غروری که داره،
‫حتماً با آدمای بی‌گناه بدرفتاری کرده.

447
00:30:07,288 --> 00:30:08,913
‫شاید، اما...

448
00:30:08,913 --> 00:30:11,913
‫خواهش می‌کنم، حتماً یه کاری از دستت برمیاد.

449
00:30:14,122 --> 00:30:16,288
‫این یه تسخیر قانونیه. متأسفم.

450
00:30:16,705 --> 00:30:18,288
‫من به خاطر خودم اینجا نیستم.

451
00:30:18,288 --> 00:30:20,288
‫دخترمون ازم خواست که بیام.

452
00:30:20,372 --> 00:30:21,372
‫چی؟

453
00:30:26,372 --> 00:30:27,955
‫متوجه نمیشم.

454
00:30:31,497 --> 00:30:32,622
‫دخترم.

455
00:31:17,205 --> 00:31:19,538
‫- من اشتباه کردم.
‫- باشه.

456
00:31:30,955 --> 00:31:31,996
‫اجازه هست؟

457
00:31:40,330 --> 00:31:42,496
‫من هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای ندارم.

458
00:31:44,246 --> 00:31:45,830
‫فقط یه مشت بهونه دارم.

459
00:31:48,913 --> 00:31:53,371
‫من تمام عمرم رو در حال مبارزه
‫با بی‌عدالتی‌های دنیا گذروندم،

460
00:31:53,830 --> 00:31:57,913
‫اما این اشتباه رو کردم که واسه
‫کسایی که بیشتر از همه دوستشون دارم نجنگیدم.

461
00:31:58,330 --> 00:32:01,705
‫شاید حس می‌کنم که لیاقت تو رو ندارم.

462
00:32:03,996 --> 00:32:06,871
‫از بچگی اینو توی مخم فرو کردن.

463
00:32:08,330 --> 00:32:10,913
‫که یکی مثل من حق نداره با کسی که

464
00:32:10,955 --> 00:32:13,996
‫از طبقه‌ی اجتماعی خودش نیست، خوشبخت بشه.

465
00:32:36,580 --> 00:32:38,621
‫به مادرت سخت نگیر.

466
00:32:40,746 --> 00:32:43,663
‫اون خیلی بیشتر از من به خاطر این موضوع رنج کشیده.

467
00:33:41,580 --> 00:33:43,038
‫کی اونجاست؟

468
00:33:43,121 --> 00:33:45,913
‫اینقدر گذشته که منو یادت نمیاد، خورخه؟

469
00:33:45,913 --> 00:33:47,080
‫پدرو گارسیا.

470
00:33:48,121 --> 00:33:49,621
‫یه عمر گذشته، پسر.

471
00:33:51,413 --> 00:33:53,830
‫توی این کت‌وشلوار یه آدم دیگه به نظر میای،
‫حسابی تیپ زدی.

472
00:33:53,830 --> 00:33:56,330
‫من همون آدم همیشگی‌ام. فقط یکم پیرتر شدم.

473
00:33:56,330 --> 00:33:57,996
‫واسه همه‌مون پیش میاد.

474
00:33:58,871 --> 00:34:00,246
‫ما رو ببر پیش تروئبا.

475
00:34:00,246 --> 00:34:01,913
‫سلام، خورخه. حالت چطوره؟

476
00:34:01,913 --> 00:34:04,205
‫دوشیزه آلبا، از دیدنت خوشحالم.

477
00:34:04,288 --> 00:34:06,871
‫- خورخه.
‫- خانم بلانکا.

478
00:34:07,288 --> 00:34:09,080
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

479
00:34:09,080 --> 00:34:11,871
‫دقیقاً. بفرمایید داخل.

480
00:34:11,955 --> 00:34:12,955
‫ممنون.

481
00:34:13,871 --> 00:34:15,913
‫- حالتون چطوره؟
‫- خوبیم. خوبیم.

482
00:34:15,996 --> 00:34:20,080
‫تا وقتی که پدرتون مسلح و خشمگین پیداش شد.

483
00:34:20,163 --> 00:34:21,580
‫می‌خوام ببینمش.

484
00:34:22,330 --> 00:34:24,955
‫حمل بر بی‌ادبی یا بی‌اعتمادی نذارید،

485
00:34:24,955 --> 00:34:27,163
‫اما فقط پدرو می‌تونه با من بیاد.

486
00:34:27,246 --> 00:34:28,246
‫چرا؟

487
00:34:28,955 --> 00:34:30,663
‫چون اون مقام رسمیه.

488
00:34:30,663 --> 00:34:32,913
‫پس اگه اشکالی نداره همین‌جا منتظر بمونید.

489
00:34:33,205 --> 00:34:36,955
‫- لطفاً از دوشیزه آلبا و خانم بلانکا پذیرایی کنید.
‫- ممنون.

490
00:34:37,038 --> 00:34:38,621
‫- سلام.
‫- سلام.

491
00:34:40,913 --> 00:34:42,955
‫- سلام.
‫- اومده تروئبا رو ببینه.

492
00:34:43,913 --> 00:34:46,663
‫- باشه. یه کم نوشیدنی بریزم؟
‫- باشه.

493
00:34:50,621 --> 00:34:51,788
‫ممنون.

494
00:34:56,829 --> 00:34:59,204
‫نمیشه انکار کرد که پیرمرد سلیقه‌ی خوبی داره.

495
00:34:59,204 --> 00:35:00,371
‫آره، خوبه.

496
00:35:01,788 --> 00:35:02,788
‫بیا.

497
00:35:02,871 --> 00:35:05,038
‫- من اینو نگه می‌دارم.
‫- بفرمایید.

498
00:35:33,954 --> 00:35:36,121
‫توی ملک من ازت استقبال نمیشه.

499
00:35:36,121 --> 00:35:38,121
‫اینجا دیگه مال تو نیست، سناتور.

500
00:35:38,704 --> 00:35:40,871
‫باید توی همون شهر می‌موندی.

501
00:35:40,871 --> 00:35:45,079
‫من این ملک رو از ویرانه‌ها ساختم
‫تا به چیزی که امروز هست تبدیلش کنم.

502
00:35:45,954 --> 00:35:48,746
‫انتظار داشتی چیکار کنم؟ ببخشمش بره؟

503
00:35:50,496 --> 00:35:54,663
‫می‌تونستی همون کاری رو بکنی
‫که این‌همه مدت ما رو مجبور کردی انجام بدیم،

504
00:35:55,621 --> 00:35:57,788
‫متواضعانه شکست رو بپذیری.

505
00:35:58,954 --> 00:36:00,996
‫این یه شکست نیست.

506
00:36:00,996 --> 00:36:03,496
‫این دزدیه.

507
00:36:05,746 --> 00:36:07,413
‫هرچی می‌خوای اسمشو بذار.

508
00:36:08,204 --> 00:36:11,871
‫اما این قانونیه که توسط
‫یه دولت دموکراتیک تصویب شده،

509
00:36:11,954 --> 00:36:13,954
‫و ما قراره اجراش کنیم.

510
00:36:14,329 --> 00:36:16,829
‫چطوری می‌خواید این زمین رو اداره کنید؟

511
00:36:17,329 --> 00:36:20,204
‫همون‌طوری که تو این همه سال اداره‌ش کردین؟

512
00:36:21,204 --> 00:36:23,704
‫ما دهقان‌ها می‌دونیم چطوری روی زمین کار کنیم.

513
00:36:25,621 --> 00:36:28,329
‫می‌تونید روی زمین کار کنید،
‫اما رهبری کردن رو بلد نیستید.

514
00:36:28,329 --> 00:36:30,538
‫ما می‌تونیم خودمون رو سازماندهی کنیم،
‫و چه بخوای چه نخوای،

515
00:36:30,538 --> 00:36:34,038
‫ما داریم تغییر رو به مناطق روستایی این کشور میاریم.

516
00:36:34,038 --> 00:36:35,288
‫شنیدی چی گفتم؟

517
00:36:40,746 --> 00:36:42,913
‫مگر اینکه از روی جنازه‌ام رد بشی، وزیر.

518
00:36:43,663 --> 00:36:46,663
‫باور کن این‌طوری کارم خیلی راحت‌تر می‌شد.

519
00:36:54,954 --> 00:36:56,621
‫تو رو با خودم می‌برم.

520
00:36:57,579 --> 00:36:58,746
‫چرا؟

521
00:37:01,746 --> 00:37:03,871
‫چون دخترم ازم خواسته.

522
00:37:05,413 --> 00:37:06,788
‫دخترت؟

523
00:37:08,288 --> 00:37:10,371
‫- برو به جهنم.
‫- خوبه.

524
00:37:11,371 --> 00:37:15,246
‫همه‌مون داریم میریم همون‌جا، اما تو با من میای.

525
00:37:19,954 --> 00:37:22,204
‫چرا این همه مدت بهم دروغ گفتی؟

526
00:37:26,829 --> 00:37:28,871
‫فکر می‌کردم واست بهتره

527
00:37:28,871 --> 00:37:31,288
‫که یه پدر مُرده داشته باشی تا یه پدر غایب.

528
00:37:31,371 --> 00:37:33,288
‫تو نمی‌تونی چنین تصمیمی واسه من بگیری.

529
00:37:40,704 --> 00:37:42,454
‫من همه‌چیز رو خراب کردم.

530
00:37:44,496 --> 00:37:47,079
‫و دیگه نمی‌دونم چطوری درستش کنم.

531
00:37:49,538 --> 00:37:50,621
‫آلبا.

532
00:37:53,038 --> 00:37:54,704
‫نمی‌خوام از دستت بدم.

533
00:37:55,663 --> 00:37:57,829
‫قرار نیست منو از دست بدی، مامان.

534
00:38:00,121 --> 00:38:01,246
‫مراقب باش.

535
00:38:11,329 --> 00:38:12,454
‫ببخشید.

536
00:38:19,454 --> 00:38:20,704
‫حالت خوبه؟

537
00:38:23,496 --> 00:38:24,912
‫صاف بایست.

538
00:38:25,287 --> 00:38:26,537
‫خبرنگارها اینجان.

539
00:38:26,537 --> 00:38:28,787
‫سناتور، لطفاً چند کلمه واسه مردم کشور بگید.

540
00:38:28,787 --> 00:38:31,579
‫نظرتون درباره‌ی اتفاقاتی که داره می‌افته چیه؟

541
00:38:31,871 --> 00:38:33,454
‫من نظری ندارم.

542
00:38:34,371 --> 00:38:36,246
‫این تقصیر شماست، سناتور؟

543
00:38:36,246 --> 00:38:37,996
‫من مطلقاً نظری ندارم.

544
00:38:38,079 --> 00:38:41,412
‫- آیا شما از ترک ملک خودداری کردید؟
‫- مراقب اون سنگ باش.

545
00:38:41,412 --> 00:38:43,537
‫خواهش می‌کنم، ازتون می‌خوام که احترام بذارید...

546
00:38:43,621 --> 00:38:46,579
‫به گفته‌ی شاهدان، این قانون‌گذار مسلح رسید

547
00:38:46,579 --> 00:38:49,454
‫و سعی کرد کنترل ملک رو دوباره به دست بگیره،

548
00:38:49,454 --> 00:38:55,371
‫که منجر به اتفاقی تنش‌زا شد
‫که چندین ساعت طول کشید.

549
00:38:55,454 --> 00:38:57,537
‫مقامات دولتی...

550
00:38:57,621 --> 00:38:59,454
‫این تروئبا خیلی جیگر داره.

551
00:38:59,537 --> 00:39:00,954
‫بهش احترام می‌ذارم.

552
00:39:01,954 --> 00:39:04,704
‫حیف که طرف اشتباه رو انتخاب کرد.

553
00:39:08,496 --> 00:39:12,954
‫یکم زیاده‌روی نبود که فامیلت رو
‫از تروئبا به دل وایه تغییر دادی؟

554
00:39:18,371 --> 00:39:20,037
‫نوبت شماست، جناب رئیس‌جمهور.

555
00:39:29,246 --> 00:39:32,746
‫- تو خبر داشتی؟
‫- آره، پیرمرد رو آزاد کردن.

556
00:39:33,412 --> 00:39:36,537
‫- نه، اون نه.
‫- پس چی؟

557
00:39:39,537 --> 00:39:41,579
‫اینکه پدرو گارسیا پدر منه.

558
00:39:43,996 --> 00:39:45,704
‫پس بهت گفتن.

559
00:39:46,079 --> 00:39:47,746
‫چرا بهم نگفتی؟

560
00:39:48,579 --> 00:39:49,871
‫نمی‌تونستم.

561
00:39:52,537 --> 00:39:54,454
‫حالا باید چیکار کنم؟

562
00:39:55,329 --> 00:39:56,829
‫«بابا» صداش بزنم؟

563
00:39:58,662 --> 00:39:59,662
‫بیا.

564
00:40:01,162 --> 00:40:03,871
‫از این فرصت استفاده کن و بشناسش.

565
00:40:03,871 --> 00:40:05,287
‫پدرو مرد فوق‌العاده‌ایه.

566
00:40:09,287 --> 00:40:11,871
‫با این حال می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

567
00:40:12,787 --> 00:40:14,829
‫قرار نیست از دست من خلاص شی.

568
00:40:16,037 --> 00:40:18,537
‫تو همیشه واسه من مثل یه پدر می‌مونی.

569
00:40:18,537 --> 00:40:19,579
‫آره، می‌دونم.

570
00:40:21,787 --> 00:40:24,579
‫خائن. چرا بهم نگفتی؟

571
00:40:28,162 --> 00:40:29,371
‫ابله.

572
00:41:14,746 --> 00:41:16,246
‫فکر کردم...

573
00:41:30,412 --> 00:41:32,537
‫- سلام.
‫- دکتر.

574
00:41:32,954 --> 00:41:33,954
‫کُنتس.

575
00:41:34,704 --> 00:41:37,371
‫توی تلویزیون دیدیمت، با پدربزرگت.

576
00:41:37,454 --> 00:41:40,079
‫ممکنه اینجا با نگاه‌های عجیبی روبه‌رو بشی.

577
00:41:40,079 --> 00:41:42,204
‫همه‌شون فکر می‌کنن تو یه جاسوسی.

578
00:41:44,037 --> 00:41:47,162
‫اونا رو بذارید همون‌جا، دکتر.
‫خودمون می‌بریمشون تو.

579
00:41:50,079 --> 00:41:53,537
‫هی، نامزد انقلابی افراطیت کجاست؟

580
00:41:53,537 --> 00:41:55,454
‫نمیاد بیرون یه سلامی بکنه؟

581
00:41:55,454 --> 00:41:57,120
‫تمومش کن و کمکم کن.

582
00:42:02,412 --> 00:42:04,662
‫بذارشون عقب کامیون.

583
00:42:10,912 --> 00:42:14,787
‫نمی‌تونم به تمام چیزایی که
‫با اون از دست دادم فکر نکنم.

584
00:42:14,787 --> 00:42:18,079
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین.
‫پدرت رو پس گرفتی.

585
00:42:18,162 --> 00:42:19,829
‫حقیقت رو پس گرفتم.

586
00:42:21,287 --> 00:42:24,412
‫اما نمی‌دونیم چطوری با همدیگه رفتار کنیم.

587
00:42:27,245 --> 00:42:29,454
‫فقط باید صبور باشی.

588
00:42:33,120 --> 00:42:35,995
‫اگه خودتو مشغول نگه داری واست خوبه.

589
00:42:45,620 --> 00:42:48,287
‫نه، اون بنزین واسه مردم نیست.

590
00:42:48,579 --> 00:42:51,704
‫هوا سرده. مردم واسه گرمایش
‫و پخت‌وپز بهش نیاز دارن.

591
00:42:51,787 --> 00:42:54,662
‫آره، می‌دونم، اما آنا مسئول این کاره.

592
00:42:55,537 --> 00:42:57,787
‫فقط فراموش کن که دیدیش.

593
00:42:57,870 --> 00:43:00,704
‫- چرا؟
‫- واسه یه کار دیگه بهش نیاز داریم.

594
00:43:00,787 --> 00:43:02,037
‫مثلاً چی؟

595
00:43:03,370 --> 00:43:05,745
‫میگل، با من مثل بچه‌ها رفتار نکن.

596
00:43:07,620 --> 00:43:09,620
‫این وضعیت غیرقابل‌تحمله، عشقم.

597
00:43:09,620 --> 00:43:13,204
‫ما باید واسه مرحله‌ی بعدی مبارزه
‫خودمونو مسلح کنیم.

598
00:43:15,037 --> 00:43:16,870
‫تو گفتی خبری از سلاح نیست.

599
00:43:20,204 --> 00:43:21,870
‫آلبا، این یه موضوع جدیه.

600
00:43:22,954 --> 00:43:24,954
‫اوضاع قراره بدتر بشه.

601
00:43:26,745 --> 00:43:29,412
‫ما به هر قیمتی که شده باید خودمونو مسلح کنیم.

602
00:43:29,620 --> 00:43:31,162
‫میگل اشتباه نمی‌کرد.

603
00:43:31,162 --> 00:43:34,079
‫اما حتی اونم نمی‌تونست تصور کنه چه چیزی در پیشه.

604
00:43:34,829 --> 00:43:37,704
‫ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم
‫از راه‌های قانونی بیرونشون کنیم.

605
00:43:38,829 --> 00:43:41,329
‫نه با تحریم‌ها و نه با کمبودها،

606
00:43:41,329 --> 00:43:43,870
‫و با درخواست استیضاح هم که خیلی بعیده.

607
00:43:44,620 --> 00:43:49,579
‫ما از قبل تأییدیه آمریکایی‌ها رو داریم.

608
00:43:50,745 --> 00:43:53,120
‫ما حمایت کامل نیروی دریایی رو داریم.

609
00:43:53,120 --> 00:43:57,912
‫اما ارتش و نیروی هوایی
‫باید دست از مسخره‌بازی بردارن.

610
00:43:58,912 --> 00:44:03,537
‫پس افراد سر این میز
‫فقط باید تصمیم بگیرن کِی و چطور.

611
00:44:03,912 --> 00:44:05,829
‫همین الان، با مشت آهنین.

612
00:44:07,412 --> 00:44:11,870
‫همه توی این کشور می‌دونن
‫که کودتای نظامی تنها راهه.

613
00:44:38,162 --> 00:44:39,162
‫- الو؟
‫- سلام.

614
00:44:39,162 --> 00:44:41,120
‫می‌تونم با دکتر خایمه دل وایه صحبت کنم؟

615
00:44:41,120 --> 00:44:42,079
‫باشه، گوشی دستتون.

616
00:44:42,079 --> 00:44:43,745
‫دکتر دل وایه هستم.

617
00:44:43,745 --> 00:44:45,912
‫- آلبا، گوشی رو بذار.
‫- باشه.

618
00:44:48,162 --> 00:44:49,370
‫گوشی رو بذار، آلبا.

619
00:44:53,745 --> 00:44:55,995
‫باشه، بعداً می‌بینمت.

620
00:44:59,662 --> 00:45:00,704
‫کی بود؟

621
00:45:01,829 --> 00:45:03,245
‫چیز مهمی نبود.

622
00:45:03,704 --> 00:45:04,704
‫من دارم میرم.

623
00:45:05,079 --> 00:45:07,620
‫- میری بیمارستان؟
‫- آره، دیرم شده.

624
00:45:07,620 --> 00:45:09,620
‫میشه منو برسونی پایگاه تدارکات؟

625
00:45:09,620 --> 00:45:12,578
‫شنیدین؟ نیروی دریایی شورش کرده.

626
00:45:12,662 --> 00:45:14,245
‫لطفاً بیرون نرید.

627
00:45:14,412 --> 00:45:15,787
‫تلاش واسه کودتا؟

628
00:45:15,870 --> 00:45:17,287
‫نمی‌دونم.

629
00:45:17,370 --> 00:45:18,703
‫تو چی می‌دونی؟

630
00:45:19,203 --> 00:45:21,787
‫همین‌جا بمونید تا اوضاع آروم بشه.

631
00:45:21,870 --> 00:45:23,912
‫- تو چی؟
‫- لطفاً بیرون نرو.

632
00:45:23,912 --> 00:45:26,370
‫- نمی‌دونیم ممکنه چه اتفاقی بیفته.
‫- من باید برم سر کار.

633
00:45:26,370 --> 00:45:27,495
‫نه، همین‌جا بمون.

634
00:45:27,578 --> 00:45:29,578
‫نگران نباش. دکترا خیلی کمن.

635
00:45:29,620 --> 00:45:30,828
‫ازمون مراقبت می‌کنن.

636
00:45:30,828 --> 00:45:32,662
‫کار احمقانه‌ای نکن.

637
00:45:36,328 --> 00:45:37,995
‫مراقب خودت باش.

638
00:45:49,120 --> 00:45:50,037
‫الو؟

639
00:45:50,037 --> 00:45:52,287
‫آلبا، خدا رو شکر که جواب دادی.

640
00:45:52,287 --> 00:45:53,495
‫میگل، کجایی؟

641
00:45:53,495 --> 00:45:55,870
‫گوش کن. زیاد نمی‌تونم حرف بزنم.

642
00:45:55,870 --> 00:45:58,912
‫با هیچ‌کس درباره‌ی من حرف نزن، آلبا.
‫با هیچ‌کس.

643
00:45:58,995 --> 00:46:02,245
‫برنامه‌ریزها و هر چیزی که می‌تونه تو رو
‫به من ربط بده رو از بین ببر.

644
00:46:02,245 --> 00:46:03,453
‫نه، نه، صبر کن.

645
00:46:03,537 --> 00:46:06,078
‫دنبالم نگرد و منتظرم نمون.

646
00:46:06,078 --> 00:46:08,370
‫میگل، گوش کن. می‌خوام باهات بیام.

647
00:46:08,370 --> 00:46:09,953
‫بهتره که ندونی.

648
00:46:09,953 --> 00:46:12,537
‫دوستت دارم، آلبا. هیچ‌وقت اینو فراموش نکن.

649
00:46:26,870 --> 00:46:32,203
‫رئیس‌جمهور آسِوِدو از ترک کردن
‫کاخ ریاست‌جمهوری خودداری کرد،

650
00:46:32,287 --> 00:46:34,995
‫و با نزدیک‌ترین مشاورانش اونجا موند...

651
00:46:34,995 --> 00:46:37,662
‫علاوه بر اینکه یه خائنه، یه بزدل هم هست.

652
00:46:37,662 --> 00:46:39,412
‫حالا قراره تقاص پس بدن.

653
00:46:39,495 --> 00:46:41,412
‫قراره تقاص همه‌چیز رو پس بدن.

654
00:46:41,412 --> 00:46:44,703
‫...تا آخر مقاومت کنه،

655
00:46:44,787 --> 00:46:47,370
‫و داخل ساختمان کشته بشه.

656
00:46:47,453 --> 00:46:50,203
‫بر اساس گزارش‌های اولیه،

657
00:46:50,203 --> 00:46:52,995
‫بقایای جسد او در حال انتقال

658
00:46:53,078 --> 00:46:55,995
‫به سردخانه‌ی بیمارستان ملی
‫تحت تدابیر شدید...

659
00:46:55,995 --> 00:46:58,328
‫ما توی این خونه مرگ رئیس‌جمهور

660
00:46:58,328 --> 00:47:01,203
‫یا هیچ‌کس دیگه‌ای رو جشن نمی‌گیریم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

661
00:47:01,578 --> 00:47:04,537
‫مامان، بگو که اینا واقعیت نداره.

662
00:47:07,953 --> 00:47:09,662
‫از پدرو خبری داری؟

663
00:47:09,787 --> 00:47:12,162
‫خودکرده را تدبیر نیست.

664
00:47:13,703 --> 00:47:15,162
‫خفه شو.

665
00:47:15,912 --> 00:47:17,287
‫خایمه برگشته؟

666
00:47:17,953 --> 00:47:19,162
‫خایمه...

667
00:47:20,328 --> 00:47:21,995
‫زنگ می‌زنم بیمارستان!

668
00:47:22,328 --> 00:47:25,245
‫نیروهای وفادار در منطقه مستقر موندن...

669
00:47:25,328 --> 00:47:28,870
‫آلبا، این یه اتفاق خوبه.

670
00:47:30,662 --> 00:47:32,787
‫آلبا، این یه اتفاق خوبه!

671
00:47:32,870 --> 00:47:35,620
‫...حمله‌ی زمینی به کاخ ریاست‌جمهوری

672
00:47:35,620 --> 00:47:40,495
‫با آتش سنگین از نقاط مختلف در اطراف محوطه.

673
00:47:40,578 --> 00:47:43,912
‫حدود ساعت ۱۱ صبح، در میان محاصره،

674
00:47:43,995 --> 00:47:47,662
‫رئیس‌جمهور آسِوِدو آخرین پیام خود را به کشور

675
00:47:47,745 --> 00:47:49,995
‫از طریق رادیو ملی عمومی ارسال کرد.

676
00:47:49,995 --> 00:47:53,162
‫پدربزرگم تنها کسی نبود که کودتا رو جشن گرفت.

677
00:47:53,162 --> 00:47:55,620
‫واسه خیلیا، این به معنی بازگشت به نظم بود.

678
00:47:56,078 --> 00:47:57,745
‫اما از هیچ راهی نمیشد فهمید

679
00:47:57,745 --> 00:48:00,578
‫که پشت درهای بسته چه برنامه‌ای ریخته شده.

680
00:48:00,953 --> 00:48:03,662
‫ارتش می‌خواست تاریخ رو

681
00:48:03,745 --> 00:48:07,037
‫با پاک کردن هر چیزی که
‫رژیم باهاش مخالف بود، عوض کنه.

682
00:48:27,495 --> 00:48:29,412
‫ضرب و جرح شدید،

683
00:48:29,412 --> 00:48:31,787
‫سوءرفتار در حین خدمت.

684
00:48:33,162 --> 00:48:35,745
‫خشونت بیش از حد در استفاده از زور.

685
00:48:36,620 --> 00:48:40,620
‫تمایل بارز به پرخاشگری کنترل‌شده

686
00:48:40,703 --> 00:48:43,953
‫و سلطه‌جویی در موقعیت‌های درگیری.

687
00:48:51,078 --> 00:48:55,786
‫با توجه به تمام اینا، چی باعث شده
‫فکر کنی می‌تونی نیروی مفیدی

688
00:48:55,870 --> 00:48:59,453
‫واسه پلیس مخفی باشی، گارسیا؟

689
00:49:01,703 --> 00:49:04,203
‫ما به آدمایی نیاز داریم که دستشون نلرزه.

690
00:49:06,661 --> 00:49:09,245
‫و من دستورات رو بدون هیچ اعتراضی اجرا می‌کنم.

691
00:49:10,536 --> 00:49:15,536
‫«ترجمه از حـامـد»