1
00:00:22,166 --> 00:00:24,291
‫با گذشت ماه‌ها،

2
00:00:24,375 --> 00:00:26,500
‫معلوم شد که ارتش

3
00:00:26,500 --> 00:00:28,250
‫قدرت رو به دست گرفته تا نگهش داره

4
00:00:29,291 --> 00:00:32,250
‫و دولت رو به دست سیاستمداران جناح راست

5
00:00:32,250 --> 00:00:33,958
‫که کودتا رو رهبری کرده بودن نده.

6
00:00:41,125 --> 00:00:42,875
‫ببخشید معطلتون کردم.

7
00:00:43,291 --> 00:00:45,750
‫- کاری از دستم برمیاد؟
‫- صبح بخیر.

8
00:00:45,833 --> 00:00:47,333
‫ببخشید که سرزده اومدم،

9
00:00:47,333 --> 00:00:49,250
‫اما هیچ‌کس نباید بفهمه من اینجام.

10
00:00:49,833 --> 00:00:52,333
‫دکتر دل وایه جون مادرم رو نجات داد.

11
00:00:53,833 --> 00:00:56,250
‫من تا ابد قدردانش هستم.

12
00:00:56,750 --> 00:00:58,583
‫واسه همین ریسک کردم و اومدم اینجا.

13
00:00:59,333 --> 00:01:02,875
‫خانواده‌تون حق داره بدونه واقعاً چه اتفاقی افتاده.

14
00:01:03,500 --> 00:01:05,208
‫نمی‌دونستم اون پسر شماست، سناتور.

15
00:01:05,250 --> 00:01:08,291
‫برو سر اصل مطلب، سرباز.
‫هرچی می‌دونی بگو.

16
00:01:09,291 --> 00:01:10,291
‫البته.

17
00:01:15,375 --> 00:01:17,708
‫قبل از بمباران کاخ ریاست‌جمهوری،

18
00:01:17,750 --> 00:01:21,166
‫رئیس‌جمهور آسِوِدو به همکاراش
‫فرصت داد که اونجا رو ترک کنن،

19
00:01:21,166 --> 00:01:23,916
‫اما دکتر ترجیح داد کنارش بمونه.

20
00:01:26,125 --> 00:01:28,416
‫پیاده شید، لعنتیا. پیاده شید!

21
00:01:28,583 --> 00:01:30,750
‫خفه شید! حرکت کنید!

22
00:01:32,583 --> 00:01:34,375
‫وقتی نیروهای ارتش وارد کاخ شدن،

23
00:01:34,375 --> 00:01:36,583
‫من اونو بین بازمانده‌ها شناختم.

24
00:01:36,583 --> 00:01:38,916
‫- برید جلو!
‫- حرکت کنید!

25
00:02:07,500 --> 00:02:10,666
‫اینا تنها چیزاییه که تونستم
‫از دکتر دل وایه بردارم بیارم.

26
00:02:10,666 --> 00:02:12,000
‫دکتر تروئبا.

27
00:02:14,416 --> 00:02:17,250
‫پسر من هیچ کاری نداشت که روز قیام ارتش

28
00:02:17,250 --> 00:02:19,625
‫توی کاخ ریاست‌جمهوری باشه.

29
00:02:19,625 --> 00:02:20,625
‫پدر...

30
00:02:20,750 --> 00:02:22,416
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

31
00:02:23,666 --> 00:02:26,458
‫این ثابت نمی‌کنه که پسر من مُرده.
‫خایمه زنده‌ست!

32
00:02:26,500 --> 00:02:27,458
‫بابا.

33
00:02:27,500 --> 00:02:29,250
‫همین الان از این خونه برو بیرون.

34
00:02:29,250 --> 00:02:30,583
‫ببخشیدش.

35
00:02:33,125 --> 00:02:34,333
‫برو بیرون!

36
00:02:38,833 --> 00:02:40,041
‫عصر بخیر.

37
00:02:41,375 --> 00:02:42,416
‫ممنون.

38
00:03:03,166 --> 00:03:06,708
‫هفته‌ها طول کشید تا پدربزرگم
‫داستان اون سرباز رو باور کنه،

39
00:03:06,750 --> 00:03:08,791
‫چون واسش سخت بود

40
00:03:08,791 --> 00:03:11,708
‫که مسئولیت قتل پسرش رو بپذیره.

41
00:03:11,791 --> 00:03:13,916
‫تازه اون موقع بود که یادش اومد لوئیزا مورا

42
00:03:13,916 --> 00:03:16,208
‫دوران وحشتناکی رو پیش‌بینی کرده بود،

43
00:03:16,500 --> 00:03:19,791
‫بدون اینکه بدونه این تازه اولشه.

44
00:04:14,583 --> 00:04:18,416
‫«خانه‌ی ارواح»

45
00:04:19,416 --> 00:04:23,416
‫[قسمت هشتم]

46
00:04:27,333 --> 00:04:32,333
‫«ترجمه از حـامـد»

47
00:04:45,083 --> 00:04:46,083
‫بابا؟

48
00:04:47,208 --> 00:04:49,166
‫دیشب اینجا بودی؟

49
00:04:52,458 --> 00:04:55,125
‫ارتش کلاً یه جور دیگه‌ست.

50
00:04:57,083 --> 00:04:59,416
‫واسشون مهم نبود که اون پسر منه.

51
00:04:59,416 --> 00:05:02,250
‫همه از اینکه این‌طوری از دستش دادیم ضربه خوردیم.

52
00:05:03,083 --> 00:05:05,916
‫اما الان بیشتر از همیشه به همدیگه نیاز داریم.

53
00:05:08,083 --> 00:05:09,333
‫بابا، بهم نگاه کن.

54
00:05:15,833 --> 00:05:18,000
‫تو باید بهم کمک کنی.

55
00:05:20,958 --> 00:05:22,083
‫با من بیا.

56
00:05:27,208 --> 00:05:30,416
‫تا اون موقع، پدربزرگم نتونسته بود

57
00:05:30,416 --> 00:05:32,916
‫از اون قسمت خونه که کلارای عزیزش

58
00:05:32,916 --> 00:05:35,416
‫توی دوران ارتباط با ارواح ساخته بود دیدن کنه.

59
00:05:35,500 --> 00:05:39,375
‫و نمی‌تونست به چیزایی که بخاطر عدم تواناییش

60
00:05:39,458 --> 00:05:42,750
‫در کنترل خشم و غرورش از دست رفته بود فکر نکنه.

61
00:06:17,166 --> 00:06:19,166
‫اومدم تو رو از اینجا ببرم بیرون.

62
00:06:22,833 --> 00:06:23,875
‫چرا؟

63
00:06:27,333 --> 00:06:29,458
‫چون دخترم ازم خواسته.

64
00:06:34,875 --> 00:06:36,250
‫برو به جهنم.

65
00:06:40,458 --> 00:06:41,458
‫خب...

66
00:06:43,833 --> 00:06:45,791
‫مقصد همه‌مون همون‌جاست.

67
00:06:59,458 --> 00:07:01,541
‫هر سه‌تاتون باید برید.

68
00:07:14,833 --> 00:07:16,416
‫هیچی نگید.

69
00:07:16,416 --> 00:07:18,333
‫همه‌چیز رو بسپارید به من.

70
00:07:21,208 --> 00:07:22,583
‫نگران نباشید.

71
00:07:30,708 --> 00:07:31,958
‫مدارک.

72
00:07:36,666 --> 00:07:37,750
‫مدارک، لطفاً.

73
00:07:37,750 --> 00:07:39,666
‫ما با سفیر پاپ یه جلسه‌ی خصوصی داریم.

74
00:07:39,666 --> 00:07:41,333
‫من سناتور استبان تروئبا هستم.

75
00:07:41,333 --> 00:07:44,333
‫سفیر سوئد، دخترم و نوه‌ام.

76
00:07:44,333 --> 00:07:45,791
‫مدارک، لطفاً.

77
00:08:01,083 --> 00:08:02,250
‫صندوق‌عقب رو باز کن.

78
00:08:14,833 --> 00:08:16,208
‫بذارید رد شن.

79
00:08:29,333 --> 00:08:30,708
‫آلبا، کمکم کن.

80
00:08:36,583 --> 00:08:38,000
‫حالت خوبه؟

81
00:08:38,208 --> 00:08:39,250
‫آره.

82
00:08:43,083 --> 00:08:46,750
‫ماشینمون داره میاد و مستقیم میریم فرودگاه.

83
00:08:47,333 --> 00:08:48,916
‫هر سه‌تاشون، درسته؟

84
00:08:48,916 --> 00:08:51,625
‫آره، دخترم، نوه‌م و...

85
00:08:51,625 --> 00:08:52,750
‫دامادم.

86
00:08:54,875 --> 00:08:56,000
‫جناب سفیر،

87
00:08:57,083 --> 00:08:59,625
‫خیلی ممنونم. من جونم رو به شما مدیونم.

88
00:08:59,625 --> 00:09:02,458
‫باور کنید، دلم می‌خواست می‌تونستم
‫بیشتر از این کمک کنم.

89
00:09:02,583 --> 00:09:03,583
‫دخترم.

90
00:09:08,500 --> 00:09:09,500
‫بابا؟

91
00:09:12,750 --> 00:09:15,000
‫من هیچ‌وقت پدر خوبی برات نبودم.

92
00:09:21,583 --> 00:09:23,291
‫خیلی دوستت دارم، بابا.

93
00:09:25,250 --> 00:09:26,875
‫ماشین رسید.

94
00:09:28,000 --> 00:09:29,000
‫برید.

95
00:09:33,083 --> 00:09:34,416
‫من می‌مونم.

96
00:09:35,125 --> 00:09:36,125
‫چی؟

97
00:09:37,000 --> 00:09:39,916
‫نه. چی داری میگی؟ تو با ما میای.

98
00:09:39,916 --> 00:09:41,125
‫نمی‌تونم.

99
00:09:45,458 --> 00:09:47,166
‫من پیش پدربزرگ می‌مونم.

100
00:09:47,583 --> 00:09:48,458
‫دخترم،

101
00:09:48,458 --> 00:09:50,625
‫تو مجبور نیستی چیزی رو به کسی ثابت کنی.

102
00:09:50,625 --> 00:09:53,500
‫- نمی‌تونیم معطل کنیم.
‫- برید.

103
00:09:54,375 --> 00:09:56,083
‫می‌خوام شما خوشحال باشید،

104
00:09:56,666 --> 00:09:58,541
‫که به خودتون یه شانس بدید.

105
00:09:58,875 --> 00:09:59,875
‫برید.

106
00:10:01,125 --> 00:10:02,583
‫- نه، آلبا.
‫- وقتشه.

107
00:10:02,583 --> 00:10:04,541
‫- خواهش می‌کنم.
‫- تو نمی‌تونی این کار رو بکنی.

108
00:10:04,583 --> 00:10:05,916
‫زود برید.

109
00:10:06,000 --> 00:10:07,375
‫یالا بیا.

110
00:10:07,458 --> 00:10:10,125
‫در اسرع وقت میای پیشمون، باشه؟

111
00:10:17,583 --> 00:10:19,083
‫من باید می‌موندم.

112
00:10:20,375 --> 00:10:22,083
‫و نه فقط به خاطر پدربزرگ،

113
00:10:22,625 --> 00:10:24,333
‫بلکه به خاطر میگل،

114
00:10:24,416 --> 00:10:27,583
‫و تمام کسایی که هنوز اون بیرون بودن،

115
00:10:27,666 --> 00:10:31,583
‫توی سایه‌ها زندگی می‌کردن،
‫از وحشتی که در تعقیبمون بود پنهون شده بودن،

116
00:10:32,333 --> 00:10:35,166
‫در حالی که نیمی از کشور چشمشون رو بسته بودن.

117
00:10:35,375 --> 00:10:36,791
‫- سوار ماشین شو!
‫- نه!

118
00:10:36,833 --> 00:10:37,875
‫حرکت کن!

119
00:10:37,958 --> 00:10:39,208
‫- چرا؟
‫- حرکت کن!

120
00:10:39,333 --> 00:10:40,333
‫نه، لطفاً!

121
00:10:47,958 --> 00:10:51,166
‫فرصت نکردم به خاطر رفتن پدر و مادرم غصه بخورم.

122
00:10:51,333 --> 00:10:54,750
‫و دردی رو که هنوز از مرگ داییم خایمه
‫حس می‌کردم نگه داشتم

123
00:10:54,750 --> 00:10:56,333
‫تا بعداً بابتش عذاب بکشم،

124
00:10:57,083 --> 00:10:59,416
‫چون مجبور بودم به کسایی ملحق بشم

125
00:10:59,416 --> 00:11:01,500
‫که داشتن به افراد تحت تعقیب کمک می‌کردن.

126
00:11:15,458 --> 00:11:18,750
‫پیدا کردن ماشین داییم
‫واسه وظیفه‌ی جدیدم ضروری بود.

127
00:11:20,208 --> 00:11:24,250
‫اولین کار، پیدا کردن پناهگاه
‫واسه کسایی بود که خطر مرگ تهدیدشون می‌کرد.

128
00:11:30,083 --> 00:11:31,625
‫حال خاله ماروخا خوبه؟

129
00:11:31,625 --> 00:11:33,333
‫سلام می‌رسونه.

130
00:11:46,250 --> 00:11:49,791
‫یه نفر پشت دیوار سفارت منتظرته.

131
00:11:50,083 --> 00:11:51,291
‫مکث نکن.

132
00:11:51,666 --> 00:11:53,291
‫به هیچ‌جا نگاه نکن.

133
00:11:54,583 --> 00:11:56,375
‫- متوجه شدی؟
‫- آره.

134
00:12:00,500 --> 00:12:02,208
‫به شطرنج علاقه داری؟

135
00:12:03,333 --> 00:12:04,416
‫داییم علاقه داشت.

136
00:12:08,208 --> 00:12:11,041
‫کمکت می‌کنم بپری، اما باید سریع انجامش بدی.

137
00:12:11,125 --> 00:12:12,125
‫باشه.

138
00:12:12,625 --> 00:12:13,833
‫نگران نباش.

139
00:12:25,958 --> 00:12:29,458
‫نمی‌دونم چند نفر رو تونستیم از کشور خارج کنیم،

140
00:12:29,458 --> 00:12:33,708
‫اما در مقایسه با وسعت این فاجعه،
‫تعدادشون خیلی کم بود.

141
00:13:15,416 --> 00:13:17,333
‫- عقاب.
‫- گاری.

142
00:13:19,666 --> 00:13:20,666
‫سروان.

143
00:14:06,958 --> 00:14:07,958
‫منم.

144
00:14:20,958 --> 00:14:22,666
‫راکل، چی شده؟

145
00:14:25,791 --> 00:14:27,375
‫- شما کی هستید؟
‫- آلبا تروئبا کجاست؟

146
00:14:27,416 --> 00:14:29,208
‫نه، نه، نمی‌تونید بیاید داخل! برید بیرون!

147
00:14:29,208 --> 00:14:32,083
‫همه‌جا رو بگردید.
‫دفترچه‌ها، دفترچه‌تلفن‌ها.

148
00:14:32,166 --> 00:14:35,166
‫- نمی‌تونید!
‫- چطور جرئت می‌کنید سرزده بیاید تو خونه‌ی من؟

149
00:14:35,291 --> 00:14:37,125
‫من سناتور استبان تروئبا هستم.

150
00:14:38,000 --> 00:14:40,208
‫و از دوستان صمیمی ژنرال گوستاوو!

151
00:14:40,208 --> 00:14:42,333
‫تا وقتی که من اجازه ندم،

152
00:14:42,333 --> 00:14:44,708
‫حق نداری که دهنت رو باز کنی.

153
00:14:45,166 --> 00:14:48,250
‫نمی‌دونی با کی درافتادی، عوضی.

154
00:14:48,916 --> 00:14:50,916
‫زود باشید، خونه رو بگردید!

155
00:14:54,666 --> 00:14:57,166
‫- آلبا کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

156
00:14:59,666 --> 00:15:01,000
‫[مارکس و مارکسیسم]
‫[آندره پیتر]

157
00:15:01,000 --> 00:15:02,541
‫[مقاومت مصالح]
‫[آندره دلاشت]

158
00:15:12,708 --> 00:15:14,666
‫احمق. اسلحه رو بیار پایین.

159
00:15:15,708 --> 00:15:17,583
‫اینجا دیگه چه جهنمیه؟

160
00:15:18,750 --> 00:15:19,958
‫برو اونجا.

161
00:15:43,250 --> 00:15:45,541
‫بهتره نوه‌ات رو پیدا کنیم،
‫وگرنه تو تقاصشو پس میدی.

162
00:15:45,541 --> 00:15:47,833
‫همه‌تون رو می‌فرستم زندان. مخصوصاً تو رو.

163
00:15:47,875 --> 00:15:49,250
‫پدربزرگ! پدربزرگ!

164
00:15:49,375 --> 00:15:51,750
‫نه، لطفاً کاری باهاش نداشته باشید!

165
00:15:51,875 --> 00:15:53,916
‫من همونی‌ام که دنبالش می‌گردید.

166
00:15:54,666 --> 00:15:55,666
‫اینجا رو امضا کن.

167
00:15:56,166 --> 00:15:58,625
‫توش نوشته که ما با حکم قضایی اومدیم،

168
00:15:58,625 --> 00:16:00,416
‫و همه‌چیز قانونیه.

169
00:16:01,375 --> 00:16:03,791
‫چرا فکر می‌کنی همچین چیزی رو امضا می‌کنم؟

170
00:16:04,291 --> 00:16:05,416
‫نه، آلبا!

171
00:16:09,291 --> 00:16:10,666
‫- باشه. باشه.
‫- زود باش.

172
00:16:14,375 --> 00:16:17,375
‫همه‌چیز درست میشه.
‫همه‌چیز درست میشه.

173
00:16:20,750 --> 00:16:23,208
‫- نگران نباش، پدربزرگ!
‫- آلبا!

174
00:16:31,333 --> 00:16:32,333
‫نه!

175
00:16:57,291 --> 00:17:00,166
‫امضا شد. نوه‌ی سناتور تروئبا.

176
00:17:05,250 --> 00:17:07,333
‫چه افتخاریه که اینجا میزبانت هستیم،

177
00:17:08,041 --> 00:17:09,250
‫آلبا تروئبا.

178
00:17:11,625 --> 00:17:13,416
‫قهوه میل داری؟

179
00:17:15,041 --> 00:17:16,041
‫ولی خب

180
00:17:16,875 --> 00:17:20,041
‫تو به این قهوه‌های ارزون‌قیمت عادت نداری،

181
00:17:20,041 --> 00:17:21,875
‫اما بچه‌های اینجا عاشقشن.

182
00:17:23,250 --> 00:17:24,250
‫می‌بینی؟

183
00:17:33,291 --> 00:17:34,291
‫ببین،

184
00:17:35,125 --> 00:17:36,791
‫این می‌تونه خیلی سریع تموم بشه،

185
00:17:37,958 --> 00:17:40,041
‫اما همه‌چیز به تو بستگی داره.

186
00:17:42,791 --> 00:17:45,791
‫فقط می‌خوام بهم بگی معشوقت کجاست.

187
00:17:46,166 --> 00:17:48,791
‫میگل اسپینوزا کجاست؟

188
00:17:49,625 --> 00:17:51,208
‫باید برم دستشویی.

189
00:17:54,125 --> 00:17:55,833
‫این بچه صدا هم داره.

190
00:17:57,291 --> 00:17:58,541
‫پس حرف می‌زنی؟

191
00:18:02,041 --> 00:18:03,750
‫اگه همکاری نکنی،

192
00:18:05,125 --> 00:18:08,041
‫همکارم مجبور میشه کارشو انجام بده.

193
00:18:09,958 --> 00:18:10,958
‫فهمیدی؟

194
00:18:12,166 --> 00:18:13,958
‫باید برم دستشویی.

195
00:18:18,416 --> 00:18:19,416
‫هرطور مایلی.

196
00:18:33,541 --> 00:18:35,375
‫بسه! بسه!

197
00:18:41,375 --> 00:18:42,875
‫بهت چی گفتم؟

198
00:18:44,125 --> 00:18:45,291
‫بهت چی گفتم؟

199
00:18:46,916 --> 00:18:48,625
‫ببین چیکار کردن.

200
00:18:50,208 --> 00:18:51,250
‫به من گوش کن.

201
00:18:52,916 --> 00:18:54,458
‫من می‌خوام کمکت کنم.

202
00:18:59,541 --> 00:19:01,166
‫عذر می‌خوام، ژنرال.

203
00:19:01,750 --> 00:19:02,750
‫استبان.

204
00:19:03,791 --> 00:19:06,166
‫- می‌تونید برید.
‫- بله، ژنرال!

205
00:19:07,208 --> 00:19:08,291
‫استبان.

206
00:19:10,041 --> 00:19:11,458
‫از دیدنت خوشحالم.

207
00:19:11,458 --> 00:19:12,666
‫بفرما.

208
00:19:14,125 --> 00:19:15,125
‫بشین.

209
00:19:16,708 --> 00:19:19,583
‫خانواده‌ی من خیلی از این دولت ضربه خورده،

210
00:19:19,625 --> 00:19:21,750
‫و من بارها واسه کمک باهات تماس گرفتم.

211
00:19:21,750 --> 00:19:23,833
‫خودت خیلی خوب می‌دونی که ما چقدر سرمون شلوغه

212
00:19:23,875 --> 00:19:26,375
‫تا گندکاری‌هایی که این آدما
‫به جا گذاشتن رو تمیز کنیم.

213
00:19:26,375 --> 00:19:30,958
‫من ازت می‌خوام که فوراً
‫واسه آزادی نوه‌ام پادرمیونی کنی.

214
00:19:32,375 --> 00:19:33,416
‫اشتباه می‌کنی.

215
00:19:33,416 --> 00:19:35,541
‫اون به طور غیرقانونی از خونه‌ی من برده شده.

216
00:19:35,541 --> 00:19:37,291
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

217
00:19:37,875 --> 00:19:38,916
‫کاملاً.

218
00:19:39,666 --> 00:19:41,750
‫ممکنه خودش رفته باشه؟

219
00:19:43,208 --> 00:19:46,166
‫آدمای زیادی هستن که مثل موش‌ها قایم شدن.

220
00:19:46,208 --> 00:19:47,916
‫قرار نیست چیزی رو برات توضیح بدم.

221
00:19:47,916 --> 00:19:49,500
‫تو بهتر از من می‌دونی.

222
00:19:50,958 --> 00:19:52,791
‫اما تو باید خوشحال باشی.

223
00:19:53,875 --> 00:19:55,125
‫نقشه‌تون جواب داد.

224
00:19:55,125 --> 00:19:58,833
‫همون پلیس مخفی‌ای رو داریم
‫که شما و آمریکایی‌ها پیشنهاد دادید.

225
00:19:58,875 --> 00:20:01,875
‫دزدیدن غیرنظامیان بی‌گناه
‫هیچ‌وقت بخشی از اون نقشه نبود.

226
00:20:01,875 --> 00:20:05,791
‫اگه نوه‌ات بی‌گناه باشه، هیچ اتفاقی واسش نمی‌افته.

227
00:20:09,125 --> 00:20:11,500
‫چه مزخرفاتی داری میگی؟

228
00:20:11,875 --> 00:20:15,958
‫اینکه ارتش می‌دونه چه چیزی به صلاح کشوره.

229
00:20:27,000 --> 00:20:29,333
‫سعی کردم روزایی که زندانی بودم رو بشمارم...

230
00:20:29,375 --> 00:20:30,875
‫مادربزرگ.

231
00:20:30,958 --> 00:20:34,666
‫اما خستگی و ترس حس زمان رو درونم به هم ریخت

232
00:20:34,750 --> 00:20:36,375
‫و حس مکان رو تحریف کرد.

233
00:20:46,291 --> 00:20:47,583
‫بلند شو، لعنتی.

234
00:20:55,125 --> 00:20:56,666
‫یالا! جون بکنید!

235
00:20:56,750 --> 00:20:57,750
‫زود باشید!

236
00:21:15,000 --> 00:21:17,000
‫بهتون گفته بودم آماده بیاریدش.

237
00:21:17,041 --> 00:21:20,208
‫باید همه‌چیز رو صد بار بهتون گفت!

238
00:21:20,958 --> 00:21:21,958
‫نه!

239
00:21:46,166 --> 00:21:47,291
‫ببندینش.

240
00:21:53,458 --> 00:21:55,250
‫نه، نه، نه.

241
00:21:55,375 --> 00:21:56,416
‫نه!

242
00:21:58,041 --> 00:21:59,375
‫نه!

243
00:22:03,750 --> 00:22:06,625
‫هروقت آماده‌ی حرف زدن بودی، انگشتت رو بالا بیار.

244
00:22:11,416 --> 00:22:12,750
‫آلبا،

245
00:22:13,750 --> 00:22:17,000
‫من دو هفته صبورانه منتظر موندم.

246
00:22:20,375 --> 00:22:22,833
‫می‌خوای اقامتت رو اینجا طولانی‌تر کنی؟

247
00:22:23,416 --> 00:22:27,458
‫میگل اسپینوزا کجاست؟

248
00:22:31,416 --> 00:22:33,000
‫- الو؟
‫- بابا؟

249
00:22:33,916 --> 00:22:35,541
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

250
00:22:35,541 --> 00:22:37,375
‫فکر کردم یه نفر دیگه زنگ زده.

251
00:22:37,416 --> 00:22:38,666
‫حال آلبا چطوره؟

252
00:22:38,708 --> 00:22:40,416
‫می‌خواستم باهاش حرف بزنم.

253
00:22:41,750 --> 00:22:43,416
‫اون اینجا نیست، عزیزم.

254
00:22:43,416 --> 00:22:44,458
‫چی؟

255
00:22:45,500 --> 00:22:47,208
‫بابا، چه خبره؟

256
00:22:47,291 --> 00:22:49,958
‫دو هفته‌ست که جواب تماس‌هامو نمیده.

257
00:22:49,958 --> 00:22:52,791
‫خودت که می‌شناسیش. نگران نباش.

258
00:22:55,166 --> 00:22:56,916
‫اون داره به کارای خودش می‌رسه

259
00:22:56,916 --> 00:22:58,875
‫و من نمی‌خوام دخالت کنم.

260
00:22:58,916 --> 00:23:00,666
‫نمی‌خوام بدونم داره چیکار می‌کنه.

261
00:23:00,666 --> 00:23:01,875
‫بابا، فقط...

262
00:23:03,083 --> 00:23:05,416
‫اوضاع خیلی بدتر از چیزیه که فکر می‌کردیم.

263
00:23:05,958 --> 00:23:08,166
‫هر روز داریم خبرای وحشتناکی می‌شنویم.

264
00:23:08,166 --> 00:23:10,000
‫آدمای زیادی دارن ناپدید میشن.

265
00:23:10,000 --> 00:23:13,583
‫اونا هرکسی که فکر کنن مشکوکه رو زندانی می‌کنن و...

266
00:23:13,666 --> 00:23:16,208
‫من نمی‌خوام اتفاق بدی مثل خایمه وا‌سش بیفته.

267
00:23:18,291 --> 00:23:21,333
‫لطفاً راضیش کن، و جفتتون بیاید اینجا.

268
00:23:21,416 --> 00:23:24,458
‫من و پدرو می‌خوایم که اون اینجا
‫پیش ما در امنیت باشه.

269
00:23:27,541 --> 00:23:28,541
‫مامان.

270
00:23:35,208 --> 00:23:36,291
‫آب.

271
00:23:38,000 --> 00:23:39,750
‫هنوز نمی‌تونی آب بخوری.

272
00:23:42,166 --> 00:23:44,666
‫ممکنه تشنج کنی و بمیری.

273
00:23:54,666 --> 00:23:57,416
‫آخرین کسی که انتظار داشتم اینجا ببینمش...

274
00:23:58,916 --> 00:24:00,166
‫تو بودی،

275
00:24:01,291 --> 00:24:02,416
‫کُنتس.

276
00:24:05,916 --> 00:24:08,416
‫نمی‌دونم چند وقته که اینجام،

277
00:24:09,041 --> 00:24:11,583
‫اما فکر کنم حدوداً دو هفته میشه.

278
00:24:15,958 --> 00:24:18,208
‫اونا شریکم آندرس رو هم گرفتن،

279
00:24:18,291 --> 00:24:21,458
‫چون وقتی منو می‌بردن دستشویی دیدمش.

280
00:24:21,458 --> 00:24:23,791
‫من هیچی در مورد میگل نمی‌دونم.

281
00:24:29,916 --> 00:24:30,916
‫نگاه کن.

282
00:24:42,416 --> 00:24:44,833
‫من پنج ماهه باردارم.

283
00:24:46,333 --> 00:24:48,041
‫و این بهم قدرت میده.

284
00:24:52,500 --> 00:24:53,791
‫استراحت کن.

285
00:24:55,541 --> 00:24:57,250
‫حالت خوب میشه.

286
00:24:58,750 --> 00:25:00,750
‫فردا حالت بهتر میشه.

287
00:25:02,708 --> 00:25:03,916
‫آلبا تروئبا!

288
00:25:12,291 --> 00:25:14,541
‫- ولش کن!
‫- نبرینش!

289
00:25:14,666 --> 00:25:16,958
‫- اون ضعیفه!
‫- ولش کن!

290
00:25:17,041 --> 00:25:19,291
‫- خیلی‌خب! بلند شو!
‫- آلبا!

291
00:25:19,416 --> 00:25:20,375
‫بلند شو!

292
00:25:20,458 --> 00:25:21,958
‫- نه، خواهش می‌کنم.
‫- ولش کن، لعنتی!

293
00:25:22,625 --> 00:25:23,625
‫ول کن!

294
00:25:23,625 --> 00:25:26,166
‫- ولش کن، لعنتی!
‫- نگهش دار!

295
00:25:40,166 --> 00:25:43,083
‫بهش یه آمپول بزن.
‫می‌خوام هوشیارتر باشه.

296
00:26:03,458 --> 00:26:05,750
‫اعتراف می‌کنم که دست‌کم گرفته بودمت.

297
00:26:06,375 --> 00:26:09,416
‫فکر می‌کردم خیلی زودتر از اینا وا میدی.

298
00:26:11,375 --> 00:26:13,583
‫این همون‌جاییه که من و تو شبیه همیم.

299
00:26:14,666 --> 00:26:16,958
‫تو تحمل می‌کنی که زیر پا له بشی،

300
00:26:18,625 --> 00:26:20,416
‫که باهات مثل یه سگ رفتار بشه.

301
00:26:23,541 --> 00:26:25,708
‫تو تازه داری اینو می‌فهمی.

302
00:26:27,041 --> 00:26:28,083
‫اما من...

303
00:26:38,583 --> 00:26:40,333
‫من توی این کثافت به دنیا اومدم.

304
00:26:42,958 --> 00:26:45,791
‫می‌فهمم زندگی کردن با این حس
‫که روت مُهر ناپاکی خورده باشه،

305
00:26:47,250 --> 00:26:49,041
‫چه حالی داره.

306
00:26:50,666 --> 00:26:53,916
‫و اگه به خاطر مادربزرگم نبود،
‫من امروز اینجا نبودم.

307
00:26:56,333 --> 00:26:58,041
‫چرا منو آوردی اینجا...

308
00:26:59,166 --> 00:27:00,666
‫سروان گارسیا؟

309
00:27:15,916 --> 00:27:16,916
‫سلام.

310
00:27:20,041 --> 00:27:22,458
‫می‌دونستم که منو یادت نرفته.

311
00:27:22,916 --> 00:27:24,291
‫می‌دونستم.

312
00:27:26,333 --> 00:27:27,541
‫چرا من؟

313
00:27:28,666 --> 00:27:29,958
‫مگه چیکار کردم؟

314
00:27:32,166 --> 00:27:33,291
‫تو کاری نکردی.

315
00:27:33,916 --> 00:27:36,500
‫پدربزرگم منو از اینجا می‌بره بیرون.

316
00:27:58,083 --> 00:27:59,291
‫ازش خوشت میاد؟

317
00:28:58,833 --> 00:29:00,708
‫کلارا، هر جا که هستی،

318
00:29:01,958 --> 00:29:05,291
‫میشه کمکم می‌کنی آلبا رو پیدا کنم؟

319
00:29:08,958 --> 00:29:10,791
‫ازت خواهش می‌کنم، لطفاً.

320
00:29:12,208 --> 00:29:13,541
‫جناب استبان.

321
00:29:17,166 --> 00:29:19,583
‫داشتم کل خونه رو دنبالتون می‌گشتم.

322
00:29:19,583 --> 00:29:21,666
‫انتظار نداشتم اینجا باشید.

323
00:29:24,041 --> 00:29:25,041
‫بفرمایید.

324
00:29:26,208 --> 00:29:27,666
‫این واسه شما اومده.

325
00:29:28,541 --> 00:29:30,708
‫- دیدی کی آوردش؟
‫- نه.

326
00:29:30,708 --> 00:29:32,583
‫یه نفر گذاشتش دم در.

327
00:29:36,791 --> 00:29:37,791
‫ممنون.

328
00:29:49,541 --> 00:29:52,458
‫[واسه اینکه دلتنگ نوه‌ات نشی.]

329
00:30:05,583 --> 00:30:07,375
‫ببرینش سگ‌دونی.

330
00:30:08,333 --> 00:30:09,625
‫اطاعت.

331
00:30:11,583 --> 00:30:14,333
‫نه! کمک!

332
00:30:17,750 --> 00:30:20,041
‫منو از اینجا بیارید بیرون!

333
00:30:20,666 --> 00:30:22,958
‫زمان توی سگ‌دونی مثل یک عمر گذشت.

334
00:30:24,375 --> 00:30:26,291
‫و من فقط به مردن فکر می‌کردم.

335
00:30:27,750 --> 00:30:28,750
‫هی.

336
00:30:30,166 --> 00:30:31,166
‫آب.

337
00:30:37,250 --> 00:30:38,500
‫منو بکش.

338
00:30:59,875 --> 00:31:00,875
‫آلبا.

339
00:31:06,291 --> 00:31:07,583
‫مادربزرگ؟

340
00:31:12,791 --> 00:31:14,916
‫من دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

341
00:31:17,500 --> 00:31:19,625
‫کارهای زیادی داری که انجام بدی.

342
00:31:20,500 --> 00:31:22,833
‫پس دست از دلسوزی واسه خودت بردار.

343
00:31:23,916 --> 00:31:25,958
‫آدمای زیادی هستن که نمی‌خوان ببینن

344
00:31:26,000 --> 00:31:28,875
‫دارن با تو و خیلیای دیگه چیکار می‌کنن.

345
00:31:31,083 --> 00:31:33,750
‫مهمه که کل داستان رو بگی.

346
00:31:37,875 --> 00:31:39,583
‫شروع کن به نوشتن.

347
00:31:40,000 --> 00:31:41,500
‫بهت کمک می‌کنه.

348
00:32:01,041 --> 00:32:02,041
‫مادربزرگ؟

349
00:32:28,500 --> 00:32:29,541
‫آروم باش.

350
00:32:30,750 --> 00:32:33,125
‫من نیومدم که کاری باهات بکنم.

351
00:32:34,291 --> 00:32:36,458
‫توی خونه‌ی من چه غلطی می‌کنی؟

352
00:32:36,500 --> 00:32:38,500
‫ما یه هدف مشترک داریم.

353
00:32:39,875 --> 00:32:41,083
‫نجات دادن آلبا.

354
00:32:42,916 --> 00:32:44,625
‫تو می‌دونی اون کجاست؟

355
00:32:45,625 --> 00:32:47,333
‫شما همدیگه رو می‌شناسید؟

356
00:32:50,125 --> 00:32:52,625
‫اون به خاطر تو درگیر این ماجراها شد.

357
00:32:53,000 --> 00:32:55,875
‫اگه می‌خوای کسی رو مقصر بدونی،
‫خودت صدر لیستی، سناتور.

358
00:32:55,875 --> 00:32:57,083
‫آلبا دختر مستقلیه.

359
00:32:57,083 --> 00:32:59,875
‫طوری حرف نزن که انگار من نوه‌ی خودمو نمی‌شناسم!

360
00:32:59,875 --> 00:33:01,750
‫من واسه دعوا نیومدم اینجا.

361
00:33:02,541 --> 00:33:05,958
‫اومدم اینجا چون یکی از دوستای قدیمیت
‫می‌تونه تو نجات دادنش کمکمون کنه.

362
00:33:06,250 --> 00:33:09,125
‫آدمای من همه‌جا نفوذ کردن

363
00:33:09,125 --> 00:33:12,041
‫و ما رازهای سیاستمدارها رو می‌دونیم.

364
00:33:12,125 --> 00:33:14,541
‫و حالا رازهای ارتش رو هم می‌دونیم.

365
00:33:15,041 --> 00:33:18,916
‫[هتل کریستوبال کولون]

366
00:33:25,833 --> 00:33:27,458
‫آقا تنها سفر می‌کنن؟

367
00:33:27,458 --> 00:33:29,083
‫معلومه که تنهام.

368
00:33:29,083 --> 00:33:30,500
‫کدوم اتاق رو می‌خواید؟

369
00:33:30,500 --> 00:33:32,166
‫هزار و یک شب؟ اصطبل؟

370
00:33:32,166 --> 00:33:33,916
‫می‌خوام با ترانسیتو سوتو حرف بزنم.

371
00:33:33,916 --> 00:33:37,583
‫متأسفم، ایشون با افراد عادی ملاقات نمی‌کنن،
‫فقط تأمین‌کننده‌ها.

372
00:33:37,625 --> 00:33:39,916
‫اون خیلی خوب می‌دونه من کی هستم.

373
00:33:40,250 --> 00:33:41,833
‫من سناتور استبان تروئبا هستم.

374
00:33:41,833 --> 00:33:44,250
‫- و اگه باهاش حرف نزنم...
‫- چی؟

375
00:33:44,958 --> 00:33:47,250
‫می‌خوای چیکار کنی، سناتور؟

376
00:33:49,583 --> 00:33:51,208
‫بیا تو دفترم.

377
00:34:06,583 --> 00:34:08,500
‫محشر شدی.

378
00:34:09,416 --> 00:34:11,916
‫راستش کارم خیلی گرفت، ارباب.

379
00:34:12,208 --> 00:34:15,500
‫یادته وقتی بهت گفتم که یه روز قراره پولدار بشم؟

380
00:34:15,500 --> 00:34:16,583
‫یادته؟

381
00:34:16,583 --> 00:34:18,583
‫خوشحالم که موفق شدی.

382
00:34:18,666 --> 00:34:20,125
‫دیدی؟ حق با من بود.

383
00:34:20,833 --> 00:34:25,458
‫تعاونی کارمندهای اینجا ده سال خیلی عالی کار کرد.

384
00:34:25,583 --> 00:34:27,875
‫بعد از اون مجبور شدم شغلم رو عوض کنم

385
00:34:27,958 --> 00:34:30,291
‫چون دیگه کسی به این تفریحات نیازی نداره،

386
00:34:30,333 --> 00:34:32,375
‫به‌جز ملوان‌ها و پیرمردها.

387
00:34:33,083 --> 00:34:35,500
‫حالا دیگه تفریحات ارزون شدن.

388
00:34:35,500 --> 00:34:36,916
‫باورت میشه؟

389
00:34:37,000 --> 00:34:38,708
‫تصور کن چه رقابتیه.

390
00:34:39,208 --> 00:34:41,375
‫ولی بگیر بشین.

391
00:34:44,375 --> 00:34:45,625
‫نظرت چیه؟

392
00:34:45,625 --> 00:34:50,375
‫کریستوبال کولون تبدیل شد
‫به غار ارواح گمشده و عاشقان پنهانی.

393
00:34:51,500 --> 00:34:52,708
‫و خب،

394
00:34:54,333 --> 00:34:58,583
‫بعد از کودتا، پلیس نظامی
‫چند بار به هتل یورش آورد.

395
00:34:58,583 --> 00:35:01,000
‫اما وقتی مچ آدمای خوشگذرون رو اینجا گرفتن

396
00:35:01,000 --> 00:35:04,208
‫بیشتر از یه ژنرال رو بین مشتری‌ها پیدا کردن.

397
00:35:04,500 --> 00:35:06,458
‫واسه همین دیگه مزاحمم نشدن.

398
00:35:08,833 --> 00:35:13,083
‫به خاطر همینه که من با دولت جدید
‫رابطه‌ی خیلی خوبی دارم.

399
00:35:17,833 --> 00:35:22,625
‫گمونم اومدی تا دِینی که بهت داشتم رو جبران کنم...

400
00:35:22,708 --> 00:35:24,041
‫پنجاه سال ازش می‌گذره.

401
00:35:25,000 --> 00:35:26,625
‫پنجاه سال ازش می‌گذره.

402
00:35:34,250 --> 00:35:35,250
‫آلبا.

403
00:35:36,583 --> 00:35:37,916
‫نوه‌ام.

404
00:35:38,958 --> 00:35:42,083
‫ازت خواهش می‌کنم کمکم کنی پیداش کنم.

405
00:35:44,166 --> 00:35:46,208
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

406
00:35:52,916 --> 00:35:54,625
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

407
00:35:56,750 --> 00:35:57,875
‫نگران نباش.

408
00:36:00,583 --> 00:36:02,291
‫ما اینجاییم، دوست من.

409
00:36:04,125 --> 00:36:07,500
‫دارم یه بانداژ تمیز می‌ذارم، باشه؟

410
00:36:08,375 --> 00:36:10,250
‫تو تنها نیستی. ما اینجاییم.

411
00:36:10,250 --> 00:36:11,833
‫ما مراقبتیم.

412
00:36:12,625 --> 00:36:14,000
‫تموم شد.

413
00:36:27,000 --> 00:36:28,708
‫اونا منو از پا درآوردن.

414
00:36:30,916 --> 00:36:32,916
‫یه روزی انتقام می‌گیریم.

415
00:36:42,166 --> 00:36:44,708
‫ما نمی‌تونیم تسلیم بشیم، می‌شنوی چی میگم؟

416
00:36:46,000 --> 00:36:47,000
‫نه.

417
00:36:49,166 --> 00:36:52,666
‫چون اونا هیچ‌وقت نمی‌تونستن روح این زنان

418
00:36:52,708 --> 00:36:54,625
‫و خیلی از زن‌های دیگه رو نابود کنن.

419
00:36:59,041 --> 00:37:00,291
‫آلبا تروئبا!

420
00:37:01,083 --> 00:37:02,916
‫همه، رو به دیوار!

421
00:37:03,541 --> 00:37:04,875
‫بیا بیرون.

422
00:37:04,916 --> 00:37:05,916
‫بلند شو!

423
00:37:08,750 --> 00:37:09,750
‫مراقب باش.

424
00:37:16,708 --> 00:37:18,916
‫آلبا! کجا می‌برینش؟

425
00:37:19,000 --> 00:37:20,708
‫کجا می‌برینش؟

426
00:37:22,833 --> 00:37:26,916
‫♪ و حتی اگه صدام تغییر کنه ♪

427
00:37:28,041 --> 00:37:32,666
‫♪ درونم همون‌طوری فکر می‌کنم ♪

428
00:37:33,250 --> 00:37:38,166
‫♪ راحته که ناپدید بشی ♪

429
00:37:38,250 --> 00:37:42,541
‫♪ می‌دونم که فریادم چی میگه ♪

430
00:37:42,666 --> 00:37:43,916
‫طاقت بیار، آلبا!

431
00:37:44,000 --> 00:37:45,791
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

432
00:37:45,916 --> 00:37:46,791
‫آلبا!

433
00:37:46,791 --> 00:37:48,958
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

434
00:37:49,041 --> 00:37:53,500
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

435
00:37:53,583 --> 00:37:55,541
‫♪ تعداد ما بیشتره ♪

436
00:38:08,250 --> 00:38:10,166
‫چیزی نمونده.

437
00:38:36,958 --> 00:38:38,625
‫خیلی‌خب. داریم پیاده می‌شیم.

438
00:38:38,666 --> 00:38:40,166
‫آروم باش، لعنتی.

439
00:38:40,250 --> 00:38:41,250
‫حالا بپر.

440
00:38:43,250 --> 00:38:46,791
‫برخورد ویژه به خاطر اینکه نوه‌ی سناتور هستی.

441
00:38:51,458 --> 00:38:53,500
‫یالا. زود باش، پسر.

442
00:40:09,416 --> 00:40:10,416
‫آلبا.

443
00:40:42,708 --> 00:40:44,166
‫منو ببخش.

444
00:41:08,166 --> 00:41:10,083
‫بی‌شرفا.

445
00:41:12,666 --> 00:41:14,916
‫اتاق مادربزرگت رو آماده کردم.

446
00:41:22,500 --> 00:41:24,458
‫تا بتونی حس نزدیکی بهش داشته باشی.

447
00:41:44,833 --> 00:41:46,916
‫نمی‌دونم چقدر طول کشید

448
00:41:46,916 --> 00:41:49,000
‫تا دفتر خاطرات مادربزرگم رو بخونم.

449
00:41:54,416 --> 00:41:57,083
‫اولش حواسم از دردی که داشتم پرت شد،

450
00:42:00,083 --> 00:42:04,083
‫و کم‌کم حس کردم دارم
‫یه پازل بزرگ رو کنار هم می‌چینم...

451
00:42:09,250 --> 00:42:12,916
‫که توش هر کدوم از تکه‌ها جای مشخصی داشتن،

452
00:42:12,958 --> 00:42:15,791
‫و هیچ‌کدومشون بدون اون یکی وجود نداشت.

453
00:42:22,916 --> 00:42:26,500
‫قبل از چیدن همه‌شون، به نظر غیرقابل‌فهم میومد.

454
00:42:26,583 --> 00:42:29,125
‫اما می‌دونستم که اگه بتونم تمومش کنم،

455
00:42:29,125 --> 00:42:31,250
‫می‌تونم معنی هر کدومشون رو بفهمم.

456
00:42:37,416 --> 00:42:39,666
‫چیزی که هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کردم

457
00:42:39,708 --> 00:42:44,041
‫این بود که تکه‌های حیاتی پازل
‫واسه درک واژگونی سرنوشت من

458
00:42:44,041 --> 00:42:46,125
‫به اقدامات پدربزرگم مربوط بود.

459
00:42:46,166 --> 00:42:48,208
‫آلبا، عشقم، لطفاً در رو باز کن.

460
00:42:52,416 --> 00:42:54,625
‫دخترم، می‌دونم که دلت نمی‌خواد حرف بزنی،

461
00:42:54,625 --> 00:42:56,208
‫اما مادرت پشت خطه.

462
00:42:56,208 --> 00:42:58,791
‫نمی‌دونم چه بهونه‌ای براش بیارم.

463
00:43:11,791 --> 00:43:14,000
‫- بذار بیام داخل.
‫- نــه!

464
00:43:48,416 --> 00:43:50,083
‫نـــه!

465
00:44:22,416 --> 00:44:25,000
‫دیگه هیچ‌وقت اون آهنگ رو نذار.

466
00:44:25,083 --> 00:44:26,291
‫فرزندم.

467
00:44:27,583 --> 00:44:28,750
‫پانچا گارسیا.

468
00:44:32,666 --> 00:44:33,708
‫چی شده؟

469
00:44:36,666 --> 00:44:38,666
‫پانچا گارسیا کی بود؟

470
00:44:43,583 --> 00:44:46,166
‫اون یکی از اجاره‌نشین‌های لاس ترس ماریاس بود.

471
00:44:46,208 --> 00:44:47,333
‫و دیگه چی؟

472
00:44:47,708 --> 00:44:50,666
‫من چه می‌دونم؟
‫اونم مثل بقیه‌شون کار می‌کرد.

473
00:44:50,666 --> 00:44:53,333
‫نمی‌دونم. متوجه نمیشم، عزیزم.

474
00:44:53,666 --> 00:44:54,958
‫تو بهش تعرض کردی.

475
00:44:57,791 --> 00:44:59,166
‫پانچا یه پسر داشت.

476
00:45:00,166 --> 00:45:01,833
‫اسمش استبان بود.

477
00:45:09,041 --> 00:45:10,333
‫اون پسر تو بود.

478
00:45:12,083 --> 00:45:13,958
‫و بعدش نوه‌دار شدی.

479
00:45:15,583 --> 00:45:17,000
‫اسم اونم استبانه.

480
00:45:17,000 --> 00:45:18,958
‫سروان گارسیا، یادت میاد؟

481
00:45:20,666 --> 00:45:22,958
‫تو بهش کمک کردی تا پلیس بشه.

482
00:45:34,500 --> 00:45:37,750
‫نوه‌ت انتقام مادربزرگش رو گرفت.

483
00:45:49,916 --> 00:45:53,000
‫آلبا! آلبا، عشقم، حالت خوبه؟

484
00:45:53,708 --> 00:45:56,583
‫حالا دارم از همه چیز سر درمیارم.

485
00:45:56,583 --> 00:45:58,500
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

486
00:45:58,583 --> 00:46:01,250
‫چرا این همه چیز رو ازم مخفی کردی؟

487
00:46:03,083 --> 00:46:06,500
‫منو ببخش. خیلی دلم می‌خواست
‫زمان رو به عقب برگردونم.

488
00:46:06,583 --> 00:46:08,416
‫تقصیر تو نبود، مامان.

489
00:46:10,416 --> 00:46:11,750
‫خیلی متأسفم.

490
00:46:13,166 --> 00:46:16,250
‫حالا همه‌چیز رو می‌دونم،
‫چیزایی که مجبور شدی تحملشون کنی.

491
00:46:18,958 --> 00:46:22,333
‫آلبا، عزیزم، چی شده؟

492
00:46:27,666 --> 00:46:32,750
‫موسیقی تو روح خیلی از همرزم‌ها رو
‫زنده نگه می‌داره، بابا.

493
00:46:36,666 --> 00:46:38,333
‫مراقب خودت باش.

494
00:46:38,666 --> 00:46:41,458
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام
‫اینه که مراقب خودت باشی.

495
00:46:41,458 --> 00:46:42,458
‫باشه؟

496
00:46:44,916 --> 00:46:46,291
‫تو یه بار بهم گفتی

497
00:46:47,166 --> 00:46:50,416
‫که همیشه یه راهی واسه
‫انجام کاری که می‌خوای بکنی وجود داره.

498
00:46:50,708 --> 00:46:52,458
‫حالا می‌دونم که چی می‌خوام.

499
00:46:53,416 --> 00:46:55,083
‫خیلی دوستت دارم.

500
00:47:13,000 --> 00:47:16,041
‫زمان زیادی طول نکشید تا مرگ سراغ پدربزرگم بیاد.

501
00:47:16,250 --> 00:47:19,250
‫نفرین خواهرش، فرولا، به حقیقت پیوست.

502
00:47:19,500 --> 00:47:23,291
‫بدنش همراه با روحش چروکیده شد.

503
00:47:23,916 --> 00:47:27,541
‫و با اینکه من نزدیکش بودم، تنها مُرد،

504
00:47:27,625 --> 00:47:30,333
‫به امید دیدار کلارای عزیزش.

505
00:47:37,000 --> 00:47:39,375
‫مادربزرگم باور داشت که سرنوشت

506
00:47:39,375 --> 00:47:41,250
‫قبل از تولدمون نوشته شده،

507
00:47:41,291 --> 00:47:44,750
‫واسه همین گمونم هیچ‌کدوم
‫از این اتفاقات تصادفی نبود.

508
00:47:44,791 --> 00:47:48,208
‫و اینکه حتی استبان گارسیا بخشی از این نقاشیه.

509
00:47:50,875 --> 00:47:53,333
‫این یه خط زمخت و کجه،

510
00:47:53,333 --> 00:47:55,500
‫اما هیچ ضرب قلمی بی‌فایده نیست.

511
00:48:01,750 --> 00:48:03,125
‫روزی که پدربزرگم

512
00:48:03,125 --> 00:48:07,125
‫اون بلا رو سر مادربزرگش، پانچا گارسیا
‫کنار رودخونه آورد،

513
00:48:07,500 --> 00:48:11,791
‫یه حلقه‌ی دیگه به زنجیره‌ی اتفاقاتی
‫که باید رخ می‌دادن اضافه کرد.

514
00:48:20,750 --> 00:48:22,500
‫وقتی توی سگ‌دونی بودم

515
00:48:22,583 --> 00:48:25,250
‫دلم می‌خواست سروان گارسیا رو
‫شکست‌خورده مقابل خودم ببینم،

516
00:48:25,250 --> 00:48:28,125
‫و انتقام تمام کسایی رو بگیرم که باید گرفته می‌شد.

517
00:48:30,333 --> 00:48:33,416
‫اما الان می‌خوام فکر کنم که
‫هدف و ماموریتم توی زندگی،

518
00:48:33,750 --> 00:48:36,333
‫طولانی کردن کینه نیست،

519
00:48:36,791 --> 00:48:39,125
‫بلکه فقط پر کردن این صفحاته.

520
00:48:55,166 --> 00:48:58,250
‫من تمام اتاق‌های طبقه‌ی بالا رو تمیز کردم.

521
00:48:58,333 --> 00:49:00,916
‫آماده‌ی پذیرایی از مهمون‌ها هستیم.

522
00:49:01,000 --> 00:49:02,000
‫ممنون.

523
00:49:02,625 --> 00:49:05,125
‫- ممنون، راکل.
‫- خواهش می‌کنم.

524
00:49:05,250 --> 00:49:08,833
‫بعضی وقتا حس می‌کنم که قبلاً اینا رو زندگی کردم،

525
00:49:09,750 --> 00:49:12,833
‫و اینکه همین جملات رو دقیقاً نوشتم.

526
00:49:13,625 --> 00:49:15,916
‫اما می‌فهمم که این من نیستم...

527
00:49:19,875 --> 00:49:21,625
‫بلکه یه زن دیگه‌ست

528
00:49:21,750 --> 00:49:25,458
‫و اون رازهایی رو که هیچ‌کس
‫جرئت گفتنش رو نداشت به زبون آورده.

529
00:50:32,708 --> 00:50:35,500
‫مادربزرگم دفترچه‌های خاطراتش رو واسم گذاشت

530
00:50:35,500 --> 00:50:37,458
‫تا سال‌ها بعد،

531
00:50:38,333 --> 00:50:42,500
‫همراه با مُرده‌ها و ناپدیدشده‌هایی
‫که دوباره توی این خونه ساکن شدن،

532
00:50:42,833 --> 00:50:45,666
‫بتونم این داستان رو از نو بسازم.

533
00:50:46,083 --> 00:50:47,375
‫داستان ما رو.

534
00:50:50,750 --> 00:50:55,750
‫«ترجمه از حـامـد»

535
00:50:57,791 --> 00:51:01,750
‫«پایان فصل اول»