1
00:00:11,708 --> 00:00:14,708
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:14,916 --> 00:00:15,916
‫آب.

3
00:00:22,875 --> 00:00:23,916
‫خاک.

4
00:00:31,041 --> 00:00:32,041
‫آتش.

5
00:00:38,875 --> 00:00:39,875
‫باد.

6
00:00:48,791 --> 00:00:52,750
‫خیلی وقت پیش، هر چهار ملت 
‫در صلح و صفا کنار هم زندگی می‌کردن.

7
00:00:54,375 --> 00:00:57,250
‫تا اینکه با حملۀ ملت آتش، همه‌چیز عوض شد.

8
00:01:00,875 --> 00:01:02,375
‫فقط آواتار...

9
00:01:04,000 --> 00:01:07,000
‫که بر هر چهار عنصر مسلطه، 
‫می‌تونست جلوشون رو بگیره.

10
00:01:10,125 --> 00:01:12,500
‫اما درست وقتی که دنیا بیشتر از همیشه بهش نیاز داشت،

11
00:01:12,625 --> 00:01:14,000
‫غیبش زد.

12
00:01:15,041 --> 00:01:16,416
‫صد سال گذشت

13
00:01:16,500 --> 00:01:18,916
‫و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم؛

14
00:01:19,416 --> 00:01:20,875
‫یه بادافزار به اسم آنگ.

15
00:01:21,625 --> 00:01:24,125
‫از وقتی که قبیلۀ آب شمالی رو نجات دادیم،

16
00:01:24,166 --> 00:01:26,875
‫آنگ یاد گرفته که آب‌افزار خیلی خوبی باشه.

17
00:01:28,000 --> 00:01:30,500
‫حالا فقط دوتا عنصر دیگه مونده که 
‫باید روشون تسلط پیدا کنه:

18
00:01:31,250 --> 00:01:32,250
‫خاک...

19
00:01:32,791 --> 00:01:34,166
‫و آتش.

20
00:01:35,916 --> 00:01:39,541
‫ولی هر چی ملت آتش 
‫جاهای بیشتری از دنیا رو فتح می‌کنه،

21
00:01:39,583 --> 00:01:41,875
‫وقت ما هم برای مقاومت در برابرشون، کمتر می‌شه.

22
00:01:42,625 --> 00:01:44,750
‫با اینکه هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیره،

23
00:01:45,291 --> 00:01:49,250
‫ولی ما باور داریم که آنگ می‌تونه دنیا رو نجات بده.

24
00:02:08,166 --> 00:02:10,000
‫پاشو. باید به راهمون ادامه بدیم.

25
00:02:10,125 --> 00:02:11,416
‫فایده‌ای نداره.

26
00:02:12,125 --> 00:02:14,166
‫خب، می‌دونم درد داری،

27
00:02:14,250 --> 00:02:15,916
‫ولی باید به راهمون ادامه بدیم.

28
00:02:17,000 --> 00:02:20,125
‫از اون‌ور سربازها دارن با سرعت میان.

29
00:02:20,250 --> 00:02:23,500
‫از این‌ور هم جنگجوهای کیوشی
‫میان تا ما رو از اینجا ببرن.

30
00:02:23,625 --> 00:02:25,625
‫کسی قرار نیست بیاد نجاتمون بده.

31
00:02:27,291 --> 00:02:28,791
‫اصلاً برای چی فرار کردیم؟

32
00:02:30,000 --> 00:02:31,500
‫می‌سوختیم که زودتر تموم می‌شد.

33
00:02:33,875 --> 00:02:36,541
‫کسی نمیاد.

34
00:02:41,208 --> 00:02:42,625
‫پس خودمون خودمونو نجات می‌دیم.

35
00:02:43,875 --> 00:02:46,625
‫اگه بخوان منو بکُشن، راحت تسلیم نمی‌شم.

36
00:02:46,666 --> 00:02:50,000
‫سرپا و در حال جنگیدن می‌میرم، تو هم همین‌طور.

37
00:03:26,500 --> 00:03:27,500
‫یاه!

38
00:04:22,958 --> 00:04:24,916
‫وقت رفتنه. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

39
00:04:38,666 --> 00:04:39,666
‫آه!

40
00:05:23,000 --> 00:05:24,000
‫اوناهاش!

41
00:05:24,875 --> 00:05:26,000
‫بگیرینش!

42
00:05:36,916 --> 00:05:38,166
‫هی، کله‌آتیشی!

43
00:05:53,166 --> 00:05:54,375
‫هان؟

44
00:06:08,125 --> 00:06:09,250
‫چیزی گم کردی؟

45
00:06:11,541 --> 00:06:13,750
‫آره، حساب پیروزی‌های زیادم از دستم در رفته
‫و گمش کردم.

46
00:06:42,375 --> 00:06:43,958
‫می‌خوای کمکم کنی شفاش بدیم؟

47
00:06:47,250 --> 00:06:48,916
‫بالأخره که باید یاد بگیری.

48
00:07:14,250 --> 00:07:15,625
‫باورم نمی‌شه.

49
00:07:16,750 --> 00:07:18,250
‫حسابی استراحت کن، خب؟

50
00:07:19,416 --> 00:07:21,375
‫تا وقتی این جنگ تموم نشده، نه.

51
00:07:45,500 --> 00:07:47,333
‫واقعاً خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم.

52
00:07:47,375 --> 00:07:48,625
‫دقیقاً.

53
00:07:48,750 --> 00:07:50,750
‫مثل جَوونۀ بامبو قد کشیدی.

54
00:07:51,500 --> 00:07:53,000
‫- تو بلندتر...
‫- بلندترم؟

55
00:07:55,166 --> 00:07:56,541
‫نه.

56
00:07:56,625 --> 00:07:57,791
‫- هی.
‫- هوم؟

57
00:07:57,875 --> 00:07:59,125
‫خوب ترکوندی‌شون.

58
00:07:59,166 --> 00:08:00,625
‫- برو بابا!
‫- نه؟

59
00:08:11,750 --> 00:08:13,916
‫باورت نمی‌شه چقدر از دیدنت خوشحالم.

60
00:08:17,125 --> 00:08:18,291
‫از دیدن همه‌تون!

61
00:08:18,375 --> 00:08:20,541
‫اینجا تو سرزمین خاک چی‌کار می‌کنین؟

62
00:08:21,041 --> 00:08:23,791
‫اومدم مربیِ خاک‌افزاریم رو نجات بدم.

63
00:08:23,916 --> 00:08:27,125
‫- می‌دونی بومی رو کجا نگه می‌دارن؟
‫- آره.

64
00:08:27,666 --> 00:08:30,541
‫توی یه برج فلزی زندانیه. توی اوماشو.

65
00:08:31,041 --> 00:08:32,875
‫نمی‌تونه با خاک‌افزاری از اونجا بیاد بیرون.

66
00:08:32,916 --> 00:08:35,541
‫برام مهم نیست. من باید خاک‌افزاری یاد بگیرم.

67
00:08:36,250 --> 00:08:38,041
‫و دوستم رو نجات می‌دم.

68
00:08:50,041 --> 00:08:54,750
‫[قسمت اول: یه جای امن]

69
00:09:26,791 --> 00:09:27,625
‫هی!

70
00:09:27,666 --> 00:09:28,750
‫وایستا!

71
00:09:29,666 --> 00:09:31,916
‫شرط می‌بندم یکی‌تون کلید اینو داره، نه؟

72
00:09:50,250 --> 00:09:51,250
‫آنگ!

73
00:09:52,000 --> 00:09:53,875
‫نباید می‌اومدی اینجا.

74
00:09:54,041 --> 00:09:55,250
‫بومی، پیدات کردم!

75
00:09:55,375 --> 00:09:58,916
‫تو معمولاً بین دیدارهات یه قرن فاصله میندازی. 
‫این... این یکی خیلی زود بود.

76
00:09:59,625 --> 00:10:02,166
‫آثار پیری داره خودشو نشون می‌ده.

77
00:10:02,250 --> 00:10:05,875
‫به گمونم آثار خیلی چیزها داره روت معلوم می‌شه؛
‫ستاره‌ها، سیاره‌ها و این‌جور چیزها.

78
00:10:06,500 --> 00:10:08,250
‫خیلی‌خب. بیا بریم.

79
00:10:08,375 --> 00:10:10,875
‫اول بهم خاک‌افزاری یاد می‌دی.
‫بعدش با فرمانروای آتش می‌جنگیم.

80
00:10:10,916 --> 00:10:12,125
‫نه!

81
00:10:12,791 --> 00:10:15,291
‫نه! من خیلی سرم شلوغه.

82
00:10:15,875 --> 00:10:17,916
‫بومی، الان... الان وقت شوخی نیست.

83
00:10:18,000 --> 00:10:20,750
‫درسته. الان وقتشه که بری.

84
00:10:20,791 --> 00:10:21,875
‫فوراً!

85
00:10:22,000 --> 00:10:24,541
‫می‌خوای همین‌جا بمونی؟

86
00:10:24,625 --> 00:10:26,666
‫برای همین تسلیم شدم دیگه.

87
00:10:27,750 --> 00:10:28,750
‫گفتی چی‌کار کردی؟

88
00:10:29,375 --> 00:10:31,291
‫وقتی من رفتم، داشتی می‌جنگیدی.

89
00:10:31,375 --> 00:10:34,625
‫حالا اوماشو داغون شده 
‫و مردمت آواره و سرگردونن.

90
00:10:34,750 --> 00:10:36,541
‫چی‌کار کردی؟

91
00:10:37,125 --> 00:10:38,375
‫هیچ‌کار!

92
00:10:39,000 --> 00:10:40,291
‫هیچ‌کاری نکردم.

93
00:10:40,375 --> 00:10:44,875
‫و این سخت‌ترین کاری بود که تو عمرم کردم.

94
00:10:46,875 --> 00:10:48,166
‫می‌تونستم وارد پیکار جنگ بشم

95
00:10:48,250 --> 00:10:52,125
‫و مردمم هم دنبالم می‌اومدن و به‌خاطرش کشته می‌شدن.

96
00:10:52,666 --> 00:10:56,791
‫برای نجاتشون، هیچ‌کاری نکردم.

97
00:10:58,791 --> 00:11:00,125
‫می‌فهمی؟

98
00:11:01,333 --> 00:11:05,333
‫باید همه‌چیز رو حس می‌کردم

99
00:11:05,375 --> 00:11:08,500
‫تا بتونم هیچ‌چیزی رو حس نکنم،

100
00:11:08,625 --> 00:11:13,125
‫که این خودش نکتۀ کلیدی 
‫برای حس کردن همه‌چیزه.

101
00:11:15,291 --> 00:11:19,125
‫از «جینگ» چی می‌دونی، هوم؟

102
00:11:21,000 --> 00:11:23,575
‫راهب‌ها می‌گفتن انرژی‌ایه که برای جنگیدن استفاده می‌شه.

103
00:11:23,625 --> 00:11:26,575
‫جینگِ مثبت برای وقتیه که حمله می‌کنی. 
‫و جینگِ منفی برای وقتیه که عقب‌نشینی می‌کنی.

104
00:11:26,625 --> 00:11:30,916
‫- که الان دقیقاً باید همین کار رو بکنیم.
‫- جینگ خنثی چی؟

105
00:11:32,125 --> 00:11:33,625
‫مگه سه نوع جینگ داریم؟

106
00:11:33,750 --> 00:11:36,375
‫۸۵ نوع جینگ مختلف وجود داره.

107
00:11:36,500 --> 00:11:39,000
‫«مومو» همه‌شون رو بلده. سلام.

108
00:11:41,750 --> 00:11:44,375
‫آدما هر روز از جینگ استفاده می‌کنن 
‫ولی خودشون هم خبر ندارن،

109
00:11:44,416 --> 00:11:49,041
‫اما تو باید مطلع و باخبر باشی، آنگ.

110
00:11:49,125 --> 00:11:52,125
‫باید روی جینگ خنثی مسلط بشی

111
00:11:52,250 --> 00:11:55,125
‫تا بتونی خاک‌افزاری یاد بگیری.

112
00:11:55,666 --> 00:11:57,541
‫روی جینگ خنثی مسلط بشم؟

113
00:11:58,041 --> 00:11:59,791
‫یعنی تسلط روی هیچ‌کاری نکردن؟

114
00:11:59,875 --> 00:12:01,375
‫شاید این‌طوری به نظر بیاد،

115
00:12:01,500 --> 00:12:04,416
‫ولی در واقع یعنی: 
‫صبر کنی و گوش بدی...

116
00:12:04,500 --> 00:12:06,250
‫تا زمان مناسب...

117
00:12:06,916 --> 00:12:08,458
‫برای ضربه زدن فرا برسه.

118
00:12:09,041 --> 00:12:12,666
‫ولی... ولی الان... الان همون زمان مناسبه.

119
00:12:13,291 --> 00:12:16,875
‫با من بیا، 
‫می‌تونیم با هم فرمانروای آتش رو شکست بدیم.

120
00:12:17,000 --> 00:12:18,125
‫خواهش می‌کنم، بومی.

121
00:12:18,875 --> 00:12:20,500
‫تو قدیمی‌ترین دوستمی. فقط...

122
00:12:23,041 --> 00:12:24,041
‫فقط...

123
00:12:25,541 --> 00:12:26,750
‫فقط مربی‌م باش.

124
00:12:27,375 --> 00:12:30,250
‫کسی مربی تو می‌شه
‫که استاد جینگ خنثی باشه.

125
00:12:31,916 --> 00:12:35,000
‫مربی‌ای که صبر می‌کنه و گوش می‌ده.

126
00:12:36,291 --> 00:12:39,916
‫شاید یه دوست جدید باشه.

127
00:12:41,750 --> 00:12:43,291
‫باید بری، آنگ.

128
00:12:44,500 --> 00:12:46,666
‫نگهبان‌ها به‌زودی شیفتشون عوض می‌شه.

129
00:12:47,500 --> 00:12:50,700
‫اگه پیدات کنن، کل وقت‌های دنیا

130
00:12:50,750 --> 00:12:55,250
‫یهو برات تموم می‌شه.

131
00:12:57,125 --> 00:12:59,791
‫یه وقت دیگه می‌بینمت، دوست من.

132
00:13:10,416 --> 00:13:11,416
‫چی شده؟

133
00:13:13,541 --> 00:13:14,750
‫هوم.

134
00:13:14,875 --> 00:13:16,625
‫هوم. هان.

135
00:13:16,666 --> 00:13:18,166
‫وقت چاییه؟

136
00:13:37,875 --> 00:13:39,250
‫ممنون.

137
00:13:39,750 --> 00:13:42,250
‫- این ‌بارون حس معرکه‌ای داره، نه؟
‫- اوهوم.

138
00:13:50,875 --> 00:13:52,541
‫باید تندتر راه بری، عمو.

139
00:13:52,625 --> 00:13:55,666
‫ولی اگه عجله کنم،
‫عطر پوست میوه‌ها رو که توی نسیم پیچیده، از دست می‌دم،

140
00:13:55,750 --> 00:13:59,250
‫یا این گِل‌های نرمی که می‌شینه لای چروک‌های پوستم.

141
00:14:00,541 --> 00:14:03,916
‫هر بار که به یکی کمک می‌کنی، کیسۀ خودت خالی‌تر می‌شه.

142
00:14:04,750 --> 00:14:06,916
‫این خیلی طرز نگاه وحشتناکی به دنیاست.

143
00:14:08,125 --> 00:14:10,500
‫دنیا وحشتناکه.

144
00:14:11,250 --> 00:14:14,125
‫اینجا... این مکان وحشتناکه.

145
00:14:14,250 --> 00:14:16,375
‫سیب‌زمینی‌های ملونی، وحشتناکن.

146
00:14:19,916 --> 00:14:22,416
‫می‌دونی، ما اولش با چیدن سیب‌زمینی ملونی شروع کردیم.

147
00:14:23,125 --> 00:14:25,416
‫بعد شد کلم‌پیچ و گوجه.

148
00:14:25,500 --> 00:14:27,625
‫بعدش ماش و آلوی فلفلی و کاهوپیچ.

149
00:14:27,666 --> 00:14:31,625
‫و الان دوباره برگشتیم سر همون سیب‌زمینی‌های ملونی.

150
00:14:34,500 --> 00:14:36,416
‫تا کِی می‌تونیم این کار رو ادامه بدیم؟

151
00:14:37,125 --> 00:14:39,500
‫مثل فراری‌ها قایم شدیم.

152
00:14:42,750 --> 00:14:45,041
‫ما فراری هستیم دیگه.

153
00:15:07,125 --> 00:15:08,500
‫چی می‌خوای بگی؟

154
00:15:09,250 --> 00:15:12,375
‫حقیقت رو، 
‫چون خودش همه‌چیز رو می‌دونه.

155
00:15:12,416 --> 00:15:15,125
‫حقیقت قابل تفسیره.

156
00:15:22,666 --> 00:15:26,500
‫ژنرال لی، وضعیت متصرّفات ما در سرزمین خاک چطوره؟

157
00:15:26,541 --> 00:15:29,625
‫بعد از فتح درخشان شاهدخت آزولا

158
00:15:29,750 --> 00:15:31,375
‫در شهر «اوزای نو»،

159
00:15:31,416 --> 00:15:33,866
‫درگیری‌های جزئی هنوز ادامه داره.

160
00:15:33,916 --> 00:15:35,250
‫درگیری‌های جزئی؟

161
00:15:36,625 --> 00:15:39,875
‫تلفات می‌دیم، فرمانروای والامقام آتش.

162
00:15:40,000 --> 00:15:41,250
‫کلمات قشنگی بود.

163
00:15:41,291 --> 00:15:44,500
‫برای آخرین کلمات یه آدم،
‫به اندازۀ کافی قشنگ بود.

164
00:15:44,541 --> 00:15:47,791
‫ژنرال، از فرماندهی خلع می‌شید.

165
00:15:48,291 --> 00:15:50,500
‫شما هم همین‌طور، دریاسالار کاگا.

166
00:15:50,625 --> 00:15:53,541
‫و این یکی اصلاً قابل تفسیر نیست.

167
00:15:55,375 --> 00:15:57,375
‫اطاعت می‌شه.

168
00:16:06,250 --> 00:16:11,041
‫زیرزمین برای دوتا زندانبان جدید جا باز کنید.

169
00:16:11,083 --> 00:16:12,200
‫شاهدخت آزولا،

170
00:16:12,250 --> 00:16:15,875
‫این خاندان همیشه از خِرَد فرزندان دومش بهره‌مند بوده.

171
00:16:16,750 --> 00:16:18,250
‫حالا نوبت توئه.

172
00:16:19,125 --> 00:16:22,916
‫با اینکه ژنرال یه کارزار جنگ کُند و سنگین
‫راه انداخته بود

173
00:16:23,000 --> 00:16:25,625
‫و در بیابان‌های سرزمین خاک گیر کرده بود...

174
00:16:26,000 --> 00:16:27,750
‫جنگ زمینی توی سرزمین خاک.

175
00:16:27,791 --> 00:16:29,283
‫همون اشتباه قدیمی.

176
00:16:29,333 --> 00:16:32,666
‫نیروهای من با استفاده از خاک‌افزارهای زندانی،

177
00:16:32,750 --> 00:16:35,125
‫به سرعت در منطقه پیشروی کردن.

178
00:16:35,791 --> 00:16:39,375
‫به‌زودی در موقعیتی قرار می‌گیریم

179
00:16:39,500 --> 00:16:44,250
‫که می‌تونیم توپخانۀ سنگین رو 
‫مستقیماً از کِشتی‌هامون در دریا، بیاریم روی خشکی

180
00:16:44,750 --> 00:16:46,125
‫و تا داخل خاکشون ببریم.

181
00:16:46,750 --> 00:16:49,250
‫تصمیم واگذاری فرماندهی عملیات اوماشو به تو...

182
00:16:49,291 --> 00:16:51,375
‫هنوز هم داره ثمره می‌ده.

183
00:16:52,875 --> 00:16:57,625
‫بعدش... قلب سرزمین خاک رو
‫از جا درمیاریم و فتحش می‌کنیم.

184
00:16:58,250 --> 00:17:00,500
‫همون شهری که بهش می‌گن نفوذناپذیر.

185
00:17:00,625 --> 00:17:02,416
‫اون کلان‌شهر بی‌دروپیکر.

186
00:17:02,500 --> 00:17:05,875
‫مرکز قدرت خاک‌افزاری.

187
00:17:06,875 --> 00:17:08,541
‫باسینگ‌سی...

188
00:17:09,625 --> 00:17:10,450
‫سقوط خواهد کرد.

189
00:17:10,500 --> 00:17:12,500
‫حتی اژدهای غرب هم موفق نشده فتحش کنه.

190
00:17:12,541 --> 00:17:14,625
‫دیگه کسی تاریخ نمی‌خونه؟

191
00:17:14,750 --> 00:17:19,041
‫آخرین محاصرۀ باسینگ‌سی یه شکست مفتضحانه بود.

192
00:17:19,666 --> 00:17:23,125
‫از همون مرحلۀ برنامه‌ریزی 
‫محکوم به شکست بود و در مرحلۀ اجرا هم

193
00:17:23,250 --> 00:17:25,666
‫توسط ژنرال آیروِ خائن رها شد.

194
00:17:26,625 --> 00:17:29,416
‫و تو چطور می‌خوای 
‫کاری رو بکنی که تا حالا انجام نشده؟

195
00:17:31,291 --> 00:17:33,416
‫با استفاده از چیزهایی که از شما یاد گرفتم

196
00:17:34,500 --> 00:17:35,875
‫و تقویت و بهبودشون.

197
00:17:38,125 --> 00:17:42,875
‫یه لشکر بزرگ بیرون دیوارهای قلعه جمع می‌کنیم،

198
00:17:42,916 --> 00:17:46,625
‫و با تانک‌های مته‌دار و بالن‌های جنگی 
‫حواس‌شون رو پرت می‌کنیم.

199
00:17:46,666 --> 00:17:49,041
‫بعد، از زیرزمین حمله می‌کنیم.

200
00:17:50,000 --> 00:17:52,791
‫زندانی‌های خاک‌افزار من از زیر دیوارها تونل می‌زنن،

201
00:17:52,833 --> 00:17:56,541
‫و نیروهای ما شهر رو از درون ویران می‌کنن.

202
00:17:56,625 --> 00:17:58,416
‫اصلاً نمی‌فهمن از کجا خوردن.

203
00:18:00,291 --> 00:18:04,000
‫فقط سه نفر توی دنیا هستن

204
00:18:04,625 --> 00:18:06,791
‫که قدرت تعیین آیندۀ این جهان رو دارن.

205
00:18:07,291 --> 00:18:09,791
‫شما فرمانروای آتش،

206
00:18:10,541 --> 00:18:11,625
‫آواتار،

207
00:18:12,541 --> 00:18:13,750
‫و امپراتور خاک.

208
00:18:14,375 --> 00:18:19,000
‫این نقشه امپراتور خاک رو از سر راه برمی‌داره.
‫و قدرت شما هم بیشتر و بیشتر می‌شه.

209
00:18:19,625 --> 00:18:21,791
‫فقط منتظر اجازۀ شما هستم تا شروع کنم.

210
00:18:24,916 --> 00:18:28,125
‫این استراتژی به‌قدری بی‌نقصه 
‫که انگار خودم برنامه‌ریزی‌ش کردم...

211
00:18:31,000 --> 00:18:32,750
‫البته وقتی هم‌سن‌و‌سال تو بودم.

212
00:18:34,291 --> 00:18:35,500
‫موافقت می‌شه.

213
00:18:37,041 --> 00:18:41,866
‫تحت فرماندهی یه نابغۀ بااستعداد

214
00:18:41,916 --> 00:18:42,875
‫و پرافتخار

215
00:18:43,000 --> 00:18:46,250
‫از این نسل جوان و چابک.

216
00:18:50,625 --> 00:18:51,916
‫ژنرال تران!

217
00:18:58,750 --> 00:19:00,333
‫سپاسگزارم، فرمانروای آتش اوزای.

218
00:19:00,750 --> 00:19:05,041
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا اعتمادی که
‫به من کردید رو ده‌برابر جبران کنم.

219
00:19:06,250 --> 00:19:07,625
‫برای شعلۀ جاودان.

220
00:19:08,541 --> 00:19:09,833
‫مرخصید!

221
00:19:18,000 --> 00:19:19,000
‫آزولا.

222
00:19:22,125 --> 00:19:23,908
‫می‌دونم از تصمیمم

223
00:19:23,958 --> 00:19:27,875
‫برای واگذاری فرماندهی مأموریتت
‫به ژنرال تران، دلخور شدی.

224
00:19:29,250 --> 00:19:31,750
‫راحت حرفت رو بزن.

225
00:19:33,125 --> 00:19:35,166
‫مطمئن باشید به قدرت تصمیم‌گیری‌تون اعتماد دارم.

226
00:19:36,166 --> 00:19:39,416
‫تو واقعاً خون اجدادت رو در رگ‌هات داری.

227
00:19:40,250 --> 00:19:42,791
‫می‌خوای بجنگی و فتح کنی.

228
00:19:43,500 --> 00:19:45,666
‫ولی برای تو یه مأموریت ویژه دارم.

229
00:19:46,875 --> 00:19:49,666
‫خب پدر، باسینگ‌سی رو که دادین به تران.

230
00:19:49,750 --> 00:19:52,625
‫اوماشو رو هم که نمی‌تونم دوباره فتح کنم،
‫پس خواسته‌تون چیه؟

231
00:19:52,750 --> 00:19:55,000
‫برادرت، زوکو.

232
00:19:56,791 --> 00:19:58,250
‫زوکو مُرده.

233
00:20:00,666 --> 00:20:02,000
‫توی شمال مُرد،

234
00:20:02,625 --> 00:20:06,625
‫بعد از اینکه خائن شد 
‫و به دریاسالار ژائو حمله کرد.

235
00:20:08,541 --> 00:20:11,950
‫حتی اگه زنده هم باشه،
‫شما خودتون اونو جنایتکار جنگی اعلام کردین.

236
00:20:12,000 --> 00:20:14,291
‫ولی تصمیم گرفتم عفوِش کنم.

237
00:20:15,125 --> 00:20:16,916
‫زوکو زنده‌ست

238
00:20:17,625 --> 00:20:20,625
‫و یه گوشۀ دورافتاده از سرزمین خاک قایم شده.

239
00:20:22,541 --> 00:20:24,375
‫می‌خوام پیداش کنی.

240
00:20:26,750 --> 00:20:28,041
‫پیداش کنم؟

241
00:20:29,750 --> 00:20:30,916
‫بعدش چی؟

242
00:20:30,958 --> 00:20:32,250
‫بیارش خونه.

243
00:20:34,125 --> 00:20:36,750
‫وقتشه که به وضع خانواده‌مون سر و سامون بدیم.

244
00:20:47,000 --> 00:20:49,125
‫من در خدمت اوامر فرمانروای آتش هستم.

245
00:20:57,375 --> 00:20:58,500
‫شاهدخت آزولا.

246
00:20:59,000 --> 00:21:00,000
‫چیه؟

247
00:21:00,875 --> 00:21:03,750
‫می‌دونم این موضوع براتون عجیبه،
‫ولی من خودم هم غافلگیر شدم.

248
00:21:03,875 --> 00:21:06,041
‫- من اصلاً لیاقتِ...
‫- درسته.

249
00:21:06,541 --> 00:21:08,166
‫لیاقتش رو نداری.

250
00:21:10,250 --> 00:21:13,416
‫نقشۀ شما بی‌نقصه. 
‫خودم رو کامل وقف این مأموریت می‌کنم.

251
00:21:13,500 --> 00:21:17,125
‫«چاپلوسی» گِلیه که سیاستمدارها توش غلت می‌زنن.

252
00:21:17,750 --> 00:21:19,750
‫مگه تو سرباز نیستی؟

253
00:21:19,791 --> 00:21:23,125
‫بی‌نقص‌ترین نیلوفر سرخ مرداب،
‫فقط در کثیف‌ترین گِل‌ها رشد می‌کنه.

254
00:21:25,000 --> 00:21:26,041
‫سرخ؟

255
00:21:27,416 --> 00:21:28,416
‫بله.

256
00:21:29,875 --> 00:21:31,250
‫با خون دشمنانتون.

257
00:21:32,291 --> 00:21:34,125
‫می‌دونید بهتون چه لقبی دادن؟

258
00:21:34,250 --> 00:21:36,500
‫من به شایعات دربار توجه نمی‌کنم.

259
00:21:36,541 --> 00:21:38,375
‫بلای جانِ اوماشو.

260
00:21:40,750 --> 00:21:42,250
‫خب، به پای اژدهای غرب که نمی‌رسه.

261
00:21:42,291 --> 00:21:43,500
‫لطفاً منو درک کنید.

262
00:21:44,000 --> 00:21:46,750
‫هر پیروزی‌ای که به دست بیاریم به اسم شما تموم می‌شه.

263
00:21:46,875 --> 00:21:49,791
‫هر فتحی به شکوه و افتخار شما ختم می‌شه.

264
00:21:49,875 --> 00:21:52,875
‫منظورت شکوه و افتخار فرمانروای آتش نیست احیاناً؟

265
00:21:54,125 --> 00:21:55,375
‫همون‌طور که گفتم،

266
00:21:55,916 --> 00:21:57,541
‫هر پیروزی‌ای به اسم شماست.

267
00:21:58,916 --> 00:22:01,250
‫هر موفقیتی برای شکوه و افتخارِ...

268
00:22:04,791 --> 00:22:06,000
‫فرمانروای آتشه.

269
00:22:10,791 --> 00:22:14,250
‫ما هر لقب و عنوانی که بخواید بهمون بدید رو 
‫با کمال میل می‌پذیریم.

270
00:22:16,916 --> 00:22:18,708
‫دیگه مرخصی.

271
00:22:40,875 --> 00:22:43,000
‫قرار بود چهارتا سکه بگیرم.

272
00:22:43,750 --> 00:22:45,791
‫دیروز سه‌تا بود. امروز شده دوتا؟

273
00:22:45,875 --> 00:22:49,625
‫روزی چهار تاست، منهای یکی برای اجاره،
‫یکی هم برای دستۀ شکستۀ بیل.

274
00:22:50,625 --> 00:22:53,041
‫اون بیل از همون صبح که برداشتمش شکسته بود.

275
00:22:53,083 --> 00:22:54,958
‫در مورد اجاره هم باید بگم من داخل نمی‌خوابم.

276
00:22:55,000 --> 00:22:57,500
‫مثل حیوون‌ها زیر آسمون می‌خوابم.

277
00:22:57,625 --> 00:23:01,541
‫مهم نیست کجا می‌خوابی. همه‌جا زمین شرکته.
‫حالا راه بیفت برو.

278
00:23:18,625 --> 00:23:21,916
‫آخه کدوم شاهزاده‌ای کل روز رو
‫برای چندرغاز پول عرق می‌ریزه؟

279
00:23:22,000 --> 00:23:23,250
‫یه شاهزادۀ عاقل.

280
00:23:23,375 --> 00:23:26,125
‫شاهزاده‌ای که ارزش کار سخت رو می‌فهمه،

281
00:23:26,250 --> 00:23:30,541
‫کسی که به زحمات مردمش احترام می‌ذاره
‫چون خودش هم توی اون زحمات شریک بوده.

282
00:23:31,791 --> 00:23:33,041
‫این جماعت در شأن من نیستن.

283
00:23:34,416 --> 00:23:36,416
‫کل این خراب‌شده در شأن من نیست.

284
00:23:50,750 --> 00:23:51,750
‫نفر بعدی کیه؟

285
00:23:52,625 --> 00:23:53,625
‫بفرمایید.

286
00:23:58,625 --> 00:24:00,125
‫آره، همین‌جا بشینید.

287
00:24:00,250 --> 00:24:02,250
‫باورم نمی‌شه اینجایی.

288
00:24:03,791 --> 00:24:05,500
‫قبلاً این صحنه رو دیدم.

289
00:24:05,541 --> 00:24:07,500
‫فقط راه رو نشونمون بده.

290
00:24:08,000 --> 00:24:09,125
‫به کمکت نیاز داریم.

291
00:24:09,750 --> 00:24:11,375
‫چی شده؟ آسیب دیدی؟

292
00:24:12,666 --> 00:24:13,875
‫عه، سلام.

293
00:24:14,000 --> 00:24:17,416
‫نه، داشتم با... این گُل حرف می‌زدم.

294
00:24:17,916 --> 00:24:19,125
‫خیلی عجیبه؟

295
00:24:21,166 --> 00:24:23,000
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم.

296
00:24:23,500 --> 00:24:26,500
‫این... یه بانوی رنگارنگه.

297
00:24:27,250 --> 00:24:30,500
‫- هوم.
‫- فقط باید یه دعای کوچیک می‌کردم.

298
00:24:31,000 --> 00:24:32,041
‫نگاهش کن.

299
00:24:33,625 --> 00:24:37,500
‫وقتی بچه بودم، مادرم بهم گفت که این گل‌ها، هر جایی که

300
00:24:37,541 --> 00:24:40,375
‫بانوی رنگارنگ زمین رو لمس کنه رشد می‌کنن.

301
00:24:42,500 --> 00:24:44,000
‫بانوی رنگارنگ کیه؟

302
00:24:45,125 --> 00:24:48,000
‫اون روح رودخونه‌ست.

303
00:24:49,750 --> 00:24:52,291
‫توی مه‌های غلیظ ظاهر می‌شه

304
00:24:52,375 --> 00:24:56,541
‫و به شکل یه زن درمیاد 
‫که با رنگ‌های قرمز و طلایی رنگ‌آمیزی شده.

305
00:24:57,416 --> 00:25:02,916
‫بیرون روستای ما، این گل‌ها
‫مثل یه فرشِ معطر رشد می‌کردن

306
00:25:03,416 --> 00:25:07,416
‫تا اینکه یه روز همه‌شون پژمرده شدن.

307
00:25:08,500 --> 00:25:11,750
‫و مادرم معنیِ این نشونه رو فهمید.

308
00:25:12,500 --> 00:25:15,541
‫وسایلمون رو جمع کرد و رفتیم و...

309
00:25:16,125 --> 00:25:17,416
‫یک هفته بعد،

310
00:25:17,500 --> 00:25:20,625
‫ملت آتش روستامون رو با خاک یکسان کرد.

311
00:25:23,875 --> 00:25:26,000
‫و بانوی رنگارنگ بهمون هشدار داده بود.

312
00:25:26,666 --> 00:25:32,375
‫و... توجه کردن به اون نشونه، خانوادۀ ما رو نجات داد.

313
00:25:38,250 --> 00:25:41,375
‫از اون‌موقع تا حالا 
‫این اولین موردیه که دارم می‌بینم.

314
00:25:43,666 --> 00:25:45,541
‫وقتی یه بانوی رنگارنگ می‌بینی،

315
00:25:46,250 --> 00:25:47,500
‫یه موهبته.

316
00:25:48,875 --> 00:25:49,875
‫یه نشونه‌ست.

317
00:25:52,250 --> 00:25:54,250
‫یعنی داریم راه رو درست می‌ریم...

318
00:25:56,500 --> 00:25:58,625
‫حالا هر راهی که می‌خواد باشه.

319
00:26:00,916 --> 00:26:02,166
‫یه جای امن.

320
00:26:20,916 --> 00:26:22,000
‫اوه!

321
00:26:23,750 --> 00:26:27,125
‫هنوز همون عادت رو داری، ها؟ خب...
‫چیزی که جواب می‌ده رو نباید عوض کرد!

322
00:26:27,875 --> 00:26:29,125
‫سلام، غریبه.

323
00:26:31,000 --> 00:26:32,000
‫سلام.

324
00:26:33,500 --> 00:26:34,500
‫آممم...

325
00:26:35,125 --> 00:26:36,500
‫حالت... چطوره؟

326
00:26:36,916 --> 00:26:37,916
‫آممم...

327
00:26:38,000 --> 00:26:39,000
‫خوبم.

328
00:26:41,416 --> 00:26:42,875
‫گلابی‌هلو می‌خوری؟

329
00:26:44,500 --> 00:26:45,741
‫نه، نمی‌تونم.

330
00:26:45,791 --> 00:26:48,125
‫غذا کمه و خیلی جمعیت هست.

331
00:26:48,250 --> 00:26:50,375
‫این گلابی‌هلو از جیرۀ خودمه.

332
00:26:50,916 --> 00:26:52,750
‫پس خودت باید بخوریش.

333
00:26:52,875 --> 00:26:55,000
‫داری در حق گلابی‌هلوی من خیلی بی‌ادبی می‌کنی.

334
00:26:55,125 --> 00:26:58,875
‫نه، من عاشق گلابی‌هلوی توئم. 
‫فقط گرسنه‌م نیست.

335
00:26:58,916 --> 00:27:01,875
‫تو همیشه گرسنه‌ای. 
‫تا حالا چند بار تهدید کردی که مومو رو می‌خوری؟

336
00:27:01,916 --> 00:27:03,000
‫خب، اون فقط یه...

337
00:27:03,041 --> 00:27:05,625
‫ایدۀ خیلی خوبیه. خوشمزه به نظر میاد.

338
00:27:07,791 --> 00:27:08,791
‫من...

339
00:27:08,875 --> 00:27:11,375
‫امتحانش کن. خیلی خوشمزه‌ست.

340
00:27:23,625 --> 00:27:24,625
‫هوم.

341
00:27:25,000 --> 00:27:26,291
‫خب؟

342
00:27:28,000 --> 00:27:29,125
‫خیلی خوبه.

343
00:27:29,250 --> 00:27:31,041
‫دیدی گفتم؟

344
00:27:32,416 --> 00:27:34,375
‫راستش داشتم به یه چیزی فکر می‌کردم.

345
00:27:35,166 --> 00:27:37,125
‫در مورد با هم بودنمون.

346
00:27:38,625 --> 00:27:40,750
‫خب. منظورت در طول مسیره؟

347
00:27:40,875 --> 00:27:41,875
‫آره.

348
00:27:42,375 --> 00:27:43,875
‫داشتم فکر می‌کردم،

349
00:27:44,375 --> 00:27:45,666
‫حالا که با همیم،

350
00:27:46,250 --> 00:27:47,791
‫چرا واقعاً با هم نباشیم؟

351
00:27:56,500 --> 00:27:58,916
‫آنگ برگشت. من... باید برم.

352
00:28:01,000 --> 00:28:02,000
‫من...

353
00:28:12,625 --> 00:28:13,416
‫بومی کجاست؟

354
00:28:13,500 --> 00:28:15,458
‫بومی زندانیه، و خودش هم می‌خواد زندانی بمونه.

355
00:28:15,500 --> 00:28:17,750
‫اصلاً براش مهم نیست که
‫من یا مردمش چی نیاز داریم.

356
00:28:17,791 --> 00:28:19,500
‫- آروم باش.
‫- آنگ!

357
00:28:20,500 --> 00:28:22,166
‫هی، خوشحالم که برگشتی.

358
00:28:22,250 --> 00:28:25,000
‫سای گفت هر وقت سرمون خلوت شد 
‫یه چیز مهمی هست که باید بهمون بگه.

359
00:28:25,041 --> 00:28:27,500
‫ببخشید بچه‌ها. 
‫آنگ، باید همین الان راه بیفتیم.

360
00:28:27,541 --> 00:28:29,916
‫ساحل جنوبی رو بررسی کردم، پر از سربازه.

361
00:28:30,000 --> 00:28:32,291
‫فقط از اون راه می‌تونستیم
‫همه رو ببریم یه جای امن.

362
00:28:32,375 --> 00:28:35,625
‫- ملت آتش می‌خواد محاصره‌مون کنه.
‫- کل منطقه رو گرفتن.

363
00:28:36,291 --> 00:28:39,916
‫اگه ساحل جنوبی رو بستن،
‫پس فقط یه راه برامون باقی مونده.

364
00:28:48,166 --> 00:28:49,875
‫«قید هر امیدی را بزنید.»

365
00:28:50,375 --> 00:28:52,166
‫خب، این اصلاً نشونۀ خوبی نیست.

366
00:28:52,750 --> 00:28:55,375
‫کاش یکی می‌تونست پرواز کنه بره بالا و اینو بکَنه.

367
00:28:56,250 --> 00:28:57,250
‫آره.

368
00:29:07,250 --> 00:29:08,250
‫خودنما.

369
00:29:08,750 --> 00:29:10,041
‫برای روحیه‌شون خوبه.

370
00:29:10,125 --> 00:29:13,166
‫همه پیش هم بمونید. ملت آتش دقیقاً پشت سرمونن.

371
00:29:14,291 --> 00:29:15,291
‫هی.

372
00:29:16,250 --> 00:29:18,000
‫مسیرش مثل یه مار، پیچ می‌خوره.

373
00:29:18,541 --> 00:29:20,541
‫شرط می‌بندم برای همینه که بهش می‌گن گذرگاه مار.

374
00:29:24,125 --> 00:29:25,750
‫هیچ‌چیزی از چشمت پنهون نمی‌مونه.

375
00:30:07,625 --> 00:30:09,958
‫یه چیز دیگه هم هست 
‫که باید به لیست کارها اضافه کنیم.

376
00:30:10,000 --> 00:30:12,241
‫هر کسی که از اوماشو اومده، هزارتا داستان ترسناک

377
00:30:12,291 --> 00:30:14,708
‫از خواهر زوکو، آزولا، داره.

378
00:30:14,750 --> 00:30:16,750
‫اون بود که شهر رو به خاک و خون کشید و سوزوند.

379
00:30:16,791 --> 00:30:19,916
‫یعنی واقعاً از زوکو هم بدتره؟

380
00:30:20,000 --> 00:30:21,375
‫اصلاً مگه ممکنه؟

381
00:30:21,875 --> 00:30:23,916
‫می‌گن آتیش آبی پرتاب می‌کنه.

382
00:30:24,791 --> 00:30:26,166
‫اغراق می‌کنی دیگه؟

383
00:30:26,250 --> 00:30:28,250
‫نه، واقعاً شعله‌های آبی داره.

384
00:30:28,291 --> 00:30:30,491
‫- به نظرت آتیش آبی سرده؟
‫- نه.

385
00:30:30,541 --> 00:30:32,491
‫خیلی... داغه.

386
00:30:32,541 --> 00:30:35,700
‫اون‌قدر داغه که کل رنگ‌های رنگین‌کمان رو
‫دور زده و دوباره برگشته سر خونۀ اول.

387
00:30:35,750 --> 00:30:38,375
‫متوجه شدم. خواهرِ ترسناک. اینم می‌ذاریم تو لیست.

388
00:30:39,375 --> 00:30:41,875
‫کلی کار داریم ولی همه دارن عقب می‌مونن.
‫بجنبید.

389
00:30:44,041 --> 00:30:45,500
‫- اوه!
‫- ساکا!

390
00:30:45,625 --> 00:30:48,250
‫- واینستید! یه‌کم تندتر.
‫- مراقب باش.

391
00:31:02,000 --> 00:31:04,125
‫هی، حالتون خوبه؟

392
00:31:04,166 --> 00:31:05,916
‫داریم خیلی تند می‌ریم.

393
00:31:06,208 --> 00:31:07,916
‫اینجا هم ارتفاعش خیلی بلنده.

394
00:31:08,416 --> 00:31:10,000
‫من هنوز بچه‌ام.

395
00:31:13,750 --> 00:31:14,750
‫منم همین‌طور.

396
00:31:15,625 --> 00:31:19,875
‫بعضی وقتا حتی بادافزارها هم
‫از ارتفاع می‌ترسن. خب؟

397
00:31:23,125 --> 00:31:24,125
‫بیا.

398
00:31:25,125 --> 00:31:26,375
‫نمی‌ذارم بیفتی.

399
00:31:35,750 --> 00:31:37,375
‫نمی‌ذارم هیچ‌کدومتون بیفتید.

400
00:32:10,500 --> 00:32:12,166
‫عالی شد! 
‫چطوری قراره از اینجا رد بشیم؟

401
00:32:12,458 --> 00:32:14,366
‫من و آنگ جفتمون آب‌افزاریم، ساکا.

402
00:32:14,416 --> 00:32:17,291
‫آره، ولی به یه خاک‌افزار نیاز داریم
‫تا راه رو از زیر بیاره بالا و...

403
00:32:17,791 --> 00:32:20,708
‫- اوه.
‫- می‌دونستم بالأخره دوزاریش می‌افته.

404
00:32:21,375 --> 00:32:24,416
‫خب، این به نظر خیلی عمیق میاد. 
‫جفتمون رو لازم داره.

405
00:32:24,500 --> 00:32:27,375
‫- آماده‌ای؟
‫- اگه آماده نباشم، می‌دونیم تقصیر کیه.

406
00:32:29,000 --> 00:32:30,333
‫شوخی کردم، آره حله.

407
00:32:30,375 --> 00:32:32,500
‫کمتر با ساکا بگرد.

408
00:33:09,500 --> 00:33:11,041
‫مومو.

409
00:33:59,875 --> 00:34:00,875
‫اوه.

410
00:34:03,166 --> 00:34:04,833
‫ملت آتش!

411
00:34:09,000 --> 00:34:11,791
‫- تنهایی می‌تونی نگهش داری؟
‫- آره، برو عقب کمک کن.

412
00:34:11,875 --> 00:34:12,875
‫بریم.

413
00:34:13,291 --> 00:34:14,875
‫همه حرکت کنین. بجنبین.

414
00:34:15,625 --> 00:34:18,541
‫وای، پسر. این شگفتی رو ببین.

415
00:34:19,041 --> 00:34:21,500
‫- الان شگفت‌زده نشو، فقط بدو!
‫- دقیقاً پشتمونن.

416
00:34:36,125 --> 00:34:37,875
‫دارن به چی شلیک می‌کنن؟

417
00:34:45,375 --> 00:34:47,416
‫فکر کنم برای اونه که بهش می‌گن گذرگاه مار.

418
00:34:47,500 --> 00:34:50,041
‫داره با ملت آتش می‌جنگه. فکر کنم طرف ماست.

419
00:35:03,375 --> 00:35:04,875
‫فکر کنم طرف خودشه.

420
00:35:06,125 --> 00:35:08,916
‫- برید به بقیه کمک کنید. اینجا رو بسپرید به من.
‫- بیاید. بجنبید.

421
00:35:08,958 --> 00:35:11,791
‫اگه می‌خوای بری تو حالت آواتار 
‫و اون چیزو از بین ببری، بهتره عجله کنی.

422
00:35:11,833 --> 00:35:13,916
‫عجله کردن رو موافقم، 
‫ولی حالت آواتار رو نه.

423
00:35:48,666 --> 00:35:50,000
‫بجنبین، دوستان.

424
00:35:50,625 --> 00:35:52,875
‫- سریع!
‫- و با احتیاط. احتیاط کنین.

425
00:35:55,375 --> 00:35:58,458
‫آنگ اون بالا کنار اون هیولای گندۀ دریایی 
‫خیلی کوچولو به نظر میاد...

426
00:35:58,500 --> 00:36:00,041
‫وای نه! الان می‌خورتش!

427
00:36:00,541 --> 00:36:01,625
‫دنبالم بیاید!

428
00:36:01,666 --> 00:36:02,750
‫چی...

429
00:36:02,875 --> 00:36:05,875
‫ساکا، بجنب. همه همین‌طوری برید جلو.

430
00:36:55,833 --> 00:36:57,250
‫سوکی!

431
00:37:06,791 --> 00:37:08,041
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

432
00:37:10,625 --> 00:37:11,666
‫آه!

433
00:37:17,166 --> 00:37:18,541
‫برید سمت ساحل.

434
00:37:19,500 --> 00:37:20,750
‫کاتارا!

435
00:37:21,250 --> 00:37:23,041
‫اصلاً کار بی‌خطری نیست!

436
00:38:07,041 --> 00:38:17,041
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

437
00:39:01,041 --> 00:39:02,541
‫من... نمی‌خواستم...

438
00:39:03,125 --> 00:39:04,625
‫نمی‌خواستم بکُشمش.

439
00:39:08,750 --> 00:39:10,250
‫هنوز زنده‌ست.

440
00:39:11,625 --> 00:39:15,125
‫آب! 
‫از آب «آبادیِ ارواح» شفاش بده.

441
00:39:15,166 --> 00:39:16,166
‫نه.

442
00:39:16,875 --> 00:39:19,000
‫نه، با هم می‌تونیم شفاش بدیم.

443
00:39:19,416 --> 00:39:21,041
‫نمی‌تونم. من تا حالا...

444
00:39:21,083 --> 00:39:23,500
‫نه، بهم اعتماد کن. این‌طوری یاد می‌گیری.

445
00:39:29,625 --> 00:39:30,625
‫نشونم بده.

446
00:39:34,791 --> 00:39:36,291
‫بیا، اینو با من نگه دار.

447
00:39:38,250 --> 00:39:40,375
‫با همدیگه با حفظ تعادل هدایتش می‌کنیم.

448
00:39:42,666 --> 00:39:43,666
‫حالا چی؟

449
00:39:44,125 --> 00:39:46,000
‫حالا می‌بریمش سمت زخم.

450
00:39:52,250 --> 00:39:53,916
‫حالا با مار ارتباط می‌گیریم.

451
00:39:54,916 --> 00:39:56,500
‫انرژیش رو حس کن.

452
00:39:57,250 --> 00:39:58,541
‫ضربان قلبش رو.

453
00:39:58,625 --> 00:40:01,375
‫جریان خونی که در بدنشه رو.

454
00:40:02,750 --> 00:40:05,000
‫بذار اون انرژی در وجود تو جریان پیدا کنه.

455
00:40:05,750 --> 00:40:07,041
‫توی آب.

456
00:40:07,875 --> 00:40:10,500
‫توی خونش. پوستش.

457
00:40:11,000 --> 00:40:13,458
‫توی هر تیکۀ داغونِ بدنش.

458
00:40:51,625 --> 00:40:53,375
‫و حالا شفا دادن با آب رو یاد گرفتی.

459
00:40:55,750 --> 00:40:56,791
‫کاتارا،

460
00:40:57,625 --> 00:40:59,750
‫بدون تو نمی‌تونستم هیچ‌کدوم از این کارها رو بکنم.

461
00:41:01,875 --> 00:41:05,416
‫شانس آوردم تو بودی که
‫منو از اون کوه یخ درآوردی.

462
00:41:07,416 --> 00:41:10,375
‫آره، خیلی خوش‌شانسی، نه؟ بریم.

463
00:41:29,666 --> 00:41:32,375
‫وقتی تو و ساکا و آنگ توی جزیرۀ کیوشی پیداتون شد،

464
00:41:32,500 --> 00:41:34,625
‫یه دنیای کاملاً جدید به روم باز شد.

465
00:41:34,666 --> 00:41:35,750
‫به روی همه‌مون.

466
00:41:36,666 --> 00:41:40,250
‫نمی‌دونستم این دنیا شامل هیولاهای
‫دریاییِ بخارپاش هم می‌شه.

467
00:41:40,291 --> 00:41:42,375
‫آره، منم نمی‌دونستم.

468
00:41:42,500 --> 00:41:43,666
‫حداقل اولش.

469
00:41:44,166 --> 00:41:46,750
‫ولی خوبه. حتی هیولاهاش.

470
00:41:47,250 --> 00:41:49,125
‫ما تونستیم به آدمای زیادی کمک کنیم.

471
00:41:50,250 --> 00:41:52,750
‫و شاید مجبور شیم این گروه رو تا خود باسینگ‌سی ببریم.

472
00:41:53,500 --> 00:41:55,541
‫اگه سالم برسیم، واقعاً به لطف شماست.

473
00:41:56,541 --> 00:41:58,791
‫اگه شما نبودین شاید اصلاً الان اینجا نبودیم.

474
00:42:00,041 --> 00:42:03,875
‫می‌دونی، قبل از اینکه با شما آشنا شیم،
‫ساکا می‌خواست برگرده خونه.

475
00:42:05,291 --> 00:42:08,416
‫و اون‌طوری که شماها برای دفاع از ما جنگیدین،

476
00:42:09,125 --> 00:42:12,000
‫باعث شد بفهمم که 
‫برای باور داشتن به آواتار، احمق نبودم.

477
00:42:12,875 --> 00:42:16,166
‫یا برای اینکه امید داشتم 
‫که یه نفر می‌تونه دنیا رو تغییر بده.

478
00:42:22,375 --> 00:42:23,375
‫تموم شد.

479
00:42:27,750 --> 00:42:29,366
‫می‌دونی، اگه آموزشت به آنگ تموم شده،

480
00:42:29,416 --> 00:42:31,041
‫کمکِ یکی مثل تو، به کارمون میاد.

481
00:42:32,125 --> 00:42:33,666
‫به جنگجوهای کیوشی ملحق بشم؟

482
00:42:36,250 --> 00:42:38,375
‫اصلاً شدنیه؟ من... یه آب‌افزارم.

483
00:42:39,291 --> 00:42:40,833
‫مثل کیوشی.

484
00:42:43,125 --> 00:42:44,125
‫فقط یه پیشنهاد بود.

485
00:43:14,125 --> 00:43:16,625
‫اونجا عجب کنترل عناصری از خودت نشون دادی.

486
00:43:16,666 --> 00:43:18,450
‫وقتی مردم دیدن چطور با اون...

487
00:43:18,500 --> 00:43:21,875
‫مار-اژدها-مارماهیه مقابله کردی، 
‫واقعاً به گروه اعتمادبه‌نفس داد.

488
00:43:23,125 --> 00:43:26,041
‫- به خودمم اعتمادبه‌نفس داد.
‫- خوبه.

489
00:43:26,125 --> 00:43:27,458
‫نمی‌دونستم می‌تونم شفا بدم.

490
00:43:28,250 --> 00:43:31,541
‫راستی، نمی‌خواستم بهت بگم که
‫در مورد حالت آواتار چی‌کار کنی.

491
00:43:32,041 --> 00:43:36,000
‫فقط اینکه وقتی تو شمال رفتی تو اون حالت،
‫خیلی قدرتمند بود، و خیلی...

492
00:43:36,125 --> 00:43:37,375
‫ولی این‌طوریا هم نبود.

493
00:43:39,750 --> 00:43:41,250
‫خودم رو تسلیم روح اقیانوس کردم،

494
00:43:41,375 --> 00:43:44,500
‫و اون از من استفاده کرد 
‫تا قدرتش رو برای شکست دادنِ ملت آتش هدایت کنه.

495
00:43:44,833 --> 00:43:48,125
‫آواتار کوروک بهم هشدار داده بود
‫ولی من بازم گذاشتم اتفاق بیفته.

496
00:43:48,166 --> 00:43:49,250
‫توضیحش سخته.

497
00:43:49,375 --> 00:43:50,750
‫باشه، خب...

498
00:43:52,166 --> 00:43:54,416
‫اگه خواستی امتحان کنی من کنارتم.

499
00:43:58,875 --> 00:44:00,625
‫وقتی با روح اقیانوس ادغام شدم،

500
00:44:00,666 --> 00:44:03,291
‫تنها چیزی که حس می‌کردم عطش روح برای انتقام بود.

501
00:44:03,375 --> 00:44:05,875
‫می‌تونستم خرابی‌ای که به بار می‌آورد رو ببینم،

502
00:44:05,916 --> 00:44:09,791
‫خرابی‌ای که من به بار می‌آوردم ولی... 
‫نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم.

503
00:44:11,500 --> 00:44:14,875
‫دلم نمی‌خواد آدما آسیب ببینن،
‫دلم نمی‌خواد آدما بمیرن.

504
00:44:15,875 --> 00:44:17,500
‫آره، حتماً خیلی ترسناک بوده.

505
00:44:18,000 --> 00:44:21,500
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام... همچین حسی داشته باشم.

506
00:44:22,125 --> 00:44:25,416
‫می‌دونم که الان می‌تونم وارد حالت آواتار بشم،
‫ولی حتی امتحانش هم نمی‌کنم،

507
00:44:25,500 --> 00:44:27,875
‫تا وقتی که روی هر چهار عنصر کنترل کامل داشته باشم.

508
00:44:30,500 --> 00:44:33,166
‫خب، پس بهتره برات یه معلم خاک‌افزاری پیدا کنیم.

509
00:44:33,875 --> 00:44:35,666
‫آها! اگه گفتی کجاییم؟

510
00:44:36,250 --> 00:44:37,416
‫سرزمین خاک.

511
00:44:37,916 --> 00:44:40,666
‫اینجا احتمالاً پر از استادهای خاک‌افزاریه.

512
00:44:41,750 --> 00:44:43,125
‫ممنون، ساکا.

513
00:44:45,000 --> 00:44:49,125
‫اگه یه وقت خواستی در مورد شمال حرف بزنی،
‫مثلاً ماجرای یوئه...

514
00:44:49,166 --> 00:44:51,000
‫باشه، ممنون.

515
00:44:51,125 --> 00:44:55,000
‫فقط یه‌کم سرم با اون لیست گرمه که چطور...

516
00:44:56,041 --> 00:44:59,125
‫دنیا رو توی ده قدم ساده نجات بدیم.

517
00:45:00,625 --> 00:45:01,625
‫بیست قدم یا...

518
00:45:02,875 --> 00:45:04,375
‫شاید حتی صدتا.

519
00:45:15,791 --> 00:45:18,916
‫هی! اینجا ردیف منه. 
‫چه فکری پیش خودت کردی؟

520
00:45:19,875 --> 00:45:21,000
‫آروم باش، بچه.

521
00:45:21,041 --> 00:45:23,708
‫توی مزرعۀ شرقی یه عالمه ردیفِ چیده‌نشده هست. 
‫برو اونجا بچین.

522
00:45:23,750 --> 00:45:25,791
‫و نیم‌ساعت رو با پیاده‌روی هدر بدم؟

523
00:45:26,000 --> 00:45:27,125
‫پس تندتر راه برو.

524
00:45:29,125 --> 00:45:32,491
‫کارهای اینجا یه نظمی داره که نباید به هم بخوره.

525
00:45:32,541 --> 00:45:34,291
‫فکر کردی کی هستی، ها؟

526
00:45:35,250 --> 00:45:36,666
‫من فکر کردم کی‌ام؟

527
00:45:37,291 --> 00:45:39,375
‫بسه دیگه!

528
00:45:39,666 --> 00:45:42,666
‫فهمیدیم. جفت‌تون خیلی آدمای ترسناکی هستین.

529
00:45:47,666 --> 00:45:50,416
‫هی، موشی، پسرتو جمع کن.

530
00:45:57,875 --> 00:46:01,291
‫خوشحالم که از اونجا زنده خارج شدیم.
‫کسی آسیب ندید.

531
00:46:03,375 --> 00:46:04,375
‫کارِت خوب بود.

532
00:46:05,625 --> 00:46:07,541
‫هی، حرکاتت جلوی اون ماره خیلی خوب بود.

533
00:46:08,750 --> 00:46:09,750
‫خیلی‌خب.

534
00:46:10,625 --> 00:46:12,125
‫- ممنون.
‫- چیه؟

535
00:46:13,166 --> 00:46:15,625
‫فقط تعریف رو قبول کن و بگیر بشین، آبجی.

536
00:46:19,625 --> 00:46:22,375
‫اوه! حالا بیا با آب‌افزاری خودتو نجات بده!

537
00:46:22,416 --> 00:46:25,625
‫اوه! ببخشید. ببخشید.

538
00:46:25,666 --> 00:46:27,125
‫- خیلی‌خب!
‫- اوه.

539
00:46:30,791 --> 00:46:33,291
‫بله. بله. خوبه. خوبه، خوبه، خوبه.

540
00:46:35,041 --> 00:46:36,291
‫ممنون که اومدین.

541
00:46:38,791 --> 00:46:40,875
‫ببخشید که آماده کردنش انقدر طول کشید.

542
00:46:41,625 --> 00:46:44,200
‫اشکالی نداره، سای.
‫بی‌صبرانه منتظریم بشنویم چی می‌خوای بگی.

543
00:46:44,250 --> 00:46:46,250
‫این خبر خوبی نیست.

544
00:46:46,875 --> 00:46:49,991
‫در واقع، چیزی که می‌خوام بهتون بگم خطرناکه.
‫و می‌تونه نه‌تنها جریان جنگ،

545
00:46:50,041 --> 00:46:52,791
‫بلکه سرنوشت دنیامون رو هم به نفع ملت آتش عوض کنه.

546
00:46:55,750 --> 00:46:59,075
‫وقتی اوماشو سقوط کرد، ژنرال‌های ملت آتش
‫مجبورم کردن حرکات اجرام آسمونی رو

547
00:46:59,125 --> 00:47:01,291
‫با سوابق تاریخی خودشون تطبیق بدم.

548
00:47:01,541 --> 00:47:05,750
‫به‌خاطر دودی که ستاره‌ها رو پوشونده بود،
‫تصویر و دیدِ کاملی نداشتم.

549
00:47:06,041 --> 00:47:11,250
‫ولی الان اینجا بهتر می‌تونم ببینم و
‫فکر می‌کنم به نتیجه رسیده باشم.

550
00:47:12,625 --> 00:47:13,625
‫بیا. نگاه کن.

551
00:47:24,416 --> 00:47:26,625
‫یه نقطۀ قرمز با یه دُم. می‌بینی‌ش؟

552
00:47:27,416 --> 00:47:30,166
‫آره، می‌بینمش. چیه؟

553
00:47:30,250 --> 00:47:32,750
‫اون ستارۀ دنباله‌دارِ بزرگه.

554
00:47:33,250 --> 00:47:36,500
‫توی ملت آتش بهش می‌گن ستارۀ دنباله‌دار سوزین، چون...

555
00:47:36,625 --> 00:47:41,000
‫چون دفعۀ قبل، فرمانروای آتش، سوزین،
‫باهاش تمام بادافزارهای دنیا رو کُشت.

556
00:47:42,458 --> 00:47:43,416
‫به‌جز من.

557
00:47:46,500 --> 00:47:49,375
‫حالا وقتی این ستارۀ دنباله‌دار 
‫به نزدیک‌ترین فاصله‌ش با دنیای ما برسه،

558
00:47:49,500 --> 00:47:53,625
‫قدرت هر آتش‌افزاری رو صد برابر می‌کنه.

559
00:47:54,166 --> 00:47:55,625
‫این فاجعه‌باره.

560
00:47:59,916 --> 00:48:01,500
‫چقدر مونده تا برسه اینجا؟

561
00:48:01,625 --> 00:48:04,375
‫دقیق نمی‌دونم. چند ماه، یا شاید یه سال.

562
00:48:04,416 --> 00:48:07,366
‫به زمان و تجهیزات نیاز دارم تا
‫مشاهدات دقیق‌تری داشته باشم.

563
00:48:07,416 --> 00:48:09,500
‫- ما کمک می‌کنیم.
‫- باید قبلش پیروز بشیم.

564
00:48:09,625 --> 00:48:12,625
‫- می‌تونیم از اختراعات پدرم استفاده کنیم.
‫- باید بفهمیم دقیقاً کِی...

565
00:48:12,750 --> 00:48:15,200
‫ملت آتش انتظارش رو نداره.
‫ما آماده می‌شیم...

566
00:48:15,250 --> 00:48:17,616
‫آب‌افزارها و خاک‌افزارها رو
‫آموزش می‌دیم تا با کمک هم...

567
00:48:17,666 --> 00:48:19,250
‫آره، و غافلگیرش کنیم. خوبه.

568
00:48:19,916 --> 00:48:22,875
‫نقشه عوض شد. با همۀ پناهنده‌ها می‌ریم باسینگ‌سی.

569
00:48:22,916 --> 00:48:25,916
‫سای رو می‌بریم پیش امپراتور خاک 
‫تا در مورد ستارۀ دنباله‌دار بهش بگه و

570
00:48:25,958 --> 00:48:28,541
‫ارتش‌های امپراتور خاک می‌تونن بهمون کمک کنن.

571
00:48:28,666 --> 00:48:30,250
‫آنگ، پس خاک‌افزاری چی؟

572
00:48:31,041 --> 00:48:33,166
‫گشتن به دنبالِ مربی خاک‌افزار 
‫باید بمونه برای بعد.

573
00:48:33,208 --> 00:48:36,791
‫آره، هنوز تو لیسته. 
‫فقط پایین‌تر، زیر ستارۀ دنباله‌دارِ فاجعه‌بار.

574
00:48:37,916 --> 00:48:39,625
‫همه یه‌کم استراحت کنن.
‫انرژی بگیرید.

575
00:48:39,666 --> 00:48:42,166
‫فردا دوباره قدم به قدم جلو می‌ریم.

576
00:48:42,250 --> 00:48:45,166
‫تا تموم شدنِ این ماجرا 
‫راه درازی در پیش داریم.

577
00:48:47,250 --> 00:48:48,791
‫ممنون بابت تمام زحماتت، سای.

578
00:49:20,250 --> 00:49:23,125
‫ببین، من قبلاً تقریباً هر روز 
‫از کنار گل‌فروشی‌ت رد می‌شدم.

579
00:49:24,916 --> 00:49:25,916
‫می‌دونم.

580
00:49:26,750 --> 00:49:27,750
‫عه.

581
00:49:38,375 --> 00:49:40,125
‫عمرمون توی این دنیا...

582
00:49:41,125 --> 00:49:42,500
‫خیلی کوتاهه.

583
00:49:42,916 --> 00:49:43,916
‫هوم.

584
00:49:44,875 --> 00:49:47,875
‫هیچ‌چیزی رو بیشتر از این نمی‌خوام 
‫که بیشتر باهات آشنا بشم.

585
00:50:21,125 --> 00:50:22,125
‫سلام.

586
00:50:23,541 --> 00:50:24,541
‫سلام.

587
00:50:29,041 --> 00:50:31,166
‫به بقیۀ جنگجوهای کیوشی گفتی؟

588
00:50:32,500 --> 00:50:33,500
‫هنوز نه.

589
00:50:45,500 --> 00:50:46,500
‫می‌شه...

590
00:50:48,875 --> 00:50:50,875
‫چند لحظه اینجا پیشت بمونم؟

591
00:50:52,416 --> 00:50:53,833
‫معلومه که آره.

592
00:52:06,375 --> 00:52:07,375
‫کاتارا؟

593
00:52:07,750 --> 00:52:08,750
‫سلام.

594
00:52:10,625 --> 00:52:11,625
‫چی شده؟

595
00:52:23,750 --> 00:52:24,875
‫هیچی.

596
00:52:26,916 --> 00:52:27,916
‫شب بخیر.

597
00:52:30,166 --> 00:52:31,250
‫شب بخیر.

598
00:52:42,875 --> 00:52:46,500
‫اگه پدرت می‌خواد اون برگرده، یعنی تبعیدش لغو شده؟

599
00:52:46,541 --> 00:52:48,625
‫ولی برگشتنش به خونه با روی خوش نیست، درسته؟

600
00:52:48,666 --> 00:52:51,250
‫مثل اینه که بگن: 
‫«بیا خونه، فرمانروای آتش از دستت عصبانیه.»

601
00:52:52,125 --> 00:52:54,791
‫یا ناامید شده. این بدتره.

602
00:52:54,875 --> 00:52:55,791
‫معلوم نیست.

603
00:52:55,875 --> 00:52:58,500
‫مثل همیشه، نیّت پدرم مرموزه.

604
00:52:59,000 --> 00:53:02,408
‫خب، از وقتی «اوزای نو» رو سپرده دست پدرم،
‫اونجا کلاً از هم پاشیده.

605
00:53:02,458 --> 00:53:04,791
‫اگه دیگه هیچ‌وقت چشمم 
‫به یه تخته‌سنگِ در حال ریزش نیفته،

606
00:53:04,833 --> 00:53:06,500
‫شاید یه‌کم خوشحال بشم.

607
00:53:08,250 --> 00:53:10,250
‫شنیدم از سیرک نجاتت داده.

608
00:53:10,375 --> 00:53:11,375
‫منو؟

609
00:53:11,500 --> 00:53:14,875
‫آره. حسابی نجات پیدا کردم!

610
00:53:17,041 --> 00:53:19,000
‫تا یه حدی می‌تونی بری تو دلِ جنگل،

611
00:53:19,041 --> 00:53:21,250
‫از یه جایی به بعد، از اون‌سرش درمیای.

612
00:53:21,375 --> 00:53:23,625
‫- اوه! فلسفه.
‫- چی؟

613
00:53:25,500 --> 00:53:26,500
‫مِی.

614
00:53:28,125 --> 00:53:30,791
‫می‌دونم قبلاً خاطرخواهِ زوکو بودی.
‫بگو ببینم...

615
00:53:30,833 --> 00:53:32,625
‫احساساتت چقدر شدّت داشته؟

616
00:53:33,166 --> 00:53:35,875
‫منظورت اینه که اگه جفت‌تون داشتین غرق می‌شدین، 
‫کی رو نجات می‌دادم؟

617
00:53:36,750 --> 00:53:38,500
‫معلومه که زوکو رو.

618
00:53:39,041 --> 00:53:41,916
‫اون‌قدری می‌شناسمت که بدونم نیازی به کمک کسی نداری.

619
00:53:43,375 --> 00:53:44,416
‫جالبه.

620
00:53:45,166 --> 00:53:47,750
‫این بیشتر شبیه منطق بود تا احساسات.

621
00:53:49,125 --> 00:53:51,875
‫تای‌لی، می‌خوام مِی رو بکُشی.

622
00:53:52,000 --> 00:53:52,791
‫چی؟

623
00:53:52,875 --> 00:53:54,700
‫- مِی، می‌خوام تای‌لی رو بکُشی.
‫- چی؟

624
00:53:54,750 --> 00:53:56,416
‫از ده می‌شمرم.

625
00:53:56,500 --> 00:53:57,791
‫- آزولا، چی؟
‫- داری شوخی می‌کنی!

626
00:53:57,875 --> 00:54:01,000
‫تا وقتی به یک برسم، انتظار دارم یکی‌تون مُرده باشه.

627
00:54:04,208 --> 00:54:06,916
‫وگرنه جفت‌تون رو به تلّی از خاکسترِ داغ تبدیل می‌کنم.

628
00:54:10,500 --> 00:54:12,625
‫- ۱۰
‫- آزولا، واقعاً می‌کُشمش‌ها!

629
00:54:12,666 --> 00:54:14,125
‫نه، واقعاً منو نکُش.

630
00:54:14,166 --> 00:54:16,166
‫- ۹
‫- آزولا، بس کن.

631
00:54:16,916 --> 00:54:17,916
‫۸

632
00:54:20,791 --> 00:54:22,000
‫۷

633
00:54:26,875 --> 00:54:27,666
‫چرا؟

634
00:54:28,083 --> 00:54:29,125
‫۶

635
00:54:38,916 --> 00:54:40,041
‫۵

636
00:54:43,625 --> 00:54:44,666
‫۴

637
00:54:47,625 --> 00:54:48,950
‫مجبور نیستیم این کار رو بکنیم.

638
00:54:49,000 --> 00:54:50,541
‫- خودت می‌دونی که مجبوریم.
‫- ۳

639
00:54:52,291 --> 00:54:53,291
‫خب پس.

640
00:54:57,125 --> 00:54:58,250
‫۲

641
00:55:00,375 --> 00:55:01,250
‫کافیه.

642
00:55:08,250 --> 00:55:10,750
‫ممنون. می‌دونستم می‌تونم به جفت‌تون اعتماد کنم.

643
00:55:10,791 --> 00:55:13,541
‫ولی باید می‌فهمیدم
‫که حاضرین برام تا پای جون مایه بذارین.

644
00:55:14,125 --> 00:55:15,875
‫چرا باید همچین چیزی رو می‌فهمیدی؟

645
00:55:15,916 --> 00:55:17,875
‫چون برای پیدا کردن زوکو یه نقشه دارم.

646
00:55:18,000 --> 00:55:20,750
‫در واقع یه راهی که زوکو رو بکِشونم پیش خودمون.

647
00:55:24,750 --> 00:55:26,458
‫می‌ریم سراغ آواتار.

648
00:55:56,375 --> 00:55:57,750
‫این‌مدت هیچی نخوردی.

649
00:56:02,791 --> 00:56:03,791
‫هوم.

650
00:56:07,500 --> 00:56:10,125
‫ما مجبور شدیم این کار رو بکنیم
‫چون داریم در خفا زندگی می‌کنیم.

651
00:56:10,625 --> 00:56:12,916
‫فراری‌هایی از کشور خودمون هستیم.

652
00:56:13,875 --> 00:56:15,416
‫می‌دونم کارش سخته،

653
00:56:15,916 --> 00:56:21,291
‫ولی توی این عرق ریختن‌ها، 
‫توی صدای قرچ‌وقروچ استخوون‌ها...

654
00:56:21,375 --> 00:56:24,500
‫توی پیشرفت آهسته به سمت یه چیز ارزشمند،
‫یه لذت ساده‌ای هست.

655
00:56:24,541 --> 00:56:27,291
‫تجربۀ یه زندگی ریاضتمندانه رو می‌گم.

656
00:56:31,791 --> 00:56:34,125
‫من شرایطمون رو پذیرفتم.

657
00:56:34,875 --> 00:56:39,875
‫و عمدۀ درآمدم رو پس‌انداز کردم 
‫تا یه دکۀ کوچیک چای‌فروشی توی یه شهر کوچیک باز کنم.

658
00:56:40,875 --> 00:56:43,125
‫می‌تونم دم کردن چای رو بهت یاد بدم،

659
00:56:43,916 --> 00:56:47,166
‫و شاید حتی یاد بگیری از این مهارت لذت ببری.

660
00:56:48,125 --> 00:56:52,500
‫یه فنجون چای مناسب در لحظۀ مناسب
‫می‌تونه کل زندگی آدم رو عوض کنه.

661
00:56:53,125 --> 00:56:55,625
‫این‌طوری بود که زارینا رو عاشق خودم کردم.

662
00:56:57,375 --> 00:56:59,250
‫شاید زندگی تو هم بتونه عوض بشه.

663
00:56:59,750 --> 00:57:01,041
‫اینجا...

664
00:57:02,166 --> 00:57:06,166
‫یه گوشۀ دنج از دنیا، 
‫به دور از دردسرهای گذشته.

665
00:57:11,625 --> 00:57:13,750
‫این مثل یه نعمت می‌مونه، زوکو.

666
00:57:14,875 --> 00:57:16,875
‫یه نعمت کمیاب و باارزش.

667
00:57:17,500 --> 00:57:19,291
‫فرصتی برای شروع دوباره.

668
00:57:21,250 --> 00:57:23,125
‫هدرش نده.

669
00:57:45,500 --> 00:57:46,916
‫من پسر تو نیستم.

670
00:57:51,750 --> 00:57:52,875
‫می‌دونم.

671
00:57:58,791 --> 00:58:00,791
‫می‌دونی از چی حالم به هم می‌خوره؟

672
00:58:02,041 --> 00:58:05,916
‫از لبخند‌هات، شوخی‌های کوچیکت،

673
00:58:07,416 --> 00:58:11,208
‫از محبتی که به این کارگرهای بیل‌به‌دست می‌کنی،

674
00:58:12,250 --> 00:58:15,291
‫که اگه بو می‌بردن واقعاً کی هستی...

675
00:58:15,333 --> 00:58:16,916
‫ازت متنفر می‌شدن.

676
00:58:21,166 --> 00:58:22,750
‫زندگی کردن یه انتخابه.

677
00:58:23,500 --> 00:58:25,125
‫من انتخاب می‌کنم که شاد باشم.

678
00:58:25,625 --> 00:58:27,500
‫و سعی می‌کنم شادی رو پخش کنم.

679
00:58:39,500 --> 00:58:41,375
‫تو لیاقت شادی رو نداری.

680
00:58:46,916 --> 00:58:48,750
‫همۀ اینا تقصیر توئه.

681
00:58:50,666 --> 00:58:52,875
‫هر اتفاقی که برای من افتاده.

682
00:58:53,375 --> 00:58:54,375
‫تقصیر منه؟

683
00:58:55,291 --> 00:58:58,000
‫- من که تبعیدت نکردم.
‫- از هم پاشیدی!

684
00:59:01,000 --> 00:59:03,875
‫تو باید فرمانروای آتش می‌شدی، نه پدرم.

685
00:59:05,916 --> 00:59:08,875
‫اگه توی محاصره شکست نمی‌خوردی 
‫و عقب‌نشینی نمی‌کردی...

686
00:59:09,666 --> 00:59:13,625
‫اگه وقتی پدرم جات رو گرفت،
‫دست رو دست نمی‌ذاشتی و یه کاری می‌کردی...

687
00:59:14,166 --> 00:59:18,000
‫اگه جلوش وایمیستادی 
‫و برای چیزی که حق تو بود می‌جنگیدی...

688
00:59:21,875 --> 00:59:25,125
‫اون‌وقت من هیچ‌وقت پام به اون شورای جنگ باز نمی‌شد.

689
00:59:25,625 --> 00:59:27,125
‫به اون «اگنی کای»!

690
00:59:30,125 --> 00:59:31,500
‫به اون کِشتی.

691
00:59:35,000 --> 00:59:36,875
‫هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

692
00:59:38,250 --> 00:59:40,000
‫همه‌ش تقصیر توئه.

693
00:59:41,125 --> 00:59:42,125
‫به‌خاطر ضعف تو بود.

694
00:59:42,250 --> 00:59:44,750
‫چون فرصتش رو داشتی، ولی نجنگیدی!

695
00:59:50,291 --> 00:59:52,125
‫«لو تن» مُرد.

696
01:00:09,000 --> 01:00:11,166
‫اون‌وقت اگه الان می‌تونست ببینتت...

697
01:00:12,000 --> 01:00:13,625
‫چه فکری در موردت می‌کرد؟

698
01:00:31,416 --> 01:00:33,500
‫من می‌رم آواتار رو پیدا کنم.

699
01:00:35,000 --> 01:00:36,750
‫بعدش می‌رم خونه.

700
01:00:44,375 --> 01:00:45,666
‫خداحافظ، عمو.

701
01:00:59,750 --> 01:01:04,750
‫«ترجمه از محمد سید»