1
00:00:55,250 --> 00:01:00,250
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

2
00:01:08,250 --> 00:01:09,375
‫ها؟

3
00:01:47,416 --> 00:01:53,958
‫[قسمت دوم: مبارزه‌ای که آغاز شده باشد]

4
00:01:58,875 --> 00:02:00,375
‫باید اینو برسونم بازار.

5
00:02:00,500 --> 00:02:02,791
‫تو از ارتش امپراتوری خاک حمایت نمی‌کنی؟

6
00:02:03,291 --> 00:02:05,500
‫تو چی هستی؟
‫از ملت آتش؟

7
00:02:05,541 --> 00:02:08,041
‫ما باید این محصول رو بفروشیم
‫تا زمستان رو بگذرونیم.

8
00:02:08,125 --> 00:02:10,291
‫خب، ارتش هم باید زمستان رو پشت سر بذاره،

9
00:02:10,375 --> 00:02:12,625
‫و هر شهروند هم باید کمک بده.

10
00:02:12,666 --> 00:02:14,625
‫- یعنی تو از امپراتور خاک بهتر می‌دونی؟
‫- نه...

11
00:02:14,750 --> 00:02:17,125
‫پس ما نصف گاریت رو برای ارتش مصادره می‌کنیم.

12
00:02:17,166 --> 00:02:20,375
‫و تو هم می‌تونی به خاطر اینکه در مقابل آدم بدها
‫ازتون محافظت می‌کنیم، یکم قدردان باشی.

13
00:02:20,500 --> 00:02:21,416
‫دست نگه دار!

14
00:02:24,375 --> 00:02:25,250
‫بذار سر جاشون.

15
00:02:26,416 --> 00:02:29,916
‫بذار... سر جاشون.

16
00:02:40,000 --> 00:02:42,250
‫آزولا!
‫کاریشون نداشته باش!

17
00:02:43,125 --> 00:02:44,750
‫اون کُنده رو ببین.

18
00:02:44,875 --> 00:02:47,000
‫شرط می‌بندم که می‌تونم لاکش رو بشکونم.

19
00:02:48,125 --> 00:02:49,250
‫ولم کن!

20
00:02:49,291 --> 00:02:51,791
‫- بهشون صدمه می‌زنی!
‫- زوکو، ول کن!

21
00:02:51,875 --> 00:02:54,375
‫شرط می‌بندم که می‌تونم کله‌ی تو رو هم بشکونم.

22
00:02:54,416 --> 00:02:56,750
‫بس کن، آزولا.
‫من نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

23
00:02:58,375 --> 00:02:59,541
‫آزولا!

24
00:03:02,541 --> 00:03:05,750
‫- اون اردک‌های لاکپشتی رو با سنگ زد.
‫- داشتم تمرین می‌کردم.

25
00:03:05,791 --> 00:03:09,791
‫بسه دیگه.
‫شما خواهر و برادرین، درسته؟

26
00:03:10,375 --> 00:03:14,625
‫بنابراین باید اختلافات‌تون رو
‫با احترام و عزت حل کنین.

27
00:03:15,125 --> 00:03:16,375
‫فقط در صورتی که ضعیف باشین.

28
00:03:18,000 --> 00:03:20,291
‫ما نوادگان جنگجویان قدرتمندی هستیم.

29
00:03:21,125 --> 00:03:23,250
‫اونا با زندگی بر پایه‌ی یک قانون
.دووم آوردن

30
00:03:24,125 --> 00:03:26,625
‫مبارزه‌ای که شروع شده باشه،

31
00:03:26,666 --> 00:03:29,250
‫فقط زمانی تموم میشه که یکی پیروز

32
00:03:31,250 --> 00:03:32,875
‫و یکی شکست بخوره.

33
00:03:44,416 --> 00:03:46,250
‫گفتم بذار سر جاشون.

34
00:03:47,625 --> 00:03:52,166
‫حتی در صورت حمله قریب‌الوقوع،
‫این نقض بخش ۴، شماره ۲۷ قانون ارتش هست،

35
00:03:52,250 --> 00:03:55,500
‫نباید دام یا مواد غذایی‌ای
‫از خونه‌هایی که بچه دارن گرفته بشه.

36
00:03:57,250 --> 00:03:59,500
‫اون زخمت واسه کجاست؟
‫خط مقدم؟

37
00:04:00,791 --> 00:04:01,791
‫یونیفرمت کجاست؟

38
00:04:01,875 --> 00:04:05,125
‫می‌خوای در مورد یونیفرم حرف بزنی؟
‫موهات ده سانت بلندتره.

39
00:04:06,125 --> 00:04:09,375
‫- خب، اینجا رسیدن به سر و وضع کار سختیه.
‫- اینجا شپش زیاده.

40
00:04:10,125 --> 00:04:13,875
‫اون زره‌های سرشانه باهم فرق دارن.
‫زره‌‌های پا و دستکش‌های آهنین‌تون قدیمی هستن.

41
00:04:14,375 --> 00:04:16,000
‫و پوتین‌هاتون.

42
00:04:16,541 --> 00:04:19,791
‫چیکار کردین؟
‫اونا رو از شهروندهای دیگه گرفتین؟

43
00:04:27,166 --> 00:04:29,125
‫خب، اینا به هرحال کوچیک و فاسد هستن.

44
00:04:30,916 --> 00:04:31,791
‫بله.

45
00:04:32,750 --> 00:04:33,791
‫اونو بده من.

46
00:04:43,750 --> 00:04:46,916
‫غریبه نباش، غریبه.

47
00:04:49,500 --> 00:04:50,500
‫ممنون.

48
00:04:51,500 --> 00:04:53,200
‫اخیرا رفتارشون بدتر شده.

49
00:04:53,250 --> 00:04:55,000
‫تو از جنگ میای؟

50
00:04:55,625 --> 00:04:58,500
‫تو یه سرباز واقعی هستی.
‫اونا یه مشت طرد شده‌ان.

51
00:04:59,000 --> 00:05:00,916
‫برادرم هم یه سرباز واقعیه.

52
00:05:01,000 --> 00:05:03,541
‫در بین‌اِر مستقره.
‫اونجا رفتی؟

53
00:05:03,625 --> 00:05:05,500
‫سربازی به اسم سنسو دیدی؟

54
00:05:06,916 --> 00:05:08,375
‫شرمنده، بچه.
‫من...

55
00:05:10,000 --> 00:05:11,125
‫باید به راهم ادامه بدم.

56
00:05:11,666 --> 00:05:13,450
‫باشه آره، ولی...

57
00:05:13,500 --> 00:05:15,291
‫شام که باید بخوری، درسته؟

58
00:05:27,541 --> 00:05:28,791
‫خدا بگم چیکارت نکنه، آنگ!

59
00:05:34,291 --> 00:05:35,750
‫- دوباره؟
‫- ترسوندمت؟

60
00:05:35,875 --> 00:05:38,041
‫آره! نه.
‫آنگ ترسوندم.

61
00:05:38,125 --> 00:05:41,166
‫اون همیشه وقتی از دیده‌بانی کردن برمی‌گرده
‫منو با آپا می‌ترسونه.

62
00:05:41,916 --> 00:05:44,416
‫این لیست چیزهاییه که باید از تائو بگیریم؟

63
00:05:44,500 --> 00:05:45,375
‫نه.

64
00:05:45,875 --> 00:05:47,666
‫- این یکیه.
‫- اوه، درسته.

65
00:05:49,500 --> 00:05:51,625
‫یادت رفته "معلم خاک‌افزاری"
‫رو روش بنویسی.

66
00:05:51,750 --> 00:05:54,166
‫یکی که از جینگ خنثی سر در بیاره.
‫بهتره اینو یادداشت کنی.

67
00:05:54,250 --> 00:05:56,375
‫چرا خنثی؟
‫جینگ مثبت که بهترینشه، درسته؟

68
00:05:56,416 --> 00:05:59,416
‫نه، جینگ خوب یا بد نیست.
‫یه نوع طرز عمله.

69
00:05:59,500 --> 00:06:02,375
‫پس مثبت یعنی رو به جلو حرکت کردن؟

70
00:06:02,416 --> 00:06:05,041
‫آره، یا در نبرد میشه حمله کردن.

71
00:06:05,125 --> 00:06:06,250
‫مثل یه مشت.

72
00:06:06,750 --> 00:06:10,041
‫خب، درواقع اگه می‌خوای به طرف مقابل صدمه بزنی
‫نه به خودت...

73
00:06:11,916 --> 00:06:13,750
‫اوه، ممنون.

74
00:06:14,250 --> 00:06:17,041
‫باشه، فهمیدم.
‫و جینگ منفی مثل دفاع می‌مونه؟

75
00:06:17,125 --> 00:06:18,375
‫یا عقب‌نشینی تاکتیکی.

76
00:06:18,500 --> 00:06:20,791
‫آره. 
.مثلا زنده بمونی تا بتونی در آینده مبارزه کنی

77
00:06:20,875 --> 00:06:22,791
‫ولی آنگ باید به جینگ خنثی مسلط بشه.

78
00:06:23,291 --> 00:06:25,875
‫اون چیه؟
‫یعنی همینطوری وایسی و مشت بخوری؟

79
00:06:25,916 --> 00:06:27,166
‫نه، معلومه که نه.

80
00:06:27,250 --> 00:06:30,041
‫صبر کردن و گوش دادنه.

81
00:06:30,125 --> 00:06:31,500
‫اوه.

82
00:06:31,541 --> 00:06:32,416
‫هوم.

83
00:06:33,375 --> 00:06:34,416
‫ها.

84
00:06:34,916 --> 00:06:36,375
‫جینگه یه جورایی مرموزه.

85
00:06:37,000 --> 00:06:39,000
‫جینگ میگن، نه جینگه.

86
00:06:39,041 --> 00:06:40,750
‫جینگه خیلی قشنگ‌تره.

87
00:06:41,750 --> 00:06:43,666
‫خبر خوب دارم.
‫شهر رو گشتم.

88
00:06:43,750 --> 00:06:46,000
یعنی اونا همه‌ی آذوقه‌ی مورد نیاز
برای سیر کردن پناهنده‌ها رو دارن؟

89
00:06:46,125 --> 00:06:48,125
‫حتما. ولی حتی بهتر.

90
00:06:48,166 --> 00:06:50,791
‫اونا بزرگترین تخم کروکوگدن رو دارن.

91
00:06:53,916 --> 00:06:56,250
‫بچه‌ها، عالی میشه.
‫بیاین.

92
00:06:58,750 --> 00:07:01,041
‫خب، وقتی نیستم احتیاط کن.

93
00:07:01,750 --> 00:07:03,125
‫من هیچوقت احتیاط نمی‌کنم.

94
00:07:08,750 --> 00:07:09,750
‫هی، رفیق.

95
00:07:11,125 --> 00:07:12,375
‫حواست بهش باشه.

96
00:07:13,500 --> 00:07:15,541
‫صبر کنین!
‫دارم میام.

97
00:07:17,625 --> 00:07:19,125
‫صبر کنین.

98
00:07:19,250 --> 00:07:22,000
‫خواهش می‌کنم!
‫من هیچی نمی‌دونم!

99
00:07:23,875 --> 00:07:25,875
‫صبر کنین!
‫صبر کنین، صبر کنین!

100
00:07:30,000 --> 00:07:30,875
‫هوم.

101
00:07:34,041 --> 00:07:36,375
‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم.

102
00:07:37,666 --> 00:07:40,041
‫چون می‌دونم که اونا از اینجا رد شدن.

103
00:07:40,125 --> 00:07:41,166
‫کله‌ی کچل.

104
00:07:41,666 --> 00:07:42,916
‫پیکان آبی.

105
00:07:43,875 --> 00:07:45,250
‫کدوم طرفی رفتن؟

106
00:07:49,000 --> 00:07:50,291
‫تای‌لی، اون نمی‌تونه حرف بزنه؟

107
00:07:51,625 --> 00:07:54,250
‫ببخشید.
‫نمی‌دونستم هنوزم نیاز داری حرف بزنه.

108
00:07:57,291 --> 00:07:58,416
‫عیب نداره.

109
00:07:59,291 --> 00:08:00,750
‫چشم‌هاش هنوز کار می‌کنن.

110
00:08:07,541 --> 00:08:09,500
‫اونقدرهام سخت نبود، مگه نه؟

111
00:08:18,791 --> 00:08:21,750
‫ولی خونه ما، یه جورایی حرف نداره.

112
00:08:21,875 --> 00:08:25,500
‫چون به قدری دور هست که اون قلچماق‌ها
‫موقع دنبال کردنم کمردرد بگیرن،

113
00:08:25,541 --> 00:08:28,916
‫ولی نه اونقدر که رفتن به بازار غیرقابل تحمل باشه.

114
00:08:29,416 --> 00:08:30,791
‫بازار کوچیکه.

115
00:08:31,875 --> 00:08:33,625
‫تا حالا همچین بازار کوچیکی دیده بودی؟

116
00:08:35,125 --> 00:08:37,500
‫تو احتمالا جاهای بزرگتری دیدی.

117
00:08:42,500 --> 00:08:43,500
‫سلام، فی.

118
00:08:44,125 --> 00:08:44,916
‫اون فی هستش.

119
00:08:49,250 --> 00:08:50,416
‫این دیگه چیه، پنگ؟

120
00:08:50,500 --> 00:08:52,041
‫این لی هستش.

121
00:08:52,625 --> 00:08:54,625
‫لی، این خواهرم فی هست.

122
00:08:56,125 --> 00:08:58,250
‫لی توی اون ایست بازرسی مسخره کمکم کرد.

123
00:08:58,791 --> 00:09:00,250
‫خودت رو به بازار رسوندی؟

124
00:09:00,291 --> 00:09:02,666
‫تک تکشون رو فروختم.

125
00:09:05,375 --> 00:09:06,625
‫به لطف لی.

126
00:09:08,500 --> 00:09:11,000
‫باشه. خب، ازش تشکر کن، پنگ
‫تا بتونه راهی بشه بره.

127
00:09:11,625 --> 00:09:13,500
‫گفتم بهش شام می‌دیم.

128
00:09:15,791 --> 00:09:16,875
‫اشکال نداره.

129
00:09:19,125 --> 00:09:20,875
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم که
‫سالم می‌رسه خونه.

130
00:09:22,750 --> 00:09:24,125
‫کوتاه بیا، فی.

131
00:09:24,166 --> 00:09:26,750
‫اون مرد خوبیه.
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی.

132
00:09:34,125 --> 00:09:35,416
‫باشه، پس شام می‌خوای؟

133
00:09:37,250 --> 00:09:38,250
‫یعنی میگه بیا تو.

134
00:09:40,875 --> 00:09:42,000
‫آه...

135
00:09:51,916 --> 00:09:54,166
‫آنگ، فکر نمی‌کنی که یه خاک‌افزار...

136
00:09:56,250 --> 00:09:57,416
‫اینو درست کرده؟

137
00:09:59,166 --> 00:10:02,125
‫چرا؟
‫تا مردم رو گول بزنه که بیان اینجا ببیننش؟

138
00:10:02,750 --> 00:10:04,125
‫بیخیال، آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

139
00:10:04,250 --> 00:10:06,500
‫داره منو گرسنه می‌کنه.
‫شایدم واقعی باشه.

140
00:10:06,625 --> 00:10:08,791
‫پس بهتره بریم یکم غذا بخوریم.

141
00:10:09,291 --> 00:10:11,875
‫مگه اینکه شما می‌خواین
‫یکم بیشتر بمونیم.

142
00:10:12,000 --> 00:10:12,791
‫من...

143
00:10:12,875 --> 00:10:14,416
‫- فکر کنم برام کافی باشه.
‫- من که نگاهش کردم.

144
00:10:14,500 --> 00:10:15,750
‫- آره.
‫- ها.

145
00:10:23,916 --> 00:10:26,625
‫سلام. من آواتار آنگ هستم
‫و اینا همراهان منن.

146
00:10:27,541 --> 00:10:31,375
‫ما داریم گروهی از پناهنده اسکورت می‌کنیم
‫و شدیدا نیاز به صدقه داریم.

147
00:10:32,250 --> 00:10:33,791
‫اوه و نان بخارپز.

148
00:10:33,875 --> 00:10:36,250
‫غذا می‌خوای؟
‫مجانی؟

149
00:10:36,291 --> 00:10:39,625
‫نه، معلومه که نه.
‫با کمال میل برای شما، کسب و کارتون و هرکسی که بخواین دعا می‌کنم.

150
00:10:41,250 --> 00:10:42,500
‫عروسی هم انجام میدم.

151
00:10:42,625 --> 00:10:43,791
‫نه.

152
00:10:46,000 --> 00:10:49,500
‫وقتی عشایر باد سفر می‌کنن،
‫معمولا مردم بهشون رسیدگی می‌کنن.

153
00:10:49,541 --> 00:10:50,750
‫من انتظار اینو نداشتم.

154
00:10:50,791 --> 00:10:53,500
‫انتظار نداشتی که مردم در ازای کالا و خدمات
‫پول بخوان؟

155
00:10:53,541 --> 00:10:54,500
‫نه.

156
00:10:56,125 --> 00:10:58,291
‫باید راه راحتی باشه که سریع پول در بیاریم.

157
00:10:58,375 --> 00:11:00,375
‫هی.

158
00:11:01,416 --> 00:11:03,500
‫می‌تونی در "میدان نبرد خاک" پول در بیاری، بچه.

159
00:11:04,125 --> 00:11:06,000
‫میدان نبرد خاک چیه؟

160
00:11:06,041 --> 00:11:07,500
‫مسابقه کنترل عناصر.

161
00:11:08,000 --> 00:11:10,375
‫کیف جایزه امشب قراره خیلی گنده باشه.

162
00:11:11,000 --> 00:11:12,416
‫برنده پول زیادی برنده میشه؟

163
00:11:12,500 --> 00:11:13,625
‫و یه کیف؟

164
00:11:15,375 --> 00:11:16,250
‫کجاست؟

165
00:11:18,000 --> 00:11:19,500
‫تو یه شهر کوچیک به اسم بهتو.

166
00:11:22,750 --> 00:11:23,875
‫به تو چه!

167
00:11:29,250 --> 00:11:30,533
‫مطمئنم که می‌تونیم بفهمیم کجاست.

168
00:11:30,583 --> 00:11:31,958
‫آره، باید یه میدان نبرد باشه.

169
00:11:32,000 --> 00:11:34,625
‫اوه، اگه زیر زمین باشه چی؟
‫یعنی واقعا زیر زمین باشه.

170
00:11:34,666 --> 00:11:36,625
‫هی. فهمیدم کجاست.

171
00:11:36,750 --> 00:11:38,750
‫- دنبالم بیاین.
‫- چطور قانعشون کردی بهت بگن؟

172
00:11:39,666 --> 00:11:40,916
‫یه دختر راه و روش خودش رو داره.

173
00:11:41,500 --> 00:11:42,500
‫بذار حدس بزنم.

174
00:11:43,000 --> 00:11:44,166
‫با آب‌افزاری.

175
00:11:45,125 --> 00:11:46,416
‫کلا یه کار بلدی.

176
00:11:53,500 --> 00:11:54,750
‫قبیله‌ی آب!

177
00:11:56,541 --> 00:11:58,541
‫و بعد نگهبان زد انداختش روی زمین.

178
00:11:58,625 --> 00:11:59,916
‫پنگ، بشین و غذات رو بخور.

179
00:12:01,541 --> 00:12:05,750
‫و بعد لی گفت، "یونیفرم‌های شما؟

180
00:12:05,791 --> 00:12:07,875
‫کلا اشتباهن. شلخته‌ان.

181
00:12:07,916 --> 00:12:11,666
‫کل این تشکیلات؟ کلاهبرداریه.
‫شرف ندارین".

182
00:12:11,750 --> 00:12:14,000
‫و اون موقع بود که چیزی نمونده بود
‫با لی درگیر بشن،

183
00:12:14,125 --> 00:12:17,041
‫ولی لی همینطوری اونجا وایساد و گفت،
‫"اون سیب‌زمینی گلی‌ها رو پس بدین".

184
00:12:17,125 --> 00:12:18,666
‫نفس بکش، پنگ.

185
00:12:29,291 --> 00:12:30,791
‫مدتی میشه که غذا نخوردی؟

186
00:12:31,875 --> 00:12:32,666
‫ببخشید.

187
00:12:32,750 --> 00:12:34,875
‫نه. لازم نیست عذرخواهی کنی.

188
00:12:35,750 --> 00:12:37,250
‫آخه تو به پنگ کمک کردی.

189
00:12:37,291 --> 00:12:39,666
‫حداقل کاری که ازمون برمیاد اینه که
‫خشک نگهت داریم و بهت غذا بدیم.

190
00:12:41,791 --> 00:12:42,875
‫تو...

191
00:12:43,000 --> 00:12:44,125
‫درسته. ظرف‌ها.

192
00:13:00,875 --> 00:13:02,625
‫داری به روستای کودی میری؟

193
00:13:07,125 --> 00:13:08,625
‫فقط دنبال یکی می‌گردم.

194
00:13:11,000 --> 00:13:12,125
‫دوسته؟

195
00:13:15,250 --> 00:13:17,000
‫یکی که قبلا باهاش دعوا می‌کردم.

196
00:13:21,000 --> 00:13:22,791
‫پس چرا نمی‌خوای پیداش کنی؟

197
00:13:27,916 --> 00:13:28,916
‫منظورت چیه؟

198
00:13:32,750 --> 00:13:34,541
‫وقتی پرسیدم چهره‌ات غمگین بود.

199
00:13:42,541 --> 00:13:43,750
‫من غمگین نیستم.

200
00:13:49,291 --> 00:13:50,791
‫فقط یکم سردرگمم.

201
00:13:57,375 --> 00:13:58,541
‫امشب...

202
00:13:59,500 --> 00:14:02,916
‫پدر و مادرمون با اسب‌شترمرغ رفتن.

203
00:14:03,541 --> 00:14:05,791
‫پس طویله خالیه.

204
00:14:07,791 --> 00:14:09,041
‫خیلی لطف داری.

205
00:14:52,000 --> 00:14:53,375
‫هی، زوزو.

206
00:15:03,416 --> 00:15:04,416
‫بذار ببینم.

207
00:15:05,500 --> 00:15:06,666
‫بذار ببینم.

208
00:15:16,041 --> 00:15:18,416
‫می‌دونم درد می‌کنه، زوزو
‫ولی...

209
00:15:19,250 --> 00:15:20,666
‫بهت قول میدم

210
00:15:21,750 --> 00:15:23,375
‫که دووم میاری.

211
00:15:25,875 --> 00:15:27,666
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

212
00:15:28,791 --> 00:15:30,291
‫به من افتخار می‌کنی؟

213
00:15:32,000 --> 00:15:34,416
‫من شکست خوردم.
‫یه بازنده‌ام.

214
00:15:38,916 --> 00:15:42,375
‫زوزو، ما برنده یا بازنده نداریم.

215
00:15:43,875 --> 00:15:46,125
‫فقط کسایی وجود دارن که شجاعت به خرج میدن.

216
00:15:47,125 --> 00:15:51,125
‫و کسانی که از حق دفاع می‌کنن،
‫حتی زمانی که سخت‌ترین کار باشه.

217
00:15:51,166 --> 00:15:53,916
‫و تو از اون اردک لاکپشتی‌های کوچولو دفاع کردی.

218
00:15:54,000 --> 00:15:55,416
‫اون شجاعت داشت.

219
00:15:55,500 --> 00:15:56,791
‫گمون کنم.

220
00:15:59,250 --> 00:16:01,666
‫می‌دونی دیگه کی از بی‌گناهان محافظت می‌کنه؟

221
00:16:02,625 --> 00:16:04,000
‫روح آبی؟

222
00:16:04,041 --> 00:16:05,291
‫درسته.

223
00:16:05,791 --> 00:16:07,750
‫میشه دوباره داستانش رو برام تعریف کنی؟

224
00:16:08,291 --> 00:16:09,291
‫آره.

225
00:16:12,000 --> 00:16:15,166
‫اونا به محافظ‌شون روح آبی می‌گفتن.

226
00:16:16,250 --> 00:16:20,875
‫و هیچکس نمی‌دونست که اون یه روحه
‫یا مردیه که به خاطر کارهای خوبش

227
00:16:21,000 --> 00:16:22,416
‫از طرف ارواح برکت دیده.

228
00:16:24,250 --> 00:16:27,375
‫اون دوتا شمشیر و یه نقاب داشت.

229
00:16:27,500 --> 00:16:28,750
‫و یه نقاب داشت.

230
00:16:30,291 --> 00:16:32,875
‫و با اینکه که اون صورتش رو مخفی می‌کرد،

231
00:16:32,916 --> 00:16:36,875
‫اون با چشمانی روشن
‫و شمشیرهایی تیز

232
00:16:36,916 --> 00:16:42,250
‫و قلبی که آلوده به نفرت یا طمع نبود
‫مبارزه می‌کرد.

233
00:16:43,625 --> 00:16:47,750
‫می‌گفت، "من ازشون محافظت می‌کنم،
‫چه کوچک باشن چه بزرگ...

234
00:16:50,375 --> 00:16:52,166
‫مهم هم نیست که چه بهایی
‫برای خودم داشته باشه".

235
00:16:53,000 --> 00:16:56,750
‫روح آبی واقعیه، مامان؟

236
00:16:59,916 --> 00:17:01,875
‫مثل من و تو واقعیه، زوکو.

237
00:17:32,875 --> 00:17:34,500
‫تو چیزیت نمیشه.

238
00:17:34,541 --> 00:17:36,500
‫معلومه که نمیشه.
‫ناسلامتی من آواتارم...

239
00:17:36,541 --> 00:17:39,500
‫اوه! اگه اون کارو نکنه
‫چیزیت نمیشه.

240
00:17:41,375 --> 00:17:42,625
‫یا اون کارو.

241
00:17:42,666 --> 00:17:45,375
‫- اونا فقط هیکل گنده کردن.
‫- تا چشم کار می‌کنه عضله دارن.

242
00:17:45,500 --> 00:17:48,000
‫ولی فقط در همین حد.
‫هرچی گراز دریایی گنده‌تر باشه...

243
00:17:48,041 --> 00:17:49,375
‫اوه، عاج‌هاش کُندتره.

244
00:17:49,416 --> 00:17:51,916
‫تا زمانی که جاخالی بدی، فاصله‌ات رو حفظ کنی،
‫از پا در میان.

245
00:17:52,000 --> 00:17:54,750
‫سریع باش.
‫با مشت‌های بادی بیفت به جونشون.

246
00:17:54,791 --> 00:17:56,416
‫برم روی مخ‌شون. فهمیدم.

247
00:17:56,458 --> 00:17:58,083
‫می‌تونم این کارو کنم.
‫توی این کار ماهرم.

248
00:17:58,125 --> 00:17:59,416
‫آره، هستی.

249
00:18:03,875 --> 00:18:06,500
‫آره! بزن بریم!

250
00:18:06,541 --> 00:18:08,041
‫آه!

251
00:18:08,125 --> 00:18:12,250
‫یک پیروزی واقعا محشر
‫توسط جنگجوی مورد علاقه‌ی شما،

252
00:18:12,375 --> 00:18:16,125
‫بزرگترین خاک‌افزار دنیا، تخته‌سنگ!

253
00:18:16,166 --> 00:18:19,000
‫- آره! تخته‌سنگ!
‫- آره!

254
00:18:19,541 --> 00:18:24,875
‫حالا کی جرات داره تخته‌سنگ رو
‫برای این کیف به مبارزه دعوت کنه؟

255
00:18:25,000 --> 00:18:26,875
‫هیچکس نمی‌تونه!

256
00:18:27,000 --> 00:18:28,625
‫وای. اون پول زیادیه.

257
00:18:28,666 --> 00:18:29,666
‫و کیف قشنگی هم هست.

258
00:18:29,750 --> 00:18:30,750
‫تو می‌تونی.

259
00:18:30,875 --> 00:18:35,375
‫من می‌تونم.
‫پول رو برنده بشم، آذوقه بخرم، شکم پناهنده‌ها رو سیر کنم.

260
00:18:36,125 --> 00:18:40,875
‫تخته‌سنگ پذیرای هر دعوت به مبارزه‌ هست.

261
00:18:41,375 --> 00:18:43,041
‫ولی حواستون باشه.

262
00:18:43,125 --> 00:18:45,125
‫پاداش زیاد...

263
00:18:45,875 --> 00:18:48,375
‫خطر زیادی هم داره.

264
00:18:48,416 --> 00:18:49,241
‫تو آماده‌ای، آنگ.

265
00:18:49,291 --> 00:18:50,166
‫نمیر، آنگ.

266
00:18:51,625 --> 00:18:53,000
‫چرا همچین حرفی زدی؟

267
00:18:53,041 --> 00:18:54,041
‫چیه؟
‫توصیه خوبیه خب.

268
00:18:58,166 --> 00:18:59,500
‫و اون برگشته!

269
00:19:02,625 --> 00:19:04,625
‫برای اولین بار بعد از چند هفته...

270
00:19:10,041 --> 00:19:12,750
‫راهزن نابینا!

271
00:19:26,125 --> 00:19:30,750
‫تخته‌سنگ سرگرم این رقیب بامزه شده.

272
00:19:33,666 --> 00:19:36,041
‫نابودش کن!

273
00:19:36,125 --> 00:19:38,500
‫ولی وقتشه که کلکت کنده بشه، راهزن نابینای کوچولو.

274
00:19:41,125 --> 00:19:42,666
‫هیا! هیا!

275
00:19:48,875 --> 00:19:50,666
‫تو از پسش برمیای، تخته‌سنگ!

276
00:19:54,625 --> 00:19:57,125
‫در حدت نیست!

277
00:19:58,750 --> 00:20:00,166
‫حرکت حیله‌گرانه‌ای بود.

278
00:20:02,750 --> 00:20:04,791
‫تخته‌سنگ دو به شک شده.

279
00:20:04,875 --> 00:20:07,666
‫باید با این رقیب ریزه میزه مبارزه کنه...

280
00:20:07,750 --> 00:20:08,625
‫باهاش مبارزه کن!

281
00:20:09,125 --> 00:20:11,875
‫یا اونو به جایی که ازش اومده برگردونه؟

282
00:20:12,375 --> 00:20:13,416
‫بفرستش برگرده!

283
00:20:13,500 --> 00:20:14,791
‫چی شده؟

284
00:20:14,875 --> 00:20:17,041
‫ترسیدی، سنگ ریزه؟

285
00:20:17,125 --> 00:20:18,750
‫اوه!

286
00:20:20,000 --> 00:20:21,125
‫آه!

287
00:20:23,750 --> 00:20:26,625
‫تخته‌سنگ دیگه دو به شک نیست.

288
00:20:40,500 --> 00:20:41,750
‫کارش رو بساز، تخته‌سنگ!

289
00:20:51,125 --> 00:20:52,291
‫- آه!
‫- اوه.

290
00:20:52,375 --> 00:20:54,500
‫- اوه.
‫- اون واقعا کوره؟

291
00:20:54,625 --> 00:20:56,166
‫در هر صورت کارش حرف نداره.

292
00:20:57,250 --> 00:20:58,375
‫داره انجامش میده.

293
00:20:58,416 --> 00:21:00,125
‫صبر می‌کنه و گوش میده.

294
00:21:00,250 --> 00:21:01,666
‫دقیقا همونطور که بومی گفت.

295
00:21:04,125 --> 00:21:06,500
‫اینه؟
‫اون چیزِ خنثی همینه؟

296
00:21:07,000 --> 00:21:08,750
‫- جینگ، ساکا.
‫- آره، جینگه.

297
00:21:14,375 --> 00:21:16,416
‫تو می‌تونی، تخته‌سنگ!
‫تو می‌تونی!

298
00:21:17,500 --> 00:21:19,125
‫نذار بره روی مخت!

299
00:21:28,916 --> 00:21:30,625
‫یالا، تخته‌سنگ!

300
00:21:39,125 --> 00:21:41,375
‫- اوه!
‫- شاید بهتره تسلیم بشی.

301
00:21:41,500 --> 00:21:43,500
‫تماشاگرها نمی‌خوان دعوای دوتا دختر کوچولو رو ببینن.

302
00:21:56,750 --> 00:21:58,291
‫یالا، تخته‌سنگ!

303
00:22:00,166 --> 00:22:02,125
‫آره!

304
00:22:02,875 --> 00:22:04,166
‫اوه!

305
00:22:10,625 --> 00:22:12,750
‫الان تخته‌سنگ یه دختر کوچولو رو له کرد؟

306
00:22:31,291 --> 00:22:33,041
‫ایول داری، راهزن نابینا!

307
00:22:39,500 --> 00:22:41,625
‫اونه! اون معلم منه!

308
00:22:41,750 --> 00:22:43,750
‫- آنگ، صبر کن.
‫- کجا میری؟

309
00:22:43,875 --> 00:22:45,291
‫ببخشید، معذرت می‌خوام.

310
00:22:49,375 --> 00:22:51,000
‫معذرت می‌خوام، ببخشید.

311
00:22:52,000 --> 00:22:53,125
‫ببخشید.

312
00:22:53,166 --> 00:22:55,000
‫ببخشید.
‫عذر می‌خوام.

313
00:22:55,541 --> 00:22:56,541
‫معذرت می‌خوام.

314
00:22:57,750 --> 00:22:58,750
‫ببخشید.

315
00:22:59,916 --> 00:23:01,666
‫- آنگ!
‫- نه، صبر کن!

316
00:23:02,166 --> 00:23:03,625
‫باورت میشه؟

317
00:23:04,375 --> 00:23:05,791
‫باید پیداش کنیم.
‫من باید...

318
00:23:05,875 --> 00:23:07,625
‫آنگ، نفس بکش.

319
00:23:09,291 --> 00:23:10,416
‫اون رفت.

320
00:23:11,250 --> 00:23:15,791
‫آواتار آنگ، من جی شن هستم،
‫دبیر اجرایی خاندان بی‌فانگ.

321
00:23:15,875 --> 00:23:16,750
‫بی کی؟

322
00:23:16,875 --> 00:23:19,416
‫اون نمادیه که سرتاسر شهر می‌بینیم.

323
00:23:19,500 --> 00:23:21,750
‫فک‌گرازِ پرنده از خاندان بی‌فانگ.

324
00:23:21,791 --> 00:23:25,541
‫دارایی‌های لرد و بانو بی‌فانگ
‫به وسعت امپراتوری خاک هست.

325
00:23:26,125 --> 00:23:29,500
‫خانواده بی‌فانگ دوستان خیلی خوب
‫آواتار روکو بودن

326
00:23:29,541 --> 00:23:31,375
‫و دوست دارن دوستان خیلی خوب تو هم باشن.

327
00:23:32,750 --> 00:23:34,875
‫لطفا این دعوت رو

328
00:23:34,916 --> 00:23:38,041
‫برای صرف یه وعده غذایی مختصر
‫در عمارت بی‌فانگ قبول کن.

329
00:23:40,166 --> 00:23:41,250
‫اوه.

330
00:23:43,125 --> 00:23:44,125
‫اونا پولدارن.

331
00:23:44,250 --> 00:23:46,750
‫اگه بتونن ما رو سیر کنن،
‫می‌تونن شکم پناهنده‌ها رو هم سیر کنن.

332
00:23:46,791 --> 00:23:47,666
‫آره.

333
00:23:48,875 --> 00:23:50,125
‫نظرت چیه، آنگ؟

334
00:24:27,916 --> 00:24:28,875
‫بیدارت کردم؟

335
00:24:30,541 --> 00:24:31,375
‫نه.

336
00:24:33,375 --> 00:24:34,250
‫این...

337
00:24:36,125 --> 00:24:37,125
‫نیاز به تعمیر داشت.

338
00:24:40,666 --> 00:24:41,541
‫آره.

339
00:24:56,625 --> 00:24:57,625
‫عه...

340
00:25:00,041 --> 00:25:04,875
‫از اونجایی که راه زیادی در پیش داری و...

341
00:25:06,291 --> 00:25:09,666
‫یعنی، الان که می‌دونم مهارت فنی داری...

342
00:25:15,625 --> 00:25:16,500
‫خب...

343
00:25:18,875 --> 00:25:20,000
‫اینجا...

344
00:25:22,000 --> 00:25:24,625
‫خیلی چیزها هست که نیاز به تعمیر دارن.

345
00:25:26,250 --> 00:25:27,125
‫منظورم اینه که،

346
00:25:27,875 --> 00:25:31,250
‫بیشتر از چیزی که به تنهایی بتونم
‫تو یک سال انجام بدم.

347
00:25:44,250 --> 00:25:46,000
‫جای پاهای گنده به اون طرف میرن.

348
00:25:46,791 --> 00:25:49,625
‫همون گاومیش پرنده‌ایه که
‫آواتار همیشه باهاش دیده شده.

349
00:25:49,750 --> 00:25:51,500
‫خزهاش همه‌جا ریخته.

350
00:25:52,000 --> 00:25:54,375
‫چرا چیزی آورده که باعث میشه
‫خیلی راحت ردش زده بشه؟

351
00:25:54,416 --> 00:25:56,375
‫چون به نظر بانمک و پشمالو میاد.

352
00:25:56,416 --> 00:25:59,666
‫ولی این سه‌تا رد پا به طرف مقابل میرن
‫و خزی هم درکار نیست.

353
00:26:00,750 --> 00:26:03,750
‫گاومیش رو دنبال کنین.
‫من رد پاهایی که به سمت اون شهر میرن رو دنبال می‌کنم.

354
00:26:05,291 --> 00:26:07,375
‫تو داری به یه شهر از سرزمین خاک میری؟

355
00:26:08,041 --> 00:26:08,875
‫اونم تنها؟

356
00:26:09,000 --> 00:26:10,416
‫چیه، نگرانمی؟

357
00:26:10,500 --> 00:26:12,500
‫- نگران صدمه دیدنت نیستم.
‫- نگران اینیم که...

358
00:26:12,625 --> 00:26:14,791
‫که از کوره در برم
‫و شهر رو بسوزونم،

359
00:26:14,875 --> 00:26:18,625
‫و جز ردی از خون و خاکستر
‫چیزی از خودم به جا نذارم.

360
00:26:20,500 --> 00:26:23,250
‫ولی جدا از شوخی، تو...
‫این کارو که نمی‌کنی، درسته؟

361
00:26:24,125 --> 00:26:25,375
‫معلومه که نمی‌کنم.

362
00:26:26,375 --> 00:26:28,166
‫کنترلم کامل دستمه.

363
00:26:29,000 --> 00:26:31,625
‫با صبوری منتظر می‌مونم
‫تا آواتار منو به زوکو برسونه.

364
00:26:31,750 --> 00:26:35,750
‫یه تجدید دیدار گرم و کوتاه می‌کنیم
‫و بعدش بهش میگم بیاد خونه.

365
00:26:37,750 --> 00:26:38,750
‫وگرنه خودش می‌دونه.

366
00:26:42,500 --> 00:26:45,875
‫تو هنوز به خاطر اینکه چیزی نمونده بود بکشمت
‫از دستم عصبانی نیستی، نه؟

367
00:26:45,916 --> 00:26:48,375
‫تا زمانی که بابت اینکه منم چیزی نمونده بود بکشمت
‫از دستم عصبانی نباشی، نه.

368
00:26:48,500 --> 00:26:49,875
‫نه، مشکلی ندارم.

369
00:26:52,000 --> 00:26:54,416
‫اصلا اینا چه نوع درختی هستن؟

370
00:27:01,166 --> 00:27:02,291
‫عجب.

371
00:27:03,000 --> 00:27:04,000
‫اینجا...

372
00:27:04,125 --> 00:27:05,125
‫آره.

373
00:27:07,791 --> 00:27:09,125
‫اون کیوشیـه؟

374
00:27:09,166 --> 00:27:10,541
‫این اندازه واقعیش نیست.

375
00:27:11,125 --> 00:27:13,291
‫و بقیه تجسم‌های گذشته‌ام.

376
00:27:13,875 --> 00:27:16,666
‫روکو، کوروک و یانگ‌چن.

377
00:27:16,750 --> 00:27:18,416
‫اونا باید بی‌فانگ‌های گذشته باشن.

378
00:27:19,250 --> 00:27:21,000
‫به گمونم اونا واقعا دوست بودن.

379
00:27:21,125 --> 00:27:23,666
‫- هنوز یکی از تو رو ندارن، آنگ.
‫- آواتار آنگ.

380
00:27:23,750 --> 00:27:24,875
‫بالاخره.

381
00:27:25,791 --> 00:27:27,875
‫خیلی خوشحالیم که بالاخره می‌بینیمت.

382
00:27:28,000 --> 00:27:32,250
‫تا نسل‌ها، خانواده بی‌فانگ
‫دوستان و حامیان آواتار بودن،

383
00:27:32,291 --> 00:27:33,250
‫همونطور که خودت می‌بینی.

384
00:27:33,375 --> 00:27:34,750
‫معلومه که خیلی پیشرفت کردی.

385
00:27:37,750 --> 00:27:41,125
‫ممنونم.
‫و دیدن شما هم باعث خوشحالیه.

386
00:27:41,750 --> 00:27:43,791
‫ولی ما درواقع درخواست دیگه‌ای داریم.

387
00:27:43,875 --> 00:27:45,750
‫ما داریم با گروهی از پناهنده‌ سفر می‌کنیم

388
00:27:45,791 --> 00:27:47,500
‫که شدیدا نیاز به غذا و مایحتاج دارن.

389
00:27:47,625 --> 00:27:50,125
‫- درخواستی بسی نیکو.
‫- هوم.

390
00:27:50,166 --> 00:27:51,500
‫یعنی می‌تونین کمکمون کنین؟

391
00:27:51,541 --> 00:27:54,250
‫اوه.
‫بیاین قبل از شام راجع‌به کار صحبت نکنیم،

392
00:27:54,291 --> 00:27:56,250
‫که شروع میشه به محض اینکه...

393
00:27:56,291 --> 00:27:58,875
‫آه، گل کوچولوی ما اینجاست.

394
00:27:59,875 --> 00:28:02,625
‫این دختر ما، تاف هست.

395
00:28:10,500 --> 00:28:12,041
‫این راهزن نابیناست.

396
00:28:18,875 --> 00:28:20,375
‫خوش اومدی، آواتار.

397
00:28:20,500 --> 00:28:23,416
‫امیدواریم که از ساده‌ترین ضیافت ما لذت ببری.

398
00:28:28,750 --> 00:28:30,500
‫قبیله آب جنوبی.

399
00:28:30,625 --> 00:28:35,000
‫ملاقات شما دو نفر تقریبا به اندازه ملاقات با آواتار
‫نادر و لذت‌بخشـه.

400
00:28:35,041 --> 00:28:37,916
‫شوهر عزیز من
‫دانش‌آموز ابدی جهان

401
00:28:38,000 --> 00:28:39,666
‫و فرهنگ‌ها و جغرافیاش هست.

402
00:28:39,750 --> 00:28:44,875
‫خب، یه ذهن انعطاف‌پذیر
‫هم خِرَد پیری و هم کنجکاوی جوانی رو داراست.

403
00:28:45,375 --> 00:28:46,750
‫مادربزرگ‌مون همیشه اینو می‌گفت.

404
00:28:46,875 --> 00:28:50,875
‫جملات قصار جذابی از جنوب.
‫سعی می‌کنم سزاوار این تعریف باشم.

405
00:28:51,000 --> 00:28:51,875
‫ممنونم.

406
00:28:53,875 --> 00:28:56,125
‫جی شن، مطمئن شو که سوپ تاف
‫به قدر کافی خنک باشه.

407
00:28:56,250 --> 00:28:58,166
‫اون خیلی حساسه.

408
00:29:04,041 --> 00:29:06,250
‫تو بهترین خاک‌افزاری هستی که تا حالا دیدم.

409
00:29:07,125 --> 00:29:09,625
‫ببخشید؟
‫با منی، آواتار؟

410
00:29:10,375 --> 00:29:12,291
‫آره. تو راهزن نابینایی.

411
00:29:13,291 --> 00:29:16,625
‫فکر کنم منو با یه دختر نابینای دیگه
‫اشتباه گرفتی.

412
00:29:16,666 --> 00:29:19,250
‫قابل درکه، ولی بازم خیلی توهین‌آمیزه.

413
00:29:19,291 --> 00:29:22,875
‫سرزمین شما شگفت‌انگیزه.
‫اونجا معدن‌کاری انجام گرفته؟

414
00:29:23,000 --> 00:29:24,000
‫هوم.

415
00:29:24,125 --> 00:29:27,250
‫خب، ما درواقع خیلی خودکفا هستیم.

416
00:29:28,125 --> 00:29:31,416
‫یه جور سازگاری با زمین‌ها و دریاهای اطرافمون داریم.

417
00:29:31,500 --> 00:29:34,791
‫پس یعنی داری میگی که منابع عظیم
‫و دست‌نخورده‌ای در جنوب هست؟

418
00:29:34,875 --> 00:29:37,041
‫چیزی که شوهرم واقعا می‌خواد بدونه

419
00:29:37,125 --> 00:29:39,916
‫اینه که باید چیکار کرد
‫تا مرزهاتون رو برای تجارت باز کنین؟

420
00:29:40,000 --> 00:29:44,625
‫اوه، تاریخ بزرگ و باستانی قبیله ما
‫تاریخ دریانوردی و تجارته، ولی اون...

421
00:29:44,666 --> 00:29:47,875
‫- وقتی ملت آتش حمله کرد دیگه تموم شد.
‫- درسته.

422
00:29:47,916 --> 00:29:51,000
‫مستعمرات و پادگان‌های جزایر اطراف ما

423
00:29:51,125 --> 00:29:53,541
‫عبور کشتی‌های ما رو غیرممکن می‌کنن.

424
00:29:53,625 --> 00:29:56,250
‫کشتی‌های ما راحت‌تر عبور می‌کنن.

425
00:29:56,375 --> 00:29:58,000
‫تجارت مرز نمی‌شناسه.

426
00:29:58,041 --> 00:29:59,250
‫خب،

427
00:30:00,166 --> 00:30:01,291
‫در این صورت،

428
00:30:01,375 --> 00:30:04,750
‫شاید بهتر باشه درباره این آذوقه‌ها
‫با شما مذاکره کنیم؟

429
00:30:05,875 --> 00:30:08,291
‫متوجه شدم که توی گالریت
‫یه پرتره کم داری.

430
00:30:11,000 --> 00:30:11,791
‫ادامه بده.

431
00:30:11,875 --> 00:30:15,750
‫ازت می‌خوام خاک‌افزاری یادم بدی.
‫طوری که تو در میدان نبرد خاک مبارزه کردی...

432
00:30:15,791 --> 00:30:17,500
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

433
00:30:17,625 --> 00:30:20,416
‫خدای من.
‫به نظر گردهمایی یه مشت اراذل و اوباش میاد.

434
00:30:21,000 --> 00:30:23,000
‫اگه با یه نقاشی پرتره موافقت کنه،

435
00:30:23,125 --> 00:30:28,166
‫من و شوهرم با کمال میل هرچقدر آذوقه که
‫گاومیش پرنده شما بتونه حمل کنه رو فراهم می‌کنیم.

436
00:30:28,250 --> 00:30:29,250
‫قبوله.

437
00:30:30,916 --> 00:30:33,375
‫خیلی‌خب، پس گمون کنم دوتا کار بلدی.

438
00:30:33,916 --> 00:30:34,875
‫از کنترل استفاده کردم.

439
00:30:35,875 --> 00:30:38,166
‫کنترل اراده‌شون.

440
00:30:38,250 --> 00:30:39,250
‫درست میگم؟

441
00:30:41,500 --> 00:30:45,000
‫تو یه استاد جینگ خنثی هستی.
‫می‌تونی یادم بدی که چطور صبر کنم و گوش بدم.

442
00:30:45,041 --> 00:30:47,500
‫پس به این گوش بده.

443
00:30:47,625 --> 00:30:50,416
‫دهنت رو ببند.

444
00:30:52,750 --> 00:30:54,416
‫هوم.

445
00:30:58,375 --> 00:31:01,541
‫آواتار خودش رو کثیف کرد.
‫جی شن، میشه لطفا کمکش کنی خودش رو تمیز کنه.

446
00:31:01,625 --> 00:31:03,750
‫نه، لازم نیست.
‫خودم می‌تونم.

447
00:31:08,166 --> 00:31:09,500
‫آه.

448
00:31:14,291 --> 00:31:15,666
‫هوم.

449
00:31:15,750 --> 00:31:17,000
‫حیرت‌آوره!

450
00:31:17,500 --> 00:31:18,750
‫اوه، باریکلا!

451
00:31:20,250 --> 00:31:23,375
‫همونطور که می‌بینین،
‫من برای یادگیری عنصر بعدی آماده‌ام.

452
00:31:23,500 --> 00:31:25,000
‫فقط معلم مناسبی نیاز دارم.

453
00:31:26,375 --> 00:31:28,283
‫کی خاک‌افزاری رو به تاف یاد داده؟

454
00:31:28,333 --> 00:31:30,333
‫مطمئنم که خیلی ماهره.

455
00:31:30,375 --> 00:31:31,416
‫نه.

456
00:31:32,916 --> 00:31:35,291
‫تاف گل کوچولوی ماست.

457
00:31:35,375 --> 00:31:39,125
‫ذات لطیفش با اون همه پا کوبیدن
‫و داد و بیداد موافق نیست.

458
00:31:39,250 --> 00:31:40,416
‫منظورت اینه که، شما نمی‌دونین...

459
00:31:41,916 --> 00:31:42,875
‫نه.

460
00:31:43,750 --> 00:31:44,916
‫اون...

461
00:31:45,000 --> 00:31:47,000
‫در نفس کشیدن به مشکل خورده.

462
00:31:49,791 --> 00:31:52,041
‫عیبی نداره.
‫اون معمولا آروم زمین می‌خوره.

463
00:31:52,125 --> 00:31:53,625
‫اوه، چیزیش نمیشه.

464
00:31:54,166 --> 00:31:56,125
‫امشب بیا تو باغ پیشم...

465
00:31:59,666 --> 00:32:01,416
‫و خفه شو دیگه.

466
00:32:05,625 --> 00:32:07,541
‫ناخوش هستی، آواتار؟

467
00:32:07,625 --> 00:32:09,125
‫بودم، ولی دیگه نه.

468
00:32:09,166 --> 00:32:10,666
‫معلومه که دیگه ناخوش نیستی.

469
00:32:10,750 --> 00:32:13,750
‫حالا که پناهنده‌هات به تمام نیازهاشون رسیدن،

470
00:32:13,875 --> 00:32:18,625
‫ما می‌تونیم به تو در آغوش گرم و قدرتمند قبیله بی‌فانگ
‫خوش‌آمد بگیم.

471
00:32:20,666 --> 00:32:23,250
‫من عاشق آغوش گرم هستم.

472
00:32:30,500 --> 00:32:32,500
‫فکر نمی‌کردم اهل کشاورزی باشی.

473
00:32:32,541 --> 00:32:33,916
‫من...

474
00:32:35,166 --> 00:32:36,625
‫اخیرا خیلی چیزها بودم.

475
00:32:41,583 --> 00:32:51,583
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

476
00:32:56,541 --> 00:32:58,000
‫دقیقا اونجا بود.

477
00:33:01,791 --> 00:33:03,750
‫اونا فقط اینجا مشغول کار کردن بودن.

478
00:33:04,375 --> 00:33:05,750
‫مامان و بابام.

479
00:33:06,791 --> 00:33:09,500
‫و برادر بزرگه‌ام هم با ارتش رفته بود.

480
00:33:15,125 --> 00:33:16,500
‫من...

481
00:33:20,166 --> 00:33:23,875
‫وقتی صدای داد و بی‌داد رو شنیدم
‫داخل بودم.

482
00:33:24,750 --> 00:33:25,916
‫و...

483
00:33:32,125 --> 00:33:34,291
‫چطورش رو نمی‌دونم،
‫ولی می‌دونستم اونا بودن.

484
00:33:35,541 --> 00:33:36,916
‫ملت آتش.

485
00:33:39,541 --> 00:33:41,625
‫واسه همین گفتم پینگ قایم بشه
‫و من...

486
00:33:42,625 --> 00:33:44,750
‫دویدم بیرون تا سعی کنم
‫خودم رو بهشون برسونم.

487
00:33:48,166 --> 00:33:50,875
‫چون می‌دونی، فکر کردم اگه بدونن
‫که ما یه خانواده هستیم،

488
00:33:51,000 --> 00:33:54,750
‫که اینجا بچه هست،
‫ممکنه دیگه...

489
00:34:05,000 --> 00:34:06,875
‫خیلی سریع رخ داد.

490
00:34:08,500 --> 00:34:12,000
‫و حتی با اینکه می‌دونستم دیگه دیره،
‫بازم دویدم سمتشون.

491
00:34:13,791 --> 00:34:15,416
‫و بعد اون روش رو به سمت من کرد.

492
00:34:16,500 --> 00:34:18,375
‫اونی که انجامش داده بود.

493
00:34:24,000 --> 00:34:25,125
‫متاسفم.

494
00:34:27,875 --> 00:34:30,000
‫واقعا نمی‌دونم چرا اینا رو بهت گفتم.

495
00:34:32,166 --> 00:34:33,625
‫همه ما چیزهایی از دست دادیم.

496
00:34:39,875 --> 00:34:42,500
‫تو لازم نیست از زخمت خجالت بکشی.

497
00:34:44,000 --> 00:34:45,625
‫این یعنی تونستی دووم بیاری.

498
00:34:50,625 --> 00:34:52,375
‫عه...

499
00:34:53,041 --> 00:34:55,916
‫باید برم بازم از توی طویله
‫طناب بیارم.

500
00:35:03,625 --> 00:35:05,250
‫یادت باشه کی هستی.

501
00:35:06,000 --> 00:35:09,416
‫مامان! مامان! مامان!

502
00:35:10,875 --> 00:35:12,541
‫من باید برم.

503
00:35:12,625 --> 00:35:14,166
‫دیگه نمی‌تونیم بهت ببخشیم.

504
00:35:14,250 --> 00:35:17,500
‫می‌ذاریم زنده بمونی،
‫پس غذا رو رد کن بیاد!

505
00:35:17,625 --> 00:35:19,625
‫جلو نیا. با چاقو می‌زنمت!
‫نه!

506
00:35:21,000 --> 00:35:24,041
‫- اون از درگیری دوری می‌کنه.
‫- چون مهربونه.

507
00:35:24,125 --> 00:35:28,500
‫چون می‌خواد به آدم‌ها کمک کنه.
‫صلح و عدالت می‌خواد.

508
00:35:28,541 --> 00:35:32,791
‫ما داریم صلح و عدالت رو تحت یک حکومت
‫به جهان میاریم،

509
00:35:32,875 --> 00:35:34,500
‫و این قوّت می‌طلبه.

510
00:35:36,791 --> 00:35:38,416
‫زوکو قوّت نداره.

511
00:35:39,500 --> 00:35:43,541
‫بعضی اوقات قوّت اینه که بدونی
‫کِی نباید بجنگی.

512
00:35:45,291 --> 00:35:46,750
‫باید یه فرصت دیگه بهش بدی.

513
00:35:46,791 --> 00:35:50,625
،باید غرایزش رو پرورش بدی
.نه اینکه سرکوبشون کنی

514
00:35:50,750 --> 00:35:53,375
‫در این خانواده نمیشه.
‫در این دنیا نمیشه.

515
00:35:54,500 --> 00:35:57,666
‫اگه پسرمون حاضر نمیشه که خواهر کوچیکترش رو
‫سر جاش بشونه،

516
00:35:57,750 --> 00:35:59,541
‫اونوقت خواهرش جاش رو می‌گیره.

517
00:35:59,625 --> 00:36:02,500
‫- پس می‌خوای از همدیگه متنفر باشن؟
‫- اگه لازم باشه آره.

518
00:36:02,541 --> 00:36:06,625
‫سرنوشت بزرگتری از حد تصور تو
‫در انتظار هر دو بچه‌های ماست.

519
00:36:06,666 --> 00:36:08,000
‫منظورت چیه؟

520
00:36:10,750 --> 00:36:14,250
‫تو با یه اصل و نسب قوی و بی‌نقص
‫پیش من اومدی.

521
00:36:14,375 --> 00:36:15,875
‫و ما قول دادیم

522
00:36:16,416 --> 00:36:20,250
‫که قبایل‌مون رو بهم ملحق می‌کنیم
‫و باهم خانواده‌ای می‌سازیم.

523
00:36:20,291 --> 00:36:22,416
‫تو یه وارث بهم دادی.

524
00:36:23,041 --> 00:36:23,916
‫و یه وارث اضافه.

525
00:36:24,000 --> 00:36:25,375
‫وارث؟
‫چی...

526
00:36:28,125 --> 00:36:30,375
‫آیرو در صف جانشینی تاج و تخته.

527
00:36:31,375 --> 00:36:33,500
‫لو تن وارثه.
‫من...

528
00:36:33,625 --> 00:36:36,416
‫- آموزه‌های بچه‌هام رو برعهده خودم بذار.
‫- اونا بچه‌های منم هستن!

529
00:36:39,041 --> 00:36:41,875
‫بهت اجازه نمیدم که اونا رو به هیولا تبدیل کنی.

530
00:36:43,250 --> 00:36:45,125
‫منو همچین چیزی می‌دونی؟

531
00:36:46,541 --> 00:36:47,416
‫یه هیولا؟

532
00:37:01,000 --> 00:37:02,250
‫از اینجا برین!

533
00:37:09,125 --> 00:37:11,000
‫از قصد نکردم.

534
00:37:12,166 --> 00:37:13,500
‫طوری نیست.

535
00:37:15,750 --> 00:37:17,375
‫اگه تو نمی‌کردی، خودم می‌کردم.

536
00:37:29,625 --> 00:37:30,500
‫اینجایی.

537
00:37:30,541 --> 00:37:33,416
‫تو و دهن گشادت چیزی نمونده بود
‫منو پیش پدر و مادرم لو بدین.

538
00:37:33,500 --> 00:37:34,875
‫ببخشید. آخه...

539
00:37:34,916 --> 00:37:36,750
‫من واقعا به یه معلم خاک‌افزاری نیاز دارم.

540
00:37:36,791 --> 00:37:37,666
‫مشکل من نیست.

541
00:37:37,750 --> 00:37:39,916
‫دیگه حرفش رو نزن
‫و برای همیشه دست از سرم بردار.

542
00:37:42,000 --> 00:37:45,875
‫ولی دوستم بومی گفت که معلمم
‫باید یه استاد جینگ خنثی باشه.

543
00:37:46,000 --> 00:37:48,416
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.
‫از سر راهم برو کنار!

544
00:37:50,666 --> 00:37:52,791
‫خیلی فرزی، چابک‌پا.

545
00:37:52,833 --> 00:37:54,958
‫روی زمین بمون تا بتونم ببینمت.

546
00:37:57,750 --> 00:37:59,750
‫اینطوری بهتره؟

547
00:38:00,750 --> 00:38:01,666
‫بله.

548
00:38:02,625 --> 00:38:03,625
‫حالا دور بزن.

549
00:38:05,541 --> 00:38:07,250
‫برو به سمت دروازه.

550
00:38:09,500 --> 00:38:11,250
‫و همینطوری واسه همیشه برو.

551
00:38:12,500 --> 00:38:14,791
‫باشه، پس تو نمی‌خوای معلم خاک‌افزاری من بشی.

552
00:38:14,875 --> 00:38:16,500
‫اوه!
‫پس آقا پسر باهوش هم هست.

553
00:38:16,625 --> 00:38:19,875
‫ولی من باید جینگ خنثی رو درک کنم.

554
00:38:19,916 --> 00:38:21,625
‫و دیدم که تو انجامش دادی.

555
00:38:21,666 --> 00:38:24,000
‫میشه فقط نشونم بدی که چطور خاک‌افزاری می‌کنی؟

556
00:38:24,125 --> 00:38:27,250
‫فقط انجامش میدم دیگه.

557
00:38:27,375 --> 00:38:29,625
‫- کی اهمیت میده؟
‫- من میدم.

558
00:38:30,750 --> 00:38:31,666
‫باشه.

559
00:38:32,416 --> 00:38:34,041
‫پس وقتی بچه بودم،

560
00:38:34,125 --> 00:38:36,375
‫از خونه فرار کردم و توی یه غار قایم شدم.

561
00:38:36,416 --> 00:38:37,791
‫چرا فرار کردی؟

562
00:38:40,500 --> 00:38:43,166
‫یادم نمیاد.
‫این بخش مهم داستان نیست.

563
00:38:43,250 --> 00:38:46,250
‫مهم اینه که توی اون غار،

564
00:38:47,125 --> 00:38:50,125
‫یه مشت گورکن کور دیدم.

565
00:38:51,000 --> 00:38:52,791
‫می‌تونستم توی زمین حسشون کنم.

566
00:38:53,625 --> 00:38:59,041
‫ولی عجیب‌ترش این بود که اینکه می‌دونستن ترسیدم
‫رو می‌تونستم حس کنم.

567
00:39:01,416 --> 00:39:03,625
‫اونا کور بودن، مثل خودم
‫پس...

568
00:39:04,625 --> 00:39:06,000
‫همدیگه رو درک می‌کردیم.

569
00:39:07,666 --> 00:39:09,625
‫خاک‌افزاری برای اونا

570
00:39:10,500 --> 00:39:11,500
‫مبارزه کردن نبود.

571
00:39:11,541 --> 00:39:14,625
‫اونطوری با دنیا تعامل می‌کردن.

572
00:39:14,750 --> 00:39:17,250
‫اونطوری دنیای خودشون رو خلق می‌کردن.

573
00:39:19,791 --> 00:39:22,791
‫بنابراین همینطوری هم به من یاد دادن،

574
00:39:23,500 --> 00:39:26,125
‫به عنوان حس اضافی‌ای از حواس من.

575
00:39:26,750 --> 00:39:28,666
‫همه‌چیز ارتعاش می‌کنه.

576
00:39:28,750 --> 00:39:29,875
‫دور و بر ما.

577
00:39:30,541 --> 00:39:32,041
‫دنیا می‌چرخه.

578
00:39:32,541 --> 00:39:35,750
‫توی رودخونه‌های عمق زمین
‫آب جاریه.

579
00:39:36,291 --> 00:39:38,416
‫سنجاب‌ها روی شاخه درخت‌ها می‌دوئن.

580
00:39:40,291 --> 00:39:43,166
‫مورچه‌ها تکه‌های کوچیک شن رو
‫از میان خزه‌ها حمل می‌کنن.

581
00:39:43,250 --> 00:39:45,000
‫همه از طریق زمین بهم وصل هستیم.

582
00:39:45,875 --> 00:39:46,916
‫حتی تو.

583
00:39:47,541 --> 00:39:50,750
‫به محض اینکه پات رو توی خونه‌ام گذاشتی
‫حسش کردم، چابک‌پا.

584
00:39:52,416 --> 00:39:54,625
‫شرط می‌بندم که گورکن‌ کورها
‫بهت احساس امنیت می‌دادن.

585
00:39:55,125 --> 00:39:56,750
‫بهشون سر می‌زنی؟

586
00:39:57,250 --> 00:39:58,250
‫نه.

587
00:39:59,375 --> 00:40:01,666
‫اون نزدیک خونه‌مون در گائولینگ بود.

588
00:40:02,250 --> 00:40:03,750
‫دیگه نمی‌ریم اونجا.

589
00:40:04,375 --> 00:40:05,250
‫متاسفم.

590
00:40:06,125 --> 00:40:09,750
‫گاومیش پرنده‌ی من آپا
‫صمیمی‌ترین دوست منه.

591
00:40:10,750 --> 00:40:12,125
‫اگه یه وقت از دستش بدم،

592
00:40:13,916 --> 00:40:15,291
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

593
00:40:18,500 --> 00:40:22,000
‫اینا رو به پدر و مادرت هم گفتی؟

594
00:40:22,041 --> 00:40:23,166
‫اونا درک نمی‌کنن.

595
00:40:24,000 --> 00:40:25,625
‫نمی‌خوان کنترل عنصر انجام بدم.

596
00:40:27,000 --> 00:40:29,250
‫به خاطر همین هم دیگه به گائولینگ نمی‌ریم.

597
00:40:30,375 --> 00:40:33,375
‫اونا پدر و مادرم هستن، می‌دونی؟

598
00:40:34,250 --> 00:40:36,000
‫فقط قصد دارن ازم محافظت کنن.

599
00:40:36,875 --> 00:40:39,166
‫ولی اینجا نمی‌تونی خودت باشی.

600
00:40:39,666 --> 00:40:40,875
‫پیش ما می‌تونی.

601
00:40:42,250 --> 00:40:46,125
‫باشه، مشخصه که تو خانواده منو نمی‌شناسی.

602
00:40:46,166 --> 00:40:47,541
‫وقتی یه بی‌فانگ به دنیا بیای،

603
00:40:47,625 --> 00:40:50,625
‫باید تا آخر عمرت این نقش رو ایفا کنی.

604
00:40:51,500 --> 00:40:53,250
‫نمیشه ازش خارج شد.

605
00:40:58,875 --> 00:41:02,125
‫من آواتار به دنیا اومدم
‫و باید آواتار باشم.

606
00:41:02,625 --> 00:41:04,000
‫چاره‌ای ندارم.

607
00:41:05,541 --> 00:41:06,500
‫درسته.

608
00:41:08,250 --> 00:41:09,541
‫تو یه آواتاری،

609
00:41:10,125 --> 00:41:11,916
‫و منم یه بی‌فانگ هستم.

610
00:41:13,250 --> 00:41:15,250
‫شاید خودمم اینو انتخاب نمی‌کردم.

611
00:41:15,750 --> 00:41:18,166
‫می‌تونستم فقط یه عشایر باد بشم.

612
00:41:19,875 --> 00:41:20,791
‫ولی...

613
00:41:21,750 --> 00:41:24,375
‫اینطوری هرگز با دوتا دوست صمیمی‌ام آشنا نمی‌شدم

614
00:41:24,416 --> 00:41:26,250
‫یا همه‌جا سفر نمی‌کردم

615
00:41:26,291 --> 00:41:29,791
‫یا حتی بزرگترین تخم کروکوگدن دنیا رو نمی‌دیدم،

616
00:41:29,875 --> 00:41:32,875
‫که کاتارا فکر می‌کنه با خاک‌افزاری درست شده،
‫ولی اشتباه می‌کنه چون واقعیه.

617
00:41:40,250 --> 00:41:42,750
‫من به تصمیمت احترام می‌ذارم.

618
00:41:47,291 --> 00:41:48,166
‫درسته.

619
00:41:49,125 --> 00:41:50,125
‫خوبه.

620
00:41:53,000 --> 00:41:53,875
‫و...

621
00:41:56,291 --> 00:41:58,875
‫واقعا امیدوارم که دوباره بتونی
‫اون گورکن کورها رو ببینی.

622
00:42:21,875 --> 00:42:25,875
‫آواتار اینجاست!
‫آواتار توی روستاست!

623
00:42:31,500 --> 00:42:33,041
‫شرط می‌بندم که کلی آدم اونجا جمع می‌شن.

624
00:42:33,125 --> 00:42:36,375
‫ما باید سیب‌زمینی‌های گلی‌
‫و سیب‌زمینی‌های ملونی‌مون رو بفروشیم.

625
00:42:36,416 --> 00:42:39,000
‫کلم‌هامون، گوجه‌فرنگی‌هامون
‫و کلم‌پیچ‌هامون.

626
00:42:39,041 --> 00:42:40,916
‫هرچی که توی مزرعه داریم.

627
00:42:41,000 --> 00:42:43,500
‫و بعدش واقعا می‌تونیم سود کنیم.

628
00:42:46,625 --> 00:42:48,500
‫زوکو.
‫زوکو، بیدار شو.

629
00:42:48,541 --> 00:42:51,500
‫- چی شده؟
‫- بیدار شو. باید بریم. باید بریم.

630
00:42:54,500 --> 00:42:58,416
‫- الان که زوده. یا زیادی دیره.
‫- هیس، عزیزم. زود باش.

631
00:42:58,916 --> 00:43:00,166
‫هیس. هیس.

632
00:43:06,291 --> 00:43:07,875
‫بشین، باشه؟

633
00:43:08,000 --> 00:43:10,125
‫بشین اینجا.
‫خیلی‌خب.

634
00:43:11,416 --> 00:43:13,291
‫- بهم دست نزن.
‫- ساکت شو، آزولا!

635
00:43:13,375 --> 00:43:15,000
‫خودت ساکت شو.

636
00:43:17,750 --> 00:43:19,416
‫هیا!

637
00:43:19,500 --> 00:43:20,750
‫بابا کجاست؟

638
00:43:21,250 --> 00:43:23,625
‫مامان، بابا کجاست؟
‫بابا کجاست؟

639
00:43:23,666 --> 00:43:24,875
‫آزولا، بس کن.
‫ساکت باش!

640
00:43:25,000 --> 00:43:27,125
‫- اینقدر بهم دست نزن!
‫- عزیزم، لطفا بس کن!

641
00:43:30,791 --> 00:43:32,875
‫- وایسا!
‫- چه خبر شده، مامان؟

642
00:43:35,750 --> 00:43:36,625
‫- طوری نیست.
‫- مامان...

643
00:43:36,666 --> 00:43:37,625
‫عزیزم، گوش کن.

644
00:43:37,750 --> 00:43:40,416
‫ازتون می‌خوام بهم قول بدین
‫هر اتفاقی هم که افتاد،

645
00:43:40,500 --> 00:43:41,541
‫شما کنار هم می‌مونین.

646
00:43:41,625 --> 00:43:44,375
‫اینو بهم قول بدین.
‫و این قول رو توی دلتون نگه دارین.

647
00:43:44,416 --> 00:43:45,625
‫باشه، مامان.

648
00:43:47,375 --> 00:43:48,666
‫فورا بیاین بیرون!

649
00:43:49,500 --> 00:43:50,750
‫افسار رو ول کن!

650
00:43:54,750 --> 00:43:56,541
‫- یادت باشه کی هستی.
‫- پخش بشین!

651
00:43:56,625 --> 00:43:59,500
‫و مراقب خواهرت باش.
‫خب؟

652
00:44:04,250 --> 00:44:06,041
‫هر دوتون رو خیلی دوست دارم.

653
00:44:10,000 --> 00:44:10,916
‫نـه!

654
00:44:11,000 --> 00:44:14,375
‫نه! نه! نه!

655
00:44:14,416 --> 00:44:18,416
‫مامان! مامان!

656
00:44:51,041 --> 00:44:55,625
‫بهش فکر کردم و فکر می‌کنم
‫تو زیادی جینگ مثبت داری.

657
00:44:58,500 --> 00:44:59,500
‫ممنون.

658
00:45:00,666 --> 00:45:03,750
‫تعریف نبود.
‫این...

659
00:45:04,791 --> 00:45:08,625
‫اینطوری که انگار هروقت در خطر
‫یا در نبرد...

660
00:45:08,666 --> 00:45:12,000
‫یا به عنوان مثال،
‫جلوی یه مار دریایی غول‌پیکر هستیم،

661
00:45:12,625 --> 00:45:16,375
‫تو همیشه داد می‌زنی "دنبالم بیاین"
‫و با عجله میری تو دلش.

662
00:45:16,500 --> 00:45:18,125
‫می‌دونی؟
‫پس...

663
00:45:18,166 --> 00:45:19,750
‫- درسته.
‫- درسته.

664
00:45:19,791 --> 00:45:22,375
‫خب، من رهبر جنگجویان کیوشی هستم،

665
00:45:22,500 --> 00:45:24,416
‫بنابراین عادت به رهبری دارم.

666
00:45:25,625 --> 00:45:26,541
‫آره.

667
00:45:27,625 --> 00:45:29,541
‫فقط فکر می‌کنم که نباید اینقدر بی‌پروا باشی.

668
00:45:31,125 --> 00:45:33,250
‫فکر کنم خودت می‌دونی که من می‌تونم
‫از خودم مراقبت کنم.

669
00:45:35,500 --> 00:45:39,916
‫واقعا می‌دونم؟
‫آخه چیزی نمونده که یه مار دریایی زنده زنده جوشت بده.

670
00:45:40,791 --> 00:45:43,916
‫زخمی شدم.
‫و کاتارا خوبم کرد. من خوبم.

671
00:45:44,000 --> 00:45:45,000
‫باشه.

672
00:45:45,666 --> 00:45:47,375
‫می‌دونی چیه؟
‫اصلا فراموشش کن.

673
00:45:48,250 --> 00:45:49,541
‫صبر کن، واقعا جریان چیه؟

674
00:45:49,625 --> 00:45:53,375
‫نه، اگه نمی‌خوای ترس منو جدی بگیری،
‫مشکلی نیست. ما...

675
00:45:55,750 --> 00:45:57,166
‫- ولش کن.
‫- ساکا.

676
00:45:58,625 --> 00:46:00,741
‫چیزی شده؟ بعد از جزیره کیوشی؟

677
00:46:00,791 --> 00:46:02,958
‫یه چیزی که اینقدر داره نگرانت می‌کنه؟

678
00:46:03,000 --> 00:46:05,916
‫می‌دونم که آنگ اسیر شد
‫و کاتارا در خط مقدم‌های شمال بود.

679
00:46:06,000 --> 00:46:07,625
‫در مورد شمال باهات حرف زدن؟

680
00:46:08,791 --> 00:46:09,791
‫چی گفتن؟

681
00:46:11,000 --> 00:46:12,416
‫فقط تجربیات خودشون رو گفتن.

682
00:46:13,416 --> 00:46:16,875
‫ببین، مشخصه یه چیزی روت سنگینی کرده.

683
00:46:17,416 --> 00:46:20,416
‫و فقط می‌خوام بدونی که من هستم.

684
00:46:21,291 --> 00:46:22,125
‫به حرفات گوش میدم.

685
00:46:28,125 --> 00:46:29,166
‫هیچ اتفاقی نیفتاده.

686
00:46:38,375 --> 00:46:40,500
‫چرا این دوتا دخترهای کشور آتش اونجان؟

687
00:46:43,791 --> 00:46:44,750
‫هی!

688
00:46:45,250 --> 00:46:48,750
‫به نظرت اون آب‌افزاریه که میگن همراه آواتاره؟

689
00:46:49,375 --> 00:46:51,541
‫ساکا، دنبالم بیا.

690
00:46:52,041 --> 00:46:53,000
‫عه...

691
00:46:54,125 --> 00:46:55,875
‫بریم بزنیمشون تا بفهمیم؟

692
00:47:17,875 --> 00:47:19,125
‫آه!

693
00:47:19,166 --> 00:47:20,666
‫آه!

694
00:47:26,416 --> 00:47:27,916
‫- آه!
‫- ها!

695
00:47:30,000 --> 00:47:31,500
‫باهام چیکار کردی؟

696
00:47:31,541 --> 00:47:35,000
‫فقط یکم آروم باش.
‫روبراه میشی، بانمک.

697
00:48:06,375 --> 00:48:07,666
‫الان باهام چیکار کردی؟

698
00:48:07,750 --> 00:48:10,375
‫بدون کنترل عنصر خیلی هم گردن‌کلفت نیستی، مگه نه؟

699
00:48:14,750 --> 00:48:16,625
‫تو صورت؟ واقعا؟

700
00:48:30,541 --> 00:48:32,041
‫اون یه جوری منو فلج کرده.

701
00:48:32,125 --> 00:48:33,875
‫اونا دنبال آنگ هستن.

702
00:48:34,000 --> 00:48:35,041
‫اون توی روستاست.

703
00:48:35,083 --> 00:48:36,166
‫باید بهش هشدار بدیم.

704
00:48:52,541 --> 00:48:53,916
‫سلام، زوزو.

705
00:48:55,916 --> 00:48:57,000
‫آزولا.

706
00:49:02,500 --> 00:49:03,916
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

707
00:49:05,000 --> 00:49:07,000
‫آدم اینطوری با خواهرش احوالپرسی می‌کنه؟

708
00:49:10,291 --> 00:49:11,875
‫چه بلایی سر موهات آوردی؟

709
00:49:17,875 --> 00:49:19,291
‫سر راهم قرار نگیر.

710
00:49:20,625 --> 00:49:22,125
‫مجبور نیستی این کارو کنی.

711
00:49:23,375 --> 00:49:26,625
‫منظورم گرفتن آواتاره.
‫این دیگه برای پدر مهم نیست.

712
00:49:29,291 --> 00:49:31,000
‫منظورت چیه که براش مهم نیست؟

713
00:49:36,750 --> 00:49:39,125
‫اون تو رو به خاطر خیانتت در شمال بخشید،

714
00:49:39,166 --> 00:49:41,416
‫و تبعیدت رو برداشته.

715
00:49:42,541 --> 00:49:44,250
‫تبریک میگم.

716
00:49:44,291 --> 00:49:45,750
‫داری دروغ میگی.

717
00:49:48,500 --> 00:49:49,875
‫کاش دروغ بود.

718
00:49:51,291 --> 00:49:53,625
‫منو فرستاده برت گردونم.

719
00:49:56,791 --> 00:49:59,291
‫تو تمام تلاشت رو کردی، زوزو.
‫همه‌مون اینو می‌دونیم.

720
00:49:59,791 --> 00:50:02,500
‫و درکل همین هم مهمه.

721
00:50:03,291 --> 00:50:04,375
‫مگه نه؟

722
00:50:04,416 --> 00:50:06,500
‫قدرت آواتار داره بیشتر میشه.

723
00:50:07,000 --> 00:50:08,916
‫اگه اون می‌خواد در جنگ پیروز بشه،
‫باید بگیریمش.

724
00:50:09,000 --> 00:50:11,250
‫فرمانروای آتشت رو زیر سوال نبر.

725
00:50:14,500 --> 00:50:16,750
‫اون بهم فرمان داد که تو رو ببرم خونه،

726
00:50:17,291 --> 00:50:19,250
‫و منم همین کارو می‌کنم.

727
00:50:20,666 --> 00:50:21,791
‫حالا هرطور...

728
00:50:23,166 --> 00:50:24,125
‫که شده.

729
00:50:24,750 --> 00:50:26,375
‫پس حالا داری پادویی اونو می‌کنی؟

730
00:50:27,875 --> 00:50:28,791
‫بله.

731
00:50:29,416 --> 00:50:31,500
‫هر کاری که فرمان بده.

732
00:50:32,250 --> 00:50:33,541
‫اوماشو رو فتح کنم.

733
00:50:34,416 --> 00:50:36,166
‫پسر مایه‌ی آبروریزیش رو بیارم.

734
00:50:36,250 --> 00:50:38,000
‫نمی‌دونم چه بازی‌ای توی سرته،

735
00:50:38,125 --> 00:50:40,166
‫ولی می‌دونم تو هیچوقت کاری نمی‌کنی

736
00:50:40,250 --> 00:50:41,541
‫که برای منفعت من باشه.

737
00:50:41,625 --> 00:50:43,291
‫اینقدر خودت رو دست بالا نگیر.

738
00:50:44,750 --> 00:50:47,875
‫تو در فهرست نگرانی‌های من
‫همچین جایگاه بالایی نداری.

739
00:50:47,916 --> 00:50:50,041
‫به خاطر همین ژائو رو اجیر کردی
‫که کارهای کثیفت رو بکنه؟

740
00:50:51,250 --> 00:50:53,125
‫نمی‌دونم منظورت چی یا کیه.

741
00:50:53,791 --> 00:50:55,375
‫حداقل این بار،

742
00:50:56,750 --> 00:50:59,791
‫اونقدر حرمت سرت شد که خودت بیای
‫تا سعی کنی مأموریتم رو بهم بزنی.

743
00:50:59,875 --> 00:51:03,125
‫مأموریت تو بی‌معنیه.

744
00:51:03,250 --> 00:51:05,250
‫پس تا وقتی تمومش می‌کنم
‫بگیر بشین.

745
00:51:08,541 --> 00:51:11,416
‫من بدون آواتار برنمی‌گردم.

746
00:51:11,500 --> 00:51:13,250
‫احمق نباش، زوکو.

747
00:51:14,625 --> 00:51:15,875
‫ببین در چه وضعی هستی.

748
00:51:16,000 --> 00:51:20,541
‫من از اون چیزی که یادت میاد قوی‌ترم.

749
00:51:27,250 --> 00:51:29,750
‫این ممکنه تنها خاک‌افزاری‌ای باشه
‫که توی عمرم یاد می‌گیرم.

750
00:51:30,625 --> 00:51:31,875
‫آواتار!

751
00:51:33,250 --> 00:51:34,500
‫زوکو؟

752
00:51:35,291 --> 00:51:36,875
‫کارم باهات تموم نشده!

753
00:51:44,916 --> 00:51:45,875
‫این؟

754
00:51:47,041 --> 00:51:48,625
‫آواتار اینه؟

755
00:51:49,541 --> 00:51:50,916
‫زوزو، اون یه پسربچه‌ست.

756
00:51:52,541 --> 00:51:54,000
‫زوزو؟

757
00:51:56,500 --> 00:51:57,750
‫تو کی هستی؟

758
00:51:59,041 --> 00:52:00,166
‫معلوم نیست؟

759
00:52:01,416 --> 00:52:03,625
‫بهم گفتن که شباهت خانوادگی‌مون زیاده.

760
00:52:09,250 --> 00:52:12,416
‫"من آواتار رو اسیر می‌کنم
‫و آبروم رو پس می‌گیرم".

761
00:52:12,500 --> 00:52:14,291
‫من هیچوقت این حرف رو نزدم!

762
00:52:40,416 --> 00:52:41,875
‫ها!

763
00:53:07,041 --> 00:53:09,041
‫آه!

764
00:53:12,041 --> 00:53:13,375
‫فی، نگاه کن!

765
00:53:23,750 --> 00:53:24,875
‫اون لی‌ـه.

766
00:53:28,000 --> 00:53:29,000
‫نه، نیست.

767
00:53:36,250 --> 00:53:37,375
‫دستت دوباره داره کار می‌کنه.

768
00:53:38,791 --> 00:53:40,416
‫بهتر از چیزی که فکر می‌کردم بودی.

769
00:53:54,791 --> 00:53:55,875
‫اوه!

770
00:54:00,041 --> 00:54:00,916
‫تاف!

771
00:54:01,000 --> 00:54:04,166
‫چرا بهم نگفتی که قراره مبارزه واقعی هم باشه؟

772
00:54:45,541 --> 00:54:46,541
‫آزولا!

773
00:54:47,041 --> 00:54:48,750
‫دست نگه دار!

774
00:54:51,166 --> 00:54:54,000
‫تعجبی هم نداره که با دشمن همدست شدی، زوکو.

775
00:55:08,375 --> 00:55:09,875
‫من می‌دونم کِی شکست خوردم.

776
00:55:10,625 --> 00:55:12,375
‫یه شاهدخت تسلیم میشه...

777
00:55:12,416 --> 00:55:13,416
‫ها!

778
00:55:13,500 --> 00:55:14,500
‫عمو!

779
00:55:28,625 --> 00:55:29,541
‫عمو.

780
00:55:32,750 --> 00:55:34,625
‫- زوکو، من می‌تونم کمک کنم.
‫- اوه. اوه.

781
00:55:37,500 --> 00:55:38,750
‫تنهامون بذارین.

782
00:55:39,375 --> 00:55:41,000
‫بهتره همین الان بریم، باشه؟

783
00:55:41,125 --> 00:55:42,250
‫ولی ما می‌تونیم کمک کنیم.

784
00:55:46,125 --> 00:55:47,875
‫- برین!
‫- بریم! برو.

785
00:56:03,000 --> 00:56:04,041
‫عمو...

786
00:56:12,125 --> 00:56:15,000
‫پس اونا آتش‌افزار بودن، ها؟

787
00:56:15,625 --> 00:56:18,375
‫خیلی دلم می‌خواد دوباره باهاشون روبرو بشم.

788
00:56:20,125 --> 00:56:22,166
‫یعنی قراره باهامون بیای؟

789
00:56:24,875 --> 00:56:25,875
‫تاف!

790
00:56:34,000 --> 00:56:36,125
‫آخه تو اینجا چیکار می‌کنی؟

791
00:56:37,125 --> 00:56:40,625
‫جار و جنجال حس کردم، واسه همین اومدم
‫تا بفهمم چه خبر شده.

792
00:56:40,666 --> 00:56:42,241
‫آواتار درگیر مبارزه بود.

793
00:56:42,291 --> 00:56:43,875
‫مجبور بودم کمک بدم.

794
00:56:43,916 --> 00:56:45,791
‫جار و جنجال حس کردی؟

795
00:56:48,041 --> 00:56:51,375
‫تو زیادی حساسی که خودت رو
‫درگیر چنین کاری کنی.

796
00:56:53,166 --> 00:56:55,541
‫من حساس نیستم.

797
00:56:56,875 --> 00:56:58,750
‫و گل هم نیستم.

798
00:57:00,541 --> 00:57:01,875
‫من یه سنگم.

799
00:57:03,041 --> 00:57:06,375
‫و کورم، حتی اگه نخوای به زبونش بیاری.

800
00:57:08,791 --> 00:57:09,625
‫فقط...

801
00:57:10,541 --> 00:57:12,041
‫به حرفم گوش بده.

802
00:57:12,791 --> 00:57:14,416
‫فقط همین یه بار، مامان.

803
00:57:16,750 --> 00:57:19,125
‫شخصیت واقعی من اینه.

804
00:57:25,250 --> 00:57:27,250
‫ما داریم زیاد بهت آزادی می‌دیم.

805
00:57:27,916 --> 00:57:31,250
‫کفش‌هات رو بپوش و فورا بیا خونه.

806
00:57:35,000 --> 00:57:38,500
‫من دیگه هیچوقت کفش نمی‌پوشم.

807
00:57:40,625 --> 00:57:44,500
‫بیا، آواتار. حتی اگه به قیمت جونم هم تموم بشه
‫خاک‌افزاری رو بهت یاد میدم.

808
00:57:47,375 --> 00:57:48,875
‫می‌تونی وایسی؟

809
00:58:10,166 --> 00:58:11,000
‫پنگ!

810
00:58:13,250 --> 00:58:15,125
‫از اینجا برو، آتش‌افزار!

811
00:58:15,625 --> 00:58:18,875
‫گوش کن عمو، ما دیگه باید بریم.
‫یالا. یالا.

812
00:58:18,916 --> 00:58:19,916
‫زود باش.

813
00:58:39,875 --> 00:58:43,875
‫بقیه‌اش رو وقتی می‌گیری که دختر ربوده شده‌مون
‫رو برگردونی.

814
00:58:45,041 --> 00:58:47,500
‫تخته‌سنگ تمام تلاشش رو می‌کنه.

815
00:58:48,000 --> 00:58:52,875
‫اما گرفتن دختر بی‌فانگ خیلی سخت خواهد بود.

816
00:58:53,000 --> 00:58:56,125
‫اون سرسخت و قد کوتاه

817
00:58:56,250 --> 00:58:59,250
‫و خیلی خیلی بدجنسه.

818
00:58:59,375 --> 00:59:01,666
‫به همین خاطر جی شن همراهیت می‌کنه.

819
00:59:10,375 --> 00:59:12,625
‫هر طور که شده

820
00:59:14,041 --> 00:59:17,291
‫دخترم رو بیارین خونه پیشم.

821
00:59:38,958 --> 00:59:43,958
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

822
00:59:45,958 --> 00:59:55,958
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M