1
00:00:15,125 --> 00:00:17,166
‫«ترجمه از کیارش»

2
00:00:18,166 --> 00:00:20,250
‫خودت رو نجات بده مومو!

3
00:00:27,375 --> 00:00:28,666
‫لطفا پیدام نکنین. لطفا...

4
00:00:34,666 --> 00:00:36,291
‫خب، تلاش خوبی بود.

5
00:00:36,375 --> 00:00:37,875
‫- واقعا؟
‫- نه!

6
00:00:38,000 --> 00:00:40,166
‫من دو ساله‌هایی دیدم
‫که بهتر دفاع می‌کنن.

7
00:00:40,250 --> 00:00:42,166
‫دل و جرئت تو از صاریغ‌مرغ هم کم‌تره.

8
00:00:42,250 --> 00:00:44,041
‫حتی اگه ساکا جات بود،
‫تا الان می‌تونست خاک رو کنترل کنه.

9
00:00:44,125 --> 00:00:46,375
‫ای بابا! به این بیچاره سخت نگیر.

10
00:00:46,416 --> 00:00:50,875
‫خیلی‌خب، بعد از این که پنجاه اسکوات پرشی زد
‫بهش سخت نمی‌گیرم.

11
00:00:50,916 --> 00:00:52,500
‫چشم سی‌فو.

12
00:00:52,625 --> 00:00:54,166
‫- وای.
‫- یک، دو...

13
00:00:54,250 --> 00:00:56,625
‫راستش، آنگ خوب یاد می‌گیره.

14
00:00:56,666 --> 00:00:59,125
‫به نظرم اگه یه‌کم
‫مثبت‌تر کمکش کنی،

15
00:00:59,166 --> 00:01:00,166
‫خیلی تأثیر داره.

16
00:01:00,250 --> 00:01:01,916
‫وای، واقعا خیلی کمک کردی.

17
00:01:02,000 --> 00:01:04,916
‫سعی می‌کنم اگه کار مثبتی کرد
‫یادم بمونه.

18
00:01:07,541 --> 00:01:09,875
‫هرچی زودتر برسیم باسینگ‌سی، بهتره.

19
00:01:10,000 --> 00:01:11,125
‫- عذر می‌خوام.
‫- عه. بله.

20
00:01:15,791 --> 00:01:18,500
‫- تو و سوکی ردیفین؟
‫- آره. ما...

21
00:01:18,625 --> 00:01:21,875
‫منظورت چیه؟ صحبت می‌کنیم دیگه.
‫امروز صبح بهش سلام کردم، پس...

22
00:01:22,000 --> 00:01:24,166
‫مشکلی نداریم، پس دست از سرم بردار.

23
00:01:24,875 --> 00:01:26,541
‫زود باش آنگ. لازم نیست باز هم...

24
00:01:26,625 --> 00:01:27,666
‫همگی وایستین!

25
00:01:30,375 --> 00:01:33,291
‫یه چیزی داره... تعقیبمون می‌کنه.

26
00:01:34,166 --> 00:01:36,166
‫بزرگه و سرعتش زیاده.

27
00:01:37,541 --> 00:01:40,000
‫- به نظرتون آزولا و دوست‌هاشن؟
‫- یا شاید باز زوکو باشه.

28
00:01:40,041 --> 00:01:43,250
‫- هرچی هست، دنبال ماست.
‫- نه، دنبال منه.

29
00:01:43,875 --> 00:01:46,125
‫بهتره همه برن سمت باسینگ‌سی.

30
00:01:46,166 --> 00:01:49,166
‫فکر خوبیه! من و آنگ عقب می‌مونیم
‫و رد همه رو گم می‌کنیم.

31
00:01:49,250 --> 00:01:51,000
‫- گمراهشون می‌کنیم.
‫- می‌خوای من کمک کنم؟

32
00:01:51,041 --> 00:01:53,375
‫ای بابا، تو خودت رو نگران نکن
‫خوشگل خانم مهربون.

33
00:01:53,500 --> 00:01:55,125
‫من و آنگ از پسش بر میایم.

34
00:01:55,166 --> 00:01:58,125
‫بیا کچل خان. می‌تونی قبل از نبرد
‫اسکوات‌های پرشیت رو تکمیل کنی.

35
00:01:59,041 --> 00:02:00,875
‫چرا کنترل خاک این‌قدر برام سخته؟

36
00:02:22,083 --> 00:02:27,666
‫[قسمت سوم: شهر دیوارها و رازها]

37
00:02:31,250 --> 00:02:33,666
‫خاک عنصر استحکامه.

38
00:02:35,000 --> 00:02:38,750
‫مردم سرزمین خاک مقاوم و سرسختن،

39
00:02:39,625 --> 00:02:41,041
‫عین تپه‌های اطراف ما.

40
00:02:41,541 --> 00:02:44,375
‫یه‌راست با دشمنانشون روبه‌رو می‌شن.

41
00:02:44,875 --> 00:02:47,750
‫برعکس خاک، باده.

42
00:02:47,791 --> 00:02:50,000
‫یاد عنصر آزادیه.

43
00:02:50,125 --> 00:02:54,500
‫عشایر باد عین باد
‫رها از مادیات دنیوی زندگی می‌کنن...

44
00:02:54,625 --> 00:02:57,666
‫و با فاصله از مادیات و سبکی
‫به آرامش می‌رسن.

45
00:02:57,750 --> 00:03:00,041
‫فرابر باسینگ‌سی داره برمی‌گرده،
‫بهتره بریم پایین.

46
00:03:05,291 --> 00:03:06,500
‫هنوز وقت داریم.

47
00:03:07,125 --> 00:03:09,791
‫نزدیک‌ترین عنصر به باد، آبه.

48
00:03:09,875 --> 00:03:13,000
‫آب عنصر تغییره.

49
00:03:13,125 --> 00:03:16,916
‫عین یخ که به مایع
‫و بعدش به مه تبدیل می‌شه،

50
00:03:17,000 --> 00:03:21,416
‫مردم قبایل آب
‫دشمنی رو به رشد تبدیل می‌کنن.

51
00:03:21,916 --> 00:03:24,291
‫آتش عنصر قدرته.

52
00:03:29,125 --> 00:03:33,125
‫اگه می‌خوای آزولا رو شکست بدی،
‫باید به حرفم گوش بدی.

53
00:03:33,791 --> 00:03:35,666
‫دارم سعی می‌کنم
‫مبارزه باهاش رو یادت بدم.

54
00:03:36,750 --> 00:03:38,416
‫وایستا ببینم، این حرف‌ها واسه یادگیریه؟

55
00:03:38,500 --> 00:03:42,750
‫آره. می‌خوام فنی رو یادت بدم
‫که خودم طراحی کردم.

56
00:03:44,666 --> 00:03:45,625
‫خیلی‌خب.

57
00:04:00,125 --> 00:04:05,541
‫رازش اینه که باید بذاری انرژی
‫از نوک انگشتانت...

58
00:04:06,041 --> 00:04:07,416
‫به شونه‌ات و سپس...

59
00:04:08,375 --> 00:04:10,166
‫به شکمت منتقل بشه.

60
00:04:10,250 --> 00:04:14,541
‫شکم کاسه‌ایه که انرژی بدنت رو نگه می‌داره.

61
00:04:15,041 --> 00:04:16,166
‫از شکم،

62
00:04:16,666 --> 00:04:21,000
‫مجددا انرژی رو به سمت بالا
‫و خارج از اون یکی دستت هدایت می‌کنی.

63
00:04:23,375 --> 00:04:24,250
‫خیلی‌خب.

64
00:04:48,916 --> 00:04:51,125
‫مسیر عبور از شکم حیاتیه.

65
00:04:54,375 --> 00:04:57,000
‫اگه مسیر آذرخش رد بشه
‫و از قلبت رد بشه،

66
00:04:57,791 --> 00:04:59,250
‫به کشتنت می‌ده.

67
00:05:00,291 --> 00:05:01,250
‫باشه.

68
00:05:50,666 --> 00:05:51,500
‫خیلی‌خب.

69
00:05:52,000 --> 00:05:54,541
‫فهمیدم.
‫حالا... حالا چه‌جوری آذرخش ایجاد کنم؟

70
00:05:54,625 --> 00:05:58,791
‫نه! من این فن رو با تماشای
‫کنترل‌کنندگان آب ابداع کردم.

71
00:05:58,875 --> 00:06:00,416
‫واسه تغییر جهت آذرخشه.

72
00:06:00,500 --> 00:06:02,666
‫- تغییر جهت؟
‫- آره، واسه دفاع از خودته.

73
00:06:02,750 --> 00:06:06,375
‫من به دفاع شخصی نیاز ندارم.
‫نیاز دارم آزولا رو شکست بدم.

74
00:06:06,500 --> 00:06:08,500
‫خیال می‌کردم داری کنترل آذرخش رو
‫یادم می‌دی تا...

75
00:06:08,541 --> 00:06:12,875
‫آذرخش خالص‌ترین و خطرناک‌ترین
‫نوع کنترل آتشه.

76
00:06:12,916 --> 00:06:17,250
‫تا آشفتگی درونت رو حل نکنی
‫برات خیلی خطرناکه.

77
00:06:17,291 --> 00:06:18,166
‫کدوم آشفتگی؟

78
00:06:18,250 --> 00:06:19,375
‫آخ!

79
00:06:19,416 --> 00:06:22,125
‫ببـ... ببخشید. عمو، ببـ... ببخشید.

80
00:06:22,166 --> 00:06:23,000
‫چیزیم نیست.

81
00:06:32,875 --> 00:06:33,875
‫باید بریم.

82
00:06:40,875 --> 00:06:43,250
‫پوشوندن رد بقیه جواب داد.

83
00:06:43,291 --> 00:06:45,791
‫هرچی داشت تعقیبمون می‌کرد
‫داره به این سمت میاد.

84
00:06:45,875 --> 00:06:48,250
‫اگه لازم باشه فرار کنیم،
‫من می‌تونم از گلایدرم استفاده کنم.

85
00:06:48,291 --> 00:06:50,750
‫عذر می‌خوام. واسه چی باید فرار کنیم؟

86
00:06:50,791 --> 00:06:53,750
‫در صورتی که... رو به شکست باشیم؟

87
00:06:53,875 --> 00:06:56,916
‫مشکلت دقیقا همینه.

88
00:06:57,000 --> 00:06:59,666
‫من از چیزی فرار نمی‌کنم،
‫تو هم نباید بکنی.

89
00:06:59,750 --> 00:07:01,875
‫آزولا می‌تونه آذرخش رو کنترل کنه.

90
00:07:02,000 --> 00:07:06,125
‫آتشش آبیه و باید هفت‌نفری بهش حمله می‌کردیم
‫تا حس کنه کم میاره.

91
00:07:06,166 --> 00:07:08,666
‫همین که من اومدم، فرار کرد.

92
00:07:08,750 --> 00:07:10,375
‫به زور فرار کرد.

93
00:07:10,875 --> 00:07:13,875
‫پس نه‌خیر، من فرار نمی‌کنم.

94
00:07:18,500 --> 00:07:21,125
‫ای بابا. حتما شوخیت گرفته.

95
00:07:21,250 --> 00:07:22,791
‫- خب، چیه؟
‫- می‌دونی چیه؟

96
00:07:22,875 --> 00:07:25,500
‫- این برات آموزش خوبیه؟
‫- آموزش؟

97
00:07:25,541 --> 00:07:27,916
‫تو از پس این بر میای پسرک پرنده.

98
00:07:28,000 --> 00:07:30,500
‫با کنترل خاک از پسش بر میای.

99
00:07:31,291 --> 00:07:33,666
‫تاف، الان وقت شوخی نیست.

100
00:07:33,750 --> 00:07:35,166
‫نه، نگران نباش.

101
00:07:35,250 --> 00:07:37,500
‫حتی تو هم امکان نداره
‫از این کله‌خرها شکست بخوری.

102
00:07:49,250 --> 00:07:50,375
‫تسلیم شو!

103
00:07:52,416 --> 00:07:56,375
‫ما اومدیم تو رو از چنگ آواتار نجات بدیم.

104
00:07:56,416 --> 00:08:01,416
‫بالاخره «تخته‌سنگ» پیدات کرد
‫بی‌فانگ کوچولو.

105
00:08:01,500 --> 00:08:03,666
‫وای، کمکم کن ای آواتار قدرتمند.

106
00:08:03,750 --> 00:08:05,250
‫واقعا الان جدی می‌گی؟

107
00:08:05,291 --> 00:08:07,750
‫می‌خواد یه مشت چیز سمتت پرت کنه.

108
00:08:07,875 --> 00:08:11,666
‫- یادت باشه... عقب‌نشینی نکن.
‫- خیلی‌خب.

109
00:08:12,166 --> 00:08:14,375
‫- ها!
‫- برو کنار کچل خان.

110
00:08:14,416 --> 00:08:15,416
‫اِم...

111
00:08:16,125 --> 00:08:17,125
‫نه؟

112
00:08:17,166 --> 00:08:20,875
‫- پس آماده باش که تخته‌سنگ بخوری.
‫- ایش.

113
00:08:20,916 --> 00:08:24,750
‫عمرا اگه بدونی تخته‌سنگ چقدر خوشحال شد
‫که فهمید...

114
00:08:25,250 --> 00:08:27,041
‫«راهزن نابینا»...

115
00:08:28,500 --> 00:08:32,750
‫در واقع شاهدخت بی‌فانگ لوس بود!
‫آها!

116
00:08:36,375 --> 00:08:40,416
‫پات رو محکم بذار، باز وایستا
‫و عقب‌نشینی نکن.

117
00:08:42,291 --> 00:08:43,750
‫تخته‌سنگ موافقه.

118
00:08:43,791 --> 00:08:44,916
‫این‌قدر فرار نکن!

119
00:08:45,000 --> 00:08:46,000
‫یعنی له بشم؟

120
00:08:46,041 --> 00:08:48,541
‫تخته‌سنگ بارها به سرش ضربه خورده.

121
00:08:48,625 --> 00:08:50,166
‫آها، خب، پس دلیلش معلوم شد.

122
00:08:56,125 --> 00:08:59,375
‫پاشنه‌ات رو فرو کن.
‫ریزدانه‌ها رو ماساژ بده.

123
00:08:59,416 --> 00:09:02,250
‫آقای تخته‌سنگ، لطفا از آموزش
‫به آواتار خودداری کنین.

124
00:09:07,125 --> 00:09:11,250
‫با سنگی که جمجمه‌ات رو خرد می‌کنه
‫یکی باش.

125
00:09:12,666 --> 00:09:14,250
‫- باید باهاش یکی باشم؟
‫- نه!

126
00:09:16,000 --> 00:09:18,541
‫- بس کن! داری گیجش می‌کنی!
‫- من گیج نشدم.

127
00:09:18,625 --> 00:09:20,416
‫فقط... از پسش بر نمیام.

128
00:09:20,500 --> 00:09:22,875
‫احتمالا واسه اینه که خانم بی‌فانگ
‫هیچ‌وقت اصول پایه رو یاد نگرفته.

129
00:09:22,916 --> 00:09:25,125
‫عین خود خاک کله‌شقه.

130
00:09:25,625 --> 00:09:27,250
‫عقب‌نشینی نکن!

131
00:09:27,375 --> 00:09:29,750
‫زمین رو با عشق نوازش کن.

132
00:09:29,791 --> 00:09:31,875
‫- چی؟
‫- عنصر رو بشناس تا بهش فرمان بدی.

133
00:09:32,000 --> 00:09:34,625
‫- محیط رو بررسی کن.
‫- تکون نخور! این‌قدر تکون نخور!

134
00:09:34,666 --> 00:09:37,000
‫- باد رو کنترل نکن!
‫- عنصر رو مجبور کن بهت خدمت کنه.

135
00:09:37,125 --> 00:09:39,375
‫آهای! داری آبروی من رو می‌بری!

136
00:09:40,125 --> 00:09:41,750
‫آهای، به حرفش گوش نده!

137
00:09:46,416 --> 00:09:48,875
‫آفرین. هیچی یاد نگرفتی.

138
00:09:49,666 --> 00:09:51,791
‫مادرت از این کار خوشش نمیاد!

139
00:09:53,375 --> 00:09:54,750
‫اصلا خوشش نمیاد!

140
00:10:06,250 --> 00:10:09,541
‫فرابر آماده نیست. همگی برین عقب!

141
00:10:14,500 --> 00:10:15,375
‫من نمیام.

142
00:10:16,666 --> 00:10:18,416
‫- چی؟
‫- بدون من برو.

143
00:10:18,500 --> 00:10:20,416
‫من هیچ‌وقت به باسینگ‌سی برنمی‌گردم.

144
00:10:20,500 --> 00:10:22,125
‫دارن میان!

145
00:10:22,166 --> 00:10:24,291
‫سربازها، آرایش دفاعی بگیرین!

146
00:10:24,375 --> 00:10:26,375
‫شرمنده‌ام که وقت نداشتیم
‫همه‌چی رو یادت بدم.

147
00:10:26,500 --> 00:10:28,875
‫تنها جاییه که می‌تونیم
‫از دستش در امان باشیم.

148
00:10:29,375 --> 00:10:30,750
‫ملت آتش!

149
00:10:32,875 --> 00:10:34,000
‫عمو! عمو!

150
00:10:39,625 --> 00:10:40,500
‫بریم.

151
00:10:44,500 --> 00:10:45,750
‫فرابر رو راه بندازین!

152
00:10:45,791 --> 00:10:47,250
‫باید نظم داشته باشیم!

153
00:11:00,375 --> 00:11:02,916
‫فرابر رو راه بندازین!
‫فرابر رو راه بندازین!

154
00:11:16,625 --> 00:11:19,125
‫چیزیت نیست. چیزیت نیست.
‫موفق شدیم.

155
00:11:19,875 --> 00:11:22,166
‫لانگ‌شات! اومدی.

156
00:11:23,750 --> 00:11:26,750
‫چیکار می‌کنی؟
‫ممکن بود جا بمونی!

157
00:11:26,875 --> 00:11:28,500
‫خودت ببینش جت.

158
00:11:28,625 --> 00:11:29,875
‫کمک لازم داشت.

159
00:11:34,291 --> 00:11:35,375
‫ممنون.

160
00:12:28,625 --> 00:12:30,375
‫این دیوار بیرونی شهره.

161
00:12:31,625 --> 00:12:33,000
‫ولی بقیه کجان؟

162
00:12:33,500 --> 00:12:35,625
‫عه، ببخشید.
‫باز هم حرف می‌زنیم؟

163
00:12:36,125 --> 00:12:37,375
‫با انتخاب خودم نبود.

164
00:12:40,666 --> 00:12:43,750
‫شاید خودشون رفتن تو.
‫دروازه‌ای نمی‌بینی؟

165
00:12:44,375 --> 00:12:46,750
‫نه. ولی ردپای آپا رو می‌بینم.

166
00:12:49,125 --> 00:12:50,000
‫وایستا ببینم.

167
00:12:50,916 --> 00:12:52,125
‫می‌شنوی؟

168
00:12:52,250 --> 00:12:54,000
‫نمی‌تونین ما رو اینجا نگه دارین!

169
00:12:54,125 --> 00:12:55,750
‫ما اومدیم اینجا کمکمون کنین!

170
00:12:55,791 --> 00:12:57,625
‫عه، دوستت کاتاراست.

171
00:12:57,666 --> 00:12:58,750
‫بذارین بیایم بیرون!

172
00:13:01,125 --> 00:13:02,125
‫کاتارا!

173
00:13:02,166 --> 00:13:03,541
‫آنگ، تویی؟

174
00:13:03,625 --> 00:13:05,416
‫آره، من و تاف اینجاییم.

175
00:13:05,500 --> 00:13:06,416
‫چی شد؟

176
00:13:06,500 --> 00:13:09,125
‫سربازها گفتن نمی‌تونیم وارد شهر بشیم.

177
00:13:09,166 --> 00:13:10,125
‫کدوم سربازها؟

178
00:13:10,166 --> 00:13:13,875
‫بهشون گفتیم از اوماشو اومدیم
‫و سربازان بیشتری اومدن.

179
00:13:13,916 --> 00:13:17,000
‫ما رو به دیوار چسبوندن
‫و الان همه‌مون حبس شدیم.

180
00:13:17,041 --> 00:13:18,541
‫وایستا ببینم، راست می‌گه.

181
00:13:18,625 --> 00:13:22,291
‫من زیر دیوار حسشون می‌کنم.
‫همه‌شون تو سلول خودشونن.

182
00:13:25,625 --> 00:13:26,625
‫آپا چی؟

183
00:13:26,750 --> 00:13:28,625
‫اون و مومو رو با سنگ پوشوندن.

184
00:13:28,750 --> 00:13:29,625
‫بازشون کن.

185
00:13:30,875 --> 00:13:32,875
‫- زود باش همه‌شون رو باز کن!
‫- خیلی‌خب!

186
00:13:32,916 --> 00:13:34,000
‫زحمتی نیست.

187
00:13:37,625 --> 00:13:40,250
‫یکی... داره باهام مبارزه می‌کنه.

188
00:13:41,500 --> 00:13:44,166
‫دست‌ها بالا خاک‌افزار!
‫بچسب به دیوار!

189
00:13:44,750 --> 00:13:46,291
‫آنگ، تاف، باهاشون مبارزه نکنین!

190
00:13:46,375 --> 00:13:47,875
‫ول کنین!
‫ولم کنین!

191
00:13:49,166 --> 00:13:50,875
‫تاف؟

192
00:13:51,000 --> 00:13:52,166
‫آنگ!

193
00:13:54,041 --> 00:13:57,625
‫چرا این کار رو می‌کنین؟
‫بذارین بیایم بیرون!

194
00:14:32,625 --> 00:14:34,791
‫من ازت نخواستم بیای دنبالم.

195
00:14:36,250 --> 00:14:37,500
‫خودت اومدی.

196
00:14:40,041 --> 00:14:41,625
‫مبارزه من بود.

197
00:14:43,750 --> 00:14:45,166
‫من ازت نخواستم.

198
00:14:48,791 --> 00:14:50,250
‫تو دنبالم کردی.

199
00:14:52,416 --> 00:14:54,250
‫بعدش هم می‌خوای تنهام بذاری؟

200
00:14:57,041 --> 00:14:59,375
‫تو حق نداری تنهام بذاری.

201
00:15:03,000 --> 00:15:05,250
‫چنین حق انتخابی نداری.

202
00:15:10,875 --> 00:15:12,375
‫من بهت اجازه نمی‌دم.

203
00:15:26,875 --> 00:15:28,500
‫وضعش خیلی خوب نیست.

204
00:15:30,500 --> 00:15:31,625
‫شرمنده‌ام پسر.

205
00:15:35,250 --> 00:15:36,625
‫بابت اون جریان هم شرمنده‌ام.

206
00:15:38,875 --> 00:15:40,791
‫مشخصه شما هم سختی کشیدین.

207
00:15:40,875 --> 00:15:42,125
‫عین ما.

208
00:15:48,500 --> 00:15:51,416
‫مردم می‌گن وقتی به شهر برسیم،

209
00:15:51,500 --> 00:15:52,750
‫بهمون خونه می‌دن.

210
00:15:54,291 --> 00:15:58,250
‫یعنی وقتی حتی تو این قایق بهمون غذا نمی‌دن،
‫قراره اونجا بهمون خونه بدن؟

211
00:16:00,000 --> 00:16:01,375
‫لابد معلوم می‌شه دیگه.

212
00:16:13,000 --> 00:16:14,750
‫می‌دونی کجا غذا دارن؟

213
00:16:15,291 --> 00:16:17,041
‫تو اتاق ناخدا.

214
00:16:19,291 --> 00:16:21,125
‫خودم دیدم بردنش اون بالا.

215
00:16:22,000 --> 00:16:26,916
‫ما داریم نقشه می‌کشیم
‫واسه خودمون غذا جور کنیم.

216
00:16:30,000 --> 00:16:31,166
‫پایه‌ای؟

217
00:16:34,375 --> 00:16:35,500
‫نه.

218
00:16:37,416 --> 00:16:39,125
‫ما سرمون تو کار خودمونه.

219
00:16:48,125 --> 00:16:49,750
‫شرط می‌بندم اون بالا دارو هم هست.

220
00:16:58,291 --> 00:16:59,750
‫نام و ملیت.

221
00:16:59,875 --> 00:17:02,541
‫کاتارا از قبیله آب جنوبی هستم.
‫من هم‌سفر...

222
00:17:06,125 --> 00:17:10,166
‫آخه چرا باید حبسمون کنین؟
‫ما پناهنده‌ایم. اومدیم اینجا کمکمون کنین.

223
00:17:10,250 --> 00:17:13,291
‫شانس آوردی با بقیه‌شون
‫به زندان نمی‌ری.

224
00:17:13,375 --> 00:17:15,125
‫اما دوست پرنفوذی داری.

225
00:17:15,791 --> 00:17:17,250
‫- کاتارا.
‫- آنگ.

226
00:17:17,375 --> 00:17:19,250
‫- وای، حالت خوبه.
‫- سلام.

227
00:17:19,750 --> 00:17:21,750
‫خیال می‌کردم تا ابد اونجا حبسمون می‌کنن.

228
00:17:22,250 --> 00:17:25,375
‫من هم همین‌طور، ولی...
‫تاف آزادمون کرد.

229
00:17:25,875 --> 00:17:28,000
‫من نشان خاندانم رو نشونشون دادم.

230
00:17:28,041 --> 00:17:31,875
‫بهشون گفتم خاندان بی‌فانگ و آواتار
‫تو شهر کار مهمی دارن.

231
00:17:31,916 --> 00:17:35,625
‫ولی فقط ما چهارتا رو راه دادن.
‫همراهان شخصی آواتار.

232
00:17:36,125 --> 00:17:38,375
‫ما که نمی‌تونیم بقیه رو
‫تو سلول نگه داریم.

233
00:17:38,416 --> 00:17:40,291
‫وایستا ببینم.

234
00:17:40,375 --> 00:17:44,416
‫کل اعتبار خاندان من
‫واسه همین کار خرج شد.

235
00:17:44,500 --> 00:17:47,750
‫می‌ریم امپراتور خاک رو می‌بینیم
‫و آزادی بقیه رو ازش درخواست می‌کنیم.

236
00:17:47,875 --> 00:17:50,500
‫الان دیگه رابطتون شما رو
‫به شهر می‌بره.

237
00:17:50,541 --> 00:17:51,875
‫خوش اومدین.

238
00:17:51,916 --> 00:17:53,375
‫من جو دی هستم.

239
00:17:53,875 --> 00:17:56,666
‫من راهنما و دستیارتون
‫در باسینگ‌سی هستم.

240
00:17:56,750 --> 00:17:59,125
‫امیدوارم در حین ورودتون
‫خیلی اذیت نشده باشین.

241
00:17:59,750 --> 00:18:01,166
‫خیلی عالی نبود.

242
00:18:02,875 --> 00:18:04,750
‫ممنون جو دی.

243
00:18:05,250 --> 00:18:07,250
‫ما باید سریع امپراتور خاک رو ببینیم.

244
00:18:07,291 --> 00:18:10,291
‫آها، قطعا می‌تونم درخواست دیدارتون رو
‫ثبت کنم.

245
00:18:10,375 --> 00:18:12,666
‫وای نه. متوجه نیستی.

246
00:18:12,750 --> 00:18:15,500
‫ما اطلاعات مهمی راجع به کشور آتش
‫و جنگ داریم.

247
00:18:15,541 --> 00:18:19,375
‫عذر می‌خوام آواتار.
‫احتمالا گیج شدی.

248
00:18:19,875 --> 00:18:22,291
‫تو باسینگ‌سی جنگی در کار نیست.

249
00:18:27,000 --> 00:18:28,666
‫واسه همین منطقه کشاورزی...

250
00:18:28,750 --> 00:18:30,666
‫با رودها، جنگل و مزارعش...

251
00:18:30,750 --> 00:18:34,875
‫نسل‌ها باسینگ‌سی رو مستقل نگه داشته.

252
00:18:36,166 --> 00:18:38,166
‫جلوتر به دیوار درونی می‌رسیم.

253
00:18:38,250 --> 00:18:40,416
‫به زودی درست و حسابی وارد شهر می‌شیم.

254
00:18:40,500 --> 00:18:42,250
‫چقدر طول می‌کشه
‫تا با امپراتور خاک دیدار کنیم؟

255
00:18:42,375 --> 00:18:44,666
‫همین که پیاده شدیم
‫پرس‌وجو می‌کنم.

256
00:18:46,125 --> 00:18:47,500
‫الان به شهر رسیدیم.

257
00:19:03,750 --> 00:19:06,666
‫اینجا حلقه پایینی متنوع شهره.

258
00:19:08,000 --> 00:19:12,250
‫محل زندگی بازرگانان و صنعت‌گران زحمتکشمونه.

259
00:19:12,750 --> 00:19:17,250
‫جو دی، گاومیش پرنده‌ام می‌تونست
‫کنارمون پرواز کنه.

260
00:19:17,375 --> 00:19:19,666
‫اون‌جوری لازم نبود خاک‌افزارهاتون
‫هلش بدن.

261
00:19:19,750 --> 00:19:20,750
‫آها.

262
00:19:20,791 --> 00:19:24,125
‫متأسفانه چنین اتفاقی
‫به شهروندان باسینگ‌سی استرس می‌ده.

263
00:19:24,250 --> 00:19:26,791
‫پرواز در این شهر ممنوعه.

264
00:19:27,375 --> 00:19:29,500
‫اگه جلوتر رو ببینین،
‫می‌تونین حلقه میانی رو ببینین...

265
00:19:29,541 --> 00:19:32,791
‫که بهترین مغازه‌ها، رستوران‌ها
‫و مدارسمون توش قرار داره.

266
00:19:32,875 --> 00:19:34,250
‫وای، مغازه؟

267
00:19:34,750 --> 00:19:36,166
‫ما وقت خرید نداریم.

268
00:19:36,250 --> 00:19:38,750
‫امکانش هست که ما رو
‫یه‌راست ببری پیش امپراتور خاک؟

269
00:19:38,875 --> 00:19:42,250
‫اگه اول شما رو به محل سکونتتون نرسونم
‫خیلی بی‌ادبانه است.

270
00:19:42,375 --> 00:19:46,500
‫با خوشحالی بهتون می‌گم ویلای آواتار
‫در حلقه بالایی قرار داره.

271
00:19:46,625 --> 00:19:49,541
‫اونجا محل سکونت درباریان
‫و اشرافیان ماست.

272
00:19:49,625 --> 00:19:52,875
‫محله خارق‌العاده‌ای
‫با کلی باغ و تفرجگاهه.

273
00:19:52,916 --> 00:19:55,625
‫دقیقا کنار امپراتور خاکیم. عالیه!

274
00:19:55,750 --> 00:19:57,375
‫- شاید بتونیم...
‫- راستش!

275
00:19:57,416 --> 00:20:01,791
‫دوستان، به نظرم بد نیست
‫همگی یه‌کم استراحت کنیم.

276
00:20:01,875 --> 00:20:04,666
‫باسینگ‌سی به مهمان‌نوازیش معروفه.

277
00:20:04,750 --> 00:20:09,750
‫مایه افتخار ماست که میزبان
‫آواتار، تاف بی‌فانگ...

278
00:20:09,875 --> 00:20:12,416
‫و اعضای محترم قبیله آب جنوبی باشیم.

279
00:20:12,500 --> 00:20:14,041
‫من با نوشیدنی و خوراکی برمی‌گردم.

280
00:20:14,916 --> 00:20:17,000
‫همگی آروم باشین!

281
00:20:17,125 --> 00:20:19,916
‫تشخیص نمی‌دین خنگول‌ها؟
‫دارن کنترلمون می‌کنن.

282
00:20:20,500 --> 00:20:22,625
‫- منظورت چیه؟
‫- خیلی‌خب.

283
00:20:23,291 --> 00:20:25,500
‫شهر عین یه دستگاه عظیمه.

284
00:20:25,541 --> 00:20:28,791
‫اما به‌جای بخار یا زغال،
‫با تشریفات اداری کار می‌کنه.

285
00:20:28,875 --> 00:20:31,500
‫آره، تو قبیله آب جنوبی هم
‫تشریفات اداری داریم.

286
00:20:31,541 --> 00:20:34,375
‫باید تمام درخواست‌ها به اطلاع من
‫و بعدش مامان‌بزرگ برسه.

287
00:20:35,000 --> 00:20:37,166
‫آره، تشریفات اداری از آدم‌ها تشکیل می‌شه.

288
00:20:37,250 --> 00:20:41,125
‫اما اینجا تشریفات اداری
‫از یه مشت آدم به‌دردنخور تشکیل می‌شه...

289
00:20:41,250 --> 00:20:43,416
‫که بین شما و هدفتون قرار دارن.

290
00:20:43,500 --> 00:20:45,541
‫درخواست‌هاتون رو کنترل می‌کنن.

291
00:20:45,625 --> 00:20:47,625
‫شما هم باید کاری کنین
‫حس کنن آدم مهمی‌ان.

292
00:20:47,750 --> 00:20:52,625
‫وگرنه، پرتتون می‌کنن اول
‫همین هزارتوی بزرگ و مسخره.

293
00:20:52,750 --> 00:20:55,291
‫واسه همین باید با جو دی مهربون باشیم.

294
00:20:55,375 --> 00:20:58,125
‫وگرنه تنها ارتباطمون
‫با امپراتور رو از دست می‌دیم.

295
00:20:58,166 --> 00:21:00,000
‫فقط بهم اعتماد کنین، خب؟

296
00:21:00,125 --> 00:21:01,250
‫من شهرها رو می‌شناسم.

297
00:21:01,375 --> 00:21:05,625
‫تو شهرها رو می‌شناسی،
‫اما با ساز و کار آواتار آشنایی نداری.

298
00:21:05,750 --> 00:21:07,416
‫- آنگ شخص مهمیه.
‫- آها.

299
00:21:07,500 --> 00:21:10,625
‫اون‌قدر مهمه که من مجبور شدم
‫از زندان نجاتش بدم!

300
00:21:13,625 --> 00:21:16,875
‫امیدواریم از ویلاتون راضی باشین.

301
00:21:17,000 --> 00:21:20,625
‫خیلی از آواتارهای گذشته رو
‫اینجا مستقر کرده بودیم.

302
00:21:21,250 --> 00:21:25,625
‫آشپز شخصیتون تمام وعده‌های غذایی رو
‫سر وقت براتون میاره.

303
00:21:25,750 --> 00:21:28,875
‫پشت اونجا هم سوییت‌های شخصیتونن.

304
00:21:28,916 --> 00:21:32,500
‫گاومیش پرنده‌تون تو یه طویله
‫در نزدیکی می‌مونه.

305
00:21:34,500 --> 00:21:35,291
‫عذر می‌خوام.

306
00:21:35,791 --> 00:21:36,625
‫سلام.

307
00:21:38,791 --> 00:21:40,291
‫خیلی خوشحالم پیداتون کردم.

308
00:21:40,791 --> 00:21:42,166
‫من لانگ فنگ هستم.

309
00:21:42,666 --> 00:21:43,916
‫وزیر فرهنگ.

310
00:21:45,625 --> 00:21:47,250
‫ایشون وزیر لانگ فنگ هستن.

311
00:21:47,291 --> 00:21:51,041
‫ایشون مسئول ارشد ناظر
‫کل امور فرهنگی در شهره.

312
00:21:51,125 --> 00:21:52,041
‫براتون خبری دارم.

313
00:21:52,125 --> 00:21:55,875
‫اما قبلش اگه اجازه بدین،

314
00:21:57,500 --> 00:22:00,416
‫براتون هدیه خوش‌آمدگویی آوردم.

315
00:22:02,750 --> 00:22:04,500
‫- بفرمایین.
‫- عجب. مرسی.

316
00:22:04,625 --> 00:22:05,750
‫این هم...

317
00:22:07,291 --> 00:22:08,916
‫آلوی دریایی آب‌نباتی؟

318
00:22:09,000 --> 00:22:10,916
‫- خانم بی‌فانگ.
‫- عین خونه است.

319
00:22:17,041 --> 00:22:20,041
‫این... نمک معدنی واسه شست‌وشوی پاست؟

320
00:22:20,125 --> 00:22:22,500
‫کنترل خاک گاهی خسته‌کننده است.

321
00:22:26,250 --> 00:22:28,375
‫سنگی از نوک معبد باد شرقی.

322
00:22:30,250 --> 00:22:32,625
‫خانه اجدادی گاومیش پرنده.

323
00:22:33,250 --> 00:22:36,000
‫محل تولد کنترل باد هم هست.

324
00:22:36,625 --> 00:22:38,666
‫امیدوارم هدیه مناسبی باشه.

325
00:22:38,750 --> 00:22:42,541
‫به عشایر بادی که هیچی نمی‌خواد
‫چی می‌شه داد؟

326
00:22:43,250 --> 00:22:44,750
‫من اونجا با آپا آشنا شدم.

327
00:22:45,250 --> 00:22:46,750
‫همیشه همراهم نگه می‌دارمش.

328
00:22:48,416 --> 00:22:50,125
‫حالا خبرم رو بهتون می‌دم.

329
00:22:50,166 --> 00:22:54,166
‫پادشاه به کل پناهجویان اوماشویی
‫پناهندگی داده.

330
00:22:54,250 --> 00:22:57,125
‫مشغول مستقر کردنشون
‫در حلقه پایینی هستیم...

331
00:22:57,250 --> 00:23:01,375
‫و براشون کوپن غذا، لزومات زندگی
‫و کمک‌هزینه در نظر می‌گیریم...

332
00:23:02,000 --> 00:23:03,250
‫تا کار پیدا کنن.

333
00:23:03,375 --> 00:23:08,000
‫تنها خواسته‌ام اینه
‫که اگه می‌شه این افراد رو تأیید کنین.

334
00:23:08,500 --> 00:23:11,041
‫- نمی‌خوایم کسی رو از قلم بندازیم.
‫- بله، حتما.

335
00:23:12,375 --> 00:23:13,625
‫آره، همه هستن.

336
00:23:13,666 --> 00:23:16,791
‫آره، سوکی و باقی جنگجویان کیوشی هم هستن...

337
00:23:17,416 --> 00:23:18,500
‫می‌شه ببینیمشون؟

338
00:23:18,625 --> 00:23:20,875
‫- می‌شه همه رو ببینیم؟
‫- حتما.

339
00:23:21,875 --> 00:23:24,625
‫لطف می‌کنی یه ارابه هماهنگ کنی جو دی؟

340
00:23:27,125 --> 00:23:29,791
‫این رو هم شنیدم که می‌خواین
‫با امپراتور کوئی صحبت کنین.

341
00:23:30,375 --> 00:23:34,291
‫اتفاقا، امپراتور امشب تو کاخ سلطنتی
‫جشنی ترتیب دادن...

342
00:23:34,375 --> 00:23:37,375
‫و مایلن شما مهمانان افتخاریشون باشین.

343
00:23:37,875 --> 00:23:39,541
‫خیلی خوشحال می‌شیم.

344
00:23:39,625 --> 00:23:40,916
‫پس حل شد.

345
00:23:41,791 --> 00:23:45,125
‫به دوست‌هاتون سر می‌زنین،
‫یه‌کم استراحت می‌کنین و میاین مهمونی.

346
00:23:46,000 --> 00:23:47,125
‫باید بگم...

347
00:23:48,375 --> 00:23:51,250
‫بزرگ‌ترین افتخار زندگیمه...

348
00:23:51,750 --> 00:23:55,125
‫که به آواتار و همراهانش کمک کنم.

349
00:23:57,291 --> 00:24:00,541
‫کمک به آواتار بزرگ‌ترین افتخار زندگیشه.

350
00:24:00,625 --> 00:24:01,625
‫دیدی تاف؟

351
00:24:01,750 --> 00:24:03,041
‫نه، ندیدم.

352
00:24:03,125 --> 00:24:05,375
‫وای. نه، نه، مـ... منظورم این نبود...

353
00:24:05,500 --> 00:24:07,916
‫باشه، باشه، با این که شنیدن
‫بال‌بال زدنت خیلی حال می‌ده،

354
00:24:08,000 --> 00:24:09,625
‫همچنان اشتباه می‌کنی.

355
00:24:09,666 --> 00:24:12,375
‫اون‌قدرها که خودش می‌گه ساده نیست.

356
00:24:13,000 --> 00:24:15,250
‫مهم نیست. من رو نادیده بگیرین
‫به ضرر خودتونه.

357
00:24:17,250 --> 00:24:18,791
‫عالیه. من می‌خوام این اتاق رو بردارم.

358
00:24:18,875 --> 00:24:20,916
‫- من می‌رم اینجا. آره.
‫- چی؟ نه، چی؟

359
00:24:21,000 --> 00:24:21,875
‫من این یکی رو می‌خواستم.

360
00:24:21,916 --> 00:24:24,041
‫- خیلی دوستش دارم.
‫- من هم دوستش دارم.

361
00:24:31,500 --> 00:24:33,125
‫خب، تئو کجا رفت؟

362
00:24:33,666 --> 00:24:35,750
‫می‌خواست بیشتر به اقدامات جنگی کمک کنه،

363
00:24:35,875 --> 00:24:38,000
‫واسه همین رفت مبارزان مقاومتی رو...

364
00:24:38,125 --> 00:24:40,375
‫که جنگجویان کیوشی
‫تو شمال بهش گفته بودن پیدا کنه.

365
00:24:40,416 --> 00:24:41,625
‫طرح‌هام رو آورد...

366
00:24:42,375 --> 00:24:45,666
‫تا بتونه گلایدرهای بیشتری بسازه
‫و به بقیه یاد بده...

367
00:24:46,666 --> 00:24:49,125
‫از آسمون با کشور آتش بجنگن.

368
00:24:53,625 --> 00:24:54,916
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.

369
00:24:58,625 --> 00:25:02,375
‫گفتن پرواز بر فراز شهر ممنوعه و...

370
00:25:04,041 --> 00:25:05,125
‫تئو اهل پروازه.

371
00:25:08,041 --> 00:25:09,250
‫متأسفم.

372
00:25:14,500 --> 00:25:15,416
‫ساکا،

373
00:25:16,250 --> 00:25:18,375
‫جنگجویان کیوشی هم از شهر رفتن.

374
00:25:19,041 --> 00:25:20,250
‫سوکی گفت...

375
00:25:21,125 --> 00:25:25,125
‫تو شهری بدون جنگ
‫به جنگجو نیازی نیست.

376
00:25:30,750 --> 00:25:31,541
‫اِم...

377
00:25:32,125 --> 00:25:33,541
‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

378
00:25:35,875 --> 00:25:37,416
‫نه، نگفت.

379
00:25:41,250 --> 00:25:42,166
‫اِم... اِم...

380
00:25:42,250 --> 00:25:45,750
‫خب، سرت اینجا شلوغه،
‫پس دیگه مزاحم نمی‌شم.

381
00:25:45,875 --> 00:25:48,541
‫ساکا. ساکا، اگه فردا خواستی
‫برگردی اینجا و کمکم کنی،

382
00:25:48,625 --> 00:25:50,375
‫ممنون می‌شم نظر بدی و...

383
00:25:52,625 --> 00:25:55,375
‫و اگه خواستی فردا برگردی
‫و فقط صحبت کنیم، اون هم خوبه.

384
00:25:58,875 --> 00:25:59,750
‫مرسی.

385
00:26:10,000 --> 00:26:11,375
‫راستش، دیروز...

386
00:26:12,166 --> 00:26:14,250
‫نمی‌دونستم یه سپیده‌دم دیگه رو
‫می‌بینیم یا نه.

387
00:26:15,166 --> 00:26:19,250
‫اما الان تو فکرشم
‫که دوباره گل‌فروشی بزنم.

388
00:26:24,000 --> 00:26:26,000
‫دعا به درگاه «بانوی رنگارنگ» اثر کرد.

389
00:26:26,125 --> 00:26:28,875
‫خب، دعا فقط وقتی بهش عمل کنیم
‫اثر می‌کنه، مگه نه؟

390
00:26:37,541 --> 00:26:39,125
‫دیا، چی شده؟

391
00:26:39,750 --> 00:26:43,041
‫وقتی تو اون اتاق حبس شده بودیم
‫یه عنکبوت نیشش زد.

392
00:26:44,125 --> 00:26:48,625
‫من به آلوئه‌توت مرهم درست کردم،
‫ولی انگار اثر نمی‌کنه.

393
00:26:49,875 --> 00:26:51,500
‫خب، زهر مایعه.

394
00:26:52,250 --> 00:26:53,791
‫شاید بتونم کنترلش کنم
‫و خارجش کنم.

395
00:26:54,541 --> 00:26:55,625
‫می‌شه دستت رو ببینم؟

396
00:27:07,250 --> 00:27:08,250
‫آخ!

397
00:27:09,000 --> 00:27:10,000
‫ببخشید.

398
00:27:12,291 --> 00:27:14,000
‫لابد از پسش بر نمیام.

399
00:27:14,125 --> 00:27:15,750
‫خیلی حیفه که گزنه طلایی نداریم.

400
00:27:15,791 --> 00:27:19,250
‫اون‌جوری می‌تونستم ضماد درست کنم
‫و زود خوب می‌شد، ولی...

401
00:27:20,000 --> 00:27:21,500
‫خیلی نادره.

402
00:27:21,541 --> 00:27:23,375
‫مرسی که تلاش کردی کاتارا.

403
00:27:24,750 --> 00:27:27,166
‫کاتارا، پس اینجایی.

404
00:27:29,375 --> 00:27:32,500
‫اگه می‌خوای از گروه جدا بشی
‫باید به من اطلاع بدی.

405
00:27:33,500 --> 00:27:35,791
‫فقط داشتم حال آمیتا رو می‌پرسیدم.

406
00:27:35,875 --> 00:27:39,041
‫ولی قرار بود من موقع سر زدن
‫به حلقه پایینی همراهتون باشم.

407
00:27:39,125 --> 00:27:41,125
‫باید طبق برنامه پیش بریم.

408
00:27:41,916 --> 00:27:44,375
‫یعنی نمی‌تونم واسه خودم دور بزنم
‫و با مردم صحبت کنم؟

409
00:27:44,500 --> 00:27:46,250
‫مسلما منظورم این نیست.

410
00:27:46,291 --> 00:27:50,750
‫فقط می‌خوام اطمینان حاصل کنم
‫آواتار و همراهانش وضعیت خوبی دارن...

411
00:27:50,875 --> 00:27:54,541
‫تا درخواستشون جهت صحبت
‫با امپراتور خاک بررسی بشه.

412
00:27:55,625 --> 00:27:57,250
‫دیگه وقت ملاقات تموم شد.

413
00:27:57,750 --> 00:27:59,541
‫آره، از من بشنو، عجیب بود.

414
00:27:59,625 --> 00:28:02,750
‫از من بشنوین،
‫باید باهاشون راه بیاین.

415
00:28:02,791 --> 00:28:06,041
‫به نظرم صحبت راجع به جنگ
‫با چنین لباس‌های گرونی اشتباهه.

416
00:28:06,125 --> 00:28:09,000
‫اون خیلی قشنگه!
‫البته لباس من هم قشنگه، ولی...

417
00:28:09,500 --> 00:28:10,750
‫این چیه، ابریشمه؟

418
00:28:10,791 --> 00:28:13,375
‫حتی بهمون لوازم آرایش دادن.

419
00:28:13,500 --> 00:28:16,125
‫وقتی جنگجویان کیوشی آرایش می‌کنن،
‫واسه نبرده.

420
00:28:16,250 --> 00:28:18,500
‫مهمونی هم نبرده!

421
00:28:19,625 --> 00:28:23,875
‫هیچی از شب‌نشینی اشراف
‫کم‌لذت‌تر نیست.

422
00:28:24,500 --> 00:28:27,125
‫همه به‌خاطر هدف خودشون میان...

423
00:28:27,250 --> 00:28:29,125
‫و هیچ‌کس نمیاد خوش باشه.

424
00:28:30,625 --> 00:28:32,625
‫مثلا ما چهارتا رو ببینین.

425
00:28:33,166 --> 00:28:35,500
‫همه‌مون داریم می‌ریم
‫تا بتونیم با امپراتور صحبت کنیم،

426
00:28:35,625 --> 00:28:37,916
‫یعنی بهتره تأثیر خوبی بذاریم...

427
00:28:38,000 --> 00:28:42,750
‫و عین اشراف لایق صحبت
‫با سلطنت رفتار کنیم.

428
00:28:43,500 --> 00:28:46,041
‫یعنی درست تعظیم کنیم.

429
00:28:48,166 --> 00:28:51,291
‫همیشه بگیم «آره»،
‫حتی وقتی منظورمون «نه» باشه.

430
00:28:51,375 --> 00:28:56,166
‫یا حتی از اون بهتر،
‫در جواب همه‌چی بگیم «عجب، شاید.»

431
00:28:56,750 --> 00:29:00,250
‫لحنتون موافق باشه
‫و همیشه لبخند الکی بزنین.

432
00:29:01,125 --> 00:29:04,666
‫ولی بهتره دندونتون معلوم نشه.
‫دندون اصلا نباید معلوم بشه.

433
00:29:06,250 --> 00:29:07,500
‫اِم...

434
00:29:07,541 --> 00:29:09,791
‫نه ساکا. گمون نکنم اون‌جوری باشه.

435
00:29:09,875 --> 00:29:11,375
‫به نظرم جنگ واقعی رو ترجیح می‌دم.

436
00:29:11,416 --> 00:29:13,791
‫به نظرم جنگجویان کیوشی رو ترجیح می‌دم.

437
00:29:13,875 --> 00:29:16,916
‫شاید بهتر بود پیشنهاد سوکی رو
‫قبول می‌کردم.

438
00:29:17,000 --> 00:29:18,625
‫- چه درخواستی داشت؟
‫- سوکی ازت درخواست کرد؟

439
00:29:18,666 --> 00:29:20,000
‫- باز فرستاده بود...
‫- داری می‌ری؟

440
00:29:20,041 --> 00:29:23,500
‫نه، قبل از رسیدن به اینجا بود
‫و معلومه جوابم مثبت نبود.

441
00:29:23,541 --> 00:29:29,000
‫فقط... به نظرم حس خوبی داشت
‫که به نظرش لیاقتش رو داشتم.

442
00:29:39,375 --> 00:29:44,875
‫خب، تا وقتی تاف اینجا باشه
‫و راهنماییمون کنه، مشکلی برامون پیش نمیاد.

443
00:29:46,041 --> 00:29:51,000
‫- عین مهمونی‌های والدین خودته.
‫- وای نه آواتار، این خیلی بدتره.

444
00:30:06,375 --> 00:30:08,791
‫رسمه که جفتی وارد مهمونی بشین.

445
00:30:23,750 --> 00:30:24,625
‫بله؟

446
00:30:27,250 --> 00:30:28,250
‫تو خیلی...

447
00:30:30,250 --> 00:30:31,041
‫خوشگل شدی.

448
00:30:31,791 --> 00:30:32,750
‫تو هم همین‌طور.

449
00:30:34,250 --> 00:30:35,916
‫آنگ، دندونت معلوم نشه.

450
00:30:37,625 --> 00:30:38,500
‫درسته.

451
00:31:11,750 --> 00:31:16,625
‫چقدر شجاعی که تو کاخ
‫این‌قدر دهاتی لباس پوشیدی.

452
00:31:17,375 --> 00:31:19,500
‫خب، راستش بهمون گفتن
‫این‌ها رو بپوشیم...

453
00:31:19,541 --> 00:31:20,916
‫درسته، بله.

454
00:31:21,000 --> 00:31:22,250
‫اجازه هست؟

455
00:31:22,291 --> 00:31:23,166
‫عه...

456
00:31:25,250 --> 00:31:28,750
‫می‌گن دیدار با آواتار
‫خوش‌بختی میاره.

457
00:31:28,875 --> 00:31:31,375
‫من تازه کسب‌وکاری
‫دم دریاچه باز کردم.

458
00:31:31,416 --> 00:31:36,041
‫شاید بشه خانم، اگه آواتار
‫بتونن وقت خالی پیدا کنن.

459
00:31:36,125 --> 00:31:38,375
‫ما جهت تحویل گروهی پناهجو اومدیم اینجا.

460
00:31:38,416 --> 00:31:40,791
‫یکی از ارتش‌های کشور آتش
‫شهرشون رو تصاحب کرده بود.

461
00:31:40,875 --> 00:31:43,125
‫کشور آتش هنوز ارتش داره؟

462
00:31:43,250 --> 00:31:44,291
‫نه!

463
00:31:44,375 --> 00:31:48,666
‫بعد از این که ما از دیوارمون فراریشون دادیم
‫و شکست خوردن، دیگه نجنگیدن.

464
00:31:48,750 --> 00:31:52,250
‫صد ساله که کشور آتش
‫از جنگ دست نکشیده.

465
00:31:52,291 --> 00:31:54,500
‫دارن سراسر سرزمین خاک می‌جنگن.

466
00:31:54,625 --> 00:31:57,000
‫تو باسینگ‌سی جنگی نیست.

467
00:31:58,500 --> 00:32:02,166
‫من ژنرال سونگ، فرمانده اعظم
‫نیروهای دیوار بیرونی هستم.

468
00:32:02,250 --> 00:32:05,750
‫پس آواتاری که اون همه دردسر
‫برامون تراشیده تویی.

469
00:32:06,500 --> 00:32:07,625
‫هوم.

470
00:32:07,666 --> 00:32:09,625
‫حالتون چطوره ژنرال؟

471
00:32:09,666 --> 00:32:13,625
‫همگی از سربازانتون سپاس‌گزاریم
‫که گذاشتن وارد شهر بشیم.

472
00:32:14,166 --> 00:32:16,375
‫حداقل همراه یه بی‌فانگه.

473
00:32:16,416 --> 00:32:20,250
‫بله، خب، من مشغول آموزش
‫آداب و رسوم شهر به ایشون بودم.

474
00:32:22,500 --> 00:32:25,750
‫ژنرال، شما می‌دونین کشور آتش
‫دست از جنگ نکشیده.

475
00:32:25,875 --> 00:32:28,375
‫ما پیغامی اضطراری داریم
‫که باید به پادشاه اطلاع بدیم.

476
00:32:28,416 --> 00:32:31,500
‫بعد از محاصره شکست‌خورده،
‫دیوار تقویت شد.

477
00:32:31,541 --> 00:32:35,166
‫باسینگ‌سی تا چندین قرن دیگه
‫نفوذناپذیر باقی می‌مونه.

478
00:32:36,291 --> 00:32:39,666
‫کشور آتش داره اون بیرون
‫قوی‌تر می‌شه.

479
00:32:39,750 --> 00:32:42,500
‫«اون بیرون» به ما چه ربطی داره؟

480
00:32:45,375 --> 00:32:47,541
‫بهتره آموزش رو تسریع ببخشی.

481
00:32:56,375 --> 00:33:01,625
‫من شایعه وحشتناکی شنیدم
‫که ملت شما آلوی دریایی می‌خورن؟

482
00:33:02,916 --> 00:33:04,250
‫راستش، درسته.

483
00:33:04,375 --> 00:33:05,291
‫وای.

484
00:33:05,375 --> 00:33:09,666
‫خب، اینجا ملت ما آب‌میوه کاکتوس می‌خورن.

485
00:33:11,291 --> 00:33:12,125
‫خیلی‌خب.

486
00:33:12,750 --> 00:33:14,416
‫من اگه جات بودم نمی‌خورمش.

487
00:33:14,916 --> 00:33:18,000
‫از کاکتوس‌های بیابان سی وانگ گرفته شده...

488
00:33:18,041 --> 00:33:21,375
‫که آب‌میوه‌شون در واقع ساختار دفاعی
‫مقابل شکارچیانه.

489
00:33:21,875 --> 00:33:23,750
‫در فعالیت مغزی تداخل ایجاد می‌کنه.

490
00:33:23,875 --> 00:33:26,416
‫گاهی... تأثیرش دائمیه.

491
00:33:26,500 --> 00:33:29,000
‫ای بابا، خیلی حوصله‌سربره.

492
00:33:30,916 --> 00:33:34,791
‫من زی، استاد انسان‌شناسی
‫دانشگاه باسینگ‌سی هستم.

493
00:33:34,875 --> 00:33:36,041
‫من ساکا هستم.

494
00:33:36,916 --> 00:33:37,750
‫اِم...

495
00:33:38,250 --> 00:33:40,375
‫آها، گمون کنم مردان قبیله آب جنوبی...

496
00:33:40,500 --> 00:33:42,500
‫این‌جوری به هم سلام می‌کنن.

497
00:33:43,500 --> 00:33:44,541
‫درسته؟

498
00:33:45,250 --> 00:33:46,041
‫آره، عالیه.

499
00:34:09,875 --> 00:34:12,000
‫جعبه‌های غذا اونجان.

500
00:34:45,875 --> 00:34:47,250
‫چرا این‌قدر طولش می‌دی؟

501
00:34:47,375 --> 00:34:49,250
‫جت، اینجا کلی غذای بیشتر هست.

502
00:34:49,375 --> 00:34:50,250
‫خب که چی؟

503
00:34:50,750 --> 00:34:53,291
‫- می‌تونیم به بقیه هم غذا بدیم.
‫- کدوم بقیه؟

504
00:35:17,000 --> 00:35:18,875
‫باید بریم. یکی داره میاد.

505
00:35:41,250 --> 00:35:42,416
‫مرسی.

506
00:36:00,666 --> 00:36:02,250
‫یوهو! تاف بی‌فانگ!

507
00:36:03,500 --> 00:36:06,166
‫خیلی خوشحالم تونستی به باسینگ‌سی بیای.

508
00:36:06,250 --> 00:36:09,250
‫عذر می‌خوام.
‫گمون نکنم دیدار کرده باشیم بانو...

509
00:36:09,375 --> 00:36:13,500
‫لرد و بانو اویانگ.
‫از دوستان پدرت هستیم.

510
00:36:14,375 --> 00:36:17,166
‫- اومدی خواستگاری رو قبول کنی؟
‫- خواستگاری؟

511
00:36:17,250 --> 00:36:21,125
‫خواستگاری پسرمون که به عمارت زمستانی
‫والدینت ارسال شده بود؟

512
00:36:22,750 --> 00:36:23,875
‫اِم...

513
00:36:24,000 --> 00:36:27,875
‫احتمالا بهتره واسه والدینم بازی بفرستم
‫تا بیشتر بررسی کنم.

514
00:36:28,000 --> 00:36:31,375
‫نقاشی پسر ما رو هم دریافت کردن؟

515
00:36:31,500 --> 00:36:35,250
‫اسمش پان هواست.
‫جدیدترین رستورانمون رو مدیریت می‌کنه.

516
00:36:35,291 --> 00:36:36,125
‫چه خوب.

517
00:36:36,250 --> 00:36:37,250
‫آها، درسته.

518
00:36:37,375 --> 00:36:41,250
‫همون جوانی نیست که رستوران قبلیتون رو
‫ورشکست کرد؟

519
00:36:41,291 --> 00:36:44,625
‫مگه پسر شما با ارابه
‫نمی‌ره حلقه میانی...

520
00:36:44,666 --> 00:36:46,750
‫تا تو دانشکده داد و ستد
‫درس بخونه؟

521
00:36:46,791 --> 00:36:50,000
‫حداقل پسر من برعکس بعضی‌ها
‫تحصیل می‌کنه.

522
00:36:50,041 --> 00:36:52,500
‫رستوران پسر ما نقل محافل کاخه.

523
00:36:52,625 --> 00:36:57,250
‫یه سقف گوی‌مانند داریم
‫که هیچ ستون داخلی‌ای نداره.

524
00:36:57,375 --> 00:37:02,041
‫اون‌جوری فشار از بالا به پایین
‫به طور مساوی تقسیم می‌شه.

525
00:37:02,125 --> 00:37:04,125
‫آجرهای برفی پایه خودشون می‌شن.

526
00:37:04,166 --> 00:37:06,291
‫وای. خونه یخی گنبدی.

527
00:37:06,375 --> 00:37:08,541
‫- اوهوم.
‫- عجب! خیلی زیرکانه است!

528
00:37:09,041 --> 00:37:12,000
‫ببین، ما... ما همه‌چیمون کارآمده.

529
00:37:12,125 --> 00:37:16,166
‫خب، هدف کارآمد اهلی‌سازی
‫سمورپنگوئن چی بود؟

530
00:37:17,250 --> 00:37:18,291
‫اِم...

531
00:37:19,666 --> 00:37:20,666
‫همراهی.

532
00:37:21,166 --> 00:37:23,375
‫- هه! گل گفتی.
‫- آره.

533
00:37:23,875 --> 00:37:25,666
‫خب، تو به قبیله آب شمالی رفته بودی دیگه؟

534
00:37:25,750 --> 00:37:27,625
‫وای، کلی سوال دارم.

535
00:37:28,541 --> 00:37:29,625
‫آها، راجع به شمال؟

536
00:37:29,750 --> 00:37:32,666
‫آره، به ساختار رهبری عرفانیشون
‫علاقمندم.

537
00:37:33,500 --> 00:37:34,291
‫که این‌طور.

538
00:37:34,375 --> 00:37:37,250
‫خب، من در مطالعاتم خوندم
‫جامعه‌شون پدرسالاریه،

539
00:37:37,375 --> 00:37:39,875
‫اما رهبری عرفانیشون
‫می‌تونه توسط زنان انجام بشه.

540
00:37:40,000 --> 00:37:41,791
‫به نظرم یه‌کم تناقض داره،

541
00:37:41,875 --> 00:37:47,125
‫اما انگار رهبر عرفانی توسط
‫روح اقیانوس یا ماه انتخاب می‌شه.

542
00:37:47,250 --> 00:37:49,291
‫گمون نکنم اون‌ها جنسیت داشته باشن...

543
00:37:49,375 --> 00:37:50,500
‫لطفا این کار رو نکن.

544
00:37:50,541 --> 00:37:53,125
‫خواهش می‌کنم، مجبور نیستی
‫چنین کاری بکنی. یوئه!

545
00:37:59,625 --> 00:38:00,500
‫گزینه طلاییه.

546
00:38:01,625 --> 00:38:03,000
‫خیلی قشنگه، مگه نه؟

547
00:38:03,125 --> 00:38:05,500
‫امپراتور شخصا تو باغچه شخصیش
‫پرورششون می‌ده.

548
00:38:06,750 --> 00:38:08,250
‫آره، خیلی قشنگه.

549
00:38:10,250 --> 00:38:12,875
‫کلی فایده طبی هم داره.

550
00:38:13,375 --> 00:38:16,125
‫به کار مردم میاد.
‫به کار مردم حلقه پایینی.

551
00:38:16,250 --> 00:38:17,166
‫من از بوش خوشم میاد.

552
00:38:34,000 --> 00:38:35,666
‫- خواستگاری؟
‫- اوهوم.

553
00:38:35,750 --> 00:38:37,000
‫آخه کی می‌خواد اون رو بگیره؟

554
00:38:37,125 --> 00:38:39,000
‫اصلا چه سازی بلده؟

555
00:38:39,041 --> 00:38:41,125
‫زنگ شام.

556
00:38:42,791 --> 00:38:45,416
‫این‌ها فقط دنبال ثروتشن.

557
00:38:45,500 --> 00:38:47,500
‫کاش خاندان بی‌فانگ پسر داشتن.

558
00:38:48,625 --> 00:38:49,666
‫به نظرت والدینش...

559
00:38:49,750 --> 00:38:50,750
‫تاف.

560
00:38:52,375 --> 00:38:54,125
‫ولش کن و داستان درست نکن.

561
00:38:54,750 --> 00:38:55,625
‫ولی رفتارشون...

562
00:38:55,666 --> 00:38:58,000
‫گفتم داستان درست نکن ملکه مهربون.

563
00:38:58,541 --> 00:39:00,625
‫چقدر خجالت‌آور.

564
00:39:00,750 --> 00:39:02,875
‫عین انتر دم‌کوتاه آرایش کرده.

565
00:39:07,541 --> 00:39:08,500
‫وای خدایا!

566
00:39:08,541 --> 00:39:10,625
‫چی شد؟

567
00:39:10,666 --> 00:39:11,541
‫آرایشم!

568
00:39:11,625 --> 00:39:12,541
‫آرایش من!

569
00:39:12,625 --> 00:39:13,916
‫آرایشمون!

570
00:39:16,250 --> 00:39:18,875
‫نوشیدنیشون رو کنترل کردی
‫و تو صورتشون پاشیدی؟

571
00:39:18,916 --> 00:39:21,750
‫خب، نمی‌ذارم کسی راجع به دوستم
‫از اون حرف‌ها بزنه.

572
00:39:23,750 --> 00:39:24,750
‫دوستت؟

573
00:39:25,875 --> 00:39:28,125
‫آره تاف. تو دوست منی.

574
00:39:28,625 --> 00:39:32,500
‫کلی سختی کشیدیم تا به اینجا رسیدیم.
‫مگه می‌شه دوست نباشیم؟

575
00:39:33,625 --> 00:39:35,791
‫خب، من یه‌کم باهات بدجنس بودم.

576
00:39:37,250 --> 00:39:38,666
‫اکثرا فقط راستش رو می‌گی.

577
00:39:41,041 --> 00:39:43,125
‫فقط خیلی مؤدبانه نمی‌گی.

578
00:39:46,125 --> 00:39:47,041
‫آره.

579
00:39:47,791 --> 00:39:49,125
‫نمی‌گم. من...

580
00:39:49,625 --> 00:39:50,750
‫من مؤدب نیستم.

581
00:39:51,791 --> 00:39:53,625
‫مشکلم همینه.

582
00:39:54,166 --> 00:39:55,791
‫اخیرا زیادی مؤدب بودم!

583
00:39:56,541 --> 00:39:59,375
‫ خب، منظورم دقیقا این نبود...
‫- ممنون کاتارا.

584
00:39:59,416 --> 00:40:02,375
‫ببین، اگه هر وقت نیاز داشتی
‫سنگ گنده‌ای رو سر کسی بندازم،

585
00:40:02,500 --> 00:40:04,041
‫کافیه بهم بگی.

586
00:40:05,291 --> 00:40:06,416
‫اِم...

587
00:40:11,250 --> 00:40:13,291
‫تاف، همه با من حرف می‌زنن. من...

588
00:40:14,625 --> 00:40:17,041
‫من از خونه‌ام فرار کردم،
‫از خونه خیلی راحتم فرار کردم...

589
00:40:17,125 --> 00:40:18,625
‫تا سعی کنم به تو آموزش بدم.

590
00:40:18,666 --> 00:40:20,416
‫- می‌دونم.
‫- ساکت باش.

591
00:40:21,166 --> 00:40:24,416
‫نصف سرزمین خاک رو پیاده اومدم
‫تا فقط به اینجا برسم.

592
00:40:24,500 --> 00:40:26,750
‫- خب...
‫- به این شهر که ازش متنفرم.

593
00:40:26,875 --> 00:40:30,000
‫مجبور شدم از نام خانوادگیم استفاده کنم
‫که دیگه نمی‌خواستم تکرارش کنم.

594
00:40:30,125 --> 00:40:35,125
‫الان هم تمام چاپلوس‌های کلاه‌بردار
‫دارن از در و دیوار می‌ریزن بیرون...

595
00:40:35,250 --> 00:40:37,625
‫تا شوهر من بشن،
‫اما من قصد ازدواج ندارم.

596
00:40:38,250 --> 00:40:40,616
‫همه این کارها رو واسه آموزش کنترل خاک
‫به آواتار کردم،

597
00:40:40,666 --> 00:40:42,291
‫ولی تو حتی نمی‌تونی یه سنگ پرت کنی.

598
00:40:42,875 --> 00:40:44,500
‫- ولی...
‫- ولی چی؟

599
00:40:45,375 --> 00:40:46,375
‫بیشتر تلاش می‌کنم.

600
00:40:47,291 --> 00:40:49,416
‫نه. نمی‌کنی.

601
00:40:50,375 --> 00:40:51,791
‫می‌خوای بدونی چرا؟

602
00:40:51,875 --> 00:40:53,291
‫چون من کنار می‌کشم.

603
00:40:54,000 --> 00:40:55,500
‫- نمی‌تونی کنار بکشی.
‫- می‌تونم کنار بکشم.

604
00:40:55,625 --> 00:40:57,625
‫تو نمی‌تونی یاد بگیری.

605
00:40:58,375 --> 00:41:01,416
‫چه‌جوری می‌خوام یاد بگیرم؟
‫تو فقط سرم داد می‌زنی.

606
00:41:01,500 --> 00:41:04,291
‫آها! شاید واسه اینه که گوش نمی‌دی!

607
00:41:04,375 --> 00:41:07,041
‫تعجبی نداره که چند سال طول کشید
‫کنترل آب رو یاد بگیری.

608
00:41:07,125 --> 00:41:09,125
‫حداقل واسه اون استاد خوبی داشتم.

609
00:41:09,250 --> 00:41:11,750
‫آها، خیلی‌خب.
‫پس به نظرت تقصیر منه؟

610
00:41:12,291 --> 00:41:14,250
‫- شاید.
‫- شاید؟

611
00:41:14,291 --> 00:41:17,000
‫خیلی‌خب، پس شاید
‫هیچ‌وقت یاد نگیریش.

612
00:41:17,125 --> 00:41:20,250
‫شاید تا آخر عمرت
‫فقط باد و آب رو کنترل کنی.

613
00:41:20,291 --> 00:41:23,500
‫شاید نیمه‌تاری بیش نیستی.

614
00:41:24,041 --> 00:41:25,166
‫بسه!

615
00:41:31,625 --> 00:41:32,666
‫موفق شدی!

616
00:41:33,500 --> 00:41:35,750
‫در حین دعوامون
‫عقب‌نشینی نکردی.

617
00:41:36,625 --> 00:41:38,000
‫موفق شدم.

618
00:41:38,041 --> 00:41:40,375
‫عقب‌نشینی نکردم
‫و خاک رو کنترل کردم!

619
00:41:42,000 --> 00:41:44,291
‫من برترین استاد کنترل خاک دنیام!

620
00:41:46,000 --> 00:41:47,500
‫پس اینجایی.

621
00:41:49,125 --> 00:41:50,041
‫اینجام.

622
00:41:52,500 --> 00:41:53,666
‫حالت خوبه؟

623
00:41:55,750 --> 00:41:57,875
‫من همه‌چی رو با سوکی خراب کردم.

624
00:41:59,666 --> 00:42:00,750
‫سوکی؟

625
00:42:01,416 --> 00:42:02,541
‫نه. سوکی ازت خوشش میاد.

626
00:42:02,625 --> 00:42:04,875
‫آره، خوشش می‌اومد،
‫من هم ازش خوشم می‌اومد.

627
00:42:04,916 --> 00:42:06,250
‫اما بعدش خودم...

628
00:42:07,500 --> 00:42:08,541
‫پسش زدم!

629
00:42:08,625 --> 00:42:11,250
‫اما وقتی دقیقا جلوم بود،
‫نتونستم...

630
00:42:12,125 --> 00:42:13,250
‫عذرخواهی کنم.

631
00:42:14,375 --> 00:42:16,541
‫دقیقا جلوم بود.

632
00:42:18,916 --> 00:42:20,875
‫می‌خواستم بهش بگم عذر می‌خوام.

633
00:42:20,916 --> 00:42:23,750
‫اما تا بخوام دهنم رو باز کنم،
‫یه دیوار بینمون ایجاد شد.

634
00:42:24,875 --> 00:42:27,666
‫اینجا بود، اما بعدش نبود.

635
00:42:29,250 --> 00:42:31,250
‫نمی‌دونم چرا پسش زدم.

636
00:42:33,416 --> 00:42:34,541
‫ساکا،

637
00:42:35,375 --> 00:42:37,250
‫به نظرت دلیل احتمالیش چی بود؟

638
00:42:38,291 --> 00:42:39,375
‫به‌خاطر...

639
00:42:42,791 --> 00:42:43,666
‫یوئه.

640
00:42:46,500 --> 00:42:49,875
‫نمی‌خواستم سوکی رو
‫هم عین یوئه از دست بدم،

641
00:42:50,000 --> 00:42:51,500
‫اما به هر حال از دستش دادم.

642
00:42:52,500 --> 00:42:54,041
‫چرا با این ماجرا کنار نیومدم؟

643
00:42:54,791 --> 00:42:56,291
‫من چمه؟

644
00:43:00,250 --> 00:43:01,250
‫ساکا.

645
00:43:02,250 --> 00:43:04,250
‫سوگ همین‌جوریه.

646
00:43:05,791 --> 00:43:07,625
‫یعنی چی؟
‫قراره تا ابد داغون باشم...

647
00:43:07,750 --> 00:43:10,750
‫و هیچ‌وقت ندونم چیزی قراره
‫حالم رو خراب کنه یا نه؟

648
00:43:10,791 --> 00:43:12,125
‫نمی‌دونم.

649
00:43:18,000 --> 00:43:19,500
‫من با سوگ مامان کنار نیومدم.

650
00:43:23,500 --> 00:43:26,750
‫هیچ روزی نیست
‫که من به مامان فکر نکنم.

651
00:43:31,291 --> 00:43:32,625
‫ولی گمون کنم...

652
00:43:34,625 --> 00:43:36,375
‫واسه همین تو رو دارم.

653
00:43:36,916 --> 00:43:38,250
‫تو هم من رو داری.

654
00:43:40,791 --> 00:43:43,541
‫بیا از این به بعد راجع به این مسائل
‫صحبت کنیم.

655
00:43:44,625 --> 00:43:45,541
‫باشه.

656
00:43:48,750 --> 00:43:49,750
‫خوشحال می‌شم.

657
00:43:53,666 --> 00:43:54,750
‫اون چیه؟

658
00:43:58,416 --> 00:44:00,541
‫اِم... آب‌میوه کاکتوسه.

659
00:44:22,000 --> 00:44:22,875
‫الان فرصت دارم.

660
00:44:23,000 --> 00:44:24,750
‫وایستا، تعظیم یادت نره.

661
00:44:29,250 --> 00:44:30,416
‫من آواتار آنگ هستم. باید...

662
00:44:30,500 --> 00:44:31,416
‫برو عقب.

663
00:44:32,750 --> 00:44:34,125
‫باید صحبت کنم...

664
00:44:34,250 --> 00:44:36,916
‫برو... عقب.

665
00:44:38,125 --> 00:44:39,416
‫آواتار آنگ،

666
00:44:40,750 --> 00:44:43,750
‫نبـ.... نباید اون‌جوری به پادشاه
‫نزدیک بشی.

667
00:44:46,000 --> 00:44:47,125
‫بیا.

668
00:44:48,875 --> 00:44:50,916
‫من پیغامی دارم
‫که امپراتور باید بشنوه.

669
00:44:53,000 --> 00:44:55,000
‫خواهش می‌کنم لانگ فنگ. مهمه.

670
00:44:57,166 --> 00:44:58,791
‫من می‌پرسم باهات دیدار می‌کنه یا نه.

671
00:45:00,625 --> 00:45:01,541
‫ممنون.

672
00:45:02,041 --> 00:45:02,916
‫خواهش می‌کنم.

673
00:45:55,291 --> 00:45:56,375
‫حتما.

674
00:45:57,250 --> 00:45:58,125
‫ممنون.

675
00:46:00,125 --> 00:46:01,125
‫بفرمایین.

676
00:46:03,625 --> 00:46:05,375
‫وای، خیر ببینی.

677
00:46:12,625 --> 00:46:13,625
‫جت.

678
00:46:35,750 --> 00:46:38,041
‫چیزی نیست. دمنوش پوست بیده.

679
00:46:50,041 --> 00:46:51,291
‫سرده.

680
00:46:54,041 --> 00:46:55,541
‫ولی اثرش رو می‌ذاره.

681
00:47:00,500 --> 00:47:01,916
‫ظاهرت عوض شده.

682
00:47:03,500 --> 00:47:04,416
‫واقعا؟

683
00:47:12,666 --> 00:47:14,625
‫این‌ها رو بین بقیه پخش کنین.

684
00:47:18,000 --> 00:47:19,125
‫ممنون.

685
00:47:44,375 --> 00:47:45,625
‫صد سال پیش،

686
00:47:45,666 --> 00:47:48,875
‫کشور آتش با استفاده از قدرت
‫ستاره دنباله‌دار عشایر باد رو کشت.

687
00:47:48,916 --> 00:47:52,500
‫پس کاملا منطقیه که همون کار رو تکرار کنن.

688
00:47:52,625 --> 00:47:54,166
‫داره برمی‌گرده.

689
00:47:54,250 --> 00:47:56,166
‫دوستمون سای مدرک داره.

690
00:47:57,250 --> 00:47:59,041
‫واقعا خیلی خطرناکه.

691
00:47:59,125 --> 00:48:02,750
‫حالا می‌دونی چرا باید
‫در اسرع وقت به امپراتور خاک بگم.

692
00:48:08,375 --> 00:48:10,750
‫یه چیزی هست...

693
00:48:12,500 --> 00:48:14,291
‫که باید راجع به امپراتور بدونی.

694
00:48:15,000 --> 00:48:16,291
‫خیلی محبوبه.

695
00:48:16,791 --> 00:48:19,666
‫اما هر از گاهی آدم بدقلقیه،

696
00:48:19,750 --> 00:48:21,916
‫به شدت به سنت‌ها پایبنده...

697
00:48:22,000 --> 00:48:25,125
‫و عین قلمرو بی‌نقصی
‫به باسینگ‌سی حکومت می‌کنه.

698
00:48:25,166 --> 00:48:29,041
‫ذهنش رو به هر خبری که بر خلاف
‫دیدگاه خودش باشه می‌بنده.

699
00:48:29,541 --> 00:48:31,500
‫عین حضار مهمونی.

700
00:48:32,166 --> 00:48:35,000
‫انگار حتی خبر نداشتن جنگ وجود داره.

701
00:48:35,041 --> 00:48:36,250
‫دقیقا.

702
00:48:36,750 --> 00:48:38,500
‫به‌خاطر امپراتوره.

703
00:48:39,000 --> 00:48:41,625
‫صحبت از جنگ رو
‫بین مردم ممنوع کرده.

704
00:48:41,666 --> 00:48:42,916
‫هر کسی بهش اشاره کنه...

705
00:48:43,000 --> 00:48:46,291
‫توجه محافظان امپراتور،
‫دای‌لی رو جلب می‌کنه.

706
00:48:46,375 --> 00:48:49,500
‫اون‌ها سراسر شهر
‫چشم و گوشش هستن.

707
00:48:50,041 --> 00:48:51,791
‫حتما یه راهی هست
‫که حقیقت رو نشونش بدیم.

708
00:48:51,875 --> 00:48:53,541
‫کاش بود.

709
00:48:54,666 --> 00:48:56,416
‫ایشون با حق عرفانی حکمرانی می‌کنه،

710
00:48:56,500 --> 00:48:58,916
‫باور داره تا هر وقت ارواح بخوان،

711
00:48:59,000 --> 00:49:00,541
‫لغزش‌ناپذیره.

712
00:49:04,375 --> 00:49:05,291
‫ولی...

713
00:49:07,000 --> 00:49:09,291
‫تو پل ارواحی.

714
00:49:09,875 --> 00:49:10,791
‫شاید به حرف تو گوش بده.

715
00:49:10,875 --> 00:49:14,500
‫اما باید نشونش بدی
‫که واسه شهر اهمیت قائلی.

716
00:49:14,541 --> 00:49:17,791
‫باید نشون بدی تمام کارهات
‫به صلاح باسینگ‌سی هستن.

717
00:49:18,750 --> 00:49:20,666
‫می‌تونم در این راستا کمکت کنم.

718
00:49:21,625 --> 00:49:23,125
‫یعنی همراه منی؟

719
00:49:23,250 --> 00:49:26,125
‫معلومه. معلومه که همراهتم.

720
00:49:26,875 --> 00:49:28,625
‫هدف زندگی من خدمت به باسینگ‌سی است.

721
00:49:29,875 --> 00:49:34,875
‫اما چون امپراتورمون این‌قدر نمی‌خواد
‫با حقایق اذیت‌کننده مواجه بشه،

722
00:49:36,000 --> 00:49:39,750
‫مجبور بودم وظایفی بیش از تمام
‫وزرای فرهنگ تاریخ داشته باشم.

723
00:49:39,875 --> 00:49:41,625
‫گاهی اوقات...

724
00:49:43,125 --> 00:49:44,541
‫ببخشید، من...

725
00:49:46,916 --> 00:49:48,416
‫زیادی حرف زدم.

726
00:49:49,250 --> 00:49:51,125
‫نه وزیر.

727
00:49:52,250 --> 00:49:53,125
‫عیبی نداره.

728
00:49:54,916 --> 00:49:55,875
‫نه.

729
00:49:57,000 --> 00:49:58,541
‫تو آواتاری.

730
00:49:59,791 --> 00:50:01,791
‫مشکلات من مقابل مشکلات تو هیچی نیستن.

731
00:50:06,291 --> 00:50:07,666
‫گاهی اوقات،

732
00:50:08,500 --> 00:50:10,541
‫حس می‌کنم کلی کار هست.

733
00:50:11,166 --> 00:50:13,875
‫حس می‌کنم حتی وقت نفس کشیدن ندارم،

734
00:50:13,916 --> 00:50:15,541
‫آخه اگه بکشم...

735
00:50:15,625 --> 00:50:18,625
‫و چیزی رو از قلم بندازم...

736
00:50:18,666 --> 00:50:20,791
‫یا دوباره دنیا رو روسیاه کنم...

737
00:50:21,625 --> 00:50:22,625
‫چی می‌شه؟

738
00:50:27,500 --> 00:50:28,666
‫آدم خیلی...

739
00:50:29,750 --> 00:50:30,666
‫تنها می‌شه.

740
00:50:31,750 --> 00:50:32,750
‫مگه نه؟

741
00:50:35,166 --> 00:50:36,875
‫وقتی زیادی اذیتم می‌کنه...

742
00:50:39,375 --> 00:50:40,375
‫با آپا صحبت می‌کنم.

743
00:50:43,166 --> 00:50:46,250
‫آپا وقت جلسه با من هم داره؟

744
00:50:50,750 --> 00:50:51,625
‫ازش می‌پرسم.

745
00:50:58,291 --> 00:51:00,166
‫یه راه‌حلی پیدا می‌کنیم.

746
00:51:00,791 --> 00:51:01,791
‫باهمدیگه.

747
00:51:03,416 --> 00:51:05,250
‫باشه آواتار آنگ؟

748
00:51:05,750 --> 00:51:06,625
‫باشه.

749
00:51:07,916 --> 00:51:08,916
‫ضمنا...

750
00:51:10,625 --> 00:51:11,750
‫همون آنگ صدام کن.

751
00:51:13,041 --> 00:51:15,041
‫باشه. آنگ.

752
00:51:38,875 --> 00:51:40,000
‫ممنون.

753
00:51:48,250 --> 00:51:52,416
‫خب، لانگ فنگ گفت اگه من
‫تو کارهای شهر کمک کنم،

754
00:51:53,000 --> 00:51:55,000
‫احتمالش بیشتره امپراتور
‫به حرفم گوش بده.

755
00:51:55,125 --> 00:51:57,916
‫خیلی‌خب. باشه.
‫من خیلی از طرف مطمئن نیستم.

756
00:52:00,250 --> 00:52:01,125
‫عه، سلام.

757
00:52:01,625 --> 00:52:02,791
‫سلام، تو کی برگشتی؟

758
00:52:02,875 --> 00:52:05,166
‫خسته شدم، واسه همین با ارابه اومدم.

759
00:52:05,250 --> 00:52:07,250
‫دیدارت با امپراتور چطور بود؟

760
00:52:08,125 --> 00:52:10,291
‫در واقع با امپراتور دیدار نکردم،

761
00:52:10,375 --> 00:52:12,875
‫ولی لانگ فنگ گفت تمام تلاشش رو می‌کنه...

762
00:52:13,000 --> 00:52:14,166
‫تا کمکم کنه وقت دیدار بگیرم.

763
00:52:14,250 --> 00:52:15,541
‫فقط یه‌کم طول می‌کشه.

764
00:52:18,041 --> 00:52:19,000
‫ما...

765
00:52:19,875 --> 00:52:21,375
‫همگی روی سقفیم.

766
00:52:21,916 --> 00:52:24,875
‫آره، چند ساعته این‌جوریه.

767
00:52:25,000 --> 00:52:29,250
‫آها، آب‌میوه کاکتوس خورده بود.

768
00:52:29,291 --> 00:52:30,250
‫آها!

769
00:52:31,375 --> 00:52:33,500
‫آب‌میوه کاکتوس بخور.
‫عطشت رو رفع می‌کنه.

770
00:52:33,625 --> 00:52:36,375
‫هیچی عین این عطش رو رفع نمی‌کنه.
‫حرف نداره.

771
00:52:36,500 --> 00:52:38,875
‫نه، ممنون. نمی‌خواد.
‫نه، ممنون.

772
00:52:38,916 --> 00:52:40,541
‫هوم.

773
00:52:40,625 --> 00:52:42,791
‫چـ... چـ... چـ...

774
00:52:43,875 --> 00:52:46,166
‫چرت من.

775
00:52:46,250 --> 00:52:47,500
‫آره. اوهوم.

776
00:52:47,625 --> 00:52:50,000
‫بهتره تو چرت بزنی.

777
00:52:50,041 --> 00:52:51,000
‫بهتره همگی چرت بزنیم.

778
00:52:51,125 --> 00:52:52,875
‫آره، قراره یه مدت اینجا باشیم،

779
00:52:52,916 --> 00:52:55,750
‫پس بهتره... راحت باشیم.

780
00:52:55,791 --> 00:52:57,416
‫آره، تو نباید راحت باشی.

781
00:52:57,500 --> 00:53:00,375
‫ما صبح تمرین کنترل خاک داریم.

782
00:53:01,000 --> 00:53:02,000
‫چه ساعتی؟

783
00:53:03,916 --> 00:53:04,916
‫خودم بیدارت می‌کنم.

784
00:53:05,000 --> 00:53:06,750
‫- شب به خیر.
‫- شب به خیر.

785
00:53:07,250 --> 00:53:08,125
‫شب به خیر.

786
00:53:08,250 --> 00:53:10,666
‫یه قارچ عظیمه.

787
00:53:11,250 --> 00:53:13,291
‫شاید مهربون باشه.

788
00:53:34,166 --> 00:53:35,166
‫سای مکانیست.

789
00:53:37,250 --> 00:53:39,250
‫امپراتور به دریاچه لائوگای دعوتت کرده.

790
00:53:40,625 --> 00:53:43,250
‫بله، حتما.
‫با کمال میل هرجایی میام.

791
00:53:43,375 --> 00:53:44,250
‫همین الان.

792
00:53:47,083 --> 00:53:49,583
‫«ترجمه از کیارش»

793
00:53:51,583 --> 00:54:01,583
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M