1
00:00:19,166 --> 00:00:21,000
‫ساعت خواب، چابک‌پا!

2
00:00:46,375 --> 00:00:49,875
‫[باسینگ‌سی به آواتار خوش‌آمد می‌گوید]

3
00:01:16,750 --> 00:01:17,875
‫سای.

4
00:03:02,166 --> 00:03:04,375
‫وقت خرد و خاکشیر کردنه، بادشکن!

5
00:03:12,041 --> 00:03:13,375
‫سای!

6
00:03:20,250 --> 00:03:21,875
‫بیدار شو دیگه، اعجوبه کچل!

7
00:03:34,541 --> 00:03:35,375
‫سای!

8
00:03:40,791 --> 00:03:42,166
‫بزن بریم، کله خربزه‌ای.

9
00:03:54,625 --> 00:03:55,541
‫هستی؟

10
00:03:56,125 --> 00:03:57,000
‫بادافزار خوابالو!

11
00:04:00,791 --> 00:04:02,000
‫سای؟

12
00:04:04,541 --> 00:04:05,625
‫فرود خطرناک!

13
00:04:10,500 --> 00:04:11,500
‫بومرنگ!

14
00:04:15,250 --> 00:04:16,875
‫سینگ‌سی کچل!

15
00:04:20,750 --> 00:04:23,166
‫داری... در برابر من مقاومت می‌کنی؟

16
00:04:33,000 --> 00:04:35,125
‫برای یه بادافزار بدک نیست.

17
00:04:48,083 --> 00:04:54,083
‫[قسمت چهارم: آب تبدیل به آبشار می‌شود.
‫سنگ‌ها نمایان می‌شوند.]

18
00:05:02,750 --> 00:05:06,166
‫ارتش کشور آتش داره گرد هم میاد.
‫اینجا دور هم جمع میشن.

19
00:05:06,250 --> 00:05:10,375
‫- الان هنگ تانک هم دارن.
‫- باید به باسینگ‌سی هشدار بدیم. برم؟

20
00:05:13,416 --> 00:05:15,125
‫نه. من میرم.

21
00:05:25,250 --> 00:05:26,375
‫ما رو یادته؟

22
00:05:56,500 --> 00:05:59,791
‫مگه نمی‌دونستی که بادبزن فقط
‫شعله رو قدرتمندتر می‌کنه؟

23
00:06:10,875 --> 00:06:12,250
‫خیلی قدرتمندی.

24
00:06:13,000 --> 00:06:13,791
‫درسته.

25
00:06:13,875 --> 00:06:16,125
‫خیلی خوب می‌تونی عناصری که
‫بهت نزدیکن رو کنترل کنی.

26
00:06:17,541 --> 00:06:19,791
‫- اینم درسته.
‫- ولی خیلی سر و صدا می‌کنی.

27
00:06:20,375 --> 00:06:22,750
‫گاهی اوقات باید بتونی از دور هم
‫کنترلشون کنی.

28
00:06:25,041 --> 00:06:26,250
‫اینجوری؟

29
00:06:30,375 --> 00:06:32,541
‫نخیر، اینجوری.

30
00:06:38,250 --> 00:06:39,375
‫چجوری؟

31
00:06:39,500 --> 00:06:42,000
‫با یه تیکه سنگ کوچولو خرما
‫رو از دست ساکا انداختم زمین.

32
00:06:42,125 --> 00:06:43,416
‫- جدی؟
‫- حالا نوبت توئه.

33
00:06:43,500 --> 00:06:46,000
‫- چطوری می‌تونم چیزی که نمی‌بینم رو کنترل کنم؟
‫- واو!

34
00:06:46,041 --> 00:06:47,125
‫نه، منظوری نداشتم. من...

35
00:06:47,166 --> 00:06:48,166
‫عذرخواهی نکن.

36
00:06:48,791 --> 00:06:51,875
‫ولی الان فهمیدم مشکل اصلیت چیه.

37
00:06:53,625 --> 00:06:54,500
‫این رو ببند.

38
00:06:56,500 --> 00:06:59,875
‫الان باید فراتر از چیزهایی
‫که می‌تونی ببینی رو ببینی.

39
00:07:00,000 --> 00:07:00,791
‫ها؟

40
00:07:00,875 --> 00:07:03,125
‫مشخصه چیزی که جلوی چشمته

41
00:07:03,166 --> 00:07:05,416
‫خیلی حواست رو پرت می‌کنه.

42
00:07:05,500 --> 00:07:08,416
‫سعی کن دیوار پشت سرت رو کنترل کنی.

43
00:07:14,500 --> 00:07:16,416
‫نه، خیلی خب. نه، نه.

44
00:07:17,250 --> 00:07:18,125
‫خیلی خب.

45
00:07:18,916 --> 00:07:20,541
‫یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم،

46
00:07:20,625 --> 00:07:23,750
‫بهت گفتم همه چیز یه لرزشی داره؟

47
00:07:25,000 --> 00:07:26,875
‫منظورم این بود.

48
00:07:28,041 --> 00:07:31,750
‫دنیا... یه زندگی مخفیانه داره

49
00:07:31,875 --> 00:07:33,375
‫که باید حسش کنی.

50
00:07:34,250 --> 00:07:36,125
‫یه زندگی زیر شن.

51
00:07:36,250 --> 00:07:37,541
‫زیر سنگ.

52
00:07:37,625 --> 00:07:40,166
‫زیر تمام چیزهایی که فکر می‌کنی می‌شناسی.

53
00:07:40,750 --> 00:07:41,750
‫زندگی واقعی.

54
00:07:43,166 --> 00:07:44,375
‫اگه بتونی حسش کنی،

55
00:07:45,166 --> 00:07:46,541
‫می‌تونی تغییرش بدی.

56
00:07:58,250 --> 00:08:01,000
‫حالا یکی از ستون‌های کوچیک روی
‫ایوون رو خم کن.

57
00:08:01,875 --> 00:08:02,750
‫خیلی خب.

58
00:08:14,541 --> 00:08:15,750
‫موفق شدم؟

59
00:08:25,625 --> 00:08:28,500
‫فکر کنم لانگ فنگه.
‫باید برم. می‌بینمت.

60
00:08:41,000 --> 00:08:42,375
‫کار جدیدت چطوره؟

61
00:08:43,291 --> 00:08:44,166
‫هوم.

62
00:08:49,875 --> 00:08:51,125
‫این که سرده.

63
00:08:56,625 --> 00:08:59,166
‫سنگ‌های جرقه‌زن کجان؟

64
00:08:59,250 --> 00:09:00,750
‫کی این رو خریدیم؟

65
00:09:01,750 --> 00:09:04,166
‫- گرون به نظر میاد.
‫- به یه جدیدش نیاز داشتیم.

66
00:09:21,291 --> 00:09:24,541
‫خوشحالم می‌بینم که همچین تاثیر
‫فوق‌العاده‌ای روی شهر گذاشتی.

67
00:09:26,166 --> 00:09:27,541
‫حس خوبی داره.

68
00:09:28,041 --> 00:09:30,875
‫نمی‌دونستم آواتار بودن می‌تونه
‫اینجوری باشه.

69
00:09:31,416 --> 00:09:32,916
‫باید هم همینجوری باشه.

70
00:09:36,000 --> 00:09:36,875
‫چی شده؟

71
00:09:37,875 --> 00:09:40,541
‫- شما که می‌دونی خاک‌افزاری چیه.
‫- بله.

72
00:09:41,166 --> 00:09:44,541
‫من خودم... خاک‌افزار خوبی بودم.

73
00:09:46,250 --> 00:09:51,250
‫شما هم می‌دونی که همه چیز داره
‫در زندگی مخفیانه جهان می‌لرزه؟

74
00:09:51,291 --> 00:09:52,750
‫یا یه همچین چیزی.

75
00:09:53,875 --> 00:09:55,375
‫اوهوم.

76
00:09:57,125 --> 00:10:00,000
‫تاف گفت اگه تمرکز کنم،

77
00:10:00,125 --> 00:10:03,791
‫می‌تونم بفهمم زیر زمین چه خبره.

78
00:10:04,291 --> 00:10:05,500
‫دنیای واقعی.

79
00:10:05,625 --> 00:10:08,000
‫ولی انگار نمی‌تونم ازش سر دربیارم.

80
00:10:10,166 --> 00:10:12,750
‫تو استعداد خاصی داری، آنگ.

81
00:10:13,625 --> 00:10:16,166
‫تو همون نگاه اول میشه متوجهش شد.

82
00:10:17,250 --> 00:10:19,666
‫خوبیِ همه رو می‌بینی.

83
00:10:19,750 --> 00:10:23,250
‫و چون خوبی رو می‌بینی،
‫می‌تونی از درون همه بکشیش بیرون.

84
00:10:24,250 --> 00:10:28,416
‫من که استاد خاک‌افزاری نیستم،

85
00:10:28,500 --> 00:10:31,625
‫ولی انگار کاری که داری سعی می‌کنی
‫انجام بدی

86
00:10:31,750 --> 00:10:34,375
‫به خاطر عدم اعتمادت تو دیدگاهت به
‫دنیا سخت شده.

87
00:10:37,500 --> 00:10:38,791
‫اگه نظر من رو بخوای،

88
00:10:39,291 --> 00:10:43,875
‫به نظرم باید به قلبت اعتماد کنی.

89
00:10:46,791 --> 00:10:48,875
‫حداقل من یکی که سعی می‌کنم
‫اینجوری زندگی کنم.

90
00:10:49,916 --> 00:10:51,166
‫شاید ساده‌لوحانه باشه؟

91
00:10:53,750 --> 00:10:54,666
‫نه.

92
00:10:56,291 --> 00:10:57,875
‫فکر کنم خودمم همینطور فکر می‌کنم.

93
00:11:26,291 --> 00:11:28,125
‫خب، خب، خب...

94
00:11:30,041 --> 00:11:31,416
‫مشتاق دیدار!

95
00:11:32,291 --> 00:11:35,000
‫- پروفسور، چطور پیش رفت؟
‫- خب، فقط همینا رو تونستم پیدا کنم.

96
00:11:35,041 --> 00:11:36,000
‫هی.

97
00:11:36,125 --> 00:11:39,750
‫متاسفانه کتابخونه‌ی دانشگاه زیاد
‫کامل نیست.

98
00:11:41,750 --> 00:11:44,500
‫اون غذا... صاحب نداره؟

99
00:11:44,625 --> 00:11:46,125
‫بله، راحت باشید.

100
00:11:47,000 --> 00:11:49,375
‫خب، مشکل کتابخونه چیه؟

101
00:11:49,500 --> 00:11:50,666
‫فاجعه‌ست.

102
00:11:50,750 --> 00:11:54,500
‫طی سال‌ها صدها کتاب دزدیده شدن
‫یا سانسور شدن.

103
00:11:54,625 --> 00:11:57,500
‫- چرا کتاب‌ها رو دزدیدن؟
‫- خب، آگاهی یعنی قدرت.

104
00:11:57,541 --> 00:12:01,416
‫و قدرت باید در دست کسایی که
‫می‌ترسن از دستش بدن باقی بمونه.

105
00:12:01,916 --> 00:12:06,000
‫من که به دانش و آگاهی به خاطر
‫ارزش خودش ایمان دارم،

106
00:12:06,666 --> 00:12:08,916
‫به نظرم پاک‌ترین جستجوی انسانیه.

107
00:12:09,000 --> 00:12:12,166
‫برای همین خیلی دنبال کتابخونه
‫گم‌شده ارواح گشتم.

108
00:12:12,250 --> 00:12:13,750
‫وایسا ببینم، ارواح هم کتابخونه دارن؟

109
00:12:14,500 --> 00:12:17,125
‫قبلاً بیرون باسینگ‌سی بود،

110
00:12:17,791 --> 00:12:19,916
‫ولی صد سال پیش ناپدید شد.

111
00:12:22,125 --> 00:12:27,125
‫حاضرم هر کاری کنم تا فقط یه روز
‫بتونم محتویاتش رو بخونم.

112
00:12:29,875 --> 00:12:31,250
‫این انبه‌ست؟

113
00:12:32,791 --> 00:12:35,500
‫اوه، نمودارهای یه تلسکوپ اون داخله.
‫آره.

114
00:12:35,625 --> 00:12:38,666
‫تو باید مسیریابی آسمونی رو بلد باشی،

115
00:12:38,750 --> 00:12:40,500
‫چون از نسل مردمان دریانوردی.

116
00:12:40,541 --> 00:12:42,625
‫آره. خب، این واسه دریانوردی نیست.

117
00:12:42,750 --> 00:12:43,791
‫واسه

118
00:12:45,250 --> 00:12:46,541
‫آواتاره.

119
00:12:46,625 --> 00:12:47,500
‫اوه.

120
00:12:47,541 --> 00:12:49,500
‫قبلاً یه تلسکوپ داشتیم. یا در واقع

121
00:12:50,416 --> 00:12:51,500
‫دوستم داشت.

122
00:12:52,750 --> 00:12:54,000
‫الان گم شده.

123
00:12:54,041 --> 00:12:56,916
‫الان دارم سعی می‌کنم خودم
‫یه تلسکوپ بسازم.

124
00:12:58,500 --> 00:13:01,750
‫دوستت. چند وقته گم شده؟

125
00:13:01,875 --> 00:13:03,875
‫چند هفته‌ست، تقریباً از وقتی
‫رسیدیم اینجا.

126
00:13:05,875 --> 00:13:06,875
‫چطور؟

127
00:13:11,000 --> 00:13:13,500
‫تو این شهر فقط کتاب‌ها گم نمیشن.

128
00:13:14,000 --> 00:13:17,750
‫طی سال‌ها، مربی‌هایی که سوالات
‫اشتباهی پرسیدن

129
00:13:17,791 --> 00:13:20,875
‫یا شاگردهایی که سعی کردن گروه‌های
‫اعتراضی تشکیل بدن

130
00:13:21,000 --> 00:13:22,875
‫یه دفعه ناپدید شدن.

131
00:13:22,916 --> 00:13:24,125
‫ربوده شدن.

132
00:13:25,125 --> 00:13:26,166
‫توسط کی؟

133
00:13:29,625 --> 00:13:31,125
‫نباید چیزی می‌گفتم.

134
00:13:31,250 --> 00:13:32,541
‫اه...

135
00:13:33,500 --> 00:13:34,750
‫اه...

136
00:13:34,875 --> 00:13:38,125
‫پروفسور، وایسید. دوست... دوست ما
‫کلید موفقیت این عملیاته.

137
00:13:38,250 --> 00:13:40,041
‫اونم مثل ما دانشمنده.

138
00:13:46,125 --> 00:13:49,750
‫اگه دوستت رو ربوده باشن،
‫ممکنه جون همه‌تون از طرف...

139
00:13:51,750 --> 00:13:52,791
‫دای‌لی در خطر باشه.

140
00:13:52,875 --> 00:13:54,500
‫گارد امپراتور؟

141
00:13:55,375 --> 00:13:57,000
‫اونا چرا باید سای رو بدزدن؟

142
00:13:57,125 --> 00:13:58,166
‫چیزی می‌دونسته که

143
00:13:58,250 --> 00:14:02,125
‫ممکن بود تهدیدی برای فرمانروایی
‫امپراتور خاک روی باسینگ‌سی به حساب بیاد؟

144
00:14:11,666 --> 00:14:12,625
‫نوش جان.

145
00:14:15,291 --> 00:14:17,500
‫ببخشید. موشی اینجاست؟

146
00:14:17,625 --> 00:14:20,000
‫نه. وقت استراحتشه.

147
00:14:21,000 --> 00:14:22,500
‫فکر کنم رفت بازار.

148
00:14:25,291 --> 00:14:26,666
‫تو برادرزاده‌شی.

149
00:14:27,791 --> 00:14:28,666
‫مگه نه؟

150
00:14:31,000 --> 00:14:31,875
‫بله.

151
00:14:32,666 --> 00:14:34,500
‫خیلی مرد مهربونیه.

152
00:14:34,625 --> 00:14:37,500
‫همه بهش میگیم عمو.
‫ولی خیلی خجالتیه.

153
00:14:38,500 --> 00:14:39,500
‫خجالتی؟

154
00:14:43,250 --> 00:14:44,666
‫می‌دونی کِی برمی‌گرده؟

155
00:14:44,750 --> 00:14:47,375
‫نه. می‌خوای بیای داخل منتظرش بمونی؟

156
00:14:48,166 --> 00:14:51,250
‫یا نکنه تو هم خجالتی هستی؟

157
00:14:52,916 --> 00:14:55,625
‫نه. خونه می‌بینمش. ممنون.

158
00:15:04,250 --> 00:15:05,250
‫هی.

159
00:15:05,291 --> 00:15:08,666
‫اسمت لی بود، نه؟
‫مونده بودم کی قراره ببینمت.

160
00:15:09,625 --> 00:15:12,291
‫شبیه بدبخت بیچاره‌ها شدی.
‫درست مثل یه کارگر عادی.

161
00:15:13,041 --> 00:15:14,041
‫سلام.

162
00:15:14,875 --> 00:15:17,791
‫می‌دونی، تو فرابر تیم خیلی خوبی
‫رو تشکیل داده بودیم.

163
00:15:17,875 --> 00:15:20,291
‫منم همینجا یه کاری برای خودم
‫دست و پا کردم.

164
00:15:20,375 --> 00:15:23,791
‫اگه بخوای، شاید بتونیم به همدیگه
‫کمک کنیم؟

165
00:15:24,500 --> 00:15:25,500
‫نه، ممنون.

166
00:15:26,041 --> 00:15:27,750
‫سخت نگیر. خوش می‌گذره‌ها.

167
00:15:27,875 --> 00:15:30,375
‫انتقامِ اون رستورانی که آتیش گرفت.

168
00:15:30,416 --> 00:15:32,041
‫به نظر مردم کار کی بوده؟

169
00:15:34,000 --> 00:15:34,916
‫آتیش‌سوزی شد دیگه.

170
00:15:35,000 --> 00:15:37,875
‫مشخصه کار اراذل و اوباش
‫ناحیه کشور آتش بوده.

171
00:15:37,916 --> 00:15:38,875
‫چی چی؟

172
00:15:41,291 --> 00:15:42,250
‫نمی‌شناسی؟

173
00:15:44,500 --> 00:15:47,000
‫یه گروه از مردمان اصلاح‌شده‌ی
‫کشور آتش هستن

174
00:15:47,041 --> 00:15:49,500
‫که تو اصطبل‌های قدیمی اون سمت
‫پارک زندگی می‌کنن.

175
00:15:49,625 --> 00:15:51,625
‫اجازه ندارن آتش‌افزاری کنن یا
‫دردسر درست کنن،

176
00:15:51,750 --> 00:15:54,000
‫ولی دردسر تو خونِشونه.

177
00:15:54,791 --> 00:15:58,250
‫یه گروه از شهروندهای نگران امشب
‫قراره برن اونجا که درباره‌ش صحبت کنن.

178
00:15:58,375 --> 00:16:03,041
‫اگه... یه شورش کوچیک یا
‫غارت شروع بشه...

179
00:16:04,625 --> 00:16:05,541
‫تو هم میای؟

180
00:16:07,125 --> 00:16:09,041
‫بدم نمیاد یکی باشه که هوام
‫رو داشته باشه.

181
00:16:12,375 --> 00:16:13,625
‫رفقات چی؟

182
00:16:17,625 --> 00:16:18,750
‫دیگه کاری به کارشون ندارم.

183
00:16:19,666 --> 00:16:21,666
‫آره، عقاید ما خیلی با هم فرق داره.

184
00:16:25,791 --> 00:16:27,000
‫غروب می‌بینمت.

185
00:16:28,375 --> 00:16:29,375
‫خوش می‌گذره.

186
00:16:34,916 --> 00:16:36,875
‫اینا چی؟ می‌خوام...

187
00:17:01,250 --> 00:17:06,375
‫بعد از اینکه ارتش کشور آتش دیوار ما
‫رو شکستن، این شهر رو نابود کردن!

188
00:17:06,916 --> 00:17:11,125
‫هیچوقت یادتون نره اون اهریمن‌ها
‫چه بلایی سر والدین ما،

189
00:17:11,250 --> 00:17:13,166
‫خانواده‌هامون،

190
00:17:13,791 --> 00:17:15,541
‫و همه‌مون آوردن!

191
00:17:16,625 --> 00:17:18,416
‫اسامیشون رو یادتون باشه.

192
00:17:36,125 --> 00:17:39,666
‫[خونی از یک سنگ. به یاد داشته باشید.]

193
00:18:00,791 --> 00:18:02,375
‫هیچوقت محاصره رو یادتون نره.

194
00:18:02,416 --> 00:18:03,666
‫وایسا ببینم!

195
00:18:04,666 --> 00:18:06,750
‫هیچوقت مُردگان ما رو یادتون نره!

196
00:18:16,166 --> 00:18:18,500
‫اینجا چیزی برای دیدن نیست!
‫راه بیفتید!

197
00:18:19,125 --> 00:18:20,000
‫برید!

198
00:18:20,625 --> 00:18:21,541
‫حالا!

199
00:18:37,791 --> 00:18:39,166
‫شاهدخت آزولا داره میاد.

200
00:18:39,250 --> 00:18:41,000
‫چی؟ کِی؟

201
00:18:46,375 --> 00:18:48,666
‫- شاهدخت من.
‫- اطراف اینجا اصلاً امن نیست.

202
00:18:48,750 --> 00:18:52,000
‫جاسوس‌هایی که ممکن بود حرکات شما رو
‫به باسینگ‌سی گزارش بدن رو دستگیر کردیم

203
00:18:52,125 --> 00:18:53,916
‫و به شهر درباره حمله هشدار دادیم.

204
00:18:54,000 --> 00:18:57,291
‫در اسرع وقت نیروهای امنیتی رو افزایش میدیم،
‫اما باید بهتون خبر بدم

205
00:18:58,666 --> 00:19:00,250
‫که حمله عقب افتاده.

206
00:19:02,250 --> 00:19:03,291
‫تا کِی؟

207
00:19:03,375 --> 00:19:04,291
‫مشخص نیست.

208
00:19:04,375 --> 00:19:07,041
‫دستورش امروز صبح از فرمانروای آتش
‫رسیده.

209
00:19:08,166 --> 00:19:09,541
‫چرا؟

210
00:19:09,625 --> 00:19:12,250
‫گفت زمان‌بندیش مناسب نیست.

211
00:19:21,000 --> 00:19:21,875
‫دلیل

212
00:19:22,625 --> 00:19:23,791
‫دیگه‌ای رو ذکر نکرد.

213
00:19:25,125 --> 00:19:27,916
‫دوباره به من دروغ نگو.
‫واسه این مزخرفات وقت ندارم.

214
00:19:28,000 --> 00:19:31,250
‫برادرم تو اون شهره.
‫روی این حمله حساب باز کرده بودم

215
00:19:31,375 --> 00:19:33,916
‫که بتونه یه بهونه‌ای برای ما باشه
‫و برم پیداش کنم.

216
00:19:34,000 --> 00:19:35,541
‫بهرحال می‌تونی دستور حمله رو بدی.

217
00:19:36,625 --> 00:19:38,125
‫مطمئنم اون هر کاری برات می‌کنه.

218
00:19:38,791 --> 00:19:41,500
‫حتماً پدرت داره سعی می‌کنه
‫یه پیغام برات بفرسته.

219
00:19:43,541 --> 00:19:46,500
‫درسته. این نقشه رو به عنوان نشونی
‫برای حمایتش تایید کرد.

220
00:19:46,625 --> 00:19:48,666
‫امکان نداشت کنسلش کنه مگر اینکه...

221
00:19:51,875 --> 00:19:53,375
‫فکر می‌کنه نقشه بهتری در کاره.

222
00:19:53,416 --> 00:19:55,375
‫بهت گفت ماموریت تو

223
00:19:56,250 --> 00:19:58,166
‫از حمله خیلی مهم‌تره.

224
00:19:59,750 --> 00:20:02,000
‫خیلی درباره‌ش فکر کردم، و

225
00:20:02,500 --> 00:20:06,541
‫خیلی عجیبه که اون رو مسئول
‫حمله‌ی تو کرده،

226
00:20:06,625 --> 00:20:08,166
‫در صورتی که تو باهوش‌ترین آدم اینجایی.

227
00:20:08,250 --> 00:20:09,500
‫درسته، تای‌لی.

228
00:20:10,500 --> 00:20:12,666
‫خیلی عجیب بود، نه؟

229
00:20:14,000 --> 00:20:16,000
‫نقشه‌ی منه.

230
00:20:16,125 --> 00:20:17,625
‫حمله‌ی منه.

231
00:20:18,500 --> 00:20:19,750
‫ماموریت منه.

232
00:20:28,500 --> 00:20:30,875
‫- تو بهم وفاداری.
‫- بله، شاهدخت.

233
00:20:31,500 --> 00:20:32,791
‫متعهد هستی.

234
00:20:32,875 --> 00:20:34,250
‫بله، شاهدخت.

235
00:20:34,291 --> 00:20:36,500
‫هر دستوری بهت بدم نه نمیاری.

236
00:20:38,875 --> 00:20:39,916
‫درسته،

237
00:20:40,500 --> 00:20:41,625
‫شاهدخت.

238
00:20:43,041 --> 00:20:44,000
‫خوبه.

239
00:20:52,000 --> 00:20:53,791
‫چی؟

240
00:20:54,750 --> 00:20:56,375
‫- نوشیدنی هلوی ماه.
‫- اوه.

241
00:20:56,500 --> 00:20:59,666
‫یه رشوه دیگه که یکی همراه
‫خواستگاریش اینجا گذاشته.

242
00:21:00,500 --> 00:21:02,250
‫اوه.

243
00:21:02,750 --> 00:21:03,875
‫عجیبه.

244
00:21:15,416 --> 00:21:16,625
‫چیکار می‌کنی؟

245
00:21:17,791 --> 00:21:18,875
‫چی؟

246
00:21:26,875 --> 00:21:28,125
‫خیلی خب، چرا اینجوری می‌کنی؟

247
00:21:28,166 --> 00:21:29,916
‫اوه، شرمنده.

248
00:21:30,000 --> 00:21:33,250
‫چای نوشیدنم داره مزاحم
‫خوردنت میشه؟

249
00:21:36,000 --> 00:21:37,375
‫آره، یه مقدار.

250
00:21:37,500 --> 00:21:38,666
‫می‌دونی، جالبه.

251
00:21:38,750 --> 00:21:42,375
‫چون دیشب و کلاً یه مدته که هر شب،

252
00:21:42,416 --> 00:21:44,666
‫با خیال راحت خواب بودم

253
00:21:44,750 --> 00:21:47,250
‫که یه دفعه سر و صدا بلند میشه.

254
00:21:47,375 --> 00:21:50,000
‫صدای قدم‌های گنده یه نفر
‫رو تو خونه

255
00:21:50,041 --> 00:21:51,250
‫و بیرون در می‌شنوم.

256
00:21:51,375 --> 00:21:54,000
‫خیلی خب. من که کاری به کار کسی ندارم.

257
00:21:54,041 --> 00:21:56,875
‫اصلاً من داشتم...
‫میشه بس کنی؟

258
00:21:57,000 --> 00:22:00,916
‫ببین، من نمی‌خوام بدونم چرا داری
‫فلان کار رو می‌کنی.

259
00:22:01,000 --> 00:22:03,250
‫اگه نمی‌خواستی بدونی چرا بهم
‫گفتی که خبر داری

260
00:22:03,291 --> 00:22:05,041
‫دارم قایمکی میزنم بیرون؟

261
00:22:05,125 --> 00:22:07,750
‫چون آنگ داره خاک‌افزار خیلی خوبی میشه،

262
00:22:07,875 --> 00:22:12,500
‫و به زودی، اونم می‌تونه مثل من
‫این چیزها رو حس کنه.

263
00:22:13,000 --> 00:22:14,375
‫و بعدش می‌فهمه.

264
00:22:14,875 --> 00:22:16,000
‫آره.

265
00:22:16,625 --> 00:22:18,375
‫می‌دونی که چه حسی بهت داره.

266
00:22:20,541 --> 00:22:21,541
‫چی؟

267
00:22:23,625 --> 00:22:26,750
‫می‌دونی، که وقتی کنارشی چطوری
‫رفتار می‌کنه،

268
00:22:26,791 --> 00:22:29,125
‫و فکر می‌کنه که تو...

269
00:22:31,416 --> 00:22:32,500
‫دوستشم؟

270
00:22:34,666 --> 00:22:35,500
‫آره.

271
00:22:36,250 --> 00:22:38,250
‫منم... منظورم همین بود.
‫همین رفاقت.

272
00:22:38,291 --> 00:22:42,250
‫خیلی قدرتمنده. واسه همین اینا رو گفتم.

273
00:22:42,375 --> 00:22:43,750
‫تاف، تو...

274
00:22:45,375 --> 00:22:48,375
‫می‌دونی، احتمالاً با من کار دارن.

275
00:22:48,416 --> 00:22:50,791
‫پس دیگه...

276
00:22:50,875 --> 00:22:53,750
‫اوه، آره. خیلی خب، می‌بینمت!

277
00:23:01,791 --> 00:23:02,875
‫اوه.

278
00:23:03,000 --> 00:23:03,875
‫سلام.

279
00:23:04,541 --> 00:23:08,125
‫سلام، دوشیزه بی‌فانگ.
‫خوشبختم.

280
00:23:08,166 --> 00:23:10,416
‫لائو وانگ هستم. در خدمت شما.

281
00:23:10,500 --> 00:23:12,000
‫بله. منم خوشبختم.

282
00:23:12,041 --> 00:23:14,291
‫یه پیشنهاد براتون دارم.

283
00:23:14,375 --> 00:23:16,750
‫صدای شما برای پیشنهاد دادن به
‫یکی مثل من خیلی پیر به نظر میاد.

284
00:23:16,875 --> 00:23:18,416
‫نه، نه، نه.

285
00:23:18,500 --> 00:23:21,875
‫اه، پیشنهاد من حساس‌تره.

286
00:23:22,000 --> 00:23:24,250
‫مربوط به کسب و کار والدینتونه.

287
00:23:24,291 --> 00:23:25,250
‫اوه، آها.

288
00:23:25,375 --> 00:23:28,916
‫من باهاشون کار نمی‌کنم، رفیق،
‫ولی حالا تو حرفت رو بزن.

289
00:23:29,791 --> 00:23:33,000
‫همونطور که گفتم، موضوع حساسیه.

290
00:23:33,041 --> 00:23:35,541
‫به نظرم باید بریم یه جای خصوصی‌تر.

291
00:23:35,625 --> 00:23:37,750
‫عمراً. فکر کنم تو مشکوک‌ترین

292
00:23:37,791 --> 00:23:40,375
‫آدمی هستی که تو این شهر دیدم.

293
00:23:40,416 --> 00:23:42,500
‫عمراً باهات نمیام یه جای دیگه.

294
00:23:42,625 --> 00:23:44,125
‫اگه به حرفام گوش نکنی،

295
00:23:44,250 --> 00:23:47,166
‫هر چیزی که می‌دونم رو به
‫مسئولین میگم.

296
00:23:49,875 --> 00:23:52,791
‫مطمئن باش هر چیزی که می‌دونم
‫آسیب جبران‌ناپذیری به

297
00:23:52,875 --> 00:23:55,750
‫اعتبار آواتار می‌زنه.

298
00:24:03,000 --> 00:24:05,250
‫پس حرف پروفسور زی رو باور می‌کنی؟

299
00:24:05,291 --> 00:24:06,875
‫فکر می‌کنی سای رو ربودن؟

300
00:24:06,916 --> 00:24:09,291
‫منطقیه، چون به هیچکدوم از پیغام‌هام
‫جواب نداده.

301
00:24:15,500 --> 00:24:17,000
‫باید برم داخل رو چک کنم.

302
00:24:18,750 --> 00:24:20,041
‫باید قفل رو باز کنم.

303
00:24:22,791 --> 00:24:24,666
‫پیغام‌هایی که براش گذاشتم
‫دیگه اینجا نیستن.

304
00:24:28,750 --> 00:24:30,416
‫و کل وسایلش.

305
00:24:30,500 --> 00:24:32,750
‫سای؟ سای؟

306
00:24:33,625 --> 00:24:36,166
‫اوه، فکر کردم سای بالاخره برگشته.

307
00:24:36,250 --> 00:24:37,791
‫منظورت از «بالاخره» چیه؟

308
00:24:37,875 --> 00:24:40,375
‫از اولین شبی که اومدیم باسینگ‌سی
‫دیگه ندیدمش.

309
00:24:41,000 --> 00:24:43,250
‫برای کاتارا پیغام فرستادم و
‫ازش کمک خواستم.

310
00:24:43,375 --> 00:24:45,375
‫- مگه پیغام‌ها به دستتون نرسیدن؟
‫- نه.

311
00:24:46,125 --> 00:24:47,250
‫نرسیدن.

312
00:24:47,750 --> 00:24:50,541
‫اینجا... چه خبره؟

313
00:24:51,375 --> 00:24:52,625
‫ما به هیچی دست نزدیم.

314
00:24:52,666 --> 00:24:54,916
‫باید من رو در جریان برنامه‌هاتون قرار بدین

315
00:24:55,000 --> 00:24:57,500
‫که وقتی رفتین شهر رو بگردین
‫بتونم همراهیتون کنم.

316
00:24:58,000 --> 00:25:00,750
‫همچین فعالیت‌هایی ممکنه عواقب
‫خطرناکی داشته باشن.

317
00:25:00,791 --> 00:25:04,125
‫جو دی، دوستمون سای اینجا زندگی می‌کنه
‫و الان گم شده.

318
00:25:04,875 --> 00:25:06,750
‫البته که گم نشده.

319
00:25:07,250 --> 00:25:10,041
‫بین مهندس‌های سلطنتی باسینگ‌سی

320
00:25:10,125 --> 00:25:12,500
‫یه کار مخفیانه پیدا کرده.

321
00:25:12,541 --> 00:25:15,666
‫کارشون خیلی باارزشه،
‫واسه همین تو کاخ کار می‌کنن.

322
00:25:15,750 --> 00:25:17,041
‫ولی کسی خبری ازش نشنیده.

323
00:25:17,125 --> 00:25:18,750
‫تو کاخ میرم سراغش

324
00:25:18,791 --> 00:25:21,166
‫و بهش میگم اومدی دیدنش، آمیتا.

325
00:25:23,916 --> 00:25:26,000
‫دیدید، همه چیز مرتبه.

326
00:25:44,125 --> 00:25:45,041
‫بگیر.

327
00:25:48,916 --> 00:25:49,750
‫تو کی هستی؟

328
00:25:51,750 --> 00:25:53,000
‫اهل کشور آتشی؟

329
00:25:53,916 --> 00:25:55,875
‫ما کشور آتش حقیقی هستیم.

330
00:25:58,000 --> 00:25:59,416
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

331
00:26:00,000 --> 00:26:02,125
‫- آزادانه زندگی می‌کنیم.
‫- آزادانه؟

332
00:26:03,250 --> 00:26:05,500
‫کل محله‌تون مورد محاصره‌ست.
‫خیلی هم کثیفه.

333
00:26:05,625 --> 00:26:08,666
‫از استبداد و جنگ‌طلبی اوزای آزادیم.

334
00:26:08,750 --> 00:26:10,541
‫منظورت فرمانروای آتش اوزایه.

335
00:26:10,625 --> 00:26:12,916
‫اون فرمانروای آتش من نیست.

336
00:26:13,416 --> 00:26:19,291
‫ترجیح میدم صد سال به عنوان
‫یه آشغال در سرزمین خاک زندگی کنم

337
00:26:19,375 --> 00:26:23,000
‫تا بخوام یک روز رو تحت فرمان اون
‫فرمانروای مستبد بگذرونم.

338
00:26:27,166 --> 00:26:29,875
‫اصلاً سبک زندگی ما چه ربطی
‫به تو داره؟

339
00:26:33,375 --> 00:26:36,125
‫اومدم بهتون هشدار بدم.

340
00:26:36,875 --> 00:26:38,125
‫آتیش‌سوزی شده بود.

341
00:26:39,416 --> 00:26:42,916
‫یه حادثه بود، ولی یه سری از افراد
‫امشب قراره بیان که بندازنش تقصیر شما.

342
00:26:43,000 --> 00:26:44,291
‫یه حادثه؟

343
00:26:48,250 --> 00:26:51,125
‫مطمئنم که هیچی درباره‌ش نمی‌دونی.

344
00:26:51,625 --> 00:26:56,041
‫دیدم چطوری اون میوه رو گرفتی.
‫با حرکت حلقه آتشین.

345
00:26:57,375 --> 00:27:02,250
‫شاید موهات رو کوتاه کرده باشی،
‫ولی نمی‌تونی آتش رو از روحت جدا کنی.

346
00:27:03,041 --> 00:27:04,500
‫آماده اومدنشون باشید.

347
00:27:04,541 --> 00:27:05,666
‫چطوری؟

348
00:27:07,291 --> 00:27:08,875
‫ما حق نداریم آتش‎افزاری کنیم.

349
00:27:09,375 --> 00:27:11,166
‫از شروط پناهگاهمونه.

350
00:27:11,250 --> 00:27:14,125
‫خودتون تصمیم گرفتین اینجا زندگی کنین.

351
00:27:16,375 --> 00:27:19,791
‫اولین باری نیست که ازم می‌خوان
‫از طرف یه نفر دیگه بجنگم.

352
00:27:22,125 --> 00:27:26,000
‫شاید بتونین قایم شین یا...
‫امشب همه رو از اینجا ببرین.

353
00:27:26,125 --> 00:27:28,416
‫- نمی‌دونم.
‫- بهمون هشدار دادن.

354
00:27:29,125 --> 00:27:30,625
‫وظیفه‌ت رو انجام دادی.

355
00:27:30,666 --> 00:27:33,000
‫حالا یه لطفی در حق خودت کن، پسر.

356
00:27:33,041 --> 00:27:34,666
‫دیگه برنگرد اینجا.

357
00:27:39,250 --> 00:27:42,416
‫فقط یه احمق خودش رو به کشتن میده.

358
00:27:53,041 --> 00:27:54,291
‫برات خبر دارم.

359
00:27:54,375 --> 00:27:57,875
‫تونستم مطمئن بشم که دوستت سای رو

360
00:27:58,000 --> 00:27:59,750
‫بردن به کاخ.

361
00:28:00,250 --> 00:28:02,000
‫- جدی؟
‫- اما اوضاعش خوب نیست.

362
00:28:02,125 --> 00:28:05,125
‫نیروهای دای‌لی بردنش، نه مهندس‌های سلطنتی.

363
00:28:05,625 --> 00:28:07,375
‫ازش بازجویی کردن.

364
00:28:07,500 --> 00:28:08,875
‫درباره چی؟

365
00:28:08,916 --> 00:28:10,375
‫- ستاره دنباله‌دار؟
‫- نه.

366
00:28:11,500 --> 00:28:15,125
‫فکر می‌کنن جاسوس کشور آتشه.

367
00:28:18,291 --> 00:28:19,416
‫خیلی خب.

368
00:28:19,500 --> 00:28:22,500
‫از نظر فنی تو اوماشو جاسوس بوده.

369
00:28:22,541 --> 00:28:24,625
‫ولی برای محافظت از شهر.

370
00:28:24,666 --> 00:28:26,625
‫میگن سعی کرده امپراتور رو بکشه.

371
00:28:26,666 --> 00:28:28,875
‫از قصد نه. و بلایی هم سر بومی نیومد.

372
00:28:29,000 --> 00:28:31,375
‫ولی خبر خوبی نیست، آنگ.

373
00:28:31,416 --> 00:28:35,250
‫ممکنه تمام تلاش‌هامون برای دیدن
‫امپراتور خراب شده باشه.

374
00:28:40,125 --> 00:28:41,250
‫یه چیز دیگه هم هست.

375
00:28:41,791 --> 00:28:44,000
‫فکر کنم یکی داره تعقیبم می‌کنه.

376
00:28:44,916 --> 00:28:46,375
‫- دای‌لی؟
‫- نمی‌دونم.

377
00:28:46,500 --> 00:28:48,000
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

378
00:28:51,000 --> 00:28:52,875
‫کاری نکن.

379
00:28:52,916 --> 00:28:54,500
‫اگه زیر نظر گرفتنت،

380
00:28:54,625 --> 00:28:57,166
‫می‌خوان مطمئن بشن براشون
‫تهدیدی به حساب نمیای.

381
00:28:57,250 --> 00:28:59,625
‫تا وقتی تو دردسر نیفتی،

382
00:29:00,250 --> 00:29:04,291
‫دای‌لی مطمئن میشن که لایق
‫دیدار با امپراتور هستی.

383
00:29:06,125 --> 00:29:08,625
‫توصیه‌ش این بود که تو دردسر نیفتی؟

384
00:29:08,666 --> 00:29:12,125
‫من که اصلاً حس خوبی ندارم. بدون سای،
‫خودم مجبورم یه تلسکوپ بسازم.

385
00:29:12,250 --> 00:29:13,250
‫ببین.

386
00:29:15,416 --> 00:29:17,125
‫حالیم نیست دارم چیکار می‌کنم.

387
00:29:17,625 --> 00:29:20,625
‫چرا نگفتی یکی داره تعقیبت می‌کنه؟

388
00:29:20,666 --> 00:29:22,375
‫ساکا سعی کرد بهت بگه یه جای
‫کار می‌لنگه،

389
00:29:22,416 --> 00:29:25,000
‫ولی منتظر موندی لانگ فنگ بهت بگه
‫تا باور کنی.

390
00:29:25,625 --> 00:29:28,750
‫من به لانگ فنگ اعتماد دارم.
‫خیلی بهمون کمک کرده.

391
00:29:28,791 --> 00:29:30,500
‫از گیاتسو تا الان

392
00:29:30,625 --> 00:29:34,625
‫اولین نفریه که حس می‌کنم واقعاً
‫می‌فهمه چقدر تحت فشارم.

393
00:29:34,750 --> 00:29:37,625
‫ما هم درکت می‌کنیم.
‫از اول کنارت بودیم.

394
00:29:37,750 --> 00:29:38,791
‫جدی؟

395
00:29:38,875 --> 00:29:41,750
‫چون از وقتی رسیدیم یه سره خوابی.

396
00:29:41,875 --> 00:29:43,250
‫چند روز بود ندیده بودمت.

397
00:29:43,375 --> 00:29:46,250
‫ببین، می‌دونیم خوشت میاد که
‫آواتار اینجا باشی،

398
00:29:46,291 --> 00:29:48,416
‫با افراد مختلف آشنا بشی،
‫و مردم رو بخندونی...

399
00:29:48,500 --> 00:29:50,625
‫نه، فقط به خاطر اون نیست.

400
00:29:50,666 --> 00:29:53,750
‫هر روز دارم با تاف تمرین می‌کنم.

401
00:29:53,875 --> 00:29:56,250
‫شما دوست دارید استاد هر
‫چهار عناصر بشم

402
00:29:56,291 --> 00:29:58,500
‫و دنیا رو نجات بدم و جلوی
‫جنگ رو بگیرم، نه؟

403
00:29:58,541 --> 00:30:00,250
‫خب، مشکل چیه؟

404
00:30:00,375 --> 00:30:05,000
‫مشکل اینه که... انگار بیشتر از ما،
‫به لانگ فنگ اعتماد داری.

405
00:30:06,875 --> 00:30:08,625
‫واقعاً لازمه بهش فکر کنی؟

406
00:30:10,125 --> 00:30:11,375
‫البته که

407
00:30:12,125 --> 00:30:14,041
‫به شما بیشتر اعتماد دارم.

408
00:30:15,250 --> 00:30:16,125
‫خیلی خب.

409
00:30:20,166 --> 00:30:21,125
‫حالا چیکار کنیم؟

410
00:30:21,625 --> 00:30:24,291
‫خب، ممکنه شوکه بشی، ولی من
‫یه نقشه دارم.

411
00:30:24,375 --> 00:30:27,291
‫هر کی داره تعقیبت می‌کنه صد در صد
‫از نیروهای دای‌لیه، نه؟

412
00:30:27,375 --> 00:30:29,041
‫پس دفعه بعدی که دیدیش،

413
00:30:29,125 --> 00:30:31,666
‫از فریبکاری‌های بادافزاریت استفاده کن
‫و تعقیبش کن.

414
00:30:31,750 --> 00:30:33,750
‫بعد می‌تونی برسی به مقر دای‌لی،

415
00:30:33,791 --> 00:30:35,250
‫و شاید بتونی اونجا سای رو پیدا کنی.

416
00:30:35,375 --> 00:30:37,500
‫درست میگی. به اطلاعات نیاز داریم.

417
00:30:37,541 --> 00:30:39,416
‫- ساکا بیشتر از همه‌مون.
‫- آره، وایسا.

418
00:30:42,000 --> 00:30:44,875
‫مامان و بابات خیلی آدم‌های
‫باهوشی هستن.

419
00:30:44,916 --> 00:30:48,166
‫تو اوج به دنیا اومدن و تو اوج موندن.
‫نیاز نیست نابغه باشن.

420
00:30:48,250 --> 00:30:49,125
‫هوم.

421
00:30:49,166 --> 00:30:51,541
‫ولی نمی‌دونی جنگ چه بلایی
‫سر تجارت آورده.

422
00:30:52,375 --> 00:30:53,791
‫پدر و مادرت خودشون رو وفق دادن.

423
00:30:53,875 --> 00:30:58,750
‫امپراتوری بی‌فانگ شامل صدها
‫شرکت کوچیک‌تره،

424
00:30:58,791 --> 00:31:01,750
‫که ارتباطشون با والدینت

425
00:31:01,791 --> 00:31:06,500
‫زیر چندین لایه از مزخرفات مالی
‫پنهان شده.

426
00:31:06,625 --> 00:31:09,916
‫هوم! خب، انگار خودت استاد مزخرفاتی.

427
00:31:12,041 --> 00:31:14,125
‫به شکل جالبی رک و راستی.

428
00:31:14,625 --> 00:31:17,166
‫منم رک و راست حرفم رو می‌زنم.

429
00:31:18,166 --> 00:31:22,000
‫مدارکی دارم که ثابت می‌کنن
‫چندتا از این شرکت‌ها

430
00:31:22,125 --> 00:31:23,875
‫قراردادهای پول‌سازی رو

431
00:31:24,000 --> 00:31:27,916
‫برای فروش پیستون، ابزار،
‫ورق فلزی و چیزهای بیشتر

432
00:31:28,000 --> 00:31:31,000
‫با یه کارخونه وسایل نظامی
‫در جانگ هوی بستن.

433
00:31:32,291 --> 00:31:34,500
‫کارخونه کشور آتش.

434
00:31:40,791 --> 00:31:45,000
‫والدینم همیشه میگن،
‫«تجارت مرز نداره.»

435
00:31:45,125 --> 00:31:49,666
‫بله. خب، به نظرم امپراتور خاک
‫باهات مخالفه.

436
00:31:50,625 --> 00:31:53,125
‫شاید تو باسینگ‌سی جنگ نشده باشه،

437
00:31:53,250 --> 00:31:55,291
‫ولی خیانت...

438
00:31:55,375 --> 00:31:57,000
‫یه طعمه حاضر و آماده‌ست.

439
00:31:59,000 --> 00:32:00,375
‫یه بازار این جلوئه.

440
00:32:00,875 --> 00:32:02,375
‫اینجا رو بلدی؟

441
00:32:03,875 --> 00:32:06,041
‫یه مقدار اینجاها رو گشتم.

442
00:32:06,750 --> 00:32:08,166
‫پس اینجا بودی.

443
00:32:09,625 --> 00:32:10,541
‫آره.

444
00:32:11,375 --> 00:32:14,250
‫تو داشتی بادافزاری رو تمرین می‌کردی.
‫به من که نیاز نداشتی.

445
00:32:14,375 --> 00:32:15,500
‫ولی الان که اینجام، مگه نه؟

446
00:32:16,375 --> 00:32:20,291
‫- آره گمونم.
‫- آنگ، مشکلت چیه؟

447
00:32:21,875 --> 00:32:23,125
‫کاتارا،

448
00:32:24,625 --> 00:32:25,875
‫هیچی نگو.

449
00:32:26,750 --> 00:32:27,750
‫خیلی خب.

450
00:32:34,916 --> 00:32:38,250
‫جاسوس کلاه گذاشته و پست سر منه.

451
00:32:40,416 --> 00:32:41,291
‫درسته.

452
00:32:42,791 --> 00:32:44,166
‫من حواس جو دی رو پرت می‌کنم.

453
00:32:44,250 --> 00:32:46,500
‫فکر خوبیه. عادی رفتار کن.

454
00:32:47,250 --> 00:32:48,041
‫عادی.

455
00:32:49,125 --> 00:32:50,250
‫اوه، جو دی.

456
00:32:50,375 --> 00:32:54,750
‫می‌خواستیم ببینیم می‌تونی تو
‫خرید کمکمون کنی یا نه.

457
00:32:56,375 --> 00:32:57,375
‫شاید باورت نشه

458
00:32:57,500 --> 00:33:01,375
‫ولی من متخصص تجارت تو
‫حلقه پایینی هستم. بیاید دنبالم.

459
00:33:02,250 --> 00:33:04,250
‫عالی میشه.

460
00:33:04,291 --> 00:33:06,625
‫ما بیشتر از همه...

461
00:33:06,750 --> 00:33:09,750
‫کلم! کلم تازه فروشی!

462
00:33:10,500 --> 00:33:11,750
‫کلم می‌خوایم.

463
00:33:15,500 --> 00:33:18,166
‫از شما که پول نمی‌گیرم.

464
00:33:18,791 --> 00:33:21,250
‫تو حلقه بالایی خوراکی‌های خیلی
‫خوشمزه‌تری داریم.

465
00:33:21,375 --> 00:33:23,666
‫- اوه.
‫- من که کلم تازه می‌خوام.

466
00:33:23,750 --> 00:33:25,000
‫همه‌شون تازه هستن.

467
00:33:25,125 --> 00:33:26,416
‫و گرد.

468
00:33:26,500 --> 00:33:28,625
‫گردترین کلم‌های باسینگ‌سی.

469
00:33:30,500 --> 00:33:31,625
‫بسیارخب.

470
00:33:31,750 --> 00:33:35,291
‫عالیه. پشیمون نمیشید.

471
00:33:35,375 --> 00:33:37,291
‫اه، کلم گرد می‌خواید؟

472
00:33:37,375 --> 00:33:41,250
‫کلم‌ها خیلی شیک و باشکوهن.
‫هر کدومشون خاصن.

473
00:33:41,375 --> 00:33:42,916
‫انگار هر کدوم یه شخصیت خاصی دارن.

474
00:33:49,125 --> 00:33:50,250
‫می‌شنوید؟

475
00:33:50,291 --> 00:33:51,375
‫چه صدای قشنگی داره.

476
00:33:51,875 --> 00:33:53,625
‫همین خوبه.

477
00:33:54,250 --> 00:33:55,500
‫کاتارا. آنگ...

478
00:33:58,916 --> 00:33:59,750
‫کاتارا؟

479
00:34:00,375 --> 00:34:02,125
‫اوه! وایسید...

480
00:34:02,250 --> 00:34:04,375
‫- آواتار!
‫- هی.

481
00:34:04,500 --> 00:34:06,166
‫- کاتارا!
‫- ولی...

482
00:34:07,125 --> 00:34:09,500
‫کلم‌هام!

483
00:34:14,166 --> 00:34:15,625
‫قرار ما همین امشبه.

484
00:34:15,750 --> 00:34:17,125
‫اصطبل‌های قدیمی.

485
00:34:17,250 --> 00:34:19,000
‫- ازشون تقاص پس می‌گیریم.
‫- آره.

486
00:34:19,125 --> 00:34:20,875
‫و نه فقط از کسایی که مقصر بودن.

487
00:34:21,000 --> 00:34:24,250
‫هر کی به یه فراری پناه بده،
‫به خاطرش می‌میره.

488
00:34:24,291 --> 00:34:26,125
‫انتقام می‌گیریم.

489
00:34:26,625 --> 00:34:27,875
‫برای خانواده‌هاتون.

490
00:34:28,375 --> 00:34:29,791
‫برای دوستانتون.

491
00:34:30,291 --> 00:34:31,416
‫برای همه‌تون.

492
00:34:59,625 --> 00:35:00,916
‫آواتار، وایسا!

493
00:35:32,125 --> 00:35:33,291
‫چیکار می‌کنه؟

494
00:35:36,125 --> 00:35:37,500
‫اوه، با شما نبودم. با دوستم بودم.

495
00:35:38,416 --> 00:35:40,750
‫ببخشید. عذر می‌خوام.

496
00:35:52,125 --> 00:35:54,250
‫امشب به استیج

497
00:35:54,291 --> 00:35:57,375
‫تئاتر کوچیکمون گلی به نام

498
00:35:57,416 --> 00:35:59,375
‫تینگ رو خوش‌آمد میگیم.

499
00:36:07,250 --> 00:36:09,541
‫«در طی شب طولانی،

500
00:36:09,625 --> 00:36:12,875
‫ماه زمستانی با عشق درخشان می‌درخشد،

501
00:36:13,375 --> 00:36:16,000
‫اشک‌های نقره‌ایش می‌چکند.»

502
00:36:16,125 --> 00:36:17,375
‫اوه!

503
00:36:17,916 --> 00:36:19,791
‫عالی بود، به‌به.

504
00:36:21,625 --> 00:36:22,875
‫«درست مثل آبشار...»

505
00:36:23,000 --> 00:36:26,500
‫آخ. آره، مچم رو گرفتی.
‫اومدم کلاس شعر.

506
00:36:26,625 --> 00:36:29,791
‫- تاف، اون بیرون داشتی چیکار می‌کردی؟
‫- به تو ربطی نداره.

507
00:36:29,875 --> 00:36:32,541
‫معلومه که ربط داره.
‫اتفاقات عجیبی دارن توی این شهر میفتن.

508
00:36:32,625 --> 00:36:34,541
‫و طبق چیزی که دیدم،
‫ممکنه تو هم بخشی از اون اتفاق باشی.

509
00:36:34,625 --> 00:36:36,625
‫- نه، نیستم!
‫- باور نمی‌کنم!

510
00:36:36,666 --> 00:36:39,166
‫«پنج، هفت، سپس پنج

511
00:36:39,250 --> 00:36:41,541
‫هجا یک هایکو را می‌سازند،

512
00:36:41,625 --> 00:36:43,250
‫ای احمق شگفت‌انگیز.»

513
00:36:45,375 --> 00:36:47,375
‫اوه، من شاعر نیستم.

514
00:36:47,500 --> 00:36:49,875
‫یه جنگجوی ساده‌م و نگران دوستمم.

515
00:36:51,791 --> 00:36:52,666
‫اوه.

516
00:36:59,291 --> 00:37:01,125
‫اوه، هی، تاف؟
‫هی، تاف؟

517
00:37:04,500 --> 00:37:06,125
‫«در آب راه می‌رود،

518
00:37:06,166 --> 00:37:08,041
‫که با وجود تکه یخ گرم است،

519
00:37:08,541 --> 00:37:10,750
‫برگرد وگرنه ذوب می‌شوی.»

520
00:37:15,041 --> 00:37:19,500
‫«نمی‌توانم برگردم،

521
00:37:20,250 --> 00:37:24,916
‫تحمل هر گرمایی را دارم،

522
00:37:26,166 --> 00:37:28,291
‫اگر به خاطر تیمم باشد.»

523
00:37:28,375 --> 00:37:29,750
‫اوه!

524
00:37:32,500 --> 00:37:35,416
‫- ممنون.
‫- «قدرت کنترل عناصر تیم ماست،

525
00:37:36,041 --> 00:37:38,791
‫آب، خاک، باد، و آتش،

526
00:37:39,375 --> 00:37:40,791
‫و تو هیچ قدرتی نداری.»

527
00:37:41,375 --> 00:37:42,750
‫اوه!

528
00:37:45,875 --> 00:37:48,500
‫«من اینگونه زاده شدم،

529
00:37:49,000 --> 00:37:50,000
‫یک

530
00:37:51,250 --> 00:37:53,250
‫وبالی است که باید تحمل کنم.

531
00:37:54,500 --> 00:37:56,125
‫تو باید درک کنی.»

532
00:37:59,416 --> 00:38:01,250
‫«زمستان بهار را دوست خود می‌نامد،

533
00:38:01,375 --> 00:38:03,625
‫اما در انتظار منجمد کردن گل‌هاست.

534
00:38:04,291 --> 00:38:06,291
‫نابینایی یک وبال نیست.»

535
00:38:06,375 --> 00:38:07,375
‫نه!

536
00:38:08,166 --> 00:38:09,916
‫«نابینایی قدرت توست.

537
00:38:10,000 --> 00:38:11,291
‫زاده شدن

538
00:38:12,875 --> 00:38:16,875
‫با ثروت یک وبال است.

539
00:38:17,500 --> 00:38:18,625
‫درک می‌کنم.»

540
00:38:26,166 --> 00:38:27,750
‫«پرنده کنجکاو.

541
00:38:28,291 --> 00:38:31,000
‫غارها رازهایی را در خود نگه می‌دارند
‫که از آن تو نیستند.

542
00:38:31,500 --> 00:38:33,125
‫دخالت نکن.»

543
00:38:34,625 --> 00:38:37,250
‫«در هر فصل، من درست مثل
‫فولاد محکم هستم.

544
00:38:37,916 --> 00:38:39,375
‫می‌توانم رازدار باشم.»

545
00:38:42,041 --> 00:38:44,250
‫«ممکن است کوهی بپرسد،

546
00:38:44,291 --> 00:38:46,500
‫چه چیزی آسمان شب را
‫بیدار نگه می‌دارد؟

547
00:38:47,875 --> 00:38:49,125
‫آیا اصلاً برایش مهم است؟»

548
00:38:49,250 --> 00:38:50,500
‫آره!

549
00:38:50,625 --> 00:38:52,625
‫«من به دوستانم اهمیت می‌دهم،
‫به تو هم همینطور،

550
00:38:53,250 --> 00:38:54,625
‫زیرا تو نیز دوست منی.»

551
00:38:55,625 --> 00:38:57,791
‫وای خدا. چندتا هجا به کار بردم؟
‫این...

552
00:38:57,875 --> 00:38:59,000
‫اوه!

553
00:39:00,250 --> 00:39:02,375
‫اوه، خیلی خب. باشه.

554
00:39:03,416 --> 00:39:05,000
‫خیلی خب.

555
00:39:05,125 --> 00:39:07,000
‫واسه بار اولت بد نبود.

556
00:39:08,125 --> 00:39:10,750
‫راستش رو بخوای نمی‌دونم
‫چطوری تونستم اینقدر کشش بدم.

557
00:39:12,416 --> 00:39:15,625
‫خب، ممنون که اون حرف رو زدی.

558
00:39:18,125 --> 00:39:19,166
‫اگه ما واقعاً با هم دوستیم،

559
00:39:19,250 --> 00:39:20,916
‫لازم نیست بگی چی شده.

560
00:39:22,875 --> 00:39:23,875
‫بهت اعتماد دارم.

561
00:39:25,416 --> 00:39:26,750
‫ام، خیلی خب.

562
00:39:27,875 --> 00:39:31,291
‫یارو داشت ازم اخاذی می‌کرد.
‫ازش مدارک مربوط به

563
00:39:31,375 --> 00:39:34,000
‫فروش اسلحه پدر و مادرم به
‫کشور آتش رو خریدم.

564
00:39:36,250 --> 00:39:38,916
‫واو، خیلی بدتر از اونی بود
‫که فکر می‌کردم.

565
00:39:39,000 --> 00:39:42,541
‫- وایسا ببینم، مگه فکر کردی چی بود؟
‫- نمی‌دونم. مثلاً بدهی شرط‌بندی یا...

566
00:39:43,166 --> 00:39:44,916
‫به بقیه که چیزی نمیگی؟

567
00:39:47,500 --> 00:39:50,625
‫نه. گفتم که، من درست مثل فولاد محکمم.

568
00:39:51,250 --> 00:39:54,125
‫در ضمن، مشکلات بزرگتری داریم.

569
00:39:54,750 --> 00:39:55,750
‫وایسا ببینم، چی؟

570
00:40:10,250 --> 00:40:12,500
‫پولت رو رد کن بیاد. همین الان.

571
00:40:13,166 --> 00:40:15,500
‫پولت رو بده به من.

572
00:40:16,916 --> 00:40:17,916
‫همین الان.

573
00:40:22,166 --> 00:40:23,250
‫نه.

574
00:40:23,291 --> 00:40:26,250
‫پولت رو بده وگرنه می‌کشمت!

575
00:40:26,750 --> 00:40:28,375
‫به خدا می‌کشمت!

576
00:40:36,666 --> 00:40:38,375
‫تمام اون اسامی.

577
00:40:39,166 --> 00:40:40,375
‫چی؟

578
00:40:41,291 --> 00:40:42,416
‫چی داری میگی؟

579
00:40:42,500 --> 00:40:45,000
‫- من باید جای اونا می‌مُردم.
‫- خفه شو!

580
00:40:45,125 --> 00:40:47,000
‫اون روز من باید جاشون می‌مُردم.

581
00:40:47,625 --> 00:40:49,625
‫اون روز من باید به جای اونا می‌مُردم!

582
00:40:51,125 --> 00:40:52,916
‫میگم پولت رو رد کن بیاد.

583
00:40:57,291 --> 00:40:58,541
‫نمی‌خوام.

584
00:40:59,750 --> 00:41:01,166
‫نمی‌خوام...

585
00:41:05,000 --> 00:41:05,875
‫من فقط...

586
00:41:06,791 --> 00:41:09,291
‫فقط گرسنمه.

587
00:41:10,625 --> 00:41:12,166
‫نمی‌خوام کسی رو بکشم.

588
00:41:14,625 --> 00:41:15,666
‫متاسفم.

589
00:41:21,041 --> 00:41:22,125
‫عیبی نداره.

590
00:41:26,166 --> 00:41:27,375
‫عیبی نداره.

591
00:41:28,250 --> 00:41:29,250
‫بیا.

592
00:41:30,000 --> 00:41:30,791
‫بشین.

593
00:41:57,541 --> 00:41:58,625
‫ممنونم.

594
00:42:16,125 --> 00:42:17,500
‫نذارید کسی بره.

595
00:42:18,291 --> 00:42:22,541
‫می‌دونم اومدی دنبال انتقام،
‫ولی آدرس رو اشتباهی اومدی.

596
00:42:22,625 --> 00:42:24,875
‫- دروغ میگه!
‫- حواستون بهشون باشه!

597
00:42:25,375 --> 00:42:28,375
‫- داره دروغ میگه. مجرم رو قایم کردن.
‫- آره!

598
00:42:28,500 --> 00:42:30,291
‫من هیچی قایم نکردم!

599
00:42:31,625 --> 00:42:33,250
‫من یه افسر بودم

600
00:42:33,750 --> 00:42:35,875
‫و دستور داشتم کارهای وحشتناکی
‫انجام بدم.

601
00:42:37,291 --> 00:42:42,375
‫مردها، پسرها...
‫تحت فرمان من مُردن.

602
00:42:43,375 --> 00:42:46,166
‫برای همین ارتش کشور آتش رو رها کردم.

603
00:42:46,250 --> 00:42:51,041
‫خیانتی که مردم شما رو نجات داد.

604
00:42:52,250 --> 00:42:53,875
‫دروغه.

605
00:42:54,000 --> 00:42:55,625
‫جونم رو

606
00:42:56,750 --> 00:42:57,625
‫به خاطر شما تو خطر انداختم.

607
00:43:02,625 --> 00:43:04,916
‫بهرحال مقصر خودشه!

608
00:45:01,750 --> 00:45:03,000
‫آشغالِ کشور آتش!

609
00:45:12,916 --> 00:45:13,875
‫اه!

610
00:45:25,250 --> 00:45:26,250
‫کاتارا؟

611
00:45:29,416 --> 00:45:32,166
‫چرا داری بهشون کمک می‌کنی؟
‫اهالی کشور آتش هستن!

612
00:45:57,750 --> 00:46:01,166
‫چای‌خونه‌ای که توش کار می‌کنم
‫در حلقه پایینیه.

613
00:46:01,666 --> 00:46:02,875
‫یه سر بهش بزن.

614
00:46:03,375 --> 00:46:06,000
‫شاید بتونم سفارشت رو بکنم.

615
00:46:06,500 --> 00:46:10,000
‫حداقل می‌تونی بشینی یه لیوان
‫چای یاسمن گرم و لذیذ بنوشی.

616
00:46:19,791 --> 00:46:20,791
‫نه.

617
00:47:35,125 --> 00:47:37,875
‫افرادی توی این شهر هستن که
‫می‌تونم بهشون کمک کنم.

618
00:48:04,916 --> 00:48:07,000
‫ای کاش می‌تونستم به تو هم کمک کنم،

619
00:48:08,750 --> 00:48:09,791
‫پسرم.

620
00:48:53,500 --> 00:48:54,500
‫تو کی هستی؟

621
00:48:56,000 --> 00:48:57,041
‫سای کجاست؟

622
00:48:58,750 --> 00:49:00,041
‫من می‌شناسمت.

623
00:49:00,625 --> 00:49:03,250
‫- اهل دیوار بیرونی هستی.
‫- بله، درسته.

624
00:49:03,375 --> 00:49:05,041
‫و ما کاری به کار دوست تو نداشتیم.

625
00:49:06,500 --> 00:49:07,875
‫ژنرال سونگ.

626
00:49:07,916 --> 00:49:13,000
‫دای‌لی همه جا جاسوس داره،
‫و می‌خواستیم یه جای خصوصی باهات صحبت کنیم.

627
00:49:14,000 --> 00:49:16,416
‫اومدن به شهر برای من و سربازهام
‫ریسک بزرگیه.

628
00:49:16,500 --> 00:49:18,375
‫ارتش دیوار بیرونی رو کنترل می‌کنه.

629
00:49:18,416 --> 00:49:22,125
‫دای‌لی هم شهر رو کنترل می‌کنه،
‫و نمی‌خوان با هم صحبت کنیم.

630
00:49:22,250 --> 00:49:23,250
‫چرا؟

631
00:49:23,375 --> 00:49:25,291
‫چون اون بیرون یه ارتش بزرگ از

632
00:49:25,375 --> 00:49:26,375
‫کشور آتش داره جمع‌آوری میشه.

633
00:49:26,500 --> 00:49:27,916
‫یه حمله قریب‌الوقوعه.

634
00:49:28,000 --> 00:49:31,041
‫ولی شما که گفتید تو باسینگ‌سی
‫جنگ نمیشه.

635
00:49:31,125 --> 00:49:34,041
‫انتظار داشتی تو کاخ چی بگم؟

636
00:49:34,125 --> 00:49:36,875
‫مهمونی پر از مامورهای دای‌لی بود.

637
00:49:37,666 --> 00:49:38,875
‫واسه همین...

638
00:49:39,500 --> 00:49:42,166
‫ببین، زیاد وقت نداریم تا مامور کنترلت
‫از دای‌لی

639
00:49:42,250 --> 00:49:44,541
‫یه جستجوی بزرگ رو به خاطرت
‫شروع کنه.

640
00:49:44,625 --> 00:49:45,875
‫مامور کنترلم؟

641
00:49:46,875 --> 00:49:47,916
‫جو دی.

642
00:49:48,000 --> 00:49:51,166
‫گفتی یه پیغام فوری برای امپراتور خاک داری.

643
00:49:51,250 --> 00:49:55,500
‫اگه بتونی کمکم کنی راضیش کنیم وارد
‫عمل بشه، کمکت می‌کنم پیغامت رو بهش برسونی.

644
00:49:56,791 --> 00:49:58,791
‫چی می‌خواستی بهش بگی؟

645
00:49:59,916 --> 00:50:04,000
‫شماها بیهوشم کردین و من رو دزدیدین.
‫چطوری می‌تونم بهتون اعتماد کنم؟

646
00:50:05,625 --> 00:50:09,000
‫رهبر جنگجویان کیوشی، سوکی،

647
00:50:09,041 --> 00:50:11,291
‫وقتی ازش کمک خواستم یه چیزی
‫بهم گفت.

648
00:50:11,375 --> 00:50:14,250
‫چیزی که خیلی وقت پیش بهش گفته بودی.

649
00:50:15,250 --> 00:50:18,750
‫که تو کشور شما، مردم به همدیگه
‫کمک می‌کنن.

650
00:50:20,375 --> 00:50:23,125
‫ما هم می‌خوایم اون دنیا رو برگردونیم.

651
00:50:30,791 --> 00:50:32,875
‫ستاره دنباله‌دار بزرگ داره برمی‌گرده.

652
00:50:32,916 --> 00:50:35,625
‫ستاره دنباله‌داری که به آتش‌افزارها
‫قدرت خیلی زیادی میده.

653
00:50:35,666 --> 00:50:39,375
‫صد سال پیش همینجوری تونستن
‫عشایر باد رو ریشه‌کن کنن.

654
00:50:40,875 --> 00:50:42,291
‫می‌دونی کِی می‌رسه؟

655
00:50:42,375 --> 00:50:45,541
‫واسه همین ستوان شما رو تعقیب کردم.
‫فکر کردم از نیروهای دای‌لیه.

656
00:50:45,625 --> 00:50:48,625
‫تنها کسی که مدرک داشت، یعنی
‫سای رو زندانی کردن.

657
00:50:48,666 --> 00:50:51,416
‫لانگ فنگ تنها کسی بود که کمک کرد
‫پیداش کنیم.

658
00:50:51,500 --> 00:50:52,875
‫لانگ فنگ؟

659
00:50:53,375 --> 00:50:55,250
‫بزرگترین متحد ما در این شهره.

660
00:50:55,375 --> 00:50:57,500
‫داره کمکمون می‌کنه سعی کنیم
‫دای‌لی رو بپیچونیم.

661
00:50:57,541 --> 00:50:58,375
‫آنگ.

662
00:50:59,250 --> 00:51:01,125
‫لانگ فنگ از نیروهای دای‌لیه.

663
00:51:05,250 --> 00:51:09,041
‫نه، اینطور نیست.
‫دای‌لی گارد امپراتور هستن.

664
00:51:09,125 --> 00:51:13,500
‫که تحت نظر لانگ فنگ فعالیت می‌کنن.
‫فقط اون می‌تونه دای‌لی رو کنترل کنه.

665
00:51:13,541 --> 00:51:15,500
‫نباید بهش اعتماد کنی.

666
00:51:16,000 --> 00:51:19,625
‫نه! اشتباه می‌کنی.
‫لانگ فنگ دوست منه.

667
00:51:21,625 --> 00:51:24,250
‫لانگ فنگ تا حالا اجازه داده
‫امپراتور رو ببینی؟

668
00:51:26,500 --> 00:51:27,750
‫صحبتم با شما یه اشتباه بود.

669
00:51:28,250 --> 00:51:29,541
‫آواتار، وایسا!

670
00:51:40,750 --> 00:51:42,250
‫باید امپراتور خاک رو ببینم.

671
00:51:43,750 --> 00:51:46,125
‫همین الان می‌خوام امپراتور خاک رو ببینم!

672
00:51:46,625 --> 00:51:47,500
‫آنگ.

673
00:51:48,375 --> 00:51:49,875
‫چه سورپرایزی.

674
00:51:50,000 --> 00:51:51,750
‫می‌خوام امپراتور خاک رو ببینم.

675
00:51:51,791 --> 00:51:54,625
‫گفتم که، به همین راحتی نیست.

676
00:51:54,666 --> 00:51:57,125
‫پشت این دیوار ارتش کشور آتشه.

677
00:51:57,250 --> 00:51:58,250
‫خبر داشتی؟

678
00:51:58,875 --> 00:52:01,250
‫اینجا که باشیم، دست هیچ
‫ارتشی به ما نمی‌رسه.

679
00:52:01,375 --> 00:52:02,875
‫دیگه تا الان باید فهمیده باشی.

680
00:52:05,750 --> 00:52:08,500
‫تو باسینگ‌سی جنگ نمیشه.

681
00:52:09,875 --> 00:52:10,750
‫دیر وقته.

682
00:52:10,875 --> 00:52:13,291
‫نظرت چیه به جو دی بگم
‫ببردت خونه؟

683
00:52:13,875 --> 00:52:15,250
‫صبح می‌بینمت.

684
00:52:17,666 --> 00:52:18,541
‫تو کی هستی؟

685
00:52:19,875 --> 00:52:21,166
‫من جو دی هستم.

686
00:52:25,125 --> 00:52:26,125
‫نه، ممنون.

687
00:52:26,625 --> 00:52:27,875
‫خودم میرم.

688
00:52:29,791 --> 00:52:31,000
‫شب بخیر، آنگ.

689
00:52:31,125 --> 00:52:33,625
‫و یادت نره، من و تو،

690
00:52:34,291 --> 00:52:35,791
‫توی یه تیم هستیم.

691
00:52:48,375 --> 00:52:49,375
‫کجا رفتی؟

692
00:52:50,250 --> 00:52:52,750
‫آنگ. باید یه چیزی بهت بگم.

693
00:52:52,791 --> 00:52:55,041
‫پنج ثانیه بعد از رفتنم
‫جو دی بدو بدو اومد دنبالم.

694
00:52:55,125 --> 00:52:56,541
‫نزدیک بود کل نقشه خراب بشه.

695
00:52:56,625 --> 00:52:58,291
‫- ببخشید.
‫- عیبی نداره.

696
00:52:58,375 --> 00:53:01,375
‫بهت نیاز نداشتم.
‫خودم حلش کردم.

697
00:53:02,666 --> 00:53:03,875
‫گفتم که معذرت می‌خوام. من...

698
00:53:07,125 --> 00:53:08,250
‫چی شده؟

699
00:53:09,541 --> 00:53:11,250
‫فهمیدی کی تعقیبت می‌کرد؟

700
00:53:11,375 --> 00:53:12,500
‫آره.

701
00:53:13,291 --> 00:53:14,375
‫فهمیدم.

702
00:53:14,416 --> 00:53:18,041
‫و بچه‌ها، تو دردسر بزرگی افتادیم.

703
00:54:01,625 --> 00:54:04,375
‫دیگه نیاز نیست نگران ارتش کشور آتش باشی.

704
00:54:07,041 --> 00:54:08,541
‫این ژنرالشونه.

705
00:54:09,125 --> 00:54:11,541
‫مقاومت کرد، ولی زورش نرسید.

706
00:54:18,750 --> 00:54:22,750
‫برگشت جنگجویان معروف کیوشی
‫رو به باسینگ‌سی خوش‌آمد میگیم.

707
00:54:24,750 --> 00:54:34,750
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M