1
00:00:30,000 --> 00:00:32,166
‫من خیلی احمقم، آپا.

2
00:00:34,375 --> 00:00:36,500
‫چرا اون‌قدر باهاش بدرفتاری کردم؟

3
00:00:38,625 --> 00:00:41,125
‫بهش گفتم که بهش نیازی ندارم.

4
00:00:42,791 --> 00:00:44,625
‫عملاً سرش داد زدم.

5
00:00:47,000 --> 00:00:48,625
‫آخه چرا این کار رو کردم؟

6
00:00:52,375 --> 00:00:53,916
‫کلمات باد هوا هستن.

7
00:00:55,500 --> 00:00:56,750
‫مثل بادافزاری.

8
00:00:59,166 --> 00:01:01,166
‫پس چرا کلمات رو نمی‌تونیم کنترل کنیم؟

9
00:01:04,750 --> 00:01:07,541
‫صبر کن ببینم. یه راهی برای جبرانش هست.

10
00:01:07,625 --> 00:01:09,625
‫فقط کافیه بگم...

11
00:01:12,416 --> 00:01:13,625
‫معذرت می‌خوام.

12
00:01:13,666 --> 00:01:18,208
‫«ترجمه از رضا فتحی»

13
00:01:18,250 --> 00:01:19,500
‫کاتارا...

14
00:01:20,500 --> 00:01:21,500
‫ام...

15
00:01:22,000 --> 00:01:26,916
‫درسته. ناقوس آبی یه دامپلینگ پنیری داره

16
00:01:27,000 --> 00:01:28,541
‫که برای زالوی آرنج غصه بخوره؟

17
00:01:28,625 --> 00:01:31,250
‫مشکلی نیست. اون مأمور دای‌لی
‫که داشت جاسوسیمون رو می‌کرد رفته.

18
00:01:31,375 --> 00:01:33,166
‫- کسی صدامون رو نمی‌شنوه.
‫- این دیگه چی بود گفتی؟

19
00:01:33,250 --> 00:01:35,750
‫- داشتم از کلمات رمز استفاده می‌کردم.
‫- مگه لیست جدید رو نگرفتی؟

20
00:01:35,875 --> 00:01:37,666
‫دوباره لیست رمزها رو به روز کردی؟

21
00:01:37,750 --> 00:01:40,750
‫آره! آخه مأمورهای دای‌لی همه‌جای ویلا ول می‌چرخن

22
00:01:40,875 --> 00:01:43,583
‫تا مچمون رو موقع حرف‌هامون بگیرن
‫و ممکنه رمزمون رو بشکنن!

23
00:01:43,625 --> 00:01:45,125
‫هیچ‌کس نمی‌تونه رمز رو بشکنه.

24
00:01:45,250 --> 00:01:47,000
‫من خودم رمز رو بلدم و حتی منم نمی‌تونم بشکنمش.

25
00:01:47,125 --> 00:01:49,500
‫بچه‌ها، مهم نیست.
‫به‌هرحال مومو لیست جدید رو خورد.

26
00:01:49,625 --> 00:01:51,875
‫به دلایل امنیتی خوردش.

27
00:01:51,916 --> 00:01:55,750
‫- فقط می‌خواستم بپرسم کاتارا اینجاست یا نه.
‫- زود رفت تا با ژنرال سونگ ملاقات کنه.

28
00:01:55,875 --> 00:01:59,000
‫نسبت به این مأموریت جدید انرژی خیلی مثبتی داره.

29
00:01:59,041 --> 00:02:01,250
‫فکر کنم از اینکه جو دی رو گم کردیم
‫احساس گناه می‌کنه.

30
00:02:01,291 --> 00:02:03,041
‫جو دی یه جاسوس حرفه‌ایه.
‫کی می‌تونه سرزنشش کنه؟

31
00:02:03,125 --> 00:02:07,250
‫آره، خیلی هم خوب شد
‫که همه‌مون باهاش خیلی مهربون بودیم

32
00:02:07,291 --> 00:02:11,250
‫و بابت تمام زحمات و فداکاری‌هاش ازش تشکر کردیم.

33
00:02:11,291 --> 00:02:12,750
‫خب، من که اصلاً این کار رو نکردم.

34
00:02:12,791 --> 00:02:14,375
‫- قرار بود این کار رو بکنم؟
‫- نه.

35
00:02:15,250 --> 00:02:16,375
‫پروفسور زی چی؟

36
00:02:16,500 --> 00:02:18,916
‫اطلاعات بیشتری درباره‌ی کتابخونه‌ی ارواح داره؟

37
00:02:19,000 --> 00:02:21,750
‫شاید یه طوماری داشته باشه
‫که نشون بده ورودیش قبلاً کجا بوده.

38
00:02:21,875 --> 00:02:25,666
‫مطمئنیم که توی این کتابخونه یه چیزی هست
‫که بهمون بگه ستاره‌ی دنباله‌دار کی میاد؟

39
00:02:25,750 --> 00:02:26,791
‫افسانه‌ها میگن،

40
00:02:26,875 --> 00:02:30,291
‫اونجا بزرگ‌ترین گنجینه‌ی دانش توی کل جهانه.

41
00:02:31,625 --> 00:02:32,750
‫پس احتمالاً آره.

42
00:02:33,875 --> 00:02:36,750
‫در حال حاضر، بهترین نقشه اینه
‫که اطلاعات رو برای امپراتور خاک به دست بیاریم.

43
00:02:36,875 --> 00:02:38,916
‫به‌هرحال، بهتره من دیگه برم.

44
00:02:39,000 --> 00:02:40,875
‫باید ظاهرم رو جلو لانگ فنگ حفظ کنم.

45
00:02:40,916 --> 00:02:44,000
‫چرا هنوز داری نقش بازی می‌کنی؟
‫اون که می‌دونه تو می‌دونی داره دروغ میگه، نه؟

46
00:02:44,500 --> 00:02:50,000
‫البته، ولی اگه به انجام دادن کارهایی
‫که ازم می‌خواد ادامه بدم، فکر می‌کنه ترسیدم

47
00:02:50,125 --> 00:02:53,875
‫چون می‌دونم که اون می‌دونه
‫که من می‌دونم اون می‌دونه.

48
00:02:54,000 --> 00:02:56,166
‫و این دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام فکر کنه.

49
00:02:57,625 --> 00:02:59,375
‫وایسا، این رمز جدید بود؟

50
00:02:59,875 --> 00:03:00,750
‫نه.

51
00:03:01,750 --> 00:03:11,750
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

52
00:03:12,916 --> 00:03:17,750
‫[قسمت پنجم: ده هزار چیز]

53
00:03:34,625 --> 00:03:35,625
‫کسی تعقیبت کرد؟

54
00:03:36,750 --> 00:03:37,750
‫نه.

55
00:03:38,416 --> 00:03:39,625
‫از دوستمون خبری نشد؟

56
00:03:39,750 --> 00:03:42,250
‫نتونستم مکانیستت رو پیدا کنم.

57
00:03:42,750 --> 00:03:46,166
‫برنامه‌ای داری که چطوری بدون پروفسور زی،
‫ماجرای ستاره‌ی دنباله‌دار رو به امپراتور خاک بگی؟

58
00:03:46,250 --> 00:03:47,750
‫دارم روش کار می‌کنم.

59
00:03:48,291 --> 00:03:49,916
‫و استراتژی حمله چی؟

60
00:03:50,875 --> 00:03:54,500
‫آواتار کلید پیروزی توی قبایل آب شمالی بود.

61
00:03:55,375 --> 00:03:57,791
‫اگه می‌خوایم جنگ رو به کشور آتش بکشونیم،

62
00:03:57,875 --> 00:03:59,750
‫به قدرتش نیاز پیدا می‌کنیم.

63
00:03:59,791 --> 00:04:01,875
‫آره، اونم... اونم داره روی همین قضیه کار می‌کنه.

64
00:04:04,750 --> 00:04:06,791
‫می‌دونم که تو و دوستات خیلی چیزها رو تجربه کردید،

65
00:04:06,875 --> 00:04:10,375
‫ولی تاحالا با کسی مثل لانگ فنگ روبه‌رو نشدین.

66
00:04:10,500 --> 00:04:13,791
‫شروری که سروکارش با ترس و رازهاست،

67
00:04:14,375 --> 00:04:17,541
‫می‌تونه بدون اینکه حتی انگشتش رو تکون بده،
‫قلب دشمنش رو از جا دربیاره.

68
00:04:19,416 --> 00:04:24,125
‫من دارم بقیه رو برای حمایت و ایستادن کنار آنگ
‫در برابر لانگ فنگ متحد می‌کنم.

69
00:04:24,750 --> 00:04:27,250
‫وقتی اون با امپراتور صحبت می‌کنه،
‫جون ما به خطر میفته،

70
00:04:27,375 --> 00:04:28,791
‫و شاید جون تو هم همین‌طور.

71
00:04:31,750 --> 00:04:33,625
‫قول میدم که آماده خواهیم بود.

72
00:05:00,166 --> 00:05:01,750
‫کسی تعقیبم نکرد.

73
00:05:05,000 --> 00:05:06,291
‫لطفاً بگو که آوردیش؟

74
00:05:06,875 --> 00:05:09,000
‫این شکاک بودن شما واقعاً روی اعصابه، آقا.

75
00:05:11,791 --> 00:05:15,625
‫خب، این از نامه‌های شخصی یائو ژیائوبوئه،
‫یه محقق افسانه‌ای...

76
00:05:15,666 --> 00:05:19,166
‫که بیشتر به خاطر علاقه‌اش به ماجراجویی
‫مشهور بود تا تحقیقاتش.

77
00:05:19,666 --> 00:05:20,875
‫یکی از قهرمان‌های منه.

78
00:05:21,750 --> 00:05:25,541
‫برای نسل‌ها، این کتابخونه بیرون از باسینگ‌سی قرار داشت،

79
00:05:25,625 --> 00:05:29,750
‫منبعی برای انسان‌هایی
‫که دانش رو فقط به خاطر خود دانش می‌خواستن.

80
00:05:29,791 --> 00:05:30,791
‫هوم.

81
00:05:31,291 --> 00:05:36,041
‫برای ورود، فقط کافی بود بخشی از دانش خودشون رو
‫به این مجموعه اهدا کنن.

82
00:05:36,125 --> 00:05:39,125
‫کتابدار اونجا، وان شی تانگ،

83
00:05:39,250 --> 00:05:42,666
‫بر تبادل آزادانه‌ی خرد نظارت می‌کرد،
‫و هماهنگی و آرامش اونجا حاکم بود.

84
00:05:43,541 --> 00:05:46,250
‫وقتی راهروها توسط انسان‌های جنگ‌طلب آلوده شدن،

85
00:05:46,291 --> 00:05:48,791
‫وان شی تانگ خودِ هستی رو شکافت

86
00:05:48,875 --> 00:05:51,750
‫و کتابخونه‌اش رو از دنیای انسان‌ها خارج کرد،

87
00:05:52,375 --> 00:05:55,791
‫و یه زخم روحی روی زمین به جا گذاشت.

88
00:05:57,416 --> 00:05:59,375
‫- یه زخم روحی؟
‫- اوهوم.

89
00:05:59,416 --> 00:06:01,750
‫فکر کنم قبلاً یکی از اینا رو دیده باشیم.

90
00:06:01,875 --> 00:06:05,375
‫دیدید؟ فکر می‌کردم یه استعاره‌ست.
‫یعنی... یعنی واقعیه؟

91
00:06:06,041 --> 00:06:10,291
‫خیلی هم واقعیه.
‫ما از طریق یکیشون رفتیم توی دنیای ارواح.

92
00:06:10,875 --> 00:06:12,750
‫- راستش یه جورهایی افتضاحه.
‫- ها.

93
00:06:13,666 --> 00:06:16,416
‫خب، به‌نظرم این یکی باید یه جایی توی حلقه‌ی پایینی باشه.

94
00:06:16,500 --> 00:06:19,500
‫اونجا منطقه‌ایه که بیشترین رشد و تغییر رو داشته.

95
00:06:19,541 --> 00:06:22,250
‫خب، حداقل الان یه ایده‌ای داریم که باید کجا بریم.

96
00:06:24,500 --> 00:06:25,500
‫پس...

97
00:06:26,250 --> 00:06:28,750
‫اگه پیداش کردید، منم می‌تونم بیام.

98
00:06:28,791 --> 00:06:30,125
‫آره!

99
00:06:30,250 --> 00:06:33,625
‫آخه بدون شما، اصلاً نمی‌دونستیم از کجا باید شروع کنیم.

100
00:06:37,291 --> 00:06:38,866
‫پس وقتی این زخم روحی رو پیدا کردیم،

101
00:06:38,916 --> 00:06:42,250
‫آنگ دوباره باید بتونه با مدیتیشن
‫همه رو ببره توی دنیای ارواح.

102
00:06:42,375 --> 00:06:45,166
‫ببخشید. این زخم روحی دقیقاً چیه؟

103
00:06:46,166 --> 00:06:48,500
‫یه جاییه که پرده‌ی بین دنیاها خیلی نازک میشه.

104
00:06:49,000 --> 00:06:52,041
‫جایی که یه کم حس تسخیرشدگی بهت میده.

105
00:06:52,541 --> 00:06:56,500
‫انگار داری رو یخ نازک راه میری،
‫ولی اون یخ... خودِ وجود و هستیه؟

106
00:06:57,166 --> 00:07:01,291
‫پس، تسخیرشده، بین دو دنیا و یخ نازک.

107
00:07:01,791 --> 00:07:04,791
‫سه تا چیزی که کل عمرم ازشون دوری کردم.
‫بی‌صبرانه منتظرم!

108
00:07:04,875 --> 00:07:08,666
‫فردا از هم جدا میشیم
‫و توی حلقه‌ی پایینی می‌گردیم تا پیداش کنیم.

109
00:07:09,500 --> 00:07:13,875
‫موقع پرس‌وجو حواستون باشه.
‫ما نمی‌تونیم به هیچ‌کس توی باسینگ‌سی اعتماد کنیم.

110
00:07:14,000 --> 00:07:15,125
‫هوم.

111
00:07:15,166 --> 00:07:17,625
‫آدم‌های بیرون باسینگ‌سی چی، مثل پناهنده‌ها؟

112
00:07:18,791 --> 00:07:20,750
‫نمی‌دونم چقدر کوچه خیابون‌ها رو می‌شناسن،

113
00:07:20,875 --> 00:07:22,125
‫ولی می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم.

114
00:07:23,625 --> 00:07:25,500
‫با ژنرال سونگ چطور پیش رفت؟

115
00:07:26,000 --> 00:07:27,541
‫نگرانه.

116
00:07:27,625 --> 00:07:29,750
‫می‌خواد بدونه استراتژی حمله‌ات...

117
00:07:29,875 --> 00:07:31,291
‫برای جنگیدن با کشور آتش چیه.

118
00:07:31,375 --> 00:07:33,500
‫معلومه که می‌خواد بدونه.

119
00:07:33,625 --> 00:07:36,750
‫- همیشه یه نقشه‌ی حمله‌ی بزرگ می‌خوان.
‫- اونا حالت آواتار رو می‌خوان.

120
00:07:37,375 --> 00:07:40,166
‫می‌دونم، ولی... نمی‌تونم.

121
00:07:40,250 --> 00:07:43,791
‫شاید توی کتابخونه ایده‌ی دیگه‌ای
‫برای مقابله باهاشون پیدا کنیم.

122
00:07:43,875 --> 00:07:47,166
‫آره. آره، مطمئنم اونجا درباره‌ی کشور آتش
‫یه اطلاعاتی هست.

123
00:07:48,166 --> 00:07:49,291
‫یه نفر داره میاد!

124
00:07:49,791 --> 00:07:51,416
‫اوه، ام...

125
00:07:53,250 --> 00:07:54,125
‫تاف بی‌فانگ؟

126
00:07:54,166 --> 00:07:56,041
‫- نقشه رو قایم کن!
‫- فقط بدش به من.

127
00:07:56,125 --> 00:07:58,750
‫بذار حدس بزنم. خواستگاره، درسته؟

128
00:07:59,375 --> 00:08:03,375
‫قدبلند، نابغه‌ی تجارت، خوش‌قیافه.

129
00:08:03,416 --> 00:08:04,750
‫انگار که اینا اصلاً مهمه.

130
00:08:04,875 --> 00:08:07,666
‫ام... نه.

131
00:08:10,875 --> 00:08:13,000
‫«از طرف بانو بی‌فانگ.»

132
00:08:14,000 --> 00:08:17,291
‫«تاف، من فردا به باسینگ‌سی میرسم.»

133
00:08:18,125 --> 00:08:22,000
‫«تنها هدفم از این سفر دیدن تو و جبران کردن گذشته‌ست.»

134
00:08:22,125 --> 00:08:24,250
‫«لطفاً، من رو نادیده نگیر.»

135
00:08:25,000 --> 00:08:27,000
‫«با عشق، مادرت.»

136
00:08:42,041 --> 00:08:45,541
‫پس شما همونایی هستین که ژنرال تران
‫از کشور آتش رو دستگیر کردین.

137
00:08:46,416 --> 00:08:48,375
‫ما بابت کمکتون خیلی سپاسگزاریم.

138
00:08:49,125 --> 00:08:53,250
‫ولی یه کم تعجب کردم
‫که شما این زندانی رو تا اینجا اسکورت کردین.

139
00:08:53,750 --> 00:08:58,375
‫سوکی به‌عنوان رهبرمون، مصمم بود
‫که باید مراقب و هوشیار باقی بمونه.

140
00:08:58,875 --> 00:09:02,166
‫همون‌طور که می‌دونید، آدم‌های کشور آتش
‫غیرقابل‌پیش‌بینی هستن.

141
00:09:03,875 --> 00:09:06,375
‫متوجهم که می‌خواید آواتار رو ببینید.

142
00:09:06,500 --> 00:09:12,291
‫با این حال، آواتار و همراهانش
‫یه کم درگیر مسائل کشور هستن

143
00:09:12,375 --> 00:09:13,791
‫و وقت ندارن.

144
00:09:13,875 --> 00:09:15,166
‫ولی در عین حال...

145
00:09:15,250 --> 00:09:17,875
‫می‌تونیم اقامتگاهی رو توی شهر براتون فراهم کنیم.

146
00:09:20,625 --> 00:09:24,166
‫ژنرال سونگ، از مهمان‌نوازی شما ممنونیم.

147
00:09:24,666 --> 00:09:26,291
‫فقط باید بهتون هشدار بدم.

148
00:09:26,375 --> 00:09:29,125
‫این شهر برای خودش یه دولت مستقله.

149
00:09:29,625 --> 00:09:33,041
‫و از نیروهای نظامیِ مستقر در دیوار کاملاً مستقله.

150
00:09:33,125 --> 00:09:34,916
‫فکر نکنم متوجه منظورتون شده باشم.

151
00:09:36,916 --> 00:09:40,375
‫اونا داخل شهر درباره‌ی جنگ صحبت نمی‌کنن.

152
00:09:42,500 --> 00:09:46,041
‫ازتون می‌خوایم که عملیات نظامی ما رو مخفی نگه دارین.

153
00:09:48,125 --> 00:09:50,750
‫کاملاً می‌تونید روی رازداری ما حساب کنید.

154
00:10:04,875 --> 00:10:07,250
‫- عمو، من بازم دیر میام خونه.
‫- اوه، زوکو!

155
00:10:07,375 --> 00:10:09,625
‫برات فرنی با نون و تخم‌مرغ درست کردم.

156
00:10:10,416 --> 00:10:12,750
‫توی راه سر کارم می‌خورم.
‫نمی‌خوام دیر برسم.

157
00:10:12,791 --> 00:10:14,666
‫راستش می‌خواستم در همین مورد صحبت کنم.

158
00:10:14,750 --> 00:10:19,000
‫صاحب چای‌خونه داره بازنشسته میشه و خب، اگه بخوای...

159
00:10:19,125 --> 00:10:22,750
‫می‌تونم یه کار خوب با ساعات کاری مناسب
‫بهت پیشنهاد بدم.

160
00:10:23,625 --> 00:10:25,916
‫نه، ولی ممنون.

161
00:10:26,000 --> 00:10:27,416
‫من... من باید برم.

162
00:10:31,375 --> 00:10:32,541
‫ببخشید.

163
00:10:33,375 --> 00:10:34,375
‫بله.

164
00:10:35,250 --> 00:10:37,166
‫هی، شما. ام...

165
00:10:38,125 --> 00:10:42,125
‫خونه‌ی ارواحی چیزی این دور و بر می‌شناسید؟

166
00:10:47,291 --> 00:10:48,416
‫فکر می‌کردم نشناسید.

167
00:11:13,791 --> 00:11:16,125
‫این... گلابی و زنجبیله؟

168
00:11:20,375 --> 00:11:23,166
‫بله، همینطوره.
‫تازه به منو اضافه‌اش کردم.

169
00:11:23,666 --> 00:11:24,666
‫اجازه بدید.

170
00:11:39,916 --> 00:11:42,500
‫میگن خیلی خاصیت درمانی داره.

171
00:12:09,541 --> 00:12:10,750
‫این فوق‌العاده‌ست.

172
00:12:11,250 --> 00:12:12,250
‫هوم.

173
00:12:15,000 --> 00:12:18,000
‫بچگی‌هام، مادرم همیشه این رو برام دم می‌کرد.

174
00:12:18,750 --> 00:12:22,000
‫هر وقت مریض می‌شدم، دست از کار می‌کشید.

175
00:12:22,875 --> 00:12:25,125
‫اصرار داشت که خودش برام درستش کنه.

176
00:12:26,416 --> 00:12:28,291
‫از روشی که آشپزها درستش می‌کردن خوشش نمیومد.

177
00:12:29,750 --> 00:12:32,375
‫همیشه شکایت می‌کرد که: «خیلی خشکه.»

178
00:12:33,916 --> 00:12:36,625
‫هیچ‌وقت نفهمیدم یه نوشیدنی چطور می‌تونه خشک باشه.

179
00:12:39,625 --> 00:12:42,166
‫و بعد فقط کنارم می‌نشست،

180
00:12:42,666 --> 00:12:47,250
‫و کتاب می‌خوند که مطمئن بشه
‫تا قطره‌ی آخرش رو می‌خورم.

181
00:12:50,125 --> 00:12:52,541
‫به نظر میاد مادر خیلی مهربونی داری.

182
00:12:53,541 --> 00:12:54,916
‫نه.

183
00:12:56,166 --> 00:12:58,500
‫نه، پدر و مادر من آدم‌های خوبی نیستن.

184
00:13:02,375 --> 00:13:05,000
‫دارم به این فکر می‌کنم که دیگه هیچ‌وقت
‫باهاشون حرف نزنم.

185
00:13:12,250 --> 00:13:15,666
‫وقتی جوونی، درک کردن این چیزها سخته.

186
00:13:17,541 --> 00:13:20,000
‫پیمودن مسیر زندگی پیچیده‌ست.

187
00:13:21,416 --> 00:13:26,375
‫بیشتر اشتباهاتی که کردیم، انتخاب‌هایی بودن
‫که توی اون لحظه درست به نظر می‌رسیدن.

188
00:13:26,500 --> 00:13:27,500
‫خب...

189
00:13:28,250 --> 00:13:31,666
‫تابه‌حال شده پول رو به جون آدما ترجیح بدی؟

190
00:13:32,875 --> 00:13:34,375
‫این کاریه که پدر و مادر من کردن.

191
00:13:36,166 --> 00:13:39,250
‫من انتخاب‌های زیادی کردم تا از خانواده‌ام محافظت کنم.

192
00:13:40,375 --> 00:13:42,750
‫الان می‌تونم ببینم که بعضی‌هاشون...

193
00:13:44,125 --> 00:13:45,125
‫اشتباه بودن.

194
00:13:46,625 --> 00:13:50,750
‫ولی بازم، ترجیح میدم از برادرزاده‌ام محافظت کنم
‫تا هرکس دیگه‌ای.

195
00:13:54,416 --> 00:13:56,000
‫فکر می‌کنی این همون چیزیه که اون می‌خواد؟

196
00:14:02,375 --> 00:14:03,375
‫مطمئن نیستم.

197
00:14:05,041 --> 00:14:07,250
‫پدر و مادرت می‌دونن تو چی می‌خوای؟

198
00:14:08,875 --> 00:14:09,875
‫فکر کنم آره.

199
00:14:13,000 --> 00:14:18,250
‫هرچی بزرگ‌تر میشیم، باید کلماتی رو پیدا کنیم
‫تا به همدیگه بگیم که چی می‌خوایم.

200
00:14:19,541 --> 00:14:21,250
‫حتی اگه اون کلمات آزاردهنده باشن.

201
00:14:26,000 --> 00:14:29,375
‫حتی نمی‌دونم که می‌خوام بهشون فرصت بدم یا نه.

202
00:14:31,000 --> 00:14:33,416
‫مگر اینکه نشون بدن که می‌تونن عوض بشن.

203
00:14:36,875 --> 00:14:39,291
‫برای تغییر کردن واقعاً شجاعت لازمه.

204
00:14:41,500 --> 00:14:43,500
‫من میگم پرسیدنش ضرری نداره،

205
00:14:43,625 --> 00:14:49,250
‫ولی خب، گاهی وقت‌ها
‫همین پرسیدنه که از همه‌چی بیشتر درد داره.

206
00:15:05,250 --> 00:15:06,875
‫ام...

207
00:15:08,375 --> 00:15:09,375
‫به‌هرحال،

208
00:15:10,750 --> 00:15:12,000
‫ممنون بابت نوشیدنی.

209
00:15:13,250 --> 00:15:15,625
‫و البته نصیحتتون.

210
00:15:15,750 --> 00:15:17,000
‫من از شما ممنونم.

211
00:15:17,500 --> 00:15:21,750
‫هرچی نباشه، نوشیدن چای با یه غریبه‌ی جذاب،

212
00:15:21,875 --> 00:15:23,875
‫یکی از لذت‌های واقعی زندگیه.

213
00:15:27,416 --> 00:15:28,750
‫درسته.

214
00:15:28,791 --> 00:15:30,000
‫غریبه.

215
00:15:40,666 --> 00:15:43,500
‫اینجا محل اقامت شما برای مدت حضورتونه.

216
00:15:43,625 --> 00:15:46,875
‫بعد از اینکه مستقر شدید،
‫می‌تونم بازار رو بهتون نشون بدم.

217
00:15:51,625 --> 00:15:53,666
‫خیلی ممنون، جو دی.

218
00:15:54,791 --> 00:15:58,291
‫- ببخشید که مزاحم شدم.
‫- وزیر فرهنگ، چه افتخاری.

219
00:15:59,291 --> 00:16:00,500
‫فقط یه دیدار کوتاهه.

220
00:16:01,416 --> 00:16:05,541
‫نمی‌تونستم فرصت ملاقات
‫با جنگجویان مشهور کیوشی رو از دست بدم.

221
00:16:06,125 --> 00:16:09,500
‫من لانگ فنگ هستم،
‫وزیر فرهنگِ امپراتور خاک.

222
00:16:09,625 --> 00:16:10,625
‫یه هدیه‌ی ناقابله.

223
00:16:12,000 --> 00:16:14,625
‫خوراکی‌های لذیذی از جزیره‌ی خودتون.

224
00:16:17,625 --> 00:16:19,250
‫جناب وزیر فرهنگ،

225
00:16:19,291 --> 00:16:22,125
‫ملاقات با نجیب‌زاده‌ای که مستقیماً
‫به امپراتور گزارش میده،

226
00:16:22,250 --> 00:16:24,166
‫مایه‌ی افتخار و دلگرمیه.

227
00:16:24,250 --> 00:16:28,500
‫جنگجویان کیوشی وفاداری مطلق خودشون رو
‫به اعلی‌حضرت اعلام می‌کنن.

228
00:16:29,416 --> 00:16:31,375
‫اعلی‌حضرت خوشحال خواهند شد.

229
00:16:32,500 --> 00:16:35,000
‫من و خواهران جنگجوم خطر بزرگی رو به جون خریدیم

230
00:16:35,041 --> 00:16:37,666
‫تا فرمانده‌ی عالی‌رتبه‌ی نیروهای کشور آتش رو
‫دستگیر کنیم،

231
00:16:37,750 --> 00:16:40,875
‫و می‌خوایم مطمئن بشیم که شخص امپراتور خاک

232
00:16:40,916 --> 00:16:43,000
‫فرصت بازجویی از این مهره‌ی با ارزش رو پیدا می‌کنه.

233
00:16:43,041 --> 00:16:47,666
‫مطمئنم که ایشون در جریان اطلاعاتی
‫که از این زندانی به دست میاد، قرار می‌گیرن...

234
00:16:47,750 --> 00:16:50,416
‫زندانی‌ای که توسطِ...

235
00:16:50,500 --> 00:16:52,250
‫توسط ژنرال سونگ نگهداری میشه.

236
00:16:53,875 --> 00:16:56,750
‫به ما هشدار دادن که حواسمون باشه توی شهر چی میگیم،

237
00:16:56,791 --> 00:16:58,416
‫برای همین امیدوارم پام رو از گلیمم درازتر نکرده باشم.

238
00:16:58,500 --> 00:17:00,000
‫البته که نه.

239
00:17:00,500 --> 00:17:03,875
‫لطفاً اگه چیزی نیاز داشتید، به جو دی بگید.

240
00:17:05,625 --> 00:17:07,416
‫جو دی، یه لحظه میای؟

241
00:17:19,250 --> 00:17:21,416
‫نظرت درباره‌ی زبان بدنش چی بود، تای‌لی؟

242
00:17:21,500 --> 00:17:24,750
‫وقتی اسم ژنرال سونگ رو آوردی،
‫نزدیک بود رگش پاره بشه.

243
00:17:24,791 --> 00:17:28,125
‫کاملاً مشخص بود که نمی‌دونست تران زندانیه.

244
00:17:29,500 --> 00:17:31,291
‫واقعاً فکر می‌کنی به امپراتور میگه؟

245
00:17:33,166 --> 00:17:35,625
‫برای آدمی مثل اون، اطلاعات یعنی قدرت.

246
00:17:44,125 --> 00:17:45,625
‫با همه‌ی جنس‌هات این‌طوری رفتار می‌کنی؟

247
00:17:45,750 --> 00:17:47,875
‫به‌هرحال قراره ذوبش کنی و اوراقش کنی.

248
00:17:48,000 --> 00:17:50,666
‫مگر اینکه... بخوای برای مادربزرگت یه قوری چای بخری.

249
00:17:53,000 --> 00:17:54,750
‫- پونزده‌تا.
‫- بیست‌تا.

250
00:17:54,791 --> 00:17:56,750
‫شونزده‌تا. نوزده‌تا.

251
00:17:56,875 --> 00:17:58,750
‫هفده‌تا. هفده و نیم.

252
00:17:58,875 --> 00:18:00,791
‫- قبوله.
‫- قبوله.

253
00:18:03,000 --> 00:18:04,083
‫مراقب باشید!

254
00:18:07,625 --> 00:18:08,750
‫کوسه‌ی هشت‌پا!

255
00:18:09,250 --> 00:18:10,791
‫آه!

256
00:18:10,875 --> 00:18:11,750
‫هی، جت.

257
00:18:15,375 --> 00:18:17,000
‫بازم شماها؟

258
00:18:17,541 --> 00:18:18,625
‫تو می‌تونی بری.

259
00:18:20,250 --> 00:18:21,375
‫خائن!

260
00:18:21,500 --> 00:18:24,291
‫باورم نمیشه از اون آدم‌های کشور آتش دفاع کردی.

261
00:18:24,875 --> 00:18:27,000
‫نکنه تو هم عاشق سینه‌چاکِ آتش شدی؟

262
00:18:29,625 --> 00:18:31,325
‫من اونجا هیچ آتش‌افزاری ندیدم.

263
00:18:31,375 --> 00:18:34,125
‫فقط یه مشت آدم بی‌دفاع
‫که غارتگرها داشتن اذیتشون می‌کردن.

264
00:18:34,250 --> 00:18:36,166
‫نیازی به سخنرانیت ندارم.

265
00:18:36,250 --> 00:18:37,625
‫خبر دارم با این قیافه‌ی مبدلت

266
00:18:37,750 --> 00:18:39,458
‫مشغول چه مزخرفاتِ بشردوستانه‌ای بودی.

267
00:18:40,000 --> 00:18:42,250
‫درمان مریض‌ها، غذا دادن به فقیرها.

268
00:18:42,375 --> 00:18:45,791
‫باید بدونی، این نمایش‌هات زندگی هیچ‌کس رو تغییر نمیده.

269
00:18:50,125 --> 00:18:52,541
‫من اومدم اینجا چون به کمکت نیاز داریم.

270
00:18:53,541 --> 00:18:57,541
‫دنبال یه جایی توی حلقه‌ی پایینی می‌گردم
‫و تو هم خوب این خیابون‌ها رو می‌شناسی.

271
00:18:58,041 --> 00:18:59,750
‫برای جنگه.

272
00:19:00,875 --> 00:19:01,875
‫شرمنده.

273
00:19:02,875 --> 00:19:04,666
‫من دیگه مبارز آزادی نیستم.

274
00:19:06,541 --> 00:19:07,625
‫زیادی خطرناکه.

275
00:19:08,916 --> 00:19:12,250
‫اون‌قدر از کشور آتش متنفری
‫که زورت به یه مشت آدم بی‌دفاع می‌رسه،

276
00:19:12,375 --> 00:19:14,625
‫ولی حاضر نیستی یه قدم
‫برای مبارزه با دشمن واقعی برداری.

277
00:19:14,750 --> 00:19:18,625
‫نه. حالا اگه من رو ببخشی،
‫باید برم یه خریدار جدید پیدا کنم

278
00:19:18,666 --> 00:19:22,750
‫چون تو قبلی رو پروندی،
‫و منم یه جورهایی دلم می‌خواد امشب یه چیزی بخورم.

279
00:19:26,000 --> 00:19:27,250
‫من می‌خرمش.

280
00:19:29,166 --> 00:19:31,375
‫اگه کمکمون کنی، من می‌خرمش.

281
00:19:32,291 --> 00:19:33,541
‫دو برابر پول میدم.

282
00:19:34,416 --> 00:19:35,916
‫سه برابر، وگرنه معامله بی‌معامله.

283
00:19:37,375 --> 00:19:42,000
‫هشت ساعت پیاده‌روی کردیم و تنها چیزی که پیدا کردیم
‫همون سیب‌زمینی‌های آردیِ سرخ‌شده بود.

284
00:19:42,625 --> 00:19:44,166
‫که باعث سوءهاضمه‌ام شد.

285
00:19:44,916 --> 00:19:47,000
‫هی، یه کسی رو پیدا کردم که می‌تونه کمک کنه.

286
00:19:49,750 --> 00:19:50,750
‫جت؟!

287
00:19:51,541 --> 00:19:53,791
‫کاتارا؟ چطور تونستی اون رو بیاری اینجا؟

288
00:19:53,875 --> 00:19:55,166
‫این یارو کیه؟

289
00:19:55,250 --> 00:19:56,875
‫- من جت هستم.
‫- آدم بدیه.

290
00:19:56,916 --> 00:19:58,500
‫سعی کرد بومی رو بکشه.

291
00:19:58,541 --> 00:20:01,125
‫هی، اگه کمکم رو نمی‌خواید، من می‌تونم برم.

292
00:20:01,166 --> 00:20:03,166
‫اون می‌دونه زخم روحی کجاست.

293
00:20:03,250 --> 00:20:06,375
‫ما به کمک یه تروریست که می‌خواست
‫دولت رو سرنگون کنه نیازی نداریم.

294
00:20:07,041 --> 00:20:09,541
‫اوه، وایسا، ما هم الان یه‌جورهایی
‫داریم سعی می‌کنیم دولت رو سرنگون کنیم.

295
00:20:10,041 --> 00:20:12,041
‫من ازش خوشم میاد. خیلی پررو و باحاله.

296
00:20:15,541 --> 00:20:19,041
‫تو که قبلاً ازش متنفر بودی.
‫چرا الان باید بهش اعتماد کنیم؟

297
00:20:19,125 --> 00:20:22,166
‫لازم نیست بهش اعتماد کنیم.
‫منم ازتون نمی‌خوام که این کار رو بکنید.

298
00:20:23,291 --> 00:20:25,000
‫فقط کافیه به من اعتماد کنید.

299
00:20:40,250 --> 00:20:42,616
‫اوه، زوکو، اومدی خونه.

300
00:20:42,666 --> 00:20:44,791
‫داشتم می‌رفتم بیرون. شیفت شبم.

301
00:20:45,416 --> 00:20:46,500
‫هنوز نه.

302
00:20:47,250 --> 00:20:48,625
‫تا وقتی که با هم حرف نزدیم نه.

303
00:20:48,750 --> 00:20:49,875
‫بعداً می‌تونیم حرف بزنیم.

304
00:20:49,916 --> 00:20:53,250
‫زوکو، ما این موضوع رو خیلی عقب انداختیم.

305
00:20:54,041 --> 00:20:56,000
‫لطفاً بشین.

306
00:21:15,500 --> 00:21:17,375
‫اونجا توی مزرعه، چیزی که گفتی...

307
00:21:17,416 --> 00:21:18,416
‫من...

308
00:21:19,416 --> 00:21:20,541
‫من عصبانی بودم.

309
00:21:22,250 --> 00:21:25,416
‫درست نبود که تو رو
‫به‌خاطر اتفاقاتی که برام افتاده مقصر بدونم.

310
00:21:25,500 --> 00:21:26,500
‫نه.

311
00:21:27,166 --> 00:21:28,375
‫درست بود.

312
00:21:29,375 --> 00:21:32,250
‫هر چی که گفتی درست بود.

313
00:21:34,000 --> 00:21:37,750
‫وقتی پسرم مرد،
‫من از مسئولیتم فرار کردم.

314
00:21:38,750 --> 00:21:40,125
‫باید وامیستادم.

315
00:21:41,250 --> 00:21:43,875
‫هر روزی که برادرم رو با امپراتوری می‌دیدم،

316
00:21:44,000 --> 00:21:45,041
‫احساسش می‌کردم.

317
00:21:46,166 --> 00:21:47,541
‫کاری که با تو کرد رو.

318
00:21:49,875 --> 00:21:54,625
‫سعی کردم برات پدری کنم
‫چون می‌دونم پدر خودت چطوریه.

319
00:21:55,500 --> 00:21:57,791
‫ولی درعین‌حال سعی داشتم تو رو تبدیل کنم

320
00:21:58,291 --> 00:22:02,541
‫به اون مردی که آرزو داشتم لو تن باشه،

321
00:22:03,416 --> 00:22:06,375
‫به‌جای اینکه کمکت کنم که آقای خودت بشی.

322
00:22:08,750 --> 00:22:10,000
‫این کارم درست نبود.

323
00:22:11,666 --> 00:22:12,875
‫معذرت می‌خوام.

324
00:22:17,416 --> 00:22:19,250
‫و الان وقتشه که جبران کنم.

325
00:22:19,750 --> 00:22:22,125
‫من آماده‌ام که با اشتباهاتم روبه‌رو بشم

326
00:22:22,625 --> 00:22:23,750
‫و اصلاحشون کنم.

327
00:22:25,166 --> 00:22:27,750
‫ولی باید از تو هم بخوام، زوکو،

328
00:22:27,875 --> 00:22:31,375
‫که خودت انتخاب کنی می‌خوای چه جور مردی باشی.

329
00:22:31,875 --> 00:22:33,625
‫ولی برای خودت انتخاب کن.

330
00:22:34,666 --> 00:22:36,416
‫و هر چی که انتخاب کنی،

331
00:22:36,500 --> 00:22:38,750
‫توی هر مسیری که قدم بذاری،

332
00:22:39,916 --> 00:22:41,875
‫من همیشه دوستت خواهم داشت.

333
00:23:12,875 --> 00:23:16,875
‫می‌دونی، چیزی که واقعاً بهش نیاز داریم
‫یه کم نمکِ حمامِ معطره.

334
00:23:17,000 --> 00:23:19,125
‫بعدِ این همه سختی کشیدن، می‌دونی که چی میگم؟

335
00:23:19,250 --> 00:23:21,750
‫اوه، آره. یه فروشنده‌ی خوب می‌شناسم.

336
00:23:23,500 --> 00:23:25,375
‫سبزی‌فروشه اونجاست.

337
00:23:25,875 --> 00:23:27,125
‫و اون زنِ کتابخون.

338
00:23:27,166 --> 00:23:28,625
‫و جو دی هم که مشخصاً یه جاسوسه.

339
00:23:28,666 --> 00:23:30,541
‫اینجا پر از جاسوسه.

340
00:23:31,250 --> 00:23:34,250
‫ارتش و حاکمان شهر توی یه جنگ سردن،

341
00:23:34,375 --> 00:23:37,250
‫و نظم هم از طریق پلیس مخفی
‫و ایجاد پارانویا حفظ میشه.

342
00:23:37,375 --> 00:23:41,375
‫می‌دونی چی باعثِ این همه بی‌اعتمادی و دشمنی میشه؟

343
00:23:43,250 --> 00:23:44,416
‫ضعف.

344
00:23:45,750 --> 00:23:47,250
‫امپراتور خاک ضعیفه.

345
00:23:49,250 --> 00:23:51,750
‫شاید تحت نفوذ یه حاکمِ در سایه باشه.

346
00:23:53,500 --> 00:23:56,875
‫اگه حاکمِ در سایه‌ای در کار باشه،

347
00:23:57,000 --> 00:23:58,666
‫کلید ماجرا همونه.

348
00:23:58,750 --> 00:24:01,291
‫شاید حاضر باشه به حرف منطق گوش بده.

349
00:24:01,875 --> 00:24:04,916
‫تا وقتی که ترسش برای از دست دادن کنترل،
‫بیشتر از ترسش از من باشه.

350
00:24:05,625 --> 00:24:07,375
‫یه کم بعید به نظر می‌رسه.

351
00:24:07,500 --> 00:24:08,500
‫هوم.

352
00:24:10,666 --> 00:24:12,416
‫اگه یه شبکه از جاسوس‌ها توی مشتم بود،

353
00:24:12,500 --> 00:24:14,750
‫گرفتنِ برادرم کار نسبتاً ساده‌ای می‌شد.

354
00:24:17,750 --> 00:24:21,000
‫حالا تنها کاری که باید بکنیم اینه
‫که بفهمیم این حاکمِ در سایه کیه.

355
00:24:21,916 --> 00:24:23,375
‫چطوری باید این کار رو بکنیم؟

356
00:24:25,291 --> 00:24:28,125
‫متأسفانه، مجبوریم از راه آسونش پیش بریم.

357
00:24:30,541 --> 00:24:32,000
‫- اوه، جو دی؟
‫- بله؟

358
00:24:45,625 --> 00:24:46,625
‫سلام.

359
00:24:47,125 --> 00:24:48,125
‫دوباره.

360
00:24:50,416 --> 00:24:52,000
‫حدس می‌زدم خودت باشی.

361
00:24:53,750 --> 00:24:56,041
‫ما خیلی حرف‌ها داریم که با هم بزنیم.

362
00:24:57,875 --> 00:25:00,291
‫پس داری میگی که اون هوا رو دور خودش خم می‌کنه.

363
00:25:00,375 --> 00:25:04,125
‫و دور ما. برای همینه که وقتی سوارشیم،
‫هیچ مگسی نمی‌ره توی دهنمون.

364
00:25:19,666 --> 00:25:21,500
‫اولین باری که اومدم اینجا این قسمت رو پیدا کردم.

365
00:25:22,500 --> 00:25:23,500
‫فقط یه شب موندم.

366
00:25:24,500 --> 00:25:25,541
‫کابوس دیدم.

367
00:25:29,125 --> 00:25:30,375
‫همین‌جاست.

368
00:25:30,875 --> 00:25:32,750
‫تقریباً می‌تونم از توی هوا حسش کنم.

369
00:25:33,750 --> 00:25:35,250
‫ممنون، جت.

370
00:25:38,750 --> 00:25:40,625
‫کارت رو انجام دادی. پس بیا.

371
00:25:41,500 --> 00:25:42,541
‫حالا می‌تونی بری.

372
00:25:45,500 --> 00:25:46,916
‫خب حالا چی میشه؟

373
00:25:47,000 --> 00:25:48,541
‫خب، آنگ مدیتیشن می‌کنه،

374
00:25:48,625 --> 00:25:52,625
‫ما از بدنمون کشیده می‌شیم بیرون،
‫و آپا و مومو هم نگهبانی میدن.

375
00:25:57,250 --> 00:25:59,125
‫چه هیجان‌انگیز.

376
00:25:59,250 --> 00:26:02,375
‫پس، شماها فقط قراره توی هوا معلق باشین؟

377
00:26:02,416 --> 00:26:03,416
‫مثل ارواح؟

378
00:26:03,500 --> 00:26:04,625
‫نه دقیقاً.

379
00:26:04,750 --> 00:26:06,916
‫ما جامد می‌شیم،
‫ولی نمی‌تونیم هیچ‌کدوم از عناصر رو کنترل کنیم.

380
00:26:07,625 --> 00:26:10,375
‫بهتره بری عقب.
‫ممکنه اشتباهی تو هم کشیده بشی داخل.

381
00:26:10,416 --> 00:26:12,166
‫پس، وایسا. هیچ عنصری رو نمی‌تونین کنترل کنین؟

382
00:26:12,791 --> 00:26:14,575
‫به نظر میاد اون تو ممکنه
‫به نیروی کمکی نیاز داشته باشین.

383
00:26:14,625 --> 00:26:17,291
‫باشه. میشه بالاخره تصمیمت رو بگیری؟

384
00:26:17,375 --> 00:26:18,791
‫شاید بتونم کمک کنم.

385
00:26:20,750 --> 00:26:23,291
‫خیلی خب. بریم توی کارش، بچه‌ها.

386
00:27:02,416 --> 00:27:03,416
‫من...

387
00:27:05,625 --> 00:27:06,750
‫باورم نمیشه.

388
00:27:08,166 --> 00:27:10,041
‫یه چیزی اونجاست.

389
00:27:12,000 --> 00:27:14,625
‫یه چیزی پشت این دره.

390
00:27:14,750 --> 00:27:16,750
‫می‌تونم حسش کنم.

391
00:27:16,875 --> 00:27:17,875
‫چی رو حس می‌کنی؟

392
00:27:35,125 --> 00:27:36,125
‫این رو.

393
00:28:05,041 --> 00:28:08,791
‫تاحالا توی ساختمونی به این بزرگی نبودم.

394
00:28:10,125 --> 00:28:12,250
‫- می‌تونی حسش کنی؟
‫- آره.

395
00:28:12,375 --> 00:28:13,666
‫یعنی، نمی‌تونم چیزی رو کنترل کنم،

396
00:28:13,750 --> 00:28:18,500
‫ولی پژواک و ارتعاشاتِ اینجا خیلی معرکه‌ست.

397
00:28:26,125 --> 00:28:29,375
‫کتابخونه به روی انسان‌ها بسته‌ست!

398
00:28:34,250 --> 00:28:35,791
‫گفتم...

399
00:28:37,625 --> 00:28:40,500
‫اوه، دوباره تویی.

400
00:28:41,625 --> 00:28:44,125
‫- تو همون جغده‌ای.
‫- روحِ دانش.

401
00:28:44,250 --> 00:28:47,000
‫اسم من وان شی تانگه،

402
00:28:47,125 --> 00:28:50,291
‫همان‌کسی که ده‌هزار چیز را می‌داند.

403
00:28:50,375 --> 00:28:52,000
‫حالا دیگه به زبون انسان‌ها حرف می‌زنی؟

404
00:28:52,041 --> 00:28:54,500
‫با این حال هنوز هم متوجه نیستید.

405
00:28:54,625 --> 00:28:57,666
‫این دنیا جای آدما نیست.

406
00:28:57,750 --> 00:29:01,666
‫بعد از اون ماجرایی که با «کُه» داشتی،
‫باید این رو یاد می‌گرفتی.

407
00:29:02,250 --> 00:29:05,750
‫وان شی تانگ، من پلِ بین دنیای آدم‌ها و ارواحم.

408
00:29:05,791 --> 00:29:07,375
‫برو خونه.

409
00:29:08,500 --> 00:29:10,416
‫من، ای روح بزرگ،

410
00:29:10,500 --> 00:29:13,500
‫پروفسور زی هستم، یه محقق مثل خودت و...

411
00:29:13,541 --> 00:29:15,041
‫برام مهم نیست!

412
00:29:15,125 --> 00:29:17,875
‫این کتابخونه برای آدما ممنوع شده،

413
00:29:17,916 --> 00:29:22,041
‫از وقتی که جاسوس‌های آتش‌افزار
‫یه بخش کاملش رو خاکستر کردن،

414
00:29:22,125 --> 00:29:24,791
‫چون می‌ترسیدن اطلاعات اینجا

415
00:29:24,875 --> 00:29:28,541
‫برای شکست دادنشون توی میدون جنگ استفاده بشه.

416
00:29:28,625 --> 00:29:29,875
‫ما همچین کاری نمی‌کنیم.

417
00:29:31,166 --> 00:29:32,666
‫من دوست دنیای ارواحم.

418
00:29:32,750 --> 00:29:36,416
‫از دردسرهایی که درست کردی خبر دارم، پسرِ آواتار.

419
00:29:36,500 --> 00:29:40,750
‫قتل «تویی» و خشم «لا»،

420
00:29:40,791 --> 00:29:43,375
‫خشمی که ازش استفاده کردی

421
00:29:43,500 --> 00:29:45,750
‫تا دشمنت رو نابود کنی.

422
00:29:45,875 --> 00:29:48,375
‫دنیای شما توی جنگه،

423
00:29:48,416 --> 00:29:51,791
‫و تو هم می‌خوای توی اون جنگ پیروز بشی.

424
00:29:51,875 --> 00:29:56,875
‫چطور می‌تونم اعتماد کنم که نیتت صلح‌جویانه است؟

425
00:29:57,791 --> 00:29:58,875
‫پس اون قانون چی...

426
00:30:01,250 --> 00:30:05,416
‫که هرکس برای ورود فقط کافیه
‫یه دانش ارزشمند از خودش ارائه بده؟

427
00:30:12,250 --> 00:30:16,125
‫من این رو از طرف همه‌مون تقدیم می‌کنم.

428
00:30:17,041 --> 00:30:20,125
‫این همون نقشه‌ایه که شما رو به اینجا رسوند؟

429
00:30:20,166 --> 00:30:21,166
‫بله.

430
00:30:23,000 --> 00:30:25,500
‫هدیه‌ی ارزشمندی بود، پروفسور.

431
00:30:29,750 --> 00:30:34,125
‫قول بدین که از هیچ دانشی
‫که توی این دیوارها به دست میاد،

432
00:30:34,250 --> 00:30:38,000
‫برای صدمه زدن به کسی استفاده نشه.

433
00:30:38,625 --> 00:30:40,125
‫قول می‌دیم.

434
00:30:43,625 --> 00:30:44,750
‫بسیار خب.

435
00:30:44,791 --> 00:30:47,166
‫چطور چیزی که دنبالشیم رو پیدا کنیم؟

436
00:30:47,250 --> 00:30:49,000
‫اینجا دستیارهای کتابخونه هستن.

437
00:30:49,041 --> 00:30:50,666
‫شاید یکیشون رو پیدا کنین.

438
00:30:50,750 --> 00:30:53,500
‫ولی کتابخونه روش خودش رو داره.

439
00:30:53,625 --> 00:30:56,375
‫ممکنه تصمیم بگیره چیزی که می‌خواین رو بهتون نشون بده،

440
00:30:56,500 --> 00:31:00,250
‫ولی قطعاً شما رو به دانشی که بهش نیاز دارین می‌رسونه.

441
00:31:05,041 --> 00:31:08,500
‫قولی که دادین رو فراموش نکنین!

442
00:31:17,875 --> 00:31:20,125
‫خیلی خب، بیاید دو گروه دونفره بشیم.

443
00:31:20,250 --> 00:31:23,250
‫باید یه مدرکی از اون ستاره‌ی دنباله‌دار
‫و زمان اومدنش پیدا کنیم.

444
00:31:23,791 --> 00:31:24,791
‫بریم.

445
00:31:27,500 --> 00:31:30,000
‫وای!

446
00:31:30,041 --> 00:31:31,125
‫اینجا...

447
00:31:32,375 --> 00:31:35,125
‫وای، اینجا بی‌نظیره.

448
00:31:38,750 --> 00:31:40,250
‫وایسا.

449
00:31:40,791 --> 00:31:42,041
‫امکان نداره.

450
00:31:42,541 --> 00:31:43,541
‫خودشه!

451
00:31:43,916 --> 00:31:45,666
‫مجموعه مقالاتِ...

452
00:31:45,750 --> 00:31:46,875
‫نه!

453
00:31:47,416 --> 00:31:49,291
‫هر دو نسخه‌اش!

454
00:31:49,791 --> 00:31:50,875
‫-ها.
‫-اوه.

455
00:31:50,916 --> 00:31:54,375
‫خاطرات شخصی از سفرهای انفرادیِ سان ون لی.

456
00:31:54,500 --> 00:31:55,450
‫پروفسور زی؟

457
00:31:55,500 --> 00:31:57,041
‫اوه، ببخشید. ام...

458
00:31:57,125 --> 00:32:00,291
‫می‌دونم. اول ستاره دنباله‌دار
‫و بعدش می‌ریم سراغ این... گنجینه‌ها.

459
00:32:00,375 --> 00:32:03,241
‫نه، مشکلی نیست. اگه می‌خواین بمونین و بخونین،
‫من می‌تونم برم جلوتر و بگردم دنبال...

460
00:32:03,291 --> 00:32:05,291
‫اوه، خیلی خوشحال می‌شم، آره.

461
00:32:08,375 --> 00:32:09,375
‫باشه.

462
00:32:12,000 --> 00:32:12,791
‫ببخشید.

463
00:32:12,875 --> 00:32:15,041
‫شما دستیار کتابخونه‌ای؟

464
00:32:19,375 --> 00:32:20,666
‫تو یه روباهی.

465
00:32:22,250 --> 00:32:25,250
‫اوه من، ام... من یه روباه دیگه هم می‌شناختم.

466
00:32:25,916 --> 00:32:28,291
‫خب، اون توی دنیای ارواح یه روباه سفید بود،

467
00:32:28,375 --> 00:32:30,291
‫ولی اون بیرون یه انسان بود.

468
00:32:31,500 --> 00:32:33,250
‫اسمش... اسمش یوئه بود.

469
00:32:33,750 --> 00:32:35,625
‫می‌شناسیش؟

470
00:32:36,541 --> 00:32:38,291
‫اینجاست؟ اون...

471
00:32:39,250 --> 00:32:41,750
‫اینجا دنیای ارواحه.
‫می‌تونه اینجا باشه، مگه نه؟

472
00:32:49,500 --> 00:32:50,500
‫این یعنی آره.

473
00:32:56,291 --> 00:32:58,250
‫اینجا باید بخش آواتار باشه.

474
00:33:00,625 --> 00:33:01,625
‫بذار ببینم...

475
00:33:06,000 --> 00:33:07,000
‫وای.

476
00:33:08,291 --> 00:33:09,666
‫حروف برجسته؟

477
00:33:10,166 --> 00:33:12,875
‫پسر، این کتابخونه حرف نداره.

478
00:33:15,666 --> 00:33:18,250
‫یکی از آواتارهای قبلی
‫حتماً ستاره دنباله‌دار رو تجربه کرده

479
00:33:18,291 --> 00:33:19,500
‫و می‌دونه چیکار می‌کنه.

480
00:33:20,250 --> 00:33:22,875
‫خیلی خب، پس من شروع می‌کنم به خوندن.

481
00:33:46,666 --> 00:33:48,541
‫دست‌نوشته‌های باستانیان.

482
00:33:49,541 --> 00:33:51,125
‫اون یکی الکی بود.

483
00:33:51,625 --> 00:33:52,750
‫کاملاً تخیلی.

484
00:33:53,750 --> 00:33:56,041
‫ولی هرچی دلت می‌خواد می‌تونی ازم بپرسی، آنگ.

485
00:34:00,000 --> 00:34:01,375
‫اوه.

486
00:34:01,916 --> 00:34:05,666
‫گمان کنم مدتیه که یه بادافزار دیگه رو ندیدی.

487
00:34:15,625 --> 00:34:16,875
‫خب،

488
00:34:18,500 --> 00:34:22,916
‫یعنی باید همین‌طور کتاب بخونیم
‫تا یه جوابی پیدا کنیم؟

489
00:34:23,916 --> 00:34:24,916
‫نمی‌دونم.

490
00:34:31,666 --> 00:34:35,500
‫با توجه به حرف‌های ضدجنگِ اون پرنده،
‫اینجا یه خورده بخش عجیبیه.

491
00:34:36,125 --> 00:34:38,750
‫حتماً یه چیزی اینجا هست که باید یاد بگیریم.

492
00:34:39,875 --> 00:34:41,750
‫اینکه چطوری توی یه جنگِ غیرقابل‌ پیروزی، پیروز بشیم؟

493
00:34:47,125 --> 00:34:48,500
‫خب حالت چطوره، آنگ؟

494
00:34:49,000 --> 00:34:50,250
‫سخت بوده.

495
00:34:51,041 --> 00:34:55,375
‫ما این پناهنده‌ها رو آوردیم باسینگ‌سی
‫و وقتی رسیدیم اینجا،

496
00:34:56,125 --> 00:34:58,875
‫من به یه نفر به اسم لانگ فنگ اعتماد کردم.

497
00:34:58,916 --> 00:35:02,125
‫ولی اون دروغگو بود
‫و اون ستاره دنباله‌دارِ بزرگ هم داره برمی‌گرده،

498
00:35:02,250 --> 00:35:04,250
‫و احساس می‌کنم دیگه نمی‌تونم به هیچ‌کس اعتماد کنم.

499
00:35:04,791 --> 00:35:06,916
‫حس می‌کنم حتی دوست‌هام هم
‫یه چیزهایی رو ازم پنهون می‌کنن.

500
00:35:07,000 --> 00:35:10,791
‫من بیشتر عمرم رو با جاسوس‌ها و دروغگوها سر و کله زدم.

501
00:35:11,291 --> 00:35:15,250
‫اگه در مورد اعتماد کردن به آدم‌ها
‫نیاز به راهنمایی داری، جای درستی اومدی.

502
00:35:20,750 --> 00:35:22,500
‫پسر، اون واقعاً کارش درسته.

503
00:35:23,625 --> 00:35:25,500
‫- زندگیم برات سرگرم‌کننده‌ست؟
‫- وای خدایا.

504
00:35:27,125 --> 00:35:28,000
‫تو کی هستی؟

505
00:35:28,041 --> 00:35:29,791
‫کیوشی. آنگ کجاست؟

506
00:35:30,625 --> 00:35:32,416
‫یه جایی اون پشته.

507
00:35:33,125 --> 00:35:35,000
‫در ضمن، من معلم خاک‌افزاریشم.

508
00:35:35,041 --> 00:35:36,125
‫ولی تو یه بچه‌ای.

509
00:35:36,166 --> 00:35:37,625
‫آره، خب، تو هم مُردی.

510
00:35:38,250 --> 00:35:39,791
‫این برای تو عادیه؟

511
00:35:39,875 --> 00:35:43,625
‫همیشه از تو کتاب‌ها می‌پری بیرون،
‫یا این فقط مال کتابخونه‌ی ارواحه؟

512
00:35:43,750 --> 00:35:46,375
‫این مال نزدیک بودن به آواتاره.

513
00:35:48,625 --> 00:35:49,666
‫اسمت چیه؟

514
00:35:51,125 --> 00:35:52,125
‫تاف.

515
00:35:53,375 --> 00:35:54,375
‫بی‌فانگ.

516
00:35:55,500 --> 00:35:57,250
‫من از خانواده‌ت خیلی بدم میاد.

517
00:35:57,750 --> 00:35:58,750
‫آره، خب...

518
00:35:59,916 --> 00:36:01,041
‫منم همین‌طور.

519
00:36:03,000 --> 00:36:05,083
‫از آواتار چی می‌خوای؟

520
00:36:05,500 --> 00:36:08,291
‫فقط می‌خوام بهش خاک‌افزاری یاد بدم.

521
00:36:09,250 --> 00:36:11,750
‫یعنی، برای این کار از دست خانواده‌م فرار کردم.

522
00:36:11,875 --> 00:36:14,250
‫فرار کردن از خانواده‌ت به این سادگی‌ها نیست.

523
00:36:14,291 --> 00:36:16,625
‫دارم متوجهش می‌شم.

524
00:36:16,666 --> 00:36:21,750
‫فکر کنم پیش خودم خیال کردم
‫که با آنگ و کاتارا و ساکا تونستم فرار کنم.

525
00:36:23,625 --> 00:36:25,791
‫این یه جورهایی اولین باریه که دوست پیدا کردم.

526
00:36:27,000 --> 00:36:28,250
‫یه خانواده‌ی جدید.

527
00:36:29,500 --> 00:36:30,625
‫فکر کنم همین‌طوره.

528
00:36:31,916 --> 00:36:35,625
‫من واقعاً، واقعاً دلم نمی‌خواد ناامیدشون کنم.

529
00:36:35,666 --> 00:36:37,125
‫اوه.

530
00:36:37,625 --> 00:36:40,375
‫این کار رو می‌کنی. بالاخره، یه جوری پیش میاد.

531
00:36:40,416 --> 00:36:42,791
‫ولی اگه دوستات رو خوب انتخاب کرده باشی،

532
00:36:43,625 --> 00:36:45,041
‫درکت می‌کنن.

533
00:36:45,125 --> 00:36:46,416
‫اگه درک نکردن چی؟

534
00:36:47,791 --> 00:36:48,875
‫به خاطر اینکه کی هستم.

535
00:36:48,916 --> 00:36:51,000
‫تو خیلی نگران نام خانوادگیتی.

536
00:36:52,250 --> 00:36:54,375
‫پدر و مادر منم آدم‌های خوبی نبودن.

537
00:36:55,375 --> 00:36:56,541
‫پدر و مادرت کی بودن؟

538
00:36:59,291 --> 00:37:00,375
‫دقیقاً.

539
00:37:22,875 --> 00:37:24,166
‫باید اون رو بِکشم؟

540
00:37:50,770.5 --> 00:38:00,770.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

541
00:38:27,375 --> 00:38:28,791
‫تو نیستی، نه؟

542
00:38:31,500 --> 00:38:35,750
‫من... فقط فکر کردم اگه با دقت نگاه کنم،
‫می‌تونم ببینمت.

543
00:38:36,375 --> 00:38:40,125
‫یا اگه... اگه درست گوش بدم،
‫می‌تونم صدات رو بشنوم.

544
00:38:45,166 --> 00:38:47,541
‫آنگ و کاتارا میگن من الان مردِ نقشه‌هام.

545
00:38:49,666 --> 00:38:51,916
‫کسی که راه حل پیدا می‌کنه.

546
00:38:55,916 --> 00:38:58,875
‫اگه... اگه اون موقع هم همین آدم بودم،

547
00:39:00,375 --> 00:39:01,500
‫اون موقع‌ها،

548
00:39:03,291 --> 00:39:04,375
‫اون روز...

549
00:39:06,375 --> 00:39:07,750
‫می‌تونستم نجاتت بدم؟

550
00:39:14,541 --> 00:39:16,750
‫یا الان فقط به خاطر توئه...

551
00:39:19,750 --> 00:39:20,916
‫که این آدم شدم؟

552
00:39:24,500 --> 00:39:27,375
‫باید خطر صدمه دیدن رو بپذیری.

553
00:39:27,500 --> 00:39:31,500
‫توی دوران من، یکی از نزدیک‌ترین دوست‌هام بهم خیانت کرد.

554
00:39:32,000 --> 00:39:34,416
‫تو نمی‌دونستی که لانگ فنگ یه دروغگوئه.

555
00:39:34,500 --> 00:39:36,500
‫فقط می‌دونستی که به کمک نیاز داری.

556
00:39:37,250 --> 00:39:41,500
‫بدون اعتماد کردن به دیگران،
‫سنگینیِ این مسئولیت تو رو خُرد می‌کنه.

557
00:39:42,541 --> 00:39:45,250
‫ولی من فکر می‌کردم آدما رو می‌شناسم.

558
00:39:46,000 --> 00:39:48,125
‫فکر می‌کردم می‌تونم ببینم
‫که خوبی توی وجودشون هست یا نه.

559
00:39:48,250 --> 00:39:50,000
‫و اگه لازم بود،

560
00:39:51,541 --> 00:39:53,791
‫متقاعدشون کنم که خوب باشن.

561
00:39:55,125 --> 00:39:57,000
‫این توقع خیلی زیادیه که از خودت داری.

562
00:39:57,041 --> 00:39:59,375
‫تو نمی‌تونی بقیه رو کنترل کنی.

563
00:39:59,416 --> 00:40:01,666
‫فقط می‌تونی کارهای خودت رو کنترل کنی.

564
00:40:01,750 --> 00:40:03,666
‫پس کارهای من باید بهتر بشن.

565
00:40:04,291 --> 00:40:06,375
‫من باید خیلی بهتر از اینی که هستم بشم.

566
00:40:07,416 --> 00:40:11,375
‫هر آواتاری حس می‌کنه مهم‌ترین آواتاریه

567
00:40:11,416 --> 00:40:12,625
‫که تا حالا زندگی کرده.

568
00:40:13,250 --> 00:40:15,250
‫ولی همه‌مون اشتباه می‌کنیم.

569
00:40:16,375 --> 00:40:20,375
‫من فکر می‌کردم توی حفظ صلح خیلی موفقم.

570
00:40:20,500 --> 00:40:25,666
‫ولی کارهای من دنیای ارواح رو خشمگین کرد،
‫و آواتار کوروک بهای سنگینی بابتش پرداخت.

571
00:40:26,250 --> 00:40:30,750
‫هیچ آواتاری نمی‌تونه برای همیشه
‫توی برقراری تعادلِ همه‌چیز موفق باشه.

572
00:40:31,916 --> 00:40:35,041
‫برای همینه که همیشه به آواتارِ بعدی نیاز داریم.

573
00:40:36,125 --> 00:40:37,125
‫خب،

574
00:40:38,000 --> 00:40:40,125
‫این یکم آرومم می‌کنه.

575
00:40:41,000 --> 00:40:42,866
‫حداقل می‌دونم اگه نتونم همه‌چیز رو درست کنم،

576
00:40:42,916 --> 00:40:45,625
‫همیشه یکی بعد از من هست.

577
00:40:45,666 --> 00:40:47,000
‫مگه اینکه نباشه.

578
00:40:49,791 --> 00:40:51,875
‫وقتی توی حالت آواتار هستی،

579
00:40:52,000 --> 00:40:55,500
‫داری قدرتِ همه‌ی آواتارهای قبلی رو هدایت می‌کنی.

580
00:40:56,125 --> 00:40:58,166
‫اگه توی اون حالت بمیری،

581
00:40:58,250 --> 00:41:00,625
‫این چرخه متوقف می‌شه.

582
00:41:02,125 --> 00:41:05,000
‫یعنی... تناسخی در کار نیست؟

583
00:41:06,291 --> 00:41:08,625
‫پایانِ آواتار برای همیشه.

584
00:41:08,666 --> 00:41:09,666
‫درسته.

585
00:41:10,666 --> 00:41:14,041
‫و دنیا برای همیشه تعادلش رو از دست می‌ده.

586
00:41:18,250 --> 00:41:19,250
‫خب...

587
00:41:20,500 --> 00:41:21,750
‫باشه. مشکلی نیست.

588
00:41:21,875 --> 00:41:25,375
‫به هر حال نمی‌تونم درست کنترلش کنم،

589
00:41:25,416 --> 00:41:26,875
‫پس ازش استفاده نمی‌کنم.

590
00:41:27,000 --> 00:41:28,000
‫هنوز نه.

591
00:41:28,500 --> 00:41:30,750
‫ولی همون‌طور که تسلطت روی عنصرها بیشتر می‌شه،

592
00:41:30,875 --> 00:41:34,125
‫کنترلت روی حالت آواتار هم بالا می‌ره.

593
00:41:34,166 --> 00:41:37,875
‫اول، اینکه با اراده‌ی خودت واردش بشی و ازش بیای بیرون.

594
00:41:38,000 --> 00:41:39,375
‫بعدش دقت.

595
00:41:39,416 --> 00:41:41,625
‫پس حالا که می‌تونم آب‌افزاری و خاک‌افزاری کنم...

596
00:41:41,750 --> 00:41:44,375
‫احتمالاً قوی‌تر از چیزی هستی که خودت می‌دونی.

597
00:41:45,000 --> 00:41:46,000
‫پس...

598
00:41:47,000 --> 00:41:50,416
‫می‌تونم از حالت آواتار علیه کشور آتش استفاده کنم.

599
00:41:50,916 --> 00:41:53,125
‫می‌تونم در صورت نیاز به پادشاه بگم که نقشه اینه.

600
00:41:53,250 --> 00:41:54,916
‫آنگ، ازت خواهش می‌کنم.

601
00:41:55,500 --> 00:41:57,750
‫از این قدرت عاقلانه استفاده کن.

602
00:41:58,250 --> 00:41:59,625
‫زنده بمون.

603
00:42:03,500 --> 00:42:05,500
‫همه‌چیز با یه دخترِ مریض شروع شد.

604
00:42:05,541 --> 00:42:09,791
‫اون به گزنه‌ی طلایی نیاز داشت،
‫و من نمی‌تونستم ریسکِ شناسایی شدن رو بپذیرم.

605
00:42:10,750 --> 00:42:12,500
‫چون ممکن بود برای آنگ بد بشه؟

606
00:42:13,875 --> 00:42:15,875
‫به نظر میاد که درکت می‌کرد.

607
00:42:16,375 --> 00:42:18,000
‫هرچند نیازی ندارم که درک کنه.

608
00:42:19,250 --> 00:42:21,000
‫نیازی به درک کردن تو هم ندارم.

609
00:42:23,541 --> 00:42:26,375
‫این فقط کاری بود که باید انجام می‌دادم.

610
00:42:29,125 --> 00:42:33,416
‫پس توی آینه نگاه کردی،
‫تصمیم گرفتی یه کاری فقط برای خودت بکنی،

611
00:42:33,916 --> 00:42:36,000
‫و تبدیل شدی به یه قهرمان.

612
00:42:36,625 --> 00:42:38,000
‫یه انتقام‌جوی نقاب‌دار؟

613
00:42:40,541 --> 00:42:43,041
‫من توی آینه نگاه کردم و شدم یه دزدِ دروغگو.

614
00:42:44,250 --> 00:42:45,750
‫که به درد هیچ‌کس نمی‌خوره.

615
00:42:49,291 --> 00:42:51,791
‫تو پولت رو داشتی. می‌تونستی بری.

616
00:42:52,750 --> 00:42:55,875
‫ولی باهامون اومدی چون واقعاً می‌خوای کمک کنی.

617
00:42:56,375 --> 00:42:59,625
‫تو هنوز هم یه مبارز آزادی هستی،
‫چه اعتراف کنی چه نکنی.

618
00:43:15,500 --> 00:43:17,250
‫اون کلاه‌خودِ دوکه؟

619
00:43:31,375 --> 00:43:33,166
‫وقتی کشور آتش حمله کرد،

620
00:43:34,875 --> 00:43:37,000
‫اون همیشه اولین نفری بود که داوطلب می‌شد.

621
00:43:39,541 --> 00:43:43,291
‫هی می‌گفت: «من برای این آموزش دیدم.»

622
00:43:45,416 --> 00:43:46,416
‫همینطور هم بود.

623
00:43:47,750 --> 00:43:48,750
‫یه جورهایی.

624
00:43:50,750 --> 00:43:52,000
‫ما جواب حمله‌ها رو می‌دادیم.

625
00:43:53,000 --> 00:43:54,000
‫شورشی‌ها.

626
00:43:54,500 --> 00:43:56,416
‫ما وجب به وجبِ شهر رو می‌شناختیم،

627
00:43:56,500 --> 00:43:59,541
‫و نمی‌ذاشتیم بدون اینکه نیشمون رو حس کنن
‫آزادانه حرکت کنن.

628
00:44:04,541 --> 00:44:05,625
‫یه روز...

629
00:44:07,875 --> 00:44:09,375
‫اونا منتظرمون بودن.

630
00:44:16,375 --> 00:44:19,500
‫کمین کرده بودن و فسقلی و دوک...

631
00:44:21,916 --> 00:44:24,375
‫ندیدم چی سر فسقلی اومد،

632
00:44:24,875 --> 00:44:25,875
‫ولی...

633
00:44:29,250 --> 00:44:32,000
‫دوک رو برداشتم و دویدم.

634
00:44:35,250 --> 00:44:39,916
‫تا جایی که می‌تونستم و با بیشترین سرعت دویدم.

635
00:44:46,916 --> 00:44:49,541
‫وقتی وایسادم تا چکش کنم...

636
00:44:53,750 --> 00:44:55,375
‫دیگه بدنش سرد شده بود.

637
00:44:59,500 --> 00:45:00,750
‫ما بچه‌هایی بودیم

638
00:45:01,791 --> 00:45:03,666
‫که ادای جنگ رو در می‌آوردیم.

639
00:45:05,000 --> 00:45:07,000
‫و بعد یه جنگِ واقعی شروع شد.

640
00:45:08,875 --> 00:45:13,875
‫اگه اونا هیچ‌وقت با من آشنا نمی‌شدن،
‫الان تک‌تک‌شون زنده بودن.

641
00:45:15,541 --> 00:45:17,250
‫تقصیر تو نیست.

642
00:45:18,625 --> 00:45:20,500
‫تقصیر کشور آتشه.

643
00:45:21,041 --> 00:45:22,125
‫و خودت این رو می‌دونی.

644
00:45:24,125 --> 00:45:25,416
‫تو کار درستی کردی.

645
00:45:25,500 --> 00:45:27,500
‫تو بهشون یاد دادی که مقاومت کنن.

646
00:45:30,291 --> 00:45:32,750
‫مطمئنم به خاطر این کارشون دوستت داشتن.

647
00:45:37,250 --> 00:45:39,291
‫اونا بدون من وضعشون بهتره.

648
00:45:43,041 --> 00:45:44,500
‫همه‌ همین‌طورن.

649
00:45:48,416 --> 00:45:50,166
‫ما توی دردسر بزرگی افتادیم.

650
00:45:50,250 --> 00:45:52,166
‫یه ستاره‌ی دنباله‌دار داره میاد،

651
00:45:52,250 --> 00:45:55,250
‫و قراره قدرت آتش‌افزارها رو چند برابر کنه.

652
00:45:55,291 --> 00:45:57,375
‫و ما باید در موردش به امپراتور خاک بگیم.

653
00:45:57,500 --> 00:46:00,625
‫ولی هیچ مدرکی نداریم و نمی‌دونیم کِی قراره بیاد.

654
00:46:00,750 --> 00:46:01,541
‫چرا، دارین.

655
00:46:01,625 --> 00:46:02,750
‫نه، ندارم.

656
00:46:02,791 --> 00:46:04,666
‫مدرک رو توی دست‌هات نگه داشتی.

657
00:46:06,541 --> 00:46:09,250
‫ستاره‌ی دنباله‌دارِ بزرگ توی طول زندگی من دو بار اومد.

658
00:46:09,291 --> 00:46:14,125
‫واقعاً آتش‌افزارها رو قوی‌تر می‌کنه،
‫ولی آتش‌افزاری من رو هم قوی‌تر کرد.

659
00:46:14,875 --> 00:46:16,875
‫یه آواتارِ قوی می‌تونه تعادل رو حفظ کنه.

660
00:46:18,625 --> 00:46:21,375
‫پس تو... تو همه‌چیز رو اینجا نوشتی؟

661
00:46:21,500 --> 00:46:22,500
‫آره.

662
00:46:23,375 --> 00:46:25,875
‫من چرخه‌ی مداریِ ستاره رو دنبال کردم.

663
00:46:26,000 --> 00:46:28,416
‫پس حساب کردنِ زمانِ رسیدنش باید آسون باشه.

664
00:46:28,916 --> 00:46:32,541
‫در واقع، من تمام دوره‌هایی که بقیه عناصر
‫قوی‌تر یا ضعیف‌تر می‌شدن رو ثبت کردم.

665
00:46:34,000 --> 00:46:35,375
‫وایسا، پس...

666
00:46:36,875 --> 00:46:40,625
‫زمانی هم هست که آتش‌افزارها ضعیف‌تر باشن؟

667
00:46:40,666 --> 00:46:45,500
‫بله. توی زمانِ خورشیدگرفتگی،
‫یا اون‌طور که صداش می‌زنن، روزِ خورشیدِ سیاه.

668
00:46:46,625 --> 00:46:49,291
‫اونا تواناییِ افزاری‌شون رو کاملاً از دست می‌دن.

669
00:46:50,041 --> 00:46:53,541
‫همینه! من باید برم! من...

670
00:46:55,666 --> 00:46:57,541
‫ساکا! ساکا!

671
00:46:57,625 --> 00:46:59,375
‫- ساکا، پیداش کردیم!
‫- چی رو؟

672
00:46:59,500 --> 00:47:01,666
‫ما تاریخِ ستاره‌ی دنباله‌دار رو
‫توی خاطرات کیوشی پیدا کردیم.

673
00:47:01,750 --> 00:47:04,625
‫آتش‌افزارها با اون ستاره قدرتشون چند برابر می‌شه، درسته؟

674
00:47:04,750 --> 00:47:08,000
‫خب، توی روزِ خورشیدگرفتگی
‫اونا قدرت افزاری‌شون رو کاملاً از دست می‌دن.

675
00:47:08,125 --> 00:47:09,416
‫اونا بی‌دفاع می‌شن.

676
00:47:09,500 --> 00:47:11,541
‫اگه قبل از رسیدنِ ستاره یه خورشیدگرفتگی اتفاق بیفته...

677
00:47:11,625 --> 00:47:13,291
‫پس اون روز، روزیه که ما حمله می‌کنیم.

678
00:47:16,125 --> 00:47:19,500
‫امکان نداره! این همون اتاقیه
‫که می‌تونیم این رو توش بفهمیم.

679
00:47:19,625 --> 00:47:21,875
‫این اتاق حرکت همه‌چیز رو توی آسمون ردیابی می‌کنه.

680
00:47:21,916 --> 00:47:24,625
‫پس اگه تاریخ‌های قبل از رسیدن ستاره رو بررسی کنیم

681
00:47:24,666 --> 00:47:28,500
‫و یه خورشیدگرفتگی باشه،
‫می‌تونیم با اون خاکستری‌ها خداحافظی کنیم!

682
00:47:28,541 --> 00:47:29,541
‫بفرما!

683
00:47:32,250 --> 00:47:33,416
‫این واقعیه؟

684
00:47:33,500 --> 00:47:34,750
‫منظورت چیه؟

685
00:47:34,875 --> 00:47:36,000
‫امروز.

686
00:47:36,625 --> 00:47:37,791
‫همین الان.

687
00:47:38,375 --> 00:47:41,375
‫ممکنه واقعاً یه راهی برای شکست دادن کشور آتش پیدا کنیم؟

688
00:47:42,125 --> 00:47:43,375
‫یه شانسی داریم.

689
00:47:47,291 --> 00:47:48,416
‫به لطف تو.

690
00:49:53,625 --> 00:49:54,625
‫زوکو؟

691
00:50:01,416 --> 00:50:02,541
‫گیرش انداخته بودم.

692
00:50:07,791 --> 00:50:09,166
‫ولی نتونستم کار رو تموم کنم.

693
00:50:13,791 --> 00:50:14,791
‫من پیشتم.

694
00:50:15,166 --> 00:50:16,250
‫من پیشتم.

695
00:50:23,416 --> 00:50:25,875
‫آقای کتابدارِ بزرگ؟

696
00:50:26,000 --> 00:50:27,166
‫هوم.

697
00:50:27,250 --> 00:50:29,416
‫چیه، محقق؟

698
00:50:29,500 --> 00:50:30,791
‫حالا می‌فهمم.

699
00:50:31,625 --> 00:50:34,041
‫که چرا این مکان رو از دنیای آدم‌ها دور کردی.

700
00:50:35,375 --> 00:50:36,916
‫ما آلوده شدیم...

701
00:50:38,166 --> 00:50:39,416
‫به جهل،

702
00:50:40,000 --> 00:50:41,000
‫به طمع،

703
00:50:41,500 --> 00:50:42,750
‫و عطشِ قدرت.

704
00:50:45,625 --> 00:50:46,875
‫پس، ام...

705
00:50:50,916 --> 00:50:53,250
‫برای همین باید بهتون اطلاع بدم

706
00:50:54,416 --> 00:50:56,541
‫که یه نقضِ قانون صورت گرفته.

707
00:51:02,000 --> 00:51:04,541
‫- چقدر فاصله داریم؟
‫- از امروز؟

708
00:51:11,541 --> 00:51:12,541
‫نگاه کن.

709
00:51:13,125 --> 00:51:14,375
‫به چی؟

710
00:51:20,291 --> 00:51:21,625
‫خورشیدگرفتگی.

711
00:51:22,166 --> 00:51:25,625
‫باورم نمی‌شه! پیداش کردیم!
‫روز خورشید سیاه! ما پیداش کردیم!

712
00:51:27,041 --> 00:51:30,416
‫می‌دونستم که نمی‌شه بهتون اعتماد کرد.

713
00:51:31,250 --> 00:51:33,916
‫وایسا، نه. شما متوجه نیستین.

714
00:51:34,500 --> 00:51:37,500
‫این برای صدمه زدن به آدما نیست.
‫برای نجات دادنِ جون آدم‌هاست.

715
00:51:37,625 --> 00:51:40,625
‫نجات جون خودتون از طریق جنگ!

716
00:51:40,666 --> 00:51:43,625
‫یه لحظه وایسا. اصلاً از کجا فهمیدی؟

717
00:51:45,625 --> 00:51:47,875
‫اون کارِ اشتباه شما رو به من اطلاع داد،

718
00:51:47,916 --> 00:51:52,166
‫در ازای دسترسیِ ابدی به این کتابخونه.

719
00:51:52,250 --> 00:51:53,416
‫پروفسور؟

720
00:51:54,041 --> 00:51:55,250
‫چطور تونستی؟

721
00:51:55,291 --> 00:51:57,000
‫شما زیر قولتون زدید.

722
00:51:57,125 --> 00:52:01,500
‫متأسفانه پروفسور،
‫ممکنه خیلی از این دسترسیِ ابدی لذت نبری.

723
00:52:01,625 --> 00:52:02,666
‫چی؟

724
00:52:02,750 --> 00:52:05,791
‫تو از چیزی که اینجا یاد گرفتی
‫برای صدمه زدن به دوست‌هات استفاده کردی.

725
00:52:05,875 --> 00:52:08,750
‫تو اولین کسی هستی که بهاش رو می‌پردازی!

726
00:52:11,375 --> 00:52:14,250
‫نه! منم یه محققم، مثل تو!

727
00:52:16,625 --> 00:52:18,000
‫- فرار کنین!
‫- برید!

728
00:52:50,875 --> 00:52:52,500
‫تاف، برو! ما پشت سرتیم!

729
00:52:59,375 --> 00:53:01,250
‫نمی‌تونین از دست من فرار کنین!

730
00:53:01,375 --> 00:53:04,625
‫نمی‌بینی؟ ما فقط داریم سعی می‌کنیم
‫از کسانی که دوستشون داریم محافظت کنیم!

731
00:53:04,750 --> 00:53:08,791
‫و من هم دارم از چیزی که دوستش دارم محافظت می‌کنم!

732
00:53:13,125 --> 00:53:14,250
‫نه، نه، نه، نه، نه!

733
00:53:16,375 --> 00:53:17,875
‫نه، نه، نه، نه!

734
00:53:19,291 --> 00:53:20,500
‫نه، یالا!

735
00:53:23,375 --> 00:53:24,375
‫باشه!

736
00:53:26,250 --> 00:53:27,250
‫نه!

737
00:53:28,250 --> 00:53:30,416
‫نه! یالا!

738
00:53:32,125 --> 00:53:33,625
‫فرو نرو!

739
00:53:35,625 --> 00:53:38,666
‫آپا، کمکم کن!

740
00:53:44,250 --> 00:53:47,875
‫هی! ازش دور شید!

741
00:53:50,000 --> 00:53:52,250
‫نه! نه! گرفتمت!

742
00:54:02,916 --> 00:54:04,000
‫بجنب!

743
00:54:07,916 --> 00:54:09,416
‫- حالا چی؟
‫- من حواسش رو پرت می‌کنم.

744
00:54:09,500 --> 00:54:11,500
‫بقیه‌تون ازش رد بشید و برید بیرون.

745
00:54:11,541 --> 00:54:12,541
‫نه.

746
00:54:13,000 --> 00:54:14,000
‫من این کار رو می‌کنم.

747
00:54:14,875 --> 00:54:16,875
‫تو نمی‌تونی باهاش بجنگی.
‫نه، یه راهی پیدا می‌کنیم.

748
00:54:17,000 --> 00:54:18,875
‫کاتارا، یه لطفی در حقم بکن.

749
00:54:30,125 --> 00:54:31,541
‫همه‌شون رو بکش.

750
00:54:34,791 --> 00:54:36,166
‫کاتارا، بجنب. پاشو.

751
00:54:36,250 --> 00:54:37,916
‫وقتشه اون پرها رو کوتاه کنیم!

752
00:54:54,375 --> 00:54:55,916
‫بکش کنار، حشره!

753
00:55:05,791 --> 00:55:08,000
‫ولش کن!

754
00:55:10,500 --> 00:55:11,666
‫نه!

755
00:55:16,250 --> 00:55:17,250
‫نه!

756
00:55:20,791 --> 00:55:22,500
‫متأسفم، آپا!

757
00:56:23,250 --> 00:56:24,375
‫جت!

758
00:56:24,416 --> 00:56:26,291
‫جت! یه جوری باید بیاریمش بیرون!

759
00:56:26,375 --> 00:56:28,500
‫- چطوری؟
‫- نمی‌دونم چطوری! باید برگردیم تو!

760
00:56:28,541 --> 00:56:30,041
‫- چطوری بیاریمش بیرون؟
‫- نه!

761
00:56:30,791 --> 00:56:33,125
‫نه! نه، اون رفته.

762
00:56:40,125 --> 00:56:41,500
‫اون همه‌ی ما رو نجات داد.

763
00:56:47,625 --> 00:56:48,625
‫صبر کن.

764
00:56:49,875 --> 00:56:51,125
‫آپا کجاست؟

765
00:56:53,416 --> 00:56:54,666
‫آپا؟

766
00:56:55,791 --> 00:56:57,041
‫کجایی، رفیق؟

767
00:56:58,250 --> 00:56:59,541
‫آپا!

768
00:57:01,916 --> 00:57:03,166
‫مومو؟

769
00:57:05,041 --> 00:57:06,250
‫آپا!

770
00:57:06,291 --> 00:57:08,125
‫- آنگ.
‫- تاف، می‌تونی آپا رو حس کنی؟

771
00:57:08,250 --> 00:57:10,916
‫نه! نه، یه عده اومدن و اون رو بردن! من...

772
00:57:11,000 --> 00:57:12,416
‫بردنش کجا؟

773
00:57:12,500 --> 00:57:16,000
‫نمی‌دونم! من... من...
‫ببین، من سعی کردم جلوشون رو بگیرم!

774
00:57:16,041 --> 00:57:17,991
‫- کی اون رو برد؟ آنگ؟
‫- نمی‌دونم!

775
00:57:18,041 --> 00:57:18,916
‫آپا!

776
00:57:19,000 --> 00:57:20,166
‫آنگ.

777
00:57:20,250 --> 00:57:21,875
‫آپا!

778
00:57:21,916 --> 00:57:26,916
‫«ترجمه از رضا فتحی»