1
00:00:13,416 --> 00:00:16,000
‫چی شده؟ کسی بهمون حمله کرده؟

2
00:00:16,125 --> 00:00:19,125
‫آنگه! رفته توی حالت آواتار!

3
00:00:20,125 --> 00:00:30,125
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:40,125 --> 00:00:41,291
‫خوبی؟

5
00:00:42,166 --> 00:00:43,875
‫چرا جلوشون رو نگرفتی؟

6
00:00:43,916 --> 00:00:46,041
‫- نه، سعیم رو کردم!
‫- گذاشتی آپا رو ببرن!

7
00:00:46,125 --> 00:00:48,500
‫آنگ، بس کن! ما به‌زور از اونجا فرار کردیم.

8
00:00:48,625 --> 00:00:50,416
‫- تاف هر کاری می‌تونست کرد.
‫- کافی نبود.

9
00:00:50,500 --> 00:00:52,000
‫- اون نجاتمون داد.
‫- برام مهم نیست.

10
00:00:52,125 --> 00:00:53,791
‫اگه به امپراتور خاک بگیم، می‌تونه کمک کنه.

11
00:00:53,875 --> 00:00:55,416
‫الان فقط یه نقشه داریم.

12
00:00:55,500 --> 00:00:58,541
‫پیدا کردن آپا.
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای برام مهم نیست.

13
00:00:58,625 --> 00:01:01,000
‫پیداش می‌کنیم.
‫ولی همون‌طور که ساکا گفت...

14
00:01:01,125 --> 00:01:03,666
‫بهترین شانسمون برای پیدا کردنش،
‫رفتن پیش امپراتوره.

15
00:01:05,375 --> 00:01:07,000
‫من می‌رم آپا رو پیدا کنم.

16
00:01:08,041 --> 00:01:10,250
‫منتظرم نمونین.

17
00:01:10,291 --> 00:01:11,291
‫آنگ!

18
00:01:15,791 --> 00:01:17,291
‫جت نتونست بیاد بیرون.

19
00:01:18,500 --> 00:01:20,625
‫به‌خاطر اون بود که ما تونستیم فرار کنیم.

20
00:01:21,250 --> 00:01:23,416
‫حق با آنگه.
‫باید بیشتر باز نگهش می‌داشتم.

21
00:01:23,500 --> 00:01:24,916
‫تو هر کاری از دستت برمی‌اومد کردی.

22
00:01:45,375 --> 00:01:50,375
‫» ترجمه از الهام صدر «

23
00:01:50,500 --> 00:01:57,791
‫[قسمت ششم: حکایت دو اژدها]

24
00:02:24,750 --> 00:02:25,916
‫آپا!

25
00:02:43,791 --> 00:02:46,166
‫تب، آتش تغییره.

26
00:02:46,750 --> 00:02:48,000
‫اگه ازش جون سالم به در ببری،

27
00:02:48,125 --> 00:02:51,666
‫خود قبلیت رو می‌سوزونه
‫و یه زندگی جدید بهت می‌ده.

28
00:03:27,750 --> 00:03:29,250
‫روح آبی.

29
00:03:29,916 --> 00:03:31,000
‫آهان.

30
00:04:36,375 --> 00:04:38,750
‫- کمک! مامان!
‫- زوکو، بیدار شو.

31
00:04:38,791 --> 00:04:40,333
‫باید بریم.

32
00:04:40,375 --> 00:04:42,000
‫خیلی دوستت دارم.

33
00:04:42,125 --> 00:04:43,291
‫نه. نه.

34
00:04:43,875 --> 00:04:44,916
‫بیدار شو.

35
00:04:45,000 --> 00:04:47,375
‫- مامان! بابا کجاست؟
‫- صبر کن. نه.

36
00:04:47,416 --> 00:04:48,416
‫بیدار شو.

37
00:04:48,500 --> 00:04:51,500
‫- نمی‌ذارم اونا رو تبدیل به هیولا کنی.
‫- بسه! بسه! بسه!

38
00:04:51,625 --> 00:04:54,291
‫من... می‌خوام تموم بشه! تمومش کن!

39
00:04:54,791 --> 00:04:57,916
‫یعنی فکر می‌کنی من اینم؟
‫یه هیولا؟

40
00:04:59,250 --> 00:05:02,500
‫بابا کجاست؟ بابا کجاست؟ بابا کجاست؟

41
00:05:02,625 --> 00:05:06,500
‫قول بده هر اتفاقی افتاد،
‫پیش هم بمونین. یادتون نره کی هستین.

42
00:05:06,541 --> 00:05:08,875
‫دوباره نه. 
‫ما رو از اینجا بیار بیرون! بجنب!

43
00:05:09,750 --> 00:05:11,375
‫خیلی دوستت دارم.

44
00:05:11,500 --> 00:05:14,041
‫مامان!

45
00:05:16,791 --> 00:05:18,250
‫اون رفته، زوکو.

46
00:05:18,375 --> 00:05:19,625
‫اون مهم نیست.

47
00:05:19,750 --> 00:05:21,000
‫اون هیچ‌وقت مهم نبود.

48
00:05:21,125 --> 00:05:23,750
‫تو مهم نیستی.

49
00:05:43,375 --> 00:05:45,625
‫اون خیلی حساسه.

50
00:05:46,666 --> 00:05:48,750
‫از درگیری فرار می‌کنه.

51
00:05:49,916 --> 00:05:53,416
‫باید بهش یه شانس دیگه بدی.
‫باید غریزه‌هاش رو پرورش بدی.

52
00:05:53,500 --> 00:05:55,625
‫زوکو ضعیفه.

53
00:05:56,125 --> 00:05:59,875
‫اون می‌خواد به مردم کمک کنه.
‫اون صلح و عدالت می‌خواد.

54
00:06:00,000 --> 00:06:02,875
‫سرنوشت خیلی بزرگ‌تری
‫در انتظار هر دو فرزندمونه...

55
00:06:02,916 --> 00:06:04,416
‫که حتی نمی‌تونی تصورش رو بکنی.

56
00:06:04,500 --> 00:06:06,916
‫اونا به محافظشون می‌گفتن روح آبی.

57
00:06:07,000 --> 00:06:10,250
‫اگه پسرمون نخواد 
‫خواهر کوچیک‌ترش رو سر جاش بنشونه،

58
00:06:10,375 --> 00:06:12,250
‫اون‌وقت خواهرش جای اونو می‌گیره.

59
00:06:12,291 --> 00:06:14,500
‫زوزو، هیچ برنده یا بازنده‌ای وجود نداره.

60
00:06:14,625 --> 00:06:18,250
‫یه مبارزه وقتی شروع بشه،
‫فقط زمانی تموم می‌شه که یک نفر ببره...

61
00:06:18,375 --> 00:06:20,166
‫فقط اونایی که شجاعت به خرج می‌دن...

62
00:06:21,375 --> 00:06:23,000
‫می‌شه بهش شکل داد.

63
00:06:23,041 --> 00:06:24,250
‫می‌شه اصلاحش کرد.

64
00:06:24,375 --> 00:06:26,125
‫- اگه پسرمون نخواد...
‫- بسه!

65
00:06:27,750 --> 00:06:29,875
‫...اون‌وقت خواهرش جاش رو می‌گیره.

66
00:06:35,041 --> 00:06:37,250
‫- یه هیولا!
‫- بابا کجاست؟

67
00:06:37,291 --> 00:06:39,875
‫دل‌سوزی نشونه‌ی ضعفه.

68
00:07:06,125 --> 00:07:07,625
‫متأسفم.

69
00:07:35,416 --> 00:07:38,000
‫باید اعتراف کنم این نقشه 
‫مثل همیشه پیش نمی‌ره.

70
00:07:38,500 --> 00:07:41,375
‫آره خب، آپا بخش بزرگی از نقشه بود.

71
00:07:42,000 --> 00:07:45,125
‫می‌دونم. اون عضو مهمی از تیمه.

72
00:07:47,000 --> 00:07:48,291
‫اون واقعاً ما رو حمل می‌کرد.

73
00:07:53,250 --> 00:07:56,500
‫آنگ کل شب رو بیرون بوده.
‫بریم دنبالش بگردیم؟

74
00:07:56,625 --> 00:07:58,375
‫- پیداش کردم!
‫- نه.

75
00:08:00,250 --> 00:08:01,291
‫پیداش نکردم.

76
00:08:02,500 --> 00:08:03,500
‫هی.

77
00:08:05,625 --> 00:08:06,541
‫خوبی؟

78
00:08:06,625 --> 00:08:07,750
‫نه.

79
00:08:10,500 --> 00:08:12,625
‫بیاین بفهمیم چطوری می‌تونیم 
‫امپراتور خاک رو ببینیم.

80
00:08:13,541 --> 00:08:16,791
‫حق با ساکا بود.
‫این سریع‌ترین راه واسه پیدا کردن آپاست.

81
00:08:17,625 --> 00:08:19,541
‫ببین، آنگ. دربارۀ اتفاقی که افتاد...

82
00:08:19,625 --> 00:08:21,625
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

83
00:08:23,791 --> 00:08:26,291
‫باشه. پس بیا در مورد نقشه حرف بزنیم.

84
00:08:28,125 --> 00:08:30,166
‫درسته.

85
00:08:30,666 --> 00:08:34,375
‫نقشه. فقط باید بفهمیم چطوری
‫از گارد سلطنتی رد بشیم،

86
00:08:34,500 --> 00:08:37,541
‫از دای‌لی و اون‌همه دیوار غیرقابل نفوذ.

87
00:08:37,625 --> 00:08:40,291
‫خیلی‌خب، پس داریم با پای خودمون
‫وارد زندان می‌شیم.

88
00:08:40,375 --> 00:08:41,375
‫چی؟ نه.

89
00:08:43,500 --> 00:08:44,791
‫کدوم دیوونه‌ای همچین کاری می‌کنه؟

90
00:08:46,666 --> 00:08:50,416
‫فکر می‌کنی با اومدن به این زندان
‫چی گیرت میاد؟

91
00:08:52,000 --> 00:08:54,000
‫تویی که قراره یه چیزی گیرت بیاد.

92
00:08:54,875 --> 00:08:56,750
‫قرار نیست چیزی گیر من بیاد.

93
00:08:57,500 --> 00:08:59,875
‫من فقط یه خدمتگزار فروتن برای امپراتوری‌ام.

94
00:08:59,916 --> 00:09:03,250
‫اگه این‌طوری راحت‌تری،
‫با این نمایش و اداهات راه میام.

95
00:09:03,750 --> 00:09:06,000
‫من دنبال یه فراری
‫از ملت آتش می‌گردم.

96
00:09:06,625 --> 00:09:07,750
‫دراِزای...

97
00:09:09,166 --> 00:09:10,166
‫ببخشید.

98
00:09:10,791 --> 00:09:13,041
‫...یاری‌دهندۀ امپراتور خاک،

99
00:09:13,125 --> 00:09:16,375
‫اسم ژنرال‌هایی که دارن علیهت توطئه می‌کنن
‫تا اعتبارت رو زیر سؤال ببرن رو بهت می‌دم.

100
00:09:16,500 --> 00:09:17,500
‫من؟

101
00:09:17,791 --> 00:09:19,375
‫- وزیر فرهنگ؟
‫- بله.

102
00:09:19,500 --> 00:09:22,666
‫یه‌جورایی به این نتیجه رسیدن
‫که تو یه‌جور حاکم سایه‌ای

103
00:09:22,750 --> 00:09:24,166
‫که یه شبکه جاسوسی رو هدایت می‌کنه

104
00:09:24,250 --> 00:09:26,750
‫تا کل این شهر رو توی مشتش نگه داره.

105
00:09:28,375 --> 00:09:31,291
‫و تو اسم این توطئه‌گرها رو داری؟

106
00:09:31,375 --> 00:09:33,000
‫ژنرال سونگ، ژنرال سیتو،

107
00:09:33,041 --> 00:09:35,750
‫ستوان ختری، کیم، و ژانگ.

108
00:09:37,250 --> 00:09:38,250
‫خیلی‌خب.

109
00:09:38,291 --> 00:09:42,375
‫من اتهاماتت رو بررسی می‌کنم
‫و در جریان تصمیمم قرارت می‌دم.

110
00:09:43,625 --> 00:09:44,750
‫کِی؟

111
00:09:44,875 --> 00:09:47,791
‫ممکنه چند روز یا چند هفته طول بکشه.

112
00:09:47,875 --> 00:09:49,125
‫تا اون موقع مُردی.

113
00:09:52,125 --> 00:09:54,625
‫با پای خودت 
‫به این زندان میای تا مذاکره کنی،

114
00:09:54,750 --> 00:09:58,750
‫همون اول تنها اهرم فشارت رو از دست می‌دی،

115
00:09:59,500 --> 00:10:02,041
‫بعدشم تهدید توخالی می‌کنی.

116
00:10:02,541 --> 00:10:05,666
‫آیا در ملت آتش به این می‌گن قدرت نظامی؟

117
00:10:06,500 --> 00:10:10,375
‫چند مایل اون‌طرف‌تر،
‫۲۰ هزار آتش‌افزار هستن

118
00:10:10,416 --> 00:10:14,875
‫که دستور دارن دیوار رو با خاک یکسان کنن
‫و شهرتون رو بسوزونن،

119
00:10:16,125 --> 00:10:18,375
‫مگر اینکه من بهشون دستور عقب‌نشینی بدم.

120
00:10:19,875 --> 00:10:22,125
‫ما به این می‌گیم قدرت نظامی.

121
00:10:22,166 --> 00:10:24,375
‫حتی اگه این حقیقت داشته باشه،

122
00:10:25,125 --> 00:10:27,291
‫ارتش ما از پسش برمیاد،

123
00:10:28,041 --> 00:10:29,625
‫مثل همیشه.

124
00:10:29,666 --> 00:10:32,041
‫همون ارتشی که همین الان
‫اسم رهبرهاش رو به‌عنوان خائن بهت دادم؟

125
00:10:38,125 --> 00:10:40,166
‫تو واقعاً نمی‌دونی با کی طرفی.

126
00:10:40,250 --> 00:10:44,041
‫من هیچ‌وقت امنیت این شهر رو
‫به خطر نمی‌ندازم.

127
00:10:45,000 --> 00:10:46,875
‫من خوب می‌دونم تو کی هستی.

128
00:10:48,000 --> 00:10:50,791
‫می‌تونم کل گذشته‌ت رو از چشم‌هات ببینم.

129
00:10:50,875 --> 00:10:52,666
‫تو از هیچی به اینجا رسیدی،

130
00:10:52,750 --> 00:10:55,791
‫برای همین مجبور شدی با چنگ و دندون
‫به قدرت برسی و دسیسه بچینی.

131
00:10:55,875 --> 00:10:57,541
‫اما قدرت واقعی،

132
00:10:58,375 --> 00:11:01,125
‫حق الهی برای حکومت کردن،
‫چیزیه که باهاش به دنیا میای.

133
00:11:05,375 --> 00:11:07,250
‫و تو با این حق به دنیا اومدی؟

134
00:11:08,875 --> 00:11:11,375
‫یا همیشه نفر دوم بودی؟

135
00:11:11,500 --> 00:11:14,791
‫می‌بینی؟ منم می‌دونم تو کی هستی.

136
00:11:15,291 --> 00:11:17,125
‫یه دختر نازپرورده،

137
00:11:17,916 --> 00:11:21,000
‫که دست‌وپا می‌زنه تا نشون بده...

138
00:11:22,500 --> 00:11:23,625
‫لیاقت هر چیزی رو داره.

139
00:11:25,166 --> 00:11:27,875
‫حتی توی این سلول، من قدرتی دارم 
‫که تو نمی‌تونی

140
00:11:28,000 --> 00:11:29,500
‫با هزار بار زندگی کردن به دست بیاری

141
00:11:29,625 --> 00:11:33,125
‫چون قدرت تو به دروغ و ضعف

142
00:11:33,166 --> 00:11:35,166
‫و هوس‌های یه امپراتور غایب بستگی داره.

143
00:11:35,250 --> 00:11:38,000
‫یادت رفته، من آواتار رو کنترل می‌کنم.

144
00:11:38,916 --> 00:11:42,791
‫و اون ارتش شما رو نابود می‌کنه
‫همون‌طور که ناوگان شمال رو نابود کرد.

145
00:11:44,041 --> 00:11:46,875
‫آواتار یه بچه‌ست که نمی‌تونه 
‫قدرتش رو کنترل کنه.

146
00:11:46,916 --> 00:11:49,375
‫موقع دفاع از شمال، شمال رو نابود کرد.

147
00:11:49,416 --> 00:11:52,375
‫همین کار رو 
‫با کلان‌شهر پرزرق‌وبرق شما هم می‌کنه.

148
00:11:54,916 --> 00:11:57,250
‫آخرین چیزی که می‌خوای 
‫اینه که کار به جنگ بکشه.

149
00:11:59,041 --> 00:12:02,250
‫من بهت این شانس رو می‌دم 
‫که دشمنانت رو به‌عنوان خائن رسوا کنی

150
00:12:02,375 --> 00:12:04,166
‫و این شهر رو نجات بدی.

151
00:12:05,291 --> 00:12:07,000
‫کمکم کن اون فراری رو پیدا کنم،

152
00:12:07,500 --> 00:12:08,791
‫آواتار رو به من بده،

153
00:12:08,875 --> 00:12:12,541
‫و من تضمین می‌کنم 
‫به‌عنوان مردی که باسینگ‌سی رو نجات داد،

154
00:12:12,625 --> 00:12:15,750
‫شناخته بشی و پاداش بگیری.

155
00:12:19,250 --> 00:12:22,041
‫من با ملت آتش معامله نمی‌کنم.

156
00:12:26,416 --> 00:12:29,291
‫همه یه‌جورهایی با ملت آتش معامله می‌کنن.

157
00:12:48,000 --> 00:12:49,291
‫بیداری.

158
00:12:51,291 --> 00:12:52,291
‫آره.

159
00:12:54,416 --> 00:12:55,875
‫ممنون که ازم مراقبت کردی.

160
00:13:01,041 --> 00:13:02,041
‫تو هم همین کار رو برام کردی.

161
00:13:03,500 --> 00:13:05,375
‫سر کارمم رفتم.

162
00:13:05,500 --> 00:13:07,666
‫من... سه تا شیفت رو نرفتم،

163
00:13:07,750 --> 00:13:10,000
‫برای همین... اخراج شدم.

164
00:13:13,666 --> 00:13:17,125
‫هنوزم می‌تونی توی چای‌خونه 
‫برام کار پیدا کنی؟

165
00:13:21,416 --> 00:13:22,541
‫فکر کنم بتونم.

166
00:13:26,666 --> 00:13:27,666
‫ممنون، عمو.

167
00:13:32,750 --> 00:13:35,750
‫خب، این چطوره؟
‫کاتارا یهو یه کولاک درست می‌کنه.

168
00:13:37,500 --> 00:13:39,500
‫نگهبان‌ها مجبور می‌شن برن داخل 
‫تا کت‌هاشون رو بیارن.

169
00:13:40,000 --> 00:13:42,083
‫خب، اون‌وقت می‌فهمن 
‫یه آب‌افزار همراهمون هست.

170
00:13:42,125 --> 00:13:44,625
‫من هنوزم فکر می‌کنم جا زدن خودمون
‫به‌عنوان ستون جواب می‌ده.

171
00:13:44,666 --> 00:13:45,875
‫ستون‌هایی که حرکت می‌کنن؟

172
00:13:46,000 --> 00:13:48,125
‫تغییر قیافه برای رفتن به اوماشو که جواب داد.

173
00:13:48,250 --> 00:13:52,500
‫باشه، پس شاید بهتره خودمون رو
‫جای جنگجویان کیوشی جا بزنیم.

174
00:13:52,541 --> 00:13:54,125
‫- شنیدم اومدن شهر.
‫- واقعاً؟

175
00:13:54,250 --> 00:13:57,375
‫آره، وقتی داشتم کاخ رو دید می‌زدم
‫شنیدم یکی داشت در موردش حرف می‌زد.

176
00:13:57,500 --> 00:13:59,375
‫باید پیداشون کنیم. شاید بتونن کمک کنن.

177
00:13:59,416 --> 00:14:02,250
‫وقت نیست. باید همین الان یه فکری بکنیم.

178
00:14:03,750 --> 00:14:04,750
‫فهمیدم!

179
00:14:05,916 --> 00:14:09,750
‫ممکنه منتظر ما چهار نفر باشن،
‫اما می‌دونین منتظر کی نیستن؟

180
00:14:10,875 --> 00:14:11,750
‫مومو.

181
00:14:11,791 --> 00:14:13,000
‫ما توی بوته‌ها قایم می‌شیم.

182
00:14:13,125 --> 00:14:14,375
‫مومو رو می‌فرستیم داخل.

183
00:14:14,416 --> 00:14:17,750
‫تاف و آنگ می‌تونن بالای سر مومو خاک‌افزاری کنن
‫تا به نظر بیاد اون داره خاک‌افزاری می‌کنه.

184
00:14:17,875 --> 00:14:19,375
‫خب، لمورها که نمی‌تونن خاک‌افزاری کنن.

185
00:14:19,500 --> 00:14:21,750
‫دقیقاً. این‌جوری گیج می‌شن.

186
00:14:21,791 --> 00:14:23,625
‫و در نتیجه حواسشون پرت می‌شه.

187
00:14:24,250 --> 00:14:27,916
‫شما کل صبح وقت داشتین
‫تا یه ایده‌ای پیدا کنین،

188
00:14:28,000 --> 00:14:29,666
‫و این بهترین چیزیه که داریم؟

189
00:14:29,750 --> 00:14:33,125
‫همین یه بار رو
‫پدر و مادرم می‌تونستن به درد بخورن.

190
00:14:33,166 --> 00:14:36,541
‫احتمالاً راحت می‌تونستن ما رو 
‫مستقیم از در اصلی ببرن داخل.

191
00:14:44,750 --> 00:14:46,125
‫مستقیم از در اصلی.

192
00:14:47,125 --> 00:14:48,291
‫آره، منم همین رو گفتم.

193
00:14:49,166 --> 00:14:50,291
‫فهمیدم.

194
00:14:51,291 --> 00:14:53,000
‫خیلی‌خب.

195
00:14:53,750 --> 00:14:54,916
‫من این کار رو کردم؟

196
00:14:55,500 --> 00:14:56,500
‫ساکا؟

197
00:15:00,666 --> 00:15:01,666
‫خب.

198
00:15:06,375 --> 00:15:07,375
‫بوم!

199
00:15:07,875 --> 00:15:08,875
‫هوشمندانه‌ست، نه؟

200
00:15:09,791 --> 00:15:10,916
‫اون چیه؟

201
00:15:11,000 --> 00:15:13,416
‫من حتی نمی‌تونم ببینمش،
‫ولی می‌دونم که چیز بدیه.

202
00:15:13,500 --> 00:15:15,041
‫مطمئنم ساکا توضیحش می‌ده.

203
00:15:15,125 --> 00:15:17,250
‫این ماییم توی خمره‌ها.

204
00:15:19,750 --> 00:15:21,416
‫- می‌بینی؟
‫- اوه.

205
00:15:21,500 --> 00:15:22,625
‫نه.

206
00:15:23,625 --> 00:15:26,250
‫الان داری شوخی می‌کنی؟ 
‫داره شوخی می‌کنه؟

207
00:15:26,375 --> 00:15:30,125
‫کاملاً جدی‌ام. کاری که می‌کنیم اینه.
‫آنگ و کاتارا می‌رن توی یه خمره.

208
00:15:30,250 --> 00:15:32,166
‫من و تاف هم می‌ریم توی اون یکی.

209
00:15:32,250 --> 00:15:35,250
‫خاک‌افزارهای شگفت‌انگیزمون 
‫یه کف کاذب می‌سازن.

210
00:15:35,375 --> 00:15:37,500
‫این‌طوری می‌تونیم 
‫زیر نوشیدنی‌ها قایم بشیم.

211
00:15:37,541 --> 00:15:39,500
‫و اونا ما رو می‌برن داخل.

212
00:15:40,125 --> 00:15:41,125
‫دقیقاً.

213
00:15:41,791 --> 00:15:44,291
‫دستت رو بکش.
‫نه، اون یکی دستت رو.

214
00:15:44,375 --> 00:15:47,166
‫ببخشید. تاریکه.
‫هیچی نمی‌بینم.

215
00:15:47,250 --> 00:15:49,375
‫وای نه! عجب کابوسیه!

216
00:15:49,416 --> 00:15:51,750
‫ساکت باشین.
‫داریم به دروازه‌های کاخ نزدیک می‌شیم.

217
00:15:53,875 --> 00:15:57,041
‫نگهبان‌های معمولی کاخ نیستن. 
‫دای‌لی‌ـه.

218
00:16:05,250 --> 00:16:06,500
‫ژنرال سونگ.

219
00:16:07,916 --> 00:16:09,125
‫منتظرتون بودیم.

220
00:16:09,166 --> 00:16:11,625
‫بله، با امپراتور خاک ملاقات دارم.

221
00:16:16,500 --> 00:16:19,000
‫هدیه‌ای از منطقۀ کشاورزی.

222
00:16:21,875 --> 00:16:23,750
‫نوشیدنی برای گارد امپراتوری.

223
00:16:28,500 --> 00:16:29,875
‫از اینجا به بعد خودمون می‌بریمشون.

224
00:16:30,916 --> 00:16:33,166
‫افسرهاتون باید بیرون بمونن.

225
00:16:33,250 --> 00:16:35,500
‫وزیر فرهنگ می‌خواد شما رو ببینه.

226
00:16:44,875 --> 00:16:45,875
‫هی.

227
00:16:48,125 --> 00:16:51,875
‫اگه فقط یکی از اینا بره توی انبار، 
‫کسی متوجه نمی‌شه، مگه نه؟

228
00:17:07,375 --> 00:17:09,500
‫فکر کنم نقشه‌ی کوچیکت جواب داد.

229
00:17:11,291 --> 00:17:14,291
‫معلومه که جواب داد.
‫نقشه‌های من بی‌نقصن. همیشه جواب می‌دن.

230
00:17:16,916 --> 00:17:18,291
‫اون یکی خمره کو؟

231
00:17:18,791 --> 00:17:19,791
‫چی؟

232
00:17:32,291 --> 00:17:33,750
‫سلام کن!

233
00:17:39,500 --> 00:17:40,916
‫سلام کن!

234
00:17:50,500 --> 00:17:52,000
‫میای داخل، لی؟

235
00:17:59,291 --> 00:18:00,666
‫از بچه‌ها می‌ترسی؟

236
00:18:01,750 --> 00:18:02,750
‫هان؟

237
00:18:03,500 --> 00:18:05,125
‫زل زده بودی.

238
00:18:07,875 --> 00:18:11,125
‫اوه... نه. بچه‌ها از من می‌ترسن.

239
00:18:15,416 --> 00:18:17,875
‫تا الان نظرت راجع‌به شهر چی بوده؟

240
00:18:19,666 --> 00:18:20,875
‫هوم...

241
00:18:21,000 --> 00:18:22,875
‫فکر کنم بدک نیست.

242
00:18:24,041 --> 00:18:26,000
‫مشخصه که بهترین جاهای شهر رو ندیدی.

243
00:18:27,000 --> 00:18:28,000
‫ام...

244
00:18:30,750 --> 00:18:32,500
‫مثلاً کجا؟

245
00:18:34,125 --> 00:18:36,000
‫خب، می‌تونم یه‌کم این اطراف رو 
‫نشونت بدم.

246
00:18:39,000 --> 00:18:40,000
‫باشه.

247
00:18:41,250 --> 00:18:42,250
‫آره.

248
00:18:44,875 --> 00:18:46,250
‫ممنون. خیلی‌خب.

249
00:18:55,416 --> 00:18:58,166
‫موشی. این چطوره؟

250
00:19:12,166 --> 00:19:15,250
‫چای چاه اژدها 
‫باید در دمای پایین‌تری دم بکشه.

251
00:19:15,291 --> 00:19:17,375
‫وگرنه ممکنه تلخ بشه.

252
00:19:17,500 --> 00:19:18,625
‫می‌ریزمش دور.

253
00:19:18,666 --> 00:19:20,791
‫نه، نه. می‌خوریمش.

254
00:19:20,875 --> 00:19:23,000
‫تلخی هم درس‌های خودش رو داره.

255
00:19:23,125 --> 00:19:27,500
‫و وقتی درستش رو یاد بگیری،
‫می‌تونی از اینکه چقدر پیشرفت کردی لذت ببری.

256
00:19:50,250 --> 00:19:52,458
‫- بیا یه دقیقه صبر کنیم تا مطمئن بشیم.
‫- کسی نیست. بیا بریم.

257
00:19:52,500 --> 00:19:53,916
‫- آنگ، صبر کن.
‫- نه.

258
00:19:54,000 --> 00:19:55,416
‫از صبر کردن خسته شدم.

259
00:19:55,916 --> 00:19:58,375
‫آپا همون‌قدر به من نیاز داره که 
‫من بهش نیاز دارم.

260
00:19:58,500 --> 00:20:01,041
‫می‌دونم ناراحتی. همه‌مون ناراحتیم.

261
00:20:01,125 --> 00:20:03,000
‫و همه‌مون اینجاییم و سعی می‌کنیم کمک کنیم.

262
00:20:04,000 --> 00:20:06,125
‫اما باید خودت رو کنترل کنی.

263
00:20:06,625 --> 00:20:08,541
‫چون اگه این‌طوری با امپراتور خاک حرف بزنی،

264
00:20:08,625 --> 00:20:11,250
‫به هیچ‌کدوم از حرف‌هامون گوش نمی‌ده.

265
00:20:12,000 --> 00:20:14,041
‫اون‌وقت مرگ جت بیهوده می‌شه.

266
00:20:14,125 --> 00:20:15,875
‫و ما یه قدمم
‫به پیدا کردن آپا نزدیک‌تر نمی‌شیم.

267
00:20:16,000 --> 00:20:16,950
‫دارم سعی می‌کنم.

268
00:20:17,000 --> 00:20:18,625
‫سعی می‌کنم، باشه؟

269
00:20:19,416 --> 00:20:20,500
‫من فقط...

270
00:20:20,625 --> 00:20:23,375
‫نمی‌تونم درست فکر کنم.

271
00:20:23,500 --> 00:20:24,500
‫من...

272
00:20:25,291 --> 00:20:26,375
‫دلم براش تنگ شده.

273
00:20:27,875 --> 00:20:30,041
‫باشه؟ دلم براش تنگ شده.

274
00:20:30,125 --> 00:20:31,750
‫آنگ، نفس بکش.

275
00:20:39,541 --> 00:20:40,625
‫باشه.

276
00:20:42,541 --> 00:20:44,500
‫- من خوبم.
‫- بهت که گفتم اینجان.

277
00:20:44,541 --> 00:20:47,250
‫- بیاین. اتاق مطالعه رو پیدا کردیم.
‫- اهم.

278
00:20:48,875 --> 00:20:50,000
‫تاف اتاق مطالعه رو پیدا کرد.

279
00:20:59,166 --> 00:21:01,875
‫وزیر، من یه جلسه دارم که باید بهش برسم.

280
00:21:02,000 --> 00:21:04,250
‫هرچی که هست، بیا زودتر تمومش کنیم.

281
00:21:05,416 --> 00:21:09,125
‫جالبه که امروز انقدر سرتون شلوغه،

282
00:21:09,250 --> 00:21:13,375
‫درست وقتی که منم نمی‌تونم
‫آواتار و همراهانش رو پیدا کنم.

283
00:21:13,500 --> 00:21:15,916
‫حتماً اونم سرش شلوغه.

284
00:21:16,000 --> 00:21:17,166
‫چی می‌خوای؟

285
00:21:18,750 --> 00:21:21,000
‫یه شایعه‌ای به گوشم رسیده

286
00:21:21,041 --> 00:21:24,125
‫که ارتش یه مهره عالی‌رتبه‌ی ملت آتش رو

287
00:21:24,250 --> 00:21:26,250
‫در دیوار زندانی کرده،

288
00:21:26,375 --> 00:21:28,541
‫بدون اینکه به امپراتوری اطلاع بده.

289
00:21:30,041 --> 00:21:32,166
‫البته که این یه دروغه،

290
00:21:32,666 --> 00:21:36,375
‫که فقط می‌خواد وفاداری شما
‫به امپراتور خاک رو زیر سوال ببره.

291
00:21:37,541 --> 00:21:38,541
‫این‌طور نیست؟

292
00:21:40,041 --> 00:21:41,041
‫شوکه‌کننده‌ست.

293
00:21:42,041 --> 00:21:46,166
‫مردم چه دروغ‌هایی می‌گن
‫تا امنیت باسینگ‌سی رو تضعیف کنن.

294
00:21:48,666 --> 00:21:51,500
‫یه چیز دیگه قبل از اینکه برید، ژنرال.

295
00:21:52,625 --> 00:21:56,750
‫امپراتور دخترتون رو 
‫به دریاچۀ لائوگای دعوت کرده.

296
00:22:22,375 --> 00:22:24,125
‫ژنرال سونگ و امپراتور کجان؟

297
00:22:24,916 --> 00:22:26,166
‫دیر که نکردیم، نه؟

298
00:22:27,000 --> 00:22:29,375
‫من... فکر نکنم.

299
00:22:32,375 --> 00:22:34,875
‫این گل‌ها. توی مهمونی هم از اینا داشتن.

300
00:22:35,000 --> 00:22:36,000
‫خب که چی؟

301
00:22:38,125 --> 00:22:40,375
‫می‌گفتن از باغ امپراتوری آوردنشون.

302
00:22:55,791 --> 00:22:57,125
‫خودشه.

303
00:23:02,041 --> 00:23:03,375
‫خودشه.

304
00:23:06,291 --> 00:23:07,416
‫اعلی‌حضرت؟

305
00:23:08,750 --> 00:23:09,750
‫اوه.

306
00:23:10,041 --> 00:23:11,041
‫بله.

307
00:23:12,166 --> 00:23:13,500
‫ من امپراتور کوئی هستم.

308
00:23:13,625 --> 00:23:15,250
‫ما باید باهاتون صحبت کنیم.

309
00:23:17,000 --> 00:23:20,000
‫اوه، بله. آواتار.

310
00:23:21,375 --> 00:23:23,625
‫شنیدم کارهای خوبی توی شهر انجام دادی.

311
00:23:24,500 --> 00:23:27,875
‫دلداری دادن به بیماران. رهبری معنوی.

312
00:23:29,916 --> 00:23:31,500
‫تو یه بادافزاری.

313
00:23:32,666 --> 00:23:35,916
‫باغ‌های معلق معبد باد غربی رو می‌شناسی؟

314
00:23:36,000 --> 00:23:38,041
‫آره. اونجا بودم.

315
00:23:38,541 --> 00:23:41,041
‫اتفاقاً آواتار یانگ‌چن همون‌جا بزرگ شده.

316
00:23:41,125 --> 00:23:42,875
‫اونجا یه گلی هست،

317
00:23:43,375 --> 00:23:45,291
‫تاج‌خروس نقره‌ای،

318
00:23:45,875 --> 00:23:48,375
‫که در طول چرخه‌ی شکوفه دادنش
‫تغییر رنگ می‌ده.

319
00:23:49,666 --> 00:23:52,125
‫حاضرم کل امپراتوریم رو بدم
‫تا بتونم یکیش رو ببینم.

320
00:23:52,250 --> 00:23:54,625
‫و من از خدامه شما رو ببرم اونجا.

321
00:23:54,666 --> 00:23:57,416
‫یکی از زیباترین مناظر دنیاست،

322
00:23:57,500 --> 00:24:00,416
‫اما راستش باید در مورد یه چیزی 
‫باهاتون حرف بزنیم.

323
00:24:00,500 --> 00:24:01,875
‫در مورد چند تا چیز.

324
00:24:01,916 --> 00:24:03,625
‫مسائل مهمی هستن، اعلی‌حضرت.

325
00:24:03,666 --> 00:24:04,750
‫اوه.

326
00:24:06,500 --> 00:24:08,541
‫من واسه این‌جور کارها آدم دارم.

327
00:24:09,500 --> 00:24:12,875
‫- اما اگه بخواین، می‌تونم این اطراف رو نشونتون بدم...
‫- باید راجع‌به جنگ باهاتون حرف بزنیم.

328
00:24:15,625 --> 00:24:17,416
‫سیاست حالم رو به هم می‌زنه.

329
00:24:21,375 --> 00:24:23,625
‫خیلی وقته یه سوسن پری ندیدم.

330
00:24:23,666 --> 00:24:25,041
‫گیاه‌ها رو می‌شناسی؟

331
00:24:25,125 --> 00:24:27,250
‫بومی قبیله آب جنوبی نیستن،

332
00:24:27,291 --> 00:24:30,000
‫اما یه دوستی دارم
‫که چند تا چیز یادم داده.

333
00:24:34,041 --> 00:24:38,000
‫- دارین علف‌های هرز رو می‌کنین؟
‫- بله. از واجباته، اما کثیف‌کاری داره.

334
00:24:38,125 --> 00:24:39,125
‫اوهوم.

335
00:24:39,416 --> 00:24:42,000
‫دیوارها جلوی علف‌های هرز رو نمی‌گیرن،
‫مگه نه اعلی‌حضرت؟

336
00:24:42,750 --> 00:24:45,875
‫هر چقدر هم که تلاش کنین، 
‫همه‌چیز به هم وصله.

337
00:24:46,625 --> 00:24:48,291
‫علف‌های هرز همیشه یه راهی 
‫برای نفوذ پیدا می‌کنن.

338
00:24:50,416 --> 00:24:51,416
‫اما...

339
00:24:52,750 --> 00:24:54,125
‫با کمک مناسب،

340
00:24:55,750 --> 00:24:57,625
‫گل‌ها می‌تونن رشد کنن.

341
00:24:59,750 --> 00:25:01,541
‫فقط باید دقت کنیم.

342
00:25:03,500 --> 00:25:04,666
‫و دست‌به‌کار بشیم.

343
00:25:13,916 --> 00:25:15,166
‫متوجهم.

344
00:25:21,750 --> 00:25:23,125
‫می‌شنوم.

345
00:25:26,375 --> 00:25:28,250
‫می‌دونستی می‌تونه این کار رو بکنه؟

346
00:25:30,375 --> 00:25:35,916
‫پس ما فقط منتظریم ببینیم
‫این یارو چه تصمیمی می‌گیره یا چی؟

347
00:25:38,625 --> 00:25:42,000
‫تصمیم براش گرفته شده.
‫فقط خودش هنوز خبر نداره.

348
00:25:44,125 --> 00:25:46,250
‫اما کمکم کرد یه چیزی رو بفهمم.

349
00:25:46,916 --> 00:25:48,000
‫چی رو؟

350
00:25:50,250 --> 00:25:51,750
‫کاری که قراره بکنم.

351
00:25:55,416 --> 00:25:57,375
‫این حکایت دو اژدهاست.

352
00:26:00,000 --> 00:26:02,375
‫وقتی دنیا جوون بود
‫و ارواح آزادانه می‌گشتن،

353
00:26:02,416 --> 00:26:04,916
‫دو تا اژدها از یه تخم به دنیا اومدن.

354
00:26:06,250 --> 00:26:08,625
‫حتی قبل از بیرون اومدن از تخم،
‫سر غذا با هم می‌جنگیدن.

355
00:26:10,250 --> 00:26:14,416
‫یکیشون بزرگ و قدرتمند بیرون اومد: «هاگشی».

356
00:26:16,000 --> 00:26:17,000
‫اون یکی...

357
00:26:18,250 --> 00:26:20,875
‫ضعیف و کوچیک بود:

358
00:26:22,375 --> 00:26:23,500
‫«نو شیو».

359
00:26:24,000 --> 00:26:25,125
‫با گذشت زمان،

360
00:26:25,625 --> 00:26:28,500
‫نو شیو یاد گرفت روی پای خودش وایسه،

361
00:26:28,625 --> 00:26:31,625
‫توی خاک‌و‌خُل شکار کنه و بگرده،

362
00:26:31,750 --> 00:26:33,375
‫و یه‌جوری زنده بمونه.

363
00:26:34,500 --> 00:26:37,500
‫درحالی‌که هاگشی اونقدر قوی بود
‫که راحت دست‌روی‌دست می‌ذاشت

364
00:26:38,416 --> 00:26:40,541
‫و هر شکاری که قُلش می‌گرفت رو می‌دزدید.

365
00:26:41,625 --> 00:26:43,541
‫هاگشی اونقدر بزرگ شد...

366
00:26:44,750 --> 00:26:47,125
‫که شد فرمانروای همۀ اژدهایان،

367
00:26:48,666 --> 00:26:50,666
‫چه لیاقت این لقب رو داشت و چه نداشت.

368
00:26:52,125 --> 00:26:53,666
‫و اون دو تا از هم متنفر بودن.

369
00:26:55,166 --> 00:26:58,625
‫یه روز، نو شیو یه هیولای بزرگ رو کشت.

370
00:26:59,750 --> 00:27:03,250
‫و چون از دزدی‌های برادرش خسته شده بود،
‫به یه غار دور پرواز کرد تا جایزه‌ش رو بخوره.

371
00:27:05,750 --> 00:27:07,416
‫اما هاگشی بازم پیداش کرد

372
00:27:08,500 --> 00:27:11,000
‫و غذا رو از دهن قلِ گرسنه‌ش بیرون کشید.

373
00:27:13,541 --> 00:27:14,625
‫هاگشی که سیر شده بود،

374
00:27:16,375 --> 00:27:17,625
‫خوابید.

375
00:27:19,500 --> 00:27:20,750
‫اون آسیب‌پذیر شده بود.

376
00:27:22,416 --> 00:27:25,041
‫این فرصت نو شیو برای انتقام بود،

377
00:27:25,125 --> 00:27:28,125
‫تا هر چیزی که همیشه می‌خواست رو پس بگیره.

378
00:27:29,250 --> 00:27:32,375
‫نو شیو یه لحظه مکث کرد
‫و فرصتش رو از دست داد.

379
00:27:33,375 --> 00:27:34,875
‫هاگشی چشم‌هاش رو باز کرد

380
00:27:35,750 --> 00:27:38,375
‫و برادرش رو دید که به قصد کشت
‫بالا سرش وایستاده.

381
00:27:40,375 --> 00:27:42,291
‫نو شیو حمله کرد، اما دیگه دیر شده بود.

382
00:27:43,791 --> 00:27:45,166
‫هاگشی آماده بود.

383
00:27:46,375 --> 00:27:48,500
‫اون به‌راحتی برادرش رو کُشت.

384
00:27:49,375 --> 00:27:51,125
‫و اژدهای کوچیک‌تر مُرد،

385
00:27:52,541 --> 00:27:55,041
‫پر از حسرت که چرا کار به اینجا کشید.

386
00:27:55,750 --> 00:27:57,041
‫این یکی رو یادمه.

387
00:27:58,041 --> 00:28:01,375
‫مادرم همیشه می‌گفت به همین خاطره که 
‫من و خواهرهام باید با هم شریک بشیم،

388
00:28:01,416 --> 00:28:03,500
‫تا همدیگه رو نکُشیم.

389
00:28:07,500 --> 00:28:08,500
‫قشنگه.

390
00:28:10,000 --> 00:28:11,000
‫اما غلطه.

391
00:28:13,000 --> 00:28:15,125
‫نو شیو از اینکه از برادرش متنفر بود 
‫پشیمون نبود.

392
00:28:16,125 --> 00:28:18,375
‫تنها حسرتش این بود که چرا 
‫وقتی خواب بود نکُشتش.

393
00:28:19,000 --> 00:28:22,625
‫درسش اینه که وقتی فرصتش رو داری،
‫دشمنت رو کاملاً نابود کنی.

394
00:28:25,875 --> 00:28:27,375
‫من به اینجا فرستاده شدم،

395
00:28:28,625 --> 00:28:30,625
‫دور از دربار، تا برادرم رو شکار کنم.

396
00:28:32,500 --> 00:28:35,375
‫و با اینکه ضعیفه، اما خطرناکه.

397
00:28:37,125 --> 00:28:38,500
‫و من

398
00:28:39,416 --> 00:28:43,500
‫فرصتم رو برای کُشتن زوکو از دست نمی‌دم.

399
00:29:04,583 --> 00:29:14,583
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

400
00:29:35,666 --> 00:29:38,625
‫هر چیزی که 
‫برای شکست دادن ملت آتش نیاز داریم اونجاست.

401
00:29:40,125 --> 00:29:42,291
‫باورم نمی‌شه تا حالا 
‫هیچ‌کدوم از اینا رو نشنیده بودم.

402
00:29:42,375 --> 00:29:44,250
‫خب، من اینو از خودِ آواتار کیوشی شنیدم.

403
00:29:45,500 --> 00:29:47,750
‫توی کتابخونۀ ارواح بود.
‫فقط بهم اعتماد کن.

404
00:29:48,375 --> 00:29:51,500
‫و شما پیشنهاد می‌دین
‫که قبل از اومدن این ستارۀ دنباله‌دار،

405
00:29:51,625 --> 00:29:55,166
‫در روز خورشید سیاه
‫یه حمله‌ی بزرگ راه بندازیم؟

406
00:29:55,250 --> 00:29:57,041
‫اعلی‌حضرت، با کمک شما...

407
00:29:57,750 --> 00:29:58,875
‫ما می‌تونیم دنیا رو نجات بدیم.

408
00:29:59,000 --> 00:30:00,375
‫اگه این حقیقت داشته باشه،

409
00:30:00,875 --> 00:30:03,666
‫ممکنه مهم‌ترین چیزی باشه که تا حالا شنیدم

410
00:30:03,750 --> 00:30:06,541
‫و مهم‌ترین تصمیمی که 
‫تا حالا مجبور به گرفتنش شدم.

411
00:30:08,791 --> 00:30:09,791
‫ژنرال سونگ.

412
00:30:12,250 --> 00:30:14,500
‫ژنرال سونگ، لانگ فنگ،

413
00:30:14,625 --> 00:30:17,000
‫همین الان اخبار خیلی ناراحت‌کننده‌ای شنیدم.

414
00:30:17,125 --> 00:30:20,750
‫سقوط اوماشو،
‫ارتشی که بیرون دیوارهامون اردو زده،

415
00:30:20,791 --> 00:30:24,000
‫و یه ستارۀ دنباله‌دار که به آتش‌افزارها
‫قدرت خارق‌العاده‌ای می‌ده.

416
00:30:24,125 --> 00:30:26,125
‫ژنرال سونگ می‌تونه
‫تموم حرف‌هامون رو تأیید کنه.

417
00:30:26,166 --> 00:30:27,541
‫حرف‌هایی که می‌گن راسته؟

418
00:30:31,291 --> 00:30:32,791
‫- نه.
‫- چی؟

419
00:30:32,875 --> 00:30:36,000
‫باسینگ‌سی مثل همیشه قدرتمنده، اعلی‌حضرت.

420
00:30:36,041 --> 00:30:38,625
‫نیروهای ملت آتش بیرون دیوارهامون هستن،

421
00:30:38,750 --> 00:30:40,166
‫اما به‌راحتی از پسشون برمیایم.

422
00:30:40,250 --> 00:30:42,500
‫پیشاهنگ‌های کیوشی ژنرالشون رو دستگیر کردن

423
00:30:42,625 --> 00:30:44,333
‫و به‌عنوان زندانی آوردنش به شهر.

424
00:30:44,375 --> 00:30:47,875
‫آواتار و دوستانش فقط می‌خوان 
‫در شهری که بهشون نیازی نداره،

425
00:30:48,000 --> 00:30:49,625
‫احساس مهم بودن بکنن.

426
00:30:49,666 --> 00:30:52,291
‫ژنرال سونگ، داری چی‌کار می‌کنی؟

427
00:30:52,375 --> 00:30:53,375
‫اعلی‌حضرت.

428
00:30:55,166 --> 00:30:58,500
‫ما نباید به آواتار و دوستانش سخت بگیریم.

429
00:30:59,000 --> 00:31:00,500
‫ناسلامتی اونا فقط بچه‌ن.

430
00:31:00,625 --> 00:31:04,291
‫نباید به حرف‌هاش گوش بدین!
‫اون به من دروغ گفت و داره به شما هم دروغ می‌گه!

431
00:31:04,375 --> 00:31:07,250
‫آنگ هفته‌ها تلاش کرد بیاد اینجا 
‫تا همۀ اینا رو بهتون بگه.

432
00:31:07,291 --> 00:31:08,541
‫و لانگ فنگ جلوش رو گرفت.

433
00:31:08,625 --> 00:31:10,375
‫داستان جالبیه،

434
00:31:10,416 --> 00:31:12,166
‫مخصوصاً وقتی از زبون یه دزد شنیده بشه.

435
00:31:12,250 --> 00:31:13,916
‫کاتارا دزد نیست.

436
00:31:14,000 --> 00:31:15,000
‫اوه، چرا هست.

437
00:31:15,500 --> 00:31:16,875
‫شب مهمونی،

438
00:31:16,916 --> 00:31:21,250
‫اون چند تا گزنۀ طلاییِ گرانبها 
‫و باارزش رو از کاخ دزدید،

439
00:31:21,375 --> 00:31:23,875
‫و از مهمان‌نوازی اعلی‌حضرت سوءاستفاده کرد.

440
00:31:24,000 --> 00:31:27,541
‫از اون موقع، هر شب داره
‫در حلقه‌ی پایینی آشوب به پا می‌کنه...

441
00:31:27,625 --> 00:31:30,500
‫و در یه جای همیشه آروم،
‫تنش ایجاد می‌کنه.

442
00:31:32,166 --> 00:31:34,000
‫داشتم به آدم‌هایی که
‫بهش نیاز داشتن کمک می‌کردم.

443
00:31:34,041 --> 00:31:36,166
‫اگه قصدت کمک بود،

444
00:31:36,250 --> 00:31:39,041
‫چرا مجبور بودی تغییر قیافه بدی
‫و کارهات رو مخفیانه انجام بدی؟

445
00:31:39,125 --> 00:31:41,041
‫اگه قصدت کمک بود،

446
00:31:41,625 --> 00:31:43,416
‫چرا از صحنه‌ی شورش فرار کردی؟

447
00:31:46,916 --> 00:31:48,625
‫و این تازه شروعشه.

448
00:31:50,041 --> 00:31:51,041
‫طبق گفته‌ی منابع،

449
00:31:51,125 --> 00:31:54,541
‫بی‌فانگ‌ها داشتن واسه ملت آتش
‫ماشین‌های جنگی می‌ساختن.

450
00:31:55,125 --> 00:31:59,000
‫ماشین‌های جنگی‌ای که اونا
‫علیه قبیله آب شمالی استفاده کردن.

451
00:31:59,041 --> 00:32:01,500
‫ماشین‌های جنگی‌ای که می‌خواستن
‫علیه باسینگ‌سی استفاده کنن.

452
00:32:01,541 --> 00:32:03,541
‫اونا خائن به امپراتوری خاکن.

453
00:32:03,625 --> 00:32:04,625
‫این حقیقت نداره.

454
00:32:04,750 --> 00:32:08,250
‫تاف تا همین اواخر...
‫هیچی درباره‌ش نمی‌دونست.

455
00:32:08,791 --> 00:32:12,375
‫بانو بی‌فانگ الان در شهره
‫و با دخترش در تماس بوده.

456
00:32:12,416 --> 00:32:16,500
‫کی می‌دونه تاف جوون
‫می‌خواد چه نقشه‌ای رو باهاش در میون بذاره؟

457
00:32:17,541 --> 00:32:18,625
‫و این یکی.

458
00:32:19,875 --> 00:32:21,791
‫این یکی آخرین نفری بود که

459
00:32:21,875 --> 00:32:24,125
‫قبل از اینکه ناپدید بشه، توسط یکی از...

460
00:32:24,250 --> 00:32:25,250
‫متفکران برجسته‌ی شهر دیده شده.

461
00:32:25,375 --> 00:32:28,750
‫دای‌لی داره به‌عنوان یه قتل احتمالی،
‫راجع‌به ناپدید شدن پروفسور زی

462
00:32:28,791 --> 00:32:30,000
‫تحقیق می‌کنه.

463
00:32:30,041 --> 00:32:34,041
‫اعلی‌حضرت، نمی‌شه به دای‌لی اعتماد کرد.
‫اونا فقط به لانگ فنگ وفادارن.

464
00:32:34,125 --> 00:32:35,625
‫اعلی‌حضرت، در نظر داشته باشین...

465
00:32:36,125 --> 00:32:38,500
‫که این اتهامات
‫از طرف مرد جوانی مطرح می‌شه

466
00:32:38,625 --> 00:32:40,791
‫که همدست شناخته‌شده‌ی «سای»ئـه،

467
00:32:40,875 --> 00:32:43,875
‫جاسوس ملت آتش
‫که کل این داستان رو سرهم کرده.

468
00:32:44,000 --> 00:32:44,950
‫- سای که...
‫- چی؟

469
00:32:45,000 --> 00:32:47,250
‫قصد ترور امپراتور اوماشو رو نداشت؟

470
00:32:47,375 --> 00:32:48,750
‫ما می‌تونیم همه‌ی اینا رو توضیح بدیم.

471
00:32:48,791 --> 00:32:52,250
‫در اینکه شما داستان‌های شگفت‌انگیزی می‌بافین 
‫هیچ شکی نیست.

472
00:32:52,375 --> 00:32:53,791
‫می‌بینید اعلی‌حضرت،

473
00:32:53,875 --> 00:32:56,125
‫آواتار همدستِ...

474
00:32:56,250 --> 00:32:59,291
‫یه دزد، یه جاسوس و یه خائنه.

475
00:32:59,375 --> 00:33:01,625
‫چطور می‌تونیم به آواتار اعتماد کنیم،

476
00:33:01,750 --> 00:33:05,666
‫وقتی همراهانش نشون دادن
‫که دشمنان امپراتوری خاک هستن؟

477
00:33:05,750 --> 00:33:09,125
‫خواهش می‌کنم اعلی‌حضرت،
‫مهم نیست اون راجع‌به ما چی می‌گه،

478
00:33:09,166 --> 00:33:11,500
‫این واقعیت رو تغییر نمی‌ده
‫که شهرتون در خطره.

479
00:33:11,625 --> 00:33:13,250
‫ملت آتش داره میاد...

480
00:33:13,291 --> 00:33:16,250
‫و شما این قدرت رو دارین
‫که بایستین و مبارزه کنین.

481
00:33:19,125 --> 00:33:22,625
‫خواهش می‌کنم اعلی‌حضرت، 
‫ما به کمکتون نیاز داریم.

482
00:33:24,375 --> 00:33:27,416
‫دنیا... به کمکتون نیاز داره.

483
00:33:35,250 --> 00:33:36,250
‫لانگ فنگ.

484
00:33:39,791 --> 00:33:41,041
‫باید چی‌کار کنم؟

485
00:33:41,125 --> 00:33:43,500
‫از اون نپرسین. اون دروغگوئه.

486
00:33:45,250 --> 00:33:46,750
‫آپا رو کجا بردی؟

487
00:33:46,791 --> 00:33:48,666
‫- آنگ، نکن.
‫- می‌دونم کار تو بود!

488
00:33:49,666 --> 00:33:53,041
‫آپا کجاست؟

489
00:33:54,500 --> 00:33:56,416
‫- عقب بمونید، اعلی‌حضرت.
‫- آنگ!

490
00:34:00,541 --> 00:34:01,750
‫آنگ!

491
00:34:15,375 --> 00:34:17,875
‫آواتار و دوستانش رو 
‫تا خونه همراهی کنید.

492
00:34:39,625 --> 00:34:41,750
‫ممنون لانگ فنگ،

493
00:34:42,666 --> 00:34:45,166
‫برای کمک و وفاداریت.

494
00:34:46,791 --> 00:34:49,041
‫من خدمتگزار فروتن شما هستم.

495
00:34:50,916 --> 00:34:53,875
‫اما من اصلاً 
‫از این نیروهای ملت آتش خبر نداشتم.

496
00:34:53,916 --> 00:34:55,125
‫ژنرال سونگ.

497
00:34:56,166 --> 00:34:59,375
‫گفتی اون بخش از داستان واقعی بود.
‫نگفتی؟

498
00:34:59,916 --> 00:35:02,291
‫بله. ترتیب بازدیدی رو می‌دم
‫تا نیروها رو بررسی کنین...

499
00:35:02,375 --> 00:35:03,625
‫ژنرال سونگ،

500
00:35:04,375 --> 00:35:07,125
‫لطفاً جدیدترین گزارشات مربوط به 
‫اقدامات انجام‌شده از دیوار رو برام بفرست.

501
00:35:08,250 --> 00:35:09,416
‫چشم، اعلی‌حضرت.

502
00:35:09,500 --> 00:35:10,625
‫و در آینده،

503
00:35:11,166 --> 00:35:14,000
‫هر تهدیدی علیه مرزهامون رو...

504
00:35:14,041 --> 00:35:16,375
‫فوراً و مستقیماً بهم اطلاع بده.

505
00:35:35,750 --> 00:35:38,500
‫هر تسلط ضعیفی که روی شهر داری،

506
00:35:39,541 --> 00:35:41,291
‫داره از دستت در می‌ره.

507
00:36:13,625 --> 00:36:15,375
‫هی، ما یه نقشه‌ی جدید می‌کشیم.

508
00:36:16,250 --> 00:36:17,375
‫یه راهی پیدا می‌کنیم.

509
00:36:18,000 --> 00:36:19,041
‫نقشه‌ی جدید؟

510
00:36:20,041 --> 00:36:22,000
‫تموم شد. ما باختیم.

511
00:36:22,041 --> 00:36:23,125
‫این حرف رو نزن.

512
00:36:23,250 --> 00:36:24,791
‫و همه‌ش هم تقصیر توئه.

513
00:36:25,375 --> 00:36:26,250
‫من؟

514
00:36:26,291 --> 00:36:29,000
‫همه‌چی داشت عالی پیش می‌رفت
‫تا اینکه لانگ فنگ به امپراتور گفت

515
00:36:29,125 --> 00:36:30,541
‫تو شب‌ها چی‌کار می‌کردی.

516
00:36:30,625 --> 00:36:33,125
‫من اون گزنه‌ها رو برداشتم 
‫تا به یه بچه‌ی مریض کمک کنم.

517
00:36:33,166 --> 00:36:35,375
‫هر کاری که کردم برای کمک به مردم بود.

518
00:36:35,500 --> 00:36:36,916
‫خب، به ما که کمکی نکرد، کرد؟

519
00:36:37,000 --> 00:36:40,375
‫بکش کنار، آنگ. اگه به تو ربطی داشت،
‫خودمون بهت می‌گفتیم.

520
00:36:40,416 --> 00:36:42,041
‫تو اینو به اون گفتی و به من نگفتی؟

521
00:36:42,125 --> 00:36:45,625
‫اون بهم نگفت.
‫خودم حس کردم که شب‌ها از خونه می‌زنه بیرون.

522
00:36:45,750 --> 00:36:46,625
‫پس جفتتون دروغ گفتین؟

523
00:36:46,750 --> 00:36:48,416
‫نه!

524
00:36:48,500 --> 00:36:51,333
‫شاید تو هم حسش می‌کردی،
‫اگه به جای اینکه با لانگ فنگ بگردی،

525
00:36:51,375 --> 00:36:53,250
‫روی خاک‌افزاریت تمرکز می‌کردی.

526
00:36:53,375 --> 00:36:56,000
‫- اینم از پشت همدیگه بودن.
‫- دهن منو باز نکن.

527
00:36:56,041 --> 00:36:59,166
‫تو کِی فهمیدی پدر و مادرت
‫دارن برای ملت آتش سلاح می‌سازن؟

528
00:36:59,250 --> 00:37:03,000
‫هی، من دیگه هیچ کاری با اونا ندارم،
‫پس اصلاً مهم نیست.

529
00:37:03,125 --> 00:37:04,166
‫مهمه.

530
00:37:04,250 --> 00:37:07,375
‫خانواده‌ت چند وقته
‫با ملت آتش تجارت می‌کنن؟

531
00:37:07,500 --> 00:37:09,500
‫براشون کشتی جنگی می‌سازن؟

532
00:37:10,791 --> 00:37:13,625
‫کشتی‌هایی که به خلیج گرگ اومدن رو
‫اونا ساختن؟

533
00:37:13,750 --> 00:37:15,916
‫اونا کشتی‌هایی رو ساختن که 
‫آتش‌افزارها رو آوردن

534
00:37:16,000 --> 00:37:19,250
‫و روستای ما رو سوزوندن
‫و مادرم رو به قتل رسوندن؟

535
00:37:19,375 --> 00:37:22,375
‫همون‌هایی که باعث شدن
‫پدرمون ما رو ترک کنه؟

536
00:37:22,416 --> 00:37:23,750
‫اونا اون کشتی‌ها رو ساختن؟

537
00:37:27,125 --> 00:37:28,791
‫چطور تونستی بهم نگی؟

538
00:37:29,750 --> 00:37:31,166
‫اصلاً بهش فکرم نکردم.

539
00:37:32,166 --> 00:37:33,375
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی.

540
00:37:36,000 --> 00:37:37,000
‫وای.

541
00:37:38,000 --> 00:37:42,125
‫فکر می‌کردم شما بچه‌ها درک می‌کنین
‫که من مثل خانواده‌م نیستم.

542
00:37:42,250 --> 00:37:43,041
‫مطمئنی؟

543
00:37:43,125 --> 00:37:46,291
‫چون انگار مدام داری باهاشون حرف می‌زنی.

544
00:37:46,375 --> 00:37:48,291
‫- چی؟
‫- مادرت توی شهره؟

545
00:37:48,375 --> 00:37:50,750
‫- آره، اما...
‫- فکر نکردی ما باید اینو بدونیم؟

546
00:37:51,500 --> 00:37:53,416
‫من باهاش حرف نزدم.

547
00:37:54,250 --> 00:37:57,000
‫فقط یه نامه برام فرستاد
‫تا بگه که اینجاست.

548
00:37:57,125 --> 00:38:00,416
‫این قبل از این بود که بفهمی
‫اون یه جنایتکار جنگیه یا بعدش؟

549
00:38:00,500 --> 00:38:01,625
‫شوخیت گرفته؟

550
00:38:03,250 --> 00:38:05,875
‫من جنایتکار جنگی نیستم.

551
00:38:07,250 --> 00:38:09,000
‫من اینجا بودم،

552
00:38:09,500 --> 00:38:11,750
‫داشتم به آواتار کمک می‌کردم
‫تا برای مبارزه با ملت آتش آماده بشه.

553
00:38:11,791 --> 00:38:13,500
‫- تو کجا بودی؟
‫- سؤال خوبیه.

554
00:38:13,625 --> 00:38:15,041
‫شاید داشت شورش راه می‌انداخت.

555
00:38:15,125 --> 00:38:16,625
‫من شورش راه ننداختم.

556
00:38:17,125 --> 00:38:19,500
‫یه عده داشتن 
‫به فراری‌های بی‌گناه ملت آتش حمله می‌کردن.

557
00:38:19,625 --> 00:38:22,000
‫- اونا داشتن...
‫- هی! داشتی از ملت آتش دفاع می‌کردی؟

558
00:38:22,041 --> 00:38:23,875
‫باشه. باشه، پس واسه تو ایرادی نداره.

559
00:38:24,000 --> 00:38:26,250
‫من داشتم از آدم‌های بی‌گناه دفاع می‌کردم.

560
00:38:26,291 --> 00:38:28,166
‫اصلاً مهم نیست که 
‫من داشتم چی‌کار می‌کردم.

561
00:38:28,250 --> 00:38:30,625
‫می‌دونیم این لانگ فنگه که باعث شده
‫همه‌چی خراب بشه.

562
00:38:30,666 --> 00:38:33,375
‫از همون لحظه‌ای که دیدیمش،
‫می‌دونستم این یارو آدم خوبی نیست.

563
00:38:33,500 --> 00:38:36,416
‫من از کجا باید می‌دونستم؟
‫اون داشت بهمون کمک می‌کرد.

564
00:38:36,500 --> 00:38:37,791
‫معلومه که نمی‌کرد.

565
00:38:37,875 --> 00:38:41,125
‫- آدم‌هایی که تو بهشون اعتماد کردی چی؟
‫- پروفسور زی واقعاً شاهکار بود.

566
00:38:41,166 --> 00:38:43,625
‫اوه آره، انگار تو با ژنرال سونگ گل کاشتی.

567
00:38:43,666 --> 00:38:45,750
‫- گفتی اون طرف ماست.
‫- بود.

568
00:38:45,791 --> 00:38:47,125
‫پس چی شد؟

569
00:38:47,166 --> 00:38:48,625
‫فکر می‌کنی چی شد؟

570
00:38:48,666 --> 00:38:50,750
‫- لانگ فنگ نظرش رو برگردوند.
‫- انقدر منو مقصر ندون.

571
00:38:50,791 --> 00:38:53,750
‫بهت گفتم باید آروم باشی.

572
00:38:54,250 --> 00:38:55,375
‫- بهت هشدار دادم.
‫- آره.

573
00:38:55,500 --> 00:38:58,125
‫ولی بازم رفتی توی حالت آواتار.

574
00:38:58,166 --> 00:38:59,500
‫ما همون موقع هم باخته بودیم،

575
00:38:59,625 --> 00:39:02,625
‫بعد از اینکه امپراتور خاک فهمید
‫شما سه تا داشتین چی‌کار می‌کردین.

576
00:39:02,750 --> 00:39:04,500
‫انگار هیچ‌کدوم از اینا براتون مهم نیست.

577
00:39:04,541 --> 00:39:06,375
‫همه‌تون وانمود می‌کنین من دوست‌تونم،

578
00:39:06,500 --> 00:39:10,291
‫انگار می‌فهمین 
‫من زیر چه فشاری‌ام، اما نمی‌فهمین.

579
00:39:11,750 --> 00:39:14,500
‫من باید دنیا رو نجات بدم.

580
00:39:15,375 --> 00:39:18,875
‫و همه‌تون می‌تونین وانمود کنین که می‌فهمین،
‫اما روحتونم خبر نداره.

581
00:39:19,375 --> 00:39:21,500
‫تنها کسی که براش مهم بود آپا بود.

582
00:39:22,166 --> 00:39:23,500
‫و اون رفته.

583
00:39:24,666 --> 00:39:27,000
‫چون تو گمش کردی.

584
00:39:27,041 --> 00:39:29,375
‫چون مجبور بودم تو رو نجات بدم!

585
00:39:31,875 --> 00:39:33,250
‫می‌دونی چیه؟

586
00:39:35,250 --> 00:39:36,625
‫من نیازی به این ندارم.

587
00:39:37,625 --> 00:39:39,000
‫شاید من کور باشم،

588
00:39:39,875 --> 00:39:41,916
‫اما شما بچه‌ها اصلاً منو نمی‌بینین.

589
00:39:43,125 --> 00:39:44,750
‫- هی.
‫- راه باز، جاده دراز.

590
00:39:45,250 --> 00:39:46,041
‫برو.

591
00:39:46,125 --> 00:39:48,125
‫حالا انگار من بهت نیاز دارم!

592
00:39:56,041 --> 00:39:58,791
‫- می‌ذاری همین‌جوری بره؟
‫- تو هم اگه بخوای می‌تونی بری.

593
00:39:58,875 --> 00:40:02,250
‫مگر اینکه بخوای بشینی اینجا
‫و یه نقشه‌ی نشدنی دیگه بکشی.

594
00:40:03,250 --> 00:40:04,916
‫نه، نقشه‌ی من خیلی هم خوب کار کرد.

595
00:40:06,000 --> 00:40:07,166
‫فقط شکست خوردیم.

596
00:40:08,875 --> 00:40:11,500
‫و این تقصیر من نیست. تقصیر توئه.

597
00:40:17,250 --> 00:40:19,125
‫اینم از آخر و عاقبت تیم آواتار، هان؟

598
00:40:21,666 --> 00:40:22,666
‫ساکا.

599
00:40:36,041 --> 00:40:37,416
‫تو گفتی پشتمی.

600
00:40:40,750 --> 00:40:42,250
‫من همیشه پشتت بودم.

601
00:40:43,041 --> 00:40:46,291
‫هر کاری از دستم بربیاد
‫واسه کمک بهت می‌کنم.

602
00:40:46,375 --> 00:40:49,250
‫نه. تو داری کار خودت رو می‌کنی.

603
00:40:49,750 --> 00:40:51,666
‫برات مهم نیست.

604
00:40:53,000 --> 00:40:54,625
‫امروز کجا بودی؟

605
00:40:54,666 --> 00:40:58,875
‫مجبور بودم کل تیم رو به دوش بکشم،
‫چون تو خیلی آشفته بودی.

606
00:40:58,916 --> 00:41:01,750
‫اصلاً چون من همه رو مجبور کردم 
‫روی کارشون تمرکز کنن

607
00:41:01,791 --> 00:41:04,125
‫تونستیم بریم پیش امپراتور.

608
00:41:04,250 --> 00:41:06,000
‫و اونم خیلی عالی پیش رفت.

609
00:41:07,291 --> 00:41:08,416
‫نه؟

610
00:41:12,500 --> 00:41:13,625
‫می‌دونی چیه؟

611
00:41:15,625 --> 00:41:17,541
‫از این به بعد بار خودت رو به دوش بکش.

612
00:41:38,250 --> 00:41:39,416
‫می‌تونم توضیح بدم.

613
00:41:41,291 --> 00:41:44,041
‫مجبور نیستی انتخاب‌هات رو 
‫واسه من توجیه کنی.

614
00:41:48,625 --> 00:41:49,625
‫بااین‌حال دلم می‌خواد بگم.

615
00:41:53,625 --> 00:41:57,625
‫من این کار رو از روی عصبانیت
‫یا واسه انتقام نمی‌کنم.

616
00:41:59,000 --> 00:42:02,250
‫من این کار رو می‌کنم
‫چون می‌خوام به مردم کمک کنم.

617
00:42:04,166 --> 00:42:05,250
‫و...

618
00:42:06,791 --> 00:42:08,291
‫این کار رو واسه خودم می‌کنم.

619
00:42:11,625 --> 00:42:12,625
‫زوکو.

620
00:42:15,375 --> 00:42:17,125
‫خوشحالم که منو آوردی اینجا.

621
00:42:18,250 --> 00:42:19,750
‫تو مرد خوبی هستی.

622
00:42:45,625 --> 00:42:46,416
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

623
00:42:46,500 --> 00:42:51,666
‫امیدوار بودم دوستی رو پیدا کنم
‫که هنوز به روش‌های قدیمی پایبنده.

624
00:43:22,875 --> 00:43:24,291
‫من آیرو هستم.

625
00:43:24,791 --> 00:43:26,250
‫اژدهای غرب.

626
00:43:27,000 --> 00:43:29,041
‫اومدم تا خدماتم رو ارائه بدم.

627
00:43:31,000 --> 00:43:33,500
‫اما می‌دونستی من اینجام، مگه نه؟

628
00:43:34,791 --> 00:43:37,416
‫اژدهای غرب یه قاتل خونسرده.

629
00:43:39,875 --> 00:43:42,000
‫اون دستور سوزوندن
‫بی‌گناهان بی‌شماری رو داد،

630
00:43:42,125 --> 00:43:44,541
‫قتل‌عام کسایی که 
‫در برابرمون مقاومت می‌کردن

631
00:43:44,625 --> 00:43:49,875
‫و هر کسی که 
‫با کارهای ملت بزرگ ما مخالفت می‌کرد.

632
00:43:50,500 --> 00:43:51,916
‫من دیگه اون آدم نیستم.

633
00:43:58,166 --> 00:44:00,166
‫نمی‌تونی از اژدها فرار کنی.

634
00:44:00,250 --> 00:44:02,916
‫تو و اون یکی هستین.

635
00:44:03,000 --> 00:44:05,666
‫اون کارها کارهای توئه،

636
00:44:06,916 --> 00:44:09,125
‫مهم نیست چقدر ازشون فرار کنی.

637
00:44:12,000 --> 00:44:13,666
‫من زیر نظر اژدها خدمت کردم.

638
00:44:13,750 --> 00:44:15,666
‫من اژدها رو رها کردم.

639
00:44:17,791 --> 00:44:20,000
‫هنگ رو بدون رهبر گذاشتم.

640
00:44:21,875 --> 00:44:26,500
‫خیلی از کسایی که رهاشون کردم،
‫قبل از دستور عقب‌نشینی هلاک شدن.

641
00:44:32,166 --> 00:44:34,375
‫اسم یکیشون «لو تن» بود.

642
00:44:37,625 --> 00:44:41,375
‫اژدها منو توی آتیش انتقام می‌سوزونه.

643
00:44:42,750 --> 00:44:45,500
‫این پیرمرد قراره چی‌کار کنه؟

644
00:45:02,000 --> 00:45:03,875
‫به‌خاطر کارهایی که 
‫بهتون دستور دادم انجام بدین،

645
00:45:04,416 --> 00:45:06,750
‫ازتون طلب بخشش می‌کنم.

646
00:45:16,000 --> 00:45:17,125
‫می‌بخشمت.

647
00:45:20,791 --> 00:45:22,125
‫موافقین؟

648
00:45:22,166 --> 00:45:23,375
‫- بله.
‫- بله.

649
00:45:28,125 --> 00:45:29,375
‫آیرو،

650
00:45:30,000 --> 00:45:31,375
‫به انجمن نیلوفر آبی خوش اومدی.

651
00:45:32,125 --> 00:45:33,500
‫کلی کار داریم.

652
00:47:22,916 --> 00:47:24,000
‫تاف!

653
00:47:30,375 --> 00:47:31,375
‫سلام، مامان.

654
00:47:59,541 --> 00:48:01,416
‫تو.

655
00:48:03,500 --> 00:48:05,000
‫سلامی دوباره!

656
00:48:11,500 --> 00:48:13,875
‫من واقعاً همه‌چی رو خراب کردم،

657
00:48:14,500 --> 00:48:15,625
‫مگه نه، مومو؟

658
00:48:20,125 --> 00:48:21,625
‫من همه رو

659
00:48:22,625 --> 00:48:23,916
‫ناامید کردم.

660
00:48:33,541 --> 00:48:37,291
‫من باید همه‌چی رو حس می‌کردم

661
00:48:37,375 --> 00:48:41,000
‫تا بتونم هیچ‌ چیزی رو حس نکنم،

662
00:48:41,916 --> 00:48:46,250
‫و این خودش کلید حس کردن همه‌چیزه.

663
00:49:25,625 --> 00:49:26,625
‫آپا.

664
00:49:26,666 --> 00:49:31,666
‫» ترجمه از الهام صدر «

665
00:49:33,666 --> 00:49:43,666
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M