1
00:00:14,597 --> 00:00:16,433
‫[دکتر ریپلی]

2
00:00:26,443 --> 00:00:27,977
‫خودتو به نفهمی نزن.

3
00:00:28,027 --> 00:00:29,904
‫برات عاقبت خوشی نداره.

4
00:00:30,947 --> 00:00:33,366
‫فقط بهمون بگو چطور به اسرارِ...

5
00:00:33,450 --> 00:00:36,077
‫زیر «وایت استون» دسترسی پیدا کنیم
‫تا تمومش کنیم.

6
00:00:36,578 --> 00:00:37,662
‫خواهش می کنم.

7
00:00:37,746 --> 00:00:39,372
‫گفتم که!

8
00:00:39,456 --> 00:00:42,000
‫نمی دونم داری در مورد چی صحبت می کنی.

9
00:00:42,792 --> 00:00:45,253
‫عاشق وقتایی ام که در برابر حرف زدن مقاومت می کنن.

10
00:00:50,383 --> 00:00:53,303
‫متأسفانه شاید جاش بمونه.

11
00:00:53,386 --> 00:00:54,512
‫هوم.

12
00:00:55,054 --> 00:00:56,764
‫با خواهرش کار دارم.

13
00:01:05,607 --> 00:01:07,275
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

14
00:01:12,572 --> 00:01:15,283
‫- دکتر...
‫- پرسی، صبر کن!

15
00:02:17,887 --> 00:02:22,892
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

16
00:02:30,566 --> 00:02:32,068
‫پرسی، داری چیکار می کنی؟

17
00:02:32,151 --> 00:02:33,486
‫اون بی دفاعه!

18
00:02:33,569 --> 00:02:35,071
‫خانوادۀ منم بی دفاع بود.

19
00:02:35,571 --> 00:02:38,491
‫پرسی، شاید یه چیز به درد بخوری داشته باشه.

20
00:02:38,574 --> 00:02:41,202
‫حتماً یه دلیلی داشته که زنده نگهش داشتن.

21
00:02:41,536 --> 00:02:43,162
‫هوم، میشه بهمون بگی...

22
00:02:43,246 --> 00:02:44,539
‫این دیگه کدوم خریه؟

23
00:02:44,622 --> 00:02:45,915
‫دکتر آنا ریپلی.

24
00:02:47,000 --> 00:02:48,626
‫یکی دیگه از سربازهای برایرووده...

25
00:02:48,668 --> 00:02:50,420
‫که الان از صفحۀ شطرنجِ روزگار، حذفش می کنم

26
00:02:51,004 --> 00:02:53,506
‫منو بگو که فکر می کردم تو از همه ـشون باهوش تری.

27
00:02:53,715 --> 00:02:56,134
‫ما جفتمون مهندسیم، پرسیوال.

28
00:02:56,718 --> 00:02:58,970
‫اهمیت علم و دانش رو می دونیم.

29
00:02:59,554 --> 00:03:02,598
‫حتماً کنجکاوی بدونی که چه اطلاعاتی دارم.

30
00:03:04,767 --> 00:03:06,185
‫اونقدرها هم کنکجاو نیستم.

31
00:03:06,269 --> 00:03:08,187
‫- برادر، صبر کن.
‫- چرا باید صبر کنم؟

32
00:03:08,271 --> 00:03:10,023
‫من سال هاست که با برایروودها هستم،

33
00:03:10,106 --> 00:03:12,191
‫ولی تقریباً هیچی از غرض هاشون نمی دونم.

34
00:03:14,193 --> 00:03:15,737
‫خیلی خب.

35
00:03:15,820 --> 00:03:17,697
‫ازش بازجویی می کنیم.

36
00:03:18,281 --> 00:03:19,782
‫بعدش می کُشیمش.

37
00:03:29,417 --> 00:03:31,119
‫پرسی، ببین، دوستت دارم رفیق،

38
00:03:31,169 --> 00:03:33,246
‫ولی باید یه فکری برای این قضیۀ دوده بکنیم،

39
00:03:33,296 --> 00:03:34,922
‫آخه وضعت خیلی خرابه!

40
00:03:35,339 --> 00:03:36,541
‫دوباره شروع نکنید!

41
00:03:36,591 --> 00:03:38,718
‫داره بدتر میشه.

42
00:03:38,801 --> 00:03:41,971
‫پایک، نمی تونی یه کار ماورایی براش بکنی؟

43
00:03:42,555 --> 00:03:44,223
‫اگه پرسی بذاره، می تونم.

44
00:04:03,576 --> 00:04:05,328
‫پرسی؟

45
00:04:05,411 --> 00:04:07,413
‫لطفاً به من نگاه کن.

46
00:04:09,290 --> 00:04:10,792
‫پرسی؟

47
00:04:12,627 --> 00:04:15,379
‫نمی دونم چیه!

48
00:04:15,463 --> 00:04:18,883
‫ولی یه چیزی جلوی روحت رو گرفته.

49
00:04:18,966 --> 00:04:21,219
‫باید به یه معبد برسونیمت.

50
00:04:21,302 --> 00:04:23,638
‫خداییش؟ الان که شورشی ها دم دروازه هامون...

51
00:04:23,721 --> 00:04:25,348
‫و برایروودها توی این قلعه هستن؟

52
00:04:25,431 --> 00:04:26,849
‫همه ـتون دیوونه شدین؟

53
00:04:26,933 --> 00:04:28,392
‫ولی اگه یه چیزیت شده باشه...

54
00:04:28,434 --> 00:04:31,479
‫حقیقتاً ممنونم که به خاطر من نگرانید.

55
00:04:31,687 --> 00:04:33,231
‫ولی باید کارمون رو به پیش ببریم.

56
00:04:35,066 --> 00:04:37,527
‫به محض اینکه این قضیه تموم بشه،
‫اونم درستش می کنم.

57
00:04:38,653 --> 00:04:39,737
‫می کنی؟

58
00:04:41,656 --> 00:04:43,866
‫به اعتبار خاندانم قسم!

59
00:04:50,289 --> 00:04:51,958
‫خیلی خب، حرف بزن.

60
00:04:52,041 --> 00:04:53,626
‫تو برای برایروودها کار می کنی.

61
00:04:53,709 --> 00:04:55,753
‫چرا باید زندانیت کنن؟

62
00:04:56,754 --> 00:04:57,830
‫باورت میشه...

63
00:04:57,880 --> 00:05:00,550
‫با نقشه هاشون مخالفت کردم
‫چون انسانی نبودن؟

64
00:05:02,009 --> 00:05:03,928
‫یه معاملۀ ساده بود.

65
00:05:03,970 --> 00:05:06,222
‫اونا یه مهندس لازم داشتن،
‫من یه حامی مالی لازم داشتم...

66
00:05:06,264 --> 00:05:08,140
‫تا هزینۀ آزمایش هام رو تأمین کنه.

67
00:05:08,266 --> 00:05:10,017
‫وقتی کارم کامل شد،

68
00:05:10,101 --> 00:05:12,061
‫فکر می کردم دیگه وقتشه ازشون جدا بشم.

69
00:05:12,144 --> 00:05:13,938
‫ولی اونا قبول نکردن.

70
00:05:14,021 --> 00:05:16,232
‫چرا با یه تیر خلاصت نکنم...

71
00:05:16,315 --> 00:05:18,734
‫و بعدش نَرَم توی اتاق سلطنتی
‫و همین کار رو با اونا بکنم؟

72
00:05:18,943 --> 00:05:21,904
‫آخه پرسیوال، اونا اونجا نیستن.

73
00:05:22,238 --> 00:05:25,658
‫الان اونا همۀ کارهاشون رو توی زیگورات انجام میدن.
‫(زیگورات: نوعی سازه مثل اهرام ثلاثه)

74
00:05:26,117 --> 00:05:26,993
‫چی چی؟

75
00:05:27,034 --> 00:05:28,536
‫زیگور فیگور؟

76
00:05:28,577 --> 00:05:30,997
‫همونی که توی «کتابِ کاغذپوستیِ اهریمنی» بود؟

77
00:05:31,038 --> 00:05:32,331
‫حالا همه چی برام روشن شد.

78
00:05:32,456 --> 00:05:34,500
‫- جدی؟
‫- نه، اصلاً!

79
00:05:35,042 --> 00:05:38,212
‫مراسمشون هر چی که هست
‫اونجا اتفاق می افته.

80
00:05:38,379 --> 00:05:40,506
‫در ضمن، زیگورات بالا نیست.

81
00:05:40,756 --> 00:05:42,174
‫پایینه!

82
00:05:42,591 --> 00:05:44,343
‫قدرت تاریکی که از ریشه های...

83
00:05:44,385 --> 00:05:46,721
‫«درختِ خورشید» حس کردم!

84
00:05:47,763 --> 00:05:49,515
‫به نظرم داره راستش رو میگه.

85
00:05:49,724 --> 00:05:51,600
‫به هیچ کدوم از حرفاش اعتماد ندارم.

86
00:05:57,189 --> 00:05:58,983
‫پس به من اعتماد کن.

87
00:06:03,279 --> 00:06:06,699
‫اگه بذاری زنده بمونم، می تونم ببرمت اونجا.

88
00:06:09,285 --> 00:06:10,911
‫باشه.

89
00:06:15,499 --> 00:06:18,294
‫فقط چون برامون مفید هستی از جونت میگذریم.

90
00:06:19,295 --> 00:06:20,713
‫البته فعلاً!

91
00:06:26,677 --> 00:06:28,095
‫به کیفم نیاز دارم.

92
00:06:28,596 --> 00:06:29,680
‫صبر کن.

93
00:06:35,770 --> 00:06:37,146
‫این چیه؟

94
00:06:38,522 --> 00:06:40,399
‫انگار این مدت مشغول بودی!

95
00:06:45,780 --> 00:06:47,490
‫دیگه بریم؟

96
00:06:47,823 --> 00:06:50,367
‫هیچوقت فکر نمی کردم من و تو با هم کار کنیم.

97
00:06:50,785 --> 00:06:54,080
‫در حال حاضر، تو خوش شانس ترین شخص
‫توی وایت استون هستی.

98
00:06:54,163 --> 00:06:56,415
‫چون آخرای لیستم هستی.

99
00:07:06,342 --> 00:07:08,969
‫یه نفر هم نباید از اون خط رد بشه.

100
00:07:17,853 --> 00:07:21,482
‫«پدر سحر» همچون شعله ای در تاریکی می ایستد.

101
00:07:25,194 --> 00:07:27,688
‫وایت استون خونۀ ماست،
‫و امروز...

102
00:07:27,738 --> 00:07:29,782
‫پسش می گیریم!

103
00:07:29,824 --> 00:07:32,159
‫پیش به سوی قلعه!

104
00:07:39,208 --> 00:07:40,584
‫خب...

105
00:07:41,168 --> 00:07:42,878
‫کاساندرا بودی، آره؟

106
00:07:43,295 --> 00:07:46,674
‫وقتی می بینم ما دوتا، آدمای بالغِ مجردی هستیم...

107
00:07:46,757 --> 00:07:48,676
‫نه!

108
00:07:51,470 --> 00:07:53,472
‫رفقای جالبی داری.

109
00:07:53,889 --> 00:07:57,643
‫یادمه آخرین باری که دیدمت،
‫تعداد انگشت هات بیشتر بود.

110
00:07:57,768 --> 00:07:59,353
‫مخترع بودن، کار خطرناکیه.

111
00:07:59,687 --> 00:08:02,273
‫مخصوصاً وقتی علم و جادو رو با هم ترکیب می کنی.

112
00:08:03,190 --> 00:08:04,817
‫این زیگورات رو...

113
00:08:04,900 --> 00:08:06,944
‫تو براشون پیداش کردی؟

114
00:08:07,361 --> 00:08:09,280
‫فقط پیدا نکردم، ترمیمش کردم.

115
00:08:09,863 --> 00:08:11,365
‫بهبودش بخشیدم.

116
00:08:11,448 --> 00:08:13,200
‫به درخواست برایروودها...

117
00:08:13,284 --> 00:08:14,868
‫تونستم به اون سازه...

118
00:08:14,952 --> 00:08:16,829
‫یه مادۀ معدنیِ خاص اضافه کنم.

119
00:08:17,329 --> 00:08:18,497
‫رسوب!

120
00:08:18,581 --> 00:08:21,125
‫ولی هیچکس نمی دونه دلیلش چی بوده.

121
00:08:27,089 --> 00:08:28,841
‫چیکار میـ...

122
00:08:36,974 --> 00:08:39,101
‫حتی از طراحیم هم بهتر عمل کرد.

123
00:08:39,602 --> 00:08:41,645
‫بهتر نیست من بیفتم جلو؟

124
00:08:41,729 --> 00:08:43,272
‫چرا که نه؟

125
00:08:43,355 --> 00:08:45,733
‫اونجوری راحت تر می تونم زیر نظر بگیرمت.

126
00:08:58,495 --> 00:08:59,496
‫هوم؟

127
00:08:59,705 --> 00:09:00,873
‫رفیق؟

128
00:09:01,373 --> 00:09:04,918
‫عه! حسِ واقعی بودن میدی.

129
00:09:04,960 --> 00:09:06,587
‫واقعی ام، گراگ!

130
00:09:06,628 --> 00:09:09,590
‫فقط... کاملاً اینجا نیستم.

131
00:09:09,757 --> 00:09:10,758
‫صحیح!

132
00:09:10,841 --> 00:09:12,760
‫حالا جواب داد؟

133
00:09:12,843 --> 00:09:14,762
‫منظورم اینه که عذرخواهی کردی؟

134
00:09:15,512 --> 00:09:18,223
‫خب، باید از یه سِری چیزا سر در می آوردم.

135
00:09:18,307 --> 00:09:20,976
‫و وقتی در آوردم...

136
00:09:21,643 --> 00:09:23,896
‫میشه گفت الان می دونم کی هستم.

137
00:09:23,979 --> 00:09:25,522
‫خب، معلومه دیگه!

138
00:09:25,606 --> 00:09:27,066
‫تو بهترین دوستمی.

139
00:09:27,149 --> 00:09:29,193
‫فقط اینکه الان توی تاریکی می درخشی.

140
00:09:30,277 --> 00:09:31,612
‫اوه!

141
00:09:32,946 --> 00:09:34,773
‫زخم هات چطورن؟

142
00:09:34,823 --> 00:09:36,658
‫از زخم های بدتر از این جون سالم به در بُردم.

143
00:09:36,742 --> 00:09:37,701
‫هوم.

144
00:09:38,285 --> 00:09:41,330
‫بهت هشدار داده بودم اون تاک ها خار دارن.

145
00:09:42,498 --> 00:09:44,917
‫آره، آره.

146
00:09:48,754 --> 00:09:51,048
‫چه اسلحۀ خوش ساختیه!

147
00:09:51,131 --> 00:09:53,467
‫لوله ـش با چرخ دنده می چرخه
‫یا با گردونه؟

148
00:09:54,468 --> 00:09:56,678
‫سخت نگیر! حتماً خیلی دلت می خواد...

149
00:09:56,762 --> 00:09:59,381
‫با یه دانشمندِ مثل خودت، صحبت کاری کنی.

150
00:09:59,431 --> 00:10:01,425
‫دوست هات هم یه چیزایی حالیشون میشه، ولی...

151
00:10:01,475 --> 00:10:03,894
‫ذهن تو با اونا فرق می کنه.

152
00:10:05,229 --> 00:10:06,605
‫بیراه نمیگه.

153
00:10:06,688 --> 00:10:08,774
‫ذهن تو با همۀ کسایی که باهاشون برخوردم فرق می کنه

154
00:10:08,982 --> 00:10:10,359
‫ممنونم، کاساندرا.

155
00:10:11,276 --> 00:10:13,821
‫این حرفم جنبۀ تعریف نداشت.

156
00:10:16,949 --> 00:10:18,951
‫از این طرف!

157
00:10:21,578 --> 00:10:23,163
‫داریم نزدیک تر می شیم.

158
00:10:23,205 --> 00:10:26,208
‫به خاطر خودت هم که شده،
‫امیدوارم همینطور باشه که میگی.

159
00:10:35,801 --> 00:10:36,877
‫عقب وایستید!

160
00:10:36,927 --> 00:10:39,555
‫اون آدم سنگی، مسلحه!

161
00:10:39,930 --> 00:10:41,640
‫اون یه قبره!

162
00:10:46,562 --> 00:10:48,263
‫اینجا کجاست؟

163
00:10:48,313 --> 00:10:49,848
‫مقبرۀ خانوادگی ـمون.

164
00:10:49,898 --> 00:10:52,150
‫چندین نسل از «دل رولو»ها توش هستن.

165
00:10:56,697 --> 00:10:58,365
‫مهمون داریم!

166
00:10:58,448 --> 00:11:00,158
‫یه لحظه وایستا ببینم.

167
00:11:00,242 --> 00:11:03,287
‫بانو برایروود همۀ مردگان رو زنده کرد؟

168
00:11:10,961 --> 00:11:13,130
‫عمو ناتانیل؟

169
00:11:15,799 --> 00:11:16,834
‫سلام!

170
00:11:16,884 --> 00:11:18,510
‫من کیلیث هستم،
‫دوستِ برادرزاده ـتون!

171
00:11:18,552 --> 00:11:20,387
‫وای خدا، بوی گند میدی!

172
00:11:25,642 --> 00:11:26,893
‫اصلاً کارِ درستی نیست.

173
00:11:26,935 --> 00:11:30,147
‫آره بابا.
‫فوق العاده ـست، مگه نه؟

174
00:11:34,260 --> 00:11:44,260
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

175
00:11:48,373 --> 00:11:50,042
‫تا کِی می خواد همینجوری بمونه؟

176
00:11:50,125 --> 00:11:52,127
‫واقعاً معلوم نیست.

177
00:11:55,297 --> 00:11:57,633
‫بندازش ریپلی! همین الان!

178
00:11:58,383 --> 00:12:00,844
‫هنوزم فکر می کنی می تونی بدونِ من
‫این کار رو انجام بدی؟

179
00:12:03,555 --> 00:12:07,059
‫پرسیوال، الان به جای من،
‫باید نگرانِ یه چیز دیگه باشی!

180
00:12:08,727 --> 00:12:11,480
‫اونقدر نگرانی های مختلف دارم
‫که دیگه ظرفیتم تکمیل شده.

181
00:12:14,316 --> 00:12:15,859
‫هر جور مایلی!

182
00:12:15,942 --> 00:12:18,653
‫ولی پشیمون میشی.

183
00:12:35,003 --> 00:12:37,297
‫میشه یه هُل به این بدی، گُنده بک؟

184
00:12:37,381 --> 00:12:39,341
‫عه، ببخشید.

185
00:12:39,424 --> 00:12:41,551
‫میشه دوباره تکرار کنی؟

186
00:12:41,635 --> 00:12:42,677
‫ای خدا!

187
00:12:42,719 --> 00:12:43,762
‫ای گراگ...

188
00:12:43,845 --> 00:12:46,890
‫تو خیلی قدرتمندی و من خیلی ضعیفم!

189
00:12:47,557 --> 00:12:49,226
‫منِ پیرمرد چطور می تونم...

190
00:12:49,309 --> 00:12:51,269
‫بدونِ تو زنده بمونم؟

191
00:12:51,353 --> 00:12:54,773
‫خب، چون انقدر مؤدبانه ازم خواستی قبول می کنم.

192
00:12:59,319 --> 00:13:01,363
‫وای!

193
00:13:01,822 --> 00:13:03,657
‫یه سری از بهترین آثارم.

194
00:13:03,740 --> 00:13:06,952
‫چون در اعماقِ وایت استون ـه،
‫یه عمر طول کشید!

195
00:13:09,287 --> 00:13:12,165
‫- بهش اعتماد ندارم.
‫- تو به هیچکس اعتماد نداری.

196
00:13:12,249 --> 00:13:14,251
‫خب... بجز تو!

197
00:13:14,334 --> 00:13:16,711
‫بعضی وقتا جور دیگه ای نشون میدی.

198
00:13:17,587 --> 00:13:19,339
‫ای خدا!

199
00:13:19,422 --> 00:13:21,633
‫می گم، می خواستم قبل از اینکه خودمون رو...

200
00:13:21,716 --> 00:13:24,544
‫به کُشتن بدیم، یه اشاره بکنم به اینکه
‫الان دیگه مدرک داریم!

201
00:13:24,594 --> 00:13:26,096
‫می تونیم دیگه بیخیال این قضیه بشیم.

202
00:13:26,138 --> 00:13:27,722
‫بجاش برگردیم و اقدامِ قضایی کنیم!

203
00:13:27,764 --> 00:13:29,891
‫اون وقت انقلابی که خودمون شروع کردیم رو ول کنیم؟

204
00:13:30,016 --> 00:13:33,145
‫نه، برایروودها هر نقشه ای این پایین داشته باشن...

205
00:13:33,186 --> 00:13:34,604
‫باید بهش خاتمه بدیم.

206
00:13:34,688 --> 00:13:36,523
‫صحیح، صحیح، آره، آره.

207
00:13:36,898 --> 00:13:38,183
‫پیشنهاد احمقانه ای بود، کیلیث.

208
00:13:38,233 --> 00:13:40,986
‫آره، واقعاً ازت ناامید شدم، کیلیث.

209
00:13:41,069 --> 00:13:43,488
‫وایستید ببینم، چی میگید؟
‫نه، اسکنلن گفت...

210
00:13:50,912 --> 00:13:52,664
‫خیلی خب...

211
00:13:53,123 --> 00:13:54,157
‫پرسی؟

212
00:13:54,207 --> 00:13:55,959
‫نظری نداری اینی که روبرومونه چیه؟

213
00:13:56,042 --> 00:13:58,044
‫یه کارخونۀ ساختِ مواده!

214
00:13:58,795 --> 00:14:00,630
‫زدیم به خال!

215
00:14:01,089 --> 00:14:02,757
‫کسی پیپ نداره؟

216
00:14:02,841 --> 00:14:05,635
‫تقریباً مطمئنم اگه اینا رو دود کنی،
‫سفرمون خراب میشه.

217
00:14:06,219 --> 00:14:07,888
‫اینا رسوبن.

218
00:14:08,013 --> 00:14:09,723
‫حتماً لوله ها، اسیدی که...

219
00:14:09,806 --> 00:14:11,766
‫از فرآیند تصفیۀ شیمیایی به دست اومده رو آوردن.

220
00:14:11,850 --> 00:14:14,019
‫ظاهراً دارن کلی از اینا می سازن.

221
00:14:14,102 --> 00:14:15,896
‫چرا انقدر زیاد؟

222
00:14:17,606 --> 00:14:19,774
‫اینجا زیر نظر اندرز بود.

223
00:14:19,858 --> 00:14:22,027
‫من فقط توی زیگورات بهشون کمک کردم.

224
00:14:22,110 --> 00:14:24,446
‫این دیگه برای چه کاریه؟

225
00:14:32,120 --> 00:14:34,956
‫[کاساندرا دل رولو]

226
00:14:38,668 --> 00:14:40,420
‫کاساندرا!

227
00:14:47,302 --> 00:14:48,803
‫نه!

228
00:14:59,731 --> 00:15:00,815
‫پرسی!

229
00:15:00,899 --> 00:15:02,942
‫به خواهرت بگو احترامش رو دست خودش نگه داره...

230
00:15:03,026 --> 00:15:04,569
‫و این مسخره بازیا رو تموم کنه.

231
00:15:04,611 --> 00:15:07,447
‫کاس، چیکار می کنی؟

232
00:15:08,156 --> 00:15:10,825
‫کارِت عالی بود، عزیزم.

233
00:15:18,375 --> 00:15:20,001
‫یه کم دیر یاد می گیری.

234
00:15:24,923 --> 00:15:26,091
‫نه!

235
00:15:26,174 --> 00:15:27,550
‫برادر!

236
00:15:27,634 --> 00:15:29,294
‫چرا داری این کار رو می کنی؟

237
00:15:29,344 --> 00:15:31,304
‫تو این بلا سر خودت آوردی، پرسی.

238
00:15:31,346 --> 00:15:33,515
‫همون روزی که منو روی برف ها ول کردی...

239
00:15:33,640 --> 00:15:36,643
‫تا مثل یه حیوونِ شکار شده،
‫تا غرقِ در خونِ خودم بشم.

240
00:15:36,893 --> 00:15:39,396
‫برادرم ولم کرد رفت.

241
00:15:43,191 --> 00:15:44,901
‫الان دیگه یه خانوادۀ جدید دارم.

242
00:15:44,984 --> 00:15:46,394
‫خانواده ای که فراتر از مرگه.

243
00:15:46,444 --> 00:15:48,738
‫خانواده ای که هیچوقت ولم نمی کنه.

244
00:15:49,364 --> 00:15:52,200
‫من یه برایروود هستم.

245
00:16:00,500 --> 00:16:01,584
‫تو!

246
00:16:01,626 --> 00:16:03,745
‫منم مثل شماها گیر افتادم.

247
00:16:03,795 --> 00:16:06,790
‫می خواستم بگم، غافلگیر شدم که دیدم...

248
00:16:06,840 --> 00:16:08,800
‫از غارت اومدی بیرون، آنا.

249
00:16:08,842 --> 00:16:12,137
‫خوشحالم می بینم که دوباره دستگیرت کردن.

250
00:16:12,220 --> 00:16:13,388
‫ریپلیِ بیچاره.

251
00:16:13,471 --> 00:16:16,391
‫همیشه بدشانس ترین بودی.

252
00:16:16,474 --> 00:16:19,227
‫وایستید! اگه برای جونتون ارزش قائلید...

253
00:16:19,310 --> 00:16:21,229
‫بذارید برادرم بره.

254
00:16:21,312 --> 00:16:23,857
‫متأسفانه ما به اندازۀ تو...

255
00:16:23,940 --> 00:16:26,151
‫انقدر به جونمون اهمیت نمی دیم.

256
00:16:27,152 --> 00:16:28,403
‫جوش نزن.

257
00:16:28,445 --> 00:16:30,989
‫خیلی خوب ازش مراقبت می کنیم.

258
00:16:31,156 --> 00:16:33,575
‫لطف می کنی دکمه رو بزنی؟

259
00:16:46,546 --> 00:16:48,840
‫یه تلۀ اسیدی؟

260
00:16:48,923 --> 00:16:51,759
‫اه، واقعاً که چقدر ابتکار به خرج می دین!

261
00:16:51,843 --> 00:16:53,469
‫وکَس! برادر!

262
00:16:53,845 --> 00:16:55,430
‫بیدار شو! منم!

263
00:16:55,513 --> 00:16:57,056
‫بیدار شو!

264
00:16:58,474 --> 00:17:00,351
‫صبر کن! نرو!

265
00:17:00,435 --> 00:17:01,978
‫نمی خوای حداقل مرگِ گراگ رو ببینی؟

266
00:17:11,946 --> 00:17:13,698
‫بچه ها؟

267
00:17:13,740 --> 00:17:15,783
‫باید یه راهی باشه که از اینجا بریم بیرون.

268
00:17:15,992 --> 00:17:17,452
‫کسی نقشه ای نداره؟

269
00:17:17,535 --> 00:17:19,579
‫- وِکس؟
‫- چرا به من نگاه می کنید؟

270
00:17:19,662 --> 00:17:21,789
‫پرسی، یه کمکی می کنی؟

271
00:17:23,082 --> 00:17:24,701
‫صحیح، خب...

272
00:17:24,751 --> 00:17:27,503
‫هوم... سعی کنید جلوی اسید رو بگیرید.

273
00:17:28,504 --> 00:17:30,673
‫گندش بزنن، اوه! پایک!

274
00:17:30,924 --> 00:17:33,209
‫نمی تونی از دیوارها رد بشی؟

275
00:17:33,259 --> 00:17:35,136
‫من که شبح نیستم، اسکنلن!

276
00:17:35,178 --> 00:17:36,888
‫اگه ارتباطم رو با بدنم قطع کنم...

277
00:17:36,930 --> 00:17:38,514
‫احتمال داره دیگه نتونم برگردم.

278
00:17:38,723 --> 00:17:41,434
‫پس بیاید بترکونیم!

279
00:17:46,689 --> 00:17:49,317
‫خب، من ایدۀ دیگه ای ندارم.

280
00:17:50,193 --> 00:17:51,361
‫لولۀ مخزن!

281
00:17:51,444 --> 00:17:53,655
‫اگه بتونیم قطعش کنیم،
‫شاید یه کم برامون زمان بخره.

282
00:17:53,738 --> 00:17:56,366
‫پیشنهاد می کنی چطور این کار رو کنیم؟

283
00:18:08,294 --> 00:18:09,587
‫ایول!

284
00:18:10,171 --> 00:18:11,122
‫آفرین!

285
00:18:11,172 --> 00:18:13,800
‫- این شد یه چیز!
‫- بدک نبود، کیلیث!

286
00:18:14,801 --> 00:18:15,710
‫رفیق؟

287
00:18:15,760 --> 00:18:16,969
‫لعنت بهش!

288
00:18:19,722 --> 00:18:21,474
‫نمی خواستم اینجوری بشه.

289
00:18:21,557 --> 00:18:23,685
‫لوله کشیِ قلعه ـت خیلی مزخرفه، پرسی.

290
00:18:23,768 --> 00:18:25,770
‫خیلی خب، یه نقشۀ جدید!

291
00:18:25,853 --> 00:18:27,605
‫وارد اسید نشید.

292
00:18:28,898 --> 00:18:30,525
‫دستِ اسکنلن!

293
00:18:30,608 --> 00:18:33,194
‫یالا، سوار شید.

294
00:18:35,446 --> 00:18:37,448
‫پرسی، پاشو بیا اینجا.

295
00:18:39,158 --> 00:18:41,828
‫اه، عالی شد! پرسی خراب شده.

296
00:18:41,911 --> 00:18:43,830
‫بیا اینجا تنبل خان!

297
00:18:46,040 --> 00:18:48,084
‫خیلی دووم نمیاره!
‫اگه نمی خواید برید توش شنا کنید...

298
00:18:48,126 --> 00:18:51,129
‫باید زودتر یه راه حل پیدا کنید.

299
00:18:51,212 --> 00:18:53,381
‫پرسی، به خودت بیا!

300
00:18:55,007 --> 00:18:57,218
‫ما به خاطر تو اومدیم اینجا و
‫جونمون رو به خطر انداختیم.

301
00:18:57,301 --> 00:18:59,170
‫به خاطر ما اینجا باش!

302
00:18:59,220 --> 00:19:00,763
‫فایده ـش چیه؟

303
00:19:00,805 --> 00:19:03,307
‫اون دوباره رفت.

304
00:19:03,808 --> 00:19:06,052
‫شاید!

305
00:19:06,102 --> 00:19:08,479
‫ولی آدمایی که توی این سالن هستن، جایی نرفتن.

306
00:19:08,938 --> 00:19:11,607
‫ما هیچوقت ولت نمی کنیم.

307
00:19:13,109 --> 00:19:15,027
‫تو می خوای خواهرت رو پس بگیری،

308
00:19:15,111 --> 00:19:16,946
‫منم می خوام برادرم رو پس بگیرم.

309
00:19:17,029 --> 00:19:19,198
‫ولی اگه قرار باشه شانسی
‫برای نجات دادنشون داشته باشیم،

310
00:19:19,282 --> 00:19:21,909
‫باید قبلش ما رو نجات بدی.

311
00:19:29,292 --> 00:19:31,669
‫باشه. اسکنلن، می تونی ما رو...

312
00:19:31,711 --> 00:19:33,538
‫- ببری دمِ سقف؟
‫- چی؟ چطور؟

313
00:19:33,588 --> 00:19:35,298
‫شما لعنتیا خیلی سنگینید.

314
00:19:35,381 --> 00:19:37,383
‫صبر کن ببینم، خودشه!

315
00:19:37,967 --> 00:19:40,052
‫سنگین!
‫(هوی متال یا متال سنگین؛ نوعی سبک موسیقیه)

316
00:19:46,684 --> 00:19:49,145
‫مکانیزمی که دیوارها رو کنترل می کنه...

317
00:19:49,812 --> 00:19:50,897
‫اوناهاش!

318
00:19:50,980 --> 00:19:53,191
‫ایول! همینه، پرسی!

319
00:19:56,527 --> 00:19:59,280
‫- بازش کردم!
‫- پایک!

320
00:19:59,655 --> 00:20:01,866
‫کلیدهاش به هم وصل هستن.

321
00:20:01,949 --> 00:20:04,869
‫ظاهراً یه اهرم سومی هست که باید همزمان کشیدش.

322
00:20:04,952 --> 00:20:05,995
‫آره، دقیقاً!

323
00:20:06,037 --> 00:20:08,789
‫باید موقعیتش رو پیدا کنیم.

324
00:20:09,665 --> 00:20:12,627
‫هیچ کنترل قابل رؤیتی به دیوارهای بیرونی نیست.

325
00:20:12,835 --> 00:20:14,495
‫چاه!

326
00:20:14,545 --> 00:20:15,922
‫درپوش!

327
00:20:16,923 --> 00:20:18,132
‫توی اسید؟

328
00:20:18,174 --> 00:20:19,500
‫باید دیوونه باشی تا بری توش...

329
00:20:19,550 --> 00:20:21,719
‫من میرم توش!

330
00:20:29,393 --> 00:20:30,770
‫گراگ، صبر کن!

331
00:20:31,354 --> 00:20:33,606
‫من شفات میدم.

332
00:20:50,081 --> 00:20:51,457
‫نه!

333
00:20:53,042 --> 00:20:54,794
‫حاضری؟

334
00:21:00,841 --> 00:21:03,177
‫حالا!

335
00:21:20,486 --> 00:21:23,189
‫خوشحالم که برگشتی پیشمون، پرسیوال.

336
00:21:23,239 --> 00:21:26,158
‫حالا که منم کمک کردم،
‫به نظرت حقم نیست آزادم کنی؟

337
00:21:26,367 --> 00:21:29,537
‫اگه بخت باهات یار باشه،
‫می تونی یه ساعت بیشتر زندگی کنی.

338
00:21:31,288 --> 00:21:32,331
‫بفرما!

339
00:21:33,874 --> 00:21:35,459
‫خوبی، گراگ؟

340
00:21:36,335 --> 00:21:37,628
‫نمی دونم.

341
00:21:37,670 --> 00:21:40,840
‫پاهام هنوز سر جاشون هستن؟

342
00:21:41,882 --> 00:21:43,884
‫هنوز سر جاشون هستن، رفیق.

343
00:21:43,968 --> 00:21:45,970
‫عه، پس مشکلی ندارم.

344
00:21:46,053 --> 00:21:47,805
‫بریم!

345
00:21:48,556 --> 00:21:50,725
‫آخ، لباسم رو یادم رفت.

346
00:21:55,062 --> 00:21:56,814
‫این راه به کجا می رسه؟

347
00:21:56,897 --> 00:21:59,066
‫زیگورات!

348
00:22:00,234 --> 00:22:01,318
‫کاساندرا.

349
00:22:14,874 --> 00:22:17,960
‫برای این مراسم باید یکی رو قربانی کرد.

350
00:22:19,587 --> 00:22:22,173
‫الان گزینه های زیادی داریم.

351
00:22:29,305 --> 00:22:33,601
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

352
00:27:17,592 --> 00:27:19,428
‫[دکتر ریپلی]

353
00:27:29,438 --> 00:27:30,973
‫خودتو به نفهمی نزن.

354
00:27:31,023 --> 00:27:32,899
‫برات عاقبت خوشی نداره.

355
00:27:33,942 --> 00:27:36,361
‫فقط بهمون بگو چطور به اسرارِ...

356
00:27:36,445 --> 00:27:39,072
‫زیر «وایت استون» دسترسی پیدا کنیم
‫تا تمومش کنیم.

357
00:27:39,573 --> 00:27:40,657
‫خواهش می کنم.

358
00:27:40,741 --> 00:27:42,367
‫گفتم که!

359
00:27:42,451 --> 00:27:44,995
‫نمی دونم داری در مورد چی صحبت می کنی.

360
00:27:45,787 --> 00:27:48,248
‫عاشق وقتایی ام که در برابر حرف زدن مقاومت می کنن.

361
00:27:53,378 --> 00:27:56,298
‫متأسفانه شاید جاش بمونه.

362
00:27:56,381 --> 00:27:57,507
‫هوم.

363
00:27:58,050 --> 00:27:59,760
‫با خواهرش کار دارم.

364
00:28:08,602 --> 00:28:10,270
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

365
00:28:15,567 --> 00:28:18,278
‫- دکتر...
‫- پرسی، صبر کن!

366
00:29:22,133 --> 00:29:27,138
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

367
00:29:34,813 --> 00:29:36,314
‫پرسی، داری چیکار می کنی؟

368
00:29:36,398 --> 00:29:37,732
‫اون بی دفاعه!

369
00:29:37,816 --> 00:29:39,317
‫خانوادۀ منم بی دفاع بود.

370
00:29:39,818 --> 00:29:42,737
‫پرسی، شاید یه چیز به درد بخوری داشته باشه.

371
00:29:42,821 --> 00:29:45,448
‫حتماً یه دلیلی داشته که زنده نگهش داشتن.

372
00:29:45,782 --> 00:29:47,409
‫هوم، میشه بهمون بگی...

373
00:29:47,492 --> 00:29:48,785
‫این دیگه کدوم خریه؟

374
00:29:48,868 --> 00:29:50,161
‫دکتر آنا ریپلی.

375
00:29:51,246 --> 00:29:52,872
‫یکی دیگه از سربازهای برایرووده...

376
00:29:52,914 --> 00:29:54,666
‫که الان از صفحۀ شطرنجِ روزگار، حذفش می کنم

377
00:29:55,250 --> 00:29:57,752
‫منو بگو که فکر می کردم تو از همه ـشون باهوش تری.

378
00:29:57,961 --> 00:30:00,380
‫ما جفتمون مهندسیم، پرسیوال.

379
00:30:00,964 --> 00:30:03,216
‫اهمیت علم و دانش رو می دونیم.

380
00:30:03,800 --> 00:30:06,845
‫حتماً کنجکاوی بدونی که چه اطلاعاتی دارم.

381
00:30:09,014 --> 00:30:10,432
‫اونقدرها هم کنکجاو نیستم.

382
00:30:10,515 --> 00:30:12,434
‫- برادر، صبر کن.
‫- چرا باید صبر کنم؟

383
00:30:12,517 --> 00:30:14,269
‫من سال هاست که با برایروودها هستم،

384
00:30:14,352 --> 00:30:16,438
‫ولی تقریباً هیچی از غرض هاشون نمی دونم.

385
00:30:18,440 --> 00:30:19,983
‫خیلی خب.

386
00:30:20,066 --> 00:30:21,943
‫ازش بازجویی می کنیم.

387
00:30:22,527 --> 00:30:24,029
‫بعدش می کُشیمش.

388
00:30:27,824 --> 00:30:31,036
‫حالا که حرف از سؤال و جواب های مهم شد،
‫یه لحظه میشه بیاید اون طرف یه چیزی بگم؟

389
00:30:36,583 --> 00:30:38,285
‫پرسی، ببین، دوستت دارم رفیق،

390
00:30:38,335 --> 00:30:40,412
‫ولی باید یه فکری برای این قضیۀ دوده بکنیم،

391
00:30:40,462 --> 00:30:42,088
‫آخه وضعت خیلی خرابه!

392
00:30:42,505 --> 00:30:43,707
‫دوباره شروع نکنید!

393
00:30:43,757 --> 00:30:45,884
‫داره بدتر میشه.

394
00:30:45,967 --> 00:30:49,137
‫پایک، نمی تونی یه کار ماورایی براش بکنی؟

395
00:30:49,721 --> 00:30:51,389
‫اگه پرسی بذاره، می تونم.

396
00:31:10,742 --> 00:31:12,494
‫پرسی؟

397
00:31:12,577 --> 00:31:14,579
‫لطفاً به من نگاه کن.

398
00:31:16,456 --> 00:31:17,957
‫پرسی؟

399
00:31:19,793 --> 00:31:22,545
‫نمی دونم چیه!

400
00:31:22,629 --> 00:31:26,049
‫ولی یه چیزی جلوی روحت رو گرفته.

401
00:31:26,132 --> 00:31:28,384
‫باید به یه معبد برسونیمت.

402
00:31:28,468 --> 00:31:30,804
‫خداییش؟ الان که شورشی ها دم دروازه هامون...

403
00:31:30,887 --> 00:31:32,514
‫و برایروودها توی این قلعه هستن؟

404
00:31:32,597 --> 00:31:34,015
‫همه ـتون دیوونه شدین؟

405
00:31:34,099 --> 00:31:35,558
‫ولی اگه یه چیزیت شده باشه...

406
00:31:35,600 --> 00:31:38,645
‫حقیقتاً ممنونم که به خاطر من نگرانید.

407
00:31:38,853 --> 00:31:40,396
‫ولی باید کارمون رو به پیش ببریم.

408
00:31:42,232 --> 00:31:44,692
‫به محض اینکه این قضیه تموم بشه،
‫اونم درستش می کنم.

409
00:31:45,819 --> 00:31:46,903
‫می کنی؟

410
00:31:48,822 --> 00:31:51,032
‫به اعتبار خاندانم قسم!

411
00:31:57,455 --> 00:31:59,124
‫خیلی خب، حرف بزن.

412
00:31:59,207 --> 00:32:00,792
‫تو برای برایروودها کار می کنی.

413
00:32:00,875 --> 00:32:02,919
‫چرا باید زندانیت کنن؟

414
00:32:03,920 --> 00:32:04,996
‫باورت میشه...

415
00:32:05,046 --> 00:32:07,715
‫با نقشه هاشون مخالفت کردم
‫چون انسانی نبودن؟

416
00:32:09,175 --> 00:32:11,094
‫یه معاملۀ ساده بود.

417
00:32:11,135 --> 00:32:13,388
‫اونا یه مهندس لازم داشتن،
‫من یه حامی مالی لازم داشتم...

418
00:32:13,429 --> 00:32:15,306
‫تا هزینۀ آزمایش هام رو تأمین کنه.

419
00:32:15,431 --> 00:32:17,183
‫وقتی کارم کامل شد،

420
00:32:17,267 --> 00:32:19,227
‫فکر می کردم دیگه وقتشه ازشون جدا بشم.

421
00:32:19,310 --> 00:32:21,104
‫ولی اونا قبول نکردن.

422
00:32:21,187 --> 00:32:23,398
‫چرا با یه تیر خلاصت نکنم...

423
00:32:23,481 --> 00:32:25,900
‫و بعدش نَرَم توی اتاق سلطنتی
‫و همین کار رو با اونا بکنم؟

424
00:32:26,109 --> 00:32:29,070
‫آخه پرسیوال، اونا اونجا نیستن.

425
00:32:29,404 --> 00:32:32,824
‫الان اونا همۀ کارهاشون رو توی زیگورات انجام میدن.
‫(زیگورات: نوعی سازه مثل اهرام ثلاثه)

426
00:32:33,283 --> 00:32:34,158
‫چی چی؟

427
00:32:34,200 --> 00:32:35,702
‫زیگور فیگور؟

428
00:32:35,743 --> 00:32:38,162
‫همونی که توی «کتابِ کاغذپوستیِ اهریمنی» بود؟

429
00:32:38,204 --> 00:32:39,497
‫حالا همه چی برام روشن شد.

430
00:32:39,622 --> 00:32:41,666
‫- جدی؟
‫- نه، اصلاً!

431
00:32:42,208 --> 00:32:45,378
‫مراسمشون هر چی که هست
‫اونجا اتفاق می افته.

432
00:32:45,545 --> 00:32:47,672
‫در ضمن، زیگورات بالا نیست.

433
00:32:47,922 --> 00:32:49,340
‫پایینه!

434
00:32:49,757 --> 00:32:51,509
‫قدرت تاریکی که از ریشه های...

435
00:32:51,551 --> 00:32:53,887
‫«درختِ خورشید» حس کردم!

436
00:32:54,929 --> 00:32:56,681
‫به نظرم داره راستش رو میگه.

437
00:32:56,890 --> 00:32:58,766
‫به هیچ کدوم از حرفاش اعتماد ندارم.

438
00:33:04,355 --> 00:33:06,149
‫پس به من اعتماد کن.

439
00:33:10,445 --> 00:33:13,865
‫اگه بذاری زنده بمونم، می تونم ببرمت اونجا.

440
00:33:16,451 --> 00:33:18,077
‫باشه.

441
00:33:22,665 --> 00:33:25,460
‫فقط چون برامون مفید هستی از جونت میگذریم.

442
00:33:26,461 --> 00:33:27,879
‫البته فعلاً!

443
00:33:33,843 --> 00:33:35,261
‫به کیفم نیاز دارم.

444
00:33:35,762 --> 00:33:36,846
‫صبر کن.

445
00:33:42,935 --> 00:33:44,312
‫این چیه؟

446
00:33:45,688 --> 00:33:47,565
‫انگار این مدت مشغول بودی!

447
00:33:52,945 --> 00:33:54,655
‫دیگه بریم؟

448
00:33:54,989 --> 00:33:57,533
‫هیچوقت فکر نمی کردم من و تو با هم کار کنیم.

449
00:33:57,950 --> 00:34:01,245
‫در حال حاضر، تو خوش شانس ترین شخص
‫توی وایت استون هستی.

450
00:34:01,329 --> 00:34:03,581
‫چون آخرای لیستم هستی.

451
00:34:13,508 --> 00:34:16,135
‫یه نفر هم نباید از اون خط رد بشه.

452
00:34:25,019 --> 00:34:28,648
‫«پدر سحر» همچون شعله ای در تاریکی می ایستد.

453
00:34:32,360 --> 00:34:34,854
‫وایت استون خونۀ ماست،
‫و امروز...

454
00:34:34,904 --> 00:34:36,948
‫پسش می گیریم!

455
00:34:36,989 --> 00:34:39,325
‫پیش به سوی قلعه!

456
00:34:46,374 --> 00:34:47,750
‫خب...

457
00:34:48,334 --> 00:34:50,044
‫کاساندرا بودی، آره؟

458
00:34:50,461 --> 00:34:53,840
‫وقتی می بینم ما دوتا، آدمای بالغِ مجردی هستیم...

459
00:34:53,923 --> 00:34:55,842
‫نه!

460
00:34:58,636 --> 00:35:00,638
‫رفقای جالبی داری.

461
00:35:01,055 --> 00:35:04,809
‫یادمه آخرین باری که دیدمت،
‫تعداد انگشت هات بیشتر بود.

462
00:35:04,934 --> 00:35:06,519
‫مخترع بودن، کار خطرناکیه.

463
00:35:06,853 --> 00:35:09,438
‫مخصوصاً وقتی علم و جادو رو با هم ترکیب می کنی.

464
00:35:10,356 --> 00:35:11,983
‫این زیگورات رو...

465
00:35:12,066 --> 00:35:14,110
‫تو براشون پیداش کردی؟

466
00:35:14,527 --> 00:35:16,445
‫فقط پیدا نکردم، ترمیمش کردم.

467
00:35:17,029 --> 00:35:18,531
‫بهبودش بخشیدم.

468
00:35:18,614 --> 00:35:20,366
‫به درخواست برایروودها...

469
00:35:20,449 --> 00:35:22,034
‫تونستم به اون سازه...

470
00:35:22,118 --> 00:35:23,995
‫یه مادۀ معدنیِ خاص اضافه کنم.

471
00:35:24,495 --> 00:35:25,663
‫رسوب!

472
00:35:25,746 --> 00:35:28,291
‫ولی هیچکس نمی دونه دلیلش چی بوده.

473
00:35:34,255 --> 00:35:36,007
‫چیکار میـ...

474
00:35:44,140 --> 00:35:46,267
‫حتی از طراحیم هم بهتر عمل کرد.

475
00:35:46,767 --> 00:35:48,811
‫بهتر نیست من بیفتم جلو؟

476
00:35:48,895 --> 00:35:50,438
‫چرا که نه؟

477
00:35:50,521 --> 00:35:52,899
‫اونجوری راحت تر می تونم زیر نظر بگیرمت.

478
00:36:05,661 --> 00:36:06,662
‫هوم؟

479
00:36:06,871 --> 00:36:08,039
‫رفیق؟

480
00:36:08,539 --> 00:36:12,084
‫عه! حسِ واقعی بودن میدی.

481
00:36:12,126 --> 00:36:13,753
‫واقعی ام، گراگ!

482
00:36:13,794 --> 00:36:16,756
‫فقط... کاملاً اینجا نیستم.

483
00:36:16,923 --> 00:36:17,924
‫صحیح!

484
00:36:18,007 --> 00:36:19,926
‫حالا جواب داد؟

485
00:36:20,009 --> 00:36:21,928
‫منظورم اینه که عذرخواهی کردی؟

486
00:36:22,678 --> 00:36:25,389
‫خب، باید از یه سِری چیزا سر در می آوردم.

487
00:36:25,473 --> 00:36:28,142
‫و وقتی در آوردم...

488
00:36:28,809 --> 00:36:31,062
‫میشه گفت الان می دونم کی هستم.

489
00:36:31,145 --> 00:36:32,688
‫خب، معلومه دیگه!

490
00:36:32,772 --> 00:36:34,231
‫تو بهترین دوستمی.

491
00:36:34,315 --> 00:36:36,359
‫فقط اینکه الان توی تاریکی می درخشی.

492
00:36:37,443 --> 00:36:38,778
‫اوه!

493
00:36:40,112 --> 00:36:41,939
‫زخم هات چطورن؟

494
00:36:41,989 --> 00:36:43,824
‫از زخم های بدتر از این جون سالم به در بُردم.

495
00:36:43,908 --> 00:36:44,867
‫هوم.

496
00:36:45,451 --> 00:36:48,496
‫بهت هشدار داده بودم اون تاک ها خار دارن.

497
00:36:49,664 --> 00:36:52,083
‫آره، آره.

498
00:36:55,920 --> 00:36:58,214
‫چه اسلحۀ خوش ساختیه!

499
00:36:58,297 --> 00:37:00,633
‫لوله ـش با چرخ دنده می چرخه
‫یا با گردونه؟

500
00:37:01,634 --> 00:37:03,844
‫سخت نگیر! حتماً خیلی دلت می خواد...

501
00:37:03,928 --> 00:37:06,547
‫با یه دانشمندِ مثل خودت، صحبت کاری کنی.

502
00:37:06,597 --> 00:37:08,591
‫دوست هات هم یه چیزایی حالیشون میشه، ولی...

503
00:37:08,641 --> 00:37:11,060
‫ذهن تو با اونا فرق می کنه.

504
00:37:12,395 --> 00:37:13,771
‫بیراه نمیگه.

505
00:37:13,854 --> 00:37:15,940
‫ذهن تو با همۀ کسایی که باهاشون برخوردم فرق می کنه

506
00:37:16,148 --> 00:37:17,525
‫ممنونم، کاساندرا.

507
00:37:18,442 --> 00:37:20,986
‫این حرفم جنبۀ تعریف نداشت.

508
00:37:24,115 --> 00:37:26,117
‫از این طرف!

509
00:37:28,744 --> 00:37:30,329
‫داریم نزدیک تر می شیم.

510
00:37:30,371 --> 00:37:33,374
‫به خاطر خودت هم که شده،
‫امیدوارم همینطور باشه که میگی.

511
00:37:42,967 --> 00:37:44,043
‫عقب وایستید!

512
00:37:44,093 --> 00:37:46,720
‫اون آدم سنگی، مسلحه!

513
00:37:47,096 --> 00:37:48,806
‫اون یه قبره!

514
00:37:53,727 --> 00:37:55,429
‫اینجا کجاست؟

515
00:37:55,479 --> 00:37:57,014
‫مقبرۀ خانوادگی ـمون.

516
00:37:57,064 --> 00:37:59,316
‫چندین نسل از «دل رولو»ها توش هستن.

517
00:38:03,863 --> 00:38:05,531
‫مهمون داریم!

518
00:38:05,614 --> 00:38:07,324
‫یه لحظه وایستا ببینم.

519
00:38:07,408 --> 00:38:10,453
‫بانو برایروود همۀ مردگان رو زنده کرد؟

520
00:38:18,127 --> 00:38:20,296
‫عمو ناتانیل؟

521
00:38:22,965 --> 00:38:23,999
‫سلام!

522
00:38:24,049 --> 00:38:25,676
‫من کیلیث هستم،
‫دوستِ برادرزاده ـتون!

523
00:38:25,718 --> 00:38:27,553
‫وای خدا، بوی گند میدی!

524
00:38:32,808 --> 00:38:34,059
‫اصلاً کارِ درستی نیست.

525
00:38:34,101 --> 00:38:37,313
‫آره بابا.
‫فوق العاده ـست، مگه نه؟

526
00:38:55,539 --> 00:38:57,208
‫تا کِی می خواد همینجوری بمونه؟

527
00:38:57,291 --> 00:38:59,293
‫واقعاً معلوم نیست.

528
00:39:02,463 --> 00:39:04,798
‫بندازش ریپلی! همین الان!

529
00:39:05,549 --> 00:39:08,010
‫هنوزم فکر می کنی می تونی بدونِ من
‫این کار رو انجام بدی؟

530
00:39:10,721 --> 00:39:14,224
‫پرسیوال، الان به جای من،
‫باید نگرانِ یه چیز دیگه باشی!

531
00:39:15,893 --> 00:39:18,646
‫اونقدر نگرانی های مختلف دارم
‫که دیگه ظرفیتم تکمیل شده.

532
00:39:21,482 --> 00:39:23,025
‫هر جور مایلی!

533
00:39:23,108 --> 00:39:25,819
‫ولی پشیمون میشی.

534
00:39:42,169 --> 00:39:44,463
‫میشه یه هُل به این بدی، گُنده بک؟

535
00:39:44,546 --> 00:39:46,507
‫عه، ببخشید.

536
00:39:46,590 --> 00:39:48,717
‫میشه دوباره تکرار کنی؟

537
00:39:48,801 --> 00:39:49,843
‫ای خدا!

538
00:39:49,885 --> 00:39:50,928
‫ای گراگ...

539
00:39:51,011 --> 00:39:54,056
‫تو خیلی قدرتمندی و من خیلی ضعیفم!

540
00:39:54,723 --> 00:39:56,392
‫منِ پیرمرد چطور می تونم...

541
00:39:56,475 --> 00:39:58,435
‫بدونِ تو زنده بمونم؟

542
00:39:58,519 --> 00:40:01,939
‫خب، چون انقدر مؤدبانه ازم خواستی قبول می کنم.

543
00:40:06,485 --> 00:40:08,529
‫وای!

544
00:40:08,987 --> 00:40:10,823
‫یه سری از بهترین آثارم.

545
00:40:10,906 --> 00:40:14,118
‫چون در اعماقِ وایت استون ـه،
‫یه عمر طول کشید!

546
00:40:16,453 --> 00:40:19,331
‫- بهش اعتماد ندارم.
‫- تو به هیچکس اعتماد نداری.

547
00:40:19,415 --> 00:40:21,417
‫خب... بجز تو!

548
00:40:21,500 --> 00:40:23,877
‫بعضی وقتا جور دیگه ای نشون میدی.

549
00:40:24,753 --> 00:40:26,505
‫ای خدا!

550
00:40:26,588 --> 00:40:28,799
‫می گم، می خواستم قبل از اینکه خودمون رو...

551
00:40:28,882 --> 00:40:31,710
‫به کُشتن بدیم، یه اشاره بکنم به اینکه
‫الان دیگه مدرک داریم!

552
00:40:31,760 --> 00:40:33,262
‫می تونیم دیگه بیخیال این قضیه بشیم.

553
00:40:33,303 --> 00:40:34,888
‫بجاش برگردیم و اقدامِ قضایی کنیم!

554
00:40:34,930 --> 00:40:37,057
‫اون وقت انقلابی که خودمون شروع کردیم رو ول کنیم؟

555
00:40:37,182 --> 00:40:40,310
‫نه، برایروودها هر نقشه ای این پایین داشته باشن...

556
00:40:40,352 --> 00:40:41,770
‫باید بهش خاتمه بدیم.

557
00:40:41,854 --> 00:40:43,689
‫صحیح، صحیح، آره، آره.

558
00:40:44,064 --> 00:40:45,349
‫پیشنهاد احمقانه ای بود، کیلیث.

559
00:40:45,399 --> 00:40:48,152
‫آره، واقعاً ازت ناامید شدم، کیلیث.

560
00:40:48,235 --> 00:40:50,654
‫وایستید ببینم، چی میگید؟
‫نه، اسکنلن گفت...

561
00:40:58,078 --> 00:40:59,830
‫خیلی خب...

562
00:41:00,289 --> 00:41:01,323
‫پرسی؟

563
00:41:01,373 --> 00:41:03,125
‫نظری نداری اینی که روبرومونه چیه؟

564
00:41:03,208 --> 00:41:05,210
‫یه کارخونۀ ساختِ مواده!

565
00:41:05,961 --> 00:41:07,796
‫زدیم به خال!

566
00:41:08,255 --> 00:41:09,923
‫کسی پیپ نداره؟

567
00:41:10,007 --> 00:41:12,801
‫تقریباً مطمئنم اگه اینا رو دود کنی،
‫سفرمون خراب میشه.

568
00:41:13,385 --> 00:41:15,053
‫اینا رسوبن.

569
00:41:15,179 --> 00:41:16,889
‫حتماً لوله ها، اسیدی که...

570
00:41:16,972 --> 00:41:18,932
‫از فرآیند تصفیۀ شیمیایی به دست اومده رو آوردن.

571
00:41:19,016 --> 00:41:21,185
‫ظاهراً دارن کلی از اینا می سازن.

572
00:41:21,268 --> 00:41:23,061
‫چرا انقدر زیاد؟

573
00:41:24,771 --> 00:41:26,940
‫اینجا زیر نظر اندرز بود.

574
00:41:27,024 --> 00:41:29,193
‫من فقط توی زیگورات بهشون کمک کردم.

575
00:41:29,276 --> 00:41:31,612
‫این دیگه برای چه کاریه؟

576
00:41:39,286 --> 00:41:42,122
‫[کاساندرا دل رولو]

577
00:41:45,834 --> 00:41:47,586
‫کاساندرا!

578
00:41:54,468 --> 00:41:55,969
‫نه!

579
00:42:06,897 --> 00:42:07,981
‫پرسی!

580
00:42:08,065 --> 00:42:10,108
‫به خواهرت بگو احترامش رو دست خودش نگه داره...

581
00:42:10,192 --> 00:42:11,735
‫و این مسخره بازیا رو تموم کنه.

582
00:42:11,777 --> 00:42:14,613
‫کاس، چیکار می کنی؟

583
00:42:15,322 --> 00:42:17,991
‫کارِت عالی بود، عزیزم.

584
00:42:25,540 --> 00:42:27,167
‫یه کم دیر یاد می گیری.

585
00:42:32,089 --> 00:42:33,257
‫نه!

586
00:42:33,340 --> 00:42:34,716
‫برادر!

587
00:42:34,800 --> 00:42:36,460
‫چرا داری این کار رو می کنی؟

588
00:42:36,510 --> 00:42:38,470
‫تو این بلا سر خودت آوردی، پرسی.

589
00:42:38,512 --> 00:42:40,681
‫همون روزی که منو روی برف ها ول کردی...

590
00:42:40,806 --> 00:42:43,809
‫تا مثل یه حیوونِ شکار شده،
‫تا غرقِ در خونِ خودم بشم.

591
00:42:44,059 --> 00:42:46,561
‫برادرم ولم کرد رفت.

592
00:42:50,357 --> 00:42:52,067
‫الان دیگه یه خانوادۀ جدید دارم.

593
00:42:52,150 --> 00:42:53,560
‫خانواده ای که فراتر از مرگه.

594
00:42:53,610 --> 00:42:55,904
‫خانواده ای که هیچوقت ولم نمی کنه.

595
00:42:56,530 --> 00:42:59,366
‫من یه برایروود هستم.

596
00:43:07,666 --> 00:43:08,750
‫تو!

597
00:43:08,792 --> 00:43:10,911
‫منم مثل شماها گیر افتادم.

598
00:43:10,961 --> 00:43:13,956
‫می خواستم بگم، غافلگیر شدم که دیدم...

599
00:43:14,006 --> 00:43:15,966
‫از غارت اومدی بیرون، آنا.

600
00:43:16,008 --> 00:43:19,302
‫خوشحالم می بینم که دوباره دستگیرت کردن.

601
00:43:19,386 --> 00:43:20,554
‫ریپلیِ بیچاره.

602
00:43:20,637 --> 00:43:23,557
‫همیشه بدشانس ترین بودی.

603
00:43:23,640 --> 00:43:26,393
‫وایستید! اگه برای جونتون ارزش قائلید...

604
00:43:26,476 --> 00:43:28,395
‫بذارید برادرم بره.

605
00:43:28,478 --> 00:43:31,022
‫متأسفانه ما به اندازۀ تو...

606
00:43:31,106 --> 00:43:33,316
‫انقدر به جونمون اهمیت نمی دیم.

607
00:43:34,317 --> 00:43:35,569
‫جوش نزن.

608
00:43:35,610 --> 00:43:38,155
‫خیلی خوب ازش مراقبت می کنیم.

609
00:43:38,321 --> 00:43:40,741
‫لطف می کنی دکمه رو بزنی؟

610
00:43:53,712 --> 00:43:56,006
‫یه تلۀ اسیدی؟

611
00:43:56,089 --> 00:43:58,925
‫اه، واقعاً که چقدر ابتکار به خرج می دین!

612
00:43:59,009 --> 00:44:00,635
‫وکَس! برادر!

613
00:44:01,011 --> 00:44:02,596
‫بیدار شو! منم!

614
00:44:02,679 --> 00:44:04,222
‫بیدار شو!

615
00:44:05,640 --> 00:44:07,517
‫صبر کن! نرو!

616
00:44:07,601 --> 00:44:09,144
‫نمی خوای حداقل مرگِ گراگ رو ببینی؟

617
00:44:19,112 --> 00:44:20,864
‫بچه ها؟

618
00:44:20,906 --> 00:44:22,949
‫باید یه راهی باشه که از اینجا بریم بیرون.

619
00:44:23,158 --> 00:44:24,618
‫کسی نقشه ای نداره؟

620
00:44:24,701 --> 00:44:26,745
‫- وِکس؟
‫- چرا به من نگاه می کنید؟

621
00:44:26,828 --> 00:44:28,955
‫پرسی، یه کمکی می کنی؟

622
00:44:30,248 --> 00:44:31,867
‫صحیح، خب...

623
00:44:31,917 --> 00:44:34,669
‫هوم... سعی کنید جلوی اسید رو بگیرید.

624
00:44:35,670 --> 00:44:37,839
‫گندش بزنن، اوه! پایک!

625
00:44:38,089 --> 00:44:40,375
‫نمی تونی از دیوارها رد بشی؟

626
00:44:40,425 --> 00:44:42,302
‫من که شبح نیستم، اسکنلن!

627
00:44:42,344 --> 00:44:44,054
‫اگه ارتباطم رو با بدنم قطع کنم...

628
00:44:44,095 --> 00:44:45,680
‫احتمال داره دیگه نتونم برگردم.

629
00:44:45,889 --> 00:44:48,600
‫پس بیاید بترکونیم!

630
00:44:53,855 --> 00:44:56,483
‫خب، من ایدۀ دیگه ای ندارم.

631
00:44:57,359 --> 00:44:58,527
‫لولۀ مخزن!

632
00:44:58,610 --> 00:45:00,820
‫اگه بتونیم قطعش کنیم،
‫شاید یه کم برامون زمان بخره.

633
00:45:00,904 --> 00:45:03,532
‫پیشنهاد می کنی چطور این کار رو کنیم؟

634
00:45:15,460 --> 00:45:16,753
‫ایول!

635
00:45:17,337 --> 00:45:18,288
‫آفرین!

636
00:45:18,338 --> 00:45:20,966
‫- این شد یه چیز!
‫- بدک نبود، کیلیث!

637
00:45:21,967 --> 00:45:22,876
‫رفیق؟

638
00:45:22,926 --> 00:45:24,135
‫لعنت بهش!

639
00:45:26,888 --> 00:45:28,640
‫نمی خواستم اینجوری بشه.

640
00:45:28,723 --> 00:45:30,850
‫لوله کشیِ قلعه ـت خیلی مزخرفه، پرسی.

641
00:45:30,934 --> 00:45:32,936
‫خیلی خب، یه نقشۀ جدید!

642
00:45:33,019 --> 00:45:34,771
‫وارد اسید نشید.

643
00:45:36,064 --> 00:45:37,691
‫دستِ اسکنلن!

644
00:45:37,774 --> 00:45:40,360
‫یالا، سوار شید.

645
00:45:42,612 --> 00:45:44,614
‫پرسی، پاشو بیا اینجا.

646
00:45:46,324 --> 00:45:48,994
‫اه، عالی شد! پرسی خراب شده.

647
00:45:49,077 --> 00:45:50,996
‫بیا اینجا تنبل خان!

648
00:45:53,206 --> 00:45:55,250
‫خیلی دووم نمیاره!
‫اگه نمی خواید برید توش شنا کنید...

649
00:45:55,292 --> 00:45:58,295
‫باید زودتر یه راه حل پیدا کنید.

650
00:45:58,378 --> 00:46:00,547
‫پرسی، به خودت بیا!

651
00:46:02,173 --> 00:46:04,384
‫ما به خاطر تو اومدیم اینجا و
‫جونمون رو به خطر انداختیم.

652
00:46:04,467 --> 00:46:06,336
‫به خاطر ما اینجا باش!

653
00:46:06,386 --> 00:46:07,929
‫فایده ـش چیه؟

654
00:46:07,971 --> 00:46:10,473
‫اون دوباره رفت.

655
00:46:10,974 --> 00:46:13,218
‫شاید!

656
00:46:13,268 --> 00:46:15,645
‫ولی آدمایی که توی این سالن هستن، جایی نرفتن.

657
00:46:16,104 --> 00:46:18,773
‫ما هیچوقت ولت نمی کنیم.

658
00:46:20,275 --> 00:46:22,193
‫تو می خوای خواهرت رو پس بگیری،

659
00:46:22,277 --> 00:46:24,112
‫منم می خوام برادرم رو پس بگیرم.

660
00:46:24,195 --> 00:46:26,364
‫ولی اگه قرار باشه شانسی
‫برای نجات دادنشون داشته باشیم،

661
00:46:26,448 --> 00:46:29,075
‫باید قبلش ما رو نجات بدی.

662
00:46:36,458 --> 00:46:38,835
‫باشه. اسکنلن، می تونی ما رو...

663
00:46:38,877 --> 00:46:40,704
‫- ببری دمِ سقف؟
‫- چی؟ چطور؟

664
00:46:40,754 --> 00:46:42,464
‫شما لعنتیا خیلی سنگینید.

665
00:46:42,547 --> 00:46:44,549
‫صبر کن ببینم، خودشه!

666
00:46:45,133 --> 00:46:47,218
‫سنگین!
‫(هوی متال یا متال سنگین؛ نوعی سبک موسیقیه)

667
00:46:53,850 --> 00:46:56,311
‫مکانیزمی که دیوارها رو کنترل می کنه...

668
00:46:56,978 --> 00:46:58,062
‫اوناهاش!

669
00:46:58,146 --> 00:47:00,356
‫ایول! همینه، پرسی!

670
00:47:03,693 --> 00:47:06,446
‫- بازش کردم!
‫- پایک!

671
00:47:06,821 --> 00:47:09,032
‫کلیدهاش به هم وصل هستن.

672
00:47:09,115 --> 00:47:12,035
‫ظاهراً یه اهرم سومی هست که باید همزمان کشیدش.

673
00:47:12,118 --> 00:47:13,161
‫آره، دقیقاً!

674
00:47:13,203 --> 00:47:15,955
‫باید موقعیتش رو پیدا کنیم.

675
00:47:16,831 --> 00:47:19,793
‫هیچ کنترل قابل رؤیتی به دیوارهای بیرونی نیست.

676
00:47:20,001 --> 00:47:21,661
‫چاه!

677
00:47:21,711 --> 00:47:23,087
‫درپوش!

678
00:47:24,088 --> 00:47:25,298
‫توی اسید؟

679
00:47:25,340 --> 00:47:26,666
‫باید دیوونه باشی تا بری توش...

680
00:47:26,716 --> 00:47:28,885
‫من میرم توش!

681
00:47:38,561 --> 00:47:39,938
‫گراگ، صبر کن!

682
00:47:40,522 --> 00:47:42,774
‫من شفات میدم.

683
00:47:59,249 --> 00:48:00,625
‫نه!

684
00:48:02,210 --> 00:48:03,962
‫حاضری؟

685
00:48:10,009 --> 00:48:12,345
‫حالا!

686
00:48:29,654 --> 00:48:32,357
‫خوشحالم که برگشتی پیشمون، پرسیوال.

687
00:48:32,407 --> 00:48:35,326
‫حالا که منم کمک کردم،
‫به نظرت حقم نیست آزادم کنی؟

688
00:48:35,535 --> 00:48:38,705
‫اگه بخت باهات یار باشه،
‫می تونی یه ساعت بیشتر زندگی کنی.

689
00:48:40,456 --> 00:48:41,499
‫بفرما!

690
00:48:43,042 --> 00:48:44,627
‫خوبی، گراگ؟

691
00:48:45,503 --> 00:48:46,796
‫نمی دونم.

692
00:48:46,838 --> 00:48:50,008
‫پاهام هنوز سر جاشون هستن؟

693
00:48:51,050 --> 00:48:53,052
‫هنوز سر جاشون هستن، رفیق.

694
00:48:53,136 --> 00:48:55,138
‫عه، پس مشکلی ندارم.

695
00:48:55,221 --> 00:48:56,973
‫بریم!

696
00:48:57,724 --> 00:48:59,892
‫آخ، لباسم رو یادم رفت.

697
00:49:04,230 --> 00:49:05,982
‫این راه به کجا می رسه؟

698
00:49:06,065 --> 00:49:08,234
‫زیگورات!

699
00:49:09,402 --> 00:49:10,486
‫کاساندرا.

700
00:49:24,042 --> 00:49:27,128
‫برای این مراسم باید یکی رو قربانی کرد.

701
00:49:28,755 --> 00:49:31,341
‫الان گزینه های زیادی داریم.

702
00:49:38,473 --> 00:49:42,769
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»