1
00:00:08,466 --> 00:00:13,763
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:14,180 --> 00:00:15,724
‫- اونجا!
‫- بهترین جنس بازاره.

3
00:00:19,811 --> 00:00:21,604
‫هوم، چه خربزه‌های خوبی.

4
00:00:23,273 --> 00:00:26,359
‫اولاً که بگم، شهر مادری‌تون...

5
00:00:26,443 --> 00:00:28,570
‫به‌به! ولی...

6
00:00:28,653 --> 00:00:31,698
‫چطور یه شهر می‌تونه
‫به قلمروی پری‌ها تله‌پورت (طی‌الأرض) بشه؟

7
00:00:31,781 --> 00:00:33,074
‫در مواقع خطر،

8
00:00:33,158 --> 00:00:35,452
‫نجیب‌زادگان اِلفی، ابزار اسرارآمیزِ...

9
00:00:35,535 --> 00:00:36,745
‫جابه‌جا کردنش رو دارن.

10
00:00:36,828 --> 00:00:38,663
‫به ندرت پیش میاد.

11
00:00:41,291 --> 00:00:42,333
‫از این‌طرف.

12
00:00:42,375 --> 00:00:43,334
‫وای!

13
00:00:48,965 --> 00:00:51,426
‫برای سرگرمی خودت ما رو کشوندی اینجا، مگه نه؟

14
00:00:51,509 --> 00:00:52,761
‫عه، معلومه که نه.

15
00:00:52,844 --> 00:00:55,305
‫اگه می‌خواستم همچین کاری بکنم
‫می‌بردم‌تون منطقۀ پیکسی‌ها،

16
00:00:55,430 --> 00:00:58,141
‫و بعیده دلتون بخواد با پیکسی‌ها در بیفتید.

17
00:00:58,224 --> 00:00:59,976
‫نه، مسیر مستقیم...

18
00:01:00,060 --> 00:01:02,353
‫سریع‌ترین راه به سایبانِ تیره‌ست.

19
00:01:02,395 --> 00:01:03,605
‫بیاید، بیاید.

20
00:01:05,482 --> 00:01:07,275
‫هنوز چند ساعت مونده تا شیفتم تموم بشه.

21
00:01:07,400 --> 00:01:09,652
‫نگهبان‌ها قطعاً خیلی زیادن.

22
00:01:09,736 --> 00:01:11,696
‫بیشتر از اونیه که یادم میاد.

23
00:01:11,780 --> 00:01:13,281
‫دیگه چیزی نمونده رد بشیم.

24
00:01:13,364 --> 00:01:15,325
‫فقط چند بلوکِ دیگه بریم، اون‌وقت...

25
00:01:15,408 --> 00:01:16,743
‫به فنا می‌ریم.

26
00:01:16,826 --> 00:01:17,869
‫بیگانه‌ها،

27
00:01:17,952 --> 00:01:19,746
‫اسامی و علت حضورتون رو بگید.

28
00:01:19,829 --> 00:01:21,664
‫سلاح‌هاتون رو بیارید پایین.

29
00:01:21,748 --> 00:01:24,250
‫می‌خوایم سفیر «وسار» رو ببینیم.

30
00:01:24,626 --> 00:01:25,835
‫هان؟

31
00:01:27,295 --> 00:01:29,422
‫ما بچه‌هاشیم.

32
00:02:43,663 --> 00:02:45,915
‫چوب ورمالاکِ واقعی.

33
00:02:46,040 --> 00:02:48,751
‫سلیقۀ پدرتون حرف نداره.

34
00:02:48,835 --> 00:02:51,504
‫همیشه همین‌طور بود.
‫بجز وقتایی که نوبت ما می‌رسید.

35
00:02:51,588 --> 00:02:52,839
‫منظورت چیه؟

36
00:02:54,340 --> 00:02:55,383
‫صادقانه جواب بده.

37
00:02:55,425 --> 00:02:58,845
‫به من می‌خوره یه نجیب‌زاده باشم؟

38
00:02:58,928 --> 00:03:00,555
‫اینکه ادای نجیب‌ها رو در بیاری، آسونه.

39
00:03:00,680 --> 00:03:02,015
‫فقط یه کم پرافاده باش...

40
00:03:02,098 --> 00:03:03,892
‫و چیزی که بقیۀ نجیب‌زاده‌ها می‌پوشن بپوش.

41
00:03:03,975 --> 00:03:06,603
‫آدمای زیادی رو می‌شناسم که
‫ثروت و عناوین مختلف داشتن

42
00:03:06,686 --> 00:03:08,563
‫ولی قطعاً به اندازۀ تو نمی‌ارزن.

43
00:03:13,359 --> 00:03:14,944
‫دِوانا.

44
00:03:15,028 --> 00:03:18,031
‫خیلی سرزده اومدین.

45
00:03:19,073 --> 00:03:21,159
‫پدرتون به زودی میاد پایین.

46
00:03:21,284 --> 00:03:24,370
‫و یه جایی این دور و بر...

47
00:03:24,454 --> 00:03:26,706
‫داری با کی صحبت می‌کنی، مامان؟

48
00:03:26,789 --> 00:03:28,124
‫آها، راستی!

49
00:03:28,583 --> 00:03:30,501
‫هنوز ولورا رو ندیدین.

50
00:03:30,752 --> 00:03:31,878
‫دختر ماست.

51
00:03:32,045 --> 00:03:33,755
‫یه خواهر؟

52
00:03:35,798 --> 00:03:39,052
‫سلام. اون پَرِت رو خیلی دوست دارم.

53
00:03:43,932 --> 00:03:45,725
‫پس مال خودت.

54
00:03:45,850 --> 00:03:48,811
‫یه هدیه از طرف خواهر ناتنی‌ات، وِکسالیا.

55
00:03:48,895 --> 00:03:51,272
‫اونو وِکس صدا کن.
‫منو هم وَکس.

56
00:03:52,482 --> 00:03:54,108
‫دوقلوها!

57
00:03:54,192 --> 00:03:56,861
‫ولی پدر گفت هیچ‌وقت برنمی‌گردید.

58
00:03:56,945 --> 00:03:59,072
‫چی؟ یعنی فرصتِ دیدنِ تو رو از دست بدیم؟

59
00:03:59,155 --> 00:04:00,740
‫خیلی مسخره‌ست.

60
00:04:01,824 --> 00:04:04,035
‫پدرتون از دیدن‌تون خوشحال میشه.

61
00:04:05,662 --> 00:04:07,372
‫شاید واقعاً خوشحال می‌شدم،

62
00:04:07,413 --> 00:04:09,540
‫البته اگه بهم خبر می‌دادین

63
00:04:09,624 --> 00:04:11,876
‫که با حضورتون، بهمون افتخار می‌دین.

64
00:04:14,170 --> 00:04:16,756
‫کسی خونه‌ست؟

65
00:04:18,174 --> 00:04:20,802
‫اگه برای پولم یا بُزهام اومدین،

66
00:04:20,969 --> 00:04:22,428
‫هیچ‌کدوم رو ندارم.

67
00:04:22,512 --> 00:04:24,764
‫باباجون، منم. پایک!

68
00:04:24,806 --> 00:04:26,641
‫پایک؟

69
00:04:26,808 --> 00:04:28,810
‫عه، خودتی! پایک.

70
00:04:28,893 --> 00:04:30,270
‫خدایان رو شکر.

71
00:04:30,353 --> 00:04:32,939
‫گفتم شاید از اون دزدهای وحشی باشی.

72
00:04:33,022 --> 00:04:35,525
‫حالا... چی...؟ قربونش بشم.

73
00:04:35,942 --> 00:04:37,735
‫یه ردای واقعی پوشیدی!

74
00:04:37,777 --> 00:04:39,279
‫وای، خیلی خوشگلی.

75
00:04:40,613 --> 00:04:42,824
‫این پدرِ پدرِ پدربزرگمه:

76
00:04:42,865 --> 00:04:44,242
‫«ویلهند تریکفوت».

77
00:04:44,325 --> 00:04:45,243
‫و...

78
00:04:45,326 --> 00:04:46,744
‫این اسکنلن‌ـه.

79
00:04:47,495 --> 00:04:48,705
‫در خدمت شما هستم.

80
00:04:52,000 --> 00:04:53,001
‫گراگ!

81
00:04:53,084 --> 00:04:54,585
‫یادت رفت غذا بخوری؟

82
00:04:54,711 --> 00:04:57,755
‫سلام باباجون. گَند زدم.

83
00:04:58,756 --> 00:05:00,300
‫کاش می‌تونستم بگم که...

84
00:05:00,383 --> 00:05:03,303
‫توی حال و وضع بدتر از این هم دیدمش،
‫ولی فکر نکنم دیده باشم.

85
00:05:03,386 --> 00:05:06,139
‫بیاید.
‫کمک کنید این گُنده‌بک رو بذاریم روی میز.

86
00:05:06,222 --> 00:05:07,890
‫بیا، رفیق.

87
00:05:10,518 --> 00:05:12,979
‫بنابراین، وقتی «ایمون» سقوط کرد،

88
00:05:12,979 --> 00:05:15,440
‫چاره‌ای جز این نداشتیم
‫که به قلمروی پری‌ها عقب‌نشینی کنیم.

89
00:05:15,523 --> 00:05:18,026
‫داشتیم تسلیحات جمع‌آوری می‌کردیم
‫و به سربازهامون آموزش می‌دادیم

90
00:05:18,151 --> 00:05:19,610
‫تا با اژدهاها روبرو بشیم.

91
00:05:19,694 --> 00:05:22,280
‫پس قصد دارید توی این جنگ شرکت کنید.

92
00:05:22,864 --> 00:05:23,906
‫معرکه‌ست.

93
00:05:23,948 --> 00:05:26,743
‫بیشتر به این می‌خوره که
‫دُم‌شون رو گذاشتن روی کول‌شون و فرار کردن.

94
00:05:26,826 --> 00:05:28,494
‫چرا اومدین اینجا؟

95
00:05:28,578 --> 00:05:32,040
‫تا ترتیب اون اژدهاهایی رو بدیم
‫که شما رو فراری دادن، آقا.

96
00:05:32,123 --> 00:05:34,250
‫شما کی باشید؟

97
00:05:34,334 --> 00:05:37,045
‫ پرسیوال فردریکستاین
‫وان میوسل کلووسکی دل رولوی سوم.

98
00:05:37,128 --> 00:05:39,130
‫از عمارت سلطنتیِ وایت استون.

99
00:05:40,965 --> 00:05:42,842
‫خب پس، لرد دل رولوی سوم،

100
00:05:42,884 --> 00:05:45,511
‫سینگورن چی‌کار می‌تونه براتون بکنه؟

101
00:05:45,595 --> 00:05:47,805
‫به گمونم شنیدید که واکس ماکینا...

102
00:05:47,930 --> 00:05:49,682
‫یکی از اژدهاها رو کُشته.

103
00:05:49,766 --> 00:05:52,393
‫من نمی‌دونم «واکس ماکینا» چیه.

104
00:05:52,643 --> 00:05:53,978
‫ما واکس ماکیناییم.

105
00:05:54,020 --> 00:05:57,690
‫یعنی، هوم...
‫ما واکس ماکینا هستیم.

106
00:06:00,151 --> 00:06:02,362
‫اومدیم دنبال یه سلاح باستانی
‫که گفته شده...

107
00:06:02,362 --> 00:06:04,781
‫- توی سایبان تیره قرار داره.
‫- کمانِ فنتراس؟

108
00:06:04,864 --> 00:06:06,532
‫اسمش رو شنیدی؟

109
00:06:08,034 --> 00:06:09,911
‫یه شیء باستانیِ قدرتمنده.

110
00:06:09,994 --> 00:06:13,581
‫افسانه‌ها میگن تیرهایی شلیک می‌کنه
‫که به اندازۀ زخمی‌کردنِ یه تایتان، قدرتمندن.

111
00:06:15,833 --> 00:06:17,251
‫متوجه شدم.

112
00:06:17,335 --> 00:06:21,005
‫می‌خواید یه شایعۀ نامشخص رو
‫وسط ناکجاآباد دنبال کنید.

113
00:06:21,422 --> 00:06:24,342
‫اون کمان ممکنه
‫کلیدِ شکست‌دادنِ اژدهاها باشه.

114
00:06:24,425 --> 00:06:26,052
‫باید مایۀ افتخارتون باشه.

115
00:06:26,135 --> 00:06:27,845
‫پسر و دخترتون دارن رهبریِ یه جنگ...

116
00:06:27,929 --> 00:06:29,472
‫علیهِ اتحاد رنگارنگ رو انجام میدن.

117
00:06:30,932 --> 00:06:34,143
‫لازم نیست قصه‌های دروغین
‫از فعالیت‌هاشون بسازی.

118
00:06:34,185 --> 00:06:37,105
‫همین که میگی وَکسیلدان و وِکسالیا...

119
00:06:37,188 --> 00:06:39,315
‫برای هدفی والا دارن می‌جنگن...

120
00:06:40,066 --> 00:06:42,276
‫خودش... غیرمنطقیه.

121
00:06:42,360 --> 00:06:44,779
‫عوضیِ غیرقابل انتظار!

122
00:06:44,862 --> 00:06:47,865
‫الان برای همه‌مون دورۀ سختیه.

123
00:06:47,990 --> 00:06:49,784
‫اصلاً می‌دونید...

124
00:06:49,784 --> 00:06:52,829
‫این حضور ناگهانی‌تون
‫چقدر برای خانواده‌ام بار سنگینی بوده؟

125
00:06:52,870 --> 00:06:55,206
‫نیومدیم که دوباره همدیگه رو ببینیم.

126
00:06:55,289 --> 00:06:57,834
‫ولی الان اینجایید!

127
00:06:57,875 --> 00:07:00,878
‫هر جا اسم من به کارِتون میاد
‫می‌گید بچۀ منید.

128
00:07:00,878 --> 00:07:02,463
‫از اسمت متنفرم.

129
00:07:02,588 --> 00:07:04,048
‫نه، ایرادی نداره.

130
00:07:04,132 --> 00:07:06,384
‫- ما دنبال شر نیستیم.
‫- ولی الان گفت...

131
00:07:06,426 --> 00:07:08,136
‫ایرادی نداره.

132
00:07:10,346 --> 00:07:12,765
‫بابت وقتی که گذاشتی ممنونم، پدر.

133
00:07:12,849 --> 00:07:14,809
‫اگه هر گونه کمکی بتونی بهمون بکنی،

134
00:07:14,851 --> 00:07:16,686
‫خیلی ممنون می‌شیم.

135
00:07:18,729 --> 00:07:20,106
‫حتماً.

136
00:07:20,189 --> 00:07:22,108
‫این کمترین کاریه که می‌تونم...

137
00:07:23,025 --> 00:07:25,069
‫برای خانواده‌ام بکنم.

138
00:07:28,823 --> 00:07:30,241
‫تقریباً تمومه.

139
00:07:30,324 --> 00:07:32,618
‫این قرص خیلی انرژی‌زاست.

140
00:07:32,702 --> 00:07:33,619
‫اوه.

141
00:07:35,705 --> 00:07:38,708
‫باید اونو قورت بدم؟

142
00:07:39,292 --> 00:07:40,710
‫نه، نه، نه، نه.

143
00:07:40,793 --> 00:07:44,255
‫این یکی رو باید بذاریم روی کمرت
‫تا جذب پوستت بشه.

144
00:07:44,547 --> 00:07:45,923
‫عه.

145
00:07:45,965 --> 00:07:47,091
‫اوه!

146
00:07:47,175 --> 00:07:49,135
‫وایستا، آخه گراگ چطور...

147
00:07:49,260 --> 00:07:52,430
‫اون ضعیف‌تر از اونیه که
‫بخواد اینو روی کمرش نگه داره.

148
00:07:52,597 --> 00:07:53,890
‫بذار کمکش کنم.

149
00:07:53,890 --> 00:07:55,683
‫من رفیقِ روزهای سختم.

150
00:07:55,725 --> 00:07:59,353
‫قند عسل، شاید بهتر باشه نگاه نکنی.

151
00:08:04,984 --> 00:08:08,154
‫اورلایت، از گراگ محافظت کن.

152
00:08:08,196 --> 00:08:11,532
‫از بقیۀ دوست‌هام هم همین‌طور.
‫حالا هر جا که هستن.

153
00:08:16,120 --> 00:08:17,663
‫چرا باید برید؟

154
00:08:17,705 --> 00:08:19,123
‫تازه اومدین اینجا.

155
00:08:19,165 --> 00:08:20,583
‫دوباره می‌بینیمت.

156
00:08:21,125 --> 00:08:23,544
‫و هر جا هم که بریم...

157
00:08:23,628 --> 00:08:26,005
‫بهت فکر می‌کنیم، کوچولو.

158
00:08:27,965 --> 00:08:30,384
‫این حکم، امنیت‌تون رو تضمین می‌کنه

159
00:08:30,468 --> 00:08:32,845
‫ولی وقتی از قلعۀ ما رفتید بیرون،

160
00:08:33,095 --> 00:08:34,722
‫خودتونید و خودتون.

161
00:08:36,140 --> 00:08:38,476
‫ولی باید یه اسم رو اصلاح کنید.

162
00:08:38,851 --> 00:08:41,020
‫درستش «بانو وِکسالیا»ـست.

163
00:08:41,103 --> 00:08:42,396
‫بانو؟

164
00:08:42,522 --> 00:08:45,525
‫بانو وِکسالیا، بارونسِ عمارت سوم وایت استون

165
00:08:45,608 --> 00:08:47,485
‫و دوشیزۀ بزرگِ «گری‌هانت».

166
00:08:47,568 --> 00:08:50,780
‫پس آقای محترم، علی‌رغم رابطۀ خانوادگی‌تون...

167
00:08:50,863 --> 00:08:53,491
‫باید مواظب رفتارتون
‫در برخورد با یه نجیب‌زاده باشید.

168
00:08:53,574 --> 00:08:57,703
‫برای همچین عنوان بی‌معنی‌ای
‫این حکم رو اصلاح نمی‌کنم.

169
00:08:57,745 --> 00:08:59,330
‫دل رولو، واقعاً...

170
00:08:59,330 --> 00:09:03,125
‫همچین توطئه‌ی واضحی،
‫در شأن تو نیست.

171
00:09:03,251 --> 00:09:05,253
‫حق نداری این‌جوری باهاش صحبت کنی.

172
00:09:05,336 --> 00:09:08,631
‫ما اومدیم اینجا تا ازت کمک بگیریم،
‫اون‌وقت به دوست‌هام توهین می‌کنی؟

173
00:09:08,714 --> 00:09:13,636
‫بله، دوباره کل این سال‌هایی که
‫شما رو بزرگ و تربیت کردم فراموش کردی.

174
00:09:13,719 --> 00:09:15,805
‫انتظار داری دلم برات بسوزه؟

175
00:09:15,930 --> 00:09:17,473
‫اونم با وجود تمام کارهایی که کردی؟

176
00:09:17,515 --> 00:09:19,350
‫یا بهتره بگم کارهایی که نکردی!

177
00:09:19,433 --> 00:09:21,143
‫ما شکست نمی‌خوریم.

178
00:09:21,185 --> 00:09:23,980
‫ولی تو توی ایفا کردنِ نقش پدری شکست خوردی.

179
00:09:26,899 --> 00:09:28,734
‫پس ثابت کنید اشتباه می‌کنم.

180
00:09:28,818 --> 00:09:30,278
‫اون کمان رو نشونم بدید

181
00:09:30,361 --> 00:09:33,281
‫تا اون‌طور که فکر می‌کنید لیاقتش رو دارید
‫ازتون خوش‌آمدگویی کنم.

182
00:09:33,364 --> 00:09:37,660
‫تا اون‌موقع، دوباره مزاحمم نشید.

183
00:09:37,743 --> 00:09:39,120
‫ما دیگه می‌ریم.

184
00:09:39,954 --> 00:09:44,417
‫از دستِ بچه‌ها. خیلی نازن.

185
00:09:56,512 --> 00:09:57,597
‫هوم؟

186
00:09:57,847 --> 00:09:59,765
‫عه، چه خوب. برگشتی؟!

187
00:09:59,849 --> 00:10:01,601
‫از اولش هم نرفته بودم.

188
00:10:01,851 --> 00:10:03,519
‫نامرئی شده بودم.

189
00:10:03,644 --> 00:10:06,355
‫هیچ‌جوره حاضر نبودم
‫بحث خانوادگی‌تون رو از دست بدم.

190
00:10:07,315 --> 00:10:08,274
‫بگو ببینم،

191
00:10:08,357 --> 00:10:10,818
‫چرا گوش‌های شما
‫به بزرگیِ گوش‌های باباتون نیست؟

192
00:10:10,860 --> 00:10:15,197
‫باید عذرخواهی کنم
‫که یهویی اون عنوان رو بهت دادم.

193
00:10:15,239 --> 00:10:17,366
‫امیدوارم ناراحتت نکرده باشه، وِکس.

194
00:10:18,242 --> 00:10:20,202
‫درستش «بانو وِکس»ـه.

195
00:10:21,621 --> 00:10:23,331
‫البته.

196
00:10:23,414 --> 00:10:26,500
‫پدرت واقعاً خیلی...

197
00:10:26,584 --> 00:10:28,002
‫آدم عوضی‌ایه؟

198
00:10:28,085 --> 00:10:30,546
‫آره. آره، تقریباً.

199
00:10:33,799 --> 00:10:35,092
‫هیچ‌کس...

200
00:10:35,176 --> 00:10:37,470
‫بجز برادرم...

201
00:10:37,553 --> 00:10:39,722
‫تا حالا این‌جوری پشتم واینستاده بود.

202
00:10:41,349 --> 00:10:42,475
‫ممنون.

203
00:10:43,809 --> 00:10:46,020
‫درسته باهوش و خوش‌برخوردم،

204
00:10:46,103 --> 00:10:48,105
‫ولی هیچ‌وقت به چیزی که تو داری نمی‌رسم.

205
00:10:48,814 --> 00:10:50,399
‫یه قلب خالص.

206
00:10:50,524 --> 00:10:52,568
‫خیلی چیزِ خاصیه، وِکس.

207
00:10:52,943 --> 00:10:55,112
‫و هیچ‌کس نمی‌تونه ازت بگیرتش.

208
00:10:59,617 --> 00:11:01,535
‫بچگی‌مون رو با مادرمون گذروندیم،

209
00:11:01,619 --> 00:11:04,580
‫بعدش پدرمون ترتیبی داد
‫که بیارن‌مون پیش اون زندگی کنیم.

210
00:11:07,750 --> 00:11:09,460
‫هیچ‌وقت نفهمیدم.

211
00:11:09,877 --> 00:11:12,213
‫چرا وقتی هیچ عشق و علاقه‌ای به ما نداشت،

212
00:11:12,672 --> 00:11:14,799
‫ما رو از مادرمون جدا کرد؟

213
00:11:15,466 --> 00:11:18,052
‫ولی حتماً اینکه بهش گفتی «گور بابات»
‫خیلی حس خوبی داشته.

214
00:11:19,220 --> 00:11:20,763
‫کاش حس خوبی می‌داشت.

215
00:11:20,846 --> 00:11:23,015
‫به نوعی حس می‌کنم خودمو بیشتر ناراحت کرد.

216
00:11:23,099 --> 00:11:24,016
‫بیا.

217
00:11:24,600 --> 00:11:26,560
‫یه چیزی برات درست کردم.

218
00:11:30,147 --> 00:11:31,482
‫فوق‌العاده‌ست.

219
00:11:32,400 --> 00:11:33,943
‫ممنون.

220
00:11:34,026 --> 00:11:35,778
‫می‌دونی...

221
00:11:35,820 --> 00:11:37,947
‫فکر کنم وقتی اون کمان رو
‫بکوبونم توی صورتِ...

222
00:11:37,988 --> 00:11:40,282
‫از خودراضیِ احمقانه‌اش،
‫حالم خیلی بهتر بشه.

223
00:11:40,282 --> 00:11:41,867
‫به پیش می‌ریم.

224
00:11:47,748 --> 00:11:49,625
‫دارم یه چیزی جلومون می‌بینم.

225
00:11:54,004 --> 00:11:55,923
‫اینجا...

226
00:11:56,298 --> 00:11:58,509
‫تاریکی و پلیدی رو حس می‌کنم.

227
00:11:58,676 --> 00:12:02,346
‫می‌تونم به ریشه‌های گیاه‌ها متصل بشم
‫ولی تنها چیزی که حس می‌کنم...

228
00:12:02,722 --> 00:12:05,933
‫ناراحتی و حسرته.

229
00:12:06,392 --> 00:12:08,811
‫چی این کار رو باهاتون کرده؟

230
00:12:14,483 --> 00:12:16,736
‫- قلبِ من...
‫- می‌شنوید؟

231
00:12:16,777 --> 00:12:18,237
‫گوش نکنید چی میگه.

232
00:12:18,320 --> 00:12:19,697
‫...درد رو حس کرد.

233
00:12:19,780 --> 00:12:22,450
‫گوش‌هاتون رو بپوشونید.
‫جلوشون رو بگیرید.

234
00:12:23,993 --> 00:12:25,619
‫اون چه کوفتی بود؟

235
00:12:25,661 --> 00:12:27,329
‫ما از سورپرایز شدن خوش‌مون نمیاد.

236
00:12:27,455 --> 00:12:28,414
‫شروع کن به حرف زدن.

237
00:12:28,497 --> 00:12:29,957
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

238
00:12:30,040 --> 00:12:33,669
‫«سایبان تیره» خونۀ یه آرچفیِ طلسم‌شده
‫به اسم «ساندور»ـه.

239
00:12:33,794 --> 00:12:36,422
‫ولی تا وقتی که تسلیم صداش نشید،

240
00:12:36,505 --> 00:12:38,674
‫ناراحتی‌اش تبدیل‌تون نمی‌کنه.

241
00:12:38,758 --> 00:12:41,927
‫آه! دیگه خیال‌مون کامل راحت شد!

242
00:12:44,263 --> 00:12:46,265
‫کوتوله، خودتو برسون.
‫(به خواهرش میگه)

243
00:12:48,768 --> 00:12:51,270
‫وِکسالیا...

244
00:12:52,730 --> 00:12:53,814
‫اوه.

245
00:12:53,898 --> 00:12:56,901
‫یه خوابِ خیلی عجیب دیدم.

246
00:13:02,907 --> 00:13:06,744
‫اوه. یعنی قراره تا ابد این‌جوری بمونم؟

247
00:13:06,827 --> 00:13:08,746
‫نه، لزوماً این‌طور نیست.

248
00:13:08,829 --> 00:13:11,916
‫بی‌خیال. اون دارو، آلودگی‌ات رو پاک کرد.

249
00:13:12,082 --> 00:13:13,584
‫باید خوشحال باشیم.

250
00:13:13,626 --> 00:13:15,669
‫ولی برای برگشتنِ قدرتت، خب،

251
00:13:15,795 --> 00:13:17,755
‫بدنت یه تکونِ اولیه لازم داره.

252
00:13:17,838 --> 00:13:20,382
‫یه محرک خیلی شدید.

253
00:13:20,466 --> 00:13:22,843
‫باید خودمو متحرک کنم؟

254
00:13:22,927 --> 00:13:24,887
‫- خیلی‌خب.
‫- ببند دهنتو!

255
00:13:25,554 --> 00:13:26,764
‫صاف بشین.

256
00:13:27,348 --> 00:13:30,559
‫الان صحبت از تقویت و شوک‌ـه.

257
00:13:30,643 --> 00:13:34,647
‫عضلاتت وقتی بیدار میشن
‫که پوووف، یه چیزی سرحالشون کنه.

258
00:13:35,231 --> 00:13:36,565
‫سرحالشون کنه؟

259
00:13:36,649 --> 00:13:39,026
‫اصلاً متوجه حرفات نمیشم.

260
00:13:39,109 --> 00:13:41,529
‫رفیق، ناراحت نباش.

261
00:13:41,570 --> 00:13:43,864
‫این مشکل رو حل می‌کنیم. باشه؟

262
00:13:45,407 --> 00:13:48,410
‫همون‌طور که قولش رو دادم
‫اینم از «سایبان تیره».

263
00:13:51,580 --> 00:13:53,415
‫وای!

264
00:13:58,128 --> 00:14:00,256
‫فنتراس باید توی اون درخته باشه.

265
00:14:01,841 --> 00:14:03,509
‫وِکسالیا.

266
00:14:03,592 --> 00:14:06,470
‫بیا نزدیک‌تر.

267
00:14:13,769 --> 00:14:15,104
‫- غم‌انگیز.
‫- ها؟

268
00:14:15,187 --> 00:14:17,189
‫وِکس؟ حالت خوبه؟

269
00:14:17,314 --> 00:14:19,608
‫به ظاهرش نمی‌خوره که خوب باشه.

270
00:14:19,650 --> 00:14:21,110
‫وِکس، صبر کن.

271
00:14:21,819 --> 00:14:23,153
‫وِکس؟

272
00:14:23,737 --> 00:14:26,323
‫چطور داره از این لجن رد میشه؟

273
00:14:26,407 --> 00:14:27,700
‫وِکسالیا!

274
00:14:30,244 --> 00:14:32,454
‫صدامو می‌شنوی؟

275
00:14:34,915 --> 00:14:38,377
‫نه تنها صداتو می‌شنوم، بلکه می‌بینمت.

276
00:14:38,502 --> 00:14:39,753
‫حست می‌کنم.

277
00:14:39,837 --> 00:14:42,923
‫دردت رو درک می‌کنم.

278
00:14:44,258 --> 00:14:47,177
‫اگه دنبال تأیید شدن از طرفِ پدرتی،

279
00:14:47,219 --> 00:14:49,889
‫هیچ‌وقت بهش نمی‌رسی.

280
00:14:52,182 --> 00:14:55,519
‫ولی یه روح گمشدۀ دوست،
‫می‌تونه تأییدت کنه.

281
00:14:56,979 --> 00:14:59,940
‫من منتظرتم، عزیز.

282
00:15:00,941 --> 00:15:02,359
‫این دیگه چیه؟

283
00:15:02,359 --> 00:15:04,236
‫علامتیه که میگه وقتِ رفتنِ من رسیده!

284
00:15:04,278 --> 00:15:06,447
‫دیگه گارمیلی رو نمی‌بینید.

285
00:15:06,947 --> 00:15:08,908
‫- وِکسالیا!
‫- وِکس، صبر کن.

286
00:15:08,949 --> 00:15:10,993
‫نرو اونجا.

287
00:15:19,043 --> 00:15:21,337
‫کودکِ گُم‌گشتگی...

288
00:15:24,340 --> 00:15:29,345
‫جنون و درد ساندور، تو رو پیدا کرده.

289
00:15:31,013 --> 00:15:35,184
‫وِکسالیای دلنشین و داغون.

290
00:15:36,435 --> 00:15:38,729
‫دختری که سرِ نخواستنش دعواست.

291
00:15:40,397 --> 00:15:42,524
‫من درکت می‌کنم.

292
00:15:45,235 --> 00:15:47,029
‫عقب وایستید.

293
00:15:51,200 --> 00:15:52,242
‫خواهر!

294
00:15:56,705 --> 00:15:57,623
‫نه!

295
00:16:00,709 --> 00:16:03,253
‫چطور این همه اطلاعات در مورد من داری؟

296
00:16:03,337 --> 00:16:06,590
‫اون لحظه‌ای که به بیماریِ من دست زدی،

297
00:16:06,966 --> 00:16:10,302
‫همه چیز رو فهمیدم.

298
00:16:15,933 --> 00:16:17,267
‫بفرما پدر.

299
00:16:20,938 --> 00:16:22,898
‫اینو برای من درست کردی؟

300
00:16:23,899 --> 00:16:27,236
‫مثل خودت خوشگله،

301
00:16:27,277 --> 00:16:28,904
‫وِکسالیای من.

302
00:16:31,490 --> 00:16:35,244
‫می‌تونی فراتر از
‫سرنوشتِ لرزان و متزلزلت باشی.

303
00:16:35,869 --> 00:16:37,579
‫من خیلی چیزا دیدم.

304
00:16:39,289 --> 00:16:42,292
‫و می‌تونم خیلی موهبت‌ها عطا کنم.

305
00:16:49,008 --> 00:16:50,467
‫وِکسالیا!

306
00:16:51,010 --> 00:16:55,264
‫ولی رها شدن به وسیلۀ عشق
‫می‌تونه آزادی‌بخش باشه.

307
00:16:55,889 --> 00:16:58,600
‫تو دختر خوبی بودی.

308
00:17:01,270 --> 00:17:03,397
‫تلاشت رو کردی.

309
00:17:03,480 --> 00:17:06,316
‫ولی هیچ‌وقت کفایت نمی‌کنه.

310
00:17:06,400 --> 00:17:09,903
‫تو هیچ‌وقت کفایت نمی‌کنی.

311
00:17:09,987 --> 00:17:13,115
‫اگه می‌تونستم خون اون مرد رو
‫از رگ‌هام می‌کشیدم بیرون و پسش می‌دادم،

312
00:17:13,115 --> 00:17:14,199
‫این کار رو می‌کردم.

313
00:17:14,616 --> 00:17:17,786
‫می‌تونم این آرزوت رو برآورده کنم.

314
00:17:18,787 --> 00:17:21,832
‫ولی چیزی که بهش نیاز داری این نیست.

315
00:17:33,969 --> 00:17:35,804
‫اما فنتراس...

316
00:17:36,263 --> 00:17:40,434
‫این کمان، می‌تونه باعث بشه
‫که بهت احترام بذاره.

317
00:17:40,809 --> 00:17:42,686
‫در عوض چی می‌خوای؟

318
00:17:42,770 --> 00:17:45,314
‫فقط چیزی که برای دادنش مشتاقی.

319
00:17:45,689 --> 00:17:48,275
‫ما با هم بی‌عیب و نقص می‌شیم،

320
00:17:48,525 --> 00:17:51,445
‫وِکسالیای عزیز و داغون.

321
00:17:52,613 --> 00:17:54,615
‫می‌تونم خوبت کنم.

322
00:17:54,698 --> 00:17:56,325
‫می‌تونم دوباره کاملت کنم.

323
00:17:56,366 --> 00:17:58,660
‫ولی تنها چیزی که ازت می‌خوام...

324
00:17:59,203 --> 00:18:01,205
‫قلبته.

325
00:18:02,372 --> 00:18:04,249
‫قلبم؟

326
00:18:06,919 --> 00:18:09,088
‫قلبم برای کسِ دیگه‌ایه.

327
00:18:13,050 --> 00:18:15,344
‫نه. داری اشتباه می‌کنی.

328
00:18:15,385 --> 00:18:18,639
‫خواهش می‌کنم! تو بهم نیاز داری.

329
00:18:18,722 --> 00:18:21,350
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫چیزی که نیاز دارم رو بهم بدی.

330
00:18:22,726 --> 00:18:26,021
‫آشغال! تو هم مثل بقیه می‌مونی.

331
00:18:37,366 --> 00:18:38,992
‫خواهر!

332
00:18:52,005 --> 00:18:53,048
‫هوم...

333
00:18:55,926 --> 00:18:57,928
‫لعنتی‌ها خونریزی نمی‌کنن.

334
00:18:57,928 --> 00:18:59,972
‫چطور میشه با یه درخت جنگید؟

335
00:19:02,391 --> 00:19:05,185
‫یه فکری دارم ولی شما دوتا
‫باید سرشون رو گرم کنید.

336
00:19:13,485 --> 00:19:15,154
‫دست رد به سینۀ من می‌زنی؟

337
00:19:18,490 --> 00:19:20,117
‫معلومه که آره، کثافتِ شاخه‌ای.

338
00:19:34,673 --> 00:19:36,675
‫داری همه چی رو خراب می‌کنی.

339
00:20:38,278 --> 00:20:40,656
‫این‌جوری میشه با یه درخت جنگید.

340
00:20:43,617 --> 00:20:45,911
‫فکر کردی می‌تونی منو تنها بذاری؟

341
00:20:52,876 --> 00:20:53,835
‫آه!

342
00:21:25,492 --> 00:21:27,536
‫حالا دیگه مظلوم شدی، آره؟

343
00:21:29,621 --> 00:21:31,206
‫وِکسالیا!

344
00:21:31,456 --> 00:21:33,959
‫تنها و وحشت‌زده.

345
00:21:35,252 --> 00:21:39,047
‫الان متوجهِ حقیقت میشی.

346
00:21:43,427 --> 00:21:45,262
‫فکر کنم متوجه باشم.

347
00:21:46,763 --> 00:21:48,390
‫متوجهم...

348
00:21:50,017 --> 00:21:53,395
‫که صحبت‌های تو
‫به اندازۀ قلبِ فاسدت توخالی‌ان.

349
00:22:14,124 --> 00:22:15,459
‫فنتراس.

350
00:22:26,887 --> 00:22:28,805
‫باید برگردیم سینگورن.

351
00:22:28,889 --> 00:22:31,016
‫مطمئنم مشتاقی که اونو به بابات نشون بدی.

352
00:22:31,099 --> 00:22:32,309
‫راستش...

353
00:22:33,268 --> 00:22:34,603
‫آمادگیش رو ندارم.

354
00:22:35,479 --> 00:22:37,773
‫فکر نکنم بتونم دوباره باهاش صحبت کنم.

355
00:22:37,856 --> 00:22:39,066
‫هنوز نه.

356
00:22:39,232 --> 00:22:41,735
‫نذار بره روی مُخت، کوتوله.

357
00:22:41,818 --> 00:22:43,987
‫اون همیشه همین بوده و هست.

358
00:22:44,071 --> 00:22:45,572
‫می‌دونم.

359
00:22:46,198 --> 00:22:47,532
‫منم همین‌طور.

360
00:22:50,410 --> 00:22:52,871
‫چه نمایشی!

361
00:22:52,954 --> 00:22:54,331
‫معمولاً از تئاتر متنفرم،

362
00:22:54,373 --> 00:22:59,378
‫ولی این نمایش، همه چی داشت.
‫درام، اکشن، ننگ خانوادگی.

363
00:22:59,628 --> 00:23:02,547
‫قشنگ یادمه گفتی
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمت.

364
00:23:02,631 --> 00:23:03,965
‫آره، گفتم.

365
00:23:03,965 --> 00:23:06,885
‫و همین‌طور هم میشه. چون شماها...

366
00:23:07,260 --> 00:23:09,429
‫قراره برید خونه.

367
00:23:10,055 --> 00:23:11,681
‫بفرمایید.

368
00:23:12,849 --> 00:23:14,393
‫آخه چطور؟

369
00:23:14,518 --> 00:23:16,353
‫توی این دو غروبِ اخیر...

370
00:23:16,436 --> 00:23:19,898
‫بیشتر از هزار سال اخیر
‫منو سرگرم کردین.

371
00:23:20,148 --> 00:23:21,358
‫برای همین با خودم گفتم...

372
00:23:21,400 --> 00:23:23,276
‫حق‌تونه که در عوض یه کاری براتون بکنم.

373
00:23:23,318 --> 00:23:26,738
‫با این، باید بتونید برگردید تالدوری.

374
00:23:27,781 --> 00:23:29,825
‫تو چی هستی؟ واقعاً می‌پرسم.

375
00:23:29,908 --> 00:23:31,868
‫سؤال عالی‌ای بود، آقای شیک و پیک.

376
00:23:31,952 --> 00:23:35,080
‫ولی متأسفانه باید تا دفعۀ بعد
‫منتظر جوابش بمونی.

377
00:23:35,205 --> 00:23:36,498
‫پورتال (دروازه) داره بسته میشه.

378
00:23:36,581 --> 00:23:38,875
‫گندش بزنن، درسته. همه رد شید.

379
00:23:40,544 --> 00:23:43,004
‫قلمروی پری‌ها قطعاً توی کتاب‌ها بهتره.

380
00:23:56,560 --> 00:23:58,478
‫سفر بخیر، دوستان.

381
00:23:59,396 --> 00:24:01,398
‫زنده بمونید.

382
00:24:05,819 --> 00:24:07,028
‫خیلی‌خب، گراگ.

383
00:24:07,112 --> 00:24:08,780
‫یالا، از انرژیت استفاده کن.

384
00:24:08,822 --> 00:24:10,449
‫یه کم عصبانیت بهم نشون بده.

385
00:24:10,907 --> 00:24:12,117
‫باشه.

386
00:24:12,367 --> 00:24:15,579
‫دوست دارم عصبانی بشم!

387
00:24:15,620 --> 00:24:17,122
‫آه! آه!

388
00:24:17,873 --> 00:24:19,583
‫یکی از عضلاتم کِش اومد.

389
00:24:20,459 --> 00:24:23,128
‫خوبه.
‫همین یعنی عضله داری که بتونه کِش بیاد.

390
00:24:23,211 --> 00:24:24,546
‫آفرین پسر.

391
00:24:24,629 --> 00:24:25,797
‫امیدوار بودم که...

392
00:24:25,881 --> 00:24:28,717
‫همه‌مون برگردیم پیش هم،
‫ولی نمیشه همین‌جوری صبر کنیم.

393
00:24:28,800 --> 00:24:30,385
‫به نظرم باید بریم وسترون.

394
00:24:30,844 --> 00:24:33,680
‫هان؟ چرا اونجا؟

395
00:24:33,722 --> 00:24:35,307
‫برای عتیقه‌ها.

396
00:24:35,390 --> 00:24:37,350
‫افسانه‌شکن اون دستکش‌ها رو نشونم داد. یادته؟

397
00:24:37,517 --> 00:24:38,435
‫توی شهر.

398
00:24:38,560 --> 00:24:39,895
‫گندش بزنن.

399
00:24:39,895 --> 00:24:43,190
‫اگه توی وسترون باشه،
‫می‌دونم دستِ کیه.

400
00:24:43,482 --> 00:24:44,441
‫چی؟

401
00:24:44,566 --> 00:24:47,486
‫فوق‌العاده‌ست.
‫پس کارمون آسون میشه.

402
00:24:48,445 --> 00:24:49,571
‫گراگ؟

403
00:24:49,863 --> 00:24:51,156
‫چی شده؟

404
00:24:51,531 --> 00:24:54,493
‫اون دستکش‌ها مال دایی‌ام هستن.

405
00:24:56,244 --> 00:24:58,163
‫با اونا منو کُشت.

406
00:24:58,205 --> 00:25:03,126
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از محمد سید»