1
00:00:02,210 --> 00:00:04,879
‫ایست!
‫چی‌کار... هوی!

2
00:00:05,046 --> 00:00:09,884
‫«ترجمه از محمد سید»

3
00:00:10,051 --> 00:00:12,053
‫خیلی‌خب، در باز شد.

4
00:00:14,389 --> 00:00:16,933
‫خب، حالا کدوم از این زندانی‌ها سوژه‌ست؟

5
00:00:17,017 --> 00:00:20,103
‫بهت گفتم که؛ رهبر فرقه‌ست.
‫اگه فراری‌اش بدیم پاداش خوبی بهمون می‌دن.

6
00:00:23,023 --> 00:00:24,482
‫آهای، تو که اونجایی.

7
00:00:24,524 --> 00:00:26,276
‫احیاناً یه‌جور فرقه‌گرا نیستی؟

8
00:00:27,193 --> 00:00:28,737
‫چی فرمودین؟

9
00:00:29,821 --> 00:00:31,364
‫بقیۀ سلول‌ها خالی‌ان.

10
00:00:31,406 --> 00:00:33,324
‫باید همین مرتیکه باشه.

11
00:00:33,700 --> 00:00:35,577
‫اگه دنبال عارفِ یاوه‌گو می‌گردین،

12
00:00:35,618 --> 00:00:37,537
‫دو روز دیر اومدین.

13
00:00:37,620 --> 00:00:40,957
‫ظاهراً زندان، با بُنیه‌اش خیلی هم‌خوانی نداشت.

14
00:00:41,583 --> 00:00:42,375
‫اوه.

15
00:00:42,876 --> 00:00:44,335
‫بله، چقدر چِندش.

16
00:00:44,419 --> 00:00:47,756
‫گندش بزنن.
‫به گمونم باید با اون پاداش خداحافظی کنیم.

17
00:00:48,256 --> 00:00:49,883
‫شایدم نه.

18
00:00:49,966 --> 00:00:53,094
‫بهت نمی‌خوره جات توی همچین جایی باشه.

19
00:00:53,178 --> 00:00:55,255
‫چه جالب...

20
00:00:55,305 --> 00:00:56,848
‫چون به شما می‌خوره.

21
00:00:56,931 --> 00:00:58,892
‫ما یه مقدار پول کم داریم،

22
00:00:58,975 --> 00:01:01,853
‫و از طرز صحبت‌کردنِ تو معلومه که
‫از خانوادۀ ثروتمندی هستی.

23
00:01:01,936 --> 00:01:04,355
‫اگه فراری‌ات بدیم، چقدر می‌دی؟

24
00:01:04,731 --> 00:01:06,733
‫مبلغ ناچیزی، متأسفانه.

25
00:01:12,197 --> 00:01:14,491
‫البته اگه در حال حاضر مفلس و بی‌پول نبودم.

26
00:01:16,743 --> 00:01:19,746
‫شاید بهتر بود این نکتۀ آخر رو
‫بعد از آزاد شدنت می‌گفتی.

27
00:01:19,829 --> 00:01:21,247
‫چرا دروغ بگم؟

28
00:01:21,539 --> 00:01:24,292
‫به‌زودی می‌فهمیدین که حتی یه نقره هم
‫در اختیار ندارم.

29
00:01:24,375 --> 00:01:27,837
‫چه بسا، توی این دنیا هیچ‌کس رو ندارم.

30
00:01:28,213 --> 00:01:30,090
‫شاید دردم رو بفهمید.

31
00:01:32,634 --> 00:01:35,053
‫از قرار معلوم، وقتی به اوج فلاکت می‌رسی

32
00:01:35,136 --> 00:01:37,263
‫تنها برگ برنده‌ای که داری، حقیقت‌ـه.

33
00:01:37,639 --> 00:01:40,975
‫وقتی اقرار می‌کنی که به کمک نیاز داری،
‫دل مردم به حالت می‌سوزه.

34
00:01:41,935 --> 00:01:44,687
‫توی مذاکره‌کردن خیلی افتضاحی.
‫می‌دونستی، نه؟

35
00:01:45,980 --> 00:01:48,108
‫ولی شدیداً صادق هستی.

36
00:01:49,818 --> 00:01:52,570
‫شاید همچین صداقتی یه روز به کارِتون بیاد.

37
00:01:54,114 --> 00:01:55,532
‫بسیار خب.

38
00:01:55,824 --> 00:01:58,368
‫بذار ببینیم حقیقت ما رو به کجا می‌بره.

39
00:02:01,371 --> 00:02:03,289
‫حالا اسمت چیه؟

40
00:03:27,415 --> 00:03:31,836
‫مردم وایت‌استون با عزا و داغ‌دیدگی
‫ناآشنا نیستن.

41
00:03:31,920 --> 00:03:35,048
‫سوگ، آشناترین همسایه‌مون شده.

42
00:03:35,131 --> 00:03:38,343
‫با این‌حال، اندوهِ ناشی از این فاجعه

43
00:03:38,426 --> 00:03:40,929
‫به‌نوعی بی‌رحمانه‌تر از مابقیِ فاجعه‌هاست.

44
00:03:41,012 --> 00:03:45,141
‫چرا که برادر و دوست عزیزمون،
‫پسر شریف‌مون...

45
00:03:45,225 --> 00:03:47,894
‫دوباره از ما دزدیده شد.

46
00:03:47,977 --> 00:03:50,939
‫پرسیول ده رولو، همچون خانواده‌اش...

47
00:03:51,022 --> 00:03:54,225
‫مَردی بود که تعهد عمیقی به وطنش داشت

48
00:03:54,275 --> 00:03:56,527
‫و نسبت به مردمش وفادار بود.

49
00:03:56,611 --> 00:04:00,073
‫و با اینکه مذهبی نبود،
‫با تک‌تک ذرات وجودش...

50
00:04:00,156 --> 00:04:02,742
‫به وایت‌استون ایمان داشت.

51
00:04:02,825 --> 00:04:05,912
‫قلبـــش، ارزش رو در تاریخچه‌مون می‌دید

52
00:04:05,995 --> 00:04:09,040
‫اما ذهنش روشن‌گرِ آینده‌مون بود،

53
00:04:09,624 --> 00:04:12,368
‫و ساعت‌ها و دقایق زندگی‌اش رو

54
00:04:12,418 --> 00:04:17,715
‫صرف حکاکیِ میراث‌مون،
‫با قلمِ لغزش‌ناپذیرِ زمان، می‌کرد.

55
00:04:17,799 --> 00:04:20,843
‫وقتی ما زانو زدیم و درمونده شدیم،
‫پرسی قد عَلَم کرد

56
00:04:20,927 --> 00:04:24,514
‫و بهمون یادآوری کرد که امید،
‫شعله‌ایه که ارزش پرورش‌داده‌شدن رو داره.

57
00:04:24,597 --> 00:04:27,267
‫و اگر چه امروز باهاش خداحافظی می‌کنیم،

58
00:04:27,350 --> 00:04:30,937
‫«پدر سپیده‌دم» جرقۀ ابدی‌اش رو در یکایکِ ما

59
00:04:31,020 --> 00:04:32,855
‫زنده نگه می‌داره.

60
00:04:34,023 --> 00:04:36,401
‫به درگاه اون دعا می‌کنیم؛

61
00:04:36,442 --> 00:04:39,821
‫هر جا که تاریکی ساکن شده،
‫روشنایی عطا بفرما.

62
00:04:40,321 --> 00:04:44,158
‫هر جا که تاریکی ساکن شده،
‫روشنایی عطا بفرما.

63
00:04:44,242 --> 00:04:47,203
‫هر جا که تاریکی ساکن شده،
‫روشنایی عطا بفرما.

64
00:04:47,495 --> 00:04:50,498
‫هر جا که تاریکی ساکن شده،
‫روشنایی عطا بفرما.

65
00:05:20,570 --> 00:05:22,447
‫چی شده؟

66
00:05:23,031 --> 00:05:24,532
‫پرسی کجاست؟

67
00:05:32,248 --> 00:05:35,543
‫یه دلیلی داره که داشتم سرِ این قضیه بهت فشار می‌آوردم.

68
00:05:36,044 --> 00:05:38,129
‫من بدجوری عاشقت شدم.

69
00:05:46,304 --> 00:05:47,722
‫خواهر.

70
00:05:47,764 --> 00:05:49,223
‫نتونستم بهش بگم.

71
00:05:49,807 --> 00:05:51,434
‫به اندازۀ کافی قوی نبودم.

72
00:05:53,478 --> 00:05:56,481
‫تو قوی‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم.

73
00:05:56,689 --> 00:05:58,608
‫نگران بودم یه موقع واکنش بَدی نشون بده،

74
00:05:58,691 --> 00:06:00,401
‫یا تو واکنش بَدی نشون بدی.

75
00:06:00,485 --> 00:06:03,821
‫وقتی باید قلبم رو باز می‌کردم، بستمش.

76
00:06:03,905 --> 00:06:06,032
‫خدایا، واقعاً نحسم.

77
00:06:06,324 --> 00:06:08,242
‫چرا باید همچین چیزی بگی؟

78
00:06:09,327 --> 00:06:11,871
‫عشق من به هر چی که می‌رسه نابودش می‌کنه.

79
00:06:12,872 --> 00:06:16,250
‫فکر اینکه دوباره همچین حس شدیدی پیدا کنم
‫وحشت‌زده‌ام می‌کنه.

80
00:06:16,334 --> 00:06:19,670
‫الآن هم که...
‫پرسی هیچ‌وقت نفهمید.

81
00:06:20,046 --> 00:06:22,090
‫قطعاً فهمیده.

82
00:06:22,131 --> 00:06:25,301
‫درسته آدم منزوی و بی‌اعصابی بود

83
00:06:25,676 --> 00:06:27,595
‫ولی پرسی از من هم تیزتر بود.

84
00:06:27,970 --> 00:06:29,680
‫و هر بار تو بهش نگاه می‌کردی،

85
00:06:29,764 --> 00:06:30,973
‫می‌فهمیدم.

86
00:06:31,682 --> 00:06:32,725
‫جدی؟

87
00:06:32,809 --> 00:06:34,602
‫آدم باید احمق باشه که نفهمه.

88
00:06:34,811 --> 00:06:36,396
‫و اون مَرد، احمق نبود.

89
00:06:37,522 --> 00:06:40,691
‫ولی بازم، حرف‌هایی که زده نشد

90
00:06:40,942 --> 00:06:42,902
‫هیچ‌وقت زده نمی‌شه.

91
00:06:43,861 --> 00:06:45,696
‫چطور می‌تونم با این موضوع کنار بیام؟

92
00:06:46,197 --> 00:06:48,408
‫هر کسِ دیگه‌ای هم بود نمی‌تونست.

93
00:06:59,293 --> 00:07:01,587
‫- سلام.
‫- سلام.

94
00:07:02,672 --> 00:07:03,923
‫وِکس خوبه؟

95
00:07:06,259 --> 00:07:07,510
‫خودت خوبی؟

96
00:07:08,553 --> 00:07:10,638
‫شرمنده که دوری می‌کردم.

97
00:07:11,222 --> 00:07:12,223
‫از عشق بین‌مون.

98
00:07:13,141 --> 00:07:15,101
‫بیا تو.

99
00:07:18,479 --> 00:07:21,816
‫خیلی وقته که از آینده وحشت دارم

100
00:07:21,899 --> 00:07:25,611
‫ولی آینده‌ایه که هنوز نوشته نشده

101
00:07:26,487 --> 00:07:29,907
‫و کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم
‫که سرنوشت اون چیزیه که خودت رقمش بزنی.

102
00:07:30,491 --> 00:07:32,910
‫ترسیدن ایرادی نداره.

103
00:07:33,202 --> 00:07:35,079
‫ولی اگه با هم باشیم

104
00:07:35,121 --> 00:07:36,998
‫می‌تونیم با هر چیزی روبه‌رو شیم.

105
00:07:51,095 --> 00:07:53,389
‫تقصیر تو نیست، اسکنلن.

106
00:07:53,473 --> 00:07:56,100
‫می‌تونستم جلوت رو بگیرم و نذارم بری.

107
00:07:56,184 --> 00:07:57,602
‫پس چرا نگرفتی؟

108
00:07:57,685 --> 00:08:01,230
‫وقتی همۀ گزینه‌ها افتضاحن،
‫باید به ندای دلت گوش کنی.

109
00:08:01,314 --> 00:08:02,315
‫آره؟

110
00:08:04,317 --> 00:08:06,652
‫اگه اونم به جایی نرسه چی می‌شه؟

111
00:08:14,660 --> 00:08:16,662
‫[آهنگ کیلی]

112
00:08:24,712 --> 00:08:27,340
‫هنوزم یه راهی هست، می‌دونستی؟

113
00:08:29,050 --> 00:08:30,843
‫چی می‌خوای از جون من؟

114
00:08:31,219 --> 00:08:33,304
‫تا بهت تسلیت بگم

115
00:08:33,387 --> 00:08:36,516
‫و حرکت بعدی‌مون علیهِ تورداک رو برنامه‌ریزی کنم.

116
00:08:36,891 --> 00:08:38,968
‫تو دیگه خیلی پُررویی.

117
00:08:39,018 --> 00:08:41,062
‫قرارمون کنسله، یادت رفته؟

118
00:08:41,437 --> 00:08:44,565
‫یه مُشت از جوجه‌هاش، از تخم اومدن بیرون.

119
00:08:44,649 --> 00:08:47,652
‫تا چند روز دیگه، ده‌ها جوجۀ دیگه هم میان بیرون.

120
00:08:47,735 --> 00:08:51,155
‫اگه نمی‌خوای تال‌دوری مثل دوستت نابود بشه،

121
00:08:51,239 --> 00:08:53,616
‫پیشنهاد می‌کنم قرارمون رو از سر بگیریم.

122
00:08:53,699 --> 00:08:55,576
‫به زمان نیاز داریم، الآن عزاداریم.

123
00:08:55,660 --> 00:08:57,578
‫خواهرم اصلاً حالش دستِ خودش نیست.

124
00:08:58,162 --> 00:09:00,998
‫قصد نداشتم بار این مسئولیت رو به دوش تو بندازم.

125
00:09:01,082 --> 00:09:03,209
‫ولی وقتشه که حقیقت رو بدونی.

126
00:09:03,292 --> 00:09:05,411
‫در مورد خانواده‌ات...

127
00:09:05,461 --> 00:09:07,046
‫و تورداک.

128
00:09:12,301 --> 00:09:14,929
‫وِکس، یه صحبتی باهات دارم. تو...

129
00:09:15,721 --> 00:09:17,265
‫اینا چیه؟

130
00:09:17,348 --> 00:09:19,433
‫در حال حاضر به‌درد هیچ‌کدوم‌تون نمی‌خورم.

131
00:09:19,517 --> 00:09:20,685
‫حواسم سرِ جاش نیست.

132
00:09:20,768 --> 00:09:23,521
‫باید ذهنم رو خالی کنم.
‫من و ترینکت...

133
00:09:23,563 --> 00:09:26,190
‫وِکسالیا، نمی‌شه!

134
00:09:26,274 --> 00:09:27,984
‫این دردی که داری

135
00:09:28,067 --> 00:09:30,236
‫اولین باری نیست که من و تو حسش می‌کنیم.

136
00:09:30,820 --> 00:09:33,114
‫چی؟ چی می‌گی؟

137
00:09:33,197 --> 00:09:36,742
‫تورداک چقدر داستان
‫دربارۀ ویرانی‌هایی داره که به بار آورده.

138
00:09:36,826 --> 00:09:39,120
‫پُزِ شهرهایی رو می‌ده که به آتیش کشونده.

139
00:09:39,203 --> 00:09:41,497
‫بندر کالاوان، گرمداش.

140
00:09:41,872 --> 00:09:43,374
‫بایرودن.

141
00:09:44,792 --> 00:09:49,714
‫بله، اگه حافظه‌ام درست یاری‌ام کنه
‫شهر شما بود.

142
00:09:51,090 --> 00:09:52,550
‫مادر!

143
00:09:52,842 --> 00:09:55,511
‫سرنوشت‌تون از بچگی، به پادشاه خاکستر...

144
00:09:55,595 --> 00:09:57,054
‫مرتبط و وابسته بوده.

145
00:09:57,138 --> 00:09:59,849
‫وقتشه دست از نادیده‌گرفتنش بکِشید.

146
00:09:59,932 --> 00:10:03,060
‫تورداک سرنوشت شماست.

147
00:10:04,520 --> 00:10:08,357
‫داغ مادرمون، تا سال‌های سال دلسردمون کرد.

148
00:10:08,441 --> 00:10:10,067
‫شایدم کل زندگی‌مون.

149
00:10:10,359 --> 00:10:13,487
‫از دست دادنِ پرسی هم شاید دقیقاً همین تأثیر رو بذاره.

150
00:10:13,863 --> 00:10:15,823
‫البته اگه خودمون بذاریم.

151
00:10:15,906 --> 00:10:17,241
‫حرفت چیه؟

152
00:10:17,325 --> 00:10:21,912
‫کوتوله، شاید بتونیم انتقام جفت‌شون رو بگیریم.

153
00:10:25,583 --> 00:10:28,878
‫ده‌دوازده‌تا اژدهای کوچیک،
‫وایت‌استون رو به خاک و خون کشیدن.

154
00:10:28,961 --> 00:10:30,588
‫و طبق گفته‌های رایشان،

155
00:10:30,671 --> 00:10:33,049
‫جوجه‌های تورداک به‌زودی از تخم در میان.

156
00:10:33,132 --> 00:10:36,135
‫- اگه بیان...
‫- به فنا می‌ریم، از هر نظر که بگید.

157
00:10:36,218 --> 00:10:38,346
‫بد می‌شه، بله.

158
00:10:38,429 --> 00:10:40,681
‫هیچ‌کس کمتر از من، به رایشان اعتماد نداره،

159
00:10:40,765 --> 00:10:44,518
‫ولی دفعۀ قبلی به حرفش گوش نکردیم
‫و همین موضوع، پرسی رو به کُشتن داد.

160
00:10:44,602 --> 00:10:47,772
‫ولی گرفتنِ «ایمون» از خطرناک‌ترین اژدهای دنیا؟

161
00:10:47,855 --> 00:10:49,557
‫قبلاً این کار رو امتحان کردین.

162
00:10:49,607 --> 00:10:53,152
‫این‌دفعه چی فرق کرده؟
‫جایی یه ارتش قایم کردین؟

163
00:10:54,695 --> 00:10:57,281
‫اگه واقعاً ارتش داشته باشیم چی؟

164
00:10:57,365 --> 00:11:00,701
‫ای بابا. گِراگ، بهت گفتم خمیرهای کارگاه پرسی رو نخور.

165
00:11:00,785 --> 00:11:03,287
‫چی؟ نه، منظورم اینه که هر جا رفتیم

166
00:11:03,371 --> 00:11:05,790
‫- دوست پیدا کردیم.
‫- آره، دشمن هم همین‌طور.

167
00:11:05,873 --> 00:11:08,751
‫خب آره، درسته، ولی اگه تورداک پیروز بشه

168
00:11:08,834 --> 00:11:12,296
‫دوست‌ها و دشمن‌ها، همه‌شون بدبخت می‌شن.

169
00:11:12,380 --> 00:11:14,799
‫این قضیه فراتر از وایت‌استون‌ـه.

170
00:11:14,882 --> 00:11:16,884
‫حتی فراتر از تال‌دوری.

171
00:11:17,593 --> 00:11:18,803
‫راست می‌گه.

172
00:11:18,928 --> 00:11:21,639
‫من شاید بتونم از آشاری‌ها کمک بگیرم.

173
00:11:21,722 --> 00:11:23,974
‫می‌تونیم از «زارا» و «کَش» و «واسلهایم» هم کمک بگیریم.

174
00:11:24,058 --> 00:11:26,519
‫و «گرونِ زمین‌شکن»!

175
00:11:26,602 --> 00:11:28,229
‫اون یارو هیولاییه برای خودش.

176
00:11:28,312 --> 00:11:30,106
‫ایدۀ مجاب‌کننده‌ایه، گراگ.

177
00:11:30,189 --> 00:11:33,693
‫ولی اینا کلاً یه مُشت جنگجوی پراکنده‌ان.

178
00:11:33,776 --> 00:11:35,277
‫بعید می‌دونم کفایت کنه.

179
00:11:37,863 --> 00:11:40,658
‫۱۰۰۰ سرباز سینگورنی چطور؟

180
00:11:42,827 --> 00:11:45,579
‫آممم... قطعاً یه فرقی ایجاد می‌کنه.

181
00:11:45,871 --> 00:11:47,832
‫پس منتظر چی هستیم؟

182
00:11:48,874 --> 00:11:52,044
‫[پایرا]

183
00:11:54,072 --> 00:12:04,072
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

184
00:12:06,100 --> 00:12:08,978
‫[واسلهایم]

185
00:12:16,026 --> 00:12:19,113
‫[وایت‌استون]

186
00:12:24,493 --> 00:12:26,787
‫[جنگل وسپر]

187
00:12:32,918 --> 00:12:34,211
‫گندش بزنن.

188
00:12:34,253 --> 00:12:36,046
‫چرا من همیشه باید طعمه بشم، زی؟

189
00:12:36,380 --> 00:12:40,134
‫چون کَشِ عزیز، تو مثل چی جذابی.

190
00:12:40,217 --> 00:12:41,969
‫این یه مورد رو کاملاً درست گفتی.

191
00:12:42,052 --> 00:12:44,430
‫خیلی‌خب، بریم.
‫برش گردونیم پاداش‌مون رو بگیریم.

192
00:12:44,513 --> 00:12:46,974
‫اون‌وقت «تیک» براش چقدر بهتون می‌ده؟

193
00:12:47,057 --> 00:12:49,059
‫صد سکه طلا؟ پنجاه تا؟

194
00:12:49,143 --> 00:12:50,936
‫نه.

195
00:12:51,020 --> 00:12:52,605
‫بیست‌وپنج تا.

196
00:12:52,688 --> 00:12:55,775
‫نظرتون چیه سطح‌تون رو ببرید بالاتر
‫و روی یه چیزِ فلس‌دارتر کار کنید؟

197
00:12:55,858 --> 00:12:58,277
‫آها، منظورت اژدهاست؟

198
00:12:58,319 --> 00:13:00,362
‫نه، نه. نه! نه!

199
00:13:00,446 --> 00:13:03,616
‫آخرین باری که قاتیِ کارهای شماها شدیم،
‫نزدیک بود کُشته شیم.

200
00:13:03,699 --> 00:13:06,702
‫بی‌خیال. دنبال فرصتی برای جبران کارهای بَدِت نیستی؟

201
00:13:06,786 --> 00:13:08,996
‫یا حداقل یه جایزۀ خیلی بزرگتر؟

202
00:13:09,371 --> 00:13:11,874
‫خیلی‌خب، می‌دونیم بهتون مدیونیم.

203
00:13:12,082 --> 00:13:15,169
‫ولی تجربۀ نزدیک به مرگ
‫با مرگ قطعی خیلی فرق داره.

204
00:13:15,252 --> 00:13:18,172
‫شرمنده، من و زی، سوا کردنی نیستیم.

205
00:13:18,255 --> 00:13:19,465
‫حالا که حرفش شد...

206
00:13:19,548 --> 00:13:21,175
‫خواهرت کجاست؟

207
00:13:22,843 --> 00:13:25,387
‫[سینگورن]

208
00:13:29,016 --> 00:13:33,062
‫پس موفق شدی.
‫کمان فنتراس رو به دست آوردی.

209
00:13:33,145 --> 00:13:35,940
‫به گمونم اومدی که تحسینت کنم.

210
00:13:36,023 --> 00:13:38,025
‫منم از دیدنت خوشحالم، پدر.

211
00:13:38,108 --> 00:13:40,778
‫ولی نه، نیازی به تأیید تو ندارم.

212
00:13:40,861 --> 00:13:43,823
‫اومدم دنبال چیزی که خیلی سخت‌تر قبول می‌کنی.

213
00:13:44,323 --> 00:13:45,483
‫ارتش‌هامون؟

214
00:13:45,533 --> 00:13:47,443
‫شنیده بودم داری نیرو جمع می‌کنی.

215
00:13:47,493 --> 00:13:49,829
‫ولی متأسفانه امکان‌پذیر نیست.

216
00:13:49,912 --> 00:13:52,289
‫برام مهم نیست تورداک ایمون رو می‌گیره یا نه.

217
00:13:52,373 --> 00:13:55,960
‫نیروهای ما باید همین‌جا بمونن
‫و از سینگورن دفاع کنن.

218
00:13:56,043 --> 00:13:58,671
‫در مقایسه با چیزی که می‌خوام،
‫ارتشت عددی حساب نمی‌شه.

219
00:13:59,004 --> 00:13:59,755
‫عه؟

220
00:14:00,756 --> 00:14:03,092
‫پس چه خواسته‌ای ازم داری؟

221
00:14:03,175 --> 00:14:05,177
‫می‌خوام حقیقت رو اعتراف کنی.

222
00:14:05,261 --> 00:14:07,388
‫اون اژدها مادر رو کُشت.

223
00:14:07,471 --> 00:14:08,681
‫الینا!
‫(اسم مادرشون)

224
00:14:09,682 --> 00:14:12,643
‫سالیانِ سال فکر می‌کردم مرگ اون تقصیر من بوده.

225
00:14:12,726 --> 00:14:15,437
‫که بنا به دلایلی، به‌خاطر ما فرستادی‌اش بایرودن

226
00:14:15,521 --> 00:14:17,356
‫و اگه به دنیا نیومده بودیم...

227
00:14:17,982 --> 00:14:19,358
‫شاید هنوز زنده بود.

228
00:14:20,234 --> 00:14:22,152
‫می‌دونی چرا اینا رو باور داشتم؟

229
00:14:22,903 --> 00:14:24,572
‫چون تو هم باور داشتی.

230
00:14:25,573 --> 00:14:27,449
‫تو برای مرگش ما رو مقصر می‌دونستی.

231
00:14:27,491 --> 00:14:29,735
‫چرت نگو! هیچ‌وقت همچین چیزایی نگفتم.

232
00:14:29,785 --> 00:14:32,413
‫به بچه‌هات پشت کردی!

233
00:14:32,496 --> 00:14:35,165
‫وقتی بیشتر از هر زمان بهت نیاز داشتیم،
‫از خودت روندی‌مون!

234
00:14:35,249 --> 00:14:39,753
‫توی دنیایی که برای عشق و امید ارزشی قائل نیست،
‫ول‌مون کردی به حال خودمون.

235
00:14:39,837 --> 00:14:43,465
‫تنها توصیه‌ای که بهمون کردی
‫این بود که از قلب‌هامون محافظت کنیم

236
00:14:43,549 --> 00:14:45,676
‫و نذاریم کسی واردش بشه.

237
00:14:45,759 --> 00:14:47,428
‫الآن دلیلش رو فهمیدم.

238
00:14:47,511 --> 00:14:50,764
‫به‌خاطر اینه که مغرورتر از اونی بودی
‫که اقرار کنی دوستش داشتی.

239
00:14:51,056 --> 00:14:54,143
‫مرگ اون، به همون اندازه که ما رو ناراحت کرد
‫تو رو هم ناراحت کرد.

240
00:14:54,268 --> 00:14:56,437
‫این حقیقتِ ناگفتۀ توئه.

241
00:14:58,397 --> 00:15:00,149
‫مربوط به خیلی وقت پیش می‌شه.

242
00:15:01,233 --> 00:15:02,443
‫دیگه فراموشش کردم.

243
00:15:02,526 --> 00:15:04,028
‫من نکردم.

244
00:15:04,111 --> 00:15:06,447
‫بهم یاد دادی که عشقم سمّی‌ـه.

245
00:15:07,031 --> 00:15:08,782
‫اون‌قدر این درس رو خوب یاد گرفتم

246
00:15:08,866 --> 00:15:12,536
‫که تنها مرد نجیبی که عشقش رو بهم ابراز کرد
‫از خودم دور نگه داشتم

247
00:15:12,620 --> 00:15:14,705
‫تا اینکه دیگه دیر شده بود.

248
00:15:14,788 --> 00:15:17,917
‫حالا حاضرم دار و ندارم رو بدم تا دستش رو بگیرم

249
00:15:18,000 --> 00:15:20,252
‫و بهش بگم چه حسی دارم

250
00:15:20,336 --> 00:15:23,672
‫و اون احمقِ بی‌عاطفه‌ای نباشم که تو بهم تبدیلش کردی.

251
00:15:24,924 --> 00:15:26,842
‫ولی درد هر کسی مال خودشه.

252
00:15:27,635 --> 00:15:29,219
‫اونم دیگه مُرده.

253
00:15:29,803 --> 00:15:31,847
‫وِکسالیا...

254
00:15:32,723 --> 00:15:34,224
‫شرمنده‌ام.

255
00:15:34,850 --> 00:15:37,478
‫این تنها برگ برندۀ منه، پدر.

256
00:15:37,561 --> 00:15:39,980
‫حقیقت!

257
00:15:40,064 --> 00:15:42,399
‫اگه ذره‌ای منو دوست داری،

258
00:15:42,483 --> 00:15:44,276
‫یا مادر رو دوست داشتی،

259
00:15:44,360 --> 00:15:47,696
‫به ایمون لشکرکشی کن و عشقت رو ثابت کن!

260
00:15:48,739 --> 00:15:50,491
‫اگه برای ما هم این کار رو نمی‌کنی،

261
00:15:50,532 --> 00:15:53,994
‫به فکر کسایی باش که بعد از مرگت
‫توی این دنیا زندگی می‌کنن.

262
00:15:55,788 --> 00:15:57,790
‫البته اگه چیزی از دنیا بمونه.

263
00:16:16,600 --> 00:16:19,687
‫کَش و زارا، دعوت‌مون رو قبول نکردن.

264
00:16:19,770 --> 00:16:21,355
‫تعدادمون کافیه؟

265
00:16:22,523 --> 00:16:23,524
‫من اینجائم.

266
00:16:23,899 --> 00:16:26,986
‫هر اتفاقی هم که بیفته،
‫با هم باهاش روبه‌رو می‌شیم.

267
00:16:27,903 --> 00:16:30,406
‫سرنوشت من نیست. سرنوشت تو هم نیست.

268
00:16:30,781 --> 00:16:32,241
‫سرنوشت ماست!

269
00:16:35,536 --> 00:16:36,912
‫هان؟

270
00:16:40,749 --> 00:16:42,209
‫چی‌کار می‌کنی؟

271
00:16:42,459 --> 00:16:45,963
‫بعضی وقتا آواز خوندن، اعصابم رو آروم می‌کنه.

272
00:16:47,256 --> 00:16:48,841
‫این آواز کیلی‌ـه.

273
00:16:48,924 --> 00:16:51,343
‫متن ترانه‌ات خیلی قشنگه، اسکنلن.

274
00:16:51,427 --> 00:16:53,387
‫نشونش دادی؟

275
00:16:53,470 --> 00:16:54,722
‫نه.

276
00:16:54,805 --> 00:16:56,432
‫بعداً هم نشونش نمی‌دم.

277
00:16:56,515 --> 00:16:58,842
‫سعی کردم هم پدری کنم، هم عضو این تیم باشم،

278
00:16:58,892 --> 00:17:00,728
‫ولی توی جفت‌شون خراب کردم.

279
00:17:00,811 --> 00:17:02,396
‫شاید یه راه‌حلی داشته باشه.

280
00:17:02,479 --> 00:17:03,647
‫آره، داره.

281
00:17:04,440 --> 00:17:06,066
‫دیگه حواس‌پرتی بی حواس‌پرتی.

282
00:17:06,859 --> 00:17:08,227
‫بچه‌ها؟

283
00:17:08,277 --> 00:17:10,112
‫بیاید اینو ببینید.

284
00:17:10,863 --> 00:17:12,740
‫چیه؟

285
00:17:18,579 --> 00:17:19,997
‫چی؟

286
00:17:24,376 --> 00:17:27,087
‫کل گروهان، ایست!

287
00:17:27,171 --> 00:17:29,506
‫یا خدا.

288
00:17:29,590 --> 00:17:30,883
‫موفق شد.

289
00:17:30,924 --> 00:17:33,093
‫به پیش!

290
00:17:47,149 --> 00:17:48,942
‫بکِشید!

291
00:17:49,026 --> 00:17:50,486
‫رها کنید.

292
00:17:52,488 --> 00:17:55,324
‫بسیار خب، سربازهامون حاضرن.

293
00:17:55,407 --> 00:17:57,409
‫نقشۀ حمله چیه؟

294
00:17:57,493 --> 00:17:59,203
‫دو حملۀ دوجانبه می‌کنیم.

295
00:17:59,286 --> 00:18:03,373
‫ارتش سینگورنِ شما، جنگجوهای گرون،
‫و گارد پیلِ وایت‌استون.

296
00:18:03,457 --> 00:18:07,211
‫ما از دروازه‌های شهر لشکرکشی می‌کنیم
‫و مستقیم با جوجه‌های تورداک درگیر می‌شیم.

297
00:18:07,294 --> 00:18:11,131
‫آتش‌افروزها و آشاری‌ها جلو قرار می‌گیرن
‫تا در برابر حملات آتشی ازمون حفاظت کنن.

298
00:18:11,215 --> 00:18:14,259
‫من و آلورا هم جادومون رو
‫در این راه به کار می‌بریم.

299
00:18:14,343 --> 00:18:17,262
‫و وقتی نیروهای زمینی، با توله‌های تورداک درگیرن

300
00:18:17,346 --> 00:18:20,349
‫واکس ماکینا از این حواس‌پرتی استفاده می‌کنه
‫تا به لانه‌اش برسه.

301
00:18:20,432 --> 00:18:22,267
‫چطور می‌رید داخل؟

302
00:18:22,351 --> 00:18:25,187
‫منطقه رو شناسایی کردیم.
‫هوایی وارد می‌شیم.

303
00:18:25,270 --> 00:18:27,272
‫شدنی نیست.

304
00:18:27,356 --> 00:18:29,942
‫الآن بچه‌هاش از اونجا محافظت می‌کنن.

305
00:18:31,860 --> 00:18:34,988
‫- شما کی باشید؟
‫- اون...

306
00:18:35,364 --> 00:18:37,574
‫- خب...
‫- مُخبرـه.

307
00:18:37,866 --> 00:18:39,284
‫اسمش لارکین‌ـه.

308
00:18:39,368 --> 00:18:41,328
‫البته اسم رمزیه.

309
00:18:41,411 --> 00:18:44,706
‫یه ورودیِ مخفیِ محافظت‌نشده به لانۀ تورداک هست.

310
00:18:44,790 --> 00:18:47,835
‫تونلی کنار صخره‌ها
‫که برای اژدهاها خیلی کوچیکه

311
00:18:47,918 --> 00:18:50,129
‫ولی در حدی هست که شما بتونید وارد شید.

312
00:18:50,420 --> 00:18:53,215
‫تضمین می‌کنی که تونل بسته نیست؟

313
00:18:53,507 --> 00:18:55,634
‫بهتون قول شرف می‌دم.

314
00:18:55,717 --> 00:18:57,836
‫پس ما اون کوچیک‌ها رو از بین می‌بریم

315
00:18:57,886 --> 00:19:00,472
‫و شما تمام عتیقه‌هاتون رو
‫روی تورداک استفاده می‌کنید.

316
00:19:00,556 --> 00:19:03,642
‫به‌علاوۀ زره،
‫اگه بتونم ازش کار بکِشم.

317
00:19:03,725 --> 00:19:07,229
‫نقشۀ منطقی‌ایه، بانو وِکسالیا.

318
00:19:07,521 --> 00:19:09,273
‫ولی جواب می‌ده؟

319
00:19:10,065 --> 00:19:12,067
‫باید بده.

320
00:19:14,153 --> 00:19:15,696
‫پیاده‌نظام، به صف شید.

321
00:19:26,039 --> 00:19:27,666
‫توی میدونِ جنگ موفق باشید.

322
00:19:27,958 --> 00:19:30,586
‫باعث افتخاره که شما طرفِ مایید.

323
00:19:30,669 --> 00:19:33,422
‫ارباب طوفان طرفِ شماست.

324
00:19:33,505 --> 00:19:35,841
‫به چیز دیگه‌ای نیاز ندارید.

325
00:19:38,719 --> 00:19:40,637
‫آماده‌ای، گراگ؟

326
00:19:42,973 --> 00:19:44,266
‫وِکس.

327
00:19:44,349 --> 00:19:46,268
‫شرمنده‌ام که اون‌موقع پیش‌تون نبودم.

328
00:19:46,351 --> 00:19:48,353
‫می‌دونی شرمنده‌ای، اسکنلن.

329
00:19:48,437 --> 00:19:51,732
‫بعد از امروز،
‫شاید همه‌مون بتونیم خودمون رو ببخشیم.

330
00:19:52,733 --> 00:19:54,568
‫حاضری، خواهر؟

331
00:19:55,068 --> 00:19:56,236
‫برای پرسی.

332
00:19:56,612 --> 00:19:58,530
‫برای مادر!

333
00:20:00,908 --> 00:20:02,659
‫برای اکزندریا!

334
00:20:02,743 --> 00:20:04,494
‫برای اکزندریا!

335
00:20:04,578 --> 00:20:06,371
‫برای اکزندریا!

336
00:20:20,427 --> 00:20:22,054
‫گندش بزنن. برید پایین.

337
00:20:25,933 --> 00:20:28,352
‫خب، از اون مسیر که نمی‌شه رفت داخل.

338
00:20:42,574 --> 00:20:45,077
‫دود هست ولی آتیش نیست.
‫قضیه چیه؟

339
00:20:45,285 --> 00:20:46,870
‫خبری از مقاومت هم نیست.

340
00:20:47,162 --> 00:20:49,206
‫تا الآن باید متوجه حضورمون می‌شدن.

341
00:20:49,248 --> 00:20:50,999
‫یا حداقل متوجه حضور من می‌شدن.

342
00:20:55,462 --> 00:20:58,006
‫خوشبختانه هنوز راه ورودِ رایشان رو داریم.

343
00:20:58,382 --> 00:21:00,050
‫اگه همچین راهی نباشه چی؟

344
00:21:00,133 --> 00:21:01,260
‫دارم می‌بینمش.

345
00:21:02,052 --> 00:21:03,845
‫اونجا فرود بیاید.

346
00:21:05,889 --> 00:21:07,674
‫چقدر دود هست!

347
00:21:07,724 --> 00:21:09,268
‫هیچی نمی‌بینم.

348
00:21:12,771 --> 00:21:14,231
‫صبر کنید!

349
00:21:24,700 --> 00:21:26,076
‫بچه‌اژدها!

350
00:21:26,368 --> 00:21:27,869
‫جادوگرها برن جلو.

351
00:21:29,621 --> 00:21:31,081
‫آرایش بگیرید.

352
00:21:33,208 --> 00:21:35,127
‫خَرکمان‌ها رو آماده کنید!

353
00:21:41,508 --> 00:21:43,844
‫چرا... چرا حمله نمی‌کنن؟

354
00:21:46,638 --> 00:21:48,557
‫شما هم حسش می‌کنید؟

355
00:21:49,433 --> 00:21:51,268
‫گندش بزنن.

356
00:21:57,899 --> 00:21:59,276
‫نه.

357
00:21:59,985 --> 00:22:01,353
‫رایشان ما رو فروخته.

358
00:22:01,403 --> 00:22:02,904
‫بستنش؟

359
00:22:05,532 --> 00:22:06,658
‫هنوز داغه.

360
00:22:06,742 --> 00:22:09,328
‫لابد کمتر از یه ساعت پیش
‫تورداک اومده ذوبش کرده و ورودی رو بسته.

361
00:22:09,536 --> 00:22:11,538
‫گراگ، می‌تونی مُشت بزنی بازش کنی؟

362
00:22:14,333 --> 00:22:16,460
‫ولی بی‌سروصدا نمی‌شه.

363
00:22:21,590 --> 00:22:24,426
‫عجب! قوی‌تر از اونی‌ام که فکرش رو می‌کردم.

364
00:22:24,926 --> 00:22:27,137
‫فکر نکنم کار تو بوده باشه، گُنده‌بک.

365
00:22:27,429 --> 00:22:28,555
‫گندش بزنن.

366
00:22:28,930 --> 00:22:30,724
‫بهتون گفتم نمی‌شه بهش اعتماد کرد.

367
00:22:31,099 --> 00:22:33,643
‫صبر کن ببینم. این یعنی...

368
00:22:34,186 --> 00:22:35,979
‫پدر!

369
00:22:50,702 --> 00:22:52,496
‫از لونه‌اش اومده بیرون؟

370
00:23:07,302 --> 00:23:08,470
‫وای، خدایان!

371
00:23:14,601 --> 00:23:16,269
‫این چه کاری بود من کردم؟

372
00:23:17,020 --> 00:23:22,025
‫«ترجمه از محمد سید»