1
00:00:03,666 --> 00:00:06,291
‫«ترجمه از کیارش»

2
00:00:06,750 --> 00:00:09,500
‫ببینین، من رازی نگه نداشته بودم،
‫فقط هنوز بهتون نگفته بودم!

3
00:00:09,541 --> 00:00:10,875
‫همین یعنی راز!

4
00:00:10,916 --> 00:00:13,375
‫وای، بدجوری گند زدی
‫پرسیوال ده مسخره!

5
00:00:13,500 --> 00:00:16,250
‫من؟ تو قرار بود مواظب گراگ باشی.

6
00:00:16,375 --> 00:00:19,375
‫خب، شاید اگه من رو به امان خدا
‫ول نمی‌کردی این‌جوری نمی‌شد!

7
00:00:19,416 --> 00:00:21,125
‫تو چه مرگته کیلث؟!

8
00:00:21,166 --> 00:00:23,375
‫ای بابا، حق نداری گردن من بندازی...

9
00:00:23,416 --> 00:00:25,625
‫«قهرمانان بزرگ تال‌دوری...»

10
00:00:25,666 --> 00:00:27,625
‫«به شکست‌خوردگان بزرگ
‫تال‌دوری بدل شدن»؟

11
00:00:27,750 --> 00:00:29,041
‫وای!

12
00:00:30,875 --> 00:00:32,000
‫ساکت باشین!

13
00:00:32,041 --> 00:00:35,291
‫چطور تونستین این‌قدر گند بزنین؟

14
00:00:35,375 --> 00:00:36,875
‫قرار بود...

15
00:00:37,000 --> 00:00:39,750
‫سرقت بی‌نقصی می‌شه.

16
00:00:39,791 --> 00:00:43,166
‫خیال کردین می‌تونین دزدکی
‫وارد بایگانی کبالت بشین؟

17
00:00:43,250 --> 00:00:45,125
‫- شوخیتون گرفته.
‫- اگه شوخی بود،

18
00:00:45,250 --> 00:00:46,875
‫الان از خنده روده‌بر شده بودی.

19
00:00:47,000 --> 00:00:50,125
‫آخه تاریون درینگتون پنج سال
‫کلاس طنز بداهه رفته.

20
00:00:50,250 --> 00:00:51,875
‫عضو «هیئت بازیگران یکشنبه» بودم.

21
00:00:52,000 --> 00:00:53,541
‫هوم. نه بابا.

22
00:00:53,625 --> 00:00:55,250
‫شان، ما دنبال یه شبحیم.

23
00:00:55,291 --> 00:00:57,916
‫تو تمام تحقیقاتمون،
‫هیچ حکیم، متن‌نویس...

24
00:00:58,000 --> 00:01:00,375
‫یا تاریخ‌نگاری هیچی اطلاعاتی
‫از «در نجوا مانده» ثبت نکرده.

25
00:01:00,500 --> 00:01:03,125
‫تو الهام من،
‫یکی از جنگجویانی که باهاش می‌جنگید...

26
00:01:03,250 --> 00:01:05,250
‫ردای روح کبالت به تن داشت.

27
00:01:05,375 --> 00:01:07,666
‫اگه اطلاعاتی ازش باشه،
‫همون‌جاست.

28
00:01:07,750 --> 00:01:10,875
‫درخواست یه طومار ساده
‫از بایگانی خیلی سخته.

29
00:01:10,916 --> 00:01:13,000
‫وقتی پای چنین راز مهمی وسط باشه...

30
00:01:13,041 --> 00:01:14,291
‫عمرا با ما به اشتراک بذارن.

31
00:01:14,375 --> 00:01:17,125
‫پس می‌خواین دزدکی وارد
‫خزانه‌ای تحت حفاظت بشین...

32
00:01:17,250 --> 00:01:19,375
‫که فرقه‌ای هزار ساله
‫متشکل از راهب‌ها ازش نگهبانی می‌دن...

33
00:01:19,416 --> 00:01:21,125
‫و با اطلاعاتی چنان خطرناک
‫که از تاریخ پاک شده...

34
00:01:21,250 --> 00:01:23,125
‫خارج بشین؟

35
00:01:23,166 --> 00:01:24,750
‫ای بابا.

36
00:01:24,791 --> 00:01:27,625
‫خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

37
00:01:27,666 --> 00:01:29,416
‫بایگانی کبالت...

38
00:01:29,500 --> 00:01:32,625
‫کتابخانه‌ای فوق‌امن
‫مملو از متون مقدسه.

39
00:01:32,750 --> 00:01:35,625
‫خزانه مرکزیش باستانی‌ترین
‫و مهم‌ترین عتیقه‌ها رو در خودش جای داده...

40
00:01:35,750 --> 00:01:37,625
‫که طومار ما هم یکی از اون‌هاست.

41
00:01:37,750 --> 00:01:40,875
‫گروهی متشکل از راهب‌های خبره
‫به خوبی ازش نگهبانی می‌دن.

42
00:01:41,875 --> 00:01:44,000
‫تاریون نقش فرد ثروتمند
‫نیکوکاری رو بازی می‌کنه...

43
00:01:44,125 --> 00:01:46,875
‫که چیز مهمی به روح
‫اهدا می‌کنه:

44
00:01:46,916 --> 00:01:49,750
‫زره سپیده‌دم پایک.

45
00:01:49,791 --> 00:01:51,750
‫اما پایک هم همراهش می‌ره...

46
00:01:51,875 --> 00:01:55,166
‫و راهب‌های بی‌خبر یه‌راست می‌برنش
‫تو خزانه.

47
00:01:55,250 --> 00:01:58,166
‫در همین حین، دوقلوها
‫با استفاده از یه طلسم حقیقت...

48
00:01:58,250 --> 00:02:00,000
‫که تو بهشون می‌دی گیلمور،

49
00:02:00,041 --> 00:02:02,000
‫رمز روزانه‌اش رو می‌فهمن...

50
00:02:02,041 --> 00:02:04,250
‫تا گراگ و پایک رو
‫از خزانه بیرون بیارن.

51
00:02:04,375 --> 00:02:07,000
‫به نقل از آشناهای وکس تو کلاسپ،

52
00:02:07,041 --> 00:02:11,125
‫خزانه با میدان ضدجادوی پیچیده‌ای
‫محافظت می‌شه.

53
00:02:11,166 --> 00:02:13,666
‫کار کیلث و من همینه.

54
00:02:14,625 --> 00:02:16,783
‫وقتی میدان رو غیرفعال کردیم،
‫گراگ می‌تونه...

55
00:02:16,833 --> 00:02:19,250
‫از آویز ترینکت بپره بیرون
‫و مکانیسم عظیمی رو...

56
00:02:19,375 --> 00:02:21,125
‫که خزانه رو تکون می‌ده حرکت بده.

57
00:02:21,250 --> 00:02:24,250
‫پایک هم یه معجون ادراک می‌خوره...

58
00:02:24,291 --> 00:02:26,791
‫که هوش مربوط به تفسیر متون باستانی...

59
00:02:26,875 --> 00:02:28,666
‫خزانه رو بهش می‌ده.

60
00:02:28,750 --> 00:02:31,750
‫بعدش تا کسی نفهمیده
‫سریع فرار می‌کنیم.

61
00:02:33,125 --> 00:02:34,750
‫ها؟

62
00:02:35,791 --> 00:02:37,875
‫خب، سوالی ندارین؟

63
00:02:37,916 --> 00:02:39,375
‫من! من! من!

64
00:02:39,416 --> 00:02:41,541
‫تنها سوال مهم رو من می‌پرسم.

65
00:02:41,625 --> 00:02:43,375
‫علاوه بر گناه هم‌دستی،

66
00:02:43,500 --> 00:02:45,500
‫به من چی می‌رسه؟

67
00:02:45,625 --> 00:02:48,791
‫رضایت نجات دنیا از آخرالزمان؟

68
00:02:50,500 --> 00:02:52,291
‫چطوره این تازه‌وارد
‫شام مهمونم کنه؟

69
00:02:52,375 --> 00:02:53,791
‫کی، من؟

70
00:02:53,875 --> 00:02:55,041
‫ای بابا،

71
00:02:55,125 --> 00:02:57,375
‫با کمال میل،
‫ولی وقت ندارم...

72
00:02:57,416 --> 00:02:58,750
‫آقای محترم.

73
00:02:58,875 --> 00:03:00,041
‫ای بابا.

74
00:03:00,125 --> 00:03:01,875
‫شان صدام کن.

75
00:03:01,916 --> 00:03:05,250
‫باشه.

76
00:03:27,125 --> 00:03:28,500
‫از این طرف.

77
00:03:31,625 --> 00:03:34,125
‫رسیدن کتابدار اعظم.

78
00:03:36,125 --> 00:03:39,500
‫آقای برینگتون بودین؟

79
00:03:39,625 --> 00:03:42,625
‫من یودالا فان، رئیس بایگانی
‫روح کبالت هستم.

80
00:03:42,666 --> 00:03:46,625
‫خیلی از اهداتون سپاس‌گزاریم...
‫البته اگه ثابت بشه اصله.

81
00:03:46,750 --> 00:03:49,750
‫بله، معلومه.
‫وای! حتما احتیاط کنین!

82
00:03:49,875 --> 00:03:52,416
‫خیلی ظریفه.

83
00:03:52,500 --> 00:03:55,250
‫حتما.
‫خیلی احتیاط می‌کنیم.

84
00:03:55,291 --> 00:03:57,750
‫آها، خب، ممنون.

85
00:03:59,375 --> 00:04:01,625
‫باید از افرادتون بخوام
‫بیرون منتظر بمونن.

86
00:04:01,666 --> 00:04:03,625
‫به‌خاطر مسائل امنیتیه.

87
00:04:03,666 --> 00:04:08,250
‫چطور، مگه خیال می‌کنین
‫می‌خوایم ازتون دزدی کنیم؟

88
00:04:09,291 --> 00:04:12,000
‫خیلی‌ها سعی کردن.
‫دیگه از هیچ‌کدومشون خبری نشد.

89
00:04:14,166 --> 00:04:16,416
‫برین رعیت‌ها.
‫برین. برین ببینم!

90
00:04:20,041 --> 00:04:22,000
‫ظاهرا عتیقه انشعاب...

91
00:04:22,041 --> 00:04:23,875
‫اصله کتابدار اعظم.

92
00:04:24,000 --> 00:04:27,666
‫روح از سخاوتمندیتون سپاس‌گزاره
‫آقای برینگتون.

93
00:04:27,750 --> 00:04:30,041
‫چنین اثر نادری رو از کجا پیدا کردین؟

94
00:04:30,125 --> 00:04:32,875
‫ای بابا. داستانش مفصله.

95
00:04:33,000 --> 00:04:35,625
‫نمی‌خوام وقتتون رو بیشتر بگیرم.

96
00:04:35,666 --> 00:04:39,375
‫خیلی‌خب. پس احتمالا بهتر باشه
‫خودم جعبه رو تا خزانه ببرم.

97
00:04:39,416 --> 00:04:40,750
‫آذرخش پدیدار شد!

98
00:04:40,875 --> 00:04:42,416
‫موجود عظیم‌الجثه‌ای...

99
00:04:42,500 --> 00:04:46,375
‫که از عتیقه نگهبانی می‌کرد،
‫بر فردی کوچک اما بی‌باک سایه افکند.

100
00:04:46,416 --> 00:04:49,750
‫- اسمش چی بود؟ باریون برینگتون.
‫- هوم.

101
00:05:04,500 --> 00:05:06,791
‫ای بابا! تف به این زندگی.

102
00:05:06,875 --> 00:05:09,041
‫آشغال. آخ! کثافت عوضی...

103
00:05:12,625 --> 00:05:15,500
‫طاقت بیار رفیق.

104
00:05:15,541 --> 00:05:18,000
‫پرسی و کیلث اون میدان
‫ضد جادو رو غیرفعال می‌کنن...

105
00:05:18,041 --> 00:05:19,916
‫و می‌تونی از آویز خارج بشی.

106
00:05:20,000 --> 00:05:21,416
‫امیدوارم.

107
00:05:37,125 --> 00:05:39,166
‫وقتی وارد شدی باهام ارتباط برقرار کن.

108
00:06:12,625 --> 00:06:13,791
‫خیلی‌خب.

109
00:06:13,875 --> 00:06:15,500
‫پرسی، صدام رو می‌شنوی؟

110
00:06:15,625 --> 00:06:18,916
‫واضح می‌شنوم.
‫هرچی می‌بینی رو بهم بگو.

111
00:06:19,000 --> 00:06:22,916
‫خیلی‌خب، یه شبکه نور آبی هست...

112
00:06:23,000 --> 00:06:26,375
‫که خطوطش از یه سری نماد بیرون زده.

113
00:06:26,500 --> 00:06:30,000
‫یه کد جابه‌جایی رونیه
‫که جادو رو به طور مکانیکی سرکوب می‌کنه.

114
00:06:30,041 --> 00:06:32,916
‫- چطور ممکنه؟
‫- امیدوار بودم خودت بدونی.

115
00:06:33,000 --> 00:06:34,166
‫خیلی‌خب.

116
00:06:34,250 --> 00:06:36,125
‫اول باید یه چیزی رو پیدا کنی
‫و فشار بدی...

117
00:06:36,250 --> 00:06:38,000
‫عذر می‌خوام آقا؟

118
00:06:38,041 --> 00:06:40,291
‫- چی رو فشار بدم؟
‫- شما آشنا نیستین؟

119
00:06:46,666 --> 00:06:48,541
‫این دیگه چیه؟

120
00:06:49,791 --> 00:06:51,000
‫بیا.

121
00:07:13,125 --> 00:07:14,291
‫یا خدا!

122
00:07:24,000 --> 00:07:26,166
‫اینجا کتابخونه است.

123
00:07:30,916 --> 00:07:33,000
‫طلسم حقیقت دستته؟

124
00:07:33,041 --> 00:07:36,125
‫همین‌جاست. ببینیم کی امروز
‫اهل صحبته.

125
00:07:40,000 --> 00:07:41,250
‫ای وای، خیلی روشنه.

126
00:07:44,166 --> 00:07:45,375
‫سلام.

127
00:07:45,500 --> 00:07:49,500
‫مگه احمقین؟
‫اینجا پر از اعضای فرقه ماست.

128
00:07:49,625 --> 00:07:51,625
‫از در اصلی هم خارج نمی‌شین.

129
00:07:51,750 --> 00:07:52,875
‫چه بی‌ادب.

130
00:07:53,000 --> 00:07:55,125
‫- به نظرت بی‌ادب نیست؟
‫- ایش، خیلی.

131
00:07:55,166 --> 00:07:58,875
‫شاید بتونی با گفتن رمز امروز
‫برامون جبران کنی.

132
00:07:59,000 --> 00:08:02,000
‫هه. عمرا اگه رمز خزانه رو بهتون بگم.

133
00:08:02,041 --> 00:08:05,375
‫«چشم دل بالا را می‌بیند.
‫چشم دست پایین را می‌بیند.»

134
00:08:05,500 --> 00:08:08,750
‫وایستا ببینم. چی؟
‫چه‌جوری...

135
00:08:08,875 --> 00:08:10,750
‫از صداقتت ممنونم رفیق.

136
00:08:18,875 --> 00:08:21,375
‫راستش، اون لباس بهت میاد.

137
00:08:21,500 --> 00:08:23,875
‫تو خیلی زشت شدی.

138
00:08:25,791 --> 00:08:27,375
‫چی...

139
00:08:27,500 --> 00:08:29,875
‫چی بلغور کردی؟

140
00:08:31,916 --> 00:08:34,000
‫نه.

141
00:08:41,250 --> 00:08:44,125
‫گیلمور گفت اثر بمب حقیقت
‫تا کی برقراره؟

142
00:08:44,166 --> 00:08:46,791
‫چقدر طول می‌کشه؟

143
00:08:48,291 --> 00:08:49,750
‫چه وضعشه؟

144
00:08:57,000 --> 00:08:58,625
‫اِم... کمک کنین؟

145
00:09:03,916 --> 00:09:05,375
‫چه خزانه‌ای.

146
00:09:13,375 --> 00:09:16,250
‫پرسی، بد نیست
‫یه‌کم راهنماییم کنی.

147
00:09:16,291 --> 00:09:17,500
‫آهای!

148
00:09:18,916 --> 00:09:22,000
‫قسم می‌خورم یه‌جایی دیدمت.

149
00:09:22,041 --> 00:09:25,625
‫- احتمالش خیلی کمه. من باید...
‫- وایستا ببینم.

150
00:09:25,666 --> 00:09:27,750
‫تو اون «احمق ادایی» هستی!

151
00:09:29,750 --> 00:09:33,166
‫- احمق چی؟
‫- از پوستر تور شناختمت.

152
00:09:33,208 --> 00:09:34,741
‫[اسکنلن شرت‌هالت]

153
00:09:34,791 --> 00:09:35,250
‫[تور مرد گوشتی]

154
00:09:36,000 --> 00:09:37,791
‫شرت‌هالت کثافت.

155
00:09:37,875 --> 00:09:40,000
‫می‌شه یه امضا بگیرم؟

156
00:09:45,666 --> 00:09:48,416
‫...ده رولوی سوم.

157
00:09:48,500 --> 00:09:52,375
‫منظورم امضای اسکنلن بود.

158
00:09:54,666 --> 00:09:56,916
‫پرسی!

159
00:09:57,000 --> 00:09:59,250
‫ایشون الان اینجا نیست.

160
00:09:59,375 --> 00:10:02,375
‫- ولی می‌تونم برات امضا بگیرم.
‫- وای، عالیه!

161
00:10:02,416 --> 00:10:04,500
‫باورم نمی‌شه آهنگش رو نشنیدی.

162
00:10:04,625 --> 00:10:06,000
‫بذار برات بزنمش.

163
00:10:06,041 --> 00:10:08,250
‫می‌می‌می‌می‌می...

164
00:10:14,250 --> 00:10:15,375
‫ها؟

165
00:10:22,000 --> 00:10:24,625
‫وای... به نظر نمیاد اتفاق خوبی باشه.

166
00:10:24,750 --> 00:10:27,291
‫اما من خیلی شکوهمند بودم،

167
00:10:27,375 --> 00:10:30,500
‫در دریایی از آتش
‫سوار بر دلفینی شلعه‌ور بودم!

168
00:10:30,625 --> 00:10:33,041
‫فریاد زدم «تندتر برو فیه‌رو!»
‫و به میدان جنگ رفتم،

169
00:10:33,125 --> 00:10:35,500
‫به فکر امنیت خودم نبودم،

170
00:10:35,541 --> 00:10:39,166
‫مطمئن بودم زره رو
‫با شکوه و وقار به دست میارم.

171
00:10:39,250 --> 00:10:42,125
‫داستان دل‌خراشی بود آقای برینگتون.

172
00:10:42,166 --> 00:10:44,750
‫حتما خوشحالی که می‌دونی
‫اون عتیقه الان...

173
00:10:44,791 --> 00:10:47,625
‫تحت حفاظت سامانه امنیتی
‫چندلایه ماست.

174
00:10:47,750 --> 00:10:50,500
‫چند... لایه؟

175
00:10:51,541 --> 00:10:53,083
‫میدان ضدجادوی خزانه‌مون...

176
00:10:53,125 --> 00:10:55,875
‫واسه جلوگیری از ورود
‫جادوگران خارق‌العاده است.

177
00:10:55,916 --> 00:11:00,375
‫با این حال، اگه شکست بخوره،
‫نگهبانان جادوییش درجا فعال می‌شن.

178
00:11:00,416 --> 00:11:02,250
‫گفتی نگهبانان؟

179
00:11:02,291 --> 00:11:04,291
‫باید برم سرویس بهداشتی!

180
00:11:07,500 --> 00:11:08,791
‫تاری؟

181
00:11:10,000 --> 00:11:11,375
‫تاری؟

182
00:11:12,875 --> 00:11:14,541
‫«بیا تو جعبه قایم شو،»

183
00:11:14,625 --> 00:11:17,750
‫«راحته، چندتا کتاب می‌خونی...»

184
00:11:21,125 --> 00:11:23,750
‫وای، چه پسر بزرگی.

185
00:11:23,875 --> 00:11:26,416
‫خیلی‌خب گراگ. بیا ببینم.

186
00:11:26,500 --> 00:11:30,125
‫ضدجادوی مسخره!

187
00:11:33,375 --> 00:11:36,250
‫پرسی آشغال!

188
00:11:36,375 --> 00:11:39,250
‫گیلمور آشغال نمی‌تونست بهمون بگه
‫روی ما هم تأثیر می‌ذاره؟

189
00:11:39,291 --> 00:11:41,166
‫هیچ‌وقت وقتی با هم صمیمی بودین
‫بهش اعتماد نداشتم.

190
00:11:41,250 --> 00:11:44,875
‫بی‌خیال. نذار یادآوری کنم
‫وقتت رو با چه عوضی‌هایی می‌گذروندی.

191
00:11:45,000 --> 00:11:47,541
‫گراگ جلوی اون مشنگ اهل اسلیرز تیک
‫دانشمند بود.

192
00:11:47,625 --> 00:11:50,500
‫خب، دیگه نمی‌خواد نگران این چیزها باشی،
‫آخه من شوهر کردم.

193
00:11:50,625 --> 00:11:52,375
‫وایستا ببینم، چی؟
‫نه‌خیر، نکردی.

194
00:11:52,416 --> 00:11:54,291
‫پارسال در خفا ازدواج کردیم.

195
00:11:54,375 --> 00:11:56,125
‫ای بابا! کسی خبر نداره.
‫یا خدا!

196
00:11:56,250 --> 00:11:57,791
‫اِم، ولی...

197
00:12:01,625 --> 00:12:04,625
‫خودت به من تأکید کردی
‫در خفا ازدواج نکنم.

198
00:12:04,666 --> 00:12:06,875
‫ببخشید، با برنامه قبلی نبود، فقط...

199
00:12:07,000 --> 00:12:08,500
‫خیلی عاشقشم...

200
00:12:08,541 --> 00:12:11,875
‫و تو و کیلث زندگی شگفت‌انگیزی دارین
‫و با هم دنیا رو می‌گردین.

201
00:12:12,000 --> 00:12:13,541
‫احتمالا یه‌کم حسودیم می‌شد.

202
00:12:13,625 --> 00:12:15,625
‫تو وایت‌استون گیر افتاده بودم،
‫احتمالا من هم...

203
00:12:15,750 --> 00:12:17,625
‫ماجراجویی خودم رو می‌خواستم.

204
00:12:17,666 --> 00:12:21,125
‫بی‌خیال بابا، اون‌جوری نگاهم نکن.
‫کسی که رو به موت نیست.

205
00:12:21,166 --> 00:12:23,791
‫خب، شاید من باشم.

206
00:12:23,875 --> 00:12:25,625
‫چی؟ نه‌خیر، نیستی.

207
00:12:29,125 --> 00:12:31,125
‫چی؟ نه.

208
00:12:31,166 --> 00:12:32,875
‫نه، نه، اون چیه؟

209
00:12:32,916 --> 00:12:35,000
‫کی؟ چرا بهم نگفته بودی؟

210
00:12:35,041 --> 00:12:37,250
‫خیال می‌کردم اگه بهت بگم،
‫واقعی می‌شه.

211
00:12:37,375 --> 00:12:38,666
‫یا ایزدان، حقیقت داره؟

212
00:12:38,750 --> 00:12:42,541
‫آهای، شما دوتا.
‫چرا سر پستتون نیستین؟

213
00:12:42,625 --> 00:12:44,625
‫چون داریم از خزانه دزدی می‌کنیم!

214
00:12:44,666 --> 00:12:46,000
‫گندش بزنن!

215
00:12:46,125 --> 00:12:47,916
‫هوم؟

216
00:12:48,000 --> 00:12:51,000
‫گندش بزنن، گندش بزنن،
‫گندش بزنن، گندش بزنن!

217
00:12:51,125 --> 00:12:52,375
‫پرسی؟!

218
00:12:52,500 --> 00:12:56,041
‫♪ احمق ادایی ♪
‫♪ تو برج عاجت نشستی ♪

219
00:12:56,125 --> 00:13:00,416
‫♪ تا سپیده‌دم چیزهای مسخره اختراع می‌کنی ♪

220
00:13:02,500 --> 00:13:05,375
‫خیلی‌خب. عین پرسی فکر کن.
‫خوره‌ها چی دوست دارن؟

221
00:13:05,416 --> 00:13:08,541
‫اعداد. تاریخ. معما.

222
00:13:11,416 --> 00:13:13,375
‫به درک!

223
00:13:13,500 --> 00:13:23,500
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

224
00:13:23,625 --> 00:13:25,875
‫یه... بار... دیگه...!

225
00:13:26,000 --> 00:13:28,000
‫آخ!

226
00:13:28,041 --> 00:13:29,375
‫آخ. آخ، آخ، آخ، آخ.

227
00:13:31,541 --> 00:13:33,125
‫وای! ایول!

228
00:13:34,916 --> 00:13:36,625
‫جادو داریم.

229
00:13:36,750 --> 00:13:38,166
‫هه‌هه!

230
00:13:38,250 --> 00:13:41,416
‫ایش! حالم به هم خورد.
‫اون تو بوی گند فضله خرس می‌ده.

231
00:13:41,500 --> 00:13:43,125
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫زود باش رفیق، وقت نداریم.

232
00:13:44,666 --> 00:13:47,041
‫من معجون مغز گیلمور رو می‌خورم
‫تا طومار رو بخونم،

233
00:13:47,125 --> 00:13:49,625
‫تو هم زورت رو به کار بنداز
‫و این راهروها رو بچرخون.

234
00:13:49,666 --> 00:13:52,250
‫- زود باش، معجون هوش رو بهم بده.
‫- آخیش. خیلی بهتر شد.

235
00:13:52,375 --> 00:13:54,500
‫واقعا شوخیت گرفته؟

236
00:13:54,625 --> 00:13:58,875
‫چیه؟ من اون رایحه ناخوش‌آیند رو
‫سی و هفت دقیقه تاب آوردم.

237
00:13:59,000 --> 00:14:00,750
‫وایستا ببینم.
‫تو که شمارش بلد نیستی.

238
00:14:00,791 --> 00:14:03,000
‫من... چی؟

239
00:14:12,041 --> 00:14:13,875
‫گراگ؟

240
00:14:14,000 --> 00:14:15,500
‫یا ایزدان، پایکی.

241
00:14:15,541 --> 00:14:18,750
‫ذهنم با افکار پیچیده و تو در تویی
‫که در غبار کیهانی...

242
00:14:18,875 --> 00:14:21,541
‫اختراعات شناورن
‫شعله‌ور شده!

243
00:14:21,625 --> 00:14:22,750
‫چی؟

244
00:14:22,875 --> 00:14:25,916
‫معجون ادراکه.
‫اثر کرد!

245
00:14:26,000 --> 00:14:28,916
‫من... من احمق نیستم!

246
00:14:31,125 --> 00:14:33,125
‫زود باشین، بریم خزانه!

247
00:14:33,166 --> 00:14:37,000
‫- خب، گندش بزنن.
‫- عجب. چقدر نگهبان.

248
00:14:37,041 --> 00:14:38,916
‫خب، معلومه.

249
00:14:39,000 --> 00:14:41,666
‫آخرین بار که اجرا کرد،
‫شورش به پا شد.

250
00:14:41,750 --> 00:14:43,291
‫کی رو می‌گی؟

251
00:14:43,375 --> 00:14:45,416
‫وایستا ببینم. منظورت...؟

252
00:14:45,500 --> 00:14:49,250
‫هیچ‌کس. قطعا تو سالن سخنرانی نیست.

253
00:14:49,291 --> 00:14:52,416
‫- زیادی حرف زدم.
‫- وای بر من. اسکنلن؟

254
00:14:52,500 --> 00:14:56,625
‫اینجاست؟ وای احمق ادایی،
‫تو قهرمان منی. یوهو!

255
00:14:58,875 --> 00:15:01,041
‫خیلی شرمنده‌ام کیلث.
‫زیاد وقت نداریم.

256
00:15:01,125 --> 00:15:03,250
‫واسه غیرفعال‌سازی میدان،
‫باید شناسایی کنی...

257
00:15:03,291 --> 00:15:05,541
‫و ببینی یه...

258
00:15:05,625 --> 00:15:08,125
‫کیلث؟ پس میدان ضدجادو چی شد؟

259
00:15:08,250 --> 00:15:10,666
‫خودم غیرفعالش کردم جناب به‌دردنخور!

260
00:15:10,750 --> 00:15:12,125
‫تاری. تاری.

261
00:15:12,250 --> 00:15:15,125
‫- تاری. تاری. تاری.
‫- «تاری» خوبی نیست، مگه نه؟

262
00:15:15,250 --> 00:15:18,625
‫«غیرفعال شدن میدان ضدجادو
‫با فعال شدن نگهبانان جادویی برابر است.»

263
00:15:18,750 --> 00:15:20,541
‫- وای خدا.
‫- باید بهشون هشدار بدیم.

264
00:15:20,625 --> 00:15:23,375
‫شما سه‌تا!
‫وایستین. آهای! برگردین اینجا!

265
00:15:26,125 --> 00:15:27,666
‫گراگ!

266
00:15:27,750 --> 00:15:30,791
‫من باید معجون رو می‌خوردم
‫تا تو بتونی چرخه عظیم رو بچرخونی!

267
00:15:30,875 --> 00:15:32,916
‫وایستا ببینم گراگ، چیکار می‌کنی؟

268
00:15:33,000 --> 00:15:36,875
‫هوم. طبق این متن
‫که به زبان کونیرایی باستانی نوشته شده،

269
00:15:36,916 --> 00:15:41,125
‫طوماری حاوی اطلاعات مد نظرمون
‫تو طبقه پنجم قفسه‌ها نگه‌داری می‌شه.

270
00:15:41,166 --> 00:15:44,166
‫اون بالاست!

271
00:15:44,250 --> 00:15:45,666
‫ها؟

272
00:15:45,750 --> 00:15:48,250
‫- اِم...
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

273
00:15:48,291 --> 00:15:50,625
‫اون مجسمه است؟

274
00:15:50,666 --> 00:15:54,750
‫شاید بهتر باشه دنبال
‫راه خروج متفاوتی باشیم!

275
00:16:38,541 --> 00:16:40,625
‫گراگ؟ چیکار می‌کنی؟

276
00:16:40,666 --> 00:16:43,625
‫ببین. اگه طی بیست ثانیه اخیر
‫یه چیزی یاد گرفته باشم،

277
00:16:43,666 --> 00:16:46,250
‫همینه که نیاز
‫مادر اختراعه.

278
00:16:46,291 --> 00:16:48,750
‫بداهه عمل می‌کنیم.

279
00:16:50,250 --> 00:16:54,125
‫وای!
‫یا خدا، هیولا شدم.

280
00:16:54,250 --> 00:16:58,625
‫خوبه. حالا من رو با سرعتی
‫روی راهروها حرکت بده...

281
00:16:58,666 --> 00:17:02,416
‫تا بتونم مسیری بدون حضور نگهبانه
‫به سمت هدفمون پیدا کنم.

282
00:17:02,500 --> 00:17:03,916
‫چی؟

283
00:17:04,000 --> 00:17:06,375
‫آها.

284
00:17:06,416 --> 00:17:10,166
‫تو بچرخون. من کتاب رو پیدا می‌کنم.

285
00:17:12,125 --> 00:17:15,166
‫آها، ایول بابا.

286
00:17:48,625 --> 00:17:50,125
‫بوم!

287
00:17:50,166 --> 00:17:52,416
‫از این وضع خوشم میاد.

288
00:17:52,500 --> 00:17:57,166
‫وای... خیلی وقت بدیه
‫که یادم بیفته فانی‌ام.

289
00:17:57,250 --> 00:18:00,166
‫ای بابا. به خودت بیا پسر!

290
00:18:01,250 --> 00:18:05,166
‫مایلم مطالعه کنم!

291
00:18:07,666 --> 00:18:10,791
‫عجب. این سمت کلا متافیزیک و فلسفه است.

292
00:18:10,875 --> 00:18:13,375
‫عجب. به هیچ دردی نمی‌خوره.

293
00:18:13,416 --> 00:18:15,916
‫بچرخون پایکی!
‫عین باد بچرخون!

294
00:18:21,000 --> 00:18:25,375
‫ما متخصص کسب اطلاعاتیم آقای برینگتون.

295
00:18:25,416 --> 00:18:28,250
‫حالا وقتشه راستش رو بگی.

296
00:18:28,291 --> 00:18:30,250
‫هه! شکنجه‌ام کنین،

297
00:18:30,375 --> 00:18:32,000
‫ناخن‌هام رو بکنین،

298
00:18:32,041 --> 00:18:34,000
‫با افسون طلسمم کنین.

299
00:18:34,041 --> 00:18:36,541
‫هیچ‌وقت کم نمیارم.
‫هیچ‌وقت سر خم نمی‌کنم.

300
00:18:36,625 --> 00:18:40,875
‫هیچ‌وقت یاران عزیزم رو لو نمی‌دم.

301
00:18:42,291 --> 00:18:44,500
‫کار واکس ماکیناست.
‫تو خزانه‌ان.

302
00:18:44,541 --> 00:18:46,375
‫فامیلی واقعیم درینگتونه.
‫خواهش می‌کنم بلایی سرم نیارین.

303
00:18:46,500 --> 00:18:48,625
‫بریم خزانه، باهام بیاین!

304
00:18:49,875 --> 00:18:53,250
‫ای وای. باید بهشون هشدار بدم.

305
00:19:01,875 --> 00:19:03,750
‫ای بابا. واقعا؟

306
00:19:03,791 --> 00:19:06,250
‫اصلا این... آفت... از کجا اومده؟

307
00:19:06,291 --> 00:19:10,250
‫وقتی پرسی رو احیا کردیم... ماترون...
‫گمون کنم خواست مجازاتم کنه!

308
00:19:10,375 --> 00:19:12,416
‫اون‌وقت من این‌جوری می‌فهمم؟

309
00:19:13,416 --> 00:19:14,625
‫وایستین!

310
00:19:15,750 --> 00:19:16,916
‫اگه خودت بودی
‫بهم می‌گفتی؟

311
00:19:18,125 --> 00:19:19,625
‫نه، به هیچ وجه.

312
00:19:21,625 --> 00:19:23,375
‫متوجه منظورت شدم.

313
00:19:29,500 --> 00:19:32,625
‫شاید بهتر باشه وقتی در بدو کتک خوردن نیستیم
‫راجع به جزئیاتش صحبت کنیم؟

314
00:19:38,125 --> 00:19:40,666
‫وای! وای! پایکی، وایستا. دوباره بده بالا.

315
00:19:46,125 --> 00:19:49,250
‫وای. اگه خوشحالی برساخت نبود،
‫الان ترکیده بودم.

316
00:19:49,291 --> 00:19:52,000
‫«روایت سری مهر و موم در نجوا مانده.»

317
00:19:52,041 --> 00:19:54,916
‫هه! من خیلی زرنگم!

318
00:19:55,000 --> 00:19:56,250
‫هوم؟

319
00:20:03,750 --> 00:20:06,750
‫نه. فقط یه‌کم بیشتر
‫وقت لازم دارم...

320
00:20:10,291 --> 00:20:12,666
‫نه! آخ!

321
00:20:41,875 --> 00:20:44,375
‫پیروزی!

322
00:20:44,416 --> 00:20:47,541
‫هوم. چرا کار نکرد؟

323
00:20:58,541 --> 00:20:59,666
‫اِم؟

324
00:21:15,250 --> 00:21:17,375
‫یا خدا، یا خدا،
‫یا خدا، یا خدا، یا خدا!

325
00:21:17,416 --> 00:21:20,666
‫- ماجراجویی!
‫- تاری!

326
00:21:20,750 --> 00:21:22,541
‫- دوتی!
‫- پرسی!

327
00:21:22,625 --> 00:21:25,625
‫نقشه‌ات افتضاحه.
‫من از اینجا فراریمون می‌دم!

328
00:21:26,666 --> 00:21:28,916
‫نمی‌دونم امیدوار بودین
‫به چی برسین،

329
00:21:29,000 --> 00:21:31,500
‫اما من نمی‌ذارم
‫این جایگاه مقدس دانش...

330
00:21:31,541 --> 00:21:33,291
‫بیش از این لکه‌دار بشه.

331
00:21:36,875 --> 00:21:40,750
‫- وای!
‫- این دیگه چه وضعشه؟

332
00:21:43,500 --> 00:21:45,166
‫الان فرصت داریم!

333
00:21:53,250 --> 00:21:55,041
‫زود باش، رمز رو بزن.

334
00:21:56,500 --> 00:21:58,250
‫«چشم دل بالا را می‌بیند...»

335
00:22:05,291 --> 00:22:06,750
‫«چشم دست پایین را می‌بیند.»

336
00:22:12,875 --> 00:22:15,875
‫بالاخره داریم شانس میاریم.

337
00:22:16,000 --> 00:22:20,375
‫- پایک؟ چیکار می‌کنی؟
‫- بداهه عمل می‌کنیم!

338
00:22:20,416 --> 00:22:22,625
‫ببین، من می‌دونم اسکنلن اون توئه،

339
00:22:22,666 --> 00:22:24,750
‫پس از جام تکون نمی‌خورم.

340
00:22:30,791 --> 00:22:33,875
‫ای بابا. حتی واسه ما هم افسرده‌کننده بود.

341
00:22:33,916 --> 00:22:37,125
‫اگه سعی می‌کردیم هم نمی‌تونستیم
‫بیش از این به اون نقشه گند بزنیم.

342
00:22:37,250 --> 00:22:38,916
‫ولی همه‌اش حیله بود.

343
00:22:39,000 --> 00:22:42,500
‫حواس‌پرتی زیرکانه‌ای بود
‫تا شما هدفمون رو پیدا کنین، مگه نه؟

344
00:22:42,541 --> 00:22:43,916
‫- خیلی نازی.
‫- درسته.

345
00:22:44,000 --> 00:22:45,375
‫- نه.
‫- کودک خوش‌خیال.

346
00:22:45,416 --> 00:22:48,750
‫احتمالا الان دیگه تو تمام فهرست‌های
‫تحت نظر رکسنتروم هستیم.

347
00:22:48,875 --> 00:22:51,125
‫آره، دیگه اصلا نمی‌تونیم
‫برگردیم اینجا.

348
00:22:51,250 --> 00:22:54,166
‫پایک. واقعا هیچی نفهمیدین؟

349
00:22:54,250 --> 00:22:56,375
‫پیداش کرده بودیم.
‫اما از چنگمون در رفت.

350
00:22:56,500 --> 00:22:58,166
‫الکی این همه زحمت کشیدیم.

351
00:22:58,250 --> 00:23:00,041
‫تقریبا الکی.

352
00:23:03,916 --> 00:23:06,166
‫وای خدا جون! گراگ؟ به هوش اومدی!

353
00:23:06,250 --> 00:23:08,625
‫رفیق! خوبی؟

354
00:23:08,750 --> 00:23:11,166
‫یکی یه مداد بیاره.

355
00:23:11,250 --> 00:23:16,250
‫آخه کلی چیز تو اون طومار خوندم
‫و فقط ۶۳ ثانیه وقت دارم کلش رو بنویسم.

356
00:23:16,375 --> 00:23:18,000
‫- یعنی...؟
‫- آره.

357
00:23:18,125 --> 00:23:21,791
‫من می‌دونم چی به سر
‫«در نجوا مانده» اومده.

358
00:23:22,083 --> 00:23:23,375
‫«ترجمه از کیارش»

359
00:23:23,625 --> 00:23:30,500
‫♪ احمق ادایی ♪
‫♪ تو برج عاجت نشستی ♪

360
00:23:31,500 --> 00:23:37,791
‫♪ تا سپیده‌دم چیزهای مسخره ♪
‫♪ اختراع می‌کنی ♪

361
00:23:39,291 --> 00:23:46,125
‫♪ عاشق دستگاه‌هایی ♪
‫♪ و خیلی مضحکه ♪

362
00:23:47,375 --> 00:23:53,625
‫♪ آخه چرا این‌قدر خوره‌ای؟ ♪

363
00:23:53,750 --> 00:23:59,875
‫♪ نمی‌شه باحال باشی، ♪
‫♪ نمی‌شه باحال باشی ♪

364
00:23:59,916 --> 00:24:03,166
‫♪ مردم می‌گن خیلی مشنگی ♪

365
00:24:03,250 --> 00:24:07,125
‫♪ نمی‌شه باحال باشی؟ ♪