1
00:00:00,208 --> 00:00:02,666
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:02,708 --> 00:00:05,916
‫روایت سرّی مهر و مومِ «در نجوا مانده».

3
00:00:06,166 --> 00:00:08,250
‫قرن‌ها پیش،

4
00:00:08,291 --> 00:00:11,333
‫یه جادوگر مخوف، ایزدها رو به مبارزه طلبید.

5
00:00:11,416 --> 00:00:17,041
‫ایزدهای اولیه،
‫قهرمانانی رو فرستادن تا به هر قیمتی شده شکستش بدن.

6
00:00:17,166 --> 00:00:21,916
‫توی غاری که خطوط جادوییِ انرژی
‫به هم می‌رسن، قهرمانان با استفاده از جادوی الهی

7
00:00:21,916 --> 00:00:25,666
‫و روحِ کشته‌شدگان،
‫یه مجرای مکشِ جادویی ساختن.

8
00:00:25,750 --> 00:00:29,625
‫گردابی که از جادو تغذیه می‌کرد تا جادوگر رو ضعیف کنه،

9
00:00:29,708 --> 00:00:34,875
‫که شاید بشه با یه سلاح الهی از جنس حقیقت، کُشتش.

10
00:00:34,958 --> 00:00:38,500
‫ولی دشمن قدرتمندتر از اونی شده بود
‫که بشه نابودش کرد.

11
00:00:39,541 --> 00:00:43,500
‫قهرمانان که چاره‌ای نداشتن، خودشون رو فدا کردن،

12
00:00:43,583 --> 00:00:47,250
‫و جادوگر رو توی یه بُعد متروکه
‫به نامِ «تار آمفالا»

13
00:00:47,541 --> 00:00:49,458
‫زندانی کردن.

14
00:00:50,375 --> 00:00:53,458
‫تمام شواهد و مدارک این درگیری نابود شد.

15
00:00:53,541 --> 00:00:55,583
‫تنها مدرک باقی‌مونده،

16
00:00:55,583 --> 00:01:00,041
‫آثار کریستالِ مرگ‌بار در سرتاسر غار بود و یه طومار،

17
00:01:00,333 --> 00:01:03,750
‫که محفل ما تا پای جان ازش محافظت می‌کنه.

18
00:01:03,791 --> 00:01:06,250
‫با احترام به «کوه ربالت»
‫(روح کبالت)

19
00:01:07,416 --> 00:01:10,166
‫کوه... کوه رب...

20
00:01:10,666 --> 00:01:13,708
‫«روک بالت»؟ اینم درست نیست.

21
00:01:13,750 --> 00:01:15,166
‫لعنتی، اثر معجون داره می‌پره.

22
00:01:15,250 --> 00:01:16,250
‫گراگ، تمرکز کن.

23
00:01:16,333 --> 00:01:18,250
‫در نجوا مانده نقطه‌ضعفی هم داره؟

24
00:01:18,333 --> 00:01:19,791
‫اون قهرمان‌ها کی بودن؟

25
00:01:22,208 --> 00:01:24,083
‫نه. پرید.

26
00:01:25,250 --> 00:01:26,583
‫کلی سؤال هست.

27
00:01:26,666 --> 00:01:28,916
‫خب، وَکس یکی رو می‌شناسه که جواب‌ها رو می‌دونه.

28
00:01:29,000 --> 00:01:31,125
‫کیکی، روال کار اون این‌طوری نیست.

29
00:01:31,208 --> 00:01:33,416
‫دست از دفاع کردن از ماترون بردار.

30
00:01:34,375 --> 00:01:37,583
‫خبر خوب اینه که بالأخره فهمیدیم این گوی چیه.

31
00:01:37,875 --> 00:01:41,083
‫خبر بد اینه که یه دروازه
‫به‌سوی یه شرارتِ غیرقابل ‌وصفه.

32
00:01:41,125 --> 00:01:43,375
‫به‌طرز عجیبی دربارۀ این قضیه آرومی.

33
00:01:43,416 --> 00:01:45,541
‫چون‌که یه فکری دارم.

34
00:01:45,625 --> 00:01:49,916
‫اگه این چیز با جادو کار می‌کنه،
‫شاید بدونم چطور خاموشش کنم.

35
00:01:50,208 --> 00:01:52,208
‫ایول. به سوی وایت‌استون!

36
00:01:52,250 --> 00:01:53,166
‫تاری.

37
00:01:53,250 --> 00:01:55,916
‫چیزه...
‫شماها برید.

38
00:01:56,000 --> 00:01:57,666
‫من و گراگ باید یه سرنخ رو دنبال کنیم.

39
00:01:57,750 --> 00:01:59,208
‫جدی؟

40
00:01:59,291 --> 00:02:03,041
‫یکی از اون قهرمان‌های توی داستان رو
‫توی الهامی که بهم شد دیدم،

41
00:02:03,125 --> 00:02:05,250
‫و دقیقاً شکل من بود.

42
00:02:05,333 --> 00:02:06,625
‫از اجدادته؟

43
00:02:06,708 --> 00:02:09,458
‫نمی‌دونم، ولی می‌خوام ته‌وتوش رو دربیارم.

44
00:02:10,041 --> 00:02:12,750
‫گراگ، می‌ریم خونه.

45
00:03:29,875 --> 00:03:31,875
‫[وسترون]

46
00:03:36,041 --> 00:03:37,708
‫وای، وسترون.

47
00:03:38,375 --> 00:03:41,291
‫از زمان کوداک تا حالا نیومده بودم اینجا.

48
00:03:41,333 --> 00:03:42,791
‫و اژدها.

49
00:03:42,875 --> 00:03:44,541
‫نباید دوباره تکرار بشه.

50
00:03:44,625 --> 00:03:46,291
‫یا خودِ خدا!

51
00:03:46,583 --> 00:03:47,958
‫خیالاتی شدم؟

52
00:03:48,000 --> 00:03:49,958
‫پایک! گراگ!

53
00:03:50,041 --> 00:03:51,541
‫ناجیانِ تال...

54
00:03:51,875 --> 00:03:53,000
‫گراگ.

55
00:03:53,583 --> 00:03:55,083
‫آه!

56
00:03:55,166 --> 00:03:57,875
‫وای، ببین چقدر قد کشیده!

57
00:03:57,958 --> 00:03:59,583
‫یا من کوتاه‌تر شدم؟

58
00:03:59,791 --> 00:04:01,458
‫پدربزرگ، حالت خوبه؟

59
00:04:01,500 --> 00:04:03,833
‫به نظر... خسته میای.

60
00:04:03,916 --> 00:04:07,791
‫عه، صرفاً نشونه‌های پیریه، عزیزم.

61
00:04:07,791 --> 00:04:09,958
‫ویلهند، پیرمرد خرفت!

62
00:04:10,041 --> 00:04:13,958
‫سیصد و چهل‌و‌پنج سالته ولی دریغ از ذره‌ای شعور!

63
00:04:14,041 --> 00:04:17,458
‫گوش کن چی می‌گم، توی شرایطی نیستی
‫که از داربست بری بالا!

64
00:04:17,750 --> 00:04:21,208
‫بابت رفتار بدم خیلی معذرت می‌خوام، لوییزا.

65
00:04:21,666 --> 00:04:25,125
‫این‌مدت خیلی شیطنت کردی‌ها!

66
00:04:28,958 --> 00:04:30,291
‫اممم.

67
00:04:30,333 --> 00:04:32,166
‫خورشت... آخ!

68
00:04:32,250 --> 00:04:33,750
‫- هی!
‫- نه، نه، نه.

69
00:04:33,833 --> 00:04:35,625
‫اون برای شام خیریه‌ست.

70
00:04:35,916 --> 00:04:37,375
‫توی آشپزخونه اون رئیسه.

71
00:04:37,416 --> 00:04:40,041
‫- منم رئیسِ کلِ خونه‌ام.
‫- اوه!

72
00:04:42,541 --> 00:04:44,791
‫خب، من نیازی به دونستن این چیزها ندارم.

73
00:04:44,875 --> 00:04:48,458
‫هر دومون داوطلبانه توی بازسازی کمک می‌کردیم.

74
00:04:48,541 --> 00:04:51,000
‫اژدهاهای لعنتی فضای شهر رو داغون کردن.

75
00:04:51,083 --> 00:04:54,041
‫مسئولین گفتن تعمیرش خیلی گرون درمیاد...

76
00:04:54,125 --> 00:04:58,666
‫اونم بعد از اینکه خزانۀ شهر رو خالی کردن
‫تا جیب خودشون رو پر کنن! لطف کردن!

77
00:04:58,750 --> 00:05:00,625
‫و ما رو به حال خودمون رها کردن تا بپوسیم.

78
00:05:00,708 --> 00:05:04,541
‫ولی یه مَرد مقدسِ جدید،
‫ما رو دور هم جمع کرد، ازمون یه جامعه ساخت،

79
00:05:04,625 --> 00:05:08,125
‫و شام امشب هم به همین خاطره.

80
00:05:09,000 --> 00:05:10,125
‫متأسفم.

81
00:05:10,166 --> 00:05:13,916
‫باید زودتر می‌اومدیم تا کمک کنیم.

82
00:05:14,208 --> 00:05:16,708
‫مزخرف نگو. شماها قهرمانید.

83
00:05:16,708 --> 00:05:18,250
‫خیلی بهتون افتخار می‌کنه.

84
00:05:18,291 --> 00:05:19,625
‫پیش‌بند رو دیدین؟

85
00:05:19,666 --> 00:05:22,708
‫بعضی از تریکفوت‌ها با اژدهاها می‌جنگن،
‫بعضی‌هاشون هم ساختمون می‌سازن.

86
00:05:22,750 --> 00:05:24,375
‫یا از بالای ساختمون می‌افتن.

87
00:05:24,458 --> 00:05:26,666
‫هی، عکس من روی پیش‌بنده.

88
00:05:27,625 --> 00:05:33,041
‫اوه! حرف از خانواده شد...
‫من یه سؤال در مورد یکی از اقوام احتمالی داشتم.

89
00:05:33,125 --> 00:05:35,000
‫پس سراغ آدم درستی اومدی.

90
00:05:35,083 --> 00:05:38,166
‫می‌خوای راجع‌به دوردون تریکفوت بشنوی،
‫که بادبان‌های رؤیایی رو...

91
00:05:38,250 --> 00:05:40,125
‫برای «اُسندِد هوست» ساخت؟

92
00:05:40,208 --> 00:05:44,458
‫یا «آلوزا»، که با یه لشکر غول چشم‌تو‌چشم شد؟

93
00:05:44,750 --> 00:05:47,375
‫یه قهرمانِ ایزدی چطور؟

94
00:05:47,416 --> 00:05:49,375
‫چی؟

95
00:05:49,458 --> 00:05:51,166
‫نه، چیزی یادم نمیاد.

96
00:05:51,250 --> 00:05:56,333
‫یه جادوگرکُشِ خفن، که خیلی وقت پیش زندگی می‌کرده؟!

97
00:05:57,625 --> 00:05:59,416
‫خیلی متأسفم، گراگ.

98
00:05:59,458 --> 00:06:01,291
‫بیا، بذار یه کاسه برات بیارم.

99
00:06:01,375 --> 00:06:04,416
‫نه، نمی‌دونم، عزیزم.

100
00:06:07,250 --> 00:06:09,208
‫دوتی، اینو یادداشت کن.

101
00:06:09,250 --> 00:06:13,083
‫با الهام از میدان ضد جادویی‌ای
‫که در طول «ماجرای بزرگ تاریون» باهاش روبه‌رو شدیم

102
00:06:13,125 --> 00:06:16,208
‫پرسیوال می‌خواد چرخش کُره‌ی شوم رو متوقف کنه.

103
00:06:17,000 --> 00:06:18,666
‫خیلی‌خب، علم...

104
00:06:19,166 --> 00:06:21,166
‫کارتو بکن.

105
00:06:27,000 --> 00:06:29,416
‫آره. آره.

106
00:06:31,125 --> 00:06:33,000
‫- تاری؟
‫- اوه اوه.

107
00:06:36,833 --> 00:06:38,000
‫نه!

108
00:06:43,000 --> 00:06:44,333
‫جادوش خیلی زیاده.

109
00:06:44,375 --> 00:06:46,083
‫اوضاع خیلی خوب پیش نمی‌ره.

110
00:06:46,166 --> 00:06:48,375
‫اشیاء جادویی شماها
‫دارن سنگینش می‌کنن.

111
00:06:48,458 --> 00:06:51,458
‫تو و جواهرات دوتی
‫کل اینجا رو می‌فرستین روی هوا.

112
00:06:52,666 --> 00:06:54,625
‫گوی از انرژی جادویی تغذیه می‌کنه،

113
00:06:54,666 --> 00:06:57,875
‫پس دستگاهی مثل اونی که توی بایگانی کبالت بود،
‫احتمالاً منبع انرژیش رو می‌خشکونه.

114
00:06:57,916 --> 00:07:00,583
‫سرنوشت ما نمی‌تونه به تئوری‌ها وابسته باشه، پرسیوال.

115
00:07:00,666 --> 00:07:02,166
‫وقتمون داره تموم می‌شه.

116
00:07:02,250 --> 00:07:06,625
‫درسته. وِکس در مورد وضعیتت بهم گفت.

117
00:07:06,708 --> 00:07:10,875
‫ضمناً گفت که یه اشاره‌هایی به
‫عروسی‌مون کرده، و می‌خواستم بگم...

118
00:07:10,916 --> 00:07:12,791
‫حقیقتاً هر چی کمتر حرف بزنین، بهتره.

119
00:07:13,083 --> 00:07:14,125
‫یا خدا!

120
00:07:14,166 --> 00:07:16,250
‫معمای گوی رو حل کردم!

121
00:07:17,750 --> 00:07:22,416
‫ببخشید، باورتون نمی‌شه چقدر لباس افسون‌شده داشتم.

122
00:07:25,708 --> 00:07:27,500
‫[دربارۀ مسئله ماترون کلاغ‌ها]

123
00:07:27,583 --> 00:07:29,500
‫- کیلث!
‫- هیچی! مشغول کارهای آشاری‌ها هستم!

124
00:07:29,541 --> 00:07:31,458
‫تو می‌دونستی برادرم مریضه.

125
00:07:32,125 --> 00:07:34,875
‫وِکس، بخدا می‌خواستم بهت بگم...

126
00:07:34,916 --> 00:07:36,916
‫من و تو یه‌سری حساب‌کتاب داریم،

127
00:07:37,000 --> 00:07:40,541
‫پس این قضیه رو همون‌طوری حل می‌کنیم
‫که واکس ماکینا مسائل رو حل می‌کنه.

128
00:07:43,875 --> 00:07:45,000
‫ها؟

129
00:07:45,083 --> 00:07:47,541
‫با نوشیدنی می‌شوریمش ببره!

130
00:07:56,541 --> 00:07:57,458
‫ببخشید.

131
00:07:58,041 --> 00:08:00,166
‫به جامعۀ ما خوش اومدید.

132
00:08:04,708 --> 00:08:06,458
‫اینجا فوق‌العاده‌ست.

133
00:08:06,541 --> 00:08:08,500
‫هر کی ندونه فکر می‌کنه کلاً حمله‌ای صورت نگرفته.

134
00:08:08,541 --> 00:08:11,916
‫در کنار هم، از هر هیولای آتشینی قوی‌تریم.

135
00:08:17,166 --> 00:08:19,291
‫همه برن عقب. بهش فضا بدید.

136
00:08:23,833 --> 00:08:24,916
‫چش شده؟

137
00:08:25,000 --> 00:08:26,125
‫ریۀ اژدها.

138
00:08:26,208 --> 00:08:28,083
‫بین بازمانده‌ها شایع شده.

139
00:08:28,166 --> 00:08:31,416
‫سمومِ نفس اژدها توی ریه‌ها گیر می‌کنه.

140
00:08:31,708 --> 00:08:34,000
‫«تیا» ساعت‌ها زیر آوار گیر کرده بود.

141
00:08:34,000 --> 00:08:36,541
‫خب، نگران نباش، الان دیگه من اینجام.

142
00:08:43,500 --> 00:08:44,875
‫ممنونم.

143
00:08:51,541 --> 00:08:52,625
‫پاشو تیا.

144
00:08:52,708 --> 00:08:54,958
‫بذار ویلهندِ پیر، یه چیزی بیاره تا آرومت کنه.

145
00:09:06,583 --> 00:09:07,833
‫عه، من...

146
00:09:07,916 --> 00:09:09,708
‫ظاهراً بهش نیاز داری.

147
00:09:10,500 --> 00:09:12,791
‫نگران نباش، آب نیست.

148
00:09:18,208 --> 00:09:22,291
‫نتونستم با سرعت کافی شفاش بدم،
‫انگار که هنوز داشت می‌سوخت.

149
00:09:22,375 --> 00:09:25,125
‫نفس اژدها مقاومه.

150
00:09:25,208 --> 00:09:29,375
‫حتی اگه شفاش بدی،
‫ریه‌ها دوباره زخم می‌شن.

151
00:09:29,458 --> 00:09:31,541
‫این تقصیر ماست.

152
00:09:31,625 --> 00:09:34,208
‫حتماً برای یه شفادهنده خیلی سخته

153
00:09:34,500 --> 00:09:37,791
‫که با مرگ بجنگه،
‫با اینکه می‌دونه اجتناب‌ناپذیره،

154
00:09:37,833 --> 00:09:40,291
‫ولی راه‌های دیگه‌ای هم برای ترمیم و التیام هست.

155
00:09:41,083 --> 00:09:43,083
‫می‌خوای بشینیم با هم بخوریم؟

156
00:09:43,166 --> 00:09:44,583
‫باشه برای بعد.

157
00:09:44,666 --> 00:09:46,541
‫فعلاً باید حواسم جمع باشه.

158
00:09:47,416 --> 00:09:49,208
‫حالا قبل از اینکه شروع کنیم،

159
00:09:49,208 --> 00:09:52,291
‫دوست دارم کشیش گیدئون چند کلمه‌ای صحبت کنه.

160
00:09:58,416 --> 00:10:02,666
‫دوستان، در روزهای سخت،
‫خیلی راحته که تسلیم بشیم،

161
00:10:02,750 --> 00:10:04,625
‫که بپرسیم «چرا؟»

162
00:10:04,708 --> 00:10:07,208
‫ماترون سرنوشت ما رو رقم می‌زنه.

163
00:10:07,291 --> 00:10:10,750
‫اورلایت مسیر رستگاری رو نشون می‌ده.

164
00:10:10,791 --> 00:10:13,083
‫ولی وقتی از اون مسیر غافل می‌شیم،

165
00:10:13,083 --> 00:10:16,291
‫باید به همدیگه ایمان داشته باشیم.

166
00:10:16,583 --> 00:10:19,291
‫چرا که ما خون او هستیم.

167
00:10:19,625 --> 00:10:21,666
‫ما خون او هستیم.

168
00:10:22,333 --> 00:10:23,458
‫چی گفت الان؟

169
00:10:23,541 --> 00:10:26,541
‫ما خون او هستیم.

170
00:10:26,833 --> 00:10:29,958
‫ما خون او هستیم.

171
00:10:33,416 --> 00:10:35,333
‫یه لحظه صبر کن، کجا می‌ریم؟

172
00:10:35,416 --> 00:10:37,291
‫هر چی از اینجا دورتر، بهتر.

173
00:10:37,375 --> 00:10:38,875
‫اینا آدم‌بدها هستن.

174
00:10:38,958 --> 00:10:41,916
‫به تاج‌گذاری کیلث حمله کردن،
‫به وایت‌استون هجوم بردن.

175
00:10:42,166 --> 00:10:43,666
‫ولی خیلی خوش‌برخورد به نظر می‌رسن.

176
00:10:43,708 --> 00:10:46,125
‫وایستید! جلوتر نرید!

177
00:10:46,833 --> 00:10:49,125
‫- دارن ویلهند رو می‌برن.
‫- دارن چی‌کار می‌کنن؟

178
00:10:49,125 --> 00:10:50,125
‫بذارینش زمین.

179
00:10:50,208 --> 00:10:51,500
‫اون به ما نیاز داره.

180
00:10:51,500 --> 00:10:53,541
‫- بندازش.
‫- نه، نه، نه،

181
00:10:53,625 --> 00:10:55,666
‫این طریقتِ ما نیست.

182
00:10:55,958 --> 00:10:57,708
‫لطفاً آروم باشید.

183
00:10:57,750 --> 00:11:00,041
‫هر کسی باید خودش مسیر خودش رو انتخاب کنه.

184
00:11:00,125 --> 00:11:01,541
‫لوییزا، ایمان داشته باش.

185
00:11:01,625 --> 00:11:04,458
‫بذار با صحبت کردن حلش کنن. خواهشاً!

186
00:11:04,541 --> 00:11:07,125
‫نزدیکِ بابابزرگم نمی‌شین!

187
00:11:12,416 --> 00:11:15,791
‫با اینکه مشخصه که باقی‌موندۀ زیگورات
‫داره به‌طور هماهنگ،

188
00:11:15,875 --> 00:11:21,000
‫خواص اسمزیِ مکش رو تقویت می‌کنه،
‫قدرتی با این ابعاد رو نمی‌شه نابود کرد.

189
00:11:21,083 --> 00:11:23,000
‫این، یه‌جورایی در دستۀ علوم نرم قرار داره.

190
00:11:23,291 --> 00:11:24,958
‫اصلاً علم نیست.

191
00:11:24,958 --> 00:11:28,625
‫تو نمی‌تونی از یه مکانیزم علمی
‫برای از بین بردن یه هالۀ جادویی استفاده کنی.

192
00:11:28,666 --> 00:11:33,291
‫یه منبع احضارِ جادوی دائمی نیاز داری
‫تا انرژی ماورایی رو به انرژی جنبشی تبدیل کنه.

193
00:11:33,375 --> 00:11:34,750
‫یا به عبارتی: دوتی!

194
00:11:34,750 --> 00:11:35,750
‫تاری.

195
00:11:36,750 --> 00:11:38,500
‫چیه؟

196
00:11:38,583 --> 00:11:42,958
‫فقط اینکه فکر می‌کردم تو یه احمق پولدار
‫با یه عالمه جواهراتی.

197
00:11:43,791 --> 00:11:46,250
‫که باهاشون یه ربات ساختم!

198
00:11:46,333 --> 00:11:48,375
‫تاریون درینگتون درست می‌گه.

199
00:11:48,375 --> 00:11:50,250
‫- بگو که شوخی می‌کنی.
‫- بله. دوتی، اونو یادداشت کن.

200
00:11:50,291 --> 00:11:53,375
‫روشِ غیرعادی‌ایه
‫ولی اینم یه مشکل غیرعادیه.

201
00:11:53,416 --> 00:11:55,291
‫تاری، روشنش کن.

202
00:11:57,291 --> 00:11:59,250
‫برید عقب. احتمالش هست که منفجر بشه.

203
00:11:59,250 --> 00:12:03,000
‫- هوم؟
‫- احتمال کم. هشتاد-بیست یا بیست-هشتاد.

204
00:12:03,041 --> 00:12:04,291
‫کدومش برای ما بدتره؟

205
00:12:05,375 --> 00:12:08,666
‫پس یه سال تمام غیبِت زد،
‫هیچ ارتباطی هم برقرار نکردی،

206
00:12:08,708 --> 00:12:11,458
‫و تمام این‌مدت وَکس داشت از مریضیِ ایزدها می‌مُرد

207
00:12:11,458 --> 00:12:13,416
‫اون‌وقت حتی به فکرت نرسید
‫که به من بگی؟

208
00:12:13,500 --> 00:12:15,958
‫اون برادر منه، عوضیِ شاخ‌دار!

209
00:12:17,875 --> 00:12:21,291
‫ببخشید، یادم رفت چقدر با هم صمیمی‌اید

210
00:12:21,333 --> 00:12:26,208
‫که اهمیت ندادی
‫دعوتش کنی به عروسیِ مخفیانه‌ت!

211
00:12:26,291 --> 00:12:29,791
‫وَکس از این موضوع خیلی ناراحت شد.

212
00:12:30,166 --> 00:12:31,500
‫دیگه بهت نوشیدنی نمی‌دم.

213
00:12:31,791 --> 00:12:33,500
‫به من نوشیدنی نمی‌دی؟

214
00:12:33,541 --> 00:12:36,583
‫من ناسلامتی صدای طوفانم!

215
00:12:36,666 --> 00:12:38,083
‫من به تو نوشیدنی نمی‌دم!

216
00:12:38,166 --> 00:12:40,000
‫- آخ!
‫- اوه!

217
00:12:40,083 --> 00:12:42,125
‫خدای من، معذرت می‌خوام...

218
00:12:42,166 --> 00:12:43,458
‫که از کوره در رفتم.

219
00:12:44,416 --> 00:12:46,166
‫ببین، این عوضی...

220
00:12:46,250 --> 00:12:48,750
‫همیشه به وَکس زور می‌گه،
‫شده عروسک خیمه‌شب‌بازیش.

221
00:12:48,791 --> 00:12:49,875
‫به‌معنای واقعی کلمه.

222
00:12:50,500 --> 00:12:52,166
‫آره والا!

223
00:12:52,833 --> 00:12:56,166
‫اصلاً اون بود که آفت رو بهش داد،
‫ولی حتی ازش دلیلش رو نمی‌پرسه.

224
00:12:56,416 --> 00:12:59,875
‫می‌دونی، یه معبد برای ماترون توی وایت‌استون هست.

225
00:12:59,916 --> 00:13:02,833
‫می‌تونیم همین الان بریم
‫و ازش بخوایم جوابگو باشه.

226
00:13:02,916 --> 00:13:06,375
‫آره، آره، باید همین کار رو بکنیم.

227
00:13:06,458 --> 00:13:08,375
‫این کاریه که باید بکنیم.

228
00:13:08,458 --> 00:13:11,916
‫و شاید... سر راه یه جا وایستیم و شیرینی بگیریم؟

229
00:13:13,000 --> 00:13:14,833
‫پایک، خواهش می‌کنم!
‫نمی‌شه حداقل...

230
00:13:14,875 --> 00:13:16,375
‫با لوییزا در موردش صحبت کنیم؟

231
00:13:16,458 --> 00:13:18,750
‫اینا دوست‌های منن، همسایه‌هامن.

232
00:13:19,041 --> 00:13:23,291
‫تو که واقعاً این مزخرفاتِ
‫«ما خون او هستیم» رو باور نکردی، نه؟

233
00:13:23,333 --> 00:13:25,208
‫فکر کردم یه استعاره‌ست.

234
00:13:25,291 --> 00:13:26,875
‫خب، نیست، باور کن!

235
00:13:26,916 --> 00:13:28,916
‫یادت باشه، فقط لوازم ضروری بردار.

236
00:13:29,000 --> 00:13:31,333
‫ببخشید، اینا ضروریه.

237
00:13:31,375 --> 00:13:34,500
‫یادگاری‌ها، دستورپخت‌های سرّی، و این.

238
00:13:35,500 --> 00:13:39,458
‫حتی وقتی شما دوتا اینجا نیستید،
‫این منو یاد خانواده میندازه.

239
00:13:39,541 --> 00:13:42,250
‫می‌خوام این دست تو باشه، گراگ.

240
00:13:42,541 --> 00:13:44,791
‫ولی من که عضو واقعی خانواده‌تون نیستم.

241
00:13:44,833 --> 00:13:48,208
‫یه جنگجو با مشت‌هایی به قدرتمندیِ قلبش؟

242
00:13:48,208 --> 00:13:50,000
‫به نظرم که یه تریکفوت هستی.

243
00:13:50,083 --> 00:13:53,208
‫مگه پسر بهتر از اینم می‌تونستم داشته باشم؟

244
00:13:56,375 --> 00:13:58,291
‫گراگ، تو خیلی قوی هستی.

245
00:14:02,166 --> 00:14:03,625
‫یه چیزی هم برای تو دارم.

246
00:14:03,666 --> 00:14:05,750
‫اون فامیل‌مون که در موردش پرسیدی

247
00:14:05,791 --> 00:14:08,500
‫اسمش «ازره» بود،
‫یکی از قهرمانانِ «بانوی دانا»،

248
00:14:08,541 --> 00:14:13,583
‫صاحبِ یه سلاح الهی
‫که می‌تونست حتی قدرتمندترین لیچ رو هم بکُشه.

249
00:14:13,666 --> 00:14:16,333
‫اون رفت به یه مأموریت مخفی،
‫دیگه برنگشت،

250
00:14:16,416 --> 00:14:19,000
‫بعدش چندتا راهب پیداشون شد، سلاح رو برداشتن،

251
00:14:19,041 --> 00:14:22,750
‫خونه‌ش رو زیرورو کردن،
‫هر ردی ازش مونده بود رو پاک کردن.

252
00:14:23,041 --> 00:14:25,166
‫به‌جز این.

253
00:14:25,416 --> 00:14:28,416
‫نمی‌تونستم جلوی دیگران بهت نشونش بدم،
‫حتی جلوی لوییزا.

254
00:14:28,750 --> 00:14:30,750
‫این اطلاعات، خطرناکن.

255
00:14:31,041 --> 00:14:33,791
‫ولی آدم اعضای خانواده‌ش رو فراموش نمی‌کنه
‫چون صرفاً دیگه زنده نیست،

256
00:14:33,833 --> 00:14:36,750
‫«ازره» هم از خانواده و خاندان توئه.

257
00:14:37,041 --> 00:14:38,208
‫وای.

258
00:14:38,458 --> 00:14:40,750
‫اون افسانه‌شکن‌ـه؟

259
00:14:41,000 --> 00:14:43,375
‫«یک سلاح الهی از جنس حقیقت.»

260
00:14:43,625 --> 00:14:46,416
‫عتیقۀ اسکنلن از بانوی دانا اومده بود.

261
00:14:46,458 --> 00:14:48,333
‫این‌جوریه که «در نجوا مانده» رو می‌کُشیم.

262
00:14:48,625 --> 00:14:49,500
‫ویلهند!

263
00:14:50,583 --> 00:14:54,166
‫شما!
‫شما اصلاً نمی‌دونید چه دردسری درست کردید.

264
00:14:54,208 --> 00:14:57,375
‫ببخشید که جلوی فرقۀ مرگ‌پرست‌هات
‫خجالت‌زده‌ت کردم.

265
00:14:57,458 --> 00:14:59,416
‫لوییزا، پایک، آروم باشید.

266
00:15:00,500 --> 00:15:01,500
‫ولش کنید!

267
00:15:01,583 --> 00:15:03,083
‫شماها هم مثل بقیۀ کله‌گُنده‌ها هستین،

268
00:15:03,125 --> 00:15:05,666
‫زرتی بلند می‌شید میاید اینجا
‫و فکر می‌کنید می‌دونید چی درسته.

269
00:15:05,708 --> 00:15:08,041
‫- چون می‌دونم!
‫- تمومش کنید لطفاً.

270
00:15:08,708 --> 00:15:10,666
‫بابابزرگ؟ بابابزرگ؟

271
00:15:10,958 --> 00:15:12,583
‫پایکی، اون نمی‌تونه نفس بکشه!

272
00:15:13,916 --> 00:15:14,958
‫چی‌کارش کردین؟!

273
00:15:15,041 --> 00:15:16,833
‫داریم سعی می‌کنیم نجاتش بدیم.

274
00:15:18,791 --> 00:15:21,583
‫خدای من، ریۀ اژدها گرفته.

275
00:15:21,666 --> 00:15:26,833
‫ولی فرزندان حقیقت
‫می‌تونن درمانش کنن، و کاری کنن که دیگه هیچ‌وقت نَمیره.

276
00:15:28,833 --> 00:15:31,125
‫من دیدم دوست‌هاتون چطور آدما رو «درمان» می‌کنن.

277
00:15:31,125 --> 00:15:33,416
‫نگران نباش، بابابزرگ،
‫ما می‌بریم واقعاً حالت رو...

278
00:15:42,166 --> 00:15:45,708
‫ببخشید، پایک، ولی اون به من نیاز داره.

279
00:15:54,291 --> 00:15:56,041
‫لوییزا؟ خواهش می‌کنم!

280
00:15:56,333 --> 00:15:57,750
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟

281
00:15:57,791 --> 00:15:59,541
‫چون‌که دوستت دارم.

282
00:15:59,625 --> 00:16:01,833
‫من نحوۀ اجرای این مراسم رو قبلاً دیدم.

283
00:16:01,875 --> 00:16:05,333
‫باور کن از همیشه قوی‌تر می‌شی.

284
00:16:11,333 --> 00:16:13,666
‫گراگ. گراگ!

285
00:16:31,916 --> 00:16:33,666
‫آفرین، ترینکت!

286
00:16:34,166 --> 00:16:37,541
‫گوش کن، عوضی پَردار پُرافاده.

287
00:16:37,583 --> 00:16:39,125
‫هر چی به دهنت می‌رسه بگو، کیکی.

288
00:16:39,125 --> 00:16:42,041
‫تعارف نکن و هر چی به دهنت می‌رسه بارش کن.

289
00:16:42,208 --> 00:16:45,666
‫آره. من از دل آتیش گذشتم.

290
00:16:45,708 --> 00:16:47,375
‫به عناصر فرمان دادم.

291
00:16:47,375 --> 00:16:48,750
‫آره، خواهر!

292
00:16:48,750 --> 00:16:50,541
‫و من...

293
00:16:50,625 --> 00:16:51,916
‫خیلی...

294
00:16:52,208 --> 00:16:53,708
‫می‌ترسم.

295
00:16:54,333 --> 00:16:58,666
‫می‌ترسم که دوباره نتونم
‫عزیزانم رو نجات بدم.

296
00:17:00,500 --> 00:17:03,791
‫نمی‌فهمم چرا این کار رو با مَردی کردی

297
00:17:03,875 --> 00:17:07,375
‫که انقدر با تعصب ازت طرفداری می‌کنه.

298
00:17:07,666 --> 00:17:11,750
‫حتی بهش نمی‌گی چرا باید بمیره...

299
00:17:11,791 --> 00:17:13,083
‫و منو تنها بذاره.

300
00:17:18,916 --> 00:17:20,375
‫تو تنها نیستی.

301
00:17:20,458 --> 00:17:22,166
‫من همیشه اینجا پیشت می‌مونم.

302
00:17:22,666 --> 00:17:25,041
‫همیشـ...

303
00:17:28,291 --> 00:17:30,041
‫این‌دفعه من بالا نیاوردم!

304
00:17:32,041 --> 00:17:34,333
‫این پیشکش چطور بود؟

305
00:17:39,250 --> 00:17:43,000
‫اگه محاسباتم درست باشه،
‫این باید گوی رو سنگین کنه.

306
00:18:00,125 --> 00:18:01,291
‫تاری.

307
00:18:02,583 --> 00:18:06,625
‫محکم باش، دوتی. محکم! محکم!

308
00:18:06,708 --> 00:18:08,750
‫تـا...ری...

309
00:18:17,166 --> 00:18:19,041
‫پیروزی! آره!

310
00:18:19,125 --> 00:18:20,750
‫دوتی، اینو یادداشت کن:

311
00:18:20,750 --> 00:18:23,375
‫سه تفنگدارِ دلیر، پیروزیِ خود را...

312
00:18:23,666 --> 00:18:24,791
‫اوه.

313
00:18:30,916 --> 00:18:32,916
‫فکر نمی‌کردم...

314
00:18:35,791 --> 00:18:39,500
‫خوب بخوابی، شاهزادۀ فلزیِ عزیزم.

315
00:18:40,166 --> 00:18:42,083
‫کارِت عالی بود، آقای درینگتون.

316
00:18:42,333 --> 00:18:45,000
‫ما دست‌کم گرفته بودیمت. مگه نه وَکس؟

317
00:18:45,041 --> 00:18:46,458
‫آره. هر چی تو بگی.

318
00:18:47,250 --> 00:18:48,583
‫موفق شدیم!

319
00:18:48,666 --> 00:18:51,583
‫داریم زخمی که زیر خونه‌م چرک کرده رو مهر و موم می‌کنیم

320
00:18:51,625 --> 00:18:53,500
‫اون‌وقت هیچی برای گفتن نداری؟

321
00:18:53,750 --> 00:18:55,833
‫خب، منو ببخش که از خوشحالی بال درنیاوردم.

322
00:18:55,875 --> 00:18:57,333
‫ذهنم درگیره.

323
00:18:57,833 --> 00:19:00,875
‫ولمون کن تو رو خدا!
‫شرمنده‌ام! خب؟

324
00:19:00,916 --> 00:19:04,416
‫شرمنده که نجات جون من،
‫به قیمت جون خودت تموم شد.

325
00:19:04,500 --> 00:19:06,625
‫شرمنده که مَردی که مسئول آفت و بیماریِ توئه

326
00:19:06,625 --> 00:19:08,625
‫برگشت و با خواهرت ازدواج کرد.

327
00:19:08,625 --> 00:19:11,500
‫احمقِ کودن،
‫پاش برسه هزار بار دیگه هم نجاتت می‌دم.

328
00:19:11,583 --> 00:19:14,000
‫عصبانیتم از این نیست که با وکسالیا ازدواج کردی.

329
00:19:14,083 --> 00:19:16,250
‫داغونم چون اونجا حضور نداشتم!

330
00:19:16,750 --> 00:19:18,125
‫اون لحظه رو از دست دادم.

331
00:19:18,375 --> 00:19:20,500
‫و به‌زودی، تمام لحظات خوب دیگه رو هم از دست می‌دم.

332
00:19:20,541 --> 00:19:23,541
‫داریم دنیایی رو نجات می‌دیم
‫که من زنده نمی‌مونم تا ببینمش.

333
00:19:24,125 --> 00:19:26,125
‫آخه هنوز برای رفتن آماده نیستم، پرسی.

334
00:19:44,041 --> 00:19:47,291
‫خواهر، مطمئنی این تشریفات رو بلدی؟

335
00:19:47,583 --> 00:19:49,750
‫خیلی پیش رفتیم. حیفه الان دست بکِشیم.

336
00:19:55,541 --> 00:19:57,250
‫می‌دونم که همچین چیزی نمی‌خوای.

337
00:19:57,291 --> 00:19:59,708
‫این تنها راه نجات دادنته.

338
00:20:01,708 --> 00:20:04,291
‫ما خون او هستیم.

339
00:20:06,541 --> 00:20:08,125
‫نه.

340
00:20:08,208 --> 00:20:09,833
‫ما هم‌خونش هستیم.

341
00:20:10,125 --> 00:20:12,541
‫مجبورمون نکنید یه بلایی سرتون بیاریم.

342
00:20:12,791 --> 00:20:16,250
‫از بابابزرگم دور شید.

343
00:20:16,291 --> 00:20:18,166
‫ما خیلی چیزها رو از دست دادیم.

344
00:20:18,208 --> 00:20:20,708
‫عمراً بذارم اونو هم از دست بدیم.

345
00:20:20,750 --> 00:20:22,083
‫لوییزا خواهش می‌کنم!

346
00:20:22,166 --> 00:20:25,416
‫اون می‌خواد کمک کنه، دقیقاً مثل تو.

347
00:20:25,500 --> 00:20:26,833
‫پس کجا بود؟

348
00:20:27,125 --> 00:20:29,250
‫یه سال آزگار ازش خبری نبود!

349
00:20:29,291 --> 00:20:31,750
‫این کله‌گُنده‌های لعنتی همه‌شون مثل همن.

350
00:20:32,250 --> 00:20:35,125
‫خسته شدم از بس که
‫به‌خاطر بی‌تفاوتی‌شون عذاب کشیدم!

351
00:20:40,708 --> 00:20:42,208
‫طاقت بیار، بابابزرگ.

352
00:20:53,916 --> 00:20:55,041
‫اه!

353
00:21:01,541 --> 00:21:03,708
‫گراگ! اه.

354
00:21:03,791 --> 00:21:05,625
‫اه!

355
00:21:11,583 --> 00:21:12,625
‫پسرم.

356
00:21:18,541 --> 00:21:20,458
‫پسرم، تو رو خدا...

357
00:21:20,541 --> 00:21:23,500
‫یالا، پاشو. پاشو دیگه.

358
00:21:34,500 --> 00:21:37,666
‫بانوی من. تشریف آوردید که شاهد باشید؟

359
00:21:37,708 --> 00:21:39,833
‫شاهدِ تحریف یه آیین مقدس

360
00:21:39,916 --> 00:21:42,125
‫با سنگ سایۀ دزدیده‌شده؟

361
00:21:42,416 --> 00:21:44,208
‫فکر نکنم.

362
00:21:46,500 --> 00:21:48,250
‫من مجبور بودم وارد عمل شم.

363
00:21:48,500 --> 00:21:49,916
‫قطعاً متوجه هستید.

364
00:21:50,166 --> 00:21:54,083
‫من فقط متوجهِ بی‌اعتمادی
‫به نقشۀ ارباب هستم.

365
00:21:57,333 --> 00:21:58,791
‫نه.

366
00:22:03,166 --> 00:22:04,333
‫قاتل!

367
00:22:05,208 --> 00:22:07,000
‫تو امروز نمی‌میری.

368
00:22:07,791 --> 00:22:09,375
‫ولی اونا شاید بمیرن.

369
00:22:13,291 --> 00:22:14,875
‫نه.

370
00:22:23,166 --> 00:22:25,541
‫- یا خدا!
‫- یالا، یالا.

371
00:22:25,625 --> 00:22:28,458
‫یالا. چیزی‌ت نشده. خواهش می‌کنم!

372
00:22:30,708 --> 00:22:33,208
‫حال گراگ خوبه؟

373
00:22:33,583 --> 00:22:34,875
‫داره نفس می‌کِشه.

374
00:22:34,916 --> 00:22:36,875
‫فقط طاقت بیار، باشه؟

375
00:22:40,791 --> 00:22:43,708
‫ممنونم، عزیزم.

376
00:22:52,875 --> 00:22:56,833
‫بازی‌های چرخِ فلک، قابل پیش‌بینی نیستند.

377
00:22:58,875 --> 00:23:02,208
‫بار مرگ بر دوش زنده‌هاست.

378
00:23:03,791 --> 00:23:06,458
‫بعضی زخم‌ها هرگز خوب نمی‌شن.

379
00:23:07,541 --> 00:23:09,500
‫با اون‌ها زندگی می‌کنیم

380
00:23:09,583 --> 00:23:11,458
‫و یاد می‌گیریم باهاشون کنار بیایم.

381
00:23:11,875 --> 00:23:15,708
‫شادی رو در تک‌تک لحظات، کنار هم، پیدا کنید.

382
00:23:16,208 --> 00:23:19,541
‫چرا که ما اون لحظه‌ها رو هم به دوش می‌کشیم.

383
00:23:19,583 --> 00:23:22,708
‫گاهی اوقات، این تنها چیزیه که داریم.

384
00:23:23,000 --> 00:23:28,458
‫تا اینکه دوباره در زندگی ابدی دور هم جمع بشیم.

385
00:23:28,458 --> 00:23:30,291
‫[ویلهند تریکفوت]

386
00:23:30,291 --> 00:23:32,041
‫[روحش شاد]

387
00:23:32,708 --> 00:23:34,416
‫چی‌کار کنیم؟

388
00:23:37,083 --> 00:23:38,500
‫[ویلهند تریکفوت]

389
00:23:38,500 --> 00:23:40,375
‫[ویلهند تریکفوت]
‫[روحش شاد]

390
00:23:41,791 --> 00:23:43,541
‫اون عوضی رو می‌کُشیم.

391
00:23:44,333 --> 00:23:46,291
‫و الان راهش رو می‌دونیم.

392
00:23:53,166 --> 00:23:56,041
‫داری کنترلت رو روی دسته‌ت از دست می‌دی.

393
00:23:56,333 --> 00:23:58,583
‫چیزی نمونده بود
‫یه تریکفوت رو به دست بیاریم.

394
00:23:58,625 --> 00:24:03,125
‫حالا اون از دست رفته
‫و اون یکی هم ایمانش ضعیف شده.

395
00:24:03,416 --> 00:24:07,583
‫اون باید با میل خودش نور رو ببینه.

396
00:24:07,833 --> 00:24:11,750
‫به‌محض اینکه فهمیدم
‫یه خنجر دزدیده شده، مداخله کردم.

397
00:24:12,000 --> 00:24:14,791
‫از شما طلب بخشش می‌کنم، سرورم.

398
00:24:14,833 --> 00:24:16,583
‫وفادارترین مُریدِ من،

399
00:24:16,666 --> 00:24:19,208
‫در هر شرایطی تو رو می‌بخشم.

400
00:24:19,500 --> 00:24:22,500
‫می‌دونم قلبت منحرف شده.

401
00:24:22,541 --> 00:24:23,708
‫حالا برو.

402
00:24:23,791 --> 00:24:28,500
‫مراقب مردم خودت باش، دلایلا.

403
00:24:28,583 --> 00:24:30,833
‫من خون شما هستم.

404
00:24:32,958 --> 00:24:37,666
‫«ترجمه از محمد سید»