1
00:00:07,083 --> 00:00:12,458
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:14,583 --> 00:00:15,749
‫خدایا، نه!

3
00:00:16,041 --> 00:00:18,408
‫پایک... چی‌کار کرد؟

4
00:00:18,458 --> 00:00:22,041
‫از پورتال رفت تو. و گراگ. اون...

5
00:00:22,083 --> 00:00:24,208
‫- جفتشون مُردن؟
‫- نه.

6
00:00:24,249 --> 00:00:27,033
‫پایک یه مدال گردنش بود،
‫همونی که فرقه‌ای‌ها باهاش تونستن رد بشن.

7
00:00:27,083 --> 00:00:28,491
‫ممکنه زنده مونده باشه.

8
00:00:28,541 --> 00:00:31,533
‫ولی دیگه نه گویی هست، نه پورتالی،
‫نه راهی برای اینکه بریم دنبالشون. اونا...

9
00:00:31,583 --> 00:00:33,991
‫از دست رفتن!
‫دیگه هیچ امیدی نیست.

10
00:00:34,041 --> 00:00:36,041
‫هول نکنین.

11
00:00:36,333 --> 00:00:37,916
‫گراگ شاید...

12
00:00:38,499 --> 00:00:41,324
‫ولی یه راهی هست که بریم کمک پایک.

13
00:00:41,374 --> 00:00:43,366
‫اونم زیرِ وایت‌استونه.

14
00:00:43,416 --> 00:00:47,074
‫مشخصه که دلایلا داشته از گوی‌ها
‫برای سفر به اون یکی قلمرو استفاده می‌کرده،

15
00:00:47,124 --> 00:00:49,041
‫همین «تار آمفالا» رو می‌گم.

16
00:00:49,249 --> 00:00:51,908
‫خب، ما هم گوی خودمون رو داریم.

17
00:00:51,958 --> 00:00:53,541
‫پرسی، تو از کار انداختی‌ش.

18
00:00:54,166 --> 00:00:56,666
‫پس فقط باید دوباره راهش بندازیم.

19
00:00:57,583 --> 00:00:58,833
‫و امیدوار باشیم...

20
00:00:59,624 --> 00:01:01,658
‫که پایک هر جا که هست،

21
00:01:01,708 --> 00:01:04,541
‫تا وقتی پیداش کنیم، زنده بمونه.

22
00:01:16,124 --> 00:01:18,041
‫خیلی‌خب عوضیا.

23
00:01:19,291 --> 00:01:21,749
‫بیاید کار رو تموم کنیم.

24
00:01:22,749 --> 00:01:32,749
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

25
00:02:42,874 --> 00:02:45,583
‫منتظر چی هستید؟ بیاید دیگه.

26
00:02:46,166 --> 00:02:48,874
‫«در نجوا مانده» منتظرته.

27
00:02:49,791 --> 00:02:50,874
‫چی؟

28
00:03:00,583 --> 00:03:01,908
‫دوست‌هاتونن؟

29
00:03:01,958 --> 00:03:04,791
‫منتظرین تا اهریمنِ شرورتون
‫تجسم دنیوی پیدا کنه؟

30
00:03:04,999 --> 00:03:07,499
‫منتظر توییم.

31
00:03:24,041 --> 00:03:29,041
‫خواهر پایک. خوشحالم که یه آشنا می‌بینم.

32
00:03:40,832 --> 00:03:42,324
‫این یه خوابِ بَده.

33
00:03:42,374 --> 00:03:44,832
‫واکس ماکینا شکست نمی‌خوره!

34
00:03:44,874 --> 00:03:47,782
‫نه، خیالت رو راحت کنم،
‫شکست هم می‌خوریم.

35
00:03:47,832 --> 00:03:50,949
‫فقط معمولاً انقدر درد نداره.

36
00:03:50,999 --> 00:03:54,324
‫ولی هم‌تیمی‌ها و دوستاتون رو از دست نمی‌دین.

37
00:03:54,374 --> 00:03:57,499
‫من زندگیِ ماجراجویانه رو این‌طوری تصور نمی‌کردم.

38
00:03:58,707 --> 00:04:00,741
‫کس دیگه‌ای هم نفس کشیدن براش سخت شده؟

39
00:04:00,791 --> 00:04:03,707
‫کاش می‌تونستم بگم آسون‌تر می‌شه.

40
00:04:03,916 --> 00:04:09,124
‫حرف زدن یه‌کم آرومت می‌کنه،
‫ولی در حال حاضر، آره، باید تحمل کنی.

41
00:04:09,416 --> 00:04:11,866
‫پرسی اینو یه مسئله می‌بینه که
‫باید راه‌حلش رو پیدا کرد.

42
00:04:11,916 --> 00:04:15,249
‫هر کدوم‌مون یه‌جور متفاوتی باهاش کنار میایم.

43
00:04:19,582 --> 00:04:20,916
‫رشدِ جدید.

44
00:04:22,916 --> 00:04:24,291
‫نتیجه داد.

45
00:04:27,874 --> 00:04:29,116
‫فشار نیار.

46
00:04:29,166 --> 00:04:31,699
‫الان وقت این نیست که نگران من باشین.

47
00:04:31,749 --> 00:04:33,199
‫هست!

48
00:04:33,249 --> 00:04:36,199
‫وَکس، فکر می‌کنم بهتر باشه یه چیزی رو بهت نشون بدم.

49
00:04:36,249 --> 00:04:37,866
‫اول پایک رو پیدا می‌کنیم.

50
00:04:37,916 --> 00:04:40,666
‫بقیۀ چیزها بمونن برای بعد.

51
00:04:44,832 --> 00:04:50,199
‫درسته که شما باهاشون صمیمی‌تر بودین،
‫ولی این غم بزرگ، همه‌مون رو داغدار کرد.

52
00:04:50,249 --> 00:04:55,949
‫از این جهت، خاطرتون جمع باشه که
‫فداکاریِ پایک و گراگ هیچ‌وقت فراموش نمی‌شه.

53
00:04:55,999 --> 00:05:00,907
‫این یه مأموریت غیرممکن بود.
‫اونا مسئولیت همه‌مون رو به دوش کشیدن.

54
00:05:00,957 --> 00:05:06,074
‫حالا که اونا به آرامش ابدی رسیدن،
‫این وحشت هم بالأخره می‌تونه تموم بشه.

55
00:05:06,124 --> 00:05:08,116
‫ببخشید، منظورتون چیه؟

56
00:05:08,166 --> 00:05:11,666
‫با نابود شدنِ اون یکی گوی، راه بسته شده.
‫تموم شد.

57
00:05:12,249 --> 00:05:15,324
‫- هیچی تموم نشده.
‫- مگه نشنیدین چی می‌گفتم؟

58
00:05:15,374 --> 00:05:18,449
‫آره، ما گراگ رو از دست دادیم،
‫ولی پایک هنوز گیر افتاده.

59
00:05:18,499 --> 00:05:20,624
‫از طریق گوی زیگورات می‌تونیم بهش برسیم.

60
00:05:20,832 --> 00:05:22,241
‫ممکنه اون‌ور زنده باشه.

61
00:05:22,291 --> 00:05:24,657
‫«ممکنه»؟ نه، فکر نکنم.

62
00:05:24,707 --> 00:05:31,157
‫خوش‌بینی‌تون قابل‌ تحسینه،
‫ولی خطرِ فعال کردنِ دوبارۀ گوی، خیلی زیاده.

63
00:05:31,207 --> 00:05:34,241
‫ممکنه باعث بشه «در نجوا مانده» برگرده،
‫دقیقاً زیر قلعه.

64
00:05:34,291 --> 00:05:35,699
‫از کجا معلوم؟

65
00:05:35,749 --> 00:05:39,416
‫مطمئناً نمی‌خوای ریسک کنی
‫و شهرمون رو دوباره به خطر بندازی، مگه نه؟

66
00:05:39,457 --> 00:05:42,074
‫همه‌تون شرایط خیلی سختی رو پشت سر گذاشتین.

67
00:05:42,124 --> 00:05:46,699
‫شاید بهتر باشه مد نظر بگیرید
‫که ما هیچی از تار آمفالا یا منشأش نمی‌دونیم.

68
00:05:46,749 --> 00:05:49,366
‫شاید اصلاً نشه توش زنده موند.

69
00:05:49,416 --> 00:05:52,207
‫- پایک احتمالاً خیلی وقته که مُرده...
‫- کافیه.

70
00:05:52,416 --> 00:05:55,199
‫من قبلاً تجربۀ تنها گذاشتنِ عزیزانم رو داشتم.

71
00:05:55,249 --> 00:05:58,166
‫قسم خوردم که دیگه هیچ‌وقت اون اشتباه رو تکرار نکنم.

72
00:06:01,874 --> 00:06:04,416
‫برادر، یه لحظه بیا.

73
00:06:11,416 --> 00:06:12,741
‫چطور؟

74
00:06:12,791 --> 00:06:16,532
‫بدن من به این دنیا، محدود شده

75
00:06:16,582 --> 00:06:20,949
‫ولی با افزایش تعداد پیروانم،
‫قدرتم هم بیشتر شد.

76
00:06:20,999 --> 00:06:26,449
‫تونستم توی دنیای شما برای عدۀ خاصی ظاهر بشم.

77
00:06:26,499 --> 00:06:30,832
‫«در نجوا مانده»! پس تمام این‌مدت تو بودی.

78
00:06:31,041 --> 00:06:32,582
‫چی بگم؟

79
00:06:40,666 --> 00:06:45,874
‫دروغ گفتی! به اونا، به من، به پدربزرگم!

80
00:06:46,082 --> 00:06:48,866
‫می‌دونی چیه؟ حقم بود.

81
00:06:48,916 --> 00:06:50,907
‫حالا می‌میری.

82
00:06:50,957 --> 00:06:53,657
‫صبر کن. این فرق داره.

83
00:06:53,707 --> 00:06:57,532
‫قبل از اینکه از اون شمشیر استفاده کنی،
‫یه چیزهایی هست که باید بدونی.

84
00:06:57,582 --> 00:06:58,907
‫بازم دروغ؟

85
00:06:58,957 --> 00:07:01,240
‫شک و تردیدت رو درک می‌کنم،

86
00:07:01,290 --> 00:07:06,740
‫ولی حقیقتِ من دقیقاً همون چیزیه
‫که اورلایتِ تو می‌ترسه بشنوی.

87
00:07:06,790 --> 00:07:08,540
‫دیگه رازی در کار نیست.

88
00:07:08,582 --> 00:07:13,740
‫هر چی نباشه،
‫تو گذاشتی دوستم زرکسوس حرف بزنه.

89
00:07:13,790 --> 00:07:16,199
‫زرکسوس... چطور؟

90
00:07:16,249 --> 00:07:20,199
‫همه‌چیز از اونجا شروع شد.

91
00:07:20,249 --> 00:07:25,699
‫همین انتخاب‌هایی که به تو داده می‌شه،
‫اونو به زندانش کشوند.

92
00:07:25,749 --> 00:07:29,782
‫هزار ساله که طفلکی رو نادیده می‌گیرن.

93
00:07:29,832 --> 00:07:33,407
‫بهش حق نمی‌دی که می‌خواد چرخۀ

94
00:07:33,457 --> 00:07:35,574
‫درد و بی‌تفاوتی رو بشکنه؟

95
00:07:35,624 --> 00:07:38,082
‫مگه تو هم همین رو نمی‌خوای؟

96
00:07:38,915 --> 00:07:40,782
‫احمقِ عوضی.

97
00:07:40,832 --> 00:07:42,949
‫چطور جرئت می‌کنی منو به احساساتی بودن متهم کنی؟

98
00:07:42,999 --> 00:07:45,032
‫پرسی، تو داری جایگاه منو تضعیف می‌کنی.

99
00:07:45,082 --> 00:07:47,199
‫به همین راحتی نقش تو رو
‫توی این ماجرا فراموش کنیم؟

100
00:07:47,249 --> 00:07:50,282
‫بهتره جلوشونو بگیرم قبل از اینکه
‫یه ده رولوی دیگه رو از دست بدیم.

101
00:07:50,332 --> 00:07:53,782
‫مطمئنی؟ اون‌تو خطرناک به نظر میاد.

102
00:07:53,832 --> 00:07:56,824
‫عزیزم، من با دعواهای خواهر و برادری
‫کاملاً آشنایی دارم.

103
00:07:56,874 --> 00:07:59,574
‫گاهی وقتا یه گوش شنوا، تنها چیزیه که لازمه.

104
00:07:59,624 --> 00:08:01,157
‫...اصلاً الان اینجا نبودیم.

105
00:08:01,207 --> 00:08:02,249
‫امیدوارم مزاحم...

106
00:08:02,290 --> 00:08:03,615
‫- چیه؟
‫- چیه؟

107
00:08:03,665 --> 00:08:07,282
‫مطمئنم الان هیچ‌کدومتون
‫دنبال نظرات یه شخص ثالث نیستین،

108
00:08:07,332 --> 00:08:10,074
‫ولی توی این مورد، پرسیِ عزیزم،

109
00:08:10,124 --> 00:08:13,449
‫حق کاملاً با کاساندراست.

110
00:08:13,499 --> 00:08:17,449
‫از طرف برادر کله‌شقت، عذرخواهی منو بپذیر.

111
00:08:17,499 --> 00:08:21,915
‫در نبودِ اون، تو یه تنه
‫این شهر رو به دوران شکوفایی‌ش برگردوندی،

112
00:08:22,124 --> 00:08:24,699
‫نکته‌ای که این آقا ظاهراً فراموش کرده.

113
00:08:24,749 --> 00:08:27,615
‫هیچ‌کس نمی‌تونست عملکرد تو رو داشته باشه.

114
00:08:27,665 --> 00:08:32,157
‫گوی دست‌نخورده باقی می‌مونه، بهت قول می‌دم.

115
00:08:32,207 --> 00:08:35,624
‫به‌عنوان یه اشرافیِ جدید، اینجا خونۀ منم هست.

116
00:08:37,832 --> 00:08:40,949
‫خب، خدا رو شکر با یکی سرتر از خودش ازدواج کرد.

117
00:08:40,999 --> 00:08:44,074
‫عقلت رو از دست دادی؟

118
00:08:44,124 --> 00:08:48,865
‫آروم باش، پرسی عزیزم.
‫چیزی نگو که بعداً پشیمون بشی.

119
00:08:48,915 --> 00:08:53,957
‫ما قطعاً از اون گوی لعنتی رد می‌شیم.
‫همین امشب.

120
00:08:54,249 --> 00:08:58,657
‫اون... اون لازمت نمی‌شه.

121
00:08:58,707 --> 00:09:01,124
‫بذار این اطراف رو نشونت بدم.

122
00:09:10,665 --> 00:09:12,615
‫راستش رو بخوای،

123
00:09:12,665 --> 00:09:14,490
‫اینجا آشغال‌دونیه.

124
00:09:14,540 --> 00:09:17,407
‫به انتخاب خودم نیومدم اینجا،
‫مجبورم کردن.

125
00:09:17,457 --> 00:09:19,915
‫می‌دونم. همه‌چیز رو دیدم.

126
00:09:20,040 --> 00:09:22,865
‫آها، الهاماتت.

127
00:09:22,915 --> 00:09:24,790
‫تو همه‌چیز رو ندیدی، عزیزم.

128
00:09:24,999 --> 00:09:28,157
‫فقط چیزی رو دیدی که ایزدها می‌خواستن ببینی.

129
00:09:28,207 --> 00:09:29,782
‫حالا تو چی می‌خوای؟

130
00:09:29,832 --> 00:09:31,999
‫جواب سؤالاتم! مثل خودت.

131
00:09:32,040 --> 00:09:34,999
‫مثلاً اینکه چرا برای اومدن به اینجا
‫جونت رو به خطر انداختی،

132
00:09:35,415 --> 00:09:37,657
‫در حالی که نمی‌دونستی اون‌طرف چی منتظرته.

133
00:09:37,707 --> 00:09:40,865
‫پاش می‌رسید گراگ هم
‫هزار بار همین کار رو برام می‌کرد.

134
00:09:40,915 --> 00:09:43,115
‫به نظر دوست خوبی میاد.

135
00:09:43,165 --> 00:09:48,657
‫هر دومون می‌خوایم اوضاع رو درست کنیم،
‫و وقتی بهمون می‌گن «نمی‌شه»، هیچ‌کدوم‌مون قبول نمی‌کنیم.

136
00:09:48,707 --> 00:09:53,915
‫من از این زندان متنفر نیستم،
‫دلم می‌خواد تغییرش بدم، بهبودش بدم.

137
00:09:54,207 --> 00:09:58,740
‫تنها چیزی که همیشه دنبالش بودم
‫این بوده که درد رو از دنیا حذف کنم،

138
00:09:58,790 --> 00:10:02,115
‫و به آدما قدرتِ کنترلِ سرنوشتِ خودشون رو بدم.

139
00:10:02,165 --> 00:10:05,615
‫ولی این برخلافِ نقشۀ بعضیا بود.

140
00:10:05,665 --> 00:10:09,240
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم چرا ایزدها باید مانع این کار بشن.

141
00:10:09,290 --> 00:10:12,240
‫قدرت و دانش باید همگانی بشه.

142
00:10:12,290 --> 00:10:16,957
‫از حق نگذریم حرف‌های قشنگی می‌زنی،
‫ولی تو کَتَم نمی‌ره.

143
00:10:18,040 --> 00:10:20,832
‫پس می‌شه یه چیزی بهت نشون بدم؟

144
00:10:33,915 --> 00:10:35,623
‫گراگ!

145
00:10:42,540 --> 00:10:45,448
‫دوستت خیلی هیکل درشتی داره.

146
00:10:45,498 --> 00:10:49,740
‫کسایی که سرزده وارد می‌شن رو
‫توی حالت‌های خیلی بدتری دیدم!

147
00:10:49,790 --> 00:10:52,740
‫ترمیم کردنِ بدنش قدرت زیادی برد.

148
00:10:52,790 --> 00:10:55,907
‫زنده کردنش، حتی از اون هم قدرت بیشتری می‌خواد

149
00:10:55,957 --> 00:10:59,073
‫ولی من فعلاً اینجا دست و بالم بسته‌ست.

150
00:10:59,123 --> 00:11:02,123
‫می‌تونی برش گردونی؟ خب، چطوری؟

151
00:11:02,915 --> 00:11:05,665
‫خیلی چیزها رو ازت پنهان کردن.

152
00:11:05,873 --> 00:11:08,282
‫این تازه اولشه.

153
00:11:08,332 --> 00:11:10,540
‫نه، نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

154
00:11:10,748 --> 00:11:13,115
‫دیدم که پیروانت چه بلایی

155
00:11:13,165 --> 00:11:15,490
‫سرِ گراگ و کلی آدم دیگه آوردن.

156
00:11:15,540 --> 00:11:20,448
‫حق با توئه.
‫فرزندان حقیقت، کارهای وحشتناکی کردن

157
00:11:20,498 --> 00:11:25,823
‫ولی پیروان من می‌دونستن که اگه موفق بشیم،
‫هیچ‌کدوم از این چیزها مهم نیست.

158
00:11:25,873 --> 00:11:27,615
‫چی چرت‌وپرت می‌گی؟

159
00:11:27,665 --> 00:11:29,657
‫با هر نفری که به پیروانم اضافه می‌شه،

160
00:11:29,707 --> 00:11:33,823
‫با هر عمل مبارزه‌طلبانه‌ای در دنیای شما،
‫این جنبش قدرت پیدا می‌کنه.

161
00:11:33,873 --> 00:11:36,740
‫ما چشمان او هستیم.

162
00:11:36,790 --> 00:11:39,740
‫- انرژی الهی به اینجا هدایت می‌شه.
‫- ما صدای او هستیم.

163
00:11:39,790 --> 00:11:41,823
‫و برای زنده کردنشون استفاده می‌شه.

164
00:11:41,873 --> 00:11:44,115
‫تنها چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم
‫این بوده که...

165
00:11:44,165 --> 00:11:47,157
‫به دردِ از‌دست‌دادنِ کسایی که
‫برامون خیلی عزیزن، پایان بدم

166
00:11:47,207 --> 00:11:51,540
‫تا دیگه هیچ‌وقت مجبور نباشیم
‫تلخیِ فانی بودن رو حس کنیم.

167
00:11:52,957 --> 00:11:57,748
‫پایک، من دارم سعی می‌کنم
‫علاج مرگ رو پیدا کنم.

168
00:12:00,790 --> 00:12:03,540
‫حالا گوش می‌دی تا داستانم رو تعریف کنم؟

169
00:12:05,144 --> 00:12:15,144
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

170
00:12:16,748 --> 00:12:17,748
‫ماترون...

171
00:12:19,040 --> 00:12:21,623
‫درد دارم!

172
00:12:22,540 --> 00:12:24,873
‫من اینجام، جات امنه.

173
00:12:26,373 --> 00:12:28,657
‫چه پرستاری بهتر از تو؟

174
00:12:28,707 --> 00:12:30,782
‫هرچند ای‌کاش من بیمار بهتری بودم.

175
00:12:30,832 --> 00:12:32,740
‫خب، ناله‌هات خیلی زیاده.

176
00:12:32,790 --> 00:12:35,915
‫خوشبختانه، از قضا من عاشقتم و...

177
00:12:37,123 --> 00:12:38,665
‫خیلی معرکه‌ام.

178
00:12:39,082 --> 00:12:40,365
‫این چیه؟

179
00:12:40,415 --> 00:12:43,323
‫اکسیری که می‌تونه نفرین‌های ایزدها رو خنثی کنه.

180
00:12:43,373 --> 00:12:46,615
‫از نمونۀ یه گل کمیاب درست شده
‫که توی آزمایشگاه دلایلا پیدا کردم.

181
00:12:46,665 --> 00:12:50,198
‫اون داشته سعی می‌کرده یه گل کامل پرورش بده
‫تا سایلس رو درمان کنه، ولی...

182
00:12:50,248 --> 00:12:52,915
‫خب، نمی‌تونسته مثل من از طبیعت استفاده کنه.

183
00:12:54,207 --> 00:12:55,323
‫عشقم،

184
00:12:55,373 --> 00:12:58,540
‫نمی‌تونیم به هیچ‌چیزی که
‫از طرف اون میاد اعتماد کنیم.

185
00:12:59,332 --> 00:13:01,115
‫اون‌وقت ماترون اوکیه؟

186
00:13:01,165 --> 00:13:04,615
‫حداقل دلایلا داشت برای یکی غیر از خودش می‌جنگید.

187
00:13:04,665 --> 00:13:06,957
‫- کیکی.
‫- آخه...

188
00:13:07,873 --> 00:13:11,573
‫اگه قراره بریم توی تار آمفالا
‫و معلوم نیست چی در انتظارمونه،

189
00:13:11,623 --> 00:13:13,832
‫می‌شه حداقل مد نظر بگیری‌ش؟

190
00:13:15,540 --> 00:13:18,623
‫من کی باشم که به «صدای طوفان» توجه نکنم؟

191
00:13:22,748 --> 00:13:27,198
‫ما میدانِ گوی رو غیرفعال کردیم،
‫پس حالا اون غیرفعال کردن رو غیرفعال می‌کنیم.

192
00:13:27,248 --> 00:13:29,698
‫تقریباً مطمئنم به این می‌گن «فعال کردن»، عزیزم.

193
00:13:29,748 --> 00:13:32,948
‫نکتۀ کلیدی اینه که این کار رو
‫باید بدون درآوردنِ صدای آژیر انجام بدیم.

194
00:13:32,998 --> 00:13:35,698
‫خواهرم نگهبان‌های گارد پیل رو
‫بالای زیگورات مستقر کرده.

195
00:13:35,748 --> 00:13:39,082
‫خوشبختانه، تونل‌های زیرزمینی
‫به خوبی جوابگوی نیازهامون هستن.

196
00:13:39,415 --> 00:13:41,665
‫تاریون، وضع طلسم‌ها چطوره؟

197
00:13:43,957 --> 00:13:47,782
‫عالی! اصلاً هم نگران نیستم که اگه اینا بی‌نقص نباشن،

198
00:13:47,832 --> 00:13:50,873
‫چندتا دیگه از دوستای صمیمی‌م
‫تبدیل به گوشت‌چرخ‌کرده می‌شن.

199
00:13:51,498 --> 00:13:53,665
‫فـ... فوق‌العاده‌ست.

200
00:13:55,165 --> 00:13:57,248
‫بگو چی ذهنت رو درگیر کرده.

201
00:13:58,456 --> 00:14:00,531
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

202
00:14:00,581 --> 00:14:03,615
‫همه‌ش صورت پایک و گراگ میاد جلو چشمم.

203
00:14:03,665 --> 00:14:08,615
‫اونا اولین کسایی بودن که منو پذیرفتن،
‫که باهام مثل یه قهرمان رفتار کردن،

204
00:14:08,665 --> 00:14:11,365
‫ولی الان ممکنه دیگه زنده نباشن.

205
00:14:11,415 --> 00:14:16,531
‫خوشحالم که دوتی اینجا نیست. این فصل خیلی ضدحال می‌شد.

206
00:14:16,581 --> 00:14:20,365
‫پایان‌های شاد، فقط توی کتاب‌داستان‌ها تضمین می‌شن،

207
00:14:20,415 --> 00:14:22,656
‫ولی تو برای من فراتر از یه داستانی.

208
00:14:22,706 --> 00:14:27,573
‫توی سخت‌ترین لحظات دوام آوردی و
‫ مثل یه جواهر درخشیدی.

209
00:14:27,623 --> 00:14:29,990
‫تو قهرمان یه داستان خیالی نیستی.

210
00:14:30,040 --> 00:14:31,990
‫یه قهرمان واقعی‌ای.

211
00:14:32,040 --> 00:14:36,415
‫تو «تاریون درینگتون» از واکس ماکینا هستی.

212
00:14:37,331 --> 00:14:40,915
‫حالا گند نزن. من گوشت‌چرخ‌کرده دوست ندارم.

213
00:14:45,373 --> 00:14:48,156
‫ازم انتظار نداری که
‫حرف‌هات رو چشم‌بسته قبول کنم؟

214
00:14:48,206 --> 00:14:51,781
‫برای همین ازت می‌خوام به چشمای خودت اعتماد کنی.

215
00:14:51,831 --> 00:14:53,781
‫تو افسانه‌شکن رو به دست می‌گیری،

216
00:14:53,831 --> 00:14:58,198
‫یه سلاح الهی از طرف «بانوی دانا» 
‫که حقیقت رو افشا می‌کنه،

217
00:14:58,248 --> 00:15:01,706
‫نه فقط حقیقت حال، 
‫بلکه گذشته رو هم همین‌طور.

218
00:15:03,123 --> 00:15:05,873
‫خون ما خاصه.

219
00:15:06,081 --> 00:15:08,748
‫سرگذشتمون رو روایت می‌کنه.

220
00:15:09,248 --> 00:15:10,990
‫قراره چی ببینم؟

221
00:15:11,040 --> 00:15:14,206
‫زندگی منو؛ خوب و بدش رو.

222
00:15:17,915 --> 00:15:23,240
‫قبل از «مصیبت بزرگ»، 
‫یه طاعون گسترده، اکزندریا رو ویران کرد.

223
00:15:23,290 --> 00:15:25,281
‫در حالی که سعی می‌کردم از این ماجرا سر در بیارم،

224
00:15:25,331 --> 00:15:30,281
‫مطالعاتم در مورد جادو 
‫منو به یه زن زیبا و بااستعداد رسوند

225
00:15:30,331 --> 00:15:35,323
‫که اندوهش برای از دست دادنِ عزیزانش 
‫مثل اندوه من بود.

226
00:15:35,373 --> 00:15:39,365
‫با همدیگه، دنبال راهی گشتیم 
‫تا با ایزدها ارتباط برقرار کنیم،

227
00:15:39,415 --> 00:15:43,823
‫تا بهشون التماس کنیم که
‫ظلم‌هاشون در حق ما رو جبران کنن.

228
00:15:43,873 --> 00:15:46,948
‫اونا پاسخی ندادن.

229
00:15:46,998 --> 00:15:50,906
‫سکوتشون فقط به اشتیاقمون برای کسب دانش

230
00:15:50,956 --> 00:15:53,823
‫و عشقمون به همدیگه، شدّت داد.

231
00:15:53,873 --> 00:15:58,615
‫پس سوگند خوردیم 
‫که یه راهی برای ساختنِ یه دنیای جدید پیدا کنیم

232
00:15:58,665 --> 00:16:01,615
‫که اونجا هیچ بی‌گناهی از مرگ نترسه،

233
00:16:01,665 --> 00:16:05,323
‫تا نظمِ صوریِ ایزدها رو به چالش بکشیم.

234
00:16:05,373 --> 00:16:08,206
‫خیلی به گرفتنِ نتیجه، نزدیک شده بود.

235
00:16:09,331 --> 00:16:12,990
‫ولی ایزدها تحملِ زیر سؤال رفتن رو نداشتن.

236
00:16:13,040 --> 00:16:15,781
‫حرف اول و آخر رو خودشون می‌زدن.

237
00:16:15,831 --> 00:16:19,406
‫اونو از من گرفتن تا تنبیه‌م کنن.

238
00:16:19,456 --> 00:16:22,740
‫من طرد شدم، نفرین شدم.

239
00:16:22,790 --> 00:16:28,115
‫دوباره تنها شدم، و غرق در اندوه و خشم،

240
00:16:28,165 --> 00:16:32,073
‫نه فقط برای اون زن، 
‫بلکه برای حقیقتی که از ما دزدیده شد.

241
00:16:32,123 --> 00:16:33,656
‫از همه‌مون.

242
00:16:33,706 --> 00:16:36,906
‫قسم خوردم که دوباره تعادل رو برگردونم،

243
00:16:36,956 --> 00:16:40,331
‫حتی اگه خودم مجبور بشم یه ایزد بشم.

244
00:16:43,331 --> 00:16:46,823
‫اون زنی که عاشقش بودی، 
‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد؟

245
00:16:46,873 --> 00:16:49,906
‫ماترون کلاغ‌ها نه‌تنها نابودش کرد،

246
00:16:49,956 --> 00:16:53,165
‫هیچ اثری هم ازش توی عالمِ هستی نذاشت.

247
00:16:54,248 --> 00:16:56,123
‫بگو ببینم، پایک،

248
00:16:56,415 --> 00:16:59,915
‫یه ایزد کینه‌توز ارزش مُردن داره؟

249
00:17:06,456 --> 00:17:07,456
‫کیلث؟

250
00:17:12,415 --> 00:17:16,156
‫به‌زودی تقدیرت رقم می‌خوره، قهرمان.

251
00:17:16,206 --> 00:17:19,865
‫دیگه معما بسه. برای یه‌بارم که شده واضح حرف بزن.

252
00:17:19,915 --> 00:17:23,198
‫اگه بهم نگی چه خبره، نمی‌تونم به کسی کمک کنم.

253
00:17:23,248 --> 00:17:26,323
‫تنها چیزی که باید بدونی اینه
‫که آینده‌ت تو رو فرا می‌خونه

254
00:17:26,373 --> 00:17:28,573
‫به سمت تار آمفالا.

255
00:17:28,623 --> 00:17:32,198
‫هدیۀ من در نبردِ پیشِ رو 
‫ازت محافظت می‌کنه.

256
00:17:32,248 --> 00:17:34,989
‫ما دنبال نبرد نیستیم.

257
00:17:35,039 --> 00:17:37,198
‫ما می‌خوایم پایک سالم برگرده خونه.

258
00:17:37,248 --> 00:17:39,239
‫هیچ‌کدوم‌مون آرزوی مرگ نداریم.

259
00:17:39,289 --> 00:17:42,289
‫با این حال، سرنوشتت مرگه.

260
00:17:42,498 --> 00:17:46,073
‫از زمانی که عهدمون رو بستیم
‫داشتی برای این دوره آماده می‌شدی.

261
00:17:46,123 --> 00:17:50,614
‫من این قدرت رو بهت می‌دم،
‫قدرتی که هیچ موجود فانی‌ای نمی‌تونه تحملش کنه.

262
00:17:50,664 --> 00:17:53,531
‫وقتی رشته‌های سرنوشت، خودشون رو نشون بدن...

263
00:17:53,581 --> 00:17:55,914
‫تو با «در نجوا مانده» روبه‌رو می‌شی.

264
00:17:55,956 --> 00:17:59,748
‫عمر اون به پایان می‌رسه،
‫عمر تو هم همین‌طور.

265
00:17:59,956 --> 00:18:05,114
‫این دست تقدیره که به سمتِ 
‫پایانِ اجتناب‌ناپذیرش می‌ره، نمایندۀ من.

266
00:18:05,164 --> 00:18:09,123
‫دست‌راستِ من. قهرمانِ من.

267
00:18:17,414 --> 00:18:19,248
‫وَکس؟

268
00:18:19,456 --> 00:18:21,748
‫باید بقیه رو خبر کنیم.

269
00:18:22,331 --> 00:18:23,873
‫برادر؟

270
00:18:24,248 --> 00:18:26,281
‫بابتِ اون دعوامون عذر می‌خوام.

271
00:18:26,331 --> 00:18:29,456
‫یه بطری نوشیدنی کِش رفتم 
‫تا کدورت‌ها رو رفع کنیم.

272
00:18:30,248 --> 00:18:32,164
‫خیلی چیز خوشمزه‌ایه.

273
00:18:34,331 --> 00:18:37,906
‫پرسی، جدی می‌گم، می‌دونم خیلی تحت فشاری

274
00:18:37,956 --> 00:18:40,456
‫ولی فقط می‌خواستم تشکر کنم.

275
00:18:43,664 --> 00:18:45,664
‫چه غلطا!

276
00:18:55,039 --> 00:18:57,531
‫و اون واقعاً یه چیزهایی رو برات روشن کرد؟

277
00:18:57,581 --> 00:18:59,114
‫تا حدی.

278
00:18:59,164 --> 00:19:02,448
‫فکر کنم یه راهی باشه که این وضعیت مزخرف رو 
‫دوباره به نفع خودمون تغییر بدیم.

279
00:19:02,498 --> 00:19:03,698
‫واقعاً؟

280
00:19:03,748 --> 00:19:05,914
‫یعنی الان آماده‌ای که اکسیر رو بخوری؟

281
00:19:06,831 --> 00:19:09,323
‫هنوز نه، ولی دم ‌دست نگه‌ش دار.

282
00:19:09,373 --> 00:19:11,498
‫باید بهم اعتماد کنی.

283
00:19:12,498 --> 00:19:13,656
‫وقتی رسیدیم،

284
00:19:13,706 --> 00:19:16,656
‫اتصال دوتی رو قطع می‌کنم، 
‫که باعث می‌شه گوی دوباره فعال بشه.

285
00:19:16,706 --> 00:19:20,073
‫با استفاده از طلسم‌ها 
‫می‌ریم توی تار آمفالا، پایک رو نجات می‌دیم،

286
00:19:20,123 --> 00:19:24,323
‫گوی رو پشتمون می‌بندیم، و دعا می‌کنیم که
‫به دست یه ایزدِ جادوگرِ دیوانه نابود نشیم.

287
00:19:24,373 --> 00:19:26,206
‫نگرانیِ من بیشتر به‌خاطر خواهرته.

288
00:19:28,539 --> 00:19:31,323
‫ببین، می‌فهمم. درک می‌کنم.

289
00:19:31,373 --> 00:19:33,614
‫منم خیلی چیزها رو از دست دادم.

290
00:19:33,664 --> 00:19:36,031
‫الان مسئله داغدار شدن نیست، پایک.

291
00:19:36,081 --> 00:19:37,406
‫یا انتقام.

292
00:19:37,456 --> 00:19:40,573
‫من برای این حق می‌جنگم 
‫که خودمون کنترل سرنوشتمون رو دست بگیریم.

293
00:19:40,623 --> 00:19:42,448
‫و این ایزدها رو می‌ترسونه.

294
00:19:42,498 --> 00:19:45,739
‫در حدی که قهرمان‌هایی فرستادن تا منو زندانی کنن،

295
00:19:45,789 --> 00:19:49,114
‫- یه نمونه‌ش جدّ تو، ازره.
‫- آره.

296
00:19:49,164 --> 00:19:51,539
‫دیدم. تو کُشتی‌شون.

297
00:19:53,831 --> 00:19:58,414
‫نه، ایزدهای خودشون به کشتن‌شون دادن. 
‫اونا گوسفند قربانی بودن.

298
00:19:58,456 --> 00:20:01,489
‫مُهره بودن. ایزدها از ایمانِ اونا سوءاستفاده کردن،

299
00:20:01,539 --> 00:20:03,414
‫بعدش انداختنشون دور.

300
00:20:09,623 --> 00:20:12,789
‫هر کدومشون، حتی اورلایتِ تو.

301
00:20:13,081 --> 00:20:16,656
‫این پرستشِ ماست 
‫که اونا رو در رأس قدرت نگه می‌داره.

302
00:20:16,706 --> 00:20:18,198
‫بهشون قدرت می‌ده.

303
00:20:18,248 --> 00:20:22,781
‫اونا نسخۀ خودشون رو از حقیقت
‫ارائه می‌دن و بقیه رو دور میندازن.

304
00:20:22,831 --> 00:20:27,781
‫«او زنده می‌مانَد. او می‌میرد.» چرا؟ 
‫«چون ما می‌گوییم.»

305
00:20:27,831 --> 00:20:30,573
‫و وای به حالِ کسی که اونا رو زیر سؤال ببره.

306
00:20:30,623 --> 00:20:35,331
‫ولی تو، 
‫تو می‌تونی جلوی همه رسواشون کنی.

307
00:20:35,539 --> 00:20:37,948
‫من؟ چـ... چطور این...

308
00:20:37,998 --> 00:20:40,581
‫تو خاصی، پایک.

309
00:20:49,581 --> 00:20:53,406
‫اصل و نسبِ تو به ریشه‌های آسمانی برمی‌گرده.

310
00:20:53,456 --> 00:20:57,822
‫بهت این موهبت داده شده که بتونی از
‫موانعِ بین قلمروهای زندگی و مرگ عبور کنی،

311
00:20:57,872 --> 00:21:00,864
‫بین فانی بودن و نامیرایی.

312
00:21:00,914 --> 00:21:06,081
‫ایزدها از ازره استفاده کردن 
‫و وقتی کارشون باهاش تموم شد، انداختنش دور.

313
00:21:06,372 --> 00:21:10,072
‫خونِ اون در رگ‌های تو جریان داره

314
00:21:10,122 --> 00:21:15,656
‫و تعیین‌کننده‌ست 
‫که منو برای همیشه زندانی کنی یا کمکم کنی عروج کنم.

315
00:21:15,706 --> 00:21:19,614
‫آسمانی؟ نه. 
‫اگه این‌طور بود ویلهند بهم می‌گفت.

316
00:21:19,664 --> 00:21:21,831
‫اون از کجا می‌تونست بدونه؟

317
00:21:22,122 --> 00:21:25,447
‫ایزدها حقایقی رو که 
‫زیر سؤال می‌برتشون، پنهان می‌کنن.

318
00:21:25,497 --> 00:21:27,947
‫الان مهم اینه که برای قدم بعدی چی‌کار می‌کنی.

319
00:21:27,997 --> 00:21:31,572
‫اورلایت گفت می‌تونی مسیر خودت رو انتخاب کنی،

320
00:21:31,622 --> 00:21:37,739
‫در صورتی که همه‌شون به یه مقصد ختم می‌شن، 
‫این صرفاً توهمِ آزادی عمله.

321
00:21:37,789 --> 00:21:42,622
‫من چیزی رو در اختیارت قرار می‌دم 
‫که ایزدها هیچ‌وقت نمی‌دن؛ یه حق انتخابِ واقعی.

322
00:21:45,247 --> 00:21:49,456
‫از الان گفته باشم؛ 
‫اگه این طلسم‌ها کار نکردن، به‌خاطر کیفیتشون نیست.

323
00:21:49,497 --> 00:21:53,081
‫موقع کنده‌کاریِ طرح‌ها، دوتا از ناخن‌هام شکست.

324
00:21:53,122 --> 00:21:56,114
‫به‌به! به‌به! ببینین کیا تو رومون دروغ گفتن.

325
00:21:56,164 --> 00:21:59,031
‫می‌خواین جونِ همۀ مردم وایت‌استون رو به خطر بندازین؟

326
00:21:59,081 --> 00:22:00,739
‫فقط برای یه نفر؟

327
00:22:00,789 --> 00:22:03,581
‫نه برای «یه نفر». برای پایک.

328
00:22:03,789 --> 00:22:08,039
‫همه‌تون برامون عزیزید، 
‫ولی متأسفانه نمی‌تونیم اجازه بدیم این اتفاق بیفته.

329
00:22:08,081 --> 00:22:09,956
‫برید کنار.

330
00:22:10,456 --> 00:22:13,947
‫دوستان، مطمئنم می‌تونیم مثل آدمای باشخصیت
‫با صحبت حلش کنیم.

331
00:22:13,997 --> 00:22:16,039
‫فقط اون طلسم‌ها رو بدین به ما.

332
00:22:19,997 --> 00:22:21,497
‫پس خودمون می‌گیریمشون.

333
00:22:22,872 --> 00:22:24,114
‫لعنتی.

334
00:22:24,164 --> 00:22:25,456
‫اونا رو پس‌بگیرید!

335
00:22:26,997 --> 00:22:28,414
‫مقاومت نکنین!

336
00:22:31,581 --> 00:22:33,456
‫سنگ ساندر.

337
00:22:34,997 --> 00:22:37,081
‫اگه جای تو بودم، هیچ کاری نمی‌کردم.

338
00:22:47,622 --> 00:22:48,872
‫گرفتمشون.

339
00:22:49,164 --> 00:22:51,039
‫ بعداً معذرت‌خواهی می‌کنیم.

340
00:22:51,914 --> 00:22:52,456
‫همه پیش به سمت گوی!

341
00:22:55,956 --> 00:22:57,656
‫من اتصال دوتی رو قطع می‌کنم.

342
00:22:57,706 --> 00:22:59,831
‫عجله کنین، هر کسی یکی برداره.

343
00:22:59,872 --> 00:23:01,622
‫صبر کن ببینم، فقط چهارتاست؟

344
00:23:01,914 --> 00:23:03,947
‫باورتون نمی‌شه و همین برام افتخاره،

345
00:23:03,997 --> 00:23:05,947
‫ولی من باهاتون نمیام.

346
00:23:05,997 --> 00:23:07,781
‫شما همیشه می‌گفتین من دست‌وپاگیرم، نه؟

347
00:23:07,831 --> 00:23:10,122
‫خب، بذارین سر راه اونا قرار بگیرم.

348
00:23:11,706 --> 00:23:15,914
‫من توی تشخیص قهرمان‌های واقعی، تبحر دارم.
‫حالا برید دوستامون رو برگردونین.

349
00:23:15,997 --> 00:23:17,539
‫عجله کنین.

350
00:23:18,122 --> 00:23:19,539
‫باز شد!

351
00:23:25,747 --> 00:23:28,447
‫- این درِ لعنتی رو باز کنین!
‫- بذارین بیایم تو!

352
00:23:28,497 --> 00:23:32,664
‫«آخرین ایستادگیِ تاریون درینگتون».
‫چه عنوانِ خفنی.

353
00:23:33,706 --> 00:23:37,372
‫دوتی، اینو یادداشت کن!

354
00:23:39,747 --> 00:23:43,447
‫هضم این‌همه اطلاعات، سخته.
‫زمان بیشتری نیاز دارم.

355
00:23:43,497 --> 00:23:45,531
‫پیروانِ من آماده‌ان.

356
00:23:45,581 --> 00:23:47,281
‫یه‌سری نیروها دارن علیه من جمع می‌شن.

357
00:23:47,331 --> 00:23:49,906
‫متأسفانه وقت تنگه.

358
00:23:49,956 --> 00:23:51,531
‫اگه بگم نه چی؟

359
00:23:51,581 --> 00:23:53,197
‫این انتخابِ خودته.

360
00:23:53,247 --> 00:23:56,322
‫خونِ تو همون چیزیه که من برای
‫برگشتن به اکزندریا نیاز دارم،

361
00:23:56,372 --> 00:23:59,364
‫و باید با میل و ارادۀ خودت داده بشه.

362
00:23:59,414 --> 00:24:01,331
‫باید حتماً باور داشته باشی.

363
00:24:01,622 --> 00:24:03,581
‫انتخاب کن که بهم ضربه بزنی،

364
00:24:03,789 --> 00:24:06,539
‫اون‌وقت جنبش من به پایان می‌رسه.

365
00:24:06,789 --> 00:24:08,497
‫کاشاو، ویلهند، گراگ.

366
00:24:08,539 --> 00:24:11,781
‫دوست‌های کشته‌شده‌ت همین‌طور می‌مونن،

367
00:24:11,831 --> 00:24:14,906
‫یا... با همدیگه نجاتشون می‌دیم

368
00:24:14,956 --> 00:24:18,697
‫به‌علاوۀ بی‌شمار آدمی که 
‫زیر نظر ایزدها، آزار و اذیت شدن،

369
00:24:18,747 --> 00:24:22,455
‫و تضمین می‌کنیم که دیگه هیچ‌کس
‫داغی که تو تجربه کردی رو تحمل نکنه.

370
00:24:30,622 --> 00:24:34,205
‫خب، پایک؟ کمکم می‌کنی؟

371
00:24:46,497 --> 00:24:49,072
‫برادر، زرهت.

372
00:24:49,122 --> 00:24:50,405
‫اون آفت...

373
00:24:50,455 --> 00:24:53,080
‫حس متفاوتی داره!
‫بهتره!

374
00:24:53,289 --> 00:24:56,530
‫حق با ماترون بود. این یه نفرین نیست.

375
00:24:56,580 --> 00:24:59,997
‫با این حال، 
‫چطور باید پایک رو اینجا پیدا کنیم؟

376
00:25:01,247 --> 00:25:03,905
‫اون همیشه امید و ایمان داشته.

377
00:25:03,955 --> 00:25:06,705
‫فقط امیدوار باشید که
‫امید ما ناامید نشه.

378
00:25:10,205 --> 00:25:16,039
‫«ترجمه از محمد سید»