1
00:00:03,670 --> 00:00:04,950
‫فکر کنم فیلم «گرگ وال‌استریت» رو
‫تنها دیدم.

2
00:00:05,000 --> 00:00:08,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:08,216 --> 00:00:11,678
‫جردن بلفورت بهم زنگ زده بود

4
00:00:11,845 --> 00:00:15,890
‫و پرسیده بود
‫می‌خوام توی مراسم افتتاحیه شرکت کنم یا نه.

5
00:00:16,057 --> 00:00:18,143
‫فیلم مارتین اسکورسیزی، «گرگ وال‌استریت»،

6
00:00:18,351 --> 00:00:20,603
‫داستان واقعی زندگی جردن بلفورت رو
‫روایت می‌کنه.

7
00:00:20,770 --> 00:00:23,398
‫این دلال سابق بورس
‫به‌جرم کلاهبرداری و پول‌شویی

8
00:00:23,565 --> 00:00:25,775
‫۲۲ ماه زندانی شد.

9
00:00:25,942 --> 00:00:28,862
‫اینکه لئوناردو دی‌کاپریو نقشت رو بازی کرده،
‫باشکوه نشونت میده.

10
00:00:29,029 --> 00:00:31,573
‫ترجیح میدم اون نقشم رو بازی کنه
‫تا دنی دویتو.

11
00:00:31,740 --> 00:00:33,366
‫۱۰۰ میلیون دلار فروش گیشه.

12
00:00:33,533 --> 00:00:35,243
‫رابطه، مواد، بددهنی،

13
00:00:35,452 --> 00:00:37,203
‫و آدم‌هایی که افتضاح با هم رفتار می‌کنن.

14
00:00:37,370 --> 00:00:39,247
‫پنج نامزدی اسکار.

15
00:00:39,456 --> 00:00:43,251
‫توی کتابش
‫خیلی خیلی کوتاه ازم اسم برده بود،

16
00:00:43,460 --> 00:00:47,130
‫برای همین کم هم دلشوره نداشتم.

17
00:00:47,297 --> 00:00:48,965
‫وقتی رفتم فیلم رو ببینم،

18
00:00:49,132 --> 00:00:50,759
‫دلم می‌خواست

19
00:00:50,925 --> 00:00:52,927
‫یه پاکت کاغذی که
‫جای چشم‌هاش رو برید‌ن، سرم کنم.

20
00:00:53,094 --> 00:00:56,389
‫معلومه که فیلم مارتین اسکورسیزی

21
00:00:56,556 --> 00:01:00,185
‫از لحاظ فنی خیلی زیبا فیلمبرداری شده.

22
00:01:00,393 --> 00:01:05,690
‫صحنه‌های وال‌استریت
‫همه رو پرزرق‌وبرق نشون میده.

23
00:01:05,857 --> 00:01:07,901
‫توی سالن سینما نشستم و گریه کردم.

24
00:01:08,068 --> 00:01:10,236
‫داشتم زندگیمو روی پرده می‌دیدم.

25
00:01:10,445 --> 00:01:11,946
‫باورنکردنی بود.

26
00:01:13,573 --> 00:01:15,909
‫آماده‌ایم؟

27
00:01:16,076 --> 00:01:17,994
‫همه دارن ضبط می‌کنن؟

28
00:01:18,161 --> 00:01:21,414
‫رسماً قسم می‌خورم... نه.

29
00:01:21,581 --> 00:01:23,033
‫یه لحظه صبر کن.

30
00:01:23,083 --> 00:01:24,918
‫قبلاً با شنیدن آژیر نگران می‌شدم.

31
00:01:25,085 --> 00:01:27,253
‫پلیس که دنبال من نمیاد، نه؟

32
00:01:28,546 --> 00:01:30,840
‫تا حالا داستانت رو علنی تعریف کردی؟

33
00:01:30,882 --> 00:01:32,167
‫نه.

34
00:01:32,217 --> 00:01:33,668
‫نشستن اینجا چه حسی داره؟

35
00:01:33,718 --> 00:01:35,086
‫ترجیح میدم روی صندلی دندون‌پزشکی باشم.

36
00:01:35,136 --> 00:01:37,013
‫پس خیلی بده.

37
00:01:37,180 --> 00:01:38,681
‫چرا امروز اینجایی؟

38
00:01:38,807 --> 00:01:40,725
‫چون راستش، اونجا بودم.
‫اون زندگی رو تجربه کردم.

39
00:01:40,892 --> 00:01:43,144
‫یه‌جورایی اومدم طلب بخشش کنم.

40
00:01:43,311 --> 00:01:46,314
‫دلایل زیادی هست که
‫یکی به این کار جواب منفی بده.

41
00:01:46,523 --> 00:01:48,691
‫مهمه که این داستان گفته بشه،

42
00:01:48,858 --> 00:01:53,196
‫چون جردن توی فیلمش
‫بهم گفت پست‌فطرت چاق.

43
00:01:53,363 --> 00:01:55,073
‫دانی، اون پست‌فطرت چاق لعنتی.

44
00:01:55,240 --> 00:01:57,742
‫خیلی از چیزهای فیلم مزخرف بود.

45
00:01:57,909 --> 00:02:01,204
‫حقیقت اینه.

46
00:02:01,371 --> 00:02:03,289
‫داستانی که «گرگ وال‌استریت» تعریف می‌کنه،

47
00:02:03,498 --> 00:02:08,086
‫روایتیه که جردن بلفورت ساخته.

48
00:02:08,253 --> 00:02:09,963
‫حقیقت رو در مورد جردن بلفورت می‌دونین؟

49
00:02:10,130 --> 00:02:11,923
‫هیچ‌وقت بهش نمی‌گفتن گرگ وال‌استریت.

50
00:02:12,090 --> 00:02:16,302
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت جردن رو «گرگ» صدا نکرد.

51
00:02:16,511 --> 00:02:19,047
‫فیلم حتی درست نشون نمیده که

52
00:02:19,097 --> 00:02:20,799
‫چه جنونی اونجا جریان داشت.

53
00:02:20,849 --> 00:02:22,600
‫واقعاً جای اینا توی فیلم خالی بود.

54
00:02:22,642 --> 00:02:25,270
‫جوون‌های امروزی
‫فکر می‌کنن اون فیلم واقعیه.

55
00:02:25,478 --> 00:02:28,022
‫شخصیت توی اون فیلم رو تحسین می‌کنن.

56
00:02:28,189 --> 00:02:29,732
‫نشونم بده چطور خودکار می‌فروشی.

57
00:02:29,899 --> 00:02:31,017
‫همین خودکار لعنتی رو بهم بفروش.

58
00:02:31,067 --> 00:02:31,684
‫اینو بفروش.

59
00:02:31,734 --> 00:02:34,354
‫فیلم فقط راهی بود برای اینکه
‫ازش یه سلبریتی بسازن،

60
00:02:34,404 --> 00:02:35,563
‫بعد هم ازش استفاده کرد.

61
00:02:35,613 --> 00:02:36,898
‫تنها چیزی که امشب یاد گرفتم،

62
00:02:36,948 --> 00:02:39,651
‫نحوه‌ی فروختن خودکار از استاد فروشندگی بود.

63
00:02:39,701 --> 00:02:41,578
‫مردم جردن بلفورت واقعی رو نمی‌شناسن.

64
00:02:41,661 --> 00:02:43,663
‫ما ازدواج کردیم.
‫فکر کنم ۲۳ سالم بود.

65
00:02:43,830 --> 00:02:45,281
‫اوج‌ها واقعاً بلند بودن.

66
00:02:45,331 --> 00:02:47,041
‫سقوط‌ها واقعاً عمیق بودن.

67
00:02:47,208 --> 00:02:48,827
‫چیزی که توی فیلم نیست، اینه که

68
00:02:48,877 --> 00:02:51,045
‫یه تاوان هست که باید پس بدی.

69
00:02:51,212 --> 00:02:55,049
‫اون توی زندگی واقعی،
‫زندگی مردم رو نابود کرد.

70
00:02:55,216 --> 00:02:57,177
‫مردم پول از دست دادن.
‫مردم آسیب دیدن.

71
00:02:57,343 --> 00:02:59,053
‫همه گرفتار عواقبش شدن.

72
00:02:59,220 --> 00:03:00,547
‫جردن قسر در رفت؟

73
00:03:00,597 --> 00:03:02,849
‫خب، خدا بعداً توی زندگی مجازاتم کرد.

74
00:03:03,016 --> 00:03:05,727
‫حالا یه مجرم محکوم‌شده‌ام.

75
00:03:05,894 --> 00:03:07,979
‫خیانت. بهش می‌رسیم.

76
00:03:08,146 --> 00:03:12,150
‫برای خیلی‌ها،
‫رؤیای آمریکایی توی این داستان

77
00:03:12,317 --> 00:03:14,652
‫به کابوس آمریکایی تبدیل شد.

78
00:03:19,657 --> 00:03:24,162
‫«گرگ واقعی وال استریت»

79
00:03:32,378 --> 00:03:35,381
‫[لانگ آیلند. نیویورک]

80
00:03:42,680 --> 00:03:45,808
‫خب، سال‌هاست این مجموعه ویدئو رو دارم.

81
00:03:45,975 --> 00:03:50,355
‫از دوران همپتونز
‫همیشه عاشق فیلم گرفتن بودم.

82
00:03:50,563 --> 00:03:54,317
‫بعد که سال ۱۹۹۱ دوباره جردن رو دیدم،

83
00:03:54,484 --> 00:03:56,277
‫شروع کردم از خودمون فیلم‌گرفتن،

84
00:03:56,444 --> 00:03:58,029
‫از همه‌ی ماجراجویی‌های مختلفی

85
00:03:58,196 --> 00:04:00,073
‫که منو با خودش می‌برد.

86
00:04:00,240 --> 00:04:02,116
‫اسم من راس پورتنویه،

87
00:04:02,283 --> 00:04:04,285
‫و افتخار و لذت اینو داشتم که

88
00:04:04,452 --> 00:04:08,081
‫دوست جردن بلفورت و نیدین بلفورت باشم،

89
00:04:08,248 --> 00:04:11,167
‫همون گرگ وال‌استریت و دوشس.

90
00:04:11,459 --> 00:04:12,961
‫اوضاع چطوره بچه‌ها؟

91
00:04:13,253 --> 00:04:14,754
‫داریم زندگی می‌کنیم، اونم شاهانه.

92
00:04:14,879 --> 00:04:17,632
‫زندگیم توی اون سال‌ها
‫خیلی فراواقعی بود.

93
00:04:17,840 --> 00:04:21,177
‫سبک زندگی ثروتمندها و مشهورها رو داشتم.

94
00:04:21,344 --> 00:04:23,388
‫مواد دست‌به‌دست می‌شد.

95
00:04:23,554 --> 00:04:25,006
‫هرج‌ومرج بود. وحشیانه بود.

96
00:04:25,056 --> 00:04:26,557
‫و گروه فیلمبرداری همچنان مشغول ضبطه.

97
00:04:27,850 --> 00:04:31,137
‫این نوارها بیشتر از ۳۰ ساله همراهمن.

98
00:04:31,187 --> 00:04:32,981
‫درست سر بزنگاه.

99
00:04:33,648 --> 00:04:35,525
‫«گرگ وال‌استریت» در بیشتر بخش‌ها،

100
00:04:35,650 --> 00:04:37,568
‫چه کتابش و چه خود فیلم،

101
00:04:37,735 --> 00:04:39,279
‫از نگاه جردن روایت شده بود،

102
00:04:39,445 --> 00:04:41,739
‫و خیلی‌هاش هالیوودی شده.

103
00:04:41,948 --> 00:04:45,034
‫چیزی که من تجربه کردم، زندگی واقعی بود.

104
00:04:45,201 --> 00:04:47,412
‫و امروز این کار رو می‌کنم تا

105
00:04:47,578 --> 00:04:49,781
‫برای کسایی که اون رو بت می‌دونن توضیح بدم

106
00:04:49,831 --> 00:04:52,834
‫که بفهمن روی دیگه‌ش رو نمی‌شناسن.

107
00:04:53,167 --> 00:04:55,295
‫وقتی جردن بلفورت رو تصور می‌کنی،

108
00:04:55,461 --> 00:04:57,171
‫پنج کلمه‌ای که به ذهنت میاد چیه؟

109
00:04:57,338 --> 00:04:58,923
‫اول از همه، دوستم نیست.

110
00:04:59,090 --> 00:05:00,375
‫بااعتمادبه‌نفس.

111
00:05:00,425 --> 00:05:01,709
‫به‌شدت متقاعدکننده.

112
00:05:01,759 --> 00:05:03,261
‫فریب‌کار.

113
00:05:03,386 --> 00:05:06,639
‫خیلی خیلی باهوش و شدیداً خودخواه.

114
00:05:06,848 --> 00:05:07,882
‫و متکبر.

115
00:05:07,932 --> 00:05:09,133
‫آفتاب‌پرست بود.

116
00:05:09,183 --> 00:05:10,685
‫می‌دونی، یه ضدقهرمانه.

117
00:05:10,727 --> 00:05:12,437
‫همیشه نشئه بود.

118
00:05:12,603 --> 00:05:14,105
‫هیچ اهمیتی به قانون نمیده.

119
00:05:14,272 --> 00:05:15,723
‫یه موش کثیف.

120
00:05:15,773 --> 00:05:18,735
‫و مطلقاً هیچ پشیمونی و وجدانی نداره.

121
00:05:18,943 --> 00:05:23,656
‫کوتوله، عوضی، تیکه آشغال دروغ‌گو،

122
00:05:23,865 --> 00:05:26,492
‫گرچه فکر کنم شش کلمه شد.

123
00:05:26,659 --> 00:05:28,161
‫اوایل که استرتون راه افتاد،

124
00:05:28,328 --> 00:05:30,455
‫سیستم آموزش فروشنده‌ها رو ابداع کردم.
‫[سال ۲۰۱۴]

125
00:05:30,621 --> 00:05:32,123
‫کارمون قانونی بود.

126
00:05:32,165 --> 00:05:33,199
‫سعی می‌کردیم برای مشتری‌هامون پول دربیاریم،

127
00:05:33,249 --> 00:05:34,751
‫و خیلی هم خوب بود.

128
00:05:34,792 --> 00:05:36,244
‫می‌دونی، فروشنده‌ی فوق‌العاده‌ایه.

129
00:05:36,294 --> 00:05:38,046
‫آشغال می‌فروخت،
‫ولی فروشنده‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

130
00:05:38,212 --> 00:05:40,798
‫توی فروش مهم نیست که چی می‌فروشی.

131
00:05:41,007 --> 00:05:43,760
‫همیشه داری خودتو می‌فروشی.

132
00:05:45,678 --> 00:05:47,972
‫من از ده‌سالگی می‌شناسمش.
‫[راه و روش گرگ، جردن بلفورت]

133
00:05:48,139 --> 00:05:49,891
‫صمیمی‌ترین دوست هم بودیم.

134
00:05:50,058 --> 00:05:52,260
‫من توی خونه‌شون بزرگ شدم.
‫اونم توی خونه‌ی ما بزرگ شد.

135
00:05:52,310 --> 00:05:54,971
‫اگه کسی که
‫از همه توی زندگی بهت نزدیکتر بوده

136
00:05:55,021 --> 00:05:57,398
‫بهت خیانت کرده باشه،

137
00:05:58,566 --> 00:06:02,945
‫می‌فهمی چرا این کار برام سخته.

138
00:06:03,112 --> 00:06:04,739
‫اسم من اندرو گرینه...

139
00:06:05,948 --> 00:06:09,277
‫و متأسفانه درست وسط

140
00:06:09,327 --> 00:06:10,995
‫کل این ماجرا قرار گرفتم.

141
00:06:11,120 --> 00:06:13,664
‫تنها سوال اینه که
‫می‌خواین در مورد چی حرف بزنین.

142
00:06:13,706 --> 00:06:16,501
‫ولی برای من فقط استرتون اوکمونت نیست.

143
00:06:16,667 --> 00:06:18,202
‫خیلی شخصیه.

144
00:06:18,252 --> 00:06:20,505
‫شخصیتی توی فیلم بود که
‫از روی تو ساخته باشن؟

145
00:06:20,671 --> 00:06:21,873
‫آره.

146
00:06:21,923 --> 00:06:23,549
‫راگ‌رت بود؟

147
00:06:23,925 --> 00:06:26,928
‫به‌خاطر اون کلاه‌گیس آشغالش
‫بهش می‌گفتم راگ‌رت.

148
00:06:27,095 --> 00:06:30,223
‫اول از همه،
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت این‌طوری صدام نکرد،

149
00:06:30,390 --> 00:06:32,683
‫حداقل نه جلوی خودم.

150
00:06:32,850 --> 00:06:34,811
‫اگه این کار رو می‌کرد،
‫پامو می‌کردم توی حلقش.

151
00:06:35,019 --> 00:06:36,054
‫خودش هم می‌دونه.

152
00:06:36,104 --> 00:06:38,097
‫توی جای فوق‌العاده‌ای بزرگ شدم.
‫[بی‌ساید، کوئینز]

153
00:06:38,147 --> 00:06:39,474
‫بی‌ساید نیویورک.

154
00:06:39,524 --> 00:06:41,317
‫ده‌سالم بود که به اونجا نقل‌مکان کردیم.

155
00:06:41,484 --> 00:06:43,111
‫جردن آدم متفاوتی بود.

156
00:06:43,277 --> 00:06:45,488
‫حالا دوست داره خودشو، می‌دونی،

157
00:06:45,655 --> 00:06:48,950
‫آقای وال‌استریت و شیک‌پوش بدونه.

158
00:06:49,117 --> 00:06:50,443
‫ولی موقع بزرگ‌شدن این‌طوری نبود.

159
00:06:50,493 --> 00:06:51,994
‫کاملاً برعکس بود.

160
00:06:52,328 --> 00:06:55,498
‫ولی همیشه از همه باهوش‌تر بود.

161
00:06:55,665 --> 00:06:57,542
‫اینو از مادرش گرفته بود.

162
00:06:59,252 --> 00:07:04,674
‫جایی که بزرگ شدم، خیلی رقابتی بود.

163
00:07:04,841 --> 00:07:06,717
‫یه روز بسکتبال بازی می‌کردیم،

164
00:07:06,884 --> 00:07:09,554
‫یه روز بیسبال، شنا یا هرچیز دیگه.

165
00:07:09,720 --> 00:07:13,474
‫ولی جردن ورزشکار خیلی خوبی نبود.

166
00:07:13,641 --> 00:07:15,476
‫کوچیکتر بود.

167
00:07:15,643 --> 00:07:17,687
‫وقتی هم پای دخترها وسط می‌اومد، می‌دونی،

168
00:07:17,854 --> 00:07:19,647
‫دوران سختی براش بود.

169
00:07:19,814 --> 00:07:21,858
‫اعتمادبه‌نفس نداشت.

170
00:07:22,066 --> 00:07:26,571
‫آره، متأسفم که میگم،
‫ولی وقتی بزرگ می‌شدیم،

171
00:07:26,737 --> 00:07:28,281
‫مجبور بود توی کفش‌هاش
‫پاشنه‌ی مخفی بذاره،

172
00:07:28,448 --> 00:07:30,324
‫چون از کوتاهی قدش ناراحت بود.

173
00:07:30,491 --> 00:07:32,326
‫هورمون تزریق می‌کرد.

174
00:07:32,493 --> 00:07:34,579
‫به‌نظرم مشکلش واقعاً رشد جسمی نبود.

175
00:07:34,745 --> 00:07:37,165
‫باید از این تو رشد می‌کرد.

176
00:07:37,331 --> 00:07:38,833
‫توی خانواده‌ی ثروتمندی بزرگ نشدیم.

177
00:07:39,000 --> 00:07:41,502
‫محله‌ی متوسط‌نشینی بود.

178
00:07:41,669 --> 00:07:44,255
‫تمام چیزهایی که اون
‫بعدها توی زندگی داشت،

179
00:07:44,422 --> 00:07:45,998
‫ما هیچ‌کدوممون نداشتیم.

180
00:07:46,048 --> 00:07:48,167
‫[جونز بیچ، نیویورک]

181
00:07:48,217 --> 00:07:50,920
‫بچگی‌ها توی ساحل جونز می‌گشتیم.

182
00:07:50,970 --> 00:07:52,964
‫بعد سروکله‌ی این پسر کوچولو،
‫جردن بلفورت، پیدا شد،

183
00:07:53,014 --> 00:07:55,558
‫که از طریق دوست‌هام
‫و بی‌تریس می‌شناختمش،

184
00:07:55,766 --> 00:07:57,552
‫و از توی یه یخدان
‫یخ‌دربهشت می‌فروخت.

185
00:07:57,602 --> 00:07:59,103
‫می‌دونی، من یکی‌دو تا یخدان می‌فروختم،

186
00:07:59,270 --> 00:08:01,189
‫بعد می‌نشستم و از روزم لذت می‌بردم.

187
00:08:01,355 --> 00:08:03,399
‫اون دیوونه‌وار جدیش گرفته بود.

188
00:08:03,566 --> 00:08:06,652
‫یخ‌دربهشت ایتالیایی
‫توی لیوان‌های کاغذی بود،

189
00:08:06,819 --> 00:08:08,988
‫و ته لیوان رو فشار می‌داد

190
00:08:09,155 --> 00:08:12,742
‫تا توی هر لیوان یخ‌دربهشت کمتری بریزه.

191
00:08:12,950 --> 00:08:15,036
‫جردن فهمید دیگه لازم نیست

192
00:08:15,203 --> 00:08:19,248
‫دو ملاقه‌ی کامل یخ‌دربهشت بریزه
‫و هیچ‌کس هم نمی‌فهمید

193
00:08:19,415 --> 00:08:22,793
‫که هر تابستون واقعاً هزاران دلار درمیاره.

194
00:08:23,002 --> 00:08:25,830
‫و واقعاً یخ‌دربهشت‌فروشی رو

195
00:08:25,880 --> 00:08:28,049
‫به یه هنر تبدیل کرد.

196
00:08:29,342 --> 00:08:31,252
‫اوایل، وقتی جوون بود،

197
00:08:31,302 --> 00:08:34,764
‫جردن قطعاً خیلی متواضع‌تر بود،

198
00:08:34,972 --> 00:08:37,517
‫چون درآمدش اصلاً

199
00:08:37,683 --> 00:08:39,352
‫به اندازه‌ی چیزی که آخرش بهش رسید، نبود.

200
00:08:39,519 --> 00:08:41,521
‫تازه شروع کرده بود.

201
00:08:41,687 --> 00:08:43,272
‫اسم من رابرت لوروسوه.

202
00:08:43,439 --> 00:08:46,817
‫فکر کنم توی ۱۹ یا ۲۰سالگی
‫با جردن آشنا شدم.

203
00:08:47,026 --> 00:08:49,737
‫رابطه‌مون رو واقعاً
‫خیلی خیلی نزدیک می‌دونستم...

204
00:08:49,904 --> 00:08:52,732
‫حتی میشه گفت
‫تقریباً صمیمی‌ترین دوست هم بودیم.

205
00:08:52,782 --> 00:08:55,326
‫همپتونز واقعاً خیلی تغییر کرده.
‫[وست‌همپتونز، نیویورک]

206
00:08:55,493 --> 00:08:57,737
‫وقتی جوون بودیم،
‫آخرهفته‌ها برای مهمونی

207
00:08:57,787 --> 00:09:00,122
‫می‌رفتیم اونجا.

208
00:09:00,373 --> 00:09:01,324
‫جوون بودیم.

209
00:09:01,374 --> 00:09:02,416
‫بیست و چند ساله بودیم.

210
00:09:03,543 --> 00:09:06,170
‫هر دومون سعی داشتیم
‫از مراسم لذت ببریم.

211
00:09:07,046 --> 00:09:09,632
‫جردن تجارت گوشت هم داشت.

212
00:09:09,799 --> 00:09:11,300
‫در خونه‌ی مردم رو می‌زد

213
00:09:11,634 --> 00:09:14,303
‫و می‌گفت، گوش کنین، کامیون رئیسم

214
00:09:14,470 --> 00:09:17,014
‫پر از گوشت و میگوی تازه‌ست.

215
00:09:17,181 --> 00:09:21,644
‫اگه نفروشمشون،
‫آخرش اخراجم می‌کنه.

216
00:09:21,811 --> 00:09:24,063
‫می‌تونم به قیمت خیلی خوبی بهتون بدم.

217
00:09:24,230 --> 00:09:26,315
‫اون محصولات هم
‫بخشی از یه کلاهبرداری بودن،

218
00:09:26,482 --> 00:09:29,110
‫چون استیک ۴۵۰ گرمی
‫فقط ۳۴۰ گرم وزن داشت.

219
00:09:29,277 --> 00:09:31,153
‫با سرنگ آب می‌کشید

220
00:09:31,320 --> 00:09:32,772
‫و به میگوها تزریق می‌کرد

221
00:09:32,822 --> 00:09:35,157
‫تا بزرگتر از اندازه‌ی واقعیشون به‌نظر برسن.

222
00:09:35,324 --> 00:09:37,285
‫جردن توی فهمیدن حرفی که

223
00:09:37,326 --> 00:09:40,079
‫مردم برای خرید نیاز داشتن بشنون،
‫استاد بود،

224
00:09:40,246 --> 00:09:44,834
‫چه یخ‌دربهشت بود،
‫چه استیک یا سهام.

225
00:09:46,252 --> 00:09:49,088
‫بعد از کار به‌عنوان فروشنده‌ی گوشت و ماهی،

226
00:09:49,255 --> 00:09:51,716
‫توی یه شرکت واقعی وال‌استریت استخدام شد،

227
00:09:51,882 --> 00:09:53,125
‫ال.اف. روتشیلد.

228
00:09:53,175 --> 00:09:55,628
‫وال‌استریت اون موقع بلیط طلایی بود.

229
00:09:55,678 --> 00:09:58,256
‫انگار بی‌نهایت راه

230
00:09:58,306 --> 00:10:00,308
‫برای پولدارشدن وجود داشت.

231
00:10:00,516 --> 00:10:02,718
‫هرکسی اگه خوب و باهوش بود،

232
00:10:02,768 --> 00:10:04,645
‫می‌تونست پول دربیاره.

233
00:10:04,812 --> 00:10:06,314
‫من پت هورتادو هستم.

234
00:10:06,397 --> 00:10:08,316
‫خبرنگار بلومبرگ نیوز،

235
00:10:08,524 --> 00:10:11,027
‫و اخبار دادگاه‌ها رو پوشش میدم.

236
00:10:11,193 --> 00:10:13,487
‫پنج سال گذشته،
‫توی وال‌استریت دائم بساط جشن بوده،

237
00:10:13,654 --> 00:10:16,949
‫با رکوردهایی که
‫یکی پس از دیگری شکسته شدن.

238
00:10:17,116 --> 00:10:19,118
‫ظاهراً کار جردن خوب پیش می‌رفت،

239
00:10:19,285 --> 00:10:21,996
‫ولی بدشانسی آورد

240
00:10:22,163 --> 00:10:25,074
‫و وقتی دوشنبه‌ی سیاه اتفاق افتاد،
‫اونجا کار می‌کرد.

241
00:10:25,124 --> 00:10:26,409
‫[۱۹ اکتبر ۱۹۸۷]

242
00:10:26,459 --> 00:10:28,794
‫در تالارهای معاملات وال‌استریت،
‫وحشت به‌پا شده بود.

243
00:10:28,961 --> 00:10:33,090
‫سقوط بازار سهام ۵۰۰ میلیارد دلار
‫به سرمایه‌گذارها ضرر زد.

244
00:10:33,257 --> 00:10:35,217
‫دوشنبه‌ی سیاه ویرانگر بود.

245
00:10:35,426 --> 00:10:37,136
‫مردم پس‌انداز تمام عمرشون رو از دست دادن.

246
00:10:37,303 --> 00:10:41,140
‫و برای جردن بلفورت عقبگرد بزرگی بود.

247
00:10:41,307 --> 00:10:43,100
‫بیشتر آدم‌های وال‌استریت ناگهان

248
00:10:43,267 --> 00:10:45,561
‫خودشون رو بیکار دیدن.

249
00:10:45,728 --> 00:10:47,229
‫وقتی شروع کردم به

250
00:10:47,313 --> 00:10:49,015
‫گشتن توی بخش آگهی‌های استخدام،
‫به یه آگهی برخوردم

251
00:10:49,065 --> 00:10:51,317
‫برای کارگزاری سهام توی لانگ‌آیلند.
‫[سال ۲۰۱۰]

252
00:10:51,525 --> 00:10:54,612
‫حتی نمی‌دونستم چیه،
‫ولی مستأصل بودم.

253
00:10:54,779 --> 00:10:57,823
‫سرانجام، جردن تونست توی

254
00:10:57,990 --> 00:11:00,159
‫جایی به اسم مرکز سرمایه‌گذاران
‫کار پیدا کنه،

255
00:11:00,326 --> 00:11:02,662
‫که دقیقاً مثل توی فیلمه.

256
00:11:03,829 --> 00:11:05,156
‫هر سهم ۳ سنته.

257
00:11:05,206 --> 00:11:07,291
‫یعنی ۳ دلار، مرتیکه‌ی خسیس!

258
00:11:07,500 --> 00:11:09,001
‫یه مجموعه‌ی معاملات تلفنیه،

259
00:11:09,168 --> 00:11:11,754
‫با فروش پرفشار و سمج‌بازی...

260
00:11:11,921 --> 00:11:13,422
‫به مادربزرگ زنگ می‌زنن.

261
00:11:13,589 --> 00:11:15,758
‫اون هم اتفاقی جواب میده.

262
00:11:15,925 --> 00:11:19,261
‫مجموعه‌ی معاملات تلفنی
‫جاییه که لشکری از تماس‌گیرنده‌ها

263
00:11:19,470 --> 00:11:22,223
‫با روش‌های خیلی تهاجمی سهام می‌فروشن

264
00:11:22,390 --> 00:11:26,102
‫به مردم بی‌خبری که
‫اصلاً انتظارش رو ندارن.

265
00:11:26,268 --> 00:11:27,720
‫کار رو قبول کردم و همون روز اول،

266
00:11:27,770 --> 00:11:29,271
‫رکورد شرکت رو شکستم.

267
00:11:29,313 --> 00:11:31,023
‫ولی این فرق داشت، چون یه...

268
00:11:31,190 --> 00:11:33,401
‫یه لحظه همه‌چیز برام روشن شد.

269
00:11:33,609 --> 00:11:35,186
‫خودم به‌عنوان کارگزار سهام

270
00:11:35,236 --> 00:11:36,687
‫سالی یه میلیون دلار درمی‌آوردم،

271
00:11:36,737 --> 00:11:38,906
‫ولی می‌تونستم هر آدمی رو آموزش بدم،

272
00:11:39,073 --> 00:11:41,575
‫فارغ از سن، نژاد، عقیده،

273
00:11:41,742 --> 00:11:43,285
‫رنگ پوست، جایگاه اجتماعی‌اقتصادی،

274
00:11:43,494 --> 00:11:45,371
‫سطح تحصیلات...
‫هیچ‌کدوم مهم نبود.

275
00:11:45,579 --> 00:11:48,249
‫کافی بود این‌قدر اشتیاق داشته باشن
‫تا چندبرابرش کنم،

276
00:11:48,416 --> 00:11:51,877
‫و بعد از شش ماه،
‫اونا هم پولدار می‌شدن.

277
00:11:52,044 --> 00:11:54,296
‫وقتی جردن توی مرکز سرمایه‌گذاران بود،

278
00:11:54,505 --> 00:11:57,133
‫می‌دونم کارش اونجا خوب پیش می‌رفت.

279
00:11:57,299 --> 00:11:59,093
‫یادمه وقتی اولین یک میلیونش رو درآورد،

280
00:11:59,135 --> 00:12:00,636
‫یه جشن کوچیک گرفتیم.

281
00:12:01,303 --> 00:12:03,255
‫[وست‌همپتون، نیویورک]

282
00:12:03,305 --> 00:12:04,932
‫وقتی خیلی جوون بود،

283
00:12:05,099 --> 00:12:06,767
‫خونه‌ی وست‌همپتون رو خرید.

284
00:12:07,017 --> 00:12:08,686
‫برای همین آخرهفته‌ها می‌رفتیم اونجا.

285
00:12:08,728 --> 00:12:10,312
‫تقریباً همیشه بساط مهمونی به‌پا بود...

286
00:12:10,521 --> 00:12:12,106
‫یه عده توی ساحل،
‫یه عده توی آب،

287
00:12:12,273 --> 00:12:13,599
‫یه عده توی استخر،

288
00:12:13,649 --> 00:12:15,276
‫یه عده توی دستشویی مشغول مصرف مواد،

289
00:12:15,443 --> 00:12:17,111
‫یه عده توی زیرزمین مشغول مصرف مواد،

290
00:12:17,820 --> 00:12:19,689
‫یه عده روی پشت‌بوم مشغول مصرف مواد.

291
00:12:19,739 --> 00:12:21,323
‫خیلی خوش می‌گذشت.

292
00:12:23,951 --> 00:12:26,912
‫جردن زیاد در مورد
‫مرکز سرمایه‌گذاران حرف نمی‌زد،

293
00:12:27,079 --> 00:12:29,081
‫ولی می‌دونم کلی پول درمی‌آورد.

294
00:12:29,248 --> 00:12:30,791
‫گفت خودم هم می‌تونم این کار رو بکنم.

295
00:12:32,918 --> 00:12:36,088
‫سال ۱۹۸۹، جردن بهم زنگ زد

296
00:12:36,255 --> 00:12:38,591
‫و گفت می‌خواد یه شرکت راه بندازه.

297
00:12:38,758 --> 00:12:41,260
‫باید چه چیزهایی می‌دونست؟

298
00:12:41,469 --> 00:12:43,220
‫منو به اسم آیک سورکین می‌شناسن.
‫[ایرا لی سورکین، وکیل مدافع]

299
00:12:43,429 --> 00:12:45,589
‫بعد از دانشکده‌ی حقوق، به‌عنوان وکیل

300
00:12:45,639 --> 00:12:47,266
‫توی سازمان بورس مشغول شدم.

301
00:12:47,475 --> 00:12:48,976
‫سلام.

302
00:12:49,018 --> 00:12:50,686
‫بعدش وارد کار خصوصی شدم.

303
00:12:50,978 --> 00:12:54,273
‫اون موقع،
‫جردن برای مرکز سرمایه‌گذاران کار می‌کرد،

304
00:12:54,482 --> 00:12:57,226
‫یه مجموعه‌ی کوچک معاملات تلفنی
‫با یه مشت کارگزار

305
00:12:57,276 --> 00:12:59,945
‫که فرق گواهی سهام

306
00:13:00,112 --> 00:13:02,406
‫با جریمه‌ی پارک رو نمی‌دونستن.

307
00:13:02,573 --> 00:13:04,450
‫سعی می‌کردن سهام شرکت‌هایی رو بفروشن

308
00:13:04,617 --> 00:13:06,285
‫که واقعاً هیچ ارزشی نداشتن.

309
00:13:06,494 --> 00:13:09,705
‫به جردن گفتم
‫اگه می‌خوای یه شرکت راه بندازی،

310
00:13:09,872 --> 00:13:12,917
‫اگه درست انجامش ندی،
‫به دردسر می‌افتی.

311
00:13:13,083 --> 00:13:15,619
‫ازم تشکر کرد و غیبش زد.

312
00:13:15,669 --> 00:13:18,205
‫[سال ۱۹۸۹]

313
00:13:18,255 --> 00:13:22,134
‫سال ۱۹۸۹،
‫من و جردن همدیگه رو دیدیم.

314
00:13:22,301 --> 00:13:24,845
‫جردن گفت یه شرکت کارگزاری

315
00:13:25,012 --> 00:13:27,139
‫به اسم استرتون اوکمونت راه انداخته.

316
00:13:27,306 --> 00:13:29,141
‫یه عالمه کارگزار می‌شناختم
‫که براش کار می‌کردن.

317
00:13:29,308 --> 00:13:32,561
‫بیشترشون رو
‫از بی‌ساید استخدام کرده بود.

318
00:13:32,728 --> 00:13:35,022
‫یه روز توی پورتوریکو بودیم.

319
00:13:36,607 --> 00:13:38,651
‫پرسید می‌خوای شریک بشی؟

320
00:13:38,818 --> 00:13:41,654
‫مثلاً ۱۰۰ هزار دلار برای ۱۰ درصد.

321
00:13:41,821 --> 00:13:43,322
‫گفتم نه، می‌دونی،

322
00:13:43,489 --> 00:13:45,783
‫چیزی از اون صنعت نمی‌دونم.

323
00:13:45,991 --> 00:13:48,661
‫می‌دونی، تصمیمی که گرفتم
‫احتمالاً تصمیم خوبی بود،

324
00:13:48,828 --> 00:13:51,539
‫چون احتمالاً الان زندانی بودم.

325
00:13:56,627 --> 00:13:59,088
‫جردن بلفورت درس‌هایی رو که

326
00:13:59,255 --> 00:14:01,715
‫از مرکز سرمایه‌گذاران گرفته بود،
‫با خودش برد

327
00:14:01,882 --> 00:14:04,844
‫و یه امپراتوری کوچک رو
‫توی لانگ‌آیلند ساخت

328
00:14:05,052 --> 00:14:06,554
‫که اسمش استرتون اوکمونت بود.

329
00:14:06,679 --> 00:14:08,264
‫و ظرف چند سال،

330
00:14:08,514 --> 00:14:10,266
‫به یکی از
‫موفق‌ترین مجموعه‌های معاملات تلفنی

331
00:14:10,307 --> 00:14:11,675
‫توی کشور تبدیل شد.

332
00:14:11,725 --> 00:14:13,644
‫برای خیلی از آدم‌هایی که استخدام کرده بود،

333
00:14:13,811 --> 00:14:17,648
‫جردن بلفورت
‫به رهبری الهام‌بخش تبدیل شد.

334
00:14:18,315 --> 00:14:21,277
‫مردم کوکائین بالا می‌کشیدن،
‫قرص آرام‌بخش می‌خوردن،

335
00:14:21,443 --> 00:14:23,612
‫دور دنیا سفر می‌کردن.

336
00:14:23,779 --> 00:14:27,324
‫این کارگزارهای جوون
‫همگی همون سبک زندگی رو می‌خواستن.

337
00:14:28,742 --> 00:14:30,286
‫مثل نی‌زن سحرآمیزه.

338
00:14:30,452 --> 00:14:34,957
‫این پسرها رو با ضرب‌آهنگ ساز خودش
‫به حرکت درمی‌آورد.

339
00:14:35,124 --> 00:14:37,459
‫صحنه‌ی خوبی توی فیلم بود که

340
00:14:37,626 --> 00:14:39,795
‫این جوون‌ها وارد شرکت می‌شدن،

341
00:14:40,004 --> 00:14:41,247
‫و همه دنبال کار بودن.

342
00:14:41,297 --> 00:14:42,665
‫اینا دیگه چیه؟

343
00:14:42,715 --> 00:14:43,916
‫به خاطر مقاله‌ی فوربزه.

344
00:14:43,966 --> 00:14:45,426
‫حالا همه‌شون می‌خوان برات کار کنن.

345
00:14:45,551 --> 00:14:47,970
‫می‌دونست به یه مشت بچه چی بگه

346
00:14:48,137 --> 00:14:49,680
‫و بهشون قول داد که همه‌تون یه روزی

347
00:14:49,847 --> 00:14:51,298
‫میلیونر میشین.

348
00:14:51,348 --> 00:14:52,850
‫مردم هم باورش کردن.

349
00:14:53,017 --> 00:14:58,439
‫بهترین داوطلب، جوون، احمق،

350
00:14:58,606 --> 00:15:02,151
‫بی‌پول و گرسنه بود.

351
00:15:02,318 --> 00:15:05,863
‫اسمم هاوی گلفنده
‫و از سال ۸۹ تا وقتی استرتون

352
00:15:06,071 --> 00:15:10,484
‫تعطیل شد، اونجا بودم.

353
00:15:10,534 --> 00:15:14,079
‫توی فلاشینگ کویینز بزرگ شدم.

354
00:15:14,246 --> 00:15:17,666
‫بچگیم واقعاً هیچ ویژگی خاصی نداشت،

355
00:15:17,833 --> 00:15:21,587
‫جز اینکه از همون‌جا بود که کم‌کم

356
00:15:21,754 --> 00:15:24,882
‫تبدیل شدم به...
‫می‌دونی، یه پست‌فطرت چاق.

357
00:15:25,090 --> 00:15:27,927
‫دلیل اینکه در نهایت
‫به لانگ‌آیلند نقل‌مکان کردیم،

358
00:15:28,135 --> 00:15:32,473
‫این بود که یه دختر توی مدرسه

359
00:15:32,640 --> 00:15:35,267
‫به‌خاطر پول ناهارم
‫یه مداد توی بازوم فرو کرد.

360
00:15:35,434 --> 00:15:38,145
‫خب برای یه بچه‌ی تپل،

361
00:15:38,312 --> 00:15:41,523
‫آخرین چیزی که می‌خواد از دست بده،
‫پول ناهارشه.

362
00:15:41,690 --> 00:15:45,819
‫همین که این اتفاق افتاد،
‫مادرم گفت،

363
00:15:46,028 --> 00:15:47,438
‫دیگه بسه.

364
00:15:47,488 --> 00:15:51,033
‫جمع می‌کنیم و میریم حومه‌ی شهر.

365
00:15:51,200 --> 00:15:52,952
‫به لانگ‌آیلند نقل‌مکان کردیم.
‫[لانگ‌آیلند، نیویورک]

366
00:15:53,160 --> 00:15:55,746
‫و کم‌کم شروع کردم به دیدن اینکه

367
00:15:55,913 --> 00:15:57,748
‫نیمه‌ی دیگه‌ی جامعه چطور زندگی می‌کنه.

368
00:15:57,915 --> 00:16:01,210
‫من با اختلاف، فقیرترین بچه

369
00:16:01,377 --> 00:16:05,047
‫در یه محله‌ی خیلی ثروتمند بودم.

370
00:16:05,214 --> 00:16:09,426
‫به خودم گفتم باید پول دربیارم.

371
00:16:09,593 --> 00:16:13,931
‫بعد از دبیرستان،
‫یکی از دوست‌هام زنگ زد و گفت،

372
00:16:14,139 --> 00:16:18,435
‫هاوی، یه کاری پیدا کردم
‫که دقیقاً مناسب خودته.

373
00:16:18,602 --> 00:16:20,646
‫انگار برای تو ساخته شده.

374
00:16:20,813 --> 00:16:23,357
‫وقتی به شرکت پیوستم، ۲۲ سالم بود.

375
00:16:23,524 --> 00:16:25,609
‫از همه کوچیکتر بودم،

376
00:16:25,776 --> 00:16:28,278
‫و احتمالاً نهایتاً ۲۰ تا ۲۵ نفر

377
00:16:28,445 --> 00:16:30,906
‫توی شرکت بودن.

378
00:16:31,115 --> 00:16:32,616
‫نمی‌دونم کی گفته، ولی،

379
00:16:32,658 --> 00:16:34,743
‫اگه دهه‌ی ۶۰ رو یادت میاد،

380
00:16:34,910 --> 00:16:37,413
‫یعنی واقعاً اونجا نبودی.

381
00:16:37,579 --> 00:16:41,250
‫همین حرف رو میشه در مورد استرتون هم زد.

382
00:16:41,417 --> 00:16:42,960
‫اسم من ریچارد برانسونه،

383
00:16:43,168 --> 00:16:48,007
‫و بعد از چند سال کار توی وال‌استریت،

384
00:16:48,215 --> 00:16:51,093
‫سر از استرتون اوکمونت درآوردم.

385
00:16:53,762 --> 00:16:55,347
‫اولین شرکتی که کارم رو اونجا شروع کردم،

386
00:16:55,514 --> 00:16:58,350
‫شیرسون لیمن آمریکن اکسپرس بود،

387
00:16:58,517 --> 00:17:00,602
‫که دیگه وجود نداره.

388
00:17:00,769 --> 00:17:03,230
‫بعد رفتم بر استرنز،

389
00:17:03,397 --> 00:17:06,525
‫که البته اونم دیگه وجود نداره.

390
00:17:06,692 --> 00:17:10,237
‫ولی بعدش برای لیمن برادرز کار کردم،

391
00:17:10,404 --> 00:17:13,866
‫و اونم یه شرکت دیگه‌ست که دیگه وجود نداره.

392
00:17:14,033 --> 00:17:16,201
‫به‌عنوان کارگزار سهام، کمیسیونت

393
00:17:16,368 --> 00:17:17,870
‫ماهانه پرداخت میشه.

394
00:17:17,995 --> 00:17:20,247
‫پس هر ماه از صفر شروع می‌کنی.

395
00:17:23,208 --> 00:17:27,254
‫فکر کردم اگه قراره
‫همچین فشاری رو تحمل کنم،

396
00:17:27,421 --> 00:17:30,174
‫حداقل باید مطمئن بشم
‫خرج زندگیم درمیاد.

397
00:17:32,134 --> 00:17:34,428
‫چند هفته‌ای از این کار بیرون بودم،

398
00:17:34,595 --> 00:17:38,223
‫و اتفاقی به مردی برخوردم
‫که قبلاً باهاش کار می‌کردم.

399
00:17:38,390 --> 00:17:41,852
‫گفت توی یه شرکت
‫به اسم استرتون اوکمونت کار می‌کنم،

400
00:17:42,019 --> 00:17:44,229
‫که تا اون موقع اسمشو نشنیده بودم.

401
00:17:44,396 --> 00:17:47,941
‫توی لیک ساکسس نیویورکه.

402
00:17:48,150 --> 00:17:52,362
‫داشت از یه منطقه‌ی انبارمانند حرف می‌زد.

403
00:17:52,529 --> 00:17:54,823
‫اتفاقی که اونجا می‌افته، باورنکردنیه.

404
00:17:54,990 --> 00:17:56,492
‫گفت بذار یه چیزی نشونت بدم.

405
00:17:56,742 --> 00:17:59,328
‫کیف پولش رو باز کرد
‫و یه چک حقوق بیرون آورد.

406
00:17:59,495 --> 00:18:03,457
‫مبلغش چیزی حدود ۸۰ یا ۹۰ هزار دلار بود.

407
00:18:03,624 --> 00:18:05,667
‫پرسیدم این چک‌ها پاس میشن؟

408
00:18:10,756 --> 00:18:12,750
‫قبل از استرتون اوکمونت،

409
00:18:12,800 --> 00:18:14,843
‫سال‌ها صرف ترک‌کردن کردم.

410
00:18:16,261 --> 00:18:18,180
‫معتاد بودم.

411
00:18:18,347 --> 00:18:21,600
‫حدوداً ۲۵ سالم بود
‫که سکته‌ی قلبی کردم.

412
00:18:21,767 --> 00:18:26,438
‫چیزی نمونده بود بی‌خانمان بشم،
‫ولی ترک کردم.

413
00:18:26,605 --> 00:18:28,357
‫معجزه‌ش اینه که تنها کسی‌ام که

414
00:18:28,524 --> 00:18:30,609
‫توی استرتون اوکمونت پاک بود.

415
00:18:30,776 --> 00:18:32,402
‫تنها کسی‌ام که می‌تونه حقیقت رو بگه.

416
00:18:35,322 --> 00:18:37,449
‫اسمم جردن شاماهه.

417
00:18:37,616 --> 00:18:39,318
‫حدود شش یا هفت سال

418
00:18:39,368 --> 00:18:42,071
‫توی استرتون اوکمونت کار کردم.

419
00:18:42,121 --> 00:18:44,540
‫توی منطقه‌ی پوشاک کار می‌کردم،
‫[گارمنت دیستریکت، نیویورک]

420
00:18:44,706 --> 00:18:47,501
‫لباس و پوشاک ورزشی می‌فروختم،

421
00:18:47,668 --> 00:18:50,295
‫و یه دوست خیلی قدیمی زنگ زد و گفت،

422
00:18:50,462 --> 00:18:52,214
‫دوست داری کارگزار سهام بشی؟

423
00:18:52,381 --> 00:18:53,540
‫گفتم آره، حتماً.

424
00:18:53,590 --> 00:18:55,425
‫آره.

425
00:18:55,592 --> 00:18:58,762
‫یه چک حقوق ماهانه‌
‫حدوداً ۸۰ هزار دلاری نشونم داد

426
00:18:58,929 --> 00:19:00,430
‫و گفت بیا برای یه شرکت

427
00:19:00,556 --> 00:19:02,057
‫به اسم استرتون اوکمونت کار کن.

428
00:19:02,099 --> 00:19:04,601
‫پارکینگ پر از ماشین‌های شیک بود.

429
00:19:04,768 --> 00:19:07,813
‫دنی پوروش منو برد تو.

430
00:19:07,980 --> 00:19:11,066
‫دنی پوروش شریک جردن
‫توی استرتون اوکمونت بود.

431
00:19:11,275 --> 00:19:13,227
‫قبلاً توی پوشاک کار می‌کرد،

432
00:19:13,277 --> 00:19:15,320
‫مثل خیلی از کارگزارهای جردن.

433
00:19:15,487 --> 00:19:17,739
‫نقش دنی رو توی فیلم
‫جونا هیل بازی کرد،

434
00:19:17,906 --> 00:19:19,741
‫که ترکیبی از چند شخصیته.

435
00:19:19,908 --> 00:19:23,453
‫بخشی از شخصیت هاوی گلفند هم توش بود.

436
00:19:23,620 --> 00:19:26,498
‫و دنی مرد وحشی و دیوونه‌ای بود.

437
00:19:26,665 --> 00:19:29,418
‫با دختری ازدواج کرده بود که از قضا...

438
00:19:29,585 --> 00:19:32,546
‫و واقعاً هم حقیقت داره...
‫دخترداییش بود.

439
00:19:32,713 --> 00:19:34,798
‫آره، همسرم دخترداییمه یا هرچی،

440
00:19:34,965 --> 00:19:36,508
‫ولی اون‌طوری که فکر می‌کنین نیست.

441
00:19:36,675 --> 00:19:38,802
‫یعنی دختردایی درجه‌یکته یا...

442
00:19:38,969 --> 00:19:41,096
‫پدرش برادر مادرمه.

443
00:19:41,305 --> 00:19:43,932
‫دنی از دخترداییش سه تا بچه داشت.

444
00:19:44,099 --> 00:19:46,768
‫خوشبختانه هر سه بچه سالم هستن.

445
00:19:48,687 --> 00:19:52,149
‫دنی خیلی خیلی خیلی عاشق مهمونی بود.

446
00:19:52,357 --> 00:19:54,776
‫جونا هیل توی فیلم
‫خیلی خوب نقش دنی رو بازی کرد.

447
00:19:54,943 --> 00:19:56,737
‫توی استرتون اوکمونت
‫با احضاریه‌ها این کار رو می‌کنیم!

448
00:19:56,778 --> 00:19:58,864
‫حداقل در مورد
‫رفتارهای وحشیانه و دیوونه‌وارش.

449
00:19:59,031 --> 00:20:01,825
‫جردن مغز متفکر کسب‌وکار بود.

450
00:20:02,034 --> 00:20:04,194
‫دنی کارهای روزمره رو اداره می‌کرد

451
00:20:04,244 --> 00:20:06,163
‫و کارگزارها رو کنترل می‌کرد.

452
00:20:06,330 --> 00:20:09,458
‫دنی بلافاصله گفت
‫باید بیای اینجا کار کنی.

453
00:20:09,625 --> 00:20:12,669
‫دفتر جردن کنار دفتر دنی بود.

454
00:20:12,836 --> 00:20:15,881
‫رفتم تو و دنی معرفیم کرد.

455
00:20:16,089 --> 00:20:20,260
‫و جردن اصلاً تحت‌تأثیر قرار نگرفت.

456
00:20:20,427 --> 00:20:23,889
‫«خیلی قدبلند نیست، شاید ۱۷۰ سانتی‌متر.»

457
00:20:24,097 --> 00:20:26,141
‫ولی چکمه‌ی کابویی پوشیده بود،

458
00:20:26,308 --> 00:20:28,393
‫که یه‌جورایی خنده‌دار بود.

459
00:20:28,560 --> 00:20:31,688
‫فکر کردم اگه چاپلوسی این عوضی رو بکنم،

460
00:20:31,855 --> 00:20:34,816
‫می‌دونی، زودتر ترفیع می‌گیرم.

461
00:20:35,025 --> 00:20:37,945
‫از لحاظ مصاحبه هم،

462
00:20:38,153 --> 00:20:41,448
‫مثل سه کیلو سوسیس
‫توی کیسه‌ی دوکیلویی بودم.

463
00:20:41,615 --> 00:20:44,743
‫ولی خیلی خوب عمل کردم.

464
00:20:44,910 --> 00:20:48,455
‫گفت، هاوی، معلومه که استخدامی.

465
00:20:48,622 --> 00:20:51,917
‫و این‌طوری ورودم به جهنم رقم خورد.

466
00:20:58,173 --> 00:21:00,259
‫سلام، آقا.
‫جردن شاماه هستم.

467
00:21:00,425 --> 00:21:01,927
‫از استرتون اوکمونت تماس می‌گیرم.

468
00:21:02,052 --> 00:21:03,378
‫امروز حالتون چطوره؟
‫می‌دونم سرتون شلوغه.

469
00:21:03,428 --> 00:21:04,838
‫مستقیم میرم سر اصل مطلب.

470
00:21:04,888 --> 00:21:06,431
‫با استرتون اوکمونت آشنایی دارین؟

471
00:21:06,515 --> 00:21:07,925
‫وقتی برای اولین‌بار وارد استرتون شدم،

472
00:21:07,975 --> 00:21:13,438
‫نمی‌دونستم موفق میشم یا شکست می‌خورم.

473
00:21:13,605 --> 00:21:16,191
‫اولش تماس‌گیرنده‌ی تلفنی هستی.

474
00:21:16,358 --> 00:21:17,851
‫آقا، با اجازه‌تون فقط می‌خوام

475
00:21:17,901 --> 00:21:19,945
‫خودم و شرکتمو معرفی کنم.

476
00:21:20,153 --> 00:21:23,115
‫باید روزی ۳۰۰ تماس بگیری.

477
00:21:23,282 --> 00:21:26,118
‫وظیفه‌ی تماس‌گیرنده‌ی تلفنی این بود که

478
00:21:26,285 --> 00:21:29,204
‫برای کارگزار مشتری احتمالی پیدا کنه.

479
00:21:29,371 --> 00:21:31,957
‫به‌نظرم تنها چیزی که فیلم درست نشون داد،

480
00:21:32,165 --> 00:21:34,543
‫زمانی بود که داشت
‫متن فروش رو یادشون می‌داد.

481
00:21:34,710 --> 00:21:36,920
‫اون بخش فیلم دقیق بود.

482
00:21:37,129 --> 00:21:39,673
‫به استرتون اوکمونت خوش اومدین.

483
00:21:39,840 --> 00:21:41,750
‫فکر کنم بهشون می‌گفت
‫اسم استرتون اوکمونت رو

484
00:21:41,800 --> 00:21:43,885
‫با خودشون به صخره‌ی پلیموث آوردن
‫یا همچین چیزی.

485
00:21:44,094 --> 00:21:47,347
‫بنیان‌گذارانمون با کشتی می‌فلاور اومدن

486
00:21:47,514 --> 00:21:49,308
‫و اسم «استرتون اوکمونت» رو

487
00:21:49,474 --> 00:21:51,560
‫روی صخره‌ی لعنتی پلیموث حک کردن.

488
00:21:51,727 --> 00:21:53,178
‫گرفتین؟

489
00:21:53,228 --> 00:21:55,272
‫یه متن آورد و خط‌به‌خط

490
00:21:55,314 --> 00:21:57,316
‫باهاشون مرورش کرد،
‫و اون متن خیلی دقیق بود.

491
00:21:57,482 --> 00:22:01,278
‫بالاخره کارگزاری توی وال‌استریت پیدا کردین
‫که قابل‌اعتماده

492
00:22:01,445 --> 00:22:04,690
‫و می‌تونه دائماً براتون پول دربیاره.

493
00:22:04,740 --> 00:22:06,742
‫برای موفق‌شدن فقط باید

494
00:22:06,908 --> 00:22:09,995
‫از متن پیروی می‌کردی
‫و جواب اعتراض‌ها رو می‌دادی.

495
00:22:10,162 --> 00:22:12,873
‫یه نسخه‌ی زیراکسی بهت می‌دادن

496
00:22:13,040 --> 00:22:16,918
‫از اعتراض‌ها و جواب اعتراض‌هایی که

497
00:22:17,085 --> 00:22:21,048
‫طرف مقابل
‫حتماً موقع ارائه‌ی پیشنهاد می‌گفت.

498
00:22:21,214 --> 00:22:22,799
‫همون‌طور که توی فیلم نشون دادن،

499
00:22:22,966 --> 00:22:25,135
‫خیلی خیلی شبیه کاری بود که

500
00:22:25,302 --> 00:22:26,845
‫توی استرتون اوکمونت می‌کردیم.

501
00:22:27,012 --> 00:22:28,463
‫من نمی‌شناسمت.
‫همین‌طوری بهم زنگ زدی.

502
00:22:28,513 --> 00:22:29,965
‫کاملاً غریبه‌ای.

503
00:22:30,015 --> 00:22:31,383
‫کاملاً باهاتون موافقم.

504
00:22:31,433 --> 00:22:32,718
‫شما منو نمی‌شناسین.
‫منم شما رو نمی‌شناسم.

505
00:22:32,768 --> 00:22:34,269
‫اجازه بدین خودمو معرفی کنم.

506
00:22:34,394 --> 00:22:35,896
‫یکی از اعتراض‌های معمول این بود که

507
00:22:36,021 --> 00:22:37,606
‫خیلی از این تماس‌ها باهام گرفته میشه.

508
00:22:37,856 --> 00:22:39,941
‫آقای جونز،
‫باید از این بابت خیلی خوشحال باشین.

509
00:22:40,108 --> 00:22:41,860
‫شما تاجر موفقی هستین.

510
00:22:42,027 --> 00:22:43,987
‫وقتی دیگه این آدما بهتون زنگ نزنن،

511
00:22:44,029 --> 00:22:45,530
‫اون موقع‌ست که واقعاً باید نگران بشین.

512
00:22:45,822 --> 00:22:47,741
‫طرف میگه از کارگزارش راضیه.

513
00:22:47,908 --> 00:22:48,775
‫عالیه.

514
00:22:48,825 --> 00:22:51,620
‫فقط می‌خوام وقتی پیشنهادی رو
‫باهاتون مطرح می‌کنم

515
00:22:51,661 --> 00:22:54,706
‫که می‌تونه براتون سود داشته باشه،
‫خوب بهش گوش کنین.

516
00:22:54,873 --> 00:22:56,416
‫به‌اندازه‌ی کافی منصفانه‌ست؟

517
00:22:56,625 --> 00:22:58,377
‫خیلی صادق به‌نظر میای.

518
00:22:58,543 --> 00:23:00,837
‫مثل فیلم، جردن یادمون می‌داد،

519
00:23:01,004 --> 00:23:03,298
‫دستت رو بذاری روی قلبت.

520
00:23:03,465 --> 00:23:05,842
‫اگه واقعاً واقعاً همدیگه رو می‌شناختیم،

521
00:23:06,009 --> 00:23:07,627
‫بحث آره یا نه نبود.

522
00:23:07,677 --> 00:23:11,181
‫فقط سوال این بود که چقدر.

523
00:23:11,348 --> 00:23:13,642
‫وقتی کارگزارهای سهام رو آموزش می‌دادم،

524
00:23:13,809 --> 00:23:19,189
‫می‌گفتم اگه قرار بود
‫با مایک تایسون بری توی رینگ،

525
00:23:19,356 --> 00:23:21,191
‫حتماً انتظار داشتی

526
00:23:21,358 --> 00:23:23,026
‫سعی کنه توی سرت ضربه بزنه.

527
00:23:23,193 --> 00:23:25,404
‫براش برنامه نمی‌ریختی؟

528
00:23:25,570 --> 00:23:28,073
‫یادمه به مردی که
‫جواب منفی بهم داد، گفتم...

529
00:23:28,240 --> 00:23:30,117
‫گفتم گوش کن، فقط ده بار بگو نه.

530
00:23:30,283 --> 00:23:32,244
‫بگو دیگه.
‫درهرحال می‌خوای همین کار رو بکنی.

531
00:23:32,411 --> 00:23:34,079
‫ده بار بگو نه،
‫بعد بریم سر معامله.

532
00:23:34,246 --> 00:23:37,666
‫وقتی طرف میگه خب، باید از همسرم بپرسم،

533
00:23:37,833 --> 00:23:39,543
‫بهتره جوابی براش داشته باشی.

534
00:23:39,751 --> 00:23:41,078
‫شوخی می‌کنی؟

535
00:23:41,128 --> 00:23:42,412
‫برای استخدام باغبون هم

536
00:23:42,462 --> 00:23:43,964
‫با همسرت حرف می‌زنی؟

537
00:23:44,089 --> 00:23:45,674
‫همه‌ی تصمیم‌ها رو با همسرت می‌گیری؟

538
00:23:45,757 --> 00:23:47,259
‫مرد باش.

539
00:23:48,760 --> 00:23:50,887
‫آقای جونز، میشه یه لطفی بهم بکنین؟

540
00:23:51,596 --> 00:23:53,515
‫فهمیدم، باشه.

541
00:23:53,682 --> 00:23:56,101
‫می‌دونی، ۱۰۰ تا سهم می‌خرم.

542
00:23:56,309 --> 00:23:57,978
‫از پا درش آورده بودی.

543
00:23:58,145 --> 00:24:01,523
‫وقتی جواب مثبت می‌گرفتی،
‫تلفن رو قطع می‌کردی،

544
00:24:01,690 --> 00:24:05,152
‫و همه هورا می‌کشیدن،
‫چون رفته بودی جنگ،

545
00:24:05,360 --> 00:24:06,862
‫و جنگ رو برده بودی.

546
00:24:09,656 --> 00:24:12,075
‫اولین‌باری که وارد استرتون اوکمونت شدم،

547
00:24:12,284 --> 00:24:14,202
‫خیلی واضح یادمه.

548
00:24:14,411 --> 00:24:17,497
‫وقتی می‌رسیدی،
‫یه عالمه ماشین لوکس می‌دیدی...

549
00:24:17,664 --> 00:24:20,584
‫می‌دونی، مرسدس، فراری، تستاروسا،

550
00:24:20,750 --> 00:24:22,919
‫ماشین پشت ماشین.

551
00:24:23,086 --> 00:24:24,629
‫می‌رفتی تو.

552
00:24:24,796 --> 00:24:27,382
‫دقیقاً مثل فیلم بود، مردهایی که پای تلفن

553
00:24:27,549 --> 00:24:29,292
‫داد می‌زدن، فریاد می‌کشیدن،

554
00:24:29,342 --> 00:24:31,928
‫این‌ور و اون‌ور می‌دویدن، آشوب محض بود.

555
00:24:32,095 --> 00:24:34,014
‫باید درک کنین که من فقط

556
00:24:34,181 --> 00:24:36,558
‫توی محیط‌های قانونی و حرفه‌ای
‫کار کرده بودم.

557
00:24:36,725 --> 00:24:38,477
‫پس این معمول بود؟

558
00:24:38,643 --> 00:24:40,145
‫عادی بود؟

559
00:24:40,228 --> 00:24:41,730
‫نه، نبود.

560
00:24:41,771 --> 00:24:43,607
‫اسم من دانا سلسینجره،

561
00:24:43,773 --> 00:24:45,734
‫و توی استرتون اوکمونت

562
00:24:45,901 --> 00:24:47,903
‫توی بخش تأمین مالی شرکت کار می‌کردم.

563
00:24:48,028 --> 00:24:49,529
‫که به‌نظرم یه‌کم عجیب بود.

564
00:24:49,654 --> 00:24:51,823
‫هیچ سابقه‌ای توی امور مالی ندارم.

565
00:24:52,032 --> 00:24:54,075
‫ذره‌ای به امور مالی علاقه ندارم.

566
00:24:54,242 --> 00:24:56,620
‫جوون و متأهل بودم و می‌دونستم

567
00:24:56,786 --> 00:24:58,747
‫می‌خوایم تشکیل خانواده بدیم.

568
00:24:58,955 --> 00:25:01,041
‫و حقوق خیلی وسوسه‌کننده‌ای رو

569
00:25:01,208 --> 00:25:03,543
‫جلوی روم گذاشت.

570
00:25:03,710 --> 00:25:05,420
‫از ابتدای تأسیس استرتون اوکمونت،

571
00:25:05,587 --> 00:25:07,964
‫همیشه صبح‌ها یه جلسه برگزار می‌شد

572
00:25:08,131 --> 00:25:10,175
‫و وقتی بازار بسته می‌شد هم یه جلسه‌ی دیگه.

573
00:25:10,342 --> 00:25:12,344
‫جلسه‌ها الهام‌بخش بودن و فکر می‌کنم

574
00:25:12,511 --> 00:25:14,638
‫واقعاً واقعاً حال‌وهوای

575
00:25:14,804 --> 00:25:17,182
‫کل روز کارگزارها رو تعیین می‌کردن.

576
00:25:17,349 --> 00:25:19,267
‫توی چند تا از جلسه‌های صبحگاهی بودم.

577
00:25:19,434 --> 00:25:22,687
‫جردن می‌گفت فلانی، ماه پیش
‫چقدر درآمد ناخالص داشتی؟

578
00:25:22,854 --> 00:25:25,857
‫فلانی هم می‌گفت ۲۵۰ هزار دلار درآمد داشتم.

579
00:25:26,066 --> 00:25:28,185
‫جردن می‌گفت فوق‌العاده‌ست.

580
00:25:28,235 --> 00:25:29,728
‫بیا اینجا.

581
00:25:29,778 --> 00:25:31,188
‫و کارگزار می‌اومد جلوی جمع،

582
00:25:31,238 --> 00:25:32,739
‫همون‌جایی که جردن سخنرانی می‌کرد،

583
00:25:32,864 --> 00:25:34,824
‫و یه ساعت رولکس نو بهش می‌داد.

584
00:25:35,033 --> 00:25:38,245
‫این کارگزارهای جوون پاداش می‌گرفتن.

585
00:25:38,411 --> 00:25:40,705
‫همه‌شون همون سبک زندگی رو می‌خواستن.

586
00:25:40,872 --> 00:25:43,333
‫و این‌طوری هر روز بهشون انگیزه می‌داد.

587
00:25:43,500 --> 00:25:46,378
‫توی جلسه‌ها وادارشون می‌کردم
‫موفقیتشون رو تجسم کنن.

588
00:25:46,545 --> 00:25:47,954
‫در مورد اون سبک زندگی حرف می‌زدم.

589
00:25:48,004 --> 00:25:49,506
‫هیچ‌کدوم از این بچه‌ها
‫دانشگاه نرفته بودن، خب؟

590
00:25:49,548 --> 00:25:51,675
‫عضو باشگاه بچه‌پولدارهای خوش‌شانس نبودن.

591
00:25:51,841 --> 00:25:53,593
‫و اولین چیزی که بهشون گفتم، این بود.

592
00:25:53,760 --> 00:25:55,971
‫پشت این میز بشین،
‫کلماتی رو بگو که یادت میدم،

593
00:25:56,137 --> 00:25:57,506
‫اون‌وقت می‌تونی به‌اندازه‌ی

594
00:25:57,556 --> 00:25:59,099
‫قدرتمندترین مدیرعامل آمریکا قدرتمند بشی.

595
00:25:59,266 --> 00:26:00,759
‫هر روز آموزش داشتیم.

596
00:26:00,809 --> 00:26:03,019
‫برای تماس‌گیرنده‌ها
‫جلسه‌های انگیزشی برگزار می‌کردم،

597
00:26:03,061 --> 00:26:04,513
‫و سر به سرشون می‌ذاشتم.

598
00:26:04,563 --> 00:26:07,065
‫یه اسکناس ۱۰۰دلاری برمی‌داشتم
‫و می‌گفتم می‌تونم پاره‌ش کنم.

599
00:26:07,232 --> 00:26:09,192
‫وحشت می‌کردن.

600
00:26:09,359 --> 00:26:10,902
‫وحشت می‌کردن.

601
00:26:11,111 --> 00:26:15,282
‫امروز چطور به ۵۰۰ تا حیوون انگیزه بدم

602
00:26:15,448 --> 00:26:18,827
‫که تروریست تلفنی بشن؟

603
00:26:19,035 --> 00:26:22,747
‫به تماس‌گیرنده‌ها
‫خیلی خیلی کم حقوق می‌دادن.

604
00:26:22,914 --> 00:26:26,835
‫اگه حاضر بودن برای سرگرم‌کردنمون
‫کارهای دیوونه‌وار بکنن،

605
00:26:27,043 --> 00:26:29,462
‫ما هم حاضر بودیم بهشون پول بدیم.

606
00:26:29,629 --> 00:26:32,591
‫دو تا دوقلو پیشنهاد دادن

607
00:26:32,757 --> 00:26:37,053
‫برای ده ثانیه خودشون رو
‫به باتری ماشین وصل کنن و ۱۰۰۰۰ دلار بگیرن.

608
00:26:37,220 --> 00:26:39,097
‫خب، شرکا به هم نگاه کردن و گفتن،

609
00:26:39,139 --> 00:26:40,215
‫می‌دونی چیه؟

610
00:26:40,265 --> 00:26:41,933
‫قبوله.

611
00:26:42,142 --> 00:26:44,060
‫می‌شد لرزیدنشون رو دید،

612
00:26:44,227 --> 00:26:47,647
‫و فقط تونستن ۸ ثانیه دووم بیارن.

613
00:26:47,814 --> 00:26:49,316
‫هیچ‌وقت پولشون رو گرفتن؟

614
00:26:49,441 --> 00:26:51,526
‫نه، حتی یه سنت هم نگرفتن.

615
00:26:52,485 --> 00:26:53,937
‫برای چندصد دلار،

616
00:26:53,987 --> 00:26:56,489
‫باید یه لیوان پر از واسابی می‌خوردی.

617
00:26:56,656 --> 00:26:58,658
‫و همیشه داوطلب پیدا می‌شد.

618
00:26:58,825 --> 00:27:01,570
‫ماجرای ماهی قرمز
‫یکی از معدود داستان‌های واقعی

619
00:27:01,620 --> 00:27:03,071
‫توی اون فیلمه.

620
00:27:03,121 --> 00:27:05,540
‫فقط یه نفر رو نشون دادن
‫که ماهی قرمز رو خورد،

621
00:27:05,707 --> 00:27:08,501
‫درحالی‌که واقعیت اینه که دو نفر بودن...

622
00:27:08,668 --> 00:27:10,378
‫دنی ماهی قرمز سیاه رو خورد،

623
00:27:10,545 --> 00:27:14,841
‫و بنده هم اون یکی ماهی قرمز رو خوردم.

624
00:27:15,008 --> 00:27:16,843
‫یه دستیار فروش بود،

625
00:27:17,010 --> 00:27:19,721
‫و درست مثل فیلم «گرگ وال‌استریت»،

626
00:27:19,888 --> 00:27:21,514
‫اگه سرش رو می‌تراشید،

627
00:27:21,681 --> 00:27:24,517
‫فرصت داشت ۵ هزار دلار بگیره.

628
00:27:24,684 --> 00:27:26,978
‫این واقعاً اتفاق افتاد.

629
00:27:28,897 --> 00:27:30,398
‫فکر نکنم کسی وقتی عضو یه فرقه‌ست،
‫متوجه بشه که

630
00:27:30,440 --> 00:27:33,151
‫بخشی از یه فرقه شده.

631
00:27:35,362 --> 00:27:39,366
‫جنسیت‌زدگی، رفتار تحقیرآمیز،

632
00:27:39,532 --> 00:27:43,578
‫شیءانگاری زن‌ها...

633
00:27:43,745 --> 00:27:47,165
‫امروز هیچ‌کدوم قابل‌قبول نبود.

634
00:27:47,332 --> 00:27:50,669
‫واقعاً زن‌ها رو
‫توی جایگاه‌های مهم قدرت نمی‌ذاشتن.

635
00:27:50,835 --> 00:27:53,421
‫همه‌ی تصمیم‌ها رو مردها می‌گرفتن.

636
00:27:57,050 --> 00:28:00,261
‫به‌نظرم اولین تغییر بزرگی که دیدم،

637
00:28:00,428 --> 00:28:01,930
‫وقتی بود که شروع کردیم به پول‌درآوردن.

638
00:28:02,013 --> 00:28:04,516
‫با اینکه با دنیس،

639
00:28:04,683 --> 00:28:07,802
‫همسر اولش، ازدواج کرده بود،

640
00:28:07,852 --> 00:28:10,647
‫از همون موقع شروع کرد...

641
00:28:10,814 --> 00:28:13,058
‫می‌دونی، دنبال زن‌های دیگه رفتن،
‫بذارین این‌طوری بگم.

642
00:28:13,108 --> 00:28:15,443
‫بلافاصله شیفته و مجذوبش شد.

643
00:28:15,610 --> 00:28:17,904
‫فکر کنم مانکن یا همچین چیزی بود.

644
00:28:18,071 --> 00:28:19,614
‫نیدین دختر زیبایی بود.

645
00:28:19,989 --> 00:28:22,951
‫لبخند خیلی بامزه‌ای داشت،
‫با یه شخصیت خوب،

646
00:28:23,159 --> 00:28:26,037
‫و جردن بدجور دلباخته‌ش شده بود.

647
00:28:26,246 --> 00:28:28,581
‫نقش نیدین رو توی فیلم
‫مارگو رابی بازی کرد،

648
00:28:28,748 --> 00:28:31,418
‫که با اون لهجه‌ی کش‌دار بروکلینی
‫کارش فوق‌العاده بود.

649
00:28:31,584 --> 00:28:32,994
‫- سلام.
‫- از آشناییتون خوش‌وقتم.

650
00:28:33,044 --> 00:28:34,329
‫از آشناییتون خوش‌وقتم.

651
00:28:34,379 --> 00:28:35,372
‫خونه‌ی محشری اینجا دارین.

652
00:28:35,422 --> 00:28:38,091
‫توی خونه‌ی ساحلیش یه مهمونی گرفته بود.

653
00:28:38,258 --> 00:28:39,801
‫من با نامزد اون زمانم رفته بودم.

654
00:28:39,968 --> 00:28:42,721
‫و متأسفانه، درست مثل چیزی که
‫توی فیلم نشون میدن،

655
00:28:42,887 --> 00:28:45,473
‫یکی از دوست‌هاش
‫اونجا اون کارو کرد.

656
00:28:45,682 --> 00:28:47,175
‫بعد به نامزدم گفتم،

657
00:28:47,225 --> 00:28:48,718
‫باید هرچه زودتر از این جهنم‌دره بریم.

658
00:28:48,768 --> 00:28:49,602
‫و رفتیم.

659
00:28:49,894 --> 00:28:52,689
‫بعد جردن به یه نفر
‫۱۵ هزار دلار توی بازار سهام رسوند

660
00:28:52,856 --> 00:28:55,308
‫تا برنامه‌ای بچینه که من با اون و جردن

661
00:28:55,358 --> 00:28:56,985
‫به‌عنوان دوست بیرون برم،

662
00:28:57,152 --> 00:28:59,821
‫و من اصلاً روحم هم خبر نداشت
‫که پشت‌صحنه یه توطئه‌ست.

663
00:28:59,988 --> 00:29:02,073
‫پس داشت پشت‌صحنه
‫کارهای خودش رو می‌کرد.

664
00:29:02,240 --> 00:29:04,451
‫خیلی زود، آره.

665
00:29:04,617 --> 00:29:06,786
‫خب، این باید یه زنگ خطر می‌بود،

666
00:29:06,953 --> 00:29:08,747
‫ولی من ۲۲ سالم بود
‫و بی‌خبر از همه‌جا.

667
00:29:14,461 --> 00:29:18,339
‫توی استرتون،
‫روز معمولاً این‌طوری شروع می‌شد که

668
00:29:18,506 --> 00:29:23,011
‫قرص‌های آرام‌بخش رو
‫مثل پیتزای دومینوز برامون می‌آوردن.

669
00:29:23,178 --> 00:29:26,055
‫آرام‌بخش معمولاً اولین مخدری بود
‫که مصرف می‌کردی

670
00:29:26,222 --> 00:29:31,060
‫چون کرختت می‌کرد،
‫بعد کوکائین می‌زدی

671
00:29:31,227 --> 00:29:33,229
‫چون دوباره انرژیت رو برمی‌گردوند بالا.

672
00:29:33,313 --> 00:29:36,441
‫بدون مواد مخدر
‫حتی نزدیک به این مقدار هم

673
00:29:36,608 --> 00:29:39,944
‫فروش نداشتیم.

674
00:29:40,153 --> 00:29:41,654
‫فکر کنم قرص‌های آرام‌بخش،

675
00:29:41,821 --> 00:29:44,824
‫در اصل به‌عنوان
‫قرص خواب ساخته شده بودن.

676
00:29:45,033 --> 00:29:48,036
‫تا جایی که می‌دونم دیگه تولید نمیشن،

677
00:29:48,203 --> 00:29:50,497
‫که احتمالاً چیز خوبیه،
‫با وجود این حقیقت که

678
00:29:50,663 --> 00:29:53,666
‫واقعاً و حقیقتاً مخدر فوق‌العاده‌ای بودن

679
00:29:53,833 --> 00:29:55,794
‫و همه‌مون عاشقشون بودیم.

680
00:29:57,796 --> 00:30:00,715
‫مردم فهمیدن اگه بیشتر از

681
00:30:00,882 --> 00:30:03,760
‫دوز تجویزشده مصرف کنن،
‫می‌تونن نشئه بشن.

682
00:30:03,927 --> 00:30:05,428
‫یه‌جورایی حال بدن.

683
00:30:06,638 --> 00:30:09,466
‫خیلی دوستت دارم لعنتی!

684
00:30:09,516 --> 00:30:11,976
‫شب رو با یه خواب عالی تموم می‌کنی،

685
00:30:12,185 --> 00:30:14,896
‫و فرداش آماده‌ای که دوباره انجامش بدی.

686
00:30:15,104 --> 00:30:17,524
‫این پسرها مثل نقل‌ونبات
‫قرص مصرف می‌کردن.

687
00:30:17,690 --> 00:30:20,276
‫یادمه بچه‌ها دوشنبه‌ها می‌اومدن

688
00:30:20,443 --> 00:30:22,779
‫و می‌گفتن، جردن، ببین،
‫می‌تونی کمکم کنی پاک بشم،

689
00:30:22,946 --> 00:30:25,031
‫چون دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

690
00:30:25,240 --> 00:30:26,741
‫می‌گفت، آره، کمکت می‌کنم.

691
00:30:26,908 --> 00:30:29,244
‫موادشون رو می‌انداختن توی سطل آشغال من.

692
00:30:29,410 --> 00:30:31,496
‫تا سه‌شنبه، دوباره نشئه می‌شدن.

693
00:30:31,663 --> 00:30:34,040
‫خیلی از کارگزارها مواد می‌زدن
‫تا اعتمادبه‌نفس پیدا کنن

694
00:30:34,249 --> 00:30:36,292
‫که برن پای تلفن و معامله کنن.

695
00:30:36,459 --> 00:30:37,961
‫من برای این آدم غریبه‌ام.

696
00:30:38,211 --> 00:30:42,298
‫چطور ممکنه بهش پیشنهاد بدم
‫که یه میلیون دلار

697
00:30:42,465 --> 00:30:44,717
‫روی این سهم مشکوک سرمایه‌گذاری کنه؟

698
00:30:44,884 --> 00:30:48,972
‫در حالی که اگه تحت‌تأثیر آرام‌بخش باشی،

699
00:30:49,180 --> 00:30:51,891
‫دیگه هیچ مانع و ترسی نداری.

700
00:30:52,058 --> 00:30:54,394
‫هرچیزی میگی.

701
00:30:56,354 --> 00:30:59,148
‫من رسماً طوری جلوه می‌دادم که انگار

702
00:30:59,315 --> 00:31:02,735
‫یه کارکشته‌ی ۲۵ساله‌ی سیگاربرگ‌به‌دست

703
00:31:02,902 --> 00:31:04,988
‫با رولکس ۲۵ هزار دلاری

704
00:31:05,196 --> 00:31:08,074
‫توی یه دفتر شیشه‌ای بزرگ
‫توی منهتن هستم

705
00:31:08,283 --> 00:31:10,910
‫و این آدم خوش‌شانسه که
‫باهام هم‌کلام شده.

706
00:31:11,077 --> 00:31:14,372
‫برای همین اونجا بهم لقب مخمل داده بودن.

707
00:31:14,539 --> 00:31:18,710
‫اغلب، وقتی اونا رو
‫به دستیار فروشم وصل می‌کردم

708
00:31:18,877 --> 00:31:21,629
‫تا معامله رو قطعی کنه،
‫بهم گزارش می‌دادن

709
00:31:21,796 --> 00:31:24,966
‫که خیلی از این مشتری‌ها بهش می‌گفتن،

710
00:31:25,174 --> 00:31:28,845
‫نمی‌خوام مزاحمش بشم،
‫ولی من چی خریدم؟

711
00:31:29,012 --> 00:31:32,181
‫اگه به کاری که
‫استرتون اوکمونت می‌کرد فکر کنین،

712
00:31:32,348 --> 00:31:33,850
‫الگوی کسب‌وکارشون این بود که

713
00:31:33,892 --> 00:31:36,644
‫به هزاران نفر زنگ بزنن،

714
00:31:36,811 --> 00:31:39,105
‫و بهشون سهام‌های چندسنتی بفروشن.

715
00:31:39,314 --> 00:31:41,816
‫اسم سهام چندسنتی یه‌جور مغلطه‌ست

716
00:31:41,983 --> 00:31:44,319
‫چون ارزش سهام در حد چند سنت نیست.

717
00:31:44,485 --> 00:31:47,947
‫می‌تونه تا ۵ دلار
‫برای هر سهم ارزش داشته باشه.

718
00:31:48,114 --> 00:31:49,782
‫سهام‌های چندسنتی

719
00:31:49,949 --> 00:31:52,702
‫توی بازار بورس نیویورک یا نزدک
‫معامله نمیشن.

720
00:31:52,869 --> 00:31:54,621
‫اونا خارج از بورس فروخته میشن،

721
00:31:54,787 --> 00:31:56,789
‫یعنی نظارت کمتری روشونه،

722
00:31:56,956 --> 00:31:59,584
‫که به کارگزارهای سمج
‫اجازه میده قیمت‌ها رو بالا ببرن

723
00:31:59,751 --> 00:32:01,502
‫و بعد مابه‌التفاوتش رو
‫بذارن توی جیب خودشون.

724
00:32:01,669 --> 00:32:05,089
‫شرکت به کارگزارها میگه اینو بفروشین

725
00:32:05,298 --> 00:32:06,883
‫و پورسانت بزرگی پیشنهاد میده.

726
00:32:07,050 --> 00:32:08,927
‫می‌دونی، می‌تونستی حجم معاملات رو بالا ببری

727
00:32:09,093 --> 00:32:11,429
‫و روی این سهام‌های چندسنتی
‫سود زیادی بکشی،

728
00:32:11,596 --> 00:32:14,223
‫به‌جای اینکه ۲۰۰ دلار
‫روی یه معامله کاسب بشی،

729
00:32:14,390 --> 00:32:17,685
‫در واقع می‌تونستی
‫۲۰۰۰ یا ۵۰۰۰ دلار دربیاری.

730
00:32:19,604 --> 00:32:22,982
‫کارگزار می‌تونست پورسانتی معادل

731
00:32:23,149 --> 00:32:25,568
‫۵۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ دلار دربیاره

732
00:32:25,735 --> 00:32:31,324
‫برای یه کار ۱۵، ۲۰ دقیقه‌ای
‫یا شاید نیم‌ساعته.

733
00:32:31,491 --> 00:32:34,744
‫برای کسی که فقط دبیرستان رو تموم کرده بود،

734
00:32:34,911 --> 00:32:39,290
‫این کار نیم‌ساعته برای یه روز، بد نبود.

735
00:32:39,457 --> 00:32:42,168
‫هیچوقت فکر کردی
‫روش‌هایی که استفاده می‌کردین

736
00:32:42,377 --> 00:32:44,087
‫غیرمنصفانه یا فریب‌کارانه بودن

737
00:32:44,295 --> 00:32:45,922
‫یا در موردش دچار تردید شدی؟

738
00:32:46,089 --> 00:32:47,590
‫نه.

739
00:32:47,715 --> 00:32:49,676
‫حتی به ذهنم هم خطور نکرد.

740
00:32:49,842 --> 00:32:51,344
‫فکر می‌کردم راهش همینه...

741
00:32:51,427 --> 00:32:53,596
‫فکر می‌کردم وال‌استریت این‌طوریه.

742
00:32:53,763 --> 00:32:56,641
‫هیچ‌چیزی در مورد بازار بورس نمی‌دونستم.

743
00:32:56,808 --> 00:32:58,434
‫توی زندگیم
‫هرگز یه سهم هم نخریده بودم.

744
00:32:58,601 --> 00:33:00,103
‫هیچ‌کاری نکرده بودم.

745
00:33:00,353 --> 00:33:02,855
‫فکر می‌کردم بازار بورس
‫این‌طوری کار می‌کنه.

746
00:33:03,022 --> 00:33:05,608
‫شدیداً دلم می‌خواست باورش کنم

747
00:33:05,775 --> 00:33:08,403
‫به‌خاطر زندگی‌ای که قرار بود بهم بده.

748
00:33:09,737 --> 00:33:11,739
‫[شرکت استرتون اوکمونت]
‫[شرکت شبکه‌ی آر‌ام‌اس]

749
00:33:12,782 --> 00:33:13,983
‫استرتون اوکمونت.

750
00:33:14,033 --> 00:33:15,535
‫چطور می‌تونم راهنماییتون کنم؟

751
00:33:15,618 --> 00:33:17,620
‫وقتی کارم رو توی استرتون شروع کردم،

752
00:33:17,787 --> 00:33:20,623
‫یه گروه‌ صمیمی
‫از دوست‌هام رو داشتم که کم‌کم

753
00:33:20,790 --> 00:33:23,710
‫رابطه‌م رو باهاشون قطع کردم
‫چون هیچ‌وقت نمی‌تونستن درک کنن

754
00:33:23,876 --> 00:33:28,089
‫چیکار می‌کنم و چه ارزش‌هایی دارم

755
00:33:28,297 --> 00:33:31,467
‫و چقدر پول درمیارم و چه زندگی‌ای دارم.

756
00:33:31,551 --> 00:33:35,179
‫پس طبیعی بود که جذب آدم‌هایی بشم
‫که باهاشون کار می‌کردم.

757
00:33:35,471 --> 00:33:38,141
‫و گفتم، پسر، این دیوونگیه،
‫ولی من پول درمیارم.

758
00:33:38,182 --> 00:33:42,145
‫این عالی میشه، می‌دونی،
‫خیلی هیجان‌زده بودم.

759
00:33:42,353 --> 00:33:43,896
‫و...

760
00:33:46,691 --> 00:33:49,110
‫متأسفانه رابطه‌م با نامزدم
‫به سرانجام نرسید،

761
00:33:49,277 --> 00:33:51,279
‫ولی بهم خوش می‌گذشت.

762
00:33:51,487 --> 00:33:54,365
‫جردن یه زندگی وحشیانه‌ی جداگانه
‫با کارگزارها داشت

763
00:33:54,532 --> 00:33:56,075
‫و سرگرمشون می‌کرد،

764
00:33:56,242 --> 00:33:58,987
‫و بدون همسر اولش، دنیس، بیرون می‌رفت.

765
00:33:59,037 --> 00:34:02,415
‫ولی می‌دونم یه مدت جریان داشت.

766
00:34:02,582 --> 00:34:04,333
‫من با کلی از پسرهای مایه‌دار خوش‌گذرون
‫بیرون می‌رفتم

767
00:34:04,500 --> 00:34:06,002
‫و بهترین دوران زندگیم رو داشتم.

768
00:34:06,169 --> 00:34:09,380
‫برای همین اصلاً توی نخ اون نبودم.

769
00:34:09,547 --> 00:34:11,966
‫ولی من بچه‌ی بروکلینم. اون بچه‌ی کویینزه.

770
00:34:12,175 --> 00:34:14,427
‫و ما واقعاً با هم جور شدیم.

771
00:34:14,594 --> 00:34:17,138
‫و بعد روز بعدش،
‫همون‌طور که توی فیلم نشون میده...

772
00:34:17,305 --> 00:34:18,806
‫تو دیوونه‌ای.

773
00:34:18,848 --> 00:34:20,475
‫۱۱۰ متر مربع گل

774
00:34:20,641 --> 00:34:23,227
‫توی آپارتمان کوچک ۷۰ متری من.

775
00:34:23,394 --> 00:34:25,063
‫آره، اون اهل این بود که
‫«یا طوفان کن یا برو خونه».

776
00:34:25,229 --> 00:34:26,431
‫البته هنوز متأهل بود.

777
00:34:26,481 --> 00:34:28,191
‫می‌گفت، از هم جدا شدیم.

778
00:34:28,357 --> 00:34:30,818
‫یه آپارتمان توی شهر دارم.

779
00:34:30,985 --> 00:34:33,362
‫منم گفتم، باشه.

780
00:34:33,529 --> 00:34:36,149
‫مثل توی فیلم،
‫جردن داشت از یه لیموزین

781
00:34:36,199 --> 00:34:38,201
‫جلوی آپارتمانش پیاده می‌شد،

782
00:34:38,367 --> 00:34:39,986
‫و دنیس اتفاقی اونجا منتظرش بود.

783
00:34:40,036 --> 00:34:41,788
‫از اون ماشین لعنتی بیا بیرون!

784
00:34:41,954 --> 00:34:44,999
‫همسر اول جردن در لیموزین رو باز کرد

785
00:34:45,166 --> 00:34:47,376
‫و گفت، از اون ماشین لعنتی بیا بیرون.

786
00:34:47,585 --> 00:34:50,379
‫این کاملاً واقعیت داره.

787
00:34:50,588 --> 00:34:53,883
‫فکر کنم شیفته‌ی این دختر، نیدین، شده بود،

788
00:34:54,050 --> 00:34:55,760
‫و احتمالاً این تصمیم رو گرفت که

789
00:34:55,802 --> 00:34:57,128
‫ببین، من دارم خیلی موفق میشم.

790
00:34:57,178 --> 00:34:59,097
‫فکر کنم یه چیز دکوری خوبه

791
00:34:59,263 --> 00:35:00,515
‫که زیر بغلم داشته باشم.

792
00:35:00,598 --> 00:35:02,633
‫عاشق هم شدیم، شدید و دیوانه‌وار.

793
00:35:02,683 --> 00:35:04,769
‫پرزرق‌وبرق و هیجان‌انگیز بود.

794
00:35:04,936 --> 00:35:08,689
‫اون سال‌ها
‫کسی در مورد بمباران محبت حرف نمی‌زد.

795
00:35:08,856 --> 00:35:10,817
‫من فقط فکر می‌کردم اون خیلی دوستم داره.

796
00:35:10,983 --> 00:35:14,445
‫و اینم می‌تونست بخشی از ماجرا باشه.

797
00:35:14,612 --> 00:35:18,950
‫ولی حالا که به گذشته نگاه می‌کنم،
‫خیلی ساده اینو میگم...

798
00:35:19,117 --> 00:35:22,745
‫اگه چیزی بیش از حد خوب به‌نظر می‌رسه
‫که واقعی باشه، احتمالاً واقعی نیست.

799
00:35:23,871 --> 00:35:26,874
‫[آلاباما]

800
00:35:31,546 --> 00:35:34,382
‫توی دفترم،
‫همیشه یه ضرب‌المثل داشتم که می‌گفت

801
00:35:34,590 --> 00:35:36,676
‫بازرس‌های من ترجیح میدن
‫روی پرونده‌ها کار کنن

802
00:35:36,843 --> 00:35:39,637
‫و دنبال آدم‌های بد برن
‫تا اینکه بخوابن یا غذا بخورن.

803
00:35:39,804 --> 00:35:41,472
‫این یه‌جورایی
‫به یه مأموریت شخصی تبدیل میشه

804
00:35:41,722 --> 00:35:44,183
‫چون می‌بینیم
‫چه توهینی داره به جامعه میشه...

805
00:35:44,350 --> 00:35:47,061
‫نابودکردن مردم،
‫چه استرتون اوکمونت بود

806
00:35:47,228 --> 00:35:48,980
‫یا هرکدوم از شرکت‌های دیگه.

807
00:35:49,147 --> 00:35:50,898
‫می‌تونم یه‌کم باهاتون خصوصی حرف بزنم؟

808
00:35:50,940 --> 00:35:51,557
‫بفرمایید.

809
00:35:51,607 --> 00:35:53,860
‫خب، اسم من جوزف بورگه.

810
00:35:54,068 --> 00:35:55,570
‫و وقتی همه‌ی اینا شروع شد،

811
00:35:55,611 --> 00:35:57,780
‫مدیر کمیسیون اوراق بهادار آلاباما بودم.

812
00:35:57,947 --> 00:35:59,448
‫خیلی از مردم متوجه نمیشن

813
00:35:59,490 --> 00:36:01,784
‫ناظران اوراق بهادار دولتی چیکار می‌کنن.

814
00:36:01,951 --> 00:36:03,703
‫ما یه‌جورایی مثل پلیس‌های محلی هستیم

815
00:36:03,870 --> 00:36:06,622
‫اگه کسی مشکل مالی پیدا کنه.

816
00:36:06,789 --> 00:36:09,542
‫ما به کارگزارهای سهام
‫که به مردم می‌فروشن،

817
00:36:09,709 --> 00:36:11,836
‫مجوز میدیم و ثبت‌نامشون می‌کنیم.

818
00:36:12,003 --> 00:36:15,298
‫دفتر من توی آلاباما...
‫بله، توی آلاباما...

819
00:36:15,506 --> 00:36:18,634
‫یه بار از طرف مردی باهامون تماس گرفته شد
‫که توسط یه کارگزار توی نیویورک،

820
00:36:18,801 --> 00:36:21,095
‫جیبش رو خالی کرده بودن،

821
00:36:21,262 --> 00:36:24,807
‫ولی یادش نمی‌اومد کی بود.

822
00:36:24,974 --> 00:36:27,810
‫پس یه تحقیقات رو شروع کردیم.

823
00:36:27,977 --> 00:36:32,648
‫که تبدیل به یه تحقیقات چندایالتی شد.

824
00:36:32,815 --> 00:36:35,943
‫ما با قربانی شروع می‌کنیم،
‫همه‌ی مدارکش رو می‌گیریم،

825
00:36:36,110 --> 00:36:39,655
‫و ازش می‌خوایم یادش بیاد گفتگوها چطور بود.

826
00:36:39,822 --> 00:36:41,991
‫سعی داریم بفهمیم توی چه نقطه‌ای

827
00:36:42,158 --> 00:36:45,870
‫استرتون اوکمونت یا هرکدوم از این شرکت‌ها
‫از خط قرمز رد میشن.

828
00:36:46,037 --> 00:36:48,456
‫اینجا چی اشتباه به‌نظر می‌رسه؟

829
00:36:52,210 --> 00:36:55,004
‫من تا حالا این داستان رو تعریف نکرده بودم،

830
00:36:55,171 --> 00:36:57,298
‫فقط برای همسرم و بچه‌هام گفتم.

831
00:36:57,465 --> 00:37:00,176
‫چرا نمی‌خوای هویتت فاش بشه؟

832
00:37:00,343 --> 00:37:01,928
‫نمی‌خوام کل دنیا بفهمن

833
00:37:02,094 --> 00:37:05,723
‫که ازم سوءاستفاده شده.

834
00:37:05,890 --> 00:37:09,810
‫می‌دونی، تقریباً تمام پولی رو
‫که اون زمان داشتم، از دست دادم.

835
00:37:09,977 --> 00:37:12,855
‫توی دهه‌ی ۹۰ یه رستوران داشتم
‫و اداره‌ش می‌کردم.

836
00:37:13,022 --> 00:37:14,899
‫فکر کنم جلوی سالن غذاخوری بودم.

837
00:37:15,066 --> 00:37:18,069
‫داشتم ناهارم رو می‌خوردم
‫و یکی تلفن رو داد دستم.

838
00:37:18,236 --> 00:37:20,112
‫گفت، می‌خوام خودم رو معرفی کنم.

839
00:37:20,279 --> 00:37:21,439
‫از استرتون اوکمونت هستم.

840
00:37:21,489 --> 00:37:22,940
‫ما کارگزار سهام هستیم.

841
00:37:22,990 --> 00:37:24,492
‫در مورد یه سری سهام حرف می‌زدن،

842
00:37:24,700 --> 00:37:26,827
‫و فکر کنم از دکتر پپر اسم برد.

843
00:37:26,994 --> 00:37:29,497
‫بهم گفت طعم‌های جدیدی رو اضافه کردن،

844
00:37:29,705 --> 00:37:31,457
‫و دارن دسرها رو هم اضافه می‌کنن.

845
00:37:31,666 --> 00:37:34,126
‫همه‌ی بازخوردها خیلی مثبت بود.

846
00:37:34,293 --> 00:37:36,754
‫و گفت، ما شرکت خیلی موفقی هستیم.

847
00:37:36,921 --> 00:37:39,048
‫کلی آدم میلیونر ساختیم.

848
00:37:39,215 --> 00:37:42,343
‫به خودم گفتم
‫خب، مردم این‌طوری ثروتمند میشن،

849
00:37:42,510 --> 00:37:44,262
‫با سرمایه‌گذاری توی سهام.

850
00:37:44,428 --> 00:37:46,764
‫قبل از اون هیچ تجربه‌ای نداشتم.

851
00:37:46,931 --> 00:37:49,183
‫خریدم... نمی‌دونم چند تا سهم بود.

852
00:37:49,350 --> 00:37:51,394
‫فکر کردم سرمایه‌گذاری خوبیه.

853
00:37:51,602 --> 00:37:53,938
‫پس این یه اشتباه بزرگ بود.

854
00:37:54,105 --> 00:37:56,440
‫معمولاً، اگه کسی چیزی رو تضمین می‌کنه

855
00:37:56,649 --> 00:38:01,195
‫و اطلاعات واقعی خیلی کمی ارائه میده،

856
00:38:01,362 --> 00:38:05,825
‫میگه، ما سابقه‌ی درآوردن کلی پول رو داریم.

857
00:38:07,910 --> 00:38:10,329
‫و بعد چند هفته بعد، زنگ زد و گفت

858
00:38:10,496 --> 00:38:12,039
‫سهام دکتر پپر رو فروخته.

859
00:38:12,206 --> 00:38:15,960
‫و من گفتم، اوه. من اجازه نداده بودم.

860
00:38:16,127 --> 00:38:17,962
‫یه سهم دیگه خریده بود.

861
00:38:18,129 --> 00:38:19,630
‫فکر کنم یه‌جور سهام چندسنتی بود.

862
00:38:20,131 --> 00:38:22,091
‫کم‌کم یه جورایی شروع کردیم به بحث‌کردن.

863
00:38:22,133 --> 00:38:23,634
‫و اون گفت، چیزی نمیشه.

864
00:38:23,718 --> 00:38:24,877
‫فقط با من بمون، می‌دونی.

865
00:38:24,927 --> 00:38:26,429
‫شرکت فوق‌العاده‌ایه.

866
00:38:26,679 --> 00:38:29,640
‫قراره ارزشش ده برابر چیزی بشه که امروز هست.

867
00:38:29,807 --> 00:38:31,309
‫خیلی ازم ممنون میشی.

868
00:38:31,475 --> 00:38:34,270
‫هیچ حرفی جز تعریف و تمجید ازش نداشت.

869
00:38:34,437 --> 00:38:36,772
‫پس موافقت کردم که اون رو بخرم.

870
00:38:36,939 --> 00:38:38,441
‫این دروغ‌گویی، تقلب و دزدیه

871
00:38:38,482 --> 00:38:39,984
‫از هر طرف که بهش نگاه کنی،

872
00:38:40,109 --> 00:38:41,944
‫چون طبق قوانین اوراق بهادار،

873
00:38:42,111 --> 00:38:44,864
‫کارگزارها وظیفه دارن که

874
00:38:45,031 --> 00:38:46,532
‫نه تنها مشتری رو درک کنن،

875
00:38:46,699 --> 00:38:48,326
‫بلکه به سهامی که می‌فروشن
‫آشنایی داشته باشن.

876
00:38:48,492 --> 00:38:50,661
‫این یه وظیفه‌ی ذاتیه.

877
00:38:50,828 --> 00:38:52,830
‫الزامیه.

878
00:38:52,997 --> 00:38:54,498
‫فکر کنم با یه کیف‌دستی

879
00:38:54,540 --> 00:38:57,001
‫خیلی بیشتر بشه دزدید تا با یه تفنگ.

880
00:38:57,168 --> 00:38:59,587
‫مشکل خیلی از معاملات تلفنی جردن بلفورت

881
00:38:59,795 --> 00:39:01,964
‫این بود که کارگزارها،

882
00:39:02,131 --> 00:39:03,632
‫این پسرهای جوون،

883
00:39:03,799 --> 00:39:06,177
‫احتمالاً واقعاً ایده‌ای نداشتن که دقیقاً

884
00:39:06,344 --> 00:39:08,721
‫چه اتفاقی داره می‌افته،
‫و این بهشون

885
00:39:08,888 --> 00:39:11,140
‫یه ظاهر انکار موجه می‌داد.

886
00:39:11,307 --> 00:39:14,518
‫ولی مشکل «من واقعاً نمی‌دونستم»

887
00:39:14,727 --> 00:39:16,479
‫اینجاست که احتمالاً یه‌جورایی بو برده بودی

888
00:39:16,687 --> 00:39:19,023
‫که یه جای کار می‌لنگه.

889
00:39:19,190 --> 00:39:21,859
‫اونا باید سبک زندگیشون،

890
00:39:22,026 --> 00:39:23,986
‫مرسدس فعلیشون، آپارتمان شیک،

891
00:39:24,153 --> 00:39:26,072
‫و پول خوش گذرونی‌شون رو

892
00:39:26,238 --> 00:39:29,283
‫با این موضوع هماهنگ می‌کردن که
‫آیا واقعاً می‌خوام همه‌ی جزئیات رو بدونم؟

893
00:39:32,828 --> 00:39:37,033
‫حدود یه سال، یه سال و نیم طول کشید

894
00:39:37,083 --> 00:39:41,003
‫تا بفهمم یه جای کار می‌لنگه.

895
00:39:41,170 --> 00:39:45,374
‫شب کریسمس،
‫یکی از بزرگترین حساب‌ها رو باز کردم

896
00:39:45,424 --> 00:39:48,127
‫که استرتون تا حالا به خودش دیده بود.

897
00:39:48,177 --> 00:39:52,056
‫کی شب کریسمس به کسی زنگ می‌زنه؟

898
00:39:52,223 --> 00:39:54,058
‫منِ بدبخت تپل بی‌پول.

899
00:39:54,225 --> 00:39:57,436
‫مطمئناً، این مرد رو پای تلفن کشوندم.

900
00:39:57,603 --> 00:40:00,356
‫بعد رفتم توی دفتر یکی از شرکا.

901
00:40:00,523 --> 00:40:04,402
‫به‌شدت ناپخته بودم و گفتم،

902
00:40:04,568 --> 00:40:07,363
‫حس عجیبی دارم که اگه اون سهم بره بالاتر،

903
00:40:07,530 --> 00:40:10,241
‫همون‌طور که بهش گفتم، بیشتر می‌خره.

904
00:40:10,408 --> 00:40:12,576
‫و شریک گفت، آره؟

905
00:40:12,785 --> 00:40:15,496
‫آفرین، هاوی.

906
00:40:15,663 --> 00:40:18,416
‫برگشتم پشت میزم،

907
00:40:18,582 --> 00:40:21,669
‫و ارزش سهم سه‌چهارم واحد رفته بود بالا.

908
00:40:21,877 --> 00:40:25,047
‫♪ قراره عالی بشه ♪

909
00:40:25,214 --> 00:40:28,092
‫با خودم فکر کردم،
‫من این‌قدر باهوشم،

910
00:40:28,259 --> 00:40:31,929
‫یا اون مرد توی اون دفتر
‫الان یه کاری کرد؟

911
00:40:34,640 --> 00:40:36,225
‫چیکار کردم؟

912
00:40:36,392 --> 00:40:39,270
‫بلافاصله دوباره به اون مرد زنگ زدم.

913
00:40:39,437 --> 00:40:42,898
‫♪ هیچ‌چیزی نیست که بذارم سد راهم بشه ♪

914
00:40:43,065 --> 00:40:45,359
‫و اون دو برابر مقداری رو خرید

915
00:40:45,526 --> 00:40:47,778
‫که همین پنج دقیقه‌ی پیش خریده بود.

916
00:40:47,945 --> 00:40:50,406
‫♪ از امروز شروع میشه ♪

917
00:40:50,573 --> 00:40:55,619
‫و این اولین نشانه بود از اینکه...

918
00:40:55,828 --> 00:40:58,164
‫یه سری کارهای مشکوک داره انجام میشه.

919
00:41:08,591 --> 00:41:12,920
‫پس حالا سال ۱۹۹۱ بود،
‫و توی اون چند سال،

920
00:41:12,970 --> 00:41:15,181
‫جردن برای خودش یه امپراتوری بزرگ ساخته بود.

921
00:41:15,347 --> 00:41:17,391
‫کلی کارگزار براش کار می‌کردن.

922
00:41:17,558 --> 00:41:19,560
‫وقتی جردن شروع کرد به پول‌درآوردن،

923
00:41:19,727 --> 00:41:21,178
‫اون و کارگزارها بیرون می‌رفتن،

924
00:41:21,228 --> 00:41:22,980
‫و اون براشون بریزوبپاش می‌کرد.

925
00:41:23,147 --> 00:41:25,065
‫تقریباً مثل یه حرم‌سرا بود
‫که دنبالش راه می‌افتادن.

926
00:41:25,900 --> 00:41:27,184
‫[آتلانتیک سیتی]

927
00:41:27,234 --> 00:41:29,737
‫ما دائم به آتلانتیک سیتی می‌رفتیم.

928
00:41:29,945 --> 00:41:33,574
‫می‌تونست یه سه‌شنبه‌ی معمولی
‫بعد از بسته‌شدن بازار باشه.

929
00:41:33,741 --> 00:41:38,037
‫هلی‌کوپترها ما رو به کازینوها می‌بردن.

930
00:41:38,204 --> 00:41:40,956
‫روی یه باند هلی‌کوپتر فرود می‌آمدیم.

931
00:41:41,123 --> 00:41:43,375
‫و میزبان‌های کازینو می‌اومدن استقبالمون

932
00:41:43,542 --> 00:41:47,296
‫و ما رو به یه سوئیت مسخره می‌بردن.

933
00:41:47,463 --> 00:41:50,257
‫پیشخدمت‌ها از قبل
‫همه‌ی سیگاری‌ها رو پیچیده بودن،

934
00:41:50,424 --> 00:41:52,259
‫همه‌ی آرام‌بخش‌ها رو چیده بودن.

935
00:41:52,426 --> 00:41:54,220
‫بعدش حسابی خراب و پاتیل می‌شدیم.

936
00:41:56,055 --> 00:41:57,681
‫بلفورت اونجا بود و دنی هم اونجا بود.

937
00:41:57,890 --> 00:42:01,519
‫و با دست‌های هزاران دلاری بازی می‌کردن.

938
00:42:03,479 --> 00:42:05,022
‫مثل داستان سدوم و عموره بود.

939
00:42:05,189 --> 00:42:06,515
‫شرط‌بندی بود.

940
00:42:06,565 --> 00:42:08,192
‫یه کم از این، یه کم از اون.

941
00:42:08,317 --> 00:42:09,685
‫و اونا، می‌دونی،

942
00:42:09,735 --> 00:42:11,779
‫۵۰ هزار دلار اسکناس ۱۰۰دلاری
‫از جیبشون درمی‌آوردن.

943
00:42:13,072 --> 00:42:16,534
‫و همین‌طور اسکناس‌های ۱۰۰ دلاری درمی‌آوردیم

944
00:42:16,700 --> 00:42:19,078
‫تا اینکه به قیمت موردنظر برسیم.

945
00:42:19,245 --> 00:42:22,239
‫و دیدن اینکه

946
00:42:22,289 --> 00:42:24,783
‫پول می‌تونه یکی رو به چه کاری وادار کنه،
‫خیلی فاجعه‌بار بود.

947
00:42:24,833 --> 00:42:27,586
‫و تاوانش رو هم پس دادم،
‫که کاملاً حقم بود،

948
00:42:27,753 --> 00:42:29,588
‫که مطمئنم در موردش حرف می‌زنیم.

949
00:42:33,342 --> 00:42:36,845
‫سبک زندگی باورنکردنی بود.

950
00:42:37,012 --> 00:42:39,848
‫جردن کاملاً روی ابرها سیر می‌کرد.

951
00:42:40,015 --> 00:42:42,351
‫و کل رفتارش همین بود...

952
00:42:42,560 --> 00:42:45,012
‫همه رو خوشحال نگه داره،

953
00:42:45,062 --> 00:42:47,806
‫به‌اندازه‌ی کافی بهشون بده
‫تا به راهشون ادامه بدن.

954
00:42:47,856 --> 00:42:49,600
‫خودشه.

955
00:42:49,650 --> 00:42:51,977
‫- داری فیلمشو می‌گیری؟
‫- الان دارم می‌گیرم

956
00:42:52,027 --> 00:42:53,479
‫پس کی خواستگاری کرد؟

957
00:42:53,529 --> 00:42:54,605
‫چطور خواستگاری کرد؟

958
00:42:54,655 --> 00:42:58,442
‫این پست شماره‌ی یک من
‫توی تیک‌تاک و اینستاگرامه.

959
00:42:58,492 --> 00:43:00,528
‫ما توی تستاروسای سفیدش بودیم.

960
00:43:00,578 --> 00:43:03,455
‫و یه حلقه‌ی زمرد زیبای پنج‌قیراطی رو
‫بیرون آورد.

961
00:43:03,664 --> 00:43:06,458
‫جلوی رستوران فست‌فود محبوبم

962
00:43:06,667 --> 00:43:09,044
‫توی شیپسهد بی، رول‌ان‌روستر،
‫بهم پیشنهاد ازدواج داد.

963
00:43:09,336 --> 00:43:12,631
‫ولی اینجا روی بالکن پشتی خونه بود.

964
00:43:12,798 --> 00:43:16,218
‫دقیقاً همون‌طوری بود که
‫توی فیلم به‌نظر می‌رسه.

965
00:43:16,385 --> 00:43:17,836
‫صحنه‌ی وحشیانه‌ای بود،

966
00:43:17,886 --> 00:43:19,430
‫و فیلم این رو خیلی خوب نشون داد.

967
00:43:21,473 --> 00:43:23,676
‫ماجرای این ویدیو چیه؟

968
00:43:23,726 --> 00:43:26,437
‫این همون مهمونی بزرگ همپتونزه
‫که جردن سخنرانی می‌کنه

969
00:43:26,604 --> 00:43:28,188
‫و همه رو به هیجان میاره.

970
00:43:28,606 --> 00:43:31,650
‫من اون پایین روی سکوی استخر بودم،

971
00:43:31,817 --> 00:43:34,236
‫فقط بالا رو نگاه می‌کردم و
‫به سخنرانی جردن گوش می‌دادم.

972
00:43:34,445 --> 00:43:37,323
‫بقیه‌ی آدمای دوروبرش
‫مطیع و گوش‌به‌فرمانش بودن.

973
00:43:37,489 --> 00:43:40,743
‫کارگزارها واقعاً حس می‌کردن که

974
00:43:40,909 --> 00:43:42,411
‫بخشی از یه چیز بزرگ هستن،

975
00:43:42,494 --> 00:43:45,205
‫و این یه امتیاز بود که عضوش باشن.

976
00:43:45,414 --> 00:43:46,915
‫مردم تحسینش می‌کردن،

977
00:43:47,041 --> 00:43:49,084
‫و اون مطمئن می‌شد که بهش چشم دوختن.

978
00:43:49,251 --> 00:43:50,703
‫شما توی خونه‌ی من هستین،

979
00:43:50,753 --> 00:43:53,213
‫و بهتون خرچنگ و نوشیدنی میدم.

980
00:43:53,422 --> 00:43:55,758
‫فکر نکنم کسی واقعاً باور داشت که

981
00:43:55,924 --> 00:43:59,637
‫یه چیزی داره میاد، یه خطر تهدیدکننده.

982
00:44:00,888 --> 00:44:02,681
‫و حتی اگه می‌دونستن،

983
00:44:02,848 --> 00:44:05,050
‫فکر نکنم واقعاً فکر می‌کردن که

984
00:44:05,100 --> 00:44:06,769
‫این کار هرگز تموم بشه.

985
00:44:13,692 --> 00:44:15,311
‫من و جردن بلفورت،

986
00:44:15,361 --> 00:44:18,530
‫یه‌جورایی از جهاتی
‫مسیرهای شغلی موازی داشتیم.

987
00:44:18,697 --> 00:44:21,867
‫وقتی اون داشت
‫کار کلاهبرداریش رو شروع می‌کرد،

988
00:44:22,034 --> 00:44:25,120
‫من کارم رو برای گرفتن آدم‌هایی که

989
00:44:25,287 --> 00:44:27,039
‫کارهایی مثل اون رو می‌کردن، شروع کردم.

990
00:44:27,206 --> 00:44:29,708
‫فکر کنم هردومون
‫یه دوره‌ی یادگیری رو گذروندیم.

991
00:44:29,875 --> 00:44:34,004
‫در مورد من،
‫همه‌چی واقعاً در مورد شکار کردن بود،

992
00:44:34,171 --> 00:44:36,131
‫برملاکردن بهترین کلاهبرداری که

993
00:44:36,298 --> 00:44:38,967
‫یه آدم خیلی باهوش می‌تونست سرهم کنه.

994
00:44:39,134 --> 00:44:41,011
‫می‌دونستم که قراره بکشمش پایین.

995
00:44:41,178 --> 00:44:42,846
‫هرگز به این شک نکردم.

996
00:44:43,013 --> 00:44:45,015
‫و اون روی این حساب نکرده بود.

997
00:44:50,270 --> 00:44:55,234
‫[جردن بلفورت به درخواست‌های مصاحبه]
‫[برای این مستند پاسخ نداد]

998
00:44:57,027 --> 00:44:59,730
‫[دنی پوروش حاضر به مصاحبه نشد]

999
00:44:59,780 --> 00:45:03,742
‫[اما گفت عمیقاً از برخی کارهایم]
‫[و هرگونه آسیب مالی یا عاطفی وارده پشیمانم]

1000
00:45:06,120 --> 00:45:08,831
‫توی اوایل دهه‌ی ۹۰، پولی که

1001
00:45:08,997 --> 00:45:11,583
‫به دست‌های این بچه‌ها سرازیر می‌شد
‫بی‌حدومرز بود.

1002
00:45:11,750 --> 00:45:14,795
‫ما پولدار و قدرتمند و مشهور بودیم.

1003
00:45:14,962 --> 00:45:17,756
‫این مقامات رو حساس کرد.

1004
00:45:17,923 --> 00:45:21,593
‫وقتش بود واقعاً بررسی بشه که
‫این پسرها دارن چیکار می‌کنن.

1005
00:45:21,760 --> 00:45:23,762
‫اف‌بی‌آی یه گروه از مأمورها رو مأمور کرد.

1006
00:45:23,929 --> 00:45:26,140
‫حالا تحت بازجویی کامل هستین.

1007
00:45:26,306 --> 00:45:29,685
‫بچه‌های جرایم سازمان‌یافته می‌دونستن

1008
00:45:29,852 --> 00:45:31,395
‫جردن چه پولی درمیاره.

1009
00:45:31,603 --> 00:45:33,814
‫فشارها کم‌کم داشت اثر خودش رو می‌ذاشت.

1010
00:45:33,981 --> 00:45:37,234
‫جردن مبل‌ها رو پاره می‌کرد
‫تا دنبال مواد بگرده.

1011
00:45:37,401 --> 00:45:39,111
‫ترک‌ها داشتن شکل می‌گرفتن،

1012
00:45:39,278 --> 00:45:41,155
‫و یه روز حساب‌وکتاب در راه بود.

1013
00:45:43,155 --> 00:45:53,155
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M