1
00:00:00,000 --> 00:00:02,160
‫«ترجمه از میثم موسویان»

2
00:00:02,210 --> 00:00:04,454
‫رسیدیم به مهمونی مجردی جردن...

3
00:00:04,504 --> 00:00:04,950
‫یادم نمیاد چه سالی بود.

4
00:00:05,000 --> 00:00:05,872
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:05,922 --> 00:00:10,885
‫احتمالاً ۸۹ یا ۹۰ بود.

6
00:00:11,094 --> 00:00:15,140
‫همه‌مون تو فرودگاه جی‌اف‌کی
‫جمع شدیم، ۲۵-۳۰ نفر بودیم.

7
00:00:15,181 --> 00:00:16,800
‫اون موقع دستگاه‌های
‫فروش خودکار قدیمی بود

8
00:00:16,850 --> 00:00:18,969
‫که می‌تونستی ازشون سوپ بگیری.

9
00:00:19,019 --> 00:00:21,646
‫و اون کله‌خراب ارشد

10
00:00:21,688 --> 00:00:26,401
‫ساعت ۶ صبح برامون توضیح داد که
‫گرمی سوپ باعث میشه

11
00:00:26,693 --> 00:00:30,071
‫کوالود بیشتر فاز بده.

12
00:00:30,280 --> 00:00:33,575
‫همه‌مون دور اول کوالودها رو شروع کردیم.

13
00:00:33,616 --> 00:00:34,734
‫تا برسیم تو هواپیما،

14
00:00:34,784 --> 00:00:36,661
‫دیگه قشنگ تو فضا بودیم.

15
00:00:36,703 --> 00:00:38,997
‫تو استرتون، ما تو دنیای
‫خودمون زندگی می‌کردیم.

16
00:00:39,247 --> 00:00:40,532
‫همه چی دست خودمون بود.

17
00:00:40,582 --> 00:00:44,335
‫هیچ چیزی از بیرون رومون تاثیر نمی‌ذاشت.

18
00:00:44,377 --> 00:00:46,296
‫تو طول پرواز، یه عالمه آدم بودن که

19
00:00:46,337 --> 00:00:47,964
‫تو هواپیما کوکائین می‌کشیدن بالا.

20
00:00:50,216 --> 00:00:51,543
‫دخترایی بودن که پیش ما راحت بودن.

21
00:00:51,593 --> 00:00:52,969
‫دخترای خوشگل بودن،

22
00:00:53,053 --> 00:00:54,512
‫دخترای به شدت زشت بودن،

23
00:00:54,596 --> 00:00:57,015
‫کسایی که داشتن رو میز هر
‫کاری دوست داشتن می‌کردن.

24
00:00:57,098 --> 00:00:58,099
‫دیوونه‌خونه بود.

25
00:00:58,183 --> 00:01:00,477
‫قشنگ یادمه که تو سوئیت راه می‌رفتم

26
00:01:00,518 --> 00:01:02,270
‫و هم‌زمان با بقیه معاشرت هم می‌کردم.

27
00:01:02,312 --> 00:01:03,938
‫مثل لاین‌های سبقت تو بزرگراه.

28
00:01:04,022 --> 00:01:05,398
‫وسط مهمونی مجردی،

29
00:01:05,440 --> 00:01:07,517
‫یه یاروی خاصی اونجا بود

30
00:01:07,567 --> 00:01:09,903
‫که بعد مصرف می‌گفت:

31
00:01:10,403 --> 00:01:11,404
‫«من یه فکری دارم.»

32
00:01:12,697 --> 00:01:17,527
‫«من می‌خوام برم زیر این میز شیشه‌ای،

33
00:01:17,577 --> 00:01:21,122
‫و یکی از شما

34
00:01:21,206 --> 00:01:24,284
‫باید روی میز بشینه.

35
00:01:24,334 --> 00:01:27,837
‫اینجوری، به نظر میاد

36
00:01:27,962 --> 00:01:31,007
‫انگار روی من نشستن.»

37
00:01:31,091 --> 00:01:33,126
‫تو کمتر از هفت ثانیه، یکی داوطلب شد.

38
00:01:33,176 --> 00:01:38,548
‫همه چیز در مورد مواد، دختر و پول بود.

39
00:01:38,598 --> 00:01:39,933
‫ما قوانین رو تعیین می‌کردیم.

40
00:01:40,016 --> 00:01:42,143
‫اینجا استرتون کوفتی بود.

41
00:01:50,443 --> 00:01:52,487
‫[مونت لیامویگا - سینت کیتس]

42
00:01:52,529 --> 00:01:53,530
‫وای!

43
00:01:56,699 --> 00:01:58,034
‫باورنکردنیه، مگه نه،‌ راس؟

44
00:01:58,118 --> 00:01:59,536
‫ما هر روز این کارو می‌کنیم.

45
00:02:00,578 --> 00:02:03,123
‫می‌ریم به آتش‌فشان‌هایی که
‫دریچه‌های بخار و سنگ آهن دارن.

46
00:02:03,748 --> 00:02:05,625
‫و جردن خیلی باحاله.

47
00:02:05,667 --> 00:02:07,919
‫اصلا دستشو نمی‌سوزونه.

48
00:02:08,128 --> 00:02:10,630
‫مردای واقعی می‌تونن سنگ‌هایی
‫که ازشون دود بلند می‌شه رو نگه دارن.

49
00:02:11,172 --> 00:02:12,715
‫نه، مردای واقعی سنگ دود می‌کنن.

50
00:02:12,757 --> 00:02:14,050
‫درسته.

51
00:02:16,010 --> 00:02:19,764
‫بذار پیداش کنم.

52
00:02:20,223 --> 00:02:21,599
‫ایناهاش.

53
00:02:23,852 --> 00:02:27,981
‫جردن، رو یه یخدون
‫نشسته بود و یکم نشئه بود.

54
00:02:28,106 --> 00:02:29,899
‫فقط تماشا کن و ببین.

55
00:02:30,024 --> 00:02:32,944
‫ای وای.

56
00:02:33,069 --> 00:02:36,865
‫کوالود زده بود و سعی داشت
‫تعادلش رو روی آب پیدا کنه

57
00:02:36,948 --> 00:02:38,616
‫در حالی که ما اصلا حرکت نمی‌کردیم.

58
00:02:38,700 --> 00:02:40,910
‫تو اسکله بودیم.

59
00:02:40,994 --> 00:02:43,571
‫عاشق نشئه بودن بود.
‫[راس پورتنوی - دوست جردن بلفورت]

60
00:02:43,621 --> 00:02:46,583
‫من تو لانگ آیلند زندگی می‌کردم.
‫اسب‌سواری رو شروع کردم.

61
00:02:46,666 --> 00:02:48,042
‫فکر می‌کنم مارتا استوارتم.

62
00:02:48,126 --> 00:02:51,129
‫کلاسای آشپزی میرم،
‫کلاسای نوشیدنی‌شناسی میرم.

63
00:02:51,212 --> 00:02:53,039
‫اگه قراره یه بطری نوشیدنی دو هزار دلاری بخرم،
‫[نیدین ماکالوسو]

64
00:02:53,089 --> 00:02:55,258
‫می‌خوام بدونم اسم انگورشه یا اسم مکانشه.

65
00:02:55,383 --> 00:02:57,260
‫اگه بخوام یه صندلی بخرم،

66
00:02:57,343 --> 00:02:59,512
‫می‌خوام بدونم مدل لویی
‫چهاردهمه یا لویی شانزدهم.

67
00:03:01,556 --> 00:03:03,933
‫به نظرم جردن قطعا داشت تو رویای خودش زندگی می‌کرد،

68
00:03:04,058 --> 00:03:05,768
‫و منم یکی از رفیقای پایه‌ش بودم.

69
00:03:05,852 --> 00:03:08,271
‫یه دوران دیوونه‌وار و عجیب بود.

70
00:03:08,354 --> 00:03:11,316
‫این ویدیو مربوط به چرخ
‫زدن دور نیوپورت رود آیلنده.

71
00:03:11,441 --> 00:03:13,151
‫ما هلیکوپتر رو از روی
‫قایق تفریحی بلند کردیم.

72
00:03:13,234 --> 00:03:16,779
‫و اینا همه‌شون عمارت‌های نیوپورتن.

73
00:03:17,363 --> 00:03:19,324
‫[نیوپورت، رود آیلند]

74
00:03:19,532 --> 00:03:21,409
‫اوه، خدای من.

75
00:03:21,534 --> 00:03:23,536
‫واژه‌ای واسه اینکه بگم
‫چقدر ولخرج بود وجود نداره.

76
00:03:23,661 --> 00:03:26,114
‫و آره، خوش می‌گذشت.

77
00:03:26,164 --> 00:03:28,124
‫ولی نمی‌فهمیدم که این یه تله بود.

78
00:03:31,085 --> 00:03:33,755
‫موفقیت‌های جردن و دارایی‌هاش

79
00:03:33,838 --> 00:03:37,050
‫و همه اینا، به همه توی
‫استرتون انگیزه می‌داد

80
00:03:37,217 --> 00:03:39,844
‫تا بیشتر پول در بیارن.

81
00:03:39,928 --> 00:03:42,797
‫این یه چیز دیگه‌ای بود
‫که می‌خواستیم بهش برسیم.

82
00:03:42,847 --> 00:03:45,175
‫من همون موقع به خودم گفتم، هاوی،

83
00:03:45,225 --> 00:03:48,970
‫اگه ماهی ۱۰۰ هزار دلار درنمیاری،

84
00:03:49,020 --> 00:03:50,688
‫باید یه تفنگ برداری،

85
00:03:50,772 --> 00:03:52,857
‫بذاری تو دهنت، و ماشه رو بکشی.

86
00:03:52,982 --> 00:03:55,026
‫اوایل کار استرتون،

87
00:03:55,109 --> 00:03:57,695
‫ما واقعاً فقط با سهام‌های
‫ارزون‌قیمت کار می‌کردیم.

88
00:03:57,820 --> 00:04:01,241
‫بعدش وقت این رسید که سطح کارو ببریم بالاتر.

89
00:04:01,324 --> 00:04:04,577
‫شروع کردیم به درگیر شدن
‫تو عرضه‌ی اولیه‌ی سهام،

90
00:04:04,661 --> 00:04:05,862
‫همون آی‌پی‌او.

91
00:04:05,912 --> 00:04:07,288
‫پس اون بخش از فیلم کاملا درست بود.

92
00:04:07,330 --> 00:04:09,999
‫ای‌پی‌او همون عرضه اولیه‌ی سهام تو بورسه.

93
00:04:10,083 --> 00:04:11,868
‫یعنی اولین باری که یه سهم برای فروش

94
00:04:11,918 --> 00:04:13,503
‫به عموم مردم عرضه میشه.

95
00:04:13,586 --> 00:04:18,091
‫بیل گیتس امروز صبح حدود
‫۲۰۰ میلیون دلار پولدارتر شد.

96
00:04:18,258 --> 00:04:21,511
‫مایکروسافت یه رکورد
‫جدید تو وال استریت ثبت کرد.

97
00:04:21,636 --> 00:04:25,014
‫فقط فکرشو بکن اگه سهام اپل
‫رو همون اولش خریده بودی.

98
00:04:25,098 --> 00:04:27,600
‫فقط فکرشو بکن اگه سهام
‫مایکروسافت رو می‌خریدی.

99
00:04:27,684 --> 00:04:31,688
‫جوونایی که تو دهه ۲۰ زندگیشون
‫بودن با خودشون می‌گفتن، «چرا من نه؟»
‫[جوزف بورگ - مسئول کمیسیون امنیتی آلاباما]

100
00:04:33,481 --> 00:04:35,775
‫مردم می‌خواستن تو این
‫عرضه‌های اولیه شرکت کنن

101
00:04:35,858 --> 00:04:38,903
‫چون راهی بود که یه شبه بارتو ببندی.
‫[ریچارد برانسون - شریک استرتون اوکمونت]

102
00:04:38,987 --> 00:04:40,571
‫می‌تونستی تو یه روز پولتو سه برابر کنی.

103
00:04:42,490 --> 00:04:45,076
‫جردن بلفورت برای عرضه‌های اولیه‌ای معروف شد
‫[جیسون لئوپولد - خبرنگار ارشد تحقیقی بلومبرگ]

104
00:04:45,159 --> 00:04:47,495
‫که اونقدر خوب بودن که نمی‌شد باورشون کرد،

105
00:04:47,578 --> 00:04:50,415
‫ولی اونقدر پیچیده بود که درک اینکه

106
00:04:50,498 --> 00:04:52,125
‫این معاملات دقیقا چی هستن، سخت بود.

107
00:04:52,292 --> 00:04:56,212
‫و کاری که من می‌خواستم بکنم این بود
‫که یه جورایی سر از کارشون دربیارم.

108
00:04:56,337 --> 00:04:58,881
‫برای همین درخواست قانون
‫آزادی اطلاعات رو ثبت کردم.

109
00:05:00,758 --> 00:05:04,712
‫اسناد نشون می‌دادن که این عرضه‌های
‫اولیه مرتبط با استرتون اوکمونت

110
00:05:04,762 --> 00:05:08,433
‫کلاهبرداری پامپ و دامپ بودن.

111
00:05:08,516 --> 00:05:12,979
‫پامپ و دامپ اساساً اینجوری بود که شرکت

112
00:05:13,062 --> 00:05:16,232
‫موجودی یه سهام رو می‌خره...

113
00:05:16,357 --> 00:05:20,320
‫با یه قیمت خیلی پایین...

114
00:05:20,403 --> 00:05:25,733
‫دستکاریش می‌کنه تا برسه
‫به یه قیمت خیلی بالاتر.

115
00:05:25,783 --> 00:05:30,121
‫حالا ما تلفن رو برمی‌داشتیم و اون
‫سهام رو به سرمایه‌گذارها می‌فروختیم.

116
00:05:30,204 --> 00:05:33,324
‫همین باعث می‌شد قیمت
‫سهام از اونم بالاتر بره.

117
00:05:33,374 --> 00:05:35,793
‫بعد از دستکاری کردن سهام...

118
00:05:35,835 --> 00:05:39,380
‫تو بازار خالیش می‌کردن.
‫بفروش، بفروش، بفروش.

119
00:05:39,505 --> 00:05:42,467
‫حالا همه‌مون سهام رو می‌فروختیم.

120
00:05:42,550 --> 00:05:45,470
‫شرکت‌ها سود می‌کردن.

121
00:05:45,553 --> 00:05:48,514
‫سهام سقوط می‌کرد.

122
00:05:48,598 --> 00:05:52,769
‫و در نهایت، اکثر مشتری‌ها...

123
00:05:52,894 --> 00:05:54,395
‫همه چیزشونو از دست می‌دادن.

124
00:05:54,520 --> 00:05:57,231
‫این یه روش کلاسیک پامپ و دامپ بود.

125
00:05:59,400 --> 00:06:02,487
‫خب تو یه عالمه بچه‌ی جوون داشتی

126
00:06:02,570 --> 00:06:04,572
‫که هیچی از این کسب و کار نمی‌دونستن
‫[ایرا لی سورکین - وکیل]

127
00:06:04,655 --> 00:06:09,160
‫و تمام روز پای تلفن سعی می‌کردن یه
‫عرضه اولیه خاص رو بندازن به بقیه.

128
00:06:09,577 --> 00:06:12,372
‫تو داری کاری رو می‌کنی که هر عوضی‌ای توی بازار انجام می‌ده.
‫[ضبط: تماس فروش استرتون اوکمونت]

129
00:06:12,580 --> 00:06:13,414
‫تو دیوونه‌ای.

130
00:06:13,456 --> 00:06:14,749
‫مشکل همینه.

131
00:06:14,832 --> 00:06:15,708
‫ممکنه فردا بی‌ارزش باشه.

132
00:06:15,750 --> 00:06:17,210
‫داری سر نیم درصد ناله می‌کنی.

133
00:06:17,251 --> 00:06:18,544
‫این مسخره‌ست.

134
00:06:18,711 --> 00:06:20,204
‫اگه سهامو بفروشی خلی.

135
00:06:20,254 --> 00:06:21,589
‫مال خودته. تو صاحبشی.

136
00:06:22,840 --> 00:06:24,717
‫شایعه شده بود که ما داریم

137
00:06:24,801 --> 00:06:27,678
‫پول تامین اجتماعی پیرزن‌ها رو می‌گیریم.

138
00:06:27,762 --> 00:06:31,140
‫ما آدمای پولدار رو می‌خوایم.
‫اون همون آدمیه که تو می‌خوای.

139
00:06:31,224 --> 00:06:32,683
‫داستان اون موقع این بود
‫[دونا سلسینجر - بخش تامین مالی استرتون اوکمونت]

140
00:06:32,767 --> 00:06:36,521
‫که ما فقط با آدمای کله‌گنده
‫و پولدار تماس می‌گیریم.

141
00:06:36,646 --> 00:06:40,274
‫باید حداقل سالی ۱۰۰ هزار تا درمی‌آوردی،

142
00:06:40,441 --> 00:06:43,152
‫حداقل نیم تا یک میلیون دلار سرمایه داشتی،

143
00:06:43,236 --> 00:06:44,987
‫و تو بازار سهام هم می‌بودی.

144
00:06:45,113 --> 00:06:47,532
‫«مدل کسب‌و‌کارمون»

145
00:06:47,615 --> 00:06:52,578
‫این نبود که یه آدم پاک رو
‫تبدیل به یه آدم بدکار کنه.

146
00:06:52,662 --> 00:06:56,749
‫این بود که کسی که همین
‫الانش هم این کاره‌ست رو

147
00:06:56,833 --> 00:06:59,085
‫تبدیل کنه به یه آدم بد واقعی.

148
00:07:01,379 --> 00:07:03,339
‫[ماساچوست]

149
00:07:04,966 --> 00:07:06,793
‫یه تماس از طرف استرتون اوکمونت داشتم.

150
00:07:06,843 --> 00:07:09,303
‫اون یه عرضه اولیه داشت
‫به اسم بازار کامپیوتر.

151
00:07:09,429 --> 00:07:12,014
‫و بهم گفت، «اوه، یه عرضه‌ی اولیه‌ی بزرگ داره میاد
‫[سرمایه‌گذار سابق استرتون اوکمونت]

152
00:07:12,098 --> 00:07:14,684
‫و همه‌ی مشتری‌های ما میلیونرن.

153
00:07:14,767 --> 00:07:17,478
‫و اگه با ما باشی، اوضاعت روبه‌راهه.»

154
00:07:17,562 --> 00:07:19,313
‫و خب منم قبول کردم که بخرمش.

155
00:07:19,439 --> 00:07:23,276
‫فکر کنم حدودای ۳۰ هزار دلار اینا بود.

156
00:07:23,359 --> 00:07:25,611
‫و چطوری «بازار کامپیوتر» رو توصیف می‌کرد؟

157
00:07:25,695 --> 00:07:26,904
‫اوه، یه شرکت فوق‌العاده بود.

158
00:07:26,946 --> 00:07:28,114
‫حالا می‌بینی.

159
00:07:28,239 --> 00:07:29,824
‫قراره ده برابر ارزش الانش بیارزه،

160
00:07:29,866 --> 00:07:31,242
‫همین امروز.

161
00:07:31,325 --> 00:07:32,318
‫و اونا دقیقاً می‌دونستن چی باید بگن.

162
00:07:32,368 --> 00:07:33,911
‫خیلی حرفه‌ای بودن، می‌فهمی؟

163
00:07:36,456 --> 00:07:39,208
‫اونا معمولاً اینطور نشون
‫می‌دن که می‌رن سراغ...

164
00:07:39,292 --> 00:07:41,169
‫صاحبان کسب‌وکارای پولدار.

165
00:07:41,252 --> 00:07:42,837
‫این توصیف به تو می‌خوره؟

166
00:07:42,920 --> 00:07:45,131
‫نه، من فقط... یه رستوران
‫داشتم و می‌چرخوندمش.

167
00:07:45,214 --> 00:07:46,841
‫سخت کار می‌کردم و اوضاعم بد نبود،

168
00:07:46,924 --> 00:07:50,545
‫ولی تو اون سطح... تو
‫اون لیگ نبودم، می‌دونی؟

169
00:07:50,595 --> 00:07:52,805
‫اونا دقیقا می‌دونستن دست
‫رو چه نقطه‌ضعفی بذارن.

170
00:07:52,889 --> 00:07:54,849
‫تا به خودت می‌اومدی، قاطیشون شده بودی.

171
00:07:58,769 --> 00:08:01,722
‫استرتون اوکمونت هدفش فقط
‫این بود: «بکش، بکش، پول دربیار.»

172
00:08:01,772 --> 00:08:04,942
‫اصلا هیچ اهمیتی به سرمایه‌گذارها نمی‌دادن.
‫[جردن شاماه - معاون رئیس استرتون اوکمونت]

173
00:08:05,067 --> 00:08:07,687
‫آیا متوجه بودی که، «هی،
‫این یه کلاهبرداری محضه؟»

174
00:08:07,737 --> 00:08:09,614
‫که این یه طرح پامپ و دامپه؟

175
00:08:09,697 --> 00:08:11,365
‫نه. نه، چون اولاً، من...

176
00:08:11,491 --> 00:08:12,783
‫بازم میگم، من ۲۳ سالم بود.

177
00:08:12,867 --> 00:08:15,661
‫هیچ‌چیزی از بازار بورس نمی‌فهمیدم.

178
00:08:15,745 --> 00:08:17,663
‫قطعا با خودم می‌گفتم خیلی دیوانه‌واره

179
00:08:17,747 --> 00:08:19,874
‫که چطور می‌تونن این‌قدر پول دربیارن.

180
00:08:19,957 --> 00:08:23,878
‫ولی من خیلی بیشتر
‫حواسم به رابطه‌ام با اون بود.

181
00:08:23,961 --> 00:08:27,256
‫آیا لحظه‌ای بود که با خودت بگی،

182
00:08:27,340 --> 00:08:29,133
‫«ممکنه اینجا یه کار اشتباهی می‌کنیم؟»

183
00:08:32,678 --> 00:08:34,931
‫آدم این‌جوری فکر نمی‌کنه.

184
00:08:35,056 --> 00:08:39,101
‫که «خب، من دارم اینجا
‫یه کار اشتباهی می‌کنم.»

185
00:08:39,185 --> 00:08:44,398
‫اگه بخوام صادق باشم، دلم
‫می‌خواست اون دروغ رو باور کنم.

186
00:08:44,524 --> 00:08:47,652
‫اون سبک زندگی کورم کرده بود.

187
00:08:47,735 --> 00:08:50,404
‫و، ام...

188
00:08:50,530 --> 00:08:53,533
‫خدا به روش خودش هوامو داشت.

189
00:08:59,205 --> 00:08:59,872
‫[نیویورک سیتی]

190
00:08:59,914 --> 00:09:01,541
‫گفتی ۲۵ سالگی یا ۲۶ ازدواج کردین؟

191
00:09:01,624 --> 00:09:03,543
‫ما ازدواج کردیم، فکر کنم ۲۳ سالم بود.

192
00:09:03,668 --> 00:09:06,245
‫- پس تو ۲۲ سالگی باهاش آشنا شدم.
‫- اوه، خیلی سریع بود.

193
00:09:06,295 --> 00:09:07,630
‫شیش ماه بعدش، نامزد کردیم.

194
00:09:07,713 --> 00:09:10,925
‫شیش ماه بعدش هم، ازدواج کردیم.

195
00:09:11,008 --> 00:09:14,053
‫شب قبل از عروسیمون، یه
‫دعوای خیلی وحشتناک کردیم

196
00:09:14,136 --> 00:09:17,223
‫چون من حامله بودم، چون
‫قبل عروسیم حامله شدم،

197
00:09:17,306 --> 00:09:19,559
‫و اونم تمام مدت نشئه بود.

198
00:09:19,642 --> 00:09:23,354
‫و من از شدت عصبانیت داشتم منفجر می‌شدم.

199
00:09:23,437 --> 00:09:25,940
‫و بهش گفتم، «شوخیت گرفته؟»

200
00:09:26,023 --> 00:09:27,441
‫«من هر چی که می‌خوای رو بهت می‌دم،

201
00:09:27,608 --> 00:09:30,111
‫و این طرز رفتار توئه؟»

202
00:09:30,194 --> 00:09:31,821
‫و بعدش ۲۵۰ نفر مهمون داشتم

203
00:09:31,904 --> 00:09:34,824
‫که داشتن می‌اومدن هتل مالیوهانا تو آنگویلا.

204
00:09:34,907 --> 00:09:36,826
‫برای همین گفتم، «باشه.»

205
00:09:41,497 --> 00:09:42,540
‫[آنگویلا]

206
00:09:42,582 --> 00:09:46,460
‫جردن با هواپیما منو
‫از کالیفرنیا برد آنگویلا،
‫[اندرو گرین - دوست جردن بلفورت]

207
00:09:46,586 --> 00:09:48,629
‫و تو یه اتاق بی‌نظیر مستقرم کرد.

208
00:09:48,754 --> 00:09:50,798
‫برای پسری که از یه محله‌ی متوسط اومده بود،

209
00:09:50,881 --> 00:09:53,884
‫راستش رو بخوای، خیلی شگفت‌انگیز بود.

210
00:09:53,968 --> 00:09:55,803
‫همه اونجا بودن.

211
00:09:55,928 --> 00:10:00,725
‫راب لوروسو، هاوی گلفاند،
‫همه‌ی دلال‌های رده‌بالا.

212
00:10:00,808 --> 00:10:02,977
‫چی می‌تونم بگم؟ شبیه یه قصه و رویا بود.

213
00:10:03,019 --> 00:10:06,180
‫این زوج دوست‌داشتنی دارن
‫تو عروسیشون می‌رقصن،

214
00:10:06,230 --> 00:10:07,815
‫چیزی که من اصلا یادم نمیاد

215
00:10:07,940 --> 00:10:12,612
‫چون فکر کنم همه‌مون از همون
‫موقع دیگه زیادی الکل خورده بودیم.

216
00:10:12,737 --> 00:10:14,905
‫من یه ویدیو درباره‌ی این
‫تو تیک‌تاک درست کردم.

217
00:10:15,239 --> 00:10:16,616
‫لباسم رو پوشیدم.

218
00:10:16,699 --> 00:10:19,402
‫با یه لبخند رو لبم ظاهر شدم.

219
00:10:19,452 --> 00:10:22,663
‫با این حال، از درون
‫عمیقاً ناراحت بودم.

220
00:10:22,747 --> 00:10:25,041
‫شاید بتونی اینو تو چشمام تو عکس هم ببینی.

221
00:10:27,293 --> 00:10:30,129
‫و خودم رو بردم پیش روان‌درمانگر.

222
00:10:30,254 --> 00:10:32,582
‫اونقدر باهوش بودم که اینو بفهمم.

223
00:10:32,632 --> 00:10:36,677
‫و فکر می‌کنم اون بهم کمک کرد
‫که عقلم رو از دست ندم.

224
00:10:36,761 --> 00:10:38,763
‫خب پس برمی‌گردی، حالا
‫با این یارو ازدواج کردی.

225
00:10:38,846 --> 00:10:40,431
‫می‌دونستی که تو
‫وال استریت کار می‌کنه.

226
00:10:40,514 --> 00:10:42,475
‫آره.

227
00:10:42,600 --> 00:10:44,352
‫ولی فکر کنم راستش فقط

228
00:10:44,435 --> 00:10:48,022
‫یکی دو بار دیگه رفتم دفترش.

229
00:10:48,147 --> 00:10:51,317
‫مطمئنم که از قصد منو
‫از دفتر دور نگه می‌داشت.

230
00:10:51,400 --> 00:10:53,653
‫اون فقط داشت همه چیز رو کنترل می‌کرد.

231
00:10:53,694 --> 00:10:55,363
‫لیک سوکسس - نیویورک]

232
00:10:56,072 --> 00:10:59,617
‫جردن فهمید که برای دستکاری کردن یه سهام،

233
00:10:59,700 --> 00:11:04,955
‫نمی‌تونی این کار رو فقط
‫با شرکت خودت انجام بدی.

234
00:11:05,039 --> 00:11:07,875
‫باید با بقیه... کلمه‌ای که من
‫براش به کار می‌برم «هم‌دستی» هست.

235
00:11:07,958 --> 00:11:13,297
‫باید با شرکت‌های دیگه می‌ریختی رو هم.

236
00:11:13,422 --> 00:11:18,052
‫و بعد تو یکی از اتفاقات
‫بزرگ و تعیین‌کننده‌ی زندگیم،

237
00:11:18,177 --> 00:11:22,139
‫به دفتر جردن احضار شدم، به همراه

238
00:11:22,223 --> 00:11:24,642
‫یکی از شرکای رده‌پایین‌تر.

239
00:11:24,767 --> 00:11:26,769
‫و اونا ازمون پرسیدن

240
00:11:26,852 --> 00:11:30,731
‫که دوست داریم شرکت
‫کارگزاری خودمون رو داشته باشیم

241
00:11:30,815 --> 00:11:32,900
‫تو فلوریدای جنوبی یا نه.

242
00:11:33,025 --> 00:11:36,779
‫می‌تونستیم از نزدیک، یا یه صورت هم‌دست،

243
00:11:36,862 --> 00:11:39,190
‫با استرتون کار کنیم و با هم معامله کنیم

244
00:11:39,240 --> 00:11:41,033
‫تا کلی پول به جیب بزنیم.

245
00:11:41,158 --> 00:11:44,161
‫من یه آدم مجرد بودم، پس برام،

246
00:11:44,245 --> 00:11:47,707
‫تصمیم سختی نبود که پاشم برم اونجا.

247
00:11:47,832 --> 00:11:49,709
‫خانواده‌ای نداشتم که بخوام نگرانشون باشم،

248
00:11:49,834 --> 00:11:53,003
‫برای همین گفتم، آره، به نظرم پیشنهاد خوبیه.

249
00:11:55,214 --> 00:11:56,215
‫[فورت لادردیل، فلوریدا]

250
00:11:56,465 --> 00:11:58,759
‫و شرکت کارگزاری خودمون رو

251
00:11:58,884 --> 00:12:01,220
‫به اسم بیلتمور تو
‫فلوریدای جنوبی باز کردیم.

252
00:12:04,432 --> 00:12:06,016
‫ما عرضه‌ی اولیه انجام می‌دادیم

253
00:12:06,100 --> 00:12:11,013
‫و دلال‌هامون رو هم دقیقاً به
‫همون شکل آموزش می‌دادیم.

254
00:12:11,063 --> 00:12:13,232
‫پس هر چی جاه‌طلبی‌های
‫استرتون اوکمونت بیشتر می‌شد،

255
00:12:13,357 --> 00:12:14,775
‫شرکت‌های دیگه‌ای رو هم راه انداختن.

256
00:12:14,942 --> 00:12:16,402
‫بیلتمور،

257
00:12:16,485 --> 00:12:18,195
‫مونرو پارکر.

258
00:12:18,279 --> 00:12:21,198
‫و به نظر می‌رسید مستقل باشن،

259
00:12:21,282 --> 00:12:23,367
‫ولی همه‌شون به استرتون اوکمونت وصل بودن.

260
00:12:26,620 --> 00:12:29,331
‫کاری که می‌کردیم این بود
‫که با هواپیما می‌رفتیم نیویورک

261
00:12:29,457 --> 00:12:31,250
‫با جت‌های شخصی.

262
00:12:31,375 --> 00:12:34,378
‫می‌رفتیم پیش دنی و جردن برای شام.

263
00:12:34,462 --> 00:12:37,081
‫درباره‌ی یه عرضه اولیه‌ی
‫جدید که تو راه بود بحث می‌کردیم.

264
00:12:37,131 --> 00:12:41,135
‫یه استراتژی می‌چیدیم که
‫چطور قیمت‌ها رو تعیین کنیم.

265
00:12:41,218 --> 00:12:43,679
‫دو، سه یا چهارتا شرکت مختلف داشتیم.

266
00:12:43,763 --> 00:12:45,556
‫این کارتل ما بود.

267
00:12:45,639 --> 00:12:48,768
‫تو حق نداری برای تعیین قیمت تبانی کنی،

268
00:12:48,893 --> 00:12:50,511
‫ولی کاری که ما می‌کردیم دقیقا همین بود.

269
00:12:50,561 --> 00:12:52,146
‫همه‌ش غیرقانونیه.

270
00:12:55,149 --> 00:12:57,777
‫روز عرضه‌ی اولیه، تو اتاق
‫هیئت مدیره دیوونه‌خونه می‌شد.

271
00:12:57,902 --> 00:12:59,487
‫وسایل پرت می‌شدن این‌ور اون‌ور.

272
00:12:59,570 --> 00:13:01,030
‫ملت جیغ و داد می‌کردن.

273
00:13:01,113 --> 00:13:02,406
‫من تقریبا ۸۰۰ هزار دلار

274
00:13:02,448 --> 00:13:03,949
‫فقط تو حدود ۱۵ دقیقه
‫پورسانت درآوردم.

275
00:13:04,033 --> 00:13:08,370
‫درآمدم ماهی ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار دلار بود.

276
00:13:08,454 --> 00:13:09,655
‫یهو به خودمون اومدیم و دیدیم،

277
00:13:09,705 --> 00:13:14,043
‫غرق پول و قدرت و شهرتیم.

278
00:13:14,126 --> 00:13:18,255
‫عرضه‌های اولیه حسابی پول‌ساز
‫بودن، نباید دست‌کم گرفتشون.

279
00:13:20,216 --> 00:13:21,667
‫مثل یه رویا بود.

280
00:13:21,717 --> 00:13:23,210
‫باعث شد بتونم به پدرم کمک کنم،

281
00:13:23,260 --> 00:13:24,970
‫بتونم به خواهرم کمک کنم،

282
00:13:25,095 --> 00:13:26,514
‫بتونم از نامزدم جدا شم،

283
00:13:26,639 --> 00:13:28,307
‫و از روی عذاب وجدان
‫بهش ماهی ۵ هزار دلار بدم.

284
00:13:30,059 --> 00:13:31,602
‫فکر کنم بخش خوبش این بود که،

285
00:13:31,685 --> 00:13:33,471
‫وقتی پدر و مادرم زنده بودن،

286
00:13:33,521 --> 00:13:35,189
‫حسابی نازشونو خریدم و بهشون رسیدم
‫که ذوق‌مرگ شدن.

287
00:13:35,314 --> 00:13:38,192
‫البته نه به معنای واقعی کلمه.

288
00:13:38,275 --> 00:13:40,653
‫پدرم بهترین دوستم بود.

289
00:13:40,736 --> 00:13:44,990
‫برای تولد ۶۰ سالگیش تو سزارز
‫آتلانتیک سیتی یه جشن تولد حسابی گرفتم.

290
00:13:45,074 --> 00:13:47,743
‫تونستم پدرمو بازنشسته کنم.

291
00:13:47,827 --> 00:13:49,995
‫و براش یه خونه بغل
‫خونه‌ی بهترین دوستش خریدم.

292
00:13:50,079 --> 00:13:52,331
‫ماهی ۵ هزار تا به پدرم می‌دادم.

293
00:13:52,414 --> 00:13:54,333
‫خیلیا ماهی ۵ هزار دلار از من می‌گرفتن.

294
00:13:56,043 --> 00:13:57,545
‫یه مجرد جذاب بودم.

295
00:13:57,670 --> 00:14:00,790
‫می‌دیدی مامانای دخترای
‫یهودی بهم زنگ می‌زدن

296
00:14:00,840 --> 00:14:02,883
‫که با دختراشون دوست بشم.

297
00:14:03,050 --> 00:14:05,761
‫زندگی همه‌ی آدمای اطرافم

298
00:14:05,886 --> 00:14:10,266
‫یه جورایی وابسته به این بود
‫که من اینجور پولا رو دربیارم.

299
00:14:10,349 --> 00:14:13,727
‫شدم رئیس باله‌ی شهر میامی.

300
00:14:13,853 --> 00:14:17,231
‫و تو هیئت مدیره‌ی موزه
‫هنرهای معاصر هم بودم.

301
00:14:17,523 --> 00:14:19,608
‫و زندگی خیلی هیجان‌انگیزی بود.

302
00:14:23,654 --> 00:14:27,616
‫ما با هم معاشرت می‌کردیم.
‫خیلی با هم خوش می‌گذروندیم.

303
00:14:27,741 --> 00:14:29,743
‫با هم می‌رفتیم مسافرت.

304
00:14:30,327 --> 00:14:31,412
‫نیدین اینجاست.

305
00:14:32,246 --> 00:14:36,125
‫وقت زیادی رو به عنوان دوست
‫و خانواده با هم می‌گذروندیم.
‫[دونا سلسینجر]

306
00:14:36,250 --> 00:14:37,585
‫اون آدم‌ها رو می‌برد مسافرت.

307
00:14:39,211 --> 00:14:40,379
‫منو ببین.

308
00:14:40,421 --> 00:14:42,089
‫و خیلی از دوستای ما
‫با هم دوست بودن.

309
00:14:42,172 --> 00:14:43,257
‫قسمت باحالش همین بود.

310
00:14:43,299 --> 00:14:44,508
‫همه‌مون با هم وقت می‌گذروندیم...

311
00:14:44,550 --> 00:14:46,427
‫با شوهرامون و بچه‌هامون.

312
00:14:46,760 --> 00:14:47,595
‫سلام.

313
00:14:47,636 --> 00:14:48,554
‫سلام.

314
00:14:48,762 --> 00:14:50,055
‫من یه بچه داشتم.

315
00:14:50,180 --> 00:14:52,516
‫دخترم سال ۱۹۹۴ به دنیا اومد.

316
00:14:52,600 --> 00:14:54,343
‫جردن و نیدین هم چندلر رو داشتن.

317
00:14:54,393 --> 00:14:56,103
‫فکر کنم اون سال ۹۳ به دنیا اومد.

318
00:14:56,520 --> 00:14:58,063
‫تولدت مبارک چندلر.

319
00:14:58,689 --> 00:15:00,941
‫پس بچه‌ها با هم بازی می‌کردن.
‫با هم بزرگ شدن.

320
00:15:01,025 --> 00:15:02,401
‫سلام.

321
00:15:02,651 --> 00:15:05,195
‫خاطرات خیلی خوبی
‫تو اون قایق ساخته شد.

322
00:15:05,321 --> 00:15:08,032
‫سال نو مبارک!

323
00:15:08,115 --> 00:15:10,075
‫مهمونی‌هایی با حضور همسرا برگزار می‌شد.

324
00:15:10,159 --> 00:15:11,493
‫بعدش یه سری مهمونی‌های دیگه بود

325
00:15:11,577 --> 00:15:13,078
‫که زنا توش حضور نداشتن.

326
00:15:16,874 --> 00:15:19,793
‫یه بار جردن گفت،
‫می‌خوایم بریم مسافرت جاده‌ای.

327
00:15:19,877 --> 00:15:22,421
‫می‌خوایم بریم تو قایق تفریحی.
‫نُه تا مرد بودیم.

328
00:15:22,463 --> 00:15:23,172
‫چی؟

329
00:15:23,380 --> 00:15:25,883
‫باید قبل این‌که هلیکوپتر رو
‫ببری بالا برسی به ساحل.

330
00:15:27,343 --> 00:15:30,554
‫یکی از شعارهای جردن این بود که،
‫«یادتون باشه،

331
00:15:30,638 --> 00:15:32,222
‫عشق و حال بی‌وفایی حساب نمی‌شه.»

332
00:15:35,059 --> 00:15:37,394
‫بهم گفتن که قراره
آدمای خاصی بیان

333
00:15:37,478 --> 00:15:40,439
‫جردن ۱۳ نفر رو با هواپیما آورد
‫تو این قایق تفریحی،

334
00:15:40,564 --> 00:15:42,900
‫و ما نُه نفر بودیم.

335
00:15:42,983 --> 00:15:45,110
‫افتضاح بود.

336
00:15:45,194 --> 00:15:46,654
‫مواد دست به دست می‌شد.

337
00:15:47,571 --> 00:15:48,364
‫جی‌.بی.

338
00:15:48,864 --> 00:15:49,907
‫سلام راسی.

339
00:15:50,032 --> 00:15:52,493
‫یه صحنه‌ای بود
‫که هیچ‌وقت یادم نمی‌ره.

340
00:15:53,535 --> 00:15:54,945
‫آقا راس!

341
00:15:54,995 --> 00:15:57,915
‫ناخدا بهم گفت،
‫«راس، باید اینو ببینی.

342
00:15:58,040 --> 00:16:00,376
‫نگاه می‌کنم تو اتاق جردن

343
00:16:00,501 --> 00:16:04,421
‫و این دو نفر رو می‌بینم

344
00:16:04,505 --> 00:16:07,383
‫که جردن وسطشونه.

345
00:16:07,466 --> 00:16:09,259
‫و می‌تونستی ببینیشون

346
00:16:09,385 --> 00:16:11,220
‫و می‌تونستی اون قیافه‌اش رو ببینی.

347
00:16:11,345 --> 00:16:13,514
‫و اینا دارن سعی می‌کنن
‫باهاش صمیمی بشن.

348
00:16:17,434 --> 00:16:19,853
‫فرهنگ استرتون کاملاً

349
00:16:19,937 --> 00:16:22,856
‫بر اساس دنبال کردن لذت‌های
الکی طراحی شده بود.

350
00:16:22,940 --> 00:16:28,112
‫یه بخشیش هم یه دوز حسابی
‫از جنسیت‌زدگی بود.

351
00:16:28,237 --> 00:16:30,406
‫استرتون اوکمونت داره
‫کلی پول درمیاره

352
00:16:30,531 --> 00:16:32,324
‫و مثل میلیونرها
‫زندگی می‌کنن.

353
00:16:32,408 --> 00:16:34,401
‫ولی وقتی سرمایه‌گذارها
‫می‌خوان سهامشون رو بفروشن،

354
00:16:34,451 --> 00:16:36,787
‫استرتون اوکمونت اغلب قبول نمی‌کنه،

355
00:16:36,912 --> 00:16:38,956
‫چون می‌دونن که این سهام
‫قراره سقوط کنه.

356
00:16:40,708 --> 00:16:43,460
‫دلال از مشتری می‌شنوه که،
‫«می‌خوام بفروشم.

357
00:16:43,627 --> 00:16:46,005
‫«می‌خوام ۱۰ هزار سهم از
‫شرکت ای‌بی‌سی رو بفروشم.»

358
00:16:46,130 --> 00:16:47,339
‫«باشه.»

359
00:16:47,423 --> 00:16:50,092
‫اون یه برگه‌ی فروش می‌نویسه.

360
00:16:50,217 --> 00:16:52,720
‫ما اون تیکه‌کاغذ لعنتی رو
‫پاره می‌کردیم.

361
00:16:52,803 --> 00:16:57,766
‫یعنی، غیرقانونی‌تر
‫از این دیگه نمی‌شه.

362
00:16:59,018 --> 00:17:01,020
‫چاره‌ای ندارم، انگار نمی‌تونم از این در بیام.
‫[ضبط: تماس با سرمایه‌گذار استرتون اکمونت]

363
00:17:01,270 --> 00:17:02,938
‫وبال گردنم شده.

364
00:17:03,022 --> 00:17:04,231
‫دیگه عقلم به جایی قد نمی‌ده.

365
00:17:04,440 --> 00:17:07,609
‫حس می‌کنم مثل یه گوزنم که از درخت
‫آویزون شده و ازش خون می‌چکه.

366
00:17:07,776 --> 00:17:09,778
‫من باید از این وضع در بیام.

367
00:17:13,866 --> 00:17:15,367
‫می‌دونی چقدر خریدی؟

368
00:17:15,492 --> 00:17:19,530
‫حدود ۷۲ هزار دلار بود، که
‫اون موقع پول خیلی زیادی بود.

369
00:17:19,580 --> 00:17:20,956
‫من فقط یه کارگر ساده‌ام.

370
00:17:21,040 --> 00:17:23,500
‫اون تمام پولی بود
‫که اون زمان داشتم.

371
00:17:23,625 --> 00:17:25,753
‫دستم به هیچکس نمی‌رسید
‫که همه چی رو بفروشم.

372
00:17:25,878 --> 00:17:28,630
‫و با خودم گفتم، وای خدای من.
‫گفتم این خیلی بده.

373
00:17:28,756 --> 00:17:30,632
‫قرار نیست پولمون رو پس بگیریم.

374
00:17:30,716 --> 00:17:33,635
‫اونجا بود که
‫تصمیم گرفتم وکیل بگیرم.

375
00:17:33,719 --> 00:17:34,712
‫رفتم پیش وکیل،
‫[بوستون، ماساچوست]

376
00:17:34,762 --> 00:17:36,388
‫بهش توضیح دادم چی شده،

377
00:17:36,513 --> 00:17:38,390
‫و رفتم برای داوری.

378
00:17:38,515 --> 00:17:40,759
‫داوری اساساً اینه که،

379
00:17:40,809 --> 00:17:44,271
‫ازتون شکایت می‌شه چون
‫کارهای غیرقانونی کردین

380
00:17:44,354 --> 00:17:46,356
‫که برای مشتری ما کلی آب خورده.

381
00:17:46,440 --> 00:17:49,193
‫من اونقدر پرونده شکایت داشتم

382
00:17:49,318 --> 00:17:52,112
‫که نمی‌تونم بهت بگم
‫تعدادشون چقدر بود.

383
00:17:54,615 --> 00:17:56,984
‫تو داوری می‌گفتن، «اوه،
‫اون یه مولتی‌میلیونره،

384
00:17:57,034 --> 00:17:59,203
‫و سالی فلان قدر پول درمیاره و این حرفا.»

385
00:17:59,286 --> 00:18:01,080
‫و این درست نبود

386
00:18:01,163 --> 00:18:05,375
‫چون استرتون اوکمونت وقتی حساب باز می‌کردم

387
00:18:05,459 --> 00:18:06,794
‫سند اصلی رو دستکاری کرده بود.

388
00:18:06,919 --> 00:18:09,838
‫اونا دارایی خالص منو خیلی بالا برده بودن.

389
00:18:09,922 --> 00:18:12,091
‫اونا حقوق سالانه‌ی منو
‫الکی بالا نوشته بودن.

390
00:18:12,174 --> 00:18:16,804
‫دکتر پپر رو فروخت و
‫این اس‌ام‌تی هلث‌کر رو خرید؟

391
00:18:16,887 --> 00:18:18,680
‫گفتم، من همچین اجازه‌ای ندادم.

392
00:18:18,806 --> 00:18:21,016
‫اونا مدارک و
‫اینجور چیزا رو جعل کرده بودن.

393
00:18:24,353 --> 00:18:25,854
‫ما سه روز جلسه داوری داشتیم.

394
00:18:25,938 --> 00:18:28,315
‫پرونده رو بردیم.

395
00:18:28,398 --> 00:18:30,350
‫وقتی چک داوری اومد،

396
00:18:30,400 --> 00:18:31,902
‫رفتم پیش وکیل،

397
00:18:31,985 --> 00:18:34,446
‫خواستم دستمزد و هزینه‌هاش رو بدم.

398
00:18:34,530 --> 00:18:36,115
‫در نهایت چیزی که دستم رو گرفت

399
00:18:36,198 --> 00:18:40,611
‫اگه درست یادم باشه...
‫خیلی نبود.

400
00:18:40,661 --> 00:18:41,487
‫من سه تا بچه داشتم

401
00:18:41,537 --> 00:18:43,914
‫و خرج دانشگاه و اینجور چیزا بود.

402
00:18:43,997 --> 00:18:46,333
‫می‌خواستیم ازش برای خانواده‌ام،
‫برای آینده استفاده کنیم.

403
00:18:46,416 --> 00:18:48,210
‫دیگه رفت.

404
00:18:51,755 --> 00:18:54,341
‫[لیک سوکسس، نیویورک]

405
00:18:56,760 --> 00:18:58,470
‫استرتون اوکمونت می‌بازه.

406
00:18:58,595 --> 00:19:00,556
‫ولی تهش،

407
00:19:00,681 --> 00:19:04,009
‫نتیجه‌ی داوری اینه که
‫یه جریمه میدی.

408
00:19:04,059 --> 00:19:06,103
‫در نهایت، این فقط می‌شه

409
00:19:06,228 --> 00:19:10,357
‫هزینه‌ی انجام کار برای
‫استرتون اوکمونت.

410
00:19:10,440 --> 00:19:13,318
‫و نگرش جردن این بود که
‫این هزینه، در واقع،

411
00:19:13,402 --> 00:19:17,072
‫فقط بخشی از کاره،
‫تقریبا مثل یه مغازه که،

412
00:19:17,197 --> 00:19:20,826
‫۳ درصد دزدی
‫تو درآمدش لحاظ می‌شه.

413
00:19:20,909 --> 00:19:23,370
‫فکر نمی‌کنم اون حتی نگران

414
00:19:23,453 --> 00:19:27,374
‫حسابرسی‌ها و بخش رعایت قوانین بود.

415
00:19:27,457 --> 00:19:29,076
‫چون یادمه می‌گفت،

416
00:19:29,126 --> 00:19:30,878
‫«هر چی بیشتر باز نگهش دارم،
‫بیشتر پول درمیارم،

417
00:19:30,919 --> 00:19:33,255
‫برای همین با پول دادن
‫کارم رو راه می‌ندازم و میرم جلو.»

418
00:19:33,338 --> 00:19:34,756
‫فقط در حد یه اخطار کوچیک جریمه می‌شد.

419
00:19:34,882 --> 00:19:37,000
‫فکر کنم یکی از جریمه‌ها
‫۱ میلیون دلار بود.

420
00:19:37,050 --> 00:19:38,594
‫۱ میلیون دلار پول زیادی بود،

421
00:19:38,719 --> 00:19:41,054
‫ولی نه وقتی که ده‌ها
‫میلیون دلار به جیب می‌زنی.

422
00:19:41,180 --> 00:19:44,766
‫من برای یه جلسه‌ی داوری
‫رفتم لاس وگاس و عالی بود.

423
00:19:44,892 --> 00:19:46,393
‫یادم نمیاد بردم یا باختم،

424
00:19:46,476 --> 00:19:48,428
‫ولی دو هفته تو وگاس بودم.

425
00:19:48,478 --> 00:19:50,314
‫برادرزاده‌های کوچیکم رو
‫با هواپیما آوردم اونجا.

426
00:19:50,439 --> 00:19:51,598
‫اون موقع کوچیک‌تر بودن.

427
00:19:51,648 --> 00:19:53,442
‫و بهترین روزای
‫عمرمون رو گذروندیم.

428
00:19:53,525 --> 00:19:58,614
‫و این مرامی بود که
‫تو اکوسیستم ما وجود داشت.

429
00:19:58,739 --> 00:20:00,324
‫اگه قدرت داری، می‌تونی

430
00:20:00,407 --> 00:20:03,744
‫هر کاری که دلت می‌خواد بکنی
‫و قوانین برات صدق نمی‌کنه.

431
00:20:06,830 --> 00:20:09,416
‫طولی نکشید که شکایات داوری

432
00:20:09,499 --> 00:20:11,418
‫به سمت ما سرازیر شد.

433
00:20:11,501 --> 00:20:14,546
‫یه شرکت معمولی شاید
‫سالی چندتا دونه از اینا داشت.

434
00:20:14,671 --> 00:20:17,633
‫ما خیلی بیشتر از
‫چندتا داشتیم.

435
00:20:17,758 --> 00:20:20,302
‫این به مقامات هشدار داد

436
00:20:20,385 --> 00:20:23,889
‫که دیگه وقتشه واقعا بررسی کنن
‫ببینن اینا دارن چیکار می‌کنن.

437
00:20:28,185 --> 00:20:30,095
‫اتفاقی روزنامه رو برداشتم

438
00:20:30,145 --> 00:20:32,231
‫و دیدم که
‫یه مقاله هست

439
00:20:32,314 --> 00:20:37,861
‫درباره اینکه کمیسیون بورس داره
‫روی استرتون اوکمونت تحقیق می‌کنه.

440
00:20:37,945 --> 00:20:40,906
‫جردن دقیقا بعد از چاپ مقاله بهم زنگ زد

441
00:20:41,031 --> 00:20:42,941
‫و گفت، باید باهات حرف بزنم.

442
00:20:42,991 --> 00:20:45,494
‫گفتم، «کدوم گوری بودی؟»

443
00:20:45,577 --> 00:20:48,780
‫الان دارن در موردت تحقیقات انجام می‌دن.

444
00:20:48,830 --> 00:20:52,376
‫مثل فیلم اسکورسیزی،
‫اونا رو بردیم تو یه اتاق.

445
00:20:52,501 --> 00:20:54,086
‫من توش شنود گذاشته بودم

446
00:20:54,169 --> 00:20:56,213
‫و کولر رو تا ته
‫زیاد کرده بودیم

447
00:20:56,296 --> 00:20:58,048
‫که حس می‌کردی
‫قطب جنوبه.

448
00:20:58,131 --> 00:21:01,635
‫اون صحنه‌ی فیلم درباره‌ی دما،

449
00:21:01,718 --> 00:21:04,721
‫من خودم ندیدمش، ولی باورش می‌کنم.

450
00:21:04,846 --> 00:21:09,226
‫جردن مدام حس می‌کرد
‫شکست‌ناپذیره.

451
00:21:09,351 --> 00:21:10,602
‫من باید گزارش تهیه می‌کردم

452
00:21:10,686 --> 00:21:12,646
‫و می‌دونستم تمام این
‫تحقیقات داره انجام می‌شه.

453
00:21:12,729 --> 00:21:14,439
‫و تقریبا مثل

454
00:21:14,564 --> 00:21:16,817
‫فضای «اگه می‌تونی منو بگیر» بود.

455
00:21:16,900 --> 00:21:20,320
‫ما مدام سعی می‌کردیم
‫یه قدم جلوتر باشیم.

456
00:21:21,947 --> 00:21:24,658
‫کمیسیون بورس...

457
00:21:24,741 --> 00:21:27,452
‫قضیه‌شون خنده‌دار بود
‫[سال ۲۰۱۰]

458
00:21:27,577 --> 00:21:29,621
‫اونقدرام آدمای باهوشی نبودن.

459
00:21:29,705 --> 00:21:32,582
‫من اصلاً احترام زیادی
‫براشون قائل نبودم.

460
00:21:34,084 --> 00:21:37,671
‫دیدگاهمون این بود که گور بابای کمیسیون بورس.

461
00:21:37,754 --> 00:21:40,549
‫یه وکیل می‌گیریم تا خودشون
‫جمعش کنن، حالا هرچی.

462
00:21:40,632 --> 00:21:43,176
‫راستش رو بخواین،
‫بدون اینکه بخوام توهین کنم،

463
00:21:43,260 --> 00:21:48,307
‫کارشون به شدت کند
‫و به طرز افتضاحی بی‌تاثیر بود.

464
00:21:48,390 --> 00:21:50,058
‫سلام.

465
00:21:50,183 --> 00:21:55,022
‫هر وقت خبری به گوشمون می‌رسید،
‫خیلی زود به عنوان چرت و پرت...

466
00:21:55,105 --> 00:21:58,892
‫رد می‌شد، می‌گفتیم
‫«همه‌ش چرته.»

467
00:21:58,942 --> 00:22:01,445
‫ما مطمئن بودیم که
‫هیچکس حریفمون نمیشه.

468
00:22:09,161 --> 00:22:11,496
‫[ماساچوست، نیویورک]

469
00:22:14,499 --> 00:22:19,379
‫چند هفته پیش،
‫با پسرم رفتیم فروشگاه پولو...

470
00:22:19,463 --> 00:22:22,883
‫و اونجا یه پلیور بود که عکس
‫یه خرس تدی روش داشت.
‫[هاوی گلفاند - شریک در استرنتون اوکمونت]

471
00:22:22,966 --> 00:22:27,637
‫قیمتش ۲۵۰ دلار بود و من نخریدمش.

472
00:22:27,721 --> 00:22:32,509
‫اون موقع‌ها، هیچ‌وقت به
‫اتیکت قیمت نگاه نمی‌کردم.

473
00:22:32,559 --> 00:22:34,895
‫فقط می‌خریدمش.

474
00:22:35,020 --> 00:22:37,647
‫اون موقع، تو پرانتز بگم،

475
00:22:37,731 --> 00:22:41,234
‫با دختری که نوشیدنی می‌فروخت دوست بودم.

476
00:22:41,318 --> 00:22:43,987
‫توی یه کلوپ خیلی شیک کار می‌کرد.

477
00:22:44,071 --> 00:22:47,115
‫از همون اول تا الان با هر کی
‫که دوست شدم...

478
00:22:47,199 --> 00:22:50,410
‫یکی از یکی جذاب‌تر بودن.

479
00:22:50,494 --> 00:22:54,122
‫به اینجا میگن «مایل معجزه».

480
00:22:54,247 --> 00:22:59,086
‫حالا چرا؟

481
00:22:59,169 --> 00:23:02,756
‫چون اگه اونقدر پول داشته باشی
‫که بتونی از اینجا خرید کنی،

482
00:23:02,839 --> 00:23:04,341
‫واقعاً یه معجزه‌ست.

483
00:23:07,469 --> 00:23:11,014
‫همه برندهای لوکس اینجا هستن.

484
00:23:11,098 --> 00:23:14,476
‫رالف لورن،
‫کریستین دیور، گوچی.

485
00:23:14,601 --> 00:23:16,144
‫تیفانی هم اونجاست.

486
00:23:16,228 --> 00:23:19,398
‫اون زمان، من ۵۰۰ تا
‫قالب صابون تیفانی خریدم...

487
00:23:19,523 --> 00:23:20,774
‫فقط چون ازشون خوشم اومده بود.

488
00:23:20,941 --> 00:23:23,143
‫رولکس، پاتوقم بود...

489
00:23:23,193 --> 00:23:27,739
‫چون به ساعت اعتیاد داشتم.

490
00:23:27,864 --> 00:23:32,244
‫حدود ۳۰۰٬۰۰۰ تا ۴۰۰٬۰۰۰ دلار...

491
00:23:32,327 --> 00:23:34,246
‫ساعت جمع کرده بودم.

492
00:23:34,329 --> 00:23:37,582
‫چیزایی می‌خریدم که شما
‫تو عمرتون هم نمی‌خریدین.

493
00:23:37,707 --> 00:23:43,547
‫یه جا صابونی جیانی
‫ورساچه خریدم ۱۶۰۰ دلار.

494
00:23:43,630 --> 00:23:48,301
‫هنوزم دارمش و نگاش می‌کنم
‫و می‌گم، فازم چی بود؟

495
00:23:48,385 --> 00:23:51,430
‫آخه کی ۱۶۰۰ دلار میده پای یه جا صابونی؟

496
00:23:51,555 --> 00:23:53,056
‫همه‌جا با لیموزین می‌رفتم.

497
00:23:53,140 --> 00:23:54,508
‫مردم مسخره‌ام می‌کردن
‫و می‌گفتن چیکار می‌کنی،

498
00:23:54,558 --> 00:23:56,393
‫با لیموزین میری تا دم صندوق پست؟
‫[جردن شاماه - معاون استرتون اوکمونت]

499
00:23:56,476 --> 00:23:58,645
‫یه خیاط داشتن که می‌اومد...

500
00:23:58,728 --> 00:24:00,389
‫و برای آدما کت و شلوارهای سفارشی می‌دوخت.

501
00:24:00,439 --> 00:24:03,525
‫می‌پریدیم تو هلیکوپتر
‫که بریم گلف بازی کنیم،

502
00:24:03,608 --> 00:24:04,860
‫و همون روز برمی‌گشتیم.

503
00:24:05,318 --> 00:24:06,236
‫سلام بچه‌ها.

504
00:24:06,319 --> 00:24:07,362
‫راس اسپیلبرگ.

505
00:24:07,404 --> 00:24:09,531
‫احتمالاً رو پنج شیش تا قایق تفریحی بودم...
‫[راس پورتنوی - دوست جردن بلفورت]

506
00:24:09,614 --> 00:24:12,325
‫تا اینکه جردن قایق «نیدین» رو خرید.

507
00:24:12,409 --> 00:24:14,911
‫جردن داد ۸ متر به طولش اضافه کردن...

508
00:24:15,036 --> 00:24:17,831
‫تا بتونه یه باند هلیکوپتر
‫روش بسازه.

509
00:24:17,914 --> 00:24:19,666
‫رفتیم مونت کارلو.

510
00:24:19,791 --> 00:24:21,126
‫پول حواله کرده بودم اونجا...

511
00:24:21,251 --> 00:24:23,253
‫و شاید فقط دو ساعتی اونجا بودیم...

512
00:24:23,336 --> 00:24:26,006
‫که تقریباً ۱ میلیون دلار بردم.
‫[ریچارد برانسون - مدیر بالتیمور سکوریتیز]

513
00:24:26,089 --> 00:24:28,717
‫واقعاً مصداق بارز این بود که
‫قدر جوونیمون رو نمی‌دونستیم.

514
00:24:28,800 --> 00:24:33,680
‫اگه کارایی که توش دست داشتیم
‫اونقدر غیرقانونی نبود،

515
00:24:33,805 --> 00:24:37,225
‫احتمالاً هنوزم داشتم
‫همون کارا رو می‌کردم.

516
00:24:39,603 --> 00:24:43,064
‫کمیسیون بورس نسبتاً کند عمل می‌کرد.

517
00:24:43,190 --> 00:24:46,184
‫اما بالاخره، کمیسیون
‫بورس گوشی رو برمی‌داره،

518
00:24:46,234 --> 00:24:48,278
‫به یکی تو دفتر دادستانی آمریکا زنگ می‌زنه،
‫[ایرا لی سورکین - وکیل]

519
00:24:48,361 --> 00:24:49,946
‫و میگه، «یه پرونده‌ی
‫خفن برات دارم.»

520
00:24:50,655 --> 00:24:53,408
‫[دفتر میدانی اف‌بی‌آی - نیویورک سیتی]

521
00:24:55,285 --> 00:24:56,403
‫گفتن پیراهن سفید نپوش
‫و همه لباسای من...

522
00:24:56,453 --> 00:24:57,871
‫ممنون.

523
00:24:58,038 --> 00:24:59,531
‫پیراهن کاری
‫باید سفید باشه.

524
00:24:59,581 --> 00:25:03,827
‫این همون چیزیه که جی. ادگار بهمون گفت.
‫باید پیراهن سفید بپوشیم.

525
00:25:03,877 --> 00:25:05,295
‫اسم من گریگوری کولمنه.

526
00:25:05,378 --> 00:25:07,088
‫تو فیلم «گرگ وال استریت»...
‫[گرگوری کلمن - مامور ویژه اف‌بی‌آی]

527
00:25:07,214 --> 00:25:08,715
‫کایل چندلر نقشم رو بازی می‌کنه.

528
00:25:08,840 --> 00:25:11,092
‫و اینجا دخترای خوشگلی هم دارین!

529
00:25:11,176 --> 00:25:12,260
‫- عالیه.
‫- خیلی خب.

530
00:25:12,385 --> 00:25:14,054
‫گمشین از قایق من بیرون.

531
00:25:14,137 --> 00:25:17,307
‫بلفورت این شانس رو آورد
‫که وقتی کارش رو شروع کرد...

532
00:25:17,390 --> 00:25:19,226
‫اف‌بی‌آی تمرکزش...

533
00:25:19,309 --> 00:25:20,894
‫رو پرونده‌های کلاهبرداری اوراق بهادار نبود.

534
00:25:21,061 --> 00:25:24,347
‫اما همه‌ی اینا تو سال ۱۹۹۲ عوض شد.

535
00:25:24,397 --> 00:25:28,318
‫اف‌بی‌آی یه گروه از مامورها رو تشکیل داد
‫تا درباره جرایم...

536
00:25:28,401 --> 00:25:30,403
‫مربوط به وال استریت تحقیق کنن.

537
00:25:30,487 --> 00:25:33,823
‫به خاطر همین، قضیه از حوزه حقوقی...

538
00:25:33,907 --> 00:25:35,909
‫که فقط از مردم شکایت
‫می‌کنی و غرامت می‌گیری...

539
00:25:36,076 --> 00:25:37,410
‫و از کار کردن محرومشون می‌کنی...

540
00:25:37,494 --> 00:25:38,578
‫دراومد و وارد حوزه کیفری شد،

541
00:25:38,662 --> 00:25:41,623
‫چون حالا دیگه می‌تونست
‫به خاطرش بیفته زندان.

542
00:25:43,583 --> 00:25:47,245
‫برنامه امتحان پس‌داده
‫تو بقیه تشکیلات مجرمانه اینه که...

543
00:25:47,295 --> 00:25:49,464
‫از پایین‌ترین رده شروع کنی و بیای بالا.

544
00:25:49,548 --> 00:25:54,261
‫ایده من این بود که
‫چند تا دلال سطح پایین رو دستگیر کنیم.

545
00:25:54,344 --> 00:25:57,764
‫در جریان تحقیقاتم،
‫به یه گروه از دلال‌ها رسیدم...

546
00:25:57,847 --> 00:26:00,433
‫که به بقیه پول داده بودن...

547
00:26:00,517 --> 00:26:04,646
‫تا جای اونا آزمون دلالی
‫مجوزدار رو بدن.

548
00:26:04,729 --> 00:26:07,891
‫اثر انگشتشون رو اون فرم‌ها پیدا شد...

549
00:26:07,941 --> 00:26:11,102
‫اونم سال‌ها بعد از اینکه
‫آزمون رو داده بودن.

550
00:26:11,152 --> 00:26:13,405
‫این یعنی از همون روز اول،

551
00:26:13,488 --> 00:26:16,157
‫هیچ‌وقت مجوز قانونی و درستی نداشتن...

552
00:26:16,241 --> 00:26:18,243
‫تا به مردم سهام
‫و اوراق بهادار بفروشن.

553
00:26:18,368 --> 00:26:21,788
‫دلال‌ها اعتراف کردن که
‫بقیه جاشون امتحان دادن...

554
00:26:21,871 --> 00:26:24,374
‫و این به ما یه اهرم فشار داد.

555
00:26:24,457 --> 00:26:27,702
‫ما دلال‌هایی رو که...
‫به قول خودمون مخشونو زده بودیم،

556
00:26:27,752 --> 00:26:29,337
‫که باهامون همکاری می‌کردن رو گرفتیم.

557
00:26:29,421 --> 00:26:32,340
‫ازشون به عنوان شاهد استفاده کردیم...

558
00:26:32,465 --> 00:26:35,218
‫و ازشون خواستیم مرتب بهمون اطلاعات بدن...

559
00:26:35,302 --> 00:26:38,380
‫که اونجا چه خبره.

560
00:26:38,430 --> 00:26:39,097
‫[فورت لادردیل، فلوریدا]

561
00:26:39,139 --> 00:26:43,260
‫وقتی کمیسیون بورس ازت شکایت می‌کنه،
‫می‌تونی جریمه‌اش رو بدی.

562
00:26:43,310 --> 00:26:46,104
‫اما وقتی پای اف‌بی‌آی میاد وسط،

563
00:26:46,187 --> 00:26:49,232
‫با همون آدمایی طرفی که بادگیر می‌پوشن...

564
00:26:49,316 --> 00:26:50,567
‫و پشتش نوشته FBI...

565
00:26:50,650 --> 00:26:52,444
‫و همونایی که اسلحه دارن.

566
00:26:52,527 --> 00:26:55,030
‫این چیزیه که اصلاً دلت
‫نمی‌خواد باهاش روبرو بشی.

567
00:26:55,113 --> 00:26:57,574
‫پس حالا کلی نشونه هست...

568
00:26:57,657 --> 00:27:01,077
‫که اتفاقات بدی داره میفته.

569
00:27:01,161 --> 00:27:04,623
‫تو تلفنت صدای تیک‌تیک می‌شنوی.

570
00:27:04,706 --> 00:27:07,917
‫سعی می‌کنی یه حساب بانکی باز کنی
‫و بانک میگه،

571
00:27:08,001 --> 00:27:09,919
‫نه، متاسفم
‫نمی‌تونیم براتون حساب باز کنیم.

572
00:27:10,003 --> 00:27:11,212
‫این دیگه چه وضعشه؟

573
00:27:13,465 --> 00:27:16,293
‫یه روز، جردن گفت «راس،
‫می‌خوایم بریم گلف بازی کنیم.»

574
00:27:16,343 --> 00:27:17,552
‫یه هلیکوپتر از بالاسرمون رد می‌شد...

575
00:27:17,636 --> 00:27:18,795
‫و اون به هلیکوپتره نگاه می‌کرد...

576
00:27:18,845 --> 00:27:21,056
‫و به من می‌گفت،

577
00:27:21,139 --> 00:27:22,674
‫«اوه، اینا قطعا دارن
‫زاغ‌سیامو چوب می‌زنن.»

578
00:27:22,724 --> 00:27:24,768
‫فکر کنم داشت استرس می‌گرفت.
‫[راب لروسو - دوست جردن بلفورت]

579
00:27:24,934 --> 00:27:28,980
‫و فکر می‌کنم همون موقع‌ها بود
‫که بادیگارد هم گرفت.

580
00:27:29,064 --> 00:27:31,941
‫بریم سراغ دوستت، جردن بلفورت.

581
00:27:32,025 --> 00:27:33,643
‫اولاً که اون دوست من نیست.

582
00:27:33,693 --> 00:27:35,236
‫یه جوجه‌فکلیه.

583
00:27:35,320 --> 00:27:36,946
‫خودش می‌دونه که من ازش خوشم نمیاد.

584
00:27:38,156 --> 00:27:39,532
‫اسم من بو دیتل هست.

585
00:27:39,658 --> 00:27:41,159
‫اسم واقعیم ریچارد دیتله،
‫[بو دیتل - مسئول امنیت جردن بلفورت]

586
00:27:41,284 --> 00:27:44,412
‫ولی اسم «بو» رو از ۱۲ سالگی
‫رو خودم گذاشتم.

587
00:27:44,537 --> 00:27:47,248
‫من مسئولیت امنیت جردن
‫و خانواده‌اش رو بر عهده داشتم.

588
00:27:47,332 --> 00:27:48,958
‫مارتی اسکورسیزی بهم زنگ زد.

589
00:27:49,042 --> 00:27:50,877
‫گفت، کیو بیاریم
‫که نقش تو رو بازی کنه؟

590
00:27:51,002 --> 00:27:53,088
‫گفتم، مارتی،
‫خودم نقشمو بازی می‌کنم.

591
00:27:53,171 --> 00:27:54,539
‫دفعه قبلی که این قرص‌های لعنتی رو خوردی،

592
00:27:54,589 --> 00:27:55,924
‫سرتو کردی تو اون ماکارونی کوفتی.

593
00:27:55,965 --> 00:27:57,759
‫مجبور شدم سرتو بکشم بیرون.

594
00:27:57,842 --> 00:28:00,178
‫اولین بار چطور با جردن بلفورت آشنا شدی؟

595
00:28:00,261 --> 00:28:02,430
‫خب، راستش...
‫از دیک گراسو یه تماس داشتم.

596
00:28:02,555 --> 00:28:04,182
‫دیک گراسو، اون زمان،

597
00:28:04,265 --> 00:28:06,184
‫رئیس بورس نیویورک بود.

598
00:28:06,309 --> 00:28:09,979
‫بهم گفت، یه شرکتی تو منطقه
‫لیک ساکسس هست.

599
00:28:10,063 --> 00:28:11,898
‫صاحبش یه یارویی به اسم جردن بلفورته.

600
00:28:12,023 --> 00:28:15,527
‫و یه مشت گانگستر دارن
‫ازش اخاذی می‌کنن،

601
00:28:15,610 --> 00:28:16,820
‫بچه‌های جرایم سازمان‌یافته.

602
00:28:16,903 --> 00:28:19,114
‫و اون به کمکت نیاز داره، بو.

603
00:28:19,239 --> 00:28:22,450
‫پس برو پیشش و بهش بگو
‫که من فرستادمت.

604
00:28:24,744 --> 00:28:26,121
‫بچه‌های جرایم سازمان‌یافته،

605
00:28:26,204 --> 00:28:30,792
‫می‌دونستن جردن داره چه پولی به جیب می‌زنه.

606
00:28:30,875 --> 00:28:33,787
‫قبل از اینکه من برم اونجا،
‫احتمالاً بهش گفته بودن،

607
00:28:33,837 --> 00:28:36,840
‫جردن، اگه پول نقد می‌خوای
‫تا این خرت‌وپرت‌ها رو بخری،

608
00:28:36,923 --> 00:28:38,258
‫ما می‌تونیم بهت قرض بدیم.

609
00:28:38,383 --> 00:28:40,635
‫اما، می‌دونی،
‫وقتی پاشون به زندگیت باز بشه،

610
00:28:40,719 --> 00:28:43,513
‫دیگه نمی‌تونی از دستشون خلاص بشی.

611
00:28:43,596 --> 00:28:45,640
‫من کارتم رو به جردن دادم.

612
00:28:45,765 --> 00:28:48,893
‫گفتم، وقتی دوباره برگشتن،
‫فقط بهشون بگو با من تماس بگیرن.

613
00:28:49,018 --> 00:28:52,397
‫من اونا رو ازت دور نگه می‌دارم.

614
00:28:52,480 --> 00:28:54,482
‫و بعدش بهم زنگ می‌زدن،

615
00:28:54,566 --> 00:28:57,060
‫و می‌گفتن، «اوه، اونجا
‫داری چیکار می‌کنی، بو؟

616
00:28:57,110 --> 00:28:59,070
‫رئیسم بهم گفت بهت زنگ بزنم.»

617
00:28:59,195 --> 00:29:00,572
‫پس مجبور شدیم بشینیم با هم حرف بزنیم.

618
00:29:06,786 --> 00:29:08,204
‫و به بچه‌ها گفتم «ببینین بچه‌ها،

619
00:29:08,288 --> 00:29:12,292
‫به رئیستون بگین به رئیسش
‫زنگ بزنه و بپرسه من کی‌ام، باشه؟»

620
00:29:12,375 --> 00:29:15,336
‫و من همه رو می‌شناختم.
‫با همه‌شون بزرگ شده بودم.

621
00:29:15,420 --> 00:29:17,464
‫و برام احترام قائل بودن.

622
00:29:17,589 --> 00:29:20,125
‫من تو اوزون پارک بزرگ شدم.

623
00:29:20,175 --> 00:29:24,421
‫با جان گوتی، برادران اسکوپو بزرگ شدم.

624
00:29:24,471 --> 00:29:28,183
‫تونی سالرنو چاقه رو وقتی داشتم
‫اسکوپو رو می‌بردم کلونیال دیدم.

625
00:29:28,266 --> 00:29:29,309
‫پس همه رو می‌شناختم.

626
00:29:29,434 --> 00:29:31,269
‫اونا دوستای منن، قضیه به همین سادگیه.

627
00:29:33,188 --> 00:29:35,273
‫بهتره برین یه جای دیگه.

628
00:29:35,356 --> 00:29:36,641
‫این یکی رو من دارم ازش محافظت می‌کنم.

629
00:29:36,691 --> 00:29:39,569
‫قراره از راه قانونی با
‫تامین امنیت اینجا پول دربیارم.

630
00:29:39,652 --> 00:29:41,321
‫و همینه که هست.

631
00:29:41,404 --> 00:29:42,897
‫و نمی‌ذارم از اینجا اخاذی کنین.

632
00:29:42,947 --> 00:29:44,282
‫و قضیه همونجا تموم شد.

633
00:29:46,326 --> 00:29:48,953
‫جردن یه ملک خیلی بزرگ و خوب داشت.

634
00:29:49,078 --> 00:29:52,207
‫که تو فیلم هم نشون داده شده.

635
00:29:52,290 --> 00:29:54,876
‫ما ۲۴ ساعته تو خونه‌اش نگهبان داشتیم.

636
00:29:54,959 --> 00:29:57,462
‫روزا روکو رو داشتم، شبا هم روکو.

637
00:29:57,545 --> 00:29:59,581
‫حتی دو تا نگهبان داشتیم
‫که شیفتی کار می‌کردن.

638
00:29:59,631 --> 00:30:01,082
‫اسم هر دوشون هم روکو بود.

639
00:30:01,132 --> 00:30:03,259
‫تو دفتراش هم نگهبان داشتیم،

640
00:30:03,343 --> 00:30:06,221
‫تو محل کارش.

641
00:30:06,304 --> 00:30:09,090
‫ولی جردن به شدت شکاک بود.

642
00:30:09,140 --> 00:30:11,643
‫جداً یه جوجه‌فکلی پارانوئید بود.

643
00:30:11,726 --> 00:30:12,719
‫«دارن میان، دارن میان.»

644
00:30:12,769 --> 00:30:14,062
‫اوه، همه‌ش داشت پشت سرشو نگاه می‌کرد.

645
00:30:14,103 --> 00:30:19,359
‫همیشه رو هوا بود، همیشه رو نشئه بود.

646
00:30:19,442 --> 00:30:20,810
‫جردن، از اون آدمایی بود که...

647
00:30:20,860 --> 00:30:22,195
‫همیشه بقیه رو وسوسه می‌کرد.

648
00:30:22,320 --> 00:30:23,571
‫مردم می‌دونستن که اون خیلی پول درمیاره،

649
00:30:23,613 --> 00:30:24,531
‫و خیلی پولداره.

650
00:30:24,614 --> 00:30:25,907
‫همه یه سهمی از اون پول می‌خواستن.

651
00:30:25,990 --> 00:30:28,785
‫و حالا، بهش مدیون بودن.

652
00:30:28,910 --> 00:30:31,037
‫پس اینطوری آدما رو کنترل می‌کرد.

653
00:30:31,162 --> 00:30:32,747
‫همه‌چیز براش تو پول درآوردن خلاصه می‌شد.

654
00:30:35,166 --> 00:30:39,879
‫من آدم خوبیم و آدم خوبی بودم،

655
00:30:39,963 --> 00:30:43,508
‫اما قاطی یه ماجرای خیلی بد شدم.

656
00:30:43,591 --> 00:30:47,387
‫وقتی فهمیدم این کار کاملاً
‫غیرقانونیه، واقعاً برام یه دوراهی شد.

657
00:30:47,470 --> 00:30:51,391
‫و فکر کنم همین قضیه مصرف
‫موادم رو خیلی بیشتر کرد.

658
00:30:54,894 --> 00:30:58,398
‫کار به جایی رسید که...

659
00:30:58,481 --> 00:31:03,528
‫برای انجام کارام باید حتماً نشئه می‌بودم.

660
00:31:03,611 --> 00:31:06,865
‫آخر روز اونقدر نشئه بودم...

661
00:31:06,948 --> 00:31:09,617
‫که اصلاً نمی‌شد بلندم کرد.

662
00:31:09,701 --> 00:31:12,620
‫منو قل می‌دادن...

663
00:31:12,704 --> 00:31:15,665
‫از دفترم بیرون...

664
00:31:15,748 --> 00:31:17,625
‫از در می‌بردن بیرون...

665
00:31:17,750 --> 00:31:20,253
‫و مینداختن تو ماشینم.

666
00:31:20,336 --> 00:31:24,507
‫هر وقت سوار ماشین
‫می‌شدم، هیچ‌وقت هشیار نبودم.

667
00:31:24,591 --> 00:31:28,469
‫۱۷ تا ماشین رو داغون کردم.

668
00:31:28,595 --> 00:31:31,556
‫حتی این فرصت رو داشتم
‫که یه بنتلی رو بکوبم...

669
00:31:31,639 --> 00:31:34,058
‫تو دیوار آجری یکی از...

670
00:31:34,225 --> 00:31:36,227
‫معروف‌ترین
‫استیک‌هاوس‌های لانگ آیلند.

671
00:31:36,311 --> 00:31:39,022
‫حالا ممکنه یکی بپرسه، «هاوی،
‫چطوری این کارو کردی؟»

672
00:31:39,105 --> 00:31:41,024
‫اوه، چون تو اون مغز نشئه‌ام،

673
00:31:41,107 --> 00:31:44,319
‫فکر می‌کردم اونجا مسیر خودرویی داره.

674
00:31:44,444 --> 00:31:47,363
‫الکل می‌خوردم و کوالود مصرف می‌کردم.

675
00:31:47,447 --> 00:31:50,658
‫و یه فراری داشتم و داغونش کردم.

676
00:31:50,783 --> 00:31:53,611
‫همه‌ش هم بازی و خنده نبود.

677
00:31:53,661 --> 00:31:54,954
‫چند تا جوون بودیم،

678
00:31:55,038 --> 00:31:57,123
‫و فکر می‌کنن این
‫خنده‌دارترین چیز تو دنیاست.

679
00:31:57,415 --> 00:31:59,000
‫عجیبه که هنوز زنده‌ام.

680
00:32:00,251 --> 00:32:03,087
‫داشت روحم رو نابود می‌کرد.

681
00:32:03,254 --> 00:32:05,673
‫و یادمه وقتی مواد مصرف می‌کردم،

682
00:32:05,757 --> 00:32:09,761
‫همه‌ش می‌نوشتم،

683
00:32:09,844 --> 00:32:13,806
‫«کی این جنگ جهانی سوم تو سرم تموم میشه؟»

684
00:32:16,142 --> 00:32:19,771
‫هاوی واقعی رو این شونه‌ام بود...

685
00:32:19,854 --> 00:32:21,981
‫که می‌گفت «کار درست رو
‫بکن، تو آدم خوبی هستی.»

686
00:32:22,106 --> 00:32:24,067
‫و رو این یکی شونه‌ام...

687
00:32:24,150 --> 00:32:26,361
‫می‌گفت «برو پول بیشتری بدزد. خوشت میاد.»

688
00:32:32,617 --> 00:32:34,827
‫[نیویورک سیتی]

689
00:32:35,703 --> 00:32:38,247
‫هرچی بیشتر تو تحقیقات پیش می‌رفتیم،

690
00:32:38,373 --> 00:32:43,086
‫با یه دلال سطح پایین آشنا شدم
‫که روش اهرم فشار داشتیم...
‫[گرگوری کلمن - مامور ویژه اف‌بی‌آی]

691
00:32:43,169 --> 00:32:45,672
‫تا تبدیل به شاهد همکار بشه.

692
00:32:45,755 --> 00:32:47,465
‫پس این سند خاص، من فقط
‫یه بخشیش رو براتون می‌خونم.

693
00:32:47,507 --> 00:32:48,508
‫توش نوشته...

694
00:32:48,549 --> 00:32:52,929
‫بلفورت و سایر افراد در استرتون
‫تهدید به خشونت و ارعاب انجام دادند

695
00:32:53,179 --> 00:32:56,933
‫تا جلوی یک کارکن سابق را برای
‫همکاری با مقامات بگیرند.

696
00:32:57,058 --> 00:32:59,719
‫این اطلاعات از منابعمون میاد.

697
00:32:59,769 --> 00:33:01,437
‫حالا باید برین بیرون و تاییدش کنین...

698
00:33:01,521 --> 00:33:02,897
‫که منابع چی میگن.

699
00:33:04,607 --> 00:33:06,901
‫پس من، میرم بیرون و در خونه‌ها رو می‌زنم.

700
00:33:08,778 --> 00:33:11,114
‫از هر ده نفر هشت نفرشون بهم
‫می‌گفتن از جلو درشون گم شم...

701
00:33:11,197 --> 00:33:12,240
‫و اون دو نفر دیگه بهم می‌گفتن...

702
00:33:12,281 --> 00:33:14,826
‫که گورمو از جلو درشون گم کنم.

703
00:33:14,951 --> 00:33:16,945
‫اما من قصد تسلیم شدن نداشتم.

704
00:33:16,995 --> 00:33:19,497
‫من آدم بدا رو تو یه زره تصور می‌کردم.

705
00:33:19,580 --> 00:33:23,126
‫و فقط کافی بود نفوذ کنم تو اون زره...

706
00:33:23,292 --> 00:33:26,587
‫و آلوده‌شون کنم تا بعدش بمیرن.

707
00:33:26,713 --> 00:33:29,048
‫قرار بود بچسبم به پاشون و ولشون نکنم...

708
00:33:29,173 --> 00:33:32,427
‫مهم نبود چقدر لگدم می‌زدن و
‫سعی می‌کردن پرتم کنن اونور.

709
00:33:35,638 --> 00:33:37,807
‫در حالی که اف‌بی‌آی داشت جون
‫می‌کند تا پیشرفتی تو کارش بکنه...
‫[سال ۱۹۹۴]

710
00:33:37,890 --> 00:33:41,936
‫کمیسیون بورس به این نتیجه رسید...

711
00:33:42,020 --> 00:33:46,566
‫از طریق تحقیقات خودشون
‫رو استرتون اوکمونت...

712
00:33:46,649 --> 00:33:50,028
‫که این شرکتیه که رو کلاهبرداری،

713
00:33:50,153 --> 00:33:52,397
‫دستکاری و فریب بنا شده.

714
00:33:52,447 --> 00:33:56,868
‫همه‌چیز حول محور جردن بلفورت می‌چرخه.

715
00:33:56,993 --> 00:33:58,661
‫کمیسیون بورس مطمئن بود که اون آدم بدیه،

716
00:33:58,745 --> 00:34:00,038
‫نباید تو این کار باشه،

717
00:34:00,163 --> 00:34:03,750
‫پس جردن تصمیم گرفته بود باهاشون نجنگه.
‫[ایرا لی سورکین - وکیل]

718
00:34:03,833 --> 00:34:07,203
‫جردن باهاشون توافق کرد.

719
00:34:07,253 --> 00:34:12,258
‫جردن ممنوعیت کار
‫تو بازار بورس رو پذیرفت.

720
00:34:12,383 --> 00:34:16,345
‫«تو اخراجی. مادام‌العمر. اخراجی.»

721
00:34:16,429 --> 00:34:18,056
‫می‌دونستم بالاخره یه روزی میرسه که...

722
00:34:18,181 --> 00:34:19,640
‫مجبور میشم از اونجا برم.

723
00:34:19,766 --> 00:34:22,018
‫یه سکانسی تو فیلم «گرگ وال استریت» هست،

724
00:34:22,101 --> 00:34:24,937
‫که کمیسیون بورس اونو از کار محروم می‌کنه.

725
00:34:25,021 --> 00:34:29,942
‫اون یه سخنرانی پرشور می‌کنه که نمیره.

726
00:34:30,026 --> 00:34:31,402
‫من هیچ گوری نمیرم!

727
00:34:34,822 --> 00:34:37,158
‫خب، این سخنرانی هیچ‌وقت اتفاق نیفتاد.

728
00:34:37,241 --> 00:34:39,577
‫اون سکانس کاملاً چرت و پرت بود.

729
00:34:39,660 --> 00:34:41,204
‫اونو انداختنش بیرون.

730
00:34:41,370 --> 00:34:42,497
‫فیلم دقیق نیست.

731
00:34:42,622 --> 00:34:45,249
‫پس اون میره، یه جریمه کوچیک میده،

732
00:34:45,374 --> 00:34:48,920
‫مثلاً ۱۰۰٬۰۰۰ دلار، یه
‫گوشمالی کوچیک، و میره.

733
00:34:49,045 --> 00:34:51,714
‫اون بی‌سروصدا دمشو گذاشت رو کولش و رفت.

734
00:34:51,839 --> 00:34:55,093
‫هیچ‌وقت سخنرانی خداحافظی در کار نبود.

735
00:34:55,176 --> 00:34:56,928
‫هیچ‌وقت اتفاق نیفتاد.

736
00:34:57,011 --> 00:34:58,471
‫حقیقت ماجرا اینه که...

737
00:34:58,554 --> 00:35:02,225
‫جردن شرکت رو ترک کرد
‫و دنی کارا رو دستش گرفت.

738
00:35:02,308 --> 00:35:05,144
‫برای جردن، این یه لحظه‌ی دیگه بود...
‫[دنی پوروش - بنیانگذار استرتون اوکمونت]

739
00:35:05,269 --> 00:35:07,146
‫که تو یه دوراهی قرار گرفته بود.

740
00:35:07,230 --> 00:35:09,774
‫می‌خواست بعدش چیکار کنه؟

741
00:35:09,857 --> 00:35:13,486
‫به استرتون اوکمونت دستور
‫داده شد تا روشش رو عوض کنه،

742
00:35:13,569 --> 00:35:17,073
‫و برای ادامه کارش قانونی بشه.

743
00:35:18,991 --> 00:35:20,701
‫با من تماس گرفته می‌شه.
‫[لوس‌آنجلس، کالیفرنیا]

744
00:35:20,785 --> 00:35:22,862
‫من و جردن، مدتی بود با هم حرف نزده بودیم.

745
00:35:22,912 --> 00:35:25,865
‫من رسماً تو دانشکده حقوق غرق شده بودم...
‫[اندرو گرین - دوست جردن بلفورت]

746
00:35:25,915 --> 00:35:28,459
‫و اونم تو این زندگی جدیدش بود.

747
00:35:28,543 --> 00:35:30,711
‫گفت «اندی، باید ببینمت.»

748
00:35:30,795 --> 00:35:33,923
‫باشه، من کارام رو ول
‫می‌کنم و میرم می‌بینمش.

749
00:35:34,048 --> 00:35:36,717
‫چون اون ازم خواست،
‫همین. رابطه‌مون اینطوری بود.

750
00:35:36,843 --> 00:35:38,678
‫اون بهترین دوستم بود.

751
00:35:38,761 --> 00:35:41,597
‫جردن احتمالاً از برادر
‫خودم بهم نزدیک‌تر بود.

752
00:35:43,724 --> 00:35:46,269
‫پس می‌رسم به هتل بورلی ویلشایر...

753
00:35:46,352 --> 00:35:50,314
‫و میرم بالا تو اتاقش، یه سوئیت بزرگ و مجلل.

754
00:35:50,439 --> 00:35:52,066
‫و دور و برم رو نگاه می‌کنم و با خودم میگم،

755
00:35:52,150 --> 00:35:54,026
‫«این دنیایی نیست که من توش زندگی می‌کنم.»

756
00:35:54,110 --> 00:35:55,695
‫من از دانشکده حقوق میام.

757
00:35:55,778 --> 00:35:59,949
‫انتظار دارم تو دفتر
‫دادستانی یه کاری پیدا کنم.

758
00:36:00,074 --> 00:36:03,035
‫جردن بهم میگه با چی درگیره.

759
00:36:03,119 --> 00:36:04,996
‫اون با ناظرا به مشکل خورده بود.

760
00:36:05,079 --> 00:36:08,082
‫کمیسیون بورس، انجمن
‫ملی فروشندگان اوراق بهادار.

761
00:36:08,166 --> 00:36:11,160
‫یادم نمیاد تو همون مکالمه بود یا نه،

762
00:36:11,210 --> 00:36:14,755
‫ولی ازم خواست که بیام.

763
00:36:14,881 --> 00:36:18,134
‫نقش من این بود که...

764
00:36:18,217 --> 00:36:20,011
‫چیزایی که کمیسیون بورس
‫خواسته بود رو اجرا کنم.

765
00:36:22,597 --> 00:36:26,425
‫و اون می‌دونست که مادرم مریضی لاعلاج داره.

766
00:36:26,475 --> 00:36:29,562
‫پس یه‌جورایی، داشت بهم
‫این فرصت رو می‌داد...

767
00:36:29,645 --> 00:36:33,816
‫که برگردم نیویورک تا بتونم...

768
00:36:33,900 --> 00:36:38,362
‫اون لحظات آخر رو، با مادرم باشم.

769
00:36:38,487 --> 00:36:40,114
‫این موضوع خیلی برام سخته.

770
00:36:40,198 --> 00:36:43,910
‫انتخاب‌هایی داشتم.

771
00:36:43,993 --> 00:36:46,996
‫این شغل رو بسازم، یا...

772
00:36:47,121 --> 00:36:51,709
‫مادرم فوت می‌کرد و من
‫هیچ وقتی باهاش نمی‌گذروندم.

773
00:36:51,792 --> 00:36:54,378
‫داشتن این فرصت که کنار مادرم باشم...

774
00:36:54,545 --> 00:36:57,423
‫تو اون سال‌های آخر خیلی مهم بود.

775
00:36:57,590 --> 00:37:00,051
‫پس قرار بود یه راهی پیدا
‫کنم که همه‌چیز جور دربیاد.

776
00:37:05,640 --> 00:37:07,300
‫[لیک سوکسس، نیویورک]

777
00:37:07,350 --> 00:37:09,227
‫وقتی تازه رسیده بودم اونجا،

778
00:37:09,352 --> 00:37:11,646
‫روزی ۱۶، ۱۸ ساعت کار می‌کردم...

779
00:37:11,771 --> 00:37:14,941
‫تا مطمئن بشم این شرکت سرپا می‌مونه.

780
00:37:15,024 --> 00:37:16,943
‫استرتون اوکمونت می‌تونست تغییر کنه،

781
00:37:17,026 --> 00:37:18,603
‫معاملات می‌تونست عوض بشه،

782
00:37:18,653 --> 00:37:22,073
‫و بازم یه عالمه پول برای شرکت دربیاره.

783
00:37:22,198 --> 00:37:26,619
‫قانون کمیسیون بورس میگه باید تمام
‫تماس‌های تلفنی رو ضبط می‌کردم...

784
00:37:26,702 --> 00:37:27,954
‫که به این شرکت وارد یا خارج می‌شد.

785
00:37:28,537 --> 00:37:30,031
‫استرتون اوکمونت، به کجا وصلتون کنم؟
‫[ضبط:‌ تماس با سرمایه‌گذار استرتون اوکمونت]

786
00:37:30,081 --> 00:37:31,365
‫پال برن لطفا.

787
00:37:31,415 --> 00:37:34,377
‫اگه مچتون رو در حال
‫انجام معامله می‌گرفتن...

788
00:37:34,460 --> 00:37:37,630
‫و من نمی‌تونستم نوار
‫اون معامله رو پیدا کنم،

789
00:37:37,713 --> 00:37:41,384
‫شما قوانین کمیسیون بورس رو نقض کرده بودین.

790
00:37:41,467 --> 00:37:45,680
‫کل این سیستم از سال ۹۴،

791
00:37:45,805 --> 00:37:48,724
‫داشت کار می‌کرد، اما تو سال ۹۵...

792
00:37:52,395 --> 00:37:54,063
‫یهو کار به جایی رسید که...

793
00:37:54,105 --> 00:37:57,400
‫یه‌سری مکالمات خاص غیبشون می‌زد.

794
00:37:57,483 --> 00:37:59,026
‫فکرشو بکن با چی طرفی.

795
00:37:59,110 --> 00:38:00,987
‫اونا اومدن و گفتن،

796
00:38:01,070 --> 00:38:03,322
‫«تک‌تک تماس‌های تلفنی قراره ضبط بشه.»

797
00:38:03,406 --> 00:38:05,199
‫«اوه، عجب.»

798
00:38:05,283 --> 00:38:08,911
‫پس یه سیستم تلفنی داشتیم
‫برای تماس‌های ضبط‌شده.

799
00:38:08,995 --> 00:38:12,665
‫و بعدش یه سیستم تلفن دیگه
‫ساختیم برای تماس‌های ضبط‌نشده.

800
00:38:12,748 --> 00:38:14,917
‫این یکی دیگه خیلی فکر کردن نمی‌خواست.

801
00:38:17,795 --> 00:38:19,922
‫پس به نظر میاد دستورات کمیسیون بورس...

802
00:38:20,006 --> 00:38:22,925
‫توسط استرتون اوکمونت جدی گرفته نمی‌شد،

803
00:38:23,050 --> 00:38:25,720
‫و همه‌چی مثل سابق بود.

804
00:38:25,845 --> 00:38:29,348
‫راستش رو بخوای، فکر کنم دنی فقط...

805
00:38:29,432 --> 00:38:33,019
‫ویترین استرتون بود.

806
00:38:33,102 --> 00:38:35,354
‫و جردن عروسک‌گردان بود...

807
00:38:35,479 --> 00:38:38,065
‫و داشت اون پشت نخ‌ها رو می‌کشید...

808
00:38:38,149 --> 00:38:40,318
‫و زدوبند می‌کرد.

809
00:38:40,443 --> 00:38:42,645
‫جردن تو هماهنگ کردن معاملات...

810
00:38:42,695 --> 00:38:44,905
‫با بیلتمور بعد از تعلیقش فعال بود.

811
00:38:45,031 --> 00:38:47,992
‫ما تو رستورانا دور هم جمع می‌شدیم...

812
00:38:48,075 --> 00:38:50,161
‫و در مورد معامله با شرکت‌های دیگه‌ای...

813
00:38:50,286 --> 00:38:55,833
‫که محور شرارت ما رو
‫تشکیل می‌دادن بحث می‌کردیم.

814
00:38:55,916 --> 00:38:57,543
‫جردن هنوزم درگیر عرضه‌های اولیه بود...

815
00:38:57,710 --> 00:38:59,378
‫از طریق شرکت‌های خواهر استرتون،

816
00:38:59,503 --> 00:39:02,465
‫یعنی بیلتمور و مونرو پارکر.

817
00:39:02,548 --> 00:39:05,885
‫من این مدارک اف‌بی‌آی
‫رو دارم که میگه...

818
00:39:05,968 --> 00:39:08,429
‫«جردن داره از این
‫عرضه‌های اولیه پول درمیاره،

819
00:39:08,512 --> 00:39:10,639
‫اما انگار این نقض اون توافقیه...

820
00:39:10,765 --> 00:39:13,768
‫که با کمیسیون بورس امضا
‫کرده و اونو محروم کرده.»

821
00:39:13,893 --> 00:39:18,147
‫آقای بلفورت تو تمام معاملات دست داشت.

822
00:39:18,272 --> 00:39:22,318
‫آدم پشت پرده همیشه جردن بلفورت بود.

823
00:39:28,032 --> 00:39:30,409
‫[لانگ آیلند، نیویورک]

824
00:39:30,826 --> 00:39:32,787
‫باید ببینی این چطوریه.

825
00:39:33,412 --> 00:39:35,414
‫ولش کن، بچه‌ست.

826
00:39:37,458 --> 00:39:40,669
‫تو این مدت، یعنی سال‌های ۹۴ و ۹۵،

827
00:39:40,753 --> 00:39:43,506
‫ما می‌رفتیم نیوپورت...

828
00:39:43,589 --> 00:39:46,217
‫و مارتاز وین‌یارد و نانتاکت.

829
00:39:46,342 --> 00:39:48,761
‫با هم وقت می‌گذروندیم.

830
00:39:48,844 --> 00:39:50,838
‫وقتی تو استرتون اوکمونت بودم،

831
00:39:50,888 --> 00:39:55,343
‫کارم این بود که با تمام
‫ناظرای فدرال سروکله بزنم،

832
00:39:55,393 --> 00:39:58,938
‫با وکلا و حسابرسای مستقل کار کنم.

833
00:39:59,021 --> 00:40:01,023
‫می‌دونستم باید چیکار
‫کنم و همون کارو می‌کردم.

834
00:40:01,107 --> 00:40:02,775
‫اون بهم اعتماد داشت.

835
00:40:03,776 --> 00:40:05,111
‫چرا من؟

836
00:40:05,194 --> 00:40:07,188
‫چون می‌دونست هیچ‌کس نیست که...

837
00:40:07,238 --> 00:40:08,906
‫بتونه منو دست‌پاچه کنه.

838
00:40:08,989 --> 00:40:10,866
‫و من با تمام ناظرا و...

839
00:40:10,950 --> 00:40:13,244
‫وکلا خیلی رک و راست برخورد می‌کردم،

840
00:40:13,369 --> 00:40:16,956
‫اما این همون‌جاییه که گند کار درمیاد.

841
00:40:19,792 --> 00:40:24,588
‫یه روز، داشتیم کوهی از
‫مدارک رو زیر و رو می‌کردیم.

842
00:40:24,755 --> 00:40:26,799
‫یه کپی از یه مدرکی پیدا شد...

843
00:40:26,882 --> 00:40:29,585
‫که هیچ‌وقت کسی ندیده بودش.

844
00:40:29,635 --> 00:40:33,180
‫هیچ‌کس نمی‌دونست اون مدرک اصلاً وجود داره.

845
00:40:33,264 --> 00:40:36,350
‫اون مدرک بهش ماهی ۱ میلیون دلار پول می‌داد.

846
00:40:36,475 --> 00:40:38,936
‫ماهیانه.

847
00:40:39,061 --> 00:40:40,479
‫وقت رفتنش از استرتون اوکمونت،

848
00:40:40,563 --> 00:40:42,648
‫جردن سر این توافق خروج مذاکره می‌کنه.

849
00:40:42,773 --> 00:40:45,067
‫هیشکی از توافق خروج جردن خبر نداشت...

850
00:40:45,192 --> 00:40:49,029
‫به جز دنی، جردن و حسابدارشون.

851
00:40:49,155 --> 00:40:50,856
‫ولی الان می‌دونیم...

852
00:40:50,906 --> 00:40:54,618
‫که توافق کرده بودن تو طول
‫زمان بهش ۱۸۰ میلیون دلار بدن.

853
00:40:54,743 --> 00:40:57,446
‫متنی که تو مدرک نوشته شده بود،

854
00:40:57,496 --> 00:41:01,292
‫از لحاظ فنی توافقش با
‫کمیسیون بورس رو نقض نمی‌کرد.

855
00:41:01,375 --> 00:41:03,669
‫اما بحثی که می‌شد مطرح کرد این بود که...

856
00:41:03,836 --> 00:41:09,300
‫تو واقعاً کنترل شرکت رو دستت داشتی...

857
00:41:09,425 --> 00:41:13,003
‫چون همه‌ی پولا داشت می‌رفت تو جیب تو.

858
00:41:13,053 --> 00:41:17,091
‫اگه تمام این پولا هنوزم به
‫سمت جردن سرازیر می‌شه،

859
00:41:17,141 --> 00:41:19,477
‫می‌شه گفت که اون اصلاً هیچ‌وقت نرفته.

860
00:41:19,602 --> 00:41:24,356
‫من و جردن یه گفتگوی خصوصی داشتیم.

861
00:41:24,440 --> 00:41:27,726
‫کلی داد و بیداد کردیم.

862
00:41:27,776 --> 00:41:29,278
‫اون نمی‌خواست ناظرا...

863
00:41:29,361 --> 00:41:31,439
‫اون مدرک رو به دست بیارن.

864
00:41:31,489 --> 00:41:34,992
‫گفت «اندی، تو برای من کار می‌کنی.

865
00:41:35,075 --> 00:41:39,079
‫باید هر کاری بکنی تا از من محافظت کنی.»

866
00:41:39,205 --> 00:41:42,875
‫چون از دید اون...

867
00:41:43,000 --> 00:41:46,170
‫من قرار بود خودم رو فداش کنم.

868
00:41:46,253 --> 00:41:48,255
‫مگه بهترین دوستا همین کارو نمی‌کنن؟

869
00:41:51,050 --> 00:41:53,302
‫اون منو دور انداخت.

870
00:41:53,427 --> 00:41:57,973
‫من قرار نبود این کارو بکنم و
‫خودم رو تو موقعیتی قرار بدم...

871
00:41:58,057 --> 00:42:02,895
‫که شرکت بتونه بگه من کار اشتباهی کردم.

872
00:42:03,020 --> 00:42:05,523
‫یه بخش از وجودم رو با خودش برد.

873
00:42:05,606 --> 00:42:08,692
‫یه بخشی از هویتم رو گرفت.

874
00:42:08,817 --> 00:42:12,112
‫چون دیگه احساس نمی‌کردم
‫بتونم به کسی اعتماد کنم.

875
00:42:12,238 --> 00:42:15,324
‫خیلی برام سخت بود...

876
00:42:15,449 --> 00:42:19,828
‫بین تمام این ماجراها،
‫مادرمم مریضی لاعلاج داشت.

877
00:42:21,580 --> 00:42:24,583
‫پس یه‌جورایی، زندگیم...

878
00:42:24,708 --> 00:42:27,336
‫اومد و تو استرتون اوکمونت منفجر شد.

879
00:42:29,004 --> 00:42:31,966
‫دوستیمون تموم شد.

880
00:42:36,220 --> 00:42:39,682
‫بعد از اینکه جردن تو سال
‫۹۴ بالاخره محروم شد،

881
00:42:39,765 --> 00:42:41,183
‫کلاً رفتارش عوض شد.

882
00:42:41,267 --> 00:42:44,720
‫می‌دیدی که قدرتش، اون حس
‫اقتدارش، داشت کم می‌شد...
‫[راس پورتنوی - دوست جردن بلفورت]

883
00:42:44,770 --> 00:42:48,232
‫چون دیگه نمی‌تونست جلسات
‫صبحگاهی‌اش رو برگزار کنه.

884
00:42:48,357 --> 00:42:52,403
‫اون دیگه بخشی از اون گروه رفقایی
‫که خودش ساخته بود نبود.

885
00:42:52,528 --> 00:42:55,531
‫از این بابت ناراحت بود
‫چون عاشق کار کردن بود.

886
00:42:56,365 --> 00:42:57,700
‫باید یادت باشه...

887
00:42:57,783 --> 00:42:59,702
‫وقتی یه همچین شخصیتی داری،

888
00:42:59,785 --> 00:43:02,371
‫اون شخصیت جاه‌طلب و خودبزرگ‌بین،

889
00:43:03,163 --> 00:43:05,416
‫هیچ‌کس نمی‌تونه بهش بگه چیکار کنه.

890
00:43:07,084 --> 00:43:08,502
‫قطعا رو آدم فشار میاره.

891
00:43:08,586 --> 00:43:10,421
‫مدام در حال دویدن باشی،
‫مدام در حال نقشه کشیدن باشی،
‫[دونا سلسینجر - امور مالی استرتون اوکمونت]

892
00:43:10,504 --> 00:43:14,049
‫مدام دست‌وپا بزنی تا این توهم رو حفظ کنی.

893
00:43:14,133 --> 00:43:15,593
‫اصلاً نمی‌تونه راحت بوده باشه.

894
00:43:15,718 --> 00:43:20,598
‫اونم مثل همه‌مون یه آدم چندوجهی بود.

895
00:43:20,723 --> 00:43:22,516
‫اما نمی‌دونم رابطه‌شون چطوری بود،
‫[راب لوروسو - دوست جوردن بلفورت]

896
00:43:22,600 --> 00:43:27,646
‫منظورم نیدین و جردنه، اما
‫می‌دونم که داشت خراب می‌شد.

897
00:43:27,771 --> 00:43:30,441
‫ما واقعاً هیچ‌وقت سر زنا دعوا نمی‌کردیم.

898
00:43:30,566 --> 00:43:32,234
‫سر اعتیادش به مواد دعوا داشتیم.

899
00:43:32,318 --> 00:43:35,321
‫اما اون تمام پولو داشت و
‫تمام قدرتم دست اون بود.

900
00:43:35,404 --> 00:43:37,406
‫حتی اگه می‌خواستم ترکش کنم،

901
00:43:37,489 --> 00:43:41,201
‫با خودم می‌گفتم، «یعنی سعی
‫می‌کنه بچه‌هامو ازم بگیره؟»

902
00:43:41,327 --> 00:43:43,704
‫کاملاً ازش می‌ترسیدم.

903
00:43:43,787 --> 00:43:47,291
‫جردن یه شیشه بزرگ کوالود داشت.

904
00:43:47,374 --> 00:43:51,253
‫و نیدین بهم گفت «راس،
‫نمی‌خوام اینا دستش باشه.»

905
00:43:51,337 --> 00:43:53,005
‫بگیرشون.

906
00:43:53,088 --> 00:43:55,341
‫نیدین ناراحت و نگران بود...

907
00:43:55,466 --> 00:43:57,718
‫که جردن با اون‌همه کوالود
‫خودشو به کشتن بده...

908
00:43:57,801 --> 00:44:01,880
‫چون خیلی پشت سر هم مصرف می‌کرد.

909
00:44:01,930 --> 00:44:03,849
‫جردن تو همپتونز مهمونی می‌گرفت،

910
00:44:04,016 --> 00:44:07,469
‫و مبل‌ها رو پاره می‌کرد تا مواد پیدا کنه.

911
00:44:07,519 --> 00:44:10,439
‫غم‌انگیز بود. دیدنش غم‌انگیز بود.

912
00:44:10,522 --> 00:44:12,983
‫اعتیادش به مواد جوری از کنترل خارج شد...

913
00:44:13,067 --> 00:44:15,402
‫که دوستیم باهاش...

914
00:44:15,486 --> 00:44:18,614
‫به این تبدیل شد که بادیگارد و پرستارش باشم.

915
00:44:18,697 --> 00:44:19,823
‫واقعاً براش مهم نبود.
‫[بو دیتل - مسئول امنیت جردن بلفورت]

916
00:44:19,907 --> 00:44:21,492
‫اونقدر منگ بود...

917
00:44:21,575 --> 00:44:24,453
‫که هیچ‌وقت نفهمید چه بلایی داره سرش میاد.

918
00:44:30,542 --> 00:44:33,712
‫با این تحقیقات، می‌دونستم
‫تو مسیر درستی هستم.

919
00:44:33,796 --> 00:44:37,758
‫همه‌ی این اطلاعات رو داشتم، اما
‫من که نمی‌تونم پرونده رو بفرستم دادگاه.
‫[گرگوری کلمن - مامور ویژه اف‌بی‌آی]

920
00:44:37,841 --> 00:44:39,418
‫فقط می‌تونم در موردش تحقیق کنم.

921
00:44:39,468 --> 00:44:41,011
‫یه زمانی به جایی رسید که...

922
00:44:41,095 --> 00:44:44,765
‫فکر نمی‌کردم اصلاً بتونم
‫پاشو به دادگاه بکشونم.

923
00:44:44,848 --> 00:44:49,228
‫یکی از مشکلات بزرگمون
‫عوض شدن مداوم دادستان‌ها بود.

924
00:44:49,311 --> 00:44:50,896
‫پنج تا دادستان عوض کردیم.

925
00:44:51,021 --> 00:44:55,567
‫بعد از رفتن هر دادستان، من
‫باید از اول شروع می‌کردم...

926
00:44:55,651 --> 00:44:57,569
‫و همون شاهدا رو دوباره میاوردم.

927
00:44:57,653 --> 00:45:00,280
‫دوباره باید همون شهادت‌ها رو مرور می‌کردیم.

928
00:45:00,364 --> 00:45:04,068
‫واقعاً داشت نگرانم می‌کرد.

929
00:45:04,118 --> 00:45:07,204
‫حتی بچه‌های تو اف‌بی‌آی هم می‌گفتن،

930
00:45:07,329 --> 00:45:10,074
‫«هی کولمن، باید این پرونده
‫رو به یه جایی برسونیا، نه؟»

931
00:45:10,124 --> 00:45:12,501
‫باید یه کاری در موردش بکنی.

932
00:45:12,626 --> 00:45:14,586
‫یه زمانی تقریباً مطمئن بودم...

933
00:45:14,670 --> 00:45:19,007
‫که سازمان قراره تحقیقات رو متوقف کنه.

934
00:45:19,091 --> 00:45:22,428
‫اما بعدش یه جایی، جوئل کوهن وارد پرونده شد.

935
00:45:22,511 --> 00:45:24,972
‫پرونده رو زیر و رو کرد.
‫[جوئل کوهن - دستیار دادستان شرق نیویورک]

936
00:45:26,849 --> 00:45:28,884
‫تازه از یه مأموریت یک‌ساله
‫تو پاریس برگشته بودم...

937
00:45:28,934 --> 00:45:30,936
‫و افراد ارشد تو دفتر گفتن...

938
00:45:31,019 --> 00:45:32,396
‫«یه پرونده تحقیقاتی در مورد
‫استرتون اوکمونت هست...

939
00:45:32,438 --> 00:45:33,522
‫که احتمالاً ازش خبر داری.

940
00:45:33,647 --> 00:45:35,274
‫چند سالیه که تو جریانه.

941
00:45:35,357 --> 00:45:36,608
‫زیاد پیشرفتی نکرده.

942
00:45:36,692 --> 00:45:38,727
‫دلت می‌خواد مسئولیتش رو قبول کنی؟»

943
00:45:38,777 --> 00:45:41,947
‫تو اون حجم از چیزایی که
‫گرگ جمع‌آوری کرده بود...

944
00:45:42,072 --> 00:45:43,357
‫یه عالمه اطلاعات باارزش بود...

945
00:45:43,407 --> 00:45:45,868
‫و کلی راه برای رسیدن به موفقیت.

946
00:45:45,951 --> 00:45:47,619
‫کار این پسرا تمومه.

947
00:45:50,372 --> 00:45:55,335
‫[جوردن بلفورت به درخواست‌های مصاحبه
‫برای این مستند جواب نداد.]

948
00:45:55,878 --> 00:46:04,303
‫[دنی پوروش از مصاحبه امتناع کرد، اما گفت «از بعضی از
‫اقداماتم و خسارات مالی و عاطفی که به بار آورده‌ام پشیمانم.»]

949
00:46:05,554 --> 00:46:07,306
‫داخل استرتون اوکمونت،
‫[آنچه خواید دید]

950
00:46:07,389 --> 00:46:09,808
‫دلال‌ها فکر می‌کردن شکست‌ناپذیرن.

951
00:46:11,059 --> 00:46:13,437
‫خط ویژه زنگ خورد و گفت...

952
00:46:14,062 --> 00:46:14,938
‫کارمون تمومه.

953
00:46:16,648 --> 00:46:18,358
‫نزدک ما رو تعطیل کرد.

954
00:46:18,442 --> 00:46:21,612
‫همه مثل سوسک پخش‌وپلا شدن.

955
00:46:21,737 --> 00:46:25,949
‫اما جردن معتاد این بازی شده بود.

956
00:46:26,033 --> 00:46:27,493
‫اون ۳ میلیون دلار تو اتاق خوابش پول داشت.

957
00:46:27,868 --> 00:46:28,911
‫و برای من، این کارش انگار...

958
00:46:28,994 --> 00:46:32,331
‫رسماً داشت به دولت می‌گفت برین به درک.

959
00:46:32,414 --> 00:46:35,000
‫اف‌بی‌آی داره تحقیقاتش رو انجام میده.

960
00:46:35,167 --> 00:46:37,920
‫جردن یواش‌یواش داشت خطر رو احساس می‌کرد.

961
00:46:38,045 --> 00:46:42,299
‫نقطه عطف بزرگ پرونده یه
‫عضو سابق «فرشتگان جهنم» بود.

962
00:46:42,382 --> 00:46:45,594
‫اون یه مهره تو زنجیره پولشویی بود.

963
00:46:45,677 --> 00:46:48,764
‫هدفمون این بود ببینیم می‌تونیم کاری
‫کنیم جردن اعتراف کنه و همکارمون بشه.

964
00:46:48,847 --> 00:46:50,891
‫و پروندش رو می‌بندیم.
‫کیفرخواست رو صادر می‌کنیم.

965
00:46:53,852 --> 00:46:55,471
‫اون یه آشغال آدم‌فروشه.

966
00:46:55,521 --> 00:47:00,526
‫«ترجمه از میثم موسویان»

967
00:47:02,526 --> 00:47:12,526
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M