1
00:00:02,961 --> 00:00:04,950
‫تماشای این صحنه از فیلم
‫«گرگ وال استریت»...

2
00:00:05,000 --> 00:00:07,457
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:07,507 --> 00:00:09,050
‫یه‌جورایی ناراحت‌کننده‌ست.

4
00:00:09,134 --> 00:00:10,969
‫دور بزن!
‫بیا از اون یکی راه کوفتی بریم!

5
00:00:11,052 --> 00:00:12,387
‫نمی‌تونیم!

6
00:00:12,470 --> 00:00:16,349
‫این خیلی دقیق نشون می‌ده
‫که اوضاع چقدر خراب بود.

7
00:00:16,391 --> 00:00:18,810
‫داستان رو برام تعریف کن،
‫داستان واقعیِ...

8
00:00:18,893 --> 00:00:21,062
‫غرق شدن کشتی «نیدین».

9
00:00:21,146 --> 00:00:25,275
‫بخش واقعیش اینه که
‫من واقعاً تجربه‌اش کردم.

10
00:00:25,358 --> 00:00:28,737
‫جردن گفت، گوش کن،
‫ما قایق رو می‌بریم ساردینیا.‌

11
00:00:28,820 --> 00:00:31,072
‫فکر کنم 19 نفر توی قایق بودیم.

12
00:00:31,114 --> 00:00:32,107
‫خیلی خفنه نه؟

13
00:00:32,157 --> 00:00:34,617
‫و کاپیتان مارک به جردن گفت...

14
00:00:34,701 --> 00:00:36,578
‫توی مدیترانه طوفان شده.

15
00:00:36,661 --> 00:00:39,414
‫توصیه من این بود که توی رم بمونیم.

16
00:00:39,497 --> 00:00:42,125
‫جردن می‌گفت، عمراً.

17
00:00:42,208 --> 00:00:45,670
‫ما برخلاف میل مارک سوار قایق شدیم.

18
00:00:45,754 --> 00:00:48,214
‫فکر کنم دو سه ساعتی از سفر گذشته بود که...

19
00:00:48,298 --> 00:00:50,091
‫حال بچه‌ها داشت به هم می‌خورد.

20
00:00:50,175 --> 00:00:52,969
‫ظرف و ظروف شروع کردن
‫به این‌ور و اون‌ور رفتن.

21
00:00:53,053 --> 00:00:55,180
‫اوضاع داشت بدتر می‌شد.

22
00:00:55,263 --> 00:00:57,891
‫کم‌کم حس کردم قایق داره یه ذره می‌لرزه.

23
00:00:57,974 --> 00:01:03,229
‫و بعد، یهو از ناکجا
‫آب پاشید روم و خیسِ خالی شدم.

24
00:01:03,313 --> 00:01:05,398
‫به موج‌های 9 تا 12 متری می‌خوردیم.

25
00:01:05,440 --> 00:01:08,234
‫فکر کنم همه حسابی ترسیده بودن.

26
00:01:08,276 --> 00:01:10,153
‫جردن بهم چی گفت؟

27
00:01:10,236 --> 00:01:11,821
‫راب، کوالودها پیشته؟

28
00:01:11,905 --> 00:01:13,231
‫منم گفتم، نه، فکر کردم پیش توئه.

29
00:01:13,281 --> 00:01:15,075
‫اون کوالودهای لعنتی رو بیار!

30
00:01:15,158 --> 00:01:17,702
‫راب، برو بیارشون.

31
00:01:17,786 --> 00:01:18,945
‫کل قایق پر از آب شده بود،

32
00:01:18,995 --> 00:01:20,288
‫ولی هنوز روی آب شناور بود.

33
00:01:20,330 --> 00:01:22,332
‫توی آب برق جریان داشت.

34
00:01:22,415 --> 00:01:26,669
‫تمام مدت داشتم برق‌گرفتگی رو حس می‌کردم،
‫ولی پیداشون کردم.

35
00:01:26,753 --> 00:01:29,130
‫و بعد، درست مثل تو فیلم...

36
00:01:29,172 --> 00:01:30,715
‫یا خدا!

37
00:01:30,799 --> 00:01:34,094
‫با یه موج طوفانیِ وحشتناک
‫برخورد کردیم.

38
00:01:34,177 --> 00:01:37,138
‫و موج روی قایق آوار شد.

39
00:01:37,222 --> 00:01:39,224
‫همه‌مون داشتیم جیغ می‌کشیدیم
‫و زهره‌ترک شده بودیم.

40
00:01:39,307 --> 00:01:40,642
‫ما می‌میریم.
‫ما می‌میریم.

41
00:01:46,397 --> 00:01:48,650
‫همه‌چیز رو دوباره برام یادآوری می‌کنه،
‫می‌دونی؟

42
00:01:48,733 --> 00:01:51,611
‫آدم هیچ‌وقت
‫یه‌ همچین چیزی رو فراموش نمی‌کنه.

43
00:01:51,653 --> 00:01:54,697
‫این یه موقعیت مرگ و زندگیه.

44
00:01:54,781 --> 00:01:57,575
‫درست همون‌طور که فیلم نشون می‌ده،
‫گرفتار یه طوفان ناگهانی شدیم.

45
00:01:57,659 --> 00:01:59,828
‫و موج‌ها، اصلاً نمی‌دونم چقدر بزرگ بودن،

46
00:01:59,911 --> 00:02:02,163
‫ولی داشتن روی قایق آوار می‌شدن.

47
00:02:02,247 --> 00:02:05,500
‫و من واقعاً فکر کردم دارم می‌میرم.

48
00:02:05,542 --> 00:02:10,505
‫بالاخره هلیکوپتر رسید بالای سر قایق.

49
00:02:10,588 --> 00:02:11,840
‫با خودم گفتم، وای خدای من.

50
00:02:11,923 --> 00:02:12,999
‫خدا رو شکر، داریم نجات پیدا می‌کنیم.

51
00:02:13,049 --> 00:02:14,008
‫به پدر و مادرم زنگ زدم.

52
00:02:14,050 --> 00:02:14,926
‫گفتن توی اخبار دیدیمش.

53
00:02:17,178 --> 00:02:20,515
‫آمریکایی‌هایی که
‫توسط نیروی دریایی ایتالیا نجات پیدا کردن.

54
00:02:20,557 --> 00:02:24,352
‫اون 18 ساعت زندگی منو کلاً تغییر داد.

55
00:02:24,435 --> 00:02:26,146
‫من هنوز به خاطرش
‫اختلال استرس پس از سانحه دارم.

56
00:02:26,187 --> 00:02:28,640
‫[زنده‌باد ایتالیا!]

57
00:02:28,690 --> 00:02:31,734
‫ولی جردن عاشق زندگی هیجانی بود.

58
00:02:31,818 --> 00:02:35,196
‫عاشق این بود که همه‌چیز رو
‫به حد نهاییش برسونه.

59
00:02:35,280 --> 00:02:37,782
‫بعد از غرق شدن اون قایق، «آسوشیتد پرس»

60
00:02:37,866 --> 00:02:40,118
‫همه‌شون داشتن از ما ویدیو می‌گرفتن.

61
00:02:40,201 --> 00:02:41,703
‫اون کوالودهاش رو خورد.

62
00:02:41,786 --> 00:02:43,997
‫داشت با کاپیتان وقت می‌گذروند.

63
00:02:44,080 --> 00:02:49,002
‫اون به این قضیه اینجوری نگاه نمی‌کرد که
‫ممکن بود بمیریم.

64
00:02:49,043 --> 00:02:50,879
‫می‌خواستم لعنتی رو بکشمش.

65
00:02:53,756 --> 00:02:58,469
‫«ترجمه از زهرا ترابی و میثم موسویان»

66
00:03:04,142 --> 00:03:06,269
‫داشتم خودم رو تمیز می‌کردم می‌دونی که.
‫[راس پورتنوی، دوست جردن بلفورت]

67
00:03:06,644 --> 00:03:09,314
‫خب الان اواسط دهه 90 هستیم و جردن...
‫[جیسون لئوپولد، خبرنگار ارشد تحقیقاتی، بلومبرگ نیوز]‌

68
00:03:09,397 --> 00:03:10,899
‫از صنعت اوراق بهادار محروم شده.

69
00:03:11,024 --> 00:03:12,901
‫[شش نفر از استرتون اوکمونت
‫از صنعت محروم شدند]

70
00:03:13,693 --> 00:03:15,528
‫به لطف توافق خروجِ دوستانه‌ش،

71
00:03:15,612 --> 00:03:18,948
‫استرتون ماهی 1 میلیون دلار بهش میده.‌

72
00:03:19,032 --> 00:03:23,912
‫در عین حال، به نظر می‌رسه هنوزم
‫به شدت درگیر این عرضه‌های اولیه‌ست

73
00:03:23,995 --> 00:03:28,416
‫که استرتون و شرکت‌های وابسته‌ش
‫دارن عمومی می‌کنن.‌

74
00:03:28,499 --> 00:03:31,169
‫ما عاشق هم بودیم و
‫لحظات عالیِ زیادی داشتیم.

75
00:03:31,836 --> 00:03:33,504
‫و البته بچه‌ها به دنیا اومدن و اونا...

76
00:03:33,588 --> 00:03:35,423
‫خیلی دوست‌داشتنی و زیبان.

77
00:03:35,757 --> 00:03:38,251
‫بگو «سلام راس، امروز اولین تولدمه!»

78
00:03:38,301 --> 00:03:39,878
‫سلام چندلر.

79
00:03:39,928 --> 00:03:42,347
‫ولی تو این مسیر، اون فقط داره

80
00:03:42,430 --> 00:03:45,350
‫سلطه‌گری می‌کنه و مواد می‌زنه.
‫[نیدین ماکالوسو]

81
00:03:45,391 --> 00:03:47,185
‫اون پدره.

82
00:03:47,227 --> 00:03:50,521
‫بعد اعتیاد به مواد هم...

83
00:03:50,605 --> 00:03:51,648
‫خودتون می‌دونین دیگه.

84
00:03:51,689 --> 00:03:53,441
‫- یه بیماری پیش‌رونده‌ست.
‫- درسته.

85
00:03:53,524 --> 00:03:56,486
‫آره، یا ترکش می‌کنی یا بدتر می‌شه.

86
00:03:56,569 --> 00:03:58,780
‫اشتباه برداشت نکنین.
‫اون مشکل مواد داشت؟

87
00:03:58,863 --> 00:03:59,739
‫صددرصد.

88
00:03:59,822 --> 00:04:01,232
‫ولی به خاطر این بود که

89
00:04:01,282 --> 00:04:02,650
‫نمی‌دونست با خودش چیکار کنه.
‫[اندرو گرین، رئیس امور مالی شرکت استرتون اوکمونت]‌

90
00:04:02,700 --> 00:04:05,203
‫از دست دادن استرتون اوکمونت
‫برای اون مثل از دست دادن

91
00:04:05,245 --> 00:04:07,372
‫بزرگترین موادش بود.

92
00:04:07,455 --> 00:04:09,791
‫این هویتش بود.

93
00:04:09,874 --> 00:04:12,543
‫راستش من یه کم نگران بودم.

94
00:04:12,627 --> 00:04:16,214
‫جردن کم‌کم یه مقدارش رفتار عجیب شد...
‫[راب لوروسو، دوست جردن بلفورت]

95
00:04:16,297 --> 00:04:17,966
‫شاید یه ذره زودجوش‌تر،

96
00:04:18,049 --> 00:04:21,886
‫یه ذره عصبی‌تر شده بود.

97
00:04:21,928 --> 00:04:25,598
‫راحت می‌شد عصبانیش کرد.

98
00:04:27,558 --> 00:04:31,396
‫فکر کنم همون موقع بود که
‫کم کم یه مقدار تغییر کرد....

99
00:04:31,479 --> 00:04:34,190
‫و برای یه اتفاق گریزناپذیر آماده می‌شد.

100
00:04:36,484 --> 00:04:38,569
‫اسم من گری کارلتونه.

101
00:04:38,653 --> 00:04:42,407
‫توی دهه 1990،
‫برای «ان‌ای‌اس‌دی» کار می‌کردم،

102
00:04:42,490 --> 00:04:45,576
‫انجمن ملی واسطه‌های اوراق بهادار.
‫[گری کارلتون، مشاور ارشد «ان‌ای‌اس‌دی»]

103
00:04:45,660 --> 00:04:50,456
‫این سازمان با سایر نهادهای نظارتی
‫در تماس بود.

104
00:04:50,540 --> 00:04:52,166
‫ما دنبال الگوها می‌گشتیم.

105
00:04:55,795 --> 00:04:59,382
‫متوجه شدیم که یه پرونده کوچیک‌تر

106
00:04:59,465 --> 00:05:02,510
‫مربوط به یکی از عرضه‌های اولیه عمومی
‫وجود داره.

107
00:05:02,593 --> 00:05:07,098
‫این عرضه، مربوط به شرکت «مستر گلیزیر» بود.‌

108
00:05:07,181 --> 00:05:10,601
‫مستر گلیزیر یه باشگاه کاراته بود.

109
00:05:10,685 --> 00:05:13,229
‫نمی‌فهمم چرا باید سهامش عمومی بشه.

110
00:05:13,313 --> 00:05:17,066
‫ولی می‌تونم بهتون بگم اونا حداقل
‫یه شعبه داشتن،

111
00:05:17,150 --> 00:05:19,193
‫شایدم بیشتر داشتن.
‫[دونا سلسینجر، امور مالی شرکتیِ استرتون اوکمونت]

112
00:05:19,277 --> 00:05:21,029
‫ولی مثل استارباکس نبود.

113
00:05:21,112 --> 00:05:26,284
‫ولی استرتون اوکمونت،
‫سهام مستر گلیزیرز رو عمومی کرد.

114
00:05:26,367 --> 00:05:28,453
‫ما عرضه اولیه عمومیِ مستر گلیزیر رو

115
00:05:28,494 --> 00:05:31,706
‫بررسی کردیم و متوجه شدیم که

116
00:05:31,789 --> 00:05:34,500
‫حاشیه‌های سودِ خیلی بالایی داشته.

117
00:05:37,170 --> 00:05:40,882
‫حاشیه سود مبلغیه که یه شرکت کارگزاری

118
00:05:40,965 --> 00:05:43,801
‫قراره با انجام یه معامله،

119
00:05:43,885 --> 00:05:46,304
‫روی سهامی
‫که از قبل صاحبشه به دست بیاره.

120
00:05:46,387 --> 00:05:52,393
‫هر حاشیه سود بالای ده درصدی
‫کلاهبرداری محسوب می‌شه.

121
00:05:52,477 --> 00:05:56,981
‫بعضی از اوراق بهادار
‫تا 33 درصد هم حاشیه سود داشتن.

122
00:05:57,065 --> 00:06:00,109
‫استرتون داشت سهام مستر گلیزیر رو

123
00:06:00,193 --> 00:06:04,947
‫با قیمتی بالاتر از حد قانونی
‫به سرمایه‌گذارها می‌فروخت.

124
00:06:05,031 --> 00:06:09,160
‫باشگاه کاراته مستر گلیزیر همونی بود که

125
00:06:09,243 --> 00:06:12,163
‫یه‌جورایی سرنخ رو دست مقامات داد.

126
00:06:12,246 --> 00:06:15,541
‫و این آغازِ پایان بود.

127
00:06:15,625 --> 00:06:17,502
‫اون موقع، فکر می‌کردیم تنها راهِ...

128
00:06:17,585 --> 00:06:19,962
‫حل کردن مشکل استرتون اوکمونت

129
00:06:20,004 --> 00:06:23,508
‫اینه که اخراج بشن.

130
00:06:23,591 --> 00:06:26,135
‫پس شما در واقع
‫استرتون اوکمونت رو تعطیل کردید؟

131
00:06:26,219 --> 00:06:27,678
‫بله، دقیقاً.

132
00:06:30,807 --> 00:06:34,218
‫[پنجم دسامبر 1996]

133
00:06:34,268 --> 00:06:38,523
‫وقتی استرتون اوکمونت بسته شد،
‫هیچ حمله‌ای در کار نبود.

134
00:06:38,564 --> 00:06:40,191
‫هیچ انفجاری در کار نبود.
‫[هاوی گلفاند، شریک استرتون اوکمونت]

135
00:06:40,274 --> 00:06:43,528
‫هیچ اسلحه و اسبی
‫یا همچین چیزایی در کار نبود.

136
00:06:43,611 --> 00:06:46,239
‫من با یکی از شرکا
‫از طریق خط ویژه تماس گرفتم،

137
00:06:46,322 --> 00:06:48,866
‫البته چون ضبط نمی‌شد این کار رو کردم.

138
00:06:48,950 --> 00:06:52,286
‫وای، اینا همه‌ش چرت‌وپرته،
‫چرت‌وپرته، چرت‌وپرته.

139
00:06:55,123 --> 00:06:58,459
‫ده ثانیه بعد خط ویژه زنگ خورد
‫و گفت...

140
00:06:58,543 --> 00:07:00,044
‫چرت‌وپرت نیست.

141
00:07:00,128 --> 00:07:02,713
‫کارمون تمومه.

142
00:07:02,797 --> 00:07:04,048
‫نزدک ( اتحادیه ملی سامانه اعلام قیمت
‫خودکار اوراق بهادار) ما رو تعطیل کرد.

143
00:07:04,132 --> 00:07:05,466
‫الن از انجمن ملی واسطه‌های اوراق بهادار
‫حذف شدیم.

144
00:07:05,550 --> 00:07:06,968
‫کارمون تمومه.

145
00:07:07,009 --> 00:07:09,303
‫[انجمن ملی واسطه‌های اوراق بهادار،
‫استرتون اوکمونت را اخراج کرد]

146
00:07:09,345 --> 00:07:11,172
‫[نهادهای نظارتی
‫ کارگزاری نیویورک را اخراج کردند]

147
00:07:11,222 --> 00:07:12,215
‫[«بدترین عاملان»]

148
00:07:12,265 --> 00:07:13,174
‫[انجمن ملی واسطه‌های اوراق بهادار
‫استرتون اوکمونت را از صنعت اخراج کرد]

149
00:07:13,224 --> 00:07:16,185
‫پنج یا ده دقیقه بعد، یکی از شرکا

150
00:07:16,269 --> 00:07:18,396
‫با یه چوب بیسبال
‫از دفترش اومد بیرون

151
00:07:18,438 --> 00:07:24,152
‫و تک‌تک دستگاه‌های فکس
‫توی دفتر رو خرد کرد...

152
00:07:26,362 --> 00:07:31,075
‫تا هیچ سرمایه‌گذاری نتونه
‫تیکت فروشش رو فکس کنه.

153
00:07:33,453 --> 00:07:37,290
‫همه مثل سوسک فرار کردن و پخش شدن.

154
00:07:37,373 --> 00:07:38,666
‫درآمدها قطع شد.

155
00:07:38,749 --> 00:07:40,501
‫رفاقت‌ها تموم شد.

156
00:07:40,585 --> 00:07:43,463
‫همه‌چیز با یه ترمز یهویی متوقف شد.

157
00:07:43,546 --> 00:07:46,716
‫این پایان یه دوره بود.

158
00:07:48,092 --> 00:07:51,721
‫بعد از اینکه استرتون اوکمونت
‫تعطیل شد،

159
00:07:51,804 --> 00:07:53,931
‫جردن هنوزم توی عرضه‌های اولیه،

160
00:07:53,973 --> 00:07:55,600
‫از طریق شرکت‌های بیلتمور
‫و مونرو پارکر دست داشت.‌

161
00:07:55,683 --> 00:07:58,936
‫و چون قانوناً نمی‌تونست
‫توی این صنعت کار کنه،

162
00:07:59,020 --> 00:08:02,440
‫بخش زیادی از پولش رو
‫زیرمیزی و نقد می‌گرفت.

163
00:08:02,607 --> 00:08:05,193
‫جردن خیلی خفنه.

164
00:08:05,276 --> 00:08:09,447
‫تنها چیزی که می‌دونستم این بود که
‫پول نقد خیلی زیادی داشت.

165
00:08:09,530 --> 00:08:10,656
‫و منظورم واقعاً زیاده.

166
00:08:10,740 --> 00:08:14,952
‫اون 3 میلیون دلار
‫پول نقد تو اتاق خوابش داشت.

167
00:08:15,036 --> 00:08:17,455
‫یادم میاد که از درِ جلوییِ خونه وارد شدم.

168
00:08:17,538 --> 00:08:20,249
‫و جردن یه کیسه خرید دستش بود،
‫و گفت،

169
00:08:20,333 --> 00:08:21,709
‫هی، یه هدیه برات دارم.

170
00:08:21,792 --> 00:08:24,045
‫و کیسه خریدش رو از روی نرده‌ها گرفت

171
00:08:24,128 --> 00:08:25,588
‫و انداختش برای من.

172
00:08:25,671 --> 00:08:27,965
‫خورد زمین و من توش رو نگاه کردم،

173
00:08:28,007 --> 00:08:31,844
‫و یک میلیون دلار پول نقد
‫توی اون کیسه خرید بود.

174
00:08:31,928 --> 00:08:33,721
‫اگه اون موقع چند میلیون دلاری که

175
00:08:33,804 --> 00:08:35,389
‫داشت رو برمی‌داشت و فقط

176
00:08:35,473 --> 00:08:37,433
‫تا آخر عمرش به خوبی و خوشی زندگی می‌کرد،

177
00:08:37,517 --> 00:08:39,602
‫می‌تونست مثل یه میلیونر زندگی کنه.

178
00:08:43,731 --> 00:08:47,443
‫ولی اون تجسم کلمه‌ی طمعه‌ست.

179
00:08:53,199 --> 00:08:55,034
‫میشه اون کتابِ زیر صندلیت رو برداری

180
00:08:55,117 --> 00:08:58,204
‫و پاراگراف اولش رو بخونی؟

181
00:08:58,287 --> 00:09:02,208
‫کتاب «به دام انداختن گرگ وال استریت»
‫نوشته‌ی جردن بلفورت.

182
00:09:02,291 --> 00:09:05,336
‫«جوئل کوهن، دستیار ژولیده ‌
‫و به‌هم‌ریخته‌ی دادستان ایالات متحده

183
00:09:05,419 --> 00:09:07,547
‫برای ناحیه شرقی نیویورک،

184
00:09:07,588 --> 00:09:10,132
‫یه عوضیِ کلاسِ جهانی با یه قوزِ داغون بود.»

185
00:09:10,341 --> 00:09:12,043
‫[جوئل کوهن،
‫دستیار دادستان ایالات متحده]

186
00:09:12,093 --> 00:09:15,555
‫اول از همه، فکر نمی‌کنم
‫من یه آدم قوز دار داغون باشم.

187
00:09:15,638 --> 00:09:16,889
‫من داغون قوز کردم؟

188
00:09:16,931 --> 00:09:18,558
‫خوبم؟ خیلی خب.

189
00:09:18,641 --> 00:09:19,976
‫کلاکت عادی.

190
00:09:20,059 --> 00:09:23,437
‫اسم من جوئل کوهنه و من دادستانِ‌

191
00:09:23,521 --> 00:09:26,649
‫ناحیه شرقی نیویورک بودم.

192
00:09:26,732 --> 00:09:29,569
‫توی سال 1997، من داشتم یه عالمه

193
00:09:29,652 --> 00:09:32,572
‫تحقیقات مربوط به
‫جرایم یقه‌سفیدها رو انجام می‌دادم.

194
00:09:32,655 --> 00:09:34,115
‫مقامات ارشد دفتر گفتن

195
00:09:34,198 --> 00:09:35,783
‫یه پرونده تحقیقاتی
‫درباره استرتون اوکمونت هست

196
00:09:35,866 --> 00:09:36,951
‫که احتمالاً در جریانش هستی.

197
00:09:37,034 --> 00:09:38,319
‫چند سالی هست که داره پیش می‌ره.

198
00:09:38,369 --> 00:09:40,871
‫علاقه‌ای داری که بری سراغ این پرونده؟

199
00:09:40,955 --> 00:09:44,750
‫وقتی انجمن ملی واسطه‌های اوراق بهادار
‫دستور تعطیلی استرتون اوکمونت رو میده،

200
00:09:44,792 --> 00:09:48,004
‫سؤال پیش میاد که آیا کسی بابت...

201
00:09:48,087 --> 00:09:51,340
‫کلاهبرداری سهام
‫[جیسون لئوپولد، خبرنگار ارشد تحقیقاتی، بلومبرگ نیوز]

202
00:09:51,382 --> 00:09:54,844
‫و دستکاری‌هایی که توی این چند سال

203
00:09:54,927 --> 00:09:56,470
‫انجام شده جوابگو هست؟

204
00:09:56,554 --> 00:09:59,140
‫و بعد من با مأمور اف‌بی‌آی، گرگ کولمن
‫که پرونده رو رهبری می‌کرد دیدار کردم.

205
00:09:59,223 --> 00:10:00,850
‫کسی که مسئولش بود.

206
00:10:00,933 --> 00:10:05,813
‫اوایل سال 1997، من دلال‌ها
‫و آدمای مختلفی رو دستگیر کردم،

207
00:10:05,896 --> 00:10:08,774
‫ولی حالا بالاخره تمرکزم رو گذاشتم

208
00:10:08,816 --> 00:10:11,277
‫روی دو نفر اصلی،
‫[گرگوری کولمن، مامور ویژه‌ی اف‌بی‌آی]

209
00:10:11,360 --> 00:10:14,614
‫جردن بلفورت و دنیل پوروش.‌

210
00:10:14,697 --> 00:10:16,782
‫ما شروع کردیم به جمع‌آوری مدرک
‫مبنی بر اینکه

211
00:10:16,866 --> 00:10:19,535
‫پول داره به سوئیس منتقل می‌شه.

212
00:10:19,619 --> 00:10:22,788
‫اون موقع‌ها، سوئیس جای معروف و راحتی
‫[ژنو، سوئیس]

213
00:10:22,872 --> 00:10:26,167
‫برای قایم کردن پول بود
‫و مردم هم همین کار رو اونجا می‌کردن.

214
00:10:26,250 --> 00:10:28,586
‫جردن بلفورت اون‌قدر پول نقد داشت

215
00:10:28,628 --> 00:10:31,631
‫که از طریق پورسانت‌های غیرقانونیِ

216
00:10:31,672 --> 00:10:34,634
‫معاملات دستکاری‌شده‌اش به دست می‌آورد که

217
00:10:34,717 --> 00:10:37,386
‫پولش از پارو بالا می‌رفت.

218
00:10:37,470 --> 00:10:39,680
‫اون واقعاً به همون مشکلی برخورده بود

219
00:10:39,764 --> 00:10:42,391
‫که باندهای مواد مخدر باهاش درگیرن.

220
00:10:42,475 --> 00:10:45,144
‫اونا تجارتی دارن که با پول نقد انجام می‌شه،

221
00:10:45,227 --> 00:10:47,855
‫ولی بالاخره یه جایی باید از شرش خلاص بشن.

222
00:10:47,938 --> 00:10:51,317
‫باید وارد سیستمش کنن.

223
00:10:51,400 --> 00:10:54,820
‫پس اولین قدمی که باید برداره اینه که
‫اون رو برسونه سوئیس.

224
00:10:54,904 --> 00:10:58,866
‫اون یه نفر به اسم تاد گرت رو میاره تو کار.‌

225
00:10:58,949 --> 00:11:01,327
‫تصویری که از تاد گرت تو فیلم
‫نشون دادن چقدر دقیق بود؟

226
00:11:01,410 --> 00:11:03,162
‫چقدر به واقعیت نزدیک بود؟

227
00:11:03,245 --> 00:11:05,414
‫یه وقتایی یه چندتا از اون‌ها رو بیار اینجا، مامان.
‫[گرگ وال استریت، پارامونت پیکچرز]

228
00:11:05,498 --> 00:11:07,249
‫بذار تماشا کنن.

229
00:11:07,333 --> 00:11:09,543
‫ناقص بود.

230
00:11:09,627 --> 00:11:11,420
‫تاد گرت یه شخصیت جالب بود.
‫[راس پورتنوی، دوست جردن بلفورت]‌

231
00:11:11,504 --> 00:11:14,382
‫تاد یه پسر اهل بی‌ساید بود.

232
00:11:14,465 --> 00:11:16,801
‫جردن اون رو از تو محله می‌شناخت.

233
00:11:16,842 --> 00:11:19,470
‫پسر خوبی بود، آدم باحالی بود.

234
00:11:19,512 --> 00:11:21,013
‫یکی از خوش‌قلب‌ترین آدم‌ها،

235
00:11:21,097 --> 00:11:22,723
‫که حاضر بود پیرهنش رو هم
‫از تنش دربیاره بده بهت،

236
00:11:22,807 --> 00:11:25,935
‫ولی یکی از سرسخت‌ترین آدمایی
‫که تا حالا دیدی.

237
00:11:26,018 --> 00:11:29,021
‫تاد گرت به خاطر بعضی از...

238
00:11:29,105 --> 00:11:31,357
‫بذار بگم...
‫مهارت‌هایی که داره وارد کار می‌شه.

239
00:11:31,440 --> 00:11:33,651
‫اون یه فروشنده مواد بود.

240
00:11:33,734 --> 00:11:35,486
‫همون کسیه که به کارگزارهای استرتون اوکمونت

241
00:11:35,528 --> 00:11:38,030
‫کوالود می‌فروخته.

242
00:11:38,114 --> 00:11:42,702
‫اون با یه زن ازدواج کرد
‫که شهروند سوئیسه.

243
00:11:42,785 --> 00:11:47,206
‫بنابراین بلفورت و پوروش،‌
‫تاد و همسرش رو میارن

244
00:11:47,248 --> 00:11:49,208
‫تا قاچاقچیِ پولشون بشن.

245
00:11:49,291 --> 00:11:52,002
‫تو این مقطع، من هیچ‌چیزی
‫راجع به این قضایا نمی‌دونم،

246
00:11:52,044 --> 00:11:57,550
‫ولی اتفاقی که بعدش می‌افته
‫باعث می‌شه که من یه بویی از قضیه ببرم.

247
00:11:57,633 --> 00:12:00,136
‫توی فیلم، یه انتقالِ پول

248
00:12:00,219 --> 00:12:02,304
‫از دنی پوروش به تاد گرت انجام شد.

249
00:12:02,388 --> 00:12:05,474
‫اونجایی که پول‌ها توسط...

250
00:12:05,558 --> 00:12:07,893
‫جونا هیل،
‫که در واقع همون نقش دنی پوروشه،‌

251
00:12:07,935 --> 00:12:09,562
‫منتقل می‌شه به تاد گرت.

252
00:12:09,645 --> 00:12:11,981
‫زن لتونیاییت باید بره به درک...

253
00:12:12,022 --> 00:12:13,983
‫- می‌فهمی؟
‫- اوه، زنِ لعنتیِ من؟

254
00:12:14,066 --> 00:12:15,568
‫آروم باش!

255
00:12:16,819 --> 00:12:19,238
‫این اصلاً حتی به واقعیت نزدیک هم نیست.

256
00:12:21,741 --> 00:12:24,034
‫خب، دنی پوروش رانندگی می‌کنه

257
00:12:24,118 --> 00:12:26,746
‫می‌ره مرکز خریدِ «بِی تراس» تو کوئینز.

258
00:12:26,829 --> 00:12:31,083
‫و وقتی ماشین شیکش می‌پیچه تو مرکز خرید،

259
00:12:31,167 --> 00:12:33,502
‫توجه نگهبان‌ها رو جلب می‌کنه.

260
00:12:33,586 --> 00:12:38,591
‫برای همین دوربین‌ها رو می‌چرخونن سمت ماشین.

261
00:12:38,674 --> 00:12:41,343
‫اتفاقی که بعدش می‌افته اینه که تاد گرت

262
00:12:41,427 --> 00:12:44,764
‫میاد تو مرکز خرید و پارک می‌کنه.

263
00:12:44,847 --> 00:12:48,267
‫خب طرز لباس پوشیدن
‫تاد گرت تو اون لحظه،

264
00:12:48,350 --> 00:12:52,396
‫جوریه که یا شبیه نینجاهاست
‫یا فروشنده‌های مواد مخدر.

265
00:12:52,480 --> 00:12:54,899
‫سرتاپا مشکی پوشیده،

266
00:12:54,982 --> 00:12:56,400
‫و میاد تو پارکینگ

267
00:12:56,442 --> 00:12:58,194
‫و با یه آقایی قرار می‌ذاره که شبیهِ

268
00:12:58,277 --> 00:13:00,613
‫یه جور تاجره
‫که اون هم یه ماشین شیکِ دیگه سواره.

269
00:13:00,696 --> 00:13:04,408
‫پس همه‌ی این چیزا
‫به طرز عجیبی مشکوک بود.

270
00:13:04,492 --> 00:13:07,870
‫نگهبان‌ها به 911 زنگ زدن و گفتن،

271
00:13:07,953 --> 00:13:11,248
‫ما فکر می‌کنیم
‫شاهدِ یه معامله مواد مخدر بودیم.

272
00:13:11,290 --> 00:13:13,167
‫پلیس هم ماشین رو پیدا می‌کنه.

273
00:13:13,250 --> 00:13:17,087
‫با اسلحه، راننده رو از ماشین می‌کشن بیرون.

274
00:13:17,129 --> 00:13:19,131
‫یه کیف سامسونت رو صندلی می‌بینن.

275
00:13:19,173 --> 00:13:24,845
‫بازش می‌کنن و توش
‫200هزار دلار پول نقد پیدا می‌کنن.

276
00:13:24,929 --> 00:13:26,806
‫پلیس ازش بازجویی می‌کنه.

277
00:13:26,889 --> 00:13:29,517
‫این پول توئه؟
‫بله، هست.

278
00:13:29,600 --> 00:13:32,019
‫و اون می‌گه،
‫خب، من یه دوستی دارم که کارگزاره،

279
00:13:32,102 --> 00:13:36,690
‫و اینو بهم قرض داده برای پیوند قلب.

280
00:13:36,774 --> 00:13:38,484
‫پلیس نمی‌تونه جوابی که شنیده رو

281
00:13:38,567 --> 00:13:40,569
‫باور کنه. پیوند قلب؟

282
00:13:40,653 --> 00:13:41,821
‫و اون می‌گه،
‫نه، واقعاً.

283
00:13:41,862 --> 00:13:43,447
‫و پیرهنش رو می‌زنه بالا،

284
00:13:43,489 --> 00:13:45,491
‫و یه جای زخم رو سینه‌اش
‫بهشون نشون می‌ده،

285
00:13:45,574 --> 00:13:48,452
‫و می‌گه که توی لیست انتظارِ پیوند قلبِ جدیده.

286
00:13:48,494 --> 00:13:51,747
‫خب، پلیس نمی‌دونه
‫که مرحله بعدی باید چیکار کنه.

287
00:13:51,831 --> 00:13:54,166
‫واسه همین در نهایت، بازداشتش می‌کنن،

288
00:13:54,250 --> 00:13:57,753
‫و اسمش رو
‫تو کامپیوترهای اف‌بی‌آی سرچ می‌کنن.

289
00:13:57,837 --> 00:13:59,505
‫و اینجوری به من می‌رسن،

290
00:13:59,547 --> 00:14:03,384
‫چون اونا سوژه‌های تحقیقات من بودن.

291
00:14:03,467 --> 00:14:05,594
‫و ما فهمیدیم که این احتمالاً پولی بوده که

292
00:14:05,678 --> 00:14:08,347
‫قرار بوده بره سوئیس.

293
00:14:08,389 --> 00:14:10,266
‫این یه پولشوییِ یقه‌سفیدها بود،

294
00:14:10,349 --> 00:14:12,393
‫این اساساً همون چیزی بود
‫که داشت اتفاق می‌افتاد.

295
00:14:12,476 --> 00:14:15,271
‫و همه‌ش
‫تو نوار ویدیویی ضبط شده بود.

296
00:14:17,606 --> 00:14:19,400
‫من 1 میلیون دلار پول نقد داشتم.

297
00:14:19,483 --> 00:14:24,530
‫و واقعاً فکر می‌کردم اون پول
‫تا آخر عمرم برام کافیه.

298
00:14:24,613 --> 00:14:27,199
‫اون یه مقدار پولِ تموم‌نشدنی بود.
‫[هاوی گلفاند، شریک استرتون اوکمونت]

299
00:14:27,283 --> 00:14:30,244
‫قطعاً به ظاهرش می‌خورد که بی‌نهایت باشه.

300
00:14:30,327 --> 00:14:34,331
‫ولی مخارجِ ثابتِ ماهانه‌ی من
‫سی هزار دلار بود،

301
00:14:34,373 --> 00:14:40,671
‫شاید هم 40 هزار دلار
‫فقط برای اینکه بتونم اجاره‌ام،

302
00:14:40,754 --> 00:14:45,092
‫وام مسکن پدر و مادرم،
‫هزینه‌ی ماشین‌ها و بیمه رو بدم.

303
00:14:45,175 --> 00:14:48,888
‫من تو یه روزِ معمولی،
‫15 تا قرص کوالود می‌خوردم.

304
00:14:48,971 --> 00:14:51,807
‫دونه‌ای 30 دلار بودن.

305
00:14:51,891 --> 00:14:58,314
‫این یعنی ماهی 13 هزار دلار پول نقد
‫فقط خرج اعتیاد به کوالود می‌شد.

306
00:14:59,023 --> 00:15:03,235
‫به خودم اومدم و دیدم
‫ته‌موندۀ پولم هم غیب شده.

307
00:15:03,319 --> 00:15:06,405
‫غیب شده. صفر.

308
00:15:06,488 --> 00:15:08,949
‫من تو این مقطع، اونقدر معتاد بودم

309
00:15:09,033 --> 00:15:12,786
‫که چیزی به اسم کار پیدا کردن
‫اصلاً برام معنی نداشت.

310
00:15:12,870 --> 00:15:17,541
‫یادمه که داشتم به یکی از 12 تا روان‌درمانگر

311
00:15:17,625 --> 00:15:20,878
‫که تو اون سال‌ها داشتم،
‫این حس رو توضیح می‌دادم.

312
00:15:20,920 --> 00:15:24,256
‫و گفتم، می‌تونی تصور کنی مایکل جردنی،

313
00:15:24,340 --> 00:15:27,426
‫و یهو یه روز صبح بهت زنگ می‌زنن

314
00:15:27,509 --> 00:15:28,919
‫و می‌گن،
‫هی صبح بخیر مایک.

315
00:15:28,969 --> 00:15:31,013
‫دیگه نمی‌تونی بسکتبال بازی کنی.

316
00:15:31,096 --> 00:15:33,599
‫روز خوبی داشته باشی. تق.

317
00:15:33,641 --> 00:15:35,434
‫دقیقاً یه‌همچین حسی داشت.

318
00:15:35,517 --> 00:15:37,102
‫این تنها چیزی بود که بلد بودم.

319
00:15:37,186 --> 00:15:39,563
‫حالا باید چیکار می‌کردم؟

320
00:15:39,980 --> 00:15:42,349
‫[بروکویل، نیویورک]

321
00:15:42,399 --> 00:15:46,862
‫جردن همیشه حس می‌کرد که
‫تقریباً شکست‌ناپذیره.

322
00:15:50,574 --> 00:15:54,119
‫اون خیلی کوالود مصرف می‌کرد.

323
00:15:54,203 --> 00:15:57,289
‫خیلی وقت‌ها تو حالت نشئگی رانندگی می‌کرد.

324
00:15:57,373 --> 00:15:58,908
‫حتی چند باری هم که
‫من باهاش بودم هلیکوپتر می‌روند...

325
00:15:58,958 --> 00:16:00,668
‫اون هم تو حالت نشئگی...

326
00:16:00,751 --> 00:16:02,544
‫واقعاً عجیبه که هنوز زنده‌ایم.

327
00:16:06,340 --> 00:16:09,343
‫ولی آدم خوشحالی نبود.

328
00:16:09,426 --> 00:16:13,138
‫و در عوض کاری که می‌کرد
‫این بود که پناه می‌برد به مواد.

329
00:16:14,723 --> 00:16:18,644
‫خب ما الان تو
‫کلوپ محلیِ بدنامِ بروکویل هستیم.

330
00:16:18,727 --> 00:16:20,179
‫جردن هیچ‌وقت با تلفن خونه‌اش حرف نمی‌زد

331
00:16:20,229 --> 00:16:24,274
‫چون حس می‌کرد شنود می‌شه
‫و تصمیم گرفت با ماشین بیاد اینجا

332
00:16:24,316 --> 00:16:26,694
‫سمت تلفن همگانی تو کلوپ بروکویل،

333
00:16:26,777 --> 00:16:29,738
‫که سه تا خیابون با خونه‌اش فاصله داره.

334
00:16:29,822 --> 00:16:33,283
‫و اینجاست که جردن، توی فیلم،

335
00:16:33,367 --> 00:16:35,661
‫لامبورگینیش رو داغون کرد.

336
00:16:35,744 --> 00:16:37,705
‫جردن چند تا کوالود خورد،

337
00:16:37,788 --> 00:16:39,581
‫و رفت به این کلوپ.

338
00:16:39,665 --> 00:16:43,002
‫و درست مثل تو فیلم،
‫کوالودها واقعاً اثر کردن.

339
00:16:43,085 --> 00:16:44,545
‫بوم.

340
00:16:44,628 --> 00:16:46,964
‫از ساختمون اومد بیرون و بعد شروع کرد

341
00:16:47,006 --> 00:16:50,843
‫به قِل خوردن از 20 یا 30 تا پله.

342
00:16:52,594 --> 00:16:54,847
‫ولی همون‌طور که می‌بینید،
‫اینجا چهار تا پله‌ست

343
00:16:54,930 --> 00:16:56,849
‫و تو واقعیت هم چهار تا پله بود.

344
00:16:56,932 --> 00:16:59,184
‫با همون حال نشئگی
‫تونست سوار ماشینش بشه،

345
00:16:59,268 --> 00:17:01,812
‫و تونست اون سه تا خیابون رو

346
00:17:01,854 --> 00:17:03,022
‫تا خونه‌اش رانندگی کنه.

347
00:17:03,105 --> 00:17:06,025
‫از سر راه برید کنار!

348
00:17:06,108 --> 00:17:09,319
‫خدا نکنه تو این حال بشینی پشت فرمون ماشین.
‫[ریچارد برانسون، مدیر اوراق بهادار بیلتمور]

349
00:17:09,403 --> 00:17:14,033
‫صحنه‌ای که جردن تو اوج نشئگی رانندگی می‌کرد

350
00:17:14,074 --> 00:17:16,326
‫واقعاً ماشینش رو داغون کرد.

351
00:17:16,410 --> 00:17:19,163
‫این یه اتفاق واقعی بود که افتاد،

352
00:17:19,246 --> 00:17:22,124
‫و همه هم در موردش می‌دونستن.

353
00:17:22,207 --> 00:17:24,543
‫یادمه ساعت 9 زنگ زدن

354
00:17:24,626 --> 00:17:26,170
‫که جردن تصادف کرده.

355
00:17:26,253 --> 00:17:28,338
‫گفتم، نیدین، الان می‌رسم اونجا.

356
00:17:28,422 --> 00:17:33,218
‫از این مسیرِ ماشین‌رو رفتم
‫سمت گاراژی که روبروم بود،

357
00:17:33,302 --> 00:17:36,388
‫جایی که مرسدسش پارک بود
‫و هنوز روشن بود.

358
00:17:36,430 --> 00:17:38,223
‫درش باز بود.

359
00:17:38,307 --> 00:17:41,560
‫جردن کلاً داشت از کنترل خارج می‌شد.

360
00:17:41,643 --> 00:17:45,355
‫فیلم همون جایی رو نشون می‌ده که
‫می‌بینید اوضاع داره خراب می‌شه.

361
00:17:45,439 --> 00:17:48,484
‫وقتی از کلوپ محلی برگشت،

362
00:17:48,567 --> 00:17:51,904
‫اونجا بود که فکر کنم اوضاع
‫واقعاً شروع کرد به عوض شدن.

363
00:17:55,824 --> 00:17:57,618
‫سلام.

364
00:17:58,702 --> 00:18:00,988
‫میرم پایین همسرم رو ببینم.

365
00:18:01,038 --> 00:18:02,748
‫این آشفته‌بازار رو ببین.

366
00:18:02,790 --> 00:18:04,533
‫بد موقع که مزاحم نشدم.

367
00:18:04,583 --> 00:18:06,035
‫کیه؟

368
00:18:06,085 --> 00:18:07,661
‫لطفا من رو از دست شوهرم نجات بدین.

369
00:18:07,711 --> 00:18:09,788
‫الان داره با کی حرف می‌زنه؟

370
00:18:09,838 --> 00:18:12,124
‫خدا، امیدوارم.

371
00:18:12,174 --> 00:18:13,717
‫امیدوارم.

372
00:18:14,843 --> 00:18:16,303
‫با نیدین خیلی بد رفتار می‌کرد.

373
00:18:16,386 --> 00:18:21,475
‫یه معتادِ آزارگر بود،
‫و یه شوهرِ آزارگر.

374
00:18:21,558 --> 00:18:22,926
‫می‌دونی، وقتی با اعتیاد درگیری،

375
00:18:22,976 --> 00:18:26,563
‫چیزی که من هرگز باهاش سروکار نداشتم،
‫هیچ‌چیزی جواب نمی‌ده.

376
00:18:26,605 --> 00:18:28,732
‫تو خونه پیشش می‌موندم.
‫تو خونه ولش می‌کردم.

377
00:18:28,774 --> 00:18:31,652
‫بهش می‌گفتم این کار رو نکنه.
‫دعوامون می‌شد.

378
00:18:31,735 --> 00:18:34,947
‫و می‌گفتم،
‫بچه‌ها اون نمی‌تونه بره بیرون.

379
00:18:35,030 --> 00:18:38,283
‫و اونا می‌گفتن،
‫ اوه، بهش بگو یه کم کوکائین بزنه.

380
00:18:38,367 --> 00:18:41,703
‫من می‌گفتم،
‫این که راه‌حل نیست.

381
00:18:41,787 --> 00:18:44,540
‫کوکائین واقعاً کارش رو ساخت.

382
00:18:44,623 --> 00:18:47,960
‫اونجا بود که اوضاع خیلی خراب شد.

383
00:18:48,043 --> 00:18:49,745
‫فقط برام سؤال بود این وضعیت

384
00:18:49,795 --> 00:18:51,255
‫قراره چقدر طول بکشه.
‫[راب لوروسو، دوست جردن بلفورت]

385
00:18:51,338 --> 00:18:53,799
‫و خب معلومه که دوام نیاورد
‫چون همه‌چیز منفجر شد.

386
00:18:53,882 --> 00:18:58,428
‫ولی... ولی فکر کنم اون زن تا آخرش پاش موند،

387
00:18:58,470 --> 00:19:00,305
‫تا وقتی که اوضاع خیلی خیلی زشت و زننده شد.

388
00:19:00,597 --> 00:19:03,642
‫[نیویورک سیتی]

389
00:19:04,143 --> 00:19:07,646
‫فایده‌ی خیلی بزرگِ دستگیری
‫تاد گرت برای پرونده

390
00:19:07,729 --> 00:19:10,566
‫اینه که
‫اون بخشی از زنجیره‌ی پولشوییه.

391
00:19:10,649 --> 00:19:13,277
‫واسه همین شروع کردیم ببینیم
‫می‌تونیم مخش رو بزنیم اعتراف کنه یا نه.

392
00:19:13,360 --> 00:19:15,988
‫کار راحتی نبود.
‫تاد گرت آدم سرسختی بود.

393
00:19:16,071 --> 00:19:19,992
‫عضو سابقِ «فرشتگان جهنم» بود.‌

394
00:19:20,033 --> 00:19:21,660
‫بوکسور بود.

395
00:19:21,743 --> 00:19:23,829
‫گوشاش یه‌جورایی شکسته بود.

396
00:19:23,912 --> 00:19:25,455
‫دماغش کج بود.

397
00:19:25,539 --> 00:19:27,332
‫قیافه‌ی خشنی داشت.

398
00:19:27,416 --> 00:19:30,836
‫شایعاتی شنیده بودم که اگه
‫لب پایینش رو بکشی پایین می‌بینی که...

399
00:19:30,919 --> 00:19:33,714
‫روی لثه‌اش تتو کرده «روحش شاد».

400
00:19:36,383 --> 00:19:39,136
‫پیشرفت بزرگمون اونجا بود که تاد گرت

401
00:19:39,219 --> 00:19:42,514
‫واقعاً تو لیست پیوند قلب بود.

402
00:19:42,598 --> 00:19:45,517
‫و فهمیدم که شرایط خاص و افراطی

403
00:19:45,559 --> 00:19:47,477
‫اقدامات خاص و افراطی هم می‌طلبه.

404
00:19:47,561 --> 00:19:49,646
‫پس به وکیل تاد گرت گفتم

405
00:19:49,730 --> 00:19:51,982
‫که ما مدرک کافی برای متهم کردنش

406
00:19:52,065 --> 00:19:54,318
‫به جرم حمل کوالود داریم
‫و این باعث می‌شه

407
00:19:54,401 --> 00:19:57,154
‫از لیست پیوند قلب خط بخوره.

408
00:19:57,196 --> 00:19:59,031
‫هیچ عذاب وجدانی

409
00:19:59,114 --> 00:20:01,116
‫درباره اینکه مثلاً نکنه دارم زیادی تند می‌رم

410
00:20:01,200 --> 00:20:05,162
‫تا به اطلاعاتی که می‌خوام برسم، نداشتی؟

411
00:20:05,204 --> 00:20:07,497
‫ وقتی داشتم با وکیل گرت حرف می‌زدم

412
00:20:07,539 --> 00:20:09,625
‫که چطور بگم
‫قطعاً بهش فکر کردم.

413
00:20:09,708 --> 00:20:12,878
‫این یه تهدید نیست؛
‫فقط داری حقایق رو می‌گی.

414
00:20:12,961 --> 00:20:15,756
‫باهامون راه بیا وگرنه ممکنه
‫قلب جدید بهت نرسه.

415
00:20:15,839 --> 00:20:18,383
‫و من فقط داشتم
‫حقیقت رو بهش می‌گفتم.

416
00:20:18,467 --> 00:20:21,845
‫و بعدش حرف زد و همکاری کرد.

417
00:20:21,929 --> 00:20:24,473
‫و این نقطه‌ی سقوطِ گرگ وال‌استریت بود.

418
00:20:31,980 --> 00:20:34,816
‫[بروکلین، نیویورک]

419
00:20:34,858 --> 00:20:35,976
‫[استوارت تاد گرت]‌

420
00:20:36,026 --> 00:20:38,487
‫تاد گرت اعتراف کرد
‫و حتی بیشتر از اون چیزی که

421
00:20:38,570 --> 00:20:39,696
‫می‌تونستیم تصور کنیم رو برامون فاش کرد.

422
00:20:42,532 --> 00:20:45,369
‫بهمون اطلاعاتی داد که بلفورت و زنش و بقیه..
‫[جوئل کوهن، دستیار دادستان ایالات متحده]

423
00:20:45,452 --> 00:20:48,330
‫تو عمارت لانگ‌آیلندشون مهمونی می‌گرفتن،

424
00:20:48,413 --> 00:20:50,916
‫و دوستایی داشتن که با هواپیما می‌رفتن

425
00:20:50,999 --> 00:20:56,004
‫سوئیس تا پول‌ها رو ببرن،
‫از جمله زنِ خود گرت.

426
00:20:56,088 --> 00:20:57,965
‫یه صحنه توی «گرگ وال‌استریت» هست.

427
00:20:58,006 --> 00:21:01,009
‫دارن با چسب
‫پول نقد رو به بدن زن تاد گرت می‌بندن.

428
00:21:01,093 --> 00:21:03,887
‫اون صحنه قرار بود یه اغراقِ...

429
00:21:03,971 --> 00:21:05,305
‫خنده‌دار از طرف هالیوود باشه.

430
00:21:05,389 --> 00:21:09,851
‫قاچاق واقعیش خیلی کمتر زرق‌وبرق داشت،

431
00:21:09,935 --> 00:21:11,436
‫و فقط پول‌ها رو می‌ریختن تو کیف،

432
00:21:11,520 --> 00:21:14,690
‫مثلاً صدها هزار دلار رو توی... مثلا...

433
00:21:14,773 --> 00:21:16,191
‫یه کیف لویی ویتون.

434
00:21:16,233 --> 00:21:17,559
‫یه قفل می‌زدن بهش...

435
00:21:17,609 --> 00:21:19,695
‫و تحویل قسمت بارِ هواپیما می‌دادنش.

436
00:21:24,658 --> 00:21:28,829
‫این مدرک اساساً داره توضیح می‌ده

437
00:21:28,870 --> 00:21:31,623
‫که چطور بلفورت و پوروش
‫پول نقد رو قاچاقی

438
00:21:31,707 --> 00:21:34,710
‫از آمریکا می‌فرستادن سوئیس،

439
00:21:34,793 --> 00:21:38,588
‫می‌ریختنش تو حساب‌های بانکیِ
‫شرکت‌های صوری،

440
00:21:38,672 --> 00:21:41,842
‫و بعد حواله‌اش می‌کردن و برمی‌گشت آمریکا.

441
00:21:41,925 --> 00:21:45,220
‫این جریان چرخشی بهشون اجازه می‌داد

442
00:21:45,262 --> 00:21:49,016
‫سودهای غیرقانونی‌شون رو
‫به‌عنوان سرمایه‌گذاری قانونی جا بزنن.

443
00:21:53,812 --> 00:21:56,440
‫وقتی قاچاقچیِ پولشون رو گرفتیم،

444
00:21:56,523 --> 00:21:59,234
‫دیگه پرونده‌ی بلفورت و پوروش کارش تموم بود.

445
00:21:59,318 --> 00:22:02,112
‫و یادمه به گِرگ نگاه کردم
‫و با خودم گفتم، اوه، خدای من.

446
00:22:02,195 --> 00:22:03,655
‫اینا دیگه کارشون ساخته‌ست.

447
00:22:07,576 --> 00:22:08,994
‫تو این مقطع، فکر کنم نیدین...

448
00:22:09,077 --> 00:22:11,747
‫دیگه از این حجم از بی‌ثباتی تو خانواده‌اش

449
00:22:11,830 --> 00:22:15,459
‫داشت خسته می‌شد.
‫[راب لوروسو، دوست جردن بلفورت]

450
00:22:15,542 --> 00:22:19,338
‫خب، زنِ سابقم و من
‫رفته بودیم پیش یه روان‌درمانگر.

451
00:22:19,421 --> 00:22:22,174
‫و زن سابقم در موردش به نیدین گفت،

452
00:22:22,257 --> 00:22:24,509
‫و نیدین هم رفت و ازش خوشش اومد.
‫[راس پورتنوی، دوست جردن بلفورت]

453
00:22:24,593 --> 00:22:28,347
‫و بعد نیدین، جردن رو
‫راضی کرد که بره پیشش.

454
00:22:28,430 --> 00:22:31,350
‫و بعد از اینکه رفت پیشش،
‫جردن گفت،

455
00:22:31,433 --> 00:22:34,186
‫این روان‌درمانگر رهبر یه فرقه‌ست.

456
00:22:34,269 --> 00:22:36,021
‫قاطی کرد.

457
00:22:36,104 --> 00:22:37,731
‫و اون روان‌درمانگر هم به نیدین گفت،

458
00:22:37,773 --> 00:22:39,232
‫تو شرایط بدی هستی.

459
00:22:39,316 --> 00:22:40,525
‫راه خلاصی هم ازش نیست.

460
00:22:40,609 --> 00:22:41,735
‫فرار کن.

461
00:22:41,985 --> 00:22:44,863
‫اون نیدینه که تو پس‌زمینه‌ست.

462
00:22:44,946 --> 00:22:48,950
‫و اون نهایتاً من و زن سابقم رو
‫مقصر دونست.

463
00:22:49,034 --> 00:22:53,330
‫و رابطه‌مون واقعاً
‫از همون نقطه قطع شد.

464
00:22:53,413 --> 00:22:55,540
‫خب من تمام مدت
‫داشتم رو خودم کار می‌کردم،

465
00:22:55,624 --> 00:22:57,834
‫ولی واقعاً مهم نبود.

466
00:22:57,918 --> 00:22:59,836
‫درسته، چون من نمی‌تونستم
‫اونو تغییر بدم.

467
00:22:59,920 --> 00:23:02,172
‫و یه جایی کاسه‌ی صبر آدم لبریز می‌شه.

468
00:23:02,255 --> 00:23:04,800
‫یه‌بار بهش گفتم اگه ترک نکنی،

469
00:23:04,883 --> 00:23:06,385
‫ولت می‌کنم.

470
00:23:06,468 --> 00:23:08,553
‫و اون دیوونه شد چون گفتم،
‫[نیدین ماکالوسو]

471
00:23:08,637 --> 00:23:10,013
‫باید بری درمان بشی.

472
00:23:10,097 --> 00:23:12,132
‫من دست رو دست نمیذارم
‫تا خودت رو بکشی، خب؟

473
00:23:12,182 --> 00:23:17,813
‫و اون دیوونه شد، عصبی شد.

474
00:23:17,896 --> 00:23:21,149
‫نداشتنِ پشیمونی مثل چاقویی تو قلبه.

475
00:23:21,233 --> 00:23:22,651
‫و بعدش هم دستگیر شد.

476
00:23:22,734 --> 00:23:24,444
‫پس شانس آوردم.

477
00:23:24,486 --> 00:23:26,613
‫این فرصت من بود.

478
00:23:26,696 --> 00:23:28,323
‫و با خودم گفتم،
‫دیگه نمی‌تونه بهم آسیبی بزنه.

479
00:23:28,407 --> 00:23:29,533
‫دیگه رفتم.

480
00:23:30,242 --> 00:23:31,276
‫[میامی، فلوریدا]

481
00:23:31,326 --> 00:23:32,736
‫دو تا دستگیری

482
00:23:32,786 --> 00:23:34,746
‫حوالی روز کارگرِ سال 1998 اتفاق افتاد.

483
00:23:34,830 --> 00:23:39,084
‫دنی پوروش توسط مأمورها
‫تو میامی دستگیر شد.

484
00:23:39,167 --> 00:23:41,545
‫و همزمان، یه گروه بزرگ
‫از مأمورای اف‌بی‌آی

485
00:23:41,628 --> 00:23:43,755
‫رفتن عمارت جردن بلفورت.
‫[بروکویل، نیویورک]

486
00:23:46,925 --> 00:23:49,219
‫و این در واقع اولین بار...

487
00:23:49,302 --> 00:23:53,974
‫بعد از این همه سال بود که
‫بلفورت رو رودررو می‌دیدم.

488
00:23:57,269 --> 00:23:59,688
‫یادمه اونجا نشسته بود.

489
00:23:59,729 --> 00:24:01,648
‫دستبند به دست بود.

490
00:24:01,731 --> 00:24:03,191
‫چشماش خیلی سرد و بی‌روح بود.

491
00:24:03,275 --> 00:24:06,778
‫نمی‌فهمیدم خسته‌ست یا نشئه.

492
00:24:06,862 --> 00:24:09,239
‫و من رفتم تو و فقط نگاهش کردم

493
00:24:09,322 --> 00:24:11,616
‫و گفتم، می‌دونی من کی‌ام؟

494
00:24:11,700 --> 00:24:15,537
‫و اون فقط سرش رو تکون داد و گفت آره.

495
00:24:17,164 --> 00:24:20,917
‫منم مثل بقیه از تو روزنامه‌ها فهمیدم.

496
00:24:21,001 --> 00:24:24,546
‫و نگران بودم که می‌دونی...
‫[جردن شاماه، نایب رئیس استرتون اوکمونت]‌

497
00:24:24,629 --> 00:24:27,215
‫خیلی‌های دیگه از ماها هم دستگیر بشیم.

498
00:24:27,299 --> 00:24:31,428
‫وقتی جردن دستگیر شد،
‫با اون هوش و ذکاوتم،

499
00:24:31,511 --> 00:24:35,515
‫به نظرم رسید کله‌گنده‌ها تو صف بعدی هستن.
‫[هاوی گلفاند، شریک استرتون اوکمونت]

500
00:24:35,599 --> 00:24:37,559
‫قرار نبود فقط جردن باشه.

501
00:24:39,060 --> 00:24:40,887
‫[فورت لادردیل، فلوریدا]

502
00:24:40,937 --> 00:24:43,356
‫تو یه مقطعی، من با شریکم...

503
00:24:43,398 --> 00:24:45,609
‫توی بیلتمور شام خوردم.

504
00:24:45,692 --> 00:24:50,197
‫و گفتم، گوش کن،
‫من دیگه نمی‌تونم به این کار ادامه بدم.

505
00:24:50,280 --> 00:24:53,283
‫می‌دونی، من...

506
00:24:53,366 --> 00:24:57,621
‫من از فضاحت این کار کلافه‌ام.

507
00:24:57,704 --> 00:25:03,418
‫و عذاب وجدان واقعاً
‫یه‌جورایی داشت خفه‌ام می‌کرد.

508
00:25:03,502 --> 00:25:05,462
‫و گفتم، من دیگه نیستم.

509
00:25:05,545 --> 00:25:09,174
‫و قید خیلی چیزا رو زدم،
‫چون ما پول خیلی زیادی

510
00:25:09,257 --> 00:25:10,634
‫تو این حساب معاملاتی داشتیم.

511
00:25:10,717 --> 00:25:12,969
‫گفتم همه‌اش مال تو،
‫هر کاری می‌خوای باهاش بکن.

512
00:25:13,053 --> 00:25:14,304
‫من دیگه بریدم.

513
00:25:14,387 --> 00:25:17,641
‫این قضیه مال سال 1997، 1998 بود.

514
00:25:17,724 --> 00:25:19,309
‫من رفتم.

515
00:25:19,392 --> 00:25:24,439
‫ما هنوز مورد بازخواست
‫دادستان‌های آمریکا یا اف‌بی‌آی

516
00:25:24,523 --> 00:25:26,566
‫یا هر چیز دیگه‌ای تو اون مقطع
‫قرار نگرفته بودیم، ولی می‌دونستم

517
00:25:26,608 --> 00:25:29,277
‫دیر یا زود این اتفاق می‌افته.

518
00:25:29,361 --> 00:25:31,988
‫خب ما جردن بلفورت رو بازداشت کردیم،

519
00:25:32,072 --> 00:25:34,574
‫ولی بلفورت آدم باهوشیه.

520
00:25:34,616 --> 00:25:36,201
‫فکر کنم اگه فیلم رو دیده باشید،

521
00:25:36,284 --> 00:25:38,995
‫یه تصویرِ تقریباً حدودی و نه‌چندان دقیق

522
00:25:39,079 --> 00:25:40,121
‫از اتفاقی که افتاده به دست میارید.

523
00:25:40,205 --> 00:25:42,832
‫- الان گفتی میکروفون مخفی وصل کنم؟
‫- آره میکروفون.

524
00:25:42,916 --> 00:25:44,793
‫این یعنی چی؟
‫می‌خوای جاسوسی کنم؟

525
00:25:44,834 --> 00:25:46,628
‫- همینه دیگه؟
‫- نه. می‌خوام همکاری کنی.

526
00:25:46,711 --> 00:25:47,837
‫نه، می‌خوای جاسوسی کنم.

527
00:25:47,921 --> 00:25:50,298
‫این کوفتی
‫دقیقاً همون کاریه که می‌خوایم بکنی.

528
00:25:50,382 --> 00:25:51,299
‫جاسوسی.

529
00:25:51,508 --> 00:25:52,551
‫و همین کار رو هم کرد.

530
00:25:55,637 --> 00:25:57,380
‫سه‌شنبه هفته بعدش بود.

531
00:25:57,430 --> 00:26:00,559
‫و بلفورت دیگه از زندان آزاد شده بود.

532
00:26:00,642 --> 00:26:03,019
‫یادتون باشه، رسانه‌ها حسابی
‫این موضوع رو پوشش می‌دادن.

533
00:26:03,144 --> 00:26:07,265
‫برای همین سعی داشتیم
‫این تصور رو نگه داریم

534
00:26:07,315 --> 00:26:12,028
‫که داره می‌جنگه
‫و هیچ همکاری‌ای نمی‌کنه.

535
00:26:12,153 --> 00:26:14,606
‫می‌اومد دفترم که همو ببینیم،

536
00:26:14,656 --> 00:26:16,491
‫از آسانسور پشتی می‌اومد،

537
00:26:16,616 --> 00:26:18,034
‫از تو پارکینگ که کسی نبیندش.

538
00:26:21,079 --> 00:26:26,793
‫ساعت‌ها وقت می‌ذاشتیم
‫تا ازش اطلاعات بکشیم بیرون.

539
00:26:26,876 --> 00:26:28,837
‫پس یادتون باشه، وقتی این
‫داستانا رو می‌شنیدیم،

540
00:26:28,920 --> 00:26:30,630
‫هیچ کتاب گرگ وال استریتی
‫در کار نبود.

541
00:26:30,714 --> 00:26:32,632
‫هیچ فیلم گرگ وال استریتی
‫ساخته نشده بود.

542
00:26:32,716 --> 00:26:35,302
‫و وقتی شروع می‌کردن به تعریف کردن
‫که اوضاع چطوری پیش می‌رفت...

543
00:26:36,386 --> 00:26:37,554
‫واکنش‌شون این بود که،

544
00:26:37,637 --> 00:26:39,431
‫«آره، این کار هر روزمون بود.»

545
00:26:39,514 --> 00:26:41,308
‫کاراشون جوری بود
‫انگار روم باستانه،

546
00:26:41,433 --> 00:26:43,184
‫که با خودت می‌گی،
‫اینجا مثل کلوسئومه.

547
00:26:43,268 --> 00:26:44,811
‫سر آدما رو می‌تراشیدن.

548
00:26:44,936 --> 00:26:46,771
‫ماهی قرمز زنده می‌خوردن.

549
00:26:46,855 --> 00:26:48,773
‫تقریباً یه چیزی تو مایه‌های
‫دیزنی‌لند بزرگسالا بود

550
00:26:48,857 --> 00:26:50,066
‫برای آدمای داغون و روانی.

551
00:26:52,360 --> 00:26:54,946
‫فیلمش حتی نتونسته درست و حسابی
‫به تصویر بکشه

552
00:26:55,030 --> 00:26:57,490
‫که اون موقع چقدر
‫دیوونه‌بازی درمی‌آوردن.

553
00:26:57,574 --> 00:27:01,745
‫مواد، الکل، دختر،
‫و بعدشم معامله سهام بیشتر.

554
00:27:01,786 --> 00:27:04,414
‫برگرد عقب، دوباره همین بساط.

555
00:27:04,581 --> 00:27:06,616
‫من و گرگ به هم نگاه می‌کردیم
‫و می‌گفتیم «وای خدای من.

556
00:27:06,666 --> 00:27:08,710
‫واقعاً این اتفاقا افتاده.»

557
00:27:08,835 --> 00:27:11,963
‫یه‌جوری اینا رو تعریف می‌کردن
‫که انگار یکی داره

558
00:27:12,047 --> 00:27:14,883
‫میگه صبحونه چی خورده.

559
00:27:14,966 --> 00:27:19,304
‫برای من، اینکه می‌دونستم قراره
‫همکاری کنه عالی بود.

560
00:27:19,429 --> 00:27:21,723
‫اما یه چیز دیگه که
‫باید می‌فهمیدم این بود که،

561
00:27:21,806 --> 00:27:24,142
‫واقعاً باهامون پایه‌ست؟

562
00:27:24,225 --> 00:27:26,436
‫آره، باهامون حرف می‌زد.

563
00:27:26,519 --> 00:27:31,733
‫آره، دستگاه ضبط
‫و فرستنده هم داشت.

564
00:27:31,816 --> 00:27:35,654
‫ولی بعضی وقتا این آدما فکر می‌کنن
‫از ما زرنگ‌ترن.

565
00:27:35,737 --> 00:27:38,948
‫برای همین باید خودم کسی رو
‫انتخاب می‌کردم

566
00:27:39,074 --> 00:27:41,493
‫که قراره اول از همه بره دیدنش.

567
00:27:45,163 --> 00:27:47,874
‫کی فهمیدی به خودش شنود وصل کرده؟

568
00:27:48,375 --> 00:27:49,459
‫وقتی دستگیر شدم.

569
00:27:56,091 --> 00:27:57,425
‫[سال ۱۹۹۹]

570
00:27:57,801 --> 00:28:00,887
‫جردن هفته‌ای چند بار
‫میکروفون به خودش می‌بست.

571
00:28:00,970 --> 00:28:02,430
‫قرارای زیادی می‌ذاشت

572
00:28:02,514 --> 00:28:06,351
‫تو یه‌سری از شیک‌ترین
‫رستورانای نیویورک،

573
00:28:06,434 --> 00:28:08,311
‫جایی که می‌رفت بیرون
‫و تو چشم همه بود،

574
00:28:08,395 --> 00:28:09,729
‫و مردم می‌دیدنش، و این باعث می‌شد
‫این تصور بمونه

575
00:28:09,813 --> 00:28:11,973
‫که اتهاماتش رو قبول نکرده،
‫[جوئل کوهن - دستیار دادستان شرق نیویورک]

576
00:28:12,023 --> 00:28:14,859
‫درحالی که تو واقعیت،
‫همون موقع هم اعتراف کرده بود.

577
00:28:14,984 --> 00:28:18,071
‫تو این کار خیلی استعداد داشت

578
00:28:18,196 --> 00:28:19,364
‫چون جردن می‌تونست پای هر کسی رو

579
00:28:19,447 --> 00:28:22,075
‫به هر بحثی بکشه.

580
00:28:22,200 --> 00:28:24,994
‫ذاتاً تو این کار استعداد داشت.

581
00:28:25,078 --> 00:28:26,830
‫جردن اومد پیشم که کمکش کنم.

582
00:28:26,913 --> 00:28:28,206
‫«هی، می‌تونی کمکم کنی؟»

583
00:28:28,289 --> 00:28:29,783
‫«منو ببر به جلسه ترک اعتیاد.»

584
00:28:29,833 --> 00:28:33,086
‫و باهام اومد تو جلسه ترک.

585
00:28:33,211 --> 00:28:35,130
‫و ازم سوالات عجیبی می‌پرسید،

586
00:28:35,255 --> 00:28:39,008
‫و من می‌دونستم... می‌دونستم که...
‫یه جای کار می‌لنگه.
‫[جردن شاماه - معاون استرتون اوکمونت]

587
00:28:39,092 --> 00:28:40,585
‫بعد یادمه یه بار منو

588
00:28:40,635 --> 00:28:43,221
‫با خودش برد شام بخوریم،

589
00:28:43,304 --> 00:28:45,390
‫و هی از این سؤالا می‌پرسید.

590
00:28:45,473 --> 00:28:46,841
‫ما همه‌چی رو براش توضیح دادیم،

591
00:28:46,891 --> 00:28:48,268
‫که داشتیم چی‌کار می‌کردیم.

592
00:28:48,351 --> 00:28:50,478
‫داشتیم تو یه سایت،
‫سهام تبلیغ می‌کردیم.

593
00:28:50,603 --> 00:28:52,147
‫و اون سهام هم مال خودمون بود.

594
00:28:52,272 --> 00:28:55,358
‫جردن وانمود می‌کرد
‫که می‌خواد قاطی کار بشه.

595
00:28:55,442 --> 00:28:57,944
‫خودتم دلت می‌خواست
‫که واقعی باشه.

596
00:28:58,027 --> 00:29:02,190
‫نمی‌دونم چطوری بگم که چقدر دلت می‌خواد...
‫چشماتو می‌بندی.

597
00:29:02,240 --> 00:29:05,285
‫من احمق هم بهش اعتماد کردم.

598
00:29:05,410 --> 00:29:07,370
‫یکی از رفیقام بهم هشدار داده بود

599
00:29:07,454 --> 00:29:08,913
‫که جردن قراره بهت زنگ بزنه.

600
00:29:09,038 --> 00:29:12,584
‫و دقیقاً همون‌طور شد و بهم زنگ زد.
‫[راس پورتنوی - دوست جردن بلفورت]

601
00:29:15,128 --> 00:29:16,671
‫«سلام راس. چه خبر؟ جردنم.

602
00:29:16,796 --> 00:29:17,964
‫اوضاع چطوره؟»

603
00:29:18,047 --> 00:29:18,965
‫بهم میگه، مشغول چه کاری هستی؟

604
00:29:19,048 --> 00:29:19,883
‫گفتم، «می‌دونی، من طلاق گرفتم.

605
00:29:19,966 --> 00:29:22,010
‫دوباره برگشتم بی‌ساید زندگی می‌کنم.»

606
00:29:22,093 --> 00:29:25,805
‫میگه، «عه، مستأجری یا خونه مال خودته؟»

607
00:29:25,930 --> 00:29:27,424
‫دینگ، دینگ، دینگ، دینگ.

608
00:29:27,474 --> 00:29:30,727
‫اون عمراً همچین سؤالی نمی‌پرسید.

609
00:29:30,810 --> 00:29:33,813
‫اصلاً به شخصیتش نمی‌خورد.

610
00:29:33,897 --> 00:29:38,943
‫دیگه فهمیدم داره صدامو ضبط می‌کنه
‫و همونجا کار تموم بود.

611
00:29:39,027 --> 00:29:41,029
‫اونجا آخر حرف زدنمون بود.

612
00:29:41,112 --> 00:29:43,031
‫یه آشغال آدم‌فروشه.

613
00:29:43,156 --> 00:29:46,159
‫آخه چرا من؟

614
00:29:46,284 --> 00:29:49,496
‫چند هفته بعدش،
‫شیش تا مأمور اف‌بی‌آی

615
00:29:49,579 --> 00:29:53,917
‫با اسلحه کوبیدن به در خونه‌م،
‫انگار من آل کاپون بودم.

616
00:29:54,000 --> 00:29:58,046
‫کار به جایی رسید که تک‌تک شریکام

617
00:29:58,129 --> 00:30:00,215
‫دستگیر شده بودن.

618
00:30:00,340 --> 00:30:02,091
‫و داداشم که وکیل بود
‫[هاوی گلفاند - شریک، استرتون اوکمونت]

619
00:30:02,175 --> 00:30:04,177
‫و خیلی هم وکیل خوب و باهوشی بود،

620
00:30:04,302 --> 00:30:06,179
‫گفت «گوش کن احمق.

621
00:30:06,346 --> 00:30:09,849
‫تو تنها کسی هستی که
‫هنوز دستگیر نشدی.

622
00:30:09,933 --> 00:30:12,844
‫پس کاری که می‌کنیم اینه که،
‫خودمون می‌ریم پیششون

623
00:30:12,894 --> 00:30:14,354
‫قبل از اینکه اونا بیان سراغت.»

624
00:30:14,437 --> 00:30:17,315
‫و این دقیقاً همون کاری بود
‫که کردیم.

625
00:30:17,398 --> 00:30:19,651
‫داوطلبانه یه وقت گرفتیم

626
00:30:19,734 --> 00:30:24,656
‫رفتیم تو اف‌بی‌آی
‫و گفتیم «ما اینجاییم.»

627
00:30:24,739 --> 00:30:27,450
‫و اونا ازم خواستن شنود وصل کنم.

628
00:30:27,534 --> 00:30:30,745
‫و بعدش بهم گفتن عواقب

629
00:30:30,870 --> 00:30:32,914
‫قبول نکردن این کار چیه.

630
00:30:33,039 --> 00:30:35,500
‫منم گفتم «قبوله.»

631
00:30:35,583 --> 00:30:38,336
‫هیچ‌کس اونجا لات‌بازی درنمی‌آورد.

632
00:30:38,419 --> 00:30:39,746
‫همه داشتن همدیگه رو می‌فروختن.

633
00:30:39,796 --> 00:30:43,341
‫همه تو آدم‌فروشی
‫از هم سبقت می‌گرفتن.

634
00:30:43,466 --> 00:30:45,468
‫من از دستگیری قسر در رفتم،

635
00:30:45,552 --> 00:30:46,761
‫نه کیفرخواستی، نه اتهامی، هیچی.

636
00:30:47,053 --> 00:30:48,513
‫[فورت لادردیل - فلوریدا]

637
00:30:48,555 --> 00:30:51,015
‫یهو در زدن.

638
00:30:51,140 --> 00:30:53,560
‫یه مرد و یه زن بودن.

639
00:30:53,643 --> 00:30:56,145
‫کت‌هاشونو باز کردن و
‫دقیقاً همون چیزی که فکر می‌کردم،
‫[ریچارد برانسون، مدیر بیلتمور سکوریتیز]

640
00:30:56,271 --> 00:30:58,273
‫نشان و اسلحه داشتن.

641
00:30:58,398 --> 00:31:01,526
‫گفتن «قراره علیهت
‫کیفرخواست صادر بشه.

642
00:31:01,609 --> 00:31:05,280
‫و می‌تونیم بهت بگیم که
‫اگه الان باهامون حرف بزنی،

643
00:31:05,405 --> 00:31:07,699
‫احتمالاً می‌تونیم با هم کنار بیایم.»

644
00:31:07,782 --> 00:31:11,160
‫و باید شنود می‌ذاشتم
‫و سعی می‌کردم

645
00:31:11,244 --> 00:31:13,454
‫علیه بقیه مدرک جور کنم.

646
00:31:13,538 --> 00:31:17,534
‫منم گفتم «قرار نیست
‫این کارو شروع کنم

647
00:31:17,584 --> 00:31:19,577
‫و زندگی بقیه رو نابود کنم.»

648
00:31:19,627 --> 00:31:21,546
‫یعنی، من...

649
00:31:21,629 --> 00:31:24,757
‫با اون همه مکافات، دیگه نمی‌تونستم
‫با عذاب وجدان این یکی هم زندگی کنم.

650
00:31:24,841 --> 00:31:26,584
‫اونام گفتن «باشه،
‫اگه نظرت عوض شد،

651
00:31:26,634 --> 00:31:27,844
‫این کارت ماست.

652
00:31:27,969 --> 00:31:29,470
‫و منتظر تماسمون باش.»

653
00:31:29,762 --> 00:31:31,172
‫[کلاهبردای اوکمونت افشا شد]

654
00:31:31,222 --> 00:31:33,975
‫بیشتر از ۸۰ نفر بودن
‫که تحت تعقیب قرار گرفتن.

655
00:31:36,477 --> 00:31:39,814
‫مثل یه لیست از گنده‌لات‌های
‫خلافکار بود.

656
00:31:39,898 --> 00:31:41,766
‫سیاستمدارایی بودن که
‫داشتن ازشون بازجویی می‌کردن.

657
00:31:41,816 --> 00:31:44,611
‫پولشوها توشون بودن.

658
00:31:44,694 --> 00:31:46,437
‫حتی مدت‌ها بعد از اینکه از
‫دفتر دادستانی آمریکا رفتم،

659
00:31:46,487 --> 00:31:48,823
‫حدود سه چهار سال، اون دفتر

660
00:31:48,907 --> 00:31:51,242
‫حدود چهار پنج یا شیش تا
‫دادستان داشت که فقط

661
00:31:51,326 --> 00:31:52,819
‫تقریباً تمام‌وقت داشتن
‫به این پرونده‌ها رسیدگی می‌کردن

662
00:31:52,869 --> 00:31:55,538
‫چون انقدر پرونده‌های
‫زیادی بود که نتیجه‌ی

663
00:31:55,622 --> 00:31:57,248
‫همکاری اونا بود.

664
00:32:00,752 --> 00:32:04,213
‫قبل از صدور حکم، برای قاضی
‫حدود ۲۰۰ تا کارت و نامه

665
00:32:04,297 --> 00:32:06,758
‫از بچه‌های انجمن ترک اعتیاد آوردم.

666
00:32:06,841 --> 00:32:11,971
‫قاضی نگام کرد و گفت
‫«به نظرم یه احمقی،

667
00:32:12,055 --> 00:32:15,808
‫و حتی نمی‌تونی تو یه شرکت کارگزاری،
‫سرایدار بشی.»

668
00:32:15,892 --> 00:32:18,102
‫ولی نمی‌فرستمت زندان.

669
00:32:18,186 --> 00:32:21,105
‫بهم سه سال حبس تعلیقی داد.

670
00:32:21,189 --> 00:32:23,191
‫آخرش یه توافقنامه‌ رو قبول کردم که توش

671
00:32:23,316 --> 00:32:25,852
‫اعتراف کردم مرتکب

672
00:32:25,902 --> 00:32:30,448
‫کلاهبرداری ارتباطی و
‫کلاهبرداری اوراق بهادار شدم.

673
00:32:30,531 --> 00:32:34,402
‫و در نهایت به دو سال

674
00:32:34,452 --> 00:32:38,206
‫زندان فدرال محکوم شدم،
‫که گذروندمش.

675
00:32:38,289 --> 00:32:40,500
‫و حالا من یه مجرم سابقه‌دارم.

676
00:32:44,045 --> 00:32:46,339
‫بعد از اینکه جردن متهم شد
‫[سال ۲۰۰۰]

677
00:32:46,464 --> 00:32:48,800
‫و بعد از اینکه
‫همه‌چیز رو مصادره کردن،

678
00:32:48,883 --> 00:32:52,295
‫یه شب برای شام دعوتش کردیم خونه‌م.
‫[راب لروسو - دوست جردن بلفورت]

679
00:32:52,345 --> 00:32:54,055
‫من و جردن جلوی
‫شومینه نشستیم،

680
00:32:54,138 --> 00:32:55,139
‫و شروع کردیم به حرف زدن.

681
00:32:55,223 --> 00:32:57,100
‫«اوضاعت چطوره؟»

682
00:32:57,225 --> 00:32:58,476
‫و اونم گفت، «دارم
‫سعی می‌کنم بچه‌هامو ببینم.

683
00:32:58,559 --> 00:33:03,147
‫پولی ندارم که برای
‫بچه‌هام اسباب‌بازی بخرم.»

684
00:33:03,231 --> 00:33:05,892
‫من تو کار وام مسکن بودم.

685
00:33:05,942 --> 00:33:07,944
‫آوردمش تو دفترم.

686
00:33:08,027 --> 00:33:10,613
‫با هم شروع کردیم به کار.

687
00:33:10,697 --> 00:33:13,116
‫و بعد، یه روز یه تماس داشتم.

688
00:33:13,241 --> 00:33:16,369
‫جردن تازه جلوی ۵۰ نفر
‫جلسه گذاشته بوده.

689
00:33:16,494 --> 00:33:18,162
‫و گفته بود «اوه، راب دیگه تو کار نیست.

690
00:33:18,246 --> 00:33:21,374
‫من دارم شرکت رو دستم می‌گیرم.»

691
00:33:21,541 --> 00:33:22,450
‫وقتی اینو شنیدم، گفتم «عجب...

692
00:33:22,500 --> 00:33:27,046
‫اینم از این... دوباره شروع کرد.»

693
00:33:27,130 --> 00:33:28,840
‫بهش گفتم «چت شده؟

694
00:33:28,923 --> 00:33:30,049
‫نمی‌بینی چه گندی زدی؟»

695
00:33:30,174 --> 00:33:32,427
‫دیگه همه‌چی تموم شد.

696
00:33:32,552 --> 00:33:37,298
‫و اونجا بود که
‫رفاقتمون به هم خورد.

697
00:33:37,348 --> 00:33:41,352
‫بعد از اینکه این اتفاقا افتاد،
‫هر کدوم رفتیم پی کار خودمون.

698
00:33:41,436 --> 00:33:45,139
‫و جردن این فرصت رو داشت که...

699
00:33:45,189 --> 00:33:47,066
‫چند باری بهم زنگ بزنه.

700
00:33:47,150 --> 00:33:50,737
‫و یکیش موقعی بود که
‫فهمیدیم دخترم

701
00:33:50,862 --> 00:33:53,865
‫سرطان خون داره، الیویا.

702
00:33:53,948 --> 00:34:00,288
‫و اون برای زنده موندنش جنگید
‫و آخرشم مُرد.

703
00:34:01,372 --> 00:34:02,832
‫نیدین بهم تسلی داد.

704
00:34:02,915 --> 00:34:05,084
‫همه دوستامون کنارمون بودن.

705
00:34:05,209 --> 00:34:08,296
‫و هیچ‌وقت...

706
00:34:08,379 --> 00:34:13,301
‫حتی... نه یه کارت داد، نه یه زنگ زد.

707
00:34:13,384 --> 00:34:15,678
‫نه پیام داد.

708
00:34:15,762 --> 00:34:18,556
‫هیچی.

709
00:34:18,639 --> 00:34:21,225
‫خیلی ناامیدم کرد؟
‫آره، ناامیدم کرد.

710
00:34:22,894 --> 00:34:23,895
‫[سال ۲۰۰۳]

711
00:34:24,103 --> 00:34:27,065
‫جردن و دنی هر دو اتهامات
‫کیفرخواست رو پذیرفتن

712
00:34:27,148 --> 00:34:30,943
‫و به همه‌چی اعتراف کردن.

713
00:34:31,027 --> 00:34:33,613
‫تک‌تک اون ۳۴ تا عرضه اولیه سهامی

714
00:34:33,738 --> 00:34:35,406
‫که از طریق استرتون اوکمونت
‫آوردن تو بازار،

715
00:34:35,490 --> 00:34:37,700
‫از اول تا آخرش کلاهبرداری بود،

716
00:34:37,784 --> 00:34:39,702
‫و همین‌طور پول‌شویی

717
00:34:39,786 --> 00:34:42,196
‫مربوط به فعالیت‌هاشون تو سوئیس.

718
00:34:42,246 --> 00:34:45,792
‫با ۱۶ تا ۲۰ سال زندان روبرو بودن.

719
00:34:45,875 --> 00:34:49,587
‫اما قاضی اختيارات کاملی داره

720
00:34:49,670 --> 00:34:53,299
‫که بلفورت رو هر چقدر دلش می‌خواد
‫محکوم کنه،

721
00:34:53,382 --> 00:34:55,676
‫از جمله معافیت از حبس.
‫[گرگوری کلمن - مامور ویژه اف‌بی‌آی]

722
00:34:57,637 --> 00:35:00,381
‫در نهایت، قاضی حکمی صادر کرد

723
00:35:00,431 --> 00:35:03,267
‫که بلفورت رو

724
00:35:03,351 --> 00:35:05,645
‫به چهار سال زندان محکوم کرد.

725
00:35:08,606 --> 00:35:10,691
‫یادمه وقتی از اون
‫دادگاه اومدم بیرون،

726
00:35:10,775 --> 00:35:13,319
‫به چندتا از دوستام
‫تو اف‌بی‌آی زنگ زدم و

727
00:35:13,402 --> 00:35:15,229
‫کلی فحش بد دادم،

728
00:35:15,279 --> 00:35:17,448
‫احتمالاً خیلی بیش از حد واکنش نشون دادم.

729
00:35:17,615 --> 00:35:21,027
‫شنیدن این حکم خیلی دردناک بود.

730
00:35:21,077 --> 00:35:23,037
‫باید ۲۰ سال می‌رفت زندان.

731
00:35:23,121 --> 00:35:24,372
‫حداقل ۲۰ سال.

732
00:35:26,457 --> 00:35:28,626
‫سؤالای زیادی تو این مورد مطرح شد.

733
00:35:28,709 --> 00:35:30,294
‫چطور تونستن انقدر تخفیف مجازات

734
00:35:30,378 --> 00:35:31,629
‫تو حکمشون بگیرن؟

735
00:35:31,754 --> 00:35:33,297
‫یکیش میزان همکاری‌شون بود

736
00:35:33,381 --> 00:35:36,467
‫که انقدر زیاد بود،

737
00:35:36,634 --> 00:35:39,470
‫که کلی آدمای خلافکار دیگه رو
‫کشید پایین و لو داد.

738
00:35:39,637 --> 00:35:41,889
‫دومیش این بود که شانس آوردن

739
00:35:41,973 --> 00:35:45,059
‫پرونده‌شون افتاد دست قاضی جان گلیسون.

740
00:35:45,143 --> 00:35:48,187
‫قاضی گلیسون همون کسیه که
‫جان گاتی رو زمین زد.

741
00:35:48,271 --> 00:35:51,149
‫کسی که بزرگ‌ترین خانواده‌ی جرم و
‫جنایت سازمان‌یافته کشور رو اداره می‌کرد.

742
00:35:51,232 --> 00:35:54,152
‫و یکی از شاهدای اصلی که مجبور شد
‫تو پرونده گاتی استفاده کنه،

743
00:35:54,235 --> 00:35:57,655
‫کسی بود که تو چند تا قتل دست داشت.

744
00:35:57,738 --> 00:36:00,324
‫برای همین قاضی گلیسون

745
00:36:00,408 --> 00:36:03,077
‫ارزش همکاری رو بیشتر از
‫هر کس دیگه‌ای درک می‌کرد.

746
00:36:03,202 --> 00:36:06,873
‫عدالت اجرا شد، چون جلوی خیلی از
‫آدمای واقعاً خبیث

747
00:36:06,956 --> 00:36:08,291
‫و همکاراشون گرفته شد.

748
00:36:13,462 --> 00:36:16,924
‫[ندامتگاه تفت]

749
00:36:18,009 --> 00:36:20,761
‫اگه نگاه کنی، کلاً ۲۲ ماه

750
00:36:20,887 --> 00:36:23,306
‫تو یه ندامتگاه فدرال هتل‌مانند گذروند،

751
00:36:23,431 --> 00:36:29,562
‫مثل تو فیلم، یه کمپ که
‫هر روز توش تنیس بازی می‌کرد.

752
00:36:29,729 --> 00:36:32,023
‫و چقدر دنیا کوچیکه که تامی چونگ

753
00:36:32,106 --> 00:36:35,568
‫از گروه چیچ و چونگ هم‌اتاقیش از آب دراومد؟

754
00:36:35,693 --> 00:36:37,904
‫شوخ‌طبعیت رو چطوری توصیف می‌کنی؟

755
00:36:38,029 --> 00:36:40,198
‫ماری‌جوانایی! شوخیای ماری‌جوانایی.

756
00:36:40,281 --> 00:36:42,366
‫این موضوع چقدر تو آیتم‌های
‫کمدیت نقش داره؟

757
00:36:42,450 --> 00:36:45,620
‫بستگی داره چقدر کشیده باشی.

758
00:36:45,745 --> 00:36:49,040
‫تامی چونگ معروف از چیچ و چونگ...
‫[جیسون لئوپولد - خبرنگار ارشد تحقیقی بلومبرگ]

759
00:36:49,123 --> 00:36:52,877
‫کمدین، ستاره‌ی کلی فیلم،

760
00:36:52,960 --> 00:36:56,130
‫و مصرف‌کننده‌ی کلی سیگاری.

761
00:36:56,214 --> 00:36:57,840
‫و همین تامی چونگ بود که گفت:

762
00:36:57,924 --> 00:36:59,717
‫«باید یه کتاب بنویسی.»

763
00:36:59,800 --> 00:37:01,752
‫شبا برای هم خاطره تعریف می‌کردیم،

764
00:37:01,802 --> 00:37:03,179
‫و منم بعضی از داستانام رو براش می‌گفتم،

765
00:37:03,262 --> 00:37:04,138
‫و اون فقط می‌خندید و باورش نمی‌شد.

766
00:37:04,222 --> 00:37:05,932
‫بعد اون...

767
00:37:06,015 --> 00:37:06,891
‫می‌گفت عمراً اینا راست باشه.

768
00:37:06,974 --> 00:37:08,267
‫روز سوم بهم گفت «فکر می‌کردم

769
00:37:08,351 --> 00:37:09,977
‫داری اینا رو سر هم می‌کنی.
‫ولی زنم اسمت رو گوگل کرد.»

770
00:37:10,102 --> 00:37:11,854
‫و گفت «حتماً باید یه کتاب بنویسی.»

771
00:37:11,979 --> 00:37:13,731
‫و اونم شروع کرد تو زندان کتاب نوشتن.

772
00:37:18,819 --> 00:37:23,574
‫لحظه‌ای که پات رو می‌ذاری تو زندان
‫یه اتفاق شوکه‌کننده‌ست،

773
00:37:23,741 --> 00:37:26,953
‫ولی به شکل خیلی عجیبی
‫خوشحالم که تجربه‌ش کردم.

774
00:37:27,036 --> 00:37:28,537
‫چون بهش نیاز داشتم.

775
00:37:28,621 --> 00:37:31,082
‫بهم تواضع رو یاد داد.

776
00:37:31,165 --> 00:37:33,960
‫یه چیزی تو سابیدن توالت‌ها

777
00:37:34,043 --> 00:37:37,672
‫برای ۱۰۰ تا مرد به صورت
‫روزانه هست که درسایی بهت میده

778
00:37:37,797 --> 00:37:40,758
‫که شدیداً نیاز داشتم یاد بگیرم.

779
00:37:40,841 --> 00:37:43,336
‫خدای من هم هوامو داشت،
‫هم مجازاتم کرد.

780
00:37:43,386 --> 00:37:46,589
‫دو سال جهنم رو تجربه کردم.

781
00:37:46,639 --> 00:37:49,809
‫تیکه‌های کوچیکی از تومور
‫سرطانی رو از بدنم درآوردن.

782
00:37:49,892 --> 00:37:53,646
‫دو هفته بعدش،
‫شکمم عفونت شدیدی کرد.

783
00:37:53,813 --> 00:37:56,315
‫هفت روز رفتم تو کما،

784
00:37:56,399 --> 00:38:00,820
‫که دو بار روی تخت اتاق عمل مردم.

785
00:38:00,903 --> 00:38:03,614
‫زندگی وحشتناکی بود. کلاً افتضاح بود.

786
00:38:03,698 --> 00:38:06,525
‫عذاب و تقاص الهی بود.

787
00:38:06,575 --> 00:38:09,328
‫ته خط بودم.

788
00:38:09,453 --> 00:38:13,249
‫تنها زندگی می‌کردم.

789
00:38:13,332 --> 00:38:16,502
‫سگم چطوری زنده موند، خدا می‌دونه.

790
00:38:16,585 --> 00:38:19,789
‫ولی از آدمی که

791
00:38:19,839 --> 00:38:22,008
‫مثل شاهزاده‌ها زندگی می‌کرد،

792
00:38:22,133 --> 00:38:25,052
‫و سالی یک و نیم میلیون دلار درآمد داشت،

793
00:38:25,177 --> 00:38:29,849
‫تبدیل شده بودم به یه معتاد چاق، کارتن‌خواب،

794
00:38:29,932 --> 00:38:33,602
‫بی‌نوا، بی‌دوست، و همه‌چی‌باخته.

795
00:38:35,646 --> 00:38:39,817
‫انقدر عقل داشتم که وقتی
‫آب‌ها از آسیاب افتاد،

796
00:38:39,942 --> 00:38:41,944
‫۱ میلیون دلار داشته باشم.

797
00:38:42,028 --> 00:38:46,949
‫و اگه انقدر نشئه نبودم،
‫امروز بازنشسته شده بودم.

798
00:38:47,033 --> 00:38:49,952
‫هیچ‌وقت کمبودی تو فرصت‌ها

799
00:38:50,036 --> 00:38:51,704
‫نداشتم.

800
00:38:51,871 --> 00:38:57,585
‫فقط خودم همیشه انقدر اوضاعم خراب بود
‫که نمی‌تونستم ازشون استفاده کنم.

801
00:38:57,668 --> 00:39:02,340
‫اون موقع انقدر معتاد
‫شده بودم که داداشم

802
00:39:02,423 --> 00:39:04,884
‫منو برد تو یه کمپ ترک اعتیاد.

803
00:39:05,009 --> 00:39:07,470
‫رفتم تو کمپ ترک اعتیاد.

804
00:39:07,595 --> 00:39:12,183
‫با کفش‌های فرامو،
‫چمدون لوی ویتون.

805
00:39:12,266 --> 00:39:14,310
‫همه جوری نگام می‌کردن انگار
‫باید بزرگ‌ترین

806
00:39:14,435 --> 00:39:16,228
‫کثافت تاریخ باشم.

807
00:39:16,312 --> 00:39:19,774
‫و یهو از تو اتاق یارو شنیدم:

808
00:39:19,899 --> 00:39:23,319
‫«هاوی گلفاند عوضی؟»

809
00:39:23,444 --> 00:39:25,813
‫یارو از اتاق مدیر میاد بیرون،

810
00:39:25,863 --> 00:39:30,026
‫و می‌بینم یه پسره‌ست
‫که از دبیرستان می‌شناختمش.

811
00:39:30,076 --> 00:39:33,537
‫و چی دستش بود؟

812
00:39:33,621 --> 00:39:35,790
‫کتاب «گرگ وال استریت».

813
00:39:39,502 --> 00:39:40,745
‫«گرگ وال استریت» داستان

814
00:39:40,795 --> 00:39:42,788
‫واقعی زندگی جردن بلفورت رو تعریف می‌کنه.

815
00:39:42,838 --> 00:39:46,375
‫دلال سهام سابق که ۲۲
‫ماه رو تو زندان گذروند.

816
00:39:46,425 --> 00:39:49,762
‫وقتی کتاب جردن اومد بیرون، خوندیش؟

817
00:39:49,887 --> 00:39:50,880
‫آره خوندمش.
‫[دونا سلسینجر - بخش امور مالی استرتون اکومونت]

818
00:39:50,930 --> 00:39:52,890
‫به نظرت چطور بود؟

819
00:39:52,973 --> 00:39:54,934
‫اسمم تو کتاب آورده شده بود و اصلاً هم

820
00:39:55,017 --> 00:39:59,105
‫قشنگ ازم یاد نشده بود،
‫ولی درکش می‌کردم.

821
00:39:59,230 --> 00:40:04,443
‫به نظرم جردن بلفورت
‫یه ضدقهرمان کلاسیکه.

822
00:40:04,527 --> 00:40:06,153
‫کلی دلیل داری که ازش خوشت نیاد.

823
00:40:06,278 --> 00:40:09,240
‫یه‌سری ویژگی‌ها داره
‫که اصلاً دوست‌داشتنی نیستن.

824
00:40:09,323 --> 00:40:12,576
‫ولی به یه دلیلی،
‫طرفدارشی و تشویقش می‌کنی.

825
00:40:12,701 --> 00:40:15,121
‫و اینو از روی شناخت شخصیم ازش می‌گم،

826
00:40:15,246 --> 00:40:17,581
‫خودمم همین حس رو داشتم.

827
00:40:17,665 --> 00:40:19,917
‫کتاب رو خریدم.

828
00:40:20,209 --> 00:40:21,585
‫سوار مترو شدم.

829
00:40:24,171 --> 00:40:26,048
‫و صفحه‌ی مربوط به قایق تفریحی رو باز کردم.

830
00:40:26,132 --> 00:40:28,968
‫و اسم خودم، اسم زن سابقم،

831
00:40:29,051 --> 00:40:32,972
‫کارایی که تو زندگی می‌کردیم
‫و اوضاع زندگیمون رو دیدم.

832
00:40:33,055 --> 00:40:35,808
‫با خودم گفتم «این عوضی چه مرگشه؟»
‫[راس پورتنوی - دوست جردن]

833
00:40:35,933 --> 00:40:37,810
‫انقدر نیاز داره خودشو بزرگ کنه

834
00:40:37,935 --> 00:40:40,020
‫که مجبور بشه اسم آدما رو ببره؟

835
00:40:40,104 --> 00:40:43,858
‫اشاره کرد به اینکه راب
‫خسیس‌ترین آدم روی زمینه.

836
00:40:43,983 --> 00:40:47,111
‫اکثر آدمایی هم که درباره‌شون
‫حرف زد رو مسخره کرد.

837
00:40:47,194 --> 00:40:50,731
‫فقط مدام تیکه‌های ریز می‌پروند به بقیه.

838
00:40:50,781 --> 00:40:55,619
‫چه زنش باشه، چه دوستاش،
‫چه زن دوستاش،

839
00:40:55,703 --> 00:40:57,872
‫خیلی کم پیش می‌اومد
‫حرف خوبی درباره کسی بزنه.

840
00:40:57,997 --> 00:40:59,498
‫این کتاب رو نوشت.

841
00:40:59,582 --> 00:41:00,958
‫خوندمش.
‫[نیدین ماکالوسو]

842
00:41:01,041 --> 00:41:03,961
‫و با خودم گفتم،
‫«این دیگه چه مزخرفیه؟»

843
00:41:04,044 --> 00:41:05,588
‫اونم گفت «نه،
‫به خاطر تو نوشتمش.

844
00:41:05,671 --> 00:41:07,123
‫به خاطر جفتمون نوشتم.»

845
00:41:07,173 --> 00:41:08,174
‫گفتم: «نه، به خاطر من ننوشتی.

846
00:41:08,299 --> 00:41:09,175
‫من دوباره ازدواج کردم و خوشبختم.

847
00:41:09,300 --> 00:41:11,218
‫برای خودت نوشتی.
‫اشکالی نداره.

848
00:41:11,343 --> 00:41:13,345
‫با کاری که می‌کنی موافق نیستم،
‫ولی زندگی خودته.

849
00:41:13,429 --> 00:41:14,847
‫بالاخره باید انجامش بدی، نه؟»

850
00:41:15,014 --> 00:41:17,892
‫بعدش شایعه شد که
‫قراره فیلمش ساخته بشه.

851
00:41:20,019 --> 00:41:22,313
‫منم گفتم «عمراً همچین چیزی بشه!»

852
00:41:22,396 --> 00:41:25,015
‫تا وقتی که آدما رو تا جای ممکن
‫واقعی نشون بدی

853
00:41:25,065 --> 00:41:28,110
‫و یه تصویر دقیق از ذات
‫و ماهیتشون نشون بدی،

854
00:41:28,235 --> 00:41:32,490
‫مخاطب باهات همراه میشه.

855
00:41:32,573 --> 00:41:34,325
‫کدوم آدمی تو وال استریت
‫بدش میاد

856
00:41:34,408 --> 00:41:36,827
‫لئوناردو دی‌کاپریو نقششو تو فیلم بازی کنه؟
‫[پاتریشا هورتادو - خبرنگار بلومبرگ]

857
00:41:38,662 --> 00:41:40,664
‫فیلم یه غوغا به پا می‌کنه.

858
00:41:43,167 --> 00:41:45,127
‫همه دارن درباره «گرگ وال استریت»

859
00:41:45,252 --> 00:41:47,171
‫مارتین اسکورسیزی حرف می‌زنن.

860
00:41:47,296 --> 00:41:49,840
‫فروش «گرگ وال استریت»
‫داره به ۱۰۰ میلیون دلار

861
00:41:49,924 --> 00:41:51,125
‫تو گیشه نزدیک میشه.

862
00:41:51,175 --> 00:41:52,676
‫پنج تا نامزدی اسکار.

863
00:41:52,760 --> 00:41:54,470
‫«گرگ وال استریت»

864
00:41:54,595 --> 00:41:56,764
‫نامزد دریافت دو تا جایزه گلدن گلوب شد.

865
00:41:56,847 --> 00:42:00,551
‫و مثل ققنوسی که از خاکستر
‫بلند میشه، جردن بلفورت واقعاً

866
00:42:00,601 --> 00:42:02,061
‫می‌تونه دوباره خودشو از نو بسازه.

867
00:42:02,144 --> 00:42:04,146
‫تو اون کتاب، من موثرترین
‫[سال ۲۰۱۰]

868
00:42:04,230 --> 00:42:07,942
‫استراتژی متقاعدسازی
‫تاریخ وال استریت رو نوشتم.

869
00:42:08,025 --> 00:42:11,353
‫می‌ره تو برنامه‌های تلویزیونی
‫تا تکنیک فروش تبلیغ کنه،

870
00:42:11,403 --> 00:42:14,281
‫شروع می‌کنه به
‫سخنرانی کردن، و می‌تونه

871
00:42:14,365 --> 00:42:18,327
‫یه کسب‌وکار و سبک‌زندگی کامل
‫سخنرانی انگیزشی راه بندازه.

872
00:42:18,410 --> 00:42:20,037
‫وقتی با یه مخالفت روبرو میشی،

873
00:42:20,120 --> 00:42:23,791
‫از ترفندی به اسم
‫«انحراف بحث» استفاده می‌کنی.

874
00:42:23,874 --> 00:42:27,711
‫که با پخش بی‌وقفه
‫ویدیوهای آنلاین داغ‌تر می‌شه.

875
00:42:27,795 --> 00:42:30,289
‫و درون خودت رو می‌گردی
‫تا خودت رو پیدا کنی،

876
00:42:30,339 --> 00:42:32,675
‫بهترین ورژن خودت رو پیدا کنی.

877
00:42:32,800 --> 00:42:36,637
‫همین الان دوره آزمایشی رایگان رو
‫شروع کن و ۲۰ درصد تخفیف بگیر.

878
00:42:36,762 --> 00:42:40,015
‫جردن شده یه اسطوره.
‫[هاوی گلفاند - شریک، استرتون اوکمونت]

879
00:42:40,140 --> 00:42:43,060
‫گرگ اسطوره‌ای وال
‫استریت، جردن بلفورت.

880
00:42:43,185 --> 00:42:46,105
‫این گرگ واقعی وال استریته.

881
00:42:46,188 --> 00:42:48,524
‫بلفورت!

882
00:42:48,649 --> 00:42:50,643
‫‌به‌سینه زدیم. خیلی خب.

883
00:42:50,693 --> 00:42:54,738
‫اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی
‫با جردن جوری رفتار می‌کنن

884
00:42:54,863 --> 00:42:59,285
‫که انگار یه آدم تأثیرگذار یا یه الگوئه.
‫[جیسون لئوپولد - خبرنگار ارشد بلومبرگ]

885
00:42:59,410 --> 00:43:02,621
‫نسل جوون واقعاً ازش الگو می‌گیرن.

886
00:43:02,746 --> 00:43:04,873
‫من سالم و هوشیار به گور نمی‌رم.

887
00:43:04,999 --> 00:43:06,375
‫تو قراره هوشیار بمیری؟

888
00:43:06,458 --> 00:43:09,753
‫آرزو می‌کنن کاش اونجا بودن
‫تو اون خوش‌گذرونی‌ها،

889
00:43:09,837 --> 00:43:12,298
‫پول‌ها و دخترا.

890
00:43:12,423 --> 00:43:17,970
‫هر دفعه می‌رم تو اینستاگرام،
‫جلو چشممه.

891
00:43:18,053 --> 00:43:19,255
‫این آدما...

892
00:43:19,305 --> 00:43:20,514
‫«کاش می‌تونستم ببینمت.»

893
00:43:20,639 --> 00:43:23,851
‫«اسطوره» با دو تا ایموجی آتیش.

894
00:43:23,976 --> 00:43:26,645
‫«وای! کاش منم اونجا بودم.»

895
00:43:26,770 --> 00:43:28,314
‫که چی بشه؟

896
00:43:28,397 --> 00:43:31,442
‫تبدیل بشی به یه معتاد لعنتی
‫و بیفتی زندان؟

897
00:43:31,525 --> 00:43:34,853
‫می‌بینم که مثلاً برنامه‌ی سفر داره به میامی،

898
00:43:34,903 --> 00:43:38,991
‫برزیل، فلوریدا، لهستان؟

899
00:43:39,074 --> 00:43:41,443
‫و حالا ۱۰۰ هزار دلار می‌گیره.

900
00:43:41,493 --> 00:43:44,038
‫سخنرانی می‌کنه، با جت شخصی پرواز می‌کنه.
‫[بو دیتل - مسئول امنیت جردن بلفورت]

901
00:43:44,121 --> 00:43:47,291
‫اما راه واقعی پول درآوردن
‫اینه که رو خودت سرمایه‌گذاری کنی.

902
00:43:48,792 --> 00:43:51,086
‫هزاران هزار قربانی وجود داره

903
00:43:51,170 --> 00:43:52,796
‫که سهام‌هایی رو
‫خریدن که این آدما

904
00:43:52,880 --> 00:43:54,548
‫بهشون انداختن و
‫کلی پول از دست دادن.

905
00:43:54,715 --> 00:43:56,967
‫رسماً زندگی آدما نابود می‌شد.

906
00:43:57,051 --> 00:44:00,095
‫جردن محکوم شد که
‫بیشتر از ۱۱۰ میلیون دلار

907
00:44:00,179 --> 00:44:03,515
‫به عنوان بخشی از مجازات جرایمش
‫به دولت بپردازه.

908
00:44:03,682 --> 00:44:05,259
‫سال‌هاست دارم سعی می‌کنم
‫این قضیه رو حل‌وفصل کنم،

909
00:44:05,309 --> 00:44:07,811
‫و اونا عملاً تو هر قدم
‫سنگ انداختن جلو پام.
‫[سال ۲۰۱۸]

910
00:44:07,936 --> 00:44:09,605
‫دیگه به اندازه کافی در این مورد حرف زدم.
‫بیا بگذریم.

911
00:44:09,730 --> 00:44:11,098
‫با این حال بذار
‫این یه مورد رو ازت بپرسم.

912
00:44:11,148 --> 00:44:12,524
‫بیا بگذریم، باشه؟

913
00:44:12,691 --> 00:44:14,860
‫راستش، من آماده‌م...
‫قرار نیست اینجا بهم حمله بشه.

914
00:44:14,943 --> 00:44:17,112
‫تو اینجایی.
‫پس من دیگه حرفی ندارم. بعدی.

915
00:44:17,237 --> 00:44:19,948
‫قاضی دستور داد که
‫متهمین نیمی از درآمد

916
00:44:20,032 --> 00:44:22,034
‫و نیمی از سودشون رو

917
00:44:22,117 --> 00:44:24,703
‫به این صندوق پرداخت
‫غرامت واریز کنن.

918
00:44:24,787 --> 00:44:27,998
‫اگه به بقیه‌ی آدمایی که
‫تو موقعیت منن نگاه کنی،

919
00:44:28,082 --> 00:44:30,709
‫من تنها کسی‌ام که،
‫تو درازمدت،

920
00:44:30,834 --> 00:44:32,378
‫داره پول سرمایه‌گذارها رو پس می‌ده.

921
00:44:32,461 --> 00:44:33,871
‫و به این افتخار می‌کنم.

922
00:44:33,921 --> 00:44:35,130
‫و می‌دونی، هدفم اینه که یه روزی

923
00:44:35,214 --> 00:44:36,965
‫تمام پولو پس بدم.

924
00:44:37,091 --> 00:44:38,634
‫نماینده‌های مختلف قربانیان

925
00:44:38,759 --> 00:44:40,502
‫می‌اومدن دادگاه و
‫ابراز نگرانی می‌کردن،

926
00:44:40,552 --> 00:44:42,713
‫در حالی که دولت
‫تلاش می‌کنه تا جای ممکن

927
00:44:42,763 --> 00:44:45,766
‫خسارت قربانی‌ها رو جبران کنه،
‫که اکثراً

928
00:44:45,891 --> 00:44:47,518
‫انجام این کار تقریباً غیرممکنه.

929
00:44:47,643 --> 00:44:52,564
‫[از آپریل ۲۰۲۶ تعهد بلفورت برای پرداخت غرامت به دلیل
‫قانونی که برای مسئولیت محدودیت ۲۰ ساله قرار می‌دهد لغو شد.]

930
00:44:52,815 --> 00:44:57,861
‫[بلفورت دیگه هیچ مسئولیتی در
‫قبال پرداخت غرامت و جریمه ندارد]

931
00:44:59,947 --> 00:45:01,949
‫برای جمع کردن اون پول خیلی زحمت کشیده بودم.
‫[سرمایه‌گذار سابق استرتون اوکمونت]

932
00:45:02,032 --> 00:45:05,327
‫و اون تمام پولی بود
‫که اون موقع داشتم.

933
00:45:05,411 --> 00:45:09,289
‫شانس آوردم که می‌تونستم
‫تو کارم شیفتای اضافه وایسم.

934
00:45:09,415 --> 00:45:12,326
‫برای یه مدت طولانی،

935
00:45:12,376 --> 00:45:14,336
‫روزی ۱۸ ساعت،
‫۷ روز هفته کار می‌کردم.

936
00:45:14,461 --> 00:45:16,246
‫می‌دونی؟

937
00:45:16,296 --> 00:45:17,965
‫اولین روزی که مرخصی گرفتم
‫برای عروسی دخترم بود،

938
00:45:18,090 --> 00:45:19,758
‫فکر کنم، آره.

939
00:45:19,883 --> 00:45:21,969
‫پول سخت به دست میاد
‫و راحت می‌ره.

940
00:45:22,094 --> 00:45:24,096
‫جون می‌کنی و بعدش یهو،

941
00:45:24,179 --> 00:45:26,223
‫همین‌طوری دود می‌شه می‌ره هوا.

942
00:45:26,348 --> 00:45:28,058
‫اونا کل این بازی رو می‌دونستن.

943
00:45:28,183 --> 00:45:31,687
‫در واقع روحشون رو
‫به خاطر پول فروختن.

944
00:45:31,812 --> 00:45:35,315
‫اونا باید با این قضیه زندگی کنن.

945
00:45:38,527 --> 00:45:43,073
‫اون سال‌های تو
‫«استرتون» و آسیبی که زدم

946
00:45:43,157 --> 00:45:47,661
‫به این آدما،
‫تا همین امروز داره منو می‌خوره.

947
00:45:49,663 --> 00:45:53,041
‫خیلی پشیمون بودم.

948
00:45:53,167 --> 00:45:57,421
‫و هر چی بیشتر پاک می‌شدم،
‫بیشتر احساس پشیمونی می‌کردم.

949
00:45:59,631 --> 00:46:02,801
‫سبک زندگی‌ای که
‫همه‌مون داشتیم عالی بود،

950
00:46:02,885 --> 00:46:05,053
‫اما حواسم نبود که این پول

951
00:46:05,179 --> 00:46:07,431
‫عملاً داره از زندگی و پس‌انداز

952
00:46:07,556 --> 00:46:09,475
‫مردم گرفته می‌شه.

953
00:46:09,558 --> 00:46:13,061
‫همه‌ش سرازیر می‌شد تو
‫هر چیزی که می‌خریدیم،

954
00:46:13,187 --> 00:46:15,314
‫و سبک زندگی‌مون
‫و ماشینی که سوار می‌شدم.

955
00:46:15,397 --> 00:46:17,024
‫و همه‌ش
‫بخش بزرگی از این جریان بود.

956
00:46:17,900 --> 00:46:19,443
‫سلام، راسی!

957
00:46:20,652 --> 00:46:23,147
‫و احساس می‌کنم... راستش،
‫احساس گناه می‌کنم.

958
00:46:23,197 --> 00:46:25,115
‫عذاب وجدان دارم.

959
00:46:25,199 --> 00:46:30,412
‫اجازه دادم طمع و غرورم مانع

960
00:46:30,496 --> 00:46:34,249
‫قضاوت درست و اخلاقیاتم بشن.

961
00:46:34,333 --> 00:46:36,585
‫فکر نمی‌کنم اینکه
‫درموردش احساس گناه می‌کنم

962
00:46:36,710 --> 00:46:38,462
‫از من آدم بهتری بسازه.

963
00:46:38,587 --> 00:46:40,122
‫فکر کنم منو آدم بدتری هم می‌کنه،

964
00:46:40,172 --> 00:46:42,382
‫چون می‌دونستم کاری
‫که می‌کنم اشتباهه.

965
00:46:42,466 --> 00:46:45,844
‫پشیمونم که گذاشتم
‫چشمام رو به روی حقیقت ببندم.
‫[جردن شاماه - معاوم استرتون اوکمونت]

966
00:46:45,969 --> 00:46:47,846
‫پشیمونم که به آدما صدمه زدم.

967
00:46:47,930 --> 00:46:49,681
‫آدما پولشون رو از دست دادن.

968
00:46:49,848 --> 00:46:51,266
‫می‌تونی بگی خودشون ریسک کردن

969
00:46:51,350 --> 00:46:52,893
‫و می‌تونستن از پس این ریسک بربیان.

970
00:46:53,018 --> 00:46:54,603
‫می‌تونی هر چقدر می‌خوای
‫بهونه بیاری.

971
00:46:54,686 --> 00:46:56,146
‫اما حقیقت ماجرا اینه که،

972
00:46:56,230 --> 00:46:58,774
‫اونا هیچ شانسی برای
‫پول درآوردن نداشتن.

973
00:47:00,442 --> 00:47:02,653
‫اگه می‌تونستی با قربانی‌هایی که
‫پولشون رو از دست دادن حرف بزنی،

974
00:47:02,736 --> 00:47:04,446
‫بهشون چی می‌گفتی؟

975
00:47:06,281 --> 00:47:08,075
‫بهشون چی می‌گفتم؟

976
00:47:08,158 --> 00:47:11,069
‫فقط می‌تونم بگم،
‫باور کنید،

977
00:47:11,119 --> 00:47:12,538
‫من تاوانش رو پس دادم.

978
00:47:12,621 --> 00:47:14,289
‫اما انتظار ندارم
‫ببخشینم.

979
00:47:14,414 --> 00:47:16,291
‫من هنوز خودمو نبخشیدم.

980
00:47:16,375 --> 00:47:17,960
‫شما چرا باید ببخشید؟

981
00:47:20,045 --> 00:47:22,297
‫اصلاً پشیمونی‌ای داری؟

982
00:47:22,381 --> 00:47:23,298
‫حتی یه ذره.

983
00:47:23,382 --> 00:47:25,092
‫سلام چندلر!

984
00:47:25,217 --> 00:47:27,261
‫بچه‌های خوشگلم رو دارم.

985
00:47:27,344 --> 00:47:29,763
‫و دخترم یه روان‌درمان‌گره.

986
00:47:29,888 --> 00:47:33,392
‫و تازه زایمان کرده،
‫برای همین یه نوه خوشگل دارم.

987
00:47:33,475 --> 00:47:34,676
‫و پسرم موزیسینه.

988
00:47:34,726 --> 00:47:37,396
‫و سه تا دخترخونده‌ی
‫خوشگل دارم.

989
00:47:39,106 --> 00:47:43,944
‫پس زندگی خوب پیش رفت.

990
00:47:44,027 --> 00:47:47,990
‫داستان جردن، وقتی سخنرانی می‌کنه،

991
00:47:48,073 --> 00:47:49,783
‫وقتی مصاحبه می‌کنه،

992
00:47:49,908 --> 00:47:53,579
‫یه داستانه درباره‌ی رستگاریش.

993
00:47:53,662 --> 00:47:56,039
‫دوست داری چطوری تو یادها بمونی؟

994
00:47:56,123 --> 00:47:57,624
‫به عنوان خفن‌ترین داستان بازگشت،

995
00:47:57,708 --> 00:48:00,168
‫خفن‌ترین داستان رستگاری.

996
00:48:00,252 --> 00:48:03,297
‫یه بخش داستان
‫جردن اینه که آدم‌ها رو

997
00:48:03,380 --> 00:48:06,425
‫از تو جوب کشید بیرون و
‫تبدیلشون کرد به میلیونر.

998
00:48:06,508 --> 00:48:08,802
‫چیزی که درباره زندگیم
‫فکر می‌کنم واقعاً، وقتی بهش

999
00:48:08,927 --> 00:48:14,224
‫فکر می‌کنی، اینه که من
‫تمام این بچه‌های بی‌دست‌وپا رو

1000
00:48:14,308 --> 00:48:16,268
‫تبدیل به سوپراستار کردم.

1001
00:48:16,351 --> 00:48:17,728
‫این آدمی نیست
‫که لیاقت اینو داشته باشه

1002
00:48:17,811 --> 00:48:19,771
‫که بیاد مصاحبه کنه و
‫تو چیزی متخصص باشه.

1003
00:48:19,938 --> 00:48:21,231
‫تو این کتاب، واقعاً بهتون

1004
00:48:21,356 --> 00:48:24,443
‫سیستمی رو که درباره‌ی صداقت
‫و شرافت صددرصدیه نشون می‌دم.

1005
00:48:24,526 --> 00:48:27,279
‫هر کسی که گول این
‫چرت‌وپرت‌ها رو بخوره احمقه.

1006
00:48:27,362 --> 00:48:32,159
‫زندگی من به خودی خود
‫برای آدما الهام‌بخش شده.

1007
00:48:32,242 --> 00:48:35,996
‫جردن به خیلی‌ها آسیب زد و
‫اذیتشون کرد و اصلاً هم پشیمون نیست.

1008
00:48:36,079 --> 00:48:37,831
‫فکر کنم بتونم بگم
‫افتخار می‌کنم که

1009
00:48:37,956 --> 00:48:39,791
‫تونستم زندگیم رو زیر و رو کنم.

1010
00:48:39,875 --> 00:48:42,586
‫من همون جردن قدیم رو می‌بینم.

1011
00:48:42,669 --> 00:48:46,965
‫اون خودش رو از نو ساخته،
‫اما واقعاً، تو اعماق وجودش،

1012
00:48:47,049 --> 00:48:47,966
‫فقط یه فروشنده‌ست.

1013
00:48:48,091 --> 00:48:49,384
‫پیام من اینه.

1014
00:48:49,468 --> 00:48:52,095
‫فقط یه راه برای پولدار شدن هست،
‫و اونم راه سریعه.

1015
00:48:52,220 --> 00:48:53,472
‫و اون الان فقط داره
‫یه محصول متفاوت رو می‌فروشه.

1016
00:48:53,555 --> 00:48:54,723
‫و اون محصول، خود جردنه.

1017
00:48:56,516 --> 00:48:59,853
‫اون از یه مجرم تبدیل
‫شد به یه هم‌دست پلیس،

1018
00:49:00,020 --> 00:49:02,814
‫و بعدش این کتاب رو نوشت.

1019
00:49:02,898 --> 00:49:07,152
‫حالا اون شده بود لئوناردو
‫دی‌کاپریوی توی فیلم،

1020
00:49:07,235 --> 00:49:09,780
‫و بعدش به عنوان
‫یه سلبریتی دوباره متولد شد.

1021
00:49:13,116 --> 00:49:14,109
‫فقط تو آمریکا همچین چیزی ممکنه.

1022
00:49:14,159 --> 00:49:17,412
‫«ترجمه از زهرا ترابی و میثم موسویان»

1023
00:49:20,958 --> 00:49:29,758
‫[نیدین ماکالوسو سال ۲۰۰۵ از جردن طلاق گرفت. او دوباره ازدواج کرد و حالا به عنوان یک
‫روان‌درمان‌گر مجوزدار با تمرکز بر روی آسیب، اذیت و آزار و روابط ناکارآمد فعالیت می‌کند.]

1024
00:49:31,343 --> 00:49:40,852
‫[هاوی گلفاند طلاق گرفته و دو بچه دارد. او یک آژانس
‫مسافرتی هوایی در لانگ آیلند داشته و ۲۰ سال پاکی دارد.]

1025
00:49:42,688 --> 00:49:49,945
‫[اندرو گرین هیچ‌وقت متهم به جرمی نشد.
‫او حالا به عنوان یک وکیل کار می‌کند.]

1026
00:49:50,946 --> 00:49:59,788
‫[جردن شاماه ۳ سال آزادی مشروط داشت. سرطان او در حال
‫بهبودیست. او به عنوان یک سفرچین در فلوریدا کار می‌کند.]

1027
00:50:01,248 --> 00:50:10,966
‫[ریچارد برانسون ۲۲ ماه در زندان فدرال حبس کشید. او یک سکوی غیرانتفاعی
‫به اسم «۷۰ میلیون شغل»‌ را برای افراد سابقه‌دار راه‌اندازی کرده.]

1028
00:50:12,843 --> 00:50:22,352
‫[دونا سلسینجر حالا یک طراح گرافیک است. او با شوهرش
‫در لانگ آیلند زندگی می‌کندو یک دختر و پسر دارد.]

1029
00:50:23,854 --> 00:50:28,108
‫[دنی پوروش ۳۹ ماه از یک حکم ۴ ساله را در حبس گذراند.
‫بعد از آزادیش یک شرکت لوازم پزشکی را راه‌اندازی کرد.]

1030
00:50:28,191 --> 00:50:31,862
‫[او از مصاحبه امتناع کرد، اما گفت «عمیقا بابت بعضی
‫از کارهایم که باعث خسارت مالی و عاطفی شده پشیمانم.»]

1031
00:50:33,196 --> 00:50:39,244
‫[جردن بلفورت به درخواست‌ها
‫برای مصاحبه در این مستند پاسخ نداد.]

1032
00:50:41,244 --> 00:50:51,244
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M