1
00:00:07,875 --> 00:00:15,060
‏در سال ۱۸۴۵ دو کشتی ناوگان سلطنتی
‏انگلستان را به منظور پیدا کردن گذرگاهی قابل
‏کشتی رانی از میان شمالگان، ترک کردند،

2
00:00:15,115 --> 00:00:19,326
‏این دو کشتی پیشرفته ترین کشتی های زمان خود بودند

3
00:00:21,192 --> 00:00:29,145
آخرین بار، وال گیرهای اروپایی این دو کشتی را
در خلیج بافین، چشم انتظار شرایطی مساعد
جهت ورود به پیچراه شمالگان مشاهده کردند

4
00:00:31,888 --> 00:00:35,888
پس از این، هر دو کشتی ناپدید شدند

5
00:00:37,738 --> 00:00:41,558
مردان بسیاری رو پیاده دیدن
در حالی که همه شون داشتن از گرسنگی تلف می شدن

6
00:00:41,645 --> 00:00:43,007
خودش اون ها رو دیده؟

7
00:00:45,744 --> 00:00:49,286
اونجا یه ناخدا دیدیم"
"اونی که اسمش اگلوکا بود

8
00:00:53,184 --> 00:00:55,184
ازش بپرس...

9
00:00:55,220 --> 00:00:56,919
یکی از این افراد

10
00:00:56,955 --> 00:01:00,790
همونیه که... بهش میگه... اگلوکا؟

11
00:01:15,604 --> 00:01:19,540
"به زبون ما صحبت می کرد. رو به موت بود"

12
00:01:22,968 --> 00:01:26,663
جنوب رو نشون داد. گفت از"
"راه زمینی میرن. به سمت خونه

13
00:01:26,713 --> 00:01:29,686
"ولی به سختی راه می رفتن"

14
00:01:35,106 --> 00:01:37,039
"و تونباک دنبال شون می کرد"

15
00:01:37,075 --> 00:01:38,874
تونباک؟

16
00:01:43,014 --> 00:01:45,982
"پشت سرشون می اومد. بی وقفه"

17
00:01:46,017 --> 00:01:48,551
یکی تعقیب شون می کرده؟ یه اسکیمو؟

18
00:01:48,586 --> 00:01:51,487
"‏" از شمن ها
‏[شمن ها بزرگان دینی هستند که ادعا دارند
‏می توانند با روح خود به جهان های دیگری
[‏سفر کرده و با دیگر ارواح تماس بگیرند

19
00:01:55,259 --> 00:01:57,960
"اون چیزی که روی دو پا و چهار پا می خوره"

20
00:02:00,431 --> 00:02:03,966
"اون چیزی که از عضله... و افسون ساخته شده"

21
00:02:04,002 --> 00:02:07,336
متوجه نمی شم. داره یه آدم رو توصیف می کنه؟

22
00:02:07,372 --> 00:02:12,108
متاسفم، سِر جیمز. نمی دونم
چه کوفتی رو توصیف می کنه

23
00:02:14,045 --> 00:02:16,045
فرانسیس چی گفت؟

24
00:02:17,382 --> 00:02:21,917
اگلوکا؟

25
00:02:22,887 --> 00:02:25,154
دوست تون دست هامو گرفت"

26
00:02:25,189 --> 00:02:28,858
و گفت: «به اون هایی که بعد از
"«ما میان بگو توقف نکنن

27
00:02:31,229 --> 00:02:34,196
کشتی ها از بین رفتن. هیچ راهی برای عبور نیست"

28
00:02:34,232 --> 00:02:36,265
"هیچ گذرگاهی نیست

29
00:02:36,300 --> 00:02:38,868
"بگو ما مفقود شدیم"

30
00:02:38,903 --> 00:02:41,570
"مُرده... و مفقود"

31
00:02:53,084 --> 00:02:55,757
سپتامبر ۱۸۴۶

32
00:03:05,674 --> 00:03:08,630
چهار سال قبل

33
00:03:26,451 --> 00:03:29,952
بیلی، اینو با خودت ببر بالا و تا وقتی یاد نگرفت

34
00:03:29,987 --> 00:03:32,388
با چشم های بسته گره جوشدار بزنه، نذار بیاد پایین

35
00:03:32,423 --> 00:03:34,056
چشم، قربان

36
00:03:37,095 --> 00:03:38,627
ناخدا، قربان

37
00:03:50,341 --> 00:03:52,074
تفسیر دیده بانیِ روزانه کم کم

38
00:03:52,110 --> 00:03:54,110
داره عجیب و غریب میشه، قربان

39
00:03:54,145 --> 00:03:57,646
‏خب، شمال مغناطیسی هر روز
‏چندین کیلومتر منحرف میشه

40
00:03:57,682 --> 00:04:00,282
ما الان درون مدار شمالگان هستیم

41
00:04:00,318 --> 00:04:02,284
‏اگر موفق بشیم تو روزنامه ها
تیترهای آب و تاب داری برای افراد می زنن

42
00:04:02,320 --> 00:04:04,520
کشتی ترور داره علامت میده، سِر جان

43
00:04:14,098 --> 00:04:16,932
‏ناخدا کروزیر گزارش توده های یخ رو می خواد

44
00:04:16,968 --> 00:04:18,968
‏آقای رید رو راهی کنم؟

45
00:04:19,003 --> 00:04:22,304
‏نه. به فرانسیس بگو، من و جیمز
‏برای شام بهش ملحق می شیم

46
00:04:24,142 --> 00:04:26,776
‏آقای تری! محفظه پرچم رو باز کن!

47
00:04:26,811 --> 00:04:28,277
شنیدم، خوراک زبان گاو هنوز

48
00:04:28,312 --> 00:04:30,079
توی کشتی ترور تموم نشده

49
00:04:35,620 --> 00:04:38,454
‏بین همه مشقت های نیروی اکتشاف

50
00:04:38,489 --> 00:04:40,156
این احتمالا سخت ترینشه

51
00:04:40,191 --> 00:04:42,958
‏امشب غذا از سه بخش
‏و یه دسر تشکیل شده

52
00:04:42,994 --> 00:04:45,995
‏در چشم به هم زدنی تموم میشه، ناخدا

53
00:04:46,030 --> 00:04:48,063
‏اگر فیتزجیمز همراه مون باشه، اینطور نیست

54
00:04:49,300 --> 00:04:51,100
باید تمام حماسه ی پاسبانی از جابجایی

55
00:04:51,135 --> 00:04:55,037
اون محموله ی عظیم کود گوانو
از نامیبیا رو بشنویم

56
00:04:56,207 --> 00:04:58,340
یا اون باری که چینی ها بهش شلیک کردن

57
00:04:59,777 --> 00:05:02,077
ترجیح می دم غذا رو داخل گوش هام بکنم

58
00:05:02,113 --> 00:05:05,481
هنوز به مسئله نوشیدنی برای
امشب رسیدگی نکردیم، قربان

59
00:05:06,818 --> 00:05:08,450
سِر جان که طبیعتا میل نمی کنن

60
00:05:08,486 --> 00:05:10,352
و برای بقیه هم نوشیدنی سرو میشه

61
00:05:10,388 --> 00:05:13,556
اما شما چیز خاصی احتیاج دارید، قربان؟

62
00:05:17,195 --> 00:05:19,628
آب های آزاد بیشتر، راه تا اقیانوس آرام باز باشه

63
00:05:19,664 --> 00:05:22,164
و بعد می تونیم بریم خونه

64
00:05:22,200 --> 00:05:24,300
نزدیکیم، قربان

65
00:05:24,335 --> 00:05:28,070
مراقب باش چطور از کلمه "نزدیک" استفاده می کنی

66
00:05:29,540 --> 00:05:32,308
اینجا نیروی اکتشافه

67
00:05:32,343 --> 00:05:36,212
نزدیک " بی معنیه"
از بی معنی هم بدتره

68
00:05:37,248 --> 00:05:40,783
از هر چیزی تو دنیا بدتره

69
00:05:52,496 --> 00:05:54,530
به کشتی خوش آمدید، سِر جان

70
00:05:56,300 --> 00:05:58,234
ناخدا فیتزجیمز

71
00:06:05,443 --> 00:06:06,809
اگه انقدر به قطب نزدیکیم

72
00:06:06,844 --> 00:06:09,144
پس همین روزها سرزمین کینگ ویلیام رو می بینیم

73
00:06:09,180 --> 00:06:10,646
ببین کی برای ما متخصص شده

74
00:06:10,681 --> 00:06:12,715
آقای فار روی نقشه بهم نشون داد

75
00:06:12,750 --> 00:06:15,517
بعد از سرزمین شاه ویلیام
به ساحل آمریکا می رسیم

76
00:06:15,553 --> 00:06:17,253
و از اونجا نقشه ی کامل بقیه مسیر وجود داره

77
00:06:19,257 --> 00:06:22,057
‏سلام، پسر

78
00:06:22,093 --> 00:06:25,728
‏سگه تمام شب ناله می کرد
‏حتما مریضه یا بویی به مشامش رسیده

79
00:06:25,763 --> 00:06:28,530
اگه جهت باد مناسب باشه، از ۱۶۰۰ متری
می تونه بوی خرس رو تشخیص بده

80
00:06:28,566 --> 00:06:30,499
به طرف سربازهایی که اون موقع

81
00:06:30,534 --> 00:06:32,268
کنار ساحل بودن همه جوره شلیک می شد

82
00:06:32,303 --> 00:06:34,103
پس موشک های کانگریو رو آماده کردم

83
00:06:34,138 --> 00:06:35,437
- موشک -
بله

84
00:06:35,473 --> 00:06:37,773
طعنه آمیز بود، چرا که چینی ها خودشون

85
00:06:37,808 --> 00:06:39,708
در این زمینه پیش قدم بودن

86
00:06:39,744 --> 00:06:41,577
تیراندازهایی که بالای
دیوارهای شهر بودن رو زدیم

87
00:06:41,612 --> 00:06:43,045
و شروع به بالا رفتن  کردیم

88
00:06:43,080 --> 00:06:45,547
همانطور که از نردبون بالا
می رفتم به عبور سزار...

89
00:06:45,583 --> 00:06:48,284
از رود روبیکن فکر می کردم

90
00:06:48,319 --> 00:06:51,053
به بالای دیوار رسیدیم
و از اونجا شهر چینگ کیانگ رو دیدم

91
00:06:51,088 --> 00:06:54,523
که در گرمای صبح همانند
سراب روبروی ما می لرزید

92
00:06:54,558 --> 00:06:56,558
و سربازانی که در کوچه های پایین ما بودن

93
00:06:56,594 --> 00:06:58,627
شروع کردن با تفنگ های فتیله ای شون
به سمت ما شلیک کردن

94
00:06:58,663 --> 00:07:02,231
از اون تفنگ فتیله ای هایی که همیشه
باید همراهشون آتش زنه حمل کرد

95
00:07:02,266 --> 00:07:04,366
ولی در اون هوای خشک

96
00:07:04,402 --> 00:07:06,302
وقتی به اون ها شلیک می کردیم

97
00:07:06,337 --> 00:07:08,437
می افتادن روی اون آتش زنه ها

98
00:07:08,472 --> 00:07:11,674
و مثل یه توده خاشاک آتش می گرفتن

99
00:07:11,709 --> 00:07:15,244
پس، طولی نکشید که تمام شهر رو ستون هایی از

100
00:07:15,279 --> 00:07:17,379
دود برخاسته از آدم ها فرا گرفت

101
00:07:17,415 --> 00:07:19,381
‏و از تمام چشم انداز ‏بوی مرغابی کبابی به مشام می رسید

102
00:07:20,584 --> 00:07:23,285
و بعد با عجله به سمت خیابون ها رفتیم

103
00:07:23,321 --> 00:07:26,422
تا به تیپ ۴۹ـم که می شنیدیم
زیر تاخت و تازه، کمک کنیم

104
00:07:26,457 --> 00:07:28,390
با یه دسته چینی که پشتِ

105
00:07:28,426 --> 00:07:30,459
یه سنگر خیابونی بودن، برخورد کردیم

106
00:07:30,494 --> 00:07:34,163
و من... تازه یه موشک رو مسلح
کرده بودم و هدف گرفته بودم...

107
00:07:34,198 --> 00:07:37,099
که یه تیر خوردم. یه گلوله ی تفنگ فتیله ای

108
00:07:37,134 --> 00:07:40,703
به اندازه یه گیلاس
درست از وسط بازوم رد شد

109
00:07:40,738 --> 00:07:44,440
و به حرکتش ادامه داد و وارد قفسه سینه ام شد
و زخم سومی توی بدنم ایجاد کرد

110
00:07:44,475 --> 00:07:46,642
مثل گلوله ای که لرد نلسون
رو تو نبرد ترافالگار کشت

111
00:07:46,677 --> 00:07:49,345
و اگر بیشتر انرژی گلوله
روی بازوم خالی نشده بود

112
00:07:49,380 --> 00:07:50,946
بله، ممکن بود منم به عاقبت لرد دچار بشم

113
00:07:50,982 --> 00:07:54,416
چرا از جزیره "فضله پرنده ها" چیزی نمی گی، جیمز؟
جزیره ای در هاوایی که چون سطح آن پوشیده]
[از فضله پرندگان است به این نام معروف است

114
00:07:54,452 --> 00:07:56,618
از اون داستان های درجه یکه

115
00:07:59,757 --> 00:08:04,226
من و آقای رید امروز راجع به
توده یخ صحبت کردیم

116
00:08:04,261 --> 00:08:07,363
به من گفت که ما داریم از
تکه یخ هایی عبور می کنیم

117
00:08:07,398 --> 00:08:09,798
که فکر می کنه بخشی از
تجزیه یخ ها در تابستان نیست

118
00:08:09,834 --> 00:08:12,301
- یعنی یخ ها قدیمی ان؟ -
اون نگرانی ای نداره

119
00:08:12,336 --> 00:08:14,103
فکر می کنه به یک تقاطع نزدیک می شیم

120
00:08:14,138 --> 00:08:16,071
‏که آبراه های بزرگتری از
‏شمال به اونجا سرازیر میشه

121
00:08:16,107 --> 00:08:17,840
‏و توده های یخ رو همراه خودش میاره

122
00:08:17,875 --> 00:08:20,142
‏ولی این یعنی مضیقه ی کوچک تابستونی مون

123
00:08:20,177 --> 00:08:22,611
‏به احتمال زیاد تموم میشه

124
00:08:22,646 --> 00:08:25,881
هنوز اسمی براش انتخاب نشده، و من فکر کردم...

125
00:08:25,916 --> 00:08:29,618
میشه این طوری از سِر جیمز راس تجلیل کرد

126
00:08:29,653 --> 00:08:31,587
احسنت، احسنت

127
00:08:31,622 --> 00:08:33,956
قرار بود الان همراه ما باشه

128
00:08:33,991 --> 00:08:35,824
ولی تازه داماد بودن مانع شد

129
00:08:35,860 --> 00:08:37,926
موافقی، فرانسیس؟

130
00:08:39,797 --> 00:08:41,630
خیلی خوشحال میشه

131
00:08:47,738 --> 00:08:50,439
درجه اون سگ چیه؟
تا حالا بهش فکر کردی؟

132
00:08:50,474 --> 00:08:53,142
اغلب شب ها روی عرشه ست

133
00:08:53,177 --> 00:08:55,411
پس به گمونم میشه گفت میره سر پست نگهبانی

134
00:08:55,446 --> 00:08:59,481
نمی دونم. اینجوری اون یه... مهناوی دوم
یا یه تفنگدار دریایی به حساب میاد

135
00:08:59,517 --> 00:09:01,016
ولی می تونه داخل عرشه کوچک عقب کشتی راه بره

136
00:09:01,052 --> 00:09:04,353
پس اینجوری لااقل یه مهناویه. درسته؟

137
00:09:04,388 --> 00:09:07,022
و برخی شب ها اون عقب توی بخش افسرهاست

138
00:09:07,058 --> 00:09:09,425
مهناوی ها نمی تونن عقب کشتی بخوابن

139
00:09:09,460 --> 00:09:12,261
پس عضو باشگاه افسران به حساب میاد؟

140
00:09:13,798 --> 00:09:15,597
اینجوری درجه اش چی میشه؟

141
00:09:15,633 --> 00:09:17,833
کمک ناخدا؟ ناوبان؟

142
00:09:17,868 --> 00:09:19,802
هنوز داریم درباره اون سگ صحبت می کنیم؟

143
00:09:21,405 --> 00:09:23,739
ولی مسئله مهمیه، مگه نه؟

144
00:09:23,774 --> 00:09:25,874
اینکه یه سگ مقامش بالاتر از یه آدم باشه
تو همچین موقعیتی کی زیردست کیه؟

145
00:09:25,910 --> 00:09:29,244
سگ کشتیه. یه جوری تحملش می کنیم

146
00:09:31,782 --> 00:09:33,248
‏خوبی؟

147
00:09:34,418 --> 00:09:35,751
یانگ؟

148
00:09:35,786 --> 00:09:37,386
دیوید؟

149
00:09:39,123 --> 00:09:40,923
دیوید؟ دیوید!

150
00:09:45,496 --> 00:09:47,229
برید کنار!

151
00:09:48,599 --> 00:09:51,567
- !همین الان دکتر خبر کن -
یالا !

152
00:09:51,602 --> 00:09:53,612
- !بچرخونش -
مراقب باش !

153
00:10:27,363 --> 00:10:30,665
نمی خوام اولین نفری باشم که
به طور واضح بیانش می کنم، سِر جان

154
00:10:30,701 --> 00:10:32,367
ولی همه داریم بهش فکر می کنیم

155
00:10:32,944 --> 00:10:35,067
هیچکدوم از سه نفری که در بیچی مردن

156
00:10:35,092 --> 00:10:36,925
این نشونه ها رو نداشتن

157
00:10:36,961 --> 00:10:38,894
‏و حتی اگر الان ماجرا مثل اون موقع باشه

158
00:10:38,929 --> 00:10:40,673
‏قبل از اینکه بتونه

159
00:10:40,723 --> 00:10:42,089
‏افرادمون رو ازمون بگیره

160
00:10:42,124 --> 00:10:43,724
‏به اقیانوس آرام رسیدیم

161
00:10:43,759 --> 00:10:45,544
البته که اطمینانت مایه دلگرمیه

162
00:10:45,594 --> 00:10:48,829
با همه پیشرفتی که کردیم
تو خاطر جمع نیستی؟

163
00:10:49,865 --> 00:10:53,901
‏نمی دونم دلیلش چیه. ما در یکسال
‏تقریبا گذرگاه رو پیدا کردیم

164
00:10:54,503 --> 00:10:56,537
‏تو کشتی وایکینگی که پارو نمی زنیم

165
00:10:56,572 --> 00:11:00,674
‏اینجا، هنوزم تکنولوژی در برابر شانس
‏سر تعظیم فرود میاره، جیمز

166
00:11:05,014 --> 00:11:08,515
قربان. به اون پسره گرد دُوِر دادیم
[داروی مسکن که در قدیم استفاده می شده]

167
00:11:08,551 --> 00:11:12,229
تشنج هاش آروم شده
داره استراحت می کنه. در حدی که می تونه

168
00:11:12,254 --> 00:11:14,975
ولی توی مدفوعش خون تیره وجود داره

169
00:11:15,025 --> 00:11:17,625
خون هضم شده
بالاتر از روده ی بزرگش خونریزی داره

170
00:11:17,661 --> 00:11:20,258
تشریح بیش از حد واضحی بود -
اسکوربوت داره؟ -
[کمبود ویتامین ث]

171
00:11:20,308 --> 00:11:22,741
‏هر چند هیچ نشانه ای از این بیماری نمی بینم
‏ولی نمی تونم کاملا ردش کنم

172
00:11:22,777 --> 00:11:24,844
‏ولی اگر بخوام الان یه حدس بزنم

173
00:11:24,879 --> 00:11:26,979
‏میگم بیمار دچار سل شده

174
00:11:27,014 --> 00:11:28,517
‏سل همیشه به ریه ها حمله نمی کنه

175
00:11:28,567 --> 00:11:30,275
‏دکتر استنلی باید معاینه اش کنه

176
00:11:30,300 --> 00:11:32,076
‏شاید اون بتونه تشخیص بهتری بده

177
00:11:32,101 --> 00:11:34,668
‏- یه قایق نجات برای آوردنش می فرستم
‏- نه، نه. نیازی نیست

178
00:11:34,704 --> 00:11:36,922
‏- با خودمون می بریمش
‏- یانگ رو؟

179
00:11:36,972 --> 00:11:38,972
‏- تو این وضعیت؟
‏- بله

180
00:11:39,007 --> 00:11:40,807
‏خوب ببندینش و قایق مون رو آماده کنین

181
00:11:40,843 --> 00:11:43,310
‏من... جای شما بودم برای جابجاییش
‏بیشتر تامل می کردم، قربان

182
00:11:43,345 --> 00:11:46,313
‏صراحتا نمی دونم چقدر دیگه
‏تو بدن این پسر رمق مونده

183
00:11:46,348 --> 00:11:48,299
‏یکم هوای خنک حالش رو بهتر می کنه

184
00:11:48,617 --> 00:11:51,585
‏تا نیم ساعت دیگه
‏مثل همین الان توی تخت خوابیده

185
00:11:55,090 --> 00:11:57,657
یکنواخت

186
00:11:57,693 --> 00:11:59,526
‏کم کم شل کن

187
00:12:05,200 --> 00:12:07,634
‏اوه، فرانسیس

188
00:12:07,669 --> 00:12:10,370
‏به آشپزت بگو کله گاو خوب بود

189
00:12:10,405 --> 00:12:12,672
‏ولی ادویه ای که باهاش پخته بود، نه

190
00:12:12,708 --> 00:12:14,474
‏برای دیدارهای بعدی

191
00:12:17,613 --> 00:12:19,746
‏شب بخیر، فرانسیس

192
00:12:19,781 --> 00:12:21,915
‏سعی کن از فکر و خیال دست برداری

193
00:12:21,950 --> 00:12:24,351
‏همه چی روبراهه

194
00:12:31,793 --> 00:12:33,660
‏مشکلی نیست. بالا بکشید

195
00:12:35,264 --> 00:12:38,665
‏هیچی بدتر از آدمی نیست
‏که نمی تونه از زندگی لذت ببره

196
00:12:39,868 --> 00:12:42,002
‏غیر قابل تحمل شده

197
00:12:42,037 --> 00:12:43,637
‏و به علاوه اون دائم الخمره

198
00:12:43,672 --> 00:12:46,606
‏ما باید دوستان بهتری
‏برای اون باشیم، جیمز

199
00:12:46,642 --> 00:12:49,075
‏اصلا نمی فهمم اون چرا اینجاست

200
00:12:49,111 --> 00:12:50,877
‏اون از شکوه و افتخار متنفره

201
00:12:50,913 --> 00:12:53,046
‏حتی شکوه یک پودینگ خوب

202
00:12:53,081 --> 00:12:55,181
‏و به ما اعضای باشگاه افسران
‏نگاه از بالا به پایین داره

203
00:12:55,217 --> 00:12:57,350
‏بهت میگم، یه نگاه که بهم می کنه

204
00:12:57,386 --> 00:12:59,386
‏باید به خودم یادآوری کنم که کلاهبردار نیستم

205
00:12:59,421 --> 00:13:02,923
‏اجازه نمیدم درباره اون
‏بی رحمانه صحبت کنی، جیمز

206
00:13:02,958 --> 00:13:05,025
‏اون جانشین منه

207
00:13:05,060 --> 00:13:06,593
‏اگر اتفاقی برای من بیفته

208
00:13:06,628 --> 00:13:09,829
‏تو جانشین اون میشی
‏باید به اون مرد احترام بگذاری

209
00:13:11,133 --> 00:13:12,799
‏برخی اوقات فکر می کنم خدا هم

210
00:13:12,834 --> 00:13:14,901
‏قدر تو افرادت رو دوست نداره، سِر جان

211
00:13:14,937 --> 00:13:17,604
‏به خاطر خودتون
‏بیا امیدوار باشیم اشتباه می کنی

212
00:13:23,912 --> 00:13:25,912
‏همگی، آماده!

213
00:13:30,519 --> 00:13:32,619
‏آماده برای رها کردن طناب های حاشیه بادبان

214
00:13:41,229 --> 00:13:43,563
‏یکی از افراد از سمت راست کشتی به بیرون افتاد!

215
00:13:44,066 --> 00:13:46,466
‏همگی روی عرشه!

216
00:13:46,501 --> 00:13:48,935
‏همه چشم ها به سمت فردی که توی آبه!

217
00:13:50,472 --> 00:13:52,706
‏کی می بینش؟

218
00:14:01,249 --> 00:14:02,616
‏اونجا!

219
00:14:02,651 --> 00:14:05,151
‏عقب بایست!

220
00:14:05,187 --> 00:14:07,120
‏طناب رو بنداز!

221
00:14:08,590 --> 00:14:11,791
‏جا باز کنید! جا باز کنید!

222
00:14:26,041 --> 00:14:27,907
‏- کالینز، نه
‏- بذار تلاش مو بکنم!!

223
00:14:27,943 --> 00:14:30,310
‏اون ملوان نمی خواد بیشتر از این خطر کنی!

224
00:14:30,345 --> 00:14:31,611
‏اون اسم داره، اسمش بیلی اورِنه!

225
00:14:31,647 --> 00:14:33,079
‏اون دیگه مرده!

226
00:14:50,032 --> 00:14:53,166
‏چیزی که درک نمی کنم
‏اینه که چرا وقتی احساس کردی

227
00:14:53,201 --> 00:14:55,035
‏بیماری داره شروع میشه، حرفی نزدی

228
00:14:55,070 --> 00:14:56,703
‏باز کن

229
00:15:01,677 --> 00:15:04,110
در تمام زندگیم سرم درد می گرفت

230
00:15:04,146 --> 00:15:06,246
‏فکر نمی کردم مسئله مهمی باشه

231
00:15:07,182 --> 00:15:09,916
‏و ما هر شب اون آبلیمو رو می خوریم

232
00:15:09,951 --> 00:15:13,219
‏به خدمه اکیدا دستور داده شده
‏که اگر حال شون خوب نبود باید اطلاع بدن

233
00:15:14,489 --> 00:15:17,424
‏فکر می کنم اینکه سه تا از
‏رفیق هات رو توی بیچی دفن کردی

234
00:15:17,459 --> 00:15:19,592
‏باید بهت انگیزه کافی می داد

235
00:15:19,628 --> 00:15:21,728
‏اون آبلیمو دوای همه بیماری ها نیست

236
00:15:24,499 --> 00:15:26,766
‏نمی خواستم مایه دلسردی سِر جان بشم

237
00:15:27,703 --> 00:15:31,071
‏خب، ایشون می تونن تو مراسمِ
‏دفنت وفاداریت رو تحسین کنن

238
00:15:38,847 --> 00:15:43,717
‏پروانه کشتی رو نه می تونیم بچرخونیم
‏و نه به عقب بکشیم. آقای رید مطمئنه

239
00:15:43,752 --> 00:15:45,852
‏که حتما در سطح آب با
‏یه توده یخ شناور برخورد کردیم

240
00:15:45,887 --> 00:15:48,088
‏- پس، راه مون مسدود شده؟
‏- بله

241
00:15:48,123 --> 00:15:50,056
‏بله. آقای گرگوری فکر می کنه حتما یخ

242
00:15:50,092 --> 00:15:52,525
‏درون محفظه پروانه کشتی گیر کرده

243
00:15:52,561 --> 00:15:54,828
‏ولی تا سپیده دم مطمئن نمی شیم

244
00:15:54,863 --> 00:15:56,262
‏تقریبا مطمئنم کرد

245
00:15:56,298 --> 00:15:59,065
‏که اگر مورد مسدودی رو رفع کنیم
‏می تونیم به راه مون ادامه بدیم

246
00:16:00,235 --> 00:16:04,037
‏خوبه. فکر کنم از اونجاییکه
‏به نظر نمیاد در حال غرق شدن باشیم

247
00:16:04,072 --> 00:16:06,106
‏فعلا حرف دیگه ای نمی مونه، گراهام

248
00:16:06,908 --> 00:16:09,275
‏اگر در حال غرق شدن بودیم، بیدارم کن

249
00:16:13,744 --> 00:16:19,244
[‏[کشتی اربوس آسیب دیده، یک ملوان از دست رفت

250
00:16:55,657 --> 00:16:58,858
‏سرخپوست های الگانکویان زبان توسط
‏سرخپوست های موهاک قتل عام شدند

251
00:17:05,634 --> 00:17:08,568
‏- باعث ناراحتیت شد؟
‏- کدوم قسمتش، فرانسیس؟

252
00:17:08,603 --> 00:17:11,671
‏وحشی ها، یا کاتولیک شدن شون؟

253
00:17:15,977 --> 00:17:19,078
‏بعدا یه سوالی ازت می پرسم

254
00:17:20,615 --> 00:17:23,349
‏نیاز به سوال نیست، فرانسیس

255
00:17:23,385 --> 00:17:25,618
‏ولی به هر حال حرف مو گوش میدی؟

256
00:17:32,260 --> 00:17:35,528
‏سِر جیمز راس در دورافتاده ترین نقطه جنوب

257
00:17:36,932 --> 00:17:39,799
‏اگه این نمایش رو باور می کنی
‏پس از وقتی برگشتیم

258
00:17:39,835 --> 00:17:42,035
‏حداقل ۶ کیلو کم کردی

259
00:17:42,070 --> 00:17:44,103
‏و ظاهرا پیش یه دندانپزشک هم رفتم

260
00:17:44,139 --> 00:17:45,839
‏خانم ها و آقایون

261
00:17:45,874 --> 00:17:48,942
‏با نهایت افتخار اعلام می کنم
‏که امشب سِر جیمز راس

262
00:17:48,977 --> 00:17:52,645
‏شخصا در جایگاه ویژه حضور دارن!

263
00:17:58,053 --> 00:18:00,086
‏بلند شو، پیرمرد

264
00:18:06,528 --> 00:18:08,261
‏دست مریزاد، آقایون! دست مریزاد

265
00:18:16,905 --> 00:18:18,738
‏تو هم باید بلند شی

266
00:18:43,498 --> 00:18:45,865
‫نمی خوام اون کاری رو که

267
00:18:45,901 --> 00:18:48,167
‫با برادر تام هارتـنل کردی، با منم بکنی

268
00:18:48,203 --> 00:18:49,836
‫خب...

269
00:18:50,872 --> 00:18:53,873
‫اون کار... واسه مصلحت خدمه بود

270
00:18:53,909 --> 00:18:56,943
‫باید می فهمیدیم جان هارتـنل در اثر
‫اسکوربوت  مُرده یا نه...

271
00:18:56,978 --> 00:18:58,978
‫من می خوام همین شکلی برم توی قبر

272
00:19:00,582 --> 00:19:02,582
‫جسدمو تشریح نکن

273
00:19:03,518 --> 00:19:06,653
‫- قول میدی؟
‫- اگه سِر جان دستور انجام اینکارو بده،

274
00:19:06,688 --> 00:19:08,388
‫باید انجامش بدیم

275
00:19:08,423 --> 00:19:10,890
‫شاید تو، هشداری از چیزهای پیش رو باشی

276
00:19:13,361 --> 00:19:15,995
‫حالا، نترس... آروم باش، دیوید

277
00:19:19,834 --> 00:19:22,602
‫اگه سِر جان دستورشو بده...

278
00:19:22,637 --> 00:19:24,971
‫انجامش میدم

279
00:19:25,006 --> 00:19:26,873
‫می دونی...

280
00:19:26,908 --> 00:19:29,409
‫گاهی اوقات...

281
00:19:29,444 --> 00:19:31,844
‫وقتی مردم در شرف مرگن...

282
00:19:31,880 --> 00:19:34,580
‫شنیدم که از یه درخشش  حرف می زنن...

283
00:19:35,417 --> 00:19:38,618
‫...مثل میلیون ها طلوع در یک آن

284
00:19:39,521 --> 00:19:43,289
‫که عزیزان شون اونجا هستند تا بهشون خوش آمد بگن

285
00:19:43,325 --> 00:19:45,925
‫ما توی یتیم خونه  ی "فاندلینگ" بزرگ شدیم

286
00:19:45,961 --> 00:19:48,428
‫هیچ وقت پدر یا مادرم رو

287
00:19:48,463 --> 00:19:50,830
‫نشناختم

288
00:19:53,601 --> 00:19:56,002
‫پس...

289
00:19:56,037 --> 00:19:58,871
‫پس فرشته هایی اونجا خواهند بود...

290
00:19:58,907 --> 00:20:01,774
‫که ترانه هایی... زیباتر از اون چیزی
‫که تا بحال شنیدی بر لب دارن

291
00:20:03,078 --> 00:20:06,479
پرواز می کنم؟ به سمت خدا؟

292
00:20:06,514 --> 00:20:08,581
‫بله

293
00:20:08,616 --> 00:20:11,951
‫اولش... گذرگاه رو می بینی، بعد، همون طور که میری...

294
00:20:11,987 --> 00:20:15,488
‫سعی کن... سعی کن به یاد بیاری
‫و بهمون خبری بدی کجاست

295
00:20:20,662 --> 00:20:24,697
‫می خواستم وقتی پیداش کردیم... اینجا باشم

296
00:20:24,733 --> 00:20:26,466
‫ازش نترس، دیوید. وقتی...

297
00:20:26,501 --> 00:20:27,767
‫روح انسان ها از بدن شون

298
00:20:27,802 --> 00:20:30,103
‫جدا میشه، پیش شون بودم

299
00:20:30,138 --> 00:20:32,372
‫آرامش فوق العاده ای برشون نازل میشه

300
00:20:33,041 --> 00:20:36,042
اون ها شیشه این

301
00:20:37,679 --> 00:20:39,846
‫ولی حلقه ـه فلزیه

302
00:20:39,881 --> 00:20:44,150
‫قیمت آنچنانی نداره ولی باید به دست خواهرم برسه

303
00:20:44,185 --> 00:20:46,152
‫شیشه ش کثیفه ولی...

304
00:20:46,187 --> 00:20:48,254
‫...ولی نمی تونم درش بیارم

305
00:20:48,289 --> 00:20:50,189
‫می تونم...یه خرده روغن از آشپز بگیرم

306
00:20:50,225 --> 00:20:52,592
‫- یا یه کم روغن کرچک دارم...
‫- نه

307
00:20:54,729 --> 00:20:57,030
‫وقتی مطمئن شدی مُردم...

308
00:20:58,767 --> 00:21:00,266
‫...یه راهی پیدا کن

309
00:21:01,936 --> 00:21:05,505
‫و به سِر جان نگو ترسیده بودم

310
00:21:05,540 --> 00:21:07,240
‫بهت قول میدم

311
00:21:09,089 --> 00:21:10,388
‫دلیلی برای...

312
00:21:10,423 --> 00:21:11,723
‫...ترس نیست

313
00:21:29,476 --> 00:21:32,276
‫از وقتی وزش باد قطع شده، این طوری می کنه

314
00:21:33,480 --> 00:21:35,580
‫یه چیزی رفته رو اعصابش

315
00:21:43,790 --> 00:21:46,190
‫کلاه هاتونو بردارید

316
00:21:51,464 --> 00:21:52,908
‫اون صدا رو نمی شنوید؟

317
00:22:18,224 --> 00:22:20,975
‫- دوربینت رو بده من.
‫- باشه

318
00:22:21,561 --> 00:22:23,761
‫فقط نندازش. واسه ناوبان اروینگه.

319
00:22:23,797 --> 00:22:25,195
‫محکم می گیرمش

320
00:22:39,813 --> 00:22:41,679
‫نه...

321
00:22:45,218 --> 00:22:46,918
‫نه...

322
00:22:48,655 --> 00:22:50,888
‫نه

323
00:22:50,924 --> 00:22:52,790
‫نه!

324
00:22:52,826 --> 00:22:54,425
‫دیوید؟

325
00:22:54,461 --> 00:22:57,328
‫- نه. نه
‫- دیوید؟ دیوید؟

326
00:23:13,513 --> 00:23:15,513
‫آقای بلنکی رو بیدار کن

327
00:23:17,083 --> 00:23:18,950
‫همین الان اینکارو کن

328
00:23:18,985 --> 00:23:20,885
‫نه!

329
00:23:22,155 --> 00:23:24,255
‫نه!

330
00:23:24,290 --> 00:23:28,760
‫فرار کنید! فرار کنید! اون می خواد فرار کنیم!

331
00:23:28,795 --> 00:23:31,696
‫- دیوید، آروم باش.
‫- نه!

332
00:23:51,238 --> 00:24:01,238
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

333
00:24:20,780 --> 00:24:22,847
‫بـیا تو

334
00:24:24,818 --> 00:24:26,851
‫شرمنده که مزاحم میشم

335
00:24:27,987 --> 00:24:29,720
‫دیوید یانگ فوت کرد

336
00:24:29,756 --> 00:24:31,923
‫یه جوری میگی که انگار مشخص نبود می میره

337
00:24:33,423 --> 00:24:35,984
‫یه چیزی بکِش رو جسدش و
‫یه خرده استراحت کن، آقای گودسِر

338
00:24:42,235 --> 00:24:43,467
‫یه... یه چیزی...

339
00:24:43,503 --> 00:24:45,846
‫می تونی فردا که افراد بیدار شدن،
‫کالبدشکافی رو انجام بدی

340
00:24:47,874 --> 00:24:49,362
‫لـ... لازمه؟

341
00:24:49,412 --> 00:24:53,080
‫سِر جان افکار آزاردهنده ای
‫راجع به اسکوربوت  در سَر داره

342
00:24:54,350 --> 00:24:57,051
‫- ازت می خواد اینکارو بکنی
‫- آخر کار...

343
00:24:58,421 --> 00:25:01,088
‫یه... اتفاقی افتاد

344
00:25:03,526 --> 00:25:06,894
‫داشت... چیزی رو می دید که من نمی تونستم ببـینم

345
00:25:06,930 --> 00:25:09,130
‫جوری زُل زده بود که انگار اون چیزه
‫توی اتاق کنار ما هست...

346
00:25:09,165 --> 00:25:12,533
‫واقعاً لازمه توضیح بدم توهم چیه؟

347
00:25:12,569 --> 00:25:14,702
‫تب نداشت. توهم هم نزده بود

348
00:25:17,240 --> 00:25:19,240
‫شب خوش، آقای گودسر

349
00:25:37,758 --> 00:25:40,126
‫به برف های روی اون تکه های یخ نگاه کن

350
00:25:40,176 --> 00:25:42,009
‫اون یخِ تجزیه شده در اثر گرمای تابستان نیست

351
00:25:42,044 --> 00:25:44,278
‫داره از طرف شمال میاد

352
00:25:44,313 --> 00:25:46,547
‫توده یخه

353
00:25:46,582 --> 00:25:48,682
‫راه های باریکی هست،  ولی...

354
00:25:48,717 --> 00:25:50,984
‫دیشب سرما چطور بود؟

355
00:25:51,020 --> 00:25:53,420
‫دما ۱۱ درجه سانتی گراد پایین اومد

356
00:25:57,304 --> 00:25:59,070
‫کشتی اِرِبوس اطلاع داره؟

357
00:26:00,340 --> 00:26:01,640
‫خب، تا حالا که پرچمی بالا نبُردن

358
00:26:01,682 --> 00:26:04,676
‫اما حتماً بیدار که شدن تو فکر پروانه ی  کشتی شون بودن

359
00:26:07,356 --> 00:26:09,856
‫اگه سِر جان ساعت ۱۰ جلسه ای
‫رو بین افسران ترتیب نده،

360
00:26:09,892 --> 00:26:11,640
‫خودم اینکارو می کنم

361
00:26:11,994 --> 00:26:14,811
‫پسر، بزودی از همه مون جلو می افتی

362
00:26:15,054 --> 00:26:17,321
‫راهی جایی میشی که تا حالا کسی نرفته

363
00:26:17,356 --> 00:26:18,823
‫حتی یه بومی

364
00:26:18,858 --> 00:26:20,791
‫اگه یه تکه یخ پشت پروانه گیر کرده باشه،

365
00:26:20,827 --> 00:26:22,393
‫و بتونی بکِشیش بیرون،

366
00:26:22,428 --> 00:26:25,863
خب، اون موقع دو بار در یه روز ارتقا درجه پیدا می کنی

367
00:26:25,898 --> 00:26:26,731
‫درسته

368
00:26:39,950 --> 00:26:41,745
‫به علامت هام توجه کنید

369
00:26:41,781 --> 00:26:44,412
یه بار که لوله رو بکِشم یعنی
آب در عمق ۹۰ سانتی متری راکده

370
00:26:44,750 --> 00:26:46,817
دو بار که بکِشمش، یعنی لوله
پیچ خورده، احتمالاً دور لبه ی عرشه

371
00:26:46,853 --> 00:26:48,752
‫سه تا... یعنی منو بکِشید بالا

372
00:26:53,092 --> 00:26:54,658
‫اگه آب وارد لباس بشه،

373
00:26:54,694 --> 00:26:56,360
‫بالا کِشیدن من خیلی

374
00:26:56,395 --> 00:26:57,661
‫سخت تر و ضروری تر میشه

375
00:26:57,697 --> 00:26:59,438
‫پس همه تون آماده باشید

376
00:27:02,635 --> 00:27:04,301
‫یه جراح باید اینجا باشه

377
00:27:04,337 --> 00:27:07,287
‫اون  ها اون پایین هستن، آقای کالینز. حرکت کن

378
00:27:14,747 --> 00:27:16,780
‫تو رهسپار اعماق دریایی

379
00:27:16,816 --> 00:27:20,918
‫و یادت باشه... خداوند در تمام قلمروها حضور داره

380
00:27:20,953 --> 00:27:23,354
‫ببریدش پایین

381
00:28:11,938 --> 00:28:14,271
‫یکنواخت

382
00:30:30,810 --> 00:30:33,944
‫منو بکِشید بالا!

383
00:31:05,878 --> 00:31:08,445
‫نمیشه گفت تشمع داشته
‫[التهاب شدید کبد]

384
00:31:08,481 --> 00:31:10,514
‫اینم کیسه ی صفراش

385
00:31:12,852 --> 00:31:14,785
‫اثری از اسکوربوت  نمی بینم

386
00:31:14,820 --> 00:31:17,855
‫- اصلاً هیچ چیز نمی بینم
‫- روده شو باز کن

387
00:31:26,132 --> 00:31:28,098
‫پروانه  خَم شده

388
00:31:28,134 --> 00:31:30,367
یکی از تیغه ها...

389
00:31:30,402 --> 00:31:32,736
‫ از پشت پروانه کمی یخ جدا کردم

390
00:31:33,372 --> 00:31:35,172
‫گمونم الان می چرخه، قربان

391
00:31:35,207 --> 00:31:37,975
‫چیز دیگه ای هم برای گزارش هست؟

392
00:31:40,346 --> 00:31:43,313
‫- نه، قربان
‫- کار فوق العاده ای انجام دادی، آقای کالینز

393
00:31:43,349 --> 00:31:47,317
‫گراهام، به مهندسین اطلاع بده
‫و به کشتی ترور هم علامت بده

394
00:31:47,353 --> 00:31:49,653
‫به ناخدا کروزیر بگو ناوبان هاشو بیاره اینجا

395
00:31:49,688 --> 00:31:51,755
‫- قربان.
‫- باید درباره ی یخی که

396
00:31:51,797 --> 00:31:54,064
‫الان جلومونه، مشورت کنیم

397
00:31:56,487 --> 00:31:59,963
‫بهت حسودیم میشه، آقای کالینز

398
00:31:59,999 --> 00:32:02,517
‫مدت هاست دلم می خواد به اعماق دریا برم

399
00:32:02,972 --> 00:32:04,653
‫چطور بود؟

400
00:32:07,542 --> 00:32:09,376
‫مثل یه رؤیا، قربان

401
00:32:12,789 --> 00:32:15,687
‫اخبار اربوس رسیده

402
00:32:16,069 --> 00:32:18,732
‫با اینکه می تونه به کمک نیروی بخار پیش روی کنه،

403
00:32:18,795 --> 00:32:22,430
‫به کاراییِ کشتیِ فرماندهی صدمه وارد شده

404
00:32:22,476 --> 00:32:24,809
‫صدماتش چقدر جدیه؟

405
00:32:24,845 --> 00:32:27,054
‫اگه دیگ بخارش کاملاً پُر باشه، هنوزم می تونه با سرعت 2 گِره،
‫[واحد سنجش سرعت در ناوبری]

406
00:32:27,079 --> 00:32:28,480
‫یا شایدم ۳ گره حرکت کنه
‫[یک گره معادل با 1.852 کلیومتر بر ساعت است]

407
00:32:28,515 --> 00:32:30,149
‫- کم و بیش توانش نصف شده؟
‫- بله

408
00:32:30,199 --> 00:32:33,617
‫همین طور می دونیم که هم ضخامت و هم مقدار

409
00:32:33,642 --> 00:32:36,844
‫یخِ پیش رومون داره به طرز چشم گیری زیاد میشه

410
00:32:36,879 --> 00:32:40,314
‫اما تقریباً باید در محدوده ای باشیم که
‫بتونیم جزیره کینگ ویلیام رو ببـینیم

411
00:32:40,349 --> 00:32:42,816
‫پس تقریباً 32۰ کیلومتر مونده

412
00:32:42,852 --> 00:32:45,052
‫تا بتونیم نقشه ی غرب رو برداریم

413
00:32:45,087 --> 00:32:48,555
‫و آخرین تکّه ی این پازل رو یه بار برای همیشه روی نقشه بکِشیم

414
00:32:48,591 --> 00:32:49,990
‫احسنت، احسنت

415
00:32:50,025 --> 00:32:54,061
‫وضعیت مون حاد تر از اونیه که فرض می کنید

416
00:32:54,096 --> 00:32:55,863
‫نمای اول دراماتیک میشه

417
00:32:55,898 --> 00:32:58,432
‫لطفاً، ادامه بده، فرانسیس

418
00:32:58,467 --> 00:33:03,170
‫فقط یخ، پیش رومون نیست.
‫توده ی یخ شمالگانه

419
00:33:03,205 --> 00:33:06,573
‫و پیشنهاد می کنی که توی سپتامبر ازش عبور کنیم

420
00:33:06,609 --> 00:33:08,976
‫حتی با وجود راه های باریک، پیشروی

421
00:33:09,011 --> 00:33:11,645
‫ممکنه هفته ها طول بکِشه

422
00:33:11,680 --> 00:33:15,415
‫- شاید چند هفته زمان نداشته باشیم.
‫- چی، نهایت چند هفته؟

423
00:33:15,451 --> 00:33:17,351
‫تو خورشیدهای کاذب رو دیدی، گراهام؟

424
00:33:17,386 --> 00:33:19,152
‫الان چند تا خورشید کاذب اونجاست؟

425
00:33:20,689 --> 00:33:22,089
‫۳ تا

426
00:33:22,124 --> 00:33:24,691
‫همین حالاشم امسال از پارسال سردتره

427
00:33:24,727 --> 00:33:25,959
‫قبلاً به شمالگان رفتم،

428
00:33:25,995 --> 00:33:27,361
‫- فرانسیس
‫- پیاده

429
00:33:27,396 --> 00:33:28,896
‫و چیزی نمونده بود از گرسنگی تلف بشی

430
00:33:28,931 --> 00:33:30,864
‫تمام افرادت برنگشتن

431
00:33:30,900 --> 00:33:32,399
‫اینو در کمال احترام میگم

432
00:33:32,434 --> 00:33:34,201
‫محض رضای خدا، فرانسیس

433
00:33:34,236 --> 00:33:36,737
‫یه ناخدا باید صراحت داشته باشه

434
00:33:36,772 --> 00:33:39,439
‫خب، به جاش چه پیشنهادی می کنی؟

435
00:33:39,475 --> 00:33:42,242
‫- همین جا صبر کنیم تا زمستون تموم بشه؟
‫- نه

436
00:33:42,278 --> 00:33:44,811
‫شکل دقیق زمین کینگ ویلیام مشخص نیست

437
00:33:44,847 --> 00:33:47,714
‫همونطور که متوجه شدیم با وجود زمین کرن  والیس ،

438
00:33:47,750 --> 00:33:49,316
‫این ممکنه جزیره کینگ ویلیام باشه،

439
00:33:49,351 --> 00:33:51,552
و فرصت اینو داریم که ساحل شرقیش رو دور بزنیم

440
00:33:51,587 --> 00:33:53,086
‫بله، ولی رفتن به شرق کلیومترها به سفرمون اضافه می کنه،

441
00:33:53,122 --> 00:33:55,088
‫شاید نهایتاً امسال هم نتونیم از اینجا خارج بشیم

442
00:33:55,124 --> 00:33:57,324
‫اما صرفاً به این خاطر که اربوس صدمه دیده

443
00:33:57,359 --> 00:33:59,726
‫اگه تمام زغال هامون رو توی یه کشتی

444
00:33:59,762 --> 00:34:02,062
‫که آسیبِ کمتری دیده، جمع کنیم،
‫به قدر کافی زغال سنگ داریم

445
00:34:02,097 --> 00:34:04,765
‫تا به آب و آتش بزنیم و به شرق زمین کینگ ویلیام برسیم

446
00:34:04,800 --> 00:34:07,100
‫و احتمالاً قبل از زمستان، دورش بزنیم

447
00:34:07,937 --> 00:34:10,904
‫این بهترین و احتمالاً تنها فرصت مونه

448
00:34:10,940 --> 00:34:13,807
‫آره. باید به آب و آتش بزنیم

449
00:34:13,842 --> 00:34:16,043
‫اربوس رو رها کنیم؟ حرفت... اینه؟

450
00:34:16,078 --> 00:34:18,679
‫اگه بی نتیجه باشه، می تونیم زمستون رو

451
00:34:18,714 --> 00:34:21,882
‫در امنیت کامل خارج از توده یخ شمالگان

452
00:34:21,917 --> 00:34:23,817
‫توی یه پناهگاه، سپری کنیم

453
00:34:23,852 --> 00:34:26,920
‫توی بهار، از همون راه برمی  گردیم...

454
00:34:26,956 --> 00:34:29,990
‫شکی نیست که از هم خسته میشیم، ولی زنده ایم

455
00:34:36,098 --> 00:34:39,933
‫گمانه پردازیِ... جالبیـه

456
00:34:41,704 --> 00:34:46,807
‫اما، البته که ما اربوس رو رها نمی کنیم، همینطور ترور رو،

457
00:34:47,544 --> 00:34:50,712
‫اگر اون هم دچار صدمات جزیی بشه

458
00:34:51,146 --> 00:34:54,014
‫- تقریباً رسیدیم...
‫- جان، بهم گوش کن

459
00:34:54,049 --> 00:34:59,353
‫اهمیتی نداره که فاصله مون با آب های امن
‫32۰ کیلومتره یا 32۰۰ کیلومتر

460
00:34:59,388 --> 00:35:01,955
‫اگه راه های باریک بسته بشن و ما داخل شون باشیم،

461
00:35:01,991 --> 00:35:04,725
‫اصلاً نمی دونیم جریان آب، توده ی یخ رو کجا می بره،

462
00:35:04,760 --> 00:35:06,893
در حالیکه ما هم بخشی از اون توده یخ شدیم

463
00:35:07,930 --> 00:35:09,630
‫ممکنه به اراضی کم عمق

464
00:35:09,665 --> 00:35:11,498
سمت  بادگیر زمین کینگ ویلیام کِشیده بشیم

465
00:35:11,533 --> 00:35:13,333
‫و پودر بشیم،

466
00:35:13,369 --> 00:35:15,736
البته اگه تا اون موقع سرپا باشیم

467
00:35:15,771 --> 00:35:18,372
‫همون طور که یه وقت دوست مورد اعتمادی گفت...

468
00:35:19,875 --> 00:35:21,875
‫این مکان می خواد سر به تن مون نباشه

469
00:35:23,979 --> 00:35:27,581
‫این دوست مون کیه؟ نمایشنامه ی  عاشقانه  هم می نویسه؟

470
00:35:30,085 --> 00:35:34,755
‫سِر جان، من، آقای بلنکی و آقای رید

471
00:35:34,790 --> 00:35:38,959
‫فقط ما ۴ نفر پشت این میز
‫تجربه ی سفر به شمالگان رو داریم

472
00:35:38,994 --> 00:35:41,395
‫اینجا خبری از نمایش  عاشقانه  نیست

473
00:35:42,998 --> 00:35:46,400
‫فقط یا افراد زنده... یا مُرده

474
00:35:51,740 --> 00:35:53,407
‫قطعاً خوبه که دوباره ببینم

475
00:35:53,442 --> 00:35:55,008
‫رنگ و رو به صورتت برگشته، فرانسیس

476
00:35:55,044 --> 00:35:58,979
‫ما دو هفته تا رسیدن به هدف مون فاصله داریم

477
00:35:59,014 --> 00:36:03,083
‫و به اعتقاد من، خدا و زمستان

478
00:36:03,118 --> 00:36:06,620
‫تا آخر سال ما رو به آب های امن خواهند رسوند

479
00:36:06,655 --> 00:36:08,655
‫جزایر ساندویچ. یا حتی دورتر

480
00:36:08,691 --> 00:36:12,626
‫اگه اشتباه کنی، در شرف یه اقدام از سر غرور قرار می گیریم...

481
00:36:12,661 --> 00:36:14,828
‫که شاید جون سالم ازش به در نبریم

482
00:36:16,765 --> 00:36:20,400
‫خودت که خبر داری انسان ها در زمان ناچاری چجوری میشن

483
00:36:20,436 --> 00:36:22,035
‫هر دو می دونیم

484
00:36:27,910 --> 00:36:30,577
‫من به فرماندهی از کشتی اربوس ادامه میدم،

485
00:36:30,612 --> 00:36:32,913
‫ولی به دلیل صدمه های وارده به اون،

486
00:36:32,948 --> 00:36:35,148
‫ترور رو کشتی پیشرو می کنم

487
00:36:35,184 --> 00:36:37,050
‫شاید کشتی یخ شکنِ بهتری نباشه،

488
00:36:37,086 --> 00:36:39,219
‫ولی الان کشتیِ قوی تر اونه

489
00:36:40,689 --> 00:36:44,558
‫ملوان تون، یانگ، رو دفن کنید،
‫و به مسیر ادامه میدیم

490
00:36:44,593 --> 00:36:47,461
‫غرب، طبق برنامه حوالی زمین کینگ ویلیام

491
00:36:47,496 --> 00:36:51,264
- ‫- دفن کنیم؟
بله، ترحم نشون بدیم

492
00:36:51,300 --> 00:36:53,400
‫شب طولانی ای بود

493
00:37:02,411 --> 00:37:04,377
‫وقتی می تونستیم راحت از روی کشتی
‫بندازیمش توی آب و

494
00:37:04,413 --> 00:37:06,379
از این کارها هم خلاص میشدیم

495
00:37:06,415 --> 00:37:08,648
‫سِر جان آدم مذهبی ایه

496
00:37:09,985 --> 00:37:12,452
‫- من بودم می گفتم یه آدم که واقع بین نیست
‫- مراقب باش

497
00:37:13,589 --> 00:37:15,589
‫چیه، این حرف یه جور خیانت محسوب میشه، گروهبان؟

498
00:37:24,299 --> 00:37:26,733
‫باید به درش بیشتر میخ می زدن

499
00:37:27,970 --> 00:37:30,370
‫طناب ها رو بکِش بالا و سنگ ها رو بریز روش

500
00:37:30,405 --> 00:37:32,372
‫- من؟
‫- آقای هورن بی میگه

501
00:37:32,407 --> 00:37:34,040
‫وظایف تو از همه بیشتره

502
00:37:34,076 --> 00:37:36,143
‫دلیلشو بهم نگفت

503
00:37:36,178 --> 00:37:38,211
‫احتمالاً بخاطر غر زدن هات بوده

504
00:37:41,049 --> 00:37:43,817
‫قراره... همین طوری ولش کنیم؟

505
00:37:43,852 --> 00:37:46,920
‫اگه خودت نخوای بری پایین و درستش کنی، آره، همین طوره

506
00:37:46,955 --> 00:37:48,455
‫دست به کار شو، آقای هیکی

507
00:38:14,783 --> 00:38:16,917
‫آقای هیکی...

508
00:38:21,156 --> 00:38:23,290
‫مهم نیست

509
00:39:00,896 --> 00:39:03,930
‫سروان تازر گفت مهم نیست

510
00:39:04,967 --> 00:39:07,267
‫خب، برای پدر این پسر مهم بود، مگه نه؟

511
00:39:11,840 --> 00:39:13,740
‫به دوستت کمک کن بیاد بالا

512
00:39:13,775 --> 00:39:16,443
:حضرت مسیح به توماس گفت

513
00:39:16,478 --> 00:39:20,146
‫"تو به این خاطر که مرا دیده ای ایمان آوردی...

514
00:39:20,182 --> 00:39:24,184
‫ولی خوشا به حال کسانی که مرا ندیده اند

515
00:39:24,219 --> 00:39:26,820
‫و ایمان می آورند"

516
00:39:29,725 --> 00:39:33,994
و همان طور که دیوید یانگ
هم اکنون پشت دروازه هاست...

517
00:39:34,029 --> 00:39:36,329
ما نیز هستیم

518
00:39:36,365 --> 00:39:41,134
‫و حال این لحظه  فرا رسیده که از آن ها رد شده،
و به سمت شکوه،

519
00:39:41,169 --> 00:39:42,869
و تقدیر خویش حرکت کنیم

520
00:39:44,039 --> 00:39:47,140
من مسیر را به سمت جنوب
و سپس جنوب غربی مشخص کردم

521
00:39:47,175 --> 00:39:50,543
‫آقایان، کمتر از دو هفته دیگر،
قاره امریکای شمالی را

522
00:39:50,579 --> 00:39:51,945
‫خواهیم دید

523
00:39:51,980 --> 00:39:54,547
‫حال باید برای آخرین بار، نهایت تلاش مان را برای رسیدن به آن،

524
00:39:54,583 --> 00:39:56,149
‫به کار ببندیم،

525
00:39:56,184 --> 00:40:01,521
‫چرا که ما، تبدیل به بهترین آرگونوت های عصر خود خواهیم شد!
‫[در اساطیر یونان، آرگونوت ها گروهی از پهلوانان بودند
‫که در جستجوی پشم زرین سفر کردند]

526
00:40:07,663 --> 00:40:12,365
‫باشد که هنگام بازگشت، عزیزان مان با شادباش و آغوشی گشوده

527
00:40:12,401 --> 00:40:14,401
‫از ما استقبال کنند

528
00:40:15,375 --> 00:40:18,371
‫پیش بروید، افراد!

529
00:40:18,407 --> 00:40:20,473
‫خیلی خب،  رفقا

530
00:40:20,509 --> 00:40:23,410
‫نفرات رو بفرستید به طناب دیرک!

531
00:40:40,595 --> 00:40:43,997
‫- تا آخرین درجه به سمت چپ
‫- تا آخرین درجه به چپ چرخیده، قربان!

532
00:40:44,032 --> 00:40:46,606
‫- حرکت به چپ!
‫- برو تو کارش، مَرد

533
00:40:46,631 --> 00:40:48,698
بیاید با بیشترین توان بهش برخورد کنیم

534
00:41:12,251 --> 00:41:14,652
‫باید افراد بیشتری اینجا رو بِکَنن

535
00:41:14,687 --> 00:41:17,994
‫چرا فقط یه نفر داره کلنگ می زنه؟

536
00:41:20,520 --> 00:41:23,020
‫۶ روز بعد

537
00:41:31,871 --> 00:41:34,905
‫خیلی خب، نفرات، عقب بایستید!

538
00:41:38,176 --> 00:41:41,689
‫خب، همه، برید عقب!

539
00:42:23,636 --> 00:42:26,470
‫خداوند و حضرت مسیح از ما دستگیری خواهند کرد

540
00:42:29,809 --> 00:42:32,009
‫هر اتفاقی که صبح بیفته

541
00:43:57,830 --> 00:44:00,063
‫لنگرهای یخی رو بیار بالا.
‫حالا ما هم بخشی از توده یخ هستیم

542
00:44:00,099 --> 00:44:01,225
‫قربان

543
00:44:02,034 --> 00:44:04,091
‫موقعیت مون رو با دقت مشخص کن، آقای رید

544
00:44:04,116 --> 00:44:05,916
‫می خوام موقعیت مون رو نسبت به زمین کینگ ویلیام

545
00:44:05,951 --> 00:44:07,617
‫دقیقاً بدونم

546
00:44:07,653 --> 00:44:09,886
‫بله، قربان

547
00:44:10,895 --> 00:44:12,428
‫وقتی افراد غذا خوردن،

548
00:44:12,463 --> 00:44:14,986
بهشون بسپار بادبان ها رو بکِشن بالا،

549
00:44:15,400 --> 00:44:18,486
آقای گر گوری می تونه برای
زمستون، موتور رو خاموش کنه

550
00:44:18,511 --> 00:44:22,613
‫باید کاملاً شاد و سرزنده باشید، آقایون

551
00:44:23,427 --> 00:44:25,749
‫متوجهید؟ کار سختیه،

552
00:44:25,785 --> 00:44:27,349
‫ولی از ابتدا می دونستیم به این صورت خواهد بود

553
00:44:27,393 --> 00:44:29,426
‫یه ماجراجویی پرخطر برای ملکه و کشور

554
00:44:30,260 --> 00:44:32,202
‫یه ماجراجویی که فقط یه بار در زندگی اتفاق می افته

555
00:44:32,908 --> 00:44:34,688
‫همین رو به نفرات میگید