1
00:00:03,213 --> 00:00:06,213
ژوئن ۱۸۴۷

2
00:00:12,008 --> 00:00:20,008
چند روز بعد
کشتی اربوس

3
00:00:38,737 --> 00:00:40,904
‫اگه نبیـنیمش، گوشت خوک  نمک  سودم رو

4
00:00:40,929 --> 00:00:42,696
‫در ازای یه نگهبانی دیگه میدم

5
00:00:42,731 --> 00:00:46,444
‫هنری لوید، وقتی ناقوس کشتی ۴ بار به صدا دراومده،
‫نزدیک اون یخ پشته ها خرس رو دیده.
‫[مدت هر نگهبانی ۴ ساعت است و طی این مدت،
‫ناقوس کشتی در فواصل زمانی نیم ساعته به صدا در می آید]

6
00:00:46,468 --> 00:00:49,380
‫از کجا فهمیده همون خرسی بوده که
‫ناوبان گور رو کُشته و یکی دیگه نبوده؟

7
00:00:49,404 --> 00:00:51,738
‫مدال های ناوبان رو داشته

8
00:00:51,773 --> 00:00:53,885
‫قصد دارم وقتی کمین گاه شکار ساخته شد،
‫از ناوبان لوسکونت بخوام یه نگهبانی

9
00:00:53,909 --> 00:00:56,276
‫توی کمین گاه بهم محول کنه

10
00:00:56,311 --> 00:00:58,056
‫دوست دارم یه شانس دیگه برای کشتن اون موجود نصیبم بشه

11
00:00:58,080 --> 00:01:00,647
‫رابرت فریِر میگه شما اصلا اونو ندیدین

12
00:01:00,682 --> 00:01:01,982
‫فقط آقای گودسِر دیدش

13
00:01:02,017 --> 00:01:04,517
‫اون عوضی چه می دونه چی دیده

14
00:01:07,356 --> 00:01:09,622
‫فکر می کردیم خرسه جلومونه

15
00:01:12,761 --> 00:01:14,961
‫صدای یخه، جُرجی

16
00:01:15,998 --> 00:01:18,031
‫فقط صدای یخه

17
00:01:18,266 --> 00:01:20,667
‫شلیک به یه آدم چطوریه؟

18
00:01:20,702 --> 00:01:23,403
‫وقتی از روی قصد به یه نفر شلیک می کنی، بیشتر حال میده

19
00:01:23,438 --> 00:01:25,472
تا این حد بهت بگم

20
00:01:31,480 --> 00:01:32,912
‫استعدادشو داری ها

21
00:01:32,948 --> 00:01:34,814
‫مامانم لباس زنونه می دوخت

22
00:01:34,850 --> 00:01:38,318
‫دامن پُف کرده و لباس های گلفِ پشت باز

23
00:01:38,353 --> 00:01:43,323
‫ولی هیچ وقت بهم یاد نداد برای اسکیموی مُرده دوخت و دوز کنم

24
00:01:53,769 --> 00:01:55,635
‫پس این همه اش ـه؟

25
00:01:55,670 --> 00:01:57,303
‫دختره، داره میره

26
00:01:57,339 --> 00:01:59,572
‫می خوان همه چیزو با خودش ببَره

27
00:01:59,608 --> 00:02:02,575
‫یه دختر سوار کشتی... اونم اینجا

28
00:02:02,611 --> 00:02:03,977
‫ترس آوره

29
00:02:10,519 --> 00:02:12,552
‫بهش بگو برگرده

30
00:02:13,588 --> 00:02:15,622
‫چیزهای دیگه ای هم اینجا هست

31
00:02:15,657 --> 00:02:18,058
‫بشکاف و درش بیار

32
00:02:28,670 --> 00:02:31,671
‫بگرد ببین بازم هست یا نه.
‫گمونم از عاج ساخته شده

33
00:02:33,442 --> 00:02:35,608
‫یکی دیگه هم اینجا هست

34
00:02:36,611 --> 00:02:39,512
‫مثل نقل و نبات داره این چیزها ازش می ریزه،

35
00:02:39,548 --> 00:02:41,748
‫آقای گودسر

36
00:02:43,819 --> 00:02:45,718
‫برشون گردون داخل

37
00:02:50,092 --> 00:02:52,992
‫آخه با این وضع چطوری توی تابوتش جا میشه؟

38
00:03:07,042 --> 00:03:08,641
‫لوازمِ شخصیِ...

39
00:03:08,677 --> 00:03:11,644
‫پدرشو آوردم، قربان

40
00:03:16,952 --> 00:03:19,452
‫الان دیگه با میل و رغبت از اینجا میره

41
00:03:27,562 --> 00:03:30,830
‫میگن تا قبل از مرگ پدرش یه بند حرف زده

42
00:03:34,102 --> 00:03:36,903
‫حالا دیگه نطقش در نمیاد

43
00:03:36,938 --> 00:03:38,571
‫متأسفم،

44
00:03:38,607 --> 00:03:42,842
‫این... تمام چیزهایی بود که داشت

45
00:03:45,013 --> 00:03:47,714
‫ولی داخلش یه خرده شام واسه ت گذاشتم

46
00:03:55,790 --> 00:03:59,125
‫تسلیت میگم، بانوی سکوت

47
00:04:19,681 --> 00:04:21,881
‫بارش بزنید و ترتیبشو بدید

48
00:04:23,785 --> 00:04:25,485
‫این کارو درک نمی کنم

49
00:04:25,520 --> 00:04:27,153
‫سر جان با اینکار موافقت کرده؟

50
00:04:27,189 --> 00:04:30,089
‫بله، آقای گودسِر.
‫طرف آدم بی نوایی بود

51
00:04:30,125 --> 00:04:31,624
‫نباید چاله ـه رو پُر کنه

52
00:04:31,660 --> 00:04:33,793
‫می خوام بگم که،
‫مناسب تر نیست یه چاله

53
00:04:33,828 --> 00:04:35,595
‫مختص همین طرف بکَنیم؟

54
00:04:35,630 --> 00:04:37,497
‫یه چاله ی مناسب تر؟

55
00:04:37,532 --> 00:04:39,732
‫با احترام به رسم و رسومات اسکیموها

56
00:04:41,503 --> 00:04:44,137
‫بنا به گفته ی دکتر مک دونالد،
‫اسکیموها باور دارن که جسم انسان،

57
00:04:44,172 --> 00:04:46,039
‫حتی بعد از جدا شدن روح،

58
00:04:46,074 --> 00:04:49,475
بازم حس داره

59
00:04:51,146 --> 00:04:52,957
‫با توجه به اینکه خودت ترتیب کارهای جنازه ش رو دادی،

60
00:04:52,981 --> 00:04:55,114
‫به نظرت هنوز حس داره؟

61
00:06:08,425 --> 00:06:11,260
‫در برخوردهای قبلیت با اسکیموها،

62
00:06:11,428 --> 00:06:14,063
‫این دید رو بهشون پیدا کردی که...
‫وقتی در حق عزیزان شون...

63
00:06:14,098 --> 00:06:16,473
‫عمل ناروایی صورت می گیره،
تبدیل به آدم های بی گذشتی میشن؟

64
00:06:16,675 --> 00:06:19,042
‫یا حتی، کینه توز؟

65
00:06:19,337 --> 00:06:23,272
‫از اونجایی که تا حالا در حق شون عمل ناروایی انجام ندادم،
‫نمی تونم با اطمینان بگم

66
00:06:23,307 --> 00:06:25,652
‫اصلاً نگران این نیستیم که اگه احیاناً اون دختره بتونه...

67
00:06:25,676 --> 00:06:27,990
‫به تنهایی برگرده پیش قبیله اش،

68
00:06:28,092 --> 00:06:30,125
‫ممکنه ازشون بخواد انتقام پدرشو بگیرن؟

69
00:06:30,160 --> 00:06:33,177
می خوای بگی اونم بندازیم توی چاله؟

70
00:06:33,233 --> 00:06:34,933
‫اون زندانی مون نبود، ادوارد

71
00:06:34,968 --> 00:06:37,936
‫زبون اون اسکیمو رو بُریده بودن

72
00:06:37,971 --> 00:06:40,138
‫نمی دونیم چرا. به نظر من که مجازاتش کردن

73
00:06:40,174 --> 00:06:42,941
‫اگه هم نوع خودشون رو اون طور مجازات می کنن،
‫لابد دیگه بقیه رو...

74
00:06:42,976 --> 00:06:44,576
‫صبحانه حاضره

75
00:06:44,611 --> 00:06:47,446
‫جاپسون، کتم رو بده.
به اربوس میرم

76
00:06:48,349 --> 00:06:49,915
‫لزومی به همراهی نیست

77
00:06:49,950 --> 00:06:52,050
‫دلیلی برای ترس نیست، ناوبان

78
00:06:52,086 --> 00:06:55,795
‫هم قبیله ای های دختره اونقدر دارن واسه زنده موندن
‫دست و پا می زنن که کارشون از جنگ بدتره

79
00:07:33,527 --> 00:07:36,294
‫چه نقشه هایی کِشیدی، سِر جان؟

80
00:07:37,364 --> 00:07:39,498
‫همه جور نقشه هایی، مسلّماً

81
00:07:39,533 --> 00:07:41,600
‫اگر دو کشتی توی یخ گیر کنن

82
00:07:42,503 --> 00:07:45,370
‫آذوقه ی وافری رو تدارک دیدیم، کفاف ۳ سال رو میده،

83
00:07:45,406 --> 00:07:47,672
‫و با جیره بندی سخت گیرانه،
‫جوابگوی ۵ سال هم میشه

84
00:07:47,708 --> 00:07:51,543
‫نقشه ی نجاتت. نقشه ی نجاتت چیه؟

85
00:07:52,646 --> 00:07:55,614
‫جان راس، به جای اینکه تقصیرها
رو گردن شمال سَرکِش بندازه

86
00:07:55,649 --> 00:07:59,050
بهتره به ناخدایی ضعیفش اعتراف کنه

87
00:07:59,086 --> 00:08:02,098
‫اگه شمالگان اونو به ستوه آورده،
‫چرا باید یه مسیر قابل کشتی رانی رو تحویل تو بده؟

88
00:08:02,122 --> 00:08:03,955
‫تفکرش اینه

89
00:08:05,559 --> 00:08:07,592
‫بیا اینجا، عزیزم

90
00:08:07,628 --> 00:08:10,095
‫چیه؟

91
00:08:10,130 --> 00:08:12,330
‫- آواز می خونه؟
‫- پچ پچ می کنه

92
00:08:12,366 --> 00:08:14,299
آشنا شو با... جاکو

93
00:08:22,276 --> 00:08:24,976
‫عزیزم، اون میمون مؤنثه

94
00:08:25,012 --> 00:08:26,745
‫واقعاً؟

95
00:08:26,980 --> 00:08:30,382
‫از تمام تشریفات نیروی دریایی پیروی کردم

96
00:08:31,118 --> 00:08:33,785
‫هیچی اونجا نیست. ملتفتی؟

97
00:08:34,788 --> 00:08:38,457
‫هیچی اونجا زندگی نمی کنه. هیچی رشد نمی کنه

98
00:08:38,492 --> 00:08:42,160
‫جوری میشه که کفش های خودتونو هم می خورید، حتی بدتر

99
00:08:42,196 --> 00:08:45,197
درباره مون اشتباه می کنن، عزیزم

100
00:08:45,232 --> 00:08:47,499
‫فقط جان راس نیست

101
00:08:47,534 --> 00:08:50,735
‫اتفاقات سرزمین وَن دیمن ضربه ی خیلی بدی بود

102
00:08:50,771 --> 00:08:53,738
‫اجازه نمیدم کسی دوباره بخاطر مقاصد شخصی از سیاست

103
00:08:53,774 --> 00:08:55,407
‫علیه من استفاده کنه

104
00:08:56,443 --> 00:08:57,742
‫من فرماندار خوبی بودم، جینی

105
00:08:57,778 --> 00:09:00,312
‫فرماندار محشری بودی

106
00:09:00,347 --> 00:09:03,982
‫فقط ماجرا اینه که تاریخ
‫جور دیگه ای نوشته شد

107
00:09:04,017 --> 00:09:07,219
‫مرگ در این برهوت مملو از یخ و پوچی، تدریجیـه

108
00:09:07,254 --> 00:09:11,490
‫و ۱۳۴ مردی که دارن از گرسنگی می میرن ضدّت میشن

109
00:09:11,525 --> 00:09:15,327
‫از نزدیک ترین افرادت شروع میشه

110
00:09:15,362 --> 00:09:18,663
‫ولی ظرف دو سال، وقتی از گذرگاه برگردی،

111
00:09:18,699 --> 00:09:21,266
‫دیگه کسی درمورد ما اشتباه نمی کنه، عزیزم

112
00:09:22,135 --> 00:09:24,369
‫اون موقع، پوزه ی همه شونو به خاک می مالی

113
00:09:31,612 --> 00:09:33,745
‫فردا یه مراسم نیایش برگزار می کنم

114
00:09:33,780 --> 00:09:37,649
‫حضور در اون برای افراد هر دو کشتی اجباریه.
‫لطفاً به ملوان ها بگید

115
00:09:39,653 --> 00:09:42,254
‫بجز افراد مسئول کمین گاه

116
00:09:43,290 --> 00:09:46,258
‫اون ها باید تمرکزشون رو روی
‫شکار اون خرس بذارن

117
00:09:57,871 --> 00:10:00,105
‫میشه بیام داخل، قربان؟

118
00:10:00,140 --> 00:10:03,241
‫اگه قضیه ی مهمی نبودم، به خودم اجازه ی
‫چنین درخواستی رو نمی دادم

119
00:10:06,146 --> 00:10:07,812
‫اگه ضروریه بفرما

120
00:10:31,672 --> 00:10:34,739
‫و یعقوب در خوابش، دنیای نامرئی را دید

121
00:10:34,775 --> 00:10:36,708
‫آنقدر بیکران که...

122
00:10:39,546 --> 00:10:40,845
‫بله؟

123
00:10:40,881 --> 00:10:44,683
اگرچه از کالبد خود جدا شده اند...
اما همچنان زنده اند

124
00:10:44,718 --> 00:10:47,552
و جدیدترین کسی که به این مرتبه رسیده
برادر سرزنده ما

125
00:10:48,622 --> 00:10:50,922
‫...ناوبان گراهام گور است

126
00:10:50,958 --> 00:10:53,358
‫عرض تسلیت، سِر جان

127
00:10:53,393 --> 00:10:56,561
‫در کنار بقیه ی مسائل
‫می دونم که در فوت یک دوست، سوگواری،

128
00:10:58,498 --> 00:10:59,898
‫متشکرم

129
00:10:59,933 --> 00:11:02,934
‫عذر می خوام که این درخواست رو
‫در وقت نابجایی عنوان می کنم

130
00:11:03,170 --> 00:11:05,570
‫اما مزیتش در سریع اجرا شدنشه

131
00:11:07,874 --> 00:11:10,742
‫اجازه می خوام تا یه گروه رو با سورتمه ی بارکش راهی کنم

132
00:11:11,712 --> 00:11:14,479
‫به سمت جنوب. ولی این بار نه
برای پیدا کردن ‫راه های باریک

133
00:11:15,549 --> 00:11:16,881
‫بلکه برای نجات

134
00:11:18,285 --> 00:11:19,684
‫کجا؟

135
00:11:19,720 --> 00:11:22,821
‫پایگاه مرزی گروهان خلیج هادسون در دریاچه ی گریت اسلیو

136
00:11:24,257 --> 00:11:25,824
‫اگه گروه همین الان حرکت کنه،

137
00:11:25,859 --> 00:11:29,427
‫قبل از شروع زمستان، ۳ ماه وقت دارن تا برسن اونجا

138
00:11:30,230 --> 00:11:33,632
‫تا اونجا ۱۳۰۰ کیلومتر راهه، فرانسیس

139
00:11:33,667 --> 00:11:35,600
‫نه...

140
00:11:36,470 --> 00:11:38,503
‫اجازه نمیدم

141
00:11:44,444 --> 00:11:47,612
‫حداقل بهم بگو علت این پیشنهادمو درک می کنی

142
00:11:49,883 --> 00:11:52,951
‫این پیشنهاد رو میدی چون کسی هستی که

143
00:11:52,986 --> 00:11:55,754
دوست داری تو یه دستت یه لیوان نوشیدنی باشه

144
00:11:55,789 --> 00:11:57,956
‫و تو دست دیگه ات یه زنگوله خطر

145
00:12:05,298 --> 00:12:09,567
‫علت پیشنهادم اینه که...
‫اگه این سرما ادامه پیدا کنه

146
00:12:09,603 --> 00:12:11,236
‫و چشم باز کنیم و ببـینیم دوباره

147
00:12:11,271 --> 00:12:13,505
‫داریم زمستون رو توی همین یخ سپری می کنیم،

148
00:12:13,540 --> 00:12:16,474
‫کمک باید از قبل تو راه باشه، تا اگه قراره نجات پیدا کنیم...

149
00:12:16,510 --> 00:12:18,309
‫نهایتاً تا بهار برسه

150
00:12:18,345 --> 00:12:20,779
‫ترجیح میدم الان ۸ نفر رو راهیِ

151
00:12:20,814 --> 00:12:22,914
‫یه پیاده روی طولانی و غیرضروری کنم،

152
00:12:22,949 --> 00:12:26,718
‫تا اینکه خطر یه پیاده روی ضروری
‫در سال دیگه رو، بر همه مون تحمیل کنم

153
00:12:27,988 --> 00:12:29,587
‫اجازه ی این کارو نمیدم

154
00:12:29,623 --> 00:12:32,857
‫اینکار چه پیامی به افراد میده؟

155
00:12:32,893 --> 00:12:36,361
‫من نگران پیامی که به افراد میده نیستم

156
00:12:36,396 --> 00:12:38,863
‫هیچ کس نمی دونه ما کجاییم

157
00:12:38,899 --> 00:12:40,765
‫هنوز هیچی نشده، این دید رو نسبت به ما داری؟

158
00:12:40,801 --> 00:12:42,834
‫به نظرت نیازمند نجاتیم؟

159
00:12:42,869 --> 00:12:46,805
‫- همین طوره
‫- با این همه، بیش بینیِ پارسالت

160
00:12:46,840 --> 00:12:49,407
‫راجع به سپری کردن یه زمستان هولناک در توده ی یخ

161
00:12:49,443 --> 00:12:50,709
‫غلط از آب در اومد

162
00:12:50,744 --> 00:12:53,545
‫اونقدر که می ترسیدم، هولناک نبود،
‫ولی اگر دوباره یخ ها ذوب نشن،

163
00:12:53,580 --> 00:12:55,880
‫وضعیت به همین منوال نمی مونه

164
00:12:57,384 --> 00:12:59,017
‫هر چی نباشه، وظیفه ی ناخدا اینه که

165
00:12:59,052 --> 00:13:01,653
‫بدترین حالت رو در نظر بگیره،
‫نه حالتی که امیدواره اتفاق بیفته

166
00:13:01,688 --> 00:13:04,389
‫عجب، پس حالا باید به تعلیماتت

167
00:13:04,424 --> 00:13:06,791
‫درباره ی وظایف ناخدا هم گوش بدم

168
00:13:10,464 --> 00:13:12,797
‫فقط ۸ نفره، سِر جان

169
00:13:12,833 --> 00:13:15,867
‫و فقط به اندازه کافی وقت داریم

170
00:13:23,610 --> 00:13:28,313
‫تا همین الان ۶ نفر رو توی این سفر از دست دادم

171
00:13:28,348 --> 00:13:32,817
‫۶ نفر! حالا ازم می خوای با فرستادن
‫یه عده به مکانی دور که سال های اخیر

172
00:13:32,853 --> 00:13:34,686
‫افرادی رو در اونجا از دست دادم،

173
00:13:34,721 --> 00:13:37,388
‫تعداد تلفات احتمالی مون رو بیشتر از دو برابر کنم

174
00:13:37,424 --> 00:13:38,823
‫دیگه به این حرف هات گوش نمیدم

175
00:13:38,859 --> 00:13:41,426
‫من حتی یه نفر دیگه رو هم از دست نمیدم، فرانسیس

176
00:13:41,461 --> 00:13:44,829
‫ممکنه تمام افرادمون رو از دست بدیم

177
00:13:44,865 --> 00:13:47,999
‫زنگ خطر من در حال حاضر این رو نشون میده، سِر جان

178
00:13:48,034 --> 00:13:51,069
‫و... واقعاً موندم چرا زنگ خطر تو این رو نشون نمیده

179
00:13:56,610 --> 00:13:58,843
‫تو بدترین نوع جانشینی، فرانسیس

180
00:14:02,082 --> 00:14:04,015
‫از اختیاراتت سواستفاده می کنی

181
00:14:04,050 --> 00:14:07,585
‫فقط به واسطه گمانه زنی ها غرولند می کنی

182
00:14:07,621 --> 00:14:10,922
‫ادعای پیش بینی فجایعی رو داری
‫که هیچ وقت به وقوع نمی پیوندن

183
00:14:10,957 --> 00:14:12,824
و نمی تونی در مقابل عادت های بدت مقاومت کنی

184
00:14:12,859 --> 00:14:16,928
‫چون درجه  ی تو برات حریم خصوصی و تمکین فراهم می کنه

185
00:14:17,998 --> 00:14:20,031
‫از خودت انسانی رقت بار و سرد ساختی

186
00:14:20,066 --> 00:14:21,866
‫که دوست داشتنش سخته،

187
00:14:21,902 --> 00:14:24,068
‫و بابتش زمین و زمان رو هم مقصر می دونی

188
00:14:25,071 --> 00:14:28,506
‫من اون دریانوردی که تو هستی، نیستم، فرانسیس،
‫و هیچ وقت هم مثل تو نمیشم

189
00:14:28,542 --> 00:14:30,542
‫ولی تو هیچ وقت شایستگی فرماندهی رو پیدا نمی کنی

190
00:14:31,545 --> 00:14:35,780
‫و به عنوان ناخدای تو،
‫یه مقدارش هم تقصیر منه

191
00:14:36,550 --> 00:14:38,750
‫بابت تکبری که در دیدگاهت داری

192
00:14:38,785 --> 00:14:40,652
‫باید جای همدلی با تمایلاتت،

193
00:14:40,687 --> 00:14:43,021
‫اونها رو مهار می کرم، چون ظاهراً

194
00:14:43,056 --> 00:14:45,857
‫همدلی کردن من رو با تحمل کردنم اشتباه گرفتی

195
00:14:45,892 --> 00:14:48,526
‫ولی تحمل من هم حدی داره،

196
00:14:48,562 --> 00:14:52,430
‫و الان دیگه کاسه ی صبرم لبریز شده!

197
00:14:57,103 --> 00:14:59,204
‫یه سری چیزها بین ما

198
00:14:59,439 --> 00:15:01,706
‫نشدنیه. الان متوجه میشم

199
00:15:02,576 --> 00:15:04,809
‫من نمی تونم دوست تو باشم

200
00:15:06,913 --> 00:15:09,047
‫تو هم نمی تونی جزو اقوام من باشی

201
00:15:09,082 --> 00:15:12,050
‫پس بیا تلاش کنیم همون کسانی باشیم

202
00:15:12,085 --> 00:15:15,520
‫که نیروی دریایی، و زندگی برامون صلاح دیده

203
00:15:15,555 --> 00:15:17,889
‫باید نهایت تلاش مون رو برای این قضیه بکنیم

204
00:15:17,924 --> 00:15:20,158
‫دیگه نباید بحثی بین ما باشه

205
00:15:22,596 --> 00:15:24,562
‫حالا باید منو ببخـشی

206
00:15:24,598 --> 00:15:27,632
‫باید متنی که فردا قراره بخونم رو تموم کنم

207
00:15:27,667 --> 00:15:29,968
‫باید تنها مدح خاکسپاری باشه که

208
00:15:30,003 --> 00:15:32,604
‫برای دوست مون گراهام قرائت میشه...

209
00:15:33,664 --> 00:15:35,814
‫...و قصد دارم همه رو مبهوت کنم

210
00:16:19,376 --> 00:16:21,977
‫یه فهرست جور کن.
‫اسم ۸ نفر از تواناترین افرادمون رو توش بنویس

211
00:16:22,771 --> 00:16:27,007
‫- پس سِر جان متوجه دلایل تون شد؟
‫- مطمئن میشم

212
00:16:27,042 --> 00:16:30,043
‫که تقصیراتش فقط گردن من بیفته

213
00:16:30,079 --> 00:16:32,579
‫ادامه دادن به این کار، حکمِ...

214
00:16:32,614 --> 00:16:36,583
‫چند هفته زمان می بره تا یه راهی
برای تغییر نظرش پیدا بشه

215
00:16:36,618 --> 00:16:39,164
‫ما چند هفته فرصت نداریم.
‫شاید حتی چند روز هم فرصت نداشته باشیم

216
00:16:39,188 --> 00:16:41,288
‫ناوبان لیتل به هیچ عنوان موافقت نمی کنه

217
00:16:41,323 --> 00:16:44,591
‫لزومی به موافقتش نیست.
‫خودم گروه رو رهبری می کنم

218
00:16:45,794 --> 00:16:48,295
‫با حضور من، سایر اعضای تیم می تونن بگن

219
00:16:48,330 --> 00:16:50,163
‫بالاجبار این کارو کردن

220
00:16:50,199 --> 00:16:53,133
‫اول بهشون میگم می خوایم بریم شکار

221
00:16:53,168 --> 00:16:55,302
‫اینطوری دیگه اعتراضی نمی کنن

222
00:16:55,337 --> 00:16:57,838
‫و اگه در طول راه اسکیموها رو دیدیم،

223
00:16:57,873 --> 00:17:00,874
‫می تونم درباره ی نیازهامون صحبت کنم
‫و اون طوری ازشون کمک بگیرم

224
00:17:00,909 --> 00:17:02,776
‫پس منو به جای خودت بفرست

225
00:17:02,811 --> 00:17:04,722
‫منم به خوبی خودت می تونم به زبون بومی صحبت کنم

226
00:17:04,746 --> 00:17:05,946
‫تو باید بمونی

227
00:17:05,981 --> 00:17:08,882
‫تا اگه راه های باریک باز شدن، وضعیت یخ ها رو تفسیر کنی

228
00:17:08,917 --> 00:17:11,184
‫و در مورد دکتر مک دونالد هم...

229
00:17:11,220 --> 00:17:13,620
‫افراد رو از حضور یه دکتر محروم نمی کنم

230
00:17:13,655 --> 00:17:15,589
‫اما تو ناخدایی

231
00:17:17,960 --> 00:17:20,093
‫یه ناخدای دیگه هم روی اربوس هست

232
00:17:21,330 --> 00:17:23,697
‫همه ازت متنفر میشن

233
00:17:24,600 --> 00:17:26,399
‫سِرجان دستور اعدامتو میده

234
00:17:26,635 --> 00:17:30,137
‫و اگه علناً چنین دستوری نده،
‫نیروی دریایی قطعاً اینکارو می کنه

235
00:17:30,172 --> 00:17:32,105
‫اونها می تونن اعدامم کنن

236
00:17:32,141 --> 00:17:34,708
‫بعد از اینکه یه راه خروج از اینجا برامون جور کردم

237
00:17:34,743 --> 00:17:36,910
‫اون وقت کشتی ترور چی میشه؟

238
00:17:39,014 --> 00:17:40,680
‫لیست رو برام جور کن، توماس

239
00:17:40,716 --> 00:17:43,116
‫قصد دارم به محض شروع آخرین نوبت نگهبانی از اینجا برم

240
00:17:57,032 --> 00:17:59,799
‫این بار یادداشتش کن، آقای دیگل

241
00:17:59,835 --> 00:18:03,136
‫برای گرم کردن سوپت،
‫اول باید اجاقت رو گرم کنی

242
00:18:03,172 --> 00:18:04,905
‫ممنون که گستردگی دانش تون

243
00:18:04,940 --> 00:18:06,684
‫به عنوان آشپز رو با من در میون میذارید، آقای وال

244
00:18:06,708 --> 00:18:08,887
‫ولی من عمراً سلامت آشپزخونه ی داغون شما رو به خطر بندازم

245
00:18:08,911 --> 00:18:11,011
‫مگر اینکه قضیه ی فوری و مهمی باشه

246
00:18:11,046 --> 00:18:13,046
‫ "عواقب شدید؟"

247
00:18:13,081 --> 00:18:15,615
‫ولی اینجا چیزهای بیشتری هم برای حیرت کردن هست

248
00:18:15,651 --> 00:18:17,117
‏فقط ببین افراد من چقدر خوشحالن

249
00:18:17,152 --> 00:18:18,818
اوه، حیرت زده شدم

250
00:18:18,854 --> 00:18:21,154
‏ولی از چیزی که خیلی بیشتر
‏از تو مسحورکننده باشه

251
00:18:21,190 --> 00:18:23,256
داری چیکار می کنی واسه خودت؟

252
00:18:24,826 --> 00:18:27,894
من نگران تعداد آذوقه های کنسرو شده ترور که

253
00:18:27,930 --> 00:18:29,663
فاسد در میان، هستم

254
00:18:29,698 --> 00:18:32,666
اومدم بررسی کنم که وضعیتِ
اربوس هم به همین صورته یا نه

255
00:18:32,701 --> 00:18:35,368
من بسته بندی های خراب
و گوشت های فاسدی پیدا کردم

256
00:18:35,404 --> 00:18:37,704
و بوهایی به مشامم خورده
که واقعا لرزه به اندامم انداخته

257
00:18:37,739 --> 00:18:40,106
حالا، اگر روشی برای رسیدگی

258
00:18:40,142 --> 00:18:42,008
به این مشکل پیدا کردی

259
00:18:42,044 --> 00:18:44,945
امیدوارم حسادتت رو کنار بذاری و به منم بگی

260
00:18:44,980 --> 00:18:47,814
در غیر این صورت به نظرم رسید که
شاید بتونیم با هم یه راه حل پیدا کنیم

261
00:18:52,221 --> 00:18:53,787
‏نمک اضافه کن

262
00:18:56,862.5 --> 00:19:06,862.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

263
00:19:09,938 --> 00:19:12,038
افراد نزدیک میشن

264
00:19:19,214 --> 00:19:20,981
آزاد

265
00:19:22,284 --> 00:19:25,485
فکر کردیم شاید برای گرم موندن

266
00:19:25,721 --> 00:19:27,420
یه خرده نوشیدنی احتیاج داشته باشید، آقایون

267
00:19:27,456 --> 00:19:30,023
واقعا این فکر نشانه گشاده دستی تونه، قربان

268
00:19:31,460 --> 00:19:34,961
- از چه طعمه ای استفاده می کنیم؟ -
موش، قربان

269
00:19:34,997 --> 00:19:37,530
بزرگترین موش های انبار رو گرفتیم

270
00:19:37,766 --> 00:19:39,410
دل و روده شون رو درآوردیم و ردیفی بستیم شون

271
00:19:39,434 --> 00:19:42,869
‏فیگین رو از کار بیکار کردین. هرچند...

272
00:19:43,839 --> 00:19:45,405
اون تنه لش اگه یه موش تو دهنش بخوابه

273
00:19:45,440 --> 00:19:47,140
هم نمی تونه اون رو بگیره

274
00:19:47,175 --> 00:19:50,377
اون باید یه سگ دست آموز می شد، نه گربه

275
00:19:51,446 --> 00:19:54,147
یا شاید... یه بالشت کوچولو

276
00:20:08,497 --> 00:20:12,065
ناوبان اروینگ
امیدوار بودم همدیگه رو ببینیم

277
00:20:13,001 --> 00:20:14,901
مراقب روغن باشید، قربان

278
00:20:15,937 --> 00:20:19,205
می خواستم... از شما
به خاطر کمک تون تشکر کنم...

279
00:20:19,241 --> 00:20:21,474
منظورم، به خاطر رازداری تونه

280
00:20:21,510 --> 00:20:25,245
‏لطفا اسمش رو هر چیزی
‏بذار جز "کمک" ، آقای هیکی

281
00:20:26,615 --> 00:20:29,182
من به خاطر مردی که
توسط یک دزد خبیث

282
00:20:29,217 --> 00:20:31,584
مورد سو استفاده قرار گرفته
گذشت رو سر لوحه قرار دادم،

283
00:20:32,354 --> 00:20:35,488
‏مطمئنم این که تو هم از این مسئله
‏منفعت بردی، به خودی خود گناه محسوب میشه

284
00:20:35,524 --> 00:20:37,991
- یه "دزد خبیث" ؟ -
بله، آقای هیکی

285
00:20:38,894 --> 00:20:40,960
آقای گیبسون همه چیز رو به من گفت

286
00:20:41,997 --> 00:20:44,397
اینکه چطور اون رو مجبور به این کار کردی

287
00:20:44,433 --> 00:20:47,033
و تهدیدش کردی که اگر ازت
سرپیچی کنه، لوش می دی

288
00:20:47,069 --> 00:20:49,035
من مجبورش کردم؟

289
00:20:50,906 --> 00:20:52,238
می خندین؟

290
00:20:53,075 --> 00:20:55,875
‏خوب به حرف هام گوش بده ای آدم خبیث...

291
00:20:55,911 --> 00:20:58,411
وگرنه نصحیت بعدی که
در این زمینه می شنوی رو

292
00:20:58,447 --> 00:21:00,580
احتمالا از یه شلاق به دست می شنوی

293
00:21:03,385 --> 00:21:07,020
ما... اینجا از

294
00:21:07,055 --> 00:21:09,322
وسوسه های دنیا دوریم

295
00:21:10,559 --> 00:21:12,325
تو دریا،

296
00:21:12,361 --> 00:21:15,395
آدم می تونه با فعالیت های جمعی
به منافع معنوی دست پیدا کنه

297
00:21:16,631 --> 00:21:19,432
‏اتفاقی نیست که دنیا از درون
‏یک کشتی دوباره پاک زاده شد

298
00:21:19,468 --> 00:21:21,101
آقای هیکی

299
00:21:21,136 --> 00:21:22,969
بدترین امیال انسان رو میشه

300
00:21:23,004 --> 00:21:25,305
به وسیله لذت ها و خوشی های مشروع ارضا کرد

301
00:21:25,340 --> 00:21:29,209
برای مثال، آواز خوندن با دوستان
... نقاشی آبرنگ، مطالعه،

302
00:21:29,244 --> 00:21:31,678
- تمرین کوهنوردی -
کوهنوردی، قربان؟

303
00:21:31,913 --> 00:21:35,248
این بحران، فرصتی برای اصلاح توئه

304
00:21:36,284 --> 00:21:38,685
‏تو برای این اصلاح در بهترین مکان دنیا هستی

305
00:21:40,455 --> 00:21:42,655
اینطور فکر می کنید؟

306
00:21:42,691 --> 00:21:45,766
خدا تو رو می بینه، آقای هیکی

307
00:21:46,128 --> 00:21:47,560
اینجا بیشتر از هر جا

308
00:22:01,688 --> 00:22:05,323
‏متوجه شدم که همکاری مون
‏رو برای ناوبان اروینگ

309
00:22:05,358 --> 00:22:07,392
شفاف کردی

310
00:22:11,164 --> 00:22:14,098
- باهاش حرف زدی؟ -
اهوم

311
00:22:14,134 --> 00:22:15,733
مستقیما؟

312
00:22:17,237 --> 00:22:19,070
‏یا مسیح، کورنلیوس
‏خاطر جمعش کردم

313
00:22:19,105 --> 00:22:22,740
"کورنلیوس هیکی یه دزد خبیث

314
00:22:23,886 --> 00:22:27,644
این جوری... این جوری خاطر جمعش کردی؟

315
00:22:27,679 --> 00:22:30,146
خیلی پر رویی. خودت می دونی؟

316
00:22:32,818 --> 00:22:35,618
چیزی نمونده بود جلوی همه افراد

317
00:22:35,654 --> 00:22:38,688
اسم مون رو اعلام کنن و به خاطر
اون دزدی شلاق بخوریم، یا حتی بدتر

318
00:22:38,723 --> 00:22:39,856
حق با تو بود

319
00:22:39,891 --> 00:22:42,792
اگر اون آدم محافظه کاری نبود
حتما این اتفاق می افتاد،

320
00:22:42,828 --> 00:22:45,361
‏پس لطفا حالا خودت رو کنار بکش

321
00:22:45,397 --> 00:22:47,130
و اجازه بده همه چیز رو فراموش کنه

322
00:22:47,165 --> 00:22:49,265
مطمئنا خودش هم همین رو می خواد

323
00:22:49,301 --> 00:22:52,202
تمام این ماه ها فکر می کردم
چه همکار خوبی برای من هستی

324
00:22:52,237 --> 00:22:53,937
اوه، برو به جهنم

325
00:22:54,172 --> 00:22:55,538
با هم همکاری کردیم

326
00:22:55,574 --> 00:22:57,474
ولی من اونجوری که تو می خوای نیستم

327
00:22:57,509 --> 00:22:59,442
- اوه، نیستی؟ -
نه

328
00:23:00,445 --> 00:23:02,412
به همین خاطر تو زمستون بیشتر از همیشه

329
00:23:02,447 --> 00:23:04,247
پشت سرم اومدی به انبار، بیلی؟

330
00:23:04,282 --> 00:23:06,416
‏- آره؟

331
00:23:06,451 --> 00:23:09,352
می دونی تو این کشتی چی بیشتر از همه زندگی می کنه؟

332
00:23:10,388 --> 00:23:14,924
موش. تو آشغال های ما لونه می کنن
تو کثافت ما شنا می کنن

333
00:23:15,160 --> 00:23:17,171
همدیگه رو با ولع می خورن
فقط برای اینکه موش بیشتری تولید کنن

334
00:23:17,195 --> 00:23:19,262
خب، من موش نیستم

335
00:23:20,732 --> 00:23:22,732
انسانم

336
00:23:25,437 --> 00:23:28,771
یه انسان دوست داشتنیِ خدا ترس

337
00:23:29,708 --> 00:23:31,708
باید انتخاب می کردم

338
00:23:31,743 --> 00:23:34,344
هیچکس برای تماشای منظره ها
اینجا نیومده، کورنلیوس

339
00:23:34,379 --> 00:23:36,312
جایگاه من در برابر فرماندهی ارزشمندتر از

340
00:23:36,348 --> 00:23:37,547
جایگاهم در کنار توست

341
00:23:37,582 --> 00:23:39,649
‏می دونم تو بهتر از همه این رو متوجه میشی

342
00:23:39,684 --> 00:23:42,552
حالا، اگر لازمه این رو بگم، می گم

343
00:23:43,922 --> 00:23:46,756
مسئله شخصی نیست، ولی این رابطه تمومه

344
00:23:48,393 --> 00:23:49,926
پس بچه بازی در نیار

345
00:23:50,962 --> 00:23:53,563
اون طور که فکر می کنی تحقیرت نکردم

346
00:23:54,833 --> 00:23:57,600
‏فقط هر دو مون رو از خطر نجات دادم

347
00:24:01,573 --> 00:24:03,573
‏خواهش می کنم

348
00:24:12,617 --> 00:24:14,484
‏سلسله مراتب رو درست فهمیدی،

349
00:24:14,519 --> 00:24:17,687
ولی در مورد جایگاه من
اشتباه کردی، آقای گیبسون

350
00:24:17,722 --> 00:24:19,789
منظورت چیه؟

351
00:24:20,892 --> 00:24:23,760
همین چند روز پیش، ناخدا کروزیر

352
00:24:23,795 --> 00:24:25,562
بهم نوشیدنی تعارف کرد

353
00:24:28,700 --> 00:24:32,502
در واقع، تو یکی از... لیوان های کریستالش

354
00:24:34,306 --> 00:24:35,905
با من مثل یه دوست صحبت کرد

355
00:24:37,943 --> 00:24:39,375
یه دوست؟

356
00:24:39,411 --> 00:24:41,945
آره

357
00:24:43,348 --> 00:24:45,582
اون درون من یه چیزی می بینه

358
00:24:46,851 --> 00:24:49,586
- می تونه به خیلی جاها منتهی بشه -
کورنلیوس ...

359
00:24:49,621 --> 00:24:51,888
- خیلی جاها -
کورنلیوس، تو ...

360
00:24:53,858 --> 00:24:56,059
ناخدا اصلا تو رو نمی بینه

361
00:24:56,294 --> 00:24:58,561
می تونی از آقای جاپسون یا آقای گِنج بپرسی

362
00:24:58,597 --> 00:25:00,296
بهت میگن

363
00:25:00,332 --> 00:25:02,198
ناخدا اگر خودش هم بتونه یه لیوان بخوره...

364
00:25:02,234 --> 00:25:04,434
به همه نوشیدنی تعارف می کنه

365
00:25:36,901 --> 00:25:39,569
آیندگان در انتظارن، آقای گودسر

366
00:25:42,507 --> 00:25:44,741
ثابت بایستید! بی حرکت

367
00:26:26,885 --> 00:26:29,452
‏معرکه!

368
00:26:53,603 --> 00:27:03,453
‏[سِر جان، کارهای بسیاری هست که من به خوبی از عهده شان
[برمی آیم. رسیدگی به این کشتی و افرادش یکی از آن ها نیست

369
00:27:03,454 --> 00:27:09,454
‏[در نتیجه استعفای خود را به عنوان
[‏‏ناخدای کشتی علیاحضرت ترور اعلام می کنم

370
00:27:10,703 --> 00:27:14,672
به احترام برادرمون، ناوبان گور، بی رحم باشید

371
00:27:14,707 --> 00:27:16,641
به این جانور

372
00:27:16,676 --> 00:27:19,377
سلطه ی امپراطوری انگلستان،

373
00:27:19,412 --> 00:27:21,412
و اراده ی الهی پشتیبانش رو نشون بدین

374
00:27:22,348 --> 00:27:23,522
- قربان؟ -
بله؟

375
00:27:23,547 --> 00:27:25,416
چرا کنار ما نمی نشینید؟

376
00:27:25,441 --> 00:27:29,176
شاید شلیک شما موجبِ
غلبه بر اون جانور بشه

377
00:27:29,222 --> 00:27:31,756
لااقل حضور داشته باشید
و زمین افتادنش رو ببینید

378
00:27:32,930 --> 00:27:35,931
بله، لحظاتی کنارتون می نشینم. ممنون

379
00:27:38,002 --> 00:27:40,903
می تونین به کشتی برگردین، آقای گودسر

380
00:27:40,938 --> 00:27:42,738
- نیاز به ملازم دارین؟ -
بله

381
00:27:44,709 --> 00:27:47,042
یا می تونی کنار ما بمونی

382
00:27:49,780 --> 00:27:51,647
بله، قربان

383
00:28:04,662 --> 00:28:05,895
اوه!

384
00:28:11,335 --> 00:28:13,035
‏بیا عقب!

385
00:28:37,862 --> 00:28:40,563
حتما بالاخره با اون خرس درگیر شدن

386
00:28:49,774 --> 00:28:51,607
‏عقب نشینی کنید!

387
00:28:51,642 --> 00:28:53,375
تفنگدارهامون رو بفرستید!

388
00:28:53,411 --> 00:28:55,644
‏- همین الان
‏- قربان!

389
00:28:57,582 --> 00:28:59,415
اربوس!

390
00:29:01,285 --> 00:29:03,686
اربوس! اربوس!

391
00:29:04,722 --> 00:29:06,488
سِر جان!

392
00:29:06,524 --> 00:29:08,791
‏دِوُو، سه نفر از افراد رو
‏با خودت بیار و دنبالم بیا

393
00:29:08,826 --> 00:29:10,693
بله، قربان. تو بیا. بقیه تون اینجا بمونید

394
00:29:10,728 --> 00:29:12,728
سِر جان؟

395
00:29:14,632 --> 00:29:16,065
‏اعلام خطر!

396
00:29:16,300 --> 00:29:18,067
اربوس!

397
00:30:20,759 --> 00:30:23,092
سِر جان!

398
00:30:34,539 --> 00:30:36,673
سِر جان؟ طناب بهم بده!

399
00:30:37,676 --> 00:30:40,610
سِر جان. سِر جان!

400
00:30:41,846 --> 00:30:44,113
طناب بهم بده!

401
00:31:04,269 --> 00:31:07,570
به گروه های شش نفره تقسیم بشید
مصدوم ها رو به کشتی ها برگردونید

402
00:31:07,605 --> 00:31:10,306
تمام یخ ها رو بگردید. می خوام
وضعیت همه افراد مشخص بشه. برید

403
00:31:14,312 --> 00:31:16,137
نه!

404
00:31:59,060 --> 00:32:01,614
اون قرار بود گذرگاه رو پیدا کنه

405
00:32:01,845 --> 00:32:04,054
اون جانور چطور می دونه
که بهترین افراد رو از ما بگیره؟

406
00:32:04,161 --> 00:32:06,361
اول ناوبان گور. و حالا ناخدا

407
00:32:06,422 --> 00:32:09,656
براین رو هم کشت
اون هرگز "بهترین" نبود

408
00:32:09,692 --> 00:32:12,441
اون یه تفنگدار درجه دار بود. گروهبان بود

409
00:32:12,481 --> 00:32:15,015
اون یه سرباز وظیفه بود

410
00:32:16,452 --> 00:32:18,919
‏اون ‏خرس چیزی از ما نمی دونه

411
00:32:18,954 --> 00:32:22,322
‏فقط و فقط یه چیز رو می فهمه

412
00:32:25,327 --> 00:32:27,995
فکر نمی کنی عجیبه که
بلافاصله بعد از اینکه...

413
00:32:28,030 --> 00:32:30,063
ما اون اسکیمو رو کشتیم
شروع به کشتن ما کرد؟،

414
00:32:31,066 --> 00:32:36,370
اون اسکیمو یه... یه خرسِ
کنده کاری شده تو لباسش داشت

415
00:32:37,406 --> 00:32:39,840
یه نشانه یا همچین چیزی

416
00:32:41,443 --> 00:32:43,911
- و یه آدم کنده کاری شده -
اون ها الان کجا هستن؟

417
00:32:43,946 --> 00:32:45,746
گذاشتیم شون سر جاش

418
00:32:45,781 --> 00:32:47,848
امکان نداشت نگهشون داریم

419
00:32:49,685 --> 00:32:54,855
♪ قوی نقره ای ♪

420
00:32:55,791 --> 00:32:59,059
♪ در تمام سال های زندگی ♪

421
00:32:59,295 --> 00:33:01,662
♪ آواز نمی خواند ♪

422
00:33:02,731 --> 00:33:06,533
♪ اما وقتی مرگ نزدیک شد ♪

423
00:33:06,569 --> 00:33:12,573
♪ سکوت خود را شکست ♪

424
00:33:13,576 --> 00:33:18,478
♪ سینه اش را به سمتِ ♪

425
00:33:18,514 --> 00:33:23,617
♪ ساحل نِی زار خم کرد ♪

426
00:33:24,386 --> 00:33:30,023
♪ و برای اولین و آخرین بار خواند ♪

427
00:33:30,059 --> 00:33:34,761
♪ و دیگر نخواند ♪

428
00:33:36,866 --> 00:33:41,768
♪ ...خدانگهدار همه ی خوشی ها ♪

429
00:33:50,579 --> 00:33:52,613
ادامه بده، جان

430
00:33:53,782 --> 00:33:57,851
♪ ...خدانگهدار همه خوشی ها ♪

431
00:34:04,760 --> 00:34:09,930
♪ ...خدانگهدار همه خوشی ها ♪

432
00:34:09,965 --> 00:34:16,737
♪ اوه، ای مرگ، به دیدگانم نزدیک شو ♪

433
00:34:17,406 --> 00:34:22,075
♪ حالا غازها بیشتر از قوها هستند ♪

434
00:34:22,111 --> 00:34:26,813
♪ و احمق ها بیشتر از خردمندان ♪

435
00:34:27,449 --> 00:34:31,718
♪ حالا غازها بیشتر از قوها هستند ♪

436
00:34:31,754 --> 00:34:36,189
♪ ...و احمق ها بیشتر از خردمندان ♪

437
00:35:10,125 --> 00:35:13,093
‏هرگز چیزی رو کمتر از این نخواستم

438
00:35:17,166 --> 00:35:19,933
ولی یک دستور دارم

439
00:35:19,969 --> 00:35:24,471
آقای بلنکی، بلافاصله نسبت به
اعزام دسته نجات اقدام کنید

440
00:35:24,506 --> 00:35:27,774
ناوبان فِرهُلم می تونه رهبری دسته
رو برعهده بگیره. بهش اطلاع بدین

441
00:35:27,810 --> 00:35:30,777
سِر جان اجرای این نقشه رو ممنوع کرده بود

442
00:35:30,813 --> 00:35:33,447
دو تفنگدار رو تو دسته جایگزین کن...

443
00:35:33,482 --> 00:35:36,750
و تا جایی که فکر می کنی
خطری نداره، بارشون رو سبک کن

444
00:35:36,785 --> 00:35:38,785
اون ها به تمام برتری ها احتیاج دارن

445
00:35:38,821 --> 00:35:41,021
التماست می کنم
خواهش می کنم دست نگه دار

446
00:35:41,056 --> 00:35:42,689
ما سِر جان رو از دست دادیم!

447
00:35:44,860 --> 00:35:47,094
ما سِر جان رو از دست دادیم

448
00:35:48,097 --> 00:35:50,931
متوجه... متوجه نیستی چه اتفاقی افتاده؟

449
00:35:55,537 --> 00:35:57,037
متوجه ام

450
00:35:58,140 --> 00:35:59,806
یک روز

451
00:35:59,842 --> 00:36:02,242
ازت می خوام یک روز...

452
00:36:02,478 --> 00:36:05,178
به افرادمون اجازه بدی عزاداری کنن

453
00:36:07,883 --> 00:36:09,649
و بعد می رن

454
00:36:50,793 --> 00:36:52,859
این ها سخنان من نیست

455
00:36:53,896 --> 00:36:55,695
حرف های سِر جان هستن

456
00:36:56,732 --> 00:36:58,999
می خواست شما این ها رو بشنوید

457
00:36:59,034 --> 00:37:02,903
و از اون جایی که خودم حرفی برای گفتن ندارم...

458
00:37:04,106 --> 00:37:05,806
حرف های اون رو براتون بازگو می کنم

459
00:37:06,909 --> 00:37:09,109
آخرین حرف هاش

460
00:37:10,879 --> 00:37:12,245
در هنگام کوچ"

461
00:37:12,281 --> 00:37:14,881
یعقوب اتفاقی به مکانی برخورد

462
00:37:14,917 --> 00:37:17,584
و آنجا اتراق کرد چرا...

463
00:37:17,619 --> 00:37:20,053
چرا که آفتاب غروب کرده بود

464
00:37:22,057 --> 00:37:24,324
فکر می کرد آنجا مکان بسیار بدی هست

465
00:37:25,794 --> 00:37:28,095
نه خانه ای بود و نه کاشانه ای

466
00:37:29,198 --> 00:37:31,098
:‏ولی آن شب خواب دید

467
00:37:32,134 --> 00:37:34,000
نردبانی بر فراز زمین قرار گرفته بود

468
00:37:34,036 --> 00:37:37,170
که انتهای آن به بهشت می رسید

469
00:37:37,206 --> 00:37:41,741
خداوند بالای نردبان ایستاده بود و گفت: 'بنگر،

470
00:37:41,777 --> 00:37:44,010
من همراه تو هستم

471
00:37:44,046 --> 00:37:45,946
و همه جا از تو محافظت می کنم

472
00:37:45,981 --> 00:37:48,882
‏هر جا که بروی

473
00:37:48,917 --> 00:37:51,284
'چرا که تو را به حال خود رها نمی کنم

474
00:37:52,754 --> 00:37:56,123
و یعقوب در خوابش دنیای نامرئی را

475
00:37:56,158 --> 00:37:59,326
در کنار دنیای شناخته شده ای که می بینیم، دید...

476
00:38:00,362 --> 00:38:02,596
با صخره ها و ماهش...

477
00:38:03,799 --> 00:38:06,766
با سرزمین های یخی و حیوانات زبان بسته اش...

478
00:38:07,836 --> 00:38:10,770
و همه انسان هایی که می شناسیم...

479
00:38:12,007 --> 00:38:14,207
تا کنون شناخته ایم...

480
00:38:14,243 --> 00:38:16,343
و تا ابد خواهیم شناخت

481
00:38:17,713 --> 00:38:20,780
به حدی کامل بود که بنظر می آمد

482
00:38:20,816 --> 00:38:23,083
جایی برای دنیای هم قطار
"...نامرئی اش باقی نمی ماند

483
00:38:23,118 --> 00:38:24,851
یک دقیقه می رم دستشویی

484
00:38:24,887 --> 00:38:26,920
‏"که حتی از دنیایی که می بینیم...

485
00:38:26,955 --> 00:38:29,689
هم بی نهایت تر است

486
00:38:30,993 --> 00:38:34,728
چرا که فرشتگان محافظ ما
و خدایی که ما را به حال

487
00:38:35,764 --> 00:38:38,131
خود رها نمی کند و مُردگانی که...

488
00:38:38,167 --> 00:38:40,834
اگرچه از کالبدشان

489
00:38:40,869 --> 00:38:43,637
جدا شده اند، اما همچنان زنده اند، در این دنیا

490
00:38:43,672 --> 00:38:45,172
ساکن هستند

491
00:38:45,207 --> 00:38:47,374
و جدیدترین کسی که به این مرتبه رسیده

492
00:38:47,409 --> 00:38:50,188
‏ناخدای سرزنده ی ما
[‏[نوشته خط زده: برادر باهوش ما، ناوبان گراهام گور...

493
00:38:50,212 --> 00:38:52,112
سِر جان است

494
00:38:54,316 --> 00:38:57,284
کسی که فضیلت و نیکویی در همه رفتارهایش

495
00:38:57,319 --> 00:39:00,220
نشان از برگزیدگی نزد خدا...

496
00:39:01,323 --> 00:39:04,224
‏و تقدیرش برای حکومت
‏در کنار مسیح تا ابد داشت

497
00:39:06,995 --> 00:39:10,096
دنیای نامرئی ارواح، اگرچه ناپیدا بود

498
00:39:10,132 --> 00:39:12,399
اما برای یعقوب حی و حاضر بود

499
00:39:15,003 --> 00:39:20,173
نه در آینده، نه دور، بلکه حی و حاضر

500
00:39:23,345 --> 00:39:26,880
و در حال حاضر وجود دارد و اینجاست

501
00:39:26,915 --> 00:39:30,383
‏در میان ما، اگر چشمان خود را باز کنیم...

502
00:39:32,187 --> 00:39:37,190
"‏و حقیقت خدا را... در میان خود درک کنیم

503
00:39:44,266 --> 00:39:46,499
تفنگداران...

504
00:39:46,735 --> 00:39:48,835
آماده!

505
00:39:50,105 --> 00:39:52,706
نشانه بگیرید!

506
00:39:55,911 --> 00:39:58,411
‏دوش... فنگ!