﻿1
00:00:00,112 --> 00:00:40,112
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:53,136 --> 00:00:55,889
آمدن به خونه از ويتنام

3
00:00:56,014 --> 00:00:59,814
مثل خود جنگ آسيب‌زا بود

4
00:01:01,687 --> 00:01:04,657
سالها هيچکس در مورد ويتنام صحبت نمي کرد

5
00:01:07,818 --> 00:01:09,320
ما با يک زوج جوان دوست بوديم

6
00:01:09,486 --> 00:01:14,083
و بعد از فقط دوازده سال بود که دو زوج در موردش صحبت مي کردند

7
00:01:14,199 --> 00:01:17,544
ميفهميديم که ما هر دو تفنگداران دريايي در ويتنام بوديم
<font color="#ff8040">کارل مارلنتز،از تفنگداران دريايي،1969</font>

8
00:01:17,661 --> 00:01:20,164
هرگز يک کلمه در موردش صحبت نمي کرديم
<font color="#ff8040">کارل مارلنتز،از تفنگداران دريايي،1969</font>

9
00:01:20,289 --> 00:01:21,962
هرگز به اون اشاره اي نمي کرديم

10
00:01:22,082 --> 00:01:24,130
و کل کشور هم اين طوري بود

11
00:01:25,752 --> 00:01:28,505
اون خيلي تفرقه انداز بود

12
00:01:28,630 --> 00:01:33,511
و مثل زندگي کردن در يک خانواده به همراه يک پدر الکلي بود

13
00:01:33,677 --> 00:01:35,975
هيس ما در مورد آن صحبت نمي کنيم

14
00:01:38,473 --> 00:01:40,350
کشور ما اون کار رو با ويتنام کرد

15
00:01:40,475 --> 00:01:43,228
همين اواخر بود که فکر مي کنم

16
00:01:43,353 --> 00:01:46,027
اون بچه ها نهايتاً شروع به گفتن

17
00:01:46,148 --> 00:01:47,365
آنچه اتفاق افتاده بود کردند

18
00:01:47,524 --> 00:01:48,821
آنچه اتفاق افتاده بود

19
00:01:58,577 --> 00:02:00,545
آنچه که ما در اين کشور حالا به آن نياز داريم

20
00:02:00,662 --> 00:02:04,883
ترميم کردن زخم هاو پشت سر گذاشتن ويتنام است

21
00:02:17,054 --> 00:02:18,306
کشتار

22
00:02:18,430 --> 00:02:20,228
در اين جنگ تراژيک بايد متوقف شود

23
00:02:30,901 --> 00:02:33,529
استراتژي ژنرال ولف وستمورلند

24
00:02:33,654 --> 00:02:35,327
داره نتيجه ميده

25
00:02:35,447 --> 00:02:39,577
دشمن  ديگر به پيروزي نزديک تر نيست

26
00:02:47,042 --> 00:02:48,919
مهم نيست اون رو چجوري بسنجي

27
00:02:49,044 --> 00:02:51,888
ما از اون چيزي که فکر مي کرديم در اين زمان بايد باشيم بهتريم

28
00:02:57,344 --> 00:03:00,097
شما کمتر

29
00:03:00,222 --> 00:03:03,726
در مورد عمق درگيري ما در ويتنام صادق هستيد

30
00:03:03,850 --> 00:03:05,443
ما کمک هايمان را

31
00:03:05,560 --> 00:03:07,562
و ارسال ملزومات به آن دولت را افزايش داده ايم
.

32
00:03:07,688 --> 00:03:10,066
ما به آنجا نيروي جنگي نفرستاده ايم

33
00:03:10,190 --> 00:03:13,785
شما يک رديف مهره هاي دومينو داريد

34
00:03:13,902 --> 00:03:15,950
و به اولين آنها ضربه مي زنيد

35
00:03:16,113 --> 00:03:17,911
و تا آخر بر روي هم مي افتند

36
00:03:18,031 --> 00:03:20,159
اگر تجاوزات در کره موفقيت آميز باشد

37
00:03:20,283 --> 00:03:22,752
ما مي توانيم انتظار داشته باشيم که به سراسر آسيا و اروپا

38
00:03:22,869 --> 00:03:24,041
به اين نيمکره منتشر مي‌شود.

39
00:03:32,540 --> 00:03:38,240
<font face="Microsoft Sans Serif"><u>جنگ ويتنام</u></font>

40
00:03:46,309 --> 00:03:52,737
<i><font color="#ffff00">تو کجا بوده اي

پسر چشم آبي ام</font></i>

41
00:03:52,858 --> 00:03:56,988
<i><font color="#ffff00">و تو کجا بوده اي

جوان عزيزم</font></i>

42
00:03:58,989 --> 00:04:03,210
ويکتور فرانکل که از اردوگاه هاي مرگ در جنگ جهاني دوم نجات پيدا کرد

43
00:04:03,326 --> 00:04:06,250
کتابي نوشت به اسم انسان در جستجوي معنا

44
00:04:06,371 --> 00:04:08,669
<i><font color="#ffff00"># من قدم زده ام و من خيز برداشته ام</font></i>

45
00:04:08,832 --> 00:04:11,426
ميدوني زندگي براي رنج کشيدن است

46
00:04:11,543 --> 00:04:15,969
براي بقا بايد معني رنج کشيدن را يافت

47
00:04:16,089 --> 00:04:20,515
و براي افرادي از ما که به خاطر ويتنام رنج کشيدند

<font color="#ff8000">ماکس کليلند،ارتشي</font>

48
00:04:20,635 --> 00:04:24,856
اون هميشه خواسته ما بوده است

<font color="#ff8000">ماکس کليلند،ارتشي</font>

49
00:04:24,973 --> 00:04:31,481
<i><font color="#ffff00"># و اون شديده شديده   شديده </font></i>

50
00:04:31,605 --> 00:04:33,528
<font color="#ffff00"><i>و اون شديده  شديده   شديده </i></font>

51
00:04:33,690 --> 00:04:38,116
<font color="#ffff00"><i>اون ي بارون شديده که ميخواد بباره</i></font>

52
00:04:38,236 --> 00:04:42,332
درگيري آمريکا در ويتنام  بطور محرمانه  آغاز شد

53
00:04:42,449 --> 00:04:47,330
آن 30 سال بعد با شکست به پايان رسيد

54
00:04:47,454 --> 00:04:50,708
همه جهان شاهد آن بودند

55
00:04:50,832 --> 00:04:53,631
<font color="#ffff00"><i>و تو چي ديدي جوان عزيز من</i></font>

56
00:04:53,752 --> 00:04:56,881
ان با ايمان مردم نجيب

57
00:04:57,047 --> 00:04:59,550
از سوء تفاهمات سرنوشت ساز،

58
00:04:59,716 --> 00:05:04,062
اعتماد به نفس بيش از اندازه آمريکايي و محاسبات غلط جنگ سرد  آغاز شد

59
00:05:04,179 --> 00:05:09,481
و ان جنگ طولاني شد به خاطر آنکه

به نظر مي رسيد که آسانتر است تا خود را گرفتار کنيم

60
00:05:09,601 --> 00:05:12,605
تا اينکه تاييد کنيم توسط تصميمات فاجعه باري ايجاد شده

61
00:05:12,729 --> 00:05:15,699
که توسط پنج رئيس جمهور آمريکا

62
00:05:15,816 --> 00:05:18,615
متعلق به هر دو حزب سياسي گرفته شده است.

63
00:05:18,735 --> 00:05:20,713
<font color="#ffff00"><i>  من يک اتاق پر از مردانيکه کفش هايشان خون آلود بود ديدم</i></font>

#

64
00:05:20,737 --> 00:05:22,580
پيش از اين که جنگ به پايان برسد

65
00:05:22,697 --> 00:05:26,327
بيش از 50 هزار آمريکايي کشته ميشدند

66
00:05:26,451 --> 00:05:31,252
در اين نبرد همچنين حداقل 250 هزار سرباز ويتنام جنوبي

67
00:05:31,373 --> 00:05:33,842
کشته شدند.

68
00:05:33,959 --> 00:05:37,884
همچنين بيش از يک ميليون سرباز ويتنام شمالي

69
00:05:38,004 --> 00:05:39,426
و چريک هاي ويت کنگ کشته شدند

70
00:05:39,589 --> 00:05:42,513
<font color="#ffff00"><i># شمشيرهاي تيز در دستان بچه هاي کوچک</i></font>

71
00:05:42,634 --> 00:05:44,807
<i><font color="#ffff00">و اون شديده</font></i>

72
00:05:44,928 --> 00:05:47,932
تخمين زده مي شود دو ميليون غيرنظامي ويتنام جنوبي و شمالي

73
00:05:48,098 --> 00:05:49,941
از بين رفته اند

74
00:05:50,058 --> 00:05:53,437
همچنين ده ها هزار نفر ديگر

75
00:05:53,603 --> 00:05:55,355
در کشور هاي همسايه لائوس و کامبوج از بين رفته اند

76
00:05:58,108 --> 00:06:02,113
از نظر بسياري از ويتنامي ها اون يک جنگ داخلي بي رحمانه بود

77
00:06:02,279 --> 00:06:05,624
براي ديگران اوج خونين  فصلي

78
00:06:05,740 --> 00:06:09,210
در يک کشمکش صد ساله براي استقلال بود

79
00:06:09,327 --> 00:06:14,299
<i><font color="#ffff00">#  و تو حالا چه کار خواهي کرد پسرچشم آبي من  #</font></i>

80
00:06:14,457 --> 00:06:16,755
از نظر آمريکايي هايي که در آن مي جنگيدند

81
00:06:16,877 --> 00:06:19,721
و  از نظر آنهايي که در پشت جبهه با آن مبارزه مي‌کردند

82
00:06:19,838 --> 00:06:23,308
همچنين براي آنهايي که صرفاً آن را اتفاقي در اخبار شبانه ‌ديدند

83
00:06:23,466 --> 00:06:27,141
جنگ ويتنام يک دهه رنج و عذاب بود

84
00:06:27,262 --> 00:06:32,769
تفرقه برانگيزترين دوره از زمان جنگ داخلي آمريکا

85
00:06:32,893 --> 00:06:37,740
به نظر مي رسيد که ويتنام همه چيز را زير سوال ميبرد

86
00:06:37,856 --> 00:06:42,327
ارزش افتخار و شجاعت

87
00:06:42,444 --> 00:06:46,995
صفات بي رحمي و ترحم

88
00:06:47,115 --> 00:06:51,541
صداقت دولت آمريکا

89
00:06:51,661 --> 00:06:55,416
و هر آن چيزي که معني ميهن پرست بودن را ميدهد

90
00:06:57,334 --> 00:07:01,805
<font color="#ffff00"><i>جايي که گرسنگي زشت است
جايي که ارواح فراموش شده هستند</i></font>

91
00:07:01,922 --> 00:07:04,050
و افرادي که در ميان آن زيسته اند

92
00:07:04,174 --> 00:07:07,053
هرگز قادر نبوده اند تا آن را از حافظه شان پاک کنند

93
00:07:07,177 --> 00:07:10,226
هرگز بحث کردن  درباره آنچه که واقعا اتفاق افتاد را متوقف نکرده اند

94
00:07:10,347 --> 00:07:15,854
چرا همه چيز آنچنان بد , غلط  پيش رفت

چه کسي بايد شماتت ميشد

95
00:07:15,977 --> 00:07:18,651
و آيا آن همه،  ارزشش را داشت؟

96
00:07:22,280 --> 00:07:24,180
چهل سال گذشته

97
00:07:31,101 --> 00:07:33,101
حتي ما کهنه سربازان ويتنامي

98
00:07:33,960 --> 00:07:36,160
از صحبت در مورد جنگ اجتناب ميکنيم

99
00:07:37,837 --> 00:07:42,170
مردم در مورد پيروزي،در مورد آزادي آواز ميخوانند.اونا اشتباه ميکنن

100
00:07:42,488 --> 00:07:44,888
مساله اين نيست که کي برده و کي باخته

101
00:07:46,541 --> 00:07:48,475
در جنگ هيچکس نميبره و نميبازه

102
00:07:50,205 --> 00:07:51,805
<font color="#ff8040">بائو نين
از ارتش ويتنام شمالي</font>

103
00:07:52,104 --> 00:07:53,704
تنها نابودي وجود داره
<font color="#ff8040">بائو نين
از ارتش ويتنام شمالي</font>

104
00:07:56,155 --> 00:07:58,088
تنها کسانيکه هرگز نجنگيده اند

105
00:07:58,709 --> 00:08:02,041
دوست دارن تا در مورد اينکه کي برده و کي باخته بحث کنن

106
00:08:02,065 --> 00:08:03,808
<i><font color="#ffff00"> و اون يک باران شديده</font></i>

107
00:08:04,067 --> 00:08:08,994
<i><font color="#ffff00">يک باران شديد، قرار است ببارد</font></i>

108
00:08:09,450 --> 00:08:13,084
<b><font color="#ffffff"><u>قسمت اول</u>

آشنا پنداري</font></b>(1858-1961)

109
00:08:46,808 --> 00:08:49,474
فرانسه به کشورمون در اواسط قرن 19 حمله و اونو اشغال کرد

110
00:08:49,527 --> 00:08:53,327
تهاجم خونين و بيرحمانه بود
<font color="#ff8040">بائو نين از ارتش ويتنام شمالي</font>

111
00:08:55,952 --> 00:08:59,377
فتح هند و  چين توسط فرانسه
<font color="#80ffff">(کشورهاي هندو چين:ويتنام،لائوس،کامبوج،برمه،سنگاپور و مالزي که زير سلطه فرهنگي هند و چين هستند)</font>

112
00:08:59,497 --> 00:09:05,004
با يک حمله به بندر ويتنامي باستاني  داننگ  در 1858 آغاز شد
<font color="#80ffff">(کشورهاي هندو چين:ويتنام،لائوس،کامبوج،برمه،سنگاپور و مالزي که زير سلطه فرهنگي هند و چين هستند)</font>

113
00:09:05,128 --> 00:09:08,553
پنجاه سال طول کشيد تا بر کل منطقه تسلط يابد

114
00:09:08,673 --> 00:09:13,224
لائوس و کامبوج و همچنين  يک منطقه به درازاي 1200 کيلومتر

115
00:09:13,344 --> 00:09:16,518
که  ويتنام خوانده مي شد

116
00:09:19,350 --> 00:09:22,320
همه آن تحت سلطه يک ژنرال فرماندار فرانسوي

117
00:09:22,479 --> 00:09:24,732
از  کاخش در هانوي بود

118
00:09:26,483 --> 00:09:29,783
فرانسويان به ميزان زيادي در مزارع

119
00:09:29,903 --> 00:09:34,124
و در شهرهايي مثل سايگون زندگي مي کردند

و آنجا را طوري ساخته بودند که تا حد امکان

120
00:09:34,240 --> 00:09:36,334
شبيه املاکشان در وطن باشد.

121
00:09:37,660 --> 00:09:40,834
اغلب آنها حتي به خودشان زحمت نمي دادند تا زباني را که

122
00:09:40,955 --> 00:09:42,832
مردم مستعمره شان صحبت مي کردند ياد بگيرند

123
00:09:42,999 --> 00:09:46,594
به جاي آن ها يکسري از امپراطورهاي دست نشانده  بنا کردند

124
00:09:46,711 --> 00:09:48,258
و شبکه اي از

125
00:09:48,379 --> 00:09:52,179
مقامات چيني ويتنامي فرانسوي زبان را

126
00:09:52,342 --> 00:09:54,344
براي انجام خواسته هايشان به کار گرفتند

127
00:09:57,806 --> 00:10:02,152
فرانسه مردم مستعمره شان را براي ساخت جاده ها و کانالها

128
00:10:02,268 --> 00:10:04,737
و خطوط ريلي و پل ها به کار گرفت

129
00:10:06,936 --> 00:10:12,270
البته فرانسويها به تمدني که آنها لاف ميزدند براي مردم ويتنام آورده اند،ميباليدند

130
00:10:13,503 --> 00:10:16,636
البته مردم ويتنام به تمدن فرانسوي نيازي نداشتند

131
00:10:17,306 --> 00:10:19,706
آنچه که آنان نياز داشتند استقلال بود

132
00:10:21,037 --> 00:10:23,711
مردم ويتنام به سادگي

133
00:10:23,873 --> 00:10:25,250
به اشغال فرانسه تن ندادند

134
00:10:25,375 --> 00:10:28,128
همانطور که آنها عليه  تهاجمات قبلي

135
00:10:28,253 --> 00:10:29,846
توسط چيني ها جنگيده بودند

136
00:10:29,963 --> 00:10:34,059
تا اوايل قرن بيستم ناسيوناليسم رو به رشد بود

137
00:10:34,175 --> 00:10:39,432
ولي هر کسي که جرئت مي کرد عليه قوانين مستعمراتي مقاومت کند

138
00:10:39,556 --> 00:10:41,979
در خطر تبعيد ، زندان يا گيوتين بود

139
00:10:44,731 --> 00:10:46,731
اونا همه چيزو  در اختيار داشتن

140
00:10:47,647 --> 00:10:48,647
منابع کشورمون

141
00:10:51,486 --> 00:10:53,019
ولي اونا عمدتا استقلال

142
00:10:55,135 --> 00:10:56,402
و آزاديمونو ميگرفتن

143
00:10:58,011 --> 00:11:03,411
زمانيکه من يک بچه کوچيک بودم،از قبل تحت تاثير ملي گرايي در مدرسه قرار گرفته بودم.

144
00:11:03,841 --> 00:11:07,108
من هميشه به فرانسويان بعنوان دشمنم نگاه ميکردم
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

145
00:11:09,239 --> 00:11:10,239
دشمنم

146
00:11:12,964 --> 00:11:16,639
از نظر فرانسويها،ويتناميها مردم سطح پاييني بودن

147
00:11:18,196 --> 00:11:23,263
در ويتنام هيچ "اگاليت" (برابري)وجود نداشت
<font color="#ff8040">لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي</font>

148
00:11:24,365 --> 00:11:27,565
اين دليلي بود که ما انقدر زياد ازشون متنفر بوديم

149
00:11:35,945 --> 00:11:39,074
تنفر من از آنان از ته دل بود

150
00:11:39,199 --> 00:11:40,997
از صميم قلب
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

151
00:11:41,117 --> 00:11:44,212
من از   آنها بسيار متنفر بودم
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

152
00:11:44,329 --> 00:11:45,706
و از اونا بسيار ميترسيدم

153
00:11:50,251 --> 00:11:52,470
پسر من از اونا وحشت داشتم

154
00:12:00,970 --> 00:12:03,849
هرچه از اونا بيشتر ميترسيدم، تنفرم از اونا بيشتر مي‌شد

155
00:12:06,851 --> 00:12:10,071
من يک تفنگدار دريايي 18 ساله بودم که  جوهر

156
00:12:10,188 --> 00:12:12,236
مدرک ديپلم دبيرستانم هنوز خشک نشده بود

157
00:12:12,357 --> 00:12:14,701
من نمي‌خواستم خودمو جلوي دوستام خجالت‌زده کنم

158
00:12:16,861 --> 00:12:18,738
ولي خيلي ترسيده بودم

159
00:12:18,863 --> 00:12:21,662
حس مي کردم مثل اينکه از شرافتم با ناخونام آويزون شدم

160
00:12:21,783 --> 00:12:23,376
تمام مدت من حسم اين بود

161
00:12:38,216 --> 00:12:40,344
در بهار 1919

162
00:12:40,468 --> 00:12:43,597
زماني که قواي  متفقين پيروز

163
00:12:43,721 --> 00:12:47,396
براي تجديد بناي يک جهان ويران شده توسط جنگ بزرگ در پاريس گردهم جمع شدند

164
00:12:47,517 --> 00:12:51,192
رئيس جمهور وودرو ويلسون  رياست  نمايندگي آمريکا را

165
00:12:51,354 --> 00:12:53,698
که در هتل کريلون مستقر بودند بر عهده داشت

166
00:12:56,609 --> 00:13:00,364
روزي يک مرد بلند قامت لاغر 29 ساله

167
00:13:00,530 --> 00:13:02,874
به همراه  عريضه اي  براي رئيس جمهور ظاهر شد که

168
00:13:03,032 --> 00:13:06,912
او و ديگر ملي گرايان ويتنامي

169
00:13:07,036 --> 00:13:10,540
ملهم از اعلاميه ويلسون آن را

170
00:13:10,665 --> 00:13:13,509
نوشته بودند  که بيان مي داشت منافع مردم مستعمراتي

171
00:13:13,626 --> 00:13:16,800
بايد  معادل حکمرانان اروپايي آنها باشد

172
00:13:16,921 --> 00:13:20,391
آن مرد تقاضا داشت که اين اصول

173
00:13:20,550 --> 00:13:22,223
در مورد وطنش اجرا شود

174
00:13:22,343 --> 00:13:27,065
منشي رئيس جمهور قول داد تا آنرا به ويلسون نشان دهد

175
00:13:27,181 --> 00:13:30,731
ولي هيچ شواهدي وجود ندارد که هرگز آن کار را کرده باشد

176
00:13:30,852 --> 00:13:33,321
نام آن مرد وين تات تان بود

177
00:13:33,438 --> 00:13:37,318
ولي او حالا  تحت نام مستعار وين آي کواک

178
00:13:37,442 --> 00:13:39,991
"وين ميهن پرست"  مي زيست

179
00:13:41,321 --> 00:13:43,574
در طي اين دوره شغلي طولاني و مبهم

180
00:13:43,698 --> 00:13:47,373
او حدود 70 اسم مستعار مختلف را اقتباس کرد

181
00:13:47,493 --> 00:13:50,542
نهايتا روشنترين انها را برگزيد

182
00:13:50,663 --> 00:13:53,963
هوشي مين

183
00:13:54,083 --> 00:13:59,260
هوشي مين  مردي بود که در تصويرسازي از خودش

184
00:13:59,422 --> 00:14:03,302
بعنوان شخصي که کاملا خود را وقف آزادسازي کشورش

185
00:14:03,426 --> 00:14:07,772
و مردمش از سلطه خارجي

186
00:14:07,930 --> 00:14:11,855
موفق عمل کرده بود تا جايي که او رفاه خويش را

187
00:14:11,976 --> 00:14:15,822
زندگي خويش را فدا کرده بود و خانواده اي از خودش نداشت

188
00:14:17,273 --> 00:14:19,776
اين براي ويتنامي ها يک فداکاري بزرگ است
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي از هانوي</font>

189
00:14:19,901 --> 00:14:22,620
چون از نظر ما همه به يک خانواده نياز دارند

190
00:14:24,614 --> 00:14:27,288
هوشي مينه در 1890 متولد شد

191
00:14:27,450 --> 00:14:30,294
او پسر يک مقام پايين رتبه در رژيم فرانسه بود

192
00:14:30,411 --> 00:14:33,290
پس از شرکت در يک تظاهرات

193
00:14:33,414 --> 00:14:34,961
عليه امپراطور دست نشانده

194
00:14:35,083 --> 00:14:36,881
و فرانسويانيکه   او را اداره مي کردند

195
00:14:37,001 --> 00:14:41,051
هو از مدرسه اخراج شد

و تحت تعقيب قرار گرفت

196
00:14:43,257 --> 00:14:48,514
او ويتنام را در 1917 ترک کرد و به مدت 30 سال در تبعيد باقي ماند

197
00:14:50,139 --> 00:14:53,313
او به عنوان يک کمک آشپز بر روي يک کشتي خطوط فرانسه خدمت کرد

198
00:14:53,476 --> 00:14:56,150
و از بوستون و نيويورک ديدن نمود

199
00:14:56,312 --> 00:15:01,284
در آنجا براي مدتي به عنوان

شيريني پز در پارک هاوس کار کرد

200
00:15:01,401 --> 00:15:06,658
او در لندن برف روبي کرد  و در پاريس  عکس ها را  رنگ آميزي مي کرد

201
00:15:08,157 --> 00:15:12,333
در آنجا هوشي مين به حزب سوسياليست فرانسه ملحق شد

202
00:15:12,453 --> 00:15:15,832
ولي زمانيکه مکتوبات ضد مستعمراتي لنين را کشف کرد

203
00:15:15,957 --> 00:15:17,925
او يک کمونيست شد

204
00:15:19,502 --> 00:15:21,345
او براي مطالعات به مسکو دعوت شد

205
00:15:21,504 --> 00:15:24,474
به عنوان يک مامور شوروي تحت آموزش قرار گرفت

206
00:15:24,590 --> 00:15:27,935
گاهي اوقات براي اين که در درجه اول يک ملي گرا

207
00:15:28,052 --> 00:15:29,850
و در درجه دوم يک کمونيست بود مورد انتقاد قرار گرفت

208
00:15:30,012 --> 00:15:32,891
و بعد براي سازماندهي کانوني

209
00:15:33,015 --> 00:15:36,189
از ساير تبعيديان ويتنامي

210
00:15:36,310 --> 00:15:40,861
و کمک به تاسيس حزب کمونيست هند و چين، به چين اعزام شد

211
00:15:40,982 --> 00:15:44,657
دوستي به خاطر مي آورد
"   در سراسر آن دوران، او سرسخت و در هيجان بود "

212
00:15:44,777 --> 00:15:47,997
او تنها يک فکر داشت

213
00:15:48,114 --> 00:15:50,913
کشورش  ويتنام

214
00:16:04,797 --> 00:16:11,180
تا سال 1940  در اغلب دنيا مجدداً جنگ جريان داشت

215
00:16:17,560 --> 00:16:21,406
آلمان اغلب اروپاي غربي

216
00:16:21,522 --> 00:16:23,399
از جمله فرانسه را تصرف کرده بود

217
00:16:26,903 --> 00:16:28,621
امپراتوري ژاپن

218
00:16:28,738 --> 00:16:30,786
بسياري از مستعمرات اروپايي در آسيا را تهديد مي کرد

219
00:16:30,907 --> 00:16:34,753
و ويتنام را اشغال کرد و آن ها  به متفقينشان

220
00:16:34,869 --> 00:16:36,416
فرانسه هم دستشان

221
00:16:36,537 --> 00:16:39,211
اجازه دادند تا به نظارت بر مستمره شان ادامه دهند

222
00:16:42,418 --> 00:16:45,922
آمدن ژاپني ها  از نظر برخي از ويتنامي ها

223
00:16:46,088 --> 00:16:50,594
به نظر ميرسيد علامتي براي يک وداع  با فرمانروايي مستعمراتي سفيدشان باشد

224
00:16:50,718 --> 00:16:53,938
ولي هوشي‌مين، هنوز در تبعيد در چين

225
00:16:54,096 --> 00:16:57,441
ژاپني ها را به عنوان مهاجمين بيگانه

226
00:16:57,558 --> 00:16:59,936
ميديد که نسبت به فرانسويان بيشتر به آنان خوش آمد نمي گفت

227
00:17:00,102 --> 00:17:03,231
آنها بيشتر علاقه مند به بهره برداري از کشورش

228
00:17:03,356 --> 00:17:09,034
و مصادره  محصولات ويتنام براي پر کردن کاسه هاي برنج خودشان بودند

229
00:17:09,153 --> 00:17:11,451
او گفت که زمان آن رسيده است که

230
00:17:11,614 --> 00:17:15,118
ميهن پرستان در همه سنين و همه مشاغل

231
00:17:15,284 --> 00:17:19,289
دهقانان ، کارگران ، تجار و سربازان

232
00:17:19,455 --> 00:17:23,130
براي شکست ژاپن   و  فرانسه هم پيمانش صف  آرايي کنند

233
00:17:26,921 --> 00:17:32,428
هوشي مين در فوريه(دي ماه) 1941 پس از سه دهه دوري از وطن اش

234
00:17:32,552 --> 00:17:36,557
پنهاني از طريق مرز چين وارد ويتنام شد

235
00:17:36,681 --> 00:17:40,982
و مرکز فرماندهي اش را نزديک روستاي دور افتاده پاک با

236
00:17:41,102 --> 00:17:43,901
در يک غار سنگ آهک در  سطح يک کوه

237
00:17:44,021 --> 00:17:46,695
بنا نهاد و نام  آن کوه را کارل مارکس  نهاد

238
00:17:46,816 --> 00:17:52,289
که بر يک نهر در جنگل که آن را به افتخار قهرمانش لنين نام نهاد اشراف داشت.

239
00:17:54,657 --> 00:17:57,285
او در آنجا يک جنبش انقلابي  بنا نهاد

240
00:17:57,410 --> 00:18:01,040
که آن را  اتحاديه استقلال ويتنام

241
00:18:01,163 --> 00:18:03,791
ويت مين ناميد

242
00:18:05,957 --> 00:18:09,024
هرکسي که ميخواست براي نبرد به ويت مين ملحق شود

243
00:18:09,265 --> 00:18:13,865
اغلب هيچ کدامشان درمورد ويت مين
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

244
00:18:13,990 --> 00:18:16,488
بعنوان يک سازمان کمونيستي چيزي نميدانستند

245
00:18:16,512 --> 00:18:19,686
هو براي ايجاد و رهبري يک نيروي رزمنده براي انقلاب اش

246
00:18:19,807 --> 00:18:22,401
وو وين زاپ

247
00:18:22,518 --> 00:18:24,896
که زماني معلم تاريخ فرانسه بود

248
00:18:25,021 --> 00:18:28,696
و گروه کودکان نخبه ويتنامي را بنا نهاده بود فراخواند

249
00:18:28,816 --> 00:18:32,366
زاپ از ابتدا تمايلات کمونيستي داشت

250
00:18:32,486 --> 00:18:35,831
و تنفري که در طول زندگي از فرانسه داشت

251
00:18:35,948 --> 00:18:39,202
زمانيکه آنها همسرش را تا حد مرگ در زندان کتک زدند تشديد شد

252
00:18:39,368 --> 00:18:43,589
زاپ الهام گرفته از ناپلئون ، لورنس عربستان

253
00:18:43,706 --> 00:18:47,301
و مائو زدونگ انقلابي چيني کمونيست

254
00:18:47,418 --> 00:18:49,716
از قبل شروع به ايجاد

255
00:18:49,837 --> 00:18:54,058
يک تئوري  متمايز جنگي  مبتني بر تاکتيک هاي چريکي کرده بود

256
00:18:54,216 --> 00:18:59,188
تا زمانيکه يک حمله معمولي تمام عيار بتواند اجرا شود

257
00:18:59,305 --> 00:19:03,230
او در نبرد براي استقلال که باور داشت در حال آغاز بود

258
00:19:03,392 --> 00:19:10,025
زاپ گفت ارتش هايش" همه جا هستند و هيچ جا نيستند"

259
00:19:10,149 --> 00:19:13,949
دليلي که ويتنامي ها هم هميشه به جنگ چريکي متوسل شده بودند

260
00:19:14,070 --> 00:19:16,573
به دليل اين بود که ما يک کشور کوچک بوديم .

261
00:19:16,697 --> 00:19:21,919
و آن  تنها راه  نبرد ضعيف عليه قوي بود

262
00:19:22,078 --> 00:19:25,582
نجنگ تا زماني که مطمئن باشي مي تواني ببري
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي از هانوي</font>

263
00:19:25,748 --> 00:19:29,048
و غافلگيري عنصر بزرگيست
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي از هانوي</font>

264
00:19:30,878 --> 00:19:33,427
نبرد خودتو انتخاب کن

265
00:19:39,136 --> 00:19:43,266
من حدود 26 سالم بود . افرادي بودند که 45 سالشان بود

266
00:19:43,432 --> 00:19:45,730
ما هميشه تا حدي کم انرژي بوديم
<font color="#ff8040">مايک هني،ارتشي،1966</font>

267
00:19:45,851 --> 00:19:48,104
و اين روز ما کاملاً کم توان بوديم
<font color="#ff8040">مايک هني،ارتشي،1966</font>

268
00:19:49,772 --> 00:19:51,649
جوخه من به سمت هدف

269
00:19:56,779 --> 00:19:58,452
برو،برو،برو،برو

270
00:19:58,572 --> 00:20:01,291
و  يک دفعه  ناگهان  اولين نفر

271
00:20:01,450 --> 00:20:04,875
اولين نفر در ستون

گفت ويت کنگها جلومونن

272
00:20:04,995 --> 00:20:06,247
ويت کنگها جلومونن

273
00:20:08,249 --> 00:20:10,547
پيش از اينکه فرصت داشته باشم تا اين حرفو هضم کنم

274
00:20:11,877 --> 00:20:13,677
اون زمين افتاد

درست قفسه سينه اش تير خورد

275
00:20:15,881 --> 00:20:19,431
و آنچه که يک کمين  ماهرانه  بود آغاز شد

276
00:20:30,646 --> 00:20:32,819
ميدونستم گروهي از افرادمو از دست داده ام

277
00:20:32,940 --> 00:20:37,116
به خدا دعا کردم

278
00:20:37,236 --> 00:20:39,659
اگر تو تعداد بيشتري از افراد  جوخه منو ميخواي، منو ببر

279
00:20:39,780 --> 00:20:41,623
مرد ديگري رو از افراد من نگير

280
00:20:41,741 --> 00:20:45,166
درست همان زماني که اين رو گفتم

خودم ترسيدم و گفتم

281
00:20:45,286 --> 00:20:46,663
اي واي من

282
00:20:46,787 --> 00:20:49,336
ميتونم اون دعا را پس بگيرم ؟

283
00:20:59,508 --> 00:21:02,853
تا بهار 1945

284
00:21:02,970 --> 00:21:08,272
بيش از سه سال پس از حمله ژاپن به پرل هاربر

285
00:21:08,392 --> 00:21:11,521
دولت ايالات متحده در جستجوي متفقيني

286
00:21:11,645 --> 00:21:13,693
پشت خطوط در ويتنام بود

287
00:21:13,814 --> 00:21:15,816
امريکايي ها اميدوار بودند تا راهي براي

288
00:21:15,941 --> 00:21:19,195
تضعيف نيروهاي ژاپني در آنجا  بيابند.

289
00:21:19,320 --> 00:21:22,449
آن زماني بود که با هوشي مين تماس مي‌گرفتند

290
00:21:22,573 --> 00:21:24,371
و بنابراين تصميم گرفته شد

291
00:21:24,492 --> 00:21:29,464
تا يک تيم از او اس اس(سلف  سازمان سيا ) براي ملاقات با رهبري ويت مين بفرستند
<font color="#ffff00">او اس اس:اداره خدمات استراتژيک</font>

292
00:21:31,957 --> 00:21:35,177
پول  هو گلند پزشک تيم بود

293
00:21:35,294 --> 00:21:38,889
و اولين چيزي که به او گفته شده بود اين بود که او بايد

<font color="#ff8040"> دونالد گريگ،از سازمان سيا</font>

294
00:21:39,006 --> 00:21:40,804
به رهبرشان که به شدت مريض بود کمک کند

295
00:21:40,925 --> 00:21:43,929
بنابراين او به خانه اي از علف

296
00:21:44,053 --> 00:21:48,399
جايي که يک مرد ريشو ي لاغر  روي بسته اي از کاه دراز کشيده بود ، برده شد

297
00:21:48,516 --> 00:21:50,018
او شديداً ناخوش بود

298
00:21:50,142 --> 00:21:51,735
و آن فرد هوشي مين بود

299
00:21:54,230 --> 00:21:58,827
او اس اس ، نياي سري زمان جنگ سازمان سيا

300
00:21:58,943 --> 00:22:02,038
چريکهاي نامطلوب هو را با تسليحاتش مجهز کرد

301
00:22:02,154 --> 00:22:06,955
و از اينکه چگونه آنها به سرعت ياد گرفتند تا با آن تسليحات کار کنند حيرت زده شد

302
00:22:07,076 --> 00:22:09,750
هوشي مين همقطارانشرا

303
00:22:09,912 --> 00:22:14,088
ارتش ويت آمريکايي ميناميد  و ايالات متحده را

304
00:22:14,208 --> 00:22:16,006
به عنوان يک قهرمان دموکراسي ستايش مي کرد

305
00:22:16,126 --> 00:22:19,255
که مطمئناً به آنها کمک ميکرد تا به سلطه  استعماريشان پايان دهند

306
00:22:20,948 --> 00:22:22,882
ما ديديم که آمريکاييها ميايند

307
00:22:24,089 --> 00:22:26,423
و زمانيکه به آمريکائيها نگاه ميکنيم
<font color="#ff8040">بوي ديما،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

308
00:22:26,845 --> 00:22:30,978
ما اونارو بعنوان يکجور آزاد مرد
<font color="#ff8040">بوي ديما،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

309
00:22:31,372 --> 00:22:33,439
رهايي بخش مردم در نظر ميگرفتيم.

310
00:22:34,030 --> 00:22:36,297
اونا قبلا اروپا رو آزاد کرده بودند

311
00:22:37,606 --> 00:22:42,157
در همين اثنا قحطي بخش شمالي کشور را فرا گرفت

312
00:22:42,278 --> 00:22:44,246
صدها هزار ويتنامي

313
00:22:44,363 --> 00:22:46,286
در زماني که

314
00:22:46,448 --> 00:22:49,622
انبارهاي ژاپن مملو  از برنج بود  بر اثر گرسنگي مي مردند

315
00:22:52,705 --> 00:22:54,745
در آن روزگار ،زباله ها

316
00:22:54,790 --> 00:22:56,918
توسط مردمي که گاري ها را هل مي‌دادند جمع آوري مي شد

317
00:22:57,042 --> 00:23:01,548
و مادرم به خاطر مي آورد که هر روز صبح  او

318
00:23:01,672 --> 00:23:03,549
اين  گاري هاي حمل زباله را مي ديد که مي چرخند

319
00:23:03,674 --> 00:23:06,018
و مردم اجساد مردگان را برمي دارند و آنها را

320
00:23:06,135 --> 00:23:07,637
به درون گاري مي اندازند

321
00:23:07,761 --> 00:23:09,263
حيرت انگيز بود

322
00:23:09,388 --> 00:23:12,938
و مردمي که در آن روزگار زندگي مي کردند  هرگز هرگز فراموش نمي کنند

323
00:23:13,058 --> 00:23:17,438
پدر زوانگ  وانماي  معاون فرماندار

324
00:23:17,563 --> 00:23:19,691
ايالتي در شرق هانوي بود

325
00:23:19,815 --> 00:23:22,238
پسر و نوه  مقامات عالي رتبه چيني

326
00:23:22,359 --> 00:23:24,987
که همگي به فرانسه خدمت کرده بودند

327
00:23:25,112 --> 00:23:28,412
او و همسرش 17 بچه داشتند

328
00:23:28,532 --> 00:23:33,254
والديني که کودکان ميدونيد چاق داشتند

329
00:23:33,370 --> 00:23:35,793
از اين که کودکانشان دزديده

330
00:23:35,915 --> 00:23:38,338
و کشته شود خيلي مي‌ترسيدند

331
00:23:38,459 --> 00:23:41,508
و اون واقعا مثل جهنم روي زمين بود

332
00:23:41,670 --> 00:23:45,174
دولت هيچ راهي براي مواجهه

333
00:23:45,341 --> 00:23:47,389
با اين  فاجعه نداشت

334
00:23:49,011 --> 00:23:50,263
ولي هوشي مين راهي داشت

335
00:23:50,387 --> 00:23:52,606
او ويت مين را بر آن داشت تا

336
00:23:52,723 --> 00:23:55,977
هرجا که مي توانند به انبار هاي ژاپني ها وارد شوند

337
00:23:56,101 --> 00:24:00,197
و برنج را بين مردم توزيع کنند

338
00:24:00,356 --> 00:24:02,825
آنها مثل منجي ها ستايش مي شدند

339
00:24:10,012 --> 00:24:11,346
6 اوت(مرداد ماه)1945

340
00:24:17,665 --> 00:24:20,839
زماني که يک بمب اتمي هيروشيما را نابود کرد

341
00:24:20,960 --> 00:24:24,464
و سه روز بعد بمب دوم ناکازاکي را ويران نمود

342
00:24:24,588 --> 00:24:27,592
تسليم ژاپن فوري به نظر مي‌رسيد

343
00:24:29,677 --> 00:24:33,227
هوشي مين همه ويتنامي ها را به شورش

344
00:24:33,347 --> 00:24:35,224
و تسلط بر کشورشان  فراخواند

345
00:24:35,391 --> 00:24:37,735
پيش از اينکه فرانسه آزاد بتوانند

346
00:24:37,851 --> 00:24:40,320
رژيم قديمي مستعمراتيشان را مجددا تاسيس کنند

347
00:24:40,437 --> 00:24:45,568
آنها در شهرها و شهرستان هاي سراسر کشور قيام کردند

348
00:24:49,154 --> 00:24:52,078
در 2 سپتامبر 1945(شهريور ماه)

349
00:24:52,199 --> 00:24:54,918
همان روزي که ژاپن رسما تسليم شد

350
00:24:55,077 --> 00:24:57,921
صدها هزار ويتنامي

351
00:24:58,080 --> 00:25:02,756
براي اولين ديدار با رهبر اسرارآميز  ويت مين

352
00:25:02,918 --> 00:25:06,092
به سمت ميدان بادين حرکت کردند

353
00:25:06,255 --> 00:25:10,852
و از او اعلام استقلال ويتنام را شنيدند

354
00:25:14,513 --> 00:25:19,019
هوشي مين به همراه يک  افسر او اس اس  ايستاده در کنارش

355
00:25:19,143 --> 00:25:23,114
شروع به خواندن جملاتي از توماس جفرسون(از پدران استقلال آمريکا) کرد

356
00:25:23,230 --> 00:25:25,779
همه انسان ها مساوي خلق شده اند

357
00:25:25,899 --> 00:25:28,652
به آنها توسط خالقشان

358
00:25:28,777 --> 00:25:31,872
حقوق محروم ناشدني مشخصي اعطا شده است

359
00:25:31,989 --> 00:25:34,617
که در ميان آنها آزادي زندگي

360
00:25:34,783 --> 00:25:36,956
و به دست آوردن خوشبختي وجود دارد

361
00:25:40,035 --> 00:25:41,702
همه مردم ويتنام،نه فقط من

362
00:25:42,789 --> 00:25:47,789
حس ميکردند که از حالا ويتنام مستقل
<font color="#ff8040">دونگ سي گويين،از قواي ويت مين</font>

363
00:25:47,987 --> 00:25:52,587
آزاد،متحد،از لحاظ قلمروي امن خواهد بود
<font color="#ff8040">دونگ سي گويين،از قواي ويت مين</font>

364
00:25:52,941 --> 00:25:55,208
و رسما روي نقشه جهان نامگذاري ميشد

365
00:25:55,239 --> 00:25:56,639
همه بسيار مغرور بودند

366
00:25:59,558 --> 00:26:01,777
هوشي‌مين اميد زيادي داشت

367
00:26:01,894 --> 00:26:07,242
که ايالات متحده  از تمايل  ويتنام به استقلال   پشتيباني مي کند
<font color="#ff8040">جرج ويکس،او اس اس</font>

368
00:26:07,357 --> 00:26:09,109
نه لزوما از طريق مداخله

369
00:26:09,234 --> 00:26:12,989
بلکه از طريق انجام آنچه که مي توانست

370
00:26:13,113 --> 00:26:16,663
براي پشتيباني از يک جنبش استقلال طلبانه انجام دهد

371
00:26:16,784 --> 00:26:20,459
اميدهاي هوشي مين  براي حمايت آمريکا حساب شده بودند

372
00:26:20,579 --> 00:26:23,458
ولي قابل فهم نبودند

373
00:26:23,582 --> 00:26:27,462
رئيس جمهور فرانکلين روزولت(رئيس جمهور آمريکا تا اواخر جنگ دوم جهاني) نويد يک جهان پس از جنگ

374
00:26:27,586 --> 00:26:30,635
را داده بود که به حقوق همه انسانها براي انتخاب

375
00:26:30,756 --> 00:26:33,680
شکل حکومتي که تحت سلطه آن زندگي مي کنند، احترام مي گذارد

376
00:26:36,595 --> 00:26:40,395
ولي روزولت اکنون مرده بود و جانشينش هري ترومن

377
00:26:40,516 --> 00:26:44,362
جهان بسيار متفاوتي را به ارث برده بود

378
00:26:44,478 --> 00:26:46,776
اتحاد  با شوروي

379
00:26:46,897 --> 00:26:50,697
که جنگ دوم جهاني را برده بود ، فرو پاشيده بود

380
00:26:50,818 --> 00:26:54,413
شوروي حالا کشورهاي اروپاي شرقي را  که به آن حمله کرده بودند

381
00:26:54,530 --> 00:26:59,081
اشغال کرده بودند و اميد داشتند تا نفوذشان را بيشتر

382
00:26:59,201 --> 00:27:03,832
به سمت ايران ، ترکيه و کشورهاي  ساحل درياي مديترانه گسترش دهند

383
00:27:03,956 --> 00:27:08,257
يک جنگ سرد جديد شروع شده بود

384
00:27:08,377 --> 00:27:10,926
رئيس جمهور فرانسه شارل دوگل هشدار داد که

385
00:27:11,046 --> 00:27:14,095
اگر ايالات متحده بر استقلال مستعمراتش

386
00:27:14,216 --> 00:27:17,811
پافشاري کند ، فرانسه ممکن است انتخابي

387
00:27:17,928 --> 00:27:21,228
جز "سقوط به مدار روسي" نداشته باشد

388
00:27:21,390 --> 00:27:24,735
ايالات متحده   نبايد هيچ کاري براي تضعيف

389
00:27:24,893 --> 00:27:30,241
اعاده امپراطوري فرانسه از جمله ويتنام  انجام دهد.

390
00:27:34,317 --> 00:27:36,317
سايگون

391
00:27:34,361 --> 00:27:37,831
به سختي   آمريکايي در ويتنام پيدا مي‌شد ، ميدانيد

392
00:27:37,948 --> 00:27:40,918
افراد وزارت  امورخارجه ، مقامات کنسولي

393
00:27:41,034 --> 00:27:43,207
تعداد کمي تجار

394
00:27:43,328 --> 00:27:45,330
بندرت فردي از اين کشور
<font color="#ff8040">جرج ويکس،او اس اس</font>

395
00:27:45,455 --> 00:27:47,207
مي‌دانست ويتنام کجا قرار دارد

396
00:27:47,332 --> 00:27:52,008
جورج ويکس بخشي از  ماموريت 7 نفره او اس اس  بود

397
00:27:52,129 --> 00:27:55,429
که به سايگون ، بزرگترين شهر در جنوب فرستاده شد

398
00:27:55,591 --> 00:27:59,016
ايالات متحده رسماً بي‌طرف بود

399
00:27:59,136 --> 00:28:01,810
و اميدوار بود که فرانسه و ويت مين بتوانند

400
00:28:01,930 --> 00:28:05,434
به راه حلي صلح‌آميز  ميان  خودشان برسند

401
00:28:05,601 --> 00:28:09,071
رهبران متفقين  موقتا  به تقسيم ويتنام

402
00:28:09,188 --> 00:28:11,657
به دو منطقه جداگانه موافقت کرده بودند

403
00:28:11,773 --> 00:28:15,949
سربازان چيني ملي‌گرا بايد امور را در شمال اداره مي کردند

404
00:28:16,069 --> 00:28:19,494
سربازان مستعمراتي بريتانيايي سعي داشتند تا همان وظيفه را

405
00:28:19,615 --> 00:28:22,414
در جنوب اجرا کنند که بخش هاي رقيب

406
00:28:22,534 --> 00:28:26,630
از جمله فرانسه و ويت مين از قبل

407
00:28:26,747 --> 00:28:29,626
در خيابان‌هاي سايگون مي‌جنگيدند

408
00:28:29,750 --> 00:28:32,094
هيچکس مسئول نبود

409
00:28:32,211 --> 00:28:36,341
در هر دو طرف ، وحشي گري و بي رحمي

410
00:28:36,465 --> 00:28:37,967
و خشونت وجود داشت

411
00:28:38,091 --> 00:28:40,594
آن کاملاً يک جنگ داخلي نبود

412
00:28:40,719 --> 00:28:42,562
ولي  در خيابانهاي سايگون

413
00:28:42,679 --> 00:28:44,977
به جنگ داخلي بسيار نزديک بود

414
00:28:45,140 --> 00:28:48,064
سرهنگ دوم پيتر دويي

415
00:28:48,185 --> 00:28:51,530
فرمانده 28 ساله او اس اس در سايگون

416
00:28:51,647 --> 00:28:54,241
سعي داشت تا از همه آن  سر در بياورد

417
00:28:54,358 --> 00:28:57,077
درست از زمان آغاز او با همه در تماس بود

418
00:28:57,194 --> 00:28:59,913
نه تنها با فرانسه بلکه خيلي زود او

419
00:29:00,030 --> 00:29:04,126
با گروه هاي مختلف ويتنامي ارتباط برقرار کرد

420
00:29:04,243 --> 00:29:07,213
به زودي ويت مين  خودشان را

421
00:29:07,329 --> 00:29:09,752
به عنوان موفق ترين گروه اثبات کردند

422
00:29:09,873 --> 00:29:12,672
دويي که فرانسه را سليس صحبت مي کرد

423
00:29:12,793 --> 00:29:15,637
واسطه گفتگوها بين يک سخنگوي ويت مين

424
00:29:15,754 --> 00:29:19,475
و نماينده ارشد فرانسه در شهر شد

425
00:29:19,591 --> 00:29:24,347
تلاش‌هايش ژنرال بريتانيايي داگلاس گريسي را به خشم آورد

426
00:29:24,471 --> 00:29:27,350
که نيروهاي متفقين را در جنوب فرماندهي مي کرد

427
00:29:27,516 --> 00:29:30,360
گريسي متقاعد شده بود که کنترل فرانسه

428
00:29:30,477 --> 00:29:33,276
بايد هرچه سريعتر که ممکن است  مجدا تحميل شود

429
00:29:33,397 --> 00:29:36,697
گريسي مي گفت با مشورت با ويت مين

430
00:29:36,858 --> 00:29:41,284
سرهنگ دويي يک نيروي خرابکار شده بود

431
00:29:42,864 --> 00:29:46,334
خشونت درون و اطراف سايگون افزايش يافت

432
00:29:48,370 --> 00:29:51,044
سرهنگ دويي فورا به مقامات مافوقش تلگراف زد:

433
00:29:51,206 --> 00:29:54,710
او نوشت: ويتنام" دارد مي سوزد"

434
00:29:54,835 --> 00:29:57,304
کار فرانسه و بريتانيا در اينجا تمام شده است

435
00:29:57,421 --> 00:29:59,924
و او نتيجه گرفت که ايالات متحده

436
00:30:00,048 --> 00:30:02,221
بايد جنوب شرقي آسيا را پاکسازي کند

437
00:30:06,555 --> 00:30:10,981
دو روز بعد در 26 سپتامبر(مهر) 1945

438
00:30:11,101 --> 00:30:12,569
او به فرودگاه ميرفت

439
00:30:12,728 --> 00:30:17,529
و آماده پرواز  به مرکز فرماندهي او اس اس شد

440
00:30:17,649 --> 00:30:22,621
ويت مين در يک راه بندان  دويي را با يک فرانسوي اشتباه گرفتند

441
00:30:22,738 --> 00:30:24,740
و آتش گشودند

442
00:30:26,408 --> 00:30:29,582
او  فورا کشته شد

443
00:30:29,745 --> 00:30:33,500
هوشي مين به ايالات متحده

444
00:30:33,623 --> 00:30:37,594
مرگ دويي را تسليت گفت که او را

445
00:30:37,753 --> 00:30:41,599
به عنوان يک فرد هوادار هدفش ميشناخت

446
00:30:41,715 --> 00:30:44,468
طنز وحشتناک قضيه اين است که دويي

447
00:30:44,593 --> 00:30:47,142
که هر چه در توان داشت براي کمک به

448
00:30:47,262 --> 00:30:50,937
جنبش استقلال طلبانه ويتنام انجام ميداد ، بايد

449
00:30:51,058 --> 00:30:53,277
توسط يک اشتباه ويتنامي ها کشته شود

450
00:31:04,780 --> 00:31:09,536
يک زن آفريقايي آمريکايي مسن در را باز کرد
<font color="#ff8040">وينسنت اوکاموتو،ارتشي،1968</font>

451
00:31:14,623 --> 00:31:18,503
فکر مي کنم او فورا فهميد  که ما چرا آنجا بوديم

452
00:31:21,505 --> 00:31:23,633
و پدر روحاني گفت

453
00:31:23,757 --> 00:31:28,308
من...من واقعا متاسفم تا به شما اطلاع دهم

454
00:31:28,470 --> 00:31:33,647
که پسر شما در ويتنام  کشته شده است

455
00:31:33,767 --> 00:31:34,767
و آن زن هم آنجا نشست

456
00:31:34,810 --> 00:31:36,403
هيچ کلامي نگفت

457
00:31:38,772 --> 00:31:42,493
بعد  شوهرش گفت" نه اشتباهي شده است"

458
00:31:42,609 --> 00:31:44,327
اون مرد با اين نامه بر  گشت

459
00:31:44,486 --> 00:31:46,705
و گفت نگاه کن ميبيني

460
00:31:46,822 --> 00:31:51,703
ما اين رو ديروز گرفتيم ،پسر ما هنوز ديروز زنده بود

461
00:31:51,827 --> 00:31:54,797
و کشيش ارتش به آن نامه نگاه کرد

462
00:31:54,913 --> 00:31:57,086
و گفت اين مال يک هفته پيش است

463
00:31:57,207 --> 00:32:01,553
فکر مي کنم پسرتان در همان روزي که اين نامه را نوشت کشته شده است

464
00:32:09,428 --> 00:32:13,604
در پاييز 1945 ، يک هفته پس از مرگ سرهنگ دويي

465
00:32:13,723 --> 00:32:16,602
نيروهاي تازه نفس فرانسوي وارد  سايگون مي شدند

466
00:32:16,726 --> 00:32:20,572
و اداره آنجا را از بريتانيا تحويل مي گرفتند

467
00:32:20,689 --> 00:32:21,861
آنها به سرعت

468
00:32:21,982 --> 00:32:23,734
کنترل شهر را در دست گرفتند

469
00:32:23,859 --> 00:32:25,156
و شروع کردند به اشغال مجدد

470
00:32:25,277 --> 00:32:27,029
کل کشور

471
00:32:28,989 --> 00:32:32,710
هوشي مين اميد داشت به طريقي استقلال را

472
00:32:32,826 --> 00:32:34,794
بدون جنگ با فرانسه به دست آورد

473
00:32:34,911 --> 00:32:38,290
و هنوز اميد داشت که ايالات متحده دخالت مي‌کند

474
00:32:38,415 --> 00:32:42,340
شما هرگز يک امپراطوري  نداشتيد ، هرگز  مردم آسيا را استثمار نکرديد

475
00:32:42,461 --> 00:32:45,556
او در ملاقات با يک روزنامه‌نگار آمريکايي مي گفت

476
00:32:45,672 --> 00:32:49,722
با اين مسئله کمونيسم کور نشويد

477
00:32:49,843 --> 00:32:54,940
او نميخواست با فرانسه به عنوان دشمن آمريکا  بجنگد

478
00:32:55,056 --> 00:33:01,189
و در حقيقت ، من نامه هايي را که او به رئيس جمهور ترومن نوشت ديدم
<font color="#ff8040">لزلي گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمريکا)</font>

479
00:33:01,313 --> 00:33:05,739
که مي‌گفت" ما به همان چيزهايي که شما باور داريد اعتقاد داريم"

480
00:33:05,859 --> 00:33:09,079
آن نامه هايي را که من در پرونده‌هاي سيا  ديدم

481
00:33:09,237 --> 00:33:13,083
هرگز به رئيس‌جمهور ترومن داده نشدند

482
00:33:17,329 --> 00:33:21,926
در ژوئن(خرداد) 1946هوشي مين در يک تلاش بي حاصل  به پاريس بازگشت

483
00:33:22,042 --> 00:33:24,921
تا از فرانسه بخواهد قول بدهند

484
00:33:25,086 --> 00:33:28,260
که خودمختاري کشورش را

485
00:33:28,381 --> 00:33:30,600
افزايش دهند

486
00:33:30,717 --> 00:33:32,469
ژنرال زاپ زماني که هو در مسافرت بود

487
00:33:32,594 --> 00:33:35,939
شروع به تحکيم کنترل کمونيست ها

488
00:33:36,097 --> 00:33:37,440
بر انقلاب کرد

489
00:33:37,557 --> 00:33:40,276
او يک پاکسازي بي رحمانه

490
00:33:40,435 --> 00:33:43,314
از  اعضاي احزاب  ملي گراي رقيب

491
00:33:43,438 --> 00:33:46,783
و مردمي که او آنها را" خرابکاران مرتجع" مي‌ناميد

492
00:33:46,942 --> 00:33:52,164
زمين داران ، پولدارها ، تروتسکيست ها و کاتوليک ها

493
00:33:52,280 --> 00:33:56,626
مردان و زنان متهم به همدستي با فرانسه  انجام داد

494
00:33:56,785 --> 00:34:01,006
صدها نفر تيرباران ، غرق و زنده دفن شدند

495
00:34:01,122 --> 00:34:02,999
من ديديم ويت مين، همقطاران ويتناميشان را کشتند

496
00:34:06,828 --> 00:34:09,728
اونا حقيقتا براي مردم ويتنام نميجنگيدند
<font color="#ff8040">لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي</font>

497
00:34:09,891 --> 00:34:13,853
اونا فقط براي نظام کمونيسم بين الملل ميجنگيدند
<font color="#ff8040">لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي</font>

498
00:34:14,177 --> 00:34:19,024
در 19 دسامبر(دي ماه) 1946 پس از ماه ها  تنش سازي

499
00:34:19,140 --> 00:34:21,313
نبرد بين  ويت مين و فرانسه

500
00:34:21,476 --> 00:34:24,320
در هانوي آغاز شد

501
00:34:28,650 --> 00:34:31,779
معلوم شد که ويت مين توان مقابله با قدرت آتش فرانسه را ندارند

502
00:34:36,366 --> 00:34:41,213
هو ، زاپ و  رفقايشان از شهر گريختند

503
00:34:41,329 --> 00:34:45,334
و به پناهگاه کوهستانيشان  در دوردست بسمت شمال بازگشتند

504
00:34:47,586 --> 00:34:50,681
آنهايي که تفنگ دارند از تفنگ هايشان استفاده خواهند کرد

505
00:34:50,839 --> 00:34:52,841
هوشي مين در يک سخنراني راديويي اعلام کرد

506
00:34:52,966 --> 00:34:55,765
و در خواست يک جنگ چريکي در تمام کشور کرد

507
00:34:55,885 --> 00:34:59,731
آنهايي که شمشير دارند از شمشير استفاده خواهند کرد

508
00:34:59,848 --> 00:35:05,025
آنهايي که شمشير ندارند  از بيل يا  چماق استفاده خواهند کرد

509
00:35:09,274 --> 00:35:12,274
يک حس بارز تعهد به جنگ براي کشورمون وجود داشت

510
00:35:19,275 --> 00:35:22,675
اون زمان رو بعنوان يک دوره  شاد و زيبا بخاطر ميارم

511
00:35:26,584 --> 00:35:31,250
ما حتي زمانيکه بسمت نبرد قدم رو ميرفتيم آواز ميخونديم
<font color="#ff8040">گويين گوک(از ويت مين)</font>

512
00:35:31,443 --> 00:35:33,310
سرودهاي خيلي رومانتيک و عشقي

513
00:35:35,425 --> 00:35:38,019
ولي کشوري که هوشي‌مين آرزو داشت تا آن را يکپارچه کند

514
00:35:38,136 --> 00:35:41,356
خودش به تلخي تقسيم شده بود

515
00:35:41,473 --> 00:35:43,726
خانواده ها از هم جدا شده بودند

516
00:35:43,892 --> 00:35:47,692
خواهر  زوانگ وانماي علي رغم موقعيت پدرش در دولت فرانسه

517
00:35:47,812 --> 00:35:52,739
احساس مي کرد مجبور است به فراخوان او پاسخ دهد

518
00:35:54,402 --> 00:35:57,997
خواهر بزرگتر من تانگ، همسر

519
00:35:58,114 --> 00:36:03,086
مردي شده بود که هوادار بزرگ ويت مين  بود

520
00:36:03,244 --> 00:36:06,214
و هوشي مين تا آن زمان دولتش را

521
00:36:06,331 --> 00:36:07,583
به پايگاه کوهستاني تخليه کرده بود

522
00:36:07,749 --> 00:36:11,344
بنابراين خواهرم و شوهرش  همه راه را

523
00:36:11,461 --> 00:36:13,680
از هانوي به سمت پايگاه به منظور

524
00:36:13,797 --> 00:36:17,301
ملحق شدن به مقاومت عليه فرانسه به زحمت با پاي پياده طي کردند

525
00:36:20,053 --> 00:36:22,476
بنابراين جنگ ويتنام واقعا يک جنگ داخلي بود

526
00:36:22,597 --> 00:36:24,224
که به سطح خانواده کشيده شده بود

527
00:36:27,318 --> 00:36:29,251
<font color="#ffff00">فرانسه
به هندو چين فشار مياورد</font>

528
00:36:32,607 --> 00:36:36,202
فرانسه هزاران نفر را به ويتنام ريخت

529
00:36:36,319 --> 00:36:40,620
نيروهاي منظم فرانسوي ، مزدوران اروپايي ، و سربازان مستعمراتي

530
00:36:40,782 --> 00:36:44,662
از مراکش ، الجزاير  ، تونس و سنگال

531
00:36:44,786 --> 00:36:49,633
که همراه با ارتشي از کامبوجي ها ، لائوسي ها

532
00:36:49,791 --> 00:36:52,635
ويتنامي هاي ضد کمونيست مي‌جنگيدند

533
00:36:56,506 --> 00:37:00,727
نيروهاي فرانسوي اغلب شهرهاي بزرگ

534
00:37:00,844 --> 00:37:02,221
و مراکز  ايالتي  را اشغال کردند

535
00:37:02,345 --> 00:37:07,317
و صدها پاسگاه مرزي جدا افتاده را ايجاد کردند

536
00:37:07,475 --> 00:37:12,106
فرانسه همچنين تلاش کرد تا بر ويتنامي هاي  روستايي

537
00:37:12,230 --> 00:37:15,484
از طريق يک برنامه که آنها آن را  آرام سازي ناميدند سلطه يابند

538
00:37:15,650 --> 00:37:17,698
pacification- آرام سازي

539
00:37:17,819 --> 00:37:22,450
ساخت آب بند ها ، مدارس و جاده ها و واکسينه کردن کودکان

540
00:37:25,326 --> 00:37:27,670
فرانسويان يک روستا را  آرام مي کردند

541
00:37:27,829 --> 00:37:31,959
و در طول روز آن را در کنترل داشتند

542
00:37:32,083 --> 00:37:35,553
اما  ويت مين در شب باز مي گشتند

543
00:37:35,670 --> 00:37:39,846
و بنابراين آن هرگز کاملا امن نبود

544
00:37:39,966 --> 00:37:43,345
پدرم سرش را تکان ميداد و مي گفت ، ميدوني

545
00:37:43,511 --> 00:37:45,013
آرام سازي واقعاً بيهوده است

546
00:37:45,138 --> 00:37:49,359
چون مثل اين ميمونه که سعي کني  تا شن را در ميان انگشتانت نگهداري

547
00:37:52,854 --> 00:37:57,906
ويت مين ها جاده ها را مين گذاري مي کردند ، پل ها و خطوط راه‌آهن را منفجر مي کردند

548
00:37:58,026 --> 00:38:03,123
به گشتي هاي فرانسوي کمين مي‌زدند و سپس ناپديد مي شدند

549
00:38:05,492 --> 00:38:09,668
سربازان فرانسوي گاهي اوقات از نزديکترين روستا انتقام مي گرفتند

550
00:38:09,788 --> 00:38:12,166
خانه ها را مي سوزاندند ، به زنان تجاوز مي کردند

551
00:38:12,290 --> 00:38:16,466
مردان  مظنون به کمک به ويت مين‌ها را اعدام ميکردند

552
00:38:21,629 --> 00:38:23,295
در 1948 در روستاي زادگاهم

553
00:38:24,130 --> 00:38:26,130
فرانسويها سوار بر تانکها آمدند

554
00:38:27,387 --> 00:38:29,053
و خونه هاي ما رو سوزاندند

555
00:38:33,104 --> 00:38:35,470
اونا بسمت بسياري از بوفالوهاي آبي تيراندازي کردند

556
00:38:35,652 --> 00:38:38,785
که ما از اونا براي شخم زدن زمين استفاده ميکرديم

557
00:38:40,976 --> 00:38:42,476
زمانيکه من يک بچه کوچک بودم

558
00:38:42,525 --> 00:38:45,225
شاهد اون صحنه بودم

559
00:38:46,932 --> 00:38:51,065
اون برام تبديل به يک خاطره ترسناک شده

<font color="#ff8040">لي کونگ هوان(ويت مين)</font>

560
00:38:55,458 --> 00:39:00,259
اما کمونيست ها هم هميشه مثل فرانسوي ها بي رحم ظاهر مي شدند

561
00:39:00,380 --> 00:39:03,429
يک فرمانده مي‌گفت بهتره که حتي آنهايي را که ممکن است بي گناه باشند بکشي

562
00:39:03,591 --> 00:39:09,269
تا اجازه بدهي   يک فرد گناهکار برود

563
00:39:09,430 --> 00:39:11,649
و آنها مخصوصن هر کسي را که

564
00:39:11,766 --> 00:39:15,020
ارتباطاتي با فرانسوي ها داشتند هدف قرار مي‌دادند

565
00:39:15,144 --> 00:39:18,774
زماني پدرم شروع به کار با فرانسوي ها کرد سپس او

566
00:39:18,940 --> 00:39:21,568
تبديل به يک هدف شد، هرچه مقام بالاتري مي‌يافت

567
00:39:21,693 --> 00:39:23,536
تبديل به هدف بزرگتري مي‌شد

568
00:39:23,653 --> 00:39:29,706
يک مأمور  ويتمين واقعاً با هفت تيري براي شليک به او وارد شد

569
00:39:29,826 --> 00:39:33,376
اما در لحظه آخر تصميم گرفت که اين کار را نکند

570
00:39:36,139 --> 00:39:37,139
من ديدم که

571
00:39:39,430 --> 00:39:43,030
ويت مين سربازان ويتنامي در ارتش فرانسه رو دستگير ميکنه

572
00:39:46,465 --> 00:39:49,665
اونا رو لخت مادرزاد کردند

<font color="#ff8040">تران گوک"هري" هو،از ارتش ويتنام جنوبي</font>

573
00:39:49,780 --> 00:39:52,847
و اونا رو
<font color="#ff8040">تران گوک"هري" هو،از ارتش ويتنام جنوبي</font>

574
00:39:53,008 --> 00:39:55,142
با زنده بگور کردن وحشيانه کشتند.

<font color="#ff8040">تران گوک"هري" هو،از ارتش ويتنام جنوبي</font>

575
00:39:55,863 --> 00:39:59,129
اونا نميخواستن يک گلوله رو براي اين افراد هدر بدن

576
00:40:01,850 --> 00:40:04,584
ما زير سلطه دو رژيم سرکوبگر زندگي ميکرديم

577
00:40:12,452 --> 00:40:15,706
تلفات فرانسويان رو به تزايد بود

578
00:40:15,830 --> 00:40:18,674
يک سرباز فرانسوي به مادرش نوشت:

579
00:40:18,791 --> 00:40:21,340
روزهاي وجود داشت که ما انقدر  دلسرد بوديم

580
00:40:21,502 --> 00:40:23,550
دوست داشتيم همه چيز را تسليم کنيم

581
00:40:23,671 --> 00:40:26,845
کاروان ها تحت حمله بود ، جاده ها بسته ميشد

582
00:40:27,008 --> 00:40:30,057
از همه جهات آتش مي باريد هرشب

583
00:40:30,178 --> 00:40:32,101
در خانه تفاوتي نداشت

584
00:40:41,814 --> 00:40:44,543
زماني که من آنجا بودم فرصت اين را داشتم تا با مادرم تماس بگيرم

585
00:40:44,567 --> 00:40:46,695
ميدوني

586
00:40:46,819 --> 00:40:49,823
و به مادرم در مورد آنچه که آنجا اتفاق مي افتاد مي گفتم

587
00:40:49,948 --> 00:40:53,043
و به او ميگفتم چگونه او نبايد باور کند

588
00:40:53,159 --> 00:40:56,003
انچه را که در روزنامه مي‌بيند و در تلويزيون مشاهده ميکند

589
00:40:56,120 --> 00:40:58,714
چرا که ما داشتيم جنگ را مي باختيم

590
00:40:58,873 --> 00:41:01,547
من گفتم و تو احتمالاً هرگز مرا دوباره نمي بيني

591
00:41:01,709 --> 00:41:05,259
چون  ما در شمالي‌ترين پاسگاه   مرزي که  تفنگداران دريايي دارند هستيم

<font color="#ff8040">روجر هريس،از تفنگداران دريايي،1967</font>

592
00:41:05,380 --> 00:41:06,677
ميدوني

593
00:41:06,798 --> 00:41:08,817
ما ميتونستيم حقيقتاً... به داخل ويتنام شمالي نگاه کنيم

<font color="#ff8040">روجر هريس،از تفنگداران دريايي،1967</font>

594
00:41:08,841 --> 00:41:10,801
ما زماني که توپ ها   روي ما شليک مي‌کردند جرقه ها را مي ديديم

595
00:41:10,885 --> 00:41:13,013
و من گفتم و همه در يگان ما دارند ميميرند

596
00:41:13,137 --> 00:41:15,731
من احتمالا باز نخواهم گشت

597
00:41:15,848 --> 00:41:17,850
و مادرم گفت نه تو  برميگردي

598
00:41:17,976 --> 00:41:21,697
اون گفت من هر روز به خدا  ميگم و تو خاص هستي

599
00:41:21,813 --> 00:41:23,611
تو برميگردي

600
00:41:23,731 --> 00:41:25,950
و من گفتم مامان ، مادر هر کسي فکر ميکند

601
00:41:26,067 --> 00:41:28,240
که فرزندانشان خاص هستند

602
00:41:28,403 --> 00:41:32,408
ميدوني ، من قطعات بدن افراد خاص را در کيسه ميگذارم

603
00:41:37,912 --> 00:41:39,598
اعلاميه تاثر برانگيز رئيس جمهور ترومن

604
00:41:39,622 --> 00:41:41,044
که روسيه اسرار بمب اتم را در اختيار داشت

605
00:41:41,165 --> 00:41:42,810
باعث شد که وزارت امور خارجه در سراسر دنيا

606
00:41:42,834 --> 00:41:45,553
با نگراني به جنبش بيفتد

607
00:41:45,670 --> 00:41:49,675
ما خيلي هشيار بوديم که يک جنگ سرد وجود داشت

608
00:41:49,799 --> 00:41:51,642
و ما دشمني داشتيم

609
00:41:51,759 --> 00:41:55,764
و اينکه، اون  دشمن اتحاد شوروي بود

610
00:41:55,930 --> 00:41:58,934
ايالات متحده در يک قطب ايستاد

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،از اداره دولتي کمک به کهنه سربازان،دانويل</font>

611
00:41:59,100 --> 00:42:01,194
و اتحاد شوروي در قطب ديگري ايستاد

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،از اداره دولتي کمک به کهنه سربازان،دانويل</font>

612
00:42:01,310 --> 00:42:04,280
آن نوعي از پويايي مانوي(دوقطبي خير و شر) بود

613
00:42:04,397 --> 00:42:06,115
که شر وجود داشت و خير

614
00:42:06,274 --> 00:42:08,197
و مادر طرف خير و سمت مقابل او شر بود

615
00:42:08,317 --> 00:42:11,366
آن از لحاظ اخلاقي  مبهم نبود

616
00:42:14,198 --> 00:42:18,328
درست چند هفته پس از اينکه روسيه يک قدرت هسته اي شد

617
00:42:18,453 --> 00:42:20,296
اخبار حيرت انگيز ديگري وجود داشت

618
00:42:20,413 --> 00:42:23,963
نيروهاي کمونيستي  تحت فرمان مائو تسه تونگ

619
00:42:24,125 --> 00:42:26,674
کنترل چين را به دست گرفتند

620
00:42:26,794 --> 00:42:30,640
شورش هاي کمونيستي جداگانه همچنين

621
00:42:30,798 --> 00:42:36,305
در مستعمرات بريتانيايي برمه و مالزي در جريان بود

622
00:42:36,429 --> 00:42:40,104
مائو در ژانويه(دي ماه) 1950

623
00:42:40,224 --> 00:42:44,229
شورش  هوشي مين  را به رسميت شناخت و موافقت کرد  تجهيزات جنگي

624
00:42:44,353 --> 00:42:48,324
و آموزش نظامي ارائه بدهد. او در جستجوي اين بود که

625
00:42:48,441 --> 00:42:52,412
همچنين   شوروي ها ويت مين ها را به رسميت بشناسند

626
00:42:52,528 --> 00:42:54,326
و همچنين کمک پيشنهاد کنند

627
00:42:54,447 --> 00:42:57,997
رئيس جمهور ترومن که توسط مخالفين سياسي اش

628
00:42:58,117 --> 00:43:01,838
براي از دست دادن چين

629
00:43:01,996 --> 00:43:04,294
و  شکست درمحدود کردن کمونيسم شماتت مي‌شد

630
00:43:04,415 --> 00:43:07,840
با يک برنامه کمک 23 ميليون دلاري

631
00:43:07,960 --> 00:43:10,679
براي فرانسه در ويتنام موافقت کرد

632
00:43:10,797 --> 00:43:15,553
ايالات متحده ديگر بي طرف نبود

633
00:43:15,676 --> 00:43:18,520
ما در يک وضعيت دشوار گير افتاده بوديم

634
00:43:18,638 --> 00:43:21,232
که چگونه مي توانيم دوستي مان را و اتحاد مان را
<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

635
00:43:21,349 --> 00:43:25,070
با فرانسه حفظ کنيم و از آنها در هند و چين حمايت کنيم

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

636
00:43:25,186 --> 00:43:28,816
و همزمان ما به عنوان يک مستعمره پيشين

637
00:43:28,940 --> 00:43:31,864
با ويتنامي ها  و آرمانهايشان

638
00:43:32,026 --> 00:43:33,903
براي آزادي و استقلال  همدردي کنيم؟

639
00:43:36,939 --> 00:43:38,539
<font color="#ffff00">کره حمله کرد</font>

640
00:43:38,783 --> 00:43:41,178
يک ارتش خيلي خوب آموزش ديده و بسيار مجهز کره شمالي

641
00:43:41,202 --> 00:43:43,330
از عرض جغرافيايي 38درجه عبور کرد

642
00:43:43,454 --> 00:43:45,456
و به مدافعين ناآماده کره جنوبي حمله کرد

643
00:43:47,291 --> 00:43:50,886
کره شمالي کمونيست، متحده چين،

644
00:43:51,045 --> 00:43:54,515
در ژوئن(خرداد) 1950 به کره جنوبي تجاوز کرد

645
00:43:56,175 --> 00:43:58,052
رئيس جمهور ترومن دستور داد

646
00:43:58,177 --> 00:44:00,396
ده‌ها هزار نفر سرباز نيروي زميني آمريکا

647
00:44:00,555 --> 00:44:02,307
به شبه جزيره کره بروند

648
00:44:09,313 --> 00:44:11,190
ايالات متحده و متفقينش

649
00:44:11,315 --> 00:44:15,570
نهايتاً مهاجمين را به سمت شمال به عقب راندند

650
00:44:15,736 --> 00:44:17,989
ارتش مائو در همين اثنا در جنوب چين

651
00:44:18,114 --> 00:44:20,492
شروع به تبديل ويت مين به يک نيروي رزمنده مدرن کرد

652
00:44:20,616 --> 00:44:24,416
که قادر به وارد کردن يک تلفات سنگين

653
00:44:24,537 --> 00:44:28,587
به اشغالگران فرانسوي باشد

654
00:44:35,965 --> 00:44:37,717
دولت ترومن در جولاي(تير ماه)

655
00:44:37,842 --> 00:44:40,686
بي سرو صدا هواپيماهاي ترابري

656
00:44:40,803 --> 00:44:43,352
و يک بارکشتي جيب به ويتنام  ارسال داشت

657
00:44:43,472 --> 00:44:49,195
35 مشاور نظامي به همراه آن براي نظارت بر استفاده شان فرستاده شدند

658
00:44:51,063 --> 00:44:53,942
هيچکدام از آنها و هيچ کس در سفارت آمريکا

659
00:44:54,108 --> 00:44:58,079
يک کلمه در مورد ويتنام صحبت نکرد

660
00:44:58,196 --> 00:45:02,417
ولي ايالات متحده حالا رسما در ويتنام بود

661
00:45:04,660 --> 00:45:06,788
صدها هزار سرباز چيني

662
00:45:06,954 --> 00:45:09,958
در اکتبر(مهر ماه) 1950

663
00:45:10,124 --> 00:45:12,252
شروع به ورود به کره شمالي کردند

664
00:45:12,376 --> 00:45:16,301
متفقين را به سمت پايين شبه جزيره راندند

665
00:45:16,464 --> 00:45:18,057
زماني که نبرد شعله ور شد

666
00:45:18,174 --> 00:45:21,348
ترومن به افزايش  کمک نظامي

667
00:45:21,469 --> 00:45:24,268
براي جنگ فرانسه در ويتنام ادامه داد

668
00:45:26,503 --> 00:45:27,503
<font color="#ffff00">336 ميليون دلار</font>

669
00:45:28,059 --> 00:45:29,786
اگر تهاجم در کره موفقيت آميز باشد

670
00:45:29,810 --> 00:45:32,984
ما ميتوانيم انتظار آن را داشته باشيم که در سراسر آسيا و اروپا

671
00:45:33,147 --> 00:45:34,319
و در اين نيم کره گسترش يابد

672
00:45:36,984 --> 00:45:39,453
ما  براي امنيت ملي و بقايمان

673
00:45:39,570 --> 00:45:42,164
در حال نبرد در کره هستيم

674
00:45:48,996 --> 00:45:51,090
يک نماينده جوان کنگره ماساچوستي

675
00:45:51,207 --> 00:45:53,335
به اسم جان اف کندي  در پاييز 1951

676
00:45:53,459 --> 00:45:57,305
در پشت بام بار هتل مجستيک

677
00:45:57,421 --> 00:46:00,015
که بر سايگون اشراف داشت  شام مي خورد

678
00:46:01,425 --> 00:46:03,393
زماني که او و گروهش غذا مي خوردند

679
00:46:03,511 --> 00:46:07,857
آنها مي‌توانستند صداي غرش توپ‌ها را از آن سمت رود  سايگون بشنوند

680
00:46:07,974 --> 00:46:10,978
فرماندهان فرانسوي به کندي اطمينان دادند که

681
00:46:11,102 --> 00:46:13,571
با پشتيباني بيشتر آمريکا

682
00:46:13,688 --> 00:46:16,783
حکومت فرانسه مجدداً برقرار مي‌شد

683
00:46:16,899 --> 00:46:20,449
ولي کندي دو ساعت را با تيمور تاپينگ

684
00:46:20,569 --> 00:46:22,663
يک گزارشگر آمريکايي  گذراند

685
00:46:22,780 --> 00:46:25,374
که به او يک دورنماي بسيار متفاوت را ارائه داد

686
00:46:25,491 --> 00:46:28,165
او گفت فرانسويان در حال شکست هستند

687
00:46:28,286 --> 00:46:32,041
و بسياري از ويتنامي ها که زماني آمريکايي‌ها را مي ستودند

688
00:46:32,164 --> 00:46:36,294
به دليل پشتيباني از فرانسه  از آنان نفرت پيدا ميکردند

689
00:46:36,419 --> 00:46:39,639
کندي به گزارشگر اعتماد داشت

690
00:46:39,755 --> 00:46:43,009
او زماني که به خانه رسيد به انتخاب کنندگانش گفت:تا زمانيکه ايالات متحده

691
00:46:43,134 --> 00:46:46,729
بتواند ويتنامي ها را متقاعد کند که

692
00:46:46,887 --> 00:46:48,355
آنها همانطور که مخالف بي عدالتي و نابرابري هستند

693
00:46:48,472 --> 00:46:51,396
همچنين با کمونيسم مخالف هستند

694
00:46:51,559 --> 00:46:56,781
تلاش فعلي مي‌تواند  سبب شکست محتوم بشود

695
00:46:59,859 --> 00:47:05,161
<font color="#ffff00"><i>بيا به خانه ام ، خانه ام

مي‌خواهم به تو آبنبات بدهم</i></font>

696
00:47:05,281 --> 00:47:07,124
ژنرال دوايت آيزنهاور در 1952

697
00:47:07,241 --> 00:47:10,541
به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد

698
00:47:10,661 --> 00:47:13,414
بخشي به خاطر اينکه او قول داد  يک موضع محکم تر

699
00:47:13,581 --> 00:47:15,504
در مقابل کمونيسم بگيرد

700
00:47:15,624 --> 00:47:18,924
ماليات دهندگان آمريکايي در همان سال

701
00:47:19,045 --> 00:47:21,423
بيش از 30 درصد هزينه

702
00:47:21,589 --> 00:47:24,468
جنگ فرانسه در ويتنام را مي پرداختند

703
00:47:24,592 --> 00:47:26,686
آن رقم طي دو سال

704
00:47:26,802 --> 00:47:30,102
به نزديک 80 درصد رسيد

705
00:47:30,264 --> 00:47:33,438
<i><font color="#ffff00"># همه چيز ، همه‌چيز ، همه‌چيز  #</font></i>

706
00:47:33,601 --> 00:47:35,820
و بسياري از شما اين سوال را مي پرسيد
<font color="#ffff00">معاون رئيس جمهور (نيکسون)گزارش ميدهد</font>

707
00:47:35,936 --> 00:47:38,189
چرا ايالات متحده

708
00:47:38,314 --> 00:47:40,112
صدها ميليون دلار

709
00:47:40,232 --> 00:47:44,328
براي پشتيباني از نيروهاي اتحاد فرانسه

710
00:47:44,445 --> 00:47:47,995
در اين نبرد عليه کمونيسم در هند و چين صرف مي کند ؟

711
00:47:48,115 --> 00:47:50,334
فکر مي کنم شايد اگر ما به آنجا برويم ، به نقشه اي که اينجاست

712
00:47:50,451 --> 00:47:54,797
مي‌توانم به شما نشان بدهم چرا  آن بسيار حياتي است

713
00:47:54,914 --> 00:47:57,212
اينجا هند و چين است

<font color="#ff8040">ريچارد نيکسون،معاون رئيس جمهور</font>

714
00:47:57,333 --> 00:47:58,630
اگر هندوچين سقوط کند

715
00:47:58,793 --> 00:48:01,922
تايلند تقريبا در وضعيت غير قابل دفاعي مي‌افتد

716
00:48:02,046 --> 00:48:05,095
همين قضيه در مورد مالزي با لاستيک و قلعش  صحت دارد

717
00:48:05,216 --> 00:48:10,222
حالا مي‌توانم بگويم چه مقدار زياد جنگ در هندوچين نگران کننده است

718
00:48:10,346 --> 00:48:14,943
اين که من آنجا بودم درست در ميدان نبرد يا نزديک به آن

719
00:48:15,059 --> 00:48:17,653
و آن يک جنگ خونين بود، يک جنگ تلخ

720
00:48:23,067 --> 00:48:27,789
فرانسه تا 1953 به مدت  7سال جنگيده بود

721
00:48:27,905 --> 00:48:31,125
آنها متحمل   بيش از 100   هزار نفر تلفات(کشته،زخمي،اسير) شده بودند

722
00:48:31,242 --> 00:48:34,337
و در آرام سازي روستاها شکست خورده بودند

723
00:48:34,495 --> 00:48:38,125
شش فرمانده آمده و رفته بودند

724
00:48:38,249 --> 00:48:40,377
با اين وجود فرمانده هفتم

725
00:48:40,501 --> 00:48:43,505
ژنرال  هانري ناوار ، به هموطنانش اطمينان داد

726
00:48:43,671 --> 00:48:45,139
که پيروزي نزديک است

727
00:48:45,256 --> 00:48:48,305
او گفت حالا ما مي توانيم پيروزي را

728
00:48:48,426 --> 00:48:52,226
مانند روشنايي در انتهاي تونل  به وضوح ببينيم

729
00:48:54,265 --> 00:48:58,145
در همين اثنا بخش هاي بزرگي از جمعيت فرانسه با گزارش هايي از

730
00:48:58,269 --> 00:49:00,772
توحش فرانسويان

731
00:49:00,896 --> 00:49:03,570
و استفاده گسترده از ناپالم

732
00:49:03,691 --> 00:49:08,367
مواد نفتي ژلاتيني  که شاخ و برگ درختان

733
00:49:08,487 --> 00:49:10,910
خانه ها و گوشت انسان را ميسوزاند ، وحشت زده شدند

734
00:49:13,868 --> 00:49:17,213
زماني که سربازان فرانسوي در حال بازگشت در مارسي پياده شدند

735
00:49:17,329 --> 00:49:21,709
تعدادي از  افراد اتحاديه باربران  به سمت آنان سنگ پرتاب کردند

736
00:49:21,834 --> 00:49:24,883
چپ گرايان پاريسي اين نبرد را

737
00:49:25,004 --> 00:49:28,099
"La Sale Guerra"- جنگ کثيف ناميدند

738
00:49:36,515 --> 00:49:38,768
دوربين يک نماي نزديک  از

739
00:49:38,893 --> 00:49:41,942
دوش اين سرباز طوفان(گارد حمله آلمان نازي) داشت
<font color="#ff8040"> رون فريزي،ارتشي،1968</font>

740
00:49:42,062 --> 00:49:45,566
که بچه اي رو از پشت پيرهنش گرفته بود و  کتک ميزد

741
00:49:45,733 --> 00:49:46,853
مردم جيغ مي کشيدند

742
00:49:46,901 --> 00:49:48,949
در آن لحظه

743
00:49:49,069 --> 00:49:51,663
من فهميدم که تنها کسي که واقعاً به آمريکايي ها اهميت مي دهد

744
00:49:51,780 --> 00:49:53,248
به  نصف راه دور دنيا فرستاده شدند

745
00:49:53,365 --> 00:49:56,744
تا به دنبال اشباح در يک جنگل باشند

746
00:49:56,911 --> 00:49:59,915
در همين زمان کشور من در حال فروپاشيدن بود

747
00:50:00,039 --> 00:50:02,212
سپس فردي  که شبيه پدرم بود را ديدم

748
00:50:02,333 --> 00:50:03,801
که کسي را ميزد که شبيه من بود

749
00:50:03,918 --> 00:50:05,761
کدام طرف مي توانستم باشم ؟

750
00:50:06,733 --> 00:50:07,800
<font color="#ffff00">بيرون هتل هيلتون</font>

751
00:50:13,886 --> 00:50:16,264
در کره  سه سال نبرد

752
00:50:16,430 --> 00:50:19,274
زماني که مذاکره کنندگان سازمان ملل و کمونيست در پنجم جولاي

753
00:50:19,391 --> 00:50:20,392
يک آتش بس امضا کردند، پايان يافت

754
00:50:20,518 --> 00:50:23,442
جنگ کره در جولاي(تير ماه) 1953

755
00:50:23,604 --> 00:50:26,949
در پي توافق در مذاکره به پايان رسيد

756
00:50:27,066 --> 00:50:28,989
و يک شبه جزيره تاکنون تقسيم شده را برجاي گذاشت

757
00:50:29,109 --> 00:50:32,409
سياست سازان آمريکايي آن را به عنوان مدرکي از اينکه

758
00:50:32,530 --> 00:50:35,784
کمونيسم در آسيا مي تواند محدود شود مي‌ديدند

759
00:50:35,950 --> 00:50:37,761
و در واشنگتن يک کنفرانس خبري عصرانه تاثر برانگيز

760
00:50:37,785 --> 00:50:40,789
در آن پاييز فرانسوي ها اراده خودشان را براي آغاز

761
00:50:40,913 --> 00:50:44,838
گفت و گو ها به منظور پايان جنگ در ويتنام نشان دادند

762
00:50:44,959 --> 00:50:48,463
هوشي مينه با ملاقات موافقت کرد

763
00:50:48,587 --> 00:50:52,433
اما پيش از اينکه مذاکره کنندگان در ژنو گرد هم آيند

764
00:50:52,550 --> 00:50:57,522
هر طرف به دنبال اين بود که موضعش در ميدان نبرد را بهبود بخشد

765
00:50:59,139 --> 00:51:01,642
ژنرال ناوار يک پايگاه مستحکم

766
00:51:01,809 --> 00:51:04,653
در يک دره دور افتاده در شمال غرب ويتنام

767
00:51:04,770 --> 00:51:09,196
موسوم به دين بين فو بنا نهاد ، در آنجا او اميد داشت تا  ويت مين را

768
00:51:09,316 --> 00:51:11,318
در يک نبرد قاطعانه به دام اندازد

769
00:51:13,445 --> 00:51:16,540
ناوار مطمئن بود که قدرت آتش برتر فرانسه

770
00:51:16,657 --> 00:51:21,663
و حمايت هوايي مي‌تواند هرگونه حمله توسط ويت مين را در هم بکوبد

771
00:51:21,787 --> 00:51:24,336
او و فرماندهانش لازم نمي‌ديدند

772
00:51:24,456 --> 00:51:28,836
تا در مورد تپه هاي پوشيده از جنگلي نگران باشند که بر 11 هزار نفر از افرادش

773
00:51:29,003 --> 00:51:31,847
که در زير زمبن کف دره سنگر گرفته بودند اشراف داشت.

774
00:51:32,006 --> 00:51:36,227
فرمانده توپخانه چنان از پيروزي مطمئن بود

775
00:51:36,343 --> 00:51:40,348
که او شکايت داشت: من بيش از نيازم توپ در اختيار دارم

776
00:51:43,475 --> 00:51:46,149
ژنرال زاپ متوجه شانسش شد

777
00:51:46,270 --> 00:51:50,696
او به خاطر مي آورد:ما تصميم گرفتيم که همه  قواي دشمن را  در دين بين فو

778
00:51:50,858 --> 00:51:53,737
به هر قيمتي  محو بکنيم.

779
00:51:55,863 --> 00:51:59,538
او براي انجام آن يکي از بزرگترين شاهکارهاي تدارکاتي را

780
00:51:59,700 --> 00:52:01,543
در تاريخ جنگ انجام داد

781
00:52:01,660 --> 00:52:04,709
شاهکاري که مي‌توانست مجددا در فيلم هاي تبليغاتي به صحنه بيايد

782
00:52:04,872 --> 00:52:08,046
و براي دهها سال گرامي داشته شود

783
00:52:08,208 --> 00:52:12,054
دويست و پنجاه هزار نفر از باربران غيرنظامي

784
00:52:12,171 --> 00:52:13,468
که تقريبا نيمي از آنان  زنان بودند

785
00:52:13,589 --> 00:52:18,311
هر چيزي که آنان براي يک محاصره از کيسه هاي برنج گرفته

786
00:52:18,427 --> 00:52:20,555
تا قطعات توپخانه جدا شده نياز داشتند را پياده

787
00:52:20,721 --> 00:52:23,725
از طريق جنگل  جابه جا کردند

788
00:52:23,849 --> 00:52:28,571
زاپ دره را با 50 هزار سرباز

789
00:52:28,729 --> 00:52:33,826
و 200 توپ بزرگ محاصره کرد که چنان به خوبي در گودال استتار شده بود

790
00:52:33,942 --> 00:52:38,493
که آنها نمي ‌توانستند از هوا آن را شناسايي کنند.

791
00:52:40,240 --> 00:52:44,086
در 13 مارس(اسفند)1954

792
00:52:44,203 --> 00:52:46,456
توپخانه ويت مين مستقر در دامنه تپه

793
00:52:46,580 --> 00:52:49,834
شروع به  شليک 50  تير توپ در دقيقه

794
00:52:49,958 --> 00:52:52,928
بر روي سربازان فرانسوي  که در پايين روي هم ريخته بودند کردند

795
00:52:55,297 --> 00:52:57,015
باند فرود نابود شد

796
00:53:00,094 --> 00:53:03,098
سربازان محاصره شده تنها مي توانستند

797
00:53:03,222 --> 00:53:06,021
از طريق چتر  از هوا تجديد نيرو و تجديد تدارکات شوند

798
00:53:09,645 --> 00:53:11,318
فرمانده توپخانه فرانسه

799
00:53:11,438 --> 00:53:16,365
که دشمن خويش را دست کم گرفته بود خودکشي کرد

800
00:53:16,485 --> 00:53:19,455
ارسال محموله از هوا  به دين بين فو

801
00:53:19,613 --> 00:53:21,991
افراد و تدارکات حياتي براي پادگان قهرمان

802
00:53:22,116 --> 00:53:23,760
که حملات متراکم   ويت مين را دفع کرده بودند

803
00:53:23,784 --> 00:53:24,831
بيش از 6 هفته ادامه پيدا کرد

804
00:53:24,952 --> 00:53:27,956
امروز دين بين فو يک سد انسانيست

805
00:53:28,080 --> 00:53:29,957
که تلاش دارد جلوي موج سرخي را بگيرد که

806
00:53:30,082 --> 00:53:32,130
تهديد مي کند آسياي جنوب شرقي را ببلعد

807
00:53:33,836 --> 00:53:36,555
حکومت فرانسه از رئيس جمهور آيزنهاور تقاضا کرد که

808
00:53:36,672 --> 00:53:38,140
مداخله کند

809
00:53:38,298 --> 00:53:41,552
او از انجام مداخله بدون تاييد کنگره

810
00:53:41,677 --> 00:53:44,521
و حمايت از جانب متفقين اروپايي سرباز زد

811
00:53:44,638 --> 00:53:46,732
بريتانيا گفت نه

812
00:53:46,849 --> 00:53:50,649
و کنگره از اقدام يک طرفه پشتيباني نمي کرد

813
00:53:50,769 --> 00:53:51,986
کمونيست ها

814
00:53:52,146 --> 00:53:54,649
تحت فرمان هوشي مين  قادر بودند تا ادعا کنند که

815
00:53:54,815 --> 00:53:57,318
براي استقلال مبارزه مي کنند و فرانسه به نظر مي رسيد که

<font color="#ffff00"> سناتور جان اف.کندي(نماينده ماساچوست)</font>

816
00:53:57,443 --> 00:53:59,662
براي حفظ فرمانروايي مستعمراتي مي‌جنگد

<font color="#ffff00"> سناتور جان اف.کندي(نماينده ماساچوست)</font>

817
00:53:59,820 --> 00:54:01,037
من بنا براين باور دارم که

818
00:54:01,155 --> 00:54:04,329
که پيش از اين‌که ايالات متحده در هر سطحي اقدام بکند

819
00:54:04,491 --> 00:54:06,994
استقلال بايد براي مردم  ضمانت شود

820
00:54:07,119 --> 00:54:08,759
اينکه مردم بايد از منازعه پشتيباني کند

821
00:54:10,581 --> 00:54:14,506
آيزنهاور در خاطراتش اذعان داشت من متقاعد شده ام

822
00:54:14,626 --> 00:54:19,348
که هيچ پيروزي نظامي در اين عرصه ممکن نيست

823
00:54:19,506 --> 00:54:22,134
رئيس جمهور با اين وجود بدون مشاوره با کنگره

824
00:54:22,259 --> 00:54:26,059
براي کمک به تجديد تدارکات سربازان درمانده فرانسوي در دين بين فو

825
00:54:26,180 --> 00:54:31,858
هواپيماهاي ترابري آمريکايي بيشتري را  به طور محرمانه فرستاد

826
00:54:31,977 --> 00:54:36,528
که  علائمشان با رنگ پوشانده شده بود و توسط پيمانکاران غيرنظامي به پرواز در مي آمدند

827
00:54:40,319 --> 00:54:42,447
همه مي دانستند که ويتنام به خودي خود

828
00:54:42,571 --> 00:54:46,166
اهميت خيلي زيادي ندارد

829
00:54:46,283 --> 00:54:50,379
ولي آنها اعتقاد داشتند ، من باور دارم اگر ما آن جنگ را ببازيم

<font color="#ff8040">لزلي گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمريکا)</font>

830
00:54:50,537 --> 00:54:53,336
مابقي آسيا به دامان کمونيسم مي افتد

831
00:54:53,457 --> 00:54:58,258
شما ملاحظات گسترده‌تري داريد که ممکن است

832
00:54:58,378 --> 00:55:03,054
از آنچه که شما آن را اصل سقوط مهره هاي دومينو  مي‌ناميد تبعيت کند

<font color="#00ffff"> اصل سقوط دومينو وار</font>

833
00:55:03,217 --> 00:55:05,720
شما يک رديف مهره هاي دومينو  را داريد که چيده شده اند

834
00:55:05,844 --> 00:55:07,562
و شما به مهره اول   ضربه مي زنيد

835
00:55:07,721 --> 00:55:11,567
و آنچه که تا مهره آخر پيش خواهد آمد

836
00:55:11,683 --> 00:55:14,562
مطمئناً بسيار سريع پيش خواهد رفت

837
00:55:35,749 --> 00:55:41,756
در بعد از ظهر 7ماه مه 1954(ارديبهشت)، بعد از 55روز محاصره

838
00:55:41,922 --> 00:55:47,099
نيرو هاي از رمق افتاده فرانسوي در دين بين فو تسليم شدند

839
00:55:49,721 --> 00:55:54,443
آنها هشت هزار نفر کشته و زخمي يا مفقود داده بودند

840
00:55:57,312 --> 00:56:01,613
ژنرال زاپ 3 برابر آن مقدار را از دست داده بود

841
00:56:01,775 --> 00:56:04,870
اما او پيروزي بزرگي کسب کرده بود

842
00:56:05,946 --> 00:56:09,746
نيمي از کشورمون توسط پيروزي در دين بين فو آزاد شد.

843
00:56:10,296 --> 00:56:13,230
ما يک لشکر کامل ارتش فرانسه رو از بين برديم.

844
00:56:14,851 --> 00:56:19,651
اون پيروزي به ما القا کرد که قادريم پيروز شويم

<font color="#ff8040">گويين توي بونگ،ويت مين</font>

845
00:56:21,962 --> 00:56:26,809
حتي والدين زوان وانماي نتوانستند کمک کنند ولي تحت تأثير قرار گرفتند

846
00:56:26,967 --> 00:56:28,969
آنها بسيار به خود مي باليدند

847
00:56:29,094 --> 00:56:31,688
که ويت مين فرانسه را شکست داده بود

848
00:56:31,805 --> 00:56:33,682
اين قدرت بزرگ غربي را

849
00:56:33,807 --> 00:56:37,653
تحسين و احترام از يک طرف

850
00:56:37,811 --> 00:56:39,984
ولي وحشت از طرف ديگر

851
00:56:40,147 --> 00:56:42,821
ولي ترس حس قوي تري بود

852
00:56:44,526 --> 00:56:47,245
رهبر اقليت سنا ليندون جانسون گفت

853
00:56:47,362 --> 00:56:51,037
ما گرفتار بلوف زني دشمنانمان شده ايم

854
00:56:51,158 --> 00:56:56,164
امروز هند و چين است ، فردا آسيا ممکن است در شعله‌هاي آتش باشد

855
00:56:56,288 --> 00:57:02,295
و پس فردا متفقين غربي در ويرانه ها خواهند بود

856
00:57:02,419 --> 00:57:05,343
ما بايد آن را به عنوان پايان عصر مستعمراتي

857
00:57:05,505 --> 00:57:08,600
در  آسياي جنوب شرقي  ميديديم که واقعاً همين طور بود

858
00:57:08,717 --> 00:57:11,061
ولي به جايش ما آنرا در شرايط جنگ سرد ديديم

859
00:57:11,178 --> 00:57:15,775
و ما آن را به عنوان يک شکست براي جهان آزاد ديديم

<font color="#ff8040"> دونالد گريگ،از سازمان سيا</font>

860
00:57:15,891 --> 00:57:17,643
که با خيزش چين در ارتباط بود

861
00:57:17,768 --> 00:57:22,740
و آن  يک بد تعبير کردن کامل از يک رويداد اساسي بود

862
00:57:22,856 --> 00:57:25,450
که براي ما بسيار گران تمام شد.

863
00:57:27,845 --> 00:57:30,445
<font color="#ffff00">آينده آسيا ضمن اينکه مذاکرات  صلح ژنو آغاز ميشود،در خطر است</font>

864
00:57:31,531 --> 00:57:33,551
مقر پيشين جامعه ملل

865
00:57:33,575 --> 00:57:35,703
ژنو سوئيس، جايي که شرق با غرب

866
00:57:35,869 --> 00:57:37,121
در يک کنفرانس بين المللي در حال ملاقات است

867
00:57:37,245 --> 00:57:40,715
که ممکن است قاطعانه بر آينده سياسي آسيا اثر بگذارد

868
00:57:40,832 --> 00:57:44,086
روز بعد از سقوط دين بين فو

869
00:57:44,211 --> 00:57:47,932
ديپلمات هايي از 9 کشور در ژنو

870
00:57:48,048 --> 00:57:50,801
براي مقرر کردن آينده ويتنام گردهم آمدند

871
00:57:50,926 --> 00:57:54,931
گفتگوها نزديک به دو و نيم ماه به درازا کشيد

872
00:57:58,016 --> 00:57:59,734
هوشي مين و ژنرال زاپ علي رغم پيروزي شان

873
00:57:59,893 --> 00:58:03,443
نتوانستند بدون پشتيباني بيشتر

874
00:58:03,563 --> 00:58:08,694
از جانب چين و اتحاد شوروي به مبارزه ادامه دهند

875
00:58:08,819 --> 00:58:12,198
ولي چين يک ميليون نفر را در کره از دست داده بود

876
00:58:12,322 --> 00:58:15,292
و نمي خواست تا درگير جنگ ديگري

877
00:58:15,409 --> 00:58:16,956
در امتداد مرزش شود

878
00:58:17,077 --> 00:58:22,800
اتحاد شوروي اميد داشت تا تنش ها را با غرب کم کند

879
00:58:22,916 --> 00:58:27,763
هر دو پشتيبانان کمونيست هوشي‌مين به او اصرار کردند تا

880
00:58:27,921 --> 00:58:29,764
به يک توافق مذاکره شده رضايت دهد

881
00:58:29,881 --> 00:58:34,136
يک تقسيم شدن مثل همان که به جنگ کره پايان داد

882
00:58:34,261 --> 00:58:37,606
هو هيچ چاره اي نداشت مگر اينکه آن را بپذيرد

883
00:58:39,420 --> 00:58:41,536
<font color="#ffff00">آتش بس هند و چين امضا ميشود:ويتنام در عرض جغرافيايي 17 درجه تقسيم ميشود؛ايالات متحده ميپذيرد که آن ميتواند يک پيمان"محترم"باشد</font>

884
00:58:41,560 --> 00:58:44,279
در پايان هيچ کس راضي نشد
<font color="#ffff00">آتش بس هند و چين امضا ميشود:ويتنام در عرض جغرافيايي 17 درجه تقسيم ميشود؛ايالات متحده ميپذيرد که آن ميتواند يک پيمان"معتبر"باشد</font>

885
00:58:46,440 --> 00:58:51,412
ويتنام  موقتا در عرض جغرافيايي 17 درجه تقسيم شد

886
00:58:51,528 --> 00:58:55,954
صد وسي هزار سرباز به رهبري فرانسه مستقر در شمال

887
00:58:56,074 --> 00:58:58,122
بايد به سمت جنوب عقب مي‌نشستند

888
00:58:58,243 --> 00:59:02,043
و بين 50 تا 90 هزار سرباز ويت مين

889
00:59:02,164 --> 00:59:04,792
بايد به شمال مي پيوستند

890
00:59:04,958 --> 00:59:06,676
دو نيمه

891
00:59:06,793 --> 00:59:11,094
توسط يک منطقه غير نظامي تا زمان يک انتخابات که مي توانست

892
00:59:11,214 --> 00:59:14,388
ويتنام شمالي و جنوبي را مجدداً متحد کند ،جدا مي‌شدند

893
00:59:14,509 --> 00:59:19,561
انتخاباتي که همه مي‌دانستند هوشي مين  آن را ميبرد

894
00:59:22,376 --> 00:59:25,076
موافقتنامه ژنو خواستار يک انتخابات سراسري در دوسال شد.

895
00:59:25,173 --> 00:59:26,940
که ميتوانست کشور را مجددا يکپارچه کند

896
00:59:26,962 --> 00:59:28,362
همه به آن باور داشتند

897
00:59:29,382 --> 00:59:35,315
هيچ کس فکر نميکرد که ممکن است آن بيش از 20 سال طول بکشد

<font color="#ff8040">وين وان تانگ،از قواي ويت مين</font>

898
00:59:36,573 --> 00:59:39,076
من براي اينکه روزي جنوب را آزاد کنم

899
00:59:39,210 --> 00:59:40,610
با قطار به شمال رفتم.

900
00:59:42,070 --> 00:59:47,070
ولي هرگز نميتوانستم باور کنم جنگ انقدر شديد ميشود

<font color="#ff8040">وين توي بانگ،ويت مين</font>

901
00:59:47,709 --> 00:59:49,509
اين خشونت غير قابل تصور بود

902
00:59:54,674 --> 00:59:56,274
ما شروع به  راهپيمايي کرده بوديم

903
00:59:56,343 --> 00:59:58,279
و احتمالا حدود يک سوم مسير تا بالاي تپه را طي کرده بوديم

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي،1969</font>

904
00:59:58,303 --> 00:59:59,771
و بعد آن ها سر ما خراب شدند
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي،1969</font>

905
01:00:02,682 --> 01:00:04,776
ما در ميانه   اين ساندويچ کثافت وحشتناک بوديم

906
01:00:04,893 --> 01:00:06,861
اون چيزي که ما اون رو ميناميديم

907
01:00:12,025 --> 01:00:15,780
يکي از چيزهايي که من در جنگ ياد گرفتم اين است که

908
01:00:15,904 --> 01:00:19,499
ما  به اين دليل که  خوب هستيم،گونه هاي برتر در روي اين سياره  نيستيم

909
01:00:22,369 --> 01:00:25,498
مردم در مورد اينکه چگونه ارتش، ميدوني

910
01:00:25,622 --> 01:00:28,296
بچه ها رو به  ماشين هاي کشتار و از اين قبيل تبديل مي کند صحبت مي کنند

911
01:00:28,416 --> 01:00:30,919
و من هميشه استدلال مي آورم که اون فقط  مدرسه غير انتفاعيه

912
01:00:39,636 --> 01:00:43,266
با شجاعت در مقابل خطرات  گستره دريا در يک  قايق کوچک زهوار در رفته

913
01:00:43,390 --> 01:00:45,859
هزاران نفر از  مومنين کاتوليک رومي و بودايي ها

914
01:00:45,976 --> 01:00:48,229
زندگي را تحت سلطه کمونيست ها غيرممکن يافتند

915
01:00:48,353 --> 01:00:51,778
از نظر اونا ، موضوع آزادي يا هيچ چيزه

916
01:00:54,985 --> 01:00:56,908
غير نظاميان تحت معاهده ژنو

917
01:00:57,070 --> 01:00:59,869
که در نيمي از ويتنام  زندگي مي کردند

918
01:00:59,990 --> 01:01:02,118
و مي خواستند به   نيمه ديگر جابه جا شوند

919
01:01:02,242 --> 01:01:05,246
300 روز فرصت داشتند

920
01:01:05,412 --> 01:01:09,258
مادر و پدرم مي خواستند بمانند

921
01:01:09,416 --> 01:01:11,384
و خواهرم تانگرا بار ديگر ملاقات کنند

922
01:01:11,501 --> 01:01:13,799
زيرا آنها مي‌دانستند تانگ برميگردد

923
01:01:13,920 --> 01:01:16,093
اما از طرفي ديگر آنها نمي خواستند ريسک  کنند

924
01:01:16,214 --> 01:01:21,061
آنها متقاعد شده بودند که زماني که هوشي مين و دولتش

925
01:01:21,178 --> 01:01:23,272
به هانوي برسند

926
01:01:23,430 --> 01:01:26,934
پدرم اولين کسي مي بود که کشته مي شد

927
01:01:27,058 --> 01:01:28,901
و همه ما مورد تعقيب و اذيت قرار مي گرفتيم

928
01:01:31,646 --> 01:01:33,648
و من روزي را که رفتيم بخاطر مياورم

929
01:01:33,773 --> 01:01:37,027
من به اطراف نگاه کردم و فکر کردم"هرگز مجددا به اينجا باز نخواهم گشت"

930
01:01:39,446 --> 01:01:41,323
اون بينهايت آزار دهنده بود

931
01:01:41,448 --> 01:01:46,124
مثل اين بود که زمين ناگهان زير پايتان خالي شود

932
01:01:46,244 --> 01:01:51,671
در پايان،حدود 900 هزار پناهنده

933
01:01:51,791 --> 01:01:54,010
از جمله بيش از نيمي از کاتوليکها

934
01:01:54,127 --> 01:01:55,379
,که در شمال زندگي ميکردند

935
01:01:55,503 --> 01:02:00,600
به جنوب فرار کردند که بسياري از آنان سوار بر کشتيهاي آمريکايي بودند

936
01:02:04,971 --> 01:02:08,521
ايالات متحده  تا حدي اميد داشت  که

937
01:02:08,642 --> 01:02:10,861
ايجاد يک دولت قانوني در جنوب را تشويق کند

938
01:02:13,063 --> 01:02:17,660
رئيس آن دولت حالا نئو دين زيم بود
<font color="#ffff00">نئو دين زيم</font>

939
01:02:17,817 --> 01:02:20,445
او هم کاتوليک رومي و هم کنفوسيوسي

940
01:02:20,570 --> 01:02:22,664
در يک کشور عمدتا بودايي بود

941
01:02:22,781 --> 01:02:27,662
او يک مرد عزب بدليل مذهب بود که زماني قرار بود کشيش شود

942
01:02:27,786 --> 01:02:33,839
جنگ براي ما واقعاً از زماني آغاز شد که شريک  شديم

943
01:02:34,000 --> 01:02:39,006
يا مي‌گفتم قرباني رئيس جمهور زيم

944
01:02:39,130 --> 01:02:44,057
ما داشتيم به او کمک مي کرديم تا ويتنام جنوبي را به يک کشور دموکرات تبديل کند

<font color="#ff8040">لزلي گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمريکا)</font>

945
01:02:44,177 --> 01:02:45,679
اين اون چيزي بود که او ميگفت ميخواهد انجام دهد

946
01:02:45,804 --> 01:02:46,805
و ما حرفشو باور کرديم

947
01:02:46,930 --> 01:02:49,228
زيم مثل هوشي مين

948
01:02:49,349 --> 01:02:52,899
سالهايي را دور از کشور در جستجوي

949
01:02:53,019 --> 01:02:56,694
حمايت از طرز تلقيش از ملي گرايي ويتنامي سپري کرده بود

950
01:02:56,815 --> 01:03:00,194
او يک سياستمدار کهنه کار بود که از فرانسه بيزار بود

951
01:03:00,318 --> 01:03:03,993
و اين بيزاري تنها با تنفرش از کمونيستها قابل قياس بود

952
01:03:04,114 --> 01:03:07,744
که او را زنداني کرده بودند و برادر بزرگترش

953
01:03:07,867 --> 01:03:10,211
و برادر زاده اش را زنده بگور کرده بودند

954
01:03:10,370 --> 01:03:13,670
زيم کناره گير و خودکامه بود

955
01:03:13,790 --> 01:03:17,010
و به هرکس که خيلي خارج از خانواده اش بود ،بي اعتماد بود

956
01:03:17,127 --> 01:03:21,007
او همچنين اثبات شد که زيرک،کاردان

957
01:03:21,131 --> 01:03:25,136
و ماهر در بهره برداري از نقاط ضعف مخالفينش بود

958
01:03:25,260 --> 01:03:31,188
ولي او با وظيفه ترسناک ايجاد يک کشور جديد روبرو بود

959
01:03:31,308 --> 01:03:34,278
فرانسه که هنوز هزاران سرباز مستقر در جنوب داشت،

960
01:03:34,394 --> 01:03:37,864
از زيم نفرت داشت

961
01:03:37,981 --> 01:03:41,736
ايالات متعدد تحت سلطه گروههاي مذهبي

962
01:03:41,860 --> 01:03:44,204
بودند که ارتشهاي خودشان را داشتند

963
01:03:44,321 --> 01:03:48,451
دهها هزار سرباز ويت مين به شمال رفته بودند

964
01:03:48,575 --> 01:03:50,703
ولي چندين هزار نيروي کادري

965
01:03:50,827 --> 01:03:54,127
-آموزش ديده و متعهد به کارگران حزب کمونيست-

966
01:03:54,247 --> 01:04:00,175
در پشت سر باقي مانده بودند تا مقاومت را در روستاها سازمان دهند

967
01:04:00,295 --> 01:04:04,266
و خود سايگون تحت فرمان بينزويين

<font color="#ffff00"> بينزويين</font>

968
01:04:04,424 --> 01:04:07,769
يک اتحاديه تباهکاران با حمايت فرانسه بود

969
01:04:07,927 --> 01:04:10,197
و فرانسه حامي بينزويين بود

970
01:04:10,221 --> 01:04:11,598
به نوعي از اونا حمايت ميکرد

971
01:04:11,723 --> 01:04:14,772
چون اونا نميخواستن زيم موفق بشه

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،سازمان سيا</font>

972
01:04:14,893 --> 01:04:16,736
و اون تبديل به نقطه مشاجره اصلي شد

973
01:04:18,772 --> 01:04:22,652
برخي در سيا براين باور بودند که زيم ميتوانست منجي

974
01:04:22,776 --> 01:04:24,778
ويتنام جنوبي بشود

975
01:04:24,903 --> 01:04:26,780
سايرين انقدر مطمئن نبودند

976
01:04:26,946 --> 01:04:29,040
يک ديپلمات به واشنگتن گزارش داد:

977
01:04:29,157 --> 01:04:32,081
او يک مسيح بدون پيام است

978
01:04:32,202 --> 01:04:35,627
سفير ايالات متحده  موافق بود.

979
01:04:35,789 --> 01:04:39,043
در 27 آوريل(ارديبهشت) 1955

980
01:04:39,167 --> 01:04:43,217
رئيس جمهور آيزنهاور تصميم گرفت تا به حمايت آمريکا از

981
01:04:43,338 --> 01:04:45,966
رژيم زيم پايان دهد

982
01:04:47,133 --> 01:04:50,307
ولي بعد زيم يک حمله تمام عيار

983
01:04:50,470 --> 01:04:52,723
عليه اتحاديه بينزويين انجام داد

984
01:04:55,141 --> 01:04:57,021
ناگهان در اواسط روز

985
01:04:57,102 --> 01:05:01,482
ما صداي تيراندازي شنيديم

و بعد شعله هاي آتش رو ديديم

986
01:05:01,648 --> 01:05:03,946
و در نزديکيمون داشت ميسوخت

987
01:05:04,067 --> 01:05:06,947
صدها کشته و مجروح از هر دو طرف

988
01:05:06,986 --> 01:05:09,830
درحاليکه نبرد خياباني يک هفته کامل طول کشيده ،برجاي مانده است

989
01:05:09,989 --> 01:05:11,912
براي ايالات متحده اين وضعيت نشاندهنده يک

990
01:05:12,033 --> 01:05:13,159
مشکل جديه

991
01:05:15,161 --> 01:05:18,005
زيم نهايتا باري ديگر کنترل سايگون را بدست گرفت

992
01:05:19,791 --> 01:05:24,012
در نهايت قواي زيم پيروز شدند

993
01:05:24,170 --> 01:05:30,018
آيزنهاور حالا هيچ چاره اي جز همراهي با زيم نداشت

994
01:05:30,176 --> 01:05:35,524
فرانسه بعدا از قصدشان براي عقب نشيني کامل

995
01:05:35,640 --> 01:05:41,738
از ويتنام جنوبي خبر داد که بر نزديک يک قرن اشغالگري نقطه پايان ميگذاشت.

996
01:05:41,855 --> 01:05:46,861
زيم بسيار محبوب شد چرا که بنظر ميرسيد او

997
01:05:47,026 --> 01:05:49,495
هدف مليگرايي در جنوب را محقق کرده است.

998
01:05:49,612 --> 01:05:51,489
اون موفق شد فرانسه رو

999
01:05:51,614 --> 01:05:53,537
کاملا از ويتنام بيرون کنه

1000
01:05:53,658 --> 01:05:57,083
و هوشي مين تنها اونا رو از نيمه شمالي بيرون انداخته بود

1001
01:05:57,203 --> 01:06:02,960
زيم بهيجان آمده از پيروزي

خواستار يک رفراندوم در جنوب شد

1002
01:06:03,084 --> 01:06:08,466
سيا به او هشدار داد تا زياد درمورد  انتخابات دخالت نکند

1003
01:06:09,716 --> 01:06:11,468
اما زمانيکه ارا شمرده شد

1004
01:06:11,593 --> 01:06:17,271
زيم ادعا کرد که 98/2 درصد ارا را کسب کرده است.

1005
01:06:19,225 --> 01:06:24,732
در 26 اکتبر 1955(آبانماه)نگو دين زيم خود را

1006
01:06:24,856 --> 01:06:30,454
رئيس جمهور رژيم جديد جمهوري  ويتنام خواند

1007
01:06:30,570 --> 01:06:34,370
انتخابات براي اتحاد دوباره شمال و جنوب

1008
01:06:34,491 --> 01:06:38,086
که وعده آن در  ژنو داده شده بود،هرگز برگزار نشد

1009
01:06:38,203 --> 01:06:44,210
او تبديل به متحد ما

يا بيشتر استاد ما شد

1010
01:06:44,334 --> 01:06:46,883
چرا که هدف جلوگيري

1011
01:06:47,003 --> 01:06:49,097
ازينکه کمونيستها بر جنوب مسلط شوند

1012
01:06:49,214 --> 01:06:55,722
چنان قوي بود که ما نتوانستيم از عهده اين براييم که او ببازد.

1013
01:06:55,845 --> 01:06:58,564
بنابراين زيم شروع به رئيس بازي با ما کرد.

1014
01:06:58,681 --> 01:07:00,604
و اين يک ارتباط خاص بود

1015
01:07:00,725 --> 01:07:03,069
شما به هر متحدي نياز داريد که شما باور داريد

1016
01:07:03,186 --> 01:07:06,110
که تبديل به  محور اصلي سياست خارجي شما شود

1017
01:07:06,231 --> 01:07:07,699
اونا اين نکته رو فورا فهميدند

1018
01:07:07,815 --> 01:07:10,443
و دم، سگ رو ميجنبونه

1019
01:07:14,989 --> 01:07:17,259
از شرق دور يک ملاقات کننده برجسته ميايد

1020
01:07:17,283 --> 01:07:19,957
به رئيس جمهور نگو دين زيم از ويتنام

1021
01:07:20,078 --> 01:07:22,957
وقتيکه او براي يک ديدار 4 روزه از کشور وارد  ميشود

1022
01:07:23,122 --> 01:07:25,466
يکي از معدود خوشامدگوييهاي در فرودگاه رييس جمهور ايزنهاور اعطا ميشود.

1023
01:07:25,625 --> 01:07:28,003
رئيس جمهور زيم،يکي از وفادارترين متحدان آمريکا

1024
01:07:28,127 --> 01:07:29,299
در جنوب شرق آسيا

1025
01:07:29,462 --> 01:07:32,056
بدنبال افزايش کمک براي حمايت از کشورش

1026
01:07:32,173 --> 01:07:33,971
در مقابل فشار روبه تزايد کمونيستها خواهد بود

1027
01:07:34,092 --> 01:07:39,519
درخواستي که برطبق آن ،رئيس جمهور به زيم گوش شنوا ميدهد

1028
01:07:39,639 --> 01:07:43,610
اغلب سياستمداران،دموکراتها همچنين جمهوريخواهان

1029
01:07:43,726 --> 01:07:45,603
حالا بنظر ميرسيد در اين تغيير ديدگاه

1030
01:07:45,728 --> 01:07:47,605
سناتور جان اف کندي سهيم هستند

1031
01:07:47,730 --> 01:07:51,280
او گفت ويتنام جنوبي فرزند ماست.

1032
01:07:51,401 --> 01:07:52,994
ما نميتوانيم آنرا رها کنيم

1033
01:07:53,111 --> 01:07:57,332
اگر آن سقوط کند،ايالات متحده مسئول خواهد بود

1034
01:07:57,490 --> 01:08:01,666
و اعتبار ما در آسيا به پايينترين حد افول خواهد کرد

1035
01:08:01,828 --> 01:08:07,130
قبلا هرگز کشور ويتنام جنوبي وجود نداشته است

1036
01:08:07,250 --> 01:08:10,470
ولي آمريکائيها که اکثر کشور خود را

1037
01:08:10,587 --> 01:08:14,182
طي معامله جديد بازسازي کرده بودند

و به بازسازي اروپاي غربي(بعد از جنگ دوم جهاني)

1038
01:08:14,299 --> 01:08:15,516
طي طرح مارشال کمک کرده بودند

1039
01:08:15,633 --> 01:08:20,309
با اينوجود آنها متقاعد شده بودند که ميتوانستند يکي بسازند

1040
01:08:22,515 --> 01:08:26,361
آيزنهاور دستور داد شمار زيادي از غيرنظاميان آمريکايي

1041
01:08:26,519 --> 01:08:30,194
به ويتنام جنوبي بروند،او سرشار از نقشه هايي براي توسعه اقتصادي

1042
01:08:30,315 --> 01:08:34,036
با نيت فتح قلبها و مغزهاي

1043
01:08:34,152 --> 01:08:35,825
مردم ويتنام اميد داشت.

1044
01:08:38,823 --> 01:08:41,872
اما ان دسته از غيرنظامياني که هميشه

1045
01:08:42,035 --> 01:08:43,503
توسط مشاوران نظامي

1046
01:08:43,620 --> 01:08:48,046
با فراميني براي مدرنيزه کردن،آموزش و تجهيز قواي زيم

1047
01:08:48,207 --> 01:08:53,964
تحت فشار بودند،حالا ارتش جمهوري ويتنام جنوبي يا  ARVN ناميده ميشدند.

1048
01:08:54,088 --> 01:08:59,515
برخي از افسران ارتش جمهوري ويتنام جنوبي  روشهاي آمريکايي

1049
01:08:59,636 --> 01:09:02,185
براي جنگ چريکي را که آنها انتظار داشتند

1050
01:09:02,305 --> 01:09:04,399
عليه کمونيستها بپا شود،نامناسب يافتند.

1051
01:09:04,557 --> 01:09:07,185
اغلب مشاوران نظامي آمريکايي کهنه سربازان

1052
01:09:07,310 --> 01:09:08,562
جنگ کره بودند

1053
01:09:08,728 --> 01:09:12,358
که مصمم براي آماده سازي قواي ويتنام جنوبي

1054
01:09:12,482 --> 01:09:17,830
براي کند کردن يک تهاجم معمولي از جانب شمال بودند

1055
01:09:17,945 --> 01:09:21,540
اما هيچ کس در ويتنام شمالي

1056
01:09:21,658 --> 01:09:25,208
نقشه اي براي يک تهاجم معمولي نداشت

1057
01:09:25,328 --> 01:09:29,208
هوشي مين تمرکزش بر بازسازي کشورش

1058
01:09:29,332 --> 01:09:33,178
ويران شده با بيش از يک دهه جنگ داشت

1059
01:09:35,755 --> 01:09:39,259
کمونيستها اصلاحات ارضي بيرحمانه

1060
01:09:39,384 --> 01:09:41,512
با الگوگيري از آنچيزي که در چين در جريان بود،تحميل کردند.

1061
01:09:41,636 --> 01:09:46,267
با بيرحمي که هزاران کشته از مردم برجاي گذاشت

1062
01:09:46,432 --> 01:09:49,777
که نه تنها زمينداراني که با فرانسه کنار آمده بودند

1063
01:09:49,894 --> 01:09:54,115
بلکه همچنين بسياري از روستايياني که همراه ويت مين جنگيده بودند را شامل ميشد.

1064
01:09:56,859 --> 01:10:00,580
هوشي مين هنوز مصمم به اتحاد دوباره ويتنام بود

1065
01:10:00,697 --> 01:10:03,291
ولي او نگران بود که اگر اقدام نظامي مستقيم عليه

1066
01:10:03,408 --> 01:10:04,876
جنوب انجام دهد

1067
01:10:04,992 --> 01:10:09,042
ايالات متحده با شدت بيشتري به اين منازعه کشانده شود

1068
01:10:09,163 --> 01:10:12,588
او به رفقايش در جنوب هشدار ميداد که

1069
01:10:12,709 --> 01:10:16,384
به هيجانات سياسي باور داشته باشند و از خشونت اجتناب کنند

1070
01:10:18,840 --> 01:10:20,808
اما آن پيام در ميان انقلابيون

1071
01:10:20,925 --> 01:10:23,644
آماده به جنگ جنوبي

1072
01:10:23,803 --> 01:10:25,476
که درگير کشمکش براي بقا تحت

1073
01:10:25,596 --> 01:10:30,477
فشار رو به تزايد رژيم خشن زيم بودند،رنگ باخت.

1074
01:10:30,643 --> 01:10:35,149
زيم در کمپيني که آنرا "تقبيح کمونيستها"ناميد

1075
01:10:35,273 --> 01:10:38,527
دهها هزار شهروند را بدون محاکمه

1076
01:10:38,651 --> 01:10:44,784
زنداني کرده بود و دستور اعدام صدها نفر ديگر را صادر کرده بود

1077
01:10:44,907 --> 01:10:48,832
حالا کمونيستها از فرصت استفاده کردند

1078
01:10:48,995 --> 01:10:52,625
و شروع به حمله عليه مقامات ويتنام جنوبي کردند

1079
01:10:54,451 --> 01:10:55,718
ما اسلحه اي نداشتيم

1080
01:10:56,260 --> 01:10:59,793
بنابراين از قمه براي کشتن مستبدين ستمگر استفاده کرديم

1081
01:11:00,764 --> 01:11:01,764
طي اين قيام

1082
01:11:02,337 --> 01:11:04,670
ما يک افسر امنيتي باسم ساک رو کشتيم

1083
01:11:06,010 --> 01:11:09,877
12 نفر از ما با قمه گرد هم جمع شديم.
<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت مين</font>

1084
01:11:12,566 --> 01:11:14,966
اون فرار کرد و توي کشتزار برنج افتاد

1085
01:11:15,423 --> 01:11:16,889
ما اونو تا حد مرگ زديم

1086
01:11:17,683 --> 01:11:18,817
بعد به مردم گفتيم

1087
01:11:20,343 --> 01:11:22,143
که هرکي در مراسم خاکسپاري ساک شرکت کنه

1088
01:11:23,245 --> 01:11:24,245
کشته ميشه

1089
01:11:26,701 --> 01:11:28,101
هيچ کس جرات نداشت بره

1090
01:11:32,288 --> 01:11:36,338
همچنان که خشونت در ويتنام جنوبي تشديد ميشد

1091
01:11:36,459 --> 01:11:39,087
رهبران جديدي در هانوي ظاهر شدند

1092
01:11:39,212 --> 01:11:42,557
هوشي مين بعنوان چهره انقلاب

1093
01:11:42,715 --> 01:11:46,595
در  اطراف دنيا باقي ميماند،اما او حالا در قدرت با مردانيکه

1094
01:11:46,719 --> 01:11:49,893
در حال رشد بودند و در مورد احتياطش ناشکيبا بودند،سهيم ميشد

1095
01:11:50,014 --> 01:11:54,520
مردانيکه در مورد آنان آمريکاييها تقريبا هيچ چيز نميدانستند

1096
01:11:56,687 --> 01:11:59,566
مهمترين انان که پسر يک نجار بود

1097
01:11:59,732 --> 01:12:05,739
از ايالت کوانگ تري در جنوب باسم لي زوان بود

1098
01:12:05,863 --> 01:12:09,288
او در بنيانگذاري حزب کمونيست هندو چين کمک کرده بود

1099
01:12:09,408 --> 01:12:12,912
از نزديک دهسال اسارت در زندان فرانسه نجات يافته بود

1100
01:12:13,037 --> 01:12:16,041
و همچنانکه براي دبير اول شدن حزب ارتقا ميافت،

1101
01:12:16,165 --> 01:12:19,590
خود را بعنوان يک رقيب سياسي زيرک اثبات کرد

1102
01:12:21,854 --> 01:12:24,720
من اولين بار با لي زوان در 1951 ملاقات کردم

1103
01:12:26,225 --> 01:12:28,025
من يک نيروي کادري جوان بودم

1104
01:12:30,529 --> 01:12:33,596
من ديدم که اون از ساير رهبران بسيار متفاوت بود

1105
01:12:36,640 --> 01:12:40,307
اون خواسته مردم جنوبي رو ميفهميد
<font color="#ff8040">وين گوک(از ويت مين)</font>

1106
01:12:42,152 --> 01:12:48,618
لي زوان خواسته اونا رو به شمال اورد

1107
01:12:54,020 --> 01:12:54,471
<font color="#ffff00">اداره سياسي
هانوي</font>

1108
01:12:54,495 --> 01:12:58,545
لي زوان و متحدين مصالحه ناپذيرش تا 1959

1109
01:12:58,666 --> 01:13:02,512
در حال کسب نفوذ در اداره سياسي(کميته سياست گذاري اصلي حزب کمونيست) ويتنام شمالي بودند

1110
01:13:02,628 --> 01:13:05,222
و شروع به تغيير سياستش کردند

1111
01:13:05,339 --> 01:13:09,094
آنها حالا استدلال مياوردند که هانوي بايد با تمام قوا

1112
01:13:09,218 --> 01:13:12,313
براي کمک به انقلابيون ويتنام جنوبي

1113
01:13:12,430 --> 01:13:14,683
در حذف زيم با زور هر کاري بکنند

1114
01:13:16,963 --> 01:13:19,763
ويتنام شمالي يک موقعيت تهاجمي تر بخود گرفت

1115
01:13:22,144 --> 01:13:24,944
آنها به تقسيم کشور با ان وضع رضايت نميدادند

1116
01:13:27,493 --> 01:13:30,960
و اونا تلاش ميکردند تا
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

1117
01:13:31,007 --> 01:13:32,040
تا کشور رو بار ديگر يکپارچه کنند
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

1118
01:13:32,609 --> 01:13:33,609
به هر قيمتي

1119
01:13:36,329 --> 01:13:39,833
حالا دسته هاي 40-50 نفري  مسلح ويت مين

1120
01:13:39,999 --> 01:13:43,253
شروع به بازگشت مخفيانه به خانه درون ويتنام جنوبي

1121
01:13:43,377 --> 01:13:47,177
از مسيرهاي جنگلي نقش بسته در کوههاي لائوس کردند

1122
01:13:47,340 --> 01:13:51,811
که امريکاييها بزودي انرا مسير هوشي مين ميناميدند

1123
01:13:57,850 --> 01:14:00,979
خشونت عليه رژيم زيم مدام در حال افزايش بود

1124
01:14:10,947 --> 01:14:15,999
در عصرگاه 8 جولاي 1959(تيرماه)در بين هوا

1125
01:14:16,118 --> 01:14:17,916
در 30 کيلومتري شمال شرقي سايگون

1126
01:14:18,037 --> 01:14:22,167
6 مشاور نظامي آمريکايي در  سالن غذا خوريشان

1127
01:14:22,291 --> 01:14:23,793
در حال تماشاي فيلم بودند

1128
01:14:25,544 --> 01:14:27,546
چريکهاي ويت مين که بي سر و صدا وارد  مجتمع شده بودند

1129
01:14:27,713 --> 01:14:31,217
از طريق پنجره ها آتش گشودند

1130
01:14:36,931 --> 01:14:39,810
سرگرد ديل بايس از پندر نبراسکا

1131
01:14:39,934 --> 01:14:42,028
و سرگروهبان چستر اوناند

1132
01:14:42,144 --> 01:14:45,523
اهل کوپر اس کو تگزاس کشته شدند

1133
01:14:47,817 --> 01:14:52,072
آنها اولين سربازان آمريکايي بودند که در جنگ ويتنام

1134
01:14:52,238 --> 01:14:54,081
بر اثر آتش دشمن ميمردند

1135
01:14:55,658 --> 01:14:58,252
ما بايد همه چيز را بار ديگر براي دنيايي که در حال نظاره است

1136
01:14:58,369 --> 01:15:04,001
اثبات کنيم،همچنان که ما در آشکارترين موضع قرار داريم

1137
01:15:04,125 --> 01:15:05,718
که اين کشور

1138
01:15:05,835 --> 01:15:09,931
با ازادي عملش

1139
01:15:10,047 --> 01:15:14,598
گستردگي فرصتهايش،دامنه گزينه هايش شناخته ميشود

1140
01:15:14,719 --> 01:15:16,972
ميتواند با پيشروي تک بعدي نظام

1141
01:15:17,096 --> 01:15:18,769
کمونيستي رقابت کند

1142
01:15:18,889 --> 01:15:24,487
جان فيتزجرالد کندي در 8 نوامبر (آبانماه)1960

1143
01:15:24,603 --> 01:15:27,231
بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده انتخاب شد

1144
01:15:27,356 --> 01:15:31,111
معاون رياست جمهوريش سناتور ليندون جانسون بود

1145
01:15:31,235 --> 01:15:35,160
آنها با فاصله نزديکي معاون رئيس جمهور ريچارد نيکسون و

1146
01:15:35,281 --> 01:15:38,501
و معاونش سناتور هنري کبوت لاج  را شکست داد.
<font color="#ff8040">(در آمريکا معاون رئيس جمهور هم با راي مردم انتخاب ميشود)</font>

1147
01:15:39,994 --> 01:15:42,918
هر دو کندي و نيکسون در طي نبرد انتخاباتي،

1148
01:15:43,039 --> 01:15:47,510
براي حفظ موضع در برابر کمونيسم بين الملل

1149
01:15:47,626 --> 01:15:50,220
هرجايي که بنظر تهديدکننده برسد،متعهد شده بودند.

1150
01:15:50,337 --> 01:15:54,217
ولي آمريکائيهاي بسيار کمي در مورد

1151
01:15:54,341 --> 01:15:56,639
آنچه که در ويتنام ميگذشت،ميدانستند يا اهميتي بدان ميدادند.

1152
01:15:58,471 --> 01:16:00,644
شش هفته پس از انتخاب کندي

1153
01:16:00,765 --> 01:16:03,644
در يک روستاي جنگلي دور افتاده بنام تان لاپ

1154
01:16:03,768 --> 01:16:05,611
نزديکي مرز کامبوج

1155
01:16:05,728 --> 01:16:09,528
نمايندگان گروههاي انقلابي جنوبي

1156
01:16:09,648 --> 01:16:13,744
براي تشکيل يک سازمان جديد براي جايگزيني ويت مين

1157
01:16:13,861 --> 01:16:16,660
متعهد به سرنگوني نگو دين زيم

1158
01:16:16,781 --> 01:16:20,661
و اخراج حاميان خارجي او تشکيل جلسه دادند.

1159
01:16:20,785 --> 01:16:26,258
لي زوان و رفقاي کمونيستش در هانوي،در پشت صحنه

1160
01:16:26,373 --> 01:16:30,344
همه چيز را سازمان ميدادند

1161
01:16:30,503 --> 01:16:32,176
سازمان جديد

1162
01:16:32,296 --> 01:16:36,517
جبهه آزادي بخش ملي(NLF)ناميده ميشد.

1163
01:16:38,177 --> 01:16:41,181
جناح مسلح جبهه آزادي بخش ملي

1164
01:16:41,347 --> 01:16:43,975
نيروهاي مسلح آزادي بخش مردمي ناميده ميشد.

1165
01:16:44,100 --> 01:16:47,570
ولي دشمنانش در سايگون و واشنگتن

1166
01:16:47,686 --> 01:16:49,688
واژه حقيرانه تري را  ترجيح دادند.

1167
01:16:49,855 --> 01:16:53,200
انقلابيون در نظر آنان

1168
01:16:53,317 --> 01:16:56,696
خائنين کمونيست به ملت ويتنام

1169
01:16:56,821 --> 01:16:58,289
يا ويت کنگ بودند.

1170
01:17:11,725 --> 01:17:15,991
رهبران ما گفتند"ما ميخواهيم تا آخرين نفر ويتنامي را قرباني کنيم"

1171
01:17:17,436 --> 01:17:19,569
ما از شعارهاي اونا بوجد ميومديم.

1172
01:17:24,052 --> 01:17:27,585
مردم نميتونستن کامل درک کنن
<font color="#ff8040">هوي دوک ،از ويتنام شمالي</font>

1173
01:17:28,039 --> 01:17:31,639
که پشت اين شعارهاي قهرمانانه
<font color="#ff8040">هوي دوک ،از ويتنام شمالي</font>

1174
01:17:33,464 --> 01:17:35,264
قرباني شدن خودشون قرار داره

1175
01:17:37,082 --> 01:17:39,549
تاريخ قضاوت خواهد کرد  که آيا اين جنگ

1176
01:17:40,249 --> 01:17:42,249
ارزش قرباني شدن را داشت يا نه.

1177
01:17:48,497 --> 01:17:50,875
بگذاريد همه کشورها بدانند

1178
01:17:51,000 --> 01:17:56,598
خواه خواهان خير براي ما باشند يا شر
<font color="#ff8040">20 ژانويه 1961</font>

1179
01:17:56,714 --> 01:18:02,642
اينکه ما بايد به هر قيمتي،با هر سنگيني که بر دوشمان داشته باشد

1180
01:18:02,761 --> 01:18:07,608
به قيمت هر گونه مشقتي،از همه دوستانمان

1181
01:18:07,766 --> 01:18:12,738
عليه همه دشمنان براي اطمينان از بقا

1182
01:18:12,855 --> 01:18:14,198
و موفقيت آزادي حمايت کنيم

1183
01:18:26,619 --> 01:18:29,088
براي من،من هميشه زماني که به سنگرهاي زيرزميني دشمن هجوم

1184
01:18:29,205 --> 01:18:33,676
ميبريدم يا زير اتش ايستاده بوديم به شجاعت فکر ميکردم.

1185
01:18:33,792 --> 01:18:39,720
اما روزهاي متمادي از روستايي به روستايي ديگر

1186
01:18:39,840 --> 01:18:44,346
و از ميان کشتزارهاي برنج و به بالاي کوهها راه رفتن

1187
01:18:44,470 --> 01:18:48,691
برخاستن در صبحگاهان و نگريستن به زمين

1188
01:18:48,807 --> 01:18:52,437
و فکرکردن به اينکه طي چند دقيقه من آنجا راه خواهم رفت

<font color="#ff8040">تيم اوبراين،ارتشي،1969</font>

1189
01:18:52,561 --> 01:18:55,656
و جسد من آنجا خواهد بود،همونجا؟

<font color="#ff8040">تيم اوبراين،ارتشي،1969</font>

1190
01:18:55,814 --> 01:18:57,191
آيا من يک پامو اونجا از دست خواهم داد؟

1191
01:18:59,026 --> 01:19:02,701
فقط همين راه رفتن ، حس فوق العاده شجاعانه اي بود.

1192
01:19:02,821 --> 01:19:05,574
من وقتي داشتم راه ميرفتم گاهي به پاهايم نگاه ميکردم

1193
01:19:05,699 --> 01:19:08,077
فکر ميکردم چجوري من اين کارو انجام ميدم؟

1194
01:19:08,101 --> 01:19:18,101
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1195
01:19:18,337 --> 01:19:22,012
<font color="#ffff00"><i>#اوه تو کجا بوده اي اي پسر چشم آبيم #</i></font>

1196
01:19:24,551 --> 01:19:28,727
<font color="#ffff00"><i># و تو کجا بوده اي اي عزيز جوان من  #</i></font>

1197
01:19:31,600 --> 01:19:35,355
<i><font color="#ffff00"># من روي سطح 12 کوه پوشيده از مه لغزيده ام #</font></i>

1198
01:19:38,399 --> 01:19:42,529
<i><font color="#ffff00"># من بر روي شش بزرگراه پر پيچ و خم راه رفته و خزيده ام#</font></i>

1199
01:19:44,989 --> 01:19:48,994
<font color="#ffff00"><i># من در وسط هفت جنگل غمناک قدم برداشته ام  #</i></font>

1200
01:19:51,412 --> 01:19:55,883
<font color="#ffff00"><i># من در خارج در مقابل يک دوجين اقيانوس مرده بوده ام#</i></font>

1201
01:19:58,002 --> 01:20:02,508
<font color="#ffff00"><i># من شانزده هزار کيلومتر در دهان يک قبرستان بوده ام #</i></font>

1202
01:20:04,758 --> 01:20:07,978
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1203
01:20:08,095 --> 01:20:12,100
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1204
01:20:12,224 --> 01:20:17,401
<font color="#ffff00"><i># اون ي بارون شديده که قرار بباره #</i></font>

1205
01:20:22,776 --> 01:20:26,906
<font color="#ffff00"><i>#اوه تو چه ديده اي اي پسر چشم آبيم #</i></font>

1206
01:20:29,533 --> 01:20:33,254
<font color="#ffff00"><i># و تو چه ديدي اي عزيز جوان من  #</i></font>

1207
01:20:36,206 --> 01:20:40,586
<i><font color="#ffff00">#من يک نوزاد تازه متولد را با گرگهايي در همه اطراف او ديدم  #</font></i>

1208
01:20:42,921 --> 01:20:46,596
<font color="#ffff00"><i># من بزرگراهي از الماس ديدم که هيچ کس در آن نبود #</i></font>

1209
01:20:49,678 --> 01:20:53,603
<font color="#ffff00"><i>#من شاخه سياهي ديدم که از اون خون ميچکيد#</i></font>

1210
01:20:56,268 --> 01:21:00,193
<font color="#ffff00"><i># من يک اتاق پر از مرد با چکشهايي که از اون خون ميچکيد ديدم #</i></font>

1211
01:21:03,025 --> 01:21:06,620
<font color="#ffff00"><i>#من يک نردبام سفيد ديدم که همه اش با آب پوشيده شده بود #</i></font>

1212
01:21:09,615 --> 01:21:13,461
<font color="#ffff00"><i>#من ده هزار سخنگو ديدم که زبانشان همه قطع شده بود #</i></font>

1213
01:21:16,330 --> 01:21:21,086
<i><font color="#ffff00"># من تفنگ همراه شمشيرهاي تيز در دست بچه هاي کوچک ديدم #</font></i>

1214
01:21:21,210 --> 01:21:24,430
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1215
01:21:24,546 --> 01:21:28,392
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1216
01:21:28,509 --> 01:21:33,982
<font color="#ffff00"><i># اون ي بارون شديده که قرار بباره #</i></font>

1217
01:21:36,350 --> 01:21:39,820
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1218
01:21:39,937 --> 01:21:43,362
<font color="#ffff00"><i>#و اون شديده ،شديده #</i></font>

1219
01:21:43,482 --> 01:21:48,704
<font color="#ffff00"><i># اون ي بارون شديده که قرار بباره #</i></font>

