﻿1
00:00:00,036 --> 00:00:12,036
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:14,060 --> 00:00:16,160
<font color="#ffff00">کان تين
ويتنام جنوبي </font>
<font color="#ffff00">پاييز 1967</font>

3
00:00:19,269 --> 00:00:24,821
من در پاييز به يک مقر شنود  در کان تين مامور شدم.

4
00:00:24,942 --> 00:00:28,867
اون مثل گرفتن حکم مرگ در يک محاکمه بود
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

5
00:00:28,987 --> 00:00:31,285
چون فقط سه تفنگدار دريايي بهمراه يک بيسيم اونجا بودن
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

6
00:00:32,783 --> 00:00:34,410
و اون وحشتناکترين کاريه که من کردم

7
00:00:34,535 --> 00:00:37,209
شما داريد به دشمن گوش ميدين

8
00:00:37,329 --> 00:00:40,333
اونا هر ساعت شما رو در بيسيم صدا ميکنن

9
00:00:40,457 --> 00:00:41,800
دلتا،ليما،پاپا،سه،براوو،سه،براوو

10
00:00:41,917 --> 00:00:45,262
دلتا،ليما،پاپا،سه،براوو،من دلتا سه هستم.

11
00:00:45,379 --> 00:00:48,428
اگر موقعيت شما آلفا،سيرياست،دو بار کليد گوشيتونو فشار بدين

12
00:00:49,925 --> 00:00:51,485
اگر گزارش موقعيت شما کاملا امنه

13
00:00:51,635 --> 00:00:53,182
دو بار دکمه صداي گوشيتونو قطع و وصل کنيد

14
00:00:55,305 --> 00:00:57,307
اگر نباشه اونا فکر ميکنن شما خوابيد

15
00:00:57,432 --> 00:00:59,935
بنابراين اونا مدام از شما سوال ميکنن"گزارش موقعيتتون آلفا سيرياست؟

16
00:01:00,060 --> 00:01:01,340
و بعد نهايتا براشون روشن ميشه

17
00:01:01,436 --> 00:01:03,985
ممکنه انقدر کسي نزديک شما باشه که شما نميتونين هيچ چيزي بگين

18
00:01:04,106 --> 00:01:06,985
بعدش اونا ميگن:اگه گزارش موقعيت شما آلفا سيرا منفيه

19
00:01:07,150 --> 00:01:08,493
يکبار دکمه گوشيتونو فشار بدين

20
00:01:08,610 --> 00:01:10,547
و شما گوشي رو نزديکه که خاموش کنين،ميدونين

21
00:01:10,571 --> 00:01:13,666
و دوبار دکمه بيسيمو فشار ميدين چون اونا خيلي نزديکن

22
00:01:13,824 --> 00:01:15,747
که شما ميتونين صداي نجواشونو با هميدگه بشنوين

23
00:01:18,203 --> 00:01:19,580
و اون يک چيز ترسناکه

24
00:01:19,705 --> 00:01:20,831
اون واقعا يک چيز ترسناکه

25
00:01:20,998 --> 00:01:24,593
و من هنوز از تاريکي ميترسم

26
00:01:24,710 --> 00:01:27,509
من هنوز تو تاريکي چراغ خواب روشن ميکنم

27
00:01:27,671 --> 00:01:30,845
وقتي بچه هام داشتن بزرگ ميشدن

28
00:01:30,966 --> 00:01:34,561
اولين باري که اونا واقعا فهميدن

29
00:01:34,678 --> 00:01:36,772
که پدر در جنگ بوده ،زمانيکه اونا گفتن

30
00:01:36,888 --> 00:01:39,357
خوب چرا ما بايد چراغ خوابامونو خاموش کنيم؟

31
00:01:39,474 --> 00:01:40,817
چراغ خواب بابا که هنوز روشنه

32
00:01:47,858 --> 00:01:51,954
بگذاريد اين کلام از اين زمان و مکان فراتر برود

33
00:01:52,070 --> 00:01:54,869
به  دوست و همچنين دشمن

34
00:01:55,032 --> 00:01:59,082
اينکه مشعل به نسل جديدي
<font color="#ff8040"> 20ژانويه 1961</font>

35
00:01:59,202 --> 00:02:05,801
از امريکاييهايي که در اين قرن متولد شده اند،با جنگ آبديده شده اند

36
00:02:05,917 --> 00:02:09,547
با يک صلح سخت و تلخ تربيت شده اند،واگذار شده است

37
00:02:09,671 --> 00:02:11,014
مغرور از....

38
00:02:11,131 --> 00:02:12,883
من هنوز به اين مفهوم

39
00:02:13,008 --> 00:02:17,559
از يک آمريکاي حماسي

40
00:02:17,721 --> 00:02:20,315
اين که آمريکا يک کشور واقعا خاصه

41
00:02:20,432 --> 00:02:23,561
بهترين کشور جهان،بهترين دموکراسيه خيلي زياد اعتقاد داشتم
<font color="#ff8040">جک تاد ،نبراسکا</font>

42
00:02:23,727 --> 00:02:27,607
همه اونچيزايي که ما بهش باور داريم

43
00:02:27,731 --> 00:02:29,825
و من واقعا هيچ چيز غلطي در مورد اون نميديدم

44
00:02:32,569 --> 00:02:37,075
من مطمئن بودم در مورد بودن در ويتنام حق با ماست

45
00:02:37,199 --> 00:02:39,293
ميدوني،چون اون اتفاق در زمان کندي اتفاق افتاد

46
00:02:39,409 --> 00:02:41,878
و از نظر من جان اف کندي خدا بود

47
00:02:41,995 --> 00:02:45,420
همه افکار اون درست بود،من فکر ميکردم که درست بود

48
00:02:47,709 --> 00:02:51,759
جان فيتزجرالد کندي در 43 سالگي جوانترين مردي بود که

49
00:02:51,922 --> 00:02:55,426
در تاريخ ايالات متحده به رياست جمهوري رسيده بود.

50
00:02:55,550 --> 00:02:57,894
او آشکارا وعده رهبري جديد داده بود

51
00:02:58,011 --> 00:03:01,265
و اين سياست اعلامي براي حاميانش بنظر پيامي

52
00:03:01,390 --> 00:03:04,109
از يک دوره جديد بود.

53
00:03:04,226 --> 00:03:07,105
به آن کشورهاي جديدي که ما

54
00:03:07,270 --> 00:03:10,023
رسيدن به مقام آزاديشان را خوش آمد ميگوييم

55
00:03:10,148 --> 00:03:16,030
ما برسر قولمان هستيم که يک شکل از کنترل مستعمراتي

<font color="#ff8040">سايگون</font>

56
00:03:16,154 --> 00:03:18,577
نبايد صرفا توسط يک استبداد بسيار آهنينتر

57
00:03:18,699 --> 00:03:23,796
جايگزين شود.

58
00:03:23,954 --> 00:03:29,006
ما نبايد هميشه انتظار اينرا داشته باشيم که آنها از ديدگاه ما حمايت کنند

<font color="#ff8040">هانوي</font>

59
00:03:29,126 --> 00:03:33,552
ولي ما بايد هميشه اميدوار باشيم که آنها با قدرت

60
00:03:33,672 --> 00:03:39,020
از آزاديشان حمايت کنند،و  فراموش نکنند آنهايي  که در گذشته

61
00:03:39,136 --> 00:03:42,561
احمقانه  با سوار شدن بر پشت ببر

62
00:03:42,681 --> 00:03:46,936
بدنبال قدرت بودند طعمه ببر شدند.

63
00:03:49,184 --> 00:03:50,184
<font face="Microsoft Sans Serif"><b>جنگ ويتنام</b></font>

64
00:03:55,360 --> 00:03:57,613
رئيس جمهور جديد دور خود مجموعه خارق العاده اي از مشاوراني که

65
00:03:57,738 --> 00:04:01,459
در عزم او در مواجهه با کمونيسم سهيم بودند جمع کرد

66
00:04:01,575 --> 00:04:06,547
از جمله وزير خارجه دين راسک

67
00:04:06,663 --> 00:04:10,384
مشاور امنيت ملي،مک جورج باندي

68
00:04:10,500 --> 00:04:13,128
معاونش والت روستو

69
00:04:13,253 --> 00:04:17,508
مشاور ويژه نظامي،ژنرال مکسول تايلور

70
00:04:17,674 --> 00:04:21,178
و وزير دفاع،رابرت مک نامارا

71
00:04:21,303 --> 00:04:22,850
که از پستش بعنوان

72
00:04:23,013 --> 00:04:26,893
رئيس کمپاني فورد موتور براي خدمت به کشورش صرفنظر کرده بود.

73
00:04:27,017 --> 00:04:33,024
او در زمينه تجزيه و تحليل سيستمها پيشگام بود.

74
00:04:33,148 --> 00:04:35,901
همه مردان کندي مثل رئيس جمهوري که انتخابشان کرده بود

75
00:04:36,026 --> 00:04:40,122
در جنگ دوم جهاني خدمت کرده بودند.

76
00:04:40,238 --> 00:04:42,536
همه آنها مجذوب آنچه که باور داشتند

77
00:04:42,657 --> 00:04:44,500
درس اصلي جنگ دوم جهاني است شده بودند:

78
00:04:44,618 --> 00:04:48,589
ديکتاتوريهاي جاه طلب بايد پيش از اينکه

79
00:04:48,705 --> 00:04:51,879
تبديل به يک خطر جدي براي صلح جهاني شوند

80
00:04:52,000 --> 00:04:54,002
درمسيرشان متوقف شوند.

81
00:04:54,127 --> 00:04:57,301
در همين اثنا در ويتنام جنوبي

82
00:04:57,422 --> 00:04:59,390
جبهه آزادي بخش ملي

83
00:04:59,549 --> 00:05:02,302
که توسط دشمنانش برچسب ويت کنگ را خورده بود

84
00:05:02,427 --> 00:05:04,680
مصمم شده بود تا دولت

85
00:05:04,805 --> 00:05:07,854
ضد کمونيستي و بطور روبه فزوني خودکامه

86
00:05:07,974 --> 00:05:11,148
نگو دين زيم را سرنگون کند.

87
00:05:11,269 --> 00:05:15,240
هوشي مين مجهول براي واشنگتن در ويتنام شمالي

88
00:05:15,398 --> 00:05:19,244
پدر استقلال ويتنام

89
00:05:19,402 --> 00:05:22,576
حالا قدرت را با يک رهبر تهاجمي تر

90
00:05:22,697 --> 00:05:25,576
لي زوان سهيم بود که  براي اتحاد مجدد

91
00:05:25,700 --> 00:05:28,078
کشورش حتي ناشکيباتر بود.

92
00:05:29,678 --> 00:05:31,012
پس از فرار فرانسويان

93
00:05:31,664 --> 00:05:33,130
آمريکاييها بداخل پريدن

94
00:05:34,724 --> 00:05:36,057
از نظر نسل والدين من

95
00:05:36,394 --> 00:05:39,394
شما آمريکاييها هيچ فرقي با فرانسويها نداشتيد.

96
00:05:39,986 --> 00:05:42,986
آمريکاييها هم متجاوز بودن

<font color="#ff8040">باو نين،از ارتش ويتنام شمالي</font>

97
00:05:43,256 --> 00:05:48,123
من بعنوان پسرشون،افکار اونارو به ارث بردم

<font color="#ff8040">باو نين،از ارتش ويتنام شمالي</font>

98
00:05:48,473 --> 00:05:51,943
هيچ کدوم از ما چيزي در مورد ويتنام نميدونستيم

99
00:05:52,102 --> 00:05:56,152
ويتنام در اون روزها مهره اي در يک صفحه شطرنج بود

100
00:05:56,273 --> 00:05:58,321
يک صفحه شطرنج استراتژيک

101
00:05:58,441 --> 00:06:02,287
نه محلي با يک فرهنگ و يک تاريخ

102
00:06:02,404 --> 00:06:07,831
اينکه ما يک دوره تغيير غيرممکن

<font color="#ff8040">لزلي گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمريکا)</font>

103
00:06:07,951 --> 00:06:10,795
حتي با وجود قدرت مهيب ايالات متحده داشتيم
<font color="#ff8040">لزلي گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمريکا)</font>

104
00:06:10,954 --> 00:06:15,460
ايالات متحده  سه سال بعدي را

105
00:06:15,584 --> 00:06:19,964
در حال کشمکش درفهم کشور پيچيده اي  که براي نجاتش آمده بود

106
00:06:20,088 --> 00:06:23,137
ناکام در فهم عزم دشمنش

107
00:06:23,258 --> 00:06:26,853
و دچار سوتفاهم ازينکه واقعا احساس مردم ويتنام

108
00:06:26,970 --> 00:06:28,938
درمورد دولتشان چيست،گذراند

109
00:06:30,849 --> 00:06:33,022
رئيس جمهور جديد خود را گرفتار بين

110
00:06:33,143 --> 00:06:37,740
انگيزه جنگ و ميل به صلح

111
00:06:37,856 --> 00:06:40,826
بين فروتني و غرور

112
00:06:40,942 --> 00:06:47,325
بين ايده آليسم و مصلحت،بين صداقت و دروغ يافت.

113
00:06:48,172 --> 00:06:49,172
قسمت دوم

114
00:06:49,515 --> 00:06:54,015
سواري بر روي ببر
1961-1963

115
00:07:07,552 --> 00:07:10,726
و همينطور هموطنان آمريکائيم

116
00:07:10,847 --> 00:07:15,853
نپرسيد که کشورتان چه کاري  ميتواند برايتان بکند

117
00:07:15,977 --> 00:07:18,230
بپرسيد شما چه کاري ميتوانيد براي کشورتان بکنيد

118
00:07:25,111 --> 00:07:28,957
من در ميسوري نزديک شهر کانزاس

119
00:07:29,074 --> 00:07:32,123
يک محله کوچک موسوم به فيرمونت بزرگ شدم

120
00:07:32,243 --> 00:07:33,665
من در 1948 متولد شدم
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

121
00:07:33,787 --> 00:07:36,256
و بچه هاي زيادي بودن که در اون روزها متولد شدن
<font color="#ff8040">جان ماسگريو
از تفنگدارن دريايي(1967)</font>

122
00:07:36,373 --> 00:07:38,017
از اونايي که باندازه کافي خوشبخت بودن تا از جنگ دوم جهاني

123
00:07:38,041 --> 00:07:39,041
تا به خونه برگردن

124
00:07:40,251 --> 00:07:43,676
پدرم خلبان سپاه هوايي ارتش بود

125
00:07:43,797 --> 00:07:46,471
و همه دوستان پدرم

126
00:07:46,591 --> 00:07:49,595
کهنه سربازان جنگ دوم جهاني يا کهنه سربازان جنگ کره بودن

127
00:07:49,719 --> 00:07:52,313
و همه معلمهاي مذکر من کهنه سرباز بودن

128
00:07:52,430 --> 00:07:54,808
و حتي کشيش من ،کشيش ارتش شده بود.

129
00:07:56,393 --> 00:08:01,069
خوب اونا قهرماناي من بودن و من ميخواستم مثل اونا بشم

130
00:08:08,154 --> 00:08:10,998
باوجود همه سخن سراييهاي روبفزون کندي

131
00:08:11,116 --> 00:08:13,665
با وجود همه استعدادهايي که در اطراف خود جمع کرده بود

132
00:08:13,785 --> 00:08:17,039
ماههاي نخست رياست جمهوريش خوب پيش نرفت.

133
00:08:17,163 --> 00:08:21,464
او يک تهاجم با حمايت سيا به کوبا

<font color="#ffff00">تهاجم درهم کوفته شد:کاسترو</font>

134
00:08:21,584 --> 00:08:26,055
در خليج خوکها را تاييد کرد که به فاجعه انجاميد.

<font color="#ffff00">سربازان درمرداب گير افتادند،اينرا رهبر کوبا ميگويد.</font>

135
00:08:26,172 --> 00:08:27,924
او حس کرد رهبر شوروي نيکيتا خروشچف

136
00:08:28,091 --> 00:08:30,389
در اوج مذاکرات در وين

137
00:08:30,510 --> 00:08:32,763
برايش قلدري کرده است.

138
00:08:32,887 --> 00:08:35,106
او قادر نبود تا جلوي روسها را

139
00:08:35,265 --> 00:08:37,484
در ساخت ديوار برلين بگيرد.

140
00:08:37,600 --> 00:08:41,730
و او در آسياي جنوب شرقي از مداخله

141
00:08:41,855 --> 00:08:45,029
عليه شورش کمونيستها در لائوس پرهيز کرد.

142
00:08:45,150 --> 00:08:49,701
منتقدين او را به ناشيگري،مردد بودن

143
00:08:49,821 --> 00:08:53,416
نامناسب با وظيفه نبرد با آنچه  که بنظر

144
00:08:53,533 --> 00:08:55,911
تهديد در حال ايجاد کمونيستي بود،متهم ميکردند.

145
00:08:56,036 --> 00:08:59,461
"امتيازات بسيار زيادي وجود دارند که ما ميتوانيم

146
00:08:59,581 --> 00:09:01,879
در يکسال ايجاد کنيم و از لحاظ سياسي نجات پيدا کنيم"

147
00:09:02,000 --> 00:09:06,631
او اين را محرمانه به يک دستيار در بهار 1961 گفته بود.

148
00:09:06,796 --> 00:09:11,973
کندي حس کرد که بايد در ويتنام جنوبي دست بعمل بزند.

149
00:09:12,135 --> 00:09:14,684
پس ازينکه رئيس جمهور گزارشهايي دريافت کرد مبني بر اينکه

150
00:09:14,804 --> 00:09:17,273
ويت کنگ ميتواند بيش از

151
00:09:17,390 --> 00:09:21,315
نيمي از نواحي پرجمعيت دلتاي رود مکونگ را در کنترل بگيرد

152
00:09:21,436 --> 00:09:25,441
او ژنرال مکسول تايلور  و والت روستو را به ويتنام

153
00:09:25,565 --> 00:09:27,613
اعزام کرد

154
00:09:27,734 --> 00:09:31,455
آنها به او اصرار کردند تا نيروي زميني آمريکا را دخالت دهد

155
00:09:31,571 --> 00:09:33,118
کندي نپذيرفت

156
00:09:33,239 --> 00:09:36,834
او گفت آن شبيه نوشيدن بار اول شراب است

157
00:09:36,993 --> 00:09:39,997
تاثير آن زود از بين ميرود و تقاضا هاي بيشتر

158
00:09:40,163 --> 00:09:43,463
براي يک شراب ديگر و ديگر و ديگر بوجود ميايد.

159
00:09:43,583 --> 00:09:46,928
بجاي آن رئيس جمهور در وسط جنگ سرد

160
00:09:47,045 --> 00:09:50,174
با وجود خطر دائم يک مواجهه هسته اي

161
00:09:50,340 --> 00:09:53,514
از يک روش منعطف جديد

162
00:09:53,676 --> 00:09:59,149
براي مواجهه و محدود کردن کمونيسم حمايت کرد:جنگ محدود

163
00:09:59,265 --> 00:10:03,941
اين نوع ديگري از جنگ است،که شدتش جديد

164
00:10:04,062 --> 00:10:06,565
منشاش باستاني است

165
00:10:06,689 --> 00:10:11,536
جنگ چريکها،خرابکاران،شورشيان،تروريستها

166
00:10:11,653 --> 00:10:15,954
جنگ از طريق کمين،بجاي نبرد

167
00:10:16,074 --> 00:10:18,577
از طريق نفوذ بجاي تهاجم

168
00:10:20,370 --> 00:10:22,714
براي نبرد از طريق "جنگهاي محدودش"

169
00:10:22,872 --> 00:10:25,716
کندي باستفاده از کلاه سبزهاي نخبه

170
00:10:25,834 --> 00:10:29,304
نيروهاي مخصوص آموزش ديده در جنگ چريکي

171
00:10:29,420 --> 00:10:31,923
ضد شورش اميد داشت

172
00:10:32,048 --> 00:10:36,724
آنها بنا بود به مناطق پرخطر دراطراف دنيا اعزام شوند

173
00:10:36,886 --> 00:10:39,560
خروشچف گفت:ما نميخواهيم شما را

174
00:10:39,722 --> 00:10:41,065
با تسليحات هسته اي نابود کنيم.

175
00:10:41,224 --> 00:10:44,273
ما ميخواهيم شما را از طريق جنگهاي رهايي بخش ملي نابود کنيم.

176
00:10:44,394 --> 00:10:46,271
همه در مورد اين حقيقت صحبت ميکردند که

177
00:10:46,396 --> 00:10:51,072
که کمونيسم داشت گسترش ميافت و اون بايد متوقف ميشد.
<font color="#ff8040">رابرت رهال،از نيروي مخصوص</font>

178
00:10:51,192 --> 00:10:53,820
شما به دانشکده فرماندهي و ستاد کل ارتش ميرفتيد

179
00:10:53,945 --> 00:10:57,415
و روي نقشه ها با سلاحهاي هسته اي و ازينجور کارها

180
00:10:57,574 --> 00:10:59,121
بازي ميکرديد

181
00:10:59,242 --> 00:11:04,089
و من ازون از طريق ورود به نيروهاي مخصوص فرار کردم

182
00:11:04,205 --> 00:11:06,799
بنابراين بجاي طراحي آنچه که ما قرار بود انجام دهيم

183
00:11:06,916 --> 00:11:11,843
اگر جنگ سوم جهاني شروع ميشد،ما حقيقتا کارهايي انجام ميداديم.

184
00:11:13,423 --> 00:11:16,768
و ويتنام جايي بود که ما براي ترسيم خطوط ميرفتيم.

185
00:11:18,428 --> 00:11:20,101
کندي کلاه سبزه  ها را

186
00:11:20,263 --> 00:11:22,436
را به ارتفاعات مرکزي ويتنام

187
00:11:22,599 --> 00:11:26,103
براي سازماندهي قبايل کوهستاني براي جنگ با ويت کنگ

188
00:11:26,269 --> 00:11:30,900
و انجام ماموريتهاي مخفي براي خرابکاري پايگاههاي تدارکاتيشان

189
00:11:31,024 --> 00:11:33,994
در لائوس و کامبوج فرستاد.

190
00:11:34,110 --> 00:11:38,581
ولي کندي فهميد که عمليات ضد شورش بتنهايي

191
00:11:38,698 --> 00:11:39,745
هرگز کافي نيست

192
00:11:39,866 --> 00:11:43,336
بنابراين او کمکهاي مالي براي ارتش ويتنام جنوبي را دو برابر کرد

193
00:11:43,453 --> 00:11:48,710
هليکوپترها و اي پي سي ها ،نفربرهاي زرهي،را ارسال داشت.

194
00:11:51,753 --> 00:11:55,474
کندي همچنين اجازه استفاده از ناپالم

195
00:11:55,590 --> 00:11:59,970
و افشاندن عوامل گياه کش،براي جلوگيري از پوشش براي ويت کنگ

196
00:12:00,136 --> 00:12:03,891
و نابودي محصولاتي که آنان را تغذيه ميکرد،را صادر کرد.

197
00:12:04,015 --> 00:12:07,064
مجموعه کاملي از مواد شيميايي مورد استفاده قرار گرفت

198
00:12:07,185 --> 00:12:10,564
از جمله يکي که بخاطر رنگ نوارهايش

199
00:12:10,688 --> 00:12:16,616
در بشکه هاي 55 گالني، عامل نارنجي ناميده ميشد

200
00:12:16,736 --> 00:12:20,206
و رئيس جمهور کاملا به افزايش

201
00:12:20,323 --> 00:12:23,167
تعداد مشاوران نظامي آمريکايي ادامه ميداد.

202
00:12:23,326 --> 00:12:28,548
تعدادي که او طي دوسال بارث برده بود،

<font color="#ffff00">685 آمريکايي</font>

203
00:12:28,665 --> 00:12:31,839
به 11300 نفر افزايش يافت

204
00:12:32,001 --> 00:12:34,424
که اختيار داشتند نه تنها ارتش جمهوري ويتنام(آرون) را

205
00:12:34,545 --> 00:12:37,469
براي شرکت در يک جنگ

206
00:12:37,590 --> 00:12:39,513
معمولي آموزش دهند

207
00:12:39,676 --> 00:12:41,804
بلکه آنها را در نبرد

208
00:12:41,928 --> 00:12:45,432
نقض معاهده اي که ويتنام را در 1954

209
00:12:45,556 --> 00:12:46,556
تقسيم کرده بود،مشارکت دهند.

210
00:12:50,311 --> 00:12:54,236
دولت آمريکا هرچه در توان داشت براي پنهان کردن ابعاد کارهايي که

211
00:12:54,357 --> 00:12:56,701
در طرف ديگر دنيا در حال رخدادن بود

212
00:12:56,818 --> 00:12:58,536
از مردم آمريکا بکار گرفت

213
00:12:58,695 --> 00:13:01,414
چرا که ميترسيد عامه مردم از نقش

214
00:13:01,531 --> 00:13:08,380
فعالتر تازه آغاز شده مشاوران براي شرکت در نبرد ،حمايت نکنند.

215
00:13:08,496 --> 00:13:11,045
آقاي رئيس جمهور،يک انتشارات شوراي ملي جمهوريخواهان

216
00:13:11,207 --> 00:13:14,461
گفته است که شما با مردم آمريکا

217
00:13:14,585 --> 00:13:18,385
درمورد اينکه چه ميزان ما در ويتنام درگير شده ايم،

218
00:13:18,506 --> 00:13:20,258
کمتر صداقت نشان داده ايد.

219
00:13:20,383 --> 00:13:22,886
آيا شما ميتوانيد توضيح بيشتري بدهيد؟
کندي:ما کمکهاي تدارکاتيمان

220
00:13:23,011 --> 00:13:25,011
به دولت ويتنام را افزايش داده

221
00:13:25,096 --> 00:13:26,814
داده ايم.

222
00:13:26,931 --> 00:13:28,774
ما سربازان رزمي را به آنجا نفرستاده ايم.

223
00:13:28,891 --> 00:13:32,065
با اين وجود به مامورين آموزشي که ما آنجا داريم

224
00:13:32,186 --> 00:13:34,905
اين دستورالعمل داده شده است که اگر به آنها
شليک شد

225
00:13:35,064 --> 00:13:37,908
آنها البته براي حفاظت از خودشان ،متقابلا شليک کنند.

226
00:13:38,026 --> 00:13:39,744
و بطور کلي از آن چيزي که از اين کلام مستفاد ميشود

227
00:13:39,861 --> 00:13:42,080
ما نيروهاي رزمي نفرستاده ايم.

228
00:13:42,238 --> 00:13:47,870
بنابراين من -من فکر ميکنم که به همان اندازه اي توان دارم

229
00:13:47,994 --> 00:13:49,166
صريح هستم.

230
00:13:49,287 --> 00:13:50,789
من فکر ميکنم ما...آنچه که من به شما گفته ام

231
00:13:50,913 --> 00:13:53,962
توضيحي از فعاليت ما در آنجاست.

232
00:13:58,588 --> 00:14:01,933
من بچه جنگ سرد بودم

233
00:14:02,050 --> 00:14:05,475
زمانيکه در سايگون در عصرگاه شرجي آوريل(فروردين)1962

234
00:14:05,595 --> 00:14:07,438
از هواپيما پياده شدم

235
00:14:07,555 --> 00:14:11,401
من واقعا بطور کامل به ايدئولوژي جنگ سرد باور داشتم.

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

236
00:14:11,517 --> 00:14:12,518
به اينکه...

237
00:14:12,643 --> 00:14:15,112
اگر ما ويتنام جنوبي را از دست بدهيم

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

238
00:14:15,271 --> 00:14:17,671
مابقي آسياي جنوبشرقي به دست کمونيستها سقوط ميکرد

239
00:14:17,732 --> 00:14:21,487
يک توطئه بين المللي کمونيستي وجود داشت

240
00:14:21,611 --> 00:14:24,080
ما به اين موضوع مشتاقانه باور داشتيم

241
00:14:24,197 --> 00:14:28,043
نيل شيهان يک گزارشگر 25 ساله

242
00:14:28,159 --> 00:14:31,459
خبرگزاري بين المللي يونايتد پرس، UPI، بود.

243
00:14:31,579 --> 00:14:35,629
او پيش از تصميم به اينکه خبرنگار روزنامه شود

244
00:14:35,750 --> 00:14:38,469
سه سال در ارتش در کره و ژاپن خدمت کرده بود.

245
00:14:38,586 --> 00:14:42,762
ويتنام اولين ماموريت تمام وقت ماورا بحار او بود

246
00:14:42,882 --> 00:14:44,759
و او بخاطر مياورد تنها نگرانيش

247
00:14:44,884 --> 00:14:47,512
اين بود که به آنجا خيلي دير برسد و اين داستان بزرگ را

248
00:14:47,637 --> 00:14:49,605
از دست بدهد.

249
00:14:49,722 --> 00:14:53,818
شيهان و ساير گزارشگران بهمراه ارتش جمهوري ويتنام که يکسري

250
00:14:53,976 --> 00:14:57,480
حملات هليکوپتري بر استحکامات دشمن

251
00:14:57,605 --> 00:14:59,903
در دلتاي مکونگ و جاي ديگر اجرا ميکرد

252
00:15:00,024 --> 00:15:03,369
و وحشت را براي ويت کنگ بارمغان اوردند،شرکت داشتند .

253
00:15:03,486 --> 00:15:06,490
خلبانان آمريکايي کنترل هليکوپترها را در دست داشتند.

254
00:15:06,614 --> 00:15:10,994
اون يک جهاد مقدس بود و اون هيجان انگيز بود.

255
00:15:11,119 --> 00:15:13,588
و شما سوار بر هليکوپتر

256
00:15:13,704 --> 00:15:16,958
همراه با سربازان ويتنامي که به ميدان نبرد برده يا بازگردانده

257
00:15:17,083 --> 00:15:18,630
ميشدند،بالا ميرفتيد.

258
00:15:18,751 --> 00:15:21,345
و اونا در ارتفاع زير 23 متري از سطح زمين پرواز ميکردن
بسرعت از روي کشتزارهاي برنج

259
00:15:21,504 --> 00:15:23,632
در ارتفاع يک يا 1/2 متري بالاي کشتزارها پرواز ميکردن

260
00:15:23,756 --> 00:15:27,602
و بعد بالاي درختاني که در منطقه قرار داشتن سر در ميوردن.

261
00:15:27,718 --> 00:15:28,890
اون دلهره اور بود

262
00:15:29,011 --> 00:15:30,322
منظورم اينه که کاملا دلهره اور بود

263
00:15:30,346 --> 00:15:33,350
و شما به انچيزي که رخ ميداد باور داشتيد

264
00:15:33,474 --> 00:15:35,522
منظورم اينه که شما اين حسو داشتيد که ما داريم اينجا ميجنگيم

265
00:15:35,643 --> 00:15:39,398
و يک روزي ما خواهيم برد و اين کشور تبديل به

266
00:15:39,522 --> 00:15:40,722
کشور بهتري براي آمدن ما خواهد شد.

267
00:15:42,525 --> 00:15:45,369
نفربر زرهي جديد ام-113

268
00:15:45,528 --> 00:15:49,158
قادر بود تا از عرض رودخانه ها و کشتزارهاي برنج

269
00:15:49,282 --> 00:15:51,034
و درست از وسط سدهاي خاکي که يک منطقه را

270
00:15:51,159 --> 00:15:53,412
از منطقه مجاور جدا ميکرد،عبور کند.

271
00:15:54,871 --> 00:15:59,877
ويت کنگ هيچ چيزي نداشتند تا بوسيله آن جلوي آنها را بگيرند

272
00:16:00,001 --> 00:16:05,679
ما فقط داشتيم اونا رو با نيرو ،با قدرت آتش منکوب ميکرديم

273
00:16:05,798 --> 00:16:09,052
و تيراندازي در زمان بسيار کوتاهي تمام ميشد.

274
00:16:09,218 --> 00:16:11,846
ما برخي افراد رو ميديدم که در امتداد آب بندها ميدويدند

275
00:16:11,971 --> 00:16:14,815
حقيقتا کانال  بر شخصي که شما دارين

276
00:16:14,932 --> 00:16:16,309
حالا بهش حمله ميکنين عموده.

277
00:16:16,434 --> 00:16:20,280
اونا يونيفرماي سياه پوشيدن و تخمين ميزنم حدود 30 نفر باشن

278
00:16:20,396 --> 00:16:22,945
اونا رو ميبيني؟تمام.

279
00:16:23,065 --> 00:16:25,238
اين اون چيزي بود که باعث ميشد ما ببريم ،ميفهمي

280
00:16:25,401 --> 00:16:28,496
و ما يکي بعد از ديگري برنده ميشديم

<font color="#ff8040">جيمز اسکانلون ،مشاور ارتش </font>

281
00:16:28,613 --> 00:16:32,163
و ما با مقاومت زيادي روبرو نميشديم
<font color="#ff8040">جيمز اسکانلون ،مشاور ارتش </font>

282
00:16:32,283 --> 00:16:36,038
سروان جيمز اسکانلون در آلمان غربي مستقر شده بود

283
00:16:36,162 --> 00:16:39,257
و خودش شاهد وحشيگري بود

284
00:16:39,373 --> 00:16:41,876
که کمونيستهاي آلمان شرقي در مورد هر کسي که

285
00:16:42,001 --> 00:16:45,426
جرات ميکرد به غرب فرار کند به کار ميبردند.

286
00:16:45,588 --> 00:16:47,761
او حالا در دلتاي رود مکونگ

287
00:16:47,924 --> 00:16:50,848
بعنوان مشاور لشکر هفتم ارتش جمهوري ويتنام جنوبي حضور داشت

288
00:16:50,968 --> 00:16:55,644
و  همچنين شواهدي از وحشيگري ويت کنگ را مشاهده ميکرد.

289
00:16:58,935 --> 00:17:02,485
ما که با مردميکه به آلمان شرقي فرار کرده بودند صحبت ميکرديم

290
00:17:02,605 --> 00:17:06,610
ما به لزوم متوقف کردن رشد کمونيسم

291
00:17:06,734 --> 00:17:10,113
براي جلوگيري از سقوط مهره هاي دومينو پي برديم.

292
00:17:10,279 --> 00:17:12,782
اون يک هدف ارزشمند بود

293
00:17:14,283 --> 00:17:17,958
زمانيکه ارتش ويتنام جنوبي و مشاورانشان ويت کنگ را تعقيب ميکردند

294
00:17:18,120 --> 00:17:20,714
حکومت نگو دين زيم يک برنامه جاه طلبانه

295
00:17:20,831 --> 00:17:25,132
بمنظور بدست گرفتن کنترل نواحي روستايي

296
00:17:25,253 --> 00:17:27,881
با متمرکز کردن جمعيت روستايي در

297
00:17:28,005 --> 00:17:30,554
هزاران سکونتگاه سنگربندي شده

298
00:17:30,675 --> 00:17:34,976
احاطه شده با سيم خاردار و نيزه هاي بامبويي

299
00:17:35,137 --> 00:17:37,765
براي حفاظت در برابر ويت کنگ، اجرا کرده بود.

300
00:17:37,890 --> 00:17:42,236
آنها دهکده هاي استراتژيک ناميده شدند،بخشي از تلاش

301
00:17:42,353 --> 00:17:45,482
براي فتح قلبها و اذهان و وفاداري

302
00:17:45,606 --> 00:17:46,983
مردم ويتنام.

303
00:17:47,108 --> 00:17:51,659
فرانسويها چيزي شبيه به آن را يک دهه قبل آزموده بودند

304
00:17:51,821 --> 00:17:55,701
آنها آنرا آرام سازي ناميده بودند

305
00:17:55,825 --> 00:17:58,374
برنامه دهکده استراتژيک رئيس جمهور زيم

306
00:17:58,494 --> 00:18:00,838
درحال ايجاد يک پيشرفت اساسي است

307
00:18:00,997 --> 00:18:05,594
تا امروز حدود 1600 دهکده از حدود 14000 دهکده

<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا ،وزير دفاع</font>

308
00:18:05,710 --> 00:18:09,260
تا به امروز سنگر بندي شده اند.

<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا ،وزير دفاع</font>

309
00:18:09,380 --> 00:18:11,553
اخبار منتشره از ويتنام جنوبي

310
00:18:11,674 --> 00:18:15,019
تا تابستان 1962 چنان اميد بخش بنظر ميرسيدند که

311
00:18:15,136 --> 00:18:18,857
که رابرت مک نامارا وزير دفاع مطمئن شد که

312
00:18:19,015 --> 00:18:22,019
پنتاگون آماده شده بود تا طرح

313
00:18:22,184 --> 00:18:25,609
عقب نشيني تدريجي مشاورين آمريکايي

314
00:18:25,730 --> 00:18:28,279
تا 1965 تکميل شود.

315
00:18:28,399 --> 00:18:31,903
تا کنون همچنانکه اغلب آمريکاييها ميدانند

316
00:18:32,028 --> 00:18:34,872
ايالات متحده در حال رسيدن به هدفش بود:

317
00:18:34,989 --> 00:18:38,209
يک کشور باثبات،مستقل و ضد کمونيستي

318
00:18:38,367 --> 00:18:40,415
در ويتنام جنوبي.

319
00:18:40,536 --> 00:18:44,962
اين منازعه اي است که کشور نميتواند از آن طفره برود

320
00:18:45,082 --> 00:18:46,834
نيويورک تايمز آنرا نقل کرد

321
00:18:46,959 --> 00:18:51,339
و بنظر ميرسد ايالات متحده در حال پيروز شدن در آن است

322
00:18:53,049 --> 00:18:56,895
ولي در همان تابستان،هوشي مين

323
00:18:57,053 --> 00:19:00,523
بدنبال کسب کمک بيشتر از چين،به پکن  رفت

324
00:19:00,640 --> 00:19:03,894
ساخت و ساز آمريکاييها در ويتنام جنوبي به او

325
00:19:04,018 --> 00:19:06,191
و ساير رهبران در هانوي هشدار داده بود

326
00:19:06,312 --> 00:19:09,566
هو به چينيها گفت که حملات آمريکا

327
00:19:09,690 --> 00:19:15,447
به خود ويتنام شمالي حالا بنظر ميرسد که مدتي بعد انجام شود.

328
00:19:15,571 --> 00:19:19,576
چينيها قول دادند که دهها هزار سرباز ويتنامي را تجهيز

329
00:19:19,700 --> 00:19:22,670
و مسلح سازند

330
00:19:22,787 --> 00:19:26,257
درهمين اثنا دفتر سياسي حزب کمونيست در هانوي

331
00:19:26,415 --> 00:19:29,635
مقرر کرده بود که هر فرد توانمند ويتنام شمالي

332
00:19:29,752 --> 00:19:34,599
لازم است تا در نيروهاي مسلح خدمت کند.

333
00:19:41,597 --> 00:19:43,770
دهها هزار جوان آمريکايي ملهم از

334
00:19:43,933 --> 00:19:47,107
فراخوان رئيس جمهورشان به سپاه صلح

335
00:19:47,228 --> 00:19:51,028
و ساير سازمانها براي کمک به پروژه ايده هاي آمريکايي

336
00:19:51,148 --> 00:19:53,492
وحسن نيت در سراسر جهان ميپيوستند.

337
00:20:05,454 --> 00:20:10,130
ما نه تنها اونجا در ويتنام براي متوقف کردن کمونيسم بوديم

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي</font>

338
00:20:10,292 --> 00:20:14,013
بلکه اونجا ميبايست کارهاي مثبتي انجام ميشد

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي</font>

339
00:20:14,130 --> 00:20:17,350
ما داريم سعي ميکنيم بفهميم مردم ويتنام چه چيزي ميخواهند

340
00:20:17,466 --> 00:20:20,060
و به آنها براي رسيدن به آن کمک کنيم

341
00:20:20,177 --> 00:20:21,394
و اون بسيار آسان بود

342
00:20:21,512 --> 00:20:23,514
ولي اگه شما بهش فکر کنين،خيلي هم پيچيدس

343
00:20:23,639 --> 00:20:25,983
ولي اون اساس،من فکر ميکنم

344
00:20:26,142 --> 00:20:28,486
آنچه ما سعي داشتيم انجام بديم بود

345
00:20:30,521 --> 00:20:33,741
پيت هانتينگ،يک جوان 22 ساله از شهر اوکلاهوما

346
00:20:33,858 --> 00:20:37,408
درست پس از اتمام دانشکده براي انجام آنچه او ميتوانست

347
00:20:37,528 --> 00:20:40,748
براي کمک به روستاييان فقير در روستا انجام دهد،به ويتنام ميرفت.

348
00:20:40,865 --> 00:20:43,288
<i><font color="#ffff00">#من سربازي در حال نبرد بودم#</font></i>

349
00:20:43,409 --> 00:20:45,628
<i><font color="#ffff00"># و تا زمانيکه ببريم ميجنگيدم #</font></i>

350
00:20:45,745 --> 00:20:49,795
<i><font color="#ffff00"># يونيفرمم.يونيفرم کثيف وصله ايم #</font></i>

351
00:20:49,915 --> 00:20:51,667
مارگوي عزيزم

352
00:20:51,834 --> 00:20:54,178
من نهايتا کارم را هفته قبل در فان رانگ تمام کردم

353
00:20:54,336 --> 00:20:56,179
من يک ماه را صرف کار بر  روي يک آسياب بادي کرده بودم

354
00:20:56,297 --> 00:20:58,265
که به مردم يک دهکده قولش را داده بودم

355
00:20:58,382 --> 00:21:02,888
انقدر زياد هزينه برد که من از جيب خودم هم خرج کردم

356
00:21:03,012 --> 00:21:06,767
<i><font color="#ffff00">#خوب،من به تو عزيزم را خواهم داد،من به تو خونم را خواهم داد #</font></i>

357
00:21:06,891 --> 00:21:08,985
من امروز با وجود همه

358
00:21:09,101 --> 00:21:12,230
عوامل طبيعي،فجايع،توطئه هاي سياسي و فعاليتهاي خرابکارنه

359
00:21:12,354 --> 00:21:14,356
روحيه ام بالاست.

360
00:21:14,482 --> 00:21:16,860
پيت هانتينگ براي

361
00:21:16,984 --> 00:21:19,737
خدمات داوطلبانه بين المللي

362
00:21:19,862 --> 00:21:23,583
يک سازمان غيرانتفاعي کار ميکرد که در بهبود کشاورزي،

363
00:21:23,699 --> 00:21:26,794
آموزش و سلامت عمومي مشارکت داشت

364
00:21:26,911 --> 00:21:30,040
او يکي از صدها کمک کارگر متعهد

365
00:21:30,206 --> 00:21:32,709
در ويتنام جنوبي بود.

366
00:21:32,833 --> 00:21:36,554
<i><font color="#ffff00"># بيل من تفنگمه#</font></i>

367
00:21:36,712 --> 00:21:38,940
آخرين اخبار از اين سمت جهان اينه که

368
00:21:38,964 --> 00:21:41,026
من تقريبا بطور قطعي دو سال ديگه

369
00:21:41,050 --> 00:21:42,893
کارم بيشتر طول ميکشه

370
00:21:43,052 --> 00:21:45,225
باعث ميشه اين کشور به همون مدت يک تکه باقي بمونه

371
00:21:48,307 --> 00:21:50,401
پيت هانتينگ دوسال پس از رسيدنش

372
00:21:50,559 --> 00:21:52,903
در حال رانندگي در دلتاي مکونگ بود

373
00:21:53,062 --> 00:21:55,815
که به يک کمين ويت کنگ راند

374
00:21:55,940 --> 00:21:59,410
او به سرش 5 بار شليک شد

375
00:22:01,153 --> 00:22:03,076
اولين داوطلب آمريکايي غيرنظامي

376
00:22:03,239 --> 00:22:05,867
که در ويتنام کشته ميشد

377
00:22:34,395 --> 00:22:36,648
مردم جوکي رو در ويتنام

378
00:22:36,772 --> 00:22:38,399
در مورد فتح قلبها و ذهنها به کار ميبردند.

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

379
00:22:38,524 --> 00:22:42,028
و شما اون عبارتو ميشنوي ولي اون نبايد ي جوک باشه

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

380
00:22:42,152 --> 00:22:44,325
اون ي مشکل جدي جديه.

381
00:22:44,446 --> 00:22:46,869
اگه شما يک عمليات نظاميو اجرا کنيد

382
00:22:46,991 --> 00:22:50,586
و اون ممکنه بر مبناي نظامي موفق باشه

383
00:22:50,703 --> 00:22:53,547
ولي شما يک روستا رو نابود ميکنين

384
00:22:53,664 --> 00:22:57,385
بعد شما يک روستاي نيروهاي مقاومت رو ايجاد کرديد

385
00:22:57,501 --> 00:23:01,301
مشاورين کمي چالشهاي منحصر بفرد نبرد با

386
00:23:01,422 --> 00:23:04,141
يک شورش در ويتنام را بهتر از سرهنگ دوم

387
00:23:04,258 --> 00:23:08,138
جان پل وان ميفهميدند

388
00:23:08,262 --> 00:23:10,856
او با حرفه سربازي در ويرجينيا

389
00:23:10,973 --> 00:23:13,146
مشاور ارشد آمريکايي

390
00:23:13,267 --> 00:23:17,192
براي لشکر هفتم ارتش ويتنام جنوبي در دلتاي مکونگ بود

391
00:23:17,313 --> 00:23:21,784
جان پل وان کوچک اندام،پرطاقت و خشن متقاعد شد

392
00:23:21,901 --> 00:23:25,997
که ميداند چگونه ويت کنگ را شکست دهد

393
00:23:26,113 --> 00:23:30,619
جان پل وان بسادگي برجسته ترين سربازي بود

394
00:23:30,743 --> 00:23:31,790
که من در اون دوره

395
00:23:31,911 --> 00:23:33,754
ديده ام

396
00:23:33,871 --> 00:23:38,593
بزرگترين چالش زندگي جان پل وان

<font color="#ff8040">فيليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

397
00:23:38,709 --> 00:23:44,557
تا حدي نجات پيروزي ويتنام بود.

<font color="#ff8040">فيليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

398
00:23:44,673 --> 00:23:47,552
که از نظر اون چالش نهايي اون بود

399
00:23:50,179 --> 00:23:51,726
زمانيکه براي وان روشن شد

400
00:23:51,847 --> 00:23:54,691
که تاکتيکهايي که آمريکاييها به ارتش ويتنام جنوبي آموخته بودند

401
00:23:54,850 --> 00:23:57,899
شروع به ايجاد دشمنان بيشتري کرده بود  تا دوست

402
00:23:58,020 --> 00:24:02,617
او از روزنامه نگاران خواست تا اين عبارت را منتشر کنند

403
00:24:02,733 --> 00:24:06,579
او قادر بود تا در مورد آنچه درجريان بود به ما توضيح بدهد

404
00:24:06,695 --> 00:24:09,995
نکته مهم بيگانه کردن مردم نبود

405
00:24:10,115 --> 00:24:12,959
اينکه اگر يک تک تير انداز به شما از يک دهکده تيراندازي کرد

406
00:24:13,077 --> 00:24:15,375
شما تفنگدارانو براي کشتن تک تيرانداز ميفرستين

407
00:24:15,496 --> 00:24:17,777
شما اونجا رو با توپ گلوله باران نميکنين چون شما دارين زنان و

408
00:24:17,873 --> 00:24:20,126
و بچه ها رو ميکشين و خانه ها رو خراب ميکنين

409
00:24:20,250 --> 00:24:22,719
و شما دارين مردمو عليه خودتون ميکنين

410
00:24:25,005 --> 00:24:28,225
اغلب پوشش مطبوعات از ويتنام،  طبق سنت

<font color="#ffff00">طرح دهکده استراتژيک کليدي براي پيروزي ويتنام</font>

411
00:24:28,384 --> 00:24:31,012
جنگهاي پيشين،خوش بينانه بود.

<font color="#ffff00">طرح دهکده استراتژيک کليدي براي پيروزي ويتنام</font>

412
00:24:31,136 --> 00:24:35,892
اما تني چند از گزارشگران جوان از جمله نيل شيهان

413
00:24:36,058 --> 00:24:38,481
ديويد هالبرستام از نيويورک تايمز،

414
00:24:38,602 --> 00:24:41,105
و مالکوم براون از اسيوشيتدپرس

415
00:24:41,230 --> 00:24:44,985
که در ميدان با افسراني مثل وان وقت گذرانده بودند

416
00:24:45,109 --> 00:24:49,114
شروع به مشاهده آن از نواحي روستايي ويتنام کردند

417
00:24:49,238 --> 00:24:51,411
وقايع بسيار از چيزي که آنها از دفاتر مطبوعات

418
00:24:51,532 --> 00:24:55,287
در واشنگتن يا سايگون ميديدند،متفاوت بنظر ميرسيد.

419
00:24:55,411 --> 00:24:59,587
خوب اون خيلي مهم بود که ما نه تنها جنگ را ببريم

420
00:24:59,748 --> 00:25:02,467
بلکه ما بعنوان گزارشگر،حقيقتي  را

421
00:25:02,584 --> 00:25:05,428
گزارش دهيم که به پيروزي ما در جنگ کمک ميکرد

422
00:25:05,546 --> 00:25:08,550
ما در طلب اينکه حقيقت را گزارش کنيم بسيار مشتاق بوديم

423
00:25:08,674 --> 00:25:11,723
چون اون براي رفاه کشورمان

424
00:25:11,844 --> 00:25:13,141
و رفاه جهان خيلي مهم بود

425
00:25:15,305 --> 00:25:18,730
شيهان و همکارانش شروع به پرسيدن سوالات سخت

426
00:25:18,851 --> 00:25:23,778
درمورد اين کردند که چه چيزي پيشرفت را تشکيل ميدهد،پيروزي چطور به نظر ميرسيد

427
00:25:23,897 --> 00:25:26,150
و آيا مردم در نواحي روستايي،

428
00:25:26,275 --> 00:25:29,905
که هشتاد درصد جمعيت مردم ويتنام جنوبي در ان زندگي ميکردند

429
00:25:30,029 --> 00:25:34,785
هرگز ميتوانستند به حکومت در سايگون اعتماد کنند؟

430
00:25:34,908 --> 00:25:37,878
من يادم مياد در طي يکي از ديدارهاي رابرت مک نامارا

431
00:25:37,995 --> 00:25:40,965
به يکي ازين دهکده ها ميرفتم.

432
00:25:41,081 --> 00:25:42,600
ژنرال ويتنامي که فرمانده آن منطقه بود

433
00:25:42,624 --> 00:25:44,185
داشت به مک نامارا ميگفت که اين (دهکده)چه چيز فوق العاده اي بود.

434
00:25:44,209 --> 00:25:46,678
و عده اي ازين کشاورزان داشتن يک کانال

435
00:25:46,795 --> 00:25:50,425
در اطراف اين دهکده ميکندن

436
00:25:50,549 --> 00:25:53,849
و من به صورتهاشون نگاه کردم و اونا خيلي عصباني بودن

437
00:25:55,637 --> 00:25:57,184
منظورم اينه که براي من خيلي واضح بود که

438
00:25:57,306 --> 00:26:00,059
اگه اين مردم ميتونستن،گلوهامونو پاره ميکردن

439
00:26:04,480 --> 00:26:08,405
کشاورزان ازينکه مجبور به ترک خانه هاشان شوند و به دهکده هاي

440
00:26:08,525 --> 00:26:10,948
استراتژيک برده شوند،عصباني بودند

441
00:26:11,070 --> 00:26:15,041
مقامات فاسد همه سرمايه ها را ضايع کرده بودند

442
00:26:15,157 --> 00:26:17,535
و روستاييان رژيم زيم را

443
00:26:17,659 --> 00:26:21,505
براي شکست در حفاظت از آنها در مقابل حملات چريکي شماتت ميکردند

444
00:26:21,663 --> 00:26:26,794
همچنانکه خشم مردم بيشتر ميشد،صفوف سربازان ويت کنگ هم زياد ميشد

445
00:26:26,919 --> 00:26:31,174
روشن شد که ويت کنگ داشتن افراديو

446
00:26:31,340 --> 00:26:34,719
درست ازون دهکده هاي  باصطلاح استرتژيک استخدام ميکردن

447
00:26:34,843 --> 00:26:36,845
و بعدا کل برنامه فرو پاشيد

448
00:26:38,039 --> 00:26:39,039
سايگون اونو

449
00:26:39,807 --> 00:26:43,540
خالي کردن آب براي ماهيگيري ناميد

450
00:26:45,163 --> 00:26:48,963
اونا فکر ميکردن نيروهاي انقلابي

<font color="#ff8040">وين ناک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

451
00:26:49,071 --> 00:26:52,604
ماهي و مردم آب بودند
<font color="#ff8040"> وين ناک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

452
00:26:54,021 --> 00:26:56,887
و اگه اونا آب رو خالي کنن،ميتونن ماهي بگيرن

453
00:26:58,637 --> 00:27:00,304
ولي اونا نتونستن موفق بشن

454
00:27:00,744 --> 00:27:04,544
پدر وين ناک کارمند پست جنوب دانانگ بود

455
00:27:04,665 --> 00:27:09,136
برادر و خواهرانش در مدارس ويتنام جنوبي آموزش ديدند

456
00:27:09,253 --> 00:27:12,883
ولي او به انقلاب پيوست و بعنوان يک افسر سياسي

457
00:27:13,048 --> 00:27:16,894
اشعار،آوازها و شعارهايي براي الهام بخشي به مردم

458
00:27:17,010 --> 00:27:21,481
در روستاها براي پشتيباني از ويت کنگ نوشت

459
00:27:21,598 --> 00:27:26,104
نيروهاي کادري ويت کنگ وارد ميشدن و با اونا گفتگو ميکردن

460
00:27:26,228 --> 00:27:29,984
و پيامشون معمولا

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

461
00:27:31,108 --> 00:27:33,577
بمعني "غم وغصتون رو تبديل به عمل کنيد" بود

462
00:27:33,735 --> 00:27:36,079
کاري در موردش انجام بدين

463
00:27:36,238 --> 00:27:38,115
به ما ملحق شوبد

464
00:27:38,240 --> 00:27:39,583
ما بهمراه هم خواهيم جنگيد

465
00:27:39,741 --> 00:27:44,212
ما اين کشور را از اين دولت ظالم فاسد نجات خواهيم داد

466
00:27:44,329 --> 00:27:46,206
ما اجانب رو بيرون خواهيم ريخت

467
00:27:46,331 --> 00:27:48,004
ما کشورو دوباره يکپارچه ميکنيم

468
00:27:48,125 --> 00:27:51,174
ما اين رژيم عالي را خواهيم اورد

469
00:27:51,295 --> 00:27:52,797
که از شما مراقبت خواهد کرد

470
00:27:52,921 --> 00:27:54,719
و عدالت اقتصادي و اجتماعي بارمغان مياره

471
00:27:56,842 --> 00:27:59,937
ويت کنگ حکوتهاي محلي رقيب را اداره ميکردند

472
00:28:00,053 --> 00:28:03,774
و با موديان مالياتي و معلمان مدرسه

473
00:28:03,891 --> 00:28:08,271
جاسوسها و تبليغاتچيها و روساي ايالت خودشان،تکميل بودند .

474
00:28:10,898 --> 00:28:13,071
براي بدتر کردن وضعيت

475
00:28:13,192 --> 00:28:16,947
نيروهاي ارتش ويتنام جنوبي و مشاوران آمريکايي حالا خودشانرا

476
00:28:17,070 --> 00:28:19,949
در مواجهه با تهديد جديدي يافتند:

477
00:28:20,073 --> 00:28:23,202
گردانهاي خوب تسليح شده سربازان ويت کنگ

478
00:28:23,327 --> 00:28:26,456
همچنين چريکهاي محلي.

479
00:28:26,622 --> 00:28:28,795
ما اونا رو مسلح کرديم

480
00:28:28,916 --> 00:28:32,216
شما ميتونستين مسلح شدن ويت کنگ را بشنوين

481
00:28:32,336 --> 00:28:35,761
اونا در اوايل 1962 در هر گردان يک تيربار داشتن

482
00:28:37,049 --> 00:28:38,471
اون يک تيراندازي انفرادي بود

483
00:28:38,634 --> 00:28:42,480
بعد همچنانکه اونا سلاحهاي آمريکايي بيشتر و بيشتري به غنيمت گرفتن

484
00:28:42,638 --> 00:28:44,390
زماني که شما با اونا درگير ميشدين

485
00:28:44,514 --> 00:28:46,733
اونا يک آتش باري سنگين سلاحهاي اتوماتيک

486
00:28:46,850 --> 00:28:48,272
و نيمه اتوماتيک ايجاد ميکردن

487
00:28:55,067 --> 00:28:58,162
مک ناماراي وزير تصميم گرفت که نوعي از

488
00:28:58,278 --> 00:29:00,997
نمودار براي تعيين اينکه ما

489
00:29:01,156 --> 00:29:03,955
درحال پيروزي يا شکست هستيم ،ترسيم کند.

490
00:29:04,076 --> 00:29:06,670
و اون چيزهايي رو مثل

491
00:29:06,787 --> 00:29:09,506
تعداد سلاحهاي کشف شده

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي</font>

492
00:29:09,665 --> 00:29:11,884
تعداد ويت کنگهاي کشته شده در نمودار ميگذاشت

493
00:29:12,000 --> 00:29:14,344
خيلي آماري بود

494
00:29:16,922 --> 00:29:19,300
و اون از ادوارد لنسديل  که بعدا

495
00:29:19,424 --> 00:29:23,145
در پنتاگون  رئيس عملياتهاي مخصوص شد خواست

496
00:29:23,262 --> 00:29:25,230
تا بيايد و به اين نگاه کند

497
00:29:25,347 --> 00:29:29,477
و بعد لنسديل اين کارو کرد و گفت:يک چيزي کمه

498
00:29:29,601 --> 00:29:32,775
و مک نامارا گفت:اون چيه؟

499
00:29:32,896 --> 00:29:36,400
و لنسديل گفت:احساسات مردم ويتنام

500
00:29:36,525 --> 00:29:40,371
تو نميتوني اينو به آمار تنزل بدي

501
00:29:40,487 --> 00:29:45,038
رابرت مک نامارا وعده داده بود تا ارتش آمريکا را

502
00:29:45,158 --> 00:29:46,501
"مقرون بصرفه "کند

503
00:29:46,618 --> 00:29:50,293
او خواستار اين شد که همه چيز کمي شود

504
00:29:50,414 --> 00:29:54,214
ژنرال پل دي. هارکينز در سايگون

505
00:29:54,334 --> 00:29:57,588
رئيس فرماندهي کمک نظامي،ويتنام

506
00:29:57,713 --> 00:30:00,933
معروف به مک وي،از روي وظيفه اطاعت کرد

507
00:30:01,049 --> 00:30:05,646
او و ستادش کوههايي از داده هاي روزانه؛هفتگي

508
00:30:05,762 --> 00:30:07,890
ماهانه و سه ماه يکبار بر مبناي بيش از

509
00:30:08,056 --> 00:30:11,026
يکصد شاخص جداگانه ايجاد کردند

510
00:30:11,143 --> 00:30:15,569
داده هايي بيش از آنکه بتوان حتي آنرا بطور مناسبي تجزيه و تحليل کرد

511
00:30:15,594 --> 00:30:19,043
<font color="#ffff00">دهکده استراتژيک تحت حمايت آمريکا مورد حمله ويت کتگ قرار گرفت و ويران شد</font>

512
00:30:19,067 --> 00:30:21,820
ژنرال هارکينز سود کمي براي گزارشگران شکاکي

513
00:30:21,945 --> 00:30:23,447
مثل نيل شيهان داشت

514
00:30:23,572 --> 00:30:26,041
اخبار بد بايد دفن ميشد

<font color="#ffff00">دهکده استراتژيک تحت حمايت آمريکا مورد حمله ويت کتگ قرار گرفت و ويران شد</font>

515
00:30:26,158 --> 00:30:30,254
هارکينز هشدار بعد از گزارشهاي عمليات

516
00:30:30,412 --> 00:30:33,916
جان پل وان و ساير افسراني که از ميدان نبرد

517
00:30:34,082 --> 00:30:36,005
فرستاده ميشد را ناديده ميگرفت

518
00:30:36,126 --> 00:30:39,096
من قرار بود رئيس ميز ويتنام

519
00:30:39,212 --> 00:30:41,135
در سرفرماندهي سيا بشم

520
00:30:41,256 --> 00:30:44,556
و اولين شخص مهمي که ملاقات کردم

521
00:30:44,676 --> 00:30:46,849
ژنرال هارکينز بود

522
00:30:46,970 --> 00:30:49,393
و اون با گفتن اين جمله آغاز کرد: آقاي گرگ

<font color="#ff8040"> دونالد گرگ،از سازمان سيا</font>

523
00:30:49,514 --> 00:30:52,267
من به انچه که شما از هرکس ديگري ميشنويد اهميتي نميدهم

<font color="#ff8040"> دونالد گرگ،از سازمان سيا</font>

524
00:30:52,392 --> 00:30:54,746
من ميتونم بدون شک به شما بگم ما قراره ازينجا با يک

525
00:30:54,770 --> 00:30:56,568
پيروزي نظامي در عرض 6 ماه خارج بشيم

526
00:30:58,106 --> 00:30:59,986
12 ميليون دهقان کشور

527
00:31:00,108 --> 00:31:02,657
بندرت ميتوانند بخاطر بياورند که صلح شبيه چيست

528
00:31:02,778 --> 00:31:04,621
آنها بين چريکهاي درنده

529
00:31:04,738 --> 00:31:07,207
و به همان ميزان تقاضاهاي طاقت فرساي سربازان گرفتار شده اند.

530
00:31:07,324 --> 00:31:09,622
زندگي آنان در يک وضعيت دائما نامطمئن

531
00:31:09,743 --> 00:31:12,292
زمانيکه نيروهاي دولتي براي گرفتن

532
00:31:12,454 --> 00:31:13,797
نيروهاي شورشي سياه پوش

533
00:31:13,914 --> 00:31:16,133
موسوم به ويت کنگ ميايند همراه با کشمکشهاي

534
00:31:16,249 --> 00:31:17,546
خشونت آميز مکرر ميگذرد

535
00:31:23,616 --> 00:31:25,816
سراسر ويتنام جنوبي ميدان نبرد بود

536
00:31:28,139 --> 00:31:29,606
اگه آمريکائيها خواستار

537
00:31:31,028 --> 00:31:34,362
اين بودند که يک دموکراسي در آن ويرانه ها ساخته بشه

<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

538
00:31:35,654 --> 00:31:37,187
اون غير واقع بينانه بود

539
00:31:38,710 --> 00:31:41,110
ويتنام جنوبي آشکارا دموکراتيک تر بود

540
00:31:43,204 --> 00:31:44,737
ولي در چنين منازعه خشني

541
00:31:47,784 --> 00:31:50,784
طرفي که سربازانش  شک و ترديد هاي کمتري داشتند

542
00:31:52,864 --> 00:31:55,264
و سوالات کمتري ميپرسيدن،برنده ميشد.

543
00:32:03,991 --> 00:32:04,991
هوشي مين

544
00:32:05,601 --> 00:32:09,034
در کار ميان مردم خيلي خوب بود

545
00:32:12,592 --> 00:32:17,392
اون ميدونست ويتناميها به افراد مسن احترام ميذارن

<font color="#ff8040">وين ناک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

546
00:32:19,394 --> 00:32:22,061
بنابراين اون ريش گذاشت تا مسنتر بنظر برسه

<font color="#ff8040">وين ناک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

547
00:32:22,107 --> 00:32:23,440
يک ريش بلند مثل اين.

548
00:32:25,840 --> 00:32:28,440
او به خودش بعنوان عموي همه اشاره ميکرد.

549
00:32:30,246 --> 00:32:33,846
و او هدفمندانه يک تصوير بسيار فروتنانه از خودش خلق کرد

550
00:32:35,491 --> 00:32:38,091
اون هميشه از زبان عاميانه استفاده ميکرد

551
00:32:40,084 --> 00:32:42,484
اون در ارتباط برقرار کردن با مردم خيلي زيرک بود

552
00:32:49,676 --> 00:32:52,350
هوشي مين از مردم خواست تا از سرزمين پدري دفاع کنن

553
00:32:54,419 --> 00:32:57,686
او بما گفت:

<font color="#ff8040">کائو زوان دات،از ازتش ويتنام شمالي</font>

554
00:32:58,743 --> 00:33:01,143
"جنگ ممکن است 10 سال

<font color="#ff8040">کائو زوان دات،از ازتش ويتنام شمالي</font>

555
00:33:01,228 --> 00:33:02,228
20 سال بطول انجامد.

556
00:33:02,654 --> 00:33:03,787
يا حتي طولانيتر.

557
00:33:04,160 --> 00:33:06,293
ولي مردم ويتنام مرعوب نخواهند شد

558
00:33:08,275 --> 00:33:11,142
هيچ چيزي ارزشمندتر از استقلال و آزادي نيست"

559
00:33:15,619 --> 00:33:19,840
ما در طرف خودمان بهمان اندازه متعهد نبوديم

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

560
00:33:19,998 --> 00:33:21,796
و ما

561
00:33:21,917 --> 00:33:25,137
رهبرانمون فاسد و بي صلاحيت بودن

562
00:33:25,253 --> 00:33:30,180
و انقدر وضعيت وخيم بود که ما هميشه اين ترس رو داشتيم

563
00:33:30,342 --> 00:33:35,849
اين شک رو که در پايان کمونيستها طرف پيروز خواهند شد.

564
00:33:36,014 --> 00:33:39,439
زمانيکه جان کندي آنچيزي را که

565
00:33:39,559 --> 00:33:41,561
فکر ميکرد بهترين و هوشمندانه ترين کارهاست انجام داد

566
00:33:41,686 --> 00:33:47,910
20 سال پيش ازون در يک غار در بخش شمالي ويتنام

567
00:33:48,026 --> 00:33:50,620
هوشي مين همچنين بهترين و

568
00:33:50,737 --> 00:33:52,114
هوشمندانه ترين کارهايش را انجام ميداد

569
00:33:52,239 --> 00:33:55,288
و اين افراد براي مدت زماني مشغول آن بودند

570
00:33:55,408 --> 00:33:58,912
و زماني که ما پيدامون شد،اونا در تحکيم پيروزيشون

571
00:33:59,037 --> 00:34:04,840
در اين درگيري اجتناب ناپذير بين ديدگاه هوشي مين

572
00:34:04,960 --> 00:34:09,466
و جان اف کندي،بسيار جلوتر بودند.

573
00:34:09,589 --> 00:34:14,561
هرچه بيشتر شما در مورد استراتژي آمريکايي فکر ميکنيد

<font color="#ff8040">تام والي،از تفنگداران دريايي</font>

574
00:34:14,719 --> 00:34:18,269
بيشتر متوجه ميشيد که

575
00:34:18,390 --> 00:34:21,143
اون قرار نبود که بطور خاص بخوبي جواب بده.

576
00:34:36,074 --> 00:34:41,752
من در اوج بازيم بودم زمانيکه در نبرد بودم.

577
00:34:46,793 --> 00:34:49,842
شما اين نعمتو نداشتين تا ترس خودتونو نشون بدين

578
00:34:49,963 --> 00:34:51,886
چونکه زندگي ساير افراد به اين بستگي داره تا

579
00:34:52,048 --> 00:34:53,300
شما خونسرديتونو حفظ کنين.

580
00:35:02,058 --> 00:35:05,028
ميدونين وقتي چيزي غلط پيش ميره

581
00:35:05,145 --> 00:35:06,397
اونا اونرو بيحسي عاطفي مينامند

582
00:35:06,563 --> 00:35:08,782
اون در زندگي غيرنظامي خيلي خوب نيست

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

583
00:35:08,898 --> 00:35:11,071
ولي در نبرد خيلي مفيده

584
00:35:22,746 --> 00:35:25,340
براي قادر بودن به اينکه چه کارهايي بايد انجام داد

585
00:35:25,457 --> 00:35:30,588
و ادامه دادن به اون کار،بايد کاملا خونسرد بود.

586
00:35:36,509 --> 00:35:39,433
از نظر من تشخيص اينکه من داشتم

587
00:35:39,554 --> 00:35:41,181
بهترين کارهامو  در چيزي بوحشتناکي جنگ

588
00:35:41,306 --> 00:35:43,934
انجام ميدادم،يکذره آزار دهندس .

589
00:35:53,443 --> 00:35:55,946
رئيس جمهور کندي اعتبارش را در آسيا براي

590
00:35:56,071 --> 00:35:58,915
نجات ويتنام جنوبي از کمونيسم،بخطر انداخته است.

591
00:35:59,032 --> 00:36:01,330
همچنانکه ارتش بسمت روستاي

592
00:36:01,451 --> 00:36:03,249
مشکوک به پناه دادن ويت کنگ،مشغول پاکسازي است

593
00:36:03,411 --> 00:36:06,460
نميتوان گفت که با مقاومت مواجه خواهد شد يا نه.

594
00:36:12,712 --> 00:36:14,840
سربازان همه مردان جوان را که بتوانند پيدا کنند را در يکجا جمع ميکنند

595
00:36:14,964 --> 00:36:18,013
زيرا آنها نميتوانند تنها با نگاه کردن بگويند چه کسي کمونيست است.

596
00:36:20,553 --> 00:36:23,181
به سمت کسانيکه سعي کنند از آن فرار کنند

597
00:36:23,306 --> 00:36:25,229
با فرض اينکه آنها سعي داشتند چيزي را مخفي کنند،تيراندازي ميشود.

598
00:36:30,568 --> 00:36:35,434
شما ميبينيد آمريکاييهايي را که براي جتگيدن در اين نبرد وارد ويتنام ميشوند

599
00:36:35,890 --> 00:36:39,156
به هرکس در شهر بعنوان افراد دوست

600
00:36:40,816 --> 00:36:41,816
نگاه ميکنن.

601
00:36:44,318 --> 00:36:45,784
ولي اونا به مردم روستا

<font color="#ff8040">تران ناک چائو،فرماندار ايالت</font>

602
00:36:48,554 --> 00:36:50,654
بعنوان ويت کنگ نگاه ميکنن

<font color="#ff8040">تران ناک چائو،فرماندار ايالت</font>

603
00:36:50,920 --> 00:36:52,920
چونکه ويت کنگ يونيفرمي نميپوشن

604
00:36:55,438 --> 00:36:57,371
اونا چطور ميتونستن پيروز بشن؟

605
00:36:57,825 --> 00:36:59,825
اگه اونا يک دشمن واقعيو ميکشتن

606
00:37:02,002 --> 00:37:04,736
اونا ممکن بود تنها يک جايگزين نصيبشون بشه

607
00:37:05,699 --> 00:37:09,432
اگه اونا آدم اشتباهيو ميکشتن،اونا ده تا دشمن بدست ميوردن

608
00:37:10,758 --> 00:37:12,825
و اغلب اونا آدم اشتباهيو ميکشتن

609
00:37:16,943 --> 00:37:21,790
هر کدام از  44 ايالت ويتنام جنوبي فرماندار خودش را داشت.

610
00:37:21,948 --> 00:37:24,701
برخي بسادگي گماشتگان سياسي بودند

611
00:37:24,826 --> 00:37:27,579
متفقين فاسد رئيس جمهور زيم.

612
00:37:27,704 --> 00:37:33,302
تران ناگ چائو،فرماندار ايالت کين هوا،متفاوت بود

613
00:37:33,460 --> 00:37:38,261
پسر يک قاضي ممتاز از شهر امپراتوري قديمي وي

614
00:37:38,381 --> 00:37:41,305
او و دو برادرش عليه فرانسه همراه ويت مين

615
00:37:41,468 --> 00:37:42,811
جنگيده بودند

616
00:37:42,969 --> 00:37:46,974
ولي او از پيوستن به حزب کمونيست امتناع کرده بود

617
00:37:47,140 --> 00:37:50,019
او تعهدشان را ميستود ولي اين روششان

618
00:37:50,143 --> 00:37:53,272
در مجازات کساني که جرات کرده بودند با انها متمايز باشند را دوست نداشت.

619
00:37:53,396 --> 00:37:56,320
او بجايش ويت مين را ترک کرد

620
00:37:56,483 --> 00:37:59,578
در ارتشي که عليه آنان ميجنگيد سرگرد شد

621
00:37:59,694 --> 00:38:03,494
و نهايتا چنان زيم را با اطلاعات  محرمانه از

622
00:38:03,615 --> 00:38:07,415
تاکتيکهاي کمونيستي تحت تاثير قرار داد که به سرهنگي ارتقا يافت

623
00:38:07,535 --> 00:38:13,338
و فرماندار کين هوا،يک دژ ويت کنگ شد

624
00:38:13,500 --> 00:38:17,175
او کاملا فساد ناپذير بود

625
00:38:17,295 --> 00:38:22,222
و مردم داشتن واقعا ميفهميدن که اينجا يک نفر هست

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از اداره دولتي کمک به کهنه سربازان آمريکا</font>

626
00:38:22,342 --> 00:38:25,346
که حتي با وجود اينکه اين يک نظام منتخب نيست

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از اداره دولتي کمک به کهنه سربازان آمريکا</font>

627
00:38:25,470 --> 00:38:28,269
که هرگز...با اينوجود واقعا نماينده ماست.

628
00:38:30,016 --> 00:38:31,896
چائو دوست داشت بگويد بمن بودجه اي

629
00:38:32,018 --> 00:38:36,194
معادل قيمت يک هليکوپتر آمريکايي بدهيد،

630
00:38:36,314 --> 00:38:38,908
و من بشما يک ايالت آرام شده تحويل خواهم داد

631
00:38:39,025 --> 00:38:43,075
من باندازه همان پول، استاندارد زندگي کشاورزان برنجکار

632
00:38:43,196 --> 00:38:44,743
را ارتقا خواهم داد

633
00:38:44,864 --> 00:38:46,584
و ميتوان به مقامات دولتي  باندازه کافي حقوق داد

634
00:38:46,699 --> 00:38:51,375
که فکر نکنند لازم به دزدي است

635
00:38:51,538 --> 00:38:53,961
بجاي شکار ويت کنگ

636
00:38:54,082 --> 00:38:56,710
او بدنبال متقاعد کردن آنها بود

637
00:38:58,383 --> 00:39:01,383
و من نميخوام بکشم،من ميخوام اونا رو تغيير بدم

638
00:39:03,095 --> 00:39:06,628
زمانيکه من جاي يک خانواده واقعي ويت کنگ رو پيدا ميکنم

639
00:39:08,200 --> 00:39:10,600
من سعي ميکنم بر اون خانواده غلبه کنم

640
00:39:10,982 --> 00:39:15,315
و از طريق اونا بر فردي که اون خانواده رو ترک کرده،غلبه پيدا ميکنم

641
00:39:16,465 --> 00:39:18,665
و تنها بعد ازينکه شما شکست خورديد.

642
00:39:22,310 --> 00:39:24,843
بعدازينکه شما در اون مراحل شکست خورديد

643
00:39:25,045 --> 00:39:26,379
بعدا شما اونو ميکشيد

644
00:39:27,299 --> 00:39:29,699
و بعدازينکه من اين برنامه رو ترک کنم

645
00:39:32,322 --> 00:39:34,255
نه تنها سيا ،همچنين ويتناميها

646
00:39:36,228 --> 00:39:38,761
بيشتر علاقمند به بخش آخر اون(کشتن)هستن

647
00:39:41,241 --> 00:39:42,241
اون مشکل واقعيه

648
00:39:52,098 --> 00:39:55,693
آمريکائيها،در داخل کشور،توجه کمي به آنچه که

649
00:39:55,810 --> 00:39:57,983
در ويتنام اتفاق مي افتاد،نشان ميدادند.

650
00:39:58,104 --> 00:40:00,823
آنها در حال تماشاي (سريال کمدي)آدم جنگليهاي بورلي

651
00:40:00,940 --> 00:40:03,034
و (سريال وسترن)دود اسلحه در تلويزيون بودند

652
00:40:03,151 --> 00:40:06,075
علاقمند باين بودند که تيم بيس بال يانکيها

653
00:40:06,195 --> 00:40:07,572
جام قهرماني آمريکا را بارديگر ميبرد

654
00:40:07,697 --> 00:40:11,793
و به مرگ اخير مرلين مونرو(هنرپيشه آمريکايي).

<font color="#ffff00"> مرلين مونرو مرده پيدا شد،مصرف بيش از حد قرص خواب مقصر است.</font>

655
00:40:15,079 --> 00:40:17,457
ولي گروهي از آمريکاييها

656
00:40:17,582 --> 00:40:20,802
نسبت به سرعت آرام تغييرات اجتماعي ناشکيبا شده بودند

<font color="#ffff00">نوشته تابلو:جدايي نژادي،تبعيض است.</font>

657
00:40:20,960 --> 00:40:22,553
به ما در دهه 50 گفته شده

658
00:40:22,670 --> 00:40:25,344
که ما در بهترين کشور جهان زندگي ميکنيم.

659
00:40:25,465 --> 00:40:28,844
در اواسط ،ميدوني،تلاش در فهم

660
00:40:28,968 --> 00:40:31,221
معني شهروند بودن اين بهترين کشور

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از ايالت ايلينويز</font>

661
00:40:31,346 --> 00:40:33,644
جهان،ناگهان جنبش

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از ايالت ايلينويز</font>

662
00:40:33,806 --> 00:40:35,558
حقوق شهروندي در وجدانمان

663
00:40:35,683 --> 00:40:37,606
منفجر شد.

664
00:40:37,727 --> 00:40:43,825
<i><font color="#ffff00"># زماني که شب رسيده است#</font></i>

665
00:40:43,983 --> 00:40:45,826
ما فکر نميکرديم هيچ قدرتي داشته باشيم

666
00:40:45,985 --> 00:40:49,080
ما فکر نميکرديم بتوانيم نقشي در تاريخ داشته باشيم

667
00:40:49,197 --> 00:40:51,791
که ما بتوانيم بر امور تاثير گذار باشيم

668
00:40:54,035 --> 00:40:57,084
<i><font color="#ffff00">#نه،من نخواهم ترسيد#</font></i>

669
00:40:57,205 --> 00:40:59,003
<i><font color="#ffff00"># اوه،نخواهم ترسيد #</font></i>

670
00:40:59,165 --> 00:41:00,792
و ناگهان، ميدوني

671
00:41:00,917 --> 00:41:02,840
اين دانش اموزان سياهپوست درجنوب

672
00:41:02,961 --> 00:41:04,508
داشتن دقيقا همون کارو ميکردن

673
00:41:04,671 --> 00:41:07,675
و اون ما رو بشدت تکون داد

674
00:41:07,840 --> 00:41:13,438
<i><font color="#ffff00">#خوب عزيزم،عزيزم کنارم بايست #</font></i>

675
00:41:13,554 --> 00:41:17,809
<i><font color="#ffff00"># اوه کنارم بايست#</font></i>

676
00:41:17,934 --> 00:41:23,065
<i><font color="#ffff00">#اوه بايست،کنارم بايست#</font></i>

677
00:41:23,189 --> 00:41:25,942
<i><font color="#ffff00">#کنارم بايست #</font></i>

678
00:41:26,067 --> 00:41:28,695
<i><font color="#ffff00"># اگه آسموني که ما بهش نگاه ميکنيم..#</font></i>

679
00:41:28,861 --> 00:41:32,206
ساير آمريکاييان در مورد تکثير

680
00:41:32,365 --> 00:41:35,539
تسليحات هسته اي در جهان نگران بودند

681
00:41:35,702 --> 00:41:39,582
شايد کار خوبي باشه که خروشچوف و کندي رو

682
00:41:39,706 --> 00:41:43,506
در يک جزيره بگذاريم و اجازه نديم هيچ کدوم تا زمانيکه

683
00:41:43,626 --> 00:41:45,924
به توافق برسن ازونجا خارج بشن

684
00:41:46,045 --> 00:41:48,389
<i><font color="#ffff00">#کنارم بايست#</font></i>

685
00:41:48,548 --> 00:41:53,349
<i><font color="#ffff00">#و عزيزم،عزيزم کنارم بايست #</font></i>

<font color="#ffff00">تابلو:نه به هيروشيماي ديگر</font>

686
00:42:00,303 --> 00:42:02,403
سايگون

687
00:42:08,693 --> 00:42:11,822
و اگه شما در زمانيکه زيم سخنراني ميکرد،در کافه اي ميبوديد

688
00:42:11,946 --> 00:42:13,706
يکي بلند ميشد و راديو رو خاموش ميکرد

689
00:42:13,823 --> 00:42:15,496
اين اتفاق در مورد راديو رخ ميداد

690
00:42:15,616 --> 00:42:17,914
يکي بلند ميشد و اونا راديو رو خاموش ميکردن

691
00:42:18,036 --> 00:42:22,166
منظورم اينه که اون با مردم خودش رابطه اي نداشت

692
00:42:25,168 --> 00:42:30,049
زيم بسادگي با اونچه دموکراسي بود مخالفت داشت

693
00:42:30,173 --> 00:42:33,928
ويتنام جنوبي در رقابت عليه شمال

<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سايگون</font>

694
00:42:34,052 --> 00:42:39,104
بايد يک فرصت طلايي براي داشتن

<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سايگون</font>

695
00:42:39,223 --> 00:42:44,605
براي داشتن جامعه اي باز با مطبوعات آزاد

696
00:42:44,729 --> 00:42:46,697
ابراز عقايد آزاد ميداشت.

697
00:42:46,814 --> 00:42:49,533
اما شانس زيادي

698
00:42:49,650 --> 00:42:54,030
با وجود دو نظاميکه از لحاظ ساختار ديکتاتوري

699
00:42:54,155 --> 00:42:55,452
و سرکوبگر هستند،

700
00:42:55,573 --> 00:43:01,797
يکي تحت حاکميت حزب کمونيست و يکي تحت حکومت يک خاندان وجود نداشت

701
00:43:02,563 --> 00:43:04,797
من اونو ميبينم.ميشناسمش

702
00:43:05,980 --> 00:43:08,114
او دولت رو رهبري نميکرد

703
00:43:10,240 --> 00:43:13,056
شخصي که کنترل حکومت رو در دست داشت،برادرشه

704
00:43:15,219 --> 00:43:16,219
برادرش نو.

705
00:43:18,763 --> 00:43:22,313
برادر زيم،نو دين نو،معمار برنامه

706
00:43:22,475 --> 00:43:24,819
دهکده استرتژيک شده بود

707
00:43:24,977 --> 00:43:29,073
حزب سياسي شخصي که تکنيکها و بيرحميهاي

708
00:43:29,190 --> 00:43:31,659
کمونيستها را بازتاب ميداد،اداره ميکرد

709
00:43:31,776 --> 00:43:35,906
و بر گروهي از يگانهاي امنيتي داخلي

710
00:43:36,030 --> 00:43:40,160
که از دشمنان رژيم، جاسوسي و دستگيرشان ميکرد،نظارت داشت

711
00:43:42,036 --> 00:43:44,130
برخي گزارشگران که خيلي زياد آنچه را

712
00:43:44,247 --> 00:43:46,670
که زيم و نو انجام ميدادند را کشف کرده بودند

713
00:43:46,833 --> 00:43:48,961
به آنان دستور داده ميشد که از کشور خارج شوند.

714
00:43:50,169 --> 00:43:52,513
زمانيکه يک روزنامه نگار آمريکايي اعتراض کرد

715
00:43:52,672 --> 00:43:56,677
همسر تند زبان نو به او گفت ويتنام هيچ سودي از

716
00:43:56,843 --> 00:43:59,437
آزاديهاي ديوانه وار شما نميبرد

717
00:44:00,847 --> 00:44:02,690
در همين اثنا  در نواحي روستايي

718
00:44:02,849 --> 00:44:06,979
جان پل وان و ساير مشاوران بتدريج متوجه ميشدند که

719
00:44:07,103 --> 00:44:10,824
فساد درون رژيم زيم بسمت رده هاي پايين

720
00:44:10,940 --> 00:44:12,863
در ميان فرماندهان ميدان نبرد نفوذ کرده است

721
00:44:12,984 --> 00:44:17,865
سربازان که زماني تمايل داشتند با دشمن درگير شوند

722
00:44:18,030 --> 00:44:22,035
حالا به طرز عجيبي بي ميل شده بودند

723
00:44:22,160 --> 00:44:26,961
خدايا، بمن دفعات بسياري گفته شد

<font color="#ff8040">جيمز اسکانلون ،مشاور ارتش </font>

724
00:44:27,081 --> 00:44:28,958
اسکانلون،ميدوني

725
00:44:30,293 --> 00:44:35,470
رفتن باونجا،ميدوني،خيلي خطرناکه

726
00:44:35,590 --> 00:44:38,309
جان وان همراه اونا شب باونجا ميرفت

727
00:44:38,426 --> 00:44:42,522
و متوجه شد زمانيکه مشخص شد  ويت کنگ داشتن وارد محل کمين ميشدن

728
00:44:42,638 --> 00:44:46,017
يکي هميشه سرفه ميکنه

729
00:44:46,142 --> 00:44:48,520
يا صداي خفيف ديگه اي از خودش در مياره

730
00:44:48,644 --> 00:44:50,362
اونا نميخواستن وارد جنگ بشن

731
00:44:50,479 --> 00:44:53,653
افسران ويتنام جنوبي بيشتر برحسب وفاداريشان

732
00:44:53,774 --> 00:44:57,244
به رئيس جمهور زيم  انتخاب ميشدند تا مهارت رزميشان

733
00:44:57,403 --> 00:45:01,249
و افرادشان آنرا ميدانستند.

734
00:45:02,575 --> 00:45:03,918
اون کاري که ميبايست ميکرديم

735
00:45:04,035 --> 00:45:08,586
بايد به ويتناميها فشار ميورديم
منظورم اينه که اونا رو حقيقتا تحت فشار ميگذاشتيم

736
00:45:08,706 --> 00:45:10,754
از پس کارهاشون بر بيان

737
00:45:10,917 --> 00:45:12,919
و اگه از پس کارشون برنميومدن بهشون ميگفتيم

738
00:45:13,044 --> 00:45:15,342
ما ازونجا خارج ميشيم

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

739
00:45:15,463 --> 00:45:18,262
چون ما بر روي اسب بازنده شرط نميبنديم.
<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

740
00:45:18,382 --> 00:45:20,760
اين يک اسب بازندس

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

741
00:45:20,885 --> 00:45:23,104
شما در حال پيروزي در مقابل اين شورش نيستيد

742
00:45:23,262 --> 00:45:25,936
ما بعنوان آمريکاييها بايد اين ميل مردم

743
00:45:26,098 --> 00:45:29,568
ويتنام به داشتن کشوري از خودشان را درک ميکرديم

744
00:45:29,685 --> 00:45:32,655
منظورم اينه که ما همون کار رو با بريتانياييها کرديم(در جريان استقلال آمريکا)

745
00:45:38,319 --> 00:45:43,120
در اکتبر 1962(مهرماه)،ايالات متحده و اتحاد شوروي

<font color="#ffff00">روزنامه:آمريکا و روسيه درشرف رويارويي نهايي</font>

746
00:45:43,282 --> 00:45:46,081
بيش از هر زماني به انهدام قطعي دوجانبه

<font color="#ffff00">روزنامه:رئيس جمهور اعلام محاصره کرد</font>

747
00:45:46,202 --> 00:45:48,830
نزديک شدند.

748
00:45:48,955 --> 00:45:51,959
عصر بخير هموطنانم

749
00:45:52,083 --> 00:45:56,008
اين دولت همانطور که وعده داده بود نزديکترين

750
00:45:56,128 --> 00:45:59,974
نظارت بر ساخت تاسيسات نظامي شوروي

751
00:46:00,091 --> 00:46:01,809
در جزيره کوبا را حفظ کرد.

752
00:46:02,843 --> 00:46:04,845
طي هفته گذشته

753
00:46:04,971 --> 00:46:08,271
شواهد خطاناپذير اين حقيقت را اثبات کرده است

754
00:46:08,391 --> 00:46:11,770
که يکسري  از سايتهاي موشکي تهاجمي

755
00:46:11,894 --> 00:46:16,821
درحال آماده سازي در جزيره محاصره شده(کوبا)هستند.

756
00:46:16,983 --> 00:46:20,157
شوروي بطور مخفيانه موشکهاي هسته اي را در

757
00:46:20,278 --> 00:46:23,282
150 کيلومتري ايالات متحده قرار داده بود.

758
00:46:23,406 --> 00:46:28,287
روساي ستاد مشترک به رئيس جمهور کندي اصرار کردند تا کوبا را بمباران کند.

759
00:46:28,411 --> 00:46:32,507
او مقاومت کرد و بجايش دستور محاصره دريايي

760
00:46:32,665 --> 00:46:37,011
براي متوقف کردن کشتيهاي روسي در تجديد تدارکات اين جزيره را صادر کرد.

761
00:46:38,671 --> 00:46:44,019
بمدت 13 روز مشقت بار،دنيا نفسش را حبس کرد.

762
00:46:47,513 --> 00:46:50,733
نهايتا در مقابل يک تعهد محرمانه

763
00:46:50,850 --> 00:46:53,524
براي برداشتن موشکهاي آمريکايي از ترکيه

764
00:46:53,686 --> 00:46:57,236
خروشچف با برداشتن موشکهايش از کوبا موافقت کرد.

765
00:46:59,103 --> 00:47:00,085
<font color="#ffff00">پيروزي کوباي کندي
رئيس جمهور موفق شد چون از اشتباه روزولت،ترومن و آيزنهاور اجتناب کرد.</font>

766
00:47:00,109 --> 00:47:03,033
نه ايالات متحده نه اتحاد شوروي

767
00:47:03,154 --> 00:47:07,159
هرگز دوباره چنان مواجهه مستقيمي را خواستار نشدند

768
00:47:07,283 --> 00:47:09,706
از حالا به بعد،جنگهاي محدود

769
00:47:09,827 --> 00:47:12,296
مثل درگيري رو به گسترش در ويتنام

770
00:47:12,413 --> 00:47:15,838
هنوز با اهميت بيشتري فرض ميشد

771
00:47:19,170 --> 00:47:23,641
من در سايه ابر قارچي(جنگ اتمي) رشد کرده ام

772
00:47:23,758 --> 00:47:27,763
و تماشاي سخنراني رئيس جمهور کندي در طي

773
00:47:27,887 --> 00:47:29,434
بحران موشکي کوبا رو يادم مياد.

<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از ايالت ميزوري</font>

774
00:47:29,555 --> 00:47:31,728
و مونده بودم که آيا ميتونم هرگز دختري رو ببوسم

775
00:47:31,891 --> 00:47:34,735
و بنابراين اون جنگ عليه روسها رو

776
00:47:34,852 --> 00:47:36,570
ادامه ميداد

777
00:47:36,729 --> 00:47:40,233
فقط ما ميجنگيديم،ميدوني،
با نمايندگان اونا

778
00:47:40,358 --> 00:47:43,737
ويتناميهاي اونجا ولي اون
کمونيسم يکپارچه بود.

779
00:47:45,237 --> 00:47:48,081
برام مهم نبود اون کجا بود،من آماده رفتن بودم

<font color="#ffff00">تابلو:به تفنگداران دريايي ملحق شويد</font>

780
00:47:48,240 --> 00:47:52,245
اگه حکومت من ميگفت لازمه اونجا باشيم

781
00:47:52,411 --> 00:47:55,290
ما احتمالا آخرين بچه هاي همه نسلهايي بوديم که

782
00:47:55,414 --> 00:47:56,631
حقيقتا باور داشتند

783
00:47:56,749 --> 00:47:58,467
دولت ما هرگز بما دروغ نميگه

784
00:48:03,756 --> 00:48:06,054
ما داستانهايي رو در مورد همه معايب

785
00:48:06,175 --> 00:48:08,974
طرف سايگون،در مورد اينکه چگونه اونا نميجنگيدن

786
00:48:09,095 --> 00:48:11,814
در مورد فساد،اينکه اونا از دستورات اطاعت نميکنن

787
00:48:11,931 --> 00:48:13,433
بي نظمي،نوشته بوديم.

788
00:48:15,434 --> 00:48:19,940
و بعد ناگهان ويت کنگ،براي اولين بار

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

789
00:48:20,106 --> 00:48:21,449
اين ژنده پوشها،اين حرامزاده هاي کوچولو

790
00:48:21,565 --> 00:48:24,318
همانطور که مردم هارکينز درسايگون اونا رو باين اسم ميناميدند

791
00:48:24,443 --> 00:48:25,945
ايستادند و جنگيدند

792
00:48:26,112 --> 00:48:28,331
و ناگهان همه معايب طرف سايگوني

793
00:48:28,447 --> 00:48:30,745
با اين روشن شدند

794
00:48:30,866 --> 00:48:34,040
مثل يک منور خوشه اي ،ميدان نبرد رو روشن کرد

795
00:48:34,161 --> 00:48:35,629
همه چيز معلوم شد

796
00:48:36,914 --> 00:48:40,168
چند روز بعد از کريسمس 1962

797
00:48:40,292 --> 00:48:43,762
لشکر هفتم ارتش ويتنام جنوبي دستوراتي براي تسخير

798
00:48:43,879 --> 00:48:46,007
يک فرستنده راديويي ويت کنگ دريافت کردند

799
00:48:46,132 --> 00:48:50,808
که از محلي در حدود 65 کيلومتري جنوبغربي سايگون

800
00:48:50,928 --> 00:48:53,852
در روستايي باسم تان توي برنامه پخش ميکرد

801
00:48:53,973 --> 00:48:56,692
اين روستا با کشتزارهاي برنج احاطه شده بود

802
00:48:56,809 --> 00:49:02,737
يک خندق آبياري آنرا به دهکده مجاور-آپ باک- وصل ميکرد.

803
00:49:02,857 --> 00:49:07,158
اطلاعات پيشنهاد ميکرد که کمتر از 120 چريک

804
00:49:07,319 --> 00:49:09,617
ازين فرستنده حفاظت ميکردند.

805
00:49:09,738 --> 00:49:13,038
جان پل وان به ترسيم آنچه که بنظر يک نقشه خطا ناپذير

806
00:49:13,159 --> 00:49:15,503
از حمله ميرسيد،کمک کرد.

807
00:49:15,661 --> 00:49:19,837
با پشتيباني هليکوپتر و نفربرهاي زرهي

808
00:49:19,999 --> 00:49:23,845
حدود 1200 سرباز ويتنام جنوبي به اين روستا

809
00:49:24,003 --> 00:49:25,801
از سه طرف حمله کردند.

810
00:49:25,921 --> 00:49:28,765
زمانيکه بازماندگان ويت کنگ سعي داشتند از ميان شکافي که

811
00:49:28,883 --> 00:49:32,808
براي آنان بازمانده بود،مثل همه زمانهايي که تعدادشان کمتر ميشد

812
00:49:32,928 --> 00:49:35,101
و با تسليحات مدرن مواجه ميشدند,

813
00:49:35,222 --> 00:49:38,692
توپخانه و حملات هوايي آنان را نابود ميکرد.

814
00:49:38,851 --> 00:49:43,277
وان نبرد را از يک هواپيماي شناسايي نظاره ميکرد

815
00:49:43,397 --> 00:49:48,995
اما اطلاعات زمينه اي اين عمليات روشن شد که غلط بوده است

816
00:49:49,111 --> 00:49:54,618
بيش از 340 ويت کنگ نه 120 نفر در آن منطقه وجود داشت

817
00:49:54,742 --> 00:49:57,712
جاسوسان کمونيست
به آنها محرمانه اطلاع داده بودند

818
00:49:57,828 --> 00:49:59,876
که بزودي مورد حمله قرار ميگيرند

819
00:50:00,039 --> 00:50:04,044
و در اين موقع آنان بدون جنگ نميگريختند.

820
00:50:05,544 --> 00:50:08,263
در بين آنان لي کوان کونگ قرار داشت

821
00:50:08,380 --> 00:50:12,726
که از 1951 زمانيکه 12 ساله بود،يک رزمنده چريک شده بود

822
00:50:14,563 --> 00:50:19,030
ما خندقها و پناهگاههاي زيرزميني را آماده کرديم که بتوانيم مخفي شويم

<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

823
00:50:19,293 --> 00:50:21,493
ما ميتونستيم جلومونو بوضوح ببينيم

<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

824
00:50:21,601 --> 00:50:22,601
زمانيکه ما آتش گشوديم،ميتونستيم سربازان دشمن رو بکشيم

825
00:50:23,672 --> 00:50:27,209
چون اونا مجبور بودن از عرض يک منطقه باز و بي حفاظ پيشروي کنن

826
00:50:27,233 --> 00:50:32,330
در ساعت6:35 صبح 2 ژانويه 1963(ديماه)

827
00:50:32,446 --> 00:50:35,746
ده هليکوپتر آمريکايي يک گروهان ارتش ويتنام جنوبي را

828
00:50:35,866 --> 00:50:39,211
به نقطه اي درست در شمال تان توي منتقل کردند

829
00:50:42,122 --> 00:50:45,171
آنها با هيچ مقاومتي مواجه نشدند.

830
00:50:45,292 --> 00:50:48,842
در همين اثنا،دو گردان گارد شهري ويتنام جنوبي

831
00:50:48,963 --> 00:50:52,263
از جنوب به آپ باک با پاي پياده نزديک ميشدند

832
00:50:55,261 --> 00:50:58,936
فرمانده ويت کنگ به گارد شهري اجازه داد تا پيش ازينکه فرمان آتش بدهد

833
00:50:59,056 --> 00:51:01,525
به سي متري آنان برسند.

834
00:51:04,103 --> 00:51:06,822
چندين سرباز ويتنام جنوبي کشته شدند

835
00:51:10,818 --> 00:51:13,788
بازماندگان پشت يک آب بند پنهان شدند.

836
00:51:16,782 --> 00:51:18,580
ده هليکوپتر ديگر

837
00:51:18,701 --> 00:51:22,376
پر از سرباز و اسکورت شده توسط پنج هليکوپتر توپدار

838
00:51:22,496 --> 00:51:23,748
با سرعت به کمک آمد.

839
00:51:25,715 --> 00:51:28,182
هدفمون ساقط کردن 5 تا 10 هليکوپتر بود

840
00:51:28,714 --> 00:51:30,248
همون موقع که فرود اومدن

841
00:51:30,653 --> 00:51:34,886
ما با خمپاره و تيربار آتش گشوديم

842
00:51:50,733 --> 00:51:54,988
تيربار هاي ويت کنگ 14 فروند از 15 فروند هليکوپتر را مورد اصابت قرار دادند

843
00:51:55,154 --> 00:52:00,411
5 فروند نابود شدند و خدمه آمريکاييشان کشته و زخمي شدند

844
00:52:02,181 --> 00:52:05,248
از اونموقع به بعد ما ديگه ترسي از دشمن نداشتيم

845
00:52:05,263 --> 00:52:07,863
حتي اونايي که شجاع نبودن ديگه نميترسيدن

846
00:52:10,169 --> 00:52:12,513
دشمن آتشش را روي ارتش ويتنام جنوبي که

847
00:52:12,671 --> 00:52:15,641
که در حال تقلا براي بيرون آمدن از هليکوپترهاي ساقط شده بودند،متمرکز کرد.

848
00:52:15,758 --> 00:52:18,682
يک خدمه آمريکايي بخاطر مياورد:

849
00:52:18,844 --> 00:52:20,721
اون براي ويت کنگ مثل شليک به اردکها  بود.

850
00:52:23,098 --> 00:52:26,068
سرهنگ وان نااميدانه بر روي سرشان چرخ ميزد

851
00:52:26,185 --> 00:52:28,563
او به فرمانده ارتش ويتنام جنوبي بيسيم زد

852
00:52:28,687 --> 00:52:32,783
به او اصرار کرد تا يگان نفربرهاي زرهي را براي نجات افراد بفرستد

853
00:52:34,151 --> 00:52:36,700
من از جان وان شنيدم که

854
00:52:36,820 --> 00:52:39,573
هليکوپترهاي آمريکايي سقوط کرده اند

855
00:52:39,698 --> 00:52:42,042
اونا درست جلوي مواضع ويت کنگ بودن

856
00:52:42,201 --> 00:52:45,546
ما آمريکاييهايو داشتيم که کشته و زخمي شده بودن

<font color="#ff8040">جيمز اسکانلون ،مشاور ارتش </font>

<font color="#ff8040">جيمز اسکانلون ،مشاور ارتش </font>

857
00:52:45,704 --> 00:52:47,706
و ما بايد سريعا به اونجا ميرسيديم

858
00:52:47,873 --> 00:52:51,719
سروان اسکانلون مثل وان تنها يک مشاور بود

859
00:52:51,877 --> 00:52:55,256
سروان لي تانگ بار،همتاي ارتش ويتنام جنوبيش،

860
00:52:55,381 --> 00:52:58,055
ميبايست فرمان پيشروي را ميداد.

861
00:52:58,217 --> 00:53:01,346
اسکانلون او را دوست ميداشت و تمجيدش ميکرد

862
00:53:01,470 --> 00:53:03,893
من رو به بار کردم و گفتم

863
00:53:04,014 --> 00:53:06,642
هي ميدوني،تو بايد همين الان اونجا باشي

864
00:53:06,767 --> 00:53:11,238
و بار بمن گفت:من نميرم

865
00:53:11,397 --> 00:53:14,651
مافوقهاي بار در ارتش ويتنام جنوبي،دور از ميدان جنگ

866
00:53:14,775 --> 00:53:17,870
به او گفته بودند در همانجا بماند

867
00:53:17,986 --> 00:53:21,911
و رئيسم جان وان،در بيسيم بر سر من داد ميکشيد

868
00:53:22,032 --> 00:53:25,286
اونا رو اونجا ببرم

869
00:53:25,411 --> 00:53:29,757
يکساعت طول کشيد تا اسکانلون سروان بار را مجاب کند تا حرکت کند.

870
00:53:29,873 --> 00:53:32,251
دو ساعت ديگر از دست رفت

871
00:53:32,376 --> 00:53:35,346
پيش ازينکه نفربرهاي زرهي بتوانند راهشانرا از ميان شاليزارها

872
00:53:35,462 --> 00:53:37,635
بسمت مردان بدام افتاده بگشايند

873
00:53:39,633 --> 00:53:41,886
نبرد متوقف شده بود

874
00:53:42,010 --> 00:53:43,887
همه چيز آروم بود

875
00:53:44,012 --> 00:53:46,765
شما ميتونستين گستره باز کشتزارهاي برنج رو ببينين

876
00:53:46,890 --> 00:53:50,190
و واکنش من اين بود ،هي ،همش تموم شد

877
00:53:50,310 --> 00:53:53,484
دو نفربر زرهي جلويي،سطوح شيبدارشان(درهايشان) را انداختند

878
00:53:53,605 --> 00:53:55,949
جوخه هاي پياده نظام بيرون قدم گذاشتند

879
00:53:56,108 --> 00:53:59,032
آماده شدند تا خط رويش درختان را بوسيله سلاحهاي خودکار همچنانکه پيشروي ميکردند

880
00:53:59,153 --> 00:54:00,325
آتش باران کنند.

881
00:54:00,446 --> 00:54:03,074
پيش از اين,اين حرکت کافي بود تا

882
00:54:03,198 --> 00:54:06,498
ويت کنگ را دستپاچه و دور کند

883
00:54:06,618 --> 00:54:08,871
حالا اوضاع فرق ميکرد

884
00:54:12,624 --> 00:54:14,501
هشت نفربر زرهي تحت حمله قرار گرفتند

885
00:54:14,626 --> 00:54:17,971
طي چند دقيقه شش نفر از توپچيها کشته شده بودند

886
00:54:18,130 --> 00:54:19,302
و به سرشان گلوله خورده بود

887
00:54:20,758 --> 00:54:22,806
و پسر ما به فنا رفتيم.

888
00:54:22,968 --> 00:54:24,686
خب اون مثل ميز بيليارد بود.

889
00:54:24,803 --> 00:54:26,146
ما در منطقه سبز بوديم

890
00:54:26,305 --> 00:54:28,478
و اونا در کيسه ها(شش گوشه) به ما تيراندازي ميکردن

891
00:54:28,640 --> 00:54:31,359
زمانيکه سروان بار داشت

892
00:54:31,477 --> 00:54:34,026
اندک نفربرهاي زرهي ديگر را مجاب به پيشروي ميکرد

893
00:54:34,146 --> 00:54:37,116
چريکها از سوراخ روباه هايشان بيرون پريدند

894
00:54:37,232 --> 00:54:39,234
و نارنجکهاي دستي را بسمتشان پرتاب کردند

895
00:54:44,281 --> 00:54:46,704
هيچکدام آسيب مهمي نديدند

896
00:54:46,825 --> 00:54:50,375
ولي رانندگان نفربرها چنان روحيه خود را باخته بودند که آنها متوقف شدند

897
00:54:50,496 --> 00:54:55,423
به اطراف ميچرخيدند و پشت لاشه هاي هليکوپترها عقب نشيني ميکردند

898
00:54:55,542 --> 00:54:57,465
وان از هواپيماي شناسايي

899
00:54:57,586 --> 00:55:01,636
به ارتش ويتنام جنوبي التماس کرد تا يک حمله همزمان

900
00:55:01,757 --> 00:55:05,102
به دشمن با همه نيروي زميني باقيمانده انجام دهند

901
00:55:06,261 --> 00:55:09,231
فرماندهان ارتش ويتنام جنوبي سر باز زدند

902
00:55:11,683 --> 00:55:14,527
آن شب ويت کنگ دور شدند

903
00:55:14,686 --> 00:55:18,031
و اغلب کشته و زخميهاي خودي را بردند

904
00:55:20,192 --> 00:55:24,242
حداقل 80 سرباز ويتنام جنوبي کشته شده بودند

905
00:55:24,363 --> 00:55:29,745
سه مشاور آمريکايي از جمله سروان کن گود

906
00:55:29,868 --> 00:55:30,994
يکي از دوستان اسکانلون،نيز در ميان کشته شدگان بودند.

907
00:55:34,915 --> 00:55:38,795
ما نفربرهاي زرهي را  با  اجساد   پر کرديم

908
00:55:38,919 --> 00:55:40,592
اونا رو روي هم جمع ميکرديم تا اينکه

909
00:55:40,712 --> 00:55:42,555
ديگه نميتونستيم جسد ديگه اي روي آنها بگذاريم

910
00:55:42,673 --> 00:55:48,806
و  من به ويتناميها اجازه نميدادم که به آمريکاييها دست بزنند

911
00:55:48,929 --> 00:55:51,682
بنابراين من آمريکائيها رو بيرون بردم.

912
00:55:51,807 --> 00:55:54,060
و...

913
00:55:54,184 --> 00:55:56,357
من از رمق افتاده بودم

914
00:55:56,478 --> 00:56:02,235
اونا بمن درمورد کن گود گفتن که کشته شده

915
00:56:02,401 --> 00:56:06,622
و کن و من بسختي با دو گردانمون کار کرده بوديم

916
00:56:06,738 --> 00:56:12,541
و شنيدن اينکه اون کشته شده
آزار دهنده بود

917
00:56:12,661 --> 00:56:14,208
مرد بزرگي بود.

918
00:56:15,664 --> 00:56:17,837
گزارشگران از سايگون

919
00:56:17,958 --> 00:56:21,883
پيش ازينکه همه اجساد ارتش ويتنام جنوبي بتوانند جابجا شود،رسيدند

920
00:56:22,004 --> 00:56:26,180
آنها از آنچه که ديدند وحشتزده شدند و سعي کردند

921
00:56:26,300 --> 00:56:28,928
از آنچه که واقعا اتفاق افتاده سر در بياورند

922
00:56:29,094 --> 00:56:33,474
جان پل وان، نيل شيهان و ديويد هالبرستام را بکناري کشيد

923
00:56:33,599 --> 00:56:35,522
و به آنها گفت:

924
00:56:35,642 --> 00:56:37,440
نبرد اپ بک يک نمايش

925
00:56:37,561 --> 00:56:40,280
لعنتي بدبخت بود

926
00:56:40,397 --> 00:56:42,491
او گفت ارتش ويتنام جنوبي گوش نخواهد کرد

927
00:56:42,608 --> 00:56:45,612
آنها همان اشتباهات را بارها و بارها

928
00:56:45,736 --> 00:56:47,738
به يک روش تکرار ميکنند.

929
00:56:49,448 --> 00:56:50,916
ولي در سايگون

930
00:56:51,033 --> 00:56:54,708
ژنرال هارکينز فورا اعلام پيروزي کرد

931
00:56:54,828 --> 00:56:57,798
او گفت:"نيروهاي ارتش ويتنام جنوبي يک هدف داشتند"

932
00:56:57,956 --> 00:56:59,333
"ما به آن هدف رسيديم."

933
00:56:59,458 --> 00:57:02,883
"ويت کنگ رفتند و تلفاتشان بيشتر از

934
00:57:03,003 --> 00:57:05,552
"تلفات نيروهاي دولتي بود"

935
00:57:05,672 --> 00:57:07,299
"چه چيزي بيشتر از اين ميخواهيد؟"

936
00:57:08,800 --> 00:57:11,144
زمانيکه هالبرستام و شيهان گزارش کردند که

<font color="#ffff00">شکست ويتنام دستياران ايالات متحده را شوکه ميکند</font>

937
00:57:11,261 --> 00:57:14,060
اپ بک در حقيقت يک شکست بوده است

<font color="#ffff00">نپذيرفتن مشاوره توسط سايگون مقصر شکست است</font>

938
00:57:14,181 --> 00:57:18,231
فرمانده ايالات متحده در اقيانوس آرام آنرا کلا انکار کرد

<font color="#ffff00">نبرد پرهزينه ويتنام مشاوران ايالات متحده را بخشم مياورد</font>

939
00:57:18,352 --> 00:57:23,859
و به گزارشگران اصرار کرد تا با تيم  بمانند

<font color="#ffff00">نبرد پرهزينه ويتنام مشاوران ايالات متحده را بخشم مياورد</font>

940
00:57:23,982 --> 00:57:25,984
اپ بک بشدت مهم بود

941
00:57:26,151 --> 00:57:28,279
اونا 5 هليکوپتر رو سرنگون کرده بودند

942
00:57:28,403 --> 00:57:30,781
که اونا قبلا ازش وحشت داشته بودند

943
00:57:30,906 --> 00:57:34,956
اونا نفربرهاي زرهي رو متوقف کرده بودند

944
00:57:35,077 --> 00:57:37,045
اونا به مردم خودشون نشون دادن که

945
00:57:37,162 --> 00:57:40,211
شما تونستيد در مقابل آمريکاييها بايستيد و پيروز شويد

946
00:57:44,047 --> 00:57:45,314
جنبش بشدت قدرت گرفت

947
00:57:48,029 --> 00:57:51,496
در سخت ترين نبردها،سربازان ما با اپ بک الهام ميگرفتن

948
00:57:53,305 --> 00:57:55,439
اونا فرياد ميکشيدن و شليک ميکردن

949
00:57:56,765 --> 00:57:59,299
اونا ترس خودشون از دشمن رو فراموش کردن

950
00:58:00,018 --> 00:58:03,693
در هانوي ،به نبرد اپ بک

951
00:58:03,855 --> 00:58:08,406
توسط دبير اول حزب لي زوان و متحدان اداره سياسي حزب کمونيستش

952
00:58:08,527 --> 00:58:10,700
بعنوان شاهدي از ضعف ذاتي

953
00:58:10,862 --> 00:58:13,786
رژيم ويتنام جنوبي نگريسته ميشد .

954
00:58:13,907 --> 00:58:17,662
ويت کنگ حتي در زمان مواجهه با مشاوران و تسليحات مريکايي

955
00:58:17,786 --> 00:58:21,541
آموخته بود که چگونه به نيروهاي سايگون

956
00:58:21,665 --> 00:58:25,420
تلفات سنگين وارد کند و مجددا دور شود

957
00:58:26,962 --> 00:58:30,717
رئيس جمهور زيم در سايگون ادعا کرد که ارتش ويتنام جنوبي در حال پيروزي بود

958
00:58:30,882 --> 00:58:32,054
نه شکست.

959
00:58:32,217 --> 00:58:35,437
اپ بک تنها يک شکست زودگذر شده بود

960
00:58:35,554 --> 00:58:37,352
و او ازينکه آمريکاييها به او بگويند چگونه

961
00:58:37,472 --> 00:58:41,067
در نبردهايش بجنگد يا کشورش را اداره کند،متنفر بود

962
00:58:41,184 --> 00:58:46,236
زن برادر رئيس جمهور ،مادام نو،
جلوتر رفت.

963
00:58:46,356 --> 00:58:50,736
او امريکائيها را بعنوان "برادران جعلي"تقبيح کرد.

964
00:58:52,237 --> 00:58:55,036
"ما هيچ متقاضي براي ماندن در ويتنام نداريم"

965
00:58:55,157 --> 00:58:59,207
رئيس جمهور کندي بطور خصوصي در آن بهار به يک دوست گفت.

966
00:58:59,327 --> 00:59:01,295
اين مردم از ما متنفرند.

967
00:59:01,413 --> 00:59:04,758
ولي من نميتوانم  قطعه اي از قلمروي مثل آن

968
00:59:04,875 --> 00:59:09,346
را به کمونيستها تسليم کنم و بعد انتخاب مجدد مردم را بدست بياورم

969
00:59:16,053 --> 00:59:17,655
راهبان و راهبه هاي بودايي

970
00:59:17,679 --> 00:59:19,056
توسط هزاران نفر از هوادارانشان

971
00:59:19,181 --> 00:59:20,808
براي اعتراض به محدوديتهاي دولتي

972
00:59:20,932 --> 00:59:23,856
در اعمال مذهبيشان در وبتنام جنوبي همراهي ميشوند.

973
00:59:25,520 --> 00:59:29,070
زيم با بيگانه کردن مردم روستايي آغاز کرد

974
00:59:29,191 --> 00:59:31,740
و اون باعث آغاز ويت کنگ شد

975
00:59:31,860 --> 00:59:34,659
و اون حالا داشت مردم شهري را بيگانه ميکرد.

976
00:59:34,780 --> 00:59:37,283
هفتاد درصد از جمعيت کشور بودايي هستند

977
00:59:37,449 --> 00:59:39,010
و تظاهر کنندگان در چند واقعه مانند اين طي يک هفته

978
00:59:39,034 --> 00:59:43,164
با پليس درگير شدند

979
00:59:43,288 --> 00:59:46,667
طي چند ماه پس از نبرد اپ بک

980
00:59:46,792 --> 00:59:51,468
ويتنام جنوبي درگير منازعه داخلي شد که ارتباط چنداني با

981
00:59:51,588 --> 00:59:54,341
ويت کنگ نداشت

982
00:59:54,466 --> 00:59:58,471
مذهب و ملي گرايي در مرکز آن درگيري قرار داشت

983
00:59:58,595 --> 01:00:02,316
يک اقليت کاتوليکي بمدت چند سال بر دولت يک کشور با اکثريت مطلق بودايي

984
01:00:02,432 --> 01:00:05,231
سلطه داشت.

985
01:00:06,853 --> 01:00:09,231
آن بهار در شهر هوي

986
01:00:09,356 --> 01:00:12,280
پرچمهاي مسيحي براي گراميداشت بيست و پنجمين سالگرد

987
01:00:12,400 --> 01:00:15,449
انتصاب برادر بزرگتر زيم

988
01:00:15,570 --> 01:00:18,323
بعنوان يک اسقف کاتوليکي به اهتزاز در آمده بود

989
01:00:21,493 --> 01:00:24,838
اما زمانيکه بوداييهاي شهر پرچمهايشان را براي جشن گرفتن

990
01:00:24,955 --> 01:00:30,303
2527 امين سال تولد ارباب بودا به اهتزاز دراوردند

991
01:00:30,418 --> 01:00:33,217
پليس آنها را پاره پاره کرد

992
01:00:33,338 --> 01:00:35,966
معترضان به خيابانها ريختند

993
01:00:38,093 --> 01:00:41,848
معاون کاتوليک رئيس ايالت نيروهاي امنيتي را براي سرکوب

994
01:00:42,013 --> 01:00:44,766
تظاهرات فرستاد

995
01:00:44,891 --> 01:00:46,518
سربازان آتش گشودند.

996
01:00:47,644 --> 01:00:50,523
هشت معترض کشته شدند

997
01:00:50,689 --> 01:00:56,537
جوانترين انها 12 ساله و مسنترين آنها 20 سال داشت

998
01:00:56,653 --> 01:01:00,408
رژيم زيم ويت کنگ را ملامت کرد

999
01:01:02,033 --> 01:01:05,833
راهبان در سراسر کشور خواستار عذرخواهي شدند

1000
01:01:14,713 --> 01:01:16,966
آنها همچنين خواستار پايان تبعيض

1001
01:01:17,090 --> 01:01:19,343
توسط مقامات کاتوليکي شدند

1002
01:01:19,467 --> 01:01:22,596
بسياري از بودائيها آمده بودند تا سياستهاي زيم را

1003
01:01:22,721 --> 01:01:25,975
بعنوان تهديد مستقيمي عليه باورهاي مذهبيشان ببينند

1004
01:01:28,810 --> 01:01:32,405
خانواده من با کارهاي زيم مخالف بود

1005
01:01:32,564 --> 01:01:35,067
مادرم متقاعد شده بود که

1006
01:01:35,233 --> 01:01:39,158
زيم داشت ايمان بودايي را نابود ميکرد

1007
01:01:39,279 --> 01:01:43,409
اون به معابد ميرفت و به سخنان راهبان گوش ميداد

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

1008
01:01:43,575 --> 01:01:46,954
و اون بينهايت نگران بود

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

1009
01:01:48,371 --> 01:01:49,543
او تنها نبود
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

1010
01:01:49,664 --> 01:01:52,417
خيلي از مردم مثل او بودند

1011
01:01:52,584 --> 01:01:56,464
مقامات آمريکايي به زيم و برادرش نو اصرار کردند

1012
01:01:56,588 --> 01:01:59,888
تا امتيازات مهمي را به بوداييها بخاطر حفظ

1013
01:02:00,008 --> 01:02:01,931
اتحاد در نبرد عليه

1014
01:02:02,093 --> 01:02:04,596
کمونيسم اعطا کنند

1015
01:02:04,721 --> 01:02:06,314
آنها نپذيرفتند

1016
01:02:08,892 --> 01:02:13,864
در 10 ژوئن 1963(خرداد ماه)مالکوم براون از اسيوشيتد پرس

1017
01:02:13,980 --> 01:02:16,779
اطلاعات محرمانه از منبعي ناشناس دريافت کرد:

1018
01:02:16,900 --> 01:02:20,029
واقعه مهمي قرار بود روز بعد در يک

1019
01:02:20,153 --> 01:02:23,532
چهارراه اصلي در سايگون رخ دهد

1020
01:02:23,657 --> 01:02:25,580
او دوربينش را برداشت

1021
01:02:33,124 --> 01:02:36,469
در اعتراض به سرکوبگري رژيم زيم

1022
01:02:36,628 --> 01:02:42,977
يک راهب 73 ساله باسم کوانگ دوک خودش را آتش زد

1023
01:03:00,735 --> 01:03:05,787
زمانيکه جمعيت عظيم ساکت سوختن او را تا حد مرگ نظاره ميکرد

1024
01:03:05,907 --> 01:03:09,332
راهب ديگر بارها و بارها به انگليسي و ويتنامي

1025
01:03:09,452 --> 01:03:12,331
اين جمله را تکرار ميکرد:

1026
01:03:12,497 --> 01:03:15,341
يک راهب بودايي شهيد ميشود

1027
01:03:15,458 --> 01:03:18,052
يک راهب بودايي شهيد ميشود

1028
01:03:24,926 --> 01:03:27,770
من يادم مياد اونا خاکسترهاي

1029
01:03:27,887 --> 01:03:30,356
راهب مرده اي که خودش را آتش زد

1030
01:03:30,515 --> 01:03:33,485
در يکي از معابد اصلي نگه ميداشتند

1031
01:03:33,601 --> 01:03:39,699
و صفوف مردم ميگذشتند و من اين زنان رو ديدم

1032
01:03:39,816 --> 01:03:42,740
زناني که ثروتمند نبودن،زنهاي معمولي ويتنامي

1033
01:03:42,861 --> 01:03:45,865
يک قطعه از طلاهايي که همراه داشتن رو در مياوردن،حلقه هاي ازدواجشون رو

1034
01:03:46,031 --> 01:03:50,912
واونرو در بطري براي مشارکت در اين نبرد مينداختند

1035
01:03:51,036 --> 01:03:54,882
و من با خودم فکر کردم  که کار اين رژيم تمامه

1036
01:03:54,998 --> 01:03:56,045
اين آخرشه

1037
01:04:00,170 --> 01:04:02,673
بزودي راهبان ديگري شهيد ميشدند

1038
01:04:05,967 --> 01:04:11,474
سخنان غضب آلود خانم نيو کارها را بدتر کرد

1039
01:04:11,598 --> 01:04:14,977
با سوختن راهبان او  کف زد و گفت

1040
01:04:15,101 --> 01:04:17,650
اگر راهبان بيشتري خواستند خودشان را بسوزانند

1041
01:04:17,771 --> 01:04:20,866
او برايشان کبريت مياورد.

1042
01:04:20,982 --> 01:04:22,825
تنها کاري که اونا انجام دادن

1043
01:04:22,942 --> 01:04:28,665
اين بود که يکي از راهبانشون را کباب کردن

1044
01:04:28,782 --> 01:04:34,289
هموني که اونا مستش کردن،هموني که اونا از اعتمادش سوء استفاده کردن

1045
01:04:34,412 --> 01:04:38,713
وحتي اون کباب درست کردن که انجامش دادن

1046
01:04:38,833 --> 01:04:41,052
حتي با روشهاي بي نياز از غير انجام نشد

1047
01:04:41,169 --> 01:04:44,173
چون اونا از بنزين وارداتي براي اينکار استفاده کردن

1048
01:04:45,924 --> 01:04:48,598
اونا فکر ميکردن اون زن متکبره

1049
01:04:48,718 --> 01:04:50,140
اون تشنه قدرت بود

1050
01:04:50,261 --> 01:04:53,515
اونا مظنون بودن که اون زن و شوهرش فاسد شده بودن

1051
01:04:53,640 --> 01:04:59,943
نيو پليس مخفي اداره ميکرد که مردم رو دستگير وشکنجه ميداد

1052
01:05:00,063 --> 01:05:03,158
مردم از رژيم زيم ميترسيدن.

1053
01:05:03,274 --> 01:05:06,824
شايد بيش ازينکه ازش بترسن،اونا واقعا ازش متنفر بودن

1054
01:05:09,114 --> 01:05:11,742
دانشجويان از جمله بسياري از کاتوليکها

1055
01:05:11,866 --> 01:05:14,244
براي هدف بودائيها اجتماع کردند.

1056
01:05:14,369 --> 01:05:17,543
همين کار را برخي از افسران ارتش انجام دادند.

1057
01:05:17,664 --> 01:05:21,919
مردم در بين ارتش بايد اين سوالو ميپرسيدن

<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

1058
01:05:22,043 --> 01:05:25,297
آيا ما ميتونيم به وضعيتي مثل اون
<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

1059
01:05:25,463 --> 01:05:28,808
زمانيکه کل کشور،مملکتي که تقريبا در حال سوختن بود

1060
01:05:28,967 --> 01:05:30,694
با اون نوع اعتراض از طرف بوداييها ادامه داد؟

1061
01:05:30,718 --> 01:05:31,718
متوجه ميشيد؟

1062
01:05:35,306 --> 01:05:39,231
من اولين بار بخاطر سوختن يک راهب از وضعيت ويتنام اطلاع پيدا کردم

1063
01:05:41,813 --> 01:05:46,660
ما جنبش حقوق مدني در جنوب رو ديده بوديم

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از ايالت ايلينويز </font>

1064
01:05:46,776 --> 01:05:49,655
و اون برامون استاندارديو تعريف کرده بود
<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از ايالت ايلينويز </font>

1065
01:05:49,779 --> 01:05:56,082
تا عليه بيعدالتي بايستيم،به خودتون اجازه بدين تا کتک بخورين

1066
01:05:56,202 --> 01:05:58,500
بخودتون اجازه بدين تا توسط يک سگ مورد حمله قرار بگيرين

1067
01:05:58,621 --> 01:06:00,840
يا توسط باتون پليس ضرب و جرح بشين

1068
01:06:00,999 --> 01:06:02,842
و ما احترام بسيار زيادي براي افراديکه

1069
01:06:02,959 --> 01:06:06,054
ميخواستن انقدر زياد پيش برن ،قائل بوديم

1070
01:06:10,508 --> 01:06:13,387
و بعد يک روز در 1963

1071
01:06:13,511 --> 01:06:17,857
ما در تلويزيون تصويري از يک راهب در سايگون ديديم

1072
01:06:19,350 --> 01:06:21,444
اون يک عمل خارق العاده بود

1073
01:06:23,855 --> 01:06:26,654
چرا بايد يک راهب بودايي خودشو در خيابانهاي

1074
01:06:26,774 --> 01:06:29,493
سايگون ميسوزوند؟

1075
01:06:32,238 --> 01:06:34,616
اعتراضات ادامه يافت

1076
01:06:34,741 --> 01:06:39,588
تنشها بين واشنگتن و سايگون مدام شدت ميگرفت

1077
01:06:39,704 --> 01:06:43,584
هر چه بيشتر دولت کندي خواستار تغييرات ميشد

1078
01:06:43,708 --> 01:06:47,713
زيم و برادرش نيو بنظر ميرسيد بيشتر مقاومت ميکنند

1079
01:06:49,422 --> 01:06:52,141
کاخ سفيد اعلام کرد که يک سفير جديد آمريکا

1080
01:06:52,258 --> 01:06:57,389
سناتور سابق هنري کابوت لوج را به سايگون ميفرستد

1081
01:06:57,514 --> 01:06:59,937
مردي باندازه کافي برجسته که رئيس جمهور اميدوار بود

1082
01:07:00,058 --> 01:07:05,064
تا زيم را وادارد بيشتر به مشورت آمريکا گوش دهد

1083
01:07:05,188 --> 01:07:08,909
زيم اظهار کرد که تحت تاثير قرار نگرفته است

1084
01:07:09,067 --> 01:07:11,695
او گفت:"اونا ميتونن 10 لوج رو بفرستن

1085
01:07:11,819 --> 01:07:15,665
ولي من بخودم و کشورم اجازه نخواهم داد که تحقير شويم

1086
01:07:15,782 --> 01:07:19,537
نه حتي اگر اونا توپخانه شان را به اين کاخ بياورند"

1087
01:07:19,661 --> 01:07:24,212
او به سفير قبلي فردريک نولتينگ وعده داد

1088
01:07:24,332 --> 01:07:27,051
که او اقدامات سرکوبگرانه بيشتري عليه

1089
01:07:27,168 --> 01:07:28,715
بوداييها انجام نخواهد داد.

1090
01:07:30,505 --> 01:07:35,727
بعد چند دقيقه پس از نيمه شب 21 اوت 1963(مرداد ماه)

1091
01:07:35,843 --> 01:07:39,268
هنوز يک روز مانده به رفتن نولتينگ و آمدن هنري کابوت لوج

1092
01:07:39,430 --> 01:07:42,934
زيم خطوط تلفن

1093
01:07:43,059 --> 01:07:46,438
همه مقامات ارشد آمريکايي در سايگون را قطع کرد

1094
01:07:46,604 --> 01:07:50,108
و صدها تن از نيروهاي ويژه خودش را

1095
01:07:50,233 --> 01:07:53,988
بدرون معابد بودايي در سايگون ،هوي

1096
01:07:54,112 --> 01:07:57,286
و چندين شهر ديگر ويتنام جنوبي فرستاد

1097
01:07:57,448 --> 01:08:00,167
حدود 1400 راهب و راهبه

1098
01:08:00,285 --> 01:08:05,792
دانشجويان و شهروندان معمولي جمع کرده و برده شدند.

1099
01:08:13,673 --> 01:08:18,144
قوانين حکومت نظامي اعمال شد،گردهمايي هاي عمومي ممنوع شد

1100
01:08:18,261 --> 01:08:22,641
به سربازان اجازه داده شد تا بعد از ساعت 9 شب، به هرکسي که در خيابان ببينند

1101
01:08:22,765 --> 01:08:24,358
تيراندازي کنند.

1102
01:08:24,475 --> 01:08:27,775
تانکها از يک معبد در سايگون طي بحران پيچيده

1103
01:08:27,895 --> 01:08:30,523
گيج کننده ويتنام جنوبي حفاظت ميکنند

1104
01:08:30,648 --> 01:08:33,652
بحراني که دولت رئيس جمهور نگو دين زيم

1105
01:08:33,776 --> 01:08:37,497
دانشجويان و بوداييها و دولت ايالات متحده را واداشته

1106
01:08:37,614 --> 01:08:41,164
همگي سعي کنند تا حرکت بعدي يکديگر را پيش بيني کنند

1107
01:08:41,326 --> 01:08:45,081
زمانيکه دانشجويان دانشکده درحمايت از راهبان اعتراض کردند

1108
01:08:45,204 --> 01:08:48,799
زيم دانشگاههاي ويتنام را بست.

1109
01:08:48,916 --> 01:08:52,671
سپس دانش آموزان دبيرستاني به خيابانها ريختند.

1110
01:08:52,837 --> 01:08:55,340
او همه دبيرستانها و دبستانها

1111
01:08:55,506 --> 01:08:56,666
را هم  تعطيل کرد

1112
01:08:56,758 --> 01:08:59,978
و هزاران بچه مدرسه اي

1113
01:09:00,094 --> 01:09:02,847
از جمله پسران و دختران مقامات دولت خودش را

1114
01:09:03,014 --> 01:09:04,937
را دستگير کرد

1115
01:09:05,058 --> 01:09:08,107
من در تظاهرات شرکت داشتم

1116
01:09:08,227 --> 01:09:15,031
من بشدت معتقد بودم که دولت بايد سرنگون بشه

<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سايگون</font>

1117
01:09:15,151 --> 01:09:17,199
چرا که اون يک حکومت ديکتاتوري بود

<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سايگون</font>

1118
01:09:17,362 --> 01:09:19,285
ما ديگه بيشتر ازين نميتونستيم اونو تحمل کنيم

1119
01:09:19,405 --> 01:09:23,035
و اين فرصتي براي شورش در مقابل اون بود

1120
01:09:23,201 --> 01:09:27,172
فان کوانگ تو،يک دانشجوي حقوق در آن تابستان بود

1121
01:09:27,288 --> 01:09:31,168
پدرش يک ملي گراي برجسته بود که زيم او را بخاطر فراخوان براي

1122
01:09:31,292 --> 01:09:34,512
دموکراسي بيشتر زنداني کرده بود

1123
01:09:34,629 --> 01:09:38,099
من از قبل و حالا يک کاتوليکم

1124
01:09:38,216 --> 01:09:40,435
نه يک کاتوليک خيلي خوب.

1125
01:09:40,551 --> 01:09:42,394
من آدم متشرعي نيستم

<font color="#ffff00">ما آزادي ميخواهيم</font>

1126
01:09:42,512 --> 01:09:44,389
ولي يک کاتوليکم

<font color="#ffff00">ما آزادي ميخواهيم</font>

1127
01:09:45,890 --> 01:09:47,312
من بجا دستگير شدم

1128
01:09:47,433 --> 01:09:50,482
چون در تظاهرات شرکت داشتم

1129
01:09:50,603 --> 01:09:53,482
و من بازجويي و مختصرا شکنجه شدم

1130
01:09:53,606 --> 01:09:56,655
يک ذره کتک خوردم

1131
01:10:00,029 --> 01:10:02,782
هنري کابوت لوج،عهده دار سفارت ايالات متحده در ميانه

1132
01:10:02,907 --> 01:10:04,375
آشوب  شد.

1133
01:10:04,492 --> 01:10:05,886
و او گزارش کرده است که خواستار اين شده

1134
01:10:05,910 --> 01:10:08,083
که برادر رئيس جمهور زيم،نيو برکنار شود

1135
01:10:08,204 --> 01:10:10,548
يا اينکه کمک ايالات متحده به ويتنام قطع خواهد شد

1136
01:10:13,876 --> 01:10:15,753
در هنگامه حملات به معابد

1137
01:10:15,878 --> 01:10:18,222
گروه کوچکي از ژنرالهاي ويتنام جنوبي

1138
01:10:18,339 --> 01:10:21,889
با سيا در سايگون تماس گرفتند

1139
01:10:22,009 --> 01:10:25,434
آنها گفتند که نيو برادر زيم حالا بسيار زياد

1140
01:10:25,555 --> 01:10:27,478
کنترل دولت را در دست داشت

1141
01:10:27,598 --> 01:10:32,274
واکنش واشنگتن در صورت انجام کودتا توسط آنها چه ميبود؟

1142
01:10:32,395 --> 01:10:35,365
رئيس جمهور کندي و مشاوران ارشدش

1143
01:10:35,481 --> 01:10:40,282
اتفاقا خارج از شهر بودند،بنابراين روجر هميلتون جونيور

1144
01:10:40,403 --> 01:10:43,828
معاون امور خاور دور وزير امور خارجه

1145
01:10:43,948 --> 01:10:46,292
و يک منتقد رژيم زيم،

1146
01:10:46,451 --> 01:10:50,456
مسئوليت خودش ديد تا يک تلگراف با دستورالعملهاي جديد براي

1147
01:10:50,580 --> 01:10:53,379
سفير لوج بفرستد.

1148
01:10:53,499 --> 01:10:57,345
او گفت:دولت ايالات متحده ديگر نميتوانست وضعيتي

1149
01:10:57,462 --> 01:11:01,558
که در آن قدرت در دست نيو باشد را تحمل کند.

1150
01:11:01,674 --> 01:11:04,894
بايد به زيم شانس اين داده ميشد تا خودش را از شر برادرش خلاص کند.

<font color="#ffff00">حذف نيو</font>

1151
01:11:06,387 --> 01:11:09,891
اگر او سرپيچي ميکرد لوج بايد به ژنرالها ميگفت

<font color="#ffff00">جايگزيني زيم</font>

1152
01:11:10,016 --> 01:11:13,441
سپس ما بايد با اين احتمال مواجه شويم که زيم خودش

1153
01:11:13,561 --> 01:11:17,316
نميتواند حفظ شود.

<font color="#ffff00">جايگزيني زيم</font>

1154
01:11:17,440 --> 01:11:21,035
رئيس جمهور در حال گذراندن تعطيلات در بندر هايانس ماساچوست بود.

1155
01:11:21,152 --> 01:11:24,998
دستيار معاون وزارت خارجه جرج بال بخشي از تلگراف را با تلفن

1156
01:11:25,156 --> 01:11:28,160
براي او خواند.

1157
01:11:28,326 --> 01:11:30,454
از اوايل دهه 1950

<font color="#ffff00">مصدق با کودتاي ارتش ايران سرنگون شد</font>

1158
01:11:30,578 --> 01:11:32,222
دولت ايالات متحده کودتاهاي جنگ سرد ديگري

<font color="#ffff00">مصدق با کودتاي ارتش ايران سرنگون شد</font>

1159
01:11:32,246 --> 01:11:38,504
در ايران ،گواتمالا ،کنگو و جاهاي ديگر

<font color="#ffff00">مصدق با کودتاي ارتش ايران سرنگون شد</font>

1160
01:11:38,628 --> 01:11:43,008
تشويق و حتي ترتيب داده بود.

<font color="#ffff00">مصدق با کودناي ارتش ايران سرنگون شد</font>

1161
01:11:43,132 --> 01:11:47,012
کندي تصميم گرفت تا تلگراف هيلسمن را بخشي بخاطر

1162
01:11:47,136 --> 01:11:50,231
اينکه او فکر ميکرد مشاورين ارشدش

1163
01:11:50,348 --> 01:11:52,350
از قبل آنرا پذيرفته بودند،تاييد کند.

1164
01:11:52,517 --> 01:11:55,270
آنها تاييد نکرده بودند.

1165
01:11:55,394 --> 01:12:00,491
و تاحدي بدليل آن تلگرافي که  از واشنگتن صادر شد

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي</font>

1166
01:12:00,608 --> 01:12:03,828
لوج تصميم گرفت که اين تنها راه حل خلاص شدن از نه تنها

<font color="#ff8040">روفوس فيليپس،از آژانس ايالات متحده براي توسعه بين المللي</font>

1167
01:12:03,945 --> 01:12:07,620
نيو دين زيم،برادر بده،

1168
01:12:07,740 --> 01:12:10,209
بلکه همچنين از خود زيم است.

1169
01:12:10,326 --> 01:12:12,374
و اون باعث شد که ما وارد کل اين جريان

1170
01:12:12,495 --> 01:12:15,169
پيشبرد کودتا بشيم.

1171
01:12:15,289 --> 01:12:18,634
و اون نظر خوبي نبود.

1172
01:12:18,751 --> 01:12:21,504
من فقط احساس يک فاجعه قريب الوقوع رو داشتم.

1173
01:12:22,713 --> 01:12:25,307
در دو سپتامبر 1963(شهريور)

1174
01:12:25,424 --> 01:12:29,054
روز کار،والتر کرانکيت از شبکه سي بي اس نيوز

1175
01:12:29,178 --> 01:12:31,647
با رئيس جمهور کندي مصاحبه کرد.

1176
01:12:31,764 --> 01:12:35,735
رئيس جمهور از اين فرصت استفاده کرد تا پيامي به

1177
01:12:35,893 --> 01:12:37,611
رئيس جمهور زيم برساند

1178
01:12:37,728 --> 01:12:41,449
آقاي رئيس جمهور،تنها جنگ داغي که ما در اين لحظه درگير اون هستيم

1179
01:12:41,566 --> 01:12:44,069
البته همون جنگ ويتنامه

1180
01:12:44,193 --> 01:12:47,072
و ما مشکلات خودمانرا در آنجا داشته ايم،کاملا واضحه.

1181
01:12:47,196 --> 01:12:51,667
من فکر نميکنم که مگر تا زمانيکه تلاش بيشتري توسط دولت

1182
01:12:51,784 --> 01:12:53,627
براي کسب حمايت عمومي انجام بشود،

1183
01:12:53,744 --> 01:12:55,087
بتوان آن جنگ را در آنجا برنده شد.

1184
01:12:55,246 --> 01:12:57,089
در تجزيه و تحليل نهايي،آن جنگ انهاست.

1185
01:12:57,206 --> 01:13:00,961
آيا نشانه اي از طرف سايگون وجود دارد که

1186
01:13:01,085 --> 01:13:03,087
رئيس جمهور زيم قصدي براي

1187
01:13:03,254 --> 01:13:04,096
تغيير نحوه کارش ندارد؟

1188
01:13:04,255 --> 01:13:05,097
اگر او نحوه عملکردش رو عوض نکنه

1189
01:13:05,256 --> 01:13:07,054
البته اون تصميمشه.

1190
01:13:07,174 --> 01:13:09,142
او دهسال آنجا بوده و همانطور که من ميگويم

1191
01:13:09,260 --> 01:13:10,512
او اين بار مسئوليت را بردوش داشته

1192
01:13:10,636 --> 01:13:12,072
زمانيکه در تعدادي از اين موقعيتها شکست خورده.

1193
01:13:12,096 --> 01:13:13,096
بهترين قضاوت ما اينه که

1194
01:13:13,180 --> 01:13:15,603
او نميتواند براين مبنا موفق باشد

1195
01:13:15,725 --> 01:13:18,274
ولي من با آنهايي که ميگويند ما بايد عقب بکشيم موافق نيستم

1196
01:13:18,436 --> 01:13:19,636
اون يک اشتباه بزرگ ميشه.

1197
01:13:21,063 --> 01:13:22,943
من ميدونم مردم دوست ندارند آمريکائيها در اين نوع

1198
01:13:23,024 --> 01:13:24,064
تلاش درگير شوند.

1199
01:13:24,108 --> 01:13:26,452
47 آمريکايي کشته شده اند.

1200
01:13:26,611 --> 01:13:28,454
ما در يک ستيز

1201
01:13:28,613 --> 01:13:31,332
شديد عليه نظام کمونيستي هستيم.

1202
01:13:31,449 --> 01:13:34,669
و من نميخواهم آسيا تحت کنترل چينيها در بياد

1203
01:13:34,785 --> 01:13:36,913
آيا شما فکر ميکنيد که اين دولت هنوز فرصتي

1204
01:13:37,038 --> 01:13:39,461
براي بدست آوردن مجدد حمايت مردم دارد؟

1205
01:13:39,582 --> 01:13:41,960
من اينطور فکر ميکنم.

1206
01:13:42,126 --> 01:13:44,800
باتغيير در سياست و شايد در کارکنان

1207
01:13:44,921 --> 01:13:46,389
فکر ميکنم بشود

1208
01:13:46,505 --> 01:13:49,759
اگر اون اين تغييرات را انجام نده

1209
01:13:49,884 --> 01:13:52,103
فکر ميکنم که شانس بردن اون

1210
01:13:52,219 --> 01:13:53,846
خيلي خوب نخواهد بود.

1211
01:13:55,640 --> 01:13:58,393
کندي و مشاورانش عليرغم تلگراف،

1212
01:13:58,517 --> 01:14:01,771
بشدت در مورد کودتا اختلاف نظر داشتند.

1213
01:14:01,896 --> 01:14:07,153
رابرت مک نامارا،مکسول تايلور،ليندون جانسون معاون رئيس جمهور

1214
01:14:07,276 --> 01:14:11,577
و رئيس سيا،همگي در برابر آن محتاط بودند

1215
01:14:11,697 --> 01:14:14,997
زيرا درحاليکه هيچکدام از آنها زيم را بطور خاص تمجيد نميکردند

1216
01:14:15,159 --> 01:14:19,665
آنها اعتقاد نداشتند که هيچ  جايگزين بادوامي وجود داشته باشد

1217
01:14:19,830 --> 01:14:22,754
فريتز نولتينگ فرا خوانده شد

1218
01:14:22,875 --> 01:14:25,344
و اون گفت:هرچند مشکل است با آن کنار بيايند

1219
01:14:25,461 --> 01:14:30,342
هيچ شخص با جرات و  خونسردي در ويتنام  زيم

<font color="#ff8040"> دونالد گرگ،از سازمان سيا</font>

1220
01:14:30,508 --> 01:14:32,181
و برادرش نيو موجود نيست.

<font color="#ff8040"> دونالد گرگ،از سازمان سيا</font>

1221
01:14:32,301 --> 01:14:35,646
و اگر ما به آنها اجازه بديم که بروند،ما توسط چرخه نزولي

1222
01:14:35,763 --> 01:14:39,609
ژنرالهاي متوسط  و نه خيلي خوب
زير سلطه قرار خواهيم گرفت.

1223
01:14:39,725 --> 01:14:41,693
و حق کاملا با او بود.

1224
01:14:43,354 --> 01:14:46,198
ولي چندين مقام وزارت خارجه معتقد بودند که

1225
01:14:46,315 --> 01:14:51,071
بدون رهبري جديد،ويتنام جنوبي نميتوانست نجات يابد.

1226
01:14:51,195 --> 01:14:54,449
بحث شدت گرفت

1227
01:14:55,658 --> 01:14:57,535
رئيس جمهور گفت :خداي من

1228
01:14:57,660 --> 01:15:00,880
حکومت من داره از هم پاره ميشه.

1229
01:15:01,038 --> 01:15:04,338
در نهايت کندي به لوج دستور داد,

1230
01:15:04,458 --> 01:15:06,711
تا به ژنرالهاي خائن بگويد

1231
01:15:06,877 --> 01:15:09,130
که در حاليکه ايالات متحده نميخواهد

1232
01:15:09,255 --> 01:15:13,226
تا يک کودتا را تحريک کند،
آنرا نيز خنثي نميکند.

1233
01:15:14,760 --> 01:15:17,764
ژنرالها نقشه خود را طراحي کردند.

1234
01:15:24,145 --> 01:15:29,743
در اول نوامبر 1963(آبانماه)،سربازان وفادار به توطئه چينان

1235
01:15:29,859 --> 01:15:31,953
تاسيسات کليدي سايگون را به تصرف دراوردند

1236
01:15:32,069 --> 01:15:35,539
و خواستار تسليم زيم و نيو شدند

1237
01:15:38,075 --> 01:15:40,498
نبرد براي تسخير شهر 18 ساعت طول کشيد

1238
01:15:40,619 --> 01:15:43,839
و اغلب ان بر کاخ رياست جمهوري تمرکز داشت.

1239
01:15:43,956 --> 01:15:47,460
درست پس از 6:30 صبح يکشنيه،تيراندازي متوقف شد

1240
01:15:56,427 --> 01:16:01,649
زيم و نيو گريختند و در يک کليسا پناه گرفتند

1241
01:16:01,766 --> 01:16:04,770
و موافقت کردند در ازاي وعده امنيت مسير خروج

1242
01:16:04,894 --> 01:16:08,615
از کشور،خودشان را به شورشيان تسليم کنند

1243
01:16:08,731 --> 01:16:12,156
آنها در يک نفربر زرهي گذاشته شدند

1244
01:16:14,236 --> 01:16:18,286
و اندکي پس از اينکه سوار نفربر شدند،به قتل رسيدند.

1245
01:16:23,120 --> 01:16:26,465
خانم نيو از کودتا نجات يافت .

1246
01:16:26,624 --> 01:16:29,844
او در يک تور خيرخواهانه در ايالات متحده بود

1247
01:16:35,132 --> 01:16:37,635
نظام در اول نوامبر سرنگون شد

1248
01:16:37,802 --> 01:16:40,351
من در 4 نوامبر آزاد شدم

1249
01:16:40,471 --> 01:16:46,649
و اون هيجان انگيزترين لحظه در سايگون بود

1250
01:16:48,479 --> 01:16:53,736
هيجاني که شما ميتونستيد در فضا حس کنين

1251
01:16:53,859 --> 01:16:58,285
من فکر ميکردم که ،اره،اون کار خوبيه

1252
01:16:58,405 --> 01:17:01,955
زيم داشت پيروزي در جنگ را غير ممکن ميکرد

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

1253
01:17:02,076 --> 01:17:05,501
چون مردم عليه اون بودن

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

1254
01:17:05,663 --> 01:17:10,134
اينکه اگر او در قدرت باقي ميموند،جنگ شکست ميخورد.

1255
01:17:11,836 --> 01:17:13,838
پدرم يکذره نگران بود

1256
01:17:14,004 --> 01:17:16,084
چون او نميدونست کي قراره جانشين زيم بشه

1257
01:17:18,843 --> 01:17:21,346
سفير لوج به واشنگتن گزارش داد که

1258
01:17:21,470 --> 01:17:25,976
"امروز هر ويتنامي يک لبخند
بر صورتش دارد"

1259
01:17:26,100 --> 01:17:29,695
او گفت که حالا دورنماي يک جنگ کوتاهتر پديدار شده است.

1260
01:17:29,812 --> 01:17:32,656
باعث شده که ژنرالها باهم بمانند.

1261
01:17:32,773 --> 01:17:35,492
او ادامه داد:مطمئنا افسران و

1262
01:17:35,609 --> 01:17:38,704
سربازاني که ميتوانند عملياتي مانند اين  را انجام دهند

1263
01:17:38,821 --> 01:17:42,121
اگر دلهايشان با آن باشد،بايد قادر باشند

1264
01:17:42,241 --> 01:17:44,710
در ميدان نبرد خيلي خوب عمل کنند.

1265
01:17:47,580 --> 01:17:50,709
رئيس جمهور کندي آنچنان مطمئن نبود.

1266
01:17:50,833 --> 01:17:55,054
او ازينکه زيم و نيو کشته شده بودند وحشت زده شد.

1267
01:17:55,171 --> 01:17:58,721
سه روز بعد،او حکايت سوگوارانه خودش

1268
01:17:58,883 --> 01:18:02,888
از کودتا و نگرانيهايش براي آينده را ديکته کرد.

1269
01:18:04,555 --> 01:18:08,310
دوشنبه،4 نوامبر 1963

1270
01:18:08,434 --> 01:18:11,358
طي آخر هفته اي که کودتا در سايگون رخ داد.

1271
01:18:11,478 --> 01:18:14,231
آن نقطه اوج سه ماه گفتگو بود که

1272
01:18:14,356 --> 01:18:19,533
دولت را اينجا و در سايگون متفرق کرده بود.

1273
01:18:19,653 --> 01:18:24,750
من حس ميکنم که ما بايد مسئوليت آنرا بخوبي بپذيريم

1274
01:18:24,867 --> 01:18:27,746
که با تلگراف ماه اوت ما آغاز شد

1275
01:18:27,912 --> 01:18:30,461
که در ان پيشنهاد کودتا را داديم.

1276
01:18:30,581 --> 01:18:33,380
من نبايد رضايت خودم را براي آن(کودتا)

1277
01:18:33,500 --> 01:18:35,753
بدون يک کنفرانس ميزگرد(جلسه بحث و تبادل نظر)اعلام ميکردم.

1278
01:18:37,796 --> 01:18:43,144
من با مرگ زيم و نيو شوکه شدم

1279
01:18:43,260 --> 01:18:47,356
نحوه کشته شدن او آنرا بخصوص منزجر کننده ميکند

1280
01:18:47,473 --> 01:18:49,976
حالا سوال اين است آيا ژنرالها ميتوانند متحد بمانند

1281
01:18:50,100 --> 01:18:53,900
و يک دولت با ثبات بسازند يا اينکه نظر افراد در سايگون

1282
01:18:54,021 --> 01:18:57,651
اين حکومت را به يک رژيم سرکوبگر و غير دموکراتيک

1283
01:18:57,775 --> 01:18:59,698
در آينده نه چندان دور تبديل ميکند

1284
01:19:04,698 --> 01:19:06,951
کندي زنده نماند تا پاسخ سوالي که

1285
01:19:07,117 --> 01:19:09,586
پرسيده بود را بفهمد.

1286
01:19:09,703 --> 01:19:14,083
او 18 روز بعد در دالاس بقتل رسيد.

1287
01:19:14,208 --> 01:19:19,089
حالا 16 هزار مشاور امريکايي در ويتنام جنوبي بودند.

1288
01:19:19,213 --> 01:19:24,561
سرنوشت آنان و سرنوشت آن کشور درگير جنگ در دست

1289
01:19:24,677 --> 01:19:29,808
رئيس جمهور ديگر آمريکا،ليندون بينز جانسون قرار داشت.

1290
01:19:47,366 --> 01:19:49,494
ما فکر ميکرديم در تاريخ يک استثنا هستيم

1291
01:19:49,618 --> 01:19:51,040
ما آمريکائيها.

1292
01:19:51,161 --> 01:19:53,789
تاريخ طبق ميل ما پيش نرفت.

1293
01:19:53,914 --> 01:19:56,008
ما ميتونستيم هرگز در يک جنگ بد مبارزه نکنيم

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1294
01:19:56,166 --> 01:19:58,009
ما ميتونستيم هرگز يک هدف اشتباه رو نمايندگي نکنيم.

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1295
01:19:58,168 --> 01:19:59,260
ما آمريکايي بوديم.

1296
01:20:00,504 --> 01:20:01,676
خوب در ويتنام ثابت شد که

1297
01:20:01,839 --> 01:20:04,308
ما يک استثنا در تاريخ نبوديم

1298
01:20:07,206 --> 01:20:17,940
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1299
01:20:23,485 --> 01:20:31,485
<font color="#ffff00"><i><font color="#ffff00"># اين يک روش دنياي قديمه که کلا متکي به خودت زندگي کني#</font>

1300
01:20:37,041 --> 01:20:43,219
<font color="#ffff00"><i><font color="#ffff00"># اين يک روش دنياي قديمه که کلا متکي به خودت زندگي کني#</font>

1301
01:20:43,380 --> 01:20:46,054
#

1302
01:20:49,970 --> 01:20:56,979
<i><font color="#ffff00">#اين روش دنياس تا تنها باشي #</font></i>

1303
01:20:57,102 --> 01:21:02,950
<i><font color="#ffff00">#بدون کسي که براي خودت صداش کني #</font></i>

1304
01:21:03,067 --> 01:21:09,074
<font color="#ffff00"><i>#اين راه دنياس تا سعي کني و زنده بموني#</i></font>

1305
01:21:09,239 --> 01:21:11,662
<i><font color="#ffff00"># همگي متکي بخودت #</font></i>

1306
01:21:15,871 --> 01:21:21,924
<i><font color="#ffff00"># اي کاش کسيو داشتم،يک کسي#</font></i>

1307
01:21:22,086 --> 01:21:24,259
<i><font color="#ffff00"># که حقيقتا منو دوست ميداشت#</font></i>

1308
01:21:28,759 --> 01:21:33,759
<i><font color="#ffff00"># اي کاش کسيو داشتم که مرا حقيقتا دوست ميداشت#</font></i>

1309
01:21:41,605 --> 01:21:48,033
<i><font color="#ffff00"># اگه کسيو ميداشتم که منو حقيقتا دوست ميداشت#</font></i>

1310
01:21:48,153 --> 01:21:54,627
<font color="#ffff00"><i># بعد ميدونم انقدر افسرده نميبودم#</i></font>

1311
01:21:54,785 --> 01:22:01,259
<i><font color="#ffff00">#اين سبک دنياي قديمه که سعي کني و زنده بموني#</font></i>

1312
01:22:01,375 --> 01:22:03,844
<i><font color="#ffff00"># همگي متکي بخودت #</font></i>

1313
01:22:06,130 --> 01:22:14,130
<i><font color="#ffff00"># خدايا من خودمو  در حال رويا ديدن ميابم #</font></i>

1314
01:22:14,388 --> 01:22:16,607
<i><font color="#ffff00"># من يک عشق پيدا کردم#</font></i>

1315
01:22:20,018 --> 01:22:27,277
<i><font color="#ffff00">#گاهي اوقات خودمو در حال رويا ديدن ميابم#</font></i>

1316
01:22:27,401 --> 01:22:30,655
<i><font color="#ffff00"># من يک عشق پيدا کردم#</font></i>

1317
01:22:33,115 --> 01:22:41,000
<i><font color="#ffff00"># گاهي رويا ميبينم که واقعا يک عشق پيدا کرده ام#</font></i>

1318
01:22:41,123 --> 01:22:47,130
<font color="#ffff00"><i># کسي که منو واقعا مثل ستارگان بالاسر دوست داشت #</i></font>

1319
01:22:47,254 --> 01:22:52,681
<i><font color="#ffff00"># براي همينه که روش دنياي قديم سعي کردن و زندگي کردن #</font></i>

1320
01:22:52,843 --> 01:22:57,019
<i><font color="#ffff00">#همش متکي به خودته#</font></i>

