﻿1
00:00:00,019 --> 00:00:12,019
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:18,143 --> 00:00:21,943
<font color="#ffff00">#اوه،اسمم هيچکسه#</font>

3
00:00:22,105 --> 00:00:24,417
خب،من ميخواستم اونو باسم پدرش نامگذاري کنم

4
00:00:24,441 --> 00:00:27,240
دنتون وينسلو کراکر

5
00:00:27,361 --> 00:00:30,991
بنابراين اون اسمي بود که ما انتخاب کرديم

6
00:00:31,114 --> 00:00:33,367
اون پسر کوچيکي بود که از مشکلات روده رنج ميبرد

<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتاگا اسپرينگز،نيويورک</font>

7
00:00:33,492 --> 00:00:37,372
و خب ما روز و شب با اون بوديم

<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتاگا اسپرينگز،نيويورک</font>

8
00:00:37,496 --> 00:00:40,750
و شوهرم يک پدر فوق العاده بود

9
00:00:40,874 --> 00:00:43,093
و خيلي با محبت و با دقت  بود

10
00:00:43,210 --> 00:00:45,053
اون در اتاق همراه پسرم قدم ميزد

11
00:00:45,170 --> 00:00:48,970
و بعد روزي گفت:"اون به اين طريقي که بر ما حکمفرمايي ميکنه

12
00:00:49,091 --> 00:00:52,095
يک مغول کوچيک منظمه"

13
00:00:52,219 --> 00:00:54,392
خب اين دليليه که اونو به اون اسم ناميديم

14
00:00:54,513 --> 00:00:55,981
ما اونو موگي(مخفف مغول)ناميديم

15
00:00:56,098 --> 00:01:00,604
موگي کراکر در 3 ژوئن 1947 متولد شد.

16
00:01:00,727 --> 00:01:03,071
بزرگترين 4 کودک.

17
00:01:03,188 --> 00:01:04,986
پدرش يک معلم زيست شناسي بود

18
00:01:05,148 --> 00:01:08,243
و موگي در شهرهاي دانشگاهي:

19
00:01:08,360 --> 00:01:12,661
ايتاکا،امهرست و نهايتا ساراتوگا اسپرينگز رشد يافت.

20
00:01:12,781 --> 00:01:17,378
که خانواده در 1960 زمانيکه او 13 ساله بود به آنجا نقل مکان کردند.

21
00:01:17,494 --> 00:01:21,340
مادرم براي هممون کتاب ميخوند

<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

22
00:01:21,498 --> 00:01:23,671
برادرم قطعا کسي بود که

<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

23
00:01:23,834 --> 00:01:26,462
که احتمالا بيشتر از من جلب اون کتابا شد

24
00:01:26,587 --> 00:01:28,681
اون واقعا با کتابا خوشگذروني ميکرد

25
00:01:28,797 --> 00:01:31,516
موگي پسري غيرمعمولي بود

26
00:01:31,633 --> 00:01:34,978
باهوش،با ذهني مستقل و بسيار نزديک بين

27
00:01:35,095 --> 00:01:37,143
تا بخوبي در تيمهاي ورزشي بتواند عمل کند

28
00:01:37,264 --> 00:01:41,110
او کتابهايي در مورد تاريخ امريکا و قهرمانان آمريکايي را دوست ميداشت

29
00:01:41,226 --> 00:01:43,604
او در 12 سالگي شروع به نوشتن خاطرات روزانه اش کرد که در آن

30
00:01:43,729 --> 00:01:46,858
او وقايع جنگ سرد را تعقيب ميکرد

31
00:01:46,982 --> 00:01:49,201
او نوشت:من از سرخها متنفرم

32
00:01:49,359 --> 00:01:51,987
و او اغلب کساني که اثبات کرده بودند که خواهان

33
00:01:52,112 --> 00:01:55,912
قرباني کردن خود براي آن هدف هستند را تمجيد ميکرد.

34
00:01:56,033 --> 00:01:58,912
فراخوان رئيس جمهور جان اف کندي براي همه آمريکائيان

35
00:01:59,036 --> 00:02:02,666
که از خود بپرسند چه کاري ميتوانند براي کشورشان انجام دهند

36
00:02:02,789 --> 00:02:07,340
عقايدي که او از زمانيکه پسر کوچکي بود داشت را بازتاب داده بود.

37
00:02:07,461 --> 00:02:10,465
يک روز عصر زمانيکه من براي دنتون پيش از اينکه

38
00:02:10,589 --> 00:02:16,312
بخوابه کتاب ميخوندم،پاراگرافيو از هنري پنجم انتخاب کردم

39
00:02:16,428 --> 00:02:21,685
که اينه:"مردي که امروز همراه من خونش را نثار کرد

40
00:02:21,808 --> 00:02:23,902
بايد که برادرم باشد.

41
00:02:24,061 --> 00:02:28,862
و نجيب زاده اي در انگليس که حالا در تختخوابه

42
00:02:28,982 --> 00:02:31,451
بايد خودشان را ملعون فرض کنند

43
00:02:31,568 --> 00:02:35,698
آنها اينجا نبودند و مردانگي خودشان را پست کردند

44
00:02:35,822 --> 00:02:40,703
درحاليکه همه از نبرد همراه ما در روز سنت کريسپين صحبت ميکنند."
<font color="#ffff00">نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.</font>

45
00:02:42,120 --> 00:02:45,590
<i><font color="#ff8040">#اگر جنگ ديگري رخ دهد #</font></i>
<font color="#ffff00">نبرد روز سنت کريسپين:يکي از بزرگترين پيروزيهاي انگليس بر فرانسه در جريان جنگهاي صد ساله در شمال فرانسه.</font>

46
00:02:45,707 --> 00:02:48,005
من فکر ميکنم که اون چيزي بود که

47
00:02:48,126 --> 00:02:49,969
واداشت دنتون بخواهد

48
00:02:50,087 --> 00:02:55,594
بخشي از کاري مهم و شجاعانه باشه

49
00:02:55,759 --> 00:02:58,729
<i><font color="#ffff00">#خدا طرف آنهاست #</font></i>

50
00:02:59,137 --> 00:03:02,837
<font face="Microsoft Sans Serif"><b>جنگ ويتنام</b></font>

51
00:03:11,817 --> 00:03:14,462
من ديشب بيدار موندم و داشتم به اين فکر ميکردم.

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

52
00:03:14,486 --> 00:03:18,116
هر چه بيشتر باون فکر ميکردم،
نميدونم اون چه کوفتيه
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

53
00:03:18,240 --> 00:03:20,493
براي من شبيه اينه که ما داريم درگير (جنگ)کره ديگه اي ميشيم

54
00:03:20,617 --> 00:03:22,290
اون انقدر منو نگران ميکنه انگار جهنم روي سرم خراب شده

55
00:03:22,452 --> 00:03:24,955
من نميفهمم ما هرگز بتونيم به چيزي اميد داشته باشيم تا از  زمانيکه درگير ميشيم

56
00:03:25,122 --> 00:03:26,248
بتونيم ازونجا بيرون بيايم.

57
00:03:26,373 --> 00:03:28,375
من فکر نميکنم اون ارزش جنگيدن  را داشته باشه

58
00:03:28,500 --> 00:03:29,922
و فکر نميکنم بتونيم ازش خارج بشيم.

59
00:03:30,043 --> 00:03:31,688
و اون فقط بزرگترين گند لعنتيه که من تابحال ديدم.

60
00:03:31,712 --> 00:03:33,314
اون ،اون ي گند وحشتناکه

<font color="#ff8040">مک جورج باندي،مشاور امنيت ملي</font>

61
00:03:33,338 --> 00:03:36,137
من در مورد فرمان دادن به اون بچه ها در اونجا فکر کردم

62
00:03:36,299 --> 00:03:37,985
و به چه دليل کوفتي به اونا دستور بدم ازونجا خارج بشن؟

63
00:03:38,009 --> 00:03:39,445
چيزي که برام رخ داده

64
00:03:39,469 --> 00:03:40,947
اين ويتنام کوفتي چه ارزشي  براي من داره؟

65
00:03:40,971 --> 00:03:42,644
چه ارزشي براي اين کشور داره؟

66
00:03:42,806 --> 00:03:44,149
اره،اره

67
00:03:44,266 --> 00:03:46,452
حالا البته اگر تو شروع به فرار از دست کمونيستها کني

68
00:03:46,476 --> 00:03:48,454
اونا ممکنه تو رو درست تا آشپزخونه خودت تعقيب کنن.

69
00:03:48,478 --> 00:03:51,106
اره،مشکل اونه

70
00:03:51,231 --> 00:03:54,075
و اون چيزيه که مابقي اون نصف دنيا

71
00:03:54,192 --> 00:03:57,617
قراره فکر کنن اگه اين چيز ما رو متلاشي کنه.

72
00:03:57,738 --> 00:03:59,257
خيلي آسونه که وارد جنگ شد

73
00:03:59,281 --> 00:04:00,925
ولي قراره خيلي سختتر از هميشه بشه اگه بخواي خودتو خلاص کني

74
00:04:00,949 --> 00:04:01,950
اگه واردش بشي

75
00:04:02,075 --> 00:04:03,327
خيلي آسونه

76
00:04:03,493 --> 00:04:05,054
من دوست داشتم ارزيابي اين چيزو از مک نامارا و والتر بشنوم

77
00:04:05,078 --> 00:04:06,078
تا درموردش بحث بشه؟

78
00:04:06,121 --> 00:04:07,338
اره

79
00:04:07,497 --> 00:04:09,217
خيلي خب،زمان تخميني کيه؟

<font color="#ffff00">قسمت سوم</font>

80
00:04:09,728 --> 00:04:10,852
<font color="#ffff00">رودخانه استيکس
ژانويه 1964-دسامبر 1965
رودخانه اي که طبق افسانه ها  ارواح مردگان را به در عالم زيرين (اموات)ميبرد.</font>

81
00:04:10,876 --> 00:04:13,846
يک تراژدي ليندون جانسون را در نوامبر 1963(آبانماه)

82
00:04:14,004 --> 00:04:17,099
به رياست جمهوري رساند

83
00:04:17,215 --> 00:04:19,843
و او خودش را مسئول کامل نميدانست

84
00:04:20,010 --> 00:04:23,890
تا زمانيکه سال بعد با راي دهندگان مواجه شد

85
00:04:24,014 --> 00:04:27,359
ولي جاه طلبيهايش براي اين کشور باندازه جاه طلبيهاي قهرمانش

86
00:04:27,517 --> 00:04:30,771
فرانکلين روزولت زياد بود.

87
00:04:30,896 --> 00:04:32,864
طي سالهاي حضورش در کاخ سفيد

88
00:04:32,981 --> 00:04:35,154
او رهبري کشمکش براي تصويب بيش از

89
00:04:35,275 --> 00:04:39,325
200 بند مهم قانوني از

90
00:04:39,446 --> 00:04:44,953
قانون  حقوق شهروندي 1964،قانون حقوق انتخاباتي 1965

91
00:04:45,076 --> 00:04:49,422
کمک فدرال براي آموزش,اعطاي مزايا،بيمه سلامت

92
00:04:49,539 --> 00:04:52,713
و يکسري کامل از لوايحي را برعهده داشت  که در جهت خاتمه دادن به  فقر

93
00:04:52,876 --> 00:04:55,880
در امريکا همگي به قصد ايجاد

94
00:04:56,004 --> 00:04:58,803
آنچه که او آنرا "جامعه عالي"ميناميد ،بود.

95
00:04:58,924 --> 00:05:03,521
جانسون در امور خارجي کمتر اعتماد بنفس داشت.

96
00:05:03,637 --> 00:05:05,765
او يکبار گفت:خارجيها شبيه مردميکه من ميشناختم

97
00:05:05,889 --> 00:05:07,482
نيستند.

98
00:05:07,599 --> 00:05:10,193
او براي مواجهه با آنان،همه مشاوران ارشد جان کندي

99
00:05:10,310 --> 00:05:12,984
را برسر کار نگهداشت

100
00:05:13,104 --> 00:05:15,072
دين راسک در وزارت امور خارجه

101
00:05:15,190 --> 00:05:17,613
رابرت مک نامارا در وزارت دفاع

102
00:05:17,734 --> 00:05:21,659
مک جورج باندي بعنوان مشاور امنيت مليش.

103
00:05:21,780 --> 00:05:26,911
او به آنها گفت که من بشما بيش از آنچه که سلفش نياز داشت،نياز دارم.

104
00:05:27,077 --> 00:05:28,750
جانسون بطور عمومي متعهد شد که

105
00:05:28,870 --> 00:05:31,248
"اين کشور تعهدات خود را از ويتنام جنوبي

106
00:05:31,414 --> 00:05:34,418
تا برلين غربي حفظ خواهد کرد."

107
00:05:34,584 --> 00:05:38,134
اما در خفا،ويتنام او را سرشار از وحشت ميکرد.

108
00:05:38,255 --> 00:05:40,599
قرار است آنجا به درجه نابودي کامل برسد.

109
00:05:40,757 --> 00:05:43,476
سفيرش آنرا به او گفت

110
00:05:43,593 --> 00:05:46,767
رئيس جمهور گفت:من ميخوام ويتنام جنوبيها ماتحتشان را

111
00:05:46,930 --> 00:05:48,557
بلند کنند و به درون آن جنگلها بروند

112
00:05:48,682 --> 00:05:52,858
و با شلاق گروهي کمونيست را به جهنم برانند"

113
00:05:52,978 --> 00:05:55,652
و بعد من از آنها ميخواهم تا مرا تنها بگذارند

114
00:05:55,772 --> 00:05:57,820
چون من کارهاي مهمتري براي انجام دادن

115
00:05:57,941 --> 00:05:59,943
درست اينجا در خانه دارم."

116
00:06:01,778 --> 00:06:04,952
جانسون با کودتاي نظامي که رئيس جمهور ويتنام جنوبي نو دين زيم

117
00:06:05,115 --> 00:06:09,245
سرنگون و به قتل رسانده بود

118
00:06:09,369 --> 00:06:12,748
با وحشت از اينکه آن وضعيت بد را بدتر ميکند،مخالفت کرده بود.

119
00:06:14,457 --> 00:06:16,050
در واقع همين طور بود.

120
00:06:20,380 --> 00:06:25,011
جبهه آزادي بخش ملي يا ويت کنگ

121
00:06:25,135 --> 00:06:28,184
حملات هماهنگ شده اي را در سراسر مناطق روستايي انجام ميداد

122
00:06:28,305 --> 00:06:31,730
حدود 400 تا از حملات در تنها دو هفته.

123
00:06:34,299 --> 00:06:35,699
زمانيکه زيم سرنگون شد

124
00:06:36,126 --> 00:06:37,593
ما خيلي هيجانزده بوديم

125
00:06:37,955 --> 00:06:40,322
ما فکر ميکرديم به آزادسازي کل کشور نزديک شده ايم.

<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

126
00:06:40,323 --> 00:06:44,723
ما شروع به حمله به دشمن در روز و شب کرديم.

<font color="#ff8040">لي کوان کونگ،ويت کنگ</font>

127
00:06:46,100 --> 00:06:48,967
سربازان آلت دست بيشتر و بيشتري تسليم شده يا به ما پيوستند.

128
00:06:49,553 --> 00:06:52,753
جوانان بيشتر و بيشتري به نيروهاي مسلح ما پيوستند

129
00:06:56,458 --> 00:06:59,587
تخمين زده ميشود 40 درصد نواحي روستايي ويتنام جنوبي

130
00:06:59,711 --> 00:07:02,180
و بيش از 50 درصد جمعيت آن،

131
00:07:02,297 --> 00:07:06,097
بطور موثري در دست ويت کنگ بودند.

132
00:07:06,217 --> 00:07:09,938
و ژنرالهاي ويتنامي که نو دين زيم را سرنگون کرده بودند

133
00:07:10,055 --> 00:07:13,685
در حال ستيز با همديگر بودند.

134
00:07:13,808 --> 00:07:16,732
ترور نو دين زيم يکسري از

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

135
00:07:16,853 --> 00:07:18,776
کودتاها را به راه انداخت.

<font color="#ff8040">رابرت ريالت،از نيروهاي مخصوص</font>

136
00:07:18,897 --> 00:07:23,118
هر دولت از قبلي نا کارامدتر بود.

137
00:07:23,234 --> 00:07:26,613
در ژانويه 1964(ديماه)

138
00:07:26,738 --> 00:07:28,240
با تشويق ايالات متحده

139
00:07:28,365 --> 00:07:33,041
ژنرال وين کان کودتاي ديگري براه انداخت

140
00:07:33,161 --> 00:07:37,758
جانسون در ماه مارس(اسفند)،مک نامارا را با دستورالعملهايي

141
00:07:37,874 --> 00:07:41,219
براي اينکه به مردم نشان دهد کان فرد مورد نظر ماست،به ويتنام فرستاد.

142
00:07:43,213 --> 00:07:46,558
جانسون گفت:بياييم بيرونش بياريم و وادارش کنيم با مردم حرف بزنه

143
00:07:46,716 --> 00:07:50,220
و بزاريم همچنين مک نامارا با اون بره.

144
00:07:50,387 --> 00:07:52,765
تا اون مردم بتونن ببينن که ايالات متحده

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

145
00:07:52,889 --> 00:07:54,061
با قدرت پشت سر اين مرده.

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

146
00:07:54,182 --> 00:07:57,402
ما بطور کامل از مردم ويتنام جنوبي حمايت ميکنيم.

147
00:07:57,637 --> 00:07:59,037
براي  اون آمريکايي طبيعي بود

148
00:07:59,552 --> 00:08:01,686
تا از اون مرد در آنجا حمايت کنن.

149
00:08:02,364 --> 00:08:06,431
بنابراين اون همراه ژنرال کان

<font color="#ff8040">بوي ديم ،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

150
00:08:06,924 --> 00:08:09,298
در يک نوع سفر به جايي در نواحي روستايي رفت.

151
00:08:09,322 --> 00:08:15,921
زمانيکه کان سخنراني ملالت آور طولاني پرزحمتشو خاتمه ميداد ،گفت:

152
00:08:16,079 --> 00:08:18,798
"Vietnam, Vietnam,

153
00:08:18,915 --> 00:08:20,462
ويتنام هزار ساله

154
00:08:20,583 --> 00:08:23,837
مک نامارا به ميکروفون تکيه داد و گفت

155
00:08:26,950 --> 00:08:30,883
طرز تلفظ اون آمريکايي،معني متفاوتي در زبان ويتنامي داشت.

156
00:08:33,346 --> 00:08:34,826
چيزي که اون داشت ميگفت چيزي شبيه

157
00:08:34,889 --> 00:08:38,393
"اردک کوچک،اون ميخواهد استراحت کند" بود.

158
00:08:39,811 --> 00:08:43,111
او از اختلاف مربوط به آهنگ صدا غافل بود.

159
00:08:43,231 --> 00:08:48,579
و مک نامارا يک مشت اونو را گرفت و اونا رو بالا نگهداشت.

160
00:08:48,695 --> 00:08:49,912
و جمعيت عملا

161
00:08:50,030 --> 00:08:52,124
روي سنگفرش پراکنده شد.

162
00:08:54,284 --> 00:08:56,002
رئيس جمهور جانسون به مشاورانش گفت:

163
00:08:56,119 --> 00:08:58,668
ديگر از اين کودتاهاي مزخرف در کار نباشد.

164
00:08:58,788 --> 00:09:02,634
اما کان هم فاقد مشروعيت مردمي بود

165
00:09:02,792 --> 00:09:06,296
و ساير ژنرالها با تمام توان به کشمکش براي قدرت ادامه دادند.

166
00:09:06,463 --> 00:09:09,888
واشنگتن فريادهاي بودائيها را براي

167
00:09:10,008 --> 00:09:12,511
دولتي به نمايندگي واقعي از مردم

168
00:09:12,635 --> 00:09:16,390
که انها اميد داشتند زماني که زيم سرنگون شد انرا بدست بياورند نشنيده گرفت.

169
00:09:16,514 --> 00:09:21,816
بين ژانويه 1964(ديماه) وژوئن 1965(خرداد)

170
00:09:21,978 --> 00:09:25,824
8 دولت مختلف برسر کار آمد

171
00:09:25,982 --> 00:09:28,405
همه رهبرانش چنان به آمريکاييها نزديک بودند که

172
00:09:28,526 --> 00:09:30,995
که به آنها همچون عروسکهاي خيمه شب بازي نگريسته ميشد.

173
00:09:32,989 --> 00:09:34,991
يک دستيار خسته و فرومانده جانسون پيشنهاد کرد که

174
00:09:35,158 --> 00:09:37,877
که نماد ملي ويتنام جنوبي

175
00:09:37,994 --> 00:09:39,792
بايد يک در گردان باشد(کنايه از ورود و خروج سريع دولتمردان)

176
00:09:39,913 --> 00:09:42,837
بنظر ميرسد اين دانشجويان تظاهر کننده  نماد نوعي

177
00:09:42,957 --> 00:09:46,757
از هرج و مرج هستند که در اين روزها بر سايگون نازل شده اند.

178
00:09:46,878 --> 00:09:49,347
اين نوع از نزاعهاي سياسي حامل

179
00:09:49,464 --> 00:09:51,512
عواقب وخيمي در روستاها هستند

180
00:09:51,674 --> 00:09:53,847
تا زمانيکه يک دولت قوي اينجا در سايگون

181
00:09:53,968 --> 00:09:55,345
شروع بکار کند

182
00:09:55,470 --> 00:09:57,723
جنگ عليه کمونيستها تا زمان فروپاشي ادامه خواهد يافت.

183
00:10:02,780 --> 00:10:05,514
خيلي سخت بود تا در مورد عمو هو صحبت کنيم.

184
00:10:08,046 --> 00:10:11,379
من به اون نزديک بودم

185
00:10:14,320 --> 00:10:16,387
يکبار يک کادر ارشد از اون پرسيد

186
00:10:17,785 --> 00:10:20,118
عمو،چگونه تو سندلهاي لاستيکي

187
00:10:20,209 --> 00:10:22,209
و چنين لباسهاي خاکي رو ميپوشي؟

188
00:10:23,450 --> 00:10:26,117
و هو از اون پرسيد:اگه مردمت پابرهنه باشن

189
00:10:28,308 --> 00:10:29,808
تو چيکار ميکني؟

<font color="#ff8040">دونگ سي وين،از ويتنام شمالي</font>

190
00:10:29,835 --> 00:10:32,901
کي مافوق کيه؟

<font color="#ff8040">دونگ سي وين،از ويتنام شمالي</font>

191
00:10:36,177 --> 00:10:40,353
هوشي مين هنوز يک چهره محبوب در ويتنام شمالي بود

192
00:10:40,473 --> 00:10:44,228
هنوز نگران بود که کشورش شکننده باقي ماند

193
00:10:44,394 --> 00:10:47,773
هنوز در اين مورد محتاط بود که پيشبرد درگيريها در جنوب

194
00:10:47,897 --> 00:10:51,993
ممکن است آمريکائيها را مجبور کند تا نقش فعالتري بگيرند

195
00:10:52,110 --> 00:10:57,287
اما هو حالا قدرترا با رهبران جوانتر و ناشکيباتر سهيم بود

196
00:10:57,407 --> 00:11:01,253
تغيير و آشفتگي در ويتنام شمالي هم وجود داشت

197
00:11:01,369 --> 00:11:04,794
درست همانطور که در سايگون و واشنگتن وجود داشت

198
00:11:04,914 --> 00:11:07,793
با اينوجود آمريکائيها هيچ چيز در مورد آن نميدانستند

199
00:11:10,596 --> 00:11:12,263
دو گروه در شمال وجود داشت

200
00:11:14,539 --> 00:11:17,939
هر چند که آنها در مورد آزادسازي جنوب هم عقيده بودند

201
00:11:18,451 --> 00:11:22,984
اونا هنوز در مورد مقدار خشونتي که بايد استفاده ميشد ،بحث داشتند.

<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

202
00:11:23,099 --> 00:11:25,693
در گردهمايي نهم حزب که در هانوي آغاز شد

203
00:11:25,810 --> 00:11:29,189
در 22 نوامبر 1963(آذرماه)

204
00:11:29,314 --> 00:11:32,193
همان روزي که رئيس جمهور کندي در دالاس بقتل رسيد

205
00:11:32,317 --> 00:11:37,289
اداره سياسي حزب کمونيست در مورد بهترين راهکار ادامه جنگ بحث کرد

206
00:11:37,405 --> 00:11:40,784
دو حامي کمونيست ويتنام شمالي

207
00:11:40,909 --> 00:11:46,507
اتحاد شوروي و چين به آنها مشاوره نظامي ميدادند.

208
00:11:46,918 --> 00:11:48,618
ما اونارو دو برادر بزرگ ميناميديم

209
00:11:48,789 --> 00:11:50,789
اتحاد شوروي يک سياست جديد

210
00:11:50,865 --> 00:11:52,531
کاهش شدت جنگ سرد را داشت.

211
00:11:54,286 --> 00:11:56,552
درحاليکه چين اصرار بر انقلاب جهاني

212
00:11:57,465 --> 00:11:59,798
از طريق راههاي خشونت آميز داشت.

<font color="#ff8040">وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)</font>

213
00:12:01,262 --> 00:12:03,981
در دو هفته اي که گاهي به بحث و جدل تند و تيز ميانجاميد

214
00:12:04,140 --> 00:12:06,939
هوشي مين که طرفدار استراتژي شوروي بود

215
00:12:07,060 --> 00:12:10,815
توسط دبير اول حزب لي زوان که طرفدار

216
00:12:10,939 --> 00:12:14,318
چينيها بود کنار گذاشته شد.

217
00:12:14,721 --> 00:12:17,188
خب زمانيکه اونا راي مخفيشون رو ميدادن

218
00:12:17,553 --> 00:12:18,686
هو خودشو معاف کرد

219
00:12:18,981 --> 00:12:20,048
و اتاقو ترک کرد.

220
00:12:20,456 --> 00:12:21,456
پس از اون

221
00:12:22,458 --> 00:12:24,724
قدرت واقعي هوشي مين

222
00:12:25,434 --> 00:12:26,834
بطور چشمگيري محدود شد

223
00:12:27,702 --> 00:12:29,602
از آن به بعد،فردي که تمام قدرت را در اختيار داشت

224
00:12:29,746 --> 00:12:31,879
و جنگ را کنترل ميکرد

225
00:12:32,643 --> 00:12:33,643
لي زوان بود

226
00:12:34,212 --> 00:12:37,341
لي زوان معتقد بود که با رفتن زيم

227
00:12:37,465 --> 00:12:39,638
و آشفتگي دولت سايگون

228
00:12:39,759 --> 00:12:44,185
زمان آن بود که بسرعت در 1964 دست به عمل زد.

229
00:12:44,347 --> 00:12:49,444
او يک طرح دو مرحله اي براي پيروزي در ويتنام جنوبي مطرح کرد.

230
00:12:49,560 --> 00:12:52,188
مرحله اول نابودي قواي ارتش ويتنام جنوبي

231
00:12:52,313 --> 00:12:55,032
از طريق نبردهاي بزرگ قاطعانه

232
00:12:55,191 --> 00:12:58,866
و مرحله دوم حمله به شهرها بود،
که لي زوان باور داشت

233
00:12:58,987 --> 00:13:02,708
بعد از آن شورشهاي مردمي درون آنها به راه مينداخت.

234
00:13:02,824 --> 00:13:04,826
رهبران حزب و بقيه

235
00:13:04,951 --> 00:13:07,420
مشکوک بودند که مخالفت با اين نقشه،

236
00:13:07,537 --> 00:13:10,837
سبب شود تا بعنوان "تجديد نظرطلبان" تقبيح،تنزل رتبه

237
00:13:10,957 --> 00:13:13,210
مطرود و زنداني شوند.

238
00:13:13,376 --> 00:13:16,846
صدها نفر به اردوگاههاي بازآموزي فرستاده شدند.

239
00:13:16,963 --> 00:13:21,969
لي زوان گفت:عمو هو مردد است ولي من تنها يک هدف دارم

240
00:13:22,093 --> 00:13:23,845
پيروزي نهايي.

241
00:13:26,347 --> 00:13:28,020
وزير مک نامارا روي خط او است

242
00:13:28,141 --> 00:13:29,142
باب؟

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

243
00:13:29,267 --> 00:13:30,735
بله آقاي رئيس جمهور.

244
00:13:30,893 --> 00:13:32,288
از اينکه مزاحمت بشم متنفرم ولي

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

245
00:13:32,312 --> 00:13:33,188
به هيچ وجه مزاحمتي نيست.

<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

246
00:13:33,313 --> 00:13:34,940
به من بگو آيا ما کسيو داريم

247
00:13:35,064 --> 00:13:37,908
که يک تفکر نظامي داشته باشه تا بتونه بما برخي نقشه هاي نظامي
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

248
00:13:38,067 --> 00:13:39,569
براي پيروزي در جنگ بده؟

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

249
00:13:39,736 --> 00:13:41,659
بزار چيز بيشتري بده دوست من

250
00:13:41,779 --> 00:13:43,339
چون اگه تو بمن چيزي ندي

251
00:13:43,406 --> 00:13:44,550
سکته قلبي خواهم کرد.

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

252
00:13:44,574 --> 00:13:46,668
ما به يکي اونجا نياز داريم که بتونه بما نقشه هاي

253
00:13:46,784 --> 00:13:48,127
بهتري از اونچيزي که داريم بده

254
00:13:48,244 --> 00:13:51,168
چون اون چيزي که داريم همون نقشه هايي که از 1954 داشتيمه

255
00:13:51,289 --> 00:13:52,791
اگه بدست نياريم کارش تمومه

256
00:13:52,915 --> 00:13:54,292
ما داريم ميبازيم

257
00:13:54,417 --> 00:13:56,419
خب اون يک دليليه که من ميخوام برگردم

258
00:13:56,544 --> 00:13:57,813
يکذره دهنشونو سرويس کنم

259
00:13:57,837 --> 00:13:58,897
دراين لحظه اينجا کمک خواهد کرد

260
00:13:58,921 --> 00:13:59,922
اره

261
00:14:00,089 --> 00:14:02,217
اونچيزي که من ميخوام اون کسيه که نقشه هايي ارائه بده

262
00:14:02,342 --> 00:14:05,266
تا اين ياروها رو گير بندازيم و
شلاقشون بزنيم گورشونو گم کنن.

263
00:14:05,428 --> 00:14:06,554
برخي از اونا رو بکشيم

264
00:14:06,679 --> 00:14:08,226
اين کاريه که ميخوام بکنم

265
00:14:08,348 --> 00:14:10,316
سعيمو ميکنم و چيزيو ميارم

266
00:14:10,433 --> 00:14:11,452
تا به اون هدف برسيم.

267
00:14:11,476 --> 00:14:12,773
خيلي خب،باب

268
00:14:12,935 --> 00:14:13,935
ممنون

269
00:14:16,647 --> 00:14:19,491
جانسون زمانيکه مشاورانش به او اصرار کردند تا همان کار را بکند

270
00:14:19,609 --> 00:14:23,785
تعداد کارکنان ارتش آمريکا را از

271
00:14:23,946 --> 00:14:28,873
16 هزار نفر به بيش از 23 هزار نفر تا پايان همانسال افزايش داد .

272
00:14:28,993 --> 00:14:31,997
ولي او تيم خودش را در سايگون ميخواست.

273
00:14:32,121 --> 00:14:34,544
او ژنرال مکسول تايلور را بجاي هنري کابوت لوج

274
00:14:34,665 --> 00:14:38,169
بعنوان سفيرش جايگزين کرد.

275
00:14:38,294 --> 00:14:43,050
و ژنرال 49 ساله ويليام وستمورلند،

276
00:14:43,174 --> 00:14:46,895
يک فرمانده پر مدال از جنگ دوم جهاني و جنگ کره

277
00:14:47,011 --> 00:14:49,855
براي رهبري تلاش نظامي را برگزيد

278
00:14:49,972 --> 00:14:54,193
رئيس جمهور اميد داشت تا هانوي را به ترک حمايتش از

279
00:14:54,310 --> 00:14:56,358
نبرد چريکي در جنوب  از طريق

280
00:14:56,479 --> 00:15:00,404
افزايش تدريجي فشار نظامي وا دارد.

281
00:15:00,525 --> 00:15:04,996
او به خلبانان آمريکايي اجازه داد تا سربازان ويتنام شمالي

282
00:15:05,113 --> 00:15:09,664
و تاسيسات انها در کشور همسايه لائوس را بمباران کنند

283
00:15:09,826 --> 00:15:11,624
و او به ارتش دستور داد

284
00:15:11,744 --> 00:15:13,872
تا بر گلوله باران توپخانه اي ويتنام جنوبي

285
00:15:13,996 --> 00:15:19,469
بر جزاير ويتنام شمالي و حملات به پايگاههاي ساحلي نظارت کند.

286
00:15:19,585 --> 00:15:23,055
همه آنها بايد بطور سري انجام ميشد.

287
00:15:23,172 --> 00:15:25,766
به مردم آمريکا قرار نبود چيزي گفته شود.

288
00:15:25,883 --> 00:15:29,057
آن سال انتخابات بود.

289
00:15:29,178 --> 00:15:32,853
در همين اثنا روساي ستاد  مشترک ارتش بشدت حس ميکردند

290
00:15:33,015 --> 00:15:34,517
که ايالات متحده طبق شرايط دشمن

291
00:15:34,684 --> 00:15:36,357
ميجنگيد

292
00:15:36,477 --> 00:15:40,232
و بر عمليات بسيار جدي و تاثيرگذار تر

293
00:15:40,356 --> 00:15:44,702
حملات هوايي عليه"اهداف حياتي"در خود ويتنام شمالي

294
00:15:44,819 --> 00:15:48,995
و موضع گيري قواي ايالات متحده

295
00:15:49,115 --> 00:15:50,913
در خاک ويتنام جنوبي اصرار کردند.

296
00:15:51,033 --> 00:15:55,209
جانسون از ترس اينکه چنين تحرکات تهاجمي

297
00:15:55,329 --> 00:15:57,457
چين را به درگيري ميکشاند

298
00:15:57,582 --> 00:16:02,383
درست همانطور که در 1950 وارد جنگ کره شده بود،نپذيرفت.

299
00:16:03,421 --> 00:16:04,606
اونا ميگن وارد يا خارج بشيم

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

300
00:16:04,630 --> 00:16:05,506
اره

<font color="#ff8040">مک جورج باندي،مشاور امنيت ملي</font>

301
00:16:05,631 --> 00:16:06,883
و من به اونا گفتم

302
00:16:07,008 --> 00:16:09,056
ما هيچ کنگره اي که با ما همراه باشه رو نداريم

303
00:16:09,218 --> 00:16:11,471
و هيچ مادري که با ما در جنگ همراه بشه نداريم

304
00:16:11,596 --> 00:16:13,519
و من بايد انتخاباتو ببرم

305
00:16:13,639 --> 00:16:17,519
و بعد شما ميتونيد تصميمي بگيريد.

306
00:16:19,729 --> 00:16:21,415
نظرسنجيها برتري موقعيت او

307
00:16:21,439 --> 00:16:23,533
بر مخالف محتمل حزب جمهوريخواهش

308
00:16:23,649 --> 00:16:27,244
سناتور بري اف گلدواتر از آريزونا
را نشان داد که

309
00:16:27,403 --> 00:16:31,033
در برابر آنچه که او آنرا ضعف حکومت در برابر

310
00:16:31,157 --> 00:16:33,205
تهاجم کمونيستي متهم ميکرد،

311
00:16:33,326 --> 00:16:35,920
يک منتقد صريح مصالحه ناپذير بود.

312
00:16:36,037 --> 00:16:38,237
چرا او از مواجهه با اين سوال که در مورد

313
00:16:38,289 --> 00:16:41,259
ويتنام چه ميکند طفره ميرود؟

314
00:16:41,417 --> 00:16:44,591
آيا او اميد دارد که ميتواند تا بعد از انتخابات براي مواجهه

315
00:16:44,712 --> 00:16:47,181
با مردم آمريکا منتظر بماند؟

316
00:16:47,298 --> 00:16:50,677
اينجا کمونيستهايي بودن که در حال تاخت وتاز در جنوب شرق آسيا بودن

317
00:16:50,801 --> 00:16:53,930
و جانسون در مورد اون کاري انجام نميداد

318
00:16:54,096 --> 00:16:55,222
حريف من به شما نگفته است که

319
00:16:55,348 --> 00:16:56,868
او براي جنگ سرد چه نقشه اي براي انجام دادن دارد.

320
00:16:56,933 --> 00:17:00,107
من پشت يک کاميون بدون ديواره در  شهر پرکيز

321
00:17:00,269 --> 00:17:01,987
همراه مشتي از همکلاسي هام سوار بودم

<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

322
00:17:02,104 --> 00:17:04,357
سرودهاي کمپين بري گلدواتر رو ميخونديم

<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

323
00:17:04,482 --> 00:17:07,702
چون ليندون جانسون به اندازه کافي در برابر

324
00:17:07,818 --> 00:17:09,445
اون کمونيستها سرسخت نبود

325
00:17:11,822 --> 00:17:14,917
جانسون فکر ميکرد که او هنوز  سرمايه سياسي

326
00:17:15,034 --> 00:17:19,631
براي انجام عمليات بيشتر در ويتنام ندارد ولي او از دستيارش

327
00:17:19,747 --> 00:17:23,468
ويليام باندي خواست طرحي را براي تصويب کنگره آماده کند که

328
00:17:23,584 --> 00:17:26,588
به او مجوز اعمال زور در صورت لزوم را ميداد

329
00:17:26,712 --> 00:17:29,966
تا در زمان مناسب آنرا به کنگره بفرستد.

330
00:17:33,803 --> 00:17:38,149
در 30 جولاي 1964(مرداد)کشتيهاي ويتنام جنوبي

331
00:17:38,266 --> 00:17:40,860
تحت هدايت ارتش ايالات متحده

332
00:17:40,977 --> 00:17:46,199
دو جزيره ويتنام شمالي در خليج تونکين را به توپ بستند.

333
00:17:46,315 --> 00:17:51,196
ناوگان کوچک ويتنام شمالي به حال اماده باش کامل در امد.

334
00:17:51,320 --> 00:17:54,290
آنچه که در پي آن اتفاق افتاد يکي از بحث برانگيزترين

335
00:17:54,407 --> 00:17:57,786
و سرنوشت سازترين وقايع در تاريخ آمريکاست

336
00:17:57,910 --> 00:18:00,663
در بعد ازظهر دو اوت(مرداد)

337
00:18:00,788 --> 00:18:04,167
ناوشکن يو اس اس مدوکس به آرامي در حال حرکت در

338
00:18:04,333 --> 00:18:06,586
در آبهاي بين المللي در خليج در يک

339
00:18:06,711 --> 00:18:10,432
ماموريت جمع اوري اطلاعات در حمايت از

340
00:18:10,548 --> 00:18:14,394
عمليات بيشتر ويتنام جنوبي عليه شمال در حال حرکت بود.

341
00:18:14,510 --> 00:18:18,811
فرمانده اسکادران قايقهاي اژدر افکن ويتنام شمالي

342
00:18:18,931 --> 00:18:21,525
براي حمله به مدوکس به حرکت در امد.

343
00:18:21,642 --> 00:18:26,489
آمريکاييها اتش گشودند و به خطا زدند

344
00:18:26,606 --> 00:18:30,452
اژدرهاي ويتنام شمالي نيز به خطا رفت

345
00:18:30,568 --> 00:18:34,323
ولي هواپيماهاي ناو هواپيمابر آمريکايي به دو قايق

346
00:18:34,447 --> 00:18:36,370
ويتنام شمالي آسيب زدند

347
00:18:36,532 --> 00:18:39,502
و سومي را خراب و از کار افتاده در آب باقي گذاشتند.

348
00:18:39,619 --> 00:18:43,999
هوشي مين از شنيدن خبر حمله ناوگانش شوکه شد و

349
00:18:44,123 --> 00:18:47,548
خواستار اطلاع از اين شد که چه کسي دستور انرا داده بود.

350
00:18:47,710 --> 00:18:50,304
افسر  مسئول رسما بخاطر

351
00:18:50,421 --> 00:18:52,344
عمل بدون دورانديشي توبيخ شد.

352
00:18:52,465 --> 00:18:57,062
ممکن است هيچکس هرگز نداند که چه کسي دستور حمله را داد

353
00:18:57,178 --> 00:19:01,058
تا امروز حتي ويتناميها برسر ان توافق ندارند

354
00:19:01,182 --> 00:19:04,903
ولي برخي معتقدند کار لي زوان بود

355
00:19:05,371 --> 00:19:07,404
شخص پشت اين تصميم

356
00:19:09,237 --> 00:19:10,371
بايد دبير اول لي زوان بوده باشد.

357
00:19:10,461 --> 00:19:12,661
لي زوان در 1964

358
00:19:14,230 --> 00:19:17,730
ميخواست که جنگ

<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

359
00:19:19,721 --> 00:19:21,655
را به سطح جديدي بالا برد.
<font color="#ff8040">هوي دوک ،ويتنام شمالي</font>

360
00:19:21,768 --> 00:19:26,502
چرا يک رهبر زيرک محاسبه گر

<font color="#ff8000">وين گوک،از ارتش ويتنام شمالي</font>

361
00:19:26,938 --> 00:19:29,038
مثل لي زوان بايد اون کار رو بکنه؟

<font color="#ff8000">وين گوک،از ارتش ويتنام شمالي</font>

362
00:19:29,232 --> 00:19:31,332
روستاها در دست ما بود

363
00:19:35,236 --> 00:19:38,903
و اگر آمريکاييها با يک نيروي نظامي بزرگ

364
00:19:40,369 --> 00:19:42,602
مستقيما مداخله نکرده بودند

365
00:19:42,654 --> 00:19:44,554
شايد تا 1965

366
00:19:45,561 --> 00:19:47,928
رژيم ويتنام جنوبي فروميپاشيد

367
00:19:50,272 --> 00:19:51,392
در واشنگتن

368
00:19:51,440 --> 00:19:54,410
روساي ستاد مشترک بر تلافي فوري

369
00:19:54,527 --> 00:19:56,279
عليه ويتنام شمالي اصرار کردند.

370
00:19:56,404 --> 00:19:59,123
رئيس جمهور نپذيرفت

371
00:19:59,240 --> 00:20:01,709
کاخ سفيد به جايش هشداري در مورد

372
00:20:01,826 --> 00:20:04,796
عواقب خطرناکي صادر کرد که درپي آنچه که آنرا

373
00:20:04,954 --> 00:20:08,629
هرگونه حملات اعلام نشده ناميد، بيشتر پيش ميايد

374
00:20:08,749 --> 00:20:12,799
حتي با وجود اينکه جانسون ميدانست آن حمله  از

375
00:20:12,962 --> 00:20:17,559
تهاجمات ويتنام جنوبي به جزاير ويتنام شمالي ناشي شده بود.

376
00:20:17,675 --> 00:20:21,475
هر دو طرف بازي خطرناکي را انجام ميدادند.

377
00:20:21,595 --> 00:20:26,476
در چهارم اوت(مرداد) کاربران بيسيم آمريکا،پيامهاي بيسيم

378
00:20:26,600 --> 00:20:28,227
ويتنام شماليها را به اشتباه ترجمه کردند

379
00:20:28,352 --> 00:20:34,155
و نتيجه گرفتند که يک عمليات نظامي، قريب الوقوع است.

380
00:20:34,275 --> 00:20:36,323
در واقع هانوي بسادگي از فرماندهان قايقهاي اژدر افکن

381
00:20:36,444 --> 00:20:40,494
خواسته بود تا براي يک حمله جديد

382
00:20:40,614 --> 00:20:42,958
از طرف ويتنام جنوبيها آماده باشند.

383
00:20:43,075 --> 00:20:47,706
مدوکس و ديگر ناوشکن ترنر جوي،

384
00:20:47,830 --> 00:20:50,834
آماده يک حمله جديد شدند.

385
00:20:50,958 --> 00:20:52,551
همينطور هم  کاخ سفيد عمل کرد.

386
00:20:52,668 --> 00:20:54,261
مک بفرما

<font color="#ff8040">9:43 دقيقه صبح</font>

387
00:20:54,378 --> 00:20:56,847
من-من شخصا به شما بعد از حمله دوم

<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

388
00:20:56,964 --> 00:20:58,807
به کشتيهايمان توصيه ميکنم

<font color="#ff8040">رابرت مک نامارا،وزير دفاع</font>

389
00:20:58,924 --> 00:21:02,645
که ما عليه ساحل ويتنام شمالي

390
00:21:02,762 --> 00:21:04,184
به طريقي تلافي کنيم

391
00:21:04,346 --> 00:21:07,850
وقتي داشتم صبحانه ميخوردم داشتم به موضوعي فکر ميکردم:
<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

392
00:21:07,975 --> 00:21:10,694
وقتي اونها به ما حمله کنن و به ما تيراندازي کنند

393
00:21:10,853 --> 00:21:12,497
فکر ميکنم که ما نه تنها بايد بسمت اونا شليک کنيم

394
00:21:12,521 --> 00:21:14,774
بلکه تقريبا بطور همزمان به يکي از اين چيزها

395
00:21:14,899 --> 00:21:16,960
که شما   قبلا انجام ميداديد،  به پلهايشان يا چيز ديگر حمله کنيم.

396
00:21:16,984 --> 00:21:18,031
دقيقا

397
00:21:18,194 --> 00:21:19,821
من کاملا با شما هم عقيده ام آقاي رئيس جمهور

398
00:21:19,945 --> 00:21:21,590
ولي اي کاش ميتونستيم چيزيو داشته باشيم

399
00:21:21,614 --> 00:21:23,412
که از قبل شناسايي کرده بوديم

400
00:21:23,532 --> 00:21:27,002
و درست به سه تا از اونا خيلي سريع يکي بعد از ديگري حمله کنيم

401
00:21:27,119 --> 00:21:30,419
هيچ حمله ثانويه اي هرگز رخ نداد

402
00:21:30,539 --> 00:21:34,669
ولي در انزمان،کاربران مضطرب سونار آمريکايي

403
00:21:34,794 --> 00:21:39,516
سوار بر مدوکس و ترنر جوي،خودشان را متقاعد کردند که حمله اي رخ داده است.

404
00:21:39,632 --> 00:21:44,308
به جانسون گفته شد که حمله محتمل ولي غير قطعي بود

405
00:21:44,428 --> 00:21:47,398
و از آنجايي که آن احتمالا رخ داده بود

406
00:21:47,556 --> 00:21:51,606
رئيس جمهور تصميم گرفت آن نبايد بي پاسخ بماند.

407
00:21:54,021 --> 00:21:57,366
تهاجم از طريق ترور عليه روستائيان صلح جو

408
00:21:57,483 --> 00:22:01,909
ويتنام جنوبي حالا با تهاجم علني

409
00:22:02,029 --> 00:22:06,125
در درياهاي آزاد عليه ايالات متحده امريکا ترکيب شده است.

410
00:22:06,242 --> 00:22:09,997
با اين وجود پاسخ ما در حال حاضر

411
00:22:10,120 --> 00:22:12,589
محدود و متناسب خواهد بود.

412
00:22:12,706 --> 00:22:18,088
ما امريکائيها هر چند سايرين به نظر ميرسد که فراموش کرده اند،

413
00:22:18,212 --> 00:22:20,806
خطر درگيري گسترده را ميدانيم

414
00:22:20,923 --> 00:22:26,430
ما هنوز بدنبال جنگ گسترده تر نيستيم

415
00:22:26,554 --> 00:22:29,899
اگرجايي فراخوانده شويم

416
00:22:30,015 --> 00:22:32,859
تا به مسئوليتهايمان عمل کنيم

417
00:22:32,977 --> 00:22:35,571
و براي ان خوب اموزش ديده باشم

<font color="#ff8040">اورت آلوارز،خلبان نيروي دريايي</font>

418
00:22:35,688 --> 00:22:37,235
من هرگز در مورد آن زياد فکر نميکنم.

419
00:22:37,356 --> 00:22:39,609
اون بخشي از وظيفمه

420
00:22:39,733 --> 00:22:43,158
ستوان اورت آلوارز اهل ساليناس ايالت کاليفرنيا

421
00:22:43,279 --> 00:22:46,909
سوار ناو هواپيمابر يو.اس.اس کانستيليشن بود

422
00:22:47,032 --> 00:22:50,582
به اسکادرانش شامل هواپيماهاي اسکاي هاوک A-4

423
00:22:50,703 --> 00:22:53,297
دستور داده شد تا به تاسيسات قايقهاي اژدر فکن

424
00:22:53,414 --> 00:22:57,920
و تاسيسات نفتي نزديک بندر هون گاي حمله کنند

425
00:22:58,043 --> 00:23:02,719
خلبانان امريکايي براي اولين بار براي بمباران ويتنام شمالي

426
00:23:02,840 --> 00:23:04,842
حرکت ميکردند.

427
00:23:06,135 --> 00:23:07,445
وقتي ما به هدف نزديک شديم

428
00:23:07,469 --> 00:23:09,096
ارتفاع را کاهش ميداديم

429
00:23:09,221 --> 00:23:12,316
واضح بود که اونا ميتونستن ما رو روي رادارهاشون رهگيري کنن

430
00:23:12,433 --> 00:23:14,856
يادم مياد زانوهام ميلرزيدن

431
00:23:14,977 --> 00:23:17,856
و داشتم ميگفتم:اي واي،دارم وارد جنگ ميشم

432
00:23:19,815 --> 00:23:21,817
اين جنگه

433
00:23:22,985 --> 00:23:24,578
يکذره ترسيده بودم

434
00:23:24,695 --> 00:23:29,417
وقتي ما رفتيم و اونا شروع به تيراندازي به ما کردن

435
00:23:29,533 --> 00:23:31,831
اون ترس از بين رفت

436
00:23:31,952 --> 00:23:36,583
همه چيز بطور مرگباري در کابين خلبان ساکت و اروم ميشد

437
00:23:36,707 --> 00:23:39,426
اون يکجور شبيه سمفوني بود

438
00:23:39,543 --> 00:23:45,016
حسي که هواپيمام درست شبيه رقص باله در هوا بود

439
00:23:45,132 --> 00:23:48,602
و من فقط در حال اجراي انچه که بايد انجام ميدادم بودم.

440
00:23:50,846 --> 00:23:51,847
و بعد مورد اصابت قرار کرفتم

441
00:23:51,972 --> 00:23:53,019
حالت اضطراري،حالت اضطراري

442
00:23:54,433 --> 00:23:58,108
نظاميان ساحلي آلوارز را دستگير کردند

443
00:23:58,228 --> 00:24:00,651
و او را به ارتش ويتنام شمالي تحويل دادند

444
00:24:00,773 --> 00:24:06,405
يک مرد داشت سر من به ويتنامي داد ميکشيد و  چيزي ميگفت

445
00:24:06,528 --> 00:24:09,498
من شروع کردم با اون به اسپانيايي حرف زدن.

446
00:24:09,615 --> 00:24:11,458
از من نپرسيد چرا

447
00:24:11,575 --> 00:24:14,579
اون لحظه اون يک فکر خوب بنظر ميرسيد

448
00:24:16,538 --> 00:24:21,669
بعدا وقتي اونا کلمه يو.اس.آ رو روي کارت شناساييم پيدا کردن

449
00:24:21,794 --> 00:24:26,721
و بعد اونا شروع به صحبت با من به انگليسي کردن.

450
00:24:26,840 --> 00:24:30,890
آلوارز فکر ميکرد که با او بعنوان يک اسير جنگي رفتار ميشود

451
00:24:31,053 --> 00:24:33,226
من طبق دستورالعمل رفتاري عمل ميکردم که

452
00:24:33,389 --> 00:24:35,608
به اونا اسم،درجه،شماره خدمت

453
00:24:35,724 --> 00:24:36,941
و تاريخ تولد رو بديم.

454
00:24:38,519 --> 00:24:42,490
ولي اونا به سرعت به من ياداور شدند که هيچ وضعيت جنگي وجود نداره

455
00:24:42,606 --> 00:24:45,200
هيچ اعلان جنگي وجود نداره

456
00:24:45,317 --> 00:24:49,038
بنابراين من نميتونستم اسير جنگي تلقي بشم.

457
00:24:50,572 --> 00:24:51,949
من در مورد اون فکر ميکنم

458
00:24:52,074 --> 00:24:53,667
و با خودم ميگم:ميدوني چيه

459
00:24:53,784 --> 00:24:55,206
حق با اوناست

460
00:24:55,327 --> 00:24:58,581
اورت الوارز اولين هوانورد امريکايي بود که

461
00:24:58,706 --> 00:25:02,006
در آسمان ويتنام شمالي سرنگون ميشد

462
00:25:02,126 --> 00:25:04,800
و اولين امريکايي بود که در انجا زنداني ميشد.

463
00:25:07,381 --> 00:25:09,634
حالا رئيس جمهور مصوبه اي که

464
00:25:09,758 --> 00:25:13,388
او از دستيارش ويليام باندي خواسته بود تا دو ماه قبل پيش نويسش را تهيه کند

465
00:25:13,512 --> 00:25:15,935
به کنگره فرستاد.

466
00:25:16,056 --> 00:25:19,856
جانسون به هرحال از قبل آماده حرکت بود

467
00:25:19,977 --> 00:25:23,732
و اون واقعه به اون حقيقتا چيزي که نياز داشت

468
00:25:23,856 --> 00:25:26,405
تا به کنگره برود و تقاضاي يک مصوبه را بکند را داد

469
00:25:26,525 --> 00:25:28,527
که به اون اجازه ميداد تا با انچه که او بعنوان تجاوز در ويتنام ميديد

470
00:25:28,652 --> 00:25:30,279
مواجه شود.

471
00:25:30,446 --> 00:25:32,744
و اونچه که او گرفت،مصوبه خليج تونکين

472
00:25:32,865 --> 00:25:36,460
که اونچيزيه که او ميگه:مثل لباس خواب مامان بزرگ
<font color="#ff8040">
جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش</font>

473
00:25:36,618 --> 00:25:37,995
همه چيز رو ميپوشونه.(منظور اختيارات گسترده است)

474
00:25:38,120 --> 00:25:42,466
فکر ميکنم جانسون بدنبال فرصتيه

475
00:25:42,624 --> 00:25:46,470
زمان درستش تا پياميو به ويتنام شمالي بفرسته

476
00:25:46,587 --> 00:25:50,512
که ما در مورد حمايت از ويتنام جنوبي جدي هستيم

477
00:25:50,632 --> 00:25:52,726
اون پيغام فرستاده شد

478
00:25:52,843 --> 00:25:54,561
فکر ميکنم ما دشمن رو درست براورد نکرديم

479
00:25:54,678 --> 00:25:56,931
چون اونها هم باندازه ما جدي هستند

480
00:25:58,348 --> 00:26:01,352
در7  اوت 1964(مرداد)

481
00:26:01,477 --> 00:26:05,152
با اراي 88 به 2،مجلس سنا

482
00:26:05,272 --> 00:26:09,322
انچه که مصوبه خليج تونکين ناميده شد را تصويب کرد.

483
00:26:09,443 --> 00:26:13,664
در کنگره،يک نماينده هم با آن مخالفت نکرد.

484
00:26:13,822 --> 00:26:17,497
سناتور گلدواتر ديگر نميتوانست حق بجانب ادعا کند که

485
00:26:17,659 --> 00:26:19,661
جانسون در مقاومت در مقابل ويتنام شمالي

486
00:26:19,828 --> 00:26:23,503
در حال شکست خوردن است
در حاليکه آن دسته از راي دهندگان

487
00:26:23,665 --> 00:26:25,667
نگران بودند که ايالات متحده در خطر

488
00:26:25,793 --> 00:26:28,091
درگيري بيشتر  است

489
00:26:28,212 --> 00:26:32,092
پاسخ سنجيده رئيس جمهور را ميستودند.

490
00:26:32,216 --> 00:26:35,937
حمايت از روش اداره جنگ جانسون يک شبه

491
00:26:36,053 --> 00:26:39,523
از 42 به 72 درصد افزايش يافت.

492
00:26:39,640 --> 00:26:42,610
مردم آمريکا  به رئيس جمهورشان باور داشتند

493
00:26:43,852 --> 00:26:47,356
لي زوان و رفقايش در هانوي
اينچنين نبودند.

494
00:26:47,481 --> 00:26:50,075
آنها باور کمي به اين ادعاي رئيس جمهور آمريکا داشتند

495
00:26:50,192 --> 00:26:52,194
او بدنبال جنگ گسترده تر نيست

496
00:26:52,361 --> 00:26:55,205
آنان مصمم به افزايش تلاشهايشان

497
00:26:55,364 --> 00:26:56,832
براي پيروزي در ستيز در جنوب بودند

498
00:26:56,949 --> 00:26:59,953
پيش ازينکه ايالات متحده حضورش را با ارسال

499
00:27:00,077 --> 00:27:02,330
سربازان جنگي افزايش دهد.

500
00:27:03,622 --> 00:27:05,590
براي اولين بار

501
00:27:05,707 --> 00:27:08,301
هانوي شروع به فرستادن نيروهاي منظم ويتنام شمالي

502
00:27:08,418 --> 00:27:11,046
به جنوب ،پائين شبکه معابري کردند

503
00:27:11,171 --> 00:27:14,345
که آنها از جنگل لائوس جدا کرده بودند.

504
00:27:14,466 --> 00:27:16,434
مسير هوشي مين.

505
00:27:17,719 --> 00:27:19,471
اين پايگاه هوايي بين هوا

506
00:27:19,596 --> 00:27:21,098
بزرگترين پايگاه هوايي در ويتنام جنوبي است

507
00:27:21,223 --> 00:27:24,898
ساعتها پس از مورد اصابت قرار گرفتن توسط آتشباري خمپاره کمونيستها.

508
00:27:25,018 --> 00:27:28,067
در اول نوامبر(آبانماه)،چريکهاي ويت کنگ پايگاه هوايي

509
00:27:28,188 --> 00:27:32,238
بين هوا نزديک سايگون را با خمپاره گلوله باران کردند.

510
00:27:32,359 --> 00:27:34,612
پنج آمريکايي کشته شدند

511
00:27:34,736 --> 00:27:36,738
سي نفر زخمي شدند

512
00:27:36,905 --> 00:27:41,035
پنج بمب افکن ب-57 روي زمين نابود شدند

513
00:27:41,160 --> 00:27:43,037
و 15 هواپيماي ديگر آسيب ديد

514
00:27:43,162 --> 00:27:44,914
آقاي سفير

515
00:27:45,038 --> 00:27:47,086
آيا شما فکر ميکنيد که اين يک نوع جديدي از قابليتهاي

<font color="#ff8000">مکسول تايلور،سفير  آمريکا</font>

516
00:27:47,207 --> 00:27:49,209
را نشان ميدهد که ويت کنگ بدست آورده اند؟

<font color="#ff8000">مکسول تايلور،سفير  آمريکا</font>

517
00:27:49,334 --> 00:27:51,632
اوه من بسادگي ميگم که اونها هرگز قبلا اين کار را نکرده بودند

518
00:27:54,423 --> 00:27:56,801
روساي ستاد مشترک به رئيس جمهور توصيه کردند که

519
00:27:56,925 --> 00:28:01,351
يک حمله هوايي فوري همه جانبه بر 94 هدف در شمال انجام دهد

520
00:28:01,471 --> 00:28:04,691
و ارتش منظم و يگانهاي تفنگداران دريايي

521
00:28:04,808 --> 00:28:08,779
و نه مشاوران بيشتر را  همچنين به ويتنام جنوبي بفرستد.

522
00:28:08,896 --> 00:28:10,273
او آنرا انجام نداد

523
00:28:10,397 --> 00:28:12,866
انتخابات تنها دو روز ديگر بود

524
00:28:15,235 --> 00:28:19,331
ليندون بين جانسون در انتخابات رياست جمهوري با تلاشهاي خودش پيروز شد

525
00:28:19,448 --> 00:28:21,450
و او آنرا با اکثريت مطلق آرا برنده شد

526
00:28:23,327 --> 00:28:25,671
رئيس جمهور طي يک ماه آنچه را که

527
00:28:25,787 --> 00:28:28,381
يک "پاسخ تدريجي" ناميده شد،تائيد کرد:

528
00:28:28,498 --> 00:28:32,378
حملات هوايي محدود بر مسير هوشي مين در لائوس

529
00:28:32,502 --> 00:28:35,472
و حملات تلافي جويانه بر

530
00:28:35,589 --> 00:28:38,468
اهدافي در ويتنام شمالي.

531
00:28:38,592 --> 00:28:42,472
ولي او از بمباران مداوم شمال

532
00:28:42,596 --> 00:28:46,646
تا زمانيکه ويتنام جنوبيها نظم را در خانه خود برقرار کنند،سرباز زد.

533
00:28:48,477 --> 00:28:53,608
جانسون در خفا شک داشت  که نيروي هوايي به تنهايي هرگز موثر باشد

534
00:28:53,732 --> 00:28:56,155
و اعتقاد داشت که او نهايتا مجبور ميشود سربازان نيروي زميني

535
00:28:56,318 --> 00:28:57,535
به آنجا بفرستد

536
00:28:57,653 --> 00:29:01,203
هرچند که او هنوز تمايل نداشت که انرا بطور عمومي بگويد.

537
00:29:07,204 --> 00:29:10,959
دنتون در  پاييز 1964،هفده سالش بود

538
00:29:11,083 --> 00:29:15,338
و او مصمم بود که به خدمت برود

539
00:29:15,462 --> 00:29:19,308
موگي کراکر از تابستان بي قرار شده بود

540
00:29:19,424 --> 00:29:22,473
او بعد از واقعه خليج تونکين بطور محرمانه

541
00:29:22,594 --> 00:29:25,097
به خواهرش گفته بود که او ميخواهد به نيروي دريايي ملحق شود

542
00:29:25,222 --> 00:29:28,692
ولي او ميدانست والدينش فرم رضايت نامه را امضا نميکنند

543
00:29:28,850 --> 00:29:33,321
که به يک جوان 17 ساله اجازه ميداد به سربازي برود.

544
00:29:33,438 --> 00:29:37,159
او در مورد تمايلش براي رفتن به خدمت سربازي صحبت ميکرد

<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

545
00:29:37,276 --> 00:29:39,699
و اينکه تلاشهايش براي رفتن به خدمت زير سن قانوني شکست خورده بود.

546
00:29:39,820 --> 00:29:43,199
و اينکه او ميخواست والدينم از او در اين مورد حمايت کنن

547
00:29:43,365 --> 00:29:45,709
والدينش سعي داشتند تا او را متقاعد کنند

548
00:29:45,867 --> 00:29:47,869
که او با آموزش دانشگاهي تا اينکه تنها يک

549
00:29:48,036 --> 00:29:52,542
سرباز ديگر باشد،ميتوانست براي کشورش بيشتر مفيد باشد.

550
00:29:52,708 --> 00:29:55,427
موگي يک دنده بود

551
00:29:55,544 --> 00:29:59,094
صبح دوشنبه او خانه را بسمت مدرسه ترک کرد

552
00:29:59,214 --> 00:30:01,888
و من رفتنشو نظاره ميکردم

553
00:30:02,009 --> 00:30:03,886
ولي اون شب براي شام نيامد

<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

554
00:30:04,052 --> 00:30:05,099
و تماسي هم نگرفته بود

555
00:30:05,220 --> 00:30:08,565
روزي که برادرم فرار کرد قرار بود

556
00:30:08,724 --> 00:30:12,979
يکي از عجيبترين تجارب زندگيم باشه.

557
00:30:13,103 --> 00:30:16,152
من اتفاقي به قلکم نگاه کردم

558
00:30:16,273 --> 00:30:19,777
و اون پول رو برداشته بود و يادداشتي برام بجا گذاشته بود

559
00:30:19,901 --> 00:30:22,575
او قول داده بود که پولم رو پس ميده

560
00:30:22,696 --> 00:30:25,415
او بمدت 4 ماه رفت

561
00:30:25,532 --> 00:30:28,786
و گفت که تا زمانيکه ما براي امضاي رضايتنامه اش موافقت نکنيم

562
00:30:28,910 --> 00:30:31,333
به خانه بازنخواهد گشت.

563
00:30:31,455 --> 00:30:35,710
و اون تا ژوئن(خرداد)18 سالش نميشد.

564
00:30:35,834 --> 00:30:39,179
ولي ما موافقت کرديم و اون به خانه برگشت

565
00:30:39,296 --> 00:30:43,847
شوهرم حس ميکرد که اون يک موافقتنامه تعهدآميز بود

566
00:30:43,967 --> 00:30:46,937
من اميد داشتم که بتونم عقيدشو عوض کنم

567
00:30:51,892 --> 00:30:55,647
از نظر من سپاه تفنگداران دريايي به بهترين نحو خودشو نشون ميداد.

568
00:30:55,771 --> 00:30:57,114
و اون حقيقتا همونجور بود.

569
00:30:57,272 --> 00:30:59,741
اونا بهترين هستند

570
00:30:59,858 --> 00:31:02,236
و من ميخواستم بخشي از بهترين باشم

<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

571
00:31:02,361 --> 00:31:03,988
من رقابتجو بودم

<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

572
00:31:04,112 --> 00:31:05,159
من ستيزه گر بودم

573
00:31:05,280 --> 00:31:07,282
ولي ميخواستم وارد سپاه تفنگداران دريايي بشم

574
00:31:07,449 --> 00:31:09,998
و به اولين جنگي برم که ميتونستم پيدا کنم

575
00:31:10,118 --> 00:31:13,372
ستوان فليپ بردي،از واشنگتون پورت،نيويورک

576
00:31:13,497 --> 00:31:16,171
درست چند روز بعد از

577
00:31:16,291 --> 00:31:18,510
انتخاب ليندون جانسون به سايگون رسيد

578
00:31:18,627 --> 00:31:21,255
يکي از مشاوران جديد فرستاده شده براي کمک به حمايت از

579
00:31:21,380 --> 00:31:24,179
ارتش ويتنام جنوبي.

580
00:31:24,299 --> 00:31:28,554
ما بايد مطمئن بشيم که زنان و کودکان آسيب نميبينند.

581
00:31:28,678 --> 00:31:31,978
ژنرال وستمورلند خودش به تازه واردين خوشامد ميگفت

582
00:31:32,099 --> 00:31:35,945
او مرد تاثيرگذاري بنظر ميرسيد با رزومه اي تحسين برانگيز.

583
00:31:36,061 --> 00:31:40,237
بسياري از افرادي که او آنها را در تونس،سيسيل و نورماندي

584
00:31:40,357 --> 00:31:44,032
طي جنگ دوم جهاني فرماندهي کرده بود او را سوپرمن ميناميدند.

585
00:31:44,152 --> 00:31:46,325
او بطور برجسته اي در کره جنگيده بود

586
00:31:46,446 --> 00:31:49,165
يگان هوابرد صد و يکم را فرماندهي کرده بود,

587
00:31:49,282 --> 00:31:52,001
بعنوان سرپرست دانشکده نظامي وست پوينت خدمت کرده بود.

588
00:31:52,119 --> 00:31:53,416
مجله تايم او را

589
00:31:53,537 --> 00:31:57,917
"تجسم شخصيت نيرومند مرد رزمنده آمريکايي"ناميد.

590
00:31:58,041 --> 00:31:59,167
ولي در همان زمان

591
00:31:59,292 --> 00:32:01,294
قلبها و اذهان مردم را تصاحب کند.

592
00:32:01,420 --> 00:32:04,048
ژنرال وستمورلند به ما گفت که ما پائين

593
00:32:04,172 --> 00:32:06,846
خط 4/5 متري(آخرين حد فاصل تا خط گل در فوتبال آمريکايي) هستيم و ما تنها مدت زمان کمي براي

594
00:32:06,967 --> 00:32:10,847
کسب گل 6 امتيازي(در راگبي) نياز داريم.

595
00:32:10,971 --> 00:32:13,941
بعد من بيرون رفتم و بعد روي زمين نشستم

596
00:32:14,057 --> 00:32:16,651
و بعد فهميدم:"نگرفتي چي شد؟

597
00:32:16,768 --> 00:32:19,021
ما داريم اين جنگو ميبازيم

598
00:32:19,187 --> 00:32:23,693
ستوان بردي براي کمک به سروان فرانک الر

599
00:32:23,859 --> 00:32:26,078
مشاور ارشد گردان چهارم

600
00:32:26,194 --> 00:32:29,368
سپاه تفنگداران دريايي ويتنام منصوب شد,يک يگان نخبه

601
00:32:29,531 --> 00:32:33,707
که اعضايش خود را کوسه هاي قاتل ميناميدند

602
00:32:33,869 --> 00:32:37,590
به شما گفته شد که شما به اونجا ميريد تا در امور آموزشي

603
00:32:37,706 --> 00:32:41,836
راهنمايي کنيد و اساسا اين همقطاران کوچولو رو ارتقا بديد

604
00:32:41,960 --> 00:32:43,962
که چجوري بجنگند

605
00:32:44,087 --> 00:32:47,136
زمانيکه در حقيقت اونا ميدونستن که چجوري بجنگن.

606
00:32:47,257 --> 00:32:49,385
شما در حقيقت نقش فرعيو داشتين

607
00:32:49,509 --> 00:32:53,059
شما بسادگي اونجا بودين تا  دارائيهاييو راهنمايي کنين که اونها نداشتن

608
00:32:53,221 --> 00:32:57,522
توپخانه آمريکايي،حملات هوايي آمريکايي.

609
00:32:57,642 --> 00:33:00,236
بردي تمام توانش را بکار برد تا
تفنگداران دريايي

610
00:33:00,353 --> 00:33:02,526
ويتنام جنوبي در يگانش را بشناسد.

611
00:33:04,442 --> 00:33:07,942
فيل بردي بعنوان دستيار مشاور ارشد وارد شد.

612
00:33:09,753 --> 00:33:12,487
من گفتم که:تو مشاور من نيستي.تو ياور مني.

613
00:33:14,605 --> 00:33:16,805
و همچنين"تو خيلي دراز و گنده اي."

614
00:33:17,482 --> 00:33:19,482
از من دور بمون

615
00:33:19,897 --> 00:33:22,397
چون اگه تو بمن نزديک بشي

616
00:33:23,305 --> 00:33:26,439
برخي تک تيراندازهاي ويت کنگ شليک خواهند کرد
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

617
00:33:26,640 --> 00:33:28,107
به تو شليک ميکنن و بعد به تو   نميخوره

618
00:33:28,178 --> 00:33:29,178
و بعد منو ميزنن

619
00:33:29,758 --> 00:33:33,513
ستوان تران گاک توان،پسر يک راننده کاميون

620
00:33:33,637 --> 00:33:35,935
او از زندگي با يک نامادري متخاصم

621
00:33:36,097 --> 00:33:40,603
از طريق ورود به دانشگاه نظامي ويتنام جنوبي در دالات گريخت

622
00:33:40,769 --> 00:33:45,115
او بمدت بيش از دوسال مشغول جنگ با ويت کنگ بود

623
00:33:45,273 --> 00:33:46,667
توان يکي از افسران دون پايه بود.

624
00:33:46,691 --> 00:33:48,034
فکر ميکنم اون..

625
00:33:48,151 --> 00:33:49,511
فکر ميکنم اون فرمانده يک گروهان بود

626
00:33:49,611 --> 00:33:51,784
اونو ميشناختم،دوسش داشتم

627
00:33:51,905 --> 00:33:54,954
او فارغ التحصيل دالاته که چيزي مثل دانشگاه نظامي وست پوينت اوناست.

628
00:33:55,116 --> 00:33:56,868
خيلي متعهد بود

629
00:33:57,383 --> 00:34:01,516
بعدا ما فهميديم که همديگه رو ازون بهتر ميشناسيم

630
00:34:03,207 --> 00:34:05,373
چون ما از يک نسل هستيم

631
00:34:06,920 --> 00:34:11,471
بريدي ،توان و گردان چهارم تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

632
00:34:11,633 --> 00:34:14,728
در نزديکي بين هوا،پايگاه هوايي در احتياط،مستقر بودند

633
00:34:14,844 --> 00:34:18,690
منتظر فراخوانده شدن به صحنه نبرد بودند

634
00:34:18,807 --> 00:34:20,605
حالا شايعات جديدي

635
00:34:20,725 --> 00:34:25,231
از يگانهاي بزرگتر در حال حرکت دشمن از طريق مناطق روستايي وجود داشت

636
00:34:25,355 --> 00:34:28,279
نقشه لي زوان براي کسب يک  پيروزي سريع و قاطعانه

637
00:34:28,400 --> 00:34:30,118
در حال انجام بود

638
00:34:35,298 --> 00:34:37,898
اسم جوونترين برادرم گويان تان هوانگ بود

639
00:34:39,422 --> 00:34:41,022
اون يک پيشاهنگ بود

640
00:34:43,012 --> 00:34:44,712
اون بقتل رسيد

641
00:34:46,920 --> 00:34:49,787
اگه شما وارد قبرستان بشيد،قبرش سمت چپ شماست

<font color="#ff8040">وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ</font>

642
00:34:51,323 --> 00:34:55,189
اون قبر ششم در رديف ششمه

<font color="#ff8040">وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ</font>

643
00:34:56,279 --> 00:34:59,746
ما يکبار در سال براي ديدن از قبرش براي يادبودش ميريم

644
00:35:01,805 --> 00:35:04,139
دوست داشتم که يک بار ديگه حرفي بزنه

645
00:35:04,961 --> 00:35:06,894
برادرم نامزد داشت

646
00:35:07,779 --> 00:35:10,846
برادرم اونو براي ديدار با مادرمون به خونه اورد

647
00:35:11,281 --> 00:35:15,047
مادرم خيلي خيلي خوشحال بود تا اون عروسش بشه

648
00:35:18,234 --> 00:35:20,300
وقتي برادرم کشته شد

649
00:35:20,805 --> 00:35:23,738
اون از اينکه با مرد ديگه اي ازدواج کنه سرباز زد

650
00:35:23,859 --> 00:35:25,692
و بجاش خودکشي کرد

651
00:35:28,543 --> 00:35:31,012
وين وان تانگ،در لشکر نهم تازه تاسيس ويت کنگ

652
00:35:31,129 --> 00:35:34,178
يک افسر سياسي بود

653
00:35:34,299 --> 00:35:38,224
يکي از شايد 2000 سرباز ويت کنگ و ويتنام شمالي که

654
00:35:38,386 --> 00:35:43,108
که مجبور بودند  هفته ها ساکت بمانند و به داخل فوک توي

655
00:35:43,224 --> 00:35:45,226
يک ايالت فرضا آرام سازي شده

656
00:35:45,352 --> 00:35:48,697
کمتر از 65 کيلومتري جنوب شرقي سايگون نفوذ کنند.

657
00:35:50,686 --> 00:35:52,486
ديدگاهم در جنگ

658
00:35:53,296 --> 00:35:56,596
اين بود که اگه شما نتونيد نيروهاي اصلي دشمن رو نابود کنيد

659
00:35:56,775 --> 00:35:57,975
ستون فقرات دشمن رو

660
00:35:58,759 --> 00:36:00,293
شما نميتونين پيروز بشين

661
00:36:02,251 --> 00:36:04,584
اگه ما اون نيروها رو نابود نميکرديم

662
00:36:05,375 --> 00:36:07,041
جنگ براي هميشه طول ميکشيد

663
00:36:09,834 --> 00:36:13,054
هدف تانگ و هم قطارانش

664
00:36:13,171 --> 00:36:15,890
دهکده استراتژيک بين جا

665
00:36:16,007 --> 00:36:20,387
منزلگاه حدود 6000 پناهنده ضد کمونيست کاتوليک بود

666
00:36:22,055 --> 00:36:24,729
نقشه شان تصرف دهکده

667
00:36:24,849 --> 00:36:28,570
و بعد نابود سازي نيروهاي سايگون بود که مطمئنا براي بازپس گيري آن

668
00:36:28,687 --> 00:36:30,155
اعزام ميشدند

669
00:36:30,271 --> 00:36:32,615
براي اطمينان از موفقيت

670
00:36:32,774 --> 00:36:36,119
چندين تن از سلاحهاي سنگين تحت پوشش تاريکي

671
00:36:36,277 --> 00:36:38,120
مخفيانه برده شد

672
00:36:38,238 --> 00:36:41,287
خمپاره اندازها،تيربارها،تفنگهاي
ضد تانک

673
00:36:41,449 --> 00:36:44,293
که قادر بودند تانکها را منفجر کنند

674
00:36:44,411 --> 00:36:46,960
کمونيستها هرگز  پيش از اين هيچ عملياتي

675
00:36:47,122 --> 00:36:49,966
در ابعاد اين انجام نداده بودند

676
00:36:50,083 --> 00:36:53,257
پيش از سپيده دم 28 دسامبر(ديماه)

677
00:36:53,378 --> 00:36:57,474
يگانهاي پيشروي ويت کنگ بسادگي نظاميان روستا را مغلوب کردند

678
00:36:57,590 --> 00:36:59,308
و بينجا را اشغال کردند

679
00:37:02,220 --> 00:37:05,144
زمانيکه دو گروهان کارازموده تکاور ويتنام جنوبي

680
00:37:05,306 --> 00:37:07,400
روز بعد با هليکوپتر به محل منتقل شدند

681
00:37:07,517 --> 00:37:11,488
کمين خوردند و متلاشي شدند

682
00:37:11,604 --> 00:37:13,857
در صبح روز سي ام دسامبر

683
00:37:13,982 --> 00:37:17,202
فليپ بردي،دوستش تران ناک توان

684
00:37:17,318 --> 00:37:21,164
و گردان چهارم تفنگداران دريايي براي خلاصي و تقويت

685
00:37:21,281 --> 00:37:23,830
تکاوران از طريق هوا اعزام شدند

686
00:37:23,950 --> 00:37:27,375
دشمن بسمت شرق روستا عقب نشست

687
00:37:32,280 --> 00:37:35,747
حدود 5 بعد از ظهر يک هليکوپتر روي موقعيت ما چرخ ميزد

688
00:37:36,636 --> 00:37:39,803
درست بالاي پست فرماندهي هنگ.

689
00:37:41,760 --> 00:37:45,660
فرمانده هنگ پرسيد"ميتونيد اونو سرنگون کني؟"

690
00:37:48,136 --> 00:37:49,536
ما گفتيم:بله ،ميتونيم

691
00:37:50,682 --> 00:37:51,682
و يک دقيقه بعد

692
00:37:52,317 --> 00:37:55,117
هليکوپتر مورد اصابت قرار گرفت و شعله ور شد

693
00:37:57,066 --> 00:38:01,446
يکهو شما ميتونيد ببينيد گلوله هاي رسام

694
00:38:01,571 --> 00:38:05,041
از مزرعه خارج ميشن به هليکوپتر ميخورن و اون سرنگون ميشه

695
00:38:05,200 --> 00:38:08,170
ما دستور داشتيم که پايين بريم و بقاياي نيروها رو

696
00:38:08,286 --> 00:38:10,084
صبح روز بعد بازيابي کنيم

697
00:38:11,594 --> 00:38:14,394
من به محلي که هليکوپتر سرنگون شده بود رفتم

698
00:38:14,788 --> 00:38:17,455
و ديدم که چهار آمريکايي مردن

699
00:38:19,123 --> 00:38:21,023
من در اون لحظه

700
00:38:21,978 --> 00:38:24,578
ارزش زندگي مستشاران آمريکايي رو نفهميدم

701
00:38:24,948 --> 00:38:27,448
افسر فرماندهي از سايگون
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

702
00:38:28,916 --> 00:38:33,216
به گردان گفت که شما بايد وارد شين و همه چهار

703
00:38:34,229 --> 00:38:36,496
جسد آمريکاييهاي در خدمت رو بياريد.

704
00:38:38,306 --> 00:38:40,273
اونا يک گردان کامل رو

705
00:38:40,434 --> 00:38:43,434
براي بدست اوردن چهار مستشار آمريکايي فرستادند

706
00:38:44,405 --> 00:38:46,908
گروهان پيشرو بقايا رو بدست اورد

707
00:38:47,033 --> 00:38:50,833
و بعد اونا بشدت گرفتار و درهم کوبيده شدند.

708
00:38:55,208 --> 00:38:58,587
12 تفنگدار ويتنام جنوبي از يگان توان  در حين رسيدن

709
00:38:58,711 --> 00:39:01,089
به هليکوپتر سرنگون شده کشته شدند.

710
00:39:01,256 --> 00:39:02,974
رفقايشان آنها را  در کتهاي باراني پيچيدند

711
00:39:03,091 --> 00:39:07,267
و انها را در کنار اجساد آمريکاييها خواباندند

712
00:39:07,428 --> 00:39:10,147
يک هليکوپتر آمريکايي در محل پاکسازي فرود آمد

713
00:39:10,265 --> 00:39:12,768
خدمه آمريکايي آن زير آتش بيرون پريدند

714
00:39:12,934 --> 00:39:14,936
اجساد آن چهار آمريکايي را برداشتند

715
00:39:15,103 --> 00:39:18,733
آنها را بدرون هليکوپتر بردند و مجددا پرواز کردند

716
00:39:20,234 --> 00:39:24,834
و ما به اونا گفتيم"هي،براي بردن اجساد ما از اينجا هم دوباره سعي کنين"

717
00:39:25,374 --> 00:39:28,774
ولي اونا از بردن جنازه هاي ما(ويتناميها)سر باز زدند

718
00:39:29,868 --> 00:39:35,045
توان و افرادش بمدت سه ساعت با جنازه هاي خودشان باقي ماندند

719
00:39:35,164 --> 00:39:39,294
و براي يک هليکوپتر که آنها را از ميدان نبرد خارج کند منتظر ماندند

720
00:39:41,129 --> 00:39:44,303
در همين حين من يکذره مضطرب شدم

721
00:39:44,465 --> 00:39:46,763
چون اول از همه ما داشتيم روشنايي رو از دست ميداديم

722
00:39:46,885 --> 00:39:50,480
دوم اينکه حالا ما خارج از برد توپخانه(خودي)بوديم

723
00:39:50,638 --> 00:39:52,936
ما بايد ازونجا خارج ميشديم

724
00:39:53,130 --> 00:39:54,997
ما بايد از اينجا خارج ميشديم

725
00:39:56,114 --> 00:39:57,514
چون اونا داشتن ميومدن

726
00:39:59,604 --> 00:40:01,304
و ما فرصتي نداشتيم

727
00:40:03,401 --> 00:40:06,450
من پيش سرگرد نو رفتم و گفتم

728
00:40:06,571 --> 00:40:09,666
"سرگرد ما بايد حالا از اينجا خارج بشيم"

729
00:40:09,782 --> 00:40:14,162
و نو گفت"فراموش نکن که من يک سرگردم

730
00:40:14,287 --> 00:40:15,327
و تو يک ستواني

731
00:40:15,371 --> 00:40:18,500
بر روي پاشنه پاش چرخيد و دور شد

732
00:40:18,625 --> 00:40:22,926
ده دقيقه بعد کل جهنم رو سرمون خراب شد

733
00:40:25,830 --> 00:40:28,497
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي کردن

734
00:40:29,147 --> 00:40:32,680
اونا شروع به گلوله باران با توپخانه بر روي اجسادمون کردن

735
00:40:32,765 --> 00:40:35,032
اون اولين بار در جنگ ويتنام بود که

736
00:40:36,708 --> 00:40:40,041
اونا شروع به گلوله باران توپخانه اي پيش از حمله به ما کردند

737
00:40:43,149 --> 00:40:46,028
گلوله باران توپخانه اي نهايتا متوقف شد

738
00:40:46,194 --> 00:40:48,538
ولي بعد در شيپورها دميده شد

739
00:40:48,696 --> 00:40:51,165
و موج بعد از موج از سربازان دشمن

740
00:40:51,282 --> 00:40:53,410
بسمت مردان بسيار کم تعدادتر پيشروي کردند

741
00:40:56,788 --> 00:41:00,213
اون مثل اين بود که شما يک نوار موسيقي از شليک رو روشن کني

742
00:41:03,586 --> 00:41:05,588
و درست مثل اين بود

743
00:41:05,713 --> 00:41:06,760
درست مثل اون

744
00:41:06,881 --> 00:41:08,554
يکهو ناگهاني از  ناکجا خارج شد

745
00:41:12,261 --> 00:41:15,481
ما از حملات هوايي کمي که همراه هليکوپترها باقي گذاشته بوديم استفاده کرديم

746
00:41:15,598 --> 00:41:19,819
درخواست حمله بر موقعيتمون براي کند کردن حمله اونا کرديم.

747
00:41:19,936 --> 00:41:22,985
هيچ راهي باقي نمانده بود

748
00:41:23,472 --> 00:41:24,472
ما محاصره شديم

749
00:41:25,393 --> 00:41:26,793
و اونا همينطور ميومدن

750
00:41:29,054 --> 00:41:30,754
من تير خوردم

751
00:41:31,087 --> 00:41:32,787
اولين گلوله درست اينجا خورد

752
00:41:32,815 --> 00:41:33,815
و بعد

753
00:41:35,350 --> 00:41:38,550
دومين گلوله درست اينجا خورد

754
00:41:41,224 --> 00:41:45,090
گلوله کلاشينکوف درست از اينجا گذشت

755
00:41:45,773 --> 00:41:47,773
يک سوراخ بزرگ مثل اين درست کرد

756
00:41:48,822 --> 00:41:50,555
ولي من هنوز داشتم ميجنگيدم

757
00:41:52,737 --> 00:41:55,104
من بهيچوجه احساس درد نميکردم

758
00:41:55,455 --> 00:41:57,722
من هيچ وقت نداشتم در موردش فکر کنم

759
00:42:00,476 --> 00:42:03,480
آنچه ما کرديم اين بود که سعي کرديم ازونجا بيايم بيرون

760
00:42:03,604 --> 00:42:06,528
26 نفر از ما از خط محاصره خارج شديم

761
00:42:06,649 --> 00:42:09,402
11 نفر نهايتا موفق شدن

762
00:42:10,570 --> 00:42:11,742
همه ان شب

763
00:42:11,863 --> 00:42:13,865
ويت کنگ در بين درختان حرکت ميکردند

764
00:42:13,990 --> 00:42:15,742
زخميهاي خودشان را بيرون ميبردند

765
00:42:15,867 --> 00:42:18,746
و به هر سرباز ويتنام جنوبي که زنده ميافتند

766
00:42:18,870 --> 00:42:20,998
شليک ميکردند

767
00:42:21,624 --> 00:42:22,957
من خودمو به مردن زدم

768
00:42:23,281 --> 00:42:24,881
و ويت کنگ وارد شد و اونا

769
00:42:25,935 --> 00:42:27,702
به بدنم لگد زدند

770
00:42:28,155 --> 00:42:30,355
يک گلوله درست از اينجا گذشت

771
00:42:30,905 --> 00:42:31,971
و ناگهان حس کردم

772
00:42:33,521 --> 00:42:35,587
اوه من هنوز زندم

773
00:42:36,627 --> 00:42:38,027
مشکلي نيست

774
00:42:38,066 --> 00:42:41,433
بنابراين من هنوز نقش بازي ميکردم،هنوز خودمو به مردن زدم

775
00:42:41,592 --> 00:42:42,725
و بعد اونا برگشتن

776
00:42:43,855 --> 00:42:45,588
و عقب نشيني کردند

777
00:42:47,690 --> 00:42:49,692
توان در حاليکه تفنگش را با بازوانش در آغوش گرفته بود

778
00:42:49,817 --> 00:42:53,447
سعي کرد تا بسمت بينجا سينه خيز برود

779
00:42:53,571 --> 00:42:56,745
او بمدت سه روز پيدا نشد

780
00:42:57,835 --> 00:43:01,101
و يکي از چتر بازان آمد و مرا بلند کرد و گفت

781
00:43:02,855 --> 00:43:05,455
اوه خيلي وحشتناکه،اون بوي خيلي بدي ميده

782
00:43:06,273 --> 00:43:08,273
مثل يک موش مرده

783
00:43:09,406 --> 00:43:15,973
و من به عقب نگاه کردم  و همه اون کرمها و مورچه هاي اطراف زخمام رو ديدم

784
00:43:18,124 --> 00:43:21,691
از اونوقت به بعد من فرصت داشتم تا احساس درد کنم

785
00:43:23,576 --> 00:43:26,576
چون همه اون سه روز سعي داشتم تا نجات پيدا کنم

786
00:43:29,774 --> 00:43:34,280
وقتي همه چيز به پايان رسيد،آمريکائيها در بينجا 5 کشته داده بودند

787
00:43:34,403 --> 00:43:39,284
اجساد 32 ويت کنگي در ميدان نبرد بجا مانده بود

788
00:43:39,408 --> 00:43:42,912
دويست نفر از ويتنام جنوبي
کشته شدند

789
00:43:43,037 --> 00:43:47,634
200 نفر ديگر هم زخمي شدند

790
00:43:47,818 --> 00:43:50,751
من اون مناظرو هرگز فراموش نميکنم

791
00:43:52,875 --> 00:43:55,108
هرجايي که ما ميرفتيم

792
00:43:57,387 --> 00:44:00,654
اجساد سربازان ويتنام جنوبي رو ميديديم

793
00:44:02,557 --> 00:44:05,231
نتيجه اي که از اون واقعه ميشد گرفت اين بود که

794
00:44:05,351 --> 00:44:09,606
اونا قادر بودند که اين نيرو رو فراهم کنن

795
00:44:09,730 --> 00:44:11,890
افسران ويتنامي که من با اونها در سپاه تفنگداران دريايي صحبت ميکردم

796
00:44:11,941 --> 00:44:14,535
فکر ميکردن که اونا 6 ماه تا انتهاي کارشون زمان دارن

797
00:44:14,652 --> 00:44:18,077
سوال بزرگ بعد از "بين جا"

798
00:44:18,239 --> 00:44:20,492
که يک افسر آمريکايي در سرفرماندهي گفت:

799
00:44:20,616 --> 00:44:23,586
اين بود که چگونه هزار نفر يا بيشتر از سربازان دشمن

800
00:44:23,703 --> 00:44:27,082
توانستند در روستايي انقدر نزديک به سايگون

801
00:44:27,248 --> 00:44:29,091
بدون اينکه پيدا بشوند،پرسه ميزدند؟

802
00:44:29,250 --> 00:44:34,051
ان به شما چيزهايي در مورد اين جنگ ميگويد.

803
00:44:34,172 --> 00:44:36,550
هانوي شادمان بود

804
00:44:36,674 --> 00:44:39,769
هوشي مين آنرا "يک دين بين فوي کوچک"خواند

805
00:44:39,886 --> 00:44:44,232
لي زوان متقاعد شد که استراتژيش جواب ميدهد

806
00:44:44,348 --> 00:44:47,648
او گفت:"جنگ آزاديبخش ويتنام جنوبي

807
00:44:47,768 --> 00:44:50,271
با پرش و جهش پيشرفت کرده است

808
00:44:50,396 --> 00:44:53,775
بعد از نبرد اپ بک در دوسال قبل

809
00:44:53,941 --> 00:44:57,741
دشمن ميدانست که شکست دادن ما سخت است

810
00:44:57,862 --> 00:45:00,786
بعد از بين جا،دشمن ميفهمد که

811
00:45:00,907 --> 00:45:05,879
آنها در حال شکست خوردن توسط ما ميباشند"

812
00:45:06,098 --> 00:45:10,364
من معتقدم که نبرد بينجا يک نقطه عطف تاريخي در جنگه.

813
00:45:13,137 --> 00:45:15,137
اگه آمريکائيها درگير نشده بودن

814
00:45:15,852 --> 00:45:18,052
ما در 1966 وارد سايگون شده بوديم.

815
00:45:20,468 --> 00:45:21,778
من،ليندون بينز جانسون

<font color="#ffff00"> 20ژانويه 1965</font>

816
00:45:21,802 --> 00:45:23,725
رسما سوگند ميخورم

817
00:45:23,846 --> 00:45:27,100
بيست و شش روز پس از پايان نبرد بينجا

818
00:45:27,225 --> 00:45:30,445
و درست يک هفته پس از شروع به کار رئيس جمهور جانسون

819
00:45:30,561 --> 00:45:33,815
مک جرج باندي يادداشتي تسليم رئيس جمهور کرد

820
00:45:33,940 --> 00:45:35,988
من همه توانم را بکار خواهم گرفت

821
00:45:36,150 --> 00:45:39,825
او گفت که استراتژي فعلي به وضوح جواب نميدهد.

822
00:45:39,987 --> 00:45:43,332
ويت کنگ در حال تحرک و خيزش بودند

823
00:45:43,491 --> 00:45:46,870
حالا مدام توسط سربازان ويتنام شمالي

824
00:45:46,994 --> 00:45:49,713
در حال پشتيباني و تجديد قوا بودند

825
00:45:49,830 --> 00:45:54,461
اگر قرار بود يک ويتنام جنوبي مستقل نجات يابد

826
00:45:54,585 --> 00:45:57,714
ايالات متحده بايد سريعا وارد عمل ميشد.

827
00:45:57,838 --> 00:46:01,684
باندي گفت که دولت با دو گزينه روبرو بود

828
00:46:01,801 --> 00:46:04,224
آن ميتوانست به روند فعلي ادامه دهد

829
00:46:04,345 --> 00:46:08,270
و تلاش کند به گونه اي براي يک موافقتنامه بمنظور حفظ ظاهر مذاکره کند

830
00:46:08,391 --> 00:46:13,192
يا اينکه ميتوانست هنوز از قدرت نظامي بيشتر آمريکا

831
00:46:13,354 --> 00:46:16,858
براي مجبور کردن ويتنام شمالي بر دست برداشتن از هدفش در يکپارچه کردن کشور استفاده کند.

832
00:46:17,024 --> 00:46:21,154
باندي و مک نامارا گزينه آخر را ميپسنديدند.

833
00:46:21,279 --> 00:46:24,123
آنها گفتند اگر رئيس جمهور آنرا انتخاب نکند

834
00:46:24,240 --> 00:46:26,117
ويتنام جنوبي سقوط ميکرد.

835
00:46:26,242 --> 00:46:29,872
جانسون به مک نامارا گفت:من  فکر نميکنم هيچ چيزي

836
00:46:30,037 --> 00:46:32,790
باندازه شکست بد باشد.

837
00:46:37,712 --> 00:46:40,181
بعد کمي بيش از يک هفته بعد

838
00:46:40,298 --> 00:46:43,802
چريکها به يک پايگاه هليکوپتر در  پليکو

839
00:46:43,926 --> 00:46:45,678
در ارتفاعات مرکزي حمله کردند

840
00:46:45,803 --> 00:46:50,479
هشت مستشار آمريکايي را کشتند و بيش از 100 نفر ديگر را مجروح کردند

841
00:46:50,599 --> 00:46:52,522
تقريبا 24 ساعت قبل

842
00:46:52,643 --> 00:46:55,021
اولين حمله  در منطقه پليکو

843
00:46:55,146 --> 00:46:57,740
جانسون فورا با يک حمله هوايي

844
00:46:57,857 --> 00:47:00,576
بر پادگانهاي ارتش ويتنام شمالي موافقت کرد.

845
00:47:01,819 --> 00:47:05,198
در 10 فوريه 1965(بهمن ماه)

846
00:47:05,323 --> 00:47:08,452
ويت کنگ هتلي را در کوينان منفجر کردند

847
00:47:08,576 --> 00:47:14,925
که 23 آمريکايي کشته و 21 نفر ديگر زير آوار ماندند

848
00:47:15,082 --> 00:47:18,427
جانسون دستور حمله هوايي ديگري داد

849
00:47:18,586 --> 00:47:21,931
اضطراب و تشويش در مورد آنچه که بنظر ميرسيد در حال رخ دادن است

850
00:47:22,089 --> 00:47:24,558
در سراسر جهان پخش شد

851
00:47:24,675 --> 00:47:27,474
فرانسه که تقريبا يک قرن را در ويتنام صرف کرده بود

852
00:47:27,595 --> 00:47:31,850
حالا خواستار پايان دادن به همه مداخلات خارجي در انجا شد

853
00:47:31,974 --> 00:47:35,478
نخست وزير بريتانيا اصرار بر خويشتن داري داشت

854
00:47:35,603 --> 00:47:39,233
بسياري از رهبران حزب خود رئيس جمهور  هرچند نه بطور

855
00:47:39,357 --> 00:47:41,826
عمومي،موافق ان بودند.

856
00:47:41,942 --> 00:47:43,990
معاون رئيس جمهور در يک يادداشت محرمانه

857
00:47:44,111 --> 00:47:46,705
هوبرت هامفري،به او هشدار داد

858
00:47:46,822 --> 00:47:50,122
که گسترش جنگ

859
00:47:50,242 --> 00:47:54,839
برنامه حذف فقر و تبعيض نژادي و کاهش جرم  دولت را تضعيف ميکند،به وجهه آمريکا در آنسوي درياها آسيب ميزند

860
00:47:54,955 --> 00:47:59,381
و هرگونه اميدي در بهبود روابط با اتحاد شوروي از بين ميبرد

861
00:48:00,753 --> 00:48:03,006
جانسون هرگز به آن جوابي نداد

862
00:48:03,130 --> 00:48:06,134
بجايش در دوم مارس 1965 (اسفند ماه)

863
00:48:06,300 --> 00:48:09,804
ايالات متحده شروع به بمباران نظام مند

864
00:48:09,929 --> 00:48:11,806
اهدافي در ويتنام شمالي

865
00:48:11,931 --> 00:48:15,811
با اسم رمز عمليات رعد و برق کرد

866
00:48:17,853 --> 00:48:20,902
منظور از آن  حملات هوايي رو به تزايد

867
00:48:21,023 --> 00:48:22,491
همانطور که سفير تيلور نوشت

868
00:48:22,650 --> 00:48:25,654
با هدف تقويت روحيه در جنوب

869
00:48:25,820 --> 00:48:30,496
و تخريب روحيه در شمال بود

870
00:48:30,616 --> 00:48:33,540
نظريه پشت عمليات رعد و برق

871
00:48:33,661 --> 00:48:39,259
همانطور که من فهميدم  اين بود که  همانطور که ما مدام سرعت

872
00:48:39,375 --> 00:48:43,926
و حجم اين تلاش عليه ويتناميهاي شمالي رو افزايش ميديم

873
00:48:44,046 --> 00:48:46,970
دير يا زود اونا عمو رو صدا ميکنن

874
00:48:49,677 --> 00:48:52,351
و يک وقفه اي ايجاد ميشد

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

875
00:48:52,471 --> 00:48:57,022
و ما شروع به مذاکره درمورد راه حل  خودمون براي خروج از اين مشکل ميکرديم.

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

876
00:48:57,143 --> 00:48:59,896
اين يک عقيده راسخ شده بود

877
00:49:00,020 --> 00:49:03,695
و اين عقيده راسخ يک فرض اشتباه بود

878
00:49:03,858 --> 00:49:06,236
اونا قرار نبود تسليم بشن

879
00:49:06,360 --> 00:49:10,615
اونا دست ما رو بهتر از  اون چيزي که ما از اونا ميدونستيم خوندند

880
00:49:10,739 --> 00:49:14,585
رئيس جمهور بر رازداري مطلق پافشاري کرد

881
00:49:14,702 --> 00:49:17,876
به مردم آمريکا  قرار نبود گفته شود که

882
00:49:18,038 --> 00:49:21,292
دولت سياستش را از حملات هوايي انتقام جويانه

883
00:49:21,417 --> 00:49:25,217
به بمباران نظام مند تغيير داده بود

884
00:49:25,379 --> 00:49:28,553
که آن در حقيقت جنگ را گسترش ميداد

885
00:49:28,716 --> 00:49:32,311
آنها مشترکا توافق کردند که عمليات مشترک تلافي جويانه

886
00:49:32,428 --> 00:49:33,896
مورد نياز بود.

887
00:49:34,054 --> 00:49:37,729
ژنرال وستمورلند که از ابتدا در مورد دخالت

888
00:49:37,892 --> 00:49:40,566
نيروي زميني در ويتنام مردد شده بود

889
00:49:40,686 --> 00:49:45,237
حالا خواستار دو گردان از تفنگداران دريايي..3500 نفر

890
00:49:45,399 --> 00:49:47,697
براي محافظت از پايگاه هوايي داننگ بود

891
00:49:47,818 --> 00:49:51,243
که از آن جنگنده بمب افکنها شمال را هدف ميگرفتند

892
00:49:51,405 --> 00:49:55,285
سفير تيلور که زماني خواستار نيروي زميني بود

893
00:49:55,409 --> 00:49:58,003
حالا با کل اين نظر مخالف بود

894
00:49:58,120 --> 00:50:01,545
او نوشت:زمانيکه شما اولين سرباز را در ساحل ميگذاريد

895
00:50:01,665 --> 00:50:05,590
شما هرگز نخواهيد دانست چه تعداد سرباز ديگر قرار است پشت سرش بيايند.

896
00:50:05,711 --> 00:50:09,591
اما رئيس جمهور حس ميکرد که هيچ چاره ديگري بجز دادن آنچه که وستمورلند

897
00:50:09,715 --> 00:50:11,717
خواستارش بود ندارد

898
00:50:11,842 --> 00:50:16,689
او ميدانست که اگر مستشاران آمريکايي بيشتري کشته شوند،شماتت خواهد شد

899
00:50:16,805 --> 00:50:20,776
او شکايت کرد:من حس ميکنم مثل يک کله خر در توفان تگرگ

900
00:50:20,893 --> 00:50:22,361
تگزاس گير افتاده ام

901
00:50:22,478 --> 00:50:27,609
نميتونم در برم،نميتونم مخفي بشم و نميتونم متوقفش کنم.

902
00:50:29,193 --> 00:50:31,070
در مارس 1965(اسفند)

903
00:50:31,195 --> 00:50:33,948
جانسون نهايتا دست به عملي زد که که مدتها قصد داشته بود

904
00:50:34,114 --> 00:50:36,116
از   آن اجتناب کند

905
00:50:36,283 --> 00:50:38,456
<i><font color="#ffff00"># براي خداحافظي مرا ببوس#</font></i>

906
00:50:38,619 --> 00:50:41,589
او سربازان نيروي زميني را به ويتنام فرستاد

907
00:50:44,375 --> 00:50:49,882
<i><font color="#ffff00"># خداحافظ عزيزم،سلام ويتنام#</font></i>

908
00:50:50,005 --> 00:50:53,726
دولت ويتنام جنوبي حتي مورد مشورت قرار نگرفت

909
00:50:53,842 --> 00:50:58,313
ايالات متحده آمريکا ملاحظات بزرگتري داشت

910
00:51:00,474 --> 00:51:04,820
بوضوح ما اونرو از لحاظ جنگ سرد ميديدم

911
00:51:04,979 --> 00:51:08,984
معاون وزير دفاع جان مک ناتون گفت

912
00:51:09,149 --> 00:51:10,651
او گفت که منافع ما در  اونجا

913
00:51:10,776 --> 00:51:16,078
70 درصد اجتناب از تحقير شدن

<font color="#ff8040">رابرت گارد،از پنتاگون(وزارت دفاع)</font>

914
00:51:16,198 --> 00:51:19,919
20 درصد محدود نگاه داشتن چين

915
00:51:20,035 --> 00:51:23,414
و ده درصد کمک به ويتناميها بودند.

<font color="#ffff00">فوق محرمانه:ضميمه عمليات در ويتنام جنوبي</font>

916
00:51:25,749 --> 00:51:28,377
جانسون بي سرو صدا به دوست خوبش

917
00:51:28,502 --> 00:51:30,675
سناتور ريچارد راسل از جورجيا گفت که

918
00:51:30,838 --> 00:51:33,136
چه چيزي قرار بود اتفاق بيفتد

919
00:51:33,257 --> 00:51:36,018
من فکر ميکنم که ما هيچ چاره اي جز اونچيزي که منو تا حد مرگ ميترسونه نداريم.

920
00:51:36,051 --> 00:51:37,404
فکر ميکنم همه قراره ذهنيتشون اين باشه که

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

921
00:51:37,428 --> 00:51:38,850
ما داريم تفنگداران دريايي رو (در ويتنام)پياده ميکنيم

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

922
00:51:39,013 --> 00:51:40,640
ما از نبرد خارج هستيم

<font color="#ff8040">ليندون جانسون،رئيس جمهور آمريکا</font>

923
00:51:40,764 --> 00:51:42,266
البته اگه اونا اونجا بيان

924
00:51:42,391 --> 00:51:43,660
اونا قراره با اونا(ويتناميها)بجنگند

925
00:51:43,684 --> 00:51:44,981
و اگه اونا اون هواپيماها رو نابود کنند

926
00:51:45,102 --> 00:51:47,163
همه به من لعنت ميفرستن که از اونا حفاظت نکردم

927
00:51:47,187 --> 00:51:48,987
درست مثل همون حمله آخر که اونا انجام دادند

928
00:51:49,023 --> 00:51:50,275
اره

929
00:51:50,399 --> 00:51:51,668
تو..تو چي فکر ميکني؟

930
00:51:51,692 --> 00:51:53,365
خب آقاي رئيس جمهور

<font color="#ff8040">سناتور ريچارد راسل (از ايالت جورجيا)</font>

931
00:51:53,485 --> 00:51:54,629
اون تمام عمر منو ميترسونه

932
00:51:54,653 --> 00:51:56,053
نميدونم چجوري حالا ازش حمايت کنم

933
00:51:56,155 --> 00:51:58,328
اون براي من مثل اينه که ما در اين چيز درگير بشيم

934
00:51:58,449 --> 00:51:59,541
و هيچ راه خروجي وجود نداره

935
00:51:59,658 --> 00:52:00,830
نميدونم

936
00:52:00,951 --> 00:52:03,830
ديک،مشکل بزرگ اينه که من تحت..

937
00:52:03,954 --> 00:52:07,003
يک مرد زماني ميتونه بجنگه که روشنايي روز رو
<font color="#ffff00">دانانگ،ويتنام جنوبي،8 مارس 1965</font>

938
00:52:07,124 --> 00:52:08,626
جايي پايين جاده بتونه ببينه

939
00:52:08,751 --> 00:52:10,594
ولي هيچ روشناي روزي در ويتنام وجود نخواهد داشت

940
00:52:10,711 --> 00:52:12,634
يکذره هم وجود نداره

941
00:52:15,174 --> 00:52:18,974
در 8 مارس 1965(اسفند)،دکتر فان هوي کوات

942
00:52:19,094 --> 00:52:22,098
که هنوز نخست وزير ديگر ويتنام جنوبي بود

943
00:52:22,222 --> 00:52:26,068
رئيس ستادش بوي زيم را فراخواند

944
00:52:26,561 --> 00:52:27,561
و دکتر کوات گفت

945
00:52:27,987 --> 00:52:31,787
سه گردان از تفنگداران دريايي همين حالا دارند در دانانگ پياده ميشند

<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

946
00:52:32,597 --> 00:52:35,097
من مبهوت شدم.گفتم "ولي چرا؟"

<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

947
00:52:35,259 --> 00:52:39,459
خب اون منو آروم کرد.اون گفت که "نه .مشکلي نيست.ما درمورد اون بعدا صحبت ميکنيم."

<font color="#ff8040">بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي</font>

948
00:52:39,523 --> 00:52:44,156
ولي حالا سعي کن که توجيه باشي و بيانيه رسمي حاضر کني

949
00:52:45,949 --> 00:52:48,682
که  پياده شدن سه گردان تفنگداران دريايي رو اعلام کني

950
00:52:49,700 --> 00:52:53,067
و همزمان از اون پياده شدن استقبال کني

951
00:52:54,222 --> 00:52:56,788
من خيلي ناراحت بودم

952
00:52:59,927 --> 00:53:02,146
تفنگداران دريايي در دانانگ،در ساحل شرقي

953
00:53:02,262 --> 00:53:06,438
ويتنام جنوبي،حدود 160 کيلومتري جنوب منطقه غيرنظامي شده

954
00:53:06,558 --> 00:53:08,526
پياده ميشدند

955
00:53:08,644 --> 00:53:11,648
که شمال را از جنوب جدا ميکرد

956
00:53:11,772 --> 00:53:15,242
آنها آمده بودند که به محض پياده شدن در ساحل بجنگند

957
00:53:15,359 --> 00:53:17,282
آنها به آن نيازي پيدا نکردند

958
00:53:19,029 --> 00:53:20,149
چيزي که براي من شوکه کننده بود

959
00:53:20,280 --> 00:53:25,286
چقدر ويتنامي که ميديدم زيبا بودند

960
00:53:27,329 --> 00:53:30,333
تنها اين هکتارها زمين بي پايان

961
00:53:30,457 --> 00:53:32,755
از اين شاليزارهاي برنج سبز رنگ مايل به يشمي وجود داشت

962
00:53:32,876 --> 00:53:36,926
و اين روستاهاي دوست داشتني درون اين بيشه هاي

963
00:53:37,047 --> 00:53:39,596
بامبو و درختان نخل قرار داشتند

964
00:53:39,717 --> 00:53:44,814
و در انتها در دوردست اين کوههاي جنگلي آبي رنگ قرار داشت

965
00:53:44,930 --> 00:53:48,025
و اونا شبيه شانگري لا(سرزمين آرماني تبتي در رمان افق گمشده)بودند

966
00:53:48,142 --> 00:53:52,238
و من ديدن اين صف زنان ويتنامي

<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

967
00:53:52,354 --> 00:53:54,152
يا فکر کنم دختر مدرسه ايهارو که اونجا بودن بياد ميارم.
<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

968
00:53:54,273 --> 00:53:57,368
اونا واقعا شبيه فرشتگاني بودن که به زمين اومده بودن

969
00:53:57,484 --> 00:53:58,781
يا چيزي مثل اون.

970
00:53:58,902 --> 00:54:04,159
خب اون واقعا قابل توجه بود ولي يکذره ناراحت کننده بود

971
00:54:04,283 --> 00:54:05,330
چون..

972
00:54:05,451 --> 00:54:06,953
خب چجوري مکاني مثل اين

973
00:54:07,077 --> 00:54:10,456
انقدر زيبا و انقدر دلربا ميتونه در جنگ باشه؟

974
00:54:11,874 --> 00:54:14,047
پدرم خيلي خوشحال بود

975
00:54:14,168 --> 00:54:17,047
ما که انقدر کشور فقير و کوچکي هستيم

976
00:54:17,171 --> 00:54:21,642
و آمريکاييها تصميم گرفته اند تا وارد بشن تا ما رو نجات بدن

977
00:54:21,759 --> 00:54:25,263
نه تنها با پول و منابعشان

<font color="#ffff00">پارچه نوشته:زنده باد دوستي ويتنام-ايالات متحده</font>

978
00:54:25,387 --> 00:54:28,231
بلکه حتي با جانهاي خودشان.

979
00:54:28,348 --> 00:54:30,146
ما خيلي قدردان بوديم.

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

980
00:54:30,267 --> 00:54:31,519
ما فکر ميکرديم که

<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

981
00:54:31,685 --> 00:54:34,529
مطمئنا با اين قدرت به حد کفايت،آمريکائيها قراره پيروز بشن.
<font color="#ff8040">دونگ وان ماي، سايگون</font>

982
00:54:34,688 --> 00:54:38,568
يک پيرمرد با ديدن سربازان خارجي که از روستايش قدم رو عبور ميکردند

983
00:54:38,692 --> 00:54:44,244
از خانه اش بيرون آمد و فرياد ميزد   "زنده باد فرانسه"

984
00:54:44,364 --> 00:54:47,459
او فکر کرده بود که فرانسويان بازگشته اند

985
00:54:48,869 --> 00:54:50,212
مشکل دوروبر اينجا اينه

986
00:54:50,370 --> 00:54:54,671
يک سروان تفنگداران دريايي که يک واحد گشتي را سرپرستي ميکرد به يک گزارشگر اينرا گفت

987
00:54:54,792 --> 00:54:57,591
"کي کدوم خريه"

988
00:54:57,711 --> 00:55:01,511
بعنوان يک عضو صاحب راي شوراي ماموريت سايگون

989
00:55:01,632 --> 00:55:06,058
من مخالف ورود نيروهاي رزمي زميني آمريکايي بودم

990
00:55:08,222 --> 00:55:12,443
حس ميکنم اگه ويتناميها مجبور بودن که اونا رو

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

991
00:55:12,559 --> 00:55:15,688
در يک نبرد خونين و سخت شکست بدن،اونا بايد اونرو خودشون انجام ميدادند.

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

992
00:55:15,813 --> 00:55:19,863
ما بايد هرکار بشر دوستانه اي براي کمک به اونا انجام ميداديم

<font color="#ff8040">سم ويلسون،ارتشي</font>

993
00:55:19,983 --> 00:55:22,657
ولي نميتونستيم جنگ رو براي اونا پيروز بشيم

994
00:55:24,321 --> 00:55:28,292
خب من فکر ميکنم که از رود استيکس(طبق افسانه ها رودي در جهان زيرين(اموات) که ارواح را با خود به عالم اموات ميبرد)در اون لحظه رد شديم.

995
00:55:30,467 --> 00:55:32,900
در اعماق ذهن هر ويتنامي

996
00:55:34,048 --> 00:55:36,115
بيگانه يک مهاجمه

997
00:55:36,673 --> 00:55:38,473
خب وقتي آمريکائيها وارد شدن

998
00:55:39,423 --> 00:55:42,257
ويت کنگ ميتونست افراد بيشتريو
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

999
00:55:44,168 --> 00:55:47,035
براي جنگ عليه متجاوز به خدمت بگيره

1000
00:55:47,059 --> 00:55:54,059
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1001
00:55:55,602 --> 00:55:58,363
اولين اعتراضي که من عليه جنگ در ويتنام در اون شرکت کردم

1002
00:55:58,438 --> 00:56:02,443
اعتراض در تاسيسات شيميايي داو بود

1003
00:56:05,529 --> 00:56:08,123
داو مشغول توليد ناپالم بود

1004
00:56:08,240 --> 00:56:11,244
اونا ناپالم رو بر روي روستاها در ويتنام فرو ميريختند

1005
00:56:11,368 --> 00:56:13,871
اون يک تجربه بسيار مايوس کننده اي بود

1006
00:56:13,996 --> 00:56:16,966
چون فقط 40 نفر در اون شرکت داشتند.

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،از دانشگاه شيکاگو </font>

1007
00:56:17,124 --> 00:56:19,673
و ما بنظر خيلي عقب افتاده

1008
00:56:19,793 --> 00:56:22,842
و خيلي بدون تاثير و ناتوان ميرسيديم

1009
00:56:22,963 --> 00:56:27,013
که اون بيرون با 40 نفر ايستاده بوديم

1010
00:56:27,134 --> 00:56:31,685
اغلب آمريکائيها چيز کمي در مورد هندو چين ميدانستند

1011
00:56:31,805 --> 00:56:35,435
بندرت کسي را ميشناختند که حقيقتا درگير نبرد شده باشد

1012
00:56:35,559 --> 00:56:38,813
دليلي نميديدند تا ادعاي دولت را

1013
00:56:38,979 --> 00:56:41,653
که ايالات متحده منافع حياتي،13000 کيلومتر

1014
00:56:41,815 --> 00:56:44,364
دورتر از کشور داشت را زير سوال ببرند

1015
00:56:46,153 --> 00:56:49,157
با اينوجود هنوز تعداد اندک ولي روبه تزايدي از مردم بودند که

1016
00:56:49,323 --> 00:56:53,169
شروع به مخالفت با جنگ به هر دليلي کرده بودند

1017
00:56:53,285 --> 00:56:57,665
چون آنها فکر ميکردند که آن ناعادلانه يا غير اخلاقي است

1018
00:56:57,831 --> 00:57:00,505
معتقد بودند که ان برخلاف قانون اساسي است

1019
00:57:00,667 --> 00:57:04,171
يا بسادگي طبق منافع ملي کشور نيست.

1020
00:57:04,338 --> 00:57:07,638
<i><font color="#ffff00">#اوه من بسمت نبرد نيو اورلئان قدم رو رفتم #</font></i>

1021
00:57:07,758 --> 00:57:10,602
دو هفته پس ازينکه تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

1022
00:57:10,719 --> 00:57:14,474
اعضاي هيات علمي دانشگاه ميشيگان

1023
00:57:14,598 --> 00:57:17,397
يک مباحثه شبانه بين اساتيد

1024
00:57:17,517 --> 00:57:22,944
و حدود 3000 دانشجو درمورد تشديد جنگ به راه انداختند

1025
00:57:23,065 --> 00:57:24,692
اين تظاهرات حاصل فراخوان يک سخنراني عمومي بود

1026
00:57:24,858 --> 00:57:26,531
چون که اين ايده از گروهي

1027
00:57:26,693 --> 00:57:28,366
از اساتيد دانشگاه منشا گرفته است.

1028
00:57:28,487 --> 00:57:31,707
شما اميد داريد که چه چيزي رخ بده؟

1029
00:57:31,865 --> 00:57:34,368
من دوست دارم که ارتباطي بين مردم

1030
00:57:34,534 --> 00:57:36,662
و دولت گشوده بشه چون من باور دارم

1031
00:57:36,787 --> 00:57:38,664
که اونا به ما نميگن که چه خبره

1032
00:57:38,789 --> 00:57:41,149
و مردم حق اينو دارن که بدونن و ما اين حق رو داريم

1033
00:57:41,249 --> 00:57:42,967
تا به حکومت بگيم نظرمون چيه

1034
00:57:43,085 --> 00:57:48,057
بزودي سخنرانيهاي عمومي در اغلب محوطه هاي دانشگاههاي اصلي
برگزار شد.

1035
00:57:48,173 --> 00:57:51,347
هيچ راه حل اخلاقي فوق العاده اي براي خروج وجود نداره

1036
00:57:51,468 --> 00:57:56,395
دانشگاه نيويورک در منهتن،دانشگاه ويسکانسين در مديسون

1037
00:57:56,515 --> 00:58:01,146
دانشگاه کاليفرنيا در برکلي.

1038
00:58:01,269 --> 00:58:04,398
سخنرانيها واقعا کارهاي پر سر و صدايي بودن

1039
00:58:04,523 --> 00:58:07,026
مشاجره زياد.

1040
00:58:07,150 --> 00:58:08,447
ما ميخوايم بحث کنيم

1041
00:58:08,568 --> 00:58:11,367
که چه چيزي در مورد جنگ ويتنام غلطه و ..

1042
00:58:11,488 --> 00:58:13,286
<i><font color="#ffff00"># و بسياري ديگر #</font></i>

1043
00:58:13,407 --> 00:58:15,000
<i><font color="#ffff00"># ولي من ديگر قدم رو نخواهم رفت #</font></i>

1044
00:58:15,117 --> 00:58:16,494
آيا شما سياست دولت

1045
00:58:16,618 --> 00:58:18,495
در ويتنام جنوبي را تاييد ميکنيد؟

1046
00:58:18,620 --> 00:58:20,213
کاملا از صميم قلب

1047
00:58:20,330 --> 00:58:21,766
اوقات زيادي بود

1048
00:58:21,790 --> 00:58:23,667
مردمي که از جنگ حمايت ميکردند

1049
00:58:23,792 --> 00:58:25,089
به اين سخنرانيها ميومدن

1050
00:58:25,252 --> 00:58:28,256
تا سعي کنن که يک ديدگاه جايگزين ضد کمونيستي ارائه بدن.

1051
00:58:28,380 --> 00:58:30,553
اونا اغلب ساکت ميشدند

1052
00:58:32,634 --> 00:58:36,480
بمباران ويتنام شمالي و رسيدن تفنگداران دريايي

<font color="#ffff00">جنگ در ويتنام را حالا متوقف کنيد</font>

1053
00:58:36,596 --> 00:58:40,601
همچنين معترضان را  در آن بهار به واشنگتن کشاند

<font color="#ffff00">ويتنام براي ويتناميها</font>

1054
00:58:40,726 --> 00:58:42,319
اين تظاهرات توسط  دانشجويان

1055
00:58:42,436 --> 00:58:47,237
براي يک جامعه دموکراتيک يا اس دي اس سازماندهي شد

1056
00:58:47,357 --> 00:58:52,113
من ديدم که اس دي اس فراخوان يک تظاهرات در کاخ سفيد

1057
00:58:52,279 --> 00:58:54,782
در بهار 1965 ميدادند.

1058
00:58:54,906 --> 00:58:57,955
من نميخواستم برم چون نميخواستم مجددا همانطور

1059
00:58:58,076 --> 00:58:59,578
مايوس بشم و ميدوني

1060
00:58:59,703 --> 00:59:01,171
همه اون راهو تا واشنگتن برم

1061
00:59:01,288 --> 00:59:03,208
و بيرون کاخ سفيد همراه 40 نفر بايستم.

1062
00:59:04,750 --> 00:59:07,674
25000 نفر در اون گردهمايي شرکت داشتند.

1063
00:59:10,130 --> 00:59:12,007
و اون ناگهان بمن و سايريني که

1064
00:59:12,132 --> 00:59:15,557
در اونزمان باهاشون کار ميکردم

1065
00:59:15,677 --> 00:59:19,352
گفت که ايجاد يک جنبش ضد جنگ ممکنه

1066
00:59:23,935 --> 00:59:25,913
قکر کردن به ميزات تعهد اون

1067
00:59:25,937 --> 00:59:28,656
کاملا اعجاب انگيز بود

1068
00:59:28,774 --> 00:59:30,902
و اون با آنچه که ما  از اون ميدونستيم

<font color="#ff8040">ژان-ماري کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

1069
00:59:31,026 --> 00:59:36,248
همون اندازه که افراطي بود جور در ميومد.

1070
00:59:37,866 --> 00:59:40,415
از زماني که موگي به خونه اومده بود

1071
00:59:40,535 --> 00:59:42,503
والدين موگي کراکر هيچ چيزي نميتونستن بگن يا کاري نميتونستن انجام بدن

1072
00:59:42,621 --> 00:59:45,044
برانگيختگي عزمش براي خدمت

1073
00:59:45,165 --> 00:59:47,088
و تحولات اخير ويتنام

1074
00:59:47,209 --> 00:59:49,837
تنها عزمش را راسخ کرده بود.

1075
00:59:49,961 --> 00:59:54,057
او ميخواست که چترباز شود و وارد نبرد شود

1076
00:59:54,174 --> 00:59:56,643
والدينش نهايتا با اکراه

1077
00:59:56,760 --> 00:59:59,604
موافقت کردن تا اجازه دهند او برود و در 15 مارس

1078
00:59:59,721 --> 01:00:03,396
يک هفته پس ازينکه اولين تفنگداران دريايي در دانانگ پياده شدند

1079
01:00:03,517 --> 01:00:08,694
دنتون کراکر پسر وارد ارتش ايالات متحده شد.

1080
01:00:08,855 --> 01:00:12,029
خب دنتون يکروز صبح از پله ها پايين امد

1081
01:00:12,192 --> 01:00:15,287
و به فورت ديکس رفت

1082
01:00:15,403 --> 01:00:18,998
اون به هرحال يکجور آرامش بود واقعا

1083
01:00:19,116 --> 01:00:21,960
اينکه کشمکش و اضطراب

1084
01:00:22,077 --> 01:00:25,377
برسر اينکه اون بره يا نره تموم شد.

1085
01:00:25,497 --> 01:00:26,840
و اون خوشحال بود

1086
01:00:26,957 --> 01:00:30,382
و ما فقط سعي کرديم باور کنيم که اين کار درستي براي اون

1087
01:00:30,502 --> 01:00:32,345
بود که انجام داديم

1088
01:00:39,716 --> 01:00:41,983
من در روزهاي اول خيلي نترسيده بودم

1089
01:00:44,183 --> 01:00:47,316
ولي وقتي من مردم مرده رو ديدم

1090
01:00:48,389 --> 01:00:51,289
که منو وحشتزده کرد

1091
01:00:59,977 --> 01:01:04,310
آمريکائيها يک روستا رو چندين ساعت بمباران کردند

1092
01:01:06,229 --> 01:01:09,163
ما رفتيم ببينيم چه اتفاقي افتاده

1093
01:01:10,469 --> 01:01:13,703
روستا قابل شناسايي نبود

<font color="#ff8040">لي مين کويي،از ويتنام شمالي</font>

1094
01:01:14,845 --> 01:01:15,845
از اون به بعد

1095
01:01:17,542 --> 01:01:19,542
من فهميدم که جنگ فرا رسيده بود

1096
01:01:22,679 --> 01:01:26,024
لي مين کويي زماني که دختر کوچکي بود يتيم شد

1097
01:01:26,141 --> 01:01:29,065
والدينش قربانيان اصلاحات ارضي بيرحمانه اي بودند

1098
01:01:29,186 --> 01:01:31,814
که کمونيستها اعمال ميکردند.

1099
01:01:31,938 --> 01:01:34,441
او توسط خاله و شوهرخاله اش بزرگ شد

1100
01:01:34,566 --> 01:01:38,616
که او را تشويق کردند تا ادبيات آمريکايي بخواند

1101
01:01:38,778 --> 01:01:43,454
او 16 ساله بود که عمليات رعد و برق شروع شد

1102
01:01:43,784 --> 01:01:47,150
خانه ام مجاور خانه سالمندان بود

1103
01:01:49,017 --> 01:01:50,217
اون کاملا نابود شد

1104
01:01:50,823 --> 01:01:52,890
بمبها روي بازار و مدرسه ميفتادن

1105
01:01:56,956 --> 01:01:58,623
بعد يک استخدام کننده اومد

1106
01:02:00,582 --> 01:02:02,582
دنبال داوطلب ميگشت

1107
01:02:06,302 --> 01:02:10,235
سرم پر از روحيه ماجراجويي نيرومندي بود

1108
01:02:11,276 --> 01:02:14,410
ولي من خيلي جوون بودم.شما بايد 17 ساله ميبوديد.

1109
01:02:14,969 --> 01:02:18,102
بنابراين من درمورد سنم دروغ گفتم و ثبت نام کردم

1110
01:02:18,902 --> 01:02:21,451
کويي به سازماني موسوم به

1111
01:02:21,571 --> 01:02:24,324
"گردانهاي ضربت جوانان عليه آمريکائيها

1112
01:02:24,491 --> 01:02:26,368
براي نجات ملي" مامور شد

1113
01:02:26,493 --> 01:02:29,838
و همراه با هزاران افراد جوان ديگر

1114
01:02:29,996 --> 01:02:34,172
بسمت جنوب براي کار بازنگهداشتن مسير هوشي مين فرستاده شد

1115
01:02:36,587 --> 01:02:38,587
پيش از اينکه برم شوهر خالم گفت

1116
01:02:40,458 --> 01:02:42,591
"ادبيات آمريکايي خيلي بي همتاست

1117
01:02:44,094 --> 01:02:46,627
تو بايد مقداري با خودت بياري"

1118
01:02:47,097 --> 01:02:50,464
من هميشه عاشق ادبيات آمريکايي بودم

1119
01:02:51,711 --> 01:02:53,377
و بخصوص عاشق همينگوي بودم

1120
01:02:55,031 --> 01:02:58,631
من از کتاب "زنگها براي که به صدا در ميايند"(اثر همينگوي)چيزها آموختم.

1121
01:02:58,707 --> 01:03:02,207
مثل زيرکي مردي که پل را منهدم ميکنه.

1122
01:03:03,072 --> 01:03:05,872
من ديدم چگونه اون از پس جنگ براومد

1123
01:03:06,462 --> 01:03:09,162
و من از اون شخصيت ياد گرفتم

1124
01:03:13,873 --> 01:03:15,671
همانطور که جانسون از آن وحشت داشته بود

1125
01:03:15,792 --> 01:03:19,513
بسرعت آشکار شد که
عمليات جنگي بمباران به تنهايي

1126
01:03:19,629 --> 01:03:21,256
اثري ندارد

1127
01:03:21,381 --> 01:03:25,602
جريان مداوم سربازان و تدارکات بسمت پايين

1128
01:03:25,719 --> 01:03:27,892
از طريق مسير هوشي مين ادامه داشت

1129
01:03:28,054 --> 01:03:30,728
ژنرال وست مورلند و روساي ستاد مشترک

1130
01:03:30,890 --> 01:03:34,394
خواستار افراد بيشتر،دهها هزار نفر از آنها شدند

1131
01:03:34,519 --> 01:03:37,739
رئيس جمهور محتاط بود

1132
01:03:37,856 --> 01:03:40,575
او گفت که او ميخواست به اندازه کافي کار انجام دهد ولي نه خيلي زياد.

1133
01:03:40,692 --> 01:03:44,572
ولي او کاملا با ارسال دو گردان تفنگداران دريايي ديگر موافق بود

1134
01:03:44,696 --> 01:03:50,203
و ماموريتشان را از حفاظت پايگاه به نبرد فعالانه تغيير داد.

1135
01:03:50,327 --> 01:03:51,579
براي اولين بار

1136
01:03:51,703 --> 01:03:54,081
از سربازان آمريکائي خواسته ميشد

1137
01:03:54,247 --> 01:03:57,296
تا خودشان  در ويتنام بجنگند

1138
01:03:57,417 --> 01:04:00,796
جانسون نميخواست که آن حقيقت

1139
01:04:00,920 --> 01:04:03,343
براي مردم آمريکا آشکار شود

1140
01:04:03,465 --> 01:04:05,183
ولي بمباران ويتنام شمالي

1141
01:04:05,300 --> 01:04:07,769
و شايعات اقدامات خشنتر که پخش ميشد

1142
01:04:07,886 --> 01:04:11,186
نگرانيها را در سراسر دنيا افزايش داد

1143
01:04:11,306 --> 01:04:14,025
دبيرکل سازمان ملل اوتانت
يک آتش بس

1144
01:04:14,142 --> 01:04:16,361
سه ماهه را مطرح کرده بود

1145
01:04:16,478 --> 01:04:19,277
بريتانياي کبير،نزديکترين متحد آمريکا

1146
01:04:19,397 --> 01:04:23,118
علنا پيشنهاد داد تا مذاکرات ژنو

1147
01:04:23,234 --> 01:04:26,113
که ويتنام را در 1954 تقسيم کرده بود

1148
01:04:26,279 --> 01:04:29,749
با هدف اتحاد مجدد آن  بار ديگر برگزار شود

1149
01:04:29,866 --> 01:04:32,961
به مردم ويتنام جنوبي اجازه داده شود تا کشور

1150
01:04:33,119 --> 01:04:34,416
خودشان را بدست بگيرند

1151
01:04:34,537 --> 01:04:37,791
در 7 آوريل(فروردين ماه)در دانشگاه جان هاپکينز

1152
01:04:37,916 --> 01:04:40,089
جانسون تلاش کرد تا دنياي

1153
01:04:40,210 --> 01:04:42,463
مقاصد خيرخواهانه آمريکا را متقاعد کند

1154
01:04:42,587 --> 01:04:46,967
و باري ديگر ترسهاي امريکائيان را از جنگ وسيعتر برطرف کند.

1155
01:04:48,635 --> 01:04:52,481
در ماههاي اخير،حملات بر ضد ويتنام جنوبي تشديد يافت.

1156
01:04:52,597 --> 01:04:57,444
بنابراين ما بايد پاسخمان را افزايش دهيم

1157
01:04:57,560 --> 01:05:00,655
و حملات هوايي انجام دهيم

1158
01:05:00,814 --> 01:05:04,364
اين يک تغيير هدف نيست

1159
01:05:04,484 --> 01:05:09,911
اين تغييري در آن چيزي است که ما معتقديم آن هدف نيازمند آن است.

1160
01:05:10,031 --> 01:05:13,831
هيچ چيزي در مورد فرامين جديدي که تفنگداران دريايي را مستقيما به نبرد

1161
01:05:13,952 --> 01:05:16,501
مي فرستاد گفته نشد

1162
01:05:16,621 --> 01:05:21,297
بجاي آن رئيس جمهور خواستار مذاکرات بي قيد و شرط

1163
01:05:21,418 --> 01:05:24,718
با هانوي شد
و بعنوان يک تاجر جديد قديمي

1164
01:05:24,838 --> 01:05:27,557
يک برنامه توسعه گسترده براي همه

1165
01:05:27,674 --> 01:05:29,642
آسياي جنوب شرقي پيشنهاد کرد

1166
01:05:29,759 --> 01:05:32,353
رود مکونگ وسيع ميتواند غذا

1167
01:05:32,512 --> 01:05:34,014
و آب و برق در مقياسي فراهم کند که

1168
01:05:34,180 --> 01:05:37,650
که حتي شرکت توسعه آب وبرق دره رود تنسي خود ما را  ناچيز جلوه ميدهد.

1169
01:05:39,853 --> 01:05:41,947
من بيرون از روستا بودم

1170
01:05:42,063 --> 01:05:44,316
به ما از اون روستا شليک ميشد

1171
01:05:44,441 --> 01:05:46,694
من يک راديو ترانزيستوري کوچک داشتم

1172
01:05:46,860 --> 01:05:49,864
و اونجا نشسته بودم و داشتم به حرفهاي ليندون جانسون گوش ميدادم.

1173
01:05:50,029 --> 01:05:51,872
از قدرتمان با خويشتنداري استفاده خواهيم کرد

1174
01:05:51,990 --> 01:05:53,958
و با تمام خرد ورزي

1175
01:05:54,075 --> 01:05:57,500
در همون زمان ما بايد از پشت سر در روستا دراز ميکشيديم
<font color="#ff8000">فليپ بردي،مشاور تفنگداران دريايي</font>

1176
01:05:57,620 --> 01:05:59,372
بنابراين من داشتم از پشت سر فرياد ميکشيدم

1177
01:05:59,539 --> 01:06:02,839
و به سخنان صلح طلبانه رئيس جمهور گوش ميدادم

1178
01:06:02,959 --> 01:06:05,963
ما سعي خواهيم کرد تا جلوي گسترش درگيري را بگيريم

1179
01:06:06,087 --> 01:06:08,761
اون عجيب و غريب بود

1180
01:06:08,882 --> 01:06:10,884
ما ميل نداريم تا آنچه را که

1181
01:06:11,050 --> 01:06:15,226
مردم ويتنام شمالي با رنج و زحمت و فداکاري

1182
01:06:15,346 --> 01:06:18,475
ساخته اند ويران کنيم

1183
01:06:18,600 --> 01:06:24,607
اين جنگ مثل اغلب جنگها با طنز وحشتناکي آکنده است

1184
01:06:24,731 --> 01:06:26,404
مردم ويتنام شمالي چه چيزي ميخواهند؟

1185
01:06:31,446 --> 01:06:35,496
هانوي پيشنهاد رئيس جمهور را بعنوان يک فريب تقبيح کرد.

1186
01:06:35,617 --> 01:06:38,587
مشاورين جانسون و روساي ستاد مشترک

1187
01:06:38,745 --> 01:06:42,795
به بحث در مورد اينکه چند نفر واقعا مورد نياز است

1188
01:06:42,916 --> 01:06:46,295
و با چه سرعتي آنان بايد مستقر شوند ادامه ميدادند

1189
01:06:46,419 --> 01:06:50,765
در همين ضمن رئيس جمهور اولين سربازان رزمي ارتش  را

1190
01:06:50,924 --> 01:06:52,096
به آن کشور فرستاد

1191
01:06:52,217 --> 01:06:54,390
بطور فزاينده اي روشن ميشد که

1192
01:06:54,511 --> 01:06:58,266
ايالات متحده براي مدت طولاني درگير آن ميشد

1193
01:07:02,101 --> 01:07:09,326
شما نميتونيد  در مورد چيزي مثل جنگ فقط شاهد بيطرف باشيد.
<font color="#ff8040">
جو گالووي،روزنامه نگار</font>

1194
01:07:17,116 --> 01:07:21,041
اون از گلوي شما پائين ميخزه

1195
01:07:21,162 --> 01:07:26,293
اون شما رو از درون و بيرون زنده زنده ميخوره .

1196
01:07:30,713 --> 01:07:35,344
اونچيزي نيست که شما بتونين در موردش عقب ايستيد و بيطرف باشيد

1197
01:07:35,468 --> 01:07:41,726
و معترض باشيد و همه اون چيزهايي که ما سعي کرديم

1198
01:07:41,849 --> 01:07:45,353
بعنوان گزارشگر،روزنامه نگار و عکاس باشيم

1199
01:07:48,064 --> 01:07:50,783
اونجوري پيش نميره

1200
01:07:57,490 --> 01:08:01,085
حضور رو به رشد سربازان جنگي آمريکايي در ويتنام

1201
01:08:01,202 --> 01:08:05,173
گروهي از روزنامه نگاران را به خود جذب کرد

1202
01:08:05,290 --> 01:08:07,338
سانسور مطبوعات به آن صورت که  در جنگ دوم جهاني

1203
01:08:07,500 --> 01:08:10,800
رخ داده بود وجود نداشت

1204
01:08:10,920 --> 01:08:15,175
گزارشگران فقط محبور بودند تا موافقت کنند که از دستورالعملهاي نظامي

1205
01:08:15,341 --> 01:08:17,639
بقدري که امنيت عملياتهاي جاري

1206
01:08:17,760 --> 01:08:20,013
را به خطر نيندازند پيروي کنند.

1207
01:08:20,138 --> 01:08:22,391
آن کار خطرناکي بود

1208
01:08:22,515 --> 01:08:26,861
بيش از 200 روزنامه نگار و عکاس در حين پوشش خبري

1209
01:08:27,020 --> 01:08:30,069
جنگ  در آسياي جنوب شرقي کشته شدند

1210
01:08:30,189 --> 01:08:33,443
جوزف لي گالووي يک گزارشگر جوان آژانس خبري يونايتد پرس

1211
01:08:33,568 --> 01:08:36,868
از روفيگوي تگزاس بود

1212
01:08:36,988 --> 01:08:40,709
او در سايگون فقط به اندازه اي توقف کرد تا براي گرفتن اعتبارنامه اش کافي باشد

1213
01:08:40,825 --> 01:08:43,795
بعد بسمت دانانگ رفت

1214
01:08:43,911 --> 01:08:47,165
تفنگداران دريايي در اصل آنجا به ساحل مي آمدند

1215
01:08:47,290 --> 01:08:49,793
تا از پايگاه هواي حفاظت کنند

1216
01:08:49,917 --> 01:08:55,890
و اونا به سرعت مي فهميدند که شما نميتونيد فقط از يک پايگاه هوايي حفاظت کنيد

1217
01:08:56,049 --> 01:08:57,722
شما بايد پخش بشيد

1218
01:08:57,884 --> 01:08:59,236
چون اونا قراره شما رو با خمپاره بزنن

1219
01:08:59,260 --> 01:09:01,012
اونا قرار بسمتتون راکت شليک کنند

1220
01:09:01,137 --> 01:09:04,812
بنابراين شما مجبوريد تا به
25 يا 30 کيلومتري اونجا برسيد

1221
01:09:04,932 --> 01:09:08,857
اون معنيش اينه که شما مجبوريد تا عملياتها رو تا انقدر دور انجام بديد

1222
01:09:08,978 --> 01:09:10,400
و زماني که شما داشتيد اون کارو انجام ميدادين

1223
01:09:10,563 --> 01:09:12,816
شما ديگه از يک پايگاه هوايي حفاظت نميکرديد

1224
01:09:14,692 --> 01:09:17,866
شما مشغول انجام عمليات در قلمرو دشمن بوديد

1225
01:09:26,830 --> 01:09:28,896
اهميتي نداشت شما چقدر قوي هستيد

1226
01:09:29,832 --> 01:09:31,832
اگه شما با ميدان نبرد آشنا نبوديد

1227
01:09:31,917 --> 01:09:32,917
با آب و هوا

1228
01:09:34,295 --> 01:09:35,562
با آداب و رسوم محلي

1229
01:09:37,354 --> 01:09:39,287
اون خيلي سخت ميشد

1230
01:09:40,700 --> 01:09:44,400
آمريکائيها خيلي بلند قد و کند بودن

<font color="#ff8040">وين تان سان،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1231
01:09:44,429 --> 01:09:46,695
اونا باندازه سربازان ما سريع نبودن

1232
01:09:48,476 --> 01:09:52,777
انقدر که عوارض زمين  در ان محل مرعوب کننده بود

1233
01:09:52,897 --> 01:09:56,117
ويت کنگ ترسناک نبود.

1234
01:09:56,275 --> 01:10:00,872
رفتن از نقطه آ به ب در جنگل

<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

1235
01:10:00,988 --> 01:10:02,285
خيلي دشوار بود

1236
01:10:02,407 --> 01:10:06,753
همانطور که يکبار براي من اتفاق افتاد،چهار ساعت وقت برد

1237
01:10:06,869 --> 01:10:08,963
تا 800 متر حرکت کنيم

1238
01:10:09,080 --> 01:10:12,254
از ميان اين بيشه با قمه بايد راهمان را باز ميکرديم

1239
01:10:14,544 --> 01:10:20,347
ويت کنگ عوارض زمين را بهتر از تفنگداران دريايي ميشناختند

1240
01:10:20,466 --> 01:10:24,141
و حلقه هاي(محاصره)  در اطراف  انها تشکيل ميدادند

1241
01:10:36,482 --> 01:10:41,830
فورت ديکس،10 ژوئن 1965

1242
01:10:41,988 --> 01:10:43,490
مادر عزيزم

1243
01:10:43,656 --> 01:10:47,581
دوره مقدماتي حالا تمام شده و من حالا منتظر دستوراتم

1244
01:10:47,702 --> 01:10:49,875
انتظار براي فرامين ميتوانست بسيار کند باشد

1245
01:10:49,996 --> 01:10:51,716
ولي من فهميده ام که آنجا فرصتهاي عالي

1246
01:10:51,831 --> 01:10:53,549
براي برخي مطالعات وجود دارد.

1247
01:10:53,666 --> 01:10:55,839
اخيرا من کتابهاي بلنديهاي بادگير

1248
01:10:55,960 --> 01:11:00,636
مزرعه حيوانات،هفت ستون خرد و ارباب جيم را مطالعه کرده ام

1249
01:11:00,757 --> 01:11:02,430
اميدوارم شما همگي خوب باشيد

1250
01:11:02,550 --> 01:11:04,018
دوستتان دارم،موگي

1251
01:11:05,845 --> 01:11:08,473
موگي کراکر اجازه يافت تا پيش از انتقال به ويتنام

1252
01:11:08,598 --> 01:11:11,351
دو هفته در خانه باشد

1253
01:11:13,269 --> 01:11:15,038
ما يک روز عصر مشغول صرف شام بوديم

1254
01:11:15,062 --> 01:11:18,316
داشتيم فکر ميکنم در کل در مورد جنگ

1255
01:11:18,441 --> 01:11:20,660
و وضعيت کلي صحبت ميکرديم.

1256
01:11:20,777 --> 01:11:25,453
و موگي گفت البته اگه من يک ويتنامي ميبودم

1257
01:11:25,573 --> 01:11:28,372
من در طرف ويت کنگ ميبودم

1258
01:11:28,493 --> 01:11:32,214
من گيج شدم

1259
01:11:32,330 --> 01:11:35,630
فکر ميکنم مثل انقلاب کشورمون

1260
01:11:35,750 --> 01:11:39,220
اون نيازشون براي آزاديشون رو درک ميکرد

1261
01:11:39,337 --> 01:11:41,465
ولي بعنوان يک شهروند آمريکايي

1262
01:11:41,589 --> 01:11:46,470
او تصوير بزرگتري از تلاش براي مقاومت در برابر کمونيسم رو ميديد.

1263
01:11:46,594 --> 01:11:49,313
به ياد ميارم يک شب بخصوص

1264
01:11:49,430 --> 01:11:51,057
او و من تا ديروقت بيدار مونديم

1265
01:11:51,224 --> 01:11:56,230
و او ناگهان سرش رو به دستهايش تکيه داد

1266
01:11:56,395 --> 01:11:59,490
و گفت:من نميخوام که برگردم

1267
01:12:00,691 --> 01:12:02,989
من مات و مبهوت شدم

1268
01:12:03,110 --> 01:12:08,708
و بهش گفتم:اما اين همون کاريه که تو ميخواي انجام بدي

1269
01:12:08,825 --> 01:12:12,250
هيچ وقت براي من پيش نيامده بود که اون در مورد
اين مردد باشه

1270
01:12:12,370 --> 01:12:15,749
اينکه اون ميترسيد و هنوز مصمم بود که بره

1271
01:12:26,425 --> 01:12:30,146
در ويتنام جنوبي،اوضاع مدام بدتر ميشد

1272
01:12:32,265 --> 01:12:34,768
<i><font color="#ffff00">#خب تو الماستو بدست اورده اي#</font></i>

1273
01:12:34,892 --> 01:12:37,941
ويت کنگ در ماه مي(ارديبهشت)

1274
01:12:38,062 --> 01:12:41,737
حالا با حمايت چهار هنگ از نيروهاي منظم ويتنام شمالي

1275
01:12:41,858 --> 01:12:44,327
تقريبا 5000 نفر

1276
01:12:44,443 --> 01:12:48,289
در حال نابودي  معادل با يک گردان ويتنام جنوبي

1277
01:12:48,406 --> 01:12:50,124
در هر هفته بودند

1278
01:12:50,241 --> 01:12:52,039
<font color="#ffff00"><i># ولي با من بازي نکن#</i></font>

1279
01:12:52,159 --> 01:12:54,287
<i><font color="#ffff00">#چون تو داري با آتش بازي ميکني#</font></i>

1280
01:12:54,453 --> 01:12:59,425
ويتنام جنوبي حالا بنظر ميرسيد تنها چند هفته تا فروپاشي کامل فاصله دارد

1281
01:12:59,542 --> 01:13:03,137
از روي ناچاري ژنرال وستمورلند فورا خواستار

1282
01:13:03,254 --> 01:13:08,181
دهها هزار نفر ديگر از سربازان آمريکايي شد

1283
01:13:08,301 --> 01:13:11,020
ولي نه بمباران مداوم

1284
01:13:11,137 --> 01:13:14,767
و نه احتمال رو به فزون درگيري تمام عيار آمريکا

1285
01:13:14,891 --> 01:13:18,145
به نظر نميرسيد که هانوي را ترسانده باشد

1286
01:13:18,311 --> 01:13:21,155
لي زوان با وجود شکست در پيروزي در جنگ

1287
01:13:21,272 --> 01:13:23,946
پيش ازينکه ايالات متحده نيروي زميني خود را بفرستد

1288
01:13:24,066 --> 01:13:27,195
حالا   مردم آمريکا را

1289
01:13:27,320 --> 01:13:30,745
مثل مردم فرانسه پيش از آنها،

1290
01:13:30,865 --> 01:13:36,497
متقاعد کرد که يک جنگ پر هزينه خونين،  حالا در حال شروع بسيار دور از خانه است.

1291
01:13:36,621 --> 01:13:41,673
او در مقابل گفت:شمال هزينه ها را حساب نخواهد کرد

1292
01:13:41,792 --> 01:13:44,341
اعتماد به نفس لي زوان با کمک

1293
01:13:44,462 --> 01:13:47,056
مداخله آمريکا که اتحاد شوروي و چين را مجبور کرده بود

1294
01:13:47,173 --> 01:13:50,723
به او پيشنهاد کمک ارائه دهند،تقويت شده بود

1295
01:13:50,843 --> 01:13:55,019
مسکو موافقت کرد که مقادير زيادي از تسليحات و تجهيزات مدرن

1296
01:13:55,139 --> 01:13:56,482
را براي ويتنام شمالي تدارک ببيند

1297
01:13:56,599 --> 01:14:01,355
هانوي نهايتا بيشترين امکانات دفاعي نسبت به هرشهر ديگري

1298
01:14:01,520 --> 01:14:02,737
در زمين را پيدا کرد.

1299
01:14:02,855 --> 01:14:05,984
و چين موافقت کرد که سربازان پشتيباني را بفرستد که

1300
01:14:06,108 --> 01:14:09,328
سربازان ويتنام شمالي را براي نبرد

1301
01:14:09,445 --> 01:14:10,992
در جنوب آزاد ميکرد.

1302
01:14:11,113 --> 01:14:16,210
320 هزار چيني نهايتا پشت خطوط در شمال

1303
01:14:16,369 --> 01:14:19,418
خدمت کردند

1304
01:14:19,538 --> 01:14:21,632
لي زوان وعده داد:ما به هر طريقي که ايالات متحده

1305
01:14:21,749 --> 01:14:25,003
بخواهد خواهيم جنگيد

1306
01:14:26,212 --> 01:14:29,386
در ژوئن 1965(خرداد ماه)

1307
01:14:29,548 --> 01:14:31,971
وزير مک نامارا،وزير دفاع

<font color="#ff8040">جان نگروپونته،سفارت  ايالات متحده</font>

1308
01:14:32,093 --> 01:14:33,390
به سايگون آمد

1309
01:14:33,511 --> 01:14:37,015
تعداد زيادي سروان و سرگرد  و ستوان اونجا بودن.

1310
01:14:37,139 --> 01:14:41,064
و همه به مک نامارا ميگفتن

1311
01:14:41,227 --> 01:14:43,571
وضعيت خيلي وخيمه

1312
01:14:43,729 --> 01:14:46,403
ما بايد نيروهاي ايالات متحده رو وارد کنيم

1313
01:14:46,524 --> 01:14:49,448
بنابراين،با وجود همه شک وشبهه ها،که ما ممکنه داشته باشيم

1314
01:14:49,568 --> 01:14:51,366
هرچه که مردم ممکن باشه پس از اون واقعه بگن

1315
01:14:51,487 --> 01:14:54,240
من مشخصا در اون زمان بخاطر ميارم

1316
01:14:54,407 --> 01:14:57,160
که داشتم به وزير دفاع ميگفتم که من فکر ميکنم ما بايد

1317
01:14:57,284 --> 01:14:58,331
سربازان رو به اونجا بياريم

1318
01:14:59,662 --> 01:15:01,005
بمدت سه هفته

1319
01:15:01,122 --> 01:15:04,342
رئيس جمهور و مشاورانش در مورد چگونگي پاسخگويي به  درخواست فوري

1320
01:15:04,458 --> 01:15:08,088
وستمورلند براي نيروهاي بيشتر بحث ميکردند

1321
01:15:08,212 --> 01:15:12,763
و اغلب در مورد اينکه چه تعداد نيرو و با چه سرعتي بايد ارسال شود اختلاف داشتند.

1322
01:15:12,883 --> 01:15:17,263
معاون وزارت خارجه جرج بال بر ضد تشديد بيشتر جنگ

1323
01:15:17,430 --> 01:15:20,058
استدلال اورد.

1324
01:15:20,182 --> 01:15:24,107
او به رئيس جمهور گفت که اين جنگ را نميتوان برنده شد

1325
01:15:24,270 --> 01:15:27,274
مردم آمريکا  از آن بيزار تر خواهند شد

1326
01:15:27,398 --> 01:15:29,446
سربازان ما در جنگلها و کشتزارهاي برنج

1327
01:15:29,567 --> 01:15:31,945
زمين گير خواهند شد.او هشدار داد:

1328
01:15:32,111 --> 01:15:35,615
در همين حين ما به آرامي کشور را متلاشي خواهيم کرد

1329
01:15:35,781 --> 01:15:38,125
هيچ کس ديگري با او موافق نبود

1330
01:15:38,242 --> 01:15:41,337
<i><font color="#ffff00"># ولي با من بازي نکن#</font></i>

1331
01:15:41,454 --> 01:15:46,961
جانسون در نهايت 50 هزار نفر را براي وستمورلند فرستاد.

1332
01:15:47,126 --> 01:15:52,508
ولي او تا پايان 1965،تعهد کرد که 50 هزار نفر ديگر را ميفرستد

1333
01:15:52,631 --> 01:15:55,555
و هنوز اگر تعداد بيشتري مورد نياز باشد،باز هم نيرو ميفرستد

1334
01:15:55,676 --> 01:15:58,020
<i><font color="#ffff00"># چون تو داري با آتش بازي ميکني#</font></i>

1335
01:15:59,805 --> 01:16:03,651
# Gory, gory, what
a hell of a way to die #

1336
01:16:03,779 --> 01:16:06,112
زمانيکه آمريکائيها در 1965 وارد شدن

1337
01:16:07,776 --> 01:16:10,976
همه چيز در ويتنام جنوبي آشفته و بي سر وسامان بود

1338
01:16:12,032 --> 01:16:15,432
هيچ کس در مورد اون کشور ،مردمش
<font color="#ff8040">تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي</font>

1339
01:16:20,705 --> 01:16:23,505
زميني که اونها درش ميجنگيدند،چيزي نميدونست

1340
01:16:23,573 --> 01:16:24,573
فکر ميکنم

1341
01:16:25,410 --> 01:16:27,876
اون يک اشتباه بزرگ بود

1342
01:16:32,296 --> 01:16:34,014
شليک نکنيد

1343
01:16:34,131 --> 01:16:35,223
شليک نکنيد

1344
01:16:36,467 --> 01:16:38,094
آيا اين حقيقت که

1345
01:16:38,219 --> 01:16:41,143
شما در حال ارسال نيروهاي اضافي به ويتنام  هستيد

1346
01:16:41,263 --> 01:16:44,187
نشان دهنده تغييري در سياست موجود

1347
01:16:44,308 --> 01:16:47,903
در استفاده از نيروهاي امريکايي براي حفاظت از تاسيسات آمريکا

1348
01:16:48,020 --> 01:16:50,193
و عمل کردن به عنوان يک نيروي پشتيبان  اضطراري است؟

1349
01:16:50,314 --> 01:16:53,488
اون نشاندهنده هيچ تغييري در  سياست موجود نيست

1350
01:16:53,609 --> 01:16:56,579
اون نشاندهنده هيچ تغييري در اهداف نيست

1351
01:17:00,032 --> 01:17:01,872
ماه ژوئن سربازان اينجا

1352
01:17:01,951 --> 01:17:03,123
در حال گرفتن آنچه بنظر...

1353
01:17:03,244 --> 01:17:05,747
اغلب گزارشهاي تلويزيوني از ويتنام

1354
01:17:05,871 --> 01:17:09,216
بازتابي از فيلمهاي کوتاه خبري بود که آمريکائيها را براي ديدنش

1355
01:17:09,333 --> 01:17:13,634
طي جنگ دوم جهاني گردهم مياورد،مشتاقانه،غير قابل سوال

1356
01:17:13,754 --> 01:17:18,555
آدمهاي خوب در حال نبرد و شکست دادن آدم بدها بودند.

1357
01:17:18,717 --> 01:17:23,063
اما در زمان صرف شام در 5 اوت 1965(مرداد ماه)

1358
01:17:23,222 --> 01:17:25,975
آمريکائيها روي ديگر جنگ را ديدند

1359
01:17:27,643 --> 01:17:30,237
ما در حومه روستاي کم ني

1360
01:17:30,354 --> 01:17:32,072
با افرادي از گردان يکم

1361
01:17:32,231 --> 01:17:35,656
گزارشگر سي.بي.اس مورلي سيفر و  همکارانش

1362
01:17:35,776 --> 01:17:38,996
در حال گشتزني همراه تفنگداران دريايي در نزديکي دانانگ بودند

1363
01:17:39,113 --> 01:17:42,208
دستوراتشان در درجه اول جستجو در مجموعه اي از

1364
01:17:42,324 --> 01:17:46,204
چهار روستا براي مخفيگاههاي اسلحه و برنج

1365
01:17:46,328 --> 01:17:51,209
فراهم شده براي دشمن و بعد نابودي همه آنها بود.

1366
01:17:54,628 --> 01:17:57,632
اين چيزيه که جنگ در ويتنام همش بخاطر اونه

1367
01:18:01,468 --> 01:18:04,893
پير و خيلي جوان

1368
01:18:05,014 --> 01:18:07,767
تفنگداران دريايي اين دو

1369
01:18:07,892 --> 01:18:09,769
کلبه روستايي قديمي را سوزانده اند

1370
01:18:09,894 --> 01:18:11,612
چون از اينجا شليک ميشد

1371
01:18:11,770 --> 01:18:13,363
حالا زمانيکه شما بدرون روستا قدم ميگذاريد

1372
01:18:13,480 --> 01:18:15,107
شما به هيچ وجه فرد جواني را نميبينيد

1373
01:18:19,904 --> 01:18:23,033
عمليات انروز 150 خانه را سوزانيد

1374
01:18:23,157 --> 01:18:26,411
سه زن را مجروح،يک بچه را کشت

1375
01:18:26,535 --> 01:18:31,962
يک تفنگدار دريايي را مجروح و اين 4 اسير را به دام انداخت

1376
01:18:32,082 --> 01:18:35,006
عمليات امروز نااميد کردن ويتنام

1377
01:18:35,127 --> 01:18:36,925
در يک مقياس کوچک است.

1378
01:18:37,046 --> 01:18:39,344
ترديد اندکي وجود دارد که قدرت آتش امريکايي

1379
01:18:39,465 --> 01:18:41,684
بتواند يک پيروزي نظامي در اينجا کسب کند

1380
01:18:41,800 --> 01:18:46,556
اما براي يک دهقان ويتنامي که خانه اش

1381
01:18:46,680 --> 01:18:48,978
سرمايه يک عمر کار پرزحمت است

1382
01:18:49,099 --> 01:18:51,852
آن چيزي بيشتر از وعده هاي رياست جمهوري

1383
01:18:51,977 --> 01:18:54,821
براي متقاعد کردن او باينکه ما در جبهه او هستيم،هزينه دارد.

1384
01:18:56,607 --> 01:18:58,487
صبح روز بعد رئيس جمهور با دوستش

1385
01:18:58,567 --> 01:19:02,697
فرانک استانتون،رئيس سي.بي.اس تماس گرفت

1386
01:19:02,821 --> 01:19:05,995
سلام فرانک،من رئيس جمهورت هستم

1387
01:19:06,116 --> 01:19:08,244
آيا تو داري سعي ميکني که منو بگايي؟

1388
01:19:09,703 --> 01:19:13,048
جانسون گفت:سيفر  پرچم آمريکايي را از ريخت انداخت.

1389
01:19:13,165 --> 01:19:17,466
او احتمالا عامل کرملين بود ،بايد اخراج شود

1390
01:19:17,586 --> 01:19:21,716
تفنگداران دريايي ادعا کردند که سيفر يک فندک مارک زيپو ارائه کرده

1391
01:19:21,840 --> 01:19:25,595
و از تفنگداران درياي خواسته که آن کلبه را جلوي دوربين آتش بزنند

1392
01:19:25,719 --> 01:19:28,017
يک سرگرد در اداره رسانه اي تفنگداران دريايي دانانگ

1393
01:19:28,138 --> 01:19:32,143
سي.بي.اس را سيستم خبرپراکني کمونيستي خواند.

1394
01:19:33,352 --> 01:19:34,695
ولي پس از آن عمليات

1395
01:19:34,853 --> 01:19:40,075
سيفر با برخي از تفنگداران دريايي که کم ني را سوزانده بودند مصاحبه کرد

1396
01:19:40,192 --> 01:19:42,411
آيا تو هرگز هيچ افکار شخصي

1397
01:19:42,528 --> 01:19:45,031
کوچکترين افسوس شخصي درمورد برخي از اين مردميکه

1398
01:19:45,155 --> 01:19:46,407
تو اونها رو بي خانمان ول کردي داشته اي؟

1399
01:19:46,532 --> 01:19:47,749
من احساس هيچ پشيماني ندارم

1400
01:19:47,866 --> 01:19:49,052
من فکر نميکنم هيچ کس ديگه اي افسوس بخوره

1401
01:19:49,076 --> 01:19:50,316
شما نميتونيد انتظار داشته باشيد که وظيفتون رو انجام بدين

1402
01:19:50,369 --> 01:19:51,746
و براي اين افراد حس تاسف داشته باشيد

1403
01:19:53,872 --> 01:19:56,170
زمانيکه برخي بينندگان،شوکه شدنشان را ابراز کردند

1404
01:19:56,292 --> 01:20:00,297
وستمورلند تاييد کرد:ما يک مشکل واقعي داريم

1405
01:20:00,421 --> 01:20:04,267
که تا زمانيکه در ويتنام هستيم با ما خواهد بود

1406
01:20:04,383 --> 01:20:09,435
فرماندهان بايد خويشتن داري غير طبيعي

1407
01:20:09,555 --> 01:20:13,401
و قضاوتي که اغلب مطلوب مردان جوان نيست،نسبت به جنگ اعمال کنند

1408
01:20:17,563 --> 01:20:20,282
شما اوايل تاحدي  فکر ميکرديد

1409
01:20:20,399 --> 01:20:23,027
اون قراره مثل برنامه شبيه سازي کامپيوتري باشه،ميدوني

1410
01:20:23,152 --> 01:20:25,746
گردش از ميان پاريس پس از آزادسازي

1411
01:20:27,906 --> 01:20:30,659
خب ،ميدوني اون مطمئنا اونجوري کار نميکرد

1412
01:20:32,828 --> 01:20:35,047
ميتونم بخاطر بيارم يکبار داشتم به اون شهرک ميرفتم

1413
01:20:35,164 --> 01:20:38,418
و ميتونم بخاطر بيارم کل يک خانواده ويتنامي رو

1414
01:20:38,542 --> 01:20:41,261
که از ترس در يک پناهگاه زيرزميني جمع شده بودند.

1415
01:20:42,629 --> 01:20:44,927
و اونا از ما وحشت داشتند

1416
01:20:48,719 --> 01:20:51,268
و به ياد ميارم داشتم فکر ميکردم که به خودم گفتم

1417
01:20:51,388 --> 01:20:55,518
خب برام سواله اگه به دوران مستعمراتي برگرديم

<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

1418
01:20:55,642 --> 01:20:58,737
زمانيکه کت قرمزها(نيروهاي بريتانيايي) به شهر ايپسويچ ماساچوست

<font color="#ff8040">فليپ کاپوتو،از تفنگداران دريايي</font>

1419
01:20:58,854 --> 01:20:59,855
يا هر جاي ديگه اي با قايق وارد ميشدند

1420
01:20:59,980 --> 01:21:03,484
اين همون حسيه که آمريکائيها اون موقع بايد داشته باشند؟

1421
01:21:03,609 --> 01:21:07,159
به اين سربازان خارجي نگاه ميکردن که به اينجا وارد ميشن

1422
01:21:07,279 --> 01:21:08,559
ويت کنگ

1423
01:21:08,614 --> 01:21:13,871
شما رو به وحشت انداخته اند و خونه هاتون رو سوزانده اند

1424
01:21:13,994 --> 01:21:16,998
ما اينجا هستيم تا به شما کمک کنيم

1425
01:21:17,122 --> 01:21:21,377
تا به شما نشون بديم که چقدر ما قادر هستيم از شما محافظت کنيم

1426
01:21:21,502 --> 01:21:26,724
ما ميخوايم نيروي هوايي رو واداريم تا

1427
01:21:26,840 --> 01:21:31,971
برخي از اين ويت کنگها رو در سمت ديگر اين روستا مورد هدف قرار بده

1428
01:21:32,137 --> 01:21:33,980
اون در ساعت 10:30 خواهد بود

1429
01:21:40,042 --> 01:21:45,275
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1430
01:21:57,079 --> 01:21:59,127
پدر و مادر عزيزم

1431
01:21:59,248 --> 01:22:02,218
من حالا همراه گردان اول از لشکر هوابرد 101 ام در ويتنام

1432
01:22:02,334 --> 01:22:04,132
هستم

1433
01:22:05,158 --> 01:22:09,358
<font color="#ffff00">تابلو نوشته ها:از شکنجه و قتل اجتناب کنيد
قبلا خيليها مرده اند</font>

1434
01:22:09,860 --> 01:22:10,235
<font color="#ffff00">مردم ويتنام صلح نياز دارند</font>

1435
01:22:10,259 --> 01:22:12,057
چه چيزي داره در آمريکا رخ ميده؟

<font color="#ffff00">مردم ويتنام صلح نياز دارند</font>

1436
01:22:12,177 --> 01:22:14,976
ما کساني هستيم که در ويتنام اين معترضين را پيدا کرده ايم

1437
01:22:15,097 --> 01:22:16,724
درکش خيلي سخته

1438
01:22:16,849 --> 01:22:20,444
و خيلي از مردم اينجا خيلي از اونها متنفرند

1439
01:22:20,561 --> 01:22:23,906
<i><font color="#ffff00">#بزار من به تو داستاني در ويتنام جنوبي تعريف کنم#</font></i>

1440
01:22:24,022 --> 01:22:25,667
باوري که من نسبت به سياست حال حاضرمون دارم

1441
01:22:25,691 --> 01:22:29,537
کاملا با آنچه که من اينجا ديده ام تاييد شده است.

1442
01:22:29,695 --> 01:22:32,699
نگراني عمده ام اينه که اين بع بع کنندگان صلح طلب

1443
01:22:32,823 --> 01:22:35,702
ممکن باشد که  تغييري هرچند کوچک در سياست حکومت

1444
01:22:35,826 --> 01:22:38,454
در زمانيکه بنظر ميرسد ما به موفقيت نزديک هستيم بگذارد.

1445
01:22:38,579 --> 01:22:43,176
<i><font color="#ffff00"># و اين جنگ بسوي خود ميکشد #</font></i>

1446
01:22:45,335 --> 01:22:49,590
زمانيکه ويتنام بيشتر و بيشتر آشوبزده ميشد

1447
01:22:49,715 --> 01:22:54,391
من مطمئنا خيلي زياد برام جاي سوال بود که آيا ما بايد اونجا باشيم

1448
01:22:54,511 --> 01:22:56,889
ولي هرگز اينو براي پسرم آشکار نکردم

1449
01:22:57,014 --> 01:23:00,359
اين يکي از اون کشمکشهايي که انقدر  سخته که نميشه در موردش

1450
01:23:00,476 --> 01:23:03,070
بحث کرد يا حداقل براي من اينجور بود.

1451
01:23:09,401 --> 01:23:14,999
<i><font color="#ffff00">#حالا من آموخته ام که بيد مجنون  چجوري گريه ميکنه #</font></i>

1452
01:23:15,115 --> 01:23:19,996
<i><font color="#ffff00">#و به ابرها نشون بدم چجوري يک آسمان آبي صاف رو بپوشونن#</font></i>

1453
01:23:20,120 --> 01:23:22,043
ما همگي در مورد رسيدن لشکر سواره نظام يکم

1454
01:23:22,164 --> 01:23:26,761
يک يگان تجربي،هيجانزده بوديم

1455
01:23:26,919 --> 01:23:31,095
اونا در جنگ متحرک هوايي

1456
01:23:31,256 --> 01:23:37,810
با استفاده از اين هليکوپترها براي سود حداکثري مطلق آموزش ديده بودند

1457
01:23:37,930 --> 01:23:43,903
اونها توپخانشون رو با هليکوپتر جابجا ميکردند،اون رو ميپروندند

1458
01:23:44,019 --> 01:23:48,946
سربازاني که ميجهيدند،دشمن رو تعقيب ميکردند و اونو ديوونه ميکردند

1459
01:23:51,276 --> 01:23:53,278
اين يک چيز جديده

1460
01:23:53,403 --> 01:23:57,033
و قراره سبک جنگيدن ما رو تغيير بده
<font color="#ff8040">
جو گالووي،روزنامه نگار</font>

1461
01:23:57,157 --> 01:23:59,785
<i><font color="#ffff00">#من اونو در حال راه رفتن در راه ممفيس پيدا کردم#</font></i>

1462
01:23:59,952 --> 01:24:02,455
در سپتامبر 1965(شهريور)

1463
01:24:02,579 --> 01:24:05,128
لشکر سواره نظام  يکم تازه تشکيل شده

1464
01:24:05,290 --> 01:24:13,290
مرکب از 1600 نفر،16000 وسيله نقليه،435 هليکوپتر

1465
01:24:13,674 --> 01:24:18,475
شروع به رسيدن به ان کي،يک پايگاه عظيم

1466
01:24:18,637 --> 01:24:21,481
قرار گرفته در چمنزارهاي مرز ارتفاعات مرکزي کردند

1467
01:24:23,016 --> 01:24:26,316
فرودگاه هليکوپتر ان موسوم به "زمين گلف"شد

1468
01:24:30,023 --> 01:24:33,527
همچنانکه سواره نظام يکم با محيط جديد اطرافش آشنا ميشد

1469
01:24:33,652 --> 01:24:37,452
هزاران سرباز منظم ويتنام شمالي از طريق مسير

1470
01:24:37,573 --> 01:24:40,918
هوشي مين مخفيانه وارد ارتفاعات جنوبي شدند

1471
01:24:41,034 --> 01:24:44,413
و به يگانهاي ويت کنگي که از قبل در محل بودند ميپيوستند

1472
01:24:44,538 --> 01:24:47,917
آنان پايگاه خودشانرا در محل و اطراف

1473
01:24:48,041 --> 01:24:51,295
کوهستانهاي پوشيده با جنگلهاي انبوه و دره هاي عميق

1474
01:24:51,420 --> 01:24:54,139
در جنوب رود يادرانگ بنا کردند.

1475
01:24:54,256 --> 01:24:56,805
در عصر 19 اکتبر(مهر ماه)

1476
01:24:56,925 --> 01:25:00,054
کماندوهايي کمونيست مخفيانه به 40 متري

1477
01:25:00,178 --> 01:25:03,682
سيم خاردار احاطه کننده پاسگاه مرزي نيروهاي مخصوص ايالات متحده

1478
01:25:03,807 --> 01:25:05,150
در پلي مي رسيدند

1479
01:25:05,267 --> 01:25:09,898
که توسط 12 نفر از تيم کلاه سبزهاي ايالات متحده

1480
01:25:10,022 --> 01:25:15,825
14 نفر از ارتش ويتنام جنوبي و حدود 400 نفر از قبايل کوهستاني حفاظت ميشد

1481
01:25:21,908 --> 01:25:24,582
9 نفر از 12 کلاه سبز هدف قرار گرفتند

1482
01:25:24,703 --> 01:25:27,422
آنها بمدت دو روز

1483
01:25:27,539 --> 01:25:33,922
پيش از اينکه 15 کلاه سبز و 160 تکاور ويتنام جنوبي

1484
01:25:34,046 --> 01:25:38,597
به فرماندهي سرگرد چارلز بکويث،با هليکوپتر وارد شوند،مقاومت کردند

1485
01:25:38,717 --> 01:25:42,722
چارلز بکويث نزد سربازان زيردستش مشهور به چارلي حمله ور بود
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

1486
01:25:43,889 --> 01:25:45,186
روز بعد

1487
01:25:45,307 --> 01:25:47,901
جو گالوي هماهنگ کرد تا با يک خلبان هليکوپتر
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

1488
01:25:48,060 --> 01:25:51,405
به اردوگاه محاصره شده پرواز کند

1489
01:25:51,563 --> 01:25:56,319
اون جايي بود که من با سرگرد چارلز بکويث ملاقات کردم
<font color="#ff8040"> چارلز بکويث:فرمانده عمليات شکست خورده طبس براي آزادسازي گروگانهاي آمريکايي در 1359</font>

1490
01:25:56,443 --> 01:25:59,788
او گفت:من به همه چيز در دنيا نياز دارم

1491
01:25:59,905 --> 01:26:03,751
و اونچه که ارتش به عقلش ميرسه براي من بفرسته

1492
01:26:03,909 --> 01:26:06,958
يک گزارشگر فلک زدس؟

1493
01:26:07,079 --> 01:26:10,083
اون منو بالا برد و يک

1494
01:26:10,248 --> 01:26:13,923
تيربار 30 ميليمتري خنک شونده با هوا رو نشونم داد.

1495
01:26:14,044 --> 01:26:16,638
اون نشونم داد که چجوري اون تيربارو پر کنم و چجوري گيرشو رفع کنم

1496
01:26:16,755 --> 01:26:20,760
بکويث به گالوي گفت:تو ميتوني

1497
01:26:20,884 --> 01:26:22,761
به اون پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي بيرون سيم خاردار شليک کني

1498
01:26:22,886 --> 01:26:24,763
تو نميتوني به پيراهن قهوه ايهاي کوچولوي

1499
01:26:24,930 --> 01:26:28,480
درون سيم خاردار شليک کني،اونا مال من هستن.

1500
01:26:28,600 --> 01:26:30,398
و من اونجا مينشستم و فکر ميکردم

1501
01:26:30,519 --> 01:26:33,318
آه من يک غيرنظامي غير مبارز هستم

1502
01:26:33,438 --> 01:26:36,692
من اينو به بکويث گفتم و اون گفت

1503
01:26:36,817 --> 01:26:39,616
چنين چيزي در اين کوهها وجود نداره، فرزند(منظور غيرنظامي غير رزمنده است)

1504
01:26:39,778 --> 01:26:43,828
ويتنام شماليها بمدت نزديک يک هفته،حمله پس از حمله

1505
01:26:43,949 --> 01:26:46,577
بر پلي مي اجرا کردند.

1506
01:26:46,702 --> 01:26:50,878
تنها بعد ازينکه بمبها و ناپالم آمريکايي

1507
01:26:50,997 --> 01:26:54,092
عوارض زميني اطراف را تبديل به منظره اي شبيه کره ماه کرد(منظور پر از حفره و چاله است)

1508
01:26:54,209 --> 01:26:57,258
دشمن عقب نشيني کرد

1509
01:26:57,379 --> 01:27:01,259
رزمندگان ويت کنگي که تو اينجا ديدي چجوري هستند؟

1510
01:27:01,383 --> 01:27:07,106
من حاضرم هرچيزيو بدم که 200 نفر از اونها رو تحت فرمانم داشته باشم

<font color="#ff8040">سرگرد چارلز بکويث</font>

1511
01:27:07,222 --> 01:27:09,099
اونها بهترين سربازاني هستند که تا بحال ديده ام

1512
01:27:09,224 --> 01:27:10,396
ويت کنگ

1513
01:27:10,517 --> 01:27:11,814
درسته

1514
01:27:11,935 --> 01:27:13,621
اونها خيلي متعهد هستند و اونا سربازان خوبي هستند

1515
01:27:13,645 --> 01:27:15,022
اونها بهترين سربازاني هستند که من ديده ام

1516
01:27:18,024 --> 01:27:21,028
با وجود از دست دادن افرادش در پلي مي

1517
01:27:21,153 --> 01:27:24,498
فرمانده ويتنام شمالي ژنرال چو هوي من

1518
01:27:24,614 --> 01:27:26,491
مشتاق مواجهه ديگري

1519
01:27:26,616 --> 01:27:28,334
با آمريکائيها بود

1520
01:27:28,493 --> 01:27:31,918
او مصمم بود تا ياد بگيرد چگونه با آنان بجنگد

1521
01:27:32,038 --> 01:27:35,338
جريان تجديد قواکننده بسمت پايين مسير هو شي مين

1522
01:27:35,459 --> 01:27:37,507
به طرف دره لا درانگ

1523
01:27:37,669 --> 01:27:41,765
يک ستوان دوم تازه کار به نام لو کاک تام را شامل ميشد

1524
01:27:41,882 --> 01:27:45,011
که داوطلب شده بود تا در جنوب بجنگد

1525
01:27:46,109 --> 01:27:49,609
من يک دوست دختر داشتم ولي بهش چيزي در مورد اون نگفتم

<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1526
01:27:49,660 --> 01:27:51,726
چون اون يک ماموريت مخفيانه بود.

1527
01:27:53,027 --> 01:27:55,693
بعد از اينکه ما به کوههاي چو پانگ رسيديم

1528
01:27:56,380 --> 01:28:00,047
من فهميدم که بعنوان يک افسر بايد ياد بگيرم که فرماندهي کنم

1529
01:28:00,049 --> 01:28:03,782
و بهترين راه براي يادگيري، شرکت در جنگه

1530
01:28:04,792 --> 01:28:05,792
<font color="#ffff00">دره لا درانگ</font>

1531
01:28:06,656 --> 01:28:09,500
در صبح 14 نوامبر 1965(آبان)

1532
01:28:09,618 --> 01:28:13,714
هليکوپترهاي سواره نظام يکم متعلق به گردان يکم

1533
01:28:13,872 --> 01:28:15,920
هنگ هفتم

1534
01:28:16,041 --> 01:28:18,840
يگان نظامي قديمي جرج آرمسترانگ کاستر

1535
01:28:18,960 --> 01:28:22,555
بسمت غرب در امتداد لا درانگ  بسمت رشته کوههاي چو پانگ در جستجوي

1536
01:28:22,714 --> 01:28:24,557
دشمن پرواز کردند

1537
01:28:26,760 --> 01:28:30,060
فرمانده شان متولد ايالت کنتاکي و کهنه سرباز جنگ کره

1538
01:28:30,180 --> 01:28:32,228
سرهنگ دوم هال مور بود

1539
01:28:32,390 --> 01:28:34,984
که به او گفته شده بود که يک اردوگاه پايگاه بزرگ دشمن

1540
01:28:35,101 --> 01:28:36,899
جايي در شيبهاي آن کوهها قرار دارد

1541
01:28:37,020 --> 01:28:40,741
فرامينش بردن يگان نظامي کم توانش

1542
01:28:40,857 --> 01:28:47,411
شامل 29 افسر و تنها 411 نفر و پيدا کردن و کشتن دشمن بود.

1543
01:28:47,531 --> 01:28:51,456
دو منطقه خالي از درخت بزرگ کافي براي مور وجود داشت تا هشت  هليکوپتر را

1544
01:28:51,576 --> 01:28:53,453
با هم بنشاند

1545
01:28:53,578 --> 01:28:58,505
او نزديکترين آنها را به کوهستان، منطقه فرود  اشعه ايکس را انتخاب کرد

1546
01:29:02,087 --> 01:29:05,432
مور نقطه اي را در جبهه براي فرماندهي انتخاب کرد

1547
01:29:05,590 --> 01:29:08,264
او اولين نفري بود که از اولين هليکوپتر پياده شد

1548
01:29:12,806 --> 01:29:17,107
او چهار جوخه شش نفره را به فاصله صدمتري در هر جهت فرستاد

1549
01:29:17,269 --> 01:29:19,988
دره   اي درنگ  خيلي زيبا بود

1550
01:29:20,105 --> 01:29:22,107
يک سرباز بخاطر مياورد

1551
01:29:22,274 --> 01:29:25,278
آن او را بياد پارک ملي در خانه اش مينداخت

1552
01:29:25,443 --> 01:29:29,619
طي چند دقيقه افراد مور يک فراري را دستگير کردند

1553
01:29:29,781 --> 01:29:31,158
او ترسان و لرزان

1554
01:29:31,283 --> 01:29:34,082
گفت که سه گردان سرباز

1555
01:29:34,202 --> 01:29:37,752
شامل 1600 نفر در کوهستان وجود دارد

1556
01:29:37,873 --> 01:29:40,626
او گفت که آنها بسيار طالب اين بودند که آمريکائيها را بکشند

1557
01:29:40,792 --> 01:29:44,422
ولي تاکنون قادر نبودند که حتي يک نفر از آنان(آمريکاييها) را بيابند

1558
01:29:44,546 --> 01:29:47,470
مور بسرعت يک پست فرماندهي

1559
01:29:47,591 --> 01:29:51,812
پشت يکي از تپه هاي عظيم موريانه بنا نهاد که  بر منطقه ديد داشت

1560
01:29:51,970 --> 01:29:54,098
تا اواسط بعد از ظهر طول کشيد تا

1561
01:29:54,222 --> 01:29:57,647
همه افرادش برسند

1562
01:29:58,810 --> 01:30:00,687
او هيچ زماني براي تلف کردن نداشت

1563
01:30:00,812 --> 01:30:03,235
مور بخاطر مياورد:ما بايد از منطقه فرود دور ميشديم و پيش ازينکه

1564
01:30:03,356 --> 01:30:07,452
آنها بتوانند ما رو بزنند به اونها برسيم

1565
01:30:07,569 --> 01:30:11,540
او دو گروهان را به بالاي شيب کوه بسمت دشمن مخفي شده فرستاد

1566
01:30:11,656 --> 01:30:15,286
اغلب ويتنام شماليها مثل آمريکائيها

1567
01:30:15,410 --> 01:30:17,003
براي اولين بار ميجنگيدند

1568
01:30:18,496 --> 01:30:20,749
به آنها دستور داده شد تا سرنيزه ها را نصب کنند

1569
01:30:22,754 --> 01:30:24,020
آن يک نبرد مدرن بود

1570
01:30:25,200 --> 01:30:27,267
ولي به ما گفته بودند تا سرنيزه که

1571
01:30:28,189 --> 01:30:31,289
روحيه رزمندگي ما را نمادسازي ميکند

<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1572
01:30:31,311 --> 01:30:32,311
به لوله هاي تفنگهايمان وصل شود

<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1573
01:30:35,513 --> 01:30:38,266
سرهنگ مور هيچ راهي نداشت تا بداند

1574
01:30:38,391 --> 01:30:41,816
که بجاي 1600 نفر سربازان دشمن در کوهستان

1575
01:30:41,937 --> 01:30:47,660
3000 نفر قرار داشت،هفت برابر قوايش.

1576
01:31:01,873 --> 01:31:04,547
طي چند دقيقه،آمريکاييها خودشان را زير حملات

1577
01:31:04,668 --> 01:31:09,048
از جانب صدها سرباز ويتنام شمالي يافتند

1578
01:31:09,214 --> 01:31:12,684
در طي نبرد،يک ستوان دوم خيلي مشتاق

1579
01:31:12,801 --> 01:31:15,771
جوخه 28 نفره اش را بسيار دورتر

1580
01:31:15,887 --> 01:31:19,266
از مابقي گروهانش برد و محاصره شد

1581
01:31:21,893 --> 01:31:23,486
آن ستوان کشته شد

1582
01:31:23,603 --> 01:31:27,733
گروهباني که جايش را گرفت به سرش تير خورد

1583
01:31:27,899 --> 01:31:32,405
تا اواخر بعد از ظهر ،تنها هفت نفر از مردان جوخه به دام افتاده

1584
01:31:32,529 --> 01:31:35,783
هنوز قادر بودند که مقاومت کنند

1585
01:31:44,457 --> 01:31:49,179
مور حالا درگير سه نبرد همزمان شده بود

1586
01:31:49,295 --> 01:31:53,266
دفاع از منطقه فرود،حمله به ويتنام شماليها

1587
01:31:53,425 --> 01:31:57,271
و يافتن راهي براي نجات گشتيهاي به دام افتاده اش.

1588
01:32:00,223 --> 01:32:04,273
در آن شب،جو گالوي مجددا سوار بر

1589
01:32:04,394 --> 01:32:07,113
هليکوپتري شد که مهمات و آب براي آمريکاييهاي

1590
01:32:07,230 --> 01:32:08,982
محاصره شده ميبرد

1591
01:32:09,107 --> 01:32:12,236
همچنانکه هليکوپتر به ميدان نبرد نزديک ميشد

1592
01:32:12,360 --> 01:32:14,783
گالوي روي صندوق نارنجکها نشسته بود

1593
01:32:14,946 --> 01:32:18,166
و به تاريکي خيره شده بود

1594
01:32:18,283 --> 01:32:23,289
و ميتونستم اين  سوزنهاي کوچک از نور رو ببينم

1595
01:32:23,413 --> 01:32:25,962
که بسمت پايين کوه ميامد

1596
01:32:26,082 --> 01:32:30,838
اين دشمني بود که داشت براي حملات روز بعد نزديک ميشد

1597
01:32:32,464 --> 01:32:35,217
ما به اونجا پرواز کرديم

1598
01:32:35,341 --> 01:32:39,471
همين که اونا پياده شدند،هوا تاريک محض بود

1599
01:32:39,637 --> 01:32:42,766
و ما اونجا دراز کشيديم و منتظر کسي بوديم که بياد و بما بگه

1600
01:32:42,891 --> 01:32:44,143
چيکار کنيم

1601
01:32:47,312 --> 01:32:52,239
و صبح روز بعد همه چيز يکهو بهم ريخت

1602
01:32:56,654 --> 01:33:00,579
انفجار اتش بود

1603
01:33:02,035 --> 01:33:06,506
سر وصدا وحشتناک بود،غير قابل تصور.

1604
01:33:18,802 --> 01:33:21,521
و در ميانه همه اينها،ميدوني

1605
01:33:21,679 --> 01:33:24,398
من فقط روي زمين پهن شده بودم

1606
01:33:24,516 --> 01:33:28,692
چون بنظر ميرسيد حدود دو، دو ونيم پايي زمين

1607
01:33:28,853 --> 01:33:32,107
همه چيز در حال آتيش گرفتن بود

1608
01:33:39,155 --> 01:33:41,874
صدها سرباز دشمن خودشان را

1609
01:33:42,033 --> 01:33:43,285
روي آمريکاييها پرتاب کردند

1610
01:33:44,828 --> 01:33:48,628
آنها کلاه خودهاي مشبک،استتار شده با علف بر سر داشتند

1611
01:33:48,748 --> 01:33:53,549
و همين که آنها امدند،سوت ميزدند،فرياد ميزدند

1612
01:33:53,711 --> 01:33:57,887
يک آمريکايي به خاطر مياورد:آنها شبيه درختان کوچک بودند

1613
01:33:58,007 --> 01:34:00,601
اونا سعي داشتند که ما رو درهم بکوبند

1614
01:34:00,718 --> 01:34:02,971
و اونا نزديک شدند

1615
01:34:03,096 --> 01:34:05,269
اونا نزديک شدند

1616
01:34:21,239 --> 01:34:24,584
ولي ما دو چيز داشتيم که برامون تعيين کننده بود

1617
01:34:25,910 --> 01:34:29,289
ما يک فرمانده بزرگ و سربازان بزرگي داشتيم

1618
01:34:29,414 --> 01:34:35,922
و ما پشتيباني هوايي و توپخانه اي داشتيم

1619
01:34:36,087 --> 01:34:38,715
ما اونو داشتيم و اونا نداشتن

1620
01:34:42,719 --> 01:34:47,441
ولي استفاده از ان پشتيباني هوايي و توپخانه اي ميتوانست خطرناک باشد

1621
01:34:47,557 --> 01:34:51,528
هر کدام از يگانهاي مور با دقت موضع خود را با دود

1622
01:34:51,644 --> 01:34:54,523
براي جلوگيري از اشتباه گرفته شدن با دشمن

1623
01:34:54,647 --> 01:34:56,900
توسط هوانوردان آمريکايي در بالاي سر  مشخص کرده بودند

1624
01:34:59,951 --> 01:35:02,084
ما بايد نزديک ميشديم

1625
01:35:02,679 --> 01:35:04,279
اگه اين کارو نميکرديم

1626
01:35:04,363 --> 01:35:06,463
ما همونجا کشته ميشديم

1627
01:35:08,411 --> 01:35:12,416
حدود 18 هزار گلوله توپخانه در طي

1628
01:35:12,540 --> 01:35:13,792
دوره نبرد درخواست شد

1629
01:35:13,917 --> 01:35:18,798
برخي از انها درست در 25 متري افراد خود مور فرود آمدند

1630
01:35:18,922 --> 01:35:24,349
هليکوپترهاي توپدار 3 هزار راکت بسمت دشمن شليک کردند

1631
01:35:24,469 --> 01:35:26,892
ديده بان هوايي در جلو

1632
01:35:27,013 --> 01:35:30,517
خواستار هر هواگرد در دسترس در ويتنام جنوبي شد

1633
01:35:30,642 --> 01:35:32,110
تا بيايند و کمک کنند

1634
01:35:32,227 --> 01:35:37,654
هواپيماهاي جنگي از جمله بمب افکنهاي استراتژيک دور برد ب-52

1635
01:35:37,815 --> 01:35:41,945
در فواصل 330 متري بالاي ميدان نبرد

1636
01:35:42,070 --> 01:35:45,165
از ارتفاع 2300 تا 11600 متري مجتمع شده بودند

1637
01:35:45,323 --> 01:35:49,794
بي صبرانه منتظر اهداف بودند تا زير رگبار مسلسل يا بمب بگيرند يا بسوزانندشان.

1638
01:35:52,163 --> 01:35:56,794
مور گفت:آنها به ياري خدا ما را اينجا فرستادند تا کمونيستها را بکشيم

1639
01:35:56,918 --> 01:35:58,386
و اين آنچيزي است که داريم انجام ميدهيم.

1640
01:36:04,509 --> 01:36:06,182
من به بالا نگاه کردم

1641
01:36:08,096 --> 01:36:15,355
و دو جت جنگي داشتند مستقيما به سمت مقر فرماندهي ما ميامدند

1642
01:36:15,478 --> 01:36:21,576
اون دو بشکه ناپالم رو رها کرد و داشت بسمت ما ميامد

1643
01:36:21,693 --> 01:36:25,618
يکي پس از ديگري.

1644
01:36:25,738 --> 01:36:30,414
و دو يا سه تا از اين بچه ها بهمراه يک گروهبان

1645
01:36:30,535 --> 01:36:34,756
يک يا دو چاله کنده بودن

1646
01:36:34,872 --> 01:36:39,799
و من وقتي اونچيز منفجر شد نگاه ميکردم

1647
01:36:43,965 --> 01:36:48,562
و دوتا از اونا شعله ور در آتش داشتن ميرقصيدند

1648
01:36:48,720 --> 01:36:52,566
و هوا يک حرکت شديد و غرشي داشت

1649
01:36:52,682 --> 01:36:56,732
و در حال بلعيده شدن بود

1650
01:36:56,853 --> 01:37:02,701
و انگار جهنم روي زمين اومد

1651
01:37:02,817 --> 01:37:04,444
اونجا داشت ميسوخت

1652
01:37:04,569 --> 01:37:09,746
و اندکي بعد،شما ميتونستيد صداي اون فريادها رو بشنويد

1653
01:37:11,951 --> 01:37:16,798
و يکي داد ميزد:پاي اين مردو بگير

1654
01:37:16,914 --> 01:37:23,798
و من به پايين رسيدم و اون چکمه هاي تکه پاره شده

1655
01:37:23,921 --> 01:37:28,017
و گوشت پخته شده از مچ پاش کنده شده بود

1656
01:37:28,134 --> 01:37:32,230
و من اون استخوانها رو در کف دستام حس ميکردم

1657
01:37:32,347 --> 01:37:35,021
هنوزم ميتونم حسش کنم

1658
01:37:36,434 --> 01:37:39,028
اون دو روز بعد مرد

1659
01:37:39,145 --> 01:37:43,446
اسم اون پسر جيم ناکاياما از ريگبي آيداهو بود

<font color="#ffff00">جيمي دي ناکاياما</font>

1660
01:37:58,247 --> 01:38:00,796
تا ساعت 10 آن روز صبح

1661
01:38:00,917 --> 01:38:04,467
نيروي هوايي آمريکا حمله دشمن را درهم شکست

1662
01:38:05,880 --> 01:38:07,974
بازماندگان از آن جوخه بدام افتاده

1663
01:38:08,132 --> 01:38:10,134
بعداز ظهر آنروز نجات يافتند

1664
01:38:10,259 --> 01:38:13,980
آنها انقدر به زمين ميخکوب شده بودند و در زير آتش قرار گرفته بودند که

1665
01:38:14,138 --> 01:38:16,857
که مجبور بودند با زحمت

1666
01:38:16,974 --> 01:38:19,193
دوباره روي پاهاي خود بايستند

1667
01:38:25,858 --> 01:38:27,860
صبح روز بعد

1668
01:38:27,985 --> 01:38:31,364
سربازان دشمن خودشان را دوباره به همان قسمت

1669
01:38:31,489 --> 01:38:34,584
خط مور چهار بار ديگر پرتاب کردند

1670
01:38:34,700 --> 01:38:38,079
و توسط اتش توپخانه و  تيربار متوقف شدند

1671
01:38:40,331 --> 01:38:43,050
بازماندگان ويتنام شمالي و ويت کنگ

1672
01:38:43,167 --> 01:38:45,169
به درون جنگل عقب نشيني کردند

1673
01:38:45,294 --> 01:38:48,173
و در پشت سر يک حلقه وحشتناک از مردگانشان را بجا گذاشتند

1674
01:38:48,339 --> 01:38:50,091
که منطقه فرود را احاطه ميکرد

1675
01:38:50,216 --> 01:38:56,519
634 جسد تير خورده،تکه پاره از انفجار و جزغاله شده با آتش .

1676
01:38:59,931 --> 01:39:02,864
وقتي من ديدم که سربازانم ميميرند

1677
01:39:03,903 --> 01:39:06,503
من احساس اندوه عميقي در مورد انها داشتم

1678
01:39:08,561 --> 01:39:10,061
گريه نکردم

1679
01:39:11,555 --> 01:39:13,555
سعي کردم تا جلوي اشکهامو بگيرم

1680
01:39:14,181 --> 01:39:17,048
ما از لحاظ رواني ضربه خورديم

1681
01:39:22,206 --> 01:39:25,050
بعد از سه روز و دو شب نبرد،

1682
01:39:25,209 --> 01:39:28,338
هليکوپترها شروع به برداشتن بازماندگان آمريکايي

1683
01:39:28,463 --> 01:39:31,307
و جمع اوري کشتگان کردند

1684
01:39:31,424 --> 01:39:33,051
زمانيکه به اونا نگاه ميکردي

1685
01:39:33,217 --> 01:39:36,346
اون حتي شبيه جسد يک انسان نبود

1686
01:39:36,471 --> 01:39:39,600
اون فقط شبيه يک مانکن و مدل عروسکي شده بود

1687
01:39:39,724 --> 01:39:42,568
تو به اونا نگاه ميکردي و ميگفتي:اين ممکن نيست براي من اتفاق بيفته

1688
01:39:45,438 --> 01:39:48,408
من اونا رو ديديم که در يادرانگ جنگيدند

1689
01:39:48,566 --> 01:39:51,536
اون هميشه وقتي در مورد نسل جنگ دوم جهاني

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1690
01:39:51,652 --> 01:39:53,746
بعنوان بزرگترين نسل ميخونم يا ميشنوم

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1691
01:39:53,863 --> 01:39:55,615
من رو آزار ميده

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1692
01:39:55,740 --> 01:39:58,664
اين پسرهاي جوان انقدر شجاع و انقدر دلير بودند

1693
01:39:58,784 --> 01:40:00,957
که هيچ فردي که در جنگ دوم جهاني جنگيده بود شبيه آونها نيست

1694
01:40:02,580 --> 01:40:05,379
79 نفر از افراد مور در منطقه فرود اشعه ايکس

1695
01:40:05,500 --> 01:40:08,925
در دره يادرانگ جان خود را از دست دادند

1696
01:40:09,045 --> 01:40:14,267
و 121 نفر ديگر مجروح شدند

1697
01:40:14,425 --> 01:40:17,770
لطفا به مردم آمريکا انتقال بدين

<font color="#ff8040">سرهنگ دوم هال مور</font>

1698
01:40:17,887 --> 01:40:21,983
چه مردان رزمنده فوق العاده اي اينجا داريم.

<font color="#ff8040">سرهنگ دوم هال مور</font>

1699
01:40:22,099 --> 01:40:27,447
شجاعت اونها،روحيه تهاجمي اونها و مهرباني اونها.

1700
01:40:27,605 --> 01:40:31,326
و اونا هر جايي که بهشون بگي ميرن.

1701
01:40:31,442 --> 01:40:33,945
و اونا خود منضبط هستند

1702
01:40:34,070 --> 01:40:37,290
و اونها نظم و انضباط يگان رو خوب فرا گرفته اند.

1703
01:40:37,448 --> 01:40:39,621
و اونها مردان ممتازي هستند

1704
01:40:39,742 --> 01:40:41,210
و

1705
01:40:42,787 --> 01:40:45,711
با فرماندهي اين يگان بمدت 18 ماه

1706
01:40:48,501 --> 01:40:50,344
شما بايد ابراز احساسات منو در اينجا ببخشيد

1707
01:40:50,461 --> 01:40:55,968
ولي وقتي ميبينم برخي ازين مردان جايي رفته اند

1708
01:41:03,683 --> 01:41:05,685
که من نرفتم

1709
01:41:05,810 --> 01:41:08,108
نميتونم عمق احساسات خودمو در مورد اونها براتون توصيف کنم

1710
01:41:08,229 --> 01:41:10,823
اونها فوق العاده هستن

1711
01:41:10,982 --> 01:41:13,201
هال مور نپذيرفت تا زمانيکه همه افراد

1712
01:41:13,317 --> 01:41:17,914
تحت فرمانش شمارش شوند(و بروند)،آن محل را ترک کند

1713
01:41:18,030 --> 01:41:23,127
او اولين نفر از افرادش بود که به منطقه فرود اشعه ايکس پا گذاشت

1714
01:41:23,244 --> 01:41:26,498
و مطمئن شد که او آخرين نفري است که آنرا ترک ميکند

1715
01:41:34,297 --> 01:41:39,097
اون جنگي که ما درش مبارزه کرديم،انقدر وحشيانه بود

1716
01:41:40,579 --> 01:41:44,312
که من کلامي براي توصيف اون پيدا نميکنم

1717
01:41:47,523 --> 01:41:49,590
من نگرانم که چگونه ميتونيم حتي

1718
01:41:50,241 --> 01:41:52,341
براي نسل جوانتر

1719
01:41:55,126 --> 01:42:01,526
بهايي که والدين و پدربزرگ و مادر بزرگهاي اونا پرداخت کردند را توضيح داد؟

1720
01:42:03,534 --> 01:42:06,083
ويتنام شماليها تلفات وحشتناکي را

1721
01:42:06,203 --> 01:42:07,625
در دره يادرانگ متحمل شدند

1722
01:42:07,747 --> 01:42:11,377
و بسياري از نجات يافتگان آسيب ديده بودند

1723
01:42:11,542 --> 01:42:15,137
يک سرهنگ ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

1724
01:42:15,254 --> 01:42:17,222
يگانها در جوي از افسردگي و اندوه پيچيده شده بودند

1725
01:42:17,340 --> 01:42:21,595
برخي از افراد  ننوهاي طنابي خود را ترک نميکردند

1726
01:42:21,719 --> 01:42:23,687
برخي از شستشو سرباز ميزدند

1727
01:42:23,804 --> 01:42:28,981
يک سرباز شعري نوشت که بدبختي آنان را بيان ميکرد:

1728
01:42:29,101 --> 01:42:31,729
خرچنگ هنوز روي تخته قصابي دراز کشيده

1729
01:42:31,896 --> 01:42:35,901
هرگز نميداند که کي چاقو فرو خواهد افتاد

1730
01:42:41,656 --> 01:42:47,334
ما در يادرانگ ده نفر از اونا رو در ازاي يک نفر از خودمون کشتيم

1731
01:42:49,080 --> 01:42:53,210
اون نسبت کشتار ده به يک  نشون ميده که چجوري ارتش عمل کرده.

1732
01:42:56,671 --> 01:43:02,929
ولي اون دشمن کاملا حاضر بود که اون بها رو و بيشتر از اون رو

1733
01:43:03,094 --> 01:43:07,440
براي ارزش درسهايي که آموخته بود رو پرداخت کنه

1734
01:43:08,913 --> 01:43:11,580
براي جنگيدن با آمريکاييها

1735
01:43:11,790 --> 01:43:13,857
ما مجبور بوديم بهشون نزديک بشيم

1736
01:43:14,169 --> 01:43:15,769
اونا رو از کمربند بگيريم

1737
01:43:16,293 --> 01:43:17,759
اگه ما اينکارو نميکردم

1738
01:43:18,085 --> 01:43:20,352
نميتونستيم با اونا بجنگيم

1739
01:43:20,368 --> 01:43:22,435
و ما کشته ميشديم

1740
01:43:23,197 --> 01:43:26,201
اونا رو از سگک کمربندشون بگير

1741
01:43:26,325 --> 01:43:29,670
که بمعني اينه که شما بايد انقدر نزديک بشين

1742
01:43:29,787 --> 01:43:36,295
که اونا نتونن از توپخانه و بمبارانهاي هواييشون بر ضد شما

1743
01:43:36,460 --> 01:43:38,838
از ترس کشتن خودشون استفاده کنند

1744
01:43:38,963 --> 01:43:43,810
انقدر نزديک شدن  جنگ تن به تنه

1745
01:43:43,926 --> 01:43:46,975
و بعد همه چيز برابر ميشه

1746
01:43:48,222 --> 01:43:51,692
ويتناميها متحمل صدها کشته

1747
01:43:51,809 --> 01:43:54,653
در هنگام حمله به گردان هال مور در منطقه فرود اشعه ايکس شدند

1748
01:43:54,770 --> 01:44:00,402
و بعد اونها به گردان ديگري چند روز بعد کمين زدند

1749
01:44:00,526 --> 01:44:03,700
و اون رو محو کردند.

1750
01:44:03,821 --> 01:44:06,370
در نبردي در آلباني در نزديکي منطقه فرود

1751
01:44:06,490 --> 01:44:10,370
دشمن انقدر نزديک شده بود که نميشد درخواست آتش توپخانه کرد

1752
01:44:11,829 --> 01:44:18,053
از حدود 425 آمريکايي درگير،155 نفر کشته شدند

1753
01:44:18,169 --> 01:44:22,766
124 نفر ديگر مجروح شدند

1754
01:44:22,882 --> 01:44:27,683
هر دو طرف ادعاي پيروزي در دره يادرانگ کردند

1755
01:44:27,845 --> 01:44:30,519
آمريکاييها  در مورد تعداد کشتگان دشمن

1756
01:44:30,681 --> 01:44:32,228
در منطقه فرود اشعه ايکس سخنسرايي کردند

1757
01:44:32,349 --> 01:44:34,477
نسبت تلفات به کشتگان شما

1758
01:44:36,020 --> 01:44:38,022
ويتنام شماليها درسهاي خود را از

1759
01:44:38,189 --> 01:44:40,283
منطقه فرود آلباني فراگرفتند

1760
01:44:47,531 --> 01:44:49,875
من پيشبيني نميکنم که

1761
01:44:50,034 --> 01:44:55,382
اين نبرد بزودي خاتمه يابد

1762
01:44:55,539 --> 01:45:00,045
و ما توانستيم اينرا بفهميم که روزهاي دشوارتري در پيش است

<font color="#ffff00">ژنرال وستمورلند</font>

1763
01:45:00,211 --> 01:45:02,885
ما مطمئنا بايد براي اين آماده باشيم

1764
01:45:08,314 --> 01:45:10,697
<font color="#ffff00">نظاميهاي آمريکايي  هنگ نيروهاي منظم هانوي را درهم کوبيدند
پرتلفات ترين نبرد تاکنون براي يانکيها</font>

1765
01:45:10,721 --> 01:45:15,522
در پاييز سال آخر دبيرستانم در نوامبر 1965 بود

1766
01:45:15,643 --> 01:45:18,943
که آن نبرد عظيم  در دره يادرانگ در گرفت

1767
01:45:19,063 --> 01:45:21,942
که براي اولين بار بود که حقيقتا تاييد شد که

1768
01:45:22,066 --> 01:45:24,444
نيروهاي منظم ويتنام شمالي هم مثل

1769
01:45:24,568 --> 01:45:26,195
ويت کنگ دشمن هستند.

1770
01:45:26,320 --> 01:45:29,199
و البته برداشت من اين بود که

<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

1771
01:45:29,323 --> 01:45:30,791
همينه،اين همون مدرکه

<font color="#ff8000">بيل ارهارت،پرکيز،ايالت پنسيلوانيا</font>

1772
01:45:30,908 --> 01:45:32,785
ويتنام شماليها اينجا متجاوز هستند

1773
01:45:32,910 --> 01:45:37,290
و اين همونجايي بود که من شروع به اين فکر کردم که

1774
01:45:37,414 --> 01:45:39,792
ممکنه نخوام دقيقا به دانشگاه برم

1775
01:45:39,917 --> 01:45:43,091
شايد به تفنگداران دريايي ملحق شدم

1776
01:45:43,254 --> 01:45:44,397
و اون فکر هميشه تفنگداران دريايي بود

1777
01:45:44,421 --> 01:45:46,139
من هرگز...هيچ شکي درش نبود

1778
01:45:46,257 --> 01:45:47,901
سپاه تفنگداران دريايي پر از افراد کوچکي مثل من بود

1779
01:45:47,925 --> 01:45:49,142
که چيپس روي شونه هامون ريخته بود

1780
01:45:50,803 --> 01:45:53,101
<i><font color="#ffff00">#دنياي شرقي داره منفجر ميشه#</font></i>

1781
01:45:53,264 --> 01:45:56,108
نبردها در دره يادرانگ ممکن است با پيروزيهاي

1782
01:45:56,267 --> 01:46:00,397
آمريکاييان اعلام شده باشد ولي ژنرال وستمورلند

1783
01:46:00,521 --> 01:46:03,616
و دولت جانسون در خفا نگران بودند

1784
01:46:03,732 --> 01:46:07,202
با وجود تحرک هوابرد جديد آمريکاييها

1785
01:46:07,319 --> 01:46:09,742
دشمن قادر شده بود تا مکان

1786
01:46:09,864 --> 01:46:12,538
و زمان نبرد را انتخاب کند

1787
01:46:12,658 --> 01:46:16,128
اطلاعاتي که بر مبناي آن تصميمات اساسي  در واشنگتن گرفته ميشد

1788
01:46:16,287 --> 01:46:20,633
همگي بد و نادرست بودند

1789
01:46:20,749 --> 01:46:23,753
حالا اعتقاد براين بود که 12 هنگ ويت کنگ

1790
01:46:23,878 --> 01:46:26,597
در جنوب ويتنام قرار دارد نه فقط  5 هنگ

1791
01:46:26,714 --> 01:46:30,059
9 هنگ ويتنام شمالي وجود دارد نه سه هنگ.

1792
01:46:31,302 --> 01:46:33,054
با وجود ماهها بمباران

1793
01:46:33,178 --> 01:46:35,897
سه برابر نيروهاي منظم ويتنام شمالي نسبت

1794
01:46:36,015 --> 01:46:39,519
به آنچه که در ابتدا فکر ميشد،در حال ورود به جنوب منطقه غيرنظامي

1795
01:46:39,643 --> 01:46:41,987
بودند

1796
01:46:42,104 --> 01:46:46,280
هانوي هم بنظر متلاطم ميامد

1797
01:46:46,400 --> 01:46:50,576
و تلفات آمريکاييها در حال صعود بود

1798
01:46:50,696 --> 01:46:53,825
زمانيکه سناتور فريتز هالينگز اندکي بعد از

1799
01:46:53,991 --> 01:46:56,369
نبردهاي يادرانگ از سايگون ديدن کرد

1800
01:46:56,493 --> 01:47:00,168
ژنرال وستمورلند به او گفت:ما در حال کشتن اين مردم

1801
01:47:00,289 --> 01:47:02,417
به نسبت ده به يک هستيم

1802
01:47:02,541 --> 01:47:03,838
هالينگز به او هشدار داد:

1803
01:47:04,001 --> 01:47:07,505
وستي،مردم آمريکا به آن ده نفر اهميتي نميدهند

1804
01:47:07,671 --> 01:47:09,673
آنها به آن يک نفر اهميت نشان ميدهند

1805
01:47:11,634 --> 01:47:14,353
وستمورلند که گفته بود او ميتواند جنگ را  در مدت سه سال

1806
01:47:14,470 --> 01:47:18,395
ببرد حالا يک تلگراف اضطراري به واشنگتن فرستاد

1807
01:47:18,515 --> 01:47:21,359
و خواستار 200 هزار نفر سرباز ديگر شد.

1808
01:47:21,518 --> 01:47:23,520
<i><font color="#ffff00">#اره،خون من خيلي ديوونس #</font></i>

1809
01:47:23,646 --> 01:47:26,195
رابرت مک نامارا بخاطر مياورد:

1810
01:47:26,315 --> 01:47:28,409
آن پيام مثل يک ضربه خرد کننده رسيد

1811
01:47:28,525 --> 01:47:33,531
يکبار ديگر او به جانسون دو گزينه را پيشنهاد داد:

1812
01:47:33,656 --> 01:47:36,830
تلاش براي يک مذاکره مصالحه جويانه با هانوي

1813
01:47:36,951 --> 01:47:40,546
يا تن دادن به خواسته وستمورلند براي افراد بيشتر

1814
01:47:40,663 --> 01:47:43,883
وزير دفاع گفت که هرچند شانس پيروزي

1815
01:47:44,041 --> 01:47:48,091
ممکن است از يک به سه بهتر نباشد

1816
01:47:48,212 --> 01:47:50,886
و بعد اونا همه نشستن

1817
01:47:51,048 --> 01:47:53,892
و به گزينه دوم راي دادند.

1818
01:47:54,009 --> 01:47:55,886
# بيشتر و بيشتر و بيشتر#

1819
01:47:56,053 --> 01:48:00,103
خشم من درمورد قدرتهاي سياسي  در آنزمان

1820
01:48:00,224 --> 01:48:05,071
در درجه اول از دروغگويي انان بود

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي </font>

1821
01:48:05,187 --> 01:48:08,532
منظورم اينه که من ميتونم يک اشتباه سياسي رو درک کنم
<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي </font>

1822
01:48:08,649 --> 01:48:11,243
که خيلي خيلي دردناکه

1823
01:48:11,360 --> 01:48:13,283
و خيلي از مردم رو بر اثر اون اشتباه به کشتن ميده

1824
01:48:13,404 --> 01:48:16,499
اگر اونا اين تصميمو با دلهاي خوش نيت بگيرند.

1825
01:48:16,615 --> 01:48:18,959
اون ميدوني زمانيکه آيزنهاور و کندي

1826
01:48:19,076 --> 01:48:21,625
داشتن سعي ميکرد تا اون مشکلات رو حل کنند.

1827
01:48:21,745 --> 01:48:25,966
و شما اينو ميخونيد ميدوني،مک نامارا تا 1965 ميدونست

1828
01:48:26,083 --> 01:48:27,881
اون درست سه سال پيش از زماني بود که من اونجا بودم

1829
01:48:28,002 --> 01:48:29,219
که جنگ غيرقابل بردن است.

1830
01:48:29,336 --> 01:48:31,134
اين اونچيزيه که منو ديوونه ميکنه.

1831
01:48:31,255 --> 01:48:33,428
کاري که يک ادم اشتباه ميتونه انجام بده

1832
01:48:33,590 --> 01:48:35,217
ولي سرپوش گذاري روي اشتباهات

1833
01:48:35,342 --> 01:48:39,472
بعد شما داري مردم رو بخاطر نفس خودت به کشتن ميدي.

1834
01:48:39,596 --> 01:48:42,770
و اين شما رو ديوونه ميکنه

1835
01:48:44,935 --> 01:48:46,496
دهها هزار سرباز آمريکايي

1836
01:48:46,520 --> 01:48:50,366
به اماده شدن براي اعزام به ويتنام

1837
01:48:50,482 --> 01:48:51,574
از کل کشور ادامه دادند

1838
01:48:51,692 --> 01:48:55,117
و ژنرال وستمورلند و فرماندهانش

1839
01:48:55,237 --> 01:48:57,285
نقشه هايي براي تهاجمهاي اصلي

1840
01:48:57,448 --> 01:49:00,497
در سال جديد 1966 ترسيم کردند

1841
01:49:04,371 --> 01:49:07,841
د رهمين اثنا،مک نامارا با اميد اينکه شورويها ممکن است به آوردن هانوي

1842
01:49:07,958 --> 01:49:11,804
به ميز مذاکره کمک کنند،به رئيس جمهور اصرار کرد

1843
01:49:11,962 --> 01:49:16,092
تا توقف بمباران ويتنام شمالي را اعلام کند

1844
01:49:16,216 --> 01:49:18,719
جانسون با وجود اعتراضات ارتش

1845
01:49:18,844 --> 01:49:21,472
که نگران بود که آن به دشمن فرصت بازسازي خطوط دفاعيش را ميدهد

1846
01:49:21,638 --> 01:49:25,859
با توقف بمباران

1847
01:49:25,976 --> 01:49:28,695
در شب کريسمس موافقت کرد.

1848
01:49:28,812 --> 01:49:30,940
او گفت :اگر ان هيچ فايده ديگري نداشته باشد

1849
01:49:31,065 --> 01:49:33,238
به مردم آمريکا نشان ميدهد که

1850
01:49:33,358 --> 01:49:36,658
پيش ازينکه او فرزندانشان را به نبرد بفرستد

1851
01:49:36,820 --> 01:49:39,824
ما آخرين راه را پيموده ايم

1852
01:49:43,243 --> 01:49:48,670
خب کريسمس هميشه موضوع يزرگي در خانواده ما بوده است

1853
01:49:48,832 --> 01:49:53,178
ما البته بسته هايي رو براي دنتون فرستاديم

1854
01:49:53,337 --> 01:49:55,339
بعد يکي از همسايه ها بمن ياداور شد که

1855
01:49:55,506 --> 01:49:59,886
او از يک ايستگاه تلويزيون محلي شنيده که داشته پيشنهاد

1856
01:50:00,010 --> 01:50:03,810
نوارهاي مجاني براي پرشدن براي فرستادن به سربازان آنطرف آبها ميداده

1857
01:50:03,931 --> 01:50:08,562
ما براي دوربين لباس پوشيديم

1858
01:50:08,685 --> 01:50:11,438
فکرمون اين بود که ما هر کدام فقط چيزي درمورد

1859
01:50:11,563 --> 01:50:14,692
آنچه داشتيم انجام ميداديم بگيم و آرزوي خوشبختي براي اون کنيم

1860
01:50:16,902 --> 01:50:19,371
اون يکروز وحشتناک براي من بود

1861
01:50:19,530 --> 01:50:24,411
اون قضيه اينرو که اون خيلي دوره رو بسيار واقعي ميکرد.

1862
01:50:24,535 --> 01:50:27,789
خب موگي ما اينجا هستيم

1863
01:50:27,913 --> 01:50:31,588
بزار ببينم امروز چند شنبس

1864
01:50:31,708 --> 01:50:32,880
امروز اينجا شنبس

1865
01:50:33,043 --> 01:50:34,043
13 نوامبر

1866
01:50:34,086 --> 01:50:36,180
13 نوامبر

1867
01:50:36,296 --> 01:50:41,348
و ايستگاه wten بما اين فرصت رو داده که با تو صحبت کنيم

1868
01:50:41,468 --> 01:50:43,891
ما همه کريسمس رو به تو تبريک ميگيم

1869
01:50:44,054 --> 01:50:45,226
تا اون رو با خوشي آغاز کني

1870
01:50:46,723 --> 01:50:49,067
رند،تو چي ميخواي به موگي بگي؟

1871
01:50:49,226 --> 01:50:51,570
کريسمس مبارک باشه

1872
01:50:53,522 --> 01:50:54,739
کريسمس مبارک عزيزم

1873
01:50:54,857 --> 01:50:56,074
ما برات بسته هايي فرستاديم

1874
01:50:56,233 --> 01:50:58,044
و يکيشون منتظر تو در خانه هست

1875
01:50:58,068 --> 01:50:59,661
اون يک ضبط موسيقي فلون و طبله

1876
01:50:59,778 --> 01:51:02,281
که ما برات در ويليامسبورگ گرفتيم

1877
01:51:02,406 --> 01:51:03,406
کندي؟

1878
01:51:05,242 --> 01:51:10,920
معلمم خيلي خوب نيست و هميشه تند مزاجه

1879
01:51:11,081 --> 01:51:13,425
و من اصلا مدرسه رو بهيچوجه دوست ندارم

1880
01:51:13,584 --> 01:51:15,461
حالا من يک پيشاهنگم

1881
01:51:15,586 --> 01:51:17,133
کريسمس مبارک

1882
01:51:18,714 --> 01:51:19,931
کريسمست مبارک موگي

1883
01:51:20,090 --> 01:51:21,808
فکر ميکنم کفشهاي اسکي جديد براي کريسمس بگيرم

1884
01:51:21,925 --> 01:51:23,927
خب وقتي تو خونه اومدي ما ميتونيم گاهي اوقات با هم بپوشيم

1885
01:51:24,094 --> 01:51:27,519
ما همه ارزوي يک کريسمس خيلي خوب و خوش برات داريم

1886
01:51:27,639 --> 01:51:29,812
و ما به تو در روز کريسمس فکر ميکنيم

1887
01:51:32,769 --> 01:51:34,489
ما دلمون برات تنگ ميشه عزيزم

1888
01:51:36,565 --> 01:51:40,615
<i><font color="#ffff00"># من و طبلم#</font></i>

1889
01:52:00,088 --> 01:52:04,639
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

1890
01:52:04,760 --> 01:52:09,391
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

1891
01:52:09,514 --> 01:52:15,487
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

1892
01:52:17,356 --> 01:52:22,157
<i><font color="#ffff00">#زماني براي متولد شدن،زماني براي مردن#</font></i>

1893
01:52:22,319 --> 01:52:24,788
<i><font color="#ffff00">#زماني براي کاشتن,زماني براي درو کردن#</font></i>

1894
01:52:24,905 --> 01:52:28,660
<font color="#ffff00">#زماني براي کشتن،زماني براي شفا دادن#</font>

1895
01:52:28,784 --> 01:52:36,089
<i><font color="#ffff00"># زماني براي خنده،زماني براي گريه #</font></i>

1896
01:52:36,208 --> 01:52:41,385
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

1897
01:52:41,505 --> 01:52:46,682
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

1898
01:52:46,802 --> 01:52:52,354
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

1899
01:52:54,184 --> 01:52:57,905
<font color="#ffff00"><i>#زماني براي ساختن،زماني براي ويراني#</i></font>

1900
01:52:58,021 --> 01:53:02,492
<i><font color="#ffff00"># زماني براي رقص،زماني براي عزاداري#</font></i>

1901
01:53:02,609 --> 01:53:05,954
<i><font color="#ffff00">#زماني براي سنگهاي دور افتاده#</font></i>

1902
01:53:06,071 --> 01:53:11,874
<i><font color="#ffff00">#زماني براي جمع کردن سنگها دور هم#</font></i>

1903
01:53:13,662 --> 01:53:18,839
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

1904
01:53:18,959 --> 01:53:24,056
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

1905
01:53:24,172 --> 01:53:29,645
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

1906
01:53:31,722 --> 01:53:35,272
<i><font color="#ffff00">#زماني براي عشق ورزيدن،زماني براي نفرت داشتن#</font></i>

1907
01:53:35,392 --> 01:53:40,523
<i><font color="#ffff00">#زماني براي جنگ ،زماني براي صلح#</font></i>

1908
01:53:40,647 --> 01:53:43,321
<i><font color="#ffff00">#زماني که تو ممکنه درآغوش بگيري#</font></i>

1909
01:53:43,442 --> 01:53:49,745
<i><font color="#ffff00">#زماني براي بازداشتن خود از در آغوش گرفتن#</font></i>

1910
01:53:51,283 --> 01:53:56,039
<i><font color="#ffff00">#براي هرچيز،بچرخ،بچرخ،بچرخ #</font></i>

1911
01:53:56,163 --> 01:54:01,135
<i><font color="#ffff00"># يک فصلي هست،بگرد،بگرد،بگرد#</font></i>

1912
01:54:01,251 --> 01:54:07,133
<i><font color="#ffff00"># و زماني براي هر کاري زير آسمان#</font></i>

1913
01:54:09,384 --> 01:54:12,854
<i><font color="#ffff00">#زماني براي گرفتن،زماني براي از دست دادن#</font></i>

1914
01:54:12,971 --> 01:54:16,851
<i><font color="#ffff00"># زماني براي پاره کردن،زماني براي دوختن#</font></i>

1915
01:54:16,975 --> 01:54:20,900
<i><font color="#ffff00">#زماني براي عشق ورزيدن،زماني براي نفرت داشتن#</font></i>

1916
01:54:21,021 --> 01:54:27,279
<i><font color="#ffff00">#زماني براي صلح،قسم ميخورم که خيلي دور نيست#</font></i>

