﻿1
00:00:00,423 --> 00:00:17,156
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:17,451 --> 00:00:19,294
سربازها تطبیق پیدا میکردن.

3
00:00:19,411 --> 00:00:21,459
شما به اونجا با یک طرز تفکری میرین،میدونی

4
00:00:21,580 --> 00:00:23,002
و بعد شما خودتونو وفق میدین

5
00:00:23,124 --> 00:00:25,092
شما خودتونو با بیرحمیهای جنگ وفق میدین

6
00:00:25,209 --> 00:00:26,677
شما خودتونو با

7
00:00:29,046 --> 00:00:33,222
کشتن و مردن ،میدونی

<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

8
00:00:33,384 --> 00:00:35,227
بعد از مدتی اون شما رو آزار نمیده

9
00:00:38,055 --> 00:00:39,975
خب باید بگم اون شما رو زیاد آزار نمیده

10
00:00:41,433 --> 00:00:44,937
زمانیکه من برای اولین بار به ویتنام رسیدم،یک مقدار

11
00:00:46,355 --> 00:00:47,874
یک مقدار چیزای جالبی بود که اتفاق افتاد

12
00:00:47,898 --> 00:00:51,072
و من از برخی تفنگداران دریایی پرسیدم.

13
00:00:51,235 --> 00:00:55,832
من مجبور شدم درک کنم که این جنگه و اینکاریه که ما میکنیم

14
00:00:57,491 --> 00:00:59,118
و اون تو سرم فرو رفته

15
00:00:59,243 --> 00:01:00,119
این جنگه

16
00:01:00,244 --> 00:01:02,338
این کاریه که ما میکنیم

17
00:01:02,454 --> 00:01:06,175
و پس از مدتی شما اونرو میپذیرید

18
00:01:07,960 --> 00:01:09,678
این جنگه

19
00:01:09,795 --> 00:01:11,138
این همون کاریه که میکنیم

20
00:01:17,357 --> 00:01:21,057
<font face="Microsoft Sans Serif">جنگ ویتنام</font>

21
00:01:25,352 --> 00:01:28,401
امروز عصر من باینجا اومدم تا با شما در مورد ویتنام صحبت کنم

22
00:01:28,522 --> 00:01:31,446
در خود جنگ پیشرفتی وجود داره

23
00:01:31,609 --> 00:01:34,863
بیشتر پیشرفت چشمگیری با توجه به این وضعیت

24
00:01:34,987 --> 00:01:39,618
که حقیقتا زمانیکه ما سربازانمون را در 1965 به اونجا فرستادیم،پیروزی بوده است.

25
00:01:39,742 --> 00:01:44,122
چنگال ویت کنگ بر مردم در حال شکسته شدن است

26
00:01:44,246 --> 00:01:49,753
<font color="#ffff00">اگر شما میتونید حواستونو جمع کنین#</font>

27
00:01:50,961 --> 00:01:55,967
<i><font color="#ffff00">#بعدا پیش من بیاید#</font></i>

28
00:01:56,133 --> 00:01:58,761
در تابستان 1967

29
00:01:58,886 --> 00:02:01,264
آن مردی که بر جنگ در ویتنام نظارت داشت

30
00:02:01,388 --> 00:02:03,390
ظاهرا خوش بین باقی ماند

31
00:02:03,515 --> 00:02:07,190
هر چند باوجود تردیدهای شخصی که ممکن بود داشته باشند

32
00:02:07,311 --> 00:02:09,814
<i><font color="#ffff00"># ولی اول #</font></i>

33
00:02:09,939 --> 00:02:12,692
<i><font color="#ffff00">#آیا آزموده میشوی؟#</font></i>

34
00:02:15,319 --> 00:02:19,324
<i><font color="#ffff00"># آیا تو هرگز آزموده شده ای؟#</font></i>

35
00:02:19,490 --> 00:02:23,745
فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام، MACV

36
00:02:23,869 --> 00:02:27,339
ادعا کرد که 200 هزار سرباز دشمن را کشته است

37
00:02:27,456 --> 00:02:29,174
و به رئیس جمهور گفته بوده است که:

38
00:02:29,333 --> 00:02:32,337
به  "نقطه تقاطع"آن همه مهم

39
00:02:32,461 --> 00:02:35,681
زمانیکه قوای ایالات متحده و ارتش ویتنام جنوبی سربازان

40
00:02:35,798 --> 00:02:38,847
ویت کنگ و ویتنام شمالی را بیشتر از انی

41
00:02:38,968 --> 00:02:42,518
کشته اند که دشمن بتواند جایگزین کند،به نظر میرسد که در تقریبا

42
00:02:42,638 --> 00:02:45,562
همه ویتنام جنوبی رسیده اند.

43
00:02:45,683 --> 00:02:47,936
ولی ایالات متحده متحمل

44
00:02:48,060 --> 00:02:51,735
نزدیک به 75000 نفر تلفات (کشته،زخمی،مفقود)شده بود

45
00:02:51,855 --> 00:02:58,329
تا چهارم جولای(تیرماه)،آمریکائیها 14624 نفر کشته داده بودند

46
00:02:58,445 --> 00:03:00,072
و بطور ثبت نشده ای

47
00:03:00,197 --> 00:03:04,543
بسیاری از افسران بسیار کمتر از فرماندهانشان خوش بین بودند.

48
00:03:04,702 --> 00:03:10,084
R.W. Apple از روزنامه نیویورک تایمز در سایگون

49
00:03:10,207 --> 00:03:14,804
دیدگاههایشان را چنین خلاصه کرد:پیروزی نزدیک نیست

50
00:03:14,920 --> 00:03:18,720
در حقیقت،آن ممکن است فراتر از دسترس باشد.

51
00:03:28,892 --> 00:03:31,270
درست بود که دشمن از لحاظ  سنت نظامی

52
00:03:31,395 --> 00:03:34,239
که آمریکائیها را از یک منطقه به عقب برانند

53
00:03:34,356 --> 00:03:36,233
به ندرت در یک نبرد پیروز میشد.

54
00:03:36,400 --> 00:03:39,654
ولی این همچنین حقیقت داشت که هیچ پیروزی امریکایی

55
00:03:39,778 --> 00:03:41,496
به نظر اهمیتی نداشت

56
00:03:41,613 --> 00:03:47,245
یگانهای متلاشی شده دشمن بسرعت تجدید قوا و تجدید تسلیحات میشدند.

57
00:03:47,369 --> 00:03:50,919
سیاست آرام سازی،فتح قلوب و اذهان

58
00:03:51,040 --> 00:03:54,670
مردم ویتنام جنوبی جواب نمیداد.

59
00:03:54,793 --> 00:03:59,094
سایگون هنوز تنها بخشی از کشور را

60
00:03:59,214 --> 00:04:01,091
تقریبا به اندازه ایالت فلوریدا (170 هزار کیلومتر مربع)را در اختیار داشت

61
00:04:01,258 --> 00:04:02,976
و دولتش نا محبوب

62
00:04:03,093 --> 00:04:07,314
و مملو از فساد باقی ماند

63
00:04:07,431 --> 00:04:11,026
رئیس جمهور جانسون تحت فشار بود تا مالیاتها را افزایش دهد

64
00:04:11,143 --> 00:04:14,488
تا بتواند هزینه همواره در حال صعود جنگ را جبران کند

65
00:04:14,605 --> 00:04:18,735
برنامه اجتماعی جاه طلبانه اش...جنگش با فقر

66
00:04:18,859 --> 00:04:21,362
در حال عقب نشینی بود

67
00:04:21,487 --> 00:04:26,288
<i><font color="#ffff00">#میتونم صدای ترومپت و ویالون رو از دور دست بشنوم#</font></i>

68
00:04:26,408 --> 00:04:31,289
در ان تابستان ناآرامیهای نژادی شهرهای آمریکا را دربر گرفت.

69
00:04:31,413 --> 00:04:34,792
<i><font color="#ffff00"># شاید حالا تو نتونی اونا رو بشنوی#</font></i>

70
00:04:34,917 --> 00:04:36,794
<i><font color="#ffff00">#ولی خواهی شنید#</font></i>

71
00:04:36,960 --> 00:04:40,965
رئیس جمهور ارتش را به دیترویت فرستاد

72
00:04:41,090 --> 00:04:43,309
تا شورش 5 روزه ای را پایان دهد که

73
00:04:43,467 --> 00:04:47,768
43 کشته و صدها ساختمان ویران برجا گذاشته بود

74
00:04:49,056 --> 00:04:52,981
26 نفر دیگر در نیوآرک،نیوجرسی کشته شدند

75
00:04:53,143 --> 00:04:55,692
هنوز بار دیگر نشان میداد که چقدر شکاف باقیمانده

76
00:04:55,813 --> 00:05:00,319
بین آمریکائیهای سفید و سیاه وسیع بود.

77
00:05:00,484 --> 00:05:06,162
تنها یک سوم کشور نشانی از پیشرفت در ویتنام میدید

78
00:05:06,323 --> 00:05:09,327
و نیمی از کشور حالا سبک اداره جنگ

79
00:05:09,451 --> 00:05:13,627
توسط رئیس جمهور را رد میکردند

80
00:05:13,747 --> 00:05:16,842
در همین اثنا،لی زوان و رفقایش

81
00:05:17,000 --> 00:05:20,300
که امور را در هانوی اداره میکردند،بطور محرمانه در حال طراحی

82
00:05:20,421 --> 00:05:24,927
تهاجم جدیدی بودند که انها باور داشتند آنچه را که آنها آنرا

83
00:05:25,050 --> 00:05:27,849
دولت آلت دست در سایگون مینامیدند،نابود میکند

84
00:05:28,011 --> 00:05:31,732
و ایالات متحده را متقاعد میکند که جنگ را هرگز نمیتوانند در میدان نبرد

85
00:05:31,849 --> 00:05:34,693
پیروز شوند

86
00:05:36,562 --> 00:05:39,611
یک داستان قدیمی مشکوک وجود داره که  در 1967

87
00:05:39,731 --> 00:05:41,699
اونا به زیرزمین پنتاگون زمانیکه

88
00:05:41,817 --> 00:05:44,036
اون کامپیوترهای پردازنده مرکزی کل زیرزمین رو گرفته بود رفتن

89
00:05:44,194 --> 00:05:46,288
و اونا روی اون کارتهای قدیمی سوراخدار همه اطلاعاتو بارگذاری میکردن

90
00:05:46,405 --> 00:05:47,925
شما میتونستی تعداد کشتیها،تعداد هواپیماها

91
00:05:48,031 --> 00:05:50,343
تعداد تانکها،تعداد هلیکوپترها
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

92
00:05:50,367 --> 00:05:54,247
توپخانه،مسلسل،مهمات..همه چیزی که شما بتونین کمی کنین
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

93
00:05:54,371 --> 00:05:57,375
رو در شکاف ورودی دستگاه میگذاشتن و میگفتن:کی ما در ویتنام پیروز خواهیم شد؟

94
00:05:57,541 --> 00:05:59,134
روز جمعه ازونجا میرفتن.

95
00:05:59,251 --> 00:06:01,094
اون دستگاه کل آخر هفته اون اطلاعات رو تجزیه و تحلیل میکرد.

96
00:06:01,211 --> 00:06:04,181
دوشنبه برمیگشتن و یک کارت خروجی دستگاه وجود میداشت

97
00:06:04,298 --> 00:06:07,177
و اون میگفت:شما در 1965 پیروز میشین

98
00:06:07,301 --> 00:06:09,099
تنها مشکل اینه که دشمن همراهی کنه

99
00:06:09,219 --> 00:06:10,846
و اونا روی کارتهای سوراخدار نبودن.

100
00:06:12,634 --> 00:06:17,234
<font color="#ffff00"><u>قسمت پنجم</u>
این همون کاریه که میکنیم
(جولای(تیر ماه)-دسامبر(آذر)1967)</font>

101
00:06:18,687 --> 00:06:23,033
تقریبا نیم میلیون سرباز آمریکایی تا اواسط

102
00:06:23,150 --> 00:06:25,369
1967 در ویتنام حضور داشتند

103
00:06:25,486 --> 00:06:28,205
در حالیکه هزاران نفر دیگر در راه بودند

104
00:06:28,322 --> 00:06:32,577
تنها 20 درصد آنها هرگز در نبرد حضور میافتند.

105
00:06:32,743 --> 00:06:36,213
مابقی در یگانهای پشتیبانی خدمت میکردند.

106
00:06:36,330 --> 00:06:39,925
هیچ کدام از آنها در مورد مردمیکه از آنان خواسته شده بود

107
00:06:40,042 --> 00:06:42,921
برعلیه آنها و به نفع انها بجنگند،خیلی زیاد فکر نکرده بودند

108
00:06:45,005 --> 00:06:47,849
سربازان ویتنامیها را "گوک"مینامیدند

109
00:06:47,966 --> 00:06:51,266
واژه ای که اولین بار توسط تفنگداران دریایی ایالات متحده برای اشاره به

110
00:06:51,386 --> 00:06:53,605
مردم هائیتی و نیکاراگوئه

111
00:06:53,722 --> 00:06:57,272
طی اشغال کشورهایشان توسط آمریکا استفاده شد

112
00:06:57,434 --> 00:07:01,109
و بعد برای دشمن آسیاییشان در کره به کار بردند

113
00:07:01,271 --> 00:07:06,198
یا "اسلوپها"،لقبی برای ژاپنیها طی جنگ اقیانوس آرام

114
00:07:06,318 --> 00:07:11,245
یا "دینکها"یک واژه استرالیایی برای چینیها.

115
00:07:11,365 --> 00:07:13,868
و بنابراین در دوره آموزشی اونا به شما میاموختن که

<font color="#ff8040">رایان  کوزی،ارتشی</font>

116
00:07:13,992 --> 00:07:16,120
شما قراره با گوکها بجنگین.

<font color="#ff8040">رایان  کوزی،ارتشی</font>

117
00:07:16,286 --> 00:07:19,130
اون بخشی از سرودی بود که شما وقتی داشتید

118
00:07:19,289 --> 00:07:21,462
آهسته در جاده میدویدید میخوندین.

119
00:07:21,583 --> 00:07:23,802
شما وقتی داشتید تمرین سرنیزه میکردین

120
00:07:23,961 --> 00:07:26,214
در مورد ویتنامیها صحبت نمیکردین

121
00:07:26,338 --> 00:07:29,638
شما همیشه داشتید در مورد گوکها حرف میزدین

122
00:07:29,758 --> 00:07:33,262
ویتنامیها میتونن ادم باشن ولی گوکها

123
00:07:33,387 --> 00:07:34,764
نزدیک حیوانات هستن

124
00:07:34,888 --> 00:07:39,143
نظامیها خانه های ویتنامیها را "هوچز"(به انگلیسی معادل فاحشه خانه)

125
00:07:39,268 --> 00:07:42,147
یک کلمه ژاپنی تحریف شده برای مکانهای اقامت مینامیدند

126
00:07:42,271 --> 00:07:45,571
که آنها در طی نبرد اوکیناوا

127
00:07:45,691 --> 00:07:47,864
در جنگ دوم جهانی یاد گرفته بودند.

128
00:07:47,985 --> 00:07:53,162
سربازان زنان ویتنامی مسنتر را بعنوان"ماما سانز" مینامیدند

129
00:07:53,282 --> 00:07:55,831
واژه ای که انها برای زنانیکه فاحشه خانه ها را

130
00:07:55,993 --> 00:07:58,746
در ژاپن اشغالی اداره میکردند،استفاده میکردند.

131
00:07:58,870 --> 00:08:01,623
ویت کنگ و ویتنام شمالیها

132
00:08:01,748 --> 00:08:06,003
نظامیان آمریکایی را "متجاوزین"،"امپریالستها"

133
00:08:06,169 --> 00:08:07,842
و...

134
00:08:08,005 --> 00:08:09,848
"راهزنان آمریکایی." مینامیدند.

135
00:08:15,095 --> 00:08:19,851
ویتنام جنوبی به چهار منطقه تاکتیکی تقسیم شده بود

136
00:08:19,975 --> 00:08:24,276
تا تابستان 1967،سربازان آمریکایی در همه آن

137
00:08:24,396 --> 00:08:26,023
چهار منطقه در حال نبرد بودند

138
00:08:28,442 --> 00:08:31,195
در منطقه سپاه 4،"نیروی دریایی آب قهوه ای"

139
00:08:31,320 --> 00:08:34,039
در رودخانه ها و کانالها و مردابهای

140
00:08:34,197 --> 00:08:37,371
دلتای مکونگ با تراکم جمعیتی بالا

141
00:08:37,492 --> 00:08:40,621
در جستجوی دشمن گشتزنی میکرد.

142
00:08:40,746 --> 00:08:45,422
در منطقه سپاه 3،ارتش به عملیات جستجوی جنگلهای متراکم

143
00:08:45,542 --> 00:08:49,012
مثلث آهنین،پناهگاه ویت کنگ

144
00:08:49,129 --> 00:08:52,679
نزدیک سایگون ادامه میداد که فکر میشد بطور دائم

145
00:08:52,799 --> 00:08:58,226
مانع از دسترسی دشمن به آن توسط عملیاتهای بزرگ آمریکا قبلتر در همان سال شده است

146
00:08:58,347 --> 00:09:01,396
در منطقه سپاه 2،یکسری از نبردهای خونین

147
00:09:01,558 --> 00:09:06,155
در ارتفاعات مرکزی اطراف داکتو بطور موقت سربازان

148
00:09:06,271 --> 00:09:11,402
ویتنام شمالی را به درون کامبوج و لائوس عقب رانده بود

149
00:09:11,526 --> 00:09:15,997
ولی برخی از شدیدترین نبردها در منطقه

150
00:09:16,114 --> 00:09:20,460
سپاه 1 رخ میداد..از 5 ایالت شمالی ویتنام جنوبی تشکیل میشد

151
00:09:20,577 --> 00:09:23,581
که تفنگداران دریایی در انجا متحمل

152
00:09:23,747 --> 00:09:26,045
فشار اصلی جنگ بودند.

153
00:09:26,166 --> 00:09:29,420
بیش از دو و نیم میلیون نفر در انجا زندگی میکردند

154
00:09:29,586 --> 00:09:31,680
که همه بجز دو درصد آنان درون

155
00:09:31,797 --> 00:09:34,095
دره های رودخانه ای باریک کشتزار برنج

156
00:09:34,216 --> 00:09:36,890
در امتداد دریای چین جنوبی زندگی میکردند

157
00:09:37,010 --> 00:09:40,765
تفنگداران دریایی میخواستند که ویت کنگ را در آنجا ریشه کن کنند

158
00:09:40,889 --> 00:09:43,142
و امنیت را برای مردم

159
00:09:43,266 --> 00:09:46,145
روستا به روستا،دهکده به دهکده فراهم کنند

160
00:09:46,269 --> 00:09:49,944
ارتفاعات وسیع عمدتا خالی از سکنه که

161
00:09:50,065 --> 00:09:53,285
به سمت غرب تا لائوس گسترده شده بود،تفنگداران دریایی استدلال میکردند که

162
00:09:53,402 --> 00:09:56,121
میتوانست برای دشمن باقی گذاشته شود.

163
00:09:56,279 --> 00:09:58,748
سپهبد تفنگدار دریایی ویکتور کرولاک گفت:

164
00:09:58,865 --> 00:10:01,709
جنگ واقعی در بین مردم است

165
00:10:01,827 --> 00:10:04,455
و نه در بین کوهها.

166
00:10:04,579 --> 00:10:06,957
ولی ژنرال ویلیام وستمورلند

167
00:10:07,082 --> 00:10:10,052
فرمانده آمریکایی،میترسید که هزاران

168
00:10:10,168 --> 00:10:13,889
نیروی ارتشی منظم ویتنام شمالی

169
00:10:14,005 --> 00:10:18,181
برنامه داشته باشند تا دوتا از شمالی ترین ایالات را تصرف کنند.

170
00:10:18,301 --> 00:10:23,478
یافتن و نابودی آنان اولین هدف او باقی ماند

171
00:10:25,308 --> 00:10:28,061
او پافشاری میکرد که لشکر سوم تفنگداران دریایی

172
00:10:28,186 --> 00:10:30,405
به شمال حرکت کنند تا با آن چالش مقابله کنند

173
00:10:30,522 --> 00:10:35,904
پایگاهی در دانگها و استحکامات کلیدی در جیو لین

174
00:10:36,027 --> 00:10:43,502
Con Thien, Cam Lo, Camp Carroll,  Rockpile و Khe Sanh تاسیس کنند.

175
00:10:43,618 --> 00:10:47,168
کیسان بر مسیر 9 اشراف داشت،بزرگراه شرقی-غربی

176
00:10:47,330 --> 00:10:50,925
که وستمورلند امید داشت روزی سربازان آمریکایی را

177
00:10:51,042 --> 00:10:55,047
از طریق مرز وارد لائوس کند،جایی که افراد ویتنام شمالی

178
00:10:55,172 --> 00:10:59,018
و تدارکات از طریق مسیر هوشی مین به جنوب میرفتند.

179
00:11:02,345 --> 00:11:05,349
ولی هزاران تفنگدار دریایی که در حال پایش مرز بودند

180
00:11:05,474 --> 00:11:08,523
خودشان را در تیررس توپخانه  و راکت اندازهای

181
00:11:08,685 --> 00:11:12,280
بسیار دقیق  ویتنام شمالیها

182
00:11:12,397 --> 00:11:14,195
مخفی شده درون منطقه غیرنظامی شده یافتند

183
00:11:23,241 --> 00:11:24,117
به من بگو

184
00:11:24,242 --> 00:11:25,344
با تمام قوا اینجا اومدین؟

185
00:11:25,368 --> 00:11:27,041
وقتی اومدم 13 نفر داشتم.

186
00:11:27,204 --> 00:11:29,707
و حالا چهار روز بعده و هنوز چند نفر اینجان؟

187
00:11:29,873 --> 00:11:30,873
شش نفر

188
00:11:36,171 --> 00:11:39,846
تفنگها گیر میکنن،گل و لای

189
00:11:39,966 --> 00:11:41,434
همه چیزو کند میکنه

190
00:11:41,551 --> 00:11:43,144
و گلوله های توپ از همه جا فرود میاد

191
00:11:43,261 --> 00:11:45,684
و آه اوضاع گاهی اوقات خیلی پوچ

192
00:11:45,806 --> 00:11:47,058
و نا امید کننده میشه

193
00:11:51,186 --> 00:11:53,905
نمیتونم بگم ترسیدم،رفیق ،ولی من ترسیدم

194
00:11:54,064 --> 00:11:57,113
منظورم اینه که بعد از مدتی،تو میدونی که اون قراره بیاد(مرگ)

195
00:11:57,234 --> 00:11:58,554
و تو نمیتونی هیچ کاری در موردش انجام بدی

196
00:11:58,652 --> 00:11:59,949
و تو فقط به خدا نگاه میکنی

197
00:12:00,070 --> 00:12:01,714
<i><font color="#ffff00">#خب،جام خیلی بهم ریختس #</font></i>

198
00:12:01,738 --> 00:12:03,331
<i><font color="#ffff00"># و موهایی روی چونم هست#</font></i>

199
00:12:03,448 --> 00:12:06,418
سرباز یکم جان ماسگریو

200
00:12:06,535 --> 00:12:09,163
از فیرمونت ایالت میزوری،که داوطلب شده بود تا به لشکر

201
00:12:09,287 --> 00:12:11,085
سوم تفنگداران دریایی بپیوندد

202
00:12:11,206 --> 00:12:15,006
به منطقه روستایی جنگزده اطراف کانتین

203
00:12:15,126 --> 00:12:18,505
در چند کیلومتری جنوب منطقه غیر نظامی شده فرستاده شد

204
00:12:21,258 --> 00:12:24,933
برای تفنگداران دریایی در شمال،سپاه 1 در لشکر سوم تفنگداران دریایی

205
00:12:25,053 --> 00:12:28,648
در بهار و تابستان 1967،ما منطقه غیرنظامی شده رو

<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

206
00:12:28,765 --> 00:12:30,187
منطقه تفنگداران دریایی مرده مینامیدیم

207
00:12:30,308 --> 00:12:34,108
گردان یکم ماسگریو از قبل متحمل

208
00:12:34,271 --> 00:12:37,775
تلفات بسیاری در یکسری از  عملیاتهای پاکسازی خونین شده بود

209
00:12:37,899 --> 00:12:41,494
که اعتقاد بر این شده بود که یک یگان بد شانس است.

210
00:12:41,611 --> 00:12:45,115
آنها مرده متحرک نامیده میشدند

211
00:12:45,282 --> 00:12:48,126
<i><font color="#ffff00">#من ی مردم،بله من ی مردم و نمیتونم#</font></i>

212
00:12:48,285 --> 00:12:51,960
من به سپاه تفنگداران دریایی ملحق شدم تا نقش عمده ای داشته باشم

213
00:12:52,080 --> 00:12:55,505
و حس میکردم فرد مهمی نیستم مگر اینکه به شمال برم

214
00:12:55,625 --> 00:12:56,922
و با ارتش ویتنام شمالی بجنگم

215
00:12:57,043 --> 00:13:00,138
من هرگز از اون تصمیم پشیمون نشدم

216
00:13:00,297 --> 00:13:04,598
اوقاتی بود که ما زیر آتش توپخانه  بودیم

217
00:13:04,718 --> 00:13:08,313
جایی که من فکر میکردم،میدونی تو داری به چی فکر میکنی؟

218
00:13:08,430 --> 00:13:14,028
مختصر کلام اینه:اگه من زندگی میکردم تا 63 ساله بشم،

219
00:13:14,144 --> 00:13:16,238
نمیخواستم یک روز صبح به آئینه نگاه کنم

220
00:13:16,354 --> 00:13:18,754
و یک یارو رو داشته باشم که داره بهم نگاه میکنه که هیچ کاری

221
00:13:18,815 --> 00:13:20,613
برای اونچه که بهش اعتقاد داشته نکرده باشه

222
00:13:20,734 --> 00:13:24,489
اینکه به یکی دیگه اجازه بده بخش سخت تره کار رو انجام بده

223
00:13:29,200 --> 00:13:32,170
هر برخورد عمده ای که من بیاد میارم که با ارتش ویتنام شمالی داشتم بوسیله

224
00:13:32,287 --> 00:13:33,789
اونا شروع میشد که به ما کمین میزدن.

225
00:13:33,914 --> 00:13:37,214
اونا به ما حمله نمیکردن مگر اینکه اونا تعدادشون از ما بیشتر بود.

226
00:13:37,334 --> 00:13:39,211
و ما داشتیم تو زمین اونا میجنگیدیم

227
00:13:42,297 --> 00:13:43,674
اونا زمین رو میشناختن ما نمیشناختیم

228
00:13:47,510 --> 00:13:49,433
اونا واقعا خیلی خوب بودن

229
00:13:59,916 --> 00:14:02,583
آمریکاییها یک نقطه ضعف داشتن

230
00:14:04,059 --> 00:14:08,090
اونا سیگار میکشیدن و مسیری رو بجا میگذاشتن که ما میتونستیم بسادگی دنبال کنیم.
<font color="#ff8040">لی وان چو،ارتش ویتنام شمالی</font>

231
00:14:08,114 --> 00:14:11,038
ویتنام شمالیها تفنگهای ای کی47(کلاشینکف) ساخت شوروی

232
00:14:11,159 --> 00:14:14,038
بظاهر نابود نشدنی را حمل میکردند

233
00:14:15,497 --> 00:14:20,378
تفنگداران دریایی مجبور بودند با تفنگهای تازه تولید شده ام-16 بجنگند که

234
00:14:20,502 --> 00:14:24,678
که برای مدت زمانی یک نقص طراحی بالقوه مرگبار داشت:

235
00:14:24,798 --> 00:14:27,517
آنها نیاز به تمیزکاری مداوم داشتند

236
00:14:27,634 --> 00:14:30,729
و اغلب در وسط تیراندازی گیر میکردند

237
00:14:30,887 --> 00:14:33,891
تفنگهای اونا کار میکرد، مال ما نه.

238
00:14:34,057 --> 00:14:37,402
ام-16 یک تیکه آشغال بود

239
00:14:37,560 --> 00:14:39,160
شما نمیتونید گلوله هاتونو به دشمن شلیک کنین

240
00:14:39,229 --> 00:14:40,526
و اونا رو کارامد داشته باشین

241
00:14:40,647 --> 00:14:45,118
و اون تفنگ مدام  تو دستمون خراب میشد

242
00:14:57,645 --> 00:15:00,245
وقتی یکی از سربازاشون زخمی یا کشته میشد

243
00:15:01,370 --> 00:15:05,537
و اون یکی بالا میدوید تا جسد رو برگردونه

<font color="#ff8040">هو هوو لان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

244
00:15:07,183 --> 00:15:09,450
ما قادر بودیم به اونا هم شلیک کنیم

245
00:15:10,760 --> 00:15:13,764
تنفرم از اونا از صمیم قلب بود

246
00:15:13,930 --> 00:15:15,477
از صمیم قلب

247
00:15:15,598 --> 00:15:17,475
من از اونا خیلی زیاد بدم میومد

248
00:15:18,852 --> 00:15:20,195
و از اونا خیلی میترسیدم

249
00:15:21,354 --> 00:15:23,607
پسر، من از اونا وحشت داشتم

250
00:15:23,773 --> 00:15:26,071
و ترسی که از اونا داشتم از تنفرم بیشتر بود

251
00:15:31,860 --> 00:15:35,060
همدردی و تنفر در هم تنیده بودن

252
00:15:36,026 --> 00:15:38,159
ولی در میدان نبرد

253
00:15:40,260 --> 00:15:42,360
تنفر غلبه داشت

254
00:15:43,924 --> 00:15:46,024
اون امریکاییها مصمم بودن تا ما رو بکشن.

255
00:15:46,103 --> 00:15:48,437
و ما هم مصمم بودیم تا اونا رو بکشیم

256
00:15:53,136 --> 00:15:56,436
من فقط یک نفر رو در ویتنام کشتم

257
00:15:56,556 --> 00:15:59,810
و اون اولین نفری بود که کلا کشتم

258
00:15:59,934 --> 00:16:03,859
و من با احساس گناه در مورد کشتن اون مرد ناخوش بودم

259
00:16:03,980 --> 00:16:05,982
و فکر باینکه من قراره این کارو

260
00:16:06,149 --> 00:16:07,275
برای 13 ماه بعدی انجام بدم

261
00:16:07,400 --> 00:16:09,823
من قراره دیوونه بشم

262
00:16:09,986 --> 00:16:12,739
و من یک تفنگدار دریایی رو دیدم که روی یک مین جهنده(مینی که تا 130 سانتیمتر پیش از انفجار میجهد)پا گذاشت

263
00:16:12,864 --> 00:16:15,993
و اون زمانی بود که من با شیطان معامله ام رو انجام دادم

264
00:16:16,117 --> 00:16:19,838
و گفتم:من هرگز هیچ آدم دیگه ایو تا زمانیکه

265
00:16:19,954 --> 00:16:22,173
در ویتنام هستم نمیکشم

266
00:16:22,290 --> 00:16:27,387
بهر حال من هر تعداد گوک(عبارت توهین آمیز برای ویتنامیها)که بتونم پیدا کنم تلف خواهم کرد.

267
00:16:27,504 --> 00:16:30,849
هر تعداد دینک(عبارت توهین آمیز برای ویتنامیها)که پیدا کنم میکشمشون

268
00:16:31,007 --> 00:16:34,011
هر تعداد از این پوچها رو که بتونم پیدا کنم دود میدم

269
00:16:34,135 --> 00:16:37,184
ولی نمیخوام کسیو بکشم،میدونی؟

270
00:16:37,305 --> 00:16:40,605
شخص رو به شی تبدیل کنین

271
00:16:40,725 --> 00:16:42,693
اون نژاد پرستی 101 است

272
00:16:42,852 --> 00:16:44,980
معلوم شد که یک ابزار خیلی ضروریه

273
00:16:45,105 --> 00:16:47,654
برای زمانیکه شما بچه هایی دارین که دارن در جنگهاتون مبارزه میکنن

274
00:16:47,774 --> 00:16:50,493
برای اینکه اونا عاقل بمونن و کارشونو انجام بدن

275
00:16:56,908 --> 00:16:59,457
ماسگریو در یکی از اولین گشتها،

276
00:16:59,577 --> 00:17:04,208
یک جنگنده آمریکایی را دید که بسرعت پایین امد تا بر روی سربازان دشمن بمب ناپالم بیندازد

277
00:17:04,332 --> 00:17:06,630
در حالیکه پشت یک ردیف بوته مخفی شده بود.

278
00:17:06,751 --> 00:17:10,426
او  میتوانست صدای کلاشینکفهایشان را بشنود که به هواپیما تیراندازی میکردند

279
00:17:10,547 --> 00:17:14,142
تا زمانی که به یکباره انها در شعله های آتش بلعیده شدند

280
00:17:14,259 --> 00:17:17,980
او اندیشید:"اگر دشمن میخواهد تا مثل آن بمیرد

281
00:17:18,096 --> 00:17:20,975
قرار است که آن یک جنگ بسیار طولانی شود"

282
00:17:23,518 --> 00:17:25,737
اونا میدونستن که اگه اونا از فاصله نزدیک ناگهان کمین بزنن

283
00:17:25,854 --> 00:17:27,401
و بعد بین شما بیان

284
00:17:27,564 --> 00:17:31,068
ما  نمیتونستیم پشتیبانی هوایی برای خودمون درخواست کنیم یا برای اون مردد میشدیم.

285
00:17:34,237 --> 00:17:38,367
بنابراین...تیراندازیهایی مثل اونرو ما جنجال مینامیدیم

286
00:17:38,491 --> 00:17:40,334
اونا خیلی نزدیک بودن

287
00:17:40,451 --> 00:17:41,919
و خیلی کشنده.

288
00:17:42,078 --> 00:17:44,922
و اونا کاملا وحشتناک بودن

289
00:17:49,002 --> 00:17:53,178
تفنگداران دریایی  برای حفظ یک قلمرو که  آنها

290
00:17:53,298 --> 00:17:55,767
برای گرفتنش بسیار سخت جنگیده بودند، بطور کم تعداد پراکنده میشدند.

291
00:17:55,884 --> 00:18:00,355
بارها و بارها آنها از یک پناهگاه

292
00:18:00,471 --> 00:18:04,476
یا دیگری در امتداد منطقه غیر نظامی شده،در جستجوی سربازان دشمن فرستاده میشدند

293
00:18:04,601 --> 00:18:08,276
این خارج شدن از توهم برای من زمانی شروع شد که به عقب برمیگشتم

294
00:18:08,396 --> 00:18:11,445
تا در جاهایی بجنگم که ما قبلا جنگیده بودیم

295
00:18:11,566 --> 00:18:15,070
ما جنگیده بودیم،اونجا رو گرفته بودیم و بعد ترک میکردیم

296
00:18:15,195 --> 00:18:17,243
و ارتش ویتنام شمالی بعدش اونجا برمیگشتن

297
00:18:17,363 --> 00:18:19,491
شما نمیخواید در جاهایی که

298
00:18:19,616 --> 00:18:21,334
شما از قبل اونجا بوده اید زخمی شوید.

299
00:18:23,620 --> 00:18:25,964
جنگ یک کسب و کار معامله املاک واقعیه

300
00:18:26,080 --> 00:18:28,924
ما قراره ملکیو دور از دشمن بگیریم

301
00:18:29,042 --> 00:18:32,888
و بعد مانع از دسترسی دشمن به اون ملک بشیم

302
00:18:33,004 --> 00:18:39,182
در صبح دوم جولای(تیر ماه)1967،گردان یکم

303
00:18:39,302 --> 00:18:43,682
یکبار دیگر عملیات پاکسازی منطقه ای در شمال شرق کانتین را
شروع کرد.

304
00:18:43,806 --> 00:18:47,561
زمانیکه انها به تقاطع جاده ها موسوم به "بازار"رسیدند

305
00:18:47,685 --> 00:18:52,031
حدود دو کیلومتری پایگاهشان،آنها کمین خوردند.

306
00:18:52,148 --> 00:18:55,527
یک گروهان تقریبا نابود شد

307
00:18:59,239 --> 00:19:03,995
گروهان جان ماسگریو برای نجات بازماندگان حمله کرد

308
00:19:04,160 --> 00:19:07,004
و انها هم در انجا به زمین دوخته شدند

309
00:19:09,832 --> 00:19:14,588
آن یکی از بدترین روزهایی بود که سپاه تفنگداران دریایی در ویتنام متحمل شد

310
00:19:14,712 --> 00:19:20,890
53 نفر کشته و 190 نفر زخمی از میدان نبرد خارج شدند

311
00:19:21,010 --> 00:19:25,060
34 کشته دیگر،مجبور شدند در پشت سر بجا بگذارند

312
00:19:25,181 --> 00:19:28,902
و زمانیکه تفنگداران دریایی  دو روز بعد برای بازپسگیری

313
00:19:29,018 --> 00:19:31,862
اجسادشان راهشان را  باجنگ گشودند و برگشتند،فهمیدند که تعدادی

314
00:19:31,980 --> 00:19:38,033
بخاطر این کشته شده اند که تفنگهای ام-16 شان زمانیکه دشمن نزدیک میشد گیر کرده بود.

315
00:19:38,152 --> 00:19:41,326
بسیاری اعدام شده بودند،به صورت

316
00:19:41,447 --> 00:19:44,200
یا پشت سرشان از فاصله نزدیک شلیک شده بود

317
00:19:44,367 --> 00:19:47,291
برخی اجساد تبدیل به تله انفجاری شده بودند

318
00:19:47,412 --> 00:19:50,256
مابقی تکه تکه شده بودند

319
00:19:50,373 --> 00:19:53,593
سرفرماندهی نیروی آبی خاکی تفنگداران دریایی

320
00:19:53,710 --> 00:19:57,465
بقدری از اسیر گرفتن ویتنام شمالیها ناامید شده بود که

321
00:19:57,588 --> 00:20:00,762
اونها به ما پیشنهاد سه روز استراحت و تجدید قوا در کشور رو دادن

322
00:20:00,883 --> 00:20:02,977
اگه ما اسیری بیاریم.

323
00:20:03,094 --> 00:20:04,437
اره موفق باشید

324
00:20:04,554 --> 00:20:05,931
میدونی؟

325
00:20:06,055 --> 00:20:08,353
تو که نمیدونی ما اینجا چیکار میکنیم؟

326
00:20:08,474 --> 00:20:10,147
تو میدونی با کی داریم میجنگیم؟

327
00:20:11,936 --> 00:20:14,439
میخوام به صراحت بگم،ما اسرا رو شکنجه نکردیم

328
00:20:14,564 --> 00:20:17,443
و ما اونا رو ناقص العضو نکردیم

329
00:20:22,989 --> 00:20:26,539
ولی اگه اسیری باشه که تو باید به عقب برگردونی،میدونی

330
00:20:26,659 --> 00:20:29,959
اگه اون به دستمون بیفته

331
00:20:30,079 --> 00:20:31,956
اون فقط ی مادر مرده بدبخت بود

332
00:20:42,800 --> 00:20:45,178
نمیدونم چجوری توصیفش کنم که معنی داشته باشه

333
00:20:53,353 --> 00:20:54,580
راکسبری جایی که من بزرگ شدم

334
00:20:54,604 --> 00:20:56,277
ی محله آفریقایی-آمریکایی بود

335
00:20:56,439 --> 00:21:00,239
و جنوب بوستون یک قلعه ایرلندی-کاتولیکی بود

336
00:21:00,360 --> 00:21:02,078
میدونی،یک عالمه نفرت وجود داشت

337
00:21:02,195 --> 00:21:05,790
مردم جنوب بوستون از ما بدشون میومد،ما از اونا متنفر بودیم

338
00:21:05,948 --> 00:21:07,165
و بطور طعنه امیزی
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

339
00:21:09,869 --> 00:21:11,587
میدونی،شما قاطی جنگ میشین
<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

340
00:21:13,373 --> 00:21:15,592
و ویتنامیها اهمیتی نمیدادن

341
00:21:15,708 --> 00:21:17,508
که شما اهل راکسبری باشین یا جنوب بوستون

<font color="#ff8040">راجر هریس،از تفنگداران دریایی</font>

342
00:21:17,543 --> 00:21:19,511
اونا شما رو به عنوان آمریکایی میدیدند

343
00:21:19,629 --> 00:21:22,849
و میخواستن  شما رو بکشن چون شما آمریکایی هستین

344
00:21:22,965 --> 00:21:27,311
سرباز راجر هریس،میگفت که او  به تفنگداران دریایی ملحق شده بود بخشی بخاطر اینکه

345
00:21:27,428 --> 00:21:29,772
او میخواست یک گلادیاتور باشد

346
00:21:29,889 --> 00:21:32,984
قاتل دشمنان کشورش.

347
00:21:33,142 --> 00:21:36,316
در 28 جولای(مرداد ماه)دو هفته پس از

348
00:21:36,479 --> 00:21:40,484
اینکه گردان یکم بشدت در هم کوبیده شد، جان ماسگریو برای استراحت

349
00:21:40,650 --> 00:21:42,323
و بهبودی به عقب برده شد

350
00:21:42,485 --> 00:21:46,535
راجر هریس و گردان دوم به خارج از کانتین

351
00:21:46,656 --> 00:21:50,411
و به داخل نیمه جنوبی خود منطقه غیر نظامی شده حرکت کرد

352
00:21:52,620 --> 00:21:54,223
ما میخواستیم ارتش ویتنام جنوبی

353
00:21:54,247 --> 00:21:56,545
خودشونو نشون بدن

354
00:21:56,666 --> 00:21:59,590
بنابراین اساسا شما اونجا طعمه میگذارین

355
00:21:59,710 --> 00:22:04,011
و بعد ما فراخونده میشدیم و جهنمو اونجا رو سرشون خراب میکردیم

356
00:22:04,132 --> 00:22:08,433
گردان راجر هریس به درون منطقه غیرنظامی شده

357
00:22:08,553 --> 00:22:13,024
در امتداد مسیر ناهموار ارابه رو که به رود بنهای منتهی میشد،پیشروی کردند.

358
00:22:13,182 --> 00:22:17,312
اما طراحان در فهمیدن این شکست خوردند که یک پل بتونی

359
00:22:17,437 --> 00:22:19,314
بر روی جریان بسیار شدید رودخانه

360
00:22:19,439 --> 00:22:23,819
برای عبور وسایل نقلیه زرهی بسیار باریک و بسیار ضعیف بود.

361
00:22:23,943 --> 00:22:28,699
حالا تفنگداران دریایی چاره ای نداشتند جز اینکه از یک قانون اصلی

362
00:22:28,823 --> 00:22:30,325
تاکتیکهای پیاده نظام تخطی کنند..

363
00:22:30,450 --> 00:22:35,502
برگردند و سعی کنند راهی که آمده بودند را بازگردند.

364
00:22:35,621 --> 00:22:38,716
دشمن منتظرشان بود

365
00:22:44,881 --> 00:22:47,725
کمینهای گسترده و

366
00:22:49,385 --> 00:22:53,356
کشتار زیاد

367
00:22:53,473 --> 00:22:55,350
و

368
00:22:56,893 --> 00:22:58,520
جنون

369
00:22:58,644 --> 00:23:03,445
تفنگداران دریایی مجبور شدند تا جنگ ضربات خونین خمپاره اندازها

370
00:23:03,566 --> 00:23:07,412
آتش مسلسلها و نارنجک اندازها را راه بیاندازند

371
00:23:07,570 --> 00:23:12,246
من بیشترین احترامو برای سربازان ارتش ویتنام شمالی قائل بودم

372
00:23:12,366 --> 00:23:18,544
وقتی شما میبینین یکی بالا میپره و با یک تانک مقابله میکنه،میدونی

373
00:23:18,664 --> 00:23:20,758
در حالیکه اون تانک مجهز به مسلسل کالیبر 50

374
00:23:20,917 --> 00:23:23,796
و یک توپ 90 میلیمتری هست

375
00:23:23,920 --> 00:23:28,096
و یک نفر با تانک مقابله میکنه

376
00:23:28,257 --> 00:23:29,850
فکر میکنم چیزایی برای گفتن داره

377
00:23:31,511 --> 00:23:34,264
گروهان راجر هریس گیر افتاد

378
00:23:34,430 --> 00:23:38,276
و توسط سربازان دشمن از همه جهات به ان حمله میشد

379
00:23:40,603 --> 00:23:43,948
تفنگداران دریایی از نفس افتاده از منطقه غیر نظامی شده

380
00:23:44,106 --> 00:23:47,155
در کنار وسایل نقلیه زرهی درهم شکسته

381
00:23:47,276 --> 00:23:51,076
مملو از کشتگان و زخمیهای آمریکایی به عقب برگشتند.

382
00:23:51,197 --> 00:23:54,076
گردان متحمل 214 نفر تلفات شد

383
00:23:57,245 --> 00:24:00,624
به هیچ وجه روز خوبی برای تفنگداران دریایی نبود

384
00:24:00,748 --> 00:24:01,965
آدمهای زیادی مردن

385
00:24:02,124 --> 00:24:03,364
افراد پاهاشون بر اثر شلیک قطع شده بود

386
00:24:03,417 --> 00:24:05,294
افرادی زیر تانک له شدن

387
00:24:07,964 --> 00:24:10,808
نمیخوام در موردش صحبت کنم چون اون

388
00:24:14,053 --> 00:24:16,522
اون روز خوبی نیست،روز خوبی نبود

389
00:24:24,536 --> 00:24:26,936
ما دو گروهان آمریکایی رو بمدت سه روز

390
00:24:27,733 --> 00:24:29,433
تعقیب کردیم

391
00:24:30,580 --> 00:24:31,580
اونا دنبال ما میگشتن

<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ویتنام شمالی</font>

392
00:24:32,256 --> 00:24:36,389
ولی ما  به اونا غافلگیرانه حمله کردیم

<font color="#ff8040">لو کاک تام،از ارتش ویتنام شمالی</font>

393
00:24:37,244 --> 00:24:40,344
گروهان من به وسط مواضع امریکاییها نفوذ کرد

394
00:24:42,544 --> 00:24:45,678
و ما هر دو گروهان رو نابود کردیم

395
00:24:47,360 --> 00:24:50,027
ولی هزینه ای که ما پرداخت کردیم گزاف بود

396
00:24:51,725 --> 00:24:53,225
من 90 نفر داشتم

397
00:24:54,112 --> 00:24:56,945
60-70 نفرشون کشته یا زخمی شدن

398
00:24:59,575 --> 00:25:01,442
وقتی ما به پایگاهمون برگشتیم

399
00:25:01,965 --> 00:25:05,998
ما روزهای متمادی عزادار بودیم

400
00:25:08,543 --> 00:25:12,143
من از روی غصه از دست دادن افرادم نمیتونستم چیزی بخورم یا بخوابم

401
00:25:12,268 --> 00:25:13,268
فقط گریه میکردم

402
00:25:14,599 --> 00:25:16,499
من مدال گرفتم

403
00:25:17,297 --> 00:25:18,630
قاتل قهرمان امریکایی

404
00:25:19,477 --> 00:25:22,211
ولی ما بهاشو با خون رفقایمان پرداخت کردیم

405
00:25:25,416 --> 00:25:28,761
امروز "بائوکو"هست،روز رای گیری در ویتنام

406
00:25:28,878 --> 00:25:31,757
و اون یک روز رسمی در روستای هانگ تائو فو

407
00:25:31,881 --> 00:25:34,509
و در سایر روستاها در سراسر کشوره.

408
00:25:34,634 --> 00:25:37,057
و این مردم با بهترین لباسهای روز یکشنبشون برای اون تیپ زدن.

409
00:25:39,972 --> 00:25:42,942
نخست وزیر ویتنام جنوبی وین کائو کی

410
00:25:43,059 --> 00:25:47,030
مخالفین بودائیش را در 1966 در هم کوبیده بود

411
00:25:47,146 --> 00:25:49,524
ولی او توسط آمریکاییها

412
00:25:49,649 --> 00:25:52,949
و رقبای سیاسیش محبور شده بود تا گامهای حداقلی مرددانه ای

413
00:25:53,069 --> 00:25:56,744
به سمت دموکراسی،انتخاب مجلس ملی

414
00:25:56,906 --> 00:26:00,035
قانون اساسی جدید و وعده انتخابات

415
00:26:00,159 --> 00:26:03,254
برای ریاست جمهوری و نخست وزیری بردارد

416
00:26:03,412 --> 00:26:08,168
ولی وقتی مخالف دیرین"کی"،وین وان تیو اعلام کرد

417
00:26:08,292 --> 00:26:11,091
که میخواهد "کی" را برای کسب بالاترین مقام به چالش بکشد

418
00:26:11,212 --> 00:26:14,261
اوضاع در سایگون بار دیگر در خطر فروپاشی قرار گرفت

419
00:26:16,759 --> 00:26:19,359
ما شاهد رقابت بین تیو و "کی"بودیم

420
00:26:19,428 --> 00:26:21,430
و اون یک بازی بود

421
00:26:21,597 --> 00:26:24,441
در ویتنام کشور انگار که داشت

422
00:26:24,600 --> 00:26:27,353
ما داشتیم یک فیلم تماشا میکردیم

423
00:26:27,478 --> 00:26:29,651
و تیو و "کی"  هم داشتن نگاه میکردن

424
00:26:29,772 --> 00:26:32,571
نه اینکه چه کسی حمایت مردمو داشته باشه

<font color="#ff8040">فان کوانگ تو،سایگون</font>

425
00:26:32,692 --> 00:26:36,993
بلکه چه کسی حمایت آمریکائیها و کاخ سفید رو داشته باشه

426
00:26:37,113 --> 00:26:40,458
السورث بانکر،سفیر آمریکا

427
00:26:40,574 --> 00:26:44,078
هر دو مرد را به اقامتگاهش فراخواند و هشدار داد که

428
00:26:44,203 --> 00:26:47,958
ایالات متحده یک جنگ قدرت دیگر را تحمل نخواهد کرد:

429
00:26:48,082 --> 00:26:51,632
تیو و "کی" باید با ژنرالهای همفکرشان ملاقات کنند

430
00:26:51,752 --> 00:26:54,221
و تصمیم بگیرند چه کسی رئیس جمهور

431
00:26:54,338 --> 00:26:56,841
و چه کسی معاونش میشود.

432
00:26:56,966 --> 00:26:59,389
تیو قدرت اول را بدست گرفت

433
00:26:59,510 --> 00:27:02,434
او فروتن،خونسرد

434
00:27:02,555 --> 00:27:05,104
عمدتا به تجمع قدرت

435
00:27:05,224 --> 00:27:08,319
و ثروت شخصی علاقه داشت و اعتقاد بر این بود که نامحتمل

436
00:27:08,477 --> 00:27:11,151
است که هیچوقت واشنگتن را خجالت زده کند

437
00:27:11,313 --> 00:27:14,658
"کی"معاون رئیس جمهورش میشد

438
00:27:14,817 --> 00:27:19,744
آنها همراه با هم تنها 35 درصد آرا را تصاحب کردند

439
00:27:19,864 --> 00:27:22,959
هیچ کسی که خواستار پایان جنگ بود

440
00:27:23,075 --> 00:27:25,294
اجازه داده نشد تا برنده شود

441
00:27:25,411 --> 00:27:27,914
بسیاری از بودائیها  آن انتخابات را تحریم کردند

442
00:27:28,038 --> 00:27:33,169
و تهدیدات ویت کنگ بسیاری دیگر را از رای دادن بازداشت

443
00:27:33,294 --> 00:27:36,218
ولی وزارت خارجه سریعا اعلام کرد

444
00:27:36,338 --> 00:27:39,217
انتخابات گام مهمی رو به جلو است

445
00:27:41,177 --> 00:27:44,647
برخی ویتنام جنوبیها باور داشتند که یک معیار

446
00:27:44,764 --> 00:27:47,859
ثبات نهایتا حاصل شده است.

447
00:27:48,017 --> 00:27:51,021
دیگران انقدر مطمئن نبودند

448
00:27:52,605 --> 00:27:56,826
برحسب فاسد بودن،بله اونا فاسد بودن

449
00:27:56,942 --> 00:28:01,539
تیو و "کی" هر دو از موقعیتشون سوء استفاده میکردند

450
00:28:01,655 --> 00:28:05,501
ما بهای بسیار زیادی برای داشتن رهبرانی مثل

451
00:28:05,618 --> 00:28:08,292
"کی" و تیو پرداخت کردیم

452
00:28:08,412 --> 00:28:10,790
و ما هنوز داریم اون بها رو پرداخت میکنیم

453
00:28:16,170 --> 00:28:18,969
پدرم در ارتش ایالات متحده بود

454
00:28:19,089 --> 00:28:21,717
و بعد وقتی قضیه نیروی هوایی پیش اومد او

455
00:28:21,842 --> 00:28:24,140
به نیروی هوایی پیوست

456
00:28:24,261 --> 00:28:29,062
من بیرون از شهر در محیط بدون تبعیض نژادی بزرگ شدم

<font color="#ff8040">اوا جفرسون پترسون،از ایالت ایلینویز</font>

457
00:28:29,183 --> 00:28:32,027
من معمولا تنها دختر سیاه کوچولو تو کلاس بودم

458
00:28:32,144 --> 00:28:34,112
اگه شما به تصاویر کلاسم نگاه کنین

459
00:28:34,230 --> 00:28:37,825
من شبیه یک تکه شکلات کوچک در بستنی وانیلی هستم

460
00:28:37,942 --> 00:28:40,866
من همیشه دانش اموز خوبی بودم

461
00:28:40,986 --> 00:28:43,705
یادم میاد مردم میگفتند:اوه،تو چقدر خوب حرف میزنی

462
00:28:43,823 --> 00:28:45,746
و بخش ناگفتش اینه:(خوب)برای یک دختر سیاه پوست

463
00:28:45,866 --> 00:28:48,540
احتمالا یک دختر کاکا سیاه یا دختر رنگین پوست،در اون موقع

464
00:28:48,661 --> 00:28:53,258
پدر اوا جفرسون یک سال در پایگاه های هوایی

465
00:28:53,415 --> 00:28:56,965
در ویتنام خدمت کرده بود و با این اعتقاد به خانه بازگشت  که ایالات متحده

466
00:28:57,086 --> 00:28:59,589
منافعی در انجا ندارد که بماند.

467
00:28:59,755 --> 00:29:03,259
ولی زمانیکه دخترش وارد دانشگاه شمال غربی

468
00:29:03,384 --> 00:29:08,436
در اوانستون واقع در حومه شهر شیکاگو در سپتامبر 1967 شد

469
00:29:08,556 --> 00:29:12,811
جنگ در اذهان دانشجویان جایگاه بالایی نداشت

470
00:29:12,935 --> 00:29:16,189
جنگ واقعا مساله ای نبود

471
00:29:16,313 --> 00:29:18,111
اون مثل این میمونه که خوب،نه،رئیس جمهور

472
00:29:18,274 --> 00:29:20,197
قلبا بدنبال بیشترین منافع ماست

473
00:29:20,317 --> 00:29:22,115
او البته تنها جنگ رو تا جایی دنبال میکنه

474
00:29:22,236 --> 00:29:23,579
که معقول باشه

475
00:29:23,696 --> 00:29:26,449
و فکر میکنم اکثریت آمریکائیها اونجوری فکر میکردن

476
00:29:28,617 --> 00:29:30,619
در دانشگاه نبراسکا

477
00:29:30,786 --> 00:29:33,665
جک تاد همچنین از جنگ حمایت میکرد

478
00:29:33,789 --> 00:29:38,135
او انقدر حس قویی در مورد آن داشت که در 1966 او برای دوره آموزشی

479
00:29:38,294 --> 00:29:41,218
افسری تفنگداران دریایی ثبت نام کرده بود

480
00:29:41,338 --> 00:29:43,932
من وارد سپاه تفنگداران دریایی با این فکر شدم که

<font color="#ff8040">جک تاد،دانشگاه نبراسکا</font>

481
00:29:44,049 --> 00:29:46,302
این همه اونکاریه که میخوام بکنم.

<font color="#ff8040">جک تاد،دانشگاه نبراسکا</font>

482
00:29:46,468 --> 00:29:48,391
منظورم اینه که هدفم فرماندهی

483
00:29:48,512 --> 00:29:49,809
یک جوخه در ویتنام بود

484
00:29:51,348 --> 00:29:54,648
ولی با گذشت زمان و با ادامه جنگ

485
00:29:54,810 --> 00:29:57,154
تاد و بسیاری از همکلاسیهایش

486
00:29:57,271 --> 00:29:58,898
افکارشان شروع به تغییر کرد

487
00:30:00,274 --> 00:30:02,652
همه افراد جوان تغییر میکردن

488
00:30:02,818 --> 00:30:05,617
ولی ما در حال تغییرات بسیار زیادی

489
00:30:05,738 --> 00:30:07,957
با چنان سرعت بالایی شدیم

490
00:30:09,867 --> 00:30:13,462
همه اون موسیقی،اون فرهنگ ،همه چیزی که ما بهش گوش میکردیم

491
00:30:13,579 --> 00:30:15,673
همه اونچیزی که ما فکر میکردیم در حال تغییر شکل بود

492
00:30:15,789 --> 00:30:19,544
و مرکز همه اونها ویتنام ،ویتنام،ویتنام بود

493
00:30:19,668 --> 00:30:21,511
اون مدام داشت به پس زمینه همه چیز وارد میشد.

494
00:30:21,670 --> 00:30:23,430
در ابتدا اون یجوری مثل یک صدای خش خش بود

495
00:30:23,464 --> 00:30:25,307
و بعد اون تبدیل به فیلی در اتاق شد

496
00:30:25,424 --> 00:30:27,347
و بعد اون فیلی بود که روی سرتون مینشست

497
00:30:27,509 --> 00:30:29,102
و ما...ما نمیتونستیم از این فرار کنیم

498
00:30:29,219 --> 00:30:32,519
تاد  در اموزشگاه افسری

499
00:30:32,681 --> 00:30:35,355
در اردوگاه آپشور در کوانتیکوی ویرجینیا حضور یافت

500
00:30:35,476 --> 00:30:38,355
ولی شک و تردیدها در مورد جنگ آنجا هم از او دست بردار نبود

501
00:30:41,440 --> 00:30:43,293
فکر میکنم مسائل عاطفی که در اونجا رخ میداد،

502
00:30:43,317 --> 00:30:45,866
عکسهایی که ما میدیدیم،تصاویر خبری

503
00:30:45,986 --> 00:30:48,910
و این حقیقت که در اونجا هیچ پیشرفت قابل توجهی نبود

504
00:30:49,031 --> 00:30:52,376
واقعا اونچه رو که فکر میکردیم تحلیل میبرد و از بین میبرد

505
00:30:52,493 --> 00:30:55,588
در تابستان 1967،من در اردوگاه اپشور بودم،میدونی

506
00:30:55,704 --> 00:30:58,082
میخواستم برم مردم ویتنامو بکشم

507
00:30:58,207 --> 00:31:02,508
و در اکتبر(مهر ماه)من کاملا ضد جنگ شدم

508
00:31:05,839 --> 00:31:08,388
وستمورلند دیشب پیشم اومد

509
00:31:08,509 --> 00:31:12,514
و او میگفت که اون قدرت آتش و بمباران

<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

510
00:31:12,638 --> 00:31:16,108
بیشتری رو هفته پیش روی منطقه غیر نظامی شده متمرکز کرده

<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

511
00:31:16,225 --> 00:31:20,071
و اونا هم (ویتنامیها)حملات بیشتری رو روی ما

512
00:31:20,187 --> 00:31:22,235
نسبت به هر دوره مشابهی در تاریخ جنگ

513
00:31:22,398 --> 00:31:23,900
متمرکز کرده اند

514
00:31:24,024 --> 00:31:25,150
اره

<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

515
00:31:25,275 --> 00:31:26,544
خیلی بیشتر از اون چیزی که در کل جنگ دوم جهانی

516
00:31:26,568 --> 00:31:27,911
بر روی برلین و توکیو فرو ریخته شده

517
00:31:28,028 --> 00:31:32,408
و اینکه تنها دفاع اون از منطقه غیر نظامی شده برای متوقف کردن

518
00:31:32,533 --> 00:31:35,412
این تهاجم به اونجا با وجود سعی ویتنام شمالیها

519
00:31:35,536 --> 00:31:39,166
برای ورود به اونجا،بمباران مواضع توپخانه اوناست.

520
00:31:39,289 --> 00:31:40,757
اره

521
00:31:40,874 --> 00:31:42,727
و اگه ما بمباران رو همونطور که این احمقها

522
00:31:42,751 --> 00:31:45,049
در موردش صحبت میکنن متوقف کنیم،خودکشی محضه

523
00:31:45,170 --> 00:31:46,797
وقتی شما میگین بمباران رو متوقف کنین

524
00:31:46,922 --> 00:31:49,675
شما دارید میگین:"تفنگدارهای آمریکایی بیشتری رو بکشین"

525
00:31:49,800 --> 00:31:50,676
معنیش فقط همینه

526
00:31:50,801 --> 00:31:52,053
اره

<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

527
00:31:52,177 --> 00:31:55,397
حالا اگه ما بمباران رو متوقف کنیم،بدون مذاکره با اونها

528
00:31:55,514 --> 00:31:58,267
و بدون عمل متقابل در قسمت اونها،

529
00:31:58,392 --> 00:32:00,394
معنیش فقط همینه که ما آمریکاییهای بیشتریو میکشیم،همش همینه.

530
00:32:00,519 --> 00:32:01,519
اره

<font color="#ff8040">اورت دیرکسن،رهبر اقلیت جمهوریخواه سنا</font>

531
00:32:08,569 --> 00:32:12,119
نه بمباران در حال انجام شمال

532
00:32:12,239 --> 00:32:15,584
نه بمباران متمرکز شده اطراف منطقه غیرنظامی شده

533
00:32:15,701 --> 00:32:17,624
نه پیشنهادهای پشت صحنه

534
00:32:17,745 --> 00:32:20,294
رئیس جمهور جانسون برای توقف آن

535
00:32:20,456 --> 00:32:23,335
هیچ تاثیر قابل توجهی روی لی زوان

536
00:32:23,459 --> 00:32:26,804
و افراد دیگری که ویتنام شمالی را اداره میکردند نگذاشت.

537
00:32:26,962 --> 00:32:29,886
ولی لی زوان مثل لیندون جانسون

538
00:32:30,007 --> 00:32:31,975
در ان تابستان به دردسر افتاده بود

539
00:32:32,092 --> 00:32:34,971
جنگ با آمریکاییها نتیجه کمی بهتر

540
00:32:35,095 --> 00:32:36,972
از یک بن بست خونین داشت.

541
00:32:37,139 --> 00:32:40,063
برخی فرماندهان ویت کنگ در جنوب

542
00:32:40,184 --> 00:32:44,485
از پافشاری هانوی برای اداره تاکتیکهای جنگیشان منزجر بودند

543
00:32:44,646 --> 00:32:48,822
بسیاری از غیرنظامیان ویتنام شمالی از جنگ و بمبارانی که

544
00:32:48,942 --> 00:32:51,821
زندگی آنها را مختل کرده بود

545
00:32:51,945 --> 00:32:55,449
و انقدر زیاد زیرساختهایشان را ویران کرده بود،خسته شده بودند

546
00:32:55,574 --> 00:32:58,123
محترمترین چهره های کشور

547
00:32:58,243 --> 00:33:02,669
هوشی مین و وو وین زاپ،که بر صبر

548
00:33:02,790 --> 00:33:06,840
و ادامه جنگ فرسایشی اصرار داشتند،هنوز معتقد بودند

549
00:33:07,002 --> 00:33:10,051
که در پایان نتیجه بخش است

550
00:33:10,172 --> 00:33:13,642
حامیان شوروی و چینی هانوی همچنین

551
00:33:13,759 --> 00:33:16,638
توصیه به جنگ میکردند

552
00:33:16,762 --> 00:33:20,983
لی زوان برای خاموش کردن منتقدانش و شکستن بن بست

553
00:33:21,100 --> 00:33:23,523
شروع به برنامه ریزی و پیشبرد

554
00:33:23,685 --> 00:33:27,030
نوع خطرناکتر و جدید آن طرح پیروزی کرد که

555
00:33:27,147 --> 00:33:30,572
که در 1964 آزموده بود

556
00:33:30,692 --> 00:33:36,165
او آنرا "تهاجم همه جانبه،شورش فراگیر" خواند.

557
00:33:36,281 --> 00:33:40,036
یگانهای ویتنام شمالی و ویت کنگ تعداد زیادی

558
00:33:40,160 --> 00:33:44,415
حملات هماهنگ بر شهرها و شهرکها

559
00:33:44,540 --> 00:33:47,669
و پایگاههای نظامی ویتنام جنوبی اجرا میکردند

560
00:33:47,793 --> 00:33:50,012
لی زوان معتقد بود که آن تهاجمات

561
00:33:50,129 --> 00:33:53,633
یک شورش گسترده غیرنظامیان را شعله ور میکند

562
00:33:53,757 --> 00:33:58,228
این ضربات همزمان رژیم سایگون را نابود میکرد

563
00:33:58,345 --> 00:34:02,191
و برای واشنگتن هیچ چاره ای جز عقب نشینی باقی نمیگذاشت

564
00:34:04,205 --> 00:34:07,638
فکر میکنم لی زوان کاملا به پیروزی اطمینان داشت

<font color="#ff8040">هوی دوک ،از ویتنام شمالی</font>

565
00:34:07,819 --> 00:34:10,886
هانوی اماده بود تا حکومت رو در جنوب تصرف بکنه.

566
00:34:11,427 --> 00:34:12,427
اونا پول چاپ کردند

567
00:34:14,252 --> 00:34:18,485
و یونیفرمهای جدید برای پوشش پلیس تولید کردند

568
00:34:21,216 --> 00:34:24,683
برای وقتی که اونا کنترل شهرهای جنوب رو به دست میگیرن

569
00:34:26,608 --> 00:34:31,475
ما اعتقاد داشتیم که شهرها توسط آمریکاییها

<font color="#ff8000">گوین گوک،از ارتش ویتنام شمالی</font>

570
00:34:32,076 --> 00:34:34,143
و ویتنام جنوبیها سرکوب شده بودن

571
00:34:36,092 --> 00:34:38,325
اینکه مردم آماده قیام بودن

572
00:34:40,054 --> 00:34:44,287
یک رهبر به ما گفت که شهرها مثل ماهی باردار پر از

573
00:34:45,189 --> 00:34:46,189
تخم بودن

574
00:34:48,214 --> 00:34:50,714
ما فقط لازم بود تا اون ماهیو یک کم غلغلک بدیم

575
00:34:50,778 --> 00:34:52,644
و همه اون تخمها بیرون میریخت

576
00:34:53,442 --> 00:34:55,002
ما در مورد غرورمون حرف میزنیم

577
00:34:55,068 --> 00:34:57,162
همچنین مقداری غرور در سمت اونا بود

578
00:34:57,279 --> 00:34:59,122
و زمانی که اونا خودشون رو متقاعد کردن

579
00:34:59,281 --> 00:35:01,909
که این قرار بود یک موفقیت بزرگ باشه
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

580
00:35:02,034 --> 00:35:05,004
این اونچیزیه که برخی افراد شوخ طبع نوشیدن از آب وان خودتون تعبیر کردن(تکیه بر اطلاعات خود)

581
00:35:06,455 --> 00:35:07,849
اونا تصمیم گرفتند که اون قراره یک پیروزی باشه

582
00:35:07,873 --> 00:35:09,841
حتی باوجود اینکه مردمی در ویتنام جنوبی هستن که میگن
<font color="#ff8040">
دفتر سیاسی حزب کمونیست،هانوی</font>

583
00:35:09,958 --> 00:35:11,380
"هی این نظر جالبی نیست"
<font color="#ff8040">
دفتر سیاسی حزب کمونیست،هانوی</font>

584
00:35:11,501 --> 00:35:15,176
ولی این افراد متهم به ذهنیت گرایی میشدن

585
00:35:15,297 --> 00:35:17,925
و اساسا بهشون گفته میشد خفه شن و به حرکتشون ادامه بدن

586
00:35:18,050 --> 00:35:22,351
لی زوان هرکسی که مخالف نقشه اش بود را بی اثر کرد

587
00:35:22,471 --> 00:35:25,600
اعضای ستاد ژنرال زاپ بازداشت شدند

588
00:35:25,724 --> 00:35:28,273
همچنین منشی هوشی مین بازداشت شد

589
00:35:30,437 --> 00:35:32,104
ژنرال زاپ ناخوش احوال بود

590
00:35:32,703 --> 00:35:36,169
او در جولای به مجارستان برای معالجه پزشکی فرستاده شد

591
00:35:37,472 --> 00:35:40,372
هو شی مین در سپتامبر

592
00:35:41,443 --> 00:35:43,876
برای درمان پزشکی به چین فرستاده شد

593
00:35:45,035 --> 00:35:49,711
صدها تن از چهره های کمتر برجسته-روزنامه نگاران،دانشجویان

594
00:35:49,831 --> 00:35:53,051
حتی قهرمانان بسیار صاحب مدال جنگ با فرانسه

595
00:35:53,168 --> 00:35:55,341
جمع آوری شدند

596
00:35:55,462 --> 00:35:58,261
بسیاری  در زندان قدیمی فرانسه

597
00:35:58,382 --> 00:36:02,012
که اسرای جنگی آمریکایی زندانی در آنجا آنرا

598
00:36:02,135 --> 00:36:04,558
هتل هیلتون هانوی مینامیدند،محبوس شدند.

599
00:36:04,680 --> 00:36:08,401
روزی که نهایتا برای حمله انتخاب شد

600
00:36:08,517 --> 00:36:12,067
31 ژانویه 1968(بهمن ماه)

601
00:36:12,187 --> 00:36:16,158
اولین روز جشن سال قمری جدید ویتنامیها

602
00:36:16,275 --> 00:36:19,119
موسوم به تت بود

603
00:36:19,236 --> 00:36:23,207
صدها متعاقبا هزاران نیروی منظم ویتنام شمالی

604
00:36:23,323 --> 00:36:26,372
با لباسهای غیر نظامی شروع به نفوذ بسمت جنوب

605
00:36:26,535 --> 00:36:31,132
برای الحاق به دهها هزار ویت کنگی شدند که از قبل در محل مستقر بودند

606
00:36:33,389 --> 00:36:37,356
ناگهان به ما دستور داده شد تا سربازانمان را از میدان نبرد فرا بخوانیم

607
00:36:37,521 --> 00:36:43,888
برامون سلاح و مهمات
<font color="#ff8040">هو هوو لان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

608
00:36:45,433 --> 00:36:47,566
برنج،نمک،ماهی خشک

609
00:36:47,780 --> 00:36:49,580
حتی شکر و شیر خشک  بیشتری ارسال شد.

610
00:36:51,198 --> 00:36:52,732
ما داشتیم به جبهه جنوب

611
00:36:53,383 --> 00:36:55,183
برای مدت زمان زیادی میرفتیم

612
00:36:56,270 --> 00:36:58,603
تشریفات وداعی که من در روستایم دیدم

613
00:37:00,317 --> 00:37:02,850
واقعا مشتاقانه بودند

614
00:37:03,866 --> 00:37:06,466
که توسط کمونیستها سازمان داده شده بودند

615
00:37:06,705 --> 00:37:09,438
سربازها  برای رفتن به جنوب برای جنگ بسیار هیجانزده بودند

616
00:37:09,493 --> 00:37:12,327
بزرگترین برادرم وقتی از لحاظ بدنی پذیرفته شد و برای ارتش

617
00:37:13,522 --> 00:37:15,822
قبول شد،از خوشحالی

618
00:37:16,195 --> 00:37:18,162
فریاد میکشید

619
00:37:18,349 --> 00:37:22,249
برخی مردان در روستای من که وزن کافی نداشتن

620
00:37:24,590 --> 00:37:27,990
برای قبولی تو جیبهاشون سنگ میگذاشتن.

621
00:37:31,191 --> 00:37:32,291
هیچ کس ناراحت نبود

622
00:37:32,350 --> 00:37:36,117
هیچ کس تصور نمیکرد که اونا ممکنه برنگردن

623
00:37:36,870 --> 00:37:38,536
یا تراژدی پیشرو رو ببینه

624
00:37:42,235 --> 00:37:44,533
ویتنام شمالیها برای کسب امادگی برای تهاجم در پیش

625
00:37:44,654 --> 00:37:47,328
امید داشتند تا قوای آمریکایی

626
00:37:47,449 --> 00:37:50,623
و ویتنام جنوبی را بفریبند که از شهرها

627
00:37:50,744 --> 00:37:52,963
و پایگاههای نظامی بزرگ دور شوند

628
00:37:53,121 --> 00:37:56,500
آنها برای رسیدن به این هدف،یکسری از حملات

629
00:37:56,625 --> 00:38:02,098
به پاسگاههای مرزی دور افتاده در نزدیکی کامبوج،لائوس و منطقه غیرنظامی شده انجام میدادند

630
00:38:02,214 --> 00:38:07,186
این حملات مقدماتی به"نبردهای مرزی"معروف شد

631
00:38:07,302 --> 00:38:10,647
کانتین باید اولین هدف میبود.

632
00:38:13,934 --> 00:38:16,107
در سپتامبر و اکتبر(شهریور و مهر ماه)

633
00:38:16,228 --> 00:38:19,198
همچنانکه ویتنام شمالیها

634
00:38:19,314 --> 00:38:21,783
حلقه تله را در اطراف آنها محکم میکردند،

635
00:38:21,900 --> 00:38:25,780
نوبت یگانهای جان ماسگریو و راجر هریس برای دفاع از کانتین شد.

636
00:38:25,904 --> 00:38:29,499
تنها راه ورود یا خروج توسط هلیکوپتر بود

637
00:38:31,827 --> 00:38:36,173
کانتین به ویتنامی به معنی تپه فرشتگان است

638
00:38:38,333 --> 00:38:41,837
بودن در کانتین مثل بودن در یک بشکه بود

639
00:38:46,258 --> 00:38:49,262
ما ماهی بودیم،اونا تفنگ شاتگان داشتن

640
00:38:49,386 --> 00:38:51,434
که در بشکه فرو کرده بودن و  میترکوندن

641
00:38:51,555 --> 00:38:54,229
و اونا میخواستن در هر شلیک چیزیو بزنن

642
00:38:54,349 --> 00:38:57,353
چون کانتین اینچنین منطقه کوچکی بود

643
00:38:57,477 --> 00:38:59,354
و اونا اونجا رو با توپخانه

644
00:38:59,521 --> 00:39:01,398
از ویتنام شمالی میکوبیدند،نمیشد اونا خطا بزنن

645
00:39:03,060 --> 00:39:04,527
اوضاع اونا وحشتناک بود

646
00:39:04,793 --> 00:39:08,381
اونا نمیتونستن تجدید تدارکات بشن یا کشته هاشونو جابجا کنن

647
00:39:08,405 --> 00:39:12,581
من هیچوقت اونجوری نترسیده بودم

648
00:39:12,701 --> 00:39:14,920
در حقیقت اون دلیلیه که من حالا از هیچ چیزی نمیترسم

649
00:39:15,036 --> 00:39:17,380
منظورم اینه که

650
00:39:17,539 --> 00:39:18,836
هیچ کاری نیست که شما بتونین انجام بدین

651
00:39:18,957 --> 00:39:22,587
شما فقط به صداهای راکتهایی که دارن میان اونجا گوش میدین

652
00:39:22,711 --> 00:39:26,215
و شما فقط دعا میکنین که روی سر شما فرود نیان

653
00:39:26,381 --> 00:39:28,975
سوال بزرگ در حقیقت به نظر میرسه که این باشه آیا

<font color="#ff8040">جان لورنس،از شبکه سی بی اس نیوز</font>

654
00:39:29,092 --> 00:39:32,346
ویتنام شمالیها قصد دارند به کانتین حمله کنند یا نه

<font color="#ff8040">جان لورنس،از شبکه سی بی اس نیوز</font>

655
00:39:32,471 --> 00:39:35,270
تفنگداران دریایی تعداد سربازان

656
00:39:35,390 --> 00:39:36,733
محافظ اون پاسگاه رو سه برابر کردند

657
00:39:36,850 --> 00:39:38,411
و گردانهای بیشتری رو

658
00:39:38,435 --> 00:39:39,982
برای تجدید قوا آماده کرده اند

659
00:39:40,103 --> 00:39:42,026
من تو آب مینشستم

660
00:39:42,147 --> 00:39:43,899
در آب میخوابیدم

661
00:39:44,065 --> 00:39:47,740
در آب غذا میخوردم چون همه سوراخها پر از آب بود

662
00:39:47,861 --> 00:39:49,989
منظورم اینه که یک سنگر حفره روباه پر از آب میتونه ی زخمیو غرق کنه

663
00:39:50,113 --> 00:39:52,707
شما در روز مشغول پر کردن کیسه های شن بودین

664
00:39:52,824 --> 00:39:56,454
سعی داشتین سدی بسازین،شما فقط اونا رو روی هم میچیدین

665
00:39:56,578 --> 00:39:58,251
لایه دیگه ای میچیدین

666
00:39:58,371 --> 00:40:02,797
گل و لای بسیار ،خون

667
00:40:02,918 --> 00:40:04,090
و توپخانه.

668
00:40:05,295 --> 00:40:06,592
خاک رس قرمزی اونجاست

669
00:40:06,713 --> 00:40:09,307
و اون واقعا چسبناکه و میتونست شما رو فرو ببره

670
00:40:09,424 --> 00:40:11,222
و چکمه هاتونو از پا در بیاره.

671
00:40:11,343 --> 00:40:12,686
دویدن در همچون چیزی سخته

672
00:40:12,802 --> 00:40:14,429
و دویدن،زمانیکه شما در محل هستین

673
00:40:14,554 --> 00:40:16,157
جایی که اونا دارن آتیش سنگین توپخانه روی شما میریزن،

674
00:40:16,181 --> 00:40:17,353
دویدن خیلی مهمه

675
00:40:19,142 --> 00:40:21,236
طی اون محاصره  در پاییز 1967

676
00:40:21,353 --> 00:40:23,447
ما مقالات روزنامه رو با پست

677
00:40:23,605 --> 00:40:26,905
از طرف خانواده هامون دریافت میکردیم و ما بعنوان آلامو(دژی که در ان در سال 1836،آمریکائیها طی نبرد تگزاس در آنجا بدست مکزیکیها قتل عام شدند)خطاب میشدیم.

678
00:40:27,025 --> 00:40:29,869
میدونی،هی ما میدونستیم آلامو چی بود

679
00:40:29,986 --> 00:40:32,034
ما میدونستیم اونجا چه اتفاقی افتاده

680
00:40:40,080 --> 00:40:42,959
تقریبا در هر ساعت یک آتشباری توپخانه رخ میداد

681
00:40:45,126 --> 00:40:48,756
افراد با انفجار قطعه قطعه میشدن،واقعا تکه تکه میشدن

682
00:40:48,880 --> 00:40:52,555
شما یک چکمه با پایی در اون پیدا میکردین

683
00:40:52,676 --> 00:40:55,099
و بعد اینکه آیا اون پا سفید بود یا سیاه؟

684
00:40:55,220 --> 00:40:57,143
خب کدوم..کدوم تفنگدار دریایی سفید اینجا بوده؟

685
00:40:57,264 --> 00:40:58,311
کدوم سیاه بوده؟

686
00:40:58,431 --> 00:41:00,433
بعدا شما سعی میکردین بخاطر بیارین و برچسبش بزنین

687
00:41:00,559 --> 00:41:01,902
و بعد اونرو در کیسه سبز بزارین

688
00:41:02,018 --> 00:41:04,646
و این اونچیزی بود که برمیگشت،میدونی

689
00:41:04,813 --> 00:41:07,032
بعنوان سرجوخه وظیفه تفنگدار دریایی و همینجوری

690
00:41:07,148 --> 00:41:10,152
و بعد اما گاهی اوقات شما حتی مطمئن نبودین چرا که اون جسد

691
00:41:10,318 --> 00:41:12,358
به معنی واقعی کلمه متلاشی شده بود و تنها چیزی که

692
00:41:12,404 --> 00:41:14,873
باقیمونده یک پا یا قطعه ای از یک بازو است

693
00:41:14,990 --> 00:41:19,541
من یک تقویم جیبی از شرکت بیمه کلیفورد فورلو با خودم حمل میکردم

694
00:41:19,661 --> 00:41:21,789
اون مامور بیمه پدرم بود

695
00:41:21,913 --> 00:41:25,417
و من هر روزی که میگذشت رو خط میزدم

696
00:41:25,542 --> 00:41:30,139
و بعد در اکتبر،ما مجددا به کانتین رفتیم

697
00:41:30,255 --> 00:41:35,102
من این کارو متوقف کردم چونکه فکر کردم:اینکار بی معنیه

698
00:41:35,218 --> 00:41:37,346
من قرار نیست خونه برم

699
00:41:37,470 --> 00:41:38,847
من قرار نیست کاری کنم که خونه برم

700
00:41:38,972 --> 00:41:40,849
میدونی،منظور از این کار چیه؟.

701
00:41:41,016 --> 00:41:42,859
بنابراین من خط زدن روزها رو متوقف کردم

702
00:41:44,519 --> 00:41:46,800
من این فرصت رو داشتم تا به مادرم تلفن کنم میدونی

703
00:41:46,855 --> 00:41:49,404
و من داشتم به مادرم میگفتم اونجا داره چه اتفاقی میفته

704
00:41:49,524 --> 00:41:51,652
و داشتم به اون میگفتم چطور نباید به اونچه که در

705
00:41:51,776 --> 00:41:55,531
روزنامه میدید و در تلویزیون میبینه باور داشته باشه

706
00:41:55,697 --> 00:41:57,870
چون ما داریم جنگو میبازیم

707
00:41:57,991 --> 00:42:00,494
و من گفتم:تو احتمالا هرگز دوباره منو نخواهی دید

708
00:42:00,619 --> 00:42:03,793
چون ما شمالی ترین پاسگاه مرزی هستیم که تفنگداران دریایی دارن

709
00:42:03,913 --> 00:42:05,290
میدونی

710
00:42:05,415 --> 00:42:07,615
ما به معنی واقعی کلمه میتونستیم به داخل ویتنام شمالی نگاه کنیم

711
00:42:07,667 --> 00:42:10,090
ما میتونستیم جرقه ها رو زمانی که توپها روی ما آتش میکردن ببینیم

712
00:42:10,211 --> 00:42:13,385
و من گفتم:و همه در یگان من دارن میمیرن،میدونی

713
00:42:13,548 --> 00:42:15,391
و من احتمالا برنخواهم گشت

714
00:42:15,508 --> 00:42:17,556
و مادرم گفت:نه،تو قراره برگردی

715
00:42:17,719 --> 00:42:20,518
او گفت:من هر روز با خدا حرف میزنم و تو خاصی

716
00:42:20,639 --> 00:42:22,858
تو برخواهی گشت

717
00:42:22,974 --> 00:42:25,318
و من گفتم:مامان،مادر هر کسی فکر میکنه که

718
00:42:25,435 --> 00:42:27,028
پسراشون خاصن،میدونی

719
00:42:27,145 --> 00:42:29,068
من دارم قطعات بدن افراد خاص رو تو کیسه میگذارم

720
00:42:31,232 --> 00:42:32,992
و من حس میکردم که مادرم در حال انکاره

721
00:42:33,109 --> 00:42:35,407
اون فقط نمیخواست تا با این حقیقت مواجه بشه که تنها پسرش

722
00:42:35,528 --> 00:42:37,405
قراره در ویتنام بمیره

723
00:42:37,572 --> 00:42:39,040
و من گفتم:مامان،این شوخی نیست

724
00:42:39,157 --> 00:42:40,843
گفتم:همه دارن اینجا میمیرن،میدونی

725
00:42:40,867 --> 00:42:41,914
همه دارن میمیرن

726
00:42:42,035 --> 00:42:43,537
و اون گفت که تو قرار نیست بمیری

727
00:42:43,662 --> 00:42:45,084
تو قرار نیست بمیری

728
00:42:45,246 --> 00:42:47,419
و آخرین چیزی که اون به من گفت این بود:

729
00:42:47,582 --> 00:42:49,584
خدا برای تو برنامه ای داره

730
00:42:49,751 --> 00:42:50,843
و گفتم:اره ،درسته

731
00:42:50,960 --> 00:42:51,960
و تلفونو  قطع کردم

732
00:42:56,841 --> 00:42:59,560
آقای استات شما در کدام مقطع زمانی در ویتنام بودید؟

733
00:42:59,678 --> 00:43:02,773
من از سپتامبر 1966 تا سپتامبر 1967
<font color="#ff8040">دنیس استات،گزارشگر جنگ</font>

734
00:43:02,889 --> 00:43:05,062
بمدت یکسال در ویتنام بودم

<font color="#ff8040">دنیس استات،گزارشگر جنگ</font>

735
00:43:05,183 --> 00:43:06,526
و با کدام یگان؟

736
00:43:06,643 --> 00:43:08,441
همراه گردان یکم از هوابرد صد و یکم

737
00:43:08,561 --> 00:43:10,905
طی اون مدت که شما  در ویتنام بودین

738
00:43:11,022 --> 00:43:12,945
آیا شما شخصا شاهد هر گونه بیرحمی

739
00:43:13,108 --> 00:43:14,985
از جانب سربازان آمریکایی بودید؟

740
00:43:15,110 --> 00:43:16,110
بله،بودم

741
00:43:17,696 --> 00:43:21,075
دنیس استات اهل فونیکس،آریزونا در ارتش

742
00:43:21,199 --> 00:43:25,955
در سن 20 سالگی ثبت نام کرد و 9 ماه را در نبرد خدمت کرد

743
00:43:26,121 --> 00:43:29,591
او سه بار مجروح شد و گزارشگر ارتش شد که

744
00:43:29,708 --> 00:43:35,465
اخبار هنگ 327 از هوابرد صد و یکم را پوشش میداد

745
00:43:35,588 --> 00:43:39,889
او اغلب اوقاتش را همراه با یک جوخه کوماندویی بی همتا

746
00:43:40,009 --> 00:43:41,431
موسوم به "نیروی ببر"میگذراند

747
00:43:41,553 --> 00:43:44,807
تیمهای کوچک دست چین شده که قادر به ماندن در جنگل

748
00:43:44,973 --> 00:43:47,647
بمدت چند هفته پشت سرهم

749
00:43:47,809 --> 00:43:50,403
سریع السیر و کشنده بودند

750
00:43:50,520 --> 00:43:54,275
به منظور:"چریکهایی که چریکها(ی دشمن)را میکشند

751
00:43:55,650 --> 00:43:58,324
نیروی ببر در شش ایالت مختلف میجنگید

752
00:43:58,445 --> 00:44:01,449
مکررا متحمل تلفات سنگین میشد

753
00:44:04,701 --> 00:44:07,955
اگه شما بهترین دوستتونو از دست میدادین و شما میخواستین انتقام بگیرین

754
00:44:08,079 --> 00:44:11,299
این همون چیزیه که افسرها میگن:نه،تو نمیتونی اون کارو بکنی

755
00:44:11,416 --> 00:44:14,465
و اگه شما این کارو بکنبن،متعاقبا عواقبی وجود خواهد داشت

756
00:44:14,586 --> 00:44:17,305
ولی زمانیکه افسران و اون سرجوخه رو هم شامل میشه

757
00:44:17,422 --> 00:44:20,346
و فرمانده گردان به شما میگن که این کاریه که
<font color="#ff8040">
رایون کازی،پزشکیار نیروی ببر</font>

758
00:44:20,467 --> 00:44:25,064
شما قراره انجام بدین،پس اون کاملا از کنترل خارج میشه

759
00:44:25,180 --> 00:44:29,185
برخی در فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام نگران این بودند که چنین
یگان با آزادی عمل

760
00:44:29,309 --> 00:44:33,030
که سرخود عملیات میکند،کنترلش سخت میشود.

761
00:44:34,856 --> 00:44:38,360
ولی ژنرال وستمورلند و فرماندهانش در میدان

762
00:44:38,526 --> 00:44:43,032
نیروی ببر را بخاطر ددمنشی قابل اطمینانش میستودند

763
00:44:43,156 --> 00:44:47,252
در تابستان 1967،نیروی ببر  به دره

764
00:44:47,368 --> 00:44:49,871
حاصلخیز سانگوی فرستاده شد

765
00:44:49,996 --> 00:44:52,875
کل جمعیت این منطقه از قبل از خانه هایشان

766
00:44:53,041 --> 00:44:57,547
جمع آوری شده و در اردوگاه پناهندگان گردآوری شده بودند.

767
00:44:57,712 --> 00:45:00,841
ولی برخی برای ادامه کشاورزی که

768
00:45:00,965 --> 00:45:03,218
همیشه انجام داده بودند بازگشته بودند.

769
00:45:04,719 --> 00:45:07,893
آن دره رسما یک منطقه آتش آزاد اعلام شده بود

770
00:45:08,014 --> 00:45:12,064
و افسران نیروی ببر آنرا دقیقا اعمال کردند

771
00:45:12,227 --> 00:45:15,982
یک ستوان به افرادش گفت :هیچ دوستی وجود ندارد

772
00:45:16,105 --> 00:45:18,904
به هرچیزی که تکان میخورد تیراندازی کنید.

773
00:45:22,487 --> 00:45:25,411
طی یک دوره هفت ماهه،آنها تعداد زیادی

774
00:45:25,573 --> 00:45:28,042
از غیرنظامیان غیر مسلح را کشتند

775
00:45:28,159 --> 00:45:31,629
در بین قربانیانشان دو برادر کور

776
00:45:31,746 --> 00:45:36,252
یک راهب بودایی مسن،زنان،کودکان،و افراد پیر

777
00:45:36,376 --> 00:45:38,504
که در پناهگاههای زیرزمینی پنهان میشدند

778
00:45:38,628 --> 00:45:41,882
و سه کشاورز که سعی داشتند برنج بکارند،وجود داشتند.

779
00:45:42,006 --> 00:45:46,432
همگی بعنوان دشمنانی که در طی عملیات کشته شدند گزارش شدند

780
00:45:49,347 --> 00:45:53,272
این بیرحمیهایی که توسط سربازان یگانهایی انجام میشد

781
00:45:53,393 --> 00:45:55,612
که من در آنها بعنوان گزارشگر  برای روزنامه های ارتش

782
00:45:55,770 --> 00:45:57,568
گمارده شدم،مثل

783
00:45:57,689 --> 00:46:01,068
نیروی ببر تنها جوخه ای نبود که

784
00:46:01,192 --> 00:46:04,742
دنیس استات گزارش کرد که از حدشان گذشته بودند.

785
00:46:04,863 --> 00:46:07,912
یکی از چنین وقایعی،تجاوز و قتل

786
00:46:08,032 --> 00:46:09,784
یک دختر ویتنامی بود

787
00:46:09,951 --> 00:46:14,627
اون اسیر شد و برای بازجویی نگه داشته شد

788
00:46:14,789 --> 00:46:17,633
طی یک دوره دو روزه،به او تجاوز میشد و سپس

789
00:46:17,750 --> 00:46:19,562
در صبح روز سوم او به قتل رسید

790
00:46:19,586 --> 00:46:22,965
به او توسط بیش از یک نفر تجاوز شد؟

791
00:46:23,089 --> 00:46:26,639
بله،همه بجز پزشکیار و خود من

792
00:46:26,759 --> 00:46:28,479
و احتمالا یک نفر دیگر از جوخه.

793
00:46:28,636 --> 00:46:29,636
آیا شما اعتراض کردید؟

794
00:46:29,721 --> 00:46:31,769
آیا شما سعی کردید به هر طریقی جلوی اونا رو بگیرین؟

795
00:46:31,890 --> 00:46:35,144
بله،پس از واقعه تجاوز من به

796
00:46:35,268 --> 00:46:39,648
گروهبان یکم گردان شکایت کردم و پاسخش این بود که

797
00:46:39,772 --> 00:46:41,991
از این قبیل امور در همه جنگها رخ میده

798
00:46:42,150 --> 00:46:45,495
و اینکه من نباید به اون اشاره ای کنم،اون یک واقعه عادی بود

799
00:46:45,612 --> 00:46:49,867
بعد از اون من پیش کشیش ارتش رفتم و در موردش با اون صحبت کردم

800
00:46:49,991 --> 00:46:52,210
او خودش تحقیقاتی کرد

801
00:46:52,327 --> 00:46:54,580
فهمید قضیه صحت داره و همراه من پیش

802
00:46:54,704 --> 00:46:56,126
اون گروهبان یکم رفت

803
00:46:56,247 --> 00:47:00,343
اون گروهبان یکم گفت که

804
00:47:00,460 --> 00:47:02,313
خب اون به کشیش ارتش گفت که به مذهب بچسبه

805
00:47:02,337 --> 00:47:05,841
اونرو فرستاد رفت و بعد به من گفت تا ساکت بمونم

806
00:47:06,007 --> 00:47:09,637
اینکه من حق ندارم  از عملیات بعدی برگردم.

807
00:47:11,179 --> 00:47:14,183
سالها بعد سرباز دیگری با اتهامات بیشتری

808
00:47:14,307 --> 00:47:16,981
از جنایات جنگی پیش آمد

<font color="#ffff00">آنها گلوی آن دختر را بریدند و او را کشتند.</font>

809
00:47:17,101 --> 00:47:20,526
و یک تحقیقات ارتش دلایل متقنی برای گناهکار بودن آنها یافت

<font color="#ffff00">گوشهایش را بریدند</font>

810
00:47:20,688 --> 00:47:25,535
تا 18 عضو نیروی ببر را بخاطر قتل یا تجاوز محاکمه کند

<font color="#ffff00">ما ده نفر از کشاورزان را پس از توقف تیراندازی کشتیم </font>

811
00:47:26,004 --> 00:47:26,670
<font color="#ffff00">پوست سر سرباز ارتش ویتنام شمالی را کندیم</font>

812
00:47:26,694 --> 00:47:29,163
ولی رسما هیچ اتهامی هرگز وارد نشد

813
00:47:29,280 --> 00:47:32,375
آن پرونده های رسمی در بایگانیها دفن شد

814
00:47:34,369 --> 00:47:36,212
اونا همشون باید به زندان میفتادن

815
00:47:36,371 --> 00:47:37,793
اونا بخاطر قتل گناهکار بودن

816
00:47:37,914 --> 00:47:39,257
ختم کلام

817
00:47:39,374 --> 00:47:42,799
در همون زمان،من به اون واقعه فکر میکردم

818
00:47:42,919 --> 00:47:46,139
که من فکر میکنم یک انحراف و واقعه غیر طبیعی بود نه یک هنجار
<font color="#ff8040">
جیمز ویلبانکس،مشاور ارتش</font>

819
00:47:46,255 --> 00:47:48,849
حیثیت همه کهنه سربازهارو لکه دار کرد،صدها هزار

820
00:47:48,967 --> 00:47:50,719
کهنه سربازی که رفتن و وظیفشونو انجام دادن

821
00:47:50,843 --> 00:47:53,221
و تا اونجایی که تونستن شریف و محترم باقی موندن

822
00:47:53,388 --> 00:47:55,106
و اونها هم چوب اونکارهایی رو خوردن که تقصیری درش نداشتن.

823
00:47:57,225 --> 00:48:00,479
یکی از چیزهایی که در جنگ یاد گرفتم اینه که

824
00:48:00,603 --> 00:48:05,154
ما اشرف مخلوقات در این سیاره نیستیم به این دلیل که ما خوبیم

825
00:48:05,274 --> 00:48:08,448
ما گونه های بسیار مهاجمی هستیم

826
00:48:08,569 --> 00:48:10,242
این در ذات ماست

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دریایی</font>

827
00:48:10,363 --> 00:48:13,663
و مردم حرفهای زیادی در مورد این میزنن که چجوری خوب،ارتش

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دریایی</font>

828
00:48:13,783 --> 00:48:16,753
پسر بچه ها رو به ماشینها و ابزار کشتار تبدیل میکنه.

829
00:48:18,371 --> 00:48:21,090
و من همیشه استدلال میارم که اون فقط آموزشگاهی برای ورود به جامعست

830
00:48:21,207 --> 00:48:25,804
آنچه که ما با تمدن میکنیم اینه که ما یاد میگیریم تا جلوی این تمایلات

831
00:48:25,920 --> 00:48:29,265
تهاجمیو بگیریم و مهارش کنیم.

832
00:48:29,382 --> 00:48:31,680
و ما باید اونا رو بشناسیم

833
00:48:31,801 --> 00:48:35,601
من در مورد کل کشور نگرانم که اونو نشناسه

834
00:48:35,722 --> 00:48:37,658
علتی که باعث میشه شما فکر کنین چند بار ما خودمونو

835
00:48:37,682 --> 00:48:41,027
بعنوان یک کشور گرفتار کردیم چون ما همیشه آدم خوبا هستیم

836
00:48:41,144 --> 00:48:43,988
گاهی اوقات فکر میکنم اگه ما به این فکر میکردیم که ما همیشه

837
00:48:44,105 --> 00:48:46,483
آدم خوبا نبودیم ممکن بود ما واقعا در جنگهای کمتری وارد میشدیم

838
00:48:50,945 --> 00:48:52,197
آقای روبین

839
00:48:52,321 --> 00:48:55,040
چگونه شما عملا انتظار دارید تا پنتاگون را تعطیل کنید؟

840
00:48:55,158 --> 00:48:58,253
پنتاگون نمایانگر قتل مردم

<font color="#ff8040">جری روبین،فعال ضد جنگ</font>

841
00:48:58,369 --> 00:48:59,621
در سراسر جهانه.

842
00:48:59,746 --> 00:49:01,794
و مردم آمریکا هیچ کنترلی

843
00:49:01,914 --> 00:49:03,291
بر آنچه حکومتشان انجام میدهد ندارند

844
00:49:03,416 --> 00:49:06,841
پس ما قراره آنجا بریم به تعداد هزاران نفر

845
00:49:06,961 --> 00:49:10,010
و درها رو ببندیم و راهروها رو پر کنیم

846
00:49:10,131 --> 00:49:12,133
تا اینکه کار پنتاگون متوقف بشه

847
00:49:12,300 --> 00:49:14,348
چون کار پنتاگون باید متوقف شود

848
00:49:14,469 --> 00:49:16,750
تنها کاری که باید با پنتاگون کرد اینه که تعطیلش کرد.

849
00:49:19,474 --> 00:49:22,148
<i><font color="#ffff00">#اون به 1942 برمیگرده#</font></i>

850
00:49:22,268 --> 00:49:24,487
<i><font color="#ffff00"># من عضو یک جوخه خوب بودم#</font></i>

851
00:49:24,645 --> 00:49:27,819
<i><font color="#ffff00">#ما داشتیم در لوئیزیانا مانور برگزار میکردیم#</font></i>

852
00:49:27,982 --> 00:49:29,825
<i><font color="#ffff00"># شبی زیر نور ماه#</font></i>

853
00:49:29,984 --> 00:49:33,488
<i><font color="#ffff00">#اون سروان به ما گفت تا از قسمت کم عمق رودخانه رد بشیم #</font></i>

854
00:49:33,654 --> 00:49:36,203
<i><font color="#ffff00">#اینجوری همه اون اتفاقات شروع شد#</font></i>

<font color="#ff8040">تابلو نوشته:عمرا ما برویم</font>

855
00:49:36,324 --> 00:49:38,747
<i><font color="#ffff00"># ما تا زانو در آب گل الود وسیع بودیم #</font></i>
<font color="#ff8040">تابلو نوشته:مرد سیاهپوست:با نژادپرستی سفیدها بجنگید نه ویتنام</font>

856
00:49:38,868 --> 00:49:41,621
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

<font color="#ff8040">تابلونوشته:من زمانی خواهم رفت(به ویتنام)که لیندا برد(دختر لیندون جانسون) بره</font>

857
00:49:41,746 --> 00:49:45,376
یک تظاهرات عظیم در نیویورک
<font color="#ff8040">تابلونوشته:من زمانی خواهم رفت(به ویتنام)که لیندا برد(دختر لیندون جانسون) بره</font>

858
00:49:45,500 --> 00:49:50,097
یا در واشنگتن هر پاییز و هر بهار برگزار میشد

859
00:49:50,213 --> 00:49:53,217
ما تصمیم گرفتیم تا به اون تظاهرات

860
00:49:53,341 --> 00:49:56,891
در واشنگتن در محل بنای یادبود لینکلن در پاییز 1967  بریم
<font color="#ff8040">بیل زیمرمان،فعال ضد جنگ</font>

861
00:49:57,011 --> 00:49:59,605
ولی ما باید تا جایی که میتونستیم از مردم در اون تظاهرات

862
00:49:59,722 --> 00:50:03,522
جمع میکردیم و اونا رو بسمت پنتاگون هدایت میکردیم

863
00:50:03,643 --> 00:50:08,069
و در پنتاگون سعی میکردیم تا کاری بیشتر تهاجمی

864
00:50:08,189 --> 00:50:11,819
انجام بدیم تا اینکه بسادگی اون دوروبر بایستیم و در مخالفت با جنگ سخنرانی کنیم ,

865
00:50:11,943 --> 00:50:14,822
که اونچیزی بود که تظاهرات بهش تبدیل شده بود

866
00:50:14,946 --> 00:50:16,423
<i><font color="#ffff00"># هیچ مردی قادر نخواهد بود شنا کند#</font></i>

867
00:50:16,447 --> 00:50:19,701
و زمانی که وقتش رسید تا مردم رو از بنای یادبود

868
00:50:19,867 --> 00:50:22,040
لینکلن بسمت پنتاگون هدایت کنیم

869
00:50:22,161 --> 00:50:24,710
50 هزار نفر تظاهرات میکردن

870
00:50:24,831 --> 00:50:27,084
<i><font color="#ffff00">#افراد دنبالم بیاید من رهبری میکنم#</font></i>

871
00:50:27,208 --> 00:50:30,132
<i><font color="#ffff00">#ما تا گردن در اون آب گلالود وسیع بودیم#</font></i>

872
00:50:30,253 --> 00:50:33,223
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

873
00:50:33,381 --> 00:50:37,136
بیل زیمرمن،حالا یک استادیار روانشناسی

874
00:50:37,260 --> 00:50:39,888
در دانشگاه بروکلین،از آغاز

875
00:50:40,012 --> 00:50:41,810
ضد جنگ شده بود

876
00:50:41,931 --> 00:50:46,402
بعدا ما زمانیکه اونجا رسیدیم دیدیم که موانع دفاعی تو در تو و متعدد

877
00:50:46,561 --> 00:50:49,610
که اطراف پنتاگون قرار داده شده بود تا ما رو

878
00:50:49,730 --> 00:50:51,323
با فاصله از ساختمان نگه بداره

879
00:50:51,440 --> 00:50:55,866
ما به اونها فشار اوردیم و حصارهاشون رو پاره کردیم

880
00:50:55,987 --> 00:50:57,830
<i><font color="#ffff00">#همراه اون سروان مرده و رفته بود#</font></i>

881
00:50:57,947 --> 00:50:59,633
<font color="#ffff00"><i># ما لخت شدیم و در آب شیرجه زدیم و جسدشو پیدا کردیم #</i></font>

882
00:50:59,657 --> 00:51:02,376
من داشتم در اون روز آخر هفته کار میکردم

883
00:51:02,493 --> 00:51:06,748
منشیهایی که در محل کارم داشتن کار میکردن تا حد مرگ وحشتزده شدن

<font color="#ff8040">لزلی گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمریکا)</font>

884
00:51:06,873 --> 00:51:11,379
از اینکه این معترضین به جنگ ویتنام چیکار میکنن

<font color="#ff8040">لزلی گلب،از پنتاگون(وزارت دفاع آمریکا)</font>

885
00:51:11,502 --> 00:51:12,896
اونا فکر میکردن که معترضین قراره وارد ساختمان میشن

886
00:51:12,920 --> 00:51:13,967
و به اونا تجاوز کنن

887
00:51:14,088 --> 00:51:16,432
بعضی از اونا واقعا بالای دیوارها اومدن

888
00:51:16,591 --> 00:51:18,468
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

889
00:51:18,593 --> 00:51:21,972
اون حس انقلاب بود

890
00:51:23,222 --> 00:51:25,020
<i><font color="#ffff00"># تا کمر در اون آب گلالود وسیع#</font></i>

891
00:51:25,141 --> 00:51:27,018
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

892
00:51:27,143 --> 00:51:29,942
<i><font color="#ffff00"># تا کمر در اون آب گلالود وسیع#</font></i>

893
00:51:30,104 --> 00:51:32,106
<i><font color="#ffff00"># اون احمق بزرگ میگه با وجود مشکلات پیش برید#</font></i>

894
00:51:32,231 --> 00:51:36,452
خدا میدونه موقعی که به ساختمان رسیدیم میخواستیم چیکار کنیم

895
00:51:36,569 --> 00:51:38,446
بعضی از مردم،هیپیها

896
00:51:38,613 --> 00:51:40,413
میگفتن اونا میخوان تا اون ساختمون رو با خاک یکسان کنن

897
00:51:40,531 --> 00:51:43,876
بقیه مردم میخواستن در ساختمان دست به خرابکاری بزنن

898
00:51:43,993 --> 00:51:46,416
بعضیها میخواستن نوشتجات ضد جنگ در ساختمان

899
00:51:46,537 --> 00:51:48,790
پخش کنن و با مردم حرف بزنن

900
00:51:48,915 --> 00:51:52,294
فقط به این فکر میکردن تا وارد سرفرماندهی

901
00:51:52,418 --> 00:51:54,466
ارتش ایالات متحده بشن

902
00:51:56,297 --> 00:51:59,551
اون اولین باری بود که تظاهرکنندگان ضد جنگ

903
00:51:59,675 --> 00:52:04,021
با پرسنل نظامی فعال تمام وقت مواجه شده بودند

904
00:52:04,138 --> 00:52:06,732
ما اونها رو دشمن در نظر نمیگرفتیم

905
00:52:06,849 --> 00:52:10,319
ما اونها رو بعنوان قربانیان جنگ تلقی میکردیم

906
00:52:10,436 --> 00:52:15,442
ولی ما شروع کردیم به اینکه دولت خودمونو بعنوان دشمن ببینیم.

907
00:52:15,566 --> 00:52:19,821
رئیس جمهور جانسون باور داشت که کمونیسم بین المللی

908
00:52:19,946 --> 00:52:22,415
بطریقی در پشت این تظاهرات است

909
00:52:22,531 --> 00:52:25,876
او به سیا دستور داد تا شواهدی در این مورد بیابد

910
00:52:25,993 --> 00:52:29,748
و وقتی هیچ چیزی نیافت خشمگین شد

911
00:52:30,912 --> 00:52:32,017
<font color="#ffff00">4 نوامبر 1967(آبان ماه)</font>

912
00:52:32,041 --> 00:52:32,917
آقای رئیس جمهور؟

<font color="#ff8000">دوایت آیزنهاور،رئیس جمهور پیشین ایالات متحده</font>

913
00:52:33,042 --> 00:52:33,918
بله

<font color="#ff8040">لیندون جانسون،رئیس جمهور آمریکا</font>

914
00:52:34,043 --> 00:52:34,919
من ژنرال آیزنهاور هستم

915
00:52:35,044 --> 00:52:36,244
حال شما چطوره آقای رئیس جمهور؟

916
00:52:36,295 --> 00:52:39,174
من تحت این شرایط خوب عمل میکنم

917
00:52:39,340 --> 00:52:41,934
ولی ما تازه یک بدبختی داشتیم و این دانشجویان کالج

918
00:52:42,051 --> 00:52:43,894
من هوور(رئیس اف.بی.آی)رو دنبالشون فرستادم

919
00:52:44,011 --> 00:52:47,515
اونا به اینجا راهپیمایی کردن و ما 600 نفرشون رو دستگیر کردیم

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:اتلاف جانها دیگه بسه</font>

920
00:52:47,640 --> 00:52:50,689
و 29 نفر از اونها رو تحت فشار سختی گذاشتیم

921
00:52:50,851 --> 00:52:54,151
ما فهمیدیم که اکثر اونا واقعا بیماری روانی داشتن

922
00:52:54,272 --> 00:52:58,322
هوور 256 نفرشون رو گرفته که ظاهرا کارت خدمتشون رو تحویل داده بودن

923
00:52:58,442 --> 00:53:00,695
پس شما با روانیها سر و کار دارین

924
00:53:00,861 --> 00:53:02,955
فکر میکنم که ما در مورد آزادیهای شهروندی

925
00:53:03,072 --> 00:53:05,245
و حقوق قانون اساسی فردی خیلی زیاده روی کردیم

926
00:53:05,366 --> 00:53:06,834
و به اندازه کافی در مورد حقوق

927
00:53:06,951 --> 00:53:08,373
جمعی کاری نکردیم

928
00:53:08,536 --> 00:53:09,846
این همین دلیلیه که اون داریم

929
00:53:09,870 --> 00:53:11,838
ما افرادو آزادانه انتخاب کرده ایم و ما باید

930
00:53:11,956 --> 00:53:13,333
پشتشون بایستیم

931
00:53:13,457 --> 00:53:15,835
فکر میکنم دولتتون تو دردسر افتاده ژنرال

932
00:53:15,960 --> 00:53:17,803
فکر میکنم درسته..نمیخوام اینو بگم

933
00:53:17,920 --> 00:53:19,593
ولی فکر میکنم که ما حالا در خطر بیشتری
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:خدمت سربازی را پایان دهید-از مردانی که نه میگویند حمایت کنید،جنگ را حالا متوقف کنید</font>

934
00:53:19,714 --> 00:53:21,591
از جانب این تاثیرات جناح چپ
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:خدمت سربازی را پایان دهید-از مردانی که نه میگویند حمایت کنید،جنگ را حالا متوقف کنید</font>

935
00:53:21,716 --> 00:53:24,560
نسبت به اونچه داریم که در 37 سالی که اینجا بوده ام باهاش مواجه بودم
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:زندگیها را نجات دهید نه چهره ها را</font>

936
00:53:24,719 --> 00:53:27,723
و اونا دارن در حزبم از داخل فعالیت میکنن

937
00:53:27,847 --> 00:53:30,396
و بابی(مک نامارا)فکر میکنه که اون قراره کاندید بشه

938
00:53:30,516 --> 00:53:34,737
الورد لونستین،یک وکیل 38 ساله از نیویورک

939
00:53:34,854 --> 00:53:37,858
در التهاب ضد جنگ معترضین سهیم بود

940
00:53:37,982 --> 00:53:39,734
ولی او معتقد بود موثرترین راه

941
00:53:39,900 --> 00:53:43,575
برای پایان دادن به جنگ،فعالیت درون نظام سیاسی است

942
00:53:43,738 --> 00:53:45,581
نه خارج از ان.

943
00:53:45,698 --> 00:53:48,417
او گفت که پاسخ،مانع شدن از انتخاب لیندون جانسون

944
00:53:48,534 --> 00:53:52,084
در دوره دوم ریاست جمهوریش است.

945
00:53:52,204 --> 00:53:56,334
او کل سال را در کشور مشغول سفر بود تا کسی را بیابد

946
00:53:56,459 --> 00:53:59,087
که بخواهد رئیس جمهور را در انتخابات آتی

947
00:53:59,211 --> 00:54:01,054
حزب دموکرات به چالش بکشد

948
00:54:01,172 --> 00:54:04,346
او از سناتور رابرت کندی از نیویورک

949
00:54:04,467 --> 00:54:07,437
که شروع به انتقاد از دولت جانسون در طی جنگ

950
00:54:07,595 --> 00:54:08,938
کرده بود،این درخواست را مطرح کرد

951
00:54:09,096 --> 00:54:12,350
او از سپهبد جیمز گاوین درخواست کرد

952
00:54:12,475 --> 00:54:16,400
او از سناتور جرج مک گاورن از داکوتای جنوبی این درخواست را کرد

953
00:54:16,520 --> 00:54:18,614
آنها همگی درخواست او را رد کردند

954
00:54:18,773 --> 00:54:22,368
لونستین به جستجو ادامه داد

955
00:54:27,406 --> 00:54:32,458
در 17 نوامبر 1967 در فورتسیل اوکلاهوما

956
00:54:32,620 --> 00:54:35,794
دوستان و خانواده یک سرباز درگذشته برای تشییع جنازه

957
00:54:35,956 --> 00:54:39,381
یکی از 5 تشییع جنازه نظامی که در آن ماه

958
00:54:39,502 --> 00:54:41,880
برگزار شد گردهم جمع شدند.

959
00:54:42,004 --> 00:54:46,805
گروهبان یکم پاسکال پلیتوس پولاو  درحالی که

960
00:54:46,926 --> 00:54:49,429
سعی داشت یکی از افراد مجروحش را

961
00:54:49,553 --> 00:54:54,309
از میدان نبرد نزدیک روستای لوکنین عقب بکشد،کشته شده بود

962
00:54:54,433 --> 00:54:59,530
او سرباز برجسته ای بود که یک مدال ستاره نقره ای

963
00:54:59,647 --> 00:55:05,029
در جنگ دوم جهانی و دو مدال دیگر را در کره و چهارمی را

964
00:55:05,152 --> 00:55:09,373
پس از مرگ بخاطر شجاعتش در ویتنام دریافت کرده بود

965
00:55:09,490 --> 00:55:12,539
او یک سرخپوست کایوا(قبیله ای در شمال آمریکا)بود.

966
00:55:12,660 --> 00:55:15,459
او و سه پسرش در بین

967
00:55:15,579 --> 00:55:20,585
43هزار بومی آمریکایی بودند که در ویتنام خدمت کردند

968
00:55:20,709 --> 00:55:24,384
بالاترین میزان خدمت بر حسب جمعیت هر گروه نژادی

969
00:55:24,505 --> 00:55:26,678
در ایالات متحده.

970
00:55:26,799 --> 00:55:31,680
بیوه پاسکال پولاو در مراسم ختم صحبت کرد

971
00:55:31,846 --> 00:55:35,441
او گفت که "شوهرش راه روسای بزرگ را دنبال کرده است.

972
00:55:35,558 --> 00:55:40,735
مردمش یاد او را با افتخار و بالاترین احترام حفظ میکنند

973
00:55:40,855 --> 00:55:45,031
او جانش را برای مردم و کشوری که

974
00:55:45,192 --> 00:55:49,368
خیلی زیاد دوستشان میداشت فدا کرد."

975
00:55:54,201 --> 00:55:55,453
# When the truth is found #

976
00:55:55,578 --> 00:55:59,583
# To be hes #

977
00:55:59,707 --> 00:56:02,460
# And all the joy #

978
00:56:02,585 --> 00:56:06,886
# Within you dies #

979
00:56:07,047 --> 00:56:09,391
# Don't you want somebody
to love? #

980
00:56:09,508 --> 00:56:12,978
# Don't you need somebody
to love? #

981
00:56:13,095 --> 00:56:16,690
# Wouldn't you love somebody
to love? #

982
00:56:16,807 --> 00:56:21,153
# You better find somebody
to love #

983
00:56:21,270 --> 00:56:23,068
# Love. #

984
00:56:27,902 --> 00:56:30,781
من کلمه هیپی رو تا زمانیکه در کانتین بودم نشنیدم

985
00:56:30,905 --> 00:56:32,340
و ما مجله پلی بوی داشتیم،یکی با پست این مجله رو گرفت

986
00:56:32,364 --> 00:56:35,243
که واضح بود خیلی برامون مهم بود

987
00:56:35,367 --> 00:56:37,415
و مقاله ای در مورد محله "های-اشبوری"(واقع در سن فرانسیسکو کالیفرنیا)
<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

988
00:56:37,578 --> 00:56:39,138
و عکسهایی از دخترانی که اطراف بدون

989
00:56:39,246 --> 00:56:40,839
پیراهنهاشون میدویدند،میدونی،عشق آزاد
<font color="#ff8040">جان ماسگریو،از  تفنگداران دریایی</font>

990
00:56:40,956 --> 00:56:42,333
و اونا هیپیها بودن

991
00:56:42,458 --> 00:56:44,927
و ما فکر میکردیم که اونhip pie(کیک کفل)بود که باعث شده بود دو تا حرف p  داشته باشه.

992
00:56:45,085 --> 00:56:46,883
میدونی،هی،من میخوام برم خونه

993
00:56:47,004 --> 00:56:48,301
و یکی از این کیکهای کفل(hip pie)بشم

994
00:56:48,422 --> 00:56:50,022
چون این دخترا هیچ لباسی نمیپوشیدن

995
00:56:50,049 --> 00:56:52,427
میدونی و اونا با هرکسی به رختخواب میرن

996
00:56:52,551 --> 00:56:53,768
میدونی،حتی میتونستم بشمرمشون

997
00:56:53,928 --> 00:56:57,808
ولی تنها اطلاعاتی که من از جنبش صلح داشتم

998
00:56:57,932 --> 00:56:59,559
از روزنامه ستاره ها و نوارها(پرچم ایالات متحده) میومد

999
00:56:59,683 --> 00:57:03,153
و اون یک روزنامه واقعا بیطرف نبود

1000
00:57:03,270 --> 00:57:05,614
بنابراین من از اونا بدم میومد

1001
00:57:05,731 --> 00:57:07,608
پیش ازینکه حتی هیچوقت چیزی در مورد اونا بدونم

1002
00:57:13,948 --> 00:57:17,953
بارانهای موسمی داشت زندگی را برای

1003
00:57:18,077 --> 00:57:21,456
جان ماسگریو و دیگر تفنگداران دریایی در کانتین فلاکت آمیز میکرد.

1004
00:57:21,580 --> 00:57:25,551
ولی تا اوایل نوامبر(آبانماه)،بدترین گلوله باران توپخانه ای پایان یافته بود

1005
00:57:25,668 --> 00:57:29,138
حملات هوایی،توپخانه ای و آتش نیروی دریایی آمریکا

1006
00:57:29,296 --> 00:57:32,550
تلفات بسیار وحشتناکی بر دشمن محاصره کننده تحمیل کرده بود

1007
00:57:34,426 --> 00:57:39,853
پیش از سپیده دم 7 نوامبر(آبان)دو گروهان از یگان ماسگریو

1008
00:57:39,974 --> 00:57:42,693
800 متر بداخل روستایی

1009
00:57:42,810 --> 00:57:46,155
در شمال غرب پایگاه فرستاده شدند تا منطقه را بار دیگر پاکسازی کنند

1010
00:57:48,065 --> 00:57:51,660
ما داخل منطقه ای رسیدیم که ردیفهایی از بوته های پرچین قدیمی بود که

1011
00:57:51,819 --> 00:57:53,867
که با جنگل پوشیده شده بود

1012
00:57:53,988 --> 00:57:56,332
خیلی مشکل بود تا بشه خیلی دوردست رو دید

1013
00:57:56,490 --> 00:57:59,494
در اون منطقه باز ما سه نیروی ارتش ویتنام شمالی رو داشتیم که خودشونو نشون دادن

1014
00:57:59,660 --> 00:58:03,039
و شروع به شلیک گلوله های 30 تایی کلاشینکفهاشون کردن

1015
00:58:03,163 --> 00:58:04,164
و بعد ناگهان رفتند

1016
00:58:05,499 --> 00:58:09,470
فرمانده گروهان خودش گفت:"من اجسادشونو میخوام"

1017
00:58:09,587 --> 00:58:11,009
"جنازه هاشونو برام بیارین"

1018
00:58:11,130 --> 00:58:14,350
همه چیز در مورد شمارش اجساد بود،خوب؟

1019
00:58:14,508 --> 00:58:17,478
ما گفتیم:پسر این به اندازه (ژنرال)کاستر(ژنرال آمریکایی که بهمراه افرادش در کمین سرخپوستان قتل عام شد)قدیمیه.

1020
00:58:17,595 --> 00:58:19,973
این افراد دارن خودشونو نشون میدن تا ما رو به یک

1021
00:58:20,097 --> 00:58:21,189
کمین بکشونن

1022
00:58:21,348 --> 00:58:23,851
ستوان این کارو نکن.میدونی

1023
00:58:23,976 --> 00:58:27,526
خواهش میکنم،این افراد طعمه هستن

1024
00:58:27,688 --> 00:58:29,861
خوب، فرمانده گروه گفت:ما باید بریم

1025
00:58:29,982 --> 00:58:31,984
ما باید بریم

1026
00:58:32,109 --> 00:58:35,363
و ما رفتیم

1027
00:58:38,365 --> 00:58:40,709
و نمیتونم برای شما خیلی زیاد در مورد اون کمین حرف بزنم

1028
00:58:40,868 --> 00:58:42,870
من اولین نفری بودم که تیر خورد

1029
00:58:42,995 --> 00:58:44,747
یک گلوله منو زمین انداخت

1030
00:58:46,582 --> 00:58:50,052
و نارنجک اندازم تیر خورد و افتاد،ما داشتیم سعی میکردیم تا اونو به عقب برگردونیم

1031
00:58:50,169 --> 00:58:54,219
و تفنگداران دریایی از روز اول در اردوگاه آموزشی

1032
00:58:54,381 --> 00:58:56,850
یاد میگیرن که تفنگداران دریایی کشته هاشونو رها نمیکنن

1033
00:58:56,967 --> 00:59:00,392
و اونا هرگز،هرگز زخمیهاشونو جا نمیگذارن

1034
00:59:01,889 --> 00:59:04,563
و این دلیلیه که من امروز زنده ام

1035
00:59:04,683 --> 00:59:08,904
اولین نفری که بسمتم اومد،من روی صورت افتاده بودم

1036
00:59:10,564 --> 00:59:12,942
اون دولا شد و بازوهاشو زیر شونه هام گرفت

1037
00:59:13,067 --> 00:59:17,413
و منو بلند کرد و اون تیرباری که دور نبود

1038
00:59:17,529 --> 00:59:23,081
شاید در فاصله 3-3/5 متری حداکثرش از من بود

1039
00:59:23,243 --> 00:59:24,745
این کمین خیلی نزدیکی بود

1040
00:59:24,870 --> 00:59:25,870
اون درگیری شدیدی بود

1041
00:59:27,456 --> 00:59:31,506
و اون به قفسه سینه من شلیک کرد که منو از بازوان

1042
00:59:31,627 --> 00:59:35,131
اون تفنگدار که منو نگه داشته بود بیرون پرت کرد و بعد اون تیر خورد

1043
00:59:37,841 --> 00:59:44,065
دیگر تفنگدار دریایی جوان بسیار شجاع،این مرد 18 ساله از لوئیزیانا

1044
00:59:44,181 --> 00:59:47,230
اولین درگیری مسلحانه اش بود،اونچه که اتفاق افتاد رو دیده بود

1045
00:59:47,351 --> 00:59:50,480
و هنوز بسمت من میومد

1046
00:59:50,604 --> 00:59:55,280
و اون به من رسید و او تیر خورد فکر میکنم به ساعد دستش.

1047
00:59:55,401 --> 00:59:58,154
و اون کنار من دراز کشیده بود

1048
00:59:58,278 --> 01:00:00,131
حالا من یک حفره در قفسه سینم داشتم که باندازه ای بزرگ بود

1049
01:00:00,155 --> 01:00:01,702
که میتونستی مشتتو داخلش کنی

1050
01:00:02,700 --> 01:00:03,872
من دارم میمیرم و من میدونم

1051
01:00:05,244 --> 01:00:07,793
و من صدای اون جیغ وحشتناکو میشنیدم

1052
01:00:07,955 --> 01:00:11,585
و سعی کردم تا بفهمم کی داشت اونطوری جیغ میزد

1053
01:00:11,709 --> 01:00:12,961
چون اون صدای خیلی بلندی بود

1054
01:00:18,882 --> 01:00:20,509
و بعد فهمیدم که اون من بودم

1055
01:00:23,303 --> 01:00:25,726
وقتی اونا شروع کردند به بیرون کشیدن ما،اونا توسط ویتنام شمالیها

1056
01:00:25,848 --> 01:00:29,648
مورد تعقیب قرار میگرفتن و اونا ما رو زمین مینداختن

1057
01:00:29,768 --> 01:00:31,395
و روی ما دراز میکشیدن

1058
01:00:31,520 --> 01:00:32,817
اونا میدونستن..که هر دوی ما در حال مرگیم

1059
01:00:32,980 --> 01:00:36,280
نارنجک انداز سمت راست سینش تیر خورده بود

1060
01:00:36,400 --> 01:00:38,494
اونا میدونستن که هر دوی ما مرده ایم

1061
01:00:38,610 --> 01:00:41,238
ولی ما هنوز زنده بودیم

1062
01:00:41,363 --> 01:00:42,865
پس اونا نمیخواستن ما رو رها کنن

1063
01:00:42,990 --> 01:00:45,084
اونا قبل ازینکه ما رو رها کنن میمردن

1064
01:00:45,200 --> 01:00:47,240
و اونا ما رو با بدنهاشون میپوشوندن و متقابلا به ارتش ویتنام شمالی

1065
01:00:47,327 --> 01:00:50,547
تیراندازی میکردن و بعد اونا بالا میپریدن و ما رو کمی بیشتر میکشیدن

1066
01:00:50,664 --> 01:00:53,008
و بعد ما رو زمین مینداختن دوباره روی ما دراز میکشیدن

1067
01:00:53,125 --> 01:00:56,004
و من مدام به اونا میگفتم که منو ول کنین

1068
01:00:56,128 --> 01:00:57,721
و واقعا همینو میخواستم،همینو میخواستم

1069
01:00:57,838 --> 01:01:01,888
بعد یک مرتبه ترسیدم که اونا ممکنه واقعا منو ول کنن

1070
01:01:04,386 --> 01:01:06,855
من سه بار ارزیابی درمانی شدم

1071
01:01:06,972 --> 01:01:09,771
و پزشک ارشد نظامی گفت

1072
01:01:09,892 --> 01:01:11,619
اون به قلبش یا به ریه هاش تیر خورده

1073
01:01:11,643 --> 01:01:12,829
هیچ کاری نیست که بتونم براش بکنم

1074
01:01:12,853 --> 01:01:14,446
و اون گذاشت و رفت

1075
01:01:14,563 --> 01:01:16,657
من مردم،خوب باشه

1076
01:01:17,649 --> 01:01:21,279
و بعد یک هلیکوپتر اومد

1077
01:01:21,403 --> 01:01:22,950
و اونا منو تو اون پرنده پرتاب کردن

1078
01:01:25,491 --> 01:01:28,711
و اون پزشک نظامی تو اون پرنده اومد،پاهاش در حالیکه دو طرفم بود روی من ایستاد

1079
01:01:28,869 --> 01:01:31,839
و سرشو اورد پایین بمن نگاه کرد و بعد به تیربارچی هلیکوپتر نگاه کرد

1080
01:01:31,955 --> 01:01:35,710
و رفت...من دیگه رفتنی بودم

1081
01:01:35,876 --> 01:01:36,936
چون اون نمیتونست کاری برام بکنه

1082
01:01:36,960 --> 01:01:38,462
من یک مرد مرده بودم

1083
01:01:40,547 --> 01:01:42,424
و اونا منو با هلیکوپتر به دلتا مد در دانگها بردن

1084
01:01:42,549 --> 01:01:46,645
و فکرمیکردم:خیلی خوب،من تا انقدر دور دووم اوردم

1085
01:01:46,762 --> 01:01:48,402
و این دکتر پیشم اومد و بمن نگاه کرد

1086
01:01:48,514 --> 01:01:50,061
و من هوشیار بودم

1087
01:01:50,182 --> 01:01:52,401
عقلم سرجاش بود

1088
01:01:52,518 --> 01:01:53,895
و اون چندتا چیزو کنترل کرد

1089
01:01:54,019 --> 01:01:55,288
و من این حفره بزرگ رو تو تنم داشتم

1090
01:01:55,312 --> 01:01:56,873
و اون بمن نگاه کرد،درست تو چشمهام و گفت:

1091
01:01:56,897 --> 01:01:58,615
مذهبت چیه ،تفنگدار؟

1092
01:01:58,732 --> 01:02:00,734
و گفتم خوب من پروتستانم

1093
01:02:00,901 --> 01:02:02,045
و اون گفت:کشیش ارتشو اینجا بیارین

1094
01:02:02,069 --> 01:02:03,616
من نمیتونم به این مرد کمکی کنم

1095
01:02:03,737 --> 01:02:04,737
و بعد اون راهشو گرفت و رفت

1096
01:02:06,114 --> 01:02:11,371
جراح دیگه ای اومد و بمن نگاه کرد

1097
01:02:11,495 --> 01:02:15,500
و من تربیت شده بودم تا همیشه با مردم مهربون باشم

1098
01:02:15,624 --> 01:02:19,424
و وقتی اون بمن نگاه کرد من بهش لبخند زدم و سرمو تکان دادم

1099
01:02:19,545 --> 01:02:23,675
و اون گفت:چرا هیچکس به این مرد کمکی نمیکنه؟

1100
01:02:23,799 --> 01:02:25,096
و با خودم گفتم

1101
01:02:25,217 --> 01:02:26,937
اره چرا هیچکس به این مرد کمک نمیکنه؟

1102
01:02:28,053 --> 01:02:30,932
وقتی اونا بیهوشم کردن فکر میکردم

1103
01:02:31,098 --> 01:02:34,102
پسر،این واقعا همونه،میدونی

1104
01:02:34,268 --> 01:02:36,817
و اون یجوری  معنیش این بود:باشه خدایا

1105
01:02:36,937 --> 01:02:39,531
من روح خودمو به دستت میسپرم

1106
01:02:40,774 --> 01:02:42,617
و من فکر میکردم که همین اتفاق داره میفته

1107
01:02:44,611 --> 01:02:46,864
و وقتی که در بخش مراقبتهای ویژه جراحی بیدار شدم

1108
01:02:46,989 --> 01:02:49,367
که یک اتاقک پیش ساخته فلزی بود

1109
01:02:49,491 --> 01:02:51,994
فکر کردم:خدای من

1110
01:02:52,119 --> 01:02:56,124
من نمیتونستم،نمیتونستم باور کنم.

1111
01:02:59,877 --> 01:03:01,299
دیروز بر فراز هانوی

1112
01:03:01,420 --> 01:03:03,138
سه هواپیمای امریکایی سرنگون شدند

<font color="#ff8040">دیوید برینکلی،ان.بی.سی نیوز</font>

1113
01:03:03,297 --> 01:03:05,891
و حداقل دو خلبان آنها اسیر شدند

<font color="#ff8040">دیوید برینکلی،ان.بی.سی نیوز</font>

1114
01:03:06,008 --> 01:03:09,558
یکی از انان دریابان جان مک کین سوم

1115
01:03:09,678 --> 01:03:12,773
پسر فرمانده نیروی دریایی ایالات متحده در اروپاست.

1116
01:03:14,286 --> 01:03:16,320
یادم میاد یکشنبه بود

1117
01:03:18,611 --> 01:03:21,544
آسمان هانوی پر از هواپیماهای جنگی آمریکا بود

1118
01:03:21,821 --> 01:03:23,288
و خیلیهاشون سرنگون شدن

1119
01:03:25,001 --> 01:03:27,201
خلبانها معمولا در فاصله دور اجکت میکردن

1120
01:03:27,245 --> 01:03:29,245
ولی این یکی خیلی نزدیک جاییکه داشت بمباران میکرد،سقوط کرد

1121
01:03:30,188 --> 01:03:31,854
من همشو از خیابانمون دیدم

1122
01:03:32,770 --> 01:03:34,703
هرچند بمباران هنوز ادامه داشت

<font color="#ff8040">باو نین،از هانوی</font>

1123
01:03:34,850 --> 01:03:36,950
ما بیرون دویدیم تا اون خلبان رو دستگیر کنیم

<font color="#ff8040">باو نین،از هانوی</font>

1124
01:03:37,007 --> 01:03:39,940
ولی وقتی رسیدیم،سربازها قبلا اونو گرفته بودن

1125
01:03:42,855 --> 01:03:45,122
خلبانهای آمریکایی زیادی دستگیر شدن

1126
01:03:46,440 --> 01:03:49,174
ولی رادیو برای جان مک کین،اسمشو اعلام کرد

1127
01:03:50,469 --> 01:03:54,019
هانوی انقدر خوشنود بود که پسر یک

1128
01:03:54,139 --> 01:03:57,518
دریاسالار آمریکایی را بازداشت کرده که آنها به یک روزنامه نگار فرانسوی اجازه دادند

1129
01:03:57,643 --> 01:04:00,146
تا با مک کین در بیمارستان مصاحبه کند

1130
01:04:00,270 --> 01:04:04,491
او که تازه استخوانهایش شکسته بود بدون حتی یک آسپرین

1131
01:04:04,608 --> 01:04:06,030
برای دردش نشسته بود

1132
01:04:06,151 --> 01:04:07,351
اسمت چیه؟

1133
01:04:07,444 --> 01:04:10,493
دریابان جان مک کین

<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

1134
01:04:10,614 --> 01:04:13,584
پیش از این حمله آخر چه تعداد حملات را انجام داده ای؟

<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

1135
01:04:13,700 --> 01:04:15,498
حدود 23 تا

<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

1136
01:04:15,619 --> 01:04:20,295
در چه شرایطی هواپیمای تو سرنگون شد؟
<font color="#ff8040">سناتور و رقیب اوباما در انتخابات ریاست جمهوری 2008 از حزب جمهوریخواه</font>

1137
01:04:20,415 --> 01:04:25,171
من داشتم روی شهر هانوی پرواز میکردم

1138
01:04:25,295 --> 01:04:32,395
و من مشغول بمباران بودم و توسط یک موشک

1139
01:04:32,511 --> 01:04:34,184
یا پدافند ضد هوایی مورد اصابت قرار گرفتم

1140
01:04:34,304 --> 01:04:41,279
من مطمئن نیستم کدومش بود و  هواپیما مستقیم بسمت پایین حرکت میکرد

1141
01:04:41,395 --> 01:04:50,076
و من بیرون پریدم و پام و هر دو بازوم شکست

1142
01:04:50,195 --> 01:04:56,919
و توی دریاچه رفتم،با چتر توی یک دریاچه رفتم

1143
01:04:57,077 --> 01:05:01,833
و توسط تعدادی از ویتنام شمالیها از آب گرفته شدم

1144
01:05:01,957 --> 01:05:08,010
و به بیمارستانی برده شدم که تقریبا مردم

1145
01:05:08,130 --> 01:05:10,383
من فقط میخوام بگم

1146
01:05:14,720 --> 01:05:17,098
به همسرم

1147
01:05:17,931 --> 01:05:20,480
من خوب خواهم شد

1148
01:05:23,103 --> 01:05:29,782
و اونو دوست دارم و امیدوارم بزودی ببینمش

1149
01:05:31,319 --> 01:05:33,913
بعد از مصاحبه،مک کین بدلیل عدم ابراز

1150
01:05:34,031 --> 01:05:38,081
قدردانی کافی از اسیرکنندگانش کتک خورد

1151
01:05:45,917 --> 01:05:50,388
در سراسر پاییز 1967،ویتنام شمالیها

1152
01:05:50,505 --> 01:05:54,260
و ویت کنگ به سری نبردهای مرزیشان

1153
01:05:54,384 --> 01:05:56,887
برای آماده سازی تهاجم غافلگیرانه شان

1154
01:05:57,012 --> 01:05:58,935
هنوز  در چند ماه دیگر ادامه میدادند

1155
01:05:59,056 --> 01:06:02,777
کانتین جایی که جان ماسگریو مجروح شد

1156
01:06:02,893 --> 01:06:04,315
اولین هدف شده بود

1157
01:06:04,478 --> 01:06:08,153
بعد نوبت پایگاه ارتش ویتنام جنوبی در سانگبی رسید

1158
01:06:08,315 --> 01:06:10,738
پاسگاه مرزی ویتنام جنوبیها مجاور

1159
01:06:10,859 --> 01:06:13,908
مرکز ایالتی لوکنین بود

1160
01:06:14,029 --> 01:06:16,953
در انجا یگانهای بزرگ ویتنام شمالی

1161
01:06:17,074 --> 01:06:20,829
و نیروهای منظم ویت کنگ،حمله هماهنگی را  اجرا کردند

1162
01:06:20,994 --> 01:06:24,339
و بعد بمدت 5 روز برای حفظ زمینی که

1163
01:06:24,456 --> 01:06:28,336
که گرفته بودند جنگیدند،کاری که آنها هرگز قبلا انجام نداده بودند

1164
01:06:28,460 --> 01:06:32,010
فرماندهان آمریکایی گیج شدند

1165
01:06:32,172 --> 01:06:36,769
بعد در اوایل نوامبر (آبانماه)،گزارشهایی به فرماندهی نظامی آمریکا در ویتنام رسید که

1166
01:06:36,885 --> 01:06:39,138
که 5 هنگ ویتنام شمالی

1167
01:06:39,262 --> 01:06:43,517
و یک گردان ویت کنگ،حدود 7 هزار نفر در کل

1168
01:06:43,683 --> 01:06:46,311
باری دیگر شروع به تجمع در ارتفاعات مرکزی

1169
01:06:46,436 --> 01:06:51,067
در اطراف اردوگاه نیروهای مخصوص ایالات متحده در داکتو نموده اند

1170
01:06:51,191 --> 01:06:55,822
در بین نیروهای منظم ویتنام شمالی وین تان سان قرار داشت

1171
01:06:55,946 --> 01:06:59,200
که انقدر مشتاق جنگیدن بود که او هم جیبهایش را

1172
01:06:59,366 --> 01:07:03,371
با سنگ پر کرده بود تا تایید آمادگی جسمانیش را بگیرد

1173
01:07:04,602 --> 01:07:07,002
استراتژی فرماندهانمان

1174
01:07:07,806 --> 01:07:11,472
این بود که آمریکاییهای اونجا رو فریب بدن

1175
01:07:12,396 --> 01:07:16,562
تا ما بتونیم اونا رو در ارتفاعات مرکزی نابود کنیم

<font color="#ff8040">وین تان سان،از ارتش ویتنام شمالی</font>

1176
01:07:17,509 --> 01:07:20,934
زمانیکه ارتش ویتنام شمالی سربازانشان را مستقر کردند

1177
01:07:21,054 --> 01:07:23,978
وستمورلند نیروهای خودش را به داکتو فرستاد

1178
01:07:24,099 --> 01:07:27,649
دقیقا انچه که دشمن از او میخواست تا انجام دهد

1179
01:07:27,769 --> 01:07:32,991
در میان آمریکائیها افرادی از یگان نخبه هوابرد 173 بودند

1180
01:07:33,108 --> 01:07:36,703
تیپ آتش وستمورلند.

1181
01:07:41,158 --> 01:07:45,334
ما همگی حس کلیمون این بود که اگه حادثه بزرگی اتفاق نیفته

1182
01:07:45,453 --> 01:07:48,423
برگردونده نمیشیم

1183
01:07:48,582 --> 01:07:53,964
شما فقط میدونستین که  در اون منطقه ویتنام شمالیهای زیادی جمع شدن
<font color="#ff8040">مت هریسون،ارتشی</font>

1184
01:07:54,087 --> 01:07:58,593
و اینکه اونا اونجا بودن نه برای اجتناب از رویارویی با ما

1185
01:07:58,758 --> 01:08:01,386
بلکه اونا اونجا بودن تا با ما درگیر بشن

1186
01:08:02,804 --> 01:08:05,057
ستوان یکم متیو هریسون حالا همراه

1187
01:08:05,182 --> 01:08:07,935
گروهان آلفا از گردان دوم بود

1188
01:08:08,101 --> 01:08:10,604
همان گروهان تفنگداری که کمین خورده بود

1189
01:08:10,729 --> 01:08:15,951
و در ژوئن(خرداد) در سراشیبهای تپه 1338 بسیار بد آسیب دیده بود

1190
01:08:16,067 --> 01:08:18,695
درست در 22 کیلومتری شرق آنجا.

1191
01:08:18,820 --> 01:08:22,450
اینجوری نبود که اگه شما جای ویت کنگ رو پیدا میکردین

1192
01:08:22,574 --> 01:08:23,791
میتونستین اونا رو بکشین

1193
01:08:23,950 --> 01:08:25,230
مشکل ما پیدا کردنشون نبود

1194
01:08:25,327 --> 01:08:27,567
مشکل ما این بود که وقتی اونا رو پیدا میکنیم چیکارشون بکنیم

1195
01:08:27,662 --> 01:08:32,793
هنگ 174 ام منتظر بود

1196
01:08:32,959 --> 01:08:36,714
وین تان سان و افرادش از قبل روی

1197
01:08:36,838 --> 01:08:39,887
زمین مرتفعی که آنها میدانستند آمریکاییها

1198
01:08:40,008 --> 01:08:44,764
میخواهند آن را بگیرند یعنی تپه 875 چاله کندند

1199
01:08:45,327 --> 01:08:47,194
ما یکماه قبل به اونجا رسیدیم

1200
01:08:47,698 --> 01:08:52,364
تا سنگرهای حفره روباه،پناهگاههای زیرزمینی و یک خندق در اطراف تپه حفر کنیم

1201
01:08:52,395 --> 01:08:53,928
افرادمون از ما میپرسیدن

1202
01:08:55,036 --> 01:08:57,636
این جنگل خیلی آرام و زیباست

1203
01:08:58,084 --> 01:09:00,751
چرا ما اینجا هستیم؟

1204
01:09:01,598 --> 01:09:02,665
ما به اونا گفتیم

1205
01:09:03,100 --> 01:09:04,233
به کار ادامه بدید

1206
01:09:04,956 --> 01:09:05,956
اونا خواهند آمد

1207
01:09:05,992 --> 01:09:11,169
روز یکشنبه صبح،19 نوامبر 1967

1208
01:09:11,331 --> 01:09:14,756
گروهانهای آلفا،چارلی و دلتا دستور یافتند

1209
01:09:14,876 --> 01:09:17,755
تا تپه 875 را تصرف کنند

1210
01:09:17,879 --> 01:09:21,349
مت هریسون در نبردی قبلتر زخمی شده بود

1211
01:09:21,466 --> 01:09:24,265
و اجازه نداشت تا افرادش را همراهی کند

1212
01:09:24,386 --> 01:09:28,687
اضطراب او همراه با پیشرفت افرادش که در بیسیم گزارش داده میشد ادامه داشت

1213
01:09:28,807 --> 01:09:33,483
آتش توپخانه سنگین و بمباران هواپیماهای اف-100،دامنه های تپه

1214
01:09:33,603 --> 01:09:37,403
روبرویشان را درهم کوبید تا مواضع دشمن را

1215
01:09:37,524 --> 01:09:40,698
پیش از اینکه چتربازها به برد آتش قرار بگیرند،از بین ببرند

1216
01:09:42,854 --> 01:09:44,787
نوک تپه 875 لم یزرع و بایر شد

1217
01:09:45,329 --> 01:09:47,762
هیچ درختی برجا نموند

1218
01:09:49,412 --> 01:09:51,812
آمریکاییها اونها را کلا از بین بردند

1219
01:09:52,902 --> 01:09:54,502
زمانیکه بمبها فرود میومد

1220
01:09:55,430 --> 01:09:57,645
ما در پناهگاههای زیرزمینیمون در امان بودیم

1221
01:09:57,669 --> 01:10:00,047
آن سه گروهان به بالای سراشیبی حرکت کردند

1222
01:10:00,171 --> 01:10:02,549
چارلی و دلتا در جلو

1223
01:10:02,716 --> 01:10:05,890
آلفا عقب را پوشش میداد

1224
01:10:06,011 --> 01:10:09,436
چتربازان با احتیاط در یک منطقه باز

1225
01:10:09,556 --> 01:10:12,776
پر از درختان سقوط کرده از بمباران صبح قدم برمیداشتند

1226
01:10:12,892 --> 01:10:17,614
و تنها کمی بیش از 300 متر از قله فاصله داشتند

1227
01:10:18,763 --> 01:10:22,496
وقتی اونا داشتن برای بالا اومدن از تپه تقلا میکردن،ما شلیک نکردیم

1228
01:10:22,516 --> 01:10:25,249
اونا تونستن درست به 5 متری خندقهامون برسن

1229
01:10:26,454 --> 01:10:28,554
زمانیکه ما تونستیم صورتهاشونو ببینیم

1230
01:10:28,604 --> 01:10:30,204
ما فریاد زدیم:"آتش کنید"

1231
01:10:32,912 --> 01:10:35,882
هزاران گلوله سلاحهای خودکار هوا را شکافت

1232
01:10:35,999 --> 01:10:39,048
نارنجکهای ساخت چین غلت زنان

1233
01:10:39,169 --> 01:10:40,546
به پایین شیب میامدند و منفجر میشدند

1234
01:10:40,670 --> 01:10:44,891
آمریکاییها بدنبال حفاظی بودند که بتوانند پشت درختهای افتاده پیدا کنند

1235
01:10:45,008 --> 01:10:47,636
تقلا میکردند که در زمین با کلاه خودهایشان

1236
01:10:47,761 --> 01:10:49,934
تا حفره های جان پناه بکنند

1237
01:10:56,811 --> 01:10:59,690
گروهانهای چارلی و دلتا به زمین دوخته شدند

1238
01:10:59,814 --> 01:11:02,613
و در حال تکه تکه شدن بودند

1239
01:11:04,110 --> 01:11:05,908
در همین اثنا،نزدیک دامنه تپه

1240
01:11:06,029 --> 01:11:09,124
دیگر سربازان ویتنام شمالی گروهان آلفا را از پشت سر

1241
01:11:09,240 --> 01:11:10,537
غافلگیر کردند

1242
01:11:10,658 --> 01:11:13,707
آنها ابتدا حرکتی در میان درختان

1243
01:11:13,828 --> 01:11:17,458
را توسط سربازی اهل برانکس به نام کارلوس لوزادا شناسایی کردند

1244
01:11:17,582 --> 01:11:20,711
لوزادا زمانیکه افراد گروهانش داشتند با زحمت از شیب تپه بالا میرفتند

1245
01:11:20,835 --> 01:11:22,633
و زخمیهایشان را با خود میکشیدند

1246
01:11:22,754 --> 01:11:25,303
آنچه را در توان داشت برای پوشش هم قطارانش انجام داد

1247
01:11:25,423 --> 01:11:28,176
با مسلسل ام-60 خود از کفلش شلیک میکرد

1248
01:11:28,301 --> 01:11:31,020
پیش ازینکه گلوله ای به سرش اصابت کند.

1249
01:11:32,430 --> 01:11:37,231
به او یک مدال افتخار پس از مرگش اهدا شد
<font color="#ffff00">نوشته روی لوح:کارلوس جی لوزاندا
</font>

1250
01:11:37,352 --> 01:11:41,232
در داخل کشور،آن نبرد سرتیتر اخبار شبانه بود

1251
01:11:43,066 --> 01:11:45,945
نبرد داکتو حالا در نوزدهمین روز خود است

1252
01:11:46,069 --> 01:11:48,413
و از قبل در میان خونین ترین عملیاتهای جنگ ویتنام

1253
01:11:48,530 --> 01:11:49,952
رتبه بالایی کسب کرده است

1254
01:11:50,073 --> 01:11:51,666
هنوز هیچ نشانی از فروکش کردن این نبرد وجود ندارد

1255
01:11:51,825 --> 01:11:53,327
طی آخر هفته،سه گروهان

1256
01:11:53,451 --> 01:11:57,422
از تیپ هوابرد 173،به پایین این دره رودخانه حرکت کردند

1257
01:11:57,539 --> 01:12:00,338
بالای جایی که ویتنام شمالیها معمولا نفوذ میکنند

1258
01:12:00,500 --> 01:12:03,549
تا اینکه آنها به این پایین یعنی تپه 875  رسیدند

1259
01:12:03,670 --> 01:12:06,014
بعد آنها زیر آتش سنگین از تپه رسیدند

1260
01:12:06,131 --> 01:12:08,179
دو تا از سه گروهان به تپه حمله کردند

1261
01:12:08,341 --> 01:12:10,184
بقیه در عقب بعنوان گارد محافظ پشت سر باقی ماندند

1262
01:12:11,719 --> 01:12:14,768
تا اوایل بعد از ظهر،اون سه گروهان

1263
01:12:14,889 --> 01:12:17,142
اساسا سر از تنشون جدا شده بود

1264
01:12:17,267 --> 01:12:19,019
فرماندهان گروهان مرده بودند

1265
01:12:19,185 --> 01:12:22,189
اغلب افسران کادر و اغلب افسران وظیفه مرده بودند

1266
01:12:24,149 --> 01:12:26,823
بازماندگان همه سه گروهان در فضای بازی

1267
01:12:26,943 --> 01:12:29,617
جمع شدند و تمام تلاششان را برای ایجاد

1268
01:12:29,737 --> 01:12:31,364
یک حلقه دفاعی بکار بستند

1269
01:12:31,531 --> 01:12:36,162
بمبها و ناپالم آمریکا مواضع دشمن را

1270
01:12:36,286 --> 01:12:39,756
تا زمانیکه تقریبا انقدر تاریک شد که نمیشد دید میکوبیدند

1271
01:12:41,275 --> 01:12:43,141
ناپالم سنگرهای ما رو میبلعید

1272
01:12:44,488 --> 01:12:46,822
و مثل یک اژدها میسوزوند

1273
01:12:47,624 --> 01:12:50,591
اغلب مواضعمون کاملا سوخته شد

1274
01:12:52,195 --> 01:12:54,195
من خودم سوختم

1275
01:12:54,806 --> 01:12:58,039
صورتم،بینی،دستها و پام آتیش گرفت

1276
01:12:58,844 --> 01:13:00,377
من تبدیل به یک مشعل شدم

1277
01:13:01,090 --> 01:13:02,956
من اطراف میدویدم

1278
01:13:03,799 --> 01:13:06,799
سربازهام روم خاک میپاشیدن تا شعله ها کمتر بشن

1279
01:13:08,109 --> 01:13:12,910
بعد هواپیمای امریکایی دیگری غرش کنان وارد شد و دو بمب انداخت

1280
01:13:13,072 --> 01:13:15,951
یکی در میان سربازان مخفی شده دشمن فرود آمد

1281
01:13:17,243 --> 01:13:21,749
دیگری مستقیما روی آمریکاییها فرود امد

1282
01:13:21,915 --> 01:13:26,671
در کسری از ثانیه،42 نفر کشته شدند

1283
01:13:26,794 --> 01:13:30,719
یک ستوان که به شدت آسیب دیده بود سعی کرد تا یک بیسیم سالم پیدا کند

1284
01:13:30,840 --> 01:13:34,265
او در آن فریاد زد:دیگه اون هواپیماهای کوفتیو نفرستین

1285
01:13:34,385 --> 01:13:37,104
شما دارین مارو در اینجا میکشین.

1286
01:13:38,681 --> 01:13:40,934
نبرد روی دامنه های تپه ادامه یافت

1287
01:13:41,100 --> 01:13:45,480
افراد آبشان تمام شده بود،مهماتشون هم داشت تمام میشد

1288
01:13:45,605 --> 01:13:50,406
هلیکوپترهایی که سعی داشتند تدارکات برسانند سرنگون میشدند

1289
01:13:51,778 --> 01:13:57,876
روز بعد مت هریسون قادر شد تا سوار هلیکوپتری شود

1290
01:13:57,992 --> 01:13:59,585
اون هرج و مرج بود

1291
01:13:59,702 --> 01:14:02,421
اون مجموعه ای از افرادی بود که زیر درختها

1292
01:14:02,539 --> 01:14:04,712
تونل زده بودند و گودال کنده بودند

1293
01:14:04,832 --> 01:14:08,257
افرادی بودند که بدون آب در اون گرما

1294
01:14:08,378 --> 01:14:09,846
بمدت دو روز رفته بودند

1295
01:14:09,963 --> 01:14:13,888
و تقریبا هر کدام از آنها مجروح بود

1296
01:14:14,008 --> 01:14:18,058
و بعد همه اطراف اجساد قرار داشت

1297
01:14:18,179 --> 01:14:22,480
افرادی که تیر خورده و منفجر شده بودن

1298
01:14:22,600 --> 01:14:24,193
اون حلقه سوم جهنم بود

1299
01:14:26,980 --> 01:14:31,451
در 23 نوامبر(آذر ماه)،دو گردان  تازه نفس از تیپ هوابرد 173

1300
01:14:31,568 --> 01:14:34,071
نهایتا موفق شدند تا به نوک تپه برسند

1301
01:14:34,195 --> 01:14:36,994
که برای ان بسیاری کشته شده بودند

1302
01:14:37,156 --> 01:14:38,874
ولی شب قبل

1303
01:14:38,992 --> 01:14:41,871
سربازان بازمانده ویتنام شمالی به سمت دیگر

1304
01:14:41,995 --> 01:14:48,344
تپه خزیده بودند و در کامبوج و لائوس ناپدید شدند

1305
01:14:48,459 --> 01:14:51,053
اون قدرتها بودند که تصمیم  گرفتند برای

1306
01:14:51,170 --> 01:14:55,641
روحیمون مهمه که قله اون تپه رو بگیریم

1307
01:14:55,758 --> 01:15:00,889
من 26 نفر بازمانده از یک گروهان رو داشتم که در ابتدا 140 نفر داشت

1308
01:15:01,014 --> 01:15:03,688
و همه اون 26 نفر مجروح بودند

1309
01:15:03,808 --> 01:15:08,063
بعد هریسون و افراد از رمق افتاده اش به نوک تپه

1310
01:15:08,187 --> 01:15:09,939
دیگری هلیبرن شدند

1311
01:15:15,653 --> 01:15:17,872
آن روز شکرگذاری بود<font color="#ff8040">(روز شکر گذاری روز تعطیل ملی که آمریکاییها انرا در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر به شکرانه برداشت محصول جشن میگیرند)</font>

1312
01:15:17,989 --> 01:15:21,243
هلیکوپترهای شنوک با سر و صدا از آسمان پایین آمدند
<font color="#ff8040"> روز شکر گذاری روز تعطیل ملی که آمریکاییها انرا در چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر به شکرانه برداشت محصول جشن میگیرند)</font>

1313
01:15:21,367 --> 01:15:24,997
کانتینرهای بزرگی از بوقلمون و پوره سیب زمینی داغ

1314
01:15:25,121 --> 01:15:29,592
و سس قره قاط با خود حمل میکردند تا اینکه هوابرد 173 بتوانند

1315
01:15:29,709 --> 01:15:31,632
شام روز شکرگذاری بخورند

1316
01:15:31,753 --> 01:15:34,302
اگر نقاط دور افتاده یا خطرناکتری در ویتنام

1317
01:15:34,422 --> 01:15:36,422
برای گذراندن روز شکرگذاری نسبت به این یکی وجود داشته باشد

1318
01:15:36,507 --> 01:15:38,601
بنابراین اغلب این افراد هرگز اونرو ندیده اند

1319
01:15:38,718 --> 01:15:42,097
یک فیلمبردار و گزارشگر تلویزیونی نزدیک اون محل بود

1320
01:15:42,221 --> 01:15:43,814
که از ما بعنوان پشت صحنه استفاده میکرد

1321
01:15:43,931 --> 01:15:46,605
و من بخاطر میارم که اون گزارشگر داره میگه:

1322
01:15:46,726 --> 01:15:49,855
امروز 23 نوامبر، روز شکرگزاریه.

1323
01:15:49,979 --> 01:15:53,734
و من واقعا عصبانی بودم

1324
01:15:53,858 --> 01:15:57,738
اون مثل این بود که ما داشتیم خوش میگذروندیم

1325
01:15:59,280 --> 01:16:05,003
107 آمریکایی در جریان تسخیر تپه 875 کشته شده بودند

1326
01:16:05,119 --> 01:16:07,963
282 نفر دیگر مجروح شدند

1327
01:16:08,081 --> 01:16:09,799
ده نفر دیگر مفقود شدند

1328
01:16:09,916 --> 01:16:13,671
تعداد تلفات ویتنام شمالیها نامعلوم است

1329
01:16:13,795 --> 01:16:17,766
ولی گمان میرود تعداد تلفاتشان حیرت انگیز باشد

1330
01:16:19,342 --> 01:16:23,688
در ژوئن(خرداد) هریسون دو هم کلاسی دانشگاه وست پوینتش را

1331
01:16:23,805 --> 01:16:26,433
در تپه 1338 از دست داده بود

1332
01:16:26,557 --> 01:16:29,606
او دو همکلاسی دیگرش را در تپه 875 از دست داد

1333
01:16:29,727 --> 01:16:33,322
از هشت نفری که او با آنها در گردان دوم خدمت کرده بود

1334
01:16:33,439 --> 01:16:37,740
حالا چهار نفر مرده بودند و دو نفر مجروح شده بودند

1335
01:16:40,321 --> 01:16:43,791
برای گرفتن قلل کوهها در یک جنگل سه سایبانه

1336
01:16:43,908 --> 01:16:47,082
در امتداد مرز کامبوج-لائوس موفق شدن

1337
01:16:47,203 --> 01:16:49,331
کوچکترین اهمیتی نداره

1338
01:16:51,124 --> 01:16:55,630
نبرد تپه 875 امروز به گمان من

1339
01:16:55,795 --> 01:16:59,140
یک نمونه کوچک از انچه هست که داشتیم در ویتنام انجام میدادیم و اونچه که

1340
01:16:59,257 --> 01:17:00,600
به اشتباه داشت پیش میرفت.

1341
01:17:00,717 --> 01:17:04,472
هیچ دلیلی برای گرفتن اون تپه وجود نداشت

1342
01:17:04,595 --> 01:17:08,270
ما دقیقا به نوک اون تپه

1343
01:17:08,391 --> 01:17:15,070
تقریبا اواسط روز 23 نوامبر رسیدیم و اونجا به مدت

1344
01:17:15,189 --> 01:17:16,987
نمیدونم نیم ساعت،یک ساعت نشستیم

1345
01:17:17,150 --> 01:17:21,075
درست به نوعی هممون و همه چیز دور هم جمع شدیم

1346
01:17:21,195 --> 01:17:24,449
هلیکوپترهای شینوک میومدن و ما رو از روی تپه میبردن

1347
01:17:24,574 --> 01:17:28,420
و من شک دارم که یک آمریکایی روی تپه 875

1348
01:17:28,536 --> 01:17:30,584
از 23 نوامبر به بعد وجود داشته باشه

1349
01:17:30,705 --> 01:17:32,958
ما هیچ کاری انجام ندادیم

1350
01:17:33,082 --> 01:17:36,632
حالا مرحله جدید شروع میشه

1351
01:17:36,753 --> 01:17:39,677
ما زمانیکه پایان در دیدرس قرار میگیره

1352
01:17:39,797 --> 01:17:42,016
به نقطه مهمی رسیدیم

1353
01:17:43,760 --> 01:17:47,355
زمانیکه مت هریسون و افرادش برای تپه 875 جنگیدند

1354
01:17:47,513 --> 01:17:50,107
دولت جانسون در میانه

1355
01:17:50,224 --> 01:17:52,022
یک "تهاجم موفقیت آمیز"بود

1356
01:17:52,143 --> 01:17:56,990
یک کارزار روابط عمومی با هدف کسب حمایت برای جنگ

1357
01:17:57,106 --> 01:17:59,575
و نحوه ادامه آن.

1358
01:17:59,692 --> 01:18:03,913
فرماندهی نظامی امریکا در ویتنام یک تخمین دست کم جدید و غافلگیرانه ای

1359
01:18:04,030 --> 01:18:08,001
از قوای دشمن منتشر کرد تا نشان دهد چه میزان آسیبی ایالات متحده

1360
01:18:08,117 --> 01:18:09,460
بر آنان وارد کرده است

1361
01:18:09,577 --> 01:18:13,923
تنها دو سوم از کل تخمین سازمان سیا را شامل میشد،

1362
01:18:14,040 --> 01:18:16,463
چون بعد از یک بحث و  جدل سخت و طولانی

1363
01:18:16,584 --> 01:18:19,428
در پشت صحنه،وستمورلند تصمیم گرفته بود تا

1364
01:18:19,545 --> 01:18:22,594
از ان چریکهای پاره وقت

1365
01:18:22,715 --> 01:18:26,720
کشاورزان،پیرمردان،زنان و حتی کودکانی که

1366
01:18:26,886 --> 01:18:30,561
به کارگذاری مینها،نارنجکها و تله های انفجاری کمک میکردند

1367
01:18:30,723 --> 01:18:32,725
که مسئول بیش از یک سوم

1368
01:18:32,892 --> 01:18:35,395
کل تلفات آمریکاییها بودند را از لیست خارج کند

1369
01:18:35,520 --> 01:18:38,524
ژنرال وستمورلند همچنین به رسانه ها گفت که

1370
01:18:38,648 --> 01:18:42,198
تعداد اجساد تاثیرگذاری که فرماندهانش گزارش میکردند

1371
01:18:42,318 --> 01:18:44,912
بسیار بسیار محافظه کارانه بودند

1372
01:18:45,029 --> 01:18:47,532
او گفت که آن احتمالا بیانگر

1373
01:18:47,657 --> 01:18:52,208
50 درصد یا حتی کمتر از تعداد دشمنی است که کشته شده است

1374
01:18:52,328 --> 01:18:56,003
سفیر السورث بانکر با این گروه همنوا شد

1375
01:18:56,123 --> 01:18:59,798
و از تشبیهی استفاده کرد که برای اولین بار 13 سال قبل

1376
01:18:59,919 --> 01:19:02,388
توسط فرمانده فرانسه در ویتنام استفاده شد

1377
01:19:02,505 --> 01:19:07,056
مدت کمی پیش از شکستشان در دین بین فو.

1378
01:19:07,176 --> 01:19:10,396
و فکر میکنم ما حالا در آغاز رویت

1379
01:19:10,513 --> 01:19:11,856
نور در انتهای تونل هستیم.

1380
01:19:11,973 --> 01:19:15,068
آقای سفیر شما در مورد نوری در انتهای تونل صحبت کردید

1381
01:19:15,184 --> 01:19:16,686
طول این تونل چقدره؟

1382
01:19:16,811 --> 01:19:19,360
خب من فکر نمیکنم که شما بتونین برای اون

1383
01:19:19,480 --> 01:19:25,283
در وضعیتی مثل این بازه زمانی خاصی تعیین کنین

1384
01:19:26,821 --> 01:19:31,122
کارزار تبلیغاتی تهاجم موفقیت آمیز لیندون جانسون پیروز شد

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:از پسرانمان در ویتنام حمایت کنید</font>

1385
01:19:31,284 --> 01:19:34,584
تعداد آمریکائیانی که معتقد بودند ایالات متحده

1386
01:19:34,704 --> 01:19:39,335
در حال پیشرفت واقعی در جنگ بود  زیاد شد

1387
01:19:39,458 --> 01:19:42,803
وزیر دفاع رابرت مک نامارا

1388
01:19:42,920 --> 01:19:46,970
در این کارزار روابط عمومی شرکت نکرد

1389
01:19:47,091 --> 01:19:50,721
او انقدر از توهم جنگی که انقدر زیاد برایش کار کرده بود خارج شده بود

1390
01:19:50,845 --> 01:19:53,314
که او را واداشت یادداشت سری دیگری

1391
01:19:53,472 --> 01:19:55,770
برای رییس جمهور طراحی کند و بفرستد

1392
01:19:55,892 --> 01:19:59,817
که در آن به رئیس جمهور توصیه میکرد تا سطح سربازان در ویتنام را افزایش ندهد

1393
01:19:59,937 --> 01:20:03,532
عملیاتهای زمینی را به سمت ویتنام جنوبی تغییر مسیر دهد

1394
01:20:03,649 --> 01:20:06,027
و بمباران ویتنام شمالی را متوقف کند برای اینکه

1395
01:20:06,152 --> 01:20:09,156
آنرا به مذاکرات بکشاند

1396
01:20:09,280 --> 01:20:12,875
مک نامارا نوشت:هیچ دلیلی وجود ندارد تا باور کنیم

1397
01:20:12,992 --> 01:20:16,622
که تحمیل تلفات شدید بلند مدت

1398
01:20:16,746 --> 01:20:19,374
یا مجازات شدید با بمباران هوایی

1399
01:20:19,498 --> 01:20:22,502
برای درهم شکستن اراده ویتنام شمالیها

1400
01:20:22,627 --> 01:20:24,004
و ویت کنگ کافی باشد

1401
01:20:24,170 --> 01:20:27,265
ادامه نحوه عملکرد فعلیمان

1402
01:20:27,381 --> 01:20:32,228
در آسیای جنوب شرقی،خطرناک،به قیمت جانهای بسیار

1403
01:20:32,345 --> 01:20:35,565
و برای مردم امریکا نامطلوب خواهد بود.

1404
01:20:35,681 --> 01:20:38,855
جانسون هرگز پاسخی نداد

1405
01:20:39,018 --> 01:20:42,022
بجایش او کاری کرد تا  مک نامارا

1406
01:20:42,146 --> 01:20:45,025
رئیس بانک جهانی شود

1407
01:20:45,191 --> 01:20:49,037
مک نامارا در مورد تردیدهایی که از ابتدای

1408
01:20:49,195 --> 01:20:51,243
جنگ زمینی با خود داشت

1409
01:20:51,364 --> 01:20:54,868
تا 28 سال بعد ساکت باقی ماند

1410
01:20:55,034 --> 01:20:58,004
جانشینش بعنوان وزیر دفاع

1411
01:20:58,120 --> 01:20:59,337
کلارک کلیفورد بود

1412
01:20:59,455 --> 01:21:02,925
یک وکیل برجسته اهل واشنگتن و مشاور مورد اعتماد

1413
01:21:03,042 --> 01:21:06,512
برای روسای جمهور حزب دموکرات،که جانسون مطمئن بود

1414
01:21:06,629 --> 01:21:08,347
حامی ان جنگ است

1415
01:21:08,464 --> 01:21:10,512
دانشجویان هاروارد

1416
01:21:10,633 --> 01:21:13,853
در همین اثنا،جستجوی یکساله آلارد لونستاین

1417
01:21:13,970 --> 01:21:16,393
برای یک چالشگر حزب دموکرات برای رئیس جمهور

1418
01:21:16,514 --> 01:21:18,516
نهایتا موفق شد

1419
01:21:18,641 --> 01:21:24,569
در 30 نوامبر 1967،سناتور مینه سوتا، یوجیمن مک کارتی

1420
01:21:24,730 --> 01:21:26,573
اعلام کرد که کاندید میشود

1421
01:21:26,691 --> 01:21:29,319
این مساله ای هست که باید برای مردم

1422
01:21:29,443 --> 01:21:32,868
این کشور در  کارزار انتخاباتی 1968 انجام شود

1423
01:21:36,075 --> 01:21:39,079
تا پایان 1967

1424
01:21:39,203 --> 01:21:44,630
20057 آمریکایی در ویتنام کشته شده بودند

1425
01:21:44,750 --> 01:21:48,095
زمانیکه ژنرال وستمورلند درموردش گفته بود

1426
01:21:48,212 --> 01:21:52,058
"یک تهاجم همه جانبه از تمام جبهه ها"فرا رسیده بود

1427
01:21:55,720 --> 01:21:59,315
ولی دشمن فقط یک ماه از انجام

1428
01:21:59,432 --> 01:22:02,402
حمله همه جانبه خودش فاصله داشت

1429
01:22:03,957 --> 01:22:08,591
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1430
01:22:17,491 --> 01:22:23,373
<i><font color="#ffff00">#من یک در قرمز میبینم و میخوام سیاه رنگش کنم#</font></i>

1431
01:22:23,497 --> 01:22:29,379
<i><font color="#ffff00">#دیگه هیچ رنگی نمیخوام،میخوام اونا رو سیاه کنم#</font></i>

1432
01:22:29,503 --> 01:22:31,676
<i><font color="#ffff00">#من اون دخترا رو قدم زنان#</font></i>

1433
01:22:31,797 --> 01:22:35,518
<i><font color="#ffff00"># با لباسهای تابستانی به تنشون میبینم#</font></i>

1434
01:22:35,634 --> 01:22:41,732
<i><font color="#ffff00">#من باید سرمو بچرخونم تا زمانیکه سیاهیهام بره#</font></i>

1435
01:22:41,849 --> 01:22:47,606
<i><font color="#ffff00">#من یک صف ماشین میبینم و اونا همه سیاه رنگ شدن#</font></i>

1436
01:22:47,730 --> 01:22:53,612
<i><font color="#ffff00">#همراه گلها و عشقم که هردو هرگز برنمیگردن#</font></i>

1437
01:22:53,736 --> 01:22:59,664
<font color="#ffff00"><i>#من افرادیو میبینم که سرشونو میچرخونن و بسرعت نگاهشونو منحرف میکنن#</i></font>

1438
01:22:59,825 --> 01:23:05,798
<font color="#ffff00"><i>#مثل یک نوزاد تازه متولد،اون هر روز رخ میده#</i></font>

1439
01:23:05,915 --> 01:23:11,843
<i><font color="#ffff00"># من به درون خودم نگاه میکنم و قلبمو سیاه میبینم#</font></i>

1440
01:23:11,962 --> 01:23:17,765
<i><b><font color="#ffff00"># من درب قرمزمو میبینم و باید اونو سیاه رنگ کنم#</font></b></i>

1441
01:23:17,885 --> 01:23:23,813
<i><font color="#ffff00">#شاید بعدا ناپدید بشم و مجبور نباشم با اون حقایق روبرو بشم#</font></i>

1442
01:23:23,933 --> 01:23:30,031
<i><font color="#ffff00">#ساده نیست زمانیکه کل دنیای تو سیاهه با اون مواجه بشم#</font></i>

1443
01:23:30,147 --> 01:23:36,245
<i><font color="#ffff00">#دیگه دریای سبزم به آبی عمیقتر تبدیل نخواهد شد#</font></i>

1444
01:23:36,362 --> 01:23:42,540
<i><font color="#ffff00"># نتونستم پیش بینی کنم که این اتفاق برات میفته#</font></i>

1445
01:23:42,660 --> 01:23:48,508
<i><font color="#ffff00"># اگه به اندازه کافی زیاد به خورشید در حال غروب نگاه کنم#</font></i>

1446
01:23:48,624 --> 01:23:54,552
<i><font color="#ffff00">#عشقم پیش ازینکه صبح فرا برسه با من خواهد خندید#</font></i>

1447
01:23:54,713 --> 01:24:00,561
<i><font color="#ffff00">#من یک در قرمز میبینم و میخوام سیاه رنگش کنم#</font></i>

1448
01:24:00,719 --> 01:24:06,601
<i><font color="#ffff00">#دیگه هیچ رنگی نمیخوام،میخوام اونا رو سیاه کنم#</font></i>

1449
01:24:06,725 --> 01:24:08,727
<i><font color="#ffff00">#من اون دخترا رو قدم زنان#</font></i>

1450
01:24:08,894 --> 01:24:12,694
<i><font color="#ffff00"># با لباسهای تابستانی به تنشون میبینم#</font></i>

1451
01:24:12,815 --> 01:24:18,743
<i><font color="#ffff00">#من باید سرمو بگردونم تا زمانیکه سیاهیهام بره#</font></i>

1452
01:24:23,742 --> 01:24:25,085
<i><font color="#ffff00">#من میخوام اونو رنگ شده ببینم#</font></i>

1453
01:24:25,202 --> 01:24:28,877
<i><font color="#ffff00">#رنگ شده،رنگ شده،رنگ شده با سیاه#</font></i>

1454
01:24:28,998 --> 01:24:30,875
<i><font color="#ffff00">#اره#</font></i>

