﻿1
00:00:00,097 --> 00:00:12,097
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:21,021 --> 00:00:26,369
# قايقي به انگليس بگير،عزيزم،شايدم به اسپانيا #

3
00:00:26,485 --> 00:00:28,613
#هرجايي که من نرفته ام#

4
00:00:28,737 --> 00:00:32,116
#هرجايي که من بوده يا رفته ام  #

5
00:00:32,241 --> 00:00:36,371
# هرجايي که رفته ام،غم واندوه فريبم ميده #

6
00:00:38,664 --> 00:00:41,713
من در يک اجتماع کوچيک کشاورزي

7
00:00:41,833 --> 00:00:45,303
در مينه سوتاي جنوبي موسوم به ورثينگتون بزرگ شدم

8
00:00:45,420 --> 00:00:48,173
يک شهرک کوچک آمريکا
حداقل شهرک کوچيک من
تيم اوبراين،مينه سوتا

9
00:00:48,298 --> 00:00:50,676
خيلي زياد پرهيز کار بود

تيم اوبراين،مينه سوتا

10
00:00:50,801 --> 00:00:52,303
اون محل امني براي بزرگ شدن بود

11
00:00:52,427 --> 00:00:55,226
در تابستان يک باشگاه کوچک بيسبال بود

12
00:00:55,347 --> 00:00:57,896
و در زمستان هاکي وجود داشت

13
00:00:58,016 --> 00:01:01,395
# When I ain't
drinkin', baby, you are on my mind. #

14
00:01:01,520 --> 00:01:05,150
همه از کار و کاسبي و  گناهان همديگه خبر داشتن

15
00:01:05,274 --> 00:01:07,447
و اينکه ازدواجهاشون چي سرانجامي داشته

16
00:01:07,568 --> 00:01:10,492
و کجا بچه ها اشتباه کردن

17
00:01:12,739 --> 00:01:15,868
اون پر از بچه هاي کيواني(باشگاه خدمات بين المللي)و باشگاه الک(باشگاه اجتماعي)

18
00:01:15,993 --> 00:01:20,089
و مجموعه کانتري کلاب(باشگاهي با تسهيلات اجتماعي و ورزشي)و نوعي زنان خانه دار وراج.

19
00:01:20,205 --> 00:01:22,924
و روحانيون مقدس ماب.

20
00:01:23,041 --> 00:01:25,103
# هرجايي بوده و رفته ام #

21
00:01:25,127 --> 00:01:28,131
روزيو که اعلام فراخوان خدمت وظيفم رسيد رو بخاطر ميارم

22
00:01:28,255 --> 00:01:33,682
بعداز ظهر يک تابستان شايد ژوئن 1968.

23
00:01:33,844 --> 00:01:36,347
و بخاطر ميارم که اون پاکت رو توي آشپزخونه گرفتم

24
00:01:36,513 --> 00:01:37,981
و اونو روي ميز آشپزخونه گذاشتم

25
00:01:38,098 --> 00:01:40,942
همونجايي که مادر و پدرم داشتن نهار ميخوردن

26
00:01:41,059 --> 00:01:42,356
و اونا حتي نخوندنش

27
00:01:42,519 --> 00:01:44,942
اونا فقط بهش نگاه کردن و ميدونستن اون چي بود

28
00:01:45,063 --> 00:01:47,236
و سکوت اون نهار

29
00:01:47,357 --> 00:01:50,702
من صحبتي نکردم،مامانم حرفي نزد،پدرم صحبتي نکرد

30
00:01:50,819 --> 00:01:52,196
فقط اون تکه کاغذ

31
00:01:52,362 --> 00:01:54,364
وسط ميز افتاده بود

32
00:01:54,531 --> 00:01:59,037
اون انقدر تاثير داشت که منو وادار ميکنه تا امروز گريه کنم،نه براي خودم

33
00:01:59,161 --> 00:02:00,754
بلکه براي مامان بابام

34
00:02:00,871 --> 00:02:04,296
که هردوي اونا طي جنگ دوم جهاني در نيروي دريايي خدمت کرده بودن

35
00:02:04,416 --> 00:02:08,262
و به خدمت براي کشور شخص و همه اون ارزشها اعتقاد داشتند.

36
00:02:08,378 --> 00:02:12,349
همه شهروندان را دشمنان بالقوه در نظر ميگيرند

37
00:02:12,466 --> 00:02:17,723
از يکطرف من فکر ميکردم که جنگ کار درستي نيست

38
00:02:19,890 --> 00:02:21,858
از طرف ديگه من کشورمو دوست داشتم.

39
00:02:21,975 --> 00:02:28,654
و من زندگيمو در يک شهرک کوچيک و دوستانم و خانواده رو قدر ميدونستم.

40
00:02:28,774 --> 00:02:32,904
بنابراين من در تابستان 68،با اينکه چکار کنم در کشمکش بودم

41
00:02:33,028 --> 00:02:35,577
حداقل براي من شکنجه آور تر

42
00:02:35,739 --> 00:02:40,119
و ويران کننده تر و از لحاظ عاطفي دردناکتر

43
00:02:40,243 --> 00:02:41,995
از هرچيزي بود که در ويتنام اتفاق افتاد

44
00:02:44,039 --> 00:02:48,761
نهايتا من فقط تسليم شدم

45
00:02:48,919 --> 00:02:54,801
و يک روز  همراه با ديگر فارغ التحصيلان اخير سوار اتوبوس شدم

46
00:02:54,925 --> 00:02:58,145
و ما به سوفالز حدود 100 کيلومتر اونورتر منتقل شديم

47
00:02:58,261 --> 00:03:00,935
و دستامونو بلند کرديم و وارد ارتش شديم

48
00:03:01,098 --> 00:03:04,272
ولي اون يک تصميم نبود اون فقدان تصميم بود

49
00:03:04,434 --> 00:03:06,607
اون اجازه دادن به جسمم بود که بره,

50
00:03:06,770 --> 00:03:09,740
زدن يک کليد در وجدانم

51
00:03:09,856 --> 00:03:11,608
فقط خاموش کردن اون بود

52
00:03:11,775 --> 00:03:15,279
بنابراين اون ديگه به من هشدار نميداد و نميگفت که

53
00:03:15,404 --> 00:03:21,537
تو داري يک کار بد و شيطاني و احمقانه و غير ميهن پرستانه انجام ميدي

54
00:03:25,064 --> 00:03:28,564
جنگ ويتنام

55
00:03:29,292 --> 00:03:33,138
ارقام تلفات هفته پيش در جنگ ويتنام که امروز منتشر شد

56
00:03:33,296 --> 00:03:35,924
نشان داد که 299 آمريکايي کشته شده اند،پايين ترين رقم در دو ماه.

57
00:03:42,249 --> 00:03:44,349
برلين

58
00:03:47,341 --> 00:03:47,954
لندن

59
00:03:47,978 --> 00:03:52,279
#تو ميگي يک انقلاب ميخواي#

60
00:03:52,399 --> 00:03:58,122
# خب،ميدوني#

61
00:03:58,238 --> 00:04:00,991
# ما هممون ميخوايم دنيا رو تغيير بديم #

62
00:04:01,785 --> 00:04:03,985
پاريس

63
00:04:04,911 --> 00:04:09,291
#تو بمن ميگي اين يک انقلابه #

64
00:04:09,416 --> 00:04:13,592
#خب ،ميدوني#

استکهلم

65
00:04:13,712 --> 00:04:18,183
# ما هممون ميخوايم دنيا رو تغيير بديم #

هاگ

66
00:04:19,347 --> 00:04:21,147
پراگ

67
00:04:21,178 --> 00:04:26,560
#ولي وقتي تو از تخريب حرف ميزني#

68
00:04:26,683 --> 00:04:33,237
# نميدوني که ميتوني روي من حساب کني يا نه#

واشتگتن دي.سي

69
00:04:33,356 --> 00:04:37,827
#نميدوني که قراره همه چيز درست بشه #

70
00:04:37,944 --> 00:04:41,539
تا ژوئن 1968(خرداد)،روحيه انقلابي

71
00:04:41,656 --> 00:04:48,631
در مورد جنگ ويتنام،در مورد بي عدالتي،در مورد حقوق بشر

72
00:04:48,747 --> 00:04:51,421
به نظر ميرسيد در همه جا گسترش يافته است

73
00:04:55,170 --> 00:04:58,094
فشار براي به پايان رساندن جنگ رو به گسترش بود

74
00:04:58,215 --> 00:05:00,718
رئيس جمهور ليندون جانسون از قبل تصميم گرفته بود

75
00:05:00,884 --> 00:05:02,557
بار ديگر نامزد نشود

76
00:05:02,677 --> 00:05:06,432
ترورها و ناآرامي کشور را شوکه کرده بود

77
00:05:06,556 --> 00:05:10,732
و کشور در حال آماده شدن براي انتخاب يک رئيس جمهور جديد بود

78
00:05:12,562 --> 00:05:16,032
در همين اثنا ديپلماتهاي آمريکايي و ويتنام شمالي در پاريس

79
00:05:16,149 --> 00:05:17,401
به هيچ نتيجه اي نرسيدند

80
00:05:17,567 --> 00:05:20,912
کمونيستها تاکيد داشتند که

81
00:05:21,071 --> 00:05:23,324
هيچ مذاکرات حقيقي

82
00:05:23,448 --> 00:05:28,375
تا زمان توقف همه بمبارانها بر ويتنام شمالي قابل حصول نخواهد بود

83
00:05:28,495 --> 00:05:29,917
# با اذهاني که متنفرند #

84
00:05:30,080 --> 00:05:32,458
وزير دفاع جديد کلارک کليفورد

85
00:05:32,582 --> 00:05:34,801
که تنها بعد از چند ماه وزارت

86
00:05:34,918 --> 00:05:37,171
از باز(جنگ طلب) به فاخته(صلح طلب)تبديل شده بود

87
00:05:37,295 --> 00:05:40,595
از رئيس جمهور خواهش کرد تا خواستار توقف کامل(بمباران)شود

88
00:05:40,715 --> 00:05:43,514
او به جانسون گفت:"ما تنها پاي ميز مذاکره

89
00:05:43,635 --> 00:05:45,103
ميتوانيم اميد موفقيت داشته باشيم

90
00:05:45,262 --> 00:05:47,811
ما در جنگي هستيم که نميتوانيم پيروز شويم"

91
00:05:47,931 --> 00:05:51,652
رئيس جمهور از توقف بمباران سرباز زد

92
00:05:58,441 --> 00:05:59,784
طي ماههاي بعدي

93
00:05:59,943 --> 00:06:02,412
گزارشهايي از پيشرفت  درميدان نبرد

94
00:06:02,529 --> 00:06:04,623
و نواحي روستايي وجود ميداشت

95
00:06:04,739 --> 00:06:09,370
ولي آن پيشرفت انقدر کند و انقدر با  هزينه بالاي

96
00:06:09,494 --> 00:06:13,215
زندگيهاي انسانها همراه بود که جنگ عليه جنگ

97
00:06:13,331 --> 00:06:15,208
در ميهن تشديد يافت

98
00:06:15,333 --> 00:06:19,964
طبقات و نسلهاي زخم خورده عليه يکديگر

99
00:06:20,130 --> 00:06:23,930
بي اعتمادي رو به گسترش از رهبران سياسي که به نظر ناتوان

100
00:06:24,050 --> 00:06:27,304
يا بي ميل براي به پايان رساندن جنگ بودند.

تابلو نوشته:جنايتکاران جنگي آمريکايي نيستند

101
00:06:31,057 --> 00:06:33,526
مردان جوان از همه کشور به

102
00:06:33,643 --> 00:06:35,816
مواجهه با سوالات و انتخابهايي ادامه ميدادند

103
00:06:35,979 --> 00:06:39,324
پدران و پدربزرگانشان به ندرت مجبور به روبرو شدن با انها بودند

104
00:06:39,482 --> 00:06:42,076
وقتي از آنها خواسته ميشد در ساير جنگها شرکت کنند:
نوشته روي کلاهخود:جنگ جهنم است

105
00:06:42,193 --> 00:06:46,949
يک شهروند چه وظيفه اي به کشورش مديون بود؟

تابلو نوشته:به جنون جنگ پايان دهيد،حالا!

106
00:06:47,073 --> 00:06:50,247
شخص بايد چه ميکرد زمانيکه از او خواسته ميشد تا در جنگي شرکت کند

تابلونوشته:مقاومت کنيد

107
00:06:50,368 --> 00:06:52,871
که به آن اعتقادي نداشت؟

108
00:06:54,372 --> 00:06:58,468
يک سرباز چگونه بايد بين يک
دشمن مخفي

109
00:06:58,585 --> 00:07:02,806
و غيرنظاميان ويتنامي که قرار بود از او دفاع شود تشخيص بدهد؟

110
00:07:02,923 --> 00:07:04,516
# Shoo-bee-do-wop #

111
00:07:04,633 --> 00:07:07,136
# Oh, oh, oh, oh. #

112
00:07:07,260 --> 00:07:10,514
تابستان در پيش 1968

113
00:07:10,680 --> 00:07:13,058
يکي از سرنوشت ساز ترين

114
00:07:13,183 --> 00:07:16,528
در تاريخ آمريکا ميبود

115
00:07:16,686 --> 00:07:22,819
# All right, all right,
all right, all right, all right #

116
00:07:22,943 --> 00:07:26,072
# All right, all right #

117
00:07:26,196 --> 00:07:27,413
# Shoo-bee-do-wop #

118
00:07:28,035 --> 00:07:32,035
قسمت هفتم
روکش تمدن
ژوئن(ارديبهشت) 1968-مي 1969(خرداد)

119
00:07:32,535 --> 00:07:34,879
اوايل امسال،رهبران عاليربته ايالات متحده متعهد شدند

120
00:07:34,996 --> 00:07:37,624
که از پاسگاه مرزي ايالات متحده در کيسان

121
00:07:37,749 --> 00:07:42,220
بعداز 77 روز تحت محاصره دشمن بودن,به هرقيمتي دفاع خواهد شد.

122
00:07:47,509 --> 00:07:51,309
جانسون  در پاييز 1967

123
00:07:51,429 --> 00:07:53,431
و همانطور که ما وارد سال 1968 ميشديم گفته بود

124
00:07:53,556 --> 00:07:56,435
من يک دين بين فو لعنتي نميخواهم.

مکس کليلند،ارتش

125
00:07:56,559 --> 00:08:01,406
بنابراين کل ارتش آمريکا  از روساي ستاد مشترک به پايين

126
00:08:01,564 --> 00:08:05,364
خواه آنها به نجات کيسان باور داشته باشند يا نه

127
00:08:05,485 --> 00:08:08,580
مصمم بودند به هر قيمتي از شکسته شدن

128
00:08:08,697 --> 00:08:11,200
آن محاصره مطمئن شوند

129
00:08:14,536 --> 00:08:17,585
حالا حقيقت اينه که يک هفته پس از

130
00:08:17,747 --> 00:08:18,919
شکسته شدن آن محاصره

131
00:08:19,040 --> 00:08:22,510
اونها آن پايگاه رو شخم زدند و رهاش کردند

132
00:08:22,627 --> 00:08:26,723
اون ويتنام در يک مقياس کوچک بود

133
00:08:29,134 --> 00:08:31,557
حالا فرمانده جديدي در ويتنام بود

134
00:08:31,678 --> 00:08:36,525
ژنرال کريگتون دبليو.آبرامز يک قهرمان جنگ دوم جهاني

135
00:08:36,641 --> 00:08:39,110
گزارشگري گفت:سرباز يک سرباز،

136
00:08:39,269 --> 00:08:43,069
که ميتوانست الهام بخش جنگجويي در يک گل بگونيا شود.

137
00:08:43,189 --> 00:08:45,442
برخي خبرنگاران زماني اونو

138
00:08:45,567 --> 00:08:49,071
بصورت يک فرد سيگاري در يک رختخواب نامرتب تشبيه کرده بودند.

139
00:08:49,195 --> 00:08:51,243
اون بدخلقه

140
00:08:51,364 --> 00:08:52,456
خيلي مشروب ميخورد.

141
00:08:52,615 --> 00:08:54,993
او در صبح بداخلاق بود

لوئيس سورلس،ارتش

142
00:08:55,118 --> 00:08:58,088
گاهي اوقات افسران ستاد قرار ملاقاتها رو با اون

لوئيس سورلس،ارتش

143
00:08:58,204 --> 00:08:59,204
در صبح تنظيم ميکردند

144
00:08:59,289 --> 00:09:01,169
قرار ملاقات با ژنرالهايي که برايش دردسر درست ميکردند

145
00:09:02,625 --> 00:09:05,754
آبرامز يک چهره جديد خوشامد گو به جنگ آمريکاييها بود

146
00:09:05,879 --> 00:09:10,601
گزارشگران او را صريحتر و صادق تر از
سلفش(فرمانده قبلي)يافتند

147
00:09:10,717 --> 00:09:13,721
او به زيردستانش گفت:""خط مشي کلي

148
00:09:13,845 --> 00:09:15,597
روابط عمومي اين فرماندهي

149
00:09:15,722 --> 00:09:18,942
اين خواهد بود که اجازه داده شود تا نتايج براي آنها سخن بگويند".

150
00:09:19,059 --> 00:09:22,814
گاهي اوقات يک افسر ميگفت:"ما اجازه داريم

151
00:09:22,937 --> 00:09:27,818
تا صراحتا بيان کنيم که ما هيچ کار کوفتي در اين ماه انجام نداده ايم".

152
00:09:27,984 --> 00:09:31,409
بسياري از سربازان تا بقيه عمرشان باور داشتند

153
00:09:31,529 --> 00:09:34,123
که اگر آبرامز فرماندهي را زودتر عهده دار شده بود

154
00:09:34,240 --> 00:09:36,584
نتيجه ميتوانست متفاوت باشد .

155
00:09:43,541 --> 00:09:45,509
به شما خيلي مختصر گفته ميشه

156
00:09:45,627 --> 00:09:49,598
:"ما بايد هرچقدر که ميتوانيم جنازه بشمريم."

157
00:09:49,714 --> 00:09:52,513
چه تعداد گوک(ويتنامي)ديروز کشتي؟

158
00:09:52,634 --> 00:09:54,932
و اون نسبت کشتار بود که
تعيين ميکرد
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

159
00:09:55,053 --> 00:09:57,147
آيا شما اونرو پيروزي ميناميد يا شکست.

وينسنت اوکاموتو،ارتشي

160
00:09:57,263 --> 00:10:00,813
بنابراين اگه شما 20 ويتنام شمالي رو ميکشتيد

161
00:10:00,934 --> 00:10:03,028
و تنها دو نفر رو از دست ميداديد

162
00:10:03,144 --> 00:10:07,399
اونها اون درگيري مسلحانه خاص رو يک پيروزي ميناميدند

163
00:10:07,524 --> 00:10:12,655
ستوان وينسنت اوکاماتو طي جنگ دوم جهاني

164
00:10:12,779 --> 00:10:15,282
در يک اردوگاه بازداشت غيرنظاميان ژاپني-آمريکايي

165
00:10:15,406 --> 00:10:20,833
در پوستون آريزونا بعنوان پسر هفتم يک خانواده مهاجر ژاپني متولد شد.

166
00:10:20,954 --> 00:10:23,878
همه شش برادرانش در ارتش خدمت کرده بودند

167
00:10:24,040 --> 00:10:28,261
دو نفر از آنها همراه تيم رزمي هنگ 442 پرافتخار

168
00:10:28,378 --> 00:10:30,176
در ايتاليا و فرانسه جنگيده بودند

169
00:10:30,296 --> 00:10:33,391
پرافتخارترين يگان در جنگ دوم جهاني

170
00:10:33,508 --> 00:10:38,514
بنابراين زمانيکه کشور اوکاموتو درگير جنگ ويتنام شد

171
00:10:38,638 --> 00:10:40,732
او باور داشت که او هم بايد برود

172
00:10:42,559 --> 00:10:46,735
او حالا يک سرجوخه همراه با گروهان براوو از گردان دوم

173
00:10:46,896 --> 00:10:52,574
هنگ 27 ام از لشکر پياده نظام  25 مستقر در کوچي
بود

174
00:10:52,735 --> 00:10:57,491
حدود 30 کيلومتري شمال غربي سايگون،منطقه اي که توسط کيلومترها

175
00:10:57,615 --> 00:11:00,585
تونل ويت کنگ غربال شده بود

176
00:11:03,413 --> 00:11:05,882
والدينم مهاجرين ژاپني هستند

177
00:11:05,999 --> 00:11:08,878
من به معني واقعي کلمه هر روز زندگيم تا زمانيکه

178
00:11:09,002 --> 00:11:12,176
وارد ارتش شدم برنج ميخوردم

179
00:11:13,965 --> 00:11:18,641
خب ما داشتيم يک خط قرنطينه و جستجوي يک روستا رو ايجاد ميکرديم

180
00:11:20,680 --> 00:11:22,057
هيچ سلاحي پيدا نکرديم

181
00:11:22,182 --> 00:11:25,607
هيچ نوشتجات مربوط به کمونيسم يا هر چيز ديگه اي پيدا نکرديم

182
00:11:25,768 --> 00:11:28,271
بنابراين ما وقت زيادي براي صرف نهار داشتيم

183
00:11:28,438 --> 00:11:31,738
همه ميخواستن تا از زير نور خورشيد بيرون بيان

184
00:11:31,858 --> 00:11:35,032
خب بيسيم چيم،پزشکيارم و من

185
00:11:35,153 --> 00:11:37,201
به اون خونه خاص وارد شديم و اونجا

186
00:11:37,322 --> 00:11:40,451
سه زن و يک بچه در اغوش مادرش

187
00:11:40,617 --> 00:11:43,245
و يک بچه حدود چهار ساله بودن

188
00:11:43,369 --> 00:11:47,294
و اون زن داشت برنج ميپخت

189
00:11:47,457 --> 00:11:49,676
خب اينجا اوکاموتو پسر خانم اوکاموتو هست

190
00:11:49,792 --> 00:11:53,467
که چند ماه بود که برنج نخورده بود...حالا اون برنج داغ در حال بخار دادن

191
00:11:53,630 --> 00:11:56,304
من داشتم بهش نگاه ميکردم،اون از نظر من خيلي خوب بود

192
00:11:56,466 --> 00:11:58,343
خب من به مترجمم گفتم

193
00:11:58,468 --> 00:12:02,689
گفتم:"هي به اين زن بگو اون مادر بزرگ

194
00:12:02,805 --> 00:12:06,150
که من به اون يک پاکت سيگار

195
00:12:06,267 --> 00:12:10,317
تکه بوقلمون جيره غذاييم و يک قوطي کنسرو هلو

196
00:12:10,438 --> 00:12:12,941
در ازاي مقداري از اون برنج در حال بخار و اون ماهي و سبزيجات ميدم".

197
00:12:14,651 --> 00:12:15,743
اون عالي بود

198
00:12:15,860 --> 00:12:17,658
و من براي غذاي دوم تقاضا کردم

199
00:12:17,779 --> 00:12:20,783
بيسيم چيم گفت:"لعنتي،به اندازه کافي اين مردم فقير نيستن

200
00:12:20,907 --> 00:12:23,410
که تو داري غذاشون هم ميخوري؟

201
00:12:23,534 --> 00:12:25,662
من گفتم:"به جهنم،اونا انقدر برنج  اينجا دارن که

202
00:12:25,828 --> 00:12:28,377
که ميتونن دوازده نفرو تغذيه کنن"

203
00:12:28,498 --> 00:12:30,626
و بعد سپيده دميد

204
00:12:30,750 --> 00:12:32,752
اونا انقدر برنج داشتن که دوازده نفرو غذا بدن.

205
00:12:32,877 --> 00:12:36,677
بنابراين من مترجممو واداشتم که ازاون زن بپرسه

206
00:12:36,839 --> 00:12:38,841
"همه اين برنجها براي کيه؟"

207
00:12:40,593 --> 00:12:42,061
اون گفت:"نميدونم،نميدونم".

208
00:12:42,178 --> 00:12:45,853
بنابراين ما شروع به جستجو دوباره اون اطراف کرديم

209
00:12:45,974 --> 00:12:47,601
ما دهانه يک تونلو پيدا کرديم

210
00:12:49,519 --> 00:12:51,487
به من نارنجکي داده شد

211
00:12:54,607 --> 00:12:57,201
پس ازينکه دود از بين رفت،ما فکر کنم

212
00:12:57,360 --> 00:13:02,366
هفت يا هشت جسد رو به ميدان شهرک اورديم

213
00:13:02,532 --> 00:13:07,789
و ما ميخواستيم ببينيم که چه کسي براي اين افراد گريه ميکنه

214
00:13:07,912 --> 00:13:10,916
و بعد ما افراد بيشتري براي سوال و جواب داشتيم

215
00:13:11,040 --> 00:13:15,295
زني که در اون خونه زندگي ميکرد

216
00:13:15,420 --> 00:13:16,922
و من برنجشون رو خورده بودم

217
00:13:17,046 --> 00:13:19,720
همگي چمباتمه زنان شيون ميکردند,

218
00:13:19,841 --> 00:13:21,441
و شما نميتونستين اينها رو هويت يابي کنين

219
00:13:21,551 --> 00:13:24,054
اونا فقط اجساد سوخته شده بودن

220
00:13:24,178 --> 00:13:25,600
اوم

221
00:13:25,722 --> 00:13:27,724
و فکر ميکنم که اون اولين باري بود که فهميدم

222
00:13:27,849 --> 00:13:30,443
من شخصا مردم رو کشته بودم

223
00:13:30,560 --> 00:13:34,610
من يک "آفرين" از مافوقم گرفتم

224
00:13:34,731 --> 00:13:36,108
ولي

225
00:13:36,232 --> 00:13:38,451
اون چيزي نبود که شما بتونين بگين بهش افتخار ميکنين

226
00:13:38,568 --> 00:13:40,912
يا حس حقيقي پيروزي رو داشته باشين

227
00:13:43,865 --> 00:13:46,994
اوکاموتو طي آن تابستان،دو بار مجروح شد

228
00:13:47,118 --> 00:13:50,167
و 22 تهاجم هليکوپتري داشت

229
00:13:50,288 --> 00:13:53,792
که در چهار تا از آنها او فرمانده گروهان براوو بود.

230
00:13:53,916 --> 00:13:59,264
در صبح 23 اوت(شهريور ماه)،او بيست و سومين حمله اش را انجام داد.

231
00:13:59,380 --> 00:14:03,476
19 هليکوپتر جوخه هاي اول و دوم

232
00:14:03,593 --> 00:14:08,099
را به يک منطقه فرود جديد نزديک کامبوج منتقل کردند

233
00:14:08,222 --> 00:14:11,146
وظيفه آنها حفر سنگر و منتظر ماندن در همانجا

234
00:14:11,267 --> 00:14:15,113
و به نحوي سدکردن راه يک گردان از سربازان ويتنام شمالي بود

235
00:14:15,271 --> 00:14:18,445
که سعي داشتند به آنطرف مرز بگريزند

236
00:14:18,566 --> 00:14:21,445
يگان اوکوماتو توسط يک جوخه

237
00:14:21,611 --> 00:14:26,162
پياده نظام مکانيزه,سه نفربر زرهي و يک تانک مجددا تقويت شد

238
00:14:26,282 --> 00:14:30,378
ولي انها هنوز به شدت تعدادشان کمتر بود

239
00:14:30,495 --> 00:14:34,466
او و کمتر از 150 نفر تحت فرماندهيش

240
00:14:34,582 --> 00:14:37,506
بقيه انروز و همه روز بعد را

241
00:14:37,627 --> 00:14:40,801
صرف آماده شدن در حد توانشان براي يک حمله شدند

242
00:14:40,922 --> 00:14:42,640
مينهاي ضد نفر کنترل از راه دور ميکاشتند

243
00:14:42,757 --> 00:14:46,307
و سه مارپيچ از سيم خاردار نصب کردند

244
00:14:49,430 --> 00:14:52,058
24 اوت حدود ده شب

245
00:14:52,183 --> 00:14:55,687
ما تحت حمله بسيار سنگين آتشباري خمپاره اي قرار گرفتيم

246
00:14:57,188 --> 00:15:00,658
طي ده ثانيه اول

247
00:15:00,817 --> 00:15:04,242
همه اون سه نفربر زرهي و تانکها

248
00:15:04,362 --> 00:15:06,740
با نارنجکهاي راکتي از بين رفتند

249
00:15:10,535 --> 00:15:13,914
به مدت کوتاهي مينهاي تله اي آن چشم انداز را  روشن کرد

250
00:15:14,038 --> 00:15:16,587
تعداد زيادي از سربازان دشمن از ميان علفهاي فيل

251
00:15:16,707 --> 00:15:18,675
در حال دويدن به طرف آنها بودند

252
00:15:20,086 --> 00:15:25,013
خمپاره هاي ويت کنگ دو شکاف  را در سيم خاردارها با انفجار ايجاد کردند

253
00:15:25,174 --> 00:15:28,804
اگر اوکاموتو و افراد کم تعدادش نميتوانستند آن شکافها را پر کنند

254
00:15:28,928 --> 00:15:31,351
آنها مطمئنا شکست ميخوردند

255
00:15:31,514 --> 00:15:35,189
او و چهار نفر در نزديکيش تفنگهاي ام-16 شان را

256
00:15:35,351 --> 00:15:39,197
بالاي سرشان گرفتند و بي هدف شليک کردند

257
00:15:39,313 --> 00:15:41,941
دشمن همچنان پيشروي ميکرد

258
00:15:42,066 --> 00:15:43,739
من چهار نفر داشتم.

259
00:15:43,860 --> 00:15:47,330
و در ميان نور منورها من گفتم

260
00:15:47,447 --> 00:15:49,290
"دو نفر از شما بروند و مسلسلها رو

261
00:15:49,407 --> 00:15:50,784
از اون نفربرهاي زرهي بيرون بيارن".

262
00:15:50,908 --> 00:15:52,956
خب پاسخي که من گرفتم اين بود:

263
00:15:53,077 --> 00:15:54,920
"گاييدمت،من به اونجا نخواهم رفت."

264
00:15:56,706 --> 00:15:58,086
بنابراين من به طرف اولين نفربر زرهي دويدم و من

265
00:16:01,210 --> 00:16:04,714
توپچيو از برجک بيرون کشيدم ،اون مرده بود

266
00:16:04,839 --> 00:16:08,264
اون تو پريدم،مسلسل رو آماده کردم

267
00:16:08,384 --> 00:16:11,103
و تا زمانيکه فشنگم تمام شد شليک کردم

268
00:16:11,220 --> 00:16:15,020
اوکاموتو بسمت دومين نفربر زرهي از کار افتاده

269
00:16:15,141 --> 00:16:18,987
و بعد سومي دويد،تفنگهاي انها را خالي کرد

270
00:16:19,103 --> 00:16:22,277
و اونا هنوز بسمت ما ميومدن

271
00:16:22,398 --> 00:16:26,028
بنابراين من بسمت اونجا سينه خيز رفتم تا به حدود ده متريشون رسيدم

272
00:16:26,152 --> 00:16:29,747
و اونا رو با نارنجکهاي دستيم کشتم

273
00:16:29,864 --> 00:16:32,538
دو نارنجک دشمن نزديکي او افتاد

274
00:16:32,658 --> 00:16:35,081
و او آنها را مجددا به طرف دشمن پرتاب کرد

275
00:16:35,244 --> 00:16:38,919
ولي نارنجک سوم درست پشت سرش فرود آمد

276
00:16:39,081 --> 00:16:42,676
قطعات ترکش به پاهايش و پشتش پاشيده شد

277
00:16:44,754 --> 00:16:47,678
من دقيقا مطمئن بودم که قراره بميرم

278
00:16:47,798 --> 00:16:49,800
اوکاموتو تو قرار نيست از اينجا زنده بيرون بري

279
00:16:49,926 --> 00:16:51,143
مامان قراره سخت بهش  بگذره

280
00:16:51,260 --> 00:16:54,434
ولي ميدوني،تو قرار نيست ازينجا جون سالم بدر ببري

281
00:16:54,597 --> 00:16:55,894
و اون رهايي بخش بود

282
00:16:56,015 --> 00:16:58,313
وقتي شما ميدونين که قراره بميرين،شما

283
00:16:58,434 --> 00:16:59,777
ترستون ميره

284
00:16:59,894 --> 00:17:01,614
حداقل در مورد من من ديگه نميترسيدم

285
00:17:01,771 --> 00:17:03,832
من فقط ديوونه بودم چون اينجا همه اين ادم کوچولوها

286
00:17:03,856 --> 00:17:06,860
سعي داشتن منو بکشن

287
00:17:06,984 --> 00:17:08,782
و اگه مساله اين بود

288
00:17:08,945 --> 00:17:11,698
بنابراين من ميخوام تا اونجايکه ميتونم پيش ازينکه از پا در بيام

289
00:17:11,822 --> 00:17:12,822
به اونا سخت بگيرم

290
00:17:15,451 --> 00:17:18,295
من مردان شجاع زياديو اون شب کشتم

291
00:17:18,454 --> 00:17:20,548
و من اون رو با گفتن اين به خودم توجيه ميکردم

292
00:17:20,665 --> 00:17:23,464
خوب شايد اونچه که تو کردي،فقط شايد

293
00:17:23,626 --> 00:17:26,049
جان چند تا از افراد خودتو نجات داده باشه.

294
00:17:29,966 --> 00:17:33,766
طي آنشب،دشمن به درون کامبوج گريخته بود

295
00:17:33,886 --> 00:17:37,231
تا انجايي که توانستند از کشتگان خود را با خود بردند

296
00:17:40,059 --> 00:17:44,485
يک سوم گروهان اوکاموتو کشته شده بودند

297
00:17:47,066 --> 00:17:48,534
وينسنت اوکاموتو براي تلاشهايش در آن شب

298
00:17:48,651 --> 00:17:52,497
مدال صليب خدمت برجسته

299
00:17:52,613 --> 00:17:56,038
دومين مدال پر افتخار ارتش را دريافت کرد

300
00:17:56,158 --> 00:17:58,536
پيش ازينکه دوره ماموريتش باتمام برسد

301
00:17:58,661 --> 00:18:02,507
او تبديل به دارنده پر افتخارترين مدال ژاپني آمريکايي شد

302
00:18:02,623 --> 00:18:05,297
که از جنگ ويتنام جان سالم به در برد

303
00:18:08,170 --> 00:18:09,763
ميدونيد چيه؟

304
00:18:11,382 --> 00:18:13,760
قهرماناي واقعي اون مرداني بودند که مردند

305
00:18:17,263 --> 00:18:20,858
ترک تحصيل کنندگان 19-20 ساله از دبيرستان.

306
00:18:20,975 --> 00:18:23,273
اونا راههاي فراري که طبقه نخبگان

307
00:18:23,394 --> 00:18:27,024
و ثروتمند و داراي امتياز داشتند،دارا نبودند.

308
00:18:27,189 --> 00:18:28,189
و اون غيرمنصفانه بود

309
00:18:31,235 --> 00:18:33,988
بنابراين اونا به خدمت نظامي بعنوان

310
00:18:35,865 --> 00:18:37,412
يکجور وضعيت جوي نگاه ميکردن

311
00:18:37,533 --> 00:18:39,376
تو مجبوري واردش بشي و تو بايد اونکارو بکني

312
00:18:41,370 --> 00:18:45,876
ولي از نظر اين بچه ها که پايين ترين دريافتيو داشتن

313
00:18:46,042 --> 00:18:47,436
هيچ چيزي براي رسيدن به اون در پيش نبود

314
00:18:47,460 --> 00:18:48,803
اونا قرار نبود تا براي خدمتشان

315
00:18:48,919 --> 00:18:51,889
در ويتنام جايزه بگيرن

316
00:18:52,006 --> 00:18:57,604
و هنوز صبر بي اندازشون،وفاداريشون به همديگه

317
00:18:57,720 --> 00:19:02,066
شجاعتشون زير اتش دشمن
فوق العاده بود

318
00:19:03,267 --> 00:19:05,690
و تو از خودت ميپرسيدي

319
00:19:05,811 --> 00:19:09,657
"چجوري آمريکا اين چنين مردان جواني توليد کرده؟"

320
00:19:22,107 --> 00:19:25,707
اون موقع،در شمال هيچکسي درمورد اين کشته ها صحبت نميکرد

321
00:19:28,571 --> 00:19:31,504
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

322
00:19:31,581 --> 00:19:33,914
شايد ما نبايد اونو "دروغگويي"بناميم
تابلو نوشته:گراميداشت پيروزي پرافتخار ارتش و مردم هانوي براي سرنگون ساختن 2500 هواگرد(هواپيما و هليکوپتر) دشمن

323
00:19:34,965 --> 00:19:37,265
اون تبليغات بود

324
00:19:38,335 --> 00:19:40,568
حتي حالا مردم ويتنام

هوي دوک ،از ويتنام شمالي

325
00:19:41,544 --> 00:19:45,044
واقعا نميدونن چند نفر از بچه ها و هموطنانشون

هوي دوک ،از ويتنام شمالي

326
00:19:45,089 --> 00:19:47,056
در جنگ کشته شدند

327
00:19:49,605 --> 00:19:53,610
در ابتدا راديو هانوي تهاجم تت را

تابلو نوشته:پيروزيها،اخبار خوب در سراسر کشور

328
00:19:53,734 --> 00:19:56,453
بعنوان يک سري از "پيروزيهاي عظيم"ترسيم کرد

تابلو نوشته:پيروزيها،اخبار خوب در سراسر کشور

329
00:19:56,612 --> 00:20:00,082
که در ان"صدها هزار نفر از مردم به پا خواسته بودند

330
00:20:00,199 --> 00:20:04,170
و مواضع دشمن را نابود کرده بودند

331
00:20:04,286 --> 00:20:08,086
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:"ولي بعد از چند هفته

332
00:20:08,207 --> 00:20:10,960
ما اخبار بيشتري نميشنيديم

333
00:20:11,127 --> 00:20:13,346
رژيم سايگون هنوز آنجا بود

334
00:20:13,462 --> 00:20:16,636
و هواپيماهاي آمريکايي هنوز بمباران ميکردند

335
00:20:16,799 --> 00:20:20,474
واضح بود که راديو حقايق را نميگفت."

336
00:20:23,681 --> 00:20:26,400
تعداد تلفات هرگز افشا نشد

337
00:20:26,517 --> 00:20:30,112
ولي براي شهروندان ويتنام شمالي که مخفيانه به

338
00:20:30,229 --> 00:20:32,823
گزارشهاي بي.بي.سي و راديو سايگون گوش ميدادند

339
00:20:32,940 --> 00:20:36,160
روشن بود که ميزان تلفات ويتنام شمالي سنگين بود

340
00:20:37,255 --> 00:20:41,489
مطبوعات و راديو هرگز به يک شکست هم اشاره اي نکردند

341
00:20:42,786 --> 00:20:46,586
من عاشق خواندن روزنامه بودم ولي هرگز درمورد يک شکست چيزي نخوندم

342
00:20:46,643 --> 00:20:48,777
اونا فقط درمورد پيروزيها مينوشتن

343
00:20:50,119 --> 00:20:51,319
اون يکذره عجيب بود

344
00:20:51,879 --> 00:20:55,179
اگه فقط پيروزيها وجود داشتن،مردم ممکن بود از خودشون بپرسن

345
00:20:55,246 --> 00:20:57,046
پسرم کجاست،اون کجا کشته شد؟

346
00:20:58,662 --> 00:21:04,529
از اين قبيل سوالات پيچيده.بنابراين ايمن تر بود تا براي مدتي

فام لوک،ارتش ويتنام شمالي

347
00:21:04,618 --> 00:21:05,618
ساکت بمونن

348
00:21:07,639 --> 00:21:10,439
هيچ چيزي ارزشمندتر از استقلال و آزادي نيست

349
00:21:12,174 --> 00:21:15,241
هردفعه که نامه اي از برادرم ميرسيد مثل عيد بود

350
00:21:16,086 --> 00:21:21,186
ولي ما فهميديم که او اين نامه رو شش يا هشت ماه قبلتر فرستاده

351
00:21:22,480 --> 00:21:24,946
در روستاي من،افرادي بودن که مرده بودن

352
00:21:25,189 --> 00:21:27,755
و هرگز از جنوب برنگشتن

353
00:21:29,452 --> 00:21:32,019
ولي تا زمان  پايان جنگ

354
00:21:32,590 --> 00:21:37,123
خانواده هاي خيلي کمي اعلاميه مرگ از دولت دريافت کردند

355
00:21:37,922 --> 00:21:43,349
در اواخر اوت(اوايل شهريور)1968،لي زوان و رهبري ويتنام شمالي

356
00:21:43,469 --> 00:21:46,473
با اين وجود يک تهاجم ديگر به راه انداختند

357
00:21:46,597 --> 00:21:50,272
نتيجه مشابه تهاجمات تت و تت کوچک بود

358
00:21:52,061 --> 00:21:57,613
آنها 17000 نفر ديگر را از دست دادند

359
00:21:57,733 --> 00:22:00,452
به هزاران سرباز جديد تازه نفس دستور داده شد به جنوب بروند

360
00:22:00,569 --> 00:22:02,742
تا جاي آنان را بگيرند

361
00:22:02,905 --> 00:22:05,454
يک ويتنام شمالي بخاطر مياورد:

362
00:22:05,574 --> 00:22:08,043
"جنگ مثل يک حفره باز ديده ميشد

363
00:22:08,160 --> 00:22:12,256
هرچه تعداد بيشتري افراد جوان در انجا از دست ميرفتند،آنها تعداد بيشتر ميفرستادند".

364
00:22:13,624 --> 00:22:15,922
پسران برخي مقامات حزب

365
00:22:16,043 --> 00:22:19,798
و دوستانشان به خارج فرستاده ميشدند تا از خدمت وظيفه فرار کنند

اتحاد شوروي

366
00:22:19,922 --> 00:22:22,141
دانشجويان دانشگاه معاف ميشدند

367
00:22:22,258 --> 00:22:24,807
افراد پولدار به فراخوان کنندگان براي سربازي رشوه ميدادند

368
00:22:24,927 --> 00:22:27,180
تا فرزندانشان را ناديده بگيرند

369
00:22:27,304 --> 00:22:31,059
يا به پزشکان پول ميدادند تا آنها را براي خدمت نامناسب اعلام کنند

370
00:22:32,699 --> 00:22:35,433
برخي رهبران بچه هاشون رو به جبهه فرستادند

371
00:22:36,476 --> 00:22:38,009
ولي اونا در اقليت بودند

372
00:22:39,559 --> 00:22:41,692
اغلب بچه هاي سران

373
00:22:42,640 --> 00:22:44,506
مثل بچه هاي لي زوان

374
00:22:44,670 --> 00:22:47,203
براي تحصيل به اتحاد شوروي فرستاده شدند

375
00:22:48,534 --> 00:22:51,333
اغلب سربازان وظيفه افراد فقير نواحي روستايي بودند

376
00:22:51,453 --> 00:22:54,297
و اغلب پذيراي شعارها

377
00:22:54,456 --> 00:22:58,051
و وعده هاي انقلاب.

378
00:22:58,168 --> 00:23:00,341
هزاران جايگزين راه خود را

379
00:23:00,462 --> 00:23:02,260
بسمت جنوب از طريف مسير هوشي مين ميپيمودند

380
00:23:02,381 --> 00:23:05,681
و از کنار وسايل نقليه جزغاله شده و قبرستانهاي ارتش ميگذشتند

381
00:23:05,801 --> 00:23:09,977
سنگ قبرها بطور مرتب با اسامي مردگان

382
00:23:10,139 --> 00:23:12,437
و تاريخ مرگ هرکدام مشخص شده بود

383
00:23:14,393 --> 00:23:17,522
آنها با گروههاي کوچک از مردان مجروح مواجه ميشدند

384
00:23:17,646 --> 00:23:19,990
که در حال حرکت به سمت ديگر بودند

385
00:23:20,107 --> 00:23:22,781
افرادي بدون دست راه ميرفتند

386
00:23:22,902 --> 00:23:25,655
مردان بدون پا سوار کاميونهاي استتار شده بودند.

387
00:23:25,821 --> 00:23:28,199
سربازان کوري بودند

388
00:23:28,324 --> 00:23:32,500
و سايريني که بطور ترسناکي با ناپالم سوخته بودند

389
00:23:32,661 --> 00:23:35,130
يک مجروح از رمق افتاده به مردان جواني که به سمت ميدان جنگ ميرفتند گفت:

390
00:23:35,247 --> 00:23:39,753
"شما همه جور عيش و عشرت را در جنوب خواهيد ديد".

391
00:23:39,877 --> 00:23:43,302
يک افسر سياسي بخاطر مياورد:"همه وحشتزده شدند

392
00:23:43,422 --> 00:23:46,471
بخصوص وقتي که ما آن مردان را ديديم

393
00:23:46,592 --> 00:23:49,687
اون شبيه اون بود که داشتيم به آينده خودمان نظاره ميکرديم".

394
00:23:53,474 --> 00:23:55,897
جوانترين نماينده هيات نمايندگان نيوجرسي

395
00:23:56,018 --> 00:23:58,521
راي خود را براي انتخاب رئيس جمهور بعدي ايالات متحده ريچارد نيکسون

396
00:23:58,687 --> 00:23:59,688
به صندوق  ميندازد

397
00:23:59,813 --> 00:24:03,363
ما 18 راي بدست اورديم

398
00:24:03,525 --> 00:24:05,527
ديويد،ما اونو دوبرابر کرديم،18 تا

399
00:24:05,653 --> 00:24:08,031
ريچارد نيکسون براي بيش از دو دهه

400
00:24:08,197 --> 00:24:11,076
تبديل به يک چهره برجسته و جنجالي

401
00:24:11,200 --> 00:24:14,044
در سياست آمريکا شده بود

402
00:24:14,161 --> 00:24:16,414
او نماينده کنگره و سناتور شده بود

403
00:24:16,538 --> 00:24:19,508
و بيشتر به عنوان يک چهره به شدت ضد کمونيسم مطرح بود

404
00:24:19,625 --> 00:24:21,798
بعدا هشت سال

405
00:24:21,919 --> 00:24:24,968
بعنوان معاون رئيس جمهور دوايت آيزنهاور خدمت کرد

406
00:24:25,089 --> 00:24:27,933
او رقابت رياست جمهوري را با فاصله  کمي

407
00:24:28,050 --> 00:24:30,803
به جان کندي در 1960 باخت

408
00:24:30,928 --> 00:24:33,056
و بار ديگر دو سال بعد

409
00:24:33,222 --> 00:24:36,317
در تلاش براي فرمانداري کاليفرنيا شکست خورد.

410
00:24:36,433 --> 00:24:40,563
حرفه سياسيش به نظر به پايان رسيده بود

411
00:24:40,729 --> 00:24:44,779
ولي بعد،در يکي از خارق العاده ترين بازگشتها

412
00:24:44,900 --> 00:24:47,028
در تاريخ سياسي ايالات متحده

413
00:24:47,152 --> 00:24:49,496
او نسبت به رقبايش زرنگي بيشتر،مانور سياسي بهتر

414
00:24:49,613 --> 00:24:51,456
و کارزار تبليغاتي بهتري نشان داد

415
00:24:51,573 --> 00:24:56,249
تا اينکه نامزدي حزب جمهوريخواه را در 1968 ببرد

416
00:24:56,412 --> 00:24:58,210
Richard M. Nixon...

417
00:25:02,835 --> 00:25:05,679
گزينه اش براي معاونت رياست جمهوريش مرد مهيب و رجز خوان

418
00:25:05,796 --> 00:25:10,051
ولي عمدتا ناشناخته فرماندار مريلند اسپيرو آگنو بود.

419
00:25:12,136 --> 00:25:14,059
نيکسون براي خودش
اينگونه استدلال ميکرد

420
00:25:14,179 --> 00:25:17,683
که او همان مردي بود که ميتوانست يک آمريکاي چند تکه را با هم متحد کند

421
00:25:17,808 --> 00:25:21,733
و يک پايان با افتخار براي جنگ رقم زند.

422
00:25:21,854 --> 00:25:25,484
وقتي نيرومندترين کشور جهان ميتواند به مدت چهار سال

423
00:25:25,607 --> 00:25:29,487
در يک جنگ در ويتنام بدون هيچ پايان قابل مشاهده اي اسير ميشود

424
00:25:29,611 --> 00:25:31,506
وقتي ثروتمندترين کشور جهان نميتواند اقتصاد خودش را

425
00:25:31,530 --> 00:25:33,407
مديريت کند

426
00:25:33,532 --> 00:25:35,409
وقتي کشوري با بزرگترين سنت

427
00:25:35,534 --> 00:25:39,289
حکومت قانون درگير بي قانوني بيسابقه است;

428
00:25:39,413 --> 00:25:42,587
وقتي کشوري که بمدت يک قرن براي برابري

429
00:25:42,708 --> 00:25:44,130
فرصتها مشهور بوده است

430
00:25:44,293 --> 00:25:47,638
توسط خشونت نژادي بيسابقه پاره پاره ميشود

431
00:25:47,796 --> 00:25:49,798
و وقتي که رئيس جمهور ايالات متحده

432
00:25:49,965 --> 00:25:53,595
نميتواند به خارج يا هيچ شهر بزرگي در داخل بدون ترس از

433
00:25:53,719 --> 00:25:56,313
تظاهرات خصمانه مسافرت کند

434
00:25:56,472 --> 00:25:58,816
سپس زمان رهبري جديد

435
00:25:58,932 --> 00:26:00,525
براي ايالات متحده آمريکا فرا ميرسد

436
00:26:09,485 --> 00:26:11,487
از شيکاگو عصربخير ميگويم

437
00:26:11,612 --> 00:26:13,785
جاييکه سي و پنجمين همايش حزب دموکرات  ملي

438
00:26:13,906 --> 00:26:17,331
فردا با وعده آشوب و تهديد

439
00:26:17,493 --> 00:26:19,336
غير خشونت آميز درون اين عمارت افتتاح ميشود

440
00:26:19,453 --> 00:26:23,253
هر دو طرف سربازانشان را در يک صبح آرام

441
00:26:23,373 --> 00:26:25,546
براي مواجهه در شيکاگو حرکت ميدهند

442
00:26:25,667 --> 00:26:27,635
حدود 6000 نيروي ضربت ارتش

443
00:26:27,753 --> 00:26:30,552
ضد شورش و آماده براي عمليات

444
00:26:30,672 --> 00:26:34,176
سربازان ارتش بسمت مواضع سري در اطراف شهر

445
00:26:34,343 --> 00:26:36,846
بدنبال يکي از بزرگترين جابجاييها در تاريخ کشور  ميروند

446
00:26:39,556 --> 00:26:43,777
حدود 15 هزار معترض در شيکاگو گرد هم امده بودند

447
00:26:43,894 --> 00:26:47,273
اغلب براي نشان دادن نگرانيشان براي جنگ..

448
00:26:49,525 --> 00:26:52,529
برخي مصمم بودند تا گردهمايي را بهم زنند

تابلو نوشته:خوک براي رئيس جمهور

449
00:26:55,823 --> 00:26:59,544
ريچارد جي ديلي،شهردار حزب دموکرات شيکاگو

450
00:26:59,701 --> 00:27:03,422
مصمم بود تا در شهرش هيچ دردسري نباشد

451
00:27:05,249 --> 00:27:09,550
12 هزار پليس شيکاگويي به حال اماده باش بودند

452
00:27:09,711 --> 00:27:13,011
علاوه بر 6 هزار سرباز ارتش ايالات متحده

453
00:27:13,132 --> 00:27:16,807
6 هزار نيروي گارد ملي مسلح ديگر

454
00:27:16,927 --> 00:27:20,773
و هزار مامور اطلاعاتي از اف.بي.آي(پليس فدرال)

455
00:27:20,889 --> 00:27:24,018
سيا و ارتش هم حضور داشتند

456
00:27:25,477 --> 00:27:28,276
شهردار ديلي آمفي تئاتر شيکاگو را

457
00:27:28,397 --> 00:27:29,899
که در ان گردهمايي در حال برگزاري بود،قرنطينه کرد

458
00:27:30,065 --> 00:27:33,444
و به معترضين اجازه نداد تا در پارکهاي شهر

459
00:27:33,569 --> 00:27:36,163
راهپيمايي کنند يا بخوابند

460
00:27:37,573 --> 00:27:39,509
آيا شما قصد داريد تا بدون اجازه برويد

461
00:27:39,533 --> 00:27:40,653
اگر به شما اجازه ندهند؟

462
00:27:40,742 --> 00:27:42,085
برمبناي اين حقيقت که

463
00:27:42,244 --> 00:27:45,839
بمدت چندين ماه ما به اين شهر و اين مردم

رني ديويس،فعال ضد جنگ

464
00:27:45,956 --> 00:27:49,677
اطلاع داده ايم که ما ميخواهيم تظاهرات
رني ديويس،فعال ضد جنگ

465
00:27:49,793 --> 00:27:51,545
يک گردهمايي در شيکاگو

466
00:27:51,670 --> 00:27:54,139
تا نشان دهيم که جنگ را محکوم ميکنيم

467
00:27:54,256 --> 00:27:57,635
دهها هزار نفر از مردم  که به شهر شيکاگو ميايند

468
00:27:57,759 --> 00:27:59,511
آن مجوز را تشکيل ميدهند

469
00:28:01,555 --> 00:28:03,683
جنگ ما با نظامي گريه

470
00:28:03,807 --> 00:28:05,480
که در حال گسترش در اين کشوره

471
00:28:05,601 --> 00:28:08,445
در پاسخ به شکايتهاي سياسي و اجتماعي به حق

472
00:28:08,562 --> 00:28:10,439
با آوردن سربازان

473
00:28:10,564 --> 00:28:13,408
بجاي تلاش براي حل مسائل حقيقي و مشکلات حقيقي.

474
00:28:16,945 --> 00:28:19,145
به اسم امنيت،ازادي مطبوعات

475
00:28:19,198 --> 00:28:21,417
آزادي جنبش احتمالا تا جاييکه

476
00:28:21,533 --> 00:28:23,535
خود تظاهرکنندگان نگران شوند

477
00:28:23,660 --> 00:28:27,756
حتي آزادي بيان بشدت اينجا محدود شده  است.

478
00:28:27,873 --> 00:28:32,925
يک گردهمايي حزب دموکرات  در حال شروع در يک وضعيت پليسي است

479
00:28:33,045 --> 00:28:35,594
به نظر نميرسد که جور ديگري بتوان انرا شرح داد.

480
00:28:37,799 --> 00:28:40,177
خواهش ميکنم نمايندگان بنشينند

481
00:28:40,302 --> 00:28:42,225
معاون رئيس جمهور هوبرت هامفري

482
00:28:42,346 --> 00:28:45,850
جانشين منتخب رئيس جمهور جانسون، کانديداي منتخب حزب دموکرات بود

483
00:28:45,974 --> 00:28:50,104
او هميشه در جناح ليبرال حزبش ،يک قهرمان بوده است

484
00:28:50,229 --> 00:28:53,108
اما بدليل اينکه او وفادارانه از رئيس جمهور

نوشته روي عکس:برخي از تغيير سخن ميگويند،بقيه عاملش هستند

485
00:28:53,232 --> 00:28:57,078
و جنگ پشتيباني ميکرد،بسياري از نمايندگان و اغلب تظاهر کنندگان

نوشته روي عکس:برخي از تغيير سخن ميگويند،بقيه عاملش هستند

486
00:28:57,194 --> 00:29:01,244
در بيرون از عمارت گردهمايي،از رقيب ضد جنگش

487
00:29:01,365 --> 00:29:04,118
سناتور يوجين مک کارتي پشتيباني ميکردند

488
00:29:07,454 --> 00:29:09,877
در دومين شب گردهمايي

489
00:29:09,998 --> 00:29:12,046
پليس صدها تظاهرکننده را

490
00:29:12,167 --> 00:29:15,967
با استفاده از باتوم و گاز اشک اور به بيرون از پارک لينکلن راند

491
00:29:21,385 --> 00:29:24,155
نمايندگان نوارهاي پارچه اي سياه روي بازوهايشان بسته اند

492
00:29:24,179 --> 00:29:27,353
بعداز ظهر روز بعد،دموکراتها با هيجان

493
00:29:27,474 --> 00:29:31,945
قسمتي از برنامه سياستهاي حزبي را به بحث در مورد فراخوان براي پايان جنگ اختصاص دادند

494
00:29:32,062 --> 00:29:35,532
وقتي حاميان هامفري آنرا با اکثريت آرا رد کردند

495
00:29:35,691 --> 00:29:39,321
نمايندگان ضد جنگ به خروش درامدند

496
00:29:39,444 --> 00:29:41,923
که به نيويورک در اين تظاهرات خارق العاده

497
00:29:41,947 --> 00:29:46,418
احساسات ضد جنگ در کف سالن گردهمايي پيوسته اند

498
00:29:48,537 --> 00:29:50,848
تظاهرکنندگان  وقتي پليس تلاش داشت تا  مرد جواني را دستگير کند که

499
00:29:50,872 --> 00:29:53,125
سعي داشت پرچم امريکا را پاره کند،مقاومت کردند

500
00:29:53,250 --> 00:29:55,344
ببينين...اين کونيها رو ببينين

501
00:29:55,460 --> 00:29:57,258
پشتتونو به اين کونيها نکنين!

502
00:30:00,173 --> 00:30:04,019
#همه جا من صداي راهپيمايي ميشنوم. #

503
00:30:04,136 --> 00:30:05,488
پليسها همگي

504
00:30:05,512 --> 00:30:07,072
افرادي از محله هاي مجاور بودن..

505
00:30:07,139 --> 00:30:10,734
آدمهاي ايتاليايي،لهستاني،ايرلندي

506
00:30:10,851 --> 00:30:13,149
احتمالا برخي در ويتنام بوده اند

507
00:30:13,270 --> 00:30:14,692
و اگه اونا اونجا نبوده اند

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

508
00:30:14,813 --> 00:30:18,818
مطمئنا پسرعمو يا پسر خاله يا برادرهاشون اونجا بوده اند

509
00:30:18,942 --> 00:30:23,243
فليپ کاپوتو که همراه تفنگداران دريايي در ويتنام جنگيده بود

510
00:30:23,405 --> 00:30:25,157
حالا يک گزارشگر بود

511
00:30:25,282 --> 00:30:29,162
که وظيفه داشت درگيري در خيابانهاي آمريکا را پوشش خبري بدهد

512
00:30:29,286 --> 00:30:32,085
از اونايي فيلم بگير که دارن سنگ پرت ميکنن!

513
00:30:34,249 --> 00:30:36,172
خب يکهويي خيابونها پر ازين  بچه هايي شد که

514
00:30:36,293 --> 00:30:38,421
شبيه اين بچه دانشجوهايي نيستن که

515
00:30:38,587 --> 00:30:41,056
قراره از نظر پليس باشن

516
00:30:44,843 --> 00:30:46,483
و برخي ازونا اقدام به خرابکاري

517
00:30:46,595 --> 00:30:50,270
و فحاشي با صداي بلند کردند

518
00:30:50,432 --> 00:30:53,857
و فکر ميکنم خيلي از پليسها اونرو بعنوان

519
00:30:53,977 --> 00:31:00,280
سواستفاده از امتيازاتي که داشتن ميديدند و اونها رو تمسخر ميکردند

520
00:31:00,400 --> 00:31:01,697
اونا دارن ما رو تحريک ميکنن

521
00:31:01,818 --> 00:31:04,742
ولي ما نميخوايم که با اونها حالا مقابله کنيم،لطفا بيايد عقب

522
00:31:04,863 --> 00:31:07,036
# خب بعدا يک پسر بدبخت چيکار ميتونه بکنه #

523
00:31:07,157 --> 00:31:10,832
#غير از آواز خوندن براي گروه راک اند رول #

524
00:31:10,952 --> 00:31:13,705
# چون در شهر خوابالود لندن(در آمريکا) #

525
00:31:13,830 --> 00:31:17,050
#هيچ جايي براي مردان مبارز خياباني نيست #

526
00:31:17,167 --> 00:31:21,718
بريدعقب!بريدعقب!

527
00:31:33,517 --> 00:31:39,149
گزارشي هست روي فيلم از پارک مرکزي،درمرکز شهر شيکاگو.
ديويد برينکلي،ان.بي.سي نيوز

528
00:31:41,483 --> 00:31:43,827
آنروز عصر،هزاران تظاهر کننده,

529
00:31:43,944 --> 00:31:47,073
که از ورود به هرجايي نزديک گردهمايي منع شدند

530
00:31:47,197 --> 00:31:51,077
بجايش بسمت مقر اصلي حزب دموکرات در

531
00:31:51,201 --> 00:31:54,330
هتل هيلتون واقع در خيابان ميشيگان راهپيمايي کردند

532
00:31:54,454 --> 00:31:57,833
راهپيمايان بنظر ميرسه که از هرجايي اومدن

533
00:31:57,958 --> 00:32:01,303
و حالا دارن بسمت جنوب در خيابان ميشيگان حرکت ميکنن

534
00:32:01,420 --> 00:32:02,763
سمت مخالفي که

535
00:32:02,879 --> 00:32:06,679
پليس از قبل راه اونها رو سد کرده بود

536
00:32:08,844 --> 00:32:10,321
دستهاتونو بيارين بالا!

537
00:32:10,345 --> 00:32:11,847
دستارو نشون بده!

538
00:32:11,972 --> 00:32:13,189
بجنب

539
00:32:21,148 --> 00:32:22,946
بجنب حالا!
برو! برو!

540
00:32:23,066 --> 00:32:26,741
من در پيشگاه شما براي نامزدي حزب دموکرات

541
00:32:26,862 --> 00:32:29,536
بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

542
00:32:29,698 --> 00:32:33,919
نام سناتور يوجين جي مک کارتي از مينه سوتا را مطرح ميکنم

543
00:32:38,248 --> 00:32:42,469
در بالبو و خيابانهاي ميشيگان در مرکز شهر شيکاگو

544
00:32:42,586 --> 00:32:46,307
گاهي اوقات يک تظاهرات براي صلح در حال جريان بوده است.

545
00:32:46,423 --> 00:32:48,676
پليس اومده تا اونو درهم بکوبه

546
00:32:48,800 --> 00:32:51,269
گاردملي براي کمک فراخوانده شده است

547
00:33:17,245 --> 00:33:18,713
بگيرش!

548
00:33:18,830 --> 00:33:21,333
بگيرش! بگيرش!

549
00:33:29,925 --> 00:33:31,848
مردم جيغ ميزنن.

550
00:33:31,968 --> 00:33:33,404
من تلويزيونو روشن کردم

551
00:33:33,428 --> 00:33:35,239
فکر نميکنم من بعنوان يک دانشجوي يکسال مونده به آخر در دانشگاه

552
00:33:35,263 --> 00:33:36,560
خيلي آدم با فکر و ملاحظه اي بودم

553
00:33:36,681 --> 00:33:39,935
ولي فکر ميکردم که کشور از درزها و شکافهاش داشت از هم گسيخته ميشد
جيمز ويلبانکس،دانشگاه تگزاس A and M

554
00:33:40,060 --> 00:33:42,154
شبيه اين بود که ما داشتيم به ورطه جنون ميفتاديم

جيمز ويلبانکس،دانشگاه تگزاس A and M

555
00:33:43,980 --> 00:33:47,905
و نميتونستم بگم آيا اون معترضين بودن يا پليس

556
00:33:48,026 --> 00:33:49,026
يا اينکه همه ديوونه شده بودن؟

557
00:33:54,824 --> 00:33:57,452
در گردهمايي اغتشاش بيشتري وجود داشت

558
00:33:57,577 --> 00:34:00,547
برخي نمايندگان ضد جنگ که زماني به رابرت کندي مقتول

559
00:34:00,664 --> 00:34:03,793
متعهد بودند حالا حمايتشان را

560
00:34:03,917 --> 00:34:05,885
متمايل به کانديداي ديگري

561
00:34:06,002 --> 00:34:09,597
سناتور داکوتاي جنوبي جرج مک گاورن کرده بودند

562
00:34:09,714 --> 00:34:12,934
و با جرج مک گاورن بعنوان رئيس جمهور ايالات متحده

563
00:34:13,051 --> 00:34:16,897
ما مجبور نميبوديم تا تاکتيکهاي گشتاپو(پليس مخفي آلمان نازي)

سناتور آبراهام ربيکاف،از کانيتيکت

564
00:34:17,013 --> 00:34:20,768
را در خيابانهاي شيکاگو داشته باشيم

565
00:34:27,649 --> 00:34:29,993
سرود خواني مداوم توسط جمعيت:

566
00:34:30,110 --> 00:34:32,283
"کل دنيا نظاره ميکند"

567
00:34:32,404 --> 00:34:35,578
ليندون جانسون که در حال نظاره کردن به آن آشوب در تلويزيون بود

568
00:34:35,699 --> 00:34:37,542
تصميم گرفت تا به شيکاگو پرواز کند

569
00:34:37,659 --> 00:34:40,788
و خودش به رقابت بازگردد

570
00:34:40,912 --> 00:34:43,836
شهردار ديلي به رئيس جمهور گفت که او نمايندگان کافي در اختيار داشت تا

571
00:34:43,957 --> 00:34:45,800
نامزدي را ببرد

572
00:34:45,917 --> 00:34:50,172
ولي سرويس مخفي هشدار داد که نميتواند امنيت او را تضمين کند

573
00:34:54,718 --> 00:34:59,189
من به استراليا هفته آخر اوت 1968 براي استراحت و بهبودي رسيدم

574
00:34:59,347 --> 00:35:01,725
من هرگز واقعا نميخواستم تا براي استراحت و تجديد قوا برم

575
00:35:01,850 --> 00:35:04,353
فکر ميکردم که تو چطوري ميخواي تمدد اعصاب کني؟

576
00:35:04,477 --> 00:35:08,107
بنابراين من تلويزيونو روشن کردم و اولين صحنه

577
00:35:08,231 --> 00:35:10,359
تلويزوين روشن شد

ران فريزي،رئيس خدمه هليکوپتر

578
00:35:10,525 --> 00:35:12,994
اولين صحنه...دوربيني بود که

ران فريزي،رئيس خدمه هليکوپتر

579
00:35:13,111 --> 00:35:16,911
داشت نماي نزديک ميگرفت،روي شونه اين سرباز طوفان(نيروي ضربت در آلمان و نيز سري فيلمهاي جنگ ستارگان)

580
00:35:17,032 --> 00:35:19,205
که يک پسر رو از پشت سر با پيرهنش گرفته بود

581
00:35:19,367 --> 00:35:21,870
و اونو با باتومش ميزد

582
00:35:21,995 --> 00:35:24,999
و خون بود و همه جا آشوب و اغتشاش بود

583
00:35:25,123 --> 00:35:27,751
و بعد دوربين دور ميشد

584
00:35:27,876 --> 00:35:29,520
و اين اغتشاشات و نبردي که در جريان بود

585
00:35:29,544 --> 00:35:31,091
و  من گفتم:اوه خداي من

586
00:35:31,212 --> 00:35:32,885
روسها به چکسلواکي تجاوز کردند

587
00:35:33,048 --> 00:35:35,892
و بعد ايضا،ايضا،ايضا گردهمايي دموکراتيک شيکاگو

588
00:35:36,051 --> 00:35:37,769
ايالات متحده امريکا

589
00:35:37,886 --> 00:35:40,389
و گفتم..ميدوني در اون لحظه

590
00:35:40,513 --> 00:35:42,390
سياست زده بودم

591
00:35:52,442 --> 00:35:56,572
# چيزي داره اينجا رخ ميده#

بيرون هتل هيلتون

592
00:35:56,738 --> 00:35:59,867
#اونچيه دقيقا معلوم نيست #

593
00:35:59,991 --> 00:36:01,664
در اون لحظه از زمان

594
00:36:01,785 --> 00:36:04,834
من فهميدم که هر کسي که به آمريکا اهميت ميده

595
00:36:04,954 --> 00:36:08,208
به نصف دنيا اونورتر در جستجوي تعدادي اشباح

596
00:36:08,333 --> 00:36:11,212
در جنگل،کشتن مادر بزرگ يکي ديگه

597
00:36:11,336 --> 00:36:13,213
مطلقا بدون هيچ دليلي فرستاده شده.

598
00:36:13,338 --> 00:36:15,399
#اون صداي چيه،همه نگاه ميکنن ببينن اون پايين چه خبره #

599
00:36:15,423 --> 00:36:19,053
و در همين اثنا،کشورم داشت از هم گسيخته ميشد.

600
00:36:19,177 --> 00:36:21,020
بناببراين من کسيو ديدم که شبيه پدرمه

601
00:36:21,137 --> 00:36:22,559
داشت يکي ديگه رو کتک ميزد که شبيه من بود

602
00:36:22,681 --> 00:36:26,561
اوه،خداي من،من بايد طرف کي ميبودم؟

603
00:36:26,685 --> 00:36:29,985
خطوط نبردي در حال ترسيمه #

604
00:36:30,105 --> 00:36:36,408
# هيچکسي جانب حق نيست اگه همه دارن اشتباه ميکنن #

605
00:36:36,528 --> 00:36:40,283
#افراد جوون دارن با افکار خودشون حرف ميزنن #

606
00:36:40,407 --> 00:36:44,412
#با مقاومت بسيار زيادي از پشت سر مواجه ميشن #

607
00:36:44,536 --> 00:36:45,536
# وقتشه ما بس کنيم#

608
00:36:45,620 --> 00:36:47,167
در پايان

609
00:36:47,288 --> 00:36:50,258
هامفري در نخستين راي گيري برنده شد

610
00:36:50,375 --> 00:36:52,798
او به رسانه ها گفت که
چقدر خوشوقت بود

611
00:36:52,961 --> 00:36:56,966
ولي او به همسرش اعتراف کرد که گردهمايي او را

612
00:36:57,090 --> 00:37:00,811
با احساس دلشکستگي،خورد و خمير شدن و فرسودگي تنها گذاشت

613
00:37:00,969 --> 00:37:03,063
انگار که او از کشتي شکسته نجات پيدا کرده بود

614
00:37:05,140 --> 00:37:07,734
يک شوراي تحقيقاتي رياست جمهوري اعلام کرد
آنچه که در شيکاگو رخ داده

615
00:37:07,851 --> 00:37:12,072
شک شورشي بود که پليس عامل ايجاد ان بود ولي در يک نظرسنجي موسسه گالوپ

616
00:37:12,188 --> 00:37:15,442
56 درصد آمريکاييها روش پليس در مواجهه با

617
00:37:15,567 --> 00:37:19,162
تظاهرکنندگان را تاييد کردند

618
00:37:19,320 --> 00:37:23,450
و وقتي ريچارد نيکسون خواست تا کارزار انتخاباتيش را با يک کاروان موتوري

619
00:37:23,575 --> 00:37:25,703
از ميان بخش لوپ شيکاگو(مرکز مالي)آغاز کند

620
00:37:25,827 --> 00:37:30,333
نزديک به نيم ميليون شيکاگويي  براي تشويق او ازدحام کردند

621
00:37:37,589 --> 00:37:39,512
سلام،مامان بابا

622
00:37:39,632 --> 00:37:41,805
من واقعا نميتونم درمورد اين کشور چيز زيادي

623
00:37:41,926 --> 00:37:43,553
بغير ازين بگم که کشتزارهاي برنج بو ميدن

624
00:37:43,678 --> 00:37:48,024
و تنها کيلومترها و کيلومترها خالي از هرچيز بغير از شاليزارهاي برنجه.

625
00:37:48,141 --> 00:37:49,518
و اونا توش با کانالهاي آب زهکشي کردند

626
00:37:49,642 --> 00:37:50,642
واقعا منظره باحالي داره

627
00:37:50,685 --> 00:37:52,232
ما از ميون اونا با نفربرهاي زرهيمون رد ميشيم

628
00:37:52,353 --> 00:37:54,697
و تو اونا شيار درست ميکنيم و هرچيز ديگه رو.

629
00:37:58,943 --> 00:38:02,823
در 29 اوت(شهريور)يک روز پس از درگيري پليس و تظاهرکنندگان

630
00:38:02,947 --> 00:38:06,702
در شيکاگو،سرباز 20 ساله مايکل هولمز

631
00:38:06,826 --> 00:38:10,126
به ويتنام رسيد

632
00:38:10,246 --> 00:38:14,217
او متولد و بزرگ شده شهر کوچک ويليامزويل

633
00:38:14,334 --> 00:38:16,883
در مرکز رشته کوههاي اوزارک در ميزوري بود

634
00:38:17,045 --> 00:38:19,389
پدر و مادرش فروشگاه همه چيز فروشي را اداره ميکردند

635
00:38:19,547 --> 00:38:22,141
جايي که مايکل هر روز بعد از مدرسه در آن کار ميکرد

636
00:38:22,258 --> 00:38:26,183
او در رودخانه ها شنا ميکرد،آهو و سنجاب شکار ميکرد

637
00:38:26,304 --> 00:38:29,274
و بطور مرتب با دختري بنام دارلين قرار ميگذاشت

638
00:38:29,390 --> 00:38:33,270
او با ماندن در دبيرستان مشکل داشت

639
00:38:33,394 --> 00:38:36,898
مدرسه فوق ديپلم را باتمام نرساند و در نتيجه

640
00:38:37,065 --> 00:38:40,945
فورا به خدمت نظام وظيفه در ارتش فراخوانده شد

641
00:38:41,069 --> 00:38:46,200
در ويتنام او به يک جوخه از سواره نظام زرهي هفدهم

642
00:38:46,324 --> 00:38:49,669
از تيپ پياده نظام سبک اسلحه 196 ماموريت يافت

643
00:38:49,786 --> 00:38:52,335
که در يک پايگاه توپخانه دور افتاده

644
00:38:52,455 --> 00:38:57,586
واقع در 35 کيلومتري جنوب دانانگ موسوم به بالدي قرار داشت

645
00:38:57,710 --> 00:39:00,088
خب شما ميپرسيد که اندازه بالدي چقدر بود؟

646
00:39:00,255 --> 00:39:02,929
خب اون فقط حدودا اندازه ويلمزويل

647
00:39:03,091 --> 00:39:06,220
و شايد يک خورده بزرگتر باشه

648
00:39:06,344 --> 00:39:10,520
من براي شما عکسي از خودم و يک مشت از ديگر بچه ها فرستادم

649
00:39:14,352 --> 00:39:16,070
اون واقعا انقدر بد نيست

650
00:39:16,187 --> 00:39:17,814
يکجورايي دوسش دارم

651
00:39:17,939 --> 00:39:19,941
اون فقط از خونه دوره

652
00:39:20,108 --> 00:39:21,781
و هر چيزي که من دوسش ندارم

653
00:39:25,071 --> 00:39:28,917
خانواده و دوستان در ويليامزويل دورهم جمع شدند تا به گزارشهاي

654
00:39:29,033 --> 00:39:31,377
مايکل از ويتنام گوش دهند

655
00:39:31,494 --> 00:39:35,749
و براي او از انچه که در خانه رخ ميدهد با پر کردن نوار آگاه کنند

656
00:39:35,874 --> 00:39:38,798
ما همه امشب همراه پدر و مادرت  اينجا هستيم

657
00:39:38,960 --> 00:39:42,134
و فکر کرديم که همگي چيزي برات بگيم

658
00:39:42,255 --> 00:39:47,136
و تو بتوني صدامونو بشنوي و مثل اينکه حس کني در خونه هستي

659
00:39:47,260 --> 00:39:48,136
و ما منتظر آينده هستيم

660
00:39:48,261 --> 00:39:49,558
سلام مايک

661
00:39:49,679 --> 00:39:51,532
من اخيرا بارها به شکار سنجاب رفته ام

662
00:39:51,556 --> 00:39:53,650
و خيلي زياد ازونا کشته ام

663
00:39:53,808 --> 00:39:57,028
خب کوههاي اوزارک واقعا در اين وقت سال زيبا به نظر ميرسه

664
00:39:57,145 --> 00:39:58,442
منتظر آينده هستم تا تو را ببينم

665
00:39:58,563 --> 00:40:00,163
اوه من جري هستم مايک

666
00:40:00,273 --> 00:40:03,447
فکر ميکنم ريکي وکارول بهم زدن مايک

667
00:40:03,568 --> 00:40:05,320
ريکي اون واقعا حالا سرگردانه

668
00:40:05,486 --> 00:40:08,239
مايک من گلندا هستم

669
00:40:08,364 --> 00:40:11,538
من يک دوست پسر پيدا کردم و اسمش دنيه

670
00:40:11,659 --> 00:40:12,831
و

671
00:40:12,994 --> 00:40:14,587
مايک من گلنم

672
00:40:14,704 --> 00:40:16,957
همه اين پسراي ديگه در مورد شکار صحبت ميکنن

673
00:40:17,081 --> 00:40:18,799
من ميخوام در مورد دخترا صحبت کنم

674
00:40:18,917 --> 00:40:21,716
دخترها و ماشينهاي سريع

675
00:40:21,836 --> 00:40:24,840
جين بولبري براش ي بونويل جديد گرفته

676
00:40:24,964 --> 00:40:28,343
مايکل من مادرتم

677
00:40:28,468 --> 00:40:31,813
اين عکسي که برامون فرستادي واقعا خوب بود ،اون مثل خودت بنظر ميرسه

678
00:40:31,930 --> 00:40:35,776
من حتي اون سبيلت رو هم دوست دارم و فکر نميکردم دوست داشته باشم

679
00:40:35,892 --> 00:40:37,360
و ما دلمون برات خيلي تنگ شده

680
00:40:37,518 --> 00:40:39,455
من پدرتم که دارم صحبت ميکنم

681
00:40:39,479 --> 00:40:44,235
فکر ميکنيم که تو حالت خوب باشه فقط ,جايي که به تو مربوط نيست

682
00:40:44,359 --> 00:40:46,953
سرک نکش

683
00:40:47,070 --> 00:40:50,449
که يک تله انفجاري يا چيزي گير بياري

684
00:40:50,573 --> 00:40:54,623
اين نوار داره تموم ميشه،خوب فعلا خداحافظ

685
00:41:02,377 --> 00:41:06,177
ما خيلي از اين کلبه ها( به معني فاحشه خانه )رو امروز خاکستر کرديم

686
00:41:06,297 --> 00:41:09,426
که متعلق به اين مردمي بود که با ما همکاري نميکردن،
ميدوني.

687
00:41:09,550 --> 00:41:11,223
اره،من واقعا من واقعا اونو درک نميکنم

688
00:41:11,344 --> 00:41:16,475
چون اگه،اگه اونا ،ميدوني ،ويت کنگ نيستن

689
00:41:16,599 --> 00:41:19,603
و ما اون کارو با اونا بکنيم،ميدوني،با اونا بد رفتار کرديم

690
00:41:19,727 --> 00:41:21,695
بعدا اونا به ويت کنگ تبديل خواهند شد

691
00:41:21,813 --> 00:41:23,315
ارتش همه چيزو برعکس انجام ميده

692
00:41:29,904 --> 00:41:34,080
يک روز صبح در آن پاييز،نفربرهاي زرهي متعدد از جوخه سواره نظام

693
00:41:34,200 --> 00:41:37,124
با احتياط بسمت بالاي بزرگراه شماره يک بمت دانانگ حرکت کردند

694
00:41:37,245 --> 00:41:41,625
مايکل هولمز سوار بر نفربر دوم بود

695
00:41:50,508 --> 00:41:55,230
نفربر او به يک بمب 136 کيلويي دفن شده زيرزمين جاده برخورد کرد

696
00:41:55,346 --> 00:41:58,600
سه تن از دوستانش فورا کشته شدند

697
00:41:58,766 --> 00:42:00,985
هولمز به بيرون پرت شد

698
00:42:01,102 --> 00:42:05,403
و 5 ساعت بعد در يک بيمارستان به هوش امد

699
00:42:08,609 --> 00:42:10,611
سلام،مامان،بابا

700
00:42:10,778 --> 00:42:11,995
منم

701
00:42:12,113 --> 00:42:13,911
تا اين لحظه نميدونستم

702
00:42:14,032 --> 00:42:17,286
که حقيقتا جنگي در اينجا جريان داشت

703
00:42:17,410 --> 00:42:21,165
من فقط فکر ميکردم ممکنه اونا دارن بازي ميکنن يا همچين چيزي.

704
00:42:21,289 --> 00:42:24,793
ولي تونستم  با اونا برخورد داشته باشم و با دو تا از اين آدمها دوست شدم

705
00:42:24,959 --> 00:42:26,961
من اونا را واقعا بخوبي ميشناختم

706
00:42:27,086 --> 00:42:28,647
و لطفا  در مورد آسيب من نگران نباشيد

707
00:42:28,671 --> 00:42:31,720
چون انقدر بد اسيب نديده ام

708
00:42:31,841 --> 00:42:35,141
دو تا مدال قلب بنفش ديگه و من از ميدان نبرد دور خواهم بود

709
00:42:35,261 --> 00:42:38,982
و فکر ميکنم شايد همراه هم از کشور خارج شيم

710
00:42:44,479 --> 00:42:49,906
شش ماه بعد،مايکل هولمز در حال گشت بود،او سرباز جلوي ستون بود

711
00:42:50,026 --> 00:42:54,156
در آنزمان توسط يک سرباز ويتنام شمالي کشته شد.

712
00:43:02,580 --> 00:43:04,628
اينجا ايالت لانگان است

713
00:43:04,749 --> 00:43:08,049
از 1962 اينجا يک زمين آزمايش مهم

714
00:43:08,169 --> 00:43:10,263
براي برنامه آرام سازي است

715
00:43:10,379 --> 00:43:15,135
در ميان کشتزارهاي هموار برنج و درختان نارگيل، لاک تينمات قرار دارد

716
00:43:15,259 --> 00:43:18,809
کدخداي ده ميگه که تنها سربازان بيشتر خواهند تونست براي مردمش در مقابل ويت کنگ

717
00:43:18,930 --> 00:43:20,603
امنيت بيارن

718
00:43:20,723 --> 00:43:21,975
او اضافه ميکنه که در طي شب,

719
00:43:22,100 --> 00:43:25,195
چريکها از خانه اي به خانه ديگر ميروند و ماليات جمع ميکنند

720
00:43:25,353 --> 00:43:29,153
دولت ممکنه که ادامه دادن به آرام سازي رو ترک کرده باشه

721
00:43:29,273 --> 00:43:31,150
ويت کنگ کار خود را رها نکرده اند

722
00:43:31,275 --> 00:43:34,370
ليز تروتا،ان.بي.سي نيوز از ويتنام جنوبي

723
00:43:36,030 --> 00:43:38,704
از انجايي که ويت کنگ به شدت در تهاجم تت

724
00:43:38,825 --> 00:43:42,329
و دو تهاجم متعاقب آن به شدت ضعيف شده بود

725
00:43:42,453 --> 00:43:44,205
ژنرال آبرامز بر اين باور بود که

726
00:43:44,372 --> 00:43:47,000
صدها هزار سرباز ويتنام جنوبي

727
00:43:47,125 --> 00:43:49,799
حالا ميتوانند آزادانه امنيت نواحي روستايي را تامين کنند

728
00:43:49,919 --> 00:43:52,763
و حمايت براي دولت در سايگون را کسب کنند

729
00:43:54,674 --> 00:43:57,598
ولي امنيت دائم تا زمانيکه

730
00:43:57,718 --> 00:44:00,892
زيرساخت سياسي ويت کنگ

731
00:44:01,013 --> 00:44:03,766
جمع کنندگان ماليات و کدخداهاي ده

732
00:44:03,891 --> 00:44:06,735
فراريان و جاسوسان و هواداران

733
00:44:06,853 --> 00:44:11,654
کشته،دستگير يا تا تغيير جبهه تعقيب شوند ممکن نبود

734
00:44:11,774 --> 00:44:17,907
سيا براي انجام آن برنامه ققنوس را ايجاد کرده بود

735
00:44:18,030 --> 00:44:20,954
روستاييان توييزوان در محوطه مدرسه

736
00:44:21,075 --> 00:44:22,748
روستا جمع شده اند

737
00:44:22,910 --> 00:44:26,255
در انجا بازجويان تيمهايي از دولت سعي ميکنند

738
00:44:26,414 --> 00:44:28,917
تا از ميان آنان اعضاي ويت کنگ را

739
00:44:29,041 --> 00:44:30,793
که اينجا زندگي ميکنند جدا کنند

740
00:44:30,918 --> 00:44:34,172
اينجور از عمليات ققنوس يک رويداد هفتگي

741
00:44:34,297 --> 00:44:37,141
در نواحي در سراسر ويتنام جنوبي است

742
00:44:39,719 --> 00:44:41,517
ستوان وينسنت اوکاموتو پس از بهبودي زخمهايش

743
00:44:41,637 --> 00:44:45,608
يک افسر اطلاعاتي وابسته

744
00:44:45,766 --> 00:44:48,940
به اين برنامه شد

745
00:44:49,061 --> 00:44:50,414
برنامه ققنوس با فرض اين حقيقت بود که

746
00:44:50,438 --> 00:44:52,708
ويتنام شماليها وقتي اونا به ويتنام جنوبي ميرن

747
00:44:52,732 --> 00:44:54,234
از طريق مسير هوشي مين پايين ميان

748
00:44:54,358 --> 00:44:55,919
اونا مثل آمريکاييها غريبه  بودند

749
00:44:55,943 --> 00:44:59,447
اونا عوارض زمين رو نميشناختن،اونا مردم را نميشناختن

750
00:44:59,572 --> 00:45:02,792
خب بخاطر ابنکه اونا در عمل موثر باشن

751
00:45:02,950 --> 00:45:05,123
اونها به زيرساخت ويت کنگ نياز داشتن

752
00:45:05,286 --> 00:45:09,587
و بنابراين اون پروژه قرار بود اون افرادو نابود کنه

753
00:45:09,707 --> 00:45:12,301
و من فکر ميکنم اون خيلي زياد معقول بود.

754
00:45:14,295 --> 00:45:17,469
کمونيستها فکر ميکردند ققنوس خيلي موثر بود

755
00:45:17,590 --> 00:45:20,059
اونها اونرو بصورت يک تهديد مهم

756
00:45:20,176 --> 00:45:22,474
براي موجوديت انقلاب ميديدند

757
00:45:22,595 --> 00:45:27,066
چون تا حدي که شما ميتونستين يک چيز تيز دستتون بگيرين

استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

758
00:45:27,183 --> 00:45:28,856
و ويت کنگ رو بيرون بيارين

استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

759
00:45:28,976 --> 00:45:31,149
ويت کنگ در سايه رو،دولت در سايه رو

760
00:45:31,312 --> 00:45:34,441
بعدا روشهاي کنترلشون رو بر جمعيت غيرنظامي

761
00:45:34,565 --> 00:45:36,613
در جنوب در حد يک ضربه مرگبار بود

762
00:45:38,945 --> 00:45:41,869
فشاري که برنامه ققنوس بر ويت کنگ وارد ميکرد

763
00:45:41,989 --> 00:45:46,244
باعث ايجاد علائم خطرناکي از انچه که يک مقام کمونيست آنرا

764
00:45:46,369 --> 00:45:50,499
بعنوان "تزلزل"در ميان نيروهايش در دلتاي مکونگ توصيف کرد شد

765
00:45:50,623 --> 00:45:54,298
افسردگي،دلسردي و بدمستيهاي گسترده

766
00:45:54,418 --> 00:45:58,468
حتي در ميان افرادي شد که درحال اعزام به جنگ بودند

767
00:46:00,007 --> 00:46:03,853
ولي هدفگذاري ققنوس تنها به اندازه اي خوب بود که اطلاعات

768
00:46:03,970 --> 00:46:09,318
برمبناي ان بناگذاشته شده بود و آن بسيار متنوع بود

769
00:46:09,433 --> 00:46:12,812
اين فيلم ساخته شده توسط يک فيلمبردار روزنامه نگار سي بي اس

770
00:46:12,937 --> 00:46:15,941
در چند هفته پيش نشان ميدهد که برخي قواي ويتنام جنوبي

771
00:46:16,065 --> 00:46:17,362
در حال بازجويي يک پيرمرد هستند که

772
00:46:17,483 --> 00:46:19,702
بعنوان يک مقام دون پايه ويت کنگ شناخته شده است

773
00:46:22,029 --> 00:46:23,257
در برنامه ققنوس

774
00:46:23,281 --> 00:46:27,331
آمريکاييها در مقام مشورتي خدمت ميکردند

775
00:46:27,451 --> 00:46:30,671
اغلب کارهاي عملياتي بر عهده

776
00:46:30,788 --> 00:46:34,213
يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي گذاشته شده بود..

777
00:46:34,333 --> 00:46:36,210
the PRUs...

778
00:46:36,377 --> 00:46:38,675
که گاهي اوقات بيشتر دوست داشتند

779
00:46:38,796 --> 00:46:43,302
تا حسابهاي قديمي را تصفيه کنند تا اينکه کمونيستها را ريشه کن کنند

780
00:46:45,261 --> 00:46:48,310
اون ترسناک بود چرا که ميتونست مورد سواستفاده قرار بگيره

781
00:46:48,431 --> 00:46:51,685
و ازش سواستفاده شد

782
00:46:51,809 --> 00:46:56,440
باري ديگر،نوايغ در سايگون از کامپيوترهاشون استفاده ميکردند

783
00:46:56,564 --> 00:47:00,034
تا با فهرستهاي سياه(ليست اسامي مظنونين) بيان

784
00:47:02,069 --> 00:47:04,663
شما ليست رو ميگرفتيد و شما اونو با بقيه افسران اطلاعاتي در اون بخش

785
00:47:04,780 --> 00:47:06,703
بررسي ميکرديد

786
00:47:06,824 --> 00:47:09,577
و سعي ميکرديد اون اطلاعات رو يکي کنيد

787
00:47:09,702 --> 00:47:11,704
شب بعد يا چند شب بعد

788
00:47:11,829 --> 00:47:14,252
يک دسته از گاوچرونها از يگانهاي شناسايي ايالتي ويتنام جنوبي به اونجا ميرفتن

789
00:47:14,415 --> 00:47:17,965
و ميدوني،در رو ميکوبيدن

790
00:47:18,085 --> 00:47:19,382
"مسخره روز آوريل(کسي که در روز اول آوريل آلت تفريح ميشود)مادر قحبه"

791
00:47:19,503 --> 00:47:20,503
و بوم

792
00:47:22,131 --> 00:47:23,724
هيچ پاسخگويي واقعي در کار نبود

793
00:47:27,011 --> 00:47:29,639
بعدا،مدير برنامه ققنوس

794
00:47:29,764 --> 00:47:33,234
براي کنگره تاييد کرد که هيچ کس نميداند چند نفر

795
00:47:33,351 --> 00:47:37,948
از بيش از 20 هزار نفري که کشته شده بودند،بيگناه بودند.

796
00:47:40,107 --> 00:47:42,326
و هرچند اين برنامه در تضعيف

797
00:47:42,443 --> 00:47:45,322
زيرساخت ويت کنگ موفق بود

798
00:47:45,446 --> 00:47:48,120
دولت وين وان تيو  مثل هميشه

799
00:47:48,240 --> 00:47:50,208
نامحبوب باقي ماند

800
00:47:53,120 --> 00:47:56,465
يک راي گيري در ايالت دلتايي(دلتاي رود مکونگ) لانگان

801
00:47:56,624 --> 00:48:00,845
نشان ميداد 35% مردم حاضر بودند که به تيو راي بدهند

802
00:48:00,961 --> 00:48:04,966
20% از جبهه آزادي بخش ملي طرفداري ميکردند

803
00:48:05,091 --> 00:48:09,892
و 45% از هر کسي يا شخصي طرفداري ميکردند

804
00:48:10,012 --> 00:48:12,435
که با هر دوي ويت کنگ

805
00:48:12,556 --> 00:48:16,402
و رژيم تحت حمايت آمريکا در سايگون مخالف باشد

806
00:48:21,065 --> 00:48:22,567
در ويتنام زخمي وجود دارد

807
00:48:22,691 --> 00:48:24,785
که خونريزيش متوقف نميشود

808
00:48:24,902 --> 00:48:30,409
من دارم در مورد فرياد مرگ و زخم جنگ صحبت ميکنم

809
00:48:30,533 --> 00:48:32,501
ما نيمديم که با تو صحبت کنيم آقاي همفري

810
00:48:32,618 --> 00:48:34,416
ما آمده ايم که تو را بازداشت کنيم

811
00:48:34,537 --> 00:48:36,084
حالا شما زماني برابر با من(براي صحبت) داشته ايد

812
00:48:36,205 --> 00:48:37,205
خفه شو!

813
00:48:39,166 --> 00:48:42,761
کارزار انتخاباتي رياست جمهوري هوبرت هامفري به دردسر افتاده بود

814
00:48:42,878 --> 00:48:46,348
ريچارد نيکسون در نظرسنجيها به راحتي پيش افتاده بود

815
00:48:46,507 --> 00:48:48,350
و از مناظره سرباز ميزد

816
00:48:48,467 --> 00:48:51,016
او  در خفا به سه تن از سخنراني نويسهايش گفت:

817
00:48:51,137 --> 00:48:53,060
من به اين نتيجه رسيده ام که هيچ راهي براي پيروزي

818
00:48:53,180 --> 00:48:56,684
وجود ندارد

819
00:48:56,809 --> 00:48:58,607
ولي ما مجبوريم خلاف اين مطلب را بگوييم

820
00:48:58,727 --> 00:49:01,731
فقط براي اينکه برخي اهرمهاي چانه زني را حفظ کنيم

821
00:49:01,856 --> 00:49:06,157
مشکل روبه فزون هامفري يک کانديداي حزب ثالث بود

822
00:49:06,277 --> 00:49:07,654
جرج والاس

823
00:49:07,778 --> 00:49:10,827
فرماندار طرفدار جدايي سفيد و سياه آلاباما.

824
00:49:10,948 --> 00:49:14,248
او مطمئن بود که برخي از راي دهندگان سفيد پوست را

825
00:49:14,368 --> 00:49:17,713
که معمولا به حزب دموکرات راي ميدادند از انها جدا و به خود متمايل ميکند

826
00:49:17,830 --> 00:49:21,880
هامفري ترديدهايش را در مورد جنگ  از اول محرمانه

827
00:49:22,042 --> 00:49:26,218
با جانسون درميان گذاشته بود ولي او هميشه سرسختانه در ملا عام

828
00:49:26,338 --> 00:49:27,555
وفادار باقي مانده بود

829
00:49:27,715 --> 00:49:31,470
حالا مشاورانش به او گفتند در صورتيکه خواهان پيروزي ميباشد

830
00:49:31,594 --> 00:49:33,767
او مجبور است رابطه اش با رئيس جمهور را بهم بزند

831
00:49:33,888 --> 00:49:37,563
و يک موضع بيباکانه نسبت به پايان جنگ بگيرد

832
00:49:39,393 --> 00:49:42,488
او در 30 سپتامبر(مهر ماه) خواستار توقف کامل

833
00:49:42,605 --> 00:49:45,324
بمباران ويتنام شمالي شد

834
00:49:45,441 --> 00:49:47,864
من بمباران ويتنام شمالي را

835
00:49:47,985 --> 00:49:51,239
بعنوان يک ريسک قابل قبول براي صلح متوقف ميکردم

836
00:49:51,405 --> 00:49:56,002
چون معتقدم آن ميتوانست منجر به موفقيت در مذاکرات

837
00:49:56,118 --> 00:49:57,916
و بدانوسيله کوتاه شدن جنگ شود.

838
00:49:58,078 --> 00:50:01,958
اين ميتوانست به بهترين نحو از سربازانمان حفاظت کند

839
00:50:02,082 --> 00:50:05,427
جانسون حس کرد که به او خيانت شده و از صحبت کردن با معاون

840
00:50:05,544 --> 00:50:07,717
رياست جمهوري خودش براي مدتي سرباز زد

841
00:50:09,089 --> 00:50:12,810
ولي رئيس جمهور خودش در 31 اکتبر(آبانماه)درست 5 روز

842
00:50:12,927 --> 00:50:16,431
پيش از انتخابات يک اعلاميه غافلگيرانه صادر کرد

843
00:50:18,599 --> 00:50:22,695
او همه بمباران ويتنام شمالي متوقف ميکرد

844
00:50:22,811 --> 00:50:26,441
او گفت که يک پيشرفت اساسي در پاريس در جريان بوده است

845
00:50:26,565 --> 00:50:30,741
هانوي براي اولين بار با مذاکره با سايگون موافقت کرده بود

846
00:50:30,861 --> 00:50:35,458
و ايالات متحده موافقت کرده بود تا ويت کنگ هم شامل اين مذاکرات شود

847
00:50:35,616 --> 00:50:41,123
ناگهان به نظر ميرسيد که صلح امکان پذير است

848
00:50:41,288 --> 00:50:43,006
هامفري شادمان بود

849
00:50:43,123 --> 00:50:45,922
تعداد آرايش طي يکشب افزايش يافت

850
00:50:46,043 --> 00:50:50,389
او مطمئن بود که حالا قادر است از نيکسون سبقت بگيرد

851
00:50:50,506 --> 00:50:53,851
ولي بعد در 2 نوامبر(آبانماه)

852
00:50:53,968 --> 00:50:57,723
فقط سه روز مانده به رفتن آمريکاييها پاي صندوق راي

853
00:50:57,846 --> 00:51:00,690
رئيس جمهور تيو ناگهان اعلام کرد

854
00:51:00,808 --> 00:51:03,903
که دولت ويتنام جنوبي سرانجام

855
00:51:04,019 --> 00:51:06,272
در مذاکرات مفروض شرکت نميکند

856
00:51:08,148 --> 00:51:10,651
يک نماينده از کارزار انتخاباتي نيکسون

857
00:51:10,818 --> 00:51:14,698
در هيات نظارت شخصي کانديدا بطور مخفيانه

858
00:51:14,822 --> 00:51:16,290
با دولت سايگون تماس گرفته بود

859
00:51:16,407 --> 00:51:19,206
و اصرار ميکرد تيو از مذاکرات کنار بکشد

860
00:51:19,326 --> 00:51:22,000
و وعده ميداد زمانيکه نيکسون انتخاب شود

861
00:51:22,162 --> 00:51:26,338
او مذاکرات سخت تري با هانوي نسبت به هامفري  اداره ميکرد

862
00:51:26,458 --> 00:51:31,840
به لطف ابزار شنودي که سيا در دفتر سايگون تيو کار گذاشته بود

863
00:51:31,964 --> 00:51:35,514
و استراق سمع اف.بي.آي در سفارت ويتنام جنوبي

864
00:51:35,634 --> 00:51:39,480
در واشنگتن،جانسون از انچه اتفاق افتاده بود خبردار شد

865
00:51:39,597 --> 00:51:41,850
و با دوستش اورت ديکسون

866
00:51:42,016 --> 00:51:44,360
رهبر اقليت جمهوريخواه سنا تماس گرفت

867
00:51:44,518 --> 00:51:49,240
تا به او هشدار دهد که افراد نيکسون مرتکب خيانت ميشدند

868
00:51:49,356 --> 00:51:51,236
من دارم دستشونو ميخونم،اورت

ليندون جانسون،رئيس جمهور ايالات متحده

869
00:51:51,275 --> 00:51:53,118
نميخوام اينو به کارزار انتخاباتي بکشونم

870
00:51:53,235 --> 00:51:54,532
درسته

اورت دريکسون،رهبر اقليت جمهوريخواه سنا

871
00:51:54,653 --> 00:51:55,880
و اونها نبايد اينکارو بکنن

872
00:51:55,904 --> 00:51:56,951
اين خيانته.ميدونم

873
00:51:57,072 --> 00:51:59,166
و فکر ميکنم اون آمريکا رو شوکه کنه

874
00:51:59,283 --> 00:52:03,129
اگه يک کانديداي اصلي درحال بازي با منبعي مثل اين

875
00:52:03,245 --> 00:52:04,622
در موضوعي به اين مهمي باشه

876
00:52:04,747 --> 00:52:05,873
اره

877
00:52:06,040 --> 00:52:07,212
من اينو ميدونم

878
00:52:07,374 --> 00:52:09,968
که اونا دارن با يک قدرت خارجي

879
00:52:10,085 --> 00:52:11,302
در وسط يک جنگ تماس ميگيرن

880
00:52:11,420 --> 00:52:12,421
اين اشتباهه

881
00:52:12,546 --> 00:52:13,763
و اون يک اشتباه بد لعنتيه

882
00:52:16,383 --> 00:52:17,179
آقاي رئيس جمهور؟

ريچارد نيکسون،نامزد جمهوريخواهان

883
00:52:17,301 --> 00:52:18,177
بله

ليندون جانسون،رئيس جمهور ايالات متحده

884
00:52:18,302 --> 00:52:19,975
من ديک نيکسونم
بله،ديک

885
00:52:20,095 --> 00:52:21,392
من همين حالا به يک جلسه مطبوعاتي رفتم

886
00:52:21,555 --> 00:52:26,857
و گفتم که من به شما شخصا اطمينان ميدم

887
00:52:26,977 --> 00:52:30,026
که هر کار ممکنيو انجام ميدم تا با هر دو طرف

888
00:52:30,147 --> 00:52:33,071
پيش از انتخابات و در صورتيکه انتخاب بشم پس از انتخابات همکاري کنم

889
00:52:33,192 --> 00:52:34,569
فقط ميخواستم تو بدوني

890
00:52:34,693 --> 00:52:37,867
که من بسيار بسيار زياد به اين اعتقاد دارم

891
00:52:37,988 --> 00:52:41,492
و هرگونه شايعاتي

892
00:52:41,617 --> 00:52:45,372
درمورد کسي که سعي داره

893
00:52:45,496 --> 00:52:46,964
درمورد رويکرد سايگون خرابکاري کنه

894
00:52:47,081 --> 00:52:48,378
مطمئنا هيچ

895
00:52:48,499 --> 00:52:52,754
تا اونجا که بمن مربوطه مطلقا هيچ اعتباري نداره

896
00:52:52,920 --> 00:52:54,137
اون..اون

897
00:52:54,254 --> 00:52:55,722
من خيلي خوشحالم که اينو ميشنوم،ديک

898
00:52:55,839 --> 00:52:58,683
چون اون داره رخ ميده

899
00:52:58,801 --> 00:53:02,431
خداي من،من هرگز هيچکاري نميکنم تا سايگون رو تشويق کنم

900
00:53:02,596 --> 00:53:04,157
تا پاي ميز مذاکرات نياد،چون اساسا

901
00:53:04,181 --> 00:53:06,434
اون چيزيه که تو بدست اوردي

902
00:53:06,558 --> 00:53:07,650
خب،اين خوبه ديک

903
00:53:07,768 --> 00:53:09,736
ما مجبور شده ايم تا اين جنگ لعنتيو از صحنه برداريم

904
00:53:09,853 --> 00:53:12,248
هرچه سريعتر بهتر و گور پدر اعتبار سياسي.

905
00:53:12,272 --> 00:53:13,273
حرفمو باور کن

906
00:53:13,399 --> 00:53:14,399
خيلي ممنون،ديک

907
00:53:18,529 --> 00:53:21,999
نيکسون داشت دروغ ميگفت و جانسون از آن با خبر بود

908
00:53:22,116 --> 00:53:23,993
ولي براي مطرح کردن اين اطلاعات با مردم

909
00:53:24,118 --> 00:53:26,792
رئيس جمهور مجبور ميبود روشهايي که از طريق آن

910
00:53:26,912 --> 00:53:28,004
او از دورويي کانديد جمهوريخواه

911
00:53:28,122 --> 00:53:31,296
با خبر شده بود را فاش کند

912
00:53:31,458 --> 00:53:33,881
او نميخواست انکار را انجام دهد

913
00:53:34,002 --> 00:53:37,506
راز نيکسون محفوظ ميماند

914
00:53:37,631 --> 00:53:39,759
به مردم آمريکا هرگز گفته نميشد که

915
00:53:39,883 --> 00:53:44,138
رژيمي که براي آن 35 هزار آمريکايي کشته شده بودند

916
00:53:44,263 --> 00:53:46,607
مصمم شده بود تا مذاکرات صلح را تحريم کند

917
00:53:46,724 --> 00:53:50,274
تا به انتخاب نيکسون کمک کند يا اينکه او مصمم شده بود

918
00:53:50,394 --> 00:53:55,992
تا پايان دادن به  اين خونريزي را بخاطر انتخاب شدن به تاخير اندازد.

919
00:53:56,108 --> 00:54:00,488
در ساعت10:45 دقيقه امروز صبح بوقت استاندارد شرقي

زنده از مقر اصلي نيکسون

920
00:54:00,654 --> 00:54:05,751
ريچارد ميلهاس نيکسون در روز انتخابات برنده رياست جمهوري

921
00:54:05,868 --> 00:54:09,293
با 43/4 درصد آرا شد

922
00:54:09,413 --> 00:54:13,418
هوبرت هامفري 42/7 درصد آرا را کسب کرد

923
00:54:17,755 --> 00:54:20,884
مانور سري کارزار انتخاباتي نيکسون ممکن است به او کمک کرده باشد تا

924
00:54:21,008 --> 00:54:24,433
برنده انتخابات شود،ولي ترس رئيس جمهور منتخب اين بود که
نيکسون برنده ميشود
تضمين ميکند تا کشور را متحد کند

925
00:54:24,553 --> 00:54:27,682
آن مانور و حرکت ممکن است روزي فاش شود

926
00:54:27,848 --> 00:54:30,192
و باعث بي آبروييش شود

927
00:54:33,854 --> 00:54:36,448
نيو پيش از موافقت با فرستادن يک نماينده به پاريس

928
00:54:36,565 --> 00:54:41,696
چندين هفته پس از انتخابات منتظر ماند

929
00:54:41,862 --> 00:54:46,709
در انجا همه چيز لنگ اين شده بود تا ترتيب صندليها مشخص شود

930
00:54:46,867 --> 00:54:51,668
ويتنام شماليها بر يک ميز چهارگوش با اضلاع جداگانه

931
00:54:51,789 --> 00:54:55,214
براي همه طرفهاي مذاکره اصرار داشته بودند

932
00:54:55,375 --> 00:54:59,926
هانوي،ويت کنگ،سايگون و ايالات متحده.

933
00:55:00,047 --> 00:55:05,224
سايگون از مشارکت سرباز زد مگر اينکه هانوي و ويت کنگ

934
00:55:05,344 --> 00:55:07,688
در يک طرف ميز بنشينند

935
00:55:07,805 --> 00:55:11,730
اين وضعيت بلاتکليفي 10 هفته طول کشيد

936
00:55:14,645 --> 00:55:18,570
اين شوروي بود که نهايتا با راه حلي پيش آمد:

937
00:55:18,732 --> 00:55:20,905
يک ميز گرد.

938
00:55:26,281 --> 00:55:28,750
نوع جراحت اورژانسيه،زخمهاي ترکش

939
00:55:30,327 --> 00:55:32,170
منطقه ناامنه

940
00:55:35,791 --> 00:55:37,088
سرتو پايين نگهدار

941
00:55:39,294 --> 00:55:41,137
يک مقدار تيراندازي به سمت ماست

942
00:55:44,132 --> 00:55:47,602
شما اين بچه هاي 19 ساله
رو با اين قلبهاي بزرگ دارين

943
00:55:47,719 --> 00:55:50,768
اونا هر کاري که ازشون بخواين انجام خواهند داد

944
00:55:50,889 --> 00:55:55,144
مساله اينه که آيا شما دارين از اونا ميخواين کاريو انجام بدن که ارزشمند باشه؟

945
00:55:55,269 --> 00:55:56,395
اون به بزرگسالان بستگي داره

946
00:55:56,520 --> 00:55:58,864
و اين همونجايي که شکست ميخوره

947
00:55:58,981 --> 00:56:01,450
شکست اين نيست که اين بچه ها بگن:"من نميخوام اين کارو بکنم"

948
00:56:01,608 --> 00:56:03,986
چون اين با شخصيتشون سازگار نيست

949
00:56:04,111 --> 00:56:06,330
19 ساله ها نميدونن تا يک کت باروني بپوشن

950
00:56:06,446 --> 00:56:07,993
وقتي هوا بارونيه؟خيلي خوب
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

951
00:56:08,115 --> 00:56:10,413
اين دليليه که چرا اونا درجنگجو بودن انقدر خوبن
کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

952
00:56:10,534 --> 00:56:12,002
اونا اين کارو انجام خواهند داد

953
00:56:12,119 --> 00:56:13,479
اونا حتي يک سوال از شما   نخواهند کرد

954
00:56:14,872 --> 00:56:17,295
"خيلي خوب،ما اونکارو انجام خواهيم داد"

955
00:56:17,457 --> 00:56:20,131
اين مسوليت برعهده بزرگترهاست تا مطمئن بشن

956
00:56:20,294 --> 00:56:21,796
جان اونها تلف نميشه

957
00:56:21,920 --> 00:56:25,891
چون اونا آنکاريو انجام ميدن که بهشون گفته شده واونا اونکارو بخوبي انجام خواهند داد

958
00:56:28,802 --> 00:56:32,648
کارل مارلنتز در آستوريا،ايالت اورگون متولد شد

959
00:56:32,764 --> 00:56:35,984
و پسر يک کهنه سرباز نبرد بالج(آخرين تهاجم هيتلر به غرب در جنگ دوم جهاني)بود

960
00:56:36,101 --> 00:56:38,980
او به نيروهاي احتياط تفنگداران دريايي تابستان قبل ملحق شده بود

961
00:56:39,146 --> 00:56:41,023
سال اول ورودش به دانشگاه ييل.

962
00:56:41,148 --> 00:56:45,324
مشتاق بود تا خودش را اثبات کند و از کشورش دفاع کند

963
00:56:45,485 --> 00:56:47,362
وقتي او بورسيه تحصيلي براي دانشگاه آکسفورد(در انگليس) شد

964
00:56:47,487 --> 00:56:50,991
نيروي دريايي به او اجازه داد تا رفتنش به ماموريت نظامي به تعويق بيفتد

965
00:56:51,158 --> 00:56:54,833
و بجاي خدمت در ويتنام،او در پاييز 1967

966
00:56:54,953 --> 00:56:59,208
به آکسفورد رفت.

967
00:56:59,333 --> 00:57:01,335
چند ماه پس از رسيدنش به انجا

968
00:57:01,460 --> 00:57:05,055
او به والدينش در خانه نامه نوشت:

969
00:57:05,172 --> 00:57:06,892
"با نگراني کمي

970
00:57:06,965 --> 00:57:10,219
در حال نوشتن اين نامه هستم

971
00:57:10,344 --> 00:57:12,346
من از بورسيه تحصيليم منصرف شده ام

972
00:57:12,512 --> 00:57:16,767
و از 3 مي در ماموريت جنگي خواهم بود

973
00:57:16,892 --> 00:57:20,317
همانطور که ميدانيد من فکر ميکنم ايالات متحده  از بابت بودن در اين جنگ

974
00:57:20,437 --> 00:57:22,280
مطلقا در اشتباه است

975
00:57:22,397 --> 00:57:24,946
افراد زيادي بدون هيچ دليل موجهي کشته ميشوند

976
00:57:25,067 --> 00:57:29,573
من ميتوانم تنها حس رو به فزون خشم و نا اميدي

977
00:57:29,696 --> 00:57:32,074
و حس کاملي از درماندگي داشته باشم

978
00:57:33,784 --> 00:57:39,382
من در حقيقت در حال پنهان شدن بوده ام و ديگر اينکار را نخواهم کرد

979
00:57:39,498 --> 00:57:44,379
گمان ميکنم در حال انجام يک کار بسيار غير اخلاقي هستم

980
00:57:44,544 --> 00:57:45,636
من در حال شرکت در

981
00:57:45,754 --> 00:57:48,052
يکي از بزرگترين جنايات قرن حاضر هستم

982
00:57:48,173 --> 00:57:52,974
و من کاري چنان فراتر از نااميدي،ناخشنودي

983
00:57:53,095 --> 00:57:56,645
و يک حس بي معني انجام خواهم داد که من تنها مجبورم قدردان

984
00:57:56,765 --> 00:57:59,439
کل سال گذشته ام باشم

985
00:57:59,559 --> 00:58:02,278
از حالا به بعد منطقم دچار تغيير خواهد شد

986
00:58:04,231 --> 00:58:06,108
من ميتوانم کاري انجام دهم

987
00:58:06,233 --> 00:58:08,907
که اينه که ميتوانم نهايت تلاشم را انجام دهم  تا 40 نفر ازين بچه ها را

988
00:58:09,027 --> 00:58:11,325
زنده از ويتنام خارج کنم

989
00:58:11,446 --> 00:58:14,871
و اگر مجبور باشم به يک ماشين شيطاني براي انجام ان تبديل شوم

990
00:58:14,992 --> 00:58:16,835
بعد سوگند به خدا که خواهم شد

991
00:58:19,913 --> 00:58:23,884
اونا دوستام بودن،بچه هايي که باهاشون آموزش ديدم

992
00:58:24,001 --> 00:58:28,757
فکر ميکردم مثل اينه که اونا رو از خودم نا اميد ميکنم

993
00:58:28,880 --> 00:58:31,804
اينکه با ملحق نشدن به اونها و عدم مشارکت در باري که روي دوش اونها بود

994
00:58:31,925 --> 00:58:34,974
يک فرد نجيب نميبودم

995
00:58:35,095 --> 00:58:37,974
اون ترکيبي از مسائل مختلف بود چون من اونجا ميرفتم و مردم رو  ميکشتم

996
00:58:38,098 --> 00:58:39,896
براي ميدوني،اين دليليه که من اونکارو کردم؟

997
00:58:41,935 --> 00:58:43,562
آيا تو مردم رو ميکشي

تابلونوشته:جنگ را متوقف کنيد،سرباز گيري را متوقف کنيد

998
00:58:43,687 --> 00:58:45,735
در صورتيکه تو کاملا مطمئن نيستي اون درسته؟

تابلونوشته:جنگ را متوقف کنيد،سرباز گيري را متوقف کنيد

999
00:58:45,856 --> 00:58:49,326
و درصورتيکه کشورت کاملا مطمئن نيست که اون کار درستيه؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

1000
00:58:49,443 --> 00:58:53,573
اگه وجداني وجود نداره ،تو اونکارو انجام ميدي؟
چند پني براي برنامه رفاهي کودکان کم درامد،ميلياردها دلار براي بمبها!
کودکان براي سوزاندن نيستند،

1001
00:58:54,202 --> 00:58:56,302
تو نبايد بکشي

1002
00:58:56,450 --> 00:58:57,918
من در پايگاه نظامي فورت لوئيس در ايالت واشنگتن بودم

1003
00:58:58,035 --> 00:59:01,881
و کانادا باندازه فاصله 90 دقيقه اي با اتوبوس اونورتر بود

1004
00:59:01,997 --> 00:59:04,250
من براي مامان و بابام نامه نوشتم و تقاضاي پول کردم

1005
00:59:04,374 --> 00:59:07,423
درخواست پاسپورتم کردم

تيم اوبراين،ارتش

1006
00:59:07,544 --> 00:59:09,967
و اونها اونچيزا رو مجددا بدون هيچ سوالي فرستادند

تيم اوبراين،ارتش

1007
00:59:10,088 --> 00:59:11,728
سوالي مثل اينکه تو پاسپورتو براي چي ميخواي؟

1008
00:59:11,798 --> 00:59:13,345
اونا فقط فرستادنش

1009
00:59:13,467 --> 00:59:14,889
و من همه اونچيزارو پهلوي هم گذاشتم

1010
00:59:15,010 --> 00:59:17,763
ازجمله لباسهاي غيرنظاميو در چمدان قفل دارم گذاشتم

1011
00:59:17,888 --> 00:59:19,606
با اين فکر که شايد شايد اونکارو بکنم

1012
00:59:21,641 --> 00:59:24,235
اين به نوعي"شايد اتفاقي در پيش باشه"

1013
00:59:24,352 --> 00:59:27,856
در سراسر اين تمرينات هرچه رفتن به ويتنام نزديکتر

1014
00:59:27,981 --> 00:59:30,450
و نزديکتر و نزديکتر ميشد وجود داشت

1015
00:59:30,567 --> 00:59:33,787
چه چيزي مانع من از انجام اون ميشد؟

1016
00:59:33,904 --> 00:59:37,204
فکر ميکنم اون کاملا ساده و احمقانه بود

1017
00:59:37,324 --> 00:59:40,828
اون ترس از شرمندگي

1018
00:59:40,994 --> 00:59:45,374
ترس از تمسخر و تحقير شدن بود

1019
00:59:47,084 --> 00:59:49,428
دوست دختر من و اون مردم در قهوه خانه گابلر(پرخور)

1020
00:59:49,544 --> 00:59:53,014
در مرکز شهر ورثينگتون راجع من چي فکر ميکردن.

1021
00:59:54,674 --> 00:59:56,768
اين بچه هاي کيواني و بچه هاي کلوب کانتري

1022
00:59:56,885 --> 00:59:59,183
و اون شهر کوچکي که من در اون رشد کردم

1023
00:59:59,346 --> 01:00:01,690
چيزايي که اونا راجع من ميگفتن.

1024
01:00:01,807 --> 01:00:07,735
چقدر بزدل و چقدر دختر صفت بود براي اينکه به کانادا رفت

1025
01:00:07,854 --> 01:00:10,698
#اون زمان معصوميت بود#

1026
01:00:10,816 --> 01:00:12,534
و من مامان و بابامو تصور ميکنم

1027
01:00:12,692 --> 01:00:15,866
چيزايي مثل اون به گوششون ميخوره

1028
01:00:15,987 --> 01:00:19,332
#خيلي وقت پيش اون بايد ميبود#

1029
01:00:19,449 --> 01:00:22,919
من نميتونستم شجاعت نه گفتن رو

1030
01:00:23,036 --> 01:00:32,639
به اون مردم بدون نام و بدون چهره که واقعا در اصل

1031
01:00:32,754 --> 01:00:36,725
ايالات متحده امريکا بود رو داشته باشم

1032
01:00:36,842 --> 01:00:40,392
و نميتونستم به اونا نه بگم

1033
01:00:40,554 --> 01:00:46,402
و مجبورم تا حالا ميدوني بمدت چهل سال باهاش زندگي کنم

1034
01:00:46,518 --> 01:00:52,196
اون زمان زيادي براي زندگي با عذاب وجدان

1035
01:00:52,315 --> 01:00:57,287
و ضعف اعصابه

1036
01:00:57,404 --> 01:01:01,079
و کابوس ويتنام براي من اون بمبها

1037
01:01:01,241 --> 01:01:02,538
و اون گلوله ها نيست

1038
01:01:11,334 --> 01:01:15,089
اون ضعف اعصابه

1039
01:01:15,213 --> 01:01:16,760
اينکه من خيلي پشيمونم

1040
01:01:27,934 --> 01:01:32,815
پاييز 1968 احتمالا سخت ترين اوقاتي بود که داشتم

1041
01:01:35,984 --> 01:01:42,959
زندگي روزمره ما تقلا براي زنده ماندن بود

1042
01:01:43,116 --> 01:01:50,500
جيره غذاييمون سه فنجان برنج در هر روز بود

هال کوشنر،اسير جنگي

1043
01:01:51,917 --> 01:01:56,013
ما روي تشک بزرگي از ني خيزران(بامبو) ميخوابيديم

1044
01:01:56,129 --> 01:02:00,100
گاهي اوقات 10 يا 12 نفر روي يک تشک بودند

1045
01:02:00,217 --> 01:02:02,436
و ما مريض احوال بوديم

1046
01:02:02,552 --> 01:02:04,600
ما خيلي ناخوش بوديم

1047
01:02:04,721 --> 01:02:09,147
چهار نفر طي

1048
01:02:09,309 --> 01:02:10,811
يک ماه مردند

1049
01:02:10,936 --> 01:02:13,655
و بعد دو نفر ديگه بمدت خيلي کمي از اون مردن

1050
01:02:16,316 --> 01:02:18,694
13 آمريکايي

1051
01:02:18,818 --> 01:02:22,618
طي زمان اقامت سروان هال کوشنر در اردوگاههاي اسارت جنگلي

1052
01:02:22,739 --> 01:02:24,286
در ويتنام جنوبي مردند

1053
01:02:25,659 --> 01:02:28,583
او دکتر بود ولي هيچ دارويي نداشت

1054
01:02:28,703 --> 01:02:31,297
بدون آنتي بيوتيک يا محلول سرم نمکي

1055
01:02:31,414 --> 01:02:33,667
که با ان رفقايش را درمان کند

1056
01:02:33,833 --> 01:02:38,213
همه کاري که او ميتوانست بکند اين بود که هر کدام را در يک تابوت خيزران دفن کند

1057
01:02:38,338 --> 01:02:41,968
و مطمئن شود که آن محل با ستوني از سنگهاي

1058
01:02:42,092 --> 01:02:44,720
آغشته به مرکوکروم مشخص شود

1059
01:02:46,972 --> 01:02:49,725
ما هيچ چيزي براي خوردن نداشتيم

1060
01:02:49,849 --> 01:02:53,604
و فکر ميکردم که من داشتم ديوونه ميشدم

1061
01:02:53,728 --> 01:02:56,982
خب ما دور اون آتيش کوچيک نشسته بوديم

1062
01:02:57,107 --> 01:02:59,075
و گربه فرمانده اردوگاه رو ديديم

1063
01:02:59,192 --> 01:03:00,694
که آزادانه در اردوگاه ول ميگشت

1064
01:03:00,819 --> 01:03:02,116
و اون به محل ما اومد

1065
01:03:02,237 --> 01:03:04,239
و ما داشتيم از گشنگي ميمرديم

1066
01:03:04,364 --> 01:03:07,709
بنابراين يکي پيشنهاد کرد"بيايد اون گربه رو بخوريم"

1067
01:03:10,036 --> 01:03:11,128
پس ما اون گربه رو کشتيم

1068
01:03:12,747 --> 01:03:16,126
و سرش رو قطع کرديم و پنجه هاشو قطع کرديم

1069
01:03:16,251 --> 01:03:19,551
و ما اين لاشه کوچيک رو داشتيم که حدود 900 گرم وزن داشت

1070
01:03:19,671 --> 01:03:23,721
و يکي از محافظين پايين اومد و ما بهش گفتيم که اون راسو بود

1071
01:03:23,842 --> 01:03:26,311
و ما به اون سنگي زديم و اونو کشتيم

1072
01:03:26,428 --> 01:03:28,055
و بعد اون دوروبرو نگاه کرد

1073
01:03:28,179 --> 01:03:31,479
و يکي غفلت کرده بود تا يکي از پنجه ها رو دفن کنه

1074
01:03:31,599 --> 01:03:33,067
و اون پنجه رو ديد

1075
01:03:33,226 --> 01:03:36,776
و اون فورا فهميد که اون گربه فرمانده اردوگاه بوده

1076
01:03:36,896 --> 01:03:39,365
و اوضاع خيلي وخيم شد

1077
01:03:41,484 --> 01:03:44,579
اونا ما رو به خط کردند و گفتن کي اينکارو کرده؟

1078
01:03:44,696 --> 01:03:45,913
هيچکس چيزي نگفت

1079
01:03:46,072 --> 01:03:47,949
فکرميکردم اونا ميخوان هممونو بکشن

1080
01:03:48,074 --> 01:03:49,872
فورا اعداممون ميکنن

1081
01:03:49,993 --> 01:03:55,090
و يکي از اون افراد که سردسته اين قضيه بود

1082
01:03:55,248 --> 01:03:57,421
گفت که اون اينکارو کرده

1083
01:03:57,542 --> 01:04:01,012
و من گفتم که منهم اينکارو کردم

1084
01:04:01,129 --> 01:04:03,257
و ما همه گفتيم اين کارو کرديم

1085
01:04:03,381 --> 01:04:05,224
من اسپارتاکوسم،ميدوني؟(اشاره به سکانسي از فيلم اسپارتاکوس که در پاسخ به فرمانده رومي که چه کسي اسپارتاکوس است، همه بردگان گفتند من اسپارتاکوسم)

1086
01:04:05,342 --> 01:04:06,969
اين همون بود

1087
01:04:07,093 --> 01:04:11,223
بنابراين اونا از اون فرد و من خواستند که بيرون بيايم

1088
01:04:11,348 --> 01:04:14,818
و اون محافظ به اون لگد زد و کتکش زد تا به زمين افتاد

1089
01:04:14,934 --> 01:04:16,982
و بدون ترحم فقط اونو ميزد

1090
01:04:18,480 --> 01:04:21,859
و اونا با مشت به صورتم ميزدن و به اندازه اي

1091
01:04:21,983 --> 01:04:23,826
که اونو ميزدن منو نزدن

1092
01:04:23,943 --> 01:04:27,868
و بعد منو خيلي محکم با سيم تلفن به  يک کلبه بستن

1093
01:04:27,989 --> 01:04:31,493
و منو يک روز رها کردن

1094
01:04:31,618 --> 01:04:35,418
و لاشه اون گربه رو انداختن دور گردنم

1095
01:04:35,538 --> 01:04:37,040
و انقدر ديوونه شده بودم که فکر ميکردم

1096
01:04:37,165 --> 01:04:39,133
"شايد اونا ميخوان به من اجازه بدن تا اين گربه رو بخورم"

1097
01:04:39,292 --> 01:04:41,795
ولي مجبور بودم تا دفنش کنم

1098
01:04:41,920 --> 01:04:47,017
خب اون رفيقي که اونا خيلي بدجور کتکش زدند دو هفته بعد مرد

1099
01:04:48,510 --> 01:04:52,356
ولي از نظر من تراژدي اين بود که ما به اون گربه نرسيديم

1100
01:04:58,311 --> 01:05:00,564
سايگون بعنوان پايتخت کشوري در حال جنگ

1101
01:05:00,688 --> 01:05:04,192
پر است از تعداد بسيار زيادي از مردان جوان

1102
01:05:04,317 --> 01:05:07,321
در سن سربازي با لباسهاي غيرنظامي پر زرق و برق.

1103
01:05:07,445 --> 01:05:10,745
اونا معروف به گاوچرانهاي سايگون هستند

1104
01:05:10,865 --> 01:05:14,335
اين يک اقتصاد بهره مند از جنگ با محرک حواله زوري

1105
01:05:14,452 --> 01:05:15,795
پول آمريکاييه

1106
01:05:15,912 --> 01:05:17,459
اونها اينرو يک سال خوب در سايگون حساب ميکنند

1107
01:05:17,580 --> 01:05:19,878
زمانيکه قيمتها تا 25 درصد بالا ميرود.

1108
01:05:24,003 --> 01:05:25,676
سالهاي حضور آمريکا

1109
01:05:25,797 --> 01:05:30,052
و دهها ميليارد دلار آمريکايي که همراه  ان آمد

1110
01:05:30,176 --> 01:05:32,679
اکثر ويتنام جنوبي را تغيير داد

1111
01:05:32,846 --> 01:05:36,476
اقتصاد کاذبي خلق کرد که کاملا به آن

1112
01:05:36,599 --> 01:05:40,149
حضوري که داشت دائمي ميشد وابسته بود

1113
01:05:40,270 --> 01:05:43,490
از زمانيکه ايالات متحده ساخت و ساز بزرگش را در اواسط دهه 60 آغاز کرد

1114
01:05:43,606 --> 01:05:46,029
کالاهايي بارزش ميليونها دلار هر ماه

1115
01:05:46,192 --> 01:05:47,785
وارد اين کشور ميشد

1116
01:05:47,902 --> 01:05:50,826
برخي اقتصاد دانان ميگويند که 10 درصد يا بيشتر اين محموله

1117
01:05:50,947 --> 01:05:53,541
به مجاري توزيع بازار سياه منحرف ميشود

1118
01:05:57,328 --> 01:05:59,877
با چنان پول زيادي که بداخل کشور جريان ميداشت

1119
01:05:59,998 --> 01:06:03,172
فساد و جرم و جنايت بطور اجتناب ناپذيري رشد کرد

1120
01:06:05,795 --> 01:06:08,093
مقامات دولتي فاسد بودند

1121
01:06:08,214 --> 01:06:11,058
همينطور بسياري از افسران ارتش ويتنام جنوبي.

1122
01:06:11,217 --> 01:06:14,562
به افراد پليس نميشد اعتماد کرد

1123
01:06:17,765 --> 01:06:21,770
چه کساني از جنبه مالي جنگ منتفع ميشدند؟

1124
01:06:22,937 --> 01:06:24,439
ژنرالها

1125
01:06:24,564 --> 01:06:26,737
اينرو انکار نکنيد

فان کوانگ تو،سايگون

1126
01:06:26,900 --> 01:06:30,245
بعد اونا پول گرفتن،بعد اونا ثروتمندتر شدن

فان کوانگ تو،سايگون

1127
01:06:30,403 --> 01:06:35,660
ما واژه اي داريم و من از اون استفاده ميکنم،اونها منفعت بران جنگ بودند

1128
01:06:35,783 --> 01:06:39,959
از تيو و کي گرفته تا هر رده.

1129
01:06:40,079 --> 01:06:42,548
ويتناميها يک مثلي داشتند:

1130
01:06:42,665 --> 01:06:45,760
يک خونه از سقف تا پايين چکه ميکنه.

1131
01:06:50,798 --> 01:06:55,599
و اون البته روششون براي اشاره کردن بطور مستتر

استوارت هرينگتون،مشاور ارتش

1132
01:06:55,720 --> 01:06:59,270
به مشکل هميشگي و آزار دهنده فساده.

1133
01:06:59,432 --> 01:07:04,734
اونا داشتند از ما ميدزديند و به هرکسي ميفروختند

1134
01:07:04,854 --> 01:07:06,494
هليکوپتر دو نفره،تو يکي از اونا ميخواي؟

1135
01:07:06,606 --> 01:07:09,576
اونها اونو در يک جعبه رو پشتشون ميگذاشتن

1136
01:07:09,692 --> 01:07:13,947
اگه شما زياد چونه ميزديد ميشد 12000 دلار اونو گرفت

1137
01:07:15,365 --> 01:07:19,040
فساد در اونجا همه گير بود

جو گالووي،روزنامه نگار

1138
01:07:19,160 --> 01:07:22,289
و ما تحملش ميکرديم

1139
01:07:22,413 --> 01:07:26,793
چندين تن کالاي آمريکايي بنادر سايگون روي هم انباشته شده بود

1140
01:07:26,960 --> 01:07:30,464
برخي نظاميان آمريکايي هم منفعت ميبردند

1141
01:07:30,630 --> 01:07:34,476
محصولات آمريکايي از درهاي پشتي فروشگاههاي ارتش آمريکا خارج شد

1142
01:07:34,592 --> 01:07:37,596
در تنها يکسال

1143
01:07:37,720 --> 01:07:44,023
بازار سياه 2 ميليارد دلار براي ارتش ايالات متحده ارزش داشت

1144
01:07:44,143 --> 01:07:46,987
تاثير جنگ الگوهاي باستاني زندگي ويتنامي

1145
01:07:47,146 --> 01:07:49,114
را از هم گسيخته بود

1146
01:07:49,232 --> 01:07:52,202
شهرها تا نقطه انفجار مملو از مردم

1147
01:07:52,318 --> 01:07:55,162
کنده شده از زمين و ارزشهاي اجدادي

1148
01:07:55,280 --> 01:07:57,578
يک اجتماع روستايي بود

1149
01:07:57,699 --> 01:08:00,327
ولي انها هيچ چيزي براي جايگزيني آنها نداشتند

1150
01:08:00,451 --> 01:08:03,625
پيش از رسيدن سربازان ايالات متحده

1151
01:08:03,746 --> 01:08:07,751
هشت نفر از ده ويتنام جنوبيايي در روستاها زندگي ميکردند

1152
01:08:07,875 --> 01:08:11,175
تا پايان دهه 1960

1153
01:08:11,337 --> 01:08:15,717
تقريبا نيمي از آنها درون مناطق شهري  مجتمع شدند

1154
01:08:15,842 --> 01:08:19,847
جمعيت سايگون به سه ميليون نفر يعني سه برابر افزايش يافت

1155
01:08:20,013 --> 01:08:24,268
نيمي از پناهندگان سرپناه دائمي نداشتند

1156
01:08:26,686 --> 01:08:29,360
وبا و حصبه هزاران نفر را کشت

1157
01:08:31,899 --> 01:08:35,654
کودکان گرسنه در خيابانها پرسه ميزدند و در آشغالها جستجو ميکردند،گدايي ميکردند

1158
01:08:35,778 --> 01:08:40,033
بدنبال کاري براي انجام دادن يا جيبي براي زدن ميگشتند

1159
01:08:40,199 --> 01:08:44,705
دهها هزار زن جوان خانه هاي روستاييشان را ترک کردند

1160
01:08:44,871 --> 01:08:50,002
و به سايگون امدند تا دختران شاغل در مشروب فروشيها يا فاحشه شوند

1161
01:08:54,505 --> 01:08:55,882
دولت کمونيستي در هانوي

1162
01:08:56,007 --> 01:08:58,055
سعي داشت تا حداکثر بهره برداري را از آن بکند

1163
01:08:58,217 --> 01:09:02,688
و ايالات متحده و دولت دست نشانده اش در سايگون را

1164
01:09:02,805 --> 01:09:05,900
به نابودي فرهنگ ويتنامي در جنوب متهم ميکرد

1165
01:09:09,604 --> 01:09:13,199
ولي شهروندان سايگون
بسيار آزادتر

1166
01:09:13,316 --> 01:09:14,784
از ويتنام شماليها بودند

1167
01:09:14,901 --> 01:09:19,247
مردم ويتنام جنوبي ميتوانستند ديدگاههايشان له

1168
01:09:19,364 --> 01:09:20,832
يا عليه حکومتشان در صفحات

1169
01:09:20,948 --> 01:09:25,954
صدها روزنامه و مجله بيان کنند

1170
01:09:26,079 --> 01:09:29,424
و آنها تظاهراتي عليه و در تقبيح

1171
01:09:29,582 --> 01:09:33,553
فساد گسترده و تقاضا براي آزادي مذهبي

1172
01:09:33,670 --> 01:09:36,093
و رفتار بهتر با کهنه سربازان برگزار ميکردند

1173
01:09:40,093 --> 01:09:43,472
با وجود همه اين مشکلات،يک مرد بخاطر مياورد:

1174
01:09:43,596 --> 01:09:48,067
سايگون کثيف و آزاد بود.

1175
01:09:56,813 --> 01:09:59,680
وقتي سربازي به جبهه ميره

1176
01:10:01,963 --> 01:10:03,430
و اولين دشمنش رو ميکشه

1177
01:10:06,118 --> 01:10:08,085
اون واقعا ترسيده

1178
01:10:14,954 --> 01:10:18,220
اون واقعا ترسيده

وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

1179
01:10:19,045 --> 01:10:20,145
چون کشتن کسي وحشتناکه

وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

1180
01:10:20,181 --> 01:10:21,981
ولي بعد شما بهش عادت ميکنين

1181
01:10:24,456 --> 01:10:25,456
جنگ

1182
01:10:26,603 --> 01:10:29,403
توحش رو در مردم بيدار ميکنه

1183
01:10:35,067 --> 01:10:36,733
من مدت زيادي در جنگل بودم

1184
01:10:38,205 --> 01:10:39,938
حيوانات اونقدر وحشي نيستند

1185
01:10:41,732 --> 01:10:43,766
ببرها اونقدر وحشي نيستن

1186
01:10:46,613 --> 01:10:49,746
ببرها وقتي ميکشتند که نياز به خوردن داشته باشند

1187
01:10:50,924 --> 01:10:52,057
ولي مردم همديگرو به اين دليل

1188
01:10:54,237 --> 01:10:56,604
که گرسنه هستند نميکشند

1189
01:10:58,900 --> 01:11:01,300
وقتي مردم ميکشند و ناقص العضو ميکنند

1190
01:11:03,794 --> 01:11:05,894
اون توحش جنگه

1191
01:11:20,443 --> 01:11:23,367
در دلتاي مکونگ با تراکم جمعيتي بالا

1192
01:11:23,529 --> 01:11:28,205
جنگ در نواحي روستايي ناگهان شديد شد

1193
01:11:28,367 --> 01:11:30,586
ژنرال آبرامز،به فرمانده

1194
01:11:30,703 --> 01:11:35,049
لشکر پياده نهم،ژنرال جولين جي. ايول

1195
01:11:35,166 --> 01:11:37,919
ماموريت نابودي بقاياي ويت کنگ

1196
01:11:38,044 --> 01:11:40,342
در جنوب سايگون را محول کرد

1197
01:11:40,463 --> 01:11:44,889
عملياتش قطار سريع السير ناميده شد

1198
01:11:46,719 --> 01:11:51,350
ايول گفت:"در رويکرد (جلب)قلبها و اذهان ميتوان  مبالغه کرد

1199
01:11:51,474 --> 01:11:55,854
در دلتا(ي رود مکونگ)تنها راه براي پيروزي بر کنترل و وحشت ويت کنگ

1200
01:11:55,978 --> 01:11:59,027
استفاده از زور بيرحمانه است."

1201
01:12:00,566 --> 01:12:03,570
گشتها دشمن را 24 ساعته تعقيب ميکردند

1202
01:12:03,736 --> 01:12:07,115
آسمان شب با هليکوپترها پر شد

1203
01:12:07,240 --> 01:12:09,789
که برخي مسلح با تجهيزاتي  بودند که ميتوانست

1204
01:12:09,909 --> 01:12:11,911
آثار کربن و آمونياک را رديابي کند

1205
01:12:12,036 --> 01:12:14,789
که نشان ميداد انسان زير آن است

1206
01:12:14,914 --> 01:12:18,088
هرچند نشان نميداد که آنها متعلق به کدام طرف هستند

1207
01:12:18,251 --> 01:12:22,427
در نواحي که "مناطق آتش به اختيار" طراحي شد

1208
01:12:22,588 --> 01:12:25,262
به هرکسي که در ساعات حکومت نظامي بيرون ميامد
ميشد شليک کرد

1209
01:12:27,260 --> 01:12:31,106
طي روز هر کسي که ديده ميشد ميدود،هدف قرار ميگرفت

1210
01:12:33,641 --> 01:12:37,612
سرهنگ رابرت گارد يکي از فرماندهان توپخانه ايول بود

1211
01:12:37,770 --> 01:12:42,822
اگر به شخصي گفته ميشد که هرکسي که فرار ميکند بايد دشمن

1212
01:12:42,942 --> 01:12:46,742
فرض شود،من مطمئنا با ان مخالف بودم

1213
01:12:46,863 --> 01:12:48,615
اون کاملا بيجاست

1214
01:12:48,781 --> 01:12:52,376
مردم فرار ميکنند چون اونا ترسانده ميشوند

1215
01:12:52,493 --> 01:12:56,543
من مواردي از کشاورزها رو ديدم

رابرت گارد،از ارتش

1216
01:12:56,664 --> 01:12:59,338
که وقتي شما ناگهان در هليکوپتر پايين مياييد

رابرت گارد،از ارتش

1217
01:12:59,458 --> 01:13:02,382
و اونا خشکشون ميزنه،و اونا وحشتزده ميشن و فرار ميکنن

1218
01:13:02,503 --> 01:13:07,134
شما نميتونيد راجع همه يکجور قضاوت کنيد

1219
01:13:07,300 --> 01:13:11,771
ژنرال ايول به پرونده اماري يگانش ميباليد

1220
01:13:11,888 --> 01:13:17,440
10899 ويت کنگ کشته شده در شش ماه

1221
01:13:17,560 --> 01:13:20,734
با تنها از دست دادن 242 آمريکايي

1222
01:13:20,855 --> 01:13:26,453
يک نسبت کشتار متحير کننده 45 به 1

1223
01:13:28,988 --> 01:13:33,664
براي گفتن اينکه ما تنها رزمندگان دشمن را کشته ايم

1224
01:13:33,784 --> 01:13:37,334
و سخن گفتن از نسبت کشتار 40 به 1

1225
01:13:37,496 --> 01:13:40,545
حقيقتا تصورات منو به چالش ميکشه

1226
01:13:42,126 --> 01:13:45,380
با توصيه نامه آبرامز،ايول ترفيع گرفت

1227
01:13:45,504 --> 01:13:49,930
ولي ژنرال بازرس ارتش نهايتا تخمين زد که

1228
01:13:50,051 --> 01:13:53,100
بيش از نيمي از 11000 کشته تقريبي

1229
01:13:53,220 --> 01:13:55,518
که توسط لشکر پياده نظام نهم ادعا ميشد که کشته اند

1230
01:13:55,681 --> 01:13:58,651
غيرنظاميان غير مسلح بيگناه بوده اند

1231
01:14:02,355 --> 01:14:05,199
هيچکس هميشه پاسخگو نيست

1232
01:14:17,910 --> 01:14:18,889
کارول و موگي کراکر،1951

1233
01:14:18,913 --> 01:14:24,261
#فايده اي نداره که بنشيني و در شگفت باشي که چرا ،عزيزم#

1234
01:14:24,377 --> 01:14:28,098
# بهرحال مهم نيست#

1235
01:14:28,214 --> 01:14:33,266
#فايده اي نداره که بنشيني و در شگفت باشي که چرا ،عزيزم#

1236
01:14:33,386 --> 01:14:37,186
#اگه تا حالا نفهميده اي#

1237
01:14:37,306 --> 01:14:41,812
#وقتي خروست در سپيده دم ميخواند #

1238
01:14:41,936 --> 01:14:46,783
# از پنجره ات نگاه کن و من رفته ام#

1239
01:14:46,899 --> 01:14:50,870
#تو دليل اين هستي که به مسافرت رفته ام #

1240
01:14:50,987 --> 01:14:54,617
#دوبار فکر نکن،درست ميشه#

1241
01:15:00,913 --> 01:15:05,840
فکر ميکنم دور شدن از ايدئولوژيهاي خانوادگي شخص

1242
01:15:05,960 --> 01:15:12,718
يک تعادل ترسناک در يک لبه پرتگاه بسيار مشکله

کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک

1243
01:15:12,842 --> 01:15:16,517
چون اونها نقطه کانوني اينکه

1244
01:15:16,637 --> 01:15:18,014
چگونه ما نحوه عملکردمون رو قضاوت ميکنيم شده اند

1245
01:15:18,139 --> 01:15:22,770
و من حالا سعي داشتم تا تصميماتم و اعمالم رو

1246
01:15:22,935 --> 01:15:26,985
برمبناي نظرات و افکار خودم ارزيابي کنم

1247
01:15:27,106 --> 01:15:30,280
جنگ از قبل براي کارول کراکر

1248
01:15:30,443 --> 01:15:32,787
يک بن بست ناراحت کننده شده بود

1249
01:15:32,903 --> 01:15:35,622
برادرش موگي داوطلب جنگ شده بود

1250
01:15:35,781 --> 01:15:40,628
و در 1966 در ويتنام کشته شده بود

1251
01:15:40,745 --> 01:15:42,372
او هنوز عزادار بود

1252
01:15:44,665 --> 01:15:48,590
کارول در آن پاييز وارد کالج گاچر در بالتيمور شده بود

1253
01:15:48,711 --> 01:15:53,592
يک دانشکده تک جنسيتي زنانه با يک سنت محافظه کارانه طولاني مدت.

1254
01:15:53,716 --> 01:15:55,639
ما براي شام لباس ميپوشيديم

1255
01:15:55,760 --> 01:15:58,809
ما در ساعت 11 شب خاموشي اجباري داشتيم.

1256
01:15:58,929 --> 01:16:04,186
معلومه که هيچ پسر ويا مردي حق ورود به خوابگاههاي دخترانه را نداشت.

1257
01:16:04,310 --> 01:16:06,278
اون قانون بود.

1258
01:16:08,439 --> 01:16:12,160
در آغاز ترم دوم بود که

1259
01:16:12,276 --> 01:16:17,954
بيشتر اون قوانين که

1260
01:16:18,074 --> 01:16:22,921
بمدت سالهاي سالها بود که اجرا ميشد،ديگر وجود نداشت

1261
01:16:23,037 --> 01:16:28,589
# Oh, come on,
come on, come on, come on #

1262
01:16:28,709 --> 01:16:30,177
# And take it #

1263
01:16:30,294 --> 01:16:31,521
# Take another little piece... #

1264
01:16:31,545 --> 01:16:32,625
اين چالش

1265
01:16:32,671 --> 01:16:36,767
براي محيطهاي دانشگاهي اين بود که

1266
01:16:36,884 --> 01:16:38,511
چگونه ما پيکره دانشجوييمان را

1267
01:16:38,636 --> 01:16:44,234
براي سلوک به شيوه شهروندي حفظ کنيم،و اونا رو آموزش بديم

1268
01:16:44,350 --> 01:16:47,274
و نگذاريم اونا ما رو خاکستر کنند؟

1269
01:16:47,394 --> 01:16:49,863
اگه اون به معني تيپ نزدن براي شام باشه،خوب بگذار باشه

1270
01:16:49,980 --> 01:16:52,028
# If it makes you feel good #

1271
01:16:52,191 --> 01:16:54,319
# Oh yes it did. #

1272
01:16:54,443 --> 01:16:57,367
دوستام که با هم وقت ميگذرونديم و حرف ميزديم

1273
01:16:57,488 --> 01:16:58,489
و اونا ترسيده بودند

1274
01:16:58,614 --> 01:17:00,457
و اونا نگران بودند

1275
01:17:00,574 --> 01:17:03,578
و اونا مطمئن نبودند که چه کاري اونا قرار بود بکنن

1276
01:17:03,702 --> 01:17:07,377
و بحث بيشتر درمورد اينکه

1277
01:17:07,540 --> 01:17:11,340
آيا اين يک جنگ قانوني بود دور ميزد.

1278
01:17:11,460 --> 01:17:15,966
و اين واقعا براي من اولين باري بود که گوشهامو

1279
01:17:16,090 --> 01:17:18,468
به جنگ بغير از شيوه اي که

1280
01:17:18,592 --> 01:17:22,062
در مورد مرگ برادرم بود باز کردم

1281
01:17:22,179 --> 01:17:24,853
من بهش افتخار ميکردم

1282
01:17:24,974 --> 01:17:29,400
من بهش براي انجام کاري که بهش معتقد بود احترام ميگذاشتم

1283
01:17:29,520 --> 01:17:31,397
ولي من با اون موافق نبودم

1284
01:17:31,564 --> 01:17:36,161
# Come on, come on,
come on and take it. #

1285
01:17:36,277 --> 01:17:39,747
اوا جفرسون در دانشگاه نورث وسترن(شمال غربي)دانشجوي سال دوم بود

1286
01:17:39,905 --> 01:17:43,079
او که دختر يک نظامي بود وارد دانشگاه با اين اعتقاد  شد که

1287
01:17:43,242 --> 01:17:46,963
دولت آمريکا هرگز شهروندانش را فريب نميدهد.

1288
01:17:47,079 --> 01:17:50,800
ولي براي او هم اوضاع شروع به تغيير کرده بودند

1289
01:17:50,916 --> 01:17:52,714
اوايل آن سال

1290
01:17:52,835 --> 01:17:56,089
وقتي مشتي از دانشجويان سياه پوست دانشگاه نورث وسترن تصميم گرفتند

1291
01:17:56,213 --> 01:17:58,341
تا دفتر صندوقدار دانشکده را اشغال کنند

1292
01:17:58,465 --> 01:18:01,844
خواستار تحصيل براي آمريکاييهاي آفرقايي تبار شدند،او به آنها پيوست

1293
01:18:01,969 --> 01:18:05,815
بعد به والدينش تلفن زد تا به آنها بگويد که چه کاري انجام داده است

1294
01:18:05,931 --> 01:18:08,730
و من گفتم:مامان و بابا حدس بزنيد من کجام؟

1295
01:18:08,851 --> 01:18:10,478
ما همين حالا دفتر صندوقدار دانشکده رو گرفتيم

1296
01:18:10,603 --> 01:18:12,446
اونا وحشتزده شدند

1297
01:18:12,563 --> 01:18:15,612
و بعد از فکر کردن البته اونها وحشتزده شدن

1298
01:18:15,774 --> 01:18:17,210
و گفتند اگه تو از اونجا بيرون نياي

1299
01:18:17,234 --> 01:18:18,587
ما پولي که بهت ميديمو قطع خواهيم کرد

اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

1300
01:18:18,611 --> 01:18:20,955
بنابراين اون لحظه اي در وجدان خودم بود که

اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

1301
01:18:21,113 --> 01:18:23,115
که من مستقل شدم

اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

1302
01:18:23,240 --> 01:18:25,459
من فکر ميکردم:"خوب اونا دارن پول توجيبي منو قطع ميکنن

اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

1303
01:18:25,618 --> 01:18:27,211
زندگي همينه

اوا جفرسون پترسون،ادانشگاه نورث وسترن

1304
01:18:27,328 --> 01:18:31,424
دانشگاه همه تقاضاهامونو ظرف سه روز تامين خواهد کرد

1305
01:18:31,540 --> 01:18:32,792
او اين را بخاطر مياورد

1306
01:18:32,958 --> 01:18:35,632
اگر شما خواستار تحصيل سياهپوستان در جمعه شويد

1307
01:18:35,753 --> 01:18:37,801
شما انرا در دوشنبه بدست خواهيد اورد

1308
01:18:37,922 --> 01:18:42,177
حسش شبيه اين بود که اتفاقي درحال رخ دادنه که مهم هست

1309
01:18:42,301 --> 01:18:44,053
اينکه غيرقابل بازگشت هست

1310
01:18:44,178 --> 01:18:46,055
ولي همچنين شما 18،19 سالتونه

1311
01:18:46,180 --> 01:18:47,180
اون هيجان انگيزه

1312
01:18:49,225 --> 01:18:52,354
حس ميکردم مثل اينکه يک انقلاب در پيشه

1313
01:18:52,478 --> 01:18:56,278
و فکر ميکردم اون انقلاب بايد از طرف ما برنده بشه

1314
01:19:01,868 --> 01:19:03,901
عشق بورزيد نه جنگ

1315
01:19:03,906 --> 01:19:08,161
روابط بين والدين و فرزندان،برادرها و خواهرها

1316
01:19:08,327 --> 01:19:11,456
همه جا در حال تغيير بود

1317
01:19:11,580 --> 01:19:15,255
وقتي من در اتاق نشيمن ايستادم و دو برادرم رو بغل ميکردم

1318
01:19:15,376 --> 01:19:17,674
برام انتخابهاشون

1319
01:19:17,836 --> 01:19:22,012
يا اينکه اونها در دو طرف مخالف هم پشت حصار قرار داشتند مهم نبود
آن هريسون بومن،کاليفرنيا

1320
01:19:22,174 --> 01:19:26,179
همه اون چيزي که ميفهميدم اين بود که هردو اونها برادرم هستند

1321
01:19:26,303 --> 01:19:28,931
و هر دو اونها در همون اتاقي بودند که ما بوديم

1322
01:19:29,056 --> 01:19:33,152
سروان مت هريسون جونيور
چيپس

1323
01:19:33,269 --> 01:19:39,197
از وست پوينت فارغ التحصيل شد و در يک ماموريت در ويتنام خدمت کرد

1324
01:19:39,358 --> 01:19:43,408
و در دو تا از خونين ترين نبردهاي جنگ شرکت داشت

1325
01:19:43,529 --> 01:19:47,159
(نبرد)تپه 1338 و تپه 875.

1326
01:19:49,451 --> 01:19:53,081
او در پاييز 1968 به خانه برگشت,

1327
01:19:53,205 --> 01:19:57,255
زمانيکه خانواده در مورد برادر جوانترش باب داشتند نگران ميشدند

1328
01:19:57,376 --> 01:20:01,381
که خواهر و برادرانش گاهي اوقات او را رابين صدا ميکردند

1329
01:20:01,505 --> 01:20:06,386
او ومن از وقتي بزرگ ميشديم با هم دوستان بسيار صميمي شديم

1330
01:20:06,552 --> 01:20:10,523
چون ما هر يکي يا دوسال جابجا ميشديم

مت هريسون،ارتش

1331
01:20:10,639 --> 01:20:12,733
و ميدوني،مجموعه جديدي از دوستان

مت هريسون،ارتش

1332
01:20:12,850 --> 01:20:14,067
ولي هميشه برادرمو داشتم

1333
01:20:15,728 --> 01:20:17,730
باب در سپاه اموزشي افسران احتياط بود

1334
01:20:17,855 --> 01:20:21,905
و کفشهاشو واکس ميزد و برق مينداخت و موهاش کوتاه بود

1335
01:20:22,067 --> 01:20:25,913
و ميگفت:"بله قربان " و "بله خانم"

1336
01:20:26,030 --> 01:20:30,251
و بعد ما در سال اخر دبيرستانش به کاليفرنيا جابجا شديم

1337
01:20:30,409 --> 01:20:36,792
و او موهاش کاملا طلايي و پسر بسيار خوش قيافه اي بود که از کلاسهاي درس فراري بود

1338
01:20:36,915 --> 01:20:39,088
و اون بزودي خيلي محبوب شد

1339
01:20:39,209 --> 01:20:41,553
و کنار دوستاش اوقات خوشي داشت

1340
01:20:44,631 --> 01:20:46,759
رابين به دانشگاه نظامي وست پوينت نرفت

1341
01:20:46,925 --> 01:20:49,678
بجايش وارد کالج جونيور مارين(تفنگداران دريايي)شد

1342
01:20:49,803 --> 01:20:52,727
و بعد خانواده اش را با ثبت نام

1343
01:20:52,848 --> 01:20:56,603
در تفنگداران دريايي و نه نيروهاي احتياط ارتش شوکه کرد

1344
01:20:58,395 --> 01:21:02,491
در زمان مشخصي رابين متقاعد شد که

1345
01:21:02,608 --> 01:21:06,784
آن جنگ اشتباه بود و نه تنها اشتباه که آن غير اخلاقي بود

1346
01:21:06,904 --> 01:21:12,035
بنابراين او از رفتن به اخر هفته هاي نيروي احتياط اجتناب کرد

1347
01:21:12,159 --> 01:21:15,129
و به همين دليل اون نيروي عملياتي شد

1348
01:21:15,245 --> 01:21:20,297
و حالا خيلي احتمال داشت که اون قرار باشه به ويتنام بعنوان

1349
01:21:20,417 --> 01:21:23,637
يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بره

1350
01:21:23,754 --> 01:21:26,007
من فکر نميکردم که يک تفنگدار سپاه تفنگداران دريايي بودن

1351
01:21:26,131 --> 01:21:29,010
يک حرفه خيلي امن باشه

1352
01:21:29,134 --> 01:21:32,138
و فکر نميکردم رابين يک تفنگدار سپاه

1353
01:21:32,262 --> 01:21:34,014
تفنگداران دريايي نسبتا خوب بشه

1354
01:21:34,139 --> 01:21:38,519
و بنابراين من صرفا فکر ميکردم که اين يک پيامد بسيار بد براي اون

1355
01:21:38,644 --> 01:21:40,112
و براي خانواده بود

1356
01:21:44,400 --> 01:21:47,950
مت هريسون ميدانست که طبق مقررات نظامي

1357
01:21:48,070 --> 01:21:51,415
اگر يک برادر از قبل در يک منطقه جنگي باشد

1358
01:21:51,532 --> 01:21:54,786
برادر دوم نياز نبود که ماموريت در انجا را بپذيرد

1359
01:21:54,910 --> 01:21:58,414
بنابراين براي اينکه رابين را دور از جنگ نگاه دارد

1360
01:21:58,539 --> 01:22:03,215
او براي ماموريت دوم در ويتنام داوطلب شد

1361
01:22:03,335 --> 01:22:08,011
من به ويتنام برگشتم ،فکر ميکنم در کمتر از 30 روز.

1362
01:22:08,173 --> 01:22:09,641
من يک کهنه سرباز با تجربه بودم

1363
01:22:09,758 --> 01:22:11,977
من قرار بود تا براي فرماندهي يک گروهان برم.

1364
01:22:12,094 --> 01:22:14,893
احتمال آسيب ديدنم بسيار کمتر از رابين بود

1365
01:22:15,013 --> 01:22:16,936
و اگه من انتخاب ميکردم که اونرو حرفه خودم کنم

1366
01:22:17,057 --> 01:22:19,059
حقيقت اين بود که من يک ماموريت دوم

1367
01:22:19,184 --> 01:22:21,329
بعنوان يک فرمانده گروهان تفنگدار داشته بودم که قرار بود برام خوب باشه

1368
01:22:21,353 --> 01:22:24,357
و بنابراين ،ميدوني،اون کاملا خالي از خودخواهي نبود

1369
01:22:24,481 --> 01:22:28,861
من صادقانه بگم گفتگوهاي زيادي

1370
01:22:29,027 --> 01:22:30,904
بين مامان و بابام رو بخاطر نميارم

1371
01:22:31,029 --> 01:22:34,124
فکر ميکنم حس اونا اين بود که اگه باب رفته بود

1372
01:22:34,241 --> 01:22:36,039
اون کشته ميشد

1373
01:22:36,201 --> 01:22:41,674
درحاليکه فکر ميکنم اونا حس ميکردن که چيپس قرار بود تا حالش خوب باشه

1374
01:22:41,790 --> 01:22:46,637
نميتونم تصور کنم،با داشتن پسري که حالا ميخواست به عراق بره

1375
01:22:46,753 --> 01:22:52,226
مادرم چطور ميتونست هر روز تنها رو

1376
01:22:52,342 --> 01:22:57,724
بدون باور بسيار محکم به اينکه اون قرار بود حالش خوب باشه بگذرونه

1377
01:23:00,559 --> 01:23:03,233
تصميم مت هريسون براي خدمت در ماموريت دوم

1378
01:23:03,353 --> 01:23:06,573
کاملا از برادرش رابين حفاظت نميکرد

1379
01:23:06,732 --> 01:23:09,235
او به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي نظامي رفت،دادگاه نظامي شد

1380
01:23:09,359 --> 01:23:12,112
و به سه ماه کار با اعمال شاقه محکوم شد

1381
01:23:12,237 --> 01:23:14,490
اين محکوميت تعليق يافت

1382
01:23:14,615 --> 01:23:16,288
او به نيروي دريايي بازگشت

1383
01:23:16,408 --> 01:23:18,581
بعنوان دستيار کشيش نظامي خدمت کرد

1384
01:23:18,702 --> 01:23:21,956
براي وضعيت مغاير با وجدان(وضعيتي که در نظام شخص با عنوان اينکه خدمت مغاير با عقايدش هست از جنگ معاف ميشود)

1385
01:23:22,080 --> 01:23:26,426
و بعد مجددا به وضعيت غيبت بدون اجازه از ماموريتهاي جنگي بازگشت

1386
01:23:26,585 --> 01:23:29,272
به ياد ميارم اف.بي.آي آمد و در  زد

1387
01:23:29,296 --> 01:23:31,298
و بدنبال او ميگشت

1388
01:23:31,423 --> 01:23:35,144
اونها  پرسيدند که آيا رابين هريسون اونجا بود

1389
01:23:35,260 --> 01:23:39,060
و من فقط ميدونستم که اون خوب نبود

1390
01:23:39,181 --> 01:23:42,435
و گفتم :نه و در رو به هم  زدم

ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

1391
01:23:42,559 --> 01:23:47,565
و باب از در پشتي خارج  شد

ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

1392
01:23:47,689 --> 01:23:50,033
و به خيابان اصلي فرار  کرد

ويکتوريا هريسون،کاليفرنيا

1393
01:23:50,150 --> 01:23:55,122
و همينطور که من فهميدم سوار يک ماشين شد و رفت

1394
01:23:55,239 --> 01:23:58,209
و اون اخرين باري بود که ديدمش

1395
01:24:02,955 --> 01:24:06,585
فکر نميکنم که مادر يک نظامي در اون موقع بخواد

1396
01:24:06,708 --> 01:24:08,176
اعلام کنه که پسرم به وضعيت غيبت بدون اجازه از وظايف نظامي رفته

1397
01:24:08,293 --> 01:24:10,170
پسرم به کانادا فرار کرده

1398
01:24:10,295 --> 01:24:13,299
کل چيزي که در مورد پسرم ميگفتن اين بود :

1399
01:24:13,423 --> 01:24:17,269
يک فراري،يک بزدل

1400
01:24:17,386 --> 01:24:19,764
همه اون چيزايي که اين افراد لقب داشتند

1401
01:24:22,140 --> 01:24:25,144
فکر نميکنم اون افراد فکر ميکردن که داشتن اونکارو ميکردن

ونکور(کانادا)

1402
01:24:25,269 --> 01:24:27,317
فکر نميکنم اونا فکر ميکردند اونها دارند فرار ميکنند

1403
01:24:27,437 --> 01:24:29,314
فکر نميکنم اونها فکر ميکردند که بزدل بودند

1404
01:24:29,439 --> 01:24:32,409
در حقيقت فکر ميکنم اونها فکر ميکردند که خيلي شجاع بودند

1405
01:24:36,446 --> 01:24:39,199
وقتي مت هريسون فرماندهي گروهان آلفا از گردان دوم

1406
01:24:39,324 --> 01:24:44,672
هنگ چهاردهم لشکر پياده نظام 25  را به عهده گرفت

1407
01:24:44,788 --> 01:24:47,337
ارتشش تغيير يافته بود

1408
01:24:50,210 --> 01:24:53,305
من يک گروهان از سربازان وظيفه رو فرماندهي ميکردم

1409
01:24:53,422 --> 01:24:55,766
تقريبا هيچکدوم از اونها نميخواستند اونجا باشند

1410
01:24:55,882 --> 01:24:57,509
اونها نميخواستند تا در ارتش باشند

1411
01:24:57,676 --> 01:24:59,474
و اونها مطمئنا نميخواستند که

1412
01:24:59,595 --> 01:25:01,393
يک پياده نظام در ويتنام باشند

1413
01:25:01,513 --> 01:25:04,858
اوقاتي بود که خيلي مشکل ميشد

1414
01:25:05,017 --> 01:25:07,270
تا افراد رو تحت کنترل نگاه داشت,

1415
01:25:07,394 --> 01:25:09,692
خصوصا اگه ما در مسير  روستا

1416
01:25:09,855 --> 01:25:11,323
تلفات ميداديم

1417
01:25:12,983 --> 01:25:17,614
يکي از چيزهايي که من ياد گرفتم اينه که اين روکش تمدن

1418
01:25:17,738 --> 01:25:20,366
خيلي نازکه...خيلي نازکه

1419
01:25:20,532 --> 01:25:25,584
از نظر من،احتمالا از نظر شما و فکر ميکنم از نظر همه.

1420
01:25:27,414 --> 01:25:29,837
من بارها و بارها ميديدم

1421
01:25:29,958 --> 01:25:33,883
برخي جوانهاي خوب از هورون داکوتاي جنوبي

1422
01:25:34,046 --> 01:25:37,141
در هورون به خانمهاي پير کمک ميردند که از خيابان رد شوند

1423
01:25:37,257 --> 01:25:40,010
و هر يکشنبه به کليسا ميرفتند

1424
01:25:40,135 --> 01:25:47,235
مدت زمان زيادي طول نکشيد که اون روکش تمدن فرسوده شد.

1425
01:25:47,392 --> 01:25:51,488
و او حالا قادر بود تا کارهايي بکنه

1426
01:25:51,605 --> 01:25:54,575
که صرفا غير انساني بود.

1427
01:25:56,985 --> 01:26:00,580
من نميخواستم تا اجازه بدم زير نظر من اتفاق بيفته

1428
01:26:00,739 --> 01:26:03,162
و فکر نميکردم که براي سربازهام خوب باشه

1429
01:26:03,283 --> 01:26:04,705
تا اون نوع کارها رو انجام بدن.

1430
01:26:04,826 --> 01:26:08,876
حالا من نميگم که ما برخي کارهاي وحشتناک رو انجام نداديم

1431
01:26:08,997 --> 01:26:09,997
ما اينکارها رو کرديم

1432
01:26:11,917 --> 01:26:15,421
ولي تفاوتي بين کارهاي بي اختيار

1433
01:26:15,545 --> 01:26:18,014
و با قصد قبلي وجود داره

1434
01:26:24,429 --> 01:26:28,605
خيلي سال بعد،رابين هريسون هنوز آواره بود

1435
01:26:28,767 --> 01:26:30,769
در دنياي مواد مخدر

1436
01:26:30,936 --> 01:26:37,319
گير افتاد و 16 هزار کيلومتر دورتر از خانه،در اتاق هتلي درهنگ کنگ مرد

1437
01:26:37,442 --> 01:26:40,616
به اعتقاد برادرش، تلفات ديگري ناشي از جنگ

1438
01:26:40,779 --> 01:26:43,453
در ويتنام .

1439
01:26:53,291 --> 01:26:55,544
#دوست دارم رويا ببينم #

1440
01:26:55,669 --> 01:27:01,642
# اره،اره درست بين سر و صداي ماشينم#

1441
01:27:01,800 --> 01:27:04,553
# روي ابر صدا من در شب شناور شدم#

1442
01:27:04,678 --> 01:27:06,305
#هرجايي که بره درسته#

1443
01:27:06,430 --> 01:27:10,151
#دور ميره،نزديک ستاره ها دور از اينجا پرواز ميکنه #

1444
01:27:10,267 --> 01:27:12,361
# خب ،تو نميدوني#

1445
01:27:12,477 --> 01:27:14,479
من يک روز بعد از ظهر بمبيو انداختم

1446
01:27:14,604 --> 01:27:17,357
که ميبايست يک باله شکسته يا نقصي روي بمب وجود داشته باشه

1447
01:27:17,482 --> 01:27:20,782
اوضاع جنون آميز شد و رفت و ،ميدوني

مريل مکپيک،نيروي هوايي

1448
01:27:20,902 --> 01:27:23,496
1/5 کيلومتر اونطرف تر از جايي که هدف گرفته بودم اصابت کرد
مريل مکپيک،نيروي هوايي

1449
01:27:23,613 --> 01:27:30,246
و شروع کرد به يکسري انفجارهاي ثانويه

1450
01:27:30,370 --> 01:27:33,499
به اين معني که من يک انبار مهمات

1451
01:27:33,623 --> 01:27:35,101
يا محل اختفاي مهمات يا همچين چيزيو رو  مورد اصابت قرار داده بودم

1452
01:27:35,125 --> 01:27:36,923
خب اون 15 دقيقه ميسوخت

1453
01:27:37,043 --> 01:27:40,718
وقتي داشتيم ازونجا ميرفتيم اون چيز هنوز داشت منفجر ميشد

1454
01:27:40,839 --> 01:27:43,467
بهترين نتيجه اي که من در يکسال کسب کردم

1455
01:27:43,592 --> 01:27:46,812
اون نتيجه يک خطاي فاحش در اصابت به اونچه که من هدف گرفتم بود.

1456
01:27:46,928 --> 01:27:51,525
حالا اون نتيجه معکوس واقعي از نحوه تمايل شما به استفاده از قدرت هوايي بود

1457
01:27:53,310 --> 01:27:56,359
سرگرد مريل مکپيک يک خلبان يک جنگنده بود

1458
01:27:56,521 --> 01:28:00,526
وقتي که او در اواخر 1968 به ويتنام رسيد

1459
01:28:00,692 --> 01:28:04,447
او در ابتدا کمک کرده بود تا پشتيباني هوايي براي ارتش

1460
01:28:04,571 --> 01:28:08,917
با تعداد ضمانت شده اي سورتي پرواز در هر روز  فراهم کند،او بخاطر مياورد

1461
01:28:09,034 --> 01:28:12,004
"اينکه آنها در مقابلشان چيزي  که ارزش انفجار را داشت يا نه

1462
01:28:12,120 --> 01:28:13,372
فرقي نداشت."

1463
01:28:15,874 --> 01:28:18,878
در پايان هر سورتي پرواز آن جايي که ما اونرو بمباران ميکرديم

1464
01:28:19,044 --> 01:28:20,967
اونرو "درگيري با درختان"
ميناميديم

1465
01:28:21,087 --> 01:28:23,636
چون هيچ چيز مهمي اون پايين وجود نداشت

1466
01:28:23,757 --> 01:28:26,601
ما هميشه فهرستي از ارزيابي آسيب  بمباران
از کنترلچي

1467
01:28:26,718 --> 01:28:28,186
هوايي روبرو برميگردونيم

1468
01:28:28,303 --> 01:28:33,400
و اون شبيه اين ميبود:12 منبع تدارکاتي نابود شد

1469
01:28:33,517 --> 01:28:35,861
دو ساختمان منهدم شد

1470
01:28:35,977 --> 01:28:37,354
همه اينها سنجشي بود

1471
01:28:37,479 --> 01:28:39,322
اون غير موثق بود

1472
01:28:39,439 --> 01:28:40,565
فقط هدر دادن وقت بود

1473
01:28:42,609 --> 01:28:46,034
بعدا مکپيک در يک اسکادران فوق سري ماموريت يافت که

1474
01:28:46,154 --> 01:28:48,907
در جستجوي مکان دقيق افراد و تدارکات

1475
01:28:49,032 --> 01:28:52,252
در حال حرکت روي مسير هوشي مين در لائوس باشد

1476
01:28:52,369 --> 01:28:56,340
او و همقطاران خلبانش يگانشان را

1477
01:28:56,456 --> 01:28:59,585
از روي کد بيسيمشان "مه آلود" ميناميدند

1478
01:28:59,709 --> 01:29:01,256
من چهار ماه رو در "مه آلود"گذروندم

1479
01:29:01,378 --> 01:29:04,928
و اون بهترين چهار ماهم از جنگ

1480
01:29:05,048 --> 01:29:06,425
تا جايي که درگيرش بودم،بود

1481
01:29:06,550 --> 01:29:09,929
چون آن کاري که ما داشتيم انجا ميکرديم ساده ،سرراست

1482
01:29:10,053 --> 01:29:11,430
و منطقي بود

1483
01:29:11,555 --> 01:29:15,185
ما ميخواستيم تا عبور و مرور رو از نقطه الف به ب در اين جاده خاکي متوقف کنيم.

1484
01:29:15,308 --> 01:29:18,232
که من ميتونم درکش کنم

1485
01:29:18,353 --> 01:29:20,481
يکي در سايگون نميگفت

1486
01:29:20,605 --> 01:29:23,324
بريد درختان رو در چنين و چنان موقعيت بمباران کنيد.

1487
01:29:23,441 --> 01:29:26,240
ما ميرفتيم اونجا و واقعا اون هدف رو پيدا ميکرديم

1488
01:29:35,620 --> 01:29:37,293
آن کار خطرناکي بود

1489
01:29:37,455 --> 01:29:42,256
يک پنجم خلبانان سرنگون ميشدند.

1490
01:29:50,719 --> 01:29:54,690
يگان "مه الود" هفت سورتي پرواز از سپيده دم تا هنگام غروب هر روز

1491
01:29:54,806 --> 01:29:57,980
در جستجوي علائمي از فعاليت انساني

1492
01:29:58,143 --> 01:30:03,320
باغچه ها،اردوگاهها، درختان پوشيده از گرد و خاک کنار جاده

1493
01:30:03,440 --> 01:30:07,490
يا جاده هاي خيس در هر سمت  محل کمترين عمق رودخانه بودند

1494
01:30:07,611 --> 01:30:12,583
که نشان ميداد که يک کاروان کاميون اخيرا از انجا عبور کرده بود

1495
01:30:16,578 --> 01:30:19,673
من احترام زيادي براي اون راننده کاميونها قائلم

1496
01:30:21,333 --> 01:30:23,210
اونها خونه هاشونو در شمال ترک ميکردند

1497
01:30:23,335 --> 01:30:27,181
و اونها براي يکي دوسال در خدمت ارتش نبودند

1498
01:30:27,339 --> 01:30:28,886
اونها فقط ميرفتند و نميدونستند

1499
01:30:29,007 --> 01:30:30,975
که اونها هرگز قراره به عقب برگردن يا نه

1500
01:30:32,802 --> 01:30:36,477
هرچند مکپيک و خلبانان هم قطارش از آن خبر نداشتند

1501
01:30:36,598 --> 01:30:38,225
در بين رانندگاني که با احتياط از مسيرشان

1502
01:30:38,350 --> 01:30:42,105
به پايين مسير هوشي مين در طي شب ميرفتند،صدها زن وجود داشت

1503
01:30:45,813 --> 01:30:46,813
رهبري ميخواست

1504
01:30:47,406 --> 01:30:49,139
تا مردان جوان رو تشويق کنه

1505
01:30:50,294 --> 01:30:54,028
که با بمباران و گلوله باران توپخانه اي شديدي در گلوگاههاي حساس

1506
01:30:55,262 --> 01:30:57,362
مواجه بودند

1507
01:30:58,726 --> 01:31:01,893
اگه اونها ما رو کنارشون ميديدند

وين ويت ان،از ارتش ويتنام شمالي

1508
01:31:02,650 --> 01:31:06,383
اونها مشتاق تر ميشدند

وين ويت ان،از ارتش ويتنام شمالي

1509
01:31:07,504 --> 01:31:11,054
وين ويت ان بمدت چهار سال
گروه خودش را

1510
01:31:11,216 --> 01:31:17,724
در آن مسير راند،تسليحات و تدارکات را به جنوب جابجا ميکرد

1511
01:31:17,847 --> 01:31:22,478
سپس با محموله هايي از افراد مجروح به شمال بازميگشت

1512
01:31:26,002 --> 01:31:28,102
ما از جاده هاي فرعي خطرناک ميرفتيم

1513
01:31:29,277 --> 01:31:31,377
اونا پيچ در پيچ

1514
01:31:32,557 --> 01:31:34,023
لغزنده و سراشيبي بودند

1515
01:31:35,740 --> 01:31:37,959
اونها خرده خرده ميراندند

1516
01:31:38,076 --> 01:31:41,000
بنابراين اونها 15،20 نقطه در مسير رو ميشناختند

1517
01:31:41,121 --> 01:31:43,590
و اونا از نقطه الف به نقطه ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند

1518
01:31:48,086 --> 01:31:49,884
و بعد اونها طي اوقات روز استراحت ميکردند

1519
01:31:50,005 --> 01:31:52,975
و بعد در شب بعد اونها از الف به ب ميروندند و دوباره به الف برميگشتند.

1520
01:31:54,426 --> 01:31:58,852
اونها به نوعي جاده رو به خاطر ميسپردند که خيلي مهم بود

1521
01:31:58,972 --> 01:32:01,475
چون اونها داشتند بدون چراغ در شب رانندگي ميکردند

1522
01:32:03,281 --> 01:32:05,281
اون چراغ به اندازه يک سيب بود خيلي کوچک.

1523
01:32:06,469 --> 01:32:09,803
اون جاده رو تا حدود يک متري جلوي کامبون روشن ميکرد

1524
01:32:11,175 --> 01:32:13,508
بنابراين شما نميتونستين سريع برانيد

1525
01:32:17,160 --> 01:32:21,427
اگه ما به مقصدمون پيش از سپيده دم نميرسيديم

1526
01:32:22,807 --> 01:32:26,940
ما  به اهداف هواپيماهاي دشمن مبدل ميشديم.

1527
01:32:37,510 --> 01:32:41,060
يکبار من به گروهي از کاميونهاي پشتيباني برخوردم

1528
01:32:41,181 --> 01:32:43,525
و اون يک صبح عالي براي من بود

1529
01:32:43,641 --> 01:32:45,860
گه گداري يکي از اون کاميونها در جايي خراب ميشد

1530
01:32:45,977 --> 01:32:47,820
که کاميونهاي پشت سرش

1531
01:32:47,979 --> 01:32:49,899
گير ميفتادند و نميتونستند از اونجا بيرون بيان

1532
01:32:49,939 --> 01:32:54,945
بنابراين تو سعي ميکردي شيرجه بري و آخرين کاميون رو به گلوله ببندي تا اينکه اون نتونه حرکت کنه

1533
01:32:57,447 --> 01:33:00,166
و اينها جاده هاي يک بانده هستند

1534
01:33:00,283 --> 01:33:03,378
بنابراين وقتي شما کاميون عقبيو از کار مينداختين

1535
01:33:03,495 --> 01:33:05,714
بعد شما فقط جنگنده ها رو فرا ميخوانديد

1536
01:33:07,165 --> 01:33:09,509
شما دارين به ماهي درون يک بشکه شليک ميکنين

1537
01:33:14,005 --> 01:33:17,851
همچنانکه آن از مسير هوشي مين ميراند،مدام به نامزدش

1538
01:33:18,009 --> 01:33:20,683
تران کونگ تانگ فکر ميکرد

1539
01:33:20,804 --> 01:33:26,026
يک مهندس ارتش که او چهار سال قبلتر عاشقش شده بود

1540
01:33:26,142 --> 01:33:30,238
نامزدش همچنين جايي در آن مسير مستقر بود

1541
01:33:31,317 --> 01:33:34,017
من هر روز نگران اون بودم

1542
01:33:35,668 --> 01:33:40,801
هروقت که يک کاميونو ميديدم که سربازان مجروح رو به شمال حمل ميکرد،نگرانش ميشدم

1543
01:33:41,430 --> 01:33:43,963
من از اون سربازها در موردش سوال ميکردم

1544
01:33:44,077 --> 01:33:46,677
من ميگشتم بببينم که اون اونجا بود يا نه

1545
01:33:49,108 --> 01:33:50,574
وقتي يک رفيق به من گفت

1546
01:33:51,363 --> 01:33:52,697
آن يک راننده کاميونه

1547
01:33:54,352 --> 01:33:58,052
من شوکه و وحشتزده شدم

تران کونگ تانگ،از ارتش ويتنام شمالي

1548
01:33:59,120 --> 01:34:01,586
اون  ميدان نبرد وحشيانه اي

تران کونگ تانگ،از ارتش ويتنام شمالي

1549
01:34:01,738 --> 01:34:04,571
حتي براي ما مردان جوان بود

1550
01:34:07,948 --> 01:34:11,482
يک دختر چجوري ميتونست اونرو تاب بياره؟

1551
01:34:17,904 --> 01:34:19,471
سه کاميون هدف آسيب ديده با کيسه هاي تدارکات

1552
01:34:19,535 --> 01:34:22,101
دو کاميون در حال سوختن

1553
01:34:25,118 --> 01:34:29,919
بيش از 20 هزار مهندس،سرباز و راننده کاميون

1554
01:34:30,081 --> 01:34:33,210
در امتداد مسير هوشي مين کشته شدند

1555
01:34:33,334 --> 01:34:37,464
نهايتا 72 گورستان نظامي براي نگهداري

1556
01:34:37,589 --> 01:34:39,842
بقايايشان درخواست شد

1557
01:34:43,465 --> 01:34:46,799
گاهي اوقات وقتي ما تازه رفقايمان را دفن کرده بوديم

1558
01:34:47,615 --> 01:34:50,282
هواپيماها مجددا حمله ميکردند

1559
01:34:51,019 --> 01:34:53,153
و اونها براي بار دوم کشته ميشدند

1560
01:34:55,233 --> 01:34:57,233
هيچ چيزي از اونها باقي نميموند

1561
01:35:00,528 --> 01:35:03,202
ما برحسب تن مهمات بيشتري رو

1562
01:35:03,323 --> 01:35:08,454
نسبت به اونچيزي که ايالات متحده در طول جنگ دوم جهاني فرو ريخت ،فرو ريختيم

1563
01:35:08,620 --> 01:35:11,464
اغلب اون مسير هوشي مين رو هدف قرار داد

1564
01:35:13,625 --> 01:35:15,969
ما عبور و مرور رو از اون مسير متوقف نکرديم

1565
01:35:16,085 --> 01:35:19,464
و اون يک نااميدي بزرگ براي منه.

1566
01:35:19,631 --> 01:35:22,100
تا امروز منو ميرنجونه

1567
01:35:24,302 --> 01:35:27,602
شکستهاي واقعي در سطح سياست گذاري اتفاق ميفتاد

1568
01:35:29,766 --> 01:35:33,111
ما داشتيم در سمت اشتباه ميجنگيديم

1569
01:35:33,228 --> 01:35:36,823
جنوب،دولت در جنوب فاسد بود

1570
01:35:36,981 --> 01:35:39,154
و مردمش اينو ميدونستند

1571
01:35:39,317 --> 01:35:40,317
و ما اينو ميدونستيم

1572
01:35:41,736 --> 01:35:42,988
من چيزي به شما بگم

1573
01:35:43,112 --> 01:35:45,365
اون راننده کاميونها خيلي خوب جنگيدند

1574
01:35:45,490 --> 01:35:50,121
من براي جنگيدن با اونها به خودم ميباليدم

1575
01:35:50,245 --> 01:35:52,668
خب يکي از کارهايي که شما وقتي به جنگ ميريد بايد بکنيد

1576
01:35:52,830 --> 01:35:54,332
اينه که سمت بر حق رو انتخاب کنيد،خيلي خب.

1577
01:35:54,457 --> 01:35:55,674
متفقين درست براي خودتون بگيريد

1578
01:36:00,004 --> 01:36:04,350
مريل مکپيک 37 سال خدمت کرد و بعنوان

1579
01:36:04,509 --> 01:36:06,978
رئيس ستاد نيروي هوايي بازنشسته شد

1580
01:36:09,639 --> 01:36:13,439
وين ويت آن و تران کونگ تانگ همديگر را

1581
01:36:13,559 --> 01:36:16,153
بعد از جنگ يافتند و ازدواج کردند

1582
01:36:20,358 --> 01:36:23,703
صلحي که ما بدنبال آن هستيم تا تصاحبش کنيم

1583
01:36:23,820 --> 01:36:28,371
پيروزي بر ساير افراد نيست

20 ژانويه 1969

1584
01:36:28,491 --> 01:36:32,837
بلکه صلحي است که با التيام بالهايش

1585
01:36:32,954 --> 01:36:35,798
با شفقت براي کساني که رنج کشيده اند

1586
01:36:35,915 --> 01:36:38,839
با درک افرادي که با ما دشمني کرده اند

1587
01:36:38,960 --> 01:36:42,464
با ايجاد اين فرصت براي همه مردم اين کره زمين

1588
01:36:42,588 --> 01:36:44,386
براي اينکه سرنوشت خودشان را انتخاب کنند ميايد

1589
01:36:47,218 --> 01:36:48,720
ريچارد نيکسون مثل

1590
01:36:48,845 --> 01:36:53,567
ليندون جانسون يک دستور کار جاه طلبانه براي رياست جمهوريش داشت

1591
01:36:53,725 --> 01:36:57,855
کم کردن ربع قرن تنش با اتحاد شوروي

1592
01:36:57,979 --> 01:37:00,107
و باز کردن درها بر روي چين

1593
01:37:00,231 --> 01:37:03,952
که ايالات متحده از به رسميت شناختنش از زماني که

1594
01:37:04,068 --> 01:37:07,948
کمونيستها در 1949 به قدرت رسيدند اجتناب کرده بود

1595
01:37:08,072 --> 01:37:11,201
ولي همانطور که براي جانسون بارمغان آورده بود

تابلو نوشته:نيکسون جنايتکار جنگي شماره 1

1596
01:37:11,326 --> 01:37:15,627
جنگ فعلي ويتنام همه آن نقشه ها را به خطر انداخت

1597
01:37:17,623 --> 01:37:22,925
37563 آمريکايي در آنجا از زمان

1598
01:37:23,087 --> 01:37:25,761
سوگند رياست جمهوري خوردنش کشته شده بودند

1599
01:37:25,882 --> 01:37:29,603
"من بنا ندارم مثل ليندون جانسون

1600
01:37:29,719 --> 01:37:31,596
از ترس نشان دادن چهره ام در خيابان

1601
01:37:31,763 --> 01:37:33,857
با به تعويق انداختن امور در کاخ سفيد کارم را به پايان برسانم"

1602
01:37:33,973 --> 01:37:35,975
اين را ريچارد نيکسون به يک دستيارش گفت.

1603
01:37:36,100 --> 01:37:37,943
"من ميخواهم اين جنگ را سريع

1604
01:37:38,102 --> 01:37:39,524
به پايان برسانم".

1605
01:37:39,645 --> 01:37:44,196
مشاور امنيت ملي نيکسون،هنري کسينجر بود

1606
01:37:44,317 --> 01:37:48,697
پناهنده اي از آلمان نازي،او در دانشگاه هاروارد علوم سياسي خوانده بود

1607
01:37:48,821 --> 01:37:52,542
و از قبل معروف به طرفداري از يک سياست خارجي

1608
01:37:52,658 --> 01:37:56,162
مبتني بر عمل گرايي و نه ايدئولوژي بود

1609
01:37:56,287 --> 01:38:00,918
کسينجر به يک گروه از کواکرهاي(فرقه مسيحي مخالف خشونت)در حال تظاهرات در خيابان

1610
01:38:01,042 --> 01:38:03,170
پنسيلوانيا گفت:"به ما شش ماه وقت بدهيد

1611
01:38:03,294 --> 01:38:07,765
و اگر ما تا آنزمان به جنگ خاتمه نداديم،شما ميتوانيد برگرديد

1612
01:38:07,882 --> 01:38:09,976
و حصار کاخ سفيد را پاره پاره و از جا بکنيد"

1613
01:38:12,929 --> 01:38:18,561
در فوريه 1969(بهمن ماه)ويتنام شمالي با اين وجود تهاجم ديگري براه انداخت

1614
01:38:21,229 --> 01:38:26,110
آنها اين بار 1100 آمريکايي را فقط ظرف سه هفته کشتند

1615
01:38:29,987 --> 01:38:32,365
نيکسون فکر نميکرد که ميتواند با ادامه بمباران

1616
01:38:32,490 --> 01:38:34,834
شمال بخاطر ترس از

1617
01:38:34,951 --> 01:38:38,706
از تحريک جنبش ضد جنگ در خانه دست به تلافي بزند.

1618
01:38:38,830 --> 01:38:44,963
بنابراين او در مارس(اسفند) محرمانه دستور داد تا ب-52 ها شروع به حمله

1619
01:38:45,086 --> 01:38:47,214
به پايگاههاي ويتنام شمالي در کامبوج کنند

1620
01:38:47,338 --> 01:38:51,684
که سالها به دشمن پايگاه ارائه کرده بود

1621
01:38:53,428 --> 01:38:56,102
به مردم آمريکا هيچ چيزي درمورد آن بمباران گفته نشد

1622
01:38:56,222 --> 01:39:00,102
از کنگره هم پنهان نگهداشته شد

1623
01:39:00,226 --> 01:39:03,856
حتي اعضاي کابينه خود نيکسون

1624
01:39:03,980 --> 01:39:06,324
در ابتدا مطلع نشدند

1625
01:39:08,901 --> 01:39:12,872
زمانيکه روزنامه نيويورک تايمز نهايتا انچه اتفاق ميفتاد را کشف کرد

1626
01:39:13,030 --> 01:39:16,204
کاخ سفيد هرگونه انجام بمباران را انکار کرد

1627
01:39:16,325 --> 01:39:20,000
و دستور داد که دستگاههاي استراق سمع در تلفنهاي

1628
01:39:20,121 --> 01:39:22,590
17 گزارشگر و

1629
01:39:22,707 --> 01:39:24,380
مقامات دولتي

1630
01:39:24,500 --> 01:39:28,221
در تلاش براي کشف اينکه چه کسي قضيه را لو داده است نصب کنند.

1631
01:39:28,379 --> 01:39:31,383
"ما همان اشتباهات قديمي را انجام نخواهيم داد"

1632
01:39:31,507 --> 01:39:33,601
هنري کسينجر با يک دستيار

1633
01:39:33,718 --> 01:39:36,346
مدت کوتاهي پس از آمدن به واشنگتن اين را به شوخي گفته بود:

1634
01:39:36,471 --> 01:39:38,565
"ما اشتباهات خودمان را خواهيم کرد".

1635
01:39:40,600 --> 01:39:42,728
جنگ ادامه يافت

1636
01:39:52,278 --> 01:39:55,908
اساسا دو جنبه براي قهرماني وجود داره

1637
01:39:56,073 --> 01:39:58,201
يکي اينه که من ميخوام خاص باشم

1638
01:39:58,326 --> 01:40:00,749
من ميخوام مردم بهم نگاه کنند،من يک شخص مهمم

1639
01:40:00,870 --> 01:40:02,543
من کارهاي قهرمانانه انجام داده ام

1640
01:40:05,374 --> 01:40:08,753
جنبه ديگه بسادگي اينه که يکي بايد کاري براي نجات

کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1641
01:40:08,920 --> 01:40:13,426
اين افراد،جوخه ام يا گروهانم از نابودي انجام بده

کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1642
01:40:13,549 --> 01:40:18,726
دقيقا همون عمل ميتونه با يک رويکرد يا رويکرد ديگه انجام بشه

1643
01:40:22,725 --> 01:40:26,605
ستوان يکم کارل مارلنتز بعد از ترک آکسفورد

1644
01:40:26,729 --> 01:40:30,279
خودش را بعنوان افسر معاون گروهان چارلي

1645
01:40:30,441 --> 01:40:34,287
از گردان يکم،تفنگداران دريايي چهارم از لشکر سوم تفنگداران دريايي

1646
01:40:34,403 --> 01:40:36,906
درست در جنوب منطقه غيرنظامي شده يافت.

1647
01:40:37,031 --> 01:40:40,911
يگانش در حال نبرد در همان نوع جنگ

1648
01:40:41,035 --> 01:40:44,380
روي همان عوارض زميني بود که تفنگداران دريايي حالا بمدت چهارسال

1649
01:40:44,497 --> 01:40:46,044
بود که جنگيده بودند

1650
01:40:46,165 --> 01:40:48,060
شما ميشنيديد،خوب،قراره

1651
01:40:48,084 --> 01:40:51,008
عمليات پرستوي 1 يا عمليات اسکاتلند 2 انجام بشه.

1652
01:40:51,128 --> 01:40:53,096
و اون شبيه اين بود،اره،هر چي.

1653
01:40:53,214 --> 01:40:56,343
معنيش براي ما اين بود که يکي بزودي

1654
01:40:56,467 --> 01:40:58,469
برخي از اين هليکوپترها قراره پيداشون بشه و ما رو

1655
01:40:58,636 --> 01:41:00,980
درون جايي در جنگل يا يک دره در شمال ما يا هرجايي

1656
01:41:01,097 --> 01:41:02,337
که قرار بود پايين بندازن

1657
01:41:02,390 --> 01:41:03,858
و بعد ما نزديک اون تپه ميبوديم

1658
01:41:03,975 --> 01:41:05,852
و قوز ميکرديم همونطور که اون ميناميديم

1659
01:41:09,855 --> 01:41:14,156
در 5 مارس 1969(اسفند ماه)گروهان مارلنتز دستور يافت

1660
01:41:14,277 --> 01:41:17,702
تا به يک هنگ نيروهاي منظم ويتنام شمالي که در

1661
01:41:17,822 --> 01:41:22,953
سراشيبيهاي  تپه اي سنگر گرفته بودند که آمريکاييها آن را 484 ميناميدند حمله کنند .

1662
01:41:23,077 --> 01:41:27,048
چند روز قبل يگانش تپه را گرفته بود و

1663
01:41:27,164 --> 01:41:30,213
بعد زير آتش سنگين،آنرا رها کرده بود

1664
01:41:30,334 --> 01:41:34,840
اينبار حملات هوايي به منظور کم کردن توان دشمن

1665
01:41:34,964 --> 01:41:37,092
تپه اشتباه را مورد هدف قرار داد

1666
01:41:37,216 --> 01:41:41,722
گروهان چارلي ماموريت داشت تا به هر نحو پيشروي کند

1667
01:41:41,846 --> 01:41:44,520
مارلنتز مسير پيشروي را نشان ميداد

1668
01:41:45,850 --> 01:41:47,648
اون تپه خيلي پرشيبي بود

1669
01:41:47,768 --> 01:41:51,864
و شما پرانرژي نيستيد چون وزن زيادي داريد

1670
01:41:51,981 --> 01:41:54,234
و ما شروع به بالا رفتن کرده بوديم و ما احتمالا

1671
01:41:54,358 --> 01:41:56,110
به يک سوم راه تا نوک تپه رسيده بوديم

1672
01:41:56,235 --> 01:41:57,578
و بعد اونا به ما حمله کردند

1673
01:42:01,157 --> 01:42:03,237
ما در وسط اين ساندويچ کثافت وحشتناک بوديم

1674
01:42:05,286 --> 01:42:07,254
تفنگداران دريايي پشت هر چيزي که توانستند سنگر گرفتند

1675
01:42:07,371 --> 01:42:11,217
مارلنتز فهميد اگر آنها به بالا رفتن از آن شيب ادامه دهند

1676
01:42:11,334 --> 01:42:14,429
آنوقت با آتش تيربار مواجه خواهند شد

1677
01:42:14,545 --> 01:42:16,047
ولي اگر همانجايي که بودند بمانند

1678
01:42:16,213 --> 01:42:18,636
گلوله هاي خمپاره قطعا آنها را ميافت

1679
01:42:22,178 --> 01:42:23,976
و بعد من ايستادم

1680
01:42:24,096 --> 01:42:26,064
و از اون تپه بالا رفتم

1681
01:42:26,182 --> 01:42:29,061
و فکر ميکردم خودم هستم و خودم.

1682
01:42:29,185 --> 01:42:31,279
و من در اين مرحله ميدويدم

1683
01:42:31,395 --> 01:42:35,525
چون ميخواستم روي اون زمين هر چه سريعتر پناه بگيرم

1684
01:42:35,650 --> 01:42:38,369
و من برخي تحرکات رو از گوشه چشمم ديدم

1685
01:42:38,486 --> 01:42:41,365
و به روي زمين غلت زدم تا
تفنگم رو بالا بيارم

1686
01:42:41,489 --> 01:42:44,493
و به اون فرد شليک کنم

1687
01:42:44,617 --> 01:42:47,416
و اون يکي از بچه هاي جوخه ام بود

1688
01:42:47,536 --> 01:42:50,915
و بعد پشت سرشو نگاه کردم و بچه هاي بيشتر ي بودند

1689
01:42:51,082 --> 01:42:54,177
اونها همگي پشت سرم اومده بودند

1690
01:42:54,293 --> 01:42:56,546
اون براي من مثل اين بود که من اونجا يک هفته بوده ام

1691
01:42:56,671 --> 01:42:58,173
ولي فکر ميکنم من احتمالا خودم تنها

1692
01:42:58,297 --> 01:43:02,302
چهار ثانيه پنج ثانيه بوده ام

1693
01:43:02,426 --> 01:43:07,478
کل جوخه فقط ايستادند و بيرون اومدند

1694
01:43:07,598 --> 01:43:10,147
اون براي من يک لحظه اي باقي موند که

1695
01:43:10,267 --> 01:43:16,365
چه دلهاي غير قابل وصفي اين بچه ها داشتند

1696
01:43:17,608 --> 01:43:19,906
و بعد ما فورا به اون پناهگاههاي زيرزميني حمله کرديم

1697
01:43:20,027 --> 01:43:23,827
آن تفنگداران دريايي پناهگاههاي زيرزميني را يک به يک پاکسازي کردند

1698
01:43:31,664 --> 01:43:37,137
مارلنتز بخاطر شجاعتش مدال صليب نيروي دريايي را پاداش گرفت

1699
01:43:37,253 --> 01:43:41,133
جنگ شبيه کوکائين قابل دود کردنه(کوکايين بسيار قوي)

1700
01:43:41,257 --> 01:43:45,353
اون نئشگي فوق العاده اي داره ولي قيمت بسيار زيادي داره

1701
01:43:45,469 --> 01:43:49,599
هيچ ادم عاقلي هرگز اونو نميکشه

1702
01:43:49,724 --> 01:43:52,477
جنگ مثل اونه

1703
01:43:52,601 --> 01:43:56,151
تو وحشتزده هستي،تو ترسيده اي،تو بيچاره اي

1704
01:43:56,313 --> 01:43:58,862
ولي بعد جنگ شروع ميشه

1705
01:44:02,737 --> 01:44:05,240
و ناگهان همه چيز به خطر ميفته

1706
01:44:05,364 --> 01:44:07,207
زندگيت،زندگي دوستات

1707
01:44:07,324 --> 01:44:09,577
اون تقريبا مافوقه

1708
01:44:09,702 --> 01:44:12,205
چون تو ديگه يک نفر نيستي

1709
01:44:12,329 --> 01:44:14,752
تو اون حسو از دست ميدي،تو فقط اون جوخه هستي

1710
01:44:14,874 --> 01:44:18,219
و اون جوخه نميتونه شکست بخوره

1711
01:44:18,335 --> 01:44:20,258
و علاوه بر اين يک شادي وحشيانه

1712
01:44:20,379 --> 01:44:23,098
در غلبه بر دشمنت وجود داره،تنها يک شادي وحشيانه

1713
01:44:23,215 --> 01:44:26,185
و فکر ميکنم که ما يک اشتباه بزرگ مرتکب ميشيم  اگه ما بگيم

1714
01:44:26,343 --> 01:44:27,469
"اوه،جنگ  جهنمه"

1715
01:44:27,595 --> 01:44:29,768
ما همه داستان "جنگ جهنمه" رو  ميدونيم

1716
01:44:29,889 --> 01:44:31,357
اون جهنمه

1717
01:44:31,515 --> 01:44:36,271
ولي يک بخش بسيار هيجان انگيز از اون وجود داره

1718
01:44:36,295 --> 01:44:44,295
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1719
01:44:44,403 --> 01:44:48,533
# Tell the truth #

1720
01:44:48,699 --> 01:44:54,706
# Tell the truth, girl, now #

1721
01:44:54,830 --> 01:44:58,209
# You know you got me doin'
everything crazy #

1722
01:44:58,334 --> 01:45:01,713
# That you want me to do #

1723
01:45:01,837 --> 01:45:03,339
# Yes, you have, girl #

1724
01:45:03,464 --> 01:45:05,024
# Don't you, don't you,
don't you know #

1725
01:45:05,090 --> 01:45:07,843
# You got to tell the truth,
yeah #

1726
01:45:07,968 --> 01:45:09,515
# Baby, baby, baby, babe #

1727
01:45:09,637 --> 01:45:15,064
# Why don't you tell me
the truth, now? #

1728
01:45:15,226 --> 01:45:17,399
# You know you got me doin' #

1729
01:45:17,520 --> 01:45:23,243
# Everything crazy
that you want me to do #

1730
01:45:23,359 --> 01:45:26,989
# Yes, you have,
yeah, watch it #

1731
01:45:28,322 --> 01:45:35,877
# Loving you is just a little
bit easy to start it #

1732
01:45:35,996 --> 01:45:37,589
# So hard to stop #

1733
01:45:41,752 --> 01:45:47,100
# If I could #

1734
01:45:47,216 --> 01:45:51,722
# Baby, baby, you know I would #

1735
01:45:51,846 --> 01:45:56,272
# I'd build a stone wall
around #

1736
01:45:56,392 --> 01:46:01,614
# If I thought that it would do
any good, mama #

1737
01:46:01,772 --> 01:46:04,116
# Tell me the truth, yeah #

1738
01:46:04,275 --> 01:46:08,451
# Lit-lit-lit-lit-little girl,
just tell me the truth now #

1739
01:46:08,612 --> 01:46:11,866
# Yeah, huh #

1740
01:46:11,991 --> 01:46:15,837
# You know you got me doin'
everything foolish #

1741
01:46:15,953 --> 01:46:19,628
# That you want me to do, oh #

1742
01:46:19,748 --> 01:46:22,046
# Oh, play it #

1743
01:46:22,167 --> 01:46:26,513
# Come on, yeah #

1744
01:46:26,630 --> 01:46:28,803
# Tell me, tell me,
tell me the truth now #

1745
01:46:44,315 --> 01:46:50,197
# Lovin' you #

1746
01:46:50,321 --> 01:46:54,997
# Is easy to start #

1747
01:46:55,159 --> 01:46:56,786
# Hard to stop #

1748
01:46:56,911 --> 01:47:02,509
# But I'm gonna just tell you
this, uh #

1749
01:47:02,666 --> 01:47:06,341
# Baby, you know I would #

1750
01:47:06,462 --> 01:47:11,218
# I would build a stone wall
around #

1751
01:47:11,342 --> 01:47:16,143
# If I just thought that it
would do me some good #

1752
01:47:16,263 --> 01:47:18,015
# The truth now #

1753
01:47:18,140 --> 01:47:19,534
# Tell 'em, tell 'em,
tell 'em, tell 'em #

1754
01:47:19,558 --> 01:47:22,357
# Tell, tell me the truth now #

1755
01:47:22,478 --> 01:47:24,981
# Just tell me the truth now #

1756
01:47:25,105 --> 01:47:27,358
# Got to tell me no lie #

1757
01:47:27,524 --> 01:47:29,367
# Tell me the truth now. #

