﻿1
00:00:08,048 --> 00:00:10,346
شما به انتهاي راه رسيديد...آيا از "چي" در کنار جاده عبور کرديد؟

2
00:00:10,467 --> 00:00:11,810
نه
اون بچه ها کجان؟

3
00:00:11,927 --> 00:00:13,520
کانزاس براي اونا سنگري پيدا کرده

4
00:00:13,637 --> 00:00:15,355
همه بخوابيد زمين!

5
00:00:18,392 --> 00:00:21,145
خواهر بزرگترم و من يکبار

6
00:00:21,270 --> 00:00:25,320
داشتيم فيلم "بسيار پرافتخار سلام ميکنيم"(محصول 1943 آمريکا) رو در تلويزيون ميديديم

7
00:00:25,441 --> 00:00:26,841
گوش کن،ما هنوز چند دقيقه وقت داريم!

8
00:00:26,942 --> 00:00:28,694
اون يک داستان درمورد پرستارهاييه که

9
00:00:28,819 --> 00:00:33,620
در باتان(ايالتي در فيليپين) و کوريجيدور(جزيره اي در فيليپين)طي جنگ دوم جهاني گير افتاده اند(طي جنگ آمريکا با ژاپن)

10
00:00:34,526 --> 00:00:38,156
اون احتمالا اولين بار در زندگيم بود که

<font color="#ff8040">جون فيوري،پورت جفرسون،نيويورک</font>

11
00:00:38,280 --> 00:00:40,078
من،اوه

<font color="#ff8040">جون فيوري،پورت جفرسون،نيويورک</font>

12
00:00:40,198 --> 00:00:44,374
فهميدم که زنان ميتونستند کارهاي شجاعانه و دلاورانه انجام بدهند.

13
00:00:44,494 --> 00:00:46,997
اون فقط کارهايي نبود که مردان ميتونستند انجام بدهند

14
00:00:52,711 --> 00:00:55,555
ستوان دوم جون فيوري

15
00:00:55,672 --> 00:01:00,473
از زمانيکه يک بچه کوچک بود،هميشه خواسته بود تا يک پرستار شود

16
00:01:00,594 --> 00:01:02,221
او در دانشکده پرستاري تحصيل کرد

17
00:01:02,345 --> 00:01:05,645
و وقتي که يک همکلاسي دبيرستانش در طي نبرد تت کشته شد

18
00:01:05,766 --> 00:01:10,021
براي انجام آنچه که براي مجروحين از دستش برميامد به ارتش پيوست

19
00:01:11,480 --> 00:01:15,155
فيوري به بيمارستان تخليه 71 ام  در پليکو

20
00:01:15,275 --> 00:01:18,905
واقع  در قلب ارتفاعات مرکزي ماموريت يافت.

21
00:01:20,530 --> 00:01:24,080
هيچ چيزي براي آنچه که او طي 12 ماه بعدي

22
00:01:24,201 --> 00:01:26,499
ديد و انجام داد از قبل آماده نکرده بود.

23
00:01:30,582 --> 00:01:32,710
مردان مجروح با هليکوپتر

24
00:01:32,876 --> 00:01:35,504
در همه اوقات روز و شب وارد ميشدند

25
00:01:35,629 --> 00:01:38,553
همينطور سربازان ويت کنگ و ويتنام شمالي

26
00:01:38,715 --> 00:01:41,639
بودند که گاهي اوقات با کادر پزشکي

27
00:01:41,760 --> 00:01:45,481
در تلاش براي حفظ دست و پاهايشان يا جانشان دعوا ميکردند

28
00:01:48,767 --> 00:01:51,270
هر وقت بيمارستان زير آتش خمپاره قرار ميگرفت

29
00:01:51,394 --> 00:01:54,989
فيوري همراه افراد مجروح که اغلب حالشان وخيم بود

30
00:01:55,106 --> 00:01:56,323
در بخش مراقبتهاي ويژه ميماند

31
00:01:58,276 --> 00:01:59,698
ما جليقه ضد گلوله و کلاهخود داشتيم

32
00:01:59,820 --> 00:02:01,493
و ما اطراف کف اونجا سينه خيز ميرفتيم

33
00:02:03,114 --> 00:02:04,240
منظورم اينه که شما واقعا

34
00:02:04,407 --> 00:02:06,250
نميتونستيد بسادگي اونها رو بدون مراقبت ترک کنيد

35
00:02:07,911 --> 00:02:11,131
ما فقط بايد تا حدي ترسمون رو ميبلعيديم

36
00:02:12,707 --> 00:02:15,426
يک افسر ارزياب نيازهاي درماني درمورد اينکه چه کسي ميتونه

37
00:02:15,544 --> 00:02:17,592
نجات پيدا کنه و چه کساني

38
00:02:17,712 --> 00:02:21,091
هيچ اميدي براشون نيست تصميمات سختي ميگرفت

39
00:02:21,216 --> 00:02:24,140
يکي ا زچيزهايي که در ابتدا خيلي سخت بود

40
00:02:24,261 --> 00:02:27,105
آنچه بود که ما اونرو بيماران در انتظار ميناميديم.

41
00:02:27,222 --> 00:02:29,771
و اينها بيماراني بودند که از ميدان نبرد اورده ميشدند

42
00:02:29,933 --> 00:02:32,356
و قطعي شده بود که اونها

43
00:02:32,477 --> 00:02:35,071
هيچ شانسي براي بقا نداشتند

44
00:02:35,188 --> 00:02:37,782
ولي اونها هنوز نمرده بودند

45
00:02:38,942 --> 00:02:40,239
اونها يک سرباز جوون رو

46
00:02:40,360 --> 00:02:43,705
آوردند که به سرش آسيب رسيده بود

47
00:02:43,822 --> 00:02:47,292
و اونها گفتند که"او منتظره"

48
00:02:47,409 --> 00:02:49,628
من به نوعي وحشتزده شدم

49
00:02:49,786 --> 00:02:52,790
و تصميم گرفتم که نه،اونها اشتباه ميکنن

50
00:02:52,956 --> 00:02:55,960
و من ميخواستم از اين بيمار مراقبت کنم

51
00:02:56,126 --> 00:02:58,595
من به اون پزشکيار ارتش گفتم تا خون منو بگيره

52
00:02:58,712 --> 00:03:00,339
و اون گفت:"خوب،ستوان

53
00:03:00,463 --> 00:03:02,136
اين بيمار در حالت انتظاره".

54
00:03:02,299 --> 00:03:04,142
من گفتم:خون منو بگير

55
00:03:04,301 --> 00:03:07,225
خوب من اون بانداژشو باز کردم و

56
00:03:07,345 --> 00:03:10,849
کل قسمت پشت سرش از بين رفته بود

57
00:03:10,974 --> 00:03:12,476
وقتي اون اتفاق افتاد

58
00:03:12,642 --> 00:03:15,816
همه اون خوني که من داشتم بهش ميدادم بيرون اومد.

59
00:03:15,979 --> 00:03:20,200
يکي از دوستام اومد و فقط منو ازونجا بيرون اورد

60
00:03:20,317 --> 00:03:23,867
و چند دقيقه بعد شما به همونجا برميگشتيد

61
00:03:25,864 --> 00:03:27,832
و برميگشتيد تا اونکارو انجام بدين

62
00:03:28,421 --> 00:03:31,821
<b>جنگ ويتنام</b>

63
00:03:32,352 --> 00:03:39,385
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

64
00:03:51,514 --> 00:03:53,516
<i><font color="#ffff00"># گيج و مبهوت شده #</font></i>

65
00:03:53,642 --> 00:03:55,519
<i><font color="#ffff00"># براي مدت زيادي،واقعيت نداره #</font></i>

66
00:03:55,685 --> 00:03:58,529
ريچارد نيکسون بعنوان رئيس جمهور

67
00:03:58,688 --> 00:04:01,612
در ژانويه 1969(ديماه) به دفتر کارش رفت

68
00:04:01,733 --> 00:04:03,952
متعهد شد تا قانون و نظم را بازگرداند

69
00:04:04,069 --> 00:04:06,288
و به جنگ با افتخار پايان دهد

70
00:04:06,404 --> 00:04:08,532
اوضاع در کشور ارامتر بود

71
00:04:08,698 --> 00:04:11,542
ولي در ويتنام صلح نزديکتر نبود

72
00:04:15,330 --> 00:04:18,709
سربازان امريکايي هنوز در تعقيب چريکهايي که

73
00:04:18,833 --> 00:04:21,632
مثل اشباح ظاهر و ناپديد ميشدند ميمردند.

74
00:04:22,879 --> 00:04:25,803
آمريکاييها هنوز در زمان تسخير تپه هايي که

75
00:04:25,924 --> 00:04:29,224
تنها انها را تسليم ميکردند و بايد دوباره پسشان ميگرفتند کشته ميشدند

76
00:04:29,344 --> 00:04:33,474
افراد و تجهيزات با وجود بمباران جنجالي

77
00:04:33,598 --> 00:04:37,102
کامبوج به سمت جنوب جريان داشت

78
00:04:37,227 --> 00:04:40,822
در تمام اين مدت،هانوي ثابت قدم باقي ماند

79
00:04:40,939 --> 00:04:43,909
کمونيستها اصرار داشتند که هيچ صلحي

80
00:04:44,067 --> 00:04:47,742
تا زمان جايگزيني حکومت سايگون

81
00:04:47,904 --> 00:04:52,250
و عقب نشيني ايالات متحده از ويتنام ممکن نبود

82
00:04:52,409 --> 00:04:56,289
در همين حين،مردم آمريکا در حال از دست دادن صبرشان بودند

83
00:05:07,340 --> 00:05:12,141
نيکسون در خفا ميدانست که پيروزي نظامي غير ممکن  بود

84
00:05:12,262 --> 00:05:13,764
اينکه امور بايد در پاي

85
00:05:13,930 --> 00:05:17,104
ميز مذاکره در پاريس حل و فصل ميشد

86
00:05:17,225 --> 00:05:18,522
او بايد راهي پيدا ميکرد

87
00:05:18,643 --> 00:05:20,941
آمريکاييها را از ويتنام

88
00:05:21,062 --> 00:05:23,110
بدون اينکه ظاهر تسليم شدن داشته باشد،خلاص کند

89
00:05:23,231 --> 00:05:25,074
نيکسون همچنين معتقد شده بود

90
00:05:25,191 --> 00:05:28,035
اعتبارش بعنوان يک ضد کمونيست تسليم ناشدني

91
00:05:28,153 --> 00:05:30,997
ميتوانست در مقابل هانوي به نفعش باشد

92
00:05:31,114 --> 00:05:33,458
او گفت:"ما فقط اين کلام را براي آنها ميگفتيم

93
00:05:33,575 --> 00:05:37,421
ميدوني"نيکسون در مورد کمونيسم وسواس فکري دارد"

94
00:05:37,537 --> 00:05:39,790
"ما نميتوانيم وقتي او عصبانيه مهارش کنيم"

95
00:05:39,914 --> 00:05:42,793
"و اون دستشو روي دکمه بمب هسته اي نگهداشته"

96
00:05:42,917 --> 00:05:46,046
"و هوشي مين طي دو روز در پاريس

97
00:05:46,171 --> 00:05:49,050
در حال التماس براي صلح خواهد بود"

98
00:05:49,174 --> 00:05:53,224
ولي هوشي مين حالا پير و ناخوش بود

99
00:05:53,344 --> 00:05:55,392
و لي زوان و افراد ديگري

100
00:05:55,513 --> 00:05:58,562
که خواستار آن شليکها در هانوي بمدت چند سال بوده اند

101
00:05:58,683 --> 00:06:01,061
هيچ قصد  نداشتند تا از هدفشان

102
00:06:01,186 --> 00:06:04,816
براي يکپارچه کردن کشورشان تحت کنترل کمونيست دست بردارند

103
00:06:07,150 --> 00:06:10,654
ريچارد نيکسون با وجود وعده اش براي پايان دادن سريع جنگ

104
00:06:10,779 --> 00:06:13,874
مثل همه روساي جمهوري که پيش از او آمده بودند

105
00:06:13,990 --> 00:06:16,209
با توسعه دادن آن به پايان کارش ميرسيد

106
00:06:16,326 --> 00:06:19,921
او در اين روند دوباره مخالفت با جنگ را

107
00:06:20,038 --> 00:06:21,665
در محوطه هاي دانشگاههاي آمريکا شعله ور ميکرد

108
00:06:21,831 --> 00:06:25,335
که تهديد ميکرد دوباره کشور را تکه پاره کند

109
00:06:25,460 --> 00:06:28,930
<i><font color="#ffff00">#من به همه شما نگاه ميکنم #</font></i>

110
00:06:29,047 --> 00:06:32,597
<i><font color="#ffff00"># اون عشق رو اونجا ميبينم که خوابيده#</font></i>

111
00:06:35,053 --> 00:06:37,431
<i><font color="#ffff00">#درحاليکه گيتارم#</font></i>

112
00:06:37,555 --> 00:06:39,478
<i><font color="#ffff00"># به آرومي گريه ميکنه #</font></i>

113
00:06:42,602 --> 00:06:45,446
<i><font color="#ffff00"># به کف اتاق نگاه ميکنم#</font></i>

114
00:06:45,563 --> 00:06:47,531
اواخر دهه 60

115
00:06:47,649 --> 00:06:51,699
يکجوري جريانهاي کوچک متعدد به هم پيوستند

116
00:06:51,861 --> 00:06:53,659
<i><font color="#ffff00"># هنوز گيتارم #</font></i>

117
00:06:53,780 --> 00:06:56,704
خود جنبش ضد جنگ

118
00:06:59,994 --> 00:07:04,625
کل جنبش نسبت به برابري نژادي

119
00:07:04,749 --> 00:07:07,218
محيط زيست

120
00:07:07,335 --> 00:07:10,088
نقش زنان.

121
00:07:10,213 --> 00:07:12,591
و سرودهايي براي اون جنبش ضد ارزشهاي اجتماع(هيپيها)

122
00:07:12,715 --> 00:07:17,141
که توسط اغلب اون موسيقي مشعشع راک اند رولي ارائه ميشد

123
00:07:17,262 --> 00:07:19,185
که ميتونيد تصور کنيد.

124
00:07:19,305 --> 00:07:21,057
<i><font color="#ffff00">#و من متوجه ميشم #</font></i>

125
00:07:21,182 --> 00:07:25,437
نميدونم چجوري ما ميتونستيم تا امروز بدون اون تجربه

126
00:07:25,562 --> 00:07:29,612
بعنوان يک کشور وجود داشته باشيم
<font color="#ff8040">مريل مکپيک،نيروي هوايي</font>

127
00:07:29,732 --> 00:07:32,736
با همه مشکلاتش و بالا و پايينهاش

128
00:07:32,902 --> 00:07:36,577
که آمريکايي رو ساخت که ما امروز داريم

129
00:07:36,698 --> 00:07:38,245
و ما سزاوارشيم

130
00:07:38,366 --> 00:07:40,164
<i><font color="#ffff00"># مطمئنا ياد ميگيريم#</font></i>

131
00:07:40,285 --> 00:07:42,208
و من همونجوري در مورد ويتنام فکر ميکنم

132
00:07:42,328 --> 00:07:44,126
<i><font color="#ffff00">#هنوز گيتارم #</font></i>

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:نظاميها رو حالا به خونه بياريد</font>

133
00:07:44,247 --> 00:07:46,750
من صداي همه اونچيزا رو بلند کردم

134
00:07:48,918 --> 00:07:52,422
که بيانگر آنچه بود که من سعي ميداشتم ازش حفاظت کنم .

135
00:07:58,014 --> 00:08:06,614
<b>قسمت هشتم</b>
تاريخ جهان
(آوريل(فروردين)1969-مي(ارديبهشت)1970)

136
00:08:06,769 --> 00:08:09,147
# Oh, Oh #

137
00:08:09,272 --> 00:08:12,151
# Ooh, ooh, oh, oh... #

138
00:08:15,862 --> 00:08:17,580
من هرگز در کل دوره اي

139
00:08:17,697 --> 00:08:20,246
که در اردوگاه اسراي جنگي بودم دعا نکردم

140
00:08:20,366 --> 00:08:23,165
ولي من چيزي شبيه مانترا(اوراد و اذکار در هندوييسم)داشتم

141
00:08:23,286 --> 00:08:25,539
هرشب وقتي داشتم ميخوابيدم

142
00:08:25,663 --> 00:08:28,758
بعد از لحظه مشخصي ميگفتم

143
00:08:28,875 --> 00:08:33,051
"وقتي صبح بشه من اينجا خواهم بود"

144
00:08:33,171 --> 00:08:35,344
و فکر ميکردم اگه فقط يک روز ديگه بتونم زنده بمونم

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،اسير جنگي</font>

145
00:08:35,465 --> 00:08:38,810
بعد ميتونستم يک روز ديگه و بعد يک روز ديگه زنگي کنم

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،اسير جنگي</font>

146
00:08:38,968 --> 00:08:41,767
دولت نيکسون در هنگام مذاکرات صلح

147
00:08:41,888 --> 00:08:46,394
در پاريس،يک تقاضاي جديد را مطرح کرده بود:

148
00:08:46,517 --> 00:08:48,519
سربازان ايالات متحده تا زمانيکه همه

149
00:08:48,645 --> 00:08:51,899
اسراي امريکايي به خانه نيامده باشند

150
00:08:52,023 --> 00:08:54,572
و هانوي يک گزارش دقيق از افراد  مفقود

151
00:08:54,692 --> 00:08:56,945
در عمليات ارائه نکرده باشد،عقب نشيني نخواهند کرد.

152
00:08:57,070 --> 00:09:00,415
هيچ کسي نميدانست چه تعداد اسير آنجا بودند

153
00:09:00,531 --> 00:09:04,377
که اغلب هوانورداني بودند که داخل يا اطراف هانوي نگهداري ميشدند

154
00:09:04,494 --> 00:09:07,168
ولي تني چند از ديگران مثل هال کوشنر

155
00:09:07,330 --> 00:09:10,709
بودند که براي زنده ماندن در اردوگاههاي جنگلي موقت  در ويتنام جنوبي

156
00:09:10,833 --> 00:09:13,507
تقلا ميکردند.

157
00:09:13,670 --> 00:09:17,174
هانوي اسامي افراد در اختيارشان را فاش نميکرد

158
00:09:17,340 --> 00:09:21,186
چون انها هنوز اصرار داشتند که انها اسراي جنگي نبودند

159
00:09:21,344 --> 00:09:23,392
بلکه جنايتکاران جنگي هستند

160
00:09:23,513 --> 00:09:26,733
آنها بسياري را مورد شکنجه وحشيانه قرار دادند

161
00:09:26,849 --> 00:09:28,943
از انها اعترافات استخراج ميکردند

162
00:09:29,060 --> 00:09:31,188
و از اجازه معاينه آنها

163
00:09:31,354 --> 00:09:34,233
توسط صليب سرخ بين المللي سرباز ميزدند

164
00:09:34,357 --> 00:09:38,407
دولت جانسون مساله را در کل کوچک کرده بود

165
00:09:38,528 --> 00:09:42,499
با اميد اينکه ديپلماسي خاموش بتواند آن افراد را به خانه برگرداند

166
00:09:42,615 --> 00:09:44,208
دولت نيکسون

167
00:09:44,325 --> 00:09:47,124
بجايش کارزار تبليغاتي"عمومي کردن" را انجام داد

168
00:09:47,245 --> 00:09:49,839
براي اينکه مخمصه اسراي امريکايي

169
00:09:49,956 --> 00:09:52,004
و افراد مفقود در عمليات را

170
00:09:52,125 --> 00:09:54,093
در مرکز امور قرار دهد

171
00:09:54,210 --> 00:09:56,304
آن همچنين سبب ملامت

172
00:09:56,421 --> 00:09:58,469
آن افراد در جنبش ضد جنگ ميشد که

173
00:09:58,589 --> 00:10:00,637
به نظر هوادار تر نسبت به

174
00:10:00,758 --> 00:10:03,887
غيرنظاميان ويتنام شمالي ميشدند که مورد بمباران قرار گرفته بودند

175
00:10:04,012 --> 00:10:05,639
تا آنهايي که هوانوردان ايالات متحده بودند

176
00:10:05,763 --> 00:10:09,267
و در حين انجام ان بمباران سرنگون شده بودند

177
00:10:09,392 --> 00:10:13,898
سيبل استاکديل که شوهرش فرمانده جيمز استاکديل

178
00:10:14,022 --> 00:10:16,696
عاليرتبه ترين اسير در هانوي بود

179
00:10:16,816 --> 00:10:19,069
اتحاديه ملي خانواده هاي اسرا

180
00:10:19,235 --> 00:10:22,614
و مفقودين آسياي جنوب شرقي را تشکيل داد

181
00:10:22,739 --> 00:10:25,367
و نمايندگان همسران را به پاريس رهبري کرد

182
00:10:25,491 --> 00:10:28,870
تا با مذاکره کنندگان ويتنام شمالي مواجه شود

183
00:10:28,995 --> 00:10:33,592
پنج ميليون آمريکايي شروع به استفاده از مچ بندهاي قلعي يا مسي

184
00:10:33,708 --> 00:10:36,211
کردند که اسم يک مرد مفقود الاثر

185
00:10:36,336 --> 00:10:38,714
و تاريخ مفقود شدنش رويش حک شده بود

186
00:10:38,838 --> 00:10:43,059
بيش از 50 ميليون برچسبهاي سپر عقب اتوموبيل با مضمون اسراي جنگي/مفقود شدگان حين عمليات جنگي
<font color="#ffff00"> نوشته روي برچسب:نگذاريم آنها فراموش شوند
اسراي جنگي-مفقودين حين عمليات جنگي</font>

187
00:10:43,176 --> 00:10:46,771
طي چهارسال بعدي فروخته شد
<font color="#ffff00"> نوشته روي برچسب:نگذاريم آنها فراموش شوند
اسراي جنگي-مفقودين حين عمليات جنگي</font>

188
00:10:46,888 --> 00:10:49,186
اسرا با وجود آنچه زندان بانانشان به آنها گفته بودند

189
00:10:49,307 --> 00:10:53,483
توسط کشورشان فراموش نشده بودند

190
00:10:53,603 --> 00:10:56,026
سرانجام يک روزنامه نگار نوشت:

191
00:10:56,147 --> 00:10:58,275
"بسياري از مردم شروع به صحبتهايي اينچنيني کرده اند:

192
00:10:58,441 --> 00:11:02,412
"ويتنام شماليها 400 آمريکايي را ربوده اند

193
00:11:02,528 --> 00:11:06,954
و ايالات متحده به جنگ رفته بود تا آنان را خلاص کند"

194
00:11:07,075 --> 00:11:11,501
دولت وين وان تيو از سايگون در همان زمان

195
00:11:11,621 --> 00:11:14,841
درحال نگهداري اسراي خودش بود

196
00:11:14,957 --> 00:11:16,800
در آنجا نهايتا

197
00:11:16,918 --> 00:11:20,639
حدود 40 هزار سرباز ويتنام شمالي و ويت کنگ

198
00:11:20,797 --> 00:11:22,674
در چهار اردوگاه جمعي نگهداري ميشدند

199
00:11:22,799 --> 00:11:26,724
200 هزار ويتنام جنوبي غيرنظامي

200
00:11:26,844 --> 00:11:30,724
بسياري از انان بدون محاکمه،نيز در انجا نگهداري ميشدند

201
00:11:31,812 --> 00:11:34,445
افسران اطلاعاتي دست نشانده

202
00:11:34,518 --> 00:11:36,418
منو طبق فرامين

203
00:11:36,495 --> 00:11:37,962
سازمان سيا شکنجه دادند

204
00:11:39,106 --> 00:11:41,306
اونها ازم ميخواستند که اعتراف کنم

205
00:11:43,538 --> 00:11:46,738
اونها از روشهاي مختلف براي شکنجه استفاده ميکردند

206
00:11:47,543 --> 00:11:50,743
اونها از پريز برق خانگي استفاده ميکردند

207
00:11:51,801 --> 00:11:52,934
تا به من شوک بدند

208
00:11:54,857 --> 00:11:56,990
اونها آب توي دهنم ميريختند

<font color="#ff8040">وين تاي،جاسوس ويتنام شمالي</font>

209
00:11:57,790 --> 00:11:59,823
و دهانم رو بسته نگاه ميداشتند

<font color="#ff8040">وين تاي،جاسوس ويتنام شمالي</font>

210
00:12:00,101 --> 00:12:03,568
نا آب نتونه بيرون بياد

<font color="#ff8040">وين تاي،جاسوس ويتنام شمالي</font>

211
00:12:04,969 --> 00:12:08,235
وقتي من نفس نميکشيدم اونها مجبور بودند تا بس کنند

212
00:12:09,330 --> 00:12:10,330
دردناکترين کار

213
00:12:10,876 --> 00:12:12,776
آويزان شدن

214
00:12:13,366 --> 00:12:14,766
و کتک خوردن در شب بود

215
00:12:17,624 --> 00:12:20,157
من هنوز احساس درد ميکنم

216
00:12:23,495 --> 00:12:26,695
اون درد

217
00:12:29,439 --> 00:12:31,039
بطور باورنکردني عميق بود

218
00:12:52,180 --> 00:12:55,150
قوانين مشخصي براي جنگ تونل وجود داشت

219
00:12:57,393 --> 00:13:00,067
چراغ رو روشن نکن

220
00:13:00,229 --> 00:13:03,199
مگه اينکه شما مطمئن مطمئن مطمئن باشين که تنها هستيد

<font color="#ff8040">جيمز گيلام،ارتشي</font>

221
00:13:03,316 --> 00:13:06,911
از احساساتتون استفاده کنيد

<font color="#ff8040">جيمز گيلام،ارتشي</font>

222
00:13:07,028 --> 00:13:10,123
هرچه سريعتر که ميتونيد اولين کشتن رو شما انجام بدين

223
00:13:10,239 --> 00:13:12,287
که بمعني اينه که شليک نکنيد

224
00:13:13,618 --> 00:13:16,292
من يکيو در تونلي تغقيب ميکردم

225
00:13:16,412 --> 00:13:21,669
به اونها در تاريکي در پيچي توي کنجي رسيدم

226
00:13:21,792 --> 00:13:23,260
فکر ميکردم که تنهام

227
00:13:23,419 --> 00:13:26,593
و بعد بوي نفسشون رو حس کردم

228
00:13:26,714 --> 00:13:32,687
و ما يک مسابقه کشتي در اون تاريکي داشتيم

229
00:13:32,803 --> 00:13:35,147
و من دست برتر رو داشتم

230
00:13:35,264 --> 00:13:38,484
و ناي اين شخص رو خورد کردم

231
00:13:38,601 --> 00:13:41,229
موقعي که داشت ميميرد اونرو پايين نگاه داشتم

232
00:13:42,980 --> 00:13:44,857
و بعد بيرون رفتم

233
00:13:47,610 --> 00:13:50,284
من يکي رو تا حد مرگ کتک زده و خفه کردم

234
00:13:50,446 --> 00:13:52,198
در يک تونل

235
00:13:52,323 --> 00:13:54,291
در تاريکي.

236
00:13:54,408 --> 00:13:55,955
Um...

237
00:13:56,118 --> 00:13:58,496
ولي اون تنها تلفات نبود

238
00:13:58,621 --> 00:14:02,876
تلفات ديگر،  گونه متمدن من بود.

239
00:14:23,437 --> 00:14:26,316
آوريل 1969(فروردين)

240
00:14:26,440 --> 00:14:29,364
نقطه اوج تعهد نظامي آمريکا

241
00:14:29,485 --> 00:14:30,907
به ويتنام جنوبي بود

242
00:14:31,028 --> 00:14:38,378
543,482 مرد و زن(آمريکايي) حالا در کشور(ويتنام جنوبي) بودند

243
00:14:38,494 --> 00:14:42,499
و دهها هزار نفر ديگر در پايگاههاي هوايي

244
00:14:42,665 --> 00:14:45,635
و عرشه کشتيها فراتر از مرزهايش مستقر بودند

245
00:14:46,961 --> 00:14:51,637
40,794کشته شده بودند

246
00:14:51,757 --> 00:14:56,684
و بيش از 70 ميليارد دلار خرج شده بود

247
00:15:00,391 --> 00:15:02,689
در آن بهار نبرد جديدي

248
00:15:02,852 --> 00:15:04,900
توجه مردم آمريکا را به خود جلب کرد

249
00:15:05,021 --> 00:15:09,697
ستيزي براي تسخير هنوز تپه شماره دار ديگر.

250
00:15:09,859 --> 00:15:13,454
تپه 937 روي نقشه هاي نظامي.

251
00:15:13,571 --> 00:15:15,448
بمدت 9 روز

252
00:15:15,573 --> 00:15:17,509
سربازان آمريکايي و ويتنام جنوبي سعي داشتند

253
00:15:17,533 --> 00:15:19,456
تا يک کوه را در نزديکي مرز لائوس تصرف کنند

254
00:15:19,577 --> 00:15:22,421
و 10 بار آنان به عقب رانده شدند

255
00:15:47,063 --> 00:15:49,612
تلفات بسيار بالا بود

256
00:15:49,732 --> 00:15:52,986
50 آمريکايي و 250 ويتنام شمالي کشته شدند.

257
00:15:53,110 --> 00:15:55,738
به نحوي که اين کوه به "تپه همبرگر"معروف شده است

258
00:15:55,905 --> 00:15:59,500
امروز 600 سرباز متفق ديگر به اين نبرد ريخته شدند

259
00:16:11,253 --> 00:16:13,551
يک نظامي از رمق افتاده آمريکايي به يک گزارشگر گفت که

260
00:16:13,673 --> 00:16:15,675
فرمانده گردانش

261
00:16:15,800 --> 00:16:20,647
دست برنميدارد تا وقتي که او هر کدام از ما لعنتيها را بکشد.

262
00:16:27,061 --> 00:16:29,314
بعد از 11 روز نبرد

263
00:16:29,438 --> 00:16:32,112
نبرد تپه همبرگر خاتمه يافت

264
00:16:33,609 --> 00:16:36,283
56  امريکايي کشته شدند

265
00:16:36,445 --> 00:16:40,700
420 نفر مجروح شدند

266
00:16:40,825 --> 00:16:44,420
آمريکاييها يک هفته بعد ان تپه را رها کردند

267
00:16:44,537 --> 00:16:47,416
درست همانطور که آنها بسياري از تپه هاي ديگر را ترک کرده بودند

268
00:16:47,540 --> 00:16:52,046
که با هزينه هنگفتي طي سالها در ويتنام آنها را تصرف کرده بودند

269
00:16:54,213 --> 00:16:57,092
ژنرال ميتونيد براي ما مجددا استراتژي بکار رفته

270
00:16:57,216 --> 00:17:00,186
در تصميم براي عقب نشيني سربازان آمريکايي

271
00:17:00,302 --> 00:17:03,431
بعد ازينکه انها تپه 937 يا تپه همبرگر را تصرف کرده بودند توضيح دهيد؟

272
00:17:05,641 --> 00:17:09,521
هيچ قطعه زميني مثل اون

<font color="#ffff00">ژنرال جان رايت</font>

273
00:17:09,645 --> 00:17:12,023
براي ما مهم نيست

<font color="#ffff00">ژنرال جان رايت</font>

274
00:17:12,148 --> 00:17:13,866
هانتلي در مجلس سناي ايالات متحده

275
00:17:13,983 --> 00:17:15,701
سناتور کندي از ماساچوست يک سخنراني

276
00:17:15,818 --> 00:17:17,616
کوتاه در نقد آنچه که او آنرا

277
00:17:17,737 --> 00:17:20,661
"غرور نظامي غيرمسئولانه و احمقانه"ناميد ارائه کرد

278
00:17:20,781 --> 00:17:23,159
که در آن مردان آمريکايي در نبردهاي پوچ

279
00:17:23,284 --> 00:17:26,003
مثل اين يکي در تپه همبرگر به سوي مرگ فرستاده ميشوند.

280
00:17:26,120 --> 00:17:28,168
کندي از رئيس جمهور نيکسون مجدانه درخواست کرد

281
00:17:28,330 --> 00:17:30,424
تا فرامين جديدي براي فرماندهان در ويتنام صادر کند تا

282
00:17:30,541 --> 00:17:32,043
چنين عملياتهايي را متوقف کنند

283
00:17:32,168 --> 00:17:33,966
و او متهم کرد که انها برخلاف

284
00:17:34,086 --> 00:17:35,429
مقاصد بيان شده رئيس جمهور مبني بر

285
00:17:35,546 --> 00:17:37,219
دنبال کردن صلح  در پي مذاکره، رفتار ميکنند.

286
00:17:40,092 --> 00:17:43,392
هفته هاي مرگبارتر

287
00:17:43,512 --> 00:17:47,858
نبردهاي پرهزينه تر،تعداد بيشتري از تلفات  طي جنگ وجود داشته بود

288
00:17:48,017 --> 00:17:54,195
ولي آمريکاييهاي بيشتر و بيشتري بنظر ميرسيد صبرشان به سر رسيده است

289
00:17:54,315 --> 00:17:56,659
ماه بعد،مجله لايف(زندگي)

290
00:17:56,776 --> 00:17:58,778
اسامي و عکسهاي همه 242

291
00:17:58,903 --> 00:18:01,622
آمريکايي که در نبرد فقط

292
00:18:01,739 --> 00:18:05,585
طي يک هفته کشته شده بودند را منتشر کرد.

293
00:18:05,701 --> 00:18:09,547
براي اولين بار در يک نشريه ملي

294
00:18:09,705 --> 00:18:13,551
آمار تلفات همراه صورتهاي انسان ميامد.

295
00:18:16,462 --> 00:18:19,181
تنها راهي که اونها ميتونستند موفقيت در ويتنام رو بسنجند

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي</font>

296
00:18:19,298 --> 00:18:21,392
نسبتهاي کشتار بود

<font color="#ff8040"> کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي</font>

297
00:18:21,509 --> 00:18:23,637
چندتا از اونها در مقابل چند تا از ما.

298
00:18:23,761 --> 00:18:25,889
خوب تنها چيزي که

299
00:18:26,055 --> 00:18:28,308
براي مردم آمريکا مهمه "ما" هست

300
00:18:28,432 --> 00:18:31,982
ميدوني اگه سه نفر از ما کشته شده باشند،اون تعداد است

301
00:18:32,102 --> 00:18:35,231
نه 30 کشته ويتنامي،ميدوني.

302
00:18:35,356 --> 00:18:38,405
و بنابراين از لحاظ سياسي يک استراتژي فرسايشي

303
00:18:38,526 --> 00:18:40,654
نميتونه خيلي زياد دووم بياره

304
00:18:40,778 --> 00:18:42,246
ما اهميتي نميداديم که نسبت کشتار چند بود

305
00:18:42,363 --> 00:18:43,643
ما فقط تعداد دقيق

306
00:18:43,697 --> 00:18:46,291
اينکه چند بچه آمريکايي کشته شده بودند رو ميخواستيم

307
00:18:46,408 --> 00:18:49,662
يک نظرسنجي موسسه گالوپ نشان داد که اغلب آمريکاييها

308
00:18:49,787 --> 00:18:53,542
معتقد بودند جنگ ويتنام يک کار اشتباه بوده است.

309
00:18:53,666 --> 00:18:56,590
ريچارد نيکسون ميدانست که او به علامتي براي مردم نياز دارد که

310
00:18:56,752 --> 00:18:58,925
که پايان جنگ در معرض ديد است

311
00:19:00,840 --> 00:19:04,219
شوراي امنيت ملي به نيکسون هشدار داده بود که

312
00:19:04,343 --> 00:19:06,345
روساي ستاد مشترک

313
00:19:06,470 --> 00:19:09,098
وزراي خارجه و دفاع

314
00:19:09,265 --> 00:19:14,146
سازمان سيا و سفارت ايالات متحده در سايگون

315
00:19:14,270 --> 00:19:17,274
همه بصورت محرمانه موافق بودند که بدون سربازان جنگي ايالات متحده

316
00:19:17,439 --> 00:19:18,986
ويتنام جنوبيها

317
00:19:19,108 --> 00:19:23,659
نميتوانند حالا يا در آينده قابل پيشبيني

318
00:19:23,779 --> 00:19:25,873
در مقابل ويت کنگ

319
00:19:25,990 --> 00:19:29,620
و نيروهاي قابل ملاحظه ويتنام شمالي هر دو بايستند.

320
00:19:29,743 --> 00:19:31,620
با اين وجود

321
00:19:31,787 --> 00:19:34,791
وزير دفاع ملوين لايرد گفت

322
00:19:34,957 --> 00:19:38,336
"جنگ حالا بايد ويتناميزه ميشد"

323
00:19:38,460 --> 00:19:42,090
سربازان سايگون بتدريج مسئوليت براي درگيري

324
00:19:42,214 --> 00:19:44,717
با دشمن را برعهده ميگرفتند

325
00:19:44,842 --> 00:19:47,937
آن ماموريت ژنرال کريتون آبرامز بود تا

326
00:19:48,053 --> 00:19:50,306
ارتش ويتنام جنوبي را براي برعهده گرفتن آن وظيفه آماده کند

327
00:19:50,472 --> 00:19:53,146
و مطمئن شود که تلفات آمريکاييها

328
00:19:53,267 --> 00:19:55,361
در اين فاصله پايين ميماند

329
00:19:57,980 --> 00:20:03,157
در همين ضمن سربازان آمريکايي شروع به  رفتن به خانه ميکردند

330
00:20:03,277 --> 00:20:06,076
# Gimme a ticket
for an aeroplane #

331
00:20:06,196 --> 00:20:08,449
<i><font color="#ffff00">#زماني نخواهي داشت تا يک قطار سريع بگيري #</font></i>

332
00:20:08,574 --> 00:20:10,174
وقتي نيکسون آمد

333
00:20:10,242 --> 00:20:13,997
و مرحله عقب نشيني رو اعلام کرد

334
00:20:14,121 --> 00:20:16,499
جنگ رو به ويتناميها واگذار کرد

<font color="#ff8040">زوانگ وان ماي اليوت، سايگون</font>

335
00:20:16,665 --> 00:20:19,043
که کاري بود که فرانسويها پيش از اين سعي داشته بودند انجام بدهند

336
00:20:19,168 --> 00:20:20,920
اونها اونرو jaunissement ميناميدند

337
00:20:21,045 --> 00:20:24,345
زرد کردن جنگ.

338
00:20:24,465 --> 00:20:30,472
ما ميدونستيم که ارتش ويتنام آماده نبرد در اين جنگ نبود

339
00:20:30,596 --> 00:20:33,019
اگه اونها نميتونستند اونکارو همراه آمريکاييها انجام بدهند

340
00:20:33,182 --> 00:20:36,186
چجوري اونها قرار بود اونکارو بدون آمريکاييها انجام بدهند؟

341
00:20:36,352 --> 00:20:39,356
<i><font color="#ffff00"># روزهاي تنهايي سپري شده#</font></i>

342
00:20:39,521 --> 00:20:42,320
هرچند واشنگتن برنامه داشت تا حمايت نظامي

343
00:20:42,441 --> 00:20:45,365
از ارتش ويتنام جنوبي را بطور گسترده اي افزايش دهد

344
00:20:45,486 --> 00:20:48,660
ژنرال آبرامز ميدانست که ويتناميزه کردن جنگ به تنهايي

345
00:20:48,781 --> 00:20:51,034
هرگز نميتوانست دشمن را شکست دهد

346
00:20:51,200 --> 00:20:53,578
ولي او دستوراتش را داشت

347
00:20:53,702 --> 00:20:56,376
دليلي که به  من دستور داده شد که بزودي به خانه برگردم

348
00:20:56,538 --> 00:20:58,336
به اين دليل بود که رئيس جمهور نيکسون

<font color="#ff8040">مريل مکپيک،نيروي هوايي</font>

349
00:20:58,457 --> 00:21:01,711
سياست ويتنامي کردن رو اعلام کرد

<font color="#ff8040">مريل مکپيک،نيروي هوايي</font>

350
00:21:01,877 --> 00:21:05,927
حالا ويتنامي کردن يک دروغ بود

351
00:21:06,048 --> 00:21:09,894
ولي اون عنصري از حقيقت را در خود داشت

352
00:21:10,052 --> 00:21:12,271
ما داشتيم اونجا رو ترک ميکرديم خيلي خوب؟

353
00:21:12,388 --> 00:21:14,231
و اون سرنوشت جنوب رو محتوم کرد

354
00:21:14,348 --> 00:21:15,725
من اينو ميدونستم

355
00:21:15,849 --> 00:21:18,728
و فکر ميکنم هرکسي که هشيار بود

356
00:21:18,894 --> 00:21:20,567
و ميتونست اونچه که داشت اتفاق ميفتاد رو بفهمه

357
00:21:20,729 --> 00:21:21,901
از اون خبر داشت

358
00:21:22,022 --> 00:21:24,491
نيکسون بعد به جزيره ميدوي (واقع در اقيانوس آرام شمالي)پرواز کرد تا

359
00:21:24,608 --> 00:21:28,158
با رئيس جمهور ويتنام وين وان تيو ملاقات کند

360
00:21:28,278 --> 00:21:31,407
او جرات نکرده بود تا تيو را از ترس برانگيختن

361
00:21:31,532 --> 00:21:34,411
تظاهرات گسترده به واشنگتن دعوت کند

362
00:21:34,535 --> 00:21:35,878
<i><font color="#ffff00"># روزهاي تنهايي رفته اند#</font></i>

363
00:21:35,995 --> 00:21:38,089
رئيس جمهور تيو مرا آگاه کرد که

364
00:21:38,205 --> 00:21:41,960
پيشرفت برنامه آموزش

365
00:21:42,084 --> 00:21:43,757
و برنامه تجهيز

366
00:21:43,877 --> 00:21:46,050
نيروهاي ويتنام جنوبي

367
00:21:46,171 --> 00:21:51,177
بقدري موفقيت اميز بوده است که او ميتواند حالا توصيه کند

368
00:21:51,301 --> 00:21:54,601
که ايالات متحده شروع به جايگزيني

369
00:21:54,722 --> 00:21:58,977
نيروهاي جنگي ايالات متحده با قواي ويتنامي کند

370
00:22:04,273 --> 00:22:06,651
تيو چنين چيزي نگفته بود

371
00:22:06,775 --> 00:22:09,278
ولي فکر ميکرد که مجبور است همراهي کند

372
00:22:09,445 --> 00:22:12,119
او به دوستي گفت:"هيچ کاري نيست که من بتوانم انجام دهم

373
00:22:12,239 --> 00:22:14,537
درست همانطور که ما نميتوانستيم زمانيکه آيزنهاور

374
00:22:14,658 --> 00:22:17,252
کندي  و جانسون تصميم گرفتند وارد (ويتنام)شوند

375
00:22:17,369 --> 00:22:20,293
کاري در موردش انجام دهيم."

376
00:22:20,456 --> 00:22:23,380
مشاور امنيت ملي هنري کسينجر به خاطر مياورد:

377
00:22:23,500 --> 00:22:26,629
"ما بوضوح در مسير خروج از ويتنام

378
00:22:26,754 --> 00:22:29,473
در صورت امکان با مذاکره

379
00:22:29,590 --> 00:22:33,345
و در صورت لزوم با عقب نشيني يک جانبه  بوديم".

380
00:22:33,469 --> 00:22:36,439
او و رئيس جمهور در حال بازتعريف

381
00:22:36,555 --> 00:22:39,399
آنچه که پيروزي به نظر ميرسيد بودند.

382
00:22:39,516 --> 00:22:42,440
نيکسون و کسينجر

383
00:22:42,561 --> 00:22:44,563
اونها

384
00:22:44,688 --> 00:22:46,941
کارشون تميزکاريه.

<font color="#ff8040">تام ولي،تفنگدار دريايي</font>

385
00:22:47,066 --> 00:22:48,659
اونها..اونها

386
00:22:48,776 --> 00:22:50,653
جنگ تموم شده،خيلي خوب؟

387
00:22:50,819 --> 00:22:54,244
وقتي نيکسون و کسينجر،وقتي اونها ميان،اونها

388
00:22:54,364 --> 00:22:55,707
اونها نميخواستند جنگ رو ببرن

389
00:22:55,824 --> 00:22:58,168
بنابراين اونها يک استراتژي

390
00:22:58,285 --> 00:22:59,912
سري ايجاد کردند

391
00:23:00,037 --> 00:23:03,883
اونها تسليم شدند بدون اينکه بگن تسليم شدند

392
00:23:06,376 --> 00:23:09,550
اين استراتژي بدي نيست،اين تنها استراتژيه

393
00:23:17,888 --> 00:23:21,392
همزمان با آغاز ترک ويتنام جنوبي توسط سربازان آمريکايي

394
00:23:21,517 --> 00:23:24,691
تسليحات و تجهيزات آمريکايي به داخل ويتنام سرازير شد

395
00:23:26,313 --> 00:23:28,361
<i><font color="#ffff00">#دايره اي براي فرود#</font></i>

396
00:23:28,524 --> 00:23:30,697
<i><font color="#ffff00">#پاهاتو روي زمين به عقب ببر#</font></i>

397
00:23:30,818 --> 00:23:33,788
بيش از يک ميليون تفنگ ام-16

398
00:23:33,904 --> 00:23:39,832
40 هزار پرتاب کننده نارنجک،هزاران وسيله نقليه چرخدار

399
00:23:39,952 --> 00:23:41,545
آنقدر زياد که يک نماينده کنگره شکايت کرد

400
00:23:41,703 --> 00:23:44,877
که بنظر ميرسيد انگار از ماليات دهنده هاي ايالات متحده

401
00:23:44,998 --> 00:23:49,174
خواسته ميشد تا هرکدام از سربازان ويتنام جنوبي را

402
00:23:49,294 --> 00:23:51,672
پشت فرمان بنشانند.

403
00:23:51,797 --> 00:23:53,925
بهيچوجه با عقل جور در نميومد،البته

404
00:23:54,049 --> 00:23:56,928
چون ما اونرو در 1962 و 63 آزموديم

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

405
00:23:57,052 --> 00:23:58,850
اون مردم تغيير نکرده بودند

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

406
00:23:58,971 --> 00:24:00,571
اونها فقط داشتند به اونها اثاث خانه بيشتري ميدادند

407
00:24:02,514 --> 00:24:04,914
اونها ميزان سلاحهايي رو  که

408
00:24:05,643 --> 00:24:09,243
به ارتش سايگون ميدادند سه برابر کردند

409
00:24:10,883 --> 00:24:13,883
اون ارتش پوشالي تقويت شد

<font color="#ff8040">وين توي بونگ،ويت کنگ</font>

410
00:24:15,942 --> 00:24:19,542
ولي از نطر من،اگه اون ارتش آمريکايي نميتونست پيروز بشه

411
00:24:19,905 --> 00:24:22,905
اون ارتش پوشالي و دست نشانده هرگز پيروز نميشد

412
00:24:23,662 --> 00:24:27,462
نيروهاي مسلح ويتنام جنوبي از 850 هزار نفر

413
00:24:27,583 --> 00:24:31,838
به بيش از يک ميليون نفر گسترش يافت

414
00:24:31,962 --> 00:24:33,885
ولي هيچ چيزي نميتوانست اين حقيقت را تغيير دهد که

415
00:24:34,006 --> 00:24:35,428
فساد گسترده

416
00:24:35,591 --> 00:24:38,970
بطور مدام کارايي آنها را نابود ميکرد

417
00:24:39,094 --> 00:24:41,188
روشي که مرسوم بود اين بود:

418
00:24:41,305 --> 00:24:43,728
يک مرد با افسر فرمانده اش معامله اي ميکند

419
00:24:43,849 --> 00:24:46,443
شايد به اون افسر، کل حقوقش رو بده

420
00:24:46,602 --> 00:24:49,526
در مقابل شما هرگز نبايد براي انجام وظيفه پيداتون ميشد

421
00:24:49,646 --> 00:24:52,115
باستثناي شايد يکبار در يک مراسم.

422
00:24:52,274 --> 00:24:54,276
بنابراين زماني که شما  روي کاغذ در اون ارتش هستيد

423
00:24:54,401 --> 00:24:56,779
شما ميتونستيد يک شغل غيرنظامي تمام وقت داشته باشيد

424
00:24:57,582 --> 00:24:59,747
شکل ديگر فساد

425
00:25:01,089 --> 00:25:03,089
اضافه کردن افراد به اون ليستهايي بود که
<font color="#ff8040">لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي</font>

426
00:25:03,642 --> 00:25:05,042
هرگز وجود نداشتند
<font color="#ff8040">لام گوانگ تي
از ارتش ويتنام جنوبي</font>

427
00:25:06,768 --> 00:25:12,434
فرماندهان ميتونستن بعدا  دستمزدهاي اون"سربازان شبح" رو به جيب بزنند

428
00:25:16,882 --> 00:25:20,477
بسياري از يگانهاي ارتش ويتنام جنوبي بخوبي جنگيدند

429
00:25:23,597 --> 00:25:25,599
آنها فشار اصلي جنگ را

430
00:25:25,724 --> 00:25:27,146
در طي تهاجم تت تحمل کردند

431
00:25:27,267 --> 00:25:30,066
و تا اواسط 1969

432
00:25:30,187 --> 00:25:34,784
90 هزار نفر از انها در نبرد کشته شده بودند

433
00:25:34,900 --> 00:25:40,282
شجاعتشان اغلب توسط آمريکاييها ناديده گرفته ميشد

434
00:25:40,405 --> 00:25:44,000
ما به اونها اهانت ميکرديم

435
00:25:44,159 --> 00:25:47,083
ما در مورد بي لياقتي اونها مبالغه ميکرديم

<font color="#ff8040">تام ولي،تفنگدار دريايي</font>

436
00:25:47,204 --> 00:25:50,925
چون ما ميخواستيم تا در اهميتمون گزافه گويي کنيم

<font color="#ff8040">تام ولي،تفنگدار دريايي</font>

437
00:26:02,970 --> 00:26:08,101
بخشي از رفتن من به ويتنام براي لذت بردن بود

438
00:26:08,225 --> 00:26:12,981
اگه شما از اون جون سالم بدر ميبرديد،اون کاملا هيجان انگيز بود

439
00:26:13,105 --> 00:26:15,984
اون تاريخ جهانه

440
00:26:17,484 --> 00:26:18,861
بقا سخت بود

441
00:26:18,986 --> 00:26:20,863
منظورم اينه که جايي که من زنده ميموندم يک مساله هست

442
00:26:21,029 --> 00:26:25,079
من دوست ميداشتم که در گارد ملي باشم

443
00:26:27,327 --> 00:26:28,579
ختم کلام

444
00:26:30,247 --> 00:26:33,046
من مساله اصليو

445
00:26:33,208 --> 00:26:36,007
از اونچه که در جنگ قابل قبول بود و آنچه نبود ميدونستم

446
00:26:36,128 --> 00:26:37,380
من ازش خبر داشتم

447
00:26:37,546 --> 00:26:40,265
لازم نبود من اونو از سپاه تفنگداران دريايي بفهمم

448
00:26:40,382 --> 00:26:43,807
من اونرو از مدرسه مذهبي يکشنبه ها فهميدم

449
00:26:43,927 --> 00:26:46,806
توماس جان وللي در بوستون متولد شد

450
00:26:46,930 --> 00:26:48,273
او پسر يک قاضي بود

451
00:26:48,390 --> 00:26:51,234
و به حومه نيوتون آورده شد

452
00:26:51,393 --> 00:26:56,741
ناتواني در يادگيري تشخيص داده نشده او را از عملکرد خوب در مدرسه دور نگاه داشت

453
00:26:56,898 --> 00:26:58,900
وللي تا 1969

454
00:26:59,026 --> 00:27:02,576
يک اپراتور بيسيم در سپاه تفنگداران دريايي

455
00:27:02,738 --> 00:27:05,742
بخشي از ماموريت جستجو و نابود سازي گسترده

456
00:27:05,907 --> 00:27:10,037
در ايالت کوانگ نام در بخش شمالي ويتنام جنوبي بود

457
00:27:11,872 --> 00:27:13,465
در 13 اوت(مرداد ماه)

458
00:27:13,582 --> 00:27:15,255
گروهانش کمين خورد

459
00:27:15,417 --> 00:27:18,887
و زير آتش سنگين تيربار قرار گرفت

460
00:27:26,303 --> 00:27:30,433
اون وضعيت"کمربند اونها رو بگير"بود(جنگ تن به تن)

461
00:27:30,557 --> 00:27:33,436
و ما افراد زياديو از دست داديم

462
00:27:34,978 --> 00:27:36,275
همينطور اونها از دست دادند

463
00:27:38,190 --> 00:27:40,238
افراد زيادي اطراف افتاده بودند

464
00:27:42,903 --> 00:27:45,201
وللي براي قواي کمکي بيسيم زد

465
00:27:45,322 --> 00:27:48,826
بعد او تفنگ و مهمات

466
00:27:48,950 --> 00:27:51,328
از يک تفنگدار دريايي مجروح برداشت

467
00:27:51,453 --> 00:27:53,455
و همراه با حرکت براي گرفتن يک موضع

468
00:27:53,622 --> 00:27:56,421
درست در ده قدمي از يک مسلسل دشمن شليک ميکرد

469
00:27:56,541 --> 00:28:01,968
او يک نارنجک دودزا براي مشخص کردن موقعيتشان پرتاب کرد

470
00:28:02,089 --> 00:28:05,969
و بعد زماني که آتش دشمن جلو و عقب را در سراسر

471
00:28:06,093 --> 00:28:08,221
ميدان نبرد جاروب ميکرد

472
00:28:08,345 --> 00:28:09,892
او از يک تفنگدار دريايي بسمت تفنگدار ديگر ميرفت

473
00:28:10,013 --> 00:28:11,640
به اهداف در ميان درختان اشاره ميکرد

474
00:28:11,807 --> 00:28:14,526
و رفقايش را تشويق ميکرد

475
00:28:20,565 --> 00:28:23,444
براي رشادت قابل توجهش

476
00:28:23,568 --> 00:28:27,323
تام وللي مدال ستاره نقره اي پاداش کرفت

477
00:28:27,447 --> 00:28:29,666
شما ميخوايد به نوه هاتون بگيد

478
00:28:29,783 --> 00:28:32,878
کارهاي زيادي بود که شجاعانه انجام شد

479
00:28:32,994 --> 00:28:36,498
ولي اون در حقيقت کاملا واکنشي بود

480
00:28:36,623 --> 00:28:38,876
اون موضوع زنده موندن بود

481
00:28:39,000 --> 00:28:41,094
يا اينکه شما

482
00:28:41,211 --> 00:28:43,760
اون اون

483
00:28:43,880 --> 00:28:46,224
هيچ چاره اي اينجا نيست

484
00:28:46,341 --> 00:28:50,346
شما واکنش ميديد يا اينکه شما  نوه نخواهيد داشت

485
00:28:53,223 --> 00:28:54,534
به من يک حرف اف بديد!

486
00:28:54,558 --> 00:28:55,434
"F"!

487
00:28:55,559 --> 00:28:56,776
به من حرف يو بديد!

488
00:28:56,893 --> 00:28:57,769
"U"!

489
00:28:57,894 --> 00:28:58,986
به من حرف سي بديد!

490
00:28:59,104 --> 00:29:00,856
"C"!
به من يک حرف ک بديد!

491
00:29:01,022 --> 00:29:01,864
U Kn!

492
00:29:02,023 --> 00:29:03,195
هيجي اون چيه؟

493
00:29:03,358 --> 00:29:05,201
دو روز بعد از آن نبرد

494
00:29:05,360 --> 00:29:07,488
که تام وللي در آن خودش را نشان داد

495
00:29:07,612 --> 00:29:09,285
و در زمانيکه نيم ميليون آمريکايي

496
00:29:09,406 --> 00:29:11,704
هنوز در ويتنام بودند

497
00:29:11,825 --> 00:29:13,702
نيم ميليون آمريکايي

498
00:29:13,827 --> 00:29:16,580
در يک کارخانه لبنيات سازي در بخش شمال نيويورک

499
00:29:16,705 --> 00:29:19,925
براي يک جشنواره موسيقي گرد هم جمع شدند:وود استاک(فستيوال راک اند رول)

500
00:29:20,041 --> 00:29:22,385
<i><font color="#ffff00">#اون پايين در ويتنام#</font></i>

501
00:29:22,502 --> 00:29:24,550
<i><font color="#ffff00"># کتابهاتو زمين بزار و تفنگ بردار#</font></i>

502
00:29:24,713 --> 00:29:25,898
<i><font color="#ffff00"># ما ميخوايم کلي لذت ببريم#</font></i>

503
00:29:25,922 --> 00:29:30,428
<i><font color="#ffff00">#و اون يک،دو ،سه،ما براي چي ميجنگيم؟ #</font></i>

504
00:29:30,552 --> 00:29:32,896
<i><font color="#ffff00">#ا زمن نپرس،من به هيچ چيز حسابش نميکنم#</font></i>

505
00:29:33,013 --> 00:29:35,357
<i><font color="#ffff00"># توقف بعدي ويتنامه#</font></i>

506
00:29:35,474 --> 00:29:37,602
<i><font color="#ffff00">#و اون 5 ،6 و هفته#</font></i>

507
00:29:37,726 --> 00:29:39,854
<i><font color="#ffff00"># اون دروازه هاي بهشت رو باز کنيد#</font></i>

508
00:29:39,978 --> 00:29:43,027
<i><font color="#ffff00">#خوب وقت نيست تا بپرسي چرا،هورا#</font></i>

509
00:29:43,148 --> 00:29:45,116
<i><font color="#ffff00">#ما همگي قراره بميريم#</font></i>

510
00:30:39,621 --> 00:30:43,876
خانمها ،آقايان،سانتانا!

511
00:30:44,000 --> 00:30:46,719
به شما يکبار گفته شده است،به شما دوبار گفته شده است

512
00:30:46,836 --> 00:30:48,383
همش همين بود،پخشش کنيد!

513
00:30:50,507 --> 00:30:51,804
#اسمت چيه #

514
00:30:51,925 --> 00:30:53,973
اين شخص اهل آرکانزاس

515
00:30:54,094 --> 00:30:58,395
به من گفت که اون بيسيمو براي من حمل نميکنه

516
00:30:58,515 --> 00:31:03,396
اون گفت:من از تو مثل اون شمپانزه که دنبال تارزان ميره پيروي نميکنم

<font color="#ff8040">جيمز گيلام،ارتشي</font>

517
00:31:03,520 --> 00:31:05,648
اين قرار نيست اتفاق بيفته گروهبان."

518
00:31:05,772 --> 00:31:10,494
و من فکر کردم:"اوه اين قراره واقعا سال طولاني باشه"

519
00:31:14,114 --> 00:31:15,741
<i><font color="#ffff00">#وقتشه#</font></i>

520
00:31:15,865 --> 00:31:18,994
اون يکذره تغيير کرد

521
00:31:19,160 --> 00:31:21,834
ميدوني،اون مثل اينکه به اين اعتقاد رسيده بود که

522
00:31:21,955 --> 00:31:25,004
گلوله هاي دشمن کور رنگند.

523
00:31:25,125 --> 00:31:28,379
اونا به همه شليک ميکردند نه تنها من.

524
00:31:31,006 --> 00:31:34,727
آمريکاييهاي آفريقايي تبار در همه جنگهاي آمريکا

525
00:31:34,843 --> 00:31:37,221
از زمان انقلاب آمريکا خدمت کردند

526
00:31:37,345 --> 00:31:39,689
در سالهاي اوليه جنگ ويتنام

527
00:31:39,848 --> 00:31:42,192
آنها متحمل تعداد بدون تناسبي از

528
00:31:42,309 --> 00:31:44,232
کشته هاي نبرد شدند

529
00:31:44,352 --> 00:31:47,526
وقتي رهبران حقوق شهروندي اعتراض کردند

530
00:31:47,647 --> 00:31:50,446
وزارت دفاع يک تلاش منسجم براي

531
00:31:50,567 --> 00:31:52,615
برقرار کردن تعادل انجام داد

532
00:31:52,736 --> 00:31:56,206
و تا 1969 آن موفق شده بود

533
00:31:56,364 --> 00:31:58,207
ولي پشت خطوط

534
00:31:58,366 --> 00:32:01,870
با سربازان آمريکايي آفريقايي تبار هنوز بطور متفاوتي

535
00:32:02,037 --> 00:32:04,256
از سوي همتايان سفيد پوستشان برخورد ميشد

536
00:32:15,091 --> 00:32:17,361
و اينجا همه اين مادر قحبه هاي ديو صفت بودند که

537
00:32:17,385 --> 00:32:18,571
اطراف اينجا با اون موهاشون

538
00:32:18,595 --> 00:32:21,064
که مثل دختراي لعنتي بود قدم ميزدند

539
00:32:21,181 --> 00:32:22,398
و ما نميتونيم موهاي مادر قحبمون رو

540
00:32:22,515 --> 00:32:24,108
7/5 سانت بلند کنيم

541
00:32:24,225 --> 00:32:26,478
مقررات مادرقحبه 7/5 سانته

542
00:32:26,603 --> 00:32:29,231
و اغلب اون برادرهاي آفريقايي ميتونن

543
00:32:29,397 --> 00:32:31,195
موهاشونو 5 سانت مادر قحبه بلند کنند

544
00:32:31,316 --> 00:32:32,909
و چرا ما بايد موهامونو کوتاه کنيم؟

545
00:32:33,068 --> 00:32:34,411
اين چيزيه که من ميخوام حالا بدونم

546
00:32:34,569 --> 00:32:36,412
# Yeah, man, ooh, yeah #

547
00:32:36,571 --> 00:32:39,415
ويتنام يک جهان کوچک بود

<font color="#ff8040">واين اسميت،پزشک ارتش</font>

548
00:32:39,574 --> 00:32:41,292
هرچيزي که داشت در آمريکا اتفاق ميفتاد

<font color="#ff8040">واين اسميت،پزشک ارتش</font>

549
00:32:41,409 --> 00:32:43,161
واقعا داشت در ويتنام رخ ميداد

<font color="#ff8040">واين اسميت،پزشک ارتش</font>

550
00:32:43,286 --> 00:32:45,414
به يک سبک،شکل يا  فرم

551
00:32:45,538 --> 00:32:47,336
در پشت جبهه

552
00:32:47,457 --> 00:32:50,927
پرچمهاي کنفدراسيون(اتحاديه جنوب آمريکا در جنگهاي داخلي1861-1865 که طرفدار برده داري بودند)در اهتزاز بود.

553
00:32:51,086 --> 00:32:54,090
منظورم اينه که از ميون همه اونچيزايي که اينجا داشتن،مرد

554
00:32:54,255 --> 00:32:56,428
چرا پرچم کنفدراسيون؟

555
00:32:56,591 --> 00:32:58,719
در حقيقت من فکر ميکنم
بايد

556
00:32:58,843 --> 00:33:02,723
برخي قوانين لعنتي براي اون ياغيهاي لعنتي  اعمال ميشد،مرد

557
00:33:02,847 --> 00:33:06,943
اون کنفدراسيون لعنتي رفته مرد

558
00:33:07,102 --> 00:33:09,446
وقتي شخص در محيطيه که

559
00:33:09,604 --> 00:33:14,235
هرکسي يک تفنگ داره،سلاح خودکار

560
00:33:14,359 --> 00:33:16,953
من خيلي خاک برسر خواهم بود که يکي بخواد منو کاکاسياه صدا کنه

561
00:33:17,112 --> 00:33:19,035
يا به من يک دستور مزخرف بده

562
00:33:19,155 --> 00:33:23,035
منظورم اينه که اون يک طرز فکر بود،زندگيمو براي چي بخطر بندازم؟

563
00:33:23,159 --> 00:33:24,581
<i><font color="#ffff00"># شيرين تر از عسل #</font></i>

564
00:33:24,703 --> 00:33:27,582
اونجا همه جور ديوونگي اتفاق ميفتاد

565
00:33:27,706 --> 00:33:30,926
چون سفيد پوستها هنوز ميدوني،ما رو کاکا سياه صدا ميکردند

566
00:33:31,042 --> 00:33:33,921
و بعد برخي سياهپوستها بودند که ما رو عمو تام (اشاره به کتاب کلبه عمو تام در مورد ظلمهاي رفته به سياهها)صدا ميکردند

567
00:33:34,045 --> 00:33:35,467
گروههاي ضد جنگ بودن

568
00:33:35,588 --> 00:33:37,807
گه ما رو بچه کش خطاب ميکردند

569
00:33:37,924 --> 00:33:39,902
ميدوني شما ميتونيد هرچي بخوايد بگيد ولي ميتونيد از اونجا

570
00:33:39,926 --> 00:33:41,612
بگيد چون اگه شما  در تيررس قرار بگيريد

571
00:33:41,636 --> 00:33:45,516
شما قراره آسيب جدي ببينيد

572
00:33:45,640 --> 00:33:47,187
اونچه که ميخوايد رو از فاصله دور بگيد

573
00:33:47,308 --> 00:33:49,453
ولي اگه نزديک من بشيد من ميخوام گلوتونو ببرم

<font color="#ff8040">راجر هريس،از تفنگداران دريايي</font>

574
00:33:49,477 --> 00:33:51,024
ميدوني؟

575
00:33:51,146 --> 00:33:54,696
ولي وقتي ما بيرون اون سيم خاردار قدم ميزديم

576
00:33:54,816 --> 00:33:57,740
به داخل اون بوته ها ميرفتيم
ما با هم متحد ميشديم

577
00:33:57,861 --> 00:34:00,080
حتي با اختلافهامون

578
00:34:00,196 --> 00:34:02,164
ممکن بود که ما همديگه رو تهديد کرده بوديم

579
00:34:02,323 --> 00:34:05,327
ما با همديگه در پايگاه دعوا کرده باشيم

580
00:34:05,493 --> 00:34:08,121
ولي وقتي که ما بيرون اونجا بوديم ميدوني

581
00:34:08,246 --> 00:34:11,796
ما يک يگان رزمي بوديم

<font color="#ff8040">خوان راميرز،از تفنگداران دريايي</font>

582
00:34:13,293 --> 00:34:17,093
و اون تقريبا شبيه يک بحران هويت بود

583
00:34:17,213 --> 00:34:21,218
من اينجا متولد شدم و والدينم اينجا متولد شدند

584
00:34:21,342 --> 00:34:23,561
من به نوعي حس ميکردم

585
00:34:23,678 --> 00:34:26,727
بيشتر آمريکايي هستم تا مکزيکي

586
00:34:26,848 --> 00:34:28,395
دستتونو بالا بياريد و بعد من تکرار کنيد

587
00:34:28,516 --> 00:34:32,817
ارتش ايالات متحده رسما لاتين تبارها(نژاد آمريکاي لاتين مثل مکزيکيها) را حساب نميکرد

588
00:34:32,937 --> 00:34:37,534
ولي بنا بر يک تخمين 170 هزار نفرشان در ويتنام خدمت کردند

589
00:34:37,692 --> 00:34:41,697
و بيش از 3 هزار نفر جانشان را از دست دادند

590
00:34:41,821 --> 00:34:44,415
مانند پدران و پدربزرگهايشان

591
00:34:44,532 --> 00:34:48,537
بسياري خدمت در ارتش را هم يک وظيفه ميهن پرستانه

592
00:34:48,703 --> 00:34:51,422
و هم يک فرصتي براي پيشرفت وضعيتشان

593
00:34:51,539 --> 00:34:54,042
در ايالات متحده ميديدند

594
00:34:54,209 --> 00:34:57,258
ولي همچنانکه بر تلفات افزوده ميشد

<i><font color="#ffff00">تابلو نوشته:آمريکاييهاي مکزيکي تبار بعنوان گوشت دم توپ استفاده نخواهند شد</font></i>

595
00:34:57,378 --> 00:34:59,380
و همراه با رشد جنبش هويت آمريکاييهاي مکزيکي تبار

596
00:34:59,547 --> 00:35:01,891
در ميان کارگران مزارع و داتشجويان دانشگاه

597
00:35:02,008 --> 00:35:06,639
احساسات ضد جنگ در جوامع لاتين تبار رشد گرد

598
00:35:06,763 --> 00:35:10,393
ما در حال اعتراض ضد قوانين نظام وظيفه تبعيض آميز

599
00:35:10,517 --> 00:35:12,565
هستيم که براي همه

600
00:35:12,685 --> 00:35:15,814
طبقه متوسط نژاد آنگلو ساکسون اين کشور به تعويق ميفتد

<font color="#ff8040">روزالو مونز،فعال ضد جنگ </font>

601
00:35:15,939 --> 00:35:18,909
و سنگين ترين فشار جنگ رو

602
00:35:19,067 --> 00:35:22,071
بر دوش مکزيکي تبارهاي فقير ميندازد

603
00:35:22,237 --> 00:35:24,456
من در مورد فعاليتهاي ضد جنگ

604
00:35:24,572 --> 00:35:28,497
خواهر و مادرم زمانيکه

605
00:35:28,618 --> 00:35:30,495
هنوز در ويتنام بودم مطلع شدم

606
00:35:30,620 --> 00:35:32,748
در حقيقت خواهرم نامه نوشت و گفت:

607
00:35:32,914 --> 00:35:35,292
"اميدوارم تو با اين مشکلي نداشته باشي"

608
00:35:35,416 --> 00:35:37,043
و اون با من صادق بود

609
00:35:37,168 --> 00:35:39,045
او به من آنچه که انجام ميدادند را گفت

610
00:35:39,170 --> 00:35:42,265
او ميگفت:من اينکار رو بخاطر تو انجام ميدم چون ميخوام تو به خونه برگردي"

611
00:35:50,723 --> 00:35:53,943
در راستاي سياستمان در ابراز عقيده در مورد

612
00:35:54,060 --> 00:35:55,778
مسائل مبرم روز

613
00:35:55,895 --> 00:35:58,774
ما حالا سري  ادامه دار ديگري از سرمقاله هايمان را پخش ميکنيم

614
00:35:58,898 --> 00:35:59,774
با اين موضوع:

615
00:35:59,899 --> 00:36:02,698
آيا قوانين نظام وظيفه ما عير منصفانه است؟

616
00:36:02,819 --> 00:36:04,867
مجددا اينجا براي برنامه مان آقاي پاتريک پالسون

617
00:36:04,988 --> 00:36:07,537
معاون رئيس جمهور صحبت ميکنند

618
00:36:09,409 --> 00:36:11,662
حالا ما ادعايي نداريم که نظام وظيفه عالي و بدون نقصه

619
00:36:11,786 --> 00:36:13,834
و ما يک طرح ساختاري و سودمند

620
00:36:13,955 --> 00:36:15,957
براي يک جايگزين عملي داريم.

621
00:36:16,124 --> 00:36:18,126
ما يک طرح قرعه کشي نظام وظيقه رو پيشنهاد ميکنيم که در اون

622
00:36:18,251 --> 00:36:20,595
اسامي تمام افراد مذکر واجد شرايط

623
00:36:20,712 --> 00:36:22,259
درون يک کلاه گذاشته خواهد شد

624
00:36:22,380 --> 00:36:25,930
و مردان برمبناي اندازه سرشان به سربازي خواهند رفت

625
00:36:26,050 --> 00:36:29,554
سرهاي کوچک به خدمت نظامي خواهند رفت

626
00:36:29,679 --> 00:36:34,025
و سرهاي بزرگ به دولت خواهند رفت

627
00:36:34,142 --> 00:36:36,019
دريافت شد،3-1 در مسيرشه

628
00:36:36,144 --> 00:36:38,772
5-8-1.

629
00:36:38,897 --> 00:36:42,902
يک ترک تحصيلي 19 ساله دبيرستان ميگه

630
00:36:43,026 --> 00:36:45,825
"چرا ما اينجا هستيم؟"

631
00:36:45,987 --> 00:36:47,705
و پاسخ متعارف

632
00:36:47,822 --> 00:36:49,745
حداقل در سطح رسمي اين بود

633
00:36:49,866 --> 00:36:52,710
براي جلوگيري از فتح جهان

634
00:36:52,827 --> 00:36:55,706
توسط کمونيسم بين المللي.

635
00:36:55,830 --> 00:36:59,630
اون مرد ميگه:هي اون مزخرفه"

636
00:37:01,878 --> 00:37:03,380
بنابراين دليل ديگري که ارائه ميشد

637
00:37:03,504 --> 00:37:05,506
حداقل در روزهاي اخيرجنگ

<font color="#ff8040">وينسنت اوکاموتو،ارتشي  </font>

638
00:37:05,673 --> 00:37:08,017
حفظ اعتبار بين المللي آمريکا

<font color="#ff8040">وينسنت اوکاموتو،ارتشي  </font>

639
00:37:08,176 --> 00:37:10,679
نزد متحدانمان و دشمنانمان.

640
00:37:10,845 --> 00:37:14,850
اوه هيچ پسر 19-20 ساله نميخواست تا براي حفظ

641
00:37:15,016 --> 00:37:18,190
اعتبار ليندون جانسون يا ريچارد نيکسون بميره

642
00:37:18,311 --> 00:37:21,690
و بنابراين طي يک دوره زماني نسبتا کوتاه

643
00:37:21,814 --> 00:37:23,908
اون بچه ها ميگفتن

644
00:37:24,025 --> 00:37:26,778
"ببين،ما نبايد اينجا باشيم ولي هستيم

645
00:37:26,903 --> 00:37:28,780
بنابراين تنها کار من در زتدگي

646
00:37:28,905 --> 00:37:32,034
تلاش کردن و حفظ جان توه رفيق

647
00:37:32,200 --> 00:37:35,204
و حفظ جان خودم از کشته شدنه

648
00:37:35,370 --> 00:37:39,000
و بعد رفتن به خونه و فراموش کردن اين موضوعه"

649
00:37:41,501 --> 00:37:44,129
اون سربازهاي پياده

650
00:37:44,253 --> 00:37:47,382
هميشه اونچيزي که فرمانده ميگه رو عمل نميکنند ميدوني

651
00:37:47,507 --> 00:37:50,932
ما فهميديم که اون فرمانده عقب مي ايسته

652
00:37:51,052 --> 00:37:52,929
و به جوخه ميگه

653
00:37:53,054 --> 00:37:55,728
که چند صد متر جلو برن ميدوني

654
00:37:55,890 --> 00:37:57,563
ما اينکارو نميکنيم

655
00:37:57,725 --> 00:37:59,477
ما تنها تا جايي ميريم که از ديد خارج بشيم

656
00:37:59,602 --> 00:38:01,024
مينشينيم و برميگرديم

657
00:38:01,145 --> 00:38:02,998
چه اتفاقي براي يک افسر نامحبوب

658
00:38:03,022 --> 00:38:05,024
در ميدان نبرد ميفته؟

659
00:38:05,149 --> 00:38:08,073
اغلب افسران منفور براساس اونچه که شنيده ام

660
00:38:08,194 --> 00:38:10,788
اگه اونا اگه اونا خيلي زياد سر به سر يک سرباز پياده بزارن

661
00:38:10,905 --> 00:38:13,784
اونها تير خواهند خورد

662
00:38:13,908 --> 00:38:17,287
آن هميشه بخشي از جنگ ويتنام

663
00:38:17,412 --> 00:38:20,416
بوده است،به آن "پرتاب نارنجک ترکش دار"گفته ميشد

664
00:38:20,581 --> 00:38:24,757
که بعد از پرتاب نارنجکهاي ترکشي اغلب استفاده ميشد

665
00:38:24,919 --> 00:38:28,594
همراه با آغاز بازگشت هزاران سربازان آمريکايي

666
00:38:28,756 --> 00:38:32,602
به خانه در تابستان 1969

667
00:38:32,719 --> 00:38:36,269
تعداد گزارشهاي قتل يا تلاش براي قتل

668
00:38:36,389 --> 00:38:38,391
توسط سربازان نسبت به مافوقهايشان

669
00:38:38,516 --> 00:38:41,520
بطور وحشتناکي افزايش يافت

670
00:38:41,644 --> 00:38:46,775
ارتش نزديک به 800 پرونده را بررسي کرد

671
00:38:46,899 --> 00:38:48,822
اغلب در فاصله دور از ميدان نبرد رخ ميداد

672
00:38:48,943 --> 00:38:51,617
و معمولا پيامد خشونت بار  جر و بحث پيرامون نژاد

673
00:38:51,779 --> 00:38:53,907
يا زنان يا مواد مخدر

674
00:38:54,032 --> 00:38:57,002
و نه خود جنگ بود

675
00:38:57,118 --> 00:38:59,667
ولي استثنائاتي هم بودند

676
00:38:59,787 --> 00:39:01,664
اون يک ارتش کاملا متفاوت

677
00:39:01,789 --> 00:39:05,635
نسبت به آنچه بود که ما در 1965 به ويتنام رفتيم

678
00:39:05,752 --> 00:39:09,757
و اون ستوان جديد ميومد و خيلي مشتاق شمردن اجساد بود

679
00:39:09,881 --> 00:39:13,306
اون ميخواست درگير شيم،ديوونه ميشد و ميگفت

680
00:39:13,468 --> 00:39:15,721
"يک داوطلب براي اين يکي ميخوام"

681
00:39:18,556 --> 00:39:24,313
اون افسر جديد خيلي مشتاق يک خطر واضح و حاضر

682
00:39:24,437 --> 00:39:28,112
براي زندگي و دست و پاي اون سربازهاي پياده بود

683
00:39:28,232 --> 00:39:30,781
اونها اشارات زيرکانه اي مثل خوندن يک يادداشت کوچک
داشتن

684
00:39:30,902 --> 00:39:33,496
ما قراره اگه به همين منوال ادامه بدهيد شما رو بکشيم

685
00:39:33,654 --> 00:39:36,578
يا بجاي يک  نارنجک جنگي

686
00:39:36,699 --> 00:39:40,420
اونها ممکنه يک نارنجک دودزا به خونه حصيري يا پناهگاه زيرزميني يک افسر پرتاب کنند.

687
00:39:40,536 --> 00:39:44,507
و اگه اونا رفتار و ديدگاهشون رو درست نکنن

688
00:39:44,624 --> 00:39:48,003
اره اونها بطرفشون نارنجک جنگي پرتاب ميکنن

689
00:39:48,127 --> 00:39:51,757
من شاهد بودم که اون به نحوي خيلي عجيب اتفاق افتاد

690
00:39:51,881 --> 00:40:00,016
ما در يک پايگاه بوديم و يک تفنگدار دريايي شروع به دويدن به سمت من کرد

691
00:40:00,139 --> 00:40:02,187
من نفهميدم که اون

692
00:40:02,308 --> 00:40:04,402
اون داشت اون پشت در تاريکي اونجا چيکار ميکرد

693
00:40:04,519 --> 00:40:06,692
اون داشت حقيقتا يک نارنجک دستي

694
00:40:06,813 --> 00:40:10,238
زير محلي که زير يک کلبه حصيري قرار داشت پرت ميکرد.

695
00:40:11,776 --> 00:40:14,029
و وقتي اون منفجر شد من گفتم :اي واي من"

696
00:40:14,195 --> 00:40:17,495
و همونجا فهميدم که اون چيکار کرده بود

697
00:40:17,615 --> 00:40:20,869
و اون يک تفنگدار دريايي آمريکايي آفريقايي تبار بود

698
00:40:20,993 --> 00:40:22,870
با آمريکاييهاي آفريقايي تبار

699
00:40:22,995 --> 00:40:25,339
توسط مافوقهاشون با بي احترامي رفتار ميشد

700
00:40:25,456 --> 00:40:29,302
اين غيرمعمول نبود.

701
00:40:29,418 --> 00:40:34,299
بنابراين تا حدي به نظر ميرسه به همان ميزان بديو

702
00:40:34,423 --> 00:40:36,801
شايد اون يارو داشته نسبت به مافوقش تلافي  ميکرده

703
00:40:36,926 --> 00:40:38,394
نميدونم

704
00:40:41,639 --> 00:40:44,438
در پاريس،بيست و نهمين جلسه مذاکرات باصطلاح صلح

705
00:40:44,559 --> 00:40:45,435
برگزار شد

706
00:40:45,560 --> 00:40:47,358
هيچ پيشرفتي وجود نداشت

707
00:40:47,478 --> 00:40:50,778
در ويتنام اعلام شد که 139 آمريکايي

708
00:40:50,898 --> 00:40:52,400
هفته گذشته جان خود را از دست دادند

709
00:40:52,525 --> 00:40:55,074
که جمع کل کشته هاي جنگ را در طولانيترين جنگ ما

710
00:40:55,236 --> 00:40:58,080
مذاکرات صلح چهار جانبه در پاريس

711
00:40:58,239 --> 00:41:00,788
ادامه يافت تا به هيچ جا نرسد

712
00:41:00,908 --> 00:41:04,458
نيکسون براي شکستن اين بن بست،به هنري کسينجر دستور داد

713
00:41:04,579 --> 00:41:07,253
تا مذاکرات سري را آغاز کند

714
00:41:07,373 --> 00:41:09,967
اولين سري از مذاکرات مخفيانه

715
00:41:10,084 --> 00:41:12,837
با ويتنام شمالي به تنهايي.

716
00:41:12,962 --> 00:41:15,181
آنها اولين بار در يک آپارتمان

717
00:41:15,298 --> 00:41:17,300
در ريو دو ژانيرو با هم ملاقات کردند

718
00:41:17,425 --> 00:41:20,349
ويت کنگ  و دولت ويتنام جنوبي

719
00:41:20,469 --> 00:41:23,143
شامل نشدند

720
00:41:23,264 --> 00:41:26,188
هانوي سرسخت باقي ماند

721
00:41:26,309 --> 00:41:30,064
آنها حتي تاييد نکردند که سربازاني در ويتنام جنوبي داشتند

722
00:41:30,188 --> 00:41:34,113
چه برسد به بحث در مورد عقب کشاندن انها.

723
00:41:34,233 --> 00:41:35,951
حالا کسينجر هشدار داد

724
00:41:36,110 --> 00:41:39,284
که اگر هيچ تغييري در موضع ويتنام شماليها تا 1 نوامبر(آبانماه) رخ ندهد

725
00:41:39,405 --> 00:41:41,282
اولين سالگرد

726
00:41:41,449 --> 00:41:43,747
توقف بمباران از سوي رئيس جمهور جانسون

727
00:41:43,868 --> 00:41:45,541
رئيس جمهور نيکسون

728
00:41:45,661 --> 00:41:48,540
گامهاي عواقب به شدت ناخوشايند را مد نظر قرار خواهد داد

729
00:42:01,135 --> 00:42:04,605
2 سپتامبر 1969(شهريور ماه)

730
00:42:04,722 --> 00:42:06,975
بيست و چهارمين سالگرد

731
00:42:07,099 --> 00:42:10,854
اعلاميه استقلال ويتنام هوشي مين

732
00:42:10,978 --> 00:42:13,322
در ميدان بادين هانوي برگزار شد

733
00:42:15,358 --> 00:42:20,159
در 9:45 آنروز صبح،هو درگذشت

734
00:42:20,279 --> 00:42:24,876
گفته شد که او 79 سال داشت ولي مثل خيلي چيزها در مورد او

735
00:42:24,992 --> 00:42:30,294
تاريخ دقيق تولدش در هاله اي از ابهام بود

736
00:42:30,414 --> 00:42:33,008
او براي دهه ها عمو هو شده بود

737
00:42:33,125 --> 00:42:36,379
تجسم زنده ستيز عليه ژاپنيها

738
00:42:36,504 --> 00:42:39,383
فرانسويها،حکومت سايگون

739
00:42:39,507 --> 00:42:42,351
و بعد آمريکاييها بود

740
00:42:44,595 --> 00:42:47,348
در يک سخنراني براي مجلس ملي

741
00:42:47,473 --> 00:42:51,853
لي زوان دبير اول حزب کمونيست

742
00:42:52,019 --> 00:42:53,271
که براي يک دهه

743
00:42:53,396 --> 00:42:55,945
معمار سياست نظامي

744
00:42:56,065 --> 00:42:57,317
ويتنام شمالي بود

745
00:42:57,441 --> 00:43:01,412
وعده داد که آنچه او ديدگاه هو ناميد برآورده کند:

746
00:43:01,529 --> 00:43:07,377
اتحاد دوباره کشور در شرايط کمونيستي.

747
00:43:08,995 --> 00:43:11,623
هيچ چيز تغيير نکرده بود

748
00:43:11,747 --> 00:43:13,600
هانوي ايده گمراه کننده اي داده بود

749
00:43:13,624 --> 00:43:16,878
که همه چيز شراب و گل رز بود و اينگونه نبود

750
00:43:17,003 --> 00:43:19,347
همانروزي که هوشي مين مرد

751
00:43:19,463 --> 00:43:22,012
يک کنفرانس خبري نامعمول در

752
00:43:22,133 --> 00:43:25,012
در مرکز پزشکي نيروي دريايي بتسدا برگزار ميشد

753
00:43:25,136 --> 00:43:27,764
دو اسير جنگي ناخوش

754
00:43:27,888 --> 00:43:31,358
رابرت فريشمن و داگلاس هگدال

755
00:43:31,475 --> 00:43:33,728
که اخيرا توسط ويتنام شماليها آزاد شده بودند

756
00:43:33,853 --> 00:43:35,947
براي اولين بار در ملا عام

757
00:43:36,063 --> 00:43:37,861
درمورد رفتار خشني

758
00:43:37,982 --> 00:43:41,327
که با آنها و همقطارانشان برخورد شده بود صحبت کردند

759
00:43:41,444 --> 00:43:43,913
من فکر نميکنم که زندان انفرادي

760
00:43:44,030 --> 00:43:47,785
بيانات اجباري،زندگي در يک قفس بمدت سه سال

761
00:43:47,908 --> 00:43:51,754
در غل و زنجير بودن،اجازه نداشتن براي خوابيدن يا خوردن

762
00:43:51,871 --> 00:43:55,296
ناخن کشيدن،آويزان بودن از سقف

763
00:43:55,416 --> 00:43:57,669
داشتن يک بازوي عفوني که تقريبا از دست رفته است

764
00:43:57,793 --> 00:44:00,012
و درمان پزشکي نگرفته

765
00:44:00,129 --> 00:44:02,257
با پاي شکسته روي زمين کشيده شدن

766
00:44:02,423 --> 00:44:05,302
يا اجازه تبادل نامه به اسراي جنگي ندادن

767
00:44:05,426 --> 00:44:06,769
انساني باشد

768
00:44:06,886 --> 00:44:11,062
داگلاس هگدال ساکت و در سخن گفتن محتاط بود

769
00:44:11,182 --> 00:44:13,731
و ظاهرا بسيار ناآگاه بود

770
00:44:13,851 --> 00:44:15,899
نگهبانان ويتنام شماليش

771
00:44:16,020 --> 00:44:18,739
او را شخص احمق خطاب ميکردند

772
00:44:18,856 --> 00:44:20,278
ولي وقتي آزاد شد

773
00:44:20,441 --> 00:44:23,615
او يک معدن طلا از اطلاعات بود

774
00:44:23,736 --> 00:44:27,616
او اسامي بيش از 200 اسير

775
00:44:27,740 --> 00:44:31,335
با آواز کودکانه"مک دونالد پير يک مزرعه داشت" را بخاطر آورده بود

776
00:44:31,452 --> 00:44:34,296
به لطف او تعداد زيادي از خانواده هاي آمريکايي

777
00:44:34,413 --> 00:44:36,461
براي اولين بار فهميدند که

778
00:44:36,624 --> 00:44:41,755
پسران و شوهران و پدرانشان هنوز زنده اند.

779
00:44:41,879 --> 00:44:45,349
طي چند روز از آن کنفرانس خبري

780
00:44:45,466 --> 00:44:49,221
رفتار هانوي با اسرا شروع به بهتر شدن کرد

781
00:44:49,345 --> 00:44:53,191
يک اسير بخاطر مياورد"وحشيگري خيلي کمتر

782
00:44:53,307 --> 00:44:55,810
و کاسه هاي بزرگتر برنج"

783
00:45:10,658 --> 00:45:12,052
خيلي خوب ،کي زخمي شده؟

784
00:45:12,076 --> 00:45:14,670
خيلي خوب،منو پوشش بديد

785
00:45:14,829 --> 00:45:17,457
دوالير يک پزشک تنها در اين جوخس.

786
00:45:17,581 --> 00:45:18,707
اون ترسيده

787
00:45:18,833 --> 00:45:21,177
ترس از لحظه اي که اون از هليکوپتر بيرون بياد

788
00:45:21,293 --> 00:45:22,670
تا لحظه اي که اون هليکوپتر اونو برداره

789
00:45:22,837 --> 00:45:25,681
ترس از روزي که که اون قراره  در حال برداشتن

790
00:45:25,840 --> 00:45:28,810
يک رفيق مجروح کشته بشه

791
00:45:32,555 --> 00:45:34,728
من جايگزين پزشکي بودم که

792
00:45:34,849 --> 00:45:38,444
کشته شده بود

793
00:45:38,561 --> 00:45:42,111
اولين بار ما ماموريت يافتيم تا به گشت بريم

794
00:45:42,231 --> 00:45:45,610
بخاطر داشته باشيد تا خونريزي رو متوقف کنيد

795
00:45:45,734 --> 00:45:51,332
و ما واقعا به يک کمين برخورد کرديم

796
00:45:54,201 --> 00:45:57,546
و بطور باور نکردني وحشت اور بود

797
00:45:57,663 --> 00:45:59,916
بچه ها داشتن جيغ ميزدن و فرياد ميکشيدند

<font color="#ff8040"> واين اسميت،پزشک ارتش</font>

798
00:46:00,040 --> 00:46:02,293
همه جا تيراندازي بود

799
00:46:02,418 --> 00:46:06,389
در اون اولين درگيري مسلحانه،بخاطر ميارم که به خدا دعا ميکردم

800
00:46:06,505 --> 00:46:12,603
اگه اون منو از اين قضيه سالم بيرون بياره من تغيير ميکنم

801
00:46:12,720 --> 00:46:17,021
اينکه من واقعا تغيير کردم

802
00:46:17,141 --> 00:46:20,190
گاهي اوقات زندگي اونا به شما بستگي داره،منظورم اينه که

803
00:46:20,311 --> 00:46:23,235
شما بعنوان يک پزشک اونو در دست داريد

804
00:46:23,355 --> 00:46:26,199
گفتنش سخته ولي درست بعدش

805
00:46:26,317 --> 00:46:28,536
شما زندگي و مرگ رو در دستتون داريد

806
00:46:28,652 --> 00:46:32,327
در ويتنام پزشکياران و
و افراد تيم پزشکي نيروي دريايي

807
00:46:32,448 --> 00:46:34,917
همراه با يگانهاي پياده نظام در گشتها

808
00:46:35,034 --> 00:46:36,877
ماموريتهاي جستجو و نابودي

809
00:46:36,994 --> 00:46:40,464
و عملياتهاي رزمي در مقياس بزرگ حضور داشتند

810
00:46:40,581 --> 00:46:44,336
نزديک 2000 نفر از آنان جان خود را از دست دادند

811
00:46:48,130 --> 00:46:50,679
برخلاف جنگهاي گذشته

812
00:46:50,799 --> 00:46:54,099
بسياري از پزشکياران حمل اسلحه را انتخاب ميکردند

813
00:46:54,220 --> 00:46:56,598
و وقتي تيراندازي شروع ميشد

814
00:46:56,722 --> 00:46:59,396
ميخواستند تا از آنها براي حفاظت از خودشان

815
00:46:59,517 --> 00:47:02,361
و رفقاي مجروحشان استفاده کنند

816
00:47:02,478 --> 00:47:05,857
من يک تفنگ ام-16 حمل ميکردم

817
00:47:05,981 --> 00:47:09,030
ولي نميدونستم ميتونم بکشم يا نه

818
00:47:09,151 --> 00:47:12,746
بخشي از پزشکيار بودن نجات جانهاست

819
00:47:12,863 --> 00:47:19,087
برام جاي سوال بود اگه موقعيتش پيش ميومد آيا من اينکارو ميکردم؟

820
00:47:19,203 --> 00:47:23,800
من در تيراندازي به دشمن مشارکت داشتم

821
00:47:23,958 --> 00:47:26,336
ما خيليها رو کشتيم

822
00:47:26,460 --> 00:47:29,714
من احساس مسئوليت ميکنم

823
00:47:31,173 --> 00:47:34,017
من حس ميکنم دستام خون آلوده

824
00:47:39,431 --> 00:47:44,028
وقتي شما کسيو براي کشورتون ميکشيد

825
00:47:44,144 --> 00:47:47,068
همه چيز عوض ميشه

826
00:47:50,192 --> 00:47:52,615
# Come ye #

827
00:47:55,030 --> 00:47:58,409
# Ye who would have peace... #

828
00:47:58,534 --> 00:47:59,934
ما باور داشتيم که ممکنه

829
00:48:00,035 --> 00:48:02,083
تا يک اکثريت قابل توجه در کشور

830
00:48:02,204 --> 00:48:03,797
براي عقب نشيني از ويتنام ايجاد کنيم

831
00:48:03,914 --> 00:48:05,666
و اين اون چيزيه که ما در پايان ميخواهيم

832
00:48:05,791 --> 00:48:07,634
در نوامبر ما دوباره برخواهيم گشت

833
00:48:07,751 --> 00:48:09,219
در دسامبر دوباره برخواهيم گشت

834
00:48:09,336 --> 00:48:11,179
و ما ميخوايم اين جنبشو درست کنيم

835
00:48:11,338 --> 00:48:13,591
که اينرو حتمي ميکنه

<font color="#ff8040">سم براون،فعال ضد جنگ</font>

836
00:48:13,716 --> 00:48:16,014
که ايالات متحده از ويتنام عقب نشيني کنه

837
00:48:16,135 --> 00:48:18,979
سازمان دهندگان مهلت قانوني قصد ندارند

838
00:48:19,096 --> 00:48:21,690
مقابله کنند يا درگير بشن

839
00:48:21,849 --> 00:48:24,773
آنها بجايش ميخواهند تا جايي که ممکنه اکثر افراد  رو

840
00:48:24,893 --> 00:48:27,817
در موضع اعتراض قرار بدهند هرچند نسبتا کم باشد

841
00:48:27,938 --> 00:48:31,442
بخاطر اينکه به دولت نشان بدهندکه توده وسيعي از آمريکايها

842
00:48:31,567 --> 00:48:34,036
نه در مورد پيروزي يا شکست در جنگ

843
00:48:34,194 --> 00:48:36,367
بلکه فقط به پايان دادن آن اهميت ميدهند

844
00:48:36,488 --> 00:48:39,708
<i><font color="#ffff00"># شماها که هيچ وحشتي نداريد #</font></i>

845
00:48:39,825 --> 00:48:40,951
خيلي ممنون

846
00:48:41,076 --> 00:48:43,295
حالا ميفهمم که

847
00:48:43,412 --> 00:48:45,665
مخالفت با جنگ در ويتنام در محوطه هاي دانشگاهها

848
00:48:45,789 --> 00:48:48,633
و همچنين در کشور وجود داشته

849
00:48:48,751 --> 00:48:51,630
و در حال حاضر ادامه دارد

850
00:48:51,754 --> 00:48:52,755
اوه ما انتظارشو داشتيم

851
00:48:52,880 --> 00:48:54,757
هرچند تحت هيچ شرايطي

852
00:48:54,882 --> 00:48:58,056
من تحت تاثير هرچه نتيجه آن باشد قرار نخواهم گرفت

853
00:48:58,177 --> 00:49:01,977
نيکسون به اميد تضعيف حمايت براي آن مهلت قانوني

854
00:49:02,097 --> 00:49:04,270
فراخوان خدمت سربازي را

855
00:49:04,391 --> 00:49:08,146
براي ماههاي نوامبر(آبان) و دسامبر(آذر) 1969 لغو کرد

856
00:49:08,270 --> 00:49:11,570
و او يک سيستم قرعه کشي تصادفي را

857
00:49:11,690 --> 00:49:14,409
برپايه تاريخ تولد افراد جوان  با قصد

858
00:49:14,568 --> 00:49:17,412
رفتار مشابه با ثروتمندان و فقرا

859
00:49:17,571 --> 00:49:21,201
و حذف تعويق خدمتهاي غيرمنصفانه ايجاد کرد

860
00:49:21,325 --> 00:49:24,829
آن خط مشي خوب و مانور سياسي هوشمندانه اي بود

861
00:49:26,372 --> 00:49:27,715
برادران و خواهران در صف بايستيد

862
00:49:27,831 --> 00:49:29,208
حالا در صف بايستيد

863
00:49:31,001 --> 00:49:33,095
همچنانکه مردم در سراسر کشور

864
00:49:33,253 --> 00:49:35,051
براي مهلت قانوني صلح آميز سازماندهي ميکردند

865
00:49:35,172 --> 00:49:37,095
اعضاي انجمن افراطي

866
00:49:37,257 --> 00:49:39,931
دانشجويان براي يک جامعه دموکراتيک

867
00:49:40,094 --> 00:49:41,266
"هوا شناسان"

868
00:49:41,387 --> 00:49:42,434
عمليات مستقيم بيشتري انجام دادند

869
00:49:42,596 --> 00:49:43,848
<i><font color="#ffff00">#اون مرد در يک باراني بلند #</font></i>

870
00:49:43,972 --> 00:49:46,566
آنها که کمتر به پايان دادن به جنگ

871
00:49:46,684 --> 00:49:49,153
نسبت به برانگيختن يک انقلاب خشن علاقمند بودند

872
00:49:49,269 --> 00:49:53,991
آنچه را که "چهار روز  خشم"ميناميدند در شيکاگو به صحنه بردند

873
00:49:54,108 --> 00:49:56,202
<i><font color="#ffff00"># شما بهتره در کوچه تنگ خم بشيد#</font></i>

874
00:49:56,318 --> 00:49:59,367
ما ديگه صرفا در مقابل اون خوکها نمي ايستيم

875
00:49:59,488 --> 00:50:01,456
ما ديگه خودمونو گير نميندازيم

876
00:50:01,573 --> 00:50:03,075
تا اينکه اون تنها حرکت ممکن

877
00:50:03,200 --> 00:50:05,248
در پاسخ به اون خوکي باشه که حمله ميکنه

878
00:50:05,369 --> 00:50:07,588
ما تهاجمي عمل ميکنيم

879
00:50:07,705 --> 00:50:09,582
اين ما هستيم که حالا تصميم ميگيريم

880
00:50:09,707 --> 00:50:11,835
يکي از رهبرانشان گفت:

881
00:50:11,959 --> 00:50:13,176
"تمام اون ثروتمندها رو بکشيد"

882
00:50:13,293 --> 00:50:16,263
"خودروها و آپارتمانهايشان را داغون کنيد"

883
00:50:16,380 --> 00:50:18,474
"انقلاب را به خانه بياوريد"

884
00:50:18,632 --> 00:50:20,134
"والدينتان را بکشيد"

885
00:50:20,259 --> 00:50:23,388
اين واقعا جاييه که اتفاقات مهم ميفته

886
00:50:23,512 --> 00:50:25,389
هواشناسان نام خود را از يک خط

887
00:50:25,514 --> 00:50:27,141
در آواز باب ديلان گرفته اند که ميگويد

888
00:50:27,307 --> 00:50:29,025
شما به هواشناسان نيازي نداريد

889
00:50:29,143 --> 00:50:30,565
تا از سمتي که باد  ميوزد اطلاع پيدا کنيد.

890
00:50:30,686 --> 00:50:32,188
<font color="#ffff00"><i>#اون لباسهاي شخصيتو(که افراد عضو نيروهاي نظامي ميپوشند)بشور#</i></font>

891
00:50:32,312 --> 00:50:33,689
<i><font color="#ffff00">#تو به هواشناس نياز نداري#</font></i>

892
00:50:33,814 --> 00:50:37,444
<i><font color="#ffff00">#تا بدوني باد از کدوم جهت ميوزه#</font></i>

893
00:50:37,568 --> 00:50:39,821
هواشناسها فکر ميکردند

894
00:50:39,987 --> 00:50:42,615
هزاران نفر براي هدف انها صف ارايي ميکنند

895
00:50:42,740 --> 00:50:45,744
تنها 600 نفر اين کار را کردند

896
00:50:45,868 --> 00:50:49,338
آنها يک مجسمه به افتخار افراد پليس مقتول را منفجر کردند

897
00:50:49,496 --> 00:50:52,670
در خيابانها در حاليکه لوله و زنجير ميچرخاندند ميدويدند

898
00:50:52,833 --> 00:50:54,927
پنجره ها و شيشه  هاي جلوي اتومبيلها را ميشکستند

899
00:50:55,043 --> 00:50:58,547
و به حصارهاي پليس حمله ميکردند

900
00:50:58,672 --> 00:51:00,345
شش نفر گلوله خوردند

901
00:51:00,466 --> 00:51:03,185
250 نفر زنداني شدند

902
00:51:03,343 --> 00:51:06,517
75 پليس مجروح شدند

903
00:51:06,680 --> 00:51:09,684
يک وکيل نماينده شهر براي تمام عمر فلج شد

904
00:51:11,894 --> 00:51:15,273
گروه پلنگهاي سياه(يک حزب افراطي سياهپوستان که طرفدار اعمال خشونت براي رسيدن به حقوق سياهان بود)هواشناسان را بعنوان

905
00:51:15,397 --> 00:51:18,367
"هرج و مرج طلبهاي فرصت طلب

906
00:51:18,525 --> 00:51:21,995
طرفدار ژنرال کاستر(ژنرال آمريکايي که همراه تمام افرادش در قرن 19 بدست سرخپوستان بقتل رسيد)"تقبيح کرد

907
00:51:22,112 --> 00:51:25,161
احتمالا 1969 سالي بود که

908
00:51:25,282 --> 00:51:27,410
در ان اغلب ما از هم متفرقتر

909
00:51:27,534 --> 00:51:31,380
بوديم و حس انقلابيتري داشتيم

910
00:51:31,497 --> 00:51:36,173
و اون به پاسخهاي جنون اميز زيادي منتهي شد

<font color="#ff8040">بيل زيمرمن،فعال ضد جنگ</font>

911
00:51:36,293 --> 00:51:40,139
من ميخواستم کشور تحت يک تغيير شکل افراطي قرار بگيره

912
00:51:40,255 --> 00:51:43,134
يک بازتوزيع ثروت و قدرت.

913
00:51:43,258 --> 00:51:45,511
ولي تلاش براي رسيدن به اون

914
00:51:45,636 --> 00:51:48,355
از طريق نبرد مسلحانه در ايالات متحده

915
00:51:48,472 --> 00:51:50,395
نامعقول بود

916
00:51:50,557 --> 00:51:52,901
اينها همه خيالهاي بچگانه بودند

917
00:51:53,018 --> 00:51:55,771
که مردم از اين دلسردي

918
00:51:55,896 --> 00:51:58,524
نداشتن يک استراتژي کارامد

919
00:51:58,649 --> 00:52:01,903
براي پايان دادن به جنگ بيرون بيان

920
00:52:02,027 --> 00:52:03,588
فرماندار شما فکر ميکنيد اين مردم  که صادقانه

<font color="#ff8040">فرماندار رونالد ريگان،کاليفرنيا(رئيس جمهور بعدي آمريکا از 1980-1988)</font>

921
00:52:03,612 --> 00:52:05,410
مخالف جنگ هستند بايد چکار کنند

<font color="#ff8040">فرماندار رونالد ريگان،کاليفرنيا(رئيس جمهور بعدي آمريکا از 1980-1988)</font>

922
00:52:05,572 --> 00:52:07,700
که به نفع ويت کنگها نباشد؟

<font color="#ff8040">فرماندار رونالد ريگان،کاليفرنيا(رئيس جمهور بعدي آمريکا از 1980-1988)</font>

923
00:52:07,825 --> 00:52:12,171
خوب من فکر ميکنم که ما تجاربي پيش از اين

924
00:52:12,287 --> 00:52:14,756
از مردمي که با جنگها مخالفت کرده اند را داشته ايم

925
00:52:14,915 --> 00:52:17,759
و فکر ميکنم اونا اينکارو از طريق نمايندگان خودشون انجام ميدن

926
00:52:17,876 --> 00:52:20,254
و اين کار رو از طريق مجاري حکومتي انجام ميدهند

927
00:52:20,379 --> 00:52:22,757
ولي وقتي کشتار شروع ميشه

928
00:52:22,923 --> 00:52:24,766
کار بسيار متفاوت بعدي اينه که

929
00:52:24,883 --> 00:52:28,683
چجوري شما اين اعتراضات رو بدون

930
00:52:28,804 --> 00:52:30,772
تسلي دادن و کمک به دشمن

931
00:52:30,889 --> 00:52:32,766
بدون تقويت مقاومتش

932
00:52:32,891 --> 00:52:33,938
و اراده اش براي جنگيدن

933
00:52:34,101 --> 00:52:36,604
و بنابراين کشتن افراد بيشتري از ما ثبت ميکنيد؟

934
00:52:36,728 --> 00:52:40,778
و بيشتر آمريکاييها در گذشته هميشه به اون احترام گذاشته اند

935
00:52:40,941 --> 00:52:42,443
ميدوني ،مردم در اين کشور

936
00:52:42,609 --> 00:52:44,532
در حال نبرد در جنگ ويتنام نيستند

937
00:52:44,653 --> 00:52:46,121
اون دولت داره در اون ميجنگه

938
00:52:46,238 --> 00:52:47,358
خب ،دولت

939
00:52:47,447 --> 00:52:49,541
دولت مردمه،فرضا،نه

940
00:52:49,658 --> 00:52:51,818
ولي در اين مورد اينطور نيست،نه ديگه،اينطور نيست

941
00:52:51,952 --> 00:52:53,329
نه،من با تو موافقم،اينطور نيست

942
00:52:53,453 --> 00:52:54,796
نه در اين شرايط،اينطور نيست

943
00:52:54,913 --> 00:52:56,290
نبايد من بگذارم دولتم بدونه

944
00:52:56,456 --> 00:52:57,548
که من فکر ميکنم اونا ديوونن؟

945
00:52:57,666 --> 00:52:59,134
فکر ميکنم اونا حقيقتا ديوونن

946
00:52:59,251 --> 00:53:01,174
اين کار احمقانه ايه که ما داريم انجام ميديم

947
00:53:01,295 --> 00:53:02,763
در حقيقت

948
00:53:02,880 --> 00:53:04,928
نيکسون گفت که او به حرف ما گوش نخواهد داد

949
00:53:05,048 --> 00:53:06,641
و اينکه او به اوامر

950
00:53:06,758 --> 00:53:08,510
اون مردم تو خيابونها توجهي نميکنه

951
00:53:08,635 --> 00:53:12,481
اون مردم در خيابونها امثال من هستيم

952
00:53:14,139 --> 00:53:15,535
<font color="#ffff00">15 اکتبر 1969(مهر ماه)</font>

953
00:53:15,559 --> 00:53:19,814
آن مهلت قانوني که در 15 اکتبر

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:برادرم را حالا به خانه بياوريد</font>

954
00:53:19,980 --> 00:53:21,448
در سراسر کشور برگزار شد

955
00:53:21,565 --> 00:53:24,364
بزرگترين فوران احساسات مردم مخالف

956
00:53:24,484 --> 00:53:25,906
در تاريخ امريکا بود

957
00:53:29,990 --> 00:53:34,666
<i><font color="#ffff00">#پرنده توکا در سکوت شب ميخونه#</font></i>
<font color="#ff8040">تابلو نوشته:گناه از طريق سکوت زماني است که آنها بايد اعتراض کنند،ولي از مردان افراد ترسو ميسازد</font>

958
00:53:34,828 --> 00:53:40,005
<i><font color="#ffff00">#اين بالهاي شکسته رو وردار  و پرواز ياد بگير#</font></i>

959
00:53:40,167 --> 00:53:43,967
<i><font color="#ffff00"># همه زندگيت#</font></i>

960
00:53:44,087 --> 00:53:48,684
<i><font color="#ffff00">#شما تنها منتظر اين لحظه براي قيام بوديد #</font></i>

961
00:53:48,800 --> 00:53:51,519
يک تظاهر کننده گفت:"آن يک تظاهرات صلح اميز طبقه متوسط بود

962
00:53:51,678 --> 00:53:54,648
که با دقت بر پايان جنگ تمرکز داشت

963
00:53:54,765 --> 00:53:57,143
اين دلپذير بود که به يک

964
00:53:57,267 --> 00:53:58,985
تظاهرات رفت بدون اينکه

965
00:53:59,102 --> 00:54:03,949
مجبور باشي سوگند وفاداري به رئيس مائو (رئيس جمهور چين)بخوري"

966
00:54:04,066 --> 00:54:05,488
#همه زندگيت #

<font color="#ffff00">دانشگاه کاليفرنيا،برکلي</font>

967
00:54:05,609 --> 00:54:08,112
مطمئنا اين يک روز استثنايي در تاريخ ماست

968
00:54:08,236 --> 00:54:11,206
هرگز اين تعداد از مردم ما علنا

969
00:54:11,323 --> 00:54:13,621
و با همديگر مخالفتشان با

970
00:54:13,742 --> 00:54:16,791
اين درگيري کشور در يک جنگ را نشان نداده بودند

971
00:54:16,912 --> 00:54:19,836
به نظر نميرسد که ما بدون تغيير باقي بمانيم

972
00:54:19,957 --> 00:54:22,801
صدها و صدها هزار نفر

973
00:54:22,918 --> 00:54:25,078
در شهرها از نيويورک با 8 ميليون جمعيتش،

974
00:54:25,128 --> 00:54:28,382
تا دوبيوس وايومينگ با 800 نفر جمعيتش

975
00:54:28,548 --> 00:54:30,721
بدنبال اين بوده اند تا رئيس جمهور را با

976
00:54:30,884 --> 00:54:32,886
مخالفتشان با اين جنگ تحت تاثير قرار دهند

977
00:54:35,430 --> 00:54:42,234
اولين راهپيمايي اعتراض آميز بزرگي که من رفتم در بالتيمور بود

978
00:54:42,354 --> 00:54:45,904
من هرگز همزمان با اين تعداد جمعيت  نبوده ام

979
00:54:46,024 --> 00:54:52,077
فقط انرژي اون جمعيت بخودي خود  بسيار عظيم بود

980
00:54:52,197 --> 00:54:54,450
من برام سوال بود که آيا همه کساني که در اون شرکت داشتند

981
00:54:54,574 --> 00:54:56,576
به دلايل درستي اومده بودند

982
00:54:56,702 --> 00:55:01,253
من اونجا نبودم تا مشروب بنوشم يا ماري جوانا بکشم

983
00:55:01,373 --> 00:55:03,592
نه در اون شرايط.

<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

984
00:55:03,709 --> 00:55:07,213
اينها از نظر من امور جدي بودند

<font color="#ff8040">کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک</font>

985
00:55:07,337 --> 00:55:10,762
اين موضوع زندگي کردن بود

986
00:55:10,924 --> 00:55:12,221
اين ي پارتي نبود

987
00:55:12,342 --> 00:55:14,970
من فقط نميخواستم تا با اون جمعيت باشم

988
00:55:15,095 --> 00:55:17,097
من تنها نميخواستم تا سر و صدا کنم

989
00:55:17,222 --> 00:55:19,224
من ميخواستم تغيير ايجاد کنم

990
00:55:19,349 --> 00:55:23,775
و من به هيچوجه نميخواستم تا به برادرم بي حرمتي کنم

991
00:55:23,937 --> 00:55:25,439
<i><font color="#ffff00"># براي رسيدن به اين لحظه #</font></i>

992
00:55:25,564 --> 00:55:27,532
براي اغلب اعضاي دولت امروز

<font color="#ffff00">گزارشگر:چارلز کويين،ان بي سي نيوز</font>

993
00:55:27,649 --> 00:55:29,071
اوضاع معمولي بود

994
00:55:29,192 --> 00:55:30,944
ولي در ظهر در پله هاي کنگره

995
00:55:31,069 --> 00:55:33,447
هزار کارمند و نماينده کنگره

996
00:55:33,572 --> 00:55:36,166
براي 45 دقيقه ايستاده سکوت کردند

997
00:55:36,283 --> 00:55:40,834
<i><font color="#ffff00">#پرنده توکا در سکوت شب ميخونه#</font></i>

<font color="#ff8040">

998
00:55:40,954 --> 00:55:44,333
چندين فرزند نزديکترين دستياران رئيس جمهور

999
00:55:44,458 --> 00:55:45,835
و اعضاي کابينه

1000
00:55:45,959 --> 00:55:48,633
در اين مهلت قانوني ملي شرکت يافتند

1001
00:55:48,754 --> 00:55:52,008
دختر 14 ساله آگنو معاون رئيس جمهور

1002
00:55:52,132 --> 00:55:53,759
خواست که در راهپيمايي شرکت کند

1003
00:55:53,884 --> 00:55:55,386
ولي پدرش به او اجازه نداد

1004
00:55:55,510 --> 00:55:57,478
کروتا اسکات کينگ

1005
00:55:57,637 --> 00:56:00,481
بيوه دکتر مارتين لوترکينگ جونيور

1006
00:56:00,599 --> 00:56:03,273
هزاران تظاهر کننده ساکت را رهبري کرد

1007
00:56:03,393 --> 00:56:07,148
که از کنار کاخ سفيدي عبور ميکردند که نيکسون به تنهايي نشسته بود

1008
00:56:07,272 --> 00:56:10,572
يادداشتهايي براي خود در يک دفتر زرد مينوشت

1009
00:56:10,692 --> 00:56:12,569
"وراجي نکن،متزلزل نشو.

1010
00:56:12,694 --> 00:56:15,243
واکنش نشان نده"

1011
00:56:17,866 --> 00:56:19,664
در 3 نوامبر

1012
00:56:19,785 --> 00:56:23,130
رئيس جمهور خواست تا ابتکار عمل را مجددا بدست بگيرد

1013
00:56:23,246 --> 00:56:24,998
عصر بخير،هموطنان امريکاييم

1014
00:56:25,165 --> 00:56:29,011
او به تلويزيون ملي رفت و خواستار صبر و شکيبايي شد

1015
00:56:29,127 --> 00:56:32,347
و از امريکاييها خواست تا در پشتيباني از او صف آرايي کنند

1016
00:56:32,464 --> 00:56:34,262
براي شما

1017
00:56:34,382 --> 00:56:38,683
اکثريت خاموش بزرگ از هموطنان آمريکاييم

1018
00:56:38,804 --> 00:56:40,681
من خواستار پشتيباني شما هستم

1019
00:56:40,806 --> 00:56:43,730
من در کارزار انتخاباتي رياست جمهوريم پايان جنگ را

1020
00:56:43,850 --> 00:56:45,352
قول دادم

1021
00:56:45,519 --> 00:56:48,443
به نحوي که ما بتوانيم صلح را ببريم

1022
00:56:48,563 --> 00:56:52,193
من حمايت هرچه بيشتري از جانب مردم آمريکا بتوانم داشته باشم

1023
00:56:52,359 --> 00:56:54,361
زودتر آن وعده برآورده ميشود

1024
00:56:54,486 --> 00:56:57,865
هرچقدر ما در خانه متفرق تر باشيم

1025
00:56:58,031 --> 00:57:01,626
احتمال کمتري دارد که دشمن براي مذاکره به پاريس بيايد

1026
00:57:03,078 --> 00:57:05,422
بياييد ما براي صلح متحد شويم

1027
00:57:05,539 --> 00:57:09,794
<i><font color="#ffff00">#ما در موسکوگي ماريجوانا نميکشيم#</font></i>

1028
00:57:09,918 --> 00:57:12,046
آن سخنراني يک پيروزي بود

1029
00:57:12,170 --> 00:57:16,050
ميزان موافقت با نيکسون به 68 درصد افزايش يافت

1030
00:57:18,385 --> 00:57:20,729
سرتيتر اخبار

1031
00:57:20,846 --> 00:57:22,940
اين حقيقت است که تظاهرات مهلت قانوني در حال برگزاري است

1032
00:57:23,056 --> 00:57:25,024
اينکه کشور ما بيماره

1033
00:57:25,142 --> 00:57:26,894
ناخوش از اين و ناخوش از آن

1034
00:57:27,018 --> 00:57:29,612
اين افراد جوان هستند که همه افرادي هستند که ايستاده اند

1035
00:57:29,729 --> 00:57:33,074
و يک اکثريت خاموش هست که ديگر خاموش نيست

1036
00:57:33,233 --> 00:57:36,407
ما آن مردمي هستيم که ميخواهيم تا نشان دهيم

1037
00:57:36,570 --> 00:57:39,414
انسان لايق آزادي است و اهميتي ندارد کجا باشد

1038
00:57:39,573 --> 00:57:41,746
# A place where even squares
can have a ball #

1039
00:57:41,867 --> 00:57:44,416
مردان شجاع زيادي براي اين کشور کشته شده اند تا آنرا آزاد کنند

1040
00:57:44,536 --> 00:57:46,163
من به اون معتقدم

1041
00:57:46,288 --> 00:57:48,461
و به شما اجازه ميدن تا همه چيز داشته باشيد

1042
00:57:48,582 --> 00:57:51,802
سناتور فولبرايت چند ماه پيش گفت

1043
00:57:51,918 --> 00:57:54,421
که اگه جنگ ويتنام بيشتر ادامه پيدا کند

<font color="#ff8040">اسپيرو آگنو،معاون رئيس جمهور</font>

1044
00:57:54,546 --> 00:57:58,346
بهترين جوانانمان در کانادا خواهند بود

<font color="#ff8040">اسپيرو آگنو،معاون رئيس جمهور</font>

1045
00:57:58,466 --> 00:58:01,265
در حقيقت با توجه به اين فراريها

1046
00:58:01,386 --> 00:58:05,311
متمردين،افراطيها،آتش افروزان

1047
00:58:05,432 --> 00:58:07,776
نافرماني مدني و غيرمدني

1048
00:58:07,893 --> 00:58:09,736
در ميان جوانانمان

1049
00:58:09,853 --> 00:58:11,696
مثل اس.دي.اس(دانشجويان براي يک جامعه دموکراتيک که فعاليت ضد جنگ ويتنام داشت)،پي.ال.پي

1050
00:58:11,813 --> 00:58:13,040
هواشناس يک،هواشناس دو

1051
00:58:13,064 --> 00:58:15,237
جنبش عمليات انقلابي(يک جنبش سياه پوستان مائوئيست),

1052
00:58:15,358 --> 00:58:17,452
پلنگها،شيرها،هيپي ها

1053
00:58:17,611 --> 00:58:20,364
يپيها(عضو جنبش هيپيها)ببرها.

1054
00:58:20,488 --> 00:58:22,957
من ترجيح ميدهم که کل اين باغ وحش لعنتي را

1055
00:58:23,074 --> 00:58:25,497
با يک جوخه از اين آمريکاييهاي جواني که

1056
00:58:25,619 --> 00:58:26,916
در ويتنام ديدم معاوضه کنم

1057
00:58:29,998 --> 00:58:33,172
نيکسون به دستيارانش گفت:"ما ان حرامزاده هاي ليبرال را

1058
00:58:33,293 --> 00:58:35,796
حالا فراري داده ايم.

1059
00:58:35,962 --> 00:58:40,058
و ما ميخواهيم آنها را فراري نگه داريم."

1060
00:58:50,352 --> 00:58:54,573
#پسرم،پسرم #

1061
00:58:54,689 --> 00:58:56,657
زنگ در خونم به صدا در اومد,

1062
00:58:56,775 --> 00:58:58,903
و اين شخص اونجا ايستاده بود

1063
00:58:59,027 --> 00:59:02,122
و گفت:خانم هاوارد،ما در حال راهپيمايي در ممفيس

1064
00:59:02,239 --> 00:59:05,038
در اعتراض به جنگ ويتنام هستيم"

1065
00:59:05,158 --> 00:59:07,126
گفتم:جدي؟

1066
00:59:07,244 --> 00:59:10,669
او گفت:و ما فهميديم که چه اتفاقي افتاده

1067
00:59:10,789 --> 00:59:13,918
من گفتم:آره،مرگ پسرم

1068
00:59:14,042 --> 00:59:16,795
او گفت:خوب ما فکر کرديم شما بخواهيد به ما ملحق شويد

1069
00:59:16,920 --> 00:59:19,173
گفتم:يکي از عللي که او برايش کشته شد

1070
00:59:19,297 --> 00:59:20,674
اين بود که شما اين حق رو داشته باشيد

<font color="#ff8000">جان هاوارد،نشويل، تنسي</font>

1071
00:59:20,799 --> 00:59:23,518
در اين کشور شما حق و حقوقي داريد

<font color="#ff8000">جان هاوارد،نشويل، تنسي</font>

1072
00:59:23,677 --> 00:59:25,725
همينجوري ادامه بديد و تظاهرات کنيد

1073
00:59:25,845 --> 00:59:27,813
اينکارو شروع کنيد

1074
00:59:27,931 --> 00:59:30,275
گفتم:ولي نه،من به شما نخواهم پيوست

1075
00:59:32,143 --> 00:59:33,861
اگه شما يکبار ديگه زنگ در خونمو بزنين

1076
00:59:33,979 --> 00:59:36,949
من سر لعنتيتو با يک مگنوم 357 منفجر ميکنم

1077
00:59:47,325 --> 00:59:49,544
خب من در ويتنام مستقر بودم

1078
00:59:49,703 --> 00:59:53,048
در يک ايالت موسوم به کوانگ گال.

1079
00:59:53,206 --> 00:59:54,766
حتي وقتي به دوره سلطه فرانسويها برميگرديم

1080
00:59:54,833 --> 00:59:58,804
اون يک منطقه حضور گسترده ويت مين بود
<font color="#ff8040">تيم اوبراين،ارتش</font>

1081
00:59:58,920 --> 01:00:01,389
و وقتي من رسيدم به شدت ويت کنگ حضور داشتند

1082
01:00:03,049 --> 01:00:06,599
هيچ ايالتي طي جنگ امريکايي بيشتر از

1083
01:00:06,720 --> 01:00:09,064
ايالت ساحلي کوانگاي خسارت نديد

1084
01:00:11,266 --> 01:00:15,988
بيش از 70 درصد روستاهايش توسط کشتيهاي نيروي دريايي گلوله باران توپخانه اي

1085
01:00:16,104 --> 01:00:19,904
بمباران هوايي،با بولدوزر ويران يا حاکستر شد

1086
01:00:20,066 --> 01:00:22,410
و بيش از 40 درصد جمعيت آن

1087
01:00:22,527 --> 01:00:25,076
مجبور شده بودند تا به اردوگاههاي پناهندگان بروند

1088
01:00:25,196 --> 01:00:28,621
پيش ازينکه تيم اوبراين از ورثينگتون مينه سوتا به انجا

1089
01:00:28,742 --> 01:00:31,120
در 1969 برسد

1090
01:00:33,246 --> 01:00:34,886
اون ايالتي بود که اغلب همانطور که

1091
01:00:34,998 --> 01:00:37,342
فکر ميکنم در نظر بسياري از امريکاييها ممکنه باشه
,

1092
01:00:37,459 --> 01:00:39,678
ميدوني،يجور آمريکاي کشاورزي فقير و بيسواد به نظر ميرسيد.

1093
01:00:39,794 --> 01:00:43,139
يکجور روستاييهاي نادان.

1094
01:00:43,256 --> 01:00:44,650
و اونها ممکنه که روستاييهاي نادان باشند

1095
01:00:44,674 --> 01:00:47,097
ولي اونها بشدت مستقل بودند

1096
01:00:47,260 --> 01:00:50,605
سرباز اوبراين در گروهان آلفا

1097
01:00:50,722 --> 01:00:55,273
جوخه سوم از گردان پنجم از لشکر بيست و سوم امريکا خدمت ميکرد

1098
01:00:55,435 --> 01:00:58,530
مقر مرکزي آن در منطقه فرود موسوم به تمساح بود

1099
01:00:58,646 --> 01:01:01,820
اوبراين بخاطر مياورد:30 يا 40 جريب

1100
01:01:01,941 --> 01:01:03,568
از تقريبا آمريکا

1101
01:01:03,693 --> 01:01:06,913
با دوش آب گرم و آبجوي سرد

1102
01:01:08,656 --> 01:01:10,329
هيچ احساسي از ماموريت وجود نداشت

1103
01:01:10,450 --> 01:01:11,952
هيچ حسي از برنامه روزانه وجود نداشت

1104
01:01:12,118 --> 01:01:14,120
ما نميدونستيم چرا در يک روستا هستيم

1105
01:01:14,287 --> 01:01:16,381
يا اينکه چکاريو بايد انجام بديم

1106
01:01:16,498 --> 01:01:18,626
بنابراين ما اطراف کوزه هاي برنج بي هدف راه ميرفتيم

1107
01:01:18,792 --> 01:01:21,636
و خونه ها رو ميگشتيم و مردم رو تفتيش ميکرديم

1108
01:01:21,753 --> 01:01:24,051
و نميدونستيم دنبال چي ميگرديم

1109
01:01:24,172 --> 01:01:27,551
و بندرت چيزي پيدا ميکرديم

1110
01:01:27,675 --> 01:01:28,892
و يکي ممکن بود بميره

1111
01:01:29,010 --> 01:01:30,808
يکي از بچه هامون،و يکي ممکن بود نميره

1112
01:01:30,929 --> 01:01:33,273
بعد ما يک هفته يا دو هفته  بعد به همون روستا

1113
01:01:33,390 --> 01:01:35,609
برميگشتيم و دوباره همه اونکارا رو ميکرديم

1114
01:01:35,725 --> 01:01:38,478
اون مثل تعقيب ارواح بود

1115
01:01:42,607 --> 01:01:44,359
يک نفربر زرهي آمريکايي

1116
01:01:44,484 --> 01:01:47,988
تصادفا مردي از گروهان اوبراين را له کرد

1117
01:01:48,154 --> 01:01:52,330
يک نارنجک دشمن کلاهخود اوبراين را از جا پراند و منفجر شد

1118
01:01:52,450 --> 01:01:55,829
يک نظامي آمريکايي را که چند قدم آنورتر ايستاده بود را مجروح کرد

1119
01:01:58,790 --> 01:02:02,670
ولي مينها و تله هاي انفجاري بزرگترين تهديد بودند

1120
01:02:09,217 --> 01:02:11,720
چيزي حدود 80 درصد تلفات ما

1121
01:02:11,845 --> 01:02:14,223
از ميادين مين از همه نوع ناشي ميشد

1122
01:02:15,974 --> 01:02:18,853
در ويتنام براي من فقط  در صبح برميخواستم

1123
01:02:19,018 --> 01:02:22,192
و زمين رو ميديدم و در چند دقيقه فکر ميکردم که

1124
01:02:22,313 --> 01:02:25,066
من در اونجا راه خواهم رفت

1125
01:02:25,191 --> 01:02:28,035
و آيا جسد من اونجا خواهد بود يا اونجا؟

1126
01:02:28,194 --> 01:02:31,368
آيا من پامو اونجا از دست خواهم داد؟

1127
01:02:31,489 --> 01:02:35,710
من هميشه به فکر شجاعت به هنگام حمله به پناهگاههاي زيرزميني دشمن

1128
01:02:35,827 --> 01:02:38,046
يا ايستادن زير آتش دشمن بودم

1129
01:02:38,204 --> 01:02:41,504
ولي فقط اينکه در کوانگاي راه برم

1130
01:02:41,624 --> 01:02:43,877
روز در پي روز،از روستايي به روستاي ديگر

1131
01:02:44,002 --> 01:02:48,348
و از ميان اين شاليزارها و بالاي کوهها

1132
01:02:48,465 --> 01:02:51,969
فقط واداشتن پاهات به اينکه حرکت کنن يک عمل شجاعانه بود

1133
01:02:52,093 --> 01:02:54,721
که اگه بگن تو در شهر (سرخپوست نشين)سايوکس زندگي ميکردي

1134
01:02:54,888 --> 01:02:56,481
اون شجاعانه نميبود

1135
01:02:56,598 --> 01:02:59,067
تا به خواربار فروشي يا خيابان اصلي پايين بري

1136
01:02:59,225 --> 01:03:01,728
ميدوني،فقط پاهاتو واداري که عقب و جلو برن

1137
01:03:01,853 --> 01:03:03,446
ولي در ويتنام براي من

1138
01:03:03,563 --> 01:03:05,657
فقط راه رفتن حس فوق العاده  شجاعت در بر داشت

1139
01:03:05,773 --> 01:03:08,242
من گاهي اوقات به پاهام زماني که راه ميرفتم نگاه ميکردم

1140
01:03:08,359 --> 01:03:10,282
به اين فکر ميکردم که من چجوري دارم اينکارو انجام ميدم؟

1141
01:03:12,514 --> 01:03:14,248
اون آمريکاييها فکر ميکردند

1142
01:03:15,135 --> 01:03:16,935
ما پيروان مارکس بوديم

1143
01:03:19,123 --> 01:03:21,023
نه.شما اشتباه ميکرديد

<font color="#ff8040">باو نين،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1144
01:03:23,575 --> 01:03:27,042
ما براي اين کشور ميجنگيديم

<font color="#ff8040">باو نين،از ارتش ويتنام شمالي</font>

1145
01:03:27,240 --> 01:03:29,973
براي اينکه ديگه بمباراني نباشه

1146
01:03:31,037 --> 01:03:32,037
ديگه جنگي نباشه

1147
01:03:33,537 --> 01:03:35,270
ديگه مرگي وجود نداشته باشه

1148
01:03:37,469 --> 01:03:39,302
ديگه ويراني نباشه

1149
01:03:42,644 --> 01:03:44,863
باو نين زماني که او

1150
01:03:44,979 --> 01:03:47,823
سرباز وظيفه ارتش ويتنام شمالي شد

1151
01:03:47,941 --> 01:03:49,033
تا با آمريکاييها بجنگد 17 ساله بود

1152
01:03:49,150 --> 01:03:52,450
درست همانطور که پدرش با فرانسه جنگيده بود

1153
01:03:52,570 --> 01:03:55,790
جنگ او در ارتفاعات مرکزي

1154
01:03:55,907 --> 01:03:58,001
ويتنام جنوبي رخ ميداد

1155
01:03:58,117 --> 01:04:00,211
اين قدرت آتش آمريکايي بود

1156
01:04:00,328 --> 01:04:04,834
که باو نين و رفقاي سربازش را بيشتر از همه ميترساند

1157
01:04:05,325 --> 01:04:06,525
وقتي بمبها ميفتادن

1158
01:04:07,437 --> 01:04:11,471
تنها يک سنگ وحشت نميکرد

1159
01:04:14,568 --> 01:04:17,568
اگه اون امريکاييها متوجه حرکتي در جنگل ميشدند

1160
01:04:18,431 --> 01:04:20,364
اونها اون جنگلو از بين ميبردن

1161
01:04:22,914 --> 01:04:24,648
کي ميدونه چقدر پول خرج شد؟

1162
01:04:24,825 --> 01:04:26,691
پول ماليات دهندگان آمريکايي.

1163
01:04:30,832 --> 01:04:33,365
اگه يک دسته بمبهاي ناپالم سقوط ميکردند

1164
01:04:35,992 --> 01:04:38,692
جنگل مبدل به درياي آتش ميشد

1165
01:04:39,686 --> 01:04:43,186
شما ميتونيد دريايي از آتش رو تصور کنين؟

1166
01:04:48,299 --> 01:04:51,566
البته زندگي يک سرباز ،فلاکتي بود

1167
01:04:52,683 --> 01:04:55,416
حتي سربازهاي آمريکايي بدبخت و بيچاره بودن

1168
01:04:57,321 --> 01:04:58,988
مرد جواني مثل تيم اوبراين

1169
01:05:00,932 --> 01:05:02,199
اون واقعا بدبخت بود

1170
01:05:04,811 --> 01:05:06,544
ولي اونها گرسنگي نميکشيدند

1171
01:05:06,593 --> 01:05:07,993
اونها نميشد گرسنه بشن

1172
01:05:10,675 --> 01:05:12,542
ما مجبور بوديم پي غذا بگرديم

1173
01:05:15,128 --> 01:05:17,861
ارتش ما تنها يکذره برنج و نمک به ما ميداد

1174
01:05:19,778 --> 01:05:23,411
ما هميشه بدنبال غذاي آمريکايي بوديم

1175
01:05:24,107 --> 01:05:26,507
اونها بهشون جيره هاي غذايي جنگي ميگفتن(C-ration)

1176
01:05:26,614 --> 01:05:31,014
يک سرباز ارتش امريکايي به اندازه کافي غذا با خودش داشت تا به پيکينيک بره

1177
01:05:31,077 --> 01:05:32,411
هرچيزي که ميخواستيد.

1178
01:05:36,192 --> 01:05:38,259
اون شبيه جنگها نبود

1179
01:05:39,411 --> 01:05:42,078
من در مورد ادبيات غربي مثل جنگ اول جهاني

1180
01:05:42,357 --> 01:05:45,457
مطالعه کردم

1181
01:05:45,614 --> 01:05:48,080
جايي که فراريهاي ارتش   تيرباران ميشدند

1182
01:05:48,277 --> 01:05:50,011
ويتناميها نميتونستن اونکارو بکنن

1183
01:05:50,106 --> 01:05:52,306
زيرا اونموقع اونها مجبور بودن همه رو بکشن

1184
01:05:54,085 --> 01:05:56,785
در ويتنام يک فراري از ارتش به خونه فرار ميکرد

1185
01:05:57,785 --> 01:06:00,852
تا مادرشو براي چند روز ببينه و بعد اون برميگشت

1186
01:06:01,266 --> 01:06:04,466
و اونها بهش اجازه ميدادن دوباره به ارتش ملحق بشه

1187
01:06:04,572 --> 01:06:06,606
اکثرا از مرگ نميترسيدند

1188
01:06:07,580 --> 01:06:11,647
سربازها ميدونن اونها امروز زنده هستند ولي فردا ممکن بود بميرن

1189
01:06:12,900 --> 01:06:15,500
ولي اگه يک سرباز دلش براي خونه تنگ ميشد

1190
01:06:16,340 --> 01:06:18,407
اگه اون دلش براي مادرش تنگ ميشد

1191
01:06:18,611 --> 01:06:21,878
او 1000 کيلومتر پياده راه ميرفت تا به شمال برگرده

1192
01:06:30,353 --> 01:06:32,401
در بهار

1193
01:06:32,522 --> 01:06:35,947
يگان تيم اوبراين به يک منطقه عملياتي

1194
01:06:36,067 --> 01:06:38,820
فرستاده شد که آمريکاييها آنرا پينکويل ميناميدند

1195
01:06:38,945 --> 01:06:40,788
دسته هايي از روستاها

1196
01:06:40,905 --> 01:06:44,250
که يک دهکده موسوم به ميلاي را دربر ميگرفت

1197
01:06:46,202 --> 01:06:48,296
ما از رفتن به اونجا متنفر بوديم

1198
01:06:48,454 --> 01:06:51,173
وقتي ما اين کلامو ميشنيديم"شما داريد به پينکويل ميريد"

1199
01:06:51,290 --> 01:06:53,310
يکي از بچه ها بعه اون يکي ميگفت:"يکي  قراره بميره"

1200
01:06:53,334 --> 01:06:54,654
يا يکي قراره يک پاشو از دست بده.

1201
01:06:54,794 --> 01:06:56,762
ما از اون محل وحشت داشتيم

1202
01:06:56,879 --> 01:07:00,304
اونجا پر بود از ميادين مين.

1203
01:07:00,425 --> 01:07:02,223
اون روستاييها

1204
01:07:02,343 --> 01:07:04,141
حالت صورتهاشون

1205
01:07:04,262 --> 01:07:08,517
از جمله بچه هاي شش، هفت ساله

1206
01:07:08,641 --> 01:07:13,738
مخلوطي از تخاصم و وحشت بود

1207
01:07:16,107 --> 01:07:17,529
نميتونم بگم خيلي از اون روستاييها

1208
01:07:17,650 --> 01:07:19,652
با آغوش باز به استقبالمون ميومدن

1209
01:07:19,819 --> 01:07:21,821
ولي اين محل خاص بود

1210
01:07:21,946 --> 01:07:23,914
و گفتگويي با سربازهاي همقطارمو بخاطر ميارم

1211
01:07:24,031 --> 01:07:26,284
فکرميکرديم"مشکل اينجا چيه؟"

1212
01:07:27,660 --> 01:07:29,662
و بعد حدود سه چهارم

<font color="#ffff00">روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد</font>

1213
01:07:29,829 --> 01:07:31,422
ماموريتم در ويتنام گذشته بود که

<font color="#ffff00">روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد</font>

1214
01:07:31,539 --> 01:07:34,713
داستان قتل عام ميلاي
خبرش پيچيد
<font color="#ffff00">روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد</font>

1215
01:07:36,043 --> 01:07:39,013
در 12 نوامبر(آبانماه)1969

<font color="#ffff00">روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد</font>

1216
01:07:39,172 --> 01:07:41,675
آژانس خبري ديسپچ نيوز سرويس در واشنگتن

<font color="#ffff00">روزنامه:ستوان به قتل 109 غيرنظامي متهم شد</font>

1217
01:07:41,799 --> 01:07:45,849
داستاني از  روزنامه نگار محقق سيمور هرش منتشر کرد

1218
01:07:47,221 --> 01:07:49,440
بزودي در پي آن انتشار

1219
01:07:49,557 --> 01:07:54,529
تصاوير دلخراشي توسط عکاس ارتش رونالد هيبرل صورت گرفت

1220
01:07:56,022 --> 01:07:59,822
آن داستان و آن تصاوير کشور را مبهوت کرد

1221
01:07:59,942 --> 01:08:01,489
اين اتهامات وارد شده است که

1222
01:08:01,611 --> 01:08:04,330
سربازان لشکر آمريکال

1223
01:08:04,447 --> 01:08:07,872
567 غيرنظامي ويتنام جنوبي را در طي

1224
01:08:07,992 --> 01:08:11,121
يک پاکسازي در مارس(اسفند)1968 کشته اند

1225
01:08:12,413 --> 01:08:14,381
20 ماه قبل

1226
01:08:14,499 --> 01:08:17,924
در صبح روز 16 مارس 1968

1227
01:08:18,044 --> 01:08:20,672
105 نفر از يک گروهان تفنگدار

1228
01:08:20,797 --> 01:08:22,925
متعلق به لشکر آمريکال(لشکر پياده نظام 23 ام که ترکيبي از کلمه هاي آمريکايي و کالدونياي جديد(جزيره محل شکل گيري آن)است)

1229
01:08:23,049 --> 01:08:25,143
و به فرماندهي سروان ارنست مدينا

1230
01:08:25,259 --> 01:08:27,387
و ستوان ويليام کالي

1231
01:08:27,512 --> 01:08:31,562
دستور يافتند تا با  هليکوپتر به روستاي ميلاي بروند

1232
01:08:32,934 --> 01:08:36,154
آنها از زمان رسيدن به ويتنام
48 نفر را

1233
01:08:36,270 --> 01:08:41,117
به علت مينها و تله هاي انفجاري و تک تيراندازان نامرئي از دست داده بودند

1234
01:08:41,234 --> 01:08:46,081
دو روز قبل يک سرجوخه محبوب کشته شده بود

1235
01:08:46,239 --> 01:08:49,869
به انها گفته شده بود يک يگان از قواي اصلي ويت کنگ

1236
01:08:49,992 --> 01:08:51,619
منتظر آنان بودند

1237
01:08:51,744 --> 01:08:54,497
و آنها مشتاق انتقام بودند

1238
01:08:55,832 --> 01:08:58,301
ولي آنها هيچ تيراندازي خصمانه اي دريافت نکردند

1239
01:08:58,417 --> 01:09:03,218
و با هيچ سرباز دشمني مواجه نشدند

1240
01:09:04,715 --> 01:09:07,969
بجايش طي چهار ساعت بعدي

1241
01:09:08,094 --> 01:09:10,938
مدينا،کالي و افرادشان 407

1242
01:09:11,055 --> 01:09:18,689
پيرمرد،زن،بچه و نوزاد بي دفاع را به قتل رساندند

1243
01:09:28,739 --> 01:09:31,367
به بسياري از آن زنان و دختران پيش از

1244
01:09:31,492 --> 01:09:33,790
تيرباران تجاوز شد

1245
01:09:36,873 --> 01:09:39,126
اگر يک خلبان هليکوپتر به نام

1246
01:09:39,292 --> 01:09:43,422
هيو تامپسون جونيور بين آن افراد

1247
01:09:43,546 --> 01:09:46,925
و برخي از اهداف مورد نظرشان فرود نيامده بود

1248
01:09:47,049 --> 01:09:50,644
و به خدمه اش دستور نداده بود تا اگر همقطاران آمريکاييشان از شليک به غير نظاميان  دست برندارند

1249
01:09:50,803 --> 01:09:54,023
به سويشان تيراندازي کنند، هنوز کشتار بيشتري انجام ميشد

1250
01:09:57,310 --> 01:10:00,814
در همان زمان،درست 1/5 کيلومتر دورتر يا همين حدود

1251
01:10:00,980 --> 01:10:05,656
گروهان ديگر 97 روستايي ديگر را کشتند

1252
01:10:07,653 --> 01:10:10,657
و اون مثل اين بود که ناگهان پرده بالا بره

1253
01:10:10,823 --> 01:10:12,200
و بعد نور بتابه

1254
01:10:12,325 --> 01:10:14,327
و ما فهميديم که چه چيزي اين وحشت و

1255
01:10:14,452 --> 01:10:17,752
و ترس و اون نفرتو در

1256
01:10:17,872 --> 01:10:20,591
صورتهاي اين بچه ها ايجاد کرده

1257
01:10:20,708 --> 01:10:24,212
صد و خورده اي سرباز امريکايي در چهار ساعت يا همين حدود

1258
01:10:24,337 --> 01:10:27,011
مردم بيگناه رو قصابي ميکردن

1259
01:10:27,131 --> 01:10:29,179
به همه روشها اونها رو به مسلسل بستند

1260
01:10:29,300 --> 01:10:31,553
و اونها رو در چاهها پرتاب کردند و پوست سرشونو کندند

1261
01:10:31,677 --> 01:10:33,554
و اونها رو در کانالهاي آب کشتن

1262
01:10:33,679 --> 01:10:36,273
و نهارشونو خوردن و بعد مقداري بيشتر از اونکارهارو کردن

1263
01:10:37,433 --> 01:10:39,527
آدم کشي نظام مند

1264
01:10:39,685 --> 01:10:41,187
چه جور آدمايي رو؟

1265
01:10:41,312 --> 01:10:42,312
مردان،زنان،بچه ها؟

1266
01:10:42,396 --> 01:10:43,818
مردان،زنان،بچه ها

1267
01:10:43,940 --> 01:10:45,613
نوزادها رو؟
نوزادها رو

1268
01:10:45,733 --> 01:10:47,610
اوه ستوان کالي اومد اونجا و گفت

1269
01:10:47,735 --> 01:10:49,612
شما ميدونين با اونها چيکار کنين،نميدونيد؟
<font color="#ffff00">پل مادلو،از لشکر آمريکال</font>

1270
01:10:49,737 --> 01:10:51,205
و اوه من گفتم بله

<font color="#ffff00">پل مادلو،از لشکر آمريکال</font>

1271
01:10:51,364 --> 01:10:55,335
بنابراين من اينو بعنوان مجوزي برداشت کردم که اون فقط از ما ميخواست تا مراقب اونا باشيم
<font color="#ffff00">پل مادلو،از لشکر آمريکال</font>

1272
01:10:55,451 --> 01:10:57,203
و اون رفت و حدود ده

1273
01:10:57,328 --> 01:10:59,877
يا ده-پونزده دقيقه بعد برگشت

1274
01:10:59,997 --> 01:11:04,127
و گفت:چرا شما هنوز اونها رو نکشتيد؟

1275
01:11:04,251 --> 01:11:05,798
اون موقع شما چند نفر رو کشتيد؟

1276
01:11:05,920 --> 01:11:08,423
خوب من با سلاح خودکارم شليک کردم

1277
01:11:08,547 --> 01:11:11,175
شما نميتونيد اوه شما فقط اونا رو زير اتش ميگيريد

1278
01:11:11,300 --> 01:11:13,644
بنابراين شما واقعا نميشه بدونين چند نفر رو کشتيد

1279
01:11:13,761 --> 01:11:16,480
چون اون بطور غافلگيرانه اي سريع اتفاق ميفته

1280
01:11:16,597 --> 01:11:20,818
خب من من ممکنه حدود 10 يا 15 تا از اونها رو کشته باشم

1281
01:11:21,978 --> 01:11:23,446
مردان،زنان و بچه ها؟

1282
01:11:23,562 --> 01:11:25,109
مردان،زنان و بچه ها

1283
01:11:25,231 --> 01:11:27,279
و نوزادان؟
و نوزادان

1284
01:11:28,776 --> 01:11:30,653
چرا من اونکارو کردم؟

1285
01:11:30,778 --> 01:11:33,577
چون من فکر ميکردم که به من دستور داده شده تا اونکارو بکنم

1286
01:11:33,698 --> 01:11:36,247
و اون بنظر ميرسيد مثل اينکه

1287
01:11:38,953 --> 01:11:42,924
خوب اونموقع من فکر ميکردم من داشتم کار درستي ميکردم

1288
01:11:43,040 --> 01:11:44,917
من واقعا اينکارو کردم

1289
01:11:45,042 --> 01:11:48,137
چون مثل اين بود که فکر ميکردم من رفقامو از دست دادم

1290
01:11:48,254 --> 01:11:50,131
من يک رفيق خوب

1291
01:11:50,256 --> 01:11:54,602
لعنتيمو بابي ويلسونو از دست دادم

1292
01:11:54,760 --> 01:11:58,390
و اون در ناخودآگاهم بود و اون

1293
01:11:58,514 --> 01:12:00,437
بنابراين بعد از اينکه اونکارو کردم،  حس خوبي داشتم

1294
01:12:00,599 --> 01:12:04,729
ولي بعد اونروز ،اون منو آزار ميداد

1295
01:12:04,854 --> 01:12:07,903
من فکر ميکنم براي خيلي از آمرکاييهاي خوب

1296
01:12:08,024 --> 01:12:11,028
اينکه اون جوون قادر باشه

1297
01:12:11,152 --> 01:12:14,372
پسران آمريکايي شجاع

1298
01:12:14,488 --> 01:12:17,412
بتونن پيرمردها،

1299
01:12:17,533 --> 01:12:22,130
زنان ،بچه ها و نوزادان رو به صف کنن

1300
01:12:22,246 --> 01:12:24,965
و به اونها با خونسردي شليک کنن،فهمش خيلي سخت باشه

1301
01:12:29,712 --> 01:12:31,931
چجوري اينو توضيح ميدي؟

1302
01:12:32,048 --> 01:12:33,971
نميدونم

1303
01:12:44,101 --> 01:12:48,231
کشتن غيرنظاميها در هر جنگي اتفاق افتاده است

1304
01:12:48,355 --> 01:12:52,656
در ويتنام اون خط مشي يا کار معمولي نبود

1305
01:12:52,777 --> 01:12:55,371
ولي اون يک انحراف نبود

1306
01:12:56,989 --> 01:13:01,790
هنوز اون مقياس و تعمد و
کيفيت

1307
01:13:01,911 --> 01:13:04,005
آنچه که در ميلاي رخ داد

1308
01:13:04,163 --> 01:13:05,415
متفاوت بود

1309
01:13:05,539 --> 01:13:07,166
اون فرق داشت

1310
01:13:07,291 --> 01:13:10,010
چون اونها داشتن ويتناميها رو از فاصله نزديک

1311
01:13:10,127 --> 01:13:11,470
با تفنگ و نارنجک ميکشتن

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1312
01:13:11,587 --> 01:13:13,885
اونها داشتن ويتناميها رو مستقيما ميکشتن

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1313
01:13:14,006 --> 01:13:16,179
اونها اينکارو با بمب و توپخانه نميکردن

<font color="#ff8040">نيل شيهان،روزنامه نگار</font>

1314
01:13:16,342 --> 01:13:17,819
اگه اونها اينکارو با بمب و توپخانه ميکردن

1315
01:13:17,843 --> 01:13:18,987
هيچکس حرفي نميزد

1316
01:13:19,011 --> 01:13:20,451
چون اون همه مواقع اتفاق ميفتاد

1317
01:13:21,514 --> 01:13:22,766
هيچ سربازي

1318
01:13:22,890 --> 01:13:24,608
در کشتار اونروز دخالتي نداشت

1319
01:13:24,725 --> 01:13:28,229
برخي روستاييها رو به جاي امن راهنمايي ميکردند

1320
01:13:28,354 --> 01:13:31,107
ولي يک قصور در فرماندهي نظامي

1321
01:13:31,232 --> 01:13:34,327
در تقريبا هر سطحي شرايطي ايجاد کرده بود

1322
01:13:34,443 --> 01:13:37,822
که اون قتل عام رو ممکن ساخته بود

1323
01:13:37,947 --> 01:13:42,168
داستان ميلاي ممکنه مردم آمريکايي رو شوکه کرده باشه

1324
01:13:42,284 --> 01:13:44,457
ولي اون خبر جديدي براي ارتش نبود

1325
01:13:44,578 --> 01:13:47,707
اون تقريبا دو سال قبل رخ داده بود

1326
01:13:47,873 --> 01:13:50,877
درست پس از تهاجم تت.

1327
01:13:51,043 --> 01:13:53,387
هيو تامپسون،آن خلبان هليکوپتر

1328
01:13:53,546 --> 01:13:55,548
که سعي کرده بود آن کشتار را متوقف کند

1329
01:13:55,714 --> 01:13:58,513
آنچه را که ديده بود گزارش کرد

1330
01:13:58,634 --> 01:14:00,511
ولي هيچ کس در سلسله فرماندهي

1331
01:14:00,636 --> 01:14:01,762
خواستار عمل نبود

1332
01:14:01,887 --> 01:14:05,517
بر آن قتل عام سرپوش گذاشته شد

1333
01:14:05,641 --> 01:14:09,396
بعدا يک سرجوخه سابق به نام رونالد رايدنهور

1334
01:14:09,520 --> 01:14:11,147
که درمورد آنچه اتفاق افتاده بود

1335
01:14:11,272 --> 01:14:13,195
از چندين نفري که آنجا بوده اند شنيده بود

1336
01:14:13,315 --> 01:14:16,694
نامه هايي به رئيس جمهور ايالات متحده

1337
01:14:16,819 --> 01:14:18,571
وزير دفاع

1338
01:14:18,737 --> 01:14:22,583
و بيش از 24 نفر ديگر از مقامات عاليرتبه نوشت

1339
01:14:22,741 --> 01:14:25,870
از لحاظ شخصي چه روند تصميم سازي

1340
01:14:25,995 --> 01:14:28,794
شما قبل از اينکه تصميم بگيريد دست به عمل بزنين،طي کرديد؟

1341
01:14:28,914 --> 01:14:32,589
فکر ميکنم من فقط با وجدان خودم ستيز داشتم

<font color="#ffff00">رونالد رايدنهور</font>

1342
01:14:32,710 --> 01:14:34,929
تا سعي کنم تصميم بگيرم چه کاري انجام بدم.

<font color="#ffff00">رونالد رايدنهور</font>

1343
01:14:35,087 --> 01:14:37,089
من حس کردم که مجبورم کاري کنم

1344
01:14:37,214 --> 01:14:38,557
من بايد کاري ميکردم

1345
01:14:38,674 --> 01:14:39,891
نميتونستم فقط

1346
01:14:40,009 --> 01:14:42,512
فقط با اين اطلاعات براي مابقي عمرم در آسايش باشم

1347
01:14:42,636 --> 01:14:45,435
اينکه نميتونستم..نميتونستم با خودم اونجوري کنار بيام

1348
01:14:45,598 --> 01:14:48,522
اولين واکنش رئيس جمهور نيکسون

1349
01:14:48,642 --> 01:14:52,772
تحقيقات در مورد کساني بود که آن قتل عام را گزارش کرده بودند

1350
01:14:52,897 --> 01:14:55,571
"اون يهوديهاي کثيف فاسد از نيويورک

1351
01:14:55,691 --> 01:14:56,943
هستند که پشت اين قضيه اند"

1352
01:14:57,067 --> 01:14:58,444
او اين را به يک دستيارش گفت.

1353
01:14:58,611 --> 01:15:02,866
سرانجام سپهبد ويليام آر.پيرز

1354
01:15:02,990 --> 01:15:06,790
يک کهنه سرباز با سابقه 30 ماه فرماندهي در ويتنام

1355
01:15:06,952 --> 01:15:08,625
به رياست هيئت منصفه اي منصوب شد

1356
01:15:08,746 --> 01:15:11,499
تا در مورد آنچه واقعا رخ داده تحقيق کند

1357
01:15:11,624 --> 01:15:14,673
پيرز دريافت که 30 نفر

1358
01:15:14,793 --> 01:15:17,137
از جمله فرمانده آن لشکر

1359
01:15:17,254 --> 01:15:19,473
ژنرال ساموئل دبليو.کاستر

1360
01:15:19,590 --> 01:15:21,843
يا در ان قساوتها مشارکت داشتند

1361
01:15:21,967 --> 01:15:25,938
يا توطئه کرده بودند بر آنها سرپوش بگذارند

1362
01:15:29,975 --> 01:15:33,696
پيرز خواسته بود تا ميلاي را يک قتل عام بنامند

1363
01:15:33,812 --> 01:15:37,066
مافوقهايش او را واداشتند تا از عبارت

1364
01:15:37,191 --> 01:15:41,196
"يک تراژدي در مقياس وسيع"استفاده کند.

1365
01:15:41,320 --> 01:15:46,827
در پايان ارتش 25 افسر و سرباز را

1366
01:15:46,951 --> 01:15:52,082
از جمله سردسته جوخه؛ ستوان ويليام کالي را متهم کرد

<font color="#ffff00">ستوان کالي</font>

1367
01:15:54,667 --> 01:15:56,669
کالي يک قاتله

1368
01:15:56,794 --> 01:15:58,671
کالي يک آدمکشه

1369
01:15:58,837 --> 01:16:01,010
و يک آدم بيماره

1370
01:16:03,133 --> 01:16:06,137
من نميخوام در هيچ،ميدوني

<font color="#ff8040">تام وللي،تفنگداران دريايي</font>

1371
01:16:06,262 --> 01:16:08,685
فيلم تبليغاتي سپاه تفنگداران دريايي ايالات متحده باشم

<font color="#ff8040">تام وللي،تفنگداران دريايي</font>

1372
01:16:08,847 --> 01:16:10,724
ما اون آدمو نداشته ايم

1373
01:16:13,018 --> 01:16:15,441
ما افرادي داشتيم که

1374
01:16:15,562 --> 01:16:17,530
مرتکب جنايات جنگي شدند البته.

1375
01:16:17,648 --> 01:16:21,573
و ميدوني من ميخواستم اونا رو بکشم

1376
01:16:21,694 --> 01:16:24,197
من گاهي اوقات آرزو  ميکنم اي کاش اونا رو کشته بودم

1377
01:16:27,032 --> 01:16:30,787
ولي من از کشتن اونا وحشت داشتم

1378
01:16:33,205 --> 01:16:35,128
# Two, one, two, three, four #

1379
01:16:39,813 --> 01:16:41,315
# Everybody's talking about... #

1380
01:16:41,439 --> 01:16:44,534
من هرگز ويتناميها رو بعنوان دشمنانمون در نظر نگرفتم

1381
01:16:44,651 --> 01:16:46,324
آنها هيچکاري نکرده بودند

1382
01:16:46,444 --> 01:16:48,993
که امنيت ملي ايالات متحده را تهديد کند

1383
01:16:49,114 --> 01:16:51,833
اونها حدود 16 هزار کيلومتر اونورتر بودند

1384
01:16:51,950 --> 01:16:53,668
سرشون به کار خودشون بود

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،فعال ضد جنگ</font>

1385
01:16:53,785 --> 01:16:56,129
و ما به اونجا به کشورشون رفتيم

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،فعال ضد جنگ</font>

1386
01:16:56,246 --> 01:16:57,668
به اونها نوع حکومتي که ميخواستيم

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،فعال ضد جنگ</font>

1387
01:16:58,031 --> 01:17:00,250
اونها داشته باشند رو گفتيم

<font color="#ff8040">بيل زيمرمان،فعال ضد جنگ</font>

1388
01:17:00,366 --> 01:17:04,496
خب زمانيکه من معترضان به جنگ رو ميبينم

<font color="#ffff00">پارچه نوشته :مزخرف</font>

1389
01:17:04,621 --> 01:17:06,373
در چند سطح واکنش نشون ميدم
<font color="#ff8040">جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش</font>

جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش A and M </font>

1390
01:17:06,497 --> 01:17:09,000
از لحاظ عقلاني من مطمئنا حق اونها رو براي

<font color="#ff8040">جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش</font>

1391
01:17:09,125 --> 01:17:10,798
آزادي بيان درک ميکنم

<font color="#ff8040">جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش</font>

1392
01:17:10,918 --> 01:17:12,295
ولي من به شما خواهم گفت

1393
01:17:12,920 --> 01:17:15,844
که وقتي ميبينم اونها پرچمهاي جبهه آزاديبخش ملي(ويت کنگ) رو تکون ميدن

1394
01:17:15,965 --> 01:17:19,185
اون دشمني که من و دوستهام بايد با اونها ميجنگيديم

1395
01:17:19,301 --> 01:17:22,475
و بعضي از دوستهام بايد تا حد مرگ ميجنگيدند

1396
01:17:22,596 --> 01:17:24,223
خيلي خوب با من سازگار نيست

1397
01:17:24,348 --> 01:17:27,443
# All we are saying... #

1398
01:17:27,560 --> 01:17:30,484
در 15 نوامبر 1969(آبان)

1399
01:17:30,604 --> 01:17:32,823
نيم ميليون شهروند عليه جنگ

1400
01:17:32,940 --> 01:17:35,443
بار ديگر در واشنگتن اجتماع کردند ,

1401
01:17:35,568 --> 01:17:37,866
<i><font color="#ffff00"># همه دارند در مورد انقلاب حرف ميزنند... #</font></i>

1402
01:17:37,987 --> 01:17:41,207
اين بار اتوبوسها يک ديوار نفوذ ناپذير

1403
01:17:41,323 --> 01:17:43,496
اطراف کاخ سفيد ايجاد کردند
<font color="#ffff00">پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود</font>

1404
01:17:43,617 --> 01:17:45,961
رئيس جمهور نيکسون ادعا کرد که او با ديدن فوتبال
<font color="#ffff00">پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود</font>

1405
01:17:46,078 --> 01:17:48,251
در تلويزيون سرش زيادتر از اين شلوغ بود
<font color="#ffff00">پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود</font>

1406
01:17:48,372 --> 01:17:49,589
تا به آن تظاهرات توجه کند
<font color="#ffff00">پارچه نوشته:نيکسون! اين آخرين راهپيمايي ماست، دفعه بعد آتش خواهد بود</font>

1407
01:17:49,707 --> 01:17:54,087
ولي او پيشنهاد کرده بود از هليکوپترهاي ارتش ميشد

1408
01:17:54,253 --> 01:17:56,096
براي خاموش کردن شمعهاي راهپيمايان استفاده کرد

1409
01:17:56,255 --> 01:17:58,223
<i><font color="#ffff00">#همه داريم ميگيم#</font></i>

1410
01:17:59,584 --> 01:18:01,603
صدها هزار نفر ديگر

1411
01:18:01,627 --> 01:18:05,131
در سان فرانسيسکو و نيويورک تظاهرات کردند

1412
01:18:12,430 --> 01:18:14,774
قابل توجه ترين اعتراض ضدجنگ

1413
01:18:14,891 --> 01:18:16,108
در اين روز شکرگذاري

1414
01:18:16,225 --> 01:18:18,648
نه در اين کشور بلکه در ويتنام رخ داد

1415
01:18:18,811 --> 01:18:21,189
هرچند شکلش بطور منحصر به فردي آمريکايي بود

1416
01:18:21,314 --> 01:18:23,408
حدود 100 سرباز آمريکايي

1417
01:18:23,524 --> 01:18:25,902
مستقر در بيمارستاني در پليکو

1418
01:18:26,027 --> 01:18:28,576
از خوردن شام سنتي بوقلمويشان سرپيچي کردند

1419
01:18:28,696 --> 01:18:32,667
آنها روزه شان را بعنوان اعتراض غير فعال عليه جنگ توصيف کردند

1420
01:18:41,459 --> 01:18:43,086
ارتش همونکاريو کرد که ارتش ميکنه

<font color="#ff8040">جوان فيوري،پرستار ارتش</font>

1421
01:18:43,210 --> 01:18:44,730
هرسال،ميدوني،براي روز شکرگذاري

<font color="#ff8040">جوان فيوري،پرستار ارتش</font>

1422
01:18:44,795 --> 01:18:45,921
اونها کار بزرگي ميکردند

<font color="#ff8040">جوان فيوري،پرستار ارتش</font>

1423
01:18:46,047 --> 01:18:47,247
اونها ميخواستن بوقلمون بيارن

1424
01:18:47,340 --> 01:18:48,775
اونها ميخواستن پوره سيب زميني

1425
01:18:48,799 --> 01:18:51,097
و کيک سيب و چيزاي ديگه بيارن

1426
01:18:51,218 --> 01:18:53,095
و فکر ميکنم تا اين موقع

1427
01:18:53,220 --> 01:18:56,190
خيلي از ماها نسبت به اون جنگ و اونچه که

1428
01:18:56,307 --> 01:18:58,105
اتفاق ميفتاد خيلي بدگمان بوديم

1429
01:18:58,225 --> 01:19:01,604
ولي نميخواستيم کار بزرگي در موردش انجام بديم

1430
01:19:01,729 --> 01:19:04,278
ما ميدونستيم قراره افرادي از  تلويزيون

1431
01:19:04,398 --> 01:19:07,527
و چند تا از سازمان دهندگاني(اعتراضات) که بدنبال افرادي براي صحبت کردن بودند بيان

1432
01:19:07,652 --> 01:19:09,245
اونها پيش من اومدن و من گفتم نه.

1433
01:19:09,362 --> 01:19:11,706
گفتم:ببين من ميخوام سريع باشم و کارمو انجام بدم

1434
01:19:11,822 --> 01:19:13,665
گفتم ولي من ،من واقعا نميخوام

1435
01:19:13,783 --> 01:19:16,081
درگير هيچ کار رسانه اي بشم

1436
01:19:16,202 --> 01:19:20,582
آن روز شکرگزاري،ستوان فيوري سر کار بود

1437
01:19:20,706 --> 01:19:24,756
وقتي يکي از بيمارانش ناگهان حالش بدتر شد

1438
01:19:24,877 --> 01:19:27,881
بعضي از بيمارها،بسرعت وارد قلبت ميشن

1439
01:19:28,047 --> 01:19:29,594
و اين پسر،فکر ميکنم 18 سالش بود

1440
01:19:29,715 --> 01:19:31,137
اسمش تيمي بود

1441
01:19:31,258 --> 01:19:35,684
بنظر نميرسيد اون زنده بمونه

1442
01:19:35,805 --> 01:19:39,230
و من بسرعت خيلي عصباني شدم

1443
01:19:39,392 --> 01:19:42,771
من از دستش دادم

1444
01:19:42,895 --> 01:19:44,989
به خاطر ميارم از اتاق عمل بيرون رفتم

1445
01:19:45,106 --> 01:19:47,000
روپوش جراحيمو پاره کردم و ماسکمو پاره کردم و درشون اوردم

1446
01:19:47,024 --> 01:19:50,244
بيرون رفتم و گفتم اون گزارشگرا کجان؟

1447
01:19:50,606 --> 01:19:51,873
من همين حالا بخاطر ضديت با  هر گونه جنگ

1448
01:19:53,056 --> 01:19:56,123
يا خشونت که آسيب غيرضروري به مردم بيگناه بزنه

1449
01:19:57,206 --> 01:19:59,806
در سراسر جهان نه فقط ويتنام بلکه همه جا

1450
01:20:00,512 --> 01:20:03,433
از جمله ايالات متحده آمريکا اعتصاب غذا ميکنم

1451
01:20:03,457 --> 01:20:05,602
منظورم اينه که ،ميدوني،شما عليه جنگ در

1452
01:20:05,626 --> 01:20:06,752
منطقه جنگي تظاهرات نميکنيد

1453
01:20:06,877 --> 01:20:09,756
ولي اون موقع ،البته،شما،شما اين رويکرد رو داشتيد

1454
01:20:09,880 --> 01:20:11,678
اونا ميخوان چيکار کنن؟

<font color="#ffff00">نوشته:امروز ماه،فردا ويتنام(منظور فتحش است)</font>

1455
01:20:11,799 --> 01:20:13,676
منو به ويتنام بفرستند؟

<font color="#ffff00">نوشته:امروز ماه،فردا ويتنام(منظور فتحش است)</font>

1456
01:20:22,643 --> 01:20:25,567
بيايد فقط اينو بگم بعنوان يک کهنه سرباز جنگي تفنگدار دريايي
<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي</font>

1457
01:20:25,688 --> 01:20:29,613
در يک محوطه دانشگاه در 1969 و 1970

1458
01:20:29,775 --> 01:20:31,493
اگه شما ميخواستيد قرار عاشقانه بگيريد و محبوب باشيد

<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي</font>

1459
01:20:31,610 --> 01:20:33,658
جاي واقعا خوبي براي بودن نبود

<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي</font>

1460
01:20:36,490 --> 01:20:39,960
وقتي من خونه اومدم بنظر ميرسيد

1461
01:20:40,077 --> 01:20:43,377
من هيچ چيزي براي دادن به هبچکس ديگه اي ندارم

1462
01:20:46,834 --> 01:20:50,839
سرجوخه تفنگدار دريايي جان ماسگريو خيلي نزديک بود

1463
01:20:50,963 --> 01:20:55,594
در نبردي زير منطقه غير نظامي شده در پاييز 1967 بميرد

1464
01:20:55,718 --> 01:20:58,471
او با جراحاتي در فک و شانه

1465
01:20:58,637 --> 01:21:02,312
دنده هاي شکسته شده،ريه سوراخ شده،اعصاب قطع شده

1466
01:21:02,433 --> 01:21:06,734
17 ماه را در بيمارستانهاي نيروي دريايي صرف کرده بود

1467
01:21:06,854 --> 01:21:09,903
او حالا در حال تحصيل در دانشگاه بيکر

1468
01:21:10,024 --> 01:21:12,777
در شهر بالدوين کانزاس بود

1469
01:21:15,237 --> 01:21:19,617
ولي هرجايي که او ميرفت،جنگ هرگز دور نبود

1470
01:21:21,869 --> 01:21:26,170
و اون جنبش صلح طلب،براي مدت زماني،واقعا گند شد
<font color="#ffff00">سوال:و نوزادها هم(کشتي)؟
جواب:و نوزادها(رو هم کشتيم)</font>

1471
01:21:26,332 --> 01:21:28,300
اونها کهنه سربازهارو نوزاد کشها خطاب ميکردند

1472
01:21:30,377 --> 01:21:32,175
اين بيشتر از همه ما رو عصباني ميکرد
<font color="#ffff00">کارتهاي خدمت سربازي را بسوزانيد نه بچه ها رو</font>

1473
01:21:32,338 --> 01:21:34,136
اون قلب ما ها رو شکوند

<font color="#ffff00">کارتهاي خدمت سربازي را بسوزانيد نه بچه ها رو</font>

1474
01:21:34,256 --> 01:21:36,509
اونها چي فکر ميکردند؟

1475
01:21:36,634 --> 01:21:41,891
شما به رزمندگانتون پشت نميکنيد

1476
01:21:42,014 --> 01:21:44,517
من ديگه به هيچکس اعتمادي نداشتم

1477
01:21:46,018 --> 01:21:48,316
فقط به خونوادم(اعتماد داشتم)

1478
01:21:48,437 --> 01:21:50,860
ماسگريو از طرز رفتار برخي

1479
01:21:51,023 --> 01:21:52,991
از مردم با خودش انقدر آزرده شده بود

1480
01:21:53,109 --> 01:21:56,409
که داوطلب شد به ويتنام بازگردد

1481
01:21:56,529 --> 01:22:00,159
بخاطر جراحاتش،نيروي دريايي او را نپذيرفت

1482
01:22:00,282 --> 01:22:04,128
و از او خواست تا بجايش به استخدام افراد کمک کند

1483
01:22:04,245 --> 01:22:06,168
او اينکار را براي مدتي کرد

1484
01:22:06,288 --> 01:22:09,258
ولي وقتي دانشجويان از او سوالاتي در مورد جنگ پرسيدند

1485
01:22:09,375 --> 01:22:11,127
او نتوانست جوابي دهد

1486
01:22:11,252 --> 01:22:12,344
او همچنين شروع به خواندن

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:براي جنايات جنگي اينجا (براي سربازي)ثبت نام کنيد</font>

1487
01:22:12,461 --> 01:22:16,716
در مورد چگونگي و چرايي جنگ مطالعه کرد
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:براي جنايات جنگي اينجا (براي سربازي)ثبت نام کنيد</font>

1488
01:22:16,882 --> 01:22:20,512
من دوستهايي در کشور در ماموريت دوم داشتم
<font color="#ffff00">تابلو نوشته:براي جنايات جنگي اينجا (براي سربازي)ثبت نام کنيد</font>

1489
01:22:20,636 --> 01:22:23,731
و ميدوني،من ،من هنوز خودم رو يک تفنگدار دريايي در نظر ميگرفتم

1490
01:22:23,848 --> 01:22:26,601
و ..و هرچه بيشتر ميخوندم

1491
01:22:26,725 --> 01:22:31,947
کمتر چيزي پيدا ميکردم که بتونم از حضورمون در اونجا دفاع کنم

1492
01:22:32,064 --> 01:22:36,069
بنابراين من..من دست از صحبت با همه برداشتم

1493
01:22:38,362 --> 01:22:42,287
ماسگريو بتدريج حس ميکرد که انگار در حال تبديل شدن به دو نيم است

1494
01:22:42,408 --> 01:22:46,288
و او هنوز ذهنش درگير خاطره آن تفنگداراني بود که

1495
01:22:46,412 --> 01:22:51,009
در حاليکه او زندگي ميکرد ،آنها مرده بودند

1496
01:22:51,125 --> 01:22:54,254
من در اون سالها با کلت 45 ام قرار ميگذاشتم ميدوني

1497
01:22:54,378 --> 01:22:57,052
شبها بعد از مشروبخوري به خونه ميومدم

1498
01:22:57,173 --> 01:22:59,175
اونو اينجا در مقابل گيجگاهم ميگذاشتم

1499
01:22:59,300 --> 01:23:02,099
يا زير چونم ميگذاشتم

1500
01:23:02,261 --> 01:23:04,514
به اين فکر ميکردم که آيا قراره امشب اتفاق بيفته

1501
01:23:04,638 --> 01:23:06,606
ميخواستم شجاعتشو داشته باشم تا اين کارو بکنم

1502
01:23:08,392 --> 01:23:10,537
يک گلوله در خزانه لوله کلت داشتم،و ضامن رو برداشتم

1503
01:23:10,561 --> 01:23:12,780
همون نوع سلاح کمري که در ويتنام با خودم داشتم

1504
01:23:15,399 --> 01:23:18,699
و فکر کردم:من واقعا ميخوام امشب اينکارو بکنم

1505
01:23:18,819 --> 01:23:22,619
ميدوني مثل اين بود:"واي من واقعا ميخوام اينکارو بکنم"،ميدوني

1506
01:23:22,781 --> 01:23:24,658
و سگهامو گذاشته بودم بيرون برن

1507
01:23:24,783 --> 01:23:26,285
من دوتا سگ داشتم

1508
01:23:26,452 --> 01:23:27,954
و اونها روي درب جلويي ميپريدند

1509
01:23:28,078 --> 01:23:29,358
و روي درب جلويي پنجه ميکشيدند

1510
01:23:29,455 --> 01:23:31,207
اونها ميخواستن بيان تو

1511
01:23:31,332 --> 01:23:32,517
و من دوباره کلت رو روي ضامنش گذاشتم

1512
01:23:32,541 --> 01:23:34,293
و گذاشتمش پايين و رفتم و گذاشتم بيان تو

1513
01:23:36,128 --> 01:23:38,802
و اونها انقدر عشقشونو آشکارا به من ابراز ميکردن

1514
01:23:38,923 --> 01:23:40,550
و من به معني واقعي کلمه با صداي بلند گفتم

1515
01:23:40,674 --> 01:23:45,805
واي،اگه من واقعا بخوام اينکارو بکنم،ميتونم فردا اينکارو بکنم

1516
01:23:45,971 --> 01:23:47,314
و به داخل اتاق برگشتم

1517
01:23:47,431 --> 01:23:49,274
و اون کلت رو در کشو گذاشتم و

1518
01:23:49,391 --> 01:23:52,315
و من..فکر ميکنم که اون نزديکترين لحظه اي بود که بسمت خودکشي رفتم

1519
01:23:52,436 --> 01:23:54,029
فکر ميکنم شايد من

1520
01:23:54,146 --> 01:23:56,399
خودمو اونشب کشته بودم

1521
01:23:56,523 --> 01:23:57,866
ولي چيزي به اون سادگي

1522
01:23:57,983 --> 01:24:00,406
که سگهام ميخواستن بيان تو

1523
01:24:00,527 --> 01:24:03,781
جلوي اون فکرو گرفت،ميدوني

1524
01:24:06,533 --> 01:24:09,503
من واقعا خرسندم که اون اتفاق نيفتاد

1525
01:24:09,662 --> 01:24:12,791
ولي اون موقع اونکار خيلي معقول بود

1526
01:24:17,670 --> 01:24:19,593
عقب نشينهاي سربازان بدستور نيکسون
<font color="#ffff00">روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند</font>

1527
01:24:19,713 --> 01:24:22,887
نهايتا ماسگريو را ضد جنگ کرد
<font color="#ffff00">روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند</font>

1528
01:24:23,008 --> 01:24:25,727
او گفت:اگر آن ارزش پيروزي را نداشته باشد
<font color="#ffff00">روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند</font>

1529
01:24:25,844 --> 01:24:28,188
ارزش کشته شدن برايش را ندارد."
<font color="#ffff00">روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند</font>

1530
01:24:28,305 --> 01:24:30,854
وفاداريش به تفنگداران دريايي

1531
01:24:31,016 --> 01:24:33,860
هنوز به او اجازه نميداد تا آشکارا آنرا بگويد

1532
01:24:33,978 --> 01:24:36,401
ولي او در يک جلسه ضد جنگ در محوطه دانشگاه گفت که

1533
01:24:36,522 --> 01:24:39,366
آنها بايد به عمليات خاتمه دهند انگار که آنها هيچ اهميتي

1534
01:24:39,483 --> 01:24:42,236
به آن افرادي که از انها خواسته شده بود بجنگند نميدادند

1535
01:24:42,361 --> 01:24:44,705
و تشويق ايستاده حضار را دريافت کرده بود
<font color="#ffff00">
از نظاميانمان حمايت کنيد،آنها را به خانه بياوريد</font>

1536
01:24:49,034 --> 01:24:51,332
فکر ميکنم اون نقطه عطف براي من
<font color="#ffff00">روزنامه:25 هزار نظامي دستور يافتند تا ظرف 30 روز از ويتنام خارج شوند</font>

1537
01:24:51,453 --> 01:24:54,423
عصر اون روزي بود که من با دوستم ساني والتر بودم

<font color="#ff8040">جک تاد،نبراسکا</font>

1538
01:24:54,540 --> 01:24:57,043
که تازه از ارتش مرخص شده بود

<font color="#ff8040">جک تاد،نبراسکا</font>

1539
01:24:57,209 --> 01:24:59,712
و به خونه اومده بود و يک روز عصر

1540
01:24:59,878 --> 01:25:02,381
پيش ازينکه وارد بشم به من التماس ميکرد که نرم(به جنگ)

1541
01:25:02,548 --> 01:25:05,051
او حتي پيشنهاد کرد تا منو به کانادا برسونه

1542
01:25:05,217 --> 01:25:07,720
او به من برخي از عکسهاي وحشتناک ويتنام

1543
01:25:07,886 --> 01:25:09,559
از دوران خدمتش در اونجا نشون داد

1544
01:25:11,515 --> 01:25:13,392
فکر ميکنم هرچيزي که پس از اون اتفاق افتاد

1545
01:25:13,559 --> 01:25:15,061
بذرش در اون عصر کاشته شده بود

1546
01:25:17,271 --> 01:25:20,571
جک تاد در زمان تحصيل در دانشگاه نبراسکا

1547
01:25:20,691 --> 01:25:24,446
تحت آموزش افسري تفنگداران دريايي قرار گرفته بود

1548
01:25:24,570 --> 01:25:27,949
ولي زانوهاي خراب او را مجبور کرده بود تا ترک نحصيل کند

1549
01:25:28,073 --> 01:25:30,121
و او معتقد بود که آن او را
از اجبار به شرکت

1550
01:25:30,242 --> 01:25:32,791
در جنگي که او

1551
01:25:32,911 --> 01:25:35,505
به تازگي آنرا غير اخلاقي ميديد،معاف کرده بود

1552
01:25:35,622 --> 01:25:39,672
او بعنوان يک گزارشگر در روزنامه ميامي هرالد شروع به کار کرد

1553
01:25:39,793 --> 01:25:44,424
ولي در پاييز 1969 او به هرحال اطلاعيه خدمت سربازي

1554
01:25:44,548 --> 01:25:46,846
از ارتش دريافت کرد

1555
01:25:46,967 --> 01:25:48,310
# The thrill is gone #

1556
01:25:48,427 --> 01:25:49,770
بنابراين من به معاينه بدني رفتم

1557
01:25:49,928 --> 01:25:51,968
و به اونها گواهي ترخيصم از سپاه تفنگداران دريايي رو نشون دادم

1558
01:25:52,056 --> 01:25:53,729
و دقيقا بخاطر ميارم که يک گروهبان

1559
01:25:53,849 --> 01:25:55,243
يا يکي ديگه که داشتم باهاش حرف ميزدم ميگفت

1560
01:25:55,267 --> 01:25:57,440
ولي شما از يک برنامه افسري مرخص شده ايد

1561
01:25:57,561 --> 01:25:58,983
ما داريم شما رو براي خدمت سربازي بعنوان يک سرباز صفر احضار ميکنيم

1562
01:26:01,231 --> 01:26:03,609
در اواخر نوامبر 1969

1563
01:26:03,776 --> 01:26:08,077
تاد براي آموزش مقدماتي نظامي در فورت لوئيس واشنگتن معرفي شد

1564
01:26:08,197 --> 01:26:10,120
# You know you done me wrong #

1565
01:26:10,282 --> 01:26:12,205
روحيه  از اين بدتر نميشد

1566
01:26:12,326 --> 01:26:14,124
و به نظر ميرسيد حتي گروهبانها

1567
01:26:14,244 --> 01:26:17,043
و افسران را هم شامل ميشد

1568
01:26:17,164 --> 01:26:21,044
هيچ کس نميخواست بره،هيچ کسي نميخواست بره

1569
01:26:21,168 --> 01:26:24,468
آمريکا بنظر ميرسيد که از   فراز ووداستاک(فستيوال معروف  rock and roll  در 1969)

1570
01:26:24,630 --> 01:26:25,677
در آن تابستان به اين نوع

1571
01:26:25,798 --> 01:26:28,972
فرود و پستي تلخ نيکسوني تغيير يافته است

1572
01:26:29,093 --> 01:26:32,438
جک تاد و عضو ديگر از يگانش

1573
01:26:32,554 --> 01:26:35,478
در ان شب شروع به صحبت در مورد اينکه براي

1574
01:26:35,641 --> 01:26:37,143
چه چيزي انتظار ميرفت صحيح باشد کردند

1575
01:26:41,438 --> 01:26:43,816
به حدود 170 هزار مرد<font color="#ffff00">
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي  </font>

1576
01:26:43,982 --> 01:26:46,280
وضعيت حق خودداري از شرکت در جنگ به علل مذهبي يا اخلاقي

1577
01:26:46,402 --> 01:26:48,951
طي دوره جنگ ويتنام اعطا شد<font color="#ffff00">
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي  </font>

1578
01:26:49,071 --> 01:26:50,744
ولي بدليل اينکه جک تاد<font color="#ffff00">
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي  </font>

1579
01:26:50,864 --> 01:26:53,037
وجود خدا را زير سوال برده بود

1580
01:26:53,158 --> 01:26:56,833
آن راه براي او بسته بود<font color="#ffff00">
معني صفحه کاغذ:اطلاعات در مورد چگونگي تشکيل پرونده براي عدم شرکت در جنگ بعنوان معترض اخلاقي يا مذهبي  </font>

1581
01:26:56,954 --> 01:26:58,171
در واقع دو گزينه وجود داشت

1582
01:26:58,330 --> 01:27:00,048
اون رفتن به زندان يا رفتن به کانادا بود

1583
01:27:00,165 --> 01:27:02,634
و از نظر من رفتن به زندان

1584
01:27:02,751 --> 01:27:04,628
درست هموني بود که نميتونستم باهاش روبرو بشم

1585
01:27:04,753 --> 01:27:06,630
بنابراين به کانادا رفتم

1586
01:27:06,755 --> 01:27:10,430
# Farewell, Angelina #

1587
01:27:10,551 --> 01:27:14,397
# The bells of the crown #

1588
01:27:14,513 --> 01:27:16,686
اون اخرين رانندگي زيبا رو

1589
01:27:16,849 --> 01:27:19,352
از سياتل(آمريکا) تا ونکوور(کانادا) بخاطر ميارم

1590
01:27:19,476 --> 01:27:23,982
همه اون درختهاي هميشه سبز مرتفع Douglas firsfirs
در امتداد جاده قرار داشتند

1591
01:27:24,106 --> 01:27:26,279
و به ياد ميارم پس از گذشتن از مرز...

1592
01:27:26,400 --> 01:27:28,869
نسيمي ميوزيد و اونها به نوعي برامون دست تکون ميدادن

1593
01:27:29,027 --> 01:27:31,121
و فقط داشتم به آئينه عقب نگاه ميکردم و فکر ميکردم

1594
01:27:31,238 --> 01:27:32,490
پسر،دارم از کشورم جدا ميشم

1595
01:27:32,614 --> 01:27:35,618
ديگه اونو هرگز نميبينم

1596
01:27:35,742 --> 01:27:38,837
# But farewell, Angelina #

1597
01:27:38,954 --> 01:27:42,174
# The night is on fire #

1598
01:27:42,291 --> 01:27:44,168
# And I must go #

1599
01:27:46,628 --> 01:27:49,302
من همه اون مدت ترسو خطاب ميشدم

1600
01:27:49,423 --> 01:27:52,518
براي من مدت زيادي طول کشيد

1601
01:27:52,634 --> 01:27:55,057
حس نکنم که اونکاري که کرده بودم

1602
01:27:55,220 --> 01:27:57,769
بزدلانه بود،چون من هنوز

1603
01:27:57,890 --> 01:28:01,269
اون حس ذاتي نظاميگري رو در خود داشتم

1604
01:28:02,895 --> 01:28:05,990
اون شجاعانه ترين کاري بود که درعمرم انجام دادم

1605
01:28:06,106 --> 01:28:08,074
اون شجاعانه ترين کاري بود که درعمرم انجام دادم

1606
01:28:10,903 --> 01:28:14,453
جک تاد سرانجام بعنوان يک گزارشگر کاري پيدا کرد

1607
01:28:14,573 --> 01:28:17,577
که به او اجازه ميداد "وضعيت مهاجر وارد شده"را کسب کند

1608
01:28:17,701 --> 01:28:21,001
يک گام رو به جلو در کسب شهروندي کانادا.

1609
01:28:21,121 --> 01:28:25,627
تنها يک چهارم از 30 هزار امريکايي

1610
01:28:25,751 --> 01:28:28,595
که وارد کانادا شده بودند توانستند آن کار را انجام دهند

1611
01:28:28,712 --> 01:28:30,931
# The sky is erupting #

1612
01:28:31,048 --> 01:28:34,723
# And I must go
where it is quiet. #

1613
01:28:34,843 --> 01:28:38,017
در همان زمان،حدود 30 هزار کانادايي

1614
01:28:38,138 --> 01:28:41,608
براي جنگ در ويتنام داوطلب ميشدند

1615
01:29:00,494 --> 01:29:03,794
من در مورد

1616
01:29:03,914 --> 01:29:05,837
والدينم و خواهر برادرهام

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،اسير جنگي</font>

1617
01:29:05,958 --> 01:29:09,588
و همسرم و دختر کوچکم فکر ميکردم

<font color="#ff8040"> هال کوشنر،اسير جنگي</font>

1618
01:29:09,711 --> 01:29:13,136
و يکي از چيزهايي که منو آزرده ميکرد اين بود که

1619
01:29:13,257 --> 01:29:17,854
نميتونستم واقعا به خاطر بيارم اونها بعد از اون مدت چه شکلي شده بودند

1620
01:29:17,970 --> 01:29:20,314
اونچه که در عکسهاشون به نظر ميرسيدند رو بخاطر ميوردم

1621
01:29:20,472 --> 01:29:24,818
و وقتي اونها رو در چشم ذهنم تصور ميکردم

1622
01:29:24,977 --> 01:29:28,402
من يک تصوير، يک عکسو تصور ميکردم

1623
01:29:31,149 --> 01:29:32,502
والري کوشنر رسيد به ...

1624
01:29:32,526 --> 01:29:34,620
همسر هال کوشنر،والري

1625
01:29:34,736 --> 01:29:36,830
حقيقتا هيچ چيزي از همسرش

1626
01:29:36,947 --> 01:29:40,622
از زمان اسارتش توسط ويت کنگ در 1967 نشنيده بود

1627
01:29:40,742 --> 01:29:43,336
و او به شرق دور مسافرت کرده بود

1628
01:29:43,495 --> 01:29:45,839
تا سعي کند وضعيت همسرش بهبود يابد

1629
01:29:45,956 --> 01:29:49,210
فکر ميکنم بزرگترين دوره دلسرديم

1630
01:29:49,334 --> 01:29:52,213
درست قبل و درست بعد از تولد پسرمون بود

1631
01:29:52,337 --> 01:29:54,886
اون در اوريل 1968 متولد شد

1632
01:29:55,007 --> 01:29:58,853
و شوهرم در نوامبر 1967 اسير شد

1633
01:29:59,011 --> 01:30:02,857
بنابراين شوهرم هنوز از تولدش اطلاعي نداره

1634
01:30:02,973 --> 01:30:05,173
بچه هاي کوشنر با رفتن پدرشان

1635
01:30:05,225 --> 01:30:08,320
به شدت به مادرشان و پدر و مادر بزرگهايشان متکي شدند

1636
01:30:08,437 --> 01:30:09,877
مايک جوان هرگز پدرش را نديده است

1637
01:30:10,022 --> 01:30:12,320
ولي توني-جان شش ساله او را بخاطر مياورد

1638
01:30:12,441 --> 01:30:13,881
و يادگارهاي سرگرد کوشنر

1639
01:30:14,026 --> 01:30:15,653
همه جا در خانه شان هستند

1640
01:30:15,777 --> 01:30:17,871
بهرحال توني تنها ميداند که او رفته است

1641
01:30:17,988 --> 01:30:19,674
اينکه او اسير شده است
اينکه پدر بزرگ تا زمانيکه پدر به

1642
01:30:19,698 --> 01:30:20,950
خانه بيايد جايش را پر ميکند

1643
01:30:21,074 --> 01:30:24,920
کوشنرها نگرانند ولي
ماتم نميگيرند

1644
01:30:25,037 --> 01:30:27,005
دون فارمر،از اي بي سي نيوز گزارش ميدهد

1645
01:30:33,920 --> 01:30:36,014
در فوريه 1970(بهمن ماه)

1646
01:30:36,131 --> 01:30:39,260
در خانه اي در حومه صنعتي پاريس

1647
01:30:39,384 --> 01:30:41,887
هنري کسينجر دوره جديدي از مذاکرات

1648
01:30:42,012 --> 01:30:45,437
سري را آغاز کرد،گفتگوهايي چنان محرمانه

1649
01:30:45,557 --> 01:30:49,778
که حتي به وزير خارجه در مورد آن اطلاعي داده نشده بود

1650
01:30:49,895 --> 01:30:51,897
شريک مذاکره اش

1651
01:30:52,064 --> 01:30:55,739
متحد سياسي نزديک لي زوان،لي دوک تو بود

1652
01:30:55,901 --> 01:30:59,405
يک کهنه سرباز جنگ انقلابي 40 ساله

1653
01:30:59,529 --> 01:31:03,250
و يک دسيسه گر زيرک و سنگدل حزب

1654
01:31:03,408 --> 01:31:07,083
و استهزا کننده آشکار ويتناميزه کردن جنگ(توسط آمريکا).

1655
01:31:07,204 --> 01:31:09,878
"اگر ايالات متحده با نيم ميليون سرباز

1656
01:31:09,998 --> 01:31:13,172
خودش نتوانست پيروز شود،او اين سوال را از کسينجر پرسيد

1657
01:31:13,293 --> 01:31:15,887
چگونه شما وقتي به سربازان عروسکيتان
اجازه ميدهيد

1658
01:31:16,004 --> 01:31:18,257
بجنگند پيروز ميشويد؟"

1659
01:31:18,423 --> 01:31:21,597
کسينجر تاييد کرد که هيچ پاسخي نداشت

1660
01:31:27,391 --> 01:31:29,564
عليرغم بن بست در پاريس

1661
01:31:29,685 --> 01:31:33,280
سال اول نيکسون يک پيروزي  شده بود

1662
01:31:33,397 --> 01:31:39,450
او 115 هزار سرباز را از ويتنام عقب کشيده بود

1663
01:31:40,779 --> 01:31:43,999
تعداد تلفات آمريکا پايين بود

1664
01:31:44,116 --> 01:31:46,665
کاهش فراخوان براي نظام وظيفه

1665
01:31:46,785 --> 01:31:48,958
و سيستم جديد قرعه کشي رئيس جمهور

1666
01:31:49,121 --> 01:31:52,125
از شدت برخي مخالفتها با جنگ کاسته بود

1667
01:31:55,043 --> 01:31:57,466
و اعمال خشن برخي انقلابيون
<font color="#ffff00">روزنامه:بمبها در خانه قاضي محاکمه گروه پلنگ(گروه تندرو سياهپوست ضد تبعيض نژادي) نيويورک منفجر شدند</font>

1668
01:31:57,629 --> 01:32:01,133
خود هدف ضد جنگ را لکه دار ميکرد
<font color="#ffff00">روزنامه:يک افسر نيروهاي ويژه بر اثر انفجار بمب ساعتي کشته شد</font>

1669
01:32:01,258 --> 01:32:05,104
بين سپتامبر 1969(شهريور) و مي 1970(ارديبهشت)
<font color="#ffff00">روزنامه:بمب يک نفر را در نيويورک کشت</font>

1670
01:32:05,220 --> 01:32:07,814
صدها مورد بمبگذاري در بانکها
<font color="#ffff00">روزنامه:بمب در اتوموبيل يک آتش نشان را هدف گرفت.
ششمين بمب د رمکي دو کاراگاه را مصدوم کرد</font>

1671
01:32:07,931 --> 01:32:09,729
دادگاهها
<font color="#ffff00">روزنامه:بمب د ربسته فرستاده شده براي کاخ سفيد شناسايي شد.</font>

1672
01:32:09,850 --> 01:32:12,979
مراکز معاينه مستخدمين جديد نظامي و ساختمانهاي  سپاه اموزشي افسران احتياط صورت گرفت
<font color="#ffff00">بمبهاي اتشزا به 3 هدف در نيويورک پرتاب شد</font>

1673
01:32:15,021 --> 01:32:16,898
يک افسر پليس کشته شد
<font color="#ffff00">روزنامه:پليس کشته و 7 نفر ديگر تير خوردند</font>

1674
01:32:18,191 --> 01:32:19,568
سه نفر بمبگذاراني بودند که

1675
01:32:19,693 --> 01:32:23,368
تصادفا خودشان را در روستاي گرينويچ منفجر کردند

1676
01:32:23,488 --> 01:32:25,661
# Well, well #

1677
01:32:25,782 --> 01:32:29,662
جنبش ضد جنگ از هم گسيخت

1678
01:32:29,828 --> 01:32:32,547
و افرادي بودند که حس ميکردند تنها راهي که

<font color="#ff8040">نانسي بايبرمن،فعال ضد جنگ</font>

1679
01:32:32,664 --> 01:32:36,385
ميشد ما به جنگ خاتمه بديم از طريق خشنتر شدن بود

1680
01:32:36,501 --> 01:32:39,345
ميدوني،اينکه ما مجبور بوديم خشونت رو با خشونت جواب بديم

<font color="#ff8040">نانسي بايبرمن،فعال ضد جنگ</font>

1681
01:32:39,463 --> 01:32:44,185
اينکه اون چجوري قرار بود رخ بده آشکارا در موردش صحبت نميشد

1682
01:32:44,301 --> 01:32:46,975
ولي اين آتش زير خاکستر وجود داشت

1683
01:32:47,095 --> 01:32:49,348
اين يک لوله آبه

1684
01:32:49,473 --> 01:32:52,898
که کاملا از باروت پر شده

1685
01:32:53,018 --> 01:32:55,146
# Music so high
you can't get over it #

1686
01:32:55,270 --> 01:32:57,648
هموطنان امريکاييم

1687
01:32:57,773 --> 01:33:00,242
ما در يک دوره هرج و مرج

1688
01:33:00,358 --> 01:33:02,861
هم در خارج و هم داخل کشور زندگي ميکنيم

1689
01:33:04,404 --> 01:33:09,376
ما شاهد حملات بيفکرانه به همه موسسات بزرگي هستيم که

1690
01:33:09,493 --> 01:33:11,837
توسط تمدنهاي ازاد

1691
01:33:11,953 --> 01:33:14,547
در 500 سال اخير ايجاد شده اند

1692
01:33:15,916 --> 01:33:18,044
حتي اينجا در ايالات متحده

1693
01:33:18,168 --> 01:33:21,718
دانشگاههاي بزرگ بطور نظام مند نابود ميشوند

1694
01:33:25,741 --> 01:33:28,460
اگر در اين وضعيت خطير

1695
01:33:28,577 --> 01:33:31,046
قدرتمندترين کشور دنيا

1696
01:33:31,163 --> 01:33:32,836
ايالات متحده آمريکا

1697
01:33:32,957 --> 01:33:37,804
مثل يک غول رقت انگيز درمانده عمل کند

1698
01:33:37,962 --> 01:33:41,637
نيروهاي تماميت خواه  و هرج و مرج طلب

1699
01:33:41,757 --> 01:33:44,385
کشورها و موسسات آزاد را در سراسر

1700
01:33:44,510 --> 01:33:46,057
جهان تهديد خواهند کرد

1701
01:33:46,178 --> 01:33:50,183
در 30 آوريل 1970(ارديبهشت ماه)

1702
01:33:50,307 --> 01:33:52,059
رئيس جمهور نيکسون جهان را

1703
01:33:52,184 --> 01:33:55,233
با اعلام اينکه او 30 هزار سرباز آمريکايي را براي حمله

1704
01:33:55,354 --> 01:33:58,984
به کامبوج فرستاده است شوکه کرد

1705
01:33:59,150 --> 01:34:02,120
ماه قبل،شاهزاده نوردوم سيهانوک

1706
01:34:02,236 --> 01:34:04,409
در يک کودتا سرنگون شده بود

1707
01:34:04,530 --> 01:34:06,828
او براي سالها اجازه داده بود ويتنام شماليها

1708
01:34:06,991 --> 01:34:09,494
پناهگاههاي خود را در کشورش حفظ کنند

1709
01:34:09,660 --> 01:34:11,537
ولي او زمانيکه هواپيماهاي

1710
01:34:11,662 --> 01:34:15,087
آمريکايي آنها را بمباران ميکردند مخالفتي نکرد

1711
01:34:15,207 --> 01:34:17,801
رئيس جمهور جديد لون نول

1712
01:34:17,918 --> 01:34:21,764
يک ضد کمونيست تحت حمايت ايالات متحده بود

1713
01:34:21,881 --> 01:34:24,179
نيکسون حالا فکر ميکرد که او توانسته بود

1714
01:34:24,300 --> 01:34:27,895
آنچه ژنرالهاي آمريکايي براي سالها منتظرش بودند را انجام دهد

1715
01:34:28,012 --> 01:34:31,767
تعقيب دشمن فراتر از مرزهاي ويتنام جنوبي.

1716
01:34:33,350 --> 01:34:36,149
به آن 30 هزار سرباز آمريکايي

1717
01:34:36,270 --> 01:34:41,401
50 هزار سرباز ارتش ويتنام جنوبي ملحق شدند

1718
01:34:41,525 --> 01:34:43,448
هدف، حمله به

1719
01:34:43,569 --> 01:34:46,197
اردوگاههاي اصلي و خطوط تدارکاتي ويتنام شماليها

1720
01:34:46,363 --> 01:34:49,583
و خريد زمان براي ارتش ويتنام جنوبي

1721
01:34:49,700 --> 01:34:52,078
بود تا براي نبرد متکي بر خود آماده شود

1722
01:34:54,121 --> 01:34:56,374
نيکسون به مردم گفت

1723
01:34:56,499 --> 01:35:00,049
او دستور "تاخت و تاز" را داده بود نه "تهاجم"

1724
01:35:00,169 --> 01:35:04,640
به قصد اينکه تنها از پسران آمريکايي در ويتنام جنوبي حفاظت کنند

1725
01:35:04,757 --> 01:35:08,887
و در پاسخ به تجاوز ويتنام شماليها.

1726
01:35:11,847 --> 01:35:15,602
من در مورد کشمکش سياسي نگران نبودم

1727
01:35:15,726 --> 01:35:18,354
من درمورد اين نگران بودم که آيا در ده دقيقه بعدي
<font color="#ff8040">جيمز گيلام،ارتشي</font>

1728
01:35:18,479 --> 01:35:19,901
زنده ميمونم يا نه؟

<font color="#ff8040">جيمز گيلام،ارتشي</font>

1729
01:35:21,565 --> 01:35:24,865
ما در کناره غربي تهاجم بوديم

1730
01:35:24,985 --> 01:35:28,239
ما انقدر در داخل کامبوج پيش رفتيم که هيچکس پيش نرفته بود

1731
01:35:29,615 --> 01:35:30,992
و اون منطقه فرود داغ بود

1732
01:35:31,116 --> 01:35:35,792
من در کوله پشتيم جاي سوراخهاي گلوله بود.

1733
01:35:35,913 --> 01:35:37,290
من روي صورت دراز ميکشيدم

1734
01:35:37,414 --> 01:35:39,587
و اونها اون سوراخهاي گلوله رو با تيراندازي روي کوله پشتيم درست ميکردند

1735
01:35:39,708 --> 01:35:42,632
که به اين معني بود که اونها با فاصله 10 سانت اختلاف نتونسته بودن سرم رو بزنن

1736
01:35:44,588 --> 01:35:47,933
من واقعا فکر نميکردم پايان اون هفته رو ببينم

1737
01:35:54,390 --> 01:35:57,894
مشاهده عبور سربازان آمريکايي از مرز

1738
01:35:58,018 --> 01:36:01,864
به درون کامبوج ،جنبش ضد جنگ را مجددا شعله ور کرد

1739
01:36:01,981 --> 01:36:03,153
بجنبيد،بيايد بريم!

1740
01:36:03,274 --> 01:36:05,368
اگر سربازان داشتند به خانه ميامدند

1741
01:36:05,484 --> 01:36:07,486
اگر جنگ داشت به تدريج به پايان ميرسيد

1742
01:36:07,611 --> 01:36:11,536
چرا نيکسون تصميم گرفته بود آنرا توسعه بدهد؟

1743
01:36:11,657 --> 01:36:14,376
چگونه ميشد با تجاوز به کشور ديگري

1744
01:36:14,493 --> 01:36:18,339
به آوردن صلح به جنوب شرق آسيا کمک  کرد؟

1745
01:36:18,455 --> 01:36:20,128
واکنش در محوطه هاي دانشگاهها

1746
01:36:20,291 --> 01:36:21,759
سريع و قابل پيشبيني بود

1747
01:36:21,876 --> 01:36:23,469
دانشجويان و بسياري از اساتيدشان

1748
01:36:23,586 --> 01:36:25,054
عليه رئيس جمهور بودند

1749
01:36:25,170 --> 01:36:28,299
دانشجويان دانشگاه پرينستون براي يک اعتصاب دانشجويي در سطح کشور فراخوان دادند

1750
01:36:28,465 --> 01:36:32,140
گردهماييهاي ضد جنگ در هاروارد،ام.آي.تي،اينديانا

1751
01:36:32,261 --> 01:36:34,355
دانشگاه پردو و ساير دانشگاهها برنامه ريزي شدند

1752
01:36:39,643 --> 01:36:42,863
صبح روز دوشنبه 4 مي 1970(ارديبهشت)

1753
01:36:42,980 --> 01:36:45,483
حدود 2 هزار دانشجو در

1754
01:36:45,649 --> 01:36:49,449
در محوطه باز دانشگاه کنت استيت در کنت اوهايو جمع شدند

1755
01:36:49,570 --> 01:36:53,291
برخي داشتند فقط از کلاسي به کلاسي ديگر جابجا ميشدند

1756
01:36:53,407 --> 01:36:56,786
سايرين ميخواستند تا در يک گردهمايي در اعتراض به

1757
01:36:56,911 --> 01:36:59,505
توسعه جنگ توسط نيکسون

1758
01:36:59,622 --> 01:37:05,300
و حضور گارد ملي در محوطه  دانشگاه حضور يابند

1759
01:37:05,419 --> 01:37:08,423
فرماندار جيمز رودس افراد گارد ملي  را

1760
01:37:08,547 --> 01:37:09,890
دو روز قبل

1761
01:37:10,007 --> 01:37:15,389
پس از اينکه يک جنبش، ساختمان قديمي چوبي سپاه آموزشي افسران ذخيره(براي دانشجويان) را آتش زده بود

1762
01:37:15,512 --> 01:37:17,389
و بعد از خاموش کردن آتش توسط آتش نشاني

1763
01:37:17,514 --> 01:37:19,858
ممانعت کرده بود فرا خواند

1764
01:37:22,895 --> 01:37:26,900
رودس معترضان را با پيراهن قهوه ايهاي نازي مقايسه کرد

1765
01:37:27,024 --> 01:37:30,449
و وعده داد تا از هر سلاحي براي ريشه کني

1766
01:37:30,569 --> 01:37:34,790
"بدترين نوع مردمي که ما در آمريکا پناه داديم" استفاده کند

1767
01:37:39,453 --> 01:37:44,675
سلاحهاي گارد مليها با مهمات جنگي پر شد

1768
01:37:44,792 --> 01:37:46,510
با وجود اينکه هيچکس در جمعيت از آن اطلاعي نداشت

1769
01:37:46,627 --> 01:37:49,847
چرا شما بايد تفنگ داشته باشيد؟نميفهمم

1770
01:37:49,964 --> 01:37:52,843
اين منطقه را فورا ترک کنيد

1771
01:37:52,967 --> 01:37:56,722
دانشجويان دستور يافتند پراکنده شوند

1772
01:37:56,845 --> 01:37:58,438
آنها سر جاي خود ايستادند

1773
01:38:04,520 --> 01:38:07,649
گاز اشک آور برخي از انها را متفرق ساخت

1774
01:38:27,001 --> 01:38:30,847
به نظر ميرسيد گارديها عقب نشيني کنند

1775
01:38:30,963 --> 01:38:35,059
ولي بعد اعضاي سربازان G
در اطراف حلقه زدند و به دانشجويان

1776
01:38:35,175 --> 01:38:39,180
جمع شده درون و اطراف يک پارکينگ آتش گشودند.

1777
01:39:10,753 --> 01:39:12,881
يکي آمبولانس خبر کنه!

1778
01:39:14,673 --> 01:39:17,552
آدمهايي هستند که دارن اينجا ميميرن!يک آمبولانس اينجا بيارين!

1779
01:39:24,266 --> 01:39:27,611
67 گلوله در 13 ثانيه

1780
01:39:27,728 --> 01:39:32,108
دو زن جوان و دو مرد جوان را کشت

1781
01:39:35,069 --> 01:39:38,198
از جمله يک دانشجوي بورس سپاه اموزش افسران ذخيره

1782
01:39:38,322 --> 01:39:40,791
که فقط يک تماشاچي بود

1783
01:39:46,497 --> 01:39:51,173
اون بچه مرده روي زمين

1784
01:39:51,335 --> 01:39:54,589
يکي از ما بود

1785
01:39:54,713 --> 01:39:58,013
اگه ما ميتونستيم دانشجويان خودمونو بکشيم

1786
01:39:58,133 --> 01:40:03,185
چه بلايي سر کشورمون اومده بود؟

<font color="#ff8040">سم هاينز،از دانشگاه نورث وسترن</font>

1787
01:40:05,349 --> 01:40:08,193
9 دانشجوي ديگر مجروح شدند

1788
01:40:08,352 --> 01:40:12,277
يکي از انها بطور دائم فلج شد

1789
01:40:23,617 --> 01:40:27,963
چند صد دانشجوي عزادار عصباني روي زمين نشستند

1790
01:40:28,080 --> 01:40:30,082
و خواستار اطلاع از اين شدند که چرا گارديها

1791
01:40:30,207 --> 01:40:32,084
به دوستانشان شليک کرده بودند

1792
01:40:35,629 --> 01:40:38,428
قربان شما چند صد دانشجو داريد

1793
01:40:38,549 --> 01:40:39,926
که يک افسر به اونها دستور داده

1794
01:40:40,050 --> 01:40:41,802
که متفرق بشن يا اينکه ما مجددا شليک ميکنيم

1795
01:40:41,927 --> 01:40:44,806
چه مدت به ما وقت ميديد؟
شما 5 دقيقه فرصت داريد

1796
01:40:44,930 --> 01:40:47,809
لطفا به من همين حالا گوش کنيد!

1797
01:40:47,933 --> 01:40:50,482
تنها استدعاي اضطراب آميز

1798
01:40:50,602 --> 01:40:55,153
يک استاد زمين شناسي گلن فرانک مانع از تراژدي بيشتر شد

1799
01:40:55,274 --> 01:40:56,947
حرف بزن،دکتر فرانک ،حرف بزن

1800
01:40:57,499 --> 01:40:59,965
من همين حالا دارم به شما التماس ميکنم

1801
01:41:00,039 --> 01:41:03,372
اگه شما همين حالا متفرق نشين،اونها ميخوان وارد بشن

1802
01:41:03,950 --> 01:41:06,150
و اون تنها ميتونه يک قتل عام باشه

1803
01:41:06,789 --> 01:41:08,322
خواهشا به من گوش ميديد؟

1804
01:41:09,711 --> 01:41:12,177
خداي بزرگ!من نميخوام بخشي از اين باشم

1805
01:41:22,301 --> 01:41:25,100
اون فقط براي من نشانه اين بود که

1806
01:41:25,262 --> 01:41:29,108
اين جنگ داشت با فرهنگ ما چه ميکرد.

1807
01:41:29,224 --> 01:41:30,942
بچه هاي جواني در دو طرف بودند
<font color="#ff8040">مايک هيني،ارتش</font>

1808
01:41:31,101 --> 01:41:33,820
پسران جوان گارد ملي

<font color="#ff8040">مايک هيني،ارتش</font>

1809
01:41:33,937 --> 01:41:37,191
که اموزش خيلي کمي ديده بودند و احتمالا ترسيده بودند
<font color="#ff8040">مايک هيني،ارتش</font>

1810
01:41:37,316 --> 01:41:39,444
و به خوبي فرماندهي نميشدند

1811
01:41:39,568 --> 01:41:41,328
و مردان و زنان جواني از سمت ديگر

1812
01:41:41,445 --> 01:41:42,913
که در اونجا داشتند به جنگ اعتراض ميکردند

1813
01:41:43,030 --> 01:41:45,249
ميدوني،بدلايل ايده آليستي.(آرمانخواهانه)

1814
01:41:45,365 --> 01:41:47,914
و ببينيد وقتي ما اجازه ميديم

1815
01:41:48,035 --> 01:41:54,133
اوضاع انقدر به بدي ماجراي اونها بشه چه اتفاقي ميفته.

1816
01:41:55,959 --> 01:41:58,508
براساس يک نظرسنجي ملي

1817
01:41:58,629 --> 01:42:01,303
58 درصد مردم آمريکا

1818
01:42:01,465 --> 01:42:04,264
فکر ميکردند که آن کشتار موجه بوده است

1819
01:42:07,262 --> 01:42:10,482
والدين دانشجوي مقتول سپاه آموزشي افسران ذخيره(براي دانشجويان)

1820
01:42:10,599 --> 01:42:13,193
سيلي از نامه هاي خصمانه دريافت کردند

1821
01:42:13,310 --> 01:42:16,610
که حاکي از اين بود که آنها بايد شکر گذار باشند پسرشان مرده بود

1822
01:42:16,730 --> 01:42:21,281
بخاطر اينکه او "فقط يک کمونيست ديگر"شده بود

1823
01:42:21,512 --> 01:42:24,446
<font color="#ffff00">انتقام چهار مقتول دانشگاه کن استيت را بگيريد</font>

1824
01:42:26,531 --> 01:42:30,001
طي روزهاي بعد،سراسر کشور

1825
01:42:30,160 --> 01:42:32,663
بيش از چهار ميليون دانشجويان دانشگاه

1826
01:42:32,829 --> 01:42:34,672
عليه جنگ و انچه در کن استيت

1827
01:42:34,831 --> 01:42:37,710
رخ داده بود تظاهرات کردند

1828
01:42:40,295 --> 01:42:44,220
# I came upon a child of God #

1829
01:42:44,341 --> 01:42:48,892
# He was walking
along the road #

1830
01:42:49,012 --> 01:42:50,855
# And I asked him #

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:به چه حقي آنها ميکشند</font>

1831
01:42:51,014 --> 01:42:53,187
# Where are you going? #

<font color="#ffff00">تابلو نوشته:به چه حقي آنها ميکشند</font>

1832
01:42:53,350 --> 01:42:57,196
# And this he told me #

1833
01:42:57,312 --> 01:43:01,863
448 محوطه دانشگاه بسته شد

1834
01:43:02,025 --> 01:43:07,532
و در 16 ايالت به گارد ملي دستور تجمع داده شد

1835
01:43:07,698 --> 01:43:08,870
# Band #

1836
01:43:09,032 --> 01:43:11,034
# I'm gonna camp out #

1837
01:43:11,159 --> 01:43:14,629
در دانشگاه جکسون استيت در ميسيسيپي

1838
01:43:14,746 --> 01:43:18,876
پليس ايالتي به يک خوابگاه آتش گشود

1839
01:43:19,042 --> 01:43:20,840
دو دانشجو کشته شدند

1840
01:43:20,961 --> 01:43:23,840
12 نفر ديگر مجروح شدند

1841
01:43:25,882 --> 01:43:27,884
جکسون استيت،اونها مردم من بودند

1842
01:43:28,051 --> 01:43:29,849
اونها بچه هاي سياه پوست بودن

1843
01:43:29,970 --> 01:43:32,189
و اونها مردند

<font color="#ffff00">پارچه نوشته:اونها نميتونن ما رو بکشن</font>

1844
01:43:32,306 --> 01:43:35,685
# Back to the garden #

1845
01:43:35,809 --> 01:43:38,062
تيم اوبراين سرباز ارتش

1846
01:43:38,228 --> 01:43:41,903
حالا به خانه در مينه سوتا برگشته بود

1847
01:43:42,024 --> 01:43:45,449
يک راهپيمايي عظيم

1848
01:43:45,569 --> 01:43:47,367
بعد از تير اندازي کنت استيت در سنت پل بود

1849
01:43:47,487 --> 01:43:49,785
و من به اون راهپيمايي پيوستم

1850
01:43:49,906 --> 01:43:55,083
من فقط ميخواستم جسممو ميان اين 100 هزار نفر  بگذارم

1851
01:43:55,203 --> 01:43:58,332
که با شرکت در اون راهپيمايي کلمه نه

1852
01:43:58,457 --> 01:43:59,879
رو اگر نه با زبانم که توسط بدنم بگم

1853
01:44:00,000 --> 01:44:03,425
همون راهپيمايي رو من در ويتنام انجام ميدادم

1854
01:44:03,545 --> 01:44:05,764
که به نظر احمقانه و بي هدف

1855
01:44:05,922 --> 01:44:07,014
و بدون جهت بود

1856
01:44:07,132 --> 01:44:09,931
اينجا معقول و با هدف

1857
01:44:10,093 --> 01:44:13,313
و با سمت و سو حس ميشد،رفتن بسمت مرکز ايالت

1858
01:44:13,430 --> 01:44:16,730
براي اينکه نه بگن

1859
01:44:16,850 --> 01:44:20,024
و پسر،اون حس خوبي داشت

1860
01:44:24,983 --> 01:44:26,781
سرجوخه تفنگداران دريايي بيل ارهارت

1861
01:44:26,943 --> 01:44:29,321
در دانشگاه ساورثمور

1862
01:44:29,446 --> 01:44:33,542
نزديک شهر زادگاهش در پنسيلوانياي شرقي يک دانشجو بود

1863
01:44:33,658 --> 01:44:38,084
و اينجا اين عکس بسيار مشهور هست

1864
01:44:38,205 --> 01:44:41,004
و من فقط به اين چيز نگاه کردم

1865
01:44:45,295 --> 01:44:46,797
و ناراحت شدم

<font color="#ff8000">بيل ارهارت، از تفنگداران دريايي</font>

1866
01:44:49,132 --> 01:44:52,477
نميدونم چه مدت روي لبه پياده رو نشستم

1867
01:44:52,636 --> 01:44:56,015
و نميدونم 15 دقيقه بود

1868
01:44:56,139 --> 01:44:57,561
يا يک ساعت و نيم.

1869
01:44:57,682 --> 01:44:59,901
فقط داغون شده بودم

1870
01:45:00,018 --> 01:45:03,613
فقط گريه ميکردم،بي اختيار اشک ميريختم

1871
01:45:03,730 --> 01:45:05,583
همه اونچيزي که ميشد فکر کنم اين بود"کافي نبود که ما رو

1872
01:45:05,607 --> 01:45:07,951
نصف دنيا اونورتر بفرستن تا بميريم"

1873
01:45:08,068 --> 01:45:10,821
"حالا دارن ما رو در خيابانهاي کشور خودمون ميکشند"

1874
01:45:10,946 --> 01:45:12,289
"من بايد کاري انجام بدم"
<font color="#ffff00">کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟</font>

1875
01:45:14,282 --> 01:45:15,374
و من نهايتا
<font color="#ffff00">کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟</font>

1876
01:45:15,492 --> 01:45:17,290
وقتي سرانجام گريم تموم شد
<font color="#ffff00">کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟</font>

1877
01:45:17,411 --> 01:45:19,834
بلند شدم و به جنبش ضد جنگ ملحق شدم
<font color="#ffff00">کشته ها:
48700 سرباز آمريکايي،4 داشجوي آمريکايي،چرا؟</font>

1878
01:45:23,166 --> 01:45:27,512
به خاطر ميارم وقتي اون بچه ها در کنت استيت کشته شدن

1879
01:45:27,629 --> 01:45:30,303
و من به اين فکر ميکردم

1880
01:45:30,424 --> 01:45:33,553
خداي من،ما داريم حالا بچه هاي خودمونو ميکشيم

<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي</font>

1881
01:45:33,677 --> 01:45:35,395
ما واقعا ديوونه شده ايم

<font color="#ff8040">جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي</font>

1882
01:45:35,512 --> 01:45:36,809
و من

1883
01:45:36,930 --> 01:45:39,809
اون زماني نبود که خودمو از اين چيزا قايم ميکردم

1884
01:45:39,933 --> 01:45:41,856
من پس از اون در جنبش هيچکس نبودم

1885
01:45:42,018 --> 01:45:43,645
من فقط داشتم مشروب ميخوردم

1886
01:45:45,772 --> 01:45:51,154
ولي اون يکي از چيزهايي بود که به من گفت

1887
01:45:51,278 --> 01:45:53,531
آمريکا نياز به يک نداي بيدار باش داره

1888
01:45:55,075 --> 01:45:58,175
<font color="#ffff00">جان ماسگريو</font>

1889
01:46:07,932 --> 01:46:16,365
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1890
01:46:26,730 --> 01:46:29,574
<i><font color="#ffff00"># سربازهاي حلبي و نيکسون دارن ميان#</font></i>

1891
01:46:29,691 --> 01:46:32,535
<i><font color="#ffff00">#ما سرانجام متکي به خودمونيم #</font></i>

1892
01:46:32,652 --> 01:46:35,952
<i><font color="#ffff00">#اين تابستون صداي طبل زدن ميشنوم #</font></i>

1893
01:46:36,072 --> 01:46:39,747
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو (اشاره به مقتولين داتشگاه کنت استيت)#</font>

1894
01:46:39,868 --> 01:46:42,542
<i><font color="#ffff00">#بايد به اون توجه کرد#</font></i>

1895
01:46:42,662 --> 01:46:45,916
<i><font color="#ffff00">#سربازها دارن ما رو تيکه تيکه ميکنن #</font></i>

1896
01:46:46,082 --> 01:46:49,757
<i><font color="#ffff00">#اين کار بايد خيلي وقت پيش ميشد#</font></i>

1897
01:46:52,339 --> 01:46:53,886
<i><font color="#ffff00">#اگه تو اون دخترو بشناسي چي#</font></i>

1898
01:46:54,007 --> 01:46:57,602
<i><font color="#ffff00">#و اونو کشته روي زمين پيدا کني؟ #</font></i>

1899
01:46:57,761 --> 01:47:01,766
<i><font color="#ffff00">#چجوري ميتوني در بري وقتي اينو ميدوني؟ #</font></i>

1900
01:47:22,786 --> 01:47:25,164
# La la-la-la,
la la la la #

1901
01:47:25,288 --> 01:47:29,043
# La la-la-la,
la la la #

1902
01:47:29,167 --> 01:47:32,137
# La la-la-la,
la la la la #

1903
01:47:32,295 --> 01:47:35,549
# La la-la-la,
la la la #

1904
01:47:35,674 --> 01:47:38,052
<i><font color="#ffff00">#بايد به اون توجه کرد#</font></i>

1905
01:47:38,176 --> 01:47:41,680
<i><font color="#ffff00">#سربازها دارن ما رو تيکه تيکه ميکنن #</font></i>

1906
01:47:41,805 --> 01:47:45,560
<i><font color="#ffff00">#اين کار بايد خيلي وقت پيش ميشد#</font></i>

1907
01:47:47,978 --> 01:47:50,026
<i><font color="#ffff00">#اگه تو اون دخترو بشناسي چي#</font></i>

1908
01:47:50,146 --> 01:47:54,151
<i><font color="#ffff00">#و اونو کشته روي زمين پيدا کني؟ #</font></i>

1909
01:47:54,276 --> 01:47:57,871
<i><font color="#ffff00">#چجوري ميتوني در بري وقتي اينو ميدوني؟ #</font></i>

1910
01:48:18,091 --> 01:48:20,935
<i><font color="#ffff00"># سربازهاي حلبي و نيکسون دارن ميان#</font></i>

1911
01:48:21,052 --> 01:48:24,147
<i><font color="#ffff00">#ما سرانجام متکي به خودمونيم #</font></i>

1912
01:48:24,264 --> 01:48:27,188
<i><font color="#ffff00">#اين تابستون صداي طبل زدن ميشنوم #</font></i>

1913
01:48:27,309 --> 01:48:29,653
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1914
01:48:29,769 --> 01:48:32,818
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1915
01:48:32,939 --> 01:48:35,067
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1916
01:48:35,191 --> 01:48:38,035
<font color="#ffff00">#چهار#</font>
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1917
01:48:38,153 --> 01:48:40,702
<font color="#ffff00">#چجوري اونا تونستن؟#</font>
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1918
01:48:40,822 --> 01:48:43,871
<font color="#ffff00">#چه تعداد ديگه؟#</font>
<font color="#ffff00"># چهار کشته در اوهايو #</font>

1919
01:48:44,034 --> 01:48:46,128
<i><font color="#ffff00"># چرا؟ #
#چهار کشته در... #</font></i>

