﻿1
00:00:00,016 --> 00:00:20,016
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

2
00:00:23,440 --> 00:00:26,068
اونها در وزن خاطرات سهيم بودن

3
00:00:27,611 --> 00:00:31,457
اونها مسئوليتيو قبول کردن که ديگران ديگه نميتونستن تحمل بکنن

4
00:00:33,784 --> 00:00:38,961
اغلب اونها همديگه رو، افراد مجروح يا ضعيف رو حمل ميکردن

5
00:00:39,081 --> 00:00:40,628
اونها عفونتهايي در بدنشون داشتن

6
00:00:40,791 --> 00:00:42,919
اونها صفحات شطرنج،بسکتبال

تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

7
00:00:43,043 --> 00:00:45,137
لغتنامه هاي ويتنامي به انگليسي

تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

8
00:00:45,295 --> 00:00:48,799
درجات نظاميشون،مدالهاي ستاره هاي برنزي و قلبهاي بنفش
تيم اوبراين،مولفچيزهايي که آنها حمل ميکردند

9
00:00:48,966 --> 00:00:52,971
کارتهاي پلاستيکي همراه با
آئين نامه رفتار حرفه اي با خودشون حمل ميکردن

10
00:00:55,806 --> 00:00:59,606
اونها بيماريهايي با خودشون حمل ميکردن که در بينشون مالاريا و اسهال خوني بود

11
00:01:03,397 --> 00:01:07,903
اونها شپش و کرم حلقه دار(نوعي عفونت قارچي پوستي)و زالو و خزه شاليزار

12
00:01:08,026 --> 00:01:10,324
و قارچهاي انگلي و عفونتهاي مختلف  با خودشون حمل ميکردن

13
00:01:14,658 --> 00:01:18,162
اونها خود اون سرزمين رو با خودشون جابجا ميکردن

14
00:01:18,328 --> 00:01:20,126
ويتنام

15
00:01:38,223 --> 00:01:41,102
ممنون

16
00:01:56,742 --> 00:02:02,169
وقتي به گذشته ها طي اون ماهها و سالها نگاه ميکنم ميتونم بهتون بگم

17
00:02:02,289 --> 00:02:05,543
که ما با همسران و مادران

18
00:02:05,709 --> 00:02:10,089
اون دسته از شماهايي که اسراي جنگي بودين ملاقات ميکنيم

19
00:02:10,213 --> 00:02:15,891
اونها شجاعترين،با عظمت ترين زناني بودند و هستند که

20
00:02:16,011 --> 00:02:17,433
من در طول عمرم ديده ام

21
00:02:19,056 --> 00:02:21,296
و حالا اگه اونها به من جام به سلامتي نوشيدن رسمي منو بدن

22
00:02:21,350 --> 00:02:22,647
من با اون آرزوي سلامتي خواهم کرد

23
00:02:24,186 --> 00:02:25,186
امشب..

24
00:02:25,270 --> 00:02:28,490
در 24 مي 1973(خرداد)

25
00:02:28,607 --> 00:02:30,405
رئيس جمهور نيکسون

26
00:02:30,525 --> 00:02:33,699
همه اسراي جنگي بازگشته
و خانواده هايشان را

27
00:02:33,820 --> 00:02:35,572
به واشنگتن دعوت کرد

28
00:02:35,697 --> 00:02:38,621
در ميان آنها اورت آلوارز بود

29
00:02:38,742 --> 00:02:43,122
اولين خلبان سرنگون شده برفراز ويتنام شمالي.

30
00:02:43,246 --> 00:02:45,326
گاهي اوقات حس ميکنم که توجه بسيار زيادي

31
00:02:45,415 --> 00:02:48,385
به ما ميشد،اسراي جنگي.

32
00:02:48,502 --> 00:02:51,176
و در مورد اون ادماي بيچاره اي که در نبرد جنگيدند چي؟اون بچه ها؟
اورت آلوارز،اسير جنگي

33
00:02:51,296 --> 00:02:56,427
ميدوني،که به خونه اومدن،ميدوني، مقطوع العضو ها.
اورت آلوارز،اسير جنگي

34
00:02:56,593 --> 00:03:02,441
مجروح شده با صدمات جنگ

35
00:03:02,557 --> 00:03:04,605
در مورد اونها چي؟

36
00:03:04,726 --> 00:03:07,229
ما چالشهاي خودمونو داشتيم

37
00:03:07,354 --> 00:03:09,777
و راه حل مواجه شدن با اينها

38
00:03:09,940 --> 00:03:12,614
هنوز حفظ افتخار و شرافتمون بود

39
00:03:12,776 --> 00:03:14,449
اين همون چيزيه که بود

40
00:03:16,405 --> 00:03:18,908
دکتر هال کوشنر

41
00:03:19,032 --> 00:03:21,751
که براي بيش از 5 سال اسير جنگي بود

42
00:03:21,868 --> 00:03:24,291
قادر نبود تا حضور يابد

43
00:03:24,413 --> 00:03:28,463
او همراه خانواده اش باري ديگر در ولي فورج گرد هم جمع شده بودند

44
00:03:28,583 --> 00:03:32,554
ما به ولي فورج در پنسيلوانيا پرواز کرديم

45
00:03:32,671 --> 00:03:36,642
و من نزديک هليکوپتر اومدم و همسرم

46
00:03:39,678 --> 00:03:42,352
و دخترمو ديدم

47
00:03:42,472 --> 00:03:44,224
که از وقتي 2/5 ساله بود نديده بودمش
هال کوشنر،اسير جنگي

48
00:03:44,349 --> 00:03:46,317
و اون متولد 1963 بود

هال کوشنر،اسير جنگي

49
00:03:52,816 --> 00:03:57,492
خب اون دهسالش بود

50
00:03:57,612 --> 00:03:59,285
و پسرم که هرگز نديده بودمش

51
00:03:59,406 --> 00:04:01,534
يک هفته پيش از تولد پنجسالگيش بود

52
00:04:01,658 --> 00:04:05,333
و اون يک کراوات کوچک و يک کت کوچک پوشيده بود

53
00:04:08,874 --> 00:04:10,547
و مامان و بابام.

54
00:04:10,667 --> 00:04:15,468
و مادرم تنها کسي بود که بر عواطفش غلبه کرد

55
00:04:18,717 --> 00:04:22,347
و من فقط

56
00:04:22,512 --> 00:04:26,107
اون يک لحظه درک ناشدني محض بود

57
00:04:26,224 --> 00:04:28,443
و ما همديگه رو بغل کرديم

58
00:04:28,560 --> 00:04:31,359
و پسر کوچکم يک پرچم داشت،پرچم،پرچم امريکا.

59
00:04:34,524 --> 00:04:37,744
مثل بسياري از ازدواجهاي اسراي جنگي

60
00:04:37,861 --> 00:04:42,037
ازدواج هال کوشنر ادامه نيافت

61
00:04:47,965 --> 00:04:53,765
جنگ ويتنام

62
00:05:02,219 --> 00:05:06,099
در 29 مارس 1973(فروردين)

63
00:05:06,223 --> 00:05:10,228
آخرين سربازان آمريکايي ويتنام جنوبي را ترک کردند

64
00:05:10,393 --> 00:05:13,988
کمتر از 200 تفنگدار دريايي باقي ميماندند

65
00:05:14,105 --> 00:05:16,608
با ماموريت حفاظت از دفاتر کنسولي

66
00:05:16,733 --> 00:05:18,280
و سفارت امريکا

67
00:05:18,401 --> 00:05:21,575
و ديگر تاسيسات در سايگون.

68
00:05:21,738 --> 00:05:27,416
هزاران آمريکايي ديگر،از جمله ماموران سيا

69
00:05:27,577 --> 00:05:29,579
ديپلماتها و پيمانکاران

70
00:05:29,704 --> 00:05:31,581
همچنين در آنجا باقي ميماندند

71
00:05:34,084 --> 00:05:35,927
طي دو سال بعدي

72
00:05:36,086 --> 00:05:38,339
قواي ويتنام شمالي و جنوبي

73
00:05:38,463 --> 00:05:42,513
به توحش عليه يکديگر ادامه ميدادند

74
00:05:42,634 --> 00:05:47,105
و مردم ويتنام خودشان را

75
00:05:47,222 --> 00:05:49,190
همانجايي ميديدند که در ابتدا بودند

76
00:05:49,307 --> 00:05:53,813
دچار يک جنگ داخلي بظاهر بي پايان

77
00:05:53,937 --> 00:05:58,534
و تقلا برسر نوع آينده اي که انها ميداشتند

78
00:06:02,195 --> 00:06:06,621
براي ايالات متحده نبرد خاتمه يافته بود

79
00:06:06,783 --> 00:06:11,880
ولي جنجال برسر جنگ نه.

80
00:06:11,997 --> 00:06:14,625
بهترين چيزي که شما ميتونيد راجع ويتنام بگين

81
00:06:14,791 --> 00:06:18,136
اين بود که خونهاي قطعي براي دلايل
تيم اوبراين،ارتشي

82
00:06:18,295 --> 00:06:20,548
نامعلوم و غير قطعي در حال ريخته شدن بود

83
00:06:20,672 --> 00:06:22,470
اون خونها قطعا ريخنه شد

84
00:06:22,591 --> 00:06:24,093
اون اجساد،اون بيوه ها،اون يتيمها.

85
00:06:24,217 --> 00:06:25,594
اونها معلوم و قطعي بودن

86
00:06:25,719 --> 00:06:30,350
هيچکس مخالف اون نيست،آدمهاي مرده ،مرده بودن

87
00:06:30,473 --> 00:06:35,024
ولي بر سر درستي جنگ مناقشه بزرگي بود

88
00:06:35,145 --> 00:06:36,647
مردم باهوش درستکار

89
00:06:36,813 --> 00:06:38,690
نميتونستن افکارشون رو با جنگ وفق بدن

90
00:06:47,532 --> 00:06:50,081
و بياد ميارم که از خودم ميپرسيدم

91
00:06:55,165 --> 00:06:58,385
ارزشش رو داشت؟
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

92
00:06:58,501 --> 00:07:03,678
ممکنه همش يک اشتباه بزرگ بود و ميدوني

93
00:07:03,840 --> 00:07:06,434
همش در مورد چي بود؟

94
00:07:06,551 --> 00:07:09,475
ما يک فراخوان رو پاسخ گفتيم

95
00:07:09,596 --> 00:07:12,440
من و احتمالا 2/5 ميليون آمريکايي جوان ديگه

96
00:07:12,557 --> 00:07:14,651
که به اونجا رفتيم

97
00:07:14,768 --> 00:07:20,525
اين هدفي بود که به اون تلاش مي ارزيد

98
00:07:20,649 --> 00:07:24,153
و گاهي اوقات،کارها موفقيت آميز به پايان نميرسن

99
00:07:24,277 --> 00:07:26,530
و اون افراد با کلاههاي سفيد پيروز نميشن

100
00:07:26,655 --> 00:07:28,999
ولي اون موفق نميشه

101
00:07:29,115 --> 00:07:32,369
يا اينکه اساسا

102
00:07:32,535 --> 00:07:35,379
از درستي هدف جدا نميشه

103
00:07:51,295 --> 00:07:54,361
قسمت ده
وزن خاطرات
(مارس 1973(اسفند)-به بعد)

104
00:07:59,896 --> 00:08:02,319
کميته فرعي رسمي ميشه

سناتور سم اروين،از کاروليناي شمالي

105
00:08:02,440 --> 00:08:04,613
شب در پي شب،طي بهار،تابستان

106
00:08:04,734 --> 00:08:07,157
و پاييز 1973

107
00:08:07,278 --> 00:08:10,077
آمريکاييها شاهد بودند که دولت نيکسون

108
00:08:10,198 --> 00:08:12,451
به آرامي فرو ميپاشيد

109
00:08:12,575 --> 00:08:14,077
اخاذي

رسوايي واترگيت

110
00:08:14,244 --> 00:08:16,042
فهرستهاي دشمنان(ليست سياه)

111
00:08:16,162 --> 00:08:18,085
حقه هاي کثيف
روزنامه:هدف تفرقه افکني بين دموکراتها بود،يک شاهد اين را ميگويد

112
00:08:18,248 --> 00:08:21,297
يک معاون رئيس جمهور وادار به استعفا شد

113
00:08:21,418 --> 00:08:24,342
شهادت کذب،لاپوشاني

114
00:08:24,462 --> 00:08:27,762
سواستفاده از قدرت رياست جمهوري

نوارهاي(ضبط) نيکسون

115
00:08:27,882 --> 00:08:31,102
نوارهاي ضبط سري کاخ سفيد

116
00:08:31,219 --> 00:08:32,571
آقاي باترفيلد آيا شما از نصب

117
00:08:32,595 --> 00:08:34,597
هرگونه وسايل شنود

118
00:08:34,764 --> 00:08:36,607
در دفتر بيضي رئيس جمهور آگاه بوديد؟

119
00:08:40,395 --> 00:08:44,491
من از وسايل شنود(استراق سمع)آگاه بودم

120
00:08:44,607 --> 00:08:46,234
بله،قربان

121
00:08:46,359 --> 00:08:47,781
عصر بخير

122
00:08:47,902 --> 00:08:50,451
امشب کشور در ميان آنچه ممکن است

123
00:08:50,572 --> 00:08:52,995
جديترين بحران قانون اساسي

124
00:08:53,116 --> 00:08:54,618
در تاريخش باشد است.

125
00:08:54,743 --> 00:08:56,541
من به رئيس جمهور درمورد اين حقيقت که

126
00:08:56,661 --> 00:08:58,914
تقاضاهاي طلب پول در حال مطرح شدن
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

127
00:08:59,039 --> 00:09:00,882
توسط هفت متهم محکوم شده هستند گفتم
جان دين،مشاور حقوقي اسبق کاخ سفيد

128
00:09:00,999 --> 00:09:03,127
او از من پرسيد هزينه اون چقدره؟

129
00:09:03,251 --> 00:09:05,424
من بهش گفتم من ميتونم تنها  تخمين بزنم

130
00:09:05,545 --> 00:09:08,970
ممکنه باندازه يک ميليون دلار يا بيشتر زياد باشه

131
00:09:09,132 --> 00:09:11,976
او بمن گفت که مشکلي نيست

132
00:09:12,135 --> 00:09:15,981
من هيچ اطلاع قبلي از ورود بي اجازه به واترگيت نداشتم

133
00:09:16,097 --> 00:09:19,317
من نه در آن مشارکت داشتم نه درمورد

134
00:09:19,434 --> 00:09:22,233
هرگونه فعاليتهاي لاپوشاني بعدي اطلاعي داشتم

135
00:09:24,314 --> 00:09:25,634
يک موضوع مايوس کننده در مورد

136
00:09:25,690 --> 00:09:26,987
رفتن به کانادا اين بود که

جک تاد،مونترال(کانادا)

137
00:09:27,108 --> 00:09:29,657
اون منو خارج از اون مناقشات اينجا رها کرد
جک تاد،مونترال(کانادا)

138
00:09:29,819 --> 00:09:32,493
من تا امروز درموردش حس دلسردي و ياس دارم

139
00:09:32,614 --> 00:09:36,835
زمانيکه رسوايي واترگيت آشکار شد،جک تاد

140
00:09:36,951 --> 00:09:39,124
که از ارتش ايالات متحده فرار کرده بود

141
00:09:39,245 --> 00:09:40,246
و به کانادا فرار کرده بود

142
00:09:40,371 --> 00:09:42,669
هيچوقت انقدر عصباني

143
00:09:42,832 --> 00:09:45,210
انقدر از شيفتگي خارج شده،انقدر دور از آگاهي و اطلاعات به روز

144
00:09:45,335 --> 00:09:48,214
با آنچه ايالات متحده بنظر ميرسيد دچارش شده نبود

145
00:09:48,338 --> 00:09:54,061
او از خودش ميپرسيد:"چط.ر ما گذاشتيم اين گروه جنايتکار به قدرت برسند؟"

146
00:09:54,177 --> 00:09:59,559
بعد او تصميمي گرفت که هميشه از بابتش پشيمان است:

147
00:09:59,682 --> 00:10:03,778
او شهروندي آمريکاييش را انکار کرد

148
00:10:03,895 --> 00:10:05,863
من فکر ميکردم اون يک عمل سياسي بود

149
00:10:05,980 --> 00:10:08,859
انکار کردن شهروندي آمريکاييم

150
00:10:09,025 --> 00:10:13,496
و اون احمقانه ترين کاري بود که در عمرم مرتکب شدم

151
00:10:13,613 --> 00:10:15,866
من يک شهروند کاناداييم و بهش افتخار ميکنم

152
00:10:15,990 --> 00:10:19,711
اون يک کشور فوق العادس ولي اينجا من يک آمريکاييم

153
00:10:27,544 --> 00:10:28,938
خوب اون موافقتنامه موسوم شد

154
00:10:28,962 --> 00:10:30,885
به موافقتناتمه پايان جنگ

155
00:10:31,047 --> 00:10:33,596
و بازگرداندن صلح در ويتنام.

156
00:10:33,716 --> 00:10:37,437
و البته که يک حسن تعبير بزرگ بود

157
00:10:37,554 --> 00:10:40,728
اون نه به جنگ پايان داد نه صلح رو برگردوند.

158
00:10:40,890 --> 00:10:43,393
و اگه شما به مفهوم اون نگاه کنيد
جان نگروپونته،وزارت خارجه

159
00:10:43,518 --> 00:10:44,912
اون واقعا يک موافقتنامه عقبنشيني بود

160
00:10:44,936 --> 00:10:46,734
ما نيروهامون رو در ازاي

161
00:10:46,896 --> 00:10:49,740
اسراي جنگي عقب ميکشيديم

162
00:10:49,899 --> 00:10:54,621
اونها دو موضوعي هستند که با موافقتنامه صلح

163
00:10:54,737 --> 00:10:56,239
قطعي بودند

164
00:10:56,364 --> 00:11:01,291
ما سربازامون رو خارج کرديم و اسرامون رو پس گرفتيم

165
00:11:01,411 --> 00:11:07,885
مابقي فقط قالبي از ابهام و  عدم وضوح بودن

166
00:11:08,001 --> 00:11:10,345
و حتي يک موضوع لعنتيو حل نميکرد

167
00:11:11,421 --> 00:11:13,844
آمريکاييها موافقت کردند

168
00:11:14,827 --> 00:11:17,493
تا اجازه بدن 145 هزار سرباز ويتنام شمالي

169
00:11:18,356 --> 00:11:20,890
پس از اتش بس در جنوب بمونن

170
00:11:23,222 --> 00:11:29,255
چطور ما ميتونيم بگيم اون يک  اتش بس خوب
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

171
00:11:30,998 --> 00:11:32,998
بود در صورتيکه 145 هزار سرباز

172
00:11:35,316 --> 00:11:36,916
در کشورمون باقي ميموندن؟

173
00:11:37,107 --> 00:11:38,440
و بعد از  اون آتش بس

174
00:11:38,605 --> 00:11:41,005
ويتنام شمالي فورا شروع به حمله گردند

175
00:11:42,452 --> 00:11:44,546
نه ويتنام شمالي يا جنوبي

176
00:11:44,662 --> 00:11:47,916
هيچ قصدي بر نظارت بر اتش بس

177
00:11:48,041 --> 00:11:50,510
که در معاهده صلح امضا شده در پاريس

178
00:11:50,627 --> 00:11:54,928
در 27 ژانويه 1973 آنرا ملزم کرده بود نداشته بودند

179
00:11:55,048 --> 00:11:57,301
حتي قبل ازينکه مرکب معاهده خشک شود

180
00:11:57,467 --> 00:12:01,722
هر طرف بدنبال اين بود تا هرچقدر که ميتوانست قلمرو بيشتري را تصاحب کند

181
00:12:01,846 --> 00:12:06,067
در آنچه که معروف به "جنگ پرچمها "شد

182
00:12:06,184 --> 00:12:08,607
طي سه هفته از آتش بس

183
00:12:08,728 --> 00:12:14,030
از قبل حدود 3 هزار مورد نقض معاهده از دو طرف اتفاق افتاده بود

184
00:12:14,150 --> 00:12:17,450
رئيس جمهور ويتنام جنوبي وين وان تيو

185
00:12:17,570 --> 00:12:21,040
که حالا پنجمين ارتش بزرگ دنيا را رهبري ميکرد

186
00:12:21,157 --> 00:12:26,630
اصرار داشت که ارتش ويتنام جنوبي هر سانتيمتر از ويتنام جنوبي را بگيرد و حفظ کند

187
00:12:26,746 --> 00:12:28,669
چيزي که آنها قادر نبودند تا آنرا

188
00:12:28,831 --> 00:12:34,179
حتي با کمک تقريبا 600 هزار سرباز آمريکايي انجام دهند

189
00:12:36,130 --> 00:12:39,179
در همين حين،ويتنام شمالي به تاينين

190
00:12:39,342 --> 00:12:41,470
نزديک مرز کامبوج حمله کرده بود

191
00:12:41,594 --> 00:12:44,473
به اين اميد که يک پايتخت رقيب خودشانرا در جنوب

192
00:12:44,597 --> 00:12:46,520
تاسيس کنند

193
00:12:46,641 --> 00:12:51,112
هانوي موشکهاي سطح به هوا در نزديک کيسان

194
00:12:51,229 --> 00:12:54,358
درست زير منطقه غيرنظامي شده مستقر کرد

195
00:12:54,482 --> 00:12:57,907
در همان زمان سربازان ارتش ويتنام جنوبي به مناطق تحت محاصره

196
00:12:58,027 --> 00:13:00,496
ويتنام شمالي حمله کردند

197
00:13:00,613 --> 00:13:04,663
نبرد بمدت چندين ماه ادامه يافت

198
00:13:04,784 --> 00:13:07,958
هانوي يک بزرگراه آسفالته جديد

199
00:13:08,079 --> 00:13:10,377
درون خود ويتنام جنوبي ساخت

200
00:13:10,540 --> 00:13:14,636
که از طريق ان کاروانهاي 200-300 وسيله نقليه

201
00:13:14,752 --> 00:13:16,504
بزودي شروع به حرکت ميکردند

202
00:13:16,629 --> 00:13:22,432
کاميونها،تانکها،توپهاي سنگين در روشناي روز حرکت ميکردند

203
00:13:22,552 --> 00:13:26,398
و شروع به نصب يک خط لوله غول آسا

204
00:13:26,514 --> 00:13:30,894
براي سوخت رساني به وسايل نقليه شان در جنوب کردند

205
00:13:31,019 --> 00:13:34,319
نيکسون بطور خصوصي به رئيس جمهور تيو وعده داد

206
00:13:34,439 --> 00:13:37,488
که او با نيروي هوايي آمريکا

207
00:13:37,608 --> 00:13:41,829
در صورتيکه سايگون به نظر برسد که بطور جدي تهديد ميشود تلافي ميکند

208
00:13:43,656 --> 00:13:46,000
ولي در واشنگتن،هفته هاي متمادي

209
00:13:46,117 --> 00:13:49,121
همزمان با اينکه اسرار واترگيت مدام فاش ميشد

210
00:13:49,245 --> 00:13:55,423
نفوذ نيکسون بر کنگره مدام تضعيف ميشد

211
00:13:55,585 --> 00:14:00,136
در ژوئن 1973،يک کنگره با انرژي

212
00:14:00,256 --> 00:14:03,385
که ديدگاههاي اکثريت آمريکاييان را بازتاب ميداد

213
00:14:03,509 --> 00:14:06,683
به توقف همه عملياتهاي نظامي در زمين

214
00:14:06,804 --> 00:14:11,605
يا آسمان ويتنام،لائوس يا کامبوج تا 15 اوت

215
00:14:11,726 --> 00:14:13,444
راي داد

216
00:14:13,561 --> 00:14:15,780
و تاکيد کرد که آنها بدون تاييد کنگره
روزنامه:منابع مالي جنگ متوقف شد،کنگره،نيکسون تا 15 اوت مهلت داد

217
00:14:15,938 --> 00:14:18,737
از سر گرفته نشوند

218
00:14:18,858 --> 00:14:20,952
"آمريکا خواستار صلح است"

219
00:14:21,069 --> 00:14:24,539
سناتور ادوارد کندي از ماساچوست اينرا اعلام کرد

220
00:14:24,655 --> 00:14:30,287
"کنگره در عزم خود براي پايان کشتار راسخ است"

221
00:14:30,453 --> 00:14:33,582
براي ترک ويتنام جنوبي

222
00:14:33,706 --> 00:14:37,461
وقتي همه چيزي که داشتيم در پايان بهشون ارائه ميکرديم پول بود

223
00:14:37,585 --> 00:14:39,462
سزاوار سرزنش بودن بود

224
00:14:39,587 --> 00:14:43,217
و بيحرمتي به فداکاريهاي همه سربازان

225
00:14:43,341 --> 00:14:45,935
خودمون و ويتنام جنوبي بود

226
00:14:46,052 --> 00:14:47,645
فکر ميکنم اون وظيفه اخلاقي

227
00:14:47,762 --> 00:14:50,811
از يک تعهد فلسفي

لوئيس سورلي،ارتش

228
00:14:50,932 --> 00:14:52,149
براي توقف کمونيسم منشا ميگرفت

لوئيس سورلي،ارتش

229
00:14:52,266 --> 00:14:55,190
حالا اون از وفاي به عهدهامون

لوئيس سورلي،ارتش

230
00:14:55,311 --> 00:14:59,282
به اين متفق بدبخت سابقمون منشا ميگيره

لوئيس ورلي،ارتش

231
00:14:59,399 --> 00:15:01,072
که اونها ما رو بعنوان متفق داشتند

232
00:15:01,192 --> 00:15:03,411
جايي که اون يکيها، اتحاد شوروي

233
00:15:03,528 --> 00:15:05,997
و چين کمونيست رو داشتند

234
00:15:06,114 --> 00:15:07,741
فکر ميکنم اغلب آمريکاييها

235
00:15:07,865 --> 00:15:09,802
دوست نداشتند تا اينو بشنوند که گفته بشه کمونيستها

236
00:15:09,826 --> 00:15:11,999
متفقين وفادار تري نسبت به ايالات متحده بودن

237
00:15:12,161 --> 00:15:15,210
ولي اين در حقيقت همون مساله بود

238
00:15:15,331 --> 00:15:18,710
وقتي يکي افسوس ميخوره که ما ناگهان حمايتمون رو قطع کرديم

239
00:15:18,835 --> 00:15:20,587
از برخي جهات

240
00:15:20,711 --> 00:15:24,716
فکر ميکنم نتيجه نهايي همون ميبود

241
00:15:24,841 --> 00:15:29,517
اگه ما به جنگ ادامه داده بوديم اون احتمالا
رابرت گارد،از ارتش

242
00:15:29,637 --> 00:15:32,390
به قيمت زندگيهاي بيشتر در طولاني مدت

243
00:15:32,515 --> 00:15:35,064
بدون هيچ تغييري در نتيجه ميشد

244
00:15:35,184 --> 00:15:37,357
در 18 ماه خونين

245
00:15:37,520 --> 00:15:39,864
متعاقب امضاي موافقتنامه صلح

246
00:15:39,981 --> 00:15:45,078
موقعيت ويتنام جنوبي بيشتر و بيشتر پرمخاطره شد

247
00:15:45,194 --> 00:15:48,539
ولي تا تابستان 1974

248
00:15:48,656 --> 00:15:51,375
آمرکاييهاي اندکي توجه نشان ميدادند

249
00:15:51,534 --> 00:15:56,040
آنها ميخکوب چيزي شده بودند که داشت در کشور خودشان رخ ميداد

250
00:15:56,205 --> 00:15:58,708
براي تحقيقات تمام و کمال

251
00:15:58,833 --> 00:16:01,427
اينکه زمينه هاي کافي براي

پيتر رودينک،رئيس،شوراي قضايي کنگره(از ناحيه نيوجرسي)

252
00:16:01,544 --> 00:16:03,717
مجلس بمنظور اعمال
پيتر رودينک،رئيس،شوراي قضايي کنگره(از ناحيه نيوجرسي)

253
00:16:03,880 --> 00:16:06,929
قدرت مبتني بر قانون اساسي

254
00:16:07,049 --> 00:16:09,393
براي اعلام جرم عليه ريچارد ام .نيکسون

255
00:16:09,510 --> 00:16:12,730
رئيس جمهور ايالات متحده امريکا وجود دارد؟

256
00:16:12,847 --> 00:16:15,396
آقاي دنيلسون؟
آري

257
00:16:15,516 --> 00:16:19,566
آقاي دراينان؟
آري

258
00:16:19,687 --> 00:16:22,486
آقاي رنگل؟
آري

259
00:16:22,607 --> 00:16:24,484
خانم جوردن؟
آري

260
00:16:24,609 --> 00:16:27,112
آقاي لات؟
نه

261
00:16:27,236 --> 00:16:30,991
در 27 جولاي 1974(مرداد)

262
00:16:31,115 --> 00:16:33,834
شوراي قضايي کنگره توصيه کرد

263
00:16:33,951 --> 00:16:38,752
که رئيس جمهور به سواستفاده از دفترش متهم شود

264
00:16:38,873 --> 00:16:42,503
در 9 اوت(مرداد) بجاي مواجهه با اتهامات

265
00:16:42,627 --> 00:16:46,507
ريچارد نيکسون اولين رئيس جمهور در تاريخ آمريکا

266
00:16:46,631 --> 00:16:48,429
شد که استعفا ميداد

267
00:16:48,591 --> 00:16:50,434
هميشه بياد داشته باشيد

268
00:16:50,551 --> 00:16:52,679
ديگران شايد از شما متنفر باشند

269
00:16:52,803 --> 00:16:56,433
ولي آنهايي که از شما متنفرند پيروز نميشوند

270
00:16:56,599 --> 00:16:59,443
مگر اينکه شما از آنها متنفر شويد

271
00:16:59,560 --> 00:17:02,279
و بعد شما خودتان را ويران ميکنيد

272
00:17:02,438 --> 00:17:05,567
در کاخ رياست جمهوري در سايگون

273
00:17:05,691 --> 00:17:08,365
رئيس جمهور تيو در دفترش را بست

274
00:17:08,486 --> 00:17:10,784
و از ديدن ديگران اجتناب کرد

275
00:17:10,905 --> 00:17:13,533
او بقاي ويتنام جنوبي را

276
00:17:13,658 --> 00:17:15,752
بر قول شخصي نيکسون شرط بسته بود

277
00:17:15,868 --> 00:17:17,996
که تجاوز ويتنام شمالي با

278
00:17:18,120 --> 00:17:21,294
نيروي هواي آمريکاي تجديد شده مواجه ميشود

279
00:17:21,415 --> 00:17:25,966
تنها پس از چند روز از رفتن رئيس جمهور جديد جرالد فورد

280
00:17:26,128 --> 00:17:27,630
به کاخ سفيد

281
00:17:27,755 --> 00:17:29,678
کنگره بودجه کمک نظامي

282
00:17:29,799 --> 00:17:32,643
و اقتصادي که نيکسون

283
00:17:32,802 --> 00:17:36,272
قول داده بود تا به سايگون برساند را نصف کرد

284
00:17:37,807 --> 00:17:41,812
اوضاع در ويتنام جنوبي مدام وخيمتر ميشد

285
00:17:41,978 --> 00:17:44,481
همراه با عدم حضور نظامي آمريکا

286
00:17:44,647 --> 00:17:49,153
يکي از هر پنج کارگر شهري بيکار شد

287
00:17:49,277 --> 00:17:51,951
قيمتها سر به فلک کشيد

288
00:17:55,825 --> 00:17:58,749
اشتباهات بسياري توسط آمريکاييها انجام شد

289
00:17:58,869 --> 00:18:00,746
ولي بزرگترين اشتباه

290
00:18:00,871 --> 00:18:05,092
ايجاد حس وابستگي بود

291
00:18:05,209 --> 00:18:08,679
اشتباه ديگه ايجاد ارتشي مبتني بر تصوري بود که از خودشون داشتند

292
00:18:08,796 --> 00:18:15,054
ارتشي که براي نبرد در يک جنگ افراد ثروتمند ايجاد شده بود
زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

293
00:18:15,177 --> 00:18:16,645
و ويتنام جنوبي انقدر فقير بود

294
00:18:16,762 --> 00:18:19,481
که قادر نبود اون نوع از جنگ رو تاب بياره

295
00:18:19,599 --> 00:18:23,695
تيو مدام استبدادش را با بستن روزنامه ها

296
00:18:23,811 --> 00:18:27,782
محدود کردن احزاب مخالف

297
00:18:27,898 --> 00:18:32,699
فروش مناصب سياسي و نظامي بيشتر کرده بود

298
00:18:32,820 --> 00:18:36,791
ائتلاف کاتوليکها و بودائيها او را به

299
00:18:36,907 --> 00:18:40,286
فساد در همه جنبه هاي زندگي ويتنام جنوبيها متهم ميکردند

300
00:18:40,411 --> 00:18:43,540
و خواستار استعفايش شدند

301
00:18:43,664 --> 00:18:45,462
هزاران تظاهرکننده

302
00:18:45,583 --> 00:18:48,553
به خيابانهاي سايگون ريختند

303
00:18:51,422 --> 00:18:55,552
در همين اثنا،ارتش ويتنام جنوبي با حقوقي که بطور مزمن کمتر از استحقاقش  ميگرفت

304
00:18:55,676 --> 00:18:58,896
حقوقش کمتر شد

305
00:18:59,013 --> 00:19:02,062
ارتش شروع به متلاشي شدن کرد

306
00:19:02,183 --> 00:19:06,108
20 هزار سرباز هر ماه از خدمت فرار ميکردند

307
00:19:06,228 --> 00:19:09,653
اغلب به خانه ميگريختند تا به خانواده هاشان کمک کنند در چنين

308
00:19:09,774 --> 00:19:12,573
زمانه سختي زنده بمانند

309
00:19:12,735 --> 00:19:15,739
آن دسته از افراد ارتش ويتنام جنوبي که ايستادند و جنگيدند

310
00:19:15,863 --> 00:19:19,117
اغلب مجبور بودند تا بدون تسليحات پيشرفته اي بجنگند

311
00:19:19,241 --> 00:19:22,962
که استفاده از ان را توسط آمريکاييها آموزش ديده بودند

312
00:19:23,079 --> 00:19:25,832
اغلب تجهيزاتي که نيکسون فراهم کرده بود

313
00:19:25,956 --> 00:19:29,961
نامناسب براي جنگي بود که حالا ويتنام جنوبي درگير آن بود

314
00:19:30,086 --> 00:19:32,930
هواپيما که براي آن خلبانان يا خدمه زميني

315
00:19:33,089 --> 00:19:34,762
آموزش ديده وجود نداشت

316
00:19:34,924 --> 00:19:37,143
توپخانه و وسايل نقليه نظامي

317
00:19:37,259 --> 00:19:40,058
که براي آن قطعات يدکي وجود نداشت

318
00:19:40,179 --> 00:19:45,151
و کنگره ايالات متحده خيال اينرا نداشت که بيشتر از اين فراهم کند

319
00:19:45,267 --> 00:19:47,611
سوخت کم شد

320
00:19:47,728 --> 00:19:50,607
همينطور مهمات کاهش يافت

321
00:19:50,773 --> 00:19:54,448
بزودي توپچيها در ارتفاعات مرکزي

322
00:19:54,610 --> 00:19:57,784
ميتوانستند تنها چهار گلوله توپ در روز شليک کنند

323
00:19:57,905 --> 00:20:03,457
و افراد پياده نظام فشنگهايشان به 85 گلوله در ماه محدود شد

324
00:20:04,745 --> 00:20:09,125
با يک نارنجک و 85 فشنگ در ماه

325
00:20:10,340 --> 00:20:11,740
چجوري ميتونيد بجنگيد؟

326
00:20:12,292 --> 00:20:13,859
بعد ازينکه شما همه 85 فشنگتون رو شليک ميکرديد

327
00:20:13,859 --> 00:20:15,459
شما ديگه نميتونيد بجنگيد
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

328
00:20:16,889 --> 00:20:20,489
شکست اجتناب ناپذير بود
يام کوانگ تي،ارتش ويتنام جنوبي

329
00:20:21,929 --> 00:20:23,977
در نوامبر 1974(آبان)

330
00:20:24,140 --> 00:20:28,441
اداره سياسي حزب کمونيست و شوراي نظامي مرکزي در هانوي

331
00:20:28,561 --> 00:20:30,814
بمنظور بحث پيرامون استراتژي تشکيل جلسه دادند

332
00:20:30,938 --> 00:20:33,487
برخي اعضا بر رعايت احتياط اصرار داشتند

333
00:20:33,649 --> 00:20:35,617
آنها نگران اين بودند که درصورتيکه سعي کنند

334
00:20:35,735 --> 00:20:38,488
سايگون را به مرحله فروپاشي خيلي زود هول بدهند

335
00:20:38,654 --> 00:20:41,328
آمريکاييها باز ميگردند

336
00:20:41,449 --> 00:20:47,206
آنها محاسبه کردند که پيروزي نهايي در 1976 فرا ميرسيد

337
00:20:47,329 --> 00:20:51,880
لي زوان دبيرکل حزب موافق نبود

338
00:20:52,001 --> 00:20:54,925
او گفت:"حالا که ايالات متحده خارج شده است

339
00:20:55,045 --> 00:20:58,720
براي آنها سخت خواهد بود که به عقب برگردند"

340
00:20:58,841 --> 00:21:01,014
او دستور يک حمله آزمايشي داد

341
00:21:01,177 --> 00:21:04,522
تا بفهمد آيا آمرکاييها با نيروي هوايي

342
00:21:04,680 --> 00:21:06,648
همانطور که آنها طي تهاجم عيد پاک 2/5 سال

343
00:21:06,766 --> 00:21:09,440
قبل عمل کرده بودند مداخله ميکنند؟

344
00:21:11,103 --> 00:21:13,401
در دسامبر 1974(آذر)

345
00:21:13,522 --> 00:21:15,695
قواي ويتنام شمالي به فوکلانگ

346
00:21:15,858 --> 00:21:17,735
در شمال شرق سايگون حمله کردند

347
00:21:19,862 --> 00:21:23,787
آنها طي سه هفته کل ايالت را تسخير کردند

348
00:21:23,908 --> 00:21:29,085
و هزاران مدافع ارتش ويتنام جنوبي را کشته يا اسير کرده بودند

349
00:21:29,205 --> 00:21:34,177
ايالات متحده در پاسخ هيچ کاري نکرد

350
00:21:34,293 --> 00:21:39,550
رئيس جمهور فورد گرفتار ساير مشکلات

351
00:21:39,673 --> 00:21:43,678
تورم،بيکاري،تنشها در خاور ميانه...

352
00:21:43,803 --> 00:21:45,396
يک کنفرانس خبري برگزار کرد

353
00:21:45,554 --> 00:21:49,559
که هيچ کمکي به ويتنام جنوبي نميکرد

354
00:21:49,683 --> 00:21:51,060
آيا شما هرگونه

355
00:21:51,185 --> 00:21:52,996
اقدامات اضافي فراتر از اقدامات تکميلي

356
00:21:53,020 --> 00:21:55,944
براي کمک به دولت ويتنام جنوبي در نظر داريد؟

357
00:21:56,065 --> 00:21:59,569
من هيچ گونه اقدامات بيشتري

358
00:21:59,735 --> 00:22:02,534
فراتر از مواضع تکميلي

359
00:22:02,655 --> 00:22:03,907
در اين زمان پيشبيني نميکنم

360
00:22:04,073 --> 00:22:06,622
واشنگتن به نظر ميرسيد که هيچ علاقه اي

361
00:22:06,742 --> 00:22:08,710
در برآورده کردن قولهاي سري نداشت

362
00:22:08,828 --> 00:22:12,048
که نيکسون مکررا به تيو داده بود

363
00:22:12,164 --> 00:22:15,008
تيو حيرت زده شد

364
00:22:15,125 --> 00:22:17,093
با پرچم کمونيستي

365
00:22:17,211 --> 00:22:21,432
که در يک مرکز ايالتي نزديک شمال سايگون کاشته شد

366
00:22:21,549 --> 00:22:24,177
از نظر من علامت واضحي بود

367
00:22:24,301 --> 00:22:27,646
بعد من با خانوادم تماس گرفتم و به اونها گفتم

368
00:22:27,763 --> 00:22:30,937
که حتي باوجود اينکه ماموريتم قرار بود تا ماه اوت(مرداد) طول بکشد
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

369
00:22:31,100 --> 00:22:32,943
من زودتر درخانه خواهم بود
استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

370
00:22:33,102 --> 00:22:37,699
و بعد بي سرو صدا در هر مرحله يک جعبه کوچک

371
00:22:37,815 --> 00:22:41,194
از وسايلم رو به خارج از ويتنام پست ميکردم

372
00:22:45,906 --> 00:22:48,000
حالا ويتنام شمالي يک حمله جديد را

373
00:22:48,117 --> 00:22:51,166
بر شهرهاي ارتفاعات مرکزي انجام دادند

374
00:22:51,287 --> 00:22:53,585
از جمله آنها بنميتوت بود

375
00:22:53,706 --> 00:22:56,926
که در آن نيروهايشان تعدادشان از ارتش ويتنام جنوبي بيش از حد پراکنده شده بسيار بيشتر بود

376
00:22:57,042 --> 00:22:59,090
به نسبت تقريبا شش به يک.

377
00:23:05,134 --> 00:23:09,480
بنميتوت طي دو روز سقوط کرد

378
00:23:09,638 --> 00:23:13,233
و اينجا دومين ايالتي بود که سقوط ميکرد

379
00:23:13,350 --> 00:23:16,900
و آن نسبتا سريع سقوط کرد

380
00:23:17,021 --> 00:23:18,489
اون موقع،اونها فهميدند که

381
00:23:18,606 --> 00:23:20,083
خب،ما مجبور نيستيم تا 1976 منتظر بمونيم

جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

382
00:23:20,107 --> 00:23:21,324
ما ميتونيم همين حالا براش اقدام کنيم

جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

383
00:23:21,442 --> 00:23:23,319
هانوي از فقدان پاسخ

384
00:23:23,485 --> 00:23:26,489
آمريکاييها خوشنود بود

385
00:23:26,655 --> 00:23:31,786
ولي همه تهاجمات قبلي که لي زوان باعثش شده بود

386
00:23:31,911 --> 00:23:33,788
در 1964

387
00:23:33,913 --> 00:23:36,587
در 1968

388
00:23:36,707 --> 00:23:38,835
در 1972

389
00:23:38,959 --> 00:23:42,714
با شکست پايان يافته بود

390
00:23:42,838 --> 00:23:46,513
در اين زمان او بسمت ژنرال وو وين زاپ

391
00:23:46,634 --> 00:23:49,478
معمار پيروزي بزرگ بر فرانسه

392
00:23:49,595 --> 00:23:51,017
در دين بين فو متمايل شد

393
00:23:51,180 --> 00:23:56,311
که طي تهاجم تت به حاشيه رانده شده بود

394
00:23:57,963 --> 00:23:58,963
لي زوان فهميد

395
00:23:59,915 --> 00:24:01,182
که به يک ژنرال بزرگ نياز داره

396
00:24:01,915 --> 00:24:02,915
تا جنگ رو

397
00:24:04,988 --> 00:24:06,855
به يک پايان ظفرمندانه برسونه.

398
00:24:07,633 --> 00:24:12,266
وقايع در سرفرماندهي نشون داد که از اون به بعد
هوي دوک ،از ويتنام شمالي

399
00:24:12,267 --> 00:24:15,267
ژنرال زاپ فرماندهي کامل جنگ رو در اختيار داشت

400
00:24:18,374 --> 00:24:20,047
سرفرماندهي ارتش ويتنام جنوبي بمدت چند هفته

401
00:24:20,167 --> 00:24:23,216
به تيو هشدار داده بود که نيروهاي از قبل ضعيفش

402
00:24:23,337 --> 00:24:25,089
به تعداد چنان کمي گسترش يافته اند

403
00:24:25,214 --> 00:24:29,264
که ديگر ممکن نبود از کل کشور دفاع کرد

404
00:24:29,385 --> 00:24:32,059
او با عصبانيت حرف آنها را رد کرده بود

405
00:24:32,179 --> 00:24:36,525
ولي حالا ناگهان او نظرش را تغيير داد

406
00:24:36,642 --> 00:24:40,272
تيو به سربازانش دستور داد تا ارتفاعات را رها کنند

407
00:24:40,396 --> 00:24:42,148
تا زير آتش عقبنشيني کنند

408
00:24:42,272 --> 00:24:46,072
و بعد به منظور بازپس گيري بانميتات مجتمع شوند

409
00:24:46,193 --> 00:24:48,662
آن تقريبا يک وظيفه غيرممکن

410
00:24:48,779 --> 00:24:51,407
با وجود يک طرح به دقت محاسبه شده بود

411
00:24:51,532 --> 00:24:53,534
تيو هيچکدام را نداشت

412
00:24:59,373 --> 00:25:01,671
نتيجه فاجعه بار بود

413
00:25:04,061 --> 00:25:06,294
اون يک وضعيت گيج کننده بود

414
00:25:07,407 --> 00:25:09,207
دستورات نامناسب صادر ميشدند

فام دوي تات،ارتش ويتنام جنوبي

415
00:25:11,685 --> 00:25:13,151
که باعث هرج و مرج ميشد

416
00:25:14,405 --> 00:25:15,405
و سرانجام

417
00:25:15,998 --> 00:25:18,731
همه چيز فرو پاشيد

418
00:25:19,768 --> 00:25:21,190
طي يک هفته

419
00:25:21,311 --> 00:25:24,906
پليکو و کانتوم به دست دشمن افتاد

420
00:25:27,245 --> 00:25:32,379
بعد از 30 سال جنگ بي نتيجه

421
00:25:32,440 --> 00:25:34,274
ناگهان ما فهميديم

باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

422
00:25:35,667 --> 00:25:39,267
سايگون داشت از دست ميرفت
باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

423
00:25:40,810 --> 00:25:42,142
حتي يک سرباز معمولي مثل من ميتونست اينو ببينه

424
00:25:42,166 --> 00:25:44,794
به نقل از ديپلماتهاي غربي اينجا در سايگون

425
00:25:44,960 --> 00:25:47,463
ويتنام جنوبي در حال ترک ارتفاعات مرکزي است

426
00:25:47,629 --> 00:25:50,382
چون آنها اميد دارند تا از شکست کامل اجتناب کنند

427
00:25:50,507 --> 00:25:52,027
گفته ميشود عقبنشيني تلاشي است

428
00:25:52,134 --> 00:25:55,058
تا افراد و تجهيزاتي که ممکن است در ديگر مناطق بسيار پرجمعيت تر

429
00:25:55,179 --> 00:25:58,058
کشور به شدت مورد نياز باشند حفظ شود

430
00:26:00,303 --> 00:26:03,303
رئيس جمهور تيو فراميني صادر کرد تا غيرنظاميها

431
00:26:03,998 --> 00:26:06,265
و نيروهاي محلي به حال خود رها شوند

432
00:26:07,508 --> 00:26:10,842
وقتي هرکسي سربازان ما رو ميديد که عقب نشيني ميکنند

433
00:26:10,962 --> 00:26:13,362
و ميشنيد کمونيستها در حال آمدن هستند

434
00:26:13,634 --> 00:26:15,568
وحشتزده ميشدند و فرار ميکردند

435
00:26:15,927 --> 00:26:20,194
همچنين بسياري از سربازان ما خويشاوندانشون رو همراه خودشون داشتند

436
00:26:21,264 --> 00:26:24,664
اونها هم بايد خارج ميشدن

437
00:26:25,000 --> 00:26:28,004
همزمان با فرار ارتش ويتنام جنوبي به سمت جنوب

438
00:26:28,128 --> 00:26:31,382
400 هزار غيرنظامي همراه آنها گريختند

439
00:26:38,097 --> 00:26:40,691
دشمن جاده هاي اصلي را مسدود کرد

440
00:26:40,808 --> 00:26:44,108
بنابراين آنها مجبور بودند تا از جاده هاي فرعي متروکه استفاده کنند

441
00:26:44,228 --> 00:26:46,230
هزاران نفر براثر آتش توپها

442
00:26:46,355 --> 00:26:48,824
و مسلسل ويتنام شماليها

443
00:26:48,941 --> 00:26:50,568
مردند و کشته شدند

444
00:26:50,692 --> 00:26:53,195
زير دست و پاي پناهندگان همراهشان  له شدند

445
00:26:53,362 --> 00:26:55,865
زير تانکهاي در حال عقب نشيني له شدند

446
00:26:55,989 --> 00:26:59,209
توسط بمبهاي ويتنام جنوبي منفجر شدند

447
00:26:59,326 --> 00:27:03,797
که توسط خلباناني فرو ريخته ميشد که انها را با دشمن اشتباه ميگرفتند

448
00:27:03,914 --> 00:27:07,885
گزارشگران آن را کاروان اشکها ناميدند

449
00:27:10,045 --> 00:27:13,720
بعد هوي سقوط کرد

450
00:27:15,153 --> 00:27:16,953
ما مستقيما به سمت هوي رفتيم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

451
00:27:17,822 --> 00:27:20,622
ما هوي رو آزاد کرديم و يه سمت دانانگ رفتيم

452
00:27:20,740 --> 00:27:22,606
نيروهاي آلت دست پراکنده شدند

453
00:27:22,714 --> 00:27:25,514
و يونيفرمهاشون رو در ميوردند و رها ميکردند

454
00:27:27,938 --> 00:27:31,738
در 29 مارس 1975(فروردين)

455
00:27:31,859 --> 00:27:34,829
ويتنام شماليها وارد دانانگ

456
00:27:34,945 --> 00:27:37,198
دومين شهر بزرگ ويتنام جنوبي شدند

457
00:27:39,449 --> 00:27:42,874
غيرنظاميان و سربازان مثل هم تلاش کردند تا فرار کنند

458
00:27:52,212 --> 00:27:56,388
يک گزارشگر آمريکايي به ياد مياورد:"دانانگ تسخير نشد

459
00:27:56,508 --> 00:28:00,604
آن بدليل ترس خودش فروپاشيد".

460
00:28:11,570 --> 00:28:14,837
ما پس از اينکه دانانگ سقوط کرده بود به اون رسيديم

461
00:28:15,075 --> 00:28:17,508
من مامور يک خونه شدم

462
00:28:18,343 --> 00:28:21,076
که به يک افسر ارتش ويتنام جنوبي تعلق داشت

463
00:28:24,304 --> 00:28:26,637
چمدونهاشون در وسط خونه افتاده بودند

لي مين خويي،ارتش ويتنام شمالي

464
00:28:27,015 --> 00:28:30,082
اونها نتونسته بودن با خودشون ببرن
لي مين خويي،ارتش ويتنام شمالي

465
00:28:30,140 --> 00:28:31,806
من وارد يک اتاق کوچيک شدم

466
00:28:32,255 --> 00:28:35,755
دختر خونه مشغول خياطي يک لباس بود

467
00:28:36,924 --> 00:28:38,590
ولي نتونسته بود تمومش کنه

468
00:28:41,650 --> 00:28:47,150
يک همسايه بعدا بمن گفت که اون خانواده سوار يک لنج فرار کردند

469
00:28:48,162 --> 00:28:50,429
اون کرجي اونها رو به يک کشتي ميبرد

470
00:28:51,758 --> 00:28:53,758
ولي لنج غرق شد

471
00:28:54,664 --> 00:28:56,797
اونها همشون مردند

472
00:28:57,264 --> 00:28:59,364
کل خانواده.

473
00:29:00,558 --> 00:29:04,758
من از اينکه شب در اون خونه باشم وحشت داشتم

474
00:29:07,132 --> 00:29:12,132
من اعتقاد داشتم که اون ارواح مرده به اون خونه برميگردن

475
00:29:14,990 --> 00:29:17,482
من خيلي وحشتزده بودم ، از بعضي دوستهام خواستم با من بمونن

476
00:29:17,506 --> 00:29:20,350
در همون ساحلي که تفنگداران دريايي ايالات متحده

477
00:29:20,467 --> 00:29:22,970
نزديک ده سال قبل پياده شده بودند

478
00:29:23,095 --> 00:29:26,645
و درگيري نظامي آمريکا در ويتنام را آغاز کردند

479
00:29:26,765 --> 00:29:30,815
16 هزار سرباز ارتش ويتنام جنوبي مشغول نبرد برسر جا

480
00:29:30,936 --> 00:29:34,236
با 75 هزار غيرنظامي وحشتزده

481
00:29:34,356 --> 00:29:38,202
سوار بر ناوگان سردستي آماده شده از کشتيهاي باري و قايقهاي ماهيگيري

482
00:29:38,360 --> 00:29:43,161
به مقصد جنوب به سمت خليج کمران,وونگ تاو و سايگون بودند

483
00:29:43,282 --> 00:29:48,413
هرجايي که آنها فکر ميکردند سربازان شمالي ممکن است تعقيبشان نکنند

484
00:29:54,376 --> 00:29:58,256
هزازان نفر در حال تلاش براي رسيدن به قايقها غرق شدند

485
00:29:58,380 --> 00:30:01,634
هزاران نفر ديگر با توپهاي دشمن

486
00:30:01,758 --> 00:30:04,386
که بر آن ساحل ميباريد کشته شدند

487
00:30:06,240 --> 00:30:08,806
اون عروسکهاي خيمه شب بازي در حال فرار بودند

488
00:30:08,807 --> 00:30:12,207
قبلا،ما کل يکسال رو با استفاده از يک نقشه ميجنگيديم
هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

489
00:30:12,575 --> 00:30:17,775
در سال 1975،ما نقشه ها رو هر روز عوض ميکردم

هو هوو لان،از ارتش ويتنام شمالي

490
00:30:17,960 --> 00:30:19,693
ما پيشروي بيشتري در يک روز

491
00:30:19,707 --> 00:30:20,712
نسبت به 20 سال  داشتيم

492
00:30:20,736 --> 00:30:23,239
دانانگ،تامکي

493
00:30:23,363 --> 00:30:25,582
کوانگ گاي،کوينون

494
00:30:25,741 --> 00:30:29,666
نانرانگ،خليج کمران.

495
00:30:29,786 --> 00:30:33,040
ويتنام شماليها مدام نزديک و نزديکتر

496
00:30:33,165 --> 00:30:34,838
به سايگون ميشدند

497
00:30:34,958 --> 00:30:40,089
گيج کننده بود که در سايگون نشست
جو گالووي،روزنامه نگار

498
00:30:40,213 --> 00:30:42,762
سرتيترهاي روزانه رو
جو گالووي،روزنامه نگار

499
00:30:42,924 --> 00:30:46,679
با موضوع سقوط همه اين نواحي نوشت

500
00:30:46,803 --> 00:30:49,773
شما با دهسال ارزش تاريخي

چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد

501
00:30:49,931 --> 00:30:52,650
از رمق ميفتاديد

چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد

502
00:30:52,768 --> 00:30:56,864
و ميديديد همه اون متلاشي ميشد
چهارمين شهر بزرگ ويتنام جنوبي رها شد،نوشته جوزف گالوي

503
00:30:58,273 --> 00:30:59,820
در پايان مارس(فروردين)

504
00:30:59,941 --> 00:31:03,662
18 لشکر ويتنام شمالي

505
00:31:03,779 --> 00:31:06,123
همراه با 5 لشکر احتياط

506
00:31:06,239 --> 00:31:07,365
حالا  عليه در اصل

507
00:31:07,491 --> 00:31:12,372
6 لشکر ويتنام جنوبي آرايش گرفته بودند

508
00:31:12,496 --> 00:31:15,249
عدم تعادل نيروها

فرانک اسنيپ،سيا

509
00:31:15,374 --> 00:31:19,095
حدود 3 يا چهار به يک،به نفع کمونيستها بود
فرانک اسنيپ،سيا

510
00:31:19,211 --> 00:31:21,213
اون نفس گير بود

511
00:31:21,338 --> 00:31:24,057
ويتنام شماليها حالا تصميم داشت

512
00:31:24,174 --> 00:31:25,972
تا بسمت سايگون حرکت کنند

513
00:31:26,093 --> 00:31:30,815
و آنرا قبل از روز تولد هوشي مين در 19 مي بگيرند

514
00:31:30,972 --> 00:31:33,600
براي توماس پولگار

515
00:31:33,725 --> 00:31:36,649
رئيس مقر سيا در سايگون روشن بود

516
00:31:36,812 --> 00:31:40,442
که زمان آغاز آماده شدن براي تخليه فرا رسيده است

517
00:31:40,565 --> 00:31:44,365
هنوز حدود 5 هزار آمريکايي در سايگون وجود داشت

518
00:31:44,486 --> 00:31:46,204
و همچنين باندازه

519
00:31:46,321 --> 00:31:49,825
200 هزار ويتنام جنوبيايي  و خانواده هاشان بودند که

520
00:31:49,950 --> 00:31:53,625
با ايالات متحده همکاري داشته بودند

521
00:31:53,745 --> 00:31:57,545
ولي گراهام مارتين سفير موافق نبود

522
00:31:57,666 --> 00:31:59,964
او يک جنگجوي جنگ سرد مصمم بود

523
00:32:00,085 --> 00:32:02,179
که منصوب شده بود تا به تيو اطمينان دهد

524
00:32:02,337 --> 00:32:04,931
که حمايت آمريکا ادامه ميابد

525
00:32:05,048 --> 00:32:07,642
و احساساتش تنها با مرگ پسرش

526
00:32:07,759 --> 00:32:10,433
در ويتنام شدت گرفته بود

527
00:32:10,554 --> 00:32:12,682
او به يک دستيار گفت:او سفير

528
00:32:12,848 --> 00:32:14,350
نشده است تا ويتنام را

529
00:32:14,516 --> 00:32:18,020
به کمونيستها بدهد.

530
00:32:18,145 --> 00:32:21,615
او گفت:سيا داشت هشدار غيرضروري ميداد

531
00:32:21,731 --> 00:32:23,859
هيچ حمله اي به سايگون درکار نبود

532
00:32:24,025 --> 00:32:27,245
و بنابراين هيچ تخليه اي انجام نميشد

533
00:32:27,362 --> 00:32:32,493
رئيس جمهور تيو همچنان به اصرار به اينکه همه چيز از دست نرفته است ادامه ميداد

534
00:32:32,617 --> 00:32:35,666
او گفت:ارتش ويتنام جنوبي آماده بود تا آخرين فشنگ

535
00:32:35,787 --> 00:32:38,540
و تا آخرين دانه برنج بجنگد.

536
00:32:40,500 --> 00:32:43,299
درست در 65 کيلومتري شرق سايگون

537
00:32:43,420 --> 00:32:45,593
نيروهاي ويتنام شمالي به شهر

538
00:32:45,714 --> 00:32:48,888
زوان لاک در بزرگراه شماره يک حمله کردند

539
00:32:49,009 --> 00:32:53,105
آخرين مانع در راهشان بسمت سايگون.

540
00:32:53,221 --> 00:32:55,895
هرچند تعداد نفرات و تسليحات ويتنام جنوبي بسيار کمتر بود

541
00:32:56,057 --> 00:33:00,187
فرمانده آنها از عقب نشيني سرباز زد

542
00:33:00,312 --> 00:33:04,909
او مصمم بود تا دشمن را از پايتختش دور نگه دارد

543
00:33:05,025 --> 00:33:07,699
تو مطمئني که ميتوني زوانلاک رو حفظ کني؟

544
00:33:07,819 --> 00:33:09,241
قطعا،قطعا

545
00:33:09,362 --> 00:33:10,955
من به شما اطمينان ميدم

546
00:33:11,072 --> 00:33:13,746
من به شما اطمينان ميدم که ميتونم زوانلاک رو حفظ کنم

547
00:33:13,909 --> 00:33:16,833
حتي باوجود اينکه دشمن ،ميدوني،از دو برابر

548
00:33:16,953 --> 00:33:19,752
يا شايد سه برابر قواي من استفاده ميکنه

549
00:33:19,915 --> 00:33:21,087
ولي مشکلي نيست،قربان

550
00:33:21,249 --> 00:33:22,626
مشکلي نيست

551
00:33:24,044 --> 00:33:26,593
يک تراژدي انساني عظيم

552
00:33:26,755 --> 00:33:31,431
براي دوستانمان در ويتنام و کامبوج رخ داده

553
00:33:31,551 --> 00:33:33,144
در 10 آوريل(فروردين)

554
00:33:33,261 --> 00:33:36,811
رئيس جمهور فورد درخواست کرد تا به يک جلسه مشترک کنگره

555
00:33:36,932 --> 00:33:39,606
براي کمک اضطراري به سايگون بپيوندد

556
00:33:39,768 --> 00:33:42,237
اگر آنها نپذيرند و سايگون سقوط کند

557
00:33:42,354 --> 00:33:45,949
کنگره و نه کاخ سفيد بايد سرزنش شود

558
00:33:46,066 --> 00:33:48,694
در زمان 5 رئيس جمهور و 12 دوره کنگره

559
00:33:48,818 --> 00:33:53,039
ايالات متحده درگير هندو چين بوده

560
00:33:53,156 --> 00:33:56,626
ميليونها آمريکايي خدمت کردند

561
00:33:56,743 --> 00:33:58,711
هزاران نفر کشته شدند

562
00:33:58,828 --> 00:34:03,459
و تعداد بيشتري مجروح ،اسير يا مفقود شدند

563
00:34:03,625 --> 00:34:08,005
رئيس جمهور از کنگره 722 ميليون دلار

564
00:34:08,129 --> 00:34:09,802
کمک نظامي درخواست کرد

565
00:34:09,965 --> 00:34:11,683
هيچ تشويق و تحسيني درکار نبود

566
00:34:11,800 --> 00:34:15,054
اغلب قانون گذاران و راي دهندگانشان

567
00:34:15,178 --> 00:34:18,227
فکر ميکردند که براي ايجاد هرگونه تغييري خيلي دير شده است

568
00:34:18,348 --> 00:34:23,354
کنگره در پايان عليه هرگونه کمک نظامي راي داد

569
00:34:23,478 --> 00:34:25,981
فکر نميکردم براي ملت بزرگي

570
00:34:26,147 --> 00:34:30,323
مثل ايالات متحده رفتاري مثل اون خوب باشه

571
00:34:30,443 --> 00:34:31,990
چون تا آنزمان

572
00:34:32,153 --> 00:34:35,874
ما درخواست خون سربازان آمريکايي رو نکرده بوديم

بوي زيم،ديپلمات ويتنام جنوبي

573
00:34:35,991 --> 00:34:40,337
منظورم اينه که در لحظه آخر اونها اونجوري از ما دست شستن

574
00:34:40,495 --> 00:34:43,374
برازنده يک ديپلمات نيست تا از کلمات زشت

575
00:34:43,498 --> 00:34:44,920
عليه آمريکا استفاده کنه

576
00:34:45,041 --> 00:34:48,295
ولي من در موردش عميقا احساس تاسف ميکنم

577
00:34:50,922 --> 00:34:53,721
ما همه قوانين کتابيو در مورد بيرون بردن مردم شکستيم

578
00:34:53,842 --> 00:34:56,812
اون افسران جوان اين کارو کردن

579
00:34:56,928 --> 00:35:02,059
درحاليکه سفير به مانع تراشي

فرانک اسنيپ،سيا

580
00:35:02,183 --> 00:35:04,311
در مقابل سفارت و واشنگتن ادامه ميداد

581
00:35:04,436 --> 00:35:08,282
طرحهاي تخليه نهايتا برنامه ريزي شدند

582
00:35:08,398 --> 00:35:11,527
چهار گزينه وجود داشت:

583
00:35:11,693 --> 00:35:17,041
انتقال از طريق دريا با کشتيهاي باري لنگر انداخته در بندر سايگون

584
00:35:17,157 --> 00:35:20,377
انتقال از طريق پرواز با خطوط هوايي تجاري

585
00:35:20,535 --> 00:35:23,209
انتقال با پرواز نظامي

586
00:35:23,371 --> 00:35:25,590
و بعنوان اخرين چاره

587
00:35:25,707 --> 00:35:28,130
تخليه از طريق هليکوپترها

588
00:35:28,251 --> 00:35:31,346
به يک ناوگان کوچک از کشتيهاي نيروي دريايي ايالات متحده

589
00:35:31,463 --> 00:35:34,216
در درياي چين جنوبي.

590
00:35:34,341 --> 00:35:38,562
سفير مارتين همچنان علاقه کمي نشان ميداد

591
00:35:38,720 --> 00:35:40,563
او گفت:کوچکترين علامتي که ايالات متحده

592
00:35:40,680 --> 00:35:43,479
براي ترک ويتنام جنوبي نشان دهد

593
00:35:43,600 --> 00:35:47,400
باعث ايجاد ترس و وحشت در خيابانها ميشد

594
00:35:48,730 --> 00:35:50,403
در 21 آوريل

595
00:35:50,523 --> 00:35:53,948
زوان لاک سرانجام بدست ويتنام شمالي افتاد

596
00:35:54,069 --> 00:35:59,166
ارتش ويتنام جنوبي دليرانه بمدت 12 روز خونين مقاومت کرد

597
00:35:59,282 --> 00:36:04,960
بزرگراه شماره يک اکنون تمام راه به سمت سايگون باز شده بود

598
00:36:05,080 --> 00:36:10,257
آن روز عصر رئيس جمهور تيو استعفا کرد

599
00:36:10,377 --> 00:36:15,304
سيا چهار روز بعد تيو را مخفيانه به تايوان برد

600
00:36:15,423 --> 00:36:17,346
در آنجا يک ديپلمات آمريکايي براي او يک

601
00:36:17,467 --> 00:36:20,186
پيام خصوصي از جانب رئيس جمهور فورد رساند

602
00:36:20,303 --> 00:36:24,103
برا ي او زمان خوبي نبود تا از آمريکا ديدن کند

603
00:36:24,224 --> 00:36:27,899
احساسات ضد جنگ خيلي قوي بودند

604
00:36:28,019 --> 00:36:31,319
تيو گفت:دشمن ايالات متحده بودن خيلي راحت است

605
00:36:31,439 --> 00:36:32,816
ولي

606
00:36:32,941 --> 00:36:36,536
دوست آن بودن خيلي مشکل است.

607
00:36:36,653 --> 00:36:39,497
اخبار استعفاي تيو

608
00:36:39,614 --> 00:36:42,458
هزاران ويتنامي وحشت زده را

609
00:36:42,617 --> 00:36:44,790
با عجله به فرودگاه تان سون نات فرستاده بود

610
00:36:44,911 --> 00:36:47,460
با اميد اينکه از کشورشان خارج شوند

611
00:36:47,622 --> 00:36:53,049
برخي ويزاي خروج داشتند،بسياري نداشتند

612
00:36:53,169 --> 00:36:57,720
تفنگداران دريايي آنچه در توان داشتند براي ايجاد نظم به کار گرفتند

613
00:36:57,841 --> 00:37:02,187
سرگروهبان خوان والدز افسر وظيفه

614
00:37:02,303 --> 00:37:06,683
مسئول گارد حفاظتي سپاه تفنگداران دريايي در سايگون بود

615
00:37:06,808 --> 00:37:08,810
او يکي از اولين تفنگداراني بود که

616
00:37:08,977 --> 00:37:12,902
در 1965 در ويتنام پياده شده بود

617
00:37:13,022 --> 00:37:15,992
مردم سعي ميکردند تا به تفنگداران دريايي رشوه بدن

618
00:37:16,109 --> 00:37:19,488
ميدوني،اونها پول ،جواهرات رو اونجا ميوردن

619
00:37:19,612 --> 00:37:21,660
تا اونها رو از کشور خارج کنن

620
00:37:21,823 --> 00:37:23,634
من فکر ميکنم تقريبا هر تفنگدار دريايي که کنار دروازه بود

خوان والدز،تفنگداران دريايي

621
00:37:23,658 --> 00:37:25,660
با اين نوع از رشوه ها مواجه شد

خوان والدز،تفنگداران دريايي

622
00:37:25,785 --> 00:37:28,083
ولي اونها مجبور بودند جلوي اونها رو بگيرن،اره اره

623
00:37:28,204 --> 00:37:31,458
خانواده زوانگ وان ماي اليوت

624
00:37:31,583 --> 00:37:34,257
در 1954 از هانوي فرار کرده بودند

625
00:37:34,377 --> 00:37:37,347
در پشت سر خواهر بزرگترش تانگ

626
00:37:37,505 --> 00:37:40,304
که به قواي هوشي مين ملحق شده بود بجا گذاشته بودند

627
00:37:40,425 --> 00:37:42,678
حالا 20 سال بعد

628
00:37:42,844 --> 00:37:45,814
با نزديک شدن ويتنام شماليها به سايگون

629
00:37:45,930 --> 00:37:47,682
آنها با چشم انداز

630
00:37:47,807 --> 00:37:50,856
فرار بار ديگر مواجه شدند

631
00:37:50,977 --> 00:37:54,197
مادرم نميخواست بريم

632
00:37:54,355 --> 00:37:57,029
او گفت که نميخواست تا بار ديگه يک پناهنده بشه

زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

633
00:37:57,192 --> 00:37:59,820
او دفعات خيلي زيادي پناهنده شده بود

زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

634
00:37:59,944 --> 00:38:02,663
علاوه بر اين خواهرم تانگ داشت ميرسيد

635
00:38:02,781 --> 00:38:06,206
و ما رو بعد از اين همه سال ملاقات ميکرد

636
00:38:06,326 --> 00:38:11,207
مادرم گفت که ميخواست بمونه و تانگو ببينه

637
00:38:11,372 --> 00:38:14,717
پدرم مصمم بود که بريم

638
00:38:14,834 --> 00:38:18,805
ولي اون ميترسيد که اگه بمونيم کشته بشيم

639
00:38:18,922 --> 00:38:23,428
اون از دست مادرم عصباني شد و با هم بحث و جدل کردند

640
00:38:23,551 --> 00:38:25,724
ولي در پايان مادرم تسليم پافشاري

641
00:38:25,887 --> 00:38:29,391
پدرم شد که ما بايد..اونها بايد از ويتنام برن

642
00:38:31,059 --> 00:38:33,482
ميدونستم که پايان داشت نزديک ميشد

643
00:38:33,603 --> 00:38:36,698
وقتي شما در مرکز توفان هستيد

644
00:38:36,815 --> 00:38:38,863
مجبوريد بيرون بريد

645
00:38:38,983 --> 00:38:44,080
وقتي خودم و خانواده نزديکم

646
00:38:44,239 --> 00:38:46,162
و پدرم و خانواده نزديکش

647
00:38:46,282 --> 00:38:48,785
به فرودگاه تان سان نات رفتيم

648
00:38:48,910 --> 00:38:52,756
در تمام مدت ميگفتم اين ديوانگيه،ميدوني

649
00:38:52,914 --> 00:38:56,339
چرا چرا ما مجبوريم تحت چنين شرايطي کشورو ترک کنيم؟

650
00:38:56,459 --> 00:38:57,927
خيلي تحقير آميز بود

فان کوانگ تو،سايگون

651
00:38:58,044 --> 00:39:03,175
و من اون تحقيرو با خودم به ايالات متحده ميبرم

فان کوانگ تو،سايگون

652
00:39:03,299 --> 00:39:06,018
وقتي تو صف رفتم تا براي شغلي ثبت نام کنم

653
00:39:06,135 --> 00:39:08,012
ميدوني،من

654
00:39:08,137 --> 00:39:11,482
من به اونها جنگ در ويتنام رو يادآور ميشدم

655
00:39:11,599 --> 00:39:14,148
که امريکاييها ازش متنفر بودن

656
00:39:14,269 --> 00:39:17,113
شما بايد يک کشور و يک رويا رو  از دست بديد

657
00:39:17,272 --> 00:39:20,742
تا اون حقارتو حس کنيد

658
00:39:29,876 --> 00:39:33,943
والدينم 9 تا بچه داشتن

659
00:39:34,735 --> 00:39:36,735
8 پسر و من

660
00:39:40,278 --> 00:39:43,545
چهار برادرم در جنگ با فرانسه کشته شدن

661
00:39:46,882 --> 00:39:50,015
تا زمان پيروزيمان،همه هشت برادرم کشته شده بودند

662
00:39:51,841 --> 00:39:53,774
من نخواسته بودم تا ازدواج کنم

663
00:39:53,873 --> 00:39:57,473
ولي مافوقهام منو متقاعد کردن:

وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ

664
00:39:57,524 --> 00:39:59,057
"اگه تو فقط روي جنگ بدون توليد مثل
وين وان تانگ،از قواي ويت کنگ

665
00:39:59,153 --> 00:40:00,153
تمرکز کني

666
00:40:02,396 --> 00:40:04,929
رزمندگان آينده مان از کجا خواهند آمد؟"

667
00:40:07,255 --> 00:40:08,855
خوشبختانه من ازدواج کردم

668
00:40:10,025 --> 00:40:11,025
و دو پسر داشتم

669
00:40:12,621 --> 00:40:15,554
وقتي اونها بزرگ شدن اونها هم به ارتش پيوستند

670
00:40:17,493 --> 00:40:21,193
و بعد در 1975

671
00:40:23,196 --> 00:40:26,696
وقتي ما در آستانه پيروزي بوديم

672
00:40:29,244 --> 00:40:31,244
در اول فوريه

673
00:40:31,982 --> 00:40:34,749
دو پسرم کشته شدن

674
00:40:41,189 --> 00:40:44,409
ما هميشه يک تاج گل

675
00:40:44,525 --> 00:40:48,701
براي قبرش در آرلينگتون ميفرستاديم

676
00:40:48,821 --> 00:40:51,745
بخشي به خاطر يادبودش البته

ژان-ماري کراکر، مادر ستاره طلايي

677
00:40:51,866 --> 00:40:55,746
ولي همچنين به اين فکر ميکرديم اگه ديگر مردم عزادار اونجا هستن

678
00:40:55,870 --> 00:40:59,920
يا فقط افرادي که فقط مشغول ديدار از اونجا هستند تا اداي احترام کنن

679
00:41:00,041 --> 00:41:04,217
براي اونها خوبه که بدونن اون افراد

680
00:41:04,337 --> 00:41:06,590
اون سربازان به خاطر آورده ميشن

681
00:41:20,019 --> 00:41:22,397
امروز...

682
00:41:22,522 --> 00:41:26,447
آمريکا ميتواند حس غرورش را که پيش از

683
00:41:26,567 --> 00:41:29,320
ويتنام وجود داشته پس بگيرد

684
00:41:29,445 --> 00:41:34,201
ولي به آن با دوباره جنگيدن در يک نبرد نميتوان دست پيدا کرد

685
00:41:34,325 --> 00:41:38,296
که تا آنجاييکه به آمريکا مربوط است تمام شده است

686
00:41:44,252 --> 00:41:47,506
در 27 آوريل 1975(ارديبهشت)

687
00:41:47,630 --> 00:41:50,759
راکتها در قلب سايگون فرود آمدند

688
00:41:50,925 --> 00:41:54,020
اين علامتي براي ويتنام شماليها بود تا حمله اصليشان را

689
00:41:54,137 --> 00:41:56,435
به شهر آغاز کنند

690
00:41:56,556 --> 00:41:59,901
آنها از 5 طرف حمله کردند

691
00:42:00,018 --> 00:42:02,942
فرمانده شان گفت:مثل  هوريکان(توفان سهمگين).

692
00:42:03,062 --> 00:42:06,612
کاخ سفيد دستور داد همه کشتيهاي باري آمريکايي

693
00:42:06,733 --> 00:42:09,077
بدون انتظار به دريا بروند

694
00:42:09,193 --> 00:42:11,412
تا همه مسافران را سوار کنند

695
00:42:11,529 --> 00:42:15,124
حالا هيچ گونه انتقال  سازمان يافته با کشتي  ممکن نبود

696
00:42:26,919 --> 00:42:29,342
وقتي کمونيستها شروع به گلوله باران توپخانه اي

697
00:42:29,464 --> 00:42:33,514
شهر ساحلي وونگتا درست در جنوب شرقي سايگون کردند

698
00:42:33,634 --> 00:42:35,477
هزاران نفر از مرد وحشت زده

699
00:42:35,636 --> 00:42:37,980
به سختي به هر شناوري که ميتوانستند پيدا کنند

700
00:42:38,139 --> 00:42:40,938
در آرزوي نجات توسط آمريکاييها وارد ميشدند

701
00:42:41,059 --> 00:42:43,528
پيش ازينکه مهاجرت دسته جمعي خاتمه يابد

702
00:42:43,644 --> 00:42:46,739
بيش از 60 هزار پناهجو از وونگتا

703
00:42:46,856 --> 00:42:48,483
برداشته شدند

704
00:42:48,608 --> 00:42:51,782
ولي هزاران نفر ديگر در پشت سر رها شدند

705
00:42:51,903 --> 00:42:55,533
درحاليکه درمانده روي دريا شناور بودند

706
00:42:55,656 --> 00:42:57,579
در سفارت آمريکا

707
00:42:57,700 --> 00:43:00,624
سفير مارتين به هنري کسينجر تلگراف زد

708
00:43:00,745 --> 00:43:02,292
که حالا وزير خارجه بود

709
00:43:02,413 --> 00:43:04,586
که "نظر متفق القول

710
00:43:04,707 --> 00:43:06,550
کارکنان عاليرتبه اينجا اين است که

711
00:43:06,667 --> 00:43:11,673
هيچ حمله مستقيم يا جدي به سايگون وجود نخواهد داشت"

712
00:43:11,798 --> 00:43:13,846
خيلي از ماها به اين فکر افتاديم که

713
00:43:14,008 --> 00:43:17,012
آيا اون درکشو از واقعيت از دست داده بود

714
00:43:17,178 --> 00:43:21,934
اون در روزهاي اخر با ذات الريه افتاده بود

فرانک اسنپ،سازمان سيا

715
00:43:22,058 --> 00:43:24,402
اون به شدت ضعيف شده بود

716
00:43:24,519 --> 00:43:27,489
و احتمالا اون حس قضاوتشو تحت تاثير قرار داده بود

717
00:43:27,605 --> 00:43:31,530
طراحان برنامه تخليه، بي سر و صدا دو نقطه را

718
00:43:31,692 --> 00:43:33,444
درون سفارتخانه بعنوان

719
00:43:33,569 --> 00:43:36,118
مناطق فرود بالقوه هليکوپتر طراحي کرده بودند

720
00:43:36,239 --> 00:43:39,413
يک حياط داخلي که ميتوانست پذيراي هليکوپترهاي بزرگ باشد

721
00:43:39,534 --> 00:43:41,832
و فرودگاه هليکوپتر روي سقف سفارتخانه

722
00:43:41,953 --> 00:43:44,376
بمنظور هليکوپترهاي کوچک.

723
00:43:44,539 --> 00:43:48,840
يک درخت تمبر هندي قديمي در مرکز حياط سفارت ايستاده بود

724
00:43:48,960 --> 00:43:52,385
بارها و بارها تفنگداران دريايي از سفير مارتين خواستار

725
00:43:52,547 --> 00:43:54,470
اجازه براي قطع آن شده بودند

726
00:43:54,590 --> 00:43:57,719
بخاطر اينکه با نشست و برخاست هليکوپترهايي که

727
00:43:57,885 --> 00:44:00,729
آنها مطمئن بودند بزودي آغاز خواهد شد،تداخل نداشته باشد

728
00:44:00,888 --> 00:44:03,562
او هميشه اين تقاضاها را رد ميکرد

729
00:44:03,724 --> 00:44:07,274
او گفت آن درخت نماد عزم آمريکايي بود

730
00:44:07,395 --> 00:44:11,320
قطع آن پيام اشتباه ارسال ميکرد

731
00:44:11,440 --> 00:44:14,239
در همين ضمن،ژنرال دونگ وان مين

732
00:44:14,360 --> 00:44:15,907
که در کودتايي مشارکت کرده بود

733
00:44:16,028 --> 00:44:19,578
که رئيس جمهور زيم را 12 سال قبل سرنگون کرده بود

734
00:44:19,740 --> 00:44:23,415
بعنوان رئيس جمهور جديد ويتنام جنوبي سوگند خورد

735
00:44:23,536 --> 00:44:26,289
او خواستار آتش بس فوري شد

736
00:44:26,414 --> 00:44:32,387
و از امريکاييها خواست ظرف 24 ساعت ويتنام جنوبي را ترک کنند

737
00:44:33,796 --> 00:44:36,766
در 29 آوريل(ارديبهشت) در 3:58 بامداد

738
00:44:36,924 --> 00:44:39,598
راکتهاي ويتنام شمالي شروع به اصابت

739
00:44:39,760 --> 00:44:41,933
به فرودگاه سان نوت کردند

740
00:44:42,096 --> 00:44:44,269
ويتنام شماليها فقط داشتن

741
00:44:44,432 --> 00:44:46,025
اين گلوله هاي توپ رو

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

742
00:44:46,142 --> 00:44:48,270
اين گلوله هاي توپ بزرگ 130 ميليمتريو

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

743
00:44:48,436 --> 00:44:49,858
به سراسر پايگاه هوايي پرتاب ميکردن

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

744
00:44:49,979 --> 00:44:51,731
که اساسا باند فرود رو نابود ميکرد

745
00:44:51,856 --> 00:44:53,108
اون انقدر نزديک بود

746
00:44:53,232 --> 00:44:54,992
که شما ميتونستين بالا سرتون صداي فرودشو بشنوين

747
00:44:56,027 --> 00:44:58,200
دو تفنگدار محافظ

748
00:44:58,321 --> 00:45:02,042
سرجوخه داروين جاج از مارشال تاون، آيوا

749
00:45:02,158 --> 00:45:06,334
و سرجوخه چارلز مک ماون جونيور از وابورن، ماساچوست

750
00:45:06,454 --> 00:45:08,582
در آن گلوله باران کشته شدند

751
00:45:08,706 --> 00:45:12,961
انها آخرين سربازاني بودند که در ويتنام کشته شدند

752
00:45:13,127 --> 00:45:16,051
# All along the watchtower... #

753
00:45:16,172 --> 00:45:18,266
من هنوز اون سفير رو مقصر ميدونم

754
00:45:18,382 --> 00:45:19,599
اين واقعه نبايد رخ ميداد

755
00:45:19,717 --> 00:45:21,765
ميدوني،اگه اون سفير دست به عمل زده بود

خوان والدز،از تفنگداران دريايي

756
00:45:21,886 --> 00:45:25,015
و افراد رو بيرون از اونجا برده بود که او قرار بود اينکارو بکنه

خوان والدز،از تفنگداران دريايي

757
00:45:25,139 --> 00:45:28,109
اين اتفاق هرگز نميفتاد

758
00:45:28,226 --> 00:45:30,604
باندهاي فرورد براثر گلوله باران سوراخ سوراخ شدند

759
00:45:30,728 --> 00:45:32,401
و توسط لاشه هاي هواپيماها مسدود شدند

760
00:45:32,521 --> 00:45:36,651
روي اون باندها ،بمبها و مخازن سوخت رها شده پراکنده شده بود

761
00:45:36,776 --> 00:45:41,327
آمريکاييها گزينه هاي تخليه شان باتمام رسيده بود

762
00:45:41,447 --> 00:45:44,326
زمان آن بود تا هليکوپترها

763
00:45:44,492 --> 00:45:46,836
از ناوگان نزديک ساحل فرا خوانده شوند

764
00:45:46,953 --> 00:45:48,205
امکان نداشت تا

765
00:45:48,329 --> 00:45:50,331
همه ويتنام جنوبيهاي باقيمانده

766
00:45:50,456 --> 00:45:52,629
تخليه شوند

767
00:45:56,671 --> 00:45:59,299
آن درخت تمبر هندي در سفارت

768
00:45:59,423 --> 00:46:01,175
سرانجام قطع شد

769
00:46:01,342 --> 00:46:04,186
بنابراين هليکوپترها شروع به فرود آمدن کردند

770
00:46:04,345 --> 00:46:07,440
بنابراين اونها مجبور شدند اين درخت بزرگ تمبر هنديو قطع کنند

771
00:46:07,556 --> 00:46:09,934
قطعه قطعش کردند و کناري انداختن

772
00:46:10,059 --> 00:46:11,936
و بعد اونها مجبور شدن تا از سازمان آتش نشاني

773
00:46:12,061 --> 00:46:14,655
بخوان تا همه خرده ريزها و همه چيز اون درخت رو بشوره

774
00:46:14,772 --> 00:46:16,024
تا وقتي هليکوپترها فرود ميان

775
00:46:16,190 --> 00:46:17,737
اونها همه اون خرده ريزها رو

776
00:46:17,858 --> 00:46:20,281
به درون موتورهاشون نکشن

777
00:46:20,403 --> 00:46:23,202
درست بعد از 11 صبح

778
00:46:23,364 --> 00:46:25,958
يک پيام از پيش اماده شده براي تخليه، از يک فرکانس

779
00:46:26,075 --> 00:46:29,955
راديويي مخصوص در پايتخت پخش شد:

780
00:46:30,079 --> 00:46:34,710
"دماي هوا در سايگون 105 درجه است و در حال افزايش است"

781
00:46:36,460 --> 00:46:38,178
# I'm dreaming... #

782
00:46:38,296 --> 00:46:40,674
قرار بود پس از آن آواز "کريسمس سفيد"

783
00:46:40,798 --> 00:46:42,892
از بينگ کراسبي پخش شود

784
00:46:43,050 --> 00:46:45,644
ولي مسئول پخش موسيقي نتوانست آنرا پيدا کند

785
00:46:45,761 --> 00:46:50,892
و بجايش ورژن تنسي ارني فورد را پخش کرد

786
00:46:51,017 --> 00:46:54,897
آمريکاييها و ويتناميها با مدارک مناسب

787
00:46:55,021 --> 00:46:57,740
در مناطق از قبل آماده شده جمع آوري گرد آمدند

788
00:46:57,857 --> 00:47:00,326
و سوار کاروانهاي اتوبوسها شدند

789
00:47:00,443 --> 00:47:04,198
ويتنام جنوبيهاي خشمگين وقتي انها از ميان

790
00:47:04,322 --> 00:47:06,666
خيابانهاي شلوغ به سمت فرودگاه حرکت ميکردند

791
00:47:06,782 --> 00:47:08,784
به وسايل نقليه ضربه ميزدند

792
00:47:08,909 --> 00:47:13,335
فليپ کاپوتو حالا مشغول پوشش خبري سقوط سايگون

793
00:47:13,456 --> 00:47:16,084
در ميان تخليه شوندگان بود

794
00:47:16,250 --> 00:47:19,254
ما از پايگاه هوايي سانوت تخليه شديم.

795
00:47:19,420 --> 00:47:23,345
ولي به سفارت رفتيم و شما فقط اين هنگامه و بلوا رو ميديديد

796
00:47:23,466 --> 00:47:28,267
اين جمعيت بيشمار مردم که به ديوارها فشار ميوردن

797
00:47:28,387 --> 00:47:31,186
و تفنگداران دريايي روي ديوارها بودن

798
00:47:31,307 --> 00:47:36,564
و مردم رو با قنداق تفنگ ميزدند تا مانع از اونها بشن

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

799
00:47:36,687 --> 00:47:38,985
تا مانع از اونها بشن از رو ي ديوارها توي سفارت بريزن

فليپ کاپوتو،روزنامه نگار

800
00:47:39,106 --> 00:47:41,950
افراد در حال تخليه در فرودگاه به گروههاي

801
00:47:42,109 --> 00:47:44,908
50 نفري در هر هليکوپتر تقسيم شدند

802
00:47:45,029 --> 00:47:48,203
و از يک راهروي دراز به سمت يک محوطه آسفالته در فرودگاه هدايت شدند

803
00:47:48,324 --> 00:47:50,702
برخي در گروه کاپوتو در مورد

804
00:47:50,826 --> 00:47:55,878
اينکه سرانجام"نور را در انتهاي تونل"ميبينند شوخي ميکردند

805
00:47:55,998 --> 00:47:57,966
هليکوپترها بلند شدند

806
00:47:58,084 --> 00:48:01,463
و در حال پرواز بسمت ساحل بودند

807
00:48:01,629 --> 00:48:05,133
وشما ميتونستيد به پايين نگاه کنيد و همه چيزي که ميتونستيد ببينيد

808
00:48:05,257 --> 00:48:07,385
همه اطراف سايگون،همه اطراف پايگاه هوايي

809
00:48:07,510 --> 00:48:10,980
فقط اين ستونهاي عظيم دود بود که از ساختمانهاي در حال سوختن بلند ميشد

810
00:48:11,097 --> 00:48:13,395
که ناشي از انفجار گلوله هاي توپ بود

811
00:48:13,516 --> 00:48:16,315
و هرگز فراموش نميکنم که روي نوار ساحلي ميرفتيم

812
00:48:16,435 --> 00:48:20,315
و کل ناوگان هفتم رو ميديدم..دهها و دهها

813
00:48:20,481 --> 00:48:23,451
و اين ناوگان عظيم اونجا مثل اين بود

814
00:48:23,567 --> 00:48:28,414
و اين صحنه رو فقط بعنوان يک حيرت محض به ياد ميارم

815
00:48:28,531 --> 00:48:31,580
حس باور نکردن و آسايش در يک زمان.

816
00:48:34,745 --> 00:48:36,945
همه جا از 10 هزار تا 12 هزار نفر ز مردم وجود داشتند

817
00:48:36,997 --> 00:48:39,216
که سفارت رو محاصره کرده بودن

818
00:48:39,333 --> 00:48:42,633
ما بنا بود امريکاييها رو از اونجا خارج کنيم

819
00:48:42,753 --> 00:48:44,972
و ما قرار بود ويتنام جنوبيهايي که

820
00:48:45,089 --> 00:48:47,888
برامون در سفارت کار ميکردن ببريم

821
00:48:48,008 --> 00:48:50,227
عوامل سيا پشت سرمون بودن

822
00:48:50,344 --> 00:48:51,655
و اونها به افرادي که قرار بود

823
00:48:51,679 --> 00:48:53,477
بيرون ببريم اشاره ميکردن

824
00:48:53,597 --> 00:48:56,271
ولي هر بار که شما دستتونو دراز ميکردين تا فرد خاصيو بگيرين

825
00:48:56,392 --> 00:48:58,144
بقيه مردم دستاتونو ميگرفتن

826
00:48:58,269 --> 00:49:00,192
و سعي داشتن شما رو با خودشون پايين بکشن،ميدوني

827
00:49:00,354 --> 00:49:01,651
تا شما بتونين بهشون کمک کنين بيرون برن

828
00:49:01,772 --> 00:49:05,322
برخي امريکاييها چنان به سرعت رفته بودند

829
00:49:05,443 --> 00:49:08,037
که بيسيمها رو جا گذاشته بودن

830
00:49:08,154 --> 00:49:12,159
بنابراين دوستاي ويتناميشون در اون بيسيمها

831
00:49:12,283 --> 00:49:13,956
التماس ميکردن تا نجات پيدا کنن

832
00:49:14,076 --> 00:49:16,329
من هان هستم،رانندت

833
00:49:16,454 --> 00:49:19,549
من آقاي ناگ هستم،مترجمت

834
00:49:19,707 --> 00:49:24,383
من فهميدم که امريکاييها اغلب در ويتنام چکار کرده بودن

835
00:49:24,545 --> 00:49:29,426
اونها فراموش کرده بودن که اينها انسان بودن

836
00:49:31,594 --> 00:49:33,892
تجارب من در ويتنام

837
00:49:34,013 --> 00:49:40,111
اغلب مثل حمله بمب افکن ب-52 از بالاست.

فرانک اسنپ،سازمان سيا

838
00:49:40,227 --> 00:49:44,073
من هرگز مجبور نبودم تا با عواقب عملياتم مواجه بشم

839
00:49:44,231 --> 00:49:47,326
من ميتونستم فقط اجازه بدم درهاي پرتاب بمب باز بشه

840
00:49:47,443 --> 00:49:51,664
و همچنان باز بمونه

841
00:49:51,780 --> 00:49:53,999
جاي ديگر در سفارت

842
00:49:54,116 --> 00:49:58,166
تفنگداران دريايي ديوانه وار اسناد محرمانه را نابود کردند

843
00:49:58,287 --> 00:50:01,257
بالاي سقف دو کوره بزرگ وجود داشت

844
00:50:01,415 --> 00:50:03,793
که درست زير سکوي فرود هليکوپتر قرار داشت

845
00:50:03,918 --> 00:50:06,387
و تفنگداران دريايي مدارک محرمانه رو

846
00:50:06,504 --> 00:50:08,427
مدام ميسوزوندن

847
00:50:08,589 --> 00:50:10,591
اما طبق نظر من حتي وقتي که ما رفتيم

848
00:50:10,758 --> 00:50:14,262
هنوز اسناد محرمانه پشت سر جا گذاشته بوديم

849
00:50:14,428 --> 00:50:17,978
خب وقتي هليکوپترها سرانجام شروع به رسيدن کردن

850
00:50:18,098 --> 00:50:20,817
جريان هواي ايجاد شده به سمت پايين توسط اونها،اون کيسه ها رو پاره کرد

851
00:50:20,935 --> 00:50:23,233
و اسناد محرمانه

852
00:50:23,354 --> 00:50:26,608
در سراسر محوطه پارکينگ افتاده بودن

853
00:50:26,732 --> 00:50:28,530
وقتي ويتنام شماليها رسيدن

854
00:50:28,651 --> 00:50:34,329
اونها ظاهرا اون مدارک رو به هم چسبوندن

855
00:50:34,448 --> 00:50:36,621
و اون يک فهرست خونيني شد که تونستن در دستگيري

856
00:50:36,742 --> 00:50:39,962
افراد ويتنامي که براي ما کار کرده بودن استفاده کنن

857
00:50:40,079 --> 00:50:43,800
مقامات سفارت کيسه هاي پول رو

858
00:50:43,958 --> 00:50:45,301
در بشکه هاي نفت انداختن

859
00:50:45,417 --> 00:50:47,135
و آتيشش زدن

860
00:50:47,253 --> 00:50:49,927
ميليونها دلار از منابع مالي براي شرايط اضطراري

861
00:50:50,047 --> 00:50:52,141
تبديل به دود شد

862
00:50:52,258 --> 00:50:55,853
رئيس سيا توماس پولگار به واشنگتن اين را تلگرام کرد:

863
00:50:55,970 --> 00:51:00,020
"اين پيام نهايي از مقر سايگون خواهد بود

864
00:51:00,140 --> 00:51:04,896
اين نبردي طولاني بوده است و ما شکست خورده ايم

865
00:51:05,020 --> 00:51:07,819
آنهايي که در يادگيري از تاريخ شکست خورده اند

866
00:51:07,982 --> 00:51:09,905
مجبورند آن را تکرار کنند

867
00:51:10,025 --> 00:51:14,155
بياييد اميدوار باشيم که ما تجربه ويتنام ديگري نخواهيم داشت

868
00:51:14,321 --> 00:51:16,949
و اينکه ما درسهايمان را ياد گرفته ايم

869
00:51:17,074 --> 00:51:20,374
پايان پيام از سايگون."

870
00:51:23,998 --> 00:51:26,672
بيش از 50 هليکوپتر آمريکايي

871
00:51:26,834 --> 00:51:29,838
حالا در آسمان سايگون در حال رفت و آمد بودند

872
00:51:30,004 --> 00:51:33,383
افرادي که قرار بود تخليه شوند را از پشت بامهاي برنامه ريزي شده

873
00:51:33,507 --> 00:51:35,726
همچنين سفارت  برميداشتند

874
00:51:35,843 --> 00:51:39,063
و آنها را به ناوگان دور دست در دريا انتقال ميدادند

875
00:51:39,179 --> 00:51:40,977
بعد براي انتقال افراد بيشتر برميگشتند

876
00:51:42,725 --> 00:51:45,524
برخي افسران درمانده ويتنام جنوبي

877
00:51:45,644 --> 00:51:47,442
همچنين هليکوپترها را براي خودشان

878
00:51:47,563 --> 00:51:49,816
و خانواده هايشان مصادره ميکردند

879
00:51:49,940 --> 00:51:51,863
بطور خطرناکي در عرشه هاي

880
00:51:51,984 --> 00:51:54,453
ناوهاي هواپيما بر آمريکايي ازدحام ميکردند

881
00:51:54,570 --> 00:51:57,414
هيچ اتاقي براي آنان وجود نداشت

882
00:51:57,531 --> 00:52:00,125
تصويري که در ذهنم مونده

883
00:52:00,242 --> 00:52:02,085
عکس اون هليکوپتره

884
00:52:02,202 --> 00:52:04,921
که داشتن به زور از کنار ناو هواپيما بر مينداختنش پايين

885
00:52:05,039 --> 00:52:08,168
اون هليکوپتر نمايانگر همه چيز در ويتنام بود

886
00:52:08,292 --> 00:52:11,045
منظورم اينه که اون آماده سازي،تجديد تدارکات رساني

887
00:52:11,211 --> 00:52:13,509
آتش پشتيباني بود.اون همه چيز بود

888
00:52:13,631 --> 00:52:18,558
به همه چيزي که ميتونستم فکر کنم اين بود:چه هدر رفت،چه هدر رفت

889
00:52:18,719 --> 00:52:21,097
وقتي شاهد بودم همه اون امور آشکار شد

890
00:52:21,221 --> 00:52:25,226
من حس مسئوليت ميکردم

جيمز ويلبانکس،مشاور ارتش

891
00:52:25,351 --> 00:52:26,443
شرمنده بودم

892
00:52:26,560 --> 00:52:28,562
ما به اين مردم گفته يوديم

893
00:52:28,687 --> 00:52:30,815
که ما اونجا هستيم تا از اونها حمايت کنيم

894
00:52:30,939 --> 00:52:32,407
و نکرديم

895
00:52:37,571 --> 00:52:41,292
حدود 9:15 شب آخر

896
00:52:41,408 --> 00:52:44,537
پولگار اومد و گفت:ما همه بايد بريم

897
00:52:44,662 --> 00:52:46,348
به ما دستور داده شده که با هليکوپترها اونجا رو ترک کنيم

898
00:52:46,372 --> 00:52:47,919
بيا بريم

899
00:52:48,082 --> 00:52:52,132
سفير مارتين خواسته بود تا آخرين نفري باشه که آنجا رو ترک ميکنه

900
00:52:52,252 --> 00:52:55,927
ولي حدود ساعت چهار صبح 30 آوريل

901
00:52:56,090 --> 00:53:00,311
يک هليکوپتر CH-46 روي سقف سفارت نشست

902
00:53:00,427 --> 00:53:04,307
خلبان آن فراميني از خود رئيس جمهور با خود داشت

903
00:53:04,431 --> 00:53:08,231
مارتين بايد همين حالا انجا را ترک ميکرد

904
00:53:08,352 --> 00:53:10,730
او گفت:"داره اتفاق ميفته"

905
00:53:10,854 --> 00:53:12,902
وقتي به مارتين کمک ميشد که سوار بشود

906
00:53:13,023 --> 00:53:15,492
به او پرچم تا شده امريکا داده شد که

907
00:53:15,609 --> 00:53:19,785
که روز قبل از ميله پرچم به اهتزاز در آمده بود

908
00:53:19,905 --> 00:53:25,787
او در 4:58 دقيقه صبح از زمين بلند شد و به سمت دريا حرکت کرد

909
00:53:25,911 --> 00:53:29,836
رئيس جمهور فورد همچنين دستور داده بود که از اين به بعد

910
00:53:29,957 --> 00:53:34,258
تنها آمريکاييها تخليه شوند

911
00:53:34,378 --> 00:53:38,178
دهها هزار ويتنام جنوبيايي

912
00:53:38,298 --> 00:53:40,141
پشت سر رها ميشدند

913
00:53:40,300 --> 00:53:42,894
و بيش از 400 نفر هنوز در حياط

914
00:53:43,011 --> 00:53:44,604
سفارتخانه منتظر بودند

915
00:53:44,722 --> 00:53:47,396
بارها و بارها به آنها اطمينان داده شده بود که

916
00:53:47,516 --> 00:53:51,362
هليکوپترها در راهند تا آنها را بردارند

917
00:53:51,478 --> 00:53:54,027
به من دستور داده شده بود

918
00:53:54,148 --> 00:53:57,322
که با ويتناميها بمانم و دلگرم نگهشون دارم

919
00:53:57,484 --> 00:54:00,033
به اين معني که "کوچکترين اشاره اي به اين نکن که

920
00:54:00,154 --> 00:54:05,661
همه اين قولها و وعده هايي که ما به اونها داده ايم هيچ و پوچه"

921
00:54:05,784 --> 00:54:07,832
من قلبا ناراحت بودم،اوقات سختي داشتم.

922
00:54:07,995 --> 00:54:09,838
هوا تاريک بود بنابراين من مجبور نبودم در مورد

923
00:54:09,997 --> 00:54:13,001
درمورد نگاه کردن به چشمهاي اين افراد نگران باشم

استوارت هرينگتون،افسر اطلاعاتي

924
00:54:13,125 --> 00:54:16,049
ولي من توجيهي تراشيدم

925
00:54:16,170 --> 00:54:18,013
"بايد برم دستشويي."

926
00:54:18,172 --> 00:54:21,392
و به محوطه باز سفارت رفتم

927
00:54:21,508 --> 00:54:24,307
يک مسير غيرمستقيم به در پشتي سفارت

928
00:54:24,428 --> 00:54:26,021
به سمت دفتر دبيرخانه سفارت داشت

929
00:54:26,180 --> 00:54:28,433
و من راهمو به پشت بام پيدا کردم

930
00:54:28,557 --> 00:54:33,313
حدود 129 تفنگدار دريايي درساختمان سفارت باقي مانده بودند

931
00:54:33,437 --> 00:54:34,609
انها نهايت تلاششان را کردند

932
00:54:34,730 --> 00:54:38,030
تا به سفارتخانه عقب بکشند و به بالاي بام بروند

933
00:54:38,192 --> 00:54:39,614
طوري که ويتناميها را هشيار نکنند که

934
00:54:39,735 --> 00:54:42,830
آنها قرار است جا بمانند

935
00:54:42,946 --> 00:54:46,041
ما خودمون رو درون سفارت محبوس کرديم

936
00:54:46,158 --> 00:54:49,412
و خودمون رو بالا روي سقف رسونديم

937
00:54:49,536 --> 00:54:51,880
دقيقا بعد ازينکه ما به پشت بام رسيديم

938
00:54:52,039 --> 00:54:53,975
همه اين توده هاي انساني رو مشاهده ميکرديم

939
00:54:53,999 --> 00:54:56,343
بعضي از اونها از قبل به ساختمان سفارت اومده بودند

940
00:54:56,460 --> 00:54:57,928
و اون درها رو شکسته بودن

941
00:54:58,045 --> 00:55:00,764
و اينطوري بود که ويتنام جنوبيها

942
00:55:00,881 --> 00:55:04,306
تونستن داخل سفارت بشن

943
00:55:06,678 --> 00:55:11,229
اين عمليات فصلي رو در تجارب آمريکا به اتمام رسوند

944
00:55:11,391 --> 00:55:15,771
رئيس جمهور از همه آمريکاييها ميخواهد که در يک صف واحد قرار بگيرند

945
00:55:15,896 --> 00:55:20,072
از اتهام زنيهاي متقابل درمورد گذشته اجتناب کنند

946
00:55:20,234 --> 00:55:23,033
و براي انجام وظايف بزرگ که براي

947
00:55:23,153 --> 00:55:26,123
انجام رسيدن باقي مانده به هم بپيوندند

948
00:55:26,240 --> 00:55:30,620
حالا براي ارائه اطلاعات مشروح درمورد وقايع چند روز گذشته

ران نسن،دبير رسانه اي کاخ سفيد

949
00:55:30,744 --> 00:55:32,496
و پاسخگويي به سوالات شما

ران نسن،دبير رسانه اي کاخ سفيد

950
00:55:32,621 --> 00:55:33,964
وزير امور خارجه کسينجر.

951
00:55:34,081 --> 00:55:35,391
آقاي وزير آيا شما مطمئنيد

952
00:55:35,415 --> 00:55:37,588
که همه ان آمريکاييهايي که ميخواستند بيرون بيايند

953
00:55:37,751 --> 00:55:39,424
خارج از سايگون هستند

954
00:55:39,545 --> 00:55:41,013
و آيا شما اطلاعي از

955
00:55:41,129 --> 00:55:42,889
تعداد آمريکاييهايي که پشت سر باقي مانده اند داريد؟

956
00:55:42,923 --> 00:55:45,551
من هيچ اطلاعي از تعداد آمريکاييهايي که

957
00:55:45,676 --> 00:55:47,269
پشت سر باقي مانده اند ندارم

958
00:55:47,427 --> 00:55:50,852
من مطمئنم که همه آمريکاييهايي که

959
00:55:50,973 --> 00:55:52,225
که خواستار خروج بودند

960
00:55:52,349 --> 00:55:55,444
بيرون از ويتنام هستند

961
00:55:55,561 --> 00:55:58,440
آنچه که حالا در اين کشور به آن احتياج داريم

962
00:55:58,564 --> 00:56:02,444
التيام زخمها و پشت سر گذاشتن ويتنام است

963
00:56:04,194 --> 00:56:07,243
يک دستيار به کسينجر يادداشتي داد

964
00:56:07,364 --> 00:56:10,288
که ميگفت 129 تفنگدار دريايي

965
00:56:10,409 --> 00:56:14,459
به طريقي روي بام سفارت جا مانده اند

966
00:56:14,621 --> 00:56:17,966
هليکوپترها براي برداشتن آنها اعزام شدند

967
00:56:18,083 --> 00:56:20,962
سرانجام تنها گروهبان والدز

968
00:56:21,086 --> 00:56:25,808
و ده نفر از واحد امنيتي سفارت باقي ماندند

969
00:56:25,924 --> 00:56:28,347
ولي بعد پس از گذشت يکساعت

970
00:56:28,468 --> 00:56:30,971
هيچ نشاني از هليکوپترهاي ديگري نبود

971
00:56:31,096 --> 00:56:33,519
بيسيمهايشان باتريش تمام شده بود

972
00:56:33,640 --> 00:56:36,735
تفنگداران دريايي هيچ راهي نداشتند تا با ناوگان دريايي تماس بگيرند

973
00:56:36,852 --> 00:56:40,152
تا بفهمند آيا هليکوپتري در راه است يا نه.

974
00:56:40,314 --> 00:56:41,987
همه چيز متوقف شد

975
00:56:42,107 --> 00:56:43,780
ما جا مونده بوديم

976
00:56:43,901 --> 00:56:46,745
افراد دوروبر در افکار خودشون نشسته بودن

977
00:56:46,862 --> 00:56:49,536
زياد صحبت نميکردند

978
00:56:49,656 --> 00:56:52,660
ما تقريبا تصميم گرفتيم که قراره بجنگيم

979
00:56:52,784 --> 00:56:54,081
از اين سلاحهاي سبک که داشتيم استفاده کنيم

980
00:56:54,202 --> 00:56:56,546
و فقط تا پايان بجنگيم

981
00:56:56,663 --> 00:57:01,339
ما دو ستون دود ديديم که داره از دريا مياد

982
00:57:01,501 --> 00:57:04,596
وقتي نزديکتر شدن بعد ما تونستيم تشخيص بديم که

983
00:57:04,713 --> 00:57:06,340
اونها هليکوپتر بودن

984
00:57:06,465 --> 00:57:08,593
اون مايه آرامش بود

985
00:57:08,717 --> 00:57:11,112
يکي از تفنگدارها فکر کنم گروهبان دوم سوليوان بود

986
00:57:11,136 --> 00:57:12,183
دستيارم

987
00:57:12,304 --> 00:57:13,851
منو گرفت و شروع کرد به کشيدن من به داخل

988
00:57:14,014 --> 00:57:15,357
وقتي سطح شيبدار هليکوپتر بالا رفت

989
00:57:15,515 --> 00:57:21,943
در ساعت 7:53 دقيقه 30 آوريل 1975

990
00:57:22,064 --> 00:57:26,365
آخرين هليکوپتر از سقف سفارت بلند شد

991
00:57:26,485 --> 00:57:29,034
سرگروهبان خوان والدز

992
00:57:29,154 --> 00:57:33,751
آخرين آمريکايي بود که سوار هليکوپتر شد

993
00:57:36,370 --> 00:57:38,668
دولت ويتنام جنوبي

994
00:57:38,789 --> 00:57:41,292
کمتر از 5 ساعت براي ادامه حيات فرصت داشت

995
00:57:45,587 --> 00:57:50,559
رئيس جمهور مين از کاخ رياست جمهوري در اواسط صبح سخنراني کرد

996
00:57:50,676 --> 00:57:54,351
او اصرار داشت آنچه که از ارتش ويتنام جنوبي باقي مانده بود

997
00:57:54,471 --> 00:57:56,189
به جنگيدن پايان دهد

998
00:57:56,306 --> 00:58:00,777
او گفت:ما اينجا منتظر هستيم تا قدرت را به خاطر توقف

999
00:58:00,894 --> 00:58:05,070
خونريزي بيهوده واگذار کنيم

1000
00:58:06,244 --> 00:58:08,877
اگر مين دستور تسليم نداده بود

باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

1001
00:58:11,904 --> 00:58:15,137
اوضاع وحشتناک ميشد

باو نين،از ارتش ويتنام شمالي

1002
00:58:15,368 --> 00:58:17,468
ما همه ميمرديم

1003
00:58:17,554 --> 00:58:20,287
دوستام که در ارتش ويتنام جنوبي خدمت کردند

1004
00:58:20,452 --> 00:58:22,519
رئيس جمهور مين رو نفرين ميکردند

1005
00:58:22,638 --> 00:58:26,238
اونها ازش متنفر بودن چون به اونها دستور داد تسليم شوند

1006
00:58:26,487 --> 00:58:28,753
که اجازه ميداد کمونيستها پيروز بشن

1007
00:58:29,091 --> 00:58:32,824
دوستهام در آمريکا هنوز مين رو نفرين ميکنن

1008
00:58:34,607 --> 00:58:36,074
ولي اونها فراموش ميکنن

1009
00:58:36,741 --> 00:58:38,174
اگه اون دستور رو نداده بود

1010
00:58:38,246 --> 00:58:40,846
اونها زنده نميموندن و به آمريکا نميرفتن

1011
00:58:41,482 --> 00:58:44,182
و شهروند آمريکايي نميشدن

1012
00:58:45,386 --> 00:58:47,452
اونها همراه من در سايگون ميمردن

1013
00:58:48,699 --> 00:58:53,232
وقتي رئيس جمهور مين اعلام تسليم کرد

فام دوي تات،ارتش ويتنام جنوبي

1014
00:58:54,095 --> 00:58:56,628
من هنوز هليکوپتر فرماندهي شخصيمو داشتم

1015
00:58:57,330 --> 00:58:59,397
هنوز يک خلبان داشتم

1016
00:59:01,873 --> 00:59:05,006
سرانجام تصميم گرفتم تا فرار نکنم

1017
00:59:07,906 --> 00:59:10,406
من مجبور بودم اونچه اتفاق ميفتاد رو بپذيرم

1018
00:59:11,097 --> 00:59:14,164
همه درمورد حمام خون صحبت ميکردن

1019
00:59:15,945 --> 00:59:18,678
من بعنوان يک کاتوليک نميتونستم خودکشي کنم

1020
00:59:19,500 --> 00:59:21,667
همچنانکه خيليهاي ديگه اينکارو کردن

1021
00:59:21,764 --> 00:59:24,631
بنابراين من سرنوشتمو پذيرفتم

1022
00:59:26,563 --> 00:59:28,361
هنگام ظهر

1023
00:59:28,482 --> 00:59:32,328
تانکهاي ويتنام شمالي که پرچمهاي ويت کنگ همراهشان در اهتزاز بود

1024
00:59:32,444 --> 00:59:34,196
دروازه هاي کاخ

1025
00:59:34,321 --> 00:59:36,244
رياست جمهوري را له کردند و وارد شدند

1026
00:59:38,533 --> 00:59:41,582
طي چند ساعت سربازان فاتح

1027
00:59:41,703 --> 00:59:45,503
سايگون را "شهر هوشي مين"ناميدند

1028
00:59:48,460 --> 00:59:52,840
در سراسر شهر،سربازان ويتنام جنوبي يونيفرمهايشان را پاره کردند

1029
00:59:53,006 --> 00:59:56,636
و نهايت تلاششان را کردند تا در جمعيت گم شوند

1030
00:59:56,760 --> 00:59:58,888
خانواده ها آلبومهاي عکسشان را ميسوزاندند

1031
00:59:59,012 --> 01:00:00,764
تا مدرکي نباشد که

1032
01:00:00,889 --> 01:00:05,770
پسران يا شوهرانشان هرگز براي ويتنام جنوبي جنگيده اند

1033
01:00:08,105 --> 01:00:12,201
سرهنگ تران ناک توان  بيش از

1034
01:00:12,359 --> 01:00:14,327
12 سال با کمونيستها جنگيده بود

1035
01:00:14,444 --> 01:00:16,242
و از زخمهاي وحشتناکي نجات پيدا کرده بود که

1036
01:00:16,363 --> 01:00:19,037
در نبرد بينجا متحمل شده بود

1037
01:00:19,157 --> 01:00:21,410
او انچه را که از

1038
01:00:21,535 --> 01:00:24,709
گردان تفنگداران دريايي چهارم ويتنام جنوبي بجا مانده بود

1039
01:00:24,830 --> 01:00:29,802
در نزديکي بينهوا،30 کيلومتري شرق سايگون فرماندهي ميکرد

1040
01:00:29,918 --> 01:00:32,592
ژنرال فرمانده اش مدتها قبل

1041
01:00:32,712 --> 01:00:36,967
با رشوه خودش را به عرشه يک کشتي رسانده بود و از کشور فرار کرده بود

1042
01:00:37,092 --> 01:00:41,768
يک دوست آمريکاييش به توان اصرار کرده بود که او هم بيرون برود

1043
01:00:41,888 --> 01:00:43,765
او نپذيرفت

1044
01:00:46,633 --> 01:00:47,633
ولي من گفتم نه

1045
01:00:48,835 --> 01:00:50,702
من نميتونم از کشورم فرار کنم

1046
01:00:52,317 --> 01:00:55,851
سعي کردم با پاي پياده پيش خانواده ام در سايگون برگردم

1047
01:00:56,243 --> 01:00:57,243
ميخواستم بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

1048
01:00:59,240 --> 01:01:01,374
اون موقع ميخواستم فورا بميرم
تران گوک توان
از تفنگداران دريايي ويتنام جنوبي

1049
01:01:04,658 --> 01:01:06,325
ديگه نميخواستم زنده بمونم

1050
01:01:09,912 --> 01:01:11,845
فکز ميکنم خانوادم هنوز اونجان

1051
01:01:12,362 --> 01:01:13,962
بچه هام فقط حدود نه سال

1052
01:01:17,470 --> 01:01:18,603
و چهار سالشون بود

1053
01:01:19,550 --> 01:01:23,350
خب به اونها فکر ميکردم و داشتم پياده پيش خانوادم برميگشتم

1054
01:01:24,598 --> 01:01:27,522
يک افسر پليس ويتنام جنوبي

1055
01:01:27,642 --> 01:01:29,736
به سمت يک بناي يادبود به افتخار

1056
01:01:29,853 --> 01:01:33,278
آنهايي که در دفاع از ويتنام جنوبي کشته شده بودند رفت

1057
01:01:33,398 --> 01:01:36,402
به آن سلام نظامي داد،مدتي آنجا ايستاد

1058
01:01:36,526 --> 01:01:39,996
و بعد به سر خود شليک کرد و مرد.

1059
01:01:40,113 --> 01:01:43,367
اون يک پايان خيلي کثيف

1060
01:01:43,491 --> 01:01:46,370
به يک جنگ خيلي کثيف بود

1061
01:01:46,494 --> 01:01:48,792
احساس آرامش ميکردم

1062
01:01:48,955 --> 01:01:52,710
ولي همچنين حس اندوه داشتم وقتي تمام شد

1063
01:01:52,834 --> 01:01:57,715
حس آرامش داشتم چون اون کشتار،ويراني

1064
01:01:57,839 --> 01:01:59,967
سرانجام به پايان رسيد

1065
01:02:00,133 --> 01:02:02,135
و اهميت نميدادم که کدوم طرف برده

1066
01:02:02,260 --> 01:02:04,604
از نظر من ويتنام پيروز شد

1067
01:02:04,721 --> 01:02:06,564
مردم ويتنام پيروز شدن

1068
01:02:06,681 --> 01:02:09,901
چون اونها نهايتا ميتونستن طبيعي زندگي کنند

1069
01:02:10,018 --> 01:02:15,491
و ناراحت بودم چون ميديدم خانواده ام دوباره درحال فرار بود

1070
01:02:15,607 --> 01:02:17,530
و اين بار از وطنشون فرار ميکردن

1071
01:02:17,651 --> 01:02:20,996
و آيندشون خيلي نامطمئن بود

1072
01:02:21,154 --> 01:02:24,158
و ميدونستم که با پيروزي کمونيستها

زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

1073
01:02:24,282 --> 01:02:28,662
جامعه ويتنام خيلي زياد تغيير ميکرد

زوانگ وان ماي اليوت، سايگون

1074
01:02:28,787 --> 01:02:31,290
لوکاک تام حالا در ارتش

1075
01:02:31,414 --> 01:02:35,009
ويتنام شمالي نزديک ده سال بود که جنگيده بود

1076
01:02:35,168 --> 01:02:38,422
که با درگيري خونين در روستاي يادرانگ

1077
01:02:38,546 --> 01:02:42,642
اولين جنگ در مقياس کامل جنگ آمريکا آغاز ميشد

1078
01:02:42,759 --> 01:02:47,230
حالا او ناظر پايان آن جنگ بود

1079
01:02:49,419 --> 01:02:51,486
نميتونستم بيرون به خيابانها برم

1080
01:02:51,575 --> 01:02:54,975
ياد همرزمان مرده ام ميفتادم

1081
01:02:57,398 --> 01:02:58,598
من زنده مونده بودم

1082
01:02:59,672 --> 01:03:02,338
ولي بر مرگشون ميگريستم

1083
01:03:04,298 --> 01:03:08,098
هروقت صداي اين آوازو  ميشنوم

لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي

1084
01:03:08,739 --> 01:03:14,006
"تو رفته اي،سه بار رفته اي و هرگز برنميگردي"

لو کاک تام،از ارتش ويتنام شمالي

1085
01:03:14,049 --> 01:03:16,716
نميتونم جلوي اشکامو بگيرم

1086
01:03:17,811 --> 01:03:20,211
چون برادرهاي درگذشته ام رو دوست دارم

1087
01:03:20,839 --> 01:03:24,309
ما سرانجام در ويتنام به پايان آن تونل رسيديم

1088
01:03:24,426 --> 01:03:26,645
و هيچ نوري آنجا نيست

1089
01:03:26,761 --> 01:03:30,231
آنچه آنجاست شايد به بهترين نحو توسط رئيس جمهور فورد گفته شد

1090
01:03:30,390 --> 01:03:32,688
"جنگي که تمام شد"

1091
01:03:32,809 --> 01:03:36,313
من اتفاقا در کنفرانسي در

1092
01:03:36,438 --> 01:03:37,815
دانشگاه تافت بودم

1093
01:03:37,939 --> 01:03:40,533
و رئيس دانشگاه اونجا سفير سابق بود

1094
01:03:40,650 --> 01:03:42,493
که برامون در اواخر اونروز سخنراني کرد

1095
01:03:42,610 --> 01:03:44,908
که معلوم شد يک روز سرنوشتساز بود

1096
01:03:45,030 --> 01:03:48,284
و اون گفت که بتازگي از واشنگتن

1097
01:03:48,408 --> 01:03:52,038
جايي که هواي بهاري زيبا بود

لوئيس سورلي،ارتشي

1098
01:03:52,162 --> 01:03:54,756
و گلهاي نرگس زرد داشتن شکوفا ميشدند

لوئيس سورلي،ارتشي

1099
01:03:54,873 --> 01:04:01,097
به بوستون که غم افزا و خاکستري مثل همان حسي که در قلبش داشت برگشته بود

1100
01:04:03,006 --> 01:04:06,101
و مردم اونو هو کرده بودن

1101
01:04:06,259 --> 01:04:09,513
من اونجا يونيفرم پوشيده بودم

1102
01:04:09,637 --> 01:04:11,935
يکي از بزرگترين پشيمونيهام اين بود که بلند نشدم

1103
01:04:12,057 --> 01:04:13,900
و  اون افرادي که

1104
01:04:14,017 --> 01:04:15,269
به اون سفير و اندوهش

1105
01:04:15,435 --> 01:04:18,359
از سقوط ويتنام بي حرمتي کرده بودن سرجاشون ننشوندم

1106
01:04:18,480 --> 01:04:20,858
من از دفتر ملي سازمان کهنه سرابازان ويتنام عليه جنگ(يک سازمان غير انتفاعي براي مخالفت با سياستها و مشارکت آمريکا در جنگ ويتنام)تماسي

1107
01:04:20,982 --> 01:04:23,531
از برخي دوستهاي ايام قديمم داشتم

1108
01:04:23,651 --> 01:04:25,619
اونها داشتن جشن بزرگي ميگرفتن

جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1109
01:04:25,779 --> 01:04:28,783
مشروب خوريو و گفتن"روز بزرگيه،اينجور نيست؟"

جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1110
01:04:28,907 --> 01:04:31,786
و من گفتم"شما خليد؟"

1111
01:04:31,951 --> 01:04:34,795
گفتم:نه ،روز بزرگي نيست که ببيني

1112
01:04:34,954 --> 01:04:37,798
آمريکا داشت اونجوري از ويتنام ميرفت

1113
01:04:37,957 --> 01:04:42,588
بعد ازينکه ما حدود 60 هزار نفر از پسران و دخترانمون رو داده بوديم

1114
01:04:42,712 --> 01:04:46,262
اين چيزي براي جشن گرفتن نبود

1115
01:04:46,383 --> 01:04:48,260
ميدونستم ما داشتيم ميليونها ويتنام جنوبيايي که

1116
01:04:48,385 --> 01:04:51,810
به ما اعتماد کرده بودن رو ترک ميکرديم

1117
01:04:51,971 --> 01:04:54,724
کسايي که تمام اميدشون براي پيروزي به ما بود.

1118
01:04:54,849 --> 01:04:57,978
هيچ چيزي براي جشن گرفتن وجود نداشت

1119
01:04:58,103 --> 01:05:00,447
فکر ميکردم اون فقط يکي از اندوهبارترين لحظاتيه

1120
01:05:00,563 --> 01:05:04,113
که در تاريخ آمريکا ديده بودم

1121
01:05:04,234 --> 01:05:06,236
بنابراين وقتي برخي سياستمداران آينده به دلايلي

1122
01:05:06,361 --> 01:05:10,332
فکر ميکنن لازمه اين کشور رو به جنگ بکشونن

ديويد برينکلي،ان.بي.سي نيوز

1123
01:05:10,490 --> 01:05:12,242
اون ميتونه اينجا به قبرستان ملي آرلينگتون بياد

1124
01:05:12,367 --> 01:05:14,369
و ممکنه درست جايي اونجا بايسته

1125
01:05:14,494 --> 01:05:18,340
تا بيانيه بده و اونچه که در ذهن داره رو بگه

1126
01:05:24,256 --> 01:05:28,256
جنگ ويتنام 30 سال از 1945 تا 1975 طول کشيد

1127
01:05:31,776 --> 01:05:33,910
من يکي از افراد بسيار اندکي بودم

1128
01:05:35,884 --> 01:05:38,484
که  شادي به خانه برگشتن رو تجربه ميکرد

1129
01:05:39,064 --> 01:05:40,597
من جلوي در پس از شش سال

1130
01:05:40,998 --> 01:05:43,098
جنگ ظاهر شدم

1131
01:05:43,383 --> 01:05:45,550
شش سال بدون يک نامه

1132
01:05:45,996 --> 01:05:50,696
بمدت شش سال مادرم بهيچوجه نميدونست من زندم يا مردم.

1133
01:05:52,276 --> 01:05:54,809
شما ميتونيد تصور کنيد شادي يک مادر رو؟

1134
01:05:57,331 --> 01:06:00,464
اون جنگ زنان رو بدبخت ترين

1135
01:06:01,104 --> 01:06:03,337
و خوشحال ترين افراد کرد

1136
01:06:03,609 --> 01:06:04,609
مادرم گريه کرد

1137
01:06:05,357 --> 01:06:06,957
ولي ما برامون معقول نبود

1138
01:06:08,217 --> 01:06:10,584
ويتناميها اونجوري هستن

1139
01:06:14,646 --> 01:06:17,113
مادرم فورا به همسايه هامون فکر ميکرد

1140
01:06:17,718 --> 01:06:20,318
که فقط يک اطلاعيه مرگ دريافت کرده بودند

1141
01:06:22,095 --> 01:06:23,562
در ساختمان آپارتمانمون

1142
01:06:24,127 --> 01:06:25,927
شش مرد جوان به خدمت سربازي رفته بودن

1143
01:06:27,252 --> 01:06:29,185
و من تنها کسي بودم که برميگشت

1144
01:06:30,799 --> 01:06:33,366
ما جرات نکرديم جشن بگيريم

1145
01:06:38,004 --> 01:06:40,470
جرات نداشتيم خوشحاليمون رو ابراز کنيم

1146
01:06:40,872 --> 01:06:43,872
چون همسايه هامون بچه هاشونو از دست داده بودند

1147
01:06:51,090 --> 01:06:54,435
در ويتنام حزب کمونيست پيروزي را جشن ميگرفت

1148
01:06:54,594 --> 01:06:57,268
و آنها استثناگرايي(عقيده اي که سيستم سياسي کشور يا...را مجاز ميداند که متفاوت باشد و از ديگران بهتر ميداند) داشتند

1149
01:06:57,388 --> 01:07:01,063
و استثناگراييشون براشون مشکل ساز شد

1150
01:07:01,184 --> 01:07:04,814
درست همونطور که استثناگرايي ما برامون مشکل ساز شد

1151
01:07:04,938 --> 01:07:08,738
بنابراين اونها کشور رو در مفهوم نظامي يکپارچه کردند

تام والي،تفنگدار دريايي

1152
01:07:08,858 --> 01:07:13,113
و بعد اونها واقعا کشور رو بعد از اون يکپارچه نکردند

تام والي،تفنگدار دريايي

1153
01:07:13,279 --> 01:07:17,750
اونها سعي کردند ولي شکست خوردند

1154
01:07:17,867 --> 01:07:20,620
در پايان هيچ حمام  خوني

1155
01:07:20,745 --> 01:07:23,669
در مقياسي که بسياري از آن وحشت داشتند،درکار نبود

1156
01:07:23,790 --> 01:07:28,261
ولي صدها شايد هزاران نفر از مردم در نواحي روستايي

1157
01:07:28,378 --> 01:07:29,971
گمان ميرود که در اعمال انتقام جويانه

1158
01:07:30,088 --> 01:07:35,310
يا تلافي سياسي فردي کشته شده باشند

1159
01:07:35,468 --> 01:07:38,472
آنهايي که در رژيم تيو خدمت کرده بودند

1160
01:07:38,638 --> 01:07:41,141
از ژنرالها گرفته تا کارمندان دفتري معمولي

1161
01:07:41,307 --> 01:07:44,902
خواسته شد که تحت بازآموزي قرار بگيرند

1162
01:07:45,019 --> 01:07:46,896
به  سربازان غير درجه دار اطمينان داده شد

1163
01:07:47,021 --> 01:07:50,571
آنها بايد  تنها با سه روز مطالعه موافقت کنند

1164
01:07:50,692 --> 01:07:55,198
افسران لازم نبود که بيش از يک ماه در اين جلسات شرکت کنند

1165
01:07:57,508 --> 01:07:59,474
برخي فکر ميکردند اونها قرار بود

1166
01:07:59,529 --> 01:08:01,796
به اردوگاهها براي مدت کوتاهي بروند

1167
01:08:02,393 --> 01:08:04,126
ولي من اينجوري فکر نميکردم

1168
01:08:06,675 --> 01:08:10,209
من در يک اردوگاه بازاموزي بمدت

1169
01:08:12,511 --> 01:08:14,178
هفده و نيم سال توقيف بودم

1170
01:08:14,806 --> 01:08:18,873
من در ميان آخرين 100 نفري بودم که آزاد شدند

1171
01:08:19,551 --> 01:08:23,351
وقتي به اون اردوگاهها اشاره ميشد،رسانه ها صحبت از "رفتن براي مطالعه"ميکردند
هوي دوک ،روزنامه نگار

1172
01:08:25,480 --> 01:08:27,162
هيچ کسي هرگز نگفت"رفتن به زندان"

1173
01:08:27,186 --> 01:08:29,280
اعتقاد بر اين است يک و نيم ميليون نفر

1174
01:08:29,397 --> 01:08:34,073
به شکلي تحت شستشوي مغزي  قرار گرفتند

1175
01:08:34,193 --> 01:08:38,699
قبرستانهاي ارتش ويتنام جنوبي با بولدوزر با خاک يکسان شدند يا بسته شدند

1176
01:08:38,823 --> 01:08:41,702
همچنانکه ياد و خاطره يک ويتنام جنوبي مستقل

1177
01:08:41,826 --> 01:08:44,579
و افرادي که براي آن هدف مرده بودند

1178
01:08:44,704 --> 01:08:47,878
هر دو نابود شدند

1179
01:08:48,041 --> 01:08:49,521
اون کمونيستها

1180
01:08:49,626 --> 01:08:52,926
در تلاششون براي ريشه کني آثار و بقاياي

1181
01:08:53,046 --> 01:08:54,639
رژيم سابق

1182
01:08:54,756 --> 01:08:58,727
به ويتنام جنوبياييهايي که پسرانشان را

1183
01:08:58,885 --> 01:09:02,185
در جنگ از دست داده بودند اجازه

1184
01:09:02,305 --> 01:09:07,732
سوگواري،داشتن قبرهايشان و افتخار به ياد و خاطره شان نميدادند

1185
01:09:07,894 --> 01:09:11,444
آن باعث شکافي شد که تا امروز طول کشيده

1186
01:09:11,564 --> 01:09:16,411
که فاتحان با مغلوبان به نحوي

1187
01:09:16,527 --> 01:09:18,404
سازشي ندارند

1188
01:09:21,534 --> 01:09:24,834
ما يک کشور شده ايم

1189
01:09:26,531 --> 01:09:28,764
ولي من اينو ميگم:

وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

1190
01:09:28,844 --> 01:09:31,560
مردم ويتنامي هرگز بيش از وضعيتي که حالا دارند از هم متفرق نبوده اند

وين گوک(از ارتش ويتنام شمالي)

1191
01:09:31,584 --> 01:09:36,932
اغلب ويتنام پس از 30 سال جنگ ويرانه است

1192
01:09:37,048 --> 01:09:39,642
گمان ميرود 3 ميليون نفر از شمال

1193
01:09:39,759 --> 01:09:41,932
و جنوب کشته شده باشند

1194
01:09:42,095 --> 01:09:45,770
با اين وجود تعداد بيشتري مجروح شده اند

1195
01:09:45,890 --> 01:09:50,111
هزاران کودک که پدرشان نظاميان آمريکايي بودند

1196
01:09:50,228 --> 01:09:53,027
پشت سر رها شده بودند

1197
01:09:53,147 --> 01:09:59,450
روستاها لازم بود بازسازي شود،زمين بايد دوباره احيا ميشد

1198
01:09:59,612 --> 01:10:02,957
شهرها از پناهندگان در حال انفجار بود

1199
01:10:03,074 --> 01:10:05,827
ميليونها نفر بيکار بودند

1200
01:10:05,952 --> 01:10:10,207
رئيس جمهور فورد يک تحريم اقتصادي اعمال کرد

1201
01:10:10,331 --> 01:10:16,134
واشنگتن از به رسيمت شناختن دولت جديد ويتنام سر باز زد

1202
01:10:16,254 --> 01:10:18,973
ولي ليزوان و همپيمانانش در دفتر سياسي حزب کمونيست

1203
01:10:19,132 --> 01:10:21,430
خوشبين ماندند

1204
01:10:21,551 --> 01:10:24,771
يکي از اعضاي کميته گفت:"هيچ چيز ديگري اتفاق نميفتد

1205
01:10:24,887 --> 01:10:27,481
مشکلاتي که حالا با آن مواجهيم در مقايسه با

1206
01:10:27,598 --> 01:10:30,818
پيش از اين،ناچيزند."

1207
01:10:30,977 --> 01:10:33,696
ليزوان دست به دامان کمک شوروي شد

1208
01:10:33,813 --> 01:10:36,783
تا کل ويتنام را به آنچه که او انرا

1209
01:10:36,899 --> 01:10:41,655
"يک پاسگاه مرزي غير قابل نفوذ نظام سوسياليستي"ميناميد تبديل کند

1210
01:10:41,821 --> 01:10:45,997
هانوي به زور کشاورزي را در جنوب در اولويت قرار داد

1211
01:10:46,117 --> 01:10:48,495
واقعا سرمايه داري را منسوخ کرد

1212
01:10:48,661 --> 01:10:51,164
صنايع را ملي کرد

1213
01:10:51,289 --> 01:10:53,667
و برنامه ريزاني را منصوب کرد تا آنرا در کل

1214
01:10:53,833 --> 01:10:57,212
در راستاي چارچوبهاي کمونيستي سفت و سخت اداره کنند

1215
01:10:57,336 --> 01:11:01,307
نتيجه يک فاجعه اقتصادي بود

1216
01:11:01,424 --> 01:11:06,271
تورم به ميزان زياد 700 درصد در سال افزايش يافت

1217
01:11:06,387 --> 01:11:09,015
مردم گرسنه شدند

1218
01:11:10,978 --> 01:11:12,445
هيچ چيزي وحشتناکتر از

1219
01:11:12,976 --> 01:11:14,576
آن ده سال پس از جنگ نبود

1220
01:11:15,049 --> 01:11:18,149
استاندارد زندگي ما کاملا فروپاشيد

1221
01:11:19,071 --> 01:11:21,071
اوضاع از اين بدتر نميشد

1222
01:11:21,256 --> 01:11:22,789
کاملا اوضاع وحشتناک بود

1223
01:11:23,345 --> 01:11:26,445
طي جنگ مردم ميتونستن سختيو بپذيرن

1224
01:11:27,934 --> 01:11:28,934
ولي بعد از جنگ

1225
01:11:30,611 --> 01:11:31,823
سياستهاي اقتصادي استاليني

1226
01:11:31,847 --> 01:11:35,314
اشتباهات بزرگي بودن

1227
01:11:35,835 --> 01:11:37,835
اون مشکلات اقتصادي کمونيسم بود

1228
01:11:38,044 --> 01:11:40,888
براي پيچيده کردن مشکلاتشان,

1229
01:11:41,047 --> 01:11:44,551
ويتنام خودش را بار ديگر در جنگ ديد

1230
01:11:44,717 --> 01:11:48,267
گرفتار بين منافع دو قدرت کمونيستي

1231
01:11:48,387 --> 01:11:51,266
که زماني وفادارترين متحدانش بوده اند

1232
01:11:51,390 --> 01:11:53,893
چين و اتحاد شوروي.

1233
01:11:55,394 --> 01:11:58,443
بعد ازينکه رژيم بيرحم مائوئيستي در کامبوج

1234
01:11:58,564 --> 01:12:00,066
به مناطق مرزي حمله کرد

1235
01:12:00,191 --> 01:12:04,162
سربازان ويتنامي با تشويق و تسليحات شوروي

1236
01:12:04,278 --> 01:12:08,875
در 1978 از مرز عبور کردند و ان رژيم را سرنگون کردند

1237
01:12:08,991 --> 01:12:11,085
يک سلسله عملياتهاي ضدشورش

1238
01:12:11,244 --> 01:12:13,622
بي حاصل دهساله متعاقب آن رخ داد

1239
01:12:13,746 --> 01:12:18,377
که برخي انرا "ويتنام ويتنام"ناميدند

1240
01:12:18,501 --> 01:12:20,299
پيش از تمام شدن آن

1241
01:12:20,419 --> 01:12:24,219
ويتناميها حدود 50 هزار مرد ديگر را از دست دادند

1242
01:12:24,340 --> 01:12:29,392
تقريبا به همان  اندازه اي که آمرکاييها در جنگشان از دست داده بودند

1243
01:12:30,930 --> 01:12:32,773
چين کمونيست در همين ضمن

1244
01:12:32,932 --> 01:12:36,778
مصمم بود تا ويتنام را بخاطر تجاوز به کامبوج مجازات کند

1245
01:12:36,894 --> 01:12:39,443
و به مسکو نشان دهد آزادي عمل

1246
01:12:39,605 --> 01:12:41,278
در آسياي جنوب شرقي ندارد

1247
01:12:41,399 --> 01:12:45,870
85 هزار سرباز را براي حمله به شمال ويتنام فرستاد

1248
01:12:45,987 --> 01:12:49,287
آنها نواحي در امتداد مرز را

1249
01:12:49,448 --> 01:12:53,203
پيش ازينکه ويتناميها آنها را به عقب برانند ويران کردند

1250
01:12:55,246 --> 01:12:58,796
درياي چين جنوبي 1978،

1251
01:12:58,916 --> 01:13:02,466
آنها به تعداد 10 هزار نفر در ماه به ساحل ميرسند

1252
01:13:02,587 --> 01:13:05,056
خيلي سريعتر ازينکه ايالات متحده يا هر کشور ديگري

1253
01:13:05,172 --> 01:13:06,970
بخواهند آنها را بپذيرند

1254
01:13:07,091 --> 01:13:11,062
آنها بدنبال يک خاطره دست نيافتني هستند

1255
01:13:11,178 --> 01:13:13,272
وعده آمريکا

1256
01:13:13,389 --> 01:13:18,611
يک و نيم ميليون نفر از مردم نهايتا از ويتنام فرار کردند:

1257
01:13:18,728 --> 01:13:21,698
حاميان رژيم گذشته سايگون

1258
01:13:21,814 --> 01:13:23,737
پناهندگان مناطق جنگي جديد

1259
01:13:23,858 --> 01:13:25,826
در امتداد مرز کامبوج

1260
01:13:25,943 --> 01:13:28,662
و ساکنان چيني تبار ويتنام

1261
01:13:28,821 --> 01:13:33,167
که حکومت جديد بطور مخصوص با آنها بدرفتاري ميکرد

1262
01:13:33,326 --> 01:13:37,456
صدها هزار نفر از مردم سوار بر قايق مردند

1263
01:13:37,580 --> 01:13:39,833
سايرين در اردوگاههاي پناهندگان

1264
01:13:39,957 --> 01:13:42,210
در سراسر آسياي جنوب شرقي رنج کشيدند

1265
01:13:46,505 --> 01:13:51,602
حدود 400 هزار نفر سرانجام توانستند به آمريکا برسند

1266
01:13:51,719 --> 01:13:54,438
جايي که آنها در نزديکي هر ايالت اقامت گزيدند

1267
01:13:54,555 --> 01:13:57,354
آنها سخت کوش،مبتکر و ريسک پذير در کار

1268
01:13:57,475 --> 01:14:01,105
مشتاقتر در مشارکت در زندگي سياسي آمريکا

1269
01:14:01,228 --> 01:14:04,698
و بيشتر احتمال داشت تا شهروند آمريکا

1270
01:14:04,857 --> 01:14:08,202
نسبت به ساير گروههاي نژادي از آسيا بشوند

1271
01:14:08,361 --> 01:14:12,332
ولي براي نسل اول آمريکاييهاي ويتنامي تبار

1272
01:14:12,448 --> 01:14:17,375
خاطرات وطنشان هرگز نميشد که از بين برود

1273
01:14:19,617 --> 01:14:23,350
من حالا بعد از تقريبا 30 سال خيلي خوشحالم

1274
01:14:24,696 --> 01:14:28,296
که يک انتخاب خوب براي خودم ،براي خانواده ام انجام دادم

1275
01:14:30,593 --> 01:14:34,193
هرچند اي کاش ميتونستم به ويتنام برگردم تا همانجا بميرم

تران گوک چائو،لوس آنجلس

1276
01:14:38,613 --> 01:14:40,213
ميخوام به بچه هام بگم که

1277
01:14:40,632 --> 01:14:44,432
خوب،ميخوام به ويتنام برگردم تا بقيه عمرمو اونجا زندگي کنم

1278
01:14:45,965 --> 01:14:47,365
ولي همچين جراتي ندارم

1279
01:14:48,232 --> 01:14:50,699
چون احساساتشون رو جربحه دار خواهم کرد

1280
01:14:51,913 --> 01:14:52,913
و نميخوام اونها

1281
01:14:54,029 --> 01:14:55,563
از من دچار سوءتفاهم بشن

1282
01:15:04,625 --> 01:15:06,343
بخاطر ميارم

1283
01:15:06,460 --> 01:15:08,462
همراه يکي از دخترهام

1284
01:15:08,587 --> 01:15:10,806
در يک چهار راه بودم و يک يارويي اومد پشت سر من

1285
01:15:10,923 --> 01:15:13,893
و بوق بلندي زد

کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1286
01:15:14,010 --> 01:15:16,104
وقتي به خودم اومدم

کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1287
01:15:16,220 --> 01:15:18,097
روي کاپوت ماشينش بودم

کارل مارلنتز،تفنگداران دريايي

1288
01:15:18,264 --> 01:15:21,234
داشتم سعي ميکردم  شيشه جلو رو با لگد خورد کنم

1289
01:15:21,350 --> 01:15:23,550
و رفتم و ...مردمي بودن که همه داشتن به من نگاه ميکردن

1290
01:15:23,602 --> 01:15:25,275
منظورم اينه که ديوانه واره،اين ديوونگيه

1291
01:15:25,396 --> 01:15:27,249
و بعد من شروع به گفتن کردم"خب،اين عجيبه"

1292
01:15:27,273 --> 01:15:29,526
من يجوري يواشکي به ماشينم برگشتم و ميدوني

1293
01:15:29,650 --> 01:15:31,336
دخترم که حدود چهارسالش بود به من نگاه ميکرد

1294
01:15:31,360 --> 01:15:32,462
"واو،موضوع چيه؟"

1295
01:15:32,486 --> 01:15:33,846
و من گفتم"همش بخاطر چي بود؟"

1296
01:15:33,946 --> 01:15:35,038
هيچ نظري نداشتم

1297
01:15:35,156 --> 01:15:37,500
هيچ فکر نميکردم که اون حتي به جنگ مربوط باشه

1298
01:15:39,618 --> 01:15:43,418
آن به اندازه خود جنگ قديمي است

1299
01:15:43,539 --> 01:15:46,463
يونانيان باستان آنرا "جنون الهي"ميناميدند

1300
01:15:49,378 --> 01:15:54,475
در جنگ داخلي آن "قلب سرباز "ناميده ميشد

1301
01:15:54,592 --> 01:15:59,143
طي جنگ اول جهاني "موج انفجار"

1302
01:15:59,305 --> 01:16:01,524
و "فرسودگي جنگ"در جنگ دوم جهاني ناميده ميشد

1303
01:16:05,519 --> 01:16:08,568
پس از جنگ ويتنام به آن نام جديدي داده شد

1304
01:16:08,689 --> 01:16:11,989
اختلال استرس پس از ضربه

1305
01:16:12,151 --> 01:16:14,654
PTSD.

1306
01:16:14,820 --> 01:16:19,417
و اونچه که شما ميدونيد اينه که اختلال استرس پس از ضربه از بين نميره

1307
01:16:19,533 --> 01:16:22,787
ولي حالا اگه کسي بوق بزنه

1308
01:16:22,912 --> 01:16:24,289
و اون منو از جا بپرونه،من هنوز

1309
01:16:24,413 --> 01:16:26,006
هنوز ضربان قلبم بالا ميره

1310
01:16:26,165 --> 01:16:28,143
و من اونجا 5 دقيقه ميمونم و مثل اينم

1311
01:16:28,167 --> 01:16:30,795
ولي"ده ،نه..اون فقط ي عوضيه

1312
01:16:30,920 --> 01:16:33,014
اون يک روز بد کاري داشته،هشت،هفت،شش

1313
01:16:33,130 --> 01:16:34,983
هيچ کس به تو شليک نميکنه،تو در اماني

1314
01:16:35,007 --> 01:16:36,610
هفت،شش،پنج،چهار،سه،دو،يک.

1315
01:16:36,634 --> 01:16:38,136
و ميتونم کنترلش کنم

1316
01:16:38,260 --> 01:16:39,512
درحاليکه قبل ازين نميتونستم انجامش بدم

1317
01:16:39,637 --> 01:16:41,685
چون نميفهميدم چه خبره

1318
01:16:43,307 --> 01:16:45,685
درد اضافي که بسياري از کهنه سربازها حس ميکردند

1319
01:16:45,851 --> 01:16:50,027
اشتياق کشورشان به فراموشي جنگ بود

1320
01:16:50,189 --> 01:16:52,692
تعداد کمي بودند که رژه ميرفتند

1321
01:16:54,193 --> 01:16:59,791
به روشهاي بسياري همه از ويتنام به خانه به تنهايي امدند

1322
01:17:01,575 --> 01:17:03,168
وقتي خونه رسيدم

1323
01:17:03,285 --> 01:17:04,628
و مامان و بابام
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1324
01:17:04,745 --> 01:17:07,214
برادرهام،خواهرهام،همسرم اونجا بودن
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1325
01:17:07,331 --> 01:17:09,004
و همديگرو در اغوش گرفتيم و

1326
01:17:11,710 --> 01:17:16,216
نميتونستم با همسرم يا مادرم اونچه که ديده بودم رو

1327
01:17:16,382 --> 01:17:19,636
اون کارايي که در ويتنام کرده بودم در ميون بگذارم

1328
01:17:19,760 --> 01:17:21,979
ميتونستم با  برادرهام درموردش حرف بزنم

1329
01:17:22,096 --> 01:17:25,225
ولي اونها،اونها ميدونستن که من نميخواستم اينکارو بکنم

1330
01:17:25,391 --> 01:17:28,190
و اينطوري شد که بعضي چيزها ناگفته موند،ميدوني

1331
01:17:28,310 --> 01:17:30,233
خوش برگشتي،وينس

1332
01:17:30,396 --> 01:17:33,320
تو تجربه دردناکي رو پشت سر گذاشتي ولي خوش برگشتي

1333
01:17:36,318 --> 01:17:38,571
در آوريل 1981

1334
01:17:38,696 --> 01:17:41,245
مجموعه اي از هشت معمار و مجسمه ساز

1335
01:17:41,365 --> 01:17:43,288
در يک آشيانه هواپيما در پايگاه نيروي هوايي

1336
01:17:43,409 --> 01:17:46,959
اندروز خارج از واشنگتن گرد هم جمع شدند

1337
01:17:47,079 --> 01:17:49,958
آنها آنجا بودند تا طرح برنده شده

1338
01:17:50,082 --> 01:17:53,131
براي يک يادبود ويتنام براي پايتخت کشور را از

1339
01:17:53,252 --> 01:17:55,971
بيش از 1400 طرح پيشنهادي انتخاب کنند

1340
01:17:59,800 --> 01:18:03,771
اين طرح يادبود، نظر يک کهنه سرباز تنهاي کله شق

1341
01:18:03,888 --> 01:18:06,812
تفنگدار سابق به اسم جان اسکراگز بود

1342
01:18:06,932 --> 01:18:10,311
که بعد از  يک يادآوري خاطره دردناک جنگ

1343
01:18:10,436 --> 01:18:13,189
به همسرش گفت که او ميخواسته تا "يک بناي يادبود

1344
01:18:13,314 --> 01:18:16,534
براي همه افرادي که در ويتنام خدمت کرده بودند بسازد

1345
01:18:16,650 --> 01:18:19,654
آن اسامي همه افراد کشته شده را دربر خواهد داشت"

1346
01:18:19,778 --> 01:18:21,280
او همراه با ساير کهنه سربازان,

1347
01:18:21,405 --> 01:18:24,204
يک سازمان غيرانتفاعي تاسيس کرد

1348
01:18:24,325 --> 01:18:26,919
صندوق بناي يادبود کهنه سربازان ويتنام

1349
01:18:27,036 --> 01:18:31,086
عازم جمع آوري پول و طراحي شد

1350
01:18:31,207 --> 01:18:35,758
در پايان حدود 650 هزار آمريکايي

1351
01:18:35,878 --> 01:18:39,348
بيش از 8 ميليون دلار کمک کردند

1352
01:18:39,465 --> 01:18:44,141
داوران طرح شماره 1026 را انتخاب کردند

1353
01:18:45,471 --> 01:18:47,439
مايا لين يينگ 21 ساله

1354
01:18:47,556 --> 01:18:49,604
يک دانشجوي معماري از دانشگاه ييل

1355
01:18:49,725 --> 01:18:51,853
20 هزار دلار جايزه را برنده شد

1356
01:18:51,977 --> 01:18:53,820
طرح برنده شده او شامل

1357
01:18:53,938 --> 01:18:56,361
دو مثلث طويل از گرانيت سياه ميباشد که

1358
01:18:56,482 --> 01:18:58,951
درون يک تپه قرار داده ميشود و اسامي

1359
01:18:59,068 --> 01:19:03,744
57692 مرد يا زني که در جنگ کشته شده اند در ان حک ميشود

1360
01:19:03,864 --> 01:19:08,165
لين که والدينش از چين در دهه 40 به اوهايو مهاجرت کرده اند

1361
01:19:08,285 --> 01:19:09,707
فکر ميکرد که او برنده نميشد

1362
01:19:09,828 --> 01:19:12,297
چون طرحش خيلي عجيب و خيلي قوي بود

1363
01:19:12,414 --> 01:19:15,463
من يک ايده کلي داشتم که ميخواستم تا يک سفر رو شرح بدم

1364
01:19:15,584 --> 01:19:18,713
سفري که باعث ميشد شما مرگ رو تجربه کنيد

1365
01:19:18,837 --> 01:19:21,306
و جايي که شما بعنوان يک ناظر بوديد

1366
01:19:21,423 --> 01:19:24,051
جايي بود که شما هرگز نميتونستيد کاملا همراه مردگان باشيد

1367
01:19:24,176 --> 01:19:26,238
اون قرار نبود چيزي باشه که ميخواد بگه

1368
01:19:26,262 --> 01:19:28,014
"هيچ مشکلي نيست،همه چيز تموم شده"

1369
01:19:28,138 --> 01:19:29,185
چون اينطوري نيست

1370
01:19:29,306 --> 01:19:32,059
تفاوتها در مورد جنگ

1371
01:19:32,184 --> 01:19:36,234
احساسات مردم درمورد طرح پيشنهادي را متنوع ميکرد

1372
01:19:36,355 --> 01:19:39,734
برخي که معتقد بودند جنگ ناروا و غيراخلاقي بوده است

1373
01:19:39,858 --> 01:19:43,408
ميترسيدند که آن بناي يادبود به طريقي به معني ستايش کردن از آن باشد

1374
01:19:44,905 --> 01:19:48,375
سايرين ميترسيدند که طرح افراطي و خشن آن در توجيه

1375
01:19:48,534 --> 01:19:52,380
هدفي که براي آن آمريکاييها جنگيده بودند ناکام باشد

1376
01:19:52,496 --> 01:19:55,045
تام ولف نويسنده آنرا بعنوان

1377
01:19:55,207 --> 01:19:58,177
باجي به جين فوندا رد کرد

1378
01:19:58,294 --> 01:20:00,272
من به ادراکات هنري اهميتي نميدم

1379
01:20:00,296 --> 01:20:02,298
کسي که نيازي به آموزش هنر ندارد

1380
01:20:02,423 --> 01:20:04,892
تا اين طرح بناي يادبود را براي اونچه که هست ببيند:

تام کارهارت،کهنه سرباز ويتنام

1381
01:20:05,009 --> 01:20:07,478
يک جاي زخم سياه

1382
01:20:07,594 --> 01:20:09,392
سياه اين رنگ جهاني

1383
01:20:09,555 --> 01:20:11,899
نشانه اندوه و شرمساري و  تحقير

1384
01:20:12,057 --> 01:20:14,685
در همه نژادها و همه جوامع در سطح جهان.

1385
01:20:14,810 --> 01:20:17,780
در يک سوراخ مخفي شده براي اينکه انگار  از شرمساري فرار کند

1386
01:20:17,896 --> 01:20:20,570
آقاي رئيس،اعضاي شورا

1387
01:20:20,733 --> 01:20:22,280
من بعنوان يک فرد صحبت ميکنم

جانيس کانلي،شهروند

1388
01:20:22,401 --> 01:20:24,904
يک عضو مردم معمولي.

جانيس کانلي،شهروند

1389
01:20:25,029 --> 01:20:29,535
تصاوير گراميداشت از جنگ در ويتنام چه چيزهايي هستند؟

1390
01:20:29,658 --> 01:20:31,126
يک چريک

1391
01:20:31,243 --> 01:20:33,746
در چند قدمي تير خورده

1392
01:20:33,871 --> 01:20:36,374
يک دختر لخت،شعله ور،در حال دويدن

1393
01:20:36,498 --> 01:20:38,592
جيغ زنان به سمت پايين يک جاده خاکي

1394
01:20:40,169 --> 01:20:42,171
فکر ميکنم حق با مايا لين باشه

1395
01:20:42,296 --> 01:20:45,596
که به ماوراي اين جور تصاوير رفته

1396
01:20:45,716 --> 01:20:50,517
او  همه اون دردها و کشمکشهاي آن دوران ناخوشايند رو

1397
01:20:50,637 --> 01:20:55,313
در يک پيام ساده از فداکاري و قهرماني خاموش اورده

1398
01:20:55,434 --> 01:21:00,235
در يک راي گيري رسمي حمايت از طرح مايا لين

1399
01:21:00,356 --> 01:21:03,906
مادران ستاره طلايي آمريکايي براي بسياري صحبت کردند

1400
01:21:04,026 --> 01:21:05,778
آنها گفتند:"اين روزها

1401
01:21:05,944 --> 01:21:08,788
ميهن پرستي يک موضوع پيچيده است

1402
01:21:08,906 --> 01:21:10,908
ولي شايد اين دليلي باشد که

1403
01:21:11,033 --> 01:21:12,910
آن خطوط گرانيتي سياه وي شکل

1404
01:21:13,035 --> 01:21:16,289
به آرامي به آن زمين شيبدار ميپيوندد

1405
01:21:16,455 --> 01:21:18,833
تنها اين موضوع را درمورد جنگ ميرساند که

1406
01:21:18,957 --> 01:21:21,005
مردم ممکن است در مورد آن موافق باشند:

1407
01:21:21,126 --> 01:21:24,346
اينکه کسانيکه کشته شده اند بايد به ياد آورده شوند"

1408
01:21:46,652 --> 01:21:50,498
# When you're weary #

1409
01:21:53,158 --> 01:21:55,411
# Feeling small #

1410
01:21:58,080 --> 01:22:05,339
# When tears are in your eyes #

1411
01:22:05,504 --> 01:22:13,504
# I'll dry them all. #

1412
01:22:13,679 --> 01:22:18,150
وقتي شما از ماشين خارج ميشيد و به اون ديوار نزديک ميشيد

1413
01:22:18,267 --> 01:22:22,818
انرژي و قدرت اون شما رو ميگيره

رايان  کوزي،ارتشي

1414
01:22:24,106 --> 01:22:25,483
شما بلند ميشيد

1415
01:22:28,819 --> 01:22:30,196
شما اون اساميو ميبينيد

1416
01:22:30,362 --> 01:22:31,614
اون اساميو لمس ميکنيد

1417
01:22:34,366 --> 01:22:36,289
اون قويه

1418
01:22:36,410 --> 01:22:43,339
# Bridge over troubled water #

1419
01:22:43,459 --> 01:22:46,963
# I will lay me down. #

1420
01:22:56,180 --> 01:22:57,306
من ديوار ويتنام رو

1421
01:22:57,431 --> 01:22:59,149
رو دوست نداشتم

1422
01:22:59,266 --> 01:23:02,941
من اونرو يک چاله سياه زشت ميديدم

1423
01:23:03,061 --> 01:23:06,736
و اينکه گفته ميشه تنها افرادي که

لوئيس سورلي،ارتش

1424
01:23:06,899 --> 01:23:08,993
يادشون گرامي داشته ميشه مردگان هستند

1425
01:23:09,109 --> 01:23:13,489
نه به اين دليل که قهرمان هستند بلکه چون اونها قربانيند

1426
01:23:15,032 --> 01:23:17,911
من نرفتم

1427
01:23:18,076 --> 01:23:21,205
تا

1428
01:23:21,330 --> 01:23:23,424
يک سال

1429
01:23:23,540 --> 01:23:26,544
اونها داشتن ميرفتن تا يک حلقه گل در جلوي

1430
01:23:26,668 --> 01:23:28,670
اسم هم اتاقيم يگذارن

1431
01:23:28,795 --> 01:23:31,423
من بايد،بايد ميرفتم

1432
01:23:31,548 --> 01:23:34,848
بنابراين من هر سال  از اون به بعد

1433
01:23:34,968 --> 01:23:38,768
براي يادبود اونهايي که ما ،ما از دست داده بوديم رفته ام

1434
01:23:38,889 --> 01:23:40,766
و

1435
01:23:40,933 --> 01:23:42,435
من به سمت چپ پايين ميرم

1436
01:23:42,559 --> 01:23:47,315
و انگشتامو روي اون اسم ميکشم

1437
01:23:54,154 --> 01:23:56,282
شما به سمت اون ديوار ميريد

1438
01:23:56,448 --> 01:23:59,497
و حتي پسرم که زمانيکه اولين بار بردمش نه سالش بود
وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1439
01:23:59,618 --> 01:24:02,588
و شما بيش از 58 هزار اسم ميبينيد

وينسنت اوکاموتو،ارتشي

1440
01:24:02,704 --> 01:24:07,961
و شما ميدونيد که نانوشته پشت يا کنار هر اسم

1441
01:24:08,085 --> 01:24:12,135
يک مادر يا يک پدر يا يک همسر يا يک دختر

1442
01:24:12,297 --> 01:24:16,302
هست که زندگيهاشون براي هميشه توسط

1443
01:24:16,468 --> 01:24:19,096
اون جنگ لعنتي متلاشي شده

1444
01:24:23,517 --> 01:24:28,023
من کنار اون ديوار بيش از يکبار بوده ام

1445
01:24:28,146 --> 01:24:29,989
وقتي به گذشته به اون جنگ نگاه ميکنم و ميدوني

1446
01:24:30,148 --> 01:24:32,116
به اونچيزهاي وحشتناک فکر ميکنم ،ميدوني

نانسي بايبرمان،فعال ضد جنگ

1447
01:24:32,234 --> 01:24:35,613
ما به اون،ميدوني،کهنه سربازاني که از جنگ برميگشتند

نانسي بايبرمان،فعال ضد جنگ

1448
01:24:35,737 --> 01:24:39,492
ميدوني،اونها رو بچه کشها و بدتر از اين خطاب ميکرديم

1449
01:24:39,616 --> 01:24:45,419
من،ميدوني،من درموردش احساس خيلي بدي دارم

1450
01:24:45,539 --> 01:24:49,169
ميتونم تنها بگم که ،ميدوني،ما هم بچه بوديم

1451
01:24:49,334 --> 01:24:51,632
ميدوني،درست مثل اونها که بچه بودن

1452
01:24:51,753 --> 01:24:54,472
اون منو ناراحت ميکنه،اون منو امروز هم ناراحت ميکنه

1453
01:24:54,590 --> 01:24:58,094
اون درد باعث ميشه فکر کنم  به چيزهايي که گفتم

1454
01:24:58,218 --> 01:24:59,686
و به چيزهايي که ما در موردشون گفتيم

1455
01:24:59,803 --> 01:25:03,182
و من متاسفم

1456
01:25:05,559 --> 01:25:07,607
متاسفم

1457
01:25:18,697 --> 01:25:20,415
نميخواستم برم

1458
01:25:21,825 --> 01:25:28,424
و اون يک صبح تابستاني زيبا بود
کارول کراکر،ساراتوگا اسپرينگز،نيويورک

1459
01:25:28,540 --> 01:25:33,842
اول به بناي يادبود آبراهام لينکلن رفتم.

1460
01:25:33,962 --> 01:25:38,183
يک مکان تسلي بخش براي بودن بود

1461
01:25:38,300 --> 01:25:40,302
و

1462
01:25:40,427 --> 01:25:45,354
و بعد از اون خيابون رد شدم و به سمت ورودي قدم زدم

1463
01:25:45,474 --> 01:25:48,819
و همونطور که ميدونيد در ابتدا،شما نميتونيد واقعا اون ديوارو ببينيد

1464
01:25:48,935 --> 01:25:52,530
و شما پايين ميريد و وارد يک تپه پوشيده از چمن ميشيد

1465
01:25:52,648 --> 01:25:57,449
و من وقتي چشمم به اون افتاد

1466
01:25:57,569 --> 01:26:00,618
من واقعا نفسم بند اومد

1467
01:26:01,782 --> 01:26:04,410
البته من گريه کردم

1468
01:26:06,578 --> 01:26:10,924
من رو کمک کردن بلند شدم و تونستم لمسش کنم

1469
01:26:11,041 --> 01:26:13,635
اسم برادرمو پيدا کردم

1470
01:26:17,839 --> 01:26:19,807
به اسم برادرم در گروهاني

1471
01:26:19,925 --> 01:26:24,101
که همه اون افراد ديگه بودن نگاه کردم

1472
01:26:26,264 --> 01:26:28,858
حس غم و اندوه بود

1473
01:26:28,975 --> 01:26:33,446
ولي حالا اون به هرحال تنها نيست

1474
01:26:33,563 --> 01:26:37,033
اون در گروهان اون افراد بود

1475
01:26:37,150 --> 01:26:39,744
و اون اونجا بود

1476
01:26:39,861 --> 01:26:44,207
براي مردم که در موردشون بدونن و فکر کنن

1477
01:26:44,324 --> 01:26:45,951
و اون فراموش نميشد

1478
01:26:46,118 --> 01:26:47,836
و گم نميشد

1479
01:26:47,953 --> 01:26:52,254
و اون بطور فوق العاده اي بري من شفابخش و تسلي بخش بود

1480
01:27:00,173 --> 01:27:02,253
همينطور که من از  استخر  بازتاب دهنده به سمت اون ديوار ميرفتم
جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1481
01:27:02,342 --> 01:27:05,141
تعداد بسيار زيادي اسم روي اون ديوارها بود

جان ماسگريو،از  تفنگداران دريايي

1482
01:27:05,262 --> 01:27:09,142
و يکهو بغض کردم

1483
01:27:09,307 --> 01:27:11,105
و فکر کردم"نميتونم اينکارو بکنم"

1484
01:27:11,226 --> 01:27:13,320
من نميتونم اينکارو همين حالا بکنم

1485
01:27:13,437 --> 01:27:16,566
و افتادم

1486
01:27:19,985 --> 01:27:24,035
و همه اون اشکهايي که جلوشونو گرفته بودم

1487
01:27:26,158 --> 01:27:28,081
گريه نميکردم،بي اختيار اشک ميريختم

1488
01:27:28,201 --> 01:27:32,081
روي زانوهام افتاده بودم و بي اختيار اشک ميريختم

1489
01:27:32,205 --> 01:27:35,675
نميتونستم جلوشو بگيرم،نميتونستم نفس بگيرم

1490
01:27:38,503 --> 01:27:43,475
و از خدا خيلي سپاسگذار بودم که اون اونجا بود

1491
01:27:43,592 --> 01:27:46,391
فکر ميکردم

1492
01:27:46,511 --> 01:27:49,185
اين قراره جانها رو نجات بده

1493
01:27:49,347 --> 01:27:52,191
اين زندگيها رو نجات ميده

1494
01:28:35,393 --> 01:28:37,691
من تحت تاثير زيباييش قرار گرفتم

1495
01:28:37,813 --> 01:28:40,692
و اينکه ويتنام در هنگام صلح از آسمون چجور به نظر ميرسيد

1496
01:28:40,816 --> 01:28:43,410
من يک حس اميد در وجودم داشتم

1497
01:28:43,527 --> 01:28:45,746
من به سختي بمدت چندين ماه با ديگران

تام واللي

1498
01:28:45,862 --> 01:28:50,333
براي سازماندهي اين سفر و براي مذاکره در مورد رسيدنمون با
تام واللي

1499
01:28:50,450 --> 01:28:51,552
با دولت ويتنام کار کرده بودم

1500
01:28:51,576 --> 01:28:52,577
چطوري؟

1501
01:28:52,744 --> 01:28:53,836
دره تويي تنتوم

1502
01:28:53,954 --> 01:28:56,673
من به ويتنام بعنوان يک کهنه سرباز برگشتم

1503
01:28:56,790 --> 01:28:58,918
تا از تاريخ درس بگيرم

1504
01:28:59,042 --> 01:29:01,921
و ببينم چطور اونجا تغيير کرده بود

1505
01:29:04,047 --> 01:29:06,095
تنها 200 آمريکايي

1506
01:29:06,216 --> 01:29:07,763
از 1975 به ويتنام اومده بودن

1507
01:29:07,884 --> 01:29:09,444
و اغلب اونها گزارشگرها بودن

1508
01:29:09,511 --> 01:29:11,058
و در جنوب بودن

1509
01:29:13,723 --> 01:29:16,602
خيلي از اون بچه ها،شما در اون خيابون قدم ميزديد

1510
01:29:16,726 --> 01:29:18,399
و اونها ميگفتن
"Lien Xo, lien Xo,"

1511
01:29:18,520 --> 01:29:19,897
به معني "روسي"هست

1512
01:29:20,021 --> 01:29:21,364
و شما ميگفتيد “No lien Xo,من روسي نيستم

1513
01:29:21,481 --> 01:29:23,950
toi la nguoi My"...
"من آمريکاييم"

1514
01:29:24,067 --> 01:29:26,616
و صورتشون باز ميشد و ميگفتن"آمريکايي"

1515
01:29:26,736 --> 01:29:28,613
و اون  بسرعت از ميان

1516
01:29:28,738 --> 01:29:30,615
حياط مدرسه يا خيابون منتشر ميشد

1517
01:29:30,782 --> 01:29:32,625
که امريکاييها اينجا بودن

1518
01:29:32,742 --> 01:29:35,120
و اونها بيرون ميومدن و رفتارشون خيلي خيلي دوستانه بود

1519
01:29:38,915 --> 01:29:39,962
خداحافظ

1520
01:29:40,125 --> 01:29:42,594
خداحافظ
خداحافظ

1521
01:29:47,632 --> 01:29:52,479
تام واللي با تفنگداران دريايي در ويتنام خدمت کرده بود

1522
01:29:52,637 --> 01:29:58,189
16 سال بعد،آن کشور او را دوباره به خود جذب کرد

1523
01:29:58,310 --> 01:30:00,779
و او برنامه ويتنام

1524
01:30:00,896 --> 01:30:03,149
دانشکده کندي در دانشگاه هاروارد را پايه گذاري کرد

1525
01:30:03,315 --> 01:30:09,493
و به آموزش برخي از رهبران آينده کشور کمک کرد

1526
01:30:09,613 --> 01:30:12,662
من خيلي خيلي درگير ارتباط مجدد

1527
01:30:12,782 --> 01:30:14,955
بين ايالات متحده و ويتنام شدم
تام واللي،تفنگدار دريايي

1528
01:30:15,076 --> 01:30:17,704
و اينکه اون رابطه چجوري اتفاق بيفته

1529
01:30:17,829 --> 01:30:22,835
من يک دهه از عمرمو صرف درست کردن اينکار گذاشتم

1530
01:30:22,959 --> 01:30:25,132
هرچند ايالات متحده

1531
01:30:25,253 --> 01:30:28,382
روابط ديپلماتيک با ويتنام نداشت

1532
01:30:28,506 --> 01:30:32,352
کهنه سربازان خودشان شروع به برگشتن کردند

1533
01:30:32,510 --> 01:30:37,516
از جاهايي که آنها جنگيده بودند بازديد ميکردند

1534
01:30:38,683 --> 01:30:41,732
با دشمنان قديمي ديدار ميکردند

1535
01:30:43,855 --> 01:30:47,576
درختان را ميکاشتند و مدارس را بنا ميکردند

1536
01:30:47,692 --> 01:30:51,697
سعي داشتند جنگ را پشت سر بگذارند

1537
01:30:53,281 --> 01:30:56,205
واللي بطور نزديکي با ساير کهنه سربازان

1538
01:30:56,368 --> 01:30:59,872
از جمله سه سناتور ايالات متحده کار ميکرد

1539
01:30:59,996 --> 01:31:03,626
که در ميان تاثيرگذارترين حاميان آمريکايي

1540
01:31:03,750 --> 01:31:06,378
براي عادي کردن روابط قرار داشتند

1541
01:31:06,544 --> 01:31:09,218
جان مک کين از آريزونا

1542
01:31:09,339 --> 01:31:14,095
که شش سال را بعنوان يک اسير جنگي دوام اورده بود

1543
01:31:14,219 --> 01:31:17,223
جان کري از ماساچوست

1544
01:31:17,389 --> 01:31:20,734
فرمانده سابق يک قايق تند رو

1545
01:31:20,892 --> 01:31:23,941
و باب کري از نبراسکا

1546
01:31:24,062 --> 01:31:27,532
از اعضاي سابق يگان ويژه نيروي دريايي آمريکا.

1547
01:31:27,649 --> 01:31:30,778
وظيفه شان آسان نبود

1548
01:31:30,902 --> 01:31:34,156
هانوي اصرار داشت ايالات متحده با وعده

1549
01:31:34,280 --> 01:31:38,786
فراهم کردن بودجه براي بازسازي غرامت دهد

1550
01:31:38,910 --> 01:31:41,880
ايالات متحده به سهم خود خواستار

1551
01:31:41,997 --> 01:31:43,624
يک گزارش کامل

1552
01:31:43,748 --> 01:31:46,877
از 2500 آمريکايي شد که بقايايشان

1553
01:31:47,002 --> 01:31:49,551
هرگز پيدا نشده بود

1554
01:31:49,671 --> 01:31:55,053
هانوي که خود بيش از 300 هزار مفقودي داشت

1555
01:31:55,176 --> 01:31:59,727
از همکاري سرباز زد

نوشته روي قبر:سرباز گمنام

1556
01:31:59,848 --> 01:32:04,604
ولي وقايع هم در داخل ويتنام و هم بسيار فراتر از مرزهايش

1557
01:32:04,769 --> 01:32:09,024
به آرامي قضايا را جفت و جور کرد

1558
01:32:10,461 --> 01:32:12,461
کي مشکلات رو ميدونست؟

باو نين،از هانوي

1559
01:32:12,537 --> 01:32:14,937
اون کهنه سربازها

باو نين،از هانوي

1560
01:32:16,098 --> 01:32:18,698
اونها خونشون رو در ميدان جنگ ريخته بودن

1561
01:32:19,205 --> 01:32:21,472
و حالا اونها به روستاهاشون برگشتند

1562
01:32:21,872 --> 01:32:24,539
و مجبور بودند تا به اون سبک ديوانه وار

1563
01:32:25,091 --> 01:32:27,091
در اون مزارع اشتراکي زندگي کنن

1564
01:32:30,367 --> 01:32:33,501
اون کشاورز-سربازان بودن که اين کشورو تغيير دادن

1565
01:32:36,718 --> 01:32:42,020
ليزوان در 1986 مرد

1566
01:32:42,140 --> 01:32:46,441
جانشينانش آنچه که آنرا دوي موي ميناميدند اقتباس کردند

1567
01:32:46,561 --> 01:32:50,156
يک اصلاحات عمل گرايانه تر در سياست اقتصادي.

1568
01:32:52,734 --> 01:32:56,830
زمانيکه جنگ سرد به پايان رسيد،کمک شوروي ناپديد شد

1569
01:32:56,988 --> 01:33:01,994
و هانوي سرانجام شروع به کمک به تيمهاي نظامي ايالات متحده

1570
01:33:02,118 --> 01:33:05,839
در جستجوي بقاياي آمريکاييها کرد

1571
01:33:05,955 --> 01:33:10,506
معماران عادي سازي روابط

1572
01:33:10,627 --> 01:33:12,800
ويتناميها هستند

1573
01:33:12,921 --> 01:33:15,845
آمريکاييها نيستن

1574
01:33:16,007 --> 01:33:18,180
و عادي سازي ويتنام

1575
01:33:18,343 --> 01:33:23,349
يک راهبرد حزب کمونيست ويتنام

1576
01:33:23,473 --> 01:33:25,692
براي الحاق به جهان است

1577
01:33:25,850 --> 01:33:27,318
اونها ميخوان به جهان بپيوندند

1578
01:33:27,435 --> 01:33:30,564
و ايالات متحده اونرو براي اونها به منظور پيوستن به جهان سخت ميکنه

1579
01:33:30,688 --> 01:33:33,532
بنابراين جان مک کين اصرار داره

1580
01:33:33,691 --> 01:33:35,534
اره،شما ميخواين عادي سازي داشته باشين؟

1581
01:33:35,652 --> 01:33:38,872
همه زندانيان شما لازمه که از اردوگاههاي باز آموزي بيرون بيان

1582
01:33:39,030 --> 01:33:41,374
شما عادي سازي ميخواين؟

1583
01:33:41,533 --> 01:33:44,537
جان کري..."من همه اطلاعات درمورد مفقودينو لازم دارم"

1584
01:33:46,579 --> 01:33:49,128
در سال 1994

1585
01:33:49,249 --> 01:33:52,048
بعد ازينکه ويتناميها تقاضاهاي آمريکاييها را براورده کردند

1586
01:33:52,210 --> 01:33:56,386
ايالات متحده تحريم تجاري خود را تعليق کرد

1587
01:33:56,548 --> 01:34:01,054
عادي سازي کامل در سال بعد رخ داد

1588
01:34:01,219 --> 01:34:04,519
سفير جديد آمريکا پت پترسون بود

1589
01:34:04,639 --> 01:34:09,736
که شش سال را بعنوان اسير جنگي در هانوي گذرانده بود

1590
01:34:12,230 --> 01:34:14,324
در نوامبر 2000

1591
01:34:14,440 --> 01:34:17,614
رئيس جمهور بيل کلينتون به ويتنام سفر کرد

1592
01:34:17,735 --> 01:34:21,615
اولين بازديد رئيس جمهور آمريکا  از آن کشور

1593
01:34:21,739 --> 01:34:25,289
از زمانيکه ريچارد نيکسون از سربازان آمريکايي آنجا

1594
01:34:25,410 --> 01:34:28,289
در 31 سال پيش،ديدن کرده بود

1595
01:34:30,248 --> 01:34:32,091
حالا ميتونيم چيزي بگيم که
رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

1596
01:34:32,250 --> 01:34:33,923
که زماني غيرقابل تصور بود:

رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

1597
01:34:34,043 --> 01:34:38,093
امروز،ويتنام و ايالات متحده شرکاي هم هستند

رئيس جمهور باراک، اوباما،هانوي،2016

1598
01:34:38,214 --> 01:34:42,811
ما نشان داده ايم که دلها ميتوانند تغيير کنند

1599
01:34:42,927 --> 01:34:44,600
واينکه يک آينده متفاوت زماني ممکنه

1600
01:34:44,721 --> 01:34:48,601
که ما زندانيان گذشته نباشيم

1601
01:34:54,752 --> 01:34:57,086
برخي از هم رزمهام که در شهرها زندگي ميکنن

1602
01:34:57,119 --> 01:34:59,786
اغلب کهنه سربازان آمريکاييو ملاقات ميکنن

1603
01:35:00,269 --> 01:35:02,403
اونها به زبون همديگه صحبت نميکنن

1604
01:35:02,924 --> 01:35:05,390
ولي اونها از ديدن همديگه انقدر خوشحالن

1605
01:35:05,569 --> 01:35:06,836
که همديگه رو بغل ميکنن

1606
01:35:09,215 --> 01:35:12,148
اونها با همديگه مثل کهنه سربازها رفتار ميکنن

1607
01:35:12,318 --> 01:35:15,385
ما گذشته رو پشت سرمون گذشتيم

1608
01:35:19,534 --> 01:35:23,934
حتي باوجود اينکه هنوز گلوله هايي در بدنم دارم
لي کونگ هوان(ويت کنگ)

1609
01:35:26,204 --> 01:35:29,070
ميخوام تا اون فصل جنگ رو ببندم

لي کونگ هوان(ويت کنگ)

1610
01:35:29,249 --> 01:35:31,315
حالا ما بايد به آينده نگاه کنيم

1611
01:35:32,664 --> 01:35:36,930
وقتي بچه هامون بتونن براي درس خوندن به آمريکا برن

1612
01:35:38,219 --> 01:35:41,019
و بهترين،زيباترين چيزها رو از آمريکاييها

1613
01:35:41,298 --> 01:35:42,298
ياد بگيرن

1614
01:35:43,558 --> 01:35:45,158
و با مردم اونجا اشنا بشن

1615
01:35:53,748 --> 01:35:56,501
من به ويتنام برگشتم

1616
01:35:56,668 --> 01:36:00,343
من با سازمان کهنه سربازهاي ايالتي تماس گرفتم

1617
01:36:04,676 --> 01:36:07,020
اين يک سازمان عظيم از کهنه سربازهاي ويتناميه

1618
01:36:07,136 --> 01:36:10,515
همه دشمنان قبلي

1619
01:36:10,640 --> 01:36:12,062
همه دشمنان قبلي

1620
01:36:12,183 --> 01:36:14,902
ولي حالا يک ذره مسنتر شديم،مثل من
مايک هيني،ارتش

1621
01:36:15,019 --> 01:36:17,488
ميدوني،اونا آدمايي در سن من هستن،پدربزرگها

1622
01:36:17,605 --> 01:36:23,487
و بعد ازينکه وارسي اوليه همديگه رو انجام داديم

1623
01:36:23,611 --> 01:36:27,036
و اين يک موضوع سياسيه يا نه

1624
01:36:27,156 --> 01:36:34,882
اونها نميشد ازين مهربانتر و دوست داشتني تر باشن

1625
01:36:34,998 --> 01:36:39,925
اونها منو زير بال و پرشون مثل يک سرباز برادر گرفتن

1626
01:36:40,044 --> 01:36:45,642
ما خاطرات دردناکمون،داستانهامون رو با همديگه مبادله کرديم

1627
01:36:48,761 --> 01:36:52,857
و من يک کم مراسم گرفتم،به افتخار افرادي که از دست داده بودم

1628
01:36:52,974 --> 01:36:56,399
به افتخار دشمنان ويتنامي که کشته بوديم

1629
01:36:56,519 --> 01:37:00,399
و فقط به اونها ميگفتيم،ميدوني،اونها ميتونستن حالا در آرامش باشن

1630
01:37:05,903 --> 01:37:09,749
اون يک سفر فوق العاده بود

1631
01:37:11,868 --> 01:37:13,586
ميدوني،

1632
01:37:13,703 --> 01:37:16,297
شما نزديکتر نميشديد،ولي تا حدي به آرامش ميرسيديد

1633
01:37:16,414 --> 01:37:18,758
تا حدي به آرامش ميرسيديد.
تا حدي به آرامش ميرسيديد

1634
01:37:28,926 --> 01:37:33,682
در ويتنام،زمين به ميزان زيادي ترميم شد

1635
01:37:33,806 --> 01:37:37,527
دشمنيهاي قديمي عمدتا دفن شده است

1636
01:37:39,645 --> 01:37:42,319
ولي ارواح باقي مانده اند

1637
01:37:44,984 --> 01:37:46,406
آمريکاييها و ويتناميها

1638
01:37:46,527 --> 01:37:48,621
با هم کار ميکنند تا مکانهايي که

1639
01:37:48,780 --> 01:37:52,080
عامل نارنجي زمين را مسموم کرده است پاکسازي کنند

1640
01:37:52,200 --> 01:37:56,455
مهمات منفجر نشده،نيمه پنهان در زمين

1641
01:37:56,579 --> 01:38:00,755
هنوز هر ساله جانهايي را ميگيرد

1642
01:38:00,875 --> 01:38:04,630
مادران و پدران مسن از ويتنام شمالي

1643
01:38:04,796 --> 01:38:07,015
هنوز در جنوب پرسه ميزنند

1644
01:38:07,131 --> 01:38:08,303
بدنبال کشف

1645
01:38:08,424 --> 01:38:10,927
آنچه که برسر پسران و دخترانشان آمده هستند

1646
01:38:15,657 --> 01:38:19,157
سربازان در يگان من

1647
01:38:20,396 --> 01:38:23,396
والدينشون به من اعتماد کردن تا دنبالشون بگردم

1648
01:38:24,689 --> 01:38:30,322
برخي از اجسادشون هرگز پيدا نشده

1649
01:38:31,333 --> 01:38:34,633
و من روز و شب احساس گناه ميکنم

1650
01:38:36,821 --> 01:38:37,821
در روياهام

1651
01:38:38,390 --> 01:38:42,890
من توسط صحنه هاي بيرحمانه جنگ و مرگ تسخير ميشم

لو کاک تام،ارتش ويتنام شمالي

1652
01:38:42,979 --> 01:38:47,113
فکر ميکنم به اين خاطره که من به تعهدم عمل نکرده ام
لو کاک تام،ارتش ويتنام شمالي

1653
01:38:47,121 --> 01:38:50,054
من اونها رو براي خانواده هاشون پيدا نکرده ام

1654
01:38:50,792 --> 01:38:52,825
هر روز مردم با من تماس ميگيرن و ميپرسن

1655
01:38:52,889 --> 01:38:55,489
پسرم در اين گروهان از اون هنگ خدمت کرده

1656
01:38:58,095 --> 01:38:59,761
اون در ميدان جنگ کشته شده

1657
01:39:00,879 --> 01:39:01,879
آيا پيداش کردي؟

1658
01:39:03,384 --> 01:39:05,717
من مجبورم جواب بدم که پيدا نکرده ام

1659
01:39:12,089 --> 01:39:14,822
فکر ميکنم شما ميتونستيد بگيد که جنگ ويتنام

1660
01:39:16,044 --> 01:39:17,444
يک سرود قهرمانانه است

1661
01:39:19,972 --> 01:39:21,972
ولي اون همچنين يک تراژدي بزرگه

1662
01:39:23,884 --> 01:39:27,518
حالا در ويتنام ما شروع به تفکر دوباره در مورد جنگ ميکنيم
وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

1663
01:39:27,643 --> 01:39:29,676
تا سوالاتيو بپرسيم

وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

1664
01:39:29,833 --> 01:39:34,233
آيا جنگ براي رسيدن به عدالت لازم بود؟

وين گوک،ارتش ويتنام شمالي

1665
01:39:35,886 --> 01:39:37,019
آيا جنگ درست بود؟

1666
01:39:40,638 --> 01:39:42,138
جنگ تموم شده

1667
01:39:43,208 --> 01:39:45,308
حالا ما لازمه تا بر زندگي تمرکز کنيم

1668
01:39:45,366 --> 01:39:48,500
اون چيزي که بيشترين اهميتو داره پيدا کردن برخي  معاني

1669
01:39:49,763 --> 01:39:52,029
برخي درسها در جنگ براي زندگيهامونه

1670
01:40:08,085 --> 01:40:12,431
وقتي ما نهايتا به سرعت از ويتنام خارج شديم

1671
01:40:13,799 --> 01:40:18,976
ما شروع کرديم به شک کردن در مورد خودمون

1672
01:40:19,096 --> 01:40:23,693
و اون يک احساس غريبه براي يک آمريکايي بود

سم ويلسون،ارتشي

1673
01:40:23,809 --> 01:40:27,780
ما بندرت در مورد خودمون شک ميکنيم

1674
01:40:27,897 --> 01:40:32,869
اين تبديل به تلخ ترين ،تفرقه انگيزترين

1675
01:40:32,985 --> 01:40:35,704
يا تلخ ترين در درجه دوم و تفرقه انگيزترين در درجه دوم

1676
01:40:35,821 --> 01:40:38,370
جنگ در کل تاريخمون شد

1677
01:40:38,491 --> 01:40:42,962
و ما هنوز از اون آسيب ميبينيم

1678
01:40:45,248 --> 01:40:49,048
ما در مورد ويتنام احساس گناه ميکنيم

1679
01:40:51,170 --> 01:40:54,595
بيش از چهار دهه بعد از پايان جنگ

تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

1680
01:40:54,715 --> 01:40:57,969
چنددستگيهايي که آن بين آمريکاييها ايجاد کرد

تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

1681
01:40:58,094 --> 01:41:01,473
هنوز کاملا التيام پيدا نکرده است

تابلو نوشته:پسرم در ويتنام براي چي کشته شد؟آمريکا

1682
01:41:01,597 --> 01:41:05,773
درسهايي که آموخته شد و بعد فراموش شد

1683
01:41:05,893 --> 01:41:10,774
تفرقه هايي که کمتر شد و بعد گسترده شد

1684
01:41:10,898 --> 01:41:17,031
اسرار قديمي که فاش شد و اسرار جديدي که مخفي شدند

1685
01:41:17,154 --> 01:41:21,284
جنگ ويتنام يک تراژدي

1686
01:41:21,409 --> 01:41:25,289
بي اندازه  و غيرقابل جبران بود

1687
01:41:28,332 --> 01:41:31,677
ولي معاني ميتواند در داستانهاي فردي

1688
01:41:31,836 --> 01:41:34,180
افرادي که از آن زنده بيرون آمدند يافت شود

1689
01:41:34,297 --> 01:41:37,392
داستانهاي شجاعت و  رفاقت

1690
01:41:37,508 --> 01:41:39,476
و استقامت

1691
01:41:39,594 --> 01:41:42,973
درک و بخشش

1692
01:41:43,097 --> 01:41:47,944
و نهايتا مصالحه

1693
01:41:52,398 --> 01:41:55,823
اونها در وزن خاطرات سهيم بودند

1694
01:41:55,943 --> 01:41:59,197
اونها باريو بردوش کشيدند که ديگران نميتونستن تحملش کنن

1695
01:41:59,322 --> 01:42:02,952
اغلب اونها همديگه رو حمل ميکردند،زخميها يا ضعيفها رو.
تيم اوبراين:يک نويسنده است و هنوز در حال تقلا براي درک کردن آنچه هست که پشت سر گذاشته است

1696
01:42:03,075 --> 01:42:06,875
اونها عفونتهايي با خودشون داشتن
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

1697
01:42:06,996 --> 01:42:09,090
اونها صفحات شطرنج
کارول کراکر
يک مشاور خانواده در شمال نيويورک

1698
01:42:09,206 --> 01:42:11,629
توپهاي بسکتبال
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

1699
01:42:11,751 --> 01:42:15,221
ديکشنريهاي ويتنامي به انگليسي
هوي دوک:يک مورخ پرخواننده شد و در شهر هوشي مين زندگي ميکند

1700
01:42:15,338 --> 01:42:21,892
درجات نظامي،مدالهاي ستاره  برونزي و قلب بنفش
بيل ارهارت:
يک معلم،شاعر و نويسنده در فيلادلفيا

1701
01:42:22,053 --> 01:42:26,086
کارتهاي پلاستيکي نوشته شده با آيين نامه حرفه اي با خودشون حمل ميکردن
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

1702
01:42:26,099 --> 01:42:28,785
دونگ وان ماي اليوت:مجددا به خواهرش ملحق شد،داستاني در مورد خانواده از هم جدا شده اش نوشت و در کاليفرنيا زنگي ميکند

1703
01:42:28,809 --> 01:42:31,733
اونها بيماريهايي با ودشون حمل ميکردن
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

1704
01:42:31,896 --> 01:42:35,196
که از جمله اونها مالاريا و اسهال خوني بود
راجر هريس:
يک آموزگار شد و 41 سال در مدارس دولتي بوستون کار کرد

1705
01:42:35,316 --> 01:42:41,665
اونها با خودشون شپش و کرم حلقوي و زالو
مت هريسون:بعد از 20 سال از ارتش بازنشسته شد و در کانيتيکت زندگي ميکند

1706
01:42:41,781 --> 01:42:47,788
جلبک شاليزار و انواع قارچها رو با خود حمل ميکردند
لي مين خويي:يک روزنامه نگار و داستان نويس در هانوي است

1707
01:42:47,912 --> 01:42:54,340
اونها با خودشون خود زمين رو حمل ميکردند...ويتنام
هال کوشنر:مجددا ازدواج کرد و يک چشم پزشک است و در فلوريدا زندگي ميکند

1708
01:42:54,460 --> 01:42:58,260
اون مکان...اون خاک رو.
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

1709
01:42:58,422 --> 01:43:00,766
يک گرد و خاک قرمز-نارنجي پودري
کارل مارلنتز:نزديک سياتل زندگي ميکند و 30 سال را صرف نوشت يک داستان در مورد جنگ خود کرد

1710
01:43:00,925 --> 01:43:07,399
که چکمه هايشان و  لباسهاي کار و صورتهاشونو ميپوشاند
ژنرال مريل مکپک:نيروي هوايي را طي جنگ اول خليج فارس فرماندهي کرد و در اورگون زندگي ميکند

1711
01:43:07,515 --> 01:43:10,769
اونها آسمون رو با خودشون حمل ميکردند
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

1712
01:43:10,935 --> 01:43:13,779
کل جو رو.
جان ماسگريو:در کانزاس زندگي ميکند و به رزمندگان   جنگهاي آمريکا مشاوره ميدهد

1713
01:43:13,938 --> 01:43:16,612
اونها آب و هوا را با خودشون حمل ميکردن
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

1714
01:43:16,732 --> 01:43:20,487
رطوبت،بارانهاي موسمي
وين گوک:يک معلم و نويسنده محترم در ويتنام است

1715
01:43:20,611 --> 01:43:24,741
بوي گند قارچها و پوسيدگي،همش رو.
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

1716
01:43:24,865 --> 01:43:26,959
اونها جاذبه رو با خودشون حمل ميکردن
بو نين:اولين سرباز پياده نظام ويتنام شمالي شد که در مورد جنگ ويتنام نوشت.او در هانوي زندگي ميکند

1717
01:43:27,118 --> 01:43:29,837
اونها مثل قاطرها حرکت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1718
01:43:29,954 --> 01:43:32,548
در روشناي روز اونها آتش تير تک تيرانداز رو دريافت ميکردن
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1719
01:43:32,665 --> 01:43:34,463
در شب اونها مورد حمله خمپاره قرار ميگرفتن.
وينسنت اوکاموتو:يک قاضي در دادگاه عالي بخش لوس انجلس است

1720
01:43:34,583 --> 01:43:38,053
اونها درون تونلها ميخزيدند و پيش قراول ميشدن
تران گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستن زندگي ميکند

1721
01:43:38,170 --> 01:43:40,468
و زير آتش پيشروي ميکردن
تران  گوک توم:9 سال را در يک اردوگاه بازآموزي گذراند و حالادر هيوستنزندگي ميکند

1722
01:43:40,631 --> 01:43:43,475
ولي اون يک جنگ نبود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

1723
01:43:43,592 --> 01:43:46,471
اون فقط يک رژه بي پايان بود
فان کوانگ تو:يک قاضي امور مهاجرت در کاليفرنياي شمالي شد

1724
01:43:46,637 --> 01:43:49,561
روستا به روستا
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي در کاليفرنياي جنوبي است

1725
01:43:49,682 --> 01:43:54,062
آنها بخاطر خود رژه ،قدم رو ميرفتن
بيل زيمرمان:يک مشاور سياسي د رکاليفرنياي جنوبي است

1726
01:43:54,186 --> 01:43:57,907
اونها به آهستگي و در سکوت پيشروي ميکردن

1727
01:43:58,023 --> 01:44:02,119
به سمت جلو خم ميشدن،در مقابل گرما،بدون تفکر

1728
01:44:02,236 --> 01:44:05,831
همه خون و استخوان،با
ناله هاي ساده,

1729
01:44:05,948 --> 01:44:08,326
با پاهايشان سربازي ميکردن

1730
01:44:08,492 --> 01:44:10,915
به بالاي تپه ها ميرفتن و به شاليزارها پايين ميومدن

1731
01:44:11,036 --> 01:44:15,792
و از رودخانه ها عبور ميکردن و دوباره بالا و پايين ميرفتن،فقط خم ميشدن

1732
01:44:15,916 --> 01:44:21,594
يک قدم و بعد قدم بعدي و بعد ديگري

1733
01:44:21,714 --> 01:44:23,261
اونها پاهاشونو وادار به حرکت ميکردن

1734
01:44:25,384 --> 01:44:27,227
اونها استقامت ميورزيدن

1735
01:44:27,251 --> 01:44:41,251
.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.

1736
01:44:41,317 --> 01:44:44,571
# وقتي خودمو در اوقات گرفتاري ميديدم #

1737
01:44:44,695 --> 01:44:47,824
# مريم مقدس پيشم مياد #

1738
01:44:47,948 --> 01:44:50,326
# سخنان حکيمانه ميگه #

1739
01:44:50,451 --> 01:44:53,671
# بگذار باشه #

1740
01:44:53,788 --> 01:44:56,541
# و در ساعت تاريکيم #

1741
01:44:56,707 --> 01:45:00,428
# اون درست مقابل من مي ايسته #

1742
01:45:00,544 --> 01:45:03,013
# سخنان حکيمانه ميگه #

1743
01:45:03,130 --> 01:45:06,100
# بگذار باشه #

1744
01:45:06,217 --> 01:45:09,391
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1745
01:45:09,553 --> 01:45:12,727
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1746
01:45:12,890 --> 01:45:16,235
# سخنان حکيمانه نجوا ميکنه #

1747
01:45:16,352 --> 01:45:19,652
# بگذار باشه #

1748
01:45:19,772 --> 01:45:22,616
# و وقتي اون مردم دلشکسته #

1749
01:45:22,733 --> 01:45:26,533
# که در جهان زندگي ميکنن موافقن #

1750
01:45:26,654 --> 01:45:29,373
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

1751
01:45:29,490 --> 01:45:32,710
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1752
01:45:32,827 --> 01:45:35,922
# با وجوديکه اونها ممکنه درگذشته باشن #

1753
01:45:36,038 --> 01:45:40,134
# هنوز شانسي هست که اونها ببينن #

1754
01:45:40,251 --> 01:45:42,504
#يک پاسخ وجود خواهد داشت #

1755
01:45:42,628 --> 01:45:45,757
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1756
01:45:45,881 --> 01:45:49,260
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1757
01:45:49,385 --> 01:45:53,265
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1758
01:45:53,389 --> 01:45:56,063
#اره
يک پاسخ وجود خواهد داشت #

1759
01:45:56,183 --> 01:45:59,232
# بگذار باشه #

1760
01:45:59,353 --> 01:46:02,573
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1761
01:46:02,690 --> 01:46:06,945
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1762
01:46:07,111 --> 01:46:09,910
# سخنان حکيمانه نجوا ميکنه #

1763
01:46:10,030 --> 01:46:14,206
# بگذار باشه #

1764
01:46:14,326 --> 01:46:16,749
#و وقتي شب ابرآلوده #

1765
01:46:16,871 --> 01:46:21,217
# هنوز يک نور است که منو روشن ميکنه #

1766
01:46:21,333 --> 01:46:24,177
# تا فردا ميتابه #

1767
01:46:24,295 --> 01:46:27,890
# بگذار باشه #

1768
01:46:28,007 --> 01:46:31,477
#من با صداي موسيقي بيدار ميشم #

1769
01:46:31,635 --> 01:46:34,935
# مريم مقدس پيشم مياد #

1770
01:46:35,055 --> 01:46:38,025
# سخنان حکيمانه ميگه #

1771
01:46:38,142 --> 01:46:41,146
# بگذار باشه #

1772
01:46:41,270 --> 01:46:44,194
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1773
01:46:44,315 --> 01:46:49,162
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1774
01:46:49,320 --> 01:46:51,823
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

1775
01:46:51,989 --> 01:46:55,334
# بگذار باشه #

1776
01:46:55,451 --> 01:46:58,500
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1777
01:46:58,662 --> 01:47:02,963
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1778
01:47:03,083 --> 01:47:06,053
# يک پاسخ وجود خواهد داشت #

1779
01:47:06,170 --> 01:47:09,174
# بگذار باشه #

1780
01:47:09,298 --> 01:47:12,393
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1781
01:47:12,509 --> 01:47:17,106
# بگذار باشه #
# بگذار باشه #

1782
01:47:17,222 --> 01:47:19,771
# سخنان حکيمانه زمزمه کن #

1783
01:47:19,892 --> 01:47:22,896
# بگذار باشه #

