1
00:00:10,343 --> 00:00:12,003
‫آنچه گذشت...

2
00:00:12,053 --> 00:00:13,680
‫- هرشل؟!
‫- مامان!

3
00:00:15,473 --> 00:00:17,183
‫اسم من دیلارده.

4
00:00:18,018 --> 00:00:19,227
‫خیلی نامردیه.

5
00:00:19,269 --> 00:00:20,220
‫این دیگه جدید بود!

6
00:00:20,270 --> 00:00:21,763
‫مگی، تو باید مردمت رو بیاری اینجا.

7
00:00:21,813 --> 00:00:24,391
‫تمام چیزایی که کروات در مورد اینجا گفت درسته.

8
00:00:24,441 --> 00:00:26,267
‫واقعاً مثل یه قلعه‌ست.

9
00:00:26,317 --> 00:00:28,486
‫این آخرین کاریه که ازت می‌خوام.

10
00:00:28,820 --> 00:00:30,981
‫- خب، تو چه‌جور دکتری هستی؟
‫- طب اورژانس.

11
00:00:31,031 --> 00:00:32,899
‫- کمکی از دستم برمیاد؟
‫- بیا.

12
00:00:32,949 --> 00:00:35,443
‫وقتی بانو رو پیدا کنیم،
‫دیگه کی می‌مونه که جلومون رو بگیره؟

13
00:00:35,493 --> 00:00:37,612
‫نصف محلهٔ میدتاون نابود شده.

14
00:00:37,662 --> 00:00:38,238
‫[تحت‌تعقیب]
‫[زنده یا مُرده]

15
00:00:38,288 --> 00:00:40,206
‫کار ما تازه داره شروع می‌شه.

16
00:00:43,084 --> 00:00:47,881
‫«ترجمه از محمد سید»

17
00:00:48,881 --> 00:00:58,881
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:03:00,430 --> 00:03:01,931
‫خب، یه امتحانی بکن.

19
00:03:03,975 --> 00:03:05,602
‫درست شد.

20
00:03:11,232 --> 00:03:14,861
‫[بخش اورژانس]

21
00:03:43,973 --> 00:03:46,142
‫خب، این...

22
00:03:57,278 --> 00:04:00,273
‫♪ هیاهوی شهر نمی‌تونه ♪

23
00:04:00,323 --> 00:04:07,121
‫- ♪ آرزوی دختر و پسر رو نابود کنه ♪
‫- ♪ نابود کنه ♪

24
00:04:07,580 --> 00:04:09,749
‫♪ ما «منهتن» رو تبدیل می‌کنیم به... ♪

25
00:04:09,791 --> 00:04:14,754
‫♪ جزیرۀ خوشی‌ها ♪

26
00:04:18,716 --> 00:04:20,343
‫تازه دارم گرم می‌شم.

27
00:04:20,718 --> 00:04:23,721
‫تازه داره جذاب می‌شه. تازه داره باحال می‌شه.

28
00:04:23,763 --> 00:04:25,682
‫بازم هست.

29
00:04:25,974 --> 00:04:29,677
‫♪ ما «منهتن» رو تبدیل می‌کنیم به... ♪

30
00:04:29,727 --> 00:04:34,941
‫♪ جزیرۀ خوشی‌ها ♪

31
00:04:35,024 --> 00:04:36,567
‫[مترو]

32
00:04:55,878 --> 00:04:57,380
‫پنج دقیقهٔ دیگه عزیزم.

33
00:04:58,631 --> 00:05:00,133
‫باشه، کارم دیگه تمومه.

34
00:05:00,800 --> 00:05:03,678
‫لوییس گفت می‌خواد توی مهمونی
‫ازم امتحان شفاهی بگیره.

35
00:05:03,928 --> 00:05:05,505
‫ممنون که این‌دفعه به‌جای رومیزی...

36
00:05:05,555 --> 00:05:07,974
‫از پارچهٔ مخصوص رنگ‌کاری استفاده کردی.

37
00:05:09,183 --> 00:05:11,352
‫[سفر بخیر، آرمسترانگ]

38
00:05:13,104 --> 00:05:14,814
‫بیا ببینم.

39
00:05:14,897 --> 00:05:16,399
‫سلام.

40
00:05:18,192 --> 00:05:19,694
‫یه کادوی کوچیک برات آوردم.

41
00:05:21,529 --> 00:05:25,742
‫آخرین بستهٔ قهوهٔ فرانسوی
‫از ذخایر «بروگل».

42
00:05:25,867 --> 00:05:28,578
‫نمی‌دونم زنم از دیدن من بیشتر خوشحال می‌شه یا این.

43
00:05:28,911 --> 00:05:30,997
‫اگه اصلاً بشناستت.

44
00:05:32,040 --> 00:05:33,541
‫لطف کردی.

45
00:05:34,334 --> 00:05:36,085
‫واقعاً کاشکی نمی‌رفتی.

46
00:05:36,127 --> 00:05:38,004
‫چون خیلی دلت برام تنگ می‌شه؟

47
00:05:38,504 --> 00:05:41,257
‫- حس خوبی بهش ندارم.
‫- می‌فهمم.

48
00:05:42,258 --> 00:05:43,926
‫نگرانی که اینجا رو از دست بدی.

49
00:05:44,010 --> 00:05:45,887
‫تو و رناتا واقعاً اینجا رو آباد کردین.

50
00:05:46,137 --> 00:05:47,638
‫این قضیه تو رو عوض کرده.

51
00:05:47,764 --> 00:05:50,466
‫وسط اون ماجرای اسیر شدن و تا پای مرگ رفتنمون،

52
00:05:50,516 --> 00:05:53,019
‫برام سؤال بود که قبل از این قضایا
‫چه‌جور آدمی بودی.

53
00:05:53,686 --> 00:05:55,471
‫الان دیگه یه چیزهایی دستم اومده.

54
00:05:55,521 --> 00:05:58,274
‫ضمناً، در مورد تشکیلات اینجاتون
‫به احدی چیزی نمی‌گم، مگی.

55
00:05:58,649 --> 00:06:00,234
‫- می‌تونی بهم اعتماد کنی.
‫- اعتماد دارم.

56
00:06:01,986 --> 00:06:03,905
‫شایدم ندارم!

57
00:06:04,447 --> 00:06:07,650
‫توی راه اگه کسی ازم پرسید
‫این کیسهٔ دونه‌های قهوه رو از کجا آوردم

58
00:06:07,700 --> 00:06:10,119
‫راستش رو بهش می‌گم.

59
00:06:10,828 --> 00:06:12,330
‫از بوستون!

60
00:06:14,332 --> 00:06:16,667
‫ببین، می‌دونم کارِت اینه که از اینجا محافظت کنی

61
00:06:16,709 --> 00:06:18,294
‫ولی حتی اگه به کسی هم می‌گفتم،

62
00:06:18,586 --> 00:06:20,755
‫عملاً از دو کیلومتری می‌دیدی که داریم میایم.

63
00:06:22,090 --> 00:06:23,833
‫لوییس، لطفاً...

64
00:06:23,883 --> 00:06:25,468
‫وضعیت قرمزه، بچه‌ها، وضعیت قرمز!

65
00:06:26,010 --> 00:06:27,512
‫عالیه.

66
00:06:29,889 --> 00:06:31,599
‫- من می‌رم بالا.
‫- منم پشت سرت میام.

67
00:06:40,274 --> 00:06:42,193
‫رناتا و مگی دوباره شروع کردن.

68
00:06:48,408 --> 00:06:50,743
‫انگار دوتا از رفقاتن که از بابالوی جدید اومدن.
‫(بابل جدید)

69
00:06:57,125 --> 00:06:58,626
‫چند هفته بود بازمانده‌ای ندیده بودم.

70
00:06:59,127 --> 00:07:01,337
‫معلوم نیست اینجا چه غلطی می‌کنن.

71
00:07:02,630 --> 00:07:04,132
‫چیزی می‌بینی؟

72
00:07:04,590 --> 00:07:06,092
‫نه.

73
00:07:06,759 --> 00:07:08,336
‫بانو غذا لازم داره.

74
00:07:08,386 --> 00:07:09,587
‫اول خودمون باید غذا بخوریم!

75
00:07:09,637 --> 00:07:11,556
‫نه، نه، نه، اول اون باید بخوره.

76
00:07:11,597 --> 00:07:12,640
‫دو روزه هیچی نخوردم.

77
00:07:12,682 --> 00:07:13,758
‫قصد دارن به کسی کمک کنن.

78
00:07:13,808 --> 00:07:15,977
‫ما اون رو تغذیه می‌کنیم،
‫اونم ما رو تغذیه می‌کنه.

79
00:07:16,060 --> 00:07:19,897
‫بانو ذهن و روح ما رو تغذیه می‌کنه.

80
00:07:20,398 --> 00:07:22,692
‫چون ما هیچ‌کدوم هیچ قرارداد رسمی‌ای امضا نکردیم...

81
00:07:22,775 --> 00:07:24,060
‫که به گروهشون ملحق بشیم.

82
00:07:24,110 --> 00:07:25,436
‫هی، هی.

83
00:07:25,486 --> 00:07:28,990
‫الان ازش می‌پرسم. هیس! بس کن.

84
00:07:30,032 --> 00:07:32,452
‫تیتیکاکا می‌خواد بدونه
‫کِی دوباره آهنگ‌های قشنگ پخش می‌شه.

85
00:07:32,493 --> 00:07:35,580
‫چندبار باید ازت بخوام که دیگه وانمود نکنی...

86
00:07:35,705 --> 00:07:37,748
‫می‌تونی با اون عجیب‌الخلقه‌های بی‌دندون حرف بزنی؟

87
00:07:37,832 --> 00:07:39,242
‫چندبار باید بهت بگم که می‌تونم...

88
00:07:39,292 --> 00:07:41,911
‫چندتا از عبارت‌هاشون رو رمزگشایی کنم؟
‫خواسته‌هاشون رو می‌فهمم.

89
00:07:41,961 --> 00:07:42,879
‫نیگان، می‌شنوی؟

90
00:07:42,920 --> 00:07:44,714
‫- هیس!
‫- باشه.

91
00:07:46,966 --> 00:07:50,595
‫قرار گذاشتیم دیگه:
‫چراغ قرمز که روشن بشه، بی‌سیم‌ها هم روشن می‌شن.

92
00:07:50,636 --> 00:07:52,638
‫ببین، من پسر خیلی خوبی‌ام.

93
00:07:52,930 --> 00:07:54,474
‫حواست به این دوتا مَرد هست؟

94
00:07:54,515 --> 00:07:56,517
‫صداشون از طرفای تو میاد.

95
00:07:56,601 --> 00:07:59,979
‫اون پت و مت رو می‌گی؟
‫خب، چی دارن می‌گن؟

96
00:08:00,062 --> 00:08:03,065
‫دنبال غذا برای بانو می‌گردن.

97
00:08:04,400 --> 00:08:07,487
‫لعنتی، مگه بانو غذا هم می‌خوره؟
‫فکر می‌کردم خون‌خواره.

98
00:08:07,653 --> 00:08:09,322
‫این همون چیزیه که منتظرش بودیم.

99
00:08:09,363 --> 00:08:10,698
‫نگو که حالت عادی نداری.

100
00:08:10,781 --> 00:08:12,783
‫نه، اصلاً.
‫بریم بگیریمش.

101
00:08:13,743 --> 00:08:15,077
‫خیلی‌خب.

102
00:08:15,495 --> 00:08:16,829
‫بانو کیه؟

103
00:08:16,871 --> 00:08:20,041
‫یه کثافتِ گوساله‌ست که قراره نفله‌ش کنیم.

104
00:09:16,180 --> 00:09:17,048
‫از تو چه پنهون، پسر،

105
00:09:17,098 --> 00:09:19,759
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت از شرّت خلاص نمی‌شیم.

106
00:09:19,809 --> 00:09:21,310
‫اینکه بخوام پیش خانواده‌م باشم

107
00:09:21,352 --> 00:09:24,855
‫- برات مفهوم ناملموسیه، می‌دونم.
‫- آخ. این حرفت دردناک بود.

108
00:09:25,439 --> 00:09:27,275
‫ببین، دلیلش رو بهت می‌گم.

109
00:09:27,400 --> 00:09:29,777
‫حقیقت تلخ اینه که آنی و جاشوا

110
00:09:29,860 --> 00:09:31,562
‫اونا بدون من زندگی بهتری دارن.

111
00:09:31,612 --> 00:09:35,700
‫حقیقت شیرین اینه که:
‫منم بدون اونا زندگی بهتری دارم.

112
00:09:36,492 --> 00:09:40,246
‫با زندگی توی یه کافه
‫که بوی گوشت گندیده می‌ده؟!

113
00:09:43,583 --> 00:09:45,084
‫خیلی‌خب.

114
00:09:47,378 --> 00:09:49,213
‫بچه‌های بانو از «تئاتر برادوی»!

115
00:10:07,523 --> 00:10:10,526
‫کیست که بیش از نان، ما را طعام می‌دهد؟

116
00:10:11,319 --> 00:10:14,322
‫و روح و جانمان را سیراب می‌کند؟

117
00:10:18,242 --> 00:10:21,329
‫کیست که رؤیاها را در روز برمی‌افروزد؟

118
00:10:22,830 --> 00:10:25,166
‫درخشش چه‌کسی راهنماست؟

119
00:10:27,835 --> 00:10:30,880
‫کیست که همچون بانو، آینده را ببیند؟

120
00:10:31,964 --> 00:10:36,052
‫چه کسی جز بانوی زیبای ما؟

121
00:10:40,556 --> 00:10:44,468
‫خب، یا خدا،

122
00:10:44,518 --> 00:10:48,230
‫من حتی دستشویی‌رفتن‌هام هم
‫شاعرانه‌تر از این مزخرفاته.

123
00:10:48,272 --> 00:10:50,107
‫ما نیومدیم بهتون آسیب بزنیم.

124
00:10:51,317 --> 00:10:52,818
‫ولی اون...

125
00:10:53,319 --> 00:10:55,313
‫البته من خیلی اهل نقاشی نیستم،

126
00:10:55,363 --> 00:10:58,032
‫ولی عجب نقاشیِ بچگونۀ قشنگیه.

127
00:11:00,409 --> 00:11:02,953
‫اینا دو قلۀ خویشاوندی هستن.

128
00:11:03,037 --> 00:11:05,164
‫که در کنار هم، پایه‌های تمدن رو شکل...

129
00:11:05,247 --> 00:11:06,407
‫نه، نه، نه، نه، نه.

130
00:11:06,457 --> 00:11:08,292
‫اینو یه بچه کشیده.

131
00:11:08,751 --> 00:11:11,003
‫تا حالا توی عمرت یه نقاشیِ حرفه‌ای...

132
00:11:11,087 --> 00:11:13,122
‫- حرفت تموم شد؟
‫- راستش، نه.

133
00:11:13,172 --> 00:11:16,050
‫آخه ببین، یه بچۀ سه ساله هم می‌تونه اینو بکِشه.

134
00:11:16,342 --> 00:11:19,261
‫دیدیم که دارین دنبال غذا می‌گردین.
‫ما با خودمون غذا آوردیم.

135
00:11:19,970 --> 00:11:22,848
‫ما توی خونه بیشتر از حد نیازتون غذا داریم.

136
00:11:23,265 --> 00:11:26,018
‫دکتر هم داریم. می‌تونه روبه‌راهتون کنه.

137
00:11:26,060 --> 00:11:28,187
‫من فردا برمی‌گردم «بابل جدید».

138
00:11:28,521 --> 00:11:31,607
‫اگه ترجیح می‌دین بیاید شهر خودتون،
‫توی قایق من جا هست.

139
00:11:31,691 --> 00:11:33,192
‫عالی به نظر میاد.

140
00:11:33,859 --> 00:11:35,695
‫یه مشت غریبه که می‌خوان به ما کمک کنن

141
00:11:35,820 --> 00:11:37,563
‫و هیچ‌چیزی هم ازمون نمی‌خوان؟

142
00:11:37,613 --> 00:11:40,157
‫ما فقط می‌خوایم بهمون بگین بانو کجاست.

143
00:11:40,199 --> 00:11:44,120
‫- این تنها کاریه که باید بکنید.
‫- من این مردها رو نجات دادم.

144
00:11:44,620 --> 00:11:45,655
‫اونا زخمی بودن.

145
00:11:45,705 --> 00:11:48,332
‫نه فقط جسمشون، بلکه ذهنشون.

146
00:11:48,416 --> 00:11:51,419
‫نمی‌تونستن رؤیاپردازی کنن.
‫من خوبشون کردم.

147
00:11:51,460 --> 00:11:53,537
‫ولی اولین رؤیایی که هر کسی داره

148
00:11:53,587 --> 00:11:56,590
‫اینه که نذاره کسی مانع از رؤیاپردازی‌هاش بشه.

149
00:11:56,882 --> 00:12:00,386
‫تو مانع هرشل شدی.
‫ولی مانع من نشدی.

150
00:12:00,428 --> 00:12:02,505
‫مانع اونا هم نمی‌تونی بشی.

151
00:12:02,555 --> 00:12:07,184
‫آره بابا. واقعاً چطوری قراره جلوشون رو بگیریم
‫و مانع‌شون بشیم؟

152
00:12:07,435 --> 00:12:09,353
‫اگه همین حالا برید زنده می‌مونید.

153
00:12:09,437 --> 00:12:11,347
‫ولی رؤیاهاتون می‌میرن.

154
00:12:11,397 --> 00:12:12,148
‫لعنت بهش.

155
00:12:12,189 --> 00:12:14,191
‫این پسرها رو به کشتن می‌دی!

156
00:12:14,233 --> 00:12:17,019
‫«یک‌بار دیگر به‌سوی شکاف دیوار، دوستان عزیز،

157
00:12:17,069 --> 00:12:18,362
‫یک‌بار دیگر!

158
00:12:18,404 --> 00:12:21,315
‫و یا آن شکاف را با پیکرِ سربازانمان پر کنید.»

159
00:12:21,365 --> 00:12:23,901
‫- برید! زود باشید! خواهش می‌کنم!
‫- «در زمان صلح...»

160
00:12:23,951 --> 00:12:25,319
‫سلاح‌هاتون رو بندازین.

161
00:12:25,369 --> 00:12:27,196
‫«هیچ‌چیز برای یک مرد، برازنده‌تر از...

162
00:12:27,246 --> 00:12:29,540
‫آرامش، وقار و فروتنی نیست.»

163
00:12:29,623 --> 00:12:31,000
‫لطفاً فقط برگردید برید.

164
00:12:31,041 --> 00:12:32,168
‫- با همه‌تونم.
‫- «اما وقتی...

165
00:12:32,209 --> 00:12:34,003
‫شیپور جنگ دمیده می‌شود...»

166
00:12:34,128 --> 00:12:36,005
‫- لعنت بهش!
‫- سلاح‌هاتون رو بندازین!

167
00:12:36,130 --> 00:12:37,923
‫«عضلات را سفت کنید...»

168
00:12:38,048 --> 00:12:39,550
‫«خون را به جوش آورید...»

169
00:12:45,765 --> 00:12:47,683
‫ای خدا، این چه کار احمقانه‌ای بود؟!

170
00:12:53,522 --> 00:12:55,024
‫برو.

171
00:12:55,149 --> 00:12:56,317
‫برو!

172
00:12:58,402 --> 00:12:59,520
‫بجنگ!

173
00:12:59,570 --> 00:13:01,071
‫بجنگ، بزدل!

174
00:13:04,408 --> 00:13:05,910
‫اوناهاش.

175
00:13:09,079 --> 00:13:12,408
‫- دیگه تموم شد، بانو.
‫- پایان کار، هرگز...

176
00:13:12,458 --> 00:13:14,710
‫واقعاً پایان نیست.

177
00:13:16,003 --> 00:13:17,505
‫مراقب باشید!

178
00:13:21,801 --> 00:13:23,677
‫کثافت عوضی.

179
00:13:23,803 --> 00:13:26,972
‫داره می‌ره. پاشید! بجنبید!

180
00:13:34,647 --> 00:13:36,190
‫نه!

181
00:13:54,166 --> 00:13:56,919
‫خوکِ خودخواه!

182
00:13:57,711 --> 00:13:59,213
‫پسرت...

183
00:13:59,630 --> 00:14:02,967
‫می‌خواست آیندهٔ این شهر رو شکل بده.

184
00:14:04,051 --> 00:14:06,178
‫ولی تو نذاشتی این اتفاق بیفته.

185
00:14:06,303 --> 00:14:08,389
‫انگار مجبور بودی گولش بزنی و ببریش.

186
00:14:10,015 --> 00:14:12,518
‫من هرشل رو دوباره می‌بینم، و وقتی ببینمش،

187
00:14:12,601 --> 00:14:15,479
‫اون به اشتباهاتش پی می‌بره.

188
00:14:16,564 --> 00:14:18,065
‫آره حتماً.

189
00:14:18,482 --> 00:14:21,151
‫به حرف زدن ادامه بده... لطفاً!

190
00:14:21,485 --> 00:14:22,478
‫لازم نیست بکُشیش.

191
00:14:22,528 --> 00:14:23,437
‫نه بابا.

192
00:14:23,487 --> 00:14:25,990
‫این بدونِ شک باید بمیره.

193
00:14:27,575 --> 00:14:29,076
‫نه!

194
00:14:39,253 --> 00:14:41,338
‫[ورودیِ اضطراری]

195
00:14:41,463 --> 00:14:43,173
‫[ورودیِ اضطراری]

196
00:14:54,518 --> 00:14:56,020
‫کروات کجاست؟

197
00:14:57,021 --> 00:14:59,056
‫طبیعتاً اون اینا رو برای شما ساخته.

198
00:14:59,106 --> 00:15:00,357
‫کجاست؟

199
00:15:00,816 --> 00:15:02,318
‫مُرده.

200
00:15:05,321 --> 00:15:07,281
‫این مخزن‌ها رو از کجا آوردی؟

201
00:15:16,832 --> 00:15:18,042
‫بخور.

202
00:15:18,584 --> 00:15:20,085
‫اینجا نه.

203
00:15:21,503 --> 00:15:23,005
‫من نمی‌تونم اینجا باشم.

204
00:15:25,257 --> 00:15:26,759
‫چرا تا الان من رو نکشتی؟

205
00:15:31,221 --> 00:15:32,723
‫مگی...

206
00:15:35,684 --> 00:15:37,311
‫من... من... شاید...

207
00:15:37,770 --> 00:15:39,271
‫دست‌کم گرفته باشمت.

208
00:15:39,813 --> 00:15:43,776
‫شاید هرشل این شور و شوقش رو از تو به ارث برده باشه.

209
00:15:44,818 --> 00:15:46,528
‫می‌خوام کمک کنم، مگی.

210
00:15:46,570 --> 00:15:49,281
‫دلم می‌خواد این شهر بازسازی بشه.

211
00:15:49,531 --> 00:15:53,160
‫این تنها چیزیه که همیشه می‌خواستم. این بیمارستان...

212
00:15:53,202 --> 00:15:56,789
‫شروع خیلی خوبی بود،
‫ولی باید بزرگ‌تر فکر کنی.

213
00:15:57,581 --> 00:16:03,295
‫اگه از این مخزن‌ها به اندازۀ کافی داشته باشی،
‫می‌تونی برق کل این جزیره رو تأمین کنی.

214
00:16:04,171 --> 00:16:06,548
‫فقط باید در موردش بیشتر حرف بزنیم.

215
00:16:07,132 --> 00:16:10,469
‫که برات نقاشی بکِشم؟

216
00:16:11,804 --> 00:16:13,681
‫که برات آدم بکُشم؟

217
00:16:14,181 --> 00:16:18,894
‫من یه چشم‌اندازی داشتم.
‫علمش رو دارم.

218
00:16:19,478 --> 00:16:22,356
‫«سنترال پارک» قدیما زمین کشاورزی بود.

219
00:16:22,398 --> 00:16:25,067
‫این کارخونه‌ها و آپارتمان‌ها...

220
00:16:26,860 --> 00:16:32,032
‫یه تمدن کامل اینجاست
‫که فقط یه نفر رو می‌خواد که ازشون بهره‌برداری کنه.

221
00:16:32,908 --> 00:16:34,410
‫همین‌طوره.

222
00:16:37,663 --> 00:16:38,948
‫مگی!

223
00:16:38,998 --> 00:16:40,499
‫مگی!

224
00:16:52,094 --> 00:16:54,054
‫- فکر نکنم هنوز آماده باشم.
‫- هستی.

225
00:16:55,347 --> 00:16:58,100
‫یادت باشه: یه نفس، یه حرکت.

226
00:16:58,600 --> 00:17:00,102
‫هی!

227
00:17:00,144 --> 00:17:03,272
‫یکی یه سوزن کوفتی بهم بده،
‫خودم انجامش می‌دم!

228
00:17:04,523 --> 00:17:09,028
‫فقط پوسته.
‫که پوست اون، واضحه خیلی نازکه.

229
00:17:22,750 --> 00:17:25,419
‫خیلی خوشحالم که اینجا شدم آدمک تمرینی شما.

230
00:17:28,338 --> 00:17:30,340
‫اصلاً تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

231
00:17:30,591 --> 00:17:32,301
‫به نظر میاد دارم چی‌کار می‌کنم؟

232
00:17:32,342 --> 00:17:37,181
‫دارم نگاه می‌کنم که پسرم چطوری
‫بارها و بارها سوزن رو فرو می‌کنه توی گوشت تنت.

233
00:17:37,473 --> 00:17:38,766
‫نظرت چیه بری برای پسرت

234
00:17:38,807 --> 00:17:40,968
‫یه لیوان آب بیاری تا اعصابش آروم بشه؟

235
00:17:41,018 --> 00:17:42,386
‫حالا چون تو از سوزن خوشت نمیاد،

236
00:17:42,436 --> 00:17:43,887
‫دلیل نمی‌شه به این پسر تیکه بندازی.

237
00:17:43,937 --> 00:17:45,314
‫آره. معلومه که من واقعاً...

238
00:17:45,355 --> 00:17:48,525
‫از سوزن بدم میاد، مردکِ معتادِ سوزنی.

239
00:17:50,527 --> 00:17:52,196
‫ببین، آقای سرزنده...

240
00:17:52,237 --> 00:17:55,908
‫من تا حالا چند بار جونت رو نجات دادم.

241
00:17:56,033 --> 00:17:57,951
‫چرا از من می‌ترسی؟

242
00:17:57,993 --> 00:17:59,278
‫چرا باید کسی از مَردی که...

243
00:17:59,328 --> 00:18:01,488
‫توی کافۀ واکرها،
‫صبح تا شب گیم می‌زنه...

244
00:18:01,538 --> 00:18:02,956
‫حس عجیبی بگیره؟

245
00:18:03,749 --> 00:18:05,542
‫اصلاً چطوری این زخم رو برداشتی؟

246
00:18:06,085 --> 00:18:07,369
‫یکی از اون بطری‌های خالی‌ت...

247
00:18:07,419 --> 00:18:08,879
‫پرید گازت گرفت؟

248
00:18:11,799 --> 00:18:13,300
‫اون نمی‌دونه؟

249
00:18:18,222 --> 00:18:22,392
‫طبقۀ پایینه.
‫زندانی شده.

250
00:18:24,269 --> 00:18:27,606
‫دیگه هیچ‌وقت بهت آسیب نمی‌زنه، قول می‌دم.

251
00:18:27,940 --> 00:18:29,983
‫نیازی نیست بترسی.

252
00:18:31,610 --> 00:18:33,403
‫می‌دونم حرف قشنگی نیست، ولی...

253
00:18:34,696 --> 00:18:38,492
‫فکر کنم اگه منم اونجا بودم،
‫دلم می‌خواست بکُشمش، ولی...

254
00:18:40,494 --> 00:18:42,788
‫همۀ آدم‌های توی سالن، همین رو می‌خواستن.

255
00:18:42,996 --> 00:18:44,665
‫ولی نمی‌دونم از پسش برمی‌اومدم یا نه.

256
00:18:48,836 --> 00:18:50,629
‫بعضی وقتا نگران می‌شم،

257
00:18:50,796 --> 00:18:53,257
‫که وقتی نوبت من برسه تا یه نفر رو بکُشم،

258
00:18:53,507 --> 00:18:55,134
‫نتونم این کار رو بکنم.

259
00:18:59,346 --> 00:19:01,598
‫این چیزیه که بتونی بهم یاد بدی؟

260
00:19:06,436 --> 00:19:08,972
‫خب اگه بخوایم واقع‌بین باشیم،
‫اینجا چه گزینه‌هایی داریم؟

261
00:19:09,022 --> 00:19:10,974
‫چی؟ واقعاً فقط دوتا گزینه داریم؟

262
00:19:11,024 --> 00:19:13,227
‫یا بکُشیمش، یا تا ابد حبسش کنیم؟

263
00:19:13,277 --> 00:19:15,112
‫یا اینکه سعی کنیم اصلاحش کنیم.

264
00:19:15,154 --> 00:19:18,198
‫- تا حالا دیدی این روش جواب بده؟
‫- آره، دیدم.

265
00:19:18,240 --> 00:19:19,700
‫فکر می‌کنی روی اونم جواب می‌ده؟

266
00:19:20,033 --> 00:19:22,119
‫- نمی‌دونم.
‫- خیلی‌خب.

267
00:19:23,036 --> 00:19:26,498
‫اگه توی زندان نگهش داریم،
‫از منابعمون استفاده می‌کنیم.

268
00:19:26,582 --> 00:19:28,033
‫و فقط هم منظورم غذا نیست.

269
00:19:28,083 --> 00:19:30,502
‫اگه داریم می‌گیم اون اون‌قدر خطرناکه که نمی‌تونه...

270
00:19:30,544 --> 00:19:31,829
‫بیرون از قفس باشه،

271
00:19:31,879 --> 00:19:33,922
‫پس یه نفر رو می‌خوایم که
‫نگهبانی بده تا مطمئن شیم...

272
00:19:34,006 --> 00:19:35,549
‫هیچ‌وقت از اون قفس بیرون نمیاد،

273
00:19:35,924 --> 00:19:38,418
‫و احتمالاً یه نگهبان دیگه هم بخوایم
‫که مراقب نگهبان اول باشه،

274
00:19:38,468 --> 00:19:40,679
‫چون طبیعتاً نمی‌تونیم اون رو با هیچ‌کس تنها بذاریم.

275
00:19:41,305 --> 00:19:42,598
‫یا اینکه می‌کُشیمش.

276
00:19:42,723 --> 00:19:45,893
‫و تنها چیزی که از دست می‌دیم،
‫ارزش‌هاییه که این جامعه رو برمبناش ساختیم.

277
00:19:46,643 --> 00:19:51,064
‫چرت‌وپرت!

278
00:19:53,650 --> 00:19:55,027
‫جانم؟

279
00:19:55,694 --> 00:19:58,572
‫ببین، اگه ارزش‌های این جامعه نگه داشتنِ...

280
00:19:58,655 --> 00:20:01,700
‫یه آدمکش پیش خودتونه،
‫پس براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

281
00:20:03,076 --> 00:20:04,536
‫شک ندارم که

282
00:20:04,578 --> 00:20:06,413
‫تو خودت آدم‌های بی‌گناه رو کُشتی.

283
00:20:06,496 --> 00:20:09,166
‫- یعنی بزنیم تو رو هم بکُشیم؟
‫- آره.

284
00:20:09,333 --> 00:20:10,834
‫ببین، مسئله اینجاست که...

285
00:20:10,959 --> 00:20:15,622
‫من توی جامعهٔ شما نیستم.
‫ببین، من توی «گورباباتون-آباد» زندگی می‌کنم،

286
00:20:15,672 --> 00:20:17,633
‫با کد پستیِ: گور باباتون.

287
00:20:17,925 --> 00:20:20,043
‫هیچ‌چیز دَووم نمیاره مگه اینکه...

288
00:20:20,093 --> 00:20:22,971
‫حاضر باشی وحشیانه‌ترین کار ممکن رو انجام بدی

289
00:20:23,096 --> 00:20:26,808
‫تا وضعیت رو حفظ کنی،
‫و دوست من، تو همچین آدمی نیستی.

290
00:20:27,392 --> 00:20:30,687
‫حق با توئه. من این‌طوری نیستم.

291
00:20:31,146 --> 00:20:34,107
‫و اگه مشکلی با این موضوع داری،
‫پس تبریک می‌گم...

292
00:20:34,191 --> 00:20:35,851
‫قطعاً تصمیم درستی گرفتی...

293
00:20:35,901 --> 00:20:38,195
‫ که توی اون کافۀ بوگندوت قایم شدی.

294
00:20:40,739 --> 00:20:41,949
‫ببین...

295
00:20:42,199 --> 00:20:45,068
‫تو می‌تونی بری طبقۀ پایین
‫و زنی رو بکُشی که می‌خواست...

296
00:20:45,118 --> 00:20:48,664
‫تو و هرشل رو بکُشه
‫یا اینکه می‌تونی به حرف این خانم گوش بدی

297
00:20:48,747 --> 00:20:50,958
‫که تو و هرشل رو به کشتن می‌ده.

298
00:20:51,750 --> 00:20:53,210
‫تصمیم با خودته.

299
00:20:58,757 --> 00:21:01,635
‫من بانو رو می‌شناسم،
‫نیگان هم اون رو می‌شناسه.

300
00:21:03,095 --> 00:21:05,931
‫اون زن به همه‌مون کلی ظلم کرده.

301
00:21:07,057 --> 00:21:09,685
‫باورت نمی‌شه چه کارهایی به کروات گفت باهامون بکنه.

302
00:21:10,519 --> 00:21:14,606
‫هیچ‌کس وقتی ترسیده یا عصبانیه، تصمیم درستی نمی‌گیره.

303
00:21:14,690 --> 00:21:18,902
‫و من... واقعاً دارم سعی می‌کنم
‫روزنهٔ امید رو زنده نگه دارم، مگی.

304
00:21:18,986 --> 00:21:23,982
‫جدی می‌گم، ولی...
‫نمی‌دونم می‌تونم یا نه.

305
00:21:24,032 --> 00:21:27,661
‫شاید مجبور نباشی تصمیمی بگیری.
‫اون چیزی نمی‌خوره.

306
00:21:27,911 --> 00:21:29,413
‫همین الان اون پایین بودم.

307
00:21:29,496 --> 00:21:31,490
‫و به نظر میاد یه مدته که سوءتغذیه گرفته.

308
00:21:31,540 --> 00:21:35,043
‫اگه به این اعتصاب غذا ادامه بده، خیلی دَووم نمیاره.

309
00:21:36,128 --> 00:21:38,338
‫پس شاید بهتر باشه بذاریم خودش تصمیم بگیره.

310
00:21:39,673 --> 00:21:41,083
‫یعنی اگه مصممه خودش رو

311
00:21:41,133 --> 00:21:43,051
‫به دردناک‌ترین شکل ممکن بکُشه،

312
00:21:43,427 --> 00:21:44,928
‫یعنی با مُردن از شدتِ گرسنگی،

313
00:21:45,679 --> 00:21:48,307
‫من هیچ اشکالی نمی‌بینم که بهش یه گزینۀ دیگه بدیم.

314
00:21:49,308 --> 00:21:51,518
‫لازم نیست حتماً انقدر زجرکش بشه.

315
00:21:56,857 --> 00:21:58,600
‫فقط در حقم یه لطفی بکن و بی‌خیالش شو.

316
00:21:58,650 --> 00:22:00,269
‫چطوری بی‌خیال بشم، ها؟

317
00:22:00,319 --> 00:22:01,728
‫اگه می‌گی من زبونشون رو نمی‌فهمم،

318
00:22:01,778 --> 00:22:02,863
‫یعنی می‌گی من دروغگوئم.

319
00:22:02,904 --> 00:22:04,948
‫نه، حرفم اینه که وانمود نکن...

320
00:22:04,990 --> 00:22:06,650
‫- زبونشون رو می‌فهمی...
‫- بازم گفتی وانمود کردن.

321
00:22:06,700 --> 00:22:07,576
‫من وانمود نمی‌کنم.

322
00:22:07,617 --> 00:22:09,036
‫من...

323
00:22:10,662 --> 00:22:12,447
‫- دارم با شرایط وفق پیدا می‌کنم.
‫- ای خدا.

324
00:22:12,497 --> 00:22:14,416
‫- نه...
‫- صبر کن، چیزی نیست. چیزی نیست.

325
00:22:30,140 --> 00:22:31,641
‫اسمش «چَز»ـه.

326
00:22:31,725 --> 00:22:34,770
‫هی، عصبانی‌ش نکن.

327
00:22:49,576 --> 00:22:50,452
‫باشه...

328
00:22:54,664 --> 00:22:56,625
‫بدبختِ بیچاره، طرفدار تیم «جتز»ـه.

329
00:23:00,796 --> 00:23:02,297
‫از سر راهم برو کنار.

330
00:23:06,676 --> 00:23:08,178
‫بیا!

331
00:23:16,144 --> 00:23:18,105
‫بجنب بریم!
‫بریم، بریم، بریم!

332
00:23:18,397 --> 00:23:20,482
‫بیا بالا!

333
00:23:22,025 --> 00:23:23,527
‫بجنب!

334
00:23:26,822 --> 00:23:29,074
‫خوبی؟

335
00:23:31,743 --> 00:23:33,036
‫اصلاً بامزه نیستی.

336
00:23:40,794 --> 00:23:43,338
‫این وامونده‌ها دندون دارن.

337
00:23:45,549 --> 00:23:46,550
‫و ناخن!

338
00:23:48,510 --> 00:23:51,263
‫اینا حیوون‌های دست‌آموز توی کافه‌ت نیستن.

339
00:23:51,304 --> 00:23:55,133
‫اونا خودِ مرگ هستن که راه می‌رن!
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

340
00:23:55,183 --> 00:23:56,852
‫آره.

341
00:23:56,977 --> 00:23:58,478
‫باورم نمی‌شه...

342
00:23:58,562 --> 00:24:03,442
‫بعد از این‌همه سال اصلاً باید اینا رو بگم.

343
00:24:20,917 --> 00:24:23,078
‫یه‌بار دیگه از این مسخره‌بازی‌ها بکنی...

344
00:24:23,128 --> 00:24:25,630
‫با آچار چرخ به حسابت می‌رسم.

345
00:24:35,390 --> 00:24:37,726
‫هی...

346
00:24:42,105 --> 00:24:44,816
‫مُرده‌ها این‌طوری می‌گن «عذر می‌خوام».

347
00:25:10,759 --> 00:25:14,262
‫من قبلاً پلیس بودم. مأمور مخفی بودم.

348
00:25:16,890 --> 00:25:19,392
‫وقتی خیلی نفوذ می‌کنی، دیگه خودت نیستی.

349
00:25:21,937 --> 00:25:23,897
‫ولی در واقع هستی، مگه نه؟

350
00:25:25,774 --> 00:25:28,818
‫هر کی که هستی، دیگه خودت نیستی. ولی باید باشی.

351
00:25:29,319 --> 00:25:32,155
‫و سال‌های سال، وقتی مأمور مخفی بودم،
‫اون آدم خودم بودم.

352
00:25:32,405 --> 00:25:33,907
‫ولی یه نفر دیگه هم بودم.

353
00:25:34,241 --> 00:25:36,618
‫من خیلی وقته توی اون کافه قایم شدم.

354
00:25:37,702 --> 00:25:39,204
‫می‌دونستم حرفشون رو نمی‌فهمم.

355
00:25:40,789 --> 00:25:43,041
‫مجبور بودم وانمود کنم وگرنه دیوونه می‌شدم.

356
00:25:43,875 --> 00:25:45,327
‫عجب! شایدم دیوونه شدم. نمی‌دونم.

357
00:25:45,377 --> 00:25:47,379
‫شاید واقعاً نمی‌دونم داره چه اتفاقی می‌افته.

358
00:25:50,382 --> 00:25:51,883
‫ولی یه چیز رو خوب می‌دونم.

359
00:25:55,220 --> 00:25:56,755
‫وقتی مدت زیادی یه نقش رو بازی می‌کنی،

360
00:25:56,805 --> 00:25:58,557
‫تبدیل می‌شه به بخشی از وجودت.

361
00:25:59,975 --> 00:26:03,645
‫و تحت هیچ شرایطی، دیگه رهات نمی‌کنه.

362
00:26:07,357 --> 00:26:11,903
‫پس یه بخشی از وجود من همیشه همون آدمی می‌مونه که...

363
00:26:12,112 --> 00:26:14,906
‫مجبور بود کانتینرهای
‫پر از دخترهای قاچاق‌شده رو خالی کنه.

364
00:26:18,702 --> 00:26:21,454
‫و یه بخشی از وجودم
‫همیشه قراره حرف اونا رو بفهمه.

365
00:26:29,963 --> 00:26:31,923
‫این نقاشی اصلاً مفهومی نداره.

366
00:26:34,092 --> 00:26:36,261
‫[ورودی اضطراری]

367
00:26:41,141 --> 00:26:43,560
‫به دکتر هم گفتم. لب به غذا نمی‌زنم.

368
00:26:44,227 --> 00:26:46,688
‫- من اینجا نمی‌مونم.
‫- می‌دونم.

369
00:27:00,035 --> 00:27:02,787
‫وقتی نیگان توی سلول بود، روبه‌روش وایستادم.

370
00:27:04,080 --> 00:27:05,282
‫ازم خواست بکُشمش،

371
00:27:05,332 --> 00:27:08,251
‫ولی این کار رو نکردم
‫چون می‌خواستم زجر بکشه.

372
00:27:09,169 --> 00:27:13,340
‫من قرار نیست تو رو بکُشم
‫و دلم هم نمی‌خواد زجر بکشی.

373
00:27:13,757 --> 00:27:16,676
‫تو از اینجا نمی‌ری بیرون، خب؟

374
00:27:18,595 --> 00:27:21,139
‫ولی می‌تونی چیزهایی که می‌دونی رو با ما در میون بذاری.

375
00:27:22,349 --> 00:27:24,684
‫می‌تونی سعی کنی کارهایی که کردی رو جبران کنی.

376
00:27:25,185 --> 00:27:26,686
‫می‌تونی عوض بشی.

377
00:27:29,814 --> 00:27:31,316
‫یه گاز بخور.

378
00:27:32,942 --> 00:27:33,902
‫یا نخور.

379
00:27:36,154 --> 00:27:37,447
‫چاقو هم هست.

380
00:27:39,574 --> 00:27:41,076
‫انتخابش با خودته.

381
00:27:51,341 --> 00:28:01,341
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

382
00:28:11,606 --> 00:28:14,484
‫ببین. خوبه؟

383
00:28:15,902 --> 00:28:17,404
‫از اینجا بردمشون بیرون.

384
00:28:19,531 --> 00:28:23,368
‫توی اتاقم هستن.
‫لازم بود یه مدت ازشون جدا بشم.

385
00:28:24,536 --> 00:28:26,529
‫فکر کنم اگه...

386
00:28:26,579 --> 00:28:27,864
‫اونا مدام اینجا نباشن

387
00:28:27,914 --> 00:28:29,624
‫حالم یه‌کم بهتر بشه، مگه نه؟

388
00:28:30,208 --> 00:28:32,285
‫خیلی‌خب، آره، فکر کنم...

389
00:28:32,335 --> 00:28:35,422
‫فکر کنم این... احتمالاً ایدۀ خوبی باشه.

390
00:28:36,881 --> 00:28:38,800
‫هی، یه سؤالی داشتم.

391
00:28:40,552 --> 00:28:42,045
‫می‌خوای بهم یاد بدی چطوری...

392
00:28:42,095 --> 00:28:44,222
‫اون گیمی که همیشه می‌زنی رو بازی می‌کنی؟

393
00:28:47,058 --> 00:28:49,936
‫آخه... دلت می‌خواد؟

394
00:28:51,730 --> 00:28:53,231
‫خودت می‌خوای یاد بگیرم؟

395
00:28:55,233 --> 00:28:57,610
‫آماده باش، دوست من، گریه‌ت رو درمیارم.

396
00:28:57,652 --> 00:29:00,363
‫جوری لهت کنم که صدای گاو بدی، بچه‌جون.

397
00:29:00,447 --> 00:29:04,993
‫داداش، تو حتی عرضه نداری صدای گاو رو هم تقلید کنی.

398
00:29:05,660 --> 00:29:07,328
‫ای لعنت بهت! نزدیک بود بزنمت.

399
00:29:07,454 --> 00:29:10,331
‫تو آخه مال این حرفا نیستی که
‫بخوای جلوی من کاری کنی.

400
00:29:10,582 --> 00:29:11,791
‫اوه اوه!

401
00:29:11,833 --> 00:29:14,335
‫- یالا، یالا، یالا!
‫- آهان...

402
00:29:14,419 --> 00:29:15,962
‫یالا، یالا.

403
00:29:16,045 --> 00:29:17,964
‫یالا، یالا، یالا، یالا!

404
00:29:18,089 --> 00:29:19,758
‫لعنت بهش!

405
00:29:21,801 --> 00:29:22,886
‫برو بمیر بابا.

406
00:29:22,927 --> 00:29:24,846
‫- داشتم می‌بردم.
‫- یه نفر اینجا بدجوری...

407
00:29:24,929 --> 00:29:26,181
‫فشار خورده.

408
00:29:26,222 --> 00:29:27,223
‫می‌دونی، خیلی جالبه،

409
00:29:27,265 --> 00:29:28,308
‫تازگیا شنیدم

410
00:29:28,349 --> 00:29:30,427
‫که دهن نهنگ آبی، بعد از تو، دومین دهن گشاد...

411
00:29:30,477 --> 00:29:31,219
‫توی دنیاست.

412
00:29:31,269 --> 00:29:32,979
‫تو دیگه این حرف رو نزن،

413
00:29:33,021 --> 00:29:35,014
‫چون فقط بلدی ادعا کنی

414
00:29:35,064 --> 00:29:39,110
‫- باشه حتماً.
‫- و هر بار می‌بازی، حرصت می‌گیره و فحش می‌دی.

415
00:29:39,152 --> 00:29:40,687
‫حالا این دست رو شانسی بردی.

416
00:29:40,737 --> 00:29:43,031
‫قبول کن.
‫ولی چیزی نمونده بود ببازی.

417
00:29:43,281 --> 00:29:45,533
‫- اینو قبول دارم. آره درسته.
‫- سلام.

418
00:29:48,912 --> 00:29:52,499
‫مارگارت، چی شده اومدی پایین‌شهر؟

419
00:29:52,582 --> 00:29:54,083
‫یه لحظه وقت داری؟

420
00:29:55,710 --> 00:29:57,879
‫خیلی‌خب، بشین یه‌کم تمرین کن.

421
00:29:58,213 --> 00:29:59,798
‫تو هم برو بمیر، عزیزم.

422
00:30:00,048 --> 00:30:01,549
‫بوم! بوم!

423
00:30:07,806 --> 00:30:09,307
‫خب؟

424
00:30:09,432 --> 00:30:10,934
‫چرا اینجا موندی؟

425
00:30:12,435 --> 00:30:15,563
‫روزی که جینی رو خاک کردیم، آماده بودی سوار قایق بشی.

426
00:30:16,272 --> 00:30:17,774
‫چرا موندی؟

427
00:30:19,234 --> 00:30:22,070
‫دلیلت این نبود که کل روز بشینی روی اون مبل، مگه نه؟

428
00:30:23,238 --> 00:30:24,689
‫نه... نه.

429
00:30:24,739 --> 00:30:26,566
‫گفتم شاید برم بازیِ «نیکس» رو ببینم.
‫(بسکتبال)

430
00:30:26,616 --> 00:30:28,701
‫می‌شه بس کنی؟

431
00:30:32,455 --> 00:30:33,957
‫خوبی؟

432
00:30:35,708 --> 00:30:37,836
‫دلم نمی‌خواد اون حق انتخاب داشته باشه.

433
00:30:40,922 --> 00:30:42,715
‫دلم می‌خواست توی اون سالن تئاتر بکشمش،

434
00:30:42,757 --> 00:30:44,592
‫الان هم دلم می‌خواد بکشمش.

435
00:30:45,051 --> 00:30:46,845
‫خیلی‌خب. چرا داری اینو به من می‌گی؟

436
00:30:48,763 --> 00:30:50,890
‫چون تو تنها کسی هستی که می‌فهمه.

437
00:31:09,367 --> 00:31:10,827
‫خب، بکشش.

438
00:31:18,001 --> 00:31:19,878
‫اینجا جای خاصیه.

439
00:31:20,295 --> 00:31:22,755
‫آخرین و بهترین امید برای همه‌مونه.

440
00:31:23,131 --> 00:31:25,049
‫بیشتر از همه برای هرشل.

441
00:31:25,091 --> 00:31:26,843
‫اون‌همه آذوقه و تدارکات،

442
00:31:26,885 --> 00:31:29,212
‫از گروه‌ها و بابل جدید گرفتیم
‫و تمام چیزهایی که...

443
00:31:29,262 --> 00:31:30,588
‫از «بریکس» آوردیم!

444
00:31:30,638 --> 00:31:33,716
‫ما سلاح داریم، غذا داریم، برق داریم.

445
00:31:33,766 --> 00:31:35,935
‫قرار نیست با دانسته‌هامون و داشته‌هامون

446
00:31:35,977 --> 00:31:37,186
‫تازه از صفر شروع کنیم.

447
00:31:38,521 --> 00:31:40,690
‫تو خودت یکی از همون درس‌هایی هستی که گرفتیم.

448
00:31:40,982 --> 00:31:43,943
‫- که منو نکُشتی، آره؟
‫- آره.

449
00:31:45,194 --> 00:31:46,988
‫تا حالا به این فکر کردی که شاید من فقط...

450
00:31:47,030 --> 00:31:49,240
‫یکی از اون موردهای خیلی خاص باشم؟

451
00:31:49,699 --> 00:31:50,859
‫نیستی.

452
00:31:50,909 --> 00:31:52,410
‫هستم.

453
00:31:55,038 --> 00:31:56,831
‫خیلی‌خب، پس...

454
00:31:56,915 --> 00:32:00,501
‫می‌خوای بازیِ «زنده نگه داشتنِ آدما» رو راه بندازی؟

455
00:32:00,835 --> 00:32:03,338
‫خودم بارها و بارها اون بازی رو کردم.

456
00:32:03,880 --> 00:32:05,632
‫تهِ اون بازی، باخته.

457
00:32:06,424 --> 00:32:08,843
‫ببین، برای اینکه آدما رو زنده نگه داری

458
00:32:09,010 --> 00:32:11,512
‫مجبوری یه عالمه آدم دیگه رو بکُشی.

459
00:32:11,763 --> 00:32:12,964
‫دیر یا زود،

460
00:32:13,014 --> 00:32:15,550
‫آدم بی‌گناهی رو می‌کُشی
‫و کنترل اوضاع رو از دست می‌دی.

461
00:32:15,600 --> 00:32:17,886
‫بعدش دیگه نمی‌تونی آدم گناهکار رو بکُشی.

462
00:32:17,936 --> 00:32:21,814
‫خیلی راحت‌تره که کلاً دور این قضیه رو خط بکشی.

463
00:32:24,192 --> 00:32:27,445
‫- این طرز فکرِ بانوئه.
‫- حقیقت همینه.

464
00:32:28,988 --> 00:32:30,698
‫حرف آخرِت همینه؟

465
00:32:31,449 --> 00:32:32,951
‫آره همینه.

466
00:32:33,326 --> 00:32:36,329
‫می‌تونی کمک کنی یه جامعه بسازیم.

467
00:32:38,915 --> 00:32:41,167
‫یه قلعهٔ شنی توی طوفان.

468
00:32:42,335 --> 00:32:45,380
‫فکر نمی‌کنی شاید...

469
00:32:46,464 --> 00:32:48,383
‫بتونی بعد از کارهایی که کردی

470
00:32:48,424 --> 00:32:50,343
‫یه خدمتی به مردم بکنی؟

471
00:32:52,512 --> 00:32:57,684
‫هر کاری که تا حالا کردم در جهت کمک به آدما بوده.

472
00:33:00,436 --> 00:33:01,938
‫من دیگه نیستم.

473
00:33:15,118 --> 00:33:17,203
‫اون روز که با کروات بودیم...

474
00:33:18,788 --> 00:33:22,750
‫ما متحول شدیم.
‫حداقل من که شدم.

475
00:33:23,292 --> 00:33:25,670
‫و فکر می‌کردم تو هم شدی.

476
00:33:28,214 --> 00:33:31,384
‫می‌دونی، بالأخره فهمیدم چرا این یارو
‫گذاشت اینجا بمونی.

477
00:33:32,093 --> 00:33:34,303
‫تو هم مثل دوستای مُرده‌ش، مُردی.

478
00:33:46,232 --> 00:33:47,850
‫چطور پیش رفت؟ خوب بود؟

479
00:33:47,900 --> 00:33:50,111
‫به بهترین شکل ممکن!

480
00:33:55,116 --> 00:33:57,785
‫سلام رفیق. کی گذاشت بیای بیرون؟

481
00:33:59,829 --> 00:34:02,415
‫دوباره یه نفر درِ اتاق ۳۱۵ رو باز گذاشته؟ ببینش.

482
00:34:03,833 --> 00:34:05,752
‫عه، عه، عه، رفیق، رفیق، رفیق.

483
00:34:07,003 --> 00:34:08,838
‫[سیگار کشیدن ممنوع]

484
00:34:08,921 --> 00:34:10,423
‫رفیق...

485
00:34:11,883 --> 00:34:13,384
‫- حله؟
‫- باشه.

486
00:34:13,509 --> 00:34:15,011
‫برای پوست بَده.

487
00:34:21,309 --> 00:34:23,728
‫- می‌رم بیرون.
‫- ممنون.

488
00:35:34,006 --> 00:35:37,552
‫هی... ببین، من...

489
00:35:38,094 --> 00:35:40,930
‫فقط می‌خواستم بدونی که من زنده‌ام.

490
00:35:41,639 --> 00:35:44,225
‫منم اون روز یه تحولاتی توی وجودم اتفاق افتاد.

491
00:35:50,273 --> 00:35:51,774
‫خیلی‌خب.

492
00:36:00,700 --> 00:36:04,078
‫فقط... هیچ‌وقت نمیام توی این ساختمون زندگی کنم.

493
00:36:04,537 --> 00:36:08,541
‫این...
‫نمی‌دونم. امن نیست.

494
00:36:08,916 --> 00:36:11,711
‫امن نیست چون نمی‌تونی هر کسی رو
‫که فکر می‌کنی لازمه کُشته بشه،

495
00:36:11,794 --> 00:36:12,670
‫بکُشی؟

496
00:36:12,712 --> 00:36:14,714
‫نه. فقط گوش کن.

497
00:36:16,090 --> 00:36:18,301
‫وقتی کارم رو با «ناجی‌ها» شروع کردم،

498
00:36:19,010 --> 00:36:20,678
‫می‌خواستیم گروهمون رو کوچیک نگه داریم.

499
00:36:20,720 --> 00:36:22,013
‫درسته.

500
00:36:22,096 --> 00:36:23,973
‫ولی آمارمون جور درنمی‌اومد.

501
00:36:24,056 --> 00:36:28,227
‫باید یه تعداد مشخصی نیروی انسانی داشته باشی
‫تا بتونی شرایط رو برای تعداد مشخصی آدم فراهم کنی.

502
00:36:28,436 --> 00:36:31,063
‫- ناجی‌ها...
‫- گوش کن، تو دلت نمی‌خواد...

503
00:36:31,105 --> 00:36:33,524
‫جایی زندگی کنی که مجبور باشی
‫نقش جلاد رو بازی کنی، مگه نه؟

504
00:36:33,566 --> 00:36:35,860
‫- این مال دنیای قدیمه.
‫- نه. اشتباه می‌کنی.

505
00:36:35,902 --> 00:36:40,731
‫دلیل اینکه سیستم دنیای قدیم جواب می‌داد
‫این بود که رئیس زندان و نگهبان زندان و قاضی...

506
00:36:40,781 --> 00:36:42,992
‫و پلیس و وکیل و آدمایی که

507
00:36:43,075 --> 00:36:45,453
‫برای وکلا ناهار درست می‌کردن، وجود داشتن.

508
00:36:45,995 --> 00:36:47,496
‫یعنی می‌گی نیروی انسانی می‌خوایم؟

509
00:36:47,663 --> 00:36:52,210
‫یه عالمه آدم: بیشتر از هیلتاپ، بیشتر از ناجی‌ها.

510
00:36:52,668 --> 00:36:56,380
‫این‌طوری می‌تونی اینجا رو
‫همون‌قدر که می‌خوای امن کنی.

511
00:36:57,465 --> 00:37:00,051
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونیم
‫دنیای قدیم رو به اینجا برگردونیم؟

512
00:37:00,301 --> 00:37:02,094
‫نمی‌دونم خواهانِ همچین چیزی هستم یا نه.

513
00:37:03,846 --> 00:37:06,390
‫چون من داشتم سعی می‌کردم اینجا رو مخفی نگه دارم.

514
00:37:09,101 --> 00:37:11,979
‫ولی شاید... شاید...

515
00:37:13,272 --> 00:37:14,891
‫ولی حقیقت اینه که ما غذای کافی داریم.

516
00:37:14,941 --> 00:37:17,443
‫می‌تونیم جمعیتمون رو سه برابر کنیم و بازم کم نیاریم.

517
00:37:18,569 --> 00:37:21,614
‫و اون‌وقت می‌تونیم دکترها و
‫مهندس‌های بیشتری تربیت کنیم.

518
00:37:23,741 --> 00:37:25,534
‫می‌تونیم سنترال پارک رو شخم بزنیم.

519
00:37:27,078 --> 00:37:30,081
‫غذای بیشتری پرورش بدیم، آدمای خیلی بیشتری بیاریم.

520
00:37:30,248 --> 00:37:34,710
‫ولی مسئله اینه که تو صرفاً آدمای بیشتر نمی‌خوای، مگی،

521
00:37:34,794 --> 00:37:36,162
‫آدمای خوب می‌خوای!

522
00:37:36,212 --> 00:37:38,172
‫و اصلاً دوست ندارم ضدحال بزنم

523
00:37:38,214 --> 00:37:41,175
‫ولی بعید می‌دونم تعداد زیادی آدم خوب باقی مونده باشه.

524
00:37:41,467 --> 00:37:43,261
‫تو معلم ورزش بودی.

525
00:37:44,679 --> 00:37:47,924
‫بعد دنیا عوض شد و آدما عوض شدن...

526
00:37:47,974 --> 00:37:49,475
‫چون ترسیدن.

527
00:37:49,934 --> 00:37:53,062
‫اون ترس رو که از بین ببری...
‫الکساندریا... زندان...

528
00:37:53,104 --> 00:37:55,523
‫وقتی تأمین بودیم،
‫قبل از اینکه اوضاع خراب بشه،

529
00:37:55,564 --> 00:37:57,358
‫مردم شروع کردن به بهتر شدن.

530
00:37:57,566 --> 00:38:00,987
‫نه همهٔ مردم.
‫بعضی‌ها نمی‌تونن عوض بشن.

531
00:38:01,570 --> 00:38:03,656
‫اونا همون آدمایی هستن که براشون قاضی‌ها و وکیل‌ها...

532
00:38:03,698 --> 00:38:05,032
‫و رئیس‌های زندان رو داریم.

533
00:38:08,035 --> 00:38:09,120
‫اشتباه می‌کنی.

534
00:38:13,666 --> 00:38:15,459
‫به گمونم بعداً معلوم می‌شه.

535
00:38:37,023 --> 00:38:38,149
‫از همون اول،

536
00:38:38,232 --> 00:38:40,860
‫تنها کاری که می‌کردی این بود که
‫سعی کنی اینجا رو مخفی نگه داری.

537
00:38:41,068 --> 00:38:43,904
‫چراغ‌های قرمز، دوربین‌ها، پنل‌های پنجره‌ها...

538
00:38:44,697 --> 00:38:46,240
‫- می‌دونم.
‫- گفتی اگه...

539
00:38:46,282 --> 00:38:47,742
‫کسی از اینجا مطلع بشه،

540
00:38:47,783 --> 00:38:49,577
‫همه‌مون رو می‌کشن تا اینجا رو بدزدن.

541
00:38:49,744 --> 00:38:51,112
‫می‌دونم.

542
00:38:51,162 --> 00:38:52,830
‫خیلی‌خب، حالا چیزی عوض شده؟

543
00:38:52,872 --> 00:38:55,875
‫اون آدما همه‌مون رو می‌کُشن
‫تا اینجا رو مال خودشون کنن.

544
00:38:56,000 --> 00:38:57,960
‫و برای همینه که آدمای بیشتری نیاز داریم.

545
00:38:58,002 --> 00:39:01,205
‫اون‌قدر نیروی انسانی می‌خوایم
‫که بتونیم در برابر هر دشمنی مقاومت کنیم.

546
00:39:01,255 --> 00:39:03,341
‫اگه کاری که تو می‌گی رو بکنیم،
‫آدمای بد ممکنه...

547
00:39:03,382 --> 00:39:05,293
‫فردا سر و کله‌شون توی ساحلمون پیدا بشه.

548
00:39:05,343 --> 00:39:06,844
‫با آمادگی جلوشون درمیایم.

549
00:39:07,261 --> 00:39:10,473
‫سرتاسر اینجا دیده‌بان می‌ذاریم، توی هر نقطه‌ای.

550
00:39:10,765 --> 00:39:13,059
‫هر کسی که از این رودخونه رد بشه، ما می‌تونیم ببینیمش.

551
00:39:13,100 --> 00:39:16,687
‫با اسلحه‌خونه‌ای که داریم، ما از اونا آماده‌تریم.

552
00:39:16,729 --> 00:39:18,647
‫ولی اصلاً چرا باید به این ایده فکر کنیم؟

553
00:39:19,732 --> 00:39:22,151
‫این بهترین شرایطیه که تا حالا داشتیم، مگی.

554
00:39:22,234 --> 00:39:23,819
‫ما یه انبار پر از غذا داریم.

555
00:39:23,903 --> 00:39:26,864
‫انباری که هر روز داره خالی و خالی‌تر می‌شه...

556
00:39:27,198 --> 00:39:28,741
‫و هیچ راهی هم برای پر کردنش نیست.

557
00:39:28,783 --> 00:39:30,576
‫چشم به هم بزنیم زمستون می‌رسه،

558
00:39:30,743 --> 00:39:32,953
‫و اون‌موقع‌ست که آدما بیشتر از همیشه مستأصل می‌شن.

559
00:39:32,995 --> 00:39:35,114
‫آدمای مستأصل خطرناک‌ترین آدما هستن.

560
00:39:35,164 --> 00:39:37,124
‫افراد بیشتری میاریم،

561
00:39:37,875 --> 00:39:39,835
‫می‌تونیم شخم زدن سنترال پارک رو شروع کنیم.

562
00:39:40,044 --> 00:39:42,213
‫مگی، ما یه بیمارستان داریم.

563
00:39:42,254 --> 00:39:44,290
‫بیمارستانی که فقط به اندازهٔ دکترهاش به درد می‌خوره.

564
00:39:44,340 --> 00:39:45,841
‫ما فقط یه دکتر داریم.

565
00:39:46,050 --> 00:39:47,468
‫خدایی نکرده ممکنه برای لوییس

566
00:39:47,510 --> 00:39:49,962
‫قبل از اینکه بتونه افراد بیشتری رو آموزش بده،
‫اتفاقی بیفته.

567
00:39:50,012 --> 00:39:53,265
‫بین این آدمایی که میان اینجا،
‫می‌تونیم دکترهای بیشتری داشته باشیم.

568
00:39:53,307 --> 00:39:55,009
‫ببین، می‌فهمم چی می‌گی، واقعاً می‌فهمم.

569
00:39:55,059 --> 00:39:56,477
‫استدلالت رو درک می‌کنم،

570
00:39:56,519 --> 00:40:00,731
‫ولی وظیفهٔ اصلی من زنده نگه داشتن آدمای امروزه.

571
00:40:03,234 --> 00:40:04,894
‫شرمنده، مگی، نمی‌تونم این کار رو بکنم.

572
00:40:04,944 --> 00:40:06,195
‫گوش کن، رناتا...

573
00:40:07,988 --> 00:40:10,616
‫وقتی توی هیلتاپ و بریکس مسئول بودم،

574
00:40:12,284 --> 00:40:14,286
‫منم دقیقاً همین‌طوری فکر می‌کردم.

575
00:40:14,328 --> 00:40:16,622
‫فقط می‌تونستم روی چیزهایی که جلوم بود تمرکز کنم.

576
00:40:17,706 --> 00:40:19,283
‫چیزهایی که الان داریم رو نداشتم.

577
00:40:19,333 --> 00:40:21,627
‫فرصت اینو نداشتم که به آینده فکر کنم.

578
00:40:21,669 --> 00:40:23,629
‫و می‌دونم این برخلاف تمام چیزهاییه که این دنیا...

579
00:40:23,671 --> 00:40:25,798
‫بهمون یاد داده؛ می‌دونم ترسناکه.

580
00:40:25,965 --> 00:40:28,209
‫ولی خودت همیشه می‌گی وقتی ترسیدی نمی‌تونی...

581
00:40:28,259 --> 00:40:29,677
‫بهترین تصمیم رو بگیری.

582
00:40:29,718 --> 00:40:32,505
‫مگی، من باید به بچۀ کوچیکِ برادرزادۀ شوهرم فکر کنم.

583
00:40:32,555 --> 00:40:33,764
‫منم پسرم رو دارم.

584
00:40:34,223 --> 00:40:37,309
‫و می‌دونم که الان در امانن،

585
00:40:37,726 --> 00:40:39,603
‫ولی امنیتشون تضمین‌شده نیست.

586
00:40:39,645 --> 00:40:40,855
‫و اگه درها رو باز نکنیم،

587
00:40:40,896 --> 00:40:42,940
‫چه آینده‌ای براشون می‌سازیم؟

588
00:40:43,524 --> 00:40:45,818
‫من خیلی قبولت دارم، رناتا.

589
00:40:46,360 --> 00:40:51,198
‫می‌دونم که می‌تونی ما رو
‫امروز و فردا زنده نگه داری.

590
00:40:51,782 --> 00:40:54,326
‫در حال حاضر یه‌سری داشته‌ها داریم

591
00:40:55,161 --> 00:40:57,496
‫و به خودمون بستگی داره که باهاشون چی‌کار کنیم.

592
00:41:16,056 --> 00:41:17,558
‫می‌خوایم چه‌جور آدمایی باشیم؟

593
00:41:28,486 --> 00:41:29,987
‫هی!

594
00:41:35,034 --> 00:41:36,535
‫ما فقط می‌خوایم کمکت کنیم.

595
00:41:37,369 --> 00:41:38,446
‫می‌ذاری این کار رو بکنیم؟

596
00:41:38,496 --> 00:41:40,456
‫می‌شه لطفاً بذاری کمکت کنیم؟

597
00:41:40,998 --> 00:41:43,167
‫یادته توی سالن تئاتر چی گفتم؟

598
00:41:43,501 --> 00:41:45,002
‫هنوزم پای حرفم هستم.

599
00:41:46,420 --> 00:41:47,922
‫طوری نیست.

600
00:42:01,227 --> 00:42:03,020
‫همه‌چی درست می‌شه... خب؟

601
00:42:11,111 --> 00:42:12,613
‫آرمسترانگ!

602
00:42:18,619 --> 00:42:20,112
‫امیدوارم یه تاکسی پیدا کرده باشی

603
00:42:20,162 --> 00:42:22,081
‫که تو رو تا این‌سرِ شهر آورده باشه.

604
00:42:24,708 --> 00:42:26,202
‫چند بار قراره خداحافظی کنیم؟

605
00:42:26,252 --> 00:42:28,462
‫می‌دونم. قول می‌دم این‌دفعهٔ آخر باشه.

606
00:42:29,713 --> 00:42:33,008
‫من... اون‌موقع اشتباه می‌کردم.

607
00:42:33,968 --> 00:42:35,803
‫می‌تونی به بقیه در مورد اینجا بگی.

608
00:42:35,928 --> 00:42:38,931
‫ما می‌خوایم مردم بیان؛ آدمای خوب.

609
00:42:39,098 --> 00:42:40,599
‫حتماً این کار رو می‌کنم.

610
00:42:42,685 --> 00:42:44,478
‫دوست دارم برگردی.

611
00:42:45,271 --> 00:42:48,065
‫می‌دونم داری می‌ری خونه تا خانواده‌ت رو ببینی، ولی...

612
00:42:49,066 --> 00:42:51,443
‫امیدوارم برگردین، همه‌تون.

613
00:42:53,237 --> 00:42:56,198
‫ممنونم. واقعاً ممنونم، ولی...

614
00:42:57,199 --> 00:42:58,701
‫من دیگه برنمی‌گردم اینجا.

615
00:42:59,326 --> 00:43:01,078
‫حداقل تا یه مدتی نمیام.

616
00:43:02,580 --> 00:43:04,915
‫پس فقط به‌خاطر خانواده‌ت نیست که برمی‌گردی، مگه نه؟

617
00:43:05,958 --> 00:43:07,785
‫بابل جدید بهم نیاز داره.

618
00:43:07,835 --> 00:43:08,953
‫حالا که ارتش از بین رفته،

619
00:43:09,003 --> 00:43:11,121
‫می‌دونم که احتمالاً اوضاع اونجا
‫عوض شده و اگه نشده باشه،

620
00:43:11,171 --> 00:43:13,924
‫چند نفری از ما هستن که منتظر فرصت بودن تا عوضش کنن.

621
00:43:14,300 --> 00:43:18,929
‫- الان وقتشه.
‫- اگه کسی بتونه این کار رو بکنه، اون تویی.

622
00:43:19,805 --> 00:43:21,307
‫ممنون.

623
00:43:21,724 --> 00:43:23,175
‫و وقتی این کار رو کردم،

624
00:43:23,225 --> 00:43:25,261
‫مطمئن باش که دوتایی...

625
00:43:25,311 --> 00:43:26,812
‫یه گپ طولانی می‌زنیم.

626
00:44:03,265 --> 00:44:06,810
‫می‌تونی به اون رفیقت که کلماتش رو کش‌دار می‌گه بگی...

627
00:44:07,186 --> 00:44:11,899
‫که این کاسرولِ تن‌ماهی در بهترین حالت، معمولیه.

628
00:44:16,320 --> 00:44:19,031
‫- چیه؟
‫- فکر می‌کردم احتمالاً مُردی.

629
00:44:20,199 --> 00:44:22,201
‫حالا خودم می‌تونم بکُشمت.

630
00:44:33,504 --> 00:44:35,923
‫- من مسلحم.
‫- ایول.

631
00:44:40,511 --> 00:44:42,012
‫کمک!

632
00:44:42,137 --> 00:44:45,265
‫یکی بیاد این پایین! کمک! یه نفر بیاد پایین!

633
00:44:45,349 --> 00:44:48,268
‫کمکم کنید! کمک!

634
00:44:48,352 --> 00:44:51,188
‫- باورنکردنیه، نه؟
‫- یکی بیاد پایین!

635
00:44:51,271 --> 00:44:54,983
‫هیچ نگهبانی نیست. اونم برای یه روانی مثل تو!

636
00:44:55,067 --> 00:44:59,738
‫و هیچ‌کس جز منِ بیچاره نیست که اینجا رو امن نگه داره.

637
00:45:13,252 --> 00:45:15,379
‫هی، خوبی؟

638
00:45:16,797 --> 00:45:21,218
‫وقتی اون اهرم رو بکِشیم،
‫دیگه راه برگشتی نیست.

639
00:45:21,969 --> 00:45:23,929
‫می‌دونم برنامه‌ت اینه که با هر آدم بَدی...

640
00:45:23,971 --> 00:45:26,640
‫که ممکنه بیاد سمتمون مقابله کنی...

641
00:45:26,849 --> 00:45:29,017
‫نگران جزیره‌ای؟

642
00:45:29,226 --> 00:45:30,269
‫بهت گفتم که.

643
00:45:30,310 --> 00:45:35,524
‫نه کریستوس هست، نه بروگل، نه کروات.

644
00:45:35,899 --> 00:45:38,110
‫اون یارو که به کروات آموزش داده چی؟

645
00:45:38,902 --> 00:45:40,404
‫نیگان عوض شده.

646
00:45:42,531 --> 00:45:44,992
‫ولی هنوز توی ذاتشه، مگی.

647
00:45:45,743 --> 00:45:49,538
‫و اون... اون چیز بَدیه.

648
00:45:50,456 --> 00:45:52,624
‫راستش، چیزی که منو می‌ترسونه اینه که...

649
00:45:53,292 --> 00:45:57,296
‫نمی‌دونم برای اونا بَده یا برای ما آدم‌خوبا.

650
00:45:59,631 --> 00:46:02,217
‫وقتی جای شکار و شکارچی عوض می‌شه
‫دیگه کِیف نمی‌ده، نه؟

651
00:46:09,308 --> 00:46:10,809
‫آماده‌ای؟

652
00:46:11,268 --> 00:46:12,770
‫برو بریم.

653
00:47:31,181 --> 00:47:32,683
‫به نظرت معنی‌ش چیه؟

654
00:47:33,517 --> 00:47:35,227
‫فکر می‌کنم بهتر باشه بریم ببینیم.

655
00:47:52,870 --> 00:47:55,080
‫«ترجمه از محمد سید»

656
00:47:58,709 --> 00:48:00,494
‫اسلحه‌هاتون رو بذارید کنار، بچه‌ها.

657
00:48:00,544 --> 00:48:02,045
‫اسلحه‌ها کنار!

658
00:48:02,087 --> 00:48:03,463
‫[آنچه خواهید دید...]

659
00:48:04,131 --> 00:48:06,133
‫می‌خوام بدونم اگه اوضاع قاراشمیش شد

660
00:48:06,633 --> 00:48:08,468
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه.

661
00:48:09,636 --> 00:48:10,971
‫قرنطینه رو شروع می‌کنیم.

662
00:48:11,096 --> 00:48:13,181
‫با این اتفاق‌هایی که داره می‌افته،
‫احتیاط شرط عقله.

663
00:48:16,184 --> 00:48:19,313
‫دوتا گروه داریم.
‫ولی فقط یکی‌شون می‌تونه بمونه.

664
00:48:19,396 --> 00:48:22,065
‫برای همین یه بازی می‌کنیم.

665
00:48:24,065 --> 00:48:34,065
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M