1
00:00:01,876 --> 00:00:06,881
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:08,299 --> 00:00:10,051
‫سلام.

3
00:00:10,176 --> 00:00:11,302
‫الان کجایی؟

4
00:00:11,386 --> 00:00:13,430
‫الان دارم می‌رم سمت داکوتای جنوبی.

5
00:00:13,555 --> 00:00:16,182
‫یه خرده اردو بزنم،
‫یه کم ماهیگیری کنم.

6
00:00:16,266 --> 00:00:17,517
‫باریکلا، کالتر.

7
00:00:17,600 --> 00:00:18,935
‫مهمه که آدم واسه خودش وقت بذاره.

8
00:00:19,060 --> 00:00:21,062
‫واسم کار گیر آوردین، مگه نه؟

9
00:00:21,187 --> 00:00:23,648
‫سنت لوئیس، میزوری. 20 هزار دلار مژدگونی...

10
00:00:23,732 --> 00:00:25,525
‫برای پیدا کردن فردی که
‫شاهد یک قتل بوده.

11
00:00:25,608 --> 00:00:28,361
‫پیشنهاد توسط استفنی پورتر
‫شونزده ساله ارائه شده.

12
00:00:28,445 --> 00:00:29,821
‫اون 16 سالشه...

13
00:00:29,904 --> 00:00:31,823
‫بعد مژدگونی 20 هزار دلاری می‌ده؟

14
00:00:31,906 --> 00:00:33,992
‫یک وبسایت جمع‌آوری کمک‌های مالی
‫برای هزینه...

15
00:00:34,075 --> 00:00:35,744
‫درخواست تجدیدنظر پرونده باباش جمع کرده.

16
00:00:35,869 --> 00:00:37,746
‫راستش به نظرم مهربونیش رو می‌رسونه.

17
00:00:37,871 --> 00:00:39,789
‫پدرش، کِلی پورتر...

18
00:00:39,914 --> 00:00:41,291
‫به قتل شریک تجاری خودش،

19
00:00:41,416 --> 00:00:44,085
‫مردی به نام «اِیوری اینگرام» محکوم شده.

20
00:00:44,169 --> 00:00:45,837
‫حکم 30 سال حبس خورده.

21
00:00:45,920 --> 00:00:48,173
‫به یک شاهد گمشده اشاره کردین؟

22
00:00:48,256 --> 00:00:50,258
‫استفنی می‌گه یک نفر هست که می‌تونه...

23
00:00:50,383 --> 00:00:52,010
‫به پرونده باباش کمک کنه،

24
00:00:52,093 --> 00:00:54,220
‫ولی مدرکی نیست که طرف
‫واقعا وجود داشته باشه.

25
00:00:54,304 --> 00:00:56,431
‫شاید فقط یک بچه مهربونه...

26
00:00:56,556 --> 00:00:58,475
‫که می‌خواد باور کنه باباش...

27
00:00:58,600 --> 00:01:00,602
‫یک آدم دیگه است.

28
00:01:01,686 --> 00:01:03,396
‫آره، باشه، خیلی‌خب، می‌رم سراغش.

29
00:01:03,396 --> 00:01:05,398
‫بعدا داکوتای جنوبی می‌رم.
‫یک قرار ملاقات بذارین.

30
00:01:05,398 --> 00:01:07,192
‫شاید رینی بتونه کمک کنه؟
‫چون زیر و بم...

31
00:01:07,275 --> 00:01:09,319
‫و ریزه‌کاری زیاد داره،
‫از قبل هم روش تحقیق کردن...

32
00:01:09,319 --> 00:01:11,654
‫و پرونده رو به دادگاه هیئت منصفه بردن...

33
00:01:11,780 --> 00:01:14,282
‫باشه، آره، به شما می‌سپرم
‫که سهم‌مون رو تقسیم کنین.

34
00:01:14,407 --> 00:01:17,285
‫هر موقع به سنت لوئیس رسیدم،
‫زنگ می‌زنم.

35
00:01:26,586 --> 00:01:28,630
‫این عکس من و بابامه.

36
00:01:30,298 --> 00:01:32,300
‫اینجا واسه تعطیلات بهاره
‫به فلوریدا رفته بودیم.

37
00:01:39,057 --> 00:01:41,518
‫اون هم شریک تجاری‌اش، اِیوری هست.

38
00:01:41,643 --> 00:01:43,853
‫می‌بینی؟ با هم دوست بودن.

39
00:01:43,937 --> 00:01:46,648
‫مطمئنم که بابام اون رو نکشته.

40
00:01:46,773 --> 00:01:49,067
‫واسم مهم نیست بقیه چی می‌گن.
‫اون به من دروغ نمی‌گه.

41
00:01:49,150 --> 00:01:51,027
‫خانم پورتر، نظر شما چیه؟

42
00:01:51,152 --> 00:01:53,321
‫خواهش می‌کنم، دبرا صدام کن.

43
00:01:53,446 --> 00:01:56,199
‫شور و اشتیاق دخترم رو تحسین می‌کنم،

44
00:01:56,324 --> 00:01:58,743
‫ولی متاسفانه فکر نمی‌کنم
‫که بتونی چیزی پیدا کنی.

45
00:01:58,827 --> 00:02:00,829
‫مامان، بابا همچین کاری نکرده...

46
00:02:00,995 --> 00:02:02,997
‫تحقیقات تیم حقوقی‌اش، اصلا خوب نبود.

47
00:02:03,123 --> 00:02:04,541
‫معلومه که کار اون نبوده.

48
00:02:04,666 --> 00:02:06,167
‫و بله.

49
00:02:06,292 --> 00:02:07,877
‫به نظرم وکیل تسخیری کِلی...

50
00:02:07,961 --> 00:02:10,004
‫منابع محدودی در اختیار داشت.

51
00:02:11,297 --> 00:02:12,882
‫ولی یک سال رد شده.

52
00:02:13,007 --> 00:02:14,092
‫دادگاه هم برگزار شده.

53
00:02:14,175 --> 00:02:16,302
‫هیچکس پیشقدم نشده
‫و به نظرم ما هر چه...

54
00:02:16,302 --> 00:02:17,512
‫در توان داشتیم، انجام دادیم.

55
00:02:17,512 --> 00:02:19,556
‫به نظرم آقای شاو می‌تونه
‫کمک‌مون کنه.

56
00:02:23,226 --> 00:02:25,770
‫به شاهد گمشده اشاره کرده بودی؟

57
00:02:26,855 --> 00:02:28,314
‫یک نفر یک پیغام ناشناس...

58
00:02:28,398 --> 00:02:30,024
‫تو صفحه جمع‌آوری کمک مالی فرستاد.

59
00:02:30,150 --> 00:02:31,401
‫بیا.

60
00:02:31,526 --> 00:02:33,528
‫یه نگاهی بنداز.

61
00:02:35,029 --> 00:02:38,032
‫«یک شاهد وجود داره که
‫می‌دونه پدرت بی‌گناهه».

62
00:02:38,158 --> 00:02:40,034
‫اصلا نمی‌دونین کی این رو فرستاده؟

63
00:02:40,160 --> 00:02:41,536
‫نمی‌دونیم.

64
00:02:43,663 --> 00:02:45,623
‫کار شما همینه، درسته؟

65
00:02:45,707 --> 00:02:47,250
‫پیدا کردن مردم گم شده؟

66
00:02:47,375 --> 00:02:49,252
‫درسته.

67
00:02:49,377 --> 00:02:51,379
‫این تنها فرصت ماست
‫تا جونش رو نجات بدیم.

68
00:02:52,380 --> 00:02:54,299
‫منم دلم می‌خواد باور کنم
‫که یه شاهد هست...

69
00:02:54,382 --> 00:02:55,842
‫می‌تونه بابات رو رفع اتهام کنه.

70
00:02:55,925 --> 00:02:57,760
‫با تموم وجودم می‌خوام باور کنم.

71
00:02:57,886 --> 00:02:59,888
‫ولی نگران اینم که ما...

72
00:03:00,013 --> 00:03:02,140
‫از هیچ اقدامی فروگذار نکردیم...

73
00:03:02,223 --> 00:03:05,393
‫فقط می‌خوام کاری رو بکنم
‫که به صلاح استفنی باشه.

74
00:03:10,899 --> 00:03:12,817
‫سخته که...

75
00:03:12,901 --> 00:03:15,486
‫چیزهایی در مورد پدرت،
‫در مورد همسرت بشنوی...

76
00:03:15,570 --> 00:03:18,114
‫که احساسی می‌کنی درست نیست.

77
00:03:18,239 --> 00:03:20,742
‫خودم هم این رو تجربه کردم.

78
00:03:20,867 --> 00:03:22,952
‫بابام رازهای زیادی داشت.

79
00:03:24,204 --> 00:03:25,997
‫به مادرم خیلی سخت گذشت.

80
00:03:26,080 --> 00:03:28,041
‫به همه‌امون سخت گذشت.

81
00:03:28,124 --> 00:03:30,168
‫پس...

82
00:03:31,211 --> 00:03:32,962
‫این کار رو قبول می‌کنی.

83
00:03:33,087 --> 00:03:35,089
‫درسته، آقای شاو؟

84
00:03:38,176 --> 00:03:40,303
‫بذار ببینم در مورد این شاهد
‫چی می‌تونم پیدا کنم.

85
00:03:47,894 --> 00:03:49,854
‫نظر من رو می‌خوای؟

86
00:03:49,938 --> 00:03:52,649
‫کلی پورتر گناهکاره،
‫تموم شد و رفت.

87
00:03:52,732 --> 00:03:54,817
‫ولی اینکه مدام اظهار بی‌گناهی کرده، چی؟

88
00:03:54,901 --> 00:03:57,445
‫کالتر، شاید بهتر باشه
‫یک جا بشینی واست توضیح بدم.

89
00:03:57,570 --> 00:03:59,322
‫ولی امم، کسایی که آدم می‌کشن،

90
00:03:59,447 --> 00:04:00,657
‫اغلب اوقات دروغ هم می‌گن.

91
00:04:00,782 --> 00:04:03,201
‫آره، ولی اگه دروغ نگه، چی؟

92
00:04:03,284 --> 00:04:06,287
‫- بر چه اساس؟
‫- بر این اساس که هیچکس ندیده کِلی آدم بکشه.

93
00:04:06,371 --> 00:04:08,289
‫باشه.

94
00:04:08,414 --> 00:04:10,541
‫بذار حقایق رو مرور کنیم، باشه؟ بیا.

95
00:04:10,625 --> 00:04:12,669
‫بیا، بیا، بیا.

96
00:04:12,752 --> 00:04:15,255
‫خیلی‌خب، پس...

97
00:04:16,923 --> 00:04:18,508
‫کِلی پورتر و اِیوری اینگرام...

98
00:04:18,591 --> 00:04:20,969
‫کار و کاسبی رو با هم اداره می‌کنن،
‫شرکت جابجایی پنبه نسوز.

99
00:04:21,094 --> 00:04:23,137
‫مالکان وقتی مشغول به کار می‌شن،
‫از خونه بیرون می‌رن.

100
00:04:23,137 --> 00:04:25,390
‫در شب قتل، کِلی به خونه‌ای
‫که مشغول کار بودن...

101
00:04:25,473 --> 00:04:27,183
‫برمی‌گرده و حدس بزن چی پیدا می‌کنه.

102
00:04:27,308 --> 00:04:29,686
‫شریک تجاریش، اِیوری،
‫داخل خونه مشتری...

103
00:04:29,686 --> 00:04:31,771
‫بازی غیرقانونی شرط بندی راه انداخته.
‫بله، خبر دارم.

104
00:04:31,771 --> 00:04:33,106
‫به جز اینکه فقط متوجه نمی‌شه...

105
00:04:33,189 --> 00:04:34,607
‫بلکه پورتر از کوره در می‌ره.

106
00:04:34,691 --> 00:04:36,609
‫باید بشمری، یک، دو،

107
00:04:36,693 --> 00:04:39,570
‫سه، چهار نفر جداگانه شاهد بودن که...

108
00:04:39,654 --> 00:04:40,905
‫پورتر، اِیوری رو کتک زده.

109
00:04:40,989 --> 00:04:43,283
‫اون رو تهدید به قتل کرده
‫و بعدش، اوه...

110
00:04:43,408 --> 00:04:45,576
‫در کمال تعجب،
‫گزارش پزشکی قانونی می‌گه...

111
00:04:45,660 --> 00:04:47,161
‫که اِیوری یک ساعت بعد از...

112
00:04:47,245 --> 00:04:48,496
‫جر و بحث با کِلی،

113
00:04:48,579 --> 00:04:50,081
‫به دلیل ضربه شدید به سر، مُرده.

114
00:04:50,164 --> 00:04:52,625
‫یعنی به این می‌گن پرونده‌ای
‫که مثل آب خوردن تموم می‌شه.

115
00:04:52,709 --> 00:04:53,876
‫هیچکس ندیده‌اش که آدم بکشه.

116
00:04:54,002 --> 00:04:55,420
‫نه، ولی وکیلش هیچوقت نتونسته...

117
00:04:55,503 --> 00:04:56,921
‫شاهد دیگه‌ای پیدا کنه.

118
00:04:57,005 --> 00:04:58,965
‫یعنی خودت اهل احتمالات هستی،
‫بگو ببینم،

119
00:04:59,048 --> 00:05:00,300
‫احتمال اینکه کِلی پورتر...

120
00:05:00,383 --> 00:05:02,302
‫در واقع بی‌گناه باشه، چقدره؟ همم؟

121
00:05:03,970 --> 00:05:06,180
‫کم، خیلی کم.

122
00:05:07,223 --> 00:05:09,142
‫ولی به دخترش قول دادم.

123
00:05:09,267 --> 00:05:11,561
‫کالتر.

124
00:05:11,686 --> 00:05:14,397
‫تو افراد گمشده برای دریافت
‫مژدگونی پیدا می‌کنی.

125
00:05:14,480 --> 00:05:16,482
‫تو قاتل‌های محکوم رو تبرئه نمی‌کنی.

126
00:05:16,607 --> 00:05:18,526
‫رینی، چیزی که گم شده،
‫شاهد هست.

127
00:05:21,029 --> 00:05:23,197
‫اوه، می‌فهمم.

128
00:05:23,323 --> 00:05:25,241
‫این قضیه شخصیه.

129
00:05:25,366 --> 00:05:27,243
‫ببین، من هنوز چیزی که در مورد
‫برادرت گفتی رو...

130
00:05:27,243 --> 00:05:29,620
‫- فراموش نکردم و اینکه چطور...
‫- خیلی‌خب، اون...

131
00:05:33,041 --> 00:05:34,667
‫بی خیال، رینی.

132
00:05:34,751 --> 00:05:36,252
‫از این خوشت میاد، ها؟

133
00:05:36,377 --> 00:05:37,503
‫یه جورایی ازش خوشت میاد.

134
00:05:37,587 --> 00:05:40,048
‫فقط اعتراف کن،
‫تو از کمک کردن به مردم خوشت میاد.

135
00:05:40,173 --> 00:05:41,924
‫از خلاصه پرونده ارائه دادن، بهتره.

136
00:05:42,050 --> 00:05:44,052
‫و...

137
00:05:44,135 --> 00:05:46,721
‫آره، یه جورایی ازش خوشم میاد.

138
00:05:46,846 --> 00:05:49,557
‫خیلی‌خب، دیدی گفتم؟

139
00:05:49,640 --> 00:05:51,100
‫قهوه هم خوشمزه است.

140
00:05:51,225 --> 00:05:53,269
‫پس، خیلی‌خب، جلسه مشاوره تموم شد؟

141
00:05:55,104 --> 00:05:57,231
‫قدم بعدی چیه؟

142
00:05:57,357 --> 00:06:00,193
‫قدم بعدی اینه که من می‌رم
‫با کِلی پورتر حرف بزنم.

143
00:06:05,281 --> 00:06:07,325
‫می‌دونستم که از طریق اینترنت،
‫پول جمع می‌کرد.

144
00:06:07,408 --> 00:06:09,869
‫گفت برای کمک به هزینه پرداخت
‫یک تحقیقات بهتر هست.

145
00:06:09,952 --> 00:06:11,662
‫واقعا فکر می‌کنی که شاهد وجود داره؟

146
00:06:11,746 --> 00:06:13,331
‫واسه همین اومدم با تو حرف بزنم.

147
00:06:13,414 --> 00:06:16,125
‫بذار با اتفاقی که بین تو
‫و اِیوری اینگرام افتاد، شروع کنیم.

148
00:06:18,419 --> 00:06:21,130
‫من اِیوری رو نکشتم.

149
00:06:22,215 --> 00:06:23,966
‫در شب قتل چه اتفاقی افتاد؟

150
00:06:24,092 --> 00:06:27,470
‫رفتم به این کار مهمی که
‫گیر آورده بودیم، سر بزنم.

151
00:06:27,595 --> 00:06:29,889
‫کل خونه کار شده بود،
‫آماده حذف پنبه نسوز بود.

152
00:06:29,972 --> 00:06:31,140
‫رفتم داخل،

153
00:06:31,265 --> 00:06:33,267
‫دیدم یک بازی شرط بندی راه انداخته.

154
00:06:33,393 --> 00:06:34,811
‫یک بازی دوستانه نبود.

155
00:06:34,936 --> 00:06:36,771
‫اونم داخل خونه‌ای که قرار بود
‫کارمون رو انجام بدیم.

156
00:06:36,771 --> 00:06:38,064
‫تو رو عصبانی کرد.

157
00:06:38,147 --> 00:06:39,732
‫اونقدر عصبانی شدی که
‫دلت خواست بکشیش؟

158
00:06:39,816 --> 00:06:42,402
‫نه، نه، یعنی ببین،
‫از کوره در رفتم، اعتراف می‌کنم.

159
00:06:42,527 --> 00:06:44,028
‫همه جور حرف تهدیدکننده هم زدم،

160
00:06:44,112 --> 00:06:45,863
‫ولی فقط حرف بود.

161
00:06:45,947 --> 00:06:47,156
‫واسه این عصبانی بودی که...

162
00:06:47,281 --> 00:06:48,324
‫سهم تو رو از بازی نمی‌داد؟

163
00:06:48,449 --> 00:06:49,617
‫معلومه که نه، مرد.

164
00:06:49,742 --> 00:06:51,119
‫من همچین آدمی نیستم.

165
00:06:51,244 --> 00:06:54,455
‫ببین، اِیوری این شغل دوم رو داشت.

166
00:06:54,539 --> 00:06:56,457
‫ولی اون شب از حد و مرز گذشت.

167
00:06:56,582 --> 00:06:58,042
‫کار و کاسبی ما رو به خطر انداخت.

168
00:06:58,126 --> 00:06:59,585
‫منم از جونم مایه گذاشته بودم...

169
00:06:59,669 --> 00:07:02,088
‫تا این کاسبی رو راه بندازم،
‫بعد همچین کاری پشت سرم کرده بود.

170
00:07:02,171 --> 00:07:04,715
‫اِیوری همیشه یه برنامه‌ای زیر سر داشت.

171
00:07:04,799 --> 00:07:07,385
‫درگیر همه جور چیزهای مشکوک می‌شد.

172
00:07:07,468 --> 00:07:08,928
‫ببین، اگه سرش تو کار خودش می‌موند...

173
00:07:08,928 --> 00:07:11,055
‫با هم مشکلی نداشتیم.

174
00:07:11,264 --> 00:07:12,807
‫ولی اون شب؟

175
00:07:12,932 --> 00:07:14,976
‫لعنتی، به همه چی گند زد.

176
00:07:15,059 --> 00:07:17,103
‫خودش هم می‌دونست.

177
00:07:18,062 --> 00:07:19,647
‫فکر می‌کنی قاطی اراذل و اوباش شده بود،

178
00:07:19,647 --> 00:07:21,691
‫- همین اون رو به کشتن داده؟
‫- نمی‌دونم.

179
00:07:21,816 --> 00:07:23,317
‫ولی احتمالش هست.

180
00:07:23,401 --> 00:07:25,027
‫با آدم‌های ناجوری سر و کله می‌زد.

181
00:07:25,111 --> 00:07:28,114
‫در مورد این شاهد مرموز، چی می‌دونی؟

182
00:07:28,197 --> 00:07:29,615
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

183
00:07:29,699 --> 00:07:31,826
‫فکر می‌کردم همه رفتن.

184
00:07:31,951 --> 00:07:35,246
‫من و اِیوری در موردش با هم حرف زدیم
‫و قول داد دیگه از این کارها نمی‌کنه.

185
00:07:35,329 --> 00:07:37,582
‫- بعدش چی؟ چیکار کردی؟
‫- رفتم خونه.

186
00:07:37,665 --> 00:07:40,168
‫اِیوری رو تنها گذاشتم
‫تا اونجا رو مرتب کنه.

187
00:07:40,293 --> 00:07:42,628
‫فردا صبح، پلیس‌ها اومدن در خونه و...

188
00:07:42,712 --> 00:07:44,505
‫از اون موقع هنوز اینجام.

189
00:07:45,798 --> 00:07:48,092
‫حالا ببین، اگه دروغ بگی، قلب دخترت رو...

190
00:07:48,176 --> 00:07:49,844
‫خیلی بد می‌شکونی.
‫هیچوقت دیگه خوب نمی‌شه.

191
00:07:49,969 --> 00:07:52,513
‫من هیچوقت کاری نمی‌کنم که
‫بهش صدمه بزنم.

192
00:07:52,638 --> 00:07:53,931
‫هیچوقت.

193
00:07:54,015 --> 00:07:56,809
‫قسم می‌خورم، بی‌گناهم.

194
00:07:59,729 --> 00:08:03,357
‫اگه شاهدی وجود داشته باشه،
‫پیداش می‌کنم.

195
00:08:09,780 --> 00:08:11,782
‫معمولا از بابی می‌خواستم
‫واسه اینجور چیزا کمکم کنه،

196
00:08:11,782 --> 00:08:12,867
‫ولی به مادرش کمک می‌کنه...

197
00:08:12,867 --> 00:08:14,327
‫به یک خونه سالمندان در پالم بیچ بره،

198
00:08:14,327 --> 00:08:15,620
‫واسه همین کل هفته ازش خبری نیست.

199
00:08:15,620 --> 00:08:18,206
‫آره، تا موقعی که مجبور نشیم،
‫مزاحمش نمی‌شیم.

200
00:08:18,331 --> 00:08:20,708
‫پیام ناشناس ارسالی به صفحه
‫جمع‌آوری کمک‌های مالی استفنی...

201
00:08:20,708 --> 00:08:22,335
‫از یک تلفن یکبار مصرف، فرستاده شده.

202
00:08:22,335 --> 00:08:23,711
‫همون تلفن یکبار مصرف دیروز...

203
00:08:23,794 --> 00:08:25,046
‫یک پیغام دریافت کرده.

204
00:08:25,171 --> 00:08:27,256
‫«فردا شب. ساعت 8 در آنته.

205
00:08:27,381 --> 00:08:29,884
‫بین خیابون دوازدهم و وایت اوک.
‫از طریق پارکینگ وارد بشید.

206
00:08:30,009 --> 00:08:31,177
‫سکه‌ی طلا.»

207
00:08:31,260 --> 00:08:32,929
‫انگار برنامه‌ی بازی چیدن.

208
00:08:33,012 --> 00:08:34,764
‫حدس می‌زنم اون «سکه طلا» حکم یک جور...

209
00:08:34,889 --> 00:08:36,641
‫نشونه یا رمز عبور برای ورود باشه.

210
00:08:38,559 --> 00:08:40,019
‫خودم ازش سر در میارم.

211
00:08:40,102 --> 00:08:41,562
‫ازتون می‌خوام امشب واسه من...

212
00:08:41,687 --> 00:08:42,813
‫نزدیک ساعت 8 تماس بگیرین.

213
00:08:42,897 --> 00:08:44,815
‫باشه.

214
00:09:05,419 --> 00:09:07,755
‫اوه، پسر، امشب حس خوش‌شانسی داری؟

215
00:09:07,838 --> 00:09:09,966
‫- معلوم هست چه مرگته؟
‫- آره، من عاشق بازی‌ام.

216
00:09:10,091 --> 00:09:12,134
‫من... طاقت ندارم وارد بشم.

217
00:09:12,260 --> 00:09:14,262
‫حس می‌کنم شانس با منه.

218
00:09:20,017 --> 00:09:22,436
‫جمع خصوصی، باید دعوتنامه داشته باشی.

219
00:09:37,493 --> 00:09:39,620
‫من دویست‌ تا بالا می‌برم.

220
00:09:41,247 --> 00:09:43,291
‫ادامه نمی‌دم.

221
00:09:43,416 --> 00:09:45,418
‫از همون اول شروع کردی، ها؟

222
00:09:48,045 --> 00:09:49,463
‫بذار بزرگش کنیم.

223
00:10:02,268 --> 00:10:04,061
‫هزارتا می‌بندم.

224
00:10:06,772 --> 00:10:07,982
‫من نیستم.

225
00:10:08,107 --> 00:10:09,150
‫به دو هزار بالا می‌برم.

226
00:10:17,074 --> 00:10:18,909
‫بسوز و برگرد.

227
00:10:29,629 --> 00:10:31,297
‫چک.

228
00:10:37,261 --> 00:10:39,555
‫می‌دونی چیه؟ همه رو می‌ریزم.

229
00:10:39,639 --> 00:10:43,017
‫اوه، داره هیجانی می‌شه، پسرها.

230
00:10:45,311 --> 00:10:46,812
‫واقعا؟

231
00:10:46,937 --> 00:10:48,314
‫واقعا.

232
00:10:48,439 --> 00:10:50,608
‫آره، واقعا، سه‌تا چهار قبلا داشتی.

233
00:10:50,691 --> 00:10:53,486
‫مگه نه؟ شش درصد شانس داشت
‫که در بیاری، همینطور شد.

234
00:10:55,112 --> 00:10:56,781
‫سوال اینجاست که من چی دارم؟

235
00:10:56,864 --> 00:10:58,157
‫می‌دونی من به چی فکر می‌کنم؟

236
00:10:59,617 --> 00:11:00,785
‫هیچی نداری.

237
00:11:00,868 --> 00:11:03,371
‫شاید. شاید.

238
00:11:03,496 --> 00:11:05,414
‫البته شاید هم کارت‌های خوب داشته باشم،

239
00:11:05,498 --> 00:11:07,166
‫وقتی برگردونی پُر از چهارتایی باشه.

240
00:11:07,249 --> 00:11:09,710
‫الان نمی‌دونی به چی فکر کنی.

241
00:11:13,255 --> 00:11:14,507
‫دست‌ها بالا! زانو بزنین!

242
00:11:14,590 --> 00:11:16,342
‫از میز فاصله بگیرین!

243
00:11:16,467 --> 00:11:17,593
‫حرکت نکنین!

244
00:11:35,236 --> 00:11:36,153
‫ممنون.

245
00:11:36,237 --> 00:11:38,698
‫خب، ممنون که دوباره من رو بیرون آوردی.

246
00:11:38,781 --> 00:11:40,658
‫کم کم دارم فکر می‌کنم
‫از این بخش خوشت میاد.

247
00:11:40,741 --> 00:11:41,992
‫یا از زندان خوشت میاد...

248
00:11:42,076 --> 00:11:43,744
‫یا اینکه من میام نجاتت بدم.

249
00:11:43,869 --> 00:11:45,996
‫شاید یه خرده از هر دو.

250
00:11:46,080 --> 00:11:47,498
‫ببین این رو من نمی‌فهمم.

251
00:11:47,581 --> 00:11:49,709
‫تدی و ولما بهم زنگ زدن
‫که بیام وثیقه بذارم...

252
00:11:49,792 --> 00:11:51,919
‫ولی بعد ازم می‌خوان که
‫چند ساعت صبر کنم...

253
00:11:52,044 --> 00:11:54,004
‫چون هنوز در واقع دستگیر نشدی؟

254
00:11:54,088 --> 00:11:55,631
‫خب، می‌خواستم با بقیه
‫بازیکن‌ها تنها بشم...

255
00:11:55,715 --> 00:11:57,007
‫واسه همین باید همه بازداشت می‌شدیم،

256
00:11:57,091 --> 00:11:58,759
‫تا ببینم کدوم یکی از اون‌ها
‫شاهد مرموز هست.

257
00:11:58,884 --> 00:11:59,969
‫جواب داد؟

258
00:12:00,052 --> 00:12:02,138
‫کسی از اون‌ها به کِلی ربط پیدا می‌کرد؟

259
00:12:02,221 --> 00:12:03,764
‫هنوز نه.

260
00:12:03,889 --> 00:12:05,349
‫فقط یه دقیقه بهم مهلت بده.

261
00:12:05,433 --> 00:12:07,226
‫بیرون منتظرم باش، خیلی‌خب؟

262
00:12:07,309 --> 00:12:09,603
‫لطفا؟ فقط یک دقیقه.

263
00:12:18,195 --> 00:12:19,196
‫بذار حدس بزنم.

264
00:12:19,280 --> 00:12:21,490
‫تو یه پلیس هستی،
‫یه کار کردی بازی لو بره.

265
00:12:21,574 --> 00:12:22,950
‫من پلیس نیستم.

266
00:12:23,075 --> 00:12:24,243
‫تنها دلیلی که آزاد شدم...

267
00:12:24,368 --> 00:12:26,245
‫به خاطر اینه که وکیل واقعا خوبی دارم.

268
00:12:26,370 --> 00:12:28,414
‫پس هنوز اینجا چیکار می‌کنی؟

269
00:12:28,539 --> 00:12:29,749
‫گفتم شاید بتونی کمکم کنی.

270
00:12:31,375 --> 00:12:32,752
‫چه جور کمکی؟

271
00:12:34,086 --> 00:12:36,630
‫در این مورد...

272
00:12:36,756 --> 00:12:38,090
‫شاهد یک قتل باشی.

273
00:12:40,259 --> 00:12:41,677
‫اصلا نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.

274
00:12:41,761 --> 00:12:43,053
‫تو یک پیغام ناشناس فرستادی.

275
00:12:43,137 --> 00:12:44,555
‫کِلی پورتر؟

276
00:12:44,638 --> 00:12:47,558
‫به خاطر کشتن شریک تجاریش
‫الان تو زندونه.

277
00:12:47,641 --> 00:12:50,019
‫حالا یا تو یک چیزی در مورد
‫شاهد قتل می‌دونی،

278
00:12:50,102 --> 00:12:51,896
‫یا اینکه واقعا از اذیت کردن مردم،
‫لذت می‌بری.

279
00:12:53,856 --> 00:12:55,232
‫از کجا فهمیدی که من بودم؟

280
00:12:55,316 --> 00:12:56,859
‫خب، حتما کار یکی از بازیکن‌ها بوده...

281
00:12:56,859 --> 00:12:58,360
‫که به اون بازی دعوت شده بود.

282
00:12:58,444 --> 00:13:00,571
‫دو ساعت تو سلول با بقیه بودم.

283
00:13:00,654 --> 00:13:02,907
‫مشخص شد که یکی از اون‌ها نبوده.

284
00:13:02,990 --> 00:13:04,909
‫ولی خانم‌ها رو تو یک سلول دیگه
‫نگه می‌داشتن،

285
00:13:05,034 --> 00:13:08,162
‫پس روش حذف گزینه رو طی کردم.

286
00:13:09,288 --> 00:13:12,917
‫حالا امیدوارم که بتونی
‫به اون پیامت عمل کنی...

287
00:13:12,917 --> 00:13:14,627
‫و به یک بی‌گناه کمک کنی
‫از زندان آزاد بشه.

288
00:13:14,627 --> 00:13:16,545
‫ببین، نمی‌دونم چرا اون پیام رو فرستادم.

289
00:13:16,629 --> 00:13:18,547
‫نمی‌خوام درگیر قضیه بشم.

290
00:13:21,634 --> 00:13:23,302
‫شاید به خاطر این بوده
‫که تو آدم خوبی هستی.

291
00:13:25,346 --> 00:13:28,599
‫یعنی واقعا همه این کارها رو کردی
‫تا بتونی شاهد رو پیدا کنی؟

292
00:13:28,682 --> 00:13:30,184
‫واقعا پلیس نیستی؟

293
00:13:30,309 --> 00:13:31,644
‫نه.

294
00:13:33,145 --> 00:13:34,522
‫شاهد کیه؟

295
00:13:39,109 --> 00:13:40,361
‫دختری به اسم مالوری.

296
00:13:40,486 --> 00:13:43,864
‫فامیلش رو نمی‌دونم، فقط
‫تو چندتا بازی شرط بندی حضور داشت.

297
00:13:43,989 --> 00:13:46,033
‫جفت‌مون در شب قتل، اونجا بودیم.

298
00:13:47,535 --> 00:13:48,828
‫خب، اون چی دیده؟

299
00:13:52,164 --> 00:13:54,959
‫بعد از اینکه کِلی اومد
‫و با اِیوری دعوا کرد، همه پخش شدیم.

300
00:13:55,084 --> 00:13:56,544
‫اون گفت که همون طرف‌ها موند.

301
00:13:56,669 --> 00:13:59,004
‫برگشت داخل تا به اِیوری کمک کنه
‫خونه رو مرتب کنن و اینا.

302
00:13:59,088 --> 00:14:01,799
‫گفت تو اتاق پشتی بوده،
‫یک یارویی پیداش می‌شه...

303
00:14:01,882 --> 00:14:03,801
‫- و بعد اِیوری رو می‌کشه.
‫- اسمش رو بهت گفت؟

304
00:14:03,926 --> 00:14:05,636
‫نه. منم نپرسیدم.

305
00:14:07,096 --> 00:14:09,223
‫مالوری گفت قاتل اون رو دیده،

306
00:14:09,348 --> 00:14:10,641
‫ولی تونسته فرار کنه.

307
00:14:10,724 --> 00:14:12,393
‫واسه همین مخفی شده.

308
00:14:12,518 --> 00:14:14,603
‫از اون موقع در حال فراره.

309
00:14:14,687 --> 00:14:16,689
‫هر کسی که اِیوری رو کشته،
‫هنوز دنبال مالوریه.

310
00:14:16,814 --> 00:14:18,899
‫می‌دونه اگه سراغ پلیس‌ها بره،
‫می‌میره.

311
00:14:26,198 --> 00:14:28,784
‫هی. از شاهد مرموز، یه سرنخ گیر آوردم.

312
00:14:28,868 --> 00:14:30,411
‫- اسمش؟
‫- مالوری.

313
00:14:30,536 --> 00:14:32,621
‫به داخل خونه برگشته بوده،
‫قاتل رو دیده.

314
00:14:32,705 --> 00:14:34,164
‫فکر نمی‌کنم آدرسش رو داشته باشی.

315
00:14:34,248 --> 00:14:35,499
‫نه. می‌خوام با کِلی حرف بزنم،

316
00:14:35,583 --> 00:14:37,251
‫ببینم چیزی از این مالوری یادش میاد یا نه.

317
00:14:37,376 --> 00:14:38,711
‫خب، واسه اون به منم احتیاج داری.

318
00:14:38,836 --> 00:14:40,129
‫جدی؟

319
00:14:40,212 --> 00:14:41,797
‫آره، باید یک اتاق گفتگو خصوصی برین.

320
00:14:41,881 --> 00:14:43,757
‫- رازداری بین وکیل و موکل.
‫-  باریکلا.

321
00:14:43,841 --> 00:14:45,050
‫بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که...

322
00:14:45,050 --> 00:14:46,468
‫واقعا چیزی ازم یاد می‌گیری، کالتر.

323
00:14:53,058 --> 00:14:54,143
‫مالوری کیه؟

324
00:14:54,226 --> 00:14:55,811
‫همونی که تو بازی بوده، شب قتل؟

325
00:14:55,895 --> 00:14:57,396
‫هنوز حرف نزن.
‫یک دلار بهم بده.

326
00:14:57,479 --> 00:14:58,480
‫من یک دلار ندارم.

327
00:14:58,564 --> 00:15:00,858
‫کالتر. یک دلار بهش بده
‫تا به من بده.

328
00:15:03,360 --> 00:15:05,237
‫واقعا باید کارهای نمایشی
‫قانونی رو انجام بدی؟

329
00:15:05,321 --> 00:15:07,281
‫نصف کارهای وکلا، نمایشی هست.

330
00:15:07,406 --> 00:15:09,199
‫بهش می‌گن رویه کار.

331
00:15:09,283 --> 00:15:11,201
‫عالی شد. حالا رسما من وکیلت هستم...

332
00:15:11,285 --> 00:15:12,870
‫و این گفتگو هم محرمانه باقی می‌مونه.

333
00:15:14,455 --> 00:15:16,790
‫مالوری، همون دختری که
‫اِیوری باهاش آشنا شده بود؟

334
00:15:16,916 --> 00:15:18,208
‫دوست اِیوری بوده؟

335
00:15:18,292 --> 00:15:20,085
‫شاهد قتل بوده.

336
00:15:21,462 --> 00:15:22,588
‫خب، اگه دیده کی اون رو کشته،

337
00:15:22,588 --> 00:15:24,131
‫پس چرا پیش پلیس نرفته؟

338
00:15:24,256 --> 00:15:25,841
‫چون قاتل صورتش رو دیده.

339
00:15:25,925 --> 00:15:27,217
‫خودت هم گفتی،

340
00:15:27,301 --> 00:15:29,136
‫اِیوری با آدم‌های خطرناکی سر و کار داشت.

341
00:15:29,219 --> 00:15:31,472
‫تنها راهی که می‌تونم بهت کمک کنم
‫و از مالوری محافظت کنم،

342
00:15:31,472 --> 00:15:32,973
‫اینه که پیداش کنم.

343
00:15:33,098 --> 00:15:36,185
‫من فقط یک بار دیدمش که
‫اومده بوده سمت کارگاه، اِیوری رو ببره.

344
00:15:36,268 --> 00:15:37,311
‫سوار چه ماشینی بود؟

345
00:15:37,311 --> 00:15:38,604
‫یک خودرو خفن.

346
00:15:39,730 --> 00:15:40,773
‫مطمئنم یک «دوج چلنجر» بود،

347
00:15:40,898 --> 00:15:42,858
‫تقریبا 5 ساله، سبزرنگ.

348
00:15:42,942 --> 00:15:44,109
‫اطلاعات خوبی دادم، مگه نه؟

349
00:15:44,109 --> 00:15:45,194
‫شروع خوبیه.

350
00:15:46,153 --> 00:15:49,323
‫هی، قبل از اینکه بری،

351
00:15:49,448 --> 00:15:51,158
‫استفنی حالش خوبه؟

352
00:15:51,283 --> 00:15:53,577
‫دلش واسه باباش تنگ شده.

353
00:15:53,661 --> 00:15:55,120
‫دلش می‌خواد برگرده خونه.

354
00:15:56,956 --> 00:15:58,374
‫بذار بریم سراغ این قضیه.

355
00:16:12,638 --> 00:16:14,598
‫سلام. تونستین مالوری رو پیدا کنین؟

356
00:16:14,723 --> 00:16:18,852
‫دوج چلنجر 2017، سبز روشن،

357
00:16:18,978 --> 00:16:22,106
‫به اسم مالوری بنکس ثبت شده.

358
00:16:22,189 --> 00:16:24,650
‫انگار درست بعد از قتل، ناپدید شده.

359
00:16:24,650 --> 00:16:26,986
‫از کارش استعفا داده،
‫اجاره خونه‌اش رو نداده. پوف، غیب شده.

360
00:16:27,152 --> 00:16:29,029
‫در حال فراره. فکر نکنم
‫ماشین رو نگه داشته باشه.

361
00:16:29,154 --> 00:16:30,155
‫درست حدس زدی.

362
00:16:30,239 --> 00:16:32,992
‫چلنجر در مکانیکی «مک‌کیبز کار زون»...

363
00:16:33,117 --> 00:16:36,662
‫خارج از کانزاس سیتی به پول نقد،
‫فروخته شده.

364
00:16:37,663 --> 00:16:39,498
‫می‌تونم چهار ساعته به اونجا برسم.

365
00:17:27,713 --> 00:17:29,381
‫حالش چطوره؟

366
00:17:31,175 --> 00:17:33,052
‫به استفنی گفتم که نباید اینجا بیاد.

367
00:17:34,386 --> 00:17:36,889
‫نمی‌خوام به این وضع ببینتش.

368
00:17:39,725 --> 00:17:41,268
‫یکی از نگهبان‌ها گفت...

369
00:17:41,393 --> 00:17:43,062
‫تو و یک وکیل به ملاقاتش رفتین.

370
00:17:43,187 --> 00:17:44,480
‫چیزی پیدا کردی؟

371
00:17:44,563 --> 00:17:46,231
‫اِیوری یک دوست آشنا داشته،

372
00:17:46,356 --> 00:17:47,900
‫تموم اتفاق‌های اون شب رو دیده،

373
00:17:48,025 --> 00:17:49,568
‫احتمالا الان در کانزاس سیتی هست،

374
00:17:49,651 --> 00:17:51,278
‫می‌دونه که شوهرت یک بی‌گناهه.

375
00:17:51,403 --> 00:17:53,864
‫یک شاهد واقعی وجود داره
‫که باید پیداش کنم.

376
00:17:53,947 --> 00:17:56,700
‫ولی این اتفاق به خاطر تحقیقاتت افتاده.

377
00:17:56,784 --> 00:17:58,577
‫مگه نه؟

378
00:17:58,702 --> 00:18:01,080
‫- احتمالا.
‫- ولی چرا؟

379
00:18:01,205 --> 00:18:02,498
‫چرا می‌خوان کِلی رو بکشن؟

380
00:18:02,498 --> 00:18:03,749
‫چون هر کسی که اِیوری رو کشته،

381
00:18:03,749 --> 00:18:05,000
‫دلش نمی‌خواد که حقیقت برملا بشه.

382
00:18:05,751 --> 00:18:06,960
‫تنها راهی که می‌تونیم...

383
00:18:07,086 --> 00:18:08,629
‫مطمئن بشیم شوهرت در امانه،

384
00:18:08,754 --> 00:18:10,255
‫اینه که بی‌گناهیش رو ثابت کنیم.

385
00:18:10,380 --> 00:18:12,257
‫باید برم کانزاس سیتی.

386
00:18:12,382 --> 00:18:13,801
‫لطفا اون شاهد رو پیدا کن.

387
00:18:13,926 --> 00:18:16,261
‫هر کار بتونم می‌کنم.

388
00:18:23,352 --> 00:18:25,354
‫آره، شنیدم چه بلایی سر کِلی اومده.

389
00:18:25,437 --> 00:18:27,231
‫چیزه... وحشتناکه.

390
00:18:27,356 --> 00:18:29,608
‫موکلت در کتابخونه زندان، چاقو خورده.

391
00:18:29,733 --> 00:18:31,819
‫باید درخواست بازداشتگاه
‫حمایتی زندانی برای اون بدی.

392
00:18:31,944 --> 00:18:34,488
‫- حتما، الان درخواستش رو تنظیم می‌کنم.
‫- خوبه.

393
00:18:34,613 --> 00:18:37,199
‫مگه اینکه خودت بخوای، تو...

394
00:18:37,282 --> 00:18:38,617
‫یه جورایی الان وکیلش هستی، درسته؟

395
00:18:39,785 --> 00:18:40,994
‫جانم؟

396
00:18:41,120 --> 00:18:43,163
‫اوه، من فقط...

397
00:18:43,288 --> 00:18:44,373
‫قبلا یک پیام از طرف...

398
00:18:44,456 --> 00:18:46,083
‫یکی از دوست‌هام تو زندان،
‫به دستم رسید،

399
00:18:46,083 --> 00:18:49,628
‫گفت یک زنی سر و کله‌اش پیدا شده،
‫ادعا کرده وکیل کِلی هست.

400
00:18:49,711 --> 00:18:51,672
‫من... گمون می‌کنم تو بودی.

401
00:18:51,797 --> 00:18:52,965
‫درسته.

402
00:18:53,048 --> 00:18:55,551
‫چی... مشکلی داره؟

403
00:18:56,760 --> 00:18:58,512
‫نه، اصلا.

404
00:18:58,637 --> 00:19:00,931
‫به زحمت وقت اضافه گیر میارم
‫که عقب نیفتم.

405
00:19:01,014 --> 00:19:02,516
‫وقت کافی، پول کافی
‫یا نیروی کافی...

406
00:19:02,599 --> 00:19:04,977
‫در دفتر وکیل تسخیری وجود نداره.

407
00:19:05,102 --> 00:19:07,312
‫خب، پس گمون می‌کنم
‫که با هم اتفاق نظر داریم...

408
00:19:07,437 --> 00:19:09,022
‫و هر دو دلمون می‌خواد که کِلی پورتر...

409
00:19:09,022 --> 00:19:10,649
‫فرصت درخواست تجدیدنظر موفق داشته باشه.

410
00:19:10,649 --> 00:19:13,610
‫داری به همون شاهد جادویی
‫در کانزاس سیتی اشاره می‌کنی؟

411
00:19:13,694 --> 00:19:15,946
‫از کجا در موردش خبر داشتی؟

412
00:19:20,826 --> 00:19:23,662
‫دختر کِلی، استفنی،
‫بی وقفه به من ایمیل می‌زنه.

413
00:19:23,787 --> 00:19:27,374
‫فکر می‌کنه اگه دقیق‌تر نگاه کنیم
‫یا برای بازرس‌ها هزینه کنیم...

414
00:19:27,499 --> 00:19:29,084
‫می‌تونیم مدارک جدید پیدا کنیم.

415
00:19:29,168 --> 00:19:32,129
‫در مورد این «مژده‌بگیر»
‫که استخدام کرده، خبر دارم،

416
00:19:32,254 --> 00:19:35,048
‫اه، فکر کنم اسمش کالتر شاو بود؟

417
00:19:35,174 --> 00:19:38,093
‫استفنی می‌گه این آقا یک شاهد
‫در کانزاس سیتی پیدا کرده،

418
00:19:38,177 --> 00:19:40,095
‫بهم گفته کارهای اداریش رو آماده کنم،

419
00:19:40,179 --> 00:19:42,014
‫چون الان تو راه رفتن به اونجاست.

420
00:19:42,139 --> 00:19:44,933
‫- دلم به حالش می‌سوزه.
‫- ولی حرفش رو باور نداری.

421
00:19:46,310 --> 00:19:48,896
‫اگه این شاهد واقعی بود،
‫هیچکس بیشتر از من خوشحال نمی‌شد.

422
00:19:48,979 --> 00:19:51,732
‫ولی همه راه‌ها رو گشتیم
‫و چیزی پیدا نکردیم که بخواد...

423
00:19:51,857 --> 00:19:52,941
‫به این اشاره کنه...

424
00:19:53,025 --> 00:19:54,526
‫که کِلی پورتر قاتل نیست.

425
00:19:54,651 --> 00:19:57,654
‫اگه پیشرفت جدیدی حاصل شد،
‫در تماس خواهم بود.

426
00:19:57,738 --> 00:19:59,281
‫شما هم همینطور کار رو می‌کنی؟

427
00:20:01,200 --> 00:20:02,826
‫مهمه که منم در جریان قرار بگیرم،

428
00:20:02,910 --> 00:20:06,205
‫مخصوصا اگه شما و آقای شاو
‫بتونین واقعا این شاهد رو پیدا کنین.

429
00:20:07,706 --> 00:20:10,792
‫آره. احتمالا بتونم این کار رو بکنم.

430
00:20:11,835 --> 00:20:13,712
‫خب...

431
00:20:13,837 --> 00:20:15,255
‫باشه.

432
00:20:18,258 --> 00:20:19,968
‫ممنون، آقای لوترو.

433
00:20:22,012 --> 00:20:24,973
‫[کانزاس سیتی، میزوری]

434
00:20:28,518 --> 00:20:29,811
‫صبر کن، بعدا بهت زنگ می‌زنم.

435
00:20:29,895 --> 00:20:31,396
‫- سلام.
‫- سلام.

436
00:20:31,480 --> 00:20:33,482
‫من ریکو مک‌کیب هستم.

437
00:20:33,565 --> 00:20:36,318
‫شما می‌خوای بخری یا بفروشی؟

438
00:20:36,401 --> 00:20:37,819
‫جفتش رو اینجا می‌دین، درسته؟

439
00:20:37,819 --> 00:20:39,363
‫انگار می‌خری، تعمیر می‌کنی
‫و دوباره می‌فروشی؟

440
00:20:39,363 --> 00:20:40,739
‫درست حدس زدی.

441
00:20:40,822 --> 00:20:42,574
‫- تازه کارهای این ماشین رو تموم کردم.
‫- اوه.

442
00:20:42,574 --> 00:20:46,662
‫موتور تقویت شده، 8 سیلندر،
‫تایرهای 50 سانتی مخصوص جاده خاکی.

443
00:20:46,745 --> 00:20:48,538
‫خیلی هم شیک و تر و تمیزه، می‌دونی؟

444
00:20:48,664 --> 00:20:49,581
‫جدی می‌گی؟

445
00:20:49,706 --> 00:20:51,083
‫خیلی تر و تمیزه؟

446
00:20:51,208 --> 00:20:52,459
‫اوه.

447
00:20:52,584 --> 00:20:53,919
‫اه، سرتاسرش درزگیر سیلیکونی داره.

448
00:20:54,002 --> 00:20:55,379
‫اوهوم.

449
00:20:56,380 --> 00:20:59,049
‫از پس هر آب و هوایی که
‫سر راهت بیاد، برمیاد.

450
00:21:00,217 --> 00:21:01,468
‫چه قشنگه. خیلی قشنگه.

451
00:21:01,593 --> 00:21:02,928
‫البته من دنبال یک ماشین دیگه بودم.

452
00:21:02,928 --> 00:21:04,805
‫حدودا محصول 2017.

453
00:21:04,888 --> 00:21:06,390
‫سبزرنگ. دوج چلنجر.

454
00:21:06,473 --> 00:21:08,225
‫چند ماه قبل از یک مشتری خریدی.

455
00:21:08,308 --> 00:21:09,518
‫واسه اون کاری نمی‌تونم بکنم.

456
00:21:09,601 --> 00:21:11,270
‫اگه فروخته شده، دیگه تمومه.

457
00:21:11,395 --> 00:21:12,604
‫واقعا خیلی مهمه که بتونم با کسی...

458
00:21:12,729 --> 00:21:13,981
‫که اون ماشین رو بهت فروخت، حرف بزنم.

459
00:21:14,106 --> 00:21:16,316
‫آره، خب، تا موقعی که حکم
‫یا نشان پلیس نداشته باشی، نمی‌شه.

460
00:21:16,316 --> 00:21:18,694
‫فکر کنم کارمون اینجا تموم شد.

461
00:21:18,777 --> 00:21:20,862
‫زندگی یک مرد در خطره، آقا.

462
00:21:20,946 --> 00:21:21,989
‫لطفا.

463
00:21:22,114 --> 00:21:23,198
‫گورت رو گم کن.

464
00:21:25,325 --> 00:21:27,286
‫- برو تو ببینم.
‫- هی، هی!

465
00:21:27,411 --> 00:21:28,912
‫- ای مردک...
‫- چند دقیقه باش.

466
00:21:28,996 --> 00:21:29,997
‫زود تموم می‌شه.

467
00:21:30,080 --> 00:21:31,665
‫هی!

468
00:21:31,748 --> 00:21:33,959
‫هی، کجا داری می‌ری؟
‫برگرد اینجا ببینم!

469
00:21:55,105 --> 00:21:56,982
‫امروز جون یک نفر رو نجات دادی.

470
00:21:58,317 --> 00:21:59,860
‫باریکلا.

471
00:22:05,657 --> 00:22:07,743
‫آره، آدرس مالوری رو پیدا کردم.

472
00:22:07,826 --> 00:22:08,869
‫الان جای خونه‌اشم.

473
00:22:08,994 --> 00:22:09,995
‫با وکیل کِلی حرف زدی؟

474
00:22:10,078 --> 00:22:12,831
‫آره. الان به هتلم برگشتم.

475
00:22:12,956 --> 00:22:14,624
‫با وکیلش، گرنت لوترو، حرف زدم.

476
00:22:14,708 --> 00:22:16,793
‫گفت یک درخواست برای
‫بازداشتگاه حمایتی زندانی می‌ده.

477
00:22:16,877 --> 00:22:18,670
‫از کِلی محافظت کنن.

478
00:22:18,795 --> 00:22:19,838
‫خیلی‌خب. عالیه.

479
00:22:20,839 --> 00:22:22,591
‫آره. گمونم.

480
00:22:22,674 --> 00:22:24,843
‫فقط اینکه یک حس بدی
‫نسبت به این قضیه دارم.

481
00:22:24,968 --> 00:22:26,094
‫چی شده؟

482
00:22:26,178 --> 00:22:27,763
‫خب، لوترو می‌دونه که رفتی کانزاس سیتی...

483
00:22:27,763 --> 00:22:28,680
‫تا مالوری رو پیدا کنی.

484
00:22:28,680 --> 00:22:30,474
‫استفنی بهش گفته.

485
00:22:30,557 --> 00:22:33,560
‫بعد حالا خیلی یهویی،
‫این پرونده واسش اولویت پیدا کرده؟

486
00:22:33,685 --> 00:22:35,270
‫فکر می‌کنی چیز خوبی نیست؟

487
00:22:35,354 --> 00:22:37,898
‫نه لزوما. فقط...

488
00:22:38,023 --> 00:22:39,483
‫خوشم نمیاد مردم اسمت رو بدونن، کالتر،

489
00:22:39,483 --> 00:22:40,942
‫یا اینکه دنبال چه کسی هستی،

490
00:22:41,026 --> 00:22:42,611
‫مخصوصا اگه یک نفر دنبال مالوری باشه.

491
00:22:42,694 --> 00:22:44,696
‫من رو نگران می‌کنه، واسه همین...

492
00:22:44,821 --> 00:22:47,449
‫شاید بهتره به پلیس کانزاس سیتی زنگ بزنم،
‫بهشون بگم نیروی کمکی بفرستن.

493
00:22:47,532 --> 00:22:49,117
‫نه. اونجوری ممکنه مالوری فرار کنه.

494
00:22:49,201 --> 00:22:50,869
‫اگه خودم اول پیداش کنم، بهتره.

495
00:22:50,952 --> 00:22:52,120
‫خیلی‌خب، فقط...

496
00:22:52,204 --> 00:22:53,205
‫مراقب باش.

497
00:22:53,288 --> 00:22:54,289
‫این از اون مدل کارها نیست...

498
00:22:54,289 --> 00:22:55,582
‫که معمولا قبول کنم؟ آره.

499
00:22:55,707 --> 00:22:57,084
‫می‌دونم. چیزیم نمی‌شه.

500
00:22:57,209 --> 00:22:58,377
‫هی، رینی. دیگه باید قطع کنم.

501
00:22:58,460 --> 00:23:00,587
‫الان مالوری برگشت خونه.

502
00:23:11,348 --> 00:23:12,557
‫مالوری.

503
00:23:13,683 --> 00:23:15,394
‫سلام. من کالتر شاو هستم.

504
00:23:16,728 --> 00:23:18,021
‫از کجا اسمم رو می‌دونی؟

505
00:23:18,105 --> 00:23:19,773
‫نیومدم اینجا بهت صدمه بزنم.

506
00:23:19,898 --> 00:23:21,733
‫فقط می‌خوام درباره کِلی پورتر
‫باهات حرف بزنم.

507
00:23:42,254 --> 00:23:44,589
‫کی تو رو فرستاده دنبالم بگردی؟

508
00:23:46,341 --> 00:23:48,510
‫من با خونواده کِلی پورتر کار می‌کنم.

509
00:23:48,593 --> 00:23:50,137
‫به نظر من که دروغ می‌گی.

510
00:23:50,220 --> 00:23:51,763
‫می‌خوای بهم بگی چطور پیدام کردی...

511
00:23:51,847 --> 00:23:54,015
‫یا عمو مکس تا سر حد مرگ،
‫تو رو کتک بزنه؟

512
00:23:54,099 --> 00:23:55,642
‫بعدش می‌رم بیل رو برمی‌دارم...

513
00:23:55,767 --> 00:23:57,436
‫و قبرت رو تو حیاط پشتی می‌کنم.

514
00:23:57,519 --> 00:23:58,937
‫لیلا کنت.

515
00:23:59,020 --> 00:24:00,981
‫قبلا با هم در بازی شرط بندی
‫شرکت می‌کردین، درسته؟

516
00:24:00,981 --> 00:24:02,816
‫شبی که اِیوری به قتل رسید،
‫اونجا بودی.

517
00:24:02,899 --> 00:24:05,277
‫اتفاقات اون شب رو بهش گفتی، مگه نه؟

518
00:24:05,402 --> 00:24:07,154
‫هر چیزی که دیدی.

519
00:24:09,114 --> 00:24:11,074
‫اون پیام‌های ناشناس واسه...

520
00:24:11,158 --> 00:24:12,576
‫دختر کِلی پورتر فرستاده.

521
00:24:13,743 --> 00:24:16,288
‫- می‌تونی ثابتش کنی؟
‫- آره.

522
00:24:16,413 --> 00:24:17,956
‫آره، گوشی‌ام. چیزه...

523
00:24:18,081 --> 00:24:19,916
‫تو جیب چپ جلوست.

524
00:24:20,000 --> 00:24:21,626
‫شماره استفنی پورتر رو پیدا می‌کنی.

525
00:24:21,751 --> 00:24:22,919
‫دختر کِلی هست.

526
00:24:23,044 --> 00:24:24,379
‫خودت بهش زنگ بزن،
‫ازش بپرس.

527
00:24:24,463 --> 00:24:26,965
‫فقط دارم کمکش می‌کنم که
‫پدرش رو از زندان بیرون بیارم.

528
00:24:27,048 --> 00:24:28,717
‫می‌خوای چیکار کنم، مال؟

529
00:24:33,430 --> 00:24:35,348
‫تلفنش رو بهم بده.

530
00:24:36,892 --> 00:24:38,268
‫اگه دروغ بگی،

531
00:24:38,351 --> 00:24:39,394
‫عمو مکس شروع به کار می‌کنه.

532
00:24:39,478 --> 00:24:41,438
‫خودت بهش زنگ بزن.
‫ازش بپرس.

533
00:24:41,521 --> 00:24:43,523
‫سابقه تماس‌ها رو چک کن.

534
00:24:49,488 --> 00:24:50,864
‫امروز صبح، یک نفر می‌خواسته...

535
00:24:50,989 --> 00:24:52,157
‫کِلی رو تو زندون بکشه.

536
00:24:52,240 --> 00:24:54,201
‫بعد چطور مشکل منه؟

537
00:24:54,326 --> 00:24:56,870
‫چون هر کسی که مسئول قضیه است،
‫می‌دونه دنبالت می‌گردم.

538
00:24:56,995 --> 00:24:58,246
‫اگه من تونستم پیدات کنم،

539
00:24:58,330 --> 00:25:00,415
‫شک نکن اونم می‌تونه پیدات کنه.

540
00:25:01,583 --> 00:25:04,085
‫اینکه اول کِلی رو بکشن یا تو رو بکشن،

541
00:25:04,169 --> 00:25:05,420
‫واسه‌شون مهم نیست.

542
00:25:05,504 --> 00:25:07,339
‫در واقع 95 درصد احتمال می‌دم...

543
00:25:07,422 --> 00:25:09,049
‫الان تو راه رسیدن به اینجا هستن.

544
00:25:10,675 --> 00:25:13,220
‫از کی اینقدر می‌ترسی؟

545
00:25:17,057 --> 00:25:18,433
‫سزار اشفورد.

546
00:25:22,562 --> 00:25:24,940
‫اون اِیوری رو کشت.

547
00:25:25,023 --> 00:25:26,274
‫یعنی اونجا بودم.

548
00:25:26,358 --> 00:25:29,694
‫تو اتاق پشتی بودم،
‫کمک می‌کردم بعد از بازی وسایل رو جمع کنه.

549
00:25:29,819 --> 00:25:31,488
‫و بعدش...

550
00:25:31,571 --> 00:25:33,990
‫شنیدم سزار اومد تو،
‫خیلی هم عصبانی بود.

551
00:25:34,115 --> 00:25:35,033
‫قایم شدی؟

552
00:25:35,116 --> 00:25:36,451
‫آره.

553
00:25:36,535 --> 00:25:38,703
‫ولی بازم می‌تونستم اون‌ها رو
‫تو اتاق بغل ببینم.

554
00:25:38,787 --> 00:25:40,497
‫چیزی که دیدی رو بهم بگو.

555
00:25:44,042 --> 00:25:47,837
‫سزار، اِیوری رو متهم کرد
‫که ازش پول دزدیده...

556
00:25:47,921 --> 00:25:50,465
‫و اِیوری هم سعی می‌کرد توضیح بده،

557
00:25:50,549 --> 00:25:52,801
‫بعدش اون فقط...

558
00:25:53,760 --> 00:25:56,263
‫می‌دونی، اون رو گرفت
‫و بارها و بارها سرش رو...

559
00:25:56,388 --> 00:25:57,973
‫به میز کوبوند.

560
00:26:00,350 --> 00:26:01,810
‫چطوری از اونجا بیرون اومدی؟

561
00:26:01,893 --> 00:26:03,186
‫از یک در دیگه فرار کردم.

562
00:26:03,270 --> 00:26:06,147
‫به ماشینم رسیدم در حالی که
‫سزار از در جلو بیرون اومد...

563
00:26:06,231 --> 00:26:09,276
‫و موقعی که داشتم می‌رفتم،
‫قشنگ من رو دید.

564
00:26:09,359 --> 00:26:11,570
‫از اون مدل آدم‌ها نیست که
‫علیه‌اش شهادت بدی...

565
00:26:11,695 --> 00:26:13,238
‫و بتونی زنده بمونی.

566
00:26:13,363 --> 00:26:15,198
‫فکر می‌کنی سزار تو راه اینجاست؟

567
00:26:16,366 --> 00:26:17,909
‫آره. مطمئنم.

568
00:26:22,789 --> 00:26:24,708
‫حالا باید انتخاب کنین.

569
00:26:37,637 --> 00:26:39,222
‫گزینه‌هاش چیه؟

570
00:26:39,306 --> 00:26:43,560
‫خب، می‌تونی به فرار کردن ادامه بدی،

571
00:26:43,643 --> 00:26:45,812
‫تا آخر عمر حواست به پشت سرت باشه.

572
00:26:48,940 --> 00:26:52,193
‫یا اینکه همراه تو بیام
‫و به پلیس‌ها بگم که...

573
00:26:52,277 --> 00:26:53,653
‫سزار، اِیوری رو کشت؟

574
00:26:53,778 --> 00:26:57,407
‫فقط امیدوار باشم که در این بین،
‫سزار من رو نکشه.

575
00:26:57,490 --> 00:26:59,367
‫من اجازه نمی‌دم همچین اتفاقی بیفته.

576
00:27:02,203 --> 00:27:04,080
‫بهت قول می‌دم.

577
00:27:07,125 --> 00:27:08,960
‫نظر تو چیه؟

578
00:27:10,337 --> 00:27:13,548
‫من هر روز و هر لحظه نگران تو بودم.

579
00:27:13,632 --> 00:27:16,092
‫فکر نکنم دیگه فرصت بهتری گیرت بیاد.

580
00:27:20,597 --> 00:27:23,433
‫فقط تو می‌تونی این قضیه رو
‫برای خودت و کِلی، تموم کنی،

581
00:27:23,516 --> 00:27:25,268
‫ولی تصمیمش با خودته.

582
00:27:32,317 --> 00:27:33,860
‫می‌خوای چیکار کنی؟

583
00:27:37,155 --> 00:27:38,740
‫شاهد رو پیدا کردم.

584
00:27:38,823 --> 00:27:40,116
‫اول می‌خوام به سنت لوئیس برم.

585
00:27:40,200 --> 00:27:41,660
‫دیگه کارت تموم شد، کالتر.

586
00:27:41,785 --> 00:27:42,952
‫وظیفه‌ات رو انجام دادی.

587
00:27:43,036 --> 00:27:44,537
‫مژدگونی رو دریافت کن.

588
00:27:44,621 --> 00:27:46,206
‫بهش قول دادم که ازش محافظت کنم.

589
00:27:46,289 --> 00:27:48,458
‫از طرف کی؟

590
00:27:48,583 --> 00:27:49,626
‫سزار اشفورد.

591
00:27:49,709 --> 00:27:51,711
‫اون کسیه که اِیوری رو کشته،
‫نه کِلی.

592
00:27:53,880 --> 00:27:56,091
‫اوه... وای.

593
00:27:56,174 --> 00:27:57,759
‫این بابا خیلی دردسرسازه.

594
00:27:57,842 --> 00:28:00,387
‫خیلی‌خب، پنج سال برای ضرب و جرح شدید...

595
00:28:00,470 --> 00:28:02,097
‫و سرقت مسلحانه در ناکسویل گذرونده.

596
00:28:02,180 --> 00:28:03,932
‫خشونت خانگی.

597
00:28:04,015 --> 00:28:05,725
‫شرط بندی هم هست.

598
00:28:05,809 --> 00:28:07,894
‫در مورد ارتباط با سه قتل
‫در منطقه سنت لوئیس...

599
00:28:08,019 --> 00:28:09,062
‫مورد بازجویی قرار گرفته،

600
00:28:09,187 --> 00:28:10,814
‫ولی هیچکس علیه‌اش شهادت نداده.

601
00:28:10,897 --> 00:28:12,816
‫مالوری هم از اون موقع در حال فرار بوده.

602
00:28:12,899 --> 00:28:15,443
‫خیلی‌خب. این اطلاعات رو
‫با رینی در میون می‌ذارم.

603
00:28:16,736 --> 00:28:18,154
‫خیلی‌خب.

604
00:28:28,248 --> 00:28:29,749
‫چطور شد وارد این بازی شدی؟

605
00:28:30,125 --> 00:28:33,336
‫هیچوقت خودم رو در این حد ندیدم
‫که بچه‌هام رو به لیگ بیسبال برسونم،

606
00:28:33,420 --> 00:28:36,214
‫یا اینکه واسه مهمونی دفتر کار شوهرم،

607
00:28:36,297 --> 00:28:38,258
‫کیک شکلاتی درست کنم.

608
00:28:38,341 --> 00:28:39,884
‫فقط یه زندگی با هیجان بیشتر می‌خواستم،

609
00:28:39,968 --> 00:28:41,219
‫به گمونم.

610
00:28:41,302 --> 00:28:42,595
‫به نظر میاد پیداش کردی.

611
00:28:42,679 --> 00:28:45,724
‫آره، الان پخت کیک شکلاتی...

612
00:28:45,724 --> 00:28:47,016
‫خیلی خوب به نظر میاد.

613
00:28:47,100 --> 00:28:49,227
‫تو رو از این وضعیت نجات می‌دم.

614
00:29:02,449 --> 00:29:04,200
‫چیکار می‌کنی؟

615
00:29:35,940 --> 00:29:37,901
‫- رینی.
‫- فکر کنم جونت در خطره.

616
00:29:37,984 --> 00:29:39,319
‫آره، خودم فهمیدم.

617
00:29:39,444 --> 00:29:41,279
‫سزار ما رو پیدا کرده،
‫نمی‌دونم چطوری...

618
00:29:41,362 --> 00:29:42,822
‫ولی حسابش رو رسیدم.

619
00:29:42,947 --> 00:29:44,991
‫فکر کنم بدونم چه کسی اون رو
‫سمت تو و مالوری فرستاده.

620
00:29:44,991 --> 00:29:46,159
‫کار لونترو بوده.

621
00:29:46,159 --> 00:29:48,077
‫وکیل کِلی؟

622
00:29:48,161 --> 00:29:50,038
‫خودشه. رفتم دادگاه تا در مورد این...

623
00:29:50,121 --> 00:29:52,373
‫سزار اشفورد که درباره‌اش
‫بهم خبر دادی، بگردم،

624
00:29:52,499 --> 00:29:54,292
‫بعد با اتهام مواد مخدر
‫علیه یکی از اوباشی...

625
00:29:54,292 --> 00:29:55,877
‫که واسه اشفورد کار می‌کرده،
‫روبرو شدم.

626
00:29:55,877 --> 00:29:57,045
‫اینجا رو داشته باش،

627
00:29:57,170 --> 00:30:00,131
‫به نظر میاد لوترو، وکیل سزار هست.

628
00:30:00,215 --> 00:30:02,300
‫پس لوترو از عمد کاری کرده
‫پرونده کِلی شکست بخوره...

629
00:30:02,300 --> 00:30:03,343
‫تا کسی به خاطر قتل اِیوری،

630
00:30:03,343 --> 00:30:04,385
‫دنبال سزار نره.

631
00:30:04,469 --> 00:30:06,846
‫لوترو حتما درباره شاهد به سزار گفته.

632
00:30:06,930 --> 00:30:08,431
‫می‌دونستم یه جای کارش می‌لنگه.

633
00:30:08,431 --> 00:30:09,432
‫درست حدس زده بودم.

634
00:30:09,516 --> 00:30:10,725
‫با «اِی.دی.اِی» تماس بگیر.

635
00:30:10,850 --> 00:30:12,143
‫بهش بگو الان تو راه برگشت هستیم،

636
00:30:12,227 --> 00:30:14,062
‫تیم محافظ برای مالوری هماهنگ کنه.

637
00:30:14,187 --> 00:30:15,855
‫الان زنگ می‌زنم. باشه.

638
00:30:18,733 --> 00:30:20,443
‫اوه. رینی؟

639
00:30:24,405 --> 00:30:26,491
‫دنبالم می‌کردی، مگه نه؟

640
00:30:26,574 --> 00:30:27,826
‫مردک آشغال.

641
00:30:30,036 --> 00:30:31,704
‫شرمنده خانم گرین،

642
00:30:31,788 --> 00:30:33,164
‫ولی باید همراهم بیای.

643
00:30:40,088 --> 00:30:42,090
‫[رینی]

644
00:30:49,180 --> 00:30:50,807
‫جواب نمی‌ده، یه جای کار می‌لنگه...

645
00:30:51,891 --> 00:30:53,726
‫- رینی؟
‫- کالتر شاو.

646
00:30:53,810 --> 00:30:55,311
‫خوشحالم باهات آشنا می‌شم.

647
00:30:55,395 --> 00:30:57,689
‫یک وضعیت بغرنجی پیش اومده.

648
00:30:57,772 --> 00:30:59,607
‫به دوستت سلام کن.

649
00:31:01,025 --> 00:31:03,236
‫رینی؟ رینی؟

650
00:31:03,361 --> 00:31:04,863
‫به حرف‌های این عوضی گوش نده،

651
00:31:04,946 --> 00:31:07,031
‫- کالتر.
‫- اگه بلایی سرش بیاد...

652
00:31:07,156 --> 00:31:09,242
‫بذار احساساتی نشیم،
‫حقایق رو واست بگم.

653
00:31:09,367 --> 00:31:11,744
‫من چیزی دارم که تو می‌خوای
‫و تو هم چیزی داری که من می‌خوام.

654
00:31:11,828 --> 00:31:14,163
‫هر چیزی که واسه مبادله لازمه رو داریم.

655
00:31:14,247 --> 00:31:16,499
‫- دلت نمی‌خواد همچین کاری بکنی.
‫- بذار همینجا ساکتت کنم.

656
00:31:16,499 --> 00:31:18,626
‫اگه دلت می‌خواد که دوباره
‫رینی رو زنده ببینی،

657
00:31:18,710 --> 00:31:20,211
‫باید کاری که بهت می‌گم رو انجام بدی.

658
00:31:20,295 --> 00:31:22,130
‫اگه به پلیس‌ها زنگ بزنی، اون می‌میره.

659
00:31:22,255 --> 00:31:25,049
‫بذار با هم حرف بزنیم.
‫می‌تونیم یه راه حلی پیدا کنیم.

660
00:31:25,174 --> 00:31:27,260
‫اوه، پیدا می‌کنیم،
‫وقتی که مالوری رو بیاری پیش من.

661
00:31:27,385 --> 00:31:28,928
‫من همچین کاری نمی‌کنم.

662
00:31:29,012 --> 00:31:32,098
‫وقتی نظرت رو عوض کردی،
‫سمت این انباری که می‌گم بیا.

663
00:31:32,181 --> 00:31:33,808
‫انتهای جنوبی «آرچ‌وی ریور پورت»،

664
00:31:33,892 --> 00:31:36,102
‫نزدیک «هیکوری» و خیابون هشتم،
‫طبقه بالا.

665
00:31:36,227 --> 00:31:38,229
‫وقتی اونجا رسیدی،
‫دستورالعمل‌های بعدی رو بهت می‌دم.

666
00:31:42,358 --> 00:31:43,401
‫چی شده؟

667
00:31:43,526 --> 00:31:44,986
‫گفت برو سمت انباری...

668
00:31:45,069 --> 00:31:46,905
‫و موقعی که رسیدم، بهم زنگ می‌زنه.

669
00:31:46,988 --> 00:31:49,115
‫از کجا می‌فهمه که من اونجا رسیدم؟

670
00:31:49,240 --> 00:31:51,534
‫حتما موقعیتم رو داره درگیری می‌کنه.

671
00:31:52,535 --> 00:31:54,537
‫تلفن رینی دستشه.

672
00:31:54,621 --> 00:31:56,080
‫با تلفنش داره من رو ردگیری می‌کنه.

673
00:31:56,164 --> 00:31:57,874
‫موقعیتم رو می‌دونه.

674
00:31:57,957 --> 00:32:00,752
‫چیکار کنیم؟
‫باید تلفنت رو پرت کنیم بیرون.

675
00:32:00,835 --> 00:32:03,129
‫نه.
‫نه، نه، نه.

676
00:32:03,129 --> 00:32:04,756
‫می‌خوام با خودش فکر کنه
‫یک قدم از ما جلوتره.

677
00:32:04,756 --> 00:32:07,091
‫اینجوری اوضاع رو به نفع
‫خودمون ورق می‌زنیم.

678
00:32:07,216 --> 00:32:08,760
‫نقشه‌ات چیه؟

679
00:32:08,843 --> 00:32:10,720
‫می‌خوای من رو تحویل بدی، مگه نه؟

680
00:32:13,222 --> 00:32:14,974
‫اوه، می‌دونستم این قضیه
‫آخرش من رو به کشتن می‌ده.

681
00:32:14,974 --> 00:32:16,142
‫قرار نیست همچین اتفاقی بیفته.

682
00:32:16,267 --> 00:32:17,810
‫خیلی‌خب. الان کجا می‌ریم؟

683
00:32:17,894 --> 00:32:19,270
‫به محل ملاقات می‌ریم.

684
00:32:19,354 --> 00:32:21,272
‫باید جونش رو نجات بدم.

685
00:32:21,356 --> 00:32:23,983
‫به محض اینکه من رو ببینن،
‫من رو می‌کشن.

686
00:32:24,108 --> 00:32:25,985
‫درسته، تلاش می‌کنن.

687
00:32:26,110 --> 00:32:27,487
‫می‌دونم که درخواست زیادی ازت دارم.

688
00:32:27,612 --> 00:32:28,988
‫باید بهم اعتماد کنی.

689
00:32:29,072 --> 00:32:31,157
‫می‌تونم همه‌امون رو نجات بدم.

690
00:32:31,282 --> 00:32:32,784
‫باشه.

691
00:32:32,867 --> 00:32:34,911
‫واقعا امیدوارم همینطور باشه.

692
00:32:39,624 --> 00:32:41,000
‫کار تو همینه؟

693
00:32:41,125 --> 00:32:42,669
‫وکیل اوباش؟

694
00:32:42,752 --> 00:32:44,337
‫سربازی برای سزار؟

695
00:32:44,420 --> 00:32:46,130
‫گمونم مشکلی با این قضیه نداشتی...

696
00:32:46,255 --> 00:32:48,633
‫که کِلی پورتر به خاطر قتل
‫به زندان بیفته،

697
00:32:48,716 --> 00:32:50,176
‫در حالی که می‌دونستی بی‌گناهه.

698
00:32:50,969 --> 00:32:52,845
‫آره. فکر می‌کردم گناهکاره.

699
00:32:52,971 --> 00:32:54,472
‫حداقل اولش اینطور بود.

700
00:32:54,555 --> 00:32:56,808
‫تموم مدارک به کِلی اشاره می‌کرد.

701
00:32:56,891 --> 00:32:58,810
‫ولی بعدش در مورد شاهد خبردار شدی.

702
00:33:00,979 --> 00:33:03,439
‫قبلا از یکی از زیردست‌های سزار،
‫دفاع کرده بودم.

703
00:33:03,523 --> 00:33:05,149
‫پرونده پورتر به دستم رسید،

704
00:33:05,274 --> 00:33:06,693
‫سزار 20 هزار دلار بهم داد.

705
00:33:06,818 --> 00:33:08,695
‫سزار اشفورد قراره به حبس ابد محکوم بشه،

706
00:33:08,778 --> 00:33:10,196
‫بعد تو هم بهش ملحق می‌شی.

707
00:33:10,279 --> 00:33:12,365
‫مگه اینکه معامله‌اتون رو به هم بزنی.

708
00:33:12,490 --> 00:33:15,451
‫هنوزم می‌تونی کار درست رو بکنی.

709
00:33:15,535 --> 00:33:17,161
‫از چی حرف می‌زنین؟

710
00:33:17,286 --> 00:33:19,038
‫هیچی واقعا.

711
00:33:26,963 --> 00:33:28,589
‫فقط بذار برم.

712
00:33:28,715 --> 00:33:30,258
‫هنوز وقت هست که
‫جلوی این قضیه رو بگیریم،

713
00:33:30,258 --> 00:33:31,551
‫واسه جفت‌تون می‌گم.

714
00:33:31,676 --> 00:33:34,178
‫خیلی‌خب، می‌تونم کمک‌تون کنم
‫با دادگاه معامله کنین.

715
00:33:52,530 --> 00:33:54,407
‫با خودم گفتم بهتره بدونی...

716
00:33:54,532 --> 00:33:58,578
‫که مهم نیست چه اتفاقی بیفته،
‫تصمیم گرفتم تو رو بکشم.

717
00:34:01,456 --> 00:34:04,042
‫یادت باشه، خبر دارن که ما اینجاییم.

718
00:34:04,125 --> 00:34:06,711
‫قفل تلفنت رو باز کن و بهم بده.

719
00:34:08,296 --> 00:34:10,339
‫باشه.

720
00:34:12,592 --> 00:34:14,385
‫داخل ساختمون هستن.

721
00:34:14,469 --> 00:34:16,596
‫جلوی در ورودی.

722
00:34:16,721 --> 00:34:18,264
‫خوبه.

723
00:34:18,347 --> 00:34:19,891
‫بریم سراغ دختره...

724
00:34:19,974 --> 00:34:22,060
‫و تمومش کنیم.

725
00:34:31,277 --> 00:34:34,405
‫بذار امیدوار باشیم که دوستت نخواد
‫ادای قهرمان‌ها رو در بیاره.

726
00:34:44,499 --> 00:34:46,751
‫با گوشی من، به تلفنت زنگ بزن.

727
00:34:46,876 --> 00:34:48,920
‫وقتی به تلفنم زنگ زد،

728
00:34:49,003 --> 00:34:50,963
‫می‌خوام جواب بدی.
‫ولی یک کلمه حرف نزن.

729
00:34:51,089 --> 00:34:53,299
‫- فقط تماس رو متصل کن، باشه؟
‫- باشه.

730
00:34:53,382 --> 00:34:55,259
‫بعدش می‌خوام بری اونجا...

731
00:34:55,384 --> 00:34:57,470
‫- قایم بشی. می‌بینیش؟
‫- آره.

732
00:34:57,553 --> 00:34:58,971
‫خیلی‌خب، خوبه. بیا.

733
00:34:59,097 --> 00:35:00,431
‫این رو با خودت ببر اگه لازمت شد.

734
00:35:00,515 --> 00:35:01,891
‫نشونه بگیر و شلیک کن، باشه؟

735
00:35:01,974 --> 00:35:03,810
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- فقط کاری که بهت گفتم رو بکن.

736
00:35:03,935 --> 00:35:05,728
‫- باشه؟
‫- باشه.

737
00:35:09,107 --> 00:35:11,109
‫هنوز هستی؟ حالت خوبه؟

738
00:35:11,192 --> 00:35:13,611
‫مخفی شو. وقتی بفهمه که...

739
00:35:13,694 --> 00:35:16,572
‫اینجا نیستیم، دوباره برمی‌گرده
‫به سمت در ورودی می‌‌ره.

740
00:35:16,656 --> 00:35:18,825
‫وقتی این کار رو بکنه،
‫من منتظرش هستم.

741
00:35:24,747 --> 00:35:26,499
‫لعنت. داره زنگ می‌زنه.

742
00:35:26,624 --> 00:35:28,835
‫نفس عمیق بکش.

743
00:35:28,960 --> 00:35:30,962
‫تلفن رو جواب بده.
‫هیچ حرفی نزن.

744
00:35:31,045 --> 00:35:33,381
‫فقط تماس رو به من وصل کن.
‫گوشی رو بذار زمین...

745
00:35:33,506 --> 00:35:35,133
‫و جایی که بهت گفتم مخفی بشو.

746
00:35:36,134 --> 00:35:37,385
‫لوترو.

747
00:35:37,510 --> 00:35:39,637
‫خوش اومدی، کالتر. دلم می‌خواد...

748
00:35:39,720 --> 00:35:41,180
‫همدیگه رو حضوری ببینیم.

749
00:35:41,264 --> 00:35:43,391
‫الان اینجام. بعدش چی؟

750
00:35:43,516 --> 00:35:46,018
‫مستقیم به سمت خروجی اضطراری بیا.

751
00:35:46,144 --> 00:35:47,520
‫اونجا می‌بینیمت.

752
00:35:47,645 --> 00:35:49,856
‫از اونجا که می‌دونی من کجام،

753
00:35:49,981 --> 00:35:51,649
‫چرا خودت نمیای پیش من؟

754
00:35:51,774 --> 00:35:54,318
‫اول می‌خوام رینی رو ببینم
‫که زنده است.

755
00:35:56,988 --> 00:35:59,740
‫باشه. همین کار رو می‌کنیم.

756
00:36:21,470 --> 00:36:23,431
‫باید همینجا باشن.

757
00:36:39,280 --> 00:36:40,406
‫[رینی]

758
00:36:43,701 --> 00:36:45,036
‫لعنتی.

759
00:36:55,880 --> 00:36:57,173
‫پس اینجایی.

760
00:37:24,909 --> 00:37:26,786
‫رینی؟

761
00:37:26,911 --> 00:37:28,579
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

762
00:37:28,663 --> 00:37:30,373
‫بیا اینجا.

763
00:37:30,456 --> 00:37:32,458
‫اوه، خدا.

764
00:37:32,458 --> 00:37:34,293
‫- از اون در بیرون رفت. برو، برو.
‫- آره؟ باشه.

765
00:37:34,293 --> 00:37:35,378
‫من خوبم.

766
00:38:09,287 --> 00:38:12,248
‫هی. هی. من با کالترم.
‫من با کالترم.

767
00:38:57,918 --> 00:38:59,879
‫خب، با اطمینان می‌شه گفت...

768
00:38:59,962 --> 00:39:01,839
‫که گرنت لوترو، دیگه وکیل مدافع تو نیست.

769
00:39:01,964 --> 00:39:03,257
‫هیئت تجدیدنظر...

770
00:39:03,341 --> 00:39:04,884
‫هفته دیگه جلسه داره.

771
00:39:04,967 --> 00:39:06,552
‫وکیل جدیدمون و دادستان بخش می‌گه...

772
00:39:06,677 --> 00:39:08,054
‫با شهادتی که مالوری داده،

773
00:39:08,137 --> 00:39:11,015
‫محکومیتت به سرعت لغو می‌شه.

774
00:39:11,098 --> 00:39:13,351
‫با درخواست بازداشت حمایتی زندانی
‫موافقت کردن،

775
00:39:13,434 --> 00:39:16,145
‫پس می‌تونی همینجا در بیمارستان بمونی
‫تا خوب بشی.

776
00:39:16,228 --> 00:39:17,897
‫قرار نیست به زندان برگردی.

777
00:39:19,815 --> 00:39:21,650
‫من باورم نمی‌شه.
‫نمی‌دونم چی بگم.

778
00:39:21,734 --> 00:39:24,820
‫قراره برگردی خونه، بابا.

779
00:39:24,904 --> 00:39:26,322
‫برمی‌گردی خونه.

780
00:39:37,541 --> 00:39:39,377
‫نمی‌دونم چطور تشکر کنم.

781
00:39:41,045 --> 00:39:42,755
‫ممنون بابت همه‌چی.

782
00:39:44,382 --> 00:39:47,009
‫از من تشکر نکن.
‫از استفنی تشکر کن.

783
00:39:49,095 --> 00:39:51,013
‫- آقای شاو.
‫- بله.

784
00:39:51,972 --> 00:39:53,682
‫جونم رو نجات دادی.

785
00:39:55,351 --> 00:39:57,228
‫یک فرصت دوباره بهم دادی.

786
00:39:57,311 --> 00:39:59,939
‫خونواده فوق‌العاده‌ای داری، جناب.

787
00:40:01,065 --> 00:40:03,442
‫اوقات خوبی داشته باشین.

788
00:40:06,904 --> 00:40:09,407
‫اوه، آره. حالا فهمیدم چطوره.

789
00:40:09,490 --> 00:40:11,784
‫بدون خداحافظی، می‌خوای از شهر بری.

790
00:40:11,909 --> 00:40:13,911
‫همون همیشگی.

791
00:40:16,205 --> 00:40:18,582
‫چه اتفاقی واسه مالوری میفته؟

792
00:40:18,666 --> 00:40:20,459
‫اسم جدید، شهر جدید، زندگی جدید.

793
00:40:20,584 --> 00:40:23,462
‫یک شروع دوباره نصیبش شده
‫و در امان خواهد بود.

794
00:40:23,587 --> 00:40:25,589
‫خوبه.

795
00:40:27,299 --> 00:40:28,884
‫خب...

796
00:40:32,221 --> 00:40:34,557
‫می‌دونی، خیلی خوشحالم که
‫اون‌ها تو رو نکشتن.

797
00:40:34,640 --> 00:40:36,475
‫وای. باشه. ممنون.

798
00:40:36,559 --> 00:40:38,060
‫مهربونیت رو می‌رسونه،

799
00:40:38,144 --> 00:40:40,146
‫چون منم خوشحالم که تو رو نکشتن.

800
00:40:46,485 --> 00:40:49,155
‫تا دفعه بعد.

801
00:40:55,411 --> 00:40:57,037
‫تا دفعه بعد.

802
00:41:13,888 --> 00:41:18,893
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»