1
00:00:13,513 --> 00:00:18,518
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:47,422 --> 00:00:50,425
‫[لکسینگتون، کنتاکی]

3
00:00:52,469 --> 00:00:53,386
‫شروع شد.

4
00:00:53,470 --> 00:00:54,554
‫«استورم بلاسم» که طرفدار زیادی داره،

5
00:00:54,554 --> 00:00:55,805
‫شروع خوبی در همین...

6
00:00:55,889 --> 00:00:57,640
‫ابتدای کار داشته،
‫در حالی که «پویزن رین‌دراپ»...

7
00:00:57,724 --> 00:00:59,017
‫سعی می‌کنه به اون برسه.

8
00:00:59,142 --> 00:01:00,810
‫سرعت رسیدن بهش رو داره،

9
00:01:00,894 --> 00:01:02,395
‫حالا «استیروِی تو هِون» اضافه می‌شه،

10
00:01:02,479 --> 00:01:04,105
‫به همراه «فادر آو د بریدل».

11
00:01:04,189 --> 00:01:05,690
‫«استورم بلاسم» همچنان پیشتازه،

12
00:01:05,815 --> 00:01:06,775
‫ولی از ناکجاآباد...

13
00:01:06,858 --> 00:01:08,318
‫«آرگو» از راه می‌رسه...

14
00:01:08,401 --> 00:01:09,986
‫از «فادر آو د بریدل» رد می‌شه
‫و سپس...

15
00:01:10,070 --> 00:01:13,031
‫کالتر شاو؟
‫هیو لزلو هستم.

16
00:01:13,156 --> 00:01:16,201
‫پس، تو همون کسی هستی
‫که قراره اسبم رو برگردونه؟

17
00:01:17,202 --> 00:01:18,203
‫البته با هزینه.

18
00:01:18,203 --> 00:01:19,537
‫فقط با موفقیت، پول می‌گیرم.

19
00:01:19,662 --> 00:01:21,414
‫پاداش 250 هزار دلاری،

20
00:01:21,498 --> 00:01:22,707
‫- چرا اینقدر زیاد؟
‫- «جام لکسینگتون»...

21
00:01:22,832 --> 00:01:24,084
‫سه روز دیگه برگزار می‌شه.

22
00:01:24,209 --> 00:01:26,419
‫آرگو باید تو این جام مسابقه بده
‫تا واجد شرایط...

23
00:01:26,544 --> 00:01:28,088
‫- حضور در «کنتاکی دربی» بشه.
‫- جایزه بزرگ.

24
00:01:28,213 --> 00:01:29,380
‫فقط جایزه نیست.

25
00:01:29,464 --> 00:01:30,757
‫اگه در کنتاکی مقام بیاره،

26
00:01:30,882 --> 00:01:32,717
‫درآمد پنج رقمی زادمایه تا آخر عمرش،
‫[برای زادآوری اسب]

27
00:01:32,842 --> 00:01:34,302
‫تضمین شده است.

28
00:01:35,345 --> 00:01:36,971
‫پول زیادی روی آرگو سرمایه‌گذاری کردم.

29
00:01:38,014 --> 00:01:39,015
‫به پلیس خبر دادی؟

30
00:01:39,099 --> 00:01:40,892
‫آره، اون‌ها...

31
00:01:41,017 --> 00:01:43,019
‫خیلی واضح و شفاف بهم گفتن که...

32
00:01:43,103 --> 00:01:45,522
‫یک اسب گم‌شده اولویت خیلی پایینی
‫برای اون‌ها داره.

33
00:01:45,605 --> 00:01:47,065
‫اه، این...

34
00:01:47,190 --> 00:01:49,484
‫گزارش تیم امنیتی هست.

35
00:01:50,568 --> 00:01:52,112
‫نشون می‌ده چه زمانی
‫زنگ هشدار به صدا در اومده،

36
00:01:52,237 --> 00:01:53,488
‫زمان پاسخگویی‌شون.

37
00:01:54,531 --> 00:01:56,449
‫- مدت زمان کمی بوده.
‫- آره.

38
00:01:56,574 --> 00:01:57,575
‫مسلما کار حرفه‌ای‌ها بوده.

39
00:01:57,700 --> 00:01:59,786
‫می‌دونستن چطور با اسب‌ها کار کنن،

40
00:01:59,911 --> 00:02:00,954
‫تجهیزات مناسب داشتن.

41
00:02:01,079 --> 00:02:02,247
‫هر کسی که درگیر قضیه بوده،

42
00:02:02,330 --> 00:02:03,456
‫اطلاعات زیادی در مورد عملیاتت داره.

43
00:02:03,540 --> 00:02:05,750
‫نوشته آرگو چهارتا صاحب داره؟

44
00:02:05,834 --> 00:02:09,045
‫آره، اه، کنجی تومینه...

45
00:02:09,129 --> 00:02:11,256
‫بیشترین سهم رو داره،
‫استوارت تایلر...

46
00:02:11,339 --> 00:02:13,925
‫یعنی نظاره‌گر هستن.
‫صرفا سرمایه‌گذار هستن.

47
00:02:14,008 --> 00:02:16,219
‫من هر روز از آرگو مراقبت می‌کنم.

48
00:02:16,302 --> 00:02:18,388
‫- تو و همسرت؟
‫- آره.

49
00:02:18,471 --> 00:02:20,223
‫یعنی ما...

50
00:02:20,306 --> 00:02:22,433
‫شش ماهه از هم جدا شدیم.

51
00:02:22,517 --> 00:02:23,935
‫و اه...

52
00:02:25,019 --> 00:02:26,146
‫از هم طلاق گرفتیم.

53
00:02:26,229 --> 00:02:28,690
‫باورم نمی‌شه کار به اینجا کشیده شد.

54
00:02:30,817 --> 00:02:32,485
‫جزئیات بیشتری وجود داره، مگه نه؟

55
00:02:32,569 --> 00:02:34,237
‫احساس می‌کنی که همسرت...

56
00:02:34,320 --> 00:02:36,489
‫شاید ارتباطی به گم شدن آرگو
‫داشته باشه؟

57
00:02:37,532 --> 00:02:38,575
‫شاید.

58
00:02:38,658 --> 00:02:40,326
‫هر کسی که آرگو رو دزدیده...

59
00:02:40,410 --> 00:02:41,786
‫اوراق تضمین اصالتش رو هم برداشته.

60
00:02:41,911 --> 00:02:43,121
‫بدون اون برگه‌ها،

61
00:02:43,204 --> 00:02:44,706
‫نمی‌تونه مسابقه بده،
‫نمی‌تونه زادآوری کنه.

62
00:02:44,789 --> 00:02:46,457
‫تنها کسی که به اون گاوصندوق...

63
00:02:46,583 --> 00:02:48,459
‫دسترسی داشت، تینا بود.

64
00:02:48,543 --> 00:02:50,587
‫خب، چرا تینا باید این همه به خودش
‫دردسر بده...

65
00:02:50,670 --> 00:02:52,839
‫تا اسبی رو بدزده که از قبل
‫صاحب بخشی از اون هست؟

66
00:02:52,964 --> 00:02:58,094
‫شوهر جدیدش، ردفورد جیمز.

67
00:02:58,178 --> 00:03:00,597
‫اسب اون، «گِیتز آو هِل»،
‫اگه آرگو نباشه،

68
00:03:00,680 --> 00:03:02,015
‫احتمال بُردش بیشتره.

69
00:03:02,140 --> 00:03:04,100
‫اینجوری با عقل جور در میاد.

70
00:03:04,184 --> 00:03:05,935
‫ولی دلت نمی‌خواد باور کنی
‫همچین کاری کرده.

71
00:03:06,019 --> 00:03:08,104
‫اون در خونه ردفورد ساکن شده.

72
00:03:08,188 --> 00:03:10,940
‫پس اگه برگه‌ها رو اونجا پیدا کنی،

73
00:03:11,024 --> 00:03:12,817
‫کاملا ثابت می‌کنه که
‫اون‌ها آرگو رو دزدیدن.

74
00:03:14,569 --> 00:03:16,321
‫ببینم چی می‌تونم پیدا کنم.

75
00:03:22,118 --> 00:03:23,161
‫بیلی.

76
00:03:25,079 --> 00:03:26,372
‫کالتر.

77
00:03:26,497 --> 00:03:27,707
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

78
00:03:27,832 --> 00:03:29,876
‫همون کاری که تو به خاطرش اومدی.

79
00:03:29,959 --> 00:03:31,794
‫دنبال 250 هزار دلار قشنگ می‌گردم.

80
00:03:31,878 --> 00:03:34,130
‫اطلاعات خوبی از لزلو گیرت اومد؟

81
00:03:36,007 --> 00:03:39,010
‫اوه، بی خیال،
‫من بالاخره می‌فهمم.

82
00:03:41,012 --> 00:03:43,014
‫فکر می‌کنه زن سابقش، تینا،
‫تو این قضیه دخیل بوده.

83
00:03:43,097 --> 00:03:44,432
‫معلومه همچین فکری می‌کنه.

84
00:03:44,515 --> 00:03:46,434
‫شاید کار خودش بوده.

85
00:03:46,517 --> 00:03:48,353
‫- احتمالش وجود داره.
‫- یا شاید هم...

86
00:03:48,436 --> 00:03:49,646
‫کار شوهر جدید تینا بوده.

87
00:03:49,729 --> 00:03:50,939
‫ردفورد جیمز؟

88
00:03:51,022 --> 00:03:51,981
‫اوه، پس تحقیق هم کردی.

89
00:03:52,065 --> 00:03:53,191
‫همیشه.

90
00:03:53,316 --> 00:03:54,400
‫با لزلو هم تلفنی حرف زدم.

91
00:03:54,525 --> 00:03:56,152
‫فقط برگشتم اینجا...

92
00:03:56,236 --> 00:03:57,654
‫چندتا سوال دیگه بپرسم.

93
00:03:58,696 --> 00:03:59,739
‫پس بعدا می‌بینمت.

94
00:03:59,864 --> 00:04:00,907
‫در ضمن بگم...

95
00:04:01,032 --> 00:04:02,325
‫از قبل شوهر جدیدش رو چک کردم.

96
00:04:02,408 --> 00:04:04,327
‫ردفورد.

97
00:04:04,410 --> 00:04:06,037
‫- به بن بست می‌خوری.
‫- مطمئنی؟

98
00:04:06,120 --> 00:04:08,122
‫اگه آرگو در مسابقه شرکت نکنه،
‫بیشترین سود رو می‌بره.

99
00:04:08,206 --> 00:04:11,209
‫واقعا داری اطلاعات به اشتراک می‌ذاری؟

100
00:04:11,292 --> 00:04:12,794
‫نه.
‫نه، نه، نه.

101
00:04:12,877 --> 00:04:15,630
‫فقط می‌دونی، حرف می‌زنیم،
‫بین همکاران قدیمی.

102
00:04:15,755 --> 00:04:17,548
‫اوه. چقدر مهربون.

103
00:04:17,674 --> 00:04:21,803
‫از اونجا که فقط یک بار
‫با هم کار کردیم ولی ادامه بده.

104
00:04:23,763 --> 00:04:27,058
‫هر کسی که دخیل بوده،
‫اطلاعات زیادی درباره املاک لزلو داشته.

105
00:04:27,141 --> 00:04:28,351
‫پس کار خودی بوده.

106
00:04:28,434 --> 00:04:30,436
‫باید پرسنل امنیتی رو چک کنی.

107
00:04:30,520 --> 00:04:33,106
‫تو. خودت برو هر چی می‌خوای رو چک کن.

108
00:04:33,231 --> 00:04:34,399
‫از قبل چک کردم.

109
00:04:34,482 --> 00:04:36,776
‫می‌دونی وقتی این کار رو دیدم،

110
00:04:36,859 --> 00:04:41,072
‫فکر می‌کردم، خیلی ساده،
‫آشکار و واضح، پول مفت هست.

111
00:04:41,155 --> 00:04:42,699
‫و بعدش...

112
00:04:42,782 --> 00:04:44,909
‫تو از راه اومدی.

113
00:04:44,993 --> 00:04:47,412
‫- ببخشید که خرابش کردم.
‫- اصلا.

114
00:04:47,537 --> 00:04:50,331
‫قراره خوش بگذره،
‫زودتر از تو مژدگونی رو بگیرم.

115
00:04:52,500 --> 00:04:55,086
‫باشه. خب، موفق باشی.

116
00:04:55,169 --> 00:04:56,754
‫بعدا می‌بینمت.

117
00:04:57,755 --> 00:04:59,716
‫شاید اینجا نباشم که ببینی.

118
00:05:15,606 --> 00:05:17,692
‫سلام، کالتر.

119
00:05:17,775 --> 00:05:18,901
‫فکر می‌کردم یک استخدام خصوصیه.

120
00:05:18,985 --> 00:05:20,111
‫اصلا نمی‌دونستیم که...

121
00:05:20,194 --> 00:05:21,279
‫بیلی هم اونجاست.

122
00:05:21,404 --> 00:05:22,447
‫باید حدس می‌زدیم که...

123
00:05:22,530 --> 00:05:23,698
‫همچین پولی رو از دست نمی‌ده.

124
00:05:23,781 --> 00:05:24,991
‫انگار از کوسه بخوای...

125
00:05:25,116 --> 00:05:26,617
‫بوی خون رو در آب حس نکنه.

126
00:05:27,869 --> 00:05:29,746
‫نگران نباشین،
‫می‌تونم از پسش بر بیام.

127
00:05:29,829 --> 00:05:31,914
‫اگرچه واقعا ترجیح می‌دادم
‫که این کار رو نکنم.

128
00:05:31,998 --> 00:05:33,916
‫- راست می‌گی.
‫- چه کمکی از دستمون ساخته است؟

129
00:05:34,000 --> 00:05:35,126
‫می‌خوام اطلاعات ردفورد جیمز رو در بیارین.

130
00:05:35,251 --> 00:05:37,295
‫شوهر جدید یکی از مالکان اسب.

131
00:05:37,420 --> 00:05:38,671
‫فکر کنم اسب دزدیده شده...

132
00:05:38,796 --> 00:05:40,798
‫شاید ارتباطی به طلاق صاحبین اسب
‫داشته باشه.

133
00:05:40,923 --> 00:05:42,091
‫دارم می‌گردم.

134
00:05:42,175 --> 00:05:43,760
‫امشب یه مهمونی داره.
‫باید وارد بشم.

135
00:05:43,760 --> 00:05:45,803
‫انگار «ضیافت لکسینگتون» هست.

136
00:05:45,887 --> 00:05:47,430
‫هر سال برگزار می‌کنه.

137
00:05:47,513 --> 00:05:48,931
‫اممم، کراوات سیاه.

138
00:05:49,015 --> 00:05:50,224
‫کت و شلوار داری؟

139
00:05:51,267 --> 00:05:52,977
‫یکی تهیه می‌کنم.

140
00:05:58,358 --> 00:05:59,484
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

141
00:05:59,567 --> 00:06:00,985
‫خب، دنبال اسب گم شده شما می‌گردم.

142
00:06:01,069 --> 00:06:03,237
‫تو مهمونی‌ای که بهش دعوت نشدی؟

143
00:06:03,363 --> 00:06:04,447
‫با خودم گفتم جای خوبی برای شروع هست.

144
00:06:04,572 --> 00:06:06,449
‫یا شاید هیو تو رو متقاعد کرده
‫که من و ردفورد...

145
00:06:06,574 --> 00:06:08,910
‫ارتباطی به گم شدن آرگو داریم.

146
00:06:09,952 --> 00:06:11,454
‫شاید اشاره کرده باشه.

147
00:06:11,579 --> 00:06:13,456
‫ولی من با خودم گفتم...

148
00:06:13,539 --> 00:06:14,749
‫داستان یک وجه دیگه هم داره.

149
00:06:14,832 --> 00:06:16,876
‫آره، اگه منظورت اینه
‫چون من دیگه فراموشش کردم،

150
00:06:16,959 --> 00:06:18,920
‫بد اخلاق و ناراحت شده، آره.

151
00:06:19,003 --> 00:06:20,254
‫حالا ما رو متهم کرده که...

152
00:06:20,338 --> 00:06:21,506
‫آرگو رو دزدیدیم؟

153
00:06:21,589 --> 00:06:22,590
‫اصلا نمی‌دونین...

154
00:06:22,673 --> 00:06:23,758
‫چرا همچین فکری کرده؟

155
00:06:23,883 --> 00:06:26,177
‫این مرد دیوانه است.
‫از کنترل خارج شده.

156
00:06:26,260 --> 00:06:27,220
‫ردفورد، لطفا،

157
00:06:27,303 --> 00:06:29,305
‫می‌شه فقط من و آقای شاو
‫با هم حرف بزنیم؟

158
00:06:30,306 --> 00:06:32,183
‫به خودت واگذار می‌کنم.

159
00:06:33,309 --> 00:06:34,936
‫اه، ببین، من می‌فهمم که...

160
00:06:35,019 --> 00:06:36,938
‫چقدر این جدایی برای هیو،
‫سخت بوده.

161
00:06:37,021 --> 00:06:39,065
‫همه چیزمون رو واسه آرگو گذاشتیم.

162
00:06:39,148 --> 00:06:41,234
‫همه چیز. ولی بازم وقت برای
‫زندگی زناشویی پیدا می‌کردم،

163
00:06:41,317 --> 00:06:44,070
‫ولی متاسفانه هیو نمی‌تونست
‫هر دو کار رو همزمان انجام بده.

164
00:06:44,153 --> 00:06:45,947
‫وسواس فکری پیدا کرده بود.

165
00:06:46,072 --> 00:06:48,157
‫ولی باید حرفم رو باور کنی،
‫من آرگو رو خیلی دوست دارم.

166
00:06:48,282 --> 00:06:51,077
‫هیچوقت حاضر نیستم کاری بکنم
‫که جون اسبم به خطر بیفته.

167
00:06:51,160 --> 00:06:52,578
‫منظورت اسب «ما» هست.

168
00:06:52,662 --> 00:06:54,497
‫اسب ما. البته.

169
00:06:54,580 --> 00:06:56,624
‫اه، آقای شاو با استوارت تایلر...

170
00:06:56,707 --> 00:06:59,085
‫و کنجی تومینه، دیگر صاحبان اسب
‫آشنا بشید.

171
00:06:59,168 --> 00:07:01,295
‫- من صاحب اکثریت سهم هستم.
‫- متوجه‌ام.

172
00:07:01,379 --> 00:07:02,380
‫لازم نیست واسه همه تکرار کنی.

173
00:07:02,463 --> 00:07:03,965
‫منم مژدگونی بزرگی گذاشتم.

174
00:07:04,048 --> 00:07:05,508
‫نمی‌دونم چطور تشکر کنم، آقای شاو.

175
00:07:05,633 --> 00:07:07,635
‫ما کمکی از دستمون ساخته است؟

176
00:07:07,718 --> 00:07:09,303
‫اه...

177
00:07:11,389 --> 00:07:13,641
‫آره. آره، در مورد شراکت شما،

178
00:07:13,724 --> 00:07:15,017
‫تا الان چطور پیش رفته؟

179
00:07:15,143 --> 00:07:16,310
‫بی نظیر.

180
00:07:16,394 --> 00:07:17,645
‫ما یک اسب مسابقه‌ای پیروز داریم.

181
00:07:17,728 --> 00:07:18,771
‫می‌شه گفت مکمل همدیگه‌ایم.

182
00:07:18,855 --> 00:07:19,981
‫امم.

183
00:07:20,064 --> 00:07:21,399
‫استوارت مدیریت رو بر عهده داره،

184
00:07:21,482 --> 00:07:23,401
‫من و هیو، کارهای مراقبت
‫از اسب رو انجام می‌دیم.

185
00:07:23,526 --> 00:07:24,569
‫منم پول رو وارد می‌کنم.

186
00:07:24,652 --> 00:07:26,237
‫عذر می‌خوام، تینا.

187
00:07:26,320 --> 00:07:27,447
‫الان زمان خوبیه؟

188
00:07:27,530 --> 00:07:29,490
‫اوه، امم، کالتر،
‫می‌شه لطفا ما رو ببخشی؟

189
00:07:29,574 --> 00:07:32,785
‫یک خبرنگار می‌خواد در مورد
‫جام لکسینگتون با ما مصاحبه کنه.

190
00:07:32,869 --> 00:07:34,287
‫البته.

191
00:07:35,621 --> 00:07:36,998
‫سه روز دیگه شروع می‌شه.

192
00:07:37,081 --> 00:07:39,292
‫امیدوارم که بتونی به موقع
‫آرگو رو پیدا کنی.

193
00:07:39,375 --> 00:07:40,668
‫بهتره بی سر و صدا دنبالش بگردی.

194
00:07:40,751 --> 00:07:41,961
‫به اندازه کافی بد شده که...

195
00:07:42,044 --> 00:07:43,337
‫آرگو در تمرین امروز شرکت نکرده.

196
00:07:43,463 --> 00:07:44,672
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم.

197
00:08:45,942 --> 00:08:47,151
‫واقعا رو به افولی.
‫اتاق رو کامل نگشتی.

198
00:08:47,360 --> 00:08:49,320
‫آره، خیلی خیلی خوش‌شانسم.

199
00:08:49,445 --> 00:08:52,198
‫همون کت و شلواریه که
‫واسه قضیه مک‌فرسون پوشیدی؟

200
00:08:52,323 --> 00:08:54,367
‫نه، اون رو سوزوندم.
‫این کرایه‌ای هست.

201
00:08:54,492 --> 00:08:56,327
‫واقعا می‌خوای قضیه میامی رو وسط بکشی؟

202
00:08:56,410 --> 00:08:57,328
‫فقط می‌خوام شفاف‌سازی کنیم.

203
00:08:57,411 --> 00:08:58,538
‫چیزی واسه شفاف‌سازی نیست.
‫مال گذشته است.

204
00:08:58,663 --> 00:09:00,248
‫معلومه که مال گذشته است.

205
00:09:00,373 --> 00:09:01,415
‫تو دوست نداری ببازی.

206
00:09:01,541 --> 00:09:02,500
‫هیچکس دوست نداره.

207
00:09:02,583 --> 00:09:04,293
‫نخیر.

208
00:09:05,920 --> 00:09:07,672
‫پس اون حرف‌هایی که زدی
‫ردفورد به بن بست می‌رسه،

209
00:09:07,755 --> 00:09:09,215
‫فقط می‌خواستی من رو از مسیر دور کنی.

210
00:09:09,423 --> 00:09:11,384
‫تو بفرما.

211
00:09:11,509 --> 00:09:13,094
‫باشه.

212
00:09:13,302 --> 00:09:14,804
‫یک اسب وحشی هستی.

213
00:09:14,887 --> 00:09:17,431
‫مهم نیست که چقدر تلاش کنی
‫شیک و پیک بشی،

214
00:09:17,557 --> 00:09:20,810
‫باید توی دشت و صحرا باشی،
‫نه جایگاه برندگان.

215
00:09:20,893 --> 00:09:23,145
‫واقعا واقعا خوب بود.

216
00:09:23,229 --> 00:09:24,897
‫- خیلی روی این قضیه فکر کردی؟
‫- نه اونقدر.

217
00:09:24,981 --> 00:09:27,066
‫- بازم دارم بگم.
‫- حتما داری.

218
00:09:27,149 --> 00:09:28,943
‫اگه زرنگ باشی، الان عقب می‌کشی.

219
00:09:29,026 --> 00:09:31,153
‫دلت نمی‌خواد اتفاقی که تو میامی افتاد،
‫دوباره تکرار بشه.

220
00:09:31,237 --> 00:09:32,363
‫یعنی اون موقع که واسه من کار می‌کردی،

221
00:09:32,446 --> 00:09:33,364
‫بعد بهم نارو زدی.

222
00:09:33,447 --> 00:09:34,949
‫من با تو همکاری می‌کردم،

223
00:09:35,032 --> 00:09:35,950
‫نه واسه تو.

224
00:09:36,033 --> 00:09:36,951
‫محض اطلاع، من بودم که...

225
00:09:37,076 --> 00:09:37,994
‫این کار رو واست جور کردم.

226
00:09:38,077 --> 00:09:39,495
‫- خواهش کردی کمکت کنم.
‫- خواهش کنم؟!

227
00:09:39,579 --> 00:09:41,330
‫تا موقعی که راه و چاه رو بهت نشون دادم،

228
00:09:41,414 --> 00:09:43,708
‫- نمی‌دونستی داری چیکار می‌کنی.
‫- پس گمونم مژدگونی رو...

229
00:09:43,791 --> 00:09:46,877
‫به خاطر شانس محض و اینکه
‫راه و چاه رو بهم نشون دادی، گرفتم.

230
00:09:46,961 --> 00:09:50,047
‫یک طرز فکر قدیمی
‫و تقریبا غمگین و شیرین داری.

231
00:09:52,216 --> 00:09:54,051
‫من بهت اعتماد کرده بودم.

232
00:09:59,473 --> 00:10:00,891
‫پنج سال گذشته.

233
00:10:00,975 --> 00:10:03,436
‫شاید وقتشه که فراموشش کنی.

234
00:10:05,605 --> 00:10:06,564
‫به نظرم وقتی کاملا آماده...

235
00:10:06,647 --> 00:10:08,149
‫با تکنولوژی مناسب بیای...

236
00:10:08,232 --> 00:10:10,526
‫بهتر از اینه که به سبک تو،
‫بدون نقشه و آمادگی بیام.

237
00:10:11,694 --> 00:10:12,862
‫بفرما.

238
00:10:18,075 --> 00:10:19,452
‫اوه، وقتمون تلف شد.

239
00:10:19,535 --> 00:10:20,870
‫برگه‌ای از آرگو اینجا نیست.

240
00:10:20,995 --> 00:10:23,414
‫پس تینا و ردفورد برگه‌ها رو ندزدیدن.

241
00:10:23,497 --> 00:10:25,041
‫به خونه اول برگشتیم.

242
00:10:27,585 --> 00:10:28,794
‫یکی داره میاد.

243
00:10:54,779 --> 00:10:57,907
‫یک ایده مسخره: نظرت چیه
‫با هم همکاری کنیم؟

244
00:11:00,576 --> 00:11:01,952
‫حتما شوخیت گرفته.

245
00:11:02,078 --> 00:11:03,245
‫کاملا جدی‌ام.

246
00:11:03,329 --> 00:11:05,081
‫برگه‌ها رو ول کن، اسب کجاست؟

247
00:11:05,164 --> 00:11:06,874
‫زمان داره می‌گذره. من و تو می‌تونیم...

248
00:11:06,957 --> 00:11:08,417
‫خیلی زودتر آرگو رو پیدا کنیم.

249
00:11:08,501 --> 00:11:09,418
‫مژدگونی رو نصف کنیم؟

250
00:11:09,502 --> 00:11:10,753
‫به اندازه کافی زیاد هست...

251
00:11:10,836 --> 00:11:12,254
‫جفتمون یه پولی نصیب‌مون می‌شه.

252
00:11:12,380 --> 00:11:14,256
‫پولش هم واقعی‌ایه.

253
00:11:14,382 --> 00:11:16,884
‫بودجه در یک حساب سپرده گذاشته شده.

254
00:11:16,967 --> 00:11:19,720
‫دلایل زیادی وجود داره که
‫این یکی رو با همدیگه کار کنیم.

255
00:11:19,804 --> 00:11:21,222
‫خب، دلایل زیادی هست
‫که با هم کار نکنیم.

256
00:11:21,305 --> 00:11:22,431
‫به طور مثال، بهت اعتماد ندارم.

257
00:11:22,515 --> 00:11:25,810
‫چقدر وقت و انرژی گذاشتی که
‫حرکت بعدی من رو...

258
00:11:25,935 --> 00:11:27,103
‫بتونی حدس بزنی؟

259
00:11:27,228 --> 00:11:28,521
‫هیچی.

260
00:11:28,604 --> 00:11:30,189
‫چاخان.

261
00:11:30,272 --> 00:11:31,857
‫بیشتر از اونی که بخوام اعتراف کنم،
‫وقت و انرژی گذاشتم.

262
00:11:31,941 --> 00:11:33,859
‫گوش کن، اونطور که من می‌بینم،

263
00:11:33,943 --> 00:11:36,278
‫با همدیگه کار کنیم،
‫زودتر تمومش می‌کنیم.

264
00:11:36,362 --> 00:11:38,614
‫الان یه کار دیگه تو آستین
‫گیرم اومده که باید سراغش برم.

265
00:11:38,698 --> 00:11:39,865
‫کلی پول، بدون دل‌نازکی.

266
00:11:39,949 --> 00:11:42,451
‫خب، چرا الان نمی‌ری سمت آستین؟

267
00:11:42,576 --> 00:11:43,953
‫کار رو قبول کن
‫و آرگو رو به من بسپر؟

268
00:11:44,036 --> 00:11:46,330
‫همچین اتفاقی قرار نیست بیفته.

269
00:11:50,960 --> 00:11:52,503
‫با همدیگه همکاری خوبی داشتیم.

270
00:11:55,256 --> 00:11:56,716
‫آتش‌بس؟

271
00:12:02,513 --> 00:12:04,306
‫روش فکر کن.

272
00:12:09,061 --> 00:12:10,312
‫بعد از اتفاقات دفعه قبل؟

273
00:12:10,396 --> 00:12:11,564
‫بهش چی گفتی؟

274
00:12:11,689 --> 00:12:13,357
‫- معلومه که گفتم نه.
‫- خوبه.

275
00:12:13,441 --> 00:12:14,859
‫چیزی تو ضیافت پیدا کردی؟

276
00:12:14,942 --> 00:12:18,863
‫نه. برگه‌های اصالت آرگو اونجا نبود.
‫دست ردفورد نبود.

277
00:12:18,988 --> 00:12:20,489
‫معنیش این نیست که کار اون نبوده.

278
00:12:20,573 --> 00:12:22,032
‫نه، ولی حالا احتمالش خیلی کمتره.

279
00:12:22,158 --> 00:12:24,368
‫فکر می‌کنین چیزی می‌دونه که من نمی‌دونم؟

280
00:12:24,493 --> 00:12:25,453
‫نه، فکر نمی‌کنم.

281
00:12:25,578 --> 00:12:27,288
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

282
00:12:27,371 --> 00:12:28,873
‫الو؟ پرونده مک‌فرسون.

283
00:12:28,956 --> 00:12:30,416
‫تو رو با یک کیف خالی تنها گذاشت،

284
00:12:30,499 --> 00:12:31,792
‫در حالی که اوباش دنبالت افتادن.

285
00:12:31,917 --> 00:12:33,252
‫مژدگونی رو ازت گرفت.

286
00:12:33,377 --> 00:12:34,587
‫مژدگونی رو از همه ما گرفت.

287
00:12:34,712 --> 00:12:36,130
‫آره.

288
00:12:36,213 --> 00:12:37,882
‫آره، می‌دونم.

289
00:12:39,049 --> 00:12:41,427
‫بازم باید اقرار کرد که کارش
‫تو این زمینه خیلی خوبه.

290
00:12:42,970 --> 00:12:44,555
‫شاید از اون موردهاست که باید...

291
00:12:44,638 --> 00:12:47,600
‫می‌دونین، دشمنان رو نزدیک خودت نگه داری،

292
00:12:47,725 --> 00:12:50,227
‫- از اینجور چیزها.
‫- نخیر، کالتر.

293
00:12:50,311 --> 00:12:52,354
‫فقط نه.

294
00:12:53,731 --> 00:12:55,900
‫آره.

295
00:12:56,025 --> 00:12:57,902
‫آره، نه.

296
00:12:57,985 --> 00:12:59,403
‫نه.

297
00:13:05,743 --> 00:13:07,244
‫می‌دونستم که نظرت عوض می‌شه.

298
00:13:07,369 --> 00:13:08,579
‫فکر کردی قضیه اینه؟

299
00:13:08,662 --> 00:13:10,247
‫آره. به پیشنهادم فکر کردی.

300
00:13:10,372 --> 00:13:11,248
‫درسته.

301
00:13:11,373 --> 00:13:12,875
‫خب، بیا تو، همکار.

302
00:13:12,958 --> 00:13:14,084
‫جواب مثبت ندادم.

303
00:13:14,168 --> 00:13:15,586
‫هنوز.

304
00:13:22,718 --> 00:13:24,094
‫یه چیزی در مورد این کار بگو
‫که من ندونم.

305
00:13:24,220 --> 00:13:25,971
‫اوه، تست می‌گیری؟
‫خیلی هم عالی.

306
00:13:26,096 --> 00:13:27,306
‫اگه قراره اطلاعات رو در میون بذاریم،

307
00:13:27,431 --> 00:13:28,516
‫باید مطمئن بشم که می‌تونم
‫بهت اعتماد کنم.

308
00:13:28,599 --> 00:13:31,268
‫خب، در خط تلفن کمک‌رسانی،
‫هیچکس اطلاعات خاصی نداده.

309
00:13:31,352 --> 00:13:32,853
‫فقط همین رو می‌دونی؟

310
00:13:32,937 --> 00:13:35,105
‫باشه...

311
00:13:35,189 --> 00:13:36,524
‫کار ردفورد نبوده.

312
00:13:36,607 --> 00:13:39,610
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- سال قبل این فرصت رو داشت...

313
00:13:39,693 --> 00:13:41,654
‫که آرگو رو بخره، ولی قبول نکرده.

314
00:13:41,779 --> 00:13:43,197
‫حدس می‌زنم تو یه دلیل دیگه داری...

315
00:13:43,322 --> 00:13:45,115
‫- که دزدی کار اون نبوده.
‫- شاید.

316
00:13:45,241 --> 00:13:47,618
‫دیشب چندتا تیکه کاغذ شرط بندی
‫تو دفترش پیدا کردم.

317
00:13:47,701 --> 00:13:50,079
‫شرط غیرمعمولی برای جام لکسینگتون بسته.

318
00:13:50,162 --> 00:13:51,163
‫می‌دونی یعنی چی؟

319
00:13:51,247 --> 00:13:52,748
‫- یعنی روی بیشتر از یک اسب، شرط بسته.
‫- دقیقا.

320
00:13:52,832 --> 00:13:54,333
‫کلی پول روی اسب خودش و آرگو بسته...

321
00:13:54,458 --> 00:13:56,335
‫که به هر ترتیب، اول و دوم می‌شن.

322
00:13:56,460 --> 00:13:58,963
‫حالا این شرط رو روزی بسته
‫که آرگو ناپدید شده.

323
00:13:59,046 --> 00:13:59,964
‫اگه می‌دونسته که...

324
00:14:00,047 --> 00:14:02,508
‫- همچین اتفاقی میفته، شرط نمی‌بسته.
‫- دقیقا.

325
00:14:02,633 --> 00:14:05,386
‫خب، تست رو قبول شدم؟

326
00:14:07,930 --> 00:14:09,181
‫نظرت چیه به صحنه جرم بریم؟

327
00:14:09,306 --> 00:14:11,183
‫یه نگاهی میندازیم،
‫تبادل نظر می‌کنیم،

328
00:14:11,308 --> 00:14:12,977
‫ببینیم تو چه وضعیتی هستیم.

329
00:14:13,936 --> 00:14:15,729
‫پس قرار گذاشتیم.

330
00:14:21,527 --> 00:14:22,611
‫خیلی‌خب، تا الان این‌ها رو می‌دونیم.

331
00:14:22,736 --> 00:14:25,114
‫ساعت 12:23 بامداد، زنگ هشدار...

332
00:14:25,239 --> 00:14:26,490
‫درهای اصطبل به صدا در اومدن.

333
00:14:26,615 --> 00:14:28,492
‫ساعت 12:26 بامداد،

334
00:14:28,617 --> 00:14:30,619
‫تموم در ورودی‌های به ساختمون،
‫بسته شده بودن.

335
00:14:30,744 --> 00:14:32,288
‫یعنی می‌شه 3 دقیقه.

336
00:14:32,371 --> 00:14:34,498
‫زمان واکنش خیلی سریعی
‫برای یک شرکت امنیتی هست.

337
00:14:34,623 --> 00:14:37,793
‫تا 12:30، نگهبان‌ها زنگ هشدار رو
‫غیر فعال کردن،

338
00:14:37,918 --> 00:14:39,837
‫ساختمون رو گشتن،
‫فهمیدن آرگو گم شده...

339
00:14:39,962 --> 00:14:44,174
‫و قفل‌های در اصطبل، بریده شده بود.

340
00:14:44,300 --> 00:14:45,843
‫به هیچ چیز دیگه‌ای دست نزدن.

341
00:14:46,886 --> 00:14:49,263
‫پس یک نفر کابین حمل اسب،
‫وارد ملک اینجا کرده...

342
00:14:49,346 --> 00:14:50,306
‫بدون اینکه کسی متوجه بشه.

343
00:14:50,389 --> 00:14:51,974
‫درسته. قفل در رو بُریدن،

344
00:14:52,057 --> 00:14:54,143
‫زنگ هشدار رو قطع کردن
‫تا وارد درهای اصطبل بشن،

345
00:14:54,268 --> 00:14:58,856
‫آرگو رو سوار کابین کردن
‫و فرار کردن.

346
00:14:58,981 --> 00:15:00,357
‫فقط دو راه خروج از اینجا وجود داره،

347
00:15:00,482 --> 00:15:01,984
‫جفت‌شون دوربین مداربسته دارن.

348
00:15:02,067 --> 00:15:03,819
‫جفت دروازه ها چیزی نشون ندادن.

349
00:15:03,903 --> 00:15:06,155
‫دوربین در اصطبل هم اسپری زدن.

350
00:15:06,280 --> 00:15:08,365
‫هی، می‌دونی چیه؟

351
00:15:08,490 --> 00:15:10,326
‫می‌تونی به ولما و تدی زنگ بزنی.

352
00:15:10,409 --> 00:15:12,161
‫درباره اسپری رنگ اطلاعات کسب کنی،

353
00:15:12,286 --> 00:15:13,829
‫بفهمی کسی این اطراف
‫خریده بوده یا نه.

354
00:15:13,954 --> 00:15:15,831
‫اوه، صبر کن.

355
00:15:15,956 --> 00:15:17,666
‫شانس آوردی، من از قبل این کار رو کردم.

356
00:15:17,791 --> 00:15:20,336
‫- خودم به تنهایی.
‫- آره.

357
00:15:20,419 --> 00:15:23,339
‫خب، در وهله اول، اگه دوستی نداشته باشی،
‫نمی‌تونی هم به کسی زنگ بزنی.

358
00:15:23,422 --> 00:15:24,715
‫درست نمی‌گم؟

359
00:15:24,840 --> 00:15:25,883
‫لازم نیست کسی بهم بگه...

360
00:15:26,008 --> 00:15:27,384
‫که اون اسپری رنگ،
‫جزو تجهیزات استاندارد...

361
00:15:27,509 --> 00:15:30,012
‫محافظ زنگ‌زدگی
‫و رنگ مشکی متداول بوده.

362
00:15:30,137 --> 00:15:31,221
‫هر ملک مزرعه‌ای تو این اطراف...

363
00:15:31,347 --> 00:15:32,264
‫احتمالا همچین رنگی داره.

364
00:15:32,389 --> 00:15:35,893
‫همونطور که گفتم، ویدئو خراب شده.

365
00:15:37,186 --> 00:15:38,562
‫می‌تونیم خودمون بریم چک کنیم.

366
00:15:38,687 --> 00:15:40,230
‫با کمال میل.

367
00:15:40,356 --> 00:15:41,982
‫بریم.

368
00:15:43,317 --> 00:15:44,360
‫بفرما.

369
00:15:44,485 --> 00:15:47,696
‫کدوم مسیر تایر ما رو به سمت
‫کابین درست می‌بره؟

370
00:15:49,365 --> 00:15:51,700
‫خب، حتی برای من،
‫فهمیدنش غیرممکنه.

371
00:15:53,535 --> 00:15:55,579
‫آخه جور در نمیاد.
‫کل این کارها رو تو 3 دقیقه کردن؟

372
00:15:55,663 --> 00:15:57,539
‫یک تیم حرفه‌ای دزد،
‫باید این کار رو کرده باشن.

373
00:15:57,665 --> 00:15:59,541
‫حتی با این وجود،
‫آخه چطور چند نفر...

374
00:15:59,667 --> 00:16:02,336
‫سوار یک کابین حمل اسب،
‫بدون دیده شدن، از دروازه رد شدن؟

375
00:16:04,797 --> 00:16:06,006
‫چیه؟

376
00:16:06,090 --> 00:16:08,008
‫حس می‌کنم یه چیزی رو جا انداختم.

377
00:16:08,092 --> 00:16:10,052
‫کالتر شاوی بزرگ،
‫یک چیزی رو جا انداخته؟

378
00:16:10,135 --> 00:16:11,512
‫اوه، بس کن.

379
00:16:12,680 --> 00:16:14,598
‫خب، من رو منتظر نگه ندار.

380
00:16:14,723 --> 00:16:16,558
‫حالا این فرصت رو داری که
‫من رو متعجب کنی.

381
00:16:18,811 --> 00:16:20,646
‫من فقط حس می‌کنم این کارها...

382
00:16:20,729 --> 00:16:23,148
‫اسپری رنگ، زنگ هشدار،
‫رد تایر کابین حمل اسب...

383
00:16:23,232 --> 00:16:25,234
‫حس می‌کنم یک پاپوش باشه.

384
00:16:28,278 --> 00:16:30,572
‫کالتر، دقیقا الان دنبال چی می‌گردیم؟

385
00:16:30,698 --> 00:16:32,866
‫مدرکی برای اینکه نشون بده
‫حس من درست بوده.

386
00:16:33,909 --> 00:16:36,286
‫اینجا رو نگاه کن.
‫درست همینجا، حصار بریده شده...

387
00:16:36,412 --> 00:16:37,955
‫و بعدش تعمیر شده.

388
00:16:40,332 --> 00:16:42,292
‫آرگو رو با کابین از اینجا نبردن.

389
00:16:42,418 --> 00:16:44,795
‫یک نفر سوارش شده و اون رو بُرده.

390
00:16:44,920 --> 00:16:47,423
‫خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

391
00:16:48,841 --> 00:16:51,593
‫هی، وقتی این قضیه تموم شد،
‫بیا بریم یه شامی بخوریم.

392
00:16:51,719 --> 00:16:54,471
‫می‌دونم الان داری چیکار می‌کنی.

393
00:16:54,596 --> 00:16:55,806
‫دقیقا می‌دونم چیکار می‌کنی.

394
00:16:55,931 --> 00:16:57,474
‫من رو خام می‌کنی،
‫بعدش می‌خوای...

395
00:16:57,599 --> 00:16:58,600
‫همه دوندگی‌ها رو من انجام بدم.

396
00:16:58,600 --> 00:17:00,144
‫شاید.

397
00:17:00,269 --> 00:17:02,354
‫نمی‌شه جفتش باشه؟

398
00:17:05,065 --> 00:17:06,483
‫یه خرده باورش سخته که...

399
00:17:06,608 --> 00:17:08,318
‫یکی سوار آرگو شده و فرار کرده.

400
00:17:08,402 --> 00:17:10,821
‫- چرا اونوقت؟
‫- سوارکاری باهاش قلق داره.

401
00:17:10,946 --> 00:17:12,948
‫می‌دونین، وقتی یکی رو لگد نمی‌زنه
‫یا گاز نمی‌گیره،

402
00:17:13,032 --> 00:17:14,408
‫اونقدر جفتک میندازه تا بیفته.

403
00:17:14,491 --> 00:17:15,743
‫تینا می‌تونه سوارش بشه؟

404
00:17:15,826 --> 00:17:17,453
‫آره.

405
00:17:17,536 --> 00:17:21,123
‫ولی موقعی که زنگ هشدار
‫به صدا در اومد، شام می‌خوردیم.

406
00:17:21,206 --> 00:17:22,499
‫صورت‌حساب‌ها رو مرور می‌کردیم.

407
00:17:22,624 --> 00:17:25,169
‫می‌دونم که شخصا نمی‌تونسته
‫آرگو رو دزدیده باشه.

408
00:17:27,046 --> 00:17:28,172
‫خب، کارمون اینجا تموم شد.

409
00:17:28,297 --> 00:17:29,673
‫اوه. آماده است که بره.

410
00:17:29,798 --> 00:17:31,216
‫- ممنونم، دکتر گلن.
‫- اوهوم.

411
00:17:31,300 --> 00:17:33,802
‫نمی‌دونم.

412
00:17:33,886 --> 00:17:36,180
‫شاید بهتره برگردین
‫با تیم امنیتی صحبت کنین؟

413
00:17:40,642 --> 00:17:43,145
‫- عذر می‌خوام، جناب؟
‫- بله.

414
00:17:43,228 --> 00:17:44,146
‫شما آرگو رو درمان می‌کردی؟

415
00:17:44,271 --> 00:17:45,314
‫- بله.
‫- جدی؟

416
00:17:45,439 --> 00:17:46,356
‫ولی باور کنی یا نه،

417
00:17:46,482 --> 00:17:48,317
‫بعد از اینکه تینا و هیو جدا شدن،

418
00:17:48,400 --> 00:17:50,736
‫رفتار اسب از قبل بدتر شد.

419
00:17:50,819 --> 00:17:54,490
‫حتما یک نفر بغیر از تینا،
‫باید بتونه سوار اسب بشه.

420
00:17:54,573 --> 00:17:55,866
‫خب، دو نفر به ذهنم میاد.

421
00:17:55,991 --> 00:17:57,701
‫یک سوارکار که تو فلوریداست...

422
00:17:57,826 --> 00:18:00,621
‫و مربی سابقش، دن فلین.

423
00:18:00,704 --> 00:18:02,331
‫ممنون.

424
00:18:02,456 --> 00:18:04,291
‫ها.

425
00:18:04,374 --> 00:18:06,043
‫یک دقیقه دن فلین رو فراموش کن.

426
00:18:06,168 --> 00:18:07,711
‫شنیدم تو این پرونده،
‫با بیلی کار می‌کنی.

427
00:18:07,836 --> 00:18:09,630
‫درسته.

428
00:18:11,090 --> 00:18:12,341
‫خیلی چیزها در موردت شنیدم.

429
00:18:12,466 --> 00:18:15,010
‫تنها کسی که تونست زودتر از کالتر،
‫مژدگونی بگیره، درسته؟

430
00:18:15,135 --> 00:18:16,845
‫خیلی‌خب، بذار، اه، می‌دونی...

431
00:18:16,970 --> 00:18:18,972
‫فقط روی دن فلین تمرکز کنیم.
‫چی پیدا کردی؟

432
00:18:19,056 --> 00:18:22,559
‫دن فلین، شش ماه قبل
‫از کارش اخراج شد،

433
00:18:22,684 --> 00:18:24,019
‫از اون موقع بیکار بوده.

434
00:18:24,144 --> 00:18:25,938
‫مردک بیچاره اساسا الان دو ماهه...

435
00:18:26,021 --> 00:18:27,439
‫که بی‌خانمان شده.

436
00:18:27,523 --> 00:18:28,690
‫عکس‌هاش رو می‌فرستم.

437
00:18:28,816 --> 00:18:30,025
‫پس مسلما انگیزه داشته...

438
00:18:30,150 --> 00:18:31,276
‫که آرگو رو بدزده و بفروشه.

439
00:18:31,360 --> 00:18:33,195
‫آره، می‌تونی بحث انتقام رو هم اضافه کنی.

440
00:18:33,278 --> 00:18:36,031
‫تو یک رستوران با هیو لزلو
‫کتک کاری کردن.

441
00:18:36,115 --> 00:18:37,783
‫اتهامات وارد شدن،

442
00:18:37,866 --> 00:18:40,035
‫بعدش کنار گذاشته شدن...
‫لزلو هم فلین رو اخراج کرد.

443
00:18:40,160 --> 00:18:41,328
‫بهت گفتم که هیو دخیل هست.

444
00:18:42,454 --> 00:18:44,373
‫می‌دونی کجا می‌تونیم
‫این دن فلین رو پیدا کنیم؟

445
00:18:44,456 --> 00:18:46,416
‫سینگال تلفنش رو پیدا کردم...

446
00:18:46,542 --> 00:18:48,627
‫الان موقعیتش رو واست می‌فرستم.

447
00:18:48,710 --> 00:18:49,711
‫اوه.

448
00:18:49,795 --> 00:18:51,213
‫چند کیلومتر باهاتون فاصله داره.

449
00:18:57,719 --> 00:18:59,930
‫درباره اطلاعات بابی مطمئنی؟

450
00:19:00,055 --> 00:19:02,724
‫به نظر میاد که اینجا کاملا متروکه است.

451
00:19:02,808 --> 00:19:04,810
‫گوشی تلفن طرف همینجاست.

452
00:19:50,898 --> 00:19:52,649
‫اون دن فلینه؟

453
00:19:53,901 --> 00:19:55,485
‫بهش شلیک کردن.

454
00:19:55,611 --> 00:19:57,446
‫خیلی وقته که مُرده.

455
00:20:10,500 --> 00:20:12,920
‫شنیدم که پزشکی قانونی می‌گفت
‫دوبار به فلین شلیک کردن،

456
00:20:13,003 --> 00:20:14,463
‫تو همون شبی که آرگو رو دزدیدن.

457
00:20:14,588 --> 00:20:16,048
‫چکمه‌های گل آلود
‫و وسایل سوارکاری دیدم.

458
00:20:16,131 --> 00:20:17,216
‫ممکنه آرگو رو دزدیده بوده.

459
00:20:17,299 --> 00:20:18,508
‫اگه استخدامش کرده بودن
‫اسب رو بدزده،

460
00:20:18,592 --> 00:20:19,801
‫شاید اینجا محل ملاقات بوده.

461
00:20:19,885 --> 00:20:21,136
‫قرار بوده اینجا بهش پول بدن.

462
00:20:21,261 --> 00:20:22,304
‫در عوض بهش شلیک کردن.

463
00:20:22,387 --> 00:20:23,805
‫قاتل هم با آرگو فرار کرده.

464
00:20:28,185 --> 00:20:29,353
‫باید برگردم اونجا.

465
00:20:29,478 --> 00:20:31,230
‫بسپرش به من.

466
00:20:34,900 --> 00:20:35,943
‫سلام علیک.

467
00:20:37,361 --> 00:20:38,695
‫رئیس می‌خواد دروازه اصلی رو پوشش بدی.

468
00:20:38,820 --> 00:20:41,531
‫چند تا گزارشگر می‌خوان یواشکی وارد بشن.

469
00:20:41,657 --> 00:20:43,158
‫- تامرلین بودی، درسته؟
‫- شما کی هستین؟

470
00:20:43,242 --> 00:20:45,118
‫معاون کالینز، از اداره کلانتری.

471
00:20:45,202 --> 00:20:46,662
‫عملا حوزه قضایی ما نیست،

472
00:20:46,787 --> 00:20:47,788
‫ولی کلانتر رو می‌شناسی...

473
00:20:47,871 --> 00:20:49,831
‫همیشه اعصابش خرد می‌شه که...

474
00:20:49,957 --> 00:20:51,708
‫پرونده‌های قشنگ به پلیس می‌رسه.

475
00:20:51,833 --> 00:20:53,961
‫احتمالا واسه همین همکارت
‫من رو فرستاد بیام اینجا.

476
00:20:54,044 --> 00:20:55,462
‫بهش گفتم که می‌تونم
‫از عهده رسانه بر بیام،

477
00:20:55,545 --> 00:20:57,631
‫ولی گفت که تو واسه این کار، مناسب‌تری.

478
00:20:57,714 --> 00:20:58,632
‫اه، خودش این حرف رو زد؟

479
00:20:58,715 --> 00:20:59,925
‫اوه، آره.

480
00:21:00,050 --> 00:21:01,260
‫«تامرلین می‌دونه چطور از پس
‫این چیزها بر بیاد».

481
00:21:01,343 --> 00:21:03,762
‫خیلی‌خب. پس بهتره برم اونجا.

482
00:21:09,643 --> 00:21:11,144
‫ممنون.

483
00:22:06,491 --> 00:22:07,576
‫هی.

484
00:22:07,701 --> 00:22:09,036
‫چی پیدا کردی؟

485
00:22:09,119 --> 00:22:11,079
‫یک سرنگ زایلازین.
‫مسکن مخصوص اسب هست.

486
00:22:11,163 --> 00:22:13,290
‫هر کسی که فلین رو کشته،
‫مجبور شده آرگو رو آروم کنه.

487
00:22:13,373 --> 00:22:15,459
‫زایلازین رو به احتمال زیاد
‫از یک دامپزشک گرفتن.

488
00:22:15,542 --> 00:22:17,002
‫باید با دکتر گلن حرف بزنیم.

489
00:22:17,085 --> 00:22:18,253
‫و همینطور هیو لزلو.

490
00:22:18,378 --> 00:22:19,921
‫این پرونده از اسب گم شده
‫به قتل تبدیل شد.

491
00:22:20,005 --> 00:22:22,424
‫بذار تقسیم بشیم و حل کنیم.
‫من رو جای ماشینم پیاده می‌کنی؟

492
00:22:22,507 --> 00:22:24,426
‫باشه.

493
00:22:30,474 --> 00:22:32,267
‫- جایی می‌خواستی بری؟
‫- آره.

494
00:22:32,351 --> 00:22:33,810
‫می‌خواستم برم یک چیزی رو بررسی کنم.

495
00:22:33,935 --> 00:22:35,437
‫- چی شده؟
‫- دن فلین،

496
00:22:35,520 --> 00:22:36,897
‫مربی سابق آرگو، مُرده.

497
00:22:36,980 --> 00:22:38,440
‫چه اتفاقی افتاده؟

498
00:22:38,565 --> 00:22:39,649
‫یکی بهش شلیک کرده.

499
00:22:39,775 --> 00:22:41,902
‫این احتمال وجود داره که
‫آرگو رو دزدیده باشه...

500
00:22:41,985 --> 00:22:43,737
‫تا از یکی پول بگیره،
‫ولی بهش نارو زدن.

501
00:22:43,820 --> 00:22:47,074
‫آخه دن به پول احتیاج داشت
‫ولی یک جنایتکار نبود.

502
00:22:48,158 --> 00:22:49,242
‫شاید تو بهش شلیک کردی.

503
00:22:49,326 --> 00:22:51,453
‫این... مسخره است.

504
00:22:51,536 --> 00:22:53,663
‫دن می‌دونست که چرا مجبور شدیم
‫اخراجش کنیم.

505
00:22:53,789 --> 00:22:55,957
‫به خاطر مشکل اعتیادش به نوشیدنی بود.

506
00:22:56,041 --> 00:22:57,793
‫نمی‌تونست دور و بر اسب‌ها باشه.

507
00:22:57,918 --> 00:22:59,836
‫- آخرین باری که دیدیش، کِی بود؟
‫- چهار ماه پیش.

508
00:22:59,961 --> 00:23:01,463
‫اومد اینجا، دنبال گرفتن پول بود.

509
00:23:01,546 --> 00:23:03,215
‫یعنی منم یه کم پول بهش دادم.

510
00:23:03,340 --> 00:23:04,633
‫بهش گفتم که بره پیش دکتر.

511
00:23:04,758 --> 00:23:06,718
‫اگه من ازش متنفر بودم،
‫همچین کاری می‌کردم؟

512
00:23:07,928 --> 00:23:09,179
‫الان گفتی که داشتی...

513
00:23:09,262 --> 00:23:10,639
‫می‌رفتی یک چیزی رو بررسی کنی.

514
00:23:10,764 --> 00:23:12,391
‫اه، آره.

515
00:23:12,474 --> 00:23:14,643
‫تو خط کمک‌رسانی یک پیام دریافت کردم.

516
00:23:14,768 --> 00:23:17,062
‫دستیارم قبل از اینکه بیای اینجا،
‫واسم فوروارد کرد.

517
00:23:18,063 --> 00:23:19,481
‫سلام. فکر کنم من...

518
00:23:19,606 --> 00:23:21,817
‫اسب گم شده‌اتون رو بیرون
‫یک طویله قرمزرنگ...

519
00:23:21,942 --> 00:23:24,653
‫در بزرگراه 23، در «بلوگرس رود» دیدم.

520
00:23:24,736 --> 00:23:26,405
‫همون نشونه‌های بدن آرگو رو داره...

521
00:23:26,530 --> 00:23:29,199
‫ولی پای عقبش باندپیچی شده.

522
00:23:29,282 --> 00:23:30,492
‫فکر می‌کنی واقعی‌ایه؟

523
00:23:30,617 --> 00:23:32,452
‫آرگو یک مصدومیت جزئی
‫روی پای چپ عقبش داشت.

524
00:23:32,536 --> 00:23:34,538
‫اون رو علنی نکردیم،
‫به هیچکس نگفتیم.

525
00:23:34,663 --> 00:23:35,914
‫باید خودش باشه.

526
00:23:37,582 --> 00:23:38,917
‫تو همینجا باش.
‫من می‌رم چک کنم.

527
00:23:43,380 --> 00:23:45,882
‫دکتر گلن... بیلی هستم.

528
00:23:46,007 --> 00:23:47,509
‫در خانه لزلو با شما آشنا شدم.
‫دنبال آرگو می‌گشتم.

529
00:23:47,634 --> 00:23:49,010
‫بله.

530
00:23:49,094 --> 00:23:50,512
‫به نظر میاد کسی که اون رو دزدیده،

531
00:23:50,595 --> 00:23:52,222
‫اون رو با زایلازین آروم کرده.

532
00:23:52,347 --> 00:23:53,974
‫این رو باید یک دامپزشک داده باشه، درسته؟

533
00:23:54,057 --> 00:23:55,559
‫درسته.

534
00:23:56,560 --> 00:23:57,727
‫ببخشید، اون ماشین اف-350...

535
00:23:57,853 --> 00:23:59,521
‫قرمزرنگ مال شماست
‫که بیرون پارک شده؟

536
00:23:59,604 --> 00:24:00,730
‫با بسته ممتاز ماشین؟

537
00:24:00,856 --> 00:24:01,898
‫درسته.

538
00:24:02,023 --> 00:24:04,025
‫اوه، پسر. من...

539
00:24:04,109 --> 00:24:05,944
‫چندتا بچه رو دیدم که
‫دور و بر ماشین می‌چرخیدن.

540
00:24:06,069 --> 00:24:08,029
‫وقتی من رو دیدن فرار کردن،
‫ولی مسلما...

541
00:24:08,113 --> 00:24:09,030
‫یک تایر رو پنچر کردن.

542
00:24:09,114 --> 00:24:11,032
‫- شایدم دوتا.
‫- چی؟ چی؟!

543
00:24:11,116 --> 00:24:12,909
‫ببخشید...

544
00:24:35,307 --> 00:24:36,433
‫سلام، کالتر.

545
00:24:36,516 --> 00:24:37,559
‫الان با هیو حرف زدم.

546
00:24:37,642 --> 00:24:38,643
‫فکر نکنم مربی رو کشته باشه.

547
00:24:38,768 --> 00:24:39,811
‫ولی یک سرنخی از آرگو پیدا کردم.

548
00:24:39,936 --> 00:24:41,646
‫خوبه. منم پرونده پزشکیش رو نگاه می‌کنم.

549
00:24:41,771 --> 00:24:42,981
‫اوه، یک مصدومیت داره.

550
00:24:43,106 --> 00:24:44,900
‫پای چپ پشت.
‫چیزی در مورد این هست؟

551
00:24:44,983 --> 00:24:47,777
‫آره، ولی... خیلی چیزهای دیگه هم هست.

552
00:24:47,903 --> 00:24:49,988
‫اسب بیچاره حکم جا سوزنی رو داشته.

553
00:24:50,071 --> 00:24:51,615
‫داروهای مسکن و آرام‌بخش
‫بهش تزریق کردن.

554
00:24:51,740 --> 00:24:53,116
‫موقعی که روز مسابقه از راه می‌رسه،

555
00:24:53,200 --> 00:24:55,118
‫کلی داروی نیروزا و خون‌ساز
‫بهش تزریق می‌کردن.

556
00:24:55,202 --> 00:24:57,787
‫پس کُلی مواد بهش تزریق می‌کردن
‫تا به زور، درد رو تحمل کنه.

557
00:24:57,871 --> 00:25:00,123
‫آخه چطور این قضیه تو تست‌های
‫قبل از مسابقات، مشخص نشده؟

558
00:25:00,248 --> 00:25:01,583
‫راحت‌تر از اونیه که فکرش رو بکنی.

559
00:25:01,666 --> 00:25:03,460
‫می‌دونم که اف‌بی‌آی
‫الان روش تحقیق می‌کنه.

560
00:25:04,503 --> 00:25:06,213
‫اوه، بدتر از این هم می‌شه.

561
00:25:06,338 --> 00:25:08,965
‫اسب بیچاره اونقدر دوپینگ شده
‫که دیگه نابارور شده.

562
00:25:09,090 --> 00:25:10,967
‫نمی‌تونه زادآوری کنه.
‫یعنی صاحب‌های اسب...

563
00:25:11,092 --> 00:25:12,469
‫خبر داشتن در این حد دوپینگ می‌شده؟

564
00:25:12,594 --> 00:25:14,095
‫فقط اون‌ها ازش انتظار موفقیت داشتن.

565
00:25:14,179 --> 00:25:16,598
‫فکر کنم اگه هیو و تینا خبر داشتن،
‫دروغگوهای خیلی خوبی هستن.

566
00:25:16,681 --> 00:25:18,725
‫خب، دامپزشک که زندگی
‫موفق و ثروتمندانه‌ای داره.

567
00:25:18,808 --> 00:25:21,144
‫یکی بهش پول می‌ده که به طور
‫غیرقانونی اسب‌ها رو دوپینگ کنه.

568
00:25:21,269 --> 00:25:23,522
‫وقتشه رد پول رو بگیریم.
‫میام دنبالت.

569
00:25:26,650 --> 00:25:28,652
‫هی، چه خبرا، «ک»؟

570
00:25:28,777 --> 00:25:30,070
‫خبر خاصی نیست، «ب».

571
00:25:30,153 --> 00:25:31,905
‫مربی، دن فلین، به قتل رسیده.

572
00:25:31,988 --> 00:25:34,157
‫اوه... لعنت.

573
00:25:34,241 --> 00:25:36,368
‫آره. یک سرنخ از آرگو پیدا کردم.

574
00:25:36,493 --> 00:25:38,161
‫نزدیک یک طویله قرمزرنگ،
‫در بزرگراه 23...

575
00:25:38,245 --> 00:25:39,663
‫نزدیک بلوگرس رود، دیده شده.

576
00:25:39,788 --> 00:25:41,289
‫می‌شه یه لطفی بکنی بفهمی که مالک...

577
00:25:41,373 --> 00:25:42,874
‫اونجا کیه؟ الان می‌خوایم بریم اونجا.

578
00:25:42,999 --> 00:25:45,210
‫باشه. دیگه باید دنبال چی بگردم؟

579
00:25:45,335 --> 00:25:48,880
‫دنبال یک ارتباطی بین این قضیه
‫با دامپزشکی به اسم دکتر گلن بگرد.

580
00:25:49,005 --> 00:25:52,509
‫بذار ببینم چی می‌تونم پیدا کنم.

581
00:25:52,634 --> 00:25:53,969
‫خیلی‌خب.

582
00:26:25,667 --> 00:26:27,794
‫آره. خبری از آرگو نیست.

583
00:26:27,877 --> 00:26:28,962
‫هیچی.

584
00:26:29,045 --> 00:26:31,881
‫انگار... سرکاری بوده.

585
00:26:36,928 --> 00:26:38,388
‫بوی بنزین می‌ده.

586
00:26:43,435 --> 00:26:45,437
‫یعنی چی؟

587
00:26:45,520 --> 00:26:46,896
‫باز نمی‌شه.

588
00:26:46,980 --> 00:26:48,064
‫ببین می‌تونی یه چیزی پیدا کنی...

589
00:26:48,148 --> 00:26:49,190
‫- کمکم کنه بتونم بازش کنم.
‫- آره. باشه.

590
00:26:51,860 --> 00:26:53,361
‫بیا.

591
00:26:53,445 --> 00:26:54,738
‫- بده ببینم.
‫- ببین این جواب می‌ده.

592
00:26:54,821 --> 00:26:55,905
‫یالا...

593
00:26:55,989 --> 00:26:58,241
‫زود باش.

594
00:27:02,412 --> 00:27:03,705
‫طویله آتیش گرفته.

595
00:27:03,788 --> 00:27:05,457
‫زیاد وقت نداریم.

596
00:27:17,927 --> 00:27:18,887
‫باز نمی‌شه.

597
00:27:22,307 --> 00:27:24,643
‫صبر کن، باید همین پایین بمونیم،
‫زیر دود آتیش.

598
00:27:24,768 --> 00:27:26,144
‫بهم اعتماد کن.

599
00:27:26,269 --> 00:27:28,104
‫بیا.

600
00:27:32,108 --> 00:27:33,443
‫خب، نقشه چیه؟

601
00:27:33,568 --> 00:27:34,611
‫از اون درها می‌ریم بیرون.

602
00:27:39,616 --> 00:27:41,117
‫اه!

603
00:27:44,496 --> 00:27:45,622
‫دستت رو بده.

604
00:27:47,499 --> 00:27:48,750
‫زود باش.

605
00:27:50,168 --> 00:27:51,961
‫همینه.

606
00:27:55,840 --> 00:27:57,384
‫کالتر!

607
00:28:08,645 --> 00:28:10,021
‫زود باش.

608
00:28:15,193 --> 00:28:16,277
‫- آخ!
‫- ببخشید.

609
00:28:16,361 --> 00:28:17,445
‫آره، فقط تکون نخور.

610
00:28:17,529 --> 00:28:19,864
‫- سعی می‌کنم.
‫- بریدگی عمیقه.

611
00:28:19,989 --> 00:28:21,866
‫اگه به خاطر اینکه تو رو
‫از یک طویله در حال...

612
00:28:21,991 --> 00:28:24,035
‫سوختن نجات دادم،
‫یک زخم همیشگی به یادگار بمونه...

613
00:28:24,160 --> 00:28:26,871
‫یک کار می‌کنی هیچوقت فراموشش نکنم.
‫آره، می‌دونم.

614
00:28:26,996 --> 00:28:28,081
‫معلومه که همین کار رو می‌کنم.

615
00:28:28,164 --> 00:28:30,542
‫خب، شانس آوردی جراحات دست...

616
00:28:30,667 --> 00:28:32,085
‫خیلی زود خوب می‌شن.

617
00:28:32,168 --> 00:28:34,921
‫به خاطر گردش خون در بدن هست.

618
00:28:35,004 --> 00:28:36,172
‫اممم.

619
00:28:37,132 --> 00:28:39,676
‫باشه.

620
00:28:40,719 --> 00:28:42,554
‫بگذریم، کل این قضیه یه پاپوش بود،

621
00:28:42,679 --> 00:28:44,305
‫به خاطر اون مربی مُرده.

622
00:28:44,389 --> 00:28:45,557
‫هر کسی که اون رو کُشته...

623
00:28:45,682 --> 00:28:46,599
‫فشار گیر افتادن رو احساس می‌کنه.

624
00:28:46,683 --> 00:28:47,642
‫خب، بهش فکر کن.

625
00:28:47,726 --> 00:28:49,686
‫آرگوی بیچاره اونقدر مجروح شده
‫که نمی‌تونه مسابقه بده،

626
00:28:49,769 --> 00:28:52,105
‫به عنوان یک اسب زادمایه هم بی‌ارزشه
‫چون نابارور شده...

627
00:28:52,188 --> 00:28:53,732
‫و همه اینا قبل از شروع مسابقه بزرگ،
‫برملا می‌شده.

628
00:28:53,857 --> 00:28:54,941
‫البته مگه اینکه دزدیده شده باشه.

629
00:28:55,024 --> 00:28:56,151
‫در اون صورت، صاحبان اسب...

630
00:28:56,234 --> 00:28:57,777
‫بیمه‌نامه 3 میلیون دلاری رو می‌گیرن.

631
00:28:57,861 --> 00:28:59,446
‫نمی‌تونستن آرگو رو
‫تو اصطبل خودش بکشن...

632
00:28:59,529 --> 00:29:00,822
‫چون اینجوری کالبدشکافی می‌شد...

633
00:29:00,905 --> 00:29:03,074
‫و شرکت بیمه همه چیز رو کشف می‌کنه.

634
00:29:03,199 --> 00:29:04,868
‫پس...

635
00:29:04,951 --> 00:29:07,620
‫کار یکی از صاحب‌ها بوده
‫یا کار همه‌اشون؟

636
00:29:07,704 --> 00:29:09,414
‫فکر نکنم هیو دخیل باشه.

637
00:29:09,539 --> 00:29:11,040
‫یا همینطور تینا.

638
00:29:11,124 --> 00:29:12,542
‫جوری که درباره آرگو حرف می‌زنن،

639
00:29:12,667 --> 00:29:14,002
‫انگار مثل بچه‌اشون می‌مونه.

640
00:29:14,085 --> 00:29:16,087
‫با این حال دوپینگ شده تا مسابقه بده.

641
00:29:17,088 --> 00:29:18,381
‫خب، شاید درباره‌اش خبر نداشتن.

642
00:29:19,549 --> 00:29:21,384
‫غافلگیر می‌شی ببینی
‫مردم چه کارها نمی‌کنن.

643
00:29:24,721 --> 00:29:26,097
‫آره، غافلگیر می‌کنن.

644
00:29:27,766 --> 00:29:29,058
‫درسته.

645
00:29:30,059 --> 00:29:32,061
‫پرونده مک‌فرسون.

646
00:29:32,145 --> 00:29:33,897
‫گمونم حقمه.

647
00:29:33,980 --> 00:29:36,357
‫تو رو به امون خدا ول کردم.

648
00:29:36,441 --> 00:29:39,152
‫آره. آره، واقعا همین کار رو کردی.

649
00:29:39,277 --> 00:29:40,945
‫خب، تقصیر خودته.

650
00:29:41,070 --> 00:29:43,823
‫خودت رو خیلی بالاتر از من می‌گرفتی،
‫منم مجبور بودم...

651
00:29:43,907 --> 00:29:45,950
‫بهت ثابت کنم که من سطحم
‫از تو بالاتره.

652
00:29:46,075 --> 00:29:49,078
‫من همیشه فکر می‌کردم که
‫تو سطحت از من بالاتره.

653
00:29:51,039 --> 00:29:52,415
‫بابی، چی پیدا کردی؟

654
00:29:52,540 --> 00:29:54,793
‫یک رد پول قشنگ پیدا کردم که...

655
00:29:54,876 --> 00:29:56,211
‫تو رو به گریه میندازه!

656
00:29:56,294 --> 00:29:58,463
‫یعنی ردیابی که من انجام دادم،
‫خیلی قشنگه!

657
00:29:58,546 --> 00:30:00,632
‫دامپزشک آرگو، مبالغ هنگفتی رو...

658
00:30:00,715 --> 00:30:03,843
‫از یک شرکت مسئولیت محدود
‫در جزایر کیمن دریافت می‌کرده.

659
00:30:03,927 --> 00:30:06,888
‫شرکتی که اتفاقا صاحب همون طویله‌ایه
‫که در موردش پرسیدی.

660
00:30:06,971 --> 00:30:09,224
‫می‌پرسی کی مالک این شرکت هست؟

661
00:30:09,307 --> 00:30:12,644
‫یک مجموعه عروسک روسی
‫از شرکت‌های جعلی.

662
00:30:12,769 --> 00:30:14,896
‫هی، بابی، یک راست برو
‫سر اصل مطلب، می‌دونی؟

663
00:30:14,979 --> 00:30:17,190
‫واقعا به زحمت‌های کشیده شده،
‫اهمیت نمی‌دی، مگه نه؟

664
00:30:17,273 --> 00:30:19,150
‫باشه.

665
00:30:19,275 --> 00:30:21,569
‫مال یکی از صاحبان آرگو بوده،
‫استوارت تایلر.

666
00:30:21,653 --> 00:30:23,613
‫- که بازم خیلی جالبه...
‫- می‌دونستم.

667
00:30:23,696 --> 00:30:26,491
‫این شرکت مسئولیت محدود،
‫حدود یک ماه پیش، چند قطعه زمین...

668
00:30:26,616 --> 00:30:28,284
‫مرتع و دور افتاده خریده.

669
00:30:28,368 --> 00:30:31,955
‫الان آدرسش رو می‌فرستم.

670
00:30:49,597 --> 00:30:51,558
‫مسلما آرگوست.

671
00:30:52,809 --> 00:30:53,810
‫برو بیارش.

672
00:30:53,935 --> 00:30:55,854
‫من می‌رم سراغ کابین.

673
00:31:00,692 --> 00:31:02,610
‫مشکلی پیش اومده؟

674
00:31:02,694 --> 00:31:04,237
‫نه.

675
00:31:04,362 --> 00:31:05,864
‫باید مشکلی باشه؟

676
00:31:05,989 --> 00:31:07,407
‫نخیر.

677
00:31:10,451 --> 00:31:12,829
‫همکاری با هم لذت‌بخش بود.

678
00:31:13,997 --> 00:31:15,331
‫جدی می‌گم.

679
00:31:15,415 --> 00:31:16,332
‫درسته؟

680
00:31:16,416 --> 00:31:17,959
‫آره.

681
00:31:27,343 --> 00:31:29,137
‫می‌شه بیای اینجا کمکم کنی؟

682
00:31:29,220 --> 00:31:31,472
‫فکر نکنم بتونه.

683
00:31:31,556 --> 00:31:32,599
‫اشتباه بزرگی می‌کنی، استوارت.

684
00:31:32,682 --> 00:31:34,017
‫ساکت شو.

685
00:31:34,100 --> 00:31:35,226
‫خونسرد باش.
‫لازم نیست کسی صدمه ببینه.

686
00:31:35,351 --> 00:31:36,853
‫تصمیمش با منه.

687
00:31:36,936 --> 00:31:39,022
‫حالا، اول از همه،

688
00:31:39,105 --> 00:31:41,024
‫تفنگت رو پرت کن سمت من.

689
00:31:46,696 --> 00:31:50,116
‫حالا، آرگو رو داخل کابین بذار،
‫آقای شاو.

690
00:32:04,464 --> 00:32:06,716
‫خب، فکر می‌کنی این قضیه چطور جلوه کنه؟

691
00:32:06,799 --> 00:32:08,009
‫راستش خیلی ساده است.

692
00:32:08,092 --> 00:32:09,510
‫شما دو نفر آرگو رو پیدا کردین،

693
00:32:09,594 --> 00:32:12,055
‫طمع به شما غلبه می‌کنه،
‫همدیگه رو می‌کشین.

694
00:32:12,138 --> 00:32:13,848
‫یا شاید هم خود دگرکُشی بوده.

695
00:32:14,849 --> 00:32:16,726
‫نمی‌دونم. پیش‌نویس اولیه است.
‫بالاخره یه داستانی جور می‌کنم.

696
00:32:16,851 --> 00:32:18,561
‫هیچکس حرفت رو باور نمی‌کنه، استوارت.

697
00:32:18,645 --> 00:32:20,229
‫می‌گم به طور غیرقانونی،
‫وارد ملک من شدین.

698
00:32:20,313 --> 00:32:21,397
‫بازم خوب نیست.

699
00:32:23,816 --> 00:32:24,776
‫انگار قضیه رو جدی نگرفتی.

700
00:32:24,901 --> 00:32:26,486
‫من فکر بهتری دارم.

701
00:32:27,695 --> 00:32:29,364
‫ما رو با پول بخر.

702
00:32:29,447 --> 00:32:30,531
‫شما رو با پول بخرم؟

703
00:32:30,615 --> 00:32:32,575
‫من فقط واسه پول اومدم.

704
00:32:32,700 --> 00:32:33,910
‫کالتر هم همینطور.

705
00:32:34,035 --> 00:32:35,912
‫ما پلیس نیستیم، استوارت.

706
00:32:36,037 --> 00:32:37,622
‫اهمیتی به اون کلاهبرداری بیمه نمی‌دیم.

707
00:32:37,747 --> 00:32:39,290
‫کل قضیه واسه همین بوده، مگه نه؟

708
00:32:39,415 --> 00:32:40,625
‫می‌خواستی با آرگو چیکار کنی؟

709
00:32:40,750 --> 00:32:41,960
‫یک خریدار خارج از کشور
‫واسش پیدا کردم.

710
00:32:42,085 --> 00:32:43,378
‫کسی که حدس می‌زنم هیچ اطلاعی...

711
00:32:43,378 --> 00:32:44,337
‫در مورد وضعیتش نداره.

712
00:32:44,337 --> 00:32:45,546
‫درسته.

713
00:32:45,630 --> 00:32:48,132
‫یعنی شما دو نفر، کار ناتموم هستین.

714
00:32:48,216 --> 00:32:49,926
‫درست همونطور که مربی آرگو،
‫کار ناتموم بود.

715
00:32:50,009 --> 00:32:51,094
‫لازم نبود اینطور بشه.

716
00:32:51,177 --> 00:32:52,929
‫بعد از اینکه استخدامش کردم،

717
00:32:53,054 --> 00:32:54,764
‫می‌خواست پول بیشتری ازم بگیره.

718
00:32:54,889 --> 00:32:57,266
‫اون... آخرین لحظه،
‫شرایط معامله رو تغییر داد...

719
00:32:57,350 --> 00:33:00,061
‫و موقعی که جواب منفی دادم،
‫می‌خواست من رو لو بده.

720
00:33:00,144 --> 00:33:01,646
‫بعدش تو کشتیش.

721
00:33:02,647 --> 00:33:04,065
‫اون تصمیمش رو گرفت،
‫منم همینطور.

722
00:33:08,152 --> 00:33:09,821
‫اه، همونجا سرجات باش.

723
00:33:16,661 --> 00:33:18,246
‫نه، نه، نه.

724
00:33:23,251 --> 00:33:25,169
‫باید پیشنهادم رو قبول می‌کردی.

725
00:33:27,672 --> 00:33:28,756
‫موفق شدی.

726
00:33:28,881 --> 00:33:31,134
‫نمی‌دونم چطوری ولی آرگو رو پیدا کردی.

727
00:33:31,259 --> 00:33:33,469
‫نمی‌دونم چطور از تو و بیلی تشکر کنم.

728
00:33:33,594 --> 00:33:35,304
‫اوه، فقط پول مژدگونی کافیه.

729
00:33:35,430 --> 00:33:36,597
‫البته.

730
00:33:36,681 --> 00:33:37,640
‫هی، پسر.

731
00:33:37,765 --> 00:33:38,641
‫بیلی کجاست؟

732
00:33:38,766 --> 00:33:39,976
‫بیلی در مورد استوارت تایلر...

733
00:33:40,101 --> 00:33:41,436
‫با اف‌بی‌آی حرف می‌زنه.

734
00:33:41,561 --> 00:33:43,604
‫هنوز باورم نمی‌شه که
‫اون مسبب کل قضیه بوده.

735
00:33:44,647 --> 00:33:46,482
‫تو این دنیا سخته یک همکار پیدا کنی
‫که بهش اعتماد کنی.

736
00:33:47,984 --> 00:33:49,402
‫یک چیز دیگه هم باید در مورد
‫استوارت بدونین.

737
00:33:49,485 --> 00:33:51,404
‫به دامپزشک‌تون پول می‌داده...

738
00:33:51,487 --> 00:33:52,697
‫تا به آرگو داروی نیروزا تزریق کنه.

739
00:33:52,780 --> 00:33:55,199
‫پس بگو چرا اینقدر مجروح شده.

740
00:33:55,324 --> 00:33:56,951
‫به خاطر دوپینگ‌ها، آرگو عقیم شده.

741
00:33:57,035 --> 00:33:58,786
‫نه، خودش حالش خوبه
‫ولی دیگه آینده‌ای...

742
00:33:58,911 --> 00:34:00,621
‫به عنوان اسب مسابقه‌ای
‫یا اسب زادمایه نداره.

743
00:34:00,747 --> 00:34:02,749
‫استوارت نمی‌خواسته کسی متوجه
‫این قضیه بشه...

744
00:34:02,832 --> 00:34:04,625
‫چون اینجوری بیمه‌نامه،
‫باطل و بی اثر می‌شده.

745
00:34:04,751 --> 00:34:07,295
‫شاید یک خیری تو این قضیه بوده.

746
00:34:07,420 --> 00:34:10,423
‫اونقدر روی مسابقه و کسب و کار...

747
00:34:10,506 --> 00:34:12,175
‫و برنده شدن تمرکز کرده بودم،

748
00:34:12,258 --> 00:34:13,468
‫انگار الان...

749
00:34:13,593 --> 00:34:15,011
‫خیالم راحت شد.

750
00:34:16,763 --> 00:34:19,932
‫اولین روزی که آوردیمش اینجا رو یادت میاد؟

751
00:34:20,016 --> 00:34:21,934
‫فورا احساس راحتی کرد.

752
00:34:22,018 --> 00:34:23,102
‫- آره.
‫- انگار...

753
00:34:23,186 --> 00:34:24,520
‫انگار می‌دونست اومده خونه.

754
00:34:24,645 --> 00:34:26,147
‫اینجا همیشه خونه‌اش می‌مونه.

755
00:34:26,230 --> 00:34:28,316
‫حتی اگه نتونه مسابقه بده.

756
00:34:29,692 --> 00:34:30,985
‫فکر کنم برم یک دور باهاش بزنم.

757
00:34:31,069 --> 00:34:32,528
‫فکر خوبیه.

758
00:34:38,534 --> 00:34:40,161
‫- اوضاع به نظر بهتر میاد.
‫- آره.

759
00:34:40,244 --> 00:34:42,205
‫من اشتباهات زیادی کردم.

760
00:34:42,330 --> 00:34:44,957
‫می‌دونم که دیگه اوضاع من و تینا
‫به روال سابق برنمی‌گرده.

761
00:34:45,041 --> 00:34:47,460
‫فکر کنم می‌تونیم دوست بمونیم.

762
00:34:47,543 --> 00:34:49,670
‫ما همیشه یک پیوندی از طریق آرگو داریم.

763
00:34:52,256 --> 00:34:54,801
‫خب، تینا و هیو رسما
‫از دردسر خلاص شدن.

764
00:34:54,884 --> 00:34:56,344
‫آره. دامپزشک اعتراف کرد.

765
00:34:56,427 --> 00:34:57,845
‫استوارت بهش پول می‌داده تا...

766
00:34:57,970 --> 00:34:59,806
‫به آرگو دارو تزریق کنه
‫و از بقیه مخفی کنه.

767
00:34:59,889 --> 00:35:02,016
‫استوارت به قتل مربی هم متهم می‌شه.

768
00:35:02,141 --> 00:35:04,519
‫وقتی خونه‌اش رو گشتن،
‫برگه‌های اصالت آرگو رو پیدا کردن.

769
00:35:04,602 --> 00:35:07,021
‫حتما گاوصندوق هیو رو باز کرده بوده.

770
00:35:07,105 --> 00:35:08,481
‫آره، در اون مورد...

771
00:35:08,564 --> 00:35:12,693
‫خب، اف‌بی‌آی تموم دارایی‌های استوارت...

772
00:35:12,777 --> 00:35:14,320
‫و هر چیزی که مربوط به آرگو هست رو...

773
00:35:14,403 --> 00:35:16,864
‫تا زمان تموم شدن تحقیقات، توقیف کرده.

774
00:35:16,948 --> 00:35:18,533
‫بذار حدس بزنم،
‫یعنی حساب سپرده‌ای که...

775
00:35:18,533 --> 00:35:19,867
‫پول مژدگونی توش بود هم توقیف شده.

776
00:35:19,992 --> 00:35:24,330
‫درسته. یک اتلاف وقت بزرگ
‫برای جفت ما دو نفر به حساب اومد.

777
00:35:24,413 --> 00:35:26,332
‫نمی‌دونم اتلاف وقت بود یا نه.

778
00:35:26,415 --> 00:35:27,917
‫خرابکارها به زندان افتادن، مگه نه؟

779
00:35:28,042 --> 00:35:29,252
‫آرگو پیش کسایی که دوستش دارن، برگشت.

780
00:35:29,377 --> 00:35:30,253
‫من که می‌گم بُرد کردیم.

781
00:35:30,378 --> 00:35:32,171
‫جدی؟

782
00:35:33,172 --> 00:35:35,216
‫به علاوه، حق با تو بود.

783
00:35:35,299 --> 00:35:37,009
‫کار کردن...

784
00:35:37,093 --> 00:35:39,387
‫با تو لذت‌بخش بود.

785
00:35:39,512 --> 00:35:41,055
‫بهت گفتم.

786
00:35:42,723 --> 00:35:44,225
‫خب، باید بدونم،

787
00:35:44,350 --> 00:35:46,435
‫اگه اون قضیه چرند با استوارت پیش نمیومد،

788
00:35:46,561 --> 00:35:49,188
‫سعی می‌کردی من رو دور بزنی؟

789
00:35:51,607 --> 00:35:52,984
‫بهش فکر کردم، ولی نه.

790
00:35:54,068 --> 00:35:55,570
‫نه. تو چطور؟

791
00:35:55,695 --> 00:35:57,071
‫من بهش فکر می‌کردم.

792
00:35:57,155 --> 00:35:59,574
‫احتمالا به خاطر همین بود
‫که استوات من رو گیر انداخت.

793
00:35:59,657 --> 00:36:01,909
‫من حواسم پرت شده بود.

794
00:36:02,034 --> 00:36:03,411
‫خب، پس حقته.

795
00:36:03,536 --> 00:36:04,829
‫چطور می‌خواستی گولم بزنی؟

796
00:36:04,954 --> 00:36:06,539
‫اول تو بگو.

797
00:36:08,916 --> 00:36:10,418
‫بذار بگم چیکار کنیم...

798
00:36:10,501 --> 00:36:13,212
‫چرا سر اون قرار شامی که
‫بهم قولش رو دادی، بهت نگم؟

799
00:36:15,381 --> 00:36:16,716
‫اوه، اون رو می‌گی.

800
00:36:18,134 --> 00:36:19,010
‫به تعویق بندازیمش؟

801
00:36:19,135 --> 00:36:21,137
‫من، امم...

802
00:36:21,262 --> 00:36:23,806
‫واسه اون کاری که تو آستین بود،
‫دیرم شده.

803
00:36:23,931 --> 00:36:25,308
‫درسته.

804
00:36:25,433 --> 00:36:27,101
‫درسته.

805
00:36:28,144 --> 00:36:30,229
‫اه، خب، می‌دونی، پس موفق باشی.

806
00:36:30,313 --> 00:36:31,606
‫و اه...

807
00:36:32,773 --> 00:36:34,400
‫پس بعدا می‌بینمت، بیلی.

808
00:36:38,029 --> 00:36:39,614
‫آره.

809
00:36:52,001 --> 00:36:57,006
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»