1
00:00:04,129 --> 00:00:07,424
‫[آرورا، ورمانت]

2
00:00:08,174 --> 00:00:09,551
‫بله، تیم نجات،
‫پشتیبانی هوایی صحبت می‌کنه.

3
00:00:09,676 --> 00:00:12,053
‫ما در فاصله 1500 پایی هستیم.

4
00:00:21,980 --> 00:00:26,985
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»

5
00:00:28,903 --> 00:00:30,321
‫- دختر منه؟
‫- نه، نه، نه.

6
00:00:30,405 --> 00:00:32,032
‫- لاناست؟
‫- لطفا برگردید عقب، جناب.

7
00:00:32,115 --> 00:00:33,366
‫بذار رد بشه.

8
00:00:41,499 --> 00:00:43,585
‫لاناست، آقای روسو؟

9
00:00:48,214 --> 00:00:50,467
‫لانا نیست.

10
00:00:50,592 --> 00:00:51,968
‫این دوستش، جیمی هست.

11
00:00:52,093 --> 00:00:54,095
‫لانا رو پیدا نکردین؟

12
00:00:54,220 --> 00:00:55,805
‫نه. نه، هنوز پیدا نکردیم،

13
00:00:55,930 --> 00:00:57,974
‫ولی در حال لایروبی رودخونه‌ایم،
‫به جستجو ادامه می‌دیم.

14
00:01:09,861 --> 00:01:12,864
‫[سه سال بعد]

15
00:01:27,420 --> 00:01:30,215
‫- کالتر شاو؟
‫- بله.

16
00:01:31,382 --> 00:01:32,425
‫گوین روسو هستم.

17
00:01:32,509 --> 00:01:34,302
‫لطفا بفرما داخل.

18
00:01:34,427 --> 00:01:36,221
‫ممنون.

19
00:01:41,643 --> 00:01:43,645
‫[گمشده: لانا روسو]

20
00:01:45,063 --> 00:01:47,982
‫- می‌خوای چیزی واست بیارم؟
‫- نه، ممنون.

21
00:01:52,695 --> 00:01:54,531
‫این دخترم، لاناست.

22
00:01:54,656 --> 00:01:56,533
‫سه سال پیش،

23
00:01:56,658 --> 00:01:58,493
‫اون و بهترین دوستش،
‫جیمی از مدرسه بیرون اومدن.

24
00:01:58,576 --> 00:01:59,994
‫قرار بود پیاده به سمت خونه بیان،

25
00:02:00,078 --> 00:02:01,538
‫ولی در عوض ناپدید شدن.

26
00:02:01,663 --> 00:02:03,081
‫جیمی رو پیدا کردن، درسته؟

27
00:02:03,164 --> 00:02:04,958
‫آره.

28
00:02:05,041 --> 00:02:07,502
‫سه روز بعد، جریان آب رودخونه
‫جسدش رو بیرون آورد.

29
00:02:07,585 --> 00:02:09,420
‫علت مرگ، غرق شدن بود.

30
00:02:09,504 --> 00:02:11,005
‫ولی هیچوقت لانا رو پیدا نکردن.

31
00:02:11,089 --> 00:02:13,675
‫پلیس گفت که هیچوقت
‫دست از جستجو برنمی‌داره،

32
00:02:13,758 --> 00:02:15,635
‫ولی در نهایت دست کشیدن.

33
00:02:17,554 --> 00:02:19,013
‫چی بهتون گفتن؟

34
00:02:19,097 --> 00:02:21,015
‫اینکه دخترم ته رودخونه است،

35
00:02:21,099 --> 00:02:24,185
‫احتمالا کنار دوستش مُرده،

36
00:02:24,310 --> 00:02:25,854
‫به خودشون صدمه زده بودن،

37
00:02:25,979 --> 00:02:29,023
‫ولی هیچوقت هیچ ردی پیدا نکردن.

38
00:02:30,066 --> 00:02:32,569
‫- گفتی به خودشون صدمه زدن، یعنی پیمان بستن؟
‫- آره.

39
00:02:32,694 --> 00:02:35,780
‫اون‌ها کوله‌پشتی دخترها رو
‫با یک برگه یادداشت پیدا کردن.

40
00:02:35,864 --> 00:02:38,158
‫- تو یادداشت چی نوشته شده بود؟
‫- «خیلی درد دارم...

41
00:02:38,241 --> 00:02:39,868
‫و می‌خوام بمیرم».

42
00:02:39,951 --> 00:02:42,996
‫ولی لانا هیچوقت خودکشی نمی‌کرد.

43
00:02:43,079 --> 00:02:45,290
‫من می‌شناسمش.

44
00:02:45,373 --> 00:02:47,208
‫بعد از فوت مادرش،

45
00:02:47,292 --> 00:02:49,377
‫فقط ما دوتا بودیم
‫و خیلی به هم نزدیک بودیم.

46
00:02:49,502 --> 00:02:53,506
‫اگه ناراحت بود یا
‫بحران عاطفی داشت،

47
00:02:53,590 --> 00:02:55,550
‫مطمئنم که بهم می‌گفت.

48
00:02:55,675 --> 00:02:57,218
‫پدر و مادر جیمی چطور؟

49
00:02:57,343 --> 00:03:01,181
‫اوه، اون‌ها... به نظر میاد قبول کردن.

50
00:03:03,391 --> 00:03:04,809
‫فکر می‌کنی چه بلایی سر دخترت اومده؟

51
00:03:04,893 --> 00:03:06,144
‫اتفاقی که پلیس می‌گه، نیفتاده.

52
00:03:06,227 --> 00:03:10,315
‫یعنی من هیچوقت نمی‌تونم باور کنم که...

53
00:03:10,398 --> 00:03:11,316
‫جیمی،

54
00:03:11,399 --> 00:03:13,902
‫اون رو نمی‌دونم ولی لانا هیچوقت.

55
00:03:14,027 --> 00:03:16,571
‫آخه نمی‌تونم...

56
00:03:16,654 --> 00:03:19,282
‫به عنوان یک پدر...

57
00:03:20,909 --> 00:03:24,245
‫نمی‌تونم هیچوقت با این احساس
‫کنار بیام که...

58
00:03:24,329 --> 00:03:25,788
‫دخترم یک جایی...

59
00:03:25,914 --> 00:03:27,332
‫اون بیرون هست.

60
00:03:28,875 --> 00:03:30,919
‫مژدگونی 30 هزار دلاری گذاشتین...

61
00:03:31,044 --> 00:03:32,545
‫که تازه در اینترنت پست کردید.

62
00:03:32,629 --> 00:03:33,630
‫نمی‌خوام امید واهی بدم.

63
00:03:33,630 --> 00:03:35,590
‫ولی سه سال رد شده.

64
00:03:35,673 --> 00:03:37,050
‫احتمال پیدا کردنش بالا نیست.

65
00:03:37,133 --> 00:03:39,719
‫دارید از یه نفر می‌خواید
‫که جسد دخترتون رو پیدا کنه.

66
00:03:39,802 --> 00:03:41,512
‫اگه بهت بگم مدرک دارم
‫که نشون می‌ده...

67
00:03:41,596 --> 00:03:42,680
‫هنوز زنده است، چی؟

68
00:03:42,764 --> 00:03:44,307
‫چه جور مدرکی؟

69
00:03:46,684 --> 00:03:48,603
‫اون خودشه، دختر منه.

70
00:03:48,728 --> 00:03:51,439
‫این عکس دو هفته پیش
‫در نمایشگاه شهر گرفته شده.

71
00:03:51,564 --> 00:03:53,441
‫می‌بینی؟
‫دختری که اون پشت هست.

72
00:03:54,484 --> 00:03:55,610
‫مطمئنی که خودشه؟

73
00:03:55,735 --> 00:03:57,570
‫موهاش فرق کرده...

74
00:03:57,654 --> 00:03:59,155
‫و یه خرده لاغرتر شده،

75
00:03:59,280 --> 00:04:02,408
‫ولی... من چشم‌های دخترم رو می‌شناسم،

76
00:04:02,492 --> 00:04:04,953
‫صورتش رو می‌شناسم.

77
00:04:05,078 --> 00:04:06,204
‫خودشه.

78
00:04:20,718 --> 00:04:23,137
‫تشخیص چهره روی عکس انجام دادی؟

79
00:04:23,221 --> 00:04:24,472
‫الان زدم انجام بشه.

80
00:04:24,555 --> 00:04:26,015
‫عکسش خیلی مات هست.

81
00:04:26,140 --> 00:04:28,101
‫به یک عکس با وضوح بالاتر
‫یا برنامه بهتر احتیاج دارم.

82
00:04:28,184 --> 00:04:30,144
‫می‌تونیم عکاس رو پیدا کنیم.

83
00:04:30,270 --> 00:04:31,479
‫از قبل دنبالش گشتم.

84
00:04:31,604 --> 00:04:33,231
‫زنگ زدم و پیغام گذاشتم،
‫منتظرم جواب بده.

85
00:04:33,231 --> 00:04:34,857
‫اگه لانا زنده باشه،

86
00:04:34,983 --> 00:04:37,485
‫چرا خونه برنگشته یا خبر نداده؟

87
00:04:37,568 --> 00:04:39,821
‫باباش فکر می‌کنه که
‫شاید یه نفر دنبالشه،

88
00:04:39,946 --> 00:04:41,489
‫می‌خواد دور بمونه
‫تا از باباش محافظت کنه.

89
00:04:41,489 --> 00:04:43,157
‫این ایده از یک مستند
‫در مورد بچه گمشده...

90
00:04:43,157 --> 00:04:44,284
‫- به ذهنش رسیده.
‫- اوه، خدا.

91
00:04:44,367 --> 00:04:45,493
‫فکر کنم فقط...

92
00:04:45,576 --> 00:04:47,620
‫داره سعی می‌کنه بفهمه چی شده.

93
00:04:47,704 --> 00:04:49,831
‫واسه همین از پرونده‌های باز خوشم نمیاد.

94
00:04:49,914 --> 00:04:52,125
‫وقتی درباره دخترش حرف می‌زد،
‫چهره‌اش رو ندیدی.

95
00:04:52,208 --> 00:04:53,459
‫فکر کنم در کمترین حالت،

96
00:04:53,543 --> 00:04:55,169
‫شاید بتونم عاقبت دخترش رو
‫اطلاع بدم.

97
00:04:56,337 --> 00:04:57,505
‫بهتون خبر می‌دم.

98
00:04:57,964 --> 00:05:00,425
‫[کیفیت عکس پایین است -
‫امکان مطابقت وجود نداشت]

99
00:05:00,883 --> 00:05:02,218
‫[نمایشگاه شهر آرورا در حال برگزاری است]

100
00:05:02,260 --> 00:05:04,262
‫فکر می‌کنی ممکنه لانا روسو باشه؟

101
00:05:06,014 --> 00:05:09,017
‫آقای شاو، خیلی دوست دارم
‫که بگم خودش بوده،

102
00:05:09,142 --> 00:05:11,728
‫ولی فکر کنم دنبال روح افتادید.

103
00:05:12,729 --> 00:05:15,356
‫می‌فهمم که مُرده فرض شده
‫و پرونده بسته شده.

104
00:05:15,481 --> 00:05:16,858
‫نه به طور رسمی،

105
00:05:16,983 --> 00:05:19,068
‫ولی با کاهش بودجه،
‫نمی‌تونیم منابع بهش اختصاص بدیم.

106
00:05:20,069 --> 00:05:22,613
‫ببین...

107
00:05:22,697 --> 00:05:24,991
‫گوین با ایده‌های نسنجیده
‫و مشاهدات احتمالی...

108
00:05:25,074 --> 00:05:28,036
‫میاد پیش ما و تک تک
‫سرنخ‌ها رو بررسی می‌کنیم،

109
00:05:28,161 --> 00:05:30,538
‫ولی هیچکدوم‌شون تا حالا
‫به بار ننشستن.

110
00:05:30,621 --> 00:05:32,040
‫آره، ممنون.
‫فقط روی میز بذارش.

111
00:05:32,123 --> 00:05:33,541
‫ممنون.

112
00:05:33,624 --> 00:05:35,418
‫گوین باور داره که خودکشی نکرده.

113
00:05:35,543 --> 00:05:38,379
‫شاید تصادفی یا یک چیز
‫شتاب زده بوده،

114
00:05:38,504 --> 00:05:40,673
‫ولی گوین در وضعیت انکار به سر می‌بره.

115
00:05:40,757 --> 00:05:43,009
‫ببین، منم بچه دارم،
‫منم اگه بودم انکار می‌کردم.

116
00:05:43,092 --> 00:05:45,845
‫دردی که می‌کشه، غیرقابل تصوره.

117
00:05:47,305 --> 00:05:49,390
‫ولی اشتباه برداشت نکن، خیلی‌خب؟

118
00:05:49,474 --> 00:05:51,517
‫من مخالف این نیستم که
‫موضوع رو بررسی کنی.

119
00:05:51,601 --> 00:05:55,188
‫یکی از اون پرونده‌هاست
‫که هنوز من رو آزار می‌ده.

120
00:05:55,271 --> 00:05:57,023
‫بعضی روزها نشستم
‫دارم قهوه می‌خورم...

121
00:05:57,106 --> 00:06:00,401
‫و نمی‌دونم چی می‌شه،
‫چهره‌اش جلو صورتم میاد...

122
00:06:00,485 --> 00:06:02,528
‫و قبل از اینکه به خودم بیام،
‫جای رودخونه‌ام...

123
00:06:02,612 --> 00:06:04,864
‫جایی که اون یکی دختر رو پیدا کردیم،
‫انگار همین دیروز بوده.

124
00:06:04,864 --> 00:06:07,784
‫- من نیومدم کسی رو سرزنش کنم.
‫- می‌دونم، می‌دونم.

125
00:06:07,909 --> 00:06:10,078
‫راستش رو بگم،
‫خوشحال می‌شم بار قضیه رو تقسیم کنم.

126
00:06:10,161 --> 00:06:11,746
‫اگه چیزی پیدا کردی، خب...

127
00:06:11,829 --> 00:06:13,581
‫هیچ پاداشی کفاف محبتت رو نمی‌ده.

128
00:06:14,582 --> 00:06:16,626
‫بدم نمیاد یک نگاهی به اون
‫یادداشتی که گذاشتن، بندازم.

129
00:06:16,626 --> 00:06:17,710
‫باشه.

130
00:06:21,214 --> 00:06:23,424
‫بعدش دفترچه خاطراتی هست...

131
00:06:23,549 --> 00:06:26,427
‫که در کوله‌پشتی لانا پیدا کردیم...

132
00:06:26,552 --> 00:06:29,430
‫و یادداشتی که اون روز نوشته،
‫کنده شده.

133
00:06:29,555 --> 00:06:31,557
‫کلی از اونجور چیزها
‫تو دفترچه هست.

134
00:06:31,641 --> 00:06:35,728
‫گوین گفت که به سبک وحشت
‫و ماوراء الطبیعه علاقه داشت.

135
00:06:35,812 --> 00:06:37,397
‫اضطراب نوجوانی، مگه نه؟

136
00:06:37,480 --> 00:06:40,108
‫- افسردگی نبوده.
‫- نه، این اضطراب نوجوانی نیست.

137
00:06:40,233 --> 00:06:41,859
‫حداقل اونطور که من یادم میاد، نبود...

138
00:06:41,943 --> 00:06:44,112
‫شور و احساس زیاد،
‫گوش کردن به گروه «اسمیتس».

139
00:06:44,237 --> 00:06:45,696
‫یعنی این دخترها...

140
00:06:45,780 --> 00:06:48,658
‫گمونم می‌شه گفت پردردسر بودن.

141
00:06:49,659 --> 00:06:51,369
‫- منظورت چیه؟
‫- خب، ما...

142
00:06:51,452 --> 00:06:53,246
‫با همه هم‌کلاسی‌ها و معلم‌هاشون
‫مصاحبه کردیم،

143
00:06:53,329 --> 00:06:55,164
‫لانا و دوست‌هاشون به نوعی
‫عجیب و غریب...

144
00:06:55,289 --> 00:06:56,624
‫در نظر گرفته می‌شدن.

145
00:06:56,749 --> 00:06:58,459
‫می‌دونی که چطوریه.

146
00:06:58,543 --> 00:07:00,253
‫طردشدگان اجتماعی از مدرسه.

147
00:07:00,336 --> 00:07:02,588
‫من راستش تو خونه درس خوندم.

148
00:07:02,672 --> 00:07:04,465
‫اه. یکی از اون نازک نارنجی‌ها.

149
00:07:05,591 --> 00:07:08,094
‫نه. از اونجور تدریس در منزل نمی‌گم.
‫اممم...

150
00:07:09,220 --> 00:07:11,597
‫اگه می‌خوای بدونی چطور
‫یک ژانراتور برق خارج از شبکه بسازی...

151
00:07:11,597 --> 00:07:14,809
‫یا می‌خوای حساب کنی
‫یک گلوله 7 میلی‌متری...

152
00:07:14,892 --> 00:07:17,478
‫در فاصله 458 متری کجا زمین میفته،

153
00:07:17,603 --> 00:07:18,604
‫من از پسش بر میام.

154
00:07:18,604 --> 00:07:21,649
‫به نظر اطلاعات مفیدی میاد.

155
00:07:21,774 --> 00:07:22,859
‫می‌تونه مفید باشه.

156
00:07:23,818 --> 00:07:26,154
‫حالا این دخترها با بقیه فرق داشتن.

157
00:07:26,279 --> 00:07:28,030
‫عمدتا لباس سیاه می‌پوشیدن.

158
00:07:28,156 --> 00:07:29,866
‫سراغ چیزهای تاریک می‌رفتن،
‫کلی شایعه...

159
00:07:29,991 --> 00:07:32,535
‫در مورد اون‌ها و چند نفر دیگه
‫از دانش آموزها وجود داشت.

160
00:07:32,660 --> 00:07:34,871
‫واسه همین وقتی این اتفاق افتاد،
‫هیچکس شوکه نشد.

161
00:07:34,996 --> 00:07:36,873
‫چیزهای تاریک، مثل چی؟

162
00:07:36,998 --> 00:07:38,666
‫فعالیت‌های ماوراء الطبیعه.

163
00:07:38,749 --> 00:07:41,252
‫پادکست‌های قتل،
‫دنیای ارواح.

164
00:07:41,335 --> 00:07:42,670
‫فکر و ذهنشون درگیر هارکوود بود.

165
00:07:44,046 --> 00:07:45,923
‫یک بیمارستان روانی متروکه و قدیمیه.

166
00:07:46,007 --> 00:07:48,676
‫چندتا ویدئو توی فضای آنلاین
‫منتشر کردن. چیزهای ترسناک.

167
00:07:48,801 --> 00:07:50,428
‫همانطور که گفتم،
‫این دخترها پردردسر بودن.

168
00:07:50,511 --> 00:07:51,637
‫فاصله بیمارستان...

169
00:07:51,721 --> 00:07:53,681
‫تا رودخونه‌ای که جسد رو پیدا کردن، چقدره؟

170
00:07:53,806 --> 00:07:55,349
‫کمتر از یک کیلومتر.

171
00:07:56,517 --> 00:07:57,852
‫هنوز اون ویدئوهایی که
‫درست کرده بودن رو داری؟

172
00:07:57,935 --> 00:07:58,853
‫آره.

173
00:07:58,936 --> 00:07:59,854
‫یه جورایی...

174
00:07:59,979 --> 00:08:01,856
‫الان دارم می‌ترسم.

175
00:08:01,939 --> 00:08:03,524
‫چند هفته پیش،

176
00:08:03,649 --> 00:08:06,235
‫درباره «جادوگر هارکوود» خونده بودم.

177
00:08:06,360 --> 00:08:10,198
‫روح یک زن به اسم اِیدا برام هست،

178
00:08:10,281 --> 00:08:12,617
‫کسی که مدام به بیمارستان روانی می‌رفت.

179
00:08:16,496 --> 00:08:20,291
‫می‌گن وقتی درباره جادوگر هارکوود
‫خبردار بشی...

180
00:08:23,127 --> 00:08:25,463
‫خودش تو رو پیدا می‌کنه.

181
00:08:25,630 --> 00:08:27,965
‫فکر کنم وقتی خونه درس می‌خوندم،

182
00:08:28,090 --> 00:08:30,092
‫فرصت آشنایی با کلی آدم جالب
‫رو از دست دادم.

183
00:08:30,176 --> 00:08:31,636
‫شاید همینطوره.

184
00:08:31,719 --> 00:08:33,137
‫گفتی فکر و ذهن‌شون هارکوود بود.

185
00:08:33,221 --> 00:08:35,848
‫اشکال نداره بریم یه بررسی کنیم؟

186
00:08:54,617 --> 00:08:56,744
‫به هارکوود خوش اومدی.
‫شروع کنیم؟

187
00:09:03,793 --> 00:09:05,336
‫دقیقا دنبال چی می‌گردی؟

188
00:09:05,461 --> 00:09:07,296
‫می‌خوام یه تصوری از ذهنیت لانا...

189
00:09:07,380 --> 00:09:08,965
‫قبل از ناپدید شدن، بدست بیارم.

190
00:09:09,048 --> 00:09:10,341
‫گفتی ویدئویی از حضورش
‫در اینجا پیدا نشده،

191
00:09:10,466 --> 00:09:11,676
‫مثل اونایی که تو اتاقش پیدا کردی؟

192
00:09:11,759 --> 00:09:13,427
‫اونطور که من دیدم، نه.

193
00:09:15,388 --> 00:09:17,014
‫خیلی‌خب.

194
00:09:17,139 --> 00:09:18,766
‫آماده‌ای، تحصیل در خونه؟

195
00:09:24,814 --> 00:09:27,358
‫اینجا یه چیزی داره که
‫مردم رو به خودش جذب می‌کنه.

196
00:09:27,441 --> 00:09:29,277
‫یک انرژی تاریک.

197
00:09:30,278 --> 00:09:32,071
‫از ارواح می‌ترسی؟

198
00:09:32,196 --> 00:09:35,074
‫نه، خیلی بدبین‌ام.

199
00:09:35,199 --> 00:09:36,534
‫با این همه آدم خراب تو دنیا،

200
00:09:36,659 --> 00:09:37,535
‫کی وقت واسه روح داره؟

201
00:09:37,660 --> 00:09:39,036
‫آره، راست می‌گی.

202
00:09:39,161 --> 00:09:41,664
‫اینجا انواع و اقسام آدم مشکوک میاد.

203
00:09:41,747 --> 00:09:43,708
‫معتادها، ولگردها...

204
00:09:43,833 --> 00:09:45,418
‫همه جور نخاله.

205
00:09:45,543 --> 00:09:48,254
‫هر از گاهی باید فراریشون بدیم.

206
00:09:48,379 --> 00:09:51,382
‫پس اگه لانا روز گم شدنش
‫اینجا اومده باشه،

207
00:09:51,465 --> 00:09:53,217
‫احتمالش هست یکی اون رو دیده باشه.

208
00:09:53,342 --> 00:09:55,469
‫امم. احتمالش هست
‫ولی زیاد دلم رو خوش نمی‌کنم.

209
00:09:55,553 --> 00:09:57,054
‫با تموم کسایی که اون موقع...

210
00:09:57,138 --> 00:09:58,889
‫از اینجا بردیم، بازجویی کردیم.

211
00:10:02,059 --> 00:10:03,185
‫بله.

212
00:10:03,269 --> 00:10:04,812
‫خیلی‌خب. الان میام.

213
00:10:04,895 --> 00:10:06,063
‫باید برم به یک کاری برسم.

214
00:10:06,188 --> 00:10:08,065
‫اگه روح پیدا کردی،
‫می‌دونی کجا پیدا کنم.

215
00:10:08,149 --> 00:10:10,026
‫آره، باشه.

216
00:10:29,629 --> 00:10:31,130
‫[اینجا گیر افتادم. بذارین بیام بیرون]

217
00:10:40,973 --> 00:10:42,433
‫الو؟

218
00:10:42,558 --> 00:10:43,726
‫کالتر شاو؟

219
00:10:43,809 --> 00:10:45,311
‫سلام، من عکاس روزنامه «بیوگل» هستم.

220
00:10:45,436 --> 00:10:46,729
‫پیغام گذاشته بودی.

221
00:10:46,812 --> 00:10:47,813
‫ممنون که زنگ زدی.

222
00:10:47,813 --> 00:10:49,440
‫خواهش می‌کنم.

223
00:10:49,523 --> 00:10:51,692
‫شاید چیزی که دنبالش می‌گردی
‫رو داشته باشم.

224
00:10:57,782 --> 00:10:59,241
‫عکاس گفت این سه عکس...

225
00:10:59,325 --> 00:11:00,451
‫در عرض چند ثانیه گرفته شدن.

226
00:11:00,534 --> 00:11:01,786
‫عکس وسطی همونیه که...

227
00:11:01,911 --> 00:11:02,953
‫واسه روزنامه استفاده شده.

228
00:11:03,037 --> 00:11:04,580
‫وضوح عکس خیلی بهتره.

229
00:11:04,664 --> 00:11:05,790
‫خیلی‌خب، جداش کن.

230
00:11:05,915 --> 00:11:08,209
‫خیلی‌خب، حالا عکس قدیمیش رو بیار.

231
00:11:08,292 --> 00:11:09,877
‫با هم مقایسه‌اشون کن.

232
00:11:18,886 --> 00:11:20,388
‫[مطابقت پیدا شد]

233
00:11:22,556 --> 00:11:24,141
‫زنده است.

234
00:11:25,601 --> 00:11:28,604
‫[مطابقت پیدا شد: با 99.98 اطمینان]

235
00:11:33,818 --> 00:11:35,653
‫خیلی‌خب، کارآگاه براک دستور
‫جستجو صادر کرده...

236
00:11:36,278 --> 00:11:37,655
‫و از تموم فروشندگان نمایشگاه شهر...

237
00:11:37,655 --> 00:11:38,739
‫قراره پرس و جو بشه.

238
00:11:38,823 --> 00:11:40,157
‫می‌دونستم که خودشه.

239
00:11:41,325 --> 00:11:43,119
‫اینجا رو نگاه کن.
‫درست به دوربین نگاه می‌کنه.

240
00:11:43,202 --> 00:11:44,537
‫انگار می‌خواد دیده بشه.

241
00:11:44,662 --> 00:11:45,705
‫شاید به کمک احتیاج داره.

242
00:11:45,830 --> 00:11:46,997
‫به غرفه اهدا خون رفته.

243
00:11:47,123 --> 00:11:48,290
‫جای خوبی واسه کمک گرفتن بود.

244
00:11:48,374 --> 00:11:49,750
‫هیچکدوم از این‌ها با عقل جور در نمیاد.

245
00:11:49,834 --> 00:11:51,711
‫اصلا تو نمایشگاه شهر چیکار می‌کرده؟

246
00:11:51,836 --> 00:11:52,712
‫نمی‌دونم.

247
00:11:52,837 --> 00:11:53,754
‫به نظر نمیاد که...

248
00:11:53,838 --> 00:11:54,755
‫بر خلاف میلش اومده باشه.

249
00:11:54,839 --> 00:11:55,840
‫بعد تو این یکی عکس...

250
00:11:55,965 --> 00:11:58,175
‫ترسیده به نظر میاد.

251
00:11:58,300 --> 00:11:59,719
‫شاید در وضعیت گریز هست.

252
00:12:01,762 --> 00:12:03,180
‫موقعی که یک نفر نمی‌دونه
‫چه کسی هست،

253
00:12:03,305 --> 00:12:05,057
‫معمولا یک حادثه تروماتیک باعثش می‌شه.

254
00:12:05,182 --> 00:12:06,350
‫شاید جیمی رو دیده غرق شده...

255
00:12:06,350 --> 00:12:07,226
‫و نمی‌تونسته کمکش کنه؟

256
00:12:07,351 --> 00:12:09,103
‫ممکنه همین باشه.

257
00:12:09,186 --> 00:12:11,605
‫در حوادث تروماتیک،
‫مردم واکنش‌های مختلف نشون می‌دن.

258
00:12:11,689 --> 00:12:14,191
‫تو... همه دوست‌هاش رو می‌شناختی؟

259
00:12:14,316 --> 00:12:16,193
‫راستش رو بگم،
‫فقط جیمی بود.

260
00:12:16,277 --> 00:12:18,863
‫بقیه فقط بچه‌های باشگاه فیلم بودن.

261
00:12:18,946 --> 00:12:20,197
‫اسمی ازشون داری؟
‫با خودم می‌گم...

262
00:12:20,197 --> 00:12:22,074
‫شاید با یکی‌شون تماس گرفته باشه.

263
00:12:25,119 --> 00:12:26,704
‫خیلی‌خب، کجا بود؟

264
00:12:28,873 --> 00:12:30,291
‫ایناهاش.

265
00:12:30,374 --> 00:12:31,500
‫این باشگاه فیلم هست.

266
00:12:31,584 --> 00:12:33,753
‫اوهوم.

267
00:12:33,878 --> 00:12:35,254
‫از کسی خوشش نمیومد؟

268
00:12:35,379 --> 00:12:36,464
‫خودش اشاره نکرده بود،

269
00:12:36,547 --> 00:12:38,299
‫ولی بازم از اون جور بحث‌ها نیست...

270
00:12:38,382 --> 00:12:40,926
‫که یک دختر 16 ساله،
‫با باباش حرف بزنه.

271
00:12:41,051 --> 00:12:42,553
‫همم.

272
00:12:44,346 --> 00:12:45,890
‫توبایس کالهون کیه؟

273
00:12:46,015 --> 00:12:47,391
‫به این دو صفحه زیاد نگاه کرده.

274
00:12:47,516 --> 00:12:49,852
‫اون تنها دانش آموزیه که
‫در هر دو صفحه هست...

275
00:12:49,935 --> 00:12:51,228
‫و اتفاقا در باشگاه فیلم هم هست.

276
00:12:51,353 --> 00:12:52,438
‫اون توبی هست.

277
00:12:52,563 --> 00:12:54,523
‫هم‌گروهی زیست شناسی کلاس نهم بود.

278
00:12:54,607 --> 00:12:56,567
‫ولی فکر کنم از نظر لانا،
‫خیلی روی مخ بود.

279
00:12:56,692 --> 00:12:59,236
‫بعد از گم شدن لانا،
‫خبری از توبی نشنیدی؟

280
00:12:59,361 --> 00:13:00,404
‫نه، شنیدم 6 ماه بعد از...

281
00:13:00,488 --> 00:13:01,489
‫ناپدید شدنش، از مدرسه اخراج شد.

282
00:13:01,572 --> 00:13:03,449
‫نمی‌دونی الان کجا ممکنه باشه؟

283
00:13:03,574 --> 00:13:04,825
‫تو نانوایی شهر بغل دیدمش...

284
00:13:04,909 --> 00:13:06,410
‫که اونجا کار می‌کرد.

285
00:13:08,204 --> 00:13:12,082
‫لانا؟ نه، بهم زنگ نزده.

286
00:13:12,208 --> 00:13:13,834
‫- مطمئنی واقعا خودشه؟
‫- آره.

287
00:13:13,918 --> 00:13:15,503
‫شما با هم دوست بودین؟

288
00:13:15,586 --> 00:13:17,087
‫اه، آره.

289
00:13:17,171 --> 00:13:18,088
‫تو باشگاه فیلم بودیم،

290
00:13:18,214 --> 00:13:19,215
‫فیلم‌های ترسناک محبوب‌مون یکی بود.

291
00:13:19,215 --> 00:13:20,090
‫شما با هم می‌چرخیدین؟

292
00:13:20,216 --> 00:13:21,842
‫منظورت از چرخیدن چیه؟

293
00:13:21,926 --> 00:13:23,093
‫خب، موقعی که با هم بودین،
‫چیکار می‌کردین؟

294
00:13:23,177 --> 00:13:24,678
‫ببین، من قبلا با پلیس‌ها حرف زدم.

295
00:13:24,762 --> 00:13:27,306
‫اون هفته‌ای که گم شد،
‫حتی تو مدرسه نبودم.

296
00:13:27,431 --> 00:13:28,599
‫اوه، ببین، تو دردسر نیفتادی...

297
00:13:28,599 --> 00:13:29,600
‫یا همچین چیزی نیست...

298
00:13:29,725 --> 00:13:32,228
‫فقط می‌خوام بفهمم لانا کی بوده.

299
00:13:32,311 --> 00:13:34,480
‫یک سری ویدئوی فعالیت فراطبیعی
‫درست می‌کرده.

300
00:13:34,605 --> 00:13:36,565
‫- با هم رو این فیلم‌ها کار کردین؟
‫- آره، چند باری.

301
00:13:36,565 --> 00:13:39,527
‫نظرم رو به پلیس‌ها گفته بودم.

302
00:13:39,610 --> 00:13:41,487
‫- نظرت چی بود؟
‫- خب، دخترها...

303
00:13:41,612 --> 00:13:42,780
‫فقط به خاطر اینکه...

304
00:13:42,905 --> 00:13:44,365
‫مثلا افسرده بودن،
‫خودکشی نکردن.

305
00:13:44,448 --> 00:13:45,950
‫سعی کردم توضیح بدم که یادداشت...

306
00:13:46,075 --> 00:13:47,409
‫می‌تونه فقط «پ.ص.ا» باشه.

307
00:13:47,493 --> 00:13:49,954
‫اه می‌شه «پدیده صوتی الکترونیکی».

308
00:13:50,079 --> 00:13:52,248
‫برگه یادداشت مال دفترچه لانا بود...

309
00:13:52,331 --> 00:13:53,666
‫که وقتی فیلمبرداری می‌کردیم،

310
00:13:53,791 --> 00:13:56,043
‫پیام ارواح‌ها رو اونجا می‌نوشت،
‫پس...

311
00:13:58,254 --> 00:14:00,130
‫به نظر تو دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

312
00:14:01,215 --> 00:14:02,299
‫نه، اگه بگم، بهم می‌خندی.

313
00:14:02,424 --> 00:14:04,468
‫اوه، بی‌خیال. امتحان کن.

314
00:14:08,973 --> 00:14:10,558
‫اه، وقتی داشتیم تو هارکوود...

315
00:14:10,641 --> 00:14:12,309
‫فیلمبرداری می‌کردیم،
‫اینجا زخمی شد.

316
00:14:12,393 --> 00:14:14,645
‫- همون بیمارستان روانی قدیمی؟
‫- آره.

317
00:14:14,770 --> 00:14:16,021
‫داشتیم فیلم می‌گرفتیم.

318
00:14:16,146 --> 00:14:19,149
‫بعد درد شدیدی احساس کردم...

319
00:14:19,275 --> 00:14:20,985
‫و خونریزی کردم.

320
00:14:21,068 --> 00:14:24,321
‫بدون شک، هیچکس
‫حرفم رو باور نمی‌کنه ولی...

321
00:14:26,490 --> 00:14:28,075
‫اونجا با یک موجودیت روبرو شدیم.

322
00:14:28,158 --> 00:14:30,494
‫موجودیت؟ مثل... یک شخص؟

323
00:14:30,619 --> 00:14:31,996
‫نه.

324
00:14:34,832 --> 00:14:37,251
‫آخرین باری که با لانا
‫در هارکوود بودی، چه زمانی بود؟

325
00:14:37,334 --> 00:14:40,421
‫اه، شاید یک هفته قبل از اینکه
‫لانا و جیمی ناپدید بشن.

326
00:14:41,505 --> 00:14:42,756
‫بعدش دیگه بس کردم.
‫هیچوقت برنگشتم.

327
00:14:42,840 --> 00:14:44,508
‫چرا؟

328
00:14:45,885 --> 00:14:48,095
‫به خاطر جادوگر هارکوود.

329
00:14:49,138 --> 00:14:50,764
‫فکر کنم لانا و جیمی رو گیر آورد،

330
00:14:50,848 --> 00:14:51,974
‫به یک نحوی وارد سرشون شد،

331
00:14:52,057 --> 00:14:53,517
‫وادارشون کرد خودکشی کنن.

332
00:14:53,642 --> 00:14:55,853
‫فکر می‌کنی می‌خواسته
‫همین کار رو با تو بکنه؟

333
00:14:57,229 --> 00:14:59,523
‫به پلیس‌ها همه چیز رو گفتم.

334
00:14:59,648 --> 00:15:01,275
‫جوری بهم نگاه می‌کردن
‫انگار دیوونه شدم.

335
00:15:01,358 --> 00:15:03,068
‫ولی دیوونه نیستم.

336
00:15:03,193 --> 00:15:05,029
‫نه، من... فکر کنم وقتی یک نفر...

337
00:15:05,112 --> 00:15:07,531
‫قویا به چیزی باور داشته باشه،
‫می‌تونه خیلی قدرتمند باشه.

338
00:15:07,656 --> 00:15:09,617
‫من از خودم در نمیارم.

339
00:15:09,700 --> 00:15:10,743
‫نگفتم از خودت در میاری.

340
00:15:12,328 --> 00:15:15,414
‫وقتی این موجودیت رو حس کردی،
‫لانا هم اونجا بود؟

341
00:15:15,539 --> 00:15:16,874
‫آره.

342
00:15:16,957 --> 00:15:18,042
‫هنوز اون ویدئوهایی که...

343
00:15:18,125 --> 00:15:19,335
‫در هارکوود درست کردین رو داری؟

344
00:15:20,336 --> 00:15:21,462
‫اگه آخرین ویدئوی توبی...

345
00:15:21,545 --> 00:15:23,130
‫مال یک هفته قبل از
‫گم شدن دخترهاست،

346
00:15:23,213 --> 00:15:25,049
‫نمی‌دونم چقدر به قضیه مرتبط هست.

347
00:15:25,132 --> 00:15:26,508
‫فقط می‌خوام از اول جدول زمانی
‫شروع کنم،

348
00:15:26,508 --> 00:15:27,801
‫زمانی که کم کم اوضاع عجیب شد.

349
00:15:27,885 --> 00:15:31,388
‫اون چیز عجیب هم یک موجودیت هست؟

350
00:15:31,513 --> 00:15:32,890
‫یک جادوگر.

351
00:15:33,015 --> 00:15:34,475
‫باشه حتما.

352
00:15:34,558 --> 00:15:36,352
‫پرس و جو از غرفه‌داران
‫نمایشگاه چطور پیش می‌ره؟

353
00:15:36,435 --> 00:15:38,437
‫تازه فهرست کامل رو گرفتم،

354
00:15:38,562 --> 00:15:39,813
‫سعی می‌کنم بفهمم
‫کی نزدیک بوده،

355
00:15:39,897 --> 00:15:41,440
‫ولی نه غرفه اهدای خون...

356
00:15:41,565 --> 00:15:43,317
‫و نه فروشنده جواهرات کریستالی در عکس...

357
00:15:43,400 --> 00:15:44,693
‫یادشون نمیاد لانا رو دیده باشن.

358
00:15:44,777 --> 00:15:45,903
‫شاید یک چیزی تو ویدئو باشه.

359
00:15:46,028 --> 00:15:47,237
‫می‌خوای پخشش کنی؟

360
00:15:49,448 --> 00:15:51,951
‫خیلی‌خب، الان در بخش بیمارستان هستیم...

361
00:15:52,076 --> 00:15:53,744
‫و می‌تونم بگم اینجا خیلی سرده.

362
00:15:53,869 --> 00:15:56,413
‫نشانگر نیروی محرکه الکتریکی
‫یک چیزی پیدا کرده.

363
00:15:56,538 --> 00:16:00,000
‫مسلما در حضور ارواح هستیم.

364
00:16:07,675 --> 00:16:10,594
‫اوه، خدای من.
‫نگاه کنین.

365
00:16:10,719 --> 00:16:12,596
‫اِیدا برام، جادوگر هارکوود...

366
00:16:12,680 --> 00:16:13,639
‫وقتی اینجا بیمار بود،

367
00:16:13,764 --> 00:16:14,682
‫همیشه یک ریسمان قرمز...

368
00:16:14,765 --> 00:16:16,100
‫دور مچ دستش می‌بست.

369
00:16:16,183 --> 00:16:17,768
‫خب، بهش دست نزن.
‫دیوونه شدی؟

370
00:16:17,893 --> 00:16:19,019
‫من فقط...

371
00:16:19,103 --> 00:16:20,604
‫نشانگر از حد زده بالا.

372
00:16:20,688 --> 00:16:21,939
‫داره ترسناک می‌شه.

373
00:16:22,064 --> 00:16:23,107
‫باید از اینجا بریم.

374
00:16:23,232 --> 00:16:25,109
‫بس کن، توبی.
‫فکر می‌کردم واسه همین اومدی.

375
00:16:27,444 --> 00:16:29,321
‫وای. شما هم دیدین؟

376
00:16:29,446 --> 00:16:30,948
‫قطعا یه چیزی اینجاست.

377
00:16:31,031 --> 00:16:33,826
‫اوه، بس کن!
‫اوه، خدا!

378
00:16:33,951 --> 00:16:35,327
‫- خوبی؟
‫- نمی‌دونم.

379
00:16:35,452 --> 00:16:36,453
‫- فکر کنم یه چیزی گازم گرفت.
‫- چی شد؟

380
00:16:36,453 --> 00:16:37,329
‫اوه، خونریزی دارم.

381
00:16:37,454 --> 00:16:38,622
‫یه لطفی کن.

382
00:16:38,747 --> 00:16:40,791
‫می‌تونی برگردونی به اونجا
‫که دوربین افتاد زمین؟

383
00:16:42,751 --> 00:16:44,003
‫- خوبی؟
‫- نمی‌دونم.

384
00:16:44,128 --> 00:16:45,546
‫- فکر کنم یه چیزی گازم گرفت.
‫- چی شد؟

385
00:16:45,629 --> 00:16:47,715
‫همینجا نگه دار.
‫چند فریم برگرد عقب.

386
00:16:47,798 --> 00:16:48,757
‫درست همینجا.

387
00:16:48,841 --> 00:16:50,676
‫می‌شه به اونجا...

388
00:16:50,801 --> 00:16:52,011
‫زوم کنی؟

389
00:16:52,136 --> 00:16:53,887
‫اثر گرمای حرارتی هست.

390
00:16:53,971 --> 00:16:56,098
‫یک جادوگر اثر حرارتی داره؟

391
00:16:56,181 --> 00:16:57,433
‫یک جادوگر، آدم هست.

392
00:16:57,516 --> 00:16:59,309
‫یکی داشته نگاهشون می‌کرده.

393
00:17:07,568 --> 00:17:08,986
‫تموم اتاق‌های بیمارها...

394
00:17:09,069 --> 00:17:10,863
‫یا در بال شرقی بودن
‫یا در بال غربی.

395
00:17:13,449 --> 00:17:15,075
‫من سمت غربی می‌رم.

396
00:17:15,159 --> 00:17:16,410
‫باشه.

397
00:17:16,493 --> 00:17:18,162
‫بریم سر وقتش.

398
00:18:44,498 --> 00:18:45,916
‫هی.

399
00:18:57,052 --> 00:18:58,554
‫وایستا!

400
00:19:08,814 --> 00:19:10,732
‫هی، همونجا باش!

401
00:19:45,017 --> 00:19:46,852
‫بیا اینجا ببینم. یالا.

402
00:19:51,481 --> 00:19:53,567
‫تو دیگه کی هستی؟

403
00:20:04,912 --> 00:20:07,456
‫این بچه‌ها رو قبلا دیده بودی؟

404
00:20:08,457 --> 00:20:10,334
‫سوابق کیفریت رو داریم.

405
00:20:11,501 --> 00:20:12,961
‫ریچارد مک‌بروم.

406
00:20:13,045 --> 00:20:15,756
‫چندین بار به خاطر دزدی از مغازه
‫دستگیر شده بودی.

407
00:20:15,839 --> 00:20:17,257
‫پنج ساله که مرتب جای بیمارستان...

408
00:20:17,257 --> 00:20:18,258
‫زندگی می‌کنی.

409
00:20:18,258 --> 00:20:20,302
‫تو رو بیرون می‌کنیم،
‫باز برمی‌گردی.

410
00:20:26,558 --> 00:20:28,393
‫تو بلایی سر این دو دختر آوردی؟

411
00:20:40,864 --> 00:20:43,992
‫لطفا برو یک ساندویچ و نوشابه
‫واسم بگیر.

412
00:20:48,956 --> 00:20:50,666
‫بعضی اوقات وقتی یک نفر
‫بی اعتنایی می‌کنه،

413
00:20:50,749 --> 00:20:51,792
‫یه خرده غذا کمک می‌کنه.

414
00:20:51,875 --> 00:20:53,377
‫اوهوم.

415
00:20:53,460 --> 00:20:55,045
‫شاید بهتره من باهاش حرف بزنم.

416
00:20:55,170 --> 00:20:56,880
‫قانونی به حساب نمیاد.

417
00:20:56,964 --> 00:20:58,173
‫واقعا فکر می‌کنی واسه کسی...

418
00:20:58,257 --> 00:20:59,591
‫که الان گیرش انداخته، حرف می‌زنه؟

419
00:21:02,803 --> 00:21:05,305
‫خیلی‌خب، ببین، من...

420
00:21:05,389 --> 00:21:06,390
‫با خودم تو رو می‌برم تو،

421
00:21:06,515 --> 00:21:08,183
‫ولی فقط واسه اینکه قانونی باشه،

422
00:21:08,267 --> 00:21:11,353
‫الان یک مشاور برای پلیس آرورا هستی.

423
00:21:11,436 --> 00:21:12,854
‫هر طور که لازم می‌دونی.

424
00:21:16,650 --> 00:21:18,402
‫گفتم شاید گرسنه باشی، همم؟

425
00:21:18,485 --> 00:21:20,237
‫ایشون کالتر شاو هست.

426
00:21:20,320 --> 00:21:22,489
‫به ما کمک می‌کنه.

427
00:21:22,572 --> 00:21:23,865
‫سلام.

428
00:21:27,911 --> 00:21:29,413
‫می‌تونی برداری بخوری.
‫مشکلی نداره.

429
00:21:33,583 --> 00:21:34,710
‫تو بیمارستان زندگی می‌کنی؟

430
00:21:40,257 --> 00:21:41,300
‫بعضی وقت‌ها.

431
00:21:41,425 --> 00:21:42,509
‫اونجا آرومه.

432
00:21:42,592 --> 00:21:43,593
‫بیشتر مردم...

433
00:21:43,593 --> 00:21:46,471
‫از ارواح می‌ترسن.
‫من نمی‌ترسم.

434
00:21:46,596 --> 00:21:47,723
‫ولی مردم اونجا می‌رن که...

435
00:21:47,806 --> 00:21:49,349
‫ارواح رو ببینن، مگه نه؟
‫مثل این بچه‌ها؟

436
00:21:49,433 --> 00:21:52,269
‫اون‌ها رو با دوربین و وسایلشون دیدم،

437
00:21:52,394 --> 00:21:55,105
‫ولی من هیچ کاری نکردم،
‫فقط نگاهشون می‌کردم.

438
00:21:55,188 --> 00:21:58,775
‫حرفت رو باور می‌کنم.
‫فکر نکنم کار بدی کرده باشی.

439
00:21:58,900 --> 00:22:02,029
‫شاید یه چیزی دیده باشی؟

440
00:22:02,112 --> 00:22:03,405
‫به دوتا دختری که اینجا هستن...

441
00:22:03,405 --> 00:22:04,573
‫خوب نگاه بنداز، خیلی‌خب؟

442
00:22:04,656 --> 00:22:08,243
‫حالا 10 مارس سه سال پیش رو یادت بیاد.

443
00:22:08,327 --> 00:22:10,370
‫آب و هوا اون روز خیلی خراب بود.

444
00:22:10,454 --> 00:22:11,621
‫یکی از این دخترها مُرده،

445
00:22:11,747 --> 00:22:13,749
‫اون یکی هم... هنوز پیدا نشده.

446
00:22:15,042 --> 00:22:17,794
‫من ندیدمش ولی این دختر رو دیدم.

447
00:22:17,878 --> 00:22:20,839
‫یادم میاد چون جایی که می‌خوابیدم،
‫آب گرفته بود...

448
00:22:20,964 --> 00:22:22,674
‫و مجبور شدم وسایلم رو جمع کنم و برم.

449
00:22:22,799 --> 00:22:23,675
‫کجا دیدیش؟

450
00:22:23,800 --> 00:22:25,218
‫تو جنگل،

451
00:22:25,302 --> 00:22:28,347
‫بیرون بیمارستان... نزدیک رودخونه.

452
00:22:28,472 --> 00:22:31,475
‫یه جورایی دور بود،
‫واسه همین 100 درصد مطمئن نیستم،

453
00:22:31,558 --> 00:22:33,226
‫ولی مطمئنم که خودش بود.

454
00:22:33,310 --> 00:22:34,853
‫یک بارونی زردرنگ پوشیده بود،

455
00:22:34,978 --> 00:22:36,730
‫ولی خیلی واسه‌ش بزرگ بود.

456
00:22:36,813 --> 00:22:38,398
‫- تنها بود؟
‫- نه.

457
00:22:38,482 --> 00:22:40,067
‫یکی باهاش بود،

458
00:22:40,150 --> 00:22:42,027
‫با بارونی مشکی‌رنگ...

459
00:22:42,152 --> 00:22:43,278
‫با کلاه.

460
00:22:43,362 --> 00:22:44,654
‫غیرممکنه.

461
00:22:45,655 --> 00:22:47,240
‫صورتش رو نمی‌تونستم ببینم.

462
00:22:48,367 --> 00:22:50,577
‫طرف داشت دختره رو با خودش می‌برد.

463
00:22:59,378 --> 00:23:00,462
‫می‌خوای بهم بگی چه خبره؟

464
00:23:00,545 --> 00:23:02,089
‫فقط... یه دقیقه بهم مهلت بده،
‫خیلی‌خب؟

465
00:23:02,089 --> 00:23:03,340
‫شاید هیچی نباشه.

466
00:23:03,465 --> 00:23:04,466
‫به نظر هیچی نمیاد.

467
00:23:04,549 --> 00:23:06,510
‫مال یک پرونده قدیمی
‫حدود 10 سال پیشه.

468
00:23:06,593 --> 00:23:08,011
‫پرونده من نبود،
‫ولی یک پسر نوجوون...

469
00:23:08,136 --> 00:23:09,262
‫دزدیده شد و به قتل رسید.

470
00:23:09,346 --> 00:23:11,098
‫تو یک قبر کم عمق پیداش کردن.

471
00:23:11,181 --> 00:23:13,725
‫جسدش در یک بارونی زردرنگ
‫پیچیده شده بود.

472
00:23:16,520 --> 00:23:18,021
‫فقط باید تصادفی باشه.

473
00:23:18,146 --> 00:23:21,191
‫قاتل، ارول پرایس، دستگیر شد
‫و اعتراف کرد.

474
00:23:21,274 --> 00:23:23,110
‫پنج سال گذشته هم در زندان دولتی بوده.

475
00:23:25,529 --> 00:23:27,322
‫اگه تصادفی نباشه، چی؟

476
00:23:38,208 --> 00:23:40,919
‫به خانواده آنتونی فارلی عرض می‌کنم،

477
00:23:41,044 --> 00:23:43,672
‫می‌خوام بابت درد و رنجی که...

478
00:23:43,755 --> 00:23:47,426
‫برای شما به وجود آوردم،
‫صمیمانه عذرخواهی کنم.

479
00:23:47,551 --> 00:23:50,470
‫من تسلیم شیطان درون خودم شدم،

480
00:23:50,554 --> 00:23:54,975
‫ولی پروردگار، اشتباهات راهم رو نشونم داد.

481
00:23:55,058 --> 00:23:57,894
‫حالا من باقی عمرم رو وقف...

482
00:23:58,019 --> 00:23:59,271
‫توبه می‌کنم.

483
00:24:00,397 --> 00:24:04,067
‫با کمال میل حاضرم
‫زندگی‌ام رو با آنتونی عوض کنم.

484
00:24:05,068 --> 00:24:07,863
‫اه، فقط همین رو دارم بگم.

485
00:24:08,947 --> 00:24:11,324
‫کارت خوب بود، ارول.

486
00:24:16,246 --> 00:24:17,414
‫می‌گه توبه کرده،

487
00:24:17,497 --> 00:24:19,207
‫ولی از ملاقات با پلیس
‫خودداری می‌کنه.

488
00:24:19,291 --> 00:24:20,750
‫هنوز اهمیت اون بارونی زردرنگ که...

489
00:24:20,876 --> 00:24:22,878
‫پسر کوچیک رو توش دفن کرده،
‫توضیح نداده.

490
00:24:22,961 --> 00:24:24,504
‫من درخواست ملاقات دادم.

491
00:24:24,588 --> 00:24:26,882
‫گفتم منم بابت یک جرم،
‫احساس پشیمونی می‌کنم.

492
00:24:26,965 --> 00:24:28,133
‫شاید بتونه کمکم کنه.

493
00:24:28,258 --> 00:24:29,843
‫ببینم می‌تونم ازش حرف بکشم.

494
00:24:29,926 --> 00:24:31,553
‫احتمالا وقتت رو تلف می‌کنی.

495
00:24:33,763 --> 00:24:34,931
‫حرف‌هاش رو باور نداری، مگه نه؟

496
00:24:38,101 --> 00:24:40,395
‫می‌خوای بریم یک فنجون قهوه بخوریم؟

497
00:24:41,855 --> 00:24:43,106
‫خب، وقتی برای چهارمین بار...

498
00:24:43,190 --> 00:24:45,442
‫بازی بیسبال پسرمون رو از دست دادم،
‫خیلی ناراحت بود...

499
00:24:45,525 --> 00:24:47,486
‫و حق هم داشت.

500
00:24:47,611 --> 00:24:49,321
‫یک سال از گم شدن لانا می‌گذشت،

501
00:24:49,446 --> 00:24:53,783
‫ولی از نظر خودم ضروری می‌دونستم
‫سرنخی که گوین پیدا کرده بود رو...

502
00:24:53,867 --> 00:24:55,702
‫دنبال کنم.

503
00:24:55,785 --> 00:24:59,748
‫آخر سر دوباره به همینجا رسیدم،
‫جایی که جسد جیمی رو پیدا کردیم.

504
00:25:01,708 --> 00:25:04,336
‫فرداش شوهرم درخواست طلاق داد.

505
00:25:06,671 --> 00:25:08,089
‫- متاسفم.
‫- نه.

506
00:25:09,424 --> 00:25:10,967
‫گمونم بخشی از کار هست.

507
00:25:11,092 --> 00:25:13,136
‫هر کارآگاهی که می‌شناسم یا مجرده...

508
00:25:13,261 --> 00:25:15,263
‫یا در سومین یا چهارمین ازدواجشه.

509
00:25:17,516 --> 00:25:19,476
‫پرونده‌ای داشتی که نتونستی
‫ازش دست بکشی؟

510
00:25:19,601 --> 00:25:21,645
‫یکی هست.

511
00:25:21,770 --> 00:25:23,313
‫از موقعی که این کار رو شروع کردم.

512
00:25:23,438 --> 00:25:25,398
‫و...

513
00:25:26,399 --> 00:25:28,235
‫مرگ پدرم.

514
00:25:29,653 --> 00:25:33,823
‫در اثر سقوط مُرد
‫و گفتن تصادفی بوده.

515
00:25:33,907 --> 00:25:35,492
‫من زیاد مطمئن نیستم.

516
00:25:37,911 --> 00:25:40,288
‫چندین سال درباره خونواده‌ام
‫سوال تو ذهنم شکل گرفته.

517
00:25:40,372 --> 00:25:42,082
‫درست مثل من و لانا.

518
00:25:46,586 --> 00:25:50,173
‫باید یه نگاهی به این بندازی.
‫پرونده ارول پرایس.

519
00:25:50,257 --> 00:25:52,008
‫شباهت‌هایی با پرونده لانا داره...

520
00:25:52,092 --> 00:25:53,927
‫که ذهنم رو درگیر کرده.

521
00:25:54,010 --> 00:25:55,929
‫من به ماوراء الطبیعه اعتقاد ندارم،
‫ولی اگه...

522
00:25:56,012 --> 00:25:57,347
‫پرونده‌ای وجود داشته باشه که...

523
00:25:57,347 --> 00:25:58,431
‫نظرم رو تغییر بده، همینه.

524
00:25:58,515 --> 00:26:00,684
‫یک انرژی تاریکی در هارکوود هست.

525
00:26:00,809 --> 00:26:03,478
‫شاید افرادی که با این تاریکی
‫ارتباط دارن رو تحت تاثیر قرار می‌ده.

526
00:26:03,562 --> 00:26:06,189
‫یا شاید فقط یک ساختمون معمولیه...

527
00:26:06,273 --> 00:26:08,525
‫و افرادی که به افکار تاریک تمایل دارن،

528
00:26:08,650 --> 00:26:09,776
‫نسبت بهش توهم پیدا می‌کنن.

529
00:26:14,489 --> 00:26:16,074
‫ارول قبول کرده من رو ببینه.

530
00:26:37,429 --> 00:26:40,223
‫آقای شاو، خوشحالم می‌بینمت.

531
00:26:40,307 --> 00:26:41,808
‫ممنون که قبول کردی من رو ببینی.

532
00:26:43,643 --> 00:26:46,396
‫گفتی تو هم بابت یک جرم،
‫احساس پشیمونی می‌کنی؟

533
00:26:46,479 --> 00:26:49,691
‫اجازه دادم قاتل پدرم، آزاد بره.

534
00:26:49,774 --> 00:26:54,654
‫که به نوعی باعث شد
‫مشغول به این کار بشم.

535
00:26:54,738 --> 00:26:56,823
‫اومدم اینجا چون به اطلاعات احتیاج دارم.

536
00:26:59,075 --> 00:27:00,744
‫درباره چی؟

537
00:27:00,827 --> 00:27:03,413
‫چیزی که در گذشته قبول نکردی
‫در موردش حرف بزنی.

538
00:27:03,538 --> 00:27:08,084
‫قربانی خودت رو در بارانی زردرنگ
‫دفن کردی. چرا؟

539
00:27:08,168 --> 00:27:10,754
‫این سوال خیلی شخصی هست.

540
00:27:10,837 --> 00:27:13,423
‫یک دختر گم شده که
‫دنبالش می‌گردم.

541
00:27:13,506 --> 00:27:16,092
‫آخرین بار دیده شده که
‫داشتن می‌دزدیدنش،

542
00:27:16,176 --> 00:27:17,594
‫یک بارونی زردرنگ پوشیده بود.

543
00:27:17,677 --> 00:27:18,928
‫یک وسیله نادر نیست.

544
00:27:20,138 --> 00:27:22,599
‫انگار بخوای بگی این دختر رو...

545
00:27:22,724 --> 00:27:26,353
‫با چکمه قهوه‌ای
‫یا کلاه صورتی دزدیدن.

546
00:27:26,436 --> 00:27:28,104
‫فکر نکنم دلیل من بهت کمک کنه.

547
00:27:28,229 --> 00:27:29,522
‫حالا تو بگو.

548
00:27:29,606 --> 00:27:32,609
‫نمی‌خوام یه چیز پیش پا افتاده بگم.

549
00:27:33,610 --> 00:27:36,696
‫این دختر به هر کمکی که بهش برسه،
‫احتیاج داره.

550
00:27:36,780 --> 00:27:38,281
‫همه‌مون کمک نیاز داریم، آقای شاو.

551
00:27:38,365 --> 00:27:39,699
‫از جمله خودت.

552
00:27:39,783 --> 00:27:41,326
‫اگه همکاری کنی،

553
00:27:41,451 --> 00:27:43,536
‫اینجا به صورت ویژه باهات برخورد می‌کنن،

554
00:27:43,620 --> 00:27:45,705
‫یه خرده مزایا گیرت میاد.

555
00:27:45,789 --> 00:27:47,499
‫نظرت چیه؟

556
00:27:55,548 --> 00:27:56,716
‫باشه پس.

557
00:28:03,723 --> 00:28:06,142
‫وقتی من بچه بودم
‫و آب و هوا خراب بود،

558
00:28:06,267 --> 00:28:09,145
‫بابام ازم می‌خواست بارونی زردرنگ بپوشم...

559
00:28:09,229 --> 00:28:11,606
‫و برای تکه کردن چوب‌ها بهش کمک کنم.

560
00:28:11,690 --> 00:28:14,442
‫یا اینطور به مادرم می‌گفت.

561
00:28:14,526 --> 00:28:18,405
‫کاری که در واقع انجام می‌داد،
‫این بود که من رو به آلونک می‌برد...

562
00:28:18,488 --> 00:28:21,574
‫و کارهای غیرقابل بیان انجام می‌داد.

563
00:28:24,536 --> 00:28:25,995
‫تو همین کار رو با قربانیت کردی؟

564
00:28:26,121 --> 00:28:28,623
‫طوری که آموزش دیده بودم،
‫انجام دادم.

565
00:28:28,707 --> 00:28:30,417
‫گزارش پلیس تو رو خوندم.

566
00:28:30,500 --> 00:28:33,128
‫وقتی بازداشت شدی گفتی،
‫«ما انتقام خواهیم گرفت».

567
00:28:33,211 --> 00:28:34,421
‫منظورت از «ما» کیه؟

568
00:28:34,504 --> 00:28:36,756
‫خب، مسلما خودم.

569
00:28:37,757 --> 00:28:39,217
‫و آستاروث.

570
00:28:40,677 --> 00:28:44,848
‫دیوی که یک مدت درون من
‫زندگی می‌کرد،

571
00:28:44,931 --> 00:28:46,433
‫ولی از اون زمان، تبعیدش کردم.

572
00:28:49,269 --> 00:28:51,980
‫وقتی پلیس خونه‌ات رو گشت،
‫یک جعبه پیدا کردن.

573
00:28:52,063 --> 00:28:54,649
‫داخل جعبه یک خرس عروسکی
‫و چندتا اسباب بازی بود.

574
00:28:54,733 --> 00:28:57,110
‫برچسب خورده بود «آقای ویک پریما».

575
00:28:57,193 --> 00:28:58,653
‫اون کیه؟

576
00:29:01,114 --> 00:29:03,533
‫فکر کنم یکی از مستاجرین قبلی بوده.

577
00:29:03,616 --> 00:29:06,369
‫- همم.
‫- آدرس جدید خودش رو نذاشته بود و من...

578
00:29:06,453 --> 00:29:09,205
‫نمی‌خواستم محض احتیاط که یه موقعی
‫شاید برگرده، وسایلش رو بندازم دور.

579
00:29:09,330 --> 00:29:10,957
‫پس شریک جرم تو نبوده؟

580
00:29:11,040 --> 00:29:12,375
‫نه.

581
00:29:13,376 --> 00:29:15,378
‫من تنهایی کار می‌کردم، آقای شاو.

582
00:29:15,462 --> 00:29:17,505
‫با آستاروث...

583
00:29:18,548 --> 00:29:19,549
‫همون دیو؟

584
00:29:19,632 --> 00:29:21,718
‫بله، دیو.

585
00:29:22,761 --> 00:29:26,014
‫می‌تونم ببینم که به این چیزها باور نداری.

586
00:29:26,097 --> 00:29:29,058
‫مایه‌ی تاسفه چون...

587
00:29:29,142 --> 00:29:32,687
‫در نهایت بهای همین جهل رو می‌دی.

588
00:29:37,400 --> 00:29:39,277
‫حالا اگه اجازه بدی،

589
00:29:39,402 --> 00:29:41,738
‫باید خودم رو برای کلاس
‫مطالعه انجیل آماده کنم.

590
00:29:47,410 --> 00:29:48,578
‫سلام، الان داشتم...

591
00:29:48,953 --> 00:29:50,872
‫دروغ می‌گه. می‌دونه کیه.

592
00:29:50,955 --> 00:29:52,332
‫فکر می‌کنی همدست داشته؟

593
00:29:52,415 --> 00:29:53,500
‫احتمالش بالاست.

594
00:29:53,583 --> 00:29:55,376
‫فکر می‌کردم ارول پرایس توبه کرده.

595
00:29:55,460 --> 00:29:57,420
‫من باور نمی‌کنم.
‫از شریکش محافظت می‌کنه.

596
00:29:57,545 --> 00:29:59,380
‫فکر می‌کنی همدستش لانا رو دزدیده؟

597
00:29:59,464 --> 00:30:01,424
‫هیچ سوالی در موردش ازم نپرسید.

598
00:30:01,549 --> 00:30:03,468
‫اصلا کنجکاو نبود،
‫فقط خیلی شکاک بود.

599
00:30:03,551 --> 00:30:04,636
‫وقتی حرف از شریک جرم زدم،

600
00:30:04,719 --> 00:30:05,887
‫خیلی سریع حرفش رو تموم کرد.

601
00:30:05,970 --> 00:30:07,472
‫خیلی‌خب. پس اسم ویک پریما رو...

602
00:30:07,555 --> 00:30:09,057
‫در ان‌سی‌آی‌سی می‌گردیم
‫ببینیم چی پیدا می‌کنیم.

603
00:30:09,182 --> 00:30:11,559
‫می‌تونی سوابق تماس و ایمیل‌هاش
‫از زندان رو چک کنی،

604
00:30:11,643 --> 00:30:12,894
‫ببینی با هم در ارتباط بودن یا نه؟

605
00:30:12,894 --> 00:30:13,895
‫از قبل دنبالش افتادم.

606
00:30:13,978 --> 00:30:15,021
‫می‌رم با خواهرش حرف بزنم،

607
00:30:15,104 --> 00:30:16,397
‫ببینم چیزی می‌دونه یا نه.

608
00:30:37,585 --> 00:30:38,670
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

609
00:30:38,753 --> 00:30:40,296
‫شما مِیو پرایس هستی؟

610
00:30:40,421 --> 00:30:41,756
‫بله.

611
00:30:41,840 --> 00:30:43,550
‫- چه کمکی می‌تونم بکنم؟
‫- چندتا سوال داشتم...

612
00:30:43,550 --> 00:30:45,218
‫که می‌خواستم درباره برادرتون،
‫ارول بپرسم.

613
00:30:46,177 --> 00:30:47,303
‫من مصاحبه نمی‌کنم...

614
00:30:47,428 --> 00:30:49,138
‫و نمی‌خوام تو یک مستند باشم.

615
00:30:49,264 --> 00:30:51,266
‫- پس اگه اجازه بدی...
‫- اصلا اینطور نیست.

616
00:30:51,349 --> 00:30:52,976
‫من فقط چندتا سوال داشتم.

617
00:30:53,101 --> 00:30:54,477
‫دنبال یک دختر گم شده می‌گردم.

618
00:30:54,602 --> 00:30:55,979
‫زیاد وقت‌تون رو نمی‌گیرم.

619
00:30:56,104 --> 00:30:57,272
‫قول می‌دم.

620
00:30:57,355 --> 00:30:58,857
‫باشه.

621
00:30:58,940 --> 00:31:00,108
‫بفرما تو.

622
00:31:00,191 --> 00:31:02,151
‫ممنون.

623
00:31:05,738 --> 00:31:07,532
‫- لطفا بشین.
‫- ممنون.

624
00:31:10,618 --> 00:31:12,120
‫ببخشید اگه الان جلوی در...

625
00:31:12,203 --> 00:31:14,122
‫- گستاخ و بی ادب بودم.
‫- مشکلی نیست.

626
00:31:14,247 --> 00:31:15,498
‫مطمئنم درخواست‌های زیادی می‌رسه.

627
00:31:15,498 --> 00:31:17,709
‫اصلا نمی‌تونی تصور کنی.

628
00:31:17,792 --> 00:31:20,211
‫سریال‌های جنایی، پادکست‌ها،
‫روزنامه‌نگارها...

629
00:31:20,295 --> 00:31:22,922
‫هر چیزی بگی،
‫دم در خونه‌ام اومده.

630
00:31:23,006 --> 00:31:25,300
‫یک مرد عجیب اومده بود می‌خواست...

631
00:31:25,383 --> 00:31:27,969
‫یه کم خاک از باغچه گل‌ها برداره.

632
00:31:28,052 --> 00:31:29,429
‫هممم.

633
00:31:29,512 --> 00:31:31,931
‫مطمئنم خواهر ارول پرایس بودن،
‫اصلا آسون نیست.

634
00:31:33,057 --> 00:31:34,767
‫نه، آسون نیست.

635
00:31:36,102 --> 00:31:38,396
‫بیشتر مردم دیگه با من حرف نمی‌زنن.

636
00:31:38,479 --> 00:31:40,607
‫اون‌هایی هم که قبلا حرف نمی‌زدن،
‫خب...

637
00:31:41,649 --> 00:31:44,402
‫چیزهایی که می‌گفتن زیاد با ادب نبود.

638
00:31:45,403 --> 00:31:48,531
‫بالاخره مجبور شدم از اونجا برم.
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم.

639
00:31:48,656 --> 00:31:49,949
‫نمی‌تونی تصور کنی چه حسی داره...

640
00:31:50,033 --> 00:31:53,119
‫که جوابگوی گناهان اعضاء خونواده‌ات باشی.

641
00:31:55,705 --> 00:31:57,498
‫راستش رو بخوای، می‌دونم.

642
00:31:59,834 --> 00:32:02,420
‫پروردگار از طرقی ما را می‌آزماید...

643
00:32:02,503 --> 00:32:05,423
‫که هیچ‌گاه درک نخواهیم کرد.

644
00:32:06,925 --> 00:32:08,468
‫گفتی یک دختر گم شده؟

645
00:32:09,469 --> 00:32:10,428
‫لانا روسو.

646
00:32:10,511 --> 00:32:11,679
‫سه سال پیش، موقعی که...

647
00:32:11,804 --> 00:32:12,972
‫شونزده سالش بود، گم شد.

648
00:32:13,056 --> 00:32:14,933
‫باباش من رو استخدام کرده
‫تا پیداش کنم.

649
00:32:15,016 --> 00:32:17,143
‫برادرم نمی‌تونسته درگیر این قضیه باشه.

650
00:32:17,226 --> 00:32:20,688
‫- الان 5 ساله که زندانی هست...
‫- می‌فهمم. امم...

651
00:32:20,813 --> 00:32:23,358
‫اسم ویک پریما برای شما آشناست؟

652
00:32:24,901 --> 00:32:26,653
‫نمی‌تونم بگم آشناست.

653
00:32:26,736 --> 00:32:27,862
‫چرا می‌پرسی؟

654
00:32:27,946 --> 00:32:29,197
‫خب، فکر کنم برادرتون احتمالا...

655
00:32:29,197 --> 00:32:30,698
‫یک همدست یا دوست داشته.

656
00:32:30,823 --> 00:32:32,867
‫دوست؟

657
00:32:32,951 --> 00:32:34,452
‫ارول هیچ دوستی نداشت.

658
00:32:34,535 --> 00:32:37,038
‫همیشه یک آدم تک و تنها بوده.

659
00:32:38,706 --> 00:32:40,917
‫یادم رفت کتری رو گذاشته بودم جوش بیاد.

660
00:32:41,042 --> 00:32:43,211
‫می‌خواستم چای درست کنم.
‫اشکال نداره؟

661
00:32:44,545 --> 00:32:45,964
‫نه.

662
00:32:46,047 --> 00:32:48,466
‫بابونه دم کنم یا ارل گری؟

663
00:32:48,549 --> 00:32:50,218
‫ارل گری خوبه.

664
00:33:22,417 --> 00:33:24,419
‫واسه خودم یه کم عسل می‌ریزم.

665
00:33:24,544 --> 00:33:25,670
‫شما چطور؟

666
00:33:25,753 --> 00:33:27,964
‫عسل خیلی خوبه. ممنون.

667
00:33:42,020 --> 00:33:43,604
‫اشکال نداره از دستشویی استفاده کنم؟

668
00:33:44,605 --> 00:33:46,983
‫انتهای راهرو، سمت راست هست.

669
00:34:12,759 --> 00:34:14,594
‫امیدوارم از کلوچه‌های لیمویی خوشت بیاد.

670
00:34:14,677 --> 00:34:16,846
‫فقط همین رو دارم.

671
00:34:42,038 --> 00:34:45,583
‫از کجا در مورد ویک پریما فهمیدی؟

672
00:34:45,666 --> 00:34:48,669
‫ویک پریما یک واروواژه برای میو پرایس هست.

673
00:34:49,962 --> 00:34:51,005
‫هی!

674
00:36:15,923 --> 00:36:17,425
‫الان می‌کشمت!

675
00:36:50,958 --> 00:36:52,627
‫لانا روسو؟

676
00:36:57,089 --> 00:36:58,132
‫شما کی هستی؟

677
00:36:58,257 --> 00:36:59,634
‫کالتر شاو هستم.

678
00:36:59,717 --> 00:37:02,178
‫بابات من رو استخدام کرده
‫تا پیدات کنم.

679
00:37:02,303 --> 00:37:04,013
‫اومدم تو رو ببرم خونه.

680
00:37:14,649 --> 00:37:17,818
‫♪ برگردون ♪

681
00:37:17,902 --> 00:37:20,488
‫♪ رو برگردون ♪

682
00:37:20,613 --> 00:37:22,406
‫بابا!

683
00:37:22,490 --> 00:37:26,327
‫♪ از صدای خودت، رو برگردون ♪

684
00:37:28,704 --> 00:37:31,249
‫♪ کسی رو صدا نزن ♪

685
00:37:32,208 --> 00:37:35,419
‫♪ فقط سکوت ♪

686
00:37:36,671 --> 00:37:39,632
‫♪ یاد بگیر که ببینی... ♪

687
00:37:39,715 --> 00:37:41,175
‫هنوز نمی‌دونم چطور ازت تشکر کنم.

688
00:37:41,300 --> 00:37:43,886
‫به نظرم فقط مژدگونی کافی نیست.

689
00:37:44,011 --> 00:37:45,471
‫خیلی هم کفایت می‌کنه.

690
00:37:45,554 --> 00:37:48,432
‫هنوز نمی‌دونم چطور پیدام کردی.

691
00:37:48,516 --> 00:37:49,934
‫خب، باید از بابات تشکر کنی.

692
00:37:50,017 --> 00:37:51,769
‫هیچوقت از این باور دست نکشید
‫که تو زنده‌ای.

693
00:37:52,270 --> 00:37:53,521
‫توبی؟

694
00:37:53,646 --> 00:37:55,731
‫خوشحالم می‌بینمت.

695
00:37:55,815 --> 00:37:57,358
‫اوه، خدای من.

696
00:37:57,441 --> 00:37:58,776
‫البته یه خرده زمان می‌بره.

697
00:37:58,901 --> 00:38:00,319
‫خوش‌شانسه که همچین پدری داره.

698
00:38:00,444 --> 00:38:03,614
‫♪ تو رو در بر می‌گیره ♪

699
00:38:04,615 --> 00:38:09,287
‫♪ دیواری که عشق رو جدا می‌کنه ♪

700
00:38:09,412 --> 00:38:11,789
‫♪ دیواری بین بیداری و خواب ♪

701
00:38:11,872 --> 00:38:14,166
‫خب، مِیو پرایس داشت حرف می‌زد
‫تا موقعی که وکیلش اومد.

702
00:38:14,292 --> 00:38:16,085
‫با ارول، جفتشون دوست داشتن
‫به هارکوود سر بزنن.

703
00:38:16,168 --> 00:38:18,129
‫یک جور احساس نزدیکی به اونجا داشتن.

704
00:38:18,254 --> 00:38:19,588
‫اولین بار همونجا دخترها رو دید،

705
00:38:19,588 --> 00:38:20,631
‫پس یواشکی دنبالشون افتاد.

706
00:38:20,631 --> 00:38:22,508
‫از علاقه دخترها...

707
00:38:22,633 --> 00:38:25,052
‫به جادوگر هارکوود استفاده کرد...

708
00:38:25,136 --> 00:38:26,762
‫تا با دستبند نخ قرمز گولشون بزنه.

709
00:38:26,846 --> 00:38:28,723
‫یک هفته بعد، زیر پل،
‫به سمت هر دو نفرشون...

710
00:38:28,806 --> 00:38:29,890
‫اسلحه گرفته بود.

711
00:38:29,974 --> 00:38:31,892
‫جیمی رو پرت کرد تو رودخونه...

712
00:38:31,976 --> 00:38:34,228
‫- و لانا رو دزدید.
‫- به مدت 3 سال زندانیش کرد.

713
00:38:34,312 --> 00:38:35,438
‫بعد چند هفته قبل،

714
00:38:35,521 --> 00:38:36,897
‫شهرداری باید خونه‌ش رو چک می‌کرد.

715
00:38:36,981 --> 00:38:37,982
‫می‌ترسید که لانا رو ببینن،

716
00:38:37,982 --> 00:38:39,358
‫واسه همین دستش رو بست،

717
00:38:39,483 --> 00:38:40,568
‫پشت ون سوارش کرد...

718
00:38:40,651 --> 00:38:41,986
‫و اون روز با خودش سر کار برد.

719
00:38:42,111 --> 00:38:44,196
‫یعنی همون چادر اهدای خون...

720
00:38:44,322 --> 00:38:45,656
‫- در نمایشگاه شهری.
‫- آره.

721
00:38:45,740 --> 00:38:47,658
‫لانا تونست از ون بیرون بیاد...

722
00:38:47,742 --> 00:38:49,660
‫و همون موقع عکس گرفته شد.

723
00:38:49,744 --> 00:38:51,912
‫خیلی ضعیف بود.
‫نتونست زیاد دور بشه...

724
00:38:51,996 --> 00:38:53,497
‫تا اینکه مِیو دوباره پیداش کرد.

725
00:38:53,497 --> 00:38:55,666
‫خب، مِیو این کارها رو واسه خودش کرده
‫یا واسه داداشش؟

726
00:38:55,666 --> 00:38:57,209
‫گفتنش سخته.

727
00:38:57,335 --> 00:39:00,171
‫جفتشون از دوران کودکی، بیمار بودن.

728
00:39:00,254 --> 00:39:03,090
‫جفتشون یک دست نشونده می‌خواستن
‫که شکنجه بدن،

729
00:39:03,174 --> 00:39:04,884
‫درست مثل پدرشون که
‫اذیتشون می‌کرد.

730
00:39:05,009 --> 00:39:06,844
‫همین توضیح می‌ده که چرا
‫لانا هنوز زنده است.

731
00:39:07,845 --> 00:39:10,389
‫آره. فکر کنم یک عذرخواهی به گوین بدهکارم.

732
00:39:10,514 --> 00:39:11,932
‫به نظرم بر اساس شواهدی که داشتی،

733
00:39:12,016 --> 00:39:14,060
‫به یک نتیجه منطقی رسیده بودی.

734
00:39:15,019 --> 00:39:18,856
‫خب، خوشحالم که این
‫پرونده رو پشت سر گذاشتم.

735
00:39:20,649 --> 00:39:21,734
‫امیدوارم که...

736
00:39:21,859 --> 00:39:24,779
‫تو هم درباره خونواده‌ات، به جواب برسی.

737
00:39:26,238 --> 00:39:27,573
‫منم امیدوارم.

738
00:39:29,533 --> 00:39:31,619
‫من می‌رم داخل.
‫نمیای؟

739
00:39:31,702 --> 00:39:34,246
‫نه، نه، من باید راه بیفتم.

740
00:39:35,331 --> 00:39:36,916
‫سفر به سلامت، تحصیل در خونه.

741
00:39:54,975 --> 00:39:56,602
‫[گمشده: لانا روسو]

742
00:40:01,607 --> 00:40:06,612
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»