1
00:00:01,376 --> 00:00:06,381
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»

2
00:00:09,217 --> 00:00:10,593
‫اه...

3
00:00:10,593 --> 00:00:12,053
‫مطمئن نیستم اینجا کاری گیر بیاد.

4
00:00:12,053 --> 00:00:13,388
‫فکر کنم احتمالا دانشجوی ما...

5
00:00:13,388 --> 00:00:15,015
‫فقط خسته شده
‫و استراحت لازم داشته.

6
00:00:15,015 --> 00:00:16,725
‫منم از اول همین رو گفتم.

7
00:00:16,725 --> 00:00:18,685
‫ولی خودت به سمت وایومینگ رفتی...

8
00:00:18,685 --> 00:00:19,978
‫و می‌خواستی چک کنی.

9
00:00:19,978 --> 00:00:21,229
‫مادر بلیک، پالی بیکر،

10
00:00:21,229 --> 00:00:22,814
‫باور داره که یه اتفاقی افتاده.

11
00:00:22,814 --> 00:00:25,025
‫به عنوان نظافتچی تو دانشگاه کار می‌کنه.

12
00:00:25,025 --> 00:00:27,193
‫می‌گه دو روزه که از پسرش خبری نشده.

13
00:00:27,193 --> 00:00:29,195
‫به حراست پردیس دانشگاه زنگ زده.

14
00:00:29,195 --> 00:00:31,197
‫- اون‌ها چیزی نگفتن؟
‫- نه.

15
00:00:31,197 --> 00:00:33,366
‫آپارتمانش رو چک کردن،
‫هیچ چیز غیرعادی نداشته.

16
00:00:33,366 --> 00:00:35,535
‫ولی گوشی تلفنش رو جا گذاشته.

17
00:00:35,535 --> 00:00:38,246
‫- عجیبه.
‫- نمی‌دونم.

18
00:00:38,246 --> 00:00:39,998
‫اگه بخوای چند روزی دور بشی،
‫عجیب نیست.

19
00:00:39,998 --> 00:00:41,750
‫نمی‌خواد مزاحمش بشن.
‫خیلی‌خب.

20
00:00:41,750 --> 00:00:44,502
‫الان جلوی دانشگاهم.
‫برم ببینم مادرش چی می‌گه.

21
00:00:44,502 --> 00:00:46,421
‫دو روز پیش باهاش حرف زدم.

22
00:00:46,421 --> 00:00:48,256
‫بعدش هیچ خبری ازش نشد.

23
00:00:48,256 --> 00:00:50,216
‫بلیک همیشه جواب می‌ده.

24
00:00:50,216 --> 00:00:52,010
‫حتی اگه بخواد سر این باشه...

25
00:00:52,010 --> 00:00:54,179
‫که تو آزمایشگاه سرش شلوغه
‫و خودش زنگ می‌زنه.

26
00:00:54,179 --> 00:00:56,931
‫پشت تلفن گفتید که درگیر...

27
00:00:56,931 --> 00:00:59,059
‫یک پروژه بورسیه بزرگ بوده؟

28
00:00:59,059 --> 00:01:01,227
‫روی پروتئین تابی تحقیق می‌کنه.

29
00:01:01,227 --> 00:01:03,938
‫گروه بیوشیمی با پروفسور لایل هیووت.

30
00:01:03,938 --> 00:01:06,066
‫خیلی معتبر و ارزشمند.
‫احتمال حق ثبت اختراج وجود داره.

31
00:01:06,066 --> 00:01:08,318
‫- برای شرکت‌های داروسازی بزرگ.
‫- حتما خیلی افتخار می‌کنی.

32
00:01:08,318 --> 00:01:09,736
‫درسته.

33
00:01:09,736 --> 00:01:11,946
‫بیشترش رو درک نمی‌کنم، ولی...

34
00:01:11,946 --> 00:01:15,116
‫بلیک رو به وجد میاره.

35
00:01:15,116 --> 00:01:17,911
‫اشاره کردی که اخیرا
‫تحت فشار زیادی بوده؟

36
00:01:19,954 --> 00:01:21,956
‫خب...

37
00:01:23,124 --> 00:01:25,126
‫همیشه اضطراب داشت.

38
00:01:25,126 --> 00:01:28,088
‫ولی آخرین بار که باهاش حرف زدم،

39
00:01:28,088 --> 00:01:30,673
‫می‌تونستم تشخیص بدم
‫که حواسش یه جا دیگه است.

40
00:01:32,300 --> 00:01:34,260
‫می‌رم جلوی آزمایشگاهی که کار می‌کنه.

41
00:01:34,260 --> 00:01:35,428
‫یه دور می‌زنم،
‫چندتا سوال می‌پرسم.

42
00:01:35,428 --> 00:01:37,055
‫شاید کسی بدونه که کجاست...

43
00:01:37,055 --> 00:01:38,598
‫یا چیکار می‌کنه،
‫ولی باید بگم که...

44
00:01:38,598 --> 00:01:39,766
‫فقط چند روز گذشته، درسته؟

45
00:01:39,766 --> 00:01:42,435
‫می‌دونم، ولی یه جای کار می‌لنگه.

46
00:01:44,395 --> 00:01:46,648
‫پروژه بورسیه استرس‌زا.

47
00:01:46,648 --> 00:01:49,067
‫کلی کار طاقت‌فرسا. شاید...

48
00:01:49,067 --> 00:01:51,444
‫شاید فقط می‌خواسته
‫چند روز فاصله بگیره.

49
00:01:55,615 --> 00:01:56,908
‫یا شاید هم این کل داستان نیست،

50
00:01:56,908 --> 00:01:58,034
‫یه چیزی رو بهم نمی‌گید؟

51
00:02:00,745 --> 00:02:02,622
‫بیا اینجا.

52
00:02:11,756 --> 00:02:14,092
‫من خودم با رازهای خونوادگی کاملا آشنام.

53
00:02:14,092 --> 00:02:16,302
‫جدی می‌گم.

54
00:02:16,302 --> 00:02:19,430
‫ولی اگه چیزی هست،
‫هر چی که می‌دونی...

55
00:02:19,430 --> 00:02:22,058
‫شاید کمکم کنه
‫پسرت رو پیدا کنم،

56
00:02:22,058 --> 00:02:24,144
‫باید بهم بگی.

57
00:02:29,524 --> 00:02:31,609
‫برادرم...

58
00:02:31,609 --> 00:02:34,904
‫وقتی هم‌سن بلیک بود،
‫فروپاشی روان‌پریشانه داشت.

59
00:02:34,904 --> 00:02:37,115
‫فرار کرد رفت.

60
00:02:38,616 --> 00:02:40,535
‫یک هفته بعد پیداش کردیم،

61
00:02:40,535 --> 00:02:42,996
‫کف خیابون خوابیده بود.

62
00:02:42,996 --> 00:02:45,540
‫- درباره وجود دیو تو خونش حرف می‌زد.
‫- اممم.

63
00:02:45,540 --> 00:02:48,793
‫تشخیص دادن که اسکیزوفرنی داره.

64
00:02:50,545 --> 00:02:53,214
‫فکر می‌کنی که ممکنه
‫بلیک همینطور شده باشه؟

65
00:02:53,214 --> 00:02:56,176
‫فقط این رو می‌دونم بلیک از اون دست
‫آدم‌ها نیست که بی‌خبر غیبش بزنه.

66
00:02:58,720 --> 00:03:00,847
‫فقط باید بدونم پسرم در امانه یا نه.

67
00:03:06,352 --> 00:03:08,646
‫به این حرفی که می‌زنم، اعتماد کن.

68
00:03:08,646 --> 00:03:11,649
‫هر چه در توان دارم انجام می‌دم
‫تا پسرت رو پیدا کنم، باشه؟

69
00:03:16,696 --> 00:03:19,199
‫اصول بنیادی ترمودینامیک...

70
00:03:19,199 --> 00:03:22,327
‫ثابت هست. انرژی نمی‌تونه
‫تولید بشه یا از بین بره.

71
00:03:22,327 --> 00:03:25,205
‫ولی وقتی صحبت از قانون
‫دوم ترمودینامیک می‌شه،

72
00:03:25,205 --> 00:03:28,583
‫آنتروپی افزایش پیدا می‌کنه
‫و کار مکانیکی به طور...

73
00:03:28,583 --> 00:03:30,501
‫برگشت ناپذیر به گرما تبدیل می‌شه.

74
00:03:30,501 --> 00:03:32,462
‫خیلی‌خب، اینجاست که اوضاع
‫یه خرده اسرارآمیز می‌شه.

75
00:03:32,462 --> 00:03:35,840
‫به خاطر اینکه آیا در واقع ثابت شده؟

76
00:03:35,840 --> 00:03:38,259
‫خب، سوالی که می‌خوام تا جلسه بعد...

77
00:03:38,259 --> 00:03:41,012
‫روش فکر کنین، توسط
‫استیون ولفرم مطرح شده،

78
00:03:41,012 --> 00:03:43,890
‫آیا قانون دوم همیشه جواب می‌ده
‫یا گاهی اوقات نقص می‌شه؟

79
00:03:43,890 --> 00:03:47,352
‫اگه اینطور باشه، به چه چیزی
‫احتیاج داریم تا ثابت کنیم؟

80
00:03:47,352 --> 00:03:49,479
‫خیلی‌خب، ممنون از همگی.

81
00:03:49,479 --> 00:03:52,315
‫مقاله‌های نمره اضافی رو می‌تونید
‫بیارید این جلو تحویل بدید.

82
00:03:57,612 --> 00:03:59,030
‫ممنونم.

83
00:04:00,073 --> 00:04:01,324
‫ممنون.

84
00:04:02,242 --> 00:04:04,661
‫ممنونم.

85
00:04:06,162 --> 00:04:07,789
‫ترمودینامیک؟

86
00:04:07,789 --> 00:04:10,375
‫سلام. دوری.
‫کی فکرش رو می‌کرد که...

87
00:04:10,375 --> 00:04:12,001
‫خواهر کوچیکم، متخصص فیزیک باشه؟
‫بیا ببینم.

88
00:04:12,252 --> 00:04:13,962
‫می‌دونی، من...

89
00:04:13,962 --> 00:04:15,505
‫سرم شلوغ بوده.

90
00:04:15,505 --> 00:04:16,923
‫متاسفم، دوری.

91
00:04:16,923 --> 00:04:19,550
‫منم سرم شلوغ بود،
‫ولی زنگ زدم، تلاش کردم.

92
00:04:19,550 --> 00:04:21,552
‫تو جواب تلفن‌ها رو ندادی.

93
00:04:21,552 --> 00:04:23,513
‫متاسفم.

94
00:04:23,513 --> 00:04:25,181
‫من خواهر کوچیکتم.

95
00:04:25,181 --> 00:04:26,724
‫وظیفه‌ام اینه سرت غر بزنم.

96
00:04:26,724 --> 00:04:28,184
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

97
00:04:28,184 --> 00:04:29,811
‫فقط می‌دونی، گفتم یه تک پا بیام...

98
00:04:29,811 --> 00:04:31,312
‫سر بزنم. همین اطراف بودم و...

99
00:04:31,312 --> 00:04:33,815
‫می‌دونی که وقتی دروغ می‌گی،
‫می‌تونم تشخیص بدم، نه؟

100
00:04:33,815 --> 00:04:36,526
‫از غافلگیر کردن هم بدت میاد،
‫پس زود باش، راستش رو بگو.

101
00:04:36,526 --> 00:04:38,361
‫به خاطر کارم اومدم...

102
00:04:38,361 --> 00:04:40,113
‫می‌خواستم درباره این باهات حرف بزنم.

103
00:04:40,113 --> 00:04:41,948
‫یک پوشه پرونده؟
‫اووه، توش چیه؟

104
00:04:41,948 --> 00:04:43,700
‫چیزهایی درباره بابا.

105
00:04:46,744 --> 00:04:48,621
‫یک کلاس دیگه دارم، بیا بریم.

106
00:04:48,621 --> 00:04:50,456
‫همراهم بیا.

107
00:04:51,666 --> 00:04:53,126
‫سر یکی از کارهای قبلی،

108
00:04:53,126 --> 00:04:54,836
‫این پوشه رو پیدا کردم.
‫می‌خواستن صدمه بزنن،

109
00:04:54,836 --> 00:04:56,421
‫واسه همین درباره خونواده‌مون گشتن.

110
00:04:56,421 --> 00:04:57,422
‫این مقالات رو قبلا خوندم.

111
00:04:57,422 --> 00:04:58,715
‫حالا مگه چی شده؟

112
00:04:58,715 --> 00:05:00,842
‫یادداشت‌های دانشگاه درباره بابا.

113
00:05:00,842 --> 00:05:02,927
‫با چندتا چیز دیگه.

114
00:05:04,095 --> 00:05:06,639
‫خیلی‌خب، «اشتون شاو،
‫به دلایل زیر اخراج شد...

115
00:05:06,639 --> 00:05:10,351
‫شواهدی از رفتار غیرمسئولانه و خطرناک.»

116
00:05:11,394 --> 00:05:12,895
‫بابا دستگیر شده.
‫به خاطر ورود غیرمجاز.

117
00:05:12,895 --> 00:05:14,439
‫در برابر دستگیری مقاومت کرده.

118
00:05:14,439 --> 00:05:16,107
‫ببین، می‌دونستیم که
‫با مقامات مجادله داشته.

119
00:05:16,107 --> 00:05:17,525
‫- من...
‫- ادامه بده.

120
00:05:23,990 --> 00:05:26,409
‫اینجا نوشته بابا به مدت هفت سال،
‫در دولت استخدام شده بوده.

121
00:05:26,409 --> 00:05:27,952
‫فکر نمی‌کنی اگه حقیقت داشته باشه،

122
00:05:27,952 --> 00:05:30,246
‫چقدر عجیبه که مامان هیچوقت
‫این چیزها رو بهمون نگفته؟

123
00:05:32,623 --> 00:05:35,585
‫چی بگم، کالتر.
‫کسی چه می‌دونه بابا درگیر چی بوده؟

124
00:05:35,585 --> 00:05:38,963
‫راستش رو بخوای، مامان هم
‫به اندازه خودش دیوونه بود.

125
00:05:38,963 --> 00:05:40,840
‫چرا پیگیر این قضیه شدی؟

126
00:05:40,840 --> 00:05:42,633
‫نمی‌دونم. از سر کنجکاوی؟

127
00:05:42,633 --> 00:05:45,261
‫خب، من کنجکاو نیستم.
‫راستش فقط امیدوارم که...

128
00:05:45,261 --> 00:05:47,555
‫همون اشتباهات اون‌ها رو انجام ندیم.

129
00:05:47,555 --> 00:05:49,223
‫می‌فهمم چی می‌گی، ولی...

130
00:05:49,223 --> 00:05:50,725
‫جفت‌شون بخشی از ما هستن، درسته؟

131
00:05:50,725 --> 00:05:52,060
‫خودت رو ببین،
‫استاد دانشگاه شدی،

132
00:05:52,060 --> 00:05:53,061
‫درست مثل مامان و بابا.

133
00:05:53,061 --> 00:05:54,395
‫باشه ولی قرار نیست به سرم بزنه...

134
00:05:54,395 --> 00:05:55,396
‫و برم کوهستان زندگی کنم،

135
00:05:55,396 --> 00:05:56,481
‫اگه نگران همچین چیزی هستی.

136
00:05:56,481 --> 00:05:57,482
‫نگران همچین چیزی نیستم.

137
00:05:57,482 --> 00:05:59,776
‫خیلی‌خب پس، قضیه رو
‫فراموش کن. مثل من.

138
00:06:00,985 --> 00:06:02,653
‫در ضمن با راسل حرف زدم.

139
00:06:02,653 --> 00:06:04,113
‫می‌گه ازش دوری می‌کنی.

140
00:06:04,113 --> 00:06:05,365
‫با راسل حرف زدی؟

141
00:06:05,365 --> 00:06:07,575
‫آره، یه خرده.
‫با هم در تماس بودیم.

142
00:06:08,576 --> 00:06:10,244
‫باید باهاش حرف بزنی.

143
00:06:10,244 --> 00:06:11,954
‫من هیچ حرفی با راسل ندارم.

144
00:06:11,954 --> 00:06:13,414
‫باشه، خیلی‌خب.
‫هر جور راحتی.

145
00:06:13,414 --> 00:06:15,416
‫همیشه کار خودت رو می‌کنی.

146
00:06:15,416 --> 00:06:17,627
‫می‌شه حداقل قبل از اینکه
‫از اینجا بری، یک شام بخوریم؟

147
00:06:17,627 --> 00:06:19,212
‫آره، نه، حاضر بیام، فقط...

148
00:06:19,212 --> 00:06:20,838
‫می‌دونی، واسه کار اومدم.
‫برنامه‌ریزی کردم...

149
00:06:20,838 --> 00:06:22,256
‫کالتر، بی خیال.

150
00:06:22,256 --> 00:06:24,050
‫نمی‌دونم دیگه کِی می‌تونم
‫دوباره ببینمت.

151
00:06:24,050 --> 00:06:25,802
‫ببین، من رستوران پیدا می‌کنم.

152
00:06:25,802 --> 00:06:27,470
‫حتی خودم مهمونت می‌کنم.

153
00:06:31,015 --> 00:06:32,809
‫- باشه، حتما.
‫- خوبه.

154
00:06:33,810 --> 00:06:35,228
‫واسه چه کاری اومدی؟

155
00:06:35,228 --> 00:06:37,897
‫دانشجوی گمشده. بلیک بیکر.

156
00:06:37,897 --> 00:06:40,817
‫درست، آره... یک ایمیل
‫دانشگاهی دریافت کردیم...

157
00:06:40,817 --> 00:06:42,735
‫که حراست دانشگاه گفته بود
‫دنبالش می‌گردن.

158
00:06:42,735 --> 00:06:44,946
‫بچه زرنگیه. دانشجوی فوق لیسانس بیوشیمی.

159
00:06:44,946 --> 00:06:47,240
‫مادرش تو پردیس دانشگاهی کار می‌کنه.

160
00:06:47,240 --> 00:06:48,908
‫اسمش پالیه، نظافتچی هست.
‫می‌شناسیش؟

161
00:06:48,908 --> 00:06:51,285
‫آره، چندین ساله اینجاست.
‫زن مهربونیه.

162
00:06:51,285 --> 00:06:53,579
‫به نظر زیاد نگران نمیای.

163
00:06:54,831 --> 00:06:56,290
‫هر سال این اتفاق
‫واسه چند دانشجو میفته.

164
00:06:56,290 --> 00:06:57,792
‫خسته و فرسوده می‌شن، فرار می‌کنن.

165
00:06:57,792 --> 00:06:59,794
‫اتفاق غیرمعمولی نیست.

166
00:06:59,794 --> 00:07:01,379
‫خیلی‌خب، من راستش می‌خوام برم...

167
00:07:01,379 --> 00:07:03,965
‫یه سر به آزمایشگاه بزنم.
‫اممم...

168
00:07:06,175 --> 00:07:07,343
‫شام.

169
00:07:07,343 --> 00:07:09,929
‫زمان و مکانش رو پیام می‌دم.

170
00:08:02,148 --> 00:08:03,816
‫می‌تونیم کمکتون کنیم؟

171
00:08:03,816 --> 00:08:05,610
‫دنبال بلیک بیکر می‌گردم.

172
00:08:05,610 --> 00:08:07,069
‫اینجا کار می‌کنه، درسته؟

173
00:08:07,069 --> 00:08:08,654
‫اه، درسته. ولی دو روزه که نیومده.

174
00:08:08,654 --> 00:08:10,573
‫ایده‌ای ندارید ممکنه کجا باشه؟

175
00:08:10,573 --> 00:08:13,326
‫نخیر، حتما جا زده.

176
00:08:13,326 --> 00:08:15,077
‫زده به سرش؟ نمی‌دونم،
‫همیشه اوقات...

177
00:08:15,077 --> 00:08:17,455
‫از این اتفاق‌ها میفته.
‫بعضی‌ها از پسش بر میان، بعضی‌ها نه.

178
00:08:17,455 --> 00:08:19,373
‫خب، مادرش نگرانش شده.

179
00:08:19,373 --> 00:08:20,958
‫من رو استخدام کرده تا پیداش کنم.

180
00:08:20,958 --> 00:08:22,418
‫بی خبر ما رو ترک نمی‌کرد.

181
00:08:22,418 --> 00:08:23,669
‫خب، الان اینجا نیست.
‫پس کجاست؟

182
00:08:24,712 --> 00:08:27,507
‫نمی‌دونم، ولی بلیک عاشق
‫کاریه که اینجا انجام می‌دیم.

183
00:08:28,674 --> 00:08:30,009
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

184
00:08:30,009 --> 00:08:31,177
‫روی مرحله بعدی...

185
00:08:31,177 --> 00:08:33,596
‫پیش‌بینی ساختار پروتئین،
‫کار می‌کنیم.

186
00:08:33,596 --> 00:08:35,723
‫اینکه بفهمیم پروتئین چطور
‫شکل خودش رو انتخاب می‌کنه،

187
00:08:35,723 --> 00:08:38,142
‫یک اتفاق تحول آفرین
‫در فرآیند تولید دارو می‌شه.

188
00:08:38,142 --> 00:08:39,852
‫مشکل اینجاست بعضی
‫پروتئین‌ها تغییر شکل می‌دن.

189
00:08:39,852 --> 00:08:41,771
‫ولی پروفسور هیووت به دنبال
‫یک کشف جدیده.

190
00:08:43,105 --> 00:08:44,649
‫پروفسور هیووت؟

191
00:08:44,649 --> 00:08:46,651
‫این آقا دنبال بلیک می‌گردن.

192
00:08:46,651 --> 00:08:48,110
‫شما کی هستی؟

193
00:08:48,110 --> 00:08:49,612
‫کالتر شاو.
‫مادرش من رو استخدام کرده.

194
00:08:49,612 --> 00:08:50,988
‫خبری ازش نشنیده،

195
00:08:50,988 --> 00:08:52,323
‫نگران وضعیت روانی‌ش شده.

196
00:08:58,037 --> 00:08:59,830
‫می‌تونم به رازداری شما اعتماد کنم؟

197
00:08:59,830 --> 00:09:02,124
‫حتما. فقط می‌خوام بلیک رو پیدا کنم.

198
00:09:03,376 --> 00:09:05,753
‫خب، یک گفتگوی سخت باهاش داشتم،

199
00:09:05,753 --> 00:09:07,421
‫فکر کنم دو روز پیش بود.

200
00:09:07,421 --> 00:09:09,674
‫نمی‌گم که ارتباط مستقیمی...

201
00:09:09,674 --> 00:09:12,301
‫با گم شدن بلیک داشته باشه،
‫ولی شاید.

202
00:09:12,301 --> 00:09:15,096
‫مچ بلیک رو در حین جعل تحقیقات گرفتم.

203
00:09:15,096 --> 00:09:16,931
‫تو روش بهش گفتی؟

204
00:09:16,931 --> 00:09:18,975
‫نه، دقیقا تو روش نگفتم.

205
00:09:18,975 --> 00:09:20,726
‫از شک و تردید خودم گفتم.

206
00:09:20,726 --> 00:09:22,186
‫انکار کرد.

207
00:09:22,186 --> 00:09:25,147
‫ولی اعدادش با نتایج واقعی ما
‫مطابقت نداشت.

208
00:09:25,147 --> 00:09:27,567
‫بهش گفتم که گزارشش رو
‫به مدیر گروه نمی‌دم،

209
00:09:27,567 --> 00:09:30,653
‫ولی مجبور بودم که
‫مزایای آزمایشگاهیش رو باطل کنم.

210
00:09:30,653 --> 00:09:31,904
‫چرا این کار رو کرد؟

211
00:09:31,904 --> 00:09:33,781
‫نمی‌دونم.

212
00:09:34,991 --> 00:09:36,576
‫ولی از این دست اتفاق‌ها، زیاد میفته.

213
00:09:36,576 --> 00:09:39,412
‫همین رو کم داریم که
‫یک «ترانوس» دیگه پیش بیاد.

214
00:09:39,412 --> 00:09:40,663
‫قضیه الیزابت هلمز.
‫[موسس ترانوس]

215
00:09:40,663 --> 00:09:42,206
‫اوهوم.

216
00:09:42,206 --> 00:09:43,833
‫فناوری غربالگری خون
‫که میلیاردهار دلار...

217
00:09:43,833 --> 00:09:46,794
‫ارزش‌گذاری می‌شد ولی متاسفانه
‫یک دروغ سرشار از خیال بود.

218
00:09:46,794 --> 00:09:48,713
‫پس کار شما ارزش پولی داره؟

219
00:09:48,713 --> 00:09:51,340
‫اگه بتونیم به تولید صنعتی برسونیم،
‫بله، ارزش مادی داره.

220
00:09:51,340 --> 00:09:53,175
‫پس حتی کوچک‌ترین اشتباهات
‫هم مهلک هستن.

221
00:09:53,175 --> 00:09:55,886
‫کاری که بلیک می‌کرد،
‫اصلا منطقی نبود.

222
00:09:55,886 --> 00:09:57,179
‫چطور واکنش نشون داد؟

223
00:09:58,222 --> 00:10:00,349
‫نه چندان خوب.

224
00:10:00,349 --> 00:10:03,269
‫پسر خوبی بود که
‫اشتباه کرده بود.

225
00:10:03,269 --> 00:10:05,521
‫امیدوارم که پیداش کنی
‫و حالش خوب باشه.

226
00:10:06,981 --> 00:10:08,274
‫اگه تماس گرفت، بهم خبر می‌دید؟

227
00:10:08,274 --> 00:10:10,443
‫- حتما.
‫- ممنون.

228
00:10:10,443 --> 00:10:12,153
‫هی، دکس، می‌خوام قبل از اینکه...

229
00:10:12,153 --> 00:10:14,071
‫این داده‌ها رو بفرستم،
‫دوباره بررسی کنی.

230
00:10:27,209 --> 00:10:28,753
‫ببخشید. اسمت رو نپرسیدم.

231
00:10:28,753 --> 00:10:30,171
‫جِیدا هستم.

232
00:10:30,171 --> 00:10:31,756
‫جیدا، دنبال انجمن دانشجویی می‌گردم...

233
00:10:31,756 --> 00:10:33,674
‫و اصلا نمی‌دونم کجا باید برم.

234
00:10:33,674 --> 00:10:35,384
‫می‌شه من رو راهنمایی کنی؟

235
00:10:35,384 --> 00:10:36,927
‫اون طرف تالار دانشجویان هست.

236
00:10:36,927 --> 00:10:38,638
‫ساختمون بلند سمت چپ.
‫پیداش می‌کنی.

237
00:10:38,638 --> 00:10:40,431
‫پیداش می‌کنم ولی...
‫خب، تالار دانشجویان...

238
00:10:40,431 --> 00:10:42,892
‫کدوم... من...

239
00:10:42,892 --> 00:10:45,645
‫می‌شه بیای راه رو نشون بدی؟
‫نمی‌دونم کجا باید برم.

240
00:10:46,896 --> 00:10:47,938
‫ممنون.

241
00:10:50,941 --> 00:10:52,985
‫دوست صمیمی بلیک هستی؟
‫عکس شما دو تا رو با هم دیدم.

242
00:10:52,985 --> 00:10:55,279
‫چی؟ نه. دوست معمولی هستیم.

243
00:10:55,279 --> 00:10:57,615
‫فکر می‌کنی چه بلایی سرش اومده؟

244
00:10:57,615 --> 00:10:58,949
‫نمی‌خوام درگیر قضیه بشم.

245
00:10:58,949 --> 00:11:00,451
‫نباید این کمک هزینه رو از دست بدم.

246
00:11:00,451 --> 00:11:01,702
‫درک می‌کنم.

247
00:11:01,702 --> 00:11:03,287
‫مشخصه بهش اهمیت می‌دی.

248
00:11:03,287 --> 00:11:04,914
‫فکر نکنم حرف بقیه رو قبول داشته باشی.

249
00:11:12,380 --> 00:11:13,964
‫آخرین بار که دیدیش، کِی بود؟

250
00:11:13,964 --> 00:11:15,466
‫دو روز پیش.

251
00:11:15,466 --> 00:11:17,093
‫- جلوی آزمایشگاه؟
‫- نه. آخر وقت پریشب.

252
00:11:17,093 --> 00:11:18,761
‫واسه شغل موقتم رفته بودم...

253
00:11:18,761 --> 00:11:20,805
‫یه بسته‌ای رو سمت شمال شهر تحویل بدم.

254
00:11:20,805 --> 00:11:22,056
‫اون تو رو دید؟

255
00:11:22,056 --> 00:11:23,474
‫نه، اولش ندید.

256
00:11:23,474 --> 00:11:25,976
‫اه... فکر کنم منگ بود.

257
00:11:25,976 --> 00:11:28,604
‫یک کلاه کابوی مسخره قرمزرنگ
‫سرش گذاشته بود.

258
00:11:28,604 --> 00:11:30,690
‫خیلی مضحک به نظر میومد...

259
00:11:30,690 --> 00:11:32,149
‫و حدس می‌زنم...

260
00:11:32,149 --> 00:11:34,777
‫شاید به یک مهمونی با تِم
‫غرب وحشی دعوت شده بود؟

261
00:11:34,777 --> 00:11:36,278
‫نمی‌دونم ولی عجیب بود.

262
00:11:36,278 --> 00:11:37,822
‫عجیب بود که اومده بود
‫خوشگذرونی کنه؟

263
00:11:37,822 --> 00:11:39,240
‫آره، یه خرده.

264
00:11:39,240 --> 00:11:40,866
‫بلیک از مهربون‌ترین آدم‌هاست.

265
00:11:40,866 --> 00:11:43,994
‫ولی از اون دست آدم‌ها نیست
‫که با کلاه کابوی، مهمونی بره.

266
00:11:43,994 --> 00:11:46,163
‫از اون آدم‌های سر به زیرآزمایشگاهیه.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

267
00:11:46,163 --> 00:11:47,289
‫از نظر اجتماعی معذب هست؟

268
00:11:47,289 --> 00:11:48,916
‫آره، مخصوصا دور و بر خانم‌ها.

269
00:11:48,916 --> 00:11:51,335
‫پس نوشیدنی خوردن،
‫معاشرت کردن،

270
00:11:51,335 --> 00:11:54,171
‫این نوع رفتار برای اون، غیرعادی بود.

271
00:11:55,548 --> 00:11:57,216
‫وقتی دیدیش، باهات حرف زد؟

272
00:11:57,216 --> 00:11:59,510
‫نه. سعی کردم باهاش حرف بزنم.

273
00:11:59,510 --> 00:12:01,345
‫اسمش رو صدا زدم
‫ولی بهم محل نداد.

274
00:12:01,345 --> 00:12:02,763
‫همونطور که گفتم،
‫شاید منگ بوده.

275
00:12:02,763 --> 00:12:04,849
‫می‌تونی بهم بگی
‫کجا این اتفاق افتاد؟

276
00:12:07,560 --> 00:12:08,894
‫تلفن بلیک رو بررسی کردی؟

277
00:12:08,894 --> 00:12:10,938
‫همه چیز منطقی به نظر میاد، کالتر.

278
00:12:10,938 --> 00:12:13,274
‫تماس به مادرش،
‫پیام‌هایی درباره دانشگاه...

279
00:12:14,316 --> 00:12:15,651
‫ولی بعد از گم شدنش،
‫خبری نبوده.

280
00:12:15,651 --> 00:12:17,445
‫اه... خب...

281
00:12:17,445 --> 00:12:18,863
‫تلفنش رو تو خوابگاه گذاشته.

282
00:12:18,863 --> 00:12:20,114
‫با کسی دوست نبوده؟

283
00:12:20,114 --> 00:12:21,824
‫فکر می‌کنی عاشق شده بوده؟

284
00:12:21,824 --> 00:12:24,368
‫نمی‌دونم. دوستش گفت
‫رفتارش غیرعادی بود.

285
00:12:24,368 --> 00:12:27,121
‫بیشتر از حد معمول معاشرت می‌کرده،
‫خوشگذرونی می‌کرده.

286
00:12:27,121 --> 00:12:28,581
‫یا عاشق شده بوده
‫یا دنبال عشق بوده.

287
00:12:28,581 --> 00:12:30,833
‫بازم توضیح نمی‌ده که چرا گم شده.

288
00:12:30,833 --> 00:12:32,334
‫نه، توضیح نمی‌ده.

289
00:12:32,334 --> 00:12:34,211
‫الان اومدم جایی که همکار آزمایشگاهش...

290
00:12:34,211 --> 00:12:35,963
‫آخرین بار اون رو شنبه شب دیده بود.

291
00:12:35,963 --> 00:12:38,382
‫شاید بتونم یه چیزی پیدا کنم.

292
00:12:38,382 --> 00:12:40,968
‫بذار تو شبکه‌های اجتماعیش بگردم.

293
00:12:40,968 --> 00:12:42,428
‫ببینم می‌تونم کرمچاله‌ای پیدا کنم.

294
00:12:44,513 --> 00:12:46,891
‫خیلی‌خب. یک چیزی پیدا کردم.

295
00:12:46,891 --> 00:12:49,643
‫با یک نفر کلی پیام رد و بدل کرده.

296
00:12:49,643 --> 00:12:52,104
‫به علاوه فایل هم رد و بدل کردن،
‫همه رمزگذاری شده.

297
00:12:52,104 --> 00:12:53,606
‫یه خرده طول می‌کشه رمزگشایی کنم.

298
00:12:54,899 --> 00:12:56,442
‫اوه، یه لحظه صبر کن.

299
00:12:56,442 --> 00:12:58,611
‫فکر کنم چیزی که
‫دنبالش بودم رو پیدا کردم.

300
00:12:59,779 --> 00:13:02,031
‫وقتی رمزگشایی کردی، بهم زنگ بزن.

301
00:15:03,277 --> 00:15:05,279
‫[متعلق به کُد کلاب]

302
00:15:10,951 --> 00:15:12,411
‫خیلی‌خب، چی پیدا کردی؟

303
00:15:12,411 --> 00:15:15,414
‫اووه، آقا بلیک به یک دختر
‫علاقه پیدا کرده بوده.

304
00:15:15,414 --> 00:15:17,583
‫فکر کنم بیشتر از این بوده.
‫اسمش رو فهمیدی؟

305
00:15:17,583 --> 00:15:18,751
‫هنوز اسمش رو پیدا نکردم،

306
00:15:18,751 --> 00:15:19,919
‫ولی اسم مستعارش رو پیدا کردم.

307
00:15:19,919 --> 00:15:21,921
‫نام کاربریش «عزیزِ مو بلوند» هست.

308
00:15:21,921 --> 00:15:23,213
‫هنوز دارم کار می‌کنم.

309
00:15:23,213 --> 00:15:25,174
‫ولی مسلما علاقه ایجاد شده بوده.

310
00:15:25,174 --> 00:15:26,675
‫برای چی می‌گی؟

311
00:15:26,675 --> 00:15:27,968
‫خب، می‌دونی تو دانشگاه چطوریه.

312
00:15:27,968 --> 00:15:29,720
‫به یک نفر پیام می‌دی.

313
00:15:29,720 --> 00:15:31,221
‫ارتباط می‌گیری.

314
00:15:31,221 --> 00:15:33,432
‫ازش می‌خوای رو در رو ببینیش،
‫بعد غیبش می‌زنه.

315
00:15:33,432 --> 00:15:35,392
‫من دانشگاه نرفتم.

316
00:15:36,393 --> 00:15:37,645
‫صبر کن ببینم، جدی می‌گی؟

317
00:15:37,645 --> 00:15:39,063
‫نه. سیستم آموزشی برای...

318
00:15:39,063 --> 00:15:40,689
‫ریشه‌کن کردن افراد مستقل،
‫طراحی شده،

319
00:15:40,689 --> 00:15:42,191
‫کسایی که به فکر خودشون هستن،

320
00:15:42,191 --> 00:15:44,151
‫تسلیم سیستم نمی‌شن.

321
00:15:44,151 --> 00:15:45,486
‫خیلی‌خب، می‌بینی؟

322
00:15:45,486 --> 00:15:47,696
‫از اون بینش‌های «از خواب بیدار شو،
‫آدم بی‌فکر» که لذت می‌برم.

323
00:15:47,696 --> 00:15:49,323
‫یک نقل قول قدیمی از چامسکی هست...
‫[زبان‌شناس]

324
00:15:49,323 --> 00:15:50,824
‫که هر موقع شکایت می‌کردیم،
‫بابامون می‌گفت.

325
00:15:50,824 --> 00:15:52,743
‫فکر می‌کردم بابات استاد دانشگاه بود.

326
00:15:52,743 --> 00:15:55,162
‫بابام پُر از تناقض بود.

327
00:15:55,162 --> 00:15:56,246
‫از بلیک چی پیدا کردی؟

328
00:15:56,246 --> 00:15:57,247
‫خب...

329
00:15:57,247 --> 00:15:58,958
‫شنبه شب،

330
00:15:58,958 --> 00:16:00,793
‫درست قبل از نیمه‌شب،

331
00:16:00,793 --> 00:16:02,336
‫بلیک پیام داد، «جایی مهمونی بودم.

332
00:16:02,336 --> 00:16:04,254
‫چرا نیومدی؟»

333
00:16:04,254 --> 00:16:06,090
‫دختره جواب داده،
‫«ببخشید. یه مسئله‌ای پیش اومد.

334
00:16:06,090 --> 00:16:07,091
‫حتما کابوی جذابی بودی.

335
00:16:07,299 --> 00:16:09,510
‫آماده‌ام همدیگه رو ببینیم».
‫فقط در صورتی که قول بده...

336
00:16:09,510 --> 00:16:11,261
‫محتاطانه رفتار کنه، قبول کرده...

337
00:16:11,261 --> 00:16:13,430
‫باهاش ملاقات کنه،
‫بعدش یک آدرس واسه بلیک فرستاده.

338
00:16:13,430 --> 00:16:14,807
‫خیلی‌خب.

339
00:16:14,807 --> 00:16:16,266
‫پس...

340
00:16:16,266 --> 00:16:17,810
‫به مهمونی می‌ره.

341
00:16:17,810 --> 00:16:19,687
‫سر قرار، قالش می‌ذاره. درسته؟

342
00:16:19,687 --> 00:16:22,106
‫تلفنش رو تو خوابگاه جا می‌ذاره،

343
00:16:22,106 --> 00:16:23,607
‫می‌ره دوباره باهاش ملاقات کنه...

344
00:16:23,607 --> 00:16:25,609
‫صبر کن،
‫عکس‌های رمزگذاری شده اومدن.

345
00:16:26,944 --> 00:16:28,112
‫اوه.

346
00:16:28,112 --> 00:16:29,738
‫- عجب.
‫- چی پیدا کردی؟

347
00:16:29,947 --> 00:16:33,993
‫عکس‌های خصوصی یک خانم مو بلوند.

348
00:16:33,993 --> 00:16:35,995
‫از اون مدل عکس‌های اخاذی کردن.

349
00:16:35,995 --> 00:16:38,539
‫آخه تو از کجا می‌دونی که
‫واسه اخاذی کردن بوده؟

350
00:16:38,539 --> 00:16:40,416
‫دانش آموخته‌ی این دنیا هستم، کالتر.

351
00:16:40,416 --> 00:16:41,959
‫بذار فقط این رو بگم که...

352
00:16:41,959 --> 00:16:43,419
‫تو یک اتاق با نورپردازی قرمز بوده.

353
00:16:43,419 --> 00:16:45,587
‫فکر کنم الان جلوی همون خونه بودم.

354
00:16:45,587 --> 00:16:47,214
‫پسره هم عکس می‌فرستاده؟

355
00:16:47,214 --> 00:16:49,174
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون تو یک تبلت...

356
00:16:49,174 --> 00:16:50,843
‫تو همون خونه دیدم.
‫ می‌تونی عکسش رو بفرستی؟

357
00:16:50,843 --> 00:16:52,553
‫فقط عکس صورت همین خانم.

358
00:16:52,553 --> 00:16:54,638
‫بذار بهتر کمکت کنم.
‫اسمش رو پیدا کردم.

359
00:17:04,815 --> 00:17:06,817
‫عذر می‌خوام؟ سلام؟

360
00:17:07,860 --> 00:17:09,069
‫اوه، ببخشید.
‫الان داشتیم می‌بستیم.

361
00:17:09,069 --> 00:17:10,320
‫آیرین هرتزل؟

362
00:17:11,947 --> 00:17:13,949
‫یا عزیزِ مو بلوند؟

363
00:17:13,949 --> 00:17:16,076
‫درسته؟

364
00:17:16,076 --> 00:17:19,038
‫می‌خوام بدونم با بلیک بیکر چیکار کردی.

365
00:17:20,706 --> 00:17:21,874
‫از موقعی که به دیدنت اومده،

366
00:17:21,874 --> 00:17:24,001
‫دیگه غیبش زده و پیداش نیست.

367
00:17:25,961 --> 00:17:28,213
‫نه، نه، نه، این کار رو نکن.
‫برگرد عقب.

368
00:17:31,550 --> 00:17:33,469
‫سراغ چی می‌خواستی بیای؟

369
00:17:34,636 --> 00:17:35,888
‫ها.

370
00:17:38,223 --> 00:17:40,267
‫درباره عکس‌هایی که فرستادی،
‫خبر دارم.

371
00:17:40,267 --> 00:17:42,686
‫رئیست هم می‌دونه؟

372
00:17:42,686 --> 00:17:44,772
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنید.

373
00:17:44,772 --> 00:17:46,315
‫پس نمی‌دونی چی می‌گم.

374
00:17:48,984 --> 00:17:50,194
‫این خودتی، درسته؟

375
00:17:51,195 --> 00:17:52,946
‫من هیچ کاری با بلیک نکردم.

376
00:17:52,946 --> 00:17:55,449
‫ولی ازش خواستی عکس بفرسته.
‫چرا؟

377
00:17:55,449 --> 00:17:57,117
‫اهرم فشار، ارزش خودش رو داره.
‫حالا لطفا برید.

378
00:17:57,117 --> 00:17:58,327
‫اهرم فشار.

379
00:17:58,327 --> 00:18:01,080
‫گربه‌ماهی‌گری؟
‫[هویت جعلی در شبکه اجتماعی]

380
00:18:13,467 --> 00:18:16,970
‫چرا از بلیک اخاذی می‌کردی؟
‫به خاطر پول بود؟

381
00:18:22,518 --> 00:18:24,478
‫کلی به دردسر افتادی که
‫اسمت رو مخفی کنی.

382
00:18:24,478 --> 00:18:26,688
‫حالا مطمئنم که پلیس...

383
00:18:26,688 --> 00:18:28,899
‫یا حتی اف‌بی‌آی،
‫چندتا سوال ازت دارن بپرسن،

384
00:18:28,899 --> 00:18:31,777
‫یا اینکه می‌تونی فقط
‫جواب سوال‌های من رو بدی.

385
00:18:31,777 --> 00:18:34,488
‫یک کار بود. ما رو استخدام کرده بودن.

386
00:18:34,488 --> 00:18:35,697
‫کی استخدام کرده بود؟

387
00:18:37,116 --> 00:18:39,076
‫رئیسم چاک مسئول همه کارهاست.

388
00:18:39,076 --> 00:18:40,619
‫به صورت ناشناس در دارک وب.

389
00:18:40,619 --> 00:18:42,788
‫خدمات آنلاین کار می‌کنیم.

390
00:18:42,788 --> 00:18:45,082
‫نقدهای بد واسه محصول،
‫مزاحمت آنلاین.

391
00:18:45,082 --> 00:18:48,710
‫- ماهی‌گربه‌گری.
‫- مشتری گفت که اهرم فشار لازم داره.

392
00:18:48,710 --> 00:18:50,712
‫پس با خودت گفتی اگه
‫عکس‌های خصوصیش رو داشته باشی،

393
00:18:50,712 --> 00:18:52,297
‫اون رو مجبور به هر کاری می‌کنی.

394
00:18:52,297 --> 00:18:54,299
‫ایده‌ی من نبود.

395
00:18:54,299 --> 00:18:56,260
‫رئیسم چاک... نقشه‌ی اون بود.

396
00:18:56,260 --> 00:18:57,803
‫من فقط کاری که بهم گفت رو انجام دادم.

397
00:18:57,803 --> 00:18:59,054
‫ولی این کار رو انجام دادی، نه؟

398
00:18:59,054 --> 00:19:00,597
‫تو بلیک رو گول زدی؟

399
00:19:00,597 --> 00:19:02,850
‫فکر و ذهنش، درگیر تو بود؟

400
00:19:02,850 --> 00:19:05,102
‫چرا اون رو به سمت...

401
00:19:05,102 --> 00:19:07,396
‫خونه با اتاق قرمز بُردی؟

402
00:19:07,396 --> 00:19:10,190
‫مشتری گفت که می‌خواد
‫واقعا بترسونش،

403
00:19:10,190 --> 00:19:11,650
‫مطمئن بشه بلیک
‫دهنش رو بسته نگه داره.

404
00:19:11,650 --> 00:19:13,110
‫یک پاپوش بود که بترسونش.

405
00:19:13,110 --> 00:19:14,528
‫بلیک از چی خبر داشت؟

406
00:19:14,528 --> 00:19:16,321
‫چاک گفت یک سری اطلاعات داشت...

407
00:19:16,321 --> 00:19:18,115
‫که به ضرر مشتری بود.

408
00:19:18,115 --> 00:19:20,242
‫مشخصا از یک جور راز خبر داشت.

409
00:19:24,454 --> 00:19:26,123
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

410
00:19:35,340 --> 00:19:36,925
‫اتفاق بدی بود.

411
00:19:36,925 --> 00:19:38,719
‫نمی‌خواستم اینجور بشه.

412
00:19:41,096 --> 00:19:42,472
‫نشونم بده.

413
00:19:45,893 --> 00:19:47,519
‫چطور اومدی اینجا؟

414
00:19:47,519 --> 00:19:49,396
‫از همون خونه‌ای که بهم گفت برم،

415
00:19:49,396 --> 00:19:51,523
‫دنبالش کردم.
‫تو بوته‌ها قایم شدم تا اومد بیرون.

416
00:19:51,523 --> 00:19:53,025
‫متاسفم. من... جلوی انبار رفتم.

417
00:19:53,025 --> 00:19:54,318
‫فکر می‌کردم رفته باشه.

418
00:19:54,318 --> 00:19:55,485
‫لطفا، با من بیا.

419
00:19:55,485 --> 00:19:57,279
‫ما یک چیزی داریم.
‫لطفا.

420
00:19:57,279 --> 00:19:59,031
‫از اینجا برو بیرون.

421
00:19:59,031 --> 00:20:00,157
‫احمق. برو بیرون.

422
00:20:00,157 --> 00:20:01,533
‫چاک، بس کن،
‫بهش صدمه زدی.

423
00:20:01,533 --> 00:20:02,951
‫می‌خوای چیکار کنم؟

424
00:20:02,951 --> 00:20:04,620
‫ببرش به بیمارستان.

425
00:20:04,620 --> 00:20:06,580
‫یالا، قهرمان. بیا بریم.

426
00:20:06,580 --> 00:20:08,540
‫ولی بلیک رو به بیمارستان نبرده.

427
00:20:08,540 --> 00:20:10,125
‫دو روز رد شده.

428
00:20:10,125 --> 00:20:11,710
‫اصلا نگران رئیست نیستی؟

429
00:20:11,710 --> 00:20:12,794
‫اولین بار نیست که...

430
00:20:12,794 --> 00:20:14,671
‫بدون گفتن به من یا زنگ زدن،
‫چند روز غیبش می‌زنه.

431
00:20:15,505 --> 00:20:16,882
‫گفتی اولش مشتری...

432
00:20:16,882 --> 00:20:18,759
‫از دارک وب درخواست ارسال کرد،
‫درسته؟

433
00:20:18,759 --> 00:20:21,261
‫آره، جایی که چاک همه کارها رو
‫روی کامپیوترش می‌کنه.

434
00:20:21,261 --> 00:20:24,223
‫آره. پس می‌دونی که چطور
‫به مشتری پیام بفرستی.

435
00:20:25,974 --> 00:20:29,645
‫وارد شدم و آماده‌ام که کارم رو بکنم.

436
00:20:29,645 --> 00:20:31,313
‫می‌خوای تو این پیام چی بنویسم؟

437
00:20:31,313 --> 00:20:33,690
‫«باید فورا همدیگه رو حضوری ببینیم.

438
00:20:33,690 --> 00:20:35,484
‫مدرک رو گیر آوردم.»

439
00:20:35,484 --> 00:20:39,029
‫و حالا... ارسال... می‌کنم.

440
00:20:39,029 --> 00:20:41,073
‫این مشتری مرموز هر کی که باشه،

441
00:20:41,073 --> 00:20:42,616
‫الان پیام به دستش رسید.

442
00:20:42,616 --> 00:20:44,451
‫وقتی جواب داد، بهم خبر بده.

443
00:20:44,451 --> 00:20:45,619
‫حتما.

444
00:20:45,619 --> 00:20:46,828
‫ممنون.

445
00:20:46,828 --> 00:20:48,163
‫می‌دونید، از این کار خوشم نمیاد.

446
00:20:48,163 --> 00:20:50,791
‫فقط چون چاک مجبورم می‌کنه،
‫انجام می‌دم.

447
00:20:51,875 --> 00:20:54,920
‫حالا با انجام کار درست،
‫این فرصت رو داری که ثابت کنی.

448
00:20:54,920 --> 00:20:57,172
‫باید کمکم کنی بلیک رو پیدا کنم.

449
00:21:08,684 --> 00:21:10,060
‫دوری.

450
00:21:10,060 --> 00:21:11,979
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

451
00:21:13,522 --> 00:21:14,940
‫شام.

452
00:21:15,899 --> 00:21:17,484
‫خیلی شرمنده‌ام.

453
00:21:17,484 --> 00:21:19,152
‫زمان و مکان رو پیام دادم.

454
00:21:19,152 --> 00:21:21,238
‫یک پیام فرستادی که گفتی
‫«خیلی خوب».

455
00:21:21,238 --> 00:21:24,241
‫اونجا 30 دقیقه نشستم تا اینکه
‫متوجه شدم،

456
00:21:24,241 --> 00:21:25,993
‫- همون کالتر قدیمی.
‫- مشغول یه کاری شدم.

457
00:21:25,993 --> 00:21:27,577
‫متاسفم. چرا زنگ نزدی؟

458
00:21:27,577 --> 00:21:29,454
‫چون با خودم گفتم اگه
‫شخصا بیام اینجا،

459
00:21:29,454 --> 00:21:31,290
‫واقعا می‌تونم ببینمت
‫تا اینکه بشنوم بگی...

460
00:21:31,290 --> 00:21:33,250
‫«درگیر یه کاری شدم» یا ...

461
00:21:34,751 --> 00:21:37,379
‫درگیر یک نفر.

462
00:21:38,422 --> 00:21:40,424
‫نه. اونجوری که به نظر میاد، نیست.

463
00:21:40,424 --> 00:21:43,468
‫باشه. مراقب خودت باش، کالتر.

464
00:21:43,468 --> 00:21:45,095
‫نه، نه، نه.
‫صبر کن ببینم.

465
00:21:45,095 --> 00:21:47,055
‫- کالتر...
‫- هی، دوری، یه لحظه صبر کن.

466
00:21:47,055 --> 00:21:50,058
‫اون دانشجوی گمشده، بلیک،
‫جونش در خطره.

467
00:21:50,058 --> 00:21:53,145
‫- اون دختره کیه؟
‫- رئیسش به بلیک حمله کرده.

468
00:21:53,145 --> 00:21:55,480
‫فکر کنم هنوز پیش طرف باشه،
‫مطمئن نیستم.

469
00:21:55,480 --> 00:21:57,190
‫سر همین مشغول شده بودم.

470
00:21:57,190 --> 00:21:59,860
‫- خیلی‌خب. شاید بهتره به پلیس زنگ بزنی.
‫- نمی‌تونم.

471
00:21:59,860 --> 00:22:02,279
‫با خودم گفتم 50 درصد احتمالش هست
‫که بلیک هنوز زنده باشه.

472
00:22:02,279 --> 00:22:04,031
‫اگه به پلیس زنگ بزنم
‫سر و کله‌شون پیدا بشه،

473
00:22:04,031 --> 00:22:06,241
‫اون احتمال به 0 درصد می‌رسه.
‫بلیک یه جور...

474
00:22:06,241 --> 00:22:07,993
‫مدرک علیه اون‌ها داره و فکر کنم...

475
00:22:07,993 --> 00:22:09,703
‫گروگان نگه‌اش داشتن
‫و می‌خوان مجبورش کنن.

476
00:22:09,703 --> 00:22:11,955
‫- مگه کیا هستن، گروه مافیا؟
‫- نمی‌دونم.

477
00:22:14,416 --> 00:22:16,668
‫- باید جواب بدم.
‫- باشه.

478
00:22:16,668 --> 00:22:18,587
‫- سلام. جواب داد؟
‫- آماده شد.

479
00:22:18,587 --> 00:22:21,381
‫تو یک پارکینگ در بخش جنوبی شهر
‫قرار ملاقات گذاشته.

480
00:22:21,381 --> 00:22:23,800
‫نزدیک به 20 دقیقه فاصله داره.
‫موقعیتش رو می‌فرستم.

481
00:22:23,800 --> 00:22:25,093
‫باید بریم. خیلی‌خب.

482
00:22:25,093 --> 00:22:27,429
‫ممنون، بابی.
‫فهمیدم.

483
00:22:29,097 --> 00:22:32,059
‫خیلی‌خب، ببین، من...

484
00:22:32,059 --> 00:22:34,394
‫دوری، بهت زنگ می‌زنم.

485
00:22:34,394 --> 00:22:36,396
‫- قول می‌دم.
‫- نه، نه، نه، این کار رو نکن. قول نده.

486
00:22:36,396 --> 00:22:38,106
‫برو کارت رو بکن.
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

487
00:22:52,996 --> 00:22:54,956
‫شاید نمی‌خواد بیاد.

488
00:22:54,956 --> 00:22:57,042
‫چرا میاد.

489
00:23:04,091 --> 00:23:06,635
‫یکی داره میاد.

490
00:23:22,943 --> 00:23:25,112
‫- بله؟
‫- واسه من چیزی آوردی؟

491
00:23:25,112 --> 00:23:27,114
‫یک فلش مموری؟

492
00:23:27,114 --> 00:23:28,573
‫تکون نخور.

493
00:23:30,117 --> 00:23:32,119
‫لعنتی.

494
00:24:16,163 --> 00:24:17,706
‫بیا اینجا ببینم.

495
00:24:17,706 --> 00:24:19,749
‫به من نگاه کن.
‫بیا اینجا، هی.

496
00:24:19,749 --> 00:24:23,879
‫کلاه هودی رو بده پایین.
‫کلاه هودی رو بده پایین.

497
00:24:25,297 --> 00:24:26,840
‫دکس.

498
00:24:33,972 --> 00:24:34,931
‫بلیک کجاست؟

499
00:24:34,931 --> 00:24:37,726
‫نمی‌دونم، مرد.

500
00:24:37,726 --> 00:24:39,311
‫اوه، بس کن. این قضیه رو
‫با چاک چیدی، ها؟

501
00:24:39,311 --> 00:24:41,021
‫چی؟ من کسی به اسم چاک نمی‌شناسم.

502
00:24:41,021 --> 00:24:42,898
‫همون کسی که با عکس‌ها
‫از بلیک اخاذی می‌کنه!

503
00:24:42,898 --> 00:24:44,858
‫بلیک متوجه شد،
‫باهاش رو در رو شد، زخمی شد.

504
00:24:44,858 --> 00:24:46,234
‫الان می‌خوام بدونم کجاست.

505
00:24:46,234 --> 00:24:48,069
‫نه، نه، نه. این قضیه داره
‫از کنترل خارج می‌شه.

506
00:24:48,069 --> 00:24:49,696
‫اوه، خیلی هم از کنترل خارج شده.

507
00:24:49,696 --> 00:24:51,156
‫چرا این کار رو کردی؟

508
00:24:51,156 --> 00:24:52,824
‫خب، نه، من هیچ کاری نکردم.

509
00:24:52,824 --> 00:24:54,659
‫باید حرفم رو باور کنی، خیلی‌خب؟
‫من فقط...

510
00:24:54,659 --> 00:24:56,786
‫معرفی کردم، اسم این خدمات آنلاین
‫در دارک وب رو دادم.

511
00:24:56,786 --> 00:25:01,208
‫- به کی دادی؟ به کی گفتم؟!
‫- پروفسور هیووت.

512
00:25:02,834 --> 00:25:04,878
‫می‌خواست سر قضیه بلیک،
‫کمکش کنم.

513
00:25:05,879 --> 00:25:07,797
‫بلیک چه مدرکی علیه اون داشت؟

514
00:25:08,840 --> 00:25:10,800
‫بلیک می‌دونست که تحقیقات پروفسور هیووت...

515
00:25:10,800 --> 00:25:12,719
‫در آزمایشگاه با هم جور در نمیان.

516
00:25:13,637 --> 00:25:15,138
‫هیووت گفت اعداد بلیک هم‌خوانی نداشتن.

517
00:25:15,138 --> 00:25:16,223
‫نه.

518
00:25:16,223 --> 00:25:18,058
‫حق با بلیک بود.
‫با داده‌ها هم‌خوانی داشتن.

519
00:25:18,058 --> 00:25:19,351
‫ولی داده‌ها...

520
00:25:19,351 --> 00:25:23,188
‫خب، با اون پیشرفتی که...

521
00:25:23,355 --> 00:25:25,941
‫پروفسور هیووت به سرمایه‌گذارها
‫گزارش می‌داد، مطابقت نداشت.

522
00:25:26,149 --> 00:25:28,652
‫پس هیووت ممکن بود میلیون‌ها دلار
‫بودجه سرمایه‌گذارها رو از دست بده.

523
00:25:28,652 --> 00:25:29,736
‫به اون پیشرفت می‌رسیدیم.

524
00:25:29,736 --> 00:25:31,029
‫فقط یه کم زمان بیشتر می‌خواستیم.

525
00:25:32,364 --> 00:25:34,282
‫پروفسور هیووت دنبال این بود
‫که بلیک رو ساکت کنه،

526
00:25:34,282 --> 00:25:37,202
‫واسه همین اسم این رابط
‫در دارک وب رو دادم که...

527
00:25:37,202 --> 00:25:39,913
‫- درباره‌ش شنیده بودم.
‫- خب از کجا فهمیدی که بیای اینجا؟

528
00:25:39,913 --> 00:25:42,624
‫پروفسور هیووت واسم پیام فرستاد...

529
00:25:42,624 --> 00:25:44,209
‫تا یک خانم بلوندی رو ببینم
‫و مدرک رو بگیرم...

530
00:25:44,209 --> 00:25:45,502
‫یک فلش مموری که بلیک داشت.

531
00:25:45,502 --> 00:25:47,128
‫من فقط همین رو می‌دونم،
‫قسم می‌خورم.

532
00:25:47,128 --> 00:25:48,672
‫می‌دونی که می‌خوان بلیک رو بکشن، نه؟

533
00:25:48,672 --> 00:25:50,882
‫خب، من چیکار می‌تونم بکنم؟

534
00:25:52,509 --> 00:25:54,511
‫الان باید به هیووت زنگ بزنی،

535
00:25:54,511 --> 00:25:56,179
‫واسه‌ش داستان تعریف کنی که...

536
00:25:56,179 --> 00:25:58,139
‫چطور می‌خوای مدرک رو پیدا کنی.

537
00:25:58,473 --> 00:26:00,559
‫خیلی‌خب. چه کمکی می‌تونه بکنه؟

538
00:26:00,642 --> 00:26:03,311
‫واسه من زمان می‌خره.

539
00:26:17,284 --> 00:26:18,326
‫دوری.

540
00:26:18,618 --> 00:26:19,661
‫به کمکت احتیاج دارم.

541
00:26:19,953 --> 00:26:20,954
‫باشه، حتما.

542
00:26:21,079 --> 00:26:22,372
‫کسی که از بلیک اخاذی می‌کنه،

543
00:26:22,372 --> 00:26:23,748
‫پروفسور هیووت هست.

544
00:26:23,748 --> 00:26:25,542
‫یک جایی تو پردیس دانشگاه،
‫اون رو گروگان گرفته.

545
00:26:25,542 --> 00:26:27,711
‫اوی، اوی. لایل هیووت،
‫پروفسور بیوشیمی ما؟

546
00:26:27,711 --> 00:26:29,546
‫چرا از یک دانشجو اخاذی می‌کنه؟

547
00:26:29,629 --> 00:26:32,173
‫یک ارتباطی با مدرک در مورد
‫داده‌های اشتباه تحقیقات داره.

548
00:26:32,173 --> 00:26:34,009
‫الان وقتش رو ندارم
‫که وارد جزئیات بشم.

549
00:26:34,009 --> 00:26:35,844
‫ولی تلفن هیووت،
‫جلوی آزمایشگاه ردیابی شده.

550
00:26:35,844 --> 00:26:37,846
‫غیرممکنه بلیک رو اونجا
‫در دید عموم نگه داشته باشه.

551
00:26:37,846 --> 00:26:39,848
‫تو بهتر از هرکسی با این پردیس
‫دانشگاهی آشنا هستی.

552
00:26:39,848 --> 00:26:41,349
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

553
00:26:41,349 --> 00:26:44,102
‫اممم، دفترش، یک آزمایشگاه دیگه؟

554
00:26:44,102 --> 00:26:45,687
‫نه. دو روزه بلیک رو زندانی کرده.

555
00:26:45,687 --> 00:26:47,397
‫فکر نکنم اون رو جایی نگه داشته باشه که...

556
00:26:47,397 --> 00:26:48,773
‫احتمال بده یک نفر باهاش برخورد کنه.

557
00:26:49,399 --> 00:26:51,568
‫یکی از پناهگاه‌های قدیمی بمب.

558
00:26:51,568 --> 00:26:52,611
‫یکی زیر ساختمون بیوشیمی هست.

559
00:26:52,611 --> 00:26:54,112
‫پناهگاه بمب؟

560
00:26:54,112 --> 00:26:55,405
‫آره. موقع جنگ سرد ساختن،

561
00:26:55,405 --> 00:26:57,032
‫ولی چندین ساله ازشون استفاده نشده.

562
00:26:57,032 --> 00:26:58,533
‫- چطوری برم اونجا؟
‫- نه، من باید باهات بیام.

563
00:26:58,533 --> 00:26:59,993
‫وگرنه نمی‌تونی پیداش کنی.

564
00:26:59,993 --> 00:27:00,702
‫من الان دانشگاهم،

565
00:27:00,702 --> 00:27:02,120
‫برگه تصحیح می‌کردم،
‫پس جلوی ساختمون...

566
00:27:02,120 --> 00:27:03,413
‫- بیوشیمی می‌بینمت، باشه؟
‫- دوری، نه.

567
00:27:03,413 --> 00:27:04,456
‫خودم از پسش بر میام.
‫نمی‌خوام...

568
00:27:04,456 --> 00:27:05,290
‫دوری؟

569
00:27:17,552 --> 00:27:19,554
‫در احتمالا قفله.

570
00:27:19,554 --> 00:27:21,389
‫من بازش می‌کنم.

571
00:27:21,389 --> 00:27:23,058
‫نه.

572
00:27:23,058 --> 00:27:24,684
‫نه.

573
00:27:26,102 --> 00:27:27,604
‫می‌تونی دنبالم بیای.

574
00:27:28,605 --> 00:27:31,316
‫آره. اینم جواب می‌ده.

575
00:27:32,359 --> 00:27:34,444
‫می‌تونی بذاری برم.

576
00:27:34,444 --> 00:27:36,613
‫درباره تو به هیچکس چیزی نمی‌گم.

577
00:27:37,739 --> 00:27:41,534
‫می‌دونی، نباید به پروفسور هیووت
‫اعتماد کنی.

578
00:27:41,534 --> 00:27:43,536
‫من به هیچکس اعتماد ندارم، بچه‌جان.

579
00:27:43,536 --> 00:27:45,538
‫فقط بهم بگو این مدرک کجاست...

580
00:27:45,538 --> 00:27:46,956
‫تا بتونم پولم رو بگیرم...

581
00:27:46,956 --> 00:27:49,417
‫و این قضیه تموم بشه.

582
00:27:52,420 --> 00:27:53,922
‫مطمئنی که خودشه؟

583
00:27:53,922 --> 00:27:56,007
‫بهم اعتماد کن. جوری ساختن
‫پیدا کردنش سخت باشه.

584
00:27:57,050 --> 00:27:59,219
‫- می‌خوای من رو بکشی، مگه نه؟
‫- مشکل من نیست.

585
00:27:59,219 --> 00:28:01,221
‫خودت و استادت قضیه رو حل کنین.

586
00:28:10,689 --> 00:28:12,399
‫با دکس حرف زدم.

587
00:28:12,399 --> 00:28:14,609
‫گفت جای مدرک رو از زیردستت گرفته.

588
00:28:14,609 --> 00:28:17,487
‫یک آدرس تو جیب کت بلیک
‫که جلوی مغازه‌تون گذاشته بود،

589
00:28:17,487 --> 00:28:18,863
‫- پیدا کرده.
‫- تو هم باور کردی؟

590
00:28:18,863 --> 00:28:20,365
‫انگار یکی دست ما رو خونده.

591
00:28:20,365 --> 00:28:21,783
‫به زیردستت زنگ بزن
‫و ببین چی به چیه.

592
00:28:21,783 --> 00:28:23,660
‫آخه چقدر احمقی؟
‫اگه یک پاپوش باشه،

593
00:28:23,660 --> 00:28:25,161
‫اصلا نباید همچین کاری بکنیم.

594
00:28:32,877 --> 00:28:35,088
‫متوجه نیستی اگه این قضیه
‫لو بره، چه اتفاقی میفته.

595
00:28:35,088 --> 00:28:37,173
‫هر زحمتی که کشیدم، از بین می‌ره.

596
00:28:37,173 --> 00:28:38,675
‫کل زندگیم نابود می‌شه.

597
00:28:38,675 --> 00:28:40,802
‫فقط یک گزینه داریم.

598
00:28:44,681 --> 00:28:46,725
‫بچه رو بکشیم.

599
00:28:56,025 --> 00:28:59,779
‫نه. باید مدرک رو گیر بیاریم.
‫از بین ببریمش،

600
00:28:59,779 --> 00:29:01,406
‫بعد دیگه شواهدی در کار نیست.

601
00:29:01,406 --> 00:29:02,699
‫چه مدرک رو گیر بیاریم،
‫چه نیاریم، این می‌دونه.

602
00:29:02,699 --> 00:29:04,159
‫فقط به یک راه می‌شه تمومش کرد.

603
00:29:04,159 --> 00:29:07,162
‫می‌خوای این راز رو خاک کنی؟

604
00:29:07,162 --> 00:29:08,997
‫باید این بچه رو خاک کنی.

605
00:29:15,545 --> 00:29:18,423
‫- من مدرک رو مخفی کردم.
‫- دروغ می‌گی.

606
00:29:18,423 --> 00:29:20,175
‫نه، هی، وایستا، وایستا،
‫وایستا، وایستا.

607
00:29:20,175 --> 00:29:23,261
‫حتی اگه من بمیرم،
‫مدرک پخش می‌شه.

608
00:29:23,261 --> 00:29:25,513
‫داره دروغ می‌گه.
‫همین الان تموم می‌شه.

609
00:29:26,389 --> 00:29:28,099
‫خیلی‌خب، وایستا. صبر کن.

610
00:29:29,893 --> 00:29:32,520
‫می‌دونی، باید یک راه دیگه‌ای باشه.
‫فقط بذار فکر کنم.

611
00:29:32,520 --> 00:29:34,439
‫نقشه‌ات رو امتحان کردم.
‫جواب نداد.

612
00:29:34,439 --> 00:29:36,399
‫پس بزنم یا نه؟

613
00:29:48,912 --> 00:29:50,789
‫باشه.

614
00:29:52,874 --> 00:29:55,543
‫ولی من باید این کار رو بکنم.
‫تفنگ رو بده به من.

615
00:29:59,339 --> 00:30:00,632
‫اون رد خون هست؟

616
00:30:01,633 --> 00:30:02,842
‫به پلیس زنگ بزن.

617
00:30:06,805 --> 00:30:08,389
‫لطفا این کار رو نکن.

618
00:30:08,681 --> 00:30:10,767
‫آنتن ندارم. باید برگردم بالا.

619
00:30:11,559 --> 00:30:12,727
‫باشه. برو تماس بگیر.

620
00:30:16,731 --> 00:30:18,983
‫من فلش مموری رو بهت می‌دم.

621
00:30:20,985 --> 00:30:22,862
‫مدرک رو بهت می‌دم.

622
00:31:18,668 --> 00:31:20,628
‫هیووت؟

623
00:31:21,880 --> 00:31:23,214
‫می‌دونم چاک رو کشتی.

624
00:31:23,214 --> 00:31:25,091
‫می‌خوای یک نفر دیگه هم بکشی؟

625
00:31:26,092 --> 00:31:28,177
‫مدرک فقط دست بلیکه.

626
00:31:28,177 --> 00:31:30,054
‫اگه بکشیش،
‫هیچوقت نمی‌تونی بهش برسی.

627
00:31:30,054 --> 00:31:32,432
‫اگه بیای اینجا، تو رو هم می‌کشم.

628
00:31:32,432 --> 00:31:34,642
‫اتفاقا قراره بیام.
‫اگه سمتم تفنگ گرفته باشی،

629
00:31:34,642 --> 00:31:36,144
‫سمتت شلیک می‌کنم، می‌فهمی؟

630
00:31:36,144 --> 00:31:38,479
‫لازم نیست حتما اینطور پیش بره.

631
00:31:38,980 --> 00:31:41,232
‫هیووت، تفنگ رو بذار کنار.

632
00:31:41,232 --> 00:31:43,818
‫آخرین فرصتته.

633
00:31:54,037 --> 00:31:57,373
‫- خوبی؟
‫- آره. ممنون.

634
00:31:59,292 --> 00:32:01,085
‫زنده می‌مونی.

635
00:32:09,844 --> 00:32:11,971
‫آقای شاو.

636
00:32:11,971 --> 00:32:13,932
‫فکر نکنم بخوای بدون مژدگونی...

637
00:32:13,932 --> 00:32:15,683
‫- از این شهر بری.
‫- ممنونم.

638
00:32:15,683 --> 00:32:19,103
‫اینکه پسرم پیشم برگرده،
‫سالم و سلامت،

639
00:32:19,103 --> 00:32:21,648
‫با هیچ پولی نمی‌تونم جبرانش کنم.

640
00:32:21,648 --> 00:32:22,899
‫حالت چطوره؟

641
00:32:23,942 --> 00:32:26,069
‫یه خرده درب و داغونم،
‫ولی آزاد شدم.

642
00:32:26,069 --> 00:32:28,738
‫- خوب می‌شم.
‫- قراره بهتر هم بشی.

643
00:32:29,948 --> 00:32:32,200
‫پروفسور هیووت به اتهام قتل...

644
00:32:32,200 --> 00:32:34,077
‫و اقدام به قتل دستگیر شده.

645
00:32:34,077 --> 00:32:36,287
‫ایشالله تا آخر عمر تو زندون می‌مونه.

646
00:32:37,497 --> 00:32:39,165
‫چه بلایی سر دکس میاد؟

647
00:32:39,248 --> 00:32:40,667
‫احتمالا قراره یه مدت زندان بره.

648
00:32:40,667 --> 00:32:42,460
‫اگه خوش‌شانس باشه،
‫عفو مشروط می‌خوره،

649
00:32:42,460 --> 00:32:45,004
‫ولی هنوز جوونه، می‌تونه دوباره
‫زندگیش رو سر و سامون بده.

650
00:32:45,004 --> 00:32:46,381
‫ولی یک سوال از تو دارم.

651
00:32:46,381 --> 00:32:47,966
‫هر چیزی می‌خوای بپرس.

652
00:32:47,966 --> 00:32:49,717
‫مدرک، واقعا همچین چیزی داشتی؟

653
00:32:49,717 --> 00:32:52,637
‫تو کمد جِیدا در آزمایشگاه قایم کردم.

654
00:32:52,637 --> 00:32:53,805
‫تنها کسی که می‌تونستم
‫بهش اعتماد کنم.

655
00:32:53,805 --> 00:32:56,557
‫باشه. خیلی‌خب. خودش خبر داره؟

656
00:32:56,557 --> 00:32:58,142
‫اصلا خبر نداره.

657
00:32:58,142 --> 00:32:59,936
‫پس...

658
00:32:59,936 --> 00:33:02,480
‫حالا کجا می‌خوای بری؟ یک کار دیگه؟

659
00:33:02,480 --> 00:33:05,358
‫احتمالا، آره.

660
00:33:05,358 --> 00:33:07,485
‫اول از همه باید به قولم عمل کنم.

661
00:33:07,485 --> 00:33:09,028
‫- مراقب خودتون باشید.
‫- ممنون.

662
00:33:09,028 --> 00:33:10,655
‫ممنونم.

663
00:33:24,043 --> 00:33:25,128
‫ممنون.

664
00:33:26,295 --> 00:33:28,339
‫به این زودی ساعتت رو چک می‌کنی؟

665
00:33:30,675 --> 00:33:32,802
‫امشب می‌خوای از اینجا بری،
‫مگه نه؟

666
00:33:35,763 --> 00:33:37,432
‫شاید.

667
00:33:39,434 --> 00:33:42,103
‫باشه، خیلی‌خب.
‫هر چقدر ببینمت، راضی‌ام.

668
00:33:47,734 --> 00:33:49,235
‫چیه؟

669
00:33:50,695 --> 00:33:52,155
‫همم؟

670
00:33:55,616 --> 00:33:57,035
‫چرا بیشتر بهم سر نمی‌زنی؟

671
00:33:59,454 --> 00:34:03,249
‫اه، چیزه...
‫هیچی، دلیل خاصی نداره.

672
00:34:03,249 --> 00:34:05,752
‫آره.

673
00:34:07,211 --> 00:34:09,714
‫فکر کنم یه خرده از وجودت،
‫شاید از من دلخور باشه.

674
00:34:09,714 --> 00:34:11,716
‫ازت دلخور باشم؟
‫چرا باید دلخور باشم؟

675
00:34:11,716 --> 00:34:13,259
‫چون از پیش‌تون رفتم.

676
00:34:13,259 --> 00:34:15,136
‫یعنی وقتی عمو دِیو
‫و زن عمو ملیسا گفتن،

677
00:34:15,136 --> 00:34:18,056
‫«بیا پیش ما زندگی کن»،
‫سریع سوار ماشین‌شون شدم.

678
00:34:18,056 --> 00:34:20,433
‫ولی تو نیومدی. اونجا موندی.

679
00:34:22,477 --> 00:34:24,479
‫درسته موندم.

680
00:34:27,482 --> 00:34:29,400
‫مامان بهم احتیاج داشت.

681
00:34:31,277 --> 00:34:32,779
‫بابا مُرده بود،

682
00:34:32,779 --> 00:34:34,614
‫راسل هم رفته بود،
‫فکر نمی‌کردم رفتن به شهر...

683
00:34:34,614 --> 00:34:36,240
‫- کار درستی باشه.
‫- لازم نبود بمونی.

684
00:34:36,240 --> 00:34:37,950
‫دوری، هیچکس واسش نمونده بود.

685
00:34:37,950 --> 00:34:40,244
‫هیچکس.

686
00:34:40,244 --> 00:34:42,288
‫بعد از اینکه بابا،
‫ما رو به مشقت انداخت...

687
00:34:42,288 --> 00:34:45,416
‫اوه. مامان با تک تک
‫ایده‌های مسخره‌ای که باباش داشت،

688
00:34:45,416 --> 00:34:46,709
‫همراهی می‌کرد.

689
00:34:46,709 --> 00:34:48,044
‫زندگی مستقل از سیستم شهری،

690
00:34:48,044 --> 00:34:49,504
‫با یک چشم باز خوابیدن،

691
00:34:49,504 --> 00:34:51,214
‫فقط منتظر این بمونی
‫که لولوخورخوره بیاد.

692
00:34:51,214 --> 00:34:52,924
‫- ایده‌های بابا بود، نه مامان.
‫- ببین دوستت دارم،

693
00:34:52,924 --> 00:34:54,550
‫ولی نه، لطفا بزرگ شو.

694
00:34:54,550 --> 00:34:56,219
‫مامان یک زن ضعیف نبود که...

695
00:34:56,219 --> 00:34:57,428
‫بر خلاف خواسته‌اش،

696
00:34:57,428 --> 00:34:58,805
‫مجبور به همراهی شده باشه.

697
00:34:58,805 --> 00:35:01,015
‫فکر می‌کردم گفتی فراموشش کردی.

698
00:35:02,433 --> 00:35:04,727
‫درسته.

699
00:35:04,727 --> 00:35:06,312
‫با خودم امیدوار بودم
‫اگه با هم حرف بزنیم،

700
00:35:06,312 --> 00:35:07,772
‫شاید تو هم بتونی ازش عبور کنی.

701
00:35:07,772 --> 00:35:10,233
‫وقتشه که این قضیه رو فراموش کنیم.

702
00:35:10,233 --> 00:35:12,652
‫همه‌امون رو می‌گم.

703
00:35:12,652 --> 00:35:14,946
‫درباره راسل حرف می‌زنی؟

704
00:35:14,946 --> 00:35:16,239
‫نگو.

705
00:35:17,240 --> 00:35:19,826
‫می‌خوام داداش‌هام برگردن.

706
00:35:19,826 --> 00:35:21,869
‫با همدیگه. بله.

707
00:35:21,869 --> 00:35:24,831
‫مامان، هر نسخه‌ای که بهت گفته،

708
00:35:24,831 --> 00:35:26,499
‫یا اینکه اولا، یک دروغ محض بوده،

709
00:35:26,499 --> 00:35:29,210
‫یا دوما، یک داستان مزخرفه
‫تا تو رو پیش خودش نگه داره.

710
00:35:29,210 --> 00:35:30,461
‫این حرفت یعنی چی؟

711
00:35:30,461 --> 00:35:32,797
‫یعنی باید این قضیه رو فراموش کنیم.

712
00:35:32,797 --> 00:35:35,633
‫اتفاقی که افتاده، دیگه افتاده.

713
00:35:35,633 --> 00:35:38,136
‫ولی نمی‌خوام اجازه بدم که
‫بر من غلبه داشته باشه.

714
00:35:38,136 --> 00:35:40,429
‫و مامان...

715
00:35:40,429 --> 00:35:43,683
‫فقط همین گذشته رو داره،
‫به خاطر همین...

716
00:35:43,683 --> 00:35:46,269
‫ما رو تحت اختیار گرفته بود،
‫چون نمی‌تونست فراموشش کنه.

717
00:35:46,269 --> 00:35:48,146
‫تصویری واسه خودش ساخته بود
‫که بابا چه آدمی بود،

718
00:35:48,146 --> 00:35:51,649
‫بله، حتما، یک نسخه‌ای
‫از اتفاق‌ها بود، ولی...

719
00:35:52,900 --> 00:35:55,361
‫همچین اتفاقی نیفتاد.

720
00:35:59,448 --> 00:36:01,284
‫شاید پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

721
00:36:01,284 --> 00:36:04,579
‫و شاید همه‌اش فقط دروغ بود.

722
00:36:07,456 --> 00:36:10,459
‫ولی وقتش رسیده که اون رو
‫پشت سر بذاریم. اینطور فکر نمی‌کنی؟

723
00:36:15,923 --> 00:36:17,842
‫فقط...

724
00:36:19,760 --> 00:36:21,554
‫لطفا به راسل زنگ بزن.

725
00:36:32,023 --> 00:36:33,441
‫کدوم غذا خوشمزه است؟

726
00:36:53,002 --> 00:36:57,965
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»