1
00:00:03,169 --> 00:00:05,171
‫[رونوک، ویرجینیا]

2
00:00:05,213 --> 00:00:08,174
‫♪ آسمان ♪

3
00:00:08,174 --> 00:00:12,929
‫♪ فقط مکانی برای پروازی ♪

4
00:00:14,264 --> 00:00:17,851
‫♪ فقط یک چشم آبی بزرگی ♪

5
00:00:19,519 --> 00:00:22,439
‫♪ مثل من، گاهی اوقات گریه می‌کنی ♪

6
00:00:24,733 --> 00:00:28,194
‫♪ دنبال یک خونه می‌گردی ♪

7
00:00:31,364 --> 00:00:35,160
‫♪ دریا ♪

8
00:00:35,160 --> 00:00:38,872
‫♪ برای من چیزی جز... ♪

9
00:00:40,290 --> 00:00:43,918
‫♪ یک دریای مواج نیستی ♪

10
00:00:45,211 --> 00:00:48,214
‫♪ یک بخش دیگه از وجودم ♪

11
00:00:52,886 --> 00:00:55,180
‫اون اطراف چیزی واست پیدا نکردیم.

12
00:00:55,180 --> 00:00:56,473
‫خب، یه خرده دورتر هم بگردین.

13
00:00:56,473 --> 00:00:57,682
‫آره، باشه.

14
00:00:57,682 --> 00:00:59,809
‫- یه چیزی بالاخره پیدا می‌شه.
‫- همیشه همینطوره.

15
00:00:59,809 --> 00:01:01,853
‫اگه چیزی پیدا کردین،
‫بهم خبر بدین.

16
00:01:01,853 --> 00:01:03,438
‫حتما.

17
00:01:31,591 --> 00:01:36,596
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»

18
00:01:39,099 --> 00:01:40,767
‫سلام، داداش کوچولو.

19
00:01:42,227 --> 00:01:43,603
‫می‌خوای بهم شلیک کنی...

20
00:01:43,603 --> 00:01:45,730
‫یا می‌شه بریم بشینیم
‫چند کلام حرف بزنیم؟

21
00:01:46,898 --> 00:01:48,149
‫چندتا نوشیدنی خونگی آوردم.

22
00:02:11,339 --> 00:02:12,674
‫گمونم الان از اون وضعیت‌هاست که...

23
00:02:12,674 --> 00:02:13,967
‫«کی می‌خواد اول حرف بزنه»، ها؟

24
00:02:13,967 --> 00:02:15,135
‫تو به من زنگ زدی.

25
00:02:15,135 --> 00:02:16,553
‫درسته.

26
00:02:16,553 --> 00:02:18,304
‫- به همکارهام زنگ زدی.
‫- اونم درسته.

27
00:02:18,304 --> 00:02:20,932
‫هفته قبل واسه ملاقات،
‫زمان و تاریخ تعیین کردیم...

28
00:02:20,932 --> 00:02:22,058
‫بعد تو پیدات نشد.

29
00:02:22,058 --> 00:02:23,685
‫بابت اون شرمنده‌ام.

30
00:02:29,315 --> 00:02:30,525
‫فقط همین؟

31
00:02:30,525 --> 00:02:31,568
‫خب، یه مسئله‌ای پیش اومد.

32
00:02:31,568 --> 00:02:32,944
‫«یه مسئله‌ای پیش اومد».

33
00:02:32,944 --> 00:02:35,238
‫چه قضیه مهمی پیش اومده، راسل،

34
00:02:35,238 --> 00:02:36,739
‫که مدام بهم زنگ می‌زنی؟

35
00:02:36,739 --> 00:02:37,657
‫دوری می‌گه باید گذشته رو رها کنیم.

36
00:02:39,159 --> 00:02:41,411
‫چند ماه قبل بهت زنگ زدم،
‫من رو از خودت روندی.

37
00:02:43,204 --> 00:02:45,081
‫پس بریم سر اصل مطلب.

38
00:02:46,708 --> 00:02:49,711
‫می‌دونم که فکر می‌کنی من
‫بابا رو از صخره هل دادم بیفته.

39
00:02:50,712 --> 00:02:52,630
‫تو رو اونجا دیدم.

40
00:02:55,675 --> 00:02:57,218
‫کالتر، من هلش ندادم.

41
00:02:58,303 --> 00:02:59,888
‫نمی‌دونم خودش افتاد...

42
00:02:59,888 --> 00:03:02,098
‫یا کس دیگه‌ای هلش داد،

43
00:03:02,098 --> 00:03:03,725
‫ولی این رو می‌دونم که اون شب...

44
00:03:03,725 --> 00:03:04,976
‫یکی دیگه تو جنگل بود.

45
00:03:04,976 --> 00:03:07,353
‫بابا دشمن داشت، کالتر.

46
00:03:07,353 --> 00:03:09,439
‫یک احمق روانی بود.

47
00:03:09,439 --> 00:03:11,065
‫آدم متوهم بود.

48
00:03:11,065 --> 00:03:13,276
‫یعنی به ما خیلی سخت می‌گرفت.

49
00:03:14,360 --> 00:03:16,362
‫ما رو مجبور می‌کرد
‫خرگوش پوست بکنیم؟

50
00:03:16,362 --> 00:03:17,572
‫مهارتی نیست که این روزها
‫به کار بیاد.

51
00:03:24,245 --> 00:03:26,706
‫چرا مامان اجازه داد باور کنم
‫که کار تو بوده؟

52
00:03:26,706 --> 00:03:28,208
‫آره، نمی‌دونم.

53
00:03:28,208 --> 00:03:30,001
‫دوست دارم فکر کنم
‫بهترین کار ممکن رو کرده.

54
00:03:30,001 --> 00:03:31,836
‫ولی مامان هم رازهای خودش رو داشت،
‫باور کن.

55
00:03:31,836 --> 00:03:34,172
‫نمی‌تونی این حرف رو بهم بزنی
‫و نخوای توضیح بدی.

56
00:03:34,172 --> 00:03:36,966
‫اون شبی که بابا مُرد
‫و یک مرد تو جنگل دیدم،

57
00:03:36,966 --> 00:03:38,927
‫قبلا یک بار دیگه دیده بودمش.

58
00:03:42,305 --> 00:03:44,015
‫فکر کنم دیدمش با مامان حرف می‌زد.

59
00:03:45,141 --> 00:03:46,851
‫می‌خوای بگی مامان یه ارتباطی
‫به این قضیه داشت؟

60
00:03:48,978 --> 00:03:50,355
‫نمی‌دونم.

61
00:03:51,314 --> 00:03:53,107
‫ولی موقعی که بابا مُرد،

62
00:03:53,107 --> 00:03:55,109
‫بهم گفت بهتره که از اونجا برم.

63
00:03:56,986 --> 00:03:59,322
‫و درباره اتفاقی که افتاد، ساکت باشم.

64
00:04:01,991 --> 00:04:03,493
‫ازش سوال نپرسیدی که چرا؟

65
00:04:03,493 --> 00:04:05,453
‫گفت زندگی‌مون بهش بستگی داره.

66
00:04:05,453 --> 00:04:06,663
‫به خاطر اتفاقی که واسه بابا افتاد؟

67
00:04:06,663 --> 00:04:08,831
‫من یک بچه بودم،
‫واسه همین رفتم.

68
00:04:08,831 --> 00:04:11,209
‫بعدش بزرگ‌تر شدم
‫و به همون وضع موندم.

69
00:04:11,209 --> 00:04:13,503
‫- به ارتش ملحق شدی.
‫- آره، اسم نوشتم، می‌دونی؟

70
00:04:13,503 --> 00:04:16,589
‫فکر می‌کردم بهترین راه
‫برای فراموش کردن همه چیزه.

71
00:04:21,719 --> 00:04:23,721
‫ببین پسر، هیچ کاری نمی‌تونیم
‫بکنیم یا حرفی بزنیم...

72
00:04:23,721 --> 00:04:24,931
‫که بتونه بابا رو برگردونه.

73
00:04:24,931 --> 00:04:26,683
‫یا زمان از دست رفته رو جبران کنه،
‫خیلی‌خب؟

74
00:04:26,683 --> 00:04:27,892
‫اتفاقی که افتاده، افتاده.

75
00:04:27,892 --> 00:04:29,769
‫آره، خب پس، می‌دونی...

76
00:04:31,813 --> 00:04:33,147
‫گمونم دیگه حرفی نداریم بزنیم، نه؟

77
00:04:36,025 --> 00:04:37,986
‫همین؟

78
00:04:39,320 --> 00:04:40,780
‫فکر می‌کردم دو تا داداش، کدورت‌های...

79
00:04:40,780 --> 00:04:41,906
‫قدیمی خونوادگی رو کنار می‌ذارن.

80
00:04:41,906 --> 00:04:43,658
‫می‌دونی، همدیگه رو بغل می‌کنن.

81
00:04:43,658 --> 00:04:45,702
‫خب، حرف‌هایی زدی که باید
‫روشون خوب فکر کنم، مگه نه؟

82
00:04:46,828 --> 00:04:48,413
‫خب، در همون حین که فکر می‌کنی،

83
00:04:48,413 --> 00:04:50,081
‫یک مسئله‌ای هست که
‫می‌تونم ازت کمک بگیرم.

84
00:04:50,081 --> 00:04:52,041
‫کارت پیدا کردن مردمه، درسته؟

85
00:04:52,041 --> 00:04:53,793
‫- واسه مژدگونی؟
‫- آره.

86
00:04:53,793 --> 00:04:55,795
‫دارم سعی می‌کنم یکی از
‫دوست‌های قدیمی‌ام رو پیدا کنم،

87
00:04:55,795 --> 00:04:56,796
‫داگ تامپسون.

88
00:04:56,796 --> 00:04:58,089
‫مگه چی شده؟

89
00:04:58,089 --> 00:04:59,882
‫پنج روزه که گم شده.

90
00:04:59,882 --> 00:05:02,510
‫زنش می‌گه واسه یه کاری رفت
‫و دیگه هیچوقت برنگشت.

91
00:05:03,636 --> 00:05:04,887
‫راستش به خاطر همین
‫نتونستم سر قرار خودمون بیام،

92
00:05:04,887 --> 00:05:06,055
‫چون داشتم اینور اونور می‌گشتم.

93
00:05:06,055 --> 00:05:07,598
‫مشکلات زناشویی؟

94
00:05:07,598 --> 00:05:09,934
‫نه. نه، آدم درستیه، اصلا...

95
00:05:09,934 --> 00:05:11,644
‫اصلا تریسی رو تنها نمی‌ذاشت.

96
00:05:11,644 --> 00:05:14,105
‫اطلاعات دیگه‌ای نداری بدی
‫که ازش استفاده کنم؟

97
00:05:14,105 --> 00:05:17,817
‫رد تلفنش رو تا پمپ بنزین
‫بیرون شهر رونوک پیدا کردم.

98
00:05:17,817 --> 00:05:20,403
‫تو سطل زباله بود،
‫درب و داغون شده بود.

99
00:05:20,403 --> 00:05:21,988
‫ماشینش هنوز همونجا بود.

100
00:05:21,988 --> 00:05:24,324
‫- پمپ بنزین دوربین داره.
‫- درسته.

101
00:05:24,324 --> 00:05:27,243
‫داگ تو ویدئوی دوربین دیده می‌شد...

102
00:05:27,243 --> 00:05:29,245
‫تا اینکه یهو با عجله رفت.

103
00:05:29,245 --> 00:05:31,039
‫رفتارش خیلی مشکوک بود.

104
00:05:31,039 --> 00:05:32,749
‫یه جای کار می‌لنگید.

105
00:05:35,710 --> 00:05:37,962
‫می‌دونی، بابت کمک کردنت،
‫می‌تونم بهت پول بدم.

106
00:05:37,962 --> 00:05:38,963
‫راسل.

107
00:05:38,963 --> 00:05:40,757
‫قضیه سر پول نیست.

108
00:05:45,553 --> 00:05:47,221
‫خب، کمکم می‌کنی یا نه؟

109
00:05:50,308 --> 00:05:51,684
‫آره، کمکت می‌کنم.

110
00:05:53,728 --> 00:05:55,063
‫عالی شد. ممنون.

111
00:06:04,697 --> 00:06:06,699
‫[مُتل بیچ گروو]

112
00:06:20,296 --> 00:06:22,298
‫بفرما.

113
00:06:22,298 --> 00:06:24,133
‫قهوه مجانی از لابی.

114
00:06:24,133 --> 00:06:25,718
‫قهوه مجانی؟

115
00:06:25,718 --> 00:06:27,553
‫آره، کار رو راه میندازه،
‫بهم اعتماد کن.

116
00:06:29,055 --> 00:06:31,015
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- آره، فعلا.

117
00:06:31,015 --> 00:06:33,893
‫اونقدر بد نیست. راستش
‫اون پشت یک جکوزی دارن.

118
00:06:33,893 --> 00:06:35,812
‫اون شب با یکی اهل تالاهاسی آشنا شدم،

119
00:06:35,812 --> 00:06:37,814
‫قبلا مشوق ورزشی بوده،
‫یعنی از اون حرفه‌ای‌ها بوده.

120
00:06:37,814 --> 00:06:38,981
‫آره.

121
00:06:38,981 --> 00:06:40,775
‫حالا بهداشت‌کار دهان و دندان شده.

122
00:06:40,775 --> 00:06:42,527
‫مطمئنم داستان یه نکته‌ای داره،
‫ولی بهتره بریم.

123
00:06:42,527 --> 00:06:43,569
‫گوش کن، می‌خواستم بپرسم:

124
00:06:43,569 --> 00:06:45,571
‫با هم مشکلی نداریم دیگه؟

125
00:06:45,571 --> 00:06:48,157
‫یعنی حرفی که درباره بابا
‫زدم رو باور می‌کنی؟

126
00:06:48,157 --> 00:06:51,202
‫آره، من... می‌دونی، الان
‫نمی‌دونم که چی رو باور کنم.

127
00:06:51,202 --> 00:06:53,663
‫بیا بریم خونه دوستت، باشه؟

128
00:06:53,663 --> 00:06:54,831
‫بریم.

129
00:07:04,841 --> 00:07:06,509
‫درباره دوستت می‌خوای تعریف کنی یا نه؟

130
00:07:06,509 --> 00:07:08,302
‫باشه. داگ تامپسون.

131
00:07:08,302 --> 00:07:11,264
‫یکی از آدم‌های درستکار و خوبه.
‫جونم رو بیشتر از یک بار نجات داده.

132
00:07:11,264 --> 00:07:13,349
‫بهش مدیونم. می‌دونی،
‫بیشتر مثل خونواده‌ام می‌مونه.

133
00:07:14,642 --> 00:07:16,769
‫پس خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسین، ها؟

134
00:07:16,769 --> 00:07:18,062
‫هجده سال با هم تو یک واحد بودیم.

135
00:07:18,062 --> 00:07:19,147
‫بعدش چی شد؟

136
00:07:19,147 --> 00:07:20,690
‫بعد از اون؟

137
00:07:20,690 --> 00:07:22,859
‫نمی‌دونم، از ارتش بیرون اومدیم،
‫با هم در تماس موندیم،

138
00:07:22,859 --> 00:07:24,235
‫با یه عده می‌گشتیم.
‫می‌دونی چطوریه.

139
00:07:24,235 --> 00:07:25,653
‫من نمی‌دونم.

140
00:07:25,653 --> 00:07:26,988
‫می‌خوای کمکت کنم پیداش کنی،

141
00:07:26,988 --> 00:07:28,948
‫باید یه اطلاعاتی چیزی بهم بدی.

142
00:07:28,948 --> 00:07:31,242
‫باید روتینش رو بدونم،
‫قضیه این یارو چیه؟ زود باش.

143
00:07:32,577 --> 00:07:34,120
‫خیلی‌خب. امم...

144
00:07:34,120 --> 00:07:35,830
‫داگ آدم ساکتیه.

145
00:07:35,830 --> 00:07:39,459
‫می‌دونی، بعضی‌ها شاید بگن
‫که خیلی استرس داشت.

146
00:07:39,459 --> 00:07:41,085
‫اون رو به یک سازمان معرفی کردم.

147
00:07:41,085 --> 00:07:42,712
‫واسه کارهای قراردادی غیرنظامی.

148
00:07:42,712 --> 00:07:44,213
‫کار تو هم همینه؟

149
00:07:44,213 --> 00:07:47,508
‫آره. نیروهای سابق عملیات ویژه
‫دور هم جمع شدن.

150
00:07:47,508 --> 00:07:50,178
‫وقتی به زندگی شهروندی برمی‌گردیم،
‫دلمون برای هیجان تنگ می‌شه...

151
00:07:50,178 --> 00:07:52,054
‫و درآمدش هم خیلی خوبه.

152
00:07:52,054 --> 00:07:54,056
‫اسم این اکیپ سازمانی چیه؟

153
00:07:54,056 --> 00:07:55,808
‫«گروه هورایزن»، ولی فکر نکنم
‫اتفاقی که واسه داگ افتاده،

154
00:07:55,808 --> 00:07:56,726
‫ارتباطی به اونا داشته باشه.

155
00:07:57,852 --> 00:07:59,604
‫چی باعث شده همچین حرفی بزنی؟

156
00:07:59,604 --> 00:08:01,689
‫شش هفته قبل،
‫داگ با ماشین تصادف کرد، خیلی‌خب؟

157
00:08:01,689 --> 00:08:03,441
‫چیز مهمی نبود،
‫ولی بهش شوک وارد کرد،

158
00:08:03,441 --> 00:08:04,442
‫کم کم رفتارش عجیب شد،
‫می‌دونی؟

159
00:08:04,442 --> 00:08:05,985
‫رفتار متوهمانه داشت.

160
00:08:05,985 --> 00:08:07,361
‫فکر کنم شاید ضربه مغزی شده بود...

161
00:08:07,361 --> 00:08:11,157
‫که باعث یه جور پی‌تی‌اس‌دی شد...
‫[اختلال اضطراب پس از سانحه]

162
00:08:11,157 --> 00:08:13,075
‫نمی‌دونم، شاید ترسیده و فرار کرده...

163
00:08:13,075 --> 00:08:14,160
‫و یه جایی پنهون شده.

164
00:08:14,160 --> 00:08:16,496
‫آره، شاید.

165
00:08:17,788 --> 00:08:19,665
‫- همون آخرین خونه سمت راست.
‫- باشه.

166
00:08:28,883 --> 00:08:30,718
‫تریسی، سلام.

167
00:08:30,718 --> 00:08:32,595
‫ایشون کالتره.
‫قراره کمکمون کنه داگ رو پیدا کنیم.

168
00:08:34,889 --> 00:08:36,390
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

169
00:08:36,390 --> 00:08:38,643
‫امروز صبح یک بسته
‫روی ایوان خونه بود.

170
00:08:38,643 --> 00:08:40,269
‫اشکالی نداره یه نگاهی بندازیم؟

171
00:08:40,269 --> 00:08:42,021
‫بیاید تو.

172
00:08:44,941 --> 00:08:46,943
‫- بشینید.
‫- ممنون.

173
00:08:56,702 --> 00:08:59,539
‫- چه موقعی تحویل دادن؟
‫- یک ساعت پیش.

174
00:09:06,087 --> 00:09:08,256
‫- به پلیس زنگ زدید؟
‫- نه.

175
00:09:08,256 --> 00:09:09,674
‫منتظر شما بودم.

176
00:09:09,674 --> 00:09:11,133
‫فکر می‌کنید شاید متعلق
‫به داگ باشه؟

177
00:09:11,133 --> 00:09:12,301
‫نمی‌دونم.

178
00:09:12,301 --> 00:09:13,511
‫چرا آخه یک نفر باید واسم بفرسته؟

179
00:09:14,720 --> 00:09:16,013
‫- یادداشتی نداشت؟
‫- هیچی.

180
00:09:16,013 --> 00:09:17,848
‫بیرون دوربین امنیتی دارید؟

181
00:09:17,848 --> 00:09:20,560
‫داریم ولی داگ غیرفعالشون کرده.

182
00:09:20,560 --> 00:09:24,272
‫نگران این بود که مردم شاید
‫شبکه‌ش رو هک کنن،

183
00:09:24,272 --> 00:09:25,523
‫جاسوسی ما رو بکنن.

184
00:09:25,523 --> 00:09:27,733
‫اخیرا یه کم رفتارش عجیب و غریب شده بود.

185
00:09:27,733 --> 00:09:29,068
‫فکر می‌کرد ما رو زیر نظر گرفتن.

186
00:09:29,068 --> 00:09:30,236
‫نگفت چه کسایی؟

187
00:09:30,236 --> 00:09:31,612
‫نه.

188
00:09:31,612 --> 00:09:33,364
‫شما نمی‌دونی که چرا ماشین داگ...

189
00:09:33,364 --> 00:09:34,574
‫جای یک پمپ بنزین...

190
00:09:34,574 --> 00:09:36,367
‫یک ساعت بیرون شهر پیدا شده؟

191
00:09:36,367 --> 00:09:38,828
‫نه، قرار بود بره سوپرمارکت،
‫یه کم خرید کنه.

192
00:09:38,828 --> 00:09:40,663
‫به منم هیچی نگفته بود.

193
00:09:40,663 --> 00:09:42,790
‫شاید درباره هورایزن باشه.

194
00:09:42,790 --> 00:09:44,333
‫هنوز نمی‌دونیم قضیه از چه قراره.

195
00:09:44,333 --> 00:09:45,376
‫اصلا بهت نمی‌گه کارش چیه.

196
00:09:45,376 --> 00:09:46,419
‫یا با چه کسایی کار می‌کنه.

197
00:09:46,419 --> 00:09:48,921
‫چون نمی‌تونه.
‫نمی‌تونه.

198
00:09:48,921 --> 00:09:50,339
‫خودت می‌دونی.

199
00:09:50,339 --> 00:09:52,800
‫فقط می‌خوام بدونم حالش خوبه یا نه.

200
00:09:57,722 --> 00:10:00,099
‫من کمک‌تون می‌کنم که
‫شوهرتون رو پیدا کنیم.

201
00:10:03,603 --> 00:10:05,187
‫قضیه چیه؟
‫چیکار می‌خوایم بکنیم؟

202
00:10:05,187 --> 00:10:06,314
‫بهت نشون می‌دم.

203
00:10:07,398 --> 00:10:09,400
‫خیلی‌خب. کمکم کن، باشه؟

204
00:10:11,360 --> 00:10:12,862
‫این رو با مداد بکش.

205
00:10:12,862 --> 00:10:15,239
‫این چیه؟ یه جور آزمون
‫روان‌شناسی خونگی؟

206
00:10:15,239 --> 00:10:16,699
‫اگه بخوای می‌تونم زحمتت رو کم کنم.

207
00:10:16,699 --> 00:10:18,784
‫اوه، می‌دونم که دیوونه‌ای.

208
00:10:18,784 --> 00:10:20,828
‫می‌خوام اثر انگشتش رو بگیرم،

209
00:10:20,828 --> 00:10:22,038
‫ببینم متعلق به داگه یا نه.

210
00:10:23,706 --> 00:10:25,499
‫اااه...

211
00:10:25,499 --> 00:10:27,376
‫- واقعا؟
‫- آره.

212
00:10:28,669 --> 00:10:30,296
‫همونقدر کافیه.

213
00:10:30,296 --> 00:10:33,132
‫یه تیکه چسب چند سانتی بده.

214
00:10:36,886 --> 00:10:38,929
‫خوبه.

215
00:10:44,477 --> 00:10:46,103
‫خیلی‌خب.

216
00:10:49,440 --> 00:10:52,443
‫- همم.
‫- چیزی که بابا بهمون یاد نداده، مگه نه؟

217
00:10:52,443 --> 00:10:54,153
‫ای پدرسوخته.

218
00:10:55,571 --> 00:10:57,406
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- خب، واسه رفیقم می‌فرستمش.

219
00:10:57,406 --> 00:10:58,616
‫اوه، حالا یه رفیق داری؟

220
00:10:58,616 --> 00:11:00,242
‫یه رفیق دارم.

221
00:11:00,242 --> 00:11:02,119
‫یه جورایی شبیه به تحلیل‌گر عملیات می‌مونه.

222
00:11:02,119 --> 00:11:03,204
‫یک تحلیل‌گر عملیات...

223
00:11:03,204 --> 00:11:04,330
‫واسه تجارت مژدگونی داری؟

224
00:11:04,330 --> 00:11:05,623
‫خب، تجارت نیست.

225
00:11:05,623 --> 00:11:07,291
‫درست. خیلی‌خب.

226
00:11:07,291 --> 00:11:09,335
‫این کاری که تو می‌کنی،

227
00:11:09,335 --> 00:11:11,253
‫با داگ و هورایزن،
‫درباره‌ش بهم بگو.

228
00:11:11,253 --> 00:11:13,881
‫بیشترش امنیت خصوصی هست.

229
00:11:13,881 --> 00:11:15,174
‫هر کار یه خرده متفاوته.

230
00:11:15,174 --> 00:11:16,425
‫از اون کارهای غیررسمی؟

231
00:11:16,425 --> 00:11:18,219
‫- اوه، آره.
‫- چرا زن داگ فکر می‌کنه...

232
00:11:18,219 --> 00:11:20,179
‫که غیب شدنش یه ارتباطی
‫به گروه هورایزن داره؟

233
00:11:20,179 --> 00:11:22,682
‫تریسی بدش میاد که داگ
‫هنوز از اینجور کارها می‌کنه.

234
00:11:22,682 --> 00:11:24,225
‫نمی‌دونم، ترجیح می‌ده که داگ...

235
00:11:24,225 --> 00:11:25,851
‫بیمه بفروشه یا یه کار عادی بکنه.

236
00:11:25,851 --> 00:11:27,478
‫ولی داگ اهل اینجور کارها نیست.

237
00:11:27,478 --> 00:11:28,854
‫آخرین بار که باهاش حرف زدی،
‫به نظرت عادی میومد؟

238
00:11:28,854 --> 00:11:30,523
‫نمی‌دونم. نمی‌شه گفت عادی بود.

239
00:11:30,523 --> 00:11:32,400
‫درباره یکی از ماموریت‌های قدیمی
‫در یمن حرف می‌زد.

240
00:11:32,400 --> 00:11:33,943
‫- با هورایزن؟
‫- نه.

241
00:11:33,943 --> 00:11:35,277
‫نه، این مال ده سال قبل از اونه،

242
00:11:35,277 --> 00:11:36,612
‫با واحد عملیات ویژه خودمون بود.

243
00:11:36,612 --> 00:11:38,823
‫چرا اون قضیه رو پیش کشیده؟

244
00:11:38,823 --> 00:11:40,700
‫نمی‌دونم.

245
00:11:42,076 --> 00:11:43,619
‫سلام، بابی.

246
00:11:43,619 --> 00:11:44,912
‫تحلیل‌گر جنابعالیه؟

247
00:11:44,912 --> 00:11:46,789
‫- کی بود؟
‫- داداشم.

248
00:11:46,789 --> 00:11:48,833
‫اوه اوه، واقعا می‌گی؟

249
00:11:48,833 --> 00:11:50,000
‫گمونم کالتر به من اشاره نکرده.

250
00:11:51,085 --> 00:11:52,962
‫- نه متاسفانه.
‫- واسم چی پیدا کردی، بابی؟

251
00:11:52,962 --> 00:11:54,046
‫درست.

252
00:11:54,046 --> 00:11:56,090
‫هویت این انگشت رو پیدا کردم.

253
00:11:56,090 --> 00:11:57,425
‫اسمش لن کلیونز هست.

254
00:11:57,425 --> 00:11:59,009
‫اثر انگشتش رو با سوابق پلیس
‫مطابقت دادم.

255
00:11:59,009 --> 00:12:00,428
‫الان واست می‌فرستم.

256
00:12:01,595 --> 00:12:03,180
‫چه سریع.

257
00:12:03,180 --> 00:12:04,432
‫واسه چی دستگیر شده بود؟

258
00:12:04,432 --> 00:12:05,683
‫اه، چیز خاصی نبوده.

259
00:12:05,683 --> 00:12:07,268
‫چندین بار در مکان عمومی
‫پرسه می‌زده.

260
00:12:07,268 --> 00:12:08,477
‫بی‌خانمان بوده؟

261
00:12:08,477 --> 00:12:09,770
‫مرتب به بازپروری می‌رفته.

262
00:12:09,770 --> 00:12:11,522
‫حالا تو سردخونه شهر رونوک هست.

263
00:12:11,522 --> 00:12:13,524
‫دو روز پیش مُرده.

264
00:12:13,524 --> 00:12:15,067
‫باید بریم جسدش رو ببینیم.

265
00:12:15,067 --> 00:12:16,402
‫آره.

266
00:12:20,197 --> 00:12:22,199
‫[پزشکی قانونی]

267
00:12:29,415 --> 00:12:31,584
‫بسپرش به من.

268
00:12:31,584 --> 00:12:33,169
‫چه کمکی می‌تونم بکنم؟

269
00:12:33,169 --> 00:12:34,962
‫سلام، امم...

270
00:12:34,962 --> 00:12:36,756
‫یولاندا.

271
00:12:36,756 --> 00:12:38,674
‫خب، چه اسم قشنگی داری.

272
00:12:38,674 --> 00:12:40,885
‫متاسفانه ما...

273
00:12:40,885 --> 00:12:43,095
‫درباره لن کلیونز شنیدیم،
‫اخیرا فوت کرده...

274
00:12:43,095 --> 00:12:45,473
‫و فقط اومدیم جسدش رو ببینیم.

275
00:12:45,473 --> 00:12:47,016
‫به چه دلیل؟

276
00:12:47,016 --> 00:12:49,143
‫از کار کردن در اینجا راضی هستی؟

277
00:12:49,143 --> 00:12:52,146
‫ها؟ می‌دونی، یه حس خوبی
‫از طرف تو می‌گیرم؟

278
00:12:52,146 --> 00:12:54,273
‫چشمان مهربون، چشمان کارگشا.
‫خوشم اومد.

279
00:12:54,273 --> 00:12:56,192
‫از چی حرف می‌زنه؟

280
00:12:59,487 --> 00:13:00,905
‫این جسد شاید به گم شدن...

281
00:13:00,905 --> 00:13:02,406
‫به یک مرد دیگه ارتباط داشته باشه.

282
00:13:02,406 --> 00:13:04,950
‫اوه، متاسفم،
‫ولی اگه عضو خونواده‌ش نیستید،

283
00:13:04,950 --> 00:13:06,160
‫نمی‌تونم اجازه بدم برید اونجا.

284
00:13:07,161 --> 00:13:08,537
‫راستی اشاره نکردم.

285
00:13:08,537 --> 00:13:09,955
‫پسرعموهاش هستیم.

286
00:13:11,707 --> 00:13:14,627
‫ببین، می‌دونی، فقط یکی دو دقیقه
‫می‌خوایم ببینیمش.

287
00:13:14,627 --> 00:13:16,879
‫قول می‌دم که چیزی رو
‫به هم نزنیم...

288
00:13:16,879 --> 00:13:19,298
‫و بعدش شاید، اه...

289
00:13:19,298 --> 00:13:22,384
‫بریم یه نوشیدنی بخوریم و اینا.

290
00:13:25,679 --> 00:13:27,348
‫نه. متاسفم.

291
00:13:28,432 --> 00:13:30,392
‫- خیلی نزدیک بود.
‫- نه.

292
00:13:31,644 --> 00:13:33,646
‫باورم نمی‌شه «چشمان مهربون»
‫جواب نداد.

293
00:13:33,646 --> 00:13:36,148
‫تو که کمکی نکردی.
‫فکر بهتری داری؟

294
00:13:36,148 --> 00:13:38,150
‫شاید.

295
00:13:52,414 --> 00:13:53,707
‫خیلی‌خب.

296
00:13:53,707 --> 00:13:55,501
‫اوی، اوی.

297
00:14:01,757 --> 00:14:03,092
‫نمیای؟

298
00:14:05,302 --> 00:14:07,346
‫- پات رو بذار روی...
‫- خودم می‌دونم، اومدم.

299
00:14:07,346 --> 00:14:08,681
‫باریکلا.

300
00:14:10,766 --> 00:14:11,851
‫برو ببینم.

301
00:14:19,316 --> 00:14:20,568
‫اوه، عالی شد.

302
00:14:20,568 --> 00:14:23,612
‫آره، ابزار چندکاره داری.
‫خوبه.

303
00:14:25,072 --> 00:14:26,657
‫از اینجا وارد چارچوب کن.

304
00:14:26,657 --> 00:14:28,367
‫باشه.

305
00:14:28,367 --> 00:14:29,994
‫الان باز می‌شه.

306
00:14:32,329 --> 00:14:33,372
‫خوب بود.

307
00:14:33,372 --> 00:14:36,041
‫ممنون.

308
00:14:36,834 --> 00:14:37,960
‫[ورود ممنوع]

309
00:14:40,170 --> 00:14:41,505
‫مطمئنی که زنگ هشدار نداره؟

310
00:14:41,505 --> 00:14:42,798
‫- صدای زنگ می‌شنوی؟
‫- نه.

311
00:14:42,798 --> 00:14:44,341
‫به نظر آسون میاد.

312
00:14:44,341 --> 00:14:46,176
‫یعنی اشتباه برداشت نکن،
‫خوشحالم وارد شدیم.

313
00:14:57,855 --> 00:14:59,607
‫اینجاست.

314
00:15:01,859 --> 00:15:03,652
‫- خودشه؟
‫- آره.

315
00:15:22,463 --> 00:15:24,006
‫- دستش رو چک کن.
‫- آره.

316
00:15:27,927 --> 00:15:30,220
‫- مثله شده.
‫- عجیبه.

317
00:15:30,220 --> 00:15:32,056
‫تا حالا همچین چیزی دیدی؟

318
00:15:33,641 --> 00:15:34,642
‫دست‌ها بالا!

319
00:15:34,642 --> 00:15:35,684
‫- اوه اوه.
‫- باشه.

320
00:15:35,684 --> 00:15:36,894
‫دست‌ها بالا باشه.

321
00:15:42,816 --> 00:15:44,318
‫می‌دونی، جدی گفته بودم.

322
00:15:44,318 --> 00:15:45,778
‫چشمان مهربونی داری.

323
00:15:48,781 --> 00:15:49,782
‫پیشنهاد شام هنوز سر جاشه.

324
00:15:55,329 --> 00:15:57,665
‫گفتی چطوری قراره از اینجا بیرون بریم؟

325
00:15:57,665 --> 00:15:59,875
‫نگرانش نباش.

326
00:15:59,875 --> 00:16:01,377
‫بذار روی قضیه فکر کنیم.

327
00:16:01,377 --> 00:16:03,003
‫کی آخه واسه زن داگ،
‫یک انگشت فرستاده؟

328
00:16:05,005 --> 00:16:06,256
‫داشته باش.

329
00:16:09,468 --> 00:16:11,220
‫آقایون، آزاد شدید.

330
00:16:12,096 --> 00:16:13,806
‫وقتشه آزادشون کنید.

331
00:16:13,806 --> 00:16:16,558
‫شما باید راسل شاو باشی.

332
00:16:16,558 --> 00:16:18,769
‫- رینی گرین.
‫- اوه، بهم زنگ نزدی.

333
00:16:18,769 --> 00:16:21,105
‫- آره، شرمنده. سرم شلوغ بود.
‫- مشغول کار واسه کالتر بودی.

334
00:16:21,105 --> 00:16:22,606
‫باورم نمی‌شه چه کارهایی
‫بهت می‌سپره.

335
00:16:22,606 --> 00:16:24,274
‫نه، نه، نه.
‫من واسه‌ش کار نمی‌کنم.

336
00:16:24,274 --> 00:16:26,151
‫همکارش هستم، آقا،
‫این رو بفهم.

337
00:16:26,151 --> 00:16:27,528
‫اونم فقط بعضی وقت‌ها...

338
00:16:27,528 --> 00:16:29,029
‫و فقط موقعی که پول بگیرم.

339
00:16:29,029 --> 00:16:30,906
‫و بهم اعتماد کن،
‫همیشه پولم رو می‌گیرم.

340
00:16:30,906 --> 00:16:32,616
‫شک ندارم.

341
00:16:32,616 --> 00:16:34,743
‫سابقه کیفری خیلی جالبی داری.

342
00:16:34,743 --> 00:16:37,162
‫بر هم زدن آرامش در توسکالوسا
‫با یک قایق تندرو...

343
00:16:37,162 --> 00:16:38,831
‫و یک الاغ؟

344
00:16:38,831 --> 00:16:40,874
‫- نگران اون موضوع نباش.
‫- نگران هم نبودم.

345
00:16:40,874 --> 00:16:43,002
‫ولی برای جریمه‌های پرداخت نشده
‫خدمات ماهی و حیات وحش...

346
00:16:43,002 --> 00:16:44,211
‫که از طرف تو پرداخت کردم،
‫بهم بدهکاری.

347
00:16:44,211 --> 00:16:46,046
‫شکار غیرقانونی، خیلی جالب شد.

348
00:16:46,046 --> 00:16:47,756
‫می‌تونی با «ونمو» پولم رو بدی.

349
00:16:47,756 --> 00:16:49,133
‫ممنون ولی محض اطلاع بگم
‫شکار غیرقانونی نبود.

350
00:16:49,133 --> 00:16:50,342
‫الان ما...

351
00:16:50,342 --> 00:16:52,928
‫- متهم شدیم یا نه؟
‫- نه.

352
00:16:52,928 --> 00:16:54,513
‫دادستان رو متقاعد کردم که...

353
00:16:54,513 --> 00:16:55,723
‫غم و اندوه بر شما
‫غلبه کرده بود...

354
00:16:55,723 --> 00:16:57,016
‫و رفتار غیرمنطقی داشتید.

355
00:16:57,016 --> 00:16:58,600
‫- ممنون.
‫- اوهوم. شانس آوردی...

356
00:16:58,600 --> 00:17:00,019
‫که دادستان ابراز همدردی کرد.

357
00:17:00,019 --> 00:17:01,979
‫گفت اونم وقتی وکیل مدافع بوده،

358
00:17:01,979 --> 00:17:04,064
‫با موکل‌های خودش مشکل داشته.

359
00:17:04,064 --> 00:17:05,858
‫منتظر تعریف و تمجیده.

360
00:17:05,858 --> 00:17:07,526
‫به نظرم کارش حرف نداره.

361
00:17:07,526 --> 00:17:08,861
‫خب، چطور می‌تونیم جبران کنیم؟

362
00:17:08,861 --> 00:17:11,030
‫به غیر از ونمو؟
‫می‌تونی ناهار بخری...

363
00:17:11,030 --> 00:17:13,032
‫و کاملا توضیح بدی که
‫جریان از چه قراره.

364
00:17:15,075 --> 00:17:16,785
‫باشه.

365
00:17:16,785 --> 00:17:18,662
‫خب، می‌دونم که شیک و پیک نیست
‫ولی هیچ چیزی...

366
00:17:18,662 --> 00:17:20,581
‫- بهتر از غذای سر راهی نیست.
‫- اولین بارم نیست.

367
00:17:20,581 --> 00:17:22,374
‫مطمئنم که همینطوره.
‫شاید بهتره اینجا رو نبینی.

368
00:17:22,374 --> 00:17:24,209
‫از اون آدم‌هام که سراچا
‫روی سیب‌زمینی می‌ریزم.

369
00:17:24,209 --> 00:17:25,544
‫به علاوه، محض اطلاع،

370
00:17:25,544 --> 00:17:27,504
‫ایده‌ی من نبود که دزدکی
‫وارد سردخونه بشیم.

371
00:17:28,672 --> 00:17:30,340
‫غافلگیر نشدم.

372
00:17:30,340 --> 00:17:31,884
‫چرا این جسد واسه‌تون مهم بوده؟

373
00:17:31,884 --> 00:17:34,511
‫یک نفر یک انگشت واسه
‫زن داگ فرستاده.

374
00:17:35,846 --> 00:17:38,015
‫خیلی‌خب، این طرف تو سردخونه
‫به داگ ارتباط داشت؟

375
00:17:38,015 --> 00:17:39,641
‫یعنی تو از خیلی وقت پیش‌ها...

376
00:17:39,641 --> 00:17:41,560
‫- باهاش کار می‌کردی، نه؟
‫- نگاهش کن، فضولیم رو کرده.

377
00:17:41,560 --> 00:17:43,062
‫من بهش نمی‌گم فضولی کردن.

378
00:17:43,062 --> 00:17:44,354
‫بیشتر شبیه تحقیق مفصل می‌مونه.

379
00:17:44,354 --> 00:17:45,397
‫اوه.

380
00:17:45,397 --> 00:17:46,565
‫دوران ارتش، بعد از ارتش،

381
00:17:46,565 --> 00:17:48,108
‫کارهای فوق برنامه.

382
00:17:48,108 --> 00:17:49,401
‫السالوادور.

383
00:17:49,401 --> 00:17:50,986
‫بعد در مورد این کارفرمایی...

384
00:17:50,986 --> 00:17:52,571
‫که تو و داگ واسه‌ش کار می‌کنین،

385
00:17:52,571 --> 00:17:53,864
‫گروه هورایزن، کنجکاو هستم.

386
00:17:53,864 --> 00:17:55,115
‫چیزی برای گفتن نیست.
‫حقوق خوب.

387
00:17:55,115 --> 00:17:56,533
‫بیمه خوب.

388
00:17:56,533 --> 00:17:57,659
‫زن داگ مشکوکه ولی فعلا...

389
00:17:57,659 --> 00:17:58,911
‫- هیچ ارتباطی وجود نداره.
‫- آها.

390
00:17:58,911 --> 00:18:00,412
‫خب پس قضاوتم خودم رو
‫به موقعی که...

391
00:18:00,412 --> 00:18:02,414
‫- بیشتر بگردم، موکول می‌کنم.
‫- هر کار می‌خوای بکن.

392
00:18:05,000 --> 00:18:06,668
‫اوه. ای بابا.

393
00:18:06,668 --> 00:18:08,003
‫خیلی‌خب، سر کار خیلی سرمون شلوغه.

394
00:18:08,003 --> 00:18:10,714
‫شماها خوش بگذرونین،
‫مراقب باشین...

395
00:18:10,714 --> 00:18:12,132
‫و بعدا ازتون خبر می‌گیرم.

396
00:18:12,132 --> 00:18:13,258
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

397
00:18:17,262 --> 00:18:19,389
‫خب، باید یه توضیح بدی که...

398
00:18:19,389 --> 00:18:21,183
‫بین شما دو نفر چی می‌گذره.

399
00:18:22,309 --> 00:18:23,894
‫هیچ چیز خاصی نیست.

400
00:18:23,894 --> 00:18:26,355
‫چون به نظرم... خیلی چشمگیره.

401
00:18:26,355 --> 00:18:27,439
‫- آها. اوهوم.
‫- تمام و کمال.

402
00:18:27,439 --> 00:18:28,482
‫می‌گی می‌شه آشنا شد؟

403
00:18:28,482 --> 00:18:29,900
‫می‌گم فکرش هم نکن.

404
00:18:29,900 --> 00:18:31,568
‫مطمئنی؟

405
00:18:34,988 --> 00:18:37,866
‫شوخی می‌کردم.
‫قیافه‌ش رو ببین.

406
00:18:37,866 --> 00:18:39,535
‫هی، یه غافلگیری کوچیک...

407
00:18:39,535 --> 00:18:40,786
‫واسه تو دارم.

408
00:18:40,786 --> 00:18:42,496
‫این رو از سردخونه برداشتم.

409
00:18:42,496 --> 00:18:44,039
‫خوب شد ما رو نگشتن.

410
00:18:44,039 --> 00:18:45,582
‫خب، این طرف...

411
00:18:45,582 --> 00:18:47,126
‫از اوردوز مشکوک مُرده.

412
00:18:47,126 --> 00:18:49,336
‫ولی قطع انگشتان...

413
00:18:49,336 --> 00:18:50,754
‫قبل از مرگ بوده.

414
00:18:50,754 --> 00:18:52,756
‫- واقعا؟
‫- واقعا.

415
00:18:52,756 --> 00:18:54,466
‫نوشته که کجا جسد رو پیدا کردن؟

416
00:18:54,466 --> 00:18:56,468
‫- معلومه.
‫- خیلی‌خب.

417
00:19:07,729 --> 00:19:09,773
‫گزارش می‌گه جسد بی انگشت...

418
00:19:09,773 --> 00:19:11,316
‫نزدیک این سطل زباله‌ها پیدا شده.

419
00:19:11,316 --> 00:19:12,943
‫آره، خب، اگه جسد رو اینجا ول کردن،

420
00:19:12,943 --> 00:19:14,820
‫زیاد نگران مخفی موندنش نبودن.

421
00:19:15,863 --> 00:19:17,364
‫باید بگم، این نسل جدید،
‫اصلا دیگه...

422
00:19:17,364 --> 00:19:18,782
‫نمی‌خوان وقت بذارن
‫کار رو درست انجام بدن.

423
00:19:18,782 --> 00:19:20,701
‫یعنی در گذشته، می‌دونی...

424
00:19:20,701 --> 00:19:22,494
‫بیل، آهک، یه خرده اسید برمی‌داشتن.

425
00:19:22,494 --> 00:19:23,745
‫حداقل 2 متر زمین رو می‌کندن.

426
00:19:23,745 --> 00:19:25,664
‫- حالا...
‫- آره، خب...

427
00:19:25,664 --> 00:19:27,332
‫شاید با توجه به سابقه،
‫نیازی به مخفی کردن ندیدن.

428
00:19:27,332 --> 00:19:28,542
‫یک کار شلخته بوده.

429
00:19:28,542 --> 00:19:29,710
‫باشه، ببین، بذار طفره نریم.

430
00:19:29,710 --> 00:19:31,420
‫از موقعی که جسد رو پیدا کردیم،

431
00:19:31,420 --> 00:19:32,921
‫این حس رو دارم که یه چیزی می‌دونی...

432
00:19:32,921 --> 00:19:34,548
‫و با من در میون نمی‌ذاری.

433
00:19:36,341 --> 00:19:38,177
‫یه سری افراد تو واحد من بودن،

434
00:19:38,177 --> 00:19:39,469
‫خیلی خرافاتی بودن.

435
00:19:39,469 --> 00:19:40,762
‫خیلی‌خب؟ از جمله داگ.

436
00:19:40,762 --> 00:19:42,389
‫درگیر این چیزهای تخیلی بودن.

437
00:19:42,389 --> 00:19:43,640
‫تشریفات و مراسم و اینا.

438
00:19:43,640 --> 00:19:45,058
‫اعضای بدن؟

439
00:19:45,058 --> 00:19:47,519
‫شاید، آره. جادوی خون.

440
00:19:47,519 --> 00:19:49,146
‫محافظت.

441
00:19:49,146 --> 00:19:51,440
‫مثلا شنیده بودم
‫پیش یک نفر می‌ری...

442
00:19:51,440 --> 00:19:52,649
‫که دعای خیر کنه.

443
00:19:52,649 --> 00:19:53,817
‫- دعای خیر؟
‫- اوهوم.

444
00:19:53,817 --> 00:19:55,611
‫داگ هم دنبالش بود؟

445
00:19:55,611 --> 00:19:57,070
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫یه چیزهایی گفته بود.

446
00:19:57,070 --> 00:19:59,156
‫یک کاری تو کشور پرو انجام دادیم.

447
00:19:59,156 --> 00:20:00,699
‫من رو جای یک معبد عجیب غریب برد...

448
00:20:00,699 --> 00:20:02,492
‫و پیشکش بهشون می‌دادیم.

449
00:20:02,492 --> 00:20:04,203
‫فکر می‌کردم من رو سر کار گذاشته،
‫ولی جدی بود.

450
00:20:04,203 --> 00:20:05,621
‫در واقع به یک پیرمردی پول داد...

451
00:20:05,621 --> 00:20:07,456
‫که یکی از اهداف ما رو نفرین کنه.

452
00:20:07,456 --> 00:20:08,916
‫- ها.
‫- چیه؟

453
00:20:08,916 --> 00:20:11,126
‫همون ستاره و ماه هست
‫که روی جعبه...

454
00:20:11,126 --> 00:20:12,669
‫- انگشت بود.
‫- آره.

455
00:20:12,669 --> 00:20:14,129
‫بریم یه بررسی کنیم.

456
00:20:17,883 --> 00:20:19,468
‫آره.

457
00:20:26,350 --> 00:20:27,517
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

458
00:20:27,517 --> 00:20:28,810
‫دنبال کمک می‌گشتیم.

459
00:20:28,810 --> 00:20:30,812
‫چه جور کمکی؟

460
00:20:30,812 --> 00:20:32,397
‫محافظت.

461
00:20:32,397 --> 00:20:35,400
‫فکر کنم منظور داداشم،
‫دعای خیر بود.

462
00:20:35,400 --> 00:20:36,777
‫از نوع قوی.

463
00:20:36,777 --> 00:20:38,195
‫کار شما همینه، درسته؟

464
00:20:38,195 --> 00:20:39,821
‫خب، بستگی داره.

465
00:20:39,821 --> 00:20:41,865
‫از کجا در مورد خدمات ما شنیدید؟

466
00:20:42,991 --> 00:20:45,369
‫یکی از دوست‌هام گفت...

467
00:20:45,369 --> 00:20:46,703
‫که اینجا بیایم.

468
00:20:48,455 --> 00:20:50,540
‫دنبالم بیاید.

469
00:21:05,138 --> 00:21:06,640
‫اینم از دعای خیر شما.

470
00:21:06,640 --> 00:21:08,725
‫- آروم باش.
‫- می‌تونم آروم بکشیم.

471
00:21:08,725 --> 00:21:10,102
‫زانو بزن.

472
00:21:10,102 --> 00:21:11,395
‫پلیس.

473
00:21:11,395 --> 00:21:12,729
‫اممم.

474
00:21:12,729 --> 00:21:14,398
‫- دلت نمی‌خواد همچین کاری بکنی.
‫- گفتم...

475
00:21:14,398 --> 00:21:15,774
‫زانو بزنین.

476
00:21:15,774 --> 00:21:17,609
‫گوش کن، اگه می‌خوای شلیک کنی،

477
00:21:17,609 --> 00:21:19,945
‫- اول به داداشم شلیک کن.
‫- اوه، بی‌خیال.

478
00:21:19,945 --> 00:21:21,405
‫- چرا این کار رو کردی؟
‫- به جفت‌تون تیر می‌زنیم.

479
00:21:21,405 --> 00:21:22,781
‫بعدا اعضای بدن رو قطع می‌کنیم.

480
00:21:22,781 --> 00:21:25,158
‫خب، در اون صورت،
‫با شماره سه. آماده‌ای؟

481
00:21:25,158 --> 00:21:26,994
‫سه.

482
00:21:26,994 --> 00:21:29,705
‫آره، همینه.

483
00:21:32,416 --> 00:21:34,293
‫- نظرت چیه، کالتر؟
‫- احتمالا به یکی شلیک کنیم.

484
00:21:34,293 --> 00:21:35,627
‫بعد از اون یکی دیگه سوال بپرسیم؟

485
00:21:35,627 --> 00:21:37,129
‫آره، یا می‌تونیم انگشت‌ها رو قطع کنیم.

486
00:21:37,129 --> 00:21:39,089
‫با چندتا انگشت پا شروع کنیم.

487
00:21:39,089 --> 00:21:41,466
‫خواهش می‌کنم،
‫ما دنبال دردسر نیستیم.

488
00:21:41,466 --> 00:21:42,926
‫خب، خودتون دردسرین.

489
00:21:42,926 --> 00:21:45,470
‫دنبال دوستم می‌گردم.

490
00:21:45,470 --> 00:21:46,930
‫دیدیش؟

491
00:21:46,930 --> 00:21:48,640
‫آره.

492
00:21:48,640 --> 00:21:50,100
‫اینجا چیکار می‌کرد؟

493
00:21:50,100 --> 00:21:52,394
‫به محافظت احتیاج داشت.
‫ترسیده بود.

494
00:21:52,394 --> 00:21:53,520
‫کمک لازم داشت.

495
00:21:53,520 --> 00:21:55,105
‫خب، الان گم شده.

496
00:21:55,105 --> 00:21:56,732
‫پس هر کاری که می‌کردین
‫ازش محافظت کنین،

497
00:21:56,732 --> 00:21:58,859
‫- جواب نداده.
‫- اصلا روال کار چطوریه،

498
00:21:58,859 --> 00:22:00,319
‫شروع به قطع انگشت‌ها می‌کنین؟

499
00:22:00,319 --> 00:22:01,653
‫شما اون مرد رو کشتین؟

500
00:22:01,653 --> 00:22:02,988
‫نه، اوردوز کرد.

501
00:22:02,988 --> 00:22:05,157
‫پس چرا انگشت به خونه فرستادین؟

502
00:22:05,157 --> 00:22:07,617
‫وقتی یه خواسته‌ای از ما دارن،
‫باید انجام بشه.

503
00:22:07,617 --> 00:22:09,995
‫یک طلسم محافظت می‌خواست که...

504
00:22:09,995 --> 00:22:12,622
‫- جون زنش در امان باشه.
‫- در برابر چی؟

505
00:22:12,622 --> 00:22:15,083
‫فقط یک اسمی بهمون داد،
‫گفت طرف می‌خواد بهش صدمه بزنه.

506
00:22:15,083 --> 00:22:16,335
‫خب، اسمش رو بگو.

507
00:22:16,335 --> 00:22:18,086
‫اینجوری دعای خیر از بین می‌ره.

508
00:22:18,086 --> 00:22:19,546
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم.

509
00:22:19,546 --> 00:22:22,299
‫دعای خیری وجود داره که
‫جلوی من رو بگیره...

510
00:22:22,299 --> 00:22:23,967
‫این ماشه رو نکشم
‫و به صورتت شلیک نکنم؟

511
00:22:23,967 --> 00:22:25,886
‫واقعا شلیک می‌کنه.

512
00:22:25,886 --> 00:22:27,679
‫خودم دیدم که شلیک کنه.

513
00:22:27,679 --> 00:22:29,639
‫اسمش رو بگو.

514
00:22:31,099 --> 00:22:33,435
‫اسمش رو بگو.

515
00:22:33,435 --> 00:22:35,562
‫سولانو.

516
00:22:36,563 --> 00:22:37,564
‫کارلوس سولانو.

517
00:22:47,032 --> 00:22:48,909
‫سولانو. این اسم رو قبلا شنیدی.

518
00:22:48,909 --> 00:22:50,702
‫چرا داگ ازش می‌ترسیده؟

519
00:22:50,702 --> 00:22:52,329
‫غیرممکنه.

520
00:22:52,329 --> 00:22:54,122
‫من و داگ یک کاری تو پاناما انجام دادیم.

521
00:22:54,122 --> 00:22:56,375
‫واسه همین کارفرما هورایزن؟

522
00:22:56,375 --> 00:22:58,251
‫آره، ماموریت این بود که
‫یک هدف رو خنثی کنیم.

523
00:22:58,251 --> 00:22:59,586
‫بکشینش؟

524
00:22:59,586 --> 00:23:01,755
‫اونطور که ما دوست داریم بگیم،
‫تغییر وضعیت سلامت.

525
00:23:01,755 --> 00:23:03,215
‫هدف کی بود؟

526
00:23:03,215 --> 00:23:05,384
‫یک تاجر به اسم موی سولانو.

527
00:23:05,384 --> 00:23:06,885
‫داگ اون رو کشت.

528
00:23:06,885 --> 00:23:08,387
‫هرچند بیرون اومدن یه خرده مشکل داشت.

529
00:23:08,387 --> 00:23:10,138
‫پس کل قضیه از همین قراره؟

530
00:23:10,138 --> 00:23:12,057
‫- انتقام برای یک کار نافرجام؟
‫- نافرجام نبود.

531
00:23:12,057 --> 00:23:13,850
‫سولانو مُرد.
‫خودم دیدم مُرد.

532
00:23:13,850 --> 00:23:15,727
‫- تو رو شناسایی کردن؟
‫- من رو نه، داگ رو دیدن.

533
00:23:15,727 --> 00:23:17,854
‫مجبور شد به محل قتل برگرده...

534
00:23:17,854 --> 00:23:20,315
‫و یکی از افراد سولانو دیدش
‫و یک عکس ازش گرفت.

535
00:23:20,315 --> 00:23:22,526
‫اوی، صبر کن، یه لحظه باش.
‫چرا مجبور شد برگرده؟

536
00:23:22,526 --> 00:23:24,444
‫تقصیر من بود.
‫اشتباه از من بود.

537
00:23:24,444 --> 00:23:26,613
‫یک چیزی تو محل قتل جا گذاشتم.

538
00:23:26,613 --> 00:23:28,365
‫چاقوم اونجا افتاده بود.
‫من مجبور بودم...

539
00:23:28,365 --> 00:23:30,325
‫به نقطه خروجی برم،
‫واسه همین اون برگشت.

540
00:23:30,325 --> 00:23:32,285
‫- چرا داگ نیومد پیش تو؟
‫- احتمالا فکر کرده می‌تونه از پسش بر یباد.

541
00:23:32,285 --> 00:23:34,287
‫یا نمی‌خواسته توجه هورایزن رو
‫به این قضیه جلب کنه.

542
00:23:34,287 --> 00:23:35,414
‫خیلی‌ها رو بی‌خبر گذاشته.

543
00:23:35,414 --> 00:23:36,748
‫آره، خب، داگ همچین آدمیه.

544
00:23:36,748 --> 00:23:37,749
‫فکر می‌کنه از پس هر چیزی بر میاد.

545
00:23:41,336 --> 00:23:42,712
‫رینی؟

546
00:23:42,712 --> 00:23:44,339
‫هنوز پیش داداشت هستی؟

547
00:23:44,339 --> 00:23:45,841
‫- آره.
‫- ببین، می‌دونم که...

548
00:23:45,841 --> 00:23:47,342
‫زیاد طرفدار مشاوره‌های حقوقی‌ام نیستی،

549
00:23:47,342 --> 00:23:49,511
‫ولی اگه با خودت فکر می‌کنی که...

550
00:23:49,511 --> 00:23:51,388
‫دور و بر هورایزن سرک بکشی،
‫فکرش هم نکن.

551
00:23:51,388 --> 00:23:53,390
‫خیلی‌خب؟
‫درگیر یه سری چیزهای خبیث هستن،

552
00:23:53,390 --> 00:23:55,725
‫نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی
‫و اگه غیب شدن داگ...

553
00:23:55,725 --> 00:23:58,395
‫ارتباطی بهشون داشته باشه،
‫تمام جوانب رو در نظر می‌گرفتم.

554
00:23:58,395 --> 00:24:00,313
‫- دریافت شد.
‫- یعنی چی؟

555
00:24:00,313 --> 00:24:02,774
‫یعنی شنیدی چی گفتم و فقط
‫می‌خوای حرف‌هام رو نادیده بگیری؟

556
00:24:02,774 --> 00:24:05,610
‫نه، یعنی شنیدم چی گفتی
‫ولی به زن داگ قول دادم.

557
00:24:05,610 --> 00:24:07,446
‫معلوم نیست کجاست،
‫جونش در خطره.

558
00:24:07,446 --> 00:24:08,822
‫باید برم برگردونمش.

559
00:24:08,822 --> 00:24:11,032
‫باشه، کاری که مجبوری رو انجام بده.

560
00:24:11,032 --> 00:24:13,535
‫فقط... حواست به همه جا باشه.

561
00:24:13,535 --> 00:24:15,912
‫حتما.

562
00:24:15,912 --> 00:24:17,330
‫هورایزن درباره این چی می‌دونه؟

563
00:24:17,330 --> 00:24:18,748
‫با من تماس نگرفتن.

564
00:24:18,748 --> 00:24:20,041
‫ولی زیاد معنای خاصی نداره.

565
00:24:20,041 --> 00:24:21,543
‫فکر کنم وقتشه باهاشون حرف بزنیم.

566
00:24:21,543 --> 00:24:22,961
‫اونجا ناظر داری؟

567
00:24:22,961 --> 00:24:24,588
‫آره، فکر نکنم ایده خوبی باشه.

568
00:24:24,588 --> 00:24:26,131
‫گوش کن، اگه داگ اون بیرون باشه،

569
00:24:26,131 --> 00:24:27,549
‫اگه قراره پس بگیریمش،
‫باید بدونیم...

570
00:24:27,549 --> 00:24:28,550
‫با چی سر و کار داریم.

571
00:24:30,886 --> 00:24:32,804
‫خیلی‌خب.

572
00:24:41,146 --> 00:24:43,106
‫کار خوبی نکردی اومدی اینجا.

573
00:24:43,106 --> 00:24:45,817
‫بین مسائل کاری و خونوادگی،
‫حد و مرز مشخص کرده بودم.

574
00:24:45,817 --> 00:24:47,819
‫درک می‌کنی دیگه، مگه نه، راسل؟

575
00:24:47,819 --> 00:24:49,863
‫حیطه‌بندی؟

576
00:24:49,863 --> 00:24:51,156
‫خب، نمی‌تونستیم صبر کنیم.

577
00:24:51,156 --> 00:24:53,533
‫- داگ تامپسون.
‫- آره.

578
00:24:53,533 --> 00:24:54,826
‫هورایزن از قبل خبر داره...

579
00:24:54,826 --> 00:24:56,369
‫و تدابیری برای نظارت موقعیت،
‫اتخاذ کرده.

580
00:24:56,369 --> 00:24:57,871
‫«نظارت». منظورتون «تقلیل» هست؟

581
00:24:57,871 --> 00:25:00,749
‫یعنی نظارت،
‫تا موقعیت ملتهب نشه.

582
00:25:00,749 --> 00:25:03,376
‫مهم‌تر از اون،
‫برای محافظت از داگ و خونواده‌ش.

583
00:25:03,376 --> 00:25:04,961
‫چرا آخه برای کمک،
‫با من تماس نگرفتید؟

584
00:25:04,961 --> 00:25:06,546
‫تصمیم گرفتیم که تو رو درگیر نکنیم.

585
00:25:06,546 --> 00:25:08,131
‫خب، دیگه خیلی واسه این کار دیر شده.

586
00:25:08,131 --> 00:25:09,591
‫بله باخبرم. داداشت رو
‫درگیر قضیه کردی؟

587
00:25:09,591 --> 00:25:10,592
‫اصلا حرکت خوبی نبود.

588
00:25:10,592 --> 00:25:12,177
‫خب، کلا اقدامات من خوب نیستن.

589
00:25:12,177 --> 00:25:13,428
‫به علاوه نسبت به نگرانی بزرگ‌تر،
‫بی‌توجه هستی.

590
00:25:13,428 --> 00:25:15,555
‫چرا موی سولانو مورد هدف بوده؟

591
00:25:15,555 --> 00:25:17,599
‫حق نداری این سوال رو بپرسی.

592
00:25:17,599 --> 00:25:19,684
‫من واسه تو کار نمی‌کنم،
‫ولی می‌تونم مطمئن بشم...

593
00:25:19,684 --> 00:25:22,020
‫هر بلایی که سر داگ بیاد،
‫به اسم تو نوشته بشه.

594
00:25:23,355 --> 00:25:24,898
‫می‌دونی چیه، راسل؟

595
00:25:24,898 --> 00:25:26,066
‫بیا از اینجا بریم.
‫به رینی زنگ می‌زنیم.

596
00:25:26,066 --> 00:25:27,317
‫بهش می‌گیم بیشتر تحقیق کنه.

597
00:25:27,317 --> 00:25:28,735
‫ممنون می‌شم که
‫طبق قرارداد عدم افشا،

598
00:25:28,735 --> 00:25:31,321
‫این قضیه رو بیشتر از این
‫واسه همه فاش نکنی.

599
00:25:31,321 --> 00:25:33,865
‫خب، حالا که داگ رو دزدیدن،
‫دیگه قرارداد بی قرارداد.

600
00:25:33,865 --> 00:25:34,908
‫هنوز نمی‌دونیم.

601
00:25:34,908 --> 00:25:36,451
‫فکر کنم می‌دونیم.

602
00:25:36,451 --> 00:25:37,827
‫قضیه این سولانو چیه؟

603
00:25:38,912 --> 00:25:40,497
‫بگو دیگه، ما بی‌خیال نمی‌شم.

604
00:25:43,083 --> 00:25:45,752
‫سولانو یک سازمان شورشی رو
‫تامین مالی می‌کرد...

605
00:25:45,752 --> 00:25:47,462
‫که می‌خواستن دولت رو سرنگون کنن.

606
00:25:47,462 --> 00:25:48,880
‫کی شما رو استخدام کرد
‫سولانو رو بکشید؟

607
00:25:52,968 --> 00:25:54,511
‫یک مشتری با منافع معدنی در اون کشور...

608
00:25:54,511 --> 00:25:55,595
‫که می‌خواست ازشون محافظت بشه.

609
00:25:55,595 --> 00:25:56,680
‫این مشتری اسم نداره؟

610
00:25:56,680 --> 00:25:58,431
‫ارتباطی به این قضیه نداره.

611
00:25:58,431 --> 00:26:00,809
‫هیچ ارتباطی به قضیه‌ای که
‫با داگ در جریانه، نداره.

612
00:26:00,809 --> 00:26:02,602
‫پس به نفع شماست که
‫داگ رو قربانی کنید؟

613
00:26:04,938 --> 00:26:06,356
‫باید جواب پس بدم.

614
00:26:06,356 --> 00:26:09,025
‫بذارم وضعیت خود به خود حل بشه.

615
00:26:09,025 --> 00:26:10,902
‫بی‌خیال، آن، باید یه چیزی بهمون بگی.

616
00:26:10,902 --> 00:26:13,154
‫به هر حال ما دنبالش می‌ریم.

617
00:26:13,154 --> 00:26:15,282
‫لطفا بگو، کجاست؟

618
00:26:15,282 --> 00:26:16,825
‫داگ کجاست؟

619
00:26:21,746 --> 00:26:23,623
‫یک خونه امن...

620
00:26:23,623 --> 00:26:25,792
‫خارج از ریچموند هست.

621
00:26:25,792 --> 00:26:27,877
‫ممکنه اونجا باشه، نمی‌دونم.

622
00:26:30,255 --> 00:26:31,798
‫ممنون.

623
00:26:33,800 --> 00:26:35,885
‫بچه‌ها.

624
00:26:43,893 --> 00:26:45,937
‫راسل، الان وارد چه جایی می‌شیم؟

625
00:26:45,937 --> 00:26:47,606
‫فقط یک خونه امن.

626
00:26:47,606 --> 00:26:49,566
‫امیدوار باشیم حال داگ خوب باشه.

627
00:26:56,823 --> 00:26:58,908
‫راسل؟

628
00:27:05,665 --> 00:27:07,626
‫کسی نیست!

629
00:27:12,422 --> 00:27:13,882
‫هیچ نشونه‌ای از داگ نیست.

630
00:27:15,383 --> 00:27:17,469
‫خب، اگه اینجا بوده،
‫راحت تسلیم نشده.

631
00:27:27,979 --> 00:27:29,606
‫داگ مسلما اینجا بوده.

632
00:27:29,898 --> 00:27:31,399
‫[کارلوس سولانو - موی سولانو]

633
00:27:35,195 --> 00:27:36,821
‫آره، به نظر میاد...

634
00:27:36,821 --> 00:27:38,323
‫دنبال کارلوس سولانو بوده.

635
00:27:38,323 --> 00:27:39,866
‫برادر موی سولانو.

636
00:27:39,866 --> 00:27:41,826
‫آره، موقعی که کارلوس زندان بوده،

637
00:27:41,826 --> 00:27:44,245
‫موی کار و کاسبی خونوادگی رو می‌گردونده.

638
00:27:45,872 --> 00:27:48,958
‫ماه قبل آزاد شده.

639
00:27:49,668 --> 00:27:50,960
‫[کارلوس سولانو از زندان آزاد شد]

640
00:27:53,588 --> 00:27:55,840
‫پس کارلوس به خاطر مرگ داداشش،
‫دنبال داگ افتاده.

641
00:27:55,840 --> 00:27:57,842
‫واسه همین یک سال و نیم صبر کردن.

642
00:27:59,094 --> 00:28:01,846
‫فقط یک نفر نفرستاده بودن،
‫سه نفر فرستادن.

643
00:28:03,765 --> 00:28:05,558
‫اگه می‌خواستن بکشنش،
‫همینجا این کار رو می‌کردن.

644
00:28:05,558 --> 00:28:08,478
‫حدس می‌زنم کارلوس می‌خواد
‫با دست‌های خودش داگ رو بکشه.

645
00:28:08,478 --> 00:28:10,021
‫- عالی شد، حالا داگ رو کجا بردن؟
‫- امم.

646
00:28:10,021 --> 00:28:12,023
‫سوال همینجاست.

647
00:28:12,023 --> 00:28:13,942
‫عجیبه.

648
00:28:16,611 --> 00:28:18,530
‫دوربینه؟

649
00:28:18,530 --> 00:28:20,323
‫آره.

650
00:28:20,323 --> 00:28:22,283
‫ببینم چیز بدردبخوری ضبط کرده یا نه.

651
00:28:22,283 --> 00:28:24,035
‫خوبه.

652
00:28:28,873 --> 00:28:32,168
‫ببین، فکر کنم وقتش رسیده
‫که به مجریان قانون خبر بدیم.

653
00:28:32,168 --> 00:28:34,754
‫- بامزه بود.
‫- دور و برت رو ببین آخه.

654
00:28:34,754 --> 00:28:36,464
‫یک لقمه بزرگ‌تر از دهن ماست.

655
00:28:36,464 --> 00:28:38,258
‫کالتر، شرکت هورایزن...

656
00:28:38,258 --> 00:28:40,510
‫یک پیمانکار بالاتر از
‫عملیات سیاه برای دولته.

657
00:28:40,510 --> 00:28:42,804
‫یعنی موقعی که بخوان
‫اظهار بی اطلاعی بکنن.

658
00:28:42,804 --> 00:28:44,723
‫درسته، می‌خوان یک خرابکاری رو درست کنن...

659
00:28:44,723 --> 00:28:47,142
‫و هیچ پیامد پیش‌بینی نشده
‫نداشته باشه؟

660
00:28:47,142 --> 00:28:49,978
‫فقط خودم و خودت هستیم.
‫هیچکس واسه کمک به ما نمیاد.

661
00:28:49,978 --> 00:28:51,688
‫هی، اگه می‌خوای تسلیم بشی...

662
00:28:51,688 --> 00:28:53,106
‫من تسلیم نمی‌شم.

663
00:28:54,315 --> 00:28:56,735
‫همین فکر رو می‌کردم.

664
00:28:56,735 --> 00:28:59,154
‫فقط می‌خوام بدونی که
‫الان وارد چه قضیه‌ای می‌شی.

665
00:29:02,949 --> 00:29:04,951
‫اون چیه؟

666
00:29:07,078 --> 00:29:09,080
‫چیزه...

667
00:29:09,080 --> 00:29:10,874
‫چاقویی که بابا بهم داد.

668
00:29:10,874 --> 00:29:12,625
‫می‌دونی، می‌گفت...

669
00:29:12,625 --> 00:29:15,003
‫یکی از معدود چیزهایی که آدم می‌تونه...

670
00:29:15,003 --> 00:29:17,464
‫برای محافظت و پناهگاه و غذا،
‫بهش تکیه کنه.

671
00:29:17,464 --> 00:29:18,965
‫همم.

672
00:29:18,965 --> 00:29:20,300
‫بهت نگفته بود یکی از اینا
‫با خودت حمل کنی؟

673
00:29:22,594 --> 00:29:24,471
‫اه... آره، خب،

674
00:29:24,471 --> 00:29:26,097
‫نمی‌دونم چرا این همه سال
‫پیش خودم نگه داشتم.

675
00:29:27,348 --> 00:29:28,892
‫نمی‌دونم. هر جایی رفتم،
‫با من بوده.

676
00:29:28,892 --> 00:29:31,978
‫جدی؟ همون چاقویی که
‫داگ به خاطرش برگشت؟

677
00:29:31,978 --> 00:29:34,355
‫بهش گفتم چیزی نیست.
‫ولی اسمم روش هست، پس...

678
00:29:34,355 --> 00:29:36,065
‫می‌فهمم. واسه تو مهمه.

679
00:29:36,065 --> 00:29:38,067
‫چیزهای کمی پیدا می‌شن که
‫بتونی روشون حساب باز کنی.

680
00:29:41,070 --> 00:29:42,363
‫خوشحالم که دوباره برگشتی، داداش.

681
00:29:46,826 --> 00:29:48,453
‫هیچوقت ترک نکردم.

682
00:29:49,871 --> 00:29:51,831
‫- می‌دونی منظورم چیه.
‫- امم.

683
00:29:55,418 --> 00:29:57,003
‫خب، چیزه...

684
00:29:57,003 --> 00:29:58,129
‫نقشه‌ات چیه، پسر؟

685
00:29:58,129 --> 00:29:59,172
‫نقشه خروجت چیه؟

686
00:30:00,423 --> 00:30:01,549
‫نقشه‌ای ندارم.

687
00:30:01,549 --> 00:30:03,051
‫همم.

688
00:30:04,052 --> 00:30:05,345
‫تو داری؟

689
00:30:05,345 --> 00:30:06,346
‫آره، می‌خوام یک رستوران،

690
00:30:06,346 --> 00:30:07,263
‫یه جای قشنگ باز کنم.

691
00:30:07,263 --> 00:30:08,389
‫منوی خوشمزه داشته باشه،

692
00:30:08,389 --> 00:30:09,307
‫از مزرعه به رستوران...

693
00:30:09,307 --> 00:30:10,892
‫فوق‌العاده می‌شه.

694
00:30:10,892 --> 00:30:12,185
‫می‌خوای به صنعت خدمات غذایی
‫ملحق بشی؟

695
00:30:12,185 --> 00:30:13,645
‫- آره.
‫- آره؟

696
00:30:13,645 --> 00:30:15,146
‫نوشیدنی‌ام رو خوردی.
‫خوبه. بهتر از خوبه.

697
00:30:15,146 --> 00:30:16,606
‫درسته. خوشمزه بود.

698
00:30:17,941 --> 00:30:19,150
‫واقعا هیچ نقشه‌ای نداری؟

699
00:30:19,150 --> 00:30:20,610
‫هیچ استراتژی خروج نداری.
‫همین وضع؟

700
00:30:20,610 --> 00:30:23,363
‫آره همین وضع. می‌دونی؟

701
00:30:23,363 --> 00:30:25,240
‫جاده‌های بین شهری...

702
00:30:25,240 --> 00:30:27,283
‫دلم نمی‌خواد هیچ جای دیگه‌ای باشم.

703
00:30:27,283 --> 00:30:29,494
‫خب، گمونم باید گفت
‫هر کسی یه سلیقه‌ای داره.

704
00:30:31,538 --> 00:30:33,122
‫هی.

705
00:30:34,165 --> 00:30:35,333
‫بابی، چی پیدا کردی؟

706
00:30:35,333 --> 00:30:36,709
‫خبرهای خوبی دارم، رفیق.

707
00:30:36,709 --> 00:30:37,919
‫ویدئوی دوربین رو استخراج کردم.

708
00:30:37,919 --> 00:30:38,920
‫چیز جالبی توش بود؟

709
00:30:38,920 --> 00:30:40,380
‫آره. سه نفر...

710
00:30:40,380 --> 00:30:41,714
‫شش ساعت پیش،
‫با یک ون آبی‌رنگ...

711
00:30:41,714 --> 00:30:43,007
‫جای خونه امن اومدن.

712
00:30:43,007 --> 00:30:45,051
‫ولی فقط دو نفرشون بیرون اومدن.

713
00:30:45,051 --> 00:30:46,052
‫کسی هم باهاشون بود؟

714
00:30:46,052 --> 00:30:47,053
‫آره، اون‌ها...

715
00:30:47,053 --> 00:30:48,304
‫یکی رو با خودشون می‌برن...

716
00:30:48,304 --> 00:30:49,347
‫که روی سرش پارچه کشیدن.

717
00:30:51,224 --> 00:30:52,183
‫داگ رو گرفتن.

718
00:30:52,183 --> 00:30:53,184
‫اینم بگم که...

719
00:30:53,184 --> 00:30:54,269
‫این آدم‌ها حرفه‌ای بودن.

720
00:30:54,269 --> 00:30:55,979
‫فقط بخشی از پلاک ماشین رو می‌بینم،

721
00:30:55,979 --> 00:30:58,565
‫ولی فکر می‌کنم متعلق
‫به شرکت «پاکورا گروو» هست که...

722
00:30:58,565 --> 00:30:59,941
‫فقط شماره صندوق پستی‌شون رو دارم.

723
00:30:59,941 --> 00:31:01,776
‫خیلی‌خب، ممنون، بابی.

724
00:31:10,660 --> 00:31:12,287
‫خب، خب.
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.

725
00:31:12,287 --> 00:31:13,705
‫راسل.

726
00:31:13,705 --> 00:31:15,081
‫خیلی‌خب، بذارین تمرکز کنیم.
‫داگ دست اون‌هاست.

727
00:31:15,081 --> 00:31:16,541
‫می‌دونم. بابی ویدئو رو واسم فرستاد.

728
00:31:16,541 --> 00:31:18,543
‫- باید سریع اقدام کنیم.
‫- از قبل پیگیر شدم.

729
00:31:18,543 --> 00:31:19,627
‫معلومه پیگیر شدی.

730
00:31:20,628 --> 00:31:22,255
‫به دوستم در اف‌بی‌آی زنگ زدم،

731
00:31:22,255 --> 00:31:23,965
‫برای کارلوس و موی سولانو
‫این اطلاعات رو داد.

732
00:31:25,717 --> 00:31:27,385
‫می‌دونم دادنش به شما اشتباهه،

733
00:31:27,385 --> 00:31:29,053
‫ولی اگه این کار رو نکنم،

734
00:31:29,053 --> 00:31:30,847
‫با خودم گفتم دزدکی وارد یه جایی می‌شین،

735
00:31:30,847 --> 00:31:32,056
‫بعد گیر میفتین...

736
00:31:32,056 --> 00:31:33,224
‫بعد آخر هفته‌ام خراب می‌شه.

737
00:31:33,224 --> 00:31:34,309
‫من جبران می‌کردم.

738
00:31:34,309 --> 00:31:36,477
‫واقعا لازم نیست.

739
00:31:36,477 --> 00:31:38,146
‫ولی پیشنهادم سر جاشه.

740
00:31:38,146 --> 00:31:40,648
‫خیلی‌خب، ماشین ون
‫که داگ رو بردن، به اسم...

741
00:31:40,648 --> 00:31:42,150
‫شرکت پاکورا گروو هست...

742
00:31:42,150 --> 00:31:43,234
‫- اینجا بهش اشاره شده؟
‫- آره.

743
00:31:43,234 --> 00:31:45,278
‫راستش شرکت متعلق به...

744
00:31:45,278 --> 00:31:47,488
‫دستیار کارلوس سولانو هست.

745
00:31:47,488 --> 00:31:50,033
‫کسی که اتفاقا یک اقامتگاه...

746
00:31:50,033 --> 00:31:51,451
‫در کوهستان بلو ریج هست.

747
00:31:51,451 --> 00:31:53,036
‫که کمتر از سه ساعت
‫با اینجا فاصله داره.

748
00:31:55,121 --> 00:31:56,456
‫خوش بگذره، پسرها.

749
00:31:58,291 --> 00:31:59,542
‫بیا بریم.

750
00:31:59,542 --> 00:32:00,793
‫بریم؟ اوی، اوی.

751
00:32:00,793 --> 00:32:02,545
‫چیکار می‌کنی؟ دیوونه شدی؟

752
00:32:02,545 --> 00:32:03,546
‫این سولانو تیم امنیتی داره.

753
00:32:03,546 --> 00:32:04,923
‫این رو متوجه هستی، آره؟

754
00:32:04,923 --> 00:32:06,299
‫نمی‌تونی همینجوری با توپ پر بری.

755
00:32:06,299 --> 00:32:07,759
‫نیروی کمکی لازم داری.

756
00:32:07,759 --> 00:32:09,427
‫نیروی کمکیت هم باز کمک لازم داره.

757
00:32:09,427 --> 00:32:10,887
‫تو رو دارم.

758
00:32:10,887 --> 00:32:12,472
‫خودم و خودت.

759
00:32:12,472 --> 00:32:13,514
‫یالا، می‌ریم مجهز می‌شیم،

760
00:32:13,514 --> 00:32:14,515
‫داگ رو پیدا می‌کنیم.

761
00:32:14,515 --> 00:32:16,142
‫تنهایی انجامش می‌دیم.

762
00:32:17,644 --> 00:32:19,103
‫یالا، پسر. مشکلی نداری؟

763
00:32:20,855 --> 00:32:22,148
‫پس بریم.

764
00:32:34,953 --> 00:32:36,454
‫اینجا رو داشته باش.

765
00:32:36,454 --> 00:32:38,164
‫انگار یک باند فرودگاه
‫واسه خودشون دارن.

766
00:32:38,164 --> 00:32:40,333
‫آره، احتمالا به خاطر همین
‫داگ رو آوردن اینجا.

767
00:32:40,333 --> 00:32:42,251
‫تا کارلوس بتونه کسی رو بکشه
‫که برادرش رو کشته.

768
00:32:42,251 --> 00:32:44,253
‫داگ ممکنه هنوز زنده باشه.

769
00:32:44,253 --> 00:32:46,422
‫بذار فقط امیدوار باشیم
‫که قبل از کارلوس بهش برسیم.

770
00:32:46,422 --> 00:32:47,799
‫موقعیت ساعت 11،
‫یک نگهبان هست.

771
00:32:49,425 --> 00:32:50,385
‫بسپرش به من.

772
00:32:50,385 --> 00:32:52,261
‫زود برمی‌گردم.

773
00:33:05,900 --> 00:33:07,235
‫باریکلا، راسل.

774
00:33:07,235 --> 00:33:09,612
‫- ممنون.
‫- آره.

775
00:33:22,375 --> 00:33:24,085
‫چند نفر داخل هستن.

776
00:33:24,085 --> 00:33:26,045
‫به نظرم هنوز برتری با ماست.

777
00:33:26,045 --> 00:33:27,046
‫مشکلی نداری؟

778
00:33:27,046 --> 00:33:28,423
‫مشکلی نیست.

779
00:33:28,423 --> 00:33:30,216
‫- بریم.
‫- بریم.

780
00:33:49,902 --> 00:33:51,612
‫متوقف نمی‌شه!

781
00:33:51,612 --> 00:33:54,365
‫به سمت وسط می‌ره... و گل می‌زنه!

782
00:33:58,244 --> 00:34:00,955
‫به طاق دروازه می‌زنه...

783
00:34:00,955 --> 00:34:03,499
‫و حالا امتیاز...

784
00:34:03,499 --> 00:34:06,044
‫دو-صفر هست.

785
00:34:12,800 --> 00:34:14,802
‫چقدر باورنکردنی...

786
00:34:48,836 --> 00:34:50,379
‫- خبری از داگ نیست.
‫- باشه، پس بریم.

787
00:34:56,094 --> 00:34:57,095
‫تیر خوردی؟

788
00:34:57,095 --> 00:34:58,096
‫آره.

789
00:34:58,096 --> 00:34:59,764
‫بذار ببینم.

790
00:34:59,764 --> 00:35:01,766
‫چیزی نیست. فقط به بازو خورده.

791
00:35:01,766 --> 00:35:03,142
‫قیافه‌ات اینجور نمی‌گه.

792
00:35:03,142 --> 00:35:04,936
‫من خوبم. بیا بریم.

793
00:35:04,936 --> 00:35:06,771
‫یالا.

794
00:35:14,779 --> 00:35:16,405
‫هی.

795
00:35:16,405 --> 00:35:17,532
‫خودشه. داگ.

796
00:35:17,532 --> 00:35:19,325
‫- داگ، هی.
‫- اوه، پسر.

797
00:35:19,325 --> 00:35:20,326
‫راسل.

798
00:35:20,326 --> 00:35:21,702
‫الان بازت می‌کنم.

799
00:35:21,702 --> 00:35:22,537
‫از اینجا می‌بریمت بیرون، باشه؟

800
00:35:23,579 --> 00:35:24,705
‫اه، زنم چطوره؟

801
00:35:24,705 --> 00:35:25,915
‫حالش خوبه.
‫حالش خوبه.

802
00:35:25,915 --> 00:35:27,375
‫چیزیش نشده. بیا بریم.

803
00:35:27,375 --> 00:35:28,459
‫- متاسفم، پسر.
‫- می‌دونم.

804
00:35:28,459 --> 00:35:30,461
‫درباره سولانو بهت نگفتم.

805
00:35:30,461 --> 00:35:31,629
‫خوبی؟ چیزیت نیست؟

806
00:35:31,629 --> 00:35:32,630
‫هوات رو دارم. باشه؟

807
00:35:32,630 --> 00:35:33,881
‫الان تو راه اینجاست.

808
00:35:33,881 --> 00:35:34,966
‫یالا.

809
00:35:34,966 --> 00:35:37,176
‫بریم.

810
00:35:42,098 --> 00:35:43,766
‫خیلی‌خب، داگ.
‫سوار شو.

811
00:35:43,766 --> 00:35:45,226
‫یواش.

812
00:35:47,895 --> 00:35:49,564
‫بذار ببینم.

813
00:35:49,564 --> 00:35:50,982
‫- چیزی نیست.
‫- اه...

814
00:35:50,982 --> 00:35:52,984
‫- مشکلی نیست.
‫- باشه.

815
00:35:52,984 --> 00:35:55,736
‫حداقل بذار تمیزش کنم
‫و جای زخم رو ببندم.

816
00:35:55,736 --> 00:35:57,280
‫باشه.

817
00:35:57,280 --> 00:35:58,698
‫خیلی‌خب.

818
00:36:08,166 --> 00:36:10,126
‫روالش رو می‌دونی، مگه نه؟

819
00:36:10,126 --> 00:36:12,003
‫قراره خیلی بسوزه.

820
00:36:12,003 --> 00:36:13,212
‫اوه، آره. فقط بزن.

821
00:36:13,212 --> 00:36:14,463
‫شروع شد.

822
00:36:19,635 --> 00:36:20,678
‫اوهوم.

823
00:36:21,762 --> 00:36:22,930
‫لذت می‌بری، مگه نه؟

824
00:36:22,930 --> 00:36:25,099
‫خب، یه خرده.

825
00:36:25,099 --> 00:36:26,726
‫آخ.

826
00:36:26,726 --> 00:36:28,519
‫آره. شرمنده.

827
00:36:28,519 --> 00:36:29,729
‫باید بری پیش دکتر.
‫می‌دونی دیگه، آره؟

828
00:36:29,729 --> 00:36:31,564
‫آره. بعدا می‌رم.

829
00:36:32,899 --> 00:36:35,860
‫گوش کن، ازت می‌خوام داگ رو
‫به خونه برسی، می‌تونی؟

830
00:36:35,860 --> 00:36:37,862
‫- معلوم هست چی می‌گی؟
‫- اه...

831
00:36:37,862 --> 00:36:40,406
‫یه کار کوچولوی ناتمومی دارم
‫که باید بهش رسیدگی کنم.

832
00:36:41,949 --> 00:36:44,035
‫درباره کشتن سولانو می‌گی؟

833
00:36:44,035 --> 00:36:45,494
‫بی‌خیال، مرد.
‫احمق نباش.

834
00:36:45,494 --> 00:36:46,579
‫داگ رو پیدا کردیم.

835
00:36:46,579 --> 00:36:48,581
‫- راهمون رو می‌کشیم می‌ریم.
‫- نه.

836
00:36:48,581 --> 00:36:50,541
‫ای کاش به این سادگی بود.

837
00:36:50,541 --> 00:36:52,585
‫باید برگردم اونجا.

838
00:36:52,585 --> 00:36:54,587
‫پس همینه؟

839
00:36:54,587 --> 00:36:55,796
‫این آخرین دیدار ماست؟

840
00:36:55,796 --> 00:36:57,423
‫معلومه که نه.

841
00:36:57,423 --> 00:36:59,008
‫نه، نه، من...

842
00:36:59,008 --> 00:37:00,426
‫میام پیدات می‌کنم.

843
00:37:00,426 --> 00:37:02,053
‫درباره اون نقشه خروج
‫باهات حرف می‌زنم.

844
00:37:02,053 --> 00:37:03,512
‫یک چیزی باشه که حول کشوندن...

845
00:37:03,512 --> 00:37:04,555
‫یک کاروان کل کشور نباشه.

846
00:37:05,932 --> 00:37:07,016
‫بهت گفتم، مشکلی ندارم.

847
00:37:07,016 --> 00:37:08,351
‫آره.

848
00:37:09,352 --> 00:37:11,062
‫خیلی سازگار هست.

849
00:37:12,855 --> 00:37:14,732
‫هی، پسر.

850
00:37:14,732 --> 00:37:16,567
‫ممنونم. خیلی‌خب؟

851
00:37:19,654 --> 00:37:20,738
‫بعدا دوباره حرف می‌زنیم.

852
00:37:20,738 --> 00:37:22,782
‫♪ به دور از خانه ♪

853
00:37:22,782 --> 00:37:26,619
‫♪ خودم رو در مرز کشور دیدم ♪

854
00:37:26,619 --> 00:37:29,372
‫♪ مردی که قلب اندوهگینی داره ♪

855
00:37:29,372 --> 00:37:33,167
‫♪ ولی هر از گاهی، احساس می‌کنه
‫که نزدیک شده ♪

856
00:37:33,167 --> 00:37:35,628
‫♪ تا الان هر از گاهی اینطور شده ♪

857
00:37:35,628 --> 00:37:36,921
‫♪ بگو ببینم ♪

858
00:37:36,921 --> 00:37:38,798
‫♪ اون مرد جوان کجا رفت؟ ♪

859
00:37:38,798 --> 00:37:39,882
‫یک لحظه صبر کن.

860
00:37:39,882 --> 00:37:41,425
‫قیافه‌ام چطوره؟

861
00:37:41,425 --> 00:37:43,344
‫خب...

862
00:37:43,344 --> 00:37:44,637
‫به نظرم...

863
00:37:44,637 --> 00:37:46,264
‫با توجه به شرایطی که داشتی، خوبه.

864
00:37:47,473 --> 00:37:49,475
‫راستش رو بخوای،
‫به نظرم فقط خوشحاله که...

865
00:37:49,475 --> 00:37:51,018
‫می‌بینه برگشتی خونه.

866
00:37:54,855 --> 00:37:55,523
‫ممنونم.

867
00:37:55,523 --> 00:37:57,525
‫فقط... ممنونم.

868
00:37:59,402 --> 00:38:01,362
‫- راسل کجاست؟
‫- امم...

869
00:38:01,362 --> 00:38:02,989
‫واقعا نمی‌دونم.

870
00:38:02,989 --> 00:38:05,658
‫سخته، مگه نه؟

871
00:38:05,658 --> 00:38:06,867
‫جواب‌های نصفه نیمه؟

872
00:38:07,868 --> 00:38:09,245
‫بهش عادت می‌کنی.

873
00:38:11,205 --> 00:38:12,248
‫می‌شه یه مدت اینجا بمونی؟

874
00:38:13,332 --> 00:38:14,667
‫ممنون، ولی باید...

875
00:38:14,667 --> 00:38:16,043
‫باید راه بیفتم.

876
00:38:16,043 --> 00:38:17,795
‫ممنونم.

877
00:38:18,754 --> 00:38:20,631
‫خیلی خوشحالم برگشتی.

878
00:38:20,631 --> 00:38:24,093
‫♪ اونی که قبلا می‌شناختمش ♪

879
00:38:24,093 --> 00:38:26,887
‫♪ چه موقعی هیجانش رو از دست داد؟ ♪

880
00:38:26,887 --> 00:38:31,225
‫♪ یعنی پیر شد؟
‫یعنی خسته شد؟ ♪

881
00:38:31,225 --> 00:38:36,814
‫♪ یه زمانی واسم آسون می‌گذشت ♪

882
00:38:38,774 --> 00:38:43,779
‫♪ می‌دونم که مدت‌ها پیش نبود ♪

883
00:38:49,493 --> 00:38:51,203
‫عذر می‌خوام.

884
00:38:51,203 --> 00:38:54,665
‫دنبال مردی می‌گردم که
‫اینجا اتاق گرفته. راسل شاو.

885
00:38:54,665 --> 00:38:56,417
‫چند روز پیش از اینجا رفت.

886
00:38:56,417 --> 00:38:57,793
‫شما کالتر هستی؟

887
00:38:57,793 --> 00:38:58,878
‫بله.

888
00:38:58,878 --> 00:39:00,546
‫یک بسته واسه شما گذاشت.

889
00:39:00,546 --> 00:39:03,007
‫بفرما.

890
00:39:06,635 --> 00:39:07,678
‫ممنون.

891
00:39:07,678 --> 00:39:08,679
‫اممم.

892
00:39:08,679 --> 00:39:12,099
‫♪ اون مرد جوان کجا رفت؟ ♪

893
00:39:12,099 --> 00:39:15,519
‫♪ اونی که قبلا می‌شناختمش ♪

894
00:39:15,519 --> 00:39:18,314
‫♪ چه موقعی هیجانش رو از دست داد؟ ♪

895
00:39:18,314 --> 00:39:21,650
‫♪ یعنی پیر شد؟
‫یعنی خسته شد؟ ♪

896
00:39:22,651 --> 00:39:25,738
‫♪ اون مرد جوان کجا رفت؟ ♪

897
00:39:25,738 --> 00:39:29,533
‫♪ اونی که قبلا می‌شناختمش ♪

898
00:39:29,533 --> 00:39:32,161
‫♪ چه موقعی هیجانش رو از دست داد؟ ♪

899
00:39:32,995 --> 00:39:34,789
‫[این رو واسم یه جا امن نگه دار]

900
00:39:35,998 --> 00:39:39,752
‫♪ اون مرد جوان کجا رفت؟ ♪

901
00:39:39,752 --> 00:39:43,297
‫♪ اونی که قبلا می‌شناختمش ♪

902
00:39:43,297 --> 00:39:45,299
‫♪ چه موقعی هیجانش رو از دست داد؟ ♪

903
00:39:45,299 --> 00:39:49,720
‫♪ یعنی پیر شد؟
‫یعنی خسته شد؟ ♪

904
00:39:49,720 --> 00:39:50,846
‫[راسل شاو]

905
00:39:58,771 --> 00:40:03,734
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫«ترجمه از خشایار»