1
00:00:28,236 --> 00:00:30,572
‫«کجایی؟»

2
00:00:30,697 --> 00:00:33,324
‫تقریبا آخراشه.

3
00:00:53,052 --> 00:00:55,096
‫سلام؟

4
00:00:56,681 --> 00:00:58,016
‫کی اونجاست؟

5
00:01:03,563 --> 00:01:05,398
‫هی، کار تو بود؟

6
00:01:06,649 --> 00:01:09,360
‫[بارنز، نبراسکا]

7
00:01:09,694 --> 00:01:11,613
‫♪ داشتم محو می‌شدم ♪

8
00:01:11,738 --> 00:01:14,407
‫♪ درست مثل این شلوار جین کهنه ♪

9
00:01:14,574 --> 00:01:15,992
‫- بیلی.
‫- ممنون که اومدی.

10
00:01:16,117 --> 00:01:18,077
‫مطمئن نبودم بیای.

11
00:01:18,369 --> 00:01:20,622
‫- همین نزدیکی بودم.
‫- واقعا؟

12
00:01:20,747 --> 00:01:21,831
‫- نه.
‫- ها.

13
00:01:21,956 --> 00:01:24,000
‫اصلا هم نزدیک نبودم.
‫خب، قضیه از چه قراره؟

14
00:01:24,125 --> 00:01:25,743
‫همونطور که گفتم، یک کار جدید.

15
00:01:25,793 --> 00:01:27,545
‫کمک لازم دارم و تو بهترین
‫کسی هستی که می‌شناسم.

16
00:01:27,587 --> 00:01:28,963
‫به غیر از خودت.

17
00:01:29,088 --> 00:01:30,089
‫کی حساب و کتاب می‌کنه؟

18
00:01:30,381 --> 00:01:31,966
‫باشه، خب...

19
00:01:32,091 --> 00:01:33,927
‫چه کاری هست؟

20
00:01:34,052 --> 00:01:36,930
‫پرتاب‌کننده بیسبال دبیرستانی گم شده،
‫اریک دابز.

21
00:01:37,055 --> 00:01:38,139
‫دو روز پیش ناپدید شد،

22
00:01:38,473 --> 00:01:40,975
‫بازی مسابقات قهرمانی
‫«فال بال» رو از دست داد.

23
00:01:41,100 --> 00:01:43,603
‫آخرین بار مربی‌اش اون رو
‫پنجشنبه شب موقع تمرین دیده.

24
00:01:43,728 --> 00:01:45,021
‫هممم.

25
00:01:45,146 --> 00:01:47,690
‫- قبلاها بیسبال بازی می‌کردم.
‫- واقعا؟

26
00:01:47,815 --> 00:01:48,900
‫- آره.
‫- کارت خوب بود؟

27
00:01:49,025 --> 00:01:51,486
‫می‌تونستم خوب بشم.

28
00:01:51,611 --> 00:01:54,405
‫- بابام زیاد طرفدار ورزش‌های تیمی نبود...
‫- اممم.

29
00:01:54,530 --> 00:01:55,657
‫به همین خاطر دنبالش نرفتم.

30
00:01:55,782 --> 00:01:57,659
‫به نظر میاد که چاره‌ای نداشتی.

31
00:01:57,784 --> 00:01:59,369
‫نه. نه، چاره‌ای نداشتم.

32
00:01:59,494 --> 00:02:00,954
‫پلیس درگیر این قضیه بچه گمشده شده؟

33
00:02:01,079 --> 00:02:02,580
‫نه.

34
00:02:02,705 --> 00:02:05,500
‫همه امیدوارن که فقط مثل
‫هر نوجوانی...

35
00:02:05,625 --> 00:02:07,710
‫همه رو سر کار گذاشته
‫تا اینکه دوباره پیداش بشه.

36
00:02:07,835 --> 00:02:09,796
‫به علاوه پدر و مادرش نمی‌خوان
‫توجه منفی جلبش بشه.

37
00:02:09,921 --> 00:02:11,631
‫چرا نه؟

38
00:02:11,756 --> 00:02:13,758
‫اریک قراره یک پیش قرارداد برای بازی...

39
00:02:13,883 --> 00:02:16,594
‫در دانشگاه نبراسکای جنوبی
‫سال آینده امضا کنه.

40
00:02:16,719 --> 00:02:18,846
‫هیچکدوم از طرفین
‫دنبال تبلیغات منفی نیستن،

41
00:02:18,972 --> 00:02:20,765
‫حتی اگه قضیه سر
‫بی‌مسئولیت بودنش باشه.

42
00:02:20,890 --> 00:02:23,559
‫- همم. مژدگونی از طرف کیه؟
‫- همون دانشگاه نبراسکا.

43
00:02:23,685 --> 00:02:24,727
‫از طریق یک گروه پشتیبان.

44
00:02:24,852 --> 00:02:26,938
‫من با شین نایال حرف زدم،

45
00:02:27,063 --> 00:02:29,440
‫یکی از فارغ‌التحصیل‌های
‫کله‌گنده دانشگاه است.

46
00:02:29,565 --> 00:02:30,900
‫به‌روزرسانی‌های مداوم می‌خواد.

47
00:02:31,025 --> 00:02:33,528
‫همم، آره. یکی از اون‌هاست.

48
00:02:33,653 --> 00:02:35,530
‫گمونم می‌خواد بدونه برای...

49
00:02:35,655 --> 00:02:37,699
‫یک مژدگونی ۵۰ هزار دلاری،
‫چی نصیبش می‌شه.

50
00:02:40,994 --> 00:02:43,830
‫بعد تو سر این قضیه دقیقا
‫چرا به کمکم احتیاج داری؟

51
00:02:45,039 --> 00:02:47,667
‫ستاره گمشده بیسبال.
‫خونواده‌ی نگران؟

52
00:02:47,792 --> 00:02:48,918
‫اه، دوباره بگو.

53
00:02:49,961 --> 00:02:51,379
‫دلم واست تنگ شده بود.

54
00:02:52,588 --> 00:02:54,465
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونستم که ایده خوبی نیست.

55
00:02:54,590 --> 00:02:55,883
‫- امیدوارم موفق باشی.
‫- اوه، بس کن.

56
00:02:56,009 --> 00:02:57,760
‫بیلی، تو همیشه یک قصد و غرضی داری.

57
00:02:57,885 --> 00:02:59,554
‫- چه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست، ها؟
‫- صبر کن...

58
00:02:59,679 --> 00:03:01,931
‫صبر کن. می‌دونم خوشت نمیاد
‫بهم اعتماد کنی، ولی قسم می‌خورم...

59
00:03:01,973 --> 00:03:03,016
‫هیچ قصد و غرض شخصی نیست.

60
00:03:06,352 --> 00:03:07,562
‫یک چیزی هست که بهم نمی‌گی.

61
00:03:10,898 --> 00:03:13,776
‫من اهل اینجام. همین شهر.

62
00:03:13,901 --> 00:03:14,777
‫تو اهل اینجایی.

63
00:03:14,902 --> 00:03:16,738
‫تو این شهر به دنیا اومدی.

64
00:03:19,073 --> 00:03:20,408
‫پس میامی به دنیا نیومدی.

65
00:03:21,993 --> 00:03:23,703
‫- نخیر.
‫- ها.

66
00:03:23,828 --> 00:03:25,747
‫خب، گمونم خیلی چیزها وجود داره که...

67
00:03:25,872 --> 00:03:26,998
‫درباره تو نمی‌دونم.

68
00:03:27,040 --> 00:03:28,750
‫بازم نمی‌فهمم چرا به کمکم احتیاج داری.

69
00:03:29,167 --> 00:03:30,793
‫خب، یک سری افراد
‫تو این شهر وجود دارن...

70
00:03:30,918 --> 00:03:33,296
‫که زیاد خوشحال نمی‌شن من برگشتم.

71
00:03:33,921 --> 00:03:36,007
‫راستش تعدادشون خیلی زیاده.
‫من یک جورایی...

72
00:03:36,132 --> 00:03:38,092
‫یک جورایی رفتم
‫و دیگه پشت سرم رو نگاه نکردم.

73
00:03:38,384 --> 00:03:39,677
‫پس می‌خوای من سپر بلا بشم.

74
00:03:39,802 --> 00:03:40,762
‫برای من خوب نیست که...

75
00:03:40,887 --> 00:03:42,096
‫سر این قضیه در معرض دید باشم.

76
00:03:42,138 --> 00:03:44,098
‫ولی این شهر رو به طور کامل می‌شناسم.

77
00:03:44,432 --> 00:03:45,767
‫یک کار تیمی انجام می‌دیم.

78
00:03:48,436 --> 00:03:49,979
‫بهم نمی‌گی که
‫چرا نمی‌خوان اینجا باشی؟

79
00:03:50,104 --> 00:03:53,441
‫قضیه‌اش به مامانم مربوط می‌شه.

80
00:03:53,566 --> 00:03:55,568
‫بذار اینطور بگم که
‫افراد زیادی رو اذیت کرد.

81
00:03:55,693 --> 00:03:57,069
‫از جمله خونواده اریک.

82
00:03:59,447 --> 00:04:01,866
‫اگه کمکم کنی،
‫شاید درباره‌ش بهت بگم.

83
00:04:03,117 --> 00:04:06,120
‫♪ وقتی دستش رو گرفتم، حالم خوبه ♪

84
00:04:06,412 --> 00:04:07,997
‫♪ دلم نمی‌خواد که... ♪

85
00:04:08,122 --> 00:04:10,708
‫باورم نمی‌شه که اهل ساوث بیچ نیستی.

86
00:04:10,833 --> 00:04:13,002
‫هستی یا نه؟

87
00:04:13,127 --> 00:04:15,546
‫هستم، هستم.
‫سهم من ۶۰ به ۴۰ می‌شه.

88
00:04:15,671 --> 00:04:17,924
‫باید بهت بگم که خیلی پررویی.

89
00:04:18,049 --> 00:04:20,510
‫آره، ولی نمی‌گی.

90
00:04:20,635 --> 00:04:22,345
‫- داری حریص می‌شی.
‫- بریم سر وقت کار، یالا.

91
00:04:23,971 --> 00:04:25,598
‫با پدر و مادرش حرف زدی؟

92
00:04:25,723 --> 00:04:27,558
‫اوه، نه، نه، نه.
‫این کار خودته.

93
00:04:27,683 --> 00:04:29,143
‫- اه.
‫- من فقط این رو می‌دونم...

94
00:04:29,435 --> 00:04:31,145
‫آخرین باری که اریک دیده شد،

95
00:04:31,437 --> 00:04:32,813
‫تلفنش روی کیف داخل زمین بوده.

96
00:04:32,939 --> 00:04:35,983
‫تلفنش رو چک کردم.
‫چیز مفیدی توش نبود.

97
00:04:36,108 --> 00:04:38,653
‫شاید با چند نفر از دوست‌هاش رفته؟

98
00:04:38,778 --> 00:04:40,029
‫از شهر بیرون زده، ها؟

99
00:04:40,154 --> 00:04:41,697
‫استرس نوجوانی
‫در بالاترین حد ممکن بوده.

100
00:04:41,739 --> 00:04:42,990
‫شاید می‌خواسته یه مدت
‫ازش فاصله بگیره.

101
00:04:43,032 --> 00:04:45,701
‫یعنی امیدواریم همین باشه، مگه نه؟

102
00:04:45,826 --> 00:04:48,037
‫اون طرف از گروه پشتیبان
‫بهم گفت که نامزد داشته،

103
00:04:48,162 --> 00:04:49,997
‫اشلی.

104
00:04:50,122 --> 00:04:52,667
‫چند بار بهش زنگ زدم.
‫جواب تلفن‌هام رو نمی‌ده.

105
00:04:54,710 --> 00:04:57,588
‫- شاید با همون فرار کرده؟
‫- امیدوارم.

106
00:04:57,713 --> 00:04:59,006
‫همونطور که گفتم، پول راحت...

107
00:04:59,131 --> 00:05:00,758
‫و شاید یه کم هم خوش بگذرونیم.

108
00:05:02,009 --> 00:05:03,553
‫من می‌رم ببینم پدر و مادرش چی می‌گن.

109
00:05:03,678 --> 00:05:06,806
‫باشه. منم سعی می‌کنم
‫اشلی رو پیدا کنم.

110
00:05:06,931 --> 00:05:09,684
‫اوه، کالتر.

111
00:05:09,809 --> 00:05:10,851
‫بله؟

112
00:05:10,893 --> 00:05:12,562
‫خوشحالم دوباره باهات همکاری می‌کنم.

113
00:05:14,855 --> 00:05:19,652
‫«ترجمه از خشایار»

114
00:05:19,860 --> 00:05:21,487
‫بیلی؟

115
00:05:21,612 --> 00:05:23,656
‫اون نقاشی گمشده در کلیولند چی می‌شه؟

116
00:05:23,781 --> 00:05:25,449
‫کلیولند می‌تونه صبر کنه.
‫می‌خوام کمکش کنم.

117
00:05:25,574 --> 00:05:27,368
‫می‌خوای بهش کمک کنی؟

118
00:05:27,493 --> 00:05:29,036
‫بازیکن بیسبال دبیرستانی گمشده.

119
00:05:29,370 --> 00:05:31,539
‫واقعا فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه.

120
00:05:31,664 --> 00:05:33,874
‫چیزیم نمی‌شه.
‫نهایت چند روز بیشتر اینجا نیستم.

121
00:05:35,126 --> 00:05:37,628
‫اریک اکثر اوقات اینجا وقت می‌گذرونه.

122
00:05:37,753 --> 00:05:39,130
‫می‌شه فهمید چرا.

123
00:05:42,550 --> 00:05:44,885
‫هر چیزی که یک بچه بخواد، اینجاست.

124
00:05:45,011 --> 00:05:46,470
‫اون عکس مال قهرمانی ایالتی فصل قبله.

125
00:05:46,595 --> 00:05:49,098
‫اریک اجازه نداد تیم حریف امتیاز بگیره.

126
00:05:49,390 --> 00:05:50,599
‫حتما خیلی بهش افتخار می‌کنین.

127
00:05:52,435 --> 00:05:53,811
‫اریک، قبلا همچین کاری کرده بود...

128
00:05:53,853 --> 00:05:55,313
‫که چند روز غیبش بزنه؟

129
00:05:55,438 --> 00:05:57,106
‫نه. هیچوقت در طول فصل،
‫این کار رو نمی‌کرد.

130
00:06:00,401 --> 00:06:01,736
‫درباره نامزدش بهم بگین.

131
00:06:01,861 --> 00:06:03,237
‫- اشلی؟
‫- آره.

132
00:06:05,489 --> 00:06:06,949
‫خب، چند سال ازش بزرگ‌تره.

133
00:06:07,074 --> 00:06:08,534
‫چند ماه قبل با هم آشنا شدن.

134
00:06:08,659 --> 00:06:10,786
‫تو یک غذاخوری کار می‌کنه.

135
00:06:10,911 --> 00:06:12,371
‫قرار نیست به جایی برسه.

136
00:06:13,581 --> 00:06:15,750
‫یک لیموناد می‌خواین بیارم، آقای شاو؟

137
00:06:15,875 --> 00:06:16,709
‫حتما. ممنون.

138
00:06:19,587 --> 00:06:20,921
‫خب، اه...

139
00:06:21,047 --> 00:06:22,548
‫این نامزدش.

140
00:06:24,383 --> 00:06:25,551
‫آره.

141
00:06:25,676 --> 00:06:27,011
‫مغز و روان اریک رو به هم ریخته.

142
00:06:27,136 --> 00:06:28,471
‫منظورت از «به هم ریخته» چیه؟

143
00:06:28,596 --> 00:06:29,847
‫یعنی قبل از اینکه اون بیاد،

144
00:06:29,972 --> 00:06:32,516
‫اریک اولویتش بیسبال بود.
‫تمرکزش روی همین بود.

145
00:06:32,641 --> 00:06:34,810
‫حالا انگار بیشتر دوست داره
‫باهاش وقت بگذرونه تا اینکه...

146
00:06:34,935 --> 00:06:36,771
‫بخواد کار خودش به عنوان
‫پرتابگر رو پیگیری کنه.

147
00:06:39,940 --> 00:06:42,526
‫شاید...

148
00:06:42,651 --> 00:06:44,528
‫- چیزی که می‌خواد، بیسبال نیست.
‫- آره، خب،

149
00:06:44,653 --> 00:06:46,572
‫اون باید بفهمه که...

150
00:06:46,697 --> 00:06:48,491
‫چقدر زندگیمون رو به خاطرش
‫وسط گذاشتیم.

151
00:06:48,616 --> 00:06:49,867
‫تموم تمرین‌ها،

152
00:06:49,992 --> 00:06:52,745
‫تموم مربی‌های خصوصی،
‫تموم کلینیک‌ها.

153
00:06:52,870 --> 00:06:54,330
‫بخوام بگم، همینجوری اضافه می‌شه.

154
00:06:54,455 --> 00:06:55,873
‫آره. به نظر میاد که
‫خیلی درگیر شدین.

155
00:06:55,915 --> 00:06:56,999
‫آره.

156
00:06:57,291 --> 00:06:59,293
‫برتری از تحت فشار قرار گرفتن،
‫به دست میاد.

157
00:07:03,714 --> 00:07:05,549
‫راستش منم یه چیزهایی
‫در این مورد می‌دونم.

158
00:07:07,468 --> 00:07:09,386
‫بابای منم خیلی بهم فشار میاورد.

159
00:07:09,512 --> 00:07:11,555
‫به نظر میاد پدر خوبی بوده.

160
00:07:15,893 --> 00:07:18,312
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها آرزو می‌کردم
‫که فقط یک بابای خالی بود،

161
00:07:18,437 --> 00:07:19,980
‫می‌دونی، اونقدر بهم فشار نمیاورد.

162
00:07:21,357 --> 00:07:22,650
‫شاید شما هم...

163
00:07:22,775 --> 00:07:24,944
‫یه خرده بیش از حد
‫به اریک فشار آوردی و...

164
00:07:25,069 --> 00:07:26,445
‫شاید واکنش منفی نشون داده؟

165
00:07:28,489 --> 00:07:30,324
‫متوجه کبودی‌های روی دست‌تون شدم.

166
00:07:32,993 --> 00:07:35,704
‫آره. چند شب پیش با هم دعوا کردیم.

167
00:07:35,830 --> 00:07:38,332
‫این دفعه خونسردیم رو از دست دادم.

168
00:07:38,457 --> 00:07:39,875
‫اون رو به دیوار هل دادم...

169
00:07:40,000 --> 00:07:41,710
‫و اونم من رو گرفت.

170
00:07:41,836 --> 00:07:43,671
‫بهم گفت برم به جهنم.

171
00:07:43,796 --> 00:07:44,880
‫شاید یه دلیلی داشته رفته.

172
00:07:45,005 --> 00:07:45,965
‫شاید.

173
00:07:46,090 --> 00:07:47,633
‫ولی قسم می‌خورم که...

174
00:07:47,758 --> 00:07:49,510
‫هیچوقت نمی‌خواستم تا این حد پیش بره.

175
00:07:49,635 --> 00:07:51,554
‫باید سر این دختره، اشلی باشه.

176
00:07:51,679 --> 00:07:54,765
‫شاید. شاید.

177
00:07:54,890 --> 00:07:56,600
‫اشکال نداره یه خرده اینجا بگردم؟

178
00:07:56,725 --> 00:07:58,352
‫- نه، بفرما.
‫- ممنون.

179
00:08:05,359 --> 00:08:07,444
‫ویتامین‌ها و ویدئوهای آموزشی،

180
00:08:07,570 --> 00:08:08,696
‫فیلم‌های تمرینی...

181
00:08:08,821 --> 00:08:11,031
‫- چیزهای معمولی هستن.
‫- آره.

182
00:08:21,709 --> 00:08:22,876
‫کلی پول.

183
00:08:28,841 --> 00:08:29,883
‫انگار قرص اکسی هست.

184
00:08:29,925 --> 00:08:31,051
‫چی؟

185
00:08:31,385 --> 00:08:32,511
‫نه.

186
00:08:33,721 --> 00:08:35,723
‫نه، غیرممکنه مال اریک باشه.

187
00:08:35,848 --> 00:08:37,766
‫نمی‌دونم مال کیه،

188
00:08:37,891 --> 00:08:39,893
‫ولی مال پسرم نیست.

189
00:08:41,353 --> 00:08:42,438
‫مواد مخدر؟

190
00:08:42,563 --> 00:08:45,065
‫غیرممکنه. من یک برنامه پاک اجرا می‌کنم.

191
00:08:46,900 --> 00:08:49,528
‫- چند وقته مربی اریک بودی؟
‫- از زمان «لیتل لیگ».

192
00:08:49,653 --> 00:08:51,822
‫طاقت نداشتم که اون رو
‫به دبیرستان برسونم.

193
00:08:51,947 --> 00:08:54,325
‫این بچه یک استعداد کمیابه.

194
00:08:54,450 --> 00:08:56,076
‫واسه همین ناراحت می‌شم که گم شده.

195
00:08:58,287 --> 00:09:00,080
‫اون بازیکن گیرنده توپ هست؟

196
00:09:00,372 --> 00:09:01,832
‫آره. اسمش هانتره.

197
00:09:01,957 --> 00:09:03,459
‫اشکال نداره باهاش حرف بزنم؟

198
00:09:03,584 --> 00:09:05,419
‫هانتر، بیا بیرون.

199
00:09:08,672 --> 00:09:10,007
‫هانتر بودی، درسته؟

200
00:09:10,299 --> 00:09:11,925
‫مربی پرز بهم گفت
‫که تو توپ‌گیر اریک هستی.

201
00:09:12,051 --> 00:09:13,594
‫اه، آره. آره، اریک رفیقمه.

202
00:09:13,719 --> 00:09:16,347
‫- عالی شد. اخیرا باهاش حرف زدی؟
‫- نه.

203
00:09:16,472 --> 00:09:18,599
‫نزدیک ۲۰ تا پیام واسش فرستادم،
‫جواب هیچکدوم رو نداد.

204
00:09:18,724 --> 00:09:19,683
‫عجیبه.

205
00:09:19,808 --> 00:09:20,976
‫تلفنش رو توی زمین جا گذاشته.

206
00:09:21,101 --> 00:09:23,020
‫می‌گم اریک مشکلی...

207
00:09:23,312 --> 00:09:25,606
‫با دست‌هاش نداشته
‫که شاید دلش نمی‌خواست...

208
00:09:25,731 --> 00:09:27,483
‫- کسی ازش خبردار بشه؟
‫- نه.

209
00:09:27,608 --> 00:09:30,569
‫با تمام قدرت بازی می‌کرد.
‫چرا این سوال رو پرسیدی؟

210
00:09:30,694 --> 00:09:32,696
‫چندتا قرص اکسی تو خونه‌اش پیدا کردم.

211
00:09:32,821 --> 00:09:34,990
‫با خودم گفتم شاید تو
‫یک چیزی در موردش بدونی.

212
00:09:35,115 --> 00:09:37,117
‫اه، من نمی‌خوام درگیر این قضیه بشم.

213
00:09:37,409 --> 00:09:38,535
‫هر چیزی که بهم بگی...

214
00:09:38,660 --> 00:09:39,953
‫بین ما دوتا می‌مونه، خیلی‌خب؟

215
00:09:40,079 --> 00:09:41,622
‫من فقط می‌خوام کمکش کنم،

216
00:09:41,747 --> 00:09:43,373
‫می‌خوام مطمئن بشم
‫تو دردسر نیفتاده باشه.

217
00:09:46,794 --> 00:09:48,837
‫- شاید مال اشلی باشن.
‫- نامزدش؟

218
00:09:48,962 --> 00:09:51,715
‫- به مشکل خورده بوده؟
‫- فکر کنم، آره.

219
00:09:51,840 --> 00:09:54,468
‫- احتمالش هست اریک رو درگیر کرده باشه؟
‫- آره گمونم.

220
00:09:54,593 --> 00:09:56,887
‫خیلی به هم نزدیک هستن
‫ولی به طور قطع نمی‌دونم.

221
00:09:58,931 --> 00:09:59,932
‫ممنون.

222
00:10:01,975 --> 00:10:03,560
‫بیلی، چی پیدا کردی؟

223
00:10:03,685 --> 00:10:05,354
‫چیزی از تلفن اشلی پیدا نکردم.

224
00:10:05,479 --> 00:10:07,973
‫هی، هنوز همکارت بابی رو داری
‫که اینجور کارها رو انجام بده؟

225
00:10:08,023 --> 00:10:09,691
‫اوه، حالا به همکار من
‫احتیاج داری کمکت کنه؟

226
00:10:09,733 --> 00:10:10,734
‫با خودم گفتم...

227
00:10:10,776 --> 00:10:12,069
‫از اونجا که ۴۰ درصد می‌گیری...

228
00:10:12,111 --> 00:10:13,821
‫نه، سهم من ۶۰ درصده.

229
00:10:13,946 --> 00:10:14,863
‫درست.

230
00:10:14,988 --> 00:10:15,906
‫بابی نرخ خودش رو داره.

231
00:10:16,031 --> 00:10:17,491
‫باشه. می‌خوای بهت التماس کنم...

232
00:10:17,616 --> 00:10:19,493
‫یا می‌تونه موقعیت اشلی رو پیدا کنه؟

233
00:10:19,618 --> 00:10:21,829
‫به محض اینکه پیدا کردم،
‫واست می‌فرستم.

234
00:10:23,705 --> 00:10:24,998
‫سلام، چه خبرا؟

235
00:10:25,124 --> 00:10:27,376
‫اه، خب، راستش کار من نیست...

236
00:10:27,501 --> 00:10:28,836
‫آره، دوباره با بیلی کار می‌کنی.

237
00:10:28,961 --> 00:10:30,546
‫نمی‌خوام بپرسم چرا.

238
00:10:30,671 --> 00:10:32,965
‫هی، تو کار خودت رو بکن،
‫منم کار خودم رو بکنم.

239
00:10:33,090 --> 00:10:34,383
‫ولما بهت گفت؟

240
00:10:34,508 --> 00:10:35,425
‫درست فهمیدی. اریک دابز.

241
00:10:35,551 --> 00:10:37,010
‫بازیکن بیسبال گمشده.

242
00:10:37,135 --> 00:10:38,720
‫می‌تونی تلفن نامزدش رو پیدا کنی؟

243
00:10:38,846 --> 00:10:40,681
‫اشلی والاس. از قبل شروع کردم.

244
00:10:40,806 --> 00:10:42,474
‫- موقعیتش رو پیدا کردی؟
‫- موقعیت اخیر، نه.

245
00:10:42,558 --> 00:10:44,810
‫دیروز آفلاین شده.

246
00:10:45,143 --> 00:10:47,396
‫ولی تونستم موقعیتش قبل از
‫خاموش شدن رو پیدا کنم.

247
00:10:47,521 --> 00:10:48,939
‫واسم می‌فرستی؟

248
00:10:49,064 --> 00:10:50,816
‫الان تو راهه.

249
00:11:07,708 --> 00:11:09,793
‫اینجا آخرین جاییه که
‫گوشی اشلی آنتن داشته؟

250
00:11:09,918 --> 00:11:11,712
‫طبق اطلاعات بابی آره.

251
00:11:11,837 --> 00:11:13,797
‫- هممم.
‫- به نظر نمیاد اینجا خبری باشه.

252
00:11:13,922 --> 00:11:15,048
‫می‌دونم کجا...

253
00:11:15,173 --> 00:11:16,508
‫ممکنه رفته باشن.

254
00:11:16,633 --> 00:11:18,051
‫یک محوطه قدیمی راه آهن
‫نزدیکی همینجاست.

255
00:11:18,176 --> 00:11:20,721
‫واگن‌های قدیمی قطار اونجان.

256
00:11:20,846 --> 00:11:22,723
‫حداقل قبلا اونجا بودن،
‫زمان دبیرستان...

257
00:11:22,848 --> 00:11:24,558
‫من اونجا می‌رفتم قایم می‌شدم.

258
00:11:26,101 --> 00:11:27,603
‫این...

259
00:11:27,728 --> 00:11:29,396
‫خیلی توصیف مهمی بود.

260
00:11:29,521 --> 00:11:31,815
‫بر اساس تجربه من،

261
00:11:31,940 --> 00:11:33,525
‫پاتوق اشلی و اریک باید اینجا باشه.

262
00:11:33,650 --> 00:11:34,943
‫باشه.

263
00:11:35,068 --> 00:11:37,070
‫کدوم یکی از این واگن‌ها رو دوست داشتی؟

264
00:11:37,404 --> 00:11:39,031
‫دوست داری بدونی؟

265
00:12:16,109 --> 00:12:17,444
‫اینجا رو ببین.

266
00:12:36,880 --> 00:12:38,465
‫کلی خون ریخته.

267
00:12:38,590 --> 00:12:40,217
‫معلوم هست اینجا چه اتفاقی افتاده؟

268
00:13:04,908 --> 00:13:06,576
‫یکی از این طرف رفته.

269
00:13:18,421 --> 00:13:19,673
‫یکی رو پیدا کردم.

270
00:13:25,095 --> 00:13:27,055
‫اشلیه.

271
00:13:27,180 --> 00:13:28,849
‫نبضش می‌زنه. ضعیفه ولی می‌زنه.

272
00:13:28,974 --> 00:13:30,225
‫به ۹۱۱ زنگ بزن.

273
00:13:32,227 --> 00:13:34,271
‫سلام. فورا به یک آمبولانس احتیاج داریم.

274
00:13:45,657 --> 00:13:47,159
‫بیلی متالان.

275
00:13:47,450 --> 00:13:48,318
‫پنی.

276
00:13:48,368 --> 00:13:49,945
‫کارآگاه بولارد باید بگی.

277
00:13:49,995 --> 00:13:52,205
‫درست. شرمنده.

278
00:13:52,330 --> 00:13:53,957
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- ببین، من...

279
00:13:54,082 --> 00:13:56,084
‫نمی‌خوام قضیه رو بغرنج کنم.
‫برای انجام کارم اومدم.

280
00:13:56,209 --> 00:13:57,669
‫درست.

281
00:13:57,794 --> 00:13:59,838
‫شنیدم یه جور جایزه‌بگیر هستی.

282
00:13:59,963 --> 00:14:01,673
‫خیلی مشکوک به نظر میاد
‫ولی خب...

283
00:14:01,798 --> 00:14:03,675
‫راست کار خودته، مگه نه؟

284
00:14:03,800 --> 00:14:05,594
‫شما کی باشی؟

285
00:14:05,719 --> 00:14:07,053
‫من یک جایزه‌بگیرم.

286
00:14:07,178 --> 00:14:08,847
‫این کالتر شاوست.

287
00:14:08,972 --> 00:14:11,766
‫اون... به من کمک می‌کنه.

288
00:14:13,059 --> 00:14:14,144
‫عالی شد.

289
00:14:14,269 --> 00:14:15,770
‫دو نفر شدین.

290
00:14:15,896 --> 00:14:17,147
‫اشلی زنده می‌مونه؟

291
00:14:17,272 --> 00:14:18,815
‫امیدوارم.

292
00:14:18,940 --> 00:14:20,275
‫ولی به این زودی نمی‌تونه
‫حرف بزنه.

293
00:14:20,609 --> 00:14:22,986
‫چطور شد که همینجوری
‫اتفاقی پیداش کردی؟

294
00:14:23,111 --> 00:14:24,738
‫ما دنبال اریک دابز می‌گردیم،

295
00:14:24,863 --> 00:14:26,156
‫با خودمون گفتیم شاید با هم رفتن.

296
00:14:26,281 --> 00:14:27,949
‫اریک دابز گم شده؟

297
00:14:28,074 --> 00:14:29,659
‫پدر و مادرش می‌خوان
‫صداش رو در نیارن.

298
00:14:29,784 --> 00:14:31,786
‫نمی‌دونم این روزها چه
‫کلاهبرداری‌ای انجام می‌دی،

299
00:14:31,828 --> 00:14:33,455
‫ولی اجازه نمی‌دم
‫در پرونده من دخالت کنی.

300
00:14:34,122 --> 00:14:36,124
‫باشه. من یک قدم عقب می‌رم.

301
00:14:36,249 --> 00:14:37,751
‫اجازه می‌دم کار خودت رو بکنی.

302
00:14:37,876 --> 00:14:38,919
‫فکر خوبیه.

303
00:14:40,795 --> 00:14:41,838
‫خیلی‌خب.

304
00:14:44,007 --> 00:14:47,052
‫من می‌رم یک کم در مورد
‫اشلی جستجو کنم.

305
00:14:47,177 --> 00:14:48,845
‫من همینجا می‌مونم
‫ببینم چی پیدا می‌کنم.

306
00:14:48,970 --> 00:14:50,055
‫اگه فکر می‌کنی که بری...

307
00:14:50,180 --> 00:14:52,140
‫پنی بولارد رو خام کنی،
‫همچین فکری نکن.

308
00:14:52,265 --> 00:14:54,100
‫از چالش خوشم میاد.

309
00:14:54,225 --> 00:14:56,102
‫موفق باشی.

310
00:14:57,520 --> 00:15:00,148
‫اوه، در ضمن...

311
00:15:00,273 --> 00:15:01,983
‫اسم مستعارش در دبیرستان...

312
00:15:02,108 --> 00:15:03,193
‫پیت‌بول بود.

313
00:15:03,318 --> 00:15:04,986
‫گفتم بهت بگم.

314
00:15:05,111 --> 00:15:06,655
‫خوب شد فهمیدم.

315
00:15:07,947 --> 00:15:09,032
‫اون با اریک دابز...

316
00:15:09,074 --> 00:15:10,283
‫نامزد کرده بوده.

317
00:15:10,325 --> 00:15:11,826
‫پیگیرش هستم، قربان.

318
00:15:11,951 --> 00:15:13,578
‫بله.

319
00:15:13,703 --> 00:15:15,664
‫کارآگاه بولارد؟

320
00:15:15,789 --> 00:15:17,282
‫می‌دونم که شروع خوبی نداشتیم.

321
00:15:17,332 --> 00:15:19,417
‫ببین، فقط می‌خوام به خونواده
‫اریک کمک کنم که پیداش کنن.

322
00:15:19,542 --> 00:15:20,669
‫خیلی نگرانش هستن.

323
00:15:20,794 --> 00:15:22,962
‫شانس آوردی که حالا
‫قضیه به پلیس مربوط می‌شه.

324
00:15:23,088 --> 00:15:25,173
‫ممنون می‌شم اگه تو و بیلی
‫دخالت نکنین،

325
00:15:25,298 --> 00:15:27,676
‫مخصوصا که اریک مظنون اصلی ماست.

326
00:15:27,801 --> 00:15:29,803
‫- فکر می‌کنی کار اون بوده؟
‫- اکثر اوقات،

327
00:15:29,928 --> 00:15:31,304
‫کار شوهر یا نامزد هست.

328
00:15:31,596 --> 00:15:35,016
‫خون خیلی زیادی اینجا ریخته
‫که فرض کنیم فقط مال یک نفر بوده.

329
00:15:35,141 --> 00:15:36,893
‫مخصوصا اگه از اینجا
‫زنده بیرون رفته باشه.

330
00:15:37,018 --> 00:15:38,812
‫با توجه به تازگی خون‌ها و بریدگی‌ها،

331
00:15:38,937 --> 00:15:41,022
‫این قضیه چند ساعت پیش رخ داده.

332
00:15:41,147 --> 00:15:42,565
‫ممکنه خون اریک هم باشه.

333
00:15:42,690 --> 00:15:44,025
‫شاید اشلی مبارزه کرده،
‫زخمیش کرده،

334
00:15:44,150 --> 00:15:45,235
‫حالا هم اریک متواری شده.

335
00:15:45,527 --> 00:15:47,195
‫یک دستور تعقیب واسه‌ش صادر می‌کنیم.

336
00:15:47,529 --> 00:15:49,739
‫قبل از این کار، اشکال نداره
‫چیزی که پیدا کردم رو نشون بدم؟

337
00:15:50,573 --> 00:15:51,616
‫آره؟

338
00:15:51,741 --> 00:15:54,119
‫خیلی‌خب، پس...

339
00:15:54,244 --> 00:15:56,204
‫اونجا رو ببین، درست همونجا.

340
00:15:56,538 --> 00:15:58,123
‫سه رد پا. خیلی‌خب؟

341
00:15:58,248 --> 00:15:59,833
‫اینجا روی دیوار،

342
00:15:59,958 --> 00:16:01,209
‫این اثر دست رو ببین.
‫می‌بینی؟

343
00:16:01,334 --> 00:16:02,710
‫اندازه دست رو ببین.

344
00:16:04,754 --> 00:16:06,798
‫کوچیکه. ممکنه مال اشلی باشه.

345
00:16:06,923 --> 00:16:08,716
‫خیلی‌خب.

346
00:16:08,842 --> 00:16:11,719
‫خیلی‌خب. فکر کنم
‫یک نفر سومی وارد شده،

347
00:16:11,845 --> 00:16:15,056
‫به اشلی و اریک حمله کرده،
‫اون رو ول کرده بمیره.

348
00:16:15,181 --> 00:16:16,224
‫ولی در عوض نمُرده.

349
00:16:16,349 --> 00:16:17,851
‫اون نمُرده، درسته؟

350
00:16:17,976 --> 00:16:20,061
‫خودش رو رسونده اینجا،
‫از دیوار کمک گرفته...

351
00:16:20,186 --> 00:16:21,896
‫تا خودش رو بلند کنه.

352
00:16:22,021 --> 00:16:24,107
‫اگه رد خون رو دنبال کنی،

353
00:16:24,232 --> 00:16:25,817
‫از این طرف اومده،

354
00:16:25,942 --> 00:16:28,653
‫اینجا افتاده زمین،
‫خودش رو بلند کرده،

355
00:16:28,778 --> 00:16:29,988
‫بعد قبل از اینکه بیهوش بشه،

356
00:16:30,113 --> 00:16:31,948
‫خودش رو به اون چاله رسونده.

357
00:16:32,073 --> 00:16:34,617
‫پس شاید این نفر سوم
‫اریک رو برده باشه.

358
00:16:34,742 --> 00:16:36,411
‫منم همین فکر رو می‌کنم.

359
00:16:37,579 --> 00:16:39,247
‫نظریه‌ی جالبیه.

360
00:16:42,208 --> 00:16:44,544
‫این چیه؟

361
00:16:44,669 --> 00:16:46,629
‫نمی‌دونم.

362
00:16:46,754 --> 00:16:47,964
‫شبیه کیسه اهدای خون می‌مونه، نه؟

363
00:16:49,090 --> 00:16:50,133
‫پس به خاطر همین...

364
00:16:50,550 --> 00:16:52,552
‫اینقدر خون ریخته، مگه نه؟

365
00:16:52,677 --> 00:16:54,596
‫اشکال نداره یک عکس بگیرم؟

366
00:16:54,721 --> 00:16:55,763
‫نه بگیر.

367
00:16:57,807 --> 00:16:59,976
‫به آزمایشگاه می‌گم ازش تست بگیره.

368
00:17:00,101 --> 00:17:01,436
‫فوری انجام بده.

369
00:17:03,605 --> 00:17:05,648
‫ازت می‌خوام در اسرع وقت،
‫از یه مقدار خون تست بگیری.

370
00:17:05,773 --> 00:17:07,567
‫بابی، می‌خوام یک چیزی رو ردگیری کنی.

371
00:17:07,692 --> 00:17:09,110
‫آره، عکست واسم رسید،

372
00:17:09,235 --> 00:17:10,862
‫ولی این چیه؟

373
00:17:10,987 --> 00:17:12,780
‫یک کیسه اهدای خون
‫با شماره سریال جزئی هست.

374
00:17:12,906 --> 00:17:14,616
‫خیلی‌خب، یه کم فرصت بده،

375
00:17:14,741 --> 00:17:16,534
‫ببینم چی می‌تونم پیدا کنم.

376
00:17:16,659 --> 00:17:18,036
‫اگه چیزی پیدا کردم،
‫بهت زنگ می‌زنم.

377
00:17:18,161 --> 00:17:19,954
‫ممنون.

378
00:17:21,706 --> 00:17:22,790
‫اوه، شین؟

379
00:17:22,916 --> 00:17:24,626
‫لازم نیست هر ساعت پیام بدیم.

380
00:17:24,751 --> 00:17:26,002
‫هر موقع چیزی پیدا کردم،
‫بهت خبر می‌دم.

381
00:17:26,127 --> 00:17:28,212
‫ولی الان دیگه باید قطع کنم.

382
00:17:28,338 --> 00:17:29,672
‫بعدا باهات تماس می‌گیرم.

383
00:17:38,264 --> 00:17:40,141
‫سلام، راجر.

384
00:17:45,104 --> 00:17:47,231
‫بیلی متالان.

385
00:17:47,523 --> 00:17:49,609
‫با اون چشم‌ها، از یک کیلومتری تو رو دیدم.

386
00:17:49,734 --> 00:17:50,818
‫با اون شکل و شمایل.

387
00:17:50,944 --> 00:17:53,154
‫درست مثل مادرت.
‫خب، چی می‌خوای؟

388
00:17:53,279 --> 00:17:55,615
‫اومدی کیف پولم رو بدزدی؟

389
00:17:55,740 --> 00:17:57,575
‫می‌خوام اطلاعات بیشتری
‫در مورد اشلی بدست بیارم.

390
00:17:57,700 --> 00:17:59,118
‫یکی از پیشخدمت‌هات؟

391
00:17:59,243 --> 00:18:02,038
‫آخه چرا باید بخوام در مورد
‫یکی از کارمندهام،

392
00:18:02,163 --> 00:18:04,165
‫اطلاعاتی به تو بدم، ها؟

393
00:18:05,541 --> 00:18:06,668
‫یعنی...

394
00:18:06,793 --> 00:18:09,837
‫حتی با روی خوش هم خواهش نمی‌کنی.

395
00:18:09,963 --> 00:18:12,006
‫روی خوش؟

396
00:18:12,131 --> 00:18:13,508
‫واقعا می‌خوای این کار رو بکنیم؟

397
00:18:13,591 --> 00:18:14,759
‫چیه؟

398
00:18:14,801 --> 00:18:16,344
‫تو یک دختر معامله‌گر هستی.

399
00:18:17,804 --> 00:18:21,265
‫خب، تو دقیقا دنبال چی می‌گردی؟

400
00:18:24,894 --> 00:18:26,771
‫اوه، اوه!
‫باشه، باشه، باشه!

401
00:18:26,896 --> 00:18:27,855
‫اشلی مواد مصرف می‌کرد؟

402
00:18:27,980 --> 00:18:29,023
‫نمی‌دونم. یعنی... آخ!

403
00:18:29,148 --> 00:18:30,475
‫باشه، یک مشکلی با اکسی...

404
00:18:30,525 --> 00:18:32,485
‫تقریبا یک سال پیش داشت،
‫بعد از تصادف ماشین.

405
00:18:32,819 --> 00:18:33,945
‫وقتی اوضاع بدتر شد،

406
00:18:34,070 --> 00:18:36,197
‫دنبال رفتن به یک مرکز
‫بازپروری گرون‌قیمت بود.

407
00:18:36,322 --> 00:18:37,824
‫- خب به اونجا رفت؟
‫- نه.

408
00:18:37,949 --> 00:18:39,075
‫به اندازه کافی پول نداشت.

409
00:18:39,200 --> 00:18:40,910
‫- آخ! آخ، آخ، آخ.
‫- چقدر پول لازم داشت؟

410
00:18:41,035 --> 00:18:42,036
‫ده هزار دلار.

411
00:18:42,161 --> 00:18:44,789
‫- آآه!
‫- دیدی؟ لازم نبود اینجوری واست سخت بشه.

412
00:18:44,914 --> 00:18:46,708
‫آخ!

413
00:18:46,833 --> 00:18:48,376
‫شرمنده بابت سر و صدا.

414
00:18:54,090 --> 00:18:55,133
‫حالت خوبه؟

415
00:18:55,258 --> 00:18:57,093
‫اوه، هیچوقت بهتر از این نبودم.

416
00:18:57,218 --> 00:18:58,803
‫- چی پیدا کردی؟
‫- اشلی به ۱۰ هزار دلار...

417
00:18:58,845 --> 00:19:00,263
‫برای رفتن به بازپروری احتیاج داشته.

418
00:19:00,555 --> 00:19:01,931
‫تو چی؟ چیزی پیدا نکردی؟

419
00:19:02,056 --> 00:19:03,850
‫کارآگاه بولارد بهم زنگ زد.

420
00:19:03,975 --> 00:19:05,643
‫نتایج آزمایشگاه اومده،
‫اکثر خون‌هایی که...

421
00:19:05,768 --> 00:19:07,770
‫در اون واگن پیدا شد،
‫در واقع مال اریک بوده.

422
00:19:07,895 --> 00:19:10,064
‫حالا، هیچ ردی از اکسی
‫تو خونش نبوده ولی...

423
00:19:10,189 --> 00:19:12,275
‫با اسید سیترات دکستروز،
‫مخلوط شده بوده.

424
00:19:12,567 --> 00:19:14,819
‫یک ضد انعقاد هست که
‫در کیسه‌های اهدای خون استفاده می‌شه.

425
00:19:15,987 --> 00:19:17,113
‫همه این اطلاعات رو بهت داد؟

426
00:19:17,238 --> 00:19:19,073
‫آره. از نظر پیت‌بول، من آدم خوبی‌ام.

427
00:19:21,075 --> 00:19:22,743
‫خب ممکنه اریک هنوز زنده باشه.

428
00:19:22,869 --> 00:19:24,996
‫اونی که مشکل مواد مخدر داره،
‫اریک نیست.

429
00:19:25,121 --> 00:19:27,165
‫فکر کنم خونش رو می‌فروخته...

430
00:19:27,290 --> 00:19:29,542
‫- تا پول بازپروری اشلی رو بده.
‫- مگه نرخ رایج...

431
00:19:29,667 --> 00:19:32,170
‫برای پلاسما در مرکز اهدای خون،
‫پنجاه دلار برای هر سوزن نیست؟

432
00:19:32,295 --> 00:19:34,255
‫اریک چقدر تونسته جمع کنه؟

433
00:19:36,048 --> 00:19:37,133
‫بابی، چی پیدا کردی؟

434
00:19:37,258 --> 00:19:38,926
‫رد اون شماره سریال رو گرفتم.

435
00:19:39,051 --> 00:19:41,304
‫بخشی از یک محموله کیسه‌های اهدای خون بود.

436
00:19:41,596 --> 00:19:42,597
‫ولی عجیبیش اینجاست که...

437
00:19:42,680 --> 00:19:43,973
‫آدرسش به بیمارستان...

438
00:19:44,015 --> 00:19:45,266
‫یا همچین چیزهایی مربوط نمی‌شه.

439
00:19:45,308 --> 00:19:46,684
‫- کجاست؟
‫- انگار مال...

440
00:19:46,726 --> 00:19:48,428
‫یک ساختمون تجاریه که
‫فضای اداری اجاره می‌ده،

441
00:19:48,478 --> 00:19:50,062
‫نزدیک ۴۰ کیلومتری جنوب غربی شهر.

442
00:19:50,563 --> 00:19:51,514
‫شماره سوئیت رو پیدا کردم.

443
00:19:51,564 --> 00:19:52,732
‫می‌شه واسم بفرستی؟

444
00:19:52,773 --> 00:19:54,484
‫- الان فرستادم.
‫- ممنون.

445
00:19:58,112 --> 00:19:59,572
‫هیچکس اینجا نیست.

446
00:20:03,117 --> 00:20:04,285
‫همینه؟

447
00:20:04,577 --> 00:20:05,620
‫طبق اطلاعات بابی، آره.

448
00:20:06,787 --> 00:20:08,331
‫- درش قفله.
‫- اجازه بده.

449
00:20:08,623 --> 00:20:10,625
‫من سریع‌ترم.

450
00:20:10,750 --> 00:20:12,335
‫- بهتر هم هستم.
‫- باشه.

451
00:20:12,627 --> 00:20:14,420
‫راستش مامانم بهم یاد داد.

452
00:20:15,630 --> 00:20:17,048
‫ها.

453
00:20:17,173 --> 00:20:18,299
‫یاد داد چطور قفل باز کنی؟

454
00:20:19,342 --> 00:20:21,219
‫چیزهای دیگه هم یاد داد.

455
00:20:28,809 --> 00:20:30,645
‫اینجا دیگه کجاست؟

456
00:20:32,521 --> 00:20:33,689
‫نمی‌دونم.

457
00:20:37,818 --> 00:20:40,363
‫یک جور بانک خون مخفی هست.

458
00:20:40,655 --> 00:20:41,989
‫اینجا رو ببین.

459
00:20:43,950 --> 00:20:44,825
‫اوه.

460
00:20:44,951 --> 00:20:46,035
‫ها.

461
00:20:53,125 --> 00:20:54,085
‫این رو ببین.

462
00:20:54,210 --> 00:20:56,170
‫کیسه‌های اهدا خون.

463
00:20:56,295 --> 00:20:58,297
‫نزدیک به صدها کیسه اینجاست.

464
00:21:07,848 --> 00:21:09,266
‫- چی پیدا کردی؟
‫- سیلیکا ژل.

465
00:21:09,558 --> 00:21:12,103
‫رطوبت‌گیره.

466
00:21:12,228 --> 00:21:13,646
‫هممم.

467
00:21:19,151 --> 00:21:20,361
‫اون تو چیه؟

468
00:21:20,653 --> 00:21:21,654
‫الان می‌فهمیم.

469
00:21:22,863 --> 00:21:24,699
‫بیا.

470
00:21:25,866 --> 00:21:27,702
‫ممنون.

471
00:21:30,272 --> 00:21:40,272
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

472
00:21:42,842 --> 00:21:43,926
‫کالتر.

473
00:21:43,968 --> 00:21:45,177
‫آره.

474
00:21:47,221 --> 00:21:48,889
‫این اریکه؟

475
00:21:56,021 --> 00:21:57,940
‫اریک نیست.

476
00:22:01,152 --> 00:22:03,237
‫رندی اچ.

477
00:22:03,571 --> 00:22:04,655
‫هفده ساله.

478
00:22:04,780 --> 00:22:06,198
‫تقریبا هم‌سن اریک.

479
00:22:06,323 --> 00:22:07,992
‫فکر می‌کنی شماره‌های
‫روی مچ‌بند واسه چیه؟

480
00:22:08,117 --> 00:22:09,618
‫نمی‌دونم.

481
00:22:12,580 --> 00:22:14,415
‫- این رو واسه بابی می‌فرستم.
‫- باشه.

482
00:22:17,251 --> 00:22:18,919
‫شناساییش کردی؟

483
00:22:19,044 --> 00:22:21,338
‫رندی هاپر. نوجوون فراری
‫از لینکلن، نبراسکا.

484
00:22:21,630 --> 00:22:22,673
‫ارتباطی به اریک داره؟

485
00:22:22,715 --> 00:22:23,758
‫من که چیزی پیدا نکردم.

486
00:22:23,883 --> 00:22:26,343
‫دکتر می‌گه خونش تخلیه شده بوده.

487
00:22:26,635 --> 00:22:29,764
‫عجیبه. چرا اونجوری داخل
‫جعبه گذاشته بودنش؟

488
00:22:29,889 --> 00:22:32,266
‫جسد رو مخفی کنن تا زمانی
‫که برای دفع ارسال بشه؟

489
00:22:35,269 --> 00:22:36,687
‫بابی، چی پیدا کردی؟

490
00:22:36,812 --> 00:22:39,273
‫خیلی‌خب. اعداد روی مچ‌بند اون بچه...

491
00:22:39,398 --> 00:22:41,108
‫اون‌ها سطوح الکترولیت سرم خون هستن.

492
00:22:41,233 --> 00:22:42,726
‫مطمئن نیستم چرا نوشتن.

493
00:22:42,776 --> 00:22:44,353
‫حتی بیمارستان هم روی مچ‌بند نمی‌نویسه.

494
00:22:44,403 --> 00:22:45,279
‫همم.

495
00:22:45,321 --> 00:22:46,572
‫ممکنه سازوکار هک زیستی...

496
00:22:46,697 --> 00:22:47,990
‫یک بازار خاکستری باشه.

497
00:22:48,115 --> 00:22:49,116
‫هک زیستی؟

498
00:22:49,241 --> 00:22:50,868
‫برای عملکرد و ماندگاری.

499
00:22:50,993 --> 00:22:52,953
‫- پول زیادی توش هست.
‫- آره، درسته.

500
00:22:53,078 --> 00:22:55,206
‫برخی از متخصصان ضد پیری
‫معتقدن که تزریق خون جوان...

501
00:22:55,331 --> 00:22:57,666
‫می‌تونه به معنای واقعی کلمه،
‫زمان رو به عقب برگردونه.

502
00:22:57,791 --> 00:22:59,043
‫مثل خون‌آشام‌ها می‌مونن.

503
00:22:59,084 --> 00:23:00,995
‫- اریک همین کار رو کرده؟
‫- خب، شاید نه برای خودش.

504
00:23:01,045 --> 00:23:02,671
‫شاید گرفتار این قضیه شده.

505
00:23:02,713 --> 00:23:04,840
‫خیلی‌خب، این دیگه خیلی عجیب شد.

506
00:23:04,965 --> 00:23:07,676
‫پس اگه اریک خونش رو
‫به یک هکر زیستی فروخته،

507
00:23:07,801 --> 00:23:09,553
‫- چقدر می‌تونسته بابتش بگیره؟
‫- برای همچین...

508
00:23:09,678 --> 00:23:10,846
‫ورزشکار برگزیده‌ای؟ احتمالا...

509
00:23:10,888 --> 00:23:12,556
‫از چند هزار دلار برای
‫یک کیسه حرف می‌زنیم.

510
00:23:12,681 --> 00:23:15,893
‫- اینجوری می‌خواسته پول بازپروری رو بده.
‫- ولی اوضاع بد پیش رفته.

511
00:23:16,018 --> 00:23:18,604
‫اگه هنوز اون بیرون باشه،
‫ممکنه در وضعیت بدی باشه.

512
00:23:18,729 --> 00:23:19,980
‫ما هم اصلا نمی‌دونیم پیش کیه.

513
00:23:20,689 --> 00:23:23,484
‫بابی، اسمی مرتبط با اون فضای اداری
‫که واسه‌مون فرستادی، پیدا نکردی؟

514
00:23:23,651 --> 00:23:26,320
‫متعلق به یک شرکت
‫مسئولیت محدود در دلاور هست.

515
00:23:26,654 --> 00:23:27,655
‫به جستجو ادامه می‌دم.

516
00:23:27,780 --> 00:23:29,615
‫خیلی‌خب. اگه چیزی پیدا کردی،
‫بهم خبر بده.

517
00:23:30,824 --> 00:23:31,825
‫چی فهمیدی؟

518
00:23:31,867 --> 00:23:33,744
‫کارفرمامون بهم پیام داده. اون...

519
00:23:33,786 --> 00:23:35,246
‫کل روز پیام می‌ده.

520
00:23:35,371 --> 00:23:37,748
‫- پشتیبان دانشگاهی؟
‫- آره، شین نایال.

521
00:23:37,873 --> 00:23:39,408
‫می‌خواد حضوری خبرهای جدید رو بهش بدم.

522
00:23:39,458 --> 00:23:40,668
‫باید برم باهاش حرف بزنم.

523
00:23:43,170 --> 00:23:44,922
‫مهم نیست چقدر به کارمند
‫استخرم پول بدم،

524
00:23:45,047 --> 00:23:48,008
‫به نوعی همیشه خودم
‫باید بهش رسیدگی کنم.

525
00:23:49,510 --> 00:23:50,803
‫واقعا فکر می‌کنی که اریک...

526
00:23:50,928 --> 00:23:52,721
‫بخشی از این چیزهای هک زیستی بوده؟

527
00:23:52,846 --> 00:23:55,808
‫ما معتقدیم که خونش رو
‫برای دریافت پول، می‌فروخته.

528
00:23:57,059 --> 00:23:59,019
‫- خب، کی می‌خره؟
‫- هنوز این رو نمی‌دونیم.

529
00:23:59,144 --> 00:24:01,063
‫ولی شاید اریک پیش‌شون باشه.

530
00:24:01,188 --> 00:24:02,856
‫چرا این کار رو کرده؟

531
00:24:02,982 --> 00:24:04,608
‫پول لازم داشته تا به نامزدش کمک کنه.

532
00:24:04,733 --> 00:24:06,310
‫- خبر جدیدی از اون نشده؟
‫- الان در حالت...

533
00:24:06,360 --> 00:24:09,113
‫کمای القایی درمانی است ولی
‫دکترها فکر می‌کنن زنده می‌مونه.

534
00:24:10,322 --> 00:24:11,907
‫- خوشحالم می‌شنوم.
‫- آره.

535
00:24:12,032 --> 00:24:13,826
‫خیلی‌خب، من می‌رم دنبال اریک بگردم.

536
00:24:13,951 --> 00:24:15,244
‫اه، در اون مورد.

537
00:24:15,536 --> 00:24:17,204
‫من مژدگونی رو برمی‌دارم.

538
00:24:19,540 --> 00:24:20,708
‫دانشگاه نبراسکای جنوبی...

539
00:24:20,833 --> 00:24:22,251
‫پیشنهاد بورسیه به اریک رو لغو کرده.

540
00:24:22,543 --> 00:24:24,086
‫حالا که پلیس درگیر قضیه شده،

541
00:24:24,211 --> 00:24:27,214
‫اون‌ها نگران تبلیغات منفی هستن.

542
00:24:27,339 --> 00:24:29,550
‫«چاقو خوردن نامزد ستاره جذب شده»
‫از اون دست...

543
00:24:29,675 --> 00:24:32,136
‫تیترهای خبری نیست که
‫بخوان باهاش مرتبط بشن.

544
00:24:32,261 --> 00:24:34,304
‫پس بهتره در گام بعدی،
‫با پدر و مادرش صحبت کنی،

545
00:24:34,596 --> 00:24:37,266
‫چون در حال حاضر،
‫من دیگه کاری بهش ندارم.

546
00:24:37,558 --> 00:24:38,726
‫داری اشتباه می‌کنی.

547
00:24:38,851 --> 00:24:40,936
‫من واقعا چاره‌ای ندارم.

548
00:24:41,061 --> 00:24:43,981
‫ولی می‌خوام بابت تموم
‫زحماتی که کشیدی، تشکر کنم.

549
00:24:45,149 --> 00:24:46,650
‫این تو ۱۰ هزار دلار هست.

550
00:24:46,775 --> 00:24:48,736
‫پول مژدگونی ۵۰ هزار دلاره.

551
00:24:48,861 --> 00:24:50,612
‫فقط یه خرده زمان بده
‫تا به دستش بیارم.

552
00:24:50,738 --> 00:24:52,281
‫- می‌تونیم پیداش کنیم.
‫- متاسفم، بیلی.

553
00:24:52,573 --> 00:24:54,116
‫تمومه.

554
00:24:54,241 --> 00:24:56,035
‫باید از دانشگاه حمایت کنم.

555
00:24:56,160 --> 00:24:57,578
‫به همین سادگی.

556
00:24:59,246 --> 00:25:00,914
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتی.

557
00:25:03,917 --> 00:25:05,627
‫این قضیه واقعا باورنکردنیه.

558
00:25:05,753 --> 00:25:07,546
‫هضمش سخته. می‌تونم درک کنم.

559
00:25:07,671 --> 00:25:09,715
‫شما... اریک رو ندیدین که...

560
00:25:09,840 --> 00:25:11,842
‫اخیرا با کسی حرف بزنه
‫که شما نمی‌شناختین؟

561
00:25:11,967 --> 00:25:14,178
‫نه. نه، کسی رو یادم نمیاد.

562
00:25:14,303 --> 00:25:16,096
‫من متوجه شدم که اریک...

563
00:25:16,221 --> 00:25:19,683
‫مکمل‌های غذایی و پودر پروتئین
‫زیادی در گاراژ داره.

564
00:25:19,808 --> 00:25:20,934
‫این چیزها رو خودش خریده؟

565
00:25:21,059 --> 00:25:23,187
‫نه، مربیش اون‌ها رو هماهنگ می‌کرد.

566
00:25:23,312 --> 00:25:24,513
‫برنامه عملکرد واسش تنظیم کرده.

567
00:25:24,563 --> 00:25:25,806
‫مربی پرز؟

568
00:25:25,856 --> 00:25:27,065
‫فکر می‌کنی یه ارتباطی به قضیه داره؟

569
00:25:27,107 --> 00:25:28,233
‫نمی‌دونم.

570
00:25:28,358 --> 00:25:29,860
‫یک نفر اون رو برای این قضیه...

571
00:25:29,985 --> 00:25:31,695
‫هک زیستی جذب کرده، درسته؟

572
00:25:31,820 --> 00:25:34,281
‫کسی که احتمالا می‌دونسته
‫به پول احتیاج داره.

573
00:25:34,573 --> 00:25:36,784
‫ای کاش میومد پیش ما.

574
00:25:36,909 --> 00:25:39,036
‫بعد از چیزهایی که در مورد اشلی گفتم،

575
00:25:39,161 --> 00:25:40,871
‫آره، سرزنشش نمی‌کنم.

576
00:25:42,748 --> 00:25:44,625
‫این تقصیر منه.

577
00:25:45,793 --> 00:25:48,003
‫من هر کار بتونم انجام می‌دم
‫تا پسرتون رو خونه برگردونم.

578
00:25:48,128 --> 00:25:49,963
‫ممنونم.

579
00:26:01,099 --> 00:26:01,850
‫بیلی، سلام.

580
00:26:01,975 --> 00:26:02,851
‫سلام.

581
00:26:02,976 --> 00:26:04,061
‫خبر بد دارم.

582
00:26:04,186 --> 00:26:05,896
‫مژدگونی کنسل شد.

583
00:26:06,021 --> 00:26:08,065
‫شین نایال پول مژدگونی رو لغو کرد.

584
00:26:08,190 --> 00:26:10,108
‫گفت تبلیغات منفی زیادی وجود داره.

585
00:26:10,234 --> 00:26:12,945
‫خب، اریک هنوز زنده است،
‫پس باید دنبالش بگردیم.

586
00:26:13,070 --> 00:26:15,155
‫گوش کن، فکر کنم
‫شاید مربیش دخیل باشه.

587
00:26:15,280 --> 00:26:16,698
‫سعی کردم زنگ بزنم،
‫ولی جواب نمی‌ده.

588
00:26:16,823 --> 00:26:18,200
‫خب، می‌تونی دنبالش بگردی.

589
00:26:18,325 --> 00:26:20,661
‫می‌دونی، من مجانی کار نمی‌کنم.

590
00:26:20,786 --> 00:26:22,663
‫به علاوه، پلیس اریک رو پیدا می‌کنه.

591
00:26:22,788 --> 00:26:24,164
‫پس، چی شد، الان می‌خوای بری؟

592
00:26:24,289 --> 00:26:25,791
‫نگران نباش.

593
00:26:25,916 --> 00:26:27,084
‫اطلاعات هک زیستی رو می‌گیرم،

594
00:26:27,209 --> 00:26:29,336
‫فایل‌هام رو تحویل می‌دم ولی من دیگه...

595
00:26:29,628 --> 00:26:30,921
‫کاری ندارم.

596
00:26:31,046 --> 00:26:33,840
‫من فقط... نباید اصلا برمی‌گشتم اینجا.

597
00:26:33,966 --> 00:26:36,009
‫وقتشه گذشته رو فراموش کنم.

598
00:26:36,134 --> 00:26:37,844
‫سهم تو از جایزه دلداری رو می‌فرستم.

599
00:26:37,970 --> 00:26:39,304
‫نایال به من...

600
00:26:39,596 --> 00:26:41,682
‫ده هزار دلار برای زحمتم داده.

601
00:26:41,807 --> 00:26:43,183
‫مجبور نیستی مزدور باشی.

602
00:26:43,308 --> 00:26:44,726
‫مزدور.

603
00:26:44,851 --> 00:26:45,936
‫اون بچه هنوز زنده است.

604
00:26:46,061 --> 00:26:47,020
‫ممکنه تو دردسر باشه.

605
00:26:47,145 --> 00:26:48,063
‫خب، همونطور که گفتم،

606
00:26:48,188 --> 00:26:49,231
‫تو می‌تونی بازم بگردی.

607
00:26:49,523 --> 00:26:50,857
‫ولی توصیه می‌کنم به پلیس بسپاری.

608
00:26:50,983 --> 00:26:52,526
‫می‌دونی که نمی‌تونم این کار رو بکنم.

609
00:26:52,651 --> 00:26:53,902
‫می‌دونستم این حرف رو می‌زنی.

610
00:26:54,027 --> 00:26:56,196
‫مثل همیشه خوش گذشت.

611
00:26:56,530 --> 00:26:57,864
‫پس تموم شد؟

612
00:26:57,990 --> 00:26:59,074
‫این قضیه کاریه، کالتر.

613
00:26:59,199 --> 00:27:00,534
‫خودت می‌دونی.

614
00:27:00,659 --> 00:27:02,160
‫می‌بینمت.

615
00:27:11,003 --> 00:27:13,046
‫احمق.

616
00:27:29,021 --> 00:27:30,314
‫کارآگاه.

617
00:27:32,733 --> 00:27:33,900
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

618
00:27:34,026 --> 00:27:35,736
‫- مربی پرز رو ندیدی؟
‫- امروز نه.

619
00:27:35,861 --> 00:27:37,321
‫چرا دنبالش می‌گردی؟

620
00:27:37,612 --> 00:27:39,031
‫خب، پدر و مادر اریک گفتن که...

621
00:27:39,156 --> 00:27:41,199
‫اکثر مکمل‌های غذاییش رو
‫مربی پرز بهش داده.

622
00:27:41,491 --> 00:27:42,576
‫حالا نمی‌دونم چی بگم،

623
00:27:42,701 --> 00:27:43,785
‫فقط فکر می‌کردم که...

624
00:27:43,910 --> 00:27:45,203
‫هک زیستی برای اون...

625
00:27:45,495 --> 00:27:47,164
‫خیلی راحته که درگیرش شده باشه.

626
00:27:47,289 --> 00:27:48,832
‫من مربی پرز رو از مدت‌ها قبل می‌شناسم.

627
00:27:48,957 --> 00:27:51,084
‫باور کردنش واسم سخته
‫ولی بررسی می‌کنم.

628
00:27:51,209 --> 00:27:53,503
‫- ممنون.
‫- خواهش.

629
00:27:53,628 --> 00:27:54,546
‫بیلی نیومد؟

630
00:27:54,671 --> 00:27:55,672
‫ندیدیش؟

631
00:27:55,797 --> 00:27:56,798
‫نه. چرا؟

632
00:27:59,676 --> 00:28:01,261
‫گفت قراره بیاد اینجا
‫و فایل‌هاش رو بده.

633
00:28:01,553 --> 00:28:02,637
‫نیومده.

634
00:28:02,763 --> 00:28:04,097
‫تعجبی نداره.

635
00:28:04,222 --> 00:28:06,016
‫یک نصیحت بکنم.

636
00:28:06,141 --> 00:28:07,809
‫ازش دوری کن.

637
00:28:07,934 --> 00:28:09,144
‫به نظر آدم خوبی میای
‫ولی باور کن،

638
00:28:09,269 --> 00:28:10,604
‫اون درست مثل مادرشه.

639
00:28:16,818 --> 00:28:18,653
‫سلام، با بیلی متالان تماس گرفتید.

640
00:28:18,779 --> 00:28:20,530
‫پیغام بذارید. من باهاتون تماس می‌گیرم.

641
00:29:25,095 --> 00:29:26,721
‫چه خبرا، کالتر؟

642
00:29:26,847 --> 00:29:27,931
‫به کمکت احتیاج دارم.

643
00:29:28,056 --> 00:29:29,099
‫دارم به کامپیوتر بیلی نگاه می‌کنم.

644
00:29:29,224 --> 00:29:30,258
‫انگار داشته تلاش می‌کرده...

645
00:29:30,308 --> 00:29:32,227
‫به فایل رمزگذاری شده
‫مشتریان و سرمایه‌گذاران...

646
00:29:32,269 --> 00:29:33,512
‫مرتبط با شرکتی به اسم...

647
00:29:33,562 --> 00:29:34,896
‫«اورلایف اینوویشن» نفوذ کنه.

648
00:29:35,605 --> 00:29:37,232
‫ممکنه یک شرکت هک زیستی باشه.

649
00:29:37,524 --> 00:29:40,527
‫الان فایلش رو واست می‌فرستم.
‫فرستادم.

650
00:29:42,112 --> 00:29:43,029
‫باید به دستت رسیده باشه.

651
00:29:43,154 --> 00:29:44,239
‫می‌تونی بهش نفوذ کنی؟

652
00:29:44,531 --> 00:29:45,865
‫بذار برم سر وقتش.

653
00:29:45,991 --> 00:29:47,075
‫صبر کن ببینم،
‫نمی‌تونی از خودش بپرسی؟

654
00:29:47,200 --> 00:29:48,785
‫غیبش زده.

655
00:29:48,910 --> 00:29:51,246
‫نگو که دوباره جواب تماس‌هات رو نمی‌ده.

656
00:29:51,538 --> 00:29:53,206
‫فکر کنم یک بلایی سرش اومده.

657
00:29:55,208 --> 00:29:59,045
‫هی. هی. حالت خوبه؟

658
00:29:59,170 --> 00:30:00,380
‫اریک؟

659
00:30:01,548 --> 00:30:02,799
‫اریک، خوبی؟

660
00:30:02,924 --> 00:30:04,759
‫تو کی هستی؟

661
00:30:04,884 --> 00:30:06,720
‫من بیلی‌ام.
‫استخدام شدم تا پیدات کنم.

662
00:30:08,179 --> 00:30:10,056
‫الان کجا هستیم؟

663
00:30:10,181 --> 00:30:11,349
‫نمی‌دونم.

664
00:30:11,433 --> 00:30:13,268
‫وقتی تو رو آوردن اینجا،
‫حرف زدنشون رو شنیدم.

665
00:30:14,102 --> 00:30:15,103
‫می‌خوان ما رو جابجا کنن.

666
00:30:15,228 --> 00:30:16,146
‫این خیلی بده.

667
00:30:16,271 --> 00:30:17,647
‫کسایی که برای اورلایف کار می‌کنن؟

668
00:30:17,689 --> 00:30:19,107
‫همون شرکت ضد پیری؟

669
00:30:19,232 --> 00:30:20,775
‫به خاطر خونت، بهت پول دادن؟

670
00:30:20,900 --> 00:30:22,986
‫آره. بهم گفتن که
‫برای چند کیسه خون،

671
00:30:23,111 --> 00:30:24,854
‫ده هزار دلار بهم می‌دن.
‫منم پول لازم داشتم...

672
00:30:24,904 --> 00:30:26,364
‫تا به اشلی کمک کنم.

673
00:30:27,741 --> 00:30:29,617
‫خب، الان چرا اینجایی؟

674
00:30:29,743 --> 00:30:30,952
‫گفتن باید یک بار دیگه بیام.

675
00:30:32,203 --> 00:30:33,913
‫بعد وقتی داشتم تمرین می‌کردم،
‫اومدن من رو بردن.

676
00:30:34,039 --> 00:30:35,165
‫پس واسه همین تلفن و وسایلت،

677
00:30:35,206 --> 00:30:36,833
‫هنوز تو زمین بیسبال بودن.

678
00:30:36,958 --> 00:30:38,752
‫همه چیز اولش عادی بود.

679
00:30:38,877 --> 00:30:40,128
‫یک چیزی بهم دادن تا آروم بشم...

680
00:30:40,253 --> 00:30:41,921
‫و بیهوش بشم، مثل همیشه...

681
00:30:42,047 --> 00:30:43,089
‫ولی این دفعه...

682
00:30:43,214 --> 00:30:45,008
‫- چی شد؟
‫- فکر کنم قبل از اینکه...

683
00:30:45,133 --> 00:30:47,135
‫کارم تموم بشه، اثرش رفت.
‫به هوش اومدم و...

684
00:30:47,260 --> 00:30:49,596
‫یک بچه دیگه کنارم
‫روی تخت بود، ولی...

685
00:30:49,721 --> 00:30:51,973
‫مُرده بود. واسه همین فرار کردم.

686
00:30:52,098 --> 00:30:53,600
‫با اشلی رفتی سمت محوطه راه آهن.

687
00:30:55,268 --> 00:30:56,770
‫چرا نرفتی پیش پلیس؟

688
00:30:56,895 --> 00:30:59,022
‫ترسیده بودم. کاری که من کردم...

689
00:30:59,147 --> 00:31:00,899
‫همون فروش خون... حتما غیرقانونیه.

690
00:31:01,024 --> 00:31:03,610
‫واسه همین کیسه خون رو با خودم بردم.

691
00:31:03,735 --> 00:31:05,320
‫من...

692
00:31:05,612 --> 00:31:07,322
‫نمی‌خواستم بورسیه بیسبالم رو
‫از دست بدم.

693
00:31:07,614 --> 00:31:09,866
‫باهاشون مبارزه کردم ولی...

694
00:31:09,991 --> 00:31:11,576
‫یک کیسه روی سرم کشیدن...

695
00:31:11,701 --> 00:31:14,329
‫و من رو انداختن تو صندوق عقب
‫و آوردن اینجا.

696
00:31:14,621 --> 00:31:15,914
‫- اون‌ها اشلی رو کشتن.
‫- هی.

697
00:31:16,039 --> 00:31:17,123
‫اشلی نمُرده.

698
00:31:18,583 --> 00:31:19,876
‫- زنده است.
‫- ولی...

699
00:31:20,001 --> 00:31:21,127
‫چطور زنده مونده؟

700
00:31:21,252 --> 00:31:23,338
‫چون یک مبارزه.

701
00:31:23,630 --> 00:31:25,048
‫ما هم قراره مبارز باشیم، خیلی‌خب؟

702
00:31:25,173 --> 00:31:26,132
‫زود باش.

703
00:31:26,257 --> 00:31:27,592
‫نمی‌فهمم.

704
00:31:27,717 --> 00:31:28,718
‫چرا هنوز ما رو نکشتن؟

705
00:31:28,843 --> 00:31:30,095
‫چون هنوز به خونت احتیاج دارن.

706
00:31:30,220 --> 00:31:31,763
‫کسی مثل تو...

707
00:31:31,888 --> 00:31:33,473
‫برای این افراد، خیلی می‌ارزه.

708
00:31:34,641 --> 00:31:36,226
‫- تو چطور؟
‫- حدس می‌زنم...

709
00:31:36,351 --> 00:31:37,936
‫شاید من رو برای اهرم فشار لازم دارن.

710
00:31:40,814 --> 00:31:42,315
‫تا موقعی که دیگه لازم نداشته باشن.

711
00:31:53,326 --> 00:31:54,828
‫سلام، شرمنده دیر وقت مزاحم شدم.

712
00:31:54,953 --> 00:31:56,329
‫کالتر شاو هستم.
‫با بیلی کار می‌کنم.

713
00:31:56,621 --> 00:31:57,864
‫اوه. بله.

714
00:31:57,914 --> 00:31:59,290
‫عالی شد. امروز پیش شما اومده بود.

715
00:31:59,332 --> 00:32:00,325
‫درسته.

716
00:32:00,375 --> 00:32:01,793
‫من نمی‌تونم پیداش کنم.

717
00:32:01,835 --> 00:32:03,545
‫می‌خواستم بدونم شما نمی‌دونین کجا بوده...

718
00:32:03,670 --> 00:32:04,546
‫یا کجا می‌خواسته بره.

719
00:32:04,671 --> 00:32:06,005
‫حتما. بیا تو.

720
00:32:06,131 --> 00:32:07,048
‫ممنون.

721
00:32:10,176 --> 00:32:11,386
‫از این طرف.

722
00:32:12,762 --> 00:32:15,056
‫پس داری می‌گی نمی‌تونی
‫بیلی رو پیدا کنی؟

723
00:32:15,181 --> 00:32:17,600
‫نه. اه، بهم گفت که پیش شما بوده.

724
00:32:17,725 --> 00:32:19,561
‫می‌دونم که مژدگونی رو لغو کردین.

725
00:32:19,686 --> 00:32:22,564
‫آره. آره، درسته.
‫تصمیم سختی بود.

726
00:32:22,689 --> 00:32:24,232
‫- ورزش‌های سطح بالا، درسته؟
‫- اممم.

727
00:32:24,357 --> 00:32:27,193
‫دانشگاه مجبور شد ازش بگذره.
‫ولی امیدوارم که پیداش کنن.

728
00:32:27,318 --> 00:32:28,987
‫آره، بگذریم، بیلی...

729
00:32:29,112 --> 00:32:30,238
‫چند ساعت پیش رفت.

730
00:32:31,948 --> 00:32:34,868
‫من متوجه دوربین‌های امنیتی
‫جلو در شدم. خیلی گرون‌قیمتن.

731
00:32:34,993 --> 00:32:36,661
‫می‌خواستم ببینم می‌شه
‫یک نگاهی به فیلم‌ها بندازم.

732
00:32:36,703 --> 00:32:38,538
‫فقط می‌خوام بفهمم که
‫دقیقا چه زمانی رفته.

733
00:32:38,663 --> 00:32:40,248
‫آره، مشکلی نیست.

734
00:32:40,540 --> 00:32:42,625
‫اه، می‌شه فیلم‌های دوربین امنیتی رو...

735
00:32:42,750 --> 00:32:44,043
‫برای دوست‌مون بیاری؟

736
00:32:44,168 --> 00:32:45,712
‫اممم، نوشیدنی چیزی نمی‌خوای؟

737
00:32:45,837 --> 00:32:47,046
‫چیزی نمی‌خوام.

738
00:32:53,720 --> 00:32:54,888
‫ممنون.

739
00:32:57,432 --> 00:32:59,434
‫[زیست‌شناسی مسبب اوج عملکرد]

740
00:33:00,351 --> 00:33:02,312
‫بیلی اشاره کرد که اریک
‫خونش رو برای پول می‌فروخته؟

741
00:33:02,353 --> 00:33:04,939
‫اممم. آره گفت.

742
00:33:05,064 --> 00:33:06,566
‫اممم.

743
00:33:06,691 --> 00:33:09,152
‫یک جور نقشه هک زیستی.

744
00:33:09,277 --> 00:33:11,821
‫آره، من چیزی در موردش نمی‌دونم.

745
00:33:11,946 --> 00:33:12,947
‫ولی کتاب‌های زیادی...

746
00:33:13,072 --> 00:33:14,073
‫در موردش دارین، مگه نه؟

747
00:33:14,198 --> 00:33:15,241
‫جدی؟

748
00:33:15,283 --> 00:33:17,076
‫همم.

749
00:33:22,373 --> 00:33:23,950
‫[بابی: به فایل رمزگذاری شده نفوذ کردم.]

750
00:33:24,000 --> 00:33:26,002
‫[شین نایال سرمایه‌گذار اصلی
‫اورلایف اینوویشن هست.]

751
00:33:26,210 --> 00:33:28,588
‫خب، بگو لطفا، چون
‫کنجکاوم بدونم، جواب هم می‌ده؟

752
00:33:28,713 --> 00:33:30,882
‫خون افراد جوان واقعا
‫جلوی پیر شدن رو می‌گیره؟

753
00:33:31,007 --> 00:33:32,800
‫خون اریک چطور؟

754
00:33:32,925 --> 00:33:34,010
‫یعنی جوان، ورزشکار برجسته...

755
00:33:34,135 --> 00:33:36,054
‫تصور می‌کنم باید جواب بده، ها؟

756
00:33:36,179 --> 00:33:37,388
‫چی می‌خوای بگی؟

757
00:33:37,430 --> 00:33:38,473
‫اونی که خون اریک رو خرید،

758
00:33:38,514 --> 00:33:39,849
‫تو بودی، مگه نه؟

759
00:33:41,184 --> 00:33:43,770
‫اون گم می‌شه، دانشگاه مژدگونی میذاره.

760
00:33:46,105 --> 00:33:48,775
‫همه جور دلیل داشتی
‫که درگیر این قضیه بشی.

761
00:33:50,234 --> 00:33:51,944
‫نمی‌دونی داری از چی حرف می‌زنی.

762
00:33:52,070 --> 00:33:53,946
‫به‌روزرسانی‌های مداوم از بیلی؟

763
00:33:54,072 --> 00:33:55,156
‫تو می‌خواستی به اریک برسی.

764
00:33:55,198 --> 00:33:56,282
‫خرابکاریت رو درست کنی.

765
00:33:56,616 --> 00:33:57,617
‫بعد که پیداش کردی،

766
00:33:57,742 --> 00:33:58,868
‫مژدگونی رو لغو کردی.

767
00:33:58,993 --> 00:34:00,912
‫سوال اینجاست که الان کجاست؟

768
00:34:03,122 --> 00:34:04,290
‫کجاست؟

769
00:35:04,267 --> 00:35:05,601
‫بلند شو.

770
00:35:26,747 --> 00:35:28,499
‫قیچی رو بذار کنار.
‫لازم نیست کسی صدمه ببینه.

771
00:35:28,541 --> 00:35:29,917
‫تفنگ رو بنداز.

772
00:35:30,042 --> 00:35:31,335
‫من می‌کشمش.

773
00:35:31,460 --> 00:35:33,337
‫حرکت خوبی نیست.

774
00:35:33,462 --> 00:35:35,298
‫نه. تفنگ رو ننداز.

775
00:35:41,804 --> 00:35:43,472
‫خوبی؟ آره؟

776
00:35:43,764 --> 00:35:45,474
‫چه مرگت شده؟

777
00:35:45,766 --> 00:35:47,143
‫- من چه مرگمه؟
‫- آره.

778
00:35:47,268 --> 00:35:48,895
‫چطوره فقط بگی «ممنون»؟

779
00:35:49,020 --> 00:35:49,979
‫ممنون.

780
00:35:51,314 --> 00:35:52,732
‫ممکن بود من رو بکشی.

781
00:36:05,286 --> 00:36:07,788
‫سلام. ممنون که اومدی.

782
00:36:08,122 --> 00:36:10,499
‫- می‌خواستم یه چیزی بهت بدم.
‫- اوه.

783
00:36:10,625 --> 00:36:14,170
‫می‌دونم زیاد نیست ولی در حال
‫حاضر همینقدر ازمون بر میاد.

784
00:36:14,295 --> 00:36:16,172
‫خیلی هم کافیه. ممنون.

785
00:36:16,297 --> 00:36:18,174
‫ولی می‌دونی، این کار رو
‫خودم تنهایی انجام ندادم.

786
00:36:18,299 --> 00:36:20,593
‫بیلی متالان خیلی کمک کرد.

787
00:36:20,718 --> 00:36:22,470
‫می‌دونم که خونواده‌هاتون
‫با هم مشکل دارن...

788
00:36:22,511 --> 00:36:24,096
‫و این ارتباطی به من نداره.

789
00:36:24,221 --> 00:36:26,349
‫ولی اگه بیلی نبود،
‫پسرتون الان اینجا نبود.

790
00:36:29,185 --> 00:36:30,436
‫خبری از دانشگاه نبراسکای جنوبی نشد؟

791
00:36:30,478 --> 00:36:31,646
‫- هنوز می‌خوانش.
‫- هنوز می‌خوان.

792
00:36:31,687 --> 00:36:32,730
‫اوهوم.

793
00:36:32,772 --> 00:36:34,482
‫فردا پیش قرارداد رو امضاء می‌کنه.

794
00:36:34,607 --> 00:36:37,818
‫ممنون که پسرم رو پیشم برگردوندی.

795
00:36:39,487 --> 00:36:41,489
‫اشتباهات زیادی کردم ولی...

796
00:36:41,614 --> 00:36:42,657
‫می‌خوام بهتر عمل کنم.

797
00:36:44,158 --> 00:36:46,661
‫- یعنی دیگه به اشلی سخت نمی‌گیری؟
‫- آره.

798
00:36:46,786 --> 00:36:48,704
‫اریک واقعا بهش اهمیت می‌ده و...

799
00:36:48,829 --> 00:36:50,164
‫همین برای من کافیه.

800
00:36:52,583 --> 00:36:55,086
‫متوجه دستکش اضافی شدم.

801
00:36:55,211 --> 00:36:56,587
‫- اشکال نداره چندتا پرت کنم؟
‫- بذار ببینیم.

802
00:36:56,712 --> 00:36:57,505
‫- جدی؟
‫- آره.

803
00:36:59,674 --> 00:37:02,343
‫خیلی‌خب. نشون بده ببینم چی یاد داری.

804
00:37:04,053 --> 00:37:05,513
‫اووه! خیلی‌خب.

805
00:37:07,056 --> 00:37:07,973
‫حالا تو نشون بده.

806
00:37:10,685 --> 00:37:12,395
‫باریکلا.

807
00:37:12,520 --> 00:37:13,688
‫یه خرده فرسوده شدم.

808
00:37:13,813 --> 00:37:15,523
‫فکر نمی‌کنم.
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

809
00:37:15,648 --> 00:37:16,732
‫دست محکمی داری.

810
00:37:17,692 --> 00:37:18,818
‫تا حالا بازی کردی؟

811
00:37:19,110 --> 00:37:20,986
‫می‌خواستم. بابام نمیذاشت.

812
00:37:22,321 --> 00:37:23,239
‫چقدر حیف.

813
00:37:26,033 --> 00:37:27,201
‫تو بچه خوبی داری.

814
00:37:28,536 --> 00:37:30,204
‫درسته.

815
00:37:30,329 --> 00:37:31,372
‫مراقب همدیگه باشین، باشه؟

816
00:37:32,456 --> 00:37:33,499
‫پسر خوبی باش.

817
00:37:42,216 --> 00:37:43,384
‫یکی بهت بدهکار شدم.

818
00:37:43,509 --> 00:37:44,718
‫بذار یک چیزی بگم.

819
00:37:45,052 --> 00:37:46,554
‫می‌تونیم بگیم بی‌حساب شدیم...

820
00:37:46,679 --> 00:37:50,182
‫اگه بهم بگی که چرا
‫اینجا ازت خوششون نمیاد.

821
00:37:54,645 --> 00:37:57,014
‫وقتی بچه بودم، بابام ما رو ترک کرد،

822
00:37:57,064 --> 00:37:58,441
‫برای همین هیچوقت درست نشناختمش.

823
00:37:59,650 --> 00:38:01,569
‫مامانم تنهایی از من و خواهرم
‫مراقبت کرد...

824
00:38:01,694 --> 00:38:05,448
‫و برای اینکه از پس مخارج بر بیاد،‌ اون...

825
00:38:05,573 --> 00:38:06,824
‫دزدی می‌کرد.

826
00:38:07,116 --> 00:38:09,243
‫بعضی وقت‌ها از ما استفاده می‌کرد
‫تا کمکش کنیم.

827
00:38:09,368 --> 00:38:12,121
‫وقتی از مغازه دزدی می‌کرد،
‫ما حواس کارمند فروشگاه رو پرت می‌کردیم.

828
00:38:12,246 --> 00:38:14,290
‫حتی یک بار موقع کریسمس مجبورمون کرد...

829
00:38:14,415 --> 00:38:16,417
‫قوطی‌های اهدا پول دستمون بگیریم.

830
00:38:16,542 --> 00:38:18,335
‫ولی بزرگ‌ترین دزدیمون...

831
00:38:18,460 --> 00:38:20,796
‫زمانی بود که در شهرداری
‫مشغول به کار شد.

832
00:38:21,088 --> 00:38:23,132
‫اون دفتردار بود.

833
00:38:23,257 --> 00:38:25,384
‫تقریبا نیم میلیون دلار
‫از خزانه اختلاس کرد.

834
00:38:26,552 --> 00:38:29,513
‫اون سال شهرداری نتونست
‫حقوق‌ها و مستمری‌ها رو بده...

835
00:38:29,638 --> 00:38:31,098
‫و مردم حرف می‌زدن.

836
00:38:31,223 --> 00:38:33,475
‫نام متالان نابود شد.

837
00:38:33,601 --> 00:38:35,102
‫♪ ازت می‌خوام بدرخشی... ♪

838
00:38:35,227 --> 00:38:37,021
‫تو بچه بودی.

839
00:38:37,146 --> 00:38:38,606
‫تقصیر تو نبود.

840
00:38:39,773 --> 00:38:41,108
‫با خودت فکر می‌کنی
‫واسه‌شون مهمه.

841
00:38:43,611 --> 00:38:44,862
‫متاسفم.

842
00:38:46,030 --> 00:38:47,114
‫حتما سخت بوده.

843
00:38:48,782 --> 00:38:51,285
‫خواهرم ۲۰ سالش بود،
‫برای همین از شهر رفت.

844
00:38:51,410 --> 00:38:53,037
‫من هنوز دبیرستانی بودم،

845
00:38:53,162 --> 00:38:55,122
‫مجبور بودم تا فارغ‌التحصیلی تحمل کنم.

846
00:38:55,247 --> 00:38:57,374
‫♪ یک بازی فوتبال... ♪

847
00:38:57,499 --> 00:38:59,793
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم
‫که مردم چقدر سنگدل بودن.

848
00:39:00,085 --> 00:39:03,047
‫مهم نبود که اف‌بی‌آی گفت
‫منم یک قربانی بودم.

849
00:39:03,172 --> 00:39:05,466
‫همه‌شون بازم من رو سرزنش می‌کنن.

850
00:39:05,591 --> 00:39:07,426
‫♪ نئون به شب احتیاج داره... ♪

851
00:39:07,551 --> 00:39:08,802
‫مجبور نبودی برگردی.

852
00:39:09,136 --> 00:39:10,304
‫می‌دونم.

853
00:39:10,429 --> 00:39:13,223
‫ولی می‌خواستم یک کار مثبت بکنم.

854
00:39:13,349 --> 00:39:15,809
‫می‌دونی؟ یک چیزی که اینجا باقی بمونه.

855
00:39:17,269 --> 00:39:18,270
‫همین کار رو کردی.

856
00:39:18,395 --> 00:39:19,772
‫♪ ازت می‌خوام بدرخشی... ♪

857
00:39:20,064 --> 00:39:21,106
‫حتی پیت‌بول ازت تشکر کرد.

858
00:39:21,231 --> 00:39:22,316
‫بامزه بود.

859
00:39:22,441 --> 00:39:23,776
‫بامزه‌بازی در نمیارم،
‫جدی می‌گم.

860
00:39:24,068 --> 00:39:25,569
‫یک پیام واسم فرستاد.

861
00:39:25,694 --> 00:39:27,404
‫بیا خودت ببین.

862
00:39:27,529 --> 00:39:29,365
‫نوشته: «ممنون.

863
00:39:29,490 --> 00:39:32,326
‫لطفا از طرف من،
‫از بیلی هم تشکر کن».

864
00:39:33,827 --> 00:39:36,121
‫- شوخی نمی‌کردی.
‫- شوخی نکردم.

865
00:39:43,629 --> 00:39:45,506
‫مسئله اینه که...

866
00:39:45,631 --> 00:39:47,925
‫من بچه بودم.

867
00:39:49,426 --> 00:39:51,512
‫ولی می‌دونستم کاری که
‫مامانم می‌کنه، درست نیست.

868
00:39:52,680 --> 00:39:54,098
‫کاری نکردم جلوش رو بگیرم.

869
00:39:55,683 --> 00:39:58,435
‫در آن واحد، دوستش داشتم
‫و ازش متنفر بودم.

870
00:39:58,560 --> 00:40:01,522
‫♪ هر صبحی به خورشید
‫احتیاج داره که طلوع کنه... ♪

871
00:40:01,647 --> 00:40:02,731
‫با این حس آشنام.

872
00:40:02,856 --> 00:40:04,525
‫واقعا؟

873
00:40:04,650 --> 00:40:07,528
‫♪ ازت می‌خوام بدرخشی... ♪

874
00:40:07,653 --> 00:40:08,862
‫آره.

875
00:40:09,196 --> 00:40:10,781
‫خب، اینم از این.

876
00:40:10,906 --> 00:40:13,534
‫راز تاریک خونوادگیم.

877
00:40:13,659 --> 00:40:14,743
‫چندتا دیگه هم دارم.

878
00:40:14,868 --> 00:40:16,370
‫منم همینطور.

879
00:40:17,830 --> 00:40:20,207
‫باید در موردشون چیکار کنیم؟

880
00:40:21,875 --> 00:40:23,919
‫درباره‌شون حرف نزنیم.

881
00:40:26,797 --> 00:40:31,009
‫«ترجمه از خشایار»