1
00:00:01,126 --> 00:00:03,837
‫[اوکسبرگ، نیوجرسی]

2
00:00:12,011 --> 00:00:13,054
‫حالا نظرت چیه؟

3
00:00:16,683 --> 00:00:18,184
‫به نظرم اشتباه بزرگی دارین می‌کنین.

4
00:00:18,268 --> 00:00:20,729
‫شاید، ولی وقتی تو کار و کاسبی
‫بقیه فضولی می‌کنی،

5
00:00:20,895 --> 00:00:22,272
‫همچین اتفاقی میفته.

6
00:00:22,355 --> 00:00:24,482
‫یالا، بیا انجامش بدیم.

7
00:00:36,453 --> 00:00:38,079
‫- رینی، چه خبرا؟
‫- سلام.

8
00:00:38,204 --> 00:00:39,414
‫هنوز تو ساحل شرقی هستی؟

9
00:00:39,539 --> 00:00:41,833
‫آره. یه خرده تو ویرجینیا اردو زدم.

10
00:00:42,041 --> 00:00:43,626
‫دارم می‌رم سمت شمال،
‫ببینم به کجا می‌رسم.

11
00:00:43,793 --> 00:00:45,336
‫احتمالش هست که بتونی بری نیوجرسی؟

12
00:00:45,462 --> 00:00:46,629
‫چی شده؟

13
00:00:46,755 --> 00:00:48,214
‫خب، الیوت اینجاست.

14
00:00:48,298 --> 00:00:49,632
‫یک موکل داره که
‫به کمکت احتیاج داره.

15
00:00:49,799 --> 00:00:51,176
‫جدی؟ جزئیات رو بهم بگو.

16
00:00:51,259 --> 00:00:52,677
‫آیوی هِیل. پسرش مت...

17
00:00:52,844 --> 00:00:54,554
‫گم شده. ۲۳ ساله است.

18
00:00:54,637 --> 00:00:56,723
‫تو یک شرکت سرمایه‌گذاری فناوری
‫در نیویورک کار می‌کنه.

19
00:00:56,890 --> 00:00:59,225
‫مامانش گفت واسه ناهار رفته
‫و دیگه اصلا برنگشته.

20
00:00:59,309 --> 00:01:01,352
‫ماشینش رو ول کرده،
‫گوشیش رو روی میز ول کرده.

21
00:01:01,478 --> 00:01:03,480
‫ها. چند وقت پیش؟

22
00:01:03,563 --> 00:01:05,148
‫دو روز پیش، واسه همین آیوی نگرانه...

23
00:01:05,273 --> 00:01:06,274
‫اتفاقی واسش افتاده باشه.

24
00:01:06,399 --> 00:01:08,485
‫یک پاداش ۵۰ هزار دلاری پیشنهاد داده.

25
00:01:08,651 --> 00:01:10,320
‫تا حالا اسم «نانوایی آیوی» رو شنیدی؟

26
00:01:10,445 --> 00:01:12,113
‫آشنا به نظر میاد.

27
00:01:12,238 --> 00:01:14,032
‫حس می‌کنم آخرین تو کنتیکت دیدم.

28
00:01:14,157 --> 00:01:15,074
‫- همون؟
‫- آره، یکی از شعبات.

29
00:01:15,200 --> 00:01:16,367
‫یک زنجیره کوچک داره.

30
00:01:16,493 --> 00:01:17,535
‫چه کاری واسش می‌کنی؟

31
00:01:17,660 --> 00:01:19,078
‫یک مار مجرده.

32
00:01:19,245 --> 00:01:20,705
‫این کار رو واسه خرجی زندگی، شروع کرد.

33
00:01:20,830 --> 00:01:21,998
‫ولی کار و کاسبیش موفق شد و...

34
00:01:21,998 --> 00:01:23,583
‫با خودش فکر کرد تنهایی از پسش بر میاد.

35
00:01:23,666 --> 00:01:25,126
‫ولی کاغذبازی‌های رو درست انجام نداد.

36
00:01:25,251 --> 00:01:27,003
‫بعد آی‌آراس حساب و کتابش رو بررسی کرد.

37
00:01:27,128 --> 00:01:28,880
‫به خاطر فرار مالیاتی، می‌خوان سراغش برن.

38
00:01:29,005 --> 00:01:30,632
‫چیز دیگه‌ای نیست که باید
‫در موردش بدونم؟

39
00:01:30,757 --> 00:01:32,383
‫باید بدونی که خیلی حساسه.

40
00:01:32,509 --> 00:01:34,260
‫می‌دونی، حرف دلش رو می‌زنه
‫و خواستار نتیجه است.

41
00:01:34,385 --> 00:01:35,428
‫این مدل آدم‌ها رو می‌شناسم.

42
00:01:35,553 --> 00:01:37,180
‫خودم همینجا نشستم، کالتر،‌ ممنون.

43
00:01:37,263 --> 00:01:39,057
‫ببین، یک مادریه...

44
00:01:39,182 --> 00:01:40,558
‫که خیلی نگران پسرش شده.

45
00:01:40,683 --> 00:01:42,018
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی
‫و ببینی نظرت چیه؟

46
00:01:43,436 --> 00:01:44,687
‫چند ساعت دیگه می‌رسم.

47
00:01:44,854 --> 00:01:46,522
‫اول صبح می‌تونم اونجا برسم.

48
00:01:46,648 --> 00:01:48,274
‫- عالی شد.
‫- ممنون.

49
00:01:59,035 --> 00:02:00,453
‫چندتا از این نونوایی‌ها دارین.

50
00:02:00,536 --> 00:02:02,247
‫- همه‌شون مثل همدیگه‌ان؟
‫- نه.

51
00:02:02,372 --> 00:02:03,414
‫این یکی منحصر به فرده.

52
00:02:03,539 --> 00:02:04,499
‫- این اولین شعبه‌ام بود.
‫- آه.

53
00:02:04,624 --> 00:02:06,334
‫به جز لوگو...

54
00:02:06,501 --> 00:02:07,961
‫و رنگ‌های جدید گاه به گاه،

55
00:02:08,086 --> 00:02:10,171
‫هیچوقت چیزی رو تغییر نمی‌دم.

56
00:02:10,338 --> 00:02:12,257
‫یادآور اینه که از کجا اومدم و...

57
00:02:13,967 --> 00:02:16,803
‫چیکار کردم تا به اینجا رسیدم.

58
00:02:16,928 --> 00:02:18,638
‫در مورد پسرت،‌ مت بهم بگو.

59
00:02:19,931 --> 00:02:21,933
‫بهترین پسری که یک مادر
‫می‌تونه آرزوش رو بکنه.

60
00:02:22,100 --> 00:02:24,227
‫پارسال از کلمبیا فارغ‌التحصیل شد.

61
00:02:24,352 --> 00:02:26,104
‫- دانشجوی ممتاز.
‫- امم.

62
00:02:26,229 --> 00:02:27,814
‫تو بخش تجزیه و تحلیل...

63
00:02:27,939 --> 00:02:30,108
‫شرکت سرمایه‌گذاری لمبرت-فاکس
‫در مرکز شهر کار می‌کنه.

64
00:02:30,191 --> 00:02:31,317
‫بعد کِی متوجه شدی که گم شده؟

65
00:02:31,442 --> 00:02:33,695
‫پنجشنبه.

66
00:02:33,861 --> 00:02:35,905
‫قرار بود شام بخوریم،

67
00:02:36,114 --> 00:02:37,532
‫مثل هر هفته.

68
00:02:37,657 --> 00:02:38,700
‫قرار همیشگیمون.

69
00:02:38,825 --> 00:02:40,326
‫یه کم پاستا درست می‌کنیم،
‫چیزی می‌خوریم،

70
00:02:40,451 --> 00:02:42,036
‫می‌گیم هفته‌مون چطور گذشت.

71
00:02:42,120 --> 00:02:44,372
‫ولی وقتی سر و کله‌ش پیدا نشد،

72
00:02:44,497 --> 00:02:46,332
‫می‌دونستم یه مشکلی پیش اومده.

73
00:02:46,457 --> 00:02:47,166
‫قبل یا بعد از اون،

74
00:02:47,333 --> 00:02:48,501
‫هیچ ارتباطی باهاش نداشتی؟

75
00:02:48,584 --> 00:02:50,044
‫نه، زنگ زدم. خبری نشد.

76
00:02:50,128 --> 00:02:51,671
‫روز بعدش رفتم دفتر کاریش...

77
00:02:51,796 --> 00:02:54,382
‫و مدیرش گفت که قبل از ناهار...

78
00:02:54,507 --> 00:02:56,050
‫از شرکت بیرون رفته.

79
00:02:56,217 --> 00:02:58,219
‫متی هیچوقت کاری رو ترک نمی‌کنه.

80
00:02:58,344 --> 00:03:00,388
‫اخلاق کاری من رو داره،
‫بهت اطمینان می‌دم.

81
00:03:00,513 --> 00:03:02,724
‫واسه همین رفتم جلوی خونه‌ش
‫و اونجا نبود.

82
00:03:02,807 --> 00:03:05,393
‫ولی دارم می‌گم که متی هیچوقت...

83
00:03:05,518 --> 00:03:08,980
‫همینجوری ناپدید نمی‌شه مگه اینکه
‫یک مشکل جدی پیش اومده باشه.

84
00:03:09,105 --> 00:03:10,398
‫کیسی، ما داریم حرف می‌زنیم.

85
00:03:10,523 --> 00:03:12,525
‫می‌شه لطفا اون‌ها رو ببری پشت؟

86
00:03:12,650 --> 00:03:14,485
‫- اوه، ببخشید، من فقط...
‫- یالا، برو دیگه.

87
00:03:14,610 --> 00:03:15,570
‫صحبت کاری.

88
00:03:16,988 --> 00:03:17,989
‫این آقا می‌خواد متی رو پیدا کنه؟

89
00:03:18,156 --> 00:03:19,198
‫آره، دارم جزئیات کار رو می‌گم.

90
00:03:21,034 --> 00:03:22,660
‫گوش کن، قبل از اینکه بری،
‫تو درباره مت چی می‌تونی بگی؟

91
00:03:22,785 --> 00:03:24,412
‫پسر خوبیه.

92
00:03:24,579 --> 00:03:25,913
‫فقط امیدوارم اتفاق بدی
‫واسه‌ش نیفتاده باشه.

93
00:03:26,122 --> 00:03:27,331
‫احتمالا یه مدت جیم شده.

94
00:03:27,457 --> 00:03:29,000
‫اون جیم نشده، کیسی.

95
00:03:29,083 --> 00:03:30,376
‫ببخشید، فقط می‌خوام دید مثبت داشته باشم.

96
00:03:30,543 --> 00:03:31,711
‫فقط می‌گم وقتی من هم‌سنش بودم...

97
00:03:31,836 --> 00:03:34,046
‫آره، خب، مت اینجوری نیست.

98
00:03:34,172 --> 00:03:35,923
‫الان نباید بری چیزی رو تحویل بدی؟

99
00:03:39,719 --> 00:03:41,012
‫شرمنده بابت کیسی.

100
00:03:41,137 --> 00:03:42,430
‫فکر می‌کنه می‌تونه کاسبی رو اداره کنه،

101
00:03:42,597 --> 00:03:43,973
‫ولی حتی نمی‌تونه تحویل‌ها رو
‫به موقع برسونه.

102
00:03:44,182 --> 00:03:45,308
‫چیکار می‌شه کرد؟

103
00:03:45,433 --> 00:03:46,893
‫به یک دلیلی نگه‌ش داشتی، نه؟

104
00:03:47,059 --> 00:03:48,144
‫آره، پسرعموی منه.

105
00:03:48,269 --> 00:03:49,520
‫- اوه.
‫- بعد از اینکه باباش مُرد،

106
00:03:49,520 --> 00:03:50,563
‫اون رو سر کار آوردم.

107
00:03:50,563 --> 00:03:52,106
‫خونواده.

108
00:03:52,231 --> 00:03:53,983
‫آره، آره.

109
00:03:54,108 --> 00:03:55,401
‫خب، دیگه چی می‌تونی بهم بگی؟

110
00:03:55,526 --> 00:03:57,069
‫اه، آدم جدیدی تو زندگیش نیومده بود؟

111
00:03:57,195 --> 00:03:58,905
‫دست رو دلم نذار. چرا.

112
00:03:59,071 --> 00:04:00,698
‫با یک نفر آشنا شده...

113
00:04:00,823 --> 00:04:02,492
‫که من حتی اسمش رو نمی‌دونم.

114
00:04:02,617 --> 00:04:03,618
‫احتمالش هست که این خانم...

115
00:04:03,785 --> 00:04:04,744
‫با گم شدنش ارتباط داشته باشه؟

116
00:04:04,827 --> 00:04:06,788
‫نمی‌دونم، درباره‌ش با هم بحث کردیم.

117
00:04:06,913 --> 00:04:08,831
‫بهش گفتم می‌تونه بهتر از این عمل کنه.
‫باید بهتر عمل کنه.

118
00:04:09,040 --> 00:04:10,708
‫- چرا؟
‫- آخه مطلقه است.

119
00:04:10,833 --> 00:04:13,586
‫متی گفت عاشقش شده
‫و ازش خوشش میاد و اینا،

120
00:04:13,711 --> 00:04:15,546
‫ولی بازم از نظر من مطلقه به حساب میاد.

121
00:04:15,713 --> 00:04:16,839
‫آره.

122
00:04:16,964 --> 00:04:18,424
‫الیوت بهم گفت که کارت تو...

123
00:04:18,591 --> 00:04:20,426
‫پیدا کردن مردم خیلی خوبه،
‫بهترین گزینه هستی.

124
00:04:20,593 --> 00:04:21,761
‫حقیقت داره؟

125
00:04:21,928 --> 00:04:23,471
‫تو کارم خیلی خوبم.

126
00:04:24,847 --> 00:04:26,766
‫پس می‌خوام تو رو استخدام کنم.

127
00:04:28,976 --> 00:04:30,686
‫متی لیاقتش رو داره.

128
00:04:30,811 --> 00:04:32,772
‫منم جواب منفی قبول نمی‌کنم.

129
00:04:34,774 --> 00:04:37,693
‫لطفا پسرم رو واسم پیدا کن.

130
00:04:40,404 --> 00:04:42,532
‫هر کاری بتونم انجام می‌دم.

131
00:04:42,740 --> 00:04:47,745
‫«ترجمه از خشایار»

132
00:05:00,967 --> 00:05:03,803
‫کیسی بودی، درسته؟

133
00:05:03,928 --> 00:05:05,221
‫انگار زیاد نگران مت نیستی.

134
00:05:05,346 --> 00:05:07,473
‫همونطور که بهم گفتن،
‫نمی‌خواستم دخالت کنم.

135
00:05:07,598 --> 00:05:08,808
‫آره.

136
00:05:08,891 --> 00:05:11,227
‫آیوی به نظر میاد که یک خرده...

137
00:05:11,352 --> 00:05:13,437
‫رئیس سرسختی باشه؟

138
00:05:13,562 --> 00:05:15,314
‫آره، می‌شه اینطور گفت.

139
00:05:15,439 --> 00:05:17,316
‫- به پسرش اهمیت می‌ده.
‫- متی عزیز؟ آره.

140
00:05:17,483 --> 00:05:19,527
‫ببین، متی پسر خیلی خوبیه.

141
00:05:19,652 --> 00:05:21,487
‫ولی؟

142
00:05:21,612 --> 00:05:24,073
‫خیلی‌خب، حقیقت اینه که...

143
00:05:24,198 --> 00:05:26,784
‫آیوی و متی هفته قبل
‫یک جر و بحث شدید داشتن.

144
00:05:26,909 --> 00:05:28,327
‫درباره چی بود؟

145
00:05:28,494 --> 00:05:29,745
‫به اندازه کافی کشیده بود.

146
00:05:29,912 --> 00:05:31,497
‫بهش گفت که دست برداره
‫و بذاره زندگیش رو بکنه.

147
00:05:31,622 --> 00:05:32,957
‫اممم.

148
00:05:33,124 --> 00:05:34,625
‫قضیه این دختری که باهاش
‫آشنا شده، چیه؟

149
00:05:34,750 --> 00:05:36,085
‫چیزی نیست.

150
00:05:36,252 --> 00:05:37,712
‫بالاخره با یک خانم آشنا شده...

151
00:05:37,837 --> 00:05:39,046
‫و آیوی ترسیده که پسرش بره.

152
00:05:39,213 --> 00:05:41,424
‫می‌دونی، درباره چند نفر از سر کار گفت...

153
00:05:41,507 --> 00:05:42,591
‫که باهاشون رفیق شده بود.

154
00:05:42,717 --> 00:05:44,218
‫درباره سفر به یک جایی حرف می‌زد.

155
00:05:44,343 --> 00:05:46,679
‫شاید تصمیم گرفتن که برن همون سفر.

156
00:05:46,804 --> 00:05:48,389
‫خب، کارش رو ترک کرده،
‫تلفنش رو جا گذاشته؟

157
00:05:48,514 --> 00:05:50,641
‫اگه من بودم همین کار رو می‌کردم.
‫مادرش اصرار داره...

158
00:05:50,725 --> 00:05:52,351
‫که لوکشینش رو بفرسته
‫و همین عصبانیش کرده.

159
00:05:52,518 --> 00:05:53,602
‫نمی‌تونه بهش بگه که بس کن.

160
00:05:53,728 --> 00:05:54,895
‫آخه آیوی این چیزها نمی‌فهمه.

161
00:05:55,062 --> 00:05:56,689
‫جوری باهاش رفتار می‌کنه انگار...

162
00:05:56,814 --> 00:05:58,524
‫یک بچه ۱۰ ساله است.
‫ولی یک مرد بزرگ و بالغه.

163
00:05:58,649 --> 00:06:00,860
‫فکر کنم این حرکتش فقط
‫«ولم کن مامان» باشه.

164
00:06:00,943 --> 00:06:02,570
‫باهات شرط می‌بندم که
‫چند روز دیگه برمی‌گرده.

165
00:06:02,695 --> 00:06:04,113
‫خب، شاید.

166
00:06:04,280 --> 00:06:05,865
‫ببین، باید این بسته رو تحویل بدم...

167
00:06:05,948 --> 00:06:07,366
‫وگرنه آیوی دوباره بهم می‌توپه.

168
00:06:08,951 --> 00:06:10,327
‫اشکال نداره حرف‌هایی که زدیم...

169
00:06:10,327 --> 00:06:11,954
‫بین خودمون بمونه، ها؟

170
00:06:12,121 --> 00:06:13,330
‫- مشکلی نیست.
‫- ممنون.

171
00:06:23,340 --> 00:06:24,925
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- شاید.

172
00:06:25,051 --> 00:06:27,344
‫دنبال یک نفر می‌گردم که
‫درباره مت هیل باهاش حرف بزنم...

173
00:06:27,386 --> 00:06:28,763
‫اگه اشتباه نکنم، اینجا تحلیلگره.

174
00:06:31,140 --> 00:06:32,308
‫خب، چی می‌خوای بدونی؟

175
00:06:32,475 --> 00:06:33,893
‫خب، گم شده، مادرش من رو...

176
00:06:34,018 --> 00:06:35,144
‫استخدام کرده تا پیداش کنم.

177
00:06:35,269 --> 00:06:36,228
‫اگه بتونم دفترش رو ببینم،

178
00:06:36,395 --> 00:06:37,229
‫واقعا بهم کمک می‌کنه.

179
00:06:37,396 --> 00:06:39,065
‫خب، محل کار من رو دیدی.

180
00:06:40,858 --> 00:06:43,152
‫بذار حدس بزنم، ۱۹۰ سانتی‌متر؟

181
00:06:43,277 --> 00:06:45,071
‫سایر ۴۲، اختلاف سینه و کمر ۲۰ سانت.

182
00:06:45,196 --> 00:06:47,656
‫بدترین کاری که داشتم، ۶ سال
‫تو شرکت لباس «نوردستروم رک» بود...

183
00:06:47,698 --> 00:06:50,159
‫نمی‌تونم تصور کنم که بدترین...

184
00:06:50,284 --> 00:06:52,203
‫می‌دونی، اگه بشه فقط یه نگاه سریع بندازم؟

185
00:06:52,328 --> 00:06:54,121
‫پنج دقیقه بهت وقت می‌دم.

186
00:06:54,246 --> 00:06:55,831
‫همراهم بیا.

187
00:06:55,956 --> 00:06:57,708
‫نزدیک بمون.

188
00:06:57,875 --> 00:06:59,710
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

189
00:07:01,378 --> 00:07:03,214
‫خب اممم...

190
00:07:03,339 --> 00:07:05,090
‫دقیقا دنبال چی می‌گردی؟

191
00:07:05,216 --> 00:07:06,967
‫زیاد مطمئن نیستم.

192
00:07:07,092 --> 00:07:09,512
‫هر چیزی که بهم نشون بده
‫بعد از کار کجا رفت.

193
00:07:09,678 --> 00:07:11,055
‫مادرش گفت گوشی تلفن و...

194
00:07:11,180 --> 00:07:12,598
‫کلید ماشینش رو اینجا گذاشته بود؟

195
00:07:12,723 --> 00:07:14,433
‫آره، واسه امانت‌داری بردم جلو گذاشتم.

196
00:07:14,475 --> 00:07:16,310
‫- ها.
‫- اوهوم.

197
00:07:16,435 --> 00:07:19,146
‫به این اشاره نکرد که با چندتا
‫از دوست‌هاش بخواد از کار جیم بشه؟

198
00:07:19,271 --> 00:07:21,106
‫- همچین چیزی نگفت؟
‫- نه، مت اینجوری نیست.

199
00:07:21,232 --> 00:07:23,776
‫- کسی نیست از کار جیم بشه؟
‫- نه راستش.

200
00:07:23,901 --> 00:07:25,486
‫یعنی خیلی‌ها هستن که بازی در میارن،

201
00:07:25,653 --> 00:07:27,238
‫می‌گن «از خونه کار می‌کنم» و اینا،

202
00:07:27,404 --> 00:07:28,614
‫ولی اون اینجوری نیست.

203
00:07:28,739 --> 00:07:30,115
‫فکر نکنم تا حالا زنگ زده باشه...

204
00:07:30,241 --> 00:07:31,826
‫که بگه مریضه و سر کار نمیاد.

205
00:07:31,951 --> 00:07:34,370
‫هرچند وقت‌های استراحت ناهارش،
‫خیلی طولانی بودن.

206
00:07:34,495 --> 00:07:35,788
‫- با همکارهاش می‌رفت؟
‫- نه.

207
00:07:35,913 --> 00:07:37,331
‫همیشه خودش تنها می‌رفت.

208
00:07:37,456 --> 00:07:39,542
‫خودش تنها...

209
00:07:40,626 --> 00:07:41,710
‫یه نگاهی به کامپیوترش بندازم؟

210
00:07:41,836 --> 00:07:43,337
‫- حتما.
‫- جدی؟

211
00:07:43,504 --> 00:07:45,381
‫- آره.
‫- باشه.

212
00:07:45,506 --> 00:07:47,466
‫- خیلی کمک کردی.
‫- اوه، خواهش.

213
00:07:47,591 --> 00:07:49,260
‫تصور می‌کنم که تو می‌تونی...

214
00:07:49,343 --> 00:07:51,387
‫به سیستم اداری این شبکه وارد بشی، نه؟

215
00:07:51,554 --> 00:07:53,597
‫- آره.
‫- می‌تونی به خاطر من وارد بشی؟

216
00:07:56,225 --> 00:07:57,184
‫بفرما.

217
00:07:58,602 --> 00:08:00,145
‫بذار تاریخچه جستجوش رو چک کنم...

218
00:08:00,271 --> 00:08:01,939
‫- تا سعی کنم پیداش کنم.
‫- اوهوم.

219
00:08:05,484 --> 00:08:06,777
‫اممم...

220
00:08:07,945 --> 00:08:09,822
‫- می‌شناسیش؟
‫- اوهوم.

221
00:08:09,989 --> 00:08:12,241
‫آره، یکی دو باری قبلا
‫با مت دیده بودمش.

222
00:08:12,366 --> 00:08:13,409
‫یکی دو بار ولی یادت میاد؟

223
00:08:13,617 --> 00:08:14,743
‫حتما یه تاثیری از خودش به جا گذاشته.

224
00:08:14,743 --> 00:08:15,786
‫اوهوم.

225
00:08:15,911 --> 00:08:17,371
‫طرز رفتارش.

226
00:08:17,454 --> 00:08:19,164
‫این حس بهم دست داد...

227
00:08:19,248 --> 00:08:21,208
‫که این دوتا می‌خوان یه کاری بکنن.

228
00:08:21,333 --> 00:08:22,668
‫مثلا فرار کنن؟

229
00:08:22,793 --> 00:08:24,795
‫همیشه اتفاق میفته، نه؟

230
00:08:24,920 --> 00:08:26,297
‫ممکنه.

231
00:08:27,631 --> 00:08:30,050
‫شبیه فضای کارگاه می‌مونه، نه؟

232
00:08:30,217 --> 00:08:32,261
‫شاید یک هنرمنده.

233
00:08:32,386 --> 00:08:34,722
‫حالا که بهش اشاره کردی،

234
00:08:34,847 --> 00:08:36,849
‫دقت کردم ناخن‌های زشتی هم داشت.

235
00:08:39,435 --> 00:08:41,437
‫رندی، سرت شلوغه؟

236
00:08:41,603 --> 00:08:43,939
‫نه پسر، فقط داشتم اینجا رو
‫یه خرده مرتب می‌کردم...

237
00:08:44,106 --> 00:08:46,191
که یک جایی برای این سیم‌ها پیدا کنم.

238
00:08:46,275 --> 00:08:47,234
‫چرا این همه سیم داره؟

239
00:08:47,359 --> 00:08:48,360
‫مطمئنم بابی بعدا ازت تشکر می‌کنه.

240
00:08:48,527 --> 00:08:50,362
‫چی لازم داری؟ بهم بگو.

241
00:08:50,446 --> 00:08:52,031
‫اه،‌ دنبال یه نفر گمشده می‌گردم.

242
00:08:52,156 --> 00:08:53,365
‫شاید با یک زنی آشنا شده بوده.

243
00:08:53,574 --> 00:08:55,117
‫لوسی اندرهاوزن.

244
00:08:55,242 --> 00:08:56,869
‫اوه، به اسمش می‌خوره که خطرناکه.

245
00:08:57,036 --> 00:08:58,329
‫از تجربیات خودم می‌گم.

246
00:08:58,412 --> 00:08:59,747
‫می‌شه واسم جستجو کنی؟

247
00:08:59,872 --> 00:09:01,999
‫آره.

248
00:09:02,166 --> 00:09:03,959
‫خیلی‌خب، لوسی.

249
00:09:04,084 --> 00:09:05,711
‫دو سال پیش متاهل بود.

250
00:09:05,878 --> 00:09:08,547
‫انگار یک آپارتمان داره
‫که خودش تنها زندگی می‌کنه.

251
00:09:08,672 --> 00:09:09,757
‫اه، یک هنرمند هم هست.

252
00:09:09,840 --> 00:09:11,508
‫شاید یک فضای کاری داشته باشه.

253
00:09:11,633 --> 00:09:13,052
‫یک جایی که ممکنه با مت...

254
00:09:13,218 --> 00:09:15,137
‫- وقت گذرونده باشه.
‫- آره.

255
00:09:15,304 --> 00:09:17,973
‫پس دنبال یک جایی بگردم که
‫بخواد پز محل کارش رو بده.

256
00:09:21,143 --> 00:09:22,936
‫پیدا کردم.

257
00:09:23,062 --> 00:09:25,230
‫خیلی‌خب، یک واحد داره
‫که ماهیانه اجاره می‌ده.

258
00:09:25,314 --> 00:09:27,232
‫انگار اسم شوهر سابقش...

259
00:09:27,399 --> 00:09:28,567
‫روی قرارداد اجاره نبوده.

260
00:09:28,734 --> 00:09:29,860
‫بعدا گرفته.

261
00:09:29,985 --> 00:09:31,195
‫می‌تونی آدرسش رو بفرستی؟

262
00:09:31,320 --> 00:09:32,529
‫الان فرستادم.

263
00:09:32,654 --> 00:09:34,573
‫خیلی‌خب. ممنون، رندی.

264
00:10:04,019 --> 00:10:05,604
‫بهترین زمان اومدی!

265
00:10:05,771 --> 00:10:07,231
‫فکر کنم مال منه.

266
00:10:07,314 --> 00:10:09,024
‫شش، آره، منم.

267
00:10:09,149 --> 00:10:10,150
‫- ممنون.
‫- قربانت.

268
00:10:10,275 --> 00:10:11,944
‫خیلی‌خب.

269
00:10:14,488 --> 00:10:16,573
‫- بله؟
‫- یک برگر قارچی آوردم.

270
00:10:16,740 --> 00:10:18,117
‫خوبه، ممنون.

271
00:10:36,593 --> 00:10:38,971
‫لوسی؟

272
00:10:39,096 --> 00:10:41,056
‫هستی؟ دنبال مت هیل می‌گردم.

273
00:10:41,181 --> 00:10:42,683
‫چی...

274
00:10:59,366 --> 00:11:00,784
‫چیزی نشده.

275
00:11:00,909 --> 00:11:02,119
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم،
‫چیزی نیست.

276
00:11:02,119 --> 00:11:02,911
‫اون‌ها بردنش.

277
00:11:03,036 --> 00:11:04,788
‫مت رو بردن.

278
00:11:13,005 --> 00:11:15,173
‫همه چیز درست می‌شه، فقط...

279
00:11:15,257 --> 00:11:17,217
‫از اول بگو چه اتفاقی افتاد.

280
00:11:18,135 --> 00:11:19,469
‫مت زنگ زد.

281
00:11:19,595 --> 00:11:20,804
‫گفت می‌خواد یه جایی برسونمش،

282
00:11:20,929 --> 00:11:21,805
‫واسه همین رفتم دنبالش.

283
00:11:21,972 --> 00:11:22,681
‫حالش چطور بود؟

284
00:11:22,806 --> 00:11:24,224
‫عصبی بود.

285
00:11:24,349 --> 00:11:25,142
‫بهم نمی‌گفت چی شده.

286
00:11:25,309 --> 00:11:26,602
‫برگشتی اینجا؟

287
00:11:26,643 --> 00:11:27,603
‫آماده می‌شدم برم،

288
00:11:27,728 --> 00:11:29,605
‫ولی یک نفر در خونه رو زد.

289
00:11:29,771 --> 00:11:31,607
‫مت جواب داد، شنیدم با یک زن حرف می‌زد.

290
00:11:31,773 --> 00:11:33,650
‫- راه داد بیاد؟
‫- آره، رفتم ببینم کیه.

291
00:11:33,817 --> 00:11:35,277
‫بعد یه مردی اومد...

292
00:11:35,402 --> 00:11:37,154
‫یهو اومد با مت گلاویز شد.

293
00:11:37,279 --> 00:11:39,698
‫بعد اون زن، یک تفنگ جلوی صورتم گرفت
‫و دست و پام رو بست.

294
00:11:39,823 --> 00:11:41,450
‫گفت اگه بخوام کاری بکنم،
‫بهم شلیک می‌کنه.

295
00:11:42,868 --> 00:11:44,953
‫- قبلا دیده بودیش؟
‫- نه.

296
00:11:45,078 --> 00:11:46,830
‫ولی لهجه داشتن.

297
00:11:46,955 --> 00:11:48,624
‫شاید اهل اروپای شرقی بودن؟

298
00:11:48,832 --> 00:11:50,959
‫مت اون‌ها رو می‌شناخت؟

299
00:11:51,084 --> 00:11:52,711
‫نه، فکر نکنم.

300
00:11:52,836 --> 00:11:54,504
‫اون زن یک عکس از گوشی نشون داد و گفت...

301
00:11:54,671 --> 00:11:55,839
‫مت همون خودشه.

302
00:11:55,964 --> 00:11:57,215
‫اومدن بُردنش و رفتن.

303
00:11:57,341 --> 00:11:58,508
‫«همون خودشه».

304
00:12:00,052 --> 00:12:01,011
‫شاید استخدام شده بودن؟

305
00:12:01,094 --> 00:12:02,554
‫آخه با مت چیکار داشتن؟

306
00:12:06,516 --> 00:12:08,268
‫شاید شوهر سابقت خبردار شده بوده.

307
00:12:08,435 --> 00:12:10,020
‫بعد یکی رو واسه اذیت کردن فرستاده؟

308
00:12:11,897 --> 00:12:13,607
‫فکر نکنم.

309
00:12:13,815 --> 00:12:15,609
‫اممم...

310
00:12:15,776 --> 00:12:18,028
‫من و شوهر سابقم وقتی خیلی
‫جوون بودیم، خیلی زود ازدواج کردیم.

311
00:12:18,153 --> 00:12:19,654
‫فورا فهمیدیم که اشتباه کردیم.

312
00:12:19,863 --> 00:12:21,406
‫از هم جدا شدیم.

313
00:12:22,908 --> 00:12:24,034
‫آره.

314
00:12:26,078 --> 00:12:27,454
‫خب، به نظرم باید به پلیس زنگ بزنی.

315
00:12:27,454 --> 00:12:29,247
‫بهشون بگی چه اتفاقی افتاده.

316
00:12:29,331 --> 00:12:31,291
‫فکر کنم بهتره زنگ نزنم.

317
00:12:31,416 --> 00:12:33,960
‫وقتی رفتم دنبال مت،
‫گفت اگه هر اتفاقی...

318
00:12:34,127 --> 00:12:36,546
‫واسه‌ش افتاد، به پلیس زنگ نزنم.

319
00:12:36,713 --> 00:12:38,673
‫نمی‌دونم،‌ فقط همیشه یه جورایی...

320
00:12:38,715 --> 00:12:40,008
‫به پلیس‌ها اعتماد نداشت.

321
00:12:40,133 --> 00:12:42,219
‫آره.

322
00:12:42,344 --> 00:12:44,471
‫وقتی رفتی دنبال مت، سر کار بود؟

323
00:12:44,554 --> 00:12:46,014
‫- همونجا رفتی دنبالش؟
‫- نه.

324
00:12:46,139 --> 00:12:48,350
‫تو یک هتل بود،
‫گوشیش دستش نبود.

325
00:12:48,517 --> 00:12:50,268
‫گوشی یک نفر رو گرفته بود
‫تا زنگ بزنه،

326
00:12:50,352 --> 00:12:51,853
‫ولی فقط همینقدر گفت.

327
00:12:53,313 --> 00:12:55,065
‫اسم اون هتل رو بهم بگو.

328
00:13:03,573 --> 00:13:04,908
‫- سلام.
‫- سلام.

329
00:13:05,033 --> 00:13:06,243
‫- برای پذیرش اومدین؟
‫- راستش امیدوار بودم...

330
00:13:06,368 --> 00:13:07,452
‫واسه یه قضیه‌ای کمکم کنین.

331
00:13:07,536 --> 00:13:09,037
‫من دنبال...

332
00:13:09,204 --> 00:13:11,206
‫یک نفر می‌گردم که ۳ روز پیش اینجا بود.

333
00:13:11,331 --> 00:13:12,541
‫شاید با یکی ملاقات داشته.

334
00:13:12,666 --> 00:13:13,291
‫می‌شناسینش؟

335
00:13:14,417 --> 00:13:16,128
‫تا حالا ندیدمش.

336
00:13:17,629 --> 00:13:19,297
‫- مطمئنی؟
‫- آره مطمئنم.

337
00:13:19,381 --> 00:13:20,674
‫در ضمن ما همینجوری به غریبه‌ها...

338
00:13:20,757 --> 00:13:21,842
‫اطلاعات افراد رو نمی‌دیم.

339
00:13:21,967 --> 00:13:23,385
‫درست.

340
00:13:23,552 --> 00:13:25,428
‫خط مشی خوبیه.
‫خب، بازم ممنون.

341
00:13:25,554 --> 00:13:27,097
‫خداحافظ.

342
00:13:33,145 --> 00:13:35,105
‫یک نفر اومده در مورد
‫بچه آیوی هیل می‌پرسه.

343
00:13:36,231 --> 00:13:37,983
‫باشه.

344
00:13:44,865 --> 00:13:46,158
‫کجا؟

345
00:14:36,249 --> 00:14:40,253
‫[فقط کارکنان حق ورود دارند]

346
00:14:52,432 --> 00:14:55,018
‫اینجا استخر نیست، نه؟

347
00:14:55,143 --> 00:14:57,020
‫من دنبال استخر می‌گردم...
‫شما اینجا کار می‌کنین؟

348
00:14:57,145 --> 00:14:58,730
‫استخر دارین؟ کافه داره؟

349
00:15:18,667 --> 00:15:20,293
‫اینجا کی رو داریم، ها؟ پیت؟

350
00:15:20,418 --> 00:15:22,379
‫هیچکس کار احمقانه نکنه، خیلی‌خب؟

351
00:15:22,504 --> 00:15:23,672
‫ببینین، کارتون واسم مهم نیست.

352
00:15:23,797 --> 00:15:25,382
‫فقط دنبال یه نفر می‌گردم.

353
00:15:25,465 --> 00:15:27,258
‫جای اشتباهی اومدی دنبالش. برگرد عقب.

354
00:15:27,384 --> 00:15:28,968
‫برگرد عقب! دست‌ها بالا!

355
00:15:29,094 --> 00:15:30,512
‫آره.

356
00:15:31,971 --> 00:15:32,806
‫دنبال مت هیل می‌گردم.

357
00:15:33,014 --> 00:15:34,307
‫واسه شماها کار می‌کنه؟

358
00:15:34,474 --> 00:15:36,643
‫اصلا نمی‌دونی کجا اومدی، نه؟

359
00:15:36,726 --> 00:15:38,686
‫اه، کم کم دارم می‌فهمم.

360
00:15:38,853 --> 00:15:41,022
‫آیوی هیل من رو استخدام کرده
‫تا پسرش رو پیدا کنم.

361
00:15:41,147 --> 00:15:42,273
‫فقط همین واسم مهمه.

362
00:15:42,399 --> 00:15:44,150
‫واسه آیوی هیل کار می‌کنی؟

363
00:15:45,902 --> 00:15:47,904
‫هیل تو کاسبی ما دخالت کرد،
‫جوابش رو می‌دیم.

364
00:15:48,071 --> 00:15:50,240
‫چه جور کاسبی؟

365
00:15:50,365 --> 00:15:52,158
‫خب کیک فنجونی نیست،
‫اگه همچین فکری می‌کنی.

366
00:15:52,283 --> 00:15:54,494
‫کم کم دارم می‌فهمم. گوش کنین.

367
00:15:54,661 --> 00:15:56,496
‫جدی می‌گم. هر جور مشکلی با آیوی دارین،

368
00:15:56,663 --> 00:15:57,997
‫واسم مهم نیست. اصلا مهم نیست.

369
00:15:58,081 --> 00:15:59,541
‫خیلی‌خب؟

370
00:15:59,666 --> 00:16:01,209
‫من فقط می‌خوام مت رو پیدا کنم.

371
00:16:02,252 --> 00:16:03,670
‫ باید به پیرمرد زنگ بزنیم.

372
00:16:03,837 --> 00:16:05,422
‫اوه، عصبانی می‌شه.

373
00:16:05,547 --> 00:16:06,339
‫اگه زنگ نزنیم، عصبانی می‌شه.

374
00:16:06,464 --> 00:16:07,465
‫آره.

375
00:16:08,716 --> 00:16:10,260
‫نکته خوبی بود.

376
00:16:14,472 --> 00:16:15,974
‫تکون نخور.

377
00:16:16,141 --> 00:16:17,725
‫رئیس، یک مشکلی داریم.

378
00:16:17,892 --> 00:16:19,352
‫ما رو دنبال کردن.

379
00:16:19,477 --> 00:16:20,895
‫باشه.

380
00:16:21,062 --> 00:16:23,356
‫رئیس تو راهه.

381
00:16:23,481 --> 00:16:26,109
‫یالا، بیا ببریمش عقب.

382
00:16:26,276 --> 00:16:27,652
‫یالا، راه بیفت.

383
00:16:27,777 --> 00:16:28,903
‫تکون بخور.

384
00:16:29,070 --> 00:16:30,780
‫یالا.

385
00:17:03,188 --> 00:17:05,106
‫کالتر شاو، ها؟

386
00:17:06,399 --> 00:17:07,525
‫شما؟

387
00:17:09,152 --> 00:17:10,278
‫قصد بی‌احترامی ندارم.

388
00:17:10,403 --> 00:17:11,905
‫من اهل اینجا نیستم.

389
00:17:13,406 --> 00:17:14,532
‫ریک لیندو.

390
00:17:14,657 --> 00:17:16,409
‫شما رقیب تجاری آیوی هستی؟

391
00:17:16,576 --> 00:17:18,286
‫- اوهوم.
‫- حدس می‌زنم...

392
00:17:18,369 --> 00:17:19,078
‫پخت شیرینی نیست.

393
00:17:19,204 --> 00:17:20,413
‫اوه، نه،‌ نه.

394
00:17:20,580 --> 00:17:21,581
‫من بهترین شیرینی...

395
00:17:21,706 --> 00:17:23,291
‫و بهترین کلوچه سیاه و سفید...

396
00:17:23,458 --> 00:17:24,876
‫تو کل نیوجرسی رو درست می‌کنم.

397
00:17:27,253 --> 00:17:29,797
‫خب افرادم گفتن که فکر می‌کنی
‫من مت هیل رو دزدیدم؟

398
00:17:29,964 --> 00:17:30,673
‫من همچین حرفی نزدم.

399
00:17:32,133 --> 00:17:33,301
‫تا اینجا ردش رو گرفتم.

400
00:17:33,426 --> 00:17:34,302
‫«ردش رو گرفتی»؟

401
00:17:34,427 --> 00:17:35,595
‫چطوری؟

402
00:17:35,720 --> 00:17:37,805
‫فهمیدم با یک نفر ملاقات داشته.

403
00:17:37,972 --> 00:17:39,140
‫- تابلو دروغ می‌گه.
‫- نخیر.

404
00:17:39,223 --> 00:17:40,725
‫بعد از اینکه اینجا...

405
00:17:40,808 --> 00:17:42,352
‫ملاقات داشته،‌ دنبالش کردن...

406
00:17:42,477 --> 00:17:43,811
‫و دزدیدنش.

407
00:17:44,020 --> 00:17:46,064
‫درست، بعد انتظار داری باور کنم...

408
00:17:46,189 --> 00:17:48,191
‫که کار این زن رو قبول کردی...

409
00:17:48,274 --> 00:17:50,068
‫بعد اصلا نمی‌دونی کارش چیه؟

410
00:17:50,193 --> 00:17:51,361
‫فکر می‌کردم یک بازرگان هست.

411
00:17:51,444 --> 00:17:52,904
‫اوه.

412
00:17:53,071 --> 00:17:55,031
‫درسته، بازرگانه.

413
00:17:55,198 --> 00:17:56,824
‫خیلی هم کارش خوبه.

414
00:17:57,033 --> 00:18:00,787
‫از هر فعالیت غیرقانونی تو شرق
‫نیوجرسی یک سهمی می‌گیره.

415
00:18:00,954 --> 00:18:04,040
‫فقط هم رشوه نمی‌گیره.

416
00:18:04,165 --> 00:18:05,333
‫رئیست اکثر سیاستمدارها رو...

417
00:18:05,416 --> 00:18:06,542
‫تو مشت خودش داره.

418
00:18:06,709 --> 00:18:08,169
‫رئیس من نیست.

419
00:18:08,252 --> 00:18:10,672
‫ببین، تو می‌گی نمی‌دونی چه اتفاقی...

420
00:18:10,755 --> 00:18:12,757
‫واسه مت افتاده،
‫منم حرفت رو باور می‌کنم، باشه؟

421
00:18:12,840 --> 00:18:15,301
‫از اینجا می‌رم. هیچ مشکلی نداریم.

422
00:18:17,428 --> 00:18:19,138
‫چیزی دید؟

423
00:18:19,222 --> 00:18:22,100
‫آره، اتاق‌های پشتی، همه رو دید.

424
00:18:24,894 --> 00:18:27,146
‫خب، حالا من یک مشکل دارم.

425
00:18:27,313 --> 00:18:28,815
‫ببین، نمی‌دونم حرفت رو باور کنم یا نه،

426
00:18:28,940 --> 00:18:30,608
‫ولی این رو می‌دونم که...

427
00:18:30,733 --> 00:18:31,984
‫بیش از حد دیدی.

428
00:18:32,151 --> 00:18:33,361
‫خیلی‌خب، از شرش خلاص بشین.

429
00:18:33,444 --> 00:18:35,196
‫یالا.

430
00:18:54,382 --> 00:18:55,758
‫زود باش.

431
00:18:58,594 --> 00:19:00,722
‫از این طرف.

432
00:19:03,891 --> 00:19:05,685
‫داری فکر می‌کنی فرار کنی؟

433
00:19:05,852 --> 00:19:08,187
‫دارم به این فکر می‌کنم
‫که حسابتون رو برسم.

434
00:19:08,312 --> 00:19:10,440
‫نظرتون چیه تفنگ‌ها رو بذارین کنار
‫و عادلانه مبارزه کنیم؟

435
00:19:10,523 --> 00:19:12,567
‫بامزه بود.

436
00:19:12,692 --> 00:19:14,819
‫شاید تو زندگی بعدی...

437
00:19:14,944 --> 00:19:16,654
‫- این کار رو بکنیم.
‫- بسه.

438
00:19:16,779 --> 00:19:17,738
‫بذار کار رو انجام بدیم.

439
00:19:17,864 --> 00:19:18,990
‫می‌دونین، اجباری نیست.

440
00:19:19,115 --> 00:19:20,074
‫به شما اهمیت نمی‌دم،

441
00:19:20,199 --> 00:19:21,325
‫به آیوی اهمیت نمی‌دم.

442
00:19:21,492 --> 00:19:23,161
‫فقط دنبال مت هستم.

443
00:19:23,286 --> 00:19:25,204
‫فکر کردی من اصلا اهمیتی می‌دم؟

444
00:19:25,288 --> 00:19:26,456
‫فرقی نداره.

445
00:19:27,915 --> 00:19:28,875
‫داری می‌گی مت هم فاسده؟

446
00:19:29,000 --> 00:19:30,460
‫اون یک هیله، پس آره.

447
00:19:30,543 --> 00:19:32,545
‫می‌گی مت گم شده،
‫به نظرم اتفاق خوبیه.

448
00:19:32,670 --> 00:19:34,338
‫یک هیل کمتر تو دنیا وجود داره.

449
00:19:34,505 --> 00:19:35,923
‫متی آدم بدی نیست، فرق داره.

450
00:19:36,048 --> 00:19:37,717
‫- مثل ما نیست.
‫- می‌شناسیش؟

451
00:19:37,842 --> 00:19:39,635
‫از خیلی وقت پیش، بچه خوبیه.

452
00:19:39,719 --> 00:19:40,887
‫مثل مادرش نیست.

453
00:19:41,053 --> 00:19:42,680
‫خفه شو، وارگاس.

454
00:19:42,805 --> 00:19:44,432
‫هیچکس واسش مهم نیست.

455
00:19:49,937 --> 00:19:51,272
‫زانو بزن.

456
00:19:55,151 --> 00:19:56,694
‫نه؟

457
00:20:02,074 --> 00:20:03,284
‫یک نفر مت رو دزدیده.

458
00:20:03,409 --> 00:20:04,994
‫تو دردسر جدی افتاده.

459
00:20:05,077 --> 00:20:06,746
‫من می‌تونم نجاتش بدم.

460
00:20:06,913 --> 00:20:08,414
‫فقط می‌خوام یه فرصتی بهم بدی.

461
00:20:15,963 --> 00:20:17,548
‫حالا نظرت چیه؟

462
00:20:20,760 --> 00:20:22,970
‫به نظرم اشتباه بزرگی دارین می‌کنین.

463
00:20:23,179 --> 00:20:25,223
‫شاید، ولی وقتی تو کار و کاسبی
‫بقیه فضولی می‌کنی،

464
00:20:25,348 --> 00:20:26,766
‫همچین اتفاقی میفته.

465
00:20:29,018 --> 00:20:30,937
‫یالا، بیا انجامش بدیم.

466
00:20:34,398 --> 00:20:36,400
‫هی. هی، هی!

467
00:20:36,525 --> 00:20:38,361
‫ولش کن!

468
00:20:38,486 --> 00:20:40,154
‫یالا، بهش شلیک کن!

469
00:20:43,574 --> 00:20:45,493
‫کافیه.

470
00:20:51,791 --> 00:20:53,501
‫بهت گفتم که حسابت رو می‌رسم.

471
00:20:53,584 --> 00:20:56,295
‫یالا، حسابش رو برس.

472
00:20:58,798 --> 00:21:00,716
‫اگه می‌خواستی شلیک کنی،
‫قبلا زده بودی.

473
00:21:01,801 --> 00:21:03,052
‫حالا...

474
00:21:03,219 --> 00:21:04,637
‫می‌خوای مت رو پیدا کنم؟

475
00:21:04,762 --> 00:21:07,473
‫یالا، منتظر چی هستی؟ بکشش.

476
00:21:17,441 --> 00:21:19,110
‫همیشه از طرف بدم میومد.

477
00:21:26,784 --> 00:21:28,160
‫فکر می‌کردم شما یه قانونی دارین.

478
00:21:28,411 --> 00:21:30,454
‫پیت هیچ قانون و هیچ احترامی
‫حالیش نمی‌شد.

479
00:21:31,872 --> 00:21:33,082
‫یه آدم روانی بود که...

480
00:21:33,249 --> 00:21:34,166
‫از کشتن آدم‌ها لذت می‌برد.

481
00:21:36,043 --> 00:21:37,461
‫رئیست چی؟

482
00:21:37,586 --> 00:21:39,463
‫پیت چند وقتی بود
‫از پول‌ها واسه خودش برمی‌داشت.

483
00:21:39,588 --> 00:21:41,215
‫لیندو داشت مشکوک می‌شد.

484
00:21:41,382 --> 00:21:42,883
‫دلش واسه پیت تنگ نمی‌شه.

485
00:21:42,967 --> 00:21:44,969
‫آشغال اومد، آشغال رفت.

486
00:21:45,136 --> 00:21:47,221
‫اگه حرفت رو باور نکنه،‌ چی؟

487
00:21:47,346 --> 00:21:49,056
‫بعدش میندازم گردن تو.

488
00:21:49,223 --> 00:21:50,975
‫از دیدنت خوشحال شدم.

489
00:21:55,646 --> 00:21:57,606
‫تو بودی، نه؟

490
00:21:57,732 --> 00:21:59,233
‫همونی که مت تو هتل دید.

491
00:22:00,401 --> 00:22:01,902
‫- آره.
‫- آها.

492
00:22:02,027 --> 00:22:03,320
‫تو و مت با هم رفیقین؟

493
00:22:03,446 --> 00:22:05,364
‫آره بودیم. وقتی بچه بودیم،
‫بهترین دوست‌های هم بودیم.

494
00:22:05,531 --> 00:22:06,991
‫ولی فامیل اون هیل بود...

495
00:22:07,158 --> 00:22:09,452
‫و بابای منم تو قلمروی لیندو کار می‌کرد،
‫واسه همین وقتی...

496
00:22:09,577 --> 00:22:10,411
‫بزرگ‌تر شدیم، تموم شد.

497
00:22:10,536 --> 00:22:12,246
‫پس مت هم تو کار و کاسبیه؟

498
00:22:12,371 --> 00:22:13,998
‫نه، اصلا.

499
00:22:14,165 --> 00:22:16,125
‫متی نه.

500
00:22:16,292 --> 00:22:17,752
‫یک جور نابغه اعداد و ارقامه.

501
00:22:17,835 --> 00:22:20,463
‫وقتی ۱۲ سالش بود،
‫یک برنامه کامپیوتری درست کرد...

502
00:22:20,588 --> 00:22:22,256
‫تا بازه امتیازی مسابقات رو بفهمه.

503
00:22:22,423 --> 00:22:23,799
‫نزدیک به ۹۸٪ اوقات درست می‌گفت.

504
00:22:23,966 --> 00:22:26,177
‫آیوی به خاطر همون خیلی تنبیه‌ش کرد.

505
00:22:26,343 --> 00:22:27,803
‫باور کن، اون آخرین باری بود...

506
00:22:27,928 --> 00:22:29,388
‫که متی یک کار تقریبا مشکوک کرد.

507
00:22:29,472 --> 00:22:30,806
‫مادرش اصلا نمی‌ذاشت نزدیک این کار بشه.

508
00:22:30,931 --> 00:22:31,974
‫خب، سر چی باهاش حرف زدی؟

509
00:22:32,057 --> 00:22:33,642
‫فکر کردی به خاطر اینکه...

510
00:22:33,768 --> 00:22:36,061
‫آدم نیکوکاری‌ام، تو رو نکشتم؟

511
00:22:36,228 --> 00:22:37,813
‫یه قضیه‌ عجیبی در جریانه.

512
00:22:37,980 --> 00:22:40,441
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه،

513
00:22:40,524 --> 00:22:42,485
‫ولی سه روز پیش از یک خط
‫یکبار مصرف، واسم پیام اومد.

514
00:22:42,610 --> 00:22:44,403
‫گفت مت هست و می‌خواد
‫تو هتل همدیگه رو ببینیم.

515
00:22:44,528 --> 00:22:47,031
‫با خودم گفتم شاید
‫وارد کار و کاسبی آیوی شده.

516
00:22:47,156 --> 00:22:48,574
‫یا شاید یه قضیه عجیبی در جریانه...

517
00:22:48,657 --> 00:22:49,783
‫که باید درباره‌ش بفهمم.

518
00:22:49,867 --> 00:22:51,410
‫- همینطور بود؟
‫- نه.

519
00:22:51,535 --> 00:22:52,786
‫اصلا خودش پیام نفرستاده بود.

520
00:22:52,870 --> 00:22:54,330
‫ولی همون پیام رو از خط یکبار مصرف...

521
00:22:54,455 --> 00:22:55,456
‫گرفته بود که می‌گفت منم.

522
00:22:56,749 --> 00:22:58,459
‫خب، هر کسی که بوده،
‫می‌خواسته شما دو نفر...

523
00:22:58,542 --> 00:22:59,710
‫- کنار هم دیده بشین.
‫- حتما.

524
00:22:59,877 --> 00:23:01,170
‫پس وقتی فهمیدیم یکی بازی در آورده،

525
00:23:01,295 --> 00:23:02,421
‫بهش گفتم قبل از اینکه پیت...

526
00:23:02,546 --> 00:23:03,881
‫یا بقیه ما رو ببینن، از هتل بره.

527
00:23:04,006 --> 00:23:05,549
‫مت رو چند نفر اروپایی دزدیدن.

528
00:23:05,674 --> 00:23:07,426
‫فکر می‌کنی آشغال‌های اروپایی...

529
00:23:07,551 --> 00:23:08,719
‫می‌خوان جنگ راه بندازن؟

530
00:23:08,844 --> 00:23:11,430
‫ببین، من تو این قضیه اصلا سررشته‌ای ندارم،

531
00:23:11,514 --> 00:23:12,848
‫ولی به نظرم یکی می‌خواد ببینه که...

532
00:23:13,015 --> 00:23:14,350
‫لیندوها و هیل‌ها به جون هم بیفتن.

533
00:23:16,435 --> 00:23:18,103
‫قبل از اینکه قضیه حاد بشه،
‫باید مت رو پیدا کنی.

534
00:23:18,312 --> 00:23:20,189
‫اگه آیوی فکر کنه ما دزدیدیمش،
‫بد می‌شه.

535
00:23:20,397 --> 00:23:22,316
‫شاید بتونی از این و اون بپرسی؟

536
00:23:22,525 --> 00:23:24,276
‫حتما، اگه تو دردسر افتادی،
‫به این شماره زنگ بزن.

537
00:23:25,903 --> 00:23:26,946
‫من رو می‌رسونی؟

538
00:23:27,071 --> 00:23:28,447
‫به یکی از دوست‌هات زنگ بزن.

539
00:23:28,572 --> 00:23:30,908
‫هر کسی ما رو با هم ببینه،
‫جفت‌مون می‌میریم.

540
00:23:31,033 --> 00:23:32,910
‫امیدوارم بتونی متی رو پیدا کنی.

541
00:23:33,035 --> 00:23:34,662
‫یادت باشه...

542
00:23:34,828 --> 00:23:35,955
‫من تو رو نمی‌شناسم.

543
00:23:36,080 --> 00:23:37,248
‫نمی‌دونم چه اتفاقی واسه پیت افتاده.

544
00:24:02,523 --> 00:24:05,567
‫این بازی با کلمات خیلی ساده‌ان.

545
00:24:05,693 --> 00:24:07,361
‫نظرت چیه یک بازی چالشی‌تر انجام بدیم؟

546
00:24:07,486 --> 00:24:09,029
‫مثل جدول متقاطع؟

547
00:24:09,113 --> 00:24:10,364
‫از چی حرف می‌زنی؟

548
00:24:10,489 --> 00:24:11,991
‫به زحمت بلدی انگلیسی بخونی.

549
00:24:17,705 --> 00:24:18,872
‫الو؟

550
00:24:18,998 --> 00:24:20,582
‫آره.

551
00:24:22,001 --> 00:24:22,918
‫فهمیدم.

552
00:24:24,712 --> 00:24:26,255
‫وقت گام بعدی رسیده.

553
00:24:36,557 --> 00:24:38,142
‫اممم، نه. نه، نه. نه، نه.

554
00:25:01,373 --> 00:25:02,791
‫بگو پنیر.

555
00:25:13,260 --> 00:25:15,471
‫رینی، سلام.

556
00:25:15,637 --> 00:25:17,556
‫- باید حرف بزنیم.
‫- آره، معلومه.

557
00:25:17,639 --> 00:25:19,600
‫الان داشتم با کالتر حرف می‌زدم.

558
00:25:19,683 --> 00:25:22,019
‫به خاطر این کار نزدیک بود کشته بشه.

559
00:25:22,186 --> 00:25:24,354
‫- چی؟ حالش خوبه؟
‫- آره، گمونم. الان درگیر...

560
00:25:24,396 --> 00:25:26,607
‫یک جور جنگ بین خونواده‌های مافیایی شده.

561
00:25:26,732 --> 00:25:28,484
‫واسه همین نمی‌تونستیم پیداش کنیم.

562
00:25:28,650 --> 00:25:30,027
‫معلوم هست با خودت چی فکر می‌کردی؟

563
00:25:30,194 --> 00:25:32,112
‫- رینی، من اصلا خبر نداشتم.
‫- واقعا؟

564
00:25:32,237 --> 00:25:33,822
‫چون خودم در مورد آیوی گشتم...

565
00:25:33,947 --> 00:25:35,616
‫و یک پیرزن تاجر بیچاره نیست که...

566
00:25:35,741 --> 00:25:37,451
‫اظهارنامه مالیاتیش رو سرهم کرده باشه.

567
00:25:37,451 --> 00:25:38,660
‫نه، می‌دونم. خودم تازه فهمیدم.

568
00:25:38,660 --> 00:25:40,245
‫یک سندیکای جرم رو اداره می‌کنه، الیوت.

569
00:25:40,329 --> 00:25:42,998
‫واسه همین اومدم اینجا
‫که الان بهت بگم.

570
00:25:43,123 --> 00:25:45,000
‫با رابط‌های فدرالم چک کردم...

571
00:25:45,167 --> 00:25:46,502
‫تا ببینم در مورد فرار مالیاتی...

572
00:25:46,585 --> 00:25:47,920
‫با مت در ارتباط بودن یا نه.

573
00:25:48,003 --> 00:25:49,630
‫- آره،‌ چی گفتن؟
‫- مت پاکه.

574
00:25:49,713 --> 00:25:51,757
‫ولی آیوی: سرقت داده‌ها،
‫کلاهبرداری کریپتو،

575
00:25:51,882 --> 00:25:53,592
‫اخاذی.

576
00:25:53,675 --> 00:25:54,510
‫چندین ساله تحت نظر دارنش.

577
00:25:54,593 --> 00:25:56,762
‫بعد تو اصلا خبر نداشتی؟

578
00:25:56,887 --> 00:25:58,680
‫نه، خبر نداشتم. وگرنه بهت می‌گفتم.

579
00:25:58,806 --> 00:26:00,682
‫هیچوقت جون کالتر رو به خطر نمینداختم.

580
00:26:00,808 --> 00:26:03,894
‫تو هم دقیقا واسه همین شرکت
‫قبلا کار می‌کردی.

581
00:26:04,019 --> 00:26:05,854
‫می‌دونی که قضیه چطوریه.
‫اگه یک شریک ارشد...

582
00:26:05,938 --> 00:26:07,940
‫تو رو مسئول یک حساب مهم کنه،

583
00:26:08,023 --> 00:26:10,359
‫نمی‌تونی از مسیر دور بشی.

584
00:26:10,484 --> 00:26:11,693
‫ببین، فقط این رو بگم که...

585
00:26:11,860 --> 00:26:13,153
‫اون مشکل مالیاتی که سعی کردم
‫بهش کمک کنم،

586
00:26:13,237 --> 00:26:14,738
‫ادعا کرد می‌خواد همه چی رو قانونی کنه.

587
00:26:14,863 --> 00:26:16,907
‫گمونم باید گفت خوش به حالش. من...

588
00:26:17,032 --> 00:26:19,117
‫نمی‌دونم چطور این قضیه الان
‫به پسرش کمک می‌کنه.

589
00:26:19,243 --> 00:26:20,869
‫- نه.
‫- واسم توضیح بده...

590
00:26:20,994 --> 00:26:23,121
‫چرا درباره مت به تو زنگ زد؟

591
00:26:23,247 --> 00:26:25,457
‫احتمالا چون من وکیلی‌ام که
‫کمتر از بقیه می‌شناسمش.

592
00:26:25,624 --> 00:26:27,960
‫یعنی من تنها کسی‌ام که
‫با خودش فکر نمی‌کنه این قضیه...

593
00:26:28,085 --> 00:26:29,836
‫چیزی بیشتر از گم شدن پسرش باشه.

594
00:26:31,046 --> 00:26:32,256
‫باشه.

595
00:26:32,464 --> 00:26:34,049
‫- آره.
‫- خیلی‌خب، بیا بریم.

596
00:26:34,174 --> 00:26:35,175
‫کالتر منتظره.

597
00:26:35,259 --> 00:26:36,468
‫می‌خواد ماشینش رو برگردونیم.

598
00:26:36,635 --> 00:26:38,637
‫اوه. صبر کن، نه، من نمی‌خوام که...

599
00:26:38,720 --> 00:26:40,180
‫- من رو کتک بزنه.
‫- خب، شاید بزنه.

600
00:26:40,264 --> 00:26:41,932
‫مگه اینکه من اول بزنمت.

601
00:26:48,522 --> 00:26:50,107
‫سلام، کالتر. من...

602
00:26:50,274 --> 00:26:52,651
‫تماس‌های از دست رفته‌ات رو دیدم.
‫روز شلوغی بود.

603
00:26:52,776 --> 00:26:54,653
‫آره، حتما. درباره اون یکی کارت شنیدم.

604
00:26:54,820 --> 00:26:56,446
‫شنیدی، ها؟

605
00:26:56,571 --> 00:26:58,573
‫خب، مایه تاسفه.

606
00:26:58,740 --> 00:26:59,992
‫خب، بستگی به این داره
‫از اینجا کجا بریم.

607
00:27:00,158 --> 00:27:02,494
‫وقتشه کارت‌ها رو بریزیم وسط.

608
00:27:02,536 --> 00:27:03,662
‫آره، وقتش رسیده.

609
00:27:03,745 --> 00:27:05,163
‫خب، اگه دنبال این می‌گردی که من...

610
00:27:05,289 --> 00:27:07,040
‫- عذرخواهی کنم، از این خبرها نیست.
‫- فقط می‌خوام...

611
00:27:07,165 --> 00:27:08,834
‫باهام روراست باشی،
‫من می‌خوام پسرت رو پیدا کنم.

612
00:27:08,959 --> 00:27:10,544
‫- باید کار خودم رو بکنم.
‫- راهت رو امتحان کردم.

613
00:27:10,711 --> 00:27:12,212
‫این کار رو کنسل شده در نظر بگیر.

614
00:27:12,296 --> 00:27:13,588
‫لیندوها تماس گرفتن.

615
00:27:13,714 --> 00:27:15,007
‫دست اون‌هاست.

616
00:27:15,090 --> 00:27:16,174
‫واسم هزینه داره، ولی کاری که...

617
00:27:16,300 --> 00:27:17,259
‫باید انجام بشه رو می‌کنم.

618
00:27:17,384 --> 00:27:18,593
‫لیندوها پسرت رو ندزدیدن.

619
00:27:18,719 --> 00:27:19,678
‫اشتباه می‌کنی.

620
00:27:19,845 --> 00:27:21,305
‫دندونش رو در آوردن.

621
00:27:21,513 --> 00:27:22,681
‫واسم یک عکس فرستادن...

622
00:27:22,806 --> 00:27:24,516
‫تا ثابت کنن که مال مت بوده.

623
00:27:24,683 --> 00:27:26,101
‫خیلی تلاش کردم ازش محافظت کنم.

624
00:27:26,268 --> 00:27:28,103
‫از همه این چیزها دور نگه‌ش دارم.

625
00:27:28,186 --> 00:27:29,438
‫اجازه نمی‌دم بلای دیگه‌ای سرش بیارن.

626
00:27:29,604 --> 00:27:31,940
‫گوش کن، هر کسی که دزدیدش...

627
00:27:32,065 --> 00:27:34,234
‫می‌خواد یک جنگ بین تو
‫و رقبات به راه بیندازه. خیلی‌خب؟

628
00:27:34,359 --> 00:27:36,320
‫از مت به عنوان طعمه استفاده می‌کنه.

629
00:27:36,486 --> 00:27:37,779
‫آره، اون یک نفر، لیندوها هستن.

630
00:27:37,904 --> 00:27:39,573
‫از اینجا به بعد خودم حلش می‌کنم.

631
00:27:39,740 --> 00:27:41,199
‫ممنون می‌شم که دخالت نکنی.

632
00:27:41,325 --> 00:27:42,701
‫بعد چطوری می‌خوای حلش کنم؟

633
00:27:42,826 --> 00:27:44,077
‫الان دارم می‌رم سمت
‫ایستگاه مترو «نورث اند».

634
00:27:44,161 --> 00:27:45,162
‫می‌خوام مبادله رو انجام بدم...

635
00:27:45,287 --> 00:27:46,163
‫بعد این قضیه تموم می‌شه.

636
00:27:46,288 --> 00:27:47,372
‫تموم نمی‌شه.

637
00:27:47,497 --> 00:27:48,623
‫آیوی، این تازه شروعشه.

638
00:27:48,707 --> 00:27:50,167
‫آدم خوبی هستی، کالتر.

639
00:27:50,333 --> 00:27:51,918
‫متی اگه بود ازت خوشش میومد.

640
00:27:53,128 --> 00:27:55,714
‫آیوی؟ من...

641
00:27:58,925 --> 00:28:00,927
‫کالتر، خیلی متاسفم.

642
00:28:01,053 --> 00:28:03,096
‫من هیچی بیشتر از خودت
‫در مورد آیوی نمی‌دونستم.

643
00:28:03,221 --> 00:28:04,890
‫- الیوت چی؟
‫- اون وکیلشه.

644
00:28:04,973 --> 00:28:06,308
‫هی، فقط همین.

645
00:28:06,391 --> 00:28:07,684
‫- برای مشکل مالیات.
‫- پس چیزی که نمی‌دونی،

646
00:28:07,809 --> 00:28:09,144
‫نمی‌تونه بهت صدمه بزنه.
‫از اینجور حرف‌ها؟

647
00:28:09,311 --> 00:28:11,938
‫معمولا اون بهترین خط مشی
‫تو حیطه‌ی کاری ماست، آره.

648
00:28:12,105 --> 00:28:15,400
‫ببین، شرکت اون رو مسئول گذاشته
‫تا حساب و کتاب آیوی رو پاک کنه،

649
00:28:15,567 --> 00:28:17,069
‫بهش کمک کنه تا صادقانه‌تر
‫عمل کنه، می‌دونی؟

650
00:28:17,152 --> 00:28:18,612
‫آره.

651
00:28:18,737 --> 00:28:20,947
‫سلام. متاسفم. واقعا خوشحالم حالت خوبه.

652
00:28:21,073 --> 00:28:21,990
‫الان وقت این چیزها رو نداریم.

653
00:28:22,157 --> 00:28:23,241
‫اگه مت رو پیدا نکنیم، یک جنگ...

654
00:28:23,450 --> 00:28:24,534
‫- تمام عیار مافیایی راه میفته.
‫- چی؟

655
00:28:24,659 --> 00:28:26,244
‫از چی حرف می‌زنی؟

656
00:28:26,369 --> 00:28:27,954
‫یکی که ادعا کرده از طرف لیندوهاست...

657
00:28:28,080 --> 00:28:29,498
‫یک پیغام باج واسه آیوی فرستاده.

658
00:28:29,498 --> 00:28:30,624
‫الان می‌خواد ببینشون. اون رو می‌کشن.

659
00:28:30,791 --> 00:28:32,000
‫بعد مت رو می‌کشن.

660
00:28:32,125 --> 00:28:33,835
‫صبر کن، فکر می‌کنی اون
‫کسی که مت رو دزدیده،

661
00:28:33,877 --> 00:28:36,797
‫ حالا می‌خواد آیوی رو به دام بندازه؟

662
00:28:36,963 --> 00:28:38,799
‫قدرت‌نمایی کنن.

663
00:28:38,924 --> 00:28:40,175
‫نمی‌دونی کیه؟

664
00:28:42,928 --> 00:28:44,346
‫فکر می‌کنی آیوی واقعا می‌خواست قانونی بشه؟

665
00:28:44,471 --> 00:28:46,181
‫خودش همین رو گفت.

666
00:28:46,264 --> 00:28:47,349
‫گفت می‌خواد مسائل مالیات رو حل کنه.

667
00:28:47,474 --> 00:28:49,017
‫فکر کنم این اولین قدمش بود.

668
00:28:49,142 --> 00:28:51,186
‫پس حساب و کتاب نونوایی رو پاک کنه،

669
00:28:51,269 --> 00:28:53,188
‫بعد همه فعالیت‌های غیرقانونیش رو درست کنه.

670
00:28:53,313 --> 00:28:55,607
‫- ایده‌ش همین بود؟
‫- دقیقا.

671
00:28:55,816 --> 00:28:57,150
‫اون با شرکت برنامه‌های بزرگی داشتن.

672
00:28:57,234 --> 00:28:59,986
‫منم وکیلی‌ام که می‌تونه
‫عملیاتش رو قانونی کنه.

673
00:29:00,070 --> 00:29:02,072
‫ببینین، ‌بچه‌ها، باید به پلیس زنگ بزنیم.

674
00:29:02,197 --> 00:29:03,490
‫الان برای پلیس وقت نداریم، الیوت.

675
00:29:04,574 --> 00:29:05,450
‫کی واسه آیوی پاپوش دوخته؟

676
00:29:06,952 --> 00:29:08,203
‫می‌رم بفهمم.

677
00:29:21,216 --> 00:29:22,425
‫- رندی.
‫- هی.

678
00:29:22,634 --> 00:29:24,761
‫الان دارم می‌رم سمت
‫ایستگاه مترو «نورث اند».

679
00:29:24,845 --> 00:29:26,054
‫آره، می‌بینمت...

680
00:29:26,179 --> 00:29:27,848
‫و نقشه ایستگاه مترو جلومه.

681
00:29:27,931 --> 00:29:29,266
‫اه، انگار در دست ساخته.

682
00:29:29,391 --> 00:29:30,684
‫اون پایین خبریه؟

683
00:29:30,809 --> 00:29:31,893
‫آره، یک مبادله.

684
00:29:31,893 --> 00:29:33,728
‫مبادله پول برای پسر گمشده،
‫ولی فکر کنم پاپوشه.

685
00:29:33,770 --> 00:29:35,105
‫فقط می‌خوان آیوی رو تنها گیر بیارن.

686
00:29:35,105 --> 00:29:36,690
‫انگار وضعیت خوبی نیست.
‫چه کمکی می‌تونم بکنم؟

687
00:29:36,815 --> 00:29:37,857
‫اون روزی که مت گم شد،

688
00:29:37,899 --> 00:29:39,526
‫یک پیام درباره یک جلسه دریافت کرده بود.

689
00:29:39,568 --> 00:29:41,403
‫احتمالا از خط یکبار مصرف بوده.
‫می‌تونی بهش دسترسی پیدا کنی؟

690
00:29:41,444 --> 00:29:42,445
‫یه لحظه فرصت بده.

691
00:29:43,196 --> 00:29:44,864
‫تلفن مت رو پیدا کردم...

692
00:29:45,991 --> 00:29:47,284
‫خط یکبار مصرف رو پیدا کردم...

693
00:29:47,450 --> 00:29:49,244
‫همینجور که حرف می‌زنیم،
‫روی شبکه میذارمشون.

694
00:29:49,327 --> 00:29:51,955
‫خیلی‌خب، همون خط یکبار مصرف
‫چند ساعت پیش یک تماس جدید گرفته، نه؟

695
00:29:55,000 --> 00:29:56,793
‫آره. پیداش کردم.

696
00:29:56,918 --> 00:29:58,628
‫دقیقا همون تلفنه. نظرت چیه؟

697
00:29:58,837 --> 00:30:00,130
‫فکر کنم به آدم‌رباهایی که...

698
00:30:00,255 --> 00:30:01,881
‫استخدام کرده بودن، زنگ زدن.

699
00:30:02,007 --> 00:30:03,133
‫اگه یکی از طرف دیگه برداره،

700
00:30:03,133 --> 00:30:04,134
‫به برج مخابراتی پینگ می‌شه...

701
00:30:04,134 --> 00:30:05,427
‫برج مخابراتی، آره.

702
00:30:07,721 --> 00:30:10,432
‫خیلی‌خب. دیدمش. موقعیت رو پیدا کردم.

703
00:30:10,515 --> 00:30:13,268
‫انگار یک کارخونه ماشین‌آلات متروکه است.

704
00:30:13,393 --> 00:30:14,853
‫چند ساله خالی بوده. دارم می‌فرستم.

705
00:30:14,978 --> 00:30:18,023
‫ولی چند کیلومتر از ایستگاه مترو فاصله داره.

706
00:30:18,148 --> 00:30:19,107
‫حدس می‌زنم اونجا مت رو نگه داشتن.

707
00:30:19,274 --> 00:30:20,191
‫ولی نمی‌تونی هر دو جا بری.

708
00:30:20,275 --> 00:30:21,693
‫نمی‌تونی همزمان دو جا باشی.

709
00:30:22,861 --> 00:30:23,945
‫نه، نمی‌تونم.

710
00:30:25,196 --> 00:30:26,072
‫کالتر؟

711
00:30:36,958 --> 00:30:37,917
‫کسی نیست؟

712
00:30:42,088 --> 00:30:42,964
‫کسی نیست؟

713
00:30:44,966 --> 00:30:47,177
‫چیزی که خواستی آوردم.

714
00:30:54,017 --> 00:30:55,518
‫کسی نیست؟

715
00:30:57,562 --> 00:30:59,689
‫می‌دونی، دلم نمی‌خواست اینجوری تموم بشه.

716
00:31:00,565 --> 00:31:02,108
‫کیسی؟

717
00:31:02,233 --> 00:31:04,736
‫کار تو بود؟

718
00:31:04,903 --> 00:31:06,613
‫- چرا؟
‫- بی‌خیال، خودت گفتی.

719
00:31:06,738 --> 00:31:08,573
‫داری حساب و کتاب‌ها رو صاف می‌کنی.

720
00:31:08,698 --> 00:31:09,824
‫می‌خوای قانونی به نظر بیاد.

721
00:31:09,949 --> 00:31:10,909
‫می‌خوای من رو ول کنی.

722
00:31:11,076 --> 00:31:13,328
‫می‌دونی که همیشه ازت مراقبت می‌کنم.

723
00:31:13,495 --> 00:31:16,122
‫بس کن. من بهت وفادار بودم،

724
00:31:16,247 --> 00:31:17,707
‫چندین سال از عمرم.

725
00:31:17,832 --> 00:31:20,085
‫آماده بودم بیشتر کار کنم.
‫یک روزی امور رو به دست بگیرم.

726
00:31:20,293 --> 00:31:21,461
‫بعد در ازاش چی گیرم اومد؟

727
00:31:21,586 --> 00:31:24,756
‫واسه تحویل کلوچه من رو بازخواست کنی؟

728
00:31:26,132 --> 00:31:28,093
‫آره، می‌دونستی که دنبال این کار و کاسبی‌ام.

729
00:31:28,176 --> 00:31:29,594
‫مستحقش بودم.

730
00:31:29,803 --> 00:31:31,763
‫ولی تو همیشه من رو دست کم گرفتی.

731
00:31:31,888 --> 00:31:33,515
‫این آخرین باریه که همچین اتفاقی میفته.

732
00:31:38,812 --> 00:31:41,189
‫من خیر و صلاح تو رو می‌خواستم.

733
00:31:41,356 --> 00:31:43,191
‫متاسفم.

734
00:31:43,316 --> 00:31:45,110
‫باید بیشتر قدر تو رو می‌دونستم.

735
00:31:46,611 --> 00:31:47,529
‫می‌تونیم حلش کنیم.

736
00:31:47,695 --> 00:31:49,322
‫به من دروغ نگو.

737
00:31:49,447 --> 00:31:51,324
‫هیچوقت احترامی برام قائل نبودی.

738
00:31:51,407 --> 00:31:52,992
‫اگه بابام نمُرده بود،
‫ما کاسبی رو اداره می‌کردیم.

739
00:31:53,159 --> 00:31:54,160
‫کنترل کل نیوجرسی.

740
00:31:54,327 --> 00:31:56,496
‫این باید مال من باشه.

741
00:31:56,621 --> 00:31:57,747
‫لیاقتش رو دارم!

742
00:31:57,956 --> 00:31:59,874
‫گوش کن.

743
00:31:59,999 --> 00:32:02,293
‫«نانوایی آیوی» قراره کاملا قانونی بشه.

744
00:32:02,418 --> 00:32:04,045
‫می‌تونی یک بخشی از اون باشی.

745
00:32:04,170 --> 00:32:05,630
‫زندگی بهتری برای توئه.

746
00:32:05,797 --> 00:32:07,507
‫فکر کردی دلم می‌خواد کیک بپزم...

747
00:32:07,590 --> 00:32:08,508
‫و تا آخر عمر،

748
00:32:08,633 --> 00:32:10,093
‫کلوچه تبلیغ کنم؟

749
00:32:10,218 --> 00:32:12,178
‫نه. بدرد من نمی‌خوره.

750
00:32:12,303 --> 00:32:13,805
‫این بدردم می‌خوره.

751
00:32:13,972 --> 00:32:16,933
‫حالا تفنگ رو بذار توی ساک.

752
00:32:17,976 --> 00:32:19,394
‫گفتم بذارش تو ساک.

753
00:32:27,068 --> 00:32:28,152
‫پرتش کن این طرف.

754
00:32:31,865 --> 00:32:33,324
‫برش دار پس.

755
00:32:35,702 --> 00:32:37,787
‫کار و کاسبی کثیف رو بگیر،
‫هر کاری می‌خوای باهاش بکن.

756
00:32:39,706 --> 00:32:40,623
‫حتی می‌تونی من رو بکشی.

757
00:32:44,460 --> 00:32:45,795
‫ولی بذار متی بره.

758
00:32:50,675 --> 00:32:52,969
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم.

759
00:32:53,094 --> 00:32:55,221
‫الان یک معامله شده،
‫باید از شر جفت‌تون خلاص بشم.

760
00:32:56,723 --> 00:32:57,974
‫ولی می‌تونم با تو شروع کنم.

761
00:33:00,894 --> 00:33:02,020
‫دست‌هات بالا که ببینمشون.

762
00:33:02,145 --> 00:33:03,771
‫هی!

763
00:33:03,938 --> 00:33:05,064
‫هی! همینجا منتظر باش.

764
00:33:31,466 --> 00:33:33,468
‫تو درک نمی‌کنی.

765
00:33:33,593 --> 00:33:35,637
‫اگه تا نیمه‌شب به یک جای خاص برنگردم،

766
00:33:35,762 --> 00:33:37,013
‫مت می‌میره.

767
00:33:37,138 --> 00:33:39,098
‫از قبل دستور دادم که بکشنش.

768
00:33:39,182 --> 00:33:41,142
‫اگه رابط من کاری بکنه، نمی‌میره.

769
00:33:41,267 --> 00:33:42,894
‫گوش کن، تو اشتباه کردی.

770
00:33:43,061 --> 00:33:44,479
‫می‌تونیم امشب تمومش کنیم.

771
00:33:44,646 --> 00:33:46,689
‫می‌تونیم امشب تمومش کنیم.

772
00:33:49,651 --> 00:33:51,486
‫اون کار رو نکن.

773
00:33:53,696 --> 00:33:54,989
‫دلت نمی‌خواد اون کار رو بکنی.

774
00:34:12,507 --> 00:34:13,925
‫وقتشه.

775
00:34:26,354 --> 00:34:28,981
‫متی. خوبی؟

776
00:34:29,107 --> 00:34:30,358
‫وارگاس.

777
00:34:30,483 --> 00:34:32,735
‫مشکلی نیست، رفیق.
‫هوات رو دارم.

778
00:34:39,325 --> 00:34:40,326
‫چیزی نیست.

779
00:34:42,203 --> 00:34:43,287
‫چی شد؟ کیسی رو گیر آوردی؟

780
00:34:44,539 --> 00:34:45,331
‫اون مُرد.

781
00:34:45,498 --> 00:34:47,125
‫متی چی؟ پسرم کجاست؟

782
00:34:47,291 --> 00:34:48,501
‫حالش خوبه. الان پیام گرفتم.

783
00:34:48,584 --> 00:34:50,169
‫پیداش کردیم. حالش خوبه.

784
00:34:50,294 --> 00:34:51,671
‫ممنون.

785
00:34:53,256 --> 00:34:55,049
‫من چی؟

786
00:34:55,216 --> 00:34:57,385
‫- می‌خوای به پلیس زنگ بزنی؟
‫- نمی‌دونم.

787
00:34:58,678 --> 00:35:00,138
‫پای مت رو وسط کشوندی.
‫لیاقت هیچی رو نداری.

788
00:35:00,263 --> 00:35:01,264
‫حق با توئه.

789
00:35:01,347 --> 00:35:03,307
‫سعی کردم ازش محافظت کنم
‫که درگیر این چیزها نشه،

790
00:35:03,391 --> 00:35:05,184
‫ولی شکست خوردم.

791
00:35:05,268 --> 00:35:07,728
‫واسه همین می‌خواستم کارم رو قانونی کنم.

792
00:35:07,812 --> 00:35:09,397
‫دارم سعی می‌کنم درستش کنم.

793
00:35:09,480 --> 00:35:11,357
‫یک مادر چند بار فرصت پیدا می‌کنه
‫اوضاع رو درست کنه، ها؟

794
00:35:11,524 --> 00:35:12,525
‫تعدادش چقدره؟

795
00:35:14,610 --> 00:35:15,903
‫نمی‌دونم.

796
00:35:17,071 --> 00:35:20,283
‫امیدوارم اونقدر فرصت پیدا کنن
‫تا همه چی رو درست کنن.

797
00:35:22,994 --> 00:35:25,246
‫دلم می‌خواد یک فرصت دیگه نصیبم بشه.

798
00:35:28,666 --> 00:35:30,084
‫پس بهتره قبل از اینکه پلیس بیاد،

799
00:35:30,209 --> 00:35:31,544
‫سریع از اینجا بری.

800
00:35:31,669 --> 00:35:32,837
‫قراره سوال بپرسن، اینجا هم...

801
00:35:34,589 --> 00:35:38,134
‫هی، اگه چیزی لازم داشتی،
‫فقط یک تماس بگیر.

802
00:35:38,217 --> 00:35:39,260
‫شاید کیک فنجونی بخوای؟

803
00:35:41,137 --> 00:35:43,431
‫دارم می‌گم بهت بدهکار شدم.

804
00:35:43,556 --> 00:35:45,975
‫من... فکر نکنم بخوام
‫لطفی در حقم جبران کنی.

805
00:35:46,142 --> 00:35:48,811
‫خب، همه این حرف رو می‌زنن...

806
00:35:48,936 --> 00:35:50,521
‫تا موقعی که احتیاج پیدا می‌کنن.

807
00:35:54,567 --> 00:35:58,321
‫♪ پروانه‌ها کجا رفتن؟ ♪

808
00:36:00,740 --> 00:36:04,619
‫♪ شاید رها کردن همچین حسی داره ♪

809
00:36:06,537 --> 00:36:08,998
‫♪ چون یک گودالی وجود داره که تو ♪

810
00:36:10,249 --> 00:36:12,293
‫خب، اینجا چقدر قشنگ و دنجه.

811
00:36:12,418 --> 00:36:14,045
‫- اوهوم.
‫- از طرف آیوی.

812
00:36:14,170 --> 00:36:15,338
‫پنجاه هزار دلار.

813
00:36:18,883 --> 00:36:20,718
‫احتمالش چقدره که این رو
‫قانونی بدست آورده باشه؟

814
00:36:20,801 --> 00:36:22,595
‫اوووف، اصلا نمی‌دونم.

815
00:36:22,720 --> 00:36:25,556
‫- همونجوری خرج می‌شه.
‫- آره، به خیریه می‌دمش.

816
00:36:25,681 --> 00:36:27,183
‫به خودت بستگی داره.

817
00:36:27,308 --> 00:36:30,227
‫- الیوت کجاست؟
‫- سر کار.

818
00:36:30,311 --> 00:36:32,688
‫شرکتش یک شعبه جدید تو نیویورک باز کرده.

819
00:36:32,855 --> 00:36:34,523
‫ولی می‌خواد این آخر هفته من رو ببره...

820
00:36:34,649 --> 00:36:35,900
‫سه‌تا اتاق فرار تا جبران کنه.

821
00:36:35,900 --> 00:36:38,444
‫- همم. سه‌تا؟
‫- اوهوم.

822
00:36:38,569 --> 00:36:40,154
‫من خیلی بازیم خوبه. باید بیای.

823
00:36:40,279 --> 00:36:41,238
‫شبیه جهنم می‌مونه.

824
00:36:42,657 --> 00:36:44,492
‫خب پس، ولش کن.
‫اصلا دعوت نیستی.

825
00:36:46,786 --> 00:36:49,163
‫در ضمن، الیوت خیلی شرمنده است که...

826
00:36:49,246 --> 00:36:51,540
‫تو رو درگیر این قضایا کرد.

827
00:36:51,666 --> 00:36:53,250
‫واقعا نمی‌دونست که تو رو
‫درگیر چه چیزی کرده...

828
00:36:53,417 --> 00:36:54,377
‫واقعا؟

829
00:36:55,753 --> 00:36:57,421
‫بی‌خیال، کالتر.

830
00:36:57,505 --> 00:36:59,048
‫تا حالا کاری از طرف یک مشتری نگرفتی...

831
00:36:59,090 --> 00:37:00,174
‫که ازش مطمئن نبودی؟

832
00:37:00,341 --> 00:37:02,677
‫آره. گمونم همین بوده.

833
00:37:02,760 --> 00:37:04,679
‫باور کن، من برای یک موکل جدید
‫کار می‌کنم و...

834
00:37:04,845 --> 00:37:07,390
‫اوه، باید بگم که رُس من رو کشیده.

835
00:37:07,515 --> 00:37:11,102
‫خیلی پرتوقعه و زیاد صادق نیست.

836
00:37:11,227 --> 00:37:12,395
‫کلی پول داره.

837
00:37:14,188 --> 00:37:15,439
‫پس چرا انجامش می‌دی؟

838
00:37:16,941 --> 00:37:18,275
‫چون کارم همینه.

839
00:37:18,442 --> 00:37:20,319
‫آره.

840
00:37:20,444 --> 00:37:22,279
‫واسه همین من دوست دارم
‫اوضاع ساده باشه، می‌دونی؟

841
00:37:22,405 --> 00:37:25,074
‫- واقعا؟
‫- اوهوم.

842
00:37:25,199 --> 00:37:28,786
‫آره، اممم، وقتی به کالتر شاو فکر می‌کنم،
‫چندین کلمه به ذهنم میاد...

843
00:37:28,953 --> 00:37:31,622
‫ولی «ساده» یکی از اون‌ها نیست.

844
00:37:33,874 --> 00:37:35,334
‫باشه. عادلانه است.

845
00:37:35,501 --> 00:37:38,337
‫فقط مراقب باش، خیلی‌خب؟

846
00:37:38,421 --> 00:37:40,506
‫- من رو می‌شناسی.
‫- آره می‌شناسم، واسه همین می‌گم.

847
00:37:42,425 --> 00:37:45,094
‫♪ ما فقط می‌دونیم کجا بودیم ♪

848
00:37:46,303 --> 00:37:47,638
‫خب، می‌خوای یه بطری به منم بدی...

849
00:37:47,638 --> 00:37:49,598
‫یا قراره همینجا بشینم
‫و ببینم همه رو تموم می‌کنی؟

850
00:37:49,598 --> 00:37:51,100
‫- آره. نه، ببخشید.
‫- آها.

851
00:37:51,183 --> 00:37:52,059
‫- آداب من کجا رفته؟
‫- آره.

852
00:37:54,562 --> 00:37:59,525
‫«ترجمه از خشایار»