1
00:00:01,501 --> 00:00:02,585
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,336 --> 00:00:05,171
‫قرار بود برم دخترم هیلی رو بردارم.

3
00:00:05,296 --> 00:00:07,048
‫الان نه به اون دسترسی دارم،
‫نه به زن سابقم.

4
00:00:07,173 --> 00:00:08,466
‫لیسا.

5
00:00:10,677 --> 00:00:12,220
‫چی شده؟

6
00:00:12,345 --> 00:00:13,638
‫لیسا.

7
00:00:16,933 --> 00:00:18,935
‫باید دخترم رو نجات بدی.

8
00:00:19,602 --> 00:00:20,687
‫رمزگذاری،

9
00:00:20,729 --> 00:00:22,522
‫سرورای تغییر مسیر داده شده،
‫حلقه‌های فانتوم.

10
00:00:22,564 --> 00:00:24,107
‫چیزی که تا حالا ندیده بودم.

11
00:00:24,274 --> 00:00:25,775
‫ولی آخرین تماسی که روی گوشی شخصیش

12
00:00:25,817 --> 00:00:27,110
‫جواب داده بود رو پیدا کردم

13
00:00:27,235 --> 00:00:28,737
‫یه مردی به اسم ریموند آکمن.

14
00:00:28,903 --> 00:00:30,447
‫پس این همونیه که هیلی رو برده؟

15
00:00:30,572 --> 00:00:32,866
‫حق انتخابی نداشتم.
‫می‌خواستن خواهرم رو بکشن.

16
00:00:32,991 --> 00:00:35,452
‫همین الان از دوستم
‫تو اداره کلانتر دنور شنیدم.

17
00:00:35,577 --> 00:00:37,746
‫جسد هریت آکمن یه ساعت پیش پیدا شد.

18
00:00:37,912 --> 00:00:40,123
‫- آره، یعنی چی کولتر؟
‫- خبر خوبی نیست.

19
00:00:40,248 --> 00:00:42,033
‫بی‌خیال، کالتر. ببین،

20
00:00:42,083 --> 00:00:43,501
‫هیلی سالمه. کار انجام شد.

21
00:00:43,585 --> 00:00:45,962
‫- مامان خوبه؟
‫- بیمارستانه.

22
00:00:46,046 --> 00:00:47,088
‫هی.

23
00:00:47,130 --> 00:00:48,715
‫«تو پروسه رو قطع کردی.»

24
00:00:48,798 --> 00:00:50,175
‫«و عواقبش در راهه.»

25
00:00:54,012 --> 00:00:59,017
‫«ترجمه از خشایار»

26
00:01:09,027 --> 00:01:11,237
‫[شماره ناشناس: کار تموم شد؟]

27
00:01:14,157 --> 00:01:15,658
‫[آره]

28
00:01:20,914 --> 00:01:22,707
‫[منتظر دستورهای جدید باش]

29
00:01:29,964 --> 00:01:31,174
‫شب بخیر، نیکی.

30
00:01:34,761 --> 00:01:36,137
‫شب بخیر، هاپی.

31
00:01:36,763 --> 00:01:38,098
‫خوب بخوابی.

32
00:01:55,657 --> 00:01:57,325
‫نباید دوباره این اتفاق بیفته.

33
00:02:00,954 --> 00:02:02,539
‫ما نیکی رو پس گرفتیم.

34
00:02:02,664 --> 00:02:05,250
‫هر کاری که باید می‌کردیم انجام دادیم.

35
00:02:05,375 --> 00:02:07,210
‫یه پیام فرستادن.

36
00:02:08,002 --> 00:02:10,505
‫توش نوشته بود: «به پروسه خوش برگشتی.

37
00:02:10,630 --> 00:02:12,215
‫جانشینت شکست خورد.»

38
00:02:14,509 --> 00:02:15,802
‫مجبور شدی چی کار کنی؟

39
00:02:16,427 --> 00:02:18,429
‫مجبور شدم خواهر آکمن رو از سر راه بردارم.

40
00:02:19,180 --> 00:02:20,598
‫اوه.

41
00:02:21,099 --> 00:02:22,600
‫دیگه نباید این کار رو ادامه بدیم.

42
00:02:22,642 --> 00:02:23,977
‫باید به پلیس زنگ بزنیم.

43
00:02:24,018 --> 00:02:26,396
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

44
00:02:26,437 --> 00:02:28,139
‫هی. من یکی رو کشتم،

45
00:02:28,189 --> 00:02:29,315
‫می‌فهمی؟

46
00:02:29,399 --> 00:02:31,359
‫می‌دونی چه بلایی سر کسایی میاد
‫که برن سراغ پلیس.

47
00:02:31,442 --> 00:02:32,902
‫- فرار می‌کنیم.
‫- پیدامون می‌کنن...

48
00:02:32,944 --> 00:02:34,863
‫و نیکی رو می‌کشن.

49
00:02:34,988 --> 00:02:36,406
‫- می‌خوای همچین ریسکی بکنی؟
‫- نه.

50
00:02:36,447 --> 00:02:37,816
‫پس چاره‌ای نداریم.

51
00:02:37,866 --> 00:02:39,701
‫تنها راه خروج،

52
00:02:39,993 --> 00:02:41,161
‫ادامه دادنه.

53
00:02:49,711 --> 00:02:53,089
‫[کالتر و راسل شاو رو پیدا کن.
‫اون‌ها پروسه رو مختل کردن.]

54
00:02:59,304 --> 00:03:02,223
‫[دنور، کلرادو]

55
00:03:06,436 --> 00:03:07,854
‫باشه، رینی. من رو در جریان بذار.

56
00:03:08,479 --> 00:03:09,689
‫رینی الان تو زندانه.

57
00:03:09,772 --> 00:03:12,817
‫داره با آکمن حرف می‌زنه، ببینه می‌تونه
‫اطلاعات بیشتری از پروسه دربیاره یا نه.

58
00:03:12,901 --> 00:03:15,153
‫- یارو وحشت‌زده بود وقتی پیداش کردیم.
‫- لیسا هم همین‌طور.

59
00:03:15,612 --> 00:03:17,197
‫دستورهای تصادفی از طریق پیامک

60
00:03:17,238 --> 00:03:19,532
‫اونقدر تهدیدکننده بود که
‫حاضر شدن جونشون رو به خطر بندازن.

61
00:03:19,616 --> 00:03:20,992
‫خب اون پیام‌هایی که ما گرفتیم چی؟

62
00:03:21,117 --> 00:03:22,285
‫پلیس در موردش چی گفت؟

63
00:03:22,452 --> 00:03:23,661
‫آره، می‌گن آکمن

64
00:03:23,786 --> 00:03:25,663
‫یه معلم علوم کامپیوتر دبیرستانه که

65
00:03:25,830 --> 00:03:27,290
‫توانایی راه‌اندازی کل ماجرا رو داره.

66
00:03:27,457 --> 00:03:28,917
‫نمی‌دونم، یه چیزی درست به نظر نمیاد.

67
00:03:29,083 --> 00:03:30,585
‫آره.

68
00:03:31,211 --> 00:03:33,338
‫- رندی.
‫- اه. چه خبر، پسر؟

69
00:03:33,463 --> 00:03:34,589
‫تو باید راسل باشی؟

70
00:03:34,672 --> 00:03:35,757
‫افسانه واقعیه.

71
00:03:35,798 --> 00:03:38,001
‫تو هم باید رندی باشی؟
‫افسانه اونم واقعیه.

72
00:03:38,051 --> 00:03:39,302
‫اوه، خب مرسی.

73
00:03:39,427 --> 00:03:41,012
‫می‌رم برامون چند تا تی‌شرت بگیرم.

74
00:03:43,431 --> 00:03:45,099
‫می‌خواین اول براتون چیزی بیارم؟

75
00:03:45,225 --> 00:03:48,436
‫اوه، آره. می‌شه دقیقاً همون
‫چیزی که اون سفارش داد

76
00:03:48,603 --> 00:03:49,938
‫به‌علاوه یه پرس بیکن اضافه بیاری؟

77
00:03:50,104 --> 00:03:51,397
‫و بیسکویت و گریوی.

78
00:03:52,106 --> 00:03:53,650
‫و یه رول دارچینی.

79
00:03:53,942 --> 00:03:55,693
‫فکر نمی‌کنی زیادی غذا سفارش دادی؟

80
00:03:55,818 --> 00:03:58,071
‫دارم از استرس می‌خورم، داداش.

81
00:03:58,196 --> 00:03:59,530
‫همه‌ی این کارهایی برات می‌کنم.

82
00:03:59,572 --> 00:04:01,532
‫- چی پیدا کردی؟
‫- بالاخره فرستنده رو ردیابی کردم.

83
00:04:02,116 --> 00:04:03,493
‫اون پیام‌هایی که گرفتین،

84
00:04:03,618 --> 00:04:05,662
‫شماره با تکنیک «پرش تماس»
‫جعل شده بود،

85
00:04:05,745 --> 00:04:08,873
‫یعنی از منبع اصلی به ده‌ها مکان مختلف پرید

86
00:04:08,915 --> 00:04:10,250
‫قبل از اینکه به شما دوتا برسه.

87
00:04:10,333 --> 00:04:12,168
‫خیلی زحمت کشیدم تا برگردم عقب،
‫ولی وقتی رسیدم

88
00:04:12,210 --> 00:04:13,419
‫به شماره ۱۰۵،

89
00:04:13,461 --> 00:04:14,629
‫حدس بزن مال کی بود؟

90
00:04:14,671 --> 00:04:15,880
‫ریموند آکمن،

91
00:04:15,922 --> 00:04:17,090
‫به آدرس خونه‌ش.

92
00:04:17,131 --> 00:04:18,716
‫پس اون پیام‌ها رو فرستاده؟

93
00:04:18,841 --> 00:04:20,718
‫نه. فکر می‌کنم یه رد گم‌کنیه

94
00:04:20,802 --> 00:04:22,679
‫برای وقتی که یکی مثل
‫من بخواد عمیق بررسی کنه.

95
00:04:22,762 --> 00:04:24,889
‫می‌خوان ما فکر کنیم آکمن منبعه.

96
00:04:25,348 --> 00:04:27,725
‫چون نکته اینجاست،
‫رمزگذاری از طرف فرستنده

97
00:04:27,809 --> 00:04:31,104
‫تا گوشی یک‌بارمصرف لیسا
‫فوق‌العاده پیچیده‌ست.

98
00:04:31,271 --> 00:04:33,606
‫پس یا آکمن یه نابغه‌ی کامپیوتره،

99
00:04:33,731 --> 00:04:35,441
‫نمی‌گم یه معلم دبیرستان نمی‌تونه باشه،

100
00:04:35,525 --> 00:04:37,694
‫یا اینکه با یه چیز کاملاً متفاوت طرفیم.

101
00:04:37,819 --> 00:04:39,112
‫پس پروسه واقعیه؟

102
00:04:39,779 --> 00:04:41,614
‫باید بفهمیم پشت این بازی کیه.

103
00:04:41,864 --> 00:04:43,116
‫باید تمومش کنیم.

104
00:04:48,913 --> 00:04:52,000
‫[بازدیدکنندگان از اینجا وارد شوند. لطفاً قبل
‫از بازدید و پس از آن با نگهبان هماهنگ کنید]

105
00:04:53,459 --> 00:04:55,837
‫- می‌خوای وکیلم باشی؟
‫- آره.

106
00:04:56,212 --> 00:04:59,090
‫ریموند، می‌فهمی به چه جرمی متهم شدی؟

107
00:04:59,590 --> 00:05:01,050
‫آدم‌ربایی هیلی راجرز

108
00:05:01,134 --> 00:05:03,094
‫و قتل کرت فاستر،

109
00:05:03,177 --> 00:05:04,804
‫به‌علاوه قتل خواهرت؟

110
00:05:04,846 --> 00:05:07,348
‫من هیچ‌وقت خواهرم رو نمی‌کشتم.

111
00:05:07,849 --> 00:05:09,642
‫داشتم سعی می‌کردم نجاتش بدم.

112
00:05:09,726 --> 00:05:12,312
‫و می‌تونستم، اگه اون دوتا دخالت نمی‌کردن.

113
00:05:12,437 --> 00:05:14,856
‫باشه، باشه. من حرفت رو باور می‌کنم.

114
00:05:15,648 --> 00:05:17,233
‫پس کی می‌خواست این بلا رو سرت بیاره؟

115
00:05:17,317 --> 00:05:19,152
‫این کارِ پروسه است.

116
00:05:19,277 --> 00:05:21,237
‫قبلاً همه‌چی رو به کارآگاه‌ها توضیح دادم.

117
00:05:21,362 --> 00:05:23,781
‫مجبور بودم دستورها رو اجرا کنم.

118
00:05:23,823 --> 00:05:25,074
‫من اینجا قربانی‌‌ام.

119
00:05:25,199 --> 00:05:27,410
‫پس چرا پروسه باید تو رو هدف بگیره؟

120
00:05:28,411 --> 00:05:29,704
‫نمی‌دونم.

121
00:05:30,204 --> 00:05:32,832
‫ولی انگار همه‌چیز رو درباره‌م می‌دونن.

122
00:05:33,499 --> 00:05:35,126
‫باشه، بذاریم این کار رو بکنیم.

123
00:05:35,209 --> 00:05:37,253
‫ریموند، لازمه هرچی درباره پروسه می‌دونی

124
00:05:37,378 --> 00:05:39,213
‫بهم بگی، باشه؟

125
00:05:39,339 --> 00:05:41,382
‫از همون اول، هیچ جزئیاتی کوچیک نیست.

126
00:05:42,592 --> 00:05:44,844
‫خب، اولین بار کِی باهات تماس گرفتن؟

127
00:05:46,763 --> 00:05:48,598
‫اممم...

128
00:05:48,765 --> 00:05:51,601
‫داشتم از یه مسابقه شنای مدرسه
‫برمی‌گشتم خونه.

129
00:05:51,851 --> 00:05:53,936
‫فکر کنم اون اولین بار بود.

130
00:06:00,735 --> 00:06:02,236
‫آره، مسابقه شنا. ادامه بده.

131
00:06:03,613 --> 00:06:04,906
‫می‌شناسیش؟

132
00:06:05,865 --> 00:06:07,408
‫کی؟ نگهبان؟

133
00:06:07,492 --> 00:06:08,534
‫نه.

134
00:06:08,659 --> 00:06:10,578
‫چرا، می‌شناسی. همین الان
‫بهش علامت دادی. دیدمت.

135
00:06:11,371 --> 00:06:12,997
‫ریموند، فقط داشتم مؤدبانه رفتار می‌کردم.

136
00:06:13,289 --> 00:06:15,124
‫خدای من. تو یکی از اونا هستی، مگه نه؟

137
00:06:15,291 --> 00:06:16,667
‫یکی از کیا؟

138
00:06:16,793 --> 00:06:18,202
‫اونایی که پروسه رو می‌چرخونن.

139
00:06:18,252 --> 00:06:19,754
‫باید می‌فهمیدم.

140
00:06:19,879 --> 00:06:22,215
‫میای اینجا، پیشنهاد می‌دی وکیلم بشی.

141
00:06:22,256 --> 00:06:23,716
‫اونا هیچ‌وقت نمی‌ذاشتن آزاد بشم.

142
00:06:23,800 --> 00:06:26,052
‫- ریموند.
‫- هیچ‌وقت این‌قدر ساده نیست!

143
00:06:26,928 --> 00:06:28,554
‫- نگهبان.
‫- ریموند.

144
00:06:28,638 --> 00:06:30,139
‫کارم تمومه، می‌تونی من رو برگردونی.

145
00:06:30,390 --> 00:06:32,266
‫ریموند، صبر کن، نه.
‫می‌تونم کمکت کنم.

146
00:06:32,392 --> 00:06:33,476
‫ریموند.

147
00:06:34,644 --> 00:06:36,354
‫یه‌کم عجیبه. این رو ببین.

148
00:06:36,479 --> 00:06:38,523
‫این تنها پینگ گوشی‌ایه که
‫آدرس نداره، فقط مختصاته.

149
00:06:38,648 --> 00:06:40,858
‫- اوهوم. منم متوجه شدم.
‫- عجیبه، نه؟

150
00:06:40,942 --> 00:06:43,152
‫قبلاً چکش کردم. اونجا هیچی نیست.

151
00:06:43,236 --> 00:06:45,947
‫- فقط یه زمین خالیه.
‫- شاید ارزش داشته باشه بریم ببینیم. کجاست؟

152
00:06:46,072 --> 00:06:48,699
‫- دو ساعت غرب، توی ایگل کانتی.
‫- هوم.

153
00:06:50,326 --> 00:06:51,702
‫رینی، چی داری؟

154
00:06:51,828 --> 00:06:53,329
‫خب، آکمن ترسید.

155
00:06:53,496 --> 00:06:55,081
‫همه‌چیز خوب پیش می‌رفت تا وقتی فکر کرد

156
00:06:55,164 --> 00:06:57,500
‫من جزو پروسه‌م و وحشت کرد.

157
00:06:57,792 --> 00:07:00,670
‫خب، اونا خواهرش رو کشتن. شاید فکر کرد
‫با خودش هم همین کار رو می‌کنن.

158
00:07:00,795 --> 00:07:03,631
‫آره، یعنی خودش گفت
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارن آزاد بشه.

159
00:07:03,756 --> 00:07:05,716
‫فهمیدی پروسه چطوری
‫شماره‌هامون رو گیر آورده؟

160
00:07:05,883 --> 00:07:07,260
‫نه، متأسفانه.

161
00:07:07,385 --> 00:07:08,428
‫یه لحظه صبر کن.

162
00:07:10,012 --> 00:07:11,305
‫همین الان از کَل پیام گرفتم.

163
00:07:12,056 --> 00:07:13,850
‫لیسا تو بیمارستان به هوش اومده.
‫هیلی هم پیششه.

164
00:07:13,933 --> 00:07:15,101
‫خب، این خبر خیلی خوبیه.

165
00:07:15,184 --> 00:07:16,185
‫آره، الان می‌رم اونجا،

166
00:07:16,269 --> 00:07:17,970
‫ببینم می‌تونم بفهمم
‫چطوری وارد این ماجرا شده.

167
00:07:18,020 --> 00:07:19,439
‫باشه، خداحافظ.

168
00:07:19,522 --> 00:07:21,649
‫من می‌رم این مختصات رو چک کنم.
‫ببینیم چی پیدا می‌کنیم.

169
00:07:21,816 --> 00:07:23,234
‫من همین‌جا می‌مونم.

170
00:07:23,276 --> 00:07:24,986
‫می‌شینم تا غذام هضم بشه.

171
00:07:25,027 --> 00:07:26,779
‫ایده خوبیه.

172
00:07:26,904 --> 00:07:29,490
‫هی، فکر می‌کنی رینی حاضر می‌شه
‫من رو برسونه اونجا؟

173
00:07:29,574 --> 00:07:31,784
‫فکر می‌کنم رینی بخواد
‫راننده شخصی تو باشه؟ احتمالاً نه.

174
00:07:31,909 --> 00:07:33,578
‫- نه؟ خب، به هر حال ازش می‌پرسم.
‫- باشه.

175
00:07:33,661 --> 00:07:34,662
‫اوه، نقشه خوبیه.

176
00:07:38,749 --> 00:07:39,917
‫دوستت دارم هیلی.

177
00:07:40,960 --> 00:07:42,170
‫منم دوستت دارم مامان.

178
00:07:43,337 --> 00:07:44,380
‫بعداً می‌بینمت.

179
00:07:51,220 --> 00:07:53,306
‫نمی‌دونم چطور باید بابت
‫پیدا کردنش ازت تشکر کنم.

180
00:07:54,891 --> 00:07:57,226
‫شاید بتونی بهم بگی...

181
00:07:57,768 --> 00:07:59,353
‫چطور توی این ماجرا گیر افتادی.

182
00:08:02,231 --> 00:08:03,649
‫لیسا، می‌دونم آسون نیست.

183
00:08:04,400 --> 00:08:05,902
‫فقط می‌خوام یه‌کم اطلاعات بگیرم،

184
00:08:06,027 --> 00:08:07,278
‫تا بتونم

185
00:08:07,737 --> 00:08:09,489
‫بفهمم دقیقاً چه خبره.

186
00:08:09,989 --> 00:08:13,534
‫این کابوس از وقتی شروع شد
‫که اون تماس رو گرفتم.

187
00:08:15,912 --> 00:08:17,246
‫الو؟

188
00:08:17,330 --> 00:08:19,081
‫دخترت هیلی دست منه.

189
00:08:19,207 --> 00:08:20,500
‫چی؟

190
00:08:20,625 --> 00:08:22,585
‫فقط چون خواهرم رو گرفتن،
‫دارم این کار رو می‌کنم.

191
00:08:22,627 --> 00:08:24,128
‫اگه می‌خوای هیلی رو نجات بدی،

192
00:08:24,170 --> 00:08:25,329
‫به زودی یه پیامک با دستورهایی

193
00:08:25,379 --> 00:08:26,714
‫که باید اجرا کنی، دریافت می‌کنی.

194
00:08:26,797 --> 00:08:27,840
‫کی هستی؟

195
00:08:27,965 --> 00:08:30,092
‫منم قربانی‌ام، درست مثل خودت.

196
00:08:30,134 --> 00:08:31,677
‫اگه دستورات رو اجرا کنی،

197
00:08:31,719 --> 00:08:33,304
‫خواهرم رو آزاد می‌کنن.

198
00:08:33,513 --> 00:08:34,931
‫الان بخشی از پروسه‌ای.

199
00:08:41,437 --> 00:08:42,897
‫هیلی!

200
00:08:44,607 --> 00:08:45,775
‫هیلی!

201
00:08:46,025 --> 00:08:48,027
‫هیلی! هیلی!

202
00:08:48,110 --> 00:08:49,320
‫کجایی؟

203
00:08:49,403 --> 00:08:50,446
‫هیلی!

204
00:08:50,530 --> 00:08:52,156
‫اوه، خدا.

205
00:08:55,076 --> 00:08:56,202
‫وای، خدا!

206
00:08:56,285 --> 00:08:57,411
‫جسد کرت رو پیدا کردم.

207
00:08:58,955 --> 00:09:00,122
‫وای، خدا. هیلی!

208
00:09:00,206 --> 00:09:02,667
‫اول فکر کردم یکی از افراد مشکوک
‫دنیای خودش این کار رو کرده...

209
00:09:02,708 --> 00:09:03,960
‫ولی حالا می‌دونم.

210
00:09:04,043 --> 00:09:05,294
‫هیلی!

211
00:09:08,381 --> 00:09:09,757
‫[به پروسه خوش اومدی.]

212
00:09:09,840 --> 00:09:11,217
‫فهمیدم اون فقط می‌خواسته

213
00:09:11,300 --> 00:09:13,844
‫جلوی اون‌ها رو بگیره که هیلی رو نبرن.
‫[به هیچکس درباره این نگو]

214
00:09:14,845 --> 00:09:16,847
‫[حواست باشه ردیابی نشی.
‫پول نقد جور کن.]

215
00:09:16,931 --> 00:09:19,934
‫وای، خدای من. خدایا. وای.

216
00:09:20,101 --> 00:09:21,644
‫سریع باید پول جور می‌کردم.

217
00:09:22,103 --> 00:09:23,688
‫هشدار دادن که حواسم باشه ردیابی نشم.

218
00:09:23,771 --> 00:09:26,524
‫نمی‌تونستم از کارت بانکی
‫یا عابر بانک استفاده کنم.

219
00:09:26,649 --> 00:09:29,277
‫می‌دونستم کرت توی گاوصندوقش پول نقد داره.

220
00:09:29,443 --> 00:09:30,778
‫یه گاوصندوق بیومتریک.

221
00:09:30,903 --> 00:09:32,321
‫برای همین دستش رو بریدی.

222
00:09:32,655 --> 00:09:34,031
‫من جراحم.

223
00:09:34,615 --> 00:09:36,158
‫درمونده بودم.

224
00:09:36,409 --> 00:09:40,288
‫خب رفتم آپارتمانش، پول و اسلحه رو
‫از گاوصندوق برداشتم،

225
00:09:40,871 --> 00:09:43,833
‫یه گوشی یک‌بارمصرف خریدم
‫و به شماره‌ای که گفته بودن پیام دادم.

226
00:09:44,041 --> 00:09:46,085
‫از اونجا بود که دستورهای اصلی شروع شد.

227
00:09:46,168 --> 00:09:47,878
‫باید یه ماشین می‌دزدیدم،

228
00:09:48,045 --> 00:09:51,382
‫می‌رفتم صرافی و ده هزار دلار
‫به یک حساب حواله می‌کردم،

229
00:09:51,924 --> 00:09:53,551
‫و یه پاکت با کلید

230
00:09:53,676 --> 00:09:55,469
‫یه دفتر رو برمی‌داشتم.

231
00:09:55,886 --> 00:09:58,014
‫باید سوئیت ۱۰۹ رو پیدا می‌کردم...

232
00:09:58,139 --> 00:10:00,641
‫یه کیف سامسونت برمی‌داشتم
‫و به یک لوکیشن تحویل می‌دادم.

233
00:10:00,766 --> 00:10:01,976
‫لیسا. لیسا.

234
00:10:02,226 --> 00:10:03,436
‫بعد تو اومدی

235
00:10:03,561 --> 00:10:05,104
‫و دیگه نتونستم برم داخل.

236
00:10:07,398 --> 00:10:08,858
‫هیچ ایده‌ای نداری

237
00:10:08,899 --> 00:10:10,359
‫چرا تو رو انتخاب کردن؟

238
00:10:13,237 --> 00:10:14,864
‫اون‌ها چیزایی درباره‌م می‌دونستن.

239
00:10:15,740 --> 00:10:17,283
‫کارهایی که کرده بودم

240
00:10:17,617 --> 00:10:19,160
‫و بهشون افتخار نمی‌کنم.

241
00:10:21,495 --> 00:10:24,332
‫بعد از اینکه کَل ازم طلاق گرفت،

242
00:10:24,874 --> 00:10:26,292
‫اوضاع روحیم خراب بود.

243
00:10:27,293 --> 00:10:29,837
‫بعد با کرت آشنا شدم
‫و می‌خواستم همه‌چیز درست بشه،

244
00:10:29,962 --> 00:10:31,881
‫برای همین شاید چشمام رو بسته بودم.

245
00:10:32,715 --> 00:10:34,717
‫می‌دونستم کلاهبرداری می‌کنه،

246
00:10:34,800 --> 00:10:36,177
‫و کمکش کردم

247
00:10:36,302 --> 00:10:37,720
‫که همکارهام و حتی...

248
00:10:37,762 --> 00:10:39,805
‫خانواده‌م رو قانع کنم
‫پول بذارن پیشش.

249
00:10:41,265 --> 00:10:42,892
‫و می‌دونستن که سراغ پلیس نمی‌ری

250
00:10:42,933 --> 00:10:44,810
‫چون نمی‌خواستی بابت
‫کارهایی که کردی گیر بیفتی.

251
00:10:45,394 --> 00:10:47,730
‫فقط می‌خواستم هیلی رو نجات بدم.

252
00:10:47,813 --> 00:10:51,359
‫احساس می‌کردم تقصیر منه که
‫اون رو بردن، چون داشتم تنبیه می‌شدم.

253
00:10:51,442 --> 00:10:52,735
‫از قبل هم خیلی عذاب وجدان داشتم،

254
00:10:52,818 --> 00:10:54,528
‫نمی‌تونستم دستورها رو نادیده بگیرم

255
00:10:54,570 --> 00:10:55,855
‫و بذارم به خاطر

256
00:10:55,905 --> 00:10:57,198
‫من بمیره.

257
00:10:58,699 --> 00:11:00,743
‫حتماً فکر می‌کنی من یه مادر وحشتناکم.

258
00:11:05,998 --> 00:11:07,124
‫همچین فکری نمی‌کنم.

259
00:11:10,252 --> 00:11:11,253
‫قضاوت نمی‌کنم.

260
00:11:14,548 --> 00:11:17,385
‫می‌ترسم این ماجرا برای من
‫هنوز تموم نشده باشه.

261
00:11:17,551 --> 00:11:19,011
‫دوباره باهات تماس گرفتن؟

262
00:11:19,345 --> 00:11:20,846
‫نه، ولی

263
00:11:20,888 --> 00:11:23,099
‫فکر می‌کنم همه‌جا آدم دارن.

264
00:11:23,891 --> 00:11:25,142
‫نگاه می‌کنن

265
00:11:25,434 --> 00:11:26,727
‫و منتظرن.

266
00:11:45,538 --> 00:11:46,747
‫تمومه؟

267
00:11:50,084 --> 00:11:51,502
‫این برای توئه.

268
00:11:52,336 --> 00:11:55,089
‫- فکر می‌کردم کارم تمومه.
‫- نه، هیچ‌وقت تموم نمی‌شه.

269
00:11:55,172 --> 00:11:57,466
‫من فکر می‌کردم هفت سال پیش
‫همه‌چی تموم شد. اشتباه می‌کردم.

270
00:11:57,550 --> 00:11:59,927
‫- چند نفر توی این ماجرا دست دارن؟
‫- نمی‌دونم.

271
00:12:00,010 --> 00:12:01,637
‫هیچ سؤالی نپرس.

272
00:12:01,762 --> 00:12:03,514
‫فقط بدون همیشه ممکنه ازت بخوان

273
00:12:03,597 --> 00:12:06,267
‫تا مزاحم‌ها و کارهای نیمه‌تمام رو جمع کنی.

274
00:12:06,892 --> 00:12:09,311
‫فقط همون کاری رو بکن که می‌گن.

275
00:12:09,395 --> 00:12:11,063
‫می‌دونی اگه نکنی چه اتفاقی می‌افته.

276
00:12:24,702 --> 00:12:27,246
‫[راسل شاو رو دنبال کن
‫و منتظر دستورات بمون]

277
00:12:43,345 --> 00:12:45,556
‫اوه، خیلی خوبه، مگه نه؟

278
00:12:45,639 --> 00:12:47,391
‫من، تو،

279
00:12:47,475 --> 00:12:48,976
‫فقط جاده باز و خالی.

280
00:12:49,059 --> 00:12:51,103
‫می‌بینی؟ خوشحال نیستی راضیت کردم بیای؟

281
00:12:51,187 --> 00:12:52,313
‫من...

282
00:12:52,396 --> 00:12:55,149
‫نمی‌فهمم چطور می‌تونی توی
‫همچین شرایطی این‌قدر راحت باشی.

283
00:12:55,232 --> 00:12:56,984
‫نمی‌دونم، من از اون آدم‌ها هستم

284
00:12:57,109 --> 00:12:59,111
‫که خوب بلدن همه‌چی رو
‫توی ذهنشون جدا کنن.

285
00:12:59,987 --> 00:13:02,114
‫می‌دونی، اون بخش نگران مغزم هیچ‌وقت

286
00:13:02,198 --> 00:13:03,949
‫با بخشی که خوش می‌گذرونه، قاطی نمی‌شه.

287
00:13:04,074 --> 00:13:06,368
‫آره، شاید من همچین مهارتی ندارم.

288
00:13:06,494 --> 00:13:07,995
‫آره، ولی تو هم مهارت داری.

289
00:13:10,080 --> 00:13:12,166
‫- اممم؟
‫- باشه.

290
00:13:13,042 --> 00:13:14,126
‫یعنی، می‌دونی، تو...

291
00:13:14,835 --> 00:13:15,878
‫اممم...

292
00:13:16,253 --> 00:13:17,588
‫مثلاً مقاوم هستی،

293
00:13:17,671 --> 00:13:18,923
‫مگه نه؟

294
00:13:19,215 --> 00:13:21,884
‫کالتر یه‌کم از اتفاق‌هایی که
‫برات افتاده بود بهم گفت.

295
00:13:22,051 --> 00:13:23,677
‫- جدی؟
‫- آره.

296
00:13:26,096 --> 00:13:27,348
‫خب خودت چی؟

297
00:13:27,389 --> 00:13:28,974
‫گفتی بین این کار و اون کار هستی.

298
00:13:29,099 --> 00:13:30,976
‫اوه، اممم...

299
00:13:32,603 --> 00:13:34,688
‫آره، آره، درسته.

300
00:13:35,773 --> 00:13:37,775
‫- خب، برنامه‌ای داری؟
‫- هوم؟

301
00:13:38,400 --> 00:13:39,443
‫نمی‌دونم.

302
00:13:40,236 --> 00:13:42,029
‫معمولاً همین‌جوری یهو به ذهنم می‌رسه.

303
00:13:42,238 --> 00:13:44,448
‫می‌دونی، شاید یه زمین تو آریزونا بگیرم.

304
00:13:44,532 --> 00:13:46,826
‫یه زمین تیراندازی تاکتیکی راه بندازم.

305
00:13:46,909 --> 00:13:48,369
‫هوای خشک رو دوست دارم.

306
00:13:50,579 --> 00:13:51,872
‫خب خودت چی؟

307
00:13:52,122 --> 00:13:54,283
‫من چی؟ قطعاً برنامه دارم.

308
00:13:54,333 --> 00:13:56,877
‫شامل اون دوست وکیلت هم می‌شه؟

309
00:13:58,420 --> 00:14:00,214
‫اگه باید بدونی،

310
00:14:00,965 --> 00:14:03,843
‫من و الیوت هفته پیش همه‌چی رو تموم کردیم.

311
00:14:03,968 --> 00:14:06,762
‫- اوه، نه.
‫- اوه.

312
00:14:06,887 --> 00:14:08,180
‫خوبی؟

313
00:14:08,305 --> 00:14:10,599
‫آره، تقریباً دوطرفه بود.

314
00:14:11,684 --> 00:14:13,894
‫فقط دارم همه‌چیزایی که
‫گذروندیم رو هضم می‌کنم.

315
00:14:15,229 --> 00:14:18,023
‫گوش کن، اگه یه وقت خواستی جدی حرف بزنی،

316
00:14:18,190 --> 00:14:19,400
‫من هستم.

317
00:14:20,276 --> 00:14:22,152
‫- ممنونم.
‫- اوهوم.

318
00:14:23,821 --> 00:14:25,239
‫می‌دونی،

319
00:14:25,406 --> 00:14:27,366
‫خیلی ترسناک بود.

320
00:14:27,741 --> 00:14:29,577
‫یه لحظه بود که فکر کردم...

321
00:14:29,743 --> 00:14:31,704
‫دیگه همه‌چیز تمومه، می‌فهمی؟

322
00:14:32,371 --> 00:14:33,497
‫یعنی ممکن بود بمیره.

323
00:14:33,622 --> 00:14:35,082
‫آره، ولی نمرد.

324
00:14:36,208 --> 00:14:38,419
‫نمرد و از اون مرحله سخت گذشتی

325
00:14:38,502 --> 00:14:39,670
‫و همین مهمه.

326
00:14:40,087 --> 00:14:41,171
‫آره.

327
00:14:43,799 --> 00:14:44,800
‫هممم.

328
00:14:45,342 --> 00:14:46,760
‫خب،

329
00:14:48,012 --> 00:14:49,471
‫اگه خواستی درباره‌ش حرف بزنی،

330
00:14:49,597 --> 00:14:51,849
‫من همیشه آماده‌م پرحرفی کنم.

331
00:14:52,016 --> 00:14:54,226
‫چون می‌دونم داداشم مثل دیوار خشک می‌مونه.

332
00:14:54,685 --> 00:14:56,478
‫ولی من هوات رو دارم.

333
00:14:56,896 --> 00:14:58,397
‫باشه.

334
00:15:00,482 --> 00:15:02,226
‫هی، اولین پمپ‌بنزینی که دیدیم، نگه دار.

335
00:15:02,276 --> 00:15:04,778
‫- باید برم دستشویی.
‫- چی؟

336
00:15:04,987 --> 00:15:06,614
‫ما تازه راه افتادیم.

337
00:15:06,697 --> 00:15:09,158
‫خب، نمی‌دونم چی بگم.
‫وقتی باید بری، باید بری.

338
00:15:10,618 --> 00:15:11,785
‫باشه.

339
00:15:56,538 --> 00:15:58,123
‫رندی، چه خبر؟

340
00:15:58,207 --> 00:15:59,917
‫تو همون جایی هستی
‫که قرار بود لیسا باشه؟

341
00:16:00,042 --> 00:16:01,418
‫سوئیت ۱۰۹؟

342
00:16:01,543 --> 00:16:02,753
‫دارم می‌رم سمتش.

343
00:16:02,836 --> 00:16:04,922
‫خب، من لیست مستأجرهای ساختمون رو هک کردم

344
00:16:05,047 --> 00:16:06,256
‫و فهمیدم کی اجاره‌ش کرده.

345
00:16:06,382 --> 00:16:08,092
‫یه مردی به اسم جد هو.

346
00:16:08,217 --> 00:16:09,885
‫شش ماه جلوتر اجاره رو داده

347
00:16:10,010 --> 00:16:11,929
‫ولی شماره تلفنش قطعه،

348
00:16:12,012 --> 00:16:13,681
‫و آدرس خونه‌ش هم وجود نداره.

349
00:16:14,556 --> 00:16:15,975
‫فکر کنم اصلا وجود خارجی نداره.

350
00:16:26,652 --> 00:16:27,861
‫کالت؟ هستی؟

351
00:16:29,321 --> 00:16:30,656
‫الان دم درم.

352
00:16:36,286 --> 00:16:37,287
‫چیزی می‌بینی؟

353
00:16:53,137 --> 00:16:54,847
‫فکر نمی‌کنم کسی از این فضا استفاده کنه.

354
00:16:55,097 --> 00:16:56,765
‫اون کیف سامسونت چی؟ پیداش کردی؟

355
00:16:59,018 --> 00:17:00,102
‫نه هنوز.

356
00:17:08,277 --> 00:17:09,361
‫پیداش کردم.

357
00:17:14,950 --> 00:17:16,118
‫قفله.

358
00:17:32,593 --> 00:17:33,719
‫چندتا عکس هست.

359
00:17:35,512 --> 00:17:36,680
‫از چی؟

360
00:17:40,851 --> 00:17:42,436
‫آکمن و یه بچه دبیرستانی.

361
00:17:43,062 --> 00:17:45,105
‫- مثلاً یکی از شاگردهاش؟
‫- آره، ممکنه.

362
00:17:45,230 --> 00:17:47,149
‫قطعاً یه جای کار می‌لنگه.

363
00:17:47,983 --> 00:17:50,569
‫از اون چیزها نیست
‫که آکمن بخواد علنی بشه.

364
00:17:51,528 --> 00:17:52,654
‫پس کارشون همینه.

365
00:17:52,738 --> 00:17:53,947
‫علیه لیسا مدرک داشتن

366
00:17:54,031 --> 00:17:55,741
‫و اینم مدرکیه که علیه آکمن دارن.

367
00:18:18,180 --> 00:18:20,641
‫هی رندی، عکس کیفی که برات فرستادم،
‫به دستت رسید؟

368
00:18:20,766 --> 00:18:22,810
‫آره داداش، ولی انتظار معجزه نداشته باش.

369
00:18:22,976 --> 00:18:24,686
‫کارخونه ساختش رو پیدا کردم،

370
00:18:24,812 --> 00:18:26,313
‫ولی شماره سریالش تقریباً پاک شده.

371
00:18:27,606 --> 00:18:28,774
‫باشه.

372
00:18:30,609 --> 00:18:31,985
‫یه لطف دیگه می‌کنی؟

373
00:18:32,736 --> 00:18:34,238
‫لیست مستأجرها رو دوباره چک کن.

374
00:18:35,155 --> 00:18:36,824
‫ببین دیگه کی طبقه اول هست.

375
00:18:40,452 --> 00:18:41,829
‫دارم چک می‌کنم.

376
00:18:42,246 --> 00:18:43,831
‫آره، بیشترش خالیه.

377
00:18:44,039 --> 00:18:47,543
‫یه صادرکننده میوه خشک
‫و یه شرکت لباس رقص هست.

378
00:18:47,668 --> 00:18:48,710
‫باشه، مرسی رندی.

379
00:18:52,881 --> 00:18:54,049
‫باشه.

380
00:18:54,174 --> 00:18:55,467
‫ممنون که خبر دادی.

381
00:18:57,845 --> 00:18:58,887
‫چیه؟ چی شده؟

382
00:18:59,096 --> 00:19:00,848
‫ریموند آکمن مرده.

383
00:19:01,098 --> 00:19:03,058
‫توی سلولش حلق‌آویز پیدا شد.

384
00:19:03,100 --> 00:19:04,268
‫خودکشی کرده؟

385
00:19:04,351 --> 00:19:06,186
‫می‌گن این‌طوره،
‫ولی وقتی باهاش ملاقات کردم،

386
00:19:06,270 --> 00:19:08,689
‫ترسیده بود، خیلی‌خب؟
‫نه اینکه بخواد خودکشی کنه.

387
00:19:09,439 --> 00:19:12,151
‫باشه، خب، اگه پروسه تونسته
‫اونجا بهش دسترسی پیدا کنه،

388
00:19:12,568 --> 00:19:14,278
‫یعنی دستشون خیلی بازه.

389
00:19:14,403 --> 00:19:17,281
‫خب اون فکر می‌کرد
‫یکی از نگهبان‌ها جزو پروسه‌ست.

390
00:19:17,447 --> 00:19:18,782
‫شاید حق باهاش بوده.

391
00:19:20,534 --> 00:19:21,994
‫می‌گم به پلیس یکی رو بفرستن

392
00:19:22,077 --> 00:19:23,745
‫که لیسا و هیلی رو چک کنه.

393
00:19:24,079 --> 00:19:25,080
‫آره.

394
00:19:30,669 --> 00:19:31,670
‫خوبی؟

395
00:19:32,504 --> 00:19:34,715
‫فکر کردم یکی رو دیدم
‫داشت دنبالمون می‌کرد.

396
00:19:36,425 --> 00:19:37,551
‫صبر کن، جدی می‌گی؟

397
00:19:37,634 --> 00:19:40,637
‫الان کسی رو نمی‌بینم،
‫یا بی‌خیال شدن یا اشتباه کردم.

398
00:19:40,762 --> 00:19:42,097
‫ولی برای احتیاط،

399
00:19:42,181 --> 00:19:43,515
‫فکر کنم بهتره من رانندگی کنم.

400
00:19:44,016 --> 00:19:45,225
‫هیچ ایرادی به مهارتت نیست،

401
00:19:45,267 --> 00:19:46,894
‫عالی می‌رونی، ولی خب...

402
00:19:47,769 --> 00:19:49,646
‫فقط باعث می‌شه خیالم راحت‌تر بشه، باشه؟

403
00:19:49,813 --> 00:19:52,149
‫آره. باشه، قبوله. فقط...

404
00:19:52,274 --> 00:19:53,942
‫این ماشین رو سه ماهه دارم، خب؟

405
00:19:54,067 --> 00:19:55,861
‫پس هیچ کار «راسل‌طور» نکن.

406
00:19:56,987 --> 00:19:58,864
‫- چشم، خانم.
‫- مرسی.

407
00:20:07,581 --> 00:20:09,583
‫تا حالا برات تعریف کردم یه سال

408
00:20:09,625 --> 00:20:12,252
‫خودم رو جای متصدی پیشخوان
‫یه کافه ایرلندی تو مسکو جا زدم

409
00:20:12,294 --> 00:20:13,754
‫فقط برای اینکه اطلاعات جمع کنم؟

410
00:20:13,837 --> 00:20:14,872
‫نه، نگفتی.

411
00:20:14,922 --> 00:20:16,882
‫اوه، آره، خب...

412
00:20:18,425 --> 00:20:20,677
‫اه، داستان باید بمونه برای بعدا.
‫دوباره افتادن دنبالمون.

413
00:20:20,761 --> 00:20:22,221
‫چی؟ اون سدان آبی؟

414
00:20:22,304 --> 00:20:24,640
‫آره. گوش کن،
‫من برای این کار آموزش دیدم.

415
00:20:24,723 --> 00:20:26,767
‫آه. بهت گفتم هیچ کار «راسل‌طور» نکن.

416
00:20:26,850 --> 00:20:28,227
‫محکم بچسب.

417
00:20:40,113 --> 00:20:41,823
‫صبر کن، داری چی کار می‌کنی؟

418
00:20:44,785 --> 00:20:46,536
‫وای، وای، وای، وای.

419
00:20:57,798 --> 00:20:59,633
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

420
00:21:05,847 --> 00:21:07,307
‫تکون نخور وگرنه شلیک می‌کنم!

421
00:21:27,520 --> 00:21:37,520
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

422
00:21:57,733 --> 00:21:59,109
‫سلام!

423
00:21:59,234 --> 00:22:00,902
‫پاشو صبح شد!

424
00:22:04,531 --> 00:22:05,574
‫من کجام؟

425
00:22:06,241 --> 00:22:07,451
‫لازم نیست نگران اون باشی.

426
00:22:08,869 --> 00:22:10,245
‫می‌خوای من رو بکشی؟

427
00:22:10,329 --> 00:22:11,997
‫بستگی به جواب‌هایی داره که بهم می‌دی.

428
00:22:12,706 --> 00:22:13,790
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

429
00:22:15,459 --> 00:22:16,877
‫فکر کنم می‌تونی.

430
00:22:17,544 --> 00:22:19,796
‫پروسه از من و داداشم چی می‌خواد؟

431
00:22:20,964 --> 00:22:22,924
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

432
00:22:26,470 --> 00:22:28,013
‫فکر کردی از این استفاده نمی‌کنم؟

433
00:22:29,639 --> 00:22:31,391
‫باید حقیقت رو بهم بگی.

434
00:22:31,641 --> 00:22:33,060
‫شیرفهم شد؟

435
00:22:38,440 --> 00:22:40,275
‫به رندی گفتم گواهینامه طرف رو چک کنه.

436
00:22:40,317 --> 00:22:42,436
‫- اینجا کجاست؟
‫- یک مخفیگاه.

437
00:22:42,486 --> 00:22:43,528
‫منابع خودم رو دارم.

438
00:22:43,570 --> 00:22:44,988
‫- اه.
‫- رینی چطوره؟

439
00:22:45,072 --> 00:22:46,073
‫حالش خوبه.

440
00:22:46,156 --> 00:22:48,450
‫داره سعی می‌کنه اطلاعات بیشتری
‫درباره مرگ آکمن در بیاره.

441
00:22:48,575 --> 00:22:50,660
‫پلیس هم مراقبت کامل
‫از لیسا و هیلی رو بر عهده گرفته.

442
00:22:50,744 --> 00:22:53,121
‫اگه پروسه بفهمه لیسا حرف زده،
‫ممکنه به خطر بیفتن.

443
00:22:53,205 --> 00:22:54,581
‫فکر خوبیه.

444
00:22:54,956 --> 00:22:56,583
‫طرف وضعش خیلی بده. کار توئه؟

445
00:22:56,625 --> 00:23:00,003
‫- نه. نه، از تصادف ماشینه.
‫- هوم.

446
00:23:00,587 --> 00:23:01,713
‫چیزی از زبونش بیرون کشیدی؟

447
00:23:01,755 --> 00:23:03,548
‫نه هنوز. تازه می‌خوام شروع کنم.

448
00:23:05,175 --> 00:23:06,426
‫اوه اوه.

449
00:23:06,551 --> 00:23:08,804
‫خب، حالا افتادی تو دردسر،
‫چون آدم زورگو رسید.

450
00:23:09,012 --> 00:23:10,347
‫چون من اون خوبه‌ام،

451
00:23:10,472 --> 00:23:11,598
‫پس...

452
00:23:12,974 --> 00:23:14,601
‫می‌دونیم برای پروسه کار می‌کنی.

453
00:23:14,768 --> 00:23:16,228
‫نه، کار نمی‌کنم.

454
00:23:17,896 --> 00:23:19,648
‫باید اون رو بهم بدی.

455
00:23:24,903 --> 00:23:26,396
‫«راسل شاو رو حذف کردی؟»

456
00:23:26,446 --> 00:23:27,614
‫اگه بگیم نه چی؟

457
00:23:27,697 --> 00:23:30,617
‫نباید بگی، وگرنه دوباره پسرم رو می‌گیرن.

458
00:23:31,034 --> 00:23:32,828
‫من برای پروسه کار نمی‌کنم،

459
00:23:32,953 --> 00:23:34,788
‫ولی مجبورم می‌کنن کارهایی بکنم

460
00:23:34,996 --> 00:23:36,331
‫و راه فراری ندارم.

461
00:23:36,373 --> 00:23:37,833
‫- تو رو هدف گرفتن؟
‫- آره.

462
00:23:38,208 --> 00:23:40,085
‫اون‌ها نیکی، پسرم رو گرفتن.

463
00:23:40,669 --> 00:23:42,087
‫ولی پسش گرفتیم،

464
00:23:42,170 --> 00:23:43,505
‫بعد فکر کردم دیگه تموم شد.

465
00:23:43,547 --> 00:23:45,173
‫نفر بعدی رو وارد کردیم،

466
00:23:45,757 --> 00:23:47,759
‫ولی تو کارش موفق نبود.

467
00:23:48,135 --> 00:23:50,095
‫اون نفر بعدی، ریموند آکمن بود؟

468
00:23:53,390 --> 00:23:55,642
‫پس چی، بعدش پروسه دوباره برگشت سراغ تو؟

469
00:23:56,977 --> 00:23:58,270
‫آره.

470
00:23:58,812 --> 00:24:00,313
‫هر لحظه ممکنه ازت بخوان

471
00:24:00,397 --> 00:24:01,940
‫تا مزاحم‌ها رو جمع کنی.

472
00:24:03,275 --> 00:24:06,027
‫و هر چیزی که جلوی ادامه پروسه رو بگیره.

473
00:24:06,153 --> 00:24:07,279
‫مثل من و داداشم.

474
00:24:09,322 --> 00:24:11,158
‫خب، بگو کی این لعنتی رو می‌چرخونه؟

475
00:24:11,283 --> 00:24:12,409
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

476
00:24:13,118 --> 00:24:15,287
‫فقط نفر قبلی بهم گفت
‫پروسه خیلی وقته

477
00:24:15,328 --> 00:24:16,496
‫که در جریان هست.

478
00:24:16,621 --> 00:24:17,873
‫حداقل ده سال.

479
00:24:21,543 --> 00:24:22,836
‫[راسل شاو رو حذف کردی؟
‫همین الان جواب بده]

480
00:24:22,878 --> 00:24:24,171
‫می‌خوای چی کار کنی؟

481
00:24:36,516 --> 00:24:37,934
‫فکر کنم مجبوریم تو رو بکشیم.

482
00:24:42,981 --> 00:24:45,484
‫این ویدئو از راهروی بیرون سلول آکمنه.

483
00:24:45,984 --> 00:24:48,320
‫از ملحفه استفاده کرده
‫تا خودش رو حلق‌آویز کنه.

484
00:24:52,824 --> 00:24:54,868
‫وایستا. صبر کن. نگاه کن.

485
00:24:58,413 --> 00:25:00,749
‫آکمن فقط چند ثانیه از قاب بیرون می‌ره.

486
00:25:01,208 --> 00:25:03,210
‫این زمان برای همچین اتفاقی کافی نیست.

487
00:25:05,670 --> 00:25:09,424
‫وقتی من اینجا بودم،
‫یه نگهبان توی اتاق ملاقات بود.

488
00:25:09,925 --> 00:25:11,801
‫آکمن خیلی ازش می‌ترسید.

489
00:25:11,968 --> 00:25:13,512
‫لطفاً، می‌خوام باهاش حرف بزنم.

490
00:25:13,637 --> 00:25:14,846
‫اون شیفت صبح کار می‌کرد.

491
00:25:14,971 --> 00:25:16,223
‫یه نیروی موقت پاره‌وقت بود

492
00:25:16,389 --> 00:25:18,225
‫که به خاطر کمبود نیرو جایگزین شده بود.

493
00:25:18,350 --> 00:25:19,809
‫اسم و آدرسش رو می‌خوام.

494
00:25:20,810 --> 00:25:23,313
‫ما اطلاعات محرمانه کارمندها رو
‫به کسی نمی‌دیم.

495
00:25:23,355 --> 00:25:25,273
‫اگه نمی‌خواین با شکایت مرگ
‫غیرقانونی روبرو بشین،

496
00:25:25,315 --> 00:25:26,525
‫چرا، اطلاعات رو می‌دین.

497
00:25:28,735 --> 00:25:29,736
‫انتخابش با خودت.

498
00:25:36,076 --> 00:25:38,453
‫خیلی‌خب، گرفتم.
‫این چند ساعت برامون وقت می‌خره.

499
00:25:41,081 --> 00:25:42,374
‫خب، اه،

500
00:25:42,541 --> 00:25:44,334
‫حالا کی قراره

501
00:25:44,417 --> 00:25:45,752
‫داداشم رو بکشه؟

502
00:25:45,877 --> 00:25:47,087
‫نمی‌دونم.

503
00:25:47,128 --> 00:25:49,798
‫ممکنه هر کسی باشه
‫که تا حالا توی پروسه بوده.

504
00:25:50,757 --> 00:25:52,008
‫به هیچ‌کس نمی‌شه اعتماد کرد.

505
00:25:52,050 --> 00:25:53,635
‫خب، ما جلوش رو می‌گیریم.

506
00:25:53,760 --> 00:25:55,845
‫نمی‌تونین. اون‌ها می‌فهمن

507
00:25:55,887 --> 00:25:57,389
‫بعد جون پسرم به خطر میفته.

508
00:25:57,472 --> 00:25:58,682
‫خواهش می‌کنم.

509
00:25:58,932 --> 00:26:00,600
‫امروز تولدشه.

510
00:26:17,033 --> 00:26:18,076
‫بهش زنگ بزن.

511
00:26:18,702 --> 00:26:19,869
‫به پسرت زنگ بزن.

512
00:26:19,953 --> 00:26:21,288
‫امروز تولدشه.

513
00:26:29,170 --> 00:26:30,964
‫سلام، پسرم، منم بابا.

514
00:26:31,006 --> 00:26:32,549
‫تولدت مبارک.

515
00:26:34,426 --> 00:26:37,137
‫آره، می‌دونم قول داده بودم باشم، ولی...

516
00:26:37,304 --> 00:26:38,930
‫زود برمی‌گردم، باشه؟

517
00:26:39,514 --> 00:26:41,516
‫چطوره یه تکه کیک واسم نگه داری؟

518
00:26:43,184 --> 00:26:44,894
‫باشه. بابا دوستت داره.

519
00:26:49,357 --> 00:26:51,568
‫مرسی.

520
00:26:52,444 --> 00:26:53,528
‫اون‌ها...

521
00:26:54,237 --> 00:26:55,697
‫می‌دونن برای نیکی هر کاری می‌کنم.

522
00:26:55,905 --> 00:26:57,490
‫پروسه چه مدرکی علیه تو داره؟

523
00:26:58,450 --> 00:27:00,785
‫کل این ماجرا همین‌جوری
‫کار می‌کنه، نه؟ باج‌گیری؟

524
00:27:00,910 --> 00:27:03,663
‫آره، از کارفرمای قبلیم پول دزدیدم.

525
00:27:06,708 --> 00:27:07,792
‫خیلی‌خب.

526
00:27:09,127 --> 00:27:10,170
‫چی نوشته؟

527
00:27:10,670 --> 00:27:12,172
‫نوشته: «پروسه می‌تونه از سر گرفته بشه.

528
00:27:12,213 --> 00:27:13,965
‫سه ساعت وقت داری که برسی.»

529
00:27:14,090 --> 00:27:15,717
‫یعنی چی؟ یعنی چی؟

530
00:27:16,301 --> 00:27:17,510
‫یعنی یه هدف جدید هست.

531
00:27:18,637 --> 00:27:20,680
‫تو حلقه قبلی، آکمن موفق نبود،

532
00:27:20,847 --> 00:27:22,307
‫پس پروسه برگشت سراغ من

533
00:27:22,474 --> 00:27:23,975
‫و حالا باید با هدف بعدی تماس بگیرم.

534
00:27:24,934 --> 00:27:26,269
‫اگه اونجا نرم،

535
00:27:27,103 --> 00:27:28,563
‫پسرم رو می‌کشن.

536
00:28:04,182 --> 00:28:06,267
‫آره، آکمن خودکشی نکرد.

537
00:28:06,393 --> 00:28:07,727
‫همین الان از زندان اومدم.

538
00:28:07,811 --> 00:28:09,646
‫- فیلم دوربین‌ها رو دیدی؟
‫- آره، مطمئنم.

539
00:28:09,729 --> 00:28:12,023
‫دستکاری شده. ولی یه مشکل داریم.

540
00:28:12,148 --> 00:28:14,693
‫رئیس زندان اصلاً انگیزه‌ای برای تحقیق نداره.

541
00:28:14,859 --> 00:28:16,444
‫عملاً من رو کنار زد،

542
00:28:16,486 --> 00:28:18,154
‫چون از نظر قانونی وکیل آکمن نیستم،

543
00:28:18,238 --> 00:28:19,906
‫و هیچ اختیاری اونجا ندارم، پس...

544
00:28:20,198 --> 00:28:22,367
‫یه لحظه، رندی می‌خواد باهات حرف بزنه.

545
00:28:22,450 --> 00:28:23,993
‫سلام، کالتر.

546
00:28:24,035 --> 00:28:25,912
‫عکس‌های کیف سامسونتی که
‫فرستادی رو بررسی کردم.

547
00:28:25,954 --> 00:28:28,365
‫- رد شماره سریالش رو گرفتی؟
‫- آره، چیزی که می‌خواستی رو دارم.

548
00:28:28,415 --> 00:28:31,159
‫یه سری اطلاعات حمل‌ و نقل
‫درباره این مدل پیدا کردم.

549
00:28:31,209 --> 00:28:32,377
‫آفرین.

550
00:28:32,419 --> 00:28:34,546
‫نه کالتر، باید می‌گفتی
‫«کارت عالی بود»، باشه؟

551
00:28:34,671 --> 00:28:37,257
‫چون معلوم شد
‫تعداد زیادی از این مدل نفروختن.

552
00:28:37,340 --> 00:28:39,926
‫ولی یه تعدادش رو به دکتر سوزانا تیت

553
00:28:40,093 --> 00:28:42,846
‫در دانشگاه جنوب‌شرق کلرادو،
‫سال ۲۰۰۲ فروختن.

554
00:28:42,929 --> 00:28:44,472
‫اطلاعات تماسش رو داری؟

555
00:28:44,597 --> 00:28:46,766
‫آره، الان بازنشسته‌ست.
‫بیرون دنور زندگی می‌کنه.

556
00:28:46,808 --> 00:28:48,435
‫آدرسش رو همین الان برات فرستادم.

557
00:28:48,476 --> 00:28:50,520
‫- و... اوه، آره. قابلی نداشت.
‫- مرسی.

558
00:28:50,937 --> 00:28:52,522
‫اه، هی، کالتر.

559
00:28:52,939 --> 00:28:54,524
‫به راسل بگو هنوز ازش دلخورم

560
00:28:54,566 --> 00:28:56,276
‫و می‌خوام ماشینم رو پس بگیرم.

561
00:28:56,359 --> 00:28:57,736
‫درست، در مورد اون،

562
00:28:57,777 --> 00:28:59,487
‫هنوز یه کم دیگه به ماشینت احتیاج داره.

563
00:28:59,612 --> 00:29:01,489
‫- صبر کن، چرا؟
‫- چرا...

564
00:29:01,698 --> 00:29:03,324
‫به نظرم بهتره ندونی.

565
00:29:12,500 --> 00:29:13,710
‫آره. این...

566
00:29:13,793 --> 00:29:15,712
‫شبیه یکی از کیف‌های منه.

567
00:29:15,795 --> 00:29:18,965
‫قبلاً به دانشجوهای ارشدم به ‌عنوان
‫هدیه خوشامدگویی می‌دادم.

568
00:29:19,674 --> 00:29:21,551
‫وقتی جزوه‌ها رو توی کیف سامسونت می‌ذاشتن،

569
00:29:21,634 --> 00:29:23,094
‫باعث می‌شد حس کنن مهمن.

570
00:29:23,178 --> 00:29:25,180
‫- انگار کارشون ارزشمنده.
‫- دقیقاً.

571
00:29:25,221 --> 00:29:27,015
‫حس محرمانه بودن می‌داد.

572
00:29:27,432 --> 00:29:31,394
‫خیلی از فکرهای ما
‫با چیزهای کوچیک تغییر می‌کنه.

573
00:29:31,478 --> 00:29:34,022
‫شما کلی تحقیق درباره تغییر رفتار

574
00:29:34,105 --> 00:29:35,398
‫تحت فشار کردی، درسته؟

575
00:29:35,440 --> 00:29:36,649
‫- آره.
‫- آره.

576
00:29:36,775 --> 00:29:38,109
‫موضوعات خیلی غیرعادی.

577
00:29:38,151 --> 00:29:39,652
‫درسته، ولی

578
00:29:39,694 --> 00:29:41,362
‫الان بازنشسته شدم.

579
00:29:42,322 --> 00:29:44,616
‫درباره چی می‌خواستی که کمکت کنم؟

580
00:29:48,453 --> 00:29:50,288
‫[پروسه اهرم و اطاعت]

581
00:29:51,206 --> 00:29:53,124
‫درباره پروسه چی می‌تونی بهم بگی؟

582
00:29:54,459 --> 00:29:55,627
‫از کجا درباره‌ش می‌دونی؟

583
00:29:56,419 --> 00:29:57,629
‫الان داره اتفاق می‌افته.

584
00:29:58,880 --> 00:30:01,174
‫- غیرممکنه.
‫- سه نفر تا الان مُردن.

585
00:30:03,051 --> 00:30:04,469
‫پس لطفاً،

586
00:30:05,345 --> 00:30:06,763
‫هر چی می‌دونی بگو.

587
00:30:10,850 --> 00:30:13,186
‫این... این یه آزمایش بود
‫توی کلاسی که درس می‌دادم،

588
00:30:13,269 --> 00:30:15,063
‫درباره اهرم فشار و اطاعت.

589
00:30:15,688 --> 00:30:19,025
‫داوطلب‌ها یا قربانی باج‌گیری بودن

590
00:30:19,150 --> 00:30:21,277
‫یا خودشون نقش باج‌گیر رو داشتن

591
00:30:21,319 --> 00:30:23,988
‫که قربانی‌هاشون رو مجبور می‌کردن
‫قوانین سختی رو رعایت کنن.

592
00:30:24,864 --> 00:30:25,990
‫خیلی زود تموم شد.

593
00:30:26,241 --> 00:30:27,700
‫پس تو آزمایش رو متوقف کردی؟

594
00:30:28,117 --> 00:30:29,369
‫چرا؟

595
00:30:29,702 --> 00:30:32,872
‫یکی از شرکت‌کننده‌ها آخرش
‫به شدت به هم‌اتاقیش آسیب زد.

596
00:30:33,665 --> 00:30:37,043
‫خیلی خطرناک شد،
‫نه فقط برای شرکت‌کننده‌ها.

597
00:30:37,085 --> 00:30:39,963
‫چندتا از دانشجوهای ارشد پروژه هم...

598
00:30:40,046 --> 00:30:41,422
‫اون‌ها کم کم...

599
00:30:41,464 --> 00:30:42,916
‫رفتارهای خارج از کنترل

600
00:30:42,966 --> 00:30:44,592
‫از خودشون نشون دادن.

601
00:30:44,634 --> 00:30:45,760
‫چه جور رفتاری؟

602
00:30:45,802 --> 00:30:49,597
‫سرمستی قدرت، ظرفیت بیشتر
‫برای... برای بی‌رحمی.

603
00:30:49,681 --> 00:30:52,517
‫پس کار مسئولانه رو انجام دادم
‫و تمومش کردم.

604
00:30:53,351 --> 00:30:55,228
‫تحقیقا‌ت رو دفن کردم و...

605
00:30:55,270 --> 00:30:58,064
‫رفتم سراغ حوزه‌های جدید مطالعه.

606
00:31:01,276 --> 00:31:04,279
‫فکر می‌کنی ممکنه یکی از دانشجوهای ارشدت

607
00:31:04,362 --> 00:31:06,489
‫تحقیقاتت رو توی دنیای واقعی
‫ادامه داده باشه؟

608
00:31:07,115 --> 00:31:08,241
‫امیدوارم نه.

609
00:31:08,783 --> 00:31:10,368
‫سه تا دانشجو بودن که به‌طور خاص

610
00:31:10,493 --> 00:31:11,995
‫خیلی مخالفت کردن

611
00:31:12,120 --> 00:31:13,538
‫با اینکه پروژه رو تعطیل کردم.

612
00:31:14,372 --> 00:31:15,707
‫اسمشون چی بود؟

613
00:31:15,832 --> 00:31:18,626
‫همیشه یادم می‌مونه
‫چون خیلی پافشاری می‌کردن.

614
00:31:18,793 --> 00:31:21,254
‫دان اشنایدر، جیلیان میکس

615
00:31:21,296 --> 00:31:22,881
‫و فیلیپ جوست.

616
00:31:23,506 --> 00:31:25,758
‫اشنایدر بیشتر از همه نگرانم می‌کرد.

617
00:31:26,259 --> 00:31:28,720
‫مطالعه‌م یه چیزی رو توی وجودش آشکار کرد.

618
00:31:28,761 --> 00:31:31,598
‫یه جور سادیسم زورگویی.

619
00:31:32,223 --> 00:31:35,018
‫از قوانین پروسه لذت می‌برد

620
00:31:35,101 --> 00:31:37,854
‫و فکر می‌کرد شرکت‌کننده‌ها سزاوار تنبیه‌ان.

621
00:31:38,313 --> 00:31:41,566
‫آزمایش تموم شد، ولی اون
‫همچنان باهام تماس می‌گرفت.

622
00:31:41,983 --> 00:31:44,777
‫من بلاکش کردم. گفتم زندگیش رو ادامه بده.

623
00:31:45,445 --> 00:31:46,654
‫ولی من...

624
00:31:46,863 --> 00:31:48,823
‫فکر کنم یه هیولا ساختم.

625
00:31:49,741 --> 00:31:51,326
‫از این مرد می‌ترسی.

626
00:31:51,576 --> 00:31:52,827
‫آره.

627
00:31:54,787 --> 00:31:56,581
‫هیچ ایده‌ای داری الان کجاست؟

628
00:31:56,706 --> 00:31:58,207
‫نه. نمی‌دونم.

629
00:31:58,333 --> 00:31:59,792
‫با همشون ارتباطم رو از دست دادم.

630
00:31:59,918 --> 00:32:02,420
‫شنیدم جیلیان میکس توی لندن زندگی می‌کنه.

631
00:32:02,587 --> 00:32:03,963
‫ولی اون دوتای دیگه...

632
00:32:04,088 --> 00:32:05,632
‫ممکنه هنوز همین اطراف باشن.

633
00:32:05,798 --> 00:32:07,926
‫عجیبه.

634
00:32:08,217 --> 00:32:09,969
‫سراغ من نیومدن.

635
00:32:10,303 --> 00:32:11,930
‫یه سیستمی ساختن که

636
00:32:12,013 --> 00:32:13,681
‫اگه کسی خطا می‌کرد،

637
00:32:13,765 --> 00:32:15,850
‫یا باج‌گیریش می‌کردن یا می‌کشتنش.

638
00:32:15,892 --> 00:32:17,894
‫هیچ راهی نبوده بفهمی
‫این قضیه داره اتفاق می‌افته.

639
00:32:17,936 --> 00:32:20,730
‫- ولی احساس مسئولیت می‌کنم.
‫- اون‌ها ایده‌ت رو گرفتن و منحرفش کردن.

640
00:32:20,813 --> 00:32:23,149
‫- این ماجرا چند وقته ادامه داشته؟
‫- خیلی وقته.

641
00:32:23,274 --> 00:32:24,275
‫خیلی زیاد.

642
00:32:25,735 --> 00:32:27,236
‫مهم اینه که جلوش رو بگیریم

643
00:32:27,320 --> 00:32:28,947
‫قبل از اینکه کسی دیگه آسیب ببینه.

644
00:32:42,043 --> 00:32:43,586
‫خیلی‌خب، رسیدیم.

645
00:32:43,920 --> 00:32:45,088
‫حالا چی؟

646
00:32:45,880 --> 00:32:47,090
‫منتظر می‌مونیم.

647
00:32:49,175 --> 00:32:50,218
‫اوه.

648
00:32:51,594 --> 00:32:53,137
‫[شماره ناشناس: رسیدن رو تأیید کن]

649
00:33:03,314 --> 00:33:06,484
‫[اهداف جدیدت جاشوا و مندی دکر هستن.
‫صراف بانک رو بگیر.]

650
00:33:10,863 --> 00:33:12,115
‫هی، اممم...

651
00:33:12,156 --> 00:33:13,825
‫فکر نکنم بتونم دوباره این کار رو بکنم.

652
00:33:14,200 --> 00:33:15,243
‫مجبوریم.

653
00:33:20,456 --> 00:33:21,541
‫بریم.

654
00:33:22,834 --> 00:33:23,960
‫اوه، خدا...

655
00:33:35,680 --> 00:33:37,473
‫جیغ نزن. من راستش اومدم

656
00:33:37,515 --> 00:33:39,642
‫جونت رو نجات بدم،
‫ولی باید دستوراتم رو

657
00:33:39,684 --> 00:33:42,061
‫- با دقت انجام بدی. فهمیدی؟
‫- آره.

658
00:33:42,562 --> 00:33:43,896
‫خیلی‌خب، بیا بریم.

659
00:33:55,283 --> 00:33:56,576
‫راسل، خوبی؟

660
00:33:56,743 --> 00:33:58,286
‫سلام آره، تا اینجا که خوب بوده.

661
00:33:58,327 --> 00:33:59,787
‫پروسه نمی‌دونه داریم بازیشون می‌دیم.

662
00:33:59,829 --> 00:34:01,122
‫به حارث اهداف جدید دادن؟

663
00:34:01,164 --> 00:34:03,916
‫آره، آره. یه زوج جوون، تازه‌ عروس و داماد.

664
00:34:04,417 --> 00:34:06,919
‫وانمود کردیم زن رو دزدیدیم،
‫بعد شوهر اولین پیامش رو

665
00:34:07,003 --> 00:34:09,130
‫از طرف پروسه،
‫روی یه گوشی یک‌بارمصرف گرفت.

666
00:34:09,380 --> 00:34:11,924
‫بذار حدس بزنم. به هیچ‌کس نگو،
‫یه پولی به یک حساب بریز.

667
00:34:12,508 --> 00:34:14,594
‫آره، آره. داریم آروم پیش می‌بریم،

668
00:34:14,677 --> 00:34:16,763
‫پس اونم قراره یه انتقال بزنه،
‫یه‌کم برامون وقت بخره.

669
00:34:17,472 --> 00:34:19,182
‫فکر کنم فهمیدم کی پشت این ماجراست.

670
00:34:19,807 --> 00:34:21,559
‫چندتا دانشجوی سابق روانشناسی

671
00:34:21,642 --> 00:34:23,019
‫که غیب شدن.

672
00:34:23,102 --> 00:34:24,687
‫شماره فرستنده رو به رندی بده.

673
00:34:24,771 --> 00:34:25,813
‫اوه، از قبل فرستادم.

674
00:34:25,897 --> 00:34:27,565
‫آره، واسه همین زنگ زدم.

675
00:34:27,648 --> 00:34:29,400
‫اون شماره جعلی رو ردیابی کرد.

676
00:34:29,692 --> 00:34:32,153
‫یکی از پینگ‌ها از مختصات ایگل کانتی بود

677
00:34:32,278 --> 00:34:33,738
‫جایی که من و رینی قرار بود بریم.

678
00:34:33,821 --> 00:34:34,864
‫نمی‌تونه تصادفی باشه.

679
00:34:34,989 --> 00:34:36,157
‫مگه نه؟

680
00:34:36,199 --> 00:34:38,284
‫آره. موافقم. باشه، اونجا می‌بینمت.

681
00:34:53,216 --> 00:34:54,675
‫مختصات حدود دو کیلومتر اون طرفه.

682
00:34:54,717 --> 00:34:56,094
‫به نظرم بهتره از اینجا پیاده بریم.

683
00:34:56,844 --> 00:34:58,137
‫خب دنبال اینا می‌گردیم...

684
00:35:01,349 --> 00:35:02,433
‫فهمیدم.

685
00:35:08,940 --> 00:35:10,858
‫بعد می‌گفتن هیچی این اطراف نیست.

686
00:35:30,628 --> 00:35:31,963
‫آره.

687
00:35:40,346 --> 00:35:41,681
‫لعنتی.

688
00:35:41,722 --> 00:35:43,683
‫این دیگه چی بود؟ من می‌رم، می‌رم.

689
00:35:43,766 --> 00:35:45,101
‫- آره.
‫- باشه.

690
00:36:04,537 --> 00:36:05,997
‫هی! وایستا!

691
00:36:06,038 --> 00:36:07,123
‫وایستا!

692
00:36:12,044 --> 00:36:13,880
‫قول می‌دم دفعه بعد خطا نمی‌زنم.

693
00:36:14,589 --> 00:36:15,923
‫خوبه یه مُرده رو ببینم.

694
00:36:17,675 --> 00:36:18,885
‫من مسلح نیستم.

695
00:36:21,179 --> 00:36:22,930
‫- تو مسئول ماجرایی؟
‫- نه.

696
00:36:23,014 --> 00:36:24,724
‫- پس کیه؟
‫- اشنایدر.

697
00:36:25,349 --> 00:36:26,350
‫کلیدها رو بده.

698
00:36:27,476 --> 00:36:28,477
‫زود باش.

699
00:36:55,588 --> 00:36:57,006
‫تکون نخور، همه‌چی تمومه.

700
00:37:02,553 --> 00:37:03,971
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟

701
00:37:05,056 --> 00:37:07,767
‫چون این پروسه رو متوقف نمی‌کنه،
‫به من احتیاجی نداره.

702
00:37:10,770 --> 00:37:12,104
‫می‌تونم یه چیزی نشونت بدم؟

703
00:37:20,071 --> 00:37:21,447
‫حاضری برای نجات جون

704
00:37:21,572 --> 00:37:23,366
‫مادرت و خواهرت چی کار کنی؟

705
00:37:29,830 --> 00:37:31,123
‫جواب بده.

706
00:37:32,625 --> 00:37:35,461
‫اول کدوم رو نجات می‌دی؟

707
00:37:37,255 --> 00:37:38,756
‫نیومدم اینجا که بازیت رو انجام بدم.

708
00:37:39,382 --> 00:37:40,675
‫اوه.

709
00:37:41,175 --> 00:37:43,094
‫از انتخاب‌هایی که می‌کنی می‌ترسی.

710
00:37:43,177 --> 00:37:44,595
‫چرا این کار رو کردی؟

711
00:37:44,637 --> 00:37:46,547
‫می‌دونم قربانی‌ها رو مجبور می‌کردی
‫پول حواله کنن،

712
00:37:46,597 --> 00:37:48,140
‫ولی این فقط برای پولدار شدن نبود.

713
00:37:48,182 --> 00:37:49,642
‫یه چیز دیگه‌ست، درسته؟

714
00:37:50,142 --> 00:37:53,145
‫دکتر تیت می‌گه تو یه سادیست زورگویی
‫پس این...

715
00:37:54,605 --> 00:37:55,773
‫این برات لذت‌بخشه.

716
00:37:57,275 --> 00:37:58,401
‫دکتر تیت؟

717
00:37:59,860 --> 00:38:01,862
‫اون استاد بی‌عرضه؟ چی...؟

718
00:38:04,115 --> 00:38:06,033
‫کنجکاو نیستی بدونی چطور کار می‌کنه؟

719
00:38:06,450 --> 00:38:08,244
‫ما یه الگوریتم ساختیم

720
00:38:08,411 --> 00:38:10,162
‫که هدف‌ها رو به ‌طور

721
00:38:10,204 --> 00:38:11,747
‫خودکار انتخاب می‌کنه.

722
00:38:13,582 --> 00:38:15,209
‫خودکفاست.

723
00:38:15,459 --> 00:38:17,753
‫هیچ کاری نمی‌تونی بکنی
‫که جلوش رو بگیری.

724
00:38:18,045 --> 00:38:19,422
‫بهش افتخار می‌کنی.

725
00:38:20,715 --> 00:38:22,008
‫می‌خوای بقیه تحسینت کنن.

726
00:38:28,848 --> 00:38:30,766
‫برای همین اون پیام‌ها رو برام می‌فرستادی.

727
00:38:31,976 --> 00:38:33,394
‫درسته، می‌خواستی پیدات کنم.

728
00:38:33,978 --> 00:38:35,271
‫بیام اینجا و ببینمت.

729
00:38:36,314 --> 00:38:37,315
‫قدرتت.

730
00:38:38,024 --> 00:38:39,108
‫برتریت.

731
00:38:40,776 --> 00:38:42,194
‫خیلی وقته ناشناس موندی.

732
00:38:45,906 --> 00:38:48,034
‫حتی تو هم نمی‌تونی الگوریتم رو
‫شکست بدی، کالتر.

733
00:38:48,826 --> 00:38:50,536
‫افراد معیوب رو انتخاب می‌کنه،

734
00:38:50,619 --> 00:38:52,538
‫کسایی که ترجیح می‌دن سراغ پلیس نرن.

735
00:38:55,041 --> 00:38:56,500
‫خونواده‌ت رو چقدر می‌شناسی؟

736
00:39:03,007 --> 00:39:05,843
‫احتمالش چقدره که یکی‌شون

737
00:39:05,968 --> 00:39:07,928
‫یه راز برای پنهان کردن داشته باشه؟

738
00:39:21,776 --> 00:39:22,818
‫هی.

739
00:39:24,528 --> 00:39:25,905
‫- خوبی؟
‫- آره.

740
00:39:26,572 --> 00:39:28,157
‫چیزی که می‌خواستم ازش گرفتم.

741
00:39:30,117 --> 00:39:32,161
‫می‌خواست از دوری و مامان
‫به‌عنوان اهرم استفاده کنه؟

742
00:39:32,286 --> 00:39:33,412
‫سعی کرد.

743
00:39:33,579 --> 00:39:34,830
‫جواب نداد.

744
00:39:37,500 --> 00:39:39,543
‫خیلی‌خب، آماده‌ای یه ضربه اساسی بزنیم؟

745
00:39:40,419 --> 00:39:41,670
‫پروسه رو تعطیل کنیم؟

746
00:39:42,254 --> 00:39:43,297
‫بریم سر وقتش.

747
00:39:50,054 --> 00:39:52,473
‫خب، دان اشنایدر دستگیر شده.

748
00:39:52,598 --> 00:39:54,266
‫هیچی نمی‌گه، تعجبی هم نداره.

749
00:39:54,308 --> 00:39:57,395
‫ولی اف‌بی‌آی داره آنالیز جنایی
‫روی سرورها انجام می‌ده.

750
00:39:58,020 --> 00:39:59,730
‫- خوب شد همه‌چی رو نابود نکردیم.
‫- آره.

751
00:39:59,814 --> 00:40:01,899
‫و متخصص‌های آی‌تی تأیید کردن

752
00:40:01,941 --> 00:40:03,734
‫که شما پروسه رو متوقف کردین.

753
00:40:03,859 --> 00:40:05,653
‫لیسا خیلی ازتون ممنونه.

754
00:40:05,778 --> 00:40:07,196
‫حارث هولمز چطوره؟

755
00:40:07,321 --> 00:40:09,156
‫آماده‌ست جواب کارهاش رو بده،

756
00:40:09,240 --> 00:40:10,908
‫ولی خوشحاله که پسرش در امانه.

757
00:40:11,033 --> 00:40:13,494
‫- پس یعنی همه‌چی واقعاً تموم شد.
‫- امیدوارم.

758
00:40:13,536 --> 00:40:16,122
‫اف‌بی‌آی هنوز دنبال اون
‫دانشجوی سوم، جیلیان میکس هست.

759
00:40:16,163 --> 00:40:17,289
‫می‌دونین، فقط برای اطمینان.

760
00:40:17,331 --> 00:40:19,667
‫- هنوز پیداش نکردن؟
‫- مطمئنم دیر یا زود پیداش می‌کنن.

761
00:40:19,750 --> 00:40:21,961
‫به هر حال، دیگه باید قطع کنم.
‫با موکلم قرار ناهار دارم.

762
00:40:22,002 --> 00:40:23,963
‫بعد صورتحساب تعمیر
‫ماشینم رو برات می‌فرستم.

763
00:40:24,046 --> 00:40:26,632
‫هی، هر وقت خواستی زنگ بزن.
‫منظورم هر وقت...

764
00:40:32,721 --> 00:40:35,349
‫باید یه روزی درباره اِکو ریج
‫و مامان حرف بزنیم.

765
00:40:37,101 --> 00:40:38,352
‫آره.

766
00:40:38,436 --> 00:40:40,646
‫خب، من هنوز آماده نیستم
‫باهاش حرف بزنم، اگه منظورت اینه.

767
00:40:40,688 --> 00:40:42,440
‫خب، فقط باید بدونم
‫وقتی ازم پرسید چی بگم.

768
00:40:42,523 --> 00:40:44,525
‫بهش بگو، می‌دونی...
‫هنوز به زمان بیشتری نیاز دارم.

769
00:40:46,068 --> 00:40:48,654
‫باشه. آره، هر چقدر زمان لازم داری.

770
00:40:49,989 --> 00:40:51,323
‫خب، می‌دونی،

771
00:40:51,449 --> 00:40:52,658
‫مسائل خونوادگیه.

772
00:40:52,783 --> 00:40:55,744
‫از اون چیزایی که دوست دارم
‫قایمش کنم و فراموش کنم،

773
00:40:55,786 --> 00:40:57,204
‫ولی تو اینجوری نیستی.

774
00:40:57,288 --> 00:40:58,998
‫- اشکالی نداره.
‫- نه، اینطور نیست.

775
00:41:00,166 --> 00:41:02,960
‫اوه. اون شماره تلفنی که
‫تو دفترچه بابا پیدا کردی.

776
00:41:04,545 --> 00:41:05,963
‫می‌خوای من واست بررسیش کنم؟

777
00:41:06,088 --> 00:41:07,756
‫- این کار رو برام می‌کنی؟
‫- معلومه.

778
00:41:08,716 --> 00:41:10,801
‫الان که خیلی کار خاصی ندارم.

779
00:41:12,219 --> 00:41:13,679
‫اصلا بعدش می‌خوای چی کار کنی؟

780
00:41:14,138 --> 00:41:15,514
‫نمی‌دونم.

781
00:41:16,390 --> 00:41:17,641
‫نمی‌دونم.

782
00:41:18,225 --> 00:41:19,894
‫شاید بخوام رئیس خودم باشم.

783
00:41:20,603 --> 00:41:22,688
‫می‌دونی، شاید یه کار ماجراجویانه.

784
00:41:23,564 --> 00:41:25,149
‫به کسایی که کمک لازم دارن،
‫کمک کنم.

785
00:41:25,232 --> 00:41:26,484
‫از اینجور کارها.

786
00:41:27,151 --> 00:41:28,402
‫پیشنهادی نداری؟

787
00:41:28,569 --> 00:41:29,695
‫سر و پا گوشم.

788
00:41:30,821 --> 00:41:32,156
‫می‌خوای من نصیحتت کنم؟

789
00:41:32,239 --> 00:41:34,158
‫آره، انگار تو کارت خوب پیش می‌ره.

790
00:41:34,658 --> 00:41:35,910
‫آره، بد نیست.

791
00:41:35,951 --> 00:41:37,495
‫یعنی، این کاروان یه‌کم عجیبه،

792
00:41:37,536 --> 00:41:38,996
‫ولی خب، کارت خوب پیش می‌ره.

793
00:41:39,288 --> 00:41:40,664
‫کاروان باحاله، پسر.

794
00:41:40,706 --> 00:41:41,957
‫عجیب نیست، باحاله.

795
00:41:44,752 --> 00:41:46,504
‫فکر کنم فقط می‌خوام یه کاری بکنم...

796
00:41:47,338 --> 00:41:49,048
‫مهارت‌هام رو برای کار درست،

797
00:41:49,215 --> 00:41:50,382
‫به کار بگیرم.

798
00:41:51,091 --> 00:41:52,551
‫برای یه هدف بزرگ‌تر.

799
00:41:54,261 --> 00:41:55,846
‫نمی‌دونم.

800
00:42:00,601 --> 00:42:01,852
‫اوه، راستی...

801
00:42:02,311 --> 00:42:04,104
‫آخرش فهمیدی کی ناخن‌هات رو لاک زده بود؟

802
00:42:04,271 --> 00:42:05,898
‫- چی؟
‫- کی ناخن‌هات رو لاک زده بود؟

803
00:42:05,981 --> 00:42:08,108
‫اون... قضیه میمون، جاکارتا؟

804
00:42:10,027 --> 00:42:12,530
‫می‌دونی چیه؟ این داستان رو بهتره
‫سر یه نوشیدنی تعریف کنم.

805
00:42:12,780 --> 00:42:15,032
‫یا چندتا نوشیدنی که
‫همه‌شم مهمون تو باشه.

806
00:42:15,157 --> 00:42:16,492
‫یه جا سراغ دارم.

807
00:42:16,575 --> 00:42:18,577
‫- جدی؟ استیک هم داشته باشه.
‫- از اونا هم دارن.

808
00:42:18,702 --> 00:42:19,995
‫پایه‌ام.

809
00:42:20,246 --> 00:42:21,747
‫به نظر برنامه خوبیه.

810
00:42:23,249 --> 00:42:28,254
‫«ترجمه از خشایار»