1
00:00:07,298 --> 00:00:09,384
یک مرد خوب مُرده چون
ما بهش فشار آوردیم

2
00:00:09,467 --> 00:00:11,094
با اینکه بهش مظنون نبودیم

3
00:00:11,386 --> 00:00:14,139
چون می دیدیم چقدر داره سختی می کشه
تقصیر ما بود.

4
00:00:15,849 --> 00:00:18,518
دارم به تام و نامه ای که
کنارش بود فکر می کنم

5
00:00:19,394 --> 00:00:20,729
به نظرت اهل تایپ کردنه؟

6
00:00:21,062 --> 00:00:22,272
پس تو هیچی نمیدونی؟

7
00:00:22,355 --> 00:00:24,691
فقط داری از درد اون ها سوءاستفاده می کنی
تا پول به جیب بزنی

8
00:00:25,358 --> 00:00:29,988
ظاهرا یک مرد یک چشم در سال 1980
یک عروسک به جولی داده

9
00:00:30,071 --> 00:00:31,614
می دونین اینا کی هستن؟

10
00:00:31,698 --> 00:00:32,699
دوتا روح؟

11
00:00:32,949 --> 00:00:36,369
در سال 2012، دو کاراگاه
سابق لوئیزیانا، جلوی یک

12
00:00:36,453 --> 00:00:38,163
قاتل سریالی که با یک گروه منحرف

13
00:00:38,246 --> 00:00:39,247
در ارتباط بود رو گرفتن

14
00:00:39,914 --> 00:00:41,583
فکر می کنم اتفاقی که برای
بچه های پرسل افتاد

15
00:00:41,624 --> 00:00:43,626
با پسرداییشون ارتباط داشت

16
00:00:43,710 --> 00:00:45,128
به نظرم مادرپدرشون
بچه ها رو فروختن

17
00:00:45,587 --> 00:00:47,297
هویت از بچه ها خوشش میاد

18
00:00:50,467 --> 00:00:53,720
حالا همه چیز از بین رفت
هرچی می دونست پرید!!

19
00:00:54,429 --> 00:00:55,638
من باید همه چیزو بدونم

20
00:00:55,889 --> 00:00:57,599
باید بهم اعتماد کنی

21
00:00:57,891 --> 00:00:59,726
کاراگاه وین هیز؟

22
00:01:00,185 --> 00:01:01,227
ادوارد هویت

23
00:02:31,192 --> 00:02:39,200
:مترجمین
Drama ناصر اسماعیلی و آرین

24
00:02:42,203 --> 00:02:44,998
سرنوشت من و تو چه خواهد بود"...

25
00:02:46,249 --> 00:02:48,877
گذشته از عکس و خاطره؟

26
00:02:50,378 --> 00:02:54,090
این مدرسه ایست که در آن می آموزیم

27
00:02:54,132 --> 00:02:57,969
که زمان آتشیست که در آن می سوزیم

28
00:02:59,721 --> 00:03:03,808
آدم در میان این شعله ها چه معنایی دارد؟
( وین هیز، رئیس بخش حراست دانشگاه )

29
00:03:03,892 --> 00:03:06,394
الان چه هستم که قبلا بودم،

30
00:03:06,477 --> 00:03:09,189
که باید دوباره بخاطر کردارش عذاب کشم؟

31
00:03:11,274 --> 00:03:14,944
فریاد کودکان به روشنایی دویدنشان است

32
00:03:15,028 --> 00:03:18,948
این مدرسه ایست که در آن می آموزند

33
00:03:19,032 --> 00:03:22,493
من الان چه هستم که قبلا بودم؟

34
00:03:22,577 --> 00:03:25,288
به امید اینکه خاطره، دوباره و دوباره...

35
00:03:25,371 --> 00:03:28,249
کم ترین نور کوچک ترین روز را به خاطر بیاورد

36
00:03:28,333 --> 00:03:32,086
زمان مدرسه ایست که در آن می آموزیم

37
00:03:32,170 --> 00:03:34,881
که زمان آتشیست که در آن می سوزیم

38
00:03:51,272 --> 00:03:53,191
داری خیابون های فرعی رو نشونم میدی؟

39
00:03:56,277 --> 00:03:57,904
همه شونو دیدم

40
00:04:00,782 --> 00:04:02,784
می خواستم باهات خلوت کنم

41
00:04:04,244 --> 00:04:07,997
امیدوارم که دو نفری بتونیم...

42
00:04:08,081 --> 00:04:09,791
این قضیه رو حل کنیم

43
00:04:11,960 --> 00:04:13,920
چه قضیه ای؟

44
00:04:15,588 --> 00:04:16,798
نکن اینکارو

45
00:04:18,299 --> 00:04:21,261
سوار ماشین شدی
خودت می دونی قضیه چیه.

46
00:04:49,580 --> 00:04:51,708
توی ارتش خدمت کردی، درسته؟

47
00:04:52,834 --> 00:04:55,003
عملیات شناسایی

48
00:04:55,128 --> 00:04:57,338
در عملیات جنگی هم حضور داشتی؟

49
00:04:58,631 --> 00:05:00,633
خیلی زیاد

50
00:05:02,593 --> 00:05:05,847
من توی پیاده نظام 7ام بود

51
00:05:05,930 --> 00:05:07,890
کُره

52
00:05:07,974 --> 00:05:09,976
شهر چوزین

53
00:05:10,059 --> 00:05:13,938
تمام زخمی ها رو ما برداشتیم
تا نیروی دریایی بتونه فرار کنه

54
00:05:15,064 --> 00:05:17,942
دمای -30 درجه

55
00:05:18,026 --> 00:05:20,320
حدود 5هزار نفر از دست دادیم

56
00:05:22,488 --> 00:05:24,115
بعید میدونم یکی مثل تو

57
00:05:24,198 --> 00:05:26,743
بیاد سراغ یکی مثل من
تا از جنگ داستان تعریف کنه

58
00:05:28,703 --> 00:05:31,622
ما جفتمون سربازیم

59
00:05:31,706 --> 00:05:34,208
میدونی اولویت بندی یعنی چی

60
00:05:35,835 --> 00:05:38,087
کارمندم هریس جیمز

61
00:05:39,797 --> 00:05:43,301
می خوام بدونم چه اتفاقی براش افتاد

62
00:05:43,384 --> 00:05:45,511
اتفاقی براش افتاده؟

63
00:05:47,013 --> 00:05:49,515
چندروز پیش توی دفترت
باهاش صحبت کردم

64
00:05:51,100 --> 00:05:54,187
با دروغ گفتن بهم شروع نکن آقای هیز

65
00:05:55,938 --> 00:05:58,775
آخرین باری که دیدمش
فقط باهم صحبت کردیم،

66
00:05:58,858 --> 00:06:01,235
راجع به چی صحبت کردین؟

67
00:06:03,029 --> 00:06:05,740
جولی پرسل

68
00:06:05,823 --> 00:06:10,912
این همون دختریه که گم شده بود
و اخیرا دوباره تو اخبار اومده

69
00:06:12,455 --> 00:06:14,332
چی راجع بهش گفت؟

70
00:06:14,415 --> 00:06:18,336
از اونجایی که پرونده بازه
نمی تونم راجع به جزئیاتش صحبت کنم

71
00:06:18,378 --> 00:06:21,881
ولی فکر می کنی هریس
ارتباطی با این دختره داشته؟

72
00:06:21,964 --> 00:06:24,759
بله جناب همین فکرو می کنم

73
00:06:24,842 --> 00:06:26,886
اون و چندنفر دیگه

74
00:06:28,971 --> 00:06:32,058
و نمی دونی الان کجا ممکنه باشه؟

75
00:06:35,395 --> 00:06:39,607
شاید فرار کرده
چون نگرانش کردیم...

76
00:06:39,690 --> 00:06:42,402
دور و بر شرکتمون پر از دوربینه

77
00:06:42,485 --> 00:06:45,822
حتی به خیابون های منتهی به کارخونه

78
00:06:45,905 --> 00:06:48,574
فیلم ماشین هریس رو داریم
که از دروازه خارج میشه

79
00:06:48,658 --> 00:06:51,911
و یک دقیقه بعدش
ماشین شما میوفته دنبالش

80
00:06:53,287 --> 00:06:56,082
فقط می خواستیم چندتا
سوال دیگه ازش بپرسیم

81
00:06:57,333 --> 00:06:59,210
یارو خیلی اهل حرف زدنه

82
00:06:59,335 --> 00:07:03,339
مدام بهت شانس اینو میدم
که باهام رک صحبت کنی

83
00:07:03,423 --> 00:07:07,009
و تو مدام بهم چرت و پرت میگی

84
00:07:07,093 --> 00:07:09,554
میدونین جناب...

85
00:07:09,637 --> 00:07:12,140
من همیشه برای شما و
خانواده تون احترام قائل بودم

86
00:07:16,102 --> 00:07:18,604
خانواده

87
00:07:20,648 --> 00:07:22,650
همینه...

88
00:07:24,527 --> 00:07:27,071
ما هم یک خانواده داشتیم

89
00:07:29,449 --> 00:07:31,826
بعدش الن مریض شد

90
00:07:34,412 --> 00:07:36,914
حالا بچه ی ما هم دیگه نیست

91
00:07:44,630 --> 00:07:47,258
چیزی تو دلتون سنگینی می کنه جناب؟

92
00:07:49,886 --> 00:07:52,305
هیچکی جز ما نمی شنونش

93
00:07:56,767 --> 00:07:59,270
آقای هویت

94
00:07:59,353 --> 00:08:02,273
می خواین راجع به جولی پرسل بهم بگین؟

95
00:08:03,566 --> 00:08:06,652
من چیزی از جولی پرسل نمیدونم

96
00:08:06,736 --> 00:08:08,988
هیچی نمی دونم

97
00:08:10,823 --> 00:08:12,867
و خب...

98
00:08:12,950 --> 00:08:16,454
گمونم هریس به اندازه کافی حرف نزده

99
00:08:17,997 --> 00:08:21,125
ما از دایی بچه ها خبر داریم

100
00:08:21,209 --> 00:08:23,628
همینطورم تماس های تلفنی
مادر جولی، لوسی

101
00:08:25,004 --> 00:08:29,383
و اینی که هریس همون موقعی که
لوسی بدلیل مصرف مواد مُرد رفت وگاس

102
00:08:29,467 --> 00:08:31,552
من چی میدونم؟

103
00:08:31,636 --> 00:08:35,223
پیجر هریس یک مدل خیلی جدیده

104
00:08:35,306 --> 00:08:37,433
یه تراشه کامپیوتری توش هست

105
00:08:37,517 --> 00:08:39,810
که به سیستم شرکتمون وصله

106
00:08:39,894 --> 00:08:42,855
و شامل سیگنال جی پی اس میشه

107
00:08:42,939 --> 00:08:44,565
و من میدونم هریس دقیقا کجا بود

108
00:08:44,649 --> 00:08:47,860
قبل اینکه سیگنال قطع بشه

109
00:08:50,488 --> 00:08:53,115
حالا چون تو پلیس هستی

110
00:08:53,199 --> 00:08:56,410
و من هم یکی که کارمندش گم شده،

111
00:08:56,452 --> 00:08:59,121
می خوای دو نفری بریم اون جنگل

112
00:08:59,163 --> 00:09:01,415
ببینیم می تونیم هریس
جیمز رو پیدا کنیم یا نه؟

113
00:09:01,541 --> 00:09:04,377
و میشه بهم بگی آقای هیز...

114
00:09:04,460 --> 00:09:07,964
بیل لازممون میشه؟

115
00:09:08,047 --> 00:09:10,967
می خوای جفتمون اعتراف کنیم؟

116
00:09:11,050 --> 00:09:13,719
فکر می کنی من چکار کردم؟

117
00:09:15,221 --> 00:09:16,639
برای همین منو آوردی اینجا

118
00:09:16,722 --> 00:09:18,516
تا ببینی چقدر اطلاعات دارم

119
00:09:20,685 --> 00:09:23,771
میگن پرونده تحقیقاتت بسته شده

120
00:09:24,897 --> 00:09:26,357
پس کارمون تمومه

121
00:09:26,440 --> 00:09:28,568
اونا می تونن هرکاری می خوان
با تحقیقاتشون انجام بدن

122
00:09:28,651 --> 00:09:30,528
ولی باعث نمیشه من
دست از جستجو بردارم

123
00:09:30,611 --> 00:09:32,572
تو که دیدی جولی باهاتون تماس گرفت

124
00:09:32,655 --> 00:09:35,783
انگار خودش نمی خواد پیدا بکننش

125
00:09:35,866 --> 00:09:40,162
شاید بهترین کاری که می تونین
برای اون خانم جوان بکنین، آقای هیز

126
00:09:40,288 --> 00:09:42,456
اینه که به حال خودش بذارینش

127
00:09:42,540 --> 00:09:46,085
سخته که ولش کنم وقتی می دونم
یه عده دنبال آسیب رسوندن بهش هستن

128
00:09:46,168 --> 00:09:47,837
خب...

129
00:09:47,920 --> 00:09:50,423
اگه پلیس دنبالش نباشه...

130
00:09:50,506 --> 00:09:52,300
و تو هم نباشی،

131
00:09:52,383 --> 00:09:54,802
بعید میدونم کس دیگه ای دنبالش باشه

132
00:09:54,885 --> 00:09:59,515
اتفاقا حتی می تونم تضمینش کنم

133
00:09:59,599 --> 00:10:02,268
وگرنه...

134
00:10:02,351 --> 00:10:05,187
ممکنه باعث بشی همین آدمایی
که بهشون اشاره کردی

135
00:10:05,271 --> 00:10:07,231
برن دنبالش تا پیداش کنن

136
00:10:07,315 --> 00:10:09,483
می بینی؟

137
00:10:09,567 --> 00:10:11,444
اگه تو ول نکنی...

138
00:10:12,945 --> 00:10:14,905
یه عده دیگه هم ول نمی کننش

139
00:10:18,409 --> 00:10:20,578
چه اتفاقی افتاد؟

140
00:10:20,620 --> 00:10:23,372
بگو چه اتفاقی افتاد!

141
00:10:23,456 --> 00:10:25,416
من نمی دونم چه اتفاقی افتاد

142
00:10:25,499 --> 00:10:28,127
قیافه م شبیه کسیه
که جواب ها رو داره؟

143
00:10:29,462 --> 00:10:31,464
پس شاید یه روز بیام ببینمت

144
00:10:33,466 --> 00:10:35,926
سعی کنم دوباره باهم صحبت کنیم

145
00:10:36,010 --> 00:10:39,972
الان داری گنده گویی می کنی؟

146
00:10:40,056 --> 00:10:44,101
یا واقعا می خوای
به چشم تهدید بهت نگاه کنم؟

147
00:10:44,185 --> 00:10:47,396
به این فکر کن که چه معنی ای
میتونه برای خانواده ت داشته باشه

148
00:10:47,480 --> 00:10:50,733
اینی که تو یک قاتلی

149
00:10:50,816 --> 00:10:53,653
فکر کن چه معنی ای
برای جولی می تونه داشته باشه

150
00:10:54,904 --> 00:10:59,158
آقای هیز، می خوای احساس کنم
دارم تهدید میشم؟

151
00:11:09,627 --> 00:11:12,338
میذارم خودت راه برگشتتو پیدا کنی

152
00:11:22,223 --> 00:11:25,101
امکان نداره هریس همینطوری بذاره بره

153
00:11:25,184 --> 00:11:26,686
اون عاشق خانواده ش بود

154
00:11:26,769 --> 00:11:29,230
پدر معرکه ای بود

155
00:11:30,523 --> 00:11:32,400
بابتش متاسفم

156
00:11:32,483 --> 00:11:34,443
ما می خواستیم بدونیم

157
00:11:34,527 --> 00:11:37,655
شما چیزی راجع به یکی از
همکارهای قدیمی شوهرتون میدونین یا خیر

158
00:11:37,697 --> 00:11:41,283
یک مردسیاهپوست با یک چشم

159
00:11:41,325 --> 00:11:44,453
تا حالا شوهرتون رو با
یکی مثل اون دیدین؟

160
00:11:44,537 --> 00:11:46,080
می دونین ممکنه کی باشه؟

161
00:11:49,041 --> 00:11:53,462
چرا می پرسین؟ -
ما دنبال یک نفر هستیم

162
00:11:53,546 --> 00:11:55,965
که در رابطه با یک پرونده ی دیگه هستش

163
00:11:56,048 --> 00:11:58,509
توصیفش چندباری مطرح شد

164
00:11:58,592 --> 00:12:01,178
ولی اسمش رو نمی دونیم

165
00:12:01,262 --> 00:12:04,014
مطمئنین همچین کسی رو ندیدین؟

166
00:12:09,562 --> 00:12:12,690
یه همچین آدمی اومد دم خونه امون

167
00:12:12,773 --> 00:12:15,109
چند هفته بعد اینکه هریس غیبش زد

168
00:12:15,192 --> 00:12:17,820
دوست ندارم بهش فکر کنم

169
00:12:17,903 --> 00:12:21,323
اون موقع ناراحت بودم

170
00:12:21,407 --> 00:12:24,493
یک چشمش سفید و زخمی بود

171
00:12:24,577 --> 00:12:26,287
گفت هریس رو می شناسه

172
00:12:26,370 --> 00:12:27,997
منو ناراحت کرد

173
00:12:28,080 --> 00:12:29,707
چیزی می خواست؟

174
00:12:29,790 --> 00:12:32,918
ازم پرسید که میدونم
هریس دختره رو پیدا کرد یا نه

175
00:12:33,002 --> 00:12:36,338
من فکر کردم شاید
منظورش اینه که هریس...

176
00:12:36,422 --> 00:12:38,758
به من خیانت کرده...

177
00:12:38,841 --> 00:12:41,719
فرستادمش پی کارش - اسمشو نگفت؟

178
00:12:41,802 --> 00:12:45,347
گفت اسمش جونیوس هست

179
00:12:45,431 --> 00:12:48,434
ناراحتم کرد. منم گفتم بره

180
00:12:50,644 --> 00:12:52,229
جونیوس

181
00:12:54,398 --> 00:12:57,401
می خوای شرط ببندی
این همون آقای جون هستش؟

182
00:12:58,652 --> 00:13:02,072
شاید اسمش جونیوس واتس هستش؟

183
00:13:03,365 --> 00:13:05,201
ارزش امتحان کردن رو داره

184
00:13:05,284 --> 00:13:08,037
از یکی از دوستام که
توی شرکت اطلاعات کار می کنه

185
00:13:08,120 --> 00:13:10,164
راجع به خونه ی هویت پرسیدم

186
00:13:10,247 --> 00:13:13,375
بعنوان امانت دست بانکه

187
00:13:13,459 --> 00:13:15,461
هیچکی اونجا زندگی نمی کنه

188
00:13:18,047 --> 00:13:19,423
خب؟

189
00:13:19,507 --> 00:13:21,967
اون خدمتکار پیری که
چندروز پیش دیدیم رو یادت میاد؟

190
00:13:23,594 --> 00:13:26,472
راجع به یه محوطه ای توی خونه
صحبت می کرد که اجازه ورود بهش رو نداشت

191
00:13:27,723 --> 00:13:30,142
می خوام بررسیش کنم

192
00:13:32,228 --> 00:13:34,647
خب...

193
00:13:34,730 --> 00:13:38,150
گمونم تو الان کاراگاه اصلی هستی، ستوان

194
00:13:41,946 --> 00:13:43,989
معلومه که هستم

195
00:13:46,951 --> 00:13:49,495
نتونستی خودت رو کنترل کنی، نه؟

196
00:13:50,996 --> 00:13:52,248
قربان؟

197
00:13:52,331 --> 00:13:54,625
"تحقیقات پرسل"

198
00:13:54,708 --> 00:13:56,418
با نتیجه گیری ای اشتباه تمام شد

199
00:13:56,502 --> 00:13:59,463
طبق گفته منابع
پرونده هنوز به اتمام نرسیده است،

200
00:14:01,674 --> 00:14:04,468
و منظور این عنوان

201
00:14:04,552 --> 00:14:06,762
چه منابعی هستش، کاراگاه هیز؟

202
00:14:06,846 --> 00:14:09,390
من نمی دونستم...

203
00:14:09,473 --> 00:14:12,351
ما قصد داریم از نامزدت شکایت کنیم

204
00:14:13,644 --> 00:14:15,688
من روزنامه رو نخوندم

205
00:14:17,773 --> 00:14:20,359
"منبعی بی نام در تحقیقات"

206
00:14:20,442 --> 00:14:22,528
اصرار دارد که به تعدادی از سرنخ ها

207
00:14:22,570 --> 00:14:24,113
و حقایق مشکوک پرونده ی پرسل

208
00:14:24,196 --> 00:14:27,825
بخاطر محکومیت سریع قاتل وست فینگر

209
00:14:27,908 --> 00:14:29,660
".بی توجهی شده است"

210
00:14:29,743 --> 00:14:33,289
رفیقت میگه ازت سوءاستفاده شده

211
00:14:33,372 --> 00:14:37,209
ظاهرا اونقدر شیفته ی دختره شده بودی
که نمیدونستی داره چکار می کنه

212
00:14:37,293 --> 00:14:40,296
از نظر ما تو باید برای
اداره پلیس مقاله خودت رو بنویسی

213
00:14:40,379 --> 00:14:42,006
یک اظهاریه می نویسی

214
00:14:42,089 --> 00:14:45,050
و توضیح میدی که یک سری شایعات

215
00:14:45,134 --> 00:14:46,468
بدون رضایت تو استفاده شده،

216
00:14:46,552 --> 00:14:48,470
حقایق به صورت اشتباهی مطرح شدن،

217
00:14:48,554 --> 00:14:49,805
و زنی که این مقاله رو نوشته

218
00:14:49,889 --> 00:14:52,349
بدون همکاری تو اینکار رو کرده

219
00:15:01,525 --> 00:15:03,110
من نویسنده ی خوبی نیستم

220
00:15:03,193 --> 00:15:05,821
خودمون برات می نویسیمش

221
00:15:05,905 --> 00:15:08,782
تو کافیه امضاش کنی

222
00:15:08,866 --> 00:15:12,411
پرپل! بهش فکر کن - تشکر کن وین!

223
00:15:19,418 --> 00:15:21,295
درستش کن رفیق

224
00:15:21,378 --> 00:15:24,089
کنترلش رو از دست دادی
حالا می تونی درستش کنی.

225
00:15:26,175 --> 00:15:27,801
و اگه نکنم؟

226
00:15:27,885 --> 00:15:31,347
واحد دی به یک افسر
اطلاعات عمومی جدید نیاز داره

227
00:15:31,430 --> 00:15:33,849
تو شهرداری

228
00:15:33,933 --> 00:15:37,770
دیگه هیچوقت روی هیچ
پرونده ی جرمی کار نمی کنی

229
00:15:37,853 --> 00:15:41,273
یا می تونی استعفا بدی...

230
00:15:56,622 --> 00:15:58,832
خیلی خوش شانسی

231
00:16:01,627 --> 00:16:03,420
میدونی چقدر سخت تلاش کردم

232
00:16:03,504 --> 00:16:04,922
تا بهت یه فرصت دوباره بدن؟

233
00:16:05,005 --> 00:16:08,550
لطف کردی - خواهش

234
00:16:08,634 --> 00:16:11,595
گوش کن

235
00:16:11,679 --> 00:16:15,516
دیگه هیچوقت همچین کاری با من نکن

236
00:16:15,599 --> 00:16:18,936
نمیدونم چی تو فکرت بود

237
00:16:25,693 --> 00:16:27,194
داری چکار می کنی؟

238
00:16:27,277 --> 00:16:29,780
شنیدی چی گفتن کار من تمومه.

239
00:16:29,863 --> 00:16:31,657
چی؟

240
00:16:31,740 --> 00:16:34,410
من قانعشون می کنم بهت یه فرصت
دوباره بدن اونوقت تو استفعا میدی؟

241
00:16:34,493 --> 00:16:38,247
من استعفا نمیدم - نمیتونی

242
00:16:38,330 --> 00:16:41,542
این غروره که داره
نابودت می کنه، وین

243
00:16:41,625 --> 00:16:43,877
نفس عمیق بکش تا ده بشمار،،

244
00:16:43,961 --> 00:16:46,088
و اون کاغذ کوفتی رو امضا کن

245
00:16:46,171 --> 00:16:50,259
نه - اطلاعات عمومی؟

246
00:16:50,342 --> 00:16:54,013
تو از مردم متنفری
تو یک کاراگاهی.

247
00:16:54,096 --> 00:16:58,183
از این کارای پست نمی کنی
هرچی که هرچی راجع به تو گفته...

248
00:16:58,267 --> 00:17:02,354
چی راجع به من گفتن؟ -
اینکه تو حرفه ای هستی

249
00:17:02,438 --> 00:17:05,607
حداقل... قبلا اینو می گفتن

250
00:17:11,113 --> 00:17:14,783
از دستم در رفت رفیق عصبانی بودم.

251
00:17:14,867 --> 00:17:17,911
خوب بهش فکر نکردم

252
00:17:17,995 --> 00:17:19,955
به من نمی خوره. راست میگی

253
00:17:20,039 --> 00:17:22,708
خیلی خب پس درست شد دیگه

254
00:17:22,791 --> 00:17:25,711
اظهاریه شون رو امضا کن
و بذار به کارمون برسیم

255
00:17:27,212 --> 00:17:30,716
فقط اینجوری
من آملیا رو خراب می کنم...

256
00:17:32,051 --> 00:17:33,969
باعث میشم دروغگو دیده بشه

257
00:17:34,053 --> 00:17:35,721
اون هیچ کار اشتباهی نکرده

258
00:17:35,804 --> 00:17:38,932
دروغ نگفته

259
00:17:38,974 --> 00:17:41,643
و منم نمیگم دروغ گفته

260
00:17:41,685 --> 00:17:44,897
خب که چی؟ این شغلته

261
00:17:44,980 --> 00:17:46,315
شغل ماست

262
00:17:46,398 --> 00:17:47,858
تو همکارمی

263
00:17:49,526 --> 00:17:51,945
فقط همین؟ میری تایپیست بشی؟

264
00:17:52,029 --> 00:17:54,615
احتمالا اذیت شدن توش کمتره

265
00:17:56,075 --> 00:17:59,995
شاید یکی دو سال دیگه
اب ها از آسیاب بیوفته

266
00:18:00,079 --> 00:18:02,664
من می تونم ازشون بیشتر دووم بیارم

267
00:18:02,748 --> 00:18:05,000
ما چی میشیم؟

268
00:18:05,084 --> 00:18:07,086
چی میگی؟

269
00:18:08,962 --> 00:18:12,007
هرازگاهی نوشیدنی میخوریم، میریم ورزشگاه

270
00:18:12,091 --> 00:18:14,927
قرار نیست که دیگه
همدیگه رو نبینیم رفیق

271
00:19:20,075 --> 00:19:22,744
اگه کسی ما رو ببینه چی؟

272
00:19:22,828 --> 00:19:24,997
ما پیریم و راهو گم کردیم

273
00:21:33,458 --> 00:21:35,752
جولی رو اینجا نگه داشتن

274
00:21:35,836 --> 00:21:38,630
و از همینجا بود که فرار کرد

275
00:21:40,215 --> 00:21:44,011
"ملکه ایزابل، آقای جونیوس، پرنسس مری"

276
00:21:54,021 --> 00:21:56,064
25سال

277
00:21:57,107 --> 00:21:58,483
و ما فقط...

278
00:22:03,238 --> 00:22:05,115
تمام این...

279
00:22:06,700 --> 00:22:09,036
تمام این مدت

280
00:22:13,290 --> 00:22:15,584
من چه غلطی...

281
00:22:15,667 --> 00:22:18,045
تو چه غلطی می کردی؟

282
00:22:29,473 --> 00:22:31,850
فکر می کردم کار درست همینه

283
00:22:32,976 --> 00:22:34,978
خانواده داشتم

284
00:22:36,104 --> 00:22:37,856
حتما حس خیلی خوبی بود

285
00:23:27,614 --> 00:23:31,159
دیدم نصف شب داری لباساتو می سوزونی

286
00:23:31,243 --> 00:23:35,080
امروز صبح یکی بهت زنگ میزنه
و بعدش تو غیبت می زنه

287
00:23:36,248 --> 00:23:38,834
اگه یکی دیگه رو پیدا کردی،

288
00:23:38,917 --> 00:23:40,794
کافیه بگی من تحملشو دارم.

289
00:23:40,877 --> 00:23:43,296
نه، نه، نه، نه

290
00:23:45,590 --> 00:23:47,426
بخاطر پرونده ست

291
00:23:48,593 --> 00:23:50,679
همیشه بخاطر پرونده بود

292
00:23:52,556 --> 00:23:54,057
و دیگه تمومه

293
00:23:54,141 --> 00:23:56,309
کدوم قسمت از پرونده

294
00:23:56,393 --> 00:23:59,563
باعث شد لباست رو ساعت 3صبح بسوزونی؟

295
00:24:02,899 --> 00:24:04,526
قسمت بدش

296
00:24:08,947 --> 00:24:11,867
می تونم برات یه نوشیدنی بگیرم؟

297
00:24:11,950 --> 00:24:14,870
یک جواب مستقیم رو ترجیح میدم

298
00:24:14,953 --> 00:24:17,205
میدونم چی ترجیح میدی

299
00:24:17,289 --> 00:24:20,709
ولی اگه اون جواب
برات خطرناک باشه چی؟

300
00:24:20,792 --> 00:24:24,421
من همیشه حقیقت سخت رو به
دروغ شیرین ترجیح میدم

301
00:24:30,385 --> 00:24:33,763
ما هیچوقت راجع بهش صحبت نکردیم

302
00:24:33,847 --> 00:24:36,975
چون وقتی باهم آشنا شدیم...

303
00:24:37,058 --> 00:24:39,561
زیاد برات تعریف کردم

304
00:24:39,644 --> 00:24:42,355
و بعدش برای یه مدت طولانی کاراگاه نبودم

305
00:24:42,439 --> 00:24:46,234
ولی شغلم قسمت هایی داره...

306
00:24:46,318 --> 00:24:49,696
چیزهایی که دیدم، چیزهایی که می دونم...

307
00:24:49,779 --> 00:24:52,032
که برای سهیم شدن با بقیه نیستن

308
00:24:52,115 --> 00:24:54,618
و این...

309
00:24:54,701 --> 00:24:56,995
چیزی جز ضرر نداره

310
00:24:59,164 --> 00:25:01,041
شاید تصمیمش با تو نیست

311
00:25:01,124 --> 00:25:02,876
که چی برای من ضرر داره یا نداره

312
00:25:02,918 --> 00:25:04,127
بااینحال من تصمیممو گرفتم

313
00:25:04,169 --> 00:25:06,421
این چیزیه که باید باهم تصمیم بگیریم

314
00:25:06,546 --> 00:25:08,882
نه اینطوری نیست

315
00:25:08,965 --> 00:25:11,343
و تمام حرف منم همینه

316
00:25:14,596 --> 00:25:16,389
شاید یه مشکلی
با این قضیه داشته باشم

317
00:25:16,473 --> 00:25:19,518
چون امروز صبح بهم گفتی
همه چیزو بهم میگی

318
00:25:19,601 --> 00:25:21,603
اون یه اشتباه بود

319
00:25:24,397 --> 00:25:27,442
و من تازه متوجه شدم...

320
00:25:27,526 --> 00:25:29,402
که من همیشه می خوام باهام موافق باشی

321
00:25:29,486 --> 00:25:32,614
و بعضی مواقع کار اشتباه رو انجام میدم
چون این چیزیه که تو می خوای

322
00:25:36,701 --> 00:25:40,121
دوست دارم وقتی ادامه میدیم
دیگه اینطوری نباشه

323
00:25:40,205 --> 00:25:42,040
قراره ادامه بدیم؟

324
00:25:44,876 --> 00:25:48,838
چطوری می تونیم؟ وقتی یه همچین
راز بزرگی بینمون هست

325
00:25:53,093 --> 00:25:55,637
شاید این چیزیه که داریم
راجع بهش صحبت می کنیم

326
00:25:55,720 --> 00:25:59,391
همیشه یه راز بزرگ بینمون بود

327
00:26:00,850 --> 00:26:04,938
و اینکه من و تو...

328
00:26:05,021 --> 00:26:08,817
اینی که باهم کی هستیم
این ازدواج، بچه هامون،...

329
00:26:10,360 --> 00:26:13,655
همه شون...

330
00:26:13,738 --> 00:26:15,824
وصل شدن به یک...

331
00:26:15,907 --> 00:26:18,577
پسر مُرده و دختر گمشده

332
00:26:26,876 --> 00:26:29,045
حالا یه نوشیدنی می خورم

333
00:26:50,942 --> 00:26:52,902
یه نوشیدنی و

334
00:27:07,334 --> 00:27:10,879
مشکلی داری کوچولو؟ - نه. نه

335
00:27:10,962 --> 00:27:13,381
خیر جناب مشکلی ندارم.

336
00:27:13,465 --> 00:27:16,259
پس با چشمات یه جای دیگه خیره شو

337
00:27:21,765 --> 00:27:23,892
قضیه اینه که...

338
00:27:23,975 --> 00:27:26,436
من از داستان عاشقانه خوشم میاد

339
00:27:26,519 --> 00:27:28,438
میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

340
00:27:28,521 --> 00:27:31,733
دختره قبل اینکه از پشت کوه بیاریش
هم همین شکلی بود؟

341
00:27:33,485 --> 00:27:36,571
چه غلطی کردی کوتوله؟

342
00:27:36,655 --> 00:27:38,615
میدونی، همیشه برام سوال بود

343
00:27:38,698 --> 00:27:41,242
این همه آدم پست و زشت و بدریخت

344
00:27:41,326 --> 00:27:43,203
که روی زمین می لولن...

345
00:27:43,286 --> 00:27:45,246
کی اونا رو به دنیا میاره؟

346
00:27:45,330 --> 00:27:48,500
یعنی چی میشه که

347
00:27:48,541 --> 00:27:50,543
که این همه آدم بی خاصیت و زشت

348
00:27:50,627 --> 00:27:53,213
رو وارد این دنیا می کنن؟

349
00:27:53,296 --> 00:27:55,548
بعدش میام توی این بار

350
00:27:55,632 --> 00:27:57,717
و شما دو نفر جواب سوالی رو بهم میدین

351
00:27:57,801 --> 00:28:00,553
که تمام عمر مزخرفم دنبالش بودم

352
00:28:09,354 --> 00:28:11,398
از نفس افتادی؟

353
00:28:11,481 --> 00:28:13,149
خدا رو شکر تو منو زدی

354
00:28:13,233 --> 00:28:15,902
نه اون ماموت پرپشمی

355
00:28:43,012 --> 00:28:47,267
دیشب، بعد از حرفایی
که الان بهم زدی...

356
00:28:47,350 --> 00:28:51,813
برام سوال پیش اومد؛
شاید ما واقعا همدیگه رو نمی شناسیم

357
00:28:55,191 --> 00:28:56,609
چون حق با توئه

358
00:28:56,693 --> 00:29:00,572
چیزی که راجع به ما
و بچه های پرسل گفتی

359
00:29:02,699 --> 00:29:05,118
ما هیچوقت اینطوری
راجع بهش صحبت نکرده بودیم

360
00:29:05,160 --> 00:29:07,829
اینی که چه معنی ای برای ما داره

361
00:29:09,080 --> 00:29:11,541
ولی الان 10سال گذشته

362
00:29:13,585 --> 00:29:15,962
آدم وقتی داستان می نویسه،

363
00:29:16,045 --> 00:29:18,965
وقتی شروعش رو نوشت...

364
00:29:19,048 --> 00:29:21,885
مهمه که بدونه چطوری می خواد به اتمام برسه

365
00:29:24,304 --> 00:29:27,015
تو دیروز حامله بودی

366
00:29:27,098 --> 00:29:30,894
و حالا هنری 9سالشه و...

367
00:29:30,977 --> 00:29:33,772
چشم بهم بزنم
میره سر خونه زندگی خودش

368
00:29:35,982 --> 00:29:38,860
اگه رسیدیم به اونجا، نمی خوام
بدونم چطوری زندگیم اونجوری شد

369
00:29:40,028 --> 00:29:42,280
بعید میدونم یک بار در ماه سر قرار رفتن

370
00:29:42,363 --> 00:29:44,532
مشکل ما رو واقعا حل می کنه

371
00:29:44,616 --> 00:29:48,578
من دارم ادامه ی کتابم رو می نویسم
تو توی بخش جرائم هستی،...

372
00:29:53,583 --> 00:29:55,919
دوباره پرونده رو بایگانی کردن

373
00:29:56,961 --> 00:29:59,047
مثل دهه ی 80

374
00:30:01,841 --> 00:30:03,676
باید استعفا بدم

375
00:30:03,760 --> 00:30:07,013
ده ساله که فکر می کنم باید استعفا بدی

376
00:30:07,096 --> 00:30:09,015
چرا؟ - چرا؟

377
00:30:09,098 --> 00:30:11,810
چرا نخوام استعفا بدی؟

378
00:30:13,102 --> 00:30:15,563
فکر می کنم متوجه نمیشی، وین

379
00:30:15,647 --> 00:30:19,484
ولی تو می تونستی توی هر کاری پیشرفت کنی

380
00:30:19,567 --> 00:30:23,279
ولی چیزی که فکر می کنی هستی، گیرت انداخته

381
00:30:27,116 --> 00:30:29,369
من هیچوقت نرفتم دانشگاه

382
00:30:29,494 --> 00:30:32,080
یا کالیفورنیا

383
00:30:32,163 --> 00:30:34,374
به حرف مادرم گوش کردم

384
00:30:34,457 --> 00:30:36,960
اولش رفتم ارتش، بعدش پلیس

385
00:30:41,089 --> 00:30:43,216
شاید من...

386
00:30:43,299 --> 00:30:45,802
توی کاری که بهم دادن حرفه ای شدم

387
00:30:47,554 --> 00:30:51,307
همیشه به دلیلت برای
ملحق شدن به ارتش فکر می کنم

388
00:30:51,391 --> 00:30:54,102
نه پولی برای دانشگاه داشتم، نه شغلی...

389
00:30:54,185 --> 00:30:56,396
نه، خودت بهم گفتی...

390
00:30:57,814 --> 00:31:01,651
گفتی اگه موقع خدمت بمیری...

391
00:31:05,154 --> 00:31:08,741
مادرت پولدار میشه چون دولت
بهش 10هزار دلار غرامت میده

392
00:31:08,825 --> 00:31:11,661
برای همین وارد ارتش شدی

393
00:31:20,753 --> 00:31:23,423
من فکر می کنم جفتمون...

394
00:31:23,506 --> 00:31:26,342
اگه دنبال چیزی باشیم
خیلی کله شق میشیم،

395
00:31:28,261 --> 00:31:32,515
این اوضاع جدید
دلیل نوشتنت نیست...

396
00:31:34,601 --> 00:31:37,103
این تمام کاریه که انجام دادم
نمی خوام الکی هدر بره...

397
00:31:37,186 --> 00:31:39,022
ولی تو اینطوری نیستی

398
00:31:40,648 --> 00:31:43,860
می خوای کتاب واقعیت رو بنویسی، بنویسش

399
00:31:43,943 --> 00:31:46,905
عالی میشه

400
00:31:47,030 --> 00:31:49,490
من احتمالا نمی خونمش
ولی قطعا زیبا می نویسیش،

401
00:31:52,869 --> 00:31:55,371
و من فکر می کنم که...

402
00:31:56,956 --> 00:31:59,375
بهتره استعفا بدم

403
00:32:00,710 --> 00:32:02,045
تو هم باید اینکارو بکنی

404
00:32:03,379 --> 00:32:06,257
من بیخیال میشم، تو بیخیال شو

405
00:32:06,341 --> 00:32:08,885
و...

406
00:32:08,968 --> 00:32:10,720
بیا بیخیال این قضیه بشیم

407
00:32:10,803 --> 00:32:13,264
مال ما نیست

408
00:32:13,348 --> 00:32:18,144
و همونطوری که گفتی
دیگه از آغازش رد شدیم،

409
00:32:18,227 --> 00:32:20,939
واقعا می تونی استعفا بدی؟

410
00:32:21,022 --> 00:32:22,815
جفتمون اینکارو می کنیم

411
00:32:22,899 --> 00:32:26,361
تو کتاب هایی که می خوای
بنویسی رو بنویس و من...

412
00:32:26,402 --> 00:32:28,112
منم...

413
00:32:30,239 --> 00:32:32,575
نمیدونم من چکار می کنم

414
00:32:34,077 --> 00:32:36,329
ولی باهوش ترین آدمی که می شناسم

415
00:32:36,412 --> 00:32:39,290
بهم گفت تو هرکاری پیشرفت می کنم

416
00:33:12,031 --> 00:33:13,491
برو پی کارت

417
00:33:36,514 --> 00:33:38,683
ما...

418
00:33:50,194 --> 00:33:52,196
بیا اینجا رفیق

419
00:34:10,840 --> 00:34:14,594
یکی از رفیقای قدیمیم تو بخش اطلاعات

420
00:34:14,677 --> 00:34:16,596
برامون یه آدرس پیدا کرد

421
00:34:16,679 --> 00:34:18,514
جونیوس واتس

422
00:35:21,077 --> 00:35:23,454
شاید کمتر از چیزی که
فکرشو می کردم دیوونه ست

423
00:35:24,622 --> 00:35:27,041
کنترلتو از دست نده

424
00:36:03,619 --> 00:36:05,454
منتظرتون بودم

425
00:36:07,790 --> 00:36:10,918
از همون شبی که ماشینم رو دیدین

426
00:36:11,002 --> 00:36:14,338
احتمالا باید همونجا می موندم، اما...

427
00:36:15,423 --> 00:36:18,176
یه چوب بیسبال دستت بود

428
00:36:27,059 --> 00:36:28,811
اومدین اینجا منو بکشین؟

429
00:36:28,895 --> 00:36:30,688
برگرد تو خونه

430
00:36:40,323 --> 00:36:41,532
این میزته

431
00:36:41,616 --> 00:36:43,743
معمولا اگه افسر پلیس اظهاریه ای بخواد،

432
00:36:43,826 --> 00:36:45,453
تحویلت میدن که تایپ کنی

433
00:36:45,536 --> 00:36:47,246
اگه درخواست اطلاعات ازمون بکنن،

434
00:36:47,330 --> 00:36:49,624
می فرستیمش سراغ تو

435
00:36:49,707 --> 00:36:51,083
ردیفی عزیزم؟

436
00:36:52,376 --> 00:36:53,586
بله خانم. ممنون

437
00:37:25,243 --> 00:37:28,579
من با آقای هویت توی
اولین مزرعه ی مرغش کار کردم

438
00:37:28,663 --> 00:37:32,166
از شروع باهاش بودم

439
00:37:32,250 --> 00:37:35,628
چشمم رو توی یک سانحه ی محل کار از دست دادم

440
00:37:35,711 --> 00:37:39,090
ما علاقه ای به این بخش داستانت نداریم

441
00:37:41,008 --> 00:37:43,261
داشتم میرفتم سر اصل مطلب

442
00:37:43,344 --> 00:37:45,846
بعد اینکه شعبه های بیشتری باز کرد

443
00:37:45,888 --> 00:37:48,182
من رو برد خونه ی خودش

444
00:37:48,307 --> 00:37:51,394
و من مدیریت خونه ش رو بعهده گرفتم

445
00:37:51,519 --> 00:37:54,855
اون و خانم الن بچه ای داشتن به اسم الیزابت

446
00:37:56,107 --> 00:37:58,401
خانم الن مریض شد

447
00:37:58,484 --> 00:38:02,113
من به هویت کمک کردم دخترشو بزرگ کنه

448
00:38:02,196 --> 00:38:05,783
ایزابل چه دختر شیرینی بود.

449
00:38:07,576 --> 00:38:10,413
رفت دانشگاه با یک مرد جوان آشنا شد

450
00:38:10,496 --> 00:38:13,541
و اونا یک دختربچه بدنیا آوردن به اسم مری

451
00:38:13,624 --> 00:38:17,420
خوشحال بودن
آقای هویت خوشحال بود.

452
00:38:18,963 --> 00:38:22,300
بعدش اون... تصادف رخ داد

453
00:38:22,383 --> 00:38:25,636
شوهر و دخترش وقتی
تو راه بودن تا برن پیشش

454
00:38:25,678 --> 00:38:28,597
از دره پرت شدن پایین

455
00:38:28,681 --> 00:38:31,183
الیزابت خیلی ناراحت شد

456
00:38:31,267 --> 00:38:33,185
بدتر از ناراحت

457
00:38:33,269 --> 00:38:35,980
نه حرف میزد، نه از خونه میرفت بیرون

458
00:38:36,063 --> 00:38:39,275
مجبور شد دارو بخوره. لیتوم

459
00:38:40,609 --> 00:38:42,111
این دختربچه ای که کمک کردم بزرگ بشه

460
00:38:42,194 --> 00:38:44,613
اونقدر ناراحت بود
که نمی تونست حرف بزنه

461
00:38:46,032 --> 00:38:49,410
آقای هویت تحمل اینو نداشت
که دخترشو اینطوری ببینه

462
00:38:49,493 --> 00:38:52,288
برای همین شروع کرد دوباره به سفر رفتن

463
00:38:52,371 --> 00:38:56,584
بعدش یک شب
الیزابت بی خبر از خونه رفت...

464
00:38:56,667 --> 00:39:00,087
سوار ماشینش شد و بدجوری زد داغونش کرد

465
00:39:00,171 --> 00:39:02,214
یک پلیس اتوبان، هریس جیمز،

466
00:39:02,298 --> 00:39:05,426
بهمون کمک کرد توی دردسر نیوفتیم

467
00:39:05,509 --> 00:39:08,262
بعدش برای اولین بار بعد از 3سال،

468
00:39:08,346 --> 00:39:10,306
یه چیزی حال الیزابت رو عوض کرد

469
00:39:10,348 --> 00:39:12,641
‫پیکنیک کارکنان در سال 79

470
00:39:12,725 --> 00:39:15,644
‫یه خانواده رو دید که یه دختر کوچیک دارن،

471
00:39:15,728 --> 00:39:19,732
‫- و میدوه و سعی میکنه بگیرش
‫- مری!

472
00:39:20,316 --> 00:39:25,696
‫خانم ایزابل، همش درباره ی ‫اون
دختری که دید صحبت می کرد ‫

473
00:39:25,863 --> 00:39:28,115
‫می گفت درست مثل مری بود

474
00:39:28,199 --> 00:39:30,534
‫می گفت میخواد دوباره ببینش

475
00:39:30,618 --> 00:39:35,456
‫پس لوسی، مادر دختره رو تو همون وقتی
‫که برامون کار میکرد کشیدم کنار، ‫

476
00:39:35,539 --> 00:39:39,919
‫و باهاش حرف زدم که بذاره خانم ایزابل
‫یکم با دخترش بازی کنه.

477
00:39:40,002 --> 00:39:41,796
‫اجازه داد؟

478
00:39:41,879 --> 00:39:45,299
‫خب، گفت باشه، ولی پول می خواست

479
00:39:45,383 --> 00:39:49,553
‫و می خواست پسرش هم
‫پیشش باشه، مواظبش باشه. ‫

480
00:39:49,637 --> 00:39:51,764
‫و مشکلی نبود

481
00:39:51,847 --> 00:39:54,517
‫خب، مدتی دیدیمشون،

482
00:39:54,600 --> 00:39:56,268
‫یه جای کوچیک تو جنگل،

483
00:39:56,352 --> 00:39:58,562
‫و فقط بازی می کردیم.

484
00:39:58,646 --> 00:40:02,817
‫و خانم ایزابل، دوباره شده بود عین قبلش.

485
00:40:02,900 --> 00:40:04,652
‫جز چی؟

486
00:40:04,735 --> 00:40:07,321
‫خب، یه فکری داشتیم

487
00:40:07,405 --> 00:40:09,990
‫خانم ایزابل می خواست
‫دختره رو به فرزندخوندگی بگیره

488
00:40:10,074 --> 00:40:13,202
‫گفتیم زندگی بهتری نصیبش میشه، و...

489
00:40:13,285 --> 00:40:17,331
‫خب، برا پدرش هم باید یه
فکری می کردیم. ولی...

490
00:40:19,166 --> 00:40:20,918
‫خانم ایزابل، اون...

491
00:40:21,001 --> 00:40:22,837
‫ذهنش پریشان شده بود

492
00:40:22,920 --> 00:40:26,257
‫دیگه داروهاش رو نمی خورد. نمی دونستم

493
00:40:26,340 --> 00:40:29,135
‫از وقتی رسیدیم دختره رو "مری" صدا میزد

494
00:40:29,218 --> 00:40:33,264
‫شنیدم. باید می فهمیدم یه چیزی اشتباهه

495
00:40:33,347 --> 00:40:36,183
‫خب، داشتیم قایم باشک بازی می کردیم،

496
00:40:36,267 --> 00:40:38,477
‫- و ویل داشت دنبالمون میگشت
‫- ویل!

497
00:40:38,561 --> 00:40:40,104
‫جولی!

498
00:40:40,187 --> 00:40:42,148
‫حدس میزنم خانم ایزابل
نقشه های دیگه ای داشت

499
00:40:42,231 --> 00:40:43,691
‫باید بریم خونه

500
00:40:43,774 --> 00:40:45,359
‫نه. مری...

501
00:40:51,532 --> 00:40:54,869
‫به دختره گفتم حال برادرش خوبه

502
00:40:54,952 --> 00:40:57,037
‫فقط سرش خورده به سنگ

503
00:40:57,121 --> 00:40:58,789
‫و یکم دیگه به هوش میاد

504
00:41:00,291 --> 00:41:02,668
‫ولی گفت نباید اونجا ولش کنیم

505
00:41:02,751 --> 00:41:05,171
‫و آروم نمیشد

506
00:41:05,463 --> 00:41:08,257
‫پس بردمش به غار

507
00:41:12,970 --> 00:41:16,432
‫فقط... فقط یه حادثه ی ناخواسته بود

508
00:41:16,515 --> 00:41:21,228
‫آقای هویت هیچی از این قضایا نمی دونست
‫چون رفته بود سفر تفریحی.

509
00:41:21,312 --> 00:41:24,356
‫برا همین به هریس جیمز زنگ زدم،

510
00:41:24,440 --> 00:41:26,066
‫قبلاً هم کمکمون کرده بود.

511
00:41:26,150 --> 00:41:28,944
‫وقتی اون مرده وودارد زد به سرش،

512
00:41:29,028 --> 00:41:33,491
‫هریس کیف اون پسره و پیرهن دختره
‫رو گذاشت تو خونه ی اون. ‫

513
00:41:35,951 --> 00:41:38,496
‫مادره چی...

514
00:41:38,579 --> 00:41:40,456
‫لوسی؟

515
00:41:40,539 --> 00:41:42,750
‫هریس باهاش صحبت کرد

516
00:41:42,833 --> 00:41:45,419
‫چیزهایی رو توضیح داد، تصادف رو

517
00:41:45,503 --> 00:41:47,755
‫کُلی پول بهش پیشنهاد داد

518
00:41:47,838 --> 00:41:50,466
‫بهش گفت بهترین کار براش اینه که قبولش کنه،

519
00:41:50,549 --> 00:41:52,635
‫و بذاره خانم ایزابل جولی رو داشته باشه،

520
00:41:52,718 --> 00:41:54,678
‫همونطور که قبلاً صحبت کرده بودیم.

521
00:41:54,762 --> 00:41:57,515
‫فقط، اینطوری شد دیگه...

522
00:42:00,392 --> 00:42:02,603
‫دختره، جولی

523
00:42:02,686 --> 00:42:05,147
‫وقتی رسیدیم خونه کاملاً آروم شده بود،

524
00:42:05,231 --> 00:42:06,649
‫مشکلی نبود

525
00:42:06,732 --> 00:42:08,400
‫خوشحال بود که اونجا بود

526
00:42:08,484 --> 00:42:11,445
‫دیدیم که دختره خوشحاله. آره

527
00:42:11,529 --> 00:42:14,782
‫- قلعه ت چطوره؟
‫- و تا یه مدت جواب میداد

528
00:42:14,865 --> 00:42:16,951
‫- تا چند سال ‫- خوبه

529
00:42:17,034 --> 00:42:19,912
‫دختره فکر میکرد دختر ایزابله،

530
00:42:19,995 --> 00:42:22,623
‫چون ایزابل براش داستان تعریف میکرد

531
00:42:22,706 --> 00:42:27,294
‫فقط سعی می کردم به بهترین شکلی
‫که می تونم ازشون مراقبت کنم.

532
00:42:27,378 --> 00:42:29,421
‫قسم می خورم، دختره خوشحال بود

533
00:42:29,505 --> 00:42:31,757
‫فکر می کردم خوشحاله

534
00:42:31,840 --> 00:42:36,011
‫تا وقتی اون اتفاقات بعدی نیفتاد متوجه نشدم

535
00:42:38,347 --> 00:42:42,184
‫از وقتی اون دختر دَه سالش شد
‫داشت بهش لیتیوم می داد. ‫

536
00:42:42,268 --> 00:42:46,188
‫برا همین بود که از وقتی دویلز دن رو
ترک کردیم ‫دختره هیچ مشکلی نداشت. ‫

537
00:42:46,272 --> 00:42:48,399
‫حتماً بعدش شروع شده.

538
00:42:48,482 --> 00:42:51,986
‫برا همین گذشته ش رو درست یادش نمیومد

539
00:42:52,069 --> 00:42:54,530
‫نصف زندگیش قرص خورده بود،

540
00:42:54,613 --> 00:42:58,117
‫این زنه داستان های قشنگ
دروغین بهش گفته بود.

541
00:42:58,200 --> 00:43:02,621
‫و خانم ایزابل داشت مریض تر و مریض تر میشد

542
00:43:02,705 --> 00:43:05,624
‫دختره هم پریشان تر و پریشان تر

543
00:43:05,708 --> 00:43:07,668
‫بعد بزرگ شد. می خواست بره

544
00:43:07,751 --> 00:43:11,589
‫سوال هایی می پرسید... خاطراتش، برادرش

545
00:43:11,672 --> 00:43:13,132
‫می خواستم کمکش کنم

546
00:43:13,215 --> 00:43:15,551
‫کمکش کردی فرار کنه

547
00:43:15,634 --> 00:43:17,052
‫آره

548
00:43:18,596 --> 00:43:20,931
‫ترتیبی دادم در اتاقش باز بمونه،

549
00:43:21,015 --> 00:43:24,018
‫و خانم ایزابل تو حموم باشه.

550
00:43:24,101 --> 00:43:28,147
‫و بهش یه نقشه دادم که برسه
‫به خونه ای که تو اون نزدیکی داشتم.

551
00:43:32,568 --> 00:43:34,820
‫ولی هیچوقت اونجا پیداش نشد

552
00:43:34,903 --> 00:43:37,281
‫و از اونموقع دنبالش می گردم

553
00:43:37,364 --> 00:43:39,867
‫سعی میکنم چیزی که مونده رو نجات بدم

554
00:43:39,950 --> 00:43:42,202
‫عجب قهرمانی هستی...

555
00:43:42,286 --> 00:43:45,122
‫غول یه چشم

556
00:43:45,205 --> 00:43:47,791
‫چی سر ایزابل اومد؟

557
00:43:49,251 --> 00:43:53,172
‫بعد اینکه دختره فرار کرد...

558
00:43:53,255 --> 00:43:54,882
‫دوباره افسرده شد

559
00:43:56,300 --> 00:43:59,803
‫لباس عروسیش رو پوشید...

560
00:43:59,887 --> 00:44:02,097
‫همه ی قرص هاش رو خورد...

561
00:44:03,515 --> 00:44:05,517
‫و خوابید...

562
00:44:05,601 --> 00:44:08,395
‫و هیچوقت بیدار نشد.

563
00:44:09,897 --> 00:44:12,107
‫هیچوقت پیداش کردی؟

564
00:44:15,944 --> 00:44:17,738
‫سال 97

565
00:44:17,821 --> 00:44:23,243
‫دَه سال بود داشتم
‫عکس های جولی رو پخش می کردم

566
00:44:23,327 --> 00:44:29,875
‫یه دختر فراری بهم درباره ی پناهگاه
‫راهبه های تو فورت اسمیت گفت ‫

567
00:44:29,958 --> 00:44:33,921
‫دختره گفت دیده که جولی
‫اونجا تو صومعه کار می کرده،

568
00:44:34,004 --> 00:44:36,340
‫و میگن اسمش مری هست.

569
00:44:36,423 --> 00:44:38,467
‫که می دونستم باید خودش باشه

570
00:44:38,550 --> 00:44:40,427
‫مری جولای

571
00:44:40,511 --> 00:44:43,806
‫میگفت اسمش "مثل فصل تابستونه".

572
00:44:43,889 --> 00:44:46,016
‫هیچ کارت شناسایی نداشت

573
00:44:48,811 --> 00:44:51,397
‫سه سال و نیم اینجا بود

574
00:44:51,480 --> 00:44:55,150
‫اول به خودش کمک کردیم،
‫بعد به بقیه کمک میکرد.

575
00:44:57,361 --> 00:45:00,531
‫وقتی رسید اینجا حال و روزش بد بود

576
00:45:00,614 --> 00:45:05,411
‫چیزی که بهش میگن مشکلات گُسَست داشت

577
00:45:05,494 --> 00:45:07,663
‫معتقدم اینجا براش مثل خونه بود

578
00:45:07,746 --> 00:45:11,417
‫ولی با روزگاری که بیرون گذرونده بود،

579
00:45:11,500 --> 00:45:14,002
‫کارهایی که کرده بود...

580
00:45:16,004 --> 00:45:19,133
‫معلوم شد ایدز هم داشت.

581
00:45:24,471 --> 00:45:28,517
‫وقتی مریض شد تو درمانگاه ازش مراقبت کردیم
‫

582
00:45:29,643 --> 00:45:31,687
‫چند ماه بعد، رفته بود

583
00:45:33,188 --> 00:45:35,983
مری جولی فوت 10 دسامبر 1995
"من به گمشدگان یاری می رسانم"

584
00:45:36,191 --> 00:45:38,193
‫خیلی دیر رسیدم

585
00:45:41,822 --> 00:45:46,326
‫یه کاری که اون بیرون کرده بود
‫خیلی مریضش کرده بود.

586
00:45:48,620 --> 00:45:51,999
‫و بهش گفتم... بهش گفتم میام ببینمش

587
00:45:52,082 --> 00:45:53,876
‫یه نقشه براش کشیدم

588
00:45:57,838 --> 00:46:00,007
‫ولی نیومد

589
00:46:02,259 --> 00:46:04,720
‫همیشه خیلی دیره...

590
00:46:06,722 --> 00:46:08,974
‫هر کاری که می کنیم

591
00:46:09,057 --> 00:46:12,436
‫برا همین بیرون خونه ت می نشستم

592
00:46:14,188 --> 00:46:16,899
‫فقط می خواستم مضطربت کنم

593
00:46:16,982 --> 00:46:19,568
‫سعی داشتم بهت بگم چی شده

594
00:46:21,195 --> 00:46:25,240
‫خب... هم می تونین منو
بکشین هم بازداشتم کنین

595
00:46:27,409 --> 00:46:29,077
‫خودم میخوام

596
00:46:38,378 --> 00:46:41,256
‫دیگه نمیخوام با این بار
‫روی شونه هام زندگی کنم

597
00:46:44,927 --> 00:46:46,261
‫بازداشتم کنین

598
00:46:49,598 --> 00:46:52,434
‫قدرتش رو نداریم

599
00:47:00,734 --> 00:47:02,820
‫نمیخوای با این بار زندگی کنی...

600
00:47:05,364 --> 00:47:07,199
‫خب نکن.

601
00:47:10,577 --> 00:47:11,954
‫هی!

602
00:47:12,037 --> 00:47:14,164
‫برگردین ببینم!

603
00:47:14,248 --> 00:47:16,124
‫باید مجازاتم کنین!

604
00:47:18,460 --> 00:47:20,128
‫میخوام مجازاتم کنین!

605
00:47:23,131 --> 00:47:24,800
‫منو مجازات کنین!

606
00:47:27,052 --> 00:47:29,304
‫اسمت جولی پرسل بود

607
00:47:30,764 --> 00:47:33,141
‫شرمنده که بیشتر از این برات زحمت نکشیدم

608
00:47:34,977 --> 00:47:37,479
‫واقعاً از این بابت متاسفم خانم

609
00:47:39,982 --> 00:47:41,692
‫اشتباه از من بود

610
00:47:42,818 --> 00:47:45,153
‫لیاقتت بهتر از این بود

611
00:47:48,866 --> 00:47:50,200
‫بهتر از من

612
00:48:11,054 --> 00:48:13,932
‫- ببخشید آقا ‫- دیدمت

613
00:48:14,016 --> 00:48:17,769
‫خیلی خب، فرار کردن بسه لوسی

614
00:48:17,853 --> 00:48:20,647
‫چرا نمیری سوار وانت بشی؟

615
00:48:20,731 --> 00:48:22,316
‫خیلی خب

616
00:48:22,608 --> 00:48:25,652
‫شرمنده. دویدن رو دوست داره

617
00:48:25,736 --> 00:48:26,820
‫اشکالی نداره

618
00:48:26,904 --> 00:48:30,032
‫خیلی وقته مسئول اینجایین؟

619
00:48:30,115 --> 00:48:32,576
‫آره، بابام اینجا رو ساخت،

620
00:48:32,659 --> 00:48:35,245
‫و قبلاً صومعه رو رایگان اداره می کرد.

621
00:48:35,329 --> 00:48:37,581
‫و منم همون کار رو ادامه دادم

622
00:48:37,664 --> 00:48:39,499
انسان شریفی هستید

623
00:48:40,584 --> 00:48:41,835
‫روزتون خوش

624
00:48:41,919 --> 00:48:44,379
‫ممنون جناب

625
00:48:44,463 --> 00:48:46,006
‫شما هم همینطور

626
00:48:46,089 --> 00:48:48,425
‫خیلی خب لوسی، کمربندت رو ببند

627
00:49:04,608 --> 00:49:06,443
‫کافیه

628
00:49:07,986 --> 00:49:11,073
‫فردا بقیه ش رو جمع میکنم

629
00:49:11,156 --> 00:49:12,532
‫آره

630
00:49:18,246 --> 00:49:20,332
‫دیگه باید همه ش رو بریزم بیرون

631
00:49:20,415 --> 00:49:22,417
‫ولی همش مال اونه

632
00:49:25,754 --> 00:49:29,049
‫شاید یه کتاب درباره ش بنویسیم

633
00:49:29,132 --> 00:49:31,510
‫شروع هم نمی تونیم بکنیمش

634
00:49:34,096 --> 00:49:36,473
‫به گمونم یه پایان براش داریم

635
00:49:38,892 --> 00:49:41,520
‫ولی...

636
00:49:44,606 --> 00:49:47,651
‫حس میکنی این پایانشه؟

637
00:49:47,734 --> 00:49:49,945
‫من نمی کنم

638
00:49:51,780 --> 00:49:53,323
‫منم همینطور

639
00:49:55,993 --> 00:49:58,954
‫داشتم با پسرت صحبت می کردم

640
00:49:59,037 --> 00:50:02,541
‫من می خواستم خونه م به شهر نزدیک تر باشه،

641
00:50:02,624 --> 00:50:04,668
‫و داشتیم فکر می کردیم...

642
00:50:06,628 --> 00:50:10,132
‫نظرت چیه هفته ای چند شب سرت خراب بشم؟

643
00:50:15,303 --> 00:50:17,097
‫به گمونم ردیفه

644
00:50:18,724 --> 00:50:21,977
‫ولی خونه رو تمیز نگه می دارم. گفته باشم

645
00:50:22,060 --> 00:50:24,938
‫سگ ها رو بیرون نگه می دارم

646
00:50:28,066 --> 00:50:29,985
‫هی

647
00:50:30,068 --> 00:50:32,446
‫دختر کوچولوهات فردا میان اینجا

648
00:50:32,529 --> 00:50:35,282
‫درسته. یادمه

649
00:50:40,078 --> 00:50:42,748
‫هنری گفت همتون با هم شام می خورین

650
00:50:42,831 --> 00:50:44,875
‫منو دعوت کرد

651
00:50:44,958 --> 00:50:47,836
‫خوبه. باید بیای

652
00:50:47,919 --> 00:50:49,129
‫خیلی خب

653
00:50:52,507 --> 00:50:54,968
‫امشب ردیفی رفیق؟

654
00:50:56,845 --> 00:51:00,098
‫خوبم داداش. خوبم

655
00:51:00,182 --> 00:51:01,933
‫خیلی خب

656
00:51:58,824 --> 00:52:00,534
‫سلام

657
00:52:03,370 --> 00:52:06,498
‫هی. بهم بگو داریم چیکار میکنیم

658
00:52:06,581 --> 00:52:08,875
‫با من صحبت نمی کنی،

659
00:52:08,959 --> 00:52:11,128
‫جواب تلفنام رو نمیدی

660
00:52:11,211 --> 00:52:13,046
‫داریم همدیگه رو بازی میدیم؟

661
00:52:13,130 --> 00:52:15,090
‫بازی نمیدم

662
00:52:20,470 --> 00:52:22,764
‫اینا بخاطر چیزی که نوشتمه؟

663
00:52:24,432 --> 00:52:27,644
‫تو خوندیش. منو... تشویق کردی.

664
00:52:29,271 --> 00:52:31,731
‫چِت شده؟ چی شده؟

665
00:52:36,945 --> 00:52:38,780
‫یه دقیقه وایسا اینجا

666
00:53:02,971 --> 00:53:04,431
‫اینا وسایل توئه

667
00:53:07,309 --> 00:53:10,729
‫اینطوری میگی، "فکر نمی کنم
‫بهتر باشه دیگه همدیگه رو ببینیم"؟

668
00:53:10,812 --> 00:53:12,939
‫چه مرگت شده خب؟

669
00:53:13,023 --> 00:53:16,276
‫اگه ازم خوشت نمیاد، از خونه م برو بیرون

670
00:53:19,070 --> 00:53:21,740
‫خیلی خب، بهم بگو پس

671
00:53:21,823 --> 00:53:25,744
‫یه تصویر واضح از کسی که وقتم
‫رو باهاش می گذروندم میخوام. ‫

672
00:53:25,827 --> 00:53:28,872
‫تصویر واضح اینه که نمیخوام دیگه ببینمت

673
00:53:31,041 --> 00:53:33,960
‫و من آدم عوضی این رابطه نیستم

674
00:53:34,044 --> 00:53:35,837
‫تو عوضی ای

675
00:53:37,088 --> 00:53:39,049
‫من؟

676
00:53:39,132 --> 00:53:41,092
‫- چطور؟ ‫- ازم استفاده کردی

677
00:53:41,176 --> 00:53:44,429
‫نزدیکم موندی تا بفهمی پلیس چیکار میکنه

678
00:53:44,512 --> 00:53:46,223
‫فکر کردی از من بهتری. نه؟

679
00:53:46,306 --> 00:53:47,974
‫وقتی از جنگ برگشتم آمریکا،

680
00:53:48,058 --> 00:53:51,186
‫یه زنیکه ی تیره پوست
مثل تو بهم گفت بچه کُش

681
00:53:53,438 --> 00:53:54,773
‫شرمنده بابت اون اتفاق...

682
00:53:54,814 --> 00:53:57,067
‫زر نزن، تو از همکار منم سفیدتری

683
00:53:57,150 --> 00:53:58,526
‫همکار سابقم

684
00:53:58,610 --> 00:54:00,862
‫چه مرگته آخه؟ چی شده؟

685
00:54:00,946 --> 00:54:02,822
‫این شده که به فنا رفتم!

686
00:54:02,906 --> 00:54:07,202
‫بعد دوازده سال سابقه حالا شدم منشی!

687
00:54:07,285 --> 00:54:10,497
‫پس تو دردسر افتادی. چی خواستن...

688
00:54:10,580 --> 00:54:12,958
‫برا این داری این کارها رو میکنی؟

689
00:54:13,041 --> 00:54:16,461
‫به لطف تو میخوام حواسم رو جمع کنم. تو...

690
00:54:16,544 --> 00:54:20,465
‫نمی دونم. شاید از اول همچین قصدی
‫نداشتی، شاید یهو اینطوری شد،

691
00:54:20,548 --> 00:54:22,300
‫ولی داشتی روم کار می کردی.

692
00:54:22,384 --> 00:54:24,970
‫همیشه سوال می پرسیدی،
‫همیشه درباره ی پرونده حرف میزدی.

693
00:54:25,053 --> 00:54:27,264
‫اینکارو نکردم. می دونی که اینکارو نکردم

694
00:54:27,347 --> 00:54:29,057
‫نه نمی دونم!

695
00:54:30,767 --> 00:54:33,645
‫ولی الان تصمیم گرفتم...

696
00:54:33,728 --> 00:54:38,692
‫که بیشتر اوقات نمی دونی
‫میخوای چیکار کنی، می دونی؟

697
00:54:38,775 --> 00:54:43,029
‫منظورم با توجه به اینه که
‫همچین زن زیبایی هستی

698
00:54:43,113 --> 00:54:46,074
‫مردم راستش ازت انتظار ندارن
‫که مسئولیت قبول کنی.

699
00:54:46,157 --> 00:54:47,701
‫تو فقط مثل یه پرنده ی خوشگل می مونی،

700
00:54:47,784 --> 00:54:49,953
‫که پرواز میکنی و رو سر مردم می رینی.

701
00:54:50,036 --> 00:54:51,997
‫نیازی به یکی از اینا ندارم

702
00:54:52,080 --> 00:54:55,667
‫بدون پرنده ای که رو سرم خرابکاری
‫اوضاعم کاملاً ردیف بود.

703
00:54:55,750 --> 00:54:58,169
‫عجب مست پستی هستی

704
00:54:58,461 --> 00:55:01,589
‫ولی خوبه که می بینم چقدر واقعاً ضعیفی

705
00:55:03,383 --> 00:55:05,969
‫یه نشون و یه تفنگ داری،

706
00:55:06,052 --> 00:55:07,429
‫چند تا چیز دیگه،

707
00:55:07,512 --> 00:55:10,432
‫که از فیلم دیدن یاد گرفتی.

708
00:55:12,726 --> 00:55:15,061
‫ولی هیچی اینجا نداری

709
00:55:20,066 --> 00:55:21,985
‫ازم خواستن نابودت کنم

710
00:55:22,068 --> 00:55:24,904
‫بیانیه ای رو امضاء کنم که دروغ گفتی

711
00:55:24,988 --> 00:55:26,781
‫که تیکه هایی از چیزایی
که شنیدی رو برداشتی،

712
00:55:26,823 --> 00:55:29,117
‫و اون خزعبلاتی که نوشتی رو از خودت درآوردی

713
00:55:30,702 --> 00:55:32,120
‫باید اونکارو می کردی

714
00:55:33,330 --> 00:55:35,290
‫نمیخوام تو دردسر بیفتی

715
00:55:35,373 --> 00:55:38,335
‫هیچوقت هیچی ازت نمیخوام

716
00:55:39,794 --> 00:55:41,880
‫بفرما، بیانیه شون رو امضاء کن

717
00:55:41,963 --> 00:55:44,257
‫مشکلی ندارم

718
00:55:49,095 --> 00:55:50,513
‫بقیه شون رو لازم ندارم

719
00:55:56,227 --> 00:55:58,480
‫نمیخوام این آشغالات تو خونه ی من باشه!

720
00:56:54,536 --> 00:56:57,455
‫در بین همه ی بچه هایی که می شناختنش،

721
00:56:57,539 --> 00:56:59,457
‫یه بچه ی ده ساله به اسم مایک آردوان

722
00:56:59,541 --> 00:57:02,794
‫بنظر خیلی بیشتر از همه
‫از ناپدید شدن جولی ناراحت شد.

723
00:57:02,877 --> 00:57:05,422
‫مایک رو بعنوان یه پسر
‫خجالتی و هنرمند می شناختم،

724
00:57:05,505 --> 00:57:07,632
‫و اغلب با جولی بازی می کرد،

725
00:57:07,715 --> 00:57:10,135
‫یا حداقل دوست داشت همراهش باشه.

726
00:57:10,218 --> 00:57:13,847
‫پدرش یه کسب و کار باغبانی کوچیک داره،

727
00:57:13,930 --> 00:57:15,682
‫و وقتی درباره ی جولی حرف میزد،

728
00:57:15,765 --> 00:57:18,935
‫لب های پسر می لرزید
‫و چشمانش پر از اشک میشد.

729
00:57:19,018 --> 00:57:22,188
‫تلاش هام برای آروم کردنش
اصلاً فایده ای نداشتن.

730
00:57:22,272 --> 00:57:25,608
‫ولی سعی کردم بذارم
‫درباره ی احساساتش صحبت کنه

731
00:57:25,692 --> 00:57:27,235
‫شروع به گریه کرد

732
00:57:27,318 --> 00:57:31,406
‫گفت همیشه فکر می کرد وقتی بزرگ بشه
‫با جولی ازدواج میکنه

733
00:57:44,461 --> 00:57:46,546
‫یه داستان برام تعریف کن

734
00:57:49,215 --> 00:57:53,803
‫داستان فاصله های زیاد و نور ستاره ها

735
00:57:53,887 --> 00:57:56,055
‫نه. خواهش میکنم

736
00:57:57,640 --> 00:57:59,517
‫خواهش میکنم

737
00:57:59,601 --> 00:58:03,104
‫اگه این پایان، اصلاً پایانش نباشه چی؟

738
00:58:14,616 --> 00:58:18,786
‫اگه جولی تو اون صومعه
زندگی رو پیدا کرد چی؟

739
00:58:18,870 --> 00:58:21,289
‫دوستی، عشق

740
00:58:21,372 --> 00:58:24,626
‫و اگه اون پسر کوچولویی
‫که اونقدر دوستش داشت،

741
00:58:24,709 --> 00:58:28,004
‫اون پسر کوچولویی که باباش، و بعد خودش،

742
00:58:28,087 --> 00:58:30,548
‫مراقبت از محوطه اون
صومعه رو به عهده گرفتن؟

743
00:58:32,258 --> 00:58:34,677
‫اگه شناختش چی؟

744
00:58:34,761 --> 00:58:37,597
‫هتر گفت، "اگه تو هم اندازه ی من
‫زمان رو می شناختی،"

745
00:58:37,680 --> 00:58:40,892
‫درباره ی هدر دادنش صحبت نمی کردی."

746
00:58:40,975 --> 00:58:44,521
‫اگه می شناختش چی...

747
00:58:44,604 --> 00:58:46,981
‫حتی اگه خودش رو نمی شناخت؟

748
00:58:52,570 --> 00:58:55,823
‫و اگه اون راهبه هایی که بهش اهمیت می دادن،

749
00:58:55,907 --> 00:58:58,910
‫اون زن هایی که می دونستن
‫زندگی سختی داشته...

750
00:58:58,993 --> 00:59:02,455
‫می دونستن آدمایی بدی دارن دنبالش می گردن؟

751
00:59:02,539 --> 00:59:04,958
‫اگه می خواستن ازش محافظت کنن چی؟

752
00:59:09,879 --> 00:59:11,339
‫چطوری ازش محافظت کنن؟

753
00:59:12,632 --> 00:59:15,593
‫با تنها راهی که می تونستن...

754
00:59:15,677 --> 00:59:17,262
‫گفتن یه داستان.

755
00:59:25,019 --> 00:59:26,187
‫و...

756
00:59:27,730 --> 00:59:29,566
‫و بعد...

757
00:59:30,900 --> 00:59:33,236
‫ببخشید آقا

758
00:59:33,319 --> 00:59:35,613
‫اون دختر کوچولو...

759
00:59:35,697 --> 00:59:37,365
‫دختر اون بود.

760
00:59:40,451 --> 00:59:43,037
‫خدای من

761
00:59:44,247 --> 00:59:47,125
‫اگه یه داستان دیگه باشه چی؟

762
00:59:47,208 --> 00:59:50,211
‫اگه یه چیزی درست شده باشه چی؟

763
00:59:53,756 --> 00:59:56,843
‫تمام این زندگی، تمام این مرگ ها،

764
00:59:56,926 --> 01:00:01,180
‫اگه واقعاً یه داستان بلند بود
‫که همینطور ادامه داشت،

765
01:00:01,431 --> 01:00:03,057
‫تا خودش رو ترمیم کنه؟

766
01:00:04,892 --> 01:00:06,978
‫این داستان ارزش بازگویی نداره؟

767
01:00:08,855 --> 01:00:11,899
‫این داستان ارزش شنیدن نداره؟

768
01:00:36,591 --> 01:00:37,925
‫اطلاعات

769
01:00:38,009 --> 01:00:40,386
‫یه آدرس تو نورث وست آرکانزاس میخوام

770
01:00:42,555 --> 01:00:44,807
‫مایک آردوان

771
01:00:44,891 --> 01:00:47,769
‫اینطوریه...

772
01:00:50,063 --> 01:00:53,107
‫آ ر د

773
01:00:53,191 --> 01:00:56,486
‫و آ ن

774
01:00:56,569 --> 01:00:58,404
‫طراحی محوطه آردوان.

775
01:00:58,488 --> 01:01:00,156
‫یه لحظه

776
01:02:35,668 --> 01:02:38,379
‫چه خبر بابا؟ داشتم میومدم دنبالت

777
01:02:41,048 --> 01:02:43,176
‫من...

778
01:02:43,259 --> 01:02:46,345
‫هنری...

779
01:02:47,722 --> 01:02:49,182
‫فکر کنم گم شدم

780
01:02:49,265 --> 01:02:50,391
‫منظورت چیه؟

781
01:02:50,475 --> 01:02:51,684
‫پیاده ای؟

782
01:02:54,604 --> 01:02:56,189
‫تو ماشینمم

783
01:02:57,774 --> 01:03:00,318
‫نمی دونم کجا هستم. به جا نمیارمش

784
01:03:00,401 --> 01:03:02,612
‫بابا، بکا اومده،

785
01:03:02,695 --> 01:03:04,739
‫قرار بود شام بیای اینجا

786
01:03:04,822 --> 01:03:06,407
‫و دارم بهت میگم نمی دونم کجائم!

787
01:03:06,449 --> 01:03:08,659
‫هی هی هی، مشکلی پیش نمیاد بابا

788
01:03:08,743 --> 01:03:11,245
‫میایم دنبالت. فقط آروم باش

789
01:03:13,289 --> 01:03:15,291
‫کسی اطرافت هست
‫که ازش بپرسی کجا هستی؟

790
01:03:15,374 --> 01:03:17,794
‫کسی رو اطرافت می بینی؟

791
01:03:27,386 --> 01:03:28,721
‫مامان

792
01:03:35,144 --> 01:03:37,313
‫ببخشید مزاحم تون میشم خانم

793
01:03:37,396 --> 01:03:39,440
‫من...

794
01:03:41,943 --> 01:03:43,778
‫چیزه...

795
01:03:45,905 --> 01:03:49,075
‫ببخشید، من گم شدم.

796
01:03:51,661 --> 01:03:53,621
‫میشه بهم بگین کجا هستم؟

797
01:03:53,704 --> 01:03:56,374
‫البته. شما تو گرینلند هستین

798
01:03:56,457 --> 01:03:58,751
‫اینجا خیابون آلگرا هست

799
01:04:04,590 --> 01:04:06,926
‫خیابون آلگرا تو گرینلند

800
01:04:09,428 --> 01:04:13,808
‫پلاک خونه... 1208

801
01:04:13,891 --> 01:04:15,977
‫گرینلند؟ اونجا چیکار میکنی؟

802
01:04:16,060 --> 01:04:18,479
‫نمی دونم. من...

803
01:04:19,564 --> 01:04:23,067
‫چیزه... نمی دونم

804
01:04:23,150 --> 01:04:25,403
‫خیلی خب، اشکالی نداره.
‫تو ماشینت بمون بابا.

805
01:04:25,486 --> 01:04:26,729
‫میایم دنبالت، باشه؟

806
01:04:26,779 --> 01:04:28,614
‫موبایلت پیشت باشه

807
01:04:28,698 --> 01:04:29,782
‫باشه

808
01:04:30,992 --> 01:04:32,451
‫ممنون پسرم

809
01:04:33,744 --> 01:04:35,538
‫آره...

810
01:04:35,621 --> 01:04:37,290
‫پسرم داره میاد دنبالم

811
01:04:39,792 --> 01:04:41,460
‫من...

812
01:04:41,836 --> 01:04:43,379
‫این مشکل برام پیش اومده

813
01:04:43,462 --> 01:04:44,964
‫یه چیزایی رو یادم میره، و...

814
01:04:47,633 --> 01:04:49,886
‫ممنون. ممنون که کمکم کردین

815
01:04:49,969 --> 01:04:52,972
‫خوشحالم که اینجا بودم که کمکتون کنم

816
01:04:55,433 --> 01:04:57,685
‫آبی چیزی میخواین،

817
01:04:57,768 --> 01:04:59,186
‫تا پسرتون بیاد؟

818
01:05:02,815 --> 01:05:08,070
‫راستش... اگه براتون زحمتی نیست،
‫ممنون میشم یه لیوان آب بهم بدین. ‫

819
01:05:08,154 --> 01:05:09,238
‫گلوم خشک شده

820
01:05:10,740 --> 01:05:12,742
‫لوسی، میشه یکم آب برا این آقا بیاری؟

821
01:05:12,825 --> 01:05:13,868
‫بله خانم

822
01:05:25,129 --> 01:05:27,506
‫روز زیباییه، مگه نه؟

823
01:05:27,590 --> 01:05:28,841
‫آره

824
01:05:28,925 --> 01:05:30,801
‫البته که هست

825
01:05:35,264 --> 01:05:36,682
‫ممنون خانم

826
01:05:36,766 --> 01:05:38,184
‫خواهش میکنم

827
01:05:56,661 --> 01:05:58,329
‫خب...

828
01:05:58,412 --> 01:06:01,040
‫برگردین سر کارتون

829
01:06:03,209 --> 01:06:05,044
‫خیلی ازتون ممنونم

830
01:06:05,127 --> 01:06:06,587
‫خواهش میکنم آقا

831
01:06:39,787 --> 01:06:40,913
‫هی

832
01:06:44,125 --> 01:06:46,210
‫ببخشید

833
01:06:47,420 --> 01:06:48,754
‫اشکالی نداره

834
01:06:55,261 --> 01:06:56,554
‫بابا؟

835
01:06:58,764 --> 01:07:00,433
‫سلام بابا!

836
01:07:00,516 --> 01:07:02,935
‫سلام

837
01:07:12,570 --> 01:07:14,280
‫با چیزی که یادمه فرق داره

838
01:07:16,073 --> 01:07:18,325
‫تعجب کردم، احساس متفاوتی داره

839
01:07:21,787 --> 01:07:23,456
‫شاید بتونی بیشتر بمونی

840
01:07:25,041 --> 01:07:26,459
‫شاید

841
01:07:33,257 --> 01:07:34,842
‫گُمت کردم؟

842
01:07:36,927 --> 01:07:39,388
‫نه. نه بابا

843
01:07:39,472 --> 01:07:40,723
‫چطور آخه؟

844
01:07:40,806 --> 01:07:43,017
‫نمی دونم

845
01:07:43,100 --> 01:07:45,853
‫انگار حساب ساعت و روز از دستم در رفته

846
01:07:50,357 --> 01:07:52,234
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

847
01:07:55,196 --> 01:07:56,572
‫منم دلم برات تنگ شده بابا

848
01:07:57,907 --> 01:07:59,867
‫همین الان دلم برات تنگ شده

849
01:08:03,245 --> 01:08:05,998
‫من... راستش...

850
01:08:07,583 --> 01:08:09,001
‫من...

851
01:08:21,055 --> 01:08:22,765
‫این تو جیبم بود

852
01:08:22,848 --> 01:08:25,059
‫نمی دونم...

853
01:08:28,687 --> 01:08:30,481
‫چیزی نیست

854
01:08:31,524 --> 01:08:33,943
‫برو با نوه هات بازی کن بابا

855
01:08:41,659 --> 01:08:45,955
‫توپ رو بنداز برا بابابزرگ

856
01:08:46,038 --> 01:08:47,873
‫وایسا. خیلی خب...

857
01:08:58,551 --> 01:09:00,136
‫وای تونست!

858
01:09:00,219 --> 01:09:01,846
‫به این میگن بریک آروم

859
01:09:31,083 --> 01:09:34,170
‫خوبی؟

860
01:09:34,253 --> 01:09:36,505
‫آره. آره رفیق، تو چطوری؟

861
01:09:36,589 --> 01:09:38,048
‫هنوز سرپام رفیق

862
01:09:39,925 --> 01:09:40,876
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

863
01:09:40,926 --> 01:09:44,096
‫منم از دیدنت خوشحالم رفیق

864
01:09:44,180 --> 01:09:45,681
‫آقای وست،

865
01:09:45,764 --> 01:09:47,516
‫ایشون همسرم هدر هستن

866
01:09:47,600 --> 01:09:49,393
‫- سلام ‫- خوش اومدین

867
01:09:51,228 --> 01:09:53,480
‫ممنون خانم

868
01:10:11,248 --> 01:10:12,917
‫بجنب، زود باش!

869
01:10:13,000 --> 01:10:14,043
‫بجنب!

870
01:10:51,121 --> 01:10:52,498
‫ممنون

871
01:11:05,344 --> 01:11:08,138
‫میخوای این بلا رو سر خودت بیاری؟

872
01:11:12,351 --> 01:11:15,813
‫یادم نمیاد جزء هم خدمتی هام بوده باشی

873
01:11:18,440 --> 01:11:21,860
‫نمی ذارم مردم عین تو باهام صحبت کنن

874
01:11:21,944 --> 01:11:24,822
‫چند تا زن هستن، مردا اصلاً

875
01:11:27,032 --> 01:11:30,035
‫- خیلی خب
‫- میخوام اینو درک کنی

876
01:11:33,122 --> 01:11:36,542
‫تحمل اون جور رفتاری رو از من نداری

877
01:11:36,625 --> 01:11:38,460
‫نه

878
01:11:38,544 --> 01:11:41,255
‫منظورم همین بود، مگه نه؟

879
01:11:47,177 --> 01:11:53,100
‫ولی میخوام یادم بیاد که چند هفته پیش
‫دوستت تیر خورد و تو هم نزدیک بود بمیری. ‫

880
01:12:02,151 --> 01:12:04,028
‫میخوای از اول شروع کنیم؟

881
01:12:08,490 --> 01:12:11,493
‫فکر کنم میخوام بدونم جدی بودی یا نه

882
01:12:11,577 --> 01:12:13,787
‫اگه حرفی که زدی جدی بود

883
01:12:15,998 --> 01:12:19,209
‫میخوام بدونم میخوای تمومش کنیم یا نه

884
01:12:19,293 --> 01:12:20,711
‫همین

885
01:12:24,798 --> 01:12:26,425
‫نمی دونم

886
01:12:28,344 --> 01:12:29,428
‫وین، چی میخوای؟

887
01:12:31,138 --> 01:12:34,725
‫میخوای دوباره سرم داد بزنی؟
‫میخوای من سرت داد بزنم؟

888
01:12:37,936 --> 01:12:39,229
‫نه

889
01:12:41,940 --> 01:12:44,151
‫بخاطر حرفی که بهت زدم متاسفم

890
01:12:45,819 --> 01:12:47,988
‫خودم نبودم

891
01:12:52,743 --> 01:12:54,828
‫میخوای برم؟

892
01:13:00,709 --> 01:13:02,419
‫میخوای بمونم؟

893
01:13:04,546 --> 01:13:06,548
‫نمیدونم

894
01:13:06,632 --> 01:13:08,634
‫باید تصمیم بگیری

895
01:13:11,303 --> 01:13:13,472
‫من...

896
01:13:16,183 --> 01:13:17,935
‫من خودم نیستم

897
01:13:18,018 --> 01:13:20,312
‫نمی دونم. از این وضع خوشم نمیاد

898
01:13:23,524 --> 01:13:24,942
‫ولی میخوام...

899
01:13:27,820 --> 01:13:29,822
‫فکر کنم میخوام باهات ازدواج کنم

900
01:13:32,699 --> 01:13:35,160
‫فکر نمی کردم این اتفاق برام بیفته

901
01:13:37,162 --> 01:13:40,040
‫به خودم اجازه ندادم...

902
01:13:40,124 --> 01:13:42,918
‫انتظار اینو نداشتم.

903
01:13:43,001 --> 01:13:44,044
‫تو

904
01:13:50,551 --> 01:13:53,137
‫و چطوری میخوای عملیش کنی؟

905
01:13:55,722 --> 01:13:58,100
‫به گمونم...

906
01:13:58,183 --> 01:13:59,935
‫به گمونم برای شروع باید هوشیار بشم

907
01:14:01,770 --> 01:14:04,231
‫پس بیا ببرمت خونه

908
01:14:10,737 --> 01:14:13,365
‫می تونی درباره ی نحوه ی
‫خواستگاری کردنت فکر کنی.

909
01:14:17,578 --> 01:14:20,289
‫منم درباره ی اینکه قبول میکنم یا نه.

910
01:14:25,002 --> 01:14:26,044
‫انجامش میدم

911
01:14:27,421 --> 01:14:30,090
‫رو زانوهام می شینم، با حلقه و همه چیز

912
01:14:32,676 --> 01:14:35,804
‫باهات شوخی نمیکنم. بازی نمی کنم

913
01:14:37,556 --> 01:14:39,266
‫نه. می دونم نمی کنی

914
01:15:29,900 --> 01:15:37,908
Drama ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرین

915
01:15:39,908 --> 01:15:49,908
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M