1
00:00:02,961 --> 00:00:06,915
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

2
00:00:06,965 --> 00:00:08,967
‫(موسسه زبان نورث لاندن)

3
00:00:13,805 --> 00:00:15,182
‫چه شلوارهای قشنگی، بچه ها.

4
00:00:15,265 --> 00:00:16,850
‫- چی؟
‫- منتظر سیلین؟

5
00:00:27,194 --> 00:00:28,862
‫(مامان: مامان بزرگت فرده.)

6
00:00:30,572 --> 00:00:31,573
‫(مامان بزرگت فرده.)
‫(نرده)

7
00:00:33,575 --> 00:00:35,577
‫(پرده)

8
00:00:36,995 --> 00:00:38,080
‫(مُرده)

9
00:00:39,873 --> 00:00:40,874
‫اُه، لعنت.

10
00:00:41,583 --> 00:00:43,585
‫(بیا کورن وال.)

11
00:00:50,133 --> 00:00:53,762
‫مامانت تازه مادرش رو از دست
‫داده پس بیا فقط...واقعا هواش رو داشته باشیم.

12
00:00:53,846 --> 00:00:55,514
‫آره، خب، تو فقط سه بار
‫مامان بزرگم رو دیدی.

13
00:00:55,597 --> 00:00:58,100
‫هر چی بیشتر بشناسیش، کمتر
‫ناراحت کننده ست، خب؟

14
00:01:01,895 --> 00:01:03,897
‫می دونی که روی این
‫خامه لخته می زنن؟

15
00:01:03,981 --> 00:01:06,066
‫آره، اما مراقب باش،
‫اون می تونه بکشدت.

16
00:01:06,150 --> 00:01:07,651
‫خب، امیدوارم نکشه.

17
00:01:07,735 --> 00:01:09,987
‫چون برگشتنه با خودم
‫یه کم می برم.

18
00:01:12,114 --> 00:01:13,866
‫خدایا، چه قدر این جا
‫قشنگه، جیس.

19
00:01:13,949 --> 00:01:17,077
‫آره، می دونم. آره، وقتی بچه بودم،
‫خیلی از تابستونا رو این جا بودیم.

20
00:01:17,912 --> 00:01:19,496
‫خاطرات زیادی این جا دارم.

21
00:01:19,622 --> 00:01:20,956
‫هی، امکان نداره.

22
00:01:21,040 --> 00:01:22,291
‫- چیه؟
‫- اون...

23
00:01:23,042 --> 00:01:27,046
‫عمراً. نگاه کن، می بینیش؟
‫جی آر.

24
00:01:29,590 --> 00:01:30,800
‫چه قدر خاطره.

25
00:01:33,886 --> 00:01:36,430
‫خیلی خوب، ادامه بدیم؟

26
00:01:36,514 --> 00:01:38,265
‫مگر این که شما دو تا بخواین
‫احوال پرسی کنین.

27
00:01:38,307 --> 00:01:39,517
‫نه، نه.

28
00:01:40,518 --> 00:01:42,353
‫بامزه بود. باشه.

29
00:01:45,356 --> 00:01:47,024
‫بامزه بود.

30
00:01:48,024 --> 00:01:58,024
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:02:04,000 --> 00:02:06,043
‫چرا مامان بزرگت اسباب کشی کرد
‫جای به این دوری؟

32
00:02:06,127 --> 00:02:07,336
‫نژادپرستی.

33
00:02:08,421 --> 00:02:11,007
‫اون قسم خورد هیچ وقت از
‫خونه لندن نمیره.

34
00:02:11,090 --> 00:02:14,177
‫یه بار کاری کرد بزرگراه
‫دورش بزنه.

35
00:02:14,302 --> 00:02:18,723
‫ده هزار نفر رو راضی کرد که درخواست نامه
‫امضا کنن. خودش رو به درخت زنجیر کرد، خب؟

36
00:02:18,806 --> 00:02:20,391
‫اونا بهش یه عالمه پول
‫پیشنهاد دادن.

37
00:02:20,475 --> 00:02:22,101
‫- آره.
‫- باز هم تکون نمی خورد.

38
00:02:23,603 --> 00:02:25,396
‫بعد یه خانواده آسیایی شیرین
‫اسباب کشی کردن کنارش،

39
00:02:25,480 --> 00:02:27,273
‫و اون مثل سگ تازی
‫اومد این جا.

40
00:02:27,357 --> 00:02:28,358
‫اُه، لعنت.

41
00:02:29,734 --> 00:02:30,735
‫اُه، وای، وای.

42
00:02:33,947 --> 00:02:36,241
‫- سلام.
‫- سلام.

43
00:02:37,450 --> 00:02:40,787
‫- حالت چه طوره؟
‫- خوبم. تو چی؟

44
00:02:40,912 --> 00:02:43,581
‫- خوبم. آره، آره. تو چی؟
‫- آره، خوبم.

45
00:02:44,332 --> 00:02:47,961
‫فقط چند تا گل از طرف
‫مامان رسوندم.

46
00:02:49,504 --> 00:02:53,425
‫نیکی نیومن. این اسکایه.
‫اسکای جونز.

47
00:02:53,466 --> 00:02:55,927
‫خیلی خوب. برای چی داری
‫اسم کاملمون رو میگی؟

48
00:02:56,052 --> 00:02:57,220
‫- سلام.
‫- سلام.

49
00:02:59,055 --> 00:03:00,682
‫خیلی متأسفم که...

50
00:03:00,765 --> 00:03:03,351
‫- اُه، نه، عیبی نداره. اون وحشتناک بود.
‫- آره، همین طوره!

51
00:03:04,311 --> 00:03:05,562
‫اما مال خودمون بود.

52
00:03:05,645 --> 00:03:06,980
‫- آره.
‫- اون...

53
00:03:07,063 --> 00:03:09,816
‫برای مراسم یادبودش
‫تو ساحل میای؟

54
00:03:09,941 --> 00:03:13,236
‫- آره، آره. برای مامان مهمه.
‫- آره.

55
00:03:13,361 --> 00:03:15,322
‫- من دیگه میرم.
‫- باشه. خیلی خوب. آره، آره.

56
00:03:15,405 --> 00:03:16,406
‫خیلی خوب، پس. بعدا
‫می بینمت.

57
00:03:16,531 --> 00:03:17,574
‫- می بینمت.
‫- خداحافظ.

58
00:03:18,283 --> 00:03:19,576
‫خوشحال شدم که...

59
00:03:20,952 --> 00:03:22,788
‫- یالا.
‫- چه مکالمه عجیبی.

60
00:03:22,913 --> 00:03:24,498
‫نه، نبود. خوب بود.
‫مکالمه خوبی بود.

61
00:03:24,581 --> 00:03:25,874
‫- شوخیت گرفته؟
‫- چیه؟

62
00:03:25,958 --> 00:03:29,044
‫انگار پشت یه سنگر گیر کرده بودی و
‫داشتی به پایگاه بی سیم می زدی.

63
00:03:29,127 --> 00:03:31,338
‫«خوبه، آره. باشه، آره.

64
00:03:31,463 --> 00:03:34,383
‫- تمام.» اون کی بود؟
‫- هیچ کی. فقط یکی که قبلا می شناختم.

65
00:03:34,466 --> 00:03:35,592
‫- آره؟
‫- آره.

66
00:03:35,676 --> 00:03:36,885
‫اسکای جونز؟

67
00:03:36,927 --> 00:03:38,137
‫- اُه، باشه.
‫- چیه؟

68
00:03:38,887 --> 00:03:41,056
‫- اس جی روی درخت همین بود؟
‫- شاید.

69
00:03:41,765 --> 00:03:43,767
‫برای چی عجیب رفتار می کرد، جیس؟
‫باهاش بد رفتار می کردی؟

70
00:03:43,892 --> 00:03:45,644
‫- ازش جدا شدی؟
‫- نه، نه.

71
00:03:45,728 --> 00:03:47,187
‫ما هنوز با همیم.

72
00:03:48,856 --> 00:03:52,443
‫یادت باشه، من رو با خاله ت
‫تنها نذار. نمی دونم چی بگم.

73
00:03:52,526 --> 00:03:54,987
‫درباره این که چه قدر همه چیز تو لندن
‫گرونه حرف بزن. عاشق این چیزان.

74
00:03:55,029 --> 00:03:56,488
‫- ایناهاش.
‫- سلام.

75
00:03:56,614 --> 00:03:58,449
‫- سلام، رفیق.
‫- سلام.

76
00:03:58,574 --> 00:03:59,575
‫چه طوری؟

77
00:04:02,244 --> 00:04:04,747
‫- سلام، مامان. خوبی؟
‫- جیسون.

78
00:04:04,830 --> 00:04:06,040
‫سلام، جنت.

79
00:04:06,624 --> 00:04:07,583
‫سلام به شما دو تا.

80
00:04:08,918 --> 00:04:10,044
‫سلام، سلام.

81
00:04:12,379 --> 00:04:14,048
‫چه طوری، سندرا؟

82
00:04:14,131 --> 00:04:15,382
‫چی؟

83
00:04:15,424 --> 00:04:18,427
‫نمی دونم. فقط یکی از اون
‫روزاست دیگه، نه؟

84
00:04:19,345 --> 00:04:23,349
‫درسته. آره، فکر کنم طرز فکر خوبیه.

85
00:04:23,933 --> 00:04:25,893
‫واقعا تسلیت میگم، جنت.

86
00:04:25,935 --> 00:04:29,021
‫قضیه مال سه روز پیشه، پس
‫عملا گذشته ها گذشته.

87
00:04:30,439 --> 00:04:32,483
‫درسته. آره.

88
00:04:33,067 --> 00:04:36,737
‫حقیقت زندگیه. سراغ همه
‫میره، دوستان، خانواده.

89
00:04:36,821 --> 00:04:38,489
‫بهترین های بیتلز.

90
00:04:39,282 --> 00:04:43,202
‫فکر کنم ها پایتون ها دارن به همون
‫ترتیبی که امیدوار بودم سخت می میرن.

91
00:04:43,995 --> 00:04:45,913
‫همه چیز داره از هم می پاشه.

92
00:04:46,748 --> 00:04:48,332
‫می دونی، وقتی همچین
‫حسی داری، سندرا،

93
00:04:48,458 --> 00:04:52,420
‫به نظرم واقعا جواب میده که
‫دنبال حرفای مثبت باشی.

94
00:04:52,503 --> 00:04:54,339
‫کلبه داره فرو می ریزه، نیکی.

95
00:04:55,131 --> 00:04:58,468
‫شاید تو بتونی یه سر بری و
‫با حرفای مثبت دوباره سرپاش کنی.

96
00:04:59,010 --> 00:05:00,553
‫درسته.

97
00:05:00,595 --> 00:05:01,763
‫آره.

98
00:05:05,642 --> 00:05:09,103
‫چند تا برچسب «تبلیغات پُستی
‫ممنوع» باید بزنه؟

99
00:05:09,229 --> 00:05:11,689
‫اون از تبلیغات پستی
‫متنفر بود!

100
00:05:14,651 --> 00:05:15,944
‫نه، این خوب نیست.

101
00:05:16,653 --> 00:05:19,823
‫اُه، نه، چیزی نیست. فقط
‫سنگ آهک یه کم مزه ش رو عجیب می کنه.

102
00:05:26,663 --> 00:05:30,625
‫اُه، احتمالا باید اشاره کنم که فکر
‫می کنم امی یه ذره از من خوشش میاد.

103
00:05:30,750 --> 00:05:33,169
‫یه جورایی تو چند سال اخیر
‫ایجاد شده. مسئله مهمی نیست.

104
00:05:33,253 --> 00:05:35,755
‫تو اون سنه دیگه، می دونی؟
‫و من پسرخاله خوشگله م، پس...

105
00:05:35,880 --> 00:05:37,799
‫خیلی خوب. مطمئنی؟

106
00:05:37,882 --> 00:05:39,509
‫به من اعتماد کن.
‫مردها می فهمن.

107
00:05:49,144 --> 00:05:52,063
‫خانمای عادی این طوری
‫به هم نگاه نمی کنن، جیسون.

108
00:05:52,189 --> 00:05:53,440
‫مگر این که تو زندان باشن.

109
00:05:53,523 --> 00:05:56,401
‫نه بابا، نیکی. می دونی که
‫همه جوونا غیرعادی نیستن.

110
00:05:57,903 --> 00:06:00,072
‫- حس می کنم مامانت خیلی عصبانیه.
‫- امی!

111
00:06:00,113 --> 00:06:03,283
‫حس می کنم یه لحظه هم
‫آروم و در آرامش نیست.

112
00:06:03,325 --> 00:06:04,785
‫اما بهش عادت کرده.

113
00:06:04,910 --> 00:06:07,454
‫مثل اون آدماست که بدون نیاز به
‫اکسیژن زیاد تو کوه زندگی می کنن.

114
00:06:07,579 --> 00:06:09,581
‫مامانش مُرده. اون...

115
00:06:10,832 --> 00:06:12,793
‫باید یه کم احساساتش رو
‫درگیر کنه.

116
00:06:13,293 --> 00:06:14,503
‫لطفا مامانم رو نشکون.

117
00:06:17,589 --> 00:06:18,924
‫سلام، سندرا.

118
00:06:21,301 --> 00:06:22,845
‫یه لحظه وقت داری؟

119
00:06:26,974 --> 00:06:29,351
‫گفتم خوب میشه اگه...

120
00:06:29,435 --> 00:06:33,022
‫...یه لحظه وقت بذاری که فقط
‫با من نفس بکشی.

121
00:06:39,778 --> 00:06:42,197
‫گاهی مواقع، وقتی همه چیز
‫در آشوبه،

122
00:06:42,281 --> 00:06:47,119
‫خیلی مهمه که یه ذره
‫وقت بذاری تا صرفا نفس بکشی.

123
00:06:48,829 --> 00:06:51,332
‫من در طول روزم تنفس
‫می کنم، نیکی.

124
00:06:58,881 --> 00:07:01,050
‫- درمان شد رفت؟
‫- نه.

125
00:07:07,264 --> 00:07:09,183
‫نمی خوای بدونی زیر اون همه
‫عصبانیت چی خوابیده؟

126
00:07:09,308 --> 00:07:12,311
‫نه، مطمئنم فقط عصبانیته،
‫تا تهِ تهش.

127
00:07:12,395 --> 00:07:14,772
‫عصبانیت احساس خیلی بی فایده ایه.
‫یه خبر دیگه ای هست.

128
00:07:14,897 --> 00:07:17,525
‫- فکر نمی کنم باشه.
‫- باید باشه. مامانش تازه مُرده.

129
00:07:17,650 --> 00:07:20,528
‫- آره، اما اون یه نژادپرست پیر نفرت انگیز بود.
‫- مهم نیست.

130
00:07:20,611 --> 00:07:21,821
‫خب، اثرش رو کم می کنه، نه؟

131
00:07:21,863 --> 00:07:23,322
‫خانواده ت عجیبه.

132
00:07:23,447 --> 00:07:24,907
‫آره، اما عجیب عادی، مگه نه؟

133
00:07:24,991 --> 00:07:26,242
‫میشه صورت حساب رو برامون
‫بیارین، لطفا؟ مرسی.

134
00:07:26,284 --> 00:07:28,327
‫از اون عجیب ها نیستن که
‫«هارد درایو رو چک کنن».

135
00:07:28,411 --> 00:07:29,871
‫- اُه، خدای من.
‫- چیه؟

136
00:07:29,912 --> 00:07:31,581
‫برای همین بهش میگن اسکای؟

137
00:07:31,622 --> 00:07:33,791
‫- چون همه جا هست.
‫- کجاست؟

138
00:07:33,875 --> 00:07:36,627
‫آره، چه بامزه.

139
00:07:37,545 --> 00:07:40,048
‫من درباره ش تحقیق کردم.
‫اون یه هنرمنده.

140
00:07:40,131 --> 00:07:41,841
‫نه، فکر کنم فقط تیکه های
‫چوب کهنه ای که آب میاره می فروشه.

141
00:07:41,883 --> 00:07:44,260
‫آره، نه، همون این جا
‫هنر حساب میشه.

142
00:07:44,302 --> 00:07:46,012
‫همیشه می خواستم کارهای
‫هنری بکنم.

143
00:07:46,054 --> 00:07:48,139
‫ببین، این جا هر کسی می تونه
‫یه هنرمند سنت شکن باشه.

144
00:07:48,181 --> 00:07:50,099
‫فقط باید یه هفته جاصابونی
‫بامبویی بفروشی.

145
00:07:50,141 --> 00:07:51,768
‫همه شون تو لندن
‫بی خانمان میشدن.

146
00:07:52,185 --> 00:07:54,062
‫- بس می کنی؟ لطفا.
‫- چی رو؟

147
00:07:54,145 --> 00:07:57,732
‫ببین، قضیه مال 15 سال
‫پیش بود، خب؟

148
00:07:57,774 --> 00:08:00,235
‫ما از مرحله حسودی کردن به
‫روابط قبلی هم رد نشدیم؟

149
00:08:00,360 --> 00:08:01,402
‫- من که...
‫- گوش کن.

150
00:08:01,528 --> 00:08:02,779
‫عشق قبلی تو هنوز تو
‫بیمه ماشین ما هست.

151
00:08:02,821 --> 00:08:05,532
‫آره، فقط چون اگه بردارمش،
‫میره بالا.

152
00:08:09,911 --> 00:08:12,414
‫- چی؟
‫- اون بچه واقعا شبیهته.

153
00:08:12,539 --> 00:08:14,791
‫- کدوم؟
‫- اونی که سرش گنده ست.

154
00:08:14,874 --> 00:08:16,042
‫بفرمایید، آقا.

155
00:08:16,126 --> 00:08:17,460
‫- ممنون.
‫- ممنون.

156
00:08:20,964 --> 00:08:24,009
‫تولدت مبارک.

157
00:08:24,342 --> 00:08:26,052
‫گفتی کی با هم نامزد بودین؟

158
00:08:26,678 --> 00:08:27,721
‫حدودا پونزده...

159
00:08:27,804 --> 00:08:31,349
‫تولدت مبارک، تریستان عزیز.

160
00:08:31,391 --> 00:08:34,436
‫- تولدت مبارک.
‫- ...سال پیش.

161
00:08:37,022 --> 00:08:41,902
‫«فرانک کارتر مشخصا 52 ساله
‫از سایه ها به بیرون قدم می ذاره.

162
00:08:41,985 --> 00:08:47,324
‫یه لیوان نیم خورده نوشیدنی سنگین،
‫با یه جور پوچی تو چشم هاش.

163
00:08:47,449 --> 00:08:50,661
‫یه جای خالی، یه شکاف،
‫یه حرف نگفته.

164
00:08:51,578 --> 00:08:53,622
‫اون آدما رو زمین می زنه،
‫اما به بلند شدنشون هم کمک می کنه.

165
00:08:53,705 --> 00:08:56,166
‫روشش همینه. حرفش همینه.

166
00:08:57,209 --> 00:08:59,711
‫کنار یه زن می ایسته،
‫28 ساله، جذاب.

167
00:09:00,712 --> 00:09:02,506
‫می دونست که برای کشتنش
‫اون رو فرستادن.

168
00:09:02,631 --> 00:09:05,592
‫اما با برخورد بارون بی کس
‫به صورت هاشون،

169
00:09:05,676 --> 00:09:10,722
‫اون متوجه شد که شاید، فقط
‫شاید، اون هم قرار بود نجاتش بده.»

170
00:09:15,561 --> 00:09:17,771
‫بارون چه طور می تونه
‫بی کس باشه؟

171
00:09:18,522 --> 00:09:22,192
‫و چرا تو کتاب ها و فیلمایی که
‫مردم عاشق میشن همیشه داره بارون میاد؟

172
00:09:22,276 --> 00:09:24,194
‫یعنی زندگی واقعی این طوری
‫نیست، هست؟

173
00:09:24,695 --> 00:09:27,114
‫باشه، اون...لحنت،

174
00:09:27,239 --> 00:09:29,742
‫یه ذره داره می زنه تو ذوقم،
‫از نظر خلاقیت.

175
00:09:29,783 --> 00:09:33,329
‫فقط فکر می کنم که باید درباره
‫یه چیز شخصی تر بنویسی.

176
00:09:34,371 --> 00:09:35,372
‫درسته.

177
00:09:35,706 --> 00:09:39,001
‫و می دونی...نویسنده ها باید
‫بدونن چه طور بازخورد بشنون.

178
00:09:39,043 --> 00:09:41,921
‫بیا فقط بپریم طرف انتهاش،

179
00:09:41,962 --> 00:09:43,964
‫چون اون...واقعا سرعتش بیشتر میشه.

180
00:09:44,090 --> 00:09:47,176
‫عالیه...و شاید بتونیم قبل
‫شاممون یه ذره برای عروسی تمرین کنیم.

181
00:09:47,301 --> 00:09:48,761
‫اما تو یه پیش زمینه ای
‫لازم داری دیگه، نه؟

182
00:09:48,803 --> 00:09:50,471
‫چون این طوری نمی فهمی...

183
00:09:50,513 --> 00:09:55,101
‫باشه، بیا فقط از اول بریم جلو و
‫این بار واقعا سعی کن گوش بدی.

184
00:09:56,560 --> 00:09:57,603
‫- آره، باشه پس.
‫- باشه.

185
00:10:00,314 --> 00:10:02,567
‫«فرانک کارتر از سایه ها قدم...»

186
00:10:06,070 --> 00:10:07,321
‫دارم گوش میدم.

187
00:10:07,405 --> 00:10:09,615
‫اون شبیه من نیست.

188
00:10:09,740 --> 00:10:13,161
‫شوخیت گرفته؟
‫کله گنده ش رو دیدی؟

189
00:10:13,244 --> 00:10:14,871
‫آره، مطمئنم که تاریخ ها
‫با هم نمی خونن، خب؟

190
00:10:14,912 --> 00:10:17,832
‫- به هر حال، سرش اون قدرا هم بزرگ نیست.
‫- جدی میگی؟

191
00:10:17,874 --> 00:10:21,002
‫شبیه یکی از مجسمه های جزیره
‫ایستر بود. تعجب کردم که زمین نخورد.

192
00:10:21,085 --> 00:10:22,670
‫کله همه بچه ها گنده ست،
‫مگه نه؟

193
00:10:22,712 --> 00:10:24,881
‫برای همین موقع پوشیدن
‫بلوز سرشون گیر می کنه.

194
00:10:24,922 --> 00:10:27,216
‫مامانم مجبور می شد
‫یقه م رو برای من ببره.

195
00:10:27,342 --> 00:10:28,885
‫خب، تست دی ان ای نیست که، هست؟

196
00:10:29,010 --> 00:10:30,261
‫تو نمیری پیش دکتر که بهت بگه:

197
00:10:30,345 --> 00:10:32,430
‫«خب، آره، یعنی، کله ش گنده ست.
‫همین نشونه کافیه.»

198
00:10:32,472 --> 00:10:34,849
‫جیس، مجبوریم اسباب کشی کنیم
‫این جا؟ من هیچ کس رو این جا نمی شناسم.

199
00:10:34,891 --> 00:10:36,142
‫چرا، می شناسی.
‫اسکای رو می شناسی،

200
00:10:36,226 --> 00:10:38,645
‫بچه کله گنده هه که ممکنه
‫بچه من باشه رو می شناسی.

201
00:10:38,770 --> 00:10:40,522
‫- مسئله رو جدی نمی گیری؟
‫- نه خیلی، نه.

202
00:10:40,563 --> 00:10:42,232
‫میشه فقط...میشه فقط
‫یه نفسی بکشیم؟

203
00:10:42,273 --> 00:10:44,234
‫یه بچه کله گنده با موهای
‫تقریبا فر دیدی...

204
00:10:44,317 --> 00:10:46,361
‫...و یهو داریم خونه می خریم؟

205
00:10:46,444 --> 00:10:48,279
‫و به هر حال، من...

206
00:10:49,572 --> 00:10:51,950
‫...نسبتا مطمئنم که تاریخ ها
‫با هم جور نیستن.

207
00:10:53,034 --> 00:10:54,285
‫بیا.

208
00:11:00,333 --> 00:11:03,169
‫(ممنون برای پرداختتون!)
‫(دسته گل عروس)

209
00:11:06,673 --> 00:11:09,426
‫(اسکات: یه عکاس عالی پیدا کردم!
‫یه نگاه بنداز و بگو نظرت چیه؟)

210
00:11:15,140 --> 00:11:16,141
‫اُه، خدایا.

211
00:11:21,021 --> 00:11:22,314
‫قایم شدین؟

212
00:11:23,482 --> 00:11:25,984
‫یه زنی هست که داره مثل
‫جایزه گرمی پز بچه ش رو میده.

213
00:11:26,068 --> 00:11:27,611
‫برای همین دارم
‫استراحت می کنم.

214
00:11:27,652 --> 00:11:30,197
‫- شما خانم نیومنین.
‫- آره.

215
00:11:30,781 --> 00:11:32,532
‫من دِون هستم.
‫بابای رینا.

216
00:11:33,575 --> 00:11:34,952
‫رینا.

217
00:11:35,452 --> 00:11:36,453
‫رینا و جوراب هاش.

218
00:11:36,536 --> 00:11:39,081
‫آؤه. دارم روش
‫کار می کنم.

219
00:11:40,457 --> 00:11:41,542
‫اون خیلی دوستتون داره.

220
00:11:42,251 --> 00:11:45,212
‫خب، چه شانسی. اغلبشون
‫از من متنفرن.

221
00:11:46,171 --> 00:11:49,925
‫نه، شما فقط باهاشون رکین.
‫در دراز مدت این طوری بهتره.

222
00:11:50,717 --> 00:11:51,885
‫شاید.

223
00:11:52,594 --> 00:11:56,014
‫همه معلم ها که مثل میشل فایفر
‫تو ذهن های خطرناک نیستن!

224
00:11:56,098 --> 00:11:58,475
‫بعضی هامون فقط به خاطر
‫تعطیلات 12 هفته ای انجامش میدیم.

225
00:12:00,185 --> 00:12:01,186
‫چه بامزه.

226
00:12:02,813 --> 00:12:05,190
‫چیه؟ نمی دونین که بامزه این؟

227
00:12:06,483 --> 00:12:09,236
‫من هیچ وقت نمی دونم به تعریف ها
‫چه واکنشی نشون بدم.

228
00:12:10,738 --> 00:12:12,531
‫خب، بهشون بها بدین.

229
00:12:18,537 --> 00:12:21,957
‫می بینمتون، خانم نیومن. امیدوارم.

230
00:12:33,307 --> 00:12:43,307
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

231
00:12:54,657 --> 00:12:56,451
‫نمی دونم چرا داریم این کار رو می کنیم.

232
00:12:56,492 --> 00:12:59,328
‫اون که کلیسا نمی خواست، می خواست
‫سوزونده بشه. خودش گفت.

233
00:13:00,621 --> 00:13:03,624
‫اصلا چای نداره؟ یعنی،باید
‫چای داشته باشه.

234
00:13:03,708 --> 00:13:04,917
‫ما میریم می خریم.

235
00:13:05,001 --> 00:13:07,754
‫نه من می خوام شماها با من
‫کلبه رو تمیز کنین.

236
00:13:07,837 --> 00:13:09,589
‫دوباره ساخته نمیشه، برای همین
‫خراب میشه.

237
00:13:09,672 --> 00:13:13,384
‫عیبی نداره، حالا شد.
‫چه قدر زیاد!

238
00:13:13,468 --> 00:13:14,469
‫جنت.

239
00:13:15,887 --> 00:13:18,056
‫یادت میاد آخرین بار تابستون
‫کی این جا بودم؟

240
00:13:18,181 --> 00:13:21,226
‫- کی بود؟ 18، 19 سال پیش؟
‫- آره، همون ورا.

241
00:13:21,643 --> 00:13:23,686
‫آره. بفرمایید. مرسی.

242
00:13:24,395 --> 00:13:26,356
‫نه، دروغ گفتم.

243
00:13:26,481 --> 00:13:28,566
‫سالی بود که سگمون مُرد.

244
00:13:28,691 --> 00:13:32,153
‫شونزده سال و خرده ای.
‫تقریبا هفده.

245
00:13:35,156 --> 00:13:38,702
‫اُه، خدایا. می خواین یه
‫نوجوون به فرزندی بگیرین؟

246
00:13:54,092 --> 00:13:55,802
‫(جی آر - اس جی)

247
00:14:08,815 --> 00:14:10,442
‫بیاین دیگه!

248
00:14:11,526 --> 00:14:14,863
‫اُه، خدای من. بدتر از
‫چیزیه که فکرش رو می کردم.

249
00:14:18,325 --> 00:14:22,079
‫ببین، نیکی، این هیچ چیزی رو
‫ثابت نمی کنه.

250
00:14:22,162 --> 00:14:27,918
‫- اگه اون پسر من باشه، پس...
‫- شاهدخت یه برادر داره.

251
00:14:29,086 --> 00:14:31,088
‫چی؟ چرا بهمون نگفتن؟

252
00:14:31,171 --> 00:14:32,422
‫همین الان گفتن.

253
00:14:33,423 --> 00:14:35,175
‫اونی که تو ویدیوئه
‫برادرشه.

254
00:14:35,259 --> 00:14:36,301
‫- چی؟
‫- آره.

255
00:14:38,178 --> 00:14:41,557
‫هیچ کس نیست که بتونه
‫جفتشون رو بگیره برای همین باید جداشون کنن.

256
00:14:43,767 --> 00:14:45,644
‫شاهدخت یه برادر داره.

257
00:14:46,895 --> 00:14:48,981
‫نگاهشون کن، جیس.
‫چه طور می تونن جداشون کنن؟

258
00:14:49,064 --> 00:14:50,774
‫خب، به گمونم چاره ای
‫ندارن. اونا...

259
00:14:50,858 --> 00:14:54,570
‫نه، نه، نه. این...این
‫درست نیست.

260
00:14:54,653 --> 00:14:55,988
‫این...ببخشید، این...

261
00:14:56,071 --> 00:14:58,282
‫اصلا درست نیست که
‫باید چنین اتفاقی بیفته.

262
00:14:58,365 --> 00:15:01,494
‫اگه سعی می کردن من و کارن رو
‫از هم جدا کنن، داغون می شدم.

263
00:15:01,577 --> 00:15:04,330
‫تازه اون کارنه! من حتی تا
‫31 سالگیم ازش خوشم نمیومد!

264
00:15:04,413 --> 00:15:06,916
‫خب، ما می تونیم کمکش کنیم، نه؟
‫این بخشی از وظیفه مونه.

265
00:15:06,999 --> 00:15:09,168
‫نه، فقط....عادلانه نیست.

266
00:15:10,002 --> 00:15:12,046
‫خیلی چیزا عادلانه نیستن!

267
00:15:12,129 --> 00:15:16,217
‫واقعا، جیس، باید کم کم روی
‫تمام این بی عدالتی ها تحقیق کنن.

268
00:15:16,300 --> 00:15:20,721
‫چون راستش این مردم فقط میرن جلو و
‫سعی می کنن آدمای خوبی باشن،

269
00:15:20,805 --> 00:15:24,517
‫از یه بستنی خیلی خوب لذت ببرن و
‫خدا به فکرش می زنه که...

270
00:15:24,600 --> 00:15:27,395
‫«اُه، به نظر میاد اون بالاخره
‫احساس خوشحالی می کنه.

271
00:15:27,478 --> 00:15:30,690
‫بیا یه پسر کله گنده بندازیم تو دامنش.
‫بیا حسابی به هم بریزیمش.»

272
00:15:30,773 --> 00:15:34,026
‫«اون دختر نُه ساله فقط یه نفر رو داره...

273
00:15:34,110 --> 00:15:35,820
‫...تو کل دنیا که می تونه بهش اعتماد کنه؟

274
00:15:35,903 --> 00:15:38,322
‫خب، پس بیا اون رو هم
‫ازش بگیریم.»

275
00:15:38,406 --> 00:15:40,533
‫حالا بعضی ها از چیزی که
‫لازم دارن بیشتر پسر دارن،

276
00:15:40,616 --> 00:15:43,453
‫و بقیه هیچی ندارن،
‫این کجاش عادلانه ست؟

277
00:15:45,079 --> 00:15:48,332
‫- باشه، هضم سوالت سخته.
‫- جوابش اینه که «عادلانه نیست»!

278
00:15:48,416 --> 00:15:53,504
‫افتضاحه! فقط افتضاحه و
‫من ازش خسته شده م!

279
00:15:55,590 --> 00:15:56,424
‫خدایا.

280
00:15:57,175 --> 00:15:59,010
‫واقعا متأسفم که باید این کار رو بکنیم.

281
00:16:01,221 --> 00:16:02,639
‫هی. نیکی.

282
00:16:07,435 --> 00:16:09,854
‫- چی کار می کنی؟
‫- نیکی!

283
00:16:14,067 --> 00:16:16,778
‫چرا همه چیز این قدر سخته؟

284
00:16:28,039 --> 00:16:31,167
‫- من...من متأسفم.
‫- عیبی نداره.

285
00:16:35,589 --> 00:16:39,593
‫چرا قبل از این که بهت
‫زنگ بزنم مُردی؟

286
00:16:43,180 --> 00:16:44,723
‫امان از این سیستم!

287
00:16:45,766 --> 00:16:47,517
‫همین طور در کل!

288
00:16:47,601 --> 00:16:50,353
‫اما می دونم همه دارن
‫تمام تلاششون رو می کنن!

289
00:16:51,188 --> 00:16:54,858
‫- سرطان کوفتی!
‫- سندرا؟ عشقم؟

290
00:16:54,941 --> 00:16:57,444
‫آدمایی که میگن
‫«وقت نوشیدنی خوردنه»!

291
00:16:59,863 --> 00:17:02,616
‫حرف زدن درباره
‫نوه هات...

292
00:17:02,699 --> 00:17:05,535
‫...کنار کسایی که نوه ای ندارن!

293
00:17:08,497 --> 00:17:11,875
‫عوضی هایی که...موهای...

294
00:17:12,626 --> 00:17:17,297
‫...بلوند...طبیعی دارن!

295
00:17:17,381 --> 00:17:19,299
‫نمی خوام بمیرم!

296
00:17:49,205 --> 00:17:50,831
‫من فقط...

297
00:17:56,629 --> 00:17:58,089
‫کارت راحت شد، نه؟

298
00:17:58,631 --> 00:18:00,508
‫فکر می کنی چرا...

299
00:18:01,967 --> 00:18:04,553
‫اون رفته و بعدی منم.

300
00:18:06,347 --> 00:18:08,474
‫داره دیر میشه و من
‫چی کار کرده م؟

301
00:18:08,557 --> 00:18:10,851
‫خدایا، خیلی...خیلی کارها کردی.

302
00:18:12,228 --> 00:18:13,396
‫می دونی...

303
00:18:14,438 --> 00:18:18,359
‫تا هفتاد سالگیم شکلات
‫تلخ درست و حسابی نخورده بودم.

304
00:18:19,735 --> 00:18:23,614
‫- خیلی...تلخ و شیرین بود.
‫- می دونم. وحشتناکه.

305
00:18:23,698 --> 00:18:27,452
‫چون به تمام سال هایی که با
‫نخوردنش تلف کردم فکر کردم.

306
00:18:29,662 --> 00:18:31,372
‫فهمیدم. آره.

307
00:18:33,791 --> 00:18:35,835
‫می خوام یه کاری بکنم که
‫تا حالا نکرده م.

308
00:18:35,918 --> 00:18:37,003
‫آره؟

309
00:18:37,086 --> 00:18:38,087
‫می خوام...

310
00:18:39,172 --> 00:18:40,256
‫...برم یمن.

311
00:18:42,967 --> 00:18:46,638
‫باشه. آره، می تونی بری یمن.

312
00:18:47,305 --> 00:18:49,224
‫- می تونم؟
‫- آره.

313
00:18:50,683 --> 00:18:53,561
‫یا جای دیگه. شاید جایی که
‫یه ساحلی داشته باشه.

314
00:18:54,771 --> 00:18:55,772
‫یا دولت.

315
00:18:58,108 --> 00:18:59,526
‫می تونی هر کار می خوای بکنی.

316
00:19:02,529 --> 00:19:03,530
‫ممنون.

317
00:19:09,202 --> 00:19:10,912
‫اون می خواست سوزونده بشه.

318
00:19:12,497 --> 00:19:14,457
‫مردم وقتی پیر باشی،
‫نادیده می گیرنت.

319
00:19:14,541 --> 00:19:15,875
‫سندرا.

320
00:19:18,628 --> 00:19:22,674
‫اصلا امکان نداره مردم
‫بتونن تو رو نادیده بگیرن.

321
00:19:27,262 --> 00:19:29,264
‫(تبلیغات پستی ممنوع)
‫(بازیافت)

322
00:19:40,817 --> 00:19:43,612
‫برای چی تبلیغات پستیم رو
‫برمیداری؟ چی کار داری می کنی؟

323
00:19:45,948 --> 00:19:47,282
‫من نادیده نمی گیرمش.

324
00:19:53,747 --> 00:19:55,040
‫خوبی، رامبو؟

325
00:19:55,582 --> 00:19:57,709
‫- آره، به گمونم.
‫- آره؟

326
00:19:57,793 --> 00:19:59,586
‫فقط یه ذره از عصبانیتم رو
‫روی کلبه خالی کردم.

327
00:19:59,670 --> 00:20:01,755
‫- عیبی نداره، اما من یه ذره می ترسم.
‫- چرا؟

328
00:20:01,839 --> 00:20:03,257
‫خب، ما کلبه ای نداریم.

329
00:20:06,009 --> 00:20:07,720
‫اگه این باعث شه
‫اوضاع تغییر کنه چی؟

330
00:20:07,803 --> 00:20:08,804
‫نمیشه.

331
00:20:10,931 --> 00:20:14,393
‫اگه یه پسر داشته باشی و بفهمی
‫بچه دیگه ای لازم نداری چی؟

332
00:20:14,476 --> 00:20:17,438
‫به نظرم بچه ها این طوری نیستن.
‫فکر نمی کنم کل جای تو دلت رو بگیرن.

333
00:20:17,521 --> 00:20:18,897
‫فکر می کنم اونا دلت رو
‫بزرگتر می کنن...

334
00:20:18,981 --> 00:20:20,733
‫...که بتونی جا برای چیزای
‫بیشتری داشته باشی، پس...

335
00:20:21,901 --> 00:20:24,904
‫نمی خوام احساس تنهایی کنم چون
‫می دونی...تو قبلا تجربه همه ش رو داشتی.

336
00:20:24,987 --> 00:20:27,823
‫کاری که سعی داریم دو تایی با هم
‫بکنیم تو قبلا کردی.

337
00:20:27,907 --> 00:20:30,409
‫من هیچ کاری نکرده م.
‫اون شونزده سالشه.

338
00:20:30,493 --> 00:20:32,244
‫تمام بخش های خوبش رو
‫از دست دادم.

339
00:20:32,328 --> 00:20:34,747
‫یه کم شبیه اینه که بری کنسرت
‫مک کارتنی و اون «هی جود» رو خونده...

340
00:20:34,830 --> 00:20:35,915
‫...و رفته سراغ «نغمه قورباغه».

341
00:20:37,333 --> 00:20:40,628
‫اگه نتونیم بسوزونیمش، حداقل
‫می تونیم تبلیغات پستیش رو بسوزونیم.

342
00:20:43,172 --> 00:20:47,426
‫خب، اگه مراسم یادبوده باید
‫یه چیز قشنگ درباره مامان بزرگ بگیم.

343
00:20:47,510 --> 00:20:49,720
‫- همه مون؟
‫- آره.

344
00:20:55,017 --> 00:20:56,519
‫کسی می خواد شروع کنه؟

345
00:20:59,522 --> 00:21:01,524
‫- جیس.
‫- نه، دارم فکر می کنم، من...

346
00:21:03,943 --> 00:21:06,487
‫خب هیچ کس بهتر از مامان بزرگ
‫لباس ها رو به مغازه پس نمی داد، نه؟

347
00:21:06,571 --> 00:21:09,240
‫یادتون میاد؟ بدون رسید هم
‫هیچ مشکلی نبود.

348
00:21:09,907 --> 00:21:11,909
‫راستش یه جور ابرقدرت
‫بود، رکی.

349
00:21:13,786 --> 00:21:16,456
‫و هیچ وقت قبل از این که زنگ بزنیم و
‫بگیم سالم رسیدیم خونه نمی خوابید.

350
00:21:16,539 --> 00:21:17,790
‫آره.

351
00:21:17,874 --> 00:21:21,711
‫ما از سوئیندون زنگ می زدیم که
‫اون بتونه شب زود بخوابه.

352
00:21:22,420 --> 00:21:24,047
‫کلاهه رو یادتونه؟

353
00:21:24,923 --> 00:21:28,259
‫اون به دوربین امنیتی اعتماد نداشت برای همین
‫وقتی می رفت لندن، یه کلاه گنده می پوشید.

354
00:21:28,343 --> 00:21:30,678
‫خیلی ناشناس. یه زن هشتاد ساله
‫با کلاه لبه پهن اسپانیولی.

355
00:21:33,014 --> 00:21:34,849
‫آدم سرسختی بود.

356
00:21:36,601 --> 00:21:40,522
‫دو تا شوهر، سه خواهر و
‫چند تا گربه رو خاک کرد.

357
00:21:42,690 --> 00:21:44,401
‫و کلی احساسات.

358
00:21:45,735 --> 00:21:46,861
‫آره.

359
00:21:48,196 --> 00:21:50,281
‫از حق نگذریم، گربه ها
‫مال خودش نبودن، اما...

360
00:21:55,412 --> 00:21:56,705
‫بیاین، خاکسترها رو
‫پخش کنین.

361
00:21:59,666 --> 00:22:00,917
‫درست وسط آتیش.

362
00:22:03,295 --> 00:22:05,297
‫- دوستت داریم، مامان بزرگ.
‫- می بینمت، مامان بزرگ.

363
00:22:05,380 --> 00:22:06,715
‫روحت شاد.

364
00:22:10,010 --> 00:22:11,678
‫این رو ببین.

365
00:22:20,395 --> 00:22:21,521
‫خوبی؟

366
00:22:30,405 --> 00:22:31,448
‫برو.

367
00:22:32,241 --> 00:22:33,242
‫آره؟

368
00:22:33,700 --> 00:22:34,701
‫آره.

369
00:22:36,161 --> 00:22:38,956
‫گوش کن، اگه مامان تو می تونه
‫بره یمن، من می تونم با همه چی کنار بیام.

370
00:22:39,039 --> 00:22:40,332
‫باشه.

371
00:22:40,415 --> 00:22:42,376
‫- کی میره یمن؟
‫- فقط برو.

372
00:22:47,423 --> 00:22:50,926
‫- برو دنبال بابابزرگت بگرد، خب؟
‫- آره، باشه.

373
00:22:51,009 --> 00:22:52,469
‫- سلام.
‫- سلام.

374
00:22:52,553 --> 00:22:53,887
‫- خوبی؟
‫- آره.

375
00:22:55,931 --> 00:22:57,099
‫آره، تو خوبی؟

376
00:22:57,182 --> 00:22:59,476
‫- چه طوری؟
‫- آره، خوبم. خوبم. تو چی؟

377
00:22:59,560 --> 00:23:01,020
‫خوبم. ممنون که اومدی.

378
00:23:01,103 --> 00:23:02,605
‫- خواهش می کنم.
‫- گوش کن...

379
00:23:06,734 --> 00:23:09,153
‫هوس نوشیدنی کردم.

380
00:23:09,236 --> 00:23:11,238
‫شماها هوس نکردین
‫یه سر برین فروشگاه؟

381
00:23:11,322 --> 00:23:12,615
‫- چرا، خیلی.
‫- آره؟

382
00:23:12,698 --> 00:23:16,160
‫باشه، خب باید بنویسمش.

383
00:23:16,243 --> 00:23:17,912
‫جنت، خودکار داری؟

384
00:23:17,995 --> 00:23:21,832
‫وقتی بحث نوشیدنی میشه من یه ذره
‫سختگیرم، شاید مجبور شین چند جایی برین.

385
00:23:21,916 --> 00:23:23,667
‫- فهمیدم، هیچ ایرادی نداره.
‫- آره، قطعا.

386
00:23:23,751 --> 00:23:26,087
‫آره؟ باشه. خب...

387
00:23:26,837 --> 00:23:29,131
‫یه چیزی هست که دوست دارم
‫درباره ش باهات حرف بزنم.

388
00:23:29,924 --> 00:23:31,050
‫آره، من هم همین طور.

389
00:23:34,387 --> 00:23:37,348
‫- خوبه. مرسی.
‫- یالا، بیا بریم.

390
00:23:47,859 --> 00:23:51,612
‫هفته پیش تو میدون لستر
‫یه نوشیدنی خوردم.

391
00:23:51,696 --> 00:23:53,531
‫برام 9 پوند و 20 پنی
‫خرج برداشت!

392
00:23:56,993 --> 00:23:58,745
‫«خوش بگذره»؟

393
00:23:58,828 --> 00:23:59,871
‫دست خوش، نیکی.

394
00:24:04,834 --> 00:24:06,544
‫آزادی.

395
00:24:06,628 --> 00:24:10,840
‫فقط...اون کله گنده ای
‫داره، مگه نه؟

396
00:24:10,924 --> 00:24:14,719
‫و ما اون زمان با هم بودیم،
‫پس تاریخ ها با هم جورن.

397
00:24:16,012 --> 00:24:17,680
‫آره، هستن.

398
00:24:19,140 --> 00:24:21,935
‫احتمالا باید همون موقع
‫بهت می گفتم...

399
00:24:22,018 --> 00:24:23,186
‫خیلی خوب.

400
00:24:23,728 --> 00:24:24,854
‫اما...

401
00:24:27,857 --> 00:24:29,776
‫ازت جدا شدم چون
‫عاشق کس دیگه بودم.

402
00:24:31,486 --> 00:24:33,655
‫- چی؟
‫- خیلی هم زیاد.

403
00:24:35,824 --> 00:24:36,866
‫کی؟

404
00:24:36,950 --> 00:24:38,743
‫- برایان رو دیدی؟
‫- نه.

405
00:24:40,578 --> 00:24:42,414
‫- هی، پسرم. از دیدنت خوشحالم، رفیق.
‫- آره.

406
00:24:42,497 --> 00:24:43,999
‫نه، آره، اون میره و میاد.

407
00:24:46,710 --> 00:24:47,711
‫باشه.

408
00:24:47,794 --> 00:24:49,004
‫خیلی متأسفم.

409
00:24:49,087 --> 00:24:50,463
‫این...این...

410
00:24:51,381 --> 00:24:52,382
‫عیبی نداره.

411
00:24:55,343 --> 00:24:56,970
‫- خب...
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

412
00:24:58,221 --> 00:25:01,141
‫- همچنین.
‫- بریم تو کارش!

413
00:25:01,224 --> 00:25:04,061
‫سرده. خیلی سرده!

414
00:25:04,853 --> 00:25:07,064
‫- نمیای تو، عزیزم؟
‫- نمیای تو، ویک؟

415
00:25:07,147 --> 00:25:09,149
‫- نه؟ حال نمی کنی؟
‫- بیا دیگه، جن!

416
00:25:11,818 --> 00:25:15,364
‫- نمیاد. میاد. میاد!
‫- میاد؟ میاد؟

417
00:25:15,447 --> 00:25:19,409
‫- یالا، جنت! واقعا خوبه.
‫- یالا! هورا!

418
00:25:20,285 --> 00:25:22,621
‫هی، رفیق، یه ثانیه اینا رو
‫نگه می داری؟ مرسی.

419
00:25:23,664 --> 00:25:24,832
‫من خیس آب شدم.

420
00:25:24,915 --> 00:25:26,750
‫خودت رو ببین.
‫خودت رو ببین.

421
00:25:26,834 --> 00:25:28,335
‫قسم می خورم این جلبک
‫دنبال منه!

422
00:25:36,593 --> 00:25:38,846
‫- خیلی خوب.
‫- باشه، بفرمایید.

423
00:25:38,929 --> 00:25:39,930
‫و این.

424
00:25:56,113 --> 00:25:57,323
‫خیلی خوب، قبوله.

425
00:25:58,073 --> 00:26:00,576
‫(دوِن ویرانی بابای رینا)

426
00:26:04,580 --> 00:26:05,706
‫باشه.

427
00:26:10,669 --> 00:26:13,381
‫(نیومن معلم دبستان کرینگتون)

428
00:26:18,594 --> 00:26:20,429
‫میشه فقط یه ثانیه این جا نگه داری؟

429
00:26:21,222 --> 00:26:22,556
‫نیکی، کجا داری میری؟

430
00:26:27,019 --> 00:26:28,312
‫چی کار داره می کنه؟

431
00:26:36,821 --> 00:26:39,824
‫(جی آر + ان ان)

432
00:31:30,117 --> 00:31:34,071
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

433
00:31:34,121 --> 00:31:36,123
‫(موسسه زبان نورث لاندن)

434
00:31:40,961 --> 00:31:42,338
‫چه شلوارهای قشنگی، بچه ها.

435
00:31:42,421 --> 00:31:44,006
‫- چی؟
‫- منتظر سیلین؟

436
00:31:54,350 --> 00:31:56,018
‫(مامان: مامان بزرگت فرده.)

437
00:31:57,728 --> 00:31:58,729
‫(مامان بزرگت فرده.)
‫(نرده)

438
00:32:00,731 --> 00:32:02,733
‫(پرده)

439
00:32:04,152 --> 00:32:05,236
‫(مُرده)

440
00:32:07,029 --> 00:32:08,030
‫اُه، لعنت.

441
00:32:08,740 --> 00:32:10,742
‫(بیا کورن وال.)

442
00:32:17,290 --> 00:32:20,919
‫مامانت تازه مادرش رو از دست
‫داده پس بیا فقط...واقعا هواش رو داشته باشیم.

443
00:32:21,002 --> 00:32:22,670
‫آره، خب، تو فقط سه بار
‫مامان بزرگم رو دیدی.

444
00:32:22,754 --> 00:32:25,256
‫هر چی بیشتر بشناسیش، کمتر
‫ناراحت کننده ست، خب؟

445
00:32:29,052 --> 00:32:31,054
‫می دونی که روی این
‫خامه لخته می زنن؟

446
00:32:31,137 --> 00:32:33,223
‫آره، اما مراقب باش،
‫اون می تونه بکشدت.

447
00:32:33,306 --> 00:32:34,808
‫خب، امیدوارم نکشه.

448
00:32:34,891 --> 00:32:37,143
‫چون برگشتنه با خودم
‫یه کم می برم.

449
00:32:39,270 --> 00:32:41,022
‫خدایا، چه قدر این جا
‫قشنگه، جیس.

450
00:32:41,106 --> 00:32:44,234
‫آره، می دونم. آره، وقتی بچه بودم،
‫خیلی از تابستونا رو این جا بودیم.

451
00:32:45,068 --> 00:32:46,653
‫خاطرات زیادی این جا دارم.

452
00:32:46,778 --> 00:32:48,113
‫هی، امکان نداره.

453
00:32:48,196 --> 00:32:49,447
‫- چیه؟
‫- اون...

454
00:32:50,198 --> 00:32:54,202
‫عمراً. نگاه کن، می بینیش؟
‫جی آر.

455
00:32:56,746 --> 00:32:57,956
‫چه قدر خاطره.

456
00:33:01,042 --> 00:33:03,587
‫خیلی خوب، ادامه بدیم؟

457
00:33:03,670 --> 00:33:05,422
‫مگر این که شما دو تا بخواین
‫احوال پرسی کنین.

458
00:33:05,464 --> 00:33:06,673
‫نه، نه.

459
00:33:07,674 --> 00:33:09,509
‫بامزه بود. باشه.

460
00:33:12,512 --> 00:33:14,181
‫بامزه بود.

461
00:33:31,156 --> 00:33:33,200
‫چرا مامان بزرگت اسباب کشی کرد
‫جای به این دوری؟

462
00:33:33,283 --> 00:33:34,493
‫نژادپرستی.

463
00:33:35,577 --> 00:33:38,163
‫اون قسم خورد هیچ وقت از
‫خونه لندن نمیره.

464
00:33:38,247 --> 00:33:41,333
‫یه بار کاری کرد بزرگراه
‫دورش بزنه.

465
00:33:41,458 --> 00:33:45,879
‫ده هزار نفر رو راضی کرد که درخواست نامه
‫امضا کنن. خودش رو به درخت زنجیر کرد، خب؟

466
00:33:45,963 --> 00:33:47,548
‫اونا بهش یه عالمه پول
‫پیشنهاد دادن.

467
00:33:47,631 --> 00:33:49,258
‫- آره.
‫- باز هم تکون نمی خورد.

468
00:33:50,759 --> 00:33:52,553
‫بعد یه خانواده آسیایی شیرین
‫اسباب کشی کردن کنارش،

469
00:33:52,636 --> 00:33:54,430
‫و اون مثل سگ تازی
‫اومد این جا.

470
00:33:54,513 --> 00:33:55,514
‫اُه، لعنت.

471
00:33:56,890 --> 00:33:57,891
‫اُه، وای، وای.

472
00:34:01,103 --> 00:34:03,397
‫- سلام.
‫- سلام.

473
00:34:04,607 --> 00:34:07,943
‫- حالت چه طوره؟
‫- خوبم. تو چی؟

474
00:34:08,068 --> 00:34:10,738
‫- خوبم. آره، آره. تو چی؟
‫- آره، خوبم.

475
00:34:11,489 --> 00:34:15,117
‫فقط چند تا گل از طرف
‫مامان رسوندم.

476
00:34:16,660 --> 00:34:20,581
‫نیکی نیومن. این اسکایه.
‫اسکای جونز.

477
00:34:20,623 --> 00:34:23,084
‫خیلی خوب. برای چی داری
‫اسم کاملمون رو میگی؟

478
00:34:23,209 --> 00:34:24,377
‫- سلام.
‫- سلام.

479
00:34:26,212 --> 00:34:27,838
‫خیلی متأسفم که...

480
00:34:27,922 --> 00:34:30,508
‫- اُه، نه، عیبی نداره. اون وحشتناک بود.
‫- آره، همین طوره!

481
00:34:31,467 --> 00:34:32,718
‫اما مال خودمون بود.

482
00:34:32,802 --> 00:34:34,136
‫- آره.
‫- اون...

483
00:34:34,220 --> 00:34:36,973
‫برای مراسم یادبودش
‫تو ساحل میای؟

484
00:34:37,098 --> 00:34:40,393
‫- آره، آره. برای مامان مهمه.
‫- آره.

485
00:34:40,518 --> 00:34:42,478
‫- من دیگه میرم.
‫- باشه. خیلی خوب. آره، آره.

486
00:34:42,562 --> 00:34:43,563
‫خیلی خوب، پس. بعدا
‫می بینمت.

487
00:34:43,688 --> 00:34:44,730
‫- می بینمت.
‫- خداحافظ.

488
00:34:45,440 --> 00:34:46,732
‫خوشحال شدم که...

489
00:34:48,109 --> 00:34:49,944
‫- یالا.
‫- چه مکالمه عجیبی.

490
00:34:50,069 --> 00:34:51,654
‫نه، نبود. خوب بود.
‫مکالمه خوبی بود.

491
00:34:51,738 --> 00:34:53,031
‫- شوخیت گرفته؟
‫- چیه؟

492
00:34:53,114 --> 00:34:56,200
‫انگار پشت یه سنگر گیر کرده بودی و
‫داشتی به پایگاه بی سیم می زدی.

493
00:34:56,284 --> 00:34:58,494
‫«خوبه، آره. باشه، آره.

494
00:34:58,619 --> 00:35:01,539
‫- تمام.» اون کی بود؟
‫- هیچ کی. فقط یکی که قبلا می شناختم.

495
00:35:01,623 --> 00:35:02,749
‫- آره؟
‫- آره.

496
00:35:02,832 --> 00:35:04,042
‫اسکای جونز؟

497
00:35:04,083 --> 00:35:05,293
‫- اُه، باشه.
‫- چیه؟

498
00:35:06,044 --> 00:35:08,213
‫- اس جی روی درخت همین بود؟
‫- شاید.

499
00:35:08,922 --> 00:35:10,924
‫برای چی عجیب رفتار می کرد، جیس؟
‫باهاش بد رفتار می کردی؟

500
00:35:11,049 --> 00:35:12,800
‫- ازش جدا شدی؟
‫- نه، نه.

501
00:35:12,884 --> 00:35:14,344
‫ما هنوز با همیم.

502
00:35:16,012 --> 00:35:19,599
‫یادت باشه، من رو با خاله ت
‫تنها نذار. نمی دونم چی بگم.

503
00:35:19,682 --> 00:35:22,143
‫درباره این که چه قدر همه چیز تو لندن
‫گرونه حرف بزن. عاشق این چیزان.

504
00:35:22,185 --> 00:35:23,645
‫- ایناهاش.
‫- سلام.

505
00:35:23,770 --> 00:35:25,605
‫- سلام، رفیق.
‫- سلام.

506
00:35:25,730 --> 00:35:26,731
‫چه طوری؟

507
00:35:27,607 --> 00:35:28,733
‫سلام.

508
00:35:29,693 --> 00:35:31,695
‫- بیاین تو، داخل، داخل.
‫- ممنون.

509
00:35:31,820 --> 00:35:33,363
‫- همه داخلن.
‫- باشه.

510
00:35:36,825 --> 00:35:39,327
‫- سلام، مامان. خوبی؟
‫- جیسون.

511
00:35:39,411 --> 00:35:40,620
‫سلام، جنت.

512
00:35:41,204 --> 00:35:42,163
‫سلام به شما دو تا.

513
00:35:43,498 --> 00:35:44,624
‫سلام، سلام.

514
00:35:46,960 --> 00:35:48,628
‫چه طوری، سندرا؟

515
00:35:48,712 --> 00:35:49,963
‫چی؟

516
00:35:50,005 --> 00:35:53,008
‫نمی دونم. فقط یکی از اون
‫روزاست دیگه، نه؟

517
00:35:53,925 --> 00:35:57,929
‫درسته. آره، فکر کنم طرز فکر خوبیه.

518
00:35:58,513 --> 00:36:00,474
‫واقعا تسلیت میگم، جنت.

519
00:36:00,515 --> 00:36:03,602
‫قضیه مال سه روز پیشه، پس
‫عملا گذشته ها گذشته.

520
00:36:05,020 --> 00:36:07,064
‫درسته. آره.

521
00:36:07,648 --> 00:36:11,318
‫حقیقت زندگیه. سراغ همه
‫میره، دوستان، خانواده.

522
00:36:11,401 --> 00:36:13,070
‫بهترین های بیتلز.

523
00:36:13,862 --> 00:36:17,783
‫فکر کنم ها پایتون ها دارن به همون
‫ترتیبی که امیدوار بودم سخت می میرن.

524
00:36:18,575 --> 00:36:20,494
‫همه چیز داره از هم می پاشه.

525
00:36:21,328 --> 00:36:22,913
‫می دونی، وقتی همچین
‫حسی داری، سندرا،

526
00:36:23,038 --> 00:36:27,000
‫به نظرم واقعا جواب میده که
‫دنبال حرفای مثبت باشی.

527
00:36:27,084 --> 00:36:28,919
‫کلبه داره فرو می ریزه، نیکی.

528
00:36:29,712 --> 00:36:33,048
‫شاید تو بتونی یه سر بری و
‫با حرفای مثبت دوباره سرپاش کنی.

529
00:36:33,590 --> 00:36:35,134
‫درسته.

530
00:36:35,175 --> 00:36:36,343
‫آره.

531
00:36:40,222 --> 00:36:43,684
‫چند تا برچسب «تبلیغات پُستی
‫ممنوع» باید بزنه؟

532
00:36:43,809 --> 00:36:46,270
‫اون از تبلیغات پستی
‫متنفر بود!

533
00:36:49,231 --> 00:36:50,524
‫نه، این خوب نیست.

534
00:36:51,233 --> 00:36:54,403
‫اُه، نه، چیزی نیست. فقط
‫سنگ آهک یه کم مزه ش رو عجیب می کنه.

535
00:37:01,243 --> 00:37:05,206
‫اُه، احتمالا باید اشاره کنم که فکر
‫می کنم امی یه ذره از من خوشش میاد.

536
00:37:05,331 --> 00:37:07,750
‫یه جورایی تو چند سال اخیر
‫ایجاد شده. مسئله مهمی نیست.

537
00:37:07,833 --> 00:37:10,336
‫تو اون سنه دیگه، می دونی؟
‫و من پسرخاله خوشگله م، پس...

538
00:37:10,461 --> 00:37:12,380
‫خیلی خوب. مطمئنی؟

539
00:37:12,463 --> 00:37:14,090
‫به من اعتماد کن.
‫مردها می فهمن.

540
00:37:23,724 --> 00:37:26,644
‫خانمای عادی این طوری
‫به هم نگاه نمی کنن، جیسون.

541
00:37:26,769 --> 00:37:28,020
‫مگر این که تو زندان باشن.

542
00:37:28,104 --> 00:37:30,982
‫نه بابا، نیکی. می دونی که
‫همه جوونا غیرعادی نیستن.

543
00:37:32,483 --> 00:37:34,652
‫- حس می کنم مامانت خیلی عصبانیه.
‫- امی!

544
00:37:34,694 --> 00:37:37,864
‫حس می کنم یه لحظه هم
‫آروم و در آرامش نیست.

545
00:37:37,905 --> 00:37:39,365
‫اما بهش عادت کرده.

546
00:37:39,490 --> 00:37:42,035
‫مثل اون آدماست که بدون نیاز به
‫اکسیژن زیاد تو کوه زندگی می کنن.

547
00:37:42,160 --> 00:37:44,162
‫مامانش مُرده. اون...

548
00:37:45,413 --> 00:37:47,373
‫باید یه کم احساساتش رو
‫درگیر کنه.

549
00:37:47,874 --> 00:37:49,083
‫لطفا مامانم رو نشکون.

550
00:37:49,208 --> 00:37:52,295
‫نه، این...چیزی نیست.
‫یه فرآینده دیگه.

551
00:37:52,420 --> 00:37:56,132
‫ما می شکونیمش، با همه چیز تا
‫می کنیم و بعد دوباره سرهمش می کنیم.

552
00:37:56,883 --> 00:37:58,593
‫به گمونم فقط دو روز این جاییم.

553
00:37:58,676 --> 00:38:00,303
‫نه، نه، نه. چیزی نمیشه.

554
00:38:05,141 --> 00:38:06,476
‫سلام، سندرا.

555
00:38:08,853 --> 00:38:10,397
‫یه لحظه وقت داری؟

556
00:38:14,526 --> 00:38:16,903
‫گفتم خوب میشه اگه...

557
00:38:16,987 --> 00:38:20,573
‫...یه لحظه وقت بذاری که فقط
‫با من نفس بکشی.

558
00:38:27,330 --> 00:38:29,749
‫گاهی مواقع، وقتی همه چیز
‫در آشوبه،

559
00:38:29,833 --> 00:38:34,671
‫خیلی مهمه که یه ذره
‫وقت بذاری تا صرفا نفس بکشی.

560
00:38:36,381 --> 00:38:38,884
‫من در طول روزم تنفس
‫می کنم، نیکی.

561
00:38:46,433 --> 00:38:48,602
‫- درمان شد رفت؟
‫- نه.

562
00:38:54,816 --> 00:38:56,735
‫نمی خوای بدونی زیر اون همه
‫عصبانیت چی خوابیده؟

563
00:38:56,860 --> 00:38:59,863
‫نه، مطمئنم فقط عصبانیته،
‫تا تهِ تهش.

564
00:38:59,947 --> 00:39:02,324
‫عصبانیت احساس خیلی بی فایده ایه.
‫یه خبر دیگه ای هست.

565
00:39:02,449 --> 00:39:05,077
‫- فکر نمی کنم باشه.
‫- باید باشه. مامانش تازه مُرده.

566
00:39:05,202 --> 00:39:08,080
‫- آره، اما اون یه نژادپرست پیر نفرت انگیز بود.
‫- مهم نیست.

567
00:39:08,163 --> 00:39:09,373
‫خب، اثرش رو کم می کنه، نه؟

568
00:39:09,414 --> 00:39:10,874
‫خانواده ت عجیبه.

569
00:39:10,999 --> 00:39:12,459
‫آره، اما عجیب عادی، مگه نه؟

570
00:39:12,543 --> 00:39:13,794
‫میشه صورت حساب رو برامون
‫بیارین، لطفا؟ مرسی.

571
00:39:13,836 --> 00:39:15,879
‫از اون عجیب ها نیستن که
‫«هارد درایو رو چک کنن».

572
00:39:15,963 --> 00:39:17,423
‫- اُه، خدای من.
‫- چیه؟

573
00:39:17,464 --> 00:39:19,133
‫برای همین بهش میگن اسکای؟

574
00:39:19,174 --> 00:39:21,343
‫- چون همه جا هست.
‫- کجاست؟

575
00:39:21,427 --> 00:39:24,179
‫آره، چه بامزه.

576
00:39:25,097 --> 00:39:27,600
‫من درباره ش تحقیق کردم.
‫اون یه هنرمنده.

577
00:39:27,683 --> 00:39:29,393
‫نه، فکر کنم فقط تیکه های
‫چوب کهنه ای که آب میاره می فروشه.

578
00:39:29,435 --> 00:39:31,812
‫آره، نه، همون این جا
‫هنر حساب میشه.

579
00:39:31,854 --> 00:39:33,564
‫همیشه می خواستم کارهای
‫هنری بکنم.

580
00:39:33,606 --> 00:39:35,691
‫ببین، این جا هر کسی می تونه
‫یه هنرمند سنت شکن باشه.

581
00:39:35,733 --> 00:39:37,651
‫فقط باید یه هفته جاصابونی
‫بامبویی بفروشی.

582
00:39:37,693 --> 00:39:39,320
‫همه شون تو لندن
‫بی خانمان میشدن.

583
00:39:39,737 --> 00:39:41,614
‫- بس می کنی؟ لطفا.
‫- چی رو؟

584
00:39:41,697 --> 00:39:45,284
‫ببین، قضیه مال 15 سال
‫پیش بود، خب؟

585
00:39:45,326 --> 00:39:47,787
‫ما از مرحله حسودی کردن به
‫روابط قبلی هم رد نشدیم؟

586
00:39:47,912 --> 00:39:48,954
‫- من که...
‫- گوش کن.

587
00:39:49,080 --> 00:39:50,331
‫عشق قبلی تو هنوز تو
‫بیمه ماشین ما هست.

588
00:39:50,373 --> 00:39:53,084
‫آره، فقط چون اگه بردارمش،
‫میره بالا.

589
00:39:57,463 --> 00:39:59,966
‫- چی؟
‫- اون بچه واقعا شبیهته.

590
00:40:00,091 --> 00:40:02,343
‫- کدوم؟
‫- اونی که سرش گنده ست.

591
00:40:02,426 --> 00:40:03,594
‫بفرمایید، آقا.

592
00:40:03,678 --> 00:40:05,012
‫- ممنون.
‫- ممنون.

593
00:40:08,516 --> 00:40:11,561
‫تولدت مبارک.

594
00:40:11,894 --> 00:40:13,604
‫گفتی کی با هم نامزد بودین؟

595
00:40:14,230 --> 00:40:15,273
‫حدودا پونزده...

596
00:40:15,356 --> 00:40:18,901
‫تولدت مبارک، تریستان عزیز.

597
00:40:18,943 --> 00:40:21,988
‫- تولدت مبارک.
‫- ...سال پیش.

598
00:40:24,574 --> 00:40:29,454
‫«فرانک کارتر مشخصا 52 ساله
‫از سایه ها به بیرون قدم می ذاره.

599
00:40:29,537 --> 00:40:34,876
‫یه لیوان نیم خورده نوشیدنی سنگین،
‫با یه جور پوچی تو چشم هاش.

600
00:40:35,001 --> 00:40:38,213
‫یه جای خالی، یه شکاف،
‫یه حرف نگفته.

601
00:40:39,130 --> 00:40:41,174
‫اون آدما رو زمین می زنه،
‫اما به بلند شدنشون هم کمک می کنه.

602
00:40:41,257 --> 00:40:43,718
‫روشش همینه. حرفش همینه.

603
00:40:44,761 --> 00:40:47,263
‫کنار یه زن می ایسته،
‫28 ساله، جذاب.

604
00:40:48,264 --> 00:40:50,058
‫می دونست که برای کشتنش
‫اون رو فرستادن.

605
00:40:50,183 --> 00:40:53,144
‫اما با برخورد بارون بی کس
‫به صورت هاشون،

606
00:40:53,228 --> 00:40:58,274
‫اون متوجه شد که شاید، فقط
‫شاید، اون هم قرار بود نجاتش بده.»

607
00:41:03,113 --> 00:41:05,323
‫بارون چه طور می تونه
‫بی کس باشه؟

608
00:41:06,074 --> 00:41:09,744
‫و چرا تو کتاب ها و فیلمایی که
‫مردم عاشق میشن همیشه داره بارون میاد؟

609
00:41:09,828 --> 00:41:11,746
‫یعنی زندگی واقعی این طوری
‫نیست، هست؟

610
00:41:12,247 --> 00:41:14,666
‫باشه، اون...لحنت،

611
00:41:14,791 --> 00:41:17,294
‫یه ذره داره می زنه تو ذوقم،
‫از نظر خلاقیت.

612
00:41:17,335 --> 00:41:20,881
‫فقط فکر می کنم که باید درباره
‫یه چیز شخصی تر بنویسی.

613
00:41:21,923 --> 00:41:22,924
‫درسته.

614
00:41:23,258 --> 00:41:26,553
‫و می دونی...نویسنده ها باید
‫بدونن چه طور بازخورد بشنون.

615
00:41:26,595 --> 00:41:29,473
‫بیا فقط بپریم طرف انتهاش،

616
00:41:29,514 --> 00:41:31,516
‫چون اون...واقعا سرعتش بیشتر میشه.

617
00:41:31,642 --> 00:41:34,728
‫عالیه...و شاید بتونیم قبل
‫شاممون یه ذره برای عروسی تمرین کنیم.

618
00:41:34,853 --> 00:41:36,313
‫اما تو یه پیش زمینه ای
‫لازم داری دیگه، نه؟

619
00:41:36,355 --> 00:41:38,023
‫چون این طوری نمی فهمی...

620
00:41:38,065 --> 00:41:42,653
‫باشه، بیا فقط از اول بریم جلو و
‫این بار واقعا سعی کن گوش بدی.

621
00:41:44,112 --> 00:41:45,155
‫- آره، باشه پس.
‫- باشه.

622
00:41:47,866 --> 00:41:50,119
‫«فرانک کارتر از سایه ها قدم...»

623
00:41:53,622 --> 00:41:54,873
‫دارم گوش میدم.

624
00:41:54,957 --> 00:41:57,167
‫اون شبیه من نیست.

625
00:41:57,292 --> 00:42:00,713
‫شوخیت گرفته؟
‫کله گنده ش رو دیدی؟

626
00:42:00,796 --> 00:42:02,423
‫آره، مطمئنم که تاریخ ها
‫با هم نمی خونن، خب؟

627
00:42:02,464 --> 00:42:05,384
‫- به هر حال، سرش اون قدرا هم بزرگ نیست.
‫- جدی میگی؟

628
00:42:05,426 --> 00:42:08,554
‫شبیه یکی از مجسمه های جزیره
‫ایستر بود. تعجب کردم که زمین نخورد.

629
00:42:08,637 --> 00:42:10,222
‫کله همه بچه ها گنده ست،
‫مگه نه؟

630
00:42:10,264 --> 00:42:12,433
‫برای همین موقع پوشیدن
‫بلوز سرشون گیر می کنه.

631
00:42:12,474 --> 00:42:14,768
‫مامانم مجبور می شد
‫یقه م رو برای من ببره.

632
00:42:14,894 --> 00:42:16,437
‫خب، تست دی ان ای نیست که، هست؟

633
00:42:16,562 --> 00:42:17,813
‫تو نمیری پیش دکتر که بهت بگه:

634
00:42:17,897 --> 00:42:19,982
‫«خب، آره، یعنی، کله ش گنده ست.
‫همین نشونه کافیه.»

635
00:42:20,024 --> 00:42:22,401
‫جیس، مجبوریم اسباب کشی کنیم
‫این جا؟ من هیچ کس رو این جا نمی شناسم.

636
00:42:22,443 --> 00:42:23,694
‫چرا، می شناسی.
‫اسکای رو می شناسی،

637
00:42:23,778 --> 00:42:26,197
‫بچه کله گنده هه که ممکنه
‫بچه من باشه رو می شناسی.

638
00:42:26,322 --> 00:42:28,074
‫- مسئله رو جدی نمی گیری؟
‫- نه خیلی، نه.

639
00:42:28,115 --> 00:42:29,784
‫میشه فقط...میشه فقط
‫یه نفسی بکشیم؟

640
00:42:29,825 --> 00:42:31,786
‫یه بچه کله گنده با موهای
‫تقریبا فر دیدی...

641
00:42:31,869 --> 00:42:33,913
‫...و یهو داریم خونه می خریم؟

642
00:42:33,996 --> 00:42:35,831
‫و به هر حال، من...

643
00:42:37,124 --> 00:42:39,502
‫...نسبتا مطمئنم که تاریخ ها
‫با هم جور نیستن.

644
00:42:40,586 --> 00:42:41,837
‫بیا.

645
00:42:47,885 --> 00:42:50,721
‫(ممنون برای پرداختتون!)
‫(دسته گل عروس)

646
00:42:54,225 --> 00:42:56,978
‫(اسکات: یه عکاس عالی پیدا کردم!
‫یه نگاه بنداز و بگو نظرت چیه؟)

647
00:43:02,692 --> 00:43:03,693
‫اُه، خدایا.

648
00:43:08,573 --> 00:43:09,866
‫قایم شدین؟

649
00:43:11,034 --> 00:43:13,536
‫یه زنی هست که داره مثل
‫جایزه گرمی پز بچه ش رو میده.

650
00:43:13,620 --> 00:43:15,163
‫برای همین دارم
‫استراحت می کنم.

651
00:43:15,204 --> 00:43:17,749
‫- شما خانم نیومنین.
‫- آره.

652
00:43:18,333 --> 00:43:20,084
‫من دِون هستم.
‫بابای رینا.

653
00:43:21,127 --> 00:43:22,503
‫رینا.

654
00:43:23,004 --> 00:43:24,005
‫رینا و جوراب هاش.

655
00:43:24,088 --> 00:43:26,633
‫آؤه. دارم روش
‫کار می کنم.

656
00:43:28,009 --> 00:43:29,093
‫اون خیلی دوستتون داره.

657
00:43:29,803 --> 00:43:32,764
‫خب، چه شانسی. اغلبشون
‫از من متنفرن.

658
00:43:33,723 --> 00:43:37,477
‫نه، شما فقط باهاشون رکین.
‫در دراز مدت این طوری بهتره.

659
00:43:38,269 --> 00:43:39,437
‫شاید.

660
00:43:40,146 --> 00:43:43,566
‫همه معلم ها که مثل میشل فایفر
‫تو ذهن های خطرناک نیستن!

661
00:43:43,650 --> 00:43:46,027
‫بعضی هامون فقط به خاطر
‫تعطیلات 12 هفته ای انجامش میدیم.

662
00:43:47,737 --> 00:43:48,738
‫چه بامزه.

663
00:43:50,365 --> 00:43:52,742
‫چیه؟ نمی دونین که بامزه این؟

664
00:43:54,035 --> 00:43:56,788
‫من هیچ وقت نمی دونم به تعریف ها
‫چه واکنشی نشون بدم.

665
00:43:58,290 --> 00:44:00,083
‫خب، بهشون بها بدین.

666
00:44:06,089 --> 00:44:09,509
‫می بینمتون، خانم نیومن. امیدوارم.

667
00:44:42,209 --> 00:44:44,002
‫نمی دونم چرا داریم این کار رو می کنیم.

668
00:44:44,044 --> 00:44:46,880
‫اون که کلیسا نمی خواست، می خواست
‫سوزونده بشه. خودش گفت.

669
00:44:48,173 --> 00:44:51,176
‫اصلا چای نداره؟ یعنی،باید
‫چای داشته باشه.

670
00:44:51,260 --> 00:44:52,469
‫ما میریم می خریم.

671
00:44:52,553 --> 00:44:55,306
‫نه من می خوام شماها با من
‫کلبه رو تمیز کنین.

672
00:44:55,389 --> 00:44:57,141
‫دوباره ساخته نمیشه، برای همین
‫خراب میشه.

673
00:44:57,224 --> 00:45:00,936
‫عیبی نداره، حالا شد.
‫چه قدر زیاد!

674
00:45:01,020 --> 00:45:02,021
‫جنت.

675
00:45:03,439 --> 00:45:05,608
‫یادت میاد آخرین بار تابستون
‫کی این جا بودم؟

676
00:45:05,733 --> 00:45:08,778
‫- کی بود؟ 18، 19 سال پیش؟
‫- آره، همون ورا.

677
00:45:09,195 --> 00:45:11,238
‫آره. بفرمایید. مرسی.

678
00:45:11,947 --> 00:45:13,908
‫نه، دروغ گفتم.

679
00:45:14,033 --> 00:45:16,118
‫سالی بود که سگمون مُرد.

680
00:45:16,243 --> 00:45:19,705
‫شونزده سال و خرده ای.
‫تقریبا هفده.

681
00:45:22,708 --> 00:45:26,254
‫اُه، خدایا. می خواین یه
‫نوجوون به فرزندی بگیرین؟

682
00:45:41,644 --> 00:45:43,354
‫(جی آر - اس جی)

683
00:45:56,367 --> 00:45:57,994
‫بیاین دیگه!

684
00:45:59,078 --> 00:46:02,415
‫اُه، خدای من. بدتر از
‫چیزیه که فکرش رو می کردم.

685
00:46:05,877 --> 00:46:09,631
‫ببین، نیکی، این هیچ چیزی رو
‫ثابت نمی کنه.

686
00:46:09,714 --> 00:46:15,470
‫- اگه اون پسر من باشه، پس...
‫- شاهدخت یه برادر داره.

687
00:46:16,638 --> 00:46:18,640
‫چی؟ چرا بهمون نگفتن؟

688
00:46:18,723 --> 00:46:19,974
‫همین الان گفتن.

689
00:46:20,975 --> 00:46:22,727
‫اونی که تو ویدیوئه
‫برادرشه.

690
00:46:22,811 --> 00:46:23,853
‫- چی؟
‫- آره.

691
00:46:25,730 --> 00:46:29,109
‫هیچ کس نیست که بتونه
‫جفتشون رو بگیره برای همین باید جداشون کنن.

692
00:46:31,319 --> 00:46:33,196
‫شاهدخت یه برادر داره.

693
00:46:34,447 --> 00:46:36,533
‫نگاهشون کن، جیس.
‫چه طور می تونن جداشون کنن؟

694
00:46:36,616 --> 00:46:38,326
‫خب، به گمونم چاره ای
‫ندارن. اونا...

695
00:46:38,410 --> 00:46:42,122
‫نه، نه، نه. این...این
‫درست نیست.

696
00:46:42,205 --> 00:46:43,540
‫این...ببخشید، این...

697
00:46:43,623 --> 00:46:45,834
‫اصلا درست نیست که
‫باید چنین اتفاقی بیفته.

698
00:46:45,917 --> 00:46:49,045
‫اگه سعی می کردن من و کارن رو
‫از هم جدا کنن، داغون می شدم.

699
00:46:49,129 --> 00:46:51,882
‫تازه اون کارنه! من حتی تا
‫31 سالگیم ازش خوشم نمیومد!

700
00:46:51,965 --> 00:46:54,468
‫خب، ما می تونیم کمکش کنیم، نه؟
‫این بخشی از وظیفه مونه.

701
00:46:54,551 --> 00:46:56,720
‫نه، فقط....عادلانه نیست.

702
00:46:57,554 --> 00:46:59,598
‫خیلی چیزا عادلانه نیستن!

703
00:46:59,681 --> 00:47:03,769
‫واقعا، جیس، باید کم کم روی
‫تمام این بی عدالتی ها تحقیق کنن.

704
00:47:03,852 --> 00:47:08,273
‫چون راستش این مردم فقط میرن جلو و
‫سعی می کنن آدمای خوبی باشن،

705
00:47:08,357 --> 00:47:12,069
‫از یه بستنی خیلی خوب لذت ببرن و
‫خدا به فکرش می زنه که...

706
00:47:12,152 --> 00:47:14,947
‫«اُه، به نظر میاد اون بالاخره
‫احساس خوشحالی می کنه.

707
00:47:15,030 --> 00:47:18,242
‫بیا یه پسر کله گنده بندازیم تو دامنش.
‫بیا حسابی به هم بریزیمش.»

708
00:47:18,325 --> 00:47:21,578
‫«اون دختر نُه ساله فقط یه نفر رو داره...

709
00:47:21,662 --> 00:47:23,372
‫...تو کل دنیا که می تونه بهش اعتماد کنه؟

710
00:47:23,455 --> 00:47:25,874
‫خب، پس بیا اون رو هم
‫ازش بگیریم.»

711
00:47:25,958 --> 00:47:28,085
‫حالا بعضی ها از چیزی که
‫لازم دارن بیشتر پسر دارن،

712
00:47:28,168 --> 00:47:31,005
‫و بقیه هیچی ندارن،
‫این کجاش عادلانه ست؟

713
00:47:32,631 --> 00:47:35,884
‫- باشه، هضم سوالت سخته.
‫- جوابش اینه که «عادلانه نیست»!

714
00:47:35,968 --> 00:47:41,056
‫افتضاحه! فقط افتضاحه و
‫من ازش خسته شده م!

715
00:47:43,142 --> 00:47:43,976
‫خدایا.

716
00:47:44,727 --> 00:47:46,562
‫واقعا متأسفم که باید این کار رو بکنیم.

717
00:47:48,772 --> 00:47:50,191
‫هی. نیکی.

718
00:47:54,987 --> 00:47:57,406
‫- چی کار می کنی؟
‫- نیکی!

719
00:48:01,619 --> 00:48:04,330
‫چرا همه چیز این قدر سخته؟

720
00:48:15,591 --> 00:48:18,719
‫- من...من متأسفم.
‫- عیبی نداره.

721
00:48:23,141 --> 00:48:27,145
‫چرا قبل از این که بهت
‫زنگ بزنم مُردی؟

722
00:48:30,732 --> 00:48:32,275
‫امان از این سیستم!

723
00:48:33,317 --> 00:48:35,069
‫همین طور در کل!

724
00:48:35,153 --> 00:48:37,905
‫اما می دونم همه دارن
‫تمام تلاششون رو می کنن!

725
00:48:38,740 --> 00:48:42,410
‫- سرطان کوفتی!
‫- سندرا؟ عشقم؟

726
00:48:42,493 --> 00:48:44,996
‫آدمایی که میگن
‫«وقت نوشیدنی خوردنه»!

727
00:48:47,415 --> 00:48:50,168
‫حرف زدن درباره
‫نوه هات...

728
00:48:50,251 --> 00:48:53,087
‫...کنار کسایی که نوه ای ندارن!

729
00:48:56,049 --> 00:48:59,427
‫عوضی هایی که...موهای...

730
00:49:00,178 --> 00:49:04,849
‫...بلوند...طبیعی دارن!

731
00:49:04,933 --> 00:49:06,851
‫نمی خوام بمیرم!

732
00:49:36,757 --> 00:49:38,383
‫من فقط...

733
00:49:44,181 --> 00:49:45,641
‫کارت راحت شد، نه؟

734
00:49:46,183 --> 00:49:48,060
‫فکر می کنی چرا...

735
00:49:49,519 --> 00:49:52,105
‫اون رفته و بعدی منم.

736
00:49:53,899 --> 00:49:56,026
‫داره دیر میشه و من
‫چی کار کرده م؟

737
00:49:56,109 --> 00:49:58,403
‫خدایا، خیلی...خیلی کارها کردی.

738
00:49:59,780 --> 00:50:00,948
‫می دونی...

739
00:50:01,990 --> 00:50:05,911
‫تا هفتاد سالگیم شکلات
‫تلخ درست و حسابی نخورده بودم.

740
00:50:07,287 --> 00:50:11,166
‫- خیلی...تلخ و شیرین بود.
‫- می دونم. وحشتناکه.

741
00:50:11,250 --> 00:50:15,004
‫چون به تمام سال هایی که با
‫نخوردنش تلف کردم فکر کردم.

742
00:50:17,214 --> 00:50:18,924
‫فهمیدم. آره.

743
00:50:21,343 --> 00:50:23,387
‫می خوام یه کاری بکنم که
‫تا حالا نکرده م.

744
00:50:23,470 --> 00:50:24,555
‫آره؟

745
00:50:24,638 --> 00:50:25,639
‫می خوام...

746
00:50:26,724 --> 00:50:27,808
‫...برم یمن.

747
00:50:30,519 --> 00:50:34,190
‫باشه. آره، می تونی بری یمن.

748
00:50:34,857 --> 00:50:36,776
‫- می تونم؟
‫- آره.

749
00:50:38,235 --> 00:50:41,113
‫یا جای دیگه. شاید جایی که
‫یه ساحلی داشته باشه.

750
00:50:42,323 --> 00:50:43,324
‫یا دولت.

751
00:50:45,659 --> 00:50:47,078
‫می تونی هر کار می خوای بکنی.

752
00:50:50,081 --> 00:50:51,082
‫ممنون.

753
00:50:56,754 --> 00:50:58,464
‫اون می خواست سوزونده بشه.

754
00:51:00,049 --> 00:51:02,009
‫مردم وقتی پیر باشی،
‫نادیده می گیرنت.

755
00:51:02,093 --> 00:51:03,427
‫سندرا.

756
00:51:06,180 --> 00:51:10,226
‫اصلا امکان نداره مردم
‫بتونن تو رو نادیده بگیرن.

757
00:51:14,814 --> 00:51:16,816
‫(تبلیغات پستی ممنوع)
‫(بازیافت)

758
00:51:28,369 --> 00:51:31,164
‫برای چی تبلیغات پستیم رو
‫برمیداری؟ چی کار داری می کنی؟

759
00:51:33,499 --> 00:51:34,834
‫من نادیده نمی گیرمش.

760
00:51:41,299 --> 00:51:42,592
‫خوبی، رامبو؟

761
00:51:43,134 --> 00:51:45,261
‫- آره، به گمونم.
‫- آره؟

762
00:51:45,345 --> 00:51:47,138
‫فقط یه ذره از عصبانیتم رو
‫روی کلبه خالی کردم.

763
00:51:47,222 --> 00:51:49,307
‫- عیبی نداره، اما من یه ذره می ترسم.
‫- چرا؟

764
00:51:49,391 --> 00:51:50,809
‫خب، ما کلبه ای نداریم.

765
00:51:53,561 --> 00:51:55,271
‫اگه این باعث شه
‫اوضاع تغییر کنه چی؟

766
00:51:55,355 --> 00:51:56,356
‫نمیشه.

767
00:51:58,483 --> 00:52:01,945
‫اگه یه پسر داشته باشی و بفهمی
‫بچه دیگه ای لازم نداری چی؟

768
00:52:02,028 --> 00:52:04,990
‫به نظرم بچه ها این طوری نیستن.
‫فکر نمی کنم کل جای تو دلت رو بگیرن.

769
00:52:05,073 --> 00:52:06,449
‫فکر می کنم اونا دلت رو
‫بزرگتر می کنن...

770
00:52:06,533 --> 00:52:08,285
‫...که بتونی جا برای چیزای
‫بیشتری داشته باشی، پس...

771
00:52:09,452 --> 00:52:12,456
‫نمی خوام احساس تنهایی کنم چون
‫می دونی...تو قبلا تجربه همه ش رو داشتی.

772
00:52:12,539 --> 00:52:15,375
‫کاری که سعی داریم دو تایی با هم
‫بکنیم تو قبلا کردی.

773
00:52:15,459 --> 00:52:17,961
‫من هیچ کاری نکرده م.
‫اون شونزده سالشه.

774
00:52:18,044 --> 00:52:19,796
‫تمام بخش های خوبش رو
‫از دست دادم.

775
00:52:19,880 --> 00:52:22,299
‫یه کم شبیه اینه که بری کنسرت
‫مک کارتنی و اون «هی جود» رو خونده...

776
00:52:22,382 --> 00:52:24,092
‫...و رفته سراغ «نغمه قورباغه».

777
00:52:25,844 --> 00:52:28,472
‫ببین، هر چی که بشه...

778
00:52:30,349 --> 00:52:32,184
‫...با هم دیگه گند بالا میاریم.

779
00:52:33,977 --> 00:52:34,978
‫باشه؟

780
00:52:37,898 --> 00:52:38,941
‫بیا.

781
00:52:40,859 --> 00:52:44,154
‫اگه نتونیم بسوزونیمش، حداقل
‫می تونیم تبلیغات پستیش رو بسوزونیم.

782
00:52:46,698 --> 00:52:50,953
‫خب، اگه مراسم یادبوده باید
‫یه چیز قشنگ درباره مامان بزرگ بگیم.

783
00:52:51,036 --> 00:52:53,247
‫- همه مون؟
‫- آره.

784
00:52:58,544 --> 00:53:00,045
‫کسی می خواد شروع کنه؟

785
00:53:03,048 --> 00:53:05,050
‫- جیس.
‫- نه، دارم فکر می کنم، من...

786
00:53:07,469 --> 00:53:10,014
‫خب هیچ کس بهتر از مامان بزرگ
‫لباس ها رو به مغازه پس نمی داد، نه؟

787
00:53:10,097 --> 00:53:12,766
‫یادتون میاد؟ بدون رسید هم
‫هیچ مشکلی نبود.

788
00:53:13,434 --> 00:53:15,436
‫راستش یه جور ابرقدرت
‫بود، رکی.

789
00:53:17,313 --> 00:53:19,982
‫و هیچ وقت قبل از این که زنگ بزنیم و
‫بگیم سالم رسیدیم خونه نمی خوابید.

790
00:53:20,065 --> 00:53:21,317
‫آره.

791
00:53:21,400 --> 00:53:25,237
‫ما از سوئیندون زنگ می زدیم که
‫اون بتونه شب زود بخوابه.

792
00:53:25,946 --> 00:53:27,573
‫کلاهه رو یادتونه؟

793
00:53:28,449 --> 00:53:31,786
‫اون به دوربین امنیتی اعتماد نداشت برای همین
‫وقتی می رفت لندن، یه کلاه گنده می پوشید.

794
00:53:31,869 --> 00:53:34,205
‫خیلی ناشناس. یه زن هشتاد ساله
‫با کلاه لبه پهن اسپانیولی.

795
00:53:36,540 --> 00:53:38,376
‫آدم سرسختی بود.

796
00:53:40,127 --> 00:53:44,048
‫دو تا شوهر، سه خواهر و
‫چند تا گربه رو خاک کرد.

797
00:53:46,217 --> 00:53:47,927
‫و کلی احساسات.

798
00:53:49,262 --> 00:53:50,388
‫آره.

799
00:53:51,722 --> 00:53:53,808
‫از حق نگذریم، گربه ها
‫مال خودش نبودن، اما...

800
00:53:58,938 --> 00:54:00,231
‫بیاین، خاکسترها رو
‫پخش کنین.

801
00:54:03,192 --> 00:54:04,444
‫درست وسط آتیش.

802
00:54:06,821 --> 00:54:08,823
‫- دوستت داریم، مامان بزرگ.
‫- می بینمت، مامان بزرگ.

803
00:54:08,906 --> 00:54:10,241
‫روحت شاد.

804
00:54:13,536 --> 00:54:15,205
‫این رو ببین.

805
00:54:23,922 --> 00:54:25,048
‫خوبی؟

806
00:54:33,932 --> 00:54:34,974
‫برو.

807
00:54:35,767 --> 00:54:36,768
‫آره؟

808
00:54:37,227 --> 00:54:38,228
‫آره.

809
00:54:39,688 --> 00:54:42,482
‫گوش کن، اگه مامان تو می تونه
‫بره یمن، من می تونم با همه چی کنار بیام.

810
00:54:42,565 --> 00:54:43,858
‫باشه.

811
00:54:43,942 --> 00:54:45,902
‫- کی میره یمن؟
‫- فقط برو.

812
00:54:50,949 --> 00:54:54,452
‫- برو دنبال بابابزرگت بگرد، خب؟
‫- آره، باشه.

813
00:54:54,536 --> 00:54:55,996
‫- سلام.
‫- سلام.

814
00:54:56,079 --> 00:54:57,414
‫- خوبی؟
‫- آره.

815
00:54:59,458 --> 00:55:00,625
‫آره، تو خوبی؟

816
00:55:00,709 --> 00:55:03,003
‫- چه طوری؟
‫- آره، خوبم. خوبم. تو چی؟

817
00:55:03,086 --> 00:55:04,546
‫خوبم. ممنون که اومدی.

818
00:55:04,629 --> 00:55:06,131
‫- خواهش می کنم.
‫- گوش کن...

819
00:55:10,260 --> 00:55:12,679
‫هوس نوشیدنی کردم.

820
00:55:12,763 --> 00:55:14,765
‫شماها هوس نکردین
‫یه سر برین فروشگاه؟

821
00:55:14,848 --> 00:55:16,141
‫- چرا، خیلی.
‫- آره؟

822
00:55:16,224 --> 00:55:19,686
‫باشه، خب باید بنویسمش.

823
00:55:19,770 --> 00:55:21,438
‫جنت، خودکار داری؟

824
00:55:21,521 --> 00:55:25,359
‫وقتی بحث نوشیدنی میشه من یه ذره
‫سختگیرم، شاید مجبور شین چند جایی برین.

825
00:55:25,442 --> 00:55:27,194
‫- فهمیدم، هیچ ایرادی نداره.
‫- آره، قطعا.

826
00:55:27,277 --> 00:55:29,613
‫آره؟ باشه. خب...

827
00:55:30,364 --> 00:55:32,658
‫یه چیزی هست که دوست دارم
‫درباره ش باهات حرف بزنم.

828
00:55:33,450 --> 00:55:34,576
‫آره، من هم همین طور.

829
00:55:37,913 --> 00:55:40,874
‫- خوبه. مرسی.
‫- یالا، بیا بریم.

830
00:55:51,385 --> 00:55:55,139
‫هفته پیش تو میدون لستر
‫یه نوشیدنی خوردم.

831
00:55:55,222 --> 00:55:57,057
‫برام 9 پوند و 20 پنی
‫خرج برداشت!

832
00:56:00,519 --> 00:56:02,271
‫«خوش بگذره»؟

833
00:56:02,354 --> 00:56:03,397
‫دست خوش، نیکی.

834
00:56:08,360 --> 00:56:10,071
‫آزادی.

835
00:56:10,154 --> 00:56:14,367
‫فقط...اون کله گنده ای
‫داره، مگه نه؟

836
00:56:14,450 --> 00:56:18,245
‫و ما اون زمان با هم بودیم،
‫پس تاریخ ها با هم جورن.

837
00:56:19,538 --> 00:56:21,207
‫آره، هستن.

838
00:56:22,667 --> 00:56:25,461
‫احتمالا باید همون موقع
‫بهت می گفتم...

839
00:56:25,545 --> 00:56:26,712
‫خیلی خوب.

840
00:56:27,255 --> 00:56:28,381
‫اما...

841
00:56:31,384 --> 00:56:33,302
‫ازت جدا شدم چون
‫عاشق کس دیگه بودم.

842
00:56:35,012 --> 00:56:37,181
‫- چی؟
‫- خیلی هم زیاد.

843
00:56:39,350 --> 00:56:40,393
‫کی؟

844
00:56:40,476 --> 00:56:42,270
‫- برایان رو دیدی؟
‫- نه.

845
00:56:44,105 --> 00:56:45,940
‫- هی، پسرم. از دیدنت خوشحالم، رفیق.
‫- آره.

846
00:56:46,024 --> 00:56:47,525
‫نه، آره، اون میره و میاد.

847
00:56:50,236 --> 00:56:51,237
‫باشه.

848
00:56:51,321 --> 00:56:52,530
‫خیلی متأسفم.

849
00:56:52,614 --> 00:56:53,990
‫این...این...

850
00:56:54,908 --> 00:56:55,909
‫عیبی نداره.

851
00:56:58,870 --> 00:57:00,496
‫- خب...
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

852
00:57:01,748 --> 00:57:04,667
‫- همچنین.
‫- بریم تو کارش!

853
00:57:04,751 --> 00:57:07,587
‫سرده. خیلی سرده!

854
00:57:08,379 --> 00:57:10,590
‫- نمیای تو، عزیزم؟
‫- نمیای تو، ویک؟

855
00:57:10,673 --> 00:57:12,675
‫- نه؟ حال نمی کنی؟
‫- بیا دیگه، جن!

856
00:57:15,345 --> 00:57:18,890
‫- نمیاد. میاد. میاد!
‫- میاد؟ میاد؟

857
00:57:18,973 --> 00:57:22,936
‫- یالا، جنت! واقعا خوبه.
‫- یالا! هورا!

858
00:57:23,812 --> 00:57:26,147
‫هی، رفیق، یه ثانیه اینا رو
‫نگه می داری؟ مرسی.

859
00:57:27,190 --> 00:57:28,358
‫من خیس آب شدم.

860
00:57:28,441 --> 00:57:30,277
‫خودت رو ببین.
‫خودت رو ببین.

861
00:57:30,360 --> 00:57:31,861
‫قسم می خورم این جلبک
‫دنبال منه!

862
00:57:35,740 --> 00:57:38,160
‫همین الان باهاش حرف زدم.

863
00:57:39,828 --> 00:57:40,829
‫کله اون حتی بزرگتره.

864
00:57:59,473 --> 00:58:01,725
‫- خیلی خوب.
‫- باشه، بفرمایید.

865
00:58:01,808 --> 00:58:02,809
‫و این.

866
00:58:18,242 --> 00:58:19,243
‫ببین.

867
00:58:22,746 --> 00:58:23,789
‫می بینی؟

868
00:58:24,581 --> 00:58:25,791
‫خیلی خوب، قبوله.

869
00:58:26,542 --> 00:58:29,044
‫(دوِن ویرانی بابای رینا)

870
00:58:33,048 --> 00:58:34,174
‫باشه.

871
00:58:44,143 --> 00:58:46,854
‫(نیومن معلم دبستان کرینگتون)

872
00:58:52,068 --> 00:58:53,903
‫میشه فقط یه ثانیه این جا نگه داری؟

873
00:58:54,695 --> 00:58:56,030
‫نیکی، کجا داری میری؟

874
00:59:00,493 --> 00:59:01,786
‫چی کار داره می کنه؟

875
00:59:10,294 --> 00:59:13,297
‫(جی آر + ان ان)