1
00:00:02,460 --> 00:00:06,464
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

2
00:00:07,799 --> 00:00:09,884
‫- یه کم حیات وحش؟
‫- آره.

3
00:00:09,968 --> 00:00:11,177
‫- زدی تُند بره جلو؟
‫- آره.

4
00:00:11,261 --> 00:00:12,679
‫- هیچ حیوونی نمی میره؟
‫- نه.

5
00:00:12,762 --> 00:00:14,139
‫باشه، خوبه.

6
00:00:14,222 --> 00:00:15,306
‫شاید یه گکو.
‫(نوعی مارمولک)

7
00:00:15,390 --> 00:00:17,684
‫نه، عیبی نداره. خیلی از
‫گکوها خوشم نمیاد.

8
00:00:21,813 --> 00:00:22,814
‫چیه؟

9
00:00:22,897 --> 00:00:25,984
‫فقط دلم برای ماهی ها می سوزه.
‫همیشه به نظر خیلی سرد میان.

10
00:00:26,609 --> 00:00:28,445
‫یعنی، زندگی نیست که، نه؟

11
00:00:30,155 --> 00:00:32,240
‫این که دلت برای همه چی
‫بسوزه چه حسیه؟

12
00:00:32,323 --> 00:00:34,993
‫اُه، خدایا، جیسون، کاملا
‫خسته کننده ست.

13
00:00:35,076 --> 00:00:36,828
‫دیگه نمی تونم حتی به فیل ها
‫نگاه کنم.

14
00:00:39,748 --> 00:00:40,749
‫اون کیه؟

15
00:00:41,374 --> 00:00:42,834
‫- اُه، پنیه.
‫- چی میگه؟

16
00:00:42,917 --> 00:00:45,462
‫فردا یه سر میاد.
‫خبر داره.

17
00:00:47,005 --> 00:00:49,007
‫- نگفت چه خبری؟
‫- نه.

18
00:00:50,800 --> 00:00:51,801
‫سلام، مامان. خوبی؟

19
00:00:51,885 --> 00:00:54,345
‫اون هیچ چیز جدیدی رو امتحان
‫نمی کنه، برای همین تنهایی میرم.

20
00:00:54,429 --> 00:00:57,474
‫اسپانیا، جیسون، اسپانیا!
‫خودش رو به کشتن میده!

21
00:00:57,557 --> 00:01:00,351
‫تعطیلات و قدم زدن تو آلیکانته ست،
‫بابا. هیچ کس قرار نیست کشته بشه.

22
00:01:00,435 --> 00:01:04,272
‫می خوام تجربه کنم! می خوام
‫تو لحظه زندگی کنم!

23
00:01:04,772 --> 00:01:07,609
‫می خوام روده گاومیش بخورم و
‫فلامنکو اجرا کنم!

24
00:01:07,692 --> 00:01:09,611
‫- مامانت دیوونه شده، جیسون.
‫- روده گاومیش؟

25
00:01:09,694 --> 00:01:11,321
‫- نمی دونم.
‫- درباره اسانس وانیلی بهت گفتم؟

26
00:01:11,404 --> 00:01:12,697
‫محض رضای خدا.

27
00:01:13,823 --> 00:01:18,244
‫تو کابینت اسانس وانیلی هست که
‫نه سال قدمت داره و به ندرت استفاده شده.

28
00:01:18,328 --> 00:01:21,748
‫اگه همین قدر قنادی کنم،
‫قبل از این که خالی بشه می میرم.

29
00:01:22,499 --> 00:01:24,792
‫اسانس وانیلی از من
‫بیشتر عمر می کنه!

30
00:01:26,628 --> 00:01:27,837
‫خیلی خوب، باشه!

31
00:01:28,463 --> 00:01:31,132
‫خوشحال میشم که به ایوون
‫بزرگتر برای حیاط پشتی فکر کنم.

32
00:01:31,841 --> 00:01:34,719
‫ایوون نه، ویک. از
‫ایوون خسته شده م.

33
00:01:34,802 --> 00:01:37,138
‫نمی تونی همه ش ایوون رو
‫پرت کنی طرف این مشکل.

34
00:01:38,765 --> 00:01:40,308
‫و قطع کرد.

35
00:01:41,059 --> 00:01:44,020
‫می دونی، اگه ما هم یه کم بیشتر
‫تو لحظه زندگی کنیم، ضرر نداره.

36
00:01:48,775 --> 00:01:51,694
‫خیلی احمقی.

37
00:01:52,694 --> 00:02:02,694
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

38
00:02:07,669 --> 00:02:10,046
‫آره، فقط ماشین رو بیرون
‫ترمینال 4 بردارین.

39
00:02:11,256 --> 00:02:14,592
‫آره، نه، می دونم. من هم سر
‫رسیدن و رفتن گیج میشم.

40
00:02:14,676 --> 00:02:16,970
‫چون می دونین، قراره
‫به فرودگاه برسم.

41
00:02:18,304 --> 00:02:21,808
‫ممنون. من هم فکر می کنم
‫شما خیلی آدم خاصی هستین.

42
00:02:22,684 --> 00:02:24,435
‫باشه، خداحافظ. از ماشینتون
‫لذت ببرین.

43
00:02:24,519 --> 00:02:27,522
‫- هی، می دونستی ریچارد داره میره؟
‫- واقعا؟

44
00:02:29,023 --> 00:02:30,775
‫میری دنبال شغلش؟

45
00:02:30,858 --> 00:02:33,945
‫جن. اونا هیچ وقت نمی ذارن
‫من مدیر باشم.

46
00:02:34,028 --> 00:02:35,697
‫چرا فکر می کنی
‫اونا از ما بهترن؟

47
00:02:35,780 --> 00:02:39,409
‫خیلی خوب، ولوو استیت می رونه.
‫اونا که فضانورد نیستن!

48
00:02:39,492 --> 00:02:41,911
‫صادقانه میگم، به من نمی خوره.

49
00:02:45,915 --> 00:02:47,458
‫سلام. مرسی که منتظر موندین.

50
00:02:48,418 --> 00:02:50,712
‫آره، شما تو صف بودین، پس...

51
00:02:51,796 --> 00:02:55,049
‫درسته، یعنی، فکر کنم اگه
‫این قدر از صف ها بدتون میاد،

52
00:02:55,133 --> 00:02:56,843
‫شاید ماشین ها به دردتون نخورن.

53
00:03:21,659 --> 00:03:22,702
‫- سلام، رینا.
‫- سلام.

54
00:03:22,785 --> 00:03:24,454
‫- اون کیه؟
‫- خاله م.

55
00:03:24,537 --> 00:03:25,496
‫سلام، بچه ها. چه طورین؟

56
00:03:25,580 --> 00:03:27,498
‫پس بابات دیگه نمیاد دنبالت؟

57
00:03:27,582 --> 00:03:28,750
‫نه.

58
00:03:30,501 --> 00:03:32,920
‫- شاید برسوندت؟
‫- نه، کار جدید گرفته.

59
00:03:33,004 --> 00:03:35,715
‫خب، گاهی وقت ها باباها
‫باید کار کنن.

60
00:03:36,758 --> 00:03:40,094
‫معنیش این نیست که ما رو
‫دوست نداره...منظورم «تو رو» بود.

61
00:03:40,178 --> 00:03:42,430
‫معنیش این نیست که
‫تو رو دوست نداره.

62
00:03:44,807 --> 00:03:46,225
‫باشه، باشه، بدو برو.

63
00:03:46,309 --> 00:03:47,727
‫خاله ساشی!

64
00:03:48,561 --> 00:03:49,562
‫سلام.

65
00:03:50,229 --> 00:03:51,481
‫خداحافظی کن.

66
00:03:52,774 --> 00:03:53,691
‫خداحافظ.

67
00:04:06,496 --> 00:04:07,830
‫جیسون؟

68
00:04:09,999 --> 00:04:11,751
‫حمومتون کاشی کاری
‫جدید لازم داشت.

69
00:04:13,753 --> 00:04:14,754
‫باشه.

70
00:04:16,798 --> 00:04:18,216
‫مرسی.

71
00:04:21,427 --> 00:04:22,887
‫- سلام.
‫- جیس.

72
00:04:22,970 --> 00:04:24,764
‫- چیه؟
‫- چرا بابات داره حموممون رو کاشی کاری می کنه؟

73
00:04:24,847 --> 00:04:26,641
‫- حالش خوبه؟
‫- گوش کن، مزاحمش نشو.

74
00:04:26,724 --> 00:04:29,852
‫وقتی حموممون دوباره کاشی کاری
‫شد، میریم سراغ این سوالات.

75
00:04:30,645 --> 00:04:32,563
‫اُه، نه، مضطربم.

76
00:04:39,487 --> 00:04:41,280
‫سلام، پنی.

77
00:04:41,364 --> 00:04:42,990
‫- می خوای بیای تو؟
‫- بله، لطفا.

78
00:04:47,578 --> 00:04:51,415
‫حالا حاشیه موکتتون کار داره.
‫هیچ وقت کارم تموم نمیشه!

79
00:04:51,499 --> 00:04:53,167
‫ببخشید، مامانم نیست.
‫فکر کنم اون یه ذره تنهاست.

80
00:04:53,251 --> 00:04:54,252
‫آره.

81
00:04:55,628 --> 00:04:57,588
‫خب، چه خبره؟

82
00:04:57,672 --> 00:04:59,840
‫درسته، خیلی وقت نداریم.

83
00:04:59,924 --> 00:05:02,134
‫می تونم رک باشم؟ جوابش رو
‫ندین. وقت نداریم.

84
00:05:02,218 --> 00:05:03,427
‫رک و پوست کنده میگم.

85
00:05:03,511 --> 00:05:07,932
‫مقامات محلی دارن یه خانواده
‫دیگه رو برای پرنسس در نظر می گیرن.

86
00:05:11,394 --> 00:05:12,395
‫چرا؟

87
00:05:13,521 --> 00:05:17,024
‫خب، فرصتی پیش اومده که پرنسس و
‫برادرش رو با هم به خانواده ای بدن،

88
00:05:17,108 --> 00:05:20,152
‫و اونا خیلی خوشحال میشن که اگه
‫امکانش باشه بچه ها رو پیش هم نگه دارن.

89
00:05:20,236 --> 00:05:24,657
‫و ببینین، می دونم سخته، اما
‫تشویقتون می کنم که اگه می تونین،

90
00:05:24,740 --> 00:05:27,827
‫به درون خودتون نگاه کنین و این شجاعت
‫رو پیدا کنین که این خبر رو خوش بدونین،

91
00:05:27,910 --> 00:05:31,205
‫چون برای اونا...واقعا هست.

92
00:05:31,289 --> 00:05:34,375
‫یعنی، سخت...سخت نیست.
‫یعنی، ما با هم دیدیمشون.

93
00:05:34,458 --> 00:05:36,877
‫- سخت...سخت نیست، اما...
‫- یعنی، یه ذره سخت هست.

94
00:05:37,336 --> 00:05:39,755
‫گرفتن دو تا بچه کار
‫حضرت فیله.

95
00:05:39,839 --> 00:05:44,010
‫و من می دونم. شخصا دو تا بچه خوشحال و
‫خونگرم و عاقل بزرگ کرده م...

96
00:05:44,093 --> 00:05:45,094
‫...بین چهار تا بچه م.

97
00:05:45,177 --> 00:05:47,305
‫ما می تونیم انجامش بدیم.
‫می دونم که می تونیم.

98
00:05:47,388 --> 00:05:48,764
‫تازه بحث جا داشتن هم هست.

99
00:05:48,848 --> 00:05:51,767
‫ما جا داریم. پنی! ما...ما
‫جا داریم.

100
00:05:51,851 --> 00:05:54,270
‫- داریم؟
‫- آره، کاملا.

101
00:05:54,353 --> 00:05:57,982
‫یعنی، پنی، این جا بزرگ تر از چیزیه که
‫به نظر میاد. فقط...ریخت و پاشه.

102
00:05:58,065 --> 00:06:00,109
‫اونا معمولا می خوان هر بچه
‫اتاق خودش رو داشته باشه.

103
00:06:00,192 --> 00:06:03,154
‫- جیسون، کمکم کن این خرت و پرتا رو جمع کنم.
‫- چرا؟ چی اون زیره، یه اتاق خواب سوم؟

104
00:06:03,237 --> 00:06:04,905
‫شاید بتونن تو تخت ما بخوابن.

105
00:06:04,989 --> 00:06:06,365
‫ما می تونیم رو کاناپه بخوابیم.

106
00:06:06,449 --> 00:06:08,034
‫- اتفاقا زیاد رو کاناپه می خوابیم.
‫- دیدی؟

107
00:06:08,117 --> 00:06:12,204
‫با این که تمام این نقشه ها به نظر خیلی
‫قانع کننده میاد، باید بذاریم این اتفاق بیفته.

108
00:06:12,288 --> 00:06:13,706
‫این یه فرآینده.

109
00:06:13,789 --> 00:06:16,500
‫فراز و نشیب داره و الان تو
‫نشیب ترین نشیبیم.

110
00:06:16,584 --> 00:06:18,836
‫فقط باید قوی بمونین.

111
00:06:18,919 --> 00:06:22,423
‫به هم دیگه تکیه کنین و من به محض
‫این که تصمیم رو فهمیدیم، زنگ می زنم.

112
00:06:22,506 --> 00:06:24,717
‫کسی هست که بتونه در چند
‫هفته آینده ازتون حمایت کنه؟

113
00:06:24,800 --> 00:06:26,510
‫کسی که درک کنه؟

114
00:06:27,011 --> 00:06:29,930
‫- آچار زاویه دارت کجاست؟
‫- من آچار زاویه دار ندارم.

115
00:06:30,473 --> 00:06:32,224
‫چه طور ممکنه آچار زاویه دار
‫نداشته باشی؟

116
00:06:32,308 --> 00:06:34,143
‫به گمونم می تونم با مته
‫کرگیریت هم کار کنم.

117
00:06:34,226 --> 00:06:35,770
‫از اونا هم ندارم.

118
00:06:35,853 --> 00:06:38,898
‫برای بنایی که از مته
‫چهار شیار استفاده نمی کنی؟

119
00:06:38,981 --> 00:06:40,274
‫فکر کردی من کیم، بابا؟

120
00:06:40,357 --> 00:06:42,943
‫ببخشید، ویک، می تونی...می تونی
‫فقط یه دقیقه تنهامون بذاری، لطفا؟

121
00:06:44,361 --> 00:06:45,488
‫چی شده؟

122
00:06:45,571 --> 00:06:48,365
‫اونا یکی رو پیدا کردن که می تونه
‫هم پرنسس و هم برادرش رو بگیره.

123
00:06:48,449 --> 00:06:51,452
‫- چرا شما نمی گیریدشون؟
‫- هر بچه ای باید اتاق خودش رو داشته باشه.

124
00:06:51,535 --> 00:06:53,996
‫چرا؟ من که نداشتم.
‫تا حالا نداشته م.

125
00:06:54,705 --> 00:06:56,582
‫من یه برادر داشتم و بعدش هم
‫ازدواج کردم.

126
00:06:57,333 --> 00:06:58,834
‫اتاق داشتن چه ربطی داره؟

127
00:06:58,918 --> 00:07:01,170
‫ملکه صدها اتاق داره و
‫بچه هاش رو نگاه کن.

128
00:07:01,253 --> 00:07:03,255
‫- همه ساده لوح و منحرفن.
‫- بابا، یه دقیقه تنهامون می ذاری؟

129
00:07:03,339 --> 00:07:06,509
‫- کودن تمام عیار، همه شون.
‫- لطفا، بابا. فقط...مرسی.

130
00:07:09,011 --> 00:07:11,263
‫اون خیلی با بچه ها زمان
‫سپری می کنه یا...

131
00:07:11,347 --> 00:07:13,098
‫بدون نظارت، نه. نه.

132
00:07:15,684 --> 00:07:17,770
‫نه، خوبه که می تونن
‫با هم بمونن.

133
00:07:18,979 --> 00:07:20,356
‫ما بهترین رو براشون می خوایم.

134
00:07:20,439 --> 00:07:21,440
‫- مگه نه؟
‫- آره. آره.

135
00:07:21,524 --> 00:07:23,901
‫به محض این که تصمیم رو
‫فهمیدم، بهتون زنگ می زنم.

136
00:07:23,984 --> 00:07:25,361
‫ممنون، پنی.

137
00:07:27,404 --> 00:07:30,032
‫میشه یه ذره بهشون
‫فضا بدی؟

138
00:07:32,910 --> 00:07:34,578
‫چیزی نیست. چیزی
‫نیست. هی.

139
00:07:35,704 --> 00:07:37,873
‫پس برای چی تو اسپانیا نیستی؟

140
00:07:40,042 --> 00:07:41,585
‫به درد من نمی خوره.

141
00:07:46,215 --> 00:07:47,299
‫باشه.

142
00:07:52,596 --> 00:07:56,267
‫- اون نمی خواد اون جا باشم.
‫- دعوتت کرد؟

143
00:07:59,979 --> 00:08:01,814
‫یه ذره عوض شده.

144
00:08:03,107 --> 00:08:05,234
‫آره، مردم این کار رو می کنن.

145
00:08:07,528 --> 00:08:09,738
‫می خواد فلامنکو اجرا کنه.

146
00:08:11,657 --> 00:08:13,492
‫می تونی من رو در حال
‫این کار تصور کنی؟

147
00:08:15,286 --> 00:08:16,704
‫به من گوش کن.

148
00:08:16,787 --> 00:08:20,624
‫بعد از 60 سال، تنها چیزی که من برای
‫نشون دادن داشتم، اعتیاد به سس خوری های عتیقه،

149
00:08:20,708 --> 00:08:22,626
‫یه شوهر داغون تر از
‫اطرافیان ادل و...

150
00:08:22,710 --> 00:08:24,795
‫...یه درد تیرکشنده وقتی که
‫به چپ نگاه می کنم بود.

151
00:08:24,878 --> 00:08:28,424
‫چهار سال بعد، با دو تا از اعضای
‫دولت سایه صمیمی شدم،

152
00:08:28,507 --> 00:08:29,675
‫و هنوز کارم تموم نشده.

153
00:08:29,758 --> 00:08:31,260
‫سرطان گرفتم و شکستش دادم،

154
00:08:31,343 --> 00:08:34,555
‫دامنه حرکت گردنم کامل برگشت،
‫کره ای یاد گرفتم،

155
00:08:36,181 --> 00:08:38,183
‫و بالغ بر 30 بچه رو از
‫خونه های خطرناک نجات دادم...

156
00:08:38,267 --> 00:08:41,186
‫...چون من بهترین مددکار اجتماعی
‫کودک و خانواده تو شمال شرق...

157
00:08:41,270 --> 00:08:43,022
‫...لندن هستم.

158
00:08:43,105 --> 00:08:46,734
‫هنوز هیچ کس داستان زندگی من رو
‫لمینت نکرده، یا داستان تو رو.

159
00:08:47,901 --> 00:08:51,488
‫دفعه بعدی که دیدمت، بهتره
‫سوراخ کاری گوش و بینی داشته باشی.

160
00:08:51,572 --> 00:08:53,449
‫یا اون یا تی شرتی که
‫یه کم رنگ داشته باشه.

161
00:08:58,620 --> 00:08:59,663
‫- باشه.
‫- اُه، خدای من!

162
00:08:59,747 --> 00:09:02,624
‫تنها چیزی که لازم داریم تا بتونیم
‫این بچه ها رو بگیریم، چیه؟

163
00:09:02,708 --> 00:09:07,546
‫پول، تجربه، آمادگی، تأیید
‫خدمات اجتماعی...

164
00:09:07,629 --> 00:09:08,881
‫دقیقا. یه اتاق خواب دیگه.

165
00:09:08,964 --> 00:09:11,800
‫پس برای چی یه جایی که سه
‫خواب داره رو اجاره نمی کنیم؟

166
00:09:11,884 --> 00:09:13,344
‫- با پول کی، نیک؟
‫- من.

167
00:09:13,427 --> 00:09:16,388
‫یه پُست مدیریتی سر کارم داره خالی
‫میشه. من شانسم رو امتحان می کنم.

168
00:09:16,472 --> 00:09:18,015
‫فکر کردم گفتی سر جای
‫خودت خوشحالی.

169
00:09:18,098 --> 00:09:21,018
‫نوچ. وقتشه که یه حرکتی بکنم.
‫باید کنترل زندگیم رو دست بگیرم،

170
00:09:21,101 --> 00:09:23,812
‫و دیگه نباید همیشه به
‫بقیه تکیه کنم.

171
00:09:25,439 --> 00:09:26,982
‫- می تونم لپ تاپت رو قرض بگیرم؟
‫- بفرما.

172
00:09:27,733 --> 00:09:30,361
‫می دونی که اسم عملیات رو اون
‫کاری که واقعا می کنن نمی ذارن، درسته؟

173
00:09:30,444 --> 00:09:31,445
‫چی؟

174
00:09:31,528 --> 00:09:33,906
‫خب، یه اسم رمزی لازم داره،
‫وگرنه چه فایده داره؟

175
00:09:33,989 --> 00:09:36,158
‫- درباره چی حرف می زنی؟
‫- اسم عملیات والکیری که...

176
00:09:36,241 --> 00:09:38,368
‫...«عملیات بیاین مخفیانه آدولف
‫هیتلر رو بکشیم» نبود، بود؟

177
00:09:38,452 --> 00:09:41,288
‫اُه، خدایا، جیس. داری کل حالی که
‫میده رو از بین می بری، مگه نه؟

178
00:09:42,623 --> 00:09:45,167
‫(جستجوی املاک)

179
00:09:45,793 --> 00:09:48,087
‫اُه، لعنت بر شیطون.
‫سه هزار تا در ماه؟

180
00:10:05,646 --> 00:10:07,981
‫اُه، خدای من.

181
00:10:08,065 --> 00:10:09,233
‫به ته خط رسیدم، نیکی.

182
00:10:09,316 --> 00:10:11,860
‫دوشنبه این قدر
‫خمار شدم که...

183
00:10:11,944 --> 00:10:13,987
‫...با یه منطقه پنجی
‫دوست شدم.

184
00:10:15,030 --> 00:10:18,117
‫باید تموم شه. من هنوز بهترینی که
‫می تونم باشم، نیستم.

185
00:10:18,200 --> 00:10:20,285
‫- موهات معرکه ست.
‫- مرسی، لازمش داشتم.

186
00:10:20,369 --> 00:10:21,954
‫کلی آسیب روانی تو
‫چتری هام نهفته بود.

187
00:10:23,163 --> 00:10:25,207
‫ضمنا، تصمیم گرفتم...

188
00:10:25,290 --> 00:10:27,125
‫می خوام برای ترفیع
‫کاندید بشم.

189
00:10:28,585 --> 00:10:29,586
‫باشه.

190
00:10:29,670 --> 00:10:32,923
‫نمی تونم تو سی سالگیم هم بشینم
‫این جا و تلفن جواب بدم، نیکی.

191
00:10:33,006 --> 00:10:34,591
‫- خودم رو می کشم.
‫- آره.

192
00:10:34,675 --> 00:10:36,176
‫و ساعت کاری مدیریت
‫انعطاف پذیره.

193
00:10:36,260 --> 00:10:38,804
‫بالاخره می تونم از این
‫ساعت 10 تا 4 مسخره بیام بیرون.

194
00:10:38,887 --> 00:10:41,640
‫جن، می دونی که قرار نیست
‫این ساعت ها این جا...

195
00:10:41,723 --> 00:10:43,684
‫ضمنا، دیروز گوشیم رو
‫یادم رفت.

196
00:10:43,767 --> 00:10:45,519
‫پس مجبور بودم کار کنم و
‫می دونی چیه؟

197
00:10:45,602 --> 00:10:47,271
‫خیلی ازش بدم نیومد.

198
00:10:47,354 --> 00:10:49,064
‫و گفتم اگه تو قرار نیست
‫امتحانش کنی، پس...

199
00:10:49,147 --> 00:10:50,357
‫باشه، آره.

200
00:10:51,483 --> 00:10:52,943
‫موضوع اینه که من...

201
00:10:53,026 --> 00:10:55,445
‫راستش من هم فکر کردم
‫شاید امتحانش کنم.

202
00:10:56,029 --> 00:10:58,115
‫- واقعا؟
‫- آره، عیبی که نداره؟

203
00:10:58,198 --> 00:10:59,992
‫اُه، خدای من، البته که نه!

204
00:11:00,075 --> 00:11:03,036
‫معلوم شد که یه آپارتمان بزرگتر لازم داریم
‫وگرنه بچه هایی که می خوایم رو نمی گیریم.

205
00:11:03,120 --> 00:11:04,830
‫ضمنا، یه لپ تاپ شخصی می گیری.

206
00:11:04,913 --> 00:11:07,875
‫پس می تونی هر چی خواستی بدون
‫غیرفعال کردن آدرس آی پی سرچ کنی.

207
00:11:09,042 --> 00:11:10,669
‫آره، اون هم هست.

208
00:11:13,714 --> 00:11:16,925
‫سلام. اتوموبیل اجاره ای ویستا،
‫جنیفر هستم. چه طور می تونم کمکتون کنم؟

209
00:11:18,343 --> 00:11:21,388
‫ممنون که همین که
‫گفتم اومدین.

210
00:11:21,471 --> 00:11:25,976
‫فقط فکر می کنم یه استعداد
‫واقعی تو دست و بالمون هست.

211
00:11:26,602 --> 00:11:28,729
‫این چیه؟ اسب آبی؟

212
00:11:29,396 --> 00:11:30,397
‫نه، یه خونه ست.

213
00:11:34,568 --> 00:11:37,821
‫باشه. باشه.

214
00:11:39,865 --> 00:11:42,242
‫پس فقط همین رو می خواستین؟

215
00:11:42,326 --> 00:11:44,953
‫یعنی، من زودتر از محل کارم
‫در اومدم، پس...

216
00:11:45,037 --> 00:11:49,041
‫خب، مدرسه زیاد همچین
‫استعدادی رو نمی بینه.

217
00:11:50,083 --> 00:11:52,044
‫البته یه بچه شهرستانی تو
‫پرتاب وزنه داشتیم،

218
00:11:52,127 --> 00:11:56,298
‫اما اون بیشتر به خاطر مشکل تیروئید
‫بود و تو شرایط مشکوکی هم رفت، پس...

219
00:11:58,050 --> 00:12:02,054
‫نه، منظورم اینه که این
‫یه ماهیه که نقاشی کرده.

220
00:12:03,388 --> 00:12:07,559
‫واقعا حرکات رو تو
‫موها نشون داده.

221
00:12:09,436 --> 00:12:11,730
‫اون جا تکیه نداده بوده؟

222
00:12:11,813 --> 00:12:14,149
‫و همه معلم ها دوستش دارن.

223
00:12:15,108 --> 00:12:18,737
‫غالبا به خاطر این که زیاد حرف
‫نمی زنه، اما این خودش یه استعداده.

224
00:12:19,613 --> 00:12:23,158
‫و...صورتش همیشه بعد از
‫ناهار تمیزه.

225
00:12:25,327 --> 00:12:28,121
‫خب، مشخصا بااستعداده.

226
00:12:29,164 --> 00:12:32,376
‫شاید باید هم دیگه رو ببینیم و
‫یه برنامه ای بچینیم.

227
00:12:33,168 --> 00:12:35,295
‫برای پرورش استعدادش.

228
00:12:36,296 --> 00:12:38,173
‫البته. بله.

229
00:12:39,508 --> 00:12:41,051
‫فردا به صرف نوشیدنی؟

230
00:12:41,134 --> 00:12:43,136
‫می تونیم ساعت 6 تو کمدن
‫اسمبلی هم رو ببینیم.

231
00:12:43,720 --> 00:12:44,721
‫درسته، باشه. بله.

232
00:12:46,139 --> 00:12:49,101
‫- اون جا می بینمتون.
‫- اون جا می بینمتون.

233
00:12:52,896 --> 00:12:53,897
‫ممنون.

234
00:12:56,233 --> 00:12:59,569
‫حتی اگه ترفیع جدیدت رو بگیری،
‫پولمون به هیچ کدوم اینا نمی رسه. نگاه کن.

235
00:13:00,028 --> 00:13:01,446
‫نمیشه دورتر از
‫لندن بگردی؟

236
00:13:01,530 --> 00:13:03,115
‫من تا برایتون رفتم.
‫هیچی نیست.

237
00:13:03,198 --> 00:13:04,950
‫- خب، دورتر برو.
‫- خب، نمی تونیم.

238
00:13:05,033 --> 00:13:06,034
‫چرا؟

239
00:13:06,868 --> 00:13:08,286
‫چون اون جا دریاست.

240
00:13:08,370 --> 00:13:09,538
‫بعد هم فرانسه ست.

241
00:13:10,080 --> 00:13:11,915
‫بعد هم دوباره شروع به
‫گرون تر شدن می کنه.

242
00:13:14,334 --> 00:13:15,794
‫زبان آلبانیاییت چه طوره؟

243
00:13:20,674 --> 00:13:23,677
‫(املاک کلرکول اند سانز)

244
00:13:26,221 --> 00:13:28,640
‫(خانه سه خواب زیبا)

245
00:13:30,105 --> 00:13:40,105
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

246
00:13:41,570 --> 00:13:42,571
‫سلام، ویک.

247
00:13:43,113 --> 00:13:44,489
‫سوکت سیم کشی
‫مجدد می خواست.

248
00:13:44,573 --> 00:13:47,909
‫درسته. فکر کردم جیسون
‫گفت درستش کردی.

249
00:13:48,493 --> 00:13:50,287
‫استانداردهای ما با هم
‫فرق داره.

250
00:13:53,206 --> 00:13:54,583
‫پیرهنت جدیده؟

251
00:13:55,000 --> 00:13:56,001
‫آره.

252
00:13:56,084 --> 00:13:59,713
‫خیلی قشنگه. شیکه.

253
00:13:59,796 --> 00:14:01,464
‫امروز مصاحبه کاری دارم.

254
00:14:02,132 --> 00:14:05,385
‫مردم زونکن ها رو کنار
‫گذاشتن و دنیا به فنا رفت!

255
00:14:06,386 --> 00:14:07,470
‫آره.

256
00:14:08,471 --> 00:14:11,308
‫- در اون مورد متأسفم.
‫- تقصیر تو نیست.

257
00:14:12,017 --> 00:14:15,186
‫درسته. روز خوبی داشته باشی.

258
00:14:21,026 --> 00:14:22,694
‫اُه، خدای من. دوباره این جاست!

259
00:14:22,777 --> 00:14:25,447
‫یکی دو تا کار داره که بهشون
‫برسه و بعد میره.

260
00:14:25,530 --> 00:14:27,407
‫- خیلی نمی مونه.
‫- جیسون، اون خرت و پرت تو فریزر گذاشته.

261
00:14:27,490 --> 00:14:29,117
‫و قوطی. نگاه کن!

262
00:14:29,951 --> 00:14:32,913
‫اُه، خدای من. چه اتفاقی داره
‫برای این آپارتمان میفته؟

263
00:14:33,955 --> 00:14:35,206
‫کلیدهام کجان؟

264
00:14:37,083 --> 00:14:39,461
‫اُه، تو «عملیات روزی که نیکی
‫ترفیع می گیره» موفق باشی!

265
00:14:39,544 --> 00:14:41,671
‫- دیدی؟ واضح تره، مگه نه؟
‫- اُه، خدایا. آره.

266
00:14:41,755 --> 00:14:44,633
‫یادت نره که ساعت 6 بازدید از
‫اون خونه خیابون میفیلد داریم.

267
00:14:44,716 --> 00:14:46,593
‫- باشه. قطعا سه خوابه ست؟
‫- آره.

268
00:14:46,676 --> 00:14:48,970
‫- چه طور به بودجه مون می خوره؟
‫- نمی دونم، شاید خونه یه قاتل بوده.

269
00:14:49,054 --> 00:14:51,014
‫باشه، پس حتما پاکسازی عمقی
‫شده، مگه نه؟ خیلی خوب.

270
00:14:51,723 --> 00:14:52,724
‫می ترکونی!

271
00:14:52,807 --> 00:14:55,060
‫- خداحافظ، ویک.
‫- می بینمت.

272
00:15:01,900 --> 00:15:03,652
‫خیلی خوب، من این رو تموم
‫می کنم و بعد میرم.

273
00:15:03,735 --> 00:15:06,780
‫- خیلی خوب.
‫- من کارهای دیگه هم دارم، می دونی؟

274
00:15:06,863 --> 00:15:09,199
‫می دونی که می تونی فقط
‫بیای و سلام بدی، مگه نه؟

275
00:15:09,282 --> 00:15:11,117
‫و گپ بزنی. مجبور نیستی...

276
00:15:11,201 --> 00:15:12,202
‫درباره چی؟

277
00:15:12,285 --> 00:15:15,205
‫خب، چه می دونم.
‫گپ عادی دیگه.

278
00:15:19,793 --> 00:15:22,462
‫- خب، حالت خوبه؟
‫- آره. آره.

279
00:15:25,799 --> 00:15:28,593
‫- تو چی؟
‫- آره. آره.

280
00:15:38,019 --> 00:15:39,896
‫راستش، میشه یه نگاه
‫به تُستر بندازی؟

281
00:15:39,979 --> 00:15:42,315
‫- نون رو نمی گیره.
‫- یعنی ضامنش در رفته.

282
00:15:42,941 --> 00:15:45,819
‫- همینه؟
‫- آره، احتمالا.

283
00:15:49,823 --> 00:15:51,783
‫- خبری از مامانت شنیدی؟
‫- نه.

284
00:15:51,866 --> 00:15:52,992
‫اما اون همه ش دو روزه...

285
00:15:53,076 --> 00:15:54,953
‫- تقریبا سه روزه رفته.
‫- خیلی خوب.

286
00:15:55,036 --> 00:15:56,955
‫چرا تو بهش یه زنگ نمی زنی؟

287
00:15:58,123 --> 00:16:01,501
‫نه. سکوت مثل یه نعمت بوده.

288
00:16:05,755 --> 00:16:08,466
‫- خیلی خوب. می ذارم به کارت برسی.
‫- گفت از زندگیش پشیمونه.

289
00:16:11,678 --> 00:16:13,430
‫اما من تمام زندگیش بودم.

290
00:16:14,597 --> 00:16:16,850
‫فکر نمی کنم از کارهایی که کرده
‫پشیمون باشه، فکر می کنم...

291
00:16:16,933 --> 00:16:20,061
‫...از کارهایی که نکرده
‫پشیمونه. می دونی؟

292
00:16:20,645 --> 00:16:23,189
‫مسئله اضافه کردن بهشونه، نه؟
‫نه کم کردنشون، می دونی؟

293
00:16:23,273 --> 00:16:26,985
‫فکر کنم...فکر کنم تو به کسی...به
‫کسی که یه چیزایی اضافه می کنه، نیاز داری.

294
00:16:27,068 --> 00:16:28,111
‫- دارم؟
‫- آره.

295
00:16:28,194 --> 00:16:31,906
‫آره. فکر می کنم...فکر می کنم برات
‫خوبه. کمکت می کنه رشد کنی و اینا.

296
00:16:33,241 --> 00:16:35,201
‫مفرحه، نیست؟

297
00:16:35,285 --> 00:16:38,246
‫این که رشد یه نفر رو
‫ببینی. تغییرش رو.

298
00:16:40,331 --> 00:16:42,333
‫چون هیچ وقت نمی دونی
‫قراره به چی تبدیل بشن.

299
00:16:46,462 --> 00:16:47,755
‫خیلی خوب پس، رفیق.

300
00:16:54,429 --> 00:16:59,309
‫من پنج سال پیش این جا به عنوان یه دستیار
‫خدمات مشتریان پایین مرتبه شروع به کار کردم.

301
00:17:00,018 --> 00:17:02,145
‫هنوز هم دستیار خدمات مشتریانی.

302
00:17:02,228 --> 00:17:03,855
‫درسته.

303
00:17:03,938 --> 00:17:07,942
‫و این به من یه بینش خاص میده.
‫بذارین یه مثال نشونتون بدم.

304
00:17:08,902 --> 00:17:12,197
‫ما ماشین ها رو به کی اجاره
‫میدیم؟ راننده ها.

305
00:17:13,156 --> 00:17:16,242
‫راننده ها چی می خوان؟ ماشین!

306
00:17:17,076 --> 00:17:20,330
‫و وقتی به ما زنگ می زنن،
‫چی ندارن؟ ماشین!

307
00:17:21,831 --> 00:17:23,166
‫پس چه طور می رسن این جا؟

308
00:17:23,625 --> 00:17:26,669
‫می دونین چند نفر تصمیم گرفتن
‫از ما ماشین اجاره نکنن وقتی...

309
00:17:26,753 --> 00:17:30,965
‫...من بهشون گفتم دنبالشون نمیریم
‫یا نمی رسونیمشون؟ یه عالمه!

310
00:17:31,049 --> 00:17:34,886
‫این همه تجارتی که از دست رفته.
‫به معنی واقعی کلمه هزاران پوند.

311
00:17:34,969 --> 00:17:39,766
‫- پس، اولین کاری که می کنم اگه...
‫- صبر کن. ما میریم دنبال مشتری ها.

312
00:17:41,309 --> 00:17:43,519
‫- چی؟
‫- ما سرویس رفت و آمد ارائه میدیم.

313
00:17:43,603 --> 00:17:46,189
‫این رو حدودا 18 ماه پیش
‫تصویب کردیم. تو...

314
00:17:47,774 --> 00:17:49,901
‫به مردم نگفتی که
‫این کار رو می کنیم؟

315
00:18:02,580 --> 00:18:03,665
‫چه طور پیش رفت؟

316
00:18:03,748 --> 00:18:06,584
‫- واقعا خوب.
‫- هورا!

317
00:18:06,668 --> 00:18:09,212
‫سخت بود، اما تونستم
‫قانعشون کنم.

318
00:18:09,295 --> 00:18:10,546
‫چی، که شغل رو به تو بدن؟

319
00:18:10,630 --> 00:18:12,256
‫نه، برای نگه داشتن
‫شغل فعلیم.

320
00:18:13,299 --> 00:18:14,634
‫یه مدت نتیجه ش اصلا معلوم نبود.

321
00:18:15,843 --> 00:18:18,012
‫فکر کنم شانس داره
‫بهم رو می کنه.

322
00:18:18,096 --> 00:18:20,973
‫این ممکنه شروع یه چیز
‫خیلی خوب برام باشه.

323
00:18:22,433 --> 00:18:25,978
‫سلام. اتوموبیل اجاره ای ویستا، جن
‫هستم. چه طور می تونم کمکتون کنم؟

324
00:18:42,078 --> 00:18:46,332
‫خیلی خوب، بیاین شروع کنیم. ایشون لوسی از
‫شعبه ردینگه و اینشون هم دبی از منابع انسانی.

325
00:18:46,416 --> 00:18:48,668
‫به خاطر واینستین و اینا
‫باید این جا باشه.

326
00:18:50,169 --> 00:18:52,004
‫ما فقط اجازه میدیم
‫راحت باشی.

327
00:18:52,088 --> 00:18:53,506
‫اون خوبه. همه خوبیم.

328
00:18:53,589 --> 00:18:57,427
‫باشه. چه طوره از این جا شروع کنی که
‫بهمون بگی چرا دوست داری به مدیریت منتقل بشی؟

329
00:18:57,510 --> 00:19:02,432
‫بله، خب، به عنوان کارگزار
‫فروش به مشتریان،

330
00:19:02,515 --> 00:19:04,726
‫من تجربه فروش زیادی دارم،

331
00:19:04,809 --> 00:19:06,894
‫و دانش دسته اول از
‫کسب و کار،

332
00:19:06,978 --> 00:19:09,272
‫رابطه خوبی هم با مشتری های
‫فعلی دارم.

333
00:19:09,355 --> 00:19:11,607
‫تو تیم خوب کار می کنم،

334
00:19:11,691 --> 00:19:15,778
‫اما می دونین همچنین
‫به تنهایی.

335
00:19:18,281 --> 00:19:19,740
‫می بخشید.

336
00:19:21,075 --> 00:19:24,620
‫اُه، خدای من. نه، نمی دونم
‫درباره چی دارم حرف می زنم.

337
00:19:27,415 --> 00:19:30,209
‫من...از همه اینا متنفرم، من فقط...

338
00:19:30,293 --> 00:19:32,128
‫فقط عادی حرف می زنم.

339
00:19:33,379 --> 00:19:36,007
‫من کارگزار فروش به مشتریان
‫نیستم. پشت تلفن کار می کنم.

340
00:19:36,090 --> 00:19:37,425
‫و این هیچ ایرادی نداره،

341
00:19:37,508 --> 00:19:40,595
‫اما من...اما ایده های واقعا
‫خوبی دارم، تری.

342
00:19:40,678 --> 00:19:43,097
‫و نه، من...من خیلی تجربه
‫مدیریت ندارم،

343
00:19:43,181 --> 00:19:46,642
‫اما ریچارد مدیریت ارشد کسب و کار
‫داره و کامپیوترش پنج ساله یه سره روشنه،

344
00:19:46,726 --> 00:19:48,436
‫چون نمی دونه چه طوری دوباره
‫واردش بشه، پس...

345
00:19:48,519 --> 00:19:51,063
‫می دونین، یعنی، این شما رو
‫به کجا رسونده؟

346
00:19:51,647 --> 00:19:53,391
‫درسته. اول،

347
00:19:53,441 --> 00:19:54,567
‫(چه طور پیش میره؟)
‫ما باید...

348
00:19:55,276 --> 00:19:57,320
‫باید موسیقی سالن رو
‫عوض کنیم، تری.

349
00:19:57,403 --> 00:19:59,197
‫همه ازش گله می کنن.

350
00:19:59,280 --> 00:20:00,231
‫چرا برای بچه ها...

351
00:20:00,281 --> 00:20:01,899
‫(موفق...)
‫...صندلی خودرو فراهم نمی کنیم،

352
00:20:01,949 --> 00:20:04,035
‫(...باشی!)
‫و یکشنبه عصر سرویس نداریم؟

353
00:20:06,037 --> 00:20:09,957
‫نباید با مشتری هامون وحشتناک رفتار
‫کنیم، فقط بی خیال خراش ها بشیم.

354
00:20:10,041 --> 00:20:12,376
‫درباره کاور اضافی سر
‫مردم کلاه نذاریم.

355
00:20:12,460 --> 00:20:17,298
‫اُه و اصلا...اصلا دوشنبه ها
‫فروش ویژه نذاریم،

356
00:20:17,381 --> 00:20:20,384
‫چون نیمی از خریدارها 23 سالشونه و
‫یه گوشه با سردرد افتادن.

357
00:20:20,468 --> 00:20:21,636
‫آدم این چیزا رو نمی دونه مگر...

358
00:20:21,719 --> 00:20:23,888
‫...هشت سال اون بیرون
‫نشسته باشه، تری.

359
00:20:23,971 --> 00:20:26,265
‫نظرت درباره گزارش
‫گزارش پایداری چیه؟

360
00:20:26,349 --> 00:20:27,683
‫چیز رو داری...

361
00:20:29,060 --> 00:20:31,312
‫- چیز کو...
‫- تو پوشه مشترک درایو جیه.

362
00:20:31,395 --> 00:20:32,897
‫چی؟

363
00:20:33,606 --> 00:20:35,733
‫- رو دسکتاپ.
‫- درسته.

364
00:20:37,068 --> 00:20:40,029
‫- نه. دسکتاپ یعنی کامپیوتر.
‫- ای بابا.

365
00:20:40,655 --> 00:20:44,158
‫خدایا. مردم زونکن ها رو کنار
‫گذاشتن و دنیا به فنا رفت.

366
00:20:44,784 --> 00:20:47,536
‫- دقیقا! مرسی.
‫- آره.

367
00:20:52,667 --> 00:20:54,168
‫گفتن کی ممکنه خبرش رو بگیری؟

368
00:20:54,251 --> 00:20:57,546
‫اُه، مدت ها بعد. راستش جیس،
‫فقط خوشحالم خودم رو شرمنده نکردم.

369
00:20:58,214 --> 00:21:00,049
‫این جا خیلی به ما نمی خوره،
‫می خوره، نیک؟

370
00:21:00,132 --> 00:21:02,426
‫یعنی، یه ذره مدل
‫لاته نارگیلی طوریه.

371
00:21:02,927 --> 00:21:05,805
‫چکش کردم و هیچ کس از سال
‫2016 تا حالا این جا چاقو نخورده.

372
00:21:05,888 --> 00:21:08,599
‫یعنی این دیگه عجیبه. آدم
‫هر شش ماه دلش چاقوکشی می خواد.

373
00:21:08,683 --> 00:21:10,351
‫در غیر این صورت، قیمت
‫خونه ها پیچ تو پیچ میشن.

374
00:21:10,434 --> 00:21:13,604
‫نه، عاشقشم. کمدن
‫خیلی کثیفه.

375
00:21:13,688 --> 00:21:15,606
‫و خوشحال میشم که بچه هامون
‫بتونن تا مدرسه پیاده برن...

376
00:21:15,690 --> 00:21:18,317
‫...بدون این که بهشون مواد مخدر یا
‫کتونی قلابی بندازن.

377
00:21:18,401 --> 00:21:19,986
‫- درباره اسنیکی استیو حرف می زنی؟
‫- آره.

378
00:21:20,069 --> 00:21:22,822
‫اون یاور افسانه ست. می تونه
‫هر کفشی بخوای برات جور کنه.

379
00:21:22,905 --> 00:21:25,324
‫آره، اما از کجا میاردشون؟
‫سوال من اینه.

380
00:21:25,408 --> 00:21:27,451
‫چون اونا نو نیستن.

381
00:21:27,535 --> 00:21:29,578
‫ریباک کلاسیک من توش
‫یه جوراب بود.

382
00:21:30,705 --> 00:21:32,999
‫و آپارتمان خودمون واقعا
‫داره از هم می پاشه.

383
00:21:33,082 --> 00:21:34,709
‫- خدایا، خوشگله، مگه نه؟
‫- آره.

384
00:21:38,421 --> 00:21:39,547
‫- سلام، رفیق.
‫- سلام.

385
00:21:39,630 --> 00:21:40,631
‫- سلام.
‫- نیکی هستم.

386
00:21:40,715 --> 00:21:42,341
‫- بله، نیکی. بله.
‫- جیسون. اسم شما چیه؟

387
00:21:42,425 --> 00:21:43,801
‫- توبی.
‫- سلام، توبی، چه طوری؟

388
00:21:43,843 --> 00:21:46,429
(کمدن اسمبلی)

389
00:21:57,398 --> 00:21:59,150
‫- سلام.
‫- سلام.

390
00:22:01,152 --> 00:22:03,362
‫- من...من نمیام.
‫- چی؟

391
00:22:03,988 --> 00:22:06,323
‫- من نمیام.
‫- اما الان این جایی.

392
00:22:06,407 --> 00:22:08,826
‫آره، اما فقط برای این که
‫بهت بگم نمیام.

393
00:22:09,410 --> 00:22:12,371
‫- باشه.
‫- فیزیکی این جام اما از نظر اخلاقی نه.

394
00:22:12,997 --> 00:22:14,331
‫باشه.

395
00:22:15,082 --> 00:22:17,293
‫چون قرار نیست درباره
‫رینا حرف بزنیم، درسته؟

396
00:22:17,376 --> 00:22:18,836
‫یعنی، جفتمون می دونیم.

397
00:22:19,587 --> 00:22:21,714
‫من باهات 50 کلمه
‫حرف زده م.

398
00:22:22,840 --> 00:22:25,843
‫حتی نمی شناسمت. حتی
‫نمی دونم چرا این جام.

399
00:22:25,926 --> 00:22:27,178
‫خب، من فکر کردم
‫این جا نیستی که!

400
00:22:28,137 --> 00:22:30,556
‫و اون کلمه ها هم خوب بودن.

401
00:22:32,725 --> 00:22:34,393
‫آره. من میرم.

402
00:22:35,060 --> 00:22:36,562
‫- باشه.
‫- باشه.

403
00:22:36,812 --> 00:22:40,024
‫- خب، شماها کجایین؟
‫- کمدن.

404
00:22:40,107 --> 00:22:42,067
‫- کمدن، آره.
‫- آره. قشنگه، اما می دونی...

405
00:22:42,151 --> 00:22:45,779
‫آره، یعنی، باید قاعدتا
‫رو بورس باشه، درسته؟

406
00:22:45,863 --> 00:22:49,200
‫- آره.
‫- اما فقط یه بانک و 12 جا برای خرید مواد داره.

407
00:22:49,283 --> 00:22:50,784
‫آره، درسته.

408
00:22:51,994 --> 00:22:53,787
‫این جا خیلی قشنگه.

409
00:22:53,871 --> 00:22:54,872
‫وای.

410
00:22:54,955 --> 00:22:57,333
‫همون طور که می تونین تقریبا
‫سرویس اختصاصی داره.

411
00:22:57,416 --> 00:23:00,878
‫و فضاش زیاده و باغچه ش
‫رو به جنوبه.

412
00:23:00,961 --> 00:23:02,880
‫اُه، وای.

413
00:23:02,963 --> 00:23:04,757
‫خودتون باغچه دارین؟

414
00:23:04,840 --> 00:23:07,301
‫نه، نه، اما یه گلدون
‫پنجره ای داشتیم.

415
00:23:07,384 --> 00:23:09,303
‫اما از دستمون رفت.

416
00:23:09,386 --> 00:23:11,222
‫باشه. می ذارم اطراف رو
‫نگاه کنین.

417
00:23:11,305 --> 00:23:12,806
‫- خیلی خوب، رفیق.
‫- و راحت باشین.

418
00:23:12,890 --> 00:23:14,558
‫- عالیه. خیلی ممنون.
‫- مرسی.

419
00:23:17,561 --> 00:23:19,271
‫اُه، خدای من.

420
00:23:25,236 --> 00:23:26,695
‫خدای بزرگ.

421
00:23:31,867 --> 00:23:34,078
‫- عاشقشیم.
‫- به نظر عالی میاد، مگه نه؟

422
00:23:34,161 --> 00:23:37,039
‫معرکه ست. خب، ما می خوایم
‫در اسرع وقت اسباب کشی کنیم.

423
00:23:37,122 --> 00:23:39,917
‫- پس به مشاور املاک خبر میدم.
‫- خیلی خوب، محشره.

424
00:23:40,000 --> 00:23:41,168
‫عالیه. می تونین بقیه رو ببینین.

425
00:23:41,252 --> 00:23:42,670
‫- بقیه؟
‫- منظورت چیه؟

426
00:23:42,753 --> 00:23:43,921
‫- هی!
‫- سلام، چه طورین؟

427
00:23:44,004 --> 00:23:45,005
‫- سلام. سلام.
‫- خوبی؟

428
00:23:45,089 --> 00:23:47,758
‫اینا نیکی و جیسون هستن.
‫می خوان اتاق رو بگیرن.

429
00:23:47,841 --> 00:23:48,842
‫اتاق رو؟

430
00:23:48,926 --> 00:23:51,303
‫آره! بله، بیاین. بیاین
‫با ما زندگی کنین.

431
00:23:51,387 --> 00:23:52,596
‫- واقعا قشنگه.
‫- «اتاق».

432
00:23:52,680 --> 00:23:54,223
‫غیر از قفل دستشویی طبقه
‫پایین که هنوز کار نمی کنه.

433
00:23:54,306 --> 00:23:55,474
‫نمی دونستم فقط یه اتاقه.

434
00:23:55,557 --> 00:23:57,184
‫پس فقط وقتی داخلین
‫باید آواز بخونین.

435
00:23:59,353 --> 00:24:01,021
‫- مرسی، رفیق. در تماس خواهیم بود.
‫- آره.

436
00:24:01,105 --> 00:24:02,773
‫- ممنون.
‫- آره، به زودی صحبت می کنیم.

437
00:24:02,856 --> 00:24:04,525
‫- آره، خداحافظ.
‫- آره، عالیه. می بینیمت.

438
00:24:05,734 --> 00:24:07,152
‫چرا کل آگهی رو نخوندی؟

439
00:24:07,236 --> 00:24:09,280
‫کلمه «قشنگ» رو دیدم و یه راست
‫رفتم سراغ عکس ها.

440
00:24:09,363 --> 00:24:10,698
‫درست مثل بقیه.

441
00:24:11,156 --> 00:24:14,868
‫توبی. یعنی توبی دیگه چه جور اسمیه؟
‫بین این همه اسم که میشد انتخاب کرد، توبی؟

442
00:24:14,952 --> 00:24:16,912
‫- من یه گواوا دزدیدم.
‫- چی؟ چرا؟

443
00:24:16,996 --> 00:24:19,290
‫- چون اون کمدن رو مسخره کرد.
‫- تو کمدن رو مسخره کردی!

444
00:24:19,373 --> 00:24:21,792
‫آره، من اجازه دارم کمدن رو مسخره
‫کنم. جاییه که زندگی می کنم!

445
00:24:21,875 --> 00:24:23,293
‫باشه.

446
00:24:23,335 --> 00:24:25,337
‫(کمدن تاون)

447
00:24:28,090 --> 00:24:29,883
‫- چیزی لازم دارین، بچه ها؟
‫- نه، مرسی.

448
00:24:29,967 --> 00:24:31,427
‫اما مرسی که پرسیدی.

449
00:24:31,510 --> 00:24:33,095
‫خیلی خوب، بچه ها.
‫کتونی جدید می خواین؟

450
00:24:33,178 --> 00:24:34,513
‫از قیافه مون بفهم، استیو.

451
00:24:34,596 --> 00:24:35,597
‫چیزی می خواین، رفقا؟

452
00:24:37,558 --> 00:24:40,060
‫آره، داداش. آره، کتونی
‫جدید، کتونی جدید.

453
00:24:52,948 --> 00:24:54,408
‫مثل قبل نیست، ها؟

454
00:24:54,491 --> 00:24:55,492
‫نه.

455
00:24:56,577 --> 00:24:57,786
‫بهتره.

456
00:24:58,871 --> 00:25:00,080
‫یه خونه ست.

457
00:25:22,019 --> 00:25:23,437
‫جیسون؟

458
00:25:28,609 --> 00:25:32,029
‫اُه، خدای...چی؟

459
00:25:35,824 --> 00:25:39,119
‫- چی...چی کار کرده؟
‫- یه اتاق خواب سوم درست کرده.

460
00:25:40,704 --> 00:25:43,123
‫جیسون، این باورنکردنیه.

461
00:25:44,750 --> 00:25:45,959
‫- ببین، نیکی، نیکی، نگاه.
‫- بله؟

462
00:25:46,043 --> 00:25:48,545
‫دستگیره کوچیک هم برای
‫دستای کوچولوشون گذاشته.

463
00:25:48,629 --> 00:25:49,922
‫بس کن.

464
00:25:51,799 --> 00:25:53,967
‫این جنون آمیزترین...

465
00:25:54,802 --> 00:25:57,054
‫...و شیرین ترین چیزه.

466
00:25:58,931 --> 00:26:01,183
‫- اصلا ممکنه؟
‫- خب، نمی دونم!

467
00:26:02,601 --> 00:26:05,687
‫یه آپارتمان سه خوابه ست!
‫یه جورایی.

468
00:26:07,022 --> 00:26:09,775
‫- صاحب خونه چی میگه...
‫- نگو. نگو.

469
00:26:10,317 --> 00:26:12,736
‫بیا فقط امشب ازش لذت
‫ببریم، جیس.

470
00:26:15,822 --> 00:26:16,907
‫خدای من.

471
00:26:33,215 --> 00:26:35,259
‫(برای فلامنکو)

472
00:35:17,321 --> 00:35:21,325
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «رومینا»

473
00:35:22,660 --> 00:35:24,745
‫- یه کم حیات وحش؟
‫- آره.

474
00:35:24,829 --> 00:35:26,038
‫- زدی تُند بره جلو؟
‫- آره.

475
00:35:26,122 --> 00:35:27,540
‫- هیچ حیوونی نمی میره؟
‫- نه.

476
00:35:27,623 --> 00:35:29,000
‫باشه، خوبه.

477
00:35:29,083 --> 00:35:30,168
‫شاید یه گکو.
‫(نوعی مارمولک)

478
00:35:30,251 --> 00:35:32,545
‫نه، عیبی نداره. خیلی از
‫گکوها خوشم نمیاد.

479
00:35:36,674 --> 00:35:37,675
‫چیه؟

480
00:35:37,758 --> 00:35:40,845
‫فقط دلم برای ماهی ها می سوزه.
‫همیشه به نظر خیلی سرد میان.

481
00:35:41,470 --> 00:35:43,306
‫یعنی، زندگی نیست که، نه؟

482
00:35:45,016 --> 00:35:47,101
‫این که دلت برای همه چی
‫بسوزه چه حسیه؟

483
00:35:47,184 --> 00:35:49,854
‫اُه، خدایا، جیسون، کاملا
‫خسته کننده ست.

484
00:35:49,937 --> 00:35:51,689
‫دیگه نمی تونم حتی به فیل ها
‫نگاه کنم.

485
00:35:54,609 --> 00:35:55,610
‫اون کیه؟

486
00:35:56,235 --> 00:35:57,695
‫- اُه، پنیه.
‫- چی میگه؟

487
00:35:57,778 --> 00:36:00,323
‫فردا یه سر میاد.
‫خبر داره.

488
00:36:01,866 --> 00:36:03,868
‫- نگفت چه خبری؟
‫- نه.

489
00:36:05,661 --> 00:36:06,662
‫سلام، مامان. خوبی؟

490
00:36:06,746 --> 00:36:09,206
‫اون هیچ چیز جدیدی رو امتحان
‫نمی کنه، برای همین تنهایی میرم.

491
00:36:09,290 --> 00:36:12,335
‫اسپانیا، جیسون، اسپانیا!
‫خودش رو به کشتن میده!

492
00:36:12,418 --> 00:36:15,212
‫تعطیلات و قدم زدن تو آلیکانته ست،
‫بابا. هیچ کس قرار نیست کشته بشه.

493
00:36:15,296 --> 00:36:19,133
‫می خوام تجربه کنم! می خوام
‫تو لحظه زندگی کنم!

494
00:36:19,634 --> 00:36:22,470
‫می خوام روده گاومیش بخورم و
‫فلامنکو اجرا کنم!

495
00:36:22,553 --> 00:36:24,472
‫- مامانت دیوونه شده، جیسون.
‫- روده گاومیش؟

496
00:36:24,555 --> 00:36:26,182
‫- نمی دونم.
‫- درباره اسانس وانیلی بهت گفتم؟

497
00:36:26,265 --> 00:36:27,558
‫محض رضای خدا.

498
00:36:28,684 --> 00:36:33,105
‫تو کابینت اسانس وانیلی هست که
‫نه سال قدمت داره و به ندرت استفاده شده.

499
00:36:33,189 --> 00:36:36,609
‫اگه همین قدر قنادی کنم،
‫قبل از این که خالی بشه می میرم.

500
00:36:37,360 --> 00:36:39,654
‫اسانس وانیلی از من
‫بیشتر عمر می کنه!

501
00:36:41,489 --> 00:36:42,698
‫خیلی خوب، باشه!

502
00:36:43,324 --> 00:36:45,993
‫خوشحال میشم که به ایوون
‫بزرگتر برای حیاط پشتی فکر کنم.

503
00:36:46,702 --> 00:36:49,580
‫ایوون نه، ویک. از
‫ایوون خسته شده م.

504
00:36:49,664 --> 00:36:51,999
‫نمی تونی همه ش ایوون رو
‫پرت کنی طرف این مشکل.

505
00:36:53,626 --> 00:36:55,169
‫و قطع کرد.

506
00:36:55,920 --> 00:36:58,881
‫می دونی، اگه ما هم یه کم بیشتر
‫تو لحظه زندگی کنیم، ضرر نداره.

507
00:37:03,636 --> 00:37:06,555
‫خیلی احمقی.

508
00:37:22,530 --> 00:37:24,907
‫آره، فقط ماشین رو بیرون
‫ترمینال 4 بردارین.

509
00:37:26,117 --> 00:37:29,453
‫آره، نه، می دونم. من هم سر
‫رسیدن و رفتن گیج میشم.

510
00:37:29,537 --> 00:37:31,831
‫چون می دونین، قراره
‫به فرودگاه برسم.

511
00:37:33,165 --> 00:37:36,669
‫ممنون. من هم فکر می کنم
‫شما خیلی آدم خاصی هستین.

512
00:37:37,545 --> 00:37:39,296
‫باشه، خداحافظ. از ماشینتون
‫لذت ببرین.

513
00:37:39,380 --> 00:37:42,383
‫- هی، می دونستی ریچارد داره میره؟
‫- واقعا؟

514
00:37:43,884 --> 00:37:45,636
‫میری دنبال شغلش؟

515
00:37:45,719 --> 00:37:48,806
‫جن. اونا هیچ وقت نمی ذارن
‫من مدیر باشم.

516
00:37:48,889 --> 00:37:50,558
‫چرا فکر می کنی
‫اونا از ما بهترن؟

517
00:37:50,641 --> 00:37:54,270
‫خیلی خوب، ولوو استیت می رونه.
‫اونا که فضانورد نیستن!

518
00:37:54,353 --> 00:37:56,772
‫صادقانه میگم، به من نمی خوره.

519
00:38:00,776 --> 00:38:02,319
‫سلام. مرسی که منتظر موندین.

520
00:38:03,279 --> 00:38:05,573
‫آره، شما تو صف بودین، پس...

521
00:38:06,657 --> 00:38:09,910
‫درسته، یعنی، فکر کنم اگه
‫این قدر از صف ها بدتون میاد،

522
00:38:09,994 --> 00:38:11,704
‫شاید ماشین ها به دردتون نخورن.

523
00:38:36,520 --> 00:38:37,563
‫- سلام، رینا.
‫- سلام.

524
00:38:37,646 --> 00:38:39,315
‫- اون کیه؟
‫- خاله م.

525
00:38:39,398 --> 00:38:40,357
‫سلام، بچه ها. چه طورین؟

526
00:38:40,441 --> 00:38:42,359
‫پس بابات دیگه نمیاد دنبالت؟

527
00:38:42,443 --> 00:38:43,611
‫نه.

528
00:38:45,362 --> 00:38:47,781
‫- شاید برسوندت؟
‫- نه، کار جدید گرفته.

529
00:38:47,865 --> 00:38:50,576
‫خب، گاهی وقت ها باباها
‫باید کار کنن.

530
00:38:51,619 --> 00:38:54,955
‫معنیش این نیست که ما رو
‫دوست نداره...منظورم «تو رو» بود.

531
00:38:55,039 --> 00:38:57,291
‫معنیش این نیست که
‫تو رو دوست نداره.

532
00:38:59,668 --> 00:39:01,086
‫باشه، باشه، بدو برو.

533
00:39:01,170 --> 00:39:02,588
‫خاله ساشی!

534
00:39:03,422 --> 00:39:04,423
‫سلام.

535
00:39:05,090 --> 00:39:06,342
‫خداحافظی کن.

536
00:39:07,635 --> 00:39:08,552
‫خداحافظ.

537
00:39:21,357 --> 00:39:22,691
‫جیسون؟

538
00:39:24,860 --> 00:39:26,612
‫حمومتون کاشی کاری
‫جدید لازم داشت.

539
00:39:28,614 --> 00:39:29,615
‫باشه.

540
00:39:31,659 --> 00:39:33,077
‫مرسی.

541
00:39:36,288 --> 00:39:37,748
‫- سلام.
‫- جیس.

542
00:39:37,831 --> 00:39:39,625
‫- چیه؟
‫- چرا بابات داره حموممون رو کاشی کاری می کنه؟

543
00:39:39,708 --> 00:39:41,502
‫- حالش خوبه؟
‫- گوش کن، مزاحمش نشو.

544
00:39:41,585 --> 00:39:44,713
‫وقتی حموممون دوباره کاشی کاری
‫شد، میریم سراغ این سوالات.

545
00:39:45,506 --> 00:39:47,424
‫اُه، نه، مضطربم.

546
00:39:47,508 --> 00:39:48,634
‫می دونم، می دونم.

547
00:39:49,385 --> 00:39:51,553
‫- باشه، خیلی خوب. من جواب میدم.
‫- باشه. آره.

548
00:39:58,310 --> 00:40:00,104
‫سلام، پنی.

549
00:40:00,187 --> 00:40:01,814
‫- می خوای بیای تو؟
‫- بله، لطفا.

550
00:40:06,402 --> 00:40:10,239
‫حالا حاشیه موکتتون کار داره.
‫هیچ وقت کارم تموم نمیشه!

551
00:40:10,322 --> 00:40:11,990
‫ببخشید، مامانم نیست.
‫فکر کنم اون یه ذره تنهاست.

552
00:40:12,074 --> 00:40:13,075
‫آره.

553
00:40:14,451 --> 00:40:16,412
‫خب، چه خبره؟

554
00:40:16,495 --> 00:40:18,664
‫درسته، خیلی وقت نداریم.

555
00:40:18,747 --> 00:40:20,958
‫می تونم رک باشم؟ جوابش رو
‫ندین. وقت نداریم.

556
00:40:21,041 --> 00:40:22,251
‫رک و پوست کنده میگم.

557
00:40:22,334 --> 00:40:26,755
‫مقامات محلی دارن یه خانواده
‫دیگه رو برای پرنسس در نظر می گیرن.

558
00:40:30,217 --> 00:40:31,218
‫چرا؟

559
00:40:32,344 --> 00:40:35,848
‫خب، فرصتی پیش اومده که پرنسس و
‫برادرش رو با هم به خانواده ای بدن،

560
00:40:35,931 --> 00:40:38,976
‫و اونا خیلی خوشحال میشن که اگه
‫امکانش باشه بچه ها رو پیش هم نگه دارن.

561
00:40:39,059 --> 00:40:43,480
‫و ببینین، می دونم سخته، اما
‫تشویقتون می کنم که اگه می تونین،

562
00:40:43,564 --> 00:40:46,650
‫به درون خودتون نگاه کنین و این شجاعت
‫رو پیدا کنین که این خبر رو خوش بدونین،

563
00:40:46,734 --> 00:40:50,028
‫چون برای اونا...واقعا هست.

564
00:40:50,112 --> 00:40:53,198
‫یعنی، سخت...سخت نیست.
‫یعنی، ما با هم دیدیمشون.

565
00:40:53,282 --> 00:40:57,119
‫- سخت...سخت نیست، اما...
‫- یعنی، یه ذره سخت هست.

566
00:40:58,662 --> 00:40:59,663
‫می دونم.

567
00:41:03,917 --> 00:41:05,169
‫نمیشه ما جفتشون رو بگیریم؟

568
00:41:06,211 --> 00:41:08,630
‫گرفتن دو تا بچه کار
‫حضرت فیله.

569
00:41:08,714 --> 00:41:12,885
‫و من می دونم. شخصا دو تا بچه خوشحال و
‫خونگرم و عاقل بزرگ کرده م...

570
00:41:12,968 --> 00:41:13,969
‫...بین چهار تا بچه م.

571
00:41:14,052 --> 00:41:16,180
‫ما می تونیم انجامش بدیم.
‫می دونم که می تونیم.

572
00:41:16,263 --> 00:41:17,639
‫تازه بحث جا داشتن هم هست.

573
00:41:17,723 --> 00:41:20,642
‫ما جا داریم. پنی! ما...ما
‫جا داریم.

574
00:41:20,726 --> 00:41:23,145
‫- داریم؟
‫- آره، کاملا.

575
00:41:23,228 --> 00:41:26,857
‫یعنی، پنی، این جا بزرگ تر از چیزیه که
‫به نظر میاد. فقط...ریخت و پاشه.

576
00:41:26,940 --> 00:41:28,984
‫اونا معمولا می خوان هر بچه
‫اتاق خودش رو داشته باشه.

577
00:41:29,067 --> 00:41:32,029
‫- جیسون، کمکم کن این خرت و پرتا رو جمع کنم.
‫- چرا؟ چی اون زیره، یه اتاق خواب سوم؟

578
00:41:32,112 --> 00:41:33,780
‫شاید بتونن تو تخت ما بخوابن.

579
00:41:33,864 --> 00:41:35,240
‫ما می تونیم رو کاناپه بخوابیم.

580
00:41:35,324 --> 00:41:36,909
‫- اتفاقا زیاد رو کاناپه می خوابیم.
‫- دیدی؟

581
00:41:36,992 --> 00:41:41,079
‫با این که تمام این نقشه ها به نظر خیلی
‫قانع کننده میاد، باید بذاریم این اتفاق بیفته.

582
00:41:41,163 --> 00:41:42,581
‫این یه فرآینده.

583
00:41:42,664 --> 00:41:45,375
‫فراز و نشیب داره و الان تو
‫نشیب ترین نشیبیم.

584
00:41:45,459 --> 00:41:47,711
‫فقط باید قوی بمونین.

585
00:41:47,794 --> 00:41:51,298
‫به هم دیگه تکیه کنین و من به محض
‫این که تصمیم رو فهمیدیم، زنگ می زنم.

586
00:41:51,381 --> 00:41:53,592
‫کسی هست که بتونه در چند
‫هفته آینده ازتون حمایت کنه؟

587
00:41:53,675 --> 00:41:55,385
‫کسی که درک کنه؟

588
00:41:55,886 --> 00:41:58,805
‫- آچار زاویه دارت کجاست؟
‫- من آچار زاویه دار ندارم.

589
00:41:59,348 --> 00:42:01,099
‫چه طور ممکنه آچار زاویه دار
‫نداشته باشی؟

590
00:42:01,183 --> 00:42:03,018
‫به گمونم می تونم با مته
‫کرگیریت هم کار کنم.

591
00:42:03,101 --> 00:42:04,645
‫از اونا هم ندارم.

592
00:42:04,728 --> 00:42:07,773
‫برای بنایی که از مته
‫چهار شیار استفاده نمی کنی؟

593
00:42:07,856 --> 00:42:09,149
‫فکر کردی من کیم، بابا؟

594
00:42:09,233 --> 00:42:11,818
‫ببخشید، ویک، می تونی...می تونی
‫فقط یه دقیقه تنهامون بذاری، لطفا؟

595
00:42:13,237 --> 00:42:14,363
‫چی شده؟

596
00:42:14,446 --> 00:42:17,241
‫اونا یکی رو پیدا کردن که می تونه
‫هم پرنسس و هم برادرش رو بگیره.

597
00:42:17,324 --> 00:42:20,327
‫- چرا شما نمی گیریدشون؟
‫- هر بچه ای باید اتاق خودش رو داشته باشه.

598
00:42:20,410 --> 00:42:22,871
‫چرا؟ من که نداشتم.
‫تا حالا نداشته م.

599
00:42:23,580 --> 00:42:25,457
‫من یه برادر داشتم و بعدش هم
‫ازدواج کردم.

600
00:42:26,208 --> 00:42:27,709
‫اتاق داشتن چه ربطی داره؟

601
00:42:27,793 --> 00:42:30,045
‫ملکه صدها اتاق داره و
‫بچه هاش رو نگاه کن.

602
00:42:30,128 --> 00:42:32,130
‫- همه ساده لوح و منحرفن.
‫- بابا، یه دقیقه تنهامون می ذاری؟

603
00:42:32,214 --> 00:42:35,384
‫- کودن تمام عیار، همه شون.
‫- لطفا، بابا. فقط...مرسی.

604
00:42:37,886 --> 00:42:40,138
‫اون خیلی با بچه ها زمان
‫سپری می کنه یا...

605
00:42:40,222 --> 00:42:41,974
‫بدون نظارت، نه. نه.

606
00:42:44,559 --> 00:42:46,645
‫نه، خوبه که می تونن
‫با هم بمونن.

607
00:42:47,854 --> 00:42:49,231
‫ما بهترین رو براشون می خوایم.

608
00:42:49,314 --> 00:42:50,315
‫- مگه نه؟
‫- آره. آره.

609
00:42:50,399 --> 00:42:52,776
‫به محض این که تصمیم رو
‫فهمیدم، بهتون زنگ می زنم.

610
00:42:52,859 --> 00:42:54,236
‫ممنون، پنی.

611
00:42:56,279 --> 00:42:58,907
‫میشه یه ذره بهشون
‫فضا بدی؟

612
00:43:01,785 --> 00:43:04,162
‫چیزی نیست. چیزی
‫نیست. هی.

613
00:43:05,622 --> 00:43:06,623
‫بیا.

614
00:43:07,332 --> 00:43:08,375
‫ادامه میدیم.

615
00:43:08,458 --> 00:43:11,128
‫- باشه؟ ادامه میدیم.
‫- خیلی خسته م.

616
00:43:13,463 --> 00:43:15,632
‫پس برای چی تو اسپانیا نیستی؟

617
00:43:17,801 --> 00:43:19,344
‫به درد من نمی خوره.

618
00:43:23,974 --> 00:43:25,058
‫باشه.

619
00:43:30,355 --> 00:43:34,025
‫- اون نمی خواد اون جا باشم.
‫- دعوتت کرد؟

620
00:43:37,738 --> 00:43:39,573
‫یه ذره عوض شده.

621
00:43:40,866 --> 00:43:42,993
‫آره، مردم این کار رو می کنن.

622
00:43:45,287 --> 00:43:47,497
‫می خواد فلامنکو اجرا کنه.

623
00:43:49,416 --> 00:43:51,251
‫می تونی من رو در حال
‫این کار تصور کنی؟

624
00:43:53,044 --> 00:43:54,463
‫به من گوش کن.

625
00:43:54,546 --> 00:43:58,383
‫بعد از 60 سال، تنها چیزی که من برای
‫نشون دادن داشتم، اعتیاد به سس خوری های عتیقه،

626
00:43:58,467 --> 00:44:00,385
‫یه شوهر داغون تر از
‫اطرافیان ادل و...

627
00:44:00,469 --> 00:44:02,554
‫...یه درد تیرکشنده وقتی که
‫به چپ نگاه می کنم بود.

628
00:44:02,637 --> 00:44:06,183
‫چهار سال بعد، با دو تا از اعضای
‫دولت سایه صمیمی شدم،

629
00:44:06,266 --> 00:44:07,434
‫و هنوز کارم تموم نشده.

630
00:44:07,517 --> 00:44:09,019
‫سرطان گرفتم و شکستش دادم،

631
00:44:09,102 --> 00:44:12,314
‫دامنه حرکت گردنم کامل برگشت،
‫کره ای یاد گرفتم،

632
00:44:13,940 --> 00:44:15,942
‫و بالغ بر 30 بچه رو از
‫خونه های خطرناک نجات دادم...

633
00:44:16,026 --> 00:44:18,945
‫...چون من بهترین مددکار اجتماعی
‫کودک و خانواده تو شمال شرق...

634
00:44:19,029 --> 00:44:20,780
‫...لندن هستم.

635
00:44:20,864 --> 00:44:24,493
‫هنوز هیچ کس داستان زندگی من رو
‫لمینت نکرده، یا داستان تو رو.

636
00:44:25,660 --> 00:44:29,247
‫دفعه بعدی که دیدمت، بهتره
‫سوراخ کاری گوش و بینی داشته باشی.

637
00:44:29,331 --> 00:44:31,208
‫یا اون یا تی شرتی که
‫یه کم رنگ داشته باشه.

638
00:44:36,379 --> 00:44:37,422
‫- باشه.
‫- اُه، خدای من!

639
00:44:37,506 --> 00:44:40,383
‫تنها چیزی که لازم داریم تا بتونیم
‫این بچه ها رو بگیریم، چیه؟

640
00:44:40,467 --> 00:44:45,305
‫پول، تجربه، آمادگی، تأیید
‫خدمات اجتماعی...

641
00:44:45,388 --> 00:44:46,640
‫دقیقا. یه اتاق خواب دیگه.

642
00:44:46,723 --> 00:44:49,559
‫پس برای چی یه جایی که سه
‫خواب داره رو اجاره نمی کنیم؟

643
00:44:49,643 --> 00:44:51,102
‫- با پول کی، نیک؟
‫- من.

644
00:44:51,186 --> 00:44:54,147
‫یه پُست مدیریتی سر کارم داره خالی
‫میشه. من شانسم رو امتحان می کنم.

645
00:44:54,231 --> 00:44:55,774
‫فکر کردم گفتی سر جای
‫خودت خوشحالی.

646
00:44:55,857 --> 00:44:58,777
‫نوچ. وقتشه که یه حرکتی بکنم.
‫باید کنترل زندگیم رو دست بگیرم،

647
00:44:58,860 --> 00:45:01,571
‫و دیگه نباید همیشه به
‫بقیه تکیه کنم.

648
00:45:03,198 --> 00:45:04,908
‫- می تونم لپ تاپت رو قرض بگیرم؟
‫- بفرما.

649
00:45:05,617 --> 00:45:07,577
‫«عملیات اجاره یه آپارتمان بزرگتر»
‫از این جا شروع میشه.

650
00:45:08,703 --> 00:45:11,331
‫می دونی که اسم عملیات رو اون
‫کاری که واقعا می کنن نمی ذارن، درسته؟

651
00:45:11,414 --> 00:45:12,415
‫چی؟

652
00:45:12,499 --> 00:45:14,876
‫خب، یه اسم رمزی لازم داره،
‫وگرنه چه فایده داره؟

653
00:45:14,960 --> 00:45:17,128
‫- درباره چی حرف می زنی؟
‫- اسم عملیات والکیری که...

654
00:45:17,212 --> 00:45:19,339
‫...«عملیات بیاین مخفیانه آدولف
‫هیتلر رو بکشیم» نبود، بود؟

655
00:45:19,422 --> 00:45:22,259
‫اُه، خدایا، جیس. داری کل حالی که
‫میده رو از بین می بری، مگه نه؟

656
00:45:23,593 --> 00:45:26,137
‫(جستجوی املاک)

657
00:45:26,763 --> 00:45:29,057
‫اُه، لعنت بر شیطون.
‫سه هزار تا در ماه؟

658
00:45:46,616 --> 00:45:48,952
‫اُه، خدای من.

659
00:45:49,035 --> 00:45:50,203
‫به ته خط رسیدم، نیکی.

660
00:45:50,287 --> 00:45:52,831
‫دوشنبه این قدر
‫خمار شدم که...

661
00:45:52,914 --> 00:45:54,958
‫...با یه منطقه پنجی
‫دوست شدم.

662
00:45:56,001 --> 00:45:59,087
‫باید تموم شه. من هنوز بهترینی که
‫می تونم باشم، نیستم.

663
00:45:59,170 --> 00:46:01,256
‫- موهات معرکه ست.
‫- مرسی، لازمش داشتم.

664
00:46:01,339 --> 00:46:02,924
‫کلی آسیب روانی تو
‫چتری هام نهفته بود.

665
00:46:04,134 --> 00:46:06,177
‫ضمنا، تصمیم گرفتم...

666
00:46:06,261 --> 00:46:08,096
‫می خوام برای ترفیع
‫کاندید بشم.

667
00:46:09,556 --> 00:46:10,557
‫باشه.

668
00:46:10,640 --> 00:46:13,893
‫نمی تونم تو سی سالگیم هم بشینم
‫این جا و تلفن جواب بدم، نیکی.

669
00:46:13,977 --> 00:46:15,562
‫- خودم رو می کشم.
‫- آره.

670
00:46:15,645 --> 00:46:17,147
‫و ساعت کاری مدیریت
‫انعطاف پذیره.

671
00:46:17,230 --> 00:46:19,774
‫بالاخره می تونم از این
‫ساعت 10 تا 4 مسخره بیام بیرون.

672
00:46:19,858 --> 00:46:22,610
‫جن، می دونی که قرار نیست
‫این ساعت ها این جا...

673
00:46:22,694 --> 00:46:24,654
‫ضمنا، دیروز گوشیم رو
‫یادم رفت.

674
00:46:24,738 --> 00:46:26,489
‫پس مجبور بودم کار کنم و
‫می دونی چیه؟

675
00:46:26,573 --> 00:46:28,241
‫خیلی ازش بدم نیومد.

676
00:46:28,324 --> 00:46:30,035
‫و گفتم اگه تو قرار نیست
‫امتحانش کنی، پس...

677
00:46:30,118 --> 00:46:31,327
‫باشه، آره.

678
00:46:32,454 --> 00:46:33,913
‫موضوع اینه که من...

679
00:46:33,997 --> 00:46:36,416
‫راستش من هم فکر کردم
‫شاید امتحانش کنم.

680
00:46:37,000 --> 00:46:39,085
‫- واقعا؟
‫- آره، عیبی که نداره؟

681
00:46:39,169 --> 00:46:40,962
‫اُه، خدای من، البته که نه!

682
00:46:41,046 --> 00:46:44,007
‫معلوم شد که یه آپارتمان بزرگتر لازم داریم
‫وگرنه بچه هایی که می خوایم رو نمی گیریم.

683
00:46:44,090 --> 00:46:45,800
‫ضمنا، یه لپ تاپ شخصی می گیری.

684
00:46:45,884 --> 00:46:48,845
‫پس می تونی هر چی خواستی بدون
‫غیرفعال کردن آدرس آی پی سرچ کنی.

685
00:46:50,013 --> 00:46:51,639
‫آره، اون هم هست.

686
00:46:54,684 --> 00:46:57,896
‫سلام. اتوموبیل اجاره ای ویستا،
‫جنیفر هستم. چه طور می تونم کمکتون کنم؟

687
00:46:59,314 --> 00:47:02,358
‫ممنون که همین که
‫گفتم اومدین.

688
00:47:02,442 --> 00:47:06,946
‫فقط فکر می کنم یه استعداد
‫واقعی تو دست و بالمون هست.

689
00:47:07,572 --> 00:47:09,699
‫این چیه؟ اسب آبی؟

690
00:47:10,366 --> 00:47:11,367
‫نه، یه خونه ست.

691
00:47:15,538 --> 00:47:18,792
‫باشه. باشه.

692
00:47:20,835 --> 00:47:23,213
‫پس فقط همین رو می خواستین؟

693
00:47:23,296 --> 00:47:25,924
‫یعنی، من زودتر از محل کارم
‫در اومدم، پس...

694
00:47:26,007 --> 00:47:30,011
‫خب، مدرسه زیاد همچین
‫استعدادی رو نمی بینه.

695
00:47:31,054 --> 00:47:33,014
‫البته یه بچه شهرستانی تو
‫پرتاب وزنه داشتیم،

696
00:47:33,097 --> 00:47:37,268
‫اما اون بیشتر به خاطر مشکل تیروئید
‫بود و تو شرایط مشکوکی هم رفت، پس...

697
00:47:39,020 --> 00:47:43,024
‫نه، منظورم اینه که این
‫یه ماهیه که نقاشی کرده.

698
00:47:44,359 --> 00:47:48,530
‫واقعا حرکات رو تو
‫موها نشون داده.

699
00:47:50,406 --> 00:47:52,700
‫اون جا تکیه نداده بوده؟

700
00:47:52,784 --> 00:47:55,119
‫و همه معلم ها دوستش دارن.

701
00:47:56,079 --> 00:47:59,707
‫غالبا به خاطر این که زیاد حرف
‫نمی زنه، اما این خودش یه استعداده.

702
00:48:00,583 --> 00:48:04,128
‫و...صورتش همیشه بعد از
‫ناهار تمیزه.

703
00:48:06,297 --> 00:48:09,092
‫خب، مشخصا بااستعداده.

704
00:48:10,134 --> 00:48:13,346
‫شاید باید هم دیگه رو ببینیم و
‫یه برنامه ای بچینیم.

705
00:48:14,138 --> 00:48:16,266
‫برای پرورش استعدادش.

706
00:48:17,267 --> 00:48:19,143
‫البته. بله.

707
00:48:20,478 --> 00:48:22,021
‫فردا به صرف نوشیدنی؟

708
00:48:22,105 --> 00:48:24,107
‫می تونیم ساعت 6 تو کمدن
‫اسمبلی هم رو ببینیم.

709
00:48:24,691 --> 00:48:25,692
‫درسته، باشه. بله.

710
00:48:27,110 --> 00:48:30,071
‫- اون جا می بینمتون.
‫- اون جا می بینمتون.

711
00:48:33,866 --> 00:48:34,867
‫ممنون.

712
00:48:37,203 --> 00:48:40,540
‫حتی اگه ترفیع جدیدت رو بگیری،
‫پولمون به هیچ کدوم اینا نمی رسه. نگاه کن.

713
00:48:40,999 --> 00:48:42,417
‫نمیشه دورتر از
‫لندن بگردی؟

714
00:48:42,500 --> 00:48:44,085
‫من تا برایتون رفتم.
‫هیچی نیست.

715
00:48:44,168 --> 00:48:45,920
‫- خب، دورتر برو.
‫- خب، نمی تونیم.

716
00:48:46,004 --> 00:48:47,005
‫چرا؟

717
00:48:47,839 --> 00:48:49,257
‫چون اون جا دریاست.

718
00:48:49,340 --> 00:48:50,508
‫بعد هم فرانسه ست.

719
00:48:51,050 --> 00:48:52,885
‫بعد هم دوباره شروع به
‫گرون تر شدن می کنه.

720
00:48:55,305 --> 00:48:56,764
‫زبان آلبانیاییت چه طوره؟

721
00:49:01,644 --> 00:49:04,647
‫(املاک کلرکول اند سانز)

722
00:49:07,191 --> 00:49:09,610
‫(خانه سه خواب زیبا)

723
00:49:22,540 --> 00:49:23,541
‫سلام، ویک.

724
00:49:24,083 --> 00:49:25,460
‫سوکت سیم کشی
‫مجدد می خواست.

725
00:49:25,543 --> 00:49:28,880
‫درسته. فکر کردم جیسون
‫گفت درستش کردی.

726
00:49:29,464 --> 00:49:31,257
‫استانداردهای ما با هم
‫فرق داره.

727
00:49:34,177 --> 00:49:35,553
‫پیرهنت جدیده؟

728
00:49:35,970 --> 00:49:36,971
‫آره.

729
00:49:37,055 --> 00:49:40,683
‫خیلی قشنگه. شیکه.

730
00:49:40,767 --> 00:49:42,435
‫امروز مصاحبه کاری دارم.

731
00:49:43,102 --> 00:49:46,355
‫مردم زونکن ها رو کنار
‫گذاشتن و دنیا به فنا رفت!

732
00:49:47,356 --> 00:49:48,441
‫آره.

733
00:49:49,442 --> 00:49:52,278
‫- در اون مورد متأسفم.
‫- تقصیر تو نیست.

734
00:49:52,987 --> 00:49:56,157
‫درسته. روز خوبی داشته باشی.

735
00:50:01,996 --> 00:50:03,664
‫اُه، خدای من. دوباره این جاست!

736
00:50:03,748 --> 00:50:06,417
‫یکی دو تا کار داره که بهشون
‫برسه و بعد میره.

737
00:50:06,501 --> 00:50:08,377
‫- خیلی نمی مونه.
‫- جیسون، اون خرت و پرت تو فریزر گذاشته.

738
00:50:08,461 --> 00:50:10,088
‫و قوطی. نگاه کن!

739
00:50:10,922 --> 00:50:13,883
‫اُه، خدای من. چه اتفاقی داره
‫برای این آپارتمان میفته؟

740
00:50:14,926 --> 00:50:16,177
‫کلیدهام کجان؟

741
00:50:18,054 --> 00:50:20,431
‫اُه، تو «عملیات روزی که نیکی
‫ترفیع می گیره» موفق باشی!

742
00:50:20,515 --> 00:50:22,642
‫- دیدی؟ واضح تره، مگه نه؟
‫- اُه، خدایا. آره.

743
00:50:22,725 --> 00:50:25,603
‫یادت نره که ساعت 6 بازدید از
‫اون خونه خیابون میفیلد داریم.

744
00:50:25,686 --> 00:50:27,563
‫- باشه. قطعا سه خوابه ست؟
‫- آره.

745
00:50:27,647 --> 00:50:29,941
‫- چه طور به بودجه مون می خوره؟
‫- نمی دونم، شاید خونه یه قاتل بوده.

746
00:50:30,024 --> 00:50:33,319
‫باشه، پس حتما پاکسازی عمقی
‫شده، مگه نه؟ خیلی خوب.

747
00:50:33,736 --> 00:50:34,821
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

748
00:50:34,904 --> 00:50:36,113
‫گوش کن، موفق باشی، خب؟

749
00:50:36,906 --> 00:50:37,907
‫می ترکونی!

750
00:50:37,990 --> 00:50:40,243
‫- خداحافظ، ویک.
‫- می بینمت.

751
00:50:47,083 --> 00:50:48,835
‫خیلی خوب، من این رو تموم
‫می کنم و بعد میرم.

752
00:50:48,918 --> 00:50:51,963
‫- خیلی خوب.
‫- من کارهای دیگه هم دارم، می دونی؟

753
00:50:52,046 --> 00:50:54,382
‫می دونی که می تونی فقط
‫بیای و سلام بدی، مگه نه؟

754
00:50:54,465 --> 00:50:56,300
‫و گپ بزنی. مجبور نیستی...

755
00:50:56,384 --> 00:50:57,385
‫درباره چی؟

756
00:50:57,468 --> 00:51:00,388
‫خب، چه می دونم.
‫گپ عادی دیگه.

757
00:51:04,976 --> 00:51:07,645
‫- خب، حالت خوبه؟
‫- آره. آره.

758
00:51:10,982 --> 00:51:13,776
‫- تو چی؟
‫- آره. آره.

759
00:51:23,202 --> 00:51:25,079
‫راستش، میشه یه نگاه
‫به تُستر بندازی؟

760
00:51:25,162 --> 00:51:27,498
‫- نون رو نمی گیره.
‫- یعنی ضامنش در رفته.

761
00:51:28,124 --> 00:51:31,002
‫- همینه؟
‫- آره، احتمالا.

762
00:51:35,006 --> 00:51:36,966
‫- خبری از مامانت شنیدی؟
‫- نه.

763
00:51:37,049 --> 00:51:38,175
‫اما اون همه ش دو روزه...

764
00:51:38,259 --> 00:51:40,136
‫- تقریبا سه روزه رفته.
‫- خیلی خوب.

765
00:51:40,219 --> 00:51:42,138
‫چرا تو بهش یه زنگ نمی زنی؟

766
00:51:43,306 --> 00:51:46,684
‫نه. سکوت مثل یه نعمت بوده.

767
00:51:50,938 --> 00:51:53,649
‫- خیلی خوب. می ذارم به کارت برسی.
‫- گفت از زندگیش پشیمونه.

768
00:51:56,861 --> 00:51:58,613
‫اما من تمام زندگیش بودم.

769
00:51:59,780 --> 00:52:02,033
‫فکر نمی کنم از کارهایی که کرده
‫پشیمون باشه، فکر می کنم...

770
00:52:02,116 --> 00:52:05,244
‫...از کارهایی که نکرده
‫پشیمونه. می دونی؟

771
00:52:05,828 --> 00:52:08,372
‫مسئله اضافه کردن بهشونه، نه؟
‫نه کم کردنشون، می دونی؟

772
00:52:08,456 --> 00:52:12,168
‫فکر کنم...فکر کنم تو به کسی...به
‫کسی که یه چیزایی اضافه می کنه، نیاز داری.

773
00:52:12,251 --> 00:52:13,294
‫- دارم؟
‫- آره.

774
00:52:13,377 --> 00:52:17,089
‫آره. فکر می کنم...فکر می کنم برات
‫خوبه. کمکت می کنه رشد کنی و اینا.

775
00:52:18,424 --> 00:52:20,384
‫مفرحه، نیست؟

776
00:52:20,468 --> 00:52:23,429
‫این که رشد یه نفر رو
‫ببینی. تغییرش رو.

777
00:52:25,514 --> 00:52:27,516
‫چون هیچ وقت نمی دونی
‫قراره به چی تبدیل بشن.

778
00:52:31,645 --> 00:52:32,938
‫خیلی خوب پس، رفیق.

779
00:52:39,612 --> 00:52:44,492
‫من پنج سال پیش این جا به عنوان یه دستیار
‫خدمات مشتریان پایین مرتبه شروع به کار کردم.

780
00:52:45,201 --> 00:52:47,328
‫هنوز هم دستیار خدمات مشتریانی.

781
00:52:47,411 --> 00:52:49,038
‫درسته.

782
00:52:49,121 --> 00:52:53,125
‫و این به من یه بینش خاص میده.
‫بذارین یه مثال نشونتون بدم.

783
00:52:54,085 --> 00:52:57,380
‫ما ماشین ها رو به کی اجاره
‫میدیم؟ راننده ها.

784
00:52:58,339 --> 00:53:01,425
‫راننده ها چی می خوان؟ ماشین!

785
00:53:02,259 --> 00:53:05,513
‫و وقتی به ما زنگ می زنن،
‫چی ندارن؟ ماشین!

786
00:53:07,014 --> 00:53:08,349
‫پس چه طور می رسن این جا؟

787
00:53:08,808 --> 00:53:11,852
‫می دونین چند نفر تصمیم گرفتن
‫از ما ماشین اجاره نکنن وقتی...

788
00:53:11,936 --> 00:53:16,148
‫...من بهشون گفتم دنبالشون نمیریم
‫یا نمی رسونیمشون؟ یه عالمه!

789
00:53:16,232 --> 00:53:20,069
‫این همه تجارتی که از دست رفته.
‫به معنی واقعی کلمه هزاران پوند.

790
00:53:20,152 --> 00:53:24,949
‫- پس، اولین کاری که می کنم اگه...
‫- صبر کن. ما میریم دنبال مشتری ها.

791
00:53:26,492 --> 00:53:28,702
‫- چی؟
‫- ما سرویس رفت و آمد ارائه میدیم.

792
00:53:28,786 --> 00:53:31,372
‫این رو حدودا 18 ماه پیش
‫تصویب کردیم. تو...

793
00:53:32,957 --> 00:53:35,084
‫به مردم نگفتی که
‫این کار رو می کنیم؟

794
00:53:47,763 --> 00:53:48,848
‫چه طور پیش رفت؟

795
00:53:48,931 --> 00:53:51,767
‫- واقعا خوب.
‫- هورا!

796
00:53:51,851 --> 00:53:54,395
‫سخت بود، اما تونستم
‫قانعشون کنم.

797
00:53:54,478 --> 00:53:55,729
‫چی، که شغل رو به تو بدن؟

798
00:53:55,813 --> 00:53:57,439
‫نه، برای نگه داشتن
‫شغل فعلیم.

799
00:53:58,482 --> 00:53:59,817
‫یه مدت نتیجه ش اصلا معلوم نبود.

800
00:54:01,026 --> 00:54:03,195
‫فکر کنم شانس داره
‫بهم رو می کنه.

801
00:54:03,279 --> 00:54:06,156
‫این ممکنه شروع یه چیز
‫خیلی خوب برام باشه.

802
00:54:07,616 --> 00:54:11,161
‫سلام. اتوموبیل اجاره ای ویستا، جن
‫هستم. چه طور می تونم کمکتون کنم؟

803
00:54:27,261 --> 00:54:31,515
‫خیلی خوب، بیاین شروع کنیم. ایشون لوسی از
‫شعبه ردینگه و اینشون هم دبی از منابع انسانی.

804
00:54:31,599 --> 00:54:33,851
‫به خاطر واینستین و اینا
‫باید این جا باشه.

805
00:54:35,352 --> 00:54:37,187
‫ما فقط اجازه میدیم
‫راحت باشی.

806
00:54:37,271 --> 00:54:38,689
‫اون خوبه. همه خوبیم.

807
00:54:38,772 --> 00:54:42,610
‫باشه. چه طوره از این جا شروع کنی که
‫بهمون بگی چرا دوست داری به مدیریت منتقل بشی؟

808
00:54:42,693 --> 00:54:47,615
‫بله، خب، به عنوان کارگزار
‫فروش به مشتریان،

809
00:54:47,698 --> 00:54:49,908
‫من تجربه فروش زیادی دارم،

810
00:54:49,992 --> 00:54:52,077
‫و دانش دسته اول از
‫کسب و کار،

811
00:54:52,161 --> 00:54:54,455
‫رابطه خوبی هم با مشتری های
‫فعلی دارم.

812
00:54:54,538 --> 00:54:56,790
‫تو تیم خوب کار می کنم،

813
00:54:56,874 --> 00:55:00,961
‫اما می دونین همچنین
‫به تنهایی.

814
00:55:03,464 --> 00:55:04,923
‫می بخشید.

815
00:55:06,258 --> 00:55:09,803
‫اُه، خدای من. نه، نمی دونم
‫درباره چی دارم حرف می زنم.

816
00:55:12,598 --> 00:55:15,392
‫من...از همه اینا متنفرم، من فقط...

817
00:55:15,476 --> 00:55:17,311
‫فقط عادی حرف می زنم.

818
00:55:18,562 --> 00:55:21,190
‫من کارگزار فروش به مشتریان
‫نیستم. پشت تلفن کار می کنم.

819
00:55:21,273 --> 00:55:22,608
‫و این هیچ ایرادی نداره،

820
00:55:22,691 --> 00:55:25,778
‫اما من...اما ایده های واقعا
‫خوبی دارم، تری.

821
00:55:25,861 --> 00:55:28,280
‫و نه، من...من خیلی تجربه
‫مدیریت ندارم،

822
00:55:28,364 --> 00:55:31,825
‫اما ریچارد مدیریت ارشد کسب و کار
‫داره و کامپیوترش پنج ساله یه سره روشنه،

823
00:55:31,909 --> 00:55:33,619
‫چون نمی دونه چه طوری دوباره
‫واردش بشه، پس...

824
00:55:33,702 --> 00:55:36,246
‫می دونین، یعنی، این شما رو
‫به کجا رسونده؟

825
00:55:36,830 --> 00:55:38,574
‫درسته. اول،

826
00:55:38,624 --> 00:55:39,750
‫(چه طور پیش میره؟)
‫ما باید...

827
00:55:40,459 --> 00:55:42,503
‫باید موسیقی سالن رو
‫عوض کنیم، تری.

828
00:55:42,586 --> 00:55:44,380
‫همه ازش گله می کنن.

829
00:55:44,463 --> 00:55:45,414
‫چرا برای بچه ها...

830
00:55:45,464 --> 00:55:47,082
‫(موفق...)
‫...صندلی خودرو فراهم نمی کنیم،

831
00:55:47,132 --> 00:55:49,218
‫(...باشی!)
‫و یکشنبه عصر سرویس نداریم؟

832
00:55:51,220 --> 00:55:55,140
‫نباید با مشتری هامون وحشتناک رفتار
‫کنیم، فقط بی خیال خراش ها بشیم.

833
00:55:55,224 --> 00:55:57,559
‫درباره کاور اضافی سر
‫مردم کلاه نذاریم.

834
00:55:57,643 --> 00:56:02,481
‫اُه و اصلا...اصلا دوشنبه ها
‫فروش ویژه نذاریم،

835
00:56:02,564 --> 00:56:05,567
‫چون نیمی از خریدارها 23 سالشونه و
‫یه گوشه با سردرد افتادن.

836
00:56:05,651 --> 00:56:06,819
‫آدم این چیزا رو نمی دونه مگر...

837
00:56:06,902 --> 00:56:09,071
‫...هشت سال اون بیرون
‫نشسته باشه، تری.

838
00:56:09,154 --> 00:56:11,448
‫نظرت درباره گزارش
‫گزارش پایداری چیه؟

839
00:56:11,532 --> 00:56:12,866
‫چیز رو داری...

840
00:56:14,243 --> 00:56:16,495
‫- چیز کو...
‫- تو پوشه مشترک درایو جیه.

841
00:56:16,578 --> 00:56:18,080
‫چی؟

842
00:56:18,789 --> 00:56:20,916
‫- رو دسکتاپ.
‫- درسته.

843
00:56:22,251 --> 00:56:25,212
‫- نه. دسکتاپ یعنی کامپیوتر.
‫- ای بابا.

844
00:56:25,838 --> 00:56:29,341
‫خدایا. مردم زونکن ها رو کنار
‫گذاشتن و دنیا به فنا رفت.

845
00:56:29,967 --> 00:56:32,719
‫- دقیقا! مرسی.
‫- آره.

846
00:56:37,850 --> 00:56:39,351
‫گفتن کی ممکنه خبرش رو بگیری؟

847
00:56:39,434 --> 00:56:42,729
‫اُه، مدت ها بعد. راستش جیس،
‫فقط خوشحالم خودم رو شرمنده نکردم.

848
00:56:43,397 --> 00:56:45,232
‫این جا خیلی به ما نمی خوره،
‫می خوره، نیک؟

849
00:56:45,315 --> 00:56:47,609
‫یعنی، یه ذره مدل
‫لاته نارگیلی طوریه.

850
00:56:48,110 --> 00:56:50,988
‫چکش کردم و هیچ کس از سال
‫2016 تا حالا این جا چاقو نخورده.

851
00:56:51,071 --> 00:56:53,782
‫یعنی این دیگه عجیبه. آدم
‫هر شش ماه دلش چاقوکشی می خواد.

852
00:56:53,866 --> 00:56:55,534
‫در غیر این صورت، قیمت
‫خونه ها پیچ تو پیچ میشن.

853
00:56:55,617 --> 00:56:58,787
‫نه، عاشقشم. کمدن
‫خیلی کثیفه.

854
00:56:58,871 --> 00:57:00,789
‫و خوشحال میشم که بچه هامون
‫بتونن تا مدرسه پیاده برن...

855
00:57:00,873 --> 00:57:03,500
‫...بدون این که بهشون مواد مخدر یا
‫کتونی قلابی بندازن.

856
00:57:03,584 --> 00:57:05,169
‫- درباره اسنیکی استیو حرف می زنی؟
‫- آره.

857
00:57:05,252 --> 00:57:08,005
‫اون یاور افسانه ست. می تونه
‫هر کفشی بخوای برات جور کنه.

858
00:57:08,088 --> 00:57:10,507
‫آره، اما از کجا میاردشون؟
‫سوال من اینه.

859
00:57:10,591 --> 00:57:12,634
‫چون اونا نو نیستن.

860
00:57:12,718 --> 00:57:14,761
‫ریباک کلاسیک من توش
‫یه جوراب بود.

861
00:57:15,888 --> 00:57:18,182
‫و آپارتمان خودمون واقعا
‫داره از هم می پاشه.

862
00:57:18,265 --> 00:57:19,892
‫- خدایا، خوشگله، مگه نه؟
‫- آره.

863
00:57:27,566 --> 00:57:28,692
‫- سلام، رفیق.
‫- سلام.

864
00:57:28,775 --> 00:57:29,776
‫- سلام.
‫- نیکی هستم.

865
00:57:29,860 --> 00:57:31,486
‫- بله، نیکی. بله.
‫- جیسون. اسم شما چیه؟

866
00:57:31,570 --> 00:57:32,946
‫- توبی.
‫- سلام، توبی، چه طوری؟

867
00:57:32,988 --> 00:57:35,574
(کمدن اسمبلی)

868
00:57:46,543 --> 00:57:48,295
‫- سلام.
‫- سلام.

869
00:57:50,297 --> 00:57:52,507
‫- من...من نمیام.
‫- چی؟

870
00:57:53,133 --> 00:57:55,469
‫- من نمیام.
‫- اما الان این جایی.

871
00:57:55,552 --> 00:57:57,971
‫آره، اما فقط برای این که
‫بهت بگم نمیام.

872
00:57:58,555 --> 00:58:01,516
‫- باشه.
‫- فیزیکی این جام اما از نظر اخلاقی نه.

873
00:58:02,142 --> 00:58:03,477
‫باشه.

874
00:58:04,227 --> 00:58:06,438
‫چون قرار نیست درباره
‫رینا حرف بزنیم، درسته؟

875
00:58:06,521 --> 00:58:07,981
‫یعنی، جفتمون می دونیم.

876
00:58:08,732 --> 00:58:10,859
‫من باهات 50 کلمه
‫حرف زده م.

877
00:58:11,985 --> 00:58:14,988
‫حتی نمی شناسمت. حتی
‫نمی دونم چرا این جام.

878
00:58:15,072 --> 00:58:16,323
‫خب، من فکر کردم
‫این جا نیستی که!

879
00:58:17,282 --> 00:58:19,701
‫و اون کلمه ها هم خوب بودن.

880
00:58:21,870 --> 00:58:23,538
‫آره. من میرم.

881
00:58:24,206 --> 00:58:25,707
‫- باشه.
‫- باشه.

882
00:58:27,334 --> 00:58:28,669
‫می بینمت.

883
00:58:30,796 --> 00:58:32,923
‫آره، قطعا میرم.

884
00:58:43,266 --> 00:58:46,478
‫- خب، شماها کجایین؟
‫- کمدن.

885
00:58:46,561 --> 00:58:48,522
‫- کمدن، آره.
‫- آره. قشنگه، اما می دونی...

886
00:58:48,605 --> 00:58:52,234
‫آره، یعنی، باید قاعدتا
‫رو بورس باشه، درسته؟

887
00:58:52,317 --> 00:58:55,654
‫- آره.
‫- اما فقط یه بانک و 12 جا برای خرید مواد داره.

888
00:58:55,737 --> 00:58:57,239
‫آره، درسته.

889
00:58:58,448 --> 00:59:00,242
‫این جا خیلی قشنگه.

890
00:59:00,325 --> 00:59:01,326
‫وای.

891
00:59:01,410 --> 00:59:03,787
‫همون طور که می تونین تقریبا
‫سرویس اختصاصی داره.

892
00:59:03,870 --> 00:59:07,332
‫و فضاش زیاده و باغچه ش
‫رو به جنوبه.

893
00:59:07,416 --> 00:59:09,334
‫اُه، وای.

894
00:59:09,418 --> 00:59:11,211
‫خودتون باغچه دارین؟

895
00:59:11,294 --> 00:59:13,755
‫نه، نه، اما یه گلدون
‫پنجره ای داشتیم.

896
00:59:13,839 --> 00:59:15,757
‫اما از دستمون رفت.

897
00:59:15,841 --> 00:59:17,676
‫باشه. می ذارم اطراف رو
‫نگاه کنین.

898
00:59:17,759 --> 00:59:19,261
‫- خیلی خوب، رفیق.
‫- و راحت باشین.

899
00:59:19,344 --> 00:59:21,012
‫- عالیه. خیلی ممنون.
‫- مرسی.

900
00:59:24,015 --> 00:59:25,725
‫اُه، خدای من.

901
00:59:31,690 --> 00:59:33,150
‫خدای بزرگ.

902
00:59:38,321 --> 00:59:40,532
‫- عاشقشیم.
‫- به نظر عالی میاد، مگه نه؟

903
00:59:40,615 --> 00:59:43,493
‫معرکه ست. خب، ما می خوایم
‫در اسرع وقت اسباب کشی کنیم.

904
00:59:43,577 --> 00:59:46,371
‫- پس به مشاور املاک خبر میدم.
‫- خیلی خوب، محشره.

905
00:59:46,455 --> 00:59:47,622
‫عالیه. می تونین بقیه رو ببینین.

906
00:59:47,706 --> 00:59:49,124
‫- بقیه؟
‫- منظورت چیه؟

907
00:59:49,207 --> 00:59:50,375
‫- هی!
‫- سلام، چه طورین؟

908
00:59:50,459 --> 00:59:51,460
‫- سلام. سلام.
‫- خوبی؟

909
00:59:51,543 --> 00:59:54,212
‫اینا نیکی و جیسون هستن.
‫می خوان اتاق رو بگیرن.

910
00:59:54,296 --> 00:59:55,297
‫اتاق رو؟

911
00:59:55,380 --> 00:59:57,757
‫آره! بله، بیاین. بیاین
‫با ما زندگی کنین.

912
00:59:57,841 --> 00:59:59,050
‫- واقعا قشنگه.
‫- «اتاق».

913
00:59:59,134 --> 01:00:00,677
‫غیر از قفل دستشویی طبقه
‫پایین که هنوز کار نمی کنه.

914
01:00:00,760 --> 01:00:01,928
‫نمی دونستم فقط یه اتاقه.

915
01:00:02,012 --> 01:00:03,638
‫پس فقط وقتی داخلین
‫باید آواز بخونین.

916
01:00:05,807 --> 01:00:07,475
‫- مرسی، رفیق. در تماس خواهیم بود.
‫- آره.

917
01:00:07,559 --> 01:00:09,227
‫- ممنون.
‫- آره، به زودی صحبت می کنیم.

918
01:00:09,311 --> 01:00:10,979
‫- آره، خداحافظ.
‫- آره، عالیه. می بینیمت.

919
01:00:12,189 --> 01:00:13,607
‫چرا کل آگهی رو نخوندی؟

920
01:00:13,690 --> 01:00:15,734
‫کلمه «قشنگ» رو دیدم و یه راست
‫رفتم سراغ عکس ها.

921
01:00:15,817 --> 01:00:17,152
‫درست مثل بقیه.

922
01:00:17,611 --> 01:00:21,323
‫توبی. یعنی توبی دیگه چه جور اسمیه؟
‫بین این همه اسم که میشد انتخاب کرد، توبی؟

923
01:00:21,406 --> 01:00:23,366
‫- من یه گواوا دزدیدم.
‫- چی؟ چرا؟

924
01:00:23,450 --> 01:00:25,744
‫- چون اون کمدن رو مسخره کرد.
‫- تو کمدن رو مسخره کردی!

925
01:00:25,827 --> 01:00:28,246
‫آره، من اجازه دارم کمدن رو مسخره
‫کنم. جاییه که زندگی می کنم!

926
01:00:28,330 --> 01:00:29,748
‫باشه.

927
01:00:29,789 --> 01:00:31,791
‫(کمدن تاون)

928
01:00:34,544 --> 01:00:36,338
‫- چیزی لازم دارین، بچه ها؟
‫- نه، مرسی.

929
01:00:36,421 --> 01:00:37,881
‫اما مرسی که پرسیدی.

930
01:00:37,964 --> 01:00:39,549
‫خیلی خوب، بچه ها.
‫کتونی جدید می خواین؟

931
01:00:39,633 --> 01:00:40,967
‫از قیافه مون بفهم، استیو.

932
01:00:41,051 --> 01:00:42,052
‫چیزی می خواین، رفقا؟

933
01:00:44,012 --> 01:00:46,514
‫آره، داداش. آره، کتونی
‫جدید، کتونی جدید.

934
01:00:59,402 --> 01:01:00,862
‫مثل قبل نیست، ها؟

935
01:01:00,946 --> 01:01:01,947
‫نه.

936
01:01:03,031 --> 01:01:04,240
‫بهتره.

937
01:01:05,325 --> 01:01:06,534
‫یه خونه ست.

938
01:01:28,473 --> 01:01:29,891
‫جیسون؟

939
01:01:35,063 --> 01:01:38,483
‫اُه، خدای...چی؟

940
01:01:42,278 --> 01:01:45,573
‫- چی...چی کار کرده؟
‫- یه اتاق خواب سوم درست کرده.

941
01:01:47,158 --> 01:01:49,577
‫جیسون، این باورنکردنیه.

942
01:01:51,204 --> 01:01:52,414
‫- ببین، نیکی، نیکی، نگاه.
‫- بله؟

943
01:01:52,497 --> 01:01:54,999
‫دستگیره کوچیک هم برای
‫دستای کوچولوشون گذاشته.

944
01:01:55,083 --> 01:01:56,376
‫بس کن.

945
01:01:58,253 --> 01:02:00,422
‫این جنون آمیزترین...

946
01:02:01,256 --> 01:02:03,508
‫...و شیرین ترین چیزه.

947
01:02:05,385 --> 01:02:07,637
‫- اصلا ممکنه؟
‫- خب، نمی دونم!

948
01:02:09,055 --> 01:02:12,142
‫یه آپارتمان سه خوابه ست!
‫یه جورایی.

949
01:02:13,476 --> 01:02:16,229
‫- صاحب خونه چی میگه...
‫- نگو. نگو.

950
01:02:16,771 --> 01:02:19,190
‫بیا فقط امشب ازش لذت
‫ببریم، جیس.

951
01:02:22,277 --> 01:02:23,361
‫خدای من.

952
01:02:39,669 --> 01:02:41,713
‫(برای فلامنکو)