1
00:00:06,965 --> 00:00:08,758
‫لازم نیست استرس
‫داشته باشی، باشه؟

2
00:00:08,842 --> 00:00:10,760
‫چیز نگران ‌کننده‌ای نیست.
‫فقط می‌خواد خبر بگیره.

3
00:00:10,844 --> 00:00:12,137
‫جیس، اون از ما خوشش نمیاد.

4
00:00:12,220 --> 00:00:14,055
‫چطور ممکنه ازمون خوشش نیاد؟
‫دوست‌داشتنی‌ایم.

5
00:00:14,139 --> 00:00:15,974
‫می‌تونم چیزایی که یادداشت می‌کنه
‫رو بخونم.

6
00:00:16,057 --> 00:00:19,477
‫بعد از 6 ماه روانشناس رفتن
‫یاد می‌گیری سر و ته بخونی.

7
00:00:19,894 --> 00:00:21,438
‫اگه به قاضی بگه
‫از پسش برنمیایم چی؟

8
00:00:21,521 --> 00:00:22,647
‫این اتفاق نمیفته.

9
00:00:22,731 --> 00:00:25,191
‫باید ثابت کنیم چقدر
‫این بچه‌هارو می‌شناسیم.

10
00:00:25,275 --> 00:00:28,111
‫- تاریخ تولدشون، بگو.
‫- باشه، تاریخ تولد.

11
00:00:28,194 --> 00:00:30,238
‫پس تولد پرنسس روز...

12
00:00:30,989 --> 00:00:32,782
‫- چهارم مارچ 2011ـه.
‫- خوبـه.

13
00:00:32,866 --> 00:00:35,368
‫- و تولد تایلر روز...
‫- بگو.

14
00:00:35,452 --> 00:00:39,414
‫چهارده نوامبر 2014‌ـه.

15
00:00:39,497 --> 00:00:41,416
‫- خیلی خوبـه...
‫- حالا قدشون.

16
00:00:41,499 --> 00:00:44,169
‫- لازم نیست قدشون رو بلد باشیمـا.
‫- قد من چنده؟

17
00:00:44,252 --> 00:00:45,628
‫- 162 سانت، چطور؟
‫- دقیقاً.

18
00:00:45,712 --> 00:00:47,589
‫تو همیشه قد کسایی که
‫دوسشون داری رو میدونی.

19
00:00:47,672 --> 00:00:50,300
‫- پرنسس رو می‌نویسم، 143 سانت.
‫- باشه، آره 3 خوبـه.

20
00:00:50,383 --> 00:00:52,719
‫- آره و تایلر 125 سانت.
‫- 125 سانت.

21
00:00:52,802 --> 00:00:55,305
‫دوست‌های صمیمی‌شون چی؟
‫دوست صمیمی تایلر رو بگو.

22
00:00:55,388 --> 00:00:56,723
‫- حسن؟
‫- نه، دیگه دوست نیستن.

23
00:00:56,806 --> 00:00:58,099
‫- چی؟ دوباره؟
‫- آره میدونم.

24
00:00:59,767 --> 00:01:01,936
‫چیزی نمیشه.
‫نفس عمیق بکش.

25
00:01:03,104 --> 00:01:04,105
‫خیلی خب.

26
00:01:04,814 --> 00:01:05,982
‫بیا انجامش بدیم.

27
00:01:07,317 --> 00:01:12,322
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «

28
00:01:13,322 --> 00:01:23,322
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

29
00:01:28,505 --> 00:01:29,547
‫چیـه؟

30
00:01:29,631 --> 00:01:31,382
‫- اضطراب دارم.
‫- چرا؟

31
00:01:31,466 --> 00:01:33,134
‫همیشه جلوی اون
‫حرف‌های اشتباه می‌زنم.

32
00:01:33,218 --> 00:01:34,344
‫کار اشتباهی نمی‌کنی، باشه؟

33
00:01:35,178 --> 00:01:36,262
‫اومد.

34
00:01:36,346 --> 00:01:38,848
‫ببخشید دیر کردم.
‫یه مشکل خانوادگی کوچیک پیش اومد.

35
00:01:38,932 --> 00:01:41,267
‫متاسفانه مادربزرگـم فوت کرده،
‫پس...

36
00:01:41,351 --> 00:01:42,727
‫خدای من،
‫حالشون خوبـه؟

37
00:01:45,188 --> 00:01:46,689
‫ببخشید، مسلماً خوب نیست.

38
00:01:46,773 --> 00:01:48,566
‫خب، از دیدنتـون خوشحالـم.

39
00:01:48,650 --> 00:01:50,693
‫- ما هم همین‌طور.
‫- حالتـون چطوره؟

40
00:01:50,777 --> 00:01:53,238
‫- خوب، راستش خیلی خوب.
‫- عالی، واقعاً خوب.

41
00:01:53,321 --> 00:01:54,989
‫- اوضاع با بچه‌ها چطور پیش میره؟
‫- عالی.

42
00:01:55,073 --> 00:01:56,991
‫عاشق جفتشون‌ایم.
‫مگه نه؟

43
00:01:57,075 --> 00:02:00,870
‫پرنسس یه دختر...
‫143 سانتیِ پرانرژیـه.

44
00:02:00,954 --> 00:02:01,955
‫این‌کار رو نکن.

45
00:02:02,038 --> 00:02:04,249
‫و تایلر و جیسون سر طرفداری
‫از تیم اسپرز باهم صمیمی شدن.

46
00:02:04,332 --> 00:02:05,458
‫آره، آره.

47
00:02:05,541 --> 00:02:07,252
‫چون منم میدونم از دست دادن
‫چه حسی داره.

48
00:02:07,335 --> 00:02:08,586
‫به عنوان طرفدار اسپرز.

49
00:02:09,587 --> 00:02:11,005
‫دارم شوخی می‌کنم.

50
00:02:12,257 --> 00:02:13,258
‫شوخی دوست دارم.

51
00:02:13,341 --> 00:02:15,134
‫خوبـه، خوبـه.

52
00:02:17,470 --> 00:02:20,556
‫پس، دیگه به صورت دائمی
‫طرفمـون شما شدین، نوآه؟

53
00:02:20,640 --> 00:02:23,142
‫- دیگه صد در صد پنی برنمی‌گرده؟
‫- ببخشید ناامید شدین.

54
00:02:23,226 --> 00:02:26,229
‫- نه، نه، خدایا، نه.
‫- نه، ناامید کننده نیست.

55
00:02:26,312 --> 00:02:28,273
‫فقط رابطه‌مون با اون
‫خیلی خوب شده بود.

56
00:02:28,356 --> 00:02:29,899
‫- و خواستیم بدونیم...
‫- آره.

57
00:02:29,983 --> 00:02:32,360
‫مطمئنـم ما هم می‌تونیم
‫همون صمیمیت رو به وجود بیاریم.

58
00:02:32,443 --> 00:02:33,695
‫- آره، حتماً.
‫- بله.

59
00:02:33,778 --> 00:02:35,238
‫به هرحال، اون ترفیع گرفته.

60
00:02:35,822 --> 00:02:36,906
‫خدا میدونه مقامش چیـه.

61
00:02:36,990 --> 00:02:38,908
‫با شناختی که دارم،
‫حتماً رهبر اتحادیه‌ی کشورها شده.

62
00:02:38,992 --> 00:02:40,868
‫پس واقعاً شوخی دوست داری.

63
00:02:40,952 --> 00:02:43,746
‫درمورد تایلر برام بگین.
‫هنوز لامپـه هست؟

64
00:02:43,830 --> 00:02:46,499
‫- آره، آدام، بله.
‫- بله، الان دیگه دوست‌مون شده.

65
00:02:46,582 --> 00:02:49,210
‫- عضوی از خانواده.
‫- دوستِ انسان پیدا کردن براش سختـه.

66
00:02:50,378 --> 00:02:52,714
‫یه دوست‌هایی داره، ولی...
‫میان و میرن، نه؟

67
00:02:52,797 --> 00:02:53,881
‫یه متولد ماه عقربِ اصیل.

68
00:02:53,965 --> 00:02:56,467
‫چون تولدش چهارده نوامبر 2014ـه.

69
00:02:56,551 --> 00:02:57,552
‫باشه.

70
00:02:57,635 --> 00:03:00,138
‫برای کسی مثل تایلر،
‫که فقدان رو تجربه کرده،

71
00:03:00,221 --> 00:03:02,223
‫دوستی‌های این سن
‫پر از خطره.

72
00:03:02,306 --> 00:03:05,727
‫دنبال کسایی می‌گرده که ترکـش نکنن،
‫بتونه بهشون تکیه کنه.

73
00:03:05,810 --> 00:03:07,061
‫مثل یه لامپ.

74
00:03:09,647 --> 00:03:10,940
‫خب، می‌تونه به ما تکیه کنه.

75
00:03:12,108 --> 00:03:13,484
‫خوبـه، خوبـه...

76
00:03:13,568 --> 00:03:14,569
‫پس تولد در راه دارین؟

77
00:03:14,652 --> 00:03:16,654
‫- آره، چیزی نمونده.
‫- آره، فردا جشن داریم.

78
00:03:17,363 --> 00:03:18,781
‫چه خوب، تعداد مهمون‌ها زیاده؟

79
00:03:18,865 --> 00:03:20,908
‫- مطمئن نیستم.
‫- گفتی اطلاع بدن میان یا نه؟

80
00:03:23,077 --> 00:03:25,538
‫- من که نه، تو چی؟
‫- نمیدونم...

81
00:03:25,621 --> 00:03:26,789
‫باشه، ببینین.

82
00:03:28,207 --> 00:03:30,168
‫اون الان به کمک‌تون
‫نیاز داره.

83
00:03:30,251 --> 00:03:32,920
‫باید از الان مهارت‌هایی
‫یاد بگیره که وقتی بزرگ شد،

84
00:03:33,004 --> 00:03:34,714
‫برای ایجاد رابطه به دردش بخوره.

85
00:03:34,797 --> 00:03:37,467
‫به شما نگاه می‌کنه،
‫الگوی خوبی باشین.

86
00:03:37,550 --> 00:03:40,511
‫خب، اگه دوست پیدا کردن
‫براش سختـه، یادش بدین.

87
00:03:40,595 --> 00:03:43,014
‫یادش می‌دیم.

88
00:03:43,598 --> 00:03:44,891
‫الگوی عالی‌ای براش می‌شیم، نه؟

89
00:03:44,974 --> 00:03:45,975
‫آره.

90
00:03:49,896 --> 00:03:50,897
‫ببخشید، ببخشید.

91
00:03:50,980 --> 00:03:52,648
‫فکر کردم صداش رو قطع کردم.

92
00:03:55,485 --> 00:03:57,570
‫انگار توی کت‌م نیست.
‫داره زنگ می‌خوره.

93
00:03:58,070 --> 00:03:59,781
‫کت‌م خیلی جیب داره.

94
00:03:59,864 --> 00:04:01,157
‫پیداش کردم، خوبـه.

95
00:04:02,742 --> 00:04:04,952
‫اصلاً نمی‌دونستم اینجا جیب دارم.
‫ایناهاش.

96
00:04:08,122 --> 00:04:10,625
‫به نظرت باید بهش می‌گفتیم
‫دارن خونه رو می‌فروشن؟

97
00:04:10,708 --> 00:04:12,001
‫نه، واسه چی؟

98
00:04:12,084 --> 00:04:13,920
‫وقتی خریدیمـش
‫بهشون می‌گیم.

99
00:04:14,003 --> 00:04:15,421
‫آره، حتماً، حتماً.

100
00:04:16,839 --> 00:04:18,132
‫یکم...

101
00:04:18,216 --> 00:04:19,592
‫یکم زیادی چیز نگرفتیم؟

102
00:04:20,343 --> 00:04:21,511
‫نه.

103
00:04:21,594 --> 00:04:24,222
‫برای دوست پیدا کردن
‫کمک لازم داره.

104
00:04:24,305 --> 00:04:26,641
‫و مهمونی‌های خوب
‫باعث میشه محبوب شی.

105
00:04:26,724 --> 00:04:28,184
‫تم مهمونی چیـه راستی؟

106
00:04:28,267 --> 00:04:32,939
‫کلمات کلیدیش اینـه، ترمیم گذشته
‫و ایجاد یه دوستی بادوام.

107
00:04:33,022 --> 00:04:35,942
‫باشه، توی فکرم بیشتر حیات وحش
‫یا دایناسور یا اینجور چیزا بود، ولی باشه.

108
00:04:36,025 --> 00:04:38,277
‫برای پرنسس کادو گرفتی
‫که احساس بی‌توجهی نکنه؟

109
00:04:38,361 --> 00:04:40,988
‫همه‌ش میگه میخواد
‫تتو بزنه، پس...

110
00:04:41,614 --> 00:04:43,324
‫براش از اون تتوهای حنایی گرفتم.

111
00:04:43,407 --> 00:04:45,535
‫باشه، اولـش با اینا شروع میشه.

112
00:04:46,619 --> 00:04:49,413
‫درستـه. باید الگوی خوبی باشیم.

113
00:04:49,997 --> 00:04:52,041
‫باید با چندتا از والدین
‫مدرسه دوست شیم.

114
00:04:52,124 --> 00:04:53,376
‫به اندازه‌ی کافی مشارکت نمی‌کنیم.

115
00:04:53,459 --> 00:04:55,044
‫نمی‌خوام والدین دیگه‌ای رو ببینم.

116
00:04:55,127 --> 00:04:57,880
‫آدمای دیگه مزخرفـن،
‫مخصوصاً والدین.

117
00:04:57,964 --> 00:05:01,968
‫می‌دونم خوشت نمیاد،
‫ولی دیگه چطوری با آدما آشنا شیم؟

118
00:05:05,012 --> 00:05:07,139
‫- چیـه؟
‫- یکی توی خونه‌ست.

119
00:05:09,433 --> 00:05:10,810
‫جیس، چیکار کنیم؟

120
00:05:15,523 --> 00:05:17,650
‫جیس، برگرد!
‫جیس، جیسون!

121
00:05:17,733 --> 00:05:18,734
‫چیزی نیست.

122
00:05:30,788 --> 00:05:32,873
‫دارم خونه‌ رو نشون‌شون میدم.

123
00:05:35,418 --> 00:05:36,419
‫خیلی خب.

124
00:05:38,254 --> 00:05:41,257
‫باید یه دستـی به سر و روش کشید،
‫ولی خصوصیات اصیلی داره.

125
00:05:41,340 --> 00:05:42,466
‫استخون‌بندیش خوبـه.

126
00:05:43,259 --> 00:05:44,969
‫به اونجا لگد نزنین.
‫به نظر توخالی میاد.

127
00:05:50,182 --> 00:05:51,934
‫- چرا به آدمای دیگه نشون میدن؟
‫- نمیدونم.

128
00:05:52,018 --> 00:05:54,812
‫- نمی‌دونن ما می‌خوایم بخریمـش؟
‫- چرا، خبر داره.

129
00:05:54,895 --> 00:05:56,272
‫- پول جور شد؟
‫- آره.

130
00:05:56,355 --> 00:05:57,940
‫باید به بابام زنگ بزنم،
‫تا مطمئن شم.

131
00:05:58,024 --> 00:05:59,859
‫- بهش بگیم.
‫- نه، خودم باهاش حرف می‌زنم.

132
00:05:59,942 --> 00:06:01,068
‫میرم باهاش حرف می‌زنم.

133
00:06:02,570 --> 00:06:03,821
‫باشه، رفیق.
‫خیلی ممنون.

134
00:06:03,904 --> 00:06:06,782
‫چرا داری خونه رو به آدمای دیگه نشون میدی
‫مگه نگفتم می‌خوام بخرمـش؟

135
00:06:06,866 --> 00:06:09,326
‫- خب، میتونی درخواست بدی.
‫- جیس.

136
00:06:10,286 --> 00:06:12,079
‫فقط منتظرم پول جور شه،

137
00:06:12,163 --> 00:06:15,249
‫ولی چون اینجا ساکنیـم،
‫اولویت با ما نیست؟

138
00:06:15,332 --> 00:06:16,876
‫اون مقاله‌ای که برات فرستادم
‫رو خوندی؟

139
00:06:16,959 --> 00:06:18,294
‫- یه لینک برام فرستادی...
‫- جیسون.

140
00:06:18,377 --> 00:06:20,713
‫که درمورد طرز تهیه‌ی
‫کیک اسفنجی بود.

141
00:06:21,630 --> 00:06:22,840
‫واقعاً؟

142
00:06:22,923 --> 00:06:25,134
‫- یعنی فرستادمش برای بقیه...
‫- نه، اون نبود...

143
00:06:25,217 --> 00:06:26,677
‫- ولی مفید نبود.
‫- باشه.

144
00:06:26,761 --> 00:06:30,014
‫- خیلی خب، پس موفق باشی.
‫- آره، باشه.

145
00:06:31,640 --> 00:06:33,142
‫- چه خبره؟
‫- چی؟ هیچی.

146
00:06:33,225 --> 00:06:35,895
‫این در داشت بازی درمیاورد.
‫یه مشکلی داره.

147
00:06:35,978 --> 00:06:37,104
‫همه‌چی مرتبـه؟

148
00:06:37,188 --> 00:06:39,732
‫آره، همه‌چی خوبـه.

149
00:06:43,694 --> 00:06:44,945
‫عجیبـه.
‫الان درستـه.

150
00:06:54,622 --> 00:06:57,333
‫<i>سلام، چطوری؟</i>

151
00:07:02,421 --> 00:07:04,715
‫آره، بعد اسکی بریم گردش.

152
00:07:04,799 --> 00:07:05,800
‫نه.

153
00:07:10,638 --> 00:07:11,806
‫- نیکی.
‫- بله؟

154
00:07:13,307 --> 00:07:14,433
‫- نیکی.
‫- چیـه؟

155
00:07:15,476 --> 00:07:17,686
‫خب، نیکی.
‫باید یه چیزی بهت بگم،

156
00:07:17,770 --> 00:07:20,439
‫مطمئن نیستم چطوری بهت بگم
‫یا چه حسی پیدا می‌کنی.

157
00:07:20,523 --> 00:07:21,941
‫چرا همه‌ش اسمـم رو
‫صدا می‌کنی؟

158
00:07:22,024 --> 00:07:23,901
‫فقط من اینجام.

159
00:07:23,984 --> 00:07:24,985
‫- نیکی.
‫- بازم گفتی.

160
00:07:27,363 --> 00:07:28,197
‫من حامله‌ام.

161
00:07:36,872 --> 00:07:37,873
‫

162
00:07:37,957 --> 00:07:39,250
‫میدونم، ببخشید.

163
00:07:40,501 --> 00:07:41,794
‫چرا عذرخواهی می‌کنی.

164
00:07:42,378 --> 00:07:43,295
‫نمیدونم.

165
00:07:43,379 --> 00:07:45,673
‫- نمی‌دونستم قصدش رو دارین.
‫- نداشتیم.

166
00:07:47,716 --> 00:07:48,676
‫ببخشید.

167
00:07:48,759 --> 00:07:50,219
‫انقدر نگو ببخشید.

168
00:07:51,220 --> 00:07:52,721
‫فوق‌العاده‌ست.

169
00:07:55,724 --> 00:07:57,017
‫فوق‌العاده‌ست.

170
00:07:59,937 --> 00:08:02,022
‫میدونم هیچ‌وقت بچه نمی‌خواستم...

171
00:08:02,106 --> 00:08:05,484
‫ولی یهو اتفاق افتاد،
‫و من نمیدونم.

172
00:08:05,568 --> 00:08:08,237
‫داشتم به سمت یه زندگی
‫کاملاً خودمحور می‌رفتم.

173
00:08:08,320 --> 00:08:10,114
‫برنامه داشتم یه سگ بیارم.

174
00:08:13,117 --> 00:08:15,202
‫کاش بچه‌ها سرعت رشدشون
‫اندازه‌ی سگ‌ها بود.

175
00:08:15,286 --> 00:08:18,289
‫خب، بچه‌ها 90% بیشتر از سگ‌ها
‫باعث خوشحالیـت میشن،

176
00:08:18,372 --> 00:08:20,749
‫و حدوداً 15% بیشتر
‫زحمت دارن.

177
00:08:20,833 --> 00:08:21,834
‫پس...

178
00:08:23,210 --> 00:08:25,129
‫به نظر میاد طرفدار زیاد دارن.

179
00:08:25,212 --> 00:08:26,964
‫آره خیلی معروف شدن.

180
00:08:27,798 --> 00:08:29,133
‫بیشتر آدما از اونا دارن.

181
00:08:29,883 --> 00:08:31,594
‫«فارل ویلیامز» از اونا داره.

182
00:08:32,177 --> 00:08:34,805
‫- آره.
‫- و «ادل» و «جان کرازینسکی».

183
00:08:35,598 --> 00:08:38,392
‫- و «استفی گراف» و...
‫- داریم آدمایی که بچه دارن رو لیست می‌کنیم؟

184
00:08:38,475 --> 00:08:39,685
‫آره.

185
00:08:40,519 --> 00:08:41,729
‫چون آرامش‌بخشـه.

186
00:08:42,980 --> 00:08:44,315
‫به کمک نیاز پیدا می‌کنم.

187
00:08:46,692 --> 00:08:47,693
‫حتماً.

188
00:08:48,652 --> 00:08:52,156
‫تعجب کردم.
‫که نفهمیدی یه خبرایی هست.

189
00:08:52,239 --> 00:08:55,659
‫این اواخر خیلی بدخلق و
‫پرخاشگر شده بودم.

190
00:08:56,994 --> 00:08:59,788
‫آره، درستـه.
‫معمولاً این‌جوری نیستی.

191
00:09:12,843 --> 00:09:13,844
‫سلام، عزیزم.

192
00:09:14,803 --> 00:09:16,055
‫به موقع اومدی.

193
00:09:17,348 --> 00:09:18,349
‫کارن حامله‌ست.

194
00:09:22,978 --> 00:09:24,188
‫خب.

195
00:09:27,107 --> 00:09:28,108
‫حالت خوبـه؟

196
00:09:30,944 --> 00:09:32,654
‫چیزی نیست.

197
00:09:32,738 --> 00:09:33,739
‫من فقط...

198
00:09:33,822 --> 00:09:35,574
‫یکم غافلگیر شدم.

199
00:09:36,116 --> 00:09:38,285
‫فکر می‌کردم میدونم چی می‌خواد،
‫میدونی چی میگم؟

200
00:09:38,368 --> 00:09:39,536
‫ولی، چیزی نیست.

201
00:09:40,370 --> 00:09:41,830
‫همه چی خوبـه.

202
00:09:42,581 --> 00:09:43,749
‫- همه‌چی کاملاً خوبـه.
‫- هی، هی، هی، هی.

203
00:09:43,832 --> 00:09:45,793
‫اگه یه چیزی بهت بگم،
‫میشه فقط...

204
00:09:45,876 --> 00:09:48,712
‫- میگم بعد فراموش کن گفتم.
‫- خودم همین قصد رو داشتم، چیـه؟

205
00:09:50,214 --> 00:09:52,382
‫فکر می‌کنی ژنتیک باعث میشه
‫همه‌چی آسون‌تر شه؟

206
00:09:52,466 --> 00:09:54,676
‫مثلاً به نظرت بچه‌ی کارن،
‫بیشتر از بچه‌های ما

207
00:09:54,760 --> 00:09:56,345
‫دوسش خواهند داشت؟

208
00:09:56,428 --> 00:09:59,223
‫نه. فقط به نظرم اونا
‫یکم از ما جلوترن.

209
00:09:59,306 --> 00:10:01,642
‫و ما باید یکم بیشتر تلاش کنیم.
‫ولی نه، نه، نه.

210
00:10:05,062 --> 00:10:07,189
‫اشکالی داره کارن رو
‫تولد تایلر دعوت نکنیم؟

211
00:10:07,272 --> 00:10:08,315
‫نه، اصلاً.

212
00:10:09,024 --> 00:10:11,401
‫- خب اون قراره کیک درست کنه.
‫- آره.

213
00:10:15,364 --> 00:10:16,573
‫توی مدرسه دوست پیدا کردی؟

214
00:10:19,493 --> 00:10:22,830
‫- خودت میدونی از آدما خوشم نمیاد.
‫- جیسون!

215
00:10:22,913 --> 00:10:23,914
‫باید دوست پیدا کنی،

216
00:10:23,997 --> 00:10:26,583
‫وگرنه یه مرد گنده‌ی ناشناسی
‫که وسط زمین بازی وایستاده.

217
00:10:26,667 --> 00:10:29,253
‫خیلی خب، رفتم یا یه یارویی
‫حرف بزنم، اسمـش چی بود؟

218
00:10:29,336 --> 00:10:30,838
‫- اسکار، آره؟
‫- اسکار.

219
00:10:30,921 --> 00:10:32,756
‫داشتم می‌رفتم باهاش حرف بزنم،
‫پیش خودم گفتم،

220
00:10:32,840 --> 00:10:35,884
‫چه وجه مشترکی با این مرتیکه‌ی
‫کالج پوش، مو ژل زده‌ی،

221
00:10:35,968 --> 00:10:38,345
‫سولاریوم رفته‌ی، بچه پولدار دارم؟
‫هیچی.

222
00:10:39,054 --> 00:10:40,806
‫الان بهت می‌گم چه وجه مشترکی
‫باهاش داری.

223
00:10:40,889 --> 00:10:43,225
‫یه پسر داری که هم‌کلاسیِ پسرشـه.

224
00:10:43,308 --> 00:10:46,770
‫می‌دونستی همه‌ی بچه‌هاش
‫توی ارکستر هستن؟

225
00:10:46,854 --> 00:10:49,314
‫- چیـه مگه؟
‫- همه‌شون. خیلی بابتـش پز میده.

226
00:10:49,398 --> 00:10:51,483
‫منم این‌جوریم که، خب که چی.

227
00:10:53,902 --> 00:10:56,572
‫سلام، بچه‌ها.
‫مدرسه خوب بود؟

228
00:10:57,197 --> 00:11:00,117
‫آره؟ بفرمایید.
‫یکم پیتزا بخورین.

229
00:11:01,368 --> 00:11:03,745
‫رفیق، دعوت‌نامه‌ها رو پخش کردی؟

230
00:11:04,329 --> 00:11:05,998
‫آره؟ اونا چی گفتن؟

231
00:11:06,081 --> 00:11:07,332
‫گفتن ممنون.

232
00:11:07,874 --> 00:11:10,919
‫بعدش چی،
‫گفتن دوست دارن بیان؟

233
00:11:11,003 --> 00:11:12,129
‫می‌خوای لیست رو نشونـم بدی؟

234
00:11:17,676 --> 00:11:18,927
‫اوه، نه.

235
00:11:22,514 --> 00:11:25,309
‫- سلام. اسکات؟
‫- اینجام، عزیزم.

236
00:11:32,316 --> 00:11:36,069
‫- میشه باهات حرف بزنم؟ یه چیزی...
‫- عجب خبر خوبی.

237
00:11:36,153 --> 00:11:37,154
‫ارسال.

238
00:11:37,779 --> 00:11:40,240
‫یه ناشر پیدا کردم
‫که به بلاگـم علاقه داره.

239
00:11:41,950 --> 00:11:44,369
‫عجب، چه عالی.
‫بلاگـت رو خونده؟

240
00:11:44,453 --> 00:11:46,496
‫گفت من رو می‌بینه
‫یاد «جاناتان فرانزن» میفته.

241
00:11:48,123 --> 00:11:50,792
‫البته از لحاظ ظاهری، ولی بازم.
‫این ممکنه نقطه‌ی ترقی‌م باشه.

242
00:11:50,876 --> 00:11:52,169
‫- می‌تونم استعفا بدم.
‫- چی؟

243
00:11:53,295 --> 00:11:54,671
‫تازه کار پیدا کردی.

244
00:11:55,297 --> 00:11:56,590
‫تازه بهت اجازه‌ی ورود
‫به سایت رو دادن.

245
00:11:56,673 --> 00:11:59,509
‫می‌دونم ریسکـه، ولی گوش کن.
‫اگه الان نه، پس کی؟ درست می‌گم؟

246
00:12:00,469 --> 00:12:02,179
‫18 سال و 8 ماه دیگه چطوره؟

247
00:12:03,680 --> 00:12:04,681
‫هیچی.

248
00:12:05,766 --> 00:12:07,100
‫باشه.

249
00:12:07,684 --> 00:12:09,019
‫جیس، یه مشکل کوچولو داریم.

250
00:12:09,102 --> 00:12:10,812
‫- دیگه چی شده؟
‫- فردا هیچ بچه‌ای نمیاد.

251
00:12:11,688 --> 00:12:12,689
‫چی؟ چرا؟

252
00:12:12,773 --> 00:12:15,901
‫الان بهت میگم چرا.
‫چون هیچ‌ بچه‌ای رو دعوت نکرده.

253
00:12:16,485 --> 00:12:19,154
‫لیستـش رو نگاه کن.
‫این خانم «کیـل»‌ـه، معلم.

254
00:12:19,237 --> 00:12:21,031
‫خانم «شریدان»، دستیار معلم.

255
00:12:21,114 --> 00:12:23,325
‫- «بریل»، مسئول آشپزخونه.
‫- بریل؟

256
00:12:23,408 --> 00:12:25,118
‫«بیل»، مامور راهنمایی دبستان.

257
00:12:25,202 --> 00:12:27,454
‫- تابلوی ایستِ بیل.
‫- خوبـه که تابوی ایست‌ش هم میاد.

258
00:12:27,537 --> 00:12:30,582
‫و مجری «برنامه‌ی صبحگاهی استری»،
‫«دن گراهام».

259
00:12:30,665 --> 00:12:33,085
‫جیس، اینا مهمون‌های
‫واقع‌گرایانه‌ای نیستن.

260
00:12:34,044 --> 00:12:35,504
‫ولی خیلی دوست‌داشتنی‌ـه، نه؟
‫بیخیال.

261
00:12:35,587 --> 00:12:38,215
‫ولی اگه فردا کسی نیاد،
‫خیلی بد میشه.

262
00:12:38,298 --> 00:12:40,217
‫هیچ آدم بزرگی دوست نداره
‫بیاد مهمونیِ بچه.

263
00:12:40,300 --> 00:12:42,803
‫و هر آدم بزرگی که دوست داره بیاد،
‫بهتره نیاد.

264
00:12:42,886 --> 00:12:44,638
‫مخصوصاً یه دی‌جی.

265
00:12:44,721 --> 00:12:47,015
‫ببین، اگه نمی‌خواد بچه‌هارو
‫دعوت کنه مهمونیـش،

266
00:12:47,099 --> 00:12:49,935
‫- ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟
‫- باید کمکـش کنیم دوست پیدا کنه.

267
00:12:50,018 --> 00:12:52,896
‫نباید چون براش سختـه،
‫از آدما دوری کنه.

268
00:12:52,979 --> 00:12:54,314
‫صبرکن، خودت همین الان گفتی

269
00:12:54,397 --> 00:12:57,150
‫می‌خوای خواهرت رو به مهمونیـش
‫دعوت نکنی، پس فکر نکنم...

270
00:12:57,234 --> 00:13:01,238
‫نباید بذاریم جشن تولدِ اون پسر
‫بدون مهمون باشه.

271
00:13:01,321 --> 00:13:03,573
‫نه، باید بچه‌ها رو دعوت کنیم.

272
00:13:03,657 --> 00:13:05,283
‫آره، نه.
‫راست می‌گی، باشه.

273
00:13:05,367 --> 00:13:07,119
‫خب، من که شماره‌ی
‫هیچ‌کس رو ندارم.

274
00:13:07,202 --> 00:13:10,664
‫خب، نه.
‫چون هیچ دوستی پیدا نکردی.

275
00:13:12,499 --> 00:13:13,583
‫باشه.

276
00:13:13,667 --> 00:13:16,294
‫یکی از مادرها آرایشگره.

277
00:13:16,378 --> 00:13:19,381
‫و کارتـش رو بهم داد،
‫که راستـش، بی‌ادبی بود.

278
00:13:19,464 --> 00:13:22,509
‫ولی شاید یه زنگی بهش بزنم،
‫شماره‌ی همه رو بگیرم.

279
00:13:23,218 --> 00:13:24,469
‫باشه.

280
00:13:24,553 --> 00:13:26,429
‫حداقل کارن این کار رو
‫نمی‌تونه بکنه.

281
00:13:33,103 --> 00:13:33,937
‫لعنتی.

282
00:13:35,276.5 --> 00:13:45,276.5
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

283
00:13:46,616 --> 00:13:47,659
‫عجب!

284
00:13:48,451 --> 00:13:49,452
‫سلام، رفیق.

285
00:13:50,495 --> 00:13:51,830
‫به نظرت کافیـه؟

286
00:13:52,706 --> 00:13:55,750
‫- آره، به نظرم مناسبـه.
‫- باشه.

287
00:13:55,834 --> 00:13:57,502
‫اخیراً کره‌ی ماه رو فتح کرده؟

288
00:13:57,586 --> 00:13:59,671
‫بیشتر تلاش کردن این‌جوریـه دیگه.

289
00:14:09,973 --> 00:14:11,474
‫<i>- سلام.</i>
<i>‫- سلام!</i>

290
00:14:11,558 --> 00:14:13,643
‫<i>سلام، حالتـون چطوره؟</i>

291
00:14:13,727 --> 00:14:14,769
‫<i>خوبـم.</i>

292
00:14:24,404 --> 00:14:27,574
‫کی می‌خواد صندلی بازی کنه؟

293
00:14:27,657 --> 00:14:29,826
‫هیچ کس نمی‌خواد؟
‫کی می‌خواد...

294
00:14:29,909 --> 00:14:31,870
‫- سلام!
‫- تایلر کجاست؟

295
00:14:31,953 --> 00:14:33,121
‫آره.

296
00:14:34,080 --> 00:14:35,415
‫اون...

297
00:14:36,708 --> 00:14:37,709
‫سلام.

298
00:14:38,209 --> 00:14:39,836
‫- یه کیک آوردم.
‫- ممنون.

299
00:14:41,546 --> 00:14:42,797
‫اسکات کجاست؟

300
00:14:42,881 --> 00:14:45,133
‫- داره آماده میشه.
‫- واسه چی آماده میشه؟

301
00:14:45,216 --> 00:14:47,052
‫نمی‌تونم.
‫اصلاً نمی‌تونم.

302
00:14:49,346 --> 00:14:50,347
‫خدای من.

303
00:14:52,641 --> 00:14:54,643
‫کارن گفت یه دلقک کم دارین.

304
00:14:55,477 --> 00:14:57,646
‫آره، آخه فکر نمی‌کردیم لازمه.

305
00:14:57,729 --> 00:14:59,189
‫اوه، نه.
‫معلومـه که لازمـه.

306
00:15:00,357 --> 00:15:02,025
‫خب قبلاً این‌کارو کردی؟

307
00:15:02,108 --> 00:15:03,526
‫یعنی میدونی باید چیکار کنی؟

308
00:15:03,610 --> 00:15:06,112
‫چندسال پیش مدرسه‌‌ی دلقکی
‫«فیلیپ گالیر» رفتم.

309
00:15:06,196 --> 00:15:08,406
‫خیلی خوشحالـم که قراره
‫دوباره امتحانـش کنم.

310
00:15:08,490 --> 00:15:10,700
‫درستـه، ولی تجهیزاتِ لازم
‫رو داری؟

311
00:15:10,784 --> 00:15:12,619
‫میدونی، مثلا دستمال.

312
00:15:13,453 --> 00:15:15,914
‫من از درون و بیرون توی
‫داستان‌پردازی دراماتیک فرو میرم،

313
00:15:15,997 --> 00:15:21,086
‫تا یه مکالمه‌ی نمایشی به تصویر دربیارم
‫که درک عمیق‌تری از دلقکی به وجود بیاد، پس...

314
00:15:21,169 --> 00:15:23,546
‫نه، دستمال ندارم.

315
00:15:24,464 --> 00:15:27,384
‫یه‌جورایی فکر می‌کردم
‫دستمال و اینا لازمـه.

316
00:15:27,467 --> 00:15:31,012
‫اجرای نمایش...
‫یه‌جور داد و ستده، مگه نه؟

317
00:15:31,930 --> 00:15:33,932
‫پس فکر کنم بالاخره
‫یه راهی پیدا می‌کنیم.

318
00:15:41,856 --> 00:15:44,442
‫- وقتی بهش گفتی، چی گفت؟
‫- هنوز بهش نگفتم.

319
00:15:44,526 --> 00:15:45,652
‫چی؟ چرا؟

320
00:15:45,735 --> 00:15:47,862
‫خب، دیشب وقتِ مناسبی نبود.

321
00:15:48,530 --> 00:15:50,365
‫و حالا مثل یه عوضیِ به تمام معنا
‫ لباس پوشیده.

322
00:15:50,448 --> 00:15:52,367
‫نمی‌خوام به هردلیلی
‫این صحنه توی ذهنـم ثبت شه.

323
00:15:52,450 --> 00:15:53,910
‫چرا انقدر بچه‌های کمی اینجان؟

324
00:15:53,993 --> 00:15:56,371
‫آره، به تایلر اجازه دادیم
‫خودش دعوت‌نامه‌ها رو پخش کنه.

325
00:15:56,454 --> 00:15:58,540
‫نه، هیچ‌وقت نباید این‌کار رو بکنی.

326
00:15:58,623 --> 00:16:00,625
‫و از والدین نخواستی بمونن؟

327
00:16:02,168 --> 00:16:03,169
‫- نه.
‫- باشه.

328
00:16:03,253 --> 00:16:04,671
‫خب، باید این‌کار رو می‌کردی.

329
00:16:04,754 --> 00:16:08,591
‫توی مدرسه‌ی من، حداقل دوتا آدم بالغ
‫توی هرکلاس باید حضور داشته باشن.

330
00:16:08,675 --> 00:16:10,677
‫من خیلی حواسـم پرت میشـه،
‫پس...

331
00:16:11,302 --> 00:16:13,263
‫نگران نباش.
‫اگه خون ببینم حواسم جمع میشه.

332
00:16:13,346 --> 00:16:14,430
‫خیلی خب، بیا.

333
00:16:20,228 --> 00:16:22,438
‫ نه، نگیرش. ممنون.

334
00:16:22,522 --> 00:16:23,731
‫من پخششـون می‌کنم.
‫پسر خوب.

335
00:16:23,815 --> 00:16:25,608
‫یکی بردار. بفرما.
‫بفرمایید.

336
00:16:26,484 --> 00:16:27,694
‫بفرمایید.

337
00:16:27,777 --> 00:16:29,696
‫- یکی می‌خوای؟
‫- تایلر کجاست؟

338
00:16:29,779 --> 00:16:31,364
‫میشه یه تشکر کنین...
‫نمیدونم.

339
00:16:31,990 --> 00:16:32,991
‫<i>میشه یکی بردارم؟</i>

340
00:16:33,074 --> 00:16:34,492
‫خیلی وقتـه ندیدمـش.

341
00:16:34,576 --> 00:16:36,703
‫- کجاست... تایلر؟
‫- تایلر؟

342
00:16:37,453 --> 00:16:38,705
‫- تایلر؟
‫- تایلر؟

343
00:16:38,788 --> 00:16:40,081
‫برادرت رو ندیدی؟

344
00:16:46,713 --> 00:16:47,714
‫تایلر، رفیق؟

345
00:16:56,306 --> 00:16:58,266
‫این زیر چیکار می‌کنی؟

346
00:16:58,349 --> 00:17:00,810
‫نمی‌خوای بیای بیرون؟
‫دوستـات می‌خوان تو رو ببینن.

347
00:17:02,687 --> 00:17:04,355
‫یکم برات زیادیـه؟

348
00:17:04,439 --> 00:17:05,982
‫آره؟
‫یکم ترسیدی؟

349
00:17:13,615 --> 00:17:15,158
‫ببخشید، تایلر.

350
00:17:18,620 --> 00:17:19,996
‫زیر میزه.

351
00:17:20,079 --> 00:17:22,040
‫اشتباه کردم.
‫براش زیادیـه.

352
00:17:22,123 --> 00:17:23,124
‫تو یه امتحانی می‌کنی؟

353
00:17:23,207 --> 00:17:24,751
‫- کجا؟ برم اون زیر؟
‫- آره.

354
00:17:24,834 --> 00:17:25,668
‫اونجا...

355
00:17:29,714 --> 00:17:31,341
‫انگار پرنسس یکم
‫حوصله‌ش سر رفته.

356
00:17:31,883 --> 00:17:33,635
‫واسه بازی دیگه‌ای
‫برنامه‌ریزی کردی؟

357
00:17:33,718 --> 00:17:36,888
‫نه، چون همون‌جور که مشخصه
‫نمیدونم دارم چیکار می‌کنم.

358
00:17:36,971 --> 00:17:40,058
‫هی! انقدر به خودت سخت نگیر.

359
00:17:41,142 --> 00:17:43,144
‫بچه‌های دیگران می‌تونن
‫خیلی مزخرف باشن.

360
00:17:43,227 --> 00:17:44,938
‫هرکسی از پسشـون برنمیاد.

361
00:17:45,021 --> 00:17:46,773
‫نگران نباش.
‫من دیگه اینجام.

362
00:17:47,607 --> 00:17:50,610
‫<i>خب، همگی، گوش کنین!</i>
<i>‫آروم باشین، آروم باشین.</i>

363
00:17:50,693 --> 00:17:53,404
‫<i>می‌تونی این‌کار رو بکنی،</i>
<i>‫ولی بعدش باید بری.</i>

364
00:17:57,116 --> 00:17:58,493
‫اشکال نداره.
‫نگران نباش.

365
00:17:58,576 --> 00:17:59,869
‫هیچ‌کس مهمونی دوست نداره.

366
00:17:59,952 --> 00:18:02,747
‫خب، مگه اینکه معتاد باشی،
‫یا از درون مرده باشی.

367
00:18:03,414 --> 00:18:05,416
‫یه‌بار انقدر عصبی شدم
‫که از همه خواستم برن.

368
00:18:06,209 --> 00:18:07,669
‫حتی مهمونی خودم هم نبود.

369
00:18:11,214 --> 00:18:12,215
‫کوفته قلقلی می‌خوای؟

370
00:18:13,049 --> 00:18:14,050
‫همین‌جا بمون.

371
00:18:28,231 --> 00:18:29,565
‫

372
00:18:30,149 --> 00:18:31,943
‫آره، منم دیگه اینجام.

373
00:18:33,403 --> 00:18:35,738
‫واقعاً می‌خوام همچین
‫الگویی براش باشیم؟

374
00:18:35,822 --> 00:18:36,906
‫اگه قراره این زیر باشه،

375
00:18:36,989 --> 00:18:38,908
‫نمیشه که تنها باشه، نه؟
‫پس...

376
00:18:38,991 --> 00:18:40,034
‫ممنون.

377
00:18:41,035 --> 00:18:42,745
‫درضمن، کارن ناراحتـم می‎‌کنه،
‫پس...

378
00:18:44,706 --> 00:18:46,082
‫ما اینجا می‌مونیم،
‫مگه نه؟

379
00:18:46,165 --> 00:18:49,502
‫فهمیدیم بیرون سختـه،
‫و مردم حرفای بدی به آدم میزنن.

380
00:18:49,585 --> 00:18:50,586
‫باشه؟

381
00:18:51,921 --> 00:18:53,172
‫خیلی خب.

382
00:18:57,093 --> 00:18:58,386
‫سلام، اسکات.
‫رفیق.

383
00:18:58,469 --> 00:19:00,388
‫میشه درمورد پول حرف بزنیم؟

384
00:19:00,471 --> 00:19:03,891
‫نگران نباش.
‫دست خوب کسی سپردی.

385
00:19:11,190 --> 00:19:12,817
‫اینجا خیلی خوبـه، نه؟

386
00:19:12,900 --> 00:19:15,695
‫<i>سلام. بله، من می‌خواستم</i>
<i>‫یه مشاوره‌ای بگیرم.</i>

387
00:19:18,448 --> 00:19:19,991
‫اخیراً خیلی احساس خستگی می‌کنم،

388
00:19:20,074 --> 00:19:21,993
‫و نمیدونم این طبیعیـه یا نه.

389
00:19:23,703 --> 00:19:25,079
‫<i>فقط می‌خوام با یکی صحبت کنم.</i>

390
00:19:27,582 --> 00:19:29,375
‫<i>خب، اسمـم کارن‌ـه.</i>
<i>‫کارن نیومن.</i>

391
00:19:32,545 --> 00:19:34,505
‫<i>خب، الان وقت خوبیـه،</i>
<i>‫یا باید بعداً...</i>

392
00:19:35,882 --> 00:19:38,092
‫<i>آره، نه، هفته‌ی پیش</i>
<i>‫رفتم پیش متخصص.</i>

393
00:19:38,176 --> 00:19:41,846
‫توی سن بالا حامله شدم،
‫برای همین یکم نگرانـم...

394
00:19:42,513 --> 00:19:44,849
‫<i>خب، علاوه بر حالت تهوع صبحگاهی</i>
<i>‫یکم دل درد هم دارم.</i>

395
00:19:44,932 --> 00:19:47,518
‫<i>و خودتون میدونین دیگه،</i>
<i>‫آدم وحشت می‌کنه. پس...</i>

396
00:19:49,020 --> 00:19:50,897
‫خب، کسی هست الان
‫بتونم باهاش صحبت کنم؟

397
00:19:52,982 --> 00:19:55,651
‫نه؟ باشه.
‫اشکالی نداره.

398
00:19:55,735 --> 00:19:58,029
‫دوشنبه تماس می‌گیرم.
‫ممنون.

399
00:20:06,704 --> 00:20:07,788
‫میدونی چیـه...

400
00:20:11,209 --> 00:20:13,085
‫فکر نکنم بشه از دنیا فرار کرد، نه؟

401
00:20:13,920 --> 00:20:16,631
‫به نظرم درستـش اینـه که
‫بیشتر اون بیرون باشیم تا اینجا.

402
00:20:18,382 --> 00:20:19,634
‫هنوز حس عجیبی داری؟

403
00:20:21,177 --> 00:20:23,137
‫- چطوریـه؟
‫- توی دلمـه.

404
00:20:23,221 --> 00:20:28,768
‫یه چیزی درمورد حس‌ ناراحتی
‫که توی دلت می‌کنی هست،

405
00:20:29,769 --> 00:20:33,314
‫اونم اینـه که معمولاً قبل از اینکه
‫اتفاق‌ هیجان‌انگیزی بیفته، پیش میاد.

406
00:20:33,898 --> 00:20:36,609
‫چیز بدی نیست.
‫یعنی یه چیز خوب در راهـه.

407
00:20:36,692 --> 00:20:37,985
‫بهش می‌گن پروانه.
‫(معادل فارسی: دلهره)

408
00:20:38,653 --> 00:20:39,695
‫واقعاً؟

409
00:20:39,779 --> 00:20:43,741
‫راهش اینه که آروم آروم
‫پیش بری، باشه؟

410
00:20:44,742 --> 00:20:46,160
‫با قدم‌های آهسته.

411
00:20:47,078 --> 00:20:48,454
‫با قدم‌های آهسته.

412
00:21:12,478 --> 00:21:13,521
‫بالاخره اومد بیرون.

413
00:21:15,856 --> 00:21:16,857
‫آفرین.

414
00:21:17,733 --> 00:21:18,734
‫داره چیکار می‌کنه؟

415
00:21:18,818 --> 00:21:21,237
‫آره، یه الگوی نصفه نیمه‌ براش بودم.

416
00:21:22,113 --> 00:21:23,531
‫نصفه نیمه از هیچی بهتره.

417
00:21:24,198 --> 00:21:25,241
‫- مگه نه؟
‫- آره.

418
00:21:26,951 --> 00:21:28,494
‫اونجا رو ببین.

419
00:21:32,707 --> 00:21:34,417
‫«مارسل مارسو» رو اینجا داریم.
‫نگاه کن.

420
00:21:35,167 --> 00:21:36,711
‫بامزه نیست.

421
00:21:54,937 --> 00:21:56,731
‫من باهاشون خوب نیستم، نیک.

422
00:21:58,149 --> 00:21:59,817
‫می‌تونم مدیریت‌شون کنم،
‫ولی چیزای دیگه...

423
00:22:00,943 --> 00:22:02,528
‫برام راحت نیست.

424
00:22:02,611 --> 00:22:04,405
‫خب، اشکال نداره.

425
00:22:05,197 --> 00:22:06,824
‫اون رو داری دیگه،
‫مگه نه؟

426
00:22:06,907 --> 00:22:09,285
‫اون می‌تونه بچه باشه،
‫و تو می‌تونی آدم بزرگـه باشی،

427
00:22:09,368 --> 00:22:10,745
‫می‌تونه تیپ بزنه،
‫باهاشون بازی کنه.

428
00:22:10,828 --> 00:22:13,956
‫و تو می‌تونی بیمه‌ی خونه رو تمدید کنی
‫و توی غذاهات «برگ بو» بریزی.

429
00:22:17,626 --> 00:22:20,838
‫- آخر مجبورم می‌کنه پرستار بیارم، نه؟
‫- آره، صد در صد.

430
00:22:30,723 --> 00:22:32,099
‫<i>چرا؟</i>

431
00:22:32,892 --> 00:22:34,727
‫وای خدای من.

432
00:22:39,857 --> 00:22:42,234
‫<i>چرا؟</i>

433
00:23:12,389 --> 00:23:16,018
‫خامه داره.
‫توش تخم مرغ خام ریختم.

434
00:23:57,184 --> 00:23:58,978
‫این دوستِ منـه، آدام.

435
00:23:59,061 --> 00:24:02,773
‫اون دوستمـه چون بدون هیچ قضاوتی
‫ازم حمایت می‌کنه.

436
00:24:02,856 --> 00:24:05,401
‫فکر نکنم اونا درکـش کنن.
‫ما چی؟

437
00:24:07,319 --> 00:24:09,488
‫فکر کنم داریم نزدیک می‌شیم.
‫آره.

438
00:24:11,407 --> 00:24:14,994
‫- نگاه! باورم نمیشه، اون معلم تایلره.
‫- ما اومدیم، تایلر کجاست؟

439
00:24:15,077 --> 00:24:16,370
‫خانوم!

440
00:24:16,453 --> 00:24:19,039
‫خدای من.
‫اونا اومدن!

441
00:24:19,748 --> 00:24:20,749
‫- ببخشید دیر کردیم.
‫- سلام.

442
00:24:20,833 --> 00:24:22,918
‫بیل بلد نیست از مسیریاب استفاده کنه،
‫در کمال تعجب.

443
00:24:23,002 --> 00:24:24,420
‫ولی واقعاً تعجب داره؟

444
00:24:24,503 --> 00:24:26,380
‫چون مامور راهنمایی دبستانـه.
‫آدم تعجب می‌کنه.

445
00:24:27,172 --> 00:24:28,257
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

446
00:24:28,340 --> 00:24:29,341
‫شوخی می‌کنی؟

447
00:24:29,425 --> 00:24:31,093
‫بیشتر بچه‌ها باهامون
‫حرف هم نمی‌زنن،

448
00:24:31,135 --> 00:24:32,678
‫چه برسه جشن تولدشون
‫دعوتمـون کنن.

449
00:24:33,220 --> 00:24:34,722
‫اون پسر خیلی خاصیـه.

450
00:24:34,805 --> 00:24:36,598
‫آره، همین‌طوره.

451
00:24:39,226 --> 00:24:42,354
‫- سلام! تولدت مبارک تایلر!
‫- زودباش.

452
00:24:50,863 --> 00:24:53,115
‫<i>تولدت مبارک...</i>

453
00:25:11,717 --> 00:25:13,719
‫«من عاشق آرسنال هستم.»

454
00:25:16,513 --> 00:25:18,640
‫کاش می‌تونستم جلوی
‫اشتباهات رو بگیرم.

455
00:25:18,724 --> 00:25:20,476
‫داریم کارمون رو خوب انجام میدیم.

456
00:25:21,935 --> 00:25:24,480
‫آخرین باری که جشن تولد 7 سالگی بودیم،
‫خودمون 7 سالمون بود.

457
00:25:24,938 --> 00:25:27,941
‫اکثر آدم‌ها قبلـش 6بار تمرین کردن،
‫مگه نه؟

458
00:25:28,525 --> 00:25:29,818
‫تا وقتی که توی مسیر درست،

459
00:25:29,902 --> 00:25:32,905
‫اشتباه کنیم، مشکلی برامون
‫پیش نمیاد، فکر کنم.

460
00:25:34,740 --> 00:25:39,244
‫چطوری می‌تونی به بچه‌ای که
‫احساسات خودش رو درک نمی‌کنه،

461
00:25:39,328 --> 00:25:41,914
‫یاد بدی مثل یه آدم بالغ
‫باهاشون کنار بیاد؟

462
00:25:41,997 --> 00:25:45,417
‫نمیدونم. گمونـم...

463
00:25:50,130 --> 00:25:52,382
‫<i>ساعت داره 7:30 صبح میشه.</i>

464
00:25:52,466 --> 00:25:54,176
‫<i>و دارین به برنامه‌ی رادیویی</i>
<i>‫استری گوش میدین.</i>

465
00:25:54,760 --> 00:25:57,971
‫<i>وقتشـه یه تبریک با تاخیر</i>
<i>‫به پرنسس و تایلر بگیم.</i>

466
00:25:58,055 --> 00:26:01,725
‫<i>تولدت مبارک، تایلر.</i>
<i>‫با کلی عشق، نیکی و جیسون.</i>

467
00:26:01,808 --> 00:26:05,562
‫<i>ببخشید نتونستم بیام تولدت،</i>
<i>‫چون آخر هفته‌ها با بچه‌هام وقت می‌گذرونم.</i>

468
00:26:05,646 --> 00:26:09,399
‫قبل از اینکه بریم بخش بعدی،
‫آهنگ «بیرز دین» و «جید برد» پخش میشه.

469
00:26:48,438 --> 00:26:53,443
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «