1
00:00:07,590 --> 00:00:09,292
‫- مطمئنی خودشـه؟
‫- کاملاً.

2
00:00:09,342 --> 00:00:11,302
‫- چقدر مطمئنی؟
‫- نود و پنج تا صد درصد.

3
00:00:11,386 --> 00:00:13,346
‫اگه دوباره اون رو ببینی
‫می‌شناسیـش؟

4
00:00:13,430 --> 00:00:14,848
‫آره. اوناهاش.

5
00:00:15,390 --> 00:00:17,008
‫- میدونی می‌خوام چی بگم، نه؟
‫- چی؟

6
00:00:17,058 --> 00:00:18,309
‫- رابرت د...
‫- نه، بیخیال.

7
00:00:18,393 --> 00:00:20,478
‫- رابرت داونی جونیور توی تسکو نبود.
‫- چرا نباشه؟

8
00:00:20,562 --> 00:00:22,772
‫چرا باشه؟ چون دستیارهاش
‫براش خرید می‌کنن.

9
00:00:22,856 --> 00:00:24,399
‫نه، رابرت اون‌جوری نیست.

10
00:00:24,482 --> 00:00:26,443
‫رابرت...مثل من و توئه.

11
00:00:27,235 --> 00:00:29,195
‫باید یکی از فامیل‌هاشون باشه.

12
00:00:29,779 --> 00:00:31,448
‫دارن تعقیب‌مون می‌کنن؟

13
00:00:32,031 --> 00:00:33,658
‫ببین، حتی اگه خودشم باشه، خب؟

14
00:00:33,742 --> 00:00:35,577
‫ممکنه کاملاً اتفاقی باشه.

15
00:00:35,660 --> 00:00:37,779
‫- اتفاقی نبود.
‫- خیلی خب، بذار اینو ازت بپرسم.

16
00:00:37,829 --> 00:00:40,081
‫تو رفتی پیشـش نشستی؟
‫یا اون اومد پیشـت نشست؟

17
00:00:40,832 --> 00:00:42,041
‫اون اومد پیشـم نشست، آره.

18
00:00:42,125 --> 00:00:44,377
‫قطعاً اون اومد پیشـم نشست،
‫و پرنسس رو دید.

19
00:00:44,461 --> 00:00:46,254
‫و بهم نگفت اون رو می‌شناسه.

20
00:00:46,337 --> 00:00:47,589
‫خدای من.

21
00:00:47,672 --> 00:00:50,884
‫و بعد یه حرف‌هایی زد...
‫درمورد خانواده.

22
00:00:51,384 --> 00:00:52,969
‫درمورد جنگیدن برای خانواده.

23
00:00:53,052 --> 00:00:55,221
‫فکر کنم سعی داشت
‫من رو بترسونه.

24
00:00:55,305 --> 00:00:56,306
‫اون گفت...

25
00:00:57,015 --> 00:00:58,766
‫«خانواده‌م دوقلوهای کری رو می‌شناختن»

26
00:00:58,850 --> 00:00:59,934
‫لحنـش همین‌طوری بود،

27
00:01:00,018 --> 00:01:02,595
‫یا داری این‌جوری اداش رو درمیاری
‫که بدترش کنی؟

28
00:01:02,645 --> 00:01:04,022
‫جیس، اونا گانگسترن.

29
00:01:04,105 --> 00:01:06,316
‫- از پنجره دور شو.
‫- نیکی، احمق نباش.

30
00:01:06,357 --> 00:01:08,393
‫ببین، آدمای شرق لندن
‫این‌طوری صحبت می‌کنن.

31
00:01:08,443 --> 00:01:12,030
‫ما اینیم، خانواده، دوقلوهای کری،
‫زندگی توی پارک، ما اینیم.

32
00:01:12,113 --> 00:01:13,907
‫- بازم هست.
‫- چی؟

33
00:01:13,990 --> 00:01:17,410
‫شاید باهاش درد و دلـم کرده باشم،

34
00:01:17,494 --> 00:01:20,538
‫- و یه چیزایی بهش گفته باشم.
‫- چه چیزایی؟ چه چیزایی؟

35
00:01:20,622 --> 00:01:22,832
‫فقط درمورد اینکه  من و پرنسس
‫باهم نمی‌سازیم.

36
00:01:22,916 --> 00:01:25,919
‫لعنتی، شده یه نفر رو ببینی
‫و همه‌چی رو براش نگی؟

37
00:01:26,002 --> 00:01:27,045
‫- این‌جوری نیستم.
‫- بیخیال.

38
00:01:27,128 --> 00:01:29,380
‫پستچی هفته‌ی پیش ازم پرسید
‫کهیرم خوب شده یا نه.

39
00:01:29,422 --> 00:01:32,759
‫و وقتی زنگ زدی که بهم بگی
‫تایلر رو بردی اورژانس، اونجا بود.

40
00:01:32,842 --> 00:01:35,845
‫جیس، نه، ببخشید.
‫متاسفم، ولی نمی‌دونستم!

41
00:01:35,929 --> 00:01:38,264
‫- اگه خطرناک باشه چی؟
‫- خطرناک نیست.

42
00:01:38,348 --> 00:01:39,432
‫جیس.

43
00:01:49,275 --> 00:01:54,364
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «

44
00:01:55,364 --> 00:02:05,364
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

45
00:02:11,214 --> 00:02:13,967
‫مادربزرگشـونه؟
‫چطوری پیدامون کرده؟

46
00:02:14,509 --> 00:02:16,010
‫به محافظت نیاز داریم؟

47
00:02:16,094 --> 00:02:17,553
‫باید محافظ شخصی بگیریم؟

48
00:02:17,637 --> 00:02:18,721
‫اینجا زیرنظر شهرداریـه.

49
00:02:19,222 --> 00:02:20,890
‫مجبور بودم از خونه کتری بیارم.

50
00:02:20,974 --> 00:02:22,350
‫پول برای محافظ شخصی نداریم.

51
00:02:22,433 --> 00:02:24,719
‫ولی نوآه، من نمی‌دونستم
‫ممکنه تعقیب شیم.

52
00:02:24,769 --> 00:02:26,521
‫آره، باید توی برگه‌ی
‫خوش‌آمد گویی بنویسیم.

53
00:02:26,604 --> 00:02:29,774
‫آخه بهمون گفته بودن اونا
‫نمی‌تونن باهامون ارتباط برقرار کنن.

54
00:02:29,857 --> 00:02:31,776
‫- آره.
‫- خب، اون مادربزرگشـونه.

55
00:02:31,859 --> 00:02:33,486
‫آدما یه فکرایی به سرشون میزنه.

56
00:02:34,529 --> 00:02:36,731
‫ببینین، فقط چندهفته تا
‫وقت دادگاه‌تون مونده.

57
00:02:36,781 --> 00:02:37,782
‫باهاش حرف می‌زنم.

58
00:02:38,408 --> 00:02:40,159
‫یعنی اون حضانت بچه‌ها رو می‌خواد؟

59
00:02:40,952 --> 00:02:43,204
‫خب، میدونه به خاطر سنـش
‫ممکن نیست.

60
00:02:43,788 --> 00:02:45,623
‫و سعی نکرده باهاشون حرف بزنه.

61
00:02:46,624 --> 00:02:48,292
‫خب، پس یعنی چی؟

62
00:02:48,376 --> 00:02:51,838
‫خب، به نظرم اون شما رو
‫زیرنظر داشته.

63
00:03:01,222 --> 00:03:04,308
‫تاحالا چیزی درمورد
‫انتشارات فارادی نشنیده بودم.

64
00:03:05,184 --> 00:03:06,894
‫مطمئنـی درست حسابیـن؟

65
00:03:06,978 --> 00:03:09,397
‫آره، وبسایت‌شون رو
‫کامل بررسی کردم.

66
00:03:09,480 --> 00:03:11,816
‫چیزی جز فونت‌های با کیفیت
‫پیدا نکردم.

67
00:03:12,650 --> 00:03:14,193
‫فقط به نظر یکم عجولانه میاد.

68
00:03:14,277 --> 00:03:18,156
‫که انقدر سریع بلاگ رو بخونن
‫و تصمیم بگیرن چاپـش کنن.

69
00:03:18,781 --> 00:03:21,534
‫خب، این روزا انتشاراتـی‌ها
‫خیلی سریع عمل می‌کنن، میدونی؟

70
00:03:21,617 --> 00:03:23,077
‫خیلی سریع واکنش نشون میدن.

71
00:03:23,161 --> 00:03:25,455
‫اینترنت، جاییـه که همه‌ی
‫استعدادها توش پیدا میشه.

72
00:03:25,538 --> 00:03:28,624
‫اگه همینگ‌وی الان می‌خواست بنویسه،
‫حتماً بلاگ می‌نوشت.

73
00:03:29,542 --> 00:03:33,045
‫- پس چرا به بلاگ کردن ادامه نمیدی؟
‫- خدایا، نه. تصورش رو بکن.

74
00:03:33,129 --> 00:03:36,632
‫کلی نویسنده‌ی درجه یک
‫توی انتشارات‌شون هست.

75
00:03:37,216 --> 00:03:39,677
‫این همون کمدین‌ست.

76
00:03:39,761 --> 00:03:41,387
‫توی اون برنامه‌ایـه که من بدم میاد.

77
00:03:41,471 --> 00:03:43,097
‫اینم مستندسازه.

78
00:03:43,181 --> 00:03:46,893
‫اینا آدمای معروف درجه یک نیستن، اسکات.

79
00:03:46,976 --> 00:03:50,438
‫درجه آخرن، آخرین درجه‌ای که وجود داره.

80
00:03:51,647 --> 00:03:53,691
‫ازت می‌خوام خوش‌بین ‌تر باشی.

81
00:03:55,651 --> 00:03:57,528
‫ببخشید، ببخشید.

82
00:03:58,571 --> 00:03:59,864
‫فقط اینکه...

83
00:03:59,947 --> 00:04:03,618
‫فقط یه آدم توی شکمـم دارم
‫که تا سال 2040 روزی 2000 کالری نیاز داره.

84
00:04:03,701 --> 00:04:08,664
‫پس توی فاز «دنبال خواسته‌هات برو، آرزوها
‫به صورت جادویی برآورده میشن» نیستم.

85
00:04:11,459 --> 00:04:14,712
‫ولی بهت ایمان دارم.

86
00:04:15,296 --> 00:04:16,839
‫- داری؟
‫- اوهوم.

87
00:04:16,923 --> 00:04:17,924
‫

88
00:04:18,007 --> 00:04:22,011
‫خوبـه، چون راستش،
‫یه خبر بزرگ دارم...

89
00:04:23,429 --> 00:04:24,639
‫استعفا دادم.

90
00:04:25,765 --> 00:04:26,891
‫- چی؟
‫- آره.

91
00:04:26,974 --> 00:04:29,143
‫به نظرم الان بهترین زمان
‫استفاده از فرصتـه، واقعاً.

92
00:04:29,227 --> 00:04:32,063
‫و وقتی کامل به چیزی متعهد شی،
‫اون‌وقتـه که اتفاقای خوبی میفته.

93
00:04:32,146 --> 00:04:34,857
‫میدونی چی میگم؟
‫حتی وقتی مطمئن نیستی جواب بده.

94
00:04:34,941 --> 00:04:36,359
‫یعنی، مثل رابطه‌ی من و تو.

95
00:04:37,360 --> 00:04:39,403
‫خب، میرم یه چرت بزنم.

96
00:04:51,040 --> 00:04:53,459
‫مزخرفـه، حامله بودن مزخرفه.

97
00:04:53,543 --> 00:04:55,127
‫- حتی نمی‌تونم حموم آب گرم برم.
‫- چی؟

98
00:04:55,211 --> 00:04:58,339
‫آره، میرم توی وان،
‫دوش نمی‌گیرم.

99
00:04:58,881 --> 00:05:01,133
‫چون آمریکایی نیستم،
‫یا یه سگ کثیف.

100
00:05:02,802 --> 00:05:04,971
‫آدما دائماً هوات رو دارن.

101
00:05:05,596 --> 00:05:08,015
‫- خب اینکه خوبـه!
‫- نه، نه، من برش میدارم.

102
00:05:08,057 --> 00:05:09,642
‫نه.

103
00:05:09,725 --> 00:05:11,435
‫- دیدی؟
‫- درسته.

104
00:05:15,940 --> 00:05:17,900
‫اشکالی نداره زیاد اینجا نمونیم؟

105
00:05:17,984 --> 00:05:18,985
‫چرا؟

106
00:05:19,068 --> 00:05:20,111
‫نه، فقط اینکه...

107
00:05:21,988 --> 00:05:23,990
‫دلیلی نداره.
‫من فقط...

108
00:05:25,199 --> 00:05:26,325
‫خدای من.

109
00:05:27,326 --> 00:05:29,495
‫خدای من، خودشه.

110
00:05:29,578 --> 00:05:30,621
‫چی؟

111
00:05:30,705 --> 00:05:31,706
‫کی؟

112
00:05:31,789 --> 00:05:32,832
‫نیکی.

113
00:05:42,341 --> 00:05:43,342
‫هی.

114
00:05:44,135 --> 00:05:46,053
‫خدای من، ببخشید.

115
00:05:46,137 --> 00:05:49,432
‫ببخشید، ببخشید.
‫شما رو با یکی دیگه اشتباه گرفتم.

116
00:05:49,515 --> 00:05:50,641
‫ببخشید.

117
00:06:07,366 --> 00:06:08,534
‫سلام، رفیق.

118
00:06:10,995 --> 00:06:12,371
‫می‌تونم یه نگاه بهش بندازم؟

119
00:06:13,122 --> 00:06:14,415
‫تایلر، بذار ببینمـش.

120
00:06:17,960 --> 00:06:19,253
‫ممنون.

121
00:06:19,336 --> 00:06:22,048
‫اون پیژامه یکم برات بزرگـه،
‫نه رفیق؟

122
00:06:23,632 --> 00:06:27,678
‫فکر کنم مجبوریم بذاریم بره.

123
00:06:27,762 --> 00:06:30,806
‫- چرا؟
‫- خب، اون خطرناکـه.

124
00:06:30,890 --> 00:06:33,809
‫تا الان یه بار فرستادت اورژانس.

125
00:06:35,311 --> 00:06:36,312
‫و فکر کنم...

126
00:06:37,730 --> 00:06:42,902
‫فکر کنم مهمـه که بتونی
‫چیزها رو رها کنی.

127
00:06:43,486 --> 00:06:46,614
‫چون اونا فقط... یه چیزن.

128
00:06:47,948 --> 00:06:50,910
‫و چیزها میان و میرن.

129
00:06:53,120 --> 00:06:56,415
‫فقط باید به آدما دل ببندیم.

130
00:06:57,208 --> 00:07:00,711
‫و تو دیگه ما رو داری.
‫به آدام نیازی نداری.

131
00:07:03,547 --> 00:07:06,258
‫بیا اینجا.
‫پسر خوب.

132
00:07:09,428 --> 00:07:12,389
‫ببخشید، ولی مشخصاً
‫سوتفاهم پیش اومده.

133
00:07:12,473 --> 00:07:14,266
‫می‌دونی که هنوز لباس‌ها دستـته؟

134
00:07:14,767 --> 00:07:16,310
‫دیگه مترسک نیستم، ها؟

135
00:07:17,186 --> 00:07:18,979
‫- هفته‌ی پیش بهم گفت مترسک.
‫- چی؟

136
00:07:19,563 --> 00:07:22,483
‫چی؟ چی...
‫چه خبره؟ چه اتفاقی داره میفته؟

137
00:07:22,566 --> 00:07:24,360
‫می‌دونی که اون حامله‌ست.

138
00:07:24,443 --> 00:07:26,070
‫داری یه زن حامله رو
‫زندانی می‌کنی.

139
00:07:26,153 --> 00:07:28,405
‫استرس براشون بده.
‫خیلی سریع استرس می‌گیرن.

140
00:07:28,489 --> 00:07:29,490
‫من خوبـم.

141
00:07:29,573 --> 00:07:31,033
‫من دلفینِ توی پارک آبی نیستم.

142
00:07:31,116 --> 00:07:33,744
‫- می‌خواین بشینین؟
‫- نه، نمی‌خوام بشینم.

143
00:07:33,828 --> 00:07:36,038
‫می‌تونم صندلی رو ببینم،
‫اگه می‌خواستم بشینم، میشستم.

144
00:07:36,121 --> 00:07:37,832
‫- چی جلوم رو گرفته؟
‫- آره...

145
00:07:38,791 --> 00:07:40,376
‫تو، تو اینجا منتظر بمون.

146
00:07:45,047 --> 00:07:46,632
‫باشه، خب.
‫من دیگه برم.

147
00:07:46,715 --> 00:07:47,842
‫ببخشید؟

148
00:07:48,467 --> 00:07:50,553
‫جدی می‌گی؟
‫منو اینجا تنها میذاری؟

149
00:07:50,636 --> 00:07:53,097
‫- خب، چیزیت نمی‌شه.
‫- کارن، بشین.

150
00:07:53,180 --> 00:07:55,090
‫میشه دیگه کسی
‫بهم نگه بشین؟

151
00:07:55,140 --> 00:07:57,226
‫باشه، پس وایستا،
‫ولی نمیری.

152
00:08:01,021 --> 00:08:02,648
‫خدایا...

153
00:08:02,731 --> 00:08:03,732
‫چیه؟

154
00:08:04,233 --> 00:08:07,528
‫ازمون می‌خوان با بِو ملاقات کنیم،
‫و من...فقط بهش اعتماد ندارم.

155
00:08:08,112 --> 00:08:09,947
‫براتون آب آوردم.

156
00:08:10,614 --> 00:08:12,032
‫من آب خواستم؟

157
00:08:13,367 --> 00:08:14,910
‫نه، نه، نخواستی.

158
00:08:15,786 --> 00:08:18,372
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

159
00:08:18,455 --> 00:08:20,165
‫یه‌جوری باهات رفتار می‌کنن
‫انگار ناتوانـی.

160
00:08:20,249 --> 00:08:22,668
‫تازه من هنوز از خیلی از
‫زن‌های غیرباردار لاغرترم، پس...

161
00:08:22,751 --> 00:08:24,295
‫کارن، میشه تمومـش کنی؟

162
00:08:24,378 --> 00:08:28,257
‫- تو مشکلـت چیـه؟
‫- تو! داری دیوونه‌م می‌کنی.

163
00:08:28,340 --> 00:08:31,010
‫- چی...
‫- می‌دونی چقدر خوش‌شانسی؟

164
00:08:31,093 --> 00:08:34,346
‫قراره بچه‌دار شی،
‫و لازم نیست کاری انجام بدی.

165
00:08:34,430 --> 00:08:38,851
‫نه فرمی، نه ارزیابی‌ای،
‫نه مادربزرگ مزاحمـی، هیچی.

166
00:08:38,934 --> 00:08:41,020
‫فقط باید زنده بمونی.

167
00:08:41,103 --> 00:08:42,271
‫طبیعت همه کارهارو انجام میده.

168
00:08:42,354 --> 00:08:45,224
‫یعنی اگه بخوای می‌تونی 9 ماه
‫آینده رو روی تخت دراز بکشی.

169
00:08:45,274 --> 00:08:46,650
‫زایمان...

170
00:08:46,734 --> 00:08:48,110
‫بازم روی تخت دراز می‌کشی!

171
00:08:48,193 --> 00:08:49,862
‫سختـه.

172
00:08:49,945 --> 00:08:53,198
‫اونا بهت داروی مجانی میدن،
‫تا دیگه سخت نباشه.

173
00:08:53,282 --> 00:08:55,951
‫من می‌تونم دارو بخورم
‫تا مشکلاتـم حل شه؟ نه.

174
00:08:56,535 --> 00:08:58,120
‫خب، آره.

175
00:08:58,203 --> 00:09:00,372
‫آره، ولی وقتی بیدار شم
‫بازم مشکلاتـم سرجاشه،

176
00:09:00,456 --> 00:09:03,876
‫برعکس تو، که مشکلـت توسط
‫یه تیم حرفه‌ای از بدنـت درآورده میشه.

177
00:09:03,959 --> 00:09:06,462
‫و تبدیل به لذت ابدی میشه.

178
00:09:06,545 --> 00:09:08,422
‫اونم درحالی که بهت دارو دادن!

179
00:09:09,214 --> 00:09:10,966
‫- پلیس توی راهه.
‫- پلیس؟

180
00:09:11,008 --> 00:09:12,760
‫باشه.

181
00:09:12,843 --> 00:09:15,262
‫باشه، باشه.
‫میشه یه چیزی رو برات توضیح بدم؟

182
00:09:15,346 --> 00:09:18,057
‫الان وقت خوبی برای
‫دستگیر شدنِ من نیست.

183
00:09:18,140 --> 00:09:20,142
‫واقعاً؟ پس چرا نگفتی؟

184
00:09:20,225 --> 00:09:21,977
‫واقعاً؟ واقعاً...

185
00:09:22,061 --> 00:09:23,812
‫خب، فکر نمی‌کردم
‫برات مهم باشه.

186
00:09:24,688 --> 00:09:27,775
‫باشه، باشه.
‫داری تیکه می‌ندازی.

187
00:09:27,858 --> 00:09:29,485
‫فقط...

188
00:09:29,568 --> 00:09:30,903
‫کارن؟

189
00:09:30,986 --> 00:09:32,863
‫کارن! کارن، حالت خوبه؟

190
00:09:32,946 --> 00:09:35,741
‫نه، نه، خوب نیستم.
‫خیلی گرممـه.

191
00:09:35,824 --> 00:09:38,368
‫و نمی‌دونم خودم گرممـه یا اتاق گرمه،
‫چون هیچ‌وقت نمی‌فهمم.

192
00:09:38,452 --> 00:09:40,412
‫باید توی اتاق‌های گرم
‫علامت بذارن.

193
00:09:40,496 --> 00:09:43,665
‫میدونی، اصلاً آسون نیست،

194
00:09:43,749 --> 00:09:45,334
‫و واقعاً دارم می‌ترسم.

195
00:09:45,417 --> 00:09:46,460
‫درستـه، به خاطر پلیس؟

196
00:09:46,543 --> 00:09:49,046
‫نه! به خاطر پلیس نه!

197
00:09:49,755 --> 00:09:52,800
‫میدونی، من 39 سالمـه،
‫و یه مادر مسن محسوب میشم.

198
00:09:52,883 --> 00:09:53,884
‫این کجاش درستـه؟

199
00:09:53,967 --> 00:09:55,753
‫هنوز وام دانشجویی
‫لعنتی‌م رو پرداخت نکردم.

200
00:09:55,803 --> 00:09:57,304
‫می‌دونی، رفتم سرچ کردم،

201
00:09:57,387 --> 00:10:00,641
‫و رایان گیگز وقتی 39 سالـش بود
‫توی لیگ برتر بازی کرد.

202
00:10:00,724 --> 00:10:04,228
‫آره، باید بیشتر تلاش می‌کرد تا روی
‫بازی تاثیر بذاره، ولی کارش رو انجام داد.

203
00:10:04,311 --> 00:10:06,730
‫آره! آره!
‫کارش رو انجام داد.

204
00:10:07,272 --> 00:10:08,107
‫آره.

205
00:10:08,190 --> 00:10:10,484
‫میدونی چیه، واقعاً اینجا
‫داره بهم استرس میده،

206
00:10:10,567 --> 00:10:13,028
‫پس دوست دارم الان
‫با خواهرم برم خونه، لطفاً.

207
00:10:16,240 --> 00:10:18,242
‫آره، آره.
‫حتماً.

208
00:10:19,576 --> 00:10:20,786
‫باشه.

209
00:10:23,038 --> 00:10:24,039
‫خوبی؟

210
00:10:24,623 --> 00:10:26,375
‫آره، خوبم.
‫داشتم فیلم بازی می‌کردم.

211
00:10:27,459 --> 00:10:30,128
‫خب، خیلی خوب بازی کردی.

212
00:10:30,629 --> 00:10:31,630
‫آره.

213
00:10:34,132 --> 00:10:35,717
‫بریم یکم حرف بزنیم؟

214
00:10:36,927 --> 00:10:38,095
‫آره، لطفاً.

215
00:10:56,655 --> 00:10:58,156
‫اون‌جوری منو نگاه نکن.

216
00:11:16,550 --> 00:11:18,552
‫[جیسون: بهم زنگ بزن،
‫باید درمورد پول صحبت کنیم.]

217
00:11:27,644 --> 00:11:28,937
‫سلام.

218
00:11:30,522 --> 00:11:32,858
‫شما «جنت فارنستر» هستین.

219
00:11:32,941 --> 00:11:35,402
‫باید بگم، برای من،

220
00:11:35,485 --> 00:11:39,398
‫شما جزو چهار...هشت‌تا از بهترین
‫نویسنده‌های فمنیست رادیکالی‌این،

221
00:11:39,448 --> 00:11:41,241
‫که کتاب‌هاشون رو خوندم.

222
00:11:41,283 --> 00:11:42,117
‫واقعاً می‌گم.

223
00:11:42,200 --> 00:11:46,288
‫به نظرم کتاب «زن، عاشق، بچه، مادر»،
‫به وضوح نشون میده که ما واقعاً چطور

224
00:11:46,371 --> 00:11:48,999
‫زن‌های باردار رو کنترل و
‫تحقیر می‌کنیم.

225
00:11:49,082 --> 00:11:51,376
‫دارم به همسر باردارم اصرار می‌کنم
‫این کتاب رو بخونه.

226
00:11:52,044 --> 00:11:54,296
‫تصویری که از مادر بودن داریم
‫داره باعث شکست‌مون میشه.

227
00:11:54,379 --> 00:11:56,632
‫تصویری شسته رُفته که دائماً
‫توی رسانه‌ها نشون داده می‌شه،

228
00:11:56,715 --> 00:12:00,093
‫از بچه‌های معصوم توی لباس‌های تمیز که
‫توسط مادرهای زمینی شنگول به دنیا اومدن.

229
00:12:00,802 --> 00:12:04,431
‫حقیقت اینه که،  قراره یه بمب
‫توی زندگیـت منفجر شه.

230
00:12:05,015 --> 00:12:07,934
‫می‌بینم که باهم آشنا شدین.

231
00:12:08,727 --> 00:12:09,895
‫حواست به این یکی باشه.

232
00:12:09,978 --> 00:12:12,522
‫بهترین کتاب طنزی تمسخرآمیزیـه
‫که امسال خوندم رو نوشته.

233
00:12:14,733 --> 00:12:16,026
‫میشه بریم؟
‫آره؟

234
00:12:16,109 --> 00:12:17,110
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

235
00:12:17,194 --> 00:12:18,195
‫خب.

236
00:12:19,613 --> 00:12:20,655
‫عجب.

237
00:12:20,739 --> 00:12:24,201
‫آره، زن خوبیـه،
‫ولی خدای من، خیلی تند و تیزه.

238
00:12:24,284 --> 00:12:25,410
‫می‌دونی، همه‌ش این‌طوریـه،

239
00:12:25,494 --> 00:12:29,289
‫«اسارت‌مون داستانیـه که
‫خودمون برای خودمون تعریف می‌کنیم.»

240
00:12:29,373 --> 00:12:31,875
‫منم این‌طوریـم که،
‫چطوره یکم خوش و بش کنیم؟

241
00:12:31,958 --> 00:12:33,335
‫درمورد آخر هفته‌م ازم بپرس.

242
00:12:33,418 --> 00:12:34,753
‫- می‌دونی منظورم چیـه؟
‫- آره.

243
00:12:34,836 --> 00:12:36,797
‫منظورتون چی بود
‫وقتی گفتین «تمسخرآمیز»؟

244
00:12:36,880 --> 00:12:38,131
‫میشه بریم داخل؟

245
00:12:42,219 --> 00:12:44,888
‫و می‌ریم داخل دفتر.

246
00:12:52,729 --> 00:12:53,939
‫خب...

247
00:12:55,273 --> 00:12:57,359
‫- پس من توی بخش کمدی هستم؟
‫- آره.

248
00:12:58,443 --> 00:13:00,695
‫آره، مایا به زودی میاد،
‫تا درمورد بازاریابی صحبت کنیم،

249
00:13:00,779 --> 00:13:04,116
‫ولی، قبل‌ از هرچیز،
‫چقد هیجان‌انگیزه نه؟

250
00:13:04,199 --> 00:13:05,742
‫خیلی، آره.

251
00:13:05,826 --> 00:13:07,244
‫

252
00:13:07,327 --> 00:13:10,789
‫منظورتون چی بود وقتی
‫گفتین «طنز تمسخرآمیز»؟

253
00:13:10,872 --> 00:13:13,917
‫آره، واقعاً از ته دل گفتم.
‫با این شخصیت گل کاشتی.

254
00:13:14,000 --> 00:13:16,545
‫ببینین، وقتی می‌گین «شخصیت»...

255
00:13:16,628 --> 00:13:20,298
‫تو به شکل بی‌نقصی
‫یه‌جور مرد به خصوص...

256
00:13:20,382 --> 00:13:23,677
‫احمق، نمایشیِ قرن 21ـی
‫رو به تصویر کشیدی.

257
00:13:23,760 --> 00:13:27,139
‫که داره از اهریمن‌های نظام سرمایه‌داری
‫گله می‌کنه، چون خودش همیشه پول داشته.

258
00:13:27,222 --> 00:13:29,182
‫به خاطر نژادپرستی ساختاری
‫از مردم انتقاد می‌کنه،

259
00:13:29,266 --> 00:13:31,351
‫ولی رپر مورد علاقه‌ش...
‫امینم‌ـه.

260
00:13:31,434 --> 00:13:34,813
‫رُمان‌هاش رو جوری دستـش می‌گیره
‫که همه ببینن داره چه کتابی می‌خونه.

261
00:13:34,896 --> 00:13:37,566
‫زیرخطوط با مداد کوچیک
‫دست‌ساز خط می‌کشه.

262
00:13:37,649 --> 00:13:39,442
‫آره، همه‌مون همچین
‫احمق‌هایی رو دیدیم.

263
00:13:39,526 --> 00:13:40,360
‫تق، تق.

264
00:13:40,443 --> 00:13:42,654
‫اسکات، نمونه‌ی جلد
‫روی کتاب رو دیدی؟

265
00:13:42,737 --> 00:13:45,949
‫فکر می‌کنیم عنوان رو ترکوندیم.

266
00:13:45,991 --> 00:13:48,201
‫[عجب بانکداری.
‫مردی که دوست دارین ازش متنفر باشین.]

267
00:13:48,451 --> 00:13:49,452
‫درستـه.

268
00:13:50,203 --> 00:13:52,038
‫درستـه، باشه.

269
00:13:52,122 --> 00:13:55,584
‫ببین، توی صنعت چاپ کتاب با
‫زیادی ملایم بودن نمیشه به جایی رسید.

270
00:13:55,667 --> 00:13:57,627
‫باید جسور باشی.

271
00:13:57,711 --> 00:13:59,588
‫آره، من داشتم به رونمایی
‫تدریجی فکر می‌کردم.

272
00:13:59,629 --> 00:14:02,048
‫اسکات همه کارهای تبلیغاتی رو
‫توی نقش شخصیتـش انجام بده.

273
00:14:02,132 --> 00:14:04,509
‫- خیلی از فکرت خوشم اومد.
‫- آره، ببخشید.

274
00:14:04,593 --> 00:14:06,553
‫شما هی می‌گین شخصیت،
‫و من...

275
00:14:06,636 --> 00:14:10,015
‫این کتاب واقعیـه.

276
00:14:10,098 --> 00:14:13,393
‫- یه انتقاد اجتماعیِ جدی‌ـه.
‫- آره.

277
00:14:13,476 --> 00:14:16,980
‫این مثل سخن‌رانیِ « اعلامیه‌ی
‫پنجاه و نه ماده‌ای» مارتین لوتر،

278
00:14:17,522 --> 00:14:18,940
‫توی «راه‌پیمایی‌های سلما» میمونه.

279
00:14:19,983 --> 00:14:22,611
‫مثل آثار باب دیلن میمونه
‫فقط بدون سازدهنی.

280
00:14:22,694 --> 00:14:25,697
‫این عالیـه.
‫عالیـه، همین کار رو بکن.

281
00:14:25,780 --> 00:14:27,908
‫- آره.
‫- نه، من کاری نمی‌کنم...

282
00:14:27,991 --> 00:14:29,951
‫این شوخی نیست.

283
00:14:30,035 --> 00:14:32,913
‫ولی روی جلد یه لیست از
‫کتاب‌های پیش‌نیاز گذاشتی.

284
00:14:32,996 --> 00:14:33,872
‫آره، معلومه که گذاشتم.

285
00:14:33,955 --> 00:14:37,459
‫فصل چهارم یه لیست از
‫انتقادات به «آلن دو باتن‌»ـه.

286
00:14:37,542 --> 00:14:39,502
‫آره، تازه بهش رحم کردم.
‫باور کنین.

287
00:14:39,586 --> 00:14:44,215
‫- یعنی این... خودتی؟
‫- نمی‌فهمم...

288
00:14:44,299 --> 00:14:45,300
‫آره.

289
00:14:46,259 --> 00:14:47,427
‫این خودم هستم.

290
00:14:49,137 --> 00:14:50,639
‫باشه، پس...

291
00:14:50,722 --> 00:14:51,973
‫باشه، تبریک می‌گم.

292
00:14:52,057 --> 00:14:54,017
‫بامزه بامزه‌ست دیگه.
‫بیاین چاپـش کنیم هرچی شد شد.

293
00:14:54,100 --> 00:14:55,769
‫نه، نه، ببخشید.

294
00:14:55,852 --> 00:14:59,481
‫نه، این‌جوری به اثر خودم
‫بی‌احترامی نمی‌کنم.

295
00:15:01,399 --> 00:15:06,112
‫باشه، پس.
‫گمونم باید تصمیمـت رو بگیری.

296
00:15:06,946 --> 00:15:08,531
‫

297
00:15:08,615 --> 00:15:10,575
‫آره، گمونم همین‌طوره.

298
00:15:14,021 --> 00:15:24,021
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

299
00:15:27,467 --> 00:15:29,461
‫فقط مدلی که نگاه‌م می‌کنه،

300
00:15:29,511 --> 00:15:31,471
‫حس می‌کنم با نگاه‌ش
‫توی روحم نفوذ می‌کنه.

301
00:15:31,554 --> 00:15:33,890
‫آره، ولی تو روح قشنگی داری،
‫مگه نه؟

302
00:15:33,973 --> 00:15:37,185
‫پس جای نگرانی نداره.
‫چون فقط چیزای قشنگ می‌بینه.

303
00:15:37,268 --> 00:15:39,721
‫مثل اون‌ دفعه که رفته بودیم
‫شهربازی، لباست بدن‌نما بود.

304
00:15:39,771 --> 00:15:41,481
‫- جیسون. ساکت!
‫- یادت میاد؟ آره.

305
00:15:41,523 --> 00:15:42,524
‫جیس!

306
00:15:43,024 --> 00:15:45,443
‫فقط به نظرم هیچ بهونه‌ای برای
‫تعقیب کردن کسی وجود نداره.

307
00:15:45,527 --> 00:15:48,229
‫- همون‌کاری که ما با پیمانکاره کردیم؟
‫- تو طرف کی هستی؟

308
00:15:48,279 --> 00:15:49,864
‫راستـش، نمی‌دونم.

309
00:15:49,948 --> 00:15:52,575
‫فقط می‌دونم، نباید طرفی
‫وجود داشته باشه.

310
00:15:52,659 --> 00:15:53,660
‫ببین، چیزی نمیشه.

311
00:15:53,743 --> 00:15:56,079
‫امیدوارم، لحظه‌ای باهاش
‫تنها نباشیم.

312
00:15:56,162 --> 00:15:57,163
‫خدای من.

313
00:16:07,841 --> 00:16:09,050
‫سلام.

314
00:16:09,884 --> 00:16:10,927
‫سلام.

315
00:16:24,190 --> 00:16:25,225
‫- آب‌نبات نعنایی؟
‫- نه، ممنون.

316
00:16:25,275 --> 00:16:26,693
‫- آره، به من بدین...
‫- جیس.

317
00:16:26,776 --> 00:16:27,777
‫نه، ممنون بو.

318
00:16:33,366 --> 00:16:34,617
‫خب، با صحبت کردن با بو،

319
00:16:34,659 --> 00:16:38,329
‫متوجه شدم خیلی دوست داره
‫از حال بچه‌ها خبردار شه.

320
00:16:38,997 --> 00:16:40,657
‫از وقتی اونا رو دیده
‫خیلی وقتـه گذشته.

321
00:16:40,707 --> 00:16:42,417
‫خب...

322
00:16:46,421 --> 00:16:48,256
‫گمونم یه عکس آوردین.

323
00:16:48,339 --> 00:16:49,507
‫بله.

324
00:16:50,383 --> 00:16:54,012
‫بفرمایید، خودشونـن.
‫چند روز پیش،

325
00:16:54,095 --> 00:16:57,056
‫بیرون... بیرون خونه گرفتیم.

326
00:17:01,269 --> 00:17:03,396
‫- ممنون.
‫- آره، مشکلی نیست.

327
00:17:03,479 --> 00:17:07,650
‫بعد از اون حادثه
‫حال تایلر چطوره؟

328
00:17:07,734 --> 00:17:10,153
‫توی بیمارستان گفتن
‫مشکلی نداره؟

329
00:17:10,236 --> 00:17:13,281
‫اون... آره، اون...
‫کاملاً خوبـه.

330
00:17:15,033 --> 00:17:16,242
‫- خودت رو سرزنش نکن.
‫- نه.

331
00:17:17,118 --> 00:17:18,953
‫همه هر از چندگاهی
‫دوست دارن یه نوشیدنی بخورن.

332
00:17:19,579 --> 00:17:21,206
‫فقط وقتی زیادی شه، بده.

333
00:17:21,873 --> 00:17:22,874
‫

334
00:17:22,957 --> 00:17:26,002
‫- اون موقع مشکلات شروع میشه.
‫- آره، آره. این...

335
00:17:28,630 --> 00:17:32,133
‫پرنسس چطوره؟

336
00:17:34,135 --> 00:17:35,887
‫الان رابطه‌تون بهتر شده؟

337
00:17:35,970 --> 00:17:38,640
‫- چون می‌دونم مشکل داشتین.
‫- خوبـه، آره. خیلی خوبـه.

338
00:17:40,224 --> 00:17:41,392
‫خیلی خوبـه.

339
00:17:41,476 --> 00:17:42,477
‫خوبـه.

340
00:17:42,560 --> 00:17:44,646
‫خوبـه، آره.

341
00:17:44,729 --> 00:17:45,730
‫خوبـه.

342
00:17:48,274 --> 00:17:49,359
‫باشه.

343
00:17:49,442 --> 00:17:54,614
‫خب، شاید بتونین یکم برای بو
‫تعریف کنین بچه‌ها چیکارا می‌کنن.

344
00:17:55,448 --> 00:17:57,775
‫- اون چه کوفتی بود؟
‫- منظورت چیـه؟

345
00:17:57,825 --> 00:17:59,202
‫اون خود واقعیـش نبود.

346
00:17:59,285 --> 00:18:01,738
‫- اون زنی که من دیدم نبود.
‫- به نظر خوب میومد.

347
00:18:01,788 --> 00:18:03,665
‫فقط می‌تونم با مادر خودم
‫مقایسه‌ش کنم.

348
00:18:03,748 --> 00:18:05,708
‫- سعی داشت مارو بندازه توی دردسر.
‫- چی؟

349
00:18:05,792 --> 00:18:07,660
‫تعجب نمی‌کنم اگه بفهمم
‫اون آب‌نبات‌‌ها سمی بودن.

350
00:18:07,710 --> 00:18:08,544
‫احمق نباش.

351
00:18:08,628 --> 00:18:10,713
‫می‌خواست ببینه ما
‫آدم‌های خوبی هستیم یا نه.

352
00:18:10,755 --> 00:18:13,549
‫- نه، می‌تونم ذاتـش رو ببینم.
‫- ببخشید.

353
00:18:14,300 --> 00:18:15,385
‫ببخشید.

354
00:18:16,427 --> 00:18:18,137
‫اینارو برای بچه‌ها درست کردم...

355
00:18:18,221 --> 00:18:19,931
‫و می‌خواستم ببینم
‫بهشون میدین یا نه.

356
00:18:20,765 --> 00:18:22,175
‫- ممنون بو.
‫- باشه.

357
00:18:22,225 --> 00:18:23,976
‫- مشکلی نیست.
‫- ممنون.

358
00:18:24,060 --> 00:18:25,228
‫واقعاً لطف کردی.

359
00:18:26,646 --> 00:18:28,314
‫خب، معذرت می‌خوام.

360
00:18:29,273 --> 00:18:30,650
‫روز خوبی داشته باشین.

361
00:18:32,235 --> 00:18:33,236
‫کارش قشنگ بود.

362
00:18:33,319 --> 00:18:35,238
‫صبر کن. ببخشید،
‫باید جواب بدم، اسکات‌ـه.

363
00:18:35,279 --> 00:18:37,699
‫نه، ازش خواسته بودم بهم زنگ بزنه.
‫بعد از کار می‌بینمـت.

364
00:18:37,782 --> 00:18:39,659
‫ببین، بچه‌هامون قبلاً
‫با کسای دیگه رابطه داشتن.

365
00:18:39,742 --> 00:18:41,994
‫ما فقط باید رابطه‌ی خودمون
‫رو بسازیم، باشه؟

366
00:18:42,036 --> 00:18:43,488
‫فقط یاد بگیر یکم اعتماد کنی، باشه؟

367
00:18:43,538 --> 00:18:44,539
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ عزیزم، دوست دارم.

368
00:18:58,720 --> 00:19:01,172
‫رفیق، باید درمورد پول حرف بزنیم،
‫چه اتفاقی داره میفته؟

369
00:19:01,222 --> 00:19:03,558
‫آره، الان شده 11 هزارتا.

370
00:19:03,641 --> 00:19:05,768
‫باشه، خوبـه.
‫پس درکل شده 23 هزارتا؟

371
00:19:06,269 --> 00:19:07,937
‫نه، درکل 11 هزارتا.

372
00:19:08,020 --> 00:19:09,981
‫- چی میگی؟ من بهت 12 هزارتا دادم.
‫- آره.

373
00:19:10,606 --> 00:19:11,691
‫و حالا شده 11 هزارتا.

374
00:19:11,774 --> 00:19:13,901
‫- یعنی هزارتا از دست دادی؟
‫- نه، نه، نه.

375
00:19:13,985 --> 00:19:15,987
‫هنوز پتانسیل 12 هزارتا شدن رو داره.

376
00:19:16,779 --> 00:19:19,115
‫ولی درحال حاضر 11 هزارتاست.

377
00:19:19,198 --> 00:19:20,199
‫رفیق...

378
00:19:20,825 --> 00:19:25,204
‫رفیق، برای خونه یه درخواستی دادن
‫که من باید پولـم بهش برسه.

379
00:19:25,288 --> 00:19:27,665
‫پول رو دادم بهت که دوبرابرش کنی،
‫نکه کمـش کنی.

380
00:19:27,748 --> 00:19:30,835
‫آره، خب کلاً دوبرابر کردنی
‫درکار نیست.

381
00:19:30,918 --> 00:19:32,912
‫پس این‌ همه آدم پولدار
‫چطوری از بورس پول درمیارن؟

382
00:19:32,962 --> 00:19:33,796
‫اونا چیکار می‌کنن؟

383
00:19:33,880 --> 00:19:36,507
‫فکر کنم اونا پول بیشتری
‫برای شروع دارن.

384
00:19:36,591 --> 00:19:41,012
‫خب، نمی‌تونی...
‫کوتاه‌ش کنی؟

385
00:19:41,888 --> 00:19:43,055
‫چی رو کوتاه کنم؟

386
00:19:43,139 --> 00:19:45,475
‫پولی که بهت دادم،
‫فقط سریع کوتاه‌ش کن.

387
00:19:45,558 --> 00:19:46,434
‫باشه؟ کوتاه‌ش کن.

388
00:19:46,517 --> 00:19:49,103
‫نمی‌دونم فکر می‌کنی
‫معنی «کوتاه‌ش کن» چیـه...

389
00:19:49,187 --> 00:19:50,897
‫چیکار باید بکنم؟

390
00:19:50,980 --> 00:19:54,025
‫فقط یه منبعِ درآمد داریم.
‫باید یه جا برای زندگی پیدا کنم.

391
00:19:54,108 --> 00:19:57,528
‫- باید حداقل یه شغل دیگه پیدا کنم.
‫- آره، ببین، باهات همدردی می‌کنم، برادر.

392
00:19:58,112 --> 00:20:00,323
‫از اونجایی که خودم پدرم،
‫داشتم فکر می‌کردم...

393
00:20:00,406 --> 00:20:02,325
‫ببین، فقط پول رو بهم برگردون.
‫باشه؟

394
00:20:02,408 --> 00:20:05,369
‫برش گردون.
‫و لطفاً چیزی به نیکی نگو.

395
00:20:05,870 --> 00:20:08,122
‫اصلاً نمی‌دونی بچه‌ها
‫چقدر خرج دارن.

396
00:20:08,206 --> 00:20:10,958
‫هر روز یه چیز جدید پیش میاد.
‫اصلاً نمی‌دونی...

397
00:20:11,042 --> 00:20:14,295
‫چه حسی داره وقتی می‌دونی
‫هرلحظه ممکنه عزیزات گشنگی بکشن.

398
00:20:36,609 --> 00:20:37,610
‫سلام.

399
00:20:38,486 --> 00:20:39,487
‫ببخشید.

400
00:20:39,570 --> 00:20:41,239
‫حالت خوبه؟

401
00:20:42,240 --> 00:20:43,824
‫فقط خسته‌ام.

402
00:20:43,908 --> 00:20:45,326
‫از ساعت 6 صبح بیدارم.

403
00:20:45,409 --> 00:20:46,702
‫نمی‌خواستم دیر کنم.

404
00:20:48,537 --> 00:20:49,789
‫خونه‌ت چقدر فاصله داره؟

405
00:20:49,872 --> 00:20:52,375
‫سه ایستگاه.

406
00:20:54,669 --> 00:20:57,421
‫آره.

407
00:20:57,505 --> 00:20:59,006
‫حتماً فکر می‌کنی خیلی احمقـم.

408
00:20:59,090 --> 00:21:01,217
‫نه، معلومه که نه.

409
00:21:02,093 --> 00:21:03,511
‫برای همه سختـه.

410
00:21:03,594 --> 00:21:05,346
‫نه برای شما، مطمئنم.

411
00:21:06,097 --> 00:21:08,099
‫به نظر جوون‌های خیلی موفقـی میاین.

412
00:21:09,433 --> 00:21:10,851
‫باور کن، ما بی‌نقص نیستیم.

413
00:21:12,061 --> 00:21:13,562
‫- نه؟
‫- نه.

414
00:21:16,482 --> 00:21:17,650
‫مشکلات خودمون رو داریم.

415
00:21:19,235 --> 00:21:20,236
‫واقعاً؟

416
00:21:21,320 --> 00:21:22,321
‫آره.

417
00:21:38,087 --> 00:21:39,088
‫بله؟

418
00:21:40,381 --> 00:21:41,382
‫بهش فکر کردم.

419
00:21:41,465 --> 00:21:44,343
‫می‌خوام کتاب رو چاپ کنیم،
‫ولی یه درخواست دارم.

420
00:21:44,427 --> 00:21:46,095
‫هیچ درخواستی رو قبول نمی‌کنم.

421
00:21:46,762 --> 00:21:47,763
‫قبولـه.

422
00:22:05,072 --> 00:22:06,449
‫سلام، بابا.
‫سرت خلوتـه؟

423
00:22:07,283 --> 00:22:08,951
‫یکم کمک لازم دارم.

424
00:22:17,585 --> 00:22:18,586
‫پیچ‌گوشتی.

425
00:22:27,678 --> 00:22:28,929
‫آچار.

426
00:22:38,856 --> 00:22:40,524
‫انبرقفلی چین‌دار.

427
00:22:50,117 --> 00:22:51,619
‫مواظب باش.

428
00:22:53,496 --> 00:22:54,497
‫اوضاع چطوره؟

429
00:22:54,580 --> 00:22:57,082
‫هنوز برای گفتن زوده.

430
00:22:57,666 --> 00:22:58,792
‫باشه.

431
00:22:59,960 --> 00:23:02,087
‫- من رو درجریان بذارین.
‫- حتماً.

432
00:23:26,403 --> 00:23:28,697
‫نه، واقعاً؟

433
00:23:28,781 --> 00:23:30,532
‫- کارش تمومـه.
‫- مطمئنی؟

434
00:23:30,616 --> 00:23:33,285
‫اگه فامیل داشت،
‫الان توی راه بودن.

435
00:23:33,369 --> 00:23:34,787
‫

436
00:23:34,870 --> 00:23:35,913
‫مواظب باش.

437
00:23:38,958 --> 00:23:40,251
‫نه، دیگه چی شده؟

438
00:23:43,462 --> 00:23:45,214
‫اینا رو قبلاً درست کردم.

439
00:23:51,470 --> 00:23:53,847
‫آره، اینا خیلی بهترن.

440
00:23:53,931 --> 00:23:56,433
‫- اشکال نداره اگه...
‫- آره، نه، راحت باش.

441
00:23:57,142 --> 00:23:58,143
‫

442
00:24:08,445 --> 00:24:09,613
‫خدای من.

443
00:24:16,954 --> 00:24:18,289
‫خیلی خوبـه.

444
00:24:18,372 --> 00:24:20,541
‫خب.

445
00:24:20,624 --> 00:24:23,919
‫پدر مقدس...

446
00:24:24,003 --> 00:24:29,883
‫ازت تشکر می‌کنیم که
‫آدام رو دست ما سپرده بودی.

447
00:24:30,843 --> 00:24:33,387
‫اون واقعاً به زندگی‌مون
‫روشنایی بخشید.

448
00:24:34,930 --> 00:24:37,433
‫- آمین.
‫- خوبـه، دیگه بریم داخل؟

449
00:24:39,226 --> 00:24:40,769
‫باید یه چیزی بخونیم.

450
00:24:41,395 --> 00:24:43,564
‫آره، آره.

451
00:24:44,148 --> 00:24:47,026
‫میشه قبل از اینکه کیت و شیلی
‫برگردن تمومش کنیم؟

452
00:24:48,152 --> 00:24:49,653
‫- می‌خوای این رو بخونی؟
‫- آره.

453
00:24:51,947 --> 00:24:57,453
‫«ممنون که این چراغ رومیزی
‫مک‌میلیان رو خریداری کردین.

454
00:24:57,536 --> 00:25:01,040
‫لطفاً قبل از استفاده دستورالعمل‌ها
‫رو با دقت بخونین،

455
00:25:01,123 --> 00:25:03,917
‫برای اطمینان از عملکرد ایمن و...»

456
00:25:04,001 --> 00:25:06,420
‫بذار ببینم،
‫<i>«رضایت‌بخش».</i>

457
00:25:06,503 --> 00:25:10,174
‫«رضایت‌بخش این محصول.»

458
00:25:10,257 --> 00:25:13,010
‫- آمین...
‫- «لامپ شاملـش نمیشه.»

459
00:25:13,093 --> 00:25:14,303
‫آمین.

460
00:25:15,596 --> 00:25:16,430
‫روش رو بپوشونیـم.

461
00:25:16,513 --> 00:25:18,849
‫- زودباش، بیا روش رو بپوشونیم.
‫- آفرین، رفیق.

462
00:25:20,309 --> 00:25:21,310
‫خوبـه.

463
00:25:24,688 --> 00:25:26,857
‫بیاین بریم، بچه‌ها.
‫تموم شد.

464
00:25:27,566 --> 00:25:29,401
‫بیا بریم، عزیزم.

465
00:25:29,485 --> 00:25:30,519
‫<i>میشه خوراکی بخوریم؟</i>

466
00:25:30,569 --> 00:25:32,446
‫نظرت چیـه؟
‫به آرامش خاطر رسید؟

467
00:25:32,529 --> 00:25:34,865
‫- آره، واقعاً یه لحظه‌ی تربیتی بود.
‫- آره.

468
00:25:35,449 --> 00:25:37,075
‫یه نقطه عطف واقعی بود.

469
00:25:40,913 --> 00:25:41,914
‫الو؟

470
00:25:43,916 --> 00:25:45,167
‫همه‌چی مرتبـه؟

471
00:25:46,877 --> 00:25:48,212
‫آره، آره، وقت دارم.

472
00:25:48,295 --> 00:25:50,964
‫- حالت خوبـه، رفیق؟
‫- آره.

473
00:25:51,048 --> 00:25:52,841
‫به خاطر گیاه بگونیاست.
‫رفت توی چشمـم.

474
00:25:53,425 --> 00:25:54,426
‫حساسیت دارم.

475
00:25:55,093 --> 00:25:56,762
‫آره، باشه. ممنون.

476
00:26:04,019 --> 00:26:05,020
‫چی شده؟

477
00:26:05,771 --> 00:26:06,813
‫نوآه بود.

478
00:26:06,897 --> 00:26:07,898
‫خب.

479
00:26:10,234 --> 00:26:12,152
‫بعد از اینکه رفتیم
‫با بِو حرف زدی؟

480
00:26:13,111 --> 00:26:15,397
‫- آره، یعنی...
‫- چی گفتی؟

481
00:26:15,447 --> 00:26:17,441
‫یادم نیست، چطور؟
‫چی شده؟ چی شده؟

482
00:26:17,491 --> 00:26:18,992
‫ازمون شکایت کرده.

483
00:26:19,952 --> 00:26:22,079
‫گفتـه ما برای حضانت بچه‌ها
‫مناسب نیستیم.

484
00:26:22,162 --> 00:26:25,082
‫اونا که جدی نمی‌گیرن، می‌گیرن؟
‫آتویی ازمون نداره.

485
00:26:27,376 --> 00:26:30,754
‫گفته داریم خونه رو از دست می‌دیم،
‫و پول کافی برای خریدنـش رو نداریم.

486
00:26:30,837 --> 00:26:32,005
‫درستـه؟

487
00:26:32,089 --> 00:26:36,718
‫و گفته تمام پول‌مون رو بدون اینکه
‫به من بگی قمار کردی.

488
00:26:39,930 --> 00:26:41,598
‫جیسون، تو چیکار کردی؟

489
00:27:26,518 --> 00:27:28,520
‫[برای راننده شدن ثبت‌نام کنید.]

490
00:27:36,945 --> 00:27:38,947
‫[درخواست خرید خانه پذیرفته شد.]

491
00:27:41,283 --> 00:27:44,286
‫[ظرف دو ماه آینده خانه رو تخلیه کنید.]

492
00:27:46,330 --> 00:27:52,335
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫» ترجمه از تـارا «